جهان پهلوان تختي‌ /تصوير يك اسطوره‌
Image

سال‌هاي پاياني زندگي غلامرضا تختي و بخصوص آخرين روزهاي زندگي او در چنان هاله‌اي از ابهام قرار گرفته كه تا به حال هرگونه تلاش و جستجويي براي يافتن علت مرگ او و تبديل جهان پهلوان به يك اسطوره ملي ميهني همچنان به نتيجه مشخصي نرسيده است. خيلي‌ها در آن روزي كه تختي در يك صبح زمستاني در اتاق يك هتل با زندگي وداع كرد، دستگاه پليس امنيتي رژيم شاه و ساواك را مقصر دانستند تا شبهه خودكشي او كم‌رنگ‌تر به نظر برسد و اسطوره‌اي كه تا آن زمان قهرمان يك ملت بود، با اين فعل درهم نشكند.
 هر چند در نهايت چگونگي رقم خوردن سرانجام جهان پهلوان همچنان در هاله‌اي از ابهام باقي ماند. در چنين شرايطي مرحوم علي حاتمي سراغ اين اسطوره تاريخي مي‌رود و تصميم مي‌گيرد سير زندگي او را از ابتدا تا سرانجام به تصوير بكشد. از خاني‌آباد باشگاه پولاد، اين كه چطور به عضويت تيم ملي درآمد، به خدمت سربازي رفت، به قهرماني جهان رسيد، ازدواج كرد، دردو المپيك رم و توكيو شكست خورد، به عضويت جبهه ملي درآمد و .... هر چند در اين بين بعضي از نقاط زندگي او مثل اختلافات خانوادگي‌اش يا شبهه قتل يا خودكشي او همچنان در مرحله نگارش فيلمنامه، محل بحث و ترديد بود و روي اين بخش از زندگي تختي وسواس و دقت زيادي اعمال مي‌شد. در همين شرايط بود كه مرحوم علي حاتمي درگذشت و ساخت فيلم را بهروز افخمي به عهده گرفت. البته هنگامي كه سرانجام از بين چند كارگرداني كه براي به دست گرفتن اين پروژه معرفي شدند، قرار شد افخمي اين فيلم را بسازد خيلي‌ها تعجب كردند. اما اين نكته را نبايد فراموش كرد كه افخمي پيش از جهان پهلوان تختي پروژه ناتمام كوچك جنگلي (ناصر تقوايي) را به دست گرفته و به سرانجام رسانده بود و نتيجه كار هم قابل قبول بود. هر چند اين بار بهروز افخمي مثل كوچك جنگي آنچه را كه مرحوم حاتمي آغاز كرده بود، ادامه نداد. بلكه آن را دستمايه‌اي براي ساختن فيلم خودش قرارداد و به اين ترتيب يكي از بهترين فيلم در فيلم‌هاي تاريخ سينماي ايران و يكي از مدرن‌ترين آثارش را ارائه داد. فيلم به نوعي حديث نفس و روايت سازنده آن از مراحل ساخت اثر و شايد  به نوعي پشت صحنه فيلمي است كه قرار بود توسط مرحوم علي حاتمي ساخته شود. افخمي فيلم را اين گونه ساخت كه تهيه كننده فيلم تختي پس از ناتمام ماندن آن به دليل مرگ علي حاتمي، به كارگردان جواني (با بازي خوب فريبرز عرب‌نيا) پيشنهاد مي‌كند كه كارگرداني اين اثر ناكام را به عهده بگيرد. كارگردان به اصرار همسرش (نيكي كريمي) كه در فيلم ناتمام تختي منشي صحنه بوده، پيشنهاد تهيه كننده را مي‌پذيرد، اما هنگامي كه با اظهارنظرهاي متناقض و متفاوت و فيلمنامه‌هاي مختلف و مشكوك مواجه مي‌شود، شور و شوق اوليه‌اش را از دست مي‌دهد. در همين حال، يك پيرمرد ناشناس كه معتقد است همه درباره تختي دروغ مي‌گويند و او اطلاعاتي دارد كه در اختيار كسي نيست، با او تماس مي‌گيرد و او را به فكر تحقيق دوباره مي‌اندازد و كارگردان سراغ مطالعه روزنامه‌ها و ديدن راش‌هاي علي حاتمي مي‌رود. در عين حال كارگردان مي‌فهمد كه پيرمرد قبلا با علي حاتمي نيز تماس گرفته و اطلاعاتش را به رخ او هم كشيده است. همسر كارگردان با همسر تختي تماس مي‌گيرد و او مي‌گويد كه همه وي را در خودكشي تختي مقصر مي‌دانند و از همان ابتدا هم مايل به ساخته شدن چنين فيلمي نبوده است. كارگردان به همراه خسرو نظافت دوست  قهرمان سابق كشتي آسيا كه در فيلم حاتمي نقش تختي را بازي كرده  با آشنايان مختلف تختي صحبت مي‌كند و هر كسي از ديد خود ماجرا را نقل مي‌كند. در نهايت پيرمرد، كارگردان را به يك هتل راهنمايي مي‌كند تا در آنجا با كارگردان تماس بگيرد. او بسته‌اي را براي كارگردان مي‌فرستد كه حاوي نوشته‌هايي مشابه دستخط كارگردان است و با يك تماس تلفني مدعي مي‌شود كه خود قبلا يك عريضه‌نويس بوده كه در جعل خط هم مهارتي داشته و با زور، مجبور شده متن خودكشي تختي را بنويسد. كارگردان مي‌فهمد كه حاتمي از پيرمرد خواسته بوده كه 3 ميليون تومان از او بگيرد و در حضور خودش دستخط تختي را تقليد كند كه پيرمرد از ترس، پيشنهاد او را نپذيرفته است.

نمايش جهان پهلوان تختي پس از يك سال تاخير به طور بي‌سابقه و غيرقابل انتظاري با استقبال تماشاگران مواجه شد. اين در حالي است كه برخلاف انتظار خيلي از كساني كه به سينماي افخمي علاقه داشتند فيلم از نمونه‌هاي غيرمتعارف كارنامه سينمايي او بود. ضمن اين كه توقف يك ساله فيلم و اشتياق مردم براي ديدن آن هم در اين اقبال بي‌تاثير نبود. فيلم نه تنها با استقبال تماشاگران مواجه شد، بلكه منتقدان هم به آ‌ن روي خوش نشان دادند و تا همين امروز هم خيلي‌‌ها آن را در كنار شوكران جزو بهترين فيلم‌هاي افخمي مي‌دانند. شكي در اين نيست كه ادامه راه مرحوم حاتمي و به دست گرفتن پروژه‌اي چنين حساس و بحث برانگيز يكي از بزرگ‌ترين ريسك‌هايي بود كه يك كارگردان  هر قدر توانا  مي‌توانست انجام دهد. اما افخمي با زيركي و درايت خاصي خود را از اين مخمصه رها كرد و ايده ساختن فيلم را موقعيت خودش هنگام در دست گرفتن پروژه قرار داد. اين ايده هوشمندانه به جاي اين كه نوعي وجه زندگينامه‌اي به فيلم ببخشد  آنچنان كه مدنظر مرحوم حاتمي بوده ‌ فيلم را تبديل به يك اثر كلاسيك‌ معمايي كرده كه در آن يك كارگردان و دستيارانش سعي در گره‌گشايي از يك معما دارند؛ معماي مرگ تختي. در كنار اين الگو، فيلم به دليل شيوه پرداخت و باز همان ايده اصلي، نوعي وجه مستند گونه هم پيدا كرده كه بخصوص در نمايش آدم‌هاي عادي و شاهدهايي كه خاطرات و نظراتشان را درباره تختي مي‌گويند، پررنگ‌تر هم مي‌شود. مهم‌تر از همه اينها پايان بندي فيلم است كه آن را از نمونه‌هاي اندك شمار مشابهي كه در سينماي ايران ساخته شده جدا مي‌كند و جلوه‌اي ديگر به آن مي‌بخشد. آن حس و حال وهم‌انگيز و معماگونه‌اي كه در طول فيلم جريان دارد، با پايان بندي آن به اوج خود مي‌رسد: فيلمساز معماي قتل تختي را همچنان ناگشوده مي‌گذارد و با پايان فيلم تنها چيزي كه نصيب تماشاگر مي‌شود، ابهام‌ها و معماهاي بيشتري است كه در طول فيلم مطرح شده‌اند و هيچ‌كدام به جواب قاطع و قابل قبولي نمي‌رسند.

پس از تماشاي فيلم تماشاگر از خود مي‌پرسد كه بالاخره قاتل تختي چه كسي بود و اصلا آيا قتلي در كار بوده يا او خودكشي كرده؟ اما نكته اينجاست كه «مساله> بهروز افخمي در جهان پهلوان تختي اصلا پاسخ دادن به اين سوال نبوده و همانطور كه گفته اين قضيه فقط دستمايه‌اي بوده براي روايت يك داستان معمايي و حتي شايد بتوان گفت نوار در سينماي ايران هر چند فيلم در جريان درام، شخصيتي از تختي هم بخصوص به مخاطب جوان و نوجوان معرفي مي‌شود كه البته اين بخش از فيلم بيشتر متكي برگفتار متن‌هاي روي فيلم‌هاي مستند يا راش‌هاي مرحوم حاتمي است و اين هم بخشي از درايت فيلمساز بوده كه توانسته به‌گونه‌اي اين شخصيت را براي تماشاگر معرفي كند كه تداخلي با روند اصلي و جريان درام نداشته باشد. هر چند فيلم در پايان گره از معماي طرح شده‌اش نمي‌گشايد و تماشاگر را با تعداد زيادي سوال بي‌جواب باقي مي‌گذارد، اما گاه نفس طرح پرسش و ايجاد شك و ترديد در مخاطب مي‌تواند از بسياري جواب‌ها ارزشمندتر و عميق‌تر باشد. اين چيزي است كه شايد مهم‌ترين نقطه قوت اين اثر خوب بهروز افخمي باشد.

            مسعود ثابتي‌