آیا ابتذال با خاتمی باز میگردد؟
|
آیا ابتذال با خاتمی باز میگردد؟ | |||||
|
کارگزاران: بعد از انتقادات مدام مجید مجیدی از اوضاع سینمای ایران و هشدار از حضور ابتذال در سینمای ایران بحثهای متعددی درباره این گفتار منتشر شد. از جمله یكی از محورهای مناظره مدیرعامل خانه سینما و مشاور هنری رئیسجمهور همین اشاره به ابتذال بود. روز گذشته سیفالله داد، معاون امور سینمایی در دوره اول رئیسجمهوری سیدمحمد خاتمی به اظهارات مجید مجیدی واكنش نشان داد. متن جواب داد به مجیدی به شرح زیر است:«یكی از گلههای من به آقای خاتمی هم همین مسئله بود، چراكه بهرغم علاقهای كه به شخصیت ایشان دارم، باید بگویم كه در دوره ایشان هم بهرغم فضای آزادی كه وجود داشت، چیزی جز ابتذال نصیب سینمای ما نشد.» اشتباه نكنید: این جمله بخشی از استیضاح آقای مهاجرانی در مجلس پنجم نیست؛ این را شخصیتهای شناخته شده جناح مخالف خاتمی و به ویژه تندروهای آنها نگفتهاند؛ این جملهای از سخنرانی آقای مجید مجیدی سینماگر برجسته كشورمان است كه در سمینار نقد سینمای اجتماعی و سینمای دینی در دانشگاه علامه طباطبایی بیان كرده. از آنجا كه در این جمله جمعبندی غیرمستدل و غیرمنصفانهای از یك دوره صورت گرفته و به ویژه آقای خاتمی با تلویح نزدیك به تصریح مسوول یك ابتذال موهوم و تمامعیار در سینمای ایران معرفی شده است و از آنجا كه گوینده این سخن شخصیت تأثیرگذاری چون آقای مجیدی است، سكوت در برابر این جمله را جوانمردانه نمیدانم چرا كه اگر چنین ابتذال گستردهای گریبان سینمای ایران را گرفته طبعا مسوول اول آن در دولت نخست خاتمی من بودهام و حق نیست بگذاریم این گناه به گردن شخص شریفی چون خاتمی بیفتد. از طرف دیگر گاهی گوینده سخن از خود سخن مهمتر است و حتی دلیل بر صحت سخن و مدعا تلقی میشود. بنابراین بهرغم علاقهای كه به شخصیت ایشان دارم، لازم میدانم در حد مسوولیت و اطلاعات خود و به عنوان كسی كه نیمه اول آن دوران با مدیریت اینجانب در عرصه سینما سپری شده است (1380-1376) از كنار این سخن مجیدی بیتوجه نگذرم و نشان دهم كه این سخن او متاسفانه هم نامربوط است هم ناسنجیده، هم متناقض است و هم تا حدودی سیاسی.» داد در این یادداشت نوشته است: «... سخنرانی مجیدی در سمینار نقد سینمای اجتماعی و سینمای دینی صورت گرفته است و مخاطبان هم دانشجویانی بودهاند كه برای شنیدن نظرات فیلمساز محبوبشان درباره این دو نوع فیلم اجتماع كردهاند. پس طبیعی است كه سخنران در حد دانش خود از فیلمهای شاخص اجتماعی و دینی در سه دهه گذشته، نقش مدیران و سیاستهای پیدا و پنهان در فراز و فرود این فیلمها، فیلمسازان شاخص اجتماعی و دینی و احیانا تأثیر تغییر سیاستهای كلان در جذب یا دفع آنها به عرصه این دو نوع فیلم، دلایل استقبال یا عدماستقبال مردم و مسوولان به این فیلمها، و... سخن بگوید. اما مجیدی ترجیح میدهد به جای این كار پس از ذكر سخنانی در باب وضعیت دانشجویان و موضوع فرار مغزها و نابسامانی امكانات دانشگاهها، به تاریخچه ساخت فیلمهای خود بپردازد و با اشاره به ساخت نخستین فیلم خود (سالها قبل از دوم خرداد) بگوید كه «شاید اگر حمایتهای رهبر معظم انقلاب از فیلم «بدوك» صورت نمیگرفت، من دیگر هیچگاه موفق نمیشدم، فیلم بسازم. اما مقام رهبری پس از اینكه فیلم را دیدند به حمایت از آن پرداختند و حتی برخی مدیرانی كه به مخالفت با آن پرداخته بودند را نیز بركنار كردند. با این حال شرایط آنچنان برایش سخت میشود كه بهمدت سه سال حرفه سینما را رها كردم و به سراغ میوهفروشی رفتم. واقعا مگر هنرمند از چه آستانه تحملی برخوردار است و روزی این تحمل به پایان میرسد.» و بعد به ساخت فیلم «بچههای آسمان» (در دوران ماقبل دولت خاتمی) میپردازد كه: «این فیلم، هم فیلمی اجتماعی بود... اما با این حال، هیچ نهادی در كشور نبود كه فیلمنامه این فیلم را رد نكند... اما همین فیلم هنگامی كه به اسكار رفت، همه مسوولان با آن عكس یادگاری گرفتند.» و در ادامه با اشاره به لزوم وجود تحمل انتقاد در جامعه برای سینمای اجتماعی و ضرورت ایجاد فضای مناسب برای بروز خلاقیت و همچنین نترسیدن از سخنان تازه میپردازد: «لازم است فضایی برای بروز خلاقیتها فراهم آوریم و توجه داشته باشیم كه با دو فیلم هیچ دولتی از بین نمیرود، چرا كه ما اعتقاد داریم پایههای این انقلاب بسیار محكم است... لذا بهتر است نگران نباشیم و كمی فضا را باز بگذاریم تا نسلهای بعد هم بیایند و حرف بزنند. كنار این حرفهاست كه خلاقیتها بروز میكنند و اگر در هر زمینهای جلوی خلاقیتها گرفته شود، بلافاصله ابتذال رشد خواهد كرد» درست در همین لحظه كه سخنران به یك نكته راهبردی مهم درباره منشأ ابتذال و رشد آن به دلیل جلوگیری از خلاقیتها اشاره میكند، ناگهان این نظر نامربوط را به زبان میآورد: «یكی ازگلههای من به آقای خاتمی هم همین مسئله بود، چرا كه بهرغم علاقهای كه به شخصیت ایشان دارم، باید بگویم كه در دوره ایشان هم بهرغم فضای آزادی كه وجود داشت چیزی جز ابتذال نصیب سینمای ما نشد»!! میبینیم كه تا اینجا نه بحث درباره خاتمی بوده و نه خاتمی در دوران خود به جلوگیری از خلاقیتها اهتمام داشته و نه با حرفزدن نسلهای بعد مخالف بوده بلكه همه میدانیم كه خاتمی درست عكس این جهات متحجرانه عمل میكرده است. با این حال بدون هیچ ربط وثیق و شبهوثیقی، از خاتمی یاد میكند، آن هم به عنوان كسی كه تنها چیزی كه نصیب سینمای ایران كرد، ابتذال بود و بس!» داد ادامه داده است: «فیلمهای واقعا اجتماعی زیادی در این دوره ساخته شد كه شاخصترین آنها فیلمهای رخشان بنیاعتماد، تهمینه میلانی، رسول صدرعاملی، علیرضا داوودنژاد، بهرام بیضایی، بهمن فرمان آرا، بهروز افخمی، سامان مقدم، مسعود كیمیایی، ابوالحسن داوودی، جعفر پناهی، فریدون جیرانی، احمدرضا درویش، رسول ملاقلی پور، رضا میركریمی، و... بود. همین فیلمها بودند كه جشنواره سینمای اجتماعی آبادان را رونق بخشیدند، كما اینكه جشنواره سینمای دینی حقیقت كه در یزد برگزار شد، پذیرای فیلمهایی شد كه با گرایش و درونمایه دینی ساخته میشدند. آقای مجیدی به عنوان فیلمسازی كه در بسیاری از جشنوارههای داخلی و خارجی حضور یافته به خوبی میداند كه نفس وجود جشنواره موضوعی تا چه حد در ترغیب سینماگران به ساخت فیلمهایی با درونمایههای مورد نظر مؤثر است. تاكنون هیچ یك از مخالفان حرفهای سینمای دوران اصلاحات اعلام نكردهاند حاصل آن دوران فقط ابتذال بوده است؛ حداكثر مدعی شدهاند از تعداد فیلمهای ارزشی كاسته شده و تعدادی فیلم مبتذل هم ساخته شده است. این آقای مجیدی است كه كل حاصل آن دوران را یك كاسه زیر سوال میبرد و به قول معروف گز نكرده پاره میكند. باید از این سینماگر عزیز پرسید آیا واقعا از دوران خاتمی چیزی «جز ابتذال» نصیب سینمای ما نشد. یعنی دستاورد آن دوران فقط و فقط ابتذال بوده است و دیگر هیچ؟! یعنی مثلا تمام فیلمهایی كه در آن دوران ساخته شد، بلااستثناء مبتذل بودهاند یا این كه استثنائاتی هم در كار بوده است؟ اگر بلا استثناء همه مبتذل بودهاند، تكلیف فیلمهای «رنگ خدا»، «باران» و «بید مجنون» خود شما چه میشود؟ همینطور تكلیف دهها فیلم دیگری كه پوراحمد، بنیاعتماد، میلانی، فرمانآرا، حاتمیكیا، صدرعاملی، كیمیایی، جبلی (بله حمید جبلی!) و... ساختند چیست؟! اما اگر معتقدید آش به این شوری هم نبوده و آثار غیر مبتذل هم داشتهایم، بگویید چند درصد آثار آن دوران مبتذل نبودهاند.» در این یادداشت سیفالله داد به موضوعی دیگر هم اشاره كرده است:«البته یادمان باشد كه روشن نشده تعریف آقای مجیدی از ابتذال چیست و ایشان چه فیلمی را مبتذل میدانند و اگر فیلم مورد پسند شخصیتی مثل «هامون» با فیلم مورد پسند قهرمان فیلم «آواز گنجشكها» متفاوت باشد، كدامشان مبتذل است و چرا؟ ... اگر تعالی نتیجه آزادی باشد، در این صورت چرا در دوره خاتمی به زعم آقای مجیدی این تئوری صددرصد نتیجه عكس داده و جز ابتذال چیزی به بار نیاورده است؟ با این تناقض چه باید كرد. ممكن است مجیدی پاسخ دهد كه آنچه در دوره خاتمی در سینما رخ داد، آزادی نبود بلكه هرج و مرج، آنارشی، رهاسازی، و آزادی بدون مدیریت بوده است و به همین دلیل حاصل آن دوران ابتذال بوده است. ما هم میگوییم اولا بفرمایید آقای خاتمی كه فرق بین هرج و مرج با آزادی را نمیدانسته و ظرف هشت سال ریاست جمهوری هم متوجه آن نشده، چه حسنی دارد كه شما را به شخصیت او علاقهمند كرده است؟! مگر میشود هر بار كه نام شخصی را در جمع میآوریم، اول از علاقهمندی و ارادت خود به او بگوییم بعد چنان عیب عجیبی به او نسبت دهیم كه شنونده سر در گم بماند از این شیفتگی و علاقه بیدلیل؟! از این گذشته از هنرمند تیزهوشی چون آقای مجیدی انتظار نمیرود با به كار بردن كلمه آزادی به جای هرج و مرج، هم به مفهوم آزادی، هم به شنونده و هم به گوینده ستم كند. چرا كه آزادی كه علی (ع) در مدح آن میفرماید: «بنده كسی مشو، چرا كه خداوند تو را آزاد آفریده است»، با پدیده زشت هرج و مرج یكی دانسته میشود... اگر واقعا حاصل سیاستهای وزارت ارشاد در آن سالها ابتذال محض بود، حق بود از آن دوران به عنوان دوران مهاجرانی، داد، مسجد جامعی و... یا دوران اصلاحات یا سالهای 80-76 یا 84-80 و... یاد كند نه آن كه این وصله را به قبای آقای خاتمی بچسباند و از گناه بنده و امثال بنده بگذرد. در زمان خاتمی كه شأن وزیر و معاون وزیر در حد امر بر پایین نبود كه تصور شود فقط مجری بودهاند و سیاست را رئیسجمهور تعیین و ابلاغ میكرده است. اگر اینطور بود كه مسوول سینما شخص رئیسجمهور است كه در اردیبهشت 78 باید به جای آقای مهاجرانی آقای خاتمی را استیضاح میكردند! پس آیا احتمالی به جز سیاسی بودن این جمله باقی میماند؟ به عبارت صریحتر آیا ممكن است مجیدی خاتمی را فردی نامناسب برای ریاست جمهوری بداند و لذا احساس تكلیف كند كه در سخنرانیهایش (از جمله در دانشگاه امام صادق(ع)) به مخاطبان خود به نحو غیر مستقیم القا كند كه بازگشت خاتمی یعنی رواج مجدد ابتذال؟! یعنی نوعی تبلیغ مواضع سیاسی با چراغ خاموش؟ |
باسلام: اینجانب سید اکبر حسینی مدیر این وبلاگ هستم. هدف از ساخت این وبلاگ اشنایی بیشتر شما دوستان با سینمای ایران و جهان است. از عزیزانی که از این وبلاگ دیدن می کنندتقاضا داریم تا نظرات و پیشنهادات خود را راجع به این وبلاگ به ما ارائه کنند