مصاحبه به جواد عزتی و همسرش:
جواد عزتی را همه می شناسد، او این روزها مطرح شده و زمانی که جواد عزتی می آید تصویر یک پیرمرد در ذهن مردم نقش می بندد، چون این همان پیرمرد معروف و دوست داشتنی «قهوه تلخ» است...
پرشین سی : گاهی وقت ها که شخصی را برای مصاحبه انتخاب می کنیم با این که شخص شناخته شده است اما باز هم تمایل داریم که معرفی هر چند کوتاه از او داشته باشیم و حتی ممکن است این معرفی روتین و تکراری باشد. جواد عزتی را همه می شناسد، او این روزها مطرح شده و زمانی که جواد عزتی می آید تصویر یک پیرمرد در ذهن مردم نقش می بندد، چون این همان پیرمرد معروف و دوست داشتنی «قهوه تلخ» است، با وجود این که این پیرمرد معروف قهوه تلخ اسمی برای خود ندارد اما هوادارانش او را با تکیه کلام (کیه) می شناسند. این روزها جواد عزتی جزو جوان های پرکار و محبوب در سینما و تلویزیون کشورمان است که با نقش ها و طنازی هایش انرژی بسیاری را به کسانی که دوستش دارند منتقل می کند. آخرین مجموعه تلویزیونی او سریال نوروزی «دست بالای دست» بود. با جواد عزتی و «مه لقا باقری» همسرش که هر دو را این روزها بیشتر در قهوه تلخ می بینیم، گفتگوی متفاوتی داشتیم، چون حرف های تازه ای از آنها شنیدیم، در ادامه صحبت های مان معرفی نسبتاً مفصلی از خانم باقری می خوانید چون خیلی از حرفهایشان تا به حال در جایی گفته نشده بود. همسر بازیگری که در سه سال اخیر بسیار پرکار ظاهر شده است.
برای مان از کودکی و حال و هوای آن دوران بگویید؟
جواد عزتی: دوران کودکی ام خیلی آرام تر از حالا بودم. به نظر می رسد حالا شیطنت هایم بیشتر شده، کودکی من به آرامی گذشت طوری که هیچ چیز را خراب نکردم. از بازی های کودکانه «هفت سنگ» راهم بیشتر بازی می کردم و هم بیشتر دوست داشتم یادم می آید، در یک زمانی تماشای تلویزیون بودند چون پخش برنامه ها به خصوص کارتون ها را تماشا می کردم، برنامه ای را که مدتی است با نام «بچه های دیروز» از شبکه پنج می شود، دوست دارم و دنبال می کنم و در تعجبم که چرا چند کارتون مورد علاقه بچگی من مثل (زمزمه گلاکن) هنوز پخش نشده است.
با این که دیگر بزرگ شده ام اما از سرگرمی های مورد علاقه ام هنوز هم تماشای کارتون است. هر کارتون و انیمیشن خوبی که بیاید حتما آن را تماشا می کنم، به خصوص شرکت والت دیسنی و پیکسار که کارهایشان کیفیت فوق العاده ای دارند.
بهترین خاطره کودکی تان چه بود؟
جواد عزتی: معمولاً خاطره ها شبیه به هم است و آن را در مصاحبه های قبلی ام گفتم ولی چون صحبت از تلویزیون و تماشای آن شد، باید بگویم زمان بچگی ام ما یک تلویزیون داشتیم که درب آن به حالت کشویی باز و بسته می شد و خیلی برایم عجیب و جذاب بود، اما حالا با وجود پیشرفت علم هیچ چیزی شاید برای کودکان عجیب و تازه نباشد.
در بین صحبت با جواد عزتی متوجه شدیم که:
همبازی بچگی هایش برادرهای او بودند که می گوید تقریبا هم سن و سال هستند.
در سریال «مثل هیچکس» نقش داداشی را خیلی دوست دارد و جالب است که وقتی با همسر جواد عزتی صحبت کردیم او هم نظرش این بود و این نقش را از بین کارهای همسرش بیشتر دوست داشت.
از جشنواره 90 بگوئید؟
جواد عزتی: در جشنواره سال 90 یک فیلم در جشنواره داشتم که موفق به تماشای آن نشدم. از آن جهت که انتظار نداشتم در جشنواره باشد و از اکرانش در جشنواره بی خبر بودم، چون فیلم برای سه سال پیش بود. اصولا گاهی در سینما فیلم های کمدی از تلویزیون ضعیف تر است. به نظرم تعاریف مشابهی از فیلم های کمدی در سینما داریم. البته از نظر دست اندرکاران. امیدوارم فیلمی که در جشنواره 90 از من اکران شد جزو کمدی های خوب باشد. باید بگویم در موارد معدودی گاهی در سینما، کمدی های سطحی می بینیم البته کمدی های خوب هم زیاد داریم مثل «ورود آقایان ممنوع» که فیلم بسیار خوبی بود.
کاراکتر پیرمرد و نقش تان را در قهوه تلخ بیشتر توصیف کنید. به خصوص از حس و حالی که در این نقش دارید؟
جواد عزتی: کاراکتر پیرمرد اصولا یک نقش ثابت شده در تلویزیون است و هر موقع مردم یک پیرمرد متفاوت تر از آن می بینند، عکس العمل های خوبی نشان می دهند، مثل بازی حمید لولایی با نقش «خشایار» در سریال «زیر آسمان شهر» که ساخته مهران غفوریان بود. نقش پیرمرد را به خوبی بازی کردندو مردم دوستش داشتند. در کل فکر می کنم کاراکترهای پیرمرد را در تلویزیون مردم دوست دارند و شاید علت آن متفاوت بودن پیرمردهایی است که در تصویر دیده اند. در قهوه تلخ تیکه کلام ها معمولا فی البداهه بوده و اصولا نویسنده های این مجموعه برای کاراکترها خوب می نویسند، برای این که آنها کاراکترها را خوب شناخته بودند، ما کاراکترها را خوب برای نویسنده ها توضیح می دادیم و آنها هم در این راستا می نوشتند از طرفی معمولا تیکه کلام ها در جریان بازی به وجود می آمدند.
کارهای مناسبتی از شما زیاد می بینیم چرا؟
جواد عزتی: جزو بازیگزانی هستم که کارهای مناسبتی کم ندارم، معمولا در عید و ماه رمضان اغلب اوقات بازی کرده ام و نوروز امسال هم در سریال «دست بالای دست» که از شبکه 3 پخش شد بازی کردم که درون مایه کمدی داشت، آن طور که بازتابش را در بین مردم دیدم عکس العمل ها خوب بود، در کل از بازی در ایام مناسبتی رضایت دارم.
از همسرتان و نوع آشنایی شما؟ اگر مایلید برای مان توضیح بدهید.
حدود چهار سال از زندگی مشترکمان می گذرد و من و مه لقا باقری در برخی پروژه ها با هم همبازی بودیم و درسری جدید قهوه تلخ هم قرار است همکاری کنیم، گاهی هم در نمایش های تئاتری هم بازی هستیم، البته او بیشتر از من در کار تئاتر فعالیت دارد و دوازده سال است که به طور مداوم در تئاتر بازی می کند، باب آشنایی ما هم از تئاتر شروع شد.
چگونه با آقا جواد آشنا شدید؟
مه لقا باقری: این آشنایی مربوط به پایان نامه لیسانس من است که برای اجرای نمایش پایان نامه ام، جواد لطف کرد، البته قبل از این موضوع ما در حد سلام و علیک و به عنوان همکار با هم آشنایی داشتیم، اما پایان نامه من مسبب آشنایی بیشتر شد و به این نتیجه رسیدیم که برای هم مناسب هستیم. پس یک دوره ای را برای شناخت هم گذاشتیم و بعد از کامل شدن این شناخت تصمیم گرفتیم ازدواج کنیم که حدودا چهار سال از ازدوجمان می گذرد.
با شغل دوم به جز بازیگری موافقید؟
جواد عزتی: فرصت دیگری برای شغل دوم ندارم، در واقع این خواسته خودم بود که تمام انرژی ام را صرف بازیگری کنم و دوست دارم بازیگری را به بهترین وجه انجام دهم. چون مسئولیت کاری که بر عهده می گیرم برایم بسیار مهم است، نمی خواهم نقشم تنها گفتن یک دیالوگ باشد، بلکه هدفدار و تخصصی به حرفه ام نگاه می کنم. بازیگری ام را از تئاتر دارم چون سر آغاز کارم از آن بوده و هنوز هم تئاتر بازی می کنم، با این که سرم خیلی شلوغ است، اما حداقل سالی یک کار تئاتر خواهم داشت.
از فرصت های خالی که برایتان پیش می آید چطور استفاده می کنید؟
جواد عزتی: ورزش را دوست دارم و دنبال می کنم. اما یک ورزش خاص را دنبال نمی کنم، از علاقه های دیگر من مسافرت و تماشای فیلم است، اما متاسفانه گاهی به دلیل خستگی و کمبود وقت، آن طور که باید برای مطالعه وقت نمی گذارم. اگر فرصتی فراهم شود حتما به سینما می روم و یا در خانه برنامه های تلویزیونی را دنبال می کنم، گاهی در نمایش خانگی، فیلم های دوبله شده خارجی مثل «فرار از زندان» و «بیست و چهار» را هم دنبال می کنم.
و پدرتان چه نقشی در این روند و شکل گیری داشت؟
جواد عزتی: رابطه من و پدرم خیلی دوستانه است، همیشه به دلیل علاقه ام به او سعی کردم بهترین الگوی زندگی ام را پدرم قرار بدهم و از او یاد بگیرم و تجربه کسب کنم، خدا را شکر می کنم که الگوی خوبی مثل پدرم کسب کردم. پدرم در انتخاب علاقه ام (بازیگری) نقشی نداشت یا بهتر بگویم او بیشتر در ساختار شخصیتی من نقش داشت. چون هر کاری که تا به امروز انجام دادم از ساختار شخصیتی من نشأت گرفته و این موضوع رابطه مستقیمی با تربیت من داشته است، مخالفت پدرم برای انتخاب بازیگری فقط به یک دلیل بود و آن هم این که به صورت یک رویا به آن نگاه نکنم، چون یک زمانی خیلی رویایی به بازیگری فکر می کردم و سر همین جریان پدرم تمایل داشت برنامه ای برای زندگی ام داشته باشم، به همین دلیل جدی تر هدفم را دنبال کردم.
کلاه را دوست دارم و این علاقه ارتباط خاصی با شغلم ندارد، همیشه کلاه را دوست داشتم و یکی از دلایل استفاده از آن این است که به خاطر گریم گاهی اندازه موهای بازیگران دست خودشان نیست و از این رو گاهی مدل مویی که کارگردان یا گریمور برایم انتخاب می کنند شاید با سلیقه من سازگار نباشد آن وقت کلاه کم می کند تا این مشکل حل شود. کلاه زیاد دارم و شاید کلاه هایی که مردم روی سر من دیده اند یک دهم کلاه هایی که دارم هم نباشد.
تاکنون خیلی کم مصاحبه از شما خوانده ایم، خیلی ها دوست دارند بدانند مه لقا خانم چگونه وارد این حرفه شده است؟
مه لقا باقری: فوق لیسانس کارگردانی تئاتر از دانشگاه مدرس را دارم و برای یک دوره تحصیلی به کشور آلمان رفتم. در آن جا تئاتر خواندم و تخصص تئاتری گرفتم. باید یگویم 12 ساب است که به صورت حرفه ای مشغول بازیگری و کارگردانی تئاتر هستم، در طی این سال ها به عنوان دستیار کارگردان و طراح حرکات موزون تئاتر کار کردم و در این مدت جوایز بازیگری و کارگردانی نیز گرفته ام که از جمله آنها جایزه بازیگری زن در کشور مسکو بود برای نمایش (خواستگاری) نوشته «آنتوان چخوف» که توسط «اسماعیل شفیعی» کارگردانی شد و در آنجا اجرا کردیم در این جشنواره کشورهایی نظیر اسپانیا و فرانسه هم حضور داشتند .... از کارهای تصویری ام باید به حوض فیروزه ای، باغ مظفرريال راه در رو و چند کار تصویری دیگر اشاره کنم و در عید امسال هم «سیر و سرکه» بود و به تازگی هم که بازی در سریال قهوه تلخ را به سابقه بازیگری ام اضافه کردم.
از قهوه تلخ و همکاری با مهران مدیری بگویید.
مه لقا باقری: کارهای تصویری مشترک با آقای عزتی در چند مورد داشتم که یکی از آنها حوض فیروزه ای بود. به تازگی هم که به جمع قهوه تلخ پیوستم و از این موضوع خوشحالم، اما من تجربه همکاری را در سال های گذشته و در سریال باغ مظفر با آقای مدیری داشتم، در این سال ها فرصت همکاری با ایشان برایم پیش نیامد تا قهوه تلخ که از همکاری دوباره ام، با ایشان بسیار خوشحال هستم ... گفتنی است حدود 3 سال است که فیلمبرداری قهوه تلخ شروع شده و در آن زمان برای بورسیه تحصیلی به آنجا رفته بودم و اصلا ایران نبودم که آقای مدیریت مرا هم دعوت به همکاری کردند. متأسفانه آن زمان نتوانستم بپذیریم اما با توجه به لطفی که آقای مدیری داشتند بعد از بازگشتم نقشی را به من پیشنهاد دادند که من هم با کمال میل پذیرفتم جا دارد از ایشان تشکر کنم ....
با توجه به مشغله کاری فرصت رسیدن به کارهای خانه را دارید؟
مه لقا باقری: چون هر دو نفر ما شاغل هستیم سعی کردیم طوری برنامه ریزی کنیم که به فضای خانه و خانواده مان لطمه وارد نشود. اعتقاد دارم که یک خانم باید علاوه بر محیط کار در فضای خانه هم تمرکز و مدیریت داشته باشد، برای همین سعی می کنم در انتخاب کارهایم دقت کنم و زیاد سرم را شلوغ نکنم تا بتوانم به فضای خانه و کارهای آن هم برسم.
اگر فرصت داشته باشید خودتان را با چه کارهایی سرگرم می کنید؟
مه لقا باقری: عاشقانه سفر را دوست دارم و تجربه سفر به چند کشور خارجی را هم داشته ام آخرین سفرم برای اجرای تئاتر و شرکت در جشنواره ای بود که در مسکو برگزار شد البته هر دو نفر ما عاشق مسافرت هستیم و اگرزمان خالی حتی بین کارهایمان پیش ییاید برنامه ای برای سفر ترتیب می دهیم. ضمن این که مطالعه را خیلی دوست دارم، چون کارهای تحقیقاتی زیاد می کنم در حال حاضر روی یک کتاب کار می کنم چون قصد نوشتن کتابی را دارم. در کل سعی می کنم تنها بازیگری و کارگردانی نکنم، بلکه در شاخه های دیگر هم فعالیت داشته باشم هر چند اندک باشد مثل موسیقی که ساز می زنم. ورزش می کنم و همان طور که در صحبت های قبل هم گفتم طراح حرکات موزون تئاتر هم هستم.
چرا بیشتر در تئاتر فعالیت حرفه ای دارید؟
مه لقا باقری: به خاطر علاقه و عشقی که به کارگردانی و بازیگری تئاتر دارم، در این زمینه فعالیت می کنم. به شدت خودم را درگیر تئاتر کرده ام و تصمیم دارم زمان بیشتری را به این فعالیت ها اختصاص دهم. تعداد کارهای تصویری ام به سابقه کار حرفه ای ام در تئاتر نمی رسد و آن هم تنها یک دلیل دارد چون سعی می کنم به صورت گزیده کارها را انتخاب کنم، دوست دارم نقشی که انتخاب کردم، جای کار داشته باشد، چون برایم مهم است که تکنیک های بازیگری و تجربه ام را به کار ببندم. به نظرم فضای تئاتر با سینما بسیار متفاوت است به عنوان مثال من در تئاتر به عنوان کارگردان و بازیگر خودم فضای تجربه کردن را انتخاب می کنم.
اگر دوست دارید به نکته ای دیگر اشاره کنید در خدمت هستیم؟
مه لقا باقری: آنچه که فکر می کردم گفتنش برای من و خواندنش برای مردم عزیز لازم است بیان کردم و امیدوارم مانند نام خانواده سبز همه خانواده های ایرانی سبز باشند و همیشه با آرامش زیر سایه خداوند با هم به خوبی زندگی کنند و زندگی را به خودشان و اطرافیان سخت نگیرند.
دوست داریم به عنوان یک بازیگر شاخص نظرتان را درباره خانواده های امروزی بدانیم. متأسفانه ما بیشتر به جوامع بزرگ شهری مان توجه می کنیم و دغدغه های مان شهرنشینی شده. در واقع جامعه کوچک اما مهم تر یعنی «خانواده» را نادده می گیریم و باید در این فکر باشیم تا کانون خانواده ها از بین نرود. یادم می آید که سال ها پیش شروع به آموزش جملاتی شبیه به «شهرما خانه ما» و یا «آپارتمان نشینی» کردیم که این فرهنگ برایمان جا افتاد. به نظرم باید همتی شود و این را یادآوری کرد که «جامعه کوچک» یعنی همان «خانواده» نادیده گرفته نشود چون به عقیده من با پیشرفت تکنولوژی و ماشینی شدن زندگی، آدمها به سمت منزوی شدن می روند و زمان کمتری را به خانواده های شان اختصاص می دهند.




باسلام: اینجانب سید اکبر حسینی مدیر این وبلاگ هستم. هدف از ساخت این وبلاگ اشنایی بیشتر شما دوستان با سینمای ایران و جهان است. از عزیزانی که از این وبلاگ دیدن می کنندتقاضا داریم تا نظرات و پیشنهادات خود را راجع به این وبلاگ به ما ارائه کنند