دارید با تلفن حرف می‌زنید كه آن یكی زنگ می‌خورد و یك صدای گرم و مادرانه می‌‌گوید: «من علو هستم، ژاله علو». آن یكی تلفن را قطع می‌كنید تا همه حواستان به این صدای گرم و پرطنین باشد.
تماس گرفته تا درباره یك موضوع خاص تذكر بدهد. ولی چه فرصتی بهتر از این، برای یك گپ و گفت دوستانه و كوتاه؟
● موافقید از دوبله شروع كنیم؟
▪ ولی من كه ۳ - ۲ سال است دیگر كار دوبله نمی‌كنم.
● جدا؟ چرا؟
▪ نمی‌دانم. قسمت دوبلاژ در زمان ریاست قبلی سازمان به من كم‌لطفی كرد و ادامه همكاری ما ممكن نشد. من هم با نرمی آمدم كنار. البته بعدش یكی دو بار هم دعوت شدم. ولی دیگر ذوق و شوقم از بین رفته بود. دوبله را خیلی دوست دارم. ولی چیزهایی پیش آمد كه دیدم بهتر است آبرویم را حفظ كنم و در خانه بنشینم.
● ولی شما كه خودتان مدیر دوبلاژ بودید؟
▪ بله، از اولین فیلمی كه در ایران دوبله شد تا همین ۳ سال پیش، كار دوبله و مدیریت دوبله را به عهده داشتم. مدیریت دوبلاژ انیمیشن‌هایی مثل نسخه اصلی «پینوكیو» یا «گربه‌های اشرافی»، «سفیدبرفی»، «زیبای خفته» و بقیه انیمیشن‌های والت دیزنی را به من می‌دادند یا سریال اوشین ۲ سال و نیم وقت گذاشتم و كلی فیلم سینمایی و سریال را از دست دادم.
● بعد از سریال «ساعت شنی» بازی دیگری هم از شما ندیده‌ایم.
▪ بله، دیگر آمادگی بازی ندارم. رفتارها و برخوردها محترمانه نیست. به هر حال به ما هم حق بدهید كه منتظر كمی احترام و نظم باشیم. من بعد از یك سال و خرده‌ای دستمزدم را گرفتم. ولی هنوز یك عده از عوامل این سریال پولشان را نگرفته‌اند.
● این كه خیلی حیف است ما دیگر صدای گرم شما و بازی خوبتان را نبینیم.
▪ به هر حال من هم به آرامش احتیاج دارم. شما هم اگر می‌خواهید صدای مرا بشنوید، رادیو گوش كنید. هنوز آنجا نمایش رادیویی، كارگردانی و بازی می‌كنم.
● كار در رادیو چگونه است؟
▪ من همیشه راضی بوده‌ام، حالا هم راضی‌ام. شرایط جدید خیلی خوب است. باید دید ناراضی‌ها چه انتظاراتی دارند.
● قاعدتا مهم‌ترین بخش نارضایتی به مسائل مالی برمی‌گردد؟
▪ از نظر مالی كه ما هیچ‌جا مصونیت نداریم. دستمزدهای رادیو هم واقعا نسبت به برنامه‌های تلویزیونی خیلی پایین‌تر است. ولی در عوض هم اصالت دارد و هم شما را راضی می‌كند. نظمش هم قابل قبول‌تر است.
● لابد بخش مالی قضیه را هم با خواندن آگهی جبران می‌كنید. درست است؟
▪ اصلا دلم نمی‌خواهد آگهی بخوانم. هیچ وقت هم این كار را نكرده‌ام. خدای ناكرده به آن همكارانی كه این كار را می‌كنند، توهین نشود می‌گویم من توانایی این كار را ندارم. ولی متاسفانه از توانایی شعر خواندن من هم درست استفاده نمی‌شود.
● خیلی شاكی هستید خانم علو!
▪ چه بگویم؟ به قول آقای كشاورز: از دست عزیزان چه بگویم، گله‌ای نیست / گر هم گله‌ای هست، دگر حوصله‌ای نیست.
● هنرمندان معمولا از دریافت فیدبك‌ها و واكنش‌های مخاطبانشان انرژی می‌گیرند. حالا كه مشتری رادیو هم درست یا غلط كم شده، شما این انرژی را از كجا تامین می‌كنید؟
▪ بله، مخاطب رادیو كمتر شده؛ ولی در تهران و برای شما گرفتارها. خیلی جاها مردم هنوز رادیو را كنار نگذاشته‌اند. آن انرژی هم خیلی زیاد به من می‌رسد. وگرنه من ۶۰ سال اینجا نمی‌ماندم.
● راستی تغییر و تحولات رادیو بویژه در بخش اداره كل نمایش از نظر شما چطور بود؟
▪ خیلی خوب بود و به نظرم، روند جدید به بچه‌ها نیروی خیلی زیادی داد. خیلی از كارهایی را كه نمی‌توانستیم، داریم انجام می‌دهیم. برای همین فكر می‌كنم بچه‌ها هم خیلی راضی باشند.
● و حرف آخر؟
▪ امیدوارم به رادیو توجه بیشتری شود.
● منظورتان از «توجه» همان است كه شاعر می‌گوید «از هر چه بگذریم، سخن دوست خوش‌تر است» و اینها دیگر؟‌
▪ نه (خنده)‌ سخن دوست این است كه رابطه خوب ما با مردم ادامه پیدا كند. در این كار، عشق ونیرویی كه از مردم می‌‌گیریم، خیلی مهمتراز پول و این حرف‌هاست.

جابر تواضعی‌  
   
 
 
 
 
   مصاحبه : روزنامه جام‌جم