مصا حبه با مجید صالحی:

دوست ندارم دو شغله باشم
مجید صالحی
بازیگر خوش‌اخلاقی است. در چند برخوردی که با او داشتم متوجه شدم زود با همه صمیمی می‌شود. اما مصاحبه گرفتن با او انصافا کار طاقت‌فرسایی بود. در روزهایی به سراغش رفتم که فرصت سرخاراندن نداشت.
مجید صالحی در تب و تاب به پایان رساندن ساخت سریال نوروزی‌اش برای شبکه تهران بود و بجز سریالش به هیچ چیز دیگری فکر نمی‌کرد. برنامه کاری او این‌گونه بود که صبح‌ها در پشت و جلوی دوربین فعالیت می‌کرد. او یک تنه هم دکوپاژ می‌کرد و هم خودش جلوی دوربین ظاهر می‌شد. شب‌ها هم می‌رفت لوکیشن روز بعد را می‌دید. تنها فرصتی که برای مصاحبه داشتیم داخل سرویس بود.
البته او داخل سرویس هم فیلمنامه را ورق می‌زد. در فرصت کوتاهی که دست داد با مجید صالحی درباره سریال «موج ‌و صخره» که قرار است امسال نوروز از شبکه ۵ سیما پخش شود هم‌صحبت شدیم.
اگر موافقی درباره ترکیب بازیگران سریال جدیدت صحبت کنیم. خیلی از بازیگرانی که پای ثابت سریال‌های نوروزی هستند در سریال موج و صخره حضور ندارند. در عوض با بازیگرانی چون زیبا بروفه و نیما شاهرخ‌شاهی مواجهیم که کار نوروزی تلویزیونی نداشته‌اند. چطور به این ترکیب از بازیگران رسیدی؟
من شخصا به این ترکیب نرسیدم. همیشه برای انتخاب عواملم از افراد دور و برم مشورت می‌گیرم. کنار هم می‌نشینیم و با هم بحث می‌کنیم تا به یک نتیجه مشترک برسیم. خودم هم دوست داشتم سریالم قالب جدیدی داشته باشد. می‌خواستم گروه بازیگران جدیدی شکل بگیرد که برای بیننده تازگی داشته باشد.
دوست داشتم ساختارشکنی کنم. خودم یک نقش کلیشه‌ای را همیشه بازی کرده‌ام که دیگر نمی‌خواهم تکرارش کنم.
قصه ما کمدی مطلق نیست. قصه شیرینی است. من نمی‌خواستم یک کمدی مثل خانه به دوش، ترش و شیرین، زن بابا و سه در چار بسازم. در این سریال‌ها که اشاره کردم گفتم به عنوان بازیگر یا کارگردان حضور داشته‌ام. کمدی امسال من یک فضای دیگری دارد. جنس کمدی من با اینها فرق دارد. واکنش مردم به خانه به دوش خنده بود. در سریال‌های سه در چار و زن بابا جنس کمدی به گونه‌ای بود که در هر سکانس مخاطبش را می‌خنداند. اما در کمدی موج و صخره، من ادعا ندارم که می‌خواهم مردم را به قهقهه بیندازم. از الان اعتراف می‌کنم که این‌جور کمدی را دوست دارم. البته خودم تا به حال چنین تجربه‌ای نداشته‌‌ام.
درباره علی صادقی صحبت کن. تا به حال با هم چند کار مشترک داشته‌اید که آخرینش «بعدازظهر سگی سگی‌» بود. علی صادقی چطور انتخاب شد و هدفت از انتخاب او چه بود؟
علی بازیگر خوب و محبوبی است. با او در سریال سه در چار تجربه همکاری داشتم که اتفاق خوبی برای جفتمان بود. فیلمنامه سریال موج و صخره،‌ ۵ سال پیش نوشته شد. از همان زمان علی صادقی را در نظر گرفته بودم. این سریال قرار بود ۵ سال پیش ساخته شود. وقتی دوباره خواستیم آن را بسازیم دیدم متنش بیات شده. در ضمن توقعات مردم در این مدت عوض شده است، بنابراین دوباره بازنویسی‌اش کردیم.
البته از علی صادقی خواستم در این سریال جدی بازی کند. در عید خواهید دید که او خیلی نقش کمیک پررنگی ندارد.
چرا جزیره کیش را برای سریال‌سازی انتخاب کردی؟
قصه ما در کیش می‌گذرد. دلیل خاصی نداشت. تنها دلیلش همین بود. قصه ما درباره دختر و پسری است که برای ماه عسل به کیش می‌روند و برایشان اتفاقاتی می‌افتد.
در این سریال جذابیت‌های توریستی کیش را هم به تصویر می‌کشی؟
بله. می‌شود از این مزیت جزیره هم استفاده کرد. اما مساله این است که در شهر کیش مسوولان جزیره خیلی از ما حمایت نکردند؛ بنابراین ما خیلی روی این مساله انرژی نگذاشتیم. من هم بیشتر به خود قصه فکر می‌کنم. البته ناخودآگاه خود کیش هم در این کار دیده می‌شود. ولی قصد من این نبوده که بیایم یک سریال با هدف جذب توریست و این حرف‌ها بسازم.
تو در این سریال، هم کارگردانی را به‌عهده داری و هم خودت یکی از بازیگران هستی. این دوشغله بودن کارت را سخت نمی‌کند؟
چرا، خیلی سخت است. من خودم دوست ندارم به قول شما دوشغله باشم. برای سریال سه در چار، در پنج شش قسمت آخر جلوی دوربین رفتم. در تله‌فیلم «نیش» خودم حتی یک سکانس هم بازی نکردم. بازیگری و کارگردانی همزمان یک کار اشتباه است. من به دیگران کاری ندارم، اما درباره خودم چنین نظری دارم. بازیگری و کارگردانی هر کدام تمرکز خاص خودش را می‌خواهد. برای هر کدام باید جداگانه زمان گذاشت. من الان انرژی‌ام را روی بازی و کارگردانی تقسیم کرده‌ام. وقتی جلوی دوربین هستم از بچه‌های گروه نظرشان را می‌پرسم و کمک می‌گیرم. از اول قرار نبود من بازی کنم. چند نفر از دوستان نامزد بودند که درگیر بودند و نتوانستند بیایند. مجبور شدم خودم بازی کنم.
به نظر تو، سریالی که در عید روی آنتن می‌رود باید چه وی‍ژگی‌ای داشته باشد؟
ویژگی مشخصی تعریف نشده است که من بگویم سریال نوروزی حتما باید این چیزها را به ترتیب داشته باشد. عید نوروز ما ایرانیان گاهی همراه ماه رمضان است و یک موقع ماه محرم. در ایام عید «شب دهم» و کارهای دفاع مقدسی مثل «خوش رکاب» هم ساخته و پخش شده‌اند. سریال عید معمولا باید مفرح و سرگرم‌کننده باشد. من خودم به مفرح بودن اهمیت می‌دهم.
برای رساندن کار به آنتن فرصت محدودی دارید. این عجله و شتاب کارهای مناسبتی اذیتت نمی‌کند؟
من آدمی نیستم که مناسبتی کار کنم، در ناخودآگاه ذهنت باید به رسیدن کار به آنتن فکر کنی. معمولا کارهای عید در دقیقه ۹۰ کلید می‌خورند. البته در این سریال آقای معصوم‌زادگان، مدیر گروه فیلم و سریال شبکه تهران و دکتر احمدی، مدیر شبکه تهران خیلی کمک کردند و سنگ تمام گذاشتند. هر سریالی سختی‌های خودش را دارد. باید نیمه پر لیوان را هم ببینیم که از کار خیلی حمایت شده است.
اگر سریال خوب بشود به خاطر حمایت و همدلی دوستان بوده است. اگر این سریال ضعیف بشود به خود من برمی‌گردد.
با توجه به این که دومین کارگردانی‌ات را تجربه می‌کنی احتمالا اضطراب ضعیف شدن کار را هم داری. یعنی می‌ترسی که مخاطب سریالت را نپسندد. درست است؟
طبیعتا این استرس همیشه هست. البته موفقیت کار امسال من در این نیست که بیننده قهقهه بزند. ما آمده‌ایم تجربه‌ای کسب کنیم و یک جنس کمدی دیگر خلق کنیم. متن ما اجازه نمی‌دهد یک کمدی سطحی کار کنیم.
طی این چند روز که در جزیره کیش بودم دیدم خیلی با وسواس کار می‌کنی. معمولا برداشت‌هایت را مرتب تکرار می‌کنی و مراقبی که همه چیز سر جای خودش باشد. این وسواس و دقت از کجا ناشی می‌شود؟
من از تهیه‌کننده عذرخواهی می‌کنم که ممکن است به خاطر شیوه کار کردن من زمان تصویربرداری سریالش طولانی‌تر بشود. مساله این است که یک عده آدم به من اعتماد کرده‌اند و شرافتشان را جلوی دوربین گذاشته‌اند. من به اینها تعهد دارم. باید با دقت و ظرافت کار کنم که مبادا شرمنده‌شان شوم. این بازیگرها هر کدام جایگاه بالایی دارند. از رضا ناجی که خرس نقره‌ای دارد گرفته تا بقیه. امیدوارم این وسواسی که شما می‌گویید نتیجه مثبتی داشته باشد.
اگر موافقی درباره فعالیت‌هایت در سالی که گذشت، صحبت کنیم. تو در فیلم بعدازظهر سگی سگی‌ بازی کردی که واکنش مثبت بیشتر منتقدان را در پی داشت. درباره حضورت در این فیلم صحبت کن.
من یک سال و نیم بود که اصلا با مطبوعات گفت‌وگو نمی‌کردم. اما این فیلم باعث شد دوباره با رسانه‌ها صحبت کنم. من به جرات می‌گویم که ۹۰ درصد منتقدان فیلم را دوست داشتند. تماشاچی‌ها وقتی از سالن بیرون می‌آمدند از دیدن فیلم راضی بودند.
نکته جالب بازی‌ات این بود که یک نقش جدی را بازی می‌کردی. یعنی در قالب یک شخصیت خشک، جدی و عبوس فرورفته بودی که با بقیه نقش‌هایت فرق داشت. مجید صالحی نقش آدمی را بازی می‌کند که به هیچ وجه لبخند نمی‌زند. عجیب نیست؟
آقای کیایی از من خواسته بود بار کمدی بر دوش من نباشد. حتی می‌گفت حرکت‌هایی که در کمدی‌های دیگر انجام داده‌ای اینجا نباید از خودت نشان بدهی. یک جورهایی جلوی من را می‌گرفت. می‌گفت تو باید پیشبرنده قصه باشی. دیگران هم به من گفته‌اند که تو در این فیلم متفاوت بوده‌ای. اینها باعث می‌شود من انگیزه پیدا کنم و در کارهای دیگرم دقت بیشتری داشته باشم. در این فیلم رضا عطاران، علی صادقی و امیر نوری بیشتر نقش کمدی داشتند.
من این فیلم را دوست دارم. خیلی پیش آمده که نقش‌های متفاوت بازی کنم. اما همه شرایط با هم فراهم نشده.
اما فکر می‌کنم از آن طرف خیلی وقت‌ها شرایط فراهم شده که همان نقش کلیشه‌ات را تکرار کنی.
بله. خیلی‌ها از من می‌خواستند همان تکیه‌کلام‌های فیلم‌های دیگرم را تکرار کنم. می‌گفتند با همان لهجه فلان فیلمت بازی کن.
من خودم فیلم «شاخه گلی برای عروس» را تا به حال کامل ندیده‌ام. فیلم «هر چی تو بخوای» را از اولش هم می‌دانستم فروش خوبی ندارد. برای همین راجع به آن بحث نمی‌کردم. اما فیلم بعدازظهر سگی سگی را خیلی دوست داشتم.
من سی‌دی فیلم شاخه گلی برای عروس را دارم. اگر خواستی بدهم ببینی!
ممنون. سی‌دی‌اش را خودم دارم، اما سعی کردم نبینم.
فکر می‌کنی چرا سینمای ما چند سالی است که دیگر نمی‌تواند مخاطبان انبوه را به سالن‌های سینما بکشاند؟
من حس می‌کنم بین اتحادیه تهیه‌کنندگان و پخش‌کنندگان و دیگر سینماگران باید یک همدلی به وجود بیاید.
در خیابان شریعتی سینما فرهنگ و سینما جوان که چند متر با هم فاصله دارند هر ۲ چند فیلم مشترک را اکران می‌کنند و مردم همان محدوده از دیدن برخی فیلم‌ها محروم می‌شوند. این مساله روی فروش فیلم‌ها تاثیر می‌گذارد. هر فیلم پرفروشی قطعا به گیشه فیلم‌های دیگر کمک خواهد کرد. فرهنگ فیلم دیدن در سینما را باید جا بیندازیم. در آمریکا، هم اینترنت پرسرعت دارند و هم سریال‌های جذاب، ولی سالن سینمایشان همیشه بیننده دارد. کشورهای دیگر هم همین‌طورند. به قول آقای احمدرضا درویش، ما در جام جهانی نمی‌توانیم بگوییم امسال برزیل اول است یا فرانسه. اما در سینما همه پذیرفته‌اند که سینمای آمریکا با بقیه کشورها فاصله محسوس دارد. در آنجا فرهنگ فیلم دیدن در سالن برای مردم جاافتاده است.
در سینما فیلم دیدن لذت خاص خودش را دارد. صنعت سینما باید حفظ بشود. سینما و تلویزیون مکمل یکدیگر هستند. همه باید همدلی داشته باشند تا این سینما دوباره رونق بگیرد. الان بخشی از فرهنگ یک مملکت را از روی سینمایش می‌شناسند.
به نظر من سینما هم به اندازه فوتبال می‌تواند معرف یک کشور باشد. الان برزیل را در همه جای دنیا از روی فوتبالش می‌شناسند. من به یک کشور خارجی رفته بودم. یک ژاپنی وقتی نام ایران آمد اسم ابوالفضل جلیلی را آورد. یعنی ایران را از سینمایش می‌شناخت. در روسیه با یک فرانسوی صحبت می‌کردم. او با من درباره فیلم کیارستمی‌ بحث می‌کرد.
بهترین و بدترین خاطره مجید صالحی در سالی که گذشت چه بود؟
الان هیچ چیزی یادم نمی‌آید. با تو که دارم صحبت می‌کنم نمی‌دانم امروز چند شنبه است.
برای سال ۹۰ چه برنامه‌هایی داری؟
برنامه‌هایم در سال جدید بستگی به کیفیت سریال نوروزی‌ام دارد. باید ببینم مردم از این سریال استقبال می‌کنند یا نه. اگر کار من ضعیف از آب در بیاید تلویزیون کارهای خوب دیگری هم دارد.
از سریال‌های قبلی نوروز کدامیک را بیشتر پسندیدی؟
«چاردیواری» و «زن بابا» را دوست داشتم. این‌طور که شنیده‌ام امسال این دو بزرگوار هم برای عید سریال دارند. آقای مقدم و سعید آقاخانی جزو کارگردان‌های خوب ما هستند. آنها کارشان جواب داده است و موفق بوده‌اند. من خوشحالم که در جمع این بزرگان هستم.

مصا حبه با مجید صالحی:

مجيد صالحى از جمله بازيگران جوانى است كه با حضور در آثار تلويزيونى توانست خودش را به دنياى سينما معرفى كند. او با بازى در مجموعه هاى طنز كار خود را شروع كرد و با حضور در مجموعه «سيب خنده» به كارگردانى رضا عطاران به چهره اى شناخته شده تبديل شد و پس از آن در مجموعه هايى چون «قطار ابدى»، «خانه پدرى»، «روزهاى مهتابى»، «پليس جوان»، «خوش ركاب»، «اُ مثبت»، «كوچه اقاقيا» و... به ايفاى نقش پرداخت. آخرين مجموعه او «خوش غيرت» نام داشت كه نوروز امسال از شبكه اول سيما پخش شد. اين بازيگر در عرصه تلويزيون يك بار نيز در مقام كارگردان ظاهر شد كه حاصل آن مجموعه تلويزيونى «آشتى كنان» بود. وى به غير از اين كارگردانى چندين قسمت از مجموعه «كوچه اقاقيا» را هم انجام داد. «صالحى» براى اولين بار در فيلم سينمايى «يكى بود، يكى نبود» به كارگردانى ايرج طهماسب بازى در سينما را تجربه كرد. او در اين عرصه بازى در فيلم هايى چون «خوابگاه دختران»، «مجردها»، «شاخه گلى براى عروس» و... را در كارنامه دارد كه دو فيلم آخرى هم اكنون در سينماهاى تهران روى پرده هستند. با او گفت وگويى انجام داده ايم كه در پى مى خوانيد.
• • •
•سال خوبى را شروع كردى، نه؟
شكر خدا امسال شرايط به گونه اى شد كه در شروع سال يك مجموعه و دو فيلم را همزمان روى آ نتن و بر پرده سينما داشتم. اتفاقاً همگى اين آثار موفق شدند نظر مخاطبان را جلب كنند. در هر حال فكر كنم شروع خوبى برايم باشد و اميدوارم كه در آينده هم بتوانم اين روند را ادامه دهم.
•روند پركارى را؟
نه، منظورم موفقيت در كسب رضايت مردم است، ضمن اينكه همزمانى پخش و اكران اين آثار هم نمى تواند دليلى بر پركارى من باشد؛ چرا كه هر يك از اينها را در فاصله زمانى زيادى نسبت به هم بازى كردم، اما اكران و پخش آنها همزمان شد.
•الان چه حسى دارى؟
از چه بابت.
•از اينكه در كانون توجهات قرار گرفتى. الان فيلم هايت روى پرده است و عكس ها و مصاحبه هايت مرتب در نشريات مختلف چاپ مى شود، در واقع منظورم اين است از شهرت و محبوبيتى كه كسب كردى چه حسى دارى؟
خوشحال هستم، اما حس خارق العاده و عجيبى ندارم. فقط حس مى كنم مقدارى مسئوليتم بيشتر شده است. در واقع الان در وضعيتى هستم كه حس مى كنم مردم منتظر اين هستند كه كارهاى بعدى ام بهتر از كارهايى باشد كه تا به حال انجام داده ام. ولى اين را هم بگويم شهرت و... همه ظواهر كار است و گذرا.
•خيلى كليشه اى و شعارى جواب دادى.
باور كن اصلاً شعار ندادم. حسم را گفتم.
يعنى اصلاً برايت مهم نيست كه عكس هايت روى بيلبوردها و سردر سينماها است؟
گفتم، خوشحال هستم. اما بيش از اينها كار خوب برايم بيشتر اهميت دارد. مثلاً در فيلم «خوابگاه دختران» من يكى از شخصيت هاى اصلى فيلم بودم، اما عكس هايم نه در سردر سينماها بود و نه در پوسترهاى فيلم. ولى با اين حال فيلم «خوابگاه دختران» را خيلى دوست دارم. در عوض نسبت به فيلم «شاخه گلى براى عروس» كه اتفاقاً در آن عكس هايم روى سردر سينماها و پوسترهاى فيلم چاپ شد، تعلق خاطرى ندارم.
•يعنى اين فيلم را دوست ندارى؟
حس خاصى نسبت به آن ندارم.
•چرا؟
من معتقدم كه بازيگر بايد در هر كارى نكته جديدى را ارائه كند و متعاقباً نكته تازه اى هم بياموزد، اما اين اتفاق براى من در فيلم «شاخه گلى براى عروس» نيفتاد. شرايط در آنجا به گونه اى بود كه دوست داشتم هر چه زودتر كار تمام شود. در هر حال خيلى تمايل ندارم كه راجع به اين فيلم حرف بزنم.
•از حذف صحنه هايى كه در آنها نقش زن را بازى مى كردى، ناراحت هستى؟
از اين مسئله هم ناراحت هستم، ولى اين ربطى به كارگردان ندارد. ناراحتى من از جاى ديگرى است.
•دستمزدت را نداده اند؟
نه، اتفاقاً گروه بسيار محترمى بودند و از اين بابت هيچ مشكلى با آنها نداشتم و از تمامى شان هم ممنون هستم.
•پس ناراحتى ات از اين بابت است كه حس كردى كارگردان حرف تازه اى براى گفتن ندارد و تو نمى توانى چيز تازه اى از او ياد بگيرى؟
چرا جوسازى مى كنى، شوخى كردم، من ترجيح مى دهم راجع به اين فيلم حرفى نزنم. شما هم كوتاه بيا.
•حالا كه بحث به اينجا كشيد يك فلاش بك به گذشته مى زنيم. هر چند الان مدت زيادى از پخش مجموعه «خوش غيرت» گذشته، اما مى خواستم بدانم حضور در اين مجموعه نكته تازه اى به تو آموخت؟
انگار قصد كوتاه آمدن ندارى.
•نه، بحث كوتاه آمدن و نيامدن نيست. من اين سئوال را با توجه به حرف هايى كه زدى پرسيدم؟
من بازى در مجموعه «خوش غيرت» را بيش از هر چيزى به خاطر رفاقت با «على شاه حاتمى» قبول كردم. ضمن اينكه او كارگردانى است مسلط كه وقتى سر صحنه مى آيد بر همه عناصر صحنه اشراف دارد. «شاه حاتمى» از لحاظ زمانى در شرايط بسيار نامناسبى قرار داشت، اما توانست در اين مدت كم مجموعه را براى پخش آماده كند.
•اما كار قابل قبولى نبود؟
خب اين نظر شما است. ولى من معتقدم به خاطر اينكه توانسته با مخاطب ارتباط برقرار كند، كار موفقى بوده. در ضمن خيلى دوست دارم كه بدانم چرا مى گويى «خوش غيرت» كار قابل قبولى نبوده است.
•من دلايلم را به خود آقاى شاه حاتمى گفتم. اگر دوست داريد به شما هم مى گويم.
بفرماييد و اگر اجازه دهيد تا آنجايى كه مربوط به من باشد به آنها پاسخ دهم.
•«خوش غيرت» به نظر من يكى از شعارى ترين مجموعه هايى بود كه تا به حال ساخته شده، شخصيت ها به خصوص شخصيت «عزت» داراى يك دوگانگى و تضاد شخصيتى بودند و همه اينها در كنار هم باعث شده بود تا مجموعه فاقد استحكام لازم باشد؟
در صحبت هاى قبلى ام هم به شما گفتم يكى از دلايل بروز اين مسئله زمان كم براى توليد بود. ضمن اينكه بايد بگويم با نظرت نسبت به شخصيت خودم اصلاً موافق نيستم.
111486.jpg
•الان صحبت راجع به «خوش غيرت» به قول معروف يك جورايى «چوب به مرده زدن» است، اما اگر دوست دارى درباره آن با هم بحث مى كنيم؟
خوشحال مى شوم.
•از زمان پايان قصه مجموعه «خوش ركاب» تا زمان شروع قصه «خوش غيرت» نزديك به ۱۶ سال گذشته بود. يعنى شخصيت ها ۱۶ سال بزرگتر شده بودند، ما اصلاً در بازى تو نشانى از اين گذشت زمان را نمى ديديم. قاعدتاً «عزت» بايد از لحاظ اخلاقى كمى بزرگتر مى شد و در رفتارش نوعى پختگى را مى ديديم.
در هر حال خوشحالم از اينكه حداقل در ظواهر و گريم شخصيت «عزت» اين تغييرات را ديده اى.
•قرار نشد موضع بگيرى. گفتى بحث كنيم، من هم موضوع بحث را مطرح كردم.
نه به خدا موضع نمى گيرم، حقيقت را گفتم. اما مطلبى هم كه تو گفتى شايد درست باشد.
•چرا شايد؟
چون ممكن است نظر ديگران چيز ديگرى باشد. گذشته از اين من نمى خواهم با صحبت هايى كه مى كنم نوع بازى ام را توجيه كنم.
•پاسخت اگر منطقى باشد كه ديگر توجيه نيست.
دليل مسئله اى كه گفتى اولاً به زمان كم توليد برمى گشت. يعنى ما هيچ فرصتى نداشتيم كه روى نقش هايمان متمركز شويم. ضمن اينكه فيلمنامه هم خيلى مواقع سر صحنه نوشته مى شد و همان جا به ما مى رسيد.
•شما بخواهيد يا نخواهيد با جوابى كه داديد كارتان را با در پيش كشيدن مسئله كمبود وقت توجيه كرديد. چرا كه بيننده اصلاً نمى داند كه شما وقت داشتيد يا نداشتيد. فيلمنامه آماده بوده يا نبوده، او براساس آنچه كه بر صحنه تلويزيون مى بيند، قضاوت مى كند.
حرف شما منطقى است. جواب منطقى هم مى خواهد.
•پس بفرماييد؟
من معتقدم هر انسانى داراى يكسرى خصوصيات اخلاقى است كه اين خصوصيات در وجود او نهادينه شده. يعنى اگر سال ها هم از عمر او بگذرد باز هم آن خصوصيات در وجودش و در رفتارهايى كه از خودش بروز مى دهد، ديده مى شود. «سادگى» هم يكى از خصوصيات نهادينه شده در وجود «عزت» است. اگر ۶۰۰ سال هم از عمر او بگذرد، در رفتارش سادگى و بى آلايشى را مى بينيم. «عزت» ذاتاً آدمى است ساده كه روى رفتارهايى كه از خودش بروز مى دهد، تمركز چندانى نمى كند و در لحظه رفتارهايى از خود نشان مى دهد. در واقع «شاه حاتمى» هم شخصيت عزت را بر همين مبنا نوشت و من هم بر همين اساس آن را بازى كردم.
•حرف شما درست، اما «عزت» در زندگى اش يك دوره اى را پشت سر گذاشته كه سپرى كردن اين دوره مى بايست روى رفتارش تاثير گذاشته باشد؟
منظورت حضور «عزت» در جبهه است.
•دقيقاً.
اتفاقاً اين جزء نكات ظريف شخصيت «عزت» است. او در زمان حضورش در جبهه از نزديك مشاهده كرده كه چه جوان هايى براساس چه اهداف و آرمان هايى جان خود را از دست داده اند. اما وقتى او به درون جامعه مى آيد، مى بيند كه ديگر هيچ كسى براى آن آرمان ها و... ارزشى قائل نيست. همين باعث شده تا گوشه عزلت را انتخاب كند و خودش را يك جورايى به بى خيالى بزند، اما در برخى از سكانس ها مى بينيم وقتى پاى اين صحبت ها به ميان كشيده مى شود، بلافاصله تغيير شخصيت مى  دهد و خيلى جدى راجع به اين مسائل حرف مى زند.
•اين امر به شكل بطئى در بازى شما ديده نمى شود. يعنى بايد در رفتارهاى روزمره «عزت» حداقل رگه هايى از اين تحول ديده شود تا مخاطب در آن سكانس هاى بخصوص حرف هاى او را باور كند و طورى نباشد كه بيننده حس كند كه اين حرف ها در دهان «عزت» گذاشته شده است؟
من فكر مى كنم وجود عكس «حاج احمد» در خانه «عزت» و كنار قفس مرغ عشق هاى او نشان دهنده اين مسئله باشد، يعنى در واقع نويسنده و كارگردان با اين المان زمينه لازم را براى مخاطب ايجاد كرده تا اگر حرف از «حاج احمد» و... آمد، «عزت» از خودش واكنش نشان دهد.
•خب اگر شخصيت «عزت» تا اين اندازه با مطالعه نوشته شده و متعاقباً مجموعه «خوش غيرت» هم اثرى است عميق و غيرشعارى، پس چرا شما حضور در آن را فقط به واسطه دوستى ات با «على شاه حاتمى» پذيرفتى، به هر حال مجموعه اى با چنين پيچش ها و چالش هايى كه گفتيد، هر كسى را ترغيب مى كند تا در آن بازى كند.
اين سئوال پر از شيطنت ژورناليستى است. خب به هر حال من بايد از كارم دفاع كنم و نسبت به بازى و شخصيتى كه ارائه داده ام پاسخگو باشم، ضمن اين كه من منكر ضعف هاى سريال نمى شوم. اما من به شما مى گويم وقتى يك سريال توانست مخاطب را جذب كند، موفق بوده. گذشته از اينها من واقعاً به «شاه حاتمى» علاقه دارم و اين علاقه و دلبستگى من به او بيش از هر چيز ديگرى در پذيرش كار موثر بود.
•پس بگو به خاطر رفاقت كار را قبول كردم و اين قدر از آن دفاع نكن؟
اگر بخواهم صادقانه حرف بزنم، بايد بگويم كه خودم هم قبول دارم كه براى شخصيت «عزت» در مجموعه «خوش غيرت» كم مايه گذاشتم. خيالت راحت شد!
•رفاقت شما با «شاه حاتمى» از چه زمانى شروع شد، از «خوش ركاب» يا قبل از آن؟
شاه حاتمى يكى از كارگردان هايى بود كه خيلى دوست داشتم با او كار كنم.
•چه فيلمى از او ديده بودى كه اين حس در تو ايجاد شد؟
من در جريان جشنواره كودك و نوجوان اصفهان با «شاه حاتمى» آشنا شدم. او در اين جشنواره حضور داشت و اتفاقاً هم جايزه بهترين كارگردانى را گرفت. وقتى اين فيلم را ديدم، دوست داشتم كه فرصتى پيش بيايد تا با او كار كنم. اين اتفاق يك سال بعد برايم اتفاق افتاد و او مرا براى بازى در مجموعه «خوش ركاب» دعوت كرد.
•يعنى بازى در كارهاى «على شاه حاتمى» جزء آرزوهايت بود؟
يك جورايى جزء روياهايم بود، با توجه به سبكى كه او براى آثار سينمايى اش انتخاب كرده بود، فكر مى كردم كه هيچ وقت اين اتفاق نخواهد افتاد، اما به هر حال شكر خدا توانستم با او كار كنم.
•الان كه براى خودت موقعيت تازه اى به دست آوردى چطور، كار با كدام كارگردان جزء آرزوهايت است؟
خيلى ها. مثل مهرجويى، فرمان آرا و حاتمى كيا.
•چرا هر وقت من اين سئوال را از بازيگران مى پرسم، همه بدون استثنا نام «حاتمى كيا» را مى آورند؟
دليل روشنى دارد، به نظر من در آثار «حاتمى كيا» بازى بازيگر تحت هدايت او متبلور مى شود، يعنى تو مى توانى كاملترين بازى بازيگران را در كارهاى اين كارگردان ببينى، ضمن اين كه برخى از فيلم هاى او مثل «آژانس شيشه اى»، «از كرخه تا راين» و... يك نوع دلبستگى در وجود آدم نسبت به او به وجود مى آورد.
•در خصوص بازيگران چطور، اين حس را دارى، يعنى جزء آرزوهايت است كه با بازيگر خاصى همبازى شوى؟
بله، خيلى هستند مثلاً «محمدرضا فروتن» و «آتيلا پسيانى» از بازيگرانى بودند كه خيلى دوست داشتم با آنان همبازى شوم، رويايى كه با حضور در فيلم «مجردها» به حقيقت پيوست.
•فكر نمى كنى بعدها از گفتن اين آرزوها و روياها پشيمان شوى؟
نه، حقيقت را بايد گفت. من هميشه به اين فكر مى كردم كه آيا روزى مى شود با بازيگرانى مثل «فروتن» و «پسيانى» همبازى شوم. اراده كردم و اين اتفاق افتاد و خدا هم كمكم كرد. البته چون هميشه به اين مسئله فكر مى كردم، وقتى به آن رسيدم، قدرش را دانستم؛ يعنى وقتى همراه با اينها جلوى دوربين بودم به خودم مى گفتم: «اين همان فرصتى است كه سال ها به آن فكر مى كردى، پس راحت از دستش نده!»
•برخورد «فروتن» و ديگر بازيگران حرفه اى مثل «پسيانى» و «زارعى» با تو چطور بود، آنان طورى رفتار نمى كردند كه خودشان را نسبت به تو كه از تلويزيون به سينما آمده اى بالاتر بدانند؟
نه، اتفاقاً خيلى خوب و حرفه اى رفتار مى كردند، آنان حتى در برخى مواقع هم كمكم مى كردند و شرايطى را مهيا مى ساختند تا من جلوى دوربين احساس راحتى كنم. به عنوان مثال تكه كلام «اوكى» (OK) را «مريلا زارعى» به من پيشنهاد داد كه از آن استفاده كنم. كه خوشبختانه خوب هم از كار درآمد. در هر حال حضور در «مجردها» تجربه بسيار خوبى برايم بود و من از «اصغر هاشمى» به عنوان كارگردان، يدالله شهيدى تهيه كننده كار و بازيگرانى كه نام بردم چيزهاى بسيارى آموختم.
•چطور شد كه براى اين فيلم انتخاب شدى؟
اصغر هاشمى مرا انتخاب كرد. البته وقتى اين فيلم به من پيشنهاد شد، توليد كار چندين بار به تعويق افتاد، اما من به خاطر حضور در اين فيلم، منتظر ماندم و حتى چندين پيشنهاد سينمايى را هم رد كردم، در هر حال امروز نه تنها از اين كار خودم ناراحت نيستم، بلكه احساس خوبى هم دارم.
•در صحبت هايت به مسئله «رفاقت» و دوستى خيلى اشاره كردى، الان اگر «رضا عطاران» كه از دوستان صميمى ات است به تو پيشنهاد بازى در يك مجموعه طنز آيتمى را بدهد قبول مى كنى؟
من، «رضا» را خيلى دوست دارم و هر وقت كه او به من احتياج داشته باشد، كمكش مى كنم، البته يك بار در زمان توليد «كوچه اقاقيا» اين اتفاق افتاد. آن نقش را من اصلاً دوست نداشتم و حتى «رضا» هم علاقه اى به آن نداشت، ولى به هر حال به خاطر اين كه كار وارد مسير تازه اى شود، اين شخصيت وارد قصه شد. خاطرم هست كار تمام شد، رضا به بچه ها گفت: «ما مجيد را براى اين كار قربانى كرديم.»
•گويا چندين قسمت از مجموعه «كوچه اقاقيا» را هم كارگردانى كردى؟
رضا در چند جلسه به دليل خستگى كارگردانى چند قسمتى را به من واگذار كرد. البته او در زمان «قطار ابدى» اين كار را انجام داده بود و با توجه به اعتمادى كه به من داشت، كارگردانى چند قسمت از مجموعه «كوچه اقاقيا» را به من واگذار كرد.
•شما از تحصيلكردگان تئاتر هستى، اما اصلاً در اين عرصه حضور ندارى؟
آن چنان هم كه مى گويى دور نيستم، من هر وقت پيشنهاد خوبى در تئاتر داشتم آن را قبول كردم. سال ۱۳۸۰ از طرف «رحمان سيفى آزاد» براى بازى در نمايش «شب نشينى در جهنم» دعوت شدم و در آن بازى كردم. اين كار را خيلى دوست داشتم.
•بعد از «شب نشينى در جهنم» پيشنهاد ديگرى نداشتى؟
چرا، آخرين پيشنهاد همين امسال بعد از تعطيلات نوروز «مهرداد رايانى مخصوص» از من براى بازى در نمايش «خانم سرگرد باربارا» دعوت كرد. متاسفانه اجراى نمايش همزمان شده بود با سفر من به خارج از كشور و كار جديدم، به همين دليل نتوانستم در خدمت اين نمايش باشم.
•... و كار جديد
احتمالاً كارگردانى يك كار تلويزيونى را انجام خواهم داد.
•سريال يا فيلم؟
اجازه بدهيد قطعى بشود، بعداً جزئيات كار را مى گويم. خسته نباشيد.