تبليغاتX
لطفا رای خود را در سمت راست صفحه بدهید

بیوگرافی مو پال مو با بازی لی کیه این


http://www.jumong.ir/photos/4107290-jumong.ir-bio-mopalmo.jpg

بیوگرافی شخصیت مو پال مو در سریال افسانه جومونگ با بازی لی کیه این

نام : لی کیه این - Lee Kye In 

حرفه : بازیگر

تاریخ تولد : 16 می 1952

محل تولد : کره جنوبی

سن : 56 سال

محل تحصیل : دانشگاه  Incheon Jr

سریال های تلویزیونی لی کیه این :

The Return of Iljimae - MBC, 2008
I Am Happy - SBS, 2008
The Book of Three Han as Mo Pal Mo - MBC, 2006
Yeon Gae Somun - SBS, 2006
The Age of Heroes as Tae Sool - MBC, 2004
Inspector Park Moon Soo - MBC, 2002
Sangdo - MBC, 2001
Mr. Duke as Supervisor Jo - MBC, 2002
Did We Really Love - MBC, 1999
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 و ساعت 2:29 |

بیوگرافی گیوم وا با بازی جون جی وانگ ريول





بیوگرافی شخصیت گوم وا / گیوم وا سریال افسانه جومونگ با بازی جون جی وانگ ريول

نام : جون جی وانگ ریول /  Jun Kwang-ryul  / Jeon/Chun Gwang-ryeol

حرفه : بازیگر و موسیقیدان

تاریخ تولد : 11 فوریه 1959

سن : 49 سال

محل تولد : کره جنوبی

خانواده :
ازدواج کرده

 محل تحصیل :  دانشگاه هنرهای چوکی ( رشته موسیقی ) 

سریال های تلویزیونی جون جی وانگ ریول :

The Book of Three Han (MBC, 2006)
Love Hymn (MBC, 2005)
Love And Sympathy (SBS
, 2005)
The Age of Heroes (MBC, 2004)
Royal Story (KBS, 2002)
Trap of Youth (SBS, 1999)
Huh Joon (MBC, 1999)
Roses and Bean Sprouts (MBC, 1999 


فیلم های سینمایی جون جی وانگ ریول :

(2002) - 2424
Kiss Me Much 2001
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 و ساعت 2:27 |

بیوگرافی وزیر اعظم با بازی لی جاء یانگ


http://www.jumong.ir/photos/5643949-jumong.ir-Lee-Jae-Yong.jpg

بیوگرافی شخصیت وزیر اعظم با بازی لی جاء یانگ بازیگر سریال افسانه جومونگ

نام :
لی جاء یانگ -  Lee Jae Yong - Yi Jae Yong

حرفه : بازیگر

سال تولد : 1963

محل تولد : کره جنوبی

سن : 45 سال

خانواده : او دو دختر دارد

محل تحصیل : دانشگاه بوسان

سریال های تلویزیونی لی جاء یونگ :

Lobbyist  SBS, 2007
Yi San  MBC, 2007
Money's Warfare  SBS, 2007
90 Days, Falling in Love Days  MBC, 2006
The Book of Three Han  MBC, 2006
 5th Republic  MBC, 2005
Sea God  KBS, 2004
Into The Storm  SBS, 2004
Rustic Period  SBS, 2002 

فیلم های سینمایی لی جاء یانگ :

Who's That Knocking At My Door?  - 2007
Dasepo Girl  - 2006
Fly, Daddy, Fly  - 2006
Monopoly  - 2006
Love Phobia  - 2006
A Man Who Went to Mars  - 2003
Save the Green Planet  - 2003
Friend  - 2003
Dr. K
 

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 و ساعت 2:25 |

بیوگرافی هموسو با بازی هو جون هو





بیوگرافی شخصیت هموسو در سریال افسانه جومونگ با بازی هو جون هو

نام : هو جون هو / Huh Joon-ho / Heo Jun-ho 

حرفه : بازیگر

تاریخ تولد : 14 آپریل 1964

سن : 44 سال

محل تولد : کره جنوبی

قد : 180cm

وزن : 75kg

خانواده :  همسر او Lee Ha Yan است و یک دختر دارد.

محل تحصیل : دانشگاه هنر سئول


سریال های تلویزیونی هو جون هو :

Jumong -MBC, 2006
Precious Family- KBS, 2004
All In- SBS, 2003
I Love Hyun-jung- MBC, 2002
Hotelier- MBC, 2001
Bad Boys- MBC, 2000
Roses and Bean Sprouts -MBC, 1999
Power of Love- MBC, 1997


فیلم های سینمایی هو جون هو :

Dragon Squad (2005)
Silmido (2004)
Four Toes (2002)
Volcano High (2001)
Libera Me (2000)
Blues (1998)
Last Trial (1998)
Man Who Holds Flowers
, A (1997)
Last Short-term Soldier, The (1997)
Partner (1997)
Rocket Has Launched (1997)
Grown-ups Grill the Herring (1996)
Two Men (1996)
Terrorist, The (1995)
My Dad is Bodyguard (1995)
Jamon Jamon Seoul (1994)
Pirate (1994)
Coffee, Copy, Copi (1994)
27 Roses (1992)
Green Sleeves (1991)
Good Morning, President (1989)
Blue (Blue Sketch) - 1986
 
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 و ساعت 2:23 |

بیوگرافی ماری با بازی ان جونگ هون


http://www.jumong.ir/photos/8402353-jumong.ir-bio-mari.jpg

بیوگرافی شخصیت ماری در سریال افسانه جومونگ  با بازی ان جونگ هون

نام : ان جونگ هون - Ahn Jung Hoon - An Jeong Hun

حرفه : بازیگر

تاریخ تولد : 26 دسامبر 1969

محل تولد : کره جنوبی

سن : 39 سال

قد : 175cm

وزن : 71kg

خانواده : ازدواج کرده و دارای یک دختر هست.

محل تحصیل : دانشگاه Dankuk

سریال های تلویزیونی ان جونگ هون :

Women of the Sun - KBS2, 2008
Blue Fish - SBS, 2007
The Book of Three Han - MBC, 2006
Pure 19- KBS1, 2006
The Age of Heroes - MBC, 2004
One Million Roses - KBS, 2003
Summer Scent - KBS2, 2003
All About Eve - MBC, 2000
Kaist - SBS
, 1999
Sunflower - MBC, 19980
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 و ساعت 2:21 |

بیوگرافی تسو با بازی کیم سونگ سو


 



بیوگرافی شخصیت پرنس دی سو  در سریال افسانه جومونگ با بازی کیم سونگ سو

نام : کیم سونگ سو / Kim Sung-soo / Kim Seong-su

حرفه : بازیگر

تاریخ تولد : 23 می 1975

محل تولد : کره جنوبی

سن : 33 سال

قد :  185cm

وزن : 77kg

گروه خونی : B


سریال های تلویزیونی کیم سونگ سو :

Bad Love (KBS2, 2007)
My Sister (MBC, 2006)
Lawyers (MBC, 2005)
Stained Glass (SBS/TBS, 2004)
Full House (KBS, 2004)
Say You Love Me (MBC
, 2004


فیلم های سینمایی کیم سونگ سو :

Monopoly - 2006
The Red Shoes - 2005
The Sweet Sex And Love - 2003
 

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 و ساعت 2:18 |

بیوگرافی یانگ پو با بازی وون کی جون


http://www.jumong.ir/photos/3194903-jumong.ir-youngpo-biojpg.jpg

بیوگرافی شخصیت پرنس یانگ پو در سریال افسانه جومونگ با بازی وون کی جون

نام : وون کی جون - Won Ki Joon

حرفه : بازیگر و خواننده

تاریخ تولد : 12 فوریه 1974

سن : 34 سال

محل تولد : کره جنوبی

سریال های وون کی جون :

Gourmet - SBS , 2008
The Book of Three Han - MBC , 2006
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 و ساعت 2:16 |

بیوگرافی سایونگ با بازی باء سو بین


http://www.jumong.ir/photos/243776-jumong.ir-Bae-Su-Bin-bio.jpg

بیوگرافی شخصیت سایونگ با بازی باء سو بین بازیگر سریال افسانه جومونگ

نام : باء سو بین -  Bae Su Bin - Bae Soo Bin

حرفه : بازیگر

تاریخ تولد : 9 دسامبر 1976

سن : 32 سال

محل تولد : کره جنوبی

قد : 180 سانتیمتر

وزن : 68 کلیوگرم

سریال های تلویزیونی 
باء سو بین :

The Painter of the Wind - SBS, 2008
Woman of Matchless Beauty, Park Jung Kum- MBC, 2008
The Book of Three Han - MBC, 2006
Let's Marry - MBC, 2005
Fashion 70's - SBS, 2005
Sea God - KBS, 2004
When a Man is in Love - SBS
, 2004
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 و ساعت 2:14 |

بیوگرافی جومونگ با بازی سانگ ایل گوگ





بیوگرافی شخصیت جومونگ در سریال افسانه جومونگ با بازی سانگ ایل گوک

نام : سانگ ایل گوک / Song Il Gook /Song Il Guk / Song Il Kook /Song Il Kuk

حرفه : بازیگر و مدل

تاریخ تولد : 1 اکتبر 1971

محل تولد : کره جنوبی

سن : 36 سال

قد : 185 سانتیمتر

وزن : 80 کیلو

محل تحصیل: دانشگاه Cheongju

علایق : گلف ، شنا ، اسکی ، دوچرخه سواری کوهستانی ، شمشیر بازی
.


سریال های تلویزیونی سونگ ایل گوک :

The Kingdom of The Winds (KBS2, 2008)
Lobbyist (SBS, 2007)
Jumong (MBC, 2006)
Sea God (KBS, 2004)
Terms of Endearment (KBS, 2004)
People of the Water Flower Village (MBC 2004)
Desert Spring (MBC, 2003)
Bodyguard (KBS, 2003)
Royal Story (KBS2 2002)
Hard Love (KBS2 2002)
Album of Love (KBS1, 2001)
All About Eve (MBC, 2001, cameo)
Into the Sunlight (MBC, 1999)
Did We Really Love (MBC, 1999)

فیلم های سینمایی سونگ ایل گوک :

The Art of Seduction (2005)
Red Eye (2004)

جوایز برنده شده :

2006 MBC Drama Awards: Daesang Award
2006 MBC Drama Awards: Top Excellence Award
2005 KBS Acting Awards: Best Actor
2002 KBS Acting Awards: Best New Actor
 
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 و ساعت 2:6 |
بیوگرافی نیکلاس کیج(بازيگر امريكايي)

نیکلاس کیج

با نام نیکلاس کوپولا متولد 7 ژانویه 1964 در لانگ بیچ کالیفرنیای آمریکا . برادرزاده فرانسیس فورد کوپولا و دانش آموخته دبیرستان بورلی هیلز، ترک دبیرستان در کلاس یازدهم و آموزش در کنسترواتوار تئاتر آمریکا . آموزش بازیگری با پگی فیوری. کسب سوشهرت در سال 1989 به خاطر بلعیدن سوسیییس زنده برای فیلم بوسه خون آشام . برنده جایزه بهترین بازیگر مرد از سوی منتقدان نیویورک ،برنده جایزه بهترین بازیگر درام مرد از سوی گلدن کلوب و برنده جایزه اسکار به خاطر ترک لاس وگاس در سال 1995. نیکلاس کيج در نخستین حضورهایش بر روی پرده سینما به صورت مرد دروغگویی ظاهر می شد . ولی هنگامی که در فیلم بزرگ کردن آریزونا خود را به کاریکاتوری تبدیل کرد سبکش به شکل آشکاری دلپذیر شد. کیج از اندامک دراز ،حالت فداکاری جاودانه و مژه های تیره اش نقش کمدی خرگوشی وحشی را ساخت. او در فیلم پیچیده تر ماه زده در نقش قصاب جوانی که عاشق نامزد متارکه کرده برادر بزرگش می شود سبک کمدی اش را توسعه می دهد . سپس کیج با بازی درخشانش در بوسه خون آشام در نقش گرد آورنده ادبی تازه به دوران رسیده که فکر می کند تبدیل به خون آشام شده است ،خویش را پیشر فت می دهد . این گردآورنده ادبی طعمه افتاده اش را بر دل مشغولی نگه می دارد و سرگرم کننده تر می شود . کیج به مسخرگی جیم کری در نقاب متحول می شود ، ولی بدون جلوه های ویژه کیج در قلب وحشی (دیوید لینچ) در نقش دریانوردی معتاد موفقیت چندانی کسب نکرد . او در دهه نود در کمدی سبکس ،نقش های تحسین برانگیزی ایفا کرد به ویژه با اندرو برگمان بسیار خوب کار کرد . در ماه عسل در لاس وگاس او نقش جک سینگری مردی است که نامزدش را در بازی پوکر از دست  می دهد و بر وحشتش از ازدواج چیره می شود.

کیج همچنین در نقش آرام تری از پلیسی که متاهل که بلیت بخت آزمایی برنده ای را به انعام پیش خدمتی می دهد در فیلم می توانست برای شما اتفاق افتاده باشد به خوبی ظاهر می شود داستان فیلم از این قرار است این پلیس آرام برای  نوشیدن چای وارد رستورانی می شود هنگام پرداخت صورت حساب می بیند که همسرش که زن عقده ای هم بوده تمام پولهایش را برداشته وپیش خدمت این را می گوید که فردا هر مقدار پولی به دستم امد مقداری از آن به تو می دهم و از قضا شب همان  در قرعه کشی ده میلیون را برنده می شود و و مقدار از این پول را به این پیش خدمت می دهد.

و در فیلم  نوآر غرب ردراک اجرای درستی رائه می دهد . به نظر نمی آید که او در این فیلم بازی می کند و ضمن مانند خودش هم به نظر نمی رسد.او روی پرده سینما جا افتاده است و به طور پیوسته مردانه تر و خوشتیب تر می شود گرچه ممکن در اجرایی ناشیانه ناتوان باشد.

بالاخرا در ترک لاس وگاس او این امکان را یافت که حقیقتا به عمق مهارت کار کمدی اش برسد .  او دراین فیلم نقش بن ساندرسون را ایفا می کند . بن ساندرسون نویسنده نوشخواره ای است که هالیوود را به قصد لاس وگاس ترک می کند تا سر حد مرگ نوشخوارگی می کند . کیج بدون زیر پا گذاشتن شخصیت بن به ما نشان می دهد که چگونه از میان گریزهایش نگاه کنیم . کیج مدت زمان زیادی است که هیجان انگیز ترین بازیگر جوان سینمای آمریکاست . با ترک لاس وگاس پرشورترین هم شده است.

نیکلاس کیج

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 و ساعت 1:39 |
بیوگرافی تام کروز

بیوگرافی تام کروز بازیگر خارجی - Tom Cruise Biography

http://www.download-persian.mihanblog.com

عکس تام کروز و همسرش کتی هولمز


نام اصلی: تام کروز
سال تولد: 3 جولای، 1962
محل تولد: نیویورک
همسر سابق: نیکول کیدمن

همسر فعلی : کتی هولمز
نامزد اسکار: متولد چهارم ژوئیه (1989)


بیوگرافی:
او در حال حاضر یکی از موفق ترین ستارگان هالیوود است. او شانس این را داشت که به همراه همسرش - نیکول کیدمن - در آخرین فیلم کارگردان فقید سینمای جهان - استنلی کوبریک - با نام چشمان کاملا بسته بازی کند. بازی او در دومین قسمت از فیلم پرخرج - 150 میلیون دلار - و پر سروصدای ماموریت غیرممکن بار دیگر نام او را سر زبانها انداخت. او این شانس را هم داشته که در فیلمی از استیون اسپیلبرگ با نام گزارش اقلیت بازی کند.

بخشی از فیلمشناسی:
عشق بی پایان (1981)

شیپور خاموشی (1981)

از دست دادن آنها (1983)

کسب و کار پرمخاطره (1983)

تمامی حرکات دست (1983)

افسانه (1985)

تاپ گان (1986)

رنگ پول (1987)

کوکتل (1988)

رین من (1988)

متولد چهارم ژوئیه (1989)

روزهای تندر (1990)

دور و دورتر (1992)

چند آدم خوب (1992)

موسسه (1993)

مصاحبه با خون آشام (1994)

ماموریت غیر ممکن (1996)

جری مگوائر (1996)

چشمان کاملا بسته (19۹8)

ماگنولیا (1999)

ماموریت غیر ممکن 2 (2000)

  آسمان وانیلی (2001) 

 گزارش اقلیت (2001)

آخرین سامورائی

جنگ دنیاها

ماموریت غیرممکن ۳

و...

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه هجدهم دی 1386 و ساعت 0:56 |
 

 


نام كامل: KONG SANG CHAN
نام مستعار:SING LUNG
نام هنري:JACKIE CHAN
تاريخ تولد: 7 آپريل 1954.
محل تولد: هنگ كنگ چين.
شغل: بازيگر، كارگردان، تهيه كننده، بدل كار.
قد: 174 سانتي متر.
وزن: 63 كيلوگرم.
ورزش رزمي: كونگ فو.
درآمد ساليانه وي: 15-20 ميليون دلار.
نام پدر:CHARLES CHAN---شغل: آشپز سفارتخانه فرانسه در هنگ كنگ.
نام مادر:LEE-LEE CHAN---شغل: خدمتكار سفارتخانه فرانسه در هنگ كنگ.
نام پسر:JA CEE CHAN---23 ساله.---نام مادر:LIN FENG
نام دختر:ETTA NG CHOCK LAM---8 ساله--- نام مادر:Elaine Ng Yi-Lei(همسر قانوني جكي چان نبوده است)(وي دختر شايسته چين بوده است)
نام همسر:LIN FENG-CHIAO---شغل: بازيگر تايواني. تاريخ ازدواج: 1983---اكنون از يكديگر جدا شده اند

بيوگرافي:
جـكي چـان در يـك خــانواده فقير بدنيا آمد. پدر وي بعنوان آشـپـز و مادرش بعنوان خدمتكار سفارت فرانسه در هنگ كنگ مجـبـور بـه كـار بـودنـد. وي در كودكي در مدرسـه اي تـحـصيل مــيكرد كه در آن به دانش آموزان خود مهارتهايي هـمـچـون بازيگري، خوانندگي، هنرهاي رزمي و آكروباتيك تعليم مي دادند. اولين ايفاي نقش وي در سال 1962رقم خـورد. وي در 17 سـالـگـي مدرسه را ترك كرد و در فيلمها نقشهاي كوتاه بازي كرده و يا به بدل كاري ميپرداخت. وي حـتـي در فيلمهاي بروس لي نيز بعنوان حريف وي چندين بــار ضربه فني شده است. پس از چندين بازي در فيلمها سـرانـجـــام بـا ايـفـاي نـقـش در فـيـلـم RUMBLE IN THE BRONX مشهور گشت. جـكي چـان تـا چـندي پيش تمام صحنه هاي بدل كاري فيلمهايش را شخصا اجرا ميكرد اما بـه عـلت كهولت سن ديگر قادر به چنين عملي نــيست. او همـچـنين اكـثـر تـرانـه هـاي فيــلمهايش را خودش اجرا ميكند اما معمولا در سينماهاي آمريكا صداي وي را پخش نمـيـكنند. اقدامات انسان دوستانه جكي چان و همچنين دفاع از حقوق حيوانات وي نيز به محبوبيتش افزوده است.

چند مطلب جالب در مورد جكي چان:

1- جكي چان 12 ماه در رحم مادرش جا خوش كرده بود.
كه سرانجام با عمل جراحي وي را بدنيا آوردند.

2-نـام وي KONG SANG به معني: بـدنيـا آمـده در هنـگ
كنگ ميباشد.

3- بـرغم تحصيلات اندك جكي چان دانشكده هنگ كنگ
به وي دكتراي افتخاري علوم اجتماعي اهدا كرده است.

4- جكي چان در سال 1976 تحت عمل جراحي پلاستيك
قرار گرفت تا پلكهايش را شبيه غربي ها در آورد.

5- وي در جريان فيلمهايش بارها دچار شكستگي در اغلب نقاط بدنش گرديده است از جمله: 3 بار شكستگي در ناحيه بيني، يك بار از ناحيه قوزك پا، اغلب انگشتان دستهايش، هر دو استخوان گونه و حتي جمجعه وي دچار شكستگي شده است.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386 و ساعت 2:33 |
 

 

نگاهی به زندگی چارلی چاپلین (۱۹۷۷-۱۸۸۹)
چارلز اسپنسر چاپلین، كمدین افسانه‌ای سینما، شانزدهم آوریل ۱۹۸۹ در لندن و در خانواده‌ای تئاتری به دنیا آمد. او بازیگری، كارگردانی، تهیه‌كنندگی، فیلمانه‌نویسی و حتی آهنگسازی فیلم‌هایش را شخصاً انجام می‌داد. زندگی حرفه‌ای او از كودكی در صحنه‌ی تئاترهای لندن تا زمان مرگش بیش از ۷۰ سال ادامه داشت. دوران كودكی او در فقر و تنهایی سپری شد چون كه در دو سالگی پدر و مادرش از هم جدا شدند و پدرش كه به سختی او را به یاد می‌آورد چند سال بعد مرد. مادرش كه بازیگری پركار بود، مبتلا به نوعی بیماری حنجره شد و چاره‌ای نداشت جز این كه كار تئاتر را رها كند. اما قبل از آن، پسر ۵ ساله‌اش چارلی شانس بازی در نمایش را كنار او داشت كه با خواندن آهنگ معروفی مورد تشویق زیادی قرار گرفت.
مادر او خیاطی را در پیش گرفت تا مخارج زندگی چارلی و پسر دیگرش سیدنی را تأمین كند. در سال ۱۹۰۰ چارلی در یازده سالگی همراه برادرش در نمایش پانتومیمی بنام «سیندرلا» بازی كرد و از آن موقع تصمیم گرفته بود كه بازیگری را حرفه‌ای دنبال كند.
سیدنی چاپلین چند سال بعد برای پیوستن به نیروی دریایی آنها را ترك كرد. چارلی با مادرش كه دچار بیماری روحی شدیدی شده بود در منطقه فقیرنشین لندن به وسیله درآمد اندك برادرش زندگی می‌كرد و برای مراقبت از مادرش درس را رها كرد چون نمی‌خواست كسی به بیماری روانی او پی ببرد ولی وقتی اطرافیان متوجه وضعیت وخیم او شدند، او را در بیمارستان بستری كردند كه تا سی سال دیگر با همان شرایط به زندگی ادامه داد. چاپلین در هفده سالگی به عنوان دلقك به گروه طنز «فرد كارنو» (Fred Karno) پیوست و ستاره نمایش های آن شد. او و گروه كارنو برای اولین تور آمریكا در سال ۱۹۱۰ پا به آن كشور گذاشتند و در شهرهای مختلف نمایش اجرا كردند.
در این گروه، «استنلی جفرسون» (Stanly Jefferson) كه بعدها با نام «استن لورل» معروف شد با چاپلین هم بازی بود. «استن لورل» به انگلستان برگشت اما چاپلین كه شیفته‌ی آمریكا، پیشرفت سریع و محیط شادش شده بود در آن كشور ماند. سه سال بعد كارگردان جوانی به اسم «مك سنات» (Mack Sennat) بازی چاپلین را دید و به او پیشنهاد كرد با استودیوی فیلمسازی‌اش «كی استون» همكاری كند. چاپلین برخلاف میلی باطنی و ابتدا بیش تر به خاطر حقوقش قبول كرد و به این ترتیب وارد هالیوود شد.
مسیر حرفه‌ای او از ۱۹۱۴ تا ۱۹۱۷ در استودیوهای مختلف «كی استون» شروع شد، جایی كه خیلی زود هنر و صنعت فیلمسازی را فرا گرفت. چارلی چاپلین در اولین فیلم هایش كه توجه چندانی را جلب نكرد مثل همه بازیگرها، ظاهری معمولی داشت تا اینكه خیلی اتفاقی تركیبی از شلوارهای گشاد و كفشهای بزرگ، كت تنگ و كلاه لبه‌دار را امتحان كرد كه به نظرش عالی رسید و تبدیل به همان شخصیت دوست داشتنی شد كه همه می‌شناسند و با آن به اوج شهرت رسید.
اولین سال فعالیتش برای «سنات» فیلم‌های كوتاه زیادی ساخت كه بسیار موفق بودند. تصویری كه امروز از چاپلین از یادها مانده، محصول همین دوره است. در سال ۱۹۱۶ او قراردادی با شركت فیلمسازی Mutual بست تا دوازده فیلم كوتاه كمدی بسازد و تمام آنها را در طول یك دوره هجده ماهه تهیه كرد. چاپلین بعدها گفت كه زمان فعالیتش در این شركت شادترین دوره كاری‌اش بوده و تجربیات زیادی هم كسب كرده است.
به دنبال آن استودیوی اختصاصی و كمپانی تولید فیلم خودش را در هالیوود سال ۱۹۱۸ راه‌اندازی كرد و این باعث شد تا حد زیادی كنترل مالی و هنری محصولاتش را شخصاً به عهده بگیرد. با استفاده از همین استقلال كه به تدریج بیش تر می‌شد، زیباترین صحنه‌ها را خلق كرد كه خارج از محدودهٔ زمان همیشه تأثیر گذارند و پیامی كه پشت ظاهر سرگرم كننده آنها نهفته است انگار در هیچ برهه‌ای از تاریخ كهنه نمی‌شود.
در سال ۱۹۱۵ او «ولگرد» افسانه‌ای‌اش را خلق كرد، اولین كمدی تلخ و شیرین او با پایانی باز كه در آن قهرمان خانه به دوش قصه، تنها و ناكام در عشق به شیوهٔ مخصوص خودش قدم می‌زند. چنین شخصیتی با ویژگی‌های ظاهری و خصوصیات اخلاقی ویژه‌اش به نوعی در فیلم های بعدی چاپلین هم حضور دارد. آوراگی و دربدری كه چاپلین هنگام كودكی تجربه كرده بود مایه اصلی فیلم های اجتماعی تند وتیز او را تشكیل می‌داد. او در سن كم علاوه بر این كه زندگی در نوانخانه‌ها را تجربه كرده بود، بارها مجبور شد كنار خیابان بخوابد و در آشغالها دنبال غذا بگردد. شاید به خاطر همین تجربه‌های تلخ شخصی است كه بازی او در این قالب تا این حد باورپذیر است.
در سال ۱۹۱۹ چاپلین همراه با همكارانش مثل «مری پیكفورد» (Mary Pickford)، «داگلاس فیربنكز» (Douglas Fairbanks) و «دی گریفیت» (D.Griffith)، اتحادیه هنرمندان را بنیانگذاری كرد كه تا اوایل دهه پنجاه رئیس آن بود. این اتحادیه با این هدف تشكیل شد تا از افزایش قدرت سرمایه‌گذاران در توسعه استودیوهای هالیوود جلوگیری شود. این حركت،آزادی چاپلین و فیلمسازان همفكر او را تثبیت می‌كرد. در آن دوران چاپلین دیگر ستاره بین‌المللی بود كه فیلم هایش مثل «مهاجر»، (۱۹۱۷)، «كودك» (۱۹۲۱) و «روز دستمزد» (۱۹۲۲) موفقیت‌های تجاری شگرفی كسب كرده بودند.
چاپلین درباره فیلم مهاجر گفت «هیچ كدام از دیگر فیلم هایی كه ساخته‌ام به اندازهٔ این یكی خودم را متأثر نكرده است». «مهاجر» كمدی فوق‌العاده‌ای است كه احتمالاً بیشتر با صحنه‌ای از آن در یادها مانده است كه در آن مهاجران به مجسمه آزادی خیره می‌شوند. از آن موقع تاكنون این صحنه بارها در فیلمهای مختلف تقلید شده است. یكی از این نمونه‌ها در فیلم «پدرخوانده ۲» (۱۹۷۲) ساختهٔ فرانسیس فورد كاپولا وجود دارد. هنر چاپلین هیچ جا بهتر و واضح‌تر از این صحنه مشخص نمی‌شود.
اولین كمدی بلند چاپلین و شاهكار او «كودك» بود؛ فیلمی به یاد ماندنی كه در آن ولگردی، بچه گمشده‌ای را پیدا می‌كند و می‌خواهد او را بزرگ كند. واضح است که فیلم كودك از داغدیدگی خود چاپلین هم سرچشمه می‌گرفت چون اولین پسر او چند روز بعد از تولد و چند هفته قبل از شروع ساخت این فیلم مرده بود و شاید این موضوع روی تلخی فضای فیلم نادانسته تأثیر گذاشت ولی كمبود عواطف و نگرانی‌های اجتماعی را استادانه به تصویر می‌كشد. در این اپیزود، چاپلین ولگردی است كه از بچهٔ بی‌خانمانی، با بازی حیرت‌آنگیز بازیگر چهارساله «جكی كوگان» (Jakie Coogan) مراقبت می‌كند.
در یكی از بهترین صحنه‌های ساختهٔ چاپلین و شاید حتی تمام دوران فیلم صامت، چارلی در تعقیب ماشینی كه بچه را به پرورشگاه می‌برد، با تمام قدرت روی سقف خانه می‌دود و نمی‌خواهد از او جدا شود. پشت طنز سیاه این صحنه، احساسی لطیف پنهان است. در آن سال ها، كودكان مهاجر و آواره حاصل از جنگ جهانی اول در خاطره همه مردم بودند. همین طور كسانی كه برای عزیزان از دست داده خود در جنگ داغدار بودند و یا به هر شكلی جنگ سرنوشتشان را وارد مسیر تازه‌ای كرده بود از فیلم «كودك» بسیار استقبال كردند.
زندگی افرادی مثل چاپلین، امروزه به وسیله دانشمندان علوم اجتماعی مطالعه می‌شود. آن ها دریافته‌اند كودكانی كه در معرض بی‌خانمانی و به تبع آن، تنش‌های اجتماعی قرار می‌گیرند همگی به سرنوشت واحدی دچار نمی‌شوند.
در حالی كه بعضی از آنها در آینده قشر آسیب‌پذیر جامعه را تشكیل می‌دهند، برخی دیگر از این بچه‌ها مثل چاپلین زیرك و مبتكر می‌شوند.
چارلی چاپلین با این كه در كار حرفه‌ای خود روز به روز موفق‌تر می‌شد ولی زندگی خانوادگی‌اش دستخوش ناملایمات بود. دو ازدواج نخست او به جدایی ختم شد اولین بار با بازیگری بنام «میلدرد هریس» (Mildred Harris) و بار دوم با بازیگر دیگری، «لیتا گری» (Lita Grey) ازدواج كرد.
بعد از مدتی با «پائولتا گادارد» (Paulette Goddard) كه در فیلم «عصر جدید» بازی می‌كند ازدواج كرد كه بعد از آن كه هر دو به موفقیت و شهرت بیشتری رسیدند از هم جدا شدند. چهارمین ازدواجش در سال ۱۹۴۳ با «اونا اونیل» (Oona Oneil) دختر نمایشنامه نویس معروف «ایگن اونیل» با ثبات‌ترین بود كه تا زمان مرگش ادامه پیدا كرد. «اونا اونیل» بعد از مدتی هنرپیشگی را رها كرد و شاید همین، باعث دوام ازدواج آنها شد چون چاپلین برخلاف ازدواج های گذشته‌اش این بار همسرش را رقیب خودش نمی‌دید.
چارلی چاپلین و اونا اونیل هشت فرزند داشتند. یكی از آنها «جرالدین چاپلین» است كه حرفه والدینش را در پیش گرفت و مهم‌ترین نقشی كه ایفا كرده در فیلم «دكتر ژیواگو» (۱۹۶۵) ساخته «دیوید لین» (David Lean) در نقش تانیا است.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386 و ساعت 2:28 |
 

 


نام: جك نيكلسون

نام اصلي: جان جوزف نيكلسون

سال تولد: 22 آوريل 1937

محل تولد: نپتون / نيوجرسي

برنده اسكار:- ديوانه اي از قفس پريد (1975)- دوران مهرورزي (1983)- بهترين شكل ممكن (1997)

نامزد اسكار:- ايزي رايدر (1969)- پنج قطعه آسان (1970)- آخرين گروه (1973)-

محله چيني ها (1974)- سرخ ها (1981)- شرافت خانواده پريتسي (1985)- آيرون ويد (1987)

- چند آدم خوب (1992)

------------------------------------------------------------------------



بيوگرافي:

مادرش صاحب يك پيرايشگاه و پدرش خانواده را ترك گفته بود. در سن 17 سالگي و در كاليفرنيا به عنوان يك پادو در كمپاني M.G.M مشغول به كار شد . همانجا بازيگري آموخت. و در بسياري از نمايشها و برنامه هاي تلويزيوني بازي كرد.

براي اولين بار در سال 1958 در فيلمي به نام كودك كش فرياد بزن (راجر كورمن) بازي كرد. اما با بازي در ايزي رايدر (دنيس هاپر، 1969) بود كه به شهرت رسيد و كانديد جايزه اسكار شد.

اما مجسمه طلايي اسكار را براي اولين بار براي بازي در فيلم ديوانه اي از قفس پريد در سال 1975 بدست آورد.او تا به حال در نقشهاي متفاوتي ظاهر شده است.جك نيكلسون در سال 1971 به كارگرداني روي آورد. بازي بسيار ديدني او در فيلم درباره اشميت (الكساندر پين) چشمها را بسوي خود خيره كرده است. او يكي از بخت هاي مسلم اسكار 2003 است.


------------------------------------------------------------------------

بخشي از فيلمشناسي:درباره اشميت (الكساندر پين، 2002)قول (شون پن، 2001)

بهترين شكل ممكن (جيمز ل. بروكس)خون و شراب (بابا رافلسن، 1997)

ستاره شب (رابرت هارتلينگ، 1996)مريخ حمله ميكند (تيم برتون، 1996)

عابر نگهبان (شون پن، 1995)گرگ (مايك نيكولز، 1994)هافا (دني دوويتو، 1992)

چند آدم خوب (راب راينر، 1992)دردسر مردانه (باب رافلسن، 1992)

دوجيك (+ كارگرداني، 1990)بتمن (تيم برتون، 1989)آيرون ويد (هكتور بابنكو، 1987)

اخبار سراسري (جيمز ل.بروكس، 1987)جادوگران شهر ايستويك (جرج ميلر، 1987)

سوزش دل (مايك نيكولز، 1986)شرافت خانواده پريتسي (جان هيوستون، 1985)

دوران مهروزي (جيمز ل.بروكس، 1983)سرخ ها (وارن بيتي، 1981)

پستچي هميشه دوبار زنگ مي زند (باب رافلسن، 1981)مرز (توني ريچاردسون، 1981)

تلالو (استنلي كوبريك، 1980)آخرين نواب (اليا كازان، 1976)آبخيزهاي ميزوري (آرتور پن، 1976)

ديوانه اي از قفس پريد (ميلوش فورمن، 1975)تامي (كن راسل، 1975)

حرفه: خبرنگار (ميكل آنجلو آنتونيوني، 1975)تقدير (مايك نيكولز، 1974)

محله چيني ها (رومن پولانسكي، 1974)آخرين گروه (هال اشبي، 1973)

سلطان ماروين گاردنز (باب رافلسن، 1972)مكاني امن (هنري جاگلوم، 1971)

معرفت جسم (مايك نيكولز، 1971)پنج قطعه آسان (باب رافلسن، 1970)

در يك روز آفتابي براي هميشه مي تواني ببيني (وينسنت مينه لي، 1971)

ايزي رايدر (دنيس هاپر، 1969)Psych-Out (ريچارد راش، 1968)

موتورسواران هلز انجلز (ريچارد راش، 1967)

تيراندازي (+ تهيه كننده شريك، مانتي هلمن، 1966)

از در پشتي به جهنم (مانتي هلمن، 1964)ناوبان دوم پولور (جاشوا لوگان، 1964)

ترس (راجر كورمن، 1963)كلاغ (راجر كورمن، 1962)زمين تكه شده (جان بوشلمن، 1961)

فروشگاه كوچك وحشت (راجر كورمن، 1960)استادز لونيگن (ايروينگ وينكلر، 1960)

گردش وحشيانه (راجر كورمن، 1960)براي دلبستگي خيلي زود است (ريچارد راش، 1959)

كودك كش، فرياد بزن (جاس آديس، 1958

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386 و ساعت 2:22 |
 

 


نشانه خاص:روی گوشه سمت راست لب بالايی اش يک زخم دارد که يادگار ضربه يک مرد تنومند سر ساخت فيلم((فردا هرگز نمی ميرد)) می باشد

در ۱۹۶۴ در از زادگاهش ايرلند می رود.

کمپانی توليد فيلم به نام خودش با نام((اريش دريم تايم))دارد.اولين فيلمی که در ان توليد شد مربوط به سال ۹۸ با عنوان برادرزاده ها بود.

از سوی مجله پیپل چاپ امريکا در ۱۹۹۶ به عنوان يکی از ۵۰ مرد زيبای جهان شناخته می شود

از سوی مجله پیپل چاپ امريکا در ۱۹۹۱به عنوان يکی از ۵۰ مرد زيبای جهان شناخته می شود.

به عنوان خودش اولين فيلمی که تماشا کرده اثری جيمزباندی با عنوان ((گلدفينگر)) (۱۹۶۴بود.

از ماهيگيری در رودخانه تووی در کارمارتن شاير جنوب ولز لذت می برد درست همانجا که رئيس جمهور الهای پيش امريکا جيمی کارتر از ماهيگيری در انجا لذت می برد.

سومين هنرپيشه پس از شون کانری و راجر مور می باشد که در بيش از سه فيلم جيمز باندی ظاهر شده است.

در اصل در سال ۱۹۸۶ برای بازی در نقش ۰۰۷ انتخاب شده بود.اما قراردادش با سريال سازان تلويزيونی برای((رمينگتون استيل))مانع ار انجام اين عمل شد.اين نقش سرانجام به تيموتی دالتون رسيد.

ماشين تحرير خالق جيمزباند٬ يان فلمينگ را به مبلغ ۵۲ هزار ۸۰۰ دلار خريداری کرد.

در دو سال اخير بازی در نقش جيمز باند را کنار گذاشته است و در واقع خود را از بازی در اين نقش بازنشست کرده است.

در ۲۸ دسامبر ۱۹۹۱يک روز پس از يازدهمين سالگرد ازدواجش با کيسی اين زن در ميان اغوش او می ميرد.علت مرگ سرطان بود.

در ۲۷ می با کاساندرا هريس ازدواج کرده بود که به کيسی معروف بود.

وقتی متولد شد مادرش ۱۹ سال داشت.

از سوی مجله پیپل در سال ۲۰۰۱ به عنوان جذاب ترين مرده زنده لقب گرفت.

به کلاستروفوبيا(ترس از ماندن در فضای بسته) مبتلاست.

در کودکی پدر و مادرش از هم جدا شدند.او ان زمان ۱ سال هم نداشت.

در ساخت فيلم((قلعه دانته))به خاطر نوع بيماريش بسيار با مشکل روبرو بود.

پيرس برازنان در بررسی های انجام شده درباره بزرگترين هنرپيشه های مرد انگلستان در سال ۲۰۰۱ انجام گرفت رتبه ششم را بدست اورد.

او علاوه بر دستمز در فيلمهای جيمزباندماشين هم دريافت می کرد.او برای بازی در چشم طلايی يک بی ام و زد۳ برای بازی در فردا هرگز نمی ميرد يک سری ۸تايی بی ام و برای بازی در دنيا کافی نيست يک زد۸ دريافت نمود.

کارکترش در سريال((رمينگتون استيل)) شخصيتی عجيبی داشت يک کاراگاه خصوصی جنايی که بسيار عاشق فيلمهای کلاسيک بود.در يکی از قسمت ها او عنوان مکی کند دوست داشته در فيلم((حماسه توماس کراين)) با بازی استيو مک کوئين و فی داناوی بازی کند.درست ۱۶ سال بعد در بازسازی اين فيلم با رنه روسو شرکت می کند.

در ۴ اگوست ۲۰۰۱ با روزنامه نگاری به نام کلی شی اسميت ازدواج کرد.

پس اکران((روز ديگر بمير)) در رستورانی واقع در دوبلين مورد تمسخر چند نفر قرار گرفت که او را بخاطر همبازی شدنش با هالی بری سياهپوست مسخره می کردند.

در ۱۲ اگوست ۱۹۶۴ پيرس يازده ساله برای اولين باز از ايرلند به انگلستان سفر می کند درست همان روزی يان فلمينگ خالق جيمز باند می ميرد.

اولين فيلم:نقش بدون نام در (۱۹۷۹)resting rough

اخرين فيلم:پس از غروب(۲۰۰۴)

به يادماندنی ترين نقش:نقش جيمز باند در سرس فيلمهای ۰۰۷

از فيلمها:

جمعه خوب طولانی٬پروتکل چهارم٬ خانم دابت فاير٬اينه دورو دارد٬مريخ حمله می کند٬خياط پاناما٬اولين٬ماتادور٬ حماسه توماس کراين و......

دستمزد :

چشم طلايی مبلغ ۴ ميليون دلار در سال ۱۹۹۵

دنيا کافی نيست مبلغ ۸ ميليون ۲۰۰ هزار دلار در سال ۱۹۹۷

دنيا کافی نيست مبلغ ۱۲ ميليون ۴۰۰ هزار دلار در سال ۱۹۹۹

روز ديگر بمير مبلغ ۱۶ ميليون و ۵۰۰ هزار دلار در سال ۲۰۰۲

پس از غروب مبلغ ۲۵ ميليون دلار در سال ۲۰۰۴

هالی بری در مورد او گفته:پيرس چيزی شبيه به مجسمه های ميادين شهر است. پير نمی شود خاطره انگيز تر می شود.

جمله معروف:ازدواج به من اين قدرت را داد تا بتوانم دنيا را فتح کنم.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386 و ساعت 1:49 |

 

جان فورد اول فوریه سال ۱۸۹۴ در كیپ الیزابت آمریكا به دنیا آمد. نام او در واقع شون آلویسیوس اوفینی بود. اما وقتی برادرش فرانسیس به هالیوود رفت نام فورد را برای خود انتخاب كرد. به همین ترتیب جان نیز كه به واسطه برادرش به هالیوود رفته بود نامش را فورد گذاشت تا این نام به یكی از اسطوره های تاریخ سینما تبدیل شود. اولین تجربه فورد در سینما بازی در فیلمی از دیوید گریفیث با نام «تولد یك ملت»، آن هم در نقش سیاهی لشكر بود. طبق قراردادی كه بین فورد و كمپانی یونیورسال منعقد شد از سال ،۱۹۱۷ این فیلمساز چند وسترن درجه سه ساخت. اولین فیلم او «تیراندازی دقیق» نام داشت كه در پنج حلقه روایت می شد. اولین فیلم جدی او «اسب آهنی»، وسترن موفقی بود. دو سال بعد، فورد فیلم «سه مرد شرور» را ساخت.
نام جان فورد اما با فیلم «دلیجان» سر زبان ها افتاد. در این وسترن بسیار جذاب، یكی از ستاره های تاریخ سینما یعنی جان وین بازی می كرد. وین كه كارش را با فورد آغاز كرده بود، پس از این نیز در بسیاری از فیلم های فورد بازی كرد. در سال ۱۹۴۰ او فیلمی براساس رمان مشهور جان اشتاین بك، «خوشه های خشم» ساخت. در این فیلم هنری فوندا بازی می كرد. فورد كه پیش از این به خاطر فیلم های «خبرچین» و «خوشه های خشم» جایزه اسكار بهترین كارگردانی را دریافت كرده بود، در سال ،۱۹۴۱ به خاطر فیلم «چه سرسبز بود دره من»، برای سومین بار این جایزه را كسب كرد. سه گانه ای با نام های «سواره نظام»، «دختری با روبان زرد» و «ریوگرانده» كارهای بعدی جان فورد بودند. او چهارمین و پنجمین جایزه اسكارش را برای فیلم های مستند «نبرد میدوی» و «هفتم دسامبر» كسب كرد. سال ۱۹۵۲ فورد با ساخت فیلم «مرد آرام» برای ششمین بار به این موفقیت رسید.
فیلم «مردی كه لیبرتی والاس را كشت» در واقع آخرین اثر وسترن جان فورد بود. در تاریخ سینما هیچ كارگردانی موفق نشده همچون جان فورد، شش جایزه اسكار بگیرد. ضمن اینكه او از معدود كارگردانانی است كه در كارنامه اش بیش از صد فیلم دیده می شود. هفته نامه اینترتینمنت در حالی جان فورد را به عنوان سومین كارگردان برتر تاریخ انتخاب كرد كه اورسن ولز در صدر این فهرست قرار داشت. ولزی كه جان فورد را بهترین فیلمساز جهان می دانست. علاوه بر اورسن ولز، آكیرا كوروساوا، سرجیولئونه، كلینت ایستوود، مارتین اسكورسیزی، استیون اسپیلبرگ، برناردو برتولوچی و كارگردانان سینمای موج نوی فرانسه از ژان لوك گدار گرفته تا فرانسوا تروفو، جان فورد را فیلمساز محبوب خود نامیده اند، جان فورد ۳۱ آگوست سال ۱۹۷۳ بر اثر ابتلا به سرطان معده درگذشت.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386 و ساعت 1:38 |
 ژان رنو


(ژان مورینو جیمننز رنو) در ۳۰ جولای ۱۹۴۸ در كازابلانكا از والدین اسپانیایی - فرانسوی به دنیا آمد.والدینش برای فرار از جنگ حكومت فاشیستی فرانسیسكو فرانكو به مراكش مهاجرت كردند. عده‌ای از اعضای خانواده آنان در جنگ كشته شدند، لذا آنان برای نجات از جنگ به مراكش رفتند. در آن هنگام مادر )ژان> باردار بود و ژان در مراكش به دنیا آمد.
ژان زیرنظر مادرش زبان فرانسه و تحت تعلیمات پدرش زبان اسپانیایی را آموخت. علاوه بر این در مدرسه نیز به آموزش زبان انگلیسی پرداخت.)ژان> دوران دبستان را در مراكش به پایان رساند. او به توصیه مادرش به سوی فرانسه عزیمت كرد تا در آنجا بتواند پله‌های ترقی را یكی پس از دیگری طی كند.
در ۱۲ سالگی به فرانسه مهاجرت كرد و برای دریافت تابعیت فرانسه به اجبار وارد ارتش شد. او در آنجا احساس كرد كه به بازیگری در تئاتر علاقمند است، لذا در بخش نمایشی ارتش مشغول به اجرای نمایش‌های متعدد شد و روز به روز علاقه‌اش به بازیگری فزونی پیدا كرد. او توانست تجربیات زیادی در زمینه نمایش در ارتش مارسی فرانسه كسب كند.
● ورود به سینما
بعد از اتمام خدمت سربازی به پاریس رفت و در سال ۱۹۷۰ نقشهای كوچكی در تئاتر و تلویزیون در دست گرفت. چند كارگردان تلویزیونی به استعداد وی پی بردند و او را تشویق به تحصیل در زمینه بازیگری كردند. ژان روزها در استودیوی تلویزیون كار می‌كرد و عصرها به كلاس آموزش بازیگری می‌رفت، تا سرانجام در سال ۱۹۷۱ با ایفای نقش كوچكی در فیلمی كوتاه به دنیای سینما راه یافت. این نقش كوتاه و پیش پا افتاده سبب ایجاد اعتماد به نفس در وی شد. از سویی دیگر شانس به او روی آورد و )لوك بسون‌> یكی از كارگردانان و بازیگران معروف آن دوران با وی دوست شد و(ژان) را در فیلم‌هایش قرار داد. فیلم (گربه‌ها)، (زیرزمین) یا (مترو) را در سال ۱۹۸۵ با همكاری لوك‌بسون بازی كرد و ستایش فراوانی را برای خود به همراه داشت. در سال ۱۹۸۸ بار دیگر (بسون) در فیلم
(آبی بزرگ) ژان رنو را به كار می‌گیرد. در واقع این اولین نقش بزرگ رنو محسوب می‌شد.
رنو به شهرت رسید. بعد از بازی در (آبی بزرگ) دیگر كارگردانان گویی رنو را كشف كرده باشند به او چند پیشنهاد دادند. وی در سال ۱۹۹۰ فیلم (نیكیتا) را بازی كرد. به دنبال آن در فیلم (صدا) به سال ۱۹۹۲ و (پرواز از محكمه) هنر خود را نشان داد.
● موفقیت بزرگ
فیلم(لئون) در سال ۱۹۹۴ موفقیت بزرگی را به دنبال داشت. این فیلم یكی از موفق‌ترین و پرفروش‌ترین فیلمها در تاریخ سینمای فرانسه محسوب می‌شد. البته این فیلم طیف خشونت را به دنبال داشت و ۲۳ دقیقه از فیلم حذف شد تا خشونت آن كم شود.
رنو در سال ۱۹۹۵ با بازی در فیلم (ماموریت غیرممكن) مورد نقد منتقدان زیادی قرار گرفت اما موفقیت فیلم در نظر مردم چشمگیر بود.
● بسوی هالیوود
رنو در سال ۱۹۹۷ به سوی هالیوود راه افتاد و سعی كرد تا تماشاگران آمریكایی را با ذوق و استعداد خود در زمینه‌های فیلمهای كمدی جلب كند. اما تماشاگران او را در نقش‌های اكشن می‌پذیرفتند.
از این رو در سال ۱۹۹۸ با بازی در (گودزیلا) علاقه همگان را به خود جلب كرد، یكی از شانس‌هایی كه در هالیوود آورد همكاری با رابرت دنیرو در فیلم )رونین> بود.
او دوباره به فرانسه بازگشت ولی هالیوود به دنبالش بود، بدین ترتیب در سال ۲۰۰۰ فیلم (رودخانه ارغوانی) را در هالیوود بازی كرد.
رنو می‌خواست استعداد خود را در نقشهای كمدی بیازماید. او در سال ۲۰۰۲ در كنار (ژرار دیاردیو) اسطوره بازیگری در سینمای امروز فرانسه قرار گرفت و حاصل آن یكی از بهترین كمدی‌های فرانسوی به نام )روبی و كوئنتین> بود. این فیلم نه تنها در فرانسه، بلكه در آمریكا مانند بمب صدا كرد و جزو پرفروش‌ترین فیلمهای دنیا قرار گرفت.
یكی از فیلمهای جدید (رنو) را می‌توان )پلنگ صورتی> نامید. همچنین او با بازی در فیلم (كد داوینچی) در نقش بازرس بزوفاچی براساس كتاب جنجال‌برانگیز(دن براون) امسال به نمایش در آمد، او در این فیلم همبازی (تام هنكس) خواهد بود.از فیلمهای اخیر )ژان رنو> كه به نمایش در آمد (امپراطوری گرگها) در سال گذشته بود، رنو برای بازی در آن یك و نیم میلیون یورو دستمزد گرفت.گفتنی است یكی از بهترین فیلم‌های رنو بازی در فیلم (ببر و برف) به كارگردانی (روبرتو بنینی) كه كمدین معروف ایتالیایی نیز در آن حضور داشته بود. همچنین وی اخیرا موافقتش را برای ایفای نقش در فیلم (پسران پرواز) اعلام كرده است. بودجه این فیلم ۱۰ میلیون دلار است و در زمان جنگ دوم جهانی اتفاق افتاده است.
او چهار فرزند دارد.
(ژان رنو) دو بار ازدواج كرد و ثمره هر ازدواج او دو فرزند است ...
اولین ازدواجش در سال ۱۹۷۶ با (جنویو) بود كه در سال ۱۹۷۸ صاحب یك دختر به نام ساندرا و یك پسر به نام مایكل در سال ۱۹۸۰ شد.این ازدواج پایان خوشی به همراه نداشت. مسافرت‌های متعدد (ژان رنو) به ایتالیا و فرانسه شكایت همسرش را در پی داشت، لذا این ازدواج به جدایی ختم شد.ژان در سال ۱۹۹۴ با (ناتالی دیسكیویز) مدل ایتالیایی ازدواج كرد و در سال ۱۹۹۶ پسرش (تام) و دو سال بعد دخترش (سرنا) به دنیا آمد.ژان یك خانه مجلل و باشكوه در پاریس و یك خانه در بهترین نقطه لس‌آنجلس دارد.
▪ گفتگو با لس‌آنجلس تایمز
چندی پیش لس‌آنجلس تایمز گفتگویی با وی انجام داد كه در ذیل خواهید خواند.
● نظر شما درباره نقشهای اكشن چیست؟
رنو: من شخصا انسانی رومانتیك هستم و روحیه‌ای طنزگونه دارم. حتی همیشه ترجیح می‌‌دهم در فیلمهای كمدی ایفای نقش كنم. به نظرم بازی در فیلمهای كمدی مشكل‌تر از بازی در فیلمهای اكشن است اما این روزها فیلمهای اكشن طرفدار بیشتری میان مردم دارد به ویژه آمریكایی‌ها، فیلمهای اكشن را بهتر می‌‌پسندند. من هم یك هنرپیشه هستم و باید طبق دیالوگها عمل كنم.
حتی از دست زدن به اسلحه هم خوشم نمی‌آید. البته باید بگویم كه تیراندازی و هدف گرفتنم بسیار خوب است، زیرا در ارتش چندین دوره را گذرانده‌ام اما نه از اسلحه خوشم می‌آید و نه از شكار كردن.
● آیا حقیقت دارد كه در فیلم ماتریكس نقش پیشنهادی را نپذیرفتید...
رنو: بله، زیرا برای فیلمبرداری مجبور بودم، همراه چهار فرزندم به استرالیا بروم و مدتی را در آنجا زندگی كنم كه این برایم غیرممكن بود. لذا بازی در نقش مامور مخفی در فیلم ماتریكس را نپذیرفتم.
● نظرتان درباره بازی با تام كروز و رابرت دنیرو چیست؟
رنو: من از رابرت دنیرو آموخته‌های زیادی یاد گرفتم و تجربیات زیادی كسب كردم. وقتی یك بازیگر ناشی با عده‌ای ماهر و حرفه‌ای بازی كند واقعا لذت می‌‌‌‌برد و كار به سرعت و با موفقیت به پایان می‌‌‌‌رسد. بازی در فیلم با عده‌ای هنرمند حرفه‌ای همچون بازی در میدان تنیس است. اگر بازیكن طرف مقابل خوب و حرفه‌ای باشد، آن بازی برای تماشاگران دلچسب خواهد شد.
● نظرتان درباره مطالعه چیست؟
رنو: مطالعه كتب در زمینه‌های مختلف بستگی به ذائقه و معلومات فرد دارد، به نظر من مطالعه كتاب، انسان را به بالاترین مقام‌ها خواهد رساند. همین كه با علم روز آشنا شوی بهترین و والاترین ارزش را دارد.كتاب می‌تواند رسانه مكتوب خوبی باشد و سینما و تئاتر نیز می‌تواند یك رسانه تصویری مفید، به شرطی كه مفهوم و متن كتاب و یا فیلمنامه غیراخلاقی نباشد.
● قدم بعدی در زندگی شما چیست؟
رنو: می‌‌‌خواهم از بازیگری كنار بكشم چون به اندازه كافی پول دارم. می‌‌‌خواهم بقیه عمر خود را در كنار خانواده‌ام باشم. امروزه سیل پیشنهادها به سوی من سرازیر است از هالیوود، فرانسه و ایتالیاا اما خسته شده‌ام می‌‌خواهم به استراحت بپردازم. شاید مدتی بعد از استراحت و فارغ بودن از كار بار دیگر خواهان فعالیت در عرصه سینما شوم اما اكنون نیاز به استراحت دارم.
● فیلم‌شناسی ژان رنو
مارگارت، كدداوینچی، پسران پرواز، پلنگ صورتی، ببر و برف، امپراطور گرگها، هتل رواندا، رودخانه كریسمون، روبین، گودزیلا، ماموریت غیرممكن، لئون، پرواز از محكمه، صدا، نیكیتا، آبی بزرگ، زیرزمین یا مترو و گربه‌ها. همچنین ژان رنو در ساخت، تهیه و صداگذاری فیلمهای (پلی‌استیشن)۲ نیز فعال بوده است.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386 و ساعت 1:34 |
 دنزل واشنگتن

 

زندگي و شيوه خط مشي (دنزل واشنگتن) نه تنها مايه افتخار و اعتبار جامعه سياهپوستان آمريكايي و آفريقايي تبار است بلكه صنعت فيلم هاليوود نيز به اين هنرپيشه مي‌‌بالد.او يكي از هنرپيشه‌هاي مردم‌پسند و عامي است. دنزل واشنگتن تاكنون 26 جايزه معتبر بازيگري را از آن خود كرده است. همچنين 4 بار نامزد جايزه اسكار شده و كسب 1 بار جايزه اسكار از افتخارات اين بازيگر سياه‌پو‌ست محسوب مي‌شود. دوران افتخار دنزل واشنگتن از سال 1981 با بازي در فيلم داستان يك سرباز شروع شد. او در دوران پربار حرفه‌اي‌اش در طيفي از نقش‌هاي گوناگون طنز، پليسي و نقش منفي ظاهر شده است.در اين مقاله زندگي و افتخارات اين هنرپيشه را به رشته تحرير در مي‌‌آوريم.



دنزل واشنگتن در 28 دسامبر 1954 در مانت ورنون نيويورك در يك خانواده مذهبي به دنيا آمد. بعدها با تولد برادر كوچك‌ترش خانواده آنان 5 نفره شد زيرا دنزل يك خواهر بزرگ‌تر از خودش نيز داشت. پدرش روحاني و مادرش آرايشگر بود. او خودش درباره محل زندگي دوران كودكي‌اش مي‌‌گويد: در محله ما همه جور آدم از اسپانيايي گرفته تا مكزيكي و ايرلندي و چيني پيدا مي‌‌شد. لذا در اين محله با چند فرهنگ مختلف رشد يافتم و چيزهاي بسيار زيادي از زندگي آدم‌هاي اطرافم آموختم. دنزل از همان دوران كودكي اولين گرايش‌هاي آينده‌اش را جستجو كرد و به كارهاي نمايشي علاقمند شد.
او درباره آن دوران مي‌‌گويد: از پدرم و شغلش تكيه بر قدرت خداوندي را آموختم و ساعاتي را كه در سالن آرايشگاه مادرم مي‌‌گذراندم داستان‌هايي مي‌‌شنيدم كه من را عاشق قصه‌گويي مي‌كرد.وقتي دنزل، 12 سال داشت، پدر و مادرش از هم جدا شدند و دنزل و خواهر بزرگترش به مدرسه شبانه‌روزي فرستاده شدند. دنزل علاقه زيادي به تحصيل در دانشگاه داشت، لذا پس از پايان دوران مدرسه وارد دانشگاه فوردهام شد و در سال 1977 در رشته روزنامه‌نگاري از اين دانشگاه ليسانس گرفت.
او همچنين در يك دانشكده تئاتر درس تئاتر مي‌‌خواند و در چندين نمايش در نقش‌هاي شخصيت‌هاي شكسپير روي صحنه آمد. البته اولين تجربه‌هاي نمايشي او بازي در تئاترهاي دانشجويي بود كه وي را به سوي دانشكده تئاتر كشانيد. او نه تنها در دانشگاه فوردهام بلكه در دانشكده تئاتر با بالاترين نمره فارغ‌التحصيل شد.دنزل همزمان با تحصيل، براي اينكه خرج خود و خواهرش را درآورد در كتابخانه و رستوران دانشگاه كار مي‌كرد.
پس از فارغ‌التحصيلي به سانفرانسيسكو رفت و از آمريكا يك بورس گرفت و پس از پايان يك دوره يك ساله، نقش‌هاي متفاوتي در برنامه‌هاي مختلف تلويزيوني بر عهده گرفت.سيماي جذاب دنزل واشنگتن سبب شد كه طرفداران زيادي پيدا كند و از همه مهم‌تر، اين كه او توانايي بازي در نقش‌هاي مختلف را داشت، تلويزيون از او در سريال‌هاي گوناگون استفاده مي‌‌كرد. يكي از بهترين سريال‌هايي كه در آن دوران دنزل در آن نقش‌آفريني كرد و از به ياد ماندني‌ترين بازي‌هاي او شد، سريالي بود كه از سال 1981 به مدت 6 سال پخش شد و دنزل در آن نقش دكتر چندلر را بر عهده داشت. او با استعداد زيادي كه در عرصه بازيگري داشت در ميان آمريكايي‌ها به شهرت و محبوبيت رسيد. دنزل با چنين تجربه فراواني، نقش‌آفريني در سينما را آغاز كرد و با همان فيلم نخستينش توجه همه را به خود معطوف كرد.

فيلم‌هاي حرفه‌اي





او از همان سال‌ها به يكي از شخصيت‌هاي معروف هاليوود تبديل شد. او با بازي در فيلم (ويلما) به شهرت رسيد. در واقع دنزل تا به امروز در 45 فيلم هنرنمايي كرده است. بطور كلي دنزل از فعال‌ترين بازيگران سينماي هاليوود است.دنزل در سال‌هاي ابتدايي دهه 90 در سه فيلم (اسپايك‌لي)حاضر شد. در كارنامه حرفه‌اي اين بازيگر آثار شاخصي به چشم مي‌‌خورد، از جمله (افتخار)، (مالكوم ايكس)، (پرونده پليكان)، (كلكسيونراستخوان)، (جاني‌كيو) و (آزادي فرياد.)
او در سال 1993 در فيلم‌هاي (گوش‌هاي خرگوش) ايفاي نقش كرد و مورد تاييد كارشناسان هنري هاليوود قرار گرفت. در مجموع دنزل را مي‌‌توان از فعال‌ترين بازيگران دهه 90 ياد كرد. او در آن دوران فعاليت‌هاي چشمگيري داشت. وي در طول اين دهه در 22 فيلم نقش آفريني كرد.او در سال 1996 براي بازي در فيلم (جسارت در زير آتش) يك ميليون دلار دستمزد دريافت كرد. واشنگتن در سال 2002 براي اولين بار به پشت دوربين رفت و موفق شد كه عنوان كارگرداني فيلم خوب و ارزنده (آنتوان فيشر) را از آن خود كند. اين فيلم آغازي بر شكل‌گيري دوران حرفه‌اي واشنگتن كارگردان بود. نا‌گفته نماند كه تلاش‌هاي پيوسته و مداوم دنزل در عرصه سينماي هاليوود بي‌‌نتيجه و بي‌‌اثر نبوده است و براي او فهرست بلند بالايي از جوايزي كه دريافت كرد يا نامزد دريافت آنها بود باقيمانده است.

جوايز و افتخارات





جوايز و افتخارات زيادي در كارنامه بازيگري او به چشم مي‌‌خورد.
1988، بهترين بازيگر نقش دوم براي فيلم افتخار
1989، بهترين بازيگر نقش اول براي فيلم پرونده پليكان و جايزه اول از سوي انجمن منتقدان نيويورك
1991، بهترين بازيگر براي فيلم مالكوم ايكس
1992، نامزد بهترين بازيگري در ژانر رمانس براي فيلم مالكوم ايكس
1999، بهترين بازيگر در ژانر رمانس براي فيلم هاريكون
2000، مدال نقره بهترين بازيگر براي فيلم هاريكون
2001، نامزد بهترين بازيگر در ژانر رمانس براي فيلم روز تمرين
2001، بهترين بازيگر براي فيلم روز تمرين

زندگي شخصي

دنزل واشنگتن كه نيم قرن اول زندگي‌اش را پشت سر گذاشته حال در سن 52 سالگي در لس آنجلس در يك خانه ويلايي در كنار همسر و چهار فرزندش زندگي مي‌‌كند.وي در زندگي خانوادگي‌اش نيز آدم موفقي به شمار مي‌‌رود. او و (پائولتا) همسر جوانش چندين سال پيش با يكديگر ازدواج كردند.ثمره اين ازدواج چهار فرزند به نام‌هاي جان، كايتا و دوقلو‌هايي به نام‌هاي مالكوم و اليوياست. واشنگتن مي‌‌گويد: (بازي در سينما به معناي زندگي كردن نيست اين چهار بچه همه زندگي من را به خود اختصاص داده‌اند آنها هميشه در اولويت بوده‌اند، به راستي اگر من يك خانواده نداشتم، تعطيلات آخر هفته را چگونه سپري مي‌‌كردم؟)
گرچه چندي پيش شايعاتي درباره رابطه دنزل واشنگتن و سانا لاتان ساخته شد. (سانالاتان) هنر‌پيشه آمريكايي از شنيدن تهمت‌هايي كه او را به دنزل واشنگتن نسبت مي‌‌دادند بسيار برافروخت و گفت ما هر دو هنر‌پيشه هستيم و فقط با يكديگر در فيلم <خارج از زمان> ايفاي نقش كرديم اما متاسفانه روزنامه (اخبار روزانه نيويورك) شايعاتي را ساخته است. اين شايعه‌ها تنها به اين دليل بوجود آمده كه ما تنها در يك فيلم عاشقانه بازي كرده‌ايم. مردم شايعه كرده‌اند كه من باردار هستم. بعضي از آنها به مادرم گفته‌اند من فرزند واشنگتن را در شكم دارم اما وكيل دنزل خبر جدايي دنزل را شايعه خواند و گفت: او زندگي خوبي دارد و با همسر و چهار فرزندش در صفا و صميميت زندگي مي‌‌كند.

هديه دنزل



دنزل واشنگتن مبلغ 25 هزار دلار به برنامه كمك به ساكنين كوهستان راكي اهدا كرد. اين مبالغ اهدا شده براي خريد وسايل گرمايي است. اين بازيگر 52 ساله خبر اهداي اين مبلغ را طي مراسمي در دانشكده وسليمان در شمال كارولينا اعلام كرد. اين مبلغ بزرگترين هديه‌اي است كه طي نوزده سال گذشته يعني از زمان افتتاح برنامه كمك زمستاني به كوه‌هاي راكي ارائه شده است.
بنا به گفته مقامات رسمي، اين هديه حاصل دوستي واشنگتن با (هرمان پون) يكي از اهالي (كوهستان راكي) و مربي دوران دبيرستان دنزل است. او از اينكه چنين كمكي را به اهالي كوهستان راكي كرده است احساس شادي و افتخار مي‌كند.

و فيلم‌هاي او...
دنزل واشنگتن تا كنون در اين فيلم‌ها ايفاي نقش كرده است: مردي در آتش، روز تمرين، تيتان‌ها، نمايش ژوليوس سزار، خودي، كانديد منچوري، غول‌ها را به ياد داشته باش، بازگشت سوپر فلاي، مالكوم‌ايكس، هاريكون، گريه براي آزادي، افتخار، داستان يك سرباز، استيو بيكو، پرونده پليكان، كلكسيونر استخوان، جاني كيو و... گر چه جز اينها در سريال‌هاي مختلف تلويزيوني هم ايفاي نقش كرده است.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386 و ساعت 1:23 |
«جرمي آيرونز»

 

 «جرمي آيرونز» نوزدهم سپتامبر ١٩٤٨ در «كاووز»، جزيره كوچكي در وايت انگلستان، چشم به جهان گشود. پدرش «پال دوگن آيرونز» حسابدار بود و زماني كه جرمي پسري ٧ ساله بود، او را به كلاس هاي شبانه روزي فرستاد. اگرچه آن زمان فرستادن كودكان به مدرسه شبانه روزي، آن هم براي نوجوانان انگليسي طبقه مرفه چندان خوشايند نبود ولي به هرحال يك سنت به شمار مي رفت. عشق «جرمي» به حيوانات و زندگي روستايي، سبب شد تا او به اين فكر بيفتد كه در آينده دامپزشك شود. اما ضعف تحصيلي او در علوم طبيعي وي را ناچار كرد، تا به فكر گزينه هاي ديگري براي آينده اش باشد. سال ١٩٦٥ پس از فارغ التحصيل شدن از مدرسه، «جرمي آيرونز» به سبب مراوده و معاشرت با همسايگاني صميمي در جنوب لندن، به آن جا نقل مكان كرد و مددكار اجتماعي شد. او براي كسب درآمد بيشتر، گاه شب ها به اجراي موسيقي در خيابان ها مي پرداخت. پس از آن «جرمي» به تئاتر «بريستول الدويك» پيوست و در آن جا با اجراي نمايش هايي از «شكسپير» تجارب زيادي كسب كرد.
به گزارش هاليوود ريپورتر، «آيرونز» سال ١٩٧١ به لندن نقل مكان كرد. وي پيش از ايفاي نقش «جان ببتيست» در فيلم موزيكال معروف «گادسپل» حرفه هاي گوناگون را تجربه كرد. با استمرار فعاليت هايش در تئاتر «وست اند» و تلويزيون به بازيگري موفق تبديل شد. اما در حقيقت «جرمي آيرونز» در «وست اند» و «استراتفورد» با اجراي نمايش «ريچارد سوم» براي شركت «رويال شكسپير» به شهرت رسيد. سال ١٩٧٨ با «سينياد كوزاك» كه او هم بازيگر است ازدواج كرد. وي اكنون صاحب دو فرزند به نام هاي «سام» و «مكس» است. بعدها «جرمي آيرونز» نقش كمرنگي در فيلم «نيجينسكي» (١٩٨٠) به كارگرداني «هربرت راس» ايفا كرد. البته اين فيلم براي او موفقيتي به همراه نداشت «آيرونز» زياد منتظر نماند، چرا كه «بي.بي.سي» بازي در نقش پررنگي را در نسخه بازسازي شده يك فيلم تلويزيوني اثر «اولين وا» به او پيشنهاد كرد. «آيرونز» در اين فيلم نقش «چارلز رايدر» را بازي كرد. اشراف زاده اي كه پيوسته جهان برابر چشمانش را، در حال سقوط مي بيند. اين فيلم توجه «آيرونز» را بيش از پيش به آمريكا جلب كرد. ديري نپاييد كه «آيرونز» در بيشتر فيلم ها در نقش شخصيتي رمانتيك ثابت شد. اما خودش مي گويد: «من در هاليوود دير به آرزويم رسيدم. فكر مي كردم زودتر از گمانم در حرفه بازيگري به مقام يك ستاره برسم.»«آيرونز» با بازي در فيلم پرهزينه «زن وكيل فرانسوي» (١٩٨١) كه اكران خوبي هم نداشت، در مقابل «مريل استريپ» ظاهر شد. با بازي در فيلم «اضافه كاري» (١٩٨٢) -در نقش يك كارگر لهستاني كه به سبب اوضاع آشفته سياسي وطنش، ترجيح مي دهد در انگلستان بماند- استعداد «آيرونز» به چشم همه آمد و جلوه گر شد. از نظر منتقدان اين فيلم يكي از بهترين بازي هاي «آيرونز» به شمار مي آيد.
وي سال ١٩٨٤ در برادوي و در نمايش «آن چه واقعيت دارد» اثر «تام استامپارد» بازي در مقابل «گلن كلوز» را تجربه و براي بازي در اين اثر جايزه معتبر «توني» را به عنوان بهترين بازيگر نقش مرد، از آن خود كرد. اواسط دهه ٨٠ او و همسرش در ٣ نقش اصلي، براي استوديوي «رويال شكسپير» ظاهر شدند. در اين زمان، بيشتر تماشاگران عام و حرفه اي سينما به نكته اي رسيدند ،كه منتقدان سينما سال ها بود بدان اعتراف كرده بودند، اين كه:«جرمي آيرونز انگليسي، با آن صورت نحيف كه سينما را به طور كلاسيك آموخته، از بهترين بازيگران مرد معاصر سينماست.» «آيرونز» برخلاف ديگر بازيگران هاليوود، در ايفاي نقش هاي گوناگون و متفاوت تبحر يافت و بي آن كه اعتبارش را به عنوان يك بازيگر حرفه اي به خطر بيندازد به تدريج به مقام يك «ستاره» رسيد.
به جرأت مي توان گفت ايفاي نقش شخصيت هاي شرور، تاكنون همواره برگ برنده «جرمي آيرونز» بوده است. خودش مي گويد:« اين شخصيت ها به من آرامش مي دهند.» در فيلم «تشابه» اثري مهيج از «ديويد كراننبرگ» كه احساس تخيل مخاطب را برمي انگيزد، «جرمي» هم زمان در دو نقش ظاهر شد. اين فيلم جايزه بهترين بازيگر مرد را، از سوي منتقدان نيويورك براي او به ارمغان آورد. پس از آن در فيلم «سرنگوني» در نقش فردي كه مظنون به قتل بود بازي كرد. وي براي بازي در اين فيلم نيز جايزه اسكار بهترين بازيگر نقش مرد را از آن خود كرد. سال ١٩٩١ «جرمي» پيشنهاد بازي را در نقش هاي اصلي دو فيلم «مصاحبه با خون آشام» و «سكوت بره ها» رد كرد. اگرچه در عوض، در فيلم مهيج و روانكاوانه «كافكا» (١٩٩١) به كارگرداني «استيون سودربرگ»، در نقش يك كارمند بيمه مبتلا به بيماري «پارانويا» خوش درخشيد. فيلم بعدي وي «واترلند» بود، و در كنار همسرش نقش يك معلم تاريخ را بازي كرد، كه خاطرات دوران كودكي اش او را شكنجه مي داد. سال ١٩٩٢ در فيلم «آسيب»، لباس يك سياستمدار انگليسي محافظه كار را پوشيد. بازي در فيلم حماسي و تراژيك «خانه ارواح» در سال ١٩٩٣ دومين تجربه همكاري آيرونز با «مريل استريپ» و «گلن كلوز» بود، كه وي با بازي در نقش يك اشراف زاده اسپانيايي به مسير تازه اي از بازيگري رسيد.
صداي شيطاني «گناه» در انيميشن «شيرشاه»، نام جرمي آيرونز را ديگر بار سر زبان ها انداخت. «جرمي » اوقات فراغتش را، با موتورسواري و اسب سواري سپري مي كند. او هم چنين در بازسازي يك قلعه تخريب شده در ايرلند كه متعلق به قرن ١٦ است، مشاركت دارد. حرفه «جرمي آيرونز» تاثير چنداني بر زندگي او و انتخاب نقش هايش نداشته است. زندگي شخصي او به ندرت مورد توجه رسانه هاست. سال ١٩٩٥ غرورش را زيرپا گذاشت و براي پيشرفت بيشتر، در فيلم «محكم باش و به راحتي نمير»، در مقابل «بروس ويليس»، نقش يك ضدقهرمان را ايفا كرد. اين فيلم با واكنش هاي متفاوتي مواجه شد. «جرمي» در دو فيلم بعدي اش نقش مشابهي را ايفا كرد. در «زيباي دلربا» به كارگرداني «برناردو برتولوچي» (١٩٩٦)، نقش نويسنده اي بيمار را بازي كرد.پس از آن نيز در بازسازي فيلم «لوليتا» به كارگرداني «آدريان لين» در نقش «هومبرت» ظاهر شد كه گرفتار عشقي نافرجام مي شود.«جرمي» سال ١٩٩٨ در فيلمي با نام «مردي با نقاب آهنين» به ايفاي نقش پرداخت كه واكنش منفي منتقدان را به همراه داشت.
سال ٢٠٠٠ بازي در فيلم «زندان ها و اژدهاها» را تجربه كرد كه متاسفانه فيلم موفقي نبود. «جرمي» سال ٢٠٠٢ را با بازي در ٢ فيلم پشت سر گذاشت. نخست در فيلم «ماشين زمان» به ايفاي نقش پرداخت و پس از آن در برابر دوربين «فرانكو زفيره لي» با بازي در نقش «لري كلي» در فيلم «كلس جاوداني» ، در كنار «فني اردن» ديگر بار خود را مطرح كرد. سال ٢٠٠٤ باز هم با دو فيلم موفق به سينما آمد. نخستين فيلم او دراين سال، «جوليا بودن» فيلمي كمدي و درام بود. پس از آن نيز در فيلم «تاجر ونيزي» در كنار «آل پاچينو» هنرنمايي كرد. ديري نپاييد كه در فيلم «كازانوا» در كنار «سينا ميلر» بازي كرد و در فيلم «پادشاهي بهشت» به كارگرداني «ريدلي اسكات» نيز نقش كوچكي را برعهده گرفت. «جرمي آيرونز» سال ٢٠٠٦ در فيلم موفق «امپراتوري درون مرزي» به كارگرداني كارگردان مطرح هاليوود «ديويد لينچ» به ايفاي نقش پرداخت.به جرات مي توان گفت طي دو دهه اخير، «جرمي آيرونز» يكي از غيرقابل پيش بيني ترين و جذاب ترين ستاره هاي سينماي جهان بوده است. بازيگري كه شايسته است براي تماشاي فيلم هاي بعدي او لحظه شماري كرد.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386 و ساعت 0:56 |