گفتگوبا محمود پاك نیت بازیگر سریال حضرت یوسف محمود پاك نیت متولد ۱۳۳۱ كازرون است. وی از سال ۱۳۴۸ شروع به كار در زمینه ی تئاتر كرد و در ۵۲ نمایش حضور یافت. از سال ۱۳۶۷ به فعالیت در عرصه سینما و تلویزیون پرداخت و موفق به اخذ درجه یك هنری از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گردید. او تا به حال در كارهای سینمایی و تلویزیونی زیادی نقش آفرینی كرده و بیشتر مخاطبان پر شمار تلویزیون این بازیگر را با سریال های محبوبی چون روزی روزگاری ، خانه ای در تاریكی ، پدر سالار و پس از باران به یاد می آورند. از فعالیت های سینمایی پاك نیت می توان به فیلم های " سیب سرخ حوا" ، "شهر آشوب" ، " ملك سلیمان " ، "صنوبر" ، " غزال" ، " دلشكسته " و ... اشاره كرد. با محمود پاك نیت به بهانه اكران فیلم " دلشكسته " و پخش سریال تلویزیونی " حضرت یوسف " هم صحبت شدیم. او در این دو فیلم و سریال به عنوان بازیگر جلوی دوربین رفته است. پاك نیت در گفتگوی اختصاصی اش نقد منتقدان حضرت یوسف را غیر منصفانه خواند و مدعی شد كه زحمت های چندین ساله عوامل پروژه " حضرت یوسف " نزد مطبوعات و منتقدان به چشم نیامده است. ● این روزها از طرف عوامل فیلم "دلشكسته " خیلی روی این نكته تاكید می شود كه فیلم در اكران مظلوم واقع شده و آن طور كه باید و شاید مورد توجه قرار نگرفته است. شما هم به عنوان یكی از بازیگران فیلم با آن ها هم عقیده اید؟ ▪ تصور من این است كه " دلشكسته" در بین فیلم های جشنواره سال گذشته یكی از بهترین فیلم ها بود. اما هیات داوران فیلم را به جشنواره راه ندادند و فقط در یك بخشی نمایشش دادند. به نظر من در حق این فیلم ظلم شده است. این سوال را از كسانی كه به فیلم ظلم كرده اند باید پرسید كه دلیل این كارشان چه بوده است نه از من. تماشاگران با هر تفكری كه فیلم را دیده اند ، از آن لذت برده اند. دلشكسته فیلم گویا و راحت و روانی است و این گونه نیست كه یك كلمه اش در چهار سكانس بعد معنا شود. فهمش برای تماشاگر مشكل نیست.به عنوان كار اول یك كارگردان یكی از بهترین ها بوده است. فكر نكنید به خاطر این كه خودم در آن بازی داشتم،دارم از فیلم تعریف می كنم. این تعاریف را باید تماشاگری كه فیلم را می بیند بگوید، نه من.من در زندگی از هیچ چیز تعریف نكرده ام. ● یادم می آید زمان جشنواره خیلی ها فیلم را با مارمولك مقایسه كردند و گفتند فیلم در مضمون از "مارمولك " تقلید می كند. یعنی در این جا هم اعتقادات مذهبی یك شخصیت به چالش كشیده می شود. ▪ نه اصلا این طور نیست. خانم بیتا بادران یك نقشی را بازی می كند كه شبیهش در جامعه وجود دارد. در فیلم " مارمولك" یك آدمی از مذهب سوء استفاده می كرد و عمامه یك روحانی را می دزدید. در فیلم " دلشكسته "سوء استفاده ای وجود ندارد. دو تا تفكر هست كه در كنار هم قصه را جلو می برد. یكی مخالف مسائل مذهبی است و دیگری یك پسر بسیجی است كه پدرش را در جبهه از دست داده است. پسر بسیجی با یك آدمی برخورد می كند كه اصلا این قشر را قبول ندارد. همیشه دو تفكر خوب و بد وجود دارد. در اساطیر یونان هم همین بوده. یك زشتی بوده و یك پاكی. آن پاكی همیشه بر زشتی غلبه می كرده. چون زشتی دوامی ندارد و یك جایی ناپایداری خودش را نشان می دهد. در فیلم "دلشكسته " هم همین طور است. دختر و پدرش می بینند یك تفكری وجود دارد كه قابل درك و قابل ستایش است و در برابرش سر تعظیم فرود می آورند. ● شما در فیلم "دلشكسته" با زنده یاد " خسرو شكیبایی "در یكی از آخرین نقش آفرینی هایش همبازی بودید. خاطره ای از این همكاری مشترك دارید؟ ▪ یادم می آید این بزرگوار آن شب ها مریض بود. وضعیتی داشت كه روزی ده دوازده تا قرص می خورد تا بتواند سرپا بماند و كار كند. ما نمی دانستیم كه سرطان دارد. با آن كه حال زار و نزاری داشت، با آن وضعیت كار كرد و بازی اثر گذاری هم ارائه داد. من زمانی كه ایشان در قید حیات بودند، هر وقت كار را می دیده ام گریه ام می گرفت كه چرا چنین بازیگری باید مریض باشد. ● در مجموع حضور یك همبازی خوب چقدر روی كیفیت كار شما تاثیر می گذارد؟ ▪ به نظر من كار بازیگری مثل بازی فوتبال است. اگر پاسكاری طرفین نباشد، هیچ توپی گل نمی شود. تمام عوامل فیلم از طراح صحنه گرفته تا گریمور و نویسنده و بازیگر این پاسكاری ها را انجام می دهند تا توپ گل شود. اگر این پاسكاری وجود نداشته باشد، كار جذابیتی ندارد. چون تقابل حس های مختلف باید به وجود آید. شما یك حسی نشان می دهید و بازیگر مقابل شما واكنش نشان می دهد و این به دوربین و تماشاگ منتقل می شود . ● و شما در این بازی بیشتر دوست دارید پاس بدهید یا این كه گل بزنید؟ ▪ من تمام توانم را می گذارم تا بازیگر مقابلم راحت بازی كند. سعی می كنم وظیفه خودم را درست انجام دهم. خیلی به فكر گل زدن نیستم. ● با برخی از بازیگران جوان كه صحبت می كنم، می گویند بازیگرهای نقش مقابلشان همكاری خوبی با آن ها نداشته و به قول شما خوب پاس نمی داده اند ▪ من معتقدم تكروی در كار مثل این است كه یك نفر از ته زمین بخواهد توپ را بردارد و خودش یك تنه گل كند. او موفق نخواهد شد چون بالاخره یك نفر توپ را از دستش می گیرد و صاحب می شود. بنابراین همكاری بهترین راه است. اگر بازی طرف مقابل من خوب دربیاید ، بازی من هم خوب می شود. اگر من تلاش كنم بازی او را خراب كنم مطمئن باشید بدون هیچ بروبرگردی بازی من هم خراب می شود. ● شما در هنگامی كه جلوی دوربین می روید چقدر به بازیگران دیگر پاس می دهید؟ به ویژه در فیلم هایی مثل " دلشكسته " كه بیشتر بازیگران، جوان تر از شما بودند. ▪ فرقی نمی كند همبازی ام جوان باشد یا تازه وارد یا قدیمی. ممكن است بازیگر مسنی باشد كه انرژی جوانی نداشته باشد. به او هم باید توپ را پاس داد. البته در فیلم " دلشكسته " شهاب حسینی و بیتا بادران تازه وارد سینما نبودند. من هم خودم را خیلی استاد نمی دانم. به قول یكی از دوستان ما طلبه ای هستیم كه از بقیه یاد می گیریم. كار هنر آن قدر وسیع است كه نمی توانی بگویی من به پایان رسیدم. مثل یك دریایی است كه شما هرچقدر دست و پا بزنی به ساحل نخواهی رسید. چون اقیانوسی است كه ساحل ندارد. اگر فكر كنی به ساحل رسیده ای روز مرگ بازیگری ات فرا رسیده است. یعنی به این نتیجه می رسی كه تمام تلاشت همین بوده و خلاقیتی بهتر از این نخواهی داشت. ● شما یكی از بازیگران سریال حضرت یوسف هستید كه تا اینجا مجموعه بحث برانگیزی بوده است. حتما می دانید خیلی از مطبوعات و منتقدان سینمایی علیه این سریال موضع گرفته اند ▪ آن ها علیه خودشان موضع گرفته اند. یك سریال این چنینی كه در دل مردم جا دارد نباید عیلهش موضع گییری كرد. زمان خود پیامبر هم خیلی ها علیه دین و كلام خدا موضع گرفتند. آنها در نهایت كارشان به یاس و ناامیدی ختم شد. آن چیزی كه باید پیشرفت كند، پیشرفت می كند. وقتی مردم چیزی را پسندیدند، ما نمی توانیم بگوییم فكور تر از جامعه ای هستیم كه در آن زندگی می كنیم. اصلا این طور نیست. مردم هیچ وقت اشتباه نمی كنند. ● مساله این است كه بیشتر همین منتقدان سریال امام علی (ع) را تحسین كرده اند. با آن كه آن سریال هم مخاطب خاص نداشت و مورد پسند عامه مردم واقع شده بود. ▪ من نمی گویم كار بی عیب است. اگر می خواهند بگویند این سریال نقص دارد،خب ضعف هایش را مشخص كنند. این كه یك كار را به كل رد می كنند، من نمی پسندم . اگر منتقد هستند، باید كار را با انصاف نقد كنند. به خاطر این كه با آقای ایكس مشكل دارند، نیایند كار را بكوبند و كنار بگذارند. نقد یعنی بی طرفی. یعنی مثل قاضی دادگاه قضاوت كنند. یك قاضی ممكن است با جان و آبروی یك آدم بازی كند. آنها كه همه چیزی را رد می كنند،چی را می خواهند ثابت كنند؟ می خواهند بگویند بهتر از فلانی بلدند؟ گر تو بهتر می زنی بستان بزن. سریال حضرت یوسف یك پروژه ای بوده كه روزی ۸۰۰ نفر بازیگر و سیاهی لشگر و عوامل پشت صحنه داشته است. فقط ۱۶ تا گریمور در پشت صحنه فعالیت می كردند. اداره كردن همه این ها كار مشكلی است. كسانی كه كاررا نقد می كنند،باید ببینند می توانند پنج نفر را اداره كنند یا نه. قبول دارم كه ممكن است در كار ضعف به وجود بیاید. اما این سریال را با نمایشی كه دو نفر می روند در یك اتاق و یك جمله این می گوید و یك جمله آن، نباید مقایسه كرد. ● شما به عنوان یك بیننده از دیدن این سریال لذت می برید؟ ▪ خیلی زیاد. من سریال را به عنوان یك تماشاگر می بینم. همان موقع كه بازی می كردم، هم لذت می بردم. بازی من ممكن است خیلی اشكال داشته باشد. اما یك آدمی كه كاربلد است باید بیاید اشكال كار من را بگیرد. نه یك آدمی كه امروز به عنوان منتقد قلم برداشته است. یك دوست خبرنگاری در قسمت سوم به من زنگ زد و گفت این كار به درد نمی خورد و پول بیت المال را به هدر داده است. چرا به آقای ایكس ندادند بسازد. من گفتم شاید بقیه كارگردان ها دوست نداشته باشند این طور كارها بسازند. و به او توضیح دادم : برادر عزیز! در این سه قسمت كه هنوز هیچ چیز مشخص نشده و وارد قصه نشده ایم. او در قسمت یازدهم دوباره زنگ زد و كلی عذر خواهی كرد كه من پیش داوری كردم. این قدر این و آن از سریال بد گفته اند كه روی من تاثیر گذاشته است. خب من می گویم این كارگردان (آقای سلحشور)چه گناهی كرده كه كار به این سختی را انجام داده است. او هیچ ادعایی هم ندارد. هیچ وقت خودش را در بوق و كرنا نكرده است. آدم بی ادعایی است كه مظلوم واقع شده. حالا هر كسی می تواند از هر طرف به او و سریال نیش می زند. بابا ول كنید. انسان باشید. هنر یعنی انسان سازی. اگر می خواهید سریال را بكوبید،انسانیت را در نظر بگیرید. من از هر قشری كه فكر كنید درباره سریال سوال كرده ام. ۹۹ درصد مردم راضی اند. از روشنفكر و بازاری و خانه دار و معمم از هر كسی سوال كردم راضی بوده. مگر از یك كار چقدر انتظار داریم؟ ● درباره شخصیت حضرت یعقوب كه نقشش را ایفا می كنید، چه تحقیقاتی داشتید؟ ▪ متونی كه در فیلم نامه بود را خواندم. در فیلمنامه از متون مختلف استفاده شده است. سلحشور از تمام كسانی كه درباره این قصه زیبا چیزی نوشته اند، استفاده كرده است. ما روی دست خدا قصه گویی نداریم . این قصه را خدا گفته است. خدا می گوید " یوسف" بهترین قصه قرآن است. ● برداشت خودتان از شخصیت چه بود؟ فكر می كنید مهم ترین اتفاقات تاثیرگذار بر شخصیت حضرت یعقوب در چه مراحلی از زندگی اش بوده است؟ ▪ یعقوب یك پیغمبری است كه زندگی اش فراز و نشیب بسیاری دارد. او به خاطر به دست آوردن مادر یوسف ۲ تا ۷ سال چوپانی می كند. او چون عاشق دختر دایی اش شده،این چیزها را تحمل می كند. یعقوب در زمان به دنیا آمدن دومین پسر، همسرش را از دست می دهد و از نظر روحی و روانی به هم می ریزد. بت پرستان با این آدم مقابله می كرده اند. از طرف دیگر همسران یعقوب و برادران یوسف ، به یوسف حسادت می كرده اند و این ها نوعی شكنجه روحی و روانی برای یعقوب بوده است. از دست دادن یوسف و نابینا شدن یعقوب همه اتفاقاتی هستند كه این پیامبر را پریشان حال كرده اند. ● فكر می كنم بازی كردن در نقش یك پیامبر عاشق و نابینا و یكتاپرست و پریشان احوال كار سختی باشد. ▪ سخت بود. اما خدا در تمام لحظات به من كمك می كرد. من مدام به خودش متوسل می شدم و می گفتم خدایا من دارم نقش یك پیغمبر را بازی می كنم. آبروی من را نبر.خدا شاهد است این كار با وجود این كه سه سال طول كشید،هر لحظه اش برای من جذابیت داشت. ● در مجموعه حضرت یوسف با همسرتان خانم مهوش صبركن، همبازی بودید. این كه یك بازیگر همسری هم حرفه خودش داشته باشد، چه تاثیری روی كارش می گذارد؟ ▪ تاثیرش در كار حرفه ای ما این است كه می توانیم با هم همفكری كنیم. متن هایی را كه به ما پیشنهاد می شود، دوتایی می خوانیم. من در تمام كارها با خانمم مشورت می كنم. ایشان هم همین طور. به خانمم می گویم این فیلمنامه خوب نیست، اما اگر می خواهی برو بازی كن. در رابطه با سریال حضرت یوسف، من پیش از ایشان شروع به كار كردم. دو سه قسمت اول را كه خواندم ،همسرم گفت كار متفاوتی است. قبول كن. شش ماه بعد هم خانم " مهوش صبركن" یكی از نقش های سریال را فبول كردند. ● به جز سریال حضرت یوسف در چه كارهایی با همسرتان همبازی بوده اید؟ ▪ سریال پس باران ، نمایش امشب باید بروم، فیلم سینمایی غزال و صنوبر (مجتبی راعی) ● بازی كردن در مقابل فرد غریبه راحت تر است یا مثلا در مقابل همسرتان؟ ▪ من در مقابل همسرم خیلی روان تر بازی می كردم. چون همدیگر را می شناختیم، ارتباطمان راحت تر شكل می گرفت. آدم وقتی وارد یك جمع غریبه می شود، ارتباط برقرار كردن سخت است. اما ما نسبت به هم شناخت داریم. ● یادم رفت سوال كلیشه ای همه مصاحبه ها را بپرسم. از بین همه فیلم ها و سریال هایتان كدام كارها را بیشتر از همه دوست دارید. ▪ سریال های پدر سالار، شب دهم، پس از باران ، روشن تز از خاموشی ، روزی روزگاری و حضرت یوسف ... ● محمود پاك نیت اگر یك دیوار سفید داشته باشد، رویش چه می نویسد؟ ▪ می نویسم صداقت بهترین روش ارتباط با هم نوع است.
احسان رحیم زاده فیلم نگار
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم دی ۱۳۸۷ ساعت 19:20 توسط سید اکبر حسینی
|
باسلام: اینجانب سید اکبر حسینی مدیر این وبلاگ هستم. هدف از ساخت این وبلاگ اشنایی بیشتر شما دوستان با سینمای ایران و جهان است. از عزیزانی که از این وبلاگ دیدن می کنندتقاضا داریم تا نظرات و پیشنهادات خود را راجع به این وبلاگ به ما ارائه کنند