پخش سريال «حضرت يوسف»، از اول تابستان:
نويسنده و كارگردان مجموعه تلويزيوني «حضرت يوسف (ع)» از آغاز پخش اين سريال همزمان با آغاز فصل تابستان خبر داد.
نويسنده و كارگردان مجموعه تلويزيوني «حضرت يوسف (ع)» از آغاز پخش اين سريال همزمان با آغاز فصل تابستان خبر داد.
| وداع با «دلیران تنگستان» |
|
پیکر ابوالقاسم پورشکیبایی هنرمند تئاتر و تلویزیون از مقابل تالار حافظ شیراز تشییع شد. این هنرمند پیشکسوت شیرازی که بر اثر ایست قلبی و در هنگام رانندگی جان به جان آفرین تسلیم کرد، شهریورماه 1326 در شیراز متولد شد و کارهنری را با بازی در نمایش های مدرسه آغاز کرد. پورشکیبایی پس از سال ها کار در تئاتر شیراز راهی دانشکده هنرهای زیبای تهران شد و در تهران با مرحوم پرویز فنی زاده و پروانه معصومی همبازی شد. وی در سریال «دلیران تنگستان» نقش خالو حسین دشتی را بازی کرد و در سریال تلویزیونی «چهل سرباز» نیز نقش فرخی شاعر را به عهده داشت و در سریال «روزهای به یاد ماندنی» نیز نقش حاکم دلوار بوشهر را بازی کرد. وی همچنین برای تئاتر تلویزیونی (تله تئاتر) «خواستگاری» در هشتمین جشنواره تولیدات تلویزیونی زیبا کنار در سال 78 برنده جایزه بهترین بازیگر تله تئاتر شد ضمن اینکه کارگردان هنری این تله تئاتر را برعهده داشت. از جمله نمایش های او می توان به ولپن، بشنو از نی، مضرات دخانیات، برصیصای عابد، پارتی بازی، بداهه سرایی آلما و... نام برد. همسر این هنرمند در مراسم تشییع جنازه وی به خبرنگار ایسنا گفت: وی از زمانی که دانش آموز بود با مرحوم لایق کار تئاتر می کرد و می توان گفت تقریباً در طول عمر هنری خود کار بدی ارائه نداد که از بهترین کارهای او می توان به خواستگاری و ولپن اشاره کرد. ضمن این که برصیصای عباد نیز کار بسیار سنگینی بود که ارائه داد. وی مهم ترین خصلت پورشکیبایی را در زندگی هنری این دانست که هیچ گاه برای پول کار نکرد. قاسم امین بیطرف بازیگر و کارگردان تئاتر نیز که از هم دورهایهای پورشکیبایی است در حاشیه مراسم تشییع جنازه وی به خبرنگار ایسنا گفت: پورشکیبایی یکی از گل های سرسبد هنرمندان تئاتر شیراز بود که بر چیده شد. او را می توان یکی از ستون های محکم تئاتر شیراز دانست که از میان ما رفت کسی که هم بازیگر بود، هم نویسنده و کارگردان و چون تحصیلکرده این کار بود حق بزرگی بر گردن تئاتر شیراز دارد. وی افزود: پورشکیبایی کارش را با شایعه مایعه، دیو، مکش و میر شروع کرد و بعدها در نمایش های زیادی درخشید، همچنانکه نمایش تسخیر شدگان را به سفارش ستاد جبهه و جنگ کار کرد و جایزه سفر به سوریه را گرفت. وی افزود: پورشکیبایی با بزرگانی چون فنی زاده و پروانه معصومی هم بازی بود و در شیراز نیز با محمود پاک نیت، مهدی فقیه، حبیب دهقان نسب، جعفر باباملک، رحیم هودی و کاظم روزی طلب همکاری و بازی کرد. به گزارش ایسنا رحیم هودی بازیگر پیشکسوت تئاتر شیراز نیز که در تشییع جنازه پورشکیبایی شرکت کرده بود برای سخنرانی پشت تریبون رفت و پس از اینکه گفت حیفش بود و زود بود نتوانست صحبت کند. پیکر این هنرمند پس از تشییع جنازه وی از مقابل تالار حافظ شیراز در دارالرحمه این شهر آرام گرفت. روحش شاد. |
| امه سزر درگذشت |
|
اِمه سزر نمايشنامهنويس نامي كه نمايشنامهاش به نام «فصلي در كنگو»، شهرت بسياري در ايران دارد در سن 94 سالگي درگذشت. رئیس جمهوری فرانسه روز پنجشنبه او را به عنوان شاعری بزرگ و اومانیستی برجسته ستود. به گزارش آسوشیتدپرس او در بیانیهای خطاب به سارکوزی در همان زمان گفته بود: «من بر اعتقاد خود باقی ماندهام و سرسختانه ضد استعمار هستم.» رئیس جمهوری فرانسه در ستایش او گفت: «او جان آزادهای بود که عمر خود را به مبارزه برای به رسمیت شناخته شدن هویتاش و غنای ریشههای آفریقاییاش اختصاص داد. او با دعوت به احترام نهادن به عزت نفس انسانی و مسئولیت و خود آگاهی نمادی از امید برای مردم تحت ستم بود.» سگولن رویال نیز که او را نماد فرانسه چندنژادی خواند خواستار خاکسپاری امه سزر در پانتئون شد جایی که قهرمانان فرانسه از ویکتور هوگو تا ماری و پییر کوری در آن دفن شدهاند. |
| بازیگر سرشناس فیلمهای ترسناک درگذشت |
| هیزل کورت بریتانیایی که دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ در فیلمهای ترسناک کنار ستارههایی چون بوریس کارلوف و وینسنت پرایس بازی میکرد، سهشنبه در ۸۲ سالگی بر اثر حمله قلبی در آمریکا درگذشت. اسوشیتدپرس اعلام کرد هر چند بخش زیادی از دوران کاری کورت ملقب به "ملکه جیغ" با حضور در فیلمها و مجموعههای تلویزیونی بریتانیا و آمریکا گذشت، اما او بیشتر برای بازی در فیلمهای ترسناک نظیر "کلاغ" راجر کورمن شناخته میشد که با اقتباس از اثر ادگار آلن پو ساخته شد و کورت در آن با پرایس، کارلوف و پیتر لوره همبازی بود. کورمن، چهره سرشناس فیلمهای ترسناک و کمهزینه سالهای ۱۹۶۰، در پنج فیلم او را کارگردانی کرد. نقشهای کورت مانند بسیاری از دیگر ملکههای جیغ آن دوران، تا حد زیادی متکی بر چهره او و توانایی وی در جیغ زدن از روی ترس و مرگهای دهشتناک بود. کورت با فیلمهای "دختر شیطان از مریخ" ۱۹۵۴، "نفرین فرانکنشتین" ۱۹۵۶، "خاکسپاری پیش از موقع" ۱۹۶۲ و "نقاب مرگ سرخ" ۱۹۶۴ چنان جایگاهی در میان طرفداران فیلمهای ترسناک پیدا کرد که حتی در سالهای پایانی عمر نیز خللی در آن وارد نشد. او که دختر یک بازیکن معروف کریکت بود، دهم فوریه ۱۹۲۶ در ساتن کلدفیلد بیرمنگام به دنیا آمد. از ۱۴ سالگی وارد عرصه نمایش شد و پس از مدتی با سازمان جی. آرتور رنک، صاحب استودیوهای فیلمسازی و سالنهای سینما قرارداد بست. کورت ۱۸ ساله بود که با بازی در نقشی کوتاه در "شامپاین چارلی" (۱۹۴۴، آلبرتو کاوالکانتی) حضور در سینما را تجربه کرد. با حضور در فیلمهای بعدی بر محبوبیت او افزوده شد. کورت در دهه ۱۹۵۰ در تعدادی از فیلمهای ترسناک و کمهزینه استودیو همر بازی کرد و در ۱۹۵۷ در مجموعه تلویزیونی بریتانیایی و کمدی "دیک و دوشس" با پاتریک اونیل همبازی شد. او در اواخر دهه ۱۹۵۰ به آمریکا رفت و در فیلم تلویزیونی "آلفرد هیچکاک تقدیم میکند" نقشآفرینی کرد. کورت در سالهای اخیر در منطقه کوهستانی دریاچه تاهو در مرز میان نوادا و کالیفرنیا زندگی میکرد. او جدا از بازیگری، مجسمهساز و نقاش هم بود. خبرگزارى مهر |
| هيلري سوانك بازيگر اسكاري سينما ، خلبان ميشو |
|
هيلري سوانك بازيگر آمريكايي كه دوبار به اسكار دست يافته است به زندگي آمليا ارهارت اولين زن هوانورد، برروي پرده سينما جان ميبخشد.
فيلم درباره داستان زندگي اولين زني است كه به تنهايي اقيانوس اطلس را با هواپيما طي كرد. وي در سال ۱۹۳۷برفراز اقيانوس ارام ناپديد شد. سوانك دو اسكار خود را به سبب بازي در فيلمهاي بچهها گريه نميكنند و بچه ميليون دلاري به ترتيب در سالهاي ۲۰۰۰و ۲۰۰۴كسب كرد. |
| پخش سريال « حضرت يوسف » از اول تابستان آغاز مي شود |
| نويسنده و كارگردان مجموعه تلويزيوني « حضرت يوسف (ع ) » از آغاز پخش اين سريال همزمان با آغاز فصل تابستان خبر داد. فرج الله سلحشور در گفت وگو با خبرگزاري فارس گفت : مجموعه تلويزيوني « حضرت يوسف (ع ) » هنوز در مرحله مونتاژ صداگذاري و موسيقي است و تا به حال حدود 8 قسمت از مجموعه براي پخش آماده شده است . وي افزود : اين مجموعه تلويزيوني با آغاز فصل تابستان با يكبار پخش در هفته به روي آنتن شبكه اول سيما خواهد رفت . در اين مجموعه تلويزيوني كه از پروژه هاي « الف » سيما فيلم به شمار مي رود و كار نگارش آن چهارسال به طول انجاميد « جمال شورجه » به عنوان مشاور كارگردان حضور داشته است . سريال « حضرت يوسف (ع ) » چهارمين قصه قرآني است كه در مركز سيما فيلم ساخته شده است |
| اتحادیه بازیگران هالیوود به امضای توافقنامه موقت راضی شدند | ||||||
| تهران-خبرگزاری ایسکانیوز: اتحادیه بازیگران هالیوود به این نتیجه رسیدند اگر اعتصاب چند ماهه بازیگران علیه استودیو فیلم و تلویزیون و قراردادهای کوچک با شرکت های دیگر منجر به کاهش فشار تولید کنندگان فیلم و تلویزیون شود قراردادی با یک شرکت مستقل فیلمسازی امضا کنند. | ||||||
همچنین "مارگ گیل" رییس استودیو فیلم و تلویزیون هالیوود اعلام کرد: شرکت وی با اتحادیه بازیگران هالیوود وارد گفتگو شده است و این توافق موقت مشابه قراردادهایی است که سال گذشته اتحادیه نویسندگان آمریکایی با بعضی از تهیه کنندکان امضا کردند و به تهیه کنندگان این اجازه را داد تا طی یک اعتصاب 100 روزه نویسندگان که منجر به فلج شدن صنعت فیلم و تلویزیون شده بود، بیشتر فعالیت کنند./166/125 | ||||||
| خبرنگار:800 | ||||||
| هنرپیشه فیلم ترسناک "شکار" درگذشت | ||||||
| تهران- خبرگزاری ایسکانیوز: "هازل کورت" هنرپیشه انگلیسی که با بازی در فیلم ترسناک "شکار" توجه همگان را به خود جلب کرده بود، در سن 82 سالگی درگذشت. | ||||||
|
همچنین "هازل کورت" با بازی در فیلم "تدفین نابهنگام" توجه منتقدین را به خود جلب کرد. "سالی والش" دختر "هازل کورت" افزود: وی در طول یک ماه بیش از 100 میل از طرفداران خود دریافت می کرد و به تمام آنها پاسخ می داد. | ||||||
| خبرنگار:800 | ||||||
| فیلم جدید "جکی چان" و "جت لی" در صدر جدول فروش | ||||||
| تهران- خبرگزاری ایسکانیوز: براساس گزارش سینماگران انتظار می رود که این هفته فیلم جدید "جکی چان" و "جت لی" ، "قلمرو ممنوع"، در صدر فیلم های پرفروش گیشه هالیوود قرار گیرد. | ||||||
"جکی چان" ادعا کرد که از فیلمنامه "قلمرو ممنوع" رضایت کامل نداسته اما به دلیل همبازی شدن با "جت لی" ستاره هنرهای رزمی، در این فیلم بازی خواهد کرد. بر اساس این گزارش "راب مینکوف" فیلم "قلمرو ممنوع" را کارگردانی خواهد کرد. "جکی چان" 54 ساله قبل از اینکه با ساخت فیلم "ساعت شلوغی" محبوبیت قابل توجهی را در ایالت متحده آمریکا از آن خود کند ، در هونگ کونگ توجه همگان را به خود جلب کرده بود. همچنین "جت لی" 44 ساله همانند "جکی چان" 54 ساله توانست با بازی در فیلم "اسحله مرگ بار 4 " شهرت قابل توجهی را در آسیا و هالیوود از آن خود کند. همچنین "جت لی" ستاره هنرهای رزمی با بازی در فیلم "فرمانروا" به کارگردانی "پیتر چان" به عنوان بهترین هنرپیشه مرد در مراسم اهدای جوایز فیلم هنگ کنگ انتخاب شد. "جت لی" 44 ساله گفت: اگر فیلم های زیادی در رابطه با کونگ فو نمی ساختم، 30 سال پیش می توانستم به عنوان بهترین هنرپیشه مرد انتخاب شوم. همچنین فیلم "فرمانروا" به عنوان بهترین فیلم، کارگردانی، فیلمبرداری، کارگردانی هنری و جلو های ویژه در مراسم اهدای جوایز فیلم هنگ کنگ انتخاب شد. بر اساس این گزارش "جت لی" ستاره هنرهای رزمی که به "اندی لا" برادر و رقیبش اجازه نداده بود تا جایزه بهترین هنرپیشه مرد را از آن خود کند، از وی به دلیل اینکه باعث تسلیمش شده بود، عذرخواهی کرد. جت لی در 26 آپریل 1963 در پکن به دنیا آمد. نام اصلیش لی لیانجی است. وی آخرین فرزند خانواده بوده و 2 خواهر و 2 برادر دارد. همسرش نینا لی چی بازیگر و متولد ۳۱ دسامبر ۱۹۶۱ در شانگهای چین است.آنها در ۱۹ سپتامبر ۱۹۹۹با هم ازدواج کردند و یک دختر به نام جین دارند که در ۱۹ آوریل ۲۰۰۰ به دنیا آمد. جت از همسر قبلیش کیوآنگ هااونگ هم ۲ دختر دارد. آنها در سال ۱۹۹۰ جدا شدند. وی از بهترین های آسیایی در سینما و همپای جکی چان به شمار می رود. فیلم های پرسرعت و همراه با کمی طنز او را به چهره ای محبوب بدل کرده است. وقتی حت 2 سال داشته پدرش را از دست می دهد و پسرها مجبور می شوند همپای مادر کار کنند. جت اوقات بیکاری را به باشگاه ووشو بی جینگ میرود و صادقانه کار می کند تا جایی که پس از مدتی از او برای تدریس در همان جا دعوت می شود که حسادت دوستانش را به دنبال داشت. وی در آن زمان تنها 8 سال داشت. با اینکه از همان ابتدا در حد حرفه ای ها بود ولی خیلی خجالتی بوده است. لی بعد از آن خانه را ترک می کند و برای اولین بار مقام قهرمانی را کسب می کند و همین باعث می شود به عنوان نمایش دهنده بر روی میز تنیس در افتتاحیه مسابقات بین المللی انتخاب شود. سپس بورس تحصیلی تربیت بدنی را به دست می آورد و کم سن وسال ترین دانشجوی دانشگاه می شود که به همراه 20 جوان فوق العاده چینی به تمرینات خود در ووشو ادامه می دهد. در تور ایالات متحده پذیرفته می شود و چینی ها همه به طلای مسابقات دست می یابند و جت اولین بار مزه قهرمانی دنیا را تجربه می کند./166/125 | ||||||
| خبرنگار:166 | ||||||
| در روز تولد مجيد مجدي انجام شد: تقديم لوح تقدير رئيس دفتر رئيس جمهور به كارگردان سينماي ايران | |
![]() |
|
سينماي ما- لوح تقدير رئيس دفتر رئيس جمهور، عصر امروز به مناسبت روز تولد «مجيد مجيدي» كارگردان متعهد و صاحب نام سينما به ايشان تقديم شد. به نقل از پايگاه اطلاع رساني رياست جمهوري، محمدجعفر بهداد، معاون ارتباطات و اطلاع رساني دفتر رئيس جمهور عصر چهارشنبه در دفتر مجيد مجيدي حضور يافت و با تقديم لوح تقدير «عبدالرضا شيخ الاسلامي» رئيس دفتر رئيس جمهور به اين هنرمند متعهد و جهاني، سالروز تولد وي را تبريك گفت. متن كامل لوح تقدير رئيس دفتر رئيس جمهور به اين شرح است: باسمه تعالي هنرمند گرامي جناب آقاي مجيد مجيدي سلام عليكم امروز 28 فروردين سال روز تولد مردي است كه در سال 1338 هجري شمسي ديده به جهان گشود و اكنون كه 49 سالگي خود را جشن مي گيرد، «آواز گنجشكهاي» او همچون ديگر آثارش فطرت پاك بشري را بيدار كرده و جهانيان را به تحسين هنر متعهد و انساني اش واداشته است. ملت خداجو ، نوعدوست، عدالت طلب و انقلابي ايران و خدمتگزاران شان در دولت به وجود هنرمندي ارزشي و جهاني چون شما و آثار فاخر و ارزشمندتان افتخار مي كنند و پايمردي تان را در اين راه مقدس مي ستايند. تولدتان را تبريك مي گويم و براي شما و خانواده محترمتان آرزوي بهترين ها دارم. منبع خبر : فرس | |
| مجموعه جديد رشيدپور روي آنتن ميرود مهران مديري مهمان "مثلث شيشهاي" | |
![]() |
|
سينماي ما - مجموعه برنامه «مثلث شيشهاي» با اجراي رضا رشيدپور از پانزدهم ارديبهشت با حضور ميهمانان ويژه از جمله مهران مديري از شبکه تهران روي آنتن ميرود. رشيدپور در اين باره گفت: اين برنامه در نود بخش 75 دقيقهاي به صورت زنده از نيمه ارديبهشت روي آنتن ميرود که ترکيبي از برنامههاي «شب شيشهاي» و «مثلث» است. لحن برنامه شفاف و صريح و هدف ما از تهيه آن، ايجاد فضاي اميدبخشي و تقويت جامعه هنري است. تهيهکننده اين برنامه ادامه داد: برنامه مثلث شيشهاي، منحصر به چهرههاي سينمايي نميپردازد، بلکه تلاش ميکنيم از عوامل پشت صحنه همچون فيلمبرداران، فيلمنامهنويسان و ... هم دعوت كنيم و مباحث فرهنگي را مطرح نماييم. علاوه بر آن، از نخبگان علمي و فرهنگي در حوزههاي گوناگون هم براي حضور در برنامه دعوت ميشود. مهران مديري، نيکي کريمي، محمدرضا شريفينيا، حسام نوابصفوي و عليرضا زريندست از ميهمانان «مثلث شيشهاي» هستند که رشيدپور درباره اهداف آن گفت: در حال حاضر بايد جامعه هنري را تقويت و حمايت کرد و با توجه به اينکه امسال به عنوان سال نوآوري و شکوفايي نامگذاري شده، ميخواهيم برنامه فضايي نو داشته باشد. کارگرداني هنري برنامه تلويزيوني مثلث شيشهاي را خود رشيدپور به عهده دارد، ماني آرام تيتراژ نخست برنامه را ميخواند و تيتراژ پاياني هم با صداي امير تاجيک روي آنتن ميرود که کاري متفاوت است. ترانههاي تيتراژ را هم رشيدپور سروده است. مجري مثلث شيشهاي در پايان درباره اينکه آيا اين برنامه به سرنوشت برخي برنامههاي اينچنيني تبديل ميشود يا نه گفت: من از مديران سازمان صداوسيما براي ايجاد فضاي چندصدايي در رسانه قدرداني ميکنم و اين برنامه با حمايت رئيس سازمان صداوسيما و مدير شبکه تهران روي آنتن ميرود. برنامه گفتوگو محور مثلث شيشهاي که از پانزدهم ارديبهشت به تهيهکنندگي رشيدپور و محمد قنبري روي آنتن شبکه تهران ميرود؛ سومين برنامه رشيدپور پس از «شب شيشهاي» و «عبور شيشهاي» در فضايي مشابه است. منبع خبر : مهر | |
| تازهترين گفتوگو با مهران مديدي درباره «مرد هزارچهره» دلم میخواست کاری بسیار عظیم تر نسبت گذشته بسازم | |
![]() |
|
سينماي ما- کار سنگین بود. از روز 13 به در که قسمت آخر مجموعه را به پخش تحویل دادیم تا 16 فروردین به استراحت مطلق پرداختم. اینها اولین جملات از نخستین اظهار نظر مهران مدیری درباره مجموعه تلویزیونی"مرد هزار چهره" است که واکنش های فراوانی را درجامعه برانگیخت، اما شاید هیچ کس بهتر از خود او نتواند در مورد هدف و پیام این مجموعه سخن بگوید. مهران مدیری که چند روزی بیشتر از سالروز تولدش نمی گذرد در مورد هدف و حرف اصلی مجموعه ای که کارگردانی کرده می گوید: می خواستیم در کنار جنبه های سرگرم کننده سریالی اینچنینی حرف هایی هم بزنیم. وی در یک گفت و گوی اختصاصی به فرارو می گوید : «حرف اول ما طرح این مساله بود که یک انسان چگونه با تمایل به شهرت ،ثروت و قدرت که درهمه ما هست ، آن گونه سرگرم می شود که یادش می رود جایگاه و کار اصلی اش چیست.» مدیری افزود: «هدف دوم ما نشان دادن این موضوع بود که چگونه روابط غلط اجتماعی ما را اشتباهی در جایی که قرار نیست باشیم قرارمان می دهند و ما هم بدمان نمی آید! در مجموع نقد روابط اجتماعی و ضعف های شخصی انسان ها هدف مجموعه "مرد هزار چهره" بود.» وی درباره تفاوت های این مجموعه با کارهای قبلی اش گفت: «گروه بازیگرانمان را در این مجموعه می خواستیم قوی عرضه کنیم.تیم خوبی تشکیل شد. هر بازیگری سر جای اصلی خودش قرار گرفت و 90درصد بازیگران هم بازی درخشانی ارائه کردند.» مدیری اظهار داشت: «هر بازیگری با خودش نوع بازی خاص خودش را آورد . کار من نزدیک کردن جنس بازی بازیگران به نوع کار خودم بود که این کار گاهی در حد رد وبدل کردن چند جمله انجام می شود. من فقط هماهنگ کننده بودم.» وی با رد شایعه اختلاف جواد رضویان با توجه به حضورش در سریال "جایزه بزرگ" و عدم حضور رضویان در مرد هزار چهره به فرارو گفت: «این امر موضوعی کاملا اتفاقی است . دلیلی وجود ندارد که دو نفر همیشه با هم کارکنند. این احتمال وجود دارد که در کارهای قبلی بازهم کنار یکدیگر قرار بگیریم.» کارگردان مجموعه مرد هزار چهره افزودن حواشی مانند حضور سیاهی لشکر زیاد، انفجار ماشین و حضور حیوانات در سکانس های مختلف مجموعه را باعث جذابیت بیشتر کار دانست و گفت: دلم می خواست کاری بسیار عظیم تر نسبت به کارهای گذشته ام بسازم. وی در مورد بازی اش در نقش مسعود شصت چی نیز اظهار داشت: «بازی این نقش خیلی سخت بود،چون هم کارگردان مجموعه بودم و هم جزئیات شخصیت این آدم بسیار زیاد بود. سعی کردم تا یک شخصیت یکنواخت از شخصیت شصت چی در طول سریال ارائه کنم.» مدیری افزود: «وقتی شبکه 3 برای نوروز از ما کار خواست خیلی طول کشید تا با پیمان قاسم خانی طرح را بنویسیم، چون پیدا کردن طرح جدید بدون تکرار گذشته ها خیلی سخت بود. هدفمان رسیدن به ساختار جدید بود.» وی در پاسخ به این سوال که با توجه به اینکه موضوع 2 زنه بودن شخصیت های مرد سریال ها به تازگی مد شده چرا او از این موضوع استفاده نکرد گفت: «من هیچ وقت موضوع 2 زنه بودن را در هیچ کاری مطرح نمی کنم و آن را دستمایه طنز قرار نخواهم داد.» مدیری در پایان در مورد کارهای کنونی و آینده اش نیز اظهار داشت: «فعلا کاری برای تلویزیون در دست ندارم، اما 10 قسمت از "گنج مظفر" آماده است که در قالب CD به زودی عرضه می شود. پیش تولید آرام یک فیلم سینمایی را به نویسندگی پیمان قاسم خانی و کارگردانی خودم را شروع کرده ایم.» وی در پایان ، طرح هرگونه شکایتی از مرد هزار چهره را رد کرد. منبع خبر : فرارو | |
| بودجه بخش هنر و سينماي كشور ۱۰۰درصد افزايش يافت |
|
عضو كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي گفت : بودجه امسال بخش هنر و سينماي كشور ۱۰۰درصد افزايش يافت . دكتر ستار هدايتخواه در حاشيه مراسم اختتاميه سي و هفتمين جشنواره بينالمللي فيلم رشد در كهگيلويه و بويراحمد در گفت و گو با ايرنا افزود: بودجه بخش هنر و سينماي كشور در سال ۸۶حدود ۵۰ميليارد ريال بود كه اين ميزان امسال به ۱۰۰ميليارد ريال افزايش يافته است . نماينده مردم شهرستانهاي بويراحمد و دنا در مجلس شوراي اسلامي بيان كرد: افزايش ۱۰۰درصدي بودجه بخش هنر و سينماي كشور شرايط را براي راه اندازي و فعال كردن سينماهاي استان كهگيلويه و بويراحمد فراهم ميكند. هدايتخواه اظهار داشت : طراحي و تدوين فيلمهاي جشنواره بينالمللي فيلم رشد بايد به گونهاي باشد كه بيننده را به تفكر وادارد و فطرت آنها را تحريك كند زيرا ابزار هنر و سينما در اختيار رشد جامعه است . وي عنوان كرد: با توجه به روند تكنولوژي جديد، اطلاع رساني و انتقال مفاهيم آموزشي و تربيتي استفاده از جشنواره بينالمللي فيلم رشد يك ضرورت اجتناب ناپذير به شمار ميرود. در سي و هفتمين جشنواره بينالمللي فيلم رشد در كهگيلويه و بويراحمد بر اساس راي هيات داوران در بخش فيلمهاي بلند بچههاي ابدي ، سبيل مردانه ، تصميم كبري و سبز كوچك ، در بخش فيلمهاي كوتاه آتش نشان كوچك ، از من بنويس و سلول ، در بخش مستند آموزشي تكنولوژي طبيعت ، چرخ ريسك ، پستاندار گوشتخوار و دنيا در ۵۰سال آينده ، در بخش انيميشن نيز روزي كلاغي ، رستم و اسفنديار، ان .سي .دو و محمد (ص ) و در بخش نماهنگ نيز اتفاق به عنوان فيلمهاي برتر انتخاب شدند. در پايان اين جشنواره از برگزاركنندگان سي و ششمين جشنواره بينالمللي فيلم رشد كه سال ۸۶در گچساران برگزار شد و مقام دوم كشور را نيز كسب كرد، با اهداي جوايز و لوح تقدير قدرداني شد. سي و هفتمين جشنواره بينالمللي فيلم رشد از ۲۴تا ۲۹فروردين سال جاري در كهگيلويه و بويراحمد برگزار شد |
|
جهت اطلاع جمهوری اسلامی 5شنبه / فیلم ساختگی یک هنرپیشه زن | |||||
|
جمعي از مردم دشتستان در تجمع مقابل جايگاه نماز جمعه بوشهر خواستار تاييد انتخابات در اين حوزه شدند. از چهار حوزه انتخابيه هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي در استان بوشهر تاكنون سه حوزه مورد تاييد شوراي نگهبان قرار گرفته است و از تاييد صحت انتخابات در حوزه دشتستان خبري نيست . بنابه همين گزارش ديروز جمعي از مردم دشتستان با تجمع مقابل استانداري و دفتر نماينده ولي فقيه در استان و امام جمعه بوشهر با شعارهاي همچون « ابطال انتخابات خيانت است به مردم » « يا مرگ يا تاييد » « راي ما خون ما » و... اعتراض خود را به تاخير در اعلام صحت انتخابات در اين حوزه ابراز داشتند. شب چهارشنبه تنها ساعاتي از اعلام نظر سخنگوي شوراي نگهبان در مورد 16 حوزه انتخابيه اي كه صحت انتخابات مجلس هشتم در آنها مورد تاييد قرار گرفته نمي گذشت كه تجمعات در مناطقي نظير شبانكاره و آب پخش موجب نگراني مردم در اين منطقه شد. آتش زدن لاستيك خودروها و بستن برخي راههاي مواصلاتي در اين مناطق از جمله اقداماتي بوده است كه شب چهارشنبه توسط گروهي كه منتسب به حاميان كدخداپور نماينده منتخب مردم دشتستان مي باشد صورت گرفته است . در همين بين بسياري از سايت هاي استان با اعلام خبر ابطال انتخابات دشتستان به اين اعتراضات دامن مي زنند. جهانشير كدخداپور كانديداي مورد حمايت اصلاح طلبان در حوزه دشتستان بوده است . نامبرده توانست با كسب 29 هزار راي رقيب خود دكتر شجاع نماينده فعلي اين حوزه را شكست دهد . پس از مدت ها ركود در عرصه انتشار دهندگان فيلم هاي خصوصي بازيگران بار ديگر فيلم خصوصي منتسب به بازيگر زن يك سريال پربيننده و البته جنجالي تلويزيوني در اينترنت و نيز تلفن هاي همراه منتشر شده و به سرعت درحال گسترش است . به گزارش عصر ايران در اين فيلم 5 دقيقه اي تصاوير منتسب به بازيگر زن به همراه يك مرد جوان به نمايش درآمده است . هرچند زن حاضر در فيلم شباهت زيادي به بازيگر تلويزيون دارد و در ابتداي فيلم نيز نام وي نوشته شده است لكن در واقعي بودن اين انتساب جاي ترديد جدي دارد. پيش از اين نيز برخي افراد فيلمي را كه در آن يك زن و چند مرد درحال انجام اعمال غيراخلاقي بودند را به يك بازيگر زن تلويزيون هاي مربوط به آن را در سطح وسيعي توزيع كنند ولي سرانجام معلوم شد كه اين افراد صرفا از cd نسبت دادند و بدين ترتيب موفق شدند يك شباهت ظاهري بهره برده بودند و آن بازيگر هرگز در چنان صحنه اي حاضر نبوده است . وي اعلام داشت كه از عاملان انتشار و انتساب اين فيلم شكايت مي كند. اقدامات سريع پليس و دادستاني تهران در آن مقطع توانست جلوي اين قبيل حركات ضداخلاقي و ضد اجتماعي را بگيرد ولي گويا برخي باندها اصرار دارند كه با انتشار چنين فيلم هايي و انتساب راست يا دروغين آنها به افراد مشهور امنيت اخلاقي و اجتماعي جامعه را خدشه دار كنند كه به نظر مي رسد لازم است بار ديگر پليس و قوه قضائيه به طور جدي تري وارد عمل شوند. مجلس شوراي اسلامي نيز پس از وقايع گذشته براي عاملان اصلي انتشار چنين فيلم هايي مجازات اعدام را تعيين كرده است . به گزارش سرويس بين المللي « جهان » و به نقل از اخبار العالم به رغم اظهارات اخير بوش مبني بر حذف گزينه نظامي عليه ايران تا قبل از پايان رياست جمهوري وي نيروهاي اسراييلي اعلام كردند : هواپيماهاي جنگي اسراييلي و آمريكايي درحال آموزش نظامي فشرده در صحراي نقب منطقه ويژه آموزش هاي نظامي اسراييل هستند. تلويزيون اين رژيم همچنين اعلام كرد : هواپيماهاي جنگي مذكور در منطقه تسيليم صحراي نقب درحال آموزش نظامي و آزمايشي هستند و به بررسي مراكز هسته اي ايران براي بمباران مي پردازند. از سوي ديگر عوفر شليح يكي از فرماندهان نظامي بلندپايه اسراييلي افزود : احتمال زيادي وجود دارد كه بزرگترين مانور نظامي در تاريخ اسراييل كه هفته گذشته در مرزهاي لبنان اجرا شد جهت آمادگي براي هجوم به ايران ترتيب داده شده بود. وي همچنين افزود : اسراييل علاوه بر سلاح هاي سنتي و عادي جنگ به توزيع سلاح غيرسنتي ميان خودي كه امكان دارد ايران از آن استفاده كند نيز پرداخته است . اين فرمانده همچنين تصريح كرد : طبق گزارشات منابع آمريكايي ـ اسراييلي تاريخ تعيين شده براي حمله اسراييل به ايران مهرماه اعلام شده است . شيلوح در ادامه خاطرنشان كرد : حمله نظامي به ايران علاوه بر حمله هوايي ترجيحا زميني نيز خواهد بود. |
|
جهت اطلاع جمهوری اسلامی 5شنبه / فیلم ساختگی یک هنرپیشه زن | |||||
|
جمعي از مردم دشتستان در تجمع مقابل جايگاه نماز جمعه بوشهر خواستار تاييد انتخابات در اين حوزه شدند. از چهار حوزه انتخابيه هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي در استان بوشهر تاكنون سه حوزه مورد تاييد شوراي نگهبان قرار گرفته است و از تاييد صحت انتخابات در حوزه دشتستان خبري نيست . بنابه همين گزارش ديروز جمعي از مردم دشتستان با تجمع مقابل استانداري و دفتر نماينده ولي فقيه در استان و امام جمعه بوشهر با شعارهاي همچون « ابطال انتخابات خيانت است به مردم » « يا مرگ يا تاييد » « راي ما خون ما » و... اعتراض خود را به تاخير در اعلام صحت انتخابات در اين حوزه ابراز داشتند. شب چهارشنبه تنها ساعاتي از اعلام نظر سخنگوي شوراي نگهبان در مورد 16 حوزه انتخابيه اي كه صحت انتخابات مجلس هشتم در آنها مورد تاييد قرار گرفته نمي گذشت كه تجمعات در مناطقي نظير شبانكاره و آب پخش موجب نگراني مردم در اين منطقه شد. آتش زدن لاستيك خودروها و بستن برخي راههاي مواصلاتي در اين مناطق از جمله اقداماتي بوده است كه شب چهارشنبه توسط گروهي كه منتسب به حاميان كدخداپور نماينده منتخب مردم دشتستان مي باشد صورت گرفته است . در همين بين بسياري از سايت هاي استان با اعلام خبر ابطال انتخابات دشتستان به اين اعتراضات دامن مي زنند. جهانشير كدخداپور كانديداي مورد حمايت اصلاح طلبان در حوزه دشتستان بوده است . نامبرده توانست با كسب 29 هزار راي رقيب خود دكتر شجاع نماينده فعلي اين حوزه را شكست دهد . پس از مدت ها ركود در عرصه انتشار دهندگان فيلم هاي خصوصي بازيگران بار ديگر فيلم خصوصي منتسب به بازيگر زن يك سريال پربيننده و البته جنجالي تلويزيوني در اينترنت و نيز تلفن هاي همراه منتشر شده و به سرعت درحال گسترش است . به گزارش عصر ايران در اين فيلم 5 دقيقه اي تصاوير منتسب به بازيگر زن به همراه يك مرد جوان به نمايش درآمده است . هرچند زن حاضر در فيلم شباهت زيادي به بازيگر تلويزيون دارد و در ابتداي فيلم نيز نام وي نوشته شده است لكن در واقعي بودن اين انتساب جاي ترديد جدي دارد. پيش از اين نيز برخي افراد فيلمي را كه در آن يك زن و چند مرد درحال انجام اعمال غيراخلاقي بودند را به يك بازيگر زن تلويزيون هاي مربوط به آن را در سطح وسيعي توزيع كنند ولي سرانجام معلوم شد كه اين افراد صرفا از cd نسبت دادند و بدين ترتيب موفق شدند يك شباهت ظاهري بهره برده بودند و آن بازيگر هرگز در چنان صحنه اي حاضر نبوده است . وي اعلام داشت كه از عاملان انتشار و انتساب اين فيلم شكايت مي كند. اقدامات سريع پليس و دادستاني تهران در آن مقطع توانست جلوي اين قبيل حركات ضداخلاقي و ضد اجتماعي را بگيرد ولي گويا برخي باندها اصرار دارند كه با انتشار چنين فيلم هايي و انتساب راست يا دروغين آنها به افراد مشهور امنيت اخلاقي و اجتماعي جامعه را خدشه دار كنند كه به نظر مي رسد لازم است بار ديگر پليس و قوه قضائيه به طور جدي تري وارد عمل شوند. مجلس شوراي اسلامي نيز پس از وقايع گذشته براي عاملان اصلي انتشار چنين فيلم هايي مجازات اعدام را تعيين كرده است . به گزارش سرويس بين المللي « جهان » و به نقل از اخبار العالم به رغم اظهارات اخير بوش مبني بر حذف گزينه نظامي عليه ايران تا قبل از پايان رياست جمهوري وي نيروهاي اسراييلي اعلام كردند : هواپيماهاي جنگي اسراييلي و آمريكايي درحال آموزش نظامي فشرده در صحراي نقب منطقه ويژه آموزش هاي نظامي اسراييل هستند. تلويزيون اين رژيم همچنين اعلام كرد : هواپيماهاي جنگي مذكور در منطقه تسيليم صحراي نقب درحال آموزش نظامي و آزمايشي هستند و به بررسي مراكز هسته اي ايران براي بمباران مي پردازند. از سوي ديگر عوفر شليح يكي از فرماندهان نظامي بلندپايه اسراييلي افزود : احتمال زيادي وجود دارد كه بزرگترين مانور نظامي در تاريخ اسراييل كه هفته گذشته در مرزهاي لبنان اجرا شد جهت آمادگي براي هجوم به ايران ترتيب داده شده بود. وي همچنين افزود : اسراييل علاوه بر سلاح هاي سنتي و عادي جنگ به توزيع سلاح غيرسنتي ميان خودي كه امكان دارد ايران از آن استفاده كند نيز پرداخته است . اين فرمانده همچنين تصريح كرد : طبق گزارشات منابع آمريكايي ـ اسراييلي تاريخ تعيين شده براي حمله اسراييل به ايران مهرماه اعلام شده است . شيلوح در ادامه خاطرنشان كرد : حمله نظامي به ايران علاوه بر حمله هوايي ترجيحا زميني نيز خواهد بود. |
| گفتگوهايي با اصغر فرهادي و پريسا بختآور، نويسنده و كارگردان «دايرهزنگي» دايره سرگرداني | |
![]() |
|
گيسو فغفوري: دايره زنگي، دايره سرگرداني آدمها است. تصويري است از زندگي ما در شهر بزرگي به نام تهران، با شخصيتهايي كه آنها را از نزديك ميشناسيم، شايد آيينهاي است روبهروي ما كه جامعه خود را و حتي خود را در آن ميبينيم و شايد همين آينگي است كه باعث شده تماشاگران از آن استقبال كنند. اما اين فيلم چگونه شكل گرفته است و اين تصوير زنده و جاندار از وضعيت فرهنگي و اجتماعي ما از كجا پيدا شده است؟ دوست داشتيم اين بحث را در نشستي مشترك با پريسا بختآور كارگردان و اصغر فرهادي فيلمنامهنويس اين فيلم در ميان بگذاريم، اما چنين نشستي ممكن نشد و ما ناگزير شديم در دو گفتوگوي جداگانه به اين موضوع بپردازيم، دو گفتوگو با زوج هنرمندي كه در يك نكته تفاهم كامل داشتند و آن هم بيعلاقگي به انجام گفتوگو بود. با اين حال اصرارهاي ما را بيپاسخ نگذاشتند و آنچه ميخوانيد حاصل اين اصرارها است. خودتان فيلم را در كنار مردم ديديد؟ استقبال چطور بود؟ بله من سه بار فيلم را در سينما و كنار مردم ديدم. واكنش مردم در حين ديدن فيلم خيلي خوب بود. من دوبار فقط قصد داشتم صداي فيلم را در سينما چك كنم و بعد بروم، ولي واكنش مردم در حين ديدن فيلم آنقدر برايم جذاب بود كه هر دوبار تا آخر فيلم نشستم. شما سريالهاي موفق تلويزيوني داشتيد، چي شد كه آمديد سراغ سينما؟ از نظر كارگرداني خيلي فرقي بين اين دو قاب نميبينم. از طرفي براي من هميشه انجام تجربيات جديد جذاب است و نكته مهمتر شايد اين باشد كه براي ساخت يك فيلم وقت بيشتري در اختيار كارگردان است و ميتوان با دقت و تمركز بالاتري آنچه را كه در ذهن است، به اجرا درآورد. شما براي ساخت يك فيلم با تايم 90 تا 100 دقيقه در سينما، دو ماه وقت داريد، ولي در تلويزيون همين تايم را بايد در شرايط توليد عادي در مدت 10 تا 15 روز بسازيد كه هميشه اين فشار براي ساخت سريال مرا اذيت ميكرد، ولي تلويزيون يك امتياز بزرگ دارد و آن مخاطب گستردهاش است. چقدر تجربه سريالها در ساخت اين فيلم تاثير داشت؟ اگر آن تجربه ها نبود به نظرتان دايره زنگي چه سرنوشتي پيدا ميكرد؟ خيلي زياد. اگر تجربه ساخت آن سريالها را نداشتم، ممكن نبود در اولين ساختهام فيلمنامهاي مانند دايره زنگي را انتخاب كنم. فيلمنامه <دايره زنگي> را هر كسي ميخواند، به من ميگفت كه بسيار كار سختي است، خصوصا براي كار اول، ولي تجربه ساخت آن سريالها چيزهاي زيادي مثل كار با بازيگر زياد، دكوپاژ صحنههاي پر از حركت و مهمتر از آن شناخت مخاطب را به من آموخته بود و همان بود كه به من اطمينان ميداد كه از ساخت اين فيلم با تمام توصيههايي كه ميشد، نترسم. موضوع ديگر در اين زمينه اين است كه شما در اولين تجربهتان ساخت يك فيلم اجتماعي را دنبال كرديد.با مسائل و مشكلاتي كه اين نوع فيلم در ايران دارد ، چرا در اولين تجربه سينمايي سراغ موضوع هاي سادهتري نرفتيدو سراغ اين موضوع رفتيد؟ فيلمهاي اجتماعي هميشه فيلمهاي مورد علاقه من بودند. هميشه بهعنوان تماشاگر، فيلمهاي اجتماعي را ميپسندم، حالا چه لحن جدي داشته باشد و چه لحن طنز. بنابراين خيلي مشخص است كه وقتي خودم هم ميخواهم فيلم بسازم، سراغ چنين ژانري بروم. اين نوع فيلمسازي هميشه با موانع زيادي روبهرو بوده است. چه تصوري از اين موانع داشتيد؟ چون اصولا آدم خوشبيني هستم، هيچ تصور خاصي نداشتم و فكرميكردم همه چيز به خوبي و خوشي پيش ميرود! اما اين موانع از همان زمان دريافت پروانه ساخت، خود را به شما نشان داده بود. گرفتن پروانه ساخت خيلي طول كشيد، ولي بعد از اينكه پروانه ساخت صادر شد يك جلسه براي صحبت راجع به فيلمنامه تشكيل شد كه ظاهرا اين جلسه براي اكثر فيلمهايي كه پروانه ساخت ميگيرند، تشكيل ميشود. نظراتي كه داده شد، خيلي جنبه مميزي نداشت و نظرات كساني بود كه فيلمنامه را خوانده بودند. به هر حال فيلمنامهاي كه پروانه ساخت گرفت، همين فيلمنامه الان دايره زنگي است. اين مسائل در زمان جشنواره و پروانه نمايش هم وجود داشت. چطور آنها را پشت سر گذاشتيد؟ مسائل جشنواره را كه پشت سر نگذاشتيم! ولي قضيه پروانه نمايش فرق ميكرد. در وزارت ارشاد با كساني طرف بوديم كه اهل گفتوگو و ديالوگ بودند. نظراتشان را ميگفتند و حرف شما را ميشنيدند و يك تعامل دوطرفه بود. من و آقاي ساداتيان حاضر نبوديم به قيمت رسيدن به يك فيلم بيسروته فيلم را اكران كنيم و براي گرفتن پروانه نمايش فكر ميكنم يك يا دو جلسه با آقاي اربابي جلسه داشتيم. يعني آن حذف و تغيير هايي كه قرار بود در جشنواره اعمال شود ، الان اعمال نشده است؟ آقاي اربابي نظرات شوراي پروانه نمايش را گفتند و تعدادي از آن موارد با صحبتها و توضيحاتي كه داديم، حل شد و تعدادي از آنها با اينكه باعث حذف چند پلان بسيار جذاب ميشد، ولي لطمهاي به داستان فيلم نميزد. با وجود اينكه حذف آن پلانها برايم سخت بود، ولي جزو بخشهايي نبود كه حيات فيلم را بهخطر بيندازد و دلايل حذفش هم برايم قابل فهم بود و چند مورد ديگر كه اصلا حذفش مهم نبود و لطمهاي وارد نميكرد. به هر حال فيلم در حالت فعلي كاملا مورد تاييد من است و اگر غير از اين بود، شايد ترجيح ميداديم براي اكران فيلم فعلا صبركنيم. مثلا اتفاقي كه در جشنواره افتاد و بعد از يك اكران، فيلم را از جشنواره خارج كرديم، چون در آنجا با كساني طرف بوديم كه نظراتشان را ميگفتند و ديگر كسي نبود كه صحبتهاي شما را بشنود و اعمال خواسته آنان منجر به لطمهخوردن به فيلم ميشد كه اين را نه من ميخواستم و نه آقاي ساداتيان. چقدر تغيير در فيلم بهوجود آورديد كه خواسته خودتان بود؟ نسبت به نسخه جشنواره، غير از موارد اصلاحي، فيلم مقداري كوتاه شد كه به دليل ايجاد ريتم تندتر بود. تغييرات ناخواسته چه مواردي را شامل ميشد؟ همانطور كه گفتم، چند پلان بسيار جذاب بود كه حتي در نسخه جشنواره هم نبود، چون براي اكران در جشنواره حذف شده بود. يعني اين پلانها در بازبيني اوليه توسط هيات انتخاب جشنواره و همينطور ارشاد مصرانه بر حذفشان تاكيد داشتند و با اينكه شايد بودنشان از نظر محتوايي براي فيلم مهم بود، ولي حذفشان به كليت فيلم لطمهاي وارد نميكرد. يعني مثل مواردي نبود كه پس از اولين اكران در جشنواره به ما اعلام شد و من گفتم حاضر به حذفشان نيستم و اين موارد حتي در نسخهاي كه در ايام جشنواره در اكران خصوصي شما ديديد هم وجود نداشت. در همان مراحل آخر مونتاژ، از فيلم حذف شد و البته چند مورد هم در نسخه جشنواره بود و بعدا از فيلم درآمد. اين اصلاحات مقداري از جذابيتهاي قبلي فيلم را كم كرده، ولي به كليت فيلم لطمهاي نزده است. يكي از تغييرات ناخواسته اضافهشدن آن ديالوگ پاياني باشد. به هر حال كساني كه فيلم را بعد از مونتاژ نهايي ديده بودند، مثل چند نفر از منتقدان يا اهالي سينما وقتي صحبت از مميزيها بود، خيلي از آنها به من گفتند كه اصلاحات را انجام بده، چون حيف است كه فيلم اكران نشود و الان كه فيلم در حال اكران است، ميبينم كه آنها درست ميگفتند. فيلم روي پرده چقدر با فيلمنامه نوشته شده تفاوت دارد؟ فيلمنامه تا روزي كه فيلمبرداري ما شروع شد، چندين بار به خواست من بازنويسي شد. يكي از دلايل بازنويسي هم كوتاهشدن زمان فيلمنامه بود. روزي كه فيلمبرداري شروع شد، فيلمنامه همان چيزي بود كه ميخواستم. خصوصا كه جنس طنز كار و طنز ديالوگها را بسيار دوست داشتم. ديالوگي كه بعد از خنديدن، شما را وادار به فكر ميكند و مثل يك شوخي نيست كه فقط بخندي و بعد تمام شود. من به تغيير فيلمنامه سر صحنه در سريالهايم بسيار عادت داشتم، ولي اين فيلمنامه تمام تغييرات را قبل از فيلمبرداريش روي آن انجام داده بوديم و سر صحنه تغيير زيادي نكرد. شايد در هر چند جمله كه مثلا بداهه بازيگرها بود، ولي فيلم روي پرده شباهت زيادي به فيلمنامه دارد. خود شما چقدر در نوشتن فيلمنامه همكاري داشتيد؟ بعضي از سكانسها يا موقعيتهاي فيلم پيشنهاد من بود كه آقاي فرهادي موقع نوشتن فيلمنامه پيشنهادهايي را كه ميپسنديد، در فيلمنامه ميآورد. براي شما كه ساخت سريال با افراد زياد را در كارنامهتان داريد، كارگرداني اين كار چطور بود؟ تجربيات كار با بازيگران زياد در سريالهايم در اينجا به من خيلي كمك كرد. سختي كار با بازيگران زياد، سواي بحث انتخاب بازيگر و هماهنگي و غيره شايد بيشتر به اين برميگردد كه شما در يك كار كم بازيگر تا بازيگر نقشش را دربياورد و با فضا اخت بگيرد و حرف هم را بفهميد، نهايتا چند روز بيشتر طول نميكشد و بعد كار به روال عادي ميافتد و تا آخر پيش ميرود، ولي مثلادر دايره زنگي ما هرچند روز يك بار با ورود يك بازيگر جديد، دوباره انگار شمارههايمان صفر ميشد و از اول بايد استارت ميزديم. صحبت با بازيگران، رسيدن به بازي و لحن موردنظر در مورد بعضي از بازيگران، آشناييزدايي از بازيها و اجراي بازي متفاوت، يكدستكردن همه بازيها، مديريت تعداد زيادي بازيگر جلوي دوربين، سختترشدن ميزانسنها و بالطبع دكوپاژ به علت تعدد افراد، همه اينها از سختيهاي دلپذير كار بود. چطور توانستيداين مجموعه بازيگران را براي نقش هايي كه اغلب كوتاه هستند كنار هم جمع كنيد؟ مثل همه كارهاي ديگر روال انتخاب بازيگر انجام شد. فقط شانسي كه من داشتم، براي اكثر نقشها معمولا با گزينه اول يا نهايتا دوم به نتيجه ميرسيديم كه حتي در مورد نقشهاي كوتاه هم اين اتفاق افتاد. بازيگران با چه معيارهايي انتخاب شدند؟ مهمترين معيارم براي انتخاب بازيگر توانايي او، نزديكياش به نقش و اخلاق حرفهاي بازيگر سر صحنه است كه اين سومي براي من خيلي مهم است. آيا حضور چهرههاي تلويزيوني مانند مهران مديري، محمدرضا شريفينيا و حتي مسائلي كه سر آمدن يا نيامدن هديه تهراني بود، براي پرفروششدن فيلم نبود؟ ببينيد، شايد حضور آقاي مديري، شريفينيا و برخي ديگر از بازيگران باعث پرفروششدن فيلم شده باشد، ولي انتخاب آنها از طرف من قطعا به اين دليل نبوده است. براي من پرفروششدن فيلم چه قبل و چه حالا مهم بوده، ولي برايم حفظ كيفيت فيلم خيلي خيلي مهمتر بوده است. من تمام بازيگران را بدون توجه به پرفروش يا كمفروشبودن، براساس نزديكي و تواناييشان به نقش انتخاب كردم و نزديكي هم منظورم نزديكي بازيهاي قبلي يا نقشهاي قبليشان با نقش موردنظر در فيلم ما نبوده، بلكه با نزديكياي كه خودم از اين بازيگر در ذهنم با نقش موردنظر ساخته بودم كه شايد اتفاقا در وهله اول بعضي انتخابها به نظر انتخابي عجيب ميآمد. بهترين مثالش هم انتخاب آقاي اميد روحاني منتقد و مدرس سينما براي نقش عبدا...زاده است. انتخابي كه در ابتدا با واكنشهاي مختلفي روبهرو شد و همه اين انتخاب را با توجه به شخصيت واقعي و ظاهر روشنفكرانه آقاي روحاني ريسك بزرگي ميدانستند و معتقد بودند ايشان براي بقيه نقشها مناسبترند و حتي خود آقاي روحاني هم فكر ميكردند شايد بقيه نقشها را بهتر بتوانند بازي كنند و تنها پافشاري و اصرار من بود كه ايشان اين نقش را بازي كردند. در تمرينهاي اوليهاي كه داشتيم، من مطمئن بودم با تمرين بيشتر، آنچه ميخواهم ميشود و فكرميكنم الان حضور اميد روحاني در جذب مخاطب كاملا تاثير دارد، به همان اندازه كه بازيگرهاي ديگر. و يا حضور صابرابر كه به نظرم بهترين و تنها گزينه من براي نقش محمد بود يا حتي نقش شيرين كه ابتدا من تصميم داشتم يك چهره جديد را براي اين نقش بگذارم و مدت زيادي هم در زمان پيشتوليد روي اين قضيه وقت گذاشتم، ولي در نهايت نشد و حتي انتخاب باران كوثري كه بازيگري تجاري به حساب نميآيد. موضوع خانم تهراني چه بود؟ تا مدت ها اسمش به عنوان بازيگر مطرح بود و بعد ديديم نيست. قضيه خانم تهراني هم به نظرم خيلي از طرف مطبوعات پيگيري شد و من خيلي مخالف اين اخبار بودم. حضور يا عدم حضور يك بازيگر در يك فيلم امري معمولي است كه در اين مورد خاص زياد مطبوعات به آن پرداختند. به هر حال چون در اين مورد تاكنون صحبت نكردهام، شايد لازم باشد كه اينجا در اين مورد توضيح بدهم. خانم تهراني در واقع اولين بازيگري بود كه براي حضور در اين فيلم اعلام آمادگي كرد. ما چند جلسه با هم راجع به نقش صحبت كرديم و ايشان تنها بازيگر قطعي فيلم شد. به هر حال تا قبل از گرفتن پروانه ساخت و شروع پيشتوليد جدي هر موقع هرخبري راجع به فيلم بود، اسم ايشان بهعنوان بازيگر ميآمد، همانطور كه اسم آقاي حسين جعفريان كه بعدا به دليل سفري كه برايشان پيش آمد، نتوانستند بيايند بهعنوان مدير فيلمبرداري يا بقيه عواملي كه سمتشان قطعي شده بود. بعد از گرفتن پروانه ساخت و پيشتوليد رسمي كار تمرين من با بازيگران شروع شد. در تمرينها و بعد ازتست گريم بود كه خانم تهراني خودشان پيشنهاد دادند كه بهتر است نقشي كه بار طنز كمتري دارد، بازي كنند و گفتند نميتوانند خودشان را در اين نقش باور كنند، ولي چون بقيه نقشها تا آن زمان تقريبا انتخاب شده بودند، ديگر نقشي كه به ايشان بخورد وجود نداشت و خيلي دوستانه اين همكاري منتفي شد. بعد خانم تهراني گفتند كه حاضرند يك نقش كوتاه در كار بازي كنند مثل مجري برنامه تلويزيوني، به همين دليل اسم ايشان جزو بازيگران كار باقي ماند. الان كه اين نقش در فيلم نيست، چرا اين نقش حذف شد؟ ولي چون بخش مجري تلويزيوني كه قرار بود به شكل ويدئويي گرفته شود، حدودا سه هفته بعد از اتمام فيلمبرداري كل كار گرفته شد، در آن زمان مونتاژ فيلم تقريبا تمام شده بود و آن موقع بود كه ديديم تايم فيلم بسيار بالا رفته چيزي حدود 130 دقيقه كه ما فقط نگران حذفكردن سكانسها بوديم و ديديم صحنههاي بخش ويدئويي كه بازنويسي شده بود و خيلي هم جذاب بود را اگر بخواهيم فيلمبرداري كنيم، خودش زماني حدود 15 دقيقه ميشود كه با توجه به تايم بالاي فيلم اصلا امكانپذير نبود، يعني من ميبايست حدود 15 دقيقه از بخشهاي ديگر فيلم كم ميكردم تا اين بخش را ميشد به فيلم اضافه كرد و بايد براي مشكل تايم فيلم از اين بخش چشمپوشي ميشد و با حضور خانم تهراني هم در همين حد فعلي نقش (كه البته در نسخه جشنواره از اين بيشتر بود) به شدت مخالف بودم و اصلا برايم قابلقبول نبود كه بخواهم از يك هنرپيشه كه طرفداران خودش را براي جذب به سينما دارد، چنين استفادهاي را بكنم و احساس ميكردم اين كار فقط سوءاستفاده از تماشاگر است. به خاطر همين دلايل حضور ايشان در فيلم منتفي شد. بنابراين ميبينيد كه اتفاقا قضيه خانم تهراني واخبار مربوط به عدم حضورش در اين فيلم نهتنها به خاطر پرفروششدن نبوده، بلكه از حضور كوتاه او در فيلم كه ميتوانست عاملي در فروش هم باشد، بهخاطر احترام به تماشاگر چشمپوشي شد. اين فيلم از نظر شخصيتپردازي موفق است. به دو دليل، اول حضور شخصيتهاي منحصربهفردش كه در سينماي ايران تازگي دارد، دوم نحوه معرفي آنها به تماشاگر كه با كمترين نشانهها و در اولين فرصت اين شخصيتها به مخاطب معرفي ميشوند، اما در اين ميان چند تا تيپ بودند كه بازيهاي قبلي خودشان را تكرار ميكردند، مانند مهران مديري يا شريفينيا. به نظرم بازي آقاي مديري شبيه بازيهاي قبليشان نشده. من در اوايل كار به آقاي مديري گفتم كه چون لحن شما براي تماشاگر بسيار آشنا است، تا جايي كه بتوانيد هر چيزي را كه در لحن شما يادآور بازيهاي قبليتان است را از خودتان دور كنيد كه ايشان هم خيلي استقبال كردند و هم خيلي همراهي. بهطوري كه بعضي جاها من حس ميكردم حساسيت من روي اين مساله باعث شده بود كه خود ايشان هم روي حرفزدن و لحن و تاكيدهايشان حساس شوند. ولي به هر حال چون آقاي مديري چهرهاي بسيار شناختهشده و آشنا براي تماشاگر است و تماشاگر ايشان را در نقشهاي زيادي ديده هر بازياي كه بكند، به نظر تماشاگر آشنا ميآيد، حداقل در نقشي مثل رزاقي كه مانند بقيه نقشها اصرار من براين بود كه در بازيها، عادي و طبيعيبودن رفتار جاري باشد، مانند رفتار روزمره آدمهاي اطرافمان و همين مساله در مورد آقاي شريفينيا نيز صادق است و اتفاقا برخلاف نظر شما من فكر ميكنم با تيپسازي هميشه راحتتر بازيگر ميتواند تفاوت فيزيكي و كلامي ايجاد كند، ولي برعكس، من از آقاي مديري يا آقاي شريفينيا ميخواستم كه به سمت بازينكردن بروند و اين برايم مهم بود. برخي از اين شخصيتها خيلي تازه اند ، مانند شخصيتي كه باران كوثري نقش آن را بازي ميكرد. شما چقدر در رسيدن به اين نقش همراه باران بوديد و چقدر خود او اين شخصيت را ميشناخت؟ زماني كه باران براي اين نقش آمد، تقريبا اواخر پيشتوليد بود و همانطور كه گفتم، به دلايلي دوست داشتم كه اگر بشود يك چهره جديد اين نقش را بازي كند و يكي از دلايلم هم اين بود كه تماشاگر حدسي درباره نقش شيرين نزند و كلا استفاده از چهرههاي جديد را در كنار بازيگران حرفهاي دوست دارم، ولي به هر حال اين اتفاق نيفتاد و من به حضور بازيگر حرفهاي براي نقش شيرين فكر كردم و باران كوثري جزو اولين انتخابهايم بود كه خيلي سريع حضور او در فيلم قطعي شد و در آن مدت كوتاه تا زمان فيلمبرداري جلسات تمرين فشرده و زيادي با باران، صابرابر و نيما شاهرخشاهي داشتم و اين تمرينها خيلي به همه ما در زمان فيلمبرداري كمك كرد. از طرفي گريم نقش شيرين برايم خيلي مهم بود كه با تست گريمهاي زيادي كه انجام شد، چهره باران هماني شد كه براي نقش شيرين ميخواستم. ما تا روز فيلمبرداري هر روز تمرين داشتيم و هر بار به نكتهاي جديد براي نقشها ميرسيديم و هر سه اين بازيگران حسابي براي تمرينها وقت ميگذاشتند و هر روز بازي باران به آن چيزي كه ميخواستم، نزديكتر ميشد و ديگر نگراني من بهخاطر كمبود وقت تا زمان فيلمبرداري كاملا برطرف شد، ولي در زمان فيلمبرداري هم با باران مثل تمام بازيگران در تمام سكانسها قبل از شروع فيلمبرداري سكانس، روخواني و تمرين داشتيم و او هم هميشه مشتاقانه آماده شنيدن هر پيشنهاد جديدي بود و خودش هم هميشه با ايدهاي ميآمد. به نظرتان واقعيتر نبود كه آخر فيلم را مانند نسخه اول قرار ميداديد و ميگذاشتيد او برود و مثل واقعيت در بين همه ما رها باشد. به هر حال آن پايان قبلي واقعيتر بود، ولي من خودم اين پايان را هم دوست دارم. الان كه فيلم را با تماشاگر ميبينم، حس ميكنم تماشاگر اين پايان را بيشتر ميپذيرد. شايد نميخواستيد پايانش اين قدر تلخ باشد و واقعگرا؟ بله چند نفر از منتقدان كه بعد از مونتاژ، فيلم را بهصورت قبلي ديده بودند، ميگفتند كه بايد براي آخرش فكري بكني و پايانش به شكل فعلي خيلي تلخ است. به هر صورت چون اكران فيلم تمام نشده، نميتوانم راجع به پايان فيلم زياد توضيح بدهم. با توضيح بيشتر، موقعيتها لو ميرود، ولي به هر حال بايد كسي اين وسط قرباني ميشد تا فيلم اكران شود! در هر صورت كساني كه فيلم را ديدند، ميتوانند آن ديالوگ پاياني را نشنيده بگيرند و يك بار اينطوري براي خودشان فيلم و سرنوشت شيرين را تصور كنند منبع خبر : روزنا - اعتماد ملي | |
| بازي «سلمان رشدي»در يک فيلم کمدي |
| «سلمان رشدي» نويسنده کتاب «آيات شيطاني» قرار است در فيلمي کمدي با نام «سپس او مرا پيدا کرد» ظاهر شود.به گزارش فارس «سلمان رشدي» در اين فيلم در نقش يک پزشک حاذق ايفاي نقش مي کند. «سپس او مرا پيدا کرد» داستان يک معلم 39 ساله است که ناگهان زندگي اش دستخوش تغييرات تلخ زيادي مي شود، همسرش او را ترک کرده و مادرش نيز فوت مي کند. |
«دخترم، به دنبال نام تو نام من است؛ چاپلين! با همين نام چهل سال، بيشتر مردم روي زمين را خنداندم و بيشتر از آنچه آنان خنديدند، خودم گريستم.»
| |||
|
به گزارش خبرگزاري فارس، نشست نقد و بررسي فيلم «بههمين سادگي» با حضور «سيدرضا ميركريمي»(كارگردان، تدوينگر و يكي از نويسندگان)، هنگامه قاضياني و مهران كاشاني (بازيگران) در خبرگزاري فارس برگزار شد. | |||
| با عمو پورنگ |
گزارشي از پشت صحنه برنامههاي عمو پورنگ روز بسيار دلچسبي را در كنار عوامل برنامه عموپورنگ گذرانديم. به همه آنان خدا قوت و خسته نباشيد ميگوييم. |
سالروز تولد حمید فرخ نژاد | |
|
| "جکی چان" و "جت لی" در "قلمرو ممنوع" | ||||||
| تهران-خبرگزاری ایسکانیوز: "جکی چان" ادعا کرد که از فیلمنامه "قلمرو ممنوع" رضایت کامل نداسته اما به دلیل همبازی شدن با "جت لی" ستاره هنرهای رزمی، در این فیلم بازی خواهد کرد. | ||||||
|
"جکی چان" 54 ساله قبل از اینکه با ساخت فیلم "ساعت شلوغی" محبوبیت قابل توجهی را در ایالت متحده آمریکا از آن خود کند ، در هونگ کونگ توجه همگان را به خود جلب کرده بود. همچنین "جت لی" 44 ساله همانند "جکی چان" 54 ساله توانست با بازی در فیلم "اسحله مرگ بار 4 " شهرت قابل توجهی را در آسیا و هالیوود از آن خود کند. همچنین "جت لی" ستاره هنرهای رزمی با بازی در فیلم "فرمانروا" به کارگردانی "پیتر چان" به عنوان بهترین هنرپیشه مرد در مراسم اهدای جوایز فیلم هنگ کنگ انتخاب شد. "جت لی" 44 ساله گفت: اگر فیلم های زیادی در رابطه با کونگ فو نمی ساختم، 30 سال پیش می توانستم به عنوان بهترین هنرپیشه مرد انتخاب شوم. همچنین فیلم "فرمانروا" به عنوان بهترین فیلم، کارگردانی، فیلمبرداری، کارگردانی هنری و جلو های ویژه در مراسم اهدای جوایز فیلم هونگ کونگ انتخاب شد. بر اساس این گزارش "جت لی" ستاره هنرهای رزمی که به "اندی لا" برادر و رقیبش اجازه نداده بود تا جایزه بهترین هنرپیشه مرد را از آن خود کند، از وی به دلیل اینکه باعث تسلیمش شده بود، عذرخواهی کرد. جت لی در 26 آپریل 1963 در بی جینگ چین به دنیا آمد. نام اصلیش لی لیانجی است. وی آخرین فرزند خانواده بوده و 2 خواهر و 2 برادر دارد. همسرش نینا لی چی بازیگر و متولد ۳۱ دسامبر ۱۹۶۱ در شانگهای چین است.آنها در ۱۹ سپتامبر ۱۹۹۹با هم ازدواج کردند و یک دختر به نام جین دارند که در ۱۹ آوریل ۲۰۰۰ به دنیا آمد. جت از همسر قبلیش کیوآنگ هااونگ هم ۲ دختر دارد. آنها در سال ۱۹۹۰ جدا شدند. وی از بهترین های آسیایی در سینما و همپای جکی چان به شمار می رود. فیلم های پرسرعت و همراه با کمی طنز او را به چهره ای محبوب بدل کرده است. وقتی حت 2 سال داشته پدرش را از دست می دهد و پسرها مجبور می شوند همپای مادر کار کنند. جت اوقات بیکاری را به باشگاه ووشو بی جینگ میرود و صادقانه کار می کند تا جایی که پس از مدتی از او برای تدریس در همان جا دعوت می شود که حسادت دوستانش را به دنبال داشت. وی در آن زمان تنها 8 سال داشت. با اینکه از همان ابتدا در حد حرفه ای ها بود ولی خیلی خجالتی بوده است. جت بعد از آن خانه را ترک می کند و برای اولین بار مقام قهرمانی را کسب میکند و همین باعث میشود به عنوان نمایش دهنده بر روی میز تنیس در افتتاحیه مسابقات بین المللی انتخاب شود. سپس بورس تحصیلی تربیت بدنی را به دست می آورد و کم سن وسال ترین دانشجوی دانشگاه می شود که به همراه 20 جوان فوق العاده چینی به تمرینات خود در ووشو ادامه میدهد. در تور ایالات متحده پذیرفته میشود و چینی ها همه به طلای مسابقات دست می یابند و جت اولین بار مزه قهرمانی دنیا را تجربه می کند./120 | ||||||
| خبرنگار:800 | ||||||
| آخرين فيلم بلند سينمايي كيارستمي زيرنويس فرانسوي شد حضور عباس كيارستمي با «شيرين» در جشنواره كن قطعي است | |
![]() |
|
سينماي ما- فيلم سينمايي «شيرين» ساخته عباس كيارستمي براي شركت در جشنواره فيلم كن زيرنويس فرانسه شد. «شيرين» كه به تازگي مراحل فني را پش سر گذاشته است،آماده نمايش و براي شركت در جشنواره كن،زيرنويس فرانسه شد. هيات انتخاب شصتويكمين جشنواره فيلم كن،«شيرين» را خواهند ديد، ولي طبق شنيدهها و برطبق سابقه هميشگي حضور عباس كيارستمي در كن كاملا قطعي است. كيارستمي در پي فيلم 3 دقيقهاي «گريهها» كه به مناسبت شصتمين سال برگزاري جشنواره كن ساخته بود، فيلم بلند «شيرين» را كليد زد. در فيلم كوتاه «گريهها» 23 بازيگر زن در مقابل دوربين گريه كردند اما در پروژه شيرين، كيارستمي واكنش آزاد 90 بازيگر زن سينماي ايران را نسبت به تصاويري كه ميبينند نشان ميدهد. فيلمبرداري بخشهايي از اين فيلم اواخر اسفندماه سال گذشته به پايان رسيده و قسمت پاياني آن با بازي حدود 20 بازيگر در دو روز ياد شده انجام ميگيرد. ليست كامل عوامل اين فيلم سينمايي عبارت است از:مدير فيلمبرداري:هومن بهمنش،دستيار اول كارگردان و برنامه ريز :هديه تهراني،دستيار دوم كارگردان:ميترا آقا ميري،طراح گريم:مهرداد ميركياني،اجراي گريم:راحله نعمت زاده،عكاس:گلاره كيازند،گروه فيلمبرداري:نيما دبيرزاده،آرش صادقي،روزبه رايگان،مدير توليد و تصويربردار پشت صحنه:حميده رضوي. منبع خبر : فارس | |
|
«مجيد مجيدي» كارگردان سينماي ايران در پنجاه وپنجمين جشنواره «سيدني» استراليا به داوري فيلمهاي شركتكننده در بخش مسابقه ميپردازد. همچنين در اين جشنواره فيلم «آواز گنجشكها»كه جايزه خرس نقرهاي جشنواره برلين را از آن خود كرد، در بخش بزرگان سينما به نمايش درميآيد. |
| واكنش رضا ميركريمي و مجيد مجيدي به لغو امتياز نشريات «دنياي تصوير» و «هفت»: حذفي برخورد کردن در شان مسائل هنري نيست و با نگاههاي سياسي و ژورناليستي نبايد با مسائل هنري برخورد کرد | |
![]() |
|
سينماي ما-مجيد مجيدي كارگردانان سينما و رضا ميركريمي كارگردان و مديرعامل خانهي سينما با ارسال يادداشتهاي جداگانه خواستار فراهم شدن شرايط مجدد انتشار دو مجلهي «دنياي تصوير» و «هفت» شدند. مجيد مجيدي کارگردان سينما باارسال يادداشتي از مسئولان خواست تا شرايط انتشار مجدد نشريات «دنياي تصوير» و «هفت» را فراهم کنند. مجيدي دراين يادداشت آورده است: «معتقدم که مسئولان بايد سعهي صدر بيشتري در برخورد با مطبوعات داشت باشند، چون اين نشريات نشرياتي نيستند که بتوان بهراحتي وبه سادگي آنها را حذف کرد.» او تاكيد كرد: «حذفي برخورد کردن در شان مسائل هنري نيست و با نگاههاي سياسي و ژورناليستي نبايد با مسائل هنري برخورد کرد. هيات نظارت بر مطبوعات ميتواند با صبوري و سعه صدر بيشتري شرايط انتشار نشريات هفت ودنياي تصوير را فراهم کنند و درعين حال نقش ارشادي پررنگتري داشته باشد.» اين كارگردان سينما با اشاره به تلاشهاي علي معلم و احمد طالبينژاد در رشد و توسعه سينماي ايران از طريق نشريات خود تاکيد کرد: «نقش وسهم افرادي چون معلم و طالبينژاد در موفقيتهاي سينماي ايران غيرقابل کتمان است. قطعا سعه صدر هيات منصفهي مطبوعات در قبال اين دو نشريه وزين سينمايي، تاثيرات بيشماري خواهد داشت.» بنا بر اين گزارش، در نمابر ديگري، خانه سينما خواستار نگاه ارشادي و توام با سعه صدر هيات نظارت بر مطبوعات با نشريات «دنياي تصوير» و «هفت» شد. خانه سينما طي نامهاي خطاب به وزير فرهنگ وارشاد اسلامي و اعضاي هيات نظارت بر مطبوعات خواستار برخورد ارشادي و توام با سعه صدر با نشريات تخصصي «دنياي تصوير» و «هفت» گرديد. مديرعامل خانه سينما در اين زمينه افزود: «از ابتداي اعلام خبر لغو امتياز اين دو نشريه، اهالي سينما صنوف و هيات مديره خانه سينما، رايزنيهاي مستمري در جهت رفع سوتفاهمات و زمينهسازي جهت تجديد نظر در راي صادره را با مسئولين ذيربط آغاز کردهاند که با قول مساعد مقام محترم وزارت و برخي از اعضاي محترم هيات نظارت، اميد به حل مساله ميرود.» سيد رضاميرکريمي آورده است: «سينماي امروز ميهنمان بيش از هر زمان ديگري نياز مبرم به منابع و رسانههاي پشتيباني چون کتاب ونشريات تخصصي دارد وگسترش و بهبود فرهنگ نقد مطالعه و ارتقاي فرهنگ نوشتاري، شرط لازم باوري و گسترش دانش سينماي نوين ميهن اسلاميمان ميباشد.» او همچنين گفت: «نشريات تخصصي برخلاف نشريات خبري براي دستيابي به جايگاه مناسبي در ميان مخاطبين، مسير پر فراز و نشيب و پرهزينهاي را طي ميکند و در طول ساليان شاهد طلوع و غروب بسياري از اين نشريات بوديم که شمارگان انتشارشان هرگز دو رقمي نشد.» او معتقد است: «دارايي سينماي ايران در حوزه نشريات تخصصي با سابقه و داراي جايگاه علمي مناسب در ميان مخاطبين، اندک است و دراين زمينه مانند بسياري از مولفههاي سخت افزاري ونرم افزاري ديگر فقير هستيم. خانه سينما به نمايندگي از جامعه اصناف سينماي ايران ضمن تاکيد بر وظيفه مهم هيات نظارت بر مطبوعات برحراست و حمايت از اخلاق و شئون مطبوعاتي، از اعضاي محترم اين هيات تقاضا دارد تا با استناد به نقش ارشادي و حمايتي خود از حوزه فرهنگ ،جلسهاي با حضور نمايندگاني از معتمدين سينماي کشور تشکيل داده و ضمن رسيدگي مجدد به موضوع زمينه رفع سوتفاهمات موجود را به عمل آورد تا انشاالله در آيندهاي نزديک نه تنها شاهد انتشار مجدد اين دو نشريه پرسابقه و وزين سينمايي باشيم بلکه فضاي مساعدي براي اهتمام مولفين و منتقدين در انتشار نشريات تخصصي جديد در حوزه فرهنگ پديد آيد. » منبع خبر : ايسنا | |
| نگاهی به فیلم "زن دوم" ساخته سیروس الوند گرفتار در حصار اقتباس وفادارانه | |
![]() |
|
سینمای ما - امیررضا نوری پرتو:پدیده اقتباس ادبی در سینما، از همان سال های ابتدایی پیدایش این صنعت جادویی، توسط ژرژ مه لیس و با فیلم ماجرای دریفوس (1899) رواج پیدا کرد. این روند در سینمای ایران تا به امروز بسیار کمرنگ بوده و کمتر فیلمسازی به سوی بهره گیری از دستمایه های ادبی مناسب، به عنوان مصالح اولیه برای ساختن یک فیلم آبرومند و موفق، رفته است. فیلم زن دوم، که اکنون بر پرده سینماهاست، از معدود اثرهایی است که در سال های اخیر یک رمان ایرانی را مبنای کار خود قرار داده. همین چند سال پیش بود که فرشته طائر پور (تهیه کننده شناخته شده سینمای کودک) و مینو کریم زاده رمان "زن دوم" را روانه بازار کردند و با توجه به موفقیت نسبی آن در بازار کتاب، خودشان فیلمنامه ای از روی این رمان نوشتند و طائرپور وظیفه تهیه کنندگی پروژه را بر عهده گرفت. پس از به وجود آمدن حرف و حدیث هایی برای کارگردانی این فیلمنامه، قرعه به نام سیروس الوند، فیلمساز باسابقه و حرفه ای سینمای ایران، افتاد. اما متاسفانه حاصل کار بر خلاف ادعای سازندگان فیلم اصلا رضایت بخش نشده و فیلم در موارد بسیاری گرفتار ضعف های مفرطی است که در این یادداشت سعی می شود به اختصار به آن ها اشاره کنیم. بهتر است ابتدا کمی به فیلمنامه زن دوم بپردازیم. متاسفانه فیلم از همین ناحیه لنگی های بسیاری دارد و همین کاستی ها بر کیفیت کار دیگر بخش ها و عوامل اثر تاثیر مستقیم و منفی گذاشته است. شروع فیلمنامه با گره افکنی خوبی همراه است. در جشن کوچک و خودمانی سومین سالگرد جاری شدن صیغه عقد موقت میان بهرام فرزان (محمدرضا فروتن) و مهتاب کسری (نیکی کریمی)، همسر بهرام- کتایون (آناهیتا نعمتی)- به او زنگ می زند و اطلاع می دهد که پس از پنج سال دوری از وطن می خواهد بازگردد. این موضوع در دست فیلمنامه نویسان می توانست مصالح خوبی باشد تا بتوانند فیلم را به مسیری جذاب و در عین حال درست و منطبق با قاعده های مرسوم دراماتیک پیش ببرند، ولی درست از همین جاست که ایراد های فاحش و اساسی فیلمنامه نمایان می شود. نگارنده تا به حال موفق به خواندن رمان زن دوم نشده است، اما با دیدن فیلم و طبق برخی شنیده ها (فیلم در ابتدا چهار ساعت بوده که زمان اش در تدوین به بیش از دو ساعت کاهش یافته است)، می توان حدس زد که فیلمنامه نویسان آن قدر شیفته خط به خط و صفحه به صفحه کتاب شان شده اند، که دل شان نیامده قسمت های غیر قابل انتقال به مدیوم سینما را حذف و یا دراماتیزه کنند. بیننده پس از مواجهه با گره گشایی اولیه، عملا با یک سری شخصیت های منفعل روبرو است و کشمکش میان شخصیت ها را که می تواند درام اثر را به جلو ببرد، در پایین ترین سطح خود می یابد. مهتاب به عنوان راس اصلی این مثلث عشقی می توانست نقشی تعیین کننده در روند پیشرفت داستان داشته باشد، ولی در عمل تنها در حد یک ناظر باقی می ماند و تلاشی برای حفظ زندگی خود نمی کند و بر عکس، خیلی زود میدان را برای جولان دادن رقیب اش خالی می کند. این در حالی است که در فاصله میان ورود کتایون به زندگی بهرام تا ترک تهران توسط مهتاب، شاهد یک سری سکانس های بی سر و ته و گاه طولانی و پردیالوگ هستیم و در این میان تردید مهتاب هم در تصمیم گیری اش برای آینده، چفت و بستی محکم برای درگیر کردن تماشاگر ندارد. درست در اینجاست که مهتاب ارزش خود را به عنوان یک شخصیت جذاب دراماتیک نزد بیننده از دست می دهد و باید به تماشاگر حق داد که دیگر برای او دل نسوزاند. اما مشکل اینست که بیننده بینوا باز هم باید بر روی صندلی سینما بنشیند و انفعال سوال برانگیز مهتاب را در برابر حادثه های ریز و درشت و غیرمنطقی که پشت سر هم برایش رخ می دهند، تحمل کند. نقش آفرینی نیکی کریمی هم مشابه بازی هایش در دهه هفتاد و سال های ابتدایی دهه هشتاد است و نتوانسته شخصیت پردازی ضعیف کاراکتر مهتاب را سر و سامانی ببخشد. دیگر شخصیت اصلی این مثلث، بهرام است. بهرام در برزخ حفظ مهتاب و سر و سامان دادن دوباره زندگی اش با کتایون، گرفتار شده و همین تردید دراماتیک، او را به شخصیتی نمایشی و قابل پیگیری برای تماشاگر تبدیل کرده است. اما در ادامه به خاطر افراط فیلمنامه نویسان در حفظ جان مایه کتاب و نشان دادن یک سری سکانس های بی ربط به اصطلاح عاشقانه که با پیکره اثر همخوانی چندانی ندارند، راه بر حرکت کاراکتر بهرام در مسیری درست و دراماتیک بسته شده است. محمدرضا فروتن در این فیلم نیز همچنان در مرز میان بازی کنترل شده و عصبی سرگردان است و تلاش او برای حفظ میزان عصبانیت اش در سکانس هایی که نیاز به واکنش بازیگر است، نتیجه ای عکس داده و بسیار تصنعی و بد از کار در آمده است (بهتر است همان فیلم کنعان را فتح بابی برای دیدن بازی هایی بهتر از فروتن در آینده بدانیم). کتایون، دیگر راس این مثلث، منفعل ترین شخصیت اصلی این داستان است و به جز نقش مهم اش در گره افکنی ابتدای داستان، هیچ تاثیری در طول فیلم ندارد و آن گریه و مویه اش در اتومبیل بهرام و گلایه از بی اعتنایی های او و نیز مطلع شدن اش از رابطه میان بهرام و مهتاب و عدم واکنشی مناسب به کشف این راز، از او شخصیتی خنثی و بی جاذبه ساخته و در این بین بازی آناهیتا نعمتی هم کمکی به ارتقای این شخصیت نکرده است. رفتن (یا بهتر است بگوییم فرار) مهتاب به شیراز قرار است کمکی به حال حرکت لاک پشت گونه منحنی اوج و فرود داستان فیلم باشد. ولی تلاش بهرام برای یافتن او و بازگشت به تهران پس از ملاقاتی شبانه با مهتاب، تنها دور زدنی بیهوده در دل داستان است، زیرا شخصیت ها باز هم کاری از پیش نمی برند. ملاقات اتفاقی مهتاب با پسرعمویش- امیر (امیر آقایی)- در شیراز غیر قابل باور و به اتفاق های بی منطق فیلمفارسی ها و آثار بالیوودی شبیه است. ضمن آن که زمینه سازی فیلمنامه نویسان برای شناساندن امیر به تماشاگر، پیش از مواجهه او با مهتاب، در قالب آن عکس و فلاش بک و نریشن (که این یکی را چندین و چند بار بی هیچ منطقی در طول فیلم شاهد هستیم) بسیار ابتدایی و نچسب است. امیر که جانباز جنگ تحمیلی است، شخصیتی کاملا پاک و مثبت است که از سر افراط در این معصومیت حوصله تماشاگر را سر می برد. او که به خاطر وضعیت پایش شش سال قبل مهتاب را از خود رانده، با شنیدن داستان زندگی دختر عمویش حاضر می شود برای او کاری در جزیره دست و پا کند و مهتاب را به دروغ همسر خود معرفی می کند. گشت و گذار مهتاب در جزیره و آشنایی بی موردش با خانواده رییسی (دوست امیر) و ندیدن حتی یک پلان از حضور او بر سر کار، تنها برای کش دادن بیش از حد و پرسش برانگیز زمان اثر است و البته در خدمت اسپانسر فیلم (کانون جهانگردی ایران)! قضیه حامله شدن مهتاب هم که می توانست فیلم را از ملال و تکرار خارج کند، به خاطر سهل انگاری فیلمنامه نویسان و عدم شناخت آن ها از داشتن چنین دستمایه خوبی برای پیشبرد بحران ها در فیلمنامه، به هدر رفته است. مهتاب به پیشنهاد فرزانه (سحر زکریا)- دوست مشترک خود و بهرام- به تهران می آید اما حضور او در تهران و داشتن بچه ای از بهرام در شکم، خطری برای بهرام و خانواده اش به وجود نمی آورد. اگر هم عشق شبه اسطوره ای میان آن دو را دلیلی برای این انفعال تلقی کنیم، آنگاه این سوال باقی می ماند که چرا بیننده باید به تماشای این همه سکانس های بی مورد و رفت و برگشت های شخصیت هایی چنین خنثی و غیرنمایشی تن بدهد؟ برخورد اتفاقی میان کتایون و مهتاب و مطلع شدن کتایون از ارتباط همسرش با زنی دیگر با توجه به پیش زمینه ای که از مراسم اهدای جایزه بهترین کتاب سال به بهرام داشته، نقطه عطف دیگری در فیلمنامه است که خودداری کتایون در بازخواست از بهرام بیننده را به سلامت عقل این شخصیت مشکوک می کند! ضمن اینکه مهتاب که تا به حال خود را نگاه داشته و نخواسته تا زندگی بهرام را به چالش بکشاند و در عین حال متوجه شک کتایون به خود شده، با تلفن زدن به کتایون و اعلام خروج اش از این بازی عشقی، تماشاگر را متعجب و حیران می سازد. اصلا چرا مهتاب باید چنین کاری را می کرد وقتی از عواقب آن باخبر است؟ آیا قصد انتقام دارد (که بسیار بعید به نظر می رسد) یا می خواهد خیال کتایون را از بابت به خطر افتادن زندگی اش با بهرام راحت سازد (که این نیز جز افشای ارتباط بهرام با زنی دیگر و عواقب بد آن نتیجه ای دیگر ندارد)؟ از این جا به بعد است که فیلمنامه نویسان دیگر چیزی در چنته ندارند و به سبک فیلم های معظم و رنگارنگ هندی شاهد فداکاری ها و گذشت های زمانی کلیشه ای و گاه خنده آور هستیم. امیر به سبک قهرمانان بامرام فیلم های فارسی به مهتاب پیشنهاد ازدواج می دهد تا نامش بر فرزند مهتاب باشد و بلافاصله به چند ماه بعد و تولد طفل مهتاب پرتاب می شویم و در آنجاست که امیر باز هم با منش و فروتنی تمسخرآمیز نام کودک را به یاد عشق میان بهرام و مهتاب، بهرام می گذارد! در حالی که بیننده در حال سبک و سنگین کردن این همه اتفاق های عجیب و غریب است، بلافاصله به دوازده سال بعد می رویم! زندگی بهرام به ظاهر شکلی موجه دارد و امیر نیز به خاطر وجود ترکش هایی در بدن با مرگ دست و پنجه نرم می کند. صحبت های طولانی و خطابه گونه او بر تخت بیمارستان برای بهرام نوجوان تیرخلاصی بر پیکره فیلمنامه و اثر است. البته شبیه این صحبت های ادیبانه را که تنها مناسب رمان های بازاری عشقی و اخلاقی و سریال های پندآموز تلویزیونی است، بارها و بارها در طول فیلم و به شکل های گوناگون از زبان شخصیت های اصلی شنیده ایم و نباید از این سخنرانی پربار امیر چندان تعجب کنیم! موفقیت بهرام نوجوان در مسابقات المپیاد و نشان دادن او و مادرش در تلویزیون (با آن همه تاکید غیرقابل باور) و همزمانی پخش این مصاحبه با رسیدن بهرام به خلوت تنهایی های خود و مهتاب و دیدن چهره مهتاب و پسرش بر صفحه تلویزیون نه تنها پایانی شکوهمند بر این رمانس پر شاخ و برگ به حساب نمی آید، بلکه بیشتر به جمع بندی های عجولانه و خنده دار فیلمفارسی ها و آثار سینمای بالیوود شبیه است. در سطرهای بالا سعی شد که به علت های ناکامی فیلمنامه زن دوم در جذب بیننده اشاره هایی شود. این ضعف مفرط روایی حتی بر کار فیلمساز باتجربه ای مثل سیروس الوند نیز تاثیر منفی گذاشته است. از فیلمسازی به مانند الوند که آثار آبرومند و گاه قابل دفاعی در بدنه سینمای ایران دارد، قطعا توقعی بیشتر از زن دوم داریم. کارگردانی الوند تنها در خدمت به تصویر کشیدن سکانس های فیلمنامه (آن هم با سر و شکلی پر زرق و برق و نه نوآورانه) است، ضمن اینکه تسلط و تجربه او بر حفظ راکوردها در دکوپاژ و میزانسن با سهل انگاری زمانی موجود در فیلمنامه به زیر سوال رفته؛ شخصیت ها دوازده سال قبل گوشی های تلفن همراه روز را به دست می گیرند و با سر و شکلی امروزی بر اتومبیل هایی سوار می شوند که بدون شک دوازده سال قبل در ایران موجود نبوده است! همین سهل انگاری های روایی و تصویری در اغلب آثار بدنه سینمای کشورمان است که تفاوت های فاحش میان سینمای روز دنیا و ایران را آشکار می کند. این بی توجهی ها در فیلمی از کارگردانی صاحب نام و کاربلد به هیچ وجه پذیرفتنی نیست و متاسفانه این سهل انگاری ها در استفاده دم دستی و موکدانه از موسیقی ناصر چشم آذر و گریم ابتدایی شخصیت ها پس از گذشت دوازده سال و کار طراحی صحنه و لباس فیلم نیز به خوبی مشهود است. زن دوم دستمایه آن را داشت که فیلمی به مراتب بهتر و قابل تحمل تر از آنچه که بر پرده سینماهاست، تبدیل شود. اما تاکید کارگردان و فیلمنامه نویسان بر ساخت اقتباسی وفادارانه از داستان رمانی با جزییات و حاشیه های فراوان، این قابلیت را به هدر داده است. بعید است با این وضعیت کسی از میان تماشاگران فیلم که رمان زن دوم را نخوانده باشد، به خرید و مطالعه این رمان تمایل پیدا کند. با این حال تلاش سازندگان فیلم را برای تبدیل متنی ادبی به اثری سینمایی، باید به فال نیک گرفت. امید است که این نگاه به دیگر فیلمنامه نویسان و کارگردانان سینمای ایران منتقل شود. البته این نکته را هم باید مد نظر قرار داد که انتخاب درست یک اثر ادبی پربار و با قابلیت نیز نقش مهمی در شکل گیری یک فیلم اقتباسی خوب دارد. | |
| فروش 500 ميليون تومان دايره زنگي |
نيم ميلياردي شدن "دايره زنگي" و ادامه روند فروش "مجنون ليلي"، "زن دوم" و "به همين سادگي" مهمترين نکات فروش فيلمهاي اکران تهران در هفته سوم فروردين 87 هستند. در اين فيلم مهران مديري، باران کوثري، صابر ابر، امين حيايي، بهاره رهنما، اميد روحاني، نگار فروزنده، حامد بهداد، محمدرضا و مليکا شريفينيا، گوهر خيرانديش، نيلوفر خوشخلق، نيما شاهرخشاهي، اکرم محمدي، امير نوري، محسن قاضي مرادي، کيانوش گرامي و آفرين چيتساز به ايفاي نقش ميپردازند. فيلم سينمايي "مجنون ليلي" پنجمين ساخته قاسم جعفري بر اساس فيلمنامه فرهاد نوري و مسعود صحت است. فيلم عاشقانهاي شهري است که دو شخصيت اصلي قصه آن فرهاد و پروانه به عنوان نماد عشقهاي اسطورهاي در مسيري پرفراز و نشيب کنار هم قرار ميگيرند، اما روز ولنتاين حادثهاي آنها را از هم جدا ميکند. تا اينکه يک هديه مسير زندگي دو دلداده را تغيير ميدهد. محمدرضا گلزار، حميد گودرزي، حامد بهداد، نيما شاهرخشاهي، السا فيروزآذر، يوسف تيموري، گلاره عباسي، احمد پورمخبر، رامين راستاد، ابوالفضل پورعرب و رضا رويگري در "مجنون ليلي" بازي ميکنند و ديگر عوامل آن عبارتند از عليرضا زريندست مدير فيلمبرداري، يوسف صمدزاده مدير توليد، حميد سيفي تدوينگر و حسن رحيممنفرد و صديقه صحت سرمايهگذار. حامد بهداد در "مجنون ليلي" با خواندن يک قطعه ترانه از فصلهاي پاياني با آهنگسازي پيام شمس خوانندگي را هم در کنار بازيگري تجربه کرده است. اين فيلم پس از 25 روز نمايش در 25 سينما 800/454/435 تومان فروخته و بيشترين فروش روزانه آن جمعه 23 فروردين 800/607/18 تومان بوده است. فيلم سينمايي "زن دوم" نوزدهمين ساخته سيروس الوند بر مبناي کتابي است به همين نام به قلم فرشته طائرپور و مينو کريمزاده. فيلم داستان زندگي عاشقانه مهتاب و بهرام است که با رسيدن خبري به بحران کشيده ميشود. آدمهايي از گذشته فراموششده هر کدام پا به ماجرا ميگذارند و تعريفي متفاوت از عشق و حق با خود ميآورند. محمدرضا فروتن، نيکي کريمي، آناهيتا نعمتي، امير آقايي، سحر زکريا و مهتاج نجومي بازيگران فيلم هستند و ديگر عوامل آن عبارتند از: غلامرضا آزادي مدير فيلمبرداري، جهانگير ميرشکاري صدابردار و ژيلا مهرجويي طراح صحنه و لباس. اين فيلم پس از 25 روز نمايش در 16 سينما 700/800/179 تومان فروخته و بيشترين فروش روزانه آن پنجشنبه 22 فروردين 500/621/10 تومان بوده است. فيلم سينمايي "به همين سادگي" پنجمين ساخته رضا ميرکريمي بر اساس فيلمنامه شادمهر راستين و داستان يکروز معمولي از زندگي زني خانهدار است که هنگامه قاضياني، مهران کاشاني، صفا آقاجاني، نيره فراهاني، هاله هماپور، نسترن همدمعلي و ... در آن بازي کردهاند. فيلمنامه فيلم در بخش مسابقه سينماي آسيا و سينماي ايران جشنواره فيلم فجر سيمرغ بلورين را برد و جايزه بهترين فيلم و بهترين بازيگر زن در بخش سينماي ايران و بهترين کارگرداني مسابقه سينماي آسيا را هم از آن خود کرد. "به همين سادگي" پس از 25 روز نمايش در 10 سينما 900/134/78 تومان فروخته و بيشترين فروش روزانه آن پنجشنبه 22 فروردين 400/867/5 تومان بوده است. "فرش ايراني" مستندي 15 اپيزودي به کارگرداني بهرام بيضايي، عباس کيارستمي، مجيد مجيدي، مجتبي راعي، بهمن فرمانآرا، کمال تبريزي، رخشان بنياعتماد، خسرو سينايي، محمدرضا هنرمند، بهروز افخمي، رضا ميرکريمي، نورالدين زرينکلک، سيفالله داد، داريوش مهرجويي و جعفر پناهي است. اپيزودهاي اين مستند عبارتند از "فرش عشايري"، "مشترک مورد نظر در دسترس نيست"، "قالي سخنگو"، "گرهگشايي"، "فرش زمين"، "فروشي نيست"، "فرمايش آقاسيدرضا"، "شازده کوچولو"، "فرش، اسب، ترکمن"، "فرش و زندگي"، "درخت زندگي"، "دست آفريني هديه به دوست"، "فرشته و فرش"، "خاطره، خاطره" و "کپي برابر اصل نيست". ميرکريمي علاوه بر کارگرداني يک اپيزود از اين فيلم، تهيهکنندگي آن را نيز بر عهده داشته است. اين فيلم از پنجشنبه 25 بهمن 86 اکران شد و پس از 46 روز نمايش با فروش کل 500/952/6 تومان با اکران خداحافظي کرد. فيلم خارجي "1408" ساخته ميکائيل هافستروم است که در بيست و ششمين جشنواره فيلم فجر به نمايش درآمد. فيلمنامه را مت گرينبرگ، اسکات الکساندر و لري کاراشوسکي نوشتهاند و جان کيوساک در فيلم نقش نويسندهاي شکاک را دارد که درباره يکي از اتاقهاي هتلي در نيويورک که در آن چند مورد خودکشي اتفاق افتاده، تحقيق ميکند.
ساموئل ال. جکسن و مري مکورمک يگر بازيگران اين فيلم 106 دقيقهاي هستند که پس از 29 روز نمايش در يک سينما 500/904/12 تومان فروخته است. فيلم افسانه علمي "فرزندان بشر" ساخته آلفونسو کوارون مکزيکي است که سازنده فيلمهاي "انتظارات بزرگ"، "و مادر تو نيز" و "هري پاتر و زنداني آزکابان" است. فيلمنامه اين فيلم محصول مشترک ژاپن، بريتانيا و آمريکا، اقتباسي آزاد از رمان پي. دي. جيمز است که سال 1992 منتشر شد و در آن کلايو اوون، جولين مور، مايکل کين و چيوتل اجيوفور بازي ميکنند. داستان فيلم در بريتانيا سال 2027 روي ميدهد، زماني که دو دهه نازايي نژاد بشري را در خطر انقراض قرار داده است. جوانترين ساکن روي زمين به تازگي در 18 سالگي درگذشته و همه اميدهاي بشر نقش بر آب شده است. در ميان اين همه هياهو مردي سرخورده به نام تئو فارون بايد راهي براي محافظت از يک پناهنده آفريقايي پيدا کند که به شکلي ناباورانه باردار است. "فرزندان بشر" اولين بار در شصت و سومين جشنواره ونيز به نمايش درآمد و سپتامبر 2006 در بريتانيا و دسامبر در آمريکا اکران شد. اين فيلم در جوايز اسکار در سه بخش بهترين فيلمبرداري، تدوين و فيلمنامه اقتباسي نامزد بود و در جوايز بفتا برنده دو جايزه بهترين فيلمبرداري و طراحي صحنه شد. اين فيلم پس از شش روز نمايش در يک سينما 000/534 تومان فروخته است. |
| «يک شب» نيکي کريمي در دانشگاه تهران |
| همايش يک روزه « سينما و زن» دوشنبه دوم ارديبهشت ماه سال جاري در دانشگاه تهران برگزار خواهد شد. در اين همايش دکتر احمد الستي (استاد دانشگاه)، سعيد اسدي (استاد دانشگاه تهران و سوره) و شيوا مقانلو (نويسنده و مترجم) حضور خواهند داشت. همچنين در اين همايش فيلم سينمايي «يک شب» به نمايش درآمده و با حضور نيکي کريمي و شادمهر راستين مورد نقد و بررسي قرار خواهد گرفت. اين مراسم از ساعت 9 الي 19 دوشنبه دوم ارديبهشت ماه سال جاري در تالار شهيد آويني پرديس هنرهاي زيبا واقع در دانشگاه تهران برگزار خواهد شد. |
| نخستین فصلنامه تخصصی مستند در آمریکا: | ||||||
| جشنواره "سینما حقیقت" واکنشی شورانگیز به جنجال خبری آمریکا بر سر انرژی هسته ای ایران | ||||||
| تهران- خبرگزاری ایسکانیوز: نخستین فصلنامه تخصصی فیلم مستند در آمریکا با عنوان مستند در شماره بهار 1387 خود و در گزارش مفصلی، ضمن معرفی نخستین جشنواره بین المللی فیلم مستند ایران؛ سینما حقیقت، این جشنواره را به "جزیره ای برای کشف فرهنگ" در ایران تشبیه کرده است. | ||||||
بر پایه این گزارش در ابتدای مقاله مربوط به جشنواره سینما حقیقت آمده است: مهرماه گذشته، وقتی جهان با ایران بر سر موضوع انرژی هسته ای به جدال خبری پرداخته بود و رسانه های آمریکایی از جنگ اجتناب ناپذیر سخن می گفتند، واقعیت دیگری در تهران جریان داشت: جشنواره بین المللی مستند سینما حقیقت که این جشنواره، واکنشی شورانگیز به آن جدال خبری بود. شصت مستند ایرانی به همراه صد فیلم خارجی در بخش های مختلف جشنواره به نمایش درآمدند و 40 میهمان خارجی از سراسر جهان از جمله آمریکا، در این رویداد شرکت کردند. "نویسنده مقاله در ادامه آورده است: در حال حاضر سینمای مستند، اشتیاق وسیعی را در میان مخاطبان و فیلم سازان ایرانی به ویژه جوان تر ها ایجاد کرده است. آمار شگفت انگیز 806 فیلم مستند که برای بخش های مختلف ملی جشنواره ثبت نام کرده بودند، نشان دهنده این شور و اشتیاق است". طبق برنامه ریزی به عمل آمده، دومین جشنواره بین المللی فیلم مستند ایران، سینما حقیقت در مهرماه 1387 برگزار خواهد شد که به زودی فرم شرکت در این رویداد منتشر و در دسترس عموم مستندسازان قرار خواهد گرفت./02/120 | ||||||
| خبرنگار:348 | ||||||
|
| "راکی" بهترین فیلم ورزشی تاریخ سینما شد |
| فیلم سینمایی "راکی" به کارگردانی جان جی. اویلدسن و بازی سیلوستر استالونه در یک نظرسنجی اینترنتی به عنوان بهترین فیلم ورزشی تاریخ سینما برگزیده شد. |
|
به گزارش خبرنگار مهر، ورلد اینترتینمنت نیوز اعلام کرد "راکی" که سال 1976 برنده سه جایزه اسکار از جمله بهترین فیلم و بهترین کارگردان شد و در هفت رشته دیگر هم نامزد این جایزه معتبر بود، در نظرسنجی سایت سینمایی www.lovefilm.com با کسب 20 درصد آرا بالاتر از تمام فیلمهای ورزشی تاریخ سینما ایستاد. رده دوم انتخاب بهترین فیلم ورزشی به کمدی "رقابت سرد" Cool Runnings به کارگردانی جان ترتلتاب محصول 1993 رسید که درباره تلاش واقعی نخستین تیم لوژسواری تاریخ جامائیکا برای رسیدن به بازیهای المپیک زمستانی است. "عزیز میلیون دلاری" کلینت ایستوود هم در این نظرسنجی سوم شد. این فیلم سال 2004 چهار جایزه اسکار برد. "جری مگوایر" کامرون کرو محصول سال 1996 با بازی تام کروز و "گاو خشمگین" مارتین اسکورسیزی محصول 1980 با موضوع ورزش مشتزنی و حضور رابرت دنیرو در نقش اصلی مشترکا چهارم شدند. "جری مگوایر" که در پنج رشته نامزد اسکار بود در نهایت یک جایزه برد و "گاو خشمگین" هم از هشت نامزدی تنها در دو رشته برنده اسکار شد. فیلمهای ششم تا دهم نظرسنجی انتخاب بهترین فیلمهای ورزشی تاریخ سینما عبارتند از "میدان رویاها" فیل آلدن رابینسن با موضوع بسکتبال، "سفیدپوستان نمیتوانند بپرند" ران شلتن باز هم با موضوع بسکتبال، "ارابههای آتش" هیو هادسن درباره دو و میدانی، "فرار به سوی پیروزی" جان هیوستن با موضوع فوتبال و "کدیشک" هارولد رمیس درباره گلف |
|
| |||||||||||||||||||||||||||||
| گفت و گو با رامبد جوان به بهانه پخش مجموعه "نشانی" سنم بالا رفته ، ديوانه بازي هايم كم شده | |
![]() |
|
سینمای ما - وحید سعیدی: رامبد جوان آدم جالبي است ، دقيقا هماني است كه روي صفحه تلويريون يا روي پرده سينما ميبيني ، با همان انرژي و شادابي و بهتر بگويم شيطنت. انرژي مثبت او موقع شنيدن سوال ها و پاسخ به آن ها تو را انچنان سر شوق مي اورد که دوست داري اين مصاحبه حالا حالا ها ادامه داشته باشد. *بعد از موفقيت مجموعه « گمگشته» اينطور به نظر مي رسيد كه به سمت كارگرداني بروي و روي آن تمركز كني،اما اين اتفاق نيفتاد و ما بيشتر با رامبد بازيگر روبه رو بوديم تا رامبد كارگردان؟ **بعد از « گمگشته» پيشنهادهاي براي كارگرداني داشتم و اين براي من كه كاري پر مخاطب ساخته بودم طبيعي بود، ولي پيشنهادها به اندازه كافي راضي كننده نبود كه مرا براي ساخت آن ترغيب كند. *البته دو تا كار در همان زمان كارگرداني كردي يكي برنامه تركيبي«باغ بلور» بود و ديگري تله فيلم«جاده باريك» كه هيچكدام هم پخش نشدند. ** به هرحال پخش نشدن اين دو كار هم در فاصله گرفتن من از عرصه كارگرداني بي تاثير نبود. هرچند كه من براساس اخلاق و روحيات خودم دوست دارم از وضيعتي كه در آن قرار گرفته ام فاصله بگيرم تا با نگاه و تامل بيشتري بتوانم كار بعدي ام را انجام بدهم. الان كه «نشاني» را مي بينم از ساخت آن احساس رضايت ميكنم و خوشحالم كه به عنوان كارگردان در اين پروژه بوده ام. *حالا صرف نظر از فيلم «اسپاگتي در 8 دقيقه» در زمينه كارهاي تلويزيوني فكر مي كني «نشاني» از « گمگشته» موفق تر بوده است؟ **صد در صد.من برخلاف دوستان و منتقدان كه « گمگشته» را كار بهتري مي دانند ، از «نشاني» بيشتر راضي هستم چون فكر مي كنم در اينجا يك پله بالاتر رفته ام. * نكته در همين جاست كه «گمگشته» به دليل نوع و ساختار روايي، قصه اش جذاب تر از« نشاني» بود شايد وجود همين نكته باشد كه كار اول تو را بهتر از اين كار مي دانند. ** اصلا اينطور نيست اتفاقا« نشاني» قابليت تعريف قصه را داشت و من چون قصه تعريف كردن و قصه شنيدن را خيلي دوست دارم جذب فيلمنامه ان شدم.چون به شدت به نوع روايتي كه در ساختار قصه اين سريال وجود داشت اعتقاد دارم. * فكر نمي كني خيلي تكراري بود هم قصه و هم نوع روايت آن منظورم است. ** همه قصه هاي دنيا تكراري هستند. اما اين نوع وزبان قصه و همچنين بازي بازيگران است كه آن را نو و تازه مي كند. به نظر من زبان ونوع روايتي كه نويسنده براي اين قصه درنظر گرفته بود به آن ابعاد تازه ايي بخشيده بود. *مثلا؟ **در روايت قصه به شكلي محترمانه و به گونه ايي كه تماشاگر احساس نكندهوش و دريافتش ناديده گرفته شده خيلي مسائل فرهنگي بازگو شد.از يكسري مسائل كوچك مثل در زدن براي ورود به اتاق تا اينكه عشق باارزش است و بايد حفظش كني. *فيلمنامه «نشاني» قراربود دوسال پيش توليد شود و براي ساخت آن نيزچند كارگردان كانديدا بودند، وقتي فيلمنامه را براي ساخت قبول كردي، بازنويسي روي آن انجام شد؟ ** گاهی یک متن اگر با عوامل حرفهای و خوب مقابل دوربین برود و همه کار خود را درست انجام دهند نتیجه خوب میدهد. من خودم وقتی فیلمنامه مینویسم چون نحوه اجرا را تصور میکنم به گونهای شرح صحنه را مینویسم که تنها کافی است درست گرفته شود. متن خانم فلورا سام هم این ویژگی را داشت. گاهی فکر میکردم من آن را نوشتهام و چیزی برای افزودن به آن به ذهنم نمیآمد. چون همه چیز درست چیده شده بود، اگر دست میزدم همه چيز بهم میریخت. * فاصله كم بين توليد و پخش موجب اين نشده بود كه از بازنويسي صرف نظر كني؟ ** واقعا فيلمنامه خوب بود و نيازي به شخم زدن نداشت. ديالوگ ها روان بود و شخصيت ها خوش جنس حرف مي زدند و هيچ كدام از آدم هاي قصه شبيه هم نبودندو هركدام رنگ و بوي خودشان را داشتند پس نيازي به بازنويسي نبود. ما فقط پايان برخي قسمت ها را براي آنكه كشش بيشتري پيدا كند تغيير داديم. *با توجه به علاقه اي كه به كمدي بزن بكوب داري و به نوعي هم آن را در « اسپاگتي در 8 دقيقه» تجربه كرده بودي ، اما اينجا به شكلي آگاهانه از آن فاصله گرفتي. ** به خاطر اينكه سناريو تكليف من را كاملا روشن كرده بود. * مي دانم ،اما با توجه به دفاعياتي كه در زمان اكران « اسپاگتي در 8 دقيقه» از نوع كمدي آن كرده بودي ، حس مي كنم اگر فرصت براي بازنويسي داشتي كمدي كار را به سمت كمدي مورد علاقه ات مي بردي. **نه. به خاطر اينكه قصه كار خيلي لطيف و نرم بود و خيلي راحت بگويم نيازي به ادا و اطوار و قرطي بازي نداشت و بايد خيلي ساده روايت مي شد. البته با اين حال برخي جاها ازجمله صحنه تعقيب و گريز يك شيطنت هايي كردم ، اما با اين وجود لحن قصه را تغيير ندادم. در كل خيالت را راحت كنم چون سنم بالا رفته ديوانه بازي هايم هم مقداري كم شده است.( مي خندد) *در صحبت هايت اشاره كردي كه « نشاني» قصه ساده ورواني داشت، اما فكر نمي كني روابط علت و معلولي آن بيش از اندازه غير واقعي بود. **داريم قصه تعريف مي كنيم مستند كه نمي سازيم. به هر حال براي روايت يك اتفاق در قالب اثري نمايشي نيازمند دراماتيزه كردن آن هستيم. *بله ، اما اين ارتباطي به سوال من ندارد . من مي گويم قصه شما فضاي رئالي دارد بنابراين بايد روابط علت ومعلولي آن هم برهمين مبنا باشد.در حاليكه اينطور نيست. «مه لقا» و «اختر» يك نقشه ايي عجيب براي رودر رويي «ليلا» و« محسن» با يكديگر طراحي كردند و اتفاقات همانطوري پيش مي رود كه آن ها مي خواهند. ** اين اتفاقات به نظر من عجيب و غريب به نظر نرسيد. اينكه براي تو به عنوان مخاطب عجيب آمده نكته ايي است كه بايد روي ان تامل كنم.الان من از كارم آنطور كه بايد وشايد فاصله نگرفته ام، هنوز درگير كار هستم بنابراين بايد فاصله بگريم و ببينم نقطه نظراتي كه ارائه مي شود چقدر صحيح است چقدر نادرست. به هر حال ما داخل كارهستيم و نمي توانيم از تمام جوانب كار را ونگاه كنيم و بگويم اين چيزي كه ما ساخته ايم درست است و هيچ غلطي ندارد. *چقدر انعطاف پذير و نرم شدي. ** اي بابا جوري حرف مي زني انگار تا حالا هفت، هشتا خبرنگار رو لت و پار كردم(مي خندد) * زماني كه « اسپاگتي....» را ساختي روحيه ات اينطوري نبود، انگار مي خواستي همه را قانع كني كه فيلمي كه ساختي بدون ايراد است. ** هيچ كاري بي ايراد نيست. كاري خوب است كه عده ايي مخالف آن باشند و عده ايي موافق آن و جذابيت كار ما هم در همين است. در واقع با اين كار تو توانسته ايي قلب تماشاگر را تحت تاثير قرار بدهي تا او از خود واكنش نشان دهد. اگر غير از اين باشد تماشاگر بي تفاوت از كنار اثرت مي گذرد.در هر حال من و همه كساني كه مجموعه «نشاني» را ساختيم عاشق كارمان هستيم و معتقديم كاري كه انجام مي دهيم را به خوبي بلد هستيم ، البته از حرف من سوء برداشت نشود كه ما آدم هاي مدعي و از خود راضي هستيم، نه منظورم اين است كه بابت كارمان زحمت مي كشيم ، مطالعه مي كنيم،و فيلم مي بينيم و خداوند هم يك هوش و استعدادي به ما داده تا به كارمان ساده نگاه نكنيم و به هنگام خلق اثر جوانب مختلف آن را هم در نظر بگيريم . *البته هنوز نتيجه نظر سنجي سيما منتشر نشده ، اما« نشاني» در بين كارهاي نوروزي از لحاظ محبوبيت ومخاطب بعد از«مرد هزار چهره» و «پيامك از ديار باقي» قرار گرفته، نظر خودت چيست؟ **شرايط سينما و تلويزيون ما آنقدر دسخوش تغيير و تحول شده كه به راحتي نمي تواني تشخيص بدهي كه تماشاگر چه چيز مي خواهد وچه چيز نمي خواهد. مركزي هم وجود ندارد كه سليقه مردم را بررسي و اعلام كند. به نظر من « نشاني» به عنوان يك كار تلويزيوني ،يك مجموعه تلويزيوني استاندار بود. اثري محترم كه در بطن روايت داستانش براي مخاطب فرهنگ سازي هم مي كند.اما اين كار در مناسبتي پخش مي شود كه همه توقع دارند وقتي آن را مي بينند غش غش بخندند.در حاليكه سريال ما براي خنداندن توليد نشده بود . ما لحظاتي داشتيم كه مي خواستيم اشك تماشاگر را دربياوريم، به فكر وادارش كنيم و او را متوجه چيزهايي كنيم كه يادش رفته است. *شما جز اولين گروهايي بوديد كه توليد مجوعه خود را براي نوروز شروع كرديد، براي رسيدن كار به نوروز با مشكلي روبه رو نشديد. ** گروه تولید در حقظ کیفیت کاربا توجه به محدوديت زماني نقش عمده ايي داشت در گروه تولید مجموعه "نشانی" از تهیهکننده گرفته تا بقیه افراد همه به فکر کیفیت کار بودیم. واقعیت این است که هیچوقت نشد پلانی را با عجله بگیریم تا زمان را از دست ندهیم. برای همه پلانها به اندازه توان، شرایط، زمان و قابلیت صحنه وقت گذاشتیم. اما همیشه داشتن وقت بیشتر، بهتر است. *با دكوپاژ آماده سر صحنه مي رفتيد يا همان جا دكوپاژ مي كرديد؟ **اكثر ا سر صحنه دكوپاژ مي كردم ، چون واقعا وقت نداشتم كه يك سريال 13 قسمتي را از قبل دكوپاژ كنم، ضمن اينكه برخي لوكيشن هاي ما درآخرين دقايق آماده و انتخاب مي شدند و من بايد براساس لوكيشنن دكوپاژم را انجام مي دادم. *در يكي از مصاحبه هايت سريال « نشاني» را به تيم رئال مادريد تشبيه كرده بودي درست است. *دقيقا من كفته بودم یک تیم رئال مادرید در اختیار داشتم، چون وقتي عكس هاي سريال را ميديدم ياد رئال مادريد افتادم كه پر از ستاره است. * اطلاعات فوتبالي ات فكر كنم خوب نيست **نه، سررشته ايي ندارم. *به خاطر همين سريالت را با تيم رئال مقايسه كردي ** يعني گاف دادم. تا جايي كه من مي دانم رئال تيم پر ستاره ايي است *بله تيم پر ستاره ايي كه هيچ وقت نتيجه ايي كه بايد را نمي گيره ** جدا.بگذريم. * واقعا تركيب بازيگرات خيلي خوب بود همه سر جاي خودشان بودند. **نقطه قوت حضور این جمع بازیگران کنار هم به رخ نکشیدن هنر بازیگری آنها به يكديگر بود.همه بازیگران این مجموعه سابقههای درخشان دارند، ولی هیچکدام بازیگری خود را به رخ دیگری نمیکشد. حتی غلو شدهترین بازیهای این مجموعه هم قصد به رخ کشیدن ندارد. فکر میکنم بیادعایی ما نشان از هوشمندی است که مسحور هیچ چیز نشدیم. بعد ما در اين كار دست به كارهاي عجيب و غريب زديم ،مثلا از داود رشيدي و يا پرويز پورحسيني كه هميشه نقش جدي بازي ميكنند در نقشي طنز استفاده كرديم يا خودم كه يك نقش كاملا جدي را در اين كار بازي كردم. من معتقدم یک بازیگر خوب، باهوش هم هست و هر آدم باهوشی طناز است. مطمئن بودم همه بازیگران ما با توجه به سوابق و ... میتوانند به درکی مناسب از نقش خودشان برسند. مجموعه "نشانی" نشان داد این نوع نگاه غلط است که باید فلان بازیگر نقش جدی و فلان بازیگر نقش طنز را ایفا کند. تلویزیون مکانی مناسب برای نشان دادن قابلیتهای بازیگری است. *پس معلوم است كه از كار داود رشيدي خيلي راضي هستي. ** نقش خودش را خيلي شيرين و خوب از كار درآورد. واقعا سخت است با آن سلبقه و سن وسال يكدفعه اينطوري تغيير شكل بدهي.خيلي از بازيگران ما جرات انجام اين كار را ندارند. *بعد از « نشاني» بيشتر رامبد جوان بازيگر را مي بينيم يا رامبد كارگردان را. **من كار گرداني را بيشتر از بازيگري دوست دارم، اما اينكه دير به دير كارگرداني مي كنم به خاطر اين است كه هنوز هم از اين كار كمي مي ترسم. منبع خبر : همشهري امارت عربي متحده | |
| پروژه رویایی رضا میرکریمی دلم میخواهد "رستم و سهراب" را بسازم | |
![]() |
|
سینمای ما - این روزها كه فیلمهای كمدی و رمانتیك بیش از سایر آثار مورد توجه مخاطبان قرار گرفته فیلم «به همین سادگی» ساخته رضا میركریمی توانسته توجه علاقمندان جدی سینما را جلب كند. میركریمی اما مدتی است كه نگارش فیلمنامه تازهای را آغاز كرده، او میگوید:«مدتی است كه همراه شادمهر راستین مشغول نوشتن فیلمنامه یك حبه قند هستم. اثری شهری كه داستانش در شهر كوچك و سنتی میگذرد و داستانش درباره افراد یك خانواده است كه به خاطر ازدواجی دور هم جمع میشوند.» بعد از «به همین سادگی»، «یك حبه قند» دومین تجربه مشترك رضا میركریمی و شادمهر راستین است كه برخلاف مضنون جدی «به همین سادگی» قصهای طنز دارد. اگر چه میر كریمی از مدتها قبل قصد داشته فیلمی درباره یك اثر كلاسیك ایرانی بسازد:«دو سال است كه روی داستان «رستم و سهراب» كار میكنم و میخواهم فیلم را در همان زمان و با شرایط ایدهال بسازم. خیلی روی این پروژه كار كردهام و امیدوارم بودجه لازم برای آن تامین شود. به هر حال فكر میكنم كه با آثارم، امتحانم را پس دادهام. بنابراین امیدوارم این كار را بتوانم انجام دهم.» نگارش «یك حبه قند» تا شهریور به پایان میرسد و احتمالا پاییز امسال فیلمبرداری آن آغاز میشود. اما فعلا خبری از «رستم و سهراب» میركریمی نی منبع خبر : کارگزاران | |
| دفاع قائممقام صدا و سیما از "مرد هزار چهره" هیچ شکایتی از این سریال نشده است | |
![]() |
|
سینمای ما - قائم مقام سازمان صدا و سیما از مجموعه تلویزیونی "مرد هزار چهره" به عنوان سریالی خوب و تاثیرگذار یاد کرد که هیچ شکایتی از آن نشده است. علی دارابی درباره بازتابهای مجموعه نوروزی شبکه سوم سیما با رد شایعه شکایت برخی نهادها از این مجموعه تلویزیونی گفت: "هیچ شکایتی از این سریال نشده است. مگر بناست از سریالهایی که در صدا و سیما تولید میشود شکایت شود؟" مجموعه تلویزیونی "مرد هزار چهره" به کارگردانی مهران مدیری در ایام نوروز هر شب روی آنتن شبکه سه رفت و پخش آن از شبکه جام جم نیز آغاز شده است. گفته میشود اداره ثبت احوال شیراز با شکایت از این مجموعه درخواست دو میلیارد تومان خسارت از صدا و سیما کرده بود. منبع خبر : مهر | |
| حرفهای کمیاب مهران مدیری درباره "مرد هزار چهره" هر کاری حرف خودش و پیام خودش را دارد | |
![]() |
|
سینمای ما - مهران مدیری با اینكه در این سالها میانه خوبی با مطبوعات نداشته، اما ظاهرا حاشیههای تازهترین سریال تلویزیونیاش باعث شده است در گفتوگوی كوتاه با رادیو جوان گفتوگو چند كلمهای درباره «مرد هزار چهره» صحبت كند. متن این مصاحبه را رادیو در اختیار كارگزاران قرار داده است: آقای مدیری، «مرد هزار چهره» خیلی متفاوتتر از دیگر كارهای طنز شما بود فكر میكنید دلیلش چیست؟ میل ژورنالیستی یا اینكه آدم باید كاری كند كه تا حالا انجام نداده است؟ بله، همینطور بود. 7 ـ 6 ماه پیش با پیمان قاسمخانی كه حرف میزدیم من گفتم دیگر كارهای گذشته را دوست ندارم و دوست دارم در ساختار و انتخاب بازیگران جهش و اتفاقی به وجود بیاید. نقدهایی راجع به كار شما نوشته شده است، در كارهای شما انگار آدم خوب وجود ندارد. در مرد هزار چهره هم تقریبا همه بد هستند آدم خوب كم میبینیم، آیا واقعا تعریف شما از شرایط اجتماعی همین است، یا شرایط كمدی این را میطلبد؟ شما با آدم خوب كه دروغ نمیگوید چشم و همچشمی هم نمیكند نمیتوانی كمدی بسازی. خصوصیات منفی و ضعفهای انسانی مسئله كمدی هستند و این فضا را برای كمدی بالا میبرد. آدم خوب اشكال كمدی ندارد. ولی میتواند حضور داشته باشد؟ حضور دارد. ما در خیلی از بخشهای این كار آدمهای خوب داشتیم. مثلا در بخش پزشكی، بخش انتظامی، بیشتر به سمتوسوی آدمهایی رفتیم كه ضعفهایی دارند. بیشتر به چه چیز فكر میكردید آقای مدیری؟ اینكه فضای با نشاط داشته باشید یا اینكه حرفی بزنید؟ ضمن اینكه میگویند مرد هزار چهره حدیث نفس مهران مدیری بود خاصه دیالوگ آخرتان؟ من وقتی آیتمی را میسازم به مناسبت پخش فكر نمیكنم هر كاری به هر حال حرف خودش و پیام خودش را دارد و در هر زمانی میشود آن را دید و پیغامش را گرفت، نه، حدیث نفس من هم خیلی نبود. شما توی سكانس آخر كه عالی بودید. عجب سكانس تاثیرگذاری بوده است. آیا ما میتونیم در جامعه به صرف اینكه من مقصر نبودم و سوء استفاده نكردم و من حسن نیت دارم شغلی را تصاحب كنم، آیا این خیانت به جامعه نیست؟ میخواهم از زبان شما بشنوم. چون به نظرم حرف شما هم همین بود توضیح بدهید. قرار بود، در دقیقههای آخر بیشتر در این مورد صحبت شود كه نشد حرف بزنیم. دو تا مطلب این شخص را به این نقطه رسانده بود یكی خودش تمایلات شخصی هر كسی به سوی منصب قدرت و شهرت كه طبعا در همه ما هست، دیگری روابط غلط اجتماعی كه آدمها را به نقطهای كه جایگاهشان نیست میكشاند. اینكه شما میفرمایید، دستهای كه این كار را انجام میدهند و تصمیم میگیرند آدمها را منصبی بگذارند كه جایگاهشان نیست و ناآگاه هستند و این خیانت بزرگی است حالا به هر دو دلیل ثروت و قدرت این را درست میفرمایید و حرف ما هم همین ب منبع خبر : کارگزاران | |
اعتماد: 121 سينماگر شناخته شده کشور با امضاي نامه سرگشاده يي خواستار ادامه انتشار ماهنامه «دنياي تصوير» شدند.
در ادامه واکنش ها نسبت به لغو امتياز ماهنامه «دنياي تصوير» که پيش از اين از سوي خانه سينما، انجمن منتقدان سينمايي و سينماگراني همچون مجيد مجيدي و جعفر پناهي صورت گرفته بود، 121 دست اندرکار مطرح سينما، تلويزيون و تئاتر ايران نيز در واکنش به حکم لغو امتياز نشريه دنياي تصوير نامه سرگشاده يي تنظيم کرده اند که خطاب به سه نهاد مرتبط با احکام قضايي و فرهنگي کشور، هيات نظارت بر مطبوعات، وزارت ارشاد و قوه قضائيه نوشته شده است. متن نامه به شرح زير است؛
بسم الله الرحمن الرحيم
رياست محترم قوه قضائيه
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي
هيات نظارت بر مطبوعات
با سلام و احترام؛ شنيدن و خواندن خبر لغو امتياز نشريه فرهنگي- هنري دنياي تصوير به دلايل گوناگوني که بخشي از آنها در زير مي آيد، براي اهالي فرهنگ به طور کلي و دست اندرکاران سينما و تلويزيون ايران به طور خاص بيش از هر چيز به حيرت و ناباوري انجاميد و فاصله چند هفته يي ايام نوروزي و رکود و سکوت کامل خبري و رسانه يي در تعطيلات نتوانست بار اين تعجب همگاني را کاهش دهد.
با توجه به شکوفايي هنر سينما در کشور ما که به لحاظ کميت توليد فيلم يکي از 10 کشور نخست جهان است و از حيث کيفي سير کسب موفقيت ها و افتخارات جهاني آن همچنان ادامه دارد، تعداد نشريات تخصصي سينما که ديدگاه تحليلي و اطلاعات همه جانبه به مخاطب عرضه کنند، اندک است و از دست دادن نشريه يي با قدمت و تجربه 17 ساله دنياي تصوير به واقع مي تواند در اين برهوت تحليل و ارزيابي معتبر، همچون ضايعه يي براي علاقه مندان جدي مطالعات سينمايي تلقي شود.
حمايت موثر دنياي تصوير از سينماي فرهنگي و ملي کشور و آثار ارزشمند داراي مضامين انساني و اخلاقي، از محدوده کاغذ و کلمات فراتر مي رود و با برگزاري مراسم سالانه اهداي تنديس حافظ به برگزيدگان سينما و تلويزيون ايران کوشش يگانه يي صورت مي گيرد تا ستايش نوآوري و خلاقيت در هر گوشه اين سينما به جوايز و اعتبارات عيني و تقدير حضوري منجر شود.
پرهيز جدي دنياي تصوير از موضع گيري هاي سياسي در حوزه فرهنگ و وارد نشدن آن به عرصه جدل هاي مقطعي و گذراي روز، در تمام سال هاي فعاليت اين نشريه مشهود بوده و بها دادن به استانداردها و اصول بيان سينمايي در کنار توجه به ابداع و نوآوري از يک سو و تاکيد بر اصالت اخلاقي و ارزش هاي انساني جاري در آثار سينمايي از سوي ديگر معيارهاي ارزشگذاري را در نگرش حاکم بر اين نشريه تشکيل مي دهد.
در آغاز سالي که بناست کشور به سوي «نوآوري و شکوفايي» حرکت کند، سينماي ايران توقف انتشار نشريه دنياي تصوير را به صلاح بالندگي هنر و انديشه ورزي در کشور نمي داند و به سياق سنت هاي کهن، ترجيح مي دهد حکم لغو انتشار اين نشريه را اشتباه ناخواسته يا سهو ناشي از سوءتفاهم قلمداد کند. صبغه و سابقه موجود نشان مي دهد که حکمي چنين ضربتي و شتابزده نمي تواند نظرگاه واقعي و قابل دفاعي باشد و چه بسا به خطا به جاي تشويق و تقويت فعاليت هايي از جنس و در سطح دنياي تصوير اعلام شده است. بايد پرسيد آيا اجراي اين حکم و احکام مشابه به سود فرهنگ کشور است يا آب به آسياب دشمنان فرهنگ و تفکر مي ريزد و منافع آنها را در تقابل با نوآوري و شکوفايي هنر و انديشه تامين مي کند؟
بر اين اساس درخواست جدي ما مبني بر تجديدنظر در حکم صادره قابل طرح است. بررسي مسيري که به صدور ناگهاني اين حکم باورناپذير منتهي شده و دستيابي به مسير ديگري که امکان برخورداري سينما و فرهنگ کشور از تداوم فعاليت اين نشريه را فراهم سازد دو درخواست موکد ما از آن نهادهاي رسمي است که به قول حضرت حافظ؛
گر مي فروش حاجت رندان روا کند
ايزد گنه ببخشد و دفع بلا کند
ساقي به جام عدل بده باده تا گدا
غيرت نياورد که جهان پربلا کند
کارگردانان و تهيه کنندگان
محمدرضا اصلاني، بهرام بيضايي، ناصر تقوايي، مسعود کيميايي، داريوش مهرجويي، همايون اسعديان، عبدالله اسفندياري، محمدرضا اعلامي، مهناز افضلي، مانيا اکبري، داريوش بابائيان، پروانه پرتو، کامبوزيا پرتوي، جعفر پناهي، کيومرث پوراحمد، محمد پيرهادي، کمال تبريزي، ايرج تقي پور، سعيد تهراني، مسعود جعفري جوزاني، ابراهيم حاتمي کيا، ماني حقيقي، منيژه حکمت، محمد خزاعي، سيف الله داد، پوران درخشنده، احمدرضا درويش، مسعود ده نمکي، علي ژکان، محمدعلي سجادي، منوچهر شاهسواري، مرتضي شايسته، مصطفي شايسته، اميرحسين شريفي، پرويز شهبازي، يدالله شهيدي، کامران شيردل، محمد شيرواني، رسول صدرعاملي، فرشته طائرپور، محمدمهدي عسگرپور، سید محمود رضوی،ناصر عنصري، کيانوش عياري، مهدي فخيم زاده، فرامرز فرازمند، بهمن قبادي، قاسم قلي پور، ايرج کريمي، جهانگير کوثري، منوچهر محمدي، حميد مدرسي، مجيد مدرسي، سامان مقدم، فرزاد مؤتمن، مازيار ميري، تهمينه ميلاني، محمدعلي نجفي، حميد نعمت الله، محمد نيک بين، محسن وزيري، سيدضياء هاشمي، هارون يشايايي.
بازيگران و ساير سينماگران
عزت الله انتظامي، داوود رشيدي، محمدعلي کشاورز، جمشيد مشايخي، علي نصيريان.
|
121 سينماگر خواستار ادامه انتشار «دنياي تصوير» شدند | |||||
|
فارس: 121 سينماگر در نامهاي به رياست قوه قضائيه و هيأت نظارت بر مطبوعات خواستار ادامه انتشار «دنياي تصوير» شدند. به گزارش فارس، در اين نامه ميخوانيم: شنيدن و خواندن خبر لغو امتياز نشريه فرهنگي-هنري دنياي تصوير، به دلايل گوناگوني كه بخشي از آنها در زير ميآيد، براي اهالي فرهنگ به طور كلي و دستاندركاران سينما و تلويزيون ايران به طور خاص، بيش از هر چيز به حيرت و ناباوري انجاميد و فاصله چند هفتهاي ايام نوروزي و ركود و سكوت كامل خبري و رسانهاي در تعطيلات، نتوانست بار اين تعجب همگاني را كاهش دهد. در اين نامه آمده است: حمايت مؤثر دنياي تصوير از سينماي فرهنگي و ملي كشور و آثار ارزشمند داراي مضامين انساني و اخلاقي، از محدوده كاغذ و كلمات فراتر ميرود و با برگزاري مراسم سالانه اهداي تنديس حافظ به برگزيدگان سينما و تلويزيون ايران، كوشش يگانهاي صورت ميگيرد تا ستايش نوآوري و خلاقيت در هر گوشهي اين سينما، به جوايز و اعتبارات عيني و تقدير حضوري منجر شود. گر ميفروش حاجت رندان روا كند ساقي به جام عدل بده باده تا گدا
|
| آیت الله امینی:روابط بين زن و مرد در فيلمهاي صدا و سيما زياد است |
|
به گزارش ايسنا، آيتالله اميني در خطبههاي اين هفته نماز جمعه قم، همچنين از حضور بانوان بدحجاب در قم ابراز نا خرسندي کرد و گفت: زائران و مردم قم بايد حجاب را رعايت کنند تا در قيامت شرمنده حضرت معصومه(س) نباشند. وي افزود: زائراني که ميخواهند با بدحجابي وارد شهر قم شوند، نيايند بهتر است. آيتالله اميني در عين حال با بيان اين که روابط ميان زن و مرد در جامعه امري طبيعي است گفت: نبايد اين روابط موجب گسترش فساد در جامعه و نهايتا سست شدن بنيانهاي خانواده شود. وي با بيان اين که جوانان جامعه ما داراي قلبي پاک هستند افزود: نسل جوان و نوانديش بايد توجه داشته باشد و از گسترش اين گونه مسائل جلوگيري کند . اميني در بخش ديگري از سخنانش به روز ارتش اشاره کرد و گفت: نيروهاي نظامي بايد به جديدترين وسايل نظامي روز دنيا مجهز شوند و در برابر استکبار ايستادگي کنند. وي در پايان به سالروز وفات حضرت معصومه(س) و نيز ولادت امام حسن عسگري(ع) به عنوان مناسبتهاي اين هفته اشاره کرد. |
| در فیلمی با بازی جمشید هاشم پور | ||||||
| کاسه ساز از خیر "جکی چان" گذشت | ||||||
| تهران – خبرگزاری ایسکانیوز : محمد جواد کاسه ساز که قرار بود برای مشاوره تدوین فیلم رزمی اش «سیاهی روشن است» از ستاره سینمای رزمی "جکی چان" کمک بگیرد از خیر این کار گذشت . | ||||||
وی اضافه کرد : به این دلیل که می خواستیم هرچه زودتر«سیاهی روشن است» را آماده اکران کنیم از همکاری با این ستاره سینمای رزمی صرف نظر کردیم. کاسه ساز درباره بازی هاشم پور در این فیلم رزمی می گوید : بازی جمشید هاشم پور در این فیلم با کارهای قبلی وی متفاوت است. او در «سیاهی روشن است» بازی خاصی ارائه کرده است . سیاهی روشن است" با بازی احمد نجفی، سودابه بیضایی، چکامه چمنماه، فلور نظری، فیروز قهرمانی و ... داستان زندگی یک مربی ورزشهای رزمی است که سفری را آغاز میکند و این سفر موجب میشود چشم او به دنیایی جدید باز شود که با گذشتهاش بسیار متفاوت است./125 | ||||||
| خبرنگار:355 | ||||||
| «مظلومی» با «از اینجا به اونجا» به تلویزیون میآید |
|
«مهدی مظلومی» مجموعه تلویزیونی «از اینجا به اونجا» را در نود قسمت برای شبكه دو سیما كارگردانی میكند. مهدی مظلومی با اعلام این مطلب در گفت و گو با فارس گفت: «مدت زمان زیادی از تصمیم برای ساخت این مجموعه تلویزیونی كه در قالب طنز ساخته خواهد شد میگذرد، اما به دلیل اینكه فیلمنامههایی كه به دستم میرسند خیلی قوی نیستند، انجام كار به تعویق افتاده است». وی افزود: «داستانهای این مجموعه تلویزیونی كه فعلا با نام موقت «از اینجا به اونجا» در دست تولید است، در یك هواپیما میگذرد و به دلیل حساسیتها و ویژگیهایی كه مد نظر ماست، كار نوشتن فیلمنامه با وسواس شدیدی پیگیری میشود». وی در ادامه گفت: «برای آغاز كار باید حداقل 60 قسمت فیلمنامه آماده داشته باشیم كه هنوز قسمتهای آماده شده به این تعداد نرسیده و به محض رسیدن به این سقف كار تصویربرداری را آغاز خواهیم كرد». مهدی مظلومی پیش از این «معتاد اجباری»، «كمربندها را ببندیم»، «بدون شرح»، «خواستگاران»، «بانكیها»، «خانهای با طرح نو» و... را كارگردانی كرده است. |
| با وجود بدقولیهای قبلی، "تقاطع" و "چپ دست" به زودی پخش میشوند تلویزیون، سریال "اخراجیها" را هم خرید | |
![]() |
|
سینمای ما - پس از پخش سينمايي «اخراجيها» در ايام نوروز، نسخه سريال آن نيز از تلويزيون پخش ميشود. نسخه سينمايي «اخراجيها» درحالي در ايام نوروز از شبكه سه سيما به روي آنتن رفت كه نام آن در فهرست نوروزي سينماييهاي سيما به چشم نميخورد. اين فيلم كه در آخرين روزهاي سال 86 توسط اداره كل تأمين برنامه سيما از مركز سينماي مستند و تجربي خريداري شد، توسط حبيبالله كاسهساز تهيه شده و كارگرداني آن را مسعود دهنمكي برعهده داشته است. مديراداره كل تأمين برنامهي سيما اعلام كرد: همزمان با خريد سينمايي «اخراجيها»، سريال اخراجيها و پشت صحنه آن را نيز خريداري كرده و قرار است اين سريال در قالب 4 قسمت و پشت صحنه در قالب 2 قسمت به روي آنتن برود. در سينمايي «اخراجيها» بازيگراني چون اكبر عبدي، كامبيز ديرباز، محمدرضا شريفينيا، قاسم زارع، عليرضا اوسيوند، ارژنگ اميرفضلي و امين حيايي ايفاي نقش كردهاند. اين فيلم كه براساس فيلمنامهاي از مسعود دهنمكي ساخته شده است داستان چند جوان را به تصوير ميكشد كه براي رسيدن به مقاصد خود مجبور به رفتن به جبهه ميشوند. همچنين درحالي نسخههاي سينمايي و سريال «اخراجيها» از تلويزيون پخش شده و ميشود كه قسمت دوم اين فيلم با عنوان «اخراجيها 2» قرار است خردادماه كليد بخورد. به گزارش ايسنا، درحاليكه سينمايي "اخراجيها" بدون اعلام قبلي در ايام نوروز از تلويزيون پخش شد كه در فيلم تقاطع و چپ دست به رغم اعلام قبلي به روي آنتن نرفتند. بر اين اساس، علياصغر غلامرضايي، مديركل اداره تأمين برنامه سيما در گفتوگويي با ايسنا، از پخش دو فيلم تقاطع و چپ دست طي ماههاي آتي خبر داد و گفت: اين دو فيلم در مرحله عقد قرارداد قرار دارند و پخش آنها از سيما منتفي نشده است منبع خبر : ایسنا | |
| باز هم پای شریفینیا در میان است! بیشتر بازیگران قسمت اول "اخراجیها" در قسمت بعدی هم حضور خواهند داشت | |
![]() |
|
سینمای ما - مسئول انتخاب بازيگران پروژه اخراجيها2(مسعود دهنمكي) گفت: بازيگران جديد «اخراجيها2» نقش اسرا را بازي ميكنند. "محمدرضا شريفينيا" اظهار داشت: پيشتوليد پروژه "اخراجيها2" را شروع كردهايم و اين روزها، در حال بستن قرارداد با ساير عوامل به جز بازيگران هستيم. وي افزود: هنوز بستن قرارداد بازيگران شروع نشده و بيشتر بازيگران "اخراجيها"، در "اخراجيها2" حضور خواهند داشت. شريفينيا گفت: بيشتر بازيگران جديدي كه در اين فيلم حضور خواهند داشت، نقش اسرا را ايفا خواهند كرد ضمن اين كه اگر برخي از بازيگران "اخراجي ها" نتوانند به "اخراجيها2" بيايند، از بازيگر جديد استفاده خواهيم كرد. به گزارش فارس طراحي لوكيشنهاي "اخراجيها2" پس از پايان تعطيلات نوروز 87 آغاز شد و مسعود دهنمكي درصدد است تا اين فيلم را در فاصله زماني بين اول و نيمه خرداد كليد بزند. پيشبيني ميشود با توجه به ترتيب بازيگراني كه در "اخراجيها" ديديم، "اخراجيها2" پربازيگرتر از قسمت اول خود باشد. به گزارش فارس، محمدرضا شريفينيا مسئول انتخاب بازيگر براي اين فيلم است و تاكنون حضور بازيگراني چون اكبرعبدي در "اخراجيها 2" قطعي شده است. منبع خبر : فارس | |
| بازيگران جديد «اخراجيها2» نقش اسرا را بازي ميكنند |
مسئول انتخاب بازيگران پروژه اخراجيها2(مسعود دهنمكي) گفت: بازيگران جديد «اخراجيها2» نقش اسرا را بازي ميكنند. "محمدرضا شريفينيا" در گفتوگو با خبرنگار سينمايي فارس، اظهار داشت: پيشتوليد پروژه "اخراجيها2" را شروع كردهايم و اين روزها، در حال بستن قرارداد با ساير عوامل به جز بازيگران هستيم. وي افزود: هنوز بستن قرارداد بازيگران شروع نشده و بيشتر بازيگران "اخراجيها"، در "اخراجيها2" حضور خواهند داشت. شريفينيا گفت: بيشتر بازيگران جديدي كه در اين فيلم حضور خواهند داشت، نقش اسرا را ايفا خواهند كرد ضمن اين كه اگر برخي از بازيگران "اخراجي ها" نتوانند به "اخراجيها2" بيايند، از بازيگر جديد استفاده خواهيم كرد. به گزارش فارس طراحي لوكيشنهاي "اخراجيها2" پس از پايان تعطيلات نوروز 87 آغاز شد و مسعود دهنمكي درصدد است تا اين فيلم را در فاصله زماني بين اول و نيمه خرداد كليد بزند. پيشبيني ميشود با توجه به ترتيب بازيگراني كه در "اخراجيها" ديديم، "اخراجيها2" پربازيگرتر از قسمت اول خود باشد. به گزارش فارس، محمدرضا شريفينيا مسئول انتخاب بازيگر براي اين فيلم است و تاكنون حضور بازيگراني چون اكبرعبدي در "اخراجيها 2" قطعي شده است. |
| اختصاصی ایسکانیوز | ||||||
| "فرامرز قریبیان" از بیمارستان مرخص شد | ||||||
| تهران- خبرگزاری ایسکانیوز: فرامرز قریبیان بازیگر توانای سینمای ایران پس از عمل جراحی آپاندیس در بیمارستان ایرانمهر، مرخص شد. | ||||||
دکتر بخش جراحی بیمارستان ایرانمهر با اعلام این مطلب به خبرنگار ایسکانیوز گفت: در حال حاضر قریبیبان هیچ گونه مشکلی ندارد و پس از چند روز استراحت کامل می تواند به کار بازگردد. فرامرز قریبیان متولد 1320 تهران، دارای تحصیلات نا تمام در رشته بازیگری مدرسه «ویرژوال آرت» آمریکا است. وی فعالیت سینمایی را با دستیاری کارگردان و ایفای نقش کوتاهی در فیلم «بیگانه بیا» ساخته مسعود کیمیایی آغاز کرد. او همسر مینا خیامی (فیلمنامه نویس) و پدر محمدسام قریبیان (بازیگر) است. قریبیان بازی در سینما را با فیلم بیگانه بیا ساخته مسعود کیمیایی در سال 1347 آغاز کرد. سپس به دلیل مسافرت به خارج از کشور چند سالی از سینما دور بود. در سال 1351 بار دیگر در فیلمی از مسعود کیمیایی به نام خاک بازی کرد و بازی خوب و روانش در فیلم گوزنها در کنار بازی قدرتمندانه بهروز وثوقی، نام او را سر زبانها انداخت. پس از انقلاب و در دهه شصت در فیلمهای بسیاری بازی کرد. و موفق شد از جشنواره ششم فیلم فجر جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد را برای بازی در فیلم ترن دریافت کند. او در ضمن در سال 1365 طعم کارگردانی را هم با فیلم یابل قبول جدال در تاسوکی چشیده است. در اوایل دهه هفتاد و در سال 1370 پس از 15 سال بار دیگر در فیلمی از مسعود کیمیایی بازی کرد: ردپای گرگ. یک بازی ماندگار در فیلمی ماندگار. اما فرامرز قریبیان مزد بازی خوبش در این فیلم را از جشنواره یازدهم فیلم فجر بخاطر بازی در فیلم بندر مه آلود گرفت. قریبیان در سال 1374 دومین فیلم خود را کارگردانی کرد. قانون یک فیلم پلیسی معمولی بود که برای قریبیان امتیازی به حساب نمی آمد. اما قریبیان توانایی هایش در امر کارگردانی را در سال 1378 و با فیلم چشمهایش به همگان ثابت کرد. فیلمی شسته رفته با فصلهایی ماندگار با نگاه به داستان داش آکل صادق هدایت. قریبیان تا امروز سه بار برای بازی در فیلم های "ترن"،"بندر مه آلود"و"مرد بارانی"برنده سیمرغ بهترین بازیگر نقش اول و یک بار برای بازی "رقص در غبار" جایزه بهترین بازیگر نقش دوم جشنواره فیلم فجر را بدست آورده است.او همچنین برای بازی در فیلمهای "چشمهایش"،"رقص در غبار" و "شهر زیبا" از جشنواره های فیلم حراره(زیمبابوه)،مسکو و هند جایزه گرفته است.جوایزجشنواره فیلم سپاس(برای فیلم خاک- سال 1353) و جشن خانه سینما از دیگر موفقیت های اوست. دو بازی آخر او از ماندگارترین نقش آفرینی های کارنامه هنری اوست: رقص در غبار و شهر زیبا. قریبیان به عنوان بازیگر تاکنون در بیش از 65 فیلم سینمایی ایفای نقش کرده است که بازی در "کارناوال مرگ" به کارگردانی رضا اعظمیان در سال گذشته آخرین نقش آفرینی وی بوده است./120 | ||||||
| خبرنگار:348 | ||||||
| ثبت احوال و تعلیق شکایت از مرد هزار چهره |
|
مسئول روابط عمومی اداره کل ثبت احوال استان فارس معتقد است مرد هزار چهره اینطور القاء می کرد که شخصیت اصلی داستان که کارمند ثبت احوال بوده، یک خلافکار حرفهای است. وی افزود: بقیه داستان هم جای نگرانی داشت؛ نشان میداد که ثبت احوال شیراز یک جای درهم و مضمحل و فشل است؛ در حالی که بایگانی اسناد خیلی مهم است؛ اگر یک برگ جابهجا شود خیلی مهم است. فولادگر تاکید کرد: من نمیدانم نیتشان چه بوده، شاید هم نیت خیر داشتهاند. ولی اگر شما میخواهید دوستانتان را بخندانید، چرا مرا ریشخند میکنید؟ اگر انتقاد نبوده چرا اسم اداره ما را آوردهاند؟ این مسئول روابط عمومی ثبت احوال شیراز ادامه داد: یادم هست در زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی، مهران مدیری در یکی از برنامههایش یک طنزی داشت در مورد گران شدن بنزین و تورمی که به وجود میآید. خود آقای خاتمی از جلسه هیات دولت که بیرون آمد، شخصاً از برنامه انتقاد کرد. یا مثلاً سر فیلم «شوکران» پرستاران شکایت کردند. وی افزود: ما فعلاً در حال تمرین دموکراسی هستیم و باید به انتقاد بیشتر عادل کنیم. ما خودمان با انتقاد رابطه خوبی داریم. فولادگر درباره واکنش همکاران نسبت به این سریال گفت: اتفاقاً ما خودمان هم خیلی خندیدیم. همکارها به هم زنگ میزدند و این به آن میگفت آقای شصتچی، آن یکی به یکی دیگر. آقای مدیری طنزپرداز خوبی است ولی این کارشان درست نبود. فولادگر ادامه داد: شما ببینید مثلاً 5 سال وقت لازم دارید تا سازمانتان در ذهن مردم به عنوان یک نام مورد اطمینان جای بگیرد. به هر حال، کلی وقت و سرمایه لازم است. عدد 2 میلیارد تومان را هم مشاور حقوقیمان تعیین کرده و من خیلی از جزئیات کارش اطلاعی ندارم. وی در خصوص عجله ثبت احوال در طرح شکایت از این سریال گفت:به هر حال قسمت اول یک طور نگران کنندهای بود، ما هم سریع واکنش نشان دادیم؛ چون اگر اعتراض نکنیم، به این معنی است که ما هم آن مسائلی را که نشان دادند، تایید کردهایم. مسئول روابط عمومی ثبت احوال شیراز درباره پیگیری شکایت گفت: بعد از اینکه بحث شکایت مطرح شد، معاون صدا و سیما با مدیر ما تماس گرفتند و گفتند دیگر سریال به آن مقطع برنمیگردد که همین طور هم بود. گویا یکی از دستیاران تهیه کننده هم تماس گرفته بودند. از سازمان ثبت احوال کشور از تهران هم گفتند که فعلاً شکایت را پیگیری نکنیم. به خاطر همین فعلاً موضوع شکایت را به حالت تعلیق درآوردهای |
مسئول روابط عمومی اداره کل ثبت احوال استان فارس معتقد است مرد هزار چهره اینطور القاء می کرد که شخصیت اصلی داستان که کارمند ثبت احوال بوده، یک خلافکار حرفهای است. | ثبت احوال و تعلیق شکایت از مرد هزار چهره |
|
مسئول روابط عمومی اداره کل ثبت احوال استان فارس معتقد است مرد هزار چهره اینطور القاء می کرد که شخصیت اصلی داستان که کارمند ثبت احوال بوده، یک خلافکار حرفهای است. وی افزود: بقیه داستان هم جای نگرانی داشت؛ نشان میداد که ثبت احوال شیراز یک جای درهم و مضمحل و فشل است؛ در حالی که بایگانی اسناد خیلی مهم است؛ اگر یک برگ جابهجا شود خیلی مهم است. فولادگر تاکید کرد: من نمیدانم نیتشان چه بوده، شاید هم نیت خیر داشتهاند. ولی اگر شما میخواهید دوستانتان را بخندانید، چرا مرا ریشخند میکنید؟ اگر انتقاد نبوده چرا اسم اداره ما را آوردهاند؟ این مسئول روابط عمومی ثبت احوال شیراز ادامه داد: یادم هست در زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی، مهران مدیری در یکی از برنامههایش یک طنزی داشت در مورد گران شدن بنزین و تورمی که به وجود میآید. خود آقای خاتمی از جلسه هیات دولت که بیرون آمد، شخصاً از برنامه انتقاد کرد. یا مثلاً سر فیلم «شوکران» پرستاران شکایت کردند. وی افزود: ما فعلاً در حال تمرین دموکراسی هستیم و باید به انتقاد بیشتر عادل کنیم. ما خودمان با انتقاد رابطه خوبی داریم. فولادگر درباره واکنش همکاران نسبت به این سریال گفت: اتفاقاً ما خودمان هم خیلی خندیدیم. همکارها به هم زنگ میزدند و این به آن میگفت آقای شصتچی، آن یکی به یکی دیگر. آقای مدیری طنزپرداز خوبی است ولی این کارشان درست نبود. فولادگر ادامه داد: شما ببینید مثلاً 5 سال وقت لازم دارید تا سازمانتان در ذهن مردم به عنوان یک نام مورد اطمینان جای بگیرد. به هر حال، کلی وقت و سرمایه لازم است. عدد 2 میلیارد تومان را هم مشاور حقوقیمان تعیین کرده و من خیلی از جزئیات کارش اطلاعی ندارم. وی در خصوص عجله ثبت احوال در طرح شکایت از این سریال گفت:به هر حال قسمت اول یک طور نگران کنندهای بود، ما هم سریع واکنش نشان دادیم؛ چون اگر اعتراض نکنیم، به این معنی است که ما هم آن مسائلی را که نشان دادند، تایید کردهایم. مسئول روابط عمومی ثبت احوال شیراز درباره پیگیری شکایت گفت: بعد از اینکه بحث شکایت مطرح شد، معاون صدا و سیما با مدیر ما تماس گرفتند و گفتند دیگر سریال به آن مقطع برنمیگردد که همین طور هم بود. گویا یکی از دستیاران تهیه کننده هم تماس گرفته بودند. از سازمان ثبت احوال کشور از تهران هم گفتند که فعلاً شکایت را پیگیری نکنیم. به خاطر همین فعلاً موضوع شکایت را به حالت تعلیق درآوردهای |
مسئول روابط عمومی اداره کل ثبت احوال استان فارس معتقد است مرد هزار چهره اینطور القاء می کرد که شخصیت اصلی داستان که کارمند ثبت احوال بوده، یک خلافکار حرفهای است.
| |||
| سینمای ما ـ با وجود رواج شایعاتی مبنی بر ممنوع التصویر بودن این سوپر استار سینمای ایران، خوشبختانه خبر رسید که « دو خواهر » عنوان جدیدترین پروژه ای است که حضور محمد رضا گلزار به عنوان بازیگر در آن قطعی شده است . رضا بانکی کارگردانی این فیلم را بر عهده دارد . نیکی کریمی دیگر بازیگری است که برای بازی در این فیلم قرار داد امضا کرده است . « دو خواهر » اواخر هفته آینده در اصفهان کلید می خورد و تمامی صحنه های فیلم در اصفهان فیلمبرداری می شود . فیلمبرداری « دو خواهر » دو ماه در این شهر ادامه خواهد داشت . شنیده ها حاکی از آن است که محمدرضا گلزار با دو گریم متفاوت در این فیلم به ایفای نقش می پردازد . سوپر استار سینمای ایران هم اکنون فیلم مجنون لیلی را بر روی پرده سینما ها دارد و بازی در یک فیلم کوتاه را به پایان رسانده است . همچنین قرار است بزودی نخستین فیلمنامه ی محمدرضا گلزار با نام « شیش و بش » جلوی دوربین برود . | |||
| پرفروشترين فيلم جهان |
|
به گزارش ایسنا،فيلم انيميشن «هورتون صدايي ميشوند» در هفته گذشته با فروش 7/11 ميليون دلار از 6580 سالن سينما در 54 كشور، توانست براي دومين هفته متوالي، پرفروشترين فيلم جهان نام بگيرد. اين فيلم كه در فرانسه بيشترين حجم فروش را با 4/3 ميليون دلار داشت، مجموع فروش جهاني خود را به 223 ميليون دلار رسانده است. آخرين فيلم انيميشن سينما كه فروش چشمگيري داشت، «زنبورها» بود كه 286 ميليون دلار فروش جهاني داشت. گزارش رويترز حاکی است، فيلم فرانسوي «به سرزمين چيتس خوش آمديد» همچنان با فروش عالي خود، چشمها را خيره كرده است. اين فيلم از تنها هزار سالن سينما در فرانسه، بلژيك و سوئيس، فروش 5/7 ميليون دلاري داشته است. منتقدان سينما معتقدند كه اين فيلم كمدي، ركورد فروش «تايتانيك» را پس از 11 سال خواهد شكست. مجموع فروش شش هفته گذشته اين فيلم از سه كشور به 175 ميليون دلار رسيده است. «ماجراهاي عنكبوت جادوگر» از 3400 سالن سينما، فروش هفت ميليون دلاري بهدست آورد كه استراليا بيشترين استقبال را از آن داشت. فيلم ماقبل تاريخ «10هزار سال پيش از ميلاد مسيح» كه هفتهها پرفروشترين فيلم سينماي جهان بود، با فروش 6/5 ميليون دلاري از 62 كشور، مجموع فروش خود را به 154 ميليون دلار رساند. |
| دعوا بر سر " مرد هزار چهره" |
|
نمی دانم در مورد توهین های ایشان چه بگویم، فحاشی تصور نمی کنم پاسخی داشته باشد. به هر حال من برای ایشان به شدت احترام قائلم اما ایشان وقتی با این ادبیات صحت می کنند خواننده حتما در مورد آن قضاوت می کنند، راجب ادبیات ایشان. پس از پخش قسمت مربوط به نیروی انتظامی، آنچه از مهران مدیری و تیم نویسندگانش در اذهان عمومی شکل گرفت، شخصیتی رادیکال و منتقد بود؛ عده ای در این زمان سکوت کردند اما برخی، تهیه کنندگان این سریال را تا مرز شخصیت هایی انقلابی بالا بردند که خط قرمز های نظام را زیر پا گذاشته اند. اما بلافاصله پس از پخش قسمت مربوط به شعرا و ادبا ورق برگشت؛ بعضی ها که تا قبل از آن مهران مدیری را چهره ای انقلابی دانسته بودند، حالا از وی شخصیتی حقیر ساختند. در این میان بعضی ها مثل توکا نیستانی که تاحال در مورد این سریال سکوت کرده بودند، مواضع تندی را اتخاذ کردند. توکا نیستانی تعابیری داشت، مثل شباهت نیکی خانم به خانم لیلی گلستان و احمقانه بودن کل متون. با توکا نیستانی در مورد نظراتش گفت و گو کردیم، سپس به سراغ لیلی گلستان رفتیم و نظر او را جویا شدیم. امیرمهدی ژوله نیز که در این مدت انتقادها و اهانت های زیادی به وی شده نیز پاسخگو بود؛ وی علاوه بر پاسخ دادن به انتقاد ها و اهانت ها در مورد حذفیات سریال نیز صحبت کرد، بر خلاف آنچه برخی به طور پیش داورانه گفتند روشن شد که حذفیات اصلا سیاسی نبودند و توسط خود کارگردان حذف شده اند. وی همچنین دلایل این حذفیات را نیز یادآور شد. از طرفی با رضا رشید پور نیز گفت و گویی انجام داده ایم در مورد نقشی که در این سریال داشته و حذف شده است. متن، احمقانه و نویسنده،بی سواد بود در این گفت و گو نیستانی علاوه بر توضیح علت موضع گیری علیه این سریال در مورد نحوه اطلاع از هویت نویسنده موقعیت شعرا می گوید، همچنین وی مسایلی را مطرح می کند که ژوله در گفت و گوی بعدی به آن پاسخ داده است. این گفت و گو را بخوانید. آقای نیستانی در بخشی از یادداشتی كه در وبلاگ شخصیتان در رابطه با سریال مرد هزار چهره نوشته بودید به ایجاد تصویر مخدوش از فضای فكری طیف فرهنگی كشور اشاره كرده بود، شما به كدام تصویر مخدوش اشاره كرده بودید؟ شما ببینید آقایان 4-5 نفر پیر و پاتال را كه همه همدیگر را استاد خطاب می كنند جمع کرده بودند، پس نمی شود گفت كه یك مشت بچه یه جوجه روشنفكر هستند كه در كافه ها می نشینند و شعر می گویند و می خواهند شاعر باشند.آن ها به یك رده سنی بالایی متعلق هستند. اسم آقای استادی كه با ایشان صحبت می كنند آقای میم تهرانی است. مثل محمود مشرف آزاد تهرانی است. و خانم نیكی در دروس، گالری نقاشی دارد.و شما فكر می كنید به غیر از خانم لیلی گلستان كس دیگری در دروس نمایشگاه نقاشی دارد؟! یك بیت از اشعاری كه به تمسخر می خوانند مستمع را به یاد شعر زنده یاد آقای منوچهر آتشی می اندازد. حتی به نظر من عكس آن استاد مرحومی كه در جلوی میز قرار داشت، شباهت زیادی به مرحوم منوچهر آتشی داشت. یعنی نشانه های خیلی روشنی از آدم های مطرحی می دهد كه اكثرا هم آدم های بزرگی هستند مثل منوچهر آتشی، محمود مشرف آزاد تهرانی و خانم گلستان. خانم گلستان به عنوان یك نویسنده، مترجم و یك گالری دار من فكر نمی كنم حق كمی به گردن فرهنگ و هنر این مملكت داشته باشند. كار فرهنگی كه خانم گلستان طی سی سال گذشته انجام داده اند فكر نمی كنم به اندازه مجموع خانم ها و آقایانی كه در این سریال كار كردند، مجموعه فعالیت هایشان فكر نمی كنم به اندازه خانم گلستان باشد. در جمعیت هفتاد میلیونی ، 99 درصد آنها به نظر من بی سواد هستند چون اهل كتاب خواندن نیستند، این یك درصد با سوادی هم كه داریم می خواهند نابود كنند كه چه اتفاق مثبتی در این جامعه بیافتد؟ غیر از این است كه مردمی كه كتاب نمی خوانند می گویند ما كه چیزی از دست ندادیم! شما در بخشی از یادداشتتان گفته بودید كه این قسمت نوشته امیرمهدی ژوله بوده است، با توجه به اینكه این مجموعه توسط تیم نویسندگان نوشته شد بود و در تیتراژ سریال اشاره ای به نویسنده هر قسمت نمی شد، از كجا متوجه شدید كه نویسنده موقعیت شعرا آقای ژوله است؟ از آنجایی كه من این قسمت را با دوستان آقای ژوله دیدم، با آقای بزرگمهر حسین پور دیدم. آقای حسین پور گفت این قسمت را امیرمهدی ژوله نوشته است، حتی ایشان خوشحال بودند و می گفتند بخش هایی كه مربوط به صحنه های مدیتیشن و ... بوده را از بزرگمهر حسین پور پرسیده(امیرمهدی ژوله) و بزرگمهر حسین پور می گفت برای آنكه این مسایل مسخره نشوند اطلاعات غلط به ژوله داده است. این یك واقعیتی است، شما آیا تا به حال نویسنده ای را دیده اید كه اهل مدیتیشن باشد، یك مشت صحنه های بی ربط بود. آن قضیه نشریه در آوردنشان با مزه بود، كلا نشریاتی كه این قشر در می آورند به تعداد خودشان هفت نسخه برای هفت نفر است. شما به عنوان یك طنز پرداز آیا نباید كاری كنید كه اگر عیب و نقصی در جامعه است برطرف شود، این چه دردی است، این (نویسنده) كدام درد را شناخته كه می خواهد درمانش كند. به نظر من این یك متن بی سر و ته احمقانه بود كه یك آدم بی سواد نوشته بود برای خنداندن مردم، موفق هم بود، همه دیدند و خندیدند خیلی هم لذت بردند. به عنوان كسی كه در وبلاگستان فارسی هستید و یادداشت های شما در بین وبلاگ های فارسی تاثیر گذار است، نظر شما به عنوان كسی كه هم روزنامه نگار است و هم به گفته خودتان مهران مدیری را از نزدیك می شناسید در مورد عكس العمل برخی از وبلاگ ها(خاصه وبلاگ های منتقد) كه به دنبال پخش قسمت های اولیه مرد هزار چهره از مهران مدیری یك چهره رادیكال و منتقد ساخته بودند چیست؟ اصلا این را قبول ندارم، مهران مدیری اصلا چهره رادیكالی ندارد، برای اینكه در تلویزیون جای این بازی ها نیست. این آدم اینكاره نیست، ایران هم جای این بازی ها نیست. كارهایی كه قبلا ایشان كرده اند من دیده ام، كارهای مدیری را دنبال می كردم. مدیری یك استثنا در تلویزیون ما است. او واقعا آدم با استعدادی است، در آن متنی هم كه نوشتم من در این شك ندارم. هم ایشان و هم آقای قاسم خانی و تیمشان، به هر حال اینها توانایی كار را دارند. ولی آقای مدیری به عنوان كسی كه گوشه و كنایه ای بزند و... اصلا در این حد و اندازه ها نیست. دنبال این كارها هم نیست. مگر ایشان همان كسی نیست كه در مجموعه برره بحث غنی سازی نخود را كار كرد؟ مگر ایشان نبود كه بعد از اعتصاب نمایندگان مجلس ششم بخشی مربوط به تحصن ساخت؟ پس ایشان زیاد اهل گوشه و كنایه زدن به قدرت نیست. اگر هم بزند به جاهای مخصوصی می زند و با نیت های خاصی. مدیری مرد بسیار جذابی است در كارش هم فوق العاده موفق است. آن بخشی هم كه اجرا می كند یك كار تك نفره است و تمام آن سیاه لشكر ها فقط تحت الشعاع بازی ایشان جذاب هستند. من اصلا منكر توانایی ایشان نیستم. اما تصوری كه مردم در مورد او دارند به عنوان چهره ای كه منتقد است، خیر ایشان اینكاره نیستند و فكر هم نمی كنم كه جرات داشته باشد بگوید من چنین كاری كرده ام. نظرتان در مورد سریال مرد هزار چهره به طور كلی چیست، اقشار خاصی در این مجموعه مورد نقد قرار گرفتند به نظرتان چرا اینطور بود؟ برای آنها كم خطر تر است، من فكر نمی كنم این یك كار بیاد ماندنی باشد، كما اینكه كارهای قبلی آقای مدیری هم جز بخش هایی از سریال برره به یاد ماندنی نبودند. چه كارهایی كه قبل از شب های برره كرد و نه آنهایی كه بعد از آن مجموعه انجام داد آنقدر قدرتمند نبودند كه بتوانیم بگوییم بیاد ماندنی هستند. یعنی در حافظه كسی هم باقی نمانده است، به نظر من این یك مجموعه سبكی بود برای تفریح آخر شب مردم كه بنشینند و بخندند، و لازم هم هست ساخته شدنش. مدیری هم اینطور برنامه ها را خیلی عالی می سازد.
با آقای نیستانی در مورد سریال مرد هزارچهره گفت و گویی انجام داده ایم، ایشان معتقد بودند که شخصیت نیکی خانم کنایه به شماست. ما در مورد شما صحبت کرده ایم، نظر خودتان چیست ؟ مرد هزار چهره چیست؟ سریالی در تلویزیون بود که در ایام عید پخش می شد، در این سریال حلقه ای با عنوان حلقه دروس بود، خانمی به نام نیکی خانم آن حلقه را اداره می کرد که گالری نقاشی هم داشت. شما در دروس گالری نقاشی دارید و بعضی ها می گویند که نیکی خانم شما در واقع شما بوده اید. چون من تلویزیون ندارم، اصلا برنامه های تلویزیون را نمی بینیم، و هیچ چیز در مورد این چیزهایی که شما می گویید نمی توانم بگویم، چون من اصلا تلویزیون نگاه نمی کنم. با توجه به توضیحاتی که خدمتتان ارایه دادم، و اینکه بعضی ها گفته اند منظور این سریال شما بوده اید، نمی خواهید چیزی بگویید؟ من اولین باری است که چنین چیزی می شنوم، کسی تا الان چنین چیزی به من نگفته است! از سریال بگذریم، شما مدیتیشن کار می کنید؟ اصلا اهل این چیزها نیستم. اعتقادی به این چیزها ندارم. ببخشید سوال می کنم اما شما حلقه ادبی دارید، از قار کسی حمایت می کنید؟ نخیر، ما صبح تا شب کار می کنیم، اصلا وقت این کارها را نداریم. شاید چون در دروس بوده اینطور فکر کرده اند. یعنی فکر می کنید سو تفاهم بوده؟ اصلا من نمی توانم در مورد صحبت های شما اظهار نظر کنم. چون حتی اطرافیانم هم که شاید تلویزیون تماشا کنند هم چیزی از اینها که شما می گویید تا به حال به من نگفته اند. من نقش رضا رشیدپور را بازی می کردم در مورد نقشی كه در سریال مرد هزار چهره داشتید و گفته می شود كه حذف شده، كمی توضیح دهید؟ اصلا دوست ندارم در مورد این قضیه حاشیه ایجاد شود، چون اتفاقی است كه افتاده و حالا هم تمام شده. به اندازه كافی مرد هزارچهره حاشیه داشته است. در مورد علل حذف آن صحبت نمی كنیم، در مورد نقش شما صحبت می كنیم، نقش شما چه بوده؟ یك سكانس دیگر هم بود كه مربوط می شد به موقعیت مافیا، چیز زیاد مهمی نیست كه ارزش خبری داشته باشد. من كماكان نقش خودم بود. یعنی رضا رشید پور به عنوان مجری شب شیشه ای در این سریال ظاهر شده بود؟ در واقع همان رضا رشیدپور بود، حالا رضا رشید پور هم به نام شب شیشه ای شناخته می شود. بالاخره مشخص كنید شب شیشه ای بود یا خیر، و آیا در مقابل مجری شب شیشه ای قداره بندیان(فرهنگ) قرار گرفته بود؟ آقای خمسه مقابل من بود، ولی شب شیشه ای نبود. ولی مقابل من آقای قداره بندیان بود. سكانس آخر سریال كه شما با یك شورلت می آیید و به مسعود شصت چی می گویید كه مهران خودت هستی و... بعدا فیلمبرداری شد؟ بله آن سكانس روز سیزده بدر فیلمبرداری شد. این در واقع جایگزین سكانس قبلی بود. داخل پرانتز "فرهنگ" توسط کارگردان حذف شد اما توکا نیستانی با افشای نام امیرمهدی ژوله به عنوان نویسنده قسمت شعرا که به گفته خودش توسط یکی از دوستان ژوله از آن مطلع شده بود این جو را برهم زد. نیستانی در گفت و گویی که با "فرارو" داشت به شدت نسبت به این سریال و نویسنده قسمت مربوط به شعرا موضع گیری کرد تا حدی که نویسنده موقعیت شعرا را «بی سواد» و متن را «احمقانه» توصیف کرده بود. همچنین نیستانی تعابیری از سکانس های مختلف موقعیت شعرا ارایه داده بود. در همین خصوص با امیر مهدی ژوله گفت و گویی انجام داده ایم. در این گفت و گو ژوله علاوه بر روشن کردن سو تفاهمات در مورد حذفیات این سریال هم صحبت کرده است. این گفت و گو را بخوانید. آقای نیستانی با اشاره به سابقه فعالیت شما در مطبوعات و بعد وارد شدن به کارهای تلویزیونی گفته بودند که به جای «یک کودک فهیم» باید از صفت «زبل» برای امیرمهدی ژوله استفاده کرد، در مود این اظهار نظر، نظری دارید؟ سابقه من مشخص است، چه در مطبوعات و چه در تلویزیون. جاهایی که کار کرده ام و چیزهایی که نوشته ام همه روشن هستند. خوانندگان شما می توانند خودشان قاوت کنند. در این موضوع چند اشکال وجود دارد. اول اینکه من برای توکا نیستانی دوستم و همیشه برای هم احترام قائل بوده ایم. توقع داشتم اگر شائبه ای برای توکا نیستانی پیش آمده در مورد آن سریال اول به خود من زنگ بزند و جویای موضوع شود. دوم اینکه توکا نیستانی از صمیمی ترین دوست من شنیده که این قسمت را من نوشته ام و بعد علنی اعلام کرده است که این قسمت را من نوشتم. این دومین نامهربانی او است. توجه کنید که چون در تیتراژ از گروه نویسندگان نام برده می شود، یعنی تمام مسئولیت ها با گروه نویسندگان است. وقتی هم که ما کار می کنیم، اینطور نیست که هر کسی دستش را در جیبش کند و هر چه می خواهد بنویسید! یکماه و نیم تا دوماه بحث طراحی کل ماجرا را داشتیم، که تصمیم بگیریم چه موقعیت هایی داشته باشیم و مسعود شصت چی در چه موقعیت هایی قرار بگیرد، و در هر موقعیت چه اتفاقی برایش بیافتد. از اول هم قرار بود موقعیت شاعرها را بر اساس قصه موخوره جلو برویم و هر کسی می نوشت همین اتفاق می افتاد، حالا اینکه شما بیایید و این قسمت را به یک نفر خاص ربط بدهید و قضاوت شخصی و فرا متنی بکنید، فکر می کنم زیاد دوستانه نیست. در گفت و گویی که ما با آقای نیستانی داشتیم به چند نکته در مورد موقعیت شعرا اشاره کرده اند، اول اینکه شعرایی که در این قسمت بودند، همگی سن و سال بالایی داشتند، بنابراین نمی توانسته اند نمادی از «جوجه روشنفکرها» باشند، دوم ایشان اعتقاد داشتند میم تهرانی همان محمود مشرف آزاد تهرانی بوده است و سوم اینکه ایشان معتقد بودند از آنجا که کسی به جز خانم لیلی گلستان در دروس گالری نقاشی ندارند، بنابراین خانم «نیکی» که در این سریال حضور داشته است کنایه ای بوده به خانم «لیلی گلستان»، چهارم اینکه ایشان معتقد بودند عکس استاد مرحومی که در کافه بود عکس زنده یاد منوچهر آتشی بوده و قطعه شعر آوانگاردی که در آن جلسه خوانده شده است کنایه ای به اشعار آقای آتشی بوده است در مورد این اظهار نظرها توضیحی دارید؟ بعد از آنکه آن قسمت پخش شد من نه از دوستان مطبوعاتی نقدی شنیدم، نه از جامعه شعرا و نه از حلقه های ادبی تابحال من چیزی نشنیده ام. فقط آقای نیستانی که به نظر من خیلی کاریکاتوریست خوبی هستند و من خیلی ایشان را دوست دارم و بهشان ارادت دارم این را مطرح کرده اند. من به خودشان هم اس ام اس زدم و گفتم. متاسفانه آقای نیستانی در تطبیق کاراکترهای این سریال با شخصیت های واقعی دچار سوتفاهم شده اند. من می توانم از اول برایتان توضیح بدهم. از اول که قرار شد این اپیزود نوشته شود قرار شد بر اساس داستان «مو خوره» نوشته شود. داستان موخوره بر اساس داستان یک شاگرد نانوا است که وارد یک کافی شاپی می شود و در شرایطی مجبور می شود شعر بخواند و لیست خرید نانوایی را می خواند. این شاگرد نانوا را به عنوان یک شاعر به قار خودشان می برند و بعد هم دفتر مجله و... کاری هم که ما کردیم دقیقا همین بوده است. موقعی که مسعود شصت چی وارد آن کافی شاپ می شود بزرگداشت یک استادی است. من شوخی کرده ام با اسم مستعار گذاشتن ها. اسم مستعار این استاد مرحوم که بزرگداشتش برگزار شده را اسم پلاک ماشین گذاشته ام. برای همین اسم استاد را «تهران. میم» گذاشتم، اصلا «میم. تهرانی» نبود! عکسی هم که کار شده بود، عکس یکی از عوامل پیشت صحنه بود. دوم اینکه وقتی که با پیمان طرح این قسمت را کار می کردیم می خواستیم برای این حلقه یک اسم بگذاریم و چون می خواستیم بالا شهری باشند، و آن موقع قرار بود که دو حلقه رقیب داشته باشیم، یکی حلقه فرشته و دومی یک حلقه بالای شهری دیگر، دو اسم می خواستیم. چون پیمان قاسم خانی منزلشان دروس بود گفت بگذاریم حلقه دروس، من که تا امروز نمی داستم و فکر هم نمی کنم پیمان قاسم خانی هم می دانسته که خانم لیلی گلستان در دروس نمایشگاه نقاشی دارند. اشعاری هم که قرار بود در آنجا خوانده شود، توسط نیما دهقانی(یکی از دوستان) نوشته شده بود که اصلا در جریان چند و چون کار نبود. من به او گفتم که شخصیت داستان گیر تعدادی شاعر می افتد و یک سری شعر آوانگارد بی سر و ته برای من بگو. و من هم از آنها استفاده کردم. حالا اینکه بگوییم این سری شعرهای آوانگارد بی سر و ته شبیه شعر آقای آتشی است فکر می کنم توهین به آقای آتشی باشد. ما در آن قسمت با عرفان های سطحی، سو استفاده ها، اشعار آوانگارد، به به چه چه کردن ها و استاد استاد گفتن ها و... شوخی کرده بودیم. اما اینکه چرا سن و سال این اشخاص بالا بود چون این آخرین اپیزود بود و اینها آخرین بازیگرانی بودند که با ما قرارداد داشتند. ما قرار بود از این بازیگران استفاده کنیم و اصلا بازیگر جوانی نداشتیم که برای این موقعیت استفاده کنیم. من در گفت و گوی قبلی که با شما داشتم در مورد همین موقعیت گفته بودم آنهایی که شبیه اینها نیستند که نباید بهشان بربخورد و آنها هم که شبیه اینها هستند بهشان بر بخورد. آن موقع نمی دانستم که ممکن است به آقای نیستانی بر بخورد وگرنه این را نمی گفتم! در بخش دیگری ایشان در گفت و گو با ما گفته اند که توسط دوست صمیمی شما از نام نویسنده این قسمت از سریال مطلع شدند و اینکه آن دوست صمیمی شما خوشحال بوده که با ارایه اطلاعات غلط به شما، شما را در نوشتن این موقعیت گمراه کرده است، یعنی شما اطلاعات کارتان را از کسان دیگری می گیرید؟ من تکذیب می کنم. موقعی که من در مورد ذکر هایی که در مانترا می گویند از بزرگمهر حسین پور سوال می کردم به من گفت که بعضی از ذکر ها را نگویم چون برای آنها معنای ارزشی دارد و من هم استفاده نکردم. کل قضیه همین بود. حالا جالب است اگر وبلاگ آقای حسین پور را بخوانید راجب به واکنش استاد یوگایش در مورد این بخش از سریال صحبت کرده، و اینکه استادش از این قسمت خیلی استقبال کرده بوده. و اینکه استاد ایشان گفته بوده که این سریال نشان داده که الان یوگا و مدیتیشن به چه سمت و سویی رفته است و... آقای نیستانی معتقدند که شما به عنوان یک نویسنده می بایست دردی از جامعه را می شناختید و بعد در جهت درمان ، آن درد را به نقد و چالش می کشیدید، در حالی که در این قسمت هیچ دردی مطرح نشده و چیزی درمان نکرده. جز اینکه دردی به دردهای قبلی هم اضافه شده. ایشان معتقدند این یک متن احمقانه است و توسط یک آدم بی سواد نوشته شده. آیا کار شما صرفا یک مجموعه هجو برای خنداندن مخاطب عام بوده؟ نمی دانم در مورد توهین های ایشان چه بگویم، فحاشی تصور نمی کنم پاسخی داشته باشد. به هر حال من برای ایشان به شدت احترام قائلم اما ایشان وقتی با این ادبیات صحت می کنند خواننده حتما در مورد آن قضاوت می کنند، راجب ادبیات ایشان. ولی اینکه ما یک جامعه تعریف کردیم، یک گروه آدم های بیکار و آدم های عشق شاعری، عشق انقلابی گری و عشق مدیتیشن دارند و دایم در حال وقت گذرانی هستند و عدای روشنفکری و عدای عرفان در می آورند. با عدا بازی این آدم ها شوخی کرده ایم، آدم هایی که برای آنکه روزیشان بگذرد مجیز گوی یک خانم هستند. ما با مسعود شصت چی جلو می رویم، مسعود شصت چی است که با وسوسه شهرت و قدرت و محبوبیت قرار می گیرد و در این قسمت در وسوسه محبوبیت قرار می گیرد. اما به دلیل کمی وقت این قسمت خیلی کوتاه ضبط شده است و حق مطلب عدا نشده. مشخص کنید در این مجموعه شما کدام درد و کژ روی اجتماعی را به نقد و چالش کشیده اید، تا بتوان روی آن عنوان یک کار قوی گذاشت که صرفا عامه پسند نبوده؟ این رفتارها و کردار ها مگر درد نیست، همانطور که خیلی از شعرا و روشنفکرها و ادبا از این موضوع استقبال کرده اند، چون دیده اند از این آدم ها. از این آدم هایی که به روشنفکرها و ادبا و شعرای بزرگ می چسبند و از کنار اینها می خواهند ارتزاق کنند و ادا و ژست و بازی های آن را فقط دوست دارند و در چنته هم هیچ چیزی ندارند. این آدم ها هستند، که خیلی بی مایه هم هستند. در مورد اینکه حرف داشت یا نداشت، می توانید به سایت ها و روزنامه ها و مجله ها سر بزنید و تحلیل های جدی که در مورد این کار نوشته شده است را ببینید. تحلیل های روانشناختی، جامعه شناختی و سیاسی که در مورد این کار بوده است را می توانید بخوانید و ببینید که این کار حرفی داشته، موجی ایجاد کرده یا نه. از این سریال بخش هایی حذف شده بود؟ خیر. آقای رشیدپور با خبرگزاری مهر گفت و گویی داشته اند که در آن اظهار کردند که بخضی از نقششان حذف شده؟ بله، نقشی داشت که شوخی با فیلم پدرخوانده بود، که ایشان پیش آقای قداره بندیان می آمد و گله ای می کرد از آقای حسینیان، و آنها می رفتند کله مرغ روی تخت خواب آقای حسینیان می انداختند. قرار بود این سکانس را آقای علی پروین بیاید و ایشان مسعود شصت چی را اشتباهی بگیرد، منتها آقای علی پروین در سفر بودند و هماهنگی با ایشان میسر نبود. بنا براین از آقای رشید پور در سکانس آخر استفاده کردند و چون از ایشان در این سکانس استفاده شده بود بنابراین نمی شد آن شوخی بماند. بنابراین مجبور شدند آن بخش شوخی با فیلم پدر خوانده را از کل سریال خارج کنند. چون می خواستند از آقای رشید پور در سکانس آخر استفاده کنند. پس این حذف سیاسی نبوده است؟ نه اصلا، همه چیز به همین سادگی بوده! عبارت داخل پرانتز فرهنگ از نام فامیل قداربندیان جدا شده بود، دلیل این حذف چه بود؟ نمی دانم، ولی مطمئنم موقع نگارش نویسنده به هیچ عنوان هیچ قصدی از نوشتن این عبارت نداشته و هیچ معنا و مفهوم خاصی را نمی رسانده. اما اینکه چرا حذف شده شاید به خاطر اینکه در قسمت های قبلی آن همه حرف و حدیث و شائبه از هیچ درآمده شاید دیده اند که آن ممکن است که شائبه ایجاد کند بنابراین آن را حذف کردند. چون بود و نبودش هم فرقی نمی کرد و قرار هم نبود از آن استفاده ای شود. بنابراین توسط خود کارگردان در مونتاژ حذف شده، که شائبه ای ایجاد نشود. |
| درباره دایره زنگی |
مهتاب روغنی یا از اون هم بدتر فیلم مستندی كه پسر خانواده از یك دختر خیابانی ساخته است و سوال و جوابهایی كه بین این دو رد وبدل میشود. كه این باز هم با همان موارد بالا رو به رو می شود . خانواده ی من یك خانواده ی معمولی ایرانی است كه با یك فرهنگ متعادل و با مذهبی متعادل زندگی می كنیم این را به این خاطر می گو یم كه بدانید یك خانواده مدهبی افراطی نیستیم و برچسب تند رویی به ما نمی چسبد بلكه یك خانواده كاملا معمولی مثل اكثریت ایرانیها هستیم كه با فرهنگ خاصی بزرگ شده ایم و دوست دارم فرزندم را نیز این گونه بزرگ كنم . آیا شما دلیلی می بینید كه كودكان خردسال با این جور كلمات و این جور اتفاقات دنیای خشن و بی رحم بزرگترها زود تر از موعد روبرو شوند چرا ذهن زیبا و پاك كودكانمان با این كلمات و رفتارهای نادرست باید آشفته شود و یا كودكان باید خیانتها و دورغهای بزرگترها را نسبت به هم مشاهده كنند و بدبین شوند ؟ تمام مدت نمایش فیلم داشتم از عصبانیت می لرزیدم و بعد از اتمام فیلم به سراغ مدیر سینما رفتم و به ایشان گوشزد كردم كه اگر شما جای من بودید چه حالی می شدید وقتی كودكتان از شما برای سوالش پاسخ می خواهد ؟ اینها كلماتی است كه من و همسرم و خانواده مان در گفتگوی روزمره حتی با یكدیگر بیان نمی كنیم و از بیان آن شرم داریم . كه ایشان فرمودند از دست ما خارج است و مسئله درجه بندی سنی با ارشاد است و حق هم داشت . البته از ایشان در خواست كردم كه این مسئله را منتقل كنند و ایشان هم قولش را دادند . ولی از شما به عنوان یك مادر و به عنوان یك معلمی كه زمانی با كودكان سرو كار داشته ام (معلم نقاشی ) و حال به عنوان یك تصویر گر كتاب كودك كه همیشه می كوشم برای كودكان و دنیای پاك و بی آلایششان در حد كار خودم قدمی بردارم از شما خواهش می كنم قبل از اینكه هنرمان را با بی ادبی ها و بی فرهنگیها و هرزه گویی های فرهنگ غرب آلوده كنیم به این بیندیشیم كه این كارها چه عواقبی در پی خواهد داشت آیا واقعا برای ایحاد فضای كمدی باید همانند غربیها از كلمات ركیك و شوخی در باره دستشویی رفتن و كلماتی نظیر آن استفاده كنیم ؟ اگر مجبوریم و یا اگر می خواهید معضلات اجتماعی را به تصویر بكشید دست كم رحم نمایید و كودكان را از آن دور كنید بگذارید سر وقتش كه بشود خودشان طعم تلخ معضلات احتماعی را خواهند چشید . اگر قرار است كه رك گویی و بی پرده صحبت كردن را برای فیلم خود انتخاب كنید و همانند سینمای غرب برای خنداندن مردم از كلمات ركیك استفاده كنیم و یا اگر قرار است فیلمی با صحنه های خشونت بار وخشن نمایش داده شود آیا بهتر نیست از همان غربیها یاد بگیریم و فیلمها را درجه بندی سنی بكنیم تا در خانه مردم خودشان مسئول باشند و بدانند كه قرار است چه ببینند و باید با چه كسی ببینند و در سینماها هم ورود افراد زیر سن تعیین شده ممنوع باشد؟ از مسئولین محترم تقاضای عاجزانه دارم و از نمایندگان عزیز و وزیر محترم ارشاد درخواست دارم كه این مسئله را هر چه زودتر بررسی نمایند تا هر چه زودتر به نتیجه برسند . با تاسف باید بگویم وقتی كه آن روز از در سینما بیرون می آمدم چون ساعت 4 شده بود دسته دسته خانواده ها ( لابد با همان طرز فكر من )دست كودكان خردسال خود را گرفته بودند تا به دیدن فیلمی بروند كه بیشتر مناسب سن بالای 16 سال می باشد. پیش خود فكر می كردم كه این مادران بنده خدا در پاسخ كودكانشان چه خواهند گفت ؟ راستی فكر می كنید از روز اكران این فیلم تا امروز چند كودك این كلمات را شنیده اند و چه بر داشتی داشته اند ؟ شما خانوم كارگردان چه فكر می كنید . می دانم كه تقصیر شما نیست كه سینمای ما درجه بندی سنی ندارد ولی خود شما به شخصه می توانید همراه با دیگر همكارانتان در این زمینه اقدامی جدی نمایید تا به نتیجه برسد . و درجه بندی سنی برای فیلمها اجباری شود چه در ژانر اجتماعی چه ژانر وحشت و حتی كمدی . از مدیران سایت تقاضا دارم كه این مسئله را هر جور كه خود می خواهند و صلاح می دانند مطرح كنند . |
| نگاهي به فيلم «مجنون ليلي» ساخته قاسم جعفري |
ام پي تري عشق و جدايي 1- با اينکه «مجنون ليلي» با استقبال خوبي از سوي تماشاگران مواجه شده، اما کماکان قاسم جعفري با سريال هايش موفق تر عمل کرده تا با فيلم هاي سينمايي اش. زماني که جعفري فيلم مهجور «ماه مهربان» را ساخت، فيلمساز ناشناخته يي بود که مي خواست عرصه کارگرداني را تجربه کند. حتي دومين فيلم او «قاصدک» هم چيزي براي گفتن نداشت، اما او با مجموعه «خط قرمز» توانست شناخته شود و دست کم در تلويزيون جايگاهي پيدا کند. «خط قرمز» را اگر امروز تماشا کنيد، جذابيت چنداني برايتان نخواهد داشت اما پخش اين سريال در آن زمان که خط قرمزها در تلويزيون فراتر از امروز بود، نوعي تابوشکني به حساب مي آمد. قاسم جعفري حدود يک دهه به سريال سازي در تلويزيون پرداخت و رگ خواب مخاطب تلويزيوني را به دست آورد. اوج اين مساله ساخت «مسافري از هند» بود که توانست خيلي ها را پاي تلويزيون بکشاند. در اين ميان جعفري يک تجربه ناکام و يک تجربه نسبتاً موفق هم در سينما انجام داد. او قصد همکاري با پويافيلم، شرکت تجاري ساز موفق اين سال ها و ساخت فيلم «عطش» را داشت که در همان اوايل کار اختلافاتش با حسين فرح بخش سبب کنار گذاشته شدن جعفري و کارگرداني فيلم توسط خود فرح بخش شد. «بازنده» ديگر تجربه سينمايي قاسم جعفري بود که يک فيلم تجاري جمع و جور و جذاب به حساب مي آمد و فروش خوبي هم در گيشه داشت. آخرين کار سينمايي قاسم جعفري پيش از «مجنون ليلي»، يک شکست همه جانبه بود. کسي متوجه نشد چرا قاسم جعفري با توجه به شناختي که از مخاطب عام به دست آورده بود و تجربه هاي نسبتاً موفقش در زمينه جذب اين نوع مخاطب، به سراغ ساخت معجوني به نام «گرگ و ميش» رفت، آن هم حتي بدون استفاده از يک بازيگر شناخته شده، 2- جريان حرکت سينماي ايران در اين چند سال اخير به نحوي بوده که کارگردان و تهيه کننده را مجبور کرده براي توليد يک فيلم پرفروش، بيشتر از هر چيز به فکر جمع کردن يک ترکيب جذاب از ستارگان بيفتند و ابتدا ويترين فيلم را به بهترين شکل تزيين کنند. تجربه ثابت کرده در اين زمانه اگر فيلمي مي خواهد بفروشد، مهم ترين فاکتور داشتن بازيگر است و چه کسي بهتر از ستاره اين روزهاي سينماي ايران يعني محمدرضا گلزار. اگر هدف تان صرفاً ساخت يک فيلم پرفروش باشد، وقتي قرارداد با گلزار امضا شد، مي توانيد بي خيال فيلمنامه، شخصيت پردازي، کارگرداني و خيلي از مسائل ديگر شويد چرا که شما فعلاًً صاحب اولين و آخرين دليل فتح گيشه در سينماي بازيگرمحور امروز شده ايد.از طرفي اين روزها ديگر فيلمسازان به يکي دو چهره محبوب و شناخته شده اکتفا نمي کنند و ترجيح مي دهند پولي را که بايد در هنگام توليد صرف پروداکشن فيلم کنند، در زمان پيش توليد خرج کست فيلم شان کنند. «مجنون ليلي» هم در ادامه حرکت جديد سينماي ايران است. البته فيلم تنوع بيشتر و توليد نسبتاً سخت تري در مقايسه با ساير آثار عامه پسند سينماي بدنه ايران دارد اما از بسياري جهات شبيه به ساير فيلم هاي تجاري اين دوره و زمانه است. 3- همه سعي سازنده «مجنون ليلي» اين بوده که اثري متفاوت با قصه و ساختاري متفاوت توليد کند. فيلم به جاي اينکه يک قصه سرراست داشته باشد، از مجموعه چندين داستان يا بهتر بگوييم ماجراي مختلف تشکيل شده که به واسطه يک شيء (جعبه گران قيمت و قديمي) به يکديگر مرتبط شده اند. فيلم 6 قصه دارد و هر بار که اين جعبه به دست فرد جديدي مي رسد، قصه يي تازه شروع مي شود. اما مشکل کار اينجاست که به جاي اينکه عامل جذابيت اين فيلم تنوع قصه هاي مختلف اش باشد، «مجنون ليلي» فيلم بازيگران است. قصه هاي فيلم بيش از حد کليشه يي و تکراري هستند و اين بازيگرانند که با حضورهاي 15-10 دقيقه يي شان باعث جذابيت فيلم و بهانه يي براي دنبال کردن قصه ها مي شوند. بالاخره هر بازيگر با توجه به زمان محدودي که به او و قصه اش اختصاص داده شده، پتانسيل بر دوش کشيدن بار فيلم را دارد و مي تواند سر تماشاگر را براي مدتي کوتاه گرم کند و جعبه را تحويل نفر بعدي دهد و روز از نو، روزي از نو. 4- در تيتراژ فيلم نام دو نفر به عنوان فيلمنامه نويس و دو نفر ديگر هم به عنوان مشاور فيلمنامه آمده اما با اين حال «مجنون ليلي» پر است از اشکالات فيلمنامه نويسي. اين اشکالات در برخي مواقع به حدي مي رسد که به تحميق تماشاگر مي انجامد. آيا دوستان فيلمنامه نويس و مشاور به اين فکر نکرده اند که مگر شخصيت محمدرضا گلزار کارت آتليه عکاسي اش را خودش به ديگران نداده بود؟، پس براي پيدا کردن کيفي که عوض شده و يافتن جعبه گمشده قاعدتاً بايد منتظر تماس ديگران بماند تا آنهايي که کارت را گرفته اند، با او تماس بگيرند. اما در کمال تعجب يک ليست شماره تلفن جلوي گلزار است و او شروع به تماس با کساني مي کند که به آنها کارت و شماره تلفن داده است، از همه اينها بدتر سکانس پاياني فيلم و زمان رسيدن شخصيت الناز شاکردوست به داخل بيمارستان، يافتن جعبه و مواجهه با حامد بهداد روي تخت بيمارستان و سپس رفتن بر سر تخت گلزار است. در چنين فيلم هايي که قرار است آدم هاي چند قصه توسط يک اتفاق يا با بهانه يي با يکديگر برخورد کنند يا با هم مرتبط شوند، اولين نکته، رسيدن به يک زمانبندي منطقي و درست براي وقوع اتفاقات و تداخل و برخورد کاراکترهاي قصه هاي مختلف با يکديگر است. اما در «مجنون ليلي» با ساده انگاري تمام، اين مساله مهم فراموش شده است. وقتي الناز شاکردوست جلوي در ورودي بيمارستاني که گلزار در آن بستري است پياده مي شود، هنوز دو قصه ديگر از فيلم باقي مانده است. اتفاقات مربوط به حميد گودرزي و حامد بهداد در فاصله رسيدن الناز شاکردوست از حياط بيمارستان تا راهروي داخلي آن رخ مي دهد، به صورت منطقي ماجراهاي مربوط به حميد گودرزي و سر زدن به همسر سابقش و ماجراي مفصل حامد بهداد و شرط بندي اش براي به دست آوردن جعبه، يک نصفه روز طول مي کشد. آخرين پلان شاکردوست تا پيش از رسيدن به راهروي بيمارستان، پياده شدن او از تاکسي گودرزي مقابل در بيمارستان است. پلان بعدي زماني است که او جعبه را از کارکنان بيمارستان تحويل مي گيرد. در اين فاصله و بيرون از بيمارستان، جعبه دو، سه دست چرخيده و نصيب بهداد شده و او هم تصادف کرده و درست به همان بيمارستان مورد نظر آورده شده است. سرانجام هم مشخص نمي شود چرا رسيدن شاکردوست از در بيمارستان تا راهروي آن اين همه زمان برده و طول کشيده است، 5- سينماي عامه پسند ايران بيش از آنکه از توليد ارزان قيمت و سريعش ضربه بخورد، از فيلمنامه هاي سردستي و آبکي اش آسيب ديده است. عقل حکم مي کند بخش خصوصي که در سينماي ايران عهده دار وجه سرگرم سازي سينما شده، به خاطر محدوديت هاي مالي اش، توليدي ارزان و سريع را پشت سر بگذارد. اما آيا نمي شود با يک فيلمنامه درست و منطقي به سمت توليد يک فيلم ارزان قيمت رفت؟، باور کنيد اگر همين کمدي رمانتيک هاي بازيگرمحوري که اين روزها روي بورس است با يک فيلمنامه درست توليد شود، نيمي از مشکلات سينماي ايران حل مي شود. |
| نگاهي به مجموعه تلويزيوني نوروزی «پیامک از دیار باقی» (سیروس مقدم) زنده به گور شد تا عبرت گرفت... | |
![]() |
|
سينماي ما- مجموعه نوروزی "پیامک از دیار باقی" سیروس مقدم به مقوله تجارت با مرگ و قرابت مرگ و زندگی بر بستری طنز میپردازد، ولی در ادامه نمیتواند تعادل لازم را در انتخاب لحن حفظ کند و دچار چندپارگی میشود. مقدم که شهرتی خاص در انجام کارهای سخت و ناممکن در عرصه تلویزیون دارد، این بار هم در فرصت کوتاه باقیمانده تا نوروز 87 (بهمن 86)؛ عهدهدار ساخت مجموعه نوروزی شبکه اول سیما شد. مجموعهای که می توانست برای او به منزله یک نقطه عطف محسوب شود، بخصوص از جهت ورود به حیطه طنز و کمدی و البته کار بر لبه تیغ مرگ و زندگی. او پس از تجربههایی خاص در کارنامه خود همچون 90 شبی جدی در "نرگس"، ماورایی مناسبتی در "اغما" و ... این بار نوروز را تجربه کرد تا در عرصهای جدید خود را محک بزند. محسن تنابنده نویسنده این مجموعه است که تجربه نگارش فیلمنامههای "چند میگیری گریه کنی؟" و "اگه میتونی منو بگیر" شاهد احمدلو، "استشهادی برای خدا" علیرضا امینی، طرح اولیه "فرزند افیون" مجید جوانمرد، سرپرستی نویسندگان مجموعه 90 شبی "زندگی به شرط خنده" مهدی مظلومی برخی فعالیتهای او هستند. تنابنده هر از گاهی بازی هم میکند و سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مکمل مرد را از بیست و ششمین جشنواره فجر برای بازی در "استشهادی برای خدا" به دست آورد. نکته جالب در مرور کارنامه او اینکه تم و بستر اصلی مجموعه "پیامک از دیار باقی" بسیار نزدیک به فیلم "چند میگیری گریه کنی" است؛ هر دو به نزدیکی مرگ و زندگی بر بستر طنز پرداخته و به نوعی به مقوله تجارت با مرگ توجه دارند. محور اصلی مجموعه کاراکتری فرصتطلب و کلاهبردار به نام منصور سیمخواه (محمدرضا شریفینیا) است که شمایلی ظاهرالصلاح برای خود برگزیده تا اعتماد دیگران را جلب کند. ایده جذاب اولیه که حضور این کاراکتر را واجد پتانسیلی ویژه مجموعه کرده، نکتهای از پیش تعیینشده است. راهی که سیمخواه برای فرار از دست طلبکاران انتخاب میکند؛ یعنی مردن نمایشی راهکاری است که چندان جدید به نظر نمیآید، ولی طبعاً آنچه میتواند آن را تازه و جذاب کند، چیدمان شرایطی است که رسیدن به این راهکار را واقعی جلوه دهد. هسته اصلیتر که به نظر میآید در این ایده و راهکار مورد نظر نویسنده بوده، چیدمان شرایطی است که سیمخواه را در موقعیت واقعی زنده به گور شدن قرار میدهد. اما این اتفاق در چندمین قسمت از مجموعه وارد کار شده است؟ نزدیک به قسمتهای آخر و در شرایطی که بخش اعظم مجموعه صرف مقدمهچینیهایی میشود برای حجیم شدن عرض قصه نه کمکی ویژه به پیشبرد آن. هر چند قسمتهای ابتدایی کارکرد معرفی و تثبیت روابط شخصیتها را دارد، اما به تدریج مقدمهچینی بدل به حاشیهپردازی میشود. رابطه سیمخواه با همسرش بدری (افسانه بایگان)، چگونگی حضور شیرین (شیلا خداداد) به عنوان زن دوم، رابطه دایی (حمید لولایی) و همسرش با این خانواده و در نهایت نوع حضور دو پسر او حامد (حامد کمیلی) و حمید (سروش گودرزی) از مواردی هستند که پس از معرفی کاربردی به ورطه تکرار میافتند. داستانکهایی هم که برای سرک کشیدن به قصه فرعی آنها طراحی شده در مسیر همین تکرار محض کارکرد خود را از دست میدهد. به عنوان مثال رابطه حمید با نامزد و پدر نامزدش، رابطه دایی و زن دایی با هم و همچنین با بدری، رابطه فتحالله (افشین سنگچاپ) و نقی (رامین راستاد) و ... از جمله این چینشهاست که داستانکهای برخی از آنها در پیشرفت دچار افت و خیز شده و در حد همان تعریف اولیه باقی میماند. اما در وجه مقابل میتوان به نوع حضور شیرین اشاره کرد که در خط فرعی مربوط به او اوج و فرود و پیشرفت داستانی حاصل میشود و در واقع میتوان گفت در زیرلایه آن همگام با خط اصلی روندی پویا اتفاق میافتد. حضور مادر شیرین، آشکار شدن شیوه آشنایی او و سیمخواه در مقطع میانی، بارداری، حضور او با فشار مادر در مراسم خاکسپاری سیمخواه و ... نقاط عطفی هستند که میتوانند در عین حال شخصیت را هم به تدریج معرفی کنند. همانطور که اشاره شد پاشنه آشیل مجموعه چگونگی طراحی شرایطی است که سیمخواه را وادار به انتخاب راهکار مرگ نمایشی و در مرحله بعد اجبار او به زنده به گور شدن است. این بخش با ازدیاد برخی خطوط فرعی ناکارآمد در مقطعی از داستان اتفاق میافتد که دیر شده و ماجرا به مدد داستانهای فرعی جلو میرود، بدون آنکه در خط اصلی اتفاقی پیشبرنده بیفتد. نویسنده برای رسیدن به این چینش ابتدایی دست به کاری زده که به منزله گرفتن پتانسیل از فضای خارج از قصه است. به این ترتیب که حامد با ضمانت پدر از زندان آزاد میشود تا او را به کسی معرفی کند که میتواند مراسم مرگ نمایشی برایش تدارک ببیند. چینشی غریب که تعریف روابط را دچار نکتهای خاص میکند، در وجه اول اینکه زندان رفتن به لطف این مجموعه بدل میشود به مثلا رفتن سر کوچه یا احتمالاً سفری کوتاهمدت و دیگر اینکه قبح زندان رفتن هم کلاً با این نوع نگاه شکسته میشود. با گذر از این مرحله که یک فرد از خارج قصه راهکاری را به قصه تحمیل میکند و از ابتدا هم معلوم است پذیرفته میشود، حضور کاراکتر فرعی غلام ورنی (رضا شفیعیجم) هم از مواردی است که دچار درشتنمایی غیرکابردی شده است. حضور شفیعیجم همانطور که در برخی کارهایش به عنوان یک آیتم برای نفس کشیدن مخاطب یا فرار از زیر بار فضای متشنج موجود بکار رفته (مانند فیلم "ارتفاع پست")، در "پیامک از دیار باقی" هم کاربردی آیتم مانند پیدا میکند. تکیه بیش از حد بر طنز این شخصیت و پررنگ کردن حضورش تنها اجبار سیمخواه را برای زنده به گور شدن به تعویق انداخته و موکول به قسمتهای پایانی میکند که کاملاً دچار تغییر لحن شده و از طنز تزریق شده به موقعیتهای پیشین فاصله میگیرد. نویسنده برای پیوند زدن این کاراکتر تلاش کرده پس از این ماجرا با آمدن گاه و بیگاه غلام برای تلکه کردن و سکانس زائد پایانی او را به خط اصلی سنجاق کند که پیشاپیش تمهیدی شکستخورده است، چون دارای چنین پتانسیلی نیست. در نقطه مقابل نوع حضور فتحالله و نقی (کارگردان برج) هم قابلیت بدل شدن به آیتم را دارد، ولی در ادامه با عذاب وجدان فتحالله که او را به سر قبر سیمخواه میکشاند، نویسنده میتواند آنها را به خط اصلی قصه پیوند و حضورشان را گسترش دهد. در این میان باید به تیپسازی ماهرانه این دو بازیگر در خلق یک زوج طنز جدید اشاره کرد که همذاتپنداری مخاطب را جلب میکند. مجموعه "پیامک از دیار باقی" در قسمتهای انتهایی دچار تغییر لحن اساسی میشود و از آنجا که دست نویسنده و سازنده از طنز و کمدی تزریقی خالی شده، تلخی و گزندگی آن بخصوص در این تضاد لحن توی ذوق میزند تا در سکانسهای متوالی مخاطب شاهد زنده به گور ماندن سیمخواه و عبرت گرفتن او از مرگ نمایشی خود باشد. از اینجا به بعد پایان غیرقابل پیشبینی که تا جایی نقطه قوت این مجموعه را (در عین طنز گاه لوده و سطحی کار) تشکیل میداد، نیز از دست میرود تا دیگر این نقطه امتیاز را هم از دست داده و پایان اخلاقی، متنبه شدن سیمخواه، رفتن هر دو زن به یک جبهه و ... طبق کلیشههای نخنما خیلی پیشتر لو رفته و جذابیت خود را از دست بدهد. مجموعه تلویزیونی "پیامک از دیار باقی" به کارگردانی سیروس مقدم نوروز 87 در 15 قسمت هر شب ساعت 22 از شبکه اول سیما پخش شد. منبع خبر : خبرگزاري مهر | |
| شريفينيا:كلك خوردم! |
|
فارس: محمدرضا شريفينيا گفت: همسرم «آزيتا حاجيان» مرا راغب به حضور در قبر كرد. او كه نسبت به من در اين مسائل فرد شجاعتري است، به گورستان رفت و در قبر خوابيد. وقتي آمد گفت حس خوبي به من دست داد، زيرا از دريچهاي چهارگوش آسمان و منظره بالاي سرت را مانند يك تابلوي نقاشي ميبيني. در نشستي كه روز گذشته با حضور نويسنده، كارگردان، تهيه كننده و چند تن از بازيگران مجموعه تلويزيوني «پيامك از ديار باقي» در خبرگزاري فارس برگزار شد، محمد رضا شريفينيا كه در اين مجموعه علاوه بر بازي، انتخاب بازيگران را هم بر عهده داشته، گفت: من خيلي دير به گروه پيوستم و زماني به آنها ملحق شدم كه يكسري صحبتهايي با برخي بازيگران شده بود. داستان سريال نيز درباره يك خانواده با يك زن و دو پسر بود كه زن دوم هم بعدا به آنها اضافه شد و حتما بايد با يك موقعيت متضاد زن اول انتخاب ميشد، بعد پسرها و آدمهاي اطراف آنها. وي افزود: در ابتدا درباره كار صحبتهايي با آقاي مقدم شد و وقتي حضور من در نقش سيمخواه قطعي شد، در بخشهاي اوليه برخي تغييرات صورت گرفت و من و آقاي مقدم علاقهمند بوديم كه تركيبي از بازيگران سينمايي و تلويزيوني در كنار هم قرار گيرند تا بتوانيم در مقطعي آنها را كنار يكديگر قرار دهيم. وي در ادامه گفت: شايد در اولين نگاه حضور حميد لولايي و رضا شفيعيجم در كنار هنرپيشههاي غيرطنز تعجب آور باشد، ولي ما سعي كرديم ميان اين دو طيف تعادلي ايجاد كنيم كه منجر به شكست نشود. بعد از جمع شدن اين گروه، ماحصل خوبي بهدست آمد و بازيها رضايت بخش بود. البته طنز نقشهاي حميد لولايي و رضا شفيعيجم به نسبت گروه ما بيشتر بود. آنها خيلي برجستهتر و غلوشدهتر به بخشهاي طنز پرداختند كه اين توازن بايد توسط كارگردان و سعيد آقاخاني بهعنوان بازيگردان بهوجود ميآمد تا اين دو كفه ترازو نزديك به هم از آب درآيند. در كنار آنها افشين سنگچاپ و رامين راستاد يكي از بخشهاي برجسته كار را تشكيل دادند و ميزان و نوع نقشهايشان بسيار حساب شده و اندازه از كار درآمد. شريفينيا اظهار داشت: ما در بخش حاشيه بازيگريمان و نزديك به فرعي نقشهاي بسيار خوبي داشتيم و اين مجموعه باعث ميشود شما كل كار را خوب ببينيد. وقتي همه آدمها كه حتي قرار بود يك سكانس بازي كنند، سرجاي خود قرار گرفته بودند،اين منجر به تقويت كار شد. مثلا خانم شهره لرستاني نقش بسيار كوتاهي در اين مجموعه داشت كه بسيار عالي از كار درآمد و با توجه به اينكه ما مقداري هم تحت فشار زمان بوديم، تركيبي كه چيده شد تركيب خوبي براي يك سريال بود. وي ادامه داد: اگر مشكل كمبود زمان نبود، شايد دو نفر در اين سريال جابهجا شده و تغيير ميكردند. مثلا من با حضور نادر سليماني در آن نقش موافق نبودم. شايد اگر يك فرد مسن در جاي او قرار ميگرفت، بهتر بود. من اگر فرصت بود حتما جمشيد هاشمپور را براي اين نقش انتخاب ميكردم، زيرا روانخواه در مقابل شخصيت سيمخواه بچه به نظر ميرسد. سيمخواه فرد پيچيدهاي است كه قصد دارد تمام زندگي خود اعم از همسر، فرزندان و اموال خود را به دست اين فرد بسپارد و اين نقش با بازي نادر سليماني در مقابل سيمخواه جوان و بيتجربه به نظر ميرسد. شايد انتخاب من به جاي نادر سليماني بعد از جمشيد هاشمپور، علي اوسيوند بود. چون وقتي در چهرهاش نگاه ميكني گذشتهاي دارد كه شما را محكوم ميكند كه با اعتماد بيشتري به حرفهايش گوش كنيد، چون اتفاقي كه در حال رخ دادن است، بسيار مشكل است و اين شخصيت بايد خيلي قوي، پخته و مرد اول زندان باشد يا نقش همسر حميد كه آرام جعفري بازي ميكرد، ميتوانست تغيير كند. وي تصريح كرد: اگر نقشها درست انتخاب شود، 80 درصد راه طي شده، و اگر با ذهن نويسنده و كارگردان نيز سازگار باشدآن وقت حميد لولايي ديگر برادر افسانه بايگان نخواهد شد، زيرا چنين زني با اين خصوصيات به نظر من برادرش خصوصيات ديگري دارد. وي درباره بازي ساير بازيگران در اين مجموعه نيز گفت: من در اين كار شيفته كار شفيعيجم شدم چون بداهههايش كمك بسياري به صحنه ميكرد و حضور خوبي داشت و در اين سريال متوجه شدم كه حامد كميلي براي ايفاي نقشهاي كمدي بسيار خوب است و اگر اين راه را در سينما ادامه دهد به ستاره تبديل خواهد شد. وي ادامه داد: در مورد فخرالدين صديقشريف نيز بايد بگويم كه اولين انتقاد را مسعود دهنمكي داشت كه گفت تو از روحاني مثبت فيلم ما در اين سريال استفاده كردهاي! اما نظر من اين بود كه هدف از ساخت فيلم يا مجموعه اين است كه پيام به درستي به مخاطب القاء شود و در اينجا تا وقتي بازيگري نباشد كه بهتر از صديقشريف نقش روحاني را بازي كند، او تا آخر عمرش بايد ايفاگر اين نقش باشد چون اكثر كساني كه جاي روحانيون بازي ميكنند، اين نقش را به خوبي ايفا نميكنند. شريفينيا گفت: روحاني يك عالم مسلط به زبان، بيان و حرف زدن است و شيوايي بيان صديق شريف كمك ميكرد كه بازي او در باورپذيرشدن استدلالهايش به عنوان يك روحاني موفق باشد. شريفينيا در ادامه اين نشست كه در خبرگزاري فارس برگزار شد، درباره نقش خود و بخشهاي مربوط به خوابيدن در قبر نيز گفت: اول كه متن سريال را به من دادند فقط 8 قسمت اول بود و بخشهاي در قبر خوابيدن مربوط به قسمتهاي 10 و 11 بود كه آنها را نخوانده بودم و درباره آنها كلك خوردم! وي اظهار داشت: من نسبت به درون قبر رفتن حساسيت دارم و از اين كار خوشم نميآيد كه البته طبيعي است و خانوادهام نيز زياد از اين نقش كه پذيرفته بودم، خوششان نميآمد. وي افزود: در حقيقت همسرم خانم حاجيان مرا راغب به حضور در قبر كرد. يكبار او كه نسبت به من در اين مسائل فرد شجاعتري است، به گورستان رفت و در قبر خوابيد. وقتي آمد گفت حس خوبي به من دست داد زيرا از دريچهاي چهارگوش آسمان و منظره بالاي سرت را مانند يك تابلوي نقاشي ميبيني. اين تعبير كمي قبر را براي من جذاب كرد، چون من همواره به خاك و گل و سنگ فكر ميكردم ولي با اين كلام ذهنم به سمت آبي آسمان و آرامش رفت. همچنين كتاب سفر به شهر ستارگان كه كوئيلو آن را نوشته، روي من تأثير بسيار مثبتي گذاشت. هماهنگ كردن دو نگاه كه هميشه هستي و فردا نيستي نيز زندگي را متعادل ميكند. شريفي نيا در ادامه گفت: ما در تلويزيون دو بخش در كارهاي كمدي داريم، يكي هزل و ديگر طنز است. بسياري از كارهايي كه در تلويزيون از آنها استنباط كمدي ميشد، در واقع هزل بود. شما را ميخنداند ولي به بيهودگي ميكشاند. طنز شما را ميخنداند ولي هشداردهنده و گزنده است. در ذهن شما جرقه ايجاد ميكند و ذهنتان را به كار مياندازد. اين كار، طنز و كمدي فاخر است. كمدي كه شما را به فكر وا ميدارد. وي در ادامه اظهار داشت: انسانها دوست دارند در مقابل چيزي كه به آنها داده ميشود يك دريافت داشته باشند و هميشه نيز همينطور است.مردم از شعار بدشان ميآيد و دوست دارند پيام با شعور به آنها منتقل شود. وقتي ما به سمت شعور برويم تماشاچي پيام ما را دريافت ميكند.مثلاً در سكانس بيرون آمدن سيمخواه از قبر همين تصوير كه او حولهاي روي صورتش بود و با روحاني محل صحبت ميكرد براي بيننده كافي بود تا اينكه با جزئيات به بيرون آوردن و تلنگر روحي سيمخواه اشاره شود و نيازي به جزء به جزء گفتن نيست و تماشاچي را خسته ميكند. |
داستان فيلم ساده است. مقدار زيادي پول پيدا مي شود و در پي آن صاحبان پول به دنبال دزد پول ها، قاتلي رواني را مي فرستند. قاتل در اين جست وجو از هيچ کشتاري کوتاهي نمي کند. در اين بين پليس پيري همانند سايه يي در پي دزد و قاتل مي آيد. در آخر چند کشته بر جاي مي ماند و همه چيز تمام مي شود.
اولين شخصيت با بازي «جاش برولين» شکارچي صبور و باهوشي است که تا چند دقيقه قبل از پايان فيلم ذهن بيننده را شديداً به خود مشغول مي کند. او روزگاري سرباز پياده نظام ارتش بوده ولي بعد از چند سال با زني صبور ازدواج کرده است و زندگي مي کند. او کيفي پر از پول را در دشتي که چند قاچاقچي مکزيکي در آن، هنگام معامله مواد با پول ها کشته شده اند، پيدا مي کند. پس از آن فرار و گريزهايش با قاتلي رواني که به دنبال پول ها است، شروع مي شود. اين شکارچي نماد طبقه يي زجرکشيده و له شده است. طبقه يي که با تمام سختي هاي زندگي سعي دارند روي پاهاي خود بايستند و زندگي آرامي داشته باشند. او روزي سرباز بوده است. کافي است انساني يک روز در پياده نظام ارتش زندگي کند تا بفهمد که در طول عمر، تا چه حد مقاوم است. تحمل سختي هاي جانفرسا، عمليات هاي خطرناک، تشنگي و گرسنگي قسمتي از زندگي سرباز است ولي در انتهاي اين راه وقتي ديگر همه چيز تمام مي شود، مي فهمد که دوره يي پوچ را گذرانده. او مي داند که پس از اين خودش است و خودش. در اين لحظه است که به همه چيز پشت کرده و فقط راهي را انتخاب مي کند که خود برگزيده، با تمام قوا و تا حد مرگ آن راه را مي رود. در اين دوره همه مي آموزند که زندگي هر کس را هيچ کسي جز خودش نمي سازد. همه سرباز زاده شده اند و سرباز خواهند مرد. سرباز مي آموزد که يا از موقعيت ها استفاده کرده و راحت زندگي مي کند يا در ناکامي جان خواهد داد. با اين طرز تفکر در ارتش، نبايد تعجب کرد که چرا يابنده دو ميليون دلار، با تمام زد و خوردها نمي خواهد پول ها را از دست بدهد. «برولين» اين نقش را خوب بازي کرده است ولي اين قدرت «باردم» است که بازيگري او را کمرنگ تر نشان داده است.
دومي با بازيگري «خاوير باردم» قاتلي رواني است، که با هرکسي که برخورد مي کند او را مي کشد و هيچ عکس العملي در مقابل قتل هاي خود ندارد. کپسولي با خود حمل مي کند که در کشتارگاه گاوها از آن براي کشتن استفاده مي شود. آرام و بي صدا اهداف خود را با اين وسيله از بين مي برد. براي رسيدن به جواب کوچک ترين سوالي، فقط قتل مي کند. وقتي در فيلم با کسي روبه رو مي شود او را مي کشد. جان يک انسان برايش بي ارزش است، «آرام بايست و هيچ حرکتي نکن» يا «من به شوهر تو قول داده ام که تو را بکشم». اين قاتل بازگوکننده طبقه يي مريض است که هيچ راه چاره يي در جامعه پرهرج و مرج امريکا براي خود نيافته است. اغلب يا دوران کودکي وحشت انگيزي داشته اند يا فرزندان طلاق بوده اند يا بچه هايي خياباني. عاقبت اين طبقه معلوم است، تصادفي ناگهاني و شايد مرگي مرموز بدون آنکه حتي خود بفهمند. فقط قدرت بازيگري «خاوير باردم» است که اين نقش را تا بدين حد خشک، زنده و پرقدرت به تماشاچيان نشان مي دهد. گرچه تجربه هاي زندگي بازيگر در اين کشور بي تاثير نبوده است.
کاراکتر سوم، با بازيگري «تامي لي جونز» پليس پيري است که نماد نسلي سالم و به دور از هر نيرنگ است. او کارش جست وجو در منطقه يي است که اين قتل ها در آن رخ مي دهد. پليس پير به هر کجا که مي رود چيزي جز خون و مرگ نمي بيند. حوادثي که در روزهاي رفته او هرگز نبوده است ولي در اين زمان به علتي بسيار جزيي تمامي اين کشتارها را مي بيند. دليل اين کشتار و خونريزي چيست؟ حرص، طمع و پول. در اواخر فيلم، سخن از روزهايي مي گويد که کلانترها با خود اسلحه حمل نمي کردند و همه در آرامش و راحتي زندگي مي کردند. در حالي که به ديدن دوست پير خود که روي ويلچر نشسته است مي رود، مي انديشد که ما پيرمردها با اين حوادث بيگانه ايم. در انتهاي فيلم در مورد حوادثي که در اطرافش گذشته، به فکر فرو مي رود که براي چه چنين شده است. اين جامعه با اين برخوردها و درگيري هايش براي نسل او نيست. او نااميد به آينده مي نگرد و براي همين است که مي گويد؛ « جايي براي پيرمردها نيست».
| گزارش خواندني درباره حواشي جنجالي سريال نوروزي مهران مديري- بخش دوم پاسخ صريح امير مهدي ژوله درباره نويسنده بيسواد و متن احمقانه، حلقه دروس و مديتيشن، حضور علي پروين در سريال و باقي قضاياي «مرد هزار چهره» | |
![]() |
|
است، کسی نمی دانست که هر اپیزود از این سریال توسط چه کسی نوشته شده. از آنجا که این مجموعه توسط گروه نویسندگان نوشته شده بود، گویا تهیه کنندگان آن تمایل چندانی به عنوان کردن نام نویسنده های قسمت های مختلف نداشتند و در تیتراژ سریال هم نامی از نویسنده هر قسمت به میان نمی آمد. منبع خبر : پايگاه خبري فرارو | |
| فراخوان عکس شهدای دفاع مقدس |
|
انجمن عکاسان انقلاب و دفاع مقدس و بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس در نظر دارند، در ادامهي انتشار کتب موضوعي مرتبط با دفاع مقدس، آثار عکاسی با موضوع شهداي جنگ تحميلی را جمع آوري و پس از انتخاب و کارشناسي نسبت به انتشار آن در قالب کتاب و برگزاری نمايشگاه و توليد اقلام تبليغی اقدام نمايد. به گزارش گروه دریافت خبر الف، از تمامی عکاسان حرفهاي و آماتور درخواست ميگردد، با توجه و دقت به موضوع و مقررات اين فراخوان، آثار خود را به دبيرخانه ارسال نمايند. موضوع: - شهدای جنگ تحميلی؛ آثاری مدنظر است که با نگاهی خلاق به تمامی زوايای پيدا و پنهان موضوع فراخوان از لحظات آغازين جنگ تحميلی تاکنون، بيانگر جلوههای موجود در اين واقعه و حضور عاطفی مردم در اين صحنه باشد. موضوع اين فراخوان مضامين و عناوينی چون؛ - لحظات شهادت، جمع آوری و انتقال پيکر شهدا (در مناطق عملياتی، موشکباران مناطق مسکونی و... ) - ارتباط حسی رزمندگان با شهدا - رخدادهای مربوط به ستاد معراج الشهداء - تفحص پيکر مفقودين و زندگی تفحصگران و ارتباط حسی آنان با شهيدان - تبادل پيکر شهدا با اجساد نظاميان عراقی - حرکت کاروان شهدا در شهرها - ارتباط حسی و عاطفی خانوادهها با شهدا و توجه به باور زنده بودن آنان در خانواده - توجه به حضور تصاوير شهدا در شهرها، خيابانها، ميادين، بزرگراهها و ساير اماکن عمومی - تشييع و خاکسپاری پيکر شهدا در شهرها و روستاهای کشور و برگزاری مراسم و آئين خاص بومی و محلی - فضای عمومی، معماری، غبارروبی، نوع آرايش و تزئين مقبرهی شهيدان و مزارهای شهدای گمنام در تمامی نقاط کشور و تمامی موضوعاتی که به صورت مستقيم و غير مستقيم به اين موضوع مربوط میشود را در بر میگيرد. مقررات : 1. شرکت تمامي عکاسان آماتور و حرفهاي در اين حرکت فرهنگی آزاد است. 2. هر عکاس ميتواند حداکثر 30 قطعه تک عکس و 3 مجموعه عکس (هر مجموعه حداکثر 7 قطعه) ارسال نمايد. در صورت موافقت عکاس هيأت انتخاب مجاز است در شرايط خاص تک عکسهايي از ميان مجموعهها انتخاب کند. 3. آثار ميتواند رنگي، سياه و سفيد، آنالوگ و يا ديجيتال باشند. 4. شرکت کننده میتواند آثار را را به صورت CD و يا چاپ برای دبيرخانه ارسال نمايد. 5. اندازهي عکسهاي ارسالي ميبايد حداقل داراي عرض 13 سانتيمتر و آثار ديجيتالي نيز حداقل داراي عرض 13 سانتي متر با وضوح DPI 72 و پسوندJPG باشند. 6. نگاتيو اثر يا اصل سند ديجيتالی (دارای قابليت چاپ برای کتاب) میبايد در نزد عکاس باشد تا در صورت انتخاب اثر، نسخهی مطلوب برای انتشار کتاب از آن تهيه نمود. 7. آثار تک عکس ارسالی بر روی CD میبايست در يک فولدر و مجموعه عکسها نيز هر کدام بايد به طور جداگانه در يک فولدر ديگر گذاشته شده و شمارهی نمايش آنان نيز به ترتيب در شمارهی فايل درج گردد. 8. در صورت ارسال عکس، برچسب اطلاعات آثار را پس از تکثير، دقيقاً تکميل نموده و در پشت سمت راست بالای اثر نصب نماييد. در صورت نيازِ عکس به زيرنويس لطفاً آن را جداگانه در پشت اثر الصاق کنيد. 9. فايلهای ديجيتالی به همراه يک فايل متنی تايپ شده از مشخصات آثار و مطابق با ليبلهای فراخوان بر روی CD برای دبيرخانه ارسال گردد. در صورت نياز آثار ارسالی ديجيتالی به زيرنويس، لطفاً آن را در کنار فايل متنی شناسنامه آثار تايپ نماييد. 10. عکسها نبايد به صورت رول يا لوله شده و يا همراه با قاب يا پاسپارتو ارائه شوند. 11. عکسهاي ارسالي بايد مستند بوده و در آنها از هرگونه دستکاري و يا حک و اصلاح که جنبهي اسنادي عکس را مخدوش نمايد، پرهيز گردد. 12. ارسال اثر توسط عکاس به منزله قبول مالکيت اثر و اصالت آن تلقي گرديده و هيچگونه مسئوليتي به عهدهي دبيرخانه نخواهد بود. 13. کليه آثار آنالوگ عودت داده ميشود و تمامي CDهاي ارسالي به دبيرخانه پس از انتخابِ آثار معدوم خواهد شد. 14. برگزارکننده بابت هر فريم عکس انتخاب شده مبلغ 000/500 ريال به صاحب اثر بعنوان حقالتأليف پرداخت مينمايد. 15. برگزارکننده حق استفاده از عکسهاي منتخب براي چاپ کتاب، بانک اطلاعاتي، برگزاري نمايشگاه در مکانهاي متعدد و اقلام تبليغی ـ فرهنگی با ذکر نام عکاس را براي خود محفوظ ميدارد. 16. کليه آثار میتوانند تا پايان 20 تيرماه 1387 توليد شده باشند و هيچ گونه محدوديت زمانی ندارند.
آخرين مهلت دريافت آثار 20 تيـــــرمــاه 1387 انتخاب آثار اوايل مــرداد ماه 1387 اطلاع رسانی نيمه مـــرداد ماه 1387 دريافت نسخه قابل چاپ و تسويه مالی پايان شهريور ماه 1387 |
| بازیگر معروف عرب محجبه می شود | |
رسانه های مصری از احتمال محجبه شدن شاهیناز بازیگر معروف این کشور خبر دادند. به گزارش عصر ایران به نقل از پایگاه خبری البوابه، روزنامه های مصری نوشتند: "شاهیناز قصد دارد تحت تاثیر حنان ترک دیگر بازیگر معروف مصری از این پس با حجاب در فیلم های خود ظاهر شود." به نوشته روزنامه های مصری شایعات در خصوص محجبه شدن شاهیناز پس از آن قوت گرفت که وی در مجالس مذهبی در کنار حنان ترک ظاهر شد و گفته می شود تحت تاثیر حنان تصمیم به سر کردن روسری گرفته است. با این حال حنان هرگونه تاثیرگذاری بر تصمیم شهیناز به منظور محجبه شدن را رد کرده و گفته است: "چنین تصمیم شجاعانه ای (حجاب سر کردن) صرفا بین یک زن و خدای وی است و اهمیتی ندارد که روابط بین دو زن تا چه حد به هم نزدیک باشد. دو زن نمی توانند در مورد اتخاد چنین تصمیمی بر نظرات یکدیگر تاثیر بگذارند." حنان افزود: "حجاب یک تعهد بلندمدت است، باعث تکریم یک زن می شود و تاثیر مثبتی بر سایر زنان دارد." براساس این گزارش اکنون در مصر از حنان ترک به عنوان "یک مبلغ مذهبی" در میان افراد مشهور یاد می شود. وی از جمله بازیگران مشهور مصری است که چندی پیش با ابراز ندامت از گذشته خود اعلام کرد: از این پس با حجاب در فیلم های سینمایی ظاهر خواهد شد. تصویر نمایه و متن متعلق به حنان ترک است. |
| هجرت راوي فتح و حكايت پرواز از قفس تن |
چه زود ايام ميگذرد، انگار همين ديروز بود كه آفا مرتضي با همان شور و شعف دوران دفاع مقدس قدم در مشهد فكه ميگذاشت و جاي جاي پاي يارانش را بو مي كشيد و پرواز را بر ماندن در قفس تن و هجرت از سراي خاكي ترجيح داد. شهيد سيد مرتضي آويني در سال ۱۳۲۶در شهر ري متولد شد. وي پس از اتمام تحصيلات مقدماتي در زادگاهش وارد دانشگاه شد و در سال ۱۳۵۴تحصيلاتش را تا سطح فوق ليسانس در رشته معماري دانشگاه تهران به پايان رساند. مرتضي در سال ۱۳۵۸با آغاز كار جهاد سازندگي به عزيزان جهادگر پيوست و از اوايل سال ۱۳۵۸فيلمسازي و تهيه برنامههاي تلويزيوني را در گروه جهادسازندگي صدا و سيما آغاز كرد. مجموعه برنامههاي به يادماندني خان گزيدهها ، حقيقت روايت فتح و سراب بخشي از فعاليتهاي ۱۰ساله وي مي باشند. وي علاوه بر تهيه مجموعه روايت فتح كار نگارش و گويندگي متن آن را نيز برعهده داشت. شهيد آويني در سال ۱۳۷۱با فرمان رهبر معظم انقلاب فعاليت دوباره خود را براي تهيه و ساخت برنامه روايت فتح از سر گرفت و در بهمن ماه همين سال مجموعه تازه روايت فتح با صداي گرم و جان بخشش پخش شد. شهيدآويني از سال ۱۳۶۷همكارياش را با حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي آغاز كرد و در سال ۱۳۶۹سردبيري مجله هنري سوره را برعهده گرفت و در همين سال دفتر تحقيقات و مطالعات ديني حوزه هنري را بنيانگذاري كرد. شهيد آويني بيش از يك سال عهده دار هدايت واحد سناريوي حوزه هنري بود. سيد مرتضي سرانجام پس از سالها حضور فعال و مستمر و خستگي ناپذير در صحنههاي انقلاب و خطوط مقدم نيروهاي فرهنگي و نظامي در حالي كه براي فيلم برداري و تهيه برنامه روايت فتح در منطقه فكه به سر ميبرد به همراه رزمنده شهيد مهندس سعيد يزدانپرست در اثر انفجار مين به آرزوي ديرينه اش نائل شد و به حق پيوست. آويني راوي فتح اهل انديشه و قلم بود و با فرهنگ و هنر انس داشت، با قرآن و نهج البلاغه و كلام معصومين (ع) زندگي ميكرد و به پاداش تلاش خالصانه اش انوار حكمت بر قلبش تابيده بود و ديده برباطن عالم گشوده و به سرچشمه معارف الهي راه برده بود و اينگونه بود كه چنين گفت : با شروع انقلاب حقير تمام نوشتههاي خويش را اعم از تراوشات فلسفي داستانهاي كوتاه اشعار در چند گوني ريختم و سوزاندنم و تصميم گرفتم كه ديگر چيزي كه حديث نفس باشد ننويسم و ديگر از خودم سخني به ميان نياورم. او همچنان ماهيت فرهنگ و تمدن غرب را ميشناخت و ميدانست كه شناخت مباني نظري و فلسفي و سير تاريخي تمدن جديد لازمه مقابله با تهاجم فرهنگي غرب است. عمق انديشه قدرت بيان و قلم زيباي او چنان بود كه رهبرفرزانه انقلاب اسلامي او را سيد شهيدان اهل قلم خواندند و اين تعبير زيبا در كمال ايجاز و صراحت همه وجوه مختلف شخصيت آن شهيد را بازگو نمود. گروه فرهنگي و هنري ايرنا در سالگرد عروج سيد شهيدان اهل قلم (۱۹ فروردين) ، ياد و خاطر آن عزيز را گرامي ميدارد. |
| از زبان تهیه کتنده فیلم؛ ماجراي واقعی زنده به گور شدن «محمدرضا شريفينيا» در «پیامک از دیار باقی» | |
![]() |
|
سینمای ما - تهيهكننده «پيامك از ديار باقي» با بيان اينكه «محمدرضا شريفينيا» در اين سريال واقعا زنده به گور شد، گفت: قبل از پخش براي اين سريال تبليغات كافي صورت نگرفت و گرنه ما در جذب مخاطب ركورد بيسابقهاي ميزديم. سيدامير سيدزاده گفت: روي سريال «پيامك از ديار باقي» تبليغ كافي صورت نگرفت و اگر مانور سيما روي اين سريال بيشتر بود، سريال ميتوانست جاي بيشتري ميان مخاطبان خود باز كند و با اختلاف فاحشي با ساير سريالهاي نوروزي امسال، پيش ميافتاد و ركورد بيسابقهاي را در پخش سريالهاي مناسبتي بعد از انقلاب براي خود ثبت ميكرد. وي درباره بازي «محمدرضا شريفينيا» در اين سريال و تصويربرداري مربوط به بخشهاي قبرستان و گور نيز گفت: به نظر من شريفينيا در دوران بازيگري خود سختترين نقش را در اين سريال بازي كرده است به خاطر اينكه براي بدست آوردن آن واقعيتهاي لازم در ارتباط با زنده به گور شدن و حالتهاي مختلف او در قبر و اتفاقاتي كه بيرون از قبر ميافتاد، ناچار شديم شريفينيا را بصورت واقعي در قبر بگذاريم و كار تصويربرداري را انجام دهيم. وي تصريح كرد: براي بهتر انجام شدن اين بخش، قبري تهيه كرده و دوربينها را از زواياي مختلف در آن كاشته بوديم. محمدرضا شريفينيا در گور بود و ما روي آن را با تمهيداتي پوشانده و آنچه مخاطب ميديد، عكس العملهاي واقعي شريفينيا در تنهايي خانه قبر بود. مثلا در آن لحظهاي كه او در قبر زنده به گور شد، پس از آنكه در قبر قرار گرفت، واقعا مانند يك فردي كه زنده به گور شده باشد تلاش كرد تا كفن را باز كرده و صورت خود را باز كند و دوباره تاكيد مِيكنم كه تمام اين حركات به طور واقعي رخ داد و بيننده فقط حركات واقعي او را در قبر ميديد و هيچ چيز مصنوعي نبود. وي در ادامه درباره ساخت سريال نيز گفت: اين مجموعه تلويزيوني مجموعهاي بود كه ما حداقل بايد6 الي 7 ماه براي ساخت آن زمان ميگذاشتيم اما توانستيم آن را در 2 ماه بسازيم و عواملي چون داستان خوب، كارگردان خوب، بازيگران مطرح و نگاه تازه به مقوله طنز در موفقيت آن تاثيرات بسزايي گذاشت. وي افزود: در طول قصه همه شخصيتها سرجاي خود قرار گرفته بودند و هركدامشان سرنوشت، حرف و نقش داشتند و هيچكس بدون هدف وارد سريال نشد و همه نقشها داراي پتانسيل لازم بودند. كارگردان نيز با اينكه تا به حال تجربهاي در كار طنز نداشت به خوبي و با اطمينان توانست كار را جلو ببرد و موفق نيز شد. وي تصريح كرد: من نيز بعنوان تهيه كننده تلاش كردم تا فضاي بي دغدغهاي براي عوامل تهيه كنم و با پايان يافتن آن،با توجه به موضوع ارزشيي كه داشت و پتانسيل بالا ميتوانم از اين كار دفاع كنم و هدف ما از ساخت اين سريال ارائه نوعي كار شيرين و به دور از هجو و لودگي بود البته نگاهي نو به طنز داشت و در نوع خود از آثار فاخر به شمار ميرود. وي ادامه داد: ما با ساخت اين سريال قصد داشتيم عنوان كنيم كه طنز واقعي نيز وجود دارد و بدون اينكه به هر چيزي براي خنداندن دست زد، ميتوان مخاطب را جذب كرد. وي درباره شيوه تصويربرداري مجموعه (دوربين سر دست) نيز گفت: سيروس مقدم كه كارگرداني مجموعه را برعهده داشت، اين شيوه را در سريال «اغماء» نيز تجربه كرده و از آن نتيجه گرفته بود ما هم با توجه به تجربه ايشان و اعتمادي كه به او داشتيم، اين شيوه را پذيرفتيم و فكر ميكنم كه رضايت بخش بوده است. منبع خبر : فارس | |
| برترین های جشنواره «فول فریم» معرفی شدند | ||||||
| تهران – خبرگزاری ایسکانیوز : برگزیدگان یازدهمین جشنواره مستند «فول فریم» آمریکا معرفی شدند و برندگان جوایز مستند جشنواره ساندنس، جوایز اصلی این جشنواره را نیز به خود اختصاص دادند. | ||||||
در مراسم پایانی «فول فریم» مستند دردسر آب ساخته کارل دیل و لیا تسین درباره توفان کاترینا جایزه بزرگ جشنواره و جایزه کاتلین بریان ادوارد برای حقوق بشر را به دست آورد. همچنین جایزه ویژه هیات داوری و جایزه فیلم منتخب تماشاگران به مستند مرد روی سیم ساخته جیمز مارش اهدا شد. این مستند درباره مردی فرانسوی است که سال ۱۹۷۴ که بر روی یک سیم بین برجهای تازه احداث شده تجارت جهانی در نیویورک راه رفت. این دو فیلم پیش از این جوایز بهترین مستند بخشهای سینمای آمریکا و سینمای جهان را از جشنواره ساندنس 2008 برده بودند. جایزه بهترین مستند کوتاه جشنواره فول فریم به شهر جرثقیلها ساخته اوا وبر اهدا شد و فیلم شیرزن جایزه مرکز مطالعات فیلمسازی مستند را از آن خود کرد. همچنین جایزه چارلز گوگنهایم برای بهترین پدیده هنری به مستند در یک رویا به کارگردانی جرمیا زاگار اهدا شد که درباره یک هنرمند موزاییک ساز است. فیلم مستند خیانت ساخته الن کوراس هم که اخیرا جایزه جشنواره آن آربور را برده بود، جایزه اسپکتروم فول فریم را به خود اختصاص داد. در "پایگاه خبری فیلم کوتاه" آمده بنا به اعلام برگزار کنندگان جشنواره، امسال با افزایش جایگاههای نمایش، در مجموع 29هزار بلیت برای نمایش فیلمهای جشنواره فروخته شد که نسبت به دوره قبل افزایش قابل توجهی دارد ./120 | ||||||
|
برندگان جايزهي پوليتزر 2008 معرفي شدند. به گزارش ايسنا، نود و دومين مراسم سالانهي معرفي برندگان جايزهي پوليتزر شامگاه گذشته برگزار شد و در بخش بهترين اثر داستاني، كتاب «خلاصهي زندگي اعجابانگيز اسكار وائو» نوشتهي "جونت دياز" به عنوان بهترين اثر شناخته شد. در اين بخش، «درخت دود» نوشتهي "دنيس جانسون" و همچنين «آشپزخانهي شكسپير» نوشتهي "لور سگال"، نامزدهاي ديگر بودند. در بخش بهترين مجموعهي شعر، «زمان و مواد» اثر "رابرت هاس" - ملكالشعراي سال 2007 آمريكا - به همراه «ناكامي» اثر "فيليپ شولتز" مشتركا بهترين اثر انتخاب شدند. «پيامآور» اثر "الن برايانت وويگت"، ديگر نامزد بخش بهترين مجموعهي شعر بود. همچنين در بخش نمايشنامه، «آگوست: روستاي اوساژ» نوشتهي "تريسي لتس" برگزيده شد. «چهرهي زرد» نوشتهي "ديويد هنري" و «شهر در حال نابودي» نوشتهي كريستوفر شين، نامزدهاي اين بخش بودند. اما در بخش بهترين اثر تاريخي، «آنچه خدا ساخته است» نوشتهي "دانيل واكر هو" از سوي هيأت داوران به عنوان اثر برگزيده معرفي شد. «نيكسون و كسينجر؛ شركايي در قدرت» نوشتهي "رابرت دالك" به همراه «سردترين زمستان» نوشتهي "ديويد هالبرستام"، نامزدهاي ديگر اين بخش معرفي شده بودند. در بخش بهترين اثر غيرداستاني، جايزهي پوليتزر به «سالهاي نابودي» نوشتهي "سائول فريدلندر" تعلق گرفت. «قرن سيگار» نوشتهي "آلن برانت" و «مابقي سر و صداست» نوشتهي "آلكس راس"، دو نامزد ديگر بخش بهترين اثر غيرداستاني بودند. در بخش بهترين شرح حال، «راندهشدگان از بهشت؛ داستان لوئيزا مي آلكات» نوشتهي "جان ماتسون" اثر برگزيده نام گرفت. «دنياي لينكون كرستين» نوشتهي "مارتين دوبرمان" به همراه «زندگي كينزلي آميس» نوشتهي "زاچاري ليدر"، نامزدهاي ديگر اين بخش بودند. به گزارش آسوشيتدپرس، جايزهي پوليتزر هرساله از سوي دانشگاه كلمبيا و به انتخاب هيأت داوراني متشكل از 18 نفر برگزار ميشود و از معتبرترين جايزههاي آمريكاست. در بخش روزنامهنگاري، امسال "واشنگتنپست" درخشش خيرهكنندهاي داشت و در شش بخش موفق به دريافت جوايز برتر شد كه پوشش اخبار مربوط به كشته شدن دانشجويان دانشكدهي فني ويرجينيا در سال گذشته، مهمترين علت موفقيت خبرنگاران اين روزنامه بوده است. برندگان هر بخش از جايزهي پوليتزر مبلغ 10هزار دلار جايزهي نقدي دريافت ميكنند. جايزهي پوليتزر در سال 1917 براي اولينبار به ياد روزنامهنگار آمريكايي "جوزف پوليتزر" برگزار شد و از برندگان سرشناس در 92 سال برگزاري، به "ويليام فاكنر"، "ارنست همينگوي"، "تنسي ويليامز"، "آرتور ميلر" و "رابرت فراست" ميتوان اشاره كرد. |
|
جهانگیر کوثری درباره اکران این فیلم و همچنین فیلم سینمایی "کتونی سفید" به خبرنگار مهر گفت: "برای اوایل خرداد با گروه سینمایی عصر جدید قرارداد داریم و امیدواریم "عصر جمعه" همزمان با تهران در شهرستانها نیز به نمایش درآید. برای "کتونی سفید" نیز با توجه به محتوای فیلم با وزارت آموزش و پرورش صحبت کردهایم، اما زمان قطعی اکران هنوز مشخص نیست." "عصر جمعه" مضمونی اجتماعی دارد و درباره زندگی زنی به نام سوگند است که همراه پسرش از خانواده رانده میشود و زندگی سختی را سپری میکند. اختلاف فکری سوگند با امید او را تبدیل به نوجوانی عصیانگر میکند. از سوی دیگر بنفشه خواهر کوچکتر سوگند در تلاش است خواهر خود را بازیابد و رازهای گذشته را با او در میان بگذارد. نویسنده فیلمنامه "عصر جمعه" فرید مصطفوی است و رخشان بنیاعتماد مشاور کارگردان آن بوده است. حسین جعفریان فیلمبردار، ژیلا مهرجویی طراح صحنه و لباس، مهرداد میرکیانی طراح گریم، بهروز معاونیان صدابردار، محمدرضا دلپاک صداگذار، سپیده شاهوردی عکاس و رویا نونهالی، هانیه توسلی، مهرداد صدیقیان و رامین راستاد بازیگران فیلم هستند. "کتونی سفید" محمدابراهیم معیری روایت قصه ورود معلمی جدید به مدرسهای در یکی از شهرهای جنوبی است. جهانگیر کوثری تهیهکننده، حسین یاری، باران کوثری و محمود ابراهیمزاده بازیگران، محمد داودی فیلمبردار، یدالله نجفی صدابردار، فریبرز قربانزاده طراح صحنه و لباس، عاطفه رضوی طراح گریم و محمدرضا علیقلی آهنگساز فیلم هستند |
| لاله اسكندري و سام درخشاني مقابل دوربين «نطفه شوم» |
ششمين كار بلند سينمايي كريم آتشي 15 فروردين ماه كليد خورد. محمد طاهري مجري طرح و مدير توليد «نطفه شوم» در گفتگو با خبرنگار سايت سينمايي سوره ضمن اعلام اين خبر گفت: «نطفه شوم» 15 فروردين ماه در شركت غرب تهران كليد خورد. امروز پس از گذشتن 4 روز از شروع فيلمبرداري 5 درصد از كار گرفته شده و تا حالا لاله اسكندري و سام درخشاني جلوي دوربين علي اللهياري رفته اند. تمام لوكيشن هاي فيلم در تهران و كرج است و پس از اتمام فيلمبرداري در شهرك غرب ادامه كار در فرودگاه مهرآباد گرفته مي شود. |
|
| ||||||||
با بازی مجید مشیری و شهرام عبدلی | ||||||||
| سریال "سایه ای در تاریکی" به شبکه 3 می آید | ||||||||
| تهران- خبرگزاری ایسکانیوز: سریال "سایه ای در تاریکی" به کارگردانی سید ابراهیم جوادخانی از 24فروردین ماه ازشبکه سه سیما پخش خواهد شد. | ||||||||
خلاصه داستان: آیلار دختر یک آدم متمول است که به دلیل شرایطی که پدرش ناآگاهانه برای او به وجود آورده در دام افرادی گرفتار می شود که سعی می کنند از موقعیت خانوادگی او به نفع خود استفاده کنندو ... بازیگران : مجید مشیری ، شهرام عبدلی ، افسانه ناصری ، بهار ارجمند ، ناصر رهنما آذر ، بهرام پوردنیا ، شهنام شهابی ، فرشید سلامت ، امیر کاوه آهنجان ، صبا مهری ، حشمت آرمیده ، لعیا میر نصیری ،مریم خدا رحمی،فرهاد طوفان ،طاهر جهانگیری،مینا سیمزاری ،احمد فیضی،شهرام پوردنیا،احمد پرستان،الناز صادقی،پروین شایگان و...مشاور کارگردان و پروژه :شفیع آقا محمدیان ، طراح صحنه و لباس:علی اسماعیلی ،صدا بردار:سیامک نیازی ،تصویر بردار:فرشید علیزاده ،طراح گریم :احسان روناسی، دستیار تهیه :امین راک ./120 | ||||||||
|
| ||||||||
با بازی مجید مشیری و شهرام عبدلی | ||||||||
| سریال "سایه ای در تاریکی" به شبکه 3 می آید | ||||||||
| تهران- خبرگزاری ایسکانیوز: سریال "سایه ای در تاریکی" به کارگردانی سید ابراهیم جوادخانی از 24فروردین ماه ازشبکه سه سیما پخش خواهد شد. | ||||||||
خلاصه داستان: آیلار دختر یک آدم متمول است که به دلیل شرایطی که پدرش ناآگاهانه برای او به وجود آورده در دام افرادی گرفتار می شود که سعی می کنند از موقعیت خانوادگی او به نفع خود استفاده کنندو ... بازیگران : مجید مشیری ، شهرام عبدلی ، افسانه ناصری ، بهار ارجمند ، ناصر رهنما آذر ، بهرام پوردنیا ، شهنام شهابی ، فرشید سلامت ، امیر کاوه آهنجان ، صبا مهری ، حشمت آرمیده ، لعیا میر نصیری ،مریم خدا رحمی،فرهاد طوفان ،طاهر جهانگیری،مینا سیمزاری ،احمد فیضی،شهرام پوردنیا،احمد پرستان،الناز صادقی،پروین شایگان و...مشاور کارگردان و پروژه :شفیع آقا محمدیان ، طراح صحنه و لباس:علی اسماعیلی ،صدا بردار:سیامک نیازی ،تصویر بردار:فرشید علیزاده ،طراح گریم :احسان روناسی، دستیار تهیه :امین راک ./120 | ||||||||
| اكبر عبدي و محمدرضا شريفينيا قطعي شدند؛ 35 بازيگر در «اخراجيها 2» | |
![]() |
|
سینمای ما - اكبر عبدي و محمدرضا شريفينيا براي بازي در فيلم جديد مسعود ده نمكي قرارداد بستند تا اولين بازيگران قطعي «اخراجيها2» باشد. اخراجيها (2) همچنان در مرحله انتخاب بازيگر قرارداد و قرار است 35 بازيگر در اين پروژه جلوي دوربين ده نمكي بروند. حضور اين تعداد بازيگر در يك فيلم سينمايي اتفاقي بيسابقه در سينماي ايران است. باقر عباسي كه يكي از هنرمندان آزاده است به عنوان دستيار كارگردان با مسعود ده نمكي در اين فيلم همكاري ميكند. عباسي در دوران اسارت نيز در حوزه نويسندگي فعاليت داشته و در نگارش فيلمنامه «اخراجيها2» نيز به عنوان مشاور همكاري كرده است. نكته جالب درباره اين پروژه حضور هنرمندان آزاده در فيلم است. ده نمكي قصد دارد براي همه نقشهاي هنروران فيلمش حتي نقش عراقيها نيز از آزادگان استفاده كند. ده نمكي و كاسهساز همچنان سرگرم انتخاب بقيه بازيگران و عوامل اين فيلم هستند تا «اخراجيها2» نيمه خردادماه جلوي دوربين برود. «اخراجيها2» يك فيلم اردوگاهي صرف نيست و قرار است در سه بخش شهري، جنگ و اردوگاه فيلمبرداري شود. در اين فيلم به اتفاقات نادري درجنگ تحميلي اشاره ميشود كه براي اولين بار به تصوير درميآيند. اتفاقاتي كه تاكنون در مورد آنها سخني به ميان نيامده است. تورج منصوري قرار است «اخراجيها2»را فيلمبرداري كند و شريفينيا نيز در مقام انتخاب بازيگر در اين پروژه حضور دارد. پروانه ساخت اين فيلم اواخر سال گذشته از سوي اداره نظارت و ارزشيابي وزارت ارشاد صادر شده است . منبع خبر : بانی فیلم | |
ایرنا:محمد حسين صفار هرندي " وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي ، سال ۱۳۸۷را سال شكوفايي فرهنگي در كشور دانست و گفت: مصمم هستيم امسال را به ويتريني از بهترين خدمات و شايسته ترين اقدامات فرهنگي و هنري تبديل سازيم .
| كد خبر: ۸۵۸۳ |

|
| |||||||||||||||||||||||||||||
| » تحليل فيلم سينمايي به همین سادگی؛ زنی در آستانه فروپاشی | |
|
| آهنگ « خدا چرا ؟ » با صدای حامد بهداد برای دانلود | |
![]() |
|
اختصاصی سینمای ما ـ امیر کاظمی : چندی پیش پس از انصراف احسان خواجه امیری برای خواندن این قطعه ٬ حامد بهداد قطعه ای را برای فیلم « مجنون لیلی » خواند . این فیلم هم اکنون با صدای حامد بهداد در سینما های سراسر کشور اکران است . در ادامه می توانید قطعه « خدا چرا ؟ » را با صدای جامد بهداد دانلود کنید . بهداد پیش از این به عنوان هم آوا به عضویت گروه دارکوب به سرپرستی محمدرضا گلزار در آمده بود . این نخستین قطعه ضبط شده از این بازیگر جوان سینما به عنوان خواننده است . | |
| انتقادها نسبت به تصوير سريال مهران مديري از اهل ادبيات ادامه دارد: عاقلانه است که فرهیختهترین، کمتعداد ترین و بیدفاعترین بخش از هنرمندان را بیش از پیش منزوی کنیم؟ | |
![]() |
|
سينماي ما- بخشهايي از سريال تازه مهران مديري در ايام نوروز درباره هنرمندان و اهل ادبيات، اين روزها موضوع بحث . انتقادهاي مختلفي قرار گرفته است. اين هم يكي از اين تظهارنظرها مخالف در اين موضوع است كه در وبلاگ توكا نيستاني منتشر شده است: منبع خبر : وبلاگ توكاي مقدس | |
|
| |||||||||||||||||||||||||||||
| بهاره رهنما از بازي در «دايرهزنگي» ميگويد: به کارگردان پیشنهاد دادم به من فرصت بدهد و اگر بازی متفاوتی ارائه دادم با حضورم در نقش موافقت کند | |
![]() |
|
سينماي ما- بهاره رهنما بازی در فیلم سینمایی "دایره زنگی" به کارگردانی پریسا بختآور را بهترین فرصت برای آغاز دوره جدید بازیگری خود دانست و گفت به کارگردان پیشنهاد دادم به من فرصت بدهد و اگر بازی متفاوتی ارائه دادم با حضورم در نقش موافقت کند. واقعا تلاش کردم و بختآور در تست گریم غافلگیر شد. من نقش شعله را در "دایره زنگی" از خودم متفاوت و مسنتر ترسیم کردم. مجموعه طراحی لباس و گریم، کارگردانی مناسب و تلاش خودم باعث شد نقش متفاوت از سایر نقشهایم جلوه کند." وی ادامه داد: "معتقدم بازیگری که به سی و چند سالگی میرسد برای ورود به دوره بعدی کار خود به تغییرات نیاز دارد. "دایره زنگی" برای من بهترین فرصت بود تا دوره جدید خود را در بازیگری آغاز کنم. من در این فیلم در نقش زنی میانسال ظاهر شدم که برای اثبات شاعر بودن خود تلاش میکند؛ زنی که با برونگرایی در نوع ظاهر خود قصد دارد بگوید من هستم." بازیگر نقش شعله "دایره زنگی" را اثری متفاوت در کارنامه خود دانست و افزود: "فیلم اثری بدیع در داستانگویی و فیلمبرداری است. البته من در گذشته در فیلمهایی با روایتهای غیرخطی و غیرکلاسیک مثل "شبانه" و "گاوخونی" بازی کردهام و معتقدم این فیلم با وجود فروش خوب متعلق به سینمای عامهپسند نیست." وی درباره حضور خود در یک فیلم اول گفت: "اصولا فیلمسازان در ساخت فیلم اول خود با شور و اشتیاق کار میکنند و با نگاه خوب وارد سینما میشوند. به همین دلیل عمدتا فیلمهای اول از کارهای ماندگار سینما محسوب میشوند و من از حضور در چنین فیلمهایی استقبال میکنم. فیلمنامه برای من اهمیت زیادی دارد و در این فیلم نیز یکی از دلایل قبول نقش فیلمنامه موفق بود." رهنما ادامه داد: "من با پریسا بختآور در چند پروژه موفق همچون مجموعه تلویزیونی "من یک مستاجرم" و نمایش "پیش از ناشتایی" همکاری کرده بودم و به نوعی ایشان را یک کارگردان جدی و کوشا میدانم. به همین دلیل از قبل به کاری که قرار بود با این گروه انجام دهم اطمینان داشتم." بازیگر "دایره زنگی" در پایان گفت: "این فیلم جزو آثاری است که مفاهیم اجتماعی را به طور خاص و ظریف بیان و ما را متوجه اتفاقی میکند که اکنون برای نسل جوان در حال شکلگیری است. مجموعه بازیها، حضور ستارها کنار هم، بداهههای محمدرضا شریفینیا و مدیری، کارگردانی، فیلمنامه و ... از معیارهای مهم فیلم هستند که میتوانند باعث ارتباط خوب آن با مخاطب شوند." منبع خبر : مهر | |
دایره زنگی؛ پرفروش ترین فیلم نوروزی | |
|
| فروش 315 میلیون تومانی "مجنون لیلی" پس از دو هفته نمایش | ||||||
| تهران- خبرگزاری ایسکانیوز:فروش "مجنون لیلی" آخرین ساخته ی قاسم جعفری پس از گذشت دوهفته از آغاز اکران عمومی آن از مرز 315 میلیون تومان عبور کرد. | ||||||
مجنون لیلی عاشقانه ای شهری است که دو شخصیت اصلی قصه فرهاد و پروانه که نمادی از عشق های اسطوره ای ایران هستند در مسیر پر فراز ونشیبی در کنار هم قرار می گیرند اما در روز ولنتاین حادثه این دو را از هم جدا میکند ولی کادوی ولنتاین در طول یک شبانه روز مسیر زندگی این دو دلداده را تغییر می دهد و به هر کدام به شناخت جدیدی از عشق و دوست داشتن می رسند ... بازیگران و عوامل اصلی فیلم مجنون لیلی عبارتند از : بازیگران : محمد رضا گلزار / الناز شاکردوست / حمید گودرزی / حامد بهداد / نیما شاهرخ شاهی / السا فیروز آذر / یوسف تیموری / گلاره عباسی / احمد پورمخبر / زهره مجابی / رامین راستاد / لعیا باستانی / کامران فیوضات / گلی اکبری / پروین میکده / فرخنده فرمانی زاده / سیامک قاسمی / داود چرخت / نورالدین جوادیان / سیامک راشدی / مهشید سلطانی / حسن نجفی / صدیف آرمیده . با حضور : ابوالفضل پورعرب و رضا رویگری با معرفی : شهرزاد جعفری / آترین دانشور / سمیه طاری کارگردان : قاسم جعفری / مدیر فیلم برداری : علیرضا زرین دست / نویسندگان : فرهاد نوری – مسعود صحت/مشاورین فیلمنامه : حمید رضا آذرنگ – هادی مقدم دوست / مدیر تولید : یوسف صمد زاده / دستیار کارگردان و برنامه ریز : بهمن گودرزی / تدوین : حمید سیفی / موسیقی :احسان خواجه امیری / صدابردار : آرش برومند سرمایه گذاران : حسن رحیم منفرد – صدیقه صحت . پخش : فیلمیران | ||||||
| خبرنگار:348 | ||||||
| سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي فيلم اهانتآميز «فتنه» را محكوم كرد | |
![]() |
|
سینمای ما سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي طي بيانيهاي در خصوص فيلم ضد اسلامي نماينده پارلمان هلند، دسيسه جديد دشمنان اسلام در توليد فيلم اهانت آميز «فتنه» را محكوم كرد. به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي سازمان فرهنگ و تبليغات اسلامي، اين سازمان طي اين بيانيه، دسيسه جديد دشمنان اسلام در توليد فيلم اهانت آميز «فتنه» را محكوم نموده اين توطئه را حلقهاي ديگر از اقدامات ضداسلامي براي مخدوش كردن چهره سراسر رحمت و عطوفت اسلامي و قرآن كريم آخرين كتاب مقدس الهي خواند و همچون ساير نهادهاي اسلامي و بينالمللي خواهان برخورد قاطع و شايسته همه مجامع فرهنگي و حقوقي با اين توطئه تفرقه انگيز شد. اين بيانيه ميافزايد: در جهان خسته از خشونت و افراطيگري كه بيشترين نياز به آرامش، صلح و همزيستي مسالمت آميز و ارتقاي معنويت احساس ميشود، متأسفانه اقدامات ضد ارزشي و ضد اخلاقي از سوي عناصر تندرو و افراطي مدعي آزادي آسيب جدي به تحقق اين اهداف وارد ميسازد. اين بيانيه ادامه ميدهد: محكوميت اين اقدام تفرقه انگيز توسط نهادها و مجامع بينالمللي و منطقهاي نشان از خواست جهاني در جهت جلوگيري از به خطر افتادن صلح بينالمللي در نتيجه اين اقدامات مرزشكنانه و ضد ديني و اخلاقي است. در پايان اين بيانيه آمده است: اين اقدام بار ديگر تكليف اساسي مراكز و نهادهاي علمي، فرهنگي و هنري جهان اسلام در جهت پرداختن و شناسايي ابعاد مختلف اسلام و قرآن كريم به جامعه بشري امروز را ايجاب ميكند و سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي آمادگي خود را در جهت همكاري براي توليد و ارائه آثار فاخر فرهنگي و هنري در كنار ديگر فعاليتهاي علمي خود اعلام ميدارد. منبع خبر : فارس | |
| سامان سالور بهشدت از وضعيت سينماي ايران انتقاد كرد طنزها نود شبي اكران ميشود و مرگ سينما در راه است | |
![]() |
|
سينماي ما- طنزهاي نود شبي روي سردر سينماها آمده است و با اوضاع بدي که سينما با آن مواجه شده، به نظر مي رسد مرگ سينماي ايران در راه باشد. سامان سالور کارگردان سينما ضمن بيان مطلب فوق افزود: در سينماي کنوني بجز چند فيلم فارسي، چند بازيگر و تهيه کننده مشخص چيز قابل توجهي نيست. بين فيلمسازي و آهن فروشي هم تفاوت چنداني وجود ندارد. سينماگران ما براي انتخاب يک فيلم متفاوت و استاندارد در زمان اکران با مشکل مواجه مي شوند. وي ادامه داد: در اين چند سال اخير هيچ فيلم ايراني در جشنواره کن، يکي از بزرگ ترين فستيوال هاي فيلم دنيا حضور ندارد و براي سينماگران ما حضور در اين جشنواره آرزو شده است. متاسفانه طنزهاي نود شبي روي سردر سينماها آمده است و با اوضاع بدي که بدنه سينما با آن مواجه شده، به نظر مي رسد مرگ سينماي ايران در راه باشد. بسياري از سينماگران ما براي گذران روزگار در تلويزيون کار مي کنند. فيلمسازان جوان هم که مي خواهند سينما را متحول کنند، آنقدر از آنها حمايت نمي شود که مجبورند فيلم گيشه اي بسازند. کارگردان فيلم "چند کيلو خرما براي مراسم تدفين" در ادامه تصريح کرد: با اين وضعيت نابسامان سينما نمي توان انتظار داشت سطح سليقه تماشاچي را بالا برد. زيرا سينماي استاندارد در ايران وجود ندارد. بيشتر فيلم هايي که اکران مي شوند هيچ سوژه يا بجز حضور يک دختر و پسر که عاشق هم مي شوند، ندارند و در حال حاضر هم از اين نوع سينما حمايت مي شود. سالور در ادامه اظهارکرد: سياست گذاران فرهنگي برخلاف شعارهايي که در زمينه حمايت از سينما مي دادند، عمل مي کنند. 90 درصد امکانات محدود سينماي ايران صرف حمايت از فيلم هاي کم ارزش مي شود. با اين شرايط چطور مي توان انتظار داشت فيلم ساز دلزده نشود. اين کارگردان جوان سينماي ايران به برگزاري جشنواره فيلم فجر اشاره کرد و افزود: جشنواره فيلم فجر هم وضعيت چندان قابل بحثي ندارد. در بسياري موارد مشاهده مي شود که به طور مثال سه فيلم کانديد دريافت سيمرغ بلورين مي شوند و در کمال ناباوري يک فيلم ديگر جايزه را مي گيرد که سريال آن از تلويزيون نيز پخش شده است. متاسفانه نگاه غيرکارشناسانه اي بر جشنواره فيلم فجر حاکم است. وي تصريح کرد: در تمام دنيا جشنواره ها را براي حمايت از فيلمسازان جواني برگزار مي کنند که به نوع ساختار شکني کرده و تفکري در پشت سوژه هاو فيلم هاي آنها وجود دارد اما در ايران جشنواره فيلم فجر تبديل شده به جايي براي اکران فيلم هايي که قرار است به اکران عمومي در بيايند. با اين اوضاع بايد فيلمسازان ما دست هاي خود را به نشانه تسليم بالا ببرند و با اين وضعيت کنار بيايند. منبع خبر : شبكه برنا | |
| » مرد هزار چهره سانسور شده بود!؟ | |
|
|
سانسور در مرد هزارچهره | |||||
|
روزنوشته ها: از همان آغاز پخش سریال «مرد هزارچهره»، نام سه نفر از مجریان مشهور سیما، یعنی محمود شهریاری، رضا رشیدپور و محمدرضا حسینیان به چشم میخورد. البته قرار بود این افراد، فقط نقش خودشان را بازی کنند. محمود شهریاری که در قسمت سوم، بهعنوان مجری همیشه شاد و شنگول مراسم قرعهکشی بانک، بازی کرد. اما نقش رضا رشیدپور و زمان ورود او به داستان دستخوش تغییر عظیمی شد و محمدرضا حسینیان (مجری شبکهی ٣ - برنامهی سینما گلخانه) بهکلی از فیلم حذف شد. و این در حالی بود که حتی تا آخرین قسمت سریال، نام این هر سه نفر در ابتدای تیتراژ پایانی آورده میشد. آنچه اظهر منالشمس است و هر بینندهی کمتوجهی هم درمییابد آن است که سریال مرد هزارچهره، از نیمهی راه بهبعد دچار ممیزیهای بعضاً جزئی و در پارهای موارد کاملاً اساسی شده است. این قضیه یک بار در حذف عبارت «توی پرانتز فرهنگ» از پایان نام «قزاقهمندیان» نمود آشکاری یافت و این بار، در آخرین قسمت سریال، با تغییر نقش رشیدپور، حذف حسینیان و برداشت مجدد سکانس آخر، کاملاً مشهود بود. در آنونس، رضا رشیدپور را میدیدیم که پشت یک میز (احتمالاً میز قزاقهمندیان) مؤدب و موقر نشسته و این دیالوگ را میگوید: «اصل مطلب که دستبوسی شماست...» و آنچه پیداست ما این سکانس را (و احتمالاً چندین و چند بخش دیگر را) هرگز ندیدیم... |
فرهنگ و هنر
فيلم جعلي و ضد ايراني پرسپوليس ساخته مرجان ساتراپي و ونسان پرونو قرار است در لبنان اكران شود.
خبرگزاري فرانسه گزارش داد: ممنوعيت نمايش اين اثر جعلي در پي انتقادهاي برخي محافل سياسي و فرهنگي لبنان و با موافقت دفتر مميزي اين كشور لغو شده است.
يك مقام لبناني با اعلام اين مطلب به خبرگزاري فرانسه گفته است كه با پخش دوبار؟ فيلم پرسپوليس در سينماهاي لبنان از نو موافقت شده است.
همچنين مدير امنيت عمومي لبنان كه رياست دفتر مميزي اين كشور را نيز بر عهده دارد دراينباره گفته است كه اين دفتر مانع اكران شدن فيلم پرسپوليس كه گفته ميشود به اسلام و ايران حمله ميكند، شده است.
فيلم جعلي پرسپوليس با تحريف ، روايتي مخدوش از فضاي ايران و انقلاب اسلامي مردم ايران است.