مهرماه 1387 مصادف با پنجاهمين سال پديداري تلويزيون در ايران است. اين مناسبت انگيزه را براي تدوين تاريخ تلويزيون در ايران، نقش و جايگاه آن در طول زمان در تحولات سياسي، فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي آن در 50 سال اخير دوچندان مي کند.

اين پديده تکنولوژيک و ابزار ارتباطي اندکي بيش از دو دهه پس از پيدايي نخستين تلويزيون ها در جهان وارد ايران شد. در سال 1337 شاه به پيشنهاد يک بازرگان بهايي براي ايجاد يک فرستنده تلويزيون تجاري پاسخ مثبت داد. اين خانواده بخش عمده يي از درآمد خود را از محل واردات پپسي کولا از امريکا و عرضه به بازار ايران به دست مي آوردند. مجلس وقت به اين تلويزيون- تلويزيون ايران (TVI)- اجازه فعاليت داد و تا پنج سال آن را از ماليات معاف کرد. از ديدگاه بسياري ارتباط شناسان و جامعه شناسان ارتباط جمعي اين تلويزيون به عنوان ابزاري براي مصرف گرايي تعبير مي شد به ويژه که درآمد آن از محل پخش آگهي ها بود. خانواده «ثابت پاسال» که به اين شکل انحصار تلويزيون را در دست داشتند همچنين مجوز واردات گيرنده هاي مارک RCA از امريکا را کسب کرده بودند. بخش مهمي از برنامه هاي اين کانال فيلم ها و سريال هاي امريکايي بودند که آشکار و پنهان مصرف گرايي به شيوه امريکايي (روياي امريکايي) را تبليغ مي کردند.(محل اين تلويزيون ساختمان قديمي امروز شبکه دوم سيما بود.)

تاسيس اين تلويزيون با چنين محتوايي را مي توان به عنوان بخشي از سياست ها، نقشه ها و طرح هاي امريکاييان(معروف به اصل چهار) تلقي کرد که مقدمات آن در دولت «حسين علاء» (اول فروردين 1334 تا 12 فروردين 1336) فراهم شده و در دولت دکتر منوچهر اقبال(14 فروردين 1336 تا 6 شهريور 1339) به اجرا درآمد و کساني که در اداره اصل چهار تربيت شده (به بچه هاي وارن موسوم بودند) به مناصب حساس گمارده شدند تا فرهنگ امريکايي در تمام شئون جامعه ايران- در عرصه هاي سياست، اقتصاد و فرهنگ- جريان يابد.

از سوي ديگر پس از بررسي هاي متعدد براي پرهيز از انحصار بهايي ها بر تلويزيون و استفاده از اين رسانه براي تحکيم مباني رژيم ايجاد تلويزيون ملي ايران تصويب و کار آزمايشي آن اين بار عمدتاً با تحصيلکردگان فرانسه در سال 1345 آغاز شد. تلويزيون ايران (TVI) به مالکيت آنها درآمد و به صاحب آن غرامت هاي مورد ادعايش پرداخت شد و TVI اين بار با نام شبکه دوم تلويزيون ملي ايران کارش را ادامه داد... اين تلويزيون نيز تاريخ خاص خود را دارد و نقش ها و ماموريت هاي خاص خود که در اين مقال نمي گنجد.

تاريخ تلويزيون در ايران سرشار از اتفاقات و رويدادهاي گوناگون و اثرگذار بر فرهنگ و سياست کل جامعه ايران چه پيش از دوران انقلاب اسلامي و چه پس از پيروزي انقلاب شکوهمند اسلامي است و مي توان از زواياي مختلف- چه به شکل سالشمار يا به لحاظ دوران تاريخي، چهره ها و ژانرها و گونه هاي برنامه ها و تحولات- آن را مورد بررسي قرار داد.

مي دانيم که بعضي وابستگان رژيم پهلوي در دو دهه اخير در خارج از کشور کوشيده اند با طر ح هاي موسوم به «تاريخ شفاهي ايران» با بعضي از عوامل آن رژيم گفت وگو کرده ماحصل گفت وگوها را چاپ و در واقع تاريخ را به نفع خود مصادره کنند،

بسياري از کساني که در تلويزيون ثابت کار مي کرده اند اکنون يا به سراي باقي شتافته يا به خارج از ايران رفته اند اما تعدادي از آنان در کشور حضور دارند. به ويژه يکي از معدود برنامه هاي ارزشمند آن تلويزيون تله تئاترهايي بود که از طرف اداره هنرهاي زيبا(وزارت فرهنگ و هنر بعدي) چهارشنبه شب ها به طور زنده اجرا مي شد و استاداني چون عزت الله انتظامي، جمشيد مشايخي و علي نصيريان در آن نقش آفريني مي کردند که به عنوان شهودي زنده مي توانند روايتگر بخشي از تاريخ تلويزيوني باشند و با جست وجوي سرنخ ها و فهرست ها مي توان به شهود ديگري برخورد و به تحقيقات جامع تر نيز پرداخت.

بر اين پايه تاريخ تلويزيون در ايران به دوران پيدايش- تلويزيون خصوصي، انگيزه ها و ماموريت ها، تلويزيون دولتي-، گسترش دامنه فعاليت ها به عرصه هاي ديگر، تلويزيون در دوران مبارزات ملت ايران براي تحقق جمهوري اسلامي، تلويزيون در دوران جنگ تحميلي، تلويزيون پس از دوران جنگ تحميلي، تعميق گسترش کيفي و کمي و حضور در پهنه جهاني تقسيم بندي مي شود.

*کارگردان ارشد فيلم و کارشناس توليد تلويزيون