گفتگو با اكبر عبدي از نوعي ديگر

این گفتگو ازنخستین گفتگو های من با هنرمندان بود...۱۳۸۴
‌هومن ظريف‌  

 
 
 

اكبر عبدي بعداز مدت‌ها و براي اولين بار به عنوان كارگردان روي صحنه سنگلج رفته است و انگار قصد ندارد به اين زودي‌ها صحنه كمدي تئاتر سنگلج را رها كند.

هرچند بعداز سنگلج، فرهنگسراي بهمن نيز قصد ميزباني نمايش "اكبرآقا آكتورتياتر" را دارد.‌

عبدي در نمايش اخير خود در حالي كارگرداني تئاتر را تجربه مي‌كند كه براي سومين بار در نقش زن روي صحنه تئاتر مي‌رود. كار همزمان در سه پروژه فيلم، سريال و تئاتر و اجراي سه نقش در روي صحنه تئاتر فقط ويژگي اين هنرمند مطرح است.

 در يكي از روزهاي تمرين تئاتر، روي يكي از صندلي‌هاي تالار سنگلج با اكبر عبدي به گفتگو نشسته‌ايم:

 

س - اهل كجا هستيد؟

ج - پدرم اردبيلي است و من و مادرم بچه تيردوقلوي تهران هستيم.

 

س - پس تشريف آورديد تهران؟

ج  - تشريف نياورديم، تهران بدنيا آمديم!

 

س - تعداد اعضاي خانواده چند نفر هستند؟

 ج  - يك دختر دارم، يك  دونه هم زن دارم.

 

س - چه شد كه هنرپيشه شديد؟

ج - چندين دوره دارد. جرقه اول از يك مهماني شروع شد. بعد در مدرسه و كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان ادامه پيدا كرد.

سپس اولين كار حرفه‌اي‌ام را اوائل انقلاب در تئاترشهر اجرا كردم. اسم آن نمايش "فيل در پرونده" اثر اوژن يونسكو بود. صادق هاتفي كارگردان، مرحوم رضا ژيان، مرحوم جهانگير سميعي فر، فيوضات و ديگران از همكاران آن نمايش بودند.

بعد سال 1359 با "مثل‌آباد" به تلويزيون راه پيدا كردم. و سال 1364 نيز با "اجاره نشين‌ها" وارد سينما شدم.

 

س - از چه زماني اكبر عبدي را همه مي‌شناختند؟

ج - شروع آن با مثل‌آباد و محله بروبيا بود و "اجاره‌نشين‌ها" و يكسال بعد از آن "اجاره‌نشين‌ها" و  "باز هم مدرسه‌ام دير شد" كه با نمايش اين آثار در خيابان مردم جلويم را مي‌گرفتند.

 

س - هميشه چنين پركاريد؟

ج - وقتي شروع به كار مي‌كنم، اينگونه مي‌شود. من چند سالي است كه كار نكرده‌ام بعداز فوت برادرم، 15 اسفند 1380 بعداز 15 سال مجروحيت، كار را رها كردم و به خارج از ايران رفتم و در آنجا تصميم گرفتم يك كار تئاتر را اجرا كنم.

 

س - و دومين بار نقش يك زن را اجرا كرديد؟

ج - بله. و بعداز آن كار موفق، برگشتم به ايران و الان يكسال و نيم است كه 3تا 4كار را همزمان انجام مي‌دهم. هم اكنون روزها سريال "درمسيرباد" جوزاني و "اخراجي‌ها" از ده نمكي را در برنامه‌ام دارم و شب‌ها هم مشغول تئاتر "اكبرآقا آكتور تياتر" هستم.

 

س - تعامل شما با مردم چگونه است؟

ج - مردم خيلي با محبت هستند و كارخوب را مي‌فهمند ولي برخي از مردم، بعضي اوقات يك خواسته‌هاي عجيبي دارند، مثلا در خيابان مي‌گويند، فلان قصه را اجرا كن- ! گويا شرايط و جاي كار را نمي‌سنجند. مثلا من وقتي در بهشت‌زهرا(س) قرار است آماده بشوم كه غسل ميت كنم، يكي درخواست مي‌كند كه "باز هم مدرسه‌ام دير شد" را براي بچه‌ام اجرا كن!

 

س - چه شد كارگرداني تئاتر را قبول كرديد؟

ج - هميشه فكر مي‌كردم كه وقتي سن‌آدم از 50سال و سي سال از عمر كاري‌ام بگذرد، كارگرداني كنم. و چون از تئاتر بازيگري را شروع كردم دوست داشتم كارگرداني را نيز با تئاتر شروع كنم.

 

س - كاري بوده است كه بعداز اجراي آن ناراضي باشيد؟

ج - تقريبا هيچ كاري ، چون هركاري كه كرده‌ام راغب به اجراي آن بوده‌ام ولي برخي از اوقات درگير كاري شده‌ام كه از اول معلوم نبوده است كه كار چگونه پيش مي رود. مي‌توانم بگويم بدترين كار، اثري است كه براي پول در آن نقش‌آفريني كرده‌ام البته سعي كرده‌ام در همان وضعيت هم، خود را نجات بدهم و به صورتي نسبت به ديگران متمايز باشم. اگر هم بخواهم از سريالي با اين ويژگي‌ها اسمي بياورم بايد به "زيرآسمان شهر" اشاره كنم.‌

من اولين كار تلويزيوني خود را مديون رضا ژيان هستم و چون ايشان در اين سريال بازي مي‌كردند وارد اين مجموعه شدم. البته قرار بود، تهيه‌كننده و كارگردان، بگذارند تا كار را پيش ببريم و نويسندگي برعهده سروش صحت باشد ولي بعد از مدتي، ورق برگشت و كساني ديگر براي اين سريال نوشتند و ما مجبور بوديم ادامه بدهيم ولي خوشبختانه 20 قسمت از آن را بازي نكردم و 13 رجب تولد حضرت امير(ع) در برنامه‌اي زنده تلويزيوني از همه مردم عذرخواهي كردم.

 من اولين و آخرين هنرپيشه‌اي هستم كه به خاطر بازي در يك كار ضعيف از همه عذرخواهي كردم.‌

 

س-‌ چه نوع موسيقي را گوش مي‌دهيد؟

موسيقي كلاسيك ايراني و نوعي از موسيقي كه هويت داشته باشد را مي‌پسندم.

 

س- از چه هنرمند ايراني و يا خارجي تاثير مي‌پذيريد؟

هميشه سعي كردم خودم باشم و از كسي تقليد نكنم. شايد تقليد يك تيپ اجتماعي انجام بدهم ولي از يك بازيگر تقليد نكرده‌ام.

 در واقع اگر اداي كسي را در ميا‌ورم، اداي بازيگري را درنياوردم كه خودش داشته اداي شخص ديگري را در مي‌آورده است.‌

 

س-‌ مضمون "اكبرآقا آكتور تئاتر" مي‌تواند به فيلم "هنرپيشه" مخملباف نزديك باشد؟

كار هنرپيشه مخملباف به خودم نزديك‌تر بود، در اين نمايش هنرپيشه معمولي تئاتر لاله‌زار است. هنرپيشه معروفي نيست. زندگي اين هنرپيشه بسيار معمولي است.

 

س-‌ چرا كمتر براي كودكان بازي كرده‌ايد؟

‌- اتفاقاً من از همه هنرپيشه‌ها بيشتر كار كودك كردم. حتي سرمايه‌گذاري شخصي كرده‌‌ام.

 

س-‌ مي‌شود نام ببريد؟

ج-‌ تارزن و تارزان و دزد عروسك‌ها و اخيراً استاد مرادي‌كرماني به نام "گوشواره" به كارگرداني موسائيان و تهيه‌كنندگي روح‌ا... برادري و گريم بسيار زيباي سعيد ملكان.

 

س‌-‌ چه زماني اكران مي‌شود؟

ج-‌ شايد در جشنواره بين‌المللي كودك در اصفهان شاهد اكران آن باشيد.

 

س-‌ هنر ديگر اكبر عبدي چيست؟

ج- ‌ سعي مي‌كنم با معرفت، راستگو، انسان و دل‌رحم باشم. حداقل اگر هنرش را ندارم، از انسان‌هايي كه اين چنين هستند تقليد كنم.

 

س-‌ اوقات فراغت خود را چگونه مي‌گذرانيد؟

ج-‌ فيلم‌ مي‌بينم، مسافرت مي‌روم. ديد و بازديد. صله رحم خيلي دوست دارم. مسافرت‌هاي دسته‌جمعي با اقوام مي‌رويم. شاه‌عبدالعظيم، كوي بي‌بي‌شهربانو، قم، جمكران.

 

س‌- سينماي ايران را چگونه مي‌بينيد؟

ج-‌ متاسفانه سينماي ايران به يك مثلث عشقي تبديل شده است. يشتر ديالوگ است تا سينما. انگار برنامه راديويي است.

به نظر من سخيف‌ترين ديالوگ در آن جريان دارد. متاسفانه 10 سال است كه سينماي ايران نسبت به دو دهه پيش بد شده است و تعداد فيلم‌هايي از اين قبيل روزبه‌روز زيادتر مي‌شود. چون كم‌خرج است و كم هزينه و زود ساخته مي‌شود و گيشه آن هم بد نيست.‌

 

س-‌ چه تئاتري را به تازگي ديده‌ايد؟

ج-‌ اخيراً در خاك و افلاك بازي كردم و متاسفانه چون مشغول دو سه تا كار بودم جديداً نمايشي را نديدم و البته كاري بود از آقاي دانشور كه موفق به ديدن آن نشدم.‌

در واقع تئاتر ما هم از لحاظ مادي و هم معنوي مظلوم است. متوليان آن بايد توجه بيشتري داشته باشند، مردم حمايت مي‌كنند. اگر كار خوب باشد مردم چنان تشنه تئاتر هستند كه حتي قهوه‌خانه زري‌خانم و كارهايي كه در بولينگ عبدل اجرا مي‌شود، را به عنوان تئاتر مي‌بينند.

 

س-‌ چه تئاتري را دوست داريد، روي صحنه ببريد؟

ج-‌ نمايش "مشتي عباد"، كاري فولكلوريك آذربايجاني است كه دوست دارم آن را با موزيك زنده و بسيار بزرگ روي صحنه ببرم و خودم نيز مشتي عباد را بازي كنم.

ان‌شاءا... نمايش "اكبرآقا آكتور تئاتر" شروع گروه تئاتر تهران است. با اجازه از روح شادروان رضا ژيان اسم گروه را "تئاتر تهران" نامگذاري كرده‌ام اميدوارم كارهاي بعدي را نيز با اين گروه اجرا كنيم.‌

 

س-‌ "مشتي عباد" را در تالار وحدت اجرا خواهيد كرد؟

ج- ‌ مي‌شود آنجا نيز اجرا كرد. ولي در تالار وحدت توقع تماشاچي خيلي بالا مي‌رود  و من چون خود را درآن حد نمي‌بينم كه كاري در خور آنجا روي صحنه ببرم، ترجيح مي‌دهم در سنگلج و يا جاي ديگري آن را اجرا كنم.‌

 

س-‌ ميانه شما با ورزش چگونه است؟

ج-‌ كشتي را خيلي دوست دارم.در نوجواني در رشته آزاد، فوق سنگين، زير 16 سال، مقام دوم شهر تهران را  كوهنوردي نيز انجام مي‌دهم.‌