دو نفر از ناکجا آباد

منبع: ایراسان

حتما در جريان هستيد كه اين روزها فيلم " مجموعه دروغها " با بازي لئوناردو دي كاپريو ، راسل كرو و گلشيفته فراهاني روي پرده سينماهاي آمريكاست. مي خواهيم جداي جنجالهايي كه به خاطر عكسهاي بي حجاب گلشيفته در ايران به پا شد و افراد مختلف را به حرف آورد ، سراغ اين فيلم برويم و ببينيم اين " مجموعه دروغها " كه مي گويند دقيقا چيست . فقط اين نكته را به خاطر داشته باشيد كه نقل قولهايي كه خواهيد خواند ، از معتبرترين و به روز ترين منابع سينمايي گرفته شده اند .

 

" راجر فريس " ( دي كاپريو ) يكي از جاسوسان برجسته پنتاگون است كه قرار است فعاليتي را در خاور ميانه آغاز كند. او به زبان عربي مسلط است و قابل اعتماد همه ،‌حتي دشمنان . كساني كه راجر ، جاسوسي شان را مي كند ، حتي يك درصد هم احتمال نمي دهند راجر جاسوس باشد. مسلم است كه او آنقدر كارش را خوب بلد بوده كه جاسوس برتر پنتاگون شناخته شده است. او براي فردي به نام " اد  هافمن " ( كرو ) بازي مي كند. كرو ، رئيس فوق العاده سختگيري است كه همه دستوراتش را از طريق تلفن همراه با مامورش – راجر – در ميان مي گذارد. جالب اينجاست كه كيفيت آنتن دهي تلفن هاي همراه عالي است، طوري كه هر وقت لازم است اين دو نفر با هم صحبت كنند، آنتن دهي معركه است و هيچ وقت هم  صداي آن خانمي كه مي گويد No response to paging  شنيده نمي شود. ( ظاهرا آنتن دهي تلفن هاي همراه در آمريكا هم  چندان جالب نيست كه منتقدحرفه اي ما خواسته گله اش از مخابرات كشورشان را اينطوري به گوش مسئولان برساند. ) دي كاپريو قرار است آمار يكي از سران القاعده به نام  " السليم " را در بياورد و براي اينكه به هدفش برسد و سليم را از خانه امنش بيرون بكشد، به انواع نقشه ها متوسل مي شود.  هر از چند گاهي در فيلم ، نماهايي از ساختمان هاي بلند و سر به فلك كشيده مي بينيم و نماي بعدي كات مي خورد به راسل كرو كه دارد داخل آپارتمانها را چك مي كند. اين يعني اينكه  ريدلي اسكات – كارگردان – خواسته به اين وسيله توانايي هاي كشورش و CIA را به رخ بكشد و بگويد :‌ " ما مي توانيم " .

جاسوس بودن كار سختي است، مخصوصا اينكه بخواهي وسط جنگ و خونريزي ، جاسوس هم باشي و ضمنا مواظب باشي خودت لو نروي. اين كه رئيس سرسختي داشته باشي كه فقط از طريق تلفن با تو در تماس باشد و  وظيفه ات اين باشد كه بمب ها را خنثي كني و افراد بي گناه را از مرگ نجات دهي، داستان خطي جالب و هيجان انگيزي براي يك فيلم مي تواند باشد. مشكل اينجاست كه اين داستان مهيج، نتوانسته موتور محرك  فيلم باشد و خود فيلم را به اندازه اين چند كلمه جذاب كند. ليست بازيگران حرفه اي و خوش سابقه ، كارگرداني ريدلي اسكات – كه همه كارگرداني گلادياتورش را به ياد داريم – و حتي فيلم نامه اي از ويليام موناهان – فيلم نامه نويس " جدا افتاده " اسكورسيزي – نتوانسته برگ برنده فيلم باشد. 

با اينكه دي كاپريو  و راسل كرو ،‌بازيگران خوبي هستند و حضورشان به تنهايي مي تواند گيشه پر پولي براي يك فيلم تضمين كند، ولي در اين فيلم معلوم نيست چه بر سرستاره هايمان آمده كه فيلم اين طوري شده . دي كاپريو در جدا افتاده ( The departed ) ، نقش پليس مخفي را بازي كرده بود كه آنجا هم مواظب بود لو نرود و بچه مثبت فيلم بود، ‌با اين تفاوت كه اين گونه بازي كردنش در " جدا افتاده "، نفس تماشاگر را در سينه حبس مي كرد، ولي حالا چي ؟ هيچي !  گريم عجيبش براي پنهان كردن چهره هميشگي اش هم چندان موثر نبوده است. دي كاپريو، همان دي كاپريويي است كه مي شناسيم.

 


مشكل مجموعه دروغها اين است كه دو نفر را از ناكجا آباد به داستان پرتاب كرده و از ما توقع دارد بدون داشتن هيچ سابقه ذهني از اين دو كاراكتر اصلي ،‌ نقشهايي كه در تلاشند بازي كنند باور كنيم. مسلم است كه ما نمي توانيم. دي كاپريو مثل كساني كه زيادي مواد مخدر استفاده كرده اند، مدام از يك ايستگاه به ايستگاه بعدي مي دود و در رفت و آمد است. زحمات راسل كرو را براي در آوردن اين نقش انكار نمي كنيم، هر چه باشد او براي بازي به عنوان رئيس دي كاپريو، 50 پوند ( حدود 30 كيلو گرم ) وزنش را زياد كرد ولي نمي دانيم چرا بازي اش به دل نمي نشيند. شايد به اين خاطر باشد كه هر بار او را ديديم يا در حال حرف زدن با دي كاپريو از طريق تلفن همراه بود يا داشت با مانيتورهاي بزرگ مي ديد زير پايش چه خبر است ( خواسته اند بگويند ما خيلي تكنولو‍ژيك هستيم !) تعجبي ندارد كه تقابل هاي دي كاپريو و كرو اين قدر سطحي و دم دستي از آب در آمده است و فيلمي كه مي توانست خيلي هيجان انگيز باشد اين قدر حوصله سر بر و دم دستي از كار در آمده است.  فيلم در روزهاي اول اكرانش نتوانسته گيشه چندان موفقي داشته باشد . بايد صبر كرد و ديد فروش نهايي فيلم چقدر خواهد بود. آيا مي توان گفت اين فيلم از نظر اقتصادي موفق عمل كرده يا نه .
ولي يكي از حسن هاي خيلي خوب اين فيلم (!) ، ديدن بازيگر خوش چهره ايراني به نام گلشيفته فراهاني بود كه نقش پرستاري را بازي مي كند كه قرار است هفته اي يكبار واكسن ضد هاري به دي كاپريو تزريق كند و اواخر فيلم دي كاپريو به اين پرستار ( اسم كاراكترش عايشه است ) علاقه مند مي شود. ( در خبرگزاري ها آمده بود كاراكتر عايشه اين قدر خوب از آب در آمده كه ريدلي اسكات تصميم گرفته همه سكانس هاي مربوط به دي كاپريو و همسرش را در تدوين كنار بگذارد و مثلث عشقي كه قرار بوده بين دي كاپريو – همسرش و عايشه به وجود بيايد، با دو ضلع به كارش ادامه دهد .) بازي او در نقش پرستاري كه به سرگذشت بيمار آمريكايي خود علاقه نشان داده و اين توجه سرانجام تبديل به عشق مي شود كاملا باور پذير و قابل قبول است.
فيلم " مجموعه دروغها " از جديدترين محصولات كمپاني برادران وارنر است و درجه فيلم R  است.  اين رتبه يعني اينكه زير 16 ساله ها بايد اين فيلم را به همراه والدينشان ببينند . ( اي بابا ! چرا شما اينقدر منفي فكر مي كنيد ؟ فيلم به خاطر صحنه هاي خشنش ، اين درجه را گرفته. نه آن چيزهايي كه شما فكر كرديد. پشت سر جوان مردم حرف در نياوريد لطفا ).