گزارشی تازه از هنرمند تازه از دست رفته سینما و تئاتر ایران؛

گزارشی تازه از هنرمند تازه از دست رفته سینما و تئاتر ایران؛
همه از ارحام صدر فقید گفتند؛ از علیرضا خمسه تا علیرضا افتخاری
همه از ارحام صدر فقید گفتند؛ از علیرضا خمسه تا علیرضا افتخاری


سینمای ما - 20 روز بیشتر از خاکسپاری احمد آقالو نگذشته بود که باز اهالی تئاتر و سینما در انتظار به خاکسپاری پیشکسوت دیگری از همین خانواده هستند. «رضا ارحام صدر» بازیگری که این روزها کمتر کسی از او سراغ می‌گرفت در سن 85 سالگی در خانه‌اش واقع در اصفهان از دنیا رفت. او متولد ارديبهشت ‌١٣٠٢ در محله باقلعه‌ اصفهان بود. ارحام صدر سال‌هاي کودکي و نوجواني‌اش را با تحصيل در کالج انگليسي‌هاي اصفهان، دانشگاه نفت آبادان و دانشکده ادبيات اصفهان گذراند و موفق به کسب ليسانس فلسفه و امور تربيتي از اين دانشگاه شد. در همان سال‌هاي تحصيل بود که اولين گام‌هاي ورود به عرصه بازيگري تئاتر را با بداهه‌گويي‌هاي خلاقانه‌اش برداشت و به گفته خود از سال 27 – 26 در تئاتر اصفهان که مرحوم ناصر فرهمند آن را تأسيس کرده بود، عضو شد و در کنار ثبوت جهان شاه، رفيعي، رشتي‌زاده، فرهمند و بسياري ديگر که اغلب‌شان جهان خاکي را ترک گفته‌اند آغاز به همکاري کرد.او بنيانگذار گروه هنري ارحام در سينما پارس بود؛ با اين حال در عرصه سينما خوش درخشيد.


مساوي با ميراث فرهنگي اصفهان


سعدي افشار معتقد است نام ارحام صدر جزو ميراث فرهنگي اصفهان محسوب مي‌شود. سعدي افشار، تنها بازمانده نسل سياه بازان تئاتر کشورمان که بيش از 60 سال در عرصه نمايش‌هاي تخت حوضي فعاليت‌ داشته، ضمن ابراز تاسف قلبي خود از فوت ارحام صدر، ‌‌به سايت ايران تئاتر گفت: «ارحام صدر يکي از بي‌نظيرترين کمدين‌هاي تئاتر و سينماي کشور ما بود که با بزرگاني مثل‌ دکتر دخاني، مژگان سيفي و... که از نامداران تئاتر کشورمان هستند کار کرده است». او همچنين ادامه داده است: «ارحام صدر مرد بزرگي بود که همه از خيرخواهي و پرداختن به امور عام‌المنفعه او آگاهي دارند. من اين سعادت را ندارم که در مجلس ختم اين هنرمند بزرگ تئاتر کشورمان حضور پيدا کنم، ولي مي‌گويم که عاشق کار او بودم و برايش‌ احترام قائل هستم». افشار در پايان گفت: «ارحام صدر حدود 50 سال قبل در تئاتر فردوس واقع در لاله‌زار، نمايشي با عنوان جده زرين سمرقند را اجرا کرد که در اين نمايش هنرمندان ديگري چون اکبر جقه، وحدت، جبلي و... حضور داشتند که با استقبال عمومي مواجه شد؛ ولي وي بعدها فعاليت تئاتري خود را بر اصفهان متمرکز کرد. من از شنيدن خبر فوت اين هنرمند بي‌نظير تئاتر کشورمان بسيار متاسف و اندوهگين هستم».


شاگردش بودم


جمشيد مشايخي گفت: رضا ارحام‌صدر از بزرگترين كمدين‌هاي سينما و تئاتر ايران بود كه درس‌هاي زيادي از او گرفتم. اين بازيگر پيشكسوت سينما درپي درگذشت ارحام صدر با اظهار تاسف فراوان گفت: قرار بود به مناسبت «شب يلدا» در برنامه‌اي به همراه هنرمندان قديمي دور هم جمع شويم. شنيدن خبر درگذشت او بسيار من را متاثر كرد. مشايخي ادامه داد: من خودم را شاگرد ارحام‌صدر مي‌دانم و همه مي‌دانند كه عاشقانه دوستش مي‌داشتم و برايش احترام خاصي قائل بودم.


جایش همیشه خالی خواهد ماند


عزت‌الله انتظامي گفت: رضا ارحام صدر يكي از بزرگترين كمدين‌هاي ايران بود كه كارش با همه تفاوت داشت. آقاي بازيگر سينماي ايران درپي درگذشت ارحام‌صدر گفت: پس از ارحام، كسي نتوانست جايش را بگيرد. وقتي كه از كار كنار كشيد خيلي از اصفهاني‌ها آمدند تا كار او را انجام بدهند اما نشد و هيچكس كلاس آن را پيدا نكرد. او باسواد بود و علاوه بر لهجه اصفهاني، تكنيك و سبك خاصي در اجرا داشت و هميشه مسائل نويي از خود ارائه مي‌كرد. وي ادامه داد: من از سال 1324 با او آشنا بودم و هرموقع او به تهران مي‌آمد يا من اصفهان مي‌رفتم همديگر را مي‌ديديم و اين اواخر هم هنگامي كه مجيد در اصفهان كنسرت داشت، آمد روي سن و براي حاضران صحبت‌هاي خوبي كرد.


بهترين آكتور كمدي


محمدعلي كشاورز، رضا ارحام صدر را بهترين آكتور كمدي در سينما و تئاتر ايران می‌داند و می‌گوید: اين بازيگر، طنز را بلد بود و مسائل اجتماعي را في‌البداهه در اين قالب مطرح مي‌كرد و بسيار هم تأثيرگذار بود كه تاكنون نظيرش به وجود نيامده است». این بازیگر پیشکسوت گفت : «ارحام صدر تنها كسي بود كه در ايران در قالب طنز و بديهه‌سرايي نظير نداشت. يكي از هنرمندان بسيار خوب بود و مي‌توانم بگويم سال‌هاي سال بايد بگذرد تا يك هنرمندي مثل ارحام صدر در حوزه تئاتر ظهور كند. كارهايش در صحنه تئاتر بسيار عالي و كم‌نظير بود و در سبك كاري خودش انساني شايسته بود».


فقدانی بزرگ


عليرضا خمسه، فوت ارحام صدر را براي جامعه بازيگري يک فقدان دانست و ‌مراتب تاسف خود را اعلام کرد. خمسه، بازيگر با سابقه تئاتر، سينما و تلويزيون که سال‌هاي زيادي است در ژانر کمدي فعاليت دارد، در پي فوت ارحام صدر، ‌به سايت ايران تئاتر گفت: «شب گذشته با شنيدن خبر فوت ارحام صدر بسيار متاسف شدم و حال خوبي ندارم؛ چرا که انتظار شنيدن اين خبر را نداشتم». وي در ادامه افزود: «ارحام صدر از چهره‌هاي شاخص و پرتلاش تئاتر و سينماي کمدي بود که متاسفانه به دليل فاصله نسلي من و ايشان افتخار همکاري با او را نداشته‌ام اما همواره به ايشان علاقه‌مند بودم و در رديف علاقه‌مندان جدي اين هنرمند قرار داشتم».


معلم اخلاق


عليرضا افتخاري نیز در آيين درگذشت رضا ارحام صدر شرکت داشت. او در این مراسم گفت: «استاد رضا ارحام صدر، انساني با اخلاق و معتقد به اصول و ارزش‌ها بود و ابعاد پنهان و زواياي نيكوي شخصيت وي در آينده نمايان خواهد شد. استاد رضا ارحام صدر، هنرمند ارزشمندي بود كه تاريخ، ديگر وجود آن را تكرار نخواهد كرد. همه مردم اصفهان و هنرمندان ايران به استاد ارحام صدر، عشق مي ورزيدند و آثار وي در ساير نقاط جهان معروف و مشهور بود».


منبع خبر : فرهنگ آشتی

بازیگر نقش یوسف یک شبه این گونه نشد:

بازیگر نقش یوسف یک شبه این گونه نشد
این بازیگر سریال یوسف پیامبر گفت: در یکی از صحنه های فیلم مصطفی زمانی مجبور شد که 14کیلو به وزن خود در یک مقطع زمانی اضافه کند و چنین کاری را نیز به خوبی انجام داد به همین خاطر او را می توان یک بازیگر با تکنیک دانست.
مهر: محمد امین سلیمان تاش گفت: بر خلاف گفته برخی از روزنامه ها و محافل مصطفی زمانی یک شبه ره صد ساله را طی نکرده و در این راه چندین سال تلاش کرده است.

سلیمان تاش در مراسم جشن جوان در سینما سعدی شیراز افزود: مصطفی زمانی برای ایفای این نقش نزدیک به دو سال تلاش کرده و کلاسهای مختلفی را برای آمادگی جسمانی خود گذارنده است.

وی عنوان کرد: مصطفی زمانی طی این دو سال تمام متون و علم بازیگری را به صورت کنسرو شده و دقیق یاد گرفت و توانست به صورت مناسب نیز از عهده ایفای نقش خود برآید.

سلیمان تاش گفت: بر خلاف عده ای از هنرمندان کنونی سینمای ایران که فقط از ویژگی چهره خوب برخوردارند و هنری را نمی توانیم از آنها در آثار خودشان ببینیم، زمانی علاوه بر چهره خوب از تکنیک قوی بازیگری نیز برخوردار بوده و مجموعه این عوامل باعث شده که او بازیگر قدرتمندی باشد.

این بازیگر سریال یوسف پیامبر گفت: در یکی از صحنه های فیلم مصطفی زمانی مجبور شد که 14کیلو به وزن خود در یک مقطع زمانی اضافه کند و چنین کاری را نیز به خوبی انجام داد به همین خاطر او را می توان یک بازیگر با تکنیک دانست.

وی در بخش دیگری از سخنان خود نیز بیان کرد: من پس از 12 سال دوری از کار بازیگری با فیلم یوسف پیامبر دوباره به عرصه تلویزیون و سینما راه یافتم و خوشحالم که توانستم در این سریال نقش خود را به خوبی ایفا کنم.

زندگی هنری محمد علی کشاورز:   

زندگی هنری محمد علی کشاورز
Image خانواده سبز : استاد كشاورز خود را اينگونه معرفي مي‌كند، در سال 1309 در يك محله قديمي اصفهان به دنيا آمدم. فعاليت هنري خودم را از سال 1327 آغاز كردم، ثمره ازدواج من تنها يك دختر است كه سال‌ها در بلژيك زندگي مي‌كند، درس نقاشي خوانده و در همان جا هم تدريس مي‌كند. استاد، فعاليت سينمايي خود را در 24 سالگي آغاز كرد. فيلم «شب‌قوزي» به كارگرداني «فرخ غفاري» (در سال 1343) و پس از آن «زمزمه محبت» از فيلم‌هاي معروف او تا پيش از سال 1357 بود. از ديگر آثار او مي‌توان به فيلم‌هايي چون آقاي هالو، رگبار، صادق كُرده، خورشيد در مرداب، قصه ماهان، وقتي آسمان بشكافد، شام آخر و... اشاره داشت. پس از انقلاب يعني زماني كه 48 ساله بود، به بازي در فيلم‌هاي سينمايي ادامه داد و تا به امروز در بيش از 60 پروژه سينمايي به جز كارهاي تلويزيوني بازي كرده است. اوج هنر او در سينما را بايد در فيلم «مادر» مرحوم علي حاتمي در 59 سالگي ديد، گرچه پيش از آن در فيلم‌هايي چون: كمال‌الملك، برزخي‌ها، كفش‌هاي ميرزانوروز، گل سرخ و هامون بازي كرده بود... اما او در تلويزيون هم، نقش‌هايي ايفا كرد كه هميشه در اذهان مردم ماند... دايي‌جان ناپلئون (در سال 1352) سلطان و شبان در سال 1362 به كارگرداني داريوش فرهنگ، سربداران در سال 1363 به كارگرداني محمدعلي نجفي و البته هزاردستان به كارگرداني مرحوم علي حاتمي بين سال‌هاي 1359 تا 1366 اوج هنرنمايي او در تلويزيون بود. اما در سال 74 او در سريالي بازي كرد كه هيچ‌گاه از ذهن مردم خارج نخواهد شد. بازي در نقش پدر يك خانواده با نام «پدر سالار» كه در زمان پخش آن، خيابان‌هاي شهرها خلوت مي‌شد. محمدعلي كشاورز در حال حاضر 78 سال دارد، براي اين بازيگر بزرگ سينماي ايران آرزوي سلامتي و موفقيت مي‌كنيم.

فرج ا... سلحشور: اجازه نمی دهم دخترانم فیلم بسازند:

فرج ا... سلحشور: اجازه نمی دهم دخترانم فیلم بسازند/ دختر سلحشور: من فیلمسازم. پدرم خبر ندارد!

جهان نیوز: "هیچکدام از دخترانم در عرصه سینما فعالیت نمی­کنند، فقط یکی از آنها نویسندگی می­کند. اگر خودشان هم تمایل به فعالیت داشته باشند من اجازه نمی­دهم، چرا که سینما جای مناسبی برای خانم­ها نیست، سینما (چه در ایران و چه در جهان) برای زن، جای خوبی نیست، چون در سینما زمینۀ فساد زیاد است، عرصه فساد پذیری در آن زیاد است و به همین دلیل نه برای خانم­ها بلکه برای آقایان هم مناسب نیست..."این جملات بخشی از حرف­های جنجالی "فرج الله سلحشور" در گفت و گوی ماه گذشته­اش با روزنامه ایران است. حرف­هایی که برخی از حاضران سومین جشنواره فیلم پلیس پس از اعلام نام فرد برگزیده بخش کارگردانی تولیدات ناجا با تعجب و البته حدس و گمان، زیر گوش کنار دستی­شان، آنها را زمزمه کردند.زینت سلحشور کارگردان فیلم نیمه بلند "انتقام بزرگ" آن شب در مراسم حاضر اما به دلیل آنچه خود بدشانسی می­خواند، هنگام اعلام نامش برای تقدیر، در تالار اصلی غایب بود اما خارج شدن نامش از پاکت برگزیدگان جشنواره­ای سینمایی، کافی بود تا حرف و حدیث­هایی هر چند در قالب شنیده­ها دربارۀ اختلاف او و پدرش، در میان اهالی رسانه، به دنبال منبعی برای تأیید یا تکذیب، دهان به دهان شود.زینت سلحشور دختر کارگردان سریال پرحاشیه یوسف پیامبر (ع) است. او اگرچه امروز و در شرایط خاصی که گفته­ها و فعالیت­های پدرش فراهم آورده است نامش رسانه­ای می­شود، اما یک دهه است که از اهالی سینمای ایران به شمار می­رود."نزدیک به 10 سال است که وارد سینما شده­ام. کارم را با دستیاری کارگردان و برنامه­ ریزی آغاز کردم و تا امروز هم در پروژه­هایی مثل شهر آشوب (یدالله صمدی) امام حسین (ع) کار نیمه تمام شهریار بحرانی و سریال یوسف پیامبر (ع) حضور داشته­ام."اينها گفته‌هاي زينب سلحشور به "وطن امروز" است كه به قول خودش 8 سال در سايه بوده است. اختلاف هست اما.....سلحشور در توضیح حرف­هایی که درباره اختلافات او با پدرش برای کار در سینما مطرح شده است، می­گوید: "تا پیش از برگزاری سومین جشنواره فیلم پلیس و دریافت جایزه ویژه کارگردانی در میان تولیدات ناجا، پدرم از فعالیتم بی­خبر بود. اختلاف نظرات من و پدرم خیلی زیاد است اما این از جنس همان اختلاف نظری است که شاید میان بسیاری از والدین و فرزندان وجود داشته باشد، این اختلاف کاملاً طبیعی است."وی تأکید می­کند:"بالاخره پدر من نگرانی­ها و تجربه­هایی دارد که منتقل می­کند. من هم از آنها استفاده می­کنم اما اینکه می­گویم پدرم از کارگردانی این فیلم بی­اطلاع بود از سر اختلاف با او نیست، بلکه من اصلاً به هیچ­کس درباره این فیلم حرفی نزده بودم، نه به پدرم نه به مادرم و نه حتی به آقای (محسن) علی اکبری که از دوستان نزدیک خانواده ما هستند و اتفاقاً در آن مقطع هم چند ماهی در دفترشان مشغول بودم. من چون خودم از کیفیت روند تولید این فیلم راضی نبودم و الان هم از نتیجه کار اصلاً راضی نیستم و هرچقدر هم جایزه تندیس بگیرد نمی­توانم آن را فیلم خوبی بدانم نمی­خواستم دیگران را در استرس­هایم شریک کنم، برای همین کل روند تولید را به طور مستقل و بدون اطلاع دیگران دنبال کردم و به انتها رساندم."زینب سلحشور می­­گوید: "من در حال حاضر زندگی کاملاً مستقلی از خانواده­ام دارم. به سه دلیل خیلی ساده زندگی مستقل از خانواده­ام را انتخاب کرده­ام اول اینکه خانه پدری ما همیشه پر از میهمان و آمد و شد است و برای همین کارکردن در آنجا برایم دشوار بود (واقعاً هم نمی­دانم پدر چطور می­تواند در آن شرایط کار کند! دومین دلیلم، حساسیت­های خاصی بود که تمامی والدین روی کیفیت فعالیت فرزندانشان دارند و این برای من که به عنوان مثال در پنج­شبانه روز شاید با 2 وعده غذا هم بتوانم کار کنم کمی نامطلبوب بود و جلوی کار کردنم را می­گرفت (چرا که این غذا نخوردن اصلاً برای والدین نمی­تواند معقول باشد) سومین دلیل هم این است که می­خواهم اگر به جایی می­رسم خودم رسیده باشم نه به واسطۀ نزدیکان و در سایه پدرم."وی می­افزاید:" من یکی از منتقدان جدی سریال یوسف پیامبر (ع) هستم. به عقیده من مشورت نگرفتن با اهل فن موجب شده است که برخی نقاط ضعف جدی در این مجموعه به وجود بیاید. هرچند که برخی پارامترها مانند طراحی لباس و برخی دکورها به جذابیت مجموعه کمک کرده است و می­تواند مخاطب را به سریال جذب کند."در مورد سینما هیچگاه به تفاهم نخواهیم رسیدزینب سلحشور می گوید:" من و پدرم هیچگاه در مورد سینما به تفاهم نرسیده­ایم و فکر هم نمی­کنم هرگز برسیم چرا که من مثل پدرم فکر نمی کنم."وی خاطرنشان می کند:" من يك دختر چادری هستم و بارها شده است که برای پروژه­ای دعوت شده­ام. اما بعد از اینکه حضوری رفته­ام و پوششم را دیده­اند دیگر تماس نگرفته و به اصطلاح من را پیچانده­اند! اما در عین حال در پروژه­هایی هم که حضور داشته­ام در کمتر از یک هفته توانسته­ام نظر اطرافیان را نسبت به خودم تغییر دهم و با تمامی عوامل حتی تا مدتها بعد از اتمام کار روابط حسنه­ام را حفظ کنم. خب اینها در سینما هست اما به نظرم نمی­توان حکم کلی صادر کرد، لااقل من نمی­توانم چنین قضاوتی درباره دیگران داشته باشم."سلحشور تأکید می­کند:" من نمی­گویم که همه در سینما طیب و طاهر هستند، چرا که این غیر ممکن و در تمامی مشاغل هم اینگونه است. ضمن اینکه سینما به دلیل شرایط خاصی که دارد و نیز نظارتی که نمی­توان به صورت سیستماتیک بر آن حاکم کرد، بستر مناسب­تری برای بروز برخی مسائل دارد اما با همین شرایط هم، من انسان خوب در این عرصه بسیار دیده­ام، انسانهایی که حاضرم به سرشان قسم بخورم و نمی­توانم در جایگاه قضاوت و صدور حکم کلی درباره سینما آنها را نادیده بگیرم."وی می­گوید:" شاید هم حق با پدرم باشد، اما من نمی­توانم او را درک کنم، در عین اینکه او را محکوم هم نمی­کنم و می­گویم احتمال دارد اشتباه از من باشد."منتقد آقای سلحشورم و با پدرم مشکلی ندارمدختر فرج الله سلحشور در ادامه صحبت­هایش تأکید می­کند:"من هیچ مشکلی با پدرم ندارم، درست است که به آقای سلحشور در جایگاه حقوقی­اش انتقاداتی دارم، اما پدرم همیشه برایم پدر است و جایگاه ویژه و خاصی هم برایم دارد."وی می­افزاید: "من به هیچ عنوان نمی­توانم منکر شوم زمانی که چشم به دنیا باز کردم پدرم بالای سرم نبوده است و نمی­خواهم منکر این این باشم که دوستان و حتی حداقل اعتباری که امروز در میان سینماگران دارم را مدیون او هستم. از همان دوران کودکی وقتی تلویزیون می­دیدم حرف­های پدرم درباره قاب­بندی­ها، نورپردازی، دیالوگ و .... همه برای ما کلاس درس بود و مگر تجربه جز اینهاست، من در کنار پدرم بود که فهمیدم دوربین چیست، کادر چیست، دیالوگ یعنی چه و ..."سلحشور می­گوید: کودکی من سرشار از خاطره تمرین­های تئاتری پدرم در خانه است و حتی روزهایی که محسن مخملباف به خانه­مان می­آمد و میهمان پدرم بود را به یاد دارم. اینها همه تجربیاتی است که من امروز از آنها بهره­مندم."وی تأکید می­کند:" من می­خواستم سینما را از صفر شروع کنم و از نردبان (نام پدر) استفاده نکنم، اما متأسفانه انگار در کشور ما اینگونه نمی­توان بود، همه به محض شنیدن نامت انتظار دارند تو را در جایگاهی که تصور کرده­اند ببینند و بر اساس همان تصورات می­خواهند تمام عقب­ماندگی­هایی که در زندگی داشته­اند را با تو تصفیه کنند! این بود که بعد از نزدیک به 8 سال فعالیت در سایه، از 2 سال پیش تصمیم گرفتم وارد عرصه هایی چون نویسندگی و کارگردانی شوم و به فعالیت­هایم صورتی جدی­تر دهم. با خودم گفتم تو که در هر صورت ناسزا می­شنوی، لااقل کاری را که دوست داری انجام بده!"سلحشور درباره نخستین تجربه کارگردانی­اش هم می­گوید:"انتقام بزرگ فیلمی نیمه بلند درباره قرص­های روانگردان بود که به سفارش ناجا ساختم و خیلی هم تجربه تلخی برایم بود! هیچ وقت فکر نمی­کردم کار اولم را در شرایطی کارگردانی کنم که تمام دوستان و همکاران سینمایی­ام مشغول کار باشند و من مجبور شوم به ناچار به کسی اطمینان کنم که هر چه نامردی می­توانست، در حقم کرد، البته این هم برایم تجربه­ای بود که هیچ وقت و تحت هیچ شرایطی با کسی که نمی­شناسم، کار نکنم."وی می­گوید: "در شب تقدیر در جشنواره پلیس هم 4 ساعتی که در سالن بودم خبری نشد، اما (شاید از بدشانسی) همان 10 دقیقه­ای که برای نماز سالن را ترک کرده بودم، اسمم را اعلام کردند. حیف شد، چون قصدم این بود که دیپلم افتخار و جایزه­ام را روی سن به (سید علیرضا علویان) تقدیم کنم که صداگذاری و میکس فیلم را بر عهده داشت. به جرأت می­توانم بگویم او تنها کسی بود که در این تجربه تلخ، از دستش حرص نخوردم و استرس نداشتم!"سلحشور دربارۀ ادامه فعالیتش در سینما هم می­گوید: "دیگر سراغ کارهایی چون برنامه­­ریزی و دستیاری نمی­روم مگر در مورد عبدالرضا (شاهین) شهباززاده، که جانباز شیمیایی است و به دلیل ارادتی که به او دارم هرگاه در پروژه­ای مشغول شود حتماً تا جایی که در توانم باشد همراه و کمک­حالش خواهم بود. الان هم فیلنامه­ای داریم که در مرحله تأیید در شبکه دوم سیماست و معلوم نیست چه زمان و در چه قالبی ساخته شود."

عمو پورنگ و خاطره ماندگار حج :

عمو پورنگ و خاطره ماندگار حج
 
Image

مثل خواب بود
مثل يك خواب شيريني بود كه لحظه لحظه‌هاش به يادم مونده/ اما اون خواب هرگز ديگه تكرار نمي‌شه چون به واقعيت تبديل شده بود/ آره كي فكر مي‌كرد روزي پا توي خونه خدا بذاره؟/ جايي كه هزاران نفر آرزوي رفتن به اونجا رو دارن/ اما درست كه يادم مي‌ياد مي‌بينم خواب نبود بلكه حقيقت بود/ آره داريوش به سفر خونه خدا رفت/ از لحظه شروع سفر دلهره داشتم!! يعني ممكنه؟ يعني مي‌شه من خونه خدا رو از نزديك ببينم؟ اي خدا تو چقدر خوبي/ چقدر مهربوني/ چقدر با گذشتي...
چه آرزويي بكنم/ چه چيزي از خدا بخوام... اين‌همه آرزو... اين‌همه سفارش دعا/ كدوما رو زودتر بگم؟ اصلا كدومش مهم‌تره؟... اي خدا همه آرزوهامو برآورده كن...

خلاصه با دنيايي از آرزوها و سفارشات دوستان رفتم زيارت خانه خدا كه يك فضاي زيبا و روح‌انگيزي كه هرگز نظير اونو تو زندگي تجربه نكرده بودم... همه به دنبال يك چيز بودن نزديك شدن به خدا و طلب آمرزش و عفو گناهان.

يادش بخير... روز عيد قربان... وقتي همه آماده شديم براي اين‌كه موهاي سرمونو بتراشيم چه صحنه جالب و ديدني شده بود... / هر چيزي كه مي‌تونست زيبايي به ما ببخشه بايد ازمون دور مي‌شد/ ديگه نه آينه‌اي بود و نه شانه‌اي كه بخواهي موهاتو مرتب كني و بقول بچه‌ها خودتو زيبا كني... بايد از همه اونها به خاطر معبودت مي‌گذشتي... آخه زيباي اصلي اونه... آره اونه كه زيباست و ما غافل از اون فقط به زيبايي خودمون فكر مي‌كنيم....
بچه‌ها چه خالصانه و با اشتياق موهاي همديگه رو مي‌تراشيدند و به هم تبريك مي‌گفتن:

حاج داريوش مباركه ايشاءالله...

در صحراي عرفات اون همه زائر ولي من به اين فكر مي‌كردم چرا ما اينجا اومديم قراره به چي برسيم/ چطور مي‌تونيم از من من فرار كنيم... چطور مي‌تونيم به عرفان اصلي دست پيدا كنيم... همراه با بچه‌ها خوندن دعاي عرفه/ صداي ناله و گريه زائران/ هر كس با خداي خودش نجوا مي‌كرد و زمزمه‌كنان كلماتي را به زبان جاري مي‌ساخت.

چقدر صحنه‌هاي زيبا و جالبي مي‌تونستيم ببينيم/ هر كس در هر مقام و در هر جايگاهي بود اونجا در نهايت عجز و ناتواني از پروردگار خودش طلب استمداد مي‌كرد... داريوش تو اينجا به دور از همه تعلقات دنيوي و همه داشته‌ها و افتخاراتت تنها هستي/ براي خدا چه چيزي به ارمغان آوردي/ خدايا مرا ببخش/ خدايا مرا عفو كن/ چرا از تو غافل بودم چرا غرق در خوشي‌هاي دنيا و دلبستگي‌هاي آن شدم/ خدايا فرصتي بده تا باز خودم را دريابم چرا كه خودشناسي بهترين راه براي خداشناسي است...

آري آن روز نيز هم چون ديگر روزهاي پر خاطره سفر مكه گذشت... تا اين‌كه روز عيد غدير خم فرا رسيد همه افراد سادات كه در كاروان ما بودند به زائران هديه مي‌دادند... شكلات، نقل و نبات و گاهي هم اسكناس 100 توماني كه لاي قرآن قرار داده بودند...

ياد مادرم افتادم... چون او نيز سادات بود... به او زنگي زدم و عيد سادات را به او تبريك گفتم... از اين‌كه در كنارم نبود دلتنگش شده بودم ولي براي جبران نبودش فقط در حقش دعا مي‌كردم و به يادش بودم.

اكنون كه اين ايام از راه رسيده دوباره به خاطرات سفر مكه در سال 1385 مي‌افتم كه چه زود گذشت اي‌كاش زمان قابل تكرار بود و خاطرات دوباره اتفاق مي‌افتاد...

آره در نهايت اين‌گونه متوجه شدم... همه آدما سفر مكه مي‌رن تا پاك بشن و از همه گناهان دور و نزد خدا عزيز و معصوم... مثل شما بچه‌ها.

پس شما كه مصداق پاكي و خوبي و بي‌گناهي هستيد/ هميشه دوستتون دارم.

داريوش فرضيايي
(عمو پورنگ

«رضا ناجی» در یك فیلم روسی بازی می‌كند:

«رضا ناجی» در یك فیلم روسی بازی می‌كند
«رضا ناجی» بازیگر برنده ۳ جایزه بین‌المللی سینمای ایران، قرار است در یك فیلم از سینمای روسیه ایفای نقش كند.
در نشست خبری فیلم «آواز گنجشك‌ها» كه عصر امروز در پنجمین جشنواره بین‌المللی فیلم دبی برپا شد، «مجید مجیدی» خبر از ایفای نقش «رضا ناجی» در فیلمی روسی داد.
وی گفت: بازیگران و فیلمسازان ما از استانداردهای جهانی برخوردار هستند و خارج از ایران كار می‌كنند اما در بازیگری شاید این اتفاق كمتر رخ داده است.
مجیدی گفت: «رضا ناجی» توانایی و استعداد را دارد و قرار است در یك فیلم روسی بازی كند. 

اكران پنجمين «ترميناتور» در سال 2010

اكران پنجمين «ترميناتور» در سال۲۰۱۰

پنجمين قسمت از سري فيلم‌هاي تريلر «ترميناتور» در سال 2010 به‌روي پرده سينماهاي جهان خواهد آمد.

به گزارش ايسنا، كمپاني فيلم «هالسيون» روز گذشته در حاشيه برگزاري جشنواره فيلم دوبي اعلام كرد، قسمت پنجم فيلم پرطرفدار و معروف «ترميناتور» با تهيه‌كنندگي «درك اندرسون» و «ويكتور كوبيسك» ساخته خواهد شد.

به گزارش ورايتي، «جوزف مک‌گينتي» كه هم‌اكنون قسمت چهارم فيلم‌هاي «ترميناتور» با نام «بازگشت نابودگر» را كارگرداني مي‌كند، قرار است در ساخت قسمت پنجم اين فيلم نيز همكاري داشته باشد.

قسمت چهارم فيلم «ترميناتور» طبق اعلام سازندگان آن 22 مي 2009 به سينماها خواهد آمد و انتظار مي‌رود قسمت پنجم اين فيلم نيمه اول سال 2010 آماده اكران شود.

با وجود اينكه هنوز لوكيشن احتمالي براي ساخت قسمت پنجم «ترميناتور» مشخص نشده است، اما كشورهاي خاورميانه در اين ميان از شانس بالاتري برخوردارند.

گپی با نفیسه روشن بازیگر سینما و تلویزیون :

گپی با نفیسه روشن بازیگر سینما و تلویزیون  
 نفیسه روشن، بازیگر جوان و نام آشنای كشورمان، را همه می شناسیم، او متولد ۱۳۶۱ است كه بازی او در نقش «پری» در مجموعه «اغماء» او را به عنوان بازیگری توانا به لحاظ حسی و عاطفی معرفی كرد و امتداد این حضور در مجموعه «مثل هیچ كس» باز هم خاطراتی را در ذهن مخاطبان او حك كرده است.
او از حضورش در عرصه بازیگری این چنین یاد می كند: «پسر دایی ام همایون شهنواز» اولین بار من را با این عرصه پرهیاهو آشنا كرد و اولین تجربه هنری ام با «روزهای به یاد ماندنی» رقم خورد، اما در كلاسهای استاد حمید سمندریان بود كه بایدهای این هنر را یاد گرفتم.
از آنجایی كه بازیگری فرصت خوبی است برای برقراری ارتباط بیشتر با مخاطبان، این حرفه را با اشتیاق دنبال كردم و از همان آغاز تا امروز، برایم تجربه لذت بخش ایفای نقش به جای آدمهای مختلف، بسیار شیرین و جذاب بوده و هست.
وی در ادامه می گوید: «بازیگری فرصت خوبی بوده كه در روابط اجتماعی با دیگران موفق تر باشم و به اطرافم سطحی نگاه نكنم. حس همراهی با مخاطب و این كه اطمینان داری او كارهایت را دنبال می كند، انتقاد می كند و حتی گاهی از نقش تازه ات ذوق زده می شود بسیار جالب توجه است.»
می گویند بازیگران به دنبال گمشده ای در عالم هنر هستند، نفیسه روشن چگونه است؟ !او در این مورد می گوید: «بله، شاید درست باشد، من هم از این قاعده مستثنی نیستم و به دنبال قطعه گمشده ای از خودم می گردم. گمشده ای كه می شود از آن به عنوان چراغ راه یاد كنم و شاید همه علاقه مندان به عرصه بازیگری به دنبال همان سیبی باشند كه از خوردنش منع شده اند یعنی كشف حقیقت وجودی حمایت در این دنیا.»
اما بر میگردیم به تجربه خوب شما در مجموعه «اغماء». چقدر برای این نقش وقت گذاشتی؟ روشن در این مورد می گوید: «وقتی نقش «پری» به من پیشنهاد شد از آنجایی كه قرار بود در كنار هنرمند برجسته ای مثل «امین تارخ» كار كنم، با اشتیاق و علاقه این نقش را قبول كردم. «اغماء» كار متفاوتی بود با حال و هوایی سرشار از معنویت.در این مجموعه احساس آرامش عجیبی داشتم و البته استفاده از تجربه های آقای تارخ، خیلی در ایفای نقشم به من كمك كرد.»
و نقش «اشرف» در مجموعه «مثل هیچ كس» چطور بود؟ ! «من در این مجموعه شانس این را داشتم كه از میان دو نقش «نیلوفر» و «اشرف» یكی را انتخاب كنم و از آنجایی كه به دنبال نقش های متفاوت بودم و «اشرف» نقشی بسیار متفاوت داشت. این شخصیت را ترجیح دادم. اما در كل این یك سریال و یك نقش متفاوت بود و اگر همسری مثل «كاظم» داشتم، همه چیز را رها می كردم و می رفتم !ولی این مجموعه برایم تجربه خاصی بود، چون اتفاقهای منحصر به فردی از این شخصیت به نمایش گذاشته نشد و فقط زندگی زنی بود كه فرزندش را بسیار دوست دارد و به خاطر او و به تحریك همسرش حتی از برادرش شكایت می كند!» وی در ادامه می گوید: «مثل هیچ كس» را دوست دارم اما «اغماء» را در كارنامه هنری ام یك نقطه عطف می دانم.»
می پرسم تجربه های تلویزیونی را دوست دارد یا ایفای نقش در سینما كه می گوید: «آنچه برایم اهمیت ویژه ای دارد ارتباط بیشتر و بهتر با مخاطبان است و تلویزیون این فرصت را برای بازگیر فراهم می كند كه ارتباط بیشتری با مخاطبانش برقرار كند. به نظرم این روزها سینما مثل گذشته آنقدرها هم مخاطب ندارد و آرامش تلویزیون برایم جذابیت بیشتر ی دارد.»
وقتی او به این نكته اشاره می كندكه سینماها آنقدرها هم مخاطب ندارد، علت را جویا می شوم و او می گوید: «شاید از این بابت كه سوژه ها بسیار شبیه هم هستند و بازیگران هم در نقشهای شبیه به هم ظاهر می شوند !در ضمن سلیقه و خواست مخاطبان چندان درنظر گرفته نمی شود و شاید اینها از بهترین دلایل این بی رغبتی باشد.»
آخرین سؤال و اینكه این روزها مشغول چه كاری هستی؟ !«این روزها روی چند نقش و پیشنهاد تازه فكر می كنم، كه شاید یكی از آنها را قبول كردم، تا خدا چه بخواهد... »  
   
 
 
 
 
   مصاحبه : روزنامه قدس 

رضا ناجی» در یك فیلم روسی بازی می‌كند:

رضا ناجی» در یك فیلم روسی بازی می‌كند
«رضا ناجی» بازیگر برنده ۳ جایزه بین‌المللی سینمای ایران، قرار است در یك فیلم از سینمای روسیه ایفای نقش كند.
در نشست خبری فیلم «آواز گنجشك‌ها» كه عصر امروز در پنجمین جشنواره بین‌المللی فیلم دبی برپا شد، «مجید مجیدی» خبر از ایفای نقش «رضا ناجی» در فیلمی روسی داد.
وی گفت: بازیگران و فیلمسازان ما از استانداردهای جهانی برخوردار هستند و خارج از ایران كار می‌كنند اما در بازیگری شاید این اتفاق كمتر رخ داده است.
مجیدی گفت: «رضا ناجی» توانایی و استعداد را دارد و قرار است در یك فیلم روسی بازی كند.

بیوگرافی یومی یول با بازی جین هی کیونگ:

بیوگرافی یومی یول با بازی جین هی کیونگ


http://www.jumong.ir/photos/6084709-bio-youmiyol.jpg

بیوگرافی شخصیت یو می یول ( کاهن ) در سریال افسانه جومونگ با بازی جین هی کیونگ

نام : جین هی کیونگ /Jin Hee Kyung /Jin Hui Kyeong 

حرفه : بازیگر و موسیقیدان

محل تولد : کره جنوبی

تاریخ تولد : 17 سپتامبر 1968

سن : 40 سال

قد : 174cm      

وزن : 52kg   

تحصیل: دانشکده موسیقی ( نوازندگی ویولن )


سریال های جین هی کیونگ :

The Book of Three Han as Yeo Mi-eul -MBC, 2006
 Sad Love Song as Audrey-MBC, 2005
Women Next Door as Su
-mi -MBC, 2003


فیلم های سینمایی های جین کیونگ :

Now And Forever
-2006
Marrying The Mafia-2002
Plum Blossom
I Wish I Had A Wife-2000
Holiday In Seoul
Motel Cactus
The Gingko Bed-1995

بیوگرافی ملکه با بازی کیون میری:

بیوگرافی ملکه با بازی کیون میری





بیوگرافی شخصیت ملکه هانگ هو  در سریال افسانه جومونگ با بازی کیون میری

نام :
کیون میری / Kyun Mi Ri / Kyeon Mi Ri

حرفه : بازیگر

تاریخ تولد : 19 سپتامبر 1964

محل تولد : کره جنوبی

سن : 44 سال

سریال های تلویزیونی :

Golden Bride (SBS, 2007)
The Book of Three Han (MBC, 2006)
Sad Goodbye (KBS2, 2005)
Dae Jang Geum (MBC, 2003)
All About Eve (MBC, 2000

بیوگرافی مو پال مو با بازی لی کیه این:

بیوگرافی مو پال مو با بازی لی کیه این


http://www.jumong.ir/photos/4107290-jumong.ir-bio-mopalmo.jpg

بیوگرافی شخصیت مو پال مو در سریال افسانه جومونگ با بازی لی کیه این

نام : لی کیه این - Lee Kye In 

حرفه : بازیگر

تاریخ تولد : 16 می 1952

محل تولد : کره جنوبی

سن : 56 سال

محل تحصیل : دانشگاه  Incheon Jr

سریال های تلویزیونی لی کیه این :

The Return of Iljimae - MBC, 2008
I Am Happy - SBS, 2008
The Book of Three Han as Mo Pal Mo - MBC, 2006
Yeon Gae Somun - SBS, 2006
The Age of Heroes as Tae Sool - MBC, 2004
Inspector Park Moon Soo - MBC, 2002
Sangdo - MBC, 2001
Mr. Duke as Supervisor Jo - MBC, 2002
Did We Really Love - MBC, 1999

بیوگرافی گیوم وا با بازی جون جی وانگ ريول:

بیوگرافی گیوم وا با بازی جون جی وانگ ريول





بیوگرافی شخصیت گوم وا / گیوم وا سریال افسانه جومونگ با بازی جون جی وانگ ريول

نام : جون جی وانگ ریول /  Jun Kwang-ryul  / Jeon/Chun Gwang-ryeol

حرفه : بازیگر و موسیقیدان

تاریخ تولد : 11 فوریه 1959

سن : 49 سال

محل تولد : کره جنوبی

خانواده :
ازدواج کرده

 محل تحصیل :  دانشگاه هنرهای چوکی ( رشته موسیقی ) 

سریال های تلویزیونی جون جی وانگ ریول :

The Book of Three Han (MBC, 2006)
Love Hymn (MBC, 2005)
Love And Sympathy (SBS
, 2005)
The Age of Heroes (MBC, 2004)
Royal Story (KBS, 2002)
Trap of Youth (SBS, 1999)
Huh Joon (MBC, 1999)
Roses and Bean Sprouts (MBC, 1999 


فیلم های سینمایی جون جی وانگ ریول :

(2002) - 2424
Kiss Me Much 2001

بیوگرافی وزیر اعظم با بازی لی جاء یانگ:

بیوگرافی وزیر اعظم با بازی لی جاء یانگ


http://www.jumong.ir/photos/5643949-jumong.ir-Lee-Jae-Yong.jpg

بیوگرافی شخصیت وزیر اعظم با بازی لی جاء یانگ بازیگر سریال افسانه جومونگ

نام :
لی جاء یانگ -  Lee Jae Yong - Yi Jae Yong

حرفه : بازیگر

سال تولد : 1963

محل تولد : کره جنوبی

سن : 45 سال

خانواده : او دو دختر دارد

محل تحصیل : دانشگاه بوسان

سریال های تلویزیونی لی جاء یونگ :

Lobbyist  SBS, 2007
Yi San  MBC, 2007
Money's Warfare  SBS, 2007
90 Days, Falling in Love Days  MBC, 2006
The Book of Three Han  MBC, 2006
 5th Republic  MBC, 2005
Sea God  KBS, 2004
Into The Storm  SBS, 2004
Rustic Period  SBS, 2002 

فیلم های سینمایی لی جاء یانگ :

Who's That Knocking At My Door?  - 2007
Dasepo Girl  - 2006
Fly, Daddy, Fly  - 2006
Monopoly  - 2006
Love Phobia  - 2006
A Man Who Went to Mars  - 2003
Save the Green Planet  - 2003
Friend  - 2003
Dr. K
 

بیوگرافی هموسو با بازی هو جون هو:

بیوگرافی هموسو با بازی هو جون هو





بیوگرافی شخصیت هموسو در سریال افسانه جومونگ با بازی هو جون هو

نام : هو جون هو / Huh Joon-ho / Heo Jun-ho 

حرفه : بازیگر

تاریخ تولد : 14 آپریل 1964

سن : 44 سال

محل تولد : کره جنوبی

قد : 180cm

وزن : 75kg

خانواده :  همسر او Lee Ha Yan است و یک دختر دارد.

محل تحصیل : دانشگاه هنر سئول


سریال های تلویزیونی هو جون هو :

Jumong -MBC, 2006
Precious Family- KBS, 2004
All In- SBS, 2003
I Love Hyun-jung- MBC, 2002
Hotelier- MBC, 2001
Bad Boys- MBC, 2000
Roses and Bean Sprouts -MBC, 1999
Power of Love- MBC, 1997


فیلم های سینمایی هو جون هو :

Dragon Squad (2005)
Silmido (2004)
Four Toes (2002)
Volcano High (2001)
Libera Me (2000)
Blues (1998)
Last Trial (1998)
Man Who Holds Flowers
, A (1997)
Last Short-term Soldier, The (1997)
Partner (1997)
Rocket Has Launched (1997)
Grown-ups Grill the Herring (1996)
Two Men (1996)
Terrorist, The (1995)
My Dad is Bodyguard (1995)
Jamon Jamon Seoul (1994)
Pirate (1994)
Coffee, Copy, Copi (1994)
27 Roses (1992)
Green Sleeves (1991)
Good Morning, President (1989)
Blue (Blue Sketch) - 1986
 

بیوگرافی ماری با بازی ان جونگ هون:

بیوگرافی ماری با بازی ان جونگ هون


http://www.jumong.ir/photos/8402353-jumong.ir-bio-mari.jpg

بیوگرافی شخصیت ماری در سریال افسانه جومونگ  با بازی ان جونگ هون

نام : ان جونگ هون - Ahn Jung Hoon - An Jeong Hun

حرفه : بازیگر

تاریخ تولد : 26 دسامبر 1969

محل تولد : کره جنوبی

سن : 39 سال

قد : 175cm

وزن : 71kg

خانواده : ازدواج کرده و دارای یک دختر هست.

محل تحصیل : دانشگاه Dankuk

سریال های تلویزیونی ان جونگ هون :

Women of the Sun - KBS2, 2008
Blue Fish - SBS, 2007
The Book of Three Han - MBC, 2006
Pure 19- KBS1, 2006
The Age of Heroes - MBC, 2004
One Million Roses - KBS, 2003
Summer Scent - KBS2, 2003
All About Eve - MBC, 2000
Kaist - SBS
, 1999
Sunflower - MBC, 19980

بیوگرافی تسو با بازی کیم سونگ سو:

بیوگرافی تسو با بازی کیم سونگ سو


 



بیوگرافی شخصیت پرنس دی سو  در سریال افسانه جومونگ با بازی کیم سونگ سو

نام : کیم سونگ سو / Kim Sung-soo / Kim Seong-su

حرفه : بازیگر

تاریخ تولد : 23 می 1975

محل تولد : کره جنوبی

سن : 33 سال

قد :  185cm

وزن : 77kg

گروه خونی : B


سریال های تلویزیونی کیم سونگ سو :

Bad Love (KBS2, 2007)
My Sister (MBC, 2006)
Lawyers (MBC, 2005)
Stained Glass (SBS/TBS, 2004)
Full House (KBS, 2004)
Say You Love Me (MBC
, 2004


فیلم های سینمایی کیم سونگ سو :

Monopoly - 2006
The Red Shoes - 2005
The Sweet Sex And Love - 2003
 

بیوگرافی یانگ پو با بازی وون کی جون:

بیوگرافی یانگ پو با بازی وون کی جون


http://www.jumong.ir/photos/3194903-jumong.ir-youngpo-biojpg.jpg

بیوگرافی شخصیت پرنس یانگ پو در سریال افسانه جومونگ با بازی وون کی جون

نام : وون کی جون - Won Ki Joon

حرفه : بازیگر و خواننده

تاریخ تولد : 12 فوریه 1974

سن : 34 سال

محل تولد : کره جنوبی

سریال های وون کی جون :

Gourmet - SBS , 2008
The Book of Three Han - MBC , 2006

بیوگرافی سایونگ با بازی باء سو بین:

بیوگرافی سایونگ با بازی باء سو بین


http://www.jumong.ir/photos/243776-jumong.ir-Bae-Su-Bin-bio.jpg

بیوگرافی شخصیت سایونگ با بازی باء سو بین بازیگر سریال افسانه جومونگ

نام : باء سو بین -  Bae Su Bin - Bae Soo Bin

حرفه : بازیگر

تاریخ تولد : 9 دسامبر 1976

سن : 32 سال

محل تولد : کره جنوبی

قد : 180 سانتیمتر

وزن : 68 کلیوگرم

سریال های تلویزیونی 
باء سو بین :

The Painter of the Wind - SBS, 2008
Woman of Matchless Beauty, Park Jung Kum- MBC, 2008
The Book of Three Han - MBC, 2006
Let's Marry - MBC, 2005
Fashion 70's - SBS, 2005
Sea God - KBS, 2004
When a Man is in Love - SBS
, 2004

بیوگرافی جومونگ با بازی سانگ ایل گوگ:

بیوگرافی جومونگ با بازی سانگ ایل گوگ





بیوگرافی شخصیت جومونگ در سریال افسانه جومونگ با بازی سانگ ایل گوک

نام : سانگ ایل گوک / Song Il Gook /Song Il Guk / Song Il Kook /Song Il Kuk

حرفه : بازیگر و مدل

تاریخ تولد : 1 اکتبر 1971

محل تولد : کره جنوبی

سن : 36 سال

قد : 185 سانتیمتر

وزن : 80 کیلو

محل تحصیل: دانشگاه Cheongju

علایق : گلف ، شنا ، اسکی ، دوچرخه سواری کوهستانی ، شمشیر بازی
.


سریال های تلویزیونی سونگ ایل گوک :

The Kingdom of The Winds (KBS2, 2008)
Lobbyist (SBS, 2007)
Jumong (MBC, 2006)
Sea God (KBS, 2004)
Terms of Endearment (KBS, 2004)
People of the Water Flower Village (MBC 2004)
Desert Spring (MBC, 2003)
Bodyguard (KBS, 2003)
Royal Story (KBS2 2002)
Hard Love (KBS2 2002)
Album of Love (KBS1, 2001)
All About Eve (MBC, 2001, cameo)
Into the Sunlight (MBC, 1999)
Did We Really Love (MBC, 1999)

فیلم های سینمایی سونگ ایل گوک :

The Art of Seduction (2005)
Red Eye (2004)

جوایز برنده شده :

2006 MBC Drama Awards: Daesang Award
2006 MBC Drama Awards: Top Excellence Award
2005 KBS Acting Awards: Best Actor
2002 KBS Acting Awards: Best New Actor
 

خلاصه قسمت یازدهم سریال جومونگ:


 

خلاصه قسمت یازدهم سریال جومونگ


هموسو که تصمیم به آموزش جومونگ گرفته ، براش یک کمان میسازه و میگه که باید خوب تمرین کنی و هر وقت تونستی کمان رو تا آخر بکشی ، بهت تیر اندازی رو هم یاد میدم . جومونگ در همین حین به صورت آزمایشی کمان رو میکشه و به راحتی تا آخر کمان کش میاد و تیر رو پرتاپ میکنه ، هموسو شگفت زده و متحیر میمونه



پرنس یونگ پو که در اقامتگاه  توچی به سر میبرد ، بویونگ رو میبینه و میشناستش ، یکم بهش دری وری میگه و میذاره میره ، موضوع اینجا جالب میشه ، بویونگ برای اینکه این خبر رو به جومونگ برسونه ، به کوه میره تا جومونگ رو ببینه ، در همین حال سوسانو به همراه دوستاش از راه دور در حال مشاهده تمرینات جومونگ بودند که بویونگ سر میرسه و میره سمت جومونگ و خبر رو بهش میده . وقتی بویونگ میخواد از جومونگ خداحافظی کنه ، جومونگ بویونگ رو در آغوش میگیره و بوسش میده ، اینجاست که حال سوسانو که داشت این موضوع رو میدید گرفته میشه.



پرنس تسو  کم کم از بستر بیماری بلند میشه و میره که به کارهاش برسه ، در همین حین یانگ پو رو میبینه و یانگ پو در مورد توچی باهاش صحبت میکنه و میگه که باید تجارت رو از یون تابال بگیریم و به توچی بدیم ، تسو هم که طرفدار سوسانو و یون تا بال بود ، خیلی عصبانی میشه و به یونگ پو می توپه. از اون طرف ماری و دو برادر دیگه پیش جومونگ میان و میگن که ما ها رو پیش سوسانو ببر تا براشون کار کنیم ، این طوری از دست توچی هم در امان خواهیم بود و جومونگ هم قبول میکنه. سوسانو که سخت حالش گرفته ، داشت به درآغوش گرفتن جومونگ و بویونگ فکر میکرد که بهش خبر میرسه که جومونگ اومده به دیدنش ، سوسانو خوشحال به سمت جومونگ میره و جومونگ هم میگه ازت خواهش میکنم که این سه مرد رو در کاروان تجاری خودت راه بده ، سوسانو میگه که این افراد من رو دزدیدند ، نمیتونم فبولشون کنم ، من فقط شمارو قبول میکنم



در این میان جناب آقای تسو وارد منزل یون تا بال میشه و میبینه که جومونگ و سوسانو در حال صحبت هستند . جومونگ خیلی شکه میشه ، اما حرفی نمیزنه و سوسانو به تسو میگه که جومونگ ناجی من هستش و خلاصه سه نفری میرند داخل اتاق و با هم صحبت میکنند.جومونگ از سوسانو میخواد که اونو تسو رو تنهاشون بذاره . وقتی سوسانو میره ، جومونگ به پای تسو می افته و میگه که من میخوام زندگی بکنم و با من کاری نداشته باش ، من دیگه برای تو تهدیدی محسوب نمیشم ، تسو هم در نهایت قبول میکنه که کاری باهاش نداشته باشه



سوسانو هم قبول میکنه که به اون سه نفر کار بده . ماری و دوستاش از اینکه باید در بار بری کار کنند ، عصبانی میشن و میرند سمت جایی که محافظین یون تابال آموزش میبینند و از مسئولش میخوان که اونا رو جزء گارد خانواده یون تابال کنه ، خلاصه بعد از یکم زور بازو نشون دادن و مبارزه ، اوته قبول میکنه که اونارو بپذیره .



گیوم وا ژنرال بویو رو صدا میزنه و جریان زنده بودن هموسو رو بهش میگه و ازش میخواد که پیداش کنه ، وزیر اعظم هم میره پیش یو می یول و بهش میگه که من میخواستم هموسو رو بکشم ، اما نتونستم ، یو می یول عصبانی میشه و میگه که هموسو باید به مرگ طبیعی بمیره ، تو نباید اونو بکشی.
وزیر اعظم یک شخص رو مسئول زیر نظر داشتن یو می یول میذاره ، یو می یول سعی میکنه که جای هموسو رو پیدا کنه ، برای همین از یه دختر ستاره نشان استفاده میکنه.دختر مکان هموسو رو پیدا میکنه و به یو می یول میگه .



یو می یول به سمت کوه میره و هموسو رو میبینه ،  اون جاسوسی هم که از طرف وزیر اعظم یو می یول رو زیر نظر داشت ، یو می یول و هموسو رو میبینه . خلاصه ، یو می یول میاد پیش هموسو و بهش میگه که من به خاطر آینده بویو تورو زندانی کردم و گیوم وا از این موضوع با خبر نیست . یو می یول از هموسو میخواد که بویو رو ترک کنه و بره ، اما هموسو میگه که من باید قبلش گیوم وا رو ببینم و اون باید خودش به من بگه که من باید از بویو برم . یو می یول میگه این کارت باعث میشه که تمامی نقشه های بانو یوها که در حال حاظر زن دوم گیوم وا هستش به هم بریزه ، اینجاست که هموسو میفهمه که جومونگ پسر خودشه و خیلی تعجب میکنه . هموسو از یو می یول میخواد که حداقل یوها رو به دیدن اون بیاره و یو می یول قبول میکنه



جاسوس وزیر اعظم میاد پیشش و موضوع رو بهش میگه ، وزیر اعظم هم پا میشه و میاد پیش پرنس تسو و موضوع زنده بودن هموسو رو بهش میگه و تسو خیلی تعجب میکنه . تسو هم میاد پیش ملکه و جریان هموسو رو ازش میپرسه و ملکه هم میگه که پدرت به بانو یوها علاقه داشت و هموسو هم عاشق یوها بود و  من حدس میزنم که جومونگ پسر هموسو باشه ، اما تو به کسی چیزی نگو



پرنس یانگ پو به اسلحه خانه میره و تمامی شمشیر های سلطنتی رو برای توچی میبره ، مو پال مو سعی میکنه که جلوشو بگیره ، اما یانگ پو تهدیدش میکنه که اگه چیزی بگه میکشتش.این خبر به یون تا بال میرسه و اطرافیان تصمیم میگیرند که این موضوع رو به  تسو بگند ، اما در نهایت یون تا بال مخالفت میکنه و نمیذاره بهش بگن.پرنس تسو ، برادرش رو صدا میزنه و میگه که بدون اینکه پدر بفهمه یه ارتش 200 نفره آماده کن



یو می یول هم  میاد بانو یوها رو میبینه و اونو به کوه میبره تا هموسو ، بانو یوها رو ببینه . لحظه دیدار بعد از 20 سال فرا میرسه ....



آیا بانو یوها موفق به دیدار هموسو میشه ؟ادامه را درخلاصه قسمت دوازدهم سریال افسانه جومونگ ، در هفته بعد بخوانید

 

عکس های سوسانو در افسانه جومونگ


http://www.jumong.ir/photos/7936510-jumong.ir-hanhyejin1.jpg

http://www.jumong.ir/photos/4506892-jumong.ir-hanhyejin.jpg
 

عکس های تسو در سریال جومونگ


عکس تسو / کیم سونگ سو / Kim Sung-soo  در سریال جومونگ

http://www.jumong.ir/photos/5035152-jumong.ir-tseo.jpg


عکس تسو / کیم سونگ سو / Kim Sung-soo  در سریال جومونگ

http://www.jumong.ir/photos/7589559-jumong.ir-teso2.jpg
 

عکس هان هی جین - سوسانو


http://www.jumong.ir/photos/9838389-jumong.ir-hanhijin.jpg
  

بیوگرافی وزیر اعظم با بازی لی جاء یانگ


http://www.jumong.ir/photos/5643949-jumong.ir-Lee-Jae-Yong.jpg

بیوگرافی شخصیت وزیر اعظم با بازی لی جاء یانگ بازیگر سریال افسانه جومونگ

نام : لی جاء یانگ -  Lee Jae Yong - Yi Jae Yong

حرفه : بازیگر

سال تولد : 1963

محل تولد : کره جنوبی

سن : 45 سال

خانواده : او دو دختر دارد

محل تحصیل : دانشگاه بوسان

سریال های تلویزیونی لی جاء یونگ :

Lobbyist  SBS, 2007
Yi San  MBC, 2007
Money's Warfare  SBS, 2007
90 Days, Falling in Love Days  MBC, 2006
The Book of Three Han  MBC, 2006
 5th Republic  MBC, 2005
Sea God  KBS, 2004
Into The Storm  SBS, 2004
Rustic Period  SBS, 2002 

فیلم های سینمایی لی جاء یانگ :

Who's That Knocking At My Door?  - 2007
Dasepo Girl  - 2006
Fly, Daddy, Fly  - 2006
Monopoly  - 2006
Love Phobia  - 2006
A Man Who Went to Mars  - 2003
Save the Green Planet  - 2003
Friend  - 2003
Dr. K

پروین «سلطان» را دید:

در نمایشی در جشنواره تصویر سال؛
پروین «سلطان» را دید
پروین «سلطان» را دید


سینمای ما - سعید هاشمی: علی پروین با حضور در خانه هنرمندان ایران به تماشای فیلم مستند سلطان به کارگردانی مجید توکلی و تهیه کنندگی محمدرضا شریفی نیا نشست. به گزارش خبرنگار سینمای ما،شب گذشته در ادامه ششمین جشن بزرگ تصویر سال،فیلم مستند سلطان که درباره زندگی اسطوره فوتبال ایران(علی پروین) است به نمایش درآمد تا میهمان ویژه این نمایش خود سلطان باشد.این مراسم که تاخیر برگزار شد با استقبال بی نظیر علاقه مندان همراه بود تا جایی که سالن ناصری نیز همزمان با سالن بتهون فیلم را به نمایش گذاشته بود.علی پروین که شب گذشته به همراه خانواده خود به خانه هنرمندان آمده بود پس از پایان فیلم به دعوت سیف الله صمدیان در جلسه نقد و بررسی فیلم شرکت کرد و با ابراز خرسندی از فیلمی که درباره او ساخته شده بود گفت:هر چی فکر می کنم میبینم من لایق این همه محبت و لطفی که آقای توکلی و شریفی نیا به من داشتند نیستم و تا امروز به خاطر همین مردم تلاش کردم و تا آخر راه هم به خاطر مردم زنده هستم.پروین همچنین در ادامه جلسه با اشاره به اینکه چه طور شد با ساخت چنین فیلمی موافقت کرد گفت:روز اولی که مجید توکلی پیشنهاد ساخت این را به من داد راضی نبودم و فکر نمی کردم در نهایت چنین فیلم خوبی از آب در بیاید ولی به سفارش دخترانم حضور در این فیلم را قبول کردم.در ادامه سیف الله صمدیان به پروین گفت حالا از ساخت فیلم پشیمان هستید که پروین در جواب گفت:اصلا پشیمان نیستم و از آقای توکلی و گروهشان تشکر می کنم.در ادامه یکی از مدعوین به یکی از صحنه های فیلم که مایلی کهن از پروین تعریف می کند اشاره کرد و از پروین درباره رابطه او یا محمد مایلی کهن پرسید که پروین در پاسخ گفت:محمد مایلی کهن یکی از سالم ترین فوتبالیست های ما است و اتوبان رفاقت ما هم دوطرفه بوده و هست.
در ادامه این مراسم مجید توکلی کارگردان فیلم درباره انگیزه ساخت آن گفت:دوسال پیش در خانه دانشجویی یکی از دوستانم این طرح به ذهنم رسید و به مرور زمان پخته شد تا اینکه تصمصم گرفتم تمام تلاشم را انجام بدهم تا فیلمی مستند از زندگی اسطوره فوتبال ایران بسازم.به اعتقاد من علی پروین بیرون از فوتبال است و ابعاد زندگی او که در فیلم به آن اشاره شده نشان از روانشناسی منحصر به فرد وی در جریان زندگی است. توکلی که این روزها فیلم مستند زندگی هادی ساعی را در حال ساخت دارد در پایان از محمدرضا شریفی نیا یاد کرد و گفت:آقای شریفی نیا همین الان زیر گریم یک فیلم سینمایی هستند و امشب بین ما حاضر نیستند ولی می خواهم از لطفی که ایشان نسبت به من داشتند و همچنین اطمینانی که کردند تشکر کنم.چرا که در زمان شروع فیلمبرداری هیچکس حاضر نشد تا تهیه کننده فیلم باشد ولی شریفی نیا با همه مشغله هایش پذیرفت.همچنین سیف الله صمدیان از حرکت مجید توکلی و شریفی نیا تقدیر کرد و گفت:این صمیمیتی که در فیلم وجود دارد تحسین برانگیز است و امیدواریم این آغاز یک حرکت بزرک در عرصه فیلمسازی برای مجید توکلی باشد. براساس این گزارش این مراسم تا ساعت 23 شب به طول انجامید.


منبع خبر : سینمای ما

یک گزارش تکان دهنده؛ آتش‌نشانی تهران اعلام نظر کرد؛

یک گزارش تکان دهنده؛ آتش‌نشانی تهران اعلام نظر کرد؛
سینما جمهوری را عمدا آتش زده‌اند!
سینما جمهوری را عمدا آتش زده‌اند!


سینمای ما - بعد از گذشت یك ماه از سوختن سینما «جمهوری» مدیرعامل سازمان آتش‌نشانی علت آتش‌سوزی در این سینما را عمدی اعلام كرد. محمدرضا حاجی‌بیگی درباره این حادثه گفت: «چگونگی وقوع این حریق مشخص نیست و تنها كارشناسان ما تشخیص داده‌اند دلیل وقوع آتش‌سوزی عمدی بوده است و به زودی دلایل این حادثه را به مراجع قضایی و بیمه اعلام می‌كنیم.» این در حالی است كه در روزهای گذشته علی مصفا، یكی از صاحبان سینما، «عمدی» بودن آتش‌سوزی در سینما «جمهوری» را رد كرده بود. مصفا در گفت‌وگو با كارگزاران درباره نظر مدیرعامل سازمان آتش‌نشانی گفت: «فعلا در این مورد نمی‌توانم چیزی بگویم. هنوز هیچ گزارش رسمی دریافت نكرده‌ایم و منتظر تماس بیمه هستیم تا بر اساس گفته آنها اقدامات بعدی را انجام دهیم.» او در ادامه درباره میزان خسارت وارده به این سینما می‌گوید: «سازمان آتش‌نشانی این رقم را بین 250 تا 300 میلیون تومان اعلام كرده است كه واقعا باعث تعجب ما شد. واقعا نمی‌دانیم بر اساس چه معیاری این رقم را اعلام كرده‌اند. چون میزان تجهیزاتی كه داخل سینما بود بیش از 300 میلیون تومان ارزش داشت. دیگر قیمت ساختمان و میزان آسیب‌دیدگی آن به جای خود واقعا نمی‌دانیم چطور چنین چیزی اعلام شده است.» سینما جمهوری صبح روز 24 آبان بر اثر آتش‌سوزی سوخت. بسیاری در آن زمان نظرها و حاشیه‌های متعددی درباره علت این آتش‌سوزی ارائه دادند كه البته هیچ‌كدام از آنها تایید نشد.




منبع خبر : ایسنا (عکس‌ها از وبلاگ روزگار نو)

رضا یزدانی یکی از بازیگران این فیلم است؛

رضا یزدانی یکی از بازیگران این فیلم است؛
اپيزود «تهران: سيم آخر» مهدي كرم‌پور 26 آذر ماه كليد مي‌خورد
اپيزود «تهران: سيم آخر» مهدي كرم‌پور 26 آذر ماه كليد مي‌خورد


سینمای ما - با تکميل فهرست بازيگران و عوامل فني اپيزود «تهران:سيم آخر» از فيلم سه اپيزودي «تهران در جست‌و جوي زيبايي» اين فيلم 26 آذر ماه کليد مي‌خورد.

رعناآزادي‌ور، طناز طباطبايي، برزو ارجمند، فرهاد قائميان،سروش صحت،مجيد جوزاني ومحمد باغباني بازيگران اين اپيزود را تشکيل مي‌دهند.

رضا يزداني خواننده راک ايراني نيز در اولين حضور جدي سينمايي‌اش، يکي ديگر از بازيگران اصلي اين اپيزود خواهد بود.

مهرداد آلادپوش، مدير فيلمبرداري وکارن همايونفربا عنوان سازنده موسيقي از ديگر عوامل اصلي «تهران: سيم آخر» هستند.

اين اپيزود براساس فيلمنامه‌اي نوشته مشترک مهدي کرم‌پور و خسرو نقيبي جلوي دوربين مي‌رود. در اين اپيزود که بر محوريت موسيقي ساخته مي‌شود، ترانه‌اي سروده انديشه فولادوند خوانده مي‌شود.

مانا نيستاني نيز استوري‌بردهاي «تهران:سيم آخر» را تصوير کرده است.

ديگر عوامل اين فيلم عبارتند از: صدا:بابک اخوان، طراح صحنه و لباس:نيلوفر سجادي، طراح چهره‌پردازي: کيان اولاد وطن، دستيار اول کارگردان:نيما طباطبايي، دستيار دوم: بهدادآوند اميني، دستيار سوم: وهاب گائيني،منشي صحنه:نائله شريفي،دستيار اول فيلمبردار:حسين جليلي، گروه فيلمبرداري:سالار اردستاني، شاهرخ زماني، مرتضي سبحاني، دستيار صدا: ساسان کريمي، حسين شريفي، دستياران صحنه و لباس:فرهاد پرناک،زهرا صمدي، مجريان چهره پردازي:مريم سليقه ، محمدرضا ميرباقري،تصويربردار پشت صحنه: شهاب حاجي مشهدي، مدير تدارکات: سعيد حاجي زاده، گروه تدارکات: محمد محمدنيا، محمود شريف‌مرادي، ذبيح الله کرم‌لو،اسدخان حسيني،مدير توليد: محمدرضا نجفي.

«تهران : سيم آخر» توسط مهدي‌کرم پور کارگرداني مي‌شود. تهيه کنندگي فيلم «تهران در جست‌وجوي زيبايي» به عهده محمد علي حسين‌نژاد است و اين فيلم قرار است در سه اپيزود توسط داريوش مهرجويي، سيف‌الله داد و مهدي کرم‌پور با موضوع تهران ساخته شود.


منبع خبر : ایسنا

همبازی طنابنده در «سن‌ پطرزبورگ» مشخص شد؛ امين حيايي:

همبازی طنابنده در «سن‌ پطرزبورگ» مشخص شد؛
امین حیایی
امین حیایی


سینمای ما - امين حيايي با پروژه سينمايي «سن‌پترزبورگ» به كارگرداني بهروز افخمي قرارداد بست تا اين پروژه اوايل دي‌ماه در تهران كليد بخورد.  با پيوستن «امين حيايي» به اين فيلم ،دو نقش اصلي آن مشخص شد. در اين پروژه حيايي در كنار «محسن طنابنده» قرار خواهد گرفت.
بنا بر اين گزارش، قرار است به زودي با انتخاب باقي عوامل فيلمبرداري «سن پترزبورگ» براساس فيلمنامه‌اي از پيمان و محراب قاسم‌خاني آغاز مي‌شود.
اين فيلم مضموني كمدي دارد و داستان آن درباره دو دوست است كه دائم در حال بلوف زدن هستند.
عوامل سازنده اين پروژه عبارتند از:
كارگردان: بهروز افخمي، نويسنده فيلمنامه:پيمان و مهراب قاسمخاني، مدير توليد: رضا نوروزي ،مدير فيلمبرداري :حسن علي اسدي،طراح گريم: مهري شيرازي، طراح صحنه و لباس: مرجان شيرمحمدي .



منبع خبر : فارس

كمدين تئاتر ايران درگذشت:

كمدين تئاتر ايران درگذشت
رضا ارحام صدر عصر يكشنبه 24 آذر ماه در منزل مسكوني خود در شهر اصفهان در 85 سالگي از دنيا رفت.
به گزارش ايسنا، رضا ارحام صدر بازيگر پيشكسوت تئاتر و سينما ارديبهشت ماه ‌1302 در محله پاقلعه‌ بخش ‌4 اصفهان متولد شد و فعاليت هنري خود را از سال ‌1326 و بازي در تئاتر آغاز كرده و در واقع از پايه‌گذاران تئاتر در اصفهان محسوب مي‌شود.

او همچنين در سال ‌1336 با فيلم «شب نشيني در جهنم» وارد سينما شد و سپس در فيلم‌هايي چون «علي واكسي»، «ستاره‌اي چشمك زد»، «مردان خشن»، «جعفرخان از فرنگ برگشته»، «نصف جهان» و «افسانه شهر لاجوردي» بازي كرد.

از نمايشهاي او نيز مي‌توان به «رفيق‌ناجنس»، «بوقلمون‌ها»، «كدام يك از دو»، «دلقك‌ها»،«وادنگ»، «خروس بي‌محل» و... اشاره كرد.

آخرين فعاليت سينمايي اين بازيگر كه به دليل كهولت سن كم‌كار بود، به فيلم ويديويي «درسا» محسن دامادي در سال 84 برمي‌گردد.

همچنين فيلم مستند «شكرپاره» ضمن نمايش قطعاتي از فيلم‌ها و نمايش‌هاي رضا ارحام‌صدر به مرور خاطرات وي پرداخته است.

ارحام‌ صدر زمان ساخت اين مستند در گفتگويي با ايسنا، درباره اين فيلم گفته بود: «ديديم كسي به ما محل نمي‌گذارد و هنرپيشه‌هاي معروفي چون ناصر فرهمند، منوچهر وكيل و رفيعي از اصفهان مرحوم شدند و هيچ نامي از آنها نمانده است و تصميم گرفتيم خودمان كاري براي خودمان بكنيم.»

ارحام‌صدر مي‌گفت: «من 50 سال كار كردم اما كسي حتي سراغي از من نگرفت اما الان كه استقبال مردم را از اين فيلم مي‌بينم لذت مي‌برم. جالب اينجاست كه در اصفهان بعضي از فروشندگان، «شكرپاره» را به همراه دو فيلم ديگر فروختند و به اين وسيله مقداري از فيلم‌هايشان را به مردم قالب كردند.

وي اين فيلم را كاملا مستند خواند و مطرح مي‌كرد: «من با دوربين راه افتادم و به جاهاي مختلف رفتم و هر چه پيش آمد گرفتيم و همه چيز كاملا طبيعي است.»

محمدعلي كشاورز زماني رضا ارحام صدر را بهترين آكتور كمدي در سينما و تئاتر ايران خوانده بود و اظهار داشت:‌اين بازيگر طنز را بلد بود و مسائل اجتماعي را في‌البداهه در اين قالب مطرح مي‌كرد و بسيار هم تاثيرگذار بود كه تاكنون نظيرش به وجود نيامده است

گشایش سینماهای عربستان پس از 40 سال

گشایش سینماهای عربستان پس از 40 سال
مدیران تولید این فیلم تلاش کرده بودند تا تبلیغ برای نمایش این فیلم عادی و بدون جنجال باشد.
نمایش فیلم های سینمایی در سینماهای عربستان پس از حدود 40 سال ممنوعیت از دیروز بار دیگر از سرگرفته شد.

به گزارش شبکه خبر به نقل از شبکه تلویزیونی العربیه ، نمایش فیلم سینمایی در سینماهای عربستان روز گذشته با فیلم " مناحی " از سرگرفته شد.

این فیلم را گروه رسانه ای "تروتان " برای شاهزاده ولید بن طلال( میلیاردر سعودی ) است تولید کرده است.

نمایش فیلم در سینماهای عربستان در سال 1970 میلادی ممنوع شده بود.

مدیران تولید این فیلم تلاش کرده بودند تا تبلیغ برای نمایش این فیلم عادی و بدون جنجال باشد.

تولید این فیلم دو میلیون دلار هزینه داشته است.

داستان فیلم نیز کشاورز ساده ای را به تصویر کشیده است که از زندگی قبیله ای در صحرا به امیر نشین دبی آمده که مملو از آثار شهرنشینی نوین است .

این فیلم در سینماهای بحرین ، قطر و کویت نیز به نمایش در آمده است .

فیلم کشتی گیر خشم ایرانیان را برانگیخت:

فیلم کشتی گیر خشم ایرانیان را برانگیخت
پارسال دولت ایران از شرکت وارنر بروس به سبب ساخت فیلم ضد ایرانی "سیصد" انتقاد و این شرکت هالیوودی را به شرکت در جنگ روانی بر ضد ایران، تحریف گذشته تاریخی و توهین به تمدن این کشور متهم کرد
مردم ایران فیلم کشتی گیر ساته هالیوود را که صحنه هایی ضد ایرانی دارد ،‌ فیلمی توهین آمیز می دانند.

به گزارش واحد مرکزی خبر، در جریان این مبارزه، میکی روک میله ای را که پرچم ایران به آن آویزان است ، با زانو می شکند.

روزنامه ها و وب سایت های ایرانی معتقدند، فیلم دارن آرنوفسکی ( کارگردان) جدیدترین پیش داوری غرب درباره ایران است.

در فیلم کشتی گیر روکی نقش یک کشتی گیر بازنشسته را بازی می کند که قصد دارد بر دشمن قدیمی خود ( آیت الله) پیروز شود.

در این حال روزنامه اینترنتی روسی لنتا نوشت، کشتی گیر نخستین فیلم هالیوودی نیست که خشم ایرانیها را بر انگیخته است، سازندگان فیلم سیصد هم تاریخ ایران را تحریف و به تمدن ایرانی اهانت کردند.

پارسال دولت ایران از شرکت وارنر بروس به سبب ساخت فیلم ضد ایرانی "سیصد" انتقاد و این شرکت هالیوودی را به شرکت در جنگ روانی بر ضد ایران، تحریف گذشته تاریخی و توهین به تمدن این کشور متهم کرد.

علاوه بر این از فیلم «آلکساندر»‌ اولیور استون هم به علت گنجاندن صحنه های مربوط به تسلط یونانیان بر پارس انتقاد شده است.

فیلم کشی گیر که در ماه سپتامبر امسال جایزه شیر طلایی شصت و پنجمین جشنواره فیلم ونیز را دریافت کرد و میکی رورک هم نامزد دریافت جایزه نقش اول مرد شد ، هفته آینده در آمریکا به نمایش در می آید.

بازرس درک در گذشت:

بازرس درک در گذشت
تاپر که يکي از مشهورترين بازيگران آلماني در اروپا بود سال هزار و نهصد و نود وهفت پس از توليد دويست و هشتاد و يکمين بخش از اين مجموعه از بازيگري خداحافظي کرد. اين مجموعه تلويزيوني بين اکتبر 1974 تا اکتبر 1998 از تلويزيون آلمان پخش شد.
هورست تاپر Horst Tappert بازيگر آلماني که نقش بازرس درک Derrick را در مجموعه تلويزيوني پليسي با همين نام بازي کرده بود در 85 سالگي درگذشت.

به گزارش واحد مرکزی خبر، مجله بونته Bunte نوشت اين بازيگر آلماني روز شنبه در بيمارستاني در مونيخ در جنوب آلمان درگذشت. وي نقش بازرس درک را در طول حدود يک چهارم قرن ايفا کرده بود.

اورسولا تاپر همسر او در گفتگو با هفته نامه پيپل people گفت وضع سلامت هورست تاپر در روزهاي اخير به شدت به وخامت گرائيده بود.

تاپر که يکي از مشهورترين بازيگران آلماني در اروپا بود سال هزار و نهصد و نود وهفت پس از توليد دويست و هشتاد و يکمين بخش از اين مجموعه از بازيگري خداحافظي کرد. اين مجموعه تلويزيوني بين اکتبر 1974 تا اکتبر 1998 از تلويزيون آلمان پخش شد.

هورست تاپر براي ايفاي نقش استفان درک که همواره هري کلين دستيارش او را همراهي مي‌کرد جايزه‌هاي مختلفي دريافت کرد که از ان جمله مي‌توان به دريافت جايزه صليب شايستگي در سال 1988 اشاره کرد.

به گزارش خبرگزاري فرانسه از برلين، بازرس درک در آلمان و شمار زيادي از کشورهاي جهان موفقيت گسترده‌اي به دست آورد. اين مجموعه تلويزيوني در 108 کشور جهان پخش شده است.

سربازرس «درك» درگذشت:

سربازرس «درك» درگذشت

خبرگزاري فارس: «هورست تاپر»، بازيگر مشهور نقش سربازرس درك شنبه گذشته در سن 85 سالگي درگذشت.


به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از خبرگزاري فرانسه، «هورست تاپر» بازيگر آلماني نقش درك كه سريال‌هاي او در بيش از 108 كشور جهان طي ربع قرن به نمايش درمي‌آمد، شنبه گذشته در يكي از بيمارستان‌هاي مونيخ، آلمان، سن 85، چشم از جهان فرو بست.
«اورسولا»، همسر «تاپر» در مصاحبه با مطبوعات آلمان، گفت: «هورست» طي روزهاي پاياني عمرش، حالش به شدت وخيم شده و به همين خاطر چند روزي بود كه در بيمارستان بستري شده بود.
به گزارش خبرگزاري فرانسه، «تاپر» طي سال‌هاي بازي در نقش درك جوايز زيادي را از آن خود كرد كه از جمله آنها مي‌توان به جايزه «صليب افتخار» در سال 1988 ميلادي اشاره كرد.
انتهاي پيام/ا

بازرس درک در گذشت:

بازرس درک در گذشت
تاپر که يکي از مشهورترين بازيگران آلماني در اروپا بود سال هزار و نهصد و نود وهفت پس از توليد دويست و هشتاد و يکمين بخش از اين مجموعه از بازيگري خداحافظي کرد. اين مجموعه تلويزيوني بين اکتبر 1974 تا اکتبر 1998 از تلويزيون آلمان پخش شد.
هورست تاپر Horst Tappert بازيگر آلماني که نقش بازرس درک Derrick را در مجموعه تلويزيوني پليسي با همين نام بازي کرده بود در 85 سالگي درگذشت.

به گزارش واحد مرکزی خبر، مجله بونته Bunte نوشت اين بازيگر آلماني روز شنبه در بيمارستاني در مونيخ در جنوب آلمان درگذشت. وي نقش بازرس درک را در طول حدود يک چهارم قرن ايفا کرده بود.

اورسولا تاپر همسر او در گفتگو با هفته نامه پيپل people گفت وضع سلامت هورست تاپر در روزهاي اخير به شدت به وخامت گرائيده بود.

تاپر که يکي از مشهورترين بازيگران آلماني در اروپا بود سال هزار و نهصد و نود وهفت پس از توليد دويست و هشتاد و يکمين بخش از اين مجموعه از بازيگري خداحافظي کرد. اين مجموعه تلويزيوني بين اکتبر 1974 تا اکتبر 1998 از تلويزيون آلمان پخش شد.

هورست تاپر براي ايفاي نقش استفان درک که همواره هري کلين دستيارش او را همراهي مي‌کرد جايزه‌هاي مختلفي دريافت کرد که از ان جمله مي‌توان به دريافت جايزه صليب شايستگي در سال 1988 اشاره کرد.

به گزارش خبرگزاري فرانسه از برلين، بازرس درک در آلمان و شمار زيادي از کشورهاي جهان موفقيت گسترده‌اي به دست آورد. اين مجموعه تلويزيوني در 108 کشور جهان پخش شده است.

سربازرس «درك» درگذشت:

سربازرس «درك» درگذشت

خبرگزاري فارس: «هورست تاپر»، بازيگر مشهور نقش سربازرس درك شنبه گذشته در سن 85 سالگي درگذشت.


به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از خبرگزاري فرانسه، «هورست تاپر» بازيگر آلماني نقش درك كه سريال‌هاي او در بيش از 108 كشور جهان طي ربع قرن به نمايش درمي‌آمد، شنبه گذشته در يكي از بيمارستان‌هاي مونيخ، آلمان، سن 85، چشم از جهان فرو بست.
«اورسولا»، همسر «تاپر» در مصاحبه با مطبوعات آلمان، گفت: «هورست» طي روزهاي پاياني عمرش، حالش به شدت وخيم شده و به همين خاطر چند روزي بود كه در بيمارستان بستري شده بود.
به گزارش خبرگزاري فرانسه، «تاپر» طي سال‌هاي بازي در نقش درك جوايز زيادي را از آن خود كرد كه از جمله آنها مي‌توان به جايزه «صليب افتخار» در سال 1988 ميلادي اشاره كرد.
انتهاي پيام/ا

عمو پورنگ: بودن به هر قیمتی فایده ندارد:

عمو پورنگ: بودن به هر قیمتی فایده ندارد

فارس: داريوش فرضيايي كه در ميان كودكان به «عمو پورنگ» معروف است، مي‌گويد: بودن روي آنتن به هر قيمتي فايده ندارد و اين ماندن تنها با گفتن حرف جديد و ارائه برنامه‌هاي نو مفيد است.

«داريوش فرضيايي» در گفت‌و گو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس درباره موفقيت برنامه‌هايي كه تا به حال اجراي آنها را بر عهده داشته، گفت: اگر برنامه نزد بيننده مورد رضايت قرار گرفته، بايد ملاك‌هاي بيننده را بسنجيم. پس اول اين موضوع، از زبان مخاطب عنوان مي‌شود. اما من در زمان اجراي برنامه تمام انرژي، توان و بيشتر رفتارهاي علمي و تجربي‌ام را به كار مي‌گيرم و در يك فضايي كه با همكاري دوستانم اعم از دستيار تهيه، دستيار توليد، نويسنده، كارگردان و ... ميسر مي‌شود، در يك فضاي صميمي و در يك بستر كاملا كودكانه به اجراي برنامه مي‌پردازم.
وي افزود: نحوه اجرا و ارتباط، همه ابزارهايي براي ايجاد يك برنامه خوب و تأثيرگذار هستند. آنچه كه ماحصل كار نشان مي‌دهد و طبق نظرسنجي سازمان، فاكتورهايي كه مد نظر بود، همين‌هاست. يكي هيجان و نشاطي كه در برنامه حاكم بود و ديگري تغيير دكور. هر چند كه ما قبلا خيلي بيشتر دكور عوض مي‌كرديم اما الان به دليل محدوديت‌هايي كه وجود دارد، دكورهايمان متاسفانه با تاخير عوض مي‌شود.
فرضيايي ادامه داد: قبلا دستمان بيشتر باز بود و نماهنگ‌ها و كليپ‌هاي متفاوتي با آهنگ‌هاي مختلف ساخته مي‌شد،‌ اما الان با توجه به محدوديت‌هاي مالي و بوروكراسي اداري، ما يك مقدار در عمل دچار مشكل هستيم كه مي‌تواند تأثير بدي در كل برنامه بگذارد و اميدوارم با تمهيد، محبت و ياري مسؤولان، اتفاقاتي در برنامه بيافتد.
وي درباره استفاده از تجربيات ساير برنامه‌سازان حوزه كودك در برنامه‌هاي خود اظهار داشت:اين برنامه يك برنامه كاملا گروهي است و مطمئن باشيد كار زماني موفق مي‌شود كه به يك انسجام و وحدت فكري و كلمه برسد. ايده‌هاي بچه‌هاي گروه خيلي به هم نزديك است و گاهي يك ايده با همكاري و همفكري گروهي به مرحله اجرا مي‌رسد.جرقه‌هايي كه از طريق خطوط فكري به هم ديگر متصل مي‌شود، در حقيقت آن فضا و طنزي كه ما مد نظرمان است را ايجاد مي‌كند.
عمو پورنگ در ادامه گفت‌و گوي خود تصريح كرد: همه اينها به خاطر رقابت سالمي است كه حكمفرماست و همه ما در كنار هم به اين موفقيت رسيده‌ايم چون ما در برنامه حتي از ايده‌هاي «امير محمد» هم استفاده مي‌كنيم. هر چند كه او بچه است و شايد ايده‌هاي ناپخته‌اي داشته باشد.
وي درمورد ضرورت استفاده از كودكاني نظير «امير محمد» نيز گفت: من سه سال به تنهايي برنامه را اجرا كردم و همواره بحث يكنواخت نشدن و ايجاد فضاهاي شاد را داشته‌ايم. هميشه مرسوم بوده است كه در چنين برنامه‌هايي از عروسك استفاده كردند و خود من هم از اين شيوه استفاده كرده‌ام اما هيچ وقت هيچ عروسكي را ثابت در برنامه‌هايم نگه نداشته‌ام.اما امير محمد يك كودك و يك عروسك واقعي است و بچه‌ها مي‌توانند با او ارتباط برقرار كنند و اگر قرار است به كسي آموزش غير مستقيم داده شود. من به همراه دوستانم معتقديم كه بچه‌اي كه بتواند اين توانايي را داشته باشد، به مراتب بهتر از عروسك است. چون كودكان بسياري با امير محمد ارتباط برقرار كرده‌اند.
وي تصريح كرد: از سوي ديگر يادتان نرود كه وقتي از كودكان بسياري تست گرفته مي‌شود و فقط يك كودك وجود دارد كه قابليت‌ها و توانايي‌هاي لازم را دارد، خوب بالطبع شانس موفقيت به او رو مي‌كند.البته امكان دارد كه افراد ديگري نيز در راه باشند. چون من به يك نفر بسنده نمي‌كنم و اميدوارم بچه‌هاي ديگر نيز با توجه به حال و هواي برنامه بيايند و در آن دخيل شوند.
وي درپاسخ به اين سوال كه احتمال جابه جايي امير محمد با كودكي ديگر چقدر وجود دارد، گفت: امير محمد كودكي است كه قابليت‌هاي بسياري دارد، اما هنوز جاي كار دارد و بايد خيلي از نيروهاي نهفته و پتانسيلش فعال شود.اما بايد بگويم كه امير محمد هيچ وقت از اين برنامه نمي‌رود. يك اشتباهي ما مي‌كنيم اين است كه فردي را كه تجربه دارد كنار مي‌گذاريم و افراد ديگري را مي‌آوريم. اين اشتباه است و من با آن مخالفم .
فرضيايي اظهاد داشت: اگر قرار بود،‌امير محمد برود چرا آمديم برايش زحمت كشيديم؟ امير محمد با تجربه بيشتر مي‌ماند. شايد حضور كمتري داشته باشد ولي پخته‌تر جلوي دوربين مي‌آيد و بچه‌هاي ديگر هم همينطور. من سعي مي‌كنم امير محمدها و پورنگ‌‌هاي ديگري را تربيت كنم. اين يك واقعيت است. من يك روز دورانم به پايان مي‌رسد چه امسال چه چند سال ديگر و چه كسي بايد باشد كه اين راه را ادامه بدهد؟ من تجربه خود را در اختيار افرادي قرار مي‌دهم كه آينده در دستان آنهاست.
وي درباره ساخت برنامه روتين در يك قالب نيز گفت: ساخت 7 سال برنامه روتين، دغدغه‌ها و سختي‌هاي خود را دارد. نه تنها براي من، بلكه براي ساير همكارانم نيز همين طور است و ممكن است دچار خستگي و افسردگي شوند و چون آدمهاي پويايي هستند، به همين بسنده نمي‌كنند كه در يك پله بمانند و نيازمند اين هستند كه براي رفتن به پله بالاتر خود را تجهيز كنند و مستحكم‌تر و قوي‌ تر پيش بروند كه اين هم زمان مي‌برد.
وي ادامه داد: اگر اين برنامه براي مدتي قطع شد، مطمئن باشيد كه اثر مي‌كند. چون نياز به تحول و بازنگري هست و با اجزاء و فرمت جديدي سري جديد ساخته خواهد شد. اين مساله‌اي است كه همه گروه نسبت به ‌آن نظر مثبت دارند و براي ارتقاء گروه بايد اين كار را مي‌كرديم.اين مساله را اشتباه نكنيم كه متاسفانه در رسانه در حال جا افتادن است، بودن روي آنتن به هر قيمتي فايده ندارد. بودن روي آنتن با گفتن حرف جديد و ارائه برنامه نو مفيد است. اگر نشد، همان مقداري كه بوده كافي است و بايد سعي كنيم آن سابقه را خراب نكنيم.
عمو پورنگ درباره سري جديد برنامه‌‌اي كه اجراي آن را سه روز در هفته بر عهده دارد،‌اظهار داشت: اين برنامه، يك برنامه تركيبي است و فضايش فرق مي‌كند و امكان دارد در يك فضاي تروكاژ و انيميشن كار كنيم. ما بايد در كارمان سليقه مخاطب را بالا ببريم و مطابق استانداردهاي جهاني ولي با فرهنگ خودمان كار كنيم. نمي‌خواهيم بگويم كه مي‌خواهيم مثل كشورهاي ديگر باشيم، اما نبايد از آنها هم عقب‌تر باشيم. بايد از همه ابزارها و بسترهاي مناسب براي داشتن يك برنامه خوب و حتي قابل رقابت با برنامه‌هاي كشورهاي ديگر كار كنيم. چه اشكالي دارد؟ زبانمان فرق مي‌كند. اما استانداردهاي ساخت برنامه براي بچه‌ها در همه جاي دنيا از يكسري قانون‌ها تبعيت مي‌كند كه ما هم بايد به آنها نزديك شويم.
وي راجع به سطح برنامه‌هاي تركيبي كودكان در ايران هم گفت: من كارشناس نيستم. فقط مي‌توانم بگويم كه دوستان در حوزه كودك زياد كار مي‌كنند، اما هنوز جاي كار وجود دارد. مطمئن باشيد كه در همه كارها نياز به آزمون و خطا و تجربه است و به حمايت بي‌دريغ و حساسيت بسيار بالاي مسولان در حوزه كودك نياز دارد. چون پايه و اساس يك انسان در تمام زندگي‌اش در دوران كودكي ريخته مي‌شود.
فرضيايي در ادامه گفت و‌گو با فارس تصريح كرد:من برنامه‌هاي كودك كشورهاي مختلف را ديده‌ام. ما نمي‌خواهيم با آنها رقابت كنيم. چون فرهنگ ما با آنها متفاوت است. ولي ما هم مي‌توانيم از همه آن تكنولوژي‌ها استفاده كنيم. ما مي‌توانيم آن تكنولوژي‌ها را در قالب فرهنگ خود قرار دهيم و از آنها بهره ببريم. مثلا به شخصيت‌هاي تام و جري توجه كنيد. همه دنيا آنها را مي‌شناسند. ما هم بايد شخصيت‌هايي خلق كنيم و آنقدر مضامين و داستان‌ها جذاب باشند كه همه دنيا به آنها علاقه‌مند شوند.
وي ادامه داد: دقت نظر و شخصيت‌سازي در برنامه‌هاي موفق دنيا از اهميت ويژه‌اي برخوردار است. در صورتيكه در كشور ما خيلي به آن توجه نمي‌شود و خيلي سطحي است، يا جذابيت تصويري كمي دارد. چون بيشتر به موضوع مي‌پردازند ولي هم موضوع و هم تصوير بايد جذاب باشند. در يك انيميشن ايراني بايد شخصيت‌ها جذابيت داشته باشد و گيرا باشند تا كودكان ابتدا جذب آنها بشوند و بعد به انتقال مفاهيم و پيام‌ها بپردازيم.من معتقدم كه كودك اول بايد تلويزيون را بپذيرد. سرگرم شود، آن را دوست داشته باشد بعد پيام‌ها به او آموزش داده شود.
عمو پورنگ تصريح كرد: به جذب مخاطب و سرگرمي اعتقاد دارم و در كنار آن بايد به كودك آموزش داد و اگر غير از اين باشد، مستقيم‌گويي مي‌شود و كودك تلويزيون را خاموش مي‌كند. يكي از اشتباهات ما در برنامه‌سازي كودك همين مساله است. تا شروع به برنامه‌سازي مي‌كنيم. قصد داريم تمام مفاهيم و پيام‌ها را به او آموزش بدهيم، در صورتيكه خود ما در دوران كودكي شايد بسيار پرخطاتر بوده‌ايم.
وي در پاسخ به اين سوال كه فكر مي‌كنيد چقدر طول بكشد تا افراد ديگري مانند شما دوباره بيايد، گفت:اين را نمي‌دانم. چنين مسائلي نه دست من است و نه دست ديگران. شعار نمي‌دهم، ولي 10 تا 11 سال طول كشيد و تلاش كردم تا به اين مرحله برسم و بگويم كه مي‌توانم اين كار را انجام بدهم. شايد نفر بعد از من هم همين مقدار طول بكشد تا به اين مرحله برسد. من از مسوولان درخواست مي‌كنم كه بيشتر روي اين مساله سرمايه‌گذاري كنند، چون ممكن است سن فرد بالاتر برود يا فرصت‌ها از دست برود. كاش من سال 73 كه رفتم سازمان و پشت درهاي بسته ماندم، كارم را آغاز كرده بودم. البته من اين مسائل را به فال نيك مي‌گيرم كه قدر جايگاه فعلي خود را بيشتر بدانم.فقط اميدوارم كه مسئولان اعتماد كنند و قابليت‌هاي افراد را بيشتر بشناسند.
وي ادامه داد: من عضوي از اين مجموعه هستم و نمي‌توانم همه را تحت نظر داشته باشم. به طور حتم مديراني كه قرار دارند بايد بيشتر به اين نكته توجه كنند، كار براي كودك دلي است. اگر كسي دلش بخواهد كه اين كار را بكند، انجام مي‌دهد. چون هدف تعالي است و هر كس دوست دارد، خودش بايد به اين عرصه بيايد. اگر كسي آمد، من به او تجربيات خود را خواهم داد.
فرضيايي تصريح كرد: اتحاد گروه سازنده در كار نيز از اهميت بالايي برخوردار است. ما وقتي نويسنده مي‌آوريم، پس از 5 سال بار كاري او مشخص است. پس بايد در همين مقطع كار كند و اكيپي در اختيار او قرار گيرد. شخصيت پورنگ هم بايد با برنامه‌ريزي جلو برود. حمايت فكري بشود. در كشورهاي خارجي، يك مجري 20 سال است كه برنامه دارد، ولي همچنان مخاطب‌ها درصد بالايي دارند. اين اتفاق به دليل فكري است كه پشت توليد اين برنامه قرار دارد.مديريت لازم است و بايد مجهز بود. بار علمي، جنبه رواني و ... هم مهم است.

اخراجي هاي 3"هم ساخته می شود:

اخراجي هاي 3"هم ساخته می شود

ایرنا: "مسعود ده نمکي" در شرايطي که به تازگي تدوين فيلم سينمايي "اخراجي هاي 2" را آغاز کرده از تصميم خود براي ساخت "اخراجي هاي 3" خبر داد.

کارگردان مجموعه "اخراجي هاي 2 و 1" روز پنج شنبه با اعلام اين موضوع به خبرنگار ايرنا گفت: ايده ساخت قسمت سوم فيلم "اخراجي ها" از چندي قبل شکل گرفته و طراحي شده بود و در حال حاضر جنبه عملي به خود گرفته است.

به گفته وي هم اکنون، سيناپس (چارچوب اوليه فيلمنامه) اخراجي هاي 3 نوشته شده اما تنظيم ديالوگ هاي بازيگران هنوز باقي مانده است.

ده نمکي در مورد موضوع سومين بخش از مجموعه "اخراجي ها" توضيح داد: موضوع "اخراجي هاي 3" نوعي طنز سياسي است و فضاي بعد از جنگ تحميلي از سوي شخصيت هاي اخراجي ها در آن روايت مي شود.

وي زمان کليد خوردن فيم سينمايي "اخراجي هاي 3" را وابسته به برخي عوامل از جمله انجام هماهنگي هاي بيشتر با تهيه کننده فيلم و محقق شدن شرايط لازم برشمرد.

کار فيلمبرداري فيلم" اخراجي هاي 2" دو روز قبل، همزمان با عيد سعيد قربان با حضور بازيگران فيلم به پايان رسيده وآخرين صحنه جنگي اين اثر سينمايي نيز امروز پنج شنبه با نقش آفريني عوامل يگان هاي ويژه زرهي فيلمبرداري شد.

فيلمبرداري آخرين صحنه جنگي اخراجي هاي 2:

فيلمبرداري آخرين صحنه جنگي اخراجي هاي 2

ایرنا: فيلم برداري آخرين صحنه جنگي فيلم سينمايي "اخراجي هاي 2" بعد ازظهر ديروز  پنج شنبه با نقش آفريني هنروران و عوامل يگان هاي زرهي در محل شهرک سينمايي دفاع مقدس به انجام رسيد.

کارگردان "اخراجي هاي 2" در اين رابطه گفت: آخرين صحنه جنگي فيلم، امروز بدون حضور بازيگران اصلي و با مشارکت نيروهاي يگان هاي زرهي فيلبرداري شد.

مسعود ده نمکي افزود: بازيگران اصلي فيلم روز عيد سعيد قربان ( 19 آذرماه) براي آخرين بار جلوي دوربين رفتند و کار فيلمبرداري "اخراجي هاي 2" با حضور بازيگران اصلي، عملا به پايان رسيده است.

وي با اشاره به اينکه تدوين اين اثر سينمايي از چندي قبل آغاز شده است تاکيد کرد: با اتمام مرحله فيلمبرداري ، کار تدوين فيلم، شتاب بيشتري خواهد يافت.

غلامحسين الهام، سخنگوي دولت نيز امروز با حضور در محل شهرک سينمايي دفاع مقدس ضمن گفت و گو با عوامل سازنده اين فيلم سينمايي، بخش هايي از مراحل تهيه فيلم از جمله آخرين مرحله فيلمبرداري صحنه هاي جنگي فيلم را از نزديک مورد بازديد قرار داد.

تبليغ دل شکسته در تلويزيون ممنوع شد:

تبليغ دل شکسته در تلويزيون ممنوع شد

برنا: تبليغات تلويزيوني فيلم سينمايي "دل شکسته" که به تازگي روي پرده سينماها رفته است، ممنوع اعلام شد.

به دنبال ممنوعيت هرگونه تبليغ فيلم سينمايي«دل شکسته» در تلويزيون، اين فيلم تنها در سينما ها به نمايش در مي آيد.

گفته مي شود پرداخت خاص به موضوع مذهبي و اعتقادي، علت ممنوعيت تبليغ اين فيلم در رسانه هاي گروهي باشد.

فيلم «دل شکسته» ساخته "علي رويين تن" داستان دلبستگي دو جوان با دو طرز تفکر کاملا متفاوت است که در جريان پروژه اي تحقيقاتي به يکديگر علاقه مند مي شوند.

زنده ياد خسرو شکيبايي، شهاب حسيني، بيتا بادران، فريبا کوثري و رضا رويگري در اين فيلم به ايفاي نقش مي پردازند.

گزارشي از پشت صحنه دوبله شواليه تاريكي:  

گزارشي از پشت صحنه دوبله شواليه تاريكي
Image

در اين شهر خبري هست!
اين بار شرور بيرحمي به نام ژوكر آرامش ظاهري گاتهام سيتي را به هم ريخته است. او علي‌رغم بيرحمي‌اش، داراي هوش فراواني است و براي رسيدن به اهدافش هر مانعي را از پيش‌رو برمي‌دارد. ژوكر با مهارت دست به سرقت از بزرگ‌ترين بانك گاتهام مي‌زند و حتي دستيارانش در اين دزدي را از بين مي‌برد. اينجاست كه بتمن با همراهي رئيس پليس شهر، جيمز گوردون وارد عمل مي‌شوند. هاروي دنت دادستان جديد گاتهام سيتي مردي مصمم براي مبارزه با تبهكاران و پيگير اجراي قوانين بر عليه آنان است.
همين موضوع باعث مي‌شود كه او به همراه بتمن و گوردن، تيم سه نفره‌اي منسجم و تسخيرناپذير براي مقابله با خلافكاران تشكيل دهند. ريچل داوس دوست قديمي بروس وين (كه همان بتمن باشد)‌ به هاروي دنت روي خوش نشان مي‌دهد و همين رابطه عاطفي موجب شكرآب شدن رابطه وين و دنت مي‌شود. وين هم كم‌كم قصد بازنشستگي از نقش و شمايل بتمن را دارد و هاروي دنت با وجهه‌اي قهرمانانه كه از خود براي جامعه بروز داده را به عنوان جانشين مناسبي براي ادامه مبارزه با تهبكاران گاتهام مي‌داند اما در اين بين ژوكر بدجوري شهر را به هم مي‌ريزد و حالا بتمن دوباره در قالب هميشگي‌ا‌ش شواليه سياه بايد دست‌ به كار شود. فيلم شواليه تاريكي را مي‌توان به جرات به عنوان پديده سال سينماي جهان قلمداد كرد، فيلمي كه توانست نظر مثبت منتقدان و تماشاگران را توامان به سوي خود جلب كند و به رقم سرسام‌آوري حاصل از فروش برسد. حالا بعد از ساخت آثار شاخصي چون بي‌خوابي، پرستيژ، بتمن آغاز مي‌كند و همين شواليه تاريكي بايد احترام خاصي براي كارگرداني حرفه‌اي كريستوفرنولان و برادر فيلمنامه‌نويسش (جاناتان نولان)‌ قائل شود.

بي‌شك براي تماشاگر ايراني، ديدن مجموعه فيلم‌هاي بتمن با دوبله فارسي حال و هواي ديگري دارد و در اين بين اپيزود اول اين اثر با عنوان «بتمن آغاز مي‌كند» ‌در همين سال‌ها دو مرتبه دوبله شد يك‌‌بار براي پخش از تلويزيون و ديگر براي شبكه ويدئويي خانگي كه نسخه دوبله تلويزيوني با مديريت حسين خداداد بيگي و نقش‌گويي منوچهر والي‌زاده به جاي پرسوناژ بتمن / بروس وين (با بازي كريستين بل)‌ و نسخه ويدئو رسانه با سرپرستي محمود قنبري و نقش‌گويي كيكاووس ياكيده به جاي بتمن. در نسخه دوبله تلويزيوني نوعي شتابزدگي در ساختار دوبله‌اش احساس مي‌شد ولي نسخه ديگر از دوبله «بتمن آغاز مي‌كند» به مراتب از شرايط بهتري برخوردار بود و قنبري تمام تلاش خود را به كار بست تا همان شرايط مطلوب در دوبله شواليه تاريكي نيز تكرار شود، به خصوص اين‌كه هيچ تغييري از نظر صداي شخصيت‌هاي ثابت فيلم را لحاظ نكرد تا خدشه‌اي به حافظه شنيداري مخاطب وارد نشود.

كيكاووس ياكيده (براي صداي نقش بتمن)‌، جلال مقامي (به جاي شخصيت آلفردپني ورث با بازي مايكل كين)‌ و رضا آفتابي (براي نقش جيمزگوردون/ گري اولدمن)‌ گويندگان نقش‌هاي اصلي «بتمن آغاز مي‌كند»، بودند كه در شواليه تاريكي نيز دوباره به جاي نقش‌هايشان صداپيشگي كردند. يكي از دلايل با كيفيت شدن دوبله اپيزود اول اين مجموعه، صداگذاري و باندسازي مناسب صوتي آن بودكه به سرپرستي ماني هاشميان در استوديو رها فيلم كار شد و اين بار نيز محمود قنبري كليه عوامل دوبله‌اش را در اين استوديو گردهم آورد. به شخصه تمام كنجكاوي‌‌ام براي حضور در پشت صحنه دوبله شواليه تاريكي بر مي‌گشت به صداي پرسوناژ ژوكر با نقش‌آفريني تاثيرگذار و عجيب و غريب هيث لجر فقيد كه اين نقش را در اوج بازي كرد و از دنيا رفت. در همان تماشاي بار اول اين فيلم، مدام اين پرسش در ذهنم خطور مي كرد كه كدام دوبلور در حال حاضر مي‌تواند با اين نوع بازي انتزاعي شخصيت ژوكر همگام شود، با ‌آن گريم سنگين و حركات بيشمار لب و دهان كه در قبل اين نوع بازي با صورت از غول‌هاي بازيگري چون جك نيكلسن و آل‌پاچينو ديده شده بود. خلاصه در تماسي با محمود قنبري چند روز قبل از دوبله فيلم، درباره صداي پرسوناژ ژوكر پرسيدم كه وي اشاره كرد كه منوچهر اسماعيلي را براي نقش‌گويي اين شخصيت در نظر گرفته كه اين موضوع مرا بيشتر ترغيب كرد كه در روز دوبله حتما حضور داشته باشم. در يكي از صبح‌هاي سرد پاييزي اواخر آبان‌ماه، هيچ چيزي چون اشتياق از نزديك ديدن مهم‌ترين دوبله سال نمي‌توانست مرا گرم كند. قرار بر اين بود كه گويندگان راس ساعت 9 صبح در استوديو‌ حاضر باشند. به دليل مشترك بودن مسيرم با جلال مقامي اين فرصت فراهم شد تا با ايشان همسفر شوم و به اتفاق به استوديو رها برويم. در همان لحظه ابتدايي ورود به استوديو و ديدن چهره‌هاي حاضر متوجه شدم كه امروز نوعي گردهمايي دوبله است و از همان ابتدا مي‌شد حدس زد كه چه كساني قرار است نقش‌هاي اصلي را بگويند. منوچهر والي‌زاده و حسين عرفاني در حال گپ زدن با يكديگر بودند كه حدس زدم قنبري نقش‌ هاروي دنت (دادستان گاتهام كه در ميانه‌هاي فيلم صورتش مي‌سوزد و چهره‌اش به دو نيمه عادي و ترسناك در مي‌آيد)‌  با بازي آرون ايكهارت  را براي والي‌زاده و شخصيت لوسيوس فاكس (مورگان فريمن)‌ را براي عرفاني در نظر گرفته است. انتخاب ديگر قنبري براي صداي نقش اصلي زن اثر يعني ريچل داوس (با بازي مگي گالينهال)‌ ارتباط داشت به صداي مريم شيرزاد كه وي نيز در استوديو حضور داشت. منوچهر اسماعيلي را قدم زنان در محيط استوديو ديدم و ضمن احوال‌پرسي متوجه شدم كه ايشان طبق سنت نيكويي كه ساليان سال است در دوبله بدان پايبند بوده، (تماشاي كامل فيلم قبل از دوبله شدن)‌ نقش ژوكر و نوع بازي هيث لجر را با دقت ديده تا با تسلط به تحليل صداي نقش برسد. قنبري دوبله شواليه تاريكي را به ترتيب سكانس‌هاي نسخه اصلي فيلم شروع كرد كه در همان سكانس آغازين ژوكر و دستيارانش قصد غارت بانك را داشتند. در نتيجه اسماعيلي به همراه امير منوچهري، زانيار بهرامي، عليرضا ديباج و امير حكيمي به اتاق ضبط رفتند. اسماعيلي در همان گفتن چند جمله‌اش نشان داد كه تيپ صداي خاصي براي ژوكر در نظر نگرفته بلكه از لحاظ حسي مي‌خواهد پابه‌پاي بازي بازيگر حركت كند براي همين از هاشميان خواست كه ميكروفن را بالاتر از سطح ميز ثابت كند تا نقش گويي را به حالت ايستاده اجرا كند چراكه گوينده در حالت ايستاده آزادي عمل بيشتري براي ديالوگ‌گويي دارد. از لحظه‌هاي جالب ديگر دوبله اين فيلم، توضيحات قنبري براي گويندگانش درباره نقش‌ها و ساختار فيلم بود كه مدام تاكيد داشت اين فيلم ديالوگ‌هاي فاخري دارد و حتي گويندگان نقش‌هاي مكمل بايد دقت زيادي را صرف نقش‌گويي‌هايشان كنند. صداي كيكاووس ياكيده از دو جهت تناسب كاملي با نقش بتمن دارد. يكي وجهه قهرمانانه اين شخصيت و ديگر صورت اجتماعي بتمن كه وقتي در قالب عادي مردي اشرافي به نام بروس وين درمي‌آيد، صداي ياكيده به خوبي بر هر دو چهره مي‌نشيند كه به هنگام ضبط نيز وي با شور و حرارت مثال زدني نقش‌گويي كرد همچنين صداي جلال مقامي براي آلفرد پيشگار و مشاور بتمن كه مهرباني خاصي را براي صدايش مي‌طلبد كه صداي مقامي اين خصلت را داراست و از نقاط قوت دوبله اين فيلم درآمده همچنين اين نكته را مي‌توان به صدا و اجراي رضا آفتابي براي جيمز گوردون رئيس پليس گاتهام‌سيتي (با نقش‌آفريني گري اولدمن)‌ تعميم داد كه وي نيز اجراي قابل قبولي به جاي اين پرسوناژ داشت. ديگر گويندگان اين فيلم عبارتند از: ميثم نيكنام، افشين زي‌نوري، محمد ياراحمدي، كتايون اعظمي، مهرخ افضلي، شايان شام‌بياتي، سحر اطلسي، شهرزاد ثابتي و بهروز علي‌محمدي، اين فيلم در طي دو روز دوبله شد.

نيروان غني‌پور

رضا شفيعي جم:

رضا شفيعي جم
Image

رضا شفيعي جم از چهارشنبه هفته گذشته با فيلم «چارچنگولي» ساخته سعيد سهيلي به سينماها آمده است. چارچنگولي فيلمي كمدي است كه حكايت 2 برادر دوقلوي به هم چسبيده را روايت مي‌كند كه هر كدام ايده‌هاي مختص به خود را دارند اما مجبورند در كنار هم زندگي كنند. جواد رضويان نقش برادر دوقلوي شفيعي‌جم را در اين فيلم بازي مي‌كند.
شفيعي‌جم كه بيشتر او را با سريال‌هاي طنز شبانه مي‌شناسيم در سينما هم كارهاي قابل قبولي دارد كه از ميان آنها مي‌توان به فيلم «مرد عوضي»  و «ارتفاع پست» اشاره كرد. در دوره‌اي كه توليد سريال‌هاي طنز تلويزيوني در ركود هستند فيلم چارچنگولي مي‌‌تواند، نقطه عطفي براي شفيعي‌جم در عرصه فعاليت‌هاي سينمايي باشد.

كارآگاه و رضاشاه

احمد نجفي با سريال كارآگاه علوي به شبكه يك سيما آمد. اين سريال را حسن هدايت كارگرداني كرده است. او 13 سال پيش، هدايت سري اول اين سريال را با حضور نجفي و عزت‌الله انتظامي مقابل دوربين برد و اكنون سري دوم اين مجموعه را با حضور احمد نجفي به عنوان بازيگر نقش كارآگاه علوي به پخش رسانده است.

نجفي در سري اول مجموعه كارآگاه علوي، موفق ظاهر شد و توانست اقبال مخاطبان نسبت به اين سريال را افزايش دهد. اكنون نجفي بار ديگر در هيات يك كارآگاه دوران پهلوي با چند معاون به تلويزيون آمده است و بايد منتظر ماند و ديد اين بازيگر در موفقيت سري جديد سريال كارآگاه علوي به چه ميزان تاثير گذار است.البته زماني كه كارآگاه علوي‌1 از شبكه يك پخش مي‌شد نجفي به ميزان امروز در سريال‌هاي تلويزيوني حضور پيدا نكرده بود.

 اما اكنون بيشتر مخاطبان سيما او را در سريال‌هاي تاريخي مربوط به دوران پهلوي در نقش ريپورتر، رضاشاه، سرهنگ ارتش آمريكا و... زياد ديده‌اند و نجفي براي اين‌كه بتواند از كليشه‌هاي مربوط به نقش‌هايش عبور كند و نقش يك كارآگاه مردمي را خوب بازي كند بايد تلاش مضاعفي از خود نشان داده باشد.

 نجفي در برنامه گفتگو محور تيك تاك هم كه پخش آن از هفته گذشته از شبكه 2 سيما شروع شده به عنوان مجري حضور دارد. نجفي بازي در سريال كلاه پهلوي را بتازگي به پايان رسانده است. اين بازيگر در اين سريال نقش رضاشاه را بازي مي‌كند. اين سريال قرار است در دهه فجر از شبكه 2 سيما به نمايش در‌آيد.

گفتگو با مهدی پاكدل:

گفتگو با مهدی پاكدل ، بازیگر مجموعه «بی‌گناهان». . .
Image

مهدی پاكدل، متولد ۱۳۵۹ است. یك‌سال گرافیك خوانده و سپس به سراغ تئاتر رفته است. می‌گوید: سینما را دوست دارم و به همین دلیل هم وارد عرصه بازیگری شده‌ام. در تئاترهای زیادی حضور داشته است، از جمله ریچارد سوم، قهوه تلخ و سیاه.
با بازی در سریال مروارید سرخ به طور جدی وارد تلویزیون شد و با بازی در فیلم ماهی‌ها عاشق می‌شوند در سینما جا خوش كرد. از او در حال حاضر سریال «بی‌گناهان» روی آنتن شبكه سوم سیما رفته است. او در این سریال نقش مهرداد را بازی می‌كند.
این مجموعه دومین همكاری مهدی پاكدل و احمد امینی پس از اولین شب آرامش است.
با چه انگیزه‌ای به تئاتر روی آوردید؟ گویا پیش از این در رشته گرافیك درس می‌خواندید.
فكر می‌كنم رشته‌های هنری به نوعی با یكدیگر مربوطند. ترجیح دادم فعالیت اصلی‌ام را روی تئاتر متمركز كنم؛ البته هنوز هم كار گرافیكی می‌كنم، پوسترهای زیادی روی دیوار تئاترشهر نصب شده كه جزو كارهای من در این زمینه است و می‌توانم بگویم از طریق كار گرافیكی امرار معاش می‌كنم.
گرافیك و تئاتر جدای از این كه هر دو كار هنری هستند، چه وجه اشتراكی دارند؟
ریزبینی و موشكافی‌ای كه در گرافیك است در بازیگری هم وجود دارد.در واقع به نوعی در موجز بودن با هم اشتراك دارند. تئاتر و گرافیك دنیاهایی هستند نه خیلی دور و نه خیلی نزدیك.
با سریال مروارید سرخ به طور جدی و حرفه‌ای وارد تلویزیون شدید. آن زمان چقدر با مدیوم تلویزیون آشنایی داشتید؟
بیشتر نگران این بودم كه چه اتفاقی می‌افتد. آیا چیزی كه دلم می‌خواهد می‌شود؟ اما به نظرم تلویزیون خیلی بی‌رحم است.
چرا؟
چون برای مثال در زمان اجرای یك نقش باید از تمام وجودت مایه بگذاری و نقشش را به گونه‌ای بازی كنی كه باورپذیر شود و طبیعتا در زمان پخش هم دیده می‌شوی و نقدت می‌كنند.
این مساله كه خیلی خوب است، بویژه وقتی دیده می‌شود و مطرح هستی.
ولی وقتی پخش سریال تمام می‌شود پس از دو سه هفته همه چیز تمام می‌شود. شهرت خوب است، ولی اگر همراه با احترام باشد برای آدم خیلی لذت‌بخش‌تر است.
پس از تجربه چند كار در تلویزیون، در حال حاضر بازی در این رسانه چقدر برایتان سخت یا لذت‌بخش است؟
اگر از نقشم لذت ببرم، تمام تلاشم را می‌كنم كه آن شخصیت را بخوبی به تصویر بكشم. طبیعتا خوب به تصویر كشیدن هم سختی‌های زیادی دارد.
برویم سراغ مجموعه بی‌گناهان. ابتدا بگویید چطور با احمد امینی آشنا شدید؟
برای بازی در سریال اولین شب آرامش توسط بهرام عظیم پور كه مسوولیت انتخاب بازیگران را به عهده داشت به ایشان معرفی شدم كه این آشنایی باعث شد در بی‌گناهان هم حضور پیدا كنم.
تجربه موفق اولین شب آرامش در حضور شما در مجموعه بی‌گناهان چقدر موثر بود؟
شخصیت علیرضا در اولین شب آرامش خیلی به من نزدیك بود و این نقش و مجموعه به نوعی پیك كارهایم شد؛ اما فقط این مساله باعث همكاری مجدد من با آقای امینی نشد، بلكه متن خوب و نقش متفاوت و تاثیرگذار در شكل‌گیری همكاری دوباره ما موثر بود.
گروه حرفه‌ای و صمیمی و پشت صحنه شاد مجموعه اولین شب آرامش و تجربه مجدد آن فضا در این مجموعه مسائلی هستند كه به بازیگر انگیزه بیشتری برای ادامه كار می‌دهند.
چقدر مطمئن هستید كه بی‌گناهان هم بتواند موفقیت اولین شب آرامش‌ را به دست بیاورد؟
بسیار زیاد. اولین شب آرامش تمی عاشقانه داشت و بی‌گناهان هم به لحاظ قصه خوب و ساختار درستش قطعا می‌تواند مخاطبانش را جذب كند.
احمد امینی به عنوان كارگردان چه ویژگی‌ خاصی دارد؟
به نظرم امینی در هر كاری بسیار حرفه‌ای برخورد می‌كند و فقط روی كارگردانی متمركز نمی‌شود. او در همه موارد می‌كوشد بهترین روش را به كار بندد كه همین مساله باعث می‌شود هر كس وسوسه كار كردن با او را پیدا كند. من كه به عنوان یك بازیگر همیشه از همكاری با او لذت برده‌ام.
چرا باز هم مهرداد (نقشی كه شما بازی می‌كنید)‌ سرشار از عاطفه و احساس است،‌ درست مثل علیرضا؟
ببینید همسر مهرداد قصد دارد از او جدا شود و او را ترك كند كه همین مساله مهرداد را هم عصبانی كرده و هم احساسات او را برانگیخته است. در ضمن معمولا وقتی در این سن و سال داریم بازی می‌كنیم بیشتر نقش‌ها عاطفی هستند و ماجرای زندگی‌شان هم توام از احساس و عاطفه است.
می‌شود گفت از طرفی مخاطب تلویزیون هم راحت‌تر با این گونه نقش‌‌ها و شخصیت‌ها ارتباط برقرار می‌كند؟
بله. دقیقا همین‌طور است. مخاطبان با این گونه نقش‌ها زودتر می‌توانند همذات پنداری كنند، چون یا در خانواده‌شان با چنین جوان‌هایی روبه‌رو هستند یا خودشان به شخصه درگیر این ماجراها هستند.
شخصیت مهرداد را چطور تعریف می‌كنید؟
من یكسری ویژگی‌ها و ریزه‌كاری‌هایی از این شخصیت در ذهن دارم كه سعی می‌كنم براساس آن نقش را پیش ببرم. تعریف كلی‌ای كه می‌توانم از این شخصیت ارائه كنم این است كه مهرداد یك مهندس جوان است كه تازه می‌خواهد كارش را شروع كند و با این كه پدرش فوق‌العاده پولدار و سرمایه‌دار است نمی‌خواهد زیر دین پدرش برود. خودش می‌خواهد زندگی‌اش را به اتفاق همسرش شروع كند.
چه چیزی در شخصیت مهرداد برای شما جذاب بود؟
چند لایه بودن زندگی او را خیلی دوست داشتم این چندگانگی در این شخصیت، دست من را به عنوان بازیگر بسیار باز می‌گذاشت و راحت می‌توانستم با او بازی كنم.
از حضور ۴ كارگردان به عنوان بازیگر در این سریال بگویید. این موضوع كار شما را سخت‌تر نمی‌كرد؟
تا حدودی چرا، اما آنها در این كار تنها بازی كردند و نه كارگردانی. به هر حال از حضور دركنار آنها توانستم تجربه‌های خوبی به دست‌ آورم.
تصویربرداری این كار مدت زیادی طول كشید. این مساله شما را به عنوان بازیگر خسته نمی‌كرد؟
من چون در این گروه راحت بودم و خیلی آرامش داشتم و لذت می‌بردم از بودن در این طرح زیاد احساس خستگی نمی‌كردم و برایم سخت نبود. اتفاقا در آن زمان پیشنهاد بازی در كارهای دیگری هم به من می‌شد كه می‌توانستم در زمان‌های پرتی كار آنها را هم انجام دهم، ولی قبول نمی‌كردم،‌ چون دوست داشتم فقط مهرداد بی‌گناهان باشم و تمام تمركزم را روی این نقش بگذارم.
حسین پاكدل (برادرتان)‌ چقدر در زندگی هنری شما نقش داشته است؟
به هر حال برادرم در تمامی زمینه‌ها مرا راهنمایی می‌كرد، البته پدر و مادرم هم بی‌تاثیر نبودند. وقتی خوب نگاه می‌كنم می‌بینم نقش مادرم در تربیتم پررنگ‌تر از دیگران است. در خانه ما بیشتر مباحث گرد هنر، سینما و تئاتر بود. بسیاری از چهره‌های حرفه‌ای و مطرح سینما، تئاتر و ادبیات اغلب به خانه ما رفت و آمد داشتند. برادر بزرگم وقتی به اصفهان می‌آمد، همراه خود امواج فراگیر هنر و از همه جای عالم در قالب شخصیت‌های سینمایی به زادگاهم می‌آورد. از همان نوجوانی این موج‌ها من را هم فراگرفت. با خودم عهد كردم در این امواج سهمگین شنا كنم. به هر حال هم حسین پاكدل به عنوان برادر بزرگ‌ترم و هم بقیه خانواده در زندگی هنری‌ام نقش بسزایی داشتند. من در خانواده‌ای رشد یافتم كه تمام ۲۴ ساعت زندگیشان با هنر معنی می‌یافت.
چرا كار گرافیك را نیمه‌كاره رها كردید؟
رها نكردم، قصه تلویزیون و سینما خیلی وقتم را گرفته است.
فرصت كتاب خواندن دارید؟
بله. بیشتر رمان و فلسفه می‌خوانم. انقلاب آمریكای لاتین را هم خیلی دوست دارم. خیلی شبیه ما هستند. وقتی به دور و برم نگاه می‌كنم و به تاریخ می‌نگرم، وقتی به كسانی فكر می‌كنم كه از سرزمینم مردانه دفاع كردند، فكر می‌كنم هزاران چه‌گوارا داشته‌ایم، ولی خب من زیبایی نهفته در پس چشمان این چریك جذاب را دوست دارم. می‌دانم نمی‌شود، ولی دوست دارم جای او در یك اثر بازی كنم.
دوست دارید در عرصه بازیگری جا پای چه افرادی بگذارید؟
در نوجوانی همیشه دوست داشتم روزی جای استاد انتظامی، پرستویی و مرحوم شكیبایی باشم. امیدوارم روزی این رویای نوجوانی تحقق پیدا كند.
شما در حوزه تئاتر هم بسیار فعال هستید. این شیفتگی‌ كه نسبت به تئاتر دارید از كجا نشات گرفته است؟
من حس می‌كنم تئاتر مدرسه من است و نسبت به آن احساس دین می‌كنم و همیشه با علاقه روی صحنه تئاتر می‌روم و دوست دارم در این حوزه بیشتر و بهتر كار كنم.
یعنی یك بازیگر ثابت در تئاتر؟
بله، دوست دارم حداقل سالی یكبار یك اجرا داشته باشم.
چرا در سینما كمتر حضور دارید؟
راستش من چندان از سیاست‌های موجود در سینما اطلاعی ندارم. برای مثال در ۷ فیلم سینمایی بازی كرده‌ام كه تا به حال هیچ كدام از آنها به نوبت اكران نرسیده‌اند كه نمی‌‌دانم چرا. البته در حال حاضر تلویزیون شرایط شریف‌تری نسبت به سینما دارد؛ بنابراین ترجیح می‌دهم در كارهای تلویزیون بازی كنم تا سینما.
هنوز هم به اصفهان وابسته هستید؟
به هر حال زادگاهم است. از قدم زدن در سی و سه پل و پل خواجو لذت می‌برم. هرگاه دلم می‌‌گیرد اصفهان را انتخاب می‌كنم. خاطرات خوب كودكی من در آنجا رقم خورده است. راحت بگویم در هر وجبی از خاك اصفهان، تاریخ به گونه‌ای نهفته است. در هر منزلش هنر می‌دود.
علیرضا را بیشتر دوست داشتید یا مهرداد بی‌گناهان را؟
علیرضا به من كمك كرد تا برای اولین بار طعم شهرت را بچشم و به قولی با مقوله محبوبیت روبه‌رو شوم. از این نظر علیرضا حس متفاوتی برایم به دنبال داشت، اما در بی‌گناهان شرایط بسیار حساس و حرفه‌ای بود. به هر حال خوشحالم كه توانستم بار دیگر در كنار احمد امینی باشم.

محبوبه ریاستی  

نيكول كيدمن:    

نيكول كيدمن  
Image بازيگر فيلم موفق «استراليا» 25 ژوئن سال 1967 در كشور استراليا به دنيا آمد، ولي در برخي منابع نام هاوايي آمريكا هم آورده مي‌شود. اين هنرپيشه كه از وي به عنوان يكي از مهم‌ترين صادرات استراليا اسم برده مي‌شود كه در هاليوود به مقام و موقعيت خيلي خوبي رسيد، والديني استراليايي دارد، مادرش پرستار و پدرش يك بيوشيميست هستند، ولي خودش هيچ‌وقت سراغ دنياي پزشكي نرفت.
 سفر كوتاه مدت والدين نيكول كيدمن به هاوايي باعث شد تا وي با اصليتي هاوايي هم معرفي شود. در سيدني بزرگ شد. عشق اوليه زندگي‌اش در آن دوران هنر باله بود، ولي با حضور در نمايش‌هاي مدرسه‌اي متوجه شد بازيگري و درام را هم خيلي دوست دارد. در نوجواني بازيگري را جدي‌تر گرفت. در جواني به گروه تئاتري فيليپ استريپ پيوست و در يكي از نمايش‌هايش نامه ستايش‌‌آميزي از يكي از بينندگان يعني جين كمپين دريافت كرد.
كمپين بعدها خودش كارگردان شد و كيدمن را در درام دوره‌اي «تصوير يك بانو» كارگرداني كرد. به دليل علاقه به بازيگري تحصيلات در دانشگاه را ادامه نداد. در سن 16 سالگي اولين نقش سينمايي‌اش «كريسمس»( 1983)‌ را بازي كرد. اين حضور باعث شد تا با پيشنهادات متعدد تلويزيوني و سينمايي روبه‌رو شود. مجموعه 4 قسمتي «ويتنام»( 1987)‌ او با موفقيت خوبي روبه‌رو شد و اولين جايزه خود از انستيتوي فيلم استراليا را براي همين كار دريافت كرد. اولين فيلم آمريكايي‌اش «مرگ آرام»( 1989)‌ است كه آن را در كنار سام نيل يك بازيگر استراليايي‌تبار ديگر بازي كرد. اين اثر دلهره‌آور كه قصه‌اش روي آب دريا رخ مي‌دهد، توجه محافل هنري آمريكا را به اين بازيگر جوان جلب كرد. بزودي وي با تام كروز ازدواج كرد (كه 5 سال قبل به جدايي كشيد)‌ و با وي در «روزهاي تندر»(1990)‌ همبازي شد. از آن زمان او در فيلم‌هاي موفقي مثل «بيلي بتگيت»، «زندگي من»، «بتمن جاودانه» و «مردن براي» بازي كرد. براي فيلم آخر تحسين منتقدين را برانگيخت و يك جايزه گلدن گلوب گرفت. «صلح‌ساز» در كنار جرج كلوني يكي از معدود فيلم‌هاي اكشن اوست. سال 2002 براي «ساعت‌ها» چندين جايزه مختلف داخلي و بين‌المللي (و از جمله اسكار بهترين بازيگر)‌ را دريافت كرد. ديگر فيلم‌هاي مطرح او عبارتند از: «مولن روژ»، «ديگران»، «داگويل»، «كلدمانتين»، «مترجم»، «افسونگر»، «خز»، «تهاجم» و «قطب‌‌نماي طلايي.» كيدمن سه فيلم «نياز»، «دختر دانماركي و «نه» را براي سال جديد ميلادي آماده نمايش مي‌كند.

گفتگو با  خاله سارا :

خاله سارا : خاله‌ها و عموهای تلویزیون برای کودکان تکراری شده‌اند
مجری برنامه‌های کودک تلویزیون یا همان "خاله سارا"ی محبوب بچه‌های ایرانی فقدان کارشناسی و نظارت بر برنامه‌ها را مشکل اصلی حوزه کودک می‌داند و معتقد است خاله‌ها و عموهای تلویزیون برای کودکان تکراری شده‌اند.
سارا روستاپور که از برنامه کودکانه "رنگین‌کمان" شبکه تهران به شبکه دو و برنامه صبحگاهی آن "روز از نو" آمده، مدتی است ساختن برنامه برای کودکان را هم تجربه می‌کند و در آستانه روز جهانی کودک و تلویزیون برنامه‌های کودک را از نگاه خود آسیب‌شناسی کرده است.
● چه شد به سمت اجرا آمدید؟ آگاهانه بود یا اتفاقی؟
ـ سارا روستاپور: سال ۷۸ دوست پدرم درباره آزمونی گفت که قرار بود از دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس برای اجرا گرفته شود. با اینکه آن زمان دانش‌آموز بودم، ترغیب شدم در این آزمون شرکت کنم. متنی سخت را حفظ کردم و در آزمون قبول شدم. اما برای برنامه از نظر سنی مناسب نبودم و نتوانستم مجری شوم. اما در برنامه "از مدرسه تا مدرسه" شش ماه مجری بودم. چون اجرا مانع درس خواندن می‌شد، ترجیح دادم دیگر مقابل دوربین نروم تا بعد از قبولی دانشگاه.
● چطور مجری "رنگین‌کمان" شدید؟
ـ بعد از دانشگاه به عنوان خبرنگار فعالیت می‌کردم. برای گرفتن گزارش پشت صحنه به لوکیشن این برنامه رفتیم. تهیه‌کننده من را دید و دعوت کرد برای اجرای برنامه تست بدهم.
● فکر می‌کردید یکروز خاله سارا شوید؟
ـ دعا کردم این اتفاق بیفتد (می‌خندد). پیش از این ماجرا در نمایشگاه مطبوعات خاله نرگس را دیدم. غرفه آنها کنار غرفه نشریه‌ای بود که من در آن کار می‌کردم. به دلیل ازدحام جمعیت خاله نرگس نمی‌توانست از غرفه بیرون بیاید و من کمک کردم از غرفه ما بیرون برود. همان موقع به همسرم گفتم چه می‌شد بچه‌ها هم به من بگویند خاله سارا. نمایشگاه سال بعد من خاله سارا بودم.
● علاقه‌تان از اول اجرا بود یا بازیگری؟
ـ من اجرا را بیشتر از بازیگری دوست دارم، توانایی بازیگری هم دارم. اما نمی‌خواهم این حرفه را دنبال کنم.
● پیشنهادی داشته‌اید؟
ـ بله. هم کار کودک و هم مجموعه برای مخاطب بزرگسال. اگر یکروز بخواهم بازیگری را تجربه کنم دوست دارم در یک فیلم سینمایی برای مخاطب کودک باشد.
● چرا بازیگری را دوست ندارید؟
ـ حرفه ما حساب و کتاب ندارد و معمولا زمان مجری در اختیار خودش نیست. بازیگری هم این ویژگی را با شدت بیشتر دارد و این شکل کار کردن با روحیه من سازگار نیست. کار کودک شیرینی و حلاوتی دارد که در حوزه‌های دیگر نمی‌توان سراغ گرفت. من شهرت را دوست ندارم و بازیگری حرفه‌ای است که با شهرت رابطه مستقیم دارد.
● اولین برنامه‌تان یادتان مانده است؟
ـ من مجری برنامه "بادبادک" بودم که یکروز در میان در برنامه "رنگین‌کمان" پخش می‌شد. روز اول پخش زنده داشتیم و من دیالوگ‌هایم را حفظ کرده بودم و با سرعت برنامه را اجرا و زودتر از زمان مقرر با بیننده‌ها خداحافظی کردم. تهیه‌کننده پشت صحنه گفت هنوز یک پلاتو باقی مانده، چرا خداحافظی کردی؟ اولین بداهه زندگی‌ام را آنجا گفتم. دوباره برگشتم و ماجرا را با شوخی و طنز حل کردم.
● به این فکر کرده بودید که متفاوت باشید یا می‌خواستید از مجری خاصی پیروی کنید؟
ـ از همان برنامه اول می‌خواستم با سبک و سیاق خودم کار کنم. حتی این تفاوت را در نوع و رنگ لباسم در نظر گرفتم. سعی کردم لباس‌های شاد بپوشم و در اجرای برنامه میان بازی و اجرا حرکت کنم و بیشتر بازیگر باشم تا مجری.
● گفتید می‌خواستید حتی در نوع پوشش متفاوت باشید این آزادی را داشتید؟
ـ خوشبختانه محدودیت موجود در کار بزرگسال در کار کودک نیست. زمانی که می‌خواستم برای بزرگسالان برنامه اجرا کنم باید لباس تیره می‌پوشیدم. من رنگ لباس‌هایم را خودم انتخاب می‌کردم و مادرم مدل آنها را طراحی می‌کرد. با اصول سازمان هم مغایرت نداشت. فکر می‌کنم طراحی و رنگامیزی لباس یک مجری اهمیت زیادی دارد. مجری باید آراسته و مرتب به نظر برسد.
● در اجرا چقدراز بداهه استفاده می‌کنید؟ به هر حال مجری مجاز نیست مدام حرف بزند و هر صحبتی برای بچه‌ها جذاب نیست. چقدر مطالعه دارید و سعی می‌کنید دایره اطلاعاتتان را بالا ببرید؟
ـ نشریات کودک می‌خوانم تا با ادبیات آنها آشنا شوم. بداهه‌گویی بخشی از کار یک مجری است. اما باید بداند چقدر و چطور از آن استفاده کند. زمانی که برنامه زنده اجرا می‌کردم اتفاق‌های زیادی می‌افتاد که در شرایطی قرار می‌گرفتم که باید برنامه را جمع می‌کردم. شعرهایی حفظ می‌کردم و برای بچه‌ها می‌خواندم. سعی می‌کنم مطالعه داشته باشم و در این مواقع از آن استفاده کنم.
● برنامه‌های کودک شبکه‌های دیگر را می‌بینید؟ الگوبرداری می‌کنید؟
ـ معمولا نمی‌شود از آنها الگو گرفت. چون سبک زندگی‌شان با ما فرق دارد. من برنامه‌های شبکه الجزیره را می‌بینیم. زندگی اعراب به ما نزدیک است و فاصله فرهنگی زیادی با ما ندارند. نوع اجرا، دکورها و رنگامیزی آنها جذاب است و سعی می‌کنم از تجربه‌های مثبت آنها استفاده کنم. آنها جسارت زیادی در استفاده از رنگ دارند.
● برنامه‌های ما قابل رقابت با آنها است؟
ـ از نظر محتوا و ساختار ما واقعا ضعیف هستیم. مشخص است که برنامه‌های آنها کارشناسی می‌شود اما برنامه‌های ما از این نظر مشکل دارد. مخاطب‌شناسی آنها قوی است و بار اطلاعاتی و آموزشی بالا است. در میان برنامه‌های کودک داخلی، تعداد کمی کارشناسی قوی دارند.
● برنامه‌های کوتاه تولید محقرانه دارند. گاهی نویسنده نیست و در چند شبانه‌روز با سرعت چند قسمت برنامه ضبط می‌شود. در چنین فضایی کار خوب تولید نمی‌شود.
ـ موضوع بودجه هم مطرح است. بعضی از تهیه‌کننده‌ها ارقام پائینی را مطرح می‌کنند و کارشان هم پیش می‌رود. بنابراین نگران وضعیت تولید و کیفیت کارها نیستند و این موضوع به کارها ضربه می‌زند. باید بحث نظارت کیفی و کارشناسی درباره محتوای برنامه‌ها جدی گرفته شود.
● چرا گروههای برنامه‌ساز به این ماجرا تن می‌دهند؟
ـ از گروه نمی‌شود انتظار داشت مقاومت کند. کارش را از دست می‌دهد و ناچار با شرایط کنار می‌آید. هدف بیشتر تهیه‌کنندگان الان چهره‌سازی و استفاده از این چهره‌ها است. در برنامه‌هایی که خارج از سازمان اجرا می‌شود، پول‌هایی کلان رد و بدل می‌شود.
● به هر حال آن مجری و چهره حق دارد کمبودهایی را که در سازمان دارد از طریق دیگر جبران کند؟
ـ به نظر من، ما متعلق به مردم هستیم و نباید از محبوبیتمان استفاده غلط کنیم. من بیننده بعضی از این برنامه‌ها بوده‌ام. واقعا مجری‌ها حرف‌هایی می‌زنند که برای مخاطب کودک مناسب نیست. نمی‌شود به بهانه مسائل مالی همه چیز را توجیه کرد.
● بین مجری‌های زن ومرد تفاوتی هست؟
ـ محدودیت‌هایی هست، اما در کار کودک این محدودیت‌ها خیلی کمتر است. فرهنگ ما طوری است که بین زن و مرد تفاوت‌هایی هست و مردم حرکتی را که برای یک مجری مرد می‌پسندند، برای مجری زن نمی‌پسندند.
● پخش زنده را بیشتر دوست دارید یا برنامه‌های تولیدی را؟
ـ تاثیر و مخاطب برنامه زنده بیشتر از برنامه تولیدی است. من برنامه زنده‌ای را دوست دارم که در آن از نمایش، موسیقی، کارتون و... استفاده شود و فقط مجری مدام رو به بیننده حرف نزند.
● گویا خیلی از برنامه‌ها بدون متن روی آنتن می‌روند. حتی شنیده‌ام "رنگین‌کمان" هم گاهی متن نداشته است؟
ـ تا زمانی که من در "رنگین‌کمان" بودم این اتفاق نیفتاده بود و در همه برنامه‌ها متن داشتیم. گروه "رنگین‌کمان" حرفه‌ای هستند و کارشان قابل قبول است. اما در بعضی برنامه‌ها بازیگر و صداپیشه به متن وفادار نیستند. در بعضی برنامه‌ها نظارت وجود ندارد و مجری‌ها مسائلی را مطرح می‌کنند که برای بچه‌ها بدآموزی دارد.
● باز هم برمی گردیم به ماجرای کارشناسی.
ـ بله. چند سال پیش "رنگین‌کمان" ۹۰ درصد مخاطب داشت اما الان برنامه‌های کودک چند درصد بیننده دارد؟ بچه‌ها به سی دی، برنامه‌های شبکه‌های خارجی و کارتون‌های خارجی بیشتر علاقه دارند تا برنامه‌های تکراری شبکه‌های داخلی. ما به آنها خوراک نداده‌ایم که انتظار بازگشتش را داشته باشیم. برنامه‌ها تکرار تجربه‌های دیروز است برای نسل فردا!
● استفاده بیش از حد از چهره‌های محبوب به آنها لطمه می‌زند. نمی‌شود انتظار داشت بچه‌ها تا ابد یک چهره را دوست داشته باشند.
ـ من زمانی در اوج بودم اما دیگر نمی‌توانم آن موقعیت را تکرار کنم. تهیه‌کننده‌ها اصرار دارند از محبوبیت بعضی چهره‌ها مدام استفاده کنند. با این کار آن چهره‌ها را می‌سوزانند. کار کودک بهار دارد و نمی‌توان سال‌ها در سایه آن بهار زندگی کرد. چه بخواهیم چه نه یکروز پاییز و زمستان هم می‌شود.
● شما تا چه زمانی به اجرا ادامه می‌دهید؟
ـ تا ۳۱ سالگی. سه چهار سال دیگر. مخاطب نباید مجری را کنار بگذارد. مجری باید خودش متوجه زمان رفتن باشد. کار کودک حس و حال و لحنی می‌خواهد که برنامه‌های دیگر لازم ندارند. همیشه لحن و حرکات یک مجری برای مخاطب شیرین نیست و باید این گذر زمان و تاثیرش را در نظر بگیریم.
● در سال‌های گذشته تعداد خاله‌ها و عموها واقعا زیاد شده و فکر می‌کنم دیگر این موضوع هم برای بچه‌ها جذابیت ندارد.
ـ تازگی‌اش را از دست داده است. پنج سال پیش خاله نرگس و سبک اجرایش یک پدیده بود و به همین دلیل اینقدر به آن توجه شد. اما الان تعداد زیادی خاله و عمو داریم که تکراری هستند. بیننده تنوع می‌خواهد. اما تهیه‌کننده‌های ما خلاقیت ندارند و می‌خواهند تجربه‌های تکراری و محبوب گذشته را تکرار کنند.
● برنامه‌سازی کودک را از مدتی پیش شروع کرده‌اید. از تجربه‌های اجرا در این بخش استفاده می‌کنید؟
ـ سال گذشته در شبکه لرستان دو برنامه "فرشته‌ها" و "دوچرخه" را تهیه و کارگردانی کردم که موفق بود. دو سال است برنامه کودک شبکه آموزش به نام "گل‌آموز" را کارگردانی و اجرا می‌کنم و سرپرست نویسندگان آن هستم. ۹۰ برنامه اول واقعا محقر و در شرایطی سخت پیش رفت. اما الان روند تولید بهتر شده و امیدوارم در آینده بهتر شویم.
● به نظر می‌رسد در آینده بیشتر شما را به عنوان برنامه‌ساز می‌بینیم؟
ـ من به این بخش بیش از اجرا علاقه دارم و امیدوارم بتوانم تجربه‌هایی خوب در این زمینه داشته باشم. البته اغلب کارهایی که نوشته‌ام خودم اجرا کردم. اما فکر می‌کنم دوره آن رسیده که مجری‌های جوان وارد این حرفه شوند و بین ما و آنها تعاملی باشد که از تجربه‌های ما استفاده کنند و به زودی عرصه برای فعالیت آنها فراهم شود.
● چرا در برنامه "گل‌آموز" از چهره جدید استفاده نکردید؟
ـ یکی از تعهدات من این بود که اجرای برنامه بر عهده‌ام باشد و اگر اینطور نبود نمی‌توانستم برنامه را تهیه کنم. اما در برنامه‌های دیگر چهره‌هایی را معرفی کرده‌ام.
● چرا از شبکه تهران به شبکه دو رفتید؟
ـ به این نتیجه رسیدم که بهتر است دنیایم را عوض کنم. من در شبکه تهران تجربه‌هایی عالی داشتم. اما می‌بایست تحولی در کارم می‌دادم. این تغییر به من کمک کرد فضاهای تازه‌تر را تجربه کنم. دوست دارم اگر قراراست با شبکه تهران کار کنم در زمینه برنامه‌سازی باشد.
‌● در این تغییر و تحول دنیایتان عوض شد؟
ـ توانستم نویسندگی، کارگردانی و تهیه‌کنندگی را تجربه کنم و اینها تجربه‌هایی خوب بود. در شبکه دو با تهیه‌کنندگان و گروههای حرفه‌ای آشنا شدم. این مناسبات حرفه‌ای کمک کرد رشد کنم و در زمینه‌ای که دوست دارم تجربه‌های بیشتر به دست بیاورم.
● مخاطب شبکه دو بیشتر از شبکه تهران است؟
ـ نوع اجرای من به خاطر این تغییر عوض شده است. در شبکه دو باید ساده‌تر و راحت‌تر اجرا کنم تا مخاطبی که در روستاهای دورافتاده بیننده برنامه است با من و برنامه ارتباط برقرار کند. اما واکنش مثبت مخاطب دلگرم‌کننده است. ارتباط عمیقی بین من و بچه‌ها به وجود آمده است. بچه‌های پایتخت مقاومتر از بچه‌های دیگر هستند و ارتباطی که با آنها برقرار می‌کنیم از یک جنس نیست.
● روزهایی که حالتان خوب نیست چطور برنامه اجرا می‌کنید؟
ـ خدا نیرویی می‌دهد که اجرا با شوق و اشتیاق همیشگی برگزار شود. البته در روزهای اول کارم اگر بین بخش‌های برنامه اتفاقی می‌افتاد این ماجرا روی کارم تاثیر می‌گذاشت، اما الان به تجربه دریافته‌ام چطور با این مسائل کنار بیایم. اگر از نظر جسمی حالم مناسب نباشد ترجیح می‌دهم مقابل دوربین نیایم.
● یک دهه اخیر مجری‌های زیادی وارد کار کودک شدند. شاید الان بگوییم آنها تکراری شده‌اند. اما زمانی که شما، آزاده آل ایوب و داریوش فرضیایی و امیرحسین مدرس در حوزه نوجوانان کارتان را شروع کردید فضای اجرا عوض شد. امتیازهای این دوره از نظر شما چه چیزی است؟
ـ برنامه عمو پورنگ، "رنگین‌کمان" و "نیمرخ" یک موج ایجاد کرد. هوشمندی تهیه‌کننده‌ها و کارگردان‌ها در کنار ذوق مجری‌ها هوایی تازه را در فضای اجرا به وجود آورد. به عنوان نمونه تهیه‌کننده برنامه "رنگین‌کمان" از جذابیت‌های برنامه زنده استفاده می‌کرد. عروسک را بیرون از استودیو و بین مخاطبان می‌برد و مخاطب را در برنامه سهیم می‌کرد. استفاده از خاله، عمو یا موسیقی و ترانه از امتیازهای این دوره تازه است. اما الان چند سالی است در دایره تکرار گرفتار شده‌ایم.
● چرا این جریان ادامه پیدا نکرد؟
ـ ما آدم‌های ریسک‌پذیری نیستیم و از تجربه‌های تازه می‌ترسیم. باید این جسارت را داشته باشیم که قالب‌ها را عوض کنیم. تا نگاهمان را عوض نکنیم اتفاقی خوب در این زمینه نمی‌افتد. مدیران هم باید این جسارت را به خرج بدهند که به سمت‌های تازه بروند و الگوها را عوض کنند. من فکر می‌کنم وضعیت برنامه‌های نوجوانان از کودکان هم بدتر است. اگر برای بچه‌ها یکی دو برنامه خوب هست، برای نوجوانان هیچ برنامه خوبی تولید نمی‌شود.
● شخصیت‌های محبوب دوران کودکی شما چه کسانی بودند؟
ـ آقای حکایتی را خیلی دوست داشتم. کلاه‌قرمزی و اجرای آقای طهماسب هم برای نسل من بیادماندنی است. "خونه مادربزرگه" عالی و دوست‌داشتنی بود. کارتون‌های دوران کودکی ما بیادماندنی و شیرین بودند. کارهای داخلی در کودکی ما حرفه‌ای بودند. شما عوامل "خونه مادربزرگه" را در نظر بگیرید. الان با این بودجه‌ها و شرایط آدم‌های حرفه‌ای سمت کار کودک نمی‌روند.
● تولد شبکه کودک می‌تواند این امیدواری را به وجود بیاورد که برنامه‌سازی برای بچه‌ها حرفه‌ای شود؟
ـ همه چیز با نگاه کارشناسی درست می‌شود. تمرکز برنامه‌سازی در یک شبکه باید همراه با بودجه و نگاه حرفه‌ای باشد. اگر قرار است همینطور با برنامه‌سازی کودک برخورد کنیم که این روزها اتفاق می‌افتد، شبکه کودک دردی از ما درمان نمی‌کند.
● با این شرایط چه چیزی شما را به آینده ترغیب می‌کند؟
ـ بچه‌ها... کار برای بچه‌ها با همه سختی‌هایش آنقدر جذاب است که به سادگی نمی‌توان از کنارش گذشت. بچه‌ها به من انرژی می‌دهند. اگر آنها از برنامه‌های من یک نکته هم یاد بگیرند کافی است.  
   
 
 
 
 
   مصاحبه : خبرگزارى مهر

كاهش شديد محبوبيت هری پاتر:

كاهش شديد محبوبيت هری پاتر
 

فارس: طبق يك نظرسنجي محبوبيت «هري پاتر» در ميان دانش‌آموزان و طرفداران پيشين وي به شدت در حال كاهش است.

جمع كثيري از طرفداران «هري پاتر» با انتشار جلد هفتم از رمان‌هاي پرفروش «جي‌كي رولينگ» از پايان اين مجموعه پرمخاطب راضي نيستند.

همچنين نظرسنجي مؤسسه «اندرسون آناليتيكس» نشان مي‌دهد كه طرفداران «هري پاتر» نسبت به سال گذشته در سراسر جهان به خصوص در مدارس انگلستان كاسته شده است.

رمان «گرگ و ميش» نوشته «استفني مي‌ير» كه اين روزها در فهرست پرفروش‌هاي بيشتر نشريات آمريكا و اروپا ديده مي‌شود نيز يكي از دلايل كاهش علاقه دانش‌آموزان به «هري پاتر» است.

اين مؤسسه اعلام كرد كه «هري پاتر» برخلاف فروش ركوردشكن‌اش در تاريخ ادبيات، قهرمان بيادماندي‌اي نبوده و به تدريج از ذهن دانش‌آموزان در حال فراموشي است.

مؤسسه «اندرسون آناليتيكس» در حالي اين خبر را اعلام كرد كه سال گذشته 20 درصد دانش‌آموزان انگليسي طرفدار پر و پا قرص «هري پاتر» بودند اما امسال با انتشار رمان «گرگ و ميش»، اين عدد به چهار و نيم درصد كاهش پيدا كرده است.

كاهش شديد محبوبيت هری پاتر:

كاهش شديد محبوبيت هری پاتر
 

فارس: طبق يك نظرسنجي محبوبيت «هري پاتر» در ميان دانش‌آموزان و طرفداران پيشين وي به شدت در حال كاهش است.

جمع كثيري از طرفداران «هري پاتر» با انتشار جلد هفتم از رمان‌هاي پرفروش «جي‌كي رولينگ» از پايان اين مجموعه پرمخاطب راضي نيستند.

همچنين نظرسنجي مؤسسه «اندرسون آناليتيكس» نشان مي‌دهد كه طرفداران «هري پاتر» نسبت به سال گذشته در سراسر جهان به خصوص در مدارس انگلستان كاسته شده است.

رمان «گرگ و ميش» نوشته «استفني مي‌ير» كه اين روزها در فهرست پرفروش‌هاي بيشتر نشريات آمريكا و اروپا ديده مي‌شود نيز يكي از دلايل كاهش علاقه دانش‌آموزان به «هري پاتر» است.

اين مؤسسه اعلام كرد كه «هري پاتر» برخلاف فروش ركوردشكن‌اش در تاريخ ادبيات، قهرمان بيادماندي‌اي نبوده و به تدريج از ذهن دانش‌آموزان در حال فراموشي است.

مؤسسه «اندرسون آناليتيكس» در حالي اين خبر را اعلام كرد كه سال گذشته 20 درصد دانش‌آموزان انگليسي طرفدار پر و پا قرص «هري پاتر» بودند اما امسال با انتشار رمان «گرگ و ميش»، اين عدد به چهار و نيم درصد كاهش پيدا كرده است.

درباره سريال «آينه‌هاي‌نشكن»    

درباره سريال «آينه‌هاي‌نشكن»  
Image

درباره سريال «آينه‌هاي‌نشكن»
چند محكوم به مرگ گريخته‌اند
داستان‌گويي و داستان‌پردازي از دير باز يكي از دغدغه‌هاي شيرين بشري براي جولان دادن به روياها و تـخـيلاتش بوده است. در سازمان داستان‌هاي جاسوسي و معمايي توازن ايجاد كردن در ميزان هوشياري و درايت دو طرف درگير ماجرا از اركان اين‌گونه داستاني محسوب مي‌شود. هرگاه اين موازنه بر هم خورد، شاخصه باورپذيري براي تماشاگر چنين داستان‌هايي از درجه اعتبار ساقط شده و كليت اثر شمايل يك اثر فانتزي به خود مي‌گيرد. آينه‌هاي نشكن چند ماهي است كه در شبكه دوم تلويزيون در يك بستر جاسوسي ــ معمايي، رخدادهايش را به جمال تماشاگر گره مي‌زند.
  اين سريال كه بر اساس ماجراي واقعي به سامان رسيده، با دستمايه قرار دادن موضوع انرژي هسته‌اي كه بحث داغ روزگار ماست، فراز و نشيب‌هاي داستاني خود را قوام مي‌دهد. در فرصتي كوتاه با برخي از دست اندر كاران سريال آينه‌هاي نشكن هم داستان شديم.

همه فرزندان من

براي يك بازيگر دلايل بسياري براي پذيرش يا رد يك نقش وجود دارد. اما برخي نقش‌ها به‌نوعي پاي ثابت كارهاي داستاني است و از ايفاي آن به هر روي با توجه به تكرار و مشابهت با ديگر كارها نمي‌توان از انجام آن شانه خالي كرد. جمشيد شاه‌محمدي در سريال آينه‌هاي‌نشكن رداي پدر سيمين شخصيت اصلي كار را پوشيده است، او در ارتباط با اين پدر مي‌گويد: در بدو امر ديدم اين شخصيت با مردم مملكت همذات‌پنداري مي‌كند. به هر حال اين اثر تلنگري است به خانواده‌ها و نسل جوان ما كه به خاطر احتياجاتشان تلاش مي‌كنند. آنها بايد مراقب باشند كه فريب نخورده و به اصطلاح كسي مغزشان را ندزدد. اكنون ما كلي جوان تحصيل كرده داريم كه دنبال كار مي‌چرخند و از طرفي مشكلاتي در مسير زندگي آنها قد علم كرده است. اين طيف از جوانها بايد خودشان ايجاد شغل كنند به هر جهت همه را كه دولت نمي‌تواند استخدام كند. ماجراهاي سريال در مسيري طي مي‌شود كه خانواده‌ها و جوان‌ها فريب عوامل بيگانه را نخورده و هوشيارانه عمل كنند.

داستان هم از يك ماجراي واقعي برداشت شده، ولي وقتي سريال را مي‌بينيد، حس مي‌كنيد به عينيت كار لطمه وارد شده است. يعني وقتي عملكرد بازيگران را مي‌سنجيد، پي مي‌بريد يك حس را فقط اجرا كرده‌اند، اين برداشت شخصي من است وگرنه سريال در ساير گرايش‌ها مثل تصويربرداري خيلي با كيفيت سر و سامان گرفته است.
كارگردان در كارش موفق است. گروه بسيار خوبي داشتيم، آقايان آخوندي و جلالي نخستين تهيه‌كنندگاني بودند كه بلافاصله كه كار ما تمام شد، قسط سوم را سريع پرداخت كردند، برخلاف بيشتر تهيه‌كنندگان كه گويا قيد دريافت قسط سوم را از آنان بايد زد!

پدر سيمين به نوعي با دخترش بيگانه به نظر مي‌رسد و خيلي دير نسبت به تغيير رفتار و منش او مشكوك مي‌شود، شاه محمدي در ادامه مي‌گويد: بچه‌هاي اين دوره و زمانه يك لحظه خوب و سر حال‌اند و يك لحظه در لاك خودشان فرو مي‌روند. البته پدر در مقاطعي از داستان به اتفاق مادر نسبت به پنهان كــاري‌هـاي سـيـمـين واكنش نشان مي‌دهند. پدر حدسهايي مي‌زند كه دختر موضوعاتي را مخفي مي‌كند. به هر روي سني از پدر گذشته و جهان‌بيني و تجربه‌اش در جامعه او را نسبت به برخي مسائل آگاه كرده است؛ ولي متاسفانه اين دختر فريب خورده و خودش هم تا مقطعي نمي‌داند كه آلوده مناسبات جاسوسي شده است. در واقع سيمين مي‌هراسد قضايا را به پدرش بگويد، چون جان برادر دوقلويش در خطر است.

 در نهايت مي‌خواهم بگويم داستاني كه من در بدو امر خواندم جذبه مفيدي براي كار داشت، ولي نحوه بازي‌ها و شيوه بده بستان بازيگران با هم به مرحله عينيت و باورپذيري نرسيده است، اعتقاد دارم داستان از مرحله نوشتاري به دليل اين‌كه بازي‌ها به باورپذيري مطلوب نزديك نشده‌اند به عينيت ايده‌آل نرسيده است. چينش درستي از بازيگران انجام نشده و اين ضعف در كار عيان است.

سيما و شمايل بيروني بازيگر گاه خودش به يك مولفه آشنا براي مخاطب تبديل مي‌شود، جمشيد شاه‌محمدي اغلب با سيماي يكسان و واحدي در آثار مختلف به ايفاي نقش پرداخته است، او در ارتباط با اين موضوع اعتقاد دارد:‌ در اين سال‌ها تلاش كردم از ايفاي نقش‌هاي مشابه كه فقط شمايل يك پدر معمولي دارند، اجتناب كنم به همين دليل هم كم كار هستم. خود قصه، خلق و خوي شخصيتي كه قرار است عهده‌دار آن باشم نمايان مي‌كند.
ما در چارچوب ذهنياتي كه براي شخصيت در داستان ساخته شده مي‌توانيم حركت كرده و او را به مرز باورپذيري برسانيم.

زمان تصويربرداري خيلي راضي هستيم و نسبت به كار تعصب داريم ؛ البته هر هنرمندي نسبت به كارش تعصب دارد. بعد بايد منتظر بمانيم تا كار پخش شود و ماحصل تلاشمان را رصد كنيم. به هر روي آن چه كه در ذهن داريد با آن چه كه ارائه مي‌شود هميشه همسو نيست ! به همين دليل ما هيچ وقت نمي‌توانيم از كار خودمان رضايت داشته باشيم. چون اگر به فرض اعلام كنيم كار ما شاهكار در آمده، اين يعني زندگي هنري ما تمام شده است ! ولي ما تا آخر عمر به خودمان گوشزد مي‌كنيم كه به تجربه نياز داريم.

 كنش و واكنش‌هاي متقابل و بده بستان درست و سنجيده با هنرپيشه‌هاي روبه‌رو به انسجام بازي‌ها مدد مي‌رساند، بازيگر نقش پدر سيمين، همكاري خود با نسل جوان و تازه نفس را در آينه‌هاي نشكن اين چنين ارزيابي مي‌كند: اين بچه‌ها جوان هستند و تحصيلات عالي دارند ولي بايد به اين جوانها ميدان داده شود. اين دوستان به كسب تجربه نيازمندند. تلاش اينها به نوعي جواني خود ما را تداعي مي‌كرد. من از بچه‌هاي جوان اين سريال رضايت داشتم، ولي همان طور كه پيش از اين اشاره كردم اين چيدمان بازيگران كه آقاي اردكاني جور كرده بود زياد با هم تناسب نداشتند. البته كل دوستان يك گروه منسجم و با كلاس و درستي بودند كه با عشق و علاقه كار مي‌كردند. خودم به اين شاخصه حرفه‌اي و منسجم بودن گروه خيلي اهميت مي‌دهم. هرچند كه ضعف‌هاي بازيگران جوان در كار عيان است كه به مرور زمان با كسب تجربه اين ضعف‌ها را مي‌توانند تقليل دهند. خود آقاي اردكاني هم براي كار بعدي خود در سمت كارگردان به طور قطع خيلي بهتر عمل خواهد كرد، چون همه ما نياز به تجربه داريم. به هر روي قاضي اصلي مردم هستند.

دستمزدهاي پروانه‌اي

پروسه توليد هر سريال با فراز و نشيب‌ها و معضلات گوناگوني همراه است. مسير به سامان رسيدن يك مجموعه اين روزها بدون غني‌سازي درست ريالي معنا و مـفـهـوم نـدارد. شـهـرام دانـش پـور مدير توليد آينه‌هاي‌نشكن چگونگي روي غلتك افتادن اين سريال را در جاده ساخت اين‌گونه تشريح مي‌كند: از اواخر خرداد 1386 پيش توليد كار آغاز شد. لوكيشن‌هاي مهم سريال در اين مدت انتخاب شد.

تـصـويـربـرداري سـريـال از 12 شهريور 86 در خيابان‌هاي تهران با ضبط سكانس‌هاي خارجي آغاز شد. از دوم ارديبهشت 87 گروه به دبي اعزام شدند و 22 خرداد ماه امسال تصويربرداري كل سريال در دبي خاتمه يافت. كار كردن در دبي بسيار سخت بود، چه در زمينه برآورد هزينه‌ها و چه در زمينه پيشبرد كارهاي اداري با مشكلات متعددي دست و پنجه نرم كرديم.

 در آنجا هر لوكيشني كه آماده مي‌شد گروه را در لوكيشن مستقر كرده و آن لوكيشن را مي‌بستيم. اگر لوكيشني 4 بعد از ظهر آماده مي‌شد از 4 ظهر تا 4 صبح يكسره كار مي‌كرديم تا كارهاي آن لوكيشن را به تمامي بگيريم. در واقع رج ما بر اساس آماده‌شدن لوكيشن‌ها رقم مي‌خورد. برآورد اوليه ما براي تصويربرداري 5‌ماه بود كه زمان تصويربرداري از برنامه‌ريزي پيش‌بيني شده ما بيشتر شد و 8 ماهه كار را تمام كرديم.

آينه‌هاي نشكن با بستر داستاني جاسوسي ــ معمايي خود از صحنه‌هاي اكشن گوناگوني نيز در سازمان ديداري خود بهره برده كه سامان دادن اين صحنه‌ها در صورت سپردن ريش و قيچي به افراد كاربلد اين رشته در كنترل كيفيت اثر و كاهش زمان، تاثير مهمي در روند توليد خواهد گذاشت. مدير توليد اين سريال در ارتباط با اين موضوع مي‌گويد: چون پيمان ابدي آدم حرفه‌اي اين كار است، ما در انجام صحنه‌هاي اكشن هيچ مشكلي نداشتيم. به بهترين شكل ممكن سكانس‌هاي اكشن با تدابير درست امنيتي كه ايشان و گروهش در پيش گرفتند، تصويربرداري شد.

مـعـضـل مـهـم اين روزهاي گروه‌هاي توليد و برنامه‌ريزي در سينما و تلويزيون به حضور همزمان بازيگران در چند فيلم و سريال و تله فيلم مرتبط است كه گاه كدورت‌ها و دلخوري‌هايي براي گروه‌هاي در حال توليد به ارمغان مي‌آورد، دانش پور در ارتباط با اين مشكل اعتقاد دارد: بازيگري كه حين توليد مدتي با استراحت مواجه مي‌شود، سريع براي كار ديگري با او قرارداد مي‌بندند. مي‌بينيد در همان مقطعي كه ما به بازيگر نياز داريم ايشان با گروه ديگري مشغول فعاليت هستند و اصلا به فكر گروه ما نيست! دو گروه معطل مي‌مانند. به هر روي دست آخر بايد هر دو گروه به يك تفاهم كاري با هم برسند. برخي مواقع هم اين رويه رفاقتي اتفاق مي‌افتد. به فرض كارگرداني با ما رفاقت دارد و از ما مي‌خواهد 5 روز بازيگرمان را به آنها بدهيم. در اين ميان به عواملي چون بارندگي و آماده نـشدن لوكيشن، پروسه تصويربرداري را طولاني مي‌كند، آن گروه همكار هم به جاي 5 روز، 10 روز بازيگر را در اختيار مي‌گيرد. در چنين وضعيتي هم توليد ما صدمه مي‌خورد و هم ممكن است رفاقت‌ها زير سوال برود.

از مصائب شيريني كه اين روزها مديران توليد و تهيه‌كنندگان را درگير مي‌كند، صعود دستمزد برخي از بازيگران است. دانش‌پور در ادامه مي‌گويد: از دلايل افزايش بي‌رويه دستمزدها به تله‌فيلم‌هايي كه ساخته مي‌شود ارتباط دارد. آقا يا خانم بازيگري كه مدت 20 روز در تله‌فيلمي حاضر مي‌شود، يك مبلغ بالايي به‌عنوان دستمزد پيشنهاد مي‌دهد. تهيه‌كنندگان براي اين‌كه تركيب بازيگران خوش‌ويتريني داشته باشند، پـيشنهاد بازيگران را مي‌پذيرند. به همين خاطر بازيگران بيشتر ترجيح مي‌دهند در تله‌فيلم كار كنند.

آهسته و پيوسته

در كارهاي جاسوسي ــ معمايي، 2 طيف شخصيت مثبت و منفي كار چرخان رخدادهاي داستان هستند، اين آدم‌ها هريك به شمايل و ريختاري براي تماشاگر شـنـاخته مي‌شوند. نويد فرح مرزي، طراح چهره آينه‌هاي‌نشكن زاويه ديد خود به سيماي شخصيت‌هاي داستان را اين‌گونه تشريح مي‌كند: ضمن وفاداري به فيلمنامه تلاش كرديم كه فيلتر ذهني آقاي اردكاني باشيم. نگرش بنده به يك كار رئال از اين منظر است كه چهره‌ها خيلي باورپذير و زندگي‌وار باشد. به اين رويه اعتقاد ندارم كه براي ارائه شخصيت‌هاي مثبت و منفي بياييم كارهاي عجيب و غريب انجام دهيم.

يك سري مولفه‌ها در گونه جاسوسي ــ معمايي شاخص است كه چهره‌پرداز در رعايت يا مراعات نكردن آن مختار است. سعيد داخ به عنوان آدم منفي آينه‌هاي نشكن با مولفه‌هاي تيپيك اين شمايل آدم‌ها در سريال ديده مي‌شود. فرح مرزي در ادامه مي‌گويد: به واقع مي‌شد به جاي طاسي سر بياييم براي اين آدم مو بگذاريم. از آن‌جايي كه ما مجبوريم كليشه‌ها را حفظ كنيم، سعيد داخ با توجه به چهره شناخته‌شده‌اي كه دارد گمان مي‌كنم اگر براي اين آدم مو مي‌گذاشتيم، همان ترفند شامورتي‌بازي مي‌شد. در صحبتي كه با كارگردان داشتيم به اين نتيجه رسيديم كه وقتي اول بار تماشاگر آشنا او را مي‌بيند، مي‌گويد براي او مو گذاشته‌اند و اين تغيير ممكن است هيچ كمك خاصي هم به شخصيت نكند. در ضمن كاراكتر داخ در سريال آدمي شق و رق و چهارشانه است، در واقع اين اتفاق فيزيكي ما را به اين سمت سوق داد كه با سر طاس او را نشان دهيم.

رئيس جاسوسان و مغز متفكر جناح منفي داستان، آدمي است به نام محب  كه نقش وي را سعيد نيكپور به عهده دارد. طراح چهره سريال آينه‌هاي نشكن در ارتباط با سيماي اين شخصيت منفي مي‌گويد: ما 2 آدم داريم كه هر دو در يك مسير فعاليت مي‌كنند و در بخش بدمن‌ها و منفي‌ها قرار مي‌گيرند؛ گفتيم اگر بخواهيم همان رويه‌اي را كه براي داخ پيش گرفتيم از همان منظر نيز به نيكپور بنگريم، خيلي قيافه‌ها تكراري مي‌شود. بايد يك سوء‌تفاهمي در ذهن بيننده ايجاد مي‌كرديم. اصولا كساني كه در اين گروهك‌ها و شاخه‌هاي گوناگون سياسي فعاليت دارند همه يك شكل نيستند. هركدام از آنها با توجه به جايگاه، موقعيت و مدارجشان يك شاخصه‌هايي دارند. شاخصه داخ را با آن طاسي و كچلي نشان داديم و سبيل را هم براي نيكپور لحاظ كرديم.

براي آماده‌سازي سيماي بازيگر و نزديكي او به شخصيت داستان در رويه عادي، بازيگر زير دست چهره‌پرداز چند بار چهره‌اش مورد آزمون قرار مي‌گيرد، فرح مرزي اين پروسه مقدماتي را اين گونه شفاف مي‌سازد: خوشبختانه ما در تست‌هاي اوليه خود به نتيجه مطلوب رسيديم.

بايد بنده داخل پرانتز مطلب مهمي را يادآوري كنم. به علت تعدد توليدات در عرصه سينما و تلويزيون ما در گزينش بازيگران به يك محدوديت‌هايي مي‌رسيم. متاسفانه يك سري از دوستان هنرپيشه ما كه ابزار كارشان در واقع ريش، صورت و مو است اينها را سپرده‌اند به طرح‌هايي كه از قبل قرارداد بسته‌اند، يا قولش را به كارهاي بعدي داده‌اند. وقتي ما با يك سري قـول و قـرارهـا مـواجـه مـي‌شـويـم، دستمان براي چهره‌پردازي قدري بسته مي‌شود.
ضمن اين‌كه در جاي ديگر كه همكار ما با چهره اين هنرپيشه كار دارد، شرط ادب ايجاب مي‌كند كه ما پاياپاي كارمان را پيش ببريم. در همين سريال آينه‌هاي‌نشكن آقاي نيكپور همزمان آماده مي‌شدند كه در سريال ديگري فعاليت كنند. به هر روي با دوست گريمور آن كار به مذاكره پرداختيم و به يك تفاهم راكوردي رسيديم. 

در جناح مثبت سريال آينه‌هاي نشكن 2 برادر حضور دارند كه برادر ارشد در كارهاي اطلاعاتي و ضد جاسوسي به انجام وظيفه مي‌پردازد و برادر كوچك‌تر در امور تبليغات سرگرم است. طراح گريم سريال در ارتباط با سيماي اين برادرها مي‌گويد: در درجه نخست مي‌خواستيم يك وجه اشتراكي بين قربان‌زاده و قاسم زارع ايجاد كنيم كه اين 2 برادر از هم الگو گرفته‌اند. يعني قربان‌زاده از قاسم زارع يك جورهايي در حفظ ظاهرش الگوپذيري دارد. ريش قاسم زارع يك درايتي را در او نمايان مي‌كند كه همان ريش در صورت قربان‌زاده جواني را نشان مي‌دهد. خوشبختانه در اين سريال دوستان اين شرايط را داشتند كه ما از ابزار صورت خودشان كمك بگيريم.

مهدي صبايي 2 تيپ كاملا متفاوت در اين سريال دارد. از آنجا كه ما رج لوكيشني و ضبطي داشتيم، راحت اين 2 تيپ را كار كرديم. اما در مورد افشين كتانچي ما با چنين شرايطي روبه‌رو نبوديم. موهايش را بسته به شرايط و موقعيت داستاني مدام اضافه يا كم مي‌كرديم يا ابزار اضافه چون زائده به صورتش مي‌افزوديم.

 حضور در هر سريال براي دست‌اندركاران آن با تجاربي همراه است، فرح مرزي همكاري خود را در اين مجموعه چنين مي‌سنجد: مهمترين مساله براي بنده اين بود كه دستپاچه اين موضوع نشوم كه سريالي قرار است چند هفته در معرض ديد بينندگان قرار گيرد و من بايد اعلام حضور عجيب و غريبي در آن داشته باشم. قرار نيست جاپايي از بنده بماند؛ متاسفانه در خيلي از كارها ما جاپا مي‌بينيم كه الزاما دردي هم دوا نمي‌كند. تصورم اين است كه آهسته و پيوسته بودن خيلي درست‌تر است. در خاتمه بايد از همكارانم آقاي ارشادفر و خانم‌ها آشتياني و كمالي كه در مدت 8 ماه تصويربرداري صادقانه تلاش كردند، سپاسگزاري كنم.

دوربين كوچولو

هر داستاني به فراخور جغرافيايي كه رخدادهايش در آن به غلتك مي‌افتد، به مواد اوليه صوتي ويژه‌اي نيازمند است تا امر باورپذيري همسو با تصوير محقق شود. مسعود دادگري شرايط صدايي آينه‌هاي‌نشكن را از اين زاويه مي‌نگرد: اين كار از نظر صدابرداري ويژگي خاصي داشت. در واقع ما در اين سريال به دو سه دليل عمده خيلي اذيت شديم.

نخست اين‌كه چون سريال در گونه جاسوسي طبقه‌بندي مي‌شد، بازيگران معمولا خيلي آهسته حرف مي‌زدند.

يعني همه در حال گفتن جمله‌هايي بودند كه فقط طرف مقابل مي‌شنيد. دومين مشكل پيش روي ما اين بود كه رخدادهاي داستان در فضاهاي خيلي شلوغ برگزار مي‌شد. در مرحله سوم، كارگردان و تصويربردار دوربيني را براي كار انتخاب كرده بودند كه بتوانند در فضاهاي جمع و جور و محدود قدرت مانور داشته باشند.

 به هر حال انتخاب دوستان اين نوع دوربين بود و بنده حق اظهارنظر ندارم. دوربين خيلي كوچك باعث شده بود ابزارهايي كه از صدا بايد به دوربين وصل شود، قـدري دسـت و پـا گـيـر گـردد. مـا سـعـي كرديم ميكروفن‌هاي بي‌سيم را در لباس بازيگران جاسازي كنيم. معمولا يك بوم در صحنه داشتيم و از 2 ميكروفن بي‌سيم هم در خيلي از صحنه‌ها بهره مي‌برديم، در نهايت در برخي مواقع مجبور مي‌شديم همزمان از 4 ميكروفن استفاده كنيم.

شخصيت‌هاي اين سريال در نيمي از زمان مجموعه در حال رانندگي ديده مي‌شوند. در ابتداي سريال كه سيمين در تعليم رانندگي مشغول كار است ما صداي يكدست موتور ماشين را در طول صحنه‌هاي رانندگي مي‌شنويم در حالي كه دنده عوض كردن و پايين آمدن يا بالا رفتن سرعت هر كدام صدايي مختص به خود دارد. صدابردار اين سريال اعتقاد دارد: صحنه‌هاي رانندگي در كل صحنه‌هاي سختي است و ما تمام اين فصل‌ها را با ماشين در حال حركت ضبط كرديم. دوربين كوچك به بدنه ماشين وصل مي‌شد. به طور معمول جايي براي استقرار صدابردار در چنين وضعيتي وجود ندارد. از آن سو براي اين صحنه‌ها از لنز فيش آي استفاده مي‌شد. اين لنز هم فضاي بيشتري را داخل قاب مي‌آورد. خود دوربين هم يك فضايي را اشغال مي‌كرد.

در سينما و تلويزيون اول حق با دوربين است بعد با صدا! به نظرم اگر صداي موتور يكدست شنيده مي‌شود اين امر امتيازي مثبتي براي گروه صداست. چون ماشين در حال حركت در سربالايي و سرازيري با صداهاي متفاوت كار مي‌كرد من همه تلاش خود را به كار بردم تا ديالوگ‌ها را خوب و باكيفيت ضبط كنم. اين مواردي كه اشاره كرديد، بايد هنگام صدا‌گذاري اضافه شود.

چند سالي است كه تدوينگرها امور صدا‌گذاري را سر و سامان مي‌دهند كه اغلب هم ماحصل كارشان رضايت صـدابردارها را به همراه ندارد، دادگري در ادامه مي‌افزايد: موسيقي را هم به اثر اضافه مي‌كنند، جايي هم كه لازم است يكي دو زنگ تلفن و چند افكت مي‌گذارند و مدعي مي‌شوند كه صدا‌گذاري كرده‌اند. ما مجبوريم صدا را تمام و كمال در صحنه بگيريم. همان صدايي كه ما مي‌گيريم براي بيننده استفاده مي‌شود. به همين دليل مجبوريم كه از ميكروفن بي‌سيم بهره ببريم تا صداهاي خود را تقويت كنيم. يك مشكل ديگري كه در كار ما وجود دارد به سيستم پخش مرتبط است. سيستم پخش ما در سينما و تلويزيون استاندارد نيست. ما صدا را ديجيتال ضبط مي‌كنيم، اما بعد به صورت آنالوگ پخش مي‌شود.

صدابردار در هر تجربه كاري خود به دستاوردها و تجاربي مي‌رسد كه مي‌تواند در كارهاي آتي به او كمك كند.
دادگري ارزيابي خود را در مشاركت با گروه آينه‌هاي نشكن اين گونه ارزيابي مي‌كند: به هر روي اين دوربين كوچكي كه انتخاب شده بود، مزاحمت‌هايي را از طرف گروه صدا به ارمغان مي‌آورد كه مجبور بودم برخي از صداها را جدا ضبط كنم. در نهايت خيلي از صداهايي كه گرفتم به خاطر محدوديت زمان و رساندن به موقع به پخش از آن استفاده نشد. نحوه پخش سريال باعث شده خودم سردرگم بمانم، يعني يك بار سريال را در حالي كه از شبكه دو پخش مي‌شود گوش مي‌كنم، يك جاهايي حرص مي‌خورم، بخشي از صدا از دست رفته و شنيده نمي‌شود. ولي وقتي همين سريال را از شبكه جهاني سحر مي‌بينم كيفيتش بسيار متفاوت از آنچه هست را از شبكه دو مي‌بينم.
به‌همين‌خاطر نظر دادن راجع به كار قدري سخت مي‌شود. در نهايت مي‌توانم بگويم شرمنده خودم نيستم و تلاشم را انجام داده‌ام.

علي‌احساني

اکران «آواز گنجشك‌ها» در50 سينماي‌هند:   

اکران «آواز گنجشك‌ها» در50 سينماي‌هند

فيلم سينمايي «آواز گنجشك‌ها» ساخته مجيد مجيدي از اواخر آذرماه در سينماهاي هندوستان به‌اكران عمومي در مي‌آيد.

به گزارش فارس، اين فيلم قرار بود از اول مهرماه در سينماهاي هند به نمايش در آيد كه به اواخر آذر موكول شد.

بنا بر اين گزارش، «آواز گنجشك‌ها» كه براي اولين‌بار به شكل كاملا گسترده در هندوستان به نمايش درمي‌آيد 50 سينما در سراسر اين كشور ميزبان آخرين ساخته مجيد مجيدي خواهند بود.

قرار است براي آغاز اكران اين فيلم در هندوستان افتتاحيه باشكوهي برپا شود و براي شركت در آن از بازيگران و كارگردانان شناخته شده سينماي هند نيز دعوت به عمل آيد.
بنابر گزارش فارس، «آواز گنجشك‌ها» يكي از موفق‌ترين فيلم‌هاي روز سينماي ايران است كه تاكنون در جشنواره‌هاي بين‌المللي چون برلين، كارلووي‌واري، آكلند، سن‌سباستين، سينماسيتي و ونكوور حضور داشته يا قرار است شركت كند.

ليلا حاتمي جايگزين هديه تهراني شد:  

ليلا حاتمي جايگزين هديه تهراني شد

برنا: براساس آمارهاي آستان قدس رضوي 2 سال پيش حدود 17 ميليون زائر به مشهد سفر کرده اند و در نظر بگيريد که همين تعداد هم قصد سفر داشته اند و نتوانسته اند. يعني نصف بيشتر مردم دغدغه زيارت دارند حال با اين تعداد مخاطب چرا فيلم سازان ما نبايد فيلمي درباره اين خاندان بسازند و به موضوعات سخيف بپردازند!

شب گذشته در ويژه برنامه اي که به مناسبت عيد سعيد قربان از شبکه اول سيما پخش شد و "فرزاد حسني" بعد از مدت ها دوري از اجرا، مجري اين برنامه بود، "رسول صدرعاملي" کارگردان سينما مهمان بود. به نظر مي رسيد اين برنامه تدارک ديده شده تا هم به نوعي ساختار شکني کند، يعني برخلاف ويژه برنامه هاي مناسبتي تنها با يک نفر بدون پخش وله، گفت وگو شود و آن هم درباره چند فيلم خاص و هم اعلام بازگشت دوباره فرزاد حسني به عرصه اجرا باشد و علاوه بر آن تلويزيون درباره فيلم صدرعاملي که با همکاري شبکه اول سيما ساخته شده، با يک تير دو نشان بزند و تبليغي براي اين فيلم در زمان اکران عمومي باشد.

در ابتدا فرزاد حسني از صدرعاملي درباره دو فيلم "شب" و "هر شب تنهايي" پرسيد و اين که چرا به دنبال سوژه اي مذهبي رفته. او در جواب گفت: من هر وقت عصباني مي شوم از برخي رفتارهاي اجتماعي، خودم را سرزنش مي کنم. زيرا فکر مي کنم هنرمندان و مسئولان در اين 30 سال کوتاهي کرده اند. جامعه مقتدر، بايد فرهنگ مقتدر داشته باشد.

"گل هاي داوودي" با بليت 8 تومان، 16 ميليون فروخت

وي از فيلم "گلهاي داوودي" ياد کرد و افزود: در آن زمان اين فيلم با بليت هشت تومان، 16 ميليون تومان فروخت. من هميشه دغدغه داشتم که درباره امام رضا(ع) فيلمي بسازم. الان دوران سختي است که بتوان درباره موضوعات مذهبي و معنوي فيلم ساخت که ناگهان متهم به رياکاري نشوي. سال ها بود خودم را مديون زائران امام رضا(ع) مي دانستم. چند سال پيش من و اصغر فرهادي با مهدي فرجي که آن زمان مدير گروه فيلم و سريال شبکه يک بود، مذاکره اي کرديم و فرهادي چند طرح درباره ساخت فيلم هاي مذهبي داشت که در حد يک يا دو صفحه بود، من خواهش کردم که به من بدهد و حدود دو سال بر اساس آن طرح ها فيلمنامه اي نوشتم.

تم "شب" و "هر شب تنهايي" زائر است

کارگردان "شب" و "هر شب تنهايي" گفت: تم من در اين دو فيلم زائر است. زماني که يک زائر عزم سفر مي کند تا زماني که مي رسد حال عجيبي دارد و يک سري آداب را رعايت مي کند. قصد من اين بود که بتوانم در فکر، روان، روح زائر بروم. بسيار سخت بود که بتوان اين را در فيلمي نشان داد که مردم هم آن را باور کنند.

صدرعاملي در ادامه از همکاران فيلم ساز خود انتقاد کرد که چرا فيلمي با محوريت امام رضا(ع) نمي سازند. او گفت: براساس آمارهاي آستان قدس رضوي 2 سال پيش حدود 17 ميليون زائر به مشهد سفر کرده اند و در نظر بگيريد که همين تعداد هم قصد سفر داشته اند و نتوانسته اند. يعني نصف بيشتر مردم دغدغه زيارت دارند حال با اين تعداد مخاطب چرا فيلم سازان ما نبايد فيلمي درباره اين خاندان بسازند و به موضوعات سخيف بپردازند!

وي تصريح کرد: بزرگ ترين معجزه زيارت اين است که وقتي از سفر برمي گردي، حالت خوبه. و اين خيلي خطرناک بود که اين موضوع را در فيلم به نمايش بگذاري. هر فيلم سازي وقتي بخواهد، فيلمي بسازد اول بايد در خودش تحول ايجاد شود.

اول اکران بعد نمايش در تلويزيون

اين کارگردان سينما در ادامه به وضعيت اکران فيلم هاي "شب" و "هر شب تنهايي" اشاره کرد و گفت: من از تلويزيون خواهش کرده ام که اين دو فيلم را بعد از اکران در سينماها، از تلويزيون پخش کنند.

در ادامه اين برنامه قسمت هايي از فيلم "شب" با بازي عزت الله انتظامي، مرحوم خسرو شکيبايي و امين حيايي پخش شد.

صدرعاملي از خسرو شکيبايي يادي کرد و اين که چقدر در ساخت اين فيلم همه با هم همدل بوده اند. او از سرما و برف شديد در مشهد که در زمان فيلمبرداري با آن مواجه شدند و فشردگي کار گفت و افزود: تمام گروه سعي مي کردند که آداب زيارت در حرم را رعايت کنند. آستان با ما همکاري زيادي کرد و حدود 400 نفر از هنرجويان آموزشگاه هاي بازيگري مشهد هم به ياري ما آمدند و نقش زائر را بازي کردند تا هنرپيشه هاي اصلي در ازدحام جمعيت با مشکل مواجه نشوند.

او همچنين از "هر شب تنهايي" صحبت کرد و گفت: حدود دو ماه فيلمبرداري اين فيلم طول کشيد و يک ماه رمضان هم در آنجا بوديم. اين فيلم از تنهايي آدم ها مي گويد. به قول رضا ميرکريمي، "تمام فيلم هاي جهان از تنهايي آدم ها مي گويند و کسي هم که اين فيلم ها را مي سازد از همه تنهاتر است".

کارگردان "شب" و "هر شب تنهايي" در ادامه از دغدغه خود براي ساخت قسمت سوم اين سه گانه سخن گفت و اظهار کرد: محمدرضا گوهري قسمت سوم اين سه گانه را نوشته اما برايم مهم است که بازخورد تماشاگر را از اين دو فيلم ببينم و بعد فيلم سوم را بسازم. البته مي خواست دومي هم زماني که "شب" اکران شد، بسازم اما گفتم شايد فرصت نداشته باشم. اما براي سومي کمي صبر مي کنم تا اين دو اکران شوند. قسمت سوم کاملاً در قطار مي گذرد.

ليلا حاتمي جايگزين هديه تهراني شد

وي درباره "هر شب تنهايي" نيز گفت: قرار بود در اين فيلم هديه تهراني بازي کند که به دليل بيماري نتوانست و ليلا حاتمي را انتخاب کردم و بعداً ديدم من اشتباه کرده بودم و ليلا از اول مناسب اين نقش بوده. ما در اين فيلم سناريوي از قبل آماده شده اي نداشتيم و هر شب براي ضبط پلان ها با هم مشورت مي کرديم و فردا پلان هاي مورد نظر را فيلمبرداري مي کرديم. تمام گروه از جمله حامد بهداد و ليلا حاتمي با وجود اين که بچه اش هم تازه به دنيا آمده بود، همکاري خوبي کردند.

در ادامه بخش هايي از فيلم "هر شب تنهايي" پخش شد و صدرعاملي به برگزيده شدن اين فيلم رد جشنواره مسکو و ايتاليا همچنين جشنواره فيلم شيکاگو اشاره کرد.

فرزاد حسني هم در پايان گفت: قصد ما از دعوت شما در اين برنامه اين بوده که يک کف طولاني براي شما بابت کارهاي خوبي که در سينما توليد کرده ايد، بزنيم.

مجموعه دروغ ها(Body of Lies)


عنوان فیلم : مجموعه دروغ ها(Body of Lies)
کارگردان: ریدلی اسکات
نویسندگان: ویلیام موناهان (فیلمنامه)، دیوید ایگنیشس (رمان)
تاریخ اکران: ۱۰ اکتبر ۲۰۰۸ (۱۹ مهر ۱۳۸۷)
ژانر: درام، هیجان انگیز
بازیگران: گلشیفته فراهانی، لئوناردو دی کاپریو، راسل کرو، مارک استرانگ، مایکل گستون، کریس ون هوتن
درجه فیلم: R (به دلیل خشونت زیاد که شامل شکنجه هم می شود و صحبت های نامناسب در جریان فیلم)
محصول: ایالات متحده
آهنگساز: مارک استریتن فیلد
کمپانی: Warner Bros.
کیفیت : پرده ای (CAM)
مدت زمان فیلم : 1 ساعت 58 دقیقه
خلاصه داستان فیلم مجموعه دروغ ها:
یکی از ماموران CIA به نام راجر فریس (لئوناردو دی کاپریو) به اردن فرستاده می شود تا یک تروریست خطرناک و مشهور به نام سلیمان را پیدا کند. در زمانی که او در اردن حضور دارد، با سرکرده ی گروه عملیات پنهانی اردن، پیمانی از سر اجبار می بندد تا سریعتر به هدفش برسد…

درباره فیلم Body of lies:
فیلم سینمایی مجموعه دروغ ها، فیلمی اقتباسی از رمانی به همین نام، نوشته ی دیوید ایگنیشس در مورد یک مامور CIA است که به اردن می رود تا تروریستی مشهور را پیدا کند. فیلم توسط ریدلی اسکات کارگردانی شده و فیلمنامه ی آن را هم ویلیام موناهان نوشته است و بازیگران آن همان طور که گفته شد لئوناردو دی کاپریو، راسل کرو و گلشیفته فراهانی هستند. فیلم در واشنگتن دی سی، اروپا، مراکش و خاورمیانه ضبط شده است. قرار است مجموعه دروغ ها در ۱۰ اکتبر ۲۰۰۸ در ایالات متحده اکران شود.

در مارس ۲۰۰۶، کمپانی وارنر براز، ویلیام موناهان را برای نوشتن فیلمنامه از رمان دیوید ایگنیشس انتخاب کرد تا توسط ریدلی اسکات کارگردانی شود. در آوریل ۲۰۰۷، عنوان فیلم همان عنوان کتاب انتخاب شد و لئوناردو دی کاپریو هم به عنوان بازیگر نقش اصلی برگزیده شد. بعد از انتخاب شدن دی کاپریو، راسل کرو هم به عنوان نقش مکمل آورده شد.

همان طور که گفتیم، بخش هایی از فیلم در خاورمیانه ضبط شده است. اسکات می خواست این بخش ها را در شهر دوبی از کشور امارات متحده عربی ضبط کند، اما شورای ملی رسانه های این کشور، به خاطر محتوی فیلمنامه (که از نظر برخی ملاحظات سیاسی مشکل داشت)، این اجازه را به کارگردان فیلم ندادند. به همین خاطر، صحنه های خاورمیانه در مراکش فیلمبرداری شد.

فیلمبرداری از ۵ سپتامبر ۲۰۰۷ (۱۴ شهریور ۱۳۸۶) در واشنگتن آغاز شد و در دسامبر همان سال (دی) هم تمام شد.

ریدلی اسکات در مورد این فیلم، گفته است: “در مورد اسلام هست، جایی که هستیم و جایی که نیستیم، و نگاهی بسیار جالب، فعال و درونی به کل موضوع دارد.”

مجموعه دروغ ها(Body of Lies)

.

.

عنوان فیلم : مجموعه دروغ ها(Body of Lies)
کارگردان: ریدلی اسکات
نویسندگان: ویلیام موناهان (فیلمنامه)، دیوید ایگنیشس (رمان)
تاریخ اکران: ۱۰ اکتبر ۲۰۰۸ (۱۹ مهر ۱۳۸۷)
ژانر: درام، هیجان انگیز
بازیگران: گلشیفته فراهانی، لئوناردو دی کاپریو، راسل کرو، مارک استرانگ، مایکل گستون، کریس ون هوتن
درجه فیلم: R (به دلیل خشونت زیاد که شامل شکنجه هم می شود و صحبت های نامناسب در جریان فیلم)
محصول: ایالات متحده
آهنگساز: مارک استریتن فیلد
کمپانی: Warner Bros.
کیفیت : پرده ای (CAM)
مدت زمان فیلم : 1 ساعت 58 دقیقه
خلاصه داستان فیلم مجموعه دروغ ها:
یکی از ماموران CIA به نام راجر فریس (لئوناردو دی کاپریو) به اردن فرستاده می شود تا یک تروریست خطرناک و مشهور به نام سلیمان را پیدا کند. در زمانی که او در اردن حضور دارد، با سرکرده ی گروه عملیات پنهانی اردن، پیمانی از سر اجبار می بندد تا سریعتر به هدفش برسد…

درباره فیلم Body of lies:
فیلم سینمایی مجموعه دروغ ها، فیلمی اقتباسی از رمانی به همین نام، نوشته ی دیوید ایگنیشس در مورد یک مامور CIA است که به اردن می رود تا تروریستی مشهور را پیدا کند. فیلم توسط ریدلی اسکات کارگردانی شده و فیلمنامه ی آن را هم ویلیام موناهان نوشته است و بازیگران آن همان طور که گفته شد لئوناردو دی کاپریو، راسل کرو و گلشیفته فراهانی هستند. فیلم در واشنگتن دی سی، اروپا، مراکش و خاورمیانه ضبط شده است. قرار است مجموعه دروغ ها در ۱۰ اکتبر ۲۰۰۸ در ایالات متحده اکران شود.

در مارس ۲۰۰۶، کمپانی وارنر براز، ویلیام موناهان را برای نوشتن فیلمنامه از رمان دیوید ایگنیشس انتخاب کرد تا توسط ریدلی اسکات کارگردانی شود. در آوریل ۲۰۰۷، عنوان فیلم همان عنوان کتاب انتخاب شد و لئوناردو دی کاپریو هم به عنوان بازیگر نقش اصلی برگزیده شد. بعد از انتخاب شدن دی کاپریو، راسل کرو هم به عنوان نقش مکمل آورده شد.

همان طور که گفتیم، بخش هایی از فیلم در خاورمیانه ضبط شده است. اسکات می خواست این بخش ها را در شهر دوبی از کشور امارات متحده عربی ضبط کند، اما شورای ملی رسانه های این کشور، به خاطر محتوی فیلمنامه (که از نظر برخی ملاحظات سیاسی مشکل داشت)، این اجازه را به کارگردان فیلم ندادند. به همین خاطر، صحنه های خاورمیانه در مراکش فیلمبرداری شد.

فیلمبرداری از ۵ سپتامبر ۲۰۰۷ (۱۴ شهریور ۱۳۸۶) در واشنگتن آغاز شد و در دسامبر همان سال (دی) هم تمام شد.

ریدلی اسکات در مورد این فیلم، گفته است: “در مورد اسلام هست، جایی که هستیم و جایی که نیستیم، و نگاهی بسیار جالب، فعال و درونی به کل موضوع دارد.”

(فیلم) Body of Lies:

.

.

یکی از ماموران CIA به نام راجر فریس (لئوناردو دی کاپریو) به اردن فرستاده می شود تا یک تروریست خطرناک و مشهور به نام سلیمان را پیدا کند. در این فیلم گلشیفته فراهانی نیز ایفای نقش می کند

عنوان فیلم : مجموعه دروغ ها(Body of Lies)
کارگردان: ریدلی اسکات
نویسندگان: ویلیام موناهان (فیلمنامه)، دیوید ایگنیشس (رمان)
تاریخ اکران: ۱۰ اکتبر ۲۰۰۸ (۱۹ مهر ۱۳۸۷)
ژانر: درام، هیجان انگیز
بازیگران: گلشیفته فراهانی، لئوناردو دی کاپریو، راسل کرو، مارک استرانگ، مایکل گستون، کریس ون هوتن
درجه فیلم: R (به دلیل خشونت زیاد که شامل شکنجه هم می شود و صحبت های نامناسب در جریان فیلم)
محصول: ایالات متحده
آهنگساز: مارک استریتن فیلد
کمپانی: Warner Bros.
کیفیت : پرده ای (CAM)
مدت زمان فیلم : 1 ساعت 58 دقیقه
خلاصه داستان فیلم مجموعه دروغ ها:
یکی از ماموران CIA به نام راجر فریس (لئوناردو دی کاپریو) به اردن فرستاده می شود تا یک تروریست خطرناک و مشهور به نام سلیمان را پیدا کند. در زمانی که او در اردن حضور دارد، با سرکرده ی گروه عملیات پنهانی اردن، پیمانی از سر اجبار می بندد تا سریعتر به هدفش برسد…

درباره فیلم Body of lies:
فیلم سینمایی مجموعه دروغ ها، فیلمی اقتباسی از رمانی به همین نام، نوشته ی دیوید ایگنیشس در مورد یک مامور CIA است که به اردن می رود تا تروریستی مشهور را پیدا کند. فیلم توسط ریدلی اسکات کارگردانی شده و فیلمنامه ی آن را هم ویلیام موناهان نوشته است و بازیگران آن همان طور که گفته شد لئوناردو دی کاپریو، راسل کرو و گلشیفته فراهانی هستند. فیلم در واشنگتن دی سی، اروپا، مراکش و خاورمیانه ضبط شده است. قرار است مجموعه دروغ ها در ۱۰ اکتبر ۲۰۰۸ در ایالات متحده اکران شود.

در مارس ۲۰۰۶، کمپانی وارنر براز، ویلیام موناهان را برای نوشتن فیلمنامه از رمان دیوید ایگنیشس انتخاب کرد تا توسط ریدلی اسکات کارگردانی شود. در آوریل ۲۰۰۷، عنوان فیلم همان عنوان کتاب انتخاب شد و لئوناردو دی کاپریو هم به عنوان بازیگر نقش اصلی برگزیده شد. بعد از انتخاب شدن دی کاپریو، راسل کرو هم به عنوان نقش مکمل آورده شد.

همان طور که گفتیم، بخش هایی از فیلم در خاورمیانه ضبط شده است. اسکات می خواست این بخش ها را در شهر دوبی از کشور امارات متحده عربی ضبط کند، اما شورای ملی رسانه های این کشور، به خاطر محتوی فیلمنامه (که از نظر برخی ملاحظات سیاسی مشکل داشت)، این اجازه را به کارگردان فیلم ندادند. به همین خاطر، صحنه های خاورمیانه در مراکش فیلمبرداری شد.

فیلمبرداری از ۵ سپتامبر ۲۰۰۷ (۱۴ شهریور ۱۳۸۶) در واشنگتن آغاز شد و در دسامبر همان سال (دی) هم تمام شد.

ریدلی اسکات در مورد این فیلم، گفته است: “در مورد اسلام هست، جایی که هستیم و جایی که نیستیم، و نگاهی بسیار جالب، فعال و درونی به کل موضوع دارد.”

غول برره در «اخراجي ها2» عراقي شد!

غول برره در «اخراجي ها2» عراقي شد!
همان طور که در اخراجيها 1 ديديد که «به ريش نيست به ريشه است» در اخراجيها 2 خواهيد ديد که «خيلي ها با سکوتشان به صدا رسيدند».
آريا: احمد ايراندوست بازيگري که در سريال طنز برره نقش غول برره را داشت در فيلم «اخراجي ها2» نقش اول منفي را ايفا مي کند.

در مورد نقش خود گفت: نقش من با نقش هاي ديگر تفاوت دارد چون تسلط به زبان عربي حائز اهميّت است واينکه من در اين نقش به زبان محاوره اي خود عراقي صحبت مي کنم همين خودش به تنهايي اين فيلم را متمايز از تمام فيلم هايي که از سال 59 تا به حال درباره جبهه و جنگ ساخته شده است.

وي افزود: همان طور که در اخراجيها 1 ديديد که «به ريش نيست به ريشه است» در اخراجيها 2 خواهيد ديد که «خيلي ها با سکوتشان به صدا رسيدند».

احمد ايراندوست در ادامه به خبرنگار آريا گفت: اخراجيها2 خيلي فشرده تر و قوي تر از اخراجيها1 است و مي توانم بگويم رکورد اخراجيها1 را مي شکند و در رکورد پر فروشترين فيلم هاي ايران قرار مي گيرد.

ايراندوست در خاتمه توصيه کرد: اگر روزي CD اين کار بيرون آمد از مردم خواهش دارم که CD اين کار را نخرند و با حضور در سينماها اين فيلم را در آنجا تماشا کنند چون کارگردان، تهيه کننده و مدير توليد زحمت کشيده اند و سرمايه گذاري کرده اند و چشم اميدشان به اين مردم است که با حضور خود در سينماها پشتيبان هنرمندان باشند

«اخراجي ها 2» چه مي گذرد؟


«اخراجي ها 2» چه مي گذرد؟

خبرگزاري آريا- «اخراجي ها 2»  يک روز  پس از عيد فطر صبح روز پنج شنبه 11 مهرماه کليد خورد که حلقه ابتدايي اين فيلم با يک داستان واقعي شروع مي شود.

اوايل جنگ بود که يک فروند هواپيماي جمهوري اسلامي ايران توسط يک زوج به سرقت برده شد و در خاک عراق فرود آمد که نهايتاً فرد گروگانگير بدون هيچ مزاحمتي از مهلکه گريخت و همين موضوع، موجب شد تا ده نمکي براي اتصال اخراجيها1 و اخراجيها2 به سراغ اين داستان برود، تا با روايتي داستاني، زمينه هاي طنز فيلم خود را فراهم کند.

 

 

شايد جالب ترين قسمت اخراجيها2 همين سکانس هاي هواپيما ربايي باشد چرا که از سر اتفاق خانواده مجيد سوزوکي سوار اين هواپيما هستند حالا چرا، بماند! مهم اين است که اين هواپيما قرار است توسط يک زوج گروگانگير ربوده شود و به کشور عراق برده شود و....

محوري ترين شخصيت لوکيشن هواپيما، تا پيش از ملحق شدن خانواده ها به اخراجيها، سيد جواد رضويان همان آقا غلام است که در نقش پسر خاله مجيد سوزوکي ظاهر مي شود و با چهره پردازي متفاوت خود، شيطنت هايش و دل بستن او به خانم مهماندار که نقش او را شيلا خداداد بازي مي کند، لحظات جذابي را به نمايش مي گذارد.

اوج اين لحظات در جايي است که آقا غلام بدون هيچ توجهي به کابين خلبان مي رود و به خلبان دو نوار کاست مي دهد که براي مسافران پخش کند که در همين حال مهماندار سر مي رسد دست آقا غلام را  لاي در مي گذارد و آقا غلام هم با همان نگاه اول شيفته خانم مهماندار مي شود .

در ادامه داستان خانواده اخراجيها که براي زيارت عازم مشهد هستند  به طور ناخواسته درگير يک حادثه تروريستي مي شوند و يک مرد و زن منافق ، هواپيمايي ايراني را به مقصد عراق مي ربايند. و اين در حالي است که درگيري شديد در منطقه نبرد ادامه دارد ، دشمن بيمارستان صحرايي را محاصره مي کند و همه اخراجيها به همراه ساير همرزمانشان اسير مي شوند دشمن با اسيرگيري گسترده قصد يک مانور تبليغاتي دارد ، همه اسرا به يک اردوگاه اسراي ثبت نام نشده منتقل مي شوند . دشمن با فراخواندن خبرنگاران خارجي و داخلي به اردوگاه و تهديد برخي از اسرا و ايجاد چند پارچگي بين آنها ، نقشه شومي در سر دارد .

تروريست ها با دشمن هم دست شده اند ، اما اسرا زير بار فشارهاي دشمن نمي روند و دشمن در بين اسرا به دنبال چهره هاي شاخص، فرمانده و روحاني مي گردد . حضور خانواده اخراجي ها بين مردم بي گناه و پخش اخبار مرتبط با آنها اسرا را همدل مي کند و نقشه دشمن براي ايجاد تفرقه و حکومت بر اردوگاه نقش بر آب مي شود ...

در اين فيلم دفاع مقدسي که نويسنده و کارگردان آن مسعود ده نمکي و تهيه کنندگي آن توسط حبيب ا.. کاسه ساز مي باشد بازيگراني همچون اکبر عبدي ( در نقش بايرام لودر )- محمد رضا شريفي نيا (درنقش حاج صالح )- امين حيايي (در نقش بيژن )- ارژنگ امير فضلي ( در نقش امير دودو)- سيد جواد هاشمي ( در نقش سيّد )- مهران رجبي ( در نقش دکتر علي از اسراي قديمي اردوگاه ) سيّد جواد رضويان ( در نقش آقا غلام پسر خاله مجيد سوزوکي ) شيلا خداداد ( در نقش  مهماندار هواپيما ) نگار فروزنده ( در نقش  خواهر مجيد سوزوکي ) نيوشا ضيغمي (در نقش دختر ميرزا ) مهراوه شريفي نيا ( در نقش زن منافق هواپيما ربا ) شهره لرستاني (در نقش همسر حاج صالح ) مينا جعفر زاده ( در نقش مادر مجيد سوزوکي ) ليلا بلوکات (در نقش خبرنگار ) نرگس محمدي (در نقش دخترپولداري است که جزء مسافران هواپيما و دختر غلامرضا اصانلو است ) قاسم زارع (  در نقش کمالي ) سپند امير سليماني (در نقش کامران معروف به دکي ) رامين پرچمي (در نقش راننده ارمني تانک معروف به وارتان ) بيوک ميرزايي (در نقش افسر عراقي ) فخر الدّين صديق شريف ( در نقش روحاني ) مير طاهر مظلومي (در نقش اسي که  لات و جزء ارازل و اوباش اردوگاه مي باشد ) منوچهر آذر ( در نقش ميرزا) امير يل ارجمند ( در نقش بهروز منافق هواپيما ربا ) سيروس کهوري نژاد (در نقش کريم سوسکه ) ابوالفضل همراه (در نقش خلبان هواپيما ) شاهرخ نورمحمدي (در نقش خلبان هواپيما) جلال پيشوائيان (در نقش فرمانده ارشد عراقي ) احمد ايران دوست (در نقش فرمانده اردوگاه ) مجيد شهرياري(در نقش اسراي قديمي اردوگاه) محسن جهانباني ، اردشير کاظمي ، يوسف قرباني ، سعيد کرمي ، امين ايماني ، سارا منجزي پور ، فائقه عابدکوهي و کامبيز ديرباز ( درنقش افتخاري ) علي اسيوند ( نقش افتخاري ) در اين پروژه عظيم که در بيست و هفتمين جشواره فجر اکران مي شود به ايفاي نقش مي پردازند .

شيرين بينا باز هم در " اغماء" ست

شيرين بينا باز هم در " اغماء" ست

خبرگزاري آريا - دوبله سريال «اغماء» به سرپرستي«حميدرضا پاکزاد» و مدير دوبلاژي «سعيد بحرالعلومي»  اواخر آبان ماه براي سيماي آذري شبکه جهاني سحر آغاز شد.

به گزارش خبرگزاري  آريا به نقل از روابط عمومي شبکه جهاني سحر، «پاکزاد» گفت: از آنجايي که تصميم بر اين بود تا از صداهاي جديد در دوبله اين سريال استفاده شود و با توجه به آنکه ترجمه و ويراستاري اين اثر به دليل محتواي معنوي و قوي آن نيازمند صرف زمان و دقت کافي بود، با توجه به دقت و امعان نظر مترجم «علي احمدي آده» و ويراستاران آن « رفعت مرادف» و « مجيد علي اف»، دوبلرهاي مناسب انتخاب و کار آغاز شد که به موازات آن امر صداگذاري که زمان بيشتري را نيز مي طلبد، در حال انجام است تا در کوتاهترين مدت، يعني حداکثر تا نيمه اول دي ماه به پايان رسيده و آماده پخش گردد.

در دوبله اين مجموعه که در 30 قسمت 30 تا 40 دقيقه اي به زبان آذري آماده مي شود، «شيرين بينا» که در مجموعه ايفاگر نقش مولود همسر دکتر پژوهان است، دوبله نقش خود را به عهده گرفته است و از آن به عنوان يک تجربه خوشايند و مطلوب ياد مي کند. وي از نحوه حضور خود در دوبله کار چنين مي گويد: از آنجايي که زبان آذري زبان مادري ام بوده و از طرفي نيز به هنر دوبله بسيار علاقه مندم و معتقدم که يک بازيگر خوب بايد بر تمامي حواشي مربوط به شغل خودش مسلط باشد، پس از دعوت «سعيد بحرالعلومي» که سابقه همکاري با وي را در موارد ديگري نيز داشته ام، دوبله نقش خود را در سريال پذيرفتم البته ناگفته نماند که کار بسيار سختي است و حوصله زيادي را مي طلبد چون به دليل واقع نبودن در محيط، لهجه فارسي بر کار غالب مي شود که مستلزم تکرار و صرف زمان و دقت بيشتري است اما تا اين لحظه از کار براي من بسيار لذتبخش و خوشايند بوده است.

در اين مجموعه مهدي حسين زاده بورنگي به جاي (دکتر پژوهان)، لعيا نبيل پور (دکتر برديا)، سعيد بحرالعلومي (الياس)، شيرين بينا (مولود)، سهيلا خسروي (پري)، محمود قبه زرين (دکتر نائيني)، عبدالله بحرالعلومي (آقاي قدياني)، علي احمدي آده (پيربابا)، محمدعلي نوروش (دکتر جودت)، همچنين فرحناز پورمهندس، زهره فيضي، معصومه چابک و ... صحبت مي کنند.

گفتني است بنا به اعلام حميد رضا پاکزاد قرار است تيتراژ سريال «اغماء» جهت تاثيرگذاري بيشتر بر مخاطب به زبان آذري ترجمه و توسط يکي از خوانندگان آذري زبان اجرا شود و همچنين پس از اتمام سريال، ميزگردي تحليلي نيز با حضور روحانيون و کارشناسان مذهبي در خصوص محتواي مجموعه براي مخاطبان سيماي آذري شبکه جهاني سحر تهيه شود.

نيكلاس كيج «شاگرد جادوگر» مى شود

 

نيكلاس كيج «شاگرد جادوگر» مى شود

نيكلاس كيج بازيگر فيلم جادوگرانه «شاگرد جادوگر» مى شود كه محصول جديد كمپانى والت ديزنى است و بر اساس يك قصه قديمى ساخته مى شود. در حالى كه اين بازيگر در فيلم، در نقش يك جادوگر ظاهر مى شود، ولى گفته مى شود نقش اصلى را وى به عهده ندارد و از قرار معلوم جى باروچل بازيگر جوان سينما، نقش اصلى «شاگرد جادوگر» را بازى مى كند. بنا بر اين گزارش، نسخه زنده اين اثر حماسى اكشن را جان ترتلتاب كارگردانى مى كند. جرى بروكهايمر تهيه كننده موفق و سرشناس سينما كه يك دهه قبل دو فيلم پر فروش «صخره» و «هواپيماى ويژه حمل محكومين» را با بازى نيكلاس كيج تهيه كرده، اين فيلم ماجراجويانه را تهيه مى كند. فيلمنامه «شاگرد جادوگر» را لاورنس كانر و مارك رازنتل نوشته اند، اما از آن جا كه اين فيلمنامه رضايت خاطر بروكهايمر را فراهم نكرد، خود ترتلتاب آن را بازنويسى كرده و قصه اصلى، كه قبل از اين چند بار به صورت مجموعه تلويزيونى و انيميشن ساخته شده است، درباره يك جادوگر عجيب و غريب است كه در يك مكان قديمى، در جستجوى شاگرد زرنگ و مستعدى است كه فوت و فن كار خود را به او بياموزد. در نسخه جديد، ماجراها در نيويورك دوران معاصر اتفاق مى افتد. انتخاب زمان معاصر (به جاى يك فضاى قديمى) به سازندگان فيلم كمك مى كند تا حال و هواى جذاب ترى به قصه و ماجراها داده شود و كارهاى جادوگرى، نمود عينى بيشترى داشته باشد. نقش اين شاگرد مستعد را جى باروچل بازى خواهد كرد.

» آواز گنجشك‌ها در يك قدمي گوي طلايي گلدن گلا‌ب:

نامزدهاي نهايي جايزه گلدن گلاب 2009 در حالي روز پنجشنبه در بورلي‌هيلز كاليفرنيا معرفي شدند كه نام فيلم "آواز گنجشك‌ها" آخرين ساخته مجيد مجيدي هم در اين فهرست به چشم مي‌خورد. اين فيلم كه پيش از اين در جشنواره‌هاي معتبري همچون برلين و آسياپاسيفيك درخشش چشمگيري داشته، به عنوان يكي از 53 نامزد دريافت گوي طلايي گلدن‌گلاب معرفي شد.

اهميت اين جايزه در آن است كه به عنوان مهم‌ترين رخداد سينمايي، قبل از اسكار شناخته مي‌شود. كارشناسان سينما معتقدند چيزي در حدود نيمي از برندگان گلدن‌گلاب معمولا جوايز اسكار را درو مي‌كنند، اما همانطور كه ورايتي گزارش داده، 14 فيلم از 53 فيلمي كه نامزد دريافت جايزه گلدن‌گلاب شده‌اند، جزو فيلم‌هاي فرانسوي‌زبان هستند. ايتاليا هم چهار نماينده در اين رقابت‌ها دارد.

در فهرست 53 فيلم اوليه شصت‌وششمين دوره جايزه گلدن‌گلاب فيلم‌هاي آواز گنجشك‌ها (ايران)، كاپيتان ابورائد (اردن)، سه ميمون (تركيه)، سكوت راحتي است (روماني)، والس با بشير (رژيم صهيونيستي)، راز دانه (فرانسه)، سكوت لورنا (بلژيك)، لحظه‌هاي ماندگار (سوئد)، گامورا (ايتاليا)، كلاس (فرانسه)، عقده بادر مينهوف (آلمان)، تور (صربستان)، كارامازوف (جمهوري چك)، رنگ شهرت (ونزوئلا)، آخرين قدم (برزيل) و... به چشم مي‌خورد.

از حضور پرتعداد فيلم‌هاي فرانسوي در گلدن‌گلاب امسال كه بگذريم، تنها تعداد اندكي از فيلم‌هاي اين فهرست 53تايي را مي‌توان حريف‌هاي قدري براي "آواز گنجشك‌ها" دانست، فيلم‌هايي همچون گامورا، كلاس و سكوت لورنا كه ساخته برادران داردن از بلژيك است. به گزارش يونايتدپرس امسال 184 فيلم بلند، 109 برنامه تلويزيوني، هشت انيميشن و 38 مجموعه تلويزيوني در جايزه گلدن‌گلاب شركت كرده بودند.

قرار است اعطاي جوايز برتر روز 11 ژانويه 2009 طي مراسمي در لس‌آنجلس انجام شود و شبكه ‌NBC هم به صورت زنده برنامه را پخش خواهد كرد. قضيه پخش مستقيم جوايز گلدن‌گلاب از ‌NBC و مراسم مفصلي كه براي اين جوايز در بورلي‌هيلز تدارك ديده شده هم مهم است. همانطور كه نويسنده شيكاگو تريبيون نوشته، سال گذشته به دليل اعتصاب اتحاديه فيلمنامه‌‌نويسان آمريكا و حمايت ستارگان سينما از آنها، رقابت‌هاي گلدن‌گلاب به شكل مجلل هميشگي برپا نشد و تقريبا مي‌توان گفت مراسم چنداني براي آن تدارك ديده نشد.

سال گذشته فيلم انگليسي "تاوان" در رقابت با "پيرمردها كشوري ندارند" توانست گوي طلاي اين جايزه را به خود اختصاص دهد.

"اخراجی‌ها 2" عید قربان به پایان می‌رسد

 "اخراجی‌ها 2" عید قربان به پایان می‌رسد

فیلمبرداری فیلم سینمایی "اخراجی‌ها 2" به کارگردانی مسعود ده‌نمکی و تهیه‌کنندگی حبیب‌الله کاسه‌ساز فردا همزمان با عید قربان به پایان می‌رسد.
به گزارش خبرنگار مهر، فیلمبرداری دومین فیلم سینمایی ده‌نمکی 11 مهرماه همزمان با عید سعید فطر آغاز شد و فردا سه‌شنبه 19 آذرماه پرونده آن بسته می‌شود. بهزاد مصلح تدوین فیلم را به نیمه رسانده و علی علویان آن را صداگذاری می‌کند. رضا فخاریه هم برای "اخراجی‌ها 2" جلوه‌های ویژه می‌سازد.

امین حیایی، جواد رضویان، محمدرضا شریفی‌نیا، نگار فروزنده، نیوشا ضیغمی، اکبر عبدی و... بازیگران این فیلم سینمایی هستند که تورج منصوری فیلمبرداری آن را بر عهده داشته و قرار است برای نمایش در بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر آماده شود.
 

معرفی گرانترین هنرپیشه هالیوود:

معرفی گرانترین هنرپیشه هالیوود
بازیگر برنده اسکار رده نخست پردرآمدترین بازیگران زن در فهرست سالانه روزنامه آمریکایی هالیوود ریپورتر را از آن خود کرد.

به گزارش خبرنگار مهر، هالیوود ریپورتر اعلام کرد جولی 33 ساله امسال برای بازی در فیلم حادثه‌ای "تحت تعقیب" تیمور بکمامبتوف 15 میلیون دلار دستمزد دریافت کرد و احتمالا برای حضور در دنباله این فیلم نیز 20 میلیون دلار می‌گیرد.

جولی پارسال در فیلم "یک قلب توانا" مایکل وینترباتم و امسال در "بچه عوضی" کلینت ایستوود در نقش‌های درام بازی کرد. او برای فیلم "دختر، گسیخته" برنده اسکار بهترین بازیگر زن مکمل شد.

جولیا رابرتز بازیگر 41 ساله برنده اسکار نیز پس از یک غیبت طولانی از دنیای سینما برای بازی در فیلم "فریب" که سال بعد پخش می‌شود، بیش از 15 میلیون دلار گرفته و رده دوم فهرست هالیوود ریپورتر را از آن خود کرده است.

در مورد بازیگران مرد، جز ویل اسمیت باقی نسبت به پارسال دستمزد کمتر دریافت کرده‌اند. اسمیت برای هر یک از دو فیلم پرفروش "هنکاک" و "من افسانه هستم" تا 25 میلیون دلار درآمد داشته است.

ریس ویترسپون 32 ساله که سال 2005 برای بازی در فیلم Walk the Line برنده اسکار شد و پارسال رده نخست فهرست هالیوود ریپورتر را داشت، امسال با 14 میلیون دلار برای فیلم کمدی "چهار کریسمس" در رده سوم فهرست قرار دارد.

کامرون دیاز، کاترین هیگل، کیت هادسن، آن هاتاوی و جنیفر آنیستن فهرست پردرآمدترین بازیگران زن را کامل کرده‌اند. آنیستن 39 ساله برای کمدی "مارلی و من" که از روز کریسمس نمایش داده می‌شود، بیش از هشت میلیون دلار گرفته است.

ستاره‌هایی مانند هالی بری و نیکول کیدمن که هر دو برنده اسکار هستند دیگر نمی‌توانند برای هر فیلم 10 میلیون دلار دستمزد بگیرند. در مقابل براد پیت و جانی دپ برای هر فیلم بین 15 تا 20 میلیون دلار درآمد دارند. 

تقدير از ستارگان برادوي و هاليوود با حضور بوش:

تقدير از ستارگان برادوي و هاليوود با حضور بوش

خبرگزاري فارس: مركز فرهنگي هنري كندي در واشنگتن، از شش تن از ستاره‌هاي برجسته صنعت تئاتر برادوي و سينماي هاليوود تجليل كرد، اين مراسم با حضور «جورج دبليو بوش» برگزار شد.

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از خبرگزاري رويترز، در اين مراسم كه روز گذشته با حضور «جورج دبليو بوش»، رييس جمهور سابق آمريكا و همسرش «لورا بوش» در مركز فرهنگي هنري كندي در واشنگتن برگزار شد، از شش تن از ستارگان برادوي و هاليوود به خاطر يك عمر همكاري مثمرثمر با فرهنگ آمريكا قدرداني شد.
به گزارش رويترز، «باربارا استريسند»، هنرمند عرصه سينما و موسيقي، «جورج جونز»، ستاره موسيقي كانتري، «مورگان فريمن»، بازيگر برنده اسكار هاليوود و يكي از ستاره‌هاي برادوي، «تيويلا تارپ»، «راجر دالتري»، موسيقدان، «پتي تونشند» عضو گروه موسيقي راك «هو» شش نفري بودند كه در اين مراسم از آنها تجليل شد.
انتهاي پيام/ا

آنجلینا جولی گرانترین بازیگر هالیوود:

آنجلینا جولی گرانترین بازیگر هالیوود
بازیگر برنده اسکار رده نخست پردرآمدترین بازیگران زن در فهرست سالانه روزنامه آمریکایی هالیوود ریپورتر را از آن خود کرد.

به گزارش خبرنگار مهر، هالیوود ریپورتر اعلام کرد جولی 33 ساله امسال برای بازی در فیلم حادثه‌ای "تحت تعقیب" تیمور بکمامبتوف 15 میلیون دلار دستمزد دریافت کرد و احتمالا برای حضور در دنباله این فیلم نیز 20 میلیون دلار می‌گیرد.

جولی پارسال در فیلم "یک قلب توانا" مایکل وینترباتم و امسال در "بچه عوضی" کلینت ایستوود در نقش‌های درام بازی کرد. او برای فیلم "دختر، گسیخته" برنده اسکار بهترین بازیگر زن مکمل شد.

جولیا رابرتز بازیگر 41 ساله برنده اسکار نیز پس از یک غیبت طولانی از دنیای سینما برای بازی در فیلم "فریب" که سال بعد پخش می‌شود، بیش از 15 میلیون دلار گرفته و رده دوم فهرست هالیوود ریپورتر را از آن خود کرده است.

در مورد بازیگران مرد، جز ویل اسمیت باقی نسبت به پارسال دستمزد کمتر دریافت کرده‌اند. اسمیت برای هر یک از دو فیلم پرفروش "هنکاک" و "من افسانه هستم" تا 25 میلیون دلار درآمد داشته است.

ریس ویترسپون 32 ساله که سال 2005 برای بازی در فیلم Walk the Line برنده اسکار شد و پارسال رده نخست فهرست هالیوود ریپورتر را داشت، امسال با 14 میلیون دلار برای فیلم کمدی "چهار کریسمس" در رده سوم فهرست قرار دارد.

کامرون دیاز، کاترین هیگل، کیت هادسن، آن هاتاوی و جنیفر آنیستن فهرست پردرآمدترین بازیگران زن را کامل کرده‌اند. آنیستن 39 ساله برای کمدی "مارلی و من" که از روز کریسمس نمایش داده می‌شود، بیش از هشت میلیون دلار گرفته است.

ستاره‌هایی مانند هالی بری و نیکول کیدمن که هر دو برنده اسکار هستند دیگر نمی‌توانند برای هر فیلم 10 میلیون دلار دستمزد بگیرند. در مقابل براد پیت و جانی دپ برای هر فیلم بین 15 تا 20 میلیون دلار درآمد دارند.

آیا ابتذال با خاتمی باز می‌گردد؟

آیا ابتذال با خاتمی باز می‌گردد؟

کارگزاران: بعد از انتقادات مدام مجید مجیدی از اوضاع سینمای ایران و هشدار از حضور ابتذال در سینمای ایران بحث‌های متعددی درباره این گفتار منتشر شد. از جمله یكی از محورهای مناظره مدیرعامل خانه‌ سینما و مشاور هنری رئیس‌جمهور همین اشاره به ابتذال بود. روز گذشته سیف‌الله داد، معاون امور سینمایی در دوره اول رئیس‌جمهوری سیدمحمد خاتمی به اظهارات مجید مجیدی واكنش نشان داد. متن جواب داد به مجیدی به شرح زیر است:«یكی از گله‌های من به آقای خاتمی هم همین مسئله بود، چراكه به‌رغم علاقه‌ای كه به شخصیت ایشان دارم، باید بگویم كه در دوره ایشان هم به‌رغم فضای آزادی كه وجود داشت، چیزی جز ابتذال نصیب سینمای ما نشد.» اشتباه نكنید: این جمله بخشی از استیضاح آقای مهاجرانی در مجلس پنجم نیست؛ این را شخصیت‌های شناخته شده جناح مخالف خاتمی و به ویژه تندروهای آنها نگفته‌اند؛ این جمله‌ای از سخنرانی آقای مجید مجیدی سینماگر برجسته كشورمان است كه در سمینار نقد سینمای اجتماعی و سینمای دینی در دانشگاه علامه طباطبایی بیان كرده. از آنجا كه در این جمله جمع‌بندی غیرمستدل و غیرمنصفانه‌ای از یك دوره صورت گرفته و به ویژه آقای خاتمی با تلویح نزدیك به تصریح مسوول یك ابتذال موهوم و تمام‌عیار در سینمای ایران معرفی شده است و از آنجا كه گوینده این سخن شخصیت تأثیرگذاری چون آقای مجیدی است، سكوت در برابر این جمله را جوانمردانه نمی‌دانم چرا كه اگر چنین ابتذال گسترده‌ای گریبان سینمای ایران را گرفته طبعا مسوول اول آن در دولت نخست خاتمی من بوده‌ام و حق نیست بگذاریم این گناه به گردن شخص شریفی چون خاتمی بیفتد. از طرف دیگر گاهی گوینده سخن از خود سخن مهم‌تر است و حتی دلیل بر صحت سخن و مدعا تلقی می‌شود. بنابراین به‌رغم علاقه‌ای كه به شخصیت ایشان دارم، لازم می‌دانم در حد مسوولیت و اطلاعات خود و به عنوان كسی كه نیمه اول آن دوران با مدیریت اینجانب در عرصه سینما سپری شده است (1380-1376) از كنار این سخن مجیدی بی‌توجه نگذرم و نشان دهم كه این سخن او متاسفانه هم نامربوط است هم ناسنجیده، هم متناقض است و هم تا حدودی سیاسی.»

داد در این یادداشت نوشته است: «... سخنرانی مجیدی در سمینار نقد سینمای اجتماعی و سینمای دینی صورت گرفته است و مخاطبان هم دانشجویانی بوده‌اند كه برای شنیدن نظرات فیلمساز محبوب‌شان درباره این دو نوع فیلم اجتماع كرده‌اند. پس طبیعی است كه سخنران در حد دانش خود از فیلم‌های شاخص اجتماعی و دینی در سه دهه گذشته، نقش مدیران و سیاست‌های پیدا و پنهان در فراز و فرود این فیلم‌ها، فیلمسازان شاخص اجتماعی و دینی و احیانا تأثیر تغییر سیاست‌های كلان در جذب یا دفع آنها به عرصه این دو نوع فیلم، دلایل استقبال یا عدم‌استقبال مردم و مسوولان به این فیلم‌ها، و... سخن بگوید. اما مجیدی ترجیح می‌دهد به جای این كار پس از ذكر سخنانی در باب وضعیت دانشجویان و موضوع فرار مغزها و نابسامانی امكانات دانشگاه‌ها، به تاریخچه ساخت فیلم‌های خود بپردازد و با اشاره به ساخت نخستین فیلم خود (سال‌ها قبل از دوم خرداد) بگوید كه «شاید اگر حمایت‌های رهبر معظم انقلاب از فیلم «بدوك» صورت نمی‌گرفت، من دیگر هیچ‌گاه موفق نمی‌شدم، فیلم بسازم. اما مقام رهبری پس از اینكه فیلم را دیدند به حمایت از آن پرداختند و حتی برخی مدیرانی كه به مخالفت با آن پرداخته بودند را نیز بركنار كردند. با این حال شرایط آنچنان برایش سخت می‌شود كه به‌مدت سه سال حرفه سینما را رها كردم و به سراغ میوه‌فروشی رفتم. واقعا مگر هنرمند از چه آستانه تحملی برخوردار است و روزی این تحمل به پایان می‌رسد.»

و بعد به ساخت فیلم «بچه‌های آسمان» (در دوران ماقبل دولت خاتمی) می‌پردازد كه: «این فیلم، هم فیلمی اجتماعی بود... اما با این حال، هیچ نهادی در كشور نبود كه فیلمنامه این فیلم را رد نكند... اما همین فیلم هنگامی كه به اسكار رفت، همه مسوولان با آن عكس یادگاری گرفتند.» و در ادامه با اشاره به لزوم وجود تحمل انتقاد در جامعه برای سینمای اجتماعی و ضرورت ایجاد فضای مناسب برای بروز خلاقیت و همچنین نترسیدن از سخنان تازه می‌پردازد: «لازم است فضایی برای بروز خلاقیت‌ها فراهم آوریم و توجه داشته باشیم كه با دو فیلم هیچ دولتی از بین نمی‌رود، چرا كه ما اعتقاد داریم پایه‌های این انقلاب بسیار محكم است... لذا بهتر است نگران نباشیم و كمی فضا را باز بگذاریم تا نسل‌های بعد هم بیایند و حرف بزنند. كنار این حرف‌هاست كه خلاقیت‌ها بروز می‌كنند و اگر در هر زمینه‌ای جلوی خلاقیت‌ها گرفته شود، بلافاصله ابتذال رشد خواهد كرد»

درست در همین لحظه كه سخنران به یك نكته راهبردی مهم درباره منشأ ابتذال و رشد آن به دلیل جلوگیری از خلاقیت‌ها اشاره می‌كند، ناگهان این نظر نامربوط را به زبان می‌آورد: «یكی ازگله‌های من به آقای خاتمی هم همین مسئله بود، چرا كه به‌رغم علاقه‌ای كه به شخصیت ایشان دارم، باید بگویم كه در دوره ایشان هم به‌رغم فضای آزادی كه وجود داشت چیزی جز ابتذال نصیب سینمای ما نشد»!! می‌بینیم كه تا اینجا نه بحث درباره خاتمی بوده و نه خاتمی در دوران خود به جلوگیری از خلاقیت‌ها اهتمام داشته و نه با حرف‌زدن نسل‌های بعد مخالف بوده بلكه همه می‌دانیم كه خاتمی درست عكس این جهات متحجرانه عمل می‌كرده است. با این حال بدون هیچ ربط وثیق و شبه‌وثیقی، از خاتمی یاد می‌كند، آن هم به عنوان كسی كه تنها چیزی كه نصیب سینمای ایران كرد، ابتذال بود و بس!» داد ادامه داده است: «فیلم‌های واقعا اجتماعی زیادی در این دوره ساخته شد كه شاخص‌ترین آنها فیلم‌های رخشان بنی‌اعتماد، تهمینه میلانی، رسول صدرعاملی، علیرضا داوودنژاد، بهرام بیضایی، بهمن فرمان آرا، بهروز افخمی، سامان مقدم، مسعود كیمیایی، ابوالحسن داوودی، جعفر پناهی، فریدون جیرانی، احمدرضا درویش، رسول ملاقلی پور، رضا میركریمی، و... بود.

همین فیلم‌ها بودند كه جشنواره سینمای اجتماعی آبادان را رونق بخشیدند، كما اینكه جشنواره سینمای دینی حقیقت كه در یزد برگزار شد، پذیرای فیلم‌هایی شد كه با گرایش و درونمایه دینی ساخته می‌شدند. آقای مجیدی به عنوان فیلمسازی كه در بسیاری از جشنواره‌های داخلی و خارجی حضور یافته به خوبی می‌داند كه نفس وجود جشنواره موضوعی تا چه حد در ترغیب سینماگران به ساخت فیلم‌هایی با درونمایه‌های مورد نظر مؤثر است. تاكنون هیچ یك از مخالفان حرفه‌ای سینمای دوران اصلاحات اعلام نكرده‌اند حاصل آن دوران فقط ابتذال بوده است؛ حداكثر مدعی شده‌اند از تعداد فیلم‌های ارزشی كاسته شده و تعدادی فیلم مبتذل هم ساخته شده است. این آقای مجیدی است كه كل حاصل آن دوران را یك كاسه زیر سوال می‌برد و به قول معروف گز نكرده پاره می‌كند. باید از این سینماگر عزیز پرسید آیا واقعا از دوران خاتمی چیزی «جز ابتذال» نصیب سینمای ما نشد. یعنی دستاورد آن دوران فقط و فقط ابتذال بوده است و دیگر هیچ؟! یعنی مثلا تمام فیلم‌هایی كه در آن دوران ساخته شد، بلااستثناء مبتذل بوده‌اند یا این كه استثنائاتی هم در كار بوده است؟ اگر بلا استثناء همه مبتذل بوده‌اند، تكلیف فیلم‌های «رنگ خدا»، «باران» و «بید مجنون» خود شما چه می‌شود؟ همینطور تكلیف ده‌ها فیلم دیگری كه پوراحمد، بنی‌اعتماد، میلانی، فرمان‌آرا، حاتمی‌كیا، صدرعاملی، كیمیایی، جبلی (بله حمید جبلی!) و... ساختند چیست؟! اما اگر معتقدید آش به این شوری هم نبوده و آثار غیر مبتذل هم داشته‌ایم، بگویید چند درصد آثار آن دوران مبتذل نبوده‌اند.»

در این یادداشت سیف‌الله داد به موضوعی دیگر هم اشاره كرده است:«البته یادمان باشد كه روشن نشده تعریف آقای مجیدی از ابتذال چیست و ایشان چه فیلمی را مبتذل می‌دانند و اگر فیلم مورد پسند شخصیتی مثل «هامون» با فیلم مورد پسند قهرمان فیلم «آواز گنجشك‌ها» متفاوت باشد، كدام‌شان مبتذل است و چرا؟

... اگر تعالی نتیجه آزادی باشد، در این صورت چرا در دوره خاتمی به زعم آقای مجیدی این تئوری صددرصد نتیجه عكس داده و جز ابتذال چیزی به بار نیاورده است؟ با این تناقض چه باید كرد. ممكن است مجیدی پاسخ دهد كه آنچه در دوره خاتمی در سینما رخ داد، آزادی نبود بلكه هرج و مرج، آنارشی، رهاسازی، و آزادی بدون مدیریت بوده است و به همین دلیل حاصل آن دوران ابتذال بوده است. ما هم می‌گوییم اولا بفرمایید آقای خاتمی كه فرق بین هرج و مرج با آزادی را نمی‌دانسته و ظرف هشت سال ریاست جمهوری هم متوجه آن نشده، چه حسنی دارد كه شما را به شخصیت او علاقه‌مند كرده است؟! مگر می‌شود هر بار كه نام شخصی را در جمع می‌آوریم، اول از علاقه‌مندی و ارادت خود به او بگوییم بعد چنان عیب عجیبی به او نسبت دهیم كه شنونده سر در گم بماند از این شیفتگی و علاقه بی‌دلیل؟! از این گذشته از هنرمند تیزهوشی چون آقای مجیدی انتظار نمی‌رود با به كار بردن كلمه آزادی به جای هرج و مرج، هم به مفهوم آزادی، هم به شنونده و هم به گوینده ستم كند. چرا كه آزادی كه علی (ع) در مدح آن می‌فرماید: «بنده كسی مشو، چرا كه خداوند تو را آزاد آفریده است»، با پدیده زشت هرج و مرج یكی دانسته می‌شود... اگر واقعا حاصل سیاست‌های وزارت ارشاد در آن سال‌ها ابتذال محض بود، حق بود از آن دوران به عنوان دوران مهاجرانی، داد، مسجد جامعی و... یا دوران اصلاحات یا سال‌های 80-76 یا 84-80 و... یاد كند نه آن كه این وصله را به قبای آقای خاتمی بچسباند و از گناه بنده و امثال بنده بگذرد.

در زمان خاتمی كه شأن وزیر و معاون وزیر در حد امر بر پایین نبود كه تصور شود فقط مجری بوده‌اند و سیاست را رئیس‌جمهور تعیین و ابلاغ می‌كرده است. اگر این‌طور بود كه مسوول سینما شخص رئیس‌جمهور است كه در اردیبهشت 78 باید به جای آقای مهاجرانی آقای خاتمی را استیضاح می‌كردند! پس آیا احتمالی به جز سیاسی بودن این جمله باقی می‌ماند؟ به عبارت صریح‌تر آیا ممكن است مجیدی خاتمی را فردی نامناسب برای ریاست جمهوری بداند و لذا احساس تكلیف كند كه در سخنرانی‌هایش (از جمله در دانشگاه امام صادق(ع)) به مخاطبان خود به نحو غیر مستقیم القا كند كه بازگشت خاتمی یعنی رواج مجدد ابتذال؟! یعنی نوعی تبلیغ مواضع سیاسی با چراغ خاموش؟
این پرسشی است كه این گله‌گذاری بی‌مناسبت و ادعای بزرگ و غیر قابل اثبات اما كوبنده به ذهن متبادر می‌كند.

دعوت همسر رئيس جمهور عراق از مهران مديری :

فارس: «هيرو ابراهيم احمد»، همسر جلال طالباني رئيس جمهور عراق از «مهران مديري» دعوت كرده است تا طي سفر به منطقه كردستان عراق با توانايي‌هاي اين هنرمند ايراني بيشتر آشنا شوند.

بنابر اين گزارش، اين دعوت به‌ منظور بهره‌گيري و استفاده‌ از توانايي‌هاي «مهران مديري» و همچنين ايجاد رابطه‌ با هنرمندان اين مرز و بوم و آشنايي بيشتر با فرهنگ ايراني صورت گرفته است.

شباهت فرهنگي مردم اين منطقه با مردم ايران و علاقه‌اي كه به هنرمندان و خوانندگان ايراني دارند، نيز دليل ديگر اين دعوت از سوي «هيرو ابراهيم احمد» است.

همسر رئيس جمهور عراق پيش از مديري هنرمندان ديگري همچون «محمدرضا شجريان»،«همايون شجريان»، «شهرام ناظري و گروه كامكاران» و گروه موزيك آوا به‌ منطقه‌ كردستان عراق كه از جمله مناطق امن و آرام اين كشور محسوب مي‌شود، دعوت كرده و اين دعوت از سوي آنها اجابت شده است.

مقدمات اين سفر در حال انجام است. «مهران مديري» اين دعوت را پذيرفته و «هيرو ابراهيم احمد» در تدارك ارسال دعوت‌نامه رسمي براي مديري است.

همچنين «مهران مديري» نيز اين روزها در حال آماده شدن براي ساخت مجموعه نوروزي شبكه سه سيما با نام موقت «مرد دو هزار چهره» است.

دعوت همسر رئيس جمهور عراق از مهران مديری :::

فارس: «هيرو ابراهيم احمد»، همسر جلال طالباني رئيس جمهور عراق از «مهران مديري» دعوت كرده است تا طي سفر به منطقه كردستان عراق با توانايي‌هاي اين هنرمند ايراني بيشتر آشنا شوند.

بنابر اين گزارش، اين دعوت به‌ منظور بهره‌گيري و استفاده‌ از توانايي‌هاي «مهران مديري» و همچنين ايجاد رابطه‌ با هنرمندان اين مرز و بوم و آشنايي بيشتر با فرهنگ ايراني صورت گرفته است.

شباهت فرهنگي مردم اين منطقه با مردم ايران و علاقه‌اي كه به هنرمندان و خوانندگان ايراني دارند، نيز دليل ديگر اين دعوت از سوي «هيرو ابراهيم احمد» است.

همسر رئيس جمهور عراق پيش از مديري هنرمندان ديگري همچون «محمدرضا شجريان»،«همايون شجريان»، «شهرام ناظري و گروه كامكاران» و گروه موزيك آوا به‌ منطقه‌ كردستان عراق كه از جمله مناطق امن و آرام اين كشور محسوب مي‌شود، دعوت كرده و اين دعوت از سوي آنها اجابت شده است.

مقدمات اين سفر در حال انجام است. «مهران مديري» اين دعوت را پذيرفته و «هيرو ابراهيم احمد» در تدارك ارسال دعوت‌نامه رسمي براي مديري است.

همچنين «مهران مديري» نيز اين روزها در حال آماده شدن براي ساخت مجموعه نوروزي شبكه سه سيما با نام موقت «مرد دو هزار چهره» است.

هديه تهراني بعد از مدت‌ها در يك محفل عمومي ظاهر شد:

هديه تهراني بعد از مدت‌ها در يك محفل عمومي ظاهر شد
هديه تهراني بعد از مدت‌ها در يك محفل عمومي ظاهر شد


سينماي ما - افتتاحیه نمایشگاه عکس‌های رضا کیانیان در کنار تمام اتفاقات ریز و درشتی که به همراه داشت، باعث شد تا هدیه تهرانی پس از مدت‌ها در یک محفل عمومی حاضر شود. او در این نمایشگاه به همراه بهمن فرمان‌آرا که چند همکاری سینمایی با هم داشته‌اند از عکس‌های همکارش دیدن کرد. رضا کیانیان و هدیه تهرانی در «یک بوس کوچولو» به کارگردانی فرمان آرا و «چتری برای دونفر » به کارگردانی احمد امینی با هم همکاری کرده اند.


 عکس: سید شهاب واجدی،مهر

فرامرز قریبیان این روزها کجاست و چه می‌کند؟

گزارش برای علاقه‌مندان هنرمند کم پیدای سینمای ایران؛
فرامرز قریبیان این روزها کجاست و چه می‌کند؟
فرامرز قریبیان این روزها کجاست و چه می‌کند؟


سینمای ما - محمد تاجیک: اگر فیلم گزارش مریم پس از سه سال وقفه از چند روز پیش کلید نمی‌خورد شاید فیلمی از قریبیان وجود نواشت تا بااشاره به آن فیلم عنوان کنیم که قریبیان با آن درجشنواره فیلم امسال حضور دارد. به گزارش سینمای ما قریبیان بازیگر مطرح وقدیمی سینمای ایران که درایام ماه رمضان با سریال روز حسرت درتلویزیون حضور داشت این روزها حضوری کمرنگ درسینما دارد او هم اکنون سه سریال آخرین دعوت (زخم های رویا) و پس از سالها (اکبر خواجویی )ونردبامی برآسمان (محمد حسین لطیفی) را یا آماده نمایش دارد ویا درحال بازی کردن در آن است البته قریبیان دو فیلم کارناوال مرگ را سیف الله رابه دلایلی نامعلوم از مدتها قبل بازی کرده ولی از سرنوشت این دوفیلم خبری نیست!. .آخرین دعوت قرار است محرم امسال در تلویزیون پخش شود واو دراین مجموعه با حامد بهداد همبازی است. داستان مجموعه تلويزيوني آخرین دعوت يك ملودرام عاشقانه است كه بين دو زمان مي‌گذرد و يك اثر تاريخي در دوران معاصر محسوب مي‌شود. فرامرز قريبيان، در سریال پس از سالها با فاطمه گودرزي، عبدالرضا اكبري‌، شهره لرستاني، محمود عزيزی همبازی است سريال تلويزيوني «پس از سال‌ها» بين 15 تا 17 قسمت 45 دقيقه‌اي براي پخش از شبكه سوم سيما ساخته مي‌شود و فيلمنامه آن را«محسن دامادي» نوشته است

منبع خبر : سینمای ما

رقابت 44 فيلم سينمايي در جشنواره پليس:

 ۴۴فيلم سينمايي در بخش مسابقه و يك فيلم در بخش خارج از مسابقه سومين جشنواره فيلم پليس رقابت مي كنند .
به گزارش جشنواره فيلم پليس هيات داوران اين بخش پس از بازبيني اين فيلم ها 3 تنديس جشنواره و جايزه هاي ويژه اي را به بهترين تهيه كننده بهترين كارگردان و بهترين فيلمنامه اهدا خواهد كرد.
فيلم هاي ارتفاع 6 45 (سيامك شايقي ) انعكاس (رضا كريمي ) آتش بس (تهمينه ميلاني ) بازنده (قاسم جعفري ) به آهستگي (مازيار ميري ) به همين سادگي (رضا ميركريمي ) پاپيتال (اردشير شليله ) پارك وي (فريدون جيراني ) تقاطع (ابوالحسن داوودي ) تنها دو بار زندگي مي كنيم (بهنام بهزادي ) خون بازي (رخشان بني اعتماد) دايره زنگي (پريسا بخت آور) دعوت (ابراهيم حاتمي كيا) دل شكسته (علي روئين تن ) ديوار (محمدعلي طالبي ) رفيق بد (عباس احمدي مطلق ) ريسمان باز (مهرشاد كارخاني ) و رييس (مسعود كيميايي ) از آثار حاضر در جشنواره امسال پليس هستند.
زندان زنان (منيژه حكمت ) ساكنين سرزمين سكوت (سامان سالور) ستاره است (فريدون جيراني ) ستاره مي شود (فريدون جيراني ) ستاره ها (فريدون جيراني ) سنگ كاغذ قيچي (سعيد سهيلي ) سه زن (منيژه حكمت ) شب (رسول صدرعاملي ) شبانه (اميد بنكدارـ كيوان علي محمدي ) شمعي در باد(پوران درخشنده ) شهر زيبا (اصغر فرهادي ) عصر جمعه (مونا زندي ) قرنطينه (منوچهر هادي ) قفل ساز (غلامرضا رمضاني ) كنعان (ماني حقيقي ) گناه من (مهرشاد كارخاني ) گيس بريده (جمشيد حيدري ) ما همه خوبيم (بيژن ميرباقري ) مانا (عليرضا رزازي فر) محاكمه (ايرج قادري ) محيا (اكبر خواجويي ) ميناي شهر خاموش (اميرشهاب رضويان ) نقاب (كاظم راست گفتار) هم خانه (مهرداد فريد) هميشه پاي يك زن در ميان است (كمال تبريزي ) و يك شب (نيكي كريمي ) ديگر فيلم هاي حاضر در اين رويداد هستند.
دبيرخانه جشنواره فيلم پليس اعلام كرد : فيلم « پرونده هاوانا » ساخته عليرضا رئيسيان به دليل حضور كارگردان آن در هيات داوران به صورت خارج از مسابقه نمايش داده مي شود.
سومين جشنواره فيلم پليس از 19 تا 22 آذر در تهران برگزار مي شود . 

رقابت 44 فيلم سينمايي در جشنواره پليس:

 ۲۴فيلم سينمايي در بخش مسابقه و يك فيلم در بخش خارج از مسابقه سومين جشنواره فيلم پليس رقابت مي كنند .
به گزارش جشنواره فيلم پليس هيات داوران اين بخش پس از بازبيني اين فيلم ها 3 تنديس جشنواره و جايزه هاي ويژه اي را به بهترين تهيه كننده بهترين كارگردان و بهترين فيلمنامه اهدا خواهد كرد.
فيلم هاي ارتفاع 6 45 (سيامك شايقي ) انعكاس (رضا كريمي ) آتش بس (تهمينه ميلاني ) بازنده (قاسم جعفري ) به آهستگي (مازيار ميري ) به همين سادگي (رضا ميركريمي ) پاپيتال (اردشير شليله ) پارك وي (فريدون جيراني ) تقاطع (ابوالحسن داوودي ) تنها دو بار زندگي مي كنيم (بهنام بهزادي ) خون بازي (رخشان بني اعتماد) دايره زنگي (پريسا بخت آور) دعوت (ابراهيم حاتمي كيا) دل شكسته (علي روئين تن ) ديوار (محمدعلي طالبي ) رفيق بد (عباس احمدي مطلق ) ريسمان باز (مهرشاد كارخاني ) و رييس (مسعود كيميايي ) از آثار حاضر در جشنواره امسال پليس هستند.
زندان زنان (منيژه حكمت ) ساكنين سرزمين سكوت (سامان سالور) ستاره است (فريدون جيراني ) ستاره مي شود (فريدون جيراني ) ستاره ها (فريدون جيراني ) سنگ كاغذ قيچي (سعيد سهيلي ) سه زن (منيژه حكمت ) شب (رسول صدرعاملي ) شبانه (اميد بنكدارـ كيوان علي محمدي ) شمعي در باد(پوران درخشنده ) شهر زيبا (اصغر فرهادي ) عصر جمعه (مونا زندي ) قرنطينه (منوچهر هادي ) قفل ساز (غلامرضا رمضاني ) كنعان (ماني حقيقي ) گناه من (مهرشاد كارخاني ) گيس بريده (جمشيد حيدري ) ما همه خوبيم (بيژن ميرباقري ) مانا (عليرضا رزازي فر) محاكمه (ايرج قادري ) محيا (اكبر خواجويي ) ميناي شهر خاموش (اميرشهاب رضويان ) نقاب (كاظم راست گفتار) هم خانه (مهرداد فريد) هميشه پاي يك زن در ميان است (كمال تبريزي ) و يك شب (نيكي كريمي ) ديگر فيلم هاي حاضر در اين رويداد هستند.
دبيرخانه جشنواره فيلم پليس اعلام كرد : فيلم « پرونده هاوانا » ساخته عليرضا رئيسيان به دليل حضور كارگردان آن در هيات داوران به صورت خارج از مسابقه نمايش داده مي شود.
سومين جشنواره فيلم پليس از 19 تا 22 آذر در تهران برگزار مي شود . 

ناگفته‌هاي سلحشور از سريال يوسف پيامبر:

 

فارس: كارگردان سريال يوسف پيامبر (ع) در گفتگويي مفصل با خبرگزاري فارس به تمامي انتقادها پاسخ داد.

فرج الله سلحشور نويسنده و كارگردان سريال يوسف پيامبر در گفتگويي يك ساعته، با اشاره به منابع مورد استفاده در نگارش فيلمنامه، سريال يوسف را عاري از اسرائيليات دانسته و وجود هر گونه مطالب مرتبط با اين موضوع در سريال را رد كرد.

سلحشور گفت: بنده براي نگارش فيلمنامه، يك كپي از تمامي تفاسير شيعي تهيه و آنها را دقيقاً مطالعه كردم. حتي سفارش ترجمه بسياري از بخش‌هاي عربي را هم دادم تا تسلط بيشتري روي موضوع داشته باشم. بنابراين فكر نمي‌كنم موردي از اسرائيليات وارد فيلمنامه شده باشد.

در ادامه اين گفت و گو، سلحشور به موارد ديگري از جمله انتخاب بازيگران، هزينه‌هاي توليد و شايعات پيرامون سريال اشاره كرد. ايشان با بيان اينكه بازيگران موجود در سريال بهترين گزينه‌هاي موجود بوده‌اند گفت: مدت‌ها از افراد مختلف، اعم از حرفه‌اي و غير حرفه‌اي، تست گرفتيم. اما با در نظر گرفتن مؤلفه‌‌هايي از جمله ميزان گريم‌پذيري و توانايي‌هاي بازيگران، سرانجام دست به انتخاب زديم.

وي با كم‌هزينه دانستن سريال يوسف پيامبر در مقايسه با برخي از فيلم‌ها و سريال‌هاي در دست ساخت گفت:رقم‌هاي 10، 12 و حتي 14 ميليارد توماني كه در برخي رسانه‌ها براي ساخت سريال يوسف عنوان شده است به هيچ وجه واقعيت ندارد و سريال يوسف با هزينه‌اي كمتر از 7 ميليارد تومان ساخته شده است.

سلحشور در پايان از بي‌مهري‌ها و انتقادات نابجايي كه به سريال يوسف شده است ابراز گله كرد و افزود: با اين همه عنادي كه به سريال يوسف شد و با اين همه بي‌تفاوتي و بي‌مهري‌اي كه دوستان نسبت به ما داشتند ديگر انگيزه‌اي براي كار كردن ندارم.

رقابت ۷ بازیگر نقش اول مرد برای نامزدی اسكار:

«فرانك لانگلا»، «شان‌پن»، «براد پیت»، «جاش برولین»، «میكی رورك»، «بنیسیو دل‌تورو» و «كلینت ایستوود» از جمله‌ بازیگرانی هستند كه برای نامزدشدن در رشته اسكار بهترین بازیگر مرد نقش اول شانس دارند.
در شرایطی كه منتقدین سینمایی و تماشاگران جدی و پیگیر در مراسم سالانه اسكار، توجه بیشتری به رشته‌های بهترین فیلم و كارگردان دارند، عموم مردم و تماشاگران عادی به رشته‌های بهترین بازیگر مرد و زن توجه دارند.
بنا بر این گزارش، علت اصلی امر هم این است كه تماشاگران بازیگران را روی پرده می‌‌بینند و چندان علاقمند به دنیای پشت صحنه و كارگردان و دیگر عوامل تولید فیلم نیستند.
نكته جالب درباره مراسم اسكار امسال این است كه تعدادی از نامزدهای احتمالی رشته بهترین بازیگر مرد، بازیگرانی هستند كه در نقش چهره‌های واقعی بازی كرد‌ه‌اند.
این طور به نظر می‌رسد كه امسال سال رؤسای جمهور آمریكاست! طی ماه‌های گذشته، حداقل دو بازیگر سینما در نقش رؤسای جمهور جنجالی آمریكا بازی كرده‌اند و برای این نقش‌ها نامزد جایزه خواهند شد.
«فرانك لانگلا» بازیگر كهنه‌كار كه در دنیای تئاتر شهرت بیشتری دارد، در «فراست/نیكسن» در نقش ریچارد نیكسن بازی كرده است. او در این نقش یك بازی خوب و استثنایی ارایه داده و باعث تعجب همگان شده است.
«جاش برولین» هم در «دبلیو» تصویری كاریكاتورگونه از جرج دبلیو بوش _ كه هنوز كاخ سفید نشین است_ ارایه داده است. تحلیل‌گران سینمایی با توجه به بازی دلنشین این دو، این سوال را مطرح می‌كنند كه آیا اعضای آكادمی اسكار كه عموما دیدگاه‌های دمكرات دارند، توجهی به بازی هنرپیشه‌هایی كه در نقش روسای جمهور جمهوریخواه ظاهر شده‌اند، نشان می‌دهند؟
اما لانگلا و برولین تنها بازیگرانی نیستند كه در نقش آدم‌های واقعی بازی كرده‌اند و احتمال نامزدی‌شان برای دریافت اسكار بالا است.
«شان‌پن» كه دیدگاه‌های تند ضد جنگ دارد و سه سال قبل هم اسكار بهترین بازیگر مرد را گرفت، در «میلك» نقش یك سیاستمدار واقعی با دیدگاه‌های غیراخلاقی به نام هاروی میلك را بازی كرده است.
پن هم از آن دسته بازیگرانی است كه هر سال نام و بازی‌های او در فهرست اسكار قرار می‌گیرد.
امسال «براد پیت» هم شانس فراوانی برای نامزد شدن دارد.
او بازیگر اصلی‌ فیلم فانتزی پرونده بنجامین باتن (ساخت دیوید فینچر) است.
در فیلم او نقش مردی را دارد كه زندگی معكوسی دارد و از آینده، به حال و گذشته می‌رود.
«میكی رورك» كه در دهه هشتاد یك ستاره بسیار مشهور بوده، در درام ورزشی «كشتی‌گیر»، نقش ورزشكاری را دارد كه می‌خواهد برای آخرین بار داخل رینگ شود.
فیلم بازگشت شكوهمندانه‌ای برای رورك بود و نامزدی‌اش برای این فیلم، چرخه موفقیت وی را كامل می‌كند.
«كلینت ایستوود» كه احتمالا برای «بچه عوضی» نامزد اسكار رشته كارگردانی می‌شود، شانس زیادی دارد كه برای «گران تورینو» همین موفقیت را در رشته بازیگری تكرار كند.
قصه فیلم در دوران جنگ كره رخ می‌دهد و این بازیگر مثل همیشه یك بازی نفس‌گیر در آن داشته است.
امسال او خیلی پركار بوده است. نمی‌توان بحث نامزدهای رشته بهترین بازیگر مرد را بدون ذكر نام «بنیسیو دل‌تورو» تمام كرد. او در فیلم حماسی دو قسمتی «چه» اثر استیون سودربرگ در نقش ارنتستو چه‌گوارا انقلابی مشهور آمریكای لاتینی را بازی كرده است و خیلی‌ها بازی او را یك نقش‌آفرینی اسكاری ارزیابی كرده‌اند. 

تست گریم جمشید هاشم پور در نقش امام خمینی:

تست گریم جمشید هاشم پور در نقش امام خمینی در فیلم فرزند صبح از بهروز افخمي


اینم تست گریم بازیگر نقش سید احمد خمینی. میشناسین که؟

 

محمدرضا شریفی نیا

آنجلینا جولی باز هم حامله است :

آنجلینا جولی چهارمین فرزندش را سه ماه حامله است.

مجله آمریکایی این تاچ ویکلی امروز با انتشار خبری عجیب منتشر شد به گزارش این مجله و به نقل از منابع معتبرشان آنجلینا جولی چهارمین فرزندش را حامله است به گفته اینتاچ ویکلی آنجلینا جولی در سومین ماه حاملگی قرار دارد

این تاچ ویکلی اولین مجله ای بود که دفعه قبل خبر حاملگی دوقلوهای آنجلینا جولی را مطرح کرده بود

آنجلینا جولی سه فرزند طبیعی از خودش و سه فرزند خوانده دارد و در صورت صحت این خبر این هفتمین عضو خانواده فوتبالی برادجولی خواهد بود


جدیدترین عکس آنجلیناجولی و برادپیت در لندن در اوایل ماه گذشته

هر چند سخنگوی رسمی براد جولی این خبر رو تکذیب کرد اما بسیاری از موارد شایعاتی این چنینی با وجود تکذیب رسمی سخنگو های سلبریتی ها راست بوده است !

توصیه محسن رضایی به ده نمکی:

محسن رضايي فرمانده سپاه پاسداران در دوران جنگ ديروز از پروژه اخراجي ها 2 در شهرک سينمايي دفاع مقدس بازديد کرد.
برنا: به گزارش روابط عمومي پروژه اخراجي هاي 2، فرمانده سپاه پاسداران در دوران دفاع مقدي و دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام صبح ديروز (سه شنبه) در پشت صحنه فيلم اخراجي ها حضور يافت و با عوامل فيلم به گفتگو نشست.

محسن رضائي که اخراجي هاي يک را باز کننده جعبه سياه جنگ ناميده بود در مورد مضمون اخراجي هاي دو گفت: يگانگي و وحدت اقشار مختلف ملت ايران در جنگ به طور کامل محقق شد و اميدوارم در اين فيلم به خوبي به تصوير در آيد.

وي در بخش ديگري از سخنان خود گفت اميدوارم بزودي در مورد اخراجي هاي واقعي و امروزي جامعه ايراني فيلم بسازيد.

مشروح سخنان و گزارش تفصيلي بزودي منتشر مي شود.

بهترين فيلم‌هاي سينمايي سال 2008  

جام جم آنلاين: منتقدان نشريه بريتانيايي تايمز فهرست 100 فيلم برتر اکران شده در بريتانيا در سال 2008 را اعلام کردند که "شواليه تاريکي" کريستوفر نولان با پنج ستاره يکي از پنج فيلم برتر اين فهرست است.

تايمز آنلاين اعلام کرد، جيمز کريستوفر يکي از منتقدان اين نشريه در نقد کوتاه خود بر فيلم جديد مجموعه "بتمن" نوشت: اسکار پس از مرگ هيث لجر به نظر قطعي است. "شواليه تاريکي" فيلمي ياس‌آور و عالي است.

تايمز نوشت، بتمن در اين فيلم هملت است و لجر به نقش جوکر به يک رويداد مهيج مي‌ماند. بازيگر فقيد نه تنها فيلم را مي‌ربايد بلکه با سبک خود آن را به قتل مي‌رساند. پس از ديدن اين فيلم کاملا مات و مبهوت مي‌شويد.

"گومورا" ماتيو گارونه درباره دنياي جنايتکاران ناپل و نماينده ايتاليا در اسکار 2008، مستند "مردي روي سيم" جيمز مارشال درباره فيليپ پتي فرانسوي که سال 1974 يکساعت روي يک سيم بين برج‌هاي تازه احداث شده تجارت جهاني در نيويورک راه رفت، "خون بپا مي‌شود" پل تامس اندرسن و "زمان و بادها" ديگر فيلم‌هاي پنج ستاره‌اي منتقدان تايمز هستند.

از فيلم‌هاي چهار ستاره‌اي اين فهرست مي‌توان به فيلم رومانيايي "4 ماه، 3 هفته و 2 روز" کريستيان مونگيو، "الکساندرا"، الکساندر سوکوروف فيلمساز روسي، وسترن "آپالوسا" ساخته اد هريس، فيلم چيني "اجتماع" به کارگرداني فنگ زيائو گنگ و فيلم حماسي "استراليا" ساخته باز لورمن اشاره کرد.

"لطفا فيلم را برگردانيد" ميشل گوندري، "پيش از آنکه شيطان بفهمد مرده‌اي" سيدني لومت، "پس از خواندن بسوزان" برادران کوئن، "بچه عوضي" کلينت ايستوود، "مرز بهشت" فاتح آکين"، "فراست / نيکسن" ران هوارد و "نيوه مانگ" بهمن قبادي از ديگر فيلم‌هاي چهار ستاره فهرست تايمز هستند.

از ديگر بهترين‌هاي سال 2008 مي‌توان به "بي غم" مايک لي، "گرسنگي" استيو مک‌کوئين، "در بروژ" مارتين مکدانا، فيلم انيميشن "کنگ فو پاندا"، "مايه آرامش" مارک فورستر، "سکوت لورنا" برادران داردن، "ويکي کريستينا بارسلونا" وودي آلن و "دبليو" اليور استون اشاره کرد.

گفت و گو با «سعید سهیلی» كارگردان «چهارچنگولی»  

فیلم «چهارچنگولی» دهمین تجربه سینمایی «سعید سهیلی» در مقام كارگردان به شمار می رود اما تفاوتی قابل توجه با آثار قبلی او دارد؛ این فیلم یك فیلم طنز است. چهارانگشتی(۱۳۸۵)، سنگ،كاغذ،قیچی(۱۳۸۵)،تارا و تب توت فرنگی(۱۳۸۲)، غوغا(۱۳۸۱)، شب برهنه(۱۳۸۰) ، سهراب (۱۳۷۸) مردی از جنس بلور(۱۳۷۷) و مردی شبیه باران(۱۳۷۵) فیلم هایی هستند كه هریك جزیی از كارنامه سینمایی سهیلی را تشكیل داده اند و براساس همین كارنامه است كه ساخت فیلمی طنز از سوی او «متفاوت» به نظر می رسد. گفت وگوی ما با «سعید سهیلی» را پیرامون ساخت دهمین فیلم سینمایی اش در ادامه می خوانید.
● به عنوان اولین سؤال كمی درباره فیلمنامه و شكل گیری داستان «چهارچنگولی» توضیح دهید. چگونه از طرح اولیه «لاله و لادن» به بحث تضاد «سنت و مدرنیته» رسیدید
▪ سال ۷۷ برای اولین بار بود كه «لاله و لادن» را در سینما فلسطین دیدم و از همان زمان هم این دغدغه در من شكل گرفت كه فیلمی بر اساس وضعیت آنها بسازم. این طرح چند سالی به فراموشی سپرده شد، اما دو سال پیش بود كه بار دیگر به سراغ آن رفتم و از آنجا كه احساس كردم داستان فیلم در فضای جدی باعث آزار تماشاگر می شود، زبان طنز را برای آن انتخاب كردم. بعد هم دیدم زیبایی دو شخصیت به هم چسبیده در تضادشان شكل می گیرد و تضادهای مختلفی مثل «پولداری- بی پولی»، «سیاسی- غیر سیاسی»، «ساواكی- انقلابی»، «شجاع- ترسو» و.‎/‎/ را می شد برای آن در نظر گرفت.چون فكر كردم كه این فیلم می تواند به یك سه گانه هم تبدیل شود (چیزی كه البته هنوز قطعی نیست) گفتم سه تضاد را می توانم انتخاب كنم كه از آن بین، تضاد عقیده را برای قسمت اول انتخاب كردم. فیلمنامه هم بر همین مبنا نوشته شد.
● فكر نمی كنید شخصیت های فیلم كمی «غلوشده» و دور از واقع هستند
▪ ما فیلم كمدی را به دو صورت می توانستیم بسازیم؛ كمدی رئالیستی یا كمدی كاریكاتوری. خیلی هم با بچه ها روی این بحث داشتیم، اما وقتی به نتیجه قطعی رسیدیم، این قطعاً در كستینگ و انتخاب سایر پارامترهای ساخت فیلم تأثیر گذاشت. پس كل قصه سعی شده بود غلوآمیز ساخته شود، اما شخصیت ها غلوآمیز نیستند و بر مبنای نقشی كه در داستان داشتند وارد فیلم می شوند.
اما مثلاً در مورد «برادر تعادل» كه قرار است نمونه یك دیندار متعادل باشد، چهره پردازی، طراحی لباس و حتی لحن بازیگر، به گونه ای اجرا شده است كه گویی مخاطب به اجبار باید بپذیرد كه او «آخر یك جوان مثبت» است!
● ببین من فكر می كنم ما اول باید درباره تعریف «غلو آمیز» به یك اشتراك نظر برسیم.
▪ قطعاً.‎
اگر ما بخواهیم تعبیر «غلو آمیز» را درباره «برادر تعادل» به كار ببریم، یعنی با یك بازی «غلو شده» هم مواجه بوده ایم، بازی ای مثل بازی شفیعی جم و رضویان، در صورتی كه این اتفاق در فیلم نیفتاده است.
«برادر تعادل» در فیلم یك فرد مذهبی است كه در برابر مذهبی بودن غلو شده «رضویان» قرار است كه مذهبی كاملاً ساده باشد كه در اجرا هم اتفاقاً كاملاً رئال به آن نگاه شد. به نظرم در این فیلم فقط «شهرام و بهرام»، «دایی و عمو» و شخصیت نامزدها غلو شده هستند و مابقی شخصیت هایی كاملاً عادی و ساده هستند. با حفظ این هارمونی همه بازیگران جزیی از فیلم دیده می شوند.
● اما لازمه طنز در برخی موارد وجود «تضاد» است. این چگونه با یكدستی جور درمی آید
▪ آن چیزی كه مورد تأكید من است یكدستی صرف نیست بلكه این است كه بازیگران یك فیلم كمدی همه باید كمدی باشند و كمدی انتخاب شوند اما در این میان یكی باید كمتر مزه بریزد، یكی بیشتر. یكی هم اصلاً نباید مزه بریزد.
در فیلم برخی اتفاقات و گره های داستانی وجود دارد كه گویی فی البداهه وارد فیلم شده است؛ یكی از این موارد هم جوان رهگذری است كه به نامزد «بهرام» بد نگاه می كند و این دوقلو را همزمان عصبانی و به تعبیری غیرتی می كند. اما این چیزی است كه نه سابقه ای در داستان فیلم دارد و نه در ادامه اشاره ای به آن می شود تا گرهی را باز كند.
وجود «اتفاقات» تصادفی و فی البداهه را قبول ندارم، فقط یك مورد وجود داشت و آن هم همین صحنه ای كه اشاره كردی. این واقعاً سر صحنه به ذهنم رسید و اصلاً در فیلمنامه وجود ندارد، اما سر صحنه احساس كردم اینها كه همیشه با هم اختلاف داشته اند و ما مدام تضادهایشان را دیده ایم، یك بار هم با هم متحد شوند، این بود كه سر صحنه این بخش را طراحی و اجرا كردم.
● خب این هماهنگی چرا به نتیجه نمی رسد
▪ چیزی كه قرار بود در فیلم باشد، این بود كه اینها این فرد را بگیرند و بزنند، اما چون نكته ای كاملاً خارج از فیلمنامه بود، دیدیم می توان به شكل های مختلف به این قضیه پرداخت؛ یكی اینكه او را بگیرند، یكی این كه اصلاً به او نرسند، یكی هم این كه او كه یك نفر است مثل گربه از تیر برق بالا می رود، اما اینها كه دو نفر هستند، نمی توانند این كار را انجام دهند و این نشان دادن بخشی از محدودیت های اینها می توانست باشد.
وقتی قرار است فیلم در یك قالب ۹۰ دقیقه دیده شود و این داستان هم كامل خارج از فیلمنامه بود، خیلی نمی توانستیم به آن پر و بال دهیم و موقع مونتاژ آن صحنه ها را خارج كردیم. هدف من صرفاً ساخت فیلمی بود كه ساعتی فرح بخش را برای مخاطب فراهم بیاورد؛ قصد خنداندن مخاطبم را نداشتم و فقط می خواستم لبخند بزند.
● چرا اصرار دارید هدفتان لبخند مخاطب بوده نه خنده اش؛ مگر ایرادی داشت اگر مخاطبان فیلم از خنده ریسه می رفتند
▪ نه این برمی گردد به همان قضیه كه گفتم، كارگردان باید تكلیف خودش را بداند. احساس من این بود كه از فضایی كه من دارم می آیم اگر بخواهم بازیگرم را در حوض بیندازم، پشت پا به هم بزنند و كارهایی از این دست، یكباره مخاطبم دچار شوك می شود كه چرا سهیلی یكباره چنین تغییر مسیری داده است. من حتی هنگام مونتاژ از بسیاری صحنه ها كه به طور حتم مخاطب را می خنداند صرف نظر كردم چرا كه تكلیفم را با خودم روشن كرده بودم.  
   
 
 
 
 
   مصاحبه : روزنامه ايران

«برخورد خیلی نزدیك» در راه شیراز و شمال كشور:

فیلم سینمایی «برخورد خیلی نزدیك» به كارگردانی اسماعیل میهن‌دوست كه فیلم‌برداری آن از اواسط آبان ماه در تهران آغاز شده بود تاكنون ۳۰ درصد از فیلمبرداری خود را پشت سر گذاشته است.
بیشتر سكانس‌های «برخورد خیلی نزدیك» كه نخستین تجربه كارگردانی میهن‌دوست است، در تهران، شیراز و شمال فیلمبرداری خواهد شد.
بنا بر این گزارش، لادن مستوفی، آنا نعمتی، حمیدرضا پگاه، شاهرخ فروتنیان، سروش صحت بازیگرانی هستند كه در این فیلم سینمایی حضور دارند.
در خلاصه داستان این فیلم آمده است: تصادفی در یك بزرگراه رخ می‌دهد كه رانندگی هر اتومبیل را یك خانم به عهده دارد. راننده اتومبیل عقبی به علت مصدومیت شدید به بیمارستان منتقل و به كما فرو می‌رود. طی بررسی‌های پلیس، افسر رسیدگی كننده به پرونده به ماهیت و نحوه تصادف شك می‌كند و درمی‌یابد كه ...
بنابراین گزارش، فیلمنامه «برخورد خیلی نزدیك» برنده جایزه اول جشنواره پلیس در دوره قبل شده است.
عوامل سازنده برخورد خیلی نزدیك عبارتند از:
نویسنده، كارگردان و مجری طرح: اسماعیل میهن دوست، مدیر فیلمبرداری: فرشاد محمدی، صدابردار: مهران ملكوتی، طراح صحنه و لباس: شیوا رشیدیان، طراح چهره‌پردازی: مهرداد میركیانی، مدیرتولید: مرتضی متولی، جانشین مدیر تولید: جعفر عروجی، دستیار اول كارگردان و برنامه‌ریز: محمد نیاكان، منشی صحنه: راحله پروین‌نیا، عكاس: نغمه ارجمند، مدیر روابط عمومی: مهیار جوادی‌فر، تهیه‌كننده: محمد خزاعی با مشاركت مركز گسترش سنمای مستند و تجربی، بازیگران: لادن مستوفی، آنا نعمتی، حمیدرضا پگاه، شاهرخ فروتنیان، سروش صحت، رامین راستاد، نرگس صفدریان و ... 

علی حاتمی اعتبار سینمای ملی ایران است :

علی حاتمی اعتبار سینمای ملی ایران است

مهر: زنده‌یاد علی حاتمی یکی از چهره‌های شاخص هنر ایران بود که تأثیری ماندگار بر سینمای ایران گذاشت و همواره آثاری خاص با مولفه‌های سینمای ملی خلق کرد. 


 پنجشنبه چهاردهم آذرماه 87 مصادف با دوازدهمین سالگرد درگذشت علی حاتمی نویسنده و کارگردان سینما و تلویزیون است که مولفه‌های ایرانی و ملی در آثارش عامل ماندگاری آنها در تاریخ سینمای ایران است.

حاتمی سال 1323 در خیابان شاهپور، کوچه اردیبهشت متولد می‌شود. اینجا همان محله‌ای است که رضا خوشنویس "هزاردستان" از آن به عنوان نشانی محل سکونتش به مستنطق شش‌انگشتی یاد می‌کند.

حاتمی در سال‌های درس و مشق به اقتضای سن و سال، نمایشنامه‌ای کوتاه می‌نویسد و همراه دوستانش آن را در محله‌شان به اجرا درمی‌آورد. این موضوع نشان از قریحه هنری این کارگردان نام‌آور سینمای ایران دارد که در سال‌های نوجوانی هم به این هنر علاقمند بود.

او در ادامه تحصیلات پس از کلاس نهم در هنرستان آزاد هنرهای دراماتیک در رشته نمایشنامه‌نویسی ثبت‌نام می‌کند. حاتمی سال 1343 در 20 سالگی وارد دانشکده هنرهای دراماتیک می‌شود. در همین دوران و پس از رفتن به دانشکده اولین نمایشنامه خود "دیب" (دیو) را می‌نویسد و اردیبهشت 1344 آن را در تالار نمایش هنرهای دراماتیک به مدت سه شب به اجرا درمی‌آورد.

حاتمی سپس نمایش "خاتون خورشید‌باف" یا "دختر نارنج و ترنج" را در هفت پرده و سپس نمایشنامه‌های "چهل گیس"، "خاتون و شهر آفتاب و مهتاب" و " قصه حریر و مرد ماهیگیر " را می‌نویسد. نمایشنامه مدرن "آدم و حوا" یا " برج زهرمار"  که تحولی در کار حاتمی است، زمینه آشنایی او با مسئولان تلویزیون را فراهم می‌کند.

حاتمی دهه 1340 به استخدام تلویزیون ملی درمی‌آید و در بخش فیلمنامه‌نویسی این سازمان مشغول به کار می‌شود. او تا سال 1346 فعالیت هنری خود را با نوشتن فیلمنامه‌های مختلف برای تلویزیون ادامه می‌دهد و مدتی نیز برای تلویزیون روستا که آن روزها تازه تأسیس شده بود، فیلم‌های آموزشی می سازد.

البته نام او در عنوانبندی این فیلم‌ها ذکر نمی‌شود، چرا که حاتمی اعتقاد دارد تلویزیون روستا صرفاً یک عنوان است و برنامه‌های آن با واقعیت‌های زندگی روستاییان جور درنمی‌آید. او در همان سال‌ها قید این کار را می‌زند.

سال 1348 که کیمیایی، مهرجویی و تقوایی فیلم‌هایی مانند "گاو"، "قیصر" و "آرامش در حضور دیگران" را می‌سازند، حاتمی خود را برای ساخت  فیلم "حسن‌ کچل " آماده می‌کند. او در 25 سالگی "حسن کچل" را به صورت رنگی (نه سیاه و سفید که سنت فیلم‌های ایرانی آن دوران است) فیلمبرداری می‌کند.

حاتمی در "حسن کچل" همچون فیلمسازی عمل می‌کند که گویی نیم قرن از عمرش گذشته است. سبک کاری او در این فیلم مثل نمایشنامه‌های ابتدایی‌اش متأثر از سنت سخنوری و نقالی است. این فیلم کمدی موزیکال در سال 1349 در 15 سینما به نمایش در می‌آید و چهارمین فیلم پرفروش می‌شود.

حاتمی سپس فیلمنامه "طوقی" را می‌نویسد که داستانی عاشقانه بر مبنای قصه "ویس و رامین" است. پس از "قیصر" کیمیایی، این فیلم هم موجی نو در سینمای ایران به راه می‌اندازد. هر چند منتقدان آن زمان اعتقاد داشتند حاتمی در شخصیت‌پردازی "طوقی" از "قیصر" کمک گرفته، ولی او این موضوع را انکار می‌کند. "طوقی" سال 1349 به نمایش درمی‌آید و پرفروش می‌شود.

فیلم بعدی حاتمی "بابا شمل" است با همان حال و هوای "حسن کچل". آن مرحوم دوست داشت فیلمسازی خود را در روال "حسن کچل" و "بابا شمل" ادامه دهد، اما شکست تجاری فیلم و شرایط آن زمان او را به این نتیجه می‌رساند که دوره این نوع فیلم‌ها سپری شده است. در همین زمان او "قلندر" را بر مبنای باورهای عامیانه می‌سازد که سوم فروردین 1351 به نمایش درمی‌آید.

حاتمی سال1351 کمدی سیاه و تلخ "خواستگار" را می‌سازد که این فیلم هم در گیشه شکست می‌خورد. او سپس همراه با سرمایه‌گذار این فیلم، اثر تاریخی "ستارخان" را می‌سازد که گوشه‌ای از تاریخ مشروطیت ایران را به تصویر کشیده و علاقه او را به ماجراها و آدم‌های تاریخی نشان می‌دهد. اما نمایش این فیلم با انتقاد بسیاری از مورخان و منتقدان مواجه می‌شود.

او پس از نمایش این سه فیلم سال 1352 به تلویزیون بازمی‌گردد و فعالیت مجدد خود را در این سازمان با ساخت مجموعه شش قسمتی "مثنوی معنوی" آغاز می‌کند. حاتمی در شش قسمت مستقل این مجموعه حکایت‌هایی کوتاه از مولانا را به تصویر درمی‌آورد و بلافاصله مجموعه تلویزیونی "صاحبقران" را تولید می‌کند.

او سال 1355 به سازمان سینمایی "پیام" می‌رود تا فیلم "سوته‌دلان" را کلید بزند. این فیلم دی‌ماه 1356 به نمایش درمی‌آید. حاتمی سپس تولید یک مجموعه تلویزیونی عظیم را آغار می‌کند که نام اولیه آن "تهران، روزگار نو"  یا "جاده ابریشم " است اما با نام "هزاردستان" به نمایش درمی‌آید.

همزمان با انقلاب اسلامی تهیه این مجموعه با وقفه مواجه می‌شود و حاتمی در این فاصله تهیه فیلمی دیگر را با نام "حاجی واشنگتن" برای شبکه یک آغاز می‌کند که مقارن با سال 1360 است. فیلم سال 1361 در اولین جشنواره فجر نمایش داده می‌شود و پس از آن تنها در چند شهرستان کوچک امکان اکران پیدا می‌کند.

مرحوم حاتمی همان سال فیلم "کمال‌الملک" را می‌سازد که نمایش آن سال 62 با واکنش‌های متفاوت روبرو می‌شود. نگاه حاتمی در این فیلم معطوف به گوشه‌ای از تاریخ هنر ایرانی است. او با وجود نقطه نظرهای منفی و مثبتی که درباره آثار وی ارائه می‌شد، ساخت فیلمی دیگر را با عنوان "جعفر خان از فرنگ برگشته" آغاز می‌کند.

در واقع حاتمی در مقطعی این فیلم را می‌سازد که مسئله خندیدن و نخندیدن تماشاگران سینما به شدت مورد بحث بود. خود وی نیز  معتقد است "جعفر خان از فرنگ برگشته" اولین فیلم کمدی سینمای ایران در دوران پس از انقلاب است.

همان سال‌ها حاتمی که یکی از دلایل متوقف ماندن مجموعه "جاده ابریشم" یا "هزار دستان" را نبود یک شهرک سینمایی می‌داند، تصمیم می‌گیرد برای ادامه تولید این مجموعه دست به ساخت شهرک سینمایی بزند که امروز یکی از بهترین و مهمترین گنجینه‌های سینمایی کشور محسوب می‌شود.

زنده‌یاد علی حاتمی پس از ساخت مجموعه تلویزیونی عظیم "هزاردستان" که با استقبالی خوب مواجه می شود، سال 1368 فیلم سینمایی "مادر" و پس از آن " دلشدگان "را می‌سازد.

پروژه بعد وی "ملکه‌های برفی" است که تا مرحله تدارکات نیز پیش می‌رود. حاتمی به طور همزمان فیلمنامه "آخرین پیامبر" را نیز آماده می‌کند. اما قبل از آنکه تدارکات عظیم ساخت این فیلم فراهم شود، فیلمنامه‌ای دیگر با نام "جهان‌پهلوان تختی" می‌نویسد. در میانه راه ساخت این فیلم است که بیماری فرصت به سرانجام رساندن کار را نمی‌دهد.

پرونده "جهان پهلوان تختی" پس از فوت وی با حضور بهروز افخمی بسته می‌شود. نام و یادش گرامی ... 

كشف كپي غيرمجاز 18 هزار فيلم در اردبيل:

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و هنر - سينما

در شش ماه اول سال جاري:18 هزار فيلم کپي غيرمجاز و پلمپ 14 واحد صنفي متخلف در استان اردبيل انجام شد.

به گزارش بخش سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)،تيم‌هاي عملياتي ستاد مبارزه با عرضه غيرمجاز محصولات سينمايي و سمعي و بصري با حضور در استان اردبيل بيش از 18 هزار فيلم کپي غيرمجاز و غير اخلاقي را در شش ماه اول سال جاري کشف و ضبط کردند.

دبيرخانه ستاد هماهنگي مبارزه با محصولات غير مجاز سمعي و بصري و سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي،نيروهاي ستاد با حضور در مناطق مختلف استان اردبيل بيش از 15 هزار فيلم کپي غير مجاز و 3 هزار فيلم غير اخلاقي را شناسايي و کشف کردند.

طي بازرسي از فروشگاه‌هاي عرضه‌کننده محصولات سينمايي و سمعي و بصري 14 فروشگاه غير مجاز پلمپ و به 38 فروشگاه عرضه‌کننده محصولات سمعي و بصري غير مجاز نيز اخطاريه داده شده است.

هم اکنون در استان اردبيل 183 فروشگاه با مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و 30 فروشگاه بدون مجوز فعاليت دارند.

انتهاي پيام

"کیدمن" در پاریس گفت که قصد ترک سینما را ندارد:

 
 "نیکول کیدمن" بازیگر استرالیایی تبار سینمای هالیوود که دیگر آن مقبولیت سالهای گذشته را در هالیوود ندارد و چند ماه پیش صاحب فرزند دختری شد، گفت که قصد ندارد بازیگری را کنار بگذارد.
"خبرگزاری فرانسه دوشنبه از پاریس گزارش داد که "کیدمن" در پاریس در یک مصاحبه کوتاه در ارتباط با فیلم "استرالیا" ساخته "باز لورمن" از این فیلم تمجید کرد.
این بازیگر که پا به ۴۰ سالگی گذشته و با معیارهای سینمای هالیوود از مد افتاده و به بازی در سریال نیز روی آورده است، گفت: در جوانی و نوجوانی می خواستم دنیا را تغییر دهم، اما اکنون می خواهم داستانهای زیبا بگویم.
این بازیگر که به سبب بازی در فیلم "ساعت ها" در سال ۲۰۰۱به جایزه اسکار دست یافت، جسارت و اصالت "لورمن" را مورد ستایش قرار داد و گفت: اگر در دستان افراد باکفایت قرار داشته باشید، می توانید هرکاری را انجام دهید.
"لورمن" که فیلم "مولن روژ" را نیز ساخته است فیلم "استرالیا" را یک "ملوردام حماسی" توصیف کرد.
گفته می شود که این فیلم با سرمایه دولت استرالیا برای تشویق گردشگران به دیدار از این کشور ساخته شده است. فیلم "استرالیا" قرار است از ۲۴ دسامبر، سه هفته دیگر، در فرانسه به روی اکران رود.
نیکول ماری کیدمن، متولد ۲۰ ژوئن ۱۹۶۷ (سه شنبه ۳۰خرداد ۱۳۴۶ خورشیدی) بازیگر استرالیایی و برنده جایزه اسکار، خوانندگی نیز کرده ‌است. پدر او یک ایرلندی و مادرش یک اسکاتلندی بود، که هر دو در استرالیا به دنیا آمده اند. اما نیکول در هونولولو هاوایی (ایالات متحده) متولد شد. ‌او به همین دلیل دارای هردو ملیت آمریکایی و استرالیایی است. پدرش «آنتونی» متخصص شیمی بالینی بود و مادرش ً آموزشیار پرستار بود. پدر و مادر نیکول در شش سالگی به واشنگتن دی.سی جهت ادامه تحقیقات پدر نیکول درباره سرطان سینه سفر کردند که نیکول در آنجا اولین نقش خود را در جشن کریسمس تجربه کرد.
او در زندگی خود دو بار ازدواج کرد که یکی از آنها با تام کروز در سال ۱۹۹۰ بود و در سال ۲۰۰۱ کار آنها به طلاق کشیده شد. در این بین آنها دو فرزند به نامهای ایزابلا جین (۱۹۹۲)و کانرآنتونی (۱۹۹۵) را به فرزند خواندگی قبول کردند و دیگر ازدواج وی با کیث اوربان در ۲۵ ژوئن سال ۲۰۰۶ است.
برخی از از کارهای نیکول میدمن:
برندگان (۱۹۸۵)
ویتنام (۱۹۸۷)
یک استرالیایی در رم (۱۹۸۷)
زندگی من (۱۹۹۳)
بتمن برای همیشه (۱۹۹۵)
تصویر یک بانو (۱۹۹۶)
چشمان کاملاً بسته (۱۹۹۹)
مولَن روژ! (۲۰۰۱)
دیگران (۲۰۰۱)
دختر جشن تولد (۲۰۰۱)
ساعت‌ها (۲۰۰۲)
داگویل (۲۰۰۳)
کوهستان سرد (۲۰۰۳)
تولد (۲۰۰۴)
مترجم (۲۰۰۵)
افسون‌شده (۲۰۰۵)
پاهای شاد (البته به عنوان دوبلر) (۲۰۰۶)
خز (فیلم) (۲۰۰۶)
تهاجم (فیلم) (۲۰۰۷)
برخی از جوایز کیدمن:
اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن برای فیلم ساعت‌ها (۲۰۰۲)
خرس نقره‌ای بهترین بازیگر نقش اول زن از جشنواره برلین برای فیلم ساعت‌ها (۲۰۰۳)
جایزه بهترین نقش اول زن در جشنواره فیلم انگلستان برای فیلم ساعت‌ها (۲۰۰۳)  
   

مشایخی:كسی نتوانست ادای علی حاتمی را در بیاورد:

 
مشایخی:كسی نتوانست ادای علی حاتمی را در بیاورد
 جمشید مشایخی گفت: هر كسی خواست ادای علی حاتمی را دربیاورد نتوانست چون دیالوگهایش، «دیالوگهای دلی»بود .
جمشید مشایخی در مورد علی حاتمی گفت : سالها پیش قبل از فوت علی حاتمی در مصاحبه ای با نشریه فیلم گفتم حاتمی سعدی سینمای ایران است، برخی ها ناراحت شدند اما بعد از فوتش متوجه شدند كه حرف بنده درست بوده است.
وی با اشاره به استعداد حاتمی در دیالوگ نویسی افزود: با این كه گاهی استعداد و نبوغ در وجود یك نفر هست ،هیچ وقت كسی جای سعدی یا حافظ یا فردوسی را نتوانست بگیرد . برای مثال بنده اگر بخواهم ادای مارلون براندو را دربیاورم نمی توانم چون براندو برای خود دربازیگری شخصیت والایی بود متاسفانه هر كسی خواست ادای علی حاتمی را دربیاورد نتوانست چون دیالوگها او «دیالوگهای دلی»علی حاتمی بود .
مشایخی در مورد سینمای علی حاتمی گفت : همه می پرسند كه سینمای ملی چیست؟ این ملیت درحقیقت خصوصیات اخلاقی ، آداب معاشرت ، برخورد و تفكر ما درخانه و جامعه نسبت به هم است یعنی آنچه را كه در قدیم بوده و ارزش داشته است و امروز هم ارزش دارد.
وی درادامه افزود : مثلا در قدیم عده ای در كوچه ای با بیست خانه حیاط دار زندگی می كردند و از حال هم خبردار بودند و اگر خانه ای مشكلی یا مساله ای مثل عروسی داشت همه به آن خانواده كمك می كردند. این خصوصیات مختص ماست كه علی حاتمی به این مسائل اهمیت ویژه ای می داد و حتی در فیلم سوته دلان آن را نشان میدهد .این خصوصیات برای كشور ما ایران است و درهیچ كشور دیگری نیست و علی به این مسائل خیلی اهمیت می داد.اگر به این می گویید هنر ملی، علی به دنبال هنر ملی بود.
جمشید مشایخی با ذكر خاطره ای از علی حاتمی گفت : برای فیلم سوته دلان در فرحزاد فیلمبرداری داشتیم . روز پنجم بعداز عید بود و ما دریك قهوه خانه ای بودیم و قرار بود از آنجا حركت كنیم و به امامزاده داود برویم تا سكانس فینال فیلم را در آنجا بگیریم. در حال خوردن چای بودم كه علی حاتمی آمد و گفت جمشید جان وقتی چایی خوردی بیا به حیاط این قهوه خانه من كارت دارم .در خارج از قهوه خانه كنار نهر آب درحیاط ایستادیم و حاتمی گفت جمشید من دارم سكانس فینال این فیلم را میگیرم. تو این قصه را خواندی و می دانی كه چطور تمام می شود. من برای آخر فیلم دلچركین هستم می خواهم با تو مشورت كنم .
مشایخی تصریح كرد: قرار بودسكانس فینال فیلم اینطور تمام شود كه من برادرمریضم را به امامزاده داود می برم و یك پارچه سبز روی سرش می بندم و برادرم در آنجا می مرد.
به حاتمی گفتم مردم به این امامزاده اعتقاد دارند و فكر می كنند درد و غمشان در انجا رفع می شود ، ولی تو با این مسئاله اعتقادشان را ازبین می بری.وقتی حاتمی گفت من چه كار كنم، گفتم ما در فیلم قرار است وقتی برادرم را روی قاطر می برم،در جایی امامزاده داوود را ببینیم، من با خوشحالی جلوتر از برادرم هستم كه برمی گردم و می گویم رسیدیم.اینجا باید جمله ای بگذاری كه مفهومش خوب باشد و او این دیالوگ را گذاشت«همه عمر دیر رسیدیم».  
   
 
 
 
 
   خبرگزارى فارس

زنــدگي هنــري آتیلا پسیانی:

Image

آتيلا پسياني در سال 1336 به دنيا آمد، او پسر مرحومه جميله شيخي است و همسرش هم فاطمه نقوي (بازيگر) مي‌باشد. او در سال 1361 از دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران در رشته كارگرداني و بازيگري تئاتر فارغ‌التحصيل شد.

با بازي در فيلم طلسم به سينما آمد. قبل از آن در مجموعه تلويزيوني «محله برو بيا» بازي كرده بود.

تا سال 1372 تقريبا سالي يك فيلم بازي كرد و انصافا خوب هم بازي كرد اما شايد با بازي بسيار زيبايش در فيلم «خاكستر سبز» به كارگرداني ابراهيم حاتمي‌كيا، بود كه خودي نشان داد. از سال 1372 به بعد او با بازي‌هاي ماندگارش در فيلم‌هاي روز شيطان، دو زن، نسل سوخته، آب و آتش در ليست بازيگران تواناي سينماي ايران قرار گرفت.نكته گفتني در مورد او، اينكه وي به هيچ عنوان اهل مصاحبه و گفتگو نيست، ثمره ازدواج او دو فرزند است، يك پسر و يك دختر. از كارهاي معروف او مي‌توان به كشتي آنجليكا، پرواز پنجم ژوئن، دو فيلم با يك بليط، مسافران، آپارتمان، روز شيطان، ديپلمات، دو زن، هيوا، آب و آتش، مجموعه گمگشته، گاهي به آسمان نگاه كن و... اشاره داشت، او در سال‌هاي اخير، در سريال‌هاي تلويزيوني بسيار پركار ظاهر شده است. اين بازيگر تواناي سينماي ايران تاكنون توانسته جوايز زيادي را در عرصه سينما به خود اختصاص دهد. گفتني است او بازي در تئاتر را از سال 1347، يعني زماني كه 11 ساله بود آغاز كرد. ضمن اينكه فعاليت مستمري در كارگرداني نمايش دارد.

او همچنين به جز بازيگري و كارگرداني تئاتر به عنوان برنامه‌ريز، دستيار كارگردان، بازيگردان و انتخاب بازيگر حضور داشته است، از كارهاي معروف تلويزوني او مي‌توان به راه بي‌پايان، زير تيغ، آخرين گناه، اولين شب آرامش، گمگشته و آپارتمان اشاره داشت.

50 فیلم سینمایی متقاضی حضور در جشنواره فیلم فجر هستند:

50 فیلم سینمایی فرم درخواست حضور در بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر را تکمیل کرده‌اند و هیئت انتخاب بخش مسابقه جشنواره از هفته آینده کار بازبینی فیلم‌ها را آغاز می‌کند.
به گزارش خبرنگار مهر، دبیرخانه بیست و هفتیمن جشنواره فیلم فجر پایان آذرماه را مهلت نهایی ارائه آثار بلند سینمایی به جشنواره اعلام کرده و تاکنون فرم درخواست حضور برای 50 فیلم تکمیل شده است. تعدادی از این فیلم‌ها به دفتر جشنواره تحویل داده شده‌اند و هیئت انتخاب از هفته آینده کار بازبینی این آثار را آغار می‌کند.

در سال‌های گذشته فلیم‌های ویدئویی و سینمایی از سوی یک هیئت انتخاب مورد بازبینی قرار می‌گرفتند که امسال با جدا شدن این دو بخش از یکدیگر، هیئت بازبینی فیلم‌های ویدئویی از چندی پیش کار خود را آغاز کرده‌اند و با پایان یافتن کار این گروه، هیئت انتخاب فیلم‌های بلند سینمایی فعالیت خود را آغاز می‌کند.

معمولاً در سال‌های گذشته مجموع فیلم‌های ویدئویی و سینمایی رسیده به دفتر جشنواره 90 تا 100 فیلم بود که امسال 50 فیلم در بخش سینمایی و 88 فیلم در بخش ویدئویی ارائه شده است. دفتر جشنواره فیلم فجر در حالی خبر از رسیدن تعدادی از فیلم‌ها داده که تا پایان بازبینی آثار اسامی کارهای رسیده به دبیرخانه و اسامی هیئت انتخاب اعلام نخواهد شد.
 

با افتخار مي‌گويم كه مي‌خواهم فيلم مبتذل بسازم:

با افتخار مي‌گويم كه مي‌خواهم فيلم مبتذل بسازم

  سامان سالور گفت: با افتخار و با وجدان راحت اعلام مي‌كنم پس از ساخت سه‌فيلم فرهنگي، مي‌خواهم فيلم مبتذل و پر از چهره بسازم. اين كارگردان سينما که در جلسه نمايش و نقد و تحليل فيلمش «چند كيلو خرما براي مراسم تدفين» در دانشكده‌ هنرهاي زيبا سخن مي‌گفت، با بيان اين مطلب ادامه داد: از اين پس مي‌خواهم فيلم مبتذل و اتوبوسي بسازم و مي‌دانم منتقدان اظهار تاسف مي‌كنند كه اين فيلمساز چرا به اين ورطه افتاد. او ادامه داد: فيلم‌هاي فرهنگي مانند «خواب تلخ»، «چند كيلو خرما» و... حق دارند در شهر 20 ميليوني تهران دوسالن سينما براي اكران و ديده‌شدن داشته باشند، اما اين آثار تنها در برخي از جشنواره‌ها فرصت ديده‌شدن پيدا مي‌كنند، درحالي‌كه سينماي ما به اين سمت رفته كه فيلم‌هايي را اكران مي‌كند كه در نام آنها واژه‌ «زن» وجود داشته باشد. سالور با انتقاد فراوان از وضعيت اكران فيلم‌هاي خاص در ايران خاطرنشان كرد: اي كاش منتقدان ما از اين نوع سينما حمايت مي‌كردند، همچنان‌كه در دهه‌ 60 چنين كردند، اما امروزه هيچ‌كس از سلطان‌هايي كه سينماي ايران را به حرمسراهايشان تبديل كرده‌اند، انتقاد نمي‌كند. اين كارگردان سينما متذكر شد: امروزه روي سردر تمام سينماهاي ما چهره‌هاي تكراري را مي‌بينيم. وضعيت اكران ما را سينما‌داران تعيين مي‌كنند، اما چرا مخاطب ايراني حق ندارد در ميان انبوه فيلم‌هاي مبتذل، فيلم متفاوت هم ببيند. ديدگاهي وجود دارد كه مي‌ترسد مردم حتا براي يك لحظه هم كه شده، با ديدن يك فيلم به تفكر وادار شوند. سالور در مقابل پرسش يكي از دانشجويان كه فيلم «چند كيلو خرما...» را جشنواره‌اي توصيف كرده بود، عنوان كرد: تنها به راضي ‌بودن مخاطب ايراني مي‌انديشم، اما مخاطبان ما اجازه ديدن اين فيلم‌ها را ندارند و تنها فرصت ديده‌شدن اين فيلم‌ها، شركت در جشنواره‌ها است. البته زماني كه اين فيلم را مي‌ساختم، تصور نمي‌كردم حتا به جشنواره‌ دارقوز‌آباد دعوت شود، همين‌ فيلم كه حتا يك ريال از سينماي ايران كمك نگرفته و در يك سالن هم اكران نشده، در جشنواره لوكارنو آبروي سينماي ايران را خريد. هفت‌هزار تماشاگر بعد از اكران آن ايستادند و سينماي ايران را تشويق كردند. او ياد‌آور شد: 15 روز پيش از ساخته‌شدن اين فيلم قرار بود، محمدرضا فروتن و جواد رضويان در آن بازي كنند و اگر چنين مي‌شد، فيلم حتماً اكران شده بود، بنابراين مهم نيست چه مي‌سازيم، بلكه مهم است كه چه‌كسي مي‌سازد، در حالي‌كه اطمينان دارم اگر فيلم‌هايي مانند «خواب تلخ» يا «آفسايد» اكران مي‌شدند، حتماً به فروش خوبي دست پيدا مي‌كردند. او درباره نوع كاراكترهاي فيلم خود هم توضيح داد: دلبسته آدم‌هاي حاشيه‌اي هستم كه كمتر با جامعه مدرن و اجتماع امروز سرو‌كار دارند. نوع رفتار، زندگي و عشق اين افراد برايم جالب است و اين دلبستگي به شكل كاملاً ناخود‌آگاه در هر سه فيلمم وجود دارد. او با ارايه توضيحاتي درباره‌ شكل‌گيري اين فيلم درباره‌ سياه‌ و سفيد بودن آن هم گفت: نوع زندگي و عشق شخصيت‌هاي اين فيلم خيلي رنگ نداشت و چون قصد داشتيم فيلم را زمستان توليد كنيم، بهتر ديديم فيلم را به‌صورت سياه‌ و سفيد بسازيم. هرچند كه با اين كار 90 درصد خريداران تلويزيوني و خارجي را از دست داديم اما هرگز از اين تصميم پشيمان نيستم. در اين نشست نيما حسني‌نسب كه به‌عنوان منتقد ميهمان در جلسه حضور داشت، فيلم «چند كيلو خرما» را اثري جمع‌وجور دانست كه با همدلي و اعتقاد سازندگانش ساخته شده و به دلايلي مورد قبول و پسند جشنواره‌هاي خارجي هم قرار گرفته، اما فيلمي نيست كه به قصد حضور در جشنواره‌هاي خارجي ساخته شده باشد، هرچند برخي فيلم‌هاي ايراني دقيقاً با همين قصد ساخته مي‌شوند. او بهترين راه ورود به اين فيلم را توجه به تصاوير سياه و سفيد آن دانست كه به آبستره و انتزاعي شدن فيلم كمك كرده است. او در پاسخ به پرسش يكي از دانشجويان مبني ‌بر وجود سينماي جشنواره‌اي توضيح داد: وجود چنين سينمايي در ايران غيرقابل انكار است و عده‌اي از اين فضا همان اندازه سوء‌استفاده مي‌كنند كه عده ديگر از فضاي سينماي مبتذل. نمي‌توان منكر شد كه عده‌اي از سينماگران ما از اكران‌ نشدن آثارشان سود مي‌برند، هم جايزه‌ حقوق بشر مي‌گيرند و هم به لحاظ مالي مورد حمايت قرار مي‌گيرند. او سپس خطاب به سالور گفت: به شما قول مي‌دهم نمي‌توانيد فيلم مبتذل بسازيد، چون ساخت فيلم مبتذل، كارگردان كاربلد خودش را مي‌خواهد اما اگر فيلمي قصه‌گو با حضور ستارگان سينما ساختيد كه فيلم خوبي شد، تصور نكنيد نسبت به سه‌ فيلم قبلي‌تان نزول كرده‌ايد.او تصريح كرد: فيلم جشنواره‌اي هم خوب و بد دارد و نبايد روي اسامي ارزش‌گذاري كنيم. بخشي از سينماي ايران آثاري را توليد كرده‌اند كه مورد پسند مخاطبان فرهنگي قرار گرفته و البته شكل اين نوع فيلم‌ها ثابت نمانده و تغيير كرده است و در يك دوره‌اي حضور سينماي ايران در جشنواره‌هاي خارجي بسيار غيرعادي بود كه خوشبختانه امروز به تعادل رسيده است. سالور در اين‌باره توضيح داد: به‌خاطر حضور كمرنگ سينماي ايران در جهان بايد نگران باشيم. اگر سينماي آفريقا و آمريكاي جنوبي جاي سينماي ما را گرفت، نمي‌توانيم بگوييم كه به تعادل رسيده‌ايم، اينها نشانه عدم‌حمايت از سينماي فرهنگي است. بايد نگران باشيم كه چرا سينماي ما از «سارا» به «سنتوري» رسيده كه همين فيلم هم اجازه اكران پيدا نكرده است. در آغاز اين جلسه حسني‌نسب عنوان كرد: براي ورود به دانشگاه تهران 30 دقيقه معطل شده؛ چراكه مامور دم در اجازه‌ ورود او را نمي‌داده است و اين درحالي است كه از يك هفته پيش به‌عنوان منتقد ميهمان دعوت شده است. در پايان اين نشست لوح ياد‌بود و هديه توسط دكتر واعظي‌پور، يكي از اعضاي هيات علمي پرديس هنرهاي زيبا به سالور و حسني‌نسب اهدا شد.

 

» 4 سال با سريال يوسف پيامبر(ع)

Image

سريال‌هاي تلويزيوني معمولا مسير پر فراز و نشيبي را طي مي‌کنند تا به مرحله پخش مي‌رسند. در ساخت اين سريال‌ها معمولا اتفاق‌هاي تلخ و شيرين زيادي رخ مي‌دهد. اتفاق‌هايي که اگر روزي به تصوير کشيده شود، گاهي از خود سريال جذاب‌تر و شيرين‌تر خواهد بود. سريال تلويزيوني يوسف پيامبر نيز در فاصله شکل‌گيري ايده اوليه تا رسيدن به مرحله پخش مدت زماني نسبتا طولاني را پشت سر گذاشت. در گزارشي که مي‌خوانيد تلاش شده تا اطلاعاتي درباره مراحل مختلف ساخته شدن اين سريال بيان شود.

از اصحاب کهف تا زندگي يوسف(ع)

سريال تلويزيوني يوسف پيامبر با نام «حضرت يوسف(ع)» مراحل مختلف ساخت خود را طي کرد. اين سريال در مرکز سيما فيلم توليد شد که در سال‌هاي اخير سريال‌هايي مانند: تنهاترين سردار، کارآگاه، مختارنامه، آشيانه سيمرغ، روزگار قريب و... را در طول سال‌هاي گذشته توليدکرده است. سريال يوسف پيامبر قرار بود در حدود ده سال قبل ساخته شود. يعني زماني که گروه سازنده سريال اصحاب کهف به تهيه‌کنندگي محسن علي اکبري و به کارگرداني فرج‌ا... سلحشور اين اثر را ارائه کرده بودند و در آن زمان هم سريال با استقبال مواجه شده بود. البته در آن زمان قرار بود سريال حضرت موسي(ع) توسط اين گروه ساخته شود اما بعدها با به نتيجه نرسيدن سريال حضرت موسي، سلحشور با جدا شدن از تهيه‌کننده به دنبال ساخت سريال حضرت يوسف(ع) رفت . داستان حضرت يوسف(ع) در قرآن به احسن القصص معروف است. اين قصه آنقدر زيبايي داشته که در طول سال‌هايي که از اختراع سينما و تلويزيون مي‌گذرد کارگردان‌هاي زيادي را مجذوب خود کند. پيش از آنکه فرج‌ا... سلحشور اقدام به ساخت اين سريال کند حدود هفده روايت از اين داستان در قالب فيلم و سريال ساخته شده است که يک نمونه از آن نيز فيلمي ايراني و قديمي بود که فخرالدين در آن ايفاي نقش مي‌کرد.

سومين كار تاريخي

«فرج‌ا... سلحشور» سال 1331 در شهر قزوين به دنيا آمد. او فعاليت هنري خود را در سينما با بازي در فيلم «توبه نصوح» به كارگرداني محسن مخملباف آغاز كرد. او از نخستين افرادي است كه در شكل‌گيري و تاسيس حوزه هنري شركت داشته است.

او در مقام كارگرداني سه تجربه دارد كه هر سه آنها تاريخي است. ايوب پيامبر(ع) در سال 73، اصحاب كهف در سال 76 و يوسف پيامبر(ع) در سال 83 توسط او مقابل دوربين رفت.

او همچنين در اين پروژه‌ها بازي كرده است: توبه نصوح، گوركن، پرواز در شب، انسان و اسلحه، نخلستان تشنه، ايوب پيامبر(ع) و دنياي وارونه.

سلحشور در مورد اين سريال پربيننده تاريخي مي‌گويد: طرح اوليه مجموعه يوسف پيامبر(ع) در دوازدهم فروردين 76 نوشته شده و در همان سال هم خلاصه 28 قسمتي سريال در 28 صفحه تقديم شبكه دو شد كه مسكوت ماند. در سال 78 به دعوت آقاي لاريجاني بنده قرارداد نگارش اين سريال را با سيما فيلم بستم و از اول سال 79 تحقيق و نگارش آن به طور جدي آغاز شد. ابتدا با آقاي منصور براهيمي استاد مسلم ادبيات نمايشي به عنوان مشاور، مذاكره كردم و ايشان پذيرفتند.

 يك گروه تحقيق متشكل از آقايان ناصر غريب‌شاه، آقاي دكتر محمد قاسمي، آقاي علي دارور مترجم و محقق و حاج آقا محمد لنكراني را دعوت به كار كرديم و همزمان طرح اوليه مورد نقد و بازنگري قرار گرفت و تلاش در دراماتيزه كردن و ايجاد جذابيت‌هاي نمايشي بدون دخل و تصرف در آيات و روايات و تاريخ آغاز شد.

خلاصه هر قسمتي كه نوشته مي‌شد، يك روز در ميان، هفته‌اي سه روز و در حضور مشاور هنري آقاي براهيمي و مشاوران مذهبي خوانده مي‌شد و متن نوشته شده از نظر هنري و هم از نظر تطبيق با تفسير و روايات مورد نقد و بررسي قرار مي‌گرفت.

سلحشور كه خود به عنوان نويسنده اين مجموعه است، مي‌گويد:

گروه تحقیق تمامی تفاسیر شیعه را که به زبان فارسی بود استخراج و صحافی کردند و در اختیار من قرار دادند. تفاسیری که به زبان عربی بود ترجمه شد و آنها هم به مجموعه تحقیقات اضافه شد‌. کتب روايی گوناگون و تاریخ و قصص الانبیاء به تعداد زیاد تهیه و در دسترس قرار گرفت. یکی از منابع تحقیق ما متون خارجی و اسطوره‌های مشابه داستان حضرت یوسف (ع) در ملل گوناگون بود که نزدیک به چهارصد صفحه به زبان عربی و انگلیسی كه از اینترنت گرفته و ترجمه شد.

منابع مقطع تاریخی زندگی «آمن هو تپ» سوم و چهارم و سلسله «تات موزیس‌ها» همچنين کتاب‌های زیادی از آثار باستانی مصر تصاویر و مطالب تاریخی آن زمان از کتابخانه‌های مصر(الازهر) و لوور پاریس و... جمع‌آوري تهیه و ترجمه شد.

   

گفتني است، سلسله تات موزیس ها مقطعی از تاریخ مصر است که حضرت یوسف(ع) در زمان چهارمین پادشاه از آن سلسله در زمان «آمن هو تپ چهارم» (آخناتون) به صدارت مصر رسید. این مقطع کاملا بررسی و اوضاع آن زمان از ابعاد گوناگون فرهنگی، نظامی، سیاسی، اقتصادی، کشاورزی، سلسله مراتب حکومتی، مسائل دربار مصر، مومیایی‌گری و غیره بررسی و علت وجودی واقعه حضرت یوسف(ع) در آن مقطع بررسی شد. یعنی باید علت حضور حضرت یوسف(ع) در مصر و مسائل و مشکلات موجود بررسی می شد تا دليل بسیاری از مسائل و حوادث پيدا مي‌شد. در پايان بايد اشاره داشت، مجموعه تحقیقات پروژه حضرت یوسف(ع) هشت هزار صفحه مطلب فشرده شده است كه در مورد هيچ سریالی در این حد گسترده، تحقیقات انجام نشده و به اين صورت مرتب و صحافی شده تحویل سیما فیلم نشده است.

دکورهاي سريال در کجا ساخته شد؟

اغلب مخاطبان سريال‌هاي تلويزيوني مي‌دانند فيلم‌ها و سريال‌هايي که داستان‌هاي آن در فضاهاي تاريخي رخ مي‌دهد، هيچ گاه امکان فيلمبرداري در همان فضاهاي واقعي را ندارند و براي همين سازندگان اين آثار يا داستان خود را در فضاهايي نزديک به فضاهاي واقعي به تصوير مي‌کشند و يا اينکه از امکان و قابليتي به نام «دکور» استفاده مي‌کنند. دوخت لباس و ساختن وسايل صحنه هم از فعاليت‌هاي ديگري است که در سريال‌سازي‌هاي اينچنيني انجام مي‌شود.

در سريال تلويزيوني يوسف پيامبر مخاطب با چند نوع فضاي خاص مواجه است. بخشي از اين فضاها شامل دکورها و نماهاي خارجي شهر مصر است که با توجه به جغرافياي خاص مصر، دکورهاي آن در کنار يک رودخانه ساخته شده است. اين رودخانه و اين زمين در منطقه اي در نزديکي حرم امام خميني(ره) در شهرک سينمايي دفاع مقدس واقع شده است. البته نماهاي داخلي کاخ‌هاي مصر، زندان و ديگر بخش‌هاي اثر در سوله‌هاي فرهنگسراي خاوران ساخته شد. اين تقسيم‌بندي براي راحت‌تر شدن کار بود. سريال داراي بخش‌هاي ديگري هم هست. شهر فدان، شهر کنعان و معبد ايشتار که در قسمت‌هاي اوليه داستان شاهد آن بوديد هم در همين شهرک سينمايي دفاع مقدس ساخته شده است. اين فضاها در حال حاضر در اين مکان موجود است. برخي از آنها به شکلي ساخته شده که تا سال‌هاي سال امکان استفاده از آن براي فيلم‌ها و سريال‌هاي ديگر وجود دارد. نماهاي خارجي شهر مصر از اين جمله هستند که با آجر و سيمان و آهن ساخته شده‌اند. اما برخي ديگر با مصالح ساده تري ساخته شده و براي استفاده طولاني مدت بايد ترميم شوند. بد نيست بدانيد طراحي اين فضاها نيز به عهده «مجيد ميرفخرايي» و فرهاد عليزاده آهي بوده است.

گفتني است؛ بدانيد فيلمبرداري سريال در ارديبهشت ماه سال 1383 در شهرک سينمايي دفاع مقدس آغاز و طي 32 ماه و حدود دو سال و هشت ماه در روزهاي پاياني سال 85 به پايان رسيد. درباره هزينه‌هاي توليد اين سريال برخي منابع آگاه ارقامي حول و حوش يازده ميليارد تومان را اعلام مي‌کنند اما سلحشور همواره گفته که سريال يوسف با رقم شش ميليارد تومان ساخته شده است.

بازتاب‌هاي مطبوعاتي

بر خلاف تصورهاي اوليه از همان ابتدا بسياري از مخاطبان نسبت به اين سريال انتقادهايي را مطرح کردند. در همان قسمت‌هاي اوليه آيت‌ا... سبحاني به نمايش ازدواج دو خواهر با يک مرد ـ حضرت يعقوب ـ در اين سريال اعتراض کرد. مدتي بعد هم مدير گروه معارف شبکه يک سيما درباره سريال موضعگيري کرد و گلايه کرد که چرا سريال براي بررسي به مراکز صاحب صلاحيت در زمينه مسائل ديني ارائه نشده است.

نمايش فضاي حسادت برادران يوسف به وي نيز از ديگر انتقادهاي مطرح شده درباره اين سريال بود.

دو قسمت از سريال يوسف نيز با انتقاد شديد بينندگان مواجه شد. اين دو قسمت يکي مربوط به نمايش مواجهه يوسف با زليخا در کاخ و ديگري صحنه مربوط به بريده شدن دست زنان در کاخ بود. نکته جالب توجه ديگر حجم پيامک‌هايي است که درباره سريال يوسف ساخته شده و با پخش هر قسمت از اين سريال، حجم قابل توجهي از آنها توليد و ارسال مي‌گردد.

تا اين لحظه مطبوعات زيادي درباره اين سريال به انتشار مصاحبه و نقد اقدام کرده اند و اغلب آنها نيز نگاهي انتقادي و تحليلي به اين سريال داشته اند.

خود سلحشور نيز از معدود عوامل اين سريال است که تاکنون درباره اين اثر به مصاحبه و اظهار نظر پرداخته و يکسره از کار خود دفاع کرده است. او خود در گفت و گويي به موفقيت دويست درصدي اين سريال اشاره و عنوان کرده بود: «الان از هر كارگرداني بپرسيد كه آيا به حداقل خواسته‌هايت رسيده اي، در بهترين موقعيت و بهترين وضعيت مثلاً مي‌گويد كه حدود هشتاد درصد رسيدم. ولي من به جرأت مي‌گويم كه به دويست درصد چيزي كه مي‌خواستم رسيدم. اين همان چيزي است كه اگر ما يك قدم برداريم، صاحب اصلي كار ده قدم بر مي‌دارد. بارها شده بود كه در تهران مثلا هوا برفي و توفاني بود ولي وقتي به همراه اكيپ به شهرك دفاع مقدس (محل فيلمبرداري پروژه) مي‌‌رسيديم، هوا آفتابي يا آنقدر مساعد بود كه مانع تعطيلي كار ما نمي‌شد.» به هر حال بايد قبول كرد كه ساخت چنين كار تاريخي مشكل است و بايد يك خسته نباشيد به عوامل اين پروژه سنگين گفت.

حاشیه‌های خواندنی

 سریال تلویزیونی یوسف پیامبر آخرین کار مرحوم رسول احدی فیلمبردار برجسته سینمای ایران در مقام مدیر فیلمبرداری یک سریال تلوزیونی بود. مرحوم احدی فیلمبرداری سریال‌های ولایت عشق و خواب و بیدار را در کارنامه کاری خود داشت. او دی ماه سال گذشته در یک تصادف رانندگی فوت کرد.

 سلحشور چند هفته بعد از آغاز پخش این سریال با راه‌اندازی یک وبلاگ که به روز مي‌شود تلاش کرد تا به برخی از شبهه‌های موجود درباره این اثر پاسخ بدهد. البته او با انتشار چند مقاله، دیدگاه‌های خاص خود را نیز درباره فیلمسازی و سریال‌سازی بیان کرد.

 جمال شورجه مشاور کارگردان این سریال در طول ساخت سریال یوسف پیامبر علاوه بر دادن مشاوره‌های مختلف به عنوان پیش‌نماز هم در این سریال حضور داشت و نماز جماعت به اقامه او برپا مي‌شد.

 تمامی صحنه‌های خارجی سریال یوسف در حوالی اتوبان تهران ـ قم فیلمبرداری شد.

 ابتدا قرار بود دکورهای مصر در شهر اصفهان و در کنار زاینده‌رود ساخته شود اما با یافتن این فضا در شهرک سینمایی دفاع مقدس این مسئله منتفی شد.

 سلحشور ابتدا قصد داشت برای بازیگر نقش زلیخا یک نابازیگر را انتخاب کند. از چند نفر نیز تست گرفته شد اما در نهایت با فاطمه گودرزی و سارا خوئینی‌ها مذاکره شد و با عدم توافق با این بازیگران با کتایون ریاحی گفتگو و مذاکره شد.

 حجت‌‌الاسلام محمد خاتمی در زمان ریاست جمهوری و دکتر محمود احمدی‌نژاد شهردار وقت تهران در زمان ساخت این سریال کمک‌های زیادی کردند. حجت‌الاسلام خاتمی 300 میلیون تومان کمک کرد و دکتر احمدی‌نژاد هم سوله‌های فرهنگ‌سرای خاوران را در اختیار این سریال گذاشت تا در آن دکورهای بخش داخلی را بسازنند.

يـوزارسيـف، پسـر دريــا

صدايش را كه از پشت تلفن مي‌‌شنوي، باورت نمي‌‌شود كه اين فرد، همان بازيگر مجموعه يوسف پيامبر(ع) است، چه برسد كه او را از نزديك ببيني، باوركردنش كمي مشكل است، مصطفي زماني همان «يوزارسيف» سريال يوسف پيامبر(ع)، پسر با استعداد سينماي ايران، كارشناس مديريت صنعتي است.

او اصليتي شمالي دارد، در واقع او پسر دريا است. وي در 30 خردادماه سال 1361 به دنيا آمده و با بازي در اين مجموعه نشان داده كه از استعداد بالايي در بازيگري برخوردار است. او در خانواده‌اي به دنيا آمده كه پنج فرزند دارد، چهار پسر و يك دختر و مصطفي فرزند سوم خانواده است. از كودكي به بازيگري علاقه وافري داشت و از كوچكترين فرصتي استفاده مي‌كرد تا فيلم ببيند.

«از آنجا كه در شهرستان برايم امكان بازيگري نبود، به هيچ عنوان به آن فكر نمي‌كردم تا اينكه دانشگاه قبول شدم، آنجا بود كه سعي كردم به تئاتر دانشجويي راه پيدا كنم و خودم را نشان دهم تا در نهايت يك قدم به بازيگري نزديك‌تر شوم.»

روزها گذشت و گذشت، تا اينكه يكي از بهترين فرصت‌هاي زندگي نصيب مصطفي شد، البته به همين راحتي هم نبود كه او سر از اين مجموعه تاريخي در آورد...

يكي از دوستان مصطفي كه مي‌دانست او علاقه زيادي به بازيگري دارد، در روزنامه‌هاي كثيرالانتشار خوانده بود كه براي نقش حضرت يوسف(ع) به دنبال بازيگر هستند، و او را تشويق كرد كه برود تست بدهد، اما «مصطفي زماني» به هيچ عنوان فكر نمي‌كرد كه در اين تست پذيرفته شود، و به دوستش گفت: «نمي‌روم، آنها به دنبال بازيگري با مشخصات ظاهري من نيستند». اما دوستش پافشاري كرد و عكس او را به كارگردان اين پروژه فرج‌ا... سلحشور نشان داد، سلحشور هم از چهره «زماني» خوشش آمد و گفت: «بگو، بيايد تست بدهد»... و اين شد كه زماني خود را به سلحشور معرفي كرد. يك جوان چشم آبي كه هيچ سابقه بازيگري نداشت، اما تا دلتان بخواهد استعداد داشت.رفت و تست داد، با اينكه به نظر خودش خوب تست داد، اما آنجا متوجه شد كه خيلي‌ها براي تست دادن، رفته‌اند، ولي از تعداد آنان خبر نداشت... بيست روزي گذشت، با او تماس گرفتند و گفتند در تست‌هاي اوليه قبول شدي، وقتي كه خود را به گروه معرفي كرد، متوجه شد كه براي نقش حضرت يوسف(ع)، سه هزار نفر شركت كرده بودند!

همان زمان چند بازيگر شناخته شده، كانديداي حضور در اين نقش بودند، اما كارگردان تصميم گرفت كه از بازيگري استفاده كند تا چهره‌اش براي بينندگان شناخته شده نباشد و پيش زمينه‌اي از بازي‌هاي قبلي او نداشته باشند، به عبارتي، چهره‌اش، تازگي داشته باشد.

وقتي كه مصطفي براي اين نقش انتخاب شد، حال بايد مطالعه مي‌كرد، پس به مطالعه كتاب‌هاي تاريخي در مورد حضرت يوسف(ع)، پرداخت، ضمن اينكه متن‌هاي قسمت‌هايي از سريال هم در اختيارش گذاشته شد، تا به مطالعه آنان بپردازد. ضمن اينكه كمك‌هاي كارگردان سريال، هم باعث شده بود تا «زماني» از لحاظ روحي، اعتماد به نفس لازم را به دست آورد... چند تست ديگر از او گرفته شد تا اينكه وي بازيگر نقش اول اين مجموعه تاريخي شد.

   

مي‌گويد: «شش ماه فرصت داشتم كه خودم را آماده مي‌كردم، پس به كلاس‌هاي فشرده بازيگري، سواركاري و بدنسازي رفتم و زيرنظر اساتيد فن، آموزش ديدم.» در همان هنگام شنيده مي‌شد كه قرار است يك بازيگر خارجي به جاي اين نقش بازي كند، اما زماني از لحاظ روحي كاملا آماده بود، از طرفي سلحشور به او اعتماد كرد و پاسخ اين اعتماد را هم گرفت.

اولين روز فيلمبرداري را به خوبي به ياد دارم: «ساعت حوالي 11 صبح بود، هشتم بهمن‌ماه سال 1383» سلحشور به من گفته بود، دو هفته فرصت داري، اگر متوجه شدم كه نقش «يوسف» را نمي‌تواني بازي كني، عوضت مي‌كنم، اما من مصمم بودم تا خودم را نشان دهم، پس تمام تمركزم را روي بازي‌ام گذاشتم و روزها گذشت تا به دو سال رسيد و من حالا بازيگري بودم كه دو سال مقابل دوربين اين پروژه تاريخي قرار گرفته بودم.

حكايت موقعي جالب مي‌شود كه مصطفي زماني، پسر عمه‌اش «حسين جعفري» بازيگر نقش نوجواني يوسف را به گروه معرفي كرد. گويا سلحشور از بازيگر اولي كه براي اين نقش انتخاب شده بود راضي نبود. از طرفي گروه در تعطيلات تابستاني به سر مي‌بردند، او هم به شمال رفته بود تا با خانواده خود ديداري تازه كند. در برخورد با پسرعمه‌اش، به نظرش آمد كه او به درد اين نقش مي‌خورد، آن زمان «حسين» در كار نمايشنامه نوشتن بود و برنده جايزه بهترين بازيگر كودك در استان مازندران هم شده بود، پس عكس‌هايي از پسرعمه‌اش گرفت و در بازگشت به تهران به سلحشور نشان داد، او هم پذيرفت و اين نقش را به او دادند. همان طور كه اشاره كرديم، چهره او با چهره گريم شده‌اش در سريال كاملا متفاوت است، به همين خاطر، كمتر او را در كوچه و خيابان مي‌شناسند.

او پس از نمايش اين مجموعه پيشنهادهاي زيادي داشت اما طبق قرارداد تا زماني كه اين سريال در حال پخش است، او نمي‌تواند در هيچ مجموعه تلويزيوني بازي كند اما در سينما مي‌تواند نقش‌آفريني كند.

مصطفي زماني به استاد شكيبايي علاقه زيادي داشت، هنگامي كه خبر مرگ او را شنيد، گريه از چشمانش جاري شد...

از «مصطفي زماني» در آينده بيشتر خواهيم شنيد... براي او آرزوي موفقيت داريم.

30 سـال زندگـي مشتـرك

30 سال از آغاز زندگي مشترك‌شان مي‌گذرد و طي اين سال‌ها فراز و نشيب‌هاي زيادي را در زمينه كاري طي كرده‌اند، اما اين زن و شوهر به عنوان يك زوج هنرمند خود را به جامعه هنري ايرانيان شناساندند. محمود پاك‌نيت و مهوش صبركن... با اين زن و شوهر هنري گفتگوي بسيار خواندني انجام داديم كه در اين شماره به خاطر محدوديت صفحه نتوانستيم، به چاپ برسانيم، اما دلمان نيامد. حالا كه سوژه اصلي اين شماره مجله به سريال يوسف پيامبر(ع) اختصاص دارد به گوشه‌اي از اين گفتگو مي‌پردازيم.

پاك‌نيت مي‌گويد: با مهوش سال 56 در تئاتري به نام شاتره آشنا شدم. شاتره گياهي است كه براي بيمارهاي گرمازده بسيار مفيد است و دماي بدن آنها را پايين مي‌آورد. من و همسرم آن جا با هم، همبازي بوديم. من نقش پسر كارگر را بازي مي‌كردم و همسرم نقش شازده خانم رو... تو همون تئاتر بود كه يك دل نه صد دل عاشق ايشان شدم!! بعد از دو سال هم ايشان جواب مثبت به ما دادند و زندگي مشترك‌مان را شروع كرديم.همسرش مهوش خانم مي‌گويد: من اون موقع فقط 18 سالم بود و به تنها چيزي هم كه فكر نمي‌كردم ازدواج بود! به همين خاطر هيچ ملاك خاصي نداشتم، اما عشق و علاقه ما به يكديگر باعث شد كه با هم ازدواج كنيم. ما هر دومون آدم‌هاي كم‌توقعي بوديم و اصلا اهل شرط و شروط گذاشتن براي همديگر نبوديم به همين خاطر در ازدواج ما خبري از سختگيري‌هاي رايج نبود...پاك‌نيت‌ مي‌گويد: ازدواج با همسرم يكي از بهترين تصميم‌هاي زندگي من است و بدون شك من همه موفقيت‌هايم را مديون ايشان هستم. نوع نگاه ايشان به زندگي، مديريت‌شان در خانه و برخوردشان با من و بچه‌ها بي‌نظير است و مطمئنا اگر ايشان همسرم نبود من هيچ كدام از موفقيت‌هاي فعلي‌ام را نداشتم. صبركن مي‌گويد: نگاه من و محمود در زندگي كاملا همسو است. دغدغه‌هايمان يكي است و از همه مهمتر همديگر را به خوبي مي‌فهميم. او يك مرد بي‌نظير است و هميشه از اينكه ايشان را انتخاب كرده‌ام به خودم مي‌بالم.

جعفر دهقان: پسرم دانشجوي پزشكي است

جعفر دهقان در سال 1339 در تهران به دنيا آمد و مدرك تحصيلي او ديپلم هنرستان فني است. آغاز فعاليت او به 15 سالگي (سال 1354) بر مي‌گردد، يعني زماني كه در گروه تئاتر مركز رفاه بازي كرد. در سال 1360، زماني كه جواني 21 ساله بود،
همكاري خود را با حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي آغاز كرد و در همان سال فعاليت سينمايي خود را با بازي در فيلم «توجيه» به كارگرداني منوچهر حقاني‌پرست شروع كرد.در سال 1372، او با بازي در فيلم «حماسه‌مجنون» توانست سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش دوم مرد را به دست آورد. نظر دهقان در مورد بازيگري جالب است: «بازيگري كار سختي است اما اين سبب دور شدن بازيگر از اين شغل نمي‌شود، اگر كسي مي‌خواهد وارد اين عرصه شود، بايد عشق، انگيزه و تلاش داشته باشد. هر چه بيشتر بازي كند، بيشتر احساس نياز به اين شغل مي‌كند.» دهقان در مورد سريال يوسف پيامبر(ص) مي‌گويد: اين مجموعه هم مانند مجموعه‌هاي امام علي(ع)، امام رضا(ع) و اصحاب كهف از فيلم‌هاي ماندگار مي‌شود.دهقان طي سال‌ها فعاليت هنري خود در پروژه‌هاي زيادي بازي كرده كه به تعدادي از آنها اشاره خواهيم داشت: توجيه، مرگ ديگري، عقود، بلمي به سوي ساحل، پرواز در شب، تيرباران، دستفروش، هراس، بحران، تعقيب سايه‌ها، عمليات كركوك، صليب طلايي، زير آسمان، حماسه مجنون، حمله به اچ سه، بوي پيراهن يوسف، هفت گذرگاه، جهنم سبز، ياس‌هاي وحشي، خلبان، اصحاب كهف، سحرگاه پيروزي، مريم مقدس، بي‌همتا، صنوبر، شهر آشوب كه اين جز كارهاي تلويزيوني او بوده است.ثمره ازدواج او دو فرزند است، يكي پسر به نام سروش كه در رشته پزشكي تحصيل مي‌كند و ديگري دختري به نام سحر كه سال آخر دبيرستان است.
گفتني است جعفر دهقان ستاره سينمايي دفاع مقدس و بازيگر فيلم‌هاي رزمي بود، تا جايي كه او فنون رزمي را در فيلم‌هايي از جمله ياس‌هاي وحشي و شيرهاي جوان به نمايش گذاشت. او به مدت 16 سال به صورت حرفه‌اي رشته‌هاي رزمي را انجام مي‌داد.

رشته ورزشي او رزميران كه نوعي كُشتي كج است، مي‌باشد و دان 2 كمربند مشكي است.

يوزارسيف كوچك

«سيدحسين جعفري» سال 71 در فريدونكنار مازندران سرسبز به دنيا آمد و چهارمين فرزند خانواده است او هم اكنون در سال سوم دبيرستان تحصيل مي‌كند. او در خانواده‌اي رشد يافته كه با قرآن مانوس بوده و قرآن را به خوبي تلاوت مي‌كند، در كودكي چندين بار پدرش داستان حضرت يوسف(ع) را برايش تعريف كرده بود، مطالعه او زياد است و كتاب‌هاي زيادي هم خوانده است. او از پنج سالگي مكبر و اذان‌گوي مسجد بوده. جعفري كه او هم مانند پسردايي‌اش، پسر درياست، مي‌گويد: كه برخورد مردم با من خيلي خوب است، مهربان و صميمانه، دبيرهايم هم سعي مي‌كنند دل مرا نشكنند و از بازي‌ام تعريف مي‌كنند!حسين مي‌گويد من از مصطفي زودتر مقابل دوربين قرار گرفتم، مصطفي در بهمن 83 جلوي دوربين رفت و من در مهرماه همان سال تا مرداد 85 مقابل دوربين بودم.او مي‌گويد: در سال‌هاي اول و دوم راهنمايي نمايشنامه‌اي نوشتم و در آن بازي كردم و بازيگر برگزيده استان در آن رده سني شدم.

خانواده سبز

مصاحبه با بازیگر نقش فرشته وحی در سریال حضرت یوسف(ع)  

مصاحبه با بازیگر نقش فرشته وحی در سریال حضرت یوسف(ع)

گپی با «اردلان شجاع كاوه» بازیگر نقش فرشته وحی در سریال حضرت یوسف (ع)

اردلان شجاع كاوه بازیگر نام آشنای سینما، تئاتر و تلویزیون كشورمان در سال ۱۳۴۱ در بیرجند متولد شده است. او در رشته بازیگری و كارگردانی، لیسانس و فوق لیسانس دارد و از سال ۱۳۴۸ پا به این عرصه گذاشته است.
شجاع كاوه در حال حاضر در كنار بازیگری، تدریس هم می‌كند. او در آثار سینمایی و تلویزیونی زیادی كاركرده كه از میان آنها می‌توان به بایكوت، گذرگاه، هراس، پنجاه و سه نفر، دادستان، عملیات كركوك، بر بال فرشتگان، دایره سرخ، آقای رئیس جمهور، اصحاب كهف، كلانتر، روح مهربان، صاحبدلان، چارخونه و به تازگی سریال «یوسف پیامبر» اشاره كرد.

شجاع كاوه در مورد حضورش در عرصه هنر می‌گوید: «۷ ساله بودم كه به عرصه بازیگری پا گذاشتم؛ با همان تئاترهای مدرسه. پس از آن جذب سازمان تبلیغات شدم و از طریق این سازمان در برنامه های متفاوتی حضور پیدا كردم و از آن دوره تاكنون نقشهای متفاوتی را تجربه كرده ام كه هر كدام شرایط خاصی داشته اند. اما آنچه برایم اهمیت داشته و دارد، ماندگاری و تأثیرگذاری نقشهایم است.»

می‌گویم مردم شما را بیشتر با نقشهای جدی و یا منفی می‌شناسند اما چطور شد در طنز چارخونه ظاهر شدید؟
▪ می‌گوید: «چارخونه اولین كار طنز من به شكل روتین بود كه پیش از این هم در برخی كارهای تئاتر این فضا را تجربه كرده بودم، ولی «چارخونه» بسیار متفاوت بود. خود من هم فضای طنز را دوست دارم و به همین دلیل نقش داماد خانواده را قبول كردم.»

اما این روزها اردلان شجاع كاوه را با نقشی بسیار متفاوت در سریال «یوسف پیامبر» می‌بینیم.
از او در مورد حضورش در این سریال و ایفای نقش «فرشته وحی» می‌پرسم كه می‌گوید: «من علاقه زیادی به كتابهای تاریخی دارم و همین علاقه باعث گرایش من به كارهای تاریخی شده است. سالها پیش در سریال «مردان آنجلس» در یك نقش تاریخی ظاهر شدم كه همین تجربه و كار كردن در گروه آقای سلحشور باعث شد در سریال یوسف پیامبر(ع) هم نقشی متفاوت داشته باشم».

می‌پرسم حالا چرا نقش فرشته وحی؟!
شجاع كاوه با مكثی كوتاه می‌گوید: «مگر چه اشكالی دارد نقش منفی ها هم یك روز متحول شوند و با یك نقش مثبت كه چه عرض كنم، با نقش فوق مثبت در قاب تصویر جای بگیرند؟! مگر نقش منفی ها دل ندارند؟!.. .»
▪ شجاع كاوه دوباره مكثی می‌كند و در ادامه می‌گوید: «البته از شوخی كه بگذریم، زمانی كه این نقش به من پیشنهاد شد، كمی‌در پذیرش آن دچار تردید شدم، اما پس از مدتی فكر كردن در مورد این نقش، سرانجام قبول كردم، چون برایم یك تجربه تازه بود. گذشته از همه این مسائل بازیگر باید خودش را با نقشهای متفاوت محك بزند. این روزها هراز گاهی كه با مردم برخورد می‌كنم، به من می‌گویند، اصلاً این نقش به تو نمی‌آید؛ من به این نظریات اهمیت می‌دهم، زیرا نظر بیننده برایم بسیار محترم است. اما قبول كنید كه بازیگر باید تجربه های تازه ای داشته باشد تا در یك نقش راكد نماند. هر چند من در عرصه كسب تجربه هنوز در ابتدای راهم.»
وی در ادامه می‌افزاید: «ظاهر شدن در نقشهای خاص تاریخی بسیار دشوار است، چون هیچ كس ما به ازای انسانی یا وجودی این شخصیت ها را ندیده است. درست مثل «فرشته وحی» كه تصویری در كتابهای تاریخی و دینی از آن نداریم و این نگاه و خلاقیت كارگردان است كه به این شخصیت تصویر می‌دهد. در هر صورت آثاری مثل سریال «یوسف (ع)» گذشته از افت و خیزهایش بیشتر برای ارایه اطلاعات تاریخی به مردم است و تغییر دادن نگاه و ذائقه مخاطبی كه با آثار سینمایی رنگارنگی در روزگار حاضر، رو به روست.به نظر من هر سریال یا اثر سینمایی بدون تردید كاستی هایی دارد، اما جسارت پرداختن به آثار سخت، علاقه و توجه ویژه می‌خواهد.»

__________________
خدا دارم ، نبي دارم ، علي دارم ، ولي دارم ، چه غم دارم؟

خنده‌هاتو به همه بده ولی لبخندتو به يک نفر،
عشقتو به همه بده ولی وجودتو به يک نفر،
بذار همه عاشقت باشن ولی خودت عاشق يه نفر باش...

گفت  و گو با امير قويدل، كارگردان مجموعه دايره ترديد:

گفت  و گو با امير قويدل، كارگردان مجموعه دايره ترديد
اين است زندگي من
احساس و آرزوي من اين است كه هنگام كار و در كنار دوربين سرم را روي زمين بگذارم، اما و غمناك است كه بگويم نمي  دانم فردا چه خواهد شد
من خيلي خوشحال هستم كه كارم را با يك كارگردان جدي و عاشق كار شروع كردم. كسي كه احساس مي كنم زندگي و گذشته اش بسيار شبيه من بود
019446.jpg
عكس ها: ساتيار
امير موسي كاظمي
آقاي قويدل، چهره شما چيزي بيش از نيم قرن زندگي را به تصوير كشيده است.
بله، من متولد سال 1326 هستم. در مشهد مقدس.
و چه مدت از اين 57 سال را دور از موطن خود گذرا نديد؟
نديد؟طي دو مقطع من مجبور شدم كه شهرم را ترك كنم؛ اولين بار 16 ساله بودم كه به تهران آمدم و 2 سال بعد برگشتم به مشهد و به تحصيلاتم ادامه دادم. بار دوم هم در سال 49 بود كه لباس سربازي را پوشيدم و شهرم را ترك كردم كه اين دومي تاكنون ادامه داشته است.
چه دليلي باعث شد در 16 سالگي خانه و كاشانه را رها كنيد و به تهران بياييد؟
آن 2 سال را در تهران كار تئاترمي كردم. به دليل علاقه وافري كه به تئاترداشتم، درس را رها كردم و آمدم به تهران و كار تئاتررا شروع كردم.
و چرا برگشتيد؟
نصايح دوستان نزديكم باعث شد كه برگردم به مشهد و درسم را تمام كنم. همين طور هم شد و با شركت در كلاس هاي شبانه بالاخره درسم را تمام كردم.
كدام محله مشهد زندگي مي كرديد؟
من متولد خيابان خاكي در گنبد سبز هستم. در بالاي خيابان قديم كه حالا اسمش خيابان رضوي و توحيد شده، بزرگ شده  ام.
در آنجا هم كار تئاترمي كرديد؟
بله، من كارم را در مشهد آغاز كردم و هنوز هم با دوستاني كه با هم كار مي كرديم رابطه دارم.
اين رابطه و همچنين پيوندهاي خويشاوندي قطعا شما را به مشهد مي كشاند.
بله، هر از گاهي كه احساس مي كنم نياز دارم كه برگردم و خاطراتم را با پرسه زدن در آن كوچه ها زنده كنم، لحظه اي ترديد نمي كنم.
آن بخش هايي كه شما را به خاطرات گذشته تان باز مي گرداند، هنوز هست؟
بله، هر چند تغييرات زيادي كرده و هر چند يادآوري خاطرات عزيزاني كه ديگر در بين ما نيستند، آزارم مي دهد، اما هنوز هم از ديدن آن بخش ها و يادآوري آن خاطرات لذت مي برم.
آن دو سالي كه براي اولين بار به تهران آمده بوديد، كجا ساكن شديد؟
در يكي از كوچه هاي قديمي شاه آباد كه با خانقاه پيوست داشت، زندگي مي كردم و دليلش هم صرفا نزديكي به اماكن تئاتري بود.
و بار دوم؟
دوره بعدي كه به تهران آمدم، ديگر وارد زندگي شده بودم و در خيابان هدايت خانه گرفتم. چند سالي آنجا زندگي مي كرديم تا اينكه پسرم به دنيا آمد و مجبور شديم به خيابان بهار نقل مكان كنيم. تا همين چند سال پيش هم آنجا بوديم. الان هم در پونك زندگي مي كنيم.
چه ويژگي باعث شد كه پونك را براي زندگي انتخاب كنيد؟
خب، همان طور كه اطلاع داريد، بادهاي تهران از غرب به شرق مي وزد و همين باعث مي شود كه اين منطقه، هواي سالمي داشته باشد. همچنين به دليل بزرگراه هايي كه در آن حدود وجود دارد، از شر ترافيك تا حدي در امان هستيم. كلا در اين منطقه احساس آرامش مي كنم.
منطقه يا خيابان ايده آل شما در تهران كجاست؟
من چون بهترين دوران زندگي يعني جواني ام را در مناطق مركزي تهران گذرانده ام، طبيعتا آن محدوده را بيشتر مي پسندم. ضمن اينكه اين محدوده بيش از ساير مناطق اصالت خود را حفظ كرده است.
18 سال زندگي در شهرستان آن هم در دوران نوجواني و جواني چه تاثيري روي شما گذاشته و آيا دور بودن از پايتخت در آن سال ها شما را از هدف تان دور نساخته است؟
به هر حال بي تاثير نيست. چون شهر من شهر مذهبي بود و خانواده من هم خانواده متدين. در نتيجه من به دشواري كارم را ادامه دادم و پدرم با كار من مخالف بود. هر چند نمي دانست كه من چه مي كنم. اين مشكل براي من تنها نبود و ساير دوستانم هم تحت تاثير چنين فضايي قرار داشتند تا جايي كه مجبور بودند با اسامي مستعار كار تئاتر را دنبال كنند.
حال اگر فرض كنيم شما به تهران نيامده بوديد و تمام اين سال ها را در مشهد مي گذرانديد، آيا اين موقعيت را براي خودتان متصور بوديد؟
به هر حال ببينيد وقتي من در سن 16 سالگي درس ، تحصيل ،خانواده و شهرم را رها كردم و به تهران آمدم پس اين عشق و علاقه، يك عشق مهار شده نبود . اين عشق به حدي بود كه من درآن سال هاي نوجواني با صداي بلند همواره فكر مي كردم كه اگر روزي تئاتر مملكتم به يك انسان عاشق نياز داشته باشد، من دستم را دراز مي كنم.
تهران۸۳ با تهران سال 42 كه شما براي اولين بار به آن قدم گذاشتيد، چقدر تفاوت پيدا كرده است؟
اصلا قابل قياس نيست. آن تهراني كه من به آن آمدم آنقدر آرامش بخش بود كه گاهي احساس مي كردم اينجا زادگاه من است، ولي الان با توجه به اينكه كار و زندگي من اينجاست، گاهي اوقات احساس مي كنم به جاي آرامتري نياز دارم .
با اين شرايط اگر دغدغه هاي شغلي نباشد. جاي ديگري را براي زندگي انتخاب خواهيد كرد؟
بله، در چنين شرايطي ترديد نمي كنم.
برگرديم به تئاتر. اولين دستمزدي كه شما در اين راه گرفتيد چقدر بود؟
من آن زمان هفته اي 3 تومان و 5 زار مي گرفتم. اين مبلغ گرچه زياد نبود اما عشق و علاقه من به تئاتر اين زندگي سخت را زيبا مي كرد.
چه موقع فهميديد كه تئاتر، شغل شما شده است؟
من كار تئاتر را در 7 سالگي آغاز كردم، اما فكر مي كنم از حدود سال 40بود كه تقريبا به طور حرفه اي وارد عرصه هنر شدم. هيچگاه فكر نمي كردم كه من آماتورم. هميشه احساسم اين بود كه اين كار حرفه من است. الان هم اگر از من بپرسيد كه اگر دوباره متولد شوم چه خواهم كرد، جواب خواهم داد من همين هستم كه هستم.
اولين كاري كه در تهران اجرا كرديد، چه كاري بود؟
اولين كارم در تهران، مهاراجه و دختر فقير بود كه در اين نمايش افتخار بازي در كنار بزرگاني چون مرحوم هوشنگ سارنگ و مرحوم بهمن يار وهمچنين استاد همايون كه الان در قيد حيات هستند را پيدا كردم.
چند سال كار تئاتر كرديد؟
من 18 سال روي صحنه بودم تا اينكه بر اثر يك درگيري لفظي با رئيس وقت اداره تئاتر مجبور شدم تئاتر را كنار بگذارم.
و بعد به سراغ سينما رفتيد؟
بله. يك اتفاق ساده باعث شد كه با ساموئل خاچيكيان آشنا شوم.
اين آشنايي هم مربوط مي شد به زماني كه من خبرنگار روزنامه آفتاب شرق مشهد بودم وايشان براي افتتاح يكي از فيلم هايشان به مشهد آمده بودند. زمان ساخت فيلم بوسه بر لب هاي خونين كه در مشهد فيلمبرداري مي شد، اين آشنايي بيشتر شد تا اينكه بعدها من فيلمنامه مرگ در باران را براي ايشان نوشتم و همكاري ما به صورت فيلمنامه و دستيار كارگردان ادامه پيدا كرد تا زمان انقلاب.
اولين فيلمي كه كارگرداني كرديد چه نام داشت؟
اولين فيلمي كه با ساموئل كار كردم همان مرگ در باران بود. همچنين اضطراب و كوسه جنوب. چندين فيلمنامه ديگر هم براي ايشان نوشتم كه بعدها ساخته شد. اولين فيلمي كه شخصا ساختم بن بست بود از مجموعه سريال چنگك كه از همين فيلم از ايشان جدا شدم ولي آن رابطه دوستي و استاد و شاگردي كه بين ما بود باعث مي شد كه هرازگاهي كنارش باشم، حالش را بپرسم، خانه اش بروم و به هر حال هيچگاه اين رابطه قطع نمي شد. الان هم كه ايشان دربين ما نيستند، رابطه من باپسرشان ادامه پيدا كرده وهرگاه بزرگداشت و ياد بودي از ايشان برگزار شود، من مجددا وظيفه شاگردي خودم را ادا مي كنم.
چه زماني همكاري خود را با تلويزيون آغاز كرديد؟
همانطور كه گفتم فيلم سينمايي بن بست به عنوان يك قسمت از سريال چنگك به تهيه كنندگي مرحوم جلال مقدم، اولين كار من براي تلويزيون بود.
از بن بست تا دايره ترديد برامير قويدل چه گذشت؟
در اين فاصله من خيلي كار كردم. بعد از انقلاب، خونبارش را ساختم كه در واقع اولين فيلم سينمايي بود كه در مورد انقلاب ساخته شد. برج خونين ، ميرزا كوچك خان،سردار جنگل، ترن، دل نمك، گالان و رخساره از ديگر كارهايي بود كه در اين  سالها انجام دادم. همچنين فيلمنامه هاي بسياري نوشتم كه ديگران كار كردند. غير از اينها فيلم هاي مستند زيادي ساختم كه علاقه بسياري هم به آنها دارم و فكر مي كنم اين فيلم هاي مستند بود كه من را آماده تر كرد براي كارهاي سينمايي. در واقع مستندسازي تجربه اي بود كه مي بايست خيلي پيش از اينها آن را به دست مي آوردم. آخرين كارم هم سريال دايره ترديد است كه مي توان گفت 9 فيلم سينمايي در اين مجموعه دارم.
شما از داستان هاي مجموعه دايره ترديد به عنوان فيلم سينمايي نام مي بريد، در حاليكه در كارنامه شما تنها نام سريال تلويزيوني دايره ترديد ثبت خواهد شد.
ببينيد اينها قصه هايي بود كه تايمي بيشتر از معمول داشت. بعضي از آنها حتي بيش از 150 دقيقه بود يعني در حد 2 فيلم سينمايي و چون هر كدام از اين قسمت ها داستان مجزايي داشت، احساس من اين بود كه دارم كار سينمايي مي كنم.
بافت قوي اين سريال چقدر تحت تاثير آموزه هاي شما از مرحوم خاچيكيان بوده است؟
ببينيد تعريف كردن، هيچ وقت من را خوشحال نمي كند ولي اين ذهنيت كه شما به آن اشاره كرديد باعث مي شود كه من احساس كنم آن محبت اكتسابي كه در اين راه نصيبم شده را هدر نداده ام. در مورد سوال شما هم بايد بگويم نمي  دانم در كارهايم چقدر تحت تاثير مرحوم ساموئل خاچيكيان بوده ام، اما آنچه كه مسلم است اين است كه خاچيكيان يكي از برترين هاي زمان خودش بود و ما كارگرداني نداشتيم مثل ايشان كه هم صاحبنام باشد و هم صاحب تكنيك و كار خوب، آن هم در شرايطي در كنار فيلم هاي ساموئل فيلم هايي ساخته و اكران مي شد كه بسيار سطحي بود. به هر حال من خيلي خوشحال هستم كه كارم را با يك كارگردان جدي و عاشق كار شروع كردم. كسي كه من احساس مي كنم زندگي و گذشته اش بسيار شبيه من بود.
در صحبت هايتان به اين نكته اشاره كرديد كه اگر دوباره متولد شويد باز هم همين راه را ادامه مي دهيد. چه تفاوتي خواهد بود ميان امير قويدل امروز و امير قويدل كه 57 سال ديگر قرار است به اين نقطه برسد؟
قطعا سعي مي كنم اشتباهات كمتري مرتكب شوم تا كمتر در حرفه ام آسيب ببينم.
019449.jpg
چقدر در بيان اين اشتباهات صراحت داريد؟
طبيعي است كه بعضي حركت ها آدم را به هرز مي     برد. اين اشتباهات مي     تواند هم در زندگي شخصي و هم در حرفه انسان اثر نامطلوب خود را بگذارد. خب، من هم جوان بوده ام و دوست داشته ام كه با شدت و حدت جلو بروم، غافل از اينكه گاهي نياز است در اين حرفه با انديشه حركت كرد تا باري به هر جهت. آنچه مشخص است اينكه من اشتباه زياد داشته ام و اين اشتباهات هم در سرنوشت من بي  تاثير نبوده است و به هر حال اين است زندگي من.
منبع درآمد شما فقط از اين راه است؟
بله، البته قبلا دبير بودم، ولي متاسفانه يا خوشبختانه فعلا سينما تنها شغل من است.
بعد از نزديك به 40 سال سكونت در تهران الان صاحب خانه ايد يا مستاجر؟
من هنوز مستاجرم.
اجاره نشيني شما دليل خاصي دارد؟
خب، من در زندگي شخصي ام آسيب زياد ديده ام به خصوص در كارهاي اقتصادي، يكي، دو بار دورخيز كرده ام و شكست خورده ام، ولي همچنان قويدل هستم و زندگي مي كنم.
شما بيمه هستيد؟
بيمه ما همان چيزي است كه صحبت آن در خانه سينما هست. گاهي حركت مي كنند، گاهي لغو مي كنند. گاهي پول مي خواهند. الان هم مدتي است كه نتوانسته ام حق بيمه را پرداخت كنم.
سبا اين شرايط چه آينده اي را براي دوران بازنشستگي تان متصور هتيد؟
احساس و آرزوي من اين است كه هنگام كار و در كنار دوربين سرم را روي زمين بگذارم، اما كلا سينماي ما و آدم هايي كه در سينماي ما فعاليت دارند، امنيت شغلي و آينده روشني ندارند و غمناك است كه بگوييم نمي  دانيم فردا چه خواهد شد.
در اين سن، روزي چند ساعت كار مي كنيد؟
من بيشتر وقتم را با كارم مي گذرانم. حتي لحظاتي را هم كه در خانه هستم، در انديشه كارهايي كه در آن روز انجام داده ام، مي گذرانم.
چقدر به شما بدهند، كارتان را رها مي كنيد؟
فكر مي كنم هيچ چيز نتواند من را از كارم جدا كند چون اگر كارم را ترك كنم بايد زندگي را ترك كنم.
از ديدگاه شما قشنگ ترين چيزي كه در تهران هست ولي در شهرستان ها نيست، چيست؟
سوال دشواري است، ولي مي توان گفت يك حركت سريع تر از جاهاي ديگر در تهران وجود دارد. يعني زندگي بيشتر در جريان است و شتاب بيشتري دارد. در اين شتاب زندگي هست و در اين زندگي بودن.
و به عنوان آخرين سوال مي خواهم بپرسم اگر جاي من بوديد مصاحبه را با چه سوالي به پايان مي برديد؟
اين سوال كه در آينده چه مي خواهم بكنم و آيا به آنچه مي خواستم رسيده ام يا نه؟
و در جواب اين سوال ها بايد بگويم كه خير، من هنوز به نيمي از خواسته هايم نرسيده ام يا آنچه كه اتفاق افتاده آن چيزي نبوده كه آرزويش را داشته ام به هر حال از آن چيزي كه انجام داده ام ناراحت نيستم و افتخار مي  كنم به آنچه كرده ام، ولي دلم مي خواست كاري بكنم كارستان.

شرح
019443.jpg
در حال تدوين
اگر برنامه 90 عادل فردوسي پور گذاشته باشد دوشنبه شب ها شبكه اي غير از۳ را انتخاب كنيد، حتما بيننده سريال دايره ترديد از شبكه اول سيما بوده ايد. سريالي كه تيتراژ آن با نام فرامرز صديقي آغاز و به اسم امير قويدل ختم مي شود.
قويدل را بيش از همه فيلمهايش با خونبارش مي شناسند. فيلمي كه به عنوان اولين پروژه سينمايي در مورد انقلاب، در تاريخ سينماي ايران به يادگار مانده است. او را در حال تدوين يكي از قسمت هاي مجموعه دايره ترديد در سازمان سينمايي سبحان مي بينيم و همانجا قرار يك گفت وگوي شهروندي را مي گذاريم. گفت وگويي كه سعي دارد زواياي ناشناخته زندگي كارگرداني از مكتب مرحوم ساموئل خاچيكيان را براي خواننده به تصوير بكشد. كارگرداني كه دوست دارد دوباره متولد شود تا كمتر اشتباه كند.
خبرنگار حوادث بودم
مي گويد: در روزنامه آفتاب شرق مشهد خبرنگار حوادث بودم. در مشهد بيمارستاني بود به نام سوانح سوختگي كه اغلب اتفاقات آنجا مي افتاد و به  همين خاطر هر روز يك سوژه ناب براي روزنامه داشتم. وقتي اين مطالب با قلم من چاپ مي شد احساس مي كردم كه آن قلياني كه در ذهنم داشتم آرام شده است خيلي از همان گزارش ها و خبرها الهامي شدند براي فيلمنامه هايي كه بعدها من نوشتم.
سختگيري هاي پدر
مي گويد: سختگيري هاي پدرم اثرات مثبتي هم براي من به همراه داشت. چرا كه من را مثل يك فنر فشرده بار آورده بود كه قدرت ارتجاعي زيادي داشت و وقتي اين فنر باز شد، تا جايي پيش رفتم كه خود او هم احساس كرد، شايد آن سختگيري ها بي مورد بوده است. در واقع همين گونه هم شد. يادم هست بعد از انقلاب وقتي فيلم خونبارش من را كه در يك جمع كاملا سياسي اكران شده بود، ديد تعجب كرده بود كه من چگونه اين فيلم را ساخته ام و چگونه اين مجموعه را گرد هم آورده ام.
پيرزن گريه مي كرد
مي گويد: شايد تماشاي تعزيه هايي كه آن روزها در مشهد اجرا مي شد، در روي آوردن من به تئاتر موثر بود. هميشه احساس مي كردم كه من مي توانم بهتر از بازيگران، تعزيه بازي كنم و اين كار را هم مي كردم. يعني به محض اينكه تعزيه تمام مي شد، من مي آمدم و در كوچه خودمان به صورت انفرادي و جاي هر دو شخصيت بازي مي كردم و هيچ وقت يادم نمي رود در يكي از اين روزهايي كه در حال اجراي اين نقش ها بودم، پير زني را ديدم كه نشسته كنار كوچه و گريه مي كند.
اين صداي تو نيست 
مي گويد: پدرم به شدت با كار تئاتر مخالف بود. حتي زمانيكه در راديو مشهد مشغول به كار بودم، همسايه هايي كه با پدرم اختلاف داشتند از اين طرز فكر او سوءاستفاده كرده و او را با اين عنوان كه پسرت مطرب است، تحقير مي كردند. پدر من هم چون نمي دانست كه صدايي كه از راديو پخش مي شود يك صداي ضبط شده است، اين حرف ها را باور نمي كرد. چون در همان لحظه كه صدا پخش مي شد، من رو به رويش نشسته بودم.
مشكل با فرامرز صديقي؟ اصلا!
مي گويد: برخلاف تصور شما، كار كردن با آقاي فرامرز صديقي اصلا مشكل نيست. ايشان شخصيت خاص خودشان را دارند و نوع نگاه به وي هم بايد اختصاصي باشد. من نمي خواهم تعريف كنم ولي من در كنار آقاي صديقي واقعا لذت بردم و كارشان را بسيار دوست دارم. برخلاف خيلي ها كه عقيده داشتند ايشان براي اين نقش كند و سنگين هستند، من معتقدم كه انتخاب فرامرز صديقي براي اين نقش انتخاب دقيق و صحيحي بوده و ايشان هم به خوبي از عهده كار برآمدند و من از اين بابت خوشحالم. هر چند انتخاب بازيگرها با من نبود.

گفتگو با اسکندری، شاهرخ‌شاهی، ابر، عبدی، مصفا و...

فروتن، اسکندری، شاهرخ‌شاهی، ابر، عبدی، مصفا و...
15 گفتگو با 15 بازیگر سینمای ایران / کجا بازی می‌کنید؟ پیشنهاد جدیدی دارید؟
15 گفتگو با 15 بازیگر سینمای ایران / کجا بازی می‌کنید؟ پیشنهاد جدیدی دارید؟


سینمای ما - مریم ضیغمی: جمع كثیری از هنرپیشه های سینمای ایران مشغول بازی در پروژه های مختلف بودند گوشی آن ها خاموش یا به روی پیام گیر بود. طی تماس های مكرر آخرین فعالیت های هنری هنرپیشه ها و كارهای آماده نمایش آن ها را جویا شدیم.


محمد رضا فروتن


محمد رضا فروتن بازیگر خوش تكنیك كشورمان در رابطه با آخرین فعالیت هنری خود گفت: در فیلم سینمایی شبانه روز به كارگردانی امید بنكدار و كیوان علیمحمدی بازی كردم.وی با اشاره به این كه پیشنهاد جدید كاری ندارد افزود: در این فیلم در نقش یك بازیگر بازی می كنم.فروتن در پاسخ به این كه درباره ویژگی نقش خود برایمان بگویند گفت: قرار مصاحبه نبود. انشاء ا... بگذارید فیلمی از من اكران شود با هم در آن رابطه به گفت و گو می نشینیم.فروتن هم اكنون كنعان را روی پرده سینماهای كشور دارد.همچنین بازی او در فیلم سینمایی پستچی 3 بار در نمی زند چند روز پیش به پایان رسید.


لاله اسكندری


لاله اسكندری نیز با اشاره به این كه هم اكنون نمایشگاه عكس خود را بر پا كرده است گفت: این نمایشگاه بیست و دوم آبان دایر شد و 42 قطعه عكس خود را كه طی 5 تا 6 سال اخیر گرفته ام در معرض دید عموم قرار داده ام.وی افزود: در سریالی با نام در چشم باد به كارگردانی مسعود جعفری جوزانی بازی می كنم كه منتظر بخش آمریكا هستیم تا سفرمان برای این بخش مهیا شود تا بازی ام در كنار كامبیز دیرباز و پارسا پیروزفر در سریال به پایان برسد.اسكندری اظهار داشت: نقش فخرالسادات عروس خانواده ایرانی را بازی می كنم كه به نوعی قهرمان داستان است و نقش همسرم را آقای دیرباز ایفا می كند.وی تصریح كرد: همچنین 2 فیلم سینمایی مخمصه و شوریده كه هر 2 به كارگردانی محمد علی سجادی است را آماده نمایش درسینماهای كشور دارم.اسكندری در رابطه با همكاری خود با محمد علی سجادی گفت: از سبك و طرز كار آقای سجادی خوشم می آید و خوشحالم كه در این 2 پروژه توفیق همكاری با ایشان نصیبم شد.وی ادامه داد: چندی پیش نیز در فیلم تلویزیونی مهمانخانه ای در برف به كارگردانی سعید سلطانی بازی كردم كه از رسانه ملی پخش شد.


اكبر عبدی


اكبر عبدی بازیگر توانا و با استعداد كشورمان نیز گفت: هم اكنون در فیلم سینمایی اخراجی ها2 به كارگردانی مسعود ده نمكی مشغول ایفای نقش هستم.وی افزود: من در همان نقش سابق اخراجی ها بایرام ظاهر شده ام.عبدی ادامه داد: محمد رضا شریفی نیا، امین حیایی، جواد رضویان، میرطاهر مظلومی، حسام نواب صفوی، ارژنگ امیر فضلی و جمع كثیری از بازیگران برجسته كشور در اخراجی ها2 بازی می كنند.


پگاه آهنگرانی


پگاه آهنگرانی بازیگر جوان سینمای ایران نیز گفت: فیلم سینمایی آتش سبز را آماده نمایش دارم.آهنگرانی كه بازی زیبایی در زندان زنان ایفا كرد اظهار داشت: همچنین فیلم سه زن به كارگردانی مادرم منیژه حكمت روی پرده سینماهاست. وی ادامه داد: این فیلم تصویرگر زندگی 3 زن از نسل های مختلف است كه من نقش نسل جوان این فیلم را بازی می كنم.آهنگرانی با اشاره به همكاری خود در فیلم مادرش تصریح كرد: بازی كردن در فیلم مادرم بد نبود ولی مشكلاتی دارد كه نمی شود پای تلفن صحبت كرد.


شهرام حقیقت دوست


شهرام حقیقت دوست بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون در رابطه با فعالیت اخیر خود گفت: در حال حاضر مشغول تمرین 2 تئاتر هستم كه یكی از آن ها به كارگردانی محسن كیانی و دیگری به كارگردانی حمید رضا آذرنگ است و در حال تمرین برای اجرای عموم هستیم.وی افزود: همچنین 3 فیلم سینمایی نیز آماده نمایش دارم. موش به كارگردانی شاهد احمدلو، مخمصه به كارگردانی محمد علی سجادی و احضار شدگان نیز به كارگردانی آرش معیریان از جمله فیلم هایی است كه در آن ها بازی كرده ام.حقیقت دوست اظهار داشت: پیشنهاد جدید كاری ندارم.


نیما شاهرخ شاهی


نیما شاهرخ شاهی بازیگر جوان كشورمان نیز در رابطه با فعالیت اخیر خود گفت: هم اكنون در فیلم سینمایی هفت دقیقه تا پاییز به كارگردانی علیرضا امینی بازی می كنم.وی در فیلم پارك وی فریدون جیرانی بازی درخشانی داشت افزود: در فیلم 7 دقیقه تا پاییز نقش اصلی داستان را بازی می كنم.شاهرخ شاهی ادامه داد: این فیلم ماجرای 2 خانواده را روایت می كند كه برای یكی از خانواده ها اتفاق بدی می افتد و لحظه به لحظه زندگی آن ها بدتر می شود.وی اضافه كرد: فیلم سینمایی كیش و مات را آماده نمایش دارم.


مهرانه مهین ترابی


مهرانه مهین ترابی نیز با اشاره به این كه مشغله كاری دارد و همیشه گوشی اش روی سكوت است و كم تر پاسخ تلفن هایش را می دهد گفت: در حال حاضر در پروژه جدید مرضیه برومند به نام همه بچه های من ایفای نقش می كنم.وی افزود: در این پروژه نقش زنی به نام پوران دخت را بازی می كنم.مهین ترابی اظهار داشت: فیلم سینمایی پاتو زمین نذار به كارگردانی ایرج قادری را آماده اكران در سینماهای كشور دارم.وی ادامه داد: در فیلم سینمایی پاتو زمین نذار نقش همسر آقای قادری را بازی می كنم.


علی مصفا


علی مصفا بازیگر با اخلاق سینما و تلویزیون كشورمان در رابطه با كارهای آماده نمایش خود گفت: در فیلم سینمایی دوزخ، برزخ، بهشت بازی كردم.وی افزود: این فیلم به كارگردانی بیژن میرباقری برای شركت در جشنواره فیلم فجر ساخته شده است.مصفا اظهار داشت: من در فیلم دوزخ، برزخ، بهشت در اپیزود اول كه بخش دوزخ است كنار مهتاب كرامتی هنر آفرینی می كنم. وی تصریح كرد: چند پیشنهاد كاری جدید دارم كه در حال مطالعه هستم هنوز بازی ام قطعی نشده است.


صابر ابر


صابر ابر بازیگر جوان و تازه نفس سینمای كشور نیز گفت: چندی پیش بازی ام در فیلم سینمایی «درباره الی» به كارگردانی اصغر فرهادی به پایان رسید.وی افزود: فیلم سینمایی پاداش نیز آخرین فعالیت هنری ام به شمار می آید. این فیلم توسط كمال تبریزی كارگردانی شده است.ابر اظهار داشت: به طور معمول از مصاحبه های كوتاه پرهیز می كنم و ترجیح می دهم درباره كاری كه دیده می شود در فرصتی مناسب مصاحبه ای داشته باشم.


مصطفی طاری


مصطفی طاری بازیگر تئاتر و سینما و تلویزیون گفت: در فیلم سینمایی چهره به چهره به كارگرانی علی ژكان بازی كرده ام كه هم اكنون مراحل فنی را طی می كند.وی با اشاره به نمایش این فیلم در جشنواره فیلم فجر امسال افزود: نقش مردی را بازی می كنم كه در ابتدا منفی است و رفته رفته ضد قهرمان و سپس جایگاه مثبت را پیدا می كند.


فاطمه گودرزی


فاطمه گودرزی بازیگر توانمند و فعال تلویزیون نیز در رابطه با آخرین فعالیت خود گفت: هم اكنون در فیلمی تلویزیونی به نام مرا بشناس به كارگردانی رضا گنجی نقش اصلی را بازی می كنم.وی افزود: از جمله كارهای آماده نمایشم سریال شیخ بهایی است كه قرار است بعد از سریال یوسف پیامبر از شبكه اول سیما پخش شود.گودرزی اظهار داشت: من در كنار علی نصیریان، زنده یاد خسرو شكیبایی، ژاله علو و جمعی دیگر از بازیگران در سریال شیخ بهایی بازی می كنم.وی تصریح كرد: نقش اصلی سریالی با نام پس از سال ها را به كارگردانی اكبر خواجوی ایفا می كنم.


امید زندگانی


امید زندگانی گوینده، مجری و بازیگر سینما و تئاتر و تلویزیون با اشاره به آخرین فعالیت خود گفت: در فیلم سینمایی شعری كه زندگی است به كارگردانی بهنوش باقری ایفای نقش كردم. وی با بیان این كه همچنین در تئاتری تلویزیونی با نام رویای نیمه شب بارانی نیز بازی كرده ام افزود: این تئاتر تلویزیونی به كارگردانی هادی مرزبان تولید شد و چندی پیش از شبكه 4 سیما پخش شد.زندگانی اظهار داشت: فیلم سینمایی «مقلد شیطان» افشین صادقی نیز از جمله آخرین فعالیت های هنری ام محسوب می شود.


محمد صادقی


محمد صادقی بازیگر برجسته سینما و تلویزیون كشورمان نیز گفت: هم اكنون در مجموعه تلویزیونی مختارنامه میرباقری و سریال دیكتاتور محمد رضا ورزی بازی می كنم.وی كه در سریال خواب و بیدار بازی درخشانی داشت افزود: در سریال دیكتاتور در نقش میرزا كوچك جنگلی ایفای نقش می كنم.صادقی با اشاره به كارهای آماده نمایش خود اظهار داشت: كار مناسبتی به نام ستاره خضرا در ارتباط با واقعه عاشورا آماده نمایش دارم.وی تصریح كرد: همچنین كاری با نام ماه از روی سكو نیز آماده پخش از رسانه ملی است و درباره خلیج فارس و مسائلی كه در یك شركت نفت به وقوع می پیوندد ساخته شده است.


صدرالدین حجازی


صدرالدین حجازی نیز گفت: هم اكنون در سریالی با نام پس از سال ها به كارگردانی اكبر خواجویی و تهیه كنندگی احمد كاشانچی و آقای فراهانی هنرآفرینی می كنم.وی افزود: ایفاگر نقش فردی به نام آقای جمالی هستم و قصه داستان خانه ای با معماری قدیمی كه در اصل یك میراث فرهنگی است.حجازی با اشاره به این كه نقش اصلی این سریال را فاطمه گودرزی بازی می كند، اظهار داشت: گودرزی در این سریال سعی در نگه داشتن خانه و حفظ معماری آن را دارد ولی برادر او مخالف است.وی ادامه داد: در طول قصه یك عشق سیال كهنه ولی خیلی ریشه ای و عمیق جریان دارد و در اصل قصه را این عشق با خود تا آخر می كشد و یك جور عشق اسطوره ای و قدیمی در داستان به تصویر در می آید.حجازی تصریح كرد: علاوه بر من و خانم گودرزی آقای فرامرز قریبیان و جمعی از بازیگران جوان بازی می كنند و این سریال هم اكنون در كاشان تصویر برداری آن انجام می شود و سپس گروه برای ادامه فیلم برداری به تهران باز می گردند.وی خاطر نشان كرد: در سریال مختارنامه نیز ایفای نقش كرده ام.


حمید فرخ نژاد


حمید فرخ نژاد نیز با اشاره به این كه پیشنهاد جدید كاری نداشته گفت: آخرین فعالیت هنری ام فیلم سینمایی پوسته بود.وی افزود: در آن فیلم الناز شاكر دوست هم بازی ام بود.





منبع خبر : خراسان

با حمايت صندوق فيلم مستند ساندنس انجام می‌گیرد؛

با حمايت صندوق فيلم مسبا حمايت صندوق فيلم مستند ساندنس انجام می‌گیرد
با حمايت صندوق فيلم مستند ساندنس انجام می‌گیرد؛
الیور استون نشد، و حالا فیلمساز چک مستند احمدی‌نژاد را می‌سازد
الیور استون نشد، و حالا فیلمساز چک مستند احمدی‌نژاد را می‌سازد
؛

الیور استون نشد، و حالا فیلمساز چک مستند احمدی‌نژاد را می‌سازدتند ساندنس انجام می‌گیرد؛

الیور استون نشد، و حالا فیلمساز چک مستند احمدی‌نژاد را می‌سازد


سینمای ما -  «پيتر لوم»، مستندساز كشور چك در مستندي جديد تحت حمايت صندوق فيلم مستند موسسه ساندنس، فيلمي درباره نامه روستائيان كشورمان به «محمود احمدي‌نژاد» را فيلم مي‌كند. 
صندوق مالي مستند ساندنس اعلام كرد كه در اقدامي جديد از 20 پروژه سينماي مستند حمايت مالي خواهد كرد كه در اين ميان 800 فيلمساز از 70 كشور جهان بدين منظور پروژه‌هاي خود را به اين مؤسسه تحويل دادند كه در اين ميان اسامي فيلم‌هاي برگزيده روز گذشته اعلام شد.
از جمله 20 فيلم معرفي شده، پروژه مستند «نامه روستائيان ايراني به رييس جمهور احمدي‌نژاد» است.
اين مستند كه محصول مشترك ايران و آمريكاست به كارگرداني «پتر لوم» مستندساز چكي ساخته خواهد شد.
به گزارش اسكرين ديلي، حمايت خلاقانه از 20 مستند اعلام شده، به طور انجام مشاوره با هنرمندان با سابقه، برگزاري كارگاه‌هاي آموزشي و تبلغ براي فيلم صورت خواهد گرفت.
موسسه فيلم مستند ساندس، تاريخ اجراي برنامه حمايت مالي بعد را از 9 فوريه لغايت 7 ژويه 2009 اعلام كرده است.



منبع خبر : فارس به نقل از اسکرین دیلی

«بتمن» به دست پدرش كشته شد

«بتمن» به دست پدرش كشته شد:
بتمن در حالي كه تلاش مي‌كند جلوي فعاليت‌هاي پدرش را با استفاده از چرخبال بگيرد، بدون داشتن لباس‌هاي مشهورش يعني شنل و ماسك صورت، از چرخبال پرت مي‌شود و مي‌ميرد.
در آخرين جلد از كميك بوك‌هاي «بتمن» ، اين قهرمان مشهور به دست پدرش كشته شد.
 
به گزارش ايبنا، به نقل از «اينديپندنت»، سرانجام بتمن در آخرين جلد از اين مجموعه كتاب كه در آخرين ساعت‌ چهارشنبه گذشته منتشر شد، اين گونه رقم خورد كه او به دست مردي كه ادعا مي‌كرد پدر اوست، كشته شود. «بروس وين» مردي كه شب‌ها به هيات بتمن در مي‌آمد، نخستين بار در سال 1939 خلق شد و سرانجام در آخرين جلد از اين داستان‌هاي مصور، توسط «سيمون هارت» رهبر گروه خطرناك دستكش سياه كشته شد. اين در حالي است كه «سيمون» ادعا مي كند دكتر توماس، وين واقعي و پدر بتمن است كه او خيال مي‌كرد كشته شده باشد.
 
«گرانت موريسون» نويسنده اين داستان مي‌گويد: «اين خيلي بهتر از مرگ است. مردم قهرمان‌ها را با گذشت زمان مي‌كشند؛ اما براي من اين نوع پايان زيباتر است.»
 
در اين كتاب، بتمن در حالي كه تلاش مي‌كند جلو فعاليت‌هاي پدرش را با استفاده از چرخبال بگيرد، بدون داشتن لباس‌هاي مشهورش يعني شنل و ماسك صورت، از چرخبال پرت مي‌شود و مي‌ميرد.
 
بتمن به عنوان چهره‌اي كه از داستان‌هاي كميك استريپ بيرون آمد، خيلي سريع به سريال‌هاي تلويزيوني نيز راه يافت و چندين فيلم سينمايي بر مبناي داستان‌هاي آن ساخته شد. مشهورترين اين داستان‌ها فيلم امسال او با عنوان «سلحشور تاريكي» بود كه نه تنها ركورد فروش فيلم‌هاي پيشين را شكست؛ بلكه با فروش 500 ميليون دلاري، به عنوان دومين فيلم پرفروش جا گرفت و اكنون به عنوان نامزد دريافت چندين جايزه اسكار 2008 مطرح است.
 
به نظر مي‌رسد كمپاني برادران وارنر كه مالك «دي.سي كميكز» ـ ناشر داستان هاي بتمن ـ نيز هست، قاطعانه تصميم گرفته چهره جديدي را جايگزين بتمن كند؛ بنابراين بايد منتظر ماند و ديد در اين داستان جديد كه با عنوان «نبرد براي خرقه» نام دارد، چه چهره جديدي جايگزين بتمن مي‌شود.

جزئیات طرح فیلم «پیترلوم» درباره «احمدی‌نژاد» منتشر شد:

مشاور رئیس جمهور در امور هنری اطلاعات جدیدی از چگونگی ساخت فیلم‌های مستند سینمایی توسط فیلمساز اهل چك درباره دكتر محمود احمدی‌نژاد ارائه كرد.
به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی هیأت اسلامی هنرمندان، علاقمندی فیلمسازان مطرح بین‌المللی و مستندسازان نقاط مختلف دنیا به ساختن فیلم درباره دكتر احمدی نژاد از همان سال اول روی كار آمدن دولت نهم موضوعیت پیدا كرد و طی بیش از سه سالی كه گذشت نه تنها از حجم این درخواست‌ها و علاقمندی‌ها كاسته نشد، بلكه تبدیل به یك جریان پیوسته و مداوم درخواست‌های هنرمندان و فیلمسازان مطرح و خبرنگاران رسانه های بزرگ دنیا برای سفر به ایران و تولید فیلم و اطلاع رسانی درباره شخصیت واندیشه‌های نهمین رئیس جمهور ایران كه در مدت كوتاهی درصدر توجهات رسانه‌ها و محافل سیاسی در عرصه بین‌المللی قرار گرفت كه همین اتفاق می‌تواند سوژه یك پژوهش علمی درباره عوامل و دلایل داخلی و بین المللی این رویداد مهم باشد.
جواد شمقدری، مشاور هنری رئیس جمهور با تأكید بر این كه تاكنون درخواست های زیادی از سوی فیلمسازان خارجی برای ساختن آثار مستند و سینمایی درباره دكتر احمدی نژاد به دست ما رسیده است، گفت : «پیترلوم» از كشور چك یكی از مستندسازانی بود كه علاقمندی زیادی برای سفر به ایران و ساخت فیلم درباره رئیس جمهور ابراز می كرد و نهایتاً پس از جلسات مفصلی كه حدود یك سال پیش با ایشان داشتیم و نمونه هایی از آثار قبلی اش را دیدم، طرحی را كه با محوریت نامه‌های مردمی به رئیس جمهور شكل گرفته بود ارائه داد.
جواد شمقدری خلاصه طرح پیترلوم، نامه و توضیحاتش را به هنرنیوز ارائه كرد كه به این شرح است:
« من دوست دارم تا یك فیلمی را در مورد مركز تلفن رئیس جمهوری بسازم كه به تازگی پیشنهاد آن داده شده است. این مركز به شهروندان این اجازه را می‌دهد تا با رئیس جمهوری تماس بگیرند و مشكلات، شكایت‌ها و پیشنهادات خود را با رئیس جمهور درمیان بگذارند.»
«پیتر لوم» در این طرح نوشته است: «این فیلم گشایش و عملكرد این مركز را برای چند ماه تعقیب می نماید و همچنین به مردمی بودن رئیس جمهور،‌ چگونگی نامزدی رئیس جمهور، به عقاید و باورهای كسانی كه به وی رأی داده‌اند، به مشكلات هواداران خود و به ابراز احساسات آنها پاسخ خواهد داد.
این فیلم سه هدف اصلی را تعقیب می‌نماید؛
۱- عملكرد روز به روز این مركز را مورد بررسی قرار می‌دهد.
نمایش یك تصویر بشر دوستانه از آقای احمدی‌نژاد تا مخاطب، اصول و عقاید و شخصیت فردی ایشان را بهتر بشناسند.
۲- تصویری متفاوت از جامعه امروز ایران كه با تماس گرفتن شهروندان عادی به این مركز تلفن صورت می‌پذیرد را نمایش دهد. (بر خلاف تصویر غلط رسانه‌های غربی)
۳- نمایشی از دموكراسی ایرانی به طوری كه رئیس جمهور یك كشور برای شهروندان عادی جامعه در دسترس است و می‌توانند مشكلات خود را به راحتی با رئیس جمهور در میان بگذارند.
امید است تا بتوانم یك نسخه سینمایی حدود یك ساعت و یا فیلم بلندی كه بتواند یك نمایش بین‌المللی تلویزیونی را داشته باشد بسازم و حتی قصد حضور فیلم در جشنواره‌های معتبر بین‌المللی را دارم.
این فیلم هنر دموكراسی ایران را در عمل به خوبی نمایش خواهد داد. ساخت این فیلم می‌تواند نقش مهم و بارزی را در توسعه فهم و دوستی بین‌المللی نسبت به جامعه ایرانی داشته باشد كه متأسفانه این نوع روش بشر دوستانه و مثبت دموكراسی در ایران به اندازه كافی و به شكل صحیح در رسانه های بین‌المللی، به خصوص رسانه‌های غربی، به آن پرداخته نمی‌شود. (پیترلوم)»
پیترلوم در طرح ارسالی خود، عنوان «دموكراسی ایرانی در عمل» : تلفن های شهروندان به رئیس جمهور احمدی نژاد را پیشنهاد كرده بود.
مشاور رئیس جمهور در امور هنری گفت : پیترلوم در سه سفر استانی كه اتفاقاً اولین آن سفر خراسان رضوی بود حضور یافت و تحت تأثیر نوع ارتباط عاطفی بین مردم و رئیس جمهورشان قرار گرفت.
جواد شمقدری افزود : در این سفرها و صحبت‌هایی كه با پیترلوم داشتیم، وی نگاه صادقانه و مثبتی به موضوع داشت به ویژه اینكه شخصیت خاص دكتر احمدی نژاد و لطافت هایی كه در ابراز احساسات مردم نسبت به رئیس جمهور مشاهده می كرد او را تحت تأثیر قرار داده بود و این تغییر و شگفت زدگی در چهره اش مشخص بود.
مشاور رئیس جمهور در امور هنری تصریح كرد: پس از این سفر و ابراز علاقمندی بیشتر پیترلوم، او در دو سفر استانی دیگر حاضر شد و مدتی هم در تهران، از مراكز دریافت نامه‌های مردمی تصویربرداری كرد.
جواد شمقدری افزود : پیترلوم خود بحث حمایت مالی از فیلمش را مطرح كرد و ما گفتیم به جز نهادهای صهیونیستی، جریان های ضد انقلاب و شبكه‌های وابسته به منافقین می‌تواند از هر حامی مالی استفاده كند و او توانسته است حمایت مالی جشنواره ساندنس آمستردام مشاور رئیس جمهور در امور هنری متذكر شد: پیترلوم در تمام مدت حضورش در ایران و در طول سفرهای استانی، آزادانه تصاویری كه خود تشخیص می‌داد، می‌گرفت و ما نخواستیم او را به عنوان یك هنرمند محدود كنیم و اجازه دادیم آزاد باشد نگاه و قضاوت خودش را در فیلم ثبت كند.
جواد شمقدری با تأكید بر این كه قضاوت نهایی پس از دیدن فیلم پیترلوم امكان‌پذیر است، گفت: نسخه‌ای كه فرستاده بود به خاطر اشكال فنی امكان نمایش نیافت كه نسخه دیگری ارسال كرده است و طبیعی است طبق توافق و تعهد فیلمساز، فیلم باید مورد تأیید ما قرار بگیرد.
مشاور هنری رئیس جمهور با ذكر این كه پیترلوم دكترای فلسفه دارد و طبیعتاً هنرمندی با یك نگاه فلسفی است، تصریح كرد: ما نمی‌خواهیم جلوی موج درخواست های خارجی برای شناخت بیشتر دكتر احمدی نژاد به عنوان یك پدیده جدید بین المللی سد ایجاد كنیم، هرچند ممكن است در بین تصاویری كه از دریچه نگاه‌های مختلف رئیس جمهور ما را به مردم خود معرفی می‌كنند دقیقاً منطبق با نظر ما نباشد.
جواد شمقدری در ادامه افزود: تاكنون ۱۵ فیلمساز از كشورهای مختلف علاقمندی و درخواست خود را برای تولید فیلم درباره دكتر محمود احمدی‌نژاد اعلام كرده‌اند و ما نمونه آثاری از این كارگردان‌ها را مشاهده و ارزیابی كردیم و «لوم» یكی از این مستندسازان بود.
جواد شمقدری درباره درخواست الیوراستون نیز توضیح داد : استون دو بار اعلام كرد به ایران می آید ولی نیامد.
شمقدری افزود : البته مدیر برنامه الیوراستون كه خود نیز تهیه كننده و فیلمساز است، پس از رفتار دوگانه استون خودش ابراز علاقمندی كرد كه فیلمی مستقل تولید كند.
مشاور هنری رئیس جمهور در پایان با اشاره به آمادگی مستندسازان چند شبكه از جمله بی بی سی گفت: به‌زودی یك كارگردان آمریكایی و یك فیلمساز كانادایی دو فیلم مستند درباره دكتر احمدی‌نژاد خواهند ساخت كه اكنون در حال طی مراحل قانونی برای سفر به ایران هستند.
یادآور می‌شود پیترلوم در سال ۱۹۹۰ از دانشگاه تورنتو در رشته علوم سیاسی مدرك B .A و در سال ۱۹۹۷ از دانشگاه دولتی هاروارد مدرك PHD گرفته است. او به زبانهای انگلیسی، ایتالیایی، فرانسوی، زبان چك و اسپانیایی تسلط دارد.
از فیلم‌های ساخته شده توسط پیترلوم می توان به مستند «شما نمی توانید پنهان شوید» درباره دولت محلی استانهای مرزی شمالی غربی پاكستان كه در سال ۲۰۰۷ در شبكه BBC و ZDF به نمایش در آمد، فیلم «بر روی طناب» ۲۰۰۷ درباره اقلیت مسلمانان در چین (نمایش سینمایی در نروژ، فستیوال فیلم SUDANCE‌ و بیش از ۴۰ فستیوال فیلم تاكنون شركت كرده)، فیلم عروس گمشده در قزاقستان در سال ۲۰۰۴ (مستندی از پنج مورد عروس ربوده شده در قزاقستان كه تاكنون در بیش از ۶۰ فستیوال فیلم حضور داشته است)، مستند «زمین بازی ریاست جمهوری» در سال ۲۰۰۴ درباره تركمنستان كه در شبكه YLE فنلاند نمایش داده شد، اشاره كرد.
طی سال‌های گذشته شبكه الجزیره، كانال ۴ انگلیس، CBC كانادا، EFV استونی، YLE فنلاند، EBS كره،‌ HOS هلند، نیوزلند، لهستان، NRK نروز، TV۲‌ دانمارك، RTSI‌ سوئیس، VRT بلژیك، SVT‌ سوئد و تلویزیون كاتالانیا فیلم‌ها و مستندهای پیترلوم را نمایش داده‌اند.  
   
 
 
 
 
   گزارش : خبرگزارى فارس

عمو پورنگ و خلاقیت رسانه‌ای:

از یك منظر كلی می‌توان برنامه‌های تلویزیون را به ۲ گروه عمده تقسیم كرد؛ برنامه‌های ثابت و برنامه‌های متغیر كه شامل برنامه‌های مناسبتی و فصلی و انواع برنامه‌های تولیدی هستند كه هرازگاهی از صداوسیما پخش می‌شوند. برنامه‌های ثابت شامل آن گروه از آیتم‌هایی هستند كه سال‌هاست از تلویزیون به شكل مداوم حتی در ساعت‌های مشخص و همیشگی ارائه می‌شوند و همواره ادامه دارند مثل اخبار و برنامه كودك كه طیف مخاطبان ثابت و متغیری را به خود اختصاص می‌دهند.
بدیهی است برنامه‌های ثابت و همیشگی تلویزیون، همواره در معرض این تهدید قرار دارند كه تكراری، كسل‌كننده و بی‌محتوا شوند؛ لذا بیش از برنامه‌های متغیر ممكن است با بحران مخاطب یا نارضایتی تماشاگران مواجهه شده و حیات رسانه‌ای آنها با چالش‌های بیشتری روبه‌رو شود؛ لذا این‌گونه برنامه‌ها به نوآوری، خلاقیت و تازگی بیشتری محتاجند و به اصطلاح باید به‌روز شوند... مقتضیات زمان، تغییر ذائقه مخاطبان و خلق نیازهای جدید، ضرورت بازنگری و بازسازی برنامه‌ها را ایجاب كرده است.
چه بسیار برنامه‌های خوب و پرمخاطبی كه بعد از مدتی به دلیل عدم خلاقیت و تكراری شدن، بتدریج مخاطبان خود را از دست داده و حذف شده‌اند. برنامه كودك در این میان از شرایط دشوارتری به لحاظ جذب مخاطب برخوردار است؛ چراكه طیف بینندگان آن را گروه سنی در حال رشدی تشكیل می‌دهند كه از پویایی، طراوت و تنوع‌طلبی بیشتری برخوردارند. انصافا داریوش فرضیایی در این مورد نمونه موفقی از چگونگی ساخت برنامه كودك را ارائه كرده كه الگوی خوبی برای تولیدكنندگان رسانه‌ای است. هم این‌كه پس از ۷ سال از شروع برنامه عمو پورنگ، همچنان این برنامه سرپاست و طرفداران زیادی دارد؛ دلیل محكمی بر این مدعاست.
در ۲ دهه اخیر، آیتم‌های مختلفی ذیل برنامه كودك و نوجوان تهیه و تولید شد كه به دلیل عدم توجه مستمر به نیازهای مخاطبش و اسیر شدن در دایره تكرار، از عرصه نمایش خارج و حتی نام برنامه نیز از حافظه مخاطبان پاك شد؛ جالب این‌كه عمو پورنگ توانست از مرز مخاطبان كودك نیز بگذرد و پای بزرگ‌ترها را نیز به برنامه خود باز كند. دیگر این كودكان نیستند كه عمو پورنگ را دوست دارند، پدر و مادرهایشان نیز علاقه‌مند به تماشای آن هستند. قطعا مهم‌ترین رمز موفقیت این برنامه و داریوش فرضیایی در نو‌آوری و خلاقیتی است كه در تولید آن به خرج می‌دهد.
موفقیت برنامه عمو پورنگ را دست‌كم به ۲ علت مهم می‌توان نسبت داد؛ اول این‌كه وی برخلاف برنامه‌های مجری‌محور كودك و تلویزیون، صرفا به حرف زدن با مخاطبانش اكتفا نمی‌كند؛ بلكه خود نیز در جایگاه یك كودك ظاهر می‌شود و از طریق همانندی با آنها به دنیای كودكانه‌شان نزدیك می‌شود. در واقع او صرفا یك گوینده و مجری نیست؛ بلكه به بازیگری می‌پردازد. شعرخوانی، نمایش بازی كردن و كنش‌های كودكانه او را از رسمیت و خشكی متداول مجریان كودك دور كرده و جذابیت‌های بیشتری به برنامه‌اش بخشیده است. در واقع مهم‌ترین عامل موفقیت عمو پورنگ این است كه وی با مخاطبان كودك برنامه خود به زبان مشتركی رسیده است و مصداق این شعر مولوی شده كه چون سروكار تو با كودك فتاد پس زبان كودكی باید گشاد.
به عبارت دیگر داریوش فرضیایی برخلاف بسیاری از مجریان كودك، برای آنها برنامه اجرا نمی‌كند؛ بلكه با درونی كردن كنش‌های كودكانه در شخصیت خود، با آنها همبازی و همراه می‌شود؛ گویی كه بچه‌ها او را نه یك فرد بزرگسال كه مثل خود می‌بینند.
دومین عامل موفقیت عمو پورنگ كه بحث اصلی این یادداشت هم است، خلاقیت و نوآوری در برنامه‌های عمو پورنگ است؛ به طوری كه هرازگاهی شاهد تغییر و تحولاتی در برنامه وی هستیم. تغییر دكوراسیون، تنوع در پوشش و استفاده از لباس‌های شاد، بهره‌گیری از لهجه‌های مختلف محلی و قومی، تغییر چهره خود و تقلید صدا و آوازخوانی، برخی از این عواملی هستند كه فرضیایی برای تنوع دادن به برنامه‌اش، از آنها استفاده می‌كند؛ اما مهم‌تر از همه اینها، توجه عمو پورنگ به نقش‌آفرینی و بازیگری است كه كمتر در مجریان كودك سابقه داشته است، در واقع او یك مجری بازیگر است كه به معنای واقعی به اجرای برنامه می‌پردازد. او از طریق خلق موقعیت‌های نمایشی، بسیاری از مفاهیم اخلاقی، اجتماعی و آموزشی را به مخاطبانش انتقال می‌دهد و سرگرمی و آموزش را توامان پیش می‌برد.
یكی از كارهای خلاقانه و زیبایی كه اخیرا از عمو پورنگ شاهد بودیم، حضور سرزده و ناگهانی وی در یكی از مدارس محروم در منطقه جنوب و خوزستان بود كه بچه‌ها را ذوق‌زده كرده بود.
این حركت‌های نمادین، ضمن جذابیت و تنوع برنامه، ترویج رفتارهای انساندوستانه در حمایت از كودكان طبقات محروم جامعه است كه ضمن ایجاد شادی و نشاط برای كودكان، به تبلیغ و یادگیری رفتارهای نوعدوستانه و انسانی میان آنها نیز می‌پردازد. خلاقیت، آفرینش و جذابیت، عناصر درهم‌تنیده‌ای هستند كه وقتی در یك راستا قرار بگیرند، از ركود و تكرار یك برنامه جلوگیری می‌كنند. راز ماندگاری هر برنامه رسانه‌ای، عبور خلاقانه از آن است.  
   
 
 
 
 
   گزارش : جام‌جم آنلاین

حضور خانواده "تام کروز" و "دیوید بکهام" در جشن روز شکرگزاری :

خانواده "تام کروز" هنرپیشه مشهور هالیوود با "دیوید بکهام" ستاره فوتبال آمریکا ملاقات کرده و جشن روز شکرگزاری را در کنار همدیگر در نیویورک برگزار کردند.
به نقل از یونایتد پرس اینترنشنال؛ در مراسم روز شکرگزاری تام کروز، دختر ۲ ساله "کتی هلمز"، کانر ۱۳ ساله، ایزابلا ۱۵ ساله، "دیوید بکهام"، همسر وی و سه پسرش حضور داشتند. بر اساس این گزارش خانواده این ستاره مدتی را با همدیگر در پارک مرکزی نیویورک قدم زدند و سپس بر کالکسه ای سوار شدند.
تام کروز هنرپیشه و تهیه کننده سرشناس آمریکایی است. وی متولد ۱۹۶۲ است و تاکنون سه بار نامزد جایزه اسکار شده و دهها جایزه مهم دیگر از جمله سه جایزه گلدن گلوب را به دست آورده است. وی با بازی در فیلم تاپ گان (۱۹۸۶) به شهرت جهانی رسید و از آن پس، بیش از دو دهه است که همچنان فعالانه در فیلمهای گوناگون حاضر می شود. بنابر گزارش مجله فوربس، میزان دارایی تام کروز در سال ۲۰۰۷ بیش از سی و یک میلیون دلار بوده است.  
 

آخرین اخبار از نیکو خردمند که در بستر بیماری بود:

آخرین اخبار از نیکو خردمند که در بستر بیماری بود
آخرین اخبار از نیکو خردمند که در بستر بیماری بود


سینمای ما - نيكو خردمند، هنرمند پيشكوست سينما و دوبله كه چندي پيش به دليل ناراحتي قلبي در بيمارستان بستري شده بود، اين روزها دوره نقاهت خود را در منزل سپري مي‌كند. اين هنرمند باسابقه درباره شرايط جسماني خود گفت: درحال حاضر وضعيت جسماني‌ام رضايت‌بخش است، البته كمي ضعف دارم كه براي بهبودي كامل در منزل استراحت مي‌كنم. براساس اين گزارش، اين هنرمند حدود يك‌ماه در بخش سي‌سي‌يو بيمارستان قائم كرج بستري شده بود. خردمند به دليل بروز اين مشكل ناچار شد، قراردادهاي كاري خود را در آذرماه لغو كند. قرار است سريال «قاب‌هاي خالي» با بازي اين هنرمند از شبكه دو سيما پخش شود.

منبع خبر : ایسنا

حرف‌های مجیدی در برخورد با دانشجوها:

حرف‌های مجیدی در برخورد با دانشجوهایی که عکس سروش در دست داشتند
حرف‌های مجیدی در برخورد با دانشجوهایی که عکس سروش در دست داشتند


سینمای ما - «اين شور و هيجان شما قابل درک است. من هم در جواني از اين هيجانات برخوردار بودم، اما دوره ما با انقلاب مصادف بود و هيجان هاي ما در آن مسير حرکت کرد. اشکال ندارد از کسي طرفداري کنيم، اما بايد فرق دوغ و دوشاب را تشخيص دهيم و بدانيم حقيقت کجاست.» اين جملات مجيد مجيدي خطاب به دانشجوياني است که با عکس هايي از دکتر عبدالکريم سروش در جلسه سخنراني او در دانشگاه صنعتي شريف حضور داشتند. او در تکميل حرف ها و توجيه جملات قبلي اش مي گويد؛«خدا شاهد است اگر آن طرف دنيا هم زندگي مي کردم، پاي اصول و اعتقاداتم مي ايستادم و حرف هايم هيچ ربطي به مسائل و جريانات روز ندارد. من نماينده پيامبر يا جمهوري اسلامي نيستم و در جايگاهي نيستم که حکم کافر بودن و از دين خارج شدن براي کسي صادر کنم، بنده افکار خودم را نسبت به باورهاي ايشان مطرح کردم و از حقيقتي دفاع و صحبت کردم.» سپس دانشجويان درباره آخرين ساخته سينمايي مجيدي و نماينده اسکار ايران سوالاتي را مطرح کردند.

او درباره حضور شترمرغ در اين فيلم اين گونه توضيح مي دهد؛«شترمرغ تمثيلي از خود بازيگر فيلم است که دو پا بر زمين دارد. ولي با دو بالي که براي پرواز دارد، تمثيلي از باطن او و انسان است که مي تواند با طي طريق بر بلنداي جاي گيرد.» او در پاسخ به پرسشي درباره حضور سينماي ايران در جشنواره ها مي گويد؛ «متاسفانه تحليل درست و اصولي درباره اين مساله وجود ندارد و عموماً اين وجه سينماي ايران دستخوش مسائل و نگاه هاي سياسي بوده است، البته گاهي جشنواره هايي معدود هم شايد سياسي عمل کرده باشند، اما اين مساله دقيقاً آسيب شناسي نشده است. امروز سينماي ايران را به خاطر تاملش در مسائل انساني و وجهه معرفتي اش مي شناسند و متاسفانه در اين سال ها به اين دستاورد بزرگ بي توجه بوده ايم و از آن درست بهره نبرده ايم.» کارگردان «بچه هاي آسمان» در خصوص حضور فقر در فيلم هايش مي گويد؛ «خاستگاه اجتماعي خود من چنين طبقاتي است و من با توجه به شناختم از اين طبقات و احساسي که نسبت به اين طبقه و اين گروه از آدم ها داشتم بنابراين هميشه تلاش کرده ام آدم هايي را انتخاب کنم که جزء آسيب پذيرترين و پايين ترين طبقات اجتماعي باشند.»


منبع خبر : اعتماد

آقازاده‌های سینمای ایران:

آقازاده‌های سینمای ایران

  تیزهوشی مسعود کیمیایی جزو ویژگی‌های منحصر به فرد اوست که در کنار دیگر ویژگی‌های این کارگردان جلوه‌گری بیشتری دارد. پیش‌بینی او از شرایط روز جامعه و رفلکس زودهنگامش نسبت به اتفاقاتی که در آینده رقم خواهد خورد، نشانه‌ای از همین تیزهوشی است که جلوه بارز آن ساخت فیلم «سفر سنگ» بود. او در دوره‌ای دیگر از زندگی کاری‌اش باز هم وجهی دیگر از این تیزهوشی‌اش را آشکار کرد و پیش از آن‌که جامعه به باوری دوباره از جوانان برسد، کیمیایی چهره تازه‌ای از قهرمان جدیدش رو کرد. قهرمانانی که دیگر آدم‌های میانسال دهه‌های گذشته نبودند. او سال ۷۴، یعنی دو سال قبل از واقعه دوم خرداد و ایجاد موج جوان‌گرایی در جامعه، شمایل قهرمانش را تغییر داد و جوانانی از نسل آن دوره قهرمانان فیلم‌های «ضیافت» و «سلطان» شدند و بی‌شک ورود این نسل تازه در فیلم‌های کیمیایی زمینه‌ای بود برای آن‌که در سال‌های بعد او «پولاد»ش را که در آن سال‌ها نوجوانی ۱۶، ۱۷ ساله بود، به قهرمان اول فیلم‌هایش بدل کند. کیمیایی آرام آرام قهرمان آینده‌اش را وارد دنیای فیلم‌هایش کرد و او را از حاشیه به متن آورد. حضور کوتاه او در فیلم ناموفق «تجارت» بعد‌ها با قرار گرفتن در کنار قهرمانانی چون «سلطان» و «امیرعلی» به تدریج تصویر قهرمان آینده کیمیایی را شکل داد. این روند منطقی که کیمیایی پدر برای پولاد درنظر گرفته بود، در «سربازهای جمعه» به نقطه ماقبل آخر رسید؛ یعنی همان‌جایی که پس از آن می‌بایست او برگ برنده‌ای که سال‌ها روی آن کار کرده بود را رو می‌کرد. همان گمشده‌ای که کیمیایی پس از بهروز وثوقی دربه‌در در پی یافتنش بود، هرچند در برهه‌ای با حضور عرب‌نیا و فروتن گفته شد که او آن حلقه مفقوده را یافته، اما همکاری او با اولی دوام چندانی نیافت و دومی‌ نیز در دو همکاری آخرش با کیمیایی مجالی برای ارایه خود پیدا نکرده بود و همین موجب شد تا همگان در انتظار قهرمان جدید کیمیایی باشند و «حکم» پایان این انتظار بود. پولاد در هیبت آدمکشی حرفه‌ای آنچنان در قالب نقش نشسته بود که توانست در برابر درخشش بازیگرانی مثل عزت‌ا... انتظامی‌، لیلا حاتمی ‌و خسرو شکیبایی درخشش دیگری داشته باشد. گویی در جایی که همگان به تحسین پولاد در اجرای این نقش پرداختند، کیمیایی نفسی راحت از اعماق وجود کشید و سرمایه‌گذاری او نتیجه داد. او حالا از بابت داشتن قهرمانی با ویژگی‌های مورد نظرش خیالش راحت شد و بر همین اساس است که با خیالی آسوده اعلام می‌کند که در صورت ساخت «شریک»، این پولاد است که نقش اول فیلمش را ایفا می‌کند. او حالا به پاس تیزهوشی کیمیایی بزرگ تبدیل به بازیگری شده با امضای مستقل از پدر، که تداوم آن فقط با انتخاب‌های صحیح حاصل می‌شود. تا به اینجا مخاطبان چهره او را در آثار دیگری چون «صحنه جرم ورود ممنوع» و مجموعه «مرگ تدریجی یک رویا» که پدرش کارگردان آنها نبوده، دیده است. ایفای نقش آراس مشرقی در مجموعه جیرانی، او را به چهره‌ای شناخته‌شده در نزد عامه مخاطبان تبدیل کرده است. بی‌شک دست پیدا کردن به مخاطب عام از طریق رسانه تلویزیون هدفی است که پولاد آن را مدنظر خود قرار داده و شاید در پی اتخاذ این سیاست است که بازی در مجموعه مناسبتی «خونمردگی» را می‌پذیرد؛ مجموعه‌ای که بی‌شک به خاطر پخش شبانه‌اش مخاطبان زیادی را جذب خود خواهد کرد. لیلا حاتمی، خارج از سایه پدر هیچ‌گاه زیر سایه پدر قرار نداشت و زمانی اولین حضور حرفه‌ای‌اش را در سینما تجربه کرد که علی حاتمی ‌روزهای آخر زندگی‌اش را در بستر بیماری طی می‌کرد و درست در نیمه‌های تولید «لیلا» بود که پدرش از دنیا رفت. البته او پیش از آن تجربه‌های کوتاهی با علی حاتمی‌ داشت که شاخص‌ترین آن نقشی بود که در دلشدگان ایفا کرد. اما «لیلا» آغازی بود برای دوران حرفه‌ای لیلا حاتمی؛ شروعی رویایی، با یک شاه‌‌نقش که او از آن نهایت استفاده را برد و توانست موقعیتش را به عنوان یک بازیگر حرفه‌ای در سینما تثبیت کند. چهره آرام و لحن صدای او موجب شد تا نقش‌های از جنس «لیلا» در ادامه به او پیشنهاد شود، اما او در میان انبوه پیشنهادهایش، بازی در نقش «شیدا» را پذیرفت. اما حاتمی‌ در ادامه راه در تلاش بود تا شمایلی که از او در اذهان نقش بسته را بشکند و بر همین اساس بود که نقش زنی خیابانی را در فیلم «آب و آتش» جیرانی پذیرفت و با اجرای صحیح این نقش توانست از قالب همیشگی خود خارج شود. این فیلم اگر برای سازنده‌اش و یا پرویز پرستویی امتیازی نداشت، اما برای حاتمی‌ یک اتفاق تازه بود که برایش تندیس پنجمین جشن سینمای ایران را هم به ارمغان آورد. ایفای نقش مادر پسربچه‌ای ده، دوازده ساله در فیلم «مربای شیرین» مرضیه برومند تلاش دیگری بود از او تا بار دیگر خود را در نقشی تازه محک بزند. او در حالی بازی در این نقش را پذیرفت که کمتر بازیگر همسن و سال او حاضر می‌شد در آن شرایط نقش یک مادر را ایفا کند. «سالاد فصل» و «حکم» دیگر نقش‌های متفاوت کارنامه لیلا حاتمی‌ هستند که او به مانند اکثر کارهایش به درستی از ایفای آنها بر آمد. او طی سال‌ها فعالیت خود در عرصه بازیگری، تجربیات دیگری چون «شاعر زباله‌ها»، «سیمای زنی در دوردست»، «ارتفاع پست»، «ایستگاه متروک» و... دارد؛ فیلم‌هایی که هرچند شمای آشنای لیلا حاتمی ‌را در ذهن مخاطب ترسیم می‌کرد، اما در اکثر این آثار حاتمی‌ با دریافت درست از نقش‌ها توانست وجهه‌ای تازه به کاراکترهایش جلوه‌گر کند. او اخیراً تجربه‌ای نو در فیلم «بی‌پولی» داشته که باید تا جشنواره فجر در انتظار ماحصل کار او بنشینیم. گلشیفته و شقایق فراهانی، خواهران غریب خواهران فراهانی، صرف‌نظر از مقوله کوچکتر بزرگتری، در بازیگری هم مسیرهای متفاوتی را پیموده‌اند. شقایق، در تئاتر بازیگر نسبتاً خوبی نشان داده، مثلاً در نمایشی که به کارگردانی پدرش بهزاد فراهانی و برداشتی آزاد از داش‌آکل صادق هدایت بود، بازی خوبی از خود به نمایش گذاشت. در سینما هم، در فیلمی‌ چون «چتری برای دو نفر» بازی متفاوت و پیچیده‌ای را از او شاهد بودیم، اما به هر حال، «طوطیا» یا «عشق کافی نیست» و امثال آنها چندان اعتباری برای بازیگرش به ارمغان نمی‌آورند. اما حقیقت این است که سینما سنگ محک دیگری برای گلشیفته بوده است. از اولین فیلم عمرش، درخت گلابی، به‌راحتی می‌شد بارقه‌های استعداد را در بازی عجیب اما ملموس و طبیعی‌اش دید. اما به‌رغم همه واکنش‌های مثبت، هنوز می‌شد نگران بود. نگران استعداد کودک و نوجوانی که ظهور می‌کند و با بلوغ و بزرگسالی دیگر نشانی از آن باقی نمی‌ماند. اما گلشیفته متفاوت بود. پس از چند سال غیبت شاهد بازگشت دوباره او بودیم. دوره‌ای که «بوتیک» سرآغاز موفق آن محسوب می‌شد. طبیعی بود که سینمای ایران قدم این چهره مستعد و جدید را مبارک بشمارد و از آن به بعد سیل پیشنهادها بود که به سوی او سرازیر می‌شد. تقریباً هر فیلم یا سریالی که دختری جوان را محور قرار داده بود، او را می‌خواست، اما از بین همه آنها، «میم مثل مادر»، «اشک سرما» و «سنتوری» آثار مهمتری هستند. «میم مثل مادر» قرار است اثری باشد در ستایش جایگاه مادر، اما این‌که هست یا نیست، ربطی به تلاش مستقل گلشیفته برای ترسیم پرتره دردکشیده مادر ایرانی ندارد. او امضای خود را پای اثر می‌گذارد. یا در «اشک سرما»، او دختری‌ است ساده، چوپانی در میان برف و کوه و توطئه و مرگ که لطافت و معصومیتش قربانی خشونت بی‌رحم جنگ می‌شود. «سنتوری» هم جلوه متفاوتی‌ است از چهره تیپیکال دختر شهری متوسط که در ضمن همسر یک هنرمند هم هست. تفاوت جنس بازی او در دوران عاشقی و بعد، آن دعواهای وحشتناک خیره‌کننده است. گویی بازیگر مورد علاقه ما، فیلم به فیلم، همزمان با بالا رفتن سن، پخته‌تر شده و غریزه شگفت‌انگیزش را با تجربه و تکنیک آمیخته است. حالا هم، با دی‌کاپریو و راسل کرو همبازی شده و اسطوره‌ای چون ریدلی اسکات هدایتش کرده که اگر تداوم داشته باشد و بتواند با تسلط بر آن زبان و فرهنگ، خود را با شرایط سینمای فوق‌حرفه‌ای ‌هالیوود وفق دهد، قطعاً شایسته اسکار خواهد بود. بالاخره کمتر از شهره آغداشلو که نیست، هست؟ ملیکا و مهراوه شریفی‌نیا؛ خواهران قریب حکایت مهراوه و ملیکا مثل شقایق و گلشیفته است. البته مهم نیست کی به کی برتری دارد، به هر حال هر کسی راه خودش را می‌رود اما انتخاب‌های درست مبتنی بر استعداد و علاقه هم جایگاه خودش را دارد. ملیکا شاید چندان علاقه‌ای به بازیگری نداشته باشد، چون مهمترین نقش سینمایی‌اش به «مهمان مامان» (۱۳۸۲) بازمی‌گردد اما مهراوه که او را با نقش کوتاهش در «زیر پوست شهر» می‌شناختیم، به یک‌باره با «ساعت شنی» و «روز حسرت» جلوه‌هایی دیگر از قدرت بازیگری‌اش را نشانمان داد؛ نقش‌های پررنگ و پیچیده‌ای که اجرایشان از عهده هر کسی برنمی‌آید. البته شاید همه نقش زن درگیر اعتیاد را با پانته‌آ بهرام به یاد بیاورند، چنان‌که مرد معتاد هم متبادر با نام بهروز وثوقی‌ است، اما دقیقاً همین‌جاست که ارزش کار بهرام رادان و مهراوه شریفی‌نیا معلوم می‌شود؛ این‌که از اسطوره‌ها عبور کنی و بتوانی نامت را به کمک استعداد و تلاش و شاید عشق به هنرت در حافظه شلوغ و سلبی مخاطب، ثبت کنی. نکته دیگر گریز از کلیشه‌ها است، تکرار در نقش زن عبوس و بداخلاق که مشکلاتی عموماً غیرعادی دارد، او را تهدید می‌کند. مهراوه نباید، ترانه همیشه ۱۵ ساله باقی بماند. باران کوثری، از تبار بانوی اردیبهشت باران کوثری، قطعاً نمونه موفق off spring‌هاست؛ کسی که خودش را از سایه مادرش فراتر برد و مستقلاً جایگاه ویژه‌اش را در سینمای ایران به‌دست آورد. شاید تماشاگران «روسری آبی» فکرش را هم نمی‌کردند که دختر کوچولوی شیطان فیلم، روزی به یکی از امیدهای این سینما تبدیل شود. حتا «زیر پوست شهر» هم نشان چندانی از آن «امید» و این «آینده» نداشت. اما «رقص در غبار» و پی‌آیندهای دیگر، اذعان سینمادوستان را متوجه استعدادی نوظهور کرد. در این میان، «خون‌بازی»، «روز سوم» و مجموعه تلویزیونی «صاحبدلان» نقاط اوج کارنامه باران هستند. اولی، تبدیل شده به آزمون بازیگری برای هنرمندی که می‌خواهد خود را ثابت کند و البته نقش‌های خاصی همیشه جواب می‌دهد. معتاد، عقب‌مانده، بیمار و... همیشه بستری برای ظهور قدرت بازیگری بوده‌اند و باران هم در «خون‌بازی» قدر این فرصت را می‌داند. «روز سوم» هم چالشی دریغ‌انگیز در نقشی دشوار است. بهره درست و حرفه‌ای از صدا و چهره، یکی از اوج‌های کارنامه باران را رقم می‌زند. اما و فقط یک نکته؛ پیشتر، از انتخاب درست گفتیم. انعطاف‌پذیری هم یکی‌ دیگر از رازهای بازیگران بزرگ است؛ فرار از نقش‌های تکراری و تلاش برای دستیابی به افق‌های نو. بازی در «توفیق اجباری»ها قطعاً ثمره چندانی برای یک عاشق نخواهد داشت. پگاه آهنگرانی، همچنان با کفش‌های کتانی برای بودن و ماندن در هنر –صنعت– رسانه بی‌رحمی ‌چون سینما، فرزند سینماگر بودن یک امتیاز برای شروع است اما «ماندن» و «اثبات»، بستگی تمام به شایستگی‌های هنرمند دارد. «دختری با کفش‌های کتانی» شروعی رویایی برای پگاه آهنگرانی بود. بودن میان حرفه‌ای‌ها و استخوان خردکرده‌های بازیگری و فیلمی‌ که حول تو می‌چرخد. شاید بتوان گفت، او بود که دوره جدیدی از حضور دختران نوجوان و جوان در سینمای ایران را آغاز کرد. اما حضور پگاه تا «زندان زنان» چند سالی به تعویق افتاد. این فیلم، اما بیشتر متعلق به رویا نونهالی و رویا تیموریان بود تا او. هر چند می‌شد تلاشش را برای درآوردن نقش به عینه دید و این دقیقاً رمز بازیگران بزرگ است. کسی نباید این «تلاش» و مرارت را ببیند و این نقش و فقط نقش است که باید دید و ثبت شود. پگاه چندان پرکار نیست و نمی‌توان با یکی دو نقش، قضاوت درستی درباره جایگاهش در بازیگری داشت. حتا «سه زن» هم نمی‌تواند معیار نهایی باشد. شاید، باید همچنان منتظر بمانیم. رضا داودنژاد، به دنبال پدر دقیقاً نمی‌توان جایگاه رضا داودنژاد را در این سینما مشخص کرد. بازیگر، دستیار کارگردان و برنامه‌ریز، سرمایه‌گذار، تهیه‌کننده، مشاور و یا مجموعه‌ای از همه اینها، شبیه به نقشی که محمدرضا شریفی‌نیا ایفا می‌کند! استقلال، واژه شریفی‌ است. همانی که نیکلاس کیج برای رسیدن به آن، حتا نامش را عوض کرد که زیر دین عمویش، فورد کوپولای کبیر نباشد و یا آنجلینا جولی که مدت‌ها است از پدرش جان وویت جلو زده. همراه پدر بودن و از نفوذ و تاثیر او برای پیشرفت در مسیر حرفه زندگی استفاده کردن، اصولاً چیز بدی نیست. اما در عین حال تلاش موازی برای ساخت دنیای شخصی و استقلال هنری هم ارجمند است. خطاب این سطور، به همه off spring‌هاست. اعتقاد چندانی به شانس و اقبال ندارم. اگر آنها دارای جایگاه و اعتبار در این سینما هستند، مرهون استعداد و کوشش خودشان است. حکایت پدر و مادری‌ است که فرزندشان را به ۷ سالگی می‌رسانند و بعد دستشان را می‌گیرند و می‌برندشان دم مدرسه. از آنجا به بعد خود آن بچه است که سرنوشتش را رقم می‌زند. شاگرد تنبل داریم و شاگرد زرنگ و یادمان باشد فرزند آلبرت انیشتین اصلاً نابغه نبود.

دهنمکی را می کشند و برایش گریه می کنند!    

دهنمکی را می کشند و برایش گریه می کنند! چاپ
 دوشنبه شب به همراه چند نفر از دوستان، به پشت صحنه"اخراجی ها۲" رفتیم و از نزدیک شاهد یکی از ویژه ترین پلانهای این فیلم بودیم.گزارش مختصری از این دیدار چند ساعته را برای خبرگزاری برنا تهیه کردیم که حاشیه هایی در پی داشت.
دوشنبه شب به همراه چند نفر از دوستان، به پشت صحنه"اخراجی ها۲" رفتیم و از نزدیک شاهد یکی از ویژه ترین پلانهای این فیلم بودیم.
گزارش مختصری از این دیدار چند ساعته را برای خبرگزاری برنا تهیه کردیم که حاشیه هایی در پی داشت. در یکی از پاراگراف های این گزارش، جریانی را نقل کردیم که واقعیت داشت و نشان می داد که در پروژه اخراجیها۲، اثری از حیف و میل بیت المال و هزینه پول های باد آورده و کلان نیست.
چند ساعت از انتشار این مطلب نگذشته بود که خبر رسید برخی بدخواهان، این مطلب را یک کلاغ، چهل کلاغ کرده و به گوش آقای کارگردان رسانده اند. یکی از دوستان زنگ زد و خبر از ناراحتی دهنمکی داد و گفت که به خاطر فشارهای موجود، خبر را تعلیق یا آن پاراگراف را حذف کنید!
اگرچه باردیگر عوامل پیدا و ناپیدای مخالفت با موفقیت های ده نمکی که باعث افتخار فرهنگ و هنر متعهد در عرصه سینماست، دست به کار شده و پیروز شدند ولی ما به لطف خدا، به حمایت های خبری خود ادامه می دهیم.
من هنوز معتقدم نباید بگذاریم برخی سودجویان مثل روزنامه فرهنگی جدیدی که به سردبیری چهره ای تلویزیونی منتشر می شود، اول، مسعود ده نمکی را به نفع خود مصادره کرده و پس از آن سرش را ببرند و برای مرگش سیاه برتن کرده و گریه کنند.
تا وقتی که مسعود ده نمکی دغدغه انقلاب و برو بچه های زجر کشیده جنگ را دارد متعلق به جریان خودی فرهنگ و هنر انقلاب است و ما به عنوان سربازی کوچک در عرصه رسانه، تا آخرین لحظه حمایتش می کنیم و با موفقیت هایش، قلبمان شاد می شود.
و این خاری باشد برچشمان حاسدانی که پیش از این امید داشتیم با پخش اخراجی ها در تلویزیون شاهد سوختنشان مقابل صدا و سیما باشیم!  
   
 
 
 
 
   شبکه خبری برنا 

"یوزارسیف" از خدمت سربازی معاف نشده    

"یوزارسیف" از خدمت سربازی معاف نشده  

مهر: رئیس سازمان نظام وظیفه نیروی انتظامی کشور خبر داد: بازیگر نقش اصلی حضرت یوسف ( ع ) که در سریال با نام یوزارسیف خوانده می شود از خدمت سربازی معاف نشده است.

سردار زاده کمند با اعلام این موضوع گفت : تا کنون شخصی به علت بازی در پروژه های سینمایی از خدمت سربازی معاف نشده است و شایعاتی مبنی بر معافیت بازیگر نقش اصلی مجموعه تلویزیونی یوسف پیامبر(ع) از خدمت سربازی هم صحت ندارد.

این در حالی است که چندی پیش موضوع معافیت بازیگر سریال یوسف پیامبر از سوی برخی از رسانه ها و سایت ها مورد توجه قرار گرفته بود و اعلام شده بود که مصطفی زمانی بازیگر نقش اصلی سریال حضرت یوسف به علت بازی در این مجموعه تلویزیونی از خدمت سربازی معاف شده است.

رئیس سازمان نظام وظیفه نیروی انتظامی کشور ادامه داد: اطلاعی از طی شدن مدت خدمت سربازی این فرد ندارم اما معافیتی برای شرکت در این سریال به کسی داده نشده است.

مجموعه تلویزیونی 45 قسمتی یوسف پیامبر(ع) به کارگردانی فرج الله سلحشور و از محصولات مرکز سیما فیلم از اول تیر ماه روانه آنتن شبکه یک سیما شد. این مجموعه تلویزیونی به طریقه 35 میلی متری فیلمبرداری شده که برای پخش از تلویزیون به نسخه ویدئویی تبدیل شده است.

محمود پاک نیت، کتایون ریاحی، پروانه معصومی، جعفر دهقان، مهوش صبرکن، جهانبخش سلطانی، مصطفی زمانی (در نقش حضرت یوسف(ع))، امیرحسین مدرس، رحیم نوروزی و جمعی دیگر از بازیگران در این سریال ایفای نقش کرده اند.

گزارشی از پشت صحنه سریال «آشپزباشی» ساخته محمدرضا هنرمند:

به همراه گفتگوهایی با جواد نوروزبیگی، فرهاد اصلانی و مهراوه شریفی‌نیا؛
گزارشی از پشت صحنه سریال «آشپزباشی» ساخته محمدرضا هنرمند
گزارشی از پشت صحنه سریال «آشپزباشی» ساخته محمدرضا هنرمند




 

 


سینمای ما - سال گذشته ایتالیایی‌ها به آقای کارگردان تندیسی اهدا کرده بودند که نمادی از اهمیت تلویزیون در زندگی انسان امروز به شمار می‌رفت؛ تندیسی با یک قطعه الماس برای اثری که نه تنها به حضور این رسانه‌ مهجور در ایران وقاری خاص بخشید، بلکه در طول برگزاری جشنواره تولیدات تلویزیونی ایتالیا هم، با واکنش‌های مشابهی از سوی امریکایی‌ها، هندی‌ها، هنگ کنگی‌ها، ایرلندی‌ها و بیش از همه ایتالیایی‌ها مواجه شد. آنها همه محو جزئیاتی شده بودند که استمرار زندگی، آنها را برای ما عادی کرده است. مثل دورٍ هم جمع شدن اعضای خانواده، نشستن روی زمین و سالاد درست کردن زن‌های خانه، نان سنگک آوردن دایی که خودش نانوا بود و...
اما« آشپزباشی» این بار آدم‌هایش را از سمت و سوی دیگری از جامعه انتخاب کرده است. من آدم‌های این قصه را در خانه شان در حالی‌که پروژکتورها، ریل‌ها، دوربین، سیم‌ها و بوم‌ها و هنرمندان بسیاری دور و بر زندگی‌شان می‌چرخند ملاقات می‌کنم. در حالی‌که هر حرکتشان رو به دوربین‌هایی است که احوال درونی شان را برای آدم‌هایی این سوی عدسی فاش می‌کند؛ و چه تجربه غریبی است زندگی را با دکوپاژ دیگری پیش بردن. وقتی کسی درست چند قدم آن ‌طرف‌تر و رو به مونیتور کوچکی که تصویرت را در آن قاب گرفته، به تو که درحال حرف‌ زدن با پدر قهر کرده‌ات هستی بگوید : ملیکا ! دقت کن دیالوگ مال خودت بشود. این صدای آقای کارگردان است. دستیارش پرهام مشیری هم کنار اوست و دیالوگ آدم‌های پشت خط را برای بازیگرها می‌خواند. همه عوامل مثل اعضای یک پیکره در کنار اویند. در مجاورت پنجره‌ای رو به حیاط خیس و بارانی و باغچه‌های نم زده و ایوانی مملو از بند و بساط فیلمبرداری. خانه اکبر و مینو، خانه زیبا‌یی است. با اشیایی که در میانشان به رسم همه خانه‌های مجلل امروزی، نشانه‌هایی از روزگار دور مثل شمعدان‌های پایه دار و ظروف و تابلوهای قدیمی‌ دیده می‌شود و از نشانه‌های امروزی تر آن آکواریوم بزرگی است که ماهی‌هایش در زیباترین میزانسن طبیعت‌شان شنا می‌کنند. پرویز پرستویی، ساکت و آرام کنار هنرمند نشسته است. در این تصویر، پیدا کردن حاج کاظم « آژانس شیشه ای » و دیگر نقش‌های جدی اش مثل « پاداش سکوت » و « به نام پدر » و... در او آسان تر است تا ظرفیت‌های دیگرش در کاراکترهای طنز. درست همان‌گونه که در جنب و جوش فاطمه معتمد آریا، یافتن «ننه گیلانه» آسان نیست؛ دو بازیگری که چون هنرمند، ترکیبی از دو قابلیت متضادند؛ خنداندن و گریاندن.
واقعیت این است که بخشی از کار هر بازیگری جدا از خلاقیت، شناخت و استعداد، به ارتباط با عوامل دیگر برمی‌گردد، که در این میان کارگردان مهم‌ترین عامل به شمار می‌رود. گویا اعتماد و ارتباط پرویز پرستویی و فاطمه معتمد آریا هم بعد از کارهایی چون «مرد عوضی » ، «عزیزم من کوک نیستم» و سریال «زیرتیغ»، حالا دیگر به حدی از کمال رسیده که در «آشپزباشی» دوباره بستری برای نمایش قابلیت‌های بازیگری شان ایجاد کند. تجربه این سال‌ها نشان داده است که تماشاگر تلویزیون با اثری ارتباط برقرار می‌کند که شخصیت‌های آن با استاندارد‌های رفتار و روانشناسی روزمره خودشان تطابق داشته باشد؛ مثل آدم‌های «زیر تیغ» و مثل مینو و اکبر، سارا و منوچهر و همه آدم‌های «آشپزباشی». مخاطب تلویزیون کمتر خودش را درگیر شگردهای شخصیتی یک اثر هنری می‌کند و «هنرمند» این تفاوت نگاه را می‌شناسد.
رو به روی دوربین حالا فقط دو نفر در حال بازی کردن هستند. شیرین ( ملیکا شریفی نیا ) دختر کوچک اکبر( پرویز پرستویی ) و دایی منوچهر ( سید مهرداد ضیایی ). آن سوی خط هم انگار عمه خانم است که در دعوای خانوادگی میان اکبر و مینو( فاطمه معتمد آریا) که گویا تمام قصه بر آن استوار شده، جانب برادرش را می‌گیرد. به خاطر همین است که حالا شیرین عصبانی است و همین‌طور با اخم ایستاده تا پشت سرش دو نفر تابلویی را روی دیوار بکوبند و دوربین نمای درشت عصبانیتش را قاب بگیرد. میان دو پلان، معتمد آریا از پله‌ها پایین می‌آید؛ کمی کنار ما می‌ماند و می‌رود. می‌گوید:من که امروز نقشی ندارم. می‌روم خانه!
و باز صدای سید مهرداد ضیایی که بدون تصویر هم می‌شود شناخت. - صبر کن، یک دقیقه قطع نکن. ببین چی می‌گم. عذر می‌خوام. غلط کردم، شوخی کردم. و صدای هنرمند:- این شوخی را خیلی بهش بار می‌دهی. اصلا صداسازی نکن. با صدای خودت باش. ضیایی در فاصله میان دو پلان، در دنیای دیگری انگار زندگی می‌کند. گاه او را می‌بینم که در ایوان حیاط در حالی که به سیبی گاز می‌زند، به نقطه ای دور خیره شده. معتمد آریا کمی‌مانده به ظهر مهیای رفتن می‌شود. حالا دیگر نمای تعقیبی دوربین، همه اتاق را در خود می‌گیرد. جایی برای ایستادن نیست. پشت قفسه‌های کتاب می‌نشینیم و از تصویر تلویزیون در قاب پنجره، پلنگ صورتی تماشا می‌کنیم. - سلام بابا جون. تو رو خدا بیا خونه. جان من ! به خدا اینجا همه دلشون برات یک ذره شده. دایی منوچهر، گوشی را از دستش می‌گیرد. هنرمند، به ملیکا یادآوری می‌کند که دایی باید تلفن را به زور از او بگیرد. صحنه زنگ زدن به اکبر عالی‌مقام که گویا از خانه قهر کرده و توصیه‌های روانشناسانه دایی منوچهر و خواهش و التماس‌های شیرین، بارها و بارها تکرار می‌شود و سرانجام به عمر کوتاه روز قد نمی‌دهد. هیچ چیز از نگاه هنرمند غافل نمی‌ماند. حتی اندازه بالا رفتن ابروهای شیرین برای تعجب از شنیدن صدای عمه خانم.
روی جلد کتابی که ملیکا در دست دارد نوشته شده است :خزندگان ایران ! لباس‌هایش سن و سال او را کمتر از آنچه که هست نشان می‌دهد. - ملیکا لحنت باید عوض بشه. باید برای بابا لوس بشی. لوس، لوس، لوس....
حالا باید سارا ( مهراوه شریفی نیا ) داخل شود و نگاه شیرین به سمت او برگردد. بعد هم با اشاره چشم، به دایی منوچهراشاره کند که یعنی چیزی درباره این دعوا به سارا نگو. ‌تنها برای تنظیم جهت نگاه اوست که مهراوه مسیر در ورودی تا آشپزخانه را طی می‌کند. لباس‌های او هم خارج از قاعده نازیبای اغلب سریال‌های تلویزیونی است. گویا در این کار، طراحی لباس مسیر جدی تری را دنبال کرده است. این را به راحتی می‌شود با یک نگاه گذرا به در و دیوار اتاق لباس هم فهمید. روی یکی از کاغذها نوشته اند : پیرهن جلوبسته، سردکمه شیری، شلوار شتری، تی شرت قهوه ای !
و روی دیگری: پارچه خریداری شده برای پیراهن آقای پرستویی : سبز، اخر، سفید و... صدای هنرمند از میان همه رنگ‌ها و فرم‌ها به گوش می‌رسد. - مهرداد تو برای بالا بردن صدایت خیلی نگرانی؛ صدایت را کنترل کن، خودت را رها کن ! و پرستویی هنوز آرام است و زل زده به بازی‌ها. جز ملیکا و مهراوه شریفی نیا که دختران او در آشپزباشی هستند، محمد رضا غفاری هم نقش پسر بزرگ او را بازی می‌کند که گویا از طرف خود پرستویی به هنرمند معرفی شده است. سعید قرار است شخصیتی آرام و درونگرا باشد و در کنار او علی طباطبایی، نقش فرهاد پسر کوچک خانواده را بازی می‌کند که به قول خودش، نمک خانواده است.
در زاویه دید دوربین مسعود کرانی، همه چیز خوب پیش می‌رود. شیرین، در آخرین برداشت این پلان آنقدر قابل قبول است که گل از گل هنرمند می‌شکفد و می‌گوید : خوب بود ! این را از کارگردانی می‌شنوم که یک دیالوگ دیگر هم دارد که : خوب بود اما می‌خواهم بهتر شود. وقتی همه برای خوردن ناهار به طبقه بالا می‌روند. در هر گوشه می‌توان قصه ای تازه پیدا کرد. در خلوت هنرمند و پرستویی که صدایش به ما نمی‌رسد، در پچ پچ ملیکا و مهراوه وقتی درباره بازیهای‌شان با هم حرف می‌زنند و حتی در تقلای گروه تدارکات که آب‌های جاری شده از لوله ای ترکیده روی زمین را خشک می‌کنند، آرام آرام سر و صدای دعوای خانوادگی اکبر و مینو تمام می‌شود. دوربین‌های خاموش پشت پنجره آرام می‌گیرند و ماهی‌ها فارغ از حضور دوربین، بهترین بازی‌هایشان را تصویر می‌کنند.
راستی بعد از تجربه « زیر تیغ» و «روزگار قریب» و سریال ‌هایی از این دست و بعد از تلاش تلویزیون در این سال‌ها برای نجات خودش از تقلید و تکرار و بی مایگی، آیا مخاطب امروز « آشپزباشی» از نظر سلیقه و درک هنری تفاوت کرده است؟هنرمند درباره موفقیت «زیر تیغ» و اینکه آیا این همه تلاش ارزش خرج کردنش را داشت یا نه گفته بود: «تصور کنید میلیون‌ها نفر در سراسر کشور و حتی جهان، در یک ساعت معین مقابل گیرنده‌هایشان نشسته و همزمان یک ارتباط جمعی شکل بگیرد؛ این همان ارتباط جادویی فوق العاده است، ارتباطی زنده و پویا در یک زمان واحد؛ چیزی که خیلی از مدیران فرهنگی جامعه از آن غافلند. من وقتی هنگام پخش سریال «زیرتیغ»، یعنی دوشنبه شب‌ها ساعت 10 که آرامش شهر همیشه پرهیاهوی تهران را می‌دیدم، این انرژی را شناختم و از آن انرژی مضاعفی گرفتم».
سال گذشته چیزی بالاتر از 70 درصد تماشاگران، «زیر تیغ» را دیدند و پسندیدند. اینها آمارهایی است که نمی‌توان به صحت و سقم آنها یقین کافی داشت. برای تخمین لذتی که « آشپزباشی » با همه عوامل حرفه‌ای‌اش به ما خواهد بخشید، نیازمند تحقیق و نظرسنجی نخواهیم بود؛ لذتی که داستانش را اصغر عبداللهی، امیر عباس ترابی و امیر جهددوست نگاشته‌اند و تنها قائم به محمدرضا هنرمند و بازیگرانش نیست. نمی‌توان تصویرهای مسعود کرانی و چهره‌پردازی عبدالله اسکندری، هویت هنری اجزا را بدون مشکین مهرگان، رقص موزون رنگ‌ها و پارچه‌ها و لباس‌ها را در طراحی سارا خالدی، چینش هماهنگ عناصر صحنه را در طراحی رضا دین محمدی، خستگی‌های تولید را در چهره محمدرضا منصوری و همینطور صداهای واقعی را بدون نام مرتضی دهنوی و در کنار همه اینها جمع نامحال نگرانی و اعتماد را در تهییه‌کننده‌ای به نام جواد نوروز بیگی و همچنین نقش اساسی برنامه‌ریزی نوید میهن‌دوست را نادیده گرفت و بعد از میان همه گزینه‌های موجود، روی مربعی علامت زد که کنار آن نوشته است:
خیلی خوب !

برگی از فیلمنامه


اکبرجلو می‌آید. کلاه حوله‌ای را پس می‌زند و چشم در چشم مینو می‌ایستد.
اکبر: من اصلا دلم نمی‌خواد زنم توی رستوران من کار کنه
قاطع) تمام!
مینو به همراه بچه‌ها: جدا !
اکبر: بله! همه تون درست شنیدین
مینو: تو می‌فهمی چی می‌گی؟
اکبر: اتفاقا برای اولین باره که می‌فهمم چی می‌گم!
مینو: فقط همین قد بهت بگم که تو این سال‌ها اگه من نبودم و یه قرون‌هاتو دو زار نمی‌کردم، الان به جای این رستوران یه کله‌پزی داشتی توی چهار راه شاپور یا فوقش یک کافه کوهستانی توی دربند. نمک‌‌نشناس!
اکبر: راست می‌گی... حالا که فکر می‌کنم می‌بینم چقد خاک‌ بر سر بودم که اجازه دادم یه زن توی کارام دخالت کنه و امروز همه چیزو بزنه به نام خودش... تومی‌خوای قهرمان باشی، ولی توی رستوران من مردم به قهرمان نیازی ندارن؛ ‌اونا می‌خوان غذای خوب بخورن و لذت ببرن. من این‌کار و براشون می‌کنم و به تو هم نیازی ندارم.
اکبر به داخل خانه می‌رود و به دنبال دستمال کاغذی می‌گردد آن‌را پیدا می‌کند. مینو در آستانه در قرار می‌گیرد. منوچهر و بچه‌ها هم می‌آیند.
مینو: آقای عزیز! تو بدون من فقط یه آشپزی... من اینو بهت ثابت می‌کنم... وقتی می‌خوان یه رستوران رو افتتاح کنن،‌‌ می‌نویسن با مدیریت جدید؛ نمی‌نویسن با آشپز جدید.
اکبر: حالا می‌بینیم.
مینو: حالا می‌بینیم.


 


با فرهاد اصلانی بازیگر سریال آشپزباشی


حرف زدن با فرهاد اصلانی، در وهله نخست نوعی کلنجار رفتن با فلسفه چرایی گفتگوست. او همیشه به واسطه اعتقادش به عدم تاثیرگذاری حرف‌هایی که مدام تکرار می‌شوند و راه به جایی نمی‌برند، از گفتگو طفره می‌رود. اگرچه انگار این مصاحبه‌گریزی، خاصیت اغلب بازیگران این مجموعه است. در کنار بازیگران شناخته شده‌ای چون پرویز پرستویی و فاطمه معتمد آریا که مهر تاییدی بر موفقیت هر اثرسینمایی و تلویزیونی به شمار می‌روند، حضور فرهاد اصلانی از آن انتخاب‌هایی است که بر ظرافت و ریزبینی محمدرضا هنرمند انگشت می‌گذارد. نقش‌آفرینی متفاوت اصلانی در آثار سینمایی و تلویزیونی، هر کدام توانسته است تنها گوشه‌ای از قابلیت‌های بازیگری او را نمایان کند‌؛ به طوری‌ که گاه در موفق‌ترین بازی‌های خود نیز به اندازه توان و استعدادش دیده نشد. اما به نظر می‌رسد «عبید الله بن زیاد » در مختارنامه و « هومن » در آشپزباشی، نقش‌هایی‌اند که قابلیت‌های ویژه او را بیش از گذشته آشکار خواهند کرد. اصلانی درباره چرایی پذیرفتن این نقش، می‌گوید: به عنوان یک بازیگر، قطعا یکی از دلایل اصلی‌ام متفاوت بودن این نقش با کارهای دیگر من است و واقعا مدعی این تفاوت هستم‌. من با اعتماد کامل به آقای هنرمند و سابقه‌ای که ایشان در زمینه کارگردانی داشتند به گروه ملحق شدم و در این زمینه هیچ استراتژی خاصی ندارم، جز این‌ که خودم را به طور کامل به آقای هنرمند
سپرده ام و با هم جلو می‌رویم.اصلانی علاوه بر اینکه هنرمند را کارگردان فوق العاده‌ای می‌داند، معتقد است که بازیگرانی چون معتمد آریا و پرستویی هم در این کار علامت‌های خوبی برای او هستند؛ بازیگرانی که آنها را پیشکسوت خودش می‌داند و لذت در کنار آنها بودن را بعد از سینما و تئاتر حالا در تلویزیون هم تجربه می‌کند.گمان می‌کنم برای اصلانی تنها یک اصل وجود دارد؛ اصلی که بنای آن بر مکاشفه و تازگی و هیجان نقش‌های تازه استوار است. می‌گوید: «واقعا دوست ندارم کاری را تکرار کنم. همیشه در بازیگری دنبال یک کار نو بوده‌ام؛ چراکه فکر می‌کنم اگر من بتوانم از کارم لذت ببرم، حتما مخاطب من هم لذت خواهد برد. در واقع همیشه دنبال کار جدیدی هستم که مکاشفه و هیجانش من را بترساند و کمتر پیش آمده که به خاطر فاکتورهای دیگری مثل پول کار کرده باشم .


 


گفتگو با مهراوه شریفی‌نیا



مهراوه شریفی‌نیا بازیگر سریال «ساعت شنی» و «روز حسرت» در حال حاضر نقش سارا دختر بزرگ خانواده در مجموعه «آشپزباشی» را بر عهده دارد. با او سرصحنه این سریال درباره نقش تازه‌اش و همکاری با محمدرضا هنرمند گفتگوی کوتاهی داشته‌ایم که می‌خوانید.
اولین تجربه حضورت در کار آقای هنرمند به دوران کودکی برمی‌گردد. حالا بعد از سال‌ها این تجربه چه حسی دارد؟
همه‌ چیز برای تجربه ایده آل است .
و یک شرایط ایده‌آل برای تجربه با چه مولفه‌هایی شناخته می‌شود؟
اول وجود یک کارگردان کاربلد و خوب است که من خیلی دوستشان دارم. چرا که اولین خاطره بازیگری‌ام در 8 سالگی به بازی در کار ایشان برمی‌گردد؛ و بعد هم بازیگرانی که بهترین‌های سینما ما هستند و در کنار آنها یک‌جور تجربه است. چون من خودم سینما را تجربی یاد گرفتم. دانشگاه را هم بعد از یک ترم رها کردم. چون حس کردم فایده‌ای ندارد و چیزهایی که من می‌دانستم اصلا آنجا وجود نداشت. فکر می‌کنم این تجربه بهترین اتفاقی است که می‌تواند برای آدم بیفتد! و خدا را شکر که من در همه کارهایم، در کنار بهترین‌های سینما قرار گرفته‌ام و جز اینها یک قصه خوب، یک نقش خوب و ... عوامل خوب.
آقای هنرمند چقدر نسبت به کارگردانی که در8 سالگی شناختی، تغییر کرده است؟
آن موقع من خیلی کوچک بودم. تقریبا 19 سال گذشته است. فقط یادم می‌آید که خیلی دوستشان داشتم و هنوز هم همان حس را دارم.
این سارا که قرار است نقشش را بازی کنی چه جور دختری است؟
دختر بزرگ خانواده است و شرایطی که دارد خیلی شبیه خودم است. دختری است با شرایط مالی خوب که هنوز ازدواج نکرده؛ و در واقع نیازی نداشتم برای رسیدن به نقش خیلی تلاش کنم؛ فقط باید ویژگی‌های خود این کاراکتر را پیدا کنم. اینکه مثلا چنین دختری که مادر مدیری داشته و خیلی خودساخته و مسئولیت‌پذیر نیست، چقدر باید لوس باشد، چقدر بتواند مدیریت کند و مواردی مثل این؛ یعنی باید لحظه‌ها را بشناسی.
آیا ما اتفاقات خاصی حول این شخصیت می‌بینیم؟
قصه ما یک قصه حادثه‌ای نیست. یک دعوای خانوادگی است و روندی که قهر پدر و مادر ما طی می‌کند؛ در واقع همه نقش‌ها تاثیرگذار هستند.
اولین بار است که پیشنهاد نقشی شبیه خودت را داشتی؟
نه! این از آن نقش‌هایی است که خیلی به من پیشنهاد می‌شود. منتها هیچکدام از آن کارها چنین شرایطی را نداشتند. البته در چنین شرایطی کار آدم سخت‌تر است. در کارهای دیگر تو می‌دانی که مثلا در فلان شاه‌سکانس کارت را انجام می‌دهی و نظر کارگردان را جلب می‌کنی؛ اما اینجا چون شرایط اوج بازی وجود ندارد، همیشه باید راکورد خوبی برای آن شخصیت حفظ کنی. اغلب نقش‌هایی که بازی کرده‌ام خیلی درگیری در شخصیتش وجود داشته است. حالا برای این نقش که به نوعی می‌شود گفت یک نقش آرام است کمی می‌ترسیم؛ به خصوص که در کنار بازیگران بزرگی باید کار کنم. در سریال روز حسرت شاید اگر از همان اول متن را به من می‌دادند،‌ برای بازی رو در رو با آقای قریبیان و برخوردی که قرار بود توی یک صحنه با ایشان داشته باشم می‌ترسیدم. گاهی اوقات توی خانه دیالوگ‌هایی می‌گفتم تا رو در رو شدن با این هیبت برایم خیلی سخت نباشد و چون قرار بود سر آقای قریبیان داد بزنم، خیلی از تخیلم استفاده می‌کردم. جالب اینکه خیلی از دیالوگ‌های ذهنی من دقیقا با آن‌ چه بعدا نوشته شد، منطبق بود. یعنی حدس من برای اینکه فریده می‌رود دفتر حاج رضا و می‌گوید شما با پسرتان هیچ فرقی ندارید کاملا درست از آب درآمد.
چیزی هم در این نقش کم و زیاد می‌کنی؟
من اصولا خیلی با نقش کلنجار می‌روم و اغلب این کار را توی خانه انجام می‌دهم.
با کمک مامان و بابا؟
اگر مشکلی پیش بیاید خیلی از مامان کمک می‌گیرم. اگر جایی احساس کنم درک درستی از نقش ندارم و یا به آنچه فیلمنامه می‌خواهد نمی‌رسم، با مامان مشورت می‌کنم.
اغلب افراد موفقیت بازیگرانی را که در یک خانواده هنری به دنیا می‌آیند، برخاسته از شرایطی می‌دانند که خانواده فراهم می‌کند. به نظرت نقش استعداد در این موفقیت چقدر است؟
خیلی مهم است، اما امتیازی که برای من وجود دارد این است که من تحت آموزش غیرمستقیم قرار می‌گیرم و این آموزش غیرمستقیم،‌ تاثیر بیشتری دارد. به طور کلی انسان همیشه دلش می‌خواهد آموزش مستقیم را پس بزند. در این شرایط می‌شود گفت من توانایی قرار دادن خودم در شرایط مختلف را به طور ناخودآگاه در پس ذهنم دارم. آنجا جای امنی است و فراموش نمی‌شود، فقط باید درست از آن استفاده کنم و درگیر چیزهای دیگر نشوم.
درگیری‌های یک بازیگر چه چیزی می‌تواند باشد؟
این حرفه حاشیه زیادی دارد و باید خیلی مواظب باشیم. یک چیزی است با دورنمای زیبا ؛ اما همین‌که به طرفش می‌روی،‌ نابودت می‌کند. به هرحال وسوسه این حرفه خیلی جدی است و خودش را به تو تحمیل می‌کند. باید خیلی مواظب بود.
آیا ایده‌آلی برای خودت متصور هستی؟
دقیقا این یکی از حواشی و وسوسه‌های بازیگری است. ایده آلم این است که همین امروز وقتی نقشم را بازی می‌کنم، کارگردان بگوید: خوب بود! امروز ایده‌آل من همین است.


جواد نوروزبیگی تهیه کننده
مجموعه «آشپزباشی»
 


تهیه کننده مجموعه «آشپزباشی» در زمانی دراز پیش از این،‌ علاوه بر تهیه‌کنندگی، مجری طرح، مدیر تولید و مشاور نظامی هم بوده است.

«سجاده آتش»، «ارتفاع‌پست»، «یک‌ تکه‌ نان» «به‌نام‌پدر» و« آواز گنجشک‌ها» و... برخی از آثار کارنامه معتبر جواد نوروز‌بیگی در این زمینه‌ها را تشکیل می‌دهند. تازه‌ترین فعالیت او به عنوان تهیه‌کننده هم بر می‌گردد به فیلم «پستچی ‌سه‌بار‌ در نمی‌زند» ساخته حسن‌فتحی که به تازگی فیلمبرداری آن به پایان رسیده است. شاید همکاری او با محمدرضا هنرمند در تهیه مجموعه «آشپزباشی» را بتوان شروعی موفق در تلویزیون برای وی به شمار آورد. خودش درباره چگونگی شکل گرفتن این همکاری می‌گوید:

«همکاری من با آقای هنرمند در این پروژه خیلی اتفاقی شکل گرفت. در واقع ابتدا آقای رئیسیان تهیه‌کننده مجموعه «آشپزباشی» بودند اما به دلیل وقفه‌ای که در تولید این کار پیش آمد، درگیر فیلم سینمایی خودشان شدند و کار را به من سپردند. البته با آقای هنرمند از قبل رفاقت داشتیم و به نوعی همدیگر را درک می‌کردیم. به این ترتیب حدود یک هفته مانده به آغاز ماه رمضان، پیش تولید این پروژه را شروع کردیم و از هفده ‌آبان هم کار کلید خورد».گویا وی در انتخاب مجدد بازیگرانی چون پرویز پرستویی و فاطمه ‌معتمدآریا نیز با هنرمند مشورت داشته است. به گفته وی در این کار، پرویز پرستویی علاوه بر ایفای نقش اصلی مجموعه، در زمینه انتخاب بازیگران هم هنرمند را همراهی کرده است و بازیگران مجموعه با همفکری آنها انتخاب شده‌اند. نوروزبیگی در خصوص آخرین تغییرات بوجود آمده در پروژه می‌گوید:«تنها تغییری که در این فاصله داشتیم جایگزینی مسعودکرانی فیلمبردار به جای سیروس عبدلی بود». وی اضافه می‌کند:

«در مورد نقش دختران خانواده گزینه‌های دیگری هم مدنظر داشتیم که آمدند و تست دادند، ولی در نهایت به ملیکا و مهراوه شریفی‌نیا رسیدیم»

به نظر می‌رسد در حال حاضر نوروز‌بیگی با همه مشکلاتی که وجود دارد از شرایط تولید و روند پیشرفت کار راضی است و مدت زمانی هم که برای اتمام کار پیش‌بینی کرده حدود هفت ماه است.

وی می‌گوید:

«مجموعه «آشپزباشی» یک کار کمدی به معنایی که خیلی‌ها تصور می‌کنند نیست؛ بلکه یک کار اجتماعی است که در موقعیت‌های طنز قرار می‌گیرد و فکر می‌کنم حتی چند برابر«زیرتیغ» مورد توجه قرار بگیرد».گویا هزینه‌ای که برای این کار در نظر گرفته شده در حد استاندارد سریال‌های الف ویژه است و به همین نسبت نیز از تجهیزات پیشرفته و عوامل حرفه‌ای در کار بهره گرفته‌اند.براساس آنچه تهیه کننده «آشپزباشی» به ما می‌گوید، به نظر می‌رسد هم چیز خوب است و تنها باید تا بهار سال ‌آینده در انتظار نتیجه این شرایط خوب باشیم.



منبع خبر : فرهنگ آشتی

ادعای «سان»: مایکل جکسون مسلمان شد:

ادعای «سان»: مایکل جکسون مسلمان شد

مایکل جکسون با حجاب زنانه در بحرین

 ادعای مسلمان شدن مایکل جکسون خواننده جنجالی که ابتدا در روزنامه سان انگلیس منتشر شد سر و صدای زیادی در رسانه های غربی به پا کرده است.

به گزارش عصر ایران (asriran.com) روزنامه سان در خبری ادعا کرد: "مایکل جکسون خواننده 50 ساله در خانه دوستش در لس آنجلس به دین اسلام گرویده و نام «میکائیل» را برای خود برگزیده است!"

این روزنامه افزود: "جکسون در حالی که لباس سنتی اسلامی بر تن کرده بود طی مراسمی در حضور یک روحانی اعتقادش به قرآن و اسلام را اعلام کرد."

این ادعا در حالی عنوان می شود که مایکل قرار است طی روزهای آینده در دادگاه عالی لندن حاضر شود و در برابر شکایت فرزند پادشاه بحرین از خود دفاع کند.

یک منبع به روزنامه سان گفت: "مایکل پس از بحث و گفت گو با تهیه کننده و نویسندگان ترانه آلبوم جدیدش که اتفاقاً هر دو نیز مسلمان شده اند به اسلام گروید. آنها درباره اعتقادات خود و اینکه پس از مسلمان شدن تصور می کنند به انسان های بهتری تبدیل شده اند با مایکل صحبت کردند. جکسون نیز از این ایده استقبال کرد."

وی افزود: "یک روحانی از مسجد دعوت شد و مایکل در حضور وی شهادتین را بیان کرد و متعاقب آن نام خود را به میکائیل تغییر داد."

منبع یاد شده در عین حال گفت که مایکل از قبول نام «مصطفی» امتناع کرد.

در همین حال شنیده می شود «اسلام یوسف»، خواننده 60 ساله بریتانیایی که قبلا «کت استیونز» نامیده می شد و بعداً به اسلام گروید به تجلیل از جکسون پرداخته است.

این در حالی است که شیخ عبدالله بن حمد الخلیفه، فرزند پادشاه بحرین از جکسون شکایت کرده و قرار است وی در دادگاه حاضر شود.

این شیخ عرب مدعی است: پس از محاکمه مایکل به جرم کودک آزاری مبلغ 7 میلیون دلاری به وی کمک کرده و تاکنون این پول عودت نشده است.

به ادعای وی جکسون قول داده بود این پول را بازگرداند ولی این کار تاکنون صورت نگرفته است.

براساس این گزارش مایکل جکسون از زمانی که از اتهامات کودک آزاری در کاليفرنيا تبرئه شد آمريکا را ترک کرده و در بحرین اقامت گزید.

وی چند سال پیش در حالی که لباس سنتی زنان عرب را بر تن داشت (تصویر خبر) هنگام خرید در بحرین مشاهده شد.

شایعه درگذشت بهروز وثوقی؛اگر می‌ماند، نمی‌مرد:

یادداشت ماهنامه اینترنتی «آدم برفی‌ها» به بهانه شایعه درگذشت بهروز وثوقی؛
اگر می‌ماند، نمی‌مرد
اگر می‌ماند، نمی‌مرد


 


سینمای ما - دم غروب است.اس ام اس رسیده که بهروز وثوقی درگذشته است. شایعه ای دیگر است؟ مثل خبر درگذشت فلان خواننده یا شوخی با درگذشت عزت ا… انتظامی که یک زمان اس ام اس شده بود؟شانه بالا می زنم.می زنم از خانه بیرون.سر کوچه می روم چیزی از مغازه بخرم.از سوپری مو فرفری عشق فیلم محلمان می پرسم:« از بهروز وثوق چی یادته؟» بسته را می دهد دستم و می گوید :«خدا بیامرزدش .بازیگر خوبی بود. یه فیلم بازی کرده بود طوقی. یادش به خیر. چه حالی کردیم اون وقتا با فیلمش. ما هم که عقش کفتربازی!…». _«اِاِ… شما از کجا می دونین مرده؟» و به داغ بودن خبری که شنیده ام شک می کنم.نگاه عاقل اندر دیوانه ای به من می اندازد و با لهجه می گوید :«اوووووو…خیلی ساله مرده که آقا!»



از مغازه می زنم بیرون.راست می گفت.بهروز وثوق سی سال پیش مرده بود.درست همان موقع که جلای وطن کرد. گرچه از نظر پزشکی و علوم بیولوژیک تازه مرده است و از لحاظ هنری تصویرش همیشه هست پس او هم زنده است و ما چقدر این جمله را بعد از مرگ هنرمندان تکرار می کنیم…



او هم می توانست بماند.می توانست نرود. می ماند بالاخره مثل ایرج قادری یا خیلی پیش از آن رشیدی و خیلیهای دیگر همینجا بازی می کرد.سی سال بیشتر توی چشم بود، سی سال بیشتر تحسین می شد و سی سال بیشتر نقاب به صورت می زد و سی سال بیشتر … و سی سال بیشتر … و بعدش باز می مرد.دستکم اینطوری …، نه چه فرق می کرد؟باز باید یکی از روزهای پاییز ۸۷ می مرد.



یا مثل فردین می ماند و تا آخر عمر در حسرت بازی کردن دق مرگ می شد. ولی خوب لااقل توی خاک زادگاهش دفن می شد و هر شب جمعه به دیدارش می رفتیم و کمی آخ و اوخ می کردیم و خرمایی و حلوایی و مرثیه ای …اما برای کسی که مرده جنس خاک چه فرقی می کند و اینکه کجا دفن شود؟



شاید باید می ماند .مثل همسفرش که ماند.بعد رفت ! البته همسفرش با هواپیما رفت.با پاسپورت رفت.قانونی رفت و …اما چه فرق می کند؟مهم رفتن بود .چه با موتور چه با هواپیما و یا هر وسیله نقلیه دیگر.



او رفت.سالها پیش رفت.سی سال پیش رفت و برای همیشه رفت.شاید به قول خودش از این و آن شنیده بود که خارج « اینقده خوبه!». رفت تا خیلی از طرفداران موفرفری اش فکر کنند سالها پیش مرده و چقدر این مردن پیش از مردن سخت است.



حالا می شود گفت بهروز وثوقی توی تنگسیر غربت جان داد. یا مرثیه سر داد که او توی کندوی تنهایی اش اینقدر ماند تا هستی اش شکرک زد. یا دشنه غربت سینه مردانه او را شکافت و پشت پنجره ی مرگ به زنده ها لبخند زد یا می شود گفت بهروز وثوقی دچار نفرین مرگ شد و این که آآآآآی … کجایی قیصر که بهروزت رو …و هزار جور سوگنوشت دیگر…

اما واقعا چه چیز عوض می شود؟ او دیگر نفس نمی کشد.مرده است.به بخشی از تاریخ هنر ایران پیوسته است.حالا اینجا یا آنجا…



می گفتند توی نقشش فرو می رفت.می گفتند بعد از گوزنها واقعا معتاد شد. می گفتند بعد از سوته دلان مدتی تحت رواندرمانی بوده و …

سکانس آخر سوته دلان را یادم نمی رود.آنجا که پیش از رسیدن به امامزاده روی مرکب مرد و مشایخی آن دیالوگ جاودانه را گفت که :«همه عمر دیر رسیدیم». شاید آنجا هم توی نقشش فرو رفته بود.خیلی جدی هم فرو رفته بود. شاید واقعا همانجا مرده بود.پیش از رسیدن.شاید آنقدر نقشش را جدی گرفته بود که واقعا مرد.



به خانه می رسم.تلفن زنگ می زند.همین که در را باز می کنم قطع می شود. باز دیر رسیده ام.به این فکر نمی کنم که همه عمر دیر رسیده ام و یا اینکه ناگهان چقدر زود دیر می شود.به این می اندیشم که بهروز وثوقی بیشتر از سی سال پیش مرده بود پس!چیزی نزدیک به سی و چند سال پیش.درست سر سکانس پایانی سوته دلان.



نگرانیم که جسمش مرده باشد؟اینبار شاید چون اجازه پرونده یادبود و این چیزها برای مجله ها وجود ندارد منتقدان کمتر حرص یادواره نویسی بزنند.شاید هم باز اعجاز مرگ ، ممنوعه را مباح کند.این شاهکارترین هنر ایرانی است.

دوباره اس ام اس می رسد که به عباس قراضه بگین رضا موتوری مرد….



منبع خبر : آدم برفی‌ها

حذف کراوات از بيلبوردهاي آواز گنجشک ها:

حذف کراوات از بيلبوردهاي آواز گنجشک ها
مهاجرت داخل درخت کريسمس؛ يک روزنامه انگليسي به نقل از مقامات اين کشور نوشت؛ چهار مرد پس از آنکه به طور غيرقانوني و با مخفي شدن در يک درخت مصنوعي کريسمس وارد انگليس شدند، مورد بازجويي قرار گرفتند. به گزارش فارس به نقل از روزنامه «ديلي ميل»، پليس «نوتامتونشاير» گفت ماموران شهر دو مرد عراقي و دو مرد ايراني را در حالي يافتند که پشت يک کاميون مخفي شده بودند. يک سخنگوي آژانس مرزي انگليس گفت اين چهار مهاجر غيرقانوني بازداشت و به تيم هاي مخصوص ماموران منتقل شدند. مقامات مي گويند به نظر مي رسد راننده فرانسوي اين کاميون از حضور اين افراد اطلاعي نداشت. اين مردان در حالي که داخل يک درخت کريسمس از جنس آلومينيوم و نايلون مخفي شده بودند، دستگير شدند. اين درخت براي نمايش در مرکز شهر سفارش داده شده بود.

حذف کراوات از بيلبوردهاي آواز گنجشک ها؛ عکس رضا ناجي بازيگر فيلم آواز گنجشک ها که موفق به دريافت خرس نقره يي از جشنواره فيلم برلين شده بود بدون کراوات در بيلبوردهاي تبليغاتي اين فيلم جاي گرفته است. اگرچه رضا ناجي که هنگام دريافت جايزه خرس نقره يي با کراوات روي سن حاضر شده بود و تمام عکس هايي که از وي منتشر شد، کراواتي بود. اما در بيلبوردهاي منتشرشده اين کراوات سانسور شده است.

سخنراني ابراهيم يزدي در پارلمان مالزي ؛ ابراهيم يزدي دبيرکل و محمد توسلي رئيس دفتر سياسي نهضت آزادي ايران به همراه برخي از اعضاي دفتر سياسي نهضت آزادي از پارلمان مالزي ديدار کردند. اين ديدار به دعوت انور ابراهيم معاون پيشين نخست وزير مالزي و رئيس فراکسيون اتحاد مردم در پارلمان مالزي صورت گرفته بود. يزدي قبل از اين ديدار در جلسه يي در دفتر انور ابراهيم واقع در پارلمان مالزي با وي به بررسي مسائل مورد علاقه طرفين پرداختند و در ادامه ضمن بازديد از ساختمان پارلمان به همراه برخي نمايندگان از نزديک در جريان مواضع سياسي نمايندگان و فرآيند تصويب قوانين در پارلمان مالزي قرار گرفتند. هيات نهضت آزادي به دعوت نمايندگان احزاب عمل دموکراتيک (دي اي پي)، عدالت مردم (پي کي آر) و حزب اسلامي (پاس) در محل پارلمان و در جمع نمايندگان اين احزاب سخنراني کردند و در پايان به پرسش نمايندگان مجلس مالزي در مورد مسائل ايران و بين الملل پاسخ گفتند.

گلايه بازنشستگان به احمدي نژاد؛ محمود احمدي نژاد اعضاي گروه کر بازنشستگان همايش سپاس بازنشستگان را به «حج عمره» ميهمان نکرد. به گزارش مهر يکي از بازنشستگان حاضر در اين همايش خواستار حج عمره بازنشستگان و همسران شان شد که رئيس جمهور خطاب به مصري وزير رفاه تصريح کرد؛ هزينه همسران بازنشستگان براي تشرف به حج عمره را شما تقبل کنيد و هزينه افراد حاضر هم با خود اين عزيزان باشد. همچنين يکي از بازنشستگان با صداي بلند گفت؛ حداقل حقوق 325 هزار تومان است که بنده دريافت مي کنم و برخي هم حداقل حقوق شان يک ميليون و خرده يي است و لذا تورم هم بر مبناي بيش از يک ميليون تومان است.

وي ادامه داد؛ ما بازنشستگان در حال له شدن در زير تورم هستيم، به داد ما برسيد، بازنشسته حاضر ديگري خطاب به رئيس جمهور گفت؛ بنده بازنشسته راه آهن هستم و چندي پيش درخواست ديدار با مديرعامل شرکت راه آهن (زياري) را داشتم که وي ما را به حضور نپذيرفت.

رئيس جمهور خطاب به اين فرد تصريح کرد؛ اگر شما را نپذيرفته باشد حسابش با کرام الکاتبين است. در ادامه يکي از بازنشستگان خانم گفت؛ سن همه ما بالاي 50 سال است و نيازمند رسيدگي درماني بيشتري هستيم که دکتر احمدي نژاد با تعجب خطاب به وي تصريح کرد؛ چطور شد سن خانم ها رفته بالاي 50 سال، بازنشستگان بسياري در اين مراسم تقاضاي بيان مشکلات خود را داشتند که به دليل کمبود وقت، رئيس جمهور خطاب به آنان گفت؛ مصري وزير رفاه و غرقي از دفتر نهاد رياست جمهوري در خدمت شما عزيزان براي استماع مشکلات تان هستند و بعد از اين مراسم بايد گزارش لازم را به بنده ارائه کنند.

تدريس زبان و ادبيات ترکي آذري در دانشگاه ها؛ نماينده مردم تبريز در مجلس گفت؛ همه زمينه ها فراهم شده تا رشته زبان و ادبيات ترکي آذري در دانشگاه تبريز تدريس شود و هيچ گونه مخالفتي با تدريس اين زبان در دانشگاه هاي کشور نيست. به گزارش برنا محمدرضا ميرتاج الديني در جلسه پرسش و پاسخ با دانشجويان تربيت معلم آذربايجان که به همت مجمع اسلامي دانشجويان پيرو خط امام (ره) اين دانشگاه برگزار شد، گفت؛ هيچ گونه مخالفتي با تدريس زبان و ادبيات ترکي آذري در دانشگاه هاي کشور نيست و با توجه به تصريح اصل 15 قانون اساسي، قانونگذاري مجلس در اين باره، لازم نيست و وزارت علوم خود بايد در مورد ايجاد اين رشته تصميم بگيرد. عضو هيات رئيسه مجلس اظهار داشت؛ در صورت علاقه مندي دانشگاه ها براي ايجاد اين رشته و علاقه مند بودن دانشجوياني براي جذب شدن، اين رشته ايجاد خواهد شد و اکنون در وضعيتي هستيم که همه شرايط ايجاد شده است و من نمي دانم چرا آغاز نمي شود. در ادامه دانشجويي درباره آمدن و رفتن علي کردان و پشت پرده هاي استيضاح وزير سابق کشور از حجت الاسلام تاج الديني پرسيد که وي با بيان جزئياتي به ديدار خود با رئيس جمهور به نمايندگي از نمايندگان مجلس، پيش از مطرح شدن استيضاح اشاره کرد و گفت؛ رئيس جمهور در اين ديدار به من گفتند کردان در اين ميان بي تقصير است و خود هم نمي دانست که اين مدرکي که فرد واسطه به وي داده، جعلي است؛ بنابراين من حجت شرعي براي عزل وي ندارم.

نارضايتي امريکا از روابط ترکيه با ايران ؛ امريکا در روابط خود با آنکارا تنها از مناسبات ترکيه با ايران ناراضي است. «شارون آندرهلم وينير» کاردار سفارت امريکا در ترکيه درباره روابط آنکارا با تهران گفت؛ امريکا نياز ترکيه به انرژي و گسترش روابط با کشورهاي همسايه اش را درک مي کند اما افزايش همکاري هاي اقتصادي با ايران مي تواند پيام هاي سوئي ايجاد کند.

تعويق اجراي حکم اعدام کمانگر؛ حکم اعدام فرزاد کمانگر به اجرا درنيامد.ماموران به وکيل وي اطمينان دادند حکم اعدام کمانگر اجرا نخواهد شد. بنا بر اين گزارش کمانگر اجازه يافت با خانواده خود گفت وگوي تلفني داشته باشد.

اقامه نماز شکر در پل ميان گذر اروميه؛ حسني امام جمعه اروميه در پل ميان گذر اين شهر نماز شکر اقامه کرد. به گزارش مهر با حضور جمعي از مقامات استاني نماز شکر به امامت امام جمعه اروميه ظهر ديروز قرائت شد.

نماز جماعت «وزير راه»؛ وزير راه و ترابري و همراهانش ديروز هنگام بازديد از نمايشگاه دستاوردها، نمايشگاه را محل برگزاري نماز جماعت کرد. به گزارش ايرنا شماري از شرکت کنندگان و غرفه داران نيز به جمع نمازگزاران نمايشگاه پيوستند.

به عنوان مربی بدن‌ساز؛محمدرضا گلزار روی نیمکت یک تیم والیبال لیگ برتر می‌نشیند

به عنوان مربی بدن‌ساز؛
محمدرضا گلزار روی نیمکت یک تیم والیبال لیگ برتر می‌نشیند
محمدرضا گلزار روی نیمکت یک تیم والیبال لیگ برتر می‌نشیند


سینمای ما - محمدرضا گلزار هنرپیشه سینمای کشورمان و یکی از اهالی والیبال به عنوان مربی بدنساز یک تیم لیگ برتری والیبال منصوب شد. 
محمدرضا گلزار والیبالیست سابق و هنرپیشه کنونی سینما با درخواست باشگاه ارتعاشات صنعتی ایران از این پس به عنوان مربی بدنساز تیم والیبال این باشگاه همکاری خواهد کرد.

گلزار که در عضویت تیم فوتبال هنرمندان است از هفته هشتم رقابت های لیگ برتر والیبال روی نیمکت مربیگری تیم ارتعاشات صنعتی ایران قرار می گیرد.

تیم ارتعاشات صنعتی ایران در پایان هفته هفتم لیگ برتر والیبال در میان 14 تیم این مسابقات با کسب 8 امتیاز در جایگاه دوازدهمی قرار دارد.



منبع خبر : مهر