تصویری واقعا دیدنی: شباهت عجيب مرد اندونزيايي به اوباما:

جام جم آنلاين: يك مرد اهل اندونزي به علت شباهت فوق‌العاده كه به باراك اوباما دارد، در يك برنامه تلويزيوني در نقش وي بازي كرد.
 
 به گزارش ايسنا، «الهام آناس» 34 ساله، اهل اندونزي بوده و از نظر ظاهري شباهت بسيار زيادي با باراك اوباما ـ رييس جمهور منتخب آمريكا ـ دارد.
 «آناس» در مصاحبه‌اي با رسانه‌هاي دولتي اندونزي، اظهار كرد: به علت شباهت ظاهري زيادي كه با رييس جمهور منتخب آمريكا دارم،‌از من خواسته شد تا در نقش وي در يك برنامه تلويزيوني شركت كرده و به ايفاي نقش بپردازم.
 مادر آمريكايي اوباما به نام «آن دانهام» پس از آن كه از شوهر كنيايي خود جدا شد، با يك مرد مسلمان در اندونزي ازدواج كرده و به مدت چهار سال در اين كشور زندگي كرد.
 «آناس» در ادامه يادآور شد: هنگامي كه اوباما در انتخابات رياست جمهوري آمريكا برنده شد، همكلاسي‌ها و همكارانم مرا مجبور كردند تا همانند او كراوات ببندم و كت و شلوار بپوشم و با من عكس يادگاري مي‌گرفتند و پس از آن بود كه تصوير من به سرعت در اينترنت و سايت‌هاي مختلف پخش شد و من به عنوان بدل اوباما در جهان شناخته شدم.
 من اگر واقعا به جاي باراك اوباما بودم،‌باعث تمام شدن جنگ ميان رژيم صهيونيستي و فلسطين اشغالي مي‌شدم و آتش‌بس دايم برقرار مي‌كردم.

یادداشت محمدرضا گلزار در سوگ کودکان غزه؛

 
یادداشت محمدرضا گلزار در سوگ کودکان غزه؛
گلوله آتش و برف امید







از آسمان آتش مي بارد و من به کودکان و نوجوانان فلسطيني فکر مي کنم که در چنين اوضاع و احوالي، از ته دل آرزو مي کردند که کاش در حال و هوا و شرايط بهتري قرار داشتند. در شرايطي که کودکان ديگري در ساير نقاط جهان، پاي درخت هاي چراغاني شده کريسمس، انتظار هديه بابانوئل را مي کشند؛ کودکان غزه به کدامين گناه، براده هاي فلزي را که از آن سوي ابرها به سمت شان روانه شده است، انتظار مي کشند؟ آنها به جز پوست نازک و لطيف و معصوم شان، هيچ جان پناه ديگري براي مقابله با اين براده هاي داغ ندارند. کاش آن جهان پر از اميد و مهر و آرامش هر چه زودتر فرا برسد.

تاریخ و محل تولد اكثر هنرمندان كشو:


تاریخ و محل تولد اكثر هنرمندان كشور







برزو ارجمند 1354/1/7 مشهد


ساناز سماواتی 1350/1/8 تهران


سارا خویینی ها 1353/1/1


خشایار اعتمادی 1350/1/11 تهران


ژاله صامتی 1351/1/14 تهران


پوران درخشنده 1350/1/8 تهران


بیتا فرهی 1337/1/1 تهران


رامبد شکرآبی 1351/1/17


مهناز افضلی 1342/1/30


مریلا زارعی 1353/1/25 تهران


محمد رضا گلزار 1354/1/27 تهران


پویا امینی 1356/2/15 تهران


رضا داوود نژاد 1359/2/29 تهران


سعید شهروز 1356/2/16


پرستو گلستانی 1349/3/11 تهران


کمند امیر سلیمانی 1352/3/16 تهران


امین حیایی 1349/3/19 تهران


جواد رضویان 1353/3/25 تهران


شهره لرستانی 1345/3/31 تهران


مهناز افشار 1356/3/26 تهران


مژده شمسایی 1347/3/30 تهران


نسرین مقانلو 1347/4/1 تهران


سحر ولد بیگی 1356/4/1 تهران


هدیه تهرانی 1351/4/4 تهران


نگار فروزنده 1357/4/4تهران


رضا شفیعی جم 1351/4/10 تهران


محمد اصفهانی 1345/4/14 تهران


گل شیفته فراهانی 1362/4/19 تهران


مانی رهنما 1356/4/26 تهران


فاطمه گودرزی 1342/4/16/تهران


نیلوفر محمودی 1347/4/22


عاطفه رضوی 1346/4/23 تهران


پرند زاهدی 1357/4/23 تهران


فریبا متخصص 1340/5/1 بروجرد


شقایق فراهانی 1351/5/2 تهران


ایمان اشراقی 1355/5/17


پگاه آهنگرانی 1363/5/2


حسن جوهرچی 1347/5/6


پوپک گلدره 1350/5/8


کیهان ملکی 1347/6/2


امین زندگانی 1351/6/5 تهران


امیر تاجیک 1347/6/8


سیما تیرانداز 1349/6/9 تهران


امیر جعفری 1353/6/10


نیکی کریمی 1350/6/15 تهران


زیبا نادری 1344/6/18 تبریز


پردیس افکاری 1342/6/20 تهران


حسام نواب صفوی 1353/6/22 تهران


مینا لاکانی 1350/6/29 تهران


الهام پاوه نژاد 1354/6/25


مجید صالحی 1354/6/26 تهران


زیبا بروفه 1354/6/29


لیلاحاتمی 1351/7/9 تهران


باران کوثری 1364/7/25 تهران


یکتا ناصر 1357/8/12 تهران


مریم حیدر زاده 1356/8/29 تهران


ویشکا آسایش 1351/8/16 تهران


آتنه فقیه نصیری 1347/8/23 تهران


سمیرا سیاح 1353/9/1 کالیفرنیا


بهاره رهنما 1352/9/10 تهران


علی صادقی 1359/9/14 تهران


رامبد جوان 1350/10/1


فریبا کوثری 1345/10/1 زاهدان


محمد رضا عیوضی 1350/10/16 تهران


محمد رضا فروتن 1347/10/7 تهران


مهراج محمدی 1353/10/7 تهران


کتایون ریاحی 1340/10/10 تهران


ناصر عبداللهی 1349/10/10 بندر عباس


ماهایا پطروسیان 1348/10/13 تهران


حدیث فولادوند 1356/10/21 تهران


سروش گودرزی 1353/10/21


ترانه علیدوستی 1362/10/22 تهران


افسانه بایگان 1340/10/26 تهران


رزیتا غفاری 1351/10/27


پریوش نظری 1348/11/3 گچساران


علیرضا عصار 1348/11/4


شادمهر عقیلی 1351/11/7 تهران


شهاب حسینی 1352/11/14 تهران


فلامک جنیدی 1351/11/14


افسانه چیره آزاد 1341/11/22 تهران


سمیرا مخملباف 1358/11/26تهران


ایرج نوذری 1342/12/7 تهران


مرجان محتشم 1348/12/13 تهران


بابک نوری 1352/12/16 تهران


لادن مستوفی 1351/12/20 شهسوار


شهرام حقیقت دوست 1351/12/27 تهران


مهشید افشارزاده 1344/12/29 آبادان

الان هم اگر وزیر باشم به رنگ ارغوان مجوز نمی‌دهم:

الان هم اگر وزیر باشم به رنگ ارغوان مجوز نمی‌دهم  

چهار سال پس از توقیف و ممانعت از اکران فیلم" به رنگ ارغوان" وزیر اطلاعات وقت بار دیگر تاکید کرده که اگر امروز هم وزیر اطلاعات می بود به این فیلم اجازه اکران نمی داد.

به گزارش«فردا» علی یونسی وزیر اطلاعات دولت اصلاحات درباره دلایل توقیف و عدم نمایش فیلم به رنگ ارغوان به کارگردانی ابراهیم حاتمی کیا گفت: اين فيلم توقیف نشد بلکه وزارت اطلاعات با همکاری تهیه کننده فیلم آن‌را خریداری کرد‌. آنچه که در فیلم به نمايش گذاشته شده بود با واقعيت‌هاي آن زمان وزارت اطلاعات تفاوت داشت. به فرض اگر ماجرايي که در فيلم روايت مي‌شد در هر زمان ديگري صحت داشت مطلقاً در دوره ما اين‌گونه نبود. سياست اصلي وزارت اطلاعات در زمان ما سياست نرم‌افزاري و مردمی بود و اين با آنچه که در فيلم سينمايي «به رنگ ارغوان» نمايش داده مي‌شد تفاوت فاحشي داشت.

وی در پاسخ به این سوال که اگر امروز وزير اطلاعات بوديد اجازه اکران فیلم را می‌دادید؟ تاکید کرد: بازهم نه، آقای حاتمی‌کیا فیلمساز بسیار قابل‌احترامی است و این موضوع چیزی از ارزش‌های ایشان کم نمی‌کند.

یونسی که با روزنامه فرهنگ آشتی گفت و گو کرده، در باره اینکه مشکل این فیلم با حذف چند صحنه هم حل نمی‌شد؟ افزود: آن زمان من از آقای حاتمی‌کیا خواستم که تغییراتی در فیلم بدهند ولی ایشان به هیچوجه نپذیرفتند و گفتند من فیلم فرمایشی نمی‌سازم. البته در این ماجراها ایشان بسیار مسئولانه و درست با قضیه برخورد کردند.

پاسخ تهیه کننده فیلم به یونسی

اما جمال ساداتیان که صبح دیروز در گفت‌وگویی اعلام کرده بود در این سال‌ها هربار ما پیگیر قضیه از وزارت ارشاد یا وزارت اطلاعات شدیم، متأسفانه پاسخی روشن نگرفتیم و دلایل به نمایش درنیامدن فیلم نیز به روشنی گفته نشده است، در پاسخ به اظهارات وزیر سابق اطلاعات گفت: «اگر یادتان باشد آقای یونسی در آن نامه‌ای هم که به آقای حاتمی‌کیا نوشته بودند فرموده بودند که من امیدوارم شرایط اکران فیلم به «رنگ ارغوان» به زودی فراهم شود، در مذاکرات حضوری‌شان هم می‌گفتند که الان انتخابات ریاست‌جمهوری در پیش است و شرایط اکران عمومی فیلم فراهم نیست. نمایش آن را موکول کنیم به بعد از انتخابات ریاست جمهوری بعد هم بحث اصلی ما این بود که طرف ما که وزارت اطلاعات نبود بلکه وزارت ارشاد بود».

ساداتیان به یاد می‌آورد: «جلساتی که در وزارت اطلاعات برگزار شد خود آقای یونسی هم خیلی صریح نفرمودند که فیلم اجازه پخش ندارد، یکی – دو ایراد به فیلم داشتند. نامه‌ای هم که برای آیت‌الله هاشمی رفسنجانی آن موقع نوشتند چند مورد کوچک را ایراد گرفتند و اصلا نسبت به کلیات فیلم خیلی مشکلی نداشتند که این طوری مطلق پخش فیلم را زیر سؤال ببرند».

وی درباره صحبت‌های یونسی تاکید می‌کند: «من نمی‌دانم حالا چرا موضع جدید ایشان نسبت به قبل تغییر کرده است در صورتی که من مصاحبه‌های اخیر ایشان را وقتی می‌دیدم احساس می‌کردم در مسائل اخیر خیلی روشنفکرتر و بازتر دارند برخورد می‌کنند، حتی ما فکر می‌کردیم مواضع ایشان نسبت به قبل خیلی معتدل‌تر شده است ولی می‌بینیم در رابطه با فیلم یک مقداری تندتر دارند موضع‌گیری می‌کنند.

خلاصه داستان به رنگ ارغوان

«شفق» يكي از عوامل گروهك هاي سياسي كه اوائل انقلاب با به پا كردن آشوب از كشور گريخته اند، پس از سال ها تصميم مي گيرد براي ديدن دخترش «ارغوان» كه دانشجوي دانشكده جنگلداري است مخفيانه به ايران بازگردد. يكي از مأمورين امنيتي به نام «بهزاد» به عنوان دانشجو وارد دانشكده شده و از تمامي امكانات مدرن امنيتي استفاده مي كند تا با كنترل ارغوان، شفق را به دام اندازد. در اين ميان بين او و ارغوان رابطه اي عاطفي بوجود مي آيد. از طرف ديگر همكاران سياسي شفق نيز تصميم دارند او را ترور كنند تا به دست مأمورين امنيتي نيفتد، ‌اما....

ترانه جدید«سامي يوسف» براي غزه:

ترانه جدید«سامي يوسف» براي غزه  
 

فارس: «سامي يوسف» ترانه جديد خود را براي مردم غزه ‌خوانده است.

سامي يوسف براي حمايت از مردم مظلوم غزه،‌ ترانه‌اي به‌نام «فلسطين جاويدان» Forever Palestin را منتشر كرده است.

سامي يوسف خواننده محبوب دنياي اسلام كه امروز به نام بزرگي در عرصه بين‌المللي تبديل شده و هر خبر يا سخني از او به تيتر بسياري از رسانه‌هاي معتبر دنيا تبديل مي‌شود، درباره فاجعه غزه ساكت ننشسته و تا امروز واكنش‌ها و اعتراضات متفاوت و دنباله‌داري را به رژيم صهيونيستي ابراز كرده است.

او به موقعيت ويژه خود در عرصه جهان واقف است و تلاش مي‌كند با اتكا به اين جايگاه،‌ براي مردم بي دفاع غزه كاري انجام دهد و در حد توان به آنها كمك كند.

انتشار آهنگ جديد او براي مردم فلسطين در اين امتداد برآورد مي‌شود.

خاتمی به دیدن نمایش«کرگدن» رفت:

 خاتمی به دیدن نمایش«کرگدن» رفت

آفتاب: سیدمحمد خاتمی شب گذشته برای دیدن کرگدن به تئاتر شهر رفت.

به گزارش خبرنگار سیاسی آفتاب، عوامل تئاتر کرگدن شب گذشته در حضور سیدمحمد خاتمی ازآخرین اجراهای این تئاتر را روی صحنه تئاتر شهر بردند و در نهایت این اجرا تقدیم رئیس جمهور سابق کشورمان کردند.

تئاتر کرگدن به کارگردانی فرهاد آئیش و با بازی هنرمندانی چون مهدی هاشمی، شهاب حسینی، آتنه فقیه نصیری، احمد ساعتچیان، صابر ابر و ... حدود دو ماه است که در تالار اصلی تئاتر شهر هر شب از ساعت 19 تا 21 اجرا می‌شود که دیشب این تئاتر با حضور رئیس بنیاد باران برروی سن رفت.

محمد خاتمی که با نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری دهم مجددا بحث کاندیداتوریش مطرح شده است این روزها بیش از پیش فعال شده و دیشب در اقدامی کم‌نظیر تئاتر کرگدن را که دارای مضامین سیاسی است برای دیدن انتخاب کرد.

فرهاد آئیش کارگردان این اثر پس از اتمام اجرای این نمایش از حضور سیدمحمد خاتمی در این اجرا تقدیر و عنوان کرد که عوامل این تئاتر اجرای امشب خود را تقدیم سیدمحمد خاتمی می‌کند که این گفته با ابراز احساسات مردم مواجه شد.

در پایان این مراسم که مردم بعضا از حضور خاتمی در سالن مطلع نبودند با دیدن رئیس جمهور سابق کشورمان به ابراز احساسات پرداخته و هنگامی که خاتمی قصد داشت برای گفتن خسته نباشید به عوامل کرگدن به پشت صحنه این نمایش برود مورد تشویق حاضران قرار گرفت.

رئیس بنیاد باران بعد از اتمام این نمایش به پشت صحنه رفت و با عوامل کرگدن صحبت کرد وی در بخشی از سخنان خود با اشاره به اینکه نمایش کرگدن اثر یونسکو است گفت: «عوامل این نمایش برداشت خودشان را از نمایش کرگدن یونسکو داشتند و به نحوی اثر جدیدی را خلق کردند».

پورمحمدی: مجری "90 " تغییر نمی‌کند:

پورمحمدی: مجری "90 " تغییر نمی‌کند

مهر: مدیر شبکه سه ضمن تاکید بر رابطه رابطه خوب میان دو سازمان صدا و سیما و تربیت بدنی، موضوع تحریم برنامه "90 " از سوی سازمان تربیت بدنی و فدراسیون فوتبال و همچنین تغییر مجری آن را تکذیب کرد.

علی‌اصغر پورمحمدی درباره موضوع تحریم برنامه "90" از سوی فدراسیون فوتبال و مسئولان ورزش گفت: شبکه سه همیشه ترویج‌دهنده فرهنگ ورزش بوده و توجه ویژه هم به این امر داشته است. تحریم این برنامه از سوی سازمان تربیت بدنی و فدراسیون فوتبال صحت ندارد و ما امیدواریم تیم ملی بتواند نتایج خوبی کسب کند.

وی در ادامه افزود: سازمان صدا و سیما و تربیت بدنی به ویژه فدراسیون فوتبال همیشه ارتباطی خوب و نزدیک با هم داشته‌اند. نمی‌دانم چرا شایعاتی مبنی بر سست شدن این ارتباط پدید می‌آید، چرا که صدا و سیما در دوره مدیریت محمد علی‌آبادی بیشترین حمایت و تبلیغات را از سازمان تربیت بدنی داشته و طبق آمار مستند بیشتر لیگ‌ها به صورت زنده پخش شده است.

مدیر شبکه سه درباره خبر بیرون کردن خبرنگار برنامه 90 از کنفرانس خبری پس از بازی دو تیم استقلال و برق شیراز نیز گفت: از چنین موضوعی اطلاع ندارم، اما می‌توانم آن را بررسی کنم.

پورمحمدی در پایان درباره شایعات منتشرشده مبنی بر تغییر مجری برنامه "90" به دلیل برخی فشارها نیز گفت: چنین چیزی صحت ندارد و مجری برنامه تغییر نخواهد کرد.

مصاحبه با خواننده معروف لس‌آنجلسي با نام مستعار!

مصاحبه با خواننده معروف لس‌آنجلسي با نام مستعار!
اين مصاحبه كه در زمينه ترك اعتياد و معضلات مربوط به اعتياد بود، با شخصي به نام محمود اقبالي مدير مؤسسه «آينه» انجام شده است كه با مراجعه به سايت «آينه» و سايت بهبودي، مشخص مي‌شود كه اين فرد نه محمود اقبالي كه همان «داريوش اقبالي» خواننده لس‌آنجلسي معروف است.
يكي از روزنامه‌هاي پرتيراژ كشور، در اقدامي نادر، اقدام به مصاحبه با يكي از خوانندگان لس‌آنجلسي كرد.

به گزارش خبرنگار «تابناك»، اين مصاحبه كه در زمينه ترك اعتياد و معضلات مربوط به اعتياد بود، با شخصي به نام محمود اقبالي، مدير مؤسسه «آينه» انجام شده است كه با مراجعه به سايت «آينه» و سايت بهبودي، مشخص مي‌شود كه مدير «آينه»، نه محمود اقبالي كه همان «داريوش اقبالي»، خواننده لس‌آنجلسي معروف است كه در اين سايت برنامه‌هاي سخنراني وي در دانشگاه‌ها و مجامع علمي به همراه عكس‌هايي از وي تبليغ و معرفي شده است.

بنا بر اين گزارش، اين خواننده در مصاحبه خود با اين روزنامه معروف و پرتيراژ كه در سايت آن نيز بازتاب داده شده بود، آشكارا از بيماري اعتياد خود در گذشته پرده برداشته و براي هموطنان خود اظهار همدردي و نگراني كرده است.

به نظر مي‌رسد، با توجه به نوع فعاليت اين خواننده لس‌آنجلسي، برخي در تلاش براي طرح علني وي و فعاليت‌هايش در ايران هستند، چرا كه چندي پيش نيز در يكي از مستندهاي سيما، شعري با صداي اين خواننده پخش شد.
از سوي ديگر، در يكي از روزنامه‌ها نيز يك آگهي با نام اين خواننده، خطاب به يكي از آهنگسازان معروف كشور چاپ و منتشر شده بود. اين در حالي است كه برخي از شعرها و ترانه‌هاي اين خواننده كه همگي با مضامين سياسي تند و عليه انقلاب بود، هنوز از ياد‌ها نرفته است.

اس ام اس ماه محرم +عکس:

 اس ام اس ماه محرم +عکس

 

www.nmobile.ir


 

قیامت بی حسین غوغا ندارد"شفاعت بی حسین معنا ندارد"حسینی باش كه در محشر نگویند"چرا پرونده ات امضاء ندارد

 

 

 

آبروی حسین به كهكشان می ارزد ، یك موی حسین بر دو جهان می ارزد ، گفتم كه بگو بهشت را قیمت چیست ، گفتا كه حسین بیش از آن می ارزد

 

 

 

ماه خون ماه اشك ماه ماتم شد ، بر دل فاطمه داغ عالم شد . فرا رسیدن ماه محرم را به عزادارن راستینش تسلیت عرض میكنم

www.nmobile.ir


 


 

ای وجودت عشق را معنای حسین عالمی یك قطره تو دریا حسین فرا رسیدن ماه محرم را به تمامی مسلمانان جهان تسلیت می گم

 

 

 

پرسیدم:ازحلال ماه، چراقامتت خم است؟ آهی كشیدوگفت:كه ماه محرم است.گفتم:  كه چیست محرم؟باناله گفت:ماه عزای اشرف اولادآدم است

 

 

 

 

السلام علیكم یااباصالح المهدى (عج)السلام علیك یاامین الله فى ارض وحجته على عباده(یاصاحب الزمان آجرک الله)ماه محرم بر شما وعاشقان حسین تسلیت عرض مینمایم)

 

 

 

 

اردوی محرم به دلم خیمه به پا كرد

دل را حرم و بارگه خون خدا كرد

 

 

 

محرم آمد و ماه عزا شد

مه جانبازی خون خدا شد

جوانمردان عالم را بگویید

دوباره شور عاشوار به پا شد

 

 

حسین میا به کوفه ، کوفه وفا ندارد ...

 

ای به دل بسته ، قدری آهسته

کن مدارا با ، زینب خسته ...

یا حسین مظلوم ...

 

 

یه جائیه تو دنیا همه براش می میرن

تموم حاجتا رو همه از می گیرن

بین دو نهر آبه ، یه سرزمین خشکه

شمیم باغ و لاله اش خوشبو ز عط مُشکه

شبای جمعه زهرا زائر این زمینه

سینه زن حسینه ، یل ام البنینه ...

 

 

دوست دارم هر چی دارم بدم به راه تو حسین

تا که سینه خیز بیام میون بین الحرمین

 

 

السلام ای وادی کرببلا

السلام ای سرزمین پر بلا

السلام ای جلوه گاه ذوالمنن

السلام ای کشته های بی کفن

 

 

کاش بودیم آن زمان کاری کنیم

از تو و طفلان تو یاری کنیم

کاش ما هم کربلایی می شدیم

در رکاب تو فدایی می شدیم

السلام علیک یا ابا عبدالله ...

 

 

كربلا لبریز عطر یاس شد. . . .نوبت جانبازی عباس شد

 

 

دیباچه ی عشق و عاشقی باز شود

دلها همه آماده ی پرواز شود

با بوی محرم الحرام تو حسین

ایام عزا و غصه آغاز شود

 

 

نازم آن آموزگاری را که در یک نصف روز

دانش‌آموزان عالم را همه دانا کند

ابتدا قانون آزادی نویسد بر زمین

بعد از آن با خون هفتاد و دو تن امضا کند

 

 

دل را اگر از حسین بگیرم چه كنم

بی عشق حسین اگر بمیرم چه كنم

فردا كه كسی را به كسی كاری نیست

دامان حسین اگر نگیرم چه كنم

 

 

گویند كه در روز قیامت علمدار شفاعت زهراست . . . علم فاطمه دست قلم عباس است.

 

 

پرسیدم از هلال چرا قامتت خم است ؟

آهی کشید و گفت ماه محرم است...

 

 

باز محرم رسید، ماه عزای حسین

سینه‌ی ما می‌شود، كرب و بلای حسین

كاش كه تركم شود غفلت و جرم و گناه

تا كه بگیرم صفا، من ز صفای حسین

 

 

فرشته‌ها از امشب صبوی غم می‌نوشن

دوباره اهل جنت پیرهن سیاه می‌پوشن

 

 

با آب طلا نام حسین قاب کنید

با نام حسین یادی از آب کنید

خواهید مه سربلند و جاوید شوید

تا آخر عمر تکیه بر ارباب کنید

فرا رسیدن ماه محرم تسلیت باد

 

 

باز محرم شدو دلها شکست              از غم زینب دل زهرا شکست

باز محرم شد و لب تشنه شد            از عطش خاک کمرها شکست

آب در این تشنگی از خود گذشت       دجله به خون شد دل صحرا شکست

قاسم ولیلا همه در خون شدند          این چه غمی بود که دنیا شکست

 

محرم ماه غم نیست ماه عشق است     محرم مَحرم درد حسین است

 

 

 

 

 

هر دم به گوش می رسد آوای زنگ قافله ، این قافله تا كربلا دیگر ندارد فاصله . حلول ماه محرم ، ماه پژمرده شدن گلستان فاطمه تسلیت باد . التماس دعا

 

 

 

 

 

نام من سرباز کوی عترت است ، دوره آموزشی ام هیئت است . پــادگــانم چــادری شــد وصــله دار ، سر درش عکس علی با ذوالفقار . ارتش حیــدر محــل خدمتم ، بهر جانبازی پی هر فرصتم . نقش سردوشی من یا فاطمه است ، قمقمه ام پر ز آب علقمه است . رنــگ پیراهــن نه رنــگ خاکــی است ، زینب آن را دوخته پس مشکی است . اسـم رمز حمله ام یاس علــی ، افسر مافوقم عباس علی (ع)

 

 

 

 

 

عالم همه محو گل رخسار حسین است ، ذرات جهان درعجب از كار حسین است . دانی كه چرا خانه ی حق گشته سیه پوش ، یعنی كه خدای تو عزادار حسین است

 

 

 

 

 

عالم همه قطره و دریاست حسین ، خوبان همه بنده و مولاست حسین ، ترسم كه شفاعت كند از قاتل خویش ، از بس كه كَرَم دارد و آقاست حسین
 


 


 


 


 

بیضایی 70 ساله و یک داستان واقعی:

بیضایی 70 ساله و یک داستان واقعی

ایسنا: بهرام بيضايي در هفتادسالگي هم‌چنان در آرزوي ساخت فيلم «يك داستان واقعي» است.

 بهرام بيضايي با اين‌كه علاقه‌مند نيست درباره‌ي كارهايي كه انجام نداده سخن بگويد، اما در آستانه‌ي سالروز تولد 70 سالگي خود از آرزويش براي ساخت «يك داستان واقعي» مي‌گويد كه از 4 سال پيش با او همراه است.

او كه اين روزها سرگرم آماده‌كردن دهمين ساخته‌ي بلند سينمايي خود با نام «وقتي همه خوابيم» است، اظهار اميدواري مي‌كند كه سال آينده حتما تئاتري را به صحنه ببرد يا فيلمي را بسازد.

بهرام بيضايي كه در 5 دي ماه سال 1317 در تهران به‌دنيا آمده است، نخستين نمايشنامه‌هاي خود «آرش» و «آژدهاك» را در سال‌هاي آخر دبيرستان به نگارش درآورد.

او تحصيلات دانشگاهي خود را در رشته‌ي ادبيات ناتمام رها كرد و با نگارش طرح فيلم كوتاه «خوابگرد» و فيلمبرداري يك فيلم هشت ميلي‌متري سياه و سفيد درسال 41 نخستين ورود خود را به سينما رقم زد.

او طي سال‌هاي بلند فعاليت حرفه‌اي‌اش نه تنها در زمينه‌ي نگارش نمايشنامه، فيلمنامه و كارگرداني تئاتر و سينما فعاليت كرده است كه به عنوان يكي از پژوهشگران معتبر نيز توانايي خود را به اثبات رسانده است.

كتاب پژوهشي «نمايش در ايران» كه سال 41 توسط او نوشته شده هنوز تنها منبع موجود پژوهشي در زمينه‌ي تئاتر در ايران است.

بيضايي البته بيشتر از آنكه فرصت اجرا يا ساخت تئاتر يا فيلم را داشته باشد در حوزه‌ي نگارش امكان فعاليت پيدا كرده كه نتيجه‌ي آن نگارش نمايشنامه‌هايي هم‌چون «چهار صندوق»، «سلطان مار»، «راه طوفاني فرمان پسر فرمان از ميان تاريكي»، «جنگ‌نامه‌ي غلامان»، «مرگ‌ يزدگرد»، «خاطرات هنرپيشه‌ نقش دوم»،

«فتح‌نامه كلات»، «افرا»، «شب هزار‌و‌يكم» و ... و فيلمنامه‌هايي هم‌چون «روز واقعه»، «عيارنامه»، «طومار شيخ شرزين»، «گيلگمش»، «چه كسي رييس را كشت»، «آواز‌هاي ننه آرسو» و ... است.

بيضايي كارش را در سينما در سال 1349 با كارگرداني فيلم كوتاه « عموسيبيلو» آغاز كرد.

وي فيلم‌هاي بلند «چريكه تارا» « مرگ يزگرد» « شايد وقتي ديگر» « باشو غريبه كوچك» «مسافران»،«سگ كشي» را كارگرداني كرد و همچنين فيلم كوتاه « گفتگو با باد» را جلوي دوربين برد.

او كه سال 79 « سگ كشي» را ساخت پس از آن دو نمايش «شب هزار و يكم» و « مجلس شبيه در ذكر مصائب استاد نويد و...» را به‌روي صحنه برد.

بهرام بيضائي پيش از آن كه به عنوان يك كارگردان سينما مطرح شود در تئاتر نمايشنامه‌هاي مختلفي را نوشت و برخي از آنها را به روي صحنه برد همچون: «مرگ يزگرد»، «ندبه»، «آرش» ، «اژدهاك»، «كارنامه»، «پندار بيدخش» و «مجلس‌نامه».

او به‌عنوان فيلم‌نامه‌نويس نيز برخي از فيلمهاي موفق در تاريخ سينما همچون «روز واقعه» و«فصل پنجم» حضور داشته و تدوينگر فيلم «دونده» امير نادري هم بوده است.

«مادر» بهترين فيلم تاريخ سينماي ايران با موضوع زن:

 «مادر» بهترين فيلم تاريخ سينماي ايران با موضوع زن

 

بنابر نظرسنجي جشنواره فيلم پروين اعتصامي از 130 چهره علمي، فرهنگي ‌وهنري فيلم «مادر» ساخته مرحوم علي‌ حاتمي به عنوان بهترين فيلم تاريخ سينماي ايران با موضوع زن انتخاب شد.
به گزارش ستاد خبري چهارمين جشنواره فيلم پروين اعتصامي در يك نظرسنجي از چهره‌هاي برجسته علمي، فرهنگي و هنري «مادر» اثر زنده‌ياد علي حاتمي به عنوان بهترين فيلم تاريخ سينماي ايران با موضوع زن و نقش زنان در جامعه انتخاب شد .
بنا بر اين گزارش، دبيرخانه چهارمين جشنواره فيلم پروين در يك نظرسنجي از 130 چهره برجسته علمي ، فرهنگي و هنري، «مادر» را با كسب اكثريت آرا به عنوان بهترين فيلم با موضوع زن در تاريخ سينماي ايران معرفي كرد و اعلام نمود در مراسم اختتاميه اين جشنواره از اين اثر به ياد ماندني تقدير خواهد كرد.
در اين نظرسنجي «باشو غريبه‌ كوچك» ساخته بهرام بيضايي و «زير پوست شهر» ساخته رخشان بني‌اعتماد حائز رتبه‌هاي دوم و سوم شدند.
بر اساس اين گزارش، جمعه 6 دي 87 آيين اختتاميه چهارمين جشنواره فيلم پروين در سالن انديشه حوزه هنري تهران برگزار خواهد شد.
در اين مراسم هيأت داوران اين جشنواره شامل كمال تبريزي ، رويا تيموريان ، پريوش نظريه ، محمدرضا اصلاني و وحيد نصيريان برگزيدگان اين رويداد را در بخش‌هاي نيلوفر زرين، نيلوفر سيمين، ويژه، پرتره و قاب سبز معرفي خواهند نمود.
چهارمين جشنواره فيلم پروين با حضور 130 فيلم كوتاه و نيمه بلند 30 آذر تا 6 دي به همت معاونت سينمايي، نهاد رياست جمهوري شهرداري تهران ،بنياد سينمايي فارابي، سازمان ملي جوانان ، مركز سينماي مستند و تجربي ، بانك اقتصاد نوين ،undp ، موسسه نيكوكاري مهر آفرين و پايگاه خبري فيلم كوتاه در تهران بر پا شد.

 

منبع: خبرگزاري فارس

بهترین فیلم تاریخ سینمای ایران با موضوع زن انتخاب شد:

 بنابر نظرسنجی جشنواره فیلم پروین اعتصامی از ۱۳۰ چهره علمی، فرهنگی ‌وهنری، فیلم "مادر" ساخته زنده یاد "علی‌ حاتمی" به عنوان بهترین فیلم تاریخ سینمای ایران با موضوع زن انتخاب شد.
دبیرخانه این رویداد در این نظرسنجی که از ۱۳۰ چهره مطرح علمی ، فرهنگی و هنری، "مادر" را با کسب اکثریت آرا به عنوان بهترین فیلم با موضوع زن در تاریخ سینمای ایران معرفی کرد و در مراسم پایانی این جشنواره از این اثر تقدیر خواهد کرد.
در این نظرسنجی "باشو غریبه‌ کوچک" ساخته بهرام بیضایی و "زیر پوست شهر" از رخشان بنی‌اعتماد در رتبه‌های بعدی قرار گرفتند.
برنامه پایانی جشنواره فیلم پروین اعتصامی ۶ دی ماه درتالار اندیشه حوزه هنری تهران برگزار خواهد شد. 

سردار رادان، فیلم «احضارشدگان» را یک استثنا خوان:

سردار رادان، فیلم «احضارشدگان» را یک استثنا خواند
جانشین فرماندهی انتظامی کشور، «احضار شدگان» را در حوزه سینمای اجتماعی یک استثنا خواند و گفت که این فیلم می تواند نگاه و بینش تازه ای را در نسل جوان و نوجوان کشور ایجاد کند.
سردار "احمد رضا رادان"، در یادداشتی، فیلم سینمایی «احضار شدگان» را که این روزها روی پرده سینماهای تهران و شهرستان‌ها درحال اکران است ، اثری قابل ملاحظه دانست و گفت: شاید بتوان گفت که این فیلم برای اولین بار با رویکرد های جدید و با تکیه بر مطالعات و تجربه‌های ملموس، فضایی تاثیرگذار، آگاهی بخش و هشدارگر را معرفی می کند.
وی با تاکید بر اینکه این فیلم سعی می‌کند تا یا تصویر یک خانواده واژگون و متلاشی به مثابه آزمایشگاهی چندش انگیز آثار ویرانگر مواد رنگارنگ مدرن را با چهره کریه آن به تصویر در آورد، افزود: این فیلم ، پیامدهای ویرانگر مواد مخدر صنعتی و داروهای روانگردان و توهم زا را نیز به جامعه و خانواده‌ها نشان می دهد.
وی با اشاره به ساخت فیلم‌های متعدد در زمینه اعتیاد در ایران اظهار داشت: متاسفانه به دلیل برخی ملاحظه‌های اجتماعی در کند و کاو اعتیاد کمتر شاهد برخورد علمی و کارشناسانه هستیم و حتی برخی هنرپیشگان سرشناس دراین نقش ،موجب بدآموزی های گسترده شده است.
رادان با بیان این نکته که در این فیلم از کلیشه، برخورد غیر کارشناسانه و ایجاد حس نا امیدی پرهیز شده، تصریح کرد: احضارشدگان به همه هشدار می دهد که اعتیاد می تواند در هر خانه‌ای را بزند و خودآگاهی شرط نجات و رجعت به دام افتادگان است.
جانشین فرماندهی انتظامی کشور تاکید کرد: تردیدی نیست اکنون سینما به مثابه ابزاری نوین، در پیشگیری از اعتیاد و یکی از راهکارهای جدی برای مبارزه با مواد مخدر است و در بسیاری از کشورهای دنیا به ویژه در کشورهای پیشرفته برای تحقق اهداف سیاسی، فرهنگی و اقتصادی و تثبیت آرمان‌هایشان از ابزار بسیار موثر، پرمخاطب و جذاب سینما استفاده می کنند چون اساسا جذابیت سینما با به کارگیری همه هنرها و همچنین استفاده از تکنولوژی جدید و از سوی دیگر، ابعاد خیره کننده پرده سینما و تاریکی سالن آن و در نهایت تبلیغات وسیع و بسیار جذاب عناصر سینمایی مخاطبان را مجذوب و مهجور سینما می کند.
رادان دریادداشت خود یاد آورشده است که " باید اذعان کنیم که از این ابزار کارآمد و تاثیرگذار در کشور ما استفاده گسترده صورت نگرفته و سینمای اجتماعی ما و بخصوص سینمای فرهنگ ساز در عرصه مبارزه با مواد مخدر و آسیب های اجتماعی آن هنوز قالب و ساختار جدی پیدا نکرده و از همین روست که سینمای تاثیرگذار، جهت‌بخش و هشداردهنده و آگاهی دهنده نداریم. 

نظر رهبرانقلاب در خصوص فيلم "اخراجي ها"    

نظر رهبرانقلاب در خصوص فيلم "اخراجي ها"
 

فردا : حمید داود آبادی از نویسندگان دفاع مقدس خاطره دیدار خود و ده نمکی با رهبر معظم انقلاب را در وبلاگش نوشته که سایت بنیاد حفظ آثار و ارزش های دفاع مقدس(ساجد) هم آن را منتشر ساخته است:

روز سه شنبه 26 آذرماه، خداوند سبحان توفیق داد تا به همراه "مسعود ده نمکی" خدمت مقام معظم رهبری برسیم.

نماز ظهر و عصر به امامت آقا و با حضور تنی چند از وزیران و مسئولین مملکتی از جمله "صادق محصولی" وزیر کشور، مهندس "سیدمهدی هاشمی"، حجت الاسلام "احمد احمدی"، دکتر "مرندی"، دکتر "کمال خرازی" و دیگران، اقامه شد. سپس هنگامی که برای دستبوس خدمت آقا رسیدیم، ایشان فرمودند:
- شما دو نفر به اتاق من بروید کارتان دارم.

و با راهنمایی مسئولین امر، به اتاق محل کار آقا رفتیم و دقایقی به انتظار نشستیم.

به محض ورود آقا، از جا برخاستیم که ایشان با چهره ای متبسم و بسیار زیبا، با عبارت:
- به به به آقای ده نمکی ...

او را در بغل گرفت و روبوسی کردند. سپس ایشان اجازه داد که روی چون ماهش را ببوسم و گفت:
- شما چطورین آقای داودآبادی گل ... شما چقدر چاق شدین ...

مسعود گفت آقا این چاق شده من پیر شدم.

- نه شما که پیر نشدید ولی این خیلی چاق شده.

که من جوابی نداشتم و با خنده و شوخی مسئله را رد کردم.

ده نمکی نامه دختر 10 ساله اش فاطمه را خدمت آقا داد که با زبان شیرین خودش از این که در تلویزیون دیده بود صدای آقا گرفته و سرفه کرده است، گریه اش گرفته بود. نکته قشنگ نامه هم این بود که فاطمه کوچولو نوشته بود:

- آقا من می دانم حسادت چیز بدی است ولی این جا به بابام حسودیم میشه که الان پهلوی شماست ولی من نمی توانم شما را ببینم.

آقا هم تا آخر نامه را خواند و در جواب فاطمه که التماس دعا داشت، برای سلامتی و خوشبختی او دعا کرد و یک چفیه هم به عنوان هدیه به مسعود داد تا به دخترش بدهد.

آقا گفت:
- آخرین دیدارمان 10 سال پیش هنگامی بود که نشریه شلمچه را توقیف کرده بودند.

مسعود از "فرهنگنامه آزادگان" گفت که آقا فرمودند چند جلد کتاب هایی را که چاپ شده دیده اند. ادامه بحث رسید به "اخراجی ها".

مسعود از ناملایمات و نامردی های دوست نمایان گفت که آقا فرمودند:

- خداوند انشاالله همه شما را در راه حق و صراط مستقیم پایدار بدارد . خیلی مهم است پایداری در صراط حق. عیبی ندارد. برای خدا عیبی ندارد هزینه بپردازید. مگر در کارتان آثار الهی آن را نمی بینید؟

مسعود درباره این که یک نفر مدعی شده بود اگر تلویزیون اخراجی ها را پخش کند، او خودش را جلوی صدا و سیما آتش خواهد زد، گفت که آقا فرمودند:

- اینها که حرف مفته ...
و ادامه دادندن:

- من فیلم را دوسه بار دیدم یک بار همین جا دیدم تلویزیون هم که اخیرا پخش کرد دیدم. فیلم قشنگی است. جنبه طنزی آن خیلی جذابیت دارد. البته من یک نکته هم به این فیلم دارم، بگم؟

(که البته چون آقا گفت که تشخیص داده است تا این نکته را جایی مطرح نکند که باعث سوء استفاده دیگران شود، نکته بجا و زیبای آقا را این جا نمی گویم.)
آقا خطاب به مسعود گفت:

- آقای ده نمکی، شما چه آن زمان که نشریه شلمچه را چاپ می کردید و یا با موتورسیکلت در خیابان ها می رفتید و چه الان که فیلم می سازید، برای من هیچ فرقی نکرده اید، همان مسعود ده نمکی انقلابی و متعهد هستید.

حدود یک ساعت پهلوی آقا بودیم که به لطف خدا عیدی غدیر را از لبان مبارک آقا ستاندیم.

آن قدر منگم و حالم به هم ریخته که حوصله نوشتن بقیه دیدار زیبایمان را ندارم.

فقط این را بگویم که هنوز فکر می کنم در خواب هستم.

و این رویایی بود که سال ها در خواب به دنبال آن می گشتم و سرانجام در آستانه عید غدیر به وقوع پیوست.
شکر خدا
وقلیل من عبادی الشکور

آیا ابتذال با خاتمی باز می‌گردد؟

آیا ابتذال با خاتمی باز می‌گردد؟

کارگزاران: بعد از انتقادات مدام مجید مجیدی از اوضاع سینمای ایران و هشدار از حضور ابتذال در سینمای ایران بحث‌های متعددی درباره این گفتار منتشر شد. از جمله یكی از محورهای مناظره مدیرعامل خانه‌ سینما و مشاور هنری رئیس‌جمهور همین اشاره به ابتذال بود. روز گذشته سیف‌الله داد، معاون امور سینمایی در دوره اول رئیس‌جمهوری سیدمحمد خاتمی به اظهارات مجید مجیدی واكنش نشان داد. متن جواب داد به مجیدی به شرح زیر است:«یكی از گله‌های من به آقای خاتمی هم همین مسئله بود، چراكه به‌رغم علاقه‌ای كه به شخصیت ایشان دارم، باید بگویم كه در دوره ایشان هم به‌رغم فضای آزادی كه وجود داشت، چیزی جز ابتذال نصیب سینمای ما نشد.» اشتباه نكنید: این جمله بخشی از استیضاح آقای مهاجرانی در مجلس پنجم نیست؛ این را شخصیت‌های شناخته شده جناح مخالف خاتمی و به ویژه تندروهای آنها نگفته‌اند؛ این جمله‌ای از سخنرانی آقای مجید مجیدی سینماگر برجسته كشورمان است كه در سمینار نقد سینمای اجتماعی و سینمای دینی در دانشگاه علامه طباطبایی بیان كرده. از آنجا كه در این جمله جمع‌بندی غیرمستدل و غیرمنصفانه‌ای از یك دوره صورت گرفته و به ویژه آقای خاتمی با تلویح نزدیك به تصریح مسوول یك ابتذال موهوم و تمام‌عیار در سینمای ایران معرفی شده است و از آنجا كه گوینده این سخن شخصیت تأثیرگذاری چون آقای مجیدی است، سكوت در برابر این جمله را جوانمردانه نمی‌دانم چرا كه اگر چنین ابتذال گسترده‌ای گریبان سینمای ایران را گرفته طبعا مسوول اول آن در دولت نخست خاتمی من بوده‌ام و حق نیست بگذاریم این گناه به گردن شخص شریفی چون خاتمی بیفتد. از طرف دیگر گاهی گوینده سخن از خود سخن مهم‌تر است و حتی دلیل بر صحت سخن و مدعا تلقی می‌شود. بنابراین به‌رغم علاقه‌ای كه به شخصیت ایشان دارم، لازم می‌دانم در حد مسوولیت و اطلاعات خود و به عنوان كسی كه نیمه اول آن دوران با مدیریت اینجانب در عرصه سینما سپری شده است (1380-1376) از كنار این سخن مجیدی بی‌توجه نگذرم و نشان دهم كه این سخن او متاسفانه هم نامربوط است هم ناسنجیده، هم متناقض است و هم تا حدودی سیاسی.»

داد در این یادداشت نوشته است: «... سخنرانی مجیدی در سمینار نقد سینمای اجتماعی و سینمای دینی صورت گرفته است و مخاطبان هم دانشجویانی بوده‌اند كه برای شنیدن نظرات فیلمساز محبوب‌شان درباره این دو نوع فیلم اجتماع كرده‌اند. پس طبیعی است كه سخنران در حد دانش خود از فیلم‌های شاخص اجتماعی و دینی در سه دهه گذشته، نقش مدیران و سیاست‌های پیدا و پنهان در فراز و فرود این فیلم‌ها، فیلمسازان شاخص اجتماعی و دینی و احیانا تأثیر تغییر سیاست‌های كلان در جذب یا دفع آنها به عرصه این دو نوع فیلم، دلایل استقبال یا عدم‌استقبال مردم و مسوولان به این فیلم‌ها، و... سخن بگوید. اما مجیدی ترجیح می‌دهد به جای این كار پس از ذكر سخنانی در باب وضعیت دانشجویان و موضوع فرار مغزها و نابسامانی امكانات دانشگاه‌ها، به تاریخچه ساخت فیلم‌های خود بپردازد و با اشاره به ساخت نخستین فیلم خود (سال‌ها قبل از دوم خرداد) بگوید كه «شاید اگر حمایت‌های رهبر معظم انقلاب از فیلم «بدوك» صورت نمی‌گرفت، من دیگر هیچ‌گاه موفق نمی‌شدم، فیلم بسازم. اما مقام رهبری پس از اینكه فیلم را دیدند به حمایت از آن پرداختند و حتی برخی مدیرانی كه به مخالفت با آن پرداخته بودند را نیز بركنار كردند. با این حال شرایط آنچنان برایش سخت می‌شود كه به‌مدت سه سال حرفه سینما را رها كردم و به سراغ میوه‌فروشی رفتم. واقعا مگر هنرمند از چه آستانه تحملی برخوردار است و روزی این تحمل به پایان می‌رسد.»

و بعد به ساخت فیلم «بچه‌های آسمان» (در دوران ماقبل دولت خاتمی) می‌پردازد كه: «این فیلم، هم فیلمی اجتماعی بود... اما با این حال، هیچ نهادی در كشور نبود كه فیلمنامه این فیلم را رد نكند... اما همین فیلم هنگامی كه به اسكار رفت، همه مسوولان با آن عكس یادگاری گرفتند.» و در ادامه با اشاره به لزوم وجود تحمل انتقاد در جامعه برای سینمای اجتماعی و ضرورت ایجاد فضای مناسب برای بروز خلاقیت و همچنین نترسیدن از سخنان تازه می‌پردازد: «لازم است فضایی برای بروز خلاقیت‌ها فراهم آوریم و توجه داشته باشیم كه با دو فیلم هیچ دولتی از بین نمی‌رود، چرا كه ما اعتقاد داریم پایه‌های این انقلاب بسیار محكم است... لذا بهتر است نگران نباشیم و كمی فضا را باز بگذاریم تا نسل‌های بعد هم بیایند و حرف بزنند. كنار این حرف‌هاست كه خلاقیت‌ها بروز می‌كنند و اگر در هر زمینه‌ای جلوی خلاقیت‌ها گرفته شود، بلافاصله ابتذال رشد خواهد كرد»

درست در همین لحظه كه سخنران به یك نكته راهبردی مهم درباره منشأ ابتذال و رشد آن به دلیل جلوگیری از خلاقیت‌ها اشاره می‌كند، ناگهان این نظر نامربوط را به زبان می‌آورد: «یكی ازگله‌های من به آقای خاتمی هم همین مسئله بود، چرا كه به‌رغم علاقه‌ای كه به شخصیت ایشان دارم، باید بگویم كه در دوره ایشان هم به‌رغم فضای آزادی كه وجود داشت چیزی جز ابتذال نصیب سینمای ما نشد»!! می‌بینیم كه تا اینجا نه بحث درباره خاتمی بوده و نه خاتمی در دوران خود به جلوگیری از خلاقیت‌ها اهتمام داشته و نه با حرف‌زدن نسل‌های بعد مخالف بوده بلكه همه می‌دانیم كه خاتمی درست عكس این جهات متحجرانه عمل می‌كرده است. با این حال بدون هیچ ربط وثیق و شبه‌وثیقی، از خاتمی یاد می‌كند، آن هم به عنوان كسی كه تنها چیزی كه نصیب سینمای ایران كرد، ابتذال بود و بس!» داد ادامه داده است: «فیلم‌های واقعا اجتماعی زیادی در این دوره ساخته شد كه شاخص‌ترین آنها فیلم‌های رخشان بنی‌اعتماد، تهمینه میلانی، رسول صدرعاملی، علیرضا داوودنژاد، بهرام بیضایی، بهمن فرمان آرا، بهروز افخمی، سامان مقدم، مسعود كیمیایی، ابوالحسن داوودی، جعفر پناهی، فریدون جیرانی، احمدرضا درویش، رسول ملاقلی پور، رضا میركریمی، و... بود.

همین فیلم‌ها بودند كه جشنواره سینمای اجتماعی آبادان را رونق بخشیدند، كما اینكه جشنواره سینمای دینی حقیقت كه در یزد برگزار شد، پذیرای فیلم‌هایی شد كه با گرایش و درونمایه دینی ساخته می‌شدند. آقای مجیدی به عنوان فیلمسازی كه در بسیاری از جشنواره‌های داخلی و خارجی حضور یافته به خوبی می‌داند كه نفس وجود جشنواره موضوعی تا چه حد در ترغیب سینماگران به ساخت فیلم‌هایی با درونمایه‌های مورد نظر مؤثر است. تاكنون هیچ یك از مخالفان حرفه‌ای سینمای دوران اصلاحات اعلام نكرده‌اند حاصل آن دوران فقط ابتذال بوده است؛ حداكثر مدعی شده‌اند از تعداد فیلم‌های ارزشی كاسته شده و تعدادی فیلم مبتذل هم ساخته شده است. این آقای مجیدی است كه كل حاصل آن دوران را یك كاسه زیر سوال می‌برد و به قول معروف گز نكرده پاره می‌كند. باید از این سینماگر عزیز پرسید آیا واقعا از دوران خاتمی چیزی «جز ابتذال» نصیب سینمای ما نشد. یعنی دستاورد آن دوران فقط و فقط ابتذال بوده است و دیگر هیچ؟! یعنی مثلا تمام فیلم‌هایی كه در آن دوران ساخته شد، بلااستثناء مبتذل بوده‌اند یا این كه استثنائاتی هم در كار بوده است؟ اگر بلا استثناء همه مبتذل بوده‌اند، تكلیف فیلم‌های «رنگ خدا»، «باران» و «بید مجنون» خود شما چه می‌شود؟ همینطور تكلیف ده‌ها فیلم دیگری كه پوراحمد، بنی‌اعتماد، میلانی، فرمان‌آرا، حاتمی‌كیا، صدرعاملی، كیمیایی، جبلی (بله حمید جبلی!) و... ساختند چیست؟! اما اگر معتقدید آش به این شوری هم نبوده و آثار غیر مبتذل هم داشته‌ایم، بگویید چند درصد آثار آن دوران مبتذل نبوده‌اند.»

در این یادداشت سیف‌الله داد به موضوعی دیگر هم اشاره كرده است:«البته یادمان باشد كه روشن نشده تعریف آقای مجیدی از ابتذال چیست و ایشان چه فیلمی را مبتذل می‌دانند و اگر فیلم مورد پسند شخصیتی مثل «هامون» با فیلم مورد پسند قهرمان فیلم «آواز گنجشك‌ها» متفاوت باشد، كدام‌شان مبتذل است و چرا؟

... اگر تعالی نتیجه آزادی باشد، در این صورت چرا در دوره خاتمی به زعم آقای مجیدی این تئوری صددرصد نتیجه عكس داده و جز ابتذال چیزی به بار نیاورده است؟ با این تناقض چه باید كرد. ممكن است مجیدی پاسخ دهد كه آنچه در دوره خاتمی در سینما رخ داد، آزادی نبود بلكه هرج و مرج، آنارشی، رهاسازی، و آزادی بدون مدیریت بوده است و به همین دلیل حاصل آن دوران ابتذال بوده است. ما هم می‌گوییم اولا بفرمایید آقای خاتمی كه فرق بین هرج و مرج با آزادی را نمی‌دانسته و ظرف هشت سال ریاست جمهوری هم متوجه آن نشده، چه حسنی دارد كه شما را به شخصیت او علاقه‌مند كرده است؟! مگر می‌شود هر بار كه نام شخصی را در جمع می‌آوریم، اول از علاقه‌مندی و ارادت خود به او بگوییم بعد چنان عیب عجیبی به او نسبت دهیم كه شنونده سر در گم بماند از این شیفتگی و علاقه بی‌دلیل؟! از این گذشته از هنرمند تیزهوشی چون آقای مجیدی انتظار نمی‌رود با به كار بردن كلمه آزادی به جای هرج و مرج، هم به مفهوم آزادی، هم به شنونده و هم به گوینده ستم كند. چرا كه آزادی كه علی (ع) در مدح آن می‌فرماید: «بنده كسی مشو، چرا كه خداوند تو را آزاد آفریده است»، با پدیده زشت هرج و مرج یكی دانسته می‌شود... اگر واقعا حاصل سیاست‌های وزارت ارشاد در آن سال‌ها ابتذال محض بود، حق بود از آن دوران به عنوان دوران مهاجرانی، داد، مسجد جامعی و... یا دوران اصلاحات یا سال‌های 80-76 یا 84-80 و... یاد كند نه آن كه این وصله را به قبای آقای خاتمی بچسباند و از گناه بنده و امثال بنده بگذرد.

در زمان خاتمی كه شأن وزیر و معاون وزیر در حد امر بر پایین نبود كه تصور شود فقط مجری بوده‌اند و سیاست را رئیس‌جمهور تعیین و ابلاغ می‌كرده است. اگر این‌طور بود كه مسوول سینما شخص رئیس‌جمهور است كه در اردیبهشت 78 باید به جای آقای مهاجرانی آقای خاتمی را استیضاح می‌كردند! پس آیا احتمالی به جز سیاسی بودن این جمله باقی می‌ماند؟ به عبارت صریح‌تر آیا ممكن است مجیدی خاتمی را فردی نامناسب برای ریاست جمهوری بداند و لذا احساس تكلیف كند كه در سخنرانی‌هایش (از جمله در دانشگاه امام صادق(ع)) به مخاطبان خود به نحو غیر مستقیم القا كند كه بازگشت خاتمی یعنی رواج مجدد ابتذال؟! یعنی نوعی تبلیغ مواضع سیاسی با چراغ خاموش؟
این پرسشی است كه این گله‌گذاری بی‌مناسبت و ادعای بزرگ و غیر قابل اثبات اما كوبنده به ذهن متبادر می‌كند.

هديه تهراني بعد از مدت‌ها در يك محفل عمومي ظاهر شد:

هديه تهراني بعد از مدت‌ها در يك محفل عمومي ظاهر شد
هديه تهراني بعد از مدت‌ها در يك محفل عمومي ظاهر شد


سينماي ما - افتتاحیه نمایشگاه عکس‌های رضا کیانیان در کنار تمام اتفاقات ریز و درشتی که به همراه داشت، باعث شد تا هدیه تهرانی پس از مدت‌ها در یک محفل عمومی حاضر شود. او در این نمایشگاه به همراه بهمن فرمان‌آرا که چند همکاری سینمایی با هم داشته‌اند از عکس‌های همکارش دیدن کرد. رضا کیانیان و هدیه تهرانی در «یک بوس کوچولو» به کارگردانی فرمان آرا و «چتری برای دونفر » به کارگردانی احمد امینی با هم همکاری کرده اند.


 عکس: سید شهاب واجدی،مهر

تست گریم جمشید هاشم پور در نقش امام خمینی:

تست گریم جمشید هاشم پور در نقش امام خمینی در فیلم فرزند صبح از بهروز افخمي


اینم تست گریم بازیگر نقش سید احمد خمینی. میشناسین که؟

 

محمدرضا شریفی نیا

كشف كپي غيرمجاز 18 هزار فيلم در اردبيل:

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و هنر - سينما

در شش ماه اول سال جاري:18 هزار فيلم کپي غيرمجاز و پلمپ 14 واحد صنفي متخلف در استان اردبيل انجام شد.

به گزارش بخش سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)،تيم‌هاي عملياتي ستاد مبارزه با عرضه غيرمجاز محصولات سينمايي و سمعي و بصري با حضور در استان اردبيل بيش از 18 هزار فيلم کپي غيرمجاز و غير اخلاقي را در شش ماه اول سال جاري کشف و ضبط کردند.

دبيرخانه ستاد هماهنگي مبارزه با محصولات غير مجاز سمعي و بصري و سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي،نيروهاي ستاد با حضور در مناطق مختلف استان اردبيل بيش از 15 هزار فيلم کپي غير مجاز و 3 هزار فيلم غير اخلاقي را شناسايي و کشف کردند.

طي بازرسي از فروشگاه‌هاي عرضه‌کننده محصولات سينمايي و سمعي و بصري 14 فروشگاه غير مجاز پلمپ و به 38 فروشگاه عرضه‌کننده محصولات سمعي و بصري غير مجاز نيز اخطاريه داده شده است.

هم اکنون در استان اردبيل 183 فروشگاه با مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و 30 فروشگاه بدون مجوز فعاليت دارند.

انتهاي پيام

مصاحبه با بازیگر نقش فرشته وحی در سریال حضرت یوسف(ع)  

مصاحبه با بازیگر نقش فرشته وحی در سریال حضرت یوسف(ع)

گپی با «اردلان شجاع كاوه» بازیگر نقش فرشته وحی در سریال حضرت یوسف (ع)

اردلان شجاع كاوه بازیگر نام آشنای سینما، تئاتر و تلویزیون كشورمان در سال ۱۳۴۱ در بیرجند متولد شده است. او در رشته بازیگری و كارگردانی، لیسانس و فوق لیسانس دارد و از سال ۱۳۴۸ پا به این عرصه گذاشته است.
شجاع كاوه در حال حاضر در كنار بازیگری، تدریس هم می‌كند. او در آثار سینمایی و تلویزیونی زیادی كاركرده كه از میان آنها می‌توان به بایكوت، گذرگاه، هراس، پنجاه و سه نفر، دادستان، عملیات كركوك، بر بال فرشتگان، دایره سرخ، آقای رئیس جمهور، اصحاب كهف، كلانتر، روح مهربان، صاحبدلان، چارخونه و به تازگی سریال «یوسف پیامبر» اشاره كرد.

شجاع كاوه در مورد حضورش در عرصه هنر می‌گوید: «۷ ساله بودم كه به عرصه بازیگری پا گذاشتم؛ با همان تئاترهای مدرسه. پس از آن جذب سازمان تبلیغات شدم و از طریق این سازمان در برنامه های متفاوتی حضور پیدا كردم و از آن دوره تاكنون نقشهای متفاوتی را تجربه كرده ام كه هر كدام شرایط خاصی داشته اند. اما آنچه برایم اهمیت داشته و دارد، ماندگاری و تأثیرگذاری نقشهایم است.»

می‌گویم مردم شما را بیشتر با نقشهای جدی و یا منفی می‌شناسند اما چطور شد در طنز چارخونه ظاهر شدید؟
▪ می‌گوید: «چارخونه اولین كار طنز من به شكل روتین بود كه پیش از این هم در برخی كارهای تئاتر این فضا را تجربه كرده بودم، ولی «چارخونه» بسیار متفاوت بود. خود من هم فضای طنز را دوست دارم و به همین دلیل نقش داماد خانواده را قبول كردم.»

اما این روزها اردلان شجاع كاوه را با نقشی بسیار متفاوت در سریال «یوسف پیامبر» می‌بینیم.
از او در مورد حضورش در این سریال و ایفای نقش «فرشته وحی» می‌پرسم كه می‌گوید: «من علاقه زیادی به كتابهای تاریخی دارم و همین علاقه باعث گرایش من به كارهای تاریخی شده است. سالها پیش در سریال «مردان آنجلس» در یك نقش تاریخی ظاهر شدم كه همین تجربه و كار كردن در گروه آقای سلحشور باعث شد در سریال یوسف پیامبر(ع) هم نقشی متفاوت داشته باشم».

می‌پرسم حالا چرا نقش فرشته وحی؟!
شجاع كاوه با مكثی كوتاه می‌گوید: «مگر چه اشكالی دارد نقش منفی ها هم یك روز متحول شوند و با یك نقش مثبت كه چه عرض كنم، با نقش فوق مثبت در قاب تصویر جای بگیرند؟! مگر نقش منفی ها دل ندارند؟!.. .»
▪ شجاع كاوه دوباره مكثی می‌كند و در ادامه می‌گوید: «البته از شوخی كه بگذریم، زمانی كه این نقش به من پیشنهاد شد، كمی‌در پذیرش آن دچار تردید شدم، اما پس از مدتی فكر كردن در مورد این نقش، سرانجام قبول كردم، چون برایم یك تجربه تازه بود. گذشته از همه این مسائل بازیگر باید خودش را با نقشهای متفاوت محك بزند. این روزها هراز گاهی كه با مردم برخورد می‌كنم، به من می‌گویند، اصلاً این نقش به تو نمی‌آید؛ من به این نظریات اهمیت می‌دهم، زیرا نظر بیننده برایم بسیار محترم است. اما قبول كنید كه بازیگر باید تجربه های تازه ای داشته باشد تا در یك نقش راكد نماند. هر چند من در عرصه كسب تجربه هنوز در ابتدای راهم.»
وی در ادامه می‌افزاید: «ظاهر شدن در نقشهای خاص تاریخی بسیار دشوار است، چون هیچ كس ما به ازای انسانی یا وجودی این شخصیت ها را ندیده است. درست مثل «فرشته وحی» كه تصویری در كتابهای تاریخی و دینی از آن نداریم و این نگاه و خلاقیت كارگردان است كه به این شخصیت تصویر می‌دهد. در هر صورت آثاری مثل سریال «یوسف (ع)» گذشته از افت و خیزهایش بیشتر برای ارایه اطلاعات تاریخی به مردم است و تغییر دادن نگاه و ذائقه مخاطبی كه با آثار سینمایی رنگارنگی در روزگار حاضر، رو به روست.به نظر من هر سریال یا اثر سینمایی بدون تردید كاستی هایی دارد، اما جسارت پرداختن به آثار سخت، علاقه و توجه ویژه می‌خواهد.»

__________________
خدا دارم ، نبي دارم ، علي دارم ، ولي دارم ، چه غم دارم؟

خنده‌هاتو به همه بده ولی لبخندتو به يک نفر،
عشقتو به همه بده ولی وجودتو به يک نفر،
بذار همه عاشقت باشن ولی خودت عاشق يه نفر باش...

با حمايت صندوق فيلم مستند ساندنس انجام می‌گیرد؛

با حمايت صندوق فيلم مسبا حمايت صندوق فيلم مستند ساندنس انجام می‌گیرد
با حمايت صندوق فيلم مستند ساندنس انجام می‌گیرد؛
الیور استون نشد، و حالا فیلمساز چک مستند احمدی‌نژاد را می‌سازد
الیور استون نشد، و حالا فیلمساز چک مستند احمدی‌نژاد را می‌سازد
؛

الیور استون نشد، و حالا فیلمساز چک مستند احمدی‌نژاد را می‌سازدتند ساندنس انجام می‌گیرد؛

الیور استون نشد، و حالا فیلمساز چک مستند احمدی‌نژاد را می‌سازد


سینمای ما -  «پيتر لوم»، مستندساز كشور چك در مستندي جديد تحت حمايت صندوق فيلم مستند موسسه ساندنس، فيلمي درباره نامه روستائيان كشورمان به «محمود احمدي‌نژاد» را فيلم مي‌كند. 
صندوق مالي مستند ساندنس اعلام كرد كه در اقدامي جديد از 20 پروژه سينماي مستند حمايت مالي خواهد كرد كه در اين ميان 800 فيلمساز از 70 كشور جهان بدين منظور پروژه‌هاي خود را به اين مؤسسه تحويل دادند كه در اين ميان اسامي فيلم‌هاي برگزيده روز گذشته اعلام شد.
از جمله 20 فيلم معرفي شده، پروژه مستند «نامه روستائيان ايراني به رييس جمهور احمدي‌نژاد» است.
اين مستند كه محصول مشترك ايران و آمريكاست به كارگرداني «پتر لوم» مستندساز چكي ساخته خواهد شد.
به گزارش اسكرين ديلي، حمايت خلاقانه از 20 مستند اعلام شده، به طور انجام مشاوره با هنرمندان با سابقه، برگزاري كارگاه‌هاي آموزشي و تبلغ براي فيلم صورت خواهد گرفت.
موسسه فيلم مستند ساندس، تاريخ اجراي برنامه حمايت مالي بعد را از 9 فوريه لغايت 7 ژويه 2009 اعلام كرده است.



منبع خبر : فارس به نقل از اسکرین دیلی

حرف‌های مجیدی در برخورد با دانشجوها:

حرف‌های مجیدی در برخورد با دانشجوهایی که عکس سروش در دست داشتند
حرف‌های مجیدی در برخورد با دانشجوهایی که عکس سروش در دست داشتند


سینمای ما - «اين شور و هيجان شما قابل درک است. من هم در جواني از اين هيجانات برخوردار بودم، اما دوره ما با انقلاب مصادف بود و هيجان هاي ما در آن مسير حرکت کرد. اشکال ندارد از کسي طرفداري کنيم، اما بايد فرق دوغ و دوشاب را تشخيص دهيم و بدانيم حقيقت کجاست.» اين جملات مجيد مجيدي خطاب به دانشجوياني است که با عکس هايي از دکتر عبدالکريم سروش در جلسه سخنراني او در دانشگاه صنعتي شريف حضور داشتند. او در تکميل حرف ها و توجيه جملات قبلي اش مي گويد؛«خدا شاهد است اگر آن طرف دنيا هم زندگي مي کردم، پاي اصول و اعتقاداتم مي ايستادم و حرف هايم هيچ ربطي به مسائل و جريانات روز ندارد. من نماينده پيامبر يا جمهوري اسلامي نيستم و در جايگاهي نيستم که حکم کافر بودن و از دين خارج شدن براي کسي صادر کنم، بنده افکار خودم را نسبت به باورهاي ايشان مطرح کردم و از حقيقتي دفاع و صحبت کردم.» سپس دانشجويان درباره آخرين ساخته سينمايي مجيدي و نماينده اسکار ايران سوالاتي را مطرح کردند.

او درباره حضور شترمرغ در اين فيلم اين گونه توضيح مي دهد؛«شترمرغ تمثيلي از خود بازيگر فيلم است که دو پا بر زمين دارد. ولي با دو بالي که براي پرواز دارد، تمثيلي از باطن او و انسان است که مي تواند با طي طريق بر بلنداي جاي گيرد.» او در پاسخ به پرسشي درباره حضور سينماي ايران در جشنواره ها مي گويد؛ «متاسفانه تحليل درست و اصولي درباره اين مساله وجود ندارد و عموماً اين وجه سينماي ايران دستخوش مسائل و نگاه هاي سياسي بوده است، البته گاهي جشنواره هايي معدود هم شايد سياسي عمل کرده باشند، اما اين مساله دقيقاً آسيب شناسي نشده است. امروز سينماي ايران را به خاطر تاملش در مسائل انساني و وجهه معرفتي اش مي شناسند و متاسفانه در اين سال ها به اين دستاورد بزرگ بي توجه بوده ايم و از آن درست بهره نبرده ايم.» کارگردان «بچه هاي آسمان» در خصوص حضور فقر در فيلم هايش مي گويد؛ «خاستگاه اجتماعي خود من چنين طبقاتي است و من با توجه به شناختم از اين طبقات و احساسي که نسبت به اين طبقه و اين گروه از آدم ها داشتم بنابراين هميشه تلاش کرده ام آدم هايي را انتخاب کنم که جزء آسيب پذيرترين و پايين ترين طبقات اجتماعي باشند.»


منبع خبر : اعتماد

كشاورز:توصيه مي‌كنم بانوان هنرپيشه نشوند:

كشاورز:توصيه مي‌كنم بانوان هنرپيشه نشوند
يك پيشكسوت بازيگري سينما و تلويزيون از حضور مانكن‌ها در اين عرصه انتقاد كرد.
محمد علي كشاورز، ظهر امروز در جريان بازديد از پانزدهمين نمايشگاه بين‌المللي مطبوعات و خبرگزاري‌ها در گفت‌وگو با فارس با ابراز نگراني نسبت به وضع نامناسب فرهنگي بازيگران زن گفت: من به جوانان به خصوص بانوان توصيه مي‌كنم كه به دنبال شغل مناسب‌تري بروند و از هنرپيشگي خودداري كنند.
 
اين پيشكسوت عرصه هنر و سينما در ادامه با انتقاد از بي‌توجهي نسل جوان به مطالعه اظهار داشت: متاسفانه نسل جديد از كتاب و كتابخواني دور مانده‌ كه بايد با خواندن كتاب از فرهنگ و ادب اين مرز و بوم آگاه باشند.

گزارشی خواندنی از خاطره‌نویسی‌های هنرمندان:

به مناسبت انتشار قریب‌الوقوع خاطرات محمدعلی کشاورز؛
گزارشی خواندنی از خاطره‌نویسی‌های هنرمندان
گزارشی خواندنی از خاطره‌نویسی‌های هنرمندان


سینمای ما - المیرا حصاركی: نوشتن خاطرات از علایق همه بوده و هست و به‌طور تقریبی می‌توان گفت که همه مردم نسبت به زندگی بقیه کنجکاوند، چه برسد به اینکه این دسته از مردم، افراد مهمی هم باشند. دانستن اینکه قهرمان امروزه قبل‌تر‌ها چه کار می‌کرده برای هر کسی مهم است و جای سوال دارد. شاید قسمتی از همین خاطره‌نویسی‌های به ظاهر کم‌ارزش بخش بزرگی از تاریخی باشد که سالیان سال توسط افراد مختلف به دور از چشم مردم عام بوده است.



اکسیر عشق
نوشتن خاطره‌نویسی، یکی از اولین کارهایی که هر فرد مهمی در دنیا به فکرش می‌افتد و اینجا آخرین کار!تازگی‌ها با خبر شدیم که محمدعلی کشاورز که یکی از بازیگران قدیمی تئاتر و تلویزیون است برای این قشر هنری کم زحمت نکشیده، کتاب خاطرات خود را تحت عنوان«اکسیر نقش»تا اواخر آبان‌ماه روی پیشخوان کتابفروشی‌ها می‌فرستد.
این نخستین کتابی است که درباره زندگینامه و فعالیت‌های محمدعلی کشاورز به رشته تحریر در آمده و کیان افراز در گفت‌وگو‌های ده‌گانه خود با این هنرمند به زندگی تئاتری کشاورز پرداخته و بخش دیگری از فعالیت‌های این هنرمند توسط یاسین محمدی بررسی و تالیف خواهد شد. مولف کتاب که همان مولف زندگینامه عزت‌الله انتظامی نیز بوده، تصمیم دارد از روایت اول شخص در کنار روایت تک‌گویی محمدعلی کشاورز درباره زندگی خود، برای شرح ماجراها استفاده کند.

این کتاب توسط «نشر افراز» به بازار کتاب عرضه می‌شود و در حدود 400 صفحه است و در آن به بررسی زندگی شخصی و حضور محمدعلی کشاورز در تئاتر، سینما و تلویزیون بپردازد نكته قابل توجه در كتاب «اكسیر نقش» این است كه علی نصیریان هنرمند پیشكسوت كشور در مقدمه این كتاب، زندگی محمدعلی كشاورز را با قلم خود روایت كرده است. در واقع نصیریان در مقدمه این كتاب به چگونگی حضور كشاورز در عرصه هنر و همكاری‌اش با وی در چند فیلم سینمایی و مجموعه‌های تلویزیونی اشاره كرده است. نکته قابل توجه دیگرش در اینجاست که با اشاره به «فیلم‌شناسی» این هنرمند پیشکسوت سینما نیز در کتاب درج شده و انتشار آلبومی از عکس‌های کشاورز در این کتاب و ارائه‌ ‌برخی سندها، از دیگر فصل‌های کتاب است.

نخوردی بستنی محمد ریش



مرتضی احمدی برای علاقه‌مندان رسانه‌های دیداری و شنیداری چهره بسیار آشنایی است. او در طول ده‌ها سال فعالیت، حضور در رادیو، تلویزیون، تئاتر و سینما را تجربه کرده، ضمن اینکه یکی از هنرمندان با سابقه و پیشکسوت سینما و تئاتر ایران به‌شمار می‌آید. مرتضی احمدی در سال 1378 به همت انتشارات ققنوس خاطرات خود را تحت عنوان من و زندگی منتشر کرد که در‌بردارنده نکات مهمی از تاریخ معاصر کشورمان در عرصه هنر است. خاطرات مرتضی احمدی بعد از مقدمه در 15 بخش به تحریر در آمده است و نویسنده این کتاب آن را به دختر و پسر و نوه‌هایش و همه هنرمندان تقدیم نموده است. مرتضی احمدی در مقدمه از این مقوله افسوس می‌خورد که چرا پا در عرصه هنر نهاد و چرا سرنوشت ناگوار دیگر هنرمندان برای او عبرت نشد و پشیمان است از اینکه صحنه هنر را با همه سختی‌ها و مرارت‌هایی که متحمل شد، ترک نکرد.
او هم همانند تمامی قشر هنر‌مند از نادیده گرفتن و کم‌لطفی‌ها شکایت می‌کند: اکبر دست‌دوز در فقر و بی‌کسی خاموش شد، پرویز اعظمی به خودکشی قناعت کرد، هوشنگ سارنگ بالاخره تعادل روانی‌اش را از دست داد و با ساز همیشه مونسش پرسه زن کوچه‌های شاهد هنرش شد، خانم شکوه اولین زن هنرمندی که با جسارت به روی صحنه رفت، از چگونگی مرگش کسی خبردار نشد، نیکتاج صبری علیل و تنها در شعله‌های آتش خانه کوچکش سوخت و خاموش شد، اصغر تفکری قهرمان کمدی کشور، به نوعی دیگر زندگی‌اش را پشت سر گذاشت و از صحنه زندگی گریخت و...

وارد شدن او به این دنیا شنیدنی است، به این سطر‌ها که می‌رسم فقط به این فکر می‌کنم که چقدر بیشتر کیف دارد که تمام این خاطرات را از دهان خودش بشنوی یا حتی آرزوی دست نیافتنی‌تری می‌کنی که‌ ای کاش همان زمان به دنیا آمده بودی و تمام این وقایع را از نزدیک می‌دیدی. در خلال توصیف زندگی مردم در تهران قدیم به اجرای مراسم شب یلدا و چهارشنبه سوری و ماه رمضان و ماه محرم و صفر اشارات جذابی می‌کند.
در جایی از کتاب اشاره می‌کند: «من چون صدای خوبی داشتم، از 12 سالگی در ماه محرم نوحه‌خوان دسته‌های سینه‌زنی بودم و در ماه رمضان موذن محل.»
این کتاب خاطرات علاوه بر آنکه زندگی مرتضی احمدی را معرفی می‌کند، نکات تاریخی را برای خواننده مرور هم می‌کند:« بر عکس آنچه بین مردم شایع است، اولین بستنی فروش صاحب نام در تهران اکبر مشدی نبوده، بلکه استاد او مردی قوی هیکل و بلندبالا با محاسنی سیاه با سه دهنه مغازه بستنی فروشی در دروازه دولت، قلهک و تجریش به نام محمد ریش بوده. كیفیت بستنی او به حدی مطلوب بوده که شعری در وصف او سروده‌اند:
از این جا تا به قلهک تا به تجریش
نخوردی بستنی محمد ریش

پس از مرگ او شاگردش، یعنی همان اکبر مشدی که پدرش را همه مشدی خطاب می‌کردند و یکی از بزن بهادرها و در عین حال نیکوکاران خیابان ری بوده، به شهرت می‌رسد. و همینجاست که خواب را از چشمان تمام کسانی که سردر بستنی فروشی‌شان زده‌اند ابداع‌گر اولین بستنی فروشی تهران، می‌دزدد!
مرتضی احمدی علاوه بر آنکه هنر بازیگری را به خوبی آموخته، به فوتبال هم علاقه‌مند بوده. در سطر‌هایی از کتاب او به این نکته هم بر می‌خوریم که او جنگ جهانی دوم را هم به خوبی به یاد دارد و خاطرات تکان‌دهنده‌ای از حضور نیروهای متفقین در تهران تعریف می‌کند: «در گیرودار جنگ بین‌المللی دوم، استالین رهبر اتحاد جماهیر شوروی دستور داده بود تمامی جوان‌ها بایستی اجبارا به جبهه‌های جنگ اعزام شوند. در میان سربازان اعزامی به ایران فوتبالیست‌های شوروی هم بودند. چون کشور ایران هم جبهه جنگ بود. اما بدون خون و خونریزی و در نهایت، سلامتی آنها در مخاطره نبود.
در پاییز سال 1322 بین بازیکنان ضعیف تیم راه‌آهن و بازیکنان صاحب‌نام روسیه (دینامو) که در طول خطوط بخش شمالی راه‌آهن ایران کار می‌کردند، مسابقه دوستانه‌ای ترتیب داده شد که 9 بر 1 بازنده شدیم و تنها گل تیم راه‌آهن را شاپور سرحدی به ثمر رسانید. او در تقبیح ارتش که یکباره تسلیم شده بود می‌گوید آنهایی که روی سینه‌هایشان پر از مدال و نشان‌های رنگارنگ لیاقت و شجاعت و از شانه‌های‌شان واکسیل‌های پرزرق و برق آویزان بود کجا رفتند؟ پس آن همه سپهبد و سر لشگرها و سرتیپ‌ها که به زمین و زمان فخر می‌فروختند و گماشته‌هایشان را زیر مشت و لگد له و لورده می‌کردند و اگر سربازی یکی از دکمه‌های لباسش بسته نبود، صورت آن بچه کشاورز را با سیلی پرتاول می‌کردند، چه شدند.»

همان موقع‌ها بوده که مرتضی احمدی به هنر بازیگری علاقه نشان می‌دهد اما پدرش که از فعالیت و حرفه او آگاه می‌گردد محترمانه عذر او را می‌خواهد و او را از خانه بیرون می‌اندازد!
در بخشی از کتاب او ضمن اشاره به پیشینه دستگاه موسیقی بیات تهران می‌گوید: «آواز بیات تهران بازگوکننده محرومیت، غم‌ها، رنج‌ها و افزون بر آنها دلدادگی‌های مردم جنوب شهر تهران بود بیات تهران از آغاز پیدایش و شناخت آن به مرور زمان به نام‌های لاتی، لشی، بابا شملی، کوچه باغی و بالاخره غزل مشهور بوده است. در گذشته معروف‌ترین خوانندگان آن رضا بابا شملی، اصغر ننه، ابرام غزلخون، حسین کبابی و آقا رضاکور بودند.
او در کتابش نوشته: بعضی‌ها ندانسته خراباتی را با بیات تهران در یک سطح قرار می‌دهند که به نظر من همان بهتر که خراباتی در خرابات مدفون بماند و جایگاه بیات تهران در موسیقی اصیل زادگاه خودمان ماندگار.
در ادامه کتاب نویسنده ضمن درج خاطراتی از آقا رضا کور (آوازه‌خوان دوره‌گرد) به شیوه‌های سنتی ترانه خوانی اشاراتی می‌نماید و در ادامه به یک موضوع بسیار جذاب و دلنشین و تاریخی اشاره می‌کند و می‌گوید: هنوز شهرت من از حد و حدود شهرهای نزدیک تهران آن سوتر نرفته بود که پیش پرده گلپری جون که سازنده شعر و آهنگ آن مرحوم اصغر تفکری بود به دستم رسید. تفکری ویولن خوب می‌نواخت و با پیانو آشنایی داشت.
از نظر من اشعار بی‌محتوایی داشت که هنوزم به آن معتقدم. خانم م. ب برای ایفای نقش گلپری انتخاب شد و من برای نقش کل ممدعلی انتخاب شدم و با بی‌میلی اشعار را حفظ کردم.

در اردیبهشت‌ماه سال 1323 آن را به عنوان پیش پرده با ترس و لرز به اجرا گذاشتیم. پیش پرده گلپری جون چهار بار در روزهای جمعه از رادیو تهران پخش می‌شد. شهرت آن به حدی رسید که تا دور افتاده‌ترین نقاط ایران نفوذ کرد و پس از ترانه‌ای یار مبارک بادا پراجراترین ترانه لقب گرفت و بدون کلام از رادیوی چند کشور پخش شد. اینک پس از گذشت بیش از نیم قرن از اجرای اولیه آن باز هم زمزمه‌‌گویان زیادی دارد و من متحیرم که با چه پیام و نتیجه آموزنده‌ای این ترانه فاقد محتوی می‌تواند بین قشرهای مختلف و با سلیقه‌های متفاوت نفوذ داشته باشد. من که بیش از 200 بار آن را اجرا و به خودم مراجعه کرده‌‌ام، هنوز به نتیجه اقناع‌کننده‌ای نرسیده‌ام. همینطور شد که او پا به هنر بازیگری گذاشت و از خودش کسی را ساخت که دوست داشت باشد.

50 سال موسیقی ایران



كتاب «راز آشكارا» 50 سال خاطرات هنری میلاد كیایی نوازنده سنتور عنوان کتاب خاطرات دیگری است که توسط انتشارات بدرقه جاویدان وارد بازار کتاب شده است. این كتاب انعكاسی است از شرایطی كه در آن دوره در ایران و در بستر جامعه در جریان بوده و به نوعی تاریخ‌نگاری محسوب می‌شود، به این خاطر که مخاطب می‌تواند با خواندن این کتاب ببیند كه آن دوره‌ها چگونه می‌گذشته و دغدغه‌های هنرمندان چه بوده است؟
یكی از خصوصیات این ‌كار اتوبیوگرافی است. اگرچه شرحی راجع‌ به ارتباطات و اشخاص می‌باشد، اما در حقیقت تا حدودی منعكس‌كننده خلقیات و شرایط هنری در آن دوره بوده چیزی كه در این چهار، پنج دهه اخیر درباره آن بسیار سكوت شده است و در واقع ما در حوزه موسیقی اتوبیوگرافی زیادی مثل حوزه سیاسی نداریم. «راز آشكارا» كه نوعی تناقض در خودش دارد، حكایت شیرین و تلخی است كه بخشی از اتفاقات موسیقایی را در این كتاب شاهد هستیم و تنها خاطرات كیایی نیست بلکه می‌توان گفت در آینده‌ای دور یکی از مرجع‌های تحقیقی به حساب می‌آید که اتفاقات موسیقایی این دوران را شرح داده است.

حدیث نفس



پرویز خطیبی از چهره‌های نامدار هنر و ادبیات معاصر ایران است که اینک 15 سال از مرگ او می‌گذرد. او همچنین با نوشتن کتاب خاطراتی از خود نامش را بیش از پیش در ذهن مردم ماندگار کرد.
خطیبی یکی از روزنامه‌نگاران فعال زمان خودش بود: نشریات بهرام، علی بابا و حاجی‌بابا را منتشر کرد که به خاطر انتقادهای سیاسی بارها توقیف و سرانجام برای همیشه تعطیل شدند. نشریه «حاجی بابا» که از سال ۱۳۲۸ تا کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ با سرپرستی خطیبی منتشر می‌شد، از پرطرفدارترین نشریات فکاهی سیاسی زمان خود بود. خطیبی همچنین یکی از پیشگامان صنعت سینمای ایران بود و روی هم ۲۷ فیلم سینمایی کارگردانی کرد. خطیبی در دوره مهاجرت، زیروبم‌های زندگی خود را به صورت نوشته‌های کوتاه در مجلات منتشر می‌کرد. کتابی که به همت دختر او فیروزه خطیبی انتشار یافته، خاطرات او را از حشر و نشر با نویسندگان و هنرمندان بی‌شمار در بر دارد. این کتاب چند بار در ایران و آمریکا منتشر شده و با استقبال فراوان روبه‌رو شده است.

کتاب خاطرات خطیبی تنها حدیث نفس یا روایت شخصی دیده‌ها و شنیده‌های نویسنده نیست، بلکه اطلاعاتی ارزنده از جامعه هنری ایران در بر دارد. این کتاب جذاب کاستی‌هایی دارد و مهم‌ترین اشکال آن نداشتن انسجام است. نوشته‌هایی که در زمان حیات نویسنده، بدون نظم و ترتیب خاصی منتشر شده، کمابیش به همان صورت ناویراسته در کتاب آمده است. اگر روال زمانی خاطره‌ها رعایت می‌شد، خواننده‌ای که با بستر تاریخی وقایع آشنا نیست، می‌توانست برداشت دقیق‌تری از سیر روزگار پیدا کند در هر جا غلط‌های ریز به چشم می‌خورد و این کتاب هم از این قاعده مستثنی نبوده است به عنوان مثال همین چند نمونه را با هم مرور می‌کنیم:
درباره دور آخر زندگی صادق هدایت آمده است: «هدایت عازم پاریس شد و در پانسیونی که سال‌ها در آن زندگی کرده بود اتاقی گرفت.» که سخنی نادرست است.
درباره قوام السلطنه گفته می‌شود که او پنج نفر از سران حزب توده را در دولت خود شرکت داد که درست سه نفر است و نه پنج نفر.
در کتاب از سوختن و مرگ کریم‌ پورشیرازی روزنامه‌نگار معروف پس از کودتای ۲۸ مرداد در زندان، روایتی داده شده که قدری با روایت‌های شناخته‌شده متفاوت است و نیاز به کاوش بیشتر دارد.
اما این کاستی‌ها، از اهمیت و جذابیت کتاب کم نمی‌کند. نثر پرویز خطیبی گاه کهنه و «مکتبی» است، اما در همه حال شیرین و روان باقی می‌ماند.
و دیگران
خاطره‌نویسان زیادی هم ماندند که به‌طور مفصل به آنها نپرداختیم. افراد مختلفی از قشر‌های متفاوت ما را در لحظه‌های خوب و بدشان سهیم کردند. حال چه به‌طور داستان‌وار مثل کتاب «شالبامو» فریده لاشایی یا «شما که غریبه نیستید» هوشنگ مرادی‌کرمانی یا به‌طور رسمی با عنوان کتاب خاطرات و زندگینامه مانند «سکوت گویا» ایرج بسطامی و «آوای جاویدان در موسیقی ایران» ادیب خوانساری. و چه کتاب خاطرات رضا کرم‌رضایی که پشت در‌های بسته ارشاد است. همه از یک جنسند و روزی به کار تاریخی خواهند آمد.



منبع خبر : وبلاگ قاعده بازی

عکس های خوشگل نانسی عجرمNancy Ajram Pics

Nancy Ajram Pics

گالری عکس های ناز نانسی عجرم خواننده دختر خوشگل عرب

نانسی عجرم


نانسی عجرم

نانسی عجرم

نانسی عجرم

نانسی عجرم

عکس های مدونا خواننده زن خارجیMadonna Pictures

Madonna Pictures

عکس های خوشگل مدونا خواننده و بازیگر زن خارجی بهمراه همسرش

US singer Madonna (right) arriving with her husband British ...

 


In this Sept. 19, 2000 file photo, Madonna arrives alongside ...

In this Dec. 2, 2007 file photo, director Guy Ritchie and his ...

In this Dec. 21, 2000 file photo, Madonna waves to the crowd ...

عکس های جالب و زیبا از یک هتل با اتاق های عجیب و خوشگل:

New Hotel Photos

عکس های جالب و زیبا از یک هتل با اتاق های عجیب و خوشگل


در دیدار ۴ ساعته رئیس جمهور با سینماگران چه گذشت؟    

 

 شب گذشته «محمود احمدی‌نژاد» رئیس جمهور اسلامی ایران در دیداری كه ۴ ساعت به طول انجامید، با جمعی از سینماگران دیدار كرد.
این نشست كه از ساعت ۲۱ دیشب آغاز شد، تا ساعت ۱ نیمه شب ادامه داشت. بنا بر این گزارش، در این جلسه با طرح مباحث زیربنایی به راهكارهای مناسب برای اصلاح وضعیت فعلی سینمای ایران پرداخته شد و كارگردانان درباره مشكلات و دغدغه‌های خود در سینما به صورت شفاف با رئیس جمهور صحبت كردند.
رئیس جمهور نیز با بیان این مطلب كه این جلسات ادامه خواهد یافت، از كارگردانان خواست تا كارگروه مناسب و تخصصی تشكیل دهند تا مسیر اصلی سینمای كشور تبیین شود و طی آن سینماگران بتوانند افق سینمای ایران را مشخص كنند و این كه باید چه مفاهیمی در سینما مورد بهره‌برداری قرار گیرد و یك فیلم باید دارای چه ویژگی‌هایی باشد.
محمود احمدی‌نژاد همچنین در این نشست این نكته را عنوان كرد كه در جلسات بعدی با زمان‌ بیشتری در خدمت سینماگران خواهد بود تا مشكلات سینما به لحاظ لجستیكی و مفهومی حل شود.
همچنین در این جلسه قرار شد بودجه مناسبی در جهت تأمین تجهیزات تخصصی و وسایل سینمایی در اختیار این حوزه قرار گیرد و به بدنه سینما تزریق شود.
به گزارش فارس، در این نشست قرار شد كارشناسان بر روی مسئله بودجه كه به سینما تعلق می‌گیرد بررسی‌های لازم را انجام دهند تا بودجه‌هایی كه از طریق دولت برای مخارج سینما در نظر گرفته می‌شود مشخص شود كه چه خروجی‌هایی دارند و چگونه از این بودجه‌ها استفاده می‌شود.
بر اساس این گزارش، سیدضیاالدین دری، احمدرضا معتمدی، ابوالقاسم طالبی، علیرضا امینی، مسعود ده‌نمكی، سعید اسدی، علیرضا داوودنژاد، جمال شورجه، فرج‌الله سلحشور، بهزاد بهزاد‌پور، حبیب كاوش، احمدرضا گرشاسبی، محمدمهدی عسگرپور، محمد‌رضا شرف‌الدین، مهدی فخیم‌زاده، حمید بهمنی، ابوالحسن داوودی، محمدرضا اعلامی، اصغر فرهادی، حجت‌الله سیفی، اكبر حر، شاهد احمدلو، عباس رافعی، حسین فرخی، سعید سهیلی، امیر قویدل، انسیه شاه‌حسینی، محمد نوری‌زاد، اسماعیل براری، عبدالله باكیده، شهریار بحرانی، حسینعلی لیالستانی، سیروس حسن‌پور، علیرضا سجاد‌پور، فریدون جیرانی و... در این نشست حضور داشتند. 

فهرست کامل جوایز بازیگران ایرانی از جشنواره‌های بین‌المللی در دو دهه گذشته:

نیکی کریمی با چهار جایزه رکورددار است؛
فهرست کامل جوایز بازیگران ایرانی از جشنواره‌های بین‌المللی در دو دهه گذشته
فهرست کامل جوایز بازیگران ایرانی از جشنواره‌های بین‌المللی در دو دهه گذشته


سینمای ما - بهمن عبداللهى: چند روز پيش در جشنواره وارناى بلغارستان موفقيت تازه اى براى بازيگران سينماى ايران رقم خورد. در اين رويداد كه شانزدهمين دوره خود را از سر مى گذراند، جايزه بهترين بازيگر زن به هنگامه قاضيانى براى ايفاى نقش در فيلم «به همين سادگى» اهدا شد.اين جايزه سى و دومين موفقيت براى بازيگران سينماى ايران در سال هاى پس از انقلاب اسلامى به شمار مى آيد. پيش از انقلاب تنها در سه مورد هنرمندان ايرانى موفق به دريافت جوايز بازيگرى از محافل بين المللى شده بودند.آخرين جايزه بازيگران سينماى ايران پيش از هنگامه قاضيانى به محمدرضا ناجى بازيگر تواناى فيلم «آواز گنجشك ها» اختصاص دارد كه از پنجاه و هشتمين جشنواره فيلم برلين و در زمستان گذشته به افتخارات سينماى ايران افزوده شد. اين جايزه البته بزرگترين و مهمترين جايزه در گنجينه مدال هاى بازيگران سينماى ايران تا امروز به شمار مى آيد.
هنگامه قاضيانى كه متولد مشهد و تحصيلكرده رشته فلسفه از دانشگاه سانفراسيسكو است، پيش از «به همين سادگى» در چند فيلم نقش هاى كوتاهى ايفا كرده بود اما در فيلم رضا ميركريمى نقش زنى شهرستانى را بازى مى كند كه در مناسبات امروز اجتماع و آپارتمان هاى لانه زنبورى دچار روزمرگى شده و تلاش مى كند روزنه اى براى رسيدن به آرزوهاى بزرگ خود پيدا كند.
موفق ترين بازيگران ما
نگاهى به فهرست برگزيدگان سينماى ايران در فستيوال هاى جهانى نشان مى دهد كه نيكى كريمى بازيگر ۳۷ ساله تا امروز با چهار جايزه (از جشنواره هاى سن سباستين، قاهره، نانت و تائورمينا) موفق ترين بازيگر در عرصه هاى جهانى بوده است. در رديف بعدى فرامرز قريبيان قرار دارد كه با سه جايزه (از جشنواره هاى زيمبابوه، مسكو و هند) قرار دارد اما به لحاظ اهميت جايزه ها پس از ناجى و جشنواره برلين، ترانه عليدوستى (لوكارنو)، فرامرز قريبيان (مسكو)، حميد فرخ نژاد (مسكو و كارلووى وارى) و نيكى كريمى (سن سباستين) در درجه بالاترى قرار مى گيرند چرا كه فستيوال هاى مورد نظر به عنوان رويدادهاى مهم سينماى جهان شناخته مى شوند و داراى اهميتى انكارناپذير.
و اما فهرست جوايز
سال ۱۳۶۶: جمشيد مشايخى (براى فيلم پدربزرگ) از جشنواره پيونگ يانگ
سال ۷۱: عليرضا خمسه (آپارتمان شماره ۱۳) از پيونگ يانگ
سال ۷۲: نيكى كريمى (سارا) از سن سباستين و نانت
سال ۷۳: ابوالفضل پورعرب (عروس) پيونگ يانگ
سال ۷۵: خسرو شكيبايى (خواهران غريب) پيونگ يانگ
سال ۷۶: رؤيا نونهالى (فصل پنجم) امى ين فرانسه
سال ۷۷: پگاه آهنگرانى (دخترى با كفش هاى كتانى) قاهره
سال ۷۸: نيكى كريمى (دو زن) تائورمينا ايتاليا و فاطمه معتمدآريا (مهر مادرى) كودكان كانادا
سال ۷۹: حميد فرخ نژاد (عروس آتش) كارلووى وارى، حسين محجوب (رنگ خدا) از والنسين فرانسه و مهدى لطفى (كودك و سرباز) نانت فرانسه
سال ۸۰: نيكى كريمى (نيمه پنهان) قاهره، فرامرز قريبيان (چشمهايش) زيمبابوه و جايزه تقدير از فعاليت هاى هنرى به فاطمه معتمدآريا در موزه هنرهاى زيباى بوستون امريكا
سال ۸۱: ترانه عليدوستى (من ترانه ۱۵ سال دارم) لوكارنو، ليلا حاتمى (ايستگاه متروك) كانادا، جايزه ويژه به كليه بازيگران (امتحان) نانت فرانسه، كتايون رياحى (شام آخر) قاهره، بازيگر نوجوان (تو آزادى) المپياى يونان و هديه تهرانى (پارتى) پيونگ يانگ
سال ۸۲: فرامرز قريبيان (رقص در غبار) مسكو
سال ۸۳: حسين محجوب و محسن رمضانى (رنگ خدا) ليستاپاد بلاروس، گلشيفته فراهانى (بوتيك) نانت فرانسه و فرامرز قريبيان (شهر زيبا) هند
سال ۸۴: حميد فرخ نژاد (طبل بزرگ زير پاى چپ) مسكو
سال ۸۵: گلشيفته فراهانى (اشك سرما) تاتارستان روسيه، حسين يارى (دم صبح) اديان مذهبى ايتاليا و پارسا پيروزفر (اشك سرما) هانگ ژو چين
سال ۸۶: محمدرضا ناجى (آواز گنجشك ها) برلين
سال ۸۷: هنگامه قاضيانى (به همين سادگى) وارنا بلغارستان



منبع خبر : ایران

خاطرات هنرمندان از شب های قدر؛ (1) اتابک نادری :

خاطرات هنرمندان از شب های قدر؛ (1)
اتابک نادری :شب های قدر یادآور درگذشتگان و شهدای محله دوران کودکی ام است
تهران - خبرگزاری ایسکانیوز: اتابک نادری گفت:زمانی که مردم قرآن را روی سر می گذاشتند یک نفر اسم شهدا و درگذشتگان محله را میان دعاها می آورد و برای رحمت و مغفرت آنها دعا می کرد حالا بعد از گذشت سال ها این شب ها یادآور درگذشتگان و شهدای محله دوران کودکی ام است .
اتابک نادری روز شنبه در گفتگو با خبرنگار گروه فرهنگی هنری باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران "ایسکانیوز" در پاسخ به این سوال که چه خاطره ای از شبهای قدر دارد گفت: بیشتر یاد دوران کودکی ام می افتم و اینکه همراه پدرم درمسجد محل و کنار دوستان هم سن و سالم در این شب های بزرگ شرکت می کردیم.
وی افزود: زمانی که مردم قرآن را روی سر می گذاشتند یک نفر اسم شهدا و درگذشتگان محله را میان دعاها می آورد و برای رحمت و مغفرت آنها دعا می کرد،هنگامی که اسم درگذشتگان را می آوردند از پدرم می پرسیدم فردی را که نامش را بردند چه کسی است و او می گفت :پدربزرگ و یا دایی فلان دوستت و از آنجایی که روابط صمیمانه ای بین ما بود و اکثر شهدا و درگذشتگان را می شناختیم.
نادری با بیان اینکه مسجد کانون اجتماعی حضور بچه های محل بود خاطرنشان کرد: بسیاری از بازی های کودکانه ما در شبهای ماه رمضان انجام می شد و شبهای قدر کنار پدرانمان می نشستیم و قران به سر می گرفتیم.
مدیر تالار سنگلج در پاسخ به این سوال که حسش در این شبها چیست گفت: روزمرگی های زندگی و تکرار آن باعث شده تا از حس و حال معنوی دور باشیم اما شبهای قدر تلنگری است و ما را به آن حس و حال خوب و معنوی باز می گرداند و خواندن قرآن و گفتن ذکرها آرامش خاصی در دلمان ایجاد می کند.
ایسکانیوز می افزاید: اتابک نادری متولد 1349 اردبیل، فارغ التحصیل رشته بازیگری از دانشگاه آزاد اسلامی است. وی علاوه بر فعالیت در زمینه تئاتر، اولین فعالیت سینمایی خود را از سال 1367 به عنوان بازیگر در فیلم سینمایی چشم عقاب آغاز کرد.
خبرنگار:210

خاطرات هنرمندان از شب های قدر ؛ (2) رضا رویگری :

خاطرات هنرمندان از شب های قدر ؛ (2)
رضا رویگری : در کودکی شب های قدر را با پدرم در مسجد می گذراندم
تهران - خبرگزاری ایسکانیوز: رضا رویگری گفت : از آنجایی که پدرم اهل مسجد بود زمانی که 7-8 سال بیشتر نداشتم همراه پدرم درشبهای قدر به مسجد محل می رفتیم و در آن دوران خوابم می برد.
رضا رویگری روز شنبه در گفت وگو با خبرنگارسینمایی گروه فرهنگی هنری باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران "ایسکانیوز" گفت: از آنجایی که پدرم اهل مسجد بود زمانی که 7-8 سال بیشتر نداشتم همراه پدرم درشبهای قدر به مسجد محل می رفتیم و در آن دوران خوابم می برد.
رویگری افزود: به دوران جوانی که رسیدم علاقه عجیبی به شب های قدر پیدا کردم و همیشه بعد از تمام شدن مراسم شب قدر با دوستان دسته جمعی دوچرخه سواری می کردیم و به مسجد های اطرافمان سر می زدیم.
وی گفت: در گذشته بیشتر درجمع بودن برایمان مهم بود اما در حال حاضر حضورمان جدی تر شده و حال و هوای دیگری دارم .
وی با اشاره به بزرگی شب های قدر گفت: شب های قدر شب های بزرگ و عزیزی است امیدواریم که در این شبها بتوانیم بهره لازم را ببریم و به فیض برسیم./166/125
خبرنگار:236

خاطره هنرمندان از شب های قدر (3):فرهاد جم:


خاطره هنرمندان از شب های قدر (3):
فرهاد جم: شب های قدر در جبهه بسیار متفاوت و تکرار ناپذیر بود
تهران-خبرگزاری ایسکانیوز: بهترین خاطره های من از شب های قدر در جبهه سپری شد.
فرهاد جم روز شنبه در گفتگوی اختصاصی با خبرنگار سینمایی گروه فرهنگی هنری باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران "ایسکانیوز" گفت : 2 سال رمضان را در جبهه گذراندم، شب های قدر در جبهه بسیار متفاوت بود و فکر می کنم دیگر در زندگی ام تکرار نشود.
وی در خصوص شب های قدر در دوران کودکی اش گفت: در دوران کودکی همراه با بزرگتر ها به مسجد می رفتم و و بسیار برای من جذاب بود که می توانم همراه با بزرگتر ها تا ساعات دیر وقت بیدار بمانم و گاهگداری هم به خواب می رفتم.
جم در این خصوص افزود: شب های قدری که در دوران کودکی داشتم قابل قیاس با حال حاضرم نیست و الان وسعت بیشتری پیدا کرده است.
این بازیگر تصریح کرد: در این شب ها مثل همیشه و مانند بقیه مردم حس عجیبی دارم ، در این شب ها هر فردی به گونه ای خاص در حال راز نیاز است.
وی در پایان گفت: حس این شب ها بسیار عمیق و عجیب است و این مسئله همیشه برای من سوال برانگیز بوده است.
خبرنگار:236

عکس های قشنگ ملکه های زيبايی عرب:

Arab Beautiful Girls - Miss Arab World

پارت دوم عکس های قشنگ ملکه های زيبايی عرب


ن

انتقاد مشاور رئيس جمهور به توقيف «سنتوري»    

انتقاد مشاور رئيس جمهور به توقيف «سنتوري

اعتماد :  اختلاف ميان مشاور هنري رئيس جمهور و وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي آشکارتر از آن است که ناظران و پيگيران تحولات سياسي و فرهنگي کشور از آن مطلع نباشند. جواد شمقدري سازنده فيلم انتخاباتي محمود احمدي نژاد از زماني که در کابينه دولت نهم سمتي بهتر از «مشاورت» نيافت همواره منتقد عملکرد وزارت ارشاد در زمينه هاي مختلف به ويژه سينما بوده است. يک ماه پيش که شمقدري با بردن گروه موسيقي «دبو» نزد رئيس جمهور و دلجويي دومين مقام رسمي کشور از اعضاي اين گروه در همان روزي که وزير ارشاد از دلايل لغو مجوز اجراي اين گروه در تهران سخن مي گفت، عملاً در رقابت با وزير ارشاد برگ مهمي را رو کرد پيش بيني مي شد مشاور هنري در آخرين سال دوره اول رياست جمهوري احمدي نژاد انتقاداتش را شدت بخشد و حالا اتفاقات مربوط به جشن خانه سينما بهانه ديگري شده است براي شمقدري که باز هم به نامه نويسي سرگشاده خطاب به وزير ارشاد بپردازد. بهانه شمقدري اين بار شرکت و نمايش چند فيلم بدون پروانه نمايش در جشن خانه سينماي امسال بوده است اما مشاور هنري رئيس جمهور اين بار تلاش کرده در موضع منتقد سياست هاي وزارت ارشاد عملاً عدم صدور پروانه نمايش براي تعداد قابل توجهي از فيلم ها در يک سال اخير را مورد انتقاد قرار دهد. شمقدري در نامه مفصلش ضمن اشاره به خبر نمايش فيلم هايي بدون پروانه نمايش در خانه سينما از معاونت سوال کرده است؛ «چنانچه اين فيلم ها از سوي داوران در رشته هاي مختلفي برگزيده شوند اين معاونت به چه استنادي و با چه منطقي به فيلم هايي که از سوي جمعي از اهالي سينما به عنوان بهترين ها معرفي مي شوند مجوز نمايش نداده و مخاطبان اين فيلم ها را از حق بهره مند شدن از لذت هنري و بصري اين آثار فاخر محروم ساخته است؟» شمقدري از سوي ديگر پرسيده است چطور فيلم هايي که در جشنواره فجر هم فرصت نمايش نيافته اند امکان حضور در جشن سينما را يافته اند؛ «اگر قرار است آيين نامه ها و قوانين معاونت سينمايي به راحتي زير پا گذاشته شود و اجراي آنها مخدوش گردد، اين سوال به ذهن مي رسد که اساساً نقش معاونت سينمايي با همه کارمندان و مديران آن حداقل در بخش اداره کل نظارت و ارزشيابي به چه کار مي آيند. آيا بهتر نيست اين اداره کل منحل شود و ماموريت آن منتفي تلقي گردد؟»شمقدري در ادامه البته از نگاهش به روند صدور مجوز فيلم ها در کشور صحبت کرده است؛ «البته نگارنده معتقد است اصولاً اگر فيلمي ساخته شد، به معناي آن است که از همه حوزه هاي نظارتي، هدايتي و هنري عبور کرده و اساساً نبايد بحث عدم صدور مجوز موضوعيت يابد و اگر فيلمي در پروسه توليد و پس از اين نظارت ها قابل نمايش تشخيص داده نشد، بايد مسوولان معاونت سينمايي پاسخگوي عمل خود باشند و نبايد دعوا را صرفاً بر روي محصول محدود کرد.» شمقدري در ادامه خواستار نظارت بيشتر در مرحله پيش از توليد در ساخت فيلم هاي سينمايي شده است؛ «عجيب است که تا به حال معاونت سينمايي اين اصل ساده و همه کس فهم را براي خود حل نکرده که اگر مي خواهد بر نظارت هاي خود بيفزايد و اگر معتقد است بايد حريم پاک اخلاقي و فرهنگي مخاطبان ايراني صيانت شود کار اصلي در مرحله پيش از توليد است نه پس از آنکه کار تمام شد و فيلم آماده نمايش گرديد.» شمقدري حمله سختي هم به اظهارات چند هفته پيش محمدرضا جعفري جلوه معاون سينمايي وزارت ارشاد کرده و جملات و تعبيرات او را به باد انتقاد گرفته است.اما نکته قابل توجه در نامه شمقدري جايي است که او عملاً توقيف فيلم «سنتوري» را مورد سوال قرار مي دهد و هزينه هاي اين اقدام را در برابر دستاوردهايش محل ترديد جدي مي داند؛ «اينجانب به عنوان يک فيلمساز معتقدم نظام جمهوري اسلامي و مردم فهيم، غيور و هوشمند ايراني و به خصوص جوانان آنقدر از قدرت تشخيص برخوردارند که اين فيلم هاي به اصطلاح توقيف شده نمي تواند به ساحت فکري، اعتقادي و اخلاقي آنها لطمه يي وارد آورد. از سوي ديگر بايد تجربه هاي گذشته را به داوري نشست. به راستي عدم مجوز نمايش فيلم سنتوري که با هزينه هاي تبليغاتي زيادي عليه چهره پاک و زيباي نظام اسلامي ايران تحقق يافت، چه تبعات مثبت و ايجابي را به همراه داشت؟ فيلم به مدد پيشرفت هاي ديجيتالي و تکنولوژي، به عدد خانواده هاي ايراني تکثير و مشاهده گرديد، در جشنواره ها و هفته هاي فيلم در خارج از کشور هر روز به نمايش درآمد. اگر قرار بود خط و نشاني براي همه حريم شکنان باشد که اين امر هم با توجه به آمار فيلم هايي که هنوز مجوز نمايش نگرفته اند ظاهراً تاثيري نداشته است.» پايان نامه هم حمله مجددي است به سياست هاي معاونت سينمايي ارشاد؛ «جناب آقاي وزير محترم فرهنگ و ارشاد اسلامي، تصور مي کنم سياست سرنا را از سر گشادش دميدن يک رويه عادي در معاونت سينمايي شده است. سياستي که باعث شده همه کساني که دل در گرو ارزش هاي هنري، فني و محتوايي سينما دارند و دل شان براي سينماي ايران مي تپد با سياست يک بام و دو هوا تکليف نهايي خود را ندانند و اين رفتارهاي بعضاً رياکارانه؛ شفافيت، شادابي و روحيه خلاقانه را بخشکاند و فقط گاه و بيگاه با ژست اعلان توقيف يک فيلم، فقط به حجم واژگان تبليغات منفي عليه نظام مقدس جمهوري اسلامي افزوده مي شود بدون آنکه در داخل جامعه ايراني کارکرد فرهنگي و هدايتي داشته باشد.» نخستين واکنش به اين نامه از سوي محمود اربابي مديرکل اداره نظارت و ارزشيابي معاونت سينمايي صورت گرفت. اربابي در گفت وگو با فارس اعلام کرد طبق ضوابط جشن خانه سينما هر فيلمي که داراي پروانه نمايش باشد در جشن سينما مشمول داوري خواهد بود. به گفته مدير نظارت و ارزشيابي معاونت سينمايي، ضوابط جشن خانه سينما در پذيرفتن و داوري فيلم ها به گونه يي است که هر فيلمي که داراي پروانه نمايش باشد مشمول داوري خواهد بود و در غير اين صورت داوري نخواهد شد. وي درباره فيلم هايي که اعلام شده در دوازدهمين جشن سينماي ايران توسط داوران ديده و داوري مي شوند، ادامه داد؛ شايد برنامه يي که براي نمايش برخي فيلم ها اعلام شده، فقط به صرف ديده شدن توسط اعضاي خانواده سينما باشد و داوري در کار نباشد، که به لحاظ قانوني، اين امر به رغم نامناسب بودن، «غيرقانوني» تلقي نمي شود.

اربابي گفت؛ در آيين نامه جشن خانه سينما ذکر شده است فيلم هايي که پروانه نمايش دارند مجاز به شرکت در بخش داوري هستند. مسوولان خانه سينما درباره اتفاقات ديروز اظهار نظري نکردند.

عكس/ تلاش مشايي براي ماندن:

عكس/ تلاش مشايي براي ماندن
 
 
منبع:شيعه آنلاين

سر و کله سه بازیگر سینمای ایران در آلبوم‌های موسیقی پیدا می‌شود:

شریفی‌نیا، ارجمند و اویسی؛
سر و کله سه بازیگر سینمای ایران در آلبوم‌های موسیقی پیدا می‌شود
سر و کله سه بازیگر سینمای ایران در آلبوم‌های موسیقی پیدا می‌شود


سینمای ما - آلبوم هميشه عاشق به خوانندگي اميريل ارجمند پاييز امسال به بازار مي آيد. اين آلبوم از 14 قطعه تشکيل شده است. آلبوم هميشه عاشق سومين آلبوم اميريل ارجمند است که چهار سال و نيم ساخت آن به طول انجاميده است. طراحي و عکس روي جلد آلبوم هميشه عاشق را محمدرضا شريفي نيا و فريدون خسروي انجام داده اند که پاييز امسال به بازار موسيقي خواهد آمد. داريوش ارجمند دراين آلبوم شاعر 14 قطعه آلبوم هميشه عاشق است که خودش آهنگسازي آن را انجام داده است و پويا نيک پور تنظيم آهنگ اين آلبوم را برعهده داشته است.
از سوی دیگر فتحعلي اويسي به همراه پسرش علي اويسي در آلبوم جديد "تكرار مهتاب" مي خواند. به گزارش اميد حجت آهنگساز و تنظيم كننده اين مجموعه است و اين آلبوم اشعار گلچين شده از افشين يداللهي است كه در سبك قديم و جديد اجرا شده اند.


منبع خبر : ایلنا

علی دایی: «می‌خواهید رضا گلزار و سعیدراد را به تيم ملي دعوت كنم! »

در نشست مطبوعاتي سرمربي تيم ملي فوتبال ايران با حضور نماينده‌ي رسانه‌هاي گروهي عنوان شد:
علی دایی: «می‌خواهید رضا گلزار و سعیدراد را به تيم ملي دعوت كنم! »
علی دایی: «می‌خواهید رضا گلزار و سعیدراد را به تيم ملي دعوت كنم! »


سينماي ما- نخستين نشست مطبوعاتي سرمربي تيم ملي فوتبال ايران با حضور نماينده‌ي رسانه‌هاي گروهي برگزار شد. در اين نشست كه با 20 دقيقه تاخير و به مدت 100 دقيقه در محل روابط عمومي فدراسيون فوتبال برگزار شد، علي دايي به پرسش‌هاي خبرنگاران پاسخ گفت. جالب است بدانید دایی دراین جلسه در پاسخ به سوالی که حضور بازيكناني كه محبوبيتي بين هواداران ندارند، باعث فراري شدن تماشاگران از ورزشگاه‌ها مي‌شود گفت :من بايد كاري كنم كه تيم ملي نتيجه بگيرد حالا استاديوم خالي يا پر باشد، برايم تفاوتي ندارد. مي‌گوييد بايد افراد محبوب به تيم ملي دعوت شود. پس اگر اين طور است من به "رضا گلزار" بگويم به تيم ملي بيايد چون آدم محبوبي است. نمي‌شود كساني كه غير از استقلال و پرسپوليس هستند را به تيم ملي دعوت نكرد. شما هم زماني كه مسوول شديد، محبوب‌ها را دعوت كنيد. اگر قرار بود براساس محبويت آدم‌ها بازيكنان را به تيم ملي دعوت كنم، به گلزار، سعيد راد و پروين كه استادم است، مي‌گفتم به تيم ملي بيايند. ما بايد بهترين‌ها را انتخاب كنيم و نه محبو‌ب‌ها را. سايپا اين پتانسيل را دارد كه بيشتر از اين بازيكن در تيم ملي داشته باشد. مطمئن باشيد تيم ايران با همين تركيب به جام جهاني صعود مي‌كند.

منبع خبر : قاعده بازي

جدایی مشهور در تاریخ سینمای ایران:

جدایی مشهور در تاریخ سینمای ایران
10 جدایی مشهور در تاریخ سینمای ایران


سینمای ما - یک طرف یا هر دو طرف این 10 جدایی در تاریخ سینمای ایران، سینماگرانی معروف بوده‌اند...روح‌انگيز سامي‌نژاد/همسرش1-ماجرا از اولين فيلم ناطق سينماي ايران يعني «دختر لر» به کارگرداني عبدالحسين سپنتا و اردشير ايراني شروع شد. با ساخت اين فيلم و نمايش آن در سال 1312 يک طلاق واقعي اتفاق افتاد. اين فيلم آن‌قدر براي ايراني‌ها جذاب بود که به مدت 3سال در سينماهاي تهران و شهرستان‌ها نمايش داده شد و به عنوان پرفروش‌ترين فيلم زمان خودش انتخاب شد. اما خانواده بازيگر زن اين فيلم، روح‌انگيز سامي‌نژاد که از حضور او در اين فيلم ناراضي بودند، او را طرد کردند و همسرش هم او را طلاق داد.اين اولين طلاق يک چهره سينمايي در تاريخ سينماي ايران است؛ اتفاقي که سال‌هاي بعد کمي شايع‌تر شد و به يکي از ويژگي‌هاي زوج‌هاي سينمايي، به خصوص در دوران قبل از انقلاب، بدل گشت.با پيروزي انقلاب و آغاز دوران جديد سينماي ايران، طلاق‌ زوج‌هاي سينمايي هم کمتر شد و الان خيلي از زوج‌هاي سينمايي را مي‌توان مثال زد که سال‌هاست با خوبي و خوشي در کنار هم زندگي مي‌کنند.سوسن تسليمي/داريوش فرهنگ2-سي و پنج سال پيش، داريوش فرهنگ آدم خيلي معروفي بود و سوسن تسليمي را كسي نمي‌شناخت، اما پس از ازدواج و در سال‌هاي دهه شصت، ماجرا برعكس شد و تسليمي شهرتي فراوان پيدا كرد. در اين سال‌ها اگرچه داريوش فرهنگ فيلمساز بود و بعضي كارهايش خيلي مطرح شد، اما حضور ثابت تسليمي در فيلم‌هاي بهرام بيضايي، اين بازيگر هنرمند را به اوج رساند. اين دو كه از طريق گروه تئاتر پياده با همديگر آشنا شده بودند، پس از مدت‌ها زندگي مشترك سرانجام فرصت پيدا كردند تا در فيلم «شايد وقتي ديگر» ساخته بهرام بيضايي، نقش زن و شوهر را بازي كنند. تسليمي، پس از اين فيلم، به همراه فرزندش عازم سوئد شد و امروز يكي از چهره‌هاي سرشناس تئاتر سوئد است. اما داريوش فرهنگ مانده و فيلم‌سازي و بازيگري را تا امروز ادامه داده است.خسرو شكيبايي/تانيا جوهري3-شايد خيلي‌ها ندانند كه شكيبايي در دهه 40 كار خودش را با دوبلوري شروع كرد و پس از ناكامي در اين رشته به تئاتر رفت و سال‌ها گذشت تا دوباره با فيلم «خط قرمز» مسعود كيميايي به سينما بازگشت. تانيا جوهري هم در همان سال‌هاي دهه 50 بازيگر تئاتر بود. اين رابطه كه منجر به ازدواج شد، چندان خبرساز نبود؛ چون هيچ يك از اين دو، آدم‌هاي معروفي نبودند و در سال‌هاي بعد در حرفه‌شان سرشناس شدند. شكيبايي سال‌ها بعد به یکی از محبوب‌ترین بازیگران تاریخ سینمای ایران تبدل شد  اما تانيا جوهري در سال‌هاي اخير بسيار كم‌كار شده است. جالب است كه مشهورترين فيلم شكيبايي يعني«هامون»، داستان مرد روشنفكري است كه تمايلي براي جدايي از همسرش ندارد اما زن و خانواده‌اش اصرار دارند كه اين جدايي هر چه زودتر اتفاق بيفتد.آيدين آغداشلو/شهره آغداشلو4-آيدين آغداشلو كه نقاش، طراح، گرافيست و نويسنده‌اي تواناست، سال‌ها قبل، پس از يك ازدواج ناموفق و در حالي كه دختري به نام تارا داشت، با شهره آغداشلو ازدواج كرد. شهره در فيلم‌هاي علي حاتمي (سوته‌دلان) و عباس كيارستمي (گزارش) بازي كرده بود و با تحسين مواجه شده بود و کم‌کم داشت به بازيگري توانا تبديل مي‌شد. شهره آغداشلو كه با بازي در فيلم «خانه‌اي از شن و مه» و نامزدي اسکار، امروزه يک بازيگر معتبر در عرصه جهاني است، از آيدين جدا شد و مجددا ازدواج کرد و خدا دختري به او داده كه ظاهرا آن هم اسمش تارا است. شهره آغداشلو در تمام گفت وگوهايش همواره از آيدين آغداشلو به عنوان كسي ياد کرده است كه دوران سعادتمندي را با هم سپري كردند؛ بر خلاف عادت بسيار زشتي كه خيلي‌ها دارند و پس از جدايي، با لحني زننده درباره همسر سابقشان صحبت مي‌كنند. ظاهرا نه ازدواج و نه جدايي اين دو، در مسير پيشرفت حرفه‌اي‌شان هيچ تاثيري نگذاشته و هر دو همچنان از چهره‌هاي فعال در حيطه کاري خود هستند.ابوالفضل پورعرب/ آناهيتا نعمتي5-زماني كه ابوالفضل پورعرب با آناهيتا نعمتي ازدواج كرد، بازيگر بسيار معروفي بود. او محبوبيتش را كه با بازي در فيلم «عروس»، ساخته‌ي بهروز افخمي، به دست آورده بود؛ تا سال‌ها حفظ‌كرد.از آن طرف، آناهيتا نعمتي تازه با فيلم خوش‌ساخت «هيوا»، ساخته‌ي رسول ملاقلي‌پور، وارد سينما شده بود و به عنوان يك چهره جوان و بااستعداد، اول راه بود. از اين ماجرا حدود 8 سال مي‌گذرد. ابوالفضل پورعرب از آن زمان، سير نزولي را در كارش تجربه كرد و آناهيتا نعمتي هم در حاشيه‌ي سينماي ايران به كار خود ادامه داد.حالا اين روزها پس از سال‌ها جدايي اين زوج هنرمند، هم آناهيتا نعمتي دوباره به سينماي جدي بازگشته و هم ابوالفضل پورعرب در تلويزيون پركارتر شده است.بابك رياحي پور/مهتاب كرامتي6-بابک رياحي پور يکي از معروف‌ترين نوازنده‌هاي ايراني با ساز تخصصي گيتار باس است و در زمينه موسيقي راک فعاليت مي‌کند. او در آلمان موسيقي را آموخته، آن را در ايران ادامه داده و با خواننده‌هايي مثل محمد نوري و گروه‌هايي مثل اوهام و آويژه که نوعي موسيقي تلفيقي را دنبال مي‌کرد‌ه‌اند، همکاري داشته است.مهتاب کرامتي از سال 1377 با بازي در فيلم «مردي از جنس بلور» پايش به سينماي ايران باز شد.جالب اين که رياحي پور زودتر از کرامتي به سينما آمده بود. او در سال 1374 براي موسيقي فيلم «فاتح» نوازندگي کرده بود؛ کاري که بعدها رياحي پور کمتر سراغ آن رفت. ولي مهتاب کرامتي با جديت، حضور در سينما و تلويزيون را ادامه داد و رشد كرد و خيلي زود به ستاره سينماي ايران تبديل شد. حالا مهتاب کرامتي تنها زندگي مي‌كند و علاوه بر بازيگري و فعاليت در يونيسف، در يك موسسه طراحي و توليد لباس هم حسابي مشغول ست.نيما بانكي/ ليلي رشيدي7-خانم رشيدي سواي اين كه دختر احترام‌السادات برومند و داود رشيدي است و از بچگي در محافل هنري بزرگ شده، بازيگر خوبي هم هست. بيشتر ما او را با «مادرخانمي زي‌زي‌گولو» مي‌شناسيم. اما بعضي‌ها شايد بولتن جشنواره فيلم كودك را به ياد بياورند که عكس‌هاي كودكي او را در کنار ليلا حاتمي به چاپ رسانده بود. اين دو ليلي و ليلاي محبوب، از كودكي همبازي بوده‌اند؛ هرچند بعدها، ليلي يك چهره تلويزيوني شد اما ليلا يك ستاره سينما.ليلي رشيدي همسر پيشين نيما بانكي است كه به اندازه رشيدي مشهور نيست اما در عكاسي استعداد داشت و رفته‌رفته در كارش به موفقيت دست پيدا كرد تا اين‌که امروزه به چهره‌اي مطرح در عالم تبليغات تبديل شده است. نيما بانكي را اگر از «پرايد تهران يازده» به ياد نداشته باشيد، در آگهي‌هاي سامسونگ با لباس برزيل، يا با كت و شلوار در حالي که پايش را از قاب ال‌سي‌دي بيرون گذاشته، ديده‌ايد. حاصل زندگي مشترك اين دو، پسري است كه با مادرش پيش خانواده رشيدي زندگي مي‌كند.يوسف مراديان / سارا خوييني‌ها8- همين اواخر بود كه از سارا خوييني‌ها فيلم پر حرف و حديث «نقاب» اكران شد كه داستانش درباره سوء استفاده‌هاي متقلبانه از موضوع ازدواج بود. چندي پيش از تلويزيون هم سريالي پخش مي‌شد كه داستانش درباره سياوش و رستم شاهنامه بود و نقش سياوش را مراديان بازي مي‌كرد.خوييني‌ها در «معصوميت از دست رفته» هم بازي خوبي داشت اما نقشي كه مراديان در «سربازهاي جمعه» بازي كرد، به هر دليل، آن قدر كوتاه شد كه اصلا به چشم نيامد. اين دو بازيگر كه زماني با يكديگر زير يك سقف زندگي مي‌كردند، سرانجام از هم جدا شدند و امروزه به فعاليت قبلي‌شان كه همان بازيگري در سينما و تلويزيون است ادامه مي‌دهند؛ از جمله خوييني‌ها که چهره‌اش را در نقش اصلي «بي‌صدا فرياد کن» حتما ديده‌ايد.فريبرز عرب نيا/آتنه فقيه نصيري9-عرب‌نيا که اغلب، او را با بازي‌هاي چشمگيرش در فيلم‌هاي مسعود کيميايي، مانند«سلطان» و «ضيافت»، به خاطر مي‌آورند، در فيلمي با موضوع طلاق نيز ايفاي نقش کرده است. او در اين فيلم (هزاران زن مثل من)، از همسرش (نيكي كريمي) جدا شده و مانع احقاق حق او براي تصاحب بچه مي‌شود. آتنه فقيه‌نصيري نيز که در فيلم‌ها و سريال‌هاي متعددي ايفاي نقش کرده است، با بازي خوبش در نقش «خاله سارا» در يک سريال تلويزيوني، نگاه‌ها را به خود متوجه کرد. فريبرز عرب نيا/عسل بدیعی10- فريبرز عرب‌نيا به ترتيب با آتنه فقيه‌نصيري و عسل بديعي ازدواج كرد و از آن‌ها جدا شد. درخشش عسل بديعي نيز از بازي در فيلم «بودن يا نبودن»، ساخته‌ي کيانوش عياري، شروع شد.

منبع خبر : سایت انجمن ایرانیان

ماجرای فیلمی که رهبر انقلاب را برافروخت:

ماجرای فیلمی که رهبر انقلاب را برافروخت  
Image


مجید مجیدی به ذکر خاطره ای از اولین دیدار خود با رهبر معظم انقلاب پرداخت.

به گزارش ویژه نامه تداوم آفتاب، مجید مجیدی از کارگردانان کشور در خاطره خود می آورد: اولین دیدار من با آقا برمی‌گردد به سال 70 و فیلم بدوک.این فیلم فیلم تلخی باید می‌بود. این فیلم برای من منشا اتفاقاتی هم شد و البته مصداق بسیار خوبی است که تفاوت نگاه آقا را با مسئولین فرهنگی نظام برای شما عرض کنم. این فیلم را به همراه جمعی از هنرمندان و مسئولین در جلسه‌ای که آقا حضور داشتند، دیدیم. فیلم که تمام شد آقا به شدت برافروخته و ناراحت شد.

وی ادامه داد: این عین عبارت آقاست: اگر این فیلم مبتنی بر درام است که حرفی نیست ولی اگر مبتنی بر واقعیات است من حرف دارم. اقای سید مهدی شجاعی که نویسنده فیلمنامه بود، گفت: متاسفانه مبتنی بر واقعیت است و اگر می‌خواستیم همه آن را نشان دهیم فیلم ظرفیت این همه تلخی را ننداشت و بعد مصداق‌هایی را هم آوردیم. و باز یان عین عبارت آقا است که خطاب به مسئولینی که آنجا بودند، گفتند: اگر چنین است چرا به ما نمی‌گویید. چرا به ما گزارش داده نمی‌شود. با همین لحن. که بعدها از ما گزارش خواستند و ما هم گزارش‌هایمان را مکتوب کردیم و فرستادیم و اولین نتیجه‌ آن، این بود که کل مسئولین آن منطقه عوض شدند. می‌خواهم نگاه و برخود آقا را تشریح کنم که می‌دانند هنر متعهد و انقلابی آن است که در آن درد وجود داشته باشد تا مسئولین ببینند و در جهت رفع آنها برآیند.

در ادامه خبرنگار جام جم می گوید: امام جمله‌ای هم دارند و می‌گویند که هنر آن است که سیاهی‌های جامعه را نشان دهد.

و مجیدی در پاسخ با بیان اینکه برخی معتقد بودند این فیلم برای جشنواره‌ها ساخته شده با ماموریت نگاه غربی تاکید می کند: بله، ولی در برابر این برخورد آقا، کسانی که به دنبال نگاه سیاسی بودند اسم این کار را گذاشتند سیاه‌نمایی. همین آقای کلهر که الان مشاور آقای احمدی‌نژاد هستند برای این فیلم نقدی نوشت که مضمون آن این بود که فیلم به سفارش غربی‌ها ساخته شده است.

بنابراین گزارش خبرنگار می گوید: در صورتی که پشت فیلم آدم‌هایی مثل سید مهدی شجاعی و مجید مجیدی که از بچه‌های انقلاب هستند، ایستاده بودند.

که مجید مجیدی در ادامه می گوید: در حالی که وقتی خود آقا که معیار است، نمی‌گوید آقا به چه حقی این فیلم را ساختی، او که رهبر مملکت است و می‌توانند تکلیف کنند که نباید چنین فیلمی بسازی و پرونده کار را ببندند، اما چنین نگفتند. ولی می‌دانید که فیلم توسط وزیر ارشاد وقت توقیف شد. نگذاشتند به جشنواره‌ها برود. فقط به کن رفت و رئیس جمهور وقت نامه‌ای 11 بندی خطاب به من و حوزه هنری نوشت و توضیح خواست. در بند اول این نامه آمده بود که ما این همه سد و سیلو در کشور ساختیم، این همه آبادانی، چرا راجع به این‌ها فیلم نساختید؟ هجمه‌های زیادی به من شد.

وی در ادامه در خصوص واکنش شهید آوینی به این فیلم می گوید: شهید آوینی در نمایش خصوصی فیلم را دید. وقتی فیلم تمام شد آنقدر با سرعت از حوزه بیرون رفت که فکر کردم از فیلم بدش آمده است. اما می‌خواست کسی اشکش را نبیند. بعد به من زنگ زد، رفتم پیشش و من را بغل کرد و بوسید. شهید آوینی اولین مدافع این فیلم بود و تنها حامی من او بود. نامه رئیس جمهور وقت را بردم پی سید مرتضی. گفت: ول کن مجید! تو فیلمتو ساختی. گفتم: باید جواب بدهم، گفت: جواب هم می‌دهیم با هم. یک روز مفصل به همراه او نشستیم و به این نامه جواب دادیم و در پاسخ به بند اول آن نوشتیم: شما در همه تاریخ ادبیات ایران در میان آثار شعرای متعهد یک بیت شعر پیدا نمی‌کنید که درباره سد و سیلو و ... باشد. یعنی با زبان بی‌زبانی گفتیم که قرار نیست مجیز گوی شما باشیم و اگر هم دفاع می‌کنیم از کلیت این انقلاب و این کشور دفاع می‌کنیم. هنر فرمایشی که خاصیت ندارد. وظیفه هنرمند هم این نیست. ولی در برابر همه این هجمه‌ها آقا یک پیغامی به من دادنند که اگر قرار باشد کسی انتقاد کند و به چالش بکشاند همین شماها هستید. و در مقابل هم ساختار مدیریت فرهنگی کشور تا آنجا پیش رفت که 3 سال نگذاشتند من فیلم بسازم. بچه‌های آسمان را 3 سال بود نوشته بودم و نمی‌گذاشتند بسازم.
 
گفتنی است ویژه نامه تداوم آفتاب توسط روزنامه جام جم منتشر شده است.

عكس يادگاري خسرو شکیبایی در کنار آ يت الله هاشمی رفسنجاني:

عكس يادگاري خسرو شکیبایی در کنار آ يت الله هاشمی رفسنجاني:

تفاهمنامه‌ای میان انجمن سینمای جوانان ایران با وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان:

همکاری‌ های گسترده انجمن سینمای جوان با وزارت اطلاعات‌وفرهنگ افغانستان آغاز می شود
تهران- خبرگزاری ایسکانیوز: با امضای تفاهمنامه‌ای میان انجمن سینمای جوانان ایران با وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان همکاری‌های گسترده‌ای در زمینه تولید آموزش و عرضه فیلم کوتاه و مستند آغاز می شود.
به گزارش روز سه شنبه گروه فرهنگی هنری باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران "ایسکانیوز"، به نقل از روابط عمومی انجمن سینمای جوانان ایران، ناصر باکیده مدیرعامل این انجمن ضمن اعلام این خبر افزود: بر اساس تفاهمنامه پنج‌ساله‌ای که توسط مدیرعامل انجمن و عبدالطیف احمدی رئیس افغان فیلم وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان در راستای گسترش و اشاعه مشترکات آیینی، فرهنگی و تمدن اسلامی امضا شده است همکاری دوجانبه در زمینه تولید آموزش و عرضه فیلم‌های کوتاه و مستند بین دو کشور آغاز شد.
وی گفت:‌ انجمن سینمای جوانان ایران بر اساس این تفاهمنامه کارگاه‌های تخصصی فیلم‌سازی و عکاسی و کارگاه‌های تخصصی کوتاه مدت و درازمدت برای ارتقای تخصص سینماگران افغان و همچنین دوره‌های آموزشی تکمیلی تدوین و صداگذاری و مراحل فنی پس از فیلمبرداری با حضور اساتید و مدرسین شاخص سینمای ایران در کشور افغانستان برگزار خواهد کرد.
به گفته مدیرعامل انجمن سینمای جوانان ایران برگزاری هفته فیلم‌های کوتاه و مستند افغانستان در ایران اختصاص بخش مرور بر فیلم‌های کوتاه افغانستان در بخش جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران و دعوت از سینماگران افغان در جشنواره‌های مختلف از دیگر موارد همکاری انجمن با مرکز افغان فیلم است.
وی از همکاری انجمن با افغان فیلم در ساخت یک فیلم بلند داستانی ویدئویی در برگیرنده مفاهیم فرهنگی مشترک خبر داد و گفت: علاوه بر این انجمن سینمای جوانان ایران از تولید پنج عنوان فیلم کوتاه به کارگردانی فیلمسازان افغان حمایت خواهد کرد.
باکیده فراهم آوردن زمینه پذیرش هنرجویان و دانشجویان افغان در مؤسسات و مراکز آموزشی و تحصیلی سینمای ایران و همکاری همه جانبه انجمن در تولید فیلم‌های مستند افغانستان در ایران و از دیگر موارد همکاری انجمن سینمای جوانان افغان فیلم عنوان کرد و خاطرنشان ساخت: برگزاری هفته فیلم‌های کوتاه ایران در کابل تحت عنوان چشم انداز سینمای ایران اختصاص بخش مرور بر فیلم‌های کوتاه ایران در جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کوتاه و مستند کابل و نیز مرور بر فیلم‌های کوتاه اتحادیه فیلمسازان کوتاه کشورهای مسلمان در جشنواره فیلم کابل برنامه‌ها و تعهدات افغان فیلم بر اساس همکاری‌های متقابل است.
وی اظهار داشت: همچنین افغان‌فیلم از تولید 5 عنوان فیلم کوتاه توسط فیلمسازان ایران در افغانستان حمایت و فضاهای آموزشی و میزبانی از مدرسین و اساتید ایرانی برای برپایی دوره‌های آموزشی فراهم خواهد نمود ضمن اینکه افغان فیلم نیز همانند انجمن سینمای جوانان حمایت و همکاری همه‌جانبه در خصوص تولید فیلم‌های مستند در کشور افغانستان توسط فیلم سازان ایرانی به عمل خواهد آورد.
این تفاهمنامه در سفر «ناصر باکیده» به کابل و در حاشیه جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کوتاه و مستند کابل به امضا رسید./120
خبرنگار:348

مستند سردار حاج احمد متوسليان ساخته شد:

مستند سردار حاج احمد متوسليان ساخته شد

به همت موسسه فرهنگي هنري شاهد ، فيلم مستند جاويد الاثر حاج احمد متوسليان توليد شد.

مدير عامل موسسه فرهنگي هنري شاهد در گفت و گو با خبرنگار نويد شاهد، با بيان اين مطلب گفت: از سوي موسسه فرهنگي هنري شاهد، مجموعه مستند صددقيقه اي در خصوص زندگينامه سردار رشيد اسلام حاج احمدمتوسليان از زبان دوستان و همرزمان وي به كارگرداني مجيد برزگر ساخته شد.
ناصر دهقاني پوده افزود: اين مستند در "كنگره خورشيد دو كوهه " كه به مناسبت يادبود جاويدالاثر حاج احمد متوسليان روز 13 تيرماه در تالار وزارت كشور برگزار مي شود پخش مي گردد .
وي همچنين اظهار داشت: چاپ هفتم جلد 9 مجموعه قصه فرماندهان كه به زندگينامه متوسليان از زمان نوجواني تا اسارت پرداخته شده است نيزدر تيراژ 5 هزار نسخه تهيه شده است روزكنگره توزيع مي شود.

نگهداری یکی از نادرترین دستگاه های نمایش فیلم در موزه سینما:

نگهداری یکی از نادرترین دستگاه های نمایش فیلم در موزه سینما
تهران- خبرگزاری ایسکانیوز: یکی از نادرترین دستگاههای نمایش فیلم ‪ ۳۵‬میلمتری با قدمت ‪ ۷۲‬سال در موزه سینما نگهداری می‌شود.
به گزارش روز یکشنبه باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران "ایسکانیوز" دستگاه نمایش فیلم ‪ ۷۲‬ساله ، در موزه سینما ادامه حیات می‌دهد .
این دستگاه در سال ‪ ۱۳۱۵‬توسط مرحوم "تاگور سوکیاسیان" از سینماداران پیشگام فرانسوی خریداری و از طریق روسیه وارد ایران شد .
دستگاه مذکور در سینما ایران رشت مورد استفاده قرار گرفت اما این سینما به دلیل نقل مکان سوکیاسیان به تهران در سال ‪ ۴۳‬به اهالی رشت فروخته شد و پس از مدتی نیز تعطیل و به پارکینگ تبدیل شد.
علاقه سوکیاسیان به این دستگاه به حدی بود که آن را از رشت به تهران منتقل کرد و تا پایان عمر در اتاق مخصوصی که در منزل خود ساخته بود از آن نگهداری می‌کرد.
این دستگاه از نادرترین و ابتدایی‌ترین دستگاهها در نوع خود است که با گذشت سالها از عمر آن همچنان قادر به نمایش فیلم است.
دستگاه نمایش سوکیاسیان پس از درگذشت وی در سال ‪ ۷۴‬توسط خانواده‌اش به موزه سینما اهدا و در زمان حاضر یکی از ذخایر ارزشمند این موزه به شما می رود.
چند دستگاه قدیمی دیگر نمایش فیلم، دوربین فیلمبرداری ، لوازم آکساسوار، جوایز داخلی و بین‌المللی هنرمندان و فیلم‌های سینمایی در هفت سالن موزه سینما نگهداری می‌شود./02/166/125
خبرنگار:166

نامه مایکل مور به احمدی نژاد:

نامه مایکل مور به احمدی نژاد
بدون سانسور
در راستای اینکه همین چند روز پیش کتاب نامه های شهروندان آمریکایی به رئیس جمهور بین المللی کشورمان دکتر محمود احمدی نژاد منتشر شده است، بدینوسیله از این پس در این ستون متن کامل و سانسورنشده برخی از این نامه ها را به زبان اصلیِ خارجی درج کرده ضمن افزایش افتخارات ملی، مایه عبرت سایرین را فراهم می آوریم.


From: maykel more
To: Mr. Mahmud ahmadinejad

My dear Mahmud ahmadinejad, hello how are you?

O.K. I am maykel more, director of mostanad, I am an enqelabi and mo’tarez artist. I make 2 film for I.R.I.B. and show in it omq e jenayat and palidi of George w boosh that who is very very zesht.

I need a vaam from sandooq of hemayat from khub and mote’ahhed artist for make a new mostanad about janayat of boosh in world.

I like make a film about you, too. A film about you and your friends and your people in iran. And I like to play Mr. elham in that film in 3 role. I am very very glad for your people they have a good president and popular. My mostanad will be very very jazzab and action. I like you come to our town and action popular dadar and I run posht e sar e your mashin and say: Mahmud duset darim. I mean I love you Mahmud.
So, I am montazer your qodum e mobarak and senator obama or Mrs. Clinton come to estaqbal and say down with George w boosh.

Ziade arzi nist. Send hello to all. Bye.

نقاش9ساله تهرانی برنده نشان نقره‌ای ژاپن:

نقاش9ساله تهرانی برنده نشان نقره‌ای ژاپن  


دختر 9 ساله تهرانی با کشیدن نقاشی یک مزرعه ایرانی که خانواده‌ای در آن به کار و تلاش مشغولند، جایزه بین‌المللی مسابقه نقاشی ژاپن را برای خود به ارمغان آورد.

روابط عمومی کانون پرورش فکری اعلام کرد کیمیا عباسی عضو مرکز آفرینش‌های فرهنگی، هنری کانون در تهران جلوه‌ای از همراهی انسان و طبیعت را در یک مزرعه ایرانی به تصویر کشید تا برگزارکنندگان مسابقه بین‌المللی نقاشی هیکاری در ژاپن، نشان نقره و لوح تقدیر این رقابت هنری معتبر را به وی اهدا کنند.

کیمیا در حالی این افتخار را برای ایران به دست آورد که 51300 اثر از 67 کشور در مسابقه بین‌المللی انجمن هیکاری ژاپن شرکت کرده بود و تنها 200 اثر شایسته دریافت نشان و دیپلم افتخار شناخته شد.

 از ایران کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان آثار 68 عضو خود را به این رقابت با موضوع آزاد ارسال کرده بود.

کنسرت های شجریان در آمریکا و کانادا :

کنسرت های شجریان در آمریکا و کانادا
تهران- خبرگزاری ایسکانیوز: 15 اردیبهشت ماه آغاز جدول زمانبندی اجرای گروه" آوا "در کانادا و سپس آمریکا است .
به گزارش روز یکشنبه گروه فرهنگی هنری باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران"ایسکانیوز" ، گروه "آوا" با حضور استاد محمد رضا شجریان، همایون شجریان ،سعید فرجپوری ، مجید درخشانی ، حسین بهروزی نیا، حسین رضایی نیا به اجرا حواهند پرداخت .
4 می 15 اردیبهشت ماه یک بار دیگر و این بار پس از عمل جراحی صدای استاد آواز ایران در سالن تئاتر ونکوور کانادا طنین انداز خواهد شد .
استاد شجریان پس از آن به ترتیب در روز 10 می 21 اردیبهشت در مرکز کوپرتیتو ، 11 می 22 اردیبهشت در لوس آنجلس ، 16 می 27 اردیبهشت در ساکرامنتو،17 می 28 اردیبهشت در واشنگتن ، 23 و 24 می 3 و 4خرداد در دانشگاه اودیتریوم ، 30 می 10 خرداد در واشنگتن ، 31 می 11 خرداد در آتلانتا ، 5 ژوئن 16 خرداد در نیویورک ، و 6 ژوئن در تورنتو تور موسیقی خود را ادامه دهد.
این کنسرت در دوبخش برنامه ریزی شده است . بخش نخست در دستگاه شور و افشاری به آهنگسازی سعید فرجپوری خواهد بود و بخش دوم در دستگاه ماهور با آهنگسازی مجید درخشانی . اشعار متن برنامه از سعدی،حافظ و مولانا خواهد بود ./120
خبرنگار:166