به گزارش مهر، مدیری بعد از کارگردانی مجموعههای نوروزی "جایزه بزرگ" و "مرد هزار چهره" سومین مجموعه نوروزی خود را با نام موقت "مرد دو هزار چهره" اوایل دیماه کلید زده است. لوکیشن این مجموعه ولنجک است و گروه این روزها مشغول ضبط است.
گروه نویسندگان شامل محراب قاسمخانی، خشایار الوند و امیرمهدی ژوله هستند. مجموعه جدید مدیری در ادامه "مرد هزار چهره" و خود وی بازیگر نقش اصلی آن است. شقایق دهقان، پژمان بازغی، فلامک جنیدی، عارف لرستانی و... دیگر بازیگران مجموعهاند.
مدیری در "مرد دو هزار چهره" در یک موقعیت جدید قرار میگیرد. این مجموعه در 15 قسمت 45 دقیقهای تهیه میشود و قرار است در آن مشاغلی غیر از آنچه در "مرد هزار چهره" بود، به شوخی گرفته شود.
شنیده میشود مدیری در این پروژه قصد دارد بازیگران سینما را جذب کند. وی مجموعههای "ساعت خوش"، "پاورچین"، "نقطهچین"، "شبهای برره"، "ببخشید شما"، "پلاک 14" و "باغ مظفر" را ساخته است.
|
قیمت زلیخا، 20 برابر یوزارسیف بود ! | |||||
|
آینده : با نزدیک شدن به قسمت های پایانی سریال حضرت یوسف(ع) هر روز ابعاد جدیدی از این پروژه مشخص می شود. کتایون ریاحی در این سریال گران ترین هنرپیشه بوده که ماهانه حدود 7 تا 10 میلیون تومان برای حضور در نقش زلیخا دریافت کرده که بیش از 20 برابر دستمزد بازیگر یوسف بوده است. به گونه ای که ارزان ترین بازیگر از میان نقش های اصلی سریال مصطفی زمانی، بازیگر مازندرانی نقش یوسف بوده که 200 تا 500 هزار تومان در ماه دریافت می کرده است. گفته می شود بیشترین هزینه ها صرف نظر از بازیگر، هزینه های گزاف ساخت دکور ها و اجاره وسائل و ادوات فیلمبرداری بوده اند. پیش از این مسئولین ساخت این سریال، بیشترین رقم هزینه تولید آن را 7 میلیارد تومان اعلام کرده بودند که برخی از منابع آگاه معتقدند با توجه به هزینه هایی که در این سریال شده است، این رقم غیر واقعی به نظر می رسد. در حالی که گمانه زنی های زیادی در مورد هزینه های ساخت این سریال انجام شده، یک منبع آگاه در این مورد به «آینده» گفت: هزینه واقعی سریال 14 میلیارد تومان بوده که 6 و نیم میلیارد آن توسط تلویزیون و مابقی آن از محل کمک هایی از نهاد ریاست جمهوری، یکی از ارگان ها و چند چهره شاخص در مجلس تامین شده است. وی گفت: هنوز 13-14 قسمت از سریال باقی مانده که در آن برادران یوسف به تپس می آیند و پس از ملاقات با او به کنعان می روند. در بخشی از سریال نیز بر اساس یک روایت غیر معتبر که در منابع دینی تشیع چندان روی آن تاکید نشده، یوسف به امر خدا زلیخا را جوان کرده و با او ازدواج می کند. در طرح اولیه این سریال، همسر اول و فعلی یوسف به خواستگاری زلیخا می رود، اما این منبع آگاه یادآور شد که به خاطر حساسیت ها ممکن است این اتفاق به نحوی دیگر بیفتد، اما یقینا یوسف زلیخا را به عقد خود در خواهد آورد. در اين حال ناهماهنگي در روند گذشت زمان در اين مجموعه تلويزيوني به رغم هزينه هاي فوق العاده آن موجب اعتراض منتقدين هنري شده است. به گفته آنان، گذشت حدود سي سال در حالي در چهره زليخا به شدت محسوس است كه كمترين اثري در سيماي كنيزان زليخا يا مادر فرمانرواي مصر نداشته است. همچنين در حالي بخشي از موهاي يوزارسيف 40 ساله در طول 12سال پس ار آزادي از زندان سفيد شده است كه چهره مالك مشاور وي يا بنيامين بردار او، تغيير خاصي ننموده است. |
"غلامعلي حدادعادل"، با بيان اين مطلب، اظهار داشت: اسمي را که مردم 1400 سال با آن زندگي کرده اند به اين آساني نمي شود از آنها گرفت، البته سليقه هر کسي محترم است.
نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي، افزود: من البته فرصت نمي کنم سريال ها را کامل ببينم ولي از اينکه ديگران توجه مي کنند، نشان مي دهد که اين فيلم بسياري از مردم را به سوي خودش جذب کرده است.
رئيس مجلس هفتم، ادامه داد: هر سريال خوب ممکن است معايبي هم داشته باشد و اشکالي ندارد چون اينها تجربه هايي براي ساخت کارهاي بهتر مي شوند.
حداد عادل، ساخت فيلم و سريال از زندگي هر کدام از شخصيت هاي تاريخي، فرهنگي و مذهبي را لازم دانست و ياد آور شد: تاکنون زندگي شخصيت هاي تاريخي، ادبي و مذهبي زيادي ساخته شده اند که هنوز 10 درصد آن کاري که بايد نسبت به تاريخ و فرهنگ پر عظمت کشورمان بشود، صورت نگرفته است و فهرست اين افراد خيلي بلند بالاست.
فارس: ساخت سري جديد مجموعه تلويزيوني «كلاه قرمزي» چهارشنبه(16بهمن) در تهران آغاز شد.حميد مدرسي تهيه كننده اين مجموعه با بيان اين مطلب گفت: عنوان موقت اين سريال كه در نوروز 88 از شبكه دو پخش ميشود «كلاه قرمزي3» است كه به احتمال زياد تغيير خواهد كرد.
به گفته مدرسي به غير از عروسكهاي كلاه قرمزي و پسر خاله يك عروسك جديد نيز در اين سريال حضور خواهد داشت.
موضوع اين مجموعه تلويزيوني درباره نوروز و بچههاست كه با محتوايي شاد به موضوعات مختلف و از جمله مسائل آموزشي ميپردازد.
«كلاه قرمزي 3» در 15 قسمت 30 دقيقهاي ساخته ميشود. اين مجموعه به كارگرداني ايرج طهماسب و نويسندگي ايرج طهماسب و حميد جبلي به توليد ميرسد و بازيگراني چون آتيلا پستياني، عليرضا خمسه، باران كوثري، امين حيايي و فلامك جنيدي در آن بازي ميكنند.
دماغ به سبک ایرانی: نظرات شما درباره جراحی زیبایی
"دماغ به سبک ایرانی" مستندی ساخته مهرداد اسکویی، درباره رواج جراحی زیبایی بینی در ایران است که روز پنج شنبه 26 دی ماه از تلویزیون فارسی بی بی سی پخش شد. پخش این فیلم روز جمعه از همین شبکه تکرار می شود.
در دو دهه اخیر عمل جراحی بینی در میان زنان رواج بسیاری پیدا کرده ولی در سال های اخیر این موضوع بین بسیاری از پسران جوان ایرانی نیز شایع شده است.
بالا بودن آمار جراحی زیبایی در ایران توجه بسیاری از رسانه های جهانی را به خود جلب است.
بسیاری معتقدند که پزشکانی ایرانی مهارت خاصی در انجام جراحی های زیبایی به ویژه عمل بینی دارند.
به نظر شما علت رواج جراحی بینی تا این حد در ایران چیست؟ فکر می کنید در انجام جراحی های زیبایی تا چه حد باید پیش رفت؟ اگر خودتان جراحی زیبایی کرده اید از تجربه های خود برای ما بگویید.
اگر هم مستند پخش شده از تلویزیون را دیده اید نظر شما درباره آن چیست؟
|
پورمحمدی: مجری "90 " تغییر نمیکند | |||||
|
مهر: مدیر شبکه سه ضمن تاکید بر رابطه رابطه خوب میان دو سازمان صدا و سیما و تربیت بدنی، موضوع تحریم برنامه "90 " از سوی سازمان تربیت بدنی و فدراسیون فوتبال و همچنین تغییر مجری آن را تکذیب کرد. علیاصغر پورمحمدی درباره موضوع تحریم برنامه "90" از سوی فدراسیون فوتبال و مسئولان ورزش گفت: شبکه سه همیشه ترویجدهنده فرهنگ ورزش بوده و توجه ویژه هم به این امر داشته است. تحریم این برنامه از سوی سازمان تربیت بدنی و فدراسیون فوتبال صحت ندارد و ما امیدواریم تیم ملی بتواند نتایج خوبی کسب کند. وی در ادامه افزود: سازمان صدا و سیما و تربیت بدنی به ویژه فدراسیون فوتبال همیشه ارتباطی خوب و نزدیک با هم داشتهاند. نمیدانم چرا شایعاتی مبنی بر سست شدن این ارتباط پدید میآید، چرا که صدا و سیما در دوره مدیریت محمد علیآبادی بیشترین حمایت و تبلیغات را از سازمان تربیت بدنی داشته و طبق آمار مستند بیشتر لیگها به صورت زنده پخش شده است. مدیر شبکه سه درباره خبر بیرون کردن خبرنگار برنامه 90 از کنفرانس خبری پس از بازی دو تیم استقلال و برق شیراز نیز گفت: از چنین موضوعی اطلاع ندارم، اما میتوانم آن را بررسی کنم. پورمحمدی در پایان درباره شایعات منتشرشده مبنی بر تغییر مجری برنامه "90" به دلیل برخی فشارها نیز گفت: چنین چیزی صحت ندارد و مجری برنامه تغییر نخواهد کرد. |
| بازی جبلی، طهماسب و برومند در مستند "شهر موشها" |
| تصویربرداری مستند "شهر موشها" به کارگردانی مرجان اشرفیزاده با حضور ایرج طهماسب، حمید جبلی و مرضیه برومند به پایان میرسد. |
|
اشرفیزاده درباره این مستند به خبرنگار مهر گفت: فاطمه معتمدآریا، مسعود کرامتی، محمدعلی طالبی و حسن حسندوست تا به حال مقابل دوربین رفته و درباره خاطراتشان از این فیلم صحبت کردهاند. بخشی از فیلم به گفتگو با طهماسب، جبلی، برومند و فریبا جدیکار اختصاص دارد و نغمه ثمینی هم به عنوان منتقد سینمای کودک در این فیلم حاضر است. این کارگردان از احتمال پخش مستند "شهر موشها" در سال آینده در سری جدید برنامه مستند "یک فیلم، یک تجربه" از شبکه چهار خبر داد. اشرفیزاده که کارگردانی فیلم تلویزیونی "قفل یعنی کلید" را در کارنامه دارد، به زودی تولید یک فیلم تلویزیونی را شروع میکند. مستند "شهر موشها" را ناهید دلآگاه تهیه میکند و سینا گنجوی و حسام اسلامی تصویربرداران این فیلم هستند. |
| بازگشت شصتچى؛ مرد دوهزار چهره |
|
الف: «مرد دو هزار چهره» براي پخش در نوروز 1388 بهزودي كليد ميخورد. به گزارش سینمای ما، مهران مديرى به همراه گروهش دردفتر توليد اين پروژه مستقر شده تا با بازيگران موردنظرش مذاكره كند و هر چه زودتر پيش توليد اين پروژه را انجام دهد.اين سريال توسط خشايار الوند، محراب قاسم خانى و امير مهدى ژوله در حال نگارش است و هم اكنون متن قسمت هاى اوليه آماده شده است. مرد دو هزار چهره از چهار بخش تشكيل شده است و داستان آن از آن جايى آغاز مى شود كه مسعود شصتچى به جاى مهران مديرى اشتباه گرفته مى شود و در جايگاه مديرى قرارمى گيرد. او به عنوان مديرى كارگردان، بازيگر و خواننده دست به كارهاى مختلف میزند و در ادامه به جاى سه شخصيت ديگر هم اشتباه گرفته میشود... اين سريال بازيگران متعددى دارد و در تهران قرار است مقابل دوربين رود. مجيد و حميد آقاگليان همچون ديگر كارهاى مديرى تهيه اين سريال را براى گروه فيلم وسريال شبكه سوم سيما برعهده دارند. |
|
|
کار نگارش فیلمنامه تازهترین مجموعه تلویزیونی مهران مدیری با نام موقت "مرد دو هزار چهره" از هفته گذشته شروع شده و گروه در تدارک آغاز تولید نخستین اپیزود پروژه است. ................................................
منبع: خبرگزاری مهر
مدیری بعد از کارگردانی مجموعههای نوروزی "جایزه بزرگ" و "مرد هزار چهره" قصد دارد سومین مجموعه نوروزی خود را با نام موقت "مرد دو هزار چهره" بسازد.
گروه نگارش مجموعه شامل محراب قاسمخانی، خشایار الوند و امیر ژوله هفته گذشته نگارش متنها را آغاز کرد. مجموعه در ادامه "مرد هزار چهره" و مدیری بازیگر نقش اصلی آن است. گروه تولید مشغول فراهم کردن شرایط کلید زدن اولین ایپزود است.
مدیری در "مرد دو هزار چهره" در یک موقعیت جدید قرار میگیرد. این مجموعه در 15 قسمت 45 دقیقهای تهیه میشود و قرار است در آن مشاغلی غیر از آنچه در "مرد هزار چهره" بود، به شوخی گرفته شود.
گفته میشد مدیری قصد دارد فیلم سینمایی بسازد، اما او باز هم به تلویزیون بازگشت تا مجموعه طنز تولید کند. وی مجموعههای "ساعت خوش"، "پاورچین"، "نقطهچین"، "شبهای برره"، "ببخشید شما"، "پلاک 14" و "باغ مظفر" را ساخته است.
با بازي مونيكا بلوچي monica bellucci
اين بار داستان شيرين يوسف را به روايت راجر يانگ ببينيد ....
تفاوت تا چه حد...!!!!

حضرت يوسف عليه السلام فرزند يعقوب فرزند اسحاق فرزند ابراهيم عليهم السلام از پيامبران بزرگ الهي و اولين پيامبر بني اسرائيل بود.
نام
زيبايي بينظير يوسف نيز به علاقه پدر نسبت به وي افزوده بود. حضرت يوسف (ع) ثمره يك عشق چهارده ساله بود. داستان اين عشق مربوط به زماني است كه حضرت يعقوب (ع) هنگامي كه به سرزمين دايي خود آمد دلباخته دختر دايي خود راحيل شد.
اما براي رسيدن به راحيل مجبور شد تا چهارده سال چوپاني كند و تن به ازدواج با خواهر بزرگتر او لعيا بدهد تا اين كه بعد از گذشت چهارده سال با راحيل ازدواج كرد. حضرت يعقوب با تولد يوسف تبلور عشق حقيقي خود را در او مي ديد. حضرت يعقوب يوسف را بر همه بچه هايش ترجيح مي داد و او را از همه بيشتر دوست مي داشت حتي از بنيامين كه برادر تني يوسف بود. و اين داستان از زماني شروع شد كه برادران يوسف به او حسادت ورزيدند و هر روز آتش اين حسادت بيشتر مي شد تا اين كه آنها تصميم گرفتند...
نسخه ي آمريكايي سريال يوسف پيامبر
تفاوت تا چه حد...!!!!
مقايسه فيلم نامه ايراني و امريكايي
كارگردان Roger Young
نويسنده James Carrington
تاريخ اكران 16 April 1995
بازيگران:
Ben Kingsley ... Potiphar
Paul Mercurio ... Joseph
Martin Landau ... Jacob
Lesley Ann Warren ... Potiphar's Wife
Alice Krige ... Rachel
......
| حرفهای خواندنی «اسماعيل احمديمقدم» قرمانده كل نيروي انتظامي درباره «مرد هزار چهره»؛ این یک همکاری بود | |
![]() |
|
سینمای ما - «اسماعيل احمديمقدم» گفت: وقتي سريال «مرد هزار چهره» ساخته شد همكاري بسيار زيادي با معاونت اجتماعي ناجا رخ داد و در واقع يك رفراندوم در نيروي انتظامي بود، بين پليس مقتدر و مهربان. «اسماعيل احمديمقدم» قرمانده كل نيروي انتظامي در جمع سينماگران و مديران جشنواره فيلم پليس با بيان اين مطلب كه اين جشنواره با وجود هنرمندان، پيشكسوتان، اهل فن و هنر نشان داد كه توانسته است پشتوانه خوبي براي خود كسب كند، گفت: اين موفقيتي است كه يك حركت فرهنگ در بين جامعه و نخبگان مقبوليت پيدا ميكند. چرا كه در عملكردهاي مختلف يا نگاه رو به اجتماع است يا به نخبگان كمتر اتفاق مي افتد كه اين اهداف به هم پيوند بخورد كه جشنواره فيلم پليس اين دستآورد را داشت. وي ادامه داد: در جشنواره فيلم اين هدف تعقيب ميشد كه ارتباط با مردم از زبان هنر و از دريچه دوربين برقرار شود. احمديمقدم با اشاره به فعاليتهاي فرهنگي كه پيش از اين انجام داده بود، گفت: اوائل انقلاب و وقتي در ستاد تبليغات سپاه در دوران دفاع مقدس فعال بودم، در مقطعي با دوستان آپاراتي داشتيم كه براي نوجوانان و جوانان فيلم نشان ميداديم و با آن از اين ده به آن ده ميرفتيم و به سوالات مردم پاسخ ميداديم كه اين يكي از علاقهمندي هم بود و تا حدي دستاندركار فرهنگ بوديم. وي ادامه داد: بعد از دوران دفاع مقدس با خواندن رشته جامعهشناسي فكر ميكنم تا حدودي نگاه اجتماعي پيدا كردم و علاقهمندي من نيز در اين بخش است حتي در سالهايي كه در كردستان بوديم، فكر ميكردم كه مردم را بايد به لحاظ فرهنگي قانع كرد كه اين امنيت پايداري هم كند. رئيس نيروي انتظامي با اشاره به تغيير رويكرد نيروي انتظامي با رسميشدن معاونت اجتماعي در آن گفت: ما در نيروي انتظامي اقتدار را از زاويه اجتماعي ميبينيم و نگاه اجتماعي در نيروي انتظامي با تأسيس معاونت اجتماعي رسمي شد كه واقعا كار سختي بود. احمدي مقدم با اشاره به مجموعه تلويزيوني «مرد هزار چهره» و تأثير آن بر مخاطب گفت: امسال وقتي «مرد هزار چهره» ساخته شد همكاري بسيار زيادي با معاونت اجتماعي رخ داد و در واقع يك رفراندوم در نيروي انتظامي بود، بين پليس مقتدر و مهربان. پليسي كه لبخند ميزند ولي قابليت اجرايي ندارد و پليسي كه مقتدر است. اين اقتدار نه از زاويه قدرت مادي بلكه از قدرت معنوي صادر ميشود كه بر منطق استوار است. وي با اشاره به تأثير مثبت آثار سينمايي در حل آسيبهاي اجتماعي گفت: فيلمهايي با موضوع آسيبهاي اجتماعي رو به بهبود است و آهنگ مناسبي دارد و پيشرفت خوبي دارد. البته سينما نيازمند حمايت است. از حمايت معنوي تا مادي. احمديمقدم گفت: ما از هرگونه حمايتي در حوزه ابزار و در اختيار قرارگرفتن امكانات و حمايتهاي معنوي دريغ نميكنيم، چرا كه ميدانيم اگر كه فيلم فاخري ميخواهيم بايد به آن نيز كمك كنيم چراكه اين سينما هزينه دارد و ممكن است درآمد داشته باشد يا نداشته باشد. ما حمايت مادي و معنوي خودمان را بهزبان و عملا اعلام ميكنيم. وي به مجموعه تلويزيوني «زير تيغ» اشاره كرد و گفت: در فيلمهاي اجتماعي بايد ببينيم هدفمان چيست. در قتلهاي خانوادگي در مجموعه تلويزيوني زير تيغ به روح آدمها چنگ ميزند و تأثير مناسبي دارد. اگر هدفمان اين باشد كه مردم به ظن و گمان كاري نكنند و نتيجه بازدارنده داشته باشد. مهم است نه اين كه فعاليت نيروي انتظامي و قوه قضاييه را زير سؤال ببرد. احمديمقدم با بيان اين مطلب كه ساخت فيلمهاي پليسي و اكشن خواست نيروي انتظامي نيست، گفت: فيلم اكشن پليسي كه در آن پليس قدرتمند نشان داده شود، آن چيزي نيست كه ما ميخواهيم. اين كه كارهايي مثل كبري 11 ساخته شود، هدف ما نيست. ما ميدانيم كه چنين فيلمهايي دروغ محض هستند. براي نشان دادن اقتدار يك پليس، فيلمهاي اكشن پاسخگو نيستند. اقتدار پليس بايد در يك فيلم حل شود نه اينكه به چشم مخاطب بيايد. رئيس نيروي انتظامي با اشاره به اينكه تمام تلاش نيروي انتظامي در اين است كه جشنواره فيلم پليس راهي براي حل معضلات اجتماعي باشد گفت: در حوزه مبارزه با مواد مخدر، سال آينده حمايت مالي را در اين زمينه تقويت ميكنيم. منبع خبر : فارس | |
به گزارش خبرنگار عصرایران اخیراً بلوتوث هایی در سطح گسترده بین شهروندان رد و بدل می شود که حاوی بخش های غیرقابل پخش یا گزینش شده ای از مصاحبه های مردم با سیماست .
در این بلوتوث ها که در چند قسمت تهیه و منتشر شده اند سخنان و سوتی های برخی شهروندان به صورت گزینشی انتخاب و تلاش شده با قرار دادن این بخش ها در کنار هم ، معانی مضحک و گاه زننده و غیراخلاقی به مخاطبان القا شود.
در بین مصاحبه شوندگان که عمدتا از اهالی مناطق حاشیه نشین و شهرهای اطراف پایتخت هستند تعدادی زن حضور دارند که به علت نداشتن تجربه حضور در مقابل دوربین های صدا و سیما - که افراد حرفه ای هم بعضا در مقابل آن تپق می زنند- جملات و کلماتی را به کار برده اند که این جملات در کنار صحبت های دیگر مونتاژ شده ، تعابیر زننده ای درباره آن زنان را در ذهن تداعی می کند.
آنچه مسلم است این که مصاحبه های غیر قابل پخش در صدا و سیما توسط گزارشگران سیما گرفته شده و لوگوی برنامه مورد نظر نیز در تمام مصاحبه ها به وضوح مشخص است.
تهیه این نوع گزارش ها با هر نیتی که انجام شده به دلیل انتشار گسترده آن در تلفن های همراه باعث وهن افراد به ویژه زنان حاضر در آن شده و مسوولان رسانه ملی نباید انتظار داشته باشند از این پس ، مردم و به ویژه زنان با عوامل صدا و سیما را مصاحبه کنند چرا که ممکن است بخش هایی از این سخنان توسط گزینشگران و تهیه کنندگان بلوتوث های غیر اخلاقی بلوتوث شده و در تلفن همراه این و آن یافت شود!
مشخص نیست اگر یکی از زنانی که در این بلوتوث ها از آنان برای خنداندن ، استفاده ابزاری شده و آبروی آنان به مضحکه گرفته شده است ، همسر یا دختر مسوولان رسانه ملی بود با عوامل تهیه و انتشار این فیلم چه برخوردی می شد اما عصرایران آماده است پاسخ مسوولان مربوطه و یا اخبار مربوط به برخورد با خاطیان این ماجرا را منعکس کند زیرا اگر واقعاً اراده ای برای برخورد با عاملان تهیه این بلوتوث وجود داشته باشد ، با توجه به مشخص بودن شبکه و برنامه مورد نظر به راحتی می توان خاطیان را پیدا کرد و با آنها برخورد نمود.
دو نکته در این معنا استفاده کنیم و یک پست دیگر بر کوه اعمال عجیب و غریب خود بیافزاییم.
۱. آنچه موجب این شباهت بی بدیل شده است آن است که قیام های الهی، دشمنانی مشترک دارند.
۲. فیلم نامه ای که برای این سریال زیبا نوشته شده است چقدر به واقعیت نزدیک است. حاج فرج دستت درست!
| معاون سیما توضیح داد؛ مهران مدیری سریال نوروزی شبکه سه را میسازد/فعلا فقط همین اعلام شده است | |
![]() |
|
سینمای ما - معاون سیما محوریت مجموعههای نورزی سال 88 را نقد مسائل اجتماعی و پرداختن به آداب و رسوم ایرانیان در نوروز ذکر کرد. مرتضی میرباقری درباره تولید مجموعههای نوروزی و اینکه چرا هنوز هیچکدام از مجموعههای نوروزی کلید نخورده گفت: نوروز یکی از مناسبتهای مهم برای ایرانیان است و در این سالها رسانه ملی نشان داده توانسته با ساخت مجموعهها و برنامههای مناسب در نوروز اوقات فراغت مردم را به خوبی پر کند. وی در ادامه افزود: برای مجموعهها و دیگر برنامههای نوروز 88 از ماهها پیش شروع به برنامهریزی کرده و به موضوعهای متنوع را در اولویت قرار دادهایم. تلاش میکنیم بتوانیم برنامههای شاد و مفرح برای نوروز آماده کنیم. مجموعههای نوروزی شبکه دو و شبکه سه قطعی شده و چون نام مجموعهها هنوز موقت است، اسم نمیبرم. شبکه سه با تیم مهران مدیری کار میکند. معاون سیما خاطرنشان ساخت: مجموعههای نوروزی شبکههای یک و تهران هم به زودی قطعی میشود و در مجموع سعی داریم نظر مخاطبان را که سلایق مختلف دارند، تامین کنیم. محوریت مجموعههای نوروزی سال 88 هم نقد مسائل اجتماعی و پرداختن به آداب و رسوم نوروزی مردم است. منبع خبر : مهر | |
سلیمان تاش در مراسم جشن جوان در سینما سعدی شیراز افزود: مصطفی زمانی برای ایفای این نقش نزدیک به دو سال تلاش کرده و کلاسهای مختلفی را برای آمادگی جسمانی خود گذارنده است.
وی عنوان کرد: مصطفی زمانی طی این دو سال تمام متون و علم بازیگری را به صورت کنسرو شده و دقیق یاد گرفت و توانست به صورت مناسب نیز از عهده ایفای نقش خود برآید.
سلیمان تاش گفت: بر خلاف عده ای از هنرمندان کنونی سینمای ایران که فقط از ویژگی چهره خوب برخوردارند و هنری را نمی توانیم از آنها در آثار خودشان ببینیم، زمانی علاوه بر چهره خوب از تکنیک قوی بازیگری نیز برخوردار بوده و مجموعه این عوامل باعث شده که او بازیگر قدرتمندی باشد.
این بازیگر سریال یوسف پیامبر گفت: در یکی از صحنه های فیلم مصطفی زمانی مجبور شد که 14کیلو به وزن خود در یک مقطع زمانی اضافه کند و چنین کاری را نیز به خوبی انجام داد به همین خاطر او را می توان یک بازیگر با تکنیک دانست.
وی در بخش دیگری از سخنان خود نیز بیان کرد: من پس از 12 سال دوری از کار بازیگری با فیلم یوسف پیامبر دوباره به عرصه تلویزیون و سینما راه یافتم و خوشحالم که توانستم در این سریال نقش خود را به خوبی ایفا کنم.
|
فرج ا... سلحشور: اجازه نمی دهم دخترانم فیلم بسازند/ دختر سلحشور: من فیلمسازم. پدرم خبر ندارد! | |||||
|
|
| عمو پورنگ و خاطره ماندگار حج |
مثل خواب بود خلاصه با دنيايي از آرزوها و سفارشات دوستان رفتم زيارت خانه خدا كه يك فضاي زيبا و روحانگيزي كه هرگز نظير اونو تو زندگي تجربه نكرده بودم... همه به دنبال يك چيز بودن نزديك شدن به خدا و طلب آمرزش و عفو گناهان. يادش بخير... روز عيد قربان... وقتي همه آماده شديم براي اينكه موهاي سرمونو بتراشيم چه صحنه جالب و ديدني شده بود... / هر چيزي كه ميتونست زيبايي به ما ببخشه بايد ازمون دور ميشد/ ديگه نه آينهاي بود و نه شانهاي كه بخواهي موهاتو مرتب كني و بقول بچهها خودتو زيبا كني... بايد از همه اونها به خاطر معبودت ميگذشتي... آخه زيباي اصلي اونه... آره اونه كه زيباست و ما غافل از اون فقط به زيبايي خودمون فكر ميكنيم.... حاج داريوش مباركه ايشاءالله... در صحراي عرفات اون همه زائر ولي من به اين فكر ميكردم چرا ما اينجا اومديم قراره به چي برسيم/ چطور ميتونيم از من من فرار كنيم... چطور ميتونيم به عرفان اصلي دست پيدا كنيم... همراه با بچهها خوندن دعاي عرفه/ صداي ناله و گريه زائران/ هر كس با خداي خودش نجوا ميكرد و زمزمهكنان كلماتي را به زبان جاري ميساخت. چقدر صحنههاي زيبا و جالبي ميتونستيم ببينيم/ هر كس در هر مقام و در هر جايگاهي بود اونجا در نهايت عجز و ناتواني از پروردگار خودش طلب استمداد ميكرد... داريوش تو اينجا به دور از همه تعلقات دنيوي و همه داشتهها و افتخاراتت تنها هستي/ براي خدا چه چيزي به ارمغان آوردي/ خدايا مرا ببخش/ خدايا مرا عفو كن/ چرا از تو غافل بودم چرا غرق در خوشيهاي دنيا و دلبستگيهاي آن شدم/ خدايا فرصتي بده تا باز خودم را دريابم چرا كه خودشناسي بهترين راه براي خداشناسي است... آري آن روز نيز هم چون ديگر روزهاي پر خاطره سفر مكه گذشت... تا اينكه روز عيد غدير خم فرا رسيد همه افراد سادات كه در كاروان ما بودند به زائران هديه ميدادند... شكلات، نقل و نبات و گاهي هم اسكناس 100 توماني كه لاي قرآن قرار داده بودند... ياد مادرم افتادم... چون او نيز سادات بود... به او زنگي زدم و عيد سادات را به او تبريك گفتم... از اينكه در كنارم نبود دلتنگش شده بودم ولي براي جبران نبودش فقط در حقش دعا ميكردم و به يادش بودم. اكنون كه اين ايام از راه رسيده دوباره به خاطرات سفر مكه در سال 1385 ميافتم كه چه زود گذشت ايكاش زمان قابل تكرار بود و خاطرات دوباره اتفاق ميافتاد... آره در نهايت اينگونه متوجه شدم... همه آدما سفر مكه ميرن تا پاك بشن و از همه گناهان دور و نزد خدا عزيز و معصوم... مثل شما بچهها. پس شما كه مصداق پاكي و خوبي و بيگناهي هستيد/ هميشه دوستتون دارم. داريوش فرضيايي |
| |
| |
|
| |
| |
| |
| |
| |
|
| عمو پورنگ: بودن به هر قیمتی فایده ندارد |
|
فارس: داريوش فرضيايي كه در ميان كودكان به «عمو پورنگ» معروف است، ميگويد: بودن روي آنتن به هر قيمتي فايده ندارد و اين ماندن تنها با گفتن حرف جديد و ارائه برنامههاي نو مفيد است. «داريوش فرضيايي» در گفتو گو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس درباره موفقيت برنامههايي كه تا به حال اجراي آنها را بر عهده داشته، گفت: اگر برنامه نزد بيننده مورد رضايت قرار گرفته، بايد ملاكهاي بيننده را بسنجيم. پس اول اين موضوع، از زبان مخاطب عنوان ميشود. اما من در زمان اجراي برنامه تمام انرژي، توان و بيشتر رفتارهاي علمي و تجربيام را به كار ميگيرم و در يك فضايي كه با همكاري دوستانم اعم از دستيار تهيه، دستيار توليد، نويسنده، كارگردان و ... ميسر ميشود، در يك فضاي صميمي و در يك بستر كاملا كودكانه به اجراي برنامه ميپردازم. |
| تبليغ دل شکسته در تلويزيون ممنوع شد |
|
برنا: تبليغات تلويزيوني فيلم سينمايي "دل شکسته" که به تازگي روي پرده سينماها رفته است، ممنوع اعلام شد. به دنبال ممنوعيت هرگونه تبليغ فيلم سينمايي«دل شکسته» در تلويزيون، اين فيلم تنها در سينما ها به نمايش در مي آيد. گفته مي شود پرداخت خاص به موضوع مذهبي و اعتقادي، علت ممنوعيت تبليغ اين فيلم در رسانه هاي گروهي باشد. فيلم «دل شکسته» ساخته "علي رويين تن" داستان دلبستگي دو جوان با دو طرز تفکر کاملا متفاوت است که در جريان پروژه اي تحقيقاتي به يکديگر علاقه مند مي شوند. زنده ياد خسرو شکيبايي، شهاب حسيني، بيتا بادران، فريبا کوثري و رضا رويگري در اين فيلم به ايفاي نقش مي پردازند. |
| رضا شفيعي جم |
رضا شفيعي جم از چهارشنبه هفته گذشته با فيلم «چارچنگولي» ساخته سعيد سهيلي به سينماها آمده است. چارچنگولي فيلمي كمدي است كه حكايت 2 برادر دوقلوي به هم چسبيده را روايت ميكند كه هر كدام ايدههاي مختص به خود را دارند اما مجبورند در كنار هم زندگي كنند. جواد رضويان نقش برادر دوقلوي شفيعيجم را در اين فيلم بازي ميكند. كارآگاه و رضاشاه احمد نجفي با سريال كارآگاه علوي به شبكه يك سيما آمد. اين سريال را حسن هدايت كارگرداني كرده است. او 13 سال پيش، هدايت سري اول اين سريال را با حضور نجفي و عزتالله انتظامي مقابل دوربين برد و اكنون سري دوم اين مجموعه را با حضور احمد نجفي به عنوان بازيگر نقش كارآگاه علوي به پخش رسانده است. نجفي در سري اول مجموعه كارآگاه علوي، موفق ظاهر شد و توانست اقبال مخاطبان نسبت به اين سريال را افزايش دهد. اكنون نجفي بار ديگر در هيات يك كارآگاه دوران پهلوي با چند معاون به تلويزيون آمده است و بايد منتظر ماند و ديد اين بازيگر در موفقيت سري جديد سريال كارآگاه علوي به چه ميزان تاثير گذار است.البته زماني كه كارآگاه علوي1 از شبكه يك پخش ميشد نجفي به ميزان امروز در سريالهاي تلويزيوني حضور پيدا نكرده بود. اما اكنون بيشتر مخاطبان سيما او را در سريالهاي تاريخي مربوط به دوران پهلوي در نقش ريپورتر، رضاشاه، سرهنگ ارتش آمريكا و... زياد ديدهاند و نجفي براي اينكه بتواند از كليشههاي مربوط به نقشهايش عبور كند و نقش يك كارآگاه مردمي را خوب بازي كند بايد تلاش مضاعفي از خود نشان داده باشد. نجفي در برنامه گفتگو محور تيك تاك هم كه پخش آن از هفته گذشته از شبكه 2 سيما شروع شده به عنوان مجري حضور دارد. نجفي بازي در سريال كلاه پهلوي را بتازگي به پايان رسانده است. اين بازيگر در اين سريال نقش رضاشاه را بازي ميكند. اين سريال قرار است در دهه فجر از شبكه 2 سيما به نمايش درآيد. |
| گفتگو با مهدی پاكدل ، بازیگر مجموعه «بیگناهان». . . |
مهدی پاكدل، متولد ۱۳۵۹ است. یكسال گرافیك خوانده و سپس به سراغ تئاتر رفته است. میگوید: سینما را دوست دارم و به همین دلیل هم وارد عرصه بازیگری شدهام. در تئاترهای زیادی حضور داشته است، از جمله ریچارد سوم، قهوه تلخ و سیاه. محبوبه ریاستی |
| خاله سارا : خالهها و عموهای تلویزیون برای کودکان تکراری شدهاند |
| مجری برنامههای کودک تلویزیون یا همان "خاله سارا"ی محبوب بچههای ایرانی فقدان کارشناسی و نظارت بر برنامهها را مشکل اصلی حوزه کودک میداند و معتقد است خالهها و عموهای تلویزیون برای کودکان تکراری شدهاند. سارا روستاپور که از برنامه کودکانه "رنگینکمان" شبکه تهران به شبکه دو و برنامه صبحگاهی آن "روز از نو" آمده، مدتی است ساختن برنامه برای کودکان را هم تجربه میکند و در آستانه روز جهانی کودک و تلویزیون برنامههای کودک را از نگاه خود آسیبشناسی کرده است. ● چه شد به سمت اجرا آمدید؟ آگاهانه بود یا اتفاقی؟ ـ سارا روستاپور: سال ۷۸ دوست پدرم درباره آزمونی گفت که قرار بود از دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس برای اجرا گرفته شود. با اینکه آن زمان دانشآموز بودم، ترغیب شدم در این آزمون شرکت کنم. متنی سخت را حفظ کردم و در آزمون قبول شدم. اما برای برنامه از نظر سنی مناسب نبودم و نتوانستم مجری شوم. اما در برنامه "از مدرسه تا مدرسه" شش ماه مجری بودم. چون اجرا مانع درس خواندن میشد، ترجیح دادم دیگر مقابل دوربین نروم تا بعد از قبولی دانشگاه. ● چطور مجری "رنگینکمان" شدید؟ ـ بعد از دانشگاه به عنوان خبرنگار فعالیت میکردم. برای گرفتن گزارش پشت صحنه به لوکیشن این برنامه رفتیم. تهیهکننده من را دید و دعوت کرد برای اجرای برنامه تست بدهم. ● فکر میکردید یکروز خاله سارا شوید؟ ـ دعا کردم این اتفاق بیفتد (میخندد). پیش از این ماجرا در نمایشگاه مطبوعات خاله نرگس را دیدم. غرفه آنها کنار غرفه نشریهای بود که من در آن کار میکردم. به دلیل ازدحام جمعیت خاله نرگس نمیتوانست از غرفه بیرون بیاید و من کمک کردم از غرفه ما بیرون برود. همان موقع به همسرم گفتم چه میشد بچهها هم به من بگویند خاله سارا. نمایشگاه سال بعد من خاله سارا بودم. ● علاقهتان از اول اجرا بود یا بازیگری؟ ـ من اجرا را بیشتر از بازیگری دوست دارم، توانایی بازیگری هم دارم. اما نمیخواهم این حرفه را دنبال کنم. ● پیشنهادی داشتهاید؟ ـ بله. هم کار کودک و هم مجموعه برای مخاطب بزرگسال. اگر یکروز بخواهم بازیگری را تجربه کنم دوست دارم در یک فیلم سینمایی برای مخاطب کودک باشد. ● چرا بازیگری را دوست ندارید؟ ـ حرفه ما حساب و کتاب ندارد و معمولا زمان مجری در اختیار خودش نیست. بازیگری هم این ویژگی را با شدت بیشتر دارد و این شکل کار کردن با روحیه من سازگار نیست. کار کودک شیرینی و حلاوتی دارد که در حوزههای دیگر نمیتوان سراغ گرفت. من شهرت را دوست ندارم و بازیگری حرفهای است که با شهرت رابطه مستقیم دارد. ● اولین برنامهتان یادتان مانده است؟ ـ من مجری برنامه "بادبادک" بودم که یکروز در میان در برنامه "رنگینکمان" پخش میشد. روز اول پخش زنده داشتیم و من دیالوگهایم را حفظ کرده بودم و با سرعت برنامه را اجرا و زودتر از زمان مقرر با بینندهها خداحافظی کردم. تهیهکننده پشت صحنه گفت هنوز یک پلاتو باقی مانده، چرا خداحافظی کردی؟ اولین بداهه زندگیام را آنجا گفتم. دوباره برگشتم و ماجرا را با شوخی و طنز حل کردم. ● به این فکر کرده بودید که متفاوت باشید یا میخواستید از مجری خاصی پیروی کنید؟ ـ از همان برنامه اول میخواستم با سبک و سیاق خودم کار کنم. حتی این تفاوت را در نوع و رنگ لباسم در نظر گرفتم. سعی کردم لباسهای شاد بپوشم و در اجرای برنامه میان بازی و اجرا حرکت کنم و بیشتر بازیگر باشم تا مجری. ● گفتید میخواستید حتی در نوع پوشش متفاوت باشید این آزادی را داشتید؟ ـ خوشبختانه محدودیت موجود در کار بزرگسال در کار کودک نیست. زمانی که میخواستم برای بزرگسالان برنامه اجرا کنم باید لباس تیره میپوشیدم. من رنگ لباسهایم را خودم انتخاب میکردم و مادرم مدل آنها را طراحی میکرد. با اصول سازمان هم مغایرت نداشت. فکر میکنم طراحی و رنگامیزی لباس یک مجری اهمیت زیادی دارد. مجری باید آراسته و مرتب به نظر برسد. ● در اجرا چقدراز بداهه استفاده میکنید؟ به هر حال مجری مجاز نیست مدام حرف بزند و هر صحبتی برای بچهها جذاب نیست. چقدر مطالعه دارید و سعی میکنید دایره اطلاعاتتان را بالا ببرید؟ ـ نشریات کودک میخوانم تا با ادبیات آنها آشنا شوم. بداههگویی بخشی از کار یک مجری است. اما باید بداند چقدر و چطور از آن استفاده کند. زمانی که برنامه زنده اجرا میکردم اتفاقهای زیادی میافتاد که در شرایطی قرار میگرفتم که باید برنامه را جمع میکردم. شعرهایی حفظ میکردم و برای بچهها میخواندم. سعی میکنم مطالعه داشته باشم و در این مواقع از آن استفاده کنم. ● برنامههای کودک شبکههای دیگر را میبینید؟ الگوبرداری میکنید؟ ـ معمولا نمیشود از آنها الگو گرفت. چون سبک زندگیشان با ما فرق دارد. من برنامههای شبکه الجزیره را میبینیم. زندگی اعراب به ما نزدیک است و فاصله فرهنگی زیادی با ما ندارند. نوع اجرا، دکورها و رنگامیزی آنها جذاب است و سعی میکنم از تجربههای مثبت آنها استفاده کنم. آنها جسارت زیادی در استفاده از رنگ دارند. ● برنامههای ما قابل رقابت با آنها است؟ ـ از نظر محتوا و ساختار ما واقعا ضعیف هستیم. مشخص است که برنامههای آنها کارشناسی میشود اما برنامههای ما از این نظر مشکل دارد. مخاطبشناسی آنها قوی است و بار اطلاعاتی و آموزشی بالا است. در میان برنامههای کودک داخلی، تعداد کمی کارشناسی قوی دارند. ● برنامههای کوتاه تولید محقرانه دارند. گاهی نویسنده نیست و در چند شبانهروز با سرعت چند قسمت برنامه ضبط میشود. در چنین فضایی کار خوب تولید نمیشود. ـ موضوع بودجه هم مطرح است. بعضی از تهیهکنندهها ارقام پائینی را مطرح میکنند و کارشان هم پیش میرود. بنابراین نگران وضعیت تولید و کیفیت کارها نیستند و این موضوع به کارها ضربه میزند. باید بحث نظارت کیفی و کارشناسی درباره محتوای برنامهها جدی گرفته شود. ● چرا گروههای برنامهساز به این ماجرا تن میدهند؟ ـ از گروه نمیشود انتظار داشت مقاومت کند. کارش را از دست میدهد و ناچار با شرایط کنار میآید. هدف بیشتر تهیهکنندگان الان چهرهسازی و استفاده از این چهرهها است. در برنامههایی که خارج از سازمان اجرا میشود، پولهایی کلان رد و بدل میشود. ● به هر حال آن مجری و چهره حق دارد کمبودهایی را که در سازمان دارد از طریق دیگر جبران کند؟ ـ به نظر من، ما متعلق به مردم هستیم و نباید از محبوبیتمان استفاده غلط کنیم. من بیننده بعضی از این برنامهها بودهام. واقعا مجریها حرفهایی میزنند که برای مخاطب کودک مناسب نیست. نمیشود به بهانه مسائل مالی همه چیز را توجیه کرد. ● بین مجریهای زن ومرد تفاوتی هست؟ ـ محدودیتهایی هست، اما در کار کودک این محدودیتها خیلی کمتر است. فرهنگ ما طوری است که بین زن و مرد تفاوتهایی هست و مردم حرکتی را که برای یک مجری مرد میپسندند، برای مجری زن نمیپسندند. ● پخش زنده را بیشتر دوست دارید یا برنامههای تولیدی را؟ ـ تاثیر و مخاطب برنامه زنده بیشتر از برنامه تولیدی است. من برنامه زندهای را دوست دارم که در آن از نمایش، موسیقی، کارتون و... استفاده شود و فقط مجری مدام رو به بیننده حرف نزند. ● گویا خیلی از برنامهها بدون متن روی آنتن میروند. حتی شنیدهام "رنگینکمان" هم گاهی متن نداشته است؟ ـ تا زمانی که من در "رنگینکمان" بودم این اتفاق نیفتاده بود و در همه برنامهها متن داشتیم. گروه "رنگینکمان" حرفهای هستند و کارشان قابل قبول است. اما در بعضی برنامهها بازیگر و صداپیشه به متن وفادار نیستند. در بعضی برنامهها نظارت وجود ندارد و مجریها مسائلی را مطرح میکنند که برای بچهها بدآموزی دارد. ● باز هم برمی گردیم به ماجرای کارشناسی. ـ بله. چند سال پیش "رنگینکمان" ۹۰ درصد مخاطب داشت اما الان برنامههای کودک چند درصد بیننده دارد؟ بچهها به سی دی، برنامههای شبکههای خارجی و کارتونهای خارجی بیشتر علاقه دارند تا برنامههای تکراری شبکههای داخلی. ما به آنها خوراک ندادهایم که انتظار بازگشتش را داشته باشیم. برنامهها تکرار تجربههای دیروز است برای نسل فردا! ● استفاده بیش از حد از چهرههای محبوب به آنها لطمه میزند. نمیشود انتظار داشت بچهها تا ابد یک چهره را دوست داشته باشند. ـ من زمانی در اوج بودم اما دیگر نمیتوانم آن موقعیت را تکرار کنم. تهیهکنندهها اصرار دارند از محبوبیت بعضی چهرهها مدام استفاده کنند. با این کار آن چهرهها را میسوزانند. کار کودک بهار دارد و نمیتوان سالها در سایه آن بهار زندگی کرد. چه بخواهیم چه نه یکروز پاییز و زمستان هم میشود. ● شما تا چه زمانی به اجرا ادامه میدهید؟ ـ تا ۳۱ سالگی. سه چهار سال دیگر. مخاطب نباید مجری را کنار بگذارد. مجری باید خودش متوجه زمان رفتن باشد. کار کودک حس و حال و لحنی میخواهد که برنامههای دیگر لازم ندارند. همیشه لحن و حرکات یک مجری برای مخاطب شیرین نیست و باید این گذر زمان و تاثیرش را در نظر بگیریم. ● در سالهای گذشته تعداد خالهها و عموها واقعا زیاد شده و فکر میکنم دیگر این موضوع هم برای بچهها جذابیت ندارد. ـ تازگیاش را از دست داده است. پنج سال پیش خاله نرگس و سبک اجرایش یک پدیده بود و به همین دلیل اینقدر به آن توجه شد. اما الان تعداد زیادی خاله و عمو داریم که تکراری هستند. بیننده تنوع میخواهد. اما تهیهکنندههای ما خلاقیت ندارند و میخواهند تجربههای تکراری و محبوب گذشته را تکرار کنند. ● برنامهسازی کودک را از مدتی پیش شروع کردهاید. از تجربههای اجرا در این بخش استفاده میکنید؟ ـ سال گذشته در شبکه لرستان دو برنامه "فرشتهها" و "دوچرخه" را تهیه و کارگردانی کردم که موفق بود. دو سال است برنامه کودک شبکه آموزش به نام "گلآموز" را کارگردانی و اجرا میکنم و سرپرست نویسندگان آن هستم. ۹۰ برنامه اول واقعا محقر و در شرایطی سخت پیش رفت. اما الان روند تولید بهتر شده و امیدوارم در آینده بهتر شویم. ● به نظر میرسد در آینده بیشتر شما را به عنوان برنامهساز میبینیم؟ ـ من به این بخش بیش از اجرا علاقه دارم و امیدوارم بتوانم تجربههایی خوب در این زمینه داشته باشم. البته اغلب کارهایی که نوشتهام خودم اجرا کردم. اما فکر میکنم دوره آن رسیده که مجریهای جوان وارد این حرفه شوند و بین ما و آنها تعاملی باشد که از تجربههای ما استفاده کنند و به زودی عرصه برای فعالیت آنها فراهم شود. ● چرا در برنامه "گلآموز" از چهره جدید استفاده نکردید؟ ـ یکی از تعهدات من این بود که اجرای برنامه بر عهدهام باشد و اگر اینطور نبود نمیتوانستم برنامه را تهیه کنم. اما در برنامههای دیگر چهرههایی را معرفی کردهام. ● چرا از شبکه تهران به شبکه دو رفتید؟ ـ به این نتیجه رسیدم که بهتر است دنیایم را عوض کنم. من در شبکه تهران تجربههایی عالی داشتم. اما میبایست تحولی در کارم میدادم. این تغییر به من کمک کرد فضاهای تازهتر را تجربه کنم. دوست دارم اگر قراراست با شبکه تهران کار کنم در زمینه برنامهسازی باشد. ● در این تغییر و تحول دنیایتان عوض شد؟ ـ توانستم نویسندگی، کارگردانی و تهیهکنندگی را تجربه کنم و اینها تجربههایی خوب بود. در شبکه دو با تهیهکنندگان و گروههای حرفهای آشنا شدم. این مناسبات حرفهای کمک کرد رشد کنم و در زمینهای که دوست دارم تجربههای بیشتر به دست بیاورم. ● مخاطب شبکه دو بیشتر از شبکه تهران است؟ ـ نوع اجرای من به خاطر این تغییر عوض شده است. در شبکه دو باید سادهتر و راحتتر اجرا کنم تا مخاطبی که در روستاهای دورافتاده بیننده برنامه است با من و برنامه ارتباط برقرار کند. اما واکنش مثبت مخاطب دلگرمکننده است. ارتباط عمیقی بین من و بچهها به وجود آمده است. بچههای پایتخت مقاومتر از بچههای دیگر هستند و ارتباطی که با آنها برقرار میکنیم از یک جنس نیست. ● روزهایی که حالتان خوب نیست چطور برنامه اجرا میکنید؟ ـ خدا نیرویی میدهد که اجرا با شوق و اشتیاق همیشگی برگزار شود. البته در روزهای اول کارم اگر بین بخشهای برنامه اتفاقی میافتاد این ماجرا روی کارم تاثیر میگذاشت، اما الان به تجربه دریافتهام چطور با این مسائل کنار بیایم. اگر از نظر جسمی حالم مناسب نباشد ترجیح میدهم مقابل دوربین نیایم. ● یک دهه اخیر مجریهای زیادی وارد کار کودک شدند. شاید الان بگوییم آنها تکراری شدهاند. اما زمانی که شما، آزاده آل ایوب و داریوش فرضیایی و امیرحسین مدرس در حوزه نوجوانان کارتان را شروع کردید فضای اجرا عوض شد. امتیازهای این دوره از نظر شما چه چیزی است؟ ـ برنامه عمو پورنگ، "رنگینکمان" و "نیمرخ" یک موج ایجاد کرد. هوشمندی تهیهکنندهها و کارگردانها در کنار ذوق مجریها هوایی تازه را در فضای اجرا به وجود آورد. به عنوان نمونه تهیهکننده برنامه "رنگینکمان" از جذابیتهای برنامه زنده استفاده میکرد. عروسک را بیرون از استودیو و بین مخاطبان میبرد و مخاطب را در برنامه سهیم میکرد. استفاده از خاله، عمو یا موسیقی و ترانه از امتیازهای این دوره تازه است. اما الان چند سالی است در دایره تکرار گرفتار شدهایم. ● چرا این جریان ادامه پیدا نکرد؟ ـ ما آدمهای ریسکپذیری نیستیم و از تجربههای تازه میترسیم. باید این جسارت را داشته باشیم که قالبها را عوض کنیم. تا نگاهمان را عوض نکنیم اتفاقی خوب در این زمینه نمیافتد. مدیران هم باید این جسارت را به خرج بدهند که به سمتهای تازه بروند و الگوها را عوض کنند. من فکر میکنم وضعیت برنامههای نوجوانان از کودکان هم بدتر است. اگر برای بچهها یکی دو برنامه خوب هست، برای نوجوانان هیچ برنامه خوبی تولید نمیشود. ● شخصیتهای محبوب دوران کودکی شما چه کسانی بودند؟ ـ آقای حکایتی را خیلی دوست داشتم. کلاهقرمزی و اجرای آقای طهماسب هم برای نسل من بیادماندنی است. "خونه مادربزرگه" عالی و دوستداشتنی بود. کارتونهای دوران کودکی ما بیادماندنی و شیرین بودند. کارهای داخلی در کودکی ما حرفهای بودند. شما عوامل "خونه مادربزرگه" را در نظر بگیرید. الان با این بودجهها و شرایط آدمهای حرفهای سمت کار کودک نمیروند. ● تولد شبکه کودک میتواند این امیدواری را به وجود بیاورد که برنامهسازی برای بچهها حرفهای شود؟ ـ همه چیز با نگاه کارشناسی درست میشود. تمرکز برنامهسازی در یک شبکه باید همراه با بودجه و نگاه حرفهای باشد. اگر قرار است همینطور با برنامهسازی کودک برخورد کنیم که این روزها اتفاق میافتد، شبکه کودک دردی از ما درمان نمیکند. ● با این شرایط چه چیزی شما را به آینده ترغیب میکند؟ ـ بچهها... کار برای بچهها با همه سختیهایش آنقدر جذاب است که به سادگی نمیتوان از کنارش گذشت. بچهها به من انرژی میدهند. اگر آنها از برنامههای من یک نکته هم یاد بگیرند کافی است. مصاحبه : خبرگزارى مهر |
| درباره سريال «آينههاينشكن» |
درباره سريال «آينههاينشكن» همه فرزندان من براي يك بازيگر دلايل بسياري براي پذيرش يا رد يك نقش وجود دارد. اما برخي نقشها بهنوعي پاي ثابت كارهاي داستاني است و از ايفاي آن به هر روي با توجه به تكرار و مشابهت با ديگر كارها نميتوان از انجام آن شانه خالي كرد. جمشيد شاهمحمدي در سريال آينههاينشكن رداي پدر سيمين شخصيت اصلي كار را پوشيده است، او در ارتباط با اين پدر ميگويد: در بدو امر ديدم اين شخصيت با مردم مملكت همذاتپنداري ميكند. به هر حال اين اثر تلنگري است به خانوادهها و نسل جوان ما كه به خاطر احتياجاتشان تلاش ميكنند. آنها بايد مراقب باشند كه فريب نخورده و به اصطلاح كسي مغزشان را ندزدد. اكنون ما كلي جوان تحصيل كرده داريم كه دنبال كار ميچرخند و از طرفي مشكلاتي در مسير زندگي آنها قد علم كرده است. اين طيف از جوانها بايد خودشان ايجاد شغل كنند به هر جهت همه را كه دولت نميتواند استخدام كند. ماجراهاي سريال در مسيري طي ميشود كه خانوادهها و جوانها فريب عوامل بيگانه را نخورده و هوشيارانه عمل كنند. داستان هم از يك ماجراي واقعي برداشت شده، ولي وقتي سريال را ميبينيد، حس ميكنيد به عينيت كار لطمه وارد شده است. يعني وقتي عملكرد بازيگران را ميسنجيد، پي ميبريد يك حس را فقط اجرا كردهاند، اين برداشت شخصي من است وگرنه سريال در ساير گرايشها مثل تصويربرداري خيلي با كيفيت سر و سامان گرفته است. پدر سيمين به نوعي با دخترش بيگانه به نظر ميرسد و خيلي دير نسبت به تغيير رفتار و منش او مشكوك ميشود، شاه محمدي در ادامه ميگويد: بچههاي اين دوره و زمانه يك لحظه خوب و سر حالاند و يك لحظه در لاك خودشان فرو ميروند. البته پدر در مقاطعي از داستان به اتفاق مادر نسبت به پنهان كــاريهـاي سـيـمـين واكنش نشان ميدهند. پدر حدسهايي ميزند كه دختر موضوعاتي را مخفي ميكند. به هر روي سني از پدر گذشته و جهانبيني و تجربهاش در جامعه او را نسبت به برخي مسائل آگاه كرده است؛ ولي متاسفانه اين دختر فريب خورده و خودش هم تا مقطعي نميداند كه آلوده مناسبات جاسوسي شده است. در واقع سيمين ميهراسد قضايا را به پدرش بگويد، چون جان برادر دوقلويش در خطر است. در نهايت ميخواهم بگويم داستاني كه من در بدو امر خواندم جذبه مفيدي براي كار داشت، ولي نحوه بازيها و شيوه بده بستان بازيگران با هم به مرحله عينيت و باورپذيري نرسيده است، اعتقاد دارم داستان از مرحله نوشتاري به دليل اينكه بازيها به باورپذيري مطلوب نزديك نشدهاند به عينيت ايدهآل نرسيده است. چينش درستي از بازيگران انجام نشده و اين ضعف در كار عيان است. سيما و شمايل بيروني بازيگر گاه خودش به يك مولفه آشنا براي مخاطب تبديل ميشود، جمشيد شاهمحمدي اغلب با سيماي يكسان و واحدي در آثار مختلف به ايفاي نقش پرداخته است، او در ارتباط با اين موضوع اعتقاد دارد: در اين سالها تلاش كردم از ايفاي نقشهاي مشابه كه فقط شمايل يك پدر معمولي دارند، اجتناب كنم به همين دليل هم كم كار هستم. خود قصه، خلق و خوي شخصيتي كه قرار است عهدهدار آن باشم نمايان ميكند. زمان تصويربرداري خيلي راضي هستيم و نسبت به كار تعصب داريم ؛ البته هر هنرمندي نسبت به كارش تعصب دارد. بعد بايد منتظر بمانيم تا كار پخش شود و ماحصل تلاشمان را رصد كنيم. به هر روي آن چه كه در ذهن داريد با آن چه كه ارائه ميشود هميشه همسو نيست ! به همين دليل ما هيچ وقت نميتوانيم از كار خودمان رضايت داشته باشيم. چون اگر به فرض اعلام كنيم كار ما شاهكار در آمده، اين يعني زندگي هنري ما تمام شده است ! ولي ما تا آخر عمر به خودمان گوشزد ميكنيم كه به تجربه نياز داريم. كنش و واكنشهاي متقابل و بده بستان درست و سنجيده با هنرپيشههاي روبهرو به انسجام بازيها مدد ميرساند، بازيگر نقش پدر سيمين، همكاري خود با نسل جوان و تازه نفس را در آينههاي نشكن اين چنين ارزيابي ميكند: اين بچهها جوان هستند و تحصيلات عالي دارند ولي بايد به اين جوانها ميدان داده شود. اين دوستان به كسب تجربه نيازمندند. تلاش اينها به نوعي جواني خود ما را تداعي ميكرد. من از بچههاي جوان اين سريال رضايت داشتم، ولي همان طور كه پيش از اين اشاره كردم اين چيدمان بازيگران كه آقاي اردكاني جور كرده بود زياد با هم تناسب نداشتند. البته كل دوستان يك گروه منسجم و با كلاس و درستي بودند كه با عشق و علاقه كار ميكردند. خودم به اين شاخصه حرفهاي و منسجم بودن گروه خيلي اهميت ميدهم. هرچند كه ضعفهاي بازيگران جوان در كار عيان است كه به مرور زمان با كسب تجربه اين ضعفها را ميتوانند تقليل دهند. خود آقاي اردكاني هم براي كار بعدي خود در سمت كارگردان به طور قطع خيلي بهتر عمل خواهد كرد، چون همه ما نياز به تجربه داريم. به هر روي قاضي اصلي مردم هستند. دستمزدهاي پروانهاي پروسه توليد هر سريال با فراز و نشيبها و معضلات گوناگوني همراه است. مسير به سامان رسيدن يك مجموعه اين روزها بدون غنيسازي درست ريالي معنا و مـفـهـوم نـدارد. شـهـرام دانـش پـور مدير توليد آينههاينشكن چگونگي روي غلتك افتادن اين سريال را در جاده ساخت اينگونه تشريح ميكند: از اواخر خرداد 1386 پيش توليد كار آغاز شد. لوكيشنهاي مهم سريال در اين مدت انتخاب شد. تـصـويـربـرداري سـريـال از 12 شهريور 86 در خيابانهاي تهران با ضبط سكانسهاي خارجي آغاز شد. از دوم ارديبهشت 87 گروه به دبي اعزام شدند و 22 خرداد ماه امسال تصويربرداري كل سريال در دبي خاتمه يافت. كار كردن در دبي بسيار سخت بود، چه در زمينه برآورد هزينهها و چه در زمينه پيشبرد كارهاي اداري با مشكلات متعددي دست و پنجه نرم كرديم. در آنجا هر لوكيشني كه آماده ميشد گروه را در لوكيشن مستقر كرده و آن لوكيشن را ميبستيم. اگر لوكيشني 4 بعد از ظهر آماده ميشد از 4 ظهر تا 4 صبح يكسره كار ميكرديم تا كارهاي آن لوكيشن را به تمامي بگيريم. در واقع رج ما بر اساس آمادهشدن لوكيشنها رقم ميخورد. برآورد اوليه ما براي تصويربرداري 5ماه بود كه زمان تصويربرداري از برنامهريزي پيشبيني شده ما بيشتر شد و 8 ماهه كار را تمام كرديم. آينههاي نشكن با بستر داستاني جاسوسي ــ معمايي خود از صحنههاي اكشن گوناگوني نيز در سازمان ديداري خود بهره برده كه سامان دادن اين صحنهها در صورت سپردن ريش و قيچي به افراد كاربلد اين رشته در كنترل كيفيت اثر و كاهش زمان، تاثير مهمي در روند توليد خواهد گذاشت. مدير توليد اين سريال در ارتباط با اين موضوع ميگويد: چون پيمان ابدي آدم حرفهاي اين كار است، ما در انجام صحنههاي اكشن هيچ مشكلي نداشتيم. به بهترين شكل ممكن سكانسهاي اكشن با تدابير درست امنيتي كه ايشان و گروهش در پيش گرفتند، تصويربرداري شد. مـعـضـل مـهـم اين روزهاي گروههاي توليد و برنامهريزي در سينما و تلويزيون به حضور همزمان بازيگران در چند فيلم و سريال و تله فيلم مرتبط است كه گاه كدورتها و دلخوريهايي براي گروههاي در حال توليد به ارمغان ميآورد، دانش پور در ارتباط با اين مشكل اعتقاد دارد: بازيگري كه حين توليد مدتي با استراحت مواجه ميشود، سريع براي كار ديگري با او قرارداد ميبندند. ميبينيد در همان مقطعي كه ما به بازيگر نياز داريم ايشان با گروه ديگري مشغول فعاليت هستند و اصلا به فكر گروه ما نيست! دو گروه معطل ميمانند. به هر روي دست آخر بايد هر دو گروه به يك تفاهم كاري با هم برسند. برخي مواقع هم اين رويه رفاقتي اتفاق ميافتد. به فرض كارگرداني با ما رفاقت دارد و از ما ميخواهد 5 روز بازيگرمان را به آنها بدهيم. در اين ميان به عواملي چون بارندگي و آماده نـشدن لوكيشن، پروسه تصويربرداري را طولاني ميكند، آن گروه همكار هم به جاي 5 روز، 10 روز بازيگر را در اختيار ميگيرد. در چنين وضعيتي هم توليد ما صدمه ميخورد و هم ممكن است رفاقتها زير سوال برود. از مصائب شيريني كه اين روزها مديران توليد و تهيهكنندگان را درگير ميكند، صعود دستمزد برخي از بازيگران است. دانشپور در ادامه ميگويد: از دلايل افزايش بيرويه دستمزدها به تلهفيلمهايي كه ساخته ميشود ارتباط دارد. آقا يا خانم بازيگري كه مدت 20 روز در تلهفيلمي حاضر ميشود، يك مبلغ بالايي بهعنوان دستمزد پيشنهاد ميدهد. تهيهكنندگان براي اينكه تركيب بازيگران خوشويتريني داشته باشند، پـيشنهاد بازيگران را ميپذيرند. به همين خاطر بازيگران بيشتر ترجيح ميدهند در تلهفيلم كار كنند. آهسته و پيوسته در كارهاي جاسوسي ــ معمايي، 2 طيف شخصيت مثبت و منفي كار چرخان رخدادهاي داستان هستند، اين آدمها هريك به شمايل و ريختاري براي تماشاگر شـنـاخته ميشوند. نويد فرح مرزي، طراح چهره آينههاينشكن زاويه ديد خود به سيماي شخصيتهاي داستان را اينگونه تشريح ميكند: ضمن وفاداري به فيلمنامه تلاش كرديم كه فيلتر ذهني آقاي اردكاني باشيم. نگرش بنده به يك كار رئال از اين منظر است كه چهرهها خيلي باورپذير و زندگيوار باشد. به اين رويه اعتقاد ندارم كه براي ارائه شخصيتهاي مثبت و منفي بياييم كارهاي عجيب و غريب انجام دهيم. يك سري مولفهها در گونه جاسوسي ــ معمايي شاخص است كه چهرهپرداز در رعايت يا مراعات نكردن آن مختار است. سعيد داخ به عنوان آدم منفي آينههاي نشكن با مولفههاي تيپيك اين شمايل آدمها در سريال ديده ميشود. فرح مرزي در ادامه ميگويد: به واقع ميشد به جاي طاسي سر بياييم براي اين آدم مو بگذاريم. از آنجايي كه ما مجبوريم كليشهها را حفظ كنيم، سعيد داخ با توجه به چهره شناختهشدهاي كه دارد گمان ميكنم اگر براي اين آدم مو ميگذاشتيم، همان ترفند شامورتيبازي ميشد. در صحبتي كه با كارگردان داشتيم به اين نتيجه رسيديم كه وقتي اول بار تماشاگر آشنا او را ميبيند، ميگويد براي او مو گذاشتهاند و اين تغيير ممكن است هيچ كمك خاصي هم به شخصيت نكند. در ضمن كاراكتر داخ در سريال آدمي شق و رق و چهارشانه است، در واقع اين اتفاق فيزيكي ما را به اين سمت سوق داد كه با سر طاس او را نشان دهيم. رئيس جاسوسان و مغز متفكر جناح منفي داستان، آدمي است به نام محب كه نقش وي را سعيد نيكپور به عهده دارد. طراح چهره سريال آينههاي نشكن در ارتباط با سيماي اين شخصيت منفي ميگويد: ما 2 آدم داريم كه هر دو در يك مسير فعاليت ميكنند و در بخش بدمنها و منفيها قرار ميگيرند؛ گفتيم اگر بخواهيم همان رويهاي را كه براي داخ پيش گرفتيم از همان منظر نيز به نيكپور بنگريم، خيلي قيافهها تكراري ميشود. بايد يك سوءتفاهمي در ذهن بيننده ايجاد ميكرديم. اصولا كساني كه در اين گروهكها و شاخههاي گوناگون سياسي فعاليت دارند همه يك شكل نيستند. هركدام از آنها با توجه به جايگاه، موقعيت و مدارجشان يك شاخصههايي دارند. شاخصه داخ را با آن طاسي و كچلي نشان داديم و سبيل را هم براي نيكپور لحاظ كرديم. براي آمادهسازي سيماي بازيگر و نزديكي او به شخصيت داستان در رويه عادي، بازيگر زير دست چهرهپرداز چند بار چهرهاش مورد آزمون قرار ميگيرد، فرح مرزي اين پروسه مقدماتي را اين گونه شفاف ميسازد: خوشبختانه ما در تستهاي اوليه خود به نتيجه مطلوب رسيديم. بايد بنده داخل پرانتز مطلب مهمي را يادآوري كنم. به علت تعدد توليدات در عرصه سينما و تلويزيون ما در گزينش بازيگران به يك محدوديتهايي ميرسيم. متاسفانه يك سري از دوستان هنرپيشه ما كه ابزار كارشان در واقع ريش، صورت و مو است اينها را سپردهاند به طرحهايي كه از قبل قرارداد بستهاند، يا قولش را به كارهاي بعدي دادهاند. وقتي ما با يك سري قـول و قـرارهـا مـواجـه مـيشـويـم، دستمان براي چهرهپردازي قدري بسته ميشود. در جناح مثبت سريال آينههاي نشكن 2 برادر حضور دارند كه برادر ارشد در كارهاي اطلاعاتي و ضد جاسوسي به انجام وظيفه ميپردازد و برادر كوچكتر در امور تبليغات سرگرم است. طراح گريم سريال در ارتباط با سيماي اين برادرها ميگويد: در درجه نخست ميخواستيم يك وجه اشتراكي بين قربانزاده و قاسم زارع ايجاد كنيم كه اين 2 برادر از هم الگو گرفتهاند. يعني قربانزاده از قاسم زارع يك جورهايي در حفظ ظاهرش الگوپذيري دارد. ريش قاسم زارع يك درايتي را در او نمايان ميكند كه همان ريش در صورت قربانزاده جواني را نشان ميدهد. خوشبختانه در اين سريال دوستان اين شرايط را داشتند كه ما از ابزار صورت خودشان كمك بگيريم. مهدي صبايي 2 تيپ كاملا متفاوت در اين سريال دارد. از آنجا كه ما رج لوكيشني و ضبطي داشتيم، راحت اين 2 تيپ را كار كرديم. اما در مورد افشين كتانچي ما با چنين شرايطي روبهرو نبوديم. موهايش را بسته به شرايط و موقعيت داستاني مدام اضافه يا كم ميكرديم يا ابزار اضافه چون زائده به صورتش ميافزوديم. حضور در هر سريال براي دستاندركاران آن با تجاربي همراه است، فرح مرزي همكاري خود را در اين مجموعه چنين ميسنجد: مهمترين مساله براي بنده اين بود كه دستپاچه اين موضوع نشوم كه سريالي قرار است چند هفته در معرض ديد بينندگان قرار گيرد و من بايد اعلام حضور عجيب و غريبي در آن داشته باشم. قرار نيست جاپايي از بنده بماند؛ متاسفانه در خيلي از كارها ما جاپا ميبينيم كه الزاما دردي هم دوا نميكند. تصورم اين است كه آهسته و پيوسته بودن خيلي درستتر است. در خاتمه بايد از همكارانم آقاي ارشادفر و خانمها آشتياني و كمالي كه در مدت 8 ماه تصويربرداري صادقانه تلاش كردند، سپاسگزاري كنم. دوربين كوچولو هر داستاني به فراخور جغرافيايي كه رخدادهايش در آن به غلتك ميافتد، به مواد اوليه صوتي ويژهاي نيازمند است تا امر باورپذيري همسو با تصوير محقق شود. مسعود دادگري شرايط صدايي آينههاينشكن را از اين زاويه مينگرد: اين كار از نظر صدابرداري ويژگي خاصي داشت. در واقع ما در اين سريال به دو سه دليل عمده خيلي اذيت شديم. نخست اينكه چون سريال در گونه جاسوسي طبقهبندي ميشد، بازيگران معمولا خيلي آهسته حرف ميزدند. يعني همه در حال گفتن جملههايي بودند كه فقط طرف مقابل ميشنيد. دومين مشكل پيش روي ما اين بود كه رخدادهاي داستان در فضاهاي خيلي شلوغ برگزار ميشد. در مرحله سوم، كارگردان و تصويربردار دوربيني را براي كار انتخاب كرده بودند كه بتوانند در فضاهاي جمع و جور و محدود قدرت مانور داشته باشند. به هر حال انتخاب دوستان اين نوع دوربين بود و بنده حق اظهارنظر ندارم. دوربين خيلي كوچك باعث شده بود ابزارهايي كه از صدا بايد به دوربين وصل شود، قـدري دسـت و پـا گـيـر گـردد. مـا سـعـي كرديم ميكروفنهاي بيسيم را در لباس بازيگران جاسازي كنيم. معمولا يك بوم در صحنه داشتيم و از 2 ميكروفن بيسيم هم در خيلي از صحنهها بهره ميبرديم، در نهايت در برخي مواقع مجبور ميشديم همزمان از 4 ميكروفن استفاده كنيم. شخصيتهاي اين سريال در نيمي از زمان مجموعه در حال رانندگي ديده ميشوند. در ابتداي سريال كه سيمين در تعليم رانندگي مشغول كار است ما صداي يكدست موتور ماشين را در طول صحنههاي رانندگي ميشنويم در حالي كه دنده عوض كردن و پايين آمدن يا بالا رفتن سرعت هر كدام صدايي مختص به خود دارد. صدابردار اين سريال اعتقاد دارد: صحنههاي رانندگي در كل صحنههاي سختي است و ما تمام اين فصلها را با ماشين در حال حركت ضبط كرديم. دوربين كوچك به بدنه ماشين وصل ميشد. به طور معمول جايي براي استقرار صدابردار در چنين وضعيتي وجود ندارد. از آن سو براي اين صحنهها از لنز فيش آي استفاده ميشد. اين لنز هم فضاي بيشتري را داخل قاب ميآورد. خود دوربين هم يك فضايي را اشغال ميكرد. در سينما و تلويزيون اول حق با دوربين است بعد با صدا! به نظرم اگر صداي موتور يكدست شنيده ميشود اين امر امتيازي مثبتي براي گروه صداست. چون ماشين در حال حركت در سربالايي و سرازيري با صداهاي متفاوت كار ميكرد من همه تلاش خود را به كار بردم تا ديالوگها را خوب و باكيفيت ضبط كنم. اين مواردي كه اشاره كرديد، بايد هنگام صداگذاري اضافه شود. چند سالي است كه تدوينگرها امور صداگذاري را سر و سامان ميدهند كه اغلب هم ماحصل كارشان رضايت صـدابردارها را به همراه ندارد، دادگري در ادامه ميافزايد: موسيقي را هم به اثر اضافه ميكنند، جايي هم كه لازم است يكي دو زنگ تلفن و چند افكت ميگذارند و مدعي ميشوند كه صداگذاري كردهاند. ما مجبوريم صدا را تمام و كمال در صحنه بگيريم. همان صدايي كه ما ميگيريم براي بيننده استفاده ميشود. به همين دليل مجبوريم كه از ميكروفن بيسيم بهره ببريم تا صداهاي خود را تقويت كنيم. يك مشكل ديگري كه در كار ما وجود دارد به سيستم پخش مرتبط است. سيستم پخش ما در سينما و تلويزيون استاندارد نيست. ما صدا را ديجيتال ضبط ميكنيم، اما بعد به صورت آنالوگ پخش ميشود. صدابردار در هر تجربه كاري خود به دستاوردها و تجاربي ميرسد كه ميتواند در كارهاي آتي به او كمك كند. علياحساني |
|
شيرين بينا باز هم در " اغماء" ست |
|
خبرگزاري آريا - دوبله سريال «اغماء» به سرپرستي«حميدرضا پاکزاد» و مدير دوبلاژي «سعيد بحرالعلومي» اواخر آبان ماه براي سيماي آذري شبکه جهاني سحر آغاز شد. به گزارش خبرگزاري آريا به نقل از روابط عمومي شبکه جهاني سحر، «پاکزاد» گفت: از آنجايي که تصميم بر اين بود تا از صداهاي جديد در دوبله اين سريال استفاده شود و با توجه به آنکه ترجمه و ويراستاري اين اثر به دليل محتواي معنوي و قوي آن نيازمند صرف زمان و دقت کافي بود، با توجه به دقت و امعان نظر مترجم «علي احمدي آده» و ويراستاران آن « رفعت مرادف» و « مجيد علي اف»، دوبلرهاي مناسب انتخاب و کار آغاز شد که به موازات آن امر صداگذاري که زمان بيشتري را نيز مي طلبد، در حال انجام است تا در کوتاهترين مدت، يعني حداکثر تا نيمه اول دي ماه به پايان رسيده و آماده پخش گردد. در دوبله اين مجموعه که در 30 قسمت 30 تا 40 دقيقه اي به زبان آذري آماده مي شود، «شيرين بينا» که در مجموعه ايفاگر نقش مولود همسر دکتر پژوهان است، دوبله نقش خود را به عهده گرفته است و از آن به عنوان يک تجربه خوشايند و مطلوب ياد مي کند. وي از نحوه حضور خود در دوبله کار چنين مي گويد: از آنجايي که زبان آذري زبان مادري ام بوده و از طرفي نيز به هنر دوبله بسيار علاقه مندم و معتقدم که يک بازيگر خوب بايد بر تمامي حواشي مربوط به شغل خودش مسلط باشد، پس از دعوت «سعيد بحرالعلومي» که سابقه همکاري با وي را در موارد ديگري نيز داشته ام، دوبله نقش خود را در سريال پذيرفتم البته ناگفته نماند که کار بسيار سختي است و حوصله زيادي را مي طلبد چون به دليل واقع نبودن در محيط، لهجه فارسي بر کار غالب مي شود که مستلزم تکرار و صرف زمان و دقت بيشتري است اما تا اين لحظه از کار براي من بسيار لذتبخش و خوشايند بوده است. در اين مجموعه مهدي حسين زاده بورنگي به جاي (دکتر پژوهان)، لعيا نبيل پور (دکتر برديا)، سعيد بحرالعلومي (الياس)، شيرين بينا (مولود)، سهيلا خسروي (پري)، محمود قبه زرين (دکتر نائيني)، عبدالله بحرالعلومي (آقاي قدياني)، علي احمدي آده (پيربابا)، محمدعلي نوروش (دکتر جودت)، همچنين فرحناز پورمهندس، زهره فيضي، معصومه چابک و ... صحبت مي کنند. گفتني است بنا به اعلام حميد رضا پاکزاد قرار است تيتراژ سريال «اغماء» جهت تاثيرگذاري بيشتر بر مخاطب به زبان آذري ترجمه و توسط يکي از خوانندگان آذري زبان اجرا شود و همچنين پس از اتمام سريال، ميزگردي تحليلي نيز با حضور روحانيون و کارشناسان مذهبي در خصوص محتواي مجموعه براي مخاطبان سيماي آذري شبکه جهاني سحر تهيه شود. |
| گزارش برای علاقهمندان هنرمند کم پیدای سینمای ایران؛ فرامرز قریبیان این روزها کجاست و چه میکند؟ | |
![]() |
|
سینمای ما - محمد تاجیک: اگر فیلم گزارش مریم پس از سه سال وقفه از چند روز پیش کلید نمیخورد شاید فیلمی از قریبیان وجود نواشت تا بااشاره به آن فیلم عنوان کنیم که قریبیان با آن درجشنواره فیلم امسال حضور دارد. به گزارش سینمای ما قریبیان بازیگر مطرح وقدیمی سینمای ایران که درایام ماه رمضان با سریال روز حسرت درتلویزیون حضور داشت این روزها حضوری کمرنگ درسینما دارد او هم اکنون سه سریال آخرین دعوت (زخم های رویا) و پس از سالها (اکبر خواجویی )ونردبامی برآسمان (محمد حسین لطیفی) را یا آماده نمایش دارد ویا درحال بازی کردن در آن است البته قریبیان دو فیلم کارناوال مرگ را سیف الله رابه دلایلی نامعلوم از مدتها قبل بازی کرده ولی از سرنوشت این دوفیلم خبری نیست!. .آخرین دعوت قرار است محرم امسال در تلویزیون پخش شود واو دراین مجموعه با حامد بهداد همبازی است. داستان مجموعه تلويزيوني آخرین دعوت يك ملودرام عاشقانه است كه بين دو زمان ميگذرد و يك اثر تاريخي در دوران معاصر محسوب ميشود. فرامرز قريبيان، در سریال پس از سالها با فاطمه گودرزي، عبدالرضا اكبري، شهره لرستاني، محمود عزيزی همبازی است سريال تلويزيوني «پس از سالها» بين 15 تا 17 قسمت 45 دقيقهاي براي پخش از شبكه سوم سيما ساخته ميشود و فيلمنامه آن را«محسن دامادي» نوشته است منبع خبر : سینمای ما | |
سريالهاي تلويزيوني معمولا مسير پر فراز و نشيبي را طي ميکنند تا به مرحله پخش ميرسند. در ساخت اين سريالها معمولا اتفاقهاي تلخ و شيرين زيادي رخ ميدهد. اتفاقهايي که اگر روزي به تصوير کشيده شود، گاهي از خود سريال جذابتر و شيرينتر خواهد بود. سريال تلويزيوني يوسف پيامبر نيز در فاصله شکلگيري ايده اوليه تا رسيدن به مرحله پخش مدت زماني نسبتا طولاني را پشت سر گذاشت. در گزارشي که ميخوانيد تلاش شده تا اطلاعاتي درباره مراحل مختلف ساخته شدن اين سريال بيان شود. از اصحاب کهف تا زندگي يوسف(ع) سريال تلويزيوني يوسف پيامبر با نام «حضرت يوسف(ع)» مراحل مختلف ساخت خود را طي کرد. اين سريال در مرکز سيما فيلم توليد شد که در سالهاي اخير سريالهايي مانند: تنهاترين سردار، کارآگاه، مختارنامه، آشيانه سيمرغ، روزگار قريب و... را در طول سالهاي گذشته توليدکرده است. سريال يوسف پيامبر قرار بود در حدود ده سال قبل ساخته شود. يعني زماني که گروه سازنده سريال اصحاب کهف به تهيهکنندگي محسن علي اکبري و به کارگرداني فرجا... سلحشور اين اثر را ارائه کرده بودند و در آن زمان هم سريال با استقبال مواجه شده بود. البته در آن زمان قرار بود سريال حضرت موسي(ع) توسط اين گروه ساخته شود اما بعدها با به نتيجه نرسيدن سريال حضرت موسي، سلحشور با جدا شدن از تهيهکننده به دنبال ساخت سريال حضرت يوسف(ع) رفت . داستان حضرت يوسف(ع) در قرآن به احسن القصص معروف است. اين قصه آنقدر زيبايي داشته که در طول سالهايي که از اختراع سينما و تلويزيون ميگذرد کارگردانهاي زيادي را مجذوب خود کند. پيش از آنکه فرجا... سلحشور اقدام به ساخت اين سريال کند حدود هفده روايت از اين داستان در قالب فيلم و سريال ساخته شده است که يک نمونه از آن نيز فيلمي ايراني و قديمي بود که فخرالدين در آن ايفاي نقش ميکرد. سومين كار تاريخي «فرجا... سلحشور» سال 1331 در شهر قزوين به دنيا آمد. او فعاليت هنري خود را در سينما با بازي در فيلم «توبه نصوح» به كارگرداني محسن مخملباف آغاز كرد. او از نخستين افرادي است كه در شكلگيري و تاسيس حوزه هنري شركت داشته است. او در مقام كارگرداني سه تجربه دارد كه هر سه آنها تاريخي است. ايوب پيامبر(ع) در سال 73، اصحاب كهف در سال 76 و يوسف پيامبر(ع) در سال 83 توسط او مقابل دوربين رفت. او همچنين در اين پروژهها بازي كرده است: توبه نصوح، گوركن، پرواز در شب، انسان و اسلحه، نخلستان تشنه، ايوب پيامبر(ع) و دنياي وارونه. سلحشور در مورد اين سريال پربيننده تاريخي ميگويد: طرح اوليه مجموعه يوسف پيامبر(ع) در دوازدهم فروردين 76 نوشته شده و در همان سال هم خلاصه 28 قسمتي سريال در 28 صفحه تقديم شبكه دو شد كه مسكوت ماند. در سال 78 به دعوت آقاي لاريجاني بنده قرارداد نگارش اين سريال را با سيما فيلم بستم و از اول سال 79 تحقيق و نگارش آن به طور جدي آغاز شد. ابتدا با آقاي منصور براهيمي استاد مسلم ادبيات نمايشي به عنوان مشاور، مذاكره كردم و ايشان پذيرفتند. يك گروه تحقيق متشكل از آقايان ناصر غريبشاه، آقاي دكتر محمد قاسمي، آقاي علي دارور مترجم و محقق و حاج آقا محمد لنكراني را دعوت به كار كرديم و همزمان طرح اوليه مورد نقد و بازنگري قرار گرفت و تلاش در دراماتيزه كردن و ايجاد جذابيتهاي نمايشي بدون دخل و تصرف در آيات و روايات و تاريخ آغاز شد. خلاصه هر قسمتي كه نوشته ميشد، يك روز در ميان، هفتهاي سه روز و در حضور مشاور هنري آقاي براهيمي و مشاوران مذهبي خوانده ميشد و متن نوشته شده از نظر هنري و هم از نظر تطبيق با تفسير و روايات مورد نقد و بررسي قرار ميگرفت. سلحشور كه خود به عنوان نويسنده اين مجموعه است، ميگويد: گروه تحقیق تمامی تفاسیر شیعه را که به زبان فارسی بود استخراج و صحافی کردند و در اختیار من قرار دادند. تفاسیری که به زبان عربی بود ترجمه شد و آنها هم به مجموعه تحقیقات اضافه شد. کتب روايی گوناگون و تاریخ و قصص الانبیاء به تعداد زیاد تهیه و در دسترس قرار گرفت. یکی از منابع تحقیق ما متون خارجی و اسطورههای مشابه داستان حضرت یوسف (ع) در ملل گوناگون بود که نزدیک به چهارصد صفحه به زبان عربی و انگلیسی كه از اینترنت گرفته و ترجمه شد. منابع مقطع تاریخی زندگی «آمن هو تپ» سوم و چهارم و سلسله «تات موزیسها» همچنين کتابهای زیادی از آثار باستانی مصر تصاویر و مطالب تاریخی آن زمان از کتابخانههای مصر(الازهر) و لوور پاریس و... جمعآوري تهیه و ترجمه شد.
گفتني است، سلسله تات موزیس ها مقطعی از تاریخ مصر است که حضرت یوسف(ع) در زمان چهارمین پادشاه از آن سلسله در زمان «آمن هو تپ چهارم» (آخناتون) به صدارت مصر رسید. این مقطع کاملا بررسی و اوضاع آن زمان از ابعاد گوناگون فرهنگی، نظامی، سیاسی، اقتصادی، کشاورزی، سلسله مراتب حکومتی، مسائل دربار مصر، مومیاییگری و غیره بررسی و علت وجودی واقعه حضرت یوسف(ع) در آن مقطع بررسی شد. یعنی باید علت حضور حضرت یوسف(ع) در مصر و مسائل و مشکلات موجود بررسی می شد تا دليل بسیاری از مسائل و حوادث پيدا ميشد. در پايان بايد اشاره داشت، مجموعه تحقیقات پروژه حضرت یوسف(ع) هشت هزار صفحه مطلب فشرده شده است كه در مورد هيچ سریالی در این حد گسترده، تحقیقات انجام نشده و به اين صورت مرتب و صحافی شده تحویل سیما فیلم نشده است. دکورهاي سريال در کجا ساخته شد؟ اغلب مخاطبان سريالهاي تلويزيوني ميدانند فيلمها و سريالهايي که داستانهاي آن در فضاهاي تاريخي رخ ميدهد، هيچ گاه امکان فيلمبرداري در همان فضاهاي واقعي را ندارند و براي همين سازندگان اين آثار يا داستان خود را در فضاهايي نزديک به فضاهاي واقعي به تصوير ميکشند و يا اينکه از امکان و قابليتي به نام «دکور» استفاده ميکنند. دوخت لباس و ساختن وسايل صحنه هم از فعاليتهاي ديگري است که در سريالسازيهاي اينچنيني انجام ميشود. در سريال تلويزيوني يوسف پيامبر مخاطب با چند نوع فضاي خاص مواجه است. بخشي از اين فضاها شامل دکورها و نماهاي خارجي شهر مصر است که با توجه به جغرافياي خاص مصر، دکورهاي آن در کنار يک رودخانه ساخته شده است. اين رودخانه و اين زمين در منطقه اي در نزديکي حرم امام خميني(ره) در شهرک سينمايي دفاع مقدس واقع شده است. البته نماهاي داخلي کاخهاي مصر، زندان و ديگر بخشهاي اثر در سولههاي فرهنگسراي خاوران ساخته شد. اين تقسيمبندي براي راحتتر شدن کار بود. سريال داراي بخشهاي ديگري هم هست. شهر فدان، شهر کنعان و معبد ايشتار که در قسمتهاي اوليه داستان شاهد آن بوديد هم در همين شهرک سينمايي دفاع مقدس ساخته شده است. اين فضاها در حال حاضر در اين مکان موجود است. برخي از آنها به شکلي ساخته شده که تا سالهاي سال امکان استفاده از آن براي فيلمها و سريالهاي ديگر وجود دارد. نماهاي خارجي شهر مصر از اين جمله هستند که با آجر و سيمان و آهن ساخته شدهاند. اما برخي ديگر با مصالح ساده تري ساخته شده و براي استفاده طولاني مدت بايد ترميم شوند. بد نيست بدانيد طراحي اين فضاها نيز به عهده «مجيد ميرفخرايي» و فرهاد عليزاده آهي بوده است. گفتني است؛ بدانيد فيلمبرداري سريال در ارديبهشت ماه سال 1383 در شهرک سينمايي دفاع مقدس آغاز و طي 32 ماه و حدود دو سال و هشت ماه در روزهاي پاياني سال 85 به پايان رسيد. درباره هزينههاي توليد اين سريال برخي منابع آگاه ارقامي حول و حوش يازده ميليارد تومان را اعلام ميکنند اما سلحشور همواره گفته که سريال يوسف با رقم شش ميليارد تومان ساخته شده است. بازتابهاي مطبوعاتي بر خلاف تصورهاي اوليه از همان ابتدا بسياري از مخاطبان نسبت به اين سريال انتقادهايي را مطرح کردند. در همان قسمتهاي اوليه آيتا... سبحاني به نمايش ازدواج دو خواهر با يک مرد ـ حضرت يعقوب ـ در اين سريال اعتراض کرد. مدتي بعد هم مدير گروه معارف شبکه يک سيما درباره سريال موضعگيري کرد و گلايه کرد که چرا سريال براي بررسي به مراکز صاحب صلاحيت در زمينه مسائل ديني ارائه نشده است. نمايش فضاي حسادت برادران يوسف به وي نيز از ديگر انتقادهاي مطرح شده درباره اين سريال بود. دو قسمت از سريال يوسف نيز با انتقاد شديد بينندگان مواجه شد. اين دو قسمت يکي مربوط به نمايش مواجهه يوسف با زليخا در کاخ و ديگري صحنه مربوط به بريده شدن دست زنان در کاخ بود. نکته جالب توجه ديگر حجم پيامکهايي است که درباره سريال يوسف ساخته شده و با پخش هر قسمت از اين سريال، حجم قابل توجهي از آنها توليد و ارسال ميگردد. تا اين لحظه مطبوعات زيادي درباره اين سريال به انتشار مصاحبه و نقد اقدام کرده اند و اغلب آنها نيز نگاهي انتقادي و تحليلي به اين سريال داشته اند. خود سلحشور نيز از معدود عوامل اين سريال است که تاکنون درباره اين اثر به مصاحبه و اظهار نظر پرداخته و يکسره از کار خود دفاع کرده است. او خود در گفت و گويي به موفقيت دويست درصدي اين سريال اشاره و عنوان کرده بود: «الان از هر كارگرداني بپرسيد كه آيا به حداقل خواستههايت رسيده اي، در بهترين موقعيت و بهترين وضعيت مثلاً ميگويد كه حدود هشتاد درصد رسيدم. ولي من به جرأت ميگويم كه به دويست درصد چيزي كه ميخواستم رسيدم. اين همان چيزي است كه اگر ما يك قدم برداريم، صاحب اصلي كار ده قدم بر ميدارد. بارها شده بود كه در تهران مثلا هوا برفي و توفاني بود ولي وقتي به همراه اكيپ به شهرك دفاع مقدس (محل فيلمبرداري پروژه) ميرسيديم، هوا آفتابي يا آنقدر مساعد بود كه مانع تعطيلي كار ما نميشد.» به هر حال بايد قبول كرد كه ساخت چنين كار تاريخي مشكل است و بايد يك خسته نباشيد به عوامل اين پروژه سنگين گفت. حاشیههای خواندنی سریال تلویزیونی یوسف پیامبر آخرین کار مرحوم رسول احدی فیلمبردار برجسته سینمای ایران در مقام مدیر فیلمبرداری یک سریال تلوزیونی بود. مرحوم احدی فیلمبرداری سریالهای ولایت عشق و خواب و بیدار را در کارنامه کاری خود داشت. او دی ماه سال گذشته در یک تصادف رانندگی فوت کرد. سلحشور چند هفته بعد از آغاز پخش این سریال با راهاندازی یک وبلاگ که به روز ميشود تلاش کرد تا به برخی از شبهههای موجود درباره این اثر پاسخ بدهد. البته او با انتشار چند مقاله، دیدگاههای خاص خود را نیز درباره فیلمسازی و سریالسازی بیان کرد. جمال شورجه مشاور کارگردان این سریال در طول ساخت سریال یوسف پیامبر علاوه بر دادن مشاورههای مختلف به عنوان پیشنماز هم در این سریال حضور داشت و نماز جماعت به اقامه او برپا ميشد. تمامی صحنههای خارجی سریال یوسف در حوالی اتوبان تهران ـ قم فیلمبرداری شد. ابتدا قرار بود دکورهای مصر در شهر اصفهان و در کنار زایندهرود ساخته شود اما با یافتن این فضا در شهرک سینمایی دفاع مقدس این مسئله منتفی شد. سلحشور ابتدا قصد داشت برای بازیگر نقش زلیخا یک نابازیگر را انتخاب کند. از چند نفر نیز تست گرفته شد اما در نهایت با فاطمه گودرزی و سارا خوئینیها مذاکره شد و با عدم توافق با این بازیگران با کتایون ریاحی گفتگو و مذاکره شد. حجتالاسلام محمد خاتمی در زمان ریاست جمهوری و دکتر محمود احمدینژاد شهردار وقت تهران در زمان ساخت این سریال کمکهای زیادی کردند. حجتالاسلام خاتمی 300 میلیون تومان کمک کرد و دکتر احمدینژاد هم سولههای فرهنگسرای خاوران را در اختیار این سریال گذاشت تا در آن دکورهای بخش داخلی را بسازنند. يـوزارسيـف، پسـر دريــا صدايش را كه از پشت تلفن ميشنوي، باورت نميشود كه اين فرد، همان بازيگر مجموعه يوسف پيامبر(ع) است، چه برسد كه او را از نزديك ببيني، باوركردنش كمي مشكل است، مصطفي زماني همان «يوزارسيف» سريال يوسف پيامبر(ع)، پسر با استعداد سينماي ايران، كارشناس مديريت صنعتي است. او اصليتي شمالي دارد، در واقع او پسر دريا است. وي در 30 خردادماه سال 1361 به دنيا آمده و با بازي در اين مجموعه نشان داده كه از استعداد بالايي در بازيگري برخوردار است. او در خانوادهاي به دنيا آمده كه پنج فرزند دارد، چهار پسر و يك دختر و مصطفي فرزند سوم خانواده است. از كودكي به بازيگري علاقه وافري داشت و از كوچكترين فرصتي استفاده ميكرد تا فيلم ببيند. «از آنجا كه در شهرستان برايم امكان بازيگري نبود، به هيچ عنوان به آن فكر نميكردم تا اينكه دانشگاه قبول شدم، آنجا بود كه سعي كردم به تئاتر دانشجويي راه پيدا كنم و خودم را نشان دهم تا در نهايت يك قدم به بازيگري نزديكتر شوم.» روزها گذشت و گذشت، تا اينكه يكي از بهترين فرصتهاي زندگي نصيب مصطفي شد، البته به همين راحتي هم نبود كه او سر از اين مجموعه تاريخي در آورد... يكي از دوستان مصطفي كه ميدانست او علاقه زيادي به بازيگري دارد، در روزنامههاي كثيرالانتشار خوانده بود كه براي نقش حضرت يوسف(ع) به دنبال بازيگر هستند، و او را تشويق كرد كه برود تست بدهد، اما «مصطفي زماني» به هيچ عنوان فكر نميكرد كه در اين تست پذيرفته شود، و به دوستش گفت: «نميروم، آنها به دنبال بازيگري با مشخصات ظاهري من نيستند». اما دوستش پافشاري كرد و عكس او را به كارگردان اين پروژه فرجا... سلحشور نشان داد، سلحشور هم از چهره «زماني» خوشش آمد و گفت: «بگو، بيايد تست بدهد»... و اين شد كه زماني خود را به سلحشور معرفي كرد. يك جوان چشم آبي كه هيچ سابقه بازيگري نداشت، اما تا دلتان بخواهد استعداد داشت.رفت و تست داد، با اينكه به نظر خودش خوب تست داد، اما آنجا متوجه شد كه خيليها براي تست دادن، رفتهاند، ولي از تعداد آنان خبر نداشت... بيست روزي گذشت، با او تماس گرفتند و گفتند در تستهاي اوليه قبول شدي، وقتي كه خود را به گروه معرفي كرد، متوجه شد كه براي نقش حضرت يوسف(ع)، سه هزار نفر شركت كرده بودند! همان زمان چند بازيگر شناخته شده، كانديداي حضور در اين نقش بودند، اما كارگردان تصميم گرفت كه از بازيگري استفاده كند تا چهرهاش براي بينندگان شناخته شده نباشد و پيش زمينهاي از بازيهاي قبلي او نداشته باشند، به عبارتي، چهرهاش، تازگي داشته باشد. وقتي كه مصطفي براي اين نقش انتخاب شد، حال بايد مطالعه ميكرد، پس به مطالعه كتابهاي تاريخي در مورد حضرت يوسف(ع)، پرداخت، ضمن اينكه متنهاي قسمتهايي از سريال هم در اختيارش گذاشته شد، تا به مطالعه آنان بپردازد. ضمن اينكه كمكهاي كارگردان سريال، هم باعث شده بود تا «زماني» از لحاظ روحي، اعتماد به نفس لازم را به دست آورد... چند تست ديگر از او گرفته شد تا اينكه وي بازيگر نقش اول اين مجموعه تاريخي شد.
ميگويد: «شش ماه فرصت داشتم كه خودم را آماده ميكردم، پس به كلاسهاي فشرده بازيگري، سواركاري و بدنسازي رفتم و زيرنظر اساتيد فن، آموزش ديدم.» در همان هنگام شنيده ميشد كه قرار است يك بازيگر خارجي به جاي اين نقش بازي كند، اما زماني از لحاظ روحي كاملا آماده بود، از طرفي سلحشور به او اعتماد كرد و پاسخ اين اعتماد را هم گرفت. اولين روز فيلمبرداري را به خوبي به ياد دارم: «ساعت حوالي 11 صبح بود، هشتم بهمنماه سال 1383» سلحشور به من گفته بود، دو هفته فرصت داري، اگر متوجه شدم كه نقش «يوسف» را نميتواني بازي كني، عوضت ميكنم، اما من مصمم بودم تا خودم را نشان دهم، پس تمام تمركزم را روي بازيام گذاشتم و روزها گذشت تا به دو سال رسيد و من حالا بازيگري بودم كه دو سال مقابل دوربين اين پروژه تاريخي قرار گرفته بودم. حكايت موقعي جالب ميشود كه مصطفي زماني، پسر عمهاش «حسين جعفري» بازيگر نقش نوجواني يوسف را به گروه معرفي كرد. گويا سلحشور از بازيگر اولي كه براي اين نقش انتخاب شده بود راضي نبود. از طرفي گروه در تعطيلات تابستاني به سر ميبردند، او هم به شمال رفته بود تا با خانواده خود ديداري تازه كند. در برخورد با پسرعمهاش، به نظرش آمد كه او به درد اين نقش ميخورد، آن زمان «حسين» در كار نمايشنامه نوشتن بود و برنده جايزه بهترين بازيگر كودك در استان مازندران هم شده بود، پس عكسهايي از پسرعمهاش گرفت و در بازگشت به تهران به سلحشور نشان داد، او هم پذيرفت و اين نقش را به او دادند. همان طور كه اشاره كرديم، چهره او با چهره گريم شدهاش در سريال كاملا متفاوت است، به همين خاطر، كمتر او را در كوچه و خيابان ميشناسند. او پس از نمايش اين مجموعه پيشنهادهاي زيادي داشت اما طبق قرارداد تا زماني كه اين سريال در حال پخش است، او نميتواند در هيچ مجموعه تلويزيوني بازي كند اما در سينما ميتواند نقشآفريني كند. مصطفي زماني به استاد شكيبايي علاقه زيادي داشت، هنگامي كه خبر مرگ او را شنيد، گريه از چشمانش جاري شد... از «مصطفي زماني» در آينده بيشتر خواهيم شنيد... براي او آرزوي موفقيت داريم. 30 سـال زندگـي مشتـرك 30 سال از آغاز زندگي مشتركشان ميگذرد و طي اين سالها فراز و نشيبهاي زيادي را در زمينه كاري طي كردهاند، اما اين زن و شوهر به عنوان يك زوج هنرمند خود را به جامعه هنري ايرانيان شناساندند. محمود پاكنيت و مهوش صبركن... با اين زن و شوهر هنري گفتگوي بسيار خواندني انجام داديم كه در اين شماره به خاطر محدوديت صفحه نتوانستيم، به چاپ برسانيم، اما دلمان نيامد. حالا كه سوژه اصلي اين شماره مجله به سريال يوسف پيامبر(ع) اختصاص دارد به گوشهاي از اين گفتگو ميپردازيم. پاكنيت ميگويد: با مهوش سال 56 در تئاتري به نام شاتره آشنا شدم. شاتره گياهي است كه براي بيمارهاي گرمازده بسيار مفيد است و دماي بدن آنها را پايين ميآورد. من و همسرم آن جا با هم، همبازي بوديم. من نقش پسر كارگر را بازي ميكردم و همسرم نقش شازده خانم رو... تو همون تئاتر بود كه يك دل نه صد دل عاشق ايشان شدم!! بعد از دو سال هم ايشان جواب مثبت به ما دادند و زندگي مشتركمان را شروع كرديم.همسرش مهوش خانم ميگويد: من اون موقع فقط 18 سالم بود و به تنها چيزي هم كه فكر نميكردم ازدواج بود! به همين خاطر هيچ ملاك خاصي نداشتم، اما عشق و علاقه ما به يكديگر باعث شد كه با هم ازدواج كنيم. ما هر دومون آدمهاي كمتوقعي بوديم و اصلا اهل شرط و شروط گذاشتن براي همديگر نبوديم به همين خاطر در ازدواج ما خبري از سختگيريهاي رايج نبود...پاكنيت ميگويد: ازدواج با همسرم يكي از بهترين تصميمهاي زندگي من است و بدون شك من همه موفقيتهايم را مديون ايشان هستم. نوع نگاه ايشان به زندگي، مديريتشان در خانه و برخوردشان با من و بچهها بينظير است و مطمئنا اگر ايشان همسرم نبود من هيچ كدام از موفقيتهاي فعليام را نداشتم. صبركن ميگويد: نگاه من و محمود در زندگي كاملا همسو است. دغدغههايمان يكي است و از همه مهمتر همديگر را به خوبي ميفهميم. او يك مرد بينظير است و هميشه از اينكه ايشان را انتخاب كردهام به خودم ميبالم. جعفر دهقان: پسرم دانشجوي پزشكي است جعفر دهقان در سال 1339 در تهران به دنيا آمد و مدرك تحصيلي او ديپلم هنرستان فني است. آغاز فعاليت او به 15 سالگي (سال 1354) بر ميگردد، يعني زماني كه در گروه تئاتر مركز رفاه بازي كرد. در سال 1360، زماني كه جواني 21 ساله بود، رشته ورزشي او رزميران كه نوعي كُشتي كج است، ميباشد و دان 2 كمربند مشكي است. يوزارسيف كوچك «سيدحسين جعفري» سال 71 در فريدونكنار مازندران سرسبز به دنيا آمد و چهارمين فرزند خانواده است او هم اكنون در سال سوم دبيرستان تحصيل ميكند. او در خانوادهاي رشد يافته كه با قرآن مانوس بوده و قرآن را به خوبي تلاوت ميكند، در كودكي چندين بار پدرش داستان حضرت يوسف(ع) را برايش تعريف كرده بود، مطالعه او زياد است و كتابهاي زيادي هم خوانده است. او از پنج سالگي مكبر و اذانگوي مسجد بوده. جعفري كه او هم مانند پسردايياش، پسر درياست، ميگويد: كه برخورد مردم با من خيلي خوب است، مهربان و صميمانه، دبيرهايم هم سعي ميكنند دل مرا نشكنند و از بازيام تعريف ميكنند!حسين ميگويد من از مصطفي زودتر مقابل دوربين قرار گرفتم، مصطفي در بهمن 83 جلوي دوربين رفت و من در مهرماه همان سال تا مرداد 85 مقابل دوربين بودم.او ميگويد: در سالهاي اول و دوم راهنمايي نمايشنامهاي نوشتم و در آن بازي كردم و بازيگر برگزيده استان در آن رده سني شدم. خانواده سبز |
| مشاور رئیس جمهور در امور هنری اطلاعات جدیدی از چگونگی ساخت فیلمهای مستند سینمایی توسط فیلمساز اهل چك درباره دكتر محمود احمدینژاد ارائه كرد. به نقل از پایگاه اطلاعرسانی هیأت اسلامی هنرمندان، علاقمندی فیلمسازان مطرح بینالمللی و مستندسازان نقاط مختلف دنیا به ساختن فیلم درباره دكتر احمدی نژاد از همان سال اول روی كار آمدن دولت نهم موضوعیت پیدا كرد و طی بیش از سه سالی كه گذشت نه تنها از حجم این درخواستها و علاقمندیها كاسته نشد، بلكه تبدیل به یك جریان پیوسته و مداوم درخواستهای هنرمندان و فیلمسازان مطرح و خبرنگاران رسانه های بزرگ دنیا برای سفر به ایران و تولید فیلم و اطلاع رسانی درباره شخصیت واندیشههای نهمین رئیس جمهور ایران كه در مدت كوتاهی درصدر توجهات رسانهها و محافل سیاسی در عرصه بینالمللی قرار گرفت كه همین اتفاق میتواند سوژه یك پژوهش علمی درباره عوامل و دلایل داخلی و بین المللی این رویداد مهم باشد. جواد شمقدری، مشاور هنری رئیس جمهور با تأكید بر این كه تاكنون درخواست های زیادی از سوی فیلمسازان خارجی برای ساختن آثار مستند و سینمایی درباره دكتر احمدی نژاد به دست ما رسیده است، گفت : «پیترلوم» از كشور چك یكی از مستندسازانی بود كه علاقمندی زیادی برای سفر به ایران و ساخت فیلم درباره رئیس جمهور ابراز می كرد و نهایتاً پس از جلسات مفصلی كه حدود یك سال پیش با ایشان داشتیم و نمونه هایی از آثار قبلی اش را دیدم، طرحی را كه با محوریت نامههای مردمی به رئیس جمهور شكل گرفته بود ارائه داد. جواد شمقدری خلاصه طرح پیترلوم، نامه و توضیحاتش را به هنرنیوز ارائه كرد كه به این شرح است: « من دوست دارم تا یك فیلمی را در مورد مركز تلفن رئیس جمهوری بسازم كه به تازگی پیشنهاد آن داده شده است. این مركز به شهروندان این اجازه را میدهد تا با رئیس جمهوری تماس بگیرند و مشكلات، شكایتها و پیشنهادات خود را با رئیس جمهور درمیان بگذارند.» «پیتر لوم» در این طرح نوشته است: «این فیلم گشایش و عملكرد این مركز را برای چند ماه تعقیب می نماید و همچنین به مردمی بودن رئیس جمهور، چگونگی نامزدی رئیس جمهور، به عقاید و باورهای كسانی كه به وی رأی دادهاند، به مشكلات هواداران خود و به ابراز احساسات آنها پاسخ خواهد داد. این فیلم سه هدف اصلی را تعقیب مینماید؛ ۱- عملكرد روز به روز این مركز را مورد بررسی قرار میدهد. نمایش یك تصویر بشر دوستانه از آقای احمدینژاد تا مخاطب، اصول و عقاید و شخصیت فردی ایشان را بهتر بشناسند. ۲- تصویری متفاوت از جامعه امروز ایران كه با تماس گرفتن شهروندان عادی به این مركز تلفن صورت میپذیرد را نمایش دهد. (بر خلاف تصویر غلط رسانههای غربی) ۳- نمایشی از دموكراسی ایرانی به طوری كه رئیس جمهور یك كشور برای شهروندان عادی جامعه در دسترس است و میتوانند مشكلات خود را به راحتی با رئیس جمهور در میان بگذارند. امید است تا بتوانم یك نسخه سینمایی حدود یك ساعت و یا فیلم بلندی كه بتواند یك نمایش بینالمللی تلویزیونی را داشته باشد بسازم و حتی قصد حضور فیلم در جشنوارههای معتبر بینالمللی را دارم. این فیلم هنر دموكراسی ایران را در عمل به خوبی نمایش خواهد داد. ساخت این فیلم میتواند نقش مهم و بارزی را در توسعه فهم و دوستی بینالمللی نسبت به جامعه ایرانی داشته باشد كه متأسفانه این نوع روش بشر دوستانه و مثبت دموكراسی در ایران به اندازه كافی و به شكل صحیح در رسانه های بینالمللی، به خصوص رسانههای غربی، به آن پرداخته نمیشود. (پیترلوم)» پیترلوم در طرح ارسالی خود، عنوان «دموكراسی ایرانی در عمل» : تلفن های شهروندان به رئیس جمهور احمدی نژاد را پیشنهاد كرده بود. مشاور رئیس جمهور در امور هنری گفت : پیترلوم در سه سفر استانی كه اتفاقاً اولین آن سفر خراسان رضوی بود حضور یافت و تحت تأثیر نوع ارتباط عاطفی بین مردم و رئیس جمهورشان قرار گرفت. جواد شمقدری افزود : در این سفرها و صحبتهایی كه با پیترلوم داشتیم، وی نگاه صادقانه و مثبتی به موضوع داشت به ویژه اینكه شخصیت خاص دكتر احمدی نژاد و لطافت هایی كه در ابراز احساسات مردم نسبت به رئیس جمهور مشاهده می كرد او را تحت تأثیر قرار داده بود و این تغییر و شگفت زدگی در چهره اش مشخص بود. مشاور رئیس جمهور در امور هنری تصریح كرد: پس از این سفر و ابراز علاقمندی بیشتر پیترلوم، او در دو سفر استانی دیگر حاضر شد و مدتی هم در تهران، از مراكز دریافت نامههای مردمی تصویربرداری كرد. جواد شمقدری افزود : پیترلوم خود بحث حمایت مالی از فیلمش را مطرح كرد و ما گفتیم به جز نهادهای صهیونیستی، جریان های ضد انقلاب و شبكههای وابسته به منافقین میتواند از هر حامی مالی استفاده كند و او توانسته است حمایت مالی جشنواره ساندنس آمستردام مشاور رئیس جمهور در امور هنری متذكر شد: پیترلوم در تمام مدت حضورش در ایران و در طول سفرهای استانی، آزادانه تصاویری كه خود تشخیص میداد، میگرفت و ما نخواستیم او را به عنوان یك هنرمند محدود كنیم و اجازه دادیم آزاد باشد نگاه و قضاوت خودش را در فیلم ثبت كند. جواد شمقدری با تأكید بر این كه قضاوت نهایی پس از دیدن فیلم پیترلوم امكانپذیر است، گفت: نسخهای كه فرستاده بود به خاطر اشكال فنی امكان نمایش نیافت كه نسخه دیگری ارسال كرده است و طبیعی است طبق توافق و تعهد فیلمساز، فیلم باید مورد تأیید ما قرار بگیرد. مشاور هنری رئیس جمهور با ذكر این كه پیترلوم دكترای فلسفه دارد و طبیعتاً هنرمندی با یك نگاه فلسفی است، تصریح كرد: ما نمیخواهیم جلوی موج درخواست های خارجی برای شناخت بیشتر دكتر احمدی نژاد به عنوان یك پدیده جدید بین المللی سد ایجاد كنیم، هرچند ممكن است در بین تصاویری كه از دریچه نگاههای مختلف رئیس جمهور ما را به مردم خود معرفی میكنند دقیقاً منطبق با نظر ما نباشد. جواد شمقدری در ادامه افزود: تاكنون ۱۵ فیلمساز از كشورهای مختلف علاقمندی و درخواست خود را برای تولید فیلم درباره دكتر محمود احمدینژاد اعلام كردهاند و ما نمونه آثاری از این كارگردانها را مشاهده و ارزیابی كردیم و «لوم» یكی از این مستندسازان بود. جواد شمقدری درباره درخواست الیوراستون نیز توضیح داد : استون دو بار اعلام كرد به ایران می آید ولی نیامد. شمقدری افزود : البته مدیر برنامه الیوراستون كه خود نیز تهیه كننده و فیلمساز است، پس از رفتار دوگانه استون خودش ابراز علاقمندی كرد كه فیلمی مستقل تولید كند. مشاور هنری رئیس جمهور در پایان با اشاره به آمادگی مستندسازان چند شبكه از جمله بی بی سی گفت: بهزودی یك كارگردان آمریكایی و یك فیلمساز كانادایی دو فیلم مستند درباره دكتر احمدینژاد خواهند ساخت كه اكنون در حال طی مراحل قانونی برای سفر به ایران هستند. یادآور میشود پیترلوم در سال ۱۹۹۰ از دانشگاه تورنتو در رشته علوم سیاسی مدرك B .A و در سال ۱۹۹۷ از دانشگاه دولتی هاروارد مدرك PHD گرفته است. او به زبانهای انگلیسی، ایتالیایی، فرانسوی، زبان چك و اسپانیایی تسلط دارد. از فیلمهای ساخته شده توسط پیترلوم می توان به مستند «شما نمی توانید پنهان شوید» درباره دولت محلی استانهای مرزی شمالی غربی پاكستان كه در سال ۲۰۰۷ در شبكه BBC و ZDF به نمایش در آمد، فیلم «بر روی طناب» ۲۰۰۷ درباره اقلیت مسلمانان در چین (نمایش سینمایی در نروژ، فستیوال فیلم SUDANCE و بیش از ۴۰ فستیوال فیلم تاكنون شركت كرده)، فیلم عروس گمشده در قزاقستان در سال ۲۰۰۴ (مستندی از پنج مورد عروس ربوده شده در قزاقستان كه تاكنون در بیش از ۶۰ فستیوال فیلم حضور داشته است)، مستند «زمین بازی ریاست جمهوری» در سال ۲۰۰۴ درباره تركمنستان كه در شبكه YLE فنلاند نمایش داده شد، اشاره كرد. طی سالهای گذشته شبكه الجزیره، كانال ۴ انگلیس، CBC كانادا، EFV استونی، YLE فنلاند، EBS كره، HOS هلند، نیوزلند، لهستان، NRK نروز، TV۲ دانمارك، RTSI سوئیس، VRT بلژیك، SVT سوئد و تلویزیون كاتالانیا فیلمها و مستندهای پیترلوم را نمایش دادهاند. گزارش : خبرگزارى فارس |
بدیهی است برنامههای ثابت و همیشگی تلویزیون، همواره در معرض این تهدید قرار دارند كه تكراری، كسلكننده و بیمحتوا شوند؛ لذا بیش از برنامههای متغیر ممكن است با بحران مخاطب یا نارضایتی تماشاگران مواجهه شده و حیات رسانهای آنها با چالشهای بیشتری روبهرو شود؛ لذا اینگونه برنامهها به نوآوری، خلاقیت و تازگی بیشتری محتاجند و به اصطلاح باید بهروز شوند... مقتضیات زمان، تغییر ذائقه مخاطبان و خلق نیازهای جدید، ضرورت بازنگری و بازسازی برنامهها را ایجاب كرده است.
چه بسیار برنامههای خوب و پرمخاطبی كه بعد از مدتی به دلیل عدم خلاقیت و تكراری شدن، بتدریج مخاطبان خود را از دست داده و حذف شدهاند. برنامه كودك در این میان از شرایط دشوارتری به لحاظ جذب مخاطب برخوردار است؛ چراكه طیف بینندگان آن را گروه سنی در حال رشدی تشكیل میدهند كه از پویایی، طراوت و تنوعطلبی بیشتری برخوردارند. انصافا داریوش فرضیایی در این مورد نمونه موفقی از چگونگی ساخت برنامه كودك را ارائه كرده كه الگوی خوبی برای تولیدكنندگان رسانهای است. هم اینكه پس از ۷ سال از شروع برنامه عمو پورنگ، همچنان این برنامه سرپاست و طرفداران زیادی دارد؛ دلیل محكمی بر این مدعاست.
در ۲ دهه اخیر، آیتمهای مختلفی ذیل برنامه كودك و نوجوان تهیه و تولید شد كه به دلیل عدم توجه مستمر به نیازهای مخاطبش و اسیر شدن در دایره تكرار، از عرصه نمایش خارج و حتی نام برنامه نیز از حافظه مخاطبان پاك شد؛ جالب اینكه عمو پورنگ توانست از مرز مخاطبان كودك نیز بگذرد و پای بزرگترها را نیز به برنامه خود باز كند. دیگر این كودكان نیستند كه عمو پورنگ را دوست دارند، پدر و مادرهایشان نیز علاقهمند به تماشای آن هستند. قطعا مهمترین رمز موفقیت این برنامه و داریوش فرضیایی در نوآوری و خلاقیتی است كه در تولید آن به خرج میدهد.
موفقیت برنامه عمو پورنگ را دستكم به ۲ علت مهم میتوان نسبت داد؛ اول اینكه وی برخلاف برنامههای مجریمحور كودك و تلویزیون، صرفا به حرف زدن با مخاطبانش اكتفا نمیكند؛ بلكه خود نیز در جایگاه یك كودك ظاهر میشود و از طریق همانندی با آنها به دنیای كودكانهشان نزدیك میشود. در واقع او صرفا یك گوینده و مجری نیست؛ بلكه به بازیگری میپردازد. شعرخوانی، نمایش بازی كردن و كنشهای كودكانه او را از رسمیت و خشكی متداول مجریان كودك دور كرده و جذابیتهای بیشتری به برنامهاش بخشیده است. در واقع مهمترین عامل موفقیت عمو پورنگ این است كه وی با مخاطبان كودك برنامه خود به زبان مشتركی رسیده است و مصداق این شعر مولوی شده كه چون سروكار تو با كودك فتاد پس زبان كودكی باید گشاد.
به عبارت دیگر داریوش فرضیایی برخلاف بسیاری از مجریان كودك، برای آنها برنامه اجرا نمیكند؛ بلكه با درونی كردن كنشهای كودكانه در شخصیت خود، با آنها همبازی و همراه میشود؛ گویی كه بچهها او را نه یك فرد بزرگسال كه مثل خود میبینند.
دومین عامل موفقیت عمو پورنگ كه بحث اصلی این یادداشت هم است، خلاقیت و نوآوری در برنامههای عمو پورنگ است؛ به طوری كه هرازگاهی شاهد تغییر و تحولاتی در برنامه وی هستیم. تغییر دكوراسیون، تنوع در پوشش و استفاده از لباسهای شاد، بهرهگیری از لهجههای مختلف محلی و قومی، تغییر چهره خود و تقلید صدا و آوازخوانی، برخی از این عواملی هستند كه فرضیایی برای تنوع دادن به برنامهاش، از آنها استفاده میكند؛ اما مهمتر از همه اینها، توجه عمو پورنگ به نقشآفرینی و بازیگری است كه كمتر در مجریان كودك سابقه داشته است، در واقع او یك مجری بازیگر است كه به معنای واقعی به اجرای برنامه میپردازد. او از طریق خلق موقعیتهای نمایشی، بسیاری از مفاهیم اخلاقی، اجتماعی و آموزشی را به مخاطبانش انتقال میدهد و سرگرمی و آموزش را توامان پیش میبرد.
یكی از كارهای خلاقانه و زیبایی كه اخیرا از عمو پورنگ شاهد بودیم، حضور سرزده و ناگهانی وی در یكی از مدارس محروم در منطقه جنوب و خوزستان بود كه بچهها را ذوقزده كرده بود.
این حركتهای نمادین، ضمن جذابیت و تنوع برنامه، ترویج رفتارهای انساندوستانه در حمایت از كودكان طبقات محروم جامعه است كه ضمن ایجاد شادی و نشاط برای كودكان، به تبلیغ و یادگیری رفتارهای نوعدوستانه و انسانی میان آنها نیز میپردازد. خلاقیت، آفرینش و جذابیت، عناصر درهمتنیدهای هستند كه وقتی در یك راستا قرار بگیرند، از ركود و تكرار یك برنامه جلوگیری میكنند. راز ماندگاری هر برنامه رسانهای، عبور خلاقانه از آن است.
گزارش : جامجم آنلاین
| "یوزارسیف" از خدمت سربازی معاف نشده |
|
مهر: رئیس سازمان نظام وظیفه نیروی انتظامی کشور خبر داد: بازیگر نقش اصلی حضرت یوسف ( ع ) که در سریال با نام یوزارسیف خوانده می شود از خدمت سربازی معاف نشده است. سردار زاده کمند با اعلام این موضوع گفت : تا کنون شخصی به علت بازی در پروژه های سینمایی از خدمت سربازی معاف نشده است و شایعاتی مبنی بر معافیت بازیگر نقش اصلی مجموعه تلویزیونی یوسف پیامبر(ع) از خدمت سربازی هم صحت ندارد. این در حالی است که چندی پیش موضوع معافیت بازیگر سریال یوسف پیامبر از سوی برخی از رسانه ها و سایت ها مورد توجه قرار گرفته بود و اعلام شده بود که مصطفی زمانی بازیگر نقش اصلی سریال حضرت یوسف به علت بازی در این مجموعه تلویزیونی از خدمت سربازی معاف شده است. رئیس سازمان نظام وظیفه نیروی انتظامی کشور ادامه داد: اطلاعی از طی شدن مدت خدمت سربازی این فرد ندارم اما معافیتی برای شرکت در این سریال به کسی داده نشده است. مجموعه تلویزیونی 45 قسمتی یوسف پیامبر(ع) به کارگردانی فرج الله سلحشور و از محصولات مرکز سیما فیلم از اول تیر ماه روانه آنتن شبکه یک سیما شد. این مجموعه تلویزیونی به طریقه 35 میلی متری فیلمبرداری شده که برای پخش از تلویزیون به نسخه ویدئویی تبدیل شده است. محمود پاک نیت، کتایون ریاحی، پروانه معصومی، جعفر دهقان، مهوش صبرکن، جهانبخش سلطانی، مصطفی زمانی (در نقش حضرت یوسف(ع))، امیرحسین مدرس، رحیم نوروزی و جمعی دیگر از بازیگران در این سریال ایفای نقش کرده اند. |
در آغاز اين سريال، بينندگان شاهد دوره کودکي و نوجواني پروين اعتصامي خواهند بود تا زماني که بانوي شعر ايران براي تحصيل، وارد مدرسه آمريکايي ها مي شود که مدرکي در حد کالج آن زمان داشت.
"سيما فيلم" پيشتر نيز به روايت داستاني مشاهير فرهنگ و ادب پرداخته که تازه ترين آنها، سريال "شهريار" به کارگرداني کمال تبريزي بود که هر هفته روزهاي جمعه بينندگان شبکه دوم سيما شاهد پخش آن بودند.
سريال "پروين اعتصامي" به کارگرداني پوران درخشنده ساخته خواهد شد. پيشتر از اين کارگردان زن، فيلم هايي چون "پرنده کوچک خوشبختي" را شاهد بوده ايم. مجموعه "پروين اعتصامي" بيش از 14 قسمت خواهد بود.
"پروين اعتصامي"، شاعره نامدار معاصر ايران که به شاعر پند و اندرزهاي اخلاقي معروف است، به گواهي استادان و سخن شناسان زبان و ادب فارسي، در صف برترين سخن سرايان ايران قرار دارد و رمز توفيق اين شاعر، علاوه بر استعداد ذاتي، حضور پدري چون يوسف اعتصام الملک و نوع تربيت و توجه اوست.
رخشنده اعتصامي مشهور به پروين اعتصامي در روز 25 اسفند سال 1285 شمسي در تبريز تولد يافت و در کودکي با پدر به تهران آمد. ادبيات فارسي و ادبيات عرب را نزد وي قرار گرفت و از محضر ارباب فضل و دانش که در خانه پدرش گرد مي آمدند، بهره ها يافت.
در سال 1314 چاپ اول ديوان پروين اعتصامي به بازار آمد، او مدتي در کتابخانه دانشسراي عالي تهران سمت کتابداري داشت و به کار سرودن اشعار خود نيز ادامه مي داد، تا اينکه جامعه ادبي ايران با او در 34 سالگي وداع کرد و پيکر او را در شهر مقدس قم در جوار مزار پدر دانشمندش به خاک سپردند.
| يادداشت امير قادري براي همه خاطرات يک ساله ما و افشين قطبي اين بار هيچ غصه نخوردم که رفت | |
![]() |
|
سينماي ما- امير قادري :1- افشين قطبي که چند شب پيش از ايران در رفت، با خودش بخشي از عمر و آرزوها و خاطره هاي ما را هم برد. نه اينکه حالا فکر کنيد از رفتنش ناراحتم؛ بيشتر منتظر جبرانش بوديم. اينکه برگردد و روزهاي خوش فصل قبل پرسپوليس را برايمان زنده کند. و گرنه اين افشيني که چند شب پيش پرسپوليس را رها کرد، هيچ دخلي به افشين پارسال نداشت. همين بود که رفتن اخيرش برايمان چندان مهم نشد. که غصه نخورديم. که گفتيم حالا رفت که رفت. از اين جور آدم ها که خودمان زياد داريم. قطبي که دوستش داشتيم همان وقتي رفت که درخواست ميليون ها آدم را رد کرد و گفت «سازمانداري» (عمراً که سوتي هايش در فارسي حرف زدن را تا آخر عمر يادمان برود. اين فصل جديد، فارسي را هم کامل ياد گرفته بود، متاسفانه.) پرسپوليس به درد شرکت در جام باشگاه هاي آسيا نمي خورد و ديگر نمي خواهد مربي تيم ما باشد. من و چند نفر از دوستانم خودمان را مديون افشين قطبي مي دانستيم. بعد از آن شکست مفتضحانه چهار بر يک ايمانمان را نسبت بهش از دست نداده بوديم. هر روز صورت مان را رنگ کرده بوديم. به ورزشگاه رفته بوديم. در عشق و شور و انرژي آقاي سرمربي شريک شده بوديم و بازي به بازي رفته بوديم ورزشگاه آزادي تا در قهرماني تيم شريک باشيم. که نکند افشين تنها بماند. و وقتي به عنوان يک پايان خوش درجه يک، سپهر حيدري آن گل دقيقه 94 را به سپاهان زد و پرسپوليس در آخرين لحظات قهرمان شد، انگار يک معجزه اتفاق افتاده باشد. اين طوري احساس کرديم که در قهرماني تيم شريک شده ايم. که به تلاش قطبي براي پيوند دادن ميان شور و احساس با عقل و منطق کمک کرده ايم. او «واقع گرايي» را با «خيال پردازي» ترکيب کرد و به ما که مدام يا اين وري هستيم يا آن وري، درس بزرگي داد. شده بود قهرماني که مدام از همه طرف تحت فشار است، اما آنقدر واقع گراست و در عين حال خيال پرداز و آرمان گرا، که مي داند هر مشکلي در جهان را بايد خودش حل کند. که مي داند فشار «جمع» يعني چي و اين خود قهرمان است که بايد به تنهايي از پس مسووليتي که به او سپرده شده بربيايد و به سرزمين امن قدم گذارد؛ سرزميني که معمولاً خودش به تنهايي ساخته، اما براي زندگي و لذت بردن در آن، بايد به «جمع» هديه اش کند. به خاطر اين چيزها بود که قطبي را دوست داشتيم، و نه مثلاً «ادب» و «اخلاق» ي که بعضي ها مي خواستند بهش بچسبانند. آدم با ادب که زياد داريم. قهرمان کم داريم. ما هم فقط يکي از تماشاگراني بوديم که از طبقه دوم آزادي شعار مي داديم مبادا انرژي کم بياورد. پس حق بدهيد به ما که وقتي داشت مي رفت، ماشين مان را برداريم ببريم فرودگاه تا يکي از آن هفت هشت ده نفري باشيم که براي بدرقه قطبي به آنجا آمده بودند. منبع خبر : اعتماد | |
| اعتراض مديرعامل خانه سينما،جوابيه معاونت سيما «زماني که صحبت از جنگ مي شود بعضي دوستان منتظر حاجي و سيد هستند» | |
![]() |
|
سينماي ما- محمدمهدي عسگرپور که هفته گذشته به حذف سکانس هايي از سريالش اعتراض کرده بود، روز گذشته بار ديگر به مميزي در سيما اعتراض کرد. کارگردان «گل هاي گرمسيري» گفت؛ «مميزي سليقه يي در تلويزيون عامل بي علاقگي کارگردانان به توليد مجموعه هاي تاريخي معاصر است.» عسگرپور که هفته گذشته عنوان کرده بود سکانس هايي از سريال او بدون نظر کارگردان از فيلم درآمده، در گفت وگويي عنوان کرد: «به توليد مجموعه هايي با موضوع تاريخ معاصر ايران و بيان ناگفته هاي انقلاب و جنگ علاقه مندم اما مشکلات کار در تلويزيون را مي دانم.» وي سپس سراغ سريال در حال پخش اش رفت و گفت؛ «طرح «گل هاي گرمسيري» به سال 70 برمي گردد. بعد از اولين فيلم سينمايي ام (پرواز در نهايت) مي خواستم دومين فيلم خود را براساس طرحي بنويسم که بعد تبديل به هسته اصلي «گل هاي گرمسيري» شد.» او در بخش ديگري از صحبت هايش به مميزي هاي وارد بر مجموعه «گل هاي گرمسيري» اشاره کرد؛ «مي دانستم زماني که صحبت از جنگ مي شود بعضي دوستان منتظر حاجي و سيد هستند و همين که فضا را غيرمتعارف مي بينند حساسيت ها زياد مي شود.»مديرعامل خانه سينما درباره حساسيت هاي موضوعي گفت؛ «گاهي حساسيت ها درباره موضوع است، يعني مي گويند مواظب باشيد بحث چپ و راست بزرگ نشود، بعد با ديدن مجموعه شکل حساسيت ها تغيير مي کند و درباره پوشش و آرايش بازيگران هم صحبت مي شود.» عسگرپور که هفته گذشته به تندي از ناظران سيما حرف زد بار ديگر درباره سليقه يي بودن نظرات آنان صحبت کرد؛ «خوشبختانه افراد ناظر در تلويزيون کم نيستند و هر کس نظري دارد که بايد اعمال شود. اين آدم ها با سلايق خود مميزي مي کنند. يادم مي آيد زماني مجموعه يي براي بچه ها درباره دهه فجر مي ساختم. گفته بودند امسال به کوکتل مولوتف اشاره نشود، در يکي از سکانس ها بچه ها با هم درباره ساندويچ کوکتل حرف مي زدند که حذف شد.»عسگرپور با اشاره به نقش مديران سيما در مميزي ها گفت؛ «اگر مديران تحت تاثير هر ابزار سليقه يي باشند همه مجموعه ها مميزي مي شود. مديري مستقل و مقتدر مي تواند اين ترکيب را به هم بزند و اگر چنين مديري نباشد وضعيت سخت مي شود.»او بار ديگر وضعيت کار در سيماي جمهوري اسلامي را مطرح کرد و گفت؛ «من هم اگر بخواهم مجموعه بسازم يک کار مناسبتي انتخاب مي کنم تا کمتر گرفتار مميزي شود.»يک ساعت بعد از قرار گرفتن حرف هاي عسگرپور روي خروجي خبرگزاري مهر، معاونت سيما در گفت وگو با فارس به صحبت هاي اين کارگردان واکنش نشان داد. مرتضي ميرباقري درباره اصلاحاتي که در مورد مجموعه هاي تلويزيوني انجام مي گيرد، توضيح داد؛ «تمام اصلاحاتي که در مورد مجموعه هاي تلويزيوني انجام مي گيرد طي مذاکره با کارگردان ها و تهيه کنندگان صورت مي گيرد و اگر بنا است اصلاحاتي صورت بگيرد خود کارگردان آن را انجام مي دهد.» او در بخش ديگري از حرف هايش به طور مستقيم به مميزي در سريال گل هاي گرمسيري اشاره کرد؛ «آنچه در مورد سريال گل هاي گرمسيري اتفاق افتاد اين بود که در آخرين لحظات روز دوشنبه که بنا بود سريال روي آنتن برود نکته يي پيش آمد که اگر مي خواستند اصلاح کنند، سريال به پخش آن شب نمي رسيد. بر اين اساس، يک بخش از يک سکانس اين مجموعه تلويزيوني حذف شد.» ميرباقري در پايان گفت؛ «مجموعه تلويزيوني گل هاي گرمسيري از بهترين سريال هاي ما است و بعيد مي دانم تا انتهاي سريال مورد ديگري براي حذف پيش بيايد. ما ضوابط و آيين نامه يي در زمينه هاي گفتار، پوشش، آرايش و... داريم که کاملاً مشخص است و بر اساس آنها کار روي آنتن مي رود.» اين دومين واکنش از سوي مديران سازمان صدا و سيما به اعتراض چهره هاي سرشناس به مميزي در سيما است. | |
سریال كلاه پهلوی را سید ضیا دری كارگردانی میكند كه فیلمنامه آن را هم خودش نوشته و داستان آن درباره تاریخ معاصر ایران است. در این سریال بازیگران مطرح سینما و تلویزیون ایفای نقش میكنند كه از میان آنها میتوان به امین حیایی، داریوش فرهنگ، سیروس گرجستانی، داوود رشیدی، گوهر خیراندیش، حسام نواب صفوی، سارا خوئینی ها، شقایق فراهانی، فخرالدین صدیق شریف، ماه چهره خلیلی، بیوك میرزایی، جمشید شاهمحمدی، بهاره افشار، امیرعلی دانایی و مهدی آگاهی اشاره كرد.
تصویربرداری فاز جدید سریال كلاه پهلوی از شهریور ماه آغاز شد و همچنان ادامه دارد، از بازیگرانی كه در این فاز به جمع بازیگران این سریال پیوستند، میتوان محمدرضا شریفینیا در نقش میرزا رضا، عباس امیری در نقش آقا ذبیحالله، امیرحسین آرمان در نقش امیر، سیدابراهیم بحرالعلومی در نقش حاج حسین و رز لطیفی در نقش لطیفه را نام برد.
مجتبی وحیدی، دستیار یك كارگردان درباره روند ساخت سریال كلاه پهلوی گفت: تصویربرداری در شهرك سینمایی غزالی و در دكورهای شهر سامان ادامه دارد.
وی افزود: طی چند روز گذشته، امین حیایی بازیگر نقش كریم و بحرالعلومی بازیگر نقش حاج حسین مقابل دوربین رفتهاند.
وحیدی یادآور شد؛ تدوین اولیه سریال را سیامك مهماندوست همزمان با تصویربرداری انجام میدهد.
سید ضیا دری كه در پرونده كاری خود، سریال كیف انگلیسی را دارد؛ در سریال كلاه پهلوی با محور قرار دادن اتفاقات سالهای ۱۳۱۵ تا ۱۳۲۰، ماجرای كشف حجاب را روایت میكند. داستان، درباره یك ایرانی تحصیلكرده در فرانسه به نام فرخ است كه پس از ازدواج با دختر مستشارالدوله و عضویت در لژ فرماسونی به ایران مراجعت میكند و از طریق توصیه فرماندار، امور شهرستان كوچكی به نام سامان را به عهده میگیرد و مامور اجرای فرمان كشف حجاب در این شهر میشود و به كمك شخصیتهای ذینفوذ شهر سعی در اجرای این فرمان دارد. این در حالی است كه میرزا رضا تدین بازاری معتمد مردم در مقابل او جبهه میگیرد. نقش فرخ را بازیگری غیر معروف به نام امیرعلی بیانی بازی میكند.
سریال كلاه پهلوی از سریالهای پر شخصیت است كه در طول قصه، زندگی هركدام از این شخصیتها دستخوش تغییرات زیادی میشود. یكی از این شخصیتها كریم نام دارد كه امین حیایی نقش او را بازی میكند. كریم در ابتدا سورتچی خان است اما به مرور با زرنگی و ادامه تحصیل، پستهای مهم دولتی میگیرد. حیایی در این سریال با ۶ گریم متفاوت ظاهر میشود.
سیروس گرجستانی به سریال كلاه پهلوی امیدوار است چون در آن، نقش متفاوتی بازی میكند؛ او در این سریال، نقش رئیس ژاندارمری را بازی میكند.
سریال كلاه پهلوی برای پخش در ۵۰ قسمت تولید میشود. محمدرضا تختكشیان، تهیهكنندگی این سریال را كه تصویربرداری آن از سال ۸۵ آغاز شد، به عهده دارد. در این سالها چند بار سریال به دلایل مختلف از جمله بازنویسی فیلمنامه متوقف شد و با آماده شدن شرایط دوباره كار تصویربرداری ادامه یافت. دری فیلمنامه این سریال را طی سالهای ۸۰ و۸۱ به سفارش گروه فیلم و سریال شبكه یك سیما نوشت.
از عواملی كه در ساخت این سریال حضور دارند، میتوان به مدیر فیلمبرداری: حسن قلیزاده، صدابردار: بهمن حیدری، طراح گریم: مهین نویدی، مدیر تولید: سیدجلال نیایی، طراح صحنه: نسیم سیگارودی، طراح لباس: سارا خالدی اشاره كرد.
به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) به نقل از سيمافيلم، اين سريال كه بر مبنای قصه قرآنی حضرت يوسف(ع) روايت شده است، از كودكی تا بزرگسالی اين پيامبر را به نمايش میگذارد.
به دنبال تهيه، توليد و استقبال بينندگان از مجموعه تلويزيونی «يوسف پيامبر(ع)»، بسياری از كشورهای جهان نيز اقدام به پخش آن كردهاند.
شبكه جهانی الكوثر اين مجموعه را از مدتی قبل روانه آنتن كرده كه جمعه شبها ساعت 17:40 از لبنان و بيست كشور عرب زبان پخش میشود. اين در حالی است كه دوبله به زبان عربی در كشور لبنان انجام میگيرد.
اواسط شهريور ماه گذشته با پخش «يوسف پيامبر(ع)» از شبكه الكوثر، مخاطبان اين شبكه واكنشهای مثبتی نسبت به سريال نشان دادند. از سوی ديگر، سايتها و وبلاگهای عربی كشورهای منطقه نيز تبليغاتی را پيرامون اين مجموعه منتشر كردهاند.
پايگاه اينترنتی شبكه الكوثر به نشانی www.alkawthartv.com نيز امكان تماشای سريال به صورت آرشيو را برای علاقه مندان فراهم آورده است.
كشور افغانستان نيز از مدتی قبل مبادرت به پخش اين مجموعه كرده است و به علت نزديكی زبان بين دو كشور، اين سريال از تلويزيون اين كشور به زبان فارسی پخش میشود.
در ادامه اين گزارش آمده است كه كشور تركيه نيز به تازگی و طی قراردادی با صدا و سيمای جمهوری اسلامی ايران، «يوسف پيامبر(ع)» را به زبان تركی پخش خواهد كرد.
شبكه يك سيما تا به حال بيست و دو قسمت از سريال را روانه آنتن كرده است.
فرجالله سلحشور در مقام نويسنده، كارگردان و تهيه كننده، سريال «يوسف پيامبر(ع)» را برای مركز سيما فيلم توليد كرده است.
| رئیس جمهور هم از پشت صحنه مختار نامه دیدن کرد و هم قول ساخت شهرک سینمایی داد | |
![]() |
|
سینمای ما - رئيس جمهور گفت: براي ساخت شهركي با امكانات كامل براي فيلمسازان آمادگي داريم و در بودجهبندي سال 88 رقمي را به اين كار اختصاص خواهيم داد. محمود احمدينژاد در حاشيه بازديد از لوكيشن مجموعه تلويزيوني مختارنامه واقع در احمدآباد مستوفي گفت: خدا را سپاسگزارم و از صميم دل خوشحال كه فرصت و توفيق عنايت كرد تا لحظاتي را در كنار شما عزيزان و هنرمندان و پيامآوران باشم و از گوشههايي از اين كار بزرگ و كم نظير كه در حال اتمام است هم بازديد داشته باشم و آشنا شوم. وي افزود: درباره كار شما صحبت كردن از ناحيه من كار دشواري است. همه ميدانيم كه موثرترين و زيباترين بيان حقيقت بيان هنري است و فيلم و سينما در عرصه هنر امروز به واسطه گستره فراگيري و عمق نفوذ حرف اول را ميزند. وي تصريح كرد: بعيد ميدانم در دنياي امروز كساني يا گروههايي زندگي كنند كه هر چند يكبار با هنر فيلم سروكار نداشته باشند. امروز قريب به اتفاق پيامها و فرهنگسازيها با بيان هنر و سينما و فيلم انجام ميشود. براي ملت و هنرمندان ما كه متكي به يك فرهنگ غني و تاريخ پرحادثه و البته پرافتخار هستند كار هنري و بيان هنري در قالب فيلم شايد جزو بالاترين ماموريتها و مسؤوليتها باشد. رئيس جمهور تصريح كرد: سريال «مختارنامه» آنقدر كه من آشنا هستم با تاريخ و آنقدر كه آقاي ميرباقري كارگردان اثر درباره آن توضيح دادند به فضل الهي يكي از بهترين كارهاي تاريخي خواهد بود . خلاف خيليها كه كار تاريخي را ارزشمند نميدانند و كارهاي زودگدر و هيجاني را تبليغ ميكنند تاثير رويي كارهاي فرهنگي بسيار عميق است. وي تصريح كرد: جامعه بشري استمرار گذشته و اينطور نيست كه بدون ريشه و بيسابقه روي زمين ايجاد شده باشيم ما استمرار گذشته با تحولات هستيم و چنين كارهايي راه را براي حركت در آينده باز ميكند. احمدينژاد با بيان اين كه يكي از مقاطع پرحادثه در تاريخ فرهنگي ما قيام مختار است، اظهار داشت: قيام مختار يك تتمه بر حوادثي است كه از جمل آغاز و در كربلا به اوج خويش و با قيام مختار پايان يافت، نه اين كه پايان يافت بلكه آن پيامي را كه به تاريخ ميداد تكميل شد و شايد اگر قيام مختار نبود هيچ عاملي در تاريخ نميتوانست دلهاي بشريت را از حوادث گذشته آرام كند. رئيس جمهور در ادامه ضمن تشكر از رئيس سازمان صدا و سيما و رئيس مركز سيما فيلم به دليل ساخت چنين كارهايي اظهار داشت: من كار سينما را بلد نبوده و نيستم اما پيچيدگيها و سختيهاي كار شما را بويژه كارهاي تاريخي ميشناسم. زماني كه در ساخت آثار تاريخي حركت ميكنيم هر لحظه ممكن است به موانعي برخورد كنيم و تنه به تنه افراد، گروهها و حتي ملتهايي بزنيم. در ساخت چنين آثاري، مشكلات و پيچيدگيهايي است و 6 سال صرف زمان و درگيري چندصد نفر در يك پروژه مشخص است كه كار پر زحمت و سخت و فاخر و ارزشمندي خواهد بود. احمدينژاد در ادامه سخنان خود با بيان اينكه به اهالي سينما و تلويزيون نويد دارم، گفت: از رئيس سازمان صدا و سيما تشكر ويژه ميكنم كه در ساخت چنين سريالهايي پشتيباني و حمايت ميكنند و همچنين از آقاي ميرباقري تشكر ميكنم كه مرحلههاي جديدي را براي فيلمسازان ما باز كردهاند و حصارها را شكستند و فصل نويني را در كشور آغاز كردند و در سريال امام علي گوشههايي را به تصوير كشيدند هر چند كه همه حرفها را در كارها نميشود زد اما با تمام محدوديتها كار ارزشمندي بود. همچنين كار آدمبرفي نيز همينطور بود، اگر كسي محور نشود و با يارانش پيوند نبندد هيچ كار ارزشمندي به ثمر نمينشيند. همه كساني كه زحمت كشيده و الان هم ميكشند نظير آقاي ضرعامي كه با اعتقاد و اطمينان كار را دنبال ميكنند و از آقاي اسلاميمهر صميمانه تشكر ميكنم. رئيس جمهور در ادامه گفت: ما بحثي با آقاي ضرعامي داشتيم كه آن هم فراهم كردن امكانات و تجهيزات براي ساخت فيلم بود. كارهايي شده و تجهيزاتي است اما ما اگر بخواهيم در عرصه جهاني وارد شويم و با توجه به نياز زمان دلها را تغذيه كنيم چون فرهنگ چيزي نيست كه در آن انقطاع باشد روح انسان و تمايلات آن تعطيلبردار نيست و بايد به جايي برسيم كه اگر با ساختن فيلم تاريخي خواستند عقبه يا آينده ما را مخدوش كنند به سرعت عكسالعمل نشان دهيم اگر در سطح بالاتر باشد و خواسته من از هنرمندان اين است كه بايد امكانات هم فراهم كنيم. احمدينژاد اظهار داشت: پيشنهاد دوستان اين بود كه ما شهرك مجزايي داشته باشيم با تداركات كامل كه اين قدر مسافرت براي ساخت فيلمها و سريالها صورت نگيرد و مطالعاتي هم در اين زمينه شده است و ما آماده هستيم كه در بودجه سال 88 رقم درست و حسابي را بگذاريم تا جايي براي هنرمندان و كساني كه ميخواهند خدمت كنند قرار بگيرد. از تمام كساني كه دلشان در گرو ايران است صمميانه تشكر ميكنم. منبع خبر : فارس | |
| مجری صدا و سیما در وبلاگاش درباره این برنامه نوشت؛ این برنامه «نود» بود که قطبی را افشا کرد | |
![]() |
|
سینمای ما - مازیار ناظمی در وبلاگاش نوشت: "شک ندارم شاهکار عادل فردوسي پور در برنامه افشاگرانه اش که به خوبي روابط پنهاني حضور مارکو و آمدن دي کارمو را با مستندات قابل دفاع طرح کرد ، يکي از دلايل مهم استعفاي قطبي بود . اساسا رسانه به عنوان قاضي دقيق در کشف و معرفي حقايق پنهان رويدادهاي مختلف ،نقشي در خور توجه دارد و خبرنگار به عنوان نماينده افکار عمومي در اين حوزه باکسي نبايد تعارف کند حتي اگر آن شخص افشين قطبي ، محبوب دل هزاران نفر باشد .برنامه نود و عادل انصافا در ان برنامه با گرد اوري تصاوير و مطالب دقيق به خوبي بخشي از روابط شيطاني فوتبال ما را هويدا کرد. البته اين فوتبال الوده تر از اين حرفهاست ولي خوشحالم که شبکه سه بالاخره گامي براي روشنتر کردن اين موضوع برداشت . شايد ايراد بگيريد که تا چهار ماه پيش براي قطبي تب ميکردي ! الان چي ؟ .... عرض ميکنم قطبي در همان فصل نخست و با مدد رسانه ها و البته اخلاق خوبش اسطوره شد ولي در اين فصل آمد همرنگ جماعت شود که نشد ....به نظرم افشين قطبي کار عاقلانه اي کرد و استعفا هم نشانه توسعه يافتگي است." منبع خبر : وبلاگ مازیار ناظمی | |
| مهران مدیری برای عید تلویزیون سریال میسازد/چرا خبری از پیمان قاسمخانی در این پروژه نیست؟ | |
![]() |
|
سینمای ما - مهران مديري قصد دارد براي تعطيلات نوروز سال 1388مانند امسال مجموعه طنزي را کارگرداني کند.خشایار الوند هم طرح اوليه اي براي کار وي نوشته که هنوز مرحله نگارش آن شروع نشده است. اين مجموعه در گروه فيلم و سريال شبکه سه سيما توليد و آماده پخش مي شود. این در شرایطی است که مهران مدیری در نوروز 1387 هم یکه تاز میدان بود و «مرد هزار چهره» را ساخت که به اعتقاد برخی کاملترین کارش به حساب میآید. در شرایطی که مسئولان تلویزیون در جریان پخش «مرد هزار چهره» تحت فشار فراوانی قرار گرفتند، جالب است که بار دیگر برای تولید یک مجموعه پرمخاطب سراغ مهران مدیری رفتهاند. این که خشایار الوند طرح اولیه را مینویسد، شایعات موجود در باب مشکلات به وجود آمده میان پیمان قاسمخانی نویسنده همیشگی آثار این کارگردان بوده، با مهران مدیری را تقویت میکند. ظاهرا این بار مهران مدیری بدون پیمان قسمخانی ساخت این مجموعه را آغاز خواهد کرد که این موقعیت جدید برای این کارگردان موفق سینما و تلویزیون به حساب میآید. باید ببینیم بدون قاسمخانی هم او موفق خواهد بود یا نه؟ منبع خبر : وبلاگ قاعده بازی و سایت سینمای ما | |
| گفت و گو با یوزارسیو + عكس |
فارس: تا ميگويي يوسف، همه چهرهاي را مجسم ميكنند كه با ديدنش اگر چاقو به دست داشته باشي حتماً دستت را خواهي بريد؛ از اين قصه كه بگذريم، با خودم فكر ميكردم پيدا كردن يوسف از ميان خيل چشم رنگيهايي كه عرصه سينما را به دست گرفتهاند خيلي هم نبايد سخت باشد... برپايه اين گزارش بخشهايي از اين مصاحبه را ميخوانيم: هفتههاي اخير سريال حضرت يوسف در حال پخش شدن است، سريالي كه مورد توجه عموم مردم قرار گرفته است؛ فيلمي كه در آن زليخا عاشق حضرت يوسف ميشود؛ در اينجا قصد داريم با بازيگر نقش حضرت يوسف در جواني مصاحبهاي داشته باشم. او خيلي اتفاقي گذارش به شهر پر وسوسه و خيال انگيز سينما افتاده و هنوز روزهاي دوست داشتني و دشوار شهرت براي او از راه نرسيده است؛ به همين خاطر ميشود هرجايي نشست و با او از يوسفي حرف زد كه به قول خودش هيچ شباهتي به آن كه حالا ميبينيم ندارد؛ گويا مو و چشمهاي رنگياش را تيره كردهاند، ميگويد: زيبايي را گرفتهاند تا معصوميت ببخشند. دلش نميخواهد او را از گروه همان چشم رنگيهايي ببينيم كه راه دشوار سينما را به خاطر زيبايي چهرهشان يك شبه پيمودهاند. ميگويد: به ضابطه معتقد است و بيش از آن به سرنوشت. مصطفي زماني متولد سال 1361 و دانشجوي رشته مديريت است و براي ايفاي اين نقش آموزشهاي مختلفي را ديده و با حضور در كلاسهاي ورزشي و بدنسازي فيزيك خود را به اين نقش نزديك كرده است. ازبين چند كانديدا انتخاب شديد ؟ اطلاع داشتم براي نقش يوسف تست ميگيرند. حتي يك بار از جلوي دفتر اين پروژه رد شدم، اما نرفتم تست بدهم. هفته بعد يكي از دوستانم عكس مرا به آقاي سلحشور نشان داده بود و با پيشنهاد او 7 ارديبهشت 83 اولين تست را دادم و 3 روز بعد دو تا از سكانسهاي سريال را از من تست گرفتند كه بعدها فهميدم سختترين سكانسها بوده است. پس از يك ماه، تست گريم دادم بعد با من قرار داد بستند با اين شرط كه اگر كانديداي بهتري پيدا شد، با نظر كارگردان من كنار بروم. تا آنجا كه اطلاع دارم از حدود سه هزار نفر تست گرفتند و زماني من را انتخاب كردند، گفتند تنها كانديدايي هستي كه روي آن اتفاق نظر دارند. از تاريخ عقد قرارداد يعني تيرماه 83 تا شروع فيلمبرداري در اوايل بهمن همان سال، شرايط بسيار سختي داشتم. برخي عوامل اصلي كار سعي در انتخاب يكي از بازيگران حرفهاي داشتند؛ حتي مدتي دنبال يك بازيگر خارجي گشتند. ولي همه ما مي دانيم كه تجربه ساخت فيلم "مصائب مسيح" توسط مل گيبسون ثابت كرد ايفاگر نقش پيامبر بايد يك بازيگر ناشناخته باشد. آدمي كه روي او ذهنيت خاصي وجود ندارد. به هرحال از آنجا كه بازيگري براي من آنقدر اهميت نداشت كه به خاطر آن از همه چيز بگذرم، با همه اينها كنار آمدم. من به مفهوم واقعي عاشق بازيگري و شهرت نبودم، به هرحال يا بازي ميكردم يا نميكردم. با جلساتي كه گذاشتند و حمايتهاي آقاي سلحشور رفتم جلوي دوربين پس از يك هفته هم بازيگر ثابت اين نقش شدم. الان هم حدود يك سال است كار ميكنم. از نظرخودتان هم بهترين گزينه بوديد ؟ من حس ميكنم اين نقش نياز به كسي دارد كه بدون توجه به دوربين و عوامل پشت صحنه حرف بزند كه اين كارسختي است. آنهايي كه حرفهاي هستند ناخودآگاه مجبورند به اين چيزها توجه كنند؛ صحنههايي بود كه احساس ميكردم فقط بايد با دلم حرف بزنم. خيلي جاها من اصلاً به كاراكتر فكر نميكردم. او را بازي نميكردم، خودم بودم. حس ميكنم براي اين كار نياز به آن داريم كه درونمان را قوي كرده باشيم و من اين كار را پيشتر انجام داده بودم. شايد به خاطر نوع زندگياي كه خداوند برايم رقم زده است. البته به نظر من يك بازيگر حرفهاي نميتواند اين نقش را براي مردم ارائه كند. من براي مردم بازي ميكنم... فكر ميكنيد چهرهتان چه ويژگي خاصي براي ايفاي اين نقش داشته است؟ قضيه يوسف يك قضيه باطني است. زيبايي ظاهري با توجه به زاويه ديد مردم تغيير پيدا ميكند. پس مطلق بودن را بايد در اين زمينه كنار گذاشت و ديگر اين كه بعضي چهرهها هستند كه بدون داشتن زيبايي ظاهري صميميت دارند. آدمها با آنها احساس نزديكي ميكند و اين به انسانيت آدمها بر ميگردد. فكر ميكنم كارگردان بيشتر دنبال همين بوده است كه از اين نظر تا حدودي به خودم مطمئن هستم، به اضافه يك زيبايي ظاهري كه البته در گريم بسياري از جذابيتهاي چهره پوشانده شده است... معمولاً كارگردان در تمام جزئيات شما را راهنمايي ميكند يا ايدههاي خودتان را هم به كار ميگيريد؟ آقاي سلحشور معتقدند كار بايد براساس ديد كارگردان پيش برود نه بازيگر. الان متأسفانه در سينماي ما اغلب بازيگران دوست ندارند كسي به آنها بگويد كه مثلاً اين صحنه را اين طوري بازي كن. شايد ما قادرباشيم بازي بسيار قوي هم ارائه كنيم، گاه لازم است به خاطر ساير بازيگران سطح بازيها يكدست شود. ولي بسياري از بازيگران راضي به اين كار نميشوند... من فقط بايد نقش كسي را بازي كنم كه در بالاترين مراتب انسانيت قرار دارد، از جهاتي حائز اهميت است. هر چند شايد به خاطر نبود يك الگوي خاص كسي نميتواند انتقادي به نقش وارد كند؛ همين موضوع مسئوليت مرا سنگينتر ميكند...اما اين طور هم نيست كه ايدههاي ما را ناديده بگيرند. با اشارهاي كه به نقش يوسف به خاطر نداشتن الگوي زنده و مشخص كرديد، به نظر ميرسد ترسيم پرقدرت اين نقش كار سادهاي نيست؟ نقش يوسف را واقعاً يك آدم درد كشيده بايد بازي كند. من به جرأت ميتوانم بگويم در صحنههاي زندان 70 درصد خودم را بازي كردم... چند بار فيلمنامه را خوانده ايد؟ حدود 13 بار. در اين زمينه مطالعه ديني هم داشتيد؟ مطالعه ديني زيادي نداشتم. اما كتابهاي مختلفي خواندم از جمله خود قرآن. از طرفي فيلمنامه براساس شرايط نوشته ميشود نه واقعيت. بين آنچه در فيلمنامه هست و آنچه ممكن است با مطالعه عميق به دست بيايد، گاه دوگانگي وجود دارد كه عوض كردنش سخت است. واقعيت گاه باورپذيرنيست... پيش از شروع فيلمبرداري چقدر تمرين داشتيد؟ درمدت 6 ماه قبل از فيلمبرداري، دو تا معلم بازيگري و يك مربي سواركاري به صورت خصوصي داشتم. آقاي داوود دانشور يكي از استادان بازيگريام بود كه من آشنايي با تئوري سينما را مديون او هستم. شمشيربازي را هم با خود كارگردان تمرين كرديم. اولين صحنهاي كه بازي كرديد كدام صحنه بود؟ اولين صحنه داخلي زندان بود كه خبري براي من ميآورند مبني براين كه زليخا دستور داده شما را شكنجه كنند؛ اين اولين پلاني بود كه بازي كردم. دراين مدت با عوامل مشكلي نداشتهايد؟ بعضيها بودند كه الان نيستند و خيلي دلشان نميخواست كه من اين نقش را بازي كنم؛ آنها اغلب سينمايي بودند. البته من اوايل آدم بسيار خشكي بودم. فكر ميكردم اگر روابطم بيش از يك سلام و عليك باشد ممكن است اين تصور پيش بيايد كه به خاطر گرفتن نقش حاضرم اخلاقم را زير پا بگذارم و اين موجب ناراحتي خيليها شده بود. اما الان به همه آنها احترام مي گذارم. بازيگر نقش كودكي يوسف هم با شما نسبت فاميلي دارد. او چگونه انتخاب شد؟ بله، پسرعمه من است. پس از حدود 2 سال همديگر را در يك مجلس عروسي ديديم و من حس كردم آن معصوميتي كه اينها دنبالش هستند در چهره او هست. همان جا چند تا ديالوگ به او دادم كه خيلي خوب جواب داد و گفت بازيگر اول استان مازندران بوده است. به اين ترتيب او را معرفي كردم و با تستي كه از او گرفتند، ظرف سه روز جلوي دوربين رفت. پيش از اين پروژه مشغول چه كاري بوديد؟ در رشته مديريت صنعتي دانشگاه غيرانتفاعي تحصيل مي كردم و حسابدار يك شركت كوچك بودم. تجربه سينمايي هم داشتيد؟ نه. فقط چند بار در تئاترهاي مدرسه و دانشگاه بازي كرده بودم. بعد از يوسف دلتان مي خواهد چه نقشي را بازي كنيد؟ دوست دارم نقش يكي از رجال بزرگ ايراني با تفكرات ايراني را بازي كنم. فرد خاصي در نظرتان هست؟ بله. اما چون قرار است ساخته شود اسم آن را نميآورم تا ذهنيت خاصي پيش نيايد. به هرحال دوست دارم بازي كنم. از بيكاري متنفرم. اما موافق استفاده ابزاري از چهرهها هم نيستم. غيراز بازيگري به چه كارهايي مي پردازيد؟ ورزش ميكنم و اكثر اوقات در خانه هستم. كتاب ميخوانم و فيلم ميبينم. دو تا دوست دارم كه يكي از آنها را هر دو ماه يك بار ميبينم و يكي ديگر را هم هفتهاي يك بار... |
| پیگیری خبرگزاری ایسنا از کارگردان و پخش کننده فیلم؛ چرا نام ترانه علیدوستی از تبلیغات تلویزیونی «کنعان» حذف شده است؟ | |
![]() |
|
سینمای ما - در تيزرهاي تلويزيوني فيلم سينمايي «كنعان» نام ترانه عليدوستي بازيگر نقش اول فيلم حذف شده است. ماني حقيقي كارگردان فيلم «كنعان» دربارهي اين موضوع گفت: من از دلايل اين تصميم تلويزيون بيخبر هستم و حتي نميتوانم حدس بزنم كه چرا چنين سياستي اتخاذ شده است. ولي آنچه مسلم است اين است كه دلايل چنين تصميمگيري بايد براي سازندگان فيلم و عموم مردم شفاف باشد و اين شفافسازي مسووليت آن با كسي نيست جز مسوولين صداوسيما و اينكه دلايل اين قضيه تا الآن روشن نشده است جاي تأسف دارد. حقيقي گفت: ما همچنان منتظر هستيم تا مسوولين دلايل خود را براي اين كار توضيح بدهند، چرا كه آنها به مردم پاسخگو هستند. علي سرتيپي پخشكننده و رييس شوراي صنفي نمايش هم به ايسنا گفت: براي نام بازيگران در آنونس فيلمهاي سينماي اداره كل بازرگاني صدا و سيما تصميم ميگيرد. او مطرح كرد: تلاشهايي براي حل اين موضوع انجام شده است اما آنها موافقت نكردند. آنها قوانين خودشان را دارند و تابع ضوابط و مقررات خودشان هستند. خبرنگار ايسنا پيگير تماس با مسئولان بازرگاني صدا و سيما پيرامون اين موضوع است. در خلاصه داستان «كنعان» آمده است: مينا و مرتضي تصميم گرفتهاند كه پس از ده سال زندگي مشترك از هم جدا بشوند. آنها قرار است تا چند روز ديگر طلاقشان را رسمي كنند آيا بازگشت ناگهاني آذر، خواهر بزرگتر مينا، پس از سالها دوري از ايران ميتواند تصميمهاي قاطع مينا را دستخوش تزلزل كند؟ و نقش علي، دوست قديمي مينا و مرتضي، در اين مقطع چهخواهد بود؟ در «كنعان» محمدرضا فروتن، ترانه عليدوستي، افسانه بايگان و با حضور بهرام رادان به ايفا نقش ميپردازند. منبع خبر : ایسنا | |
● جناب زمانی، به نظر می رسد چندان تمایلی به انجام گفتگو ندارید ؟
▪ راستش مدت زیادی است من مصاحبه نكرده ام...
● خوب این كه نكته خوبی نیست كه با رسانه ها ارتباط ندارید؟
▪ نه اینكه مصاحبه نكنم ...، بلكه انتخاب نشریه برایم بسیار مهم است، زیرا دیده ام در برخی مصاحبه ها دخل و تصرف صورت می گیرد و برخی حرفها عوض می شوند.
● با این اوصاف پس اهل مصاحبه هستید؟
▪ بله، من یك مصاحبه مفصل با نشریه «رویش» انجام دادم و عكس خاصی هم برای روی جلد آن آماده كردیم و بسیاری حرفها را در آنجا زده ام كه دیگر نیازی نیست تكرار شوند.
● چرا در سریال این قدر چهره تان را عوض كرده اند؟
▪ نظر كارگردان این بود. وقتی به من گفتند انتخاب شدم، تصور كردم به خاطر رنگ چشمهایم مرا قبول كردند، در حالی كه كارگردان تست گریم من را با لنز قهوه ای پسندیده بود. مو و چشمهایم را تیره كرده اند تا به چهره ام معصومیت ببخشند.
● شما چند سال دارید و اهل كجایید؟
▪ ۲۴ سال دارم و اهل فریدون كنار هستم .
● برای انتخاب بازیگر نقش «یوسف» هر روز اخبار مختلفی منتشر می شد، یادتان هست از بین چند كاندیدا برای این نقش انتخاب شدید؟
▪ اطلاع داشتم برای نقش «یوسف» تست می گیرند. حتی یك بار از جلوی دفتر این پروژه رد شدم، اما نرفتم تست بدهم. هفته بعد یكی از دوستانم عكس مرا به آقای «سلحشور» نشان داده بود و با پیشنهاد او ۷ اردیبهشت ۸۳ اولین تست را دادم و ۳ روز بعد دو تا از سكانسهای مجموعه را ازمن تست گرفتند كه بعدها فهمیدم سخت ترین سكانسها بوده است. پس از یك ماه، تست گریم دادم، بعد با من قرارداد بستند با این شرط كه اگر كاندیدای بهتری پیدا شد، با نظركارگردان من كناربروم. تا آنجا كه اطلاع دارم، ازحدود ۳ هزار نفر تست گرفتند و زمانی كه من را انتخاب كردند، گفتند تنها كاندیدایی هستی كه روی آن اتفاق نظر دارند.از تاریخ عقد قرارداد یعنی تیرماه ۸۳ تا شروع فیلمبرداری دراوایل بهمن همان سال، شرایط بسیارسختی داشتم. برخی عوامل اصلی كار، سعی در انتخاب یكی از بازیگران حرفه ای داشتند. حتی مدتی دنبال یك بازیگر خارجی گشتند. ولی همه ما می دانیم كه تجربه ساخت فیلم «مصائب مسیح» توسط «مل گیبسون» ثابت كرد ایفاگرنقش پیامبر باید یك بازیگر ناشناخته باشد. آدمی كه روی او ذهنیت خاصی وجود ندارد. به هرحال، از آنجا كه بازیگری برای من آن قدر اهمیت نداشت كه به خاطر آن ازهمه چیزبگذرم، با همه اینها كنار آمدم. من به مفهوم واقعی، عاشق بازیگری و شهرت نبودم. به هرحال، یا بازی می كردم یا نمی كردم. با جلساتی كه گذاشتند و حمایتهای آقای سلحشور، رفتم جلو دوربین. پس ازیك هفته هم بازیگر ثابت این نقش شدم. الان هم حدود یك سال است كار می كنم.
● از نظرخودتان هم بهترین گزینه بودید ؟
▪ من حس می كنم این نقش به كسی نیاز دارد كه بدون توجه به دوربین وعوامل پشت صحنه حرف بزند كه این كار سختی است. آنهایی كه حرفه ای هستند، نا خودآگاه مجبورند به این چیزها توجه كنند. صحنه هایی بود كه احساس می كردم فقط باید با دلم حرف بزنم. خیلی جاها من اصلاً به كاراكتر فكر نمی كردم. نقش را بازی نمی كردم و فقط خودم بودم. حس می كنم برای این كارنیازبه آن داریم كه درونمان را قوی كرده باشیم ومن این كار را پیشترانجام داده بودم. شاید به خاطرنوع زندگی ای كه خداوند برایم رقم زده است. البته به نظر من یك بازیگرحرفه ای نمی تواند این نقش را برای مردم ارایه كند. من برای مردم بازی می كنم. اصولاً نقش پیامبر را باید برای مردم بازی كرد.
● دستمزدتان چقدر بود؟
▪ (با خنده) این مسائل را نمی توانم بگویم ... ولی رقم زیادی نبود .
● كار با آقای سلحشور چگونه بود، حاضرید دوباره با او كار كنید؟
▪ من حتماً در اولین فرصت نسبت به ایشان ادای دین می كنم. آقای سلحشور ترجیح می داد كار براساس دید ایشان پیش برود نه بازیگر.
● چند بار فیلمنامه را خوانده اید؟
▪ حدود ۱۳ بار.
● دراین زمینه مطالعه دینی هم داشتید؟
▪ مطالعه دینی زیادی نداشتم. اما كتابهای مختلفی خواندم، از جمله خود قرآن. از طرفی، فیلمنامه بر اساس شرایط نوشته می شود نه واقعیت. بین آنچه درفیلمنامه هست و آنچه ممكن است با مطالعه عمیق به دست بیاید، گاه دوگانگی وجود دارد كه عوض كردنش سخت است. واقعیت گاه باورپذیر نیست. مثل واقعیت رو گرداندن یوسف (ع) از زیباترین زن مصر. باید آن را به ذهن مردم جامعه نزدیك كرد، به مردمی كه دارای طبیعت وغریزه انسانی هستند. من سعی كردم فیلمنامه نوشته شده را به خودم بقبولانم.
● پیش از شروع فیلمبرداری چقدر تمرین داشتید؟
▪ درمدت ۶ ماه قبل از فیلمبرداری، دو نفر معلم بازیگری و یك مربی سواركاری به صورت خصوصی داشتم. آقای داوود دانشور یكی ازاستادان بازیگری ام بود كه من آشنایی با تئوری سینما را مدیون او هستم. شمشیربازی را هم با خود كارگردان تمرین كردیم.
● اولین صحنه ای كه بازی كردید، كدام صحنه بود؟
▪ اولین صحنه داخلی، زندان بود كه خبری برای من می آورند مبنی براین كه زلیخا دستور داده شما را شكنجه كنند. این اولین پلانی بود كه بازی كردم.
● دراین مدت با عوامل مشكلی نداشته اید؟
▪ بعضی ها بودند كه الان نیستند و خیلی دلشان نمی خواست كه من این نقش را بازی كنم. آنها اغلب سینمایی بودند. البته من اوایل آدم بسیارخشكی بودم. فكر می كردم اگر روابطم بیش از یك سلام وعلیك باشد، ممكن است این تصور پیش بیاید كه به خاطر گرفتن نقش حاضرم اخلاقم را زیر پا بگذارم و این موجب ناراحتی خیلی ها شده بود. اما الان به همه آنها احترام می گذارم.
● بازیگر نقش كودكی یوسف هم با شما نسبت فامیلی دارد. او چگونه انتخاب شد؟
▪ بله، پسرعمه من است. پس از حدود ۲ سال همدیگر را در یك مجلس عروسی دیدیم و من حس كردم آن معصومیتی كه اینها دنبالش هستند، در چهره او هست. همان جا چند تا دیالوگ به او دادم كه خیلی خوب جواب داد و گفت بازیگر اول استان مازندران بوده است. بدین ترتیب او را معرفی كردم و با تستی كه از او گرفتند، ظرف ۳ روز جلو دوربین رفت.
● پیش از این پروژه مشغول چه كاری بودید؟
▪ در رشته مدیریت صنعتی دانشگاه غیرانتفاعی تحصیل می كردم و حسابدار یك شركت كوچك بودم.
● تجربه سینمایی هم داشتید؟
▪ نه، فقط چند بار در تئاترهای مدرسه و دانشگاه بازی كرده بودم.
● پیشنهاد دیگری در زمینه بازیگری نداشتید؟
▪ قبل از یوسف ۳ تا كار سینمایی به من پیشنهاد شد كه هرسه تجاری بودند. شاید هم بدم نمی آمد بازی كنم. اما روز آخر، بازیگر دیگری را انتخاب كردند. حتی یك بار كه برای بستن قرارداد رفته بودم، گفتند ما با فلانی قرارداد بسته ایم، درحالی كه به من قول داده بودند. خیلی اذیت شدم. حتی به جرأت می توانم بگویم از تیرماه ۸۳ كه قرارداد اولیه را برای نقش یوسف(ع) بستم تا موقعی كه جلو دوربین رفتم، سخت ترین روزهای زندگی من بود.
واقعاً دلم می خواهد به آنهایی كه درعالم سینما جایگاه بالایی پیدا كرده اند، بگویم: اگر بخواهند رسم دنیا را به نا حق به هم بریزند، ازهمان جا كه هستند زمین می خورند. من با همه سختیها از كسی گله مند نیستم و حاضر نبودم به خاطر پذیرفتن این نقش، پا روی اصول اخلاقی در زندگی ام بگذارم.
● بعد از «یوسف» دلتان می خواهد چه نقشی را بازی كنید؟
▪ دوست دارم نقش یكی از رجال بزرگ ایرانی با تفكرات ایرانی را بازی كنم.
| نگاهي به فيلم پليسي « سرقت2/ گروگان»؛ بازيگوشي هاي آقاي كارگردان | |
![]() |
|
سینمای ما - محدثه واعظي پور: فیلم تلویزیونی « سرقت2/ گروگان» که به کارگردانی محمدرضا آهنج و تهیهکنندگی مجید عباسی به مناسبت هفته نیروی انتظامی از شبکه دو پخش شد، نمونه قابل دفاع یک اثر در ژانر پلیسی است. این فیلم در کنارداشتن یک قصه جذاب که تعلیق و حادثهپردازی در بافت داستانی آن به خوبی مشهود است، ساختاری مناسب با موضع دارد. « سرقت2/ گروگان» با سکانس معرفی شخصیتها به شکلی موجز و همراه با طنز شروع میشود و نویسنده به سرعت با یک حادثه قصه را آغاز میکند. صحنه سرقت خوب طراحی شده و کارگردان توانسته ضرباهنگی به صحنهها بدهد که فضای پرتنش آن را به خوبی منتقل میکند. با ورود کیومرث (علیرام نورایی) و سپیده (السا فیروزآذر) به خانه قاضی (اسماعیل شنگله)، قصه وارد بخشی تازه میشود. نویسنده با محدود کردن فضا و شخصیتها هم بستر معرفی آنها را فراهم میکند و هم به خوبی دو قصه موازی را پیش میبرد. قصه قاضی و خانواده او کنار ماجرای کیومرث، چنگیز و سپیده روایت میشود. با اینکه بیش از نیمی از قصه در خانه قاضی میگذرد، اما آهنج سعی کرده از طریق دکوپاژ و میزانسن به قصه ریتم بدهد. "گروگان" به عنوان یک فیلم پلیسی ضرباهنگ درونی دارد و تنها از طریق میزانسن یا موسیقی و حرکت دوربین به دنبال ایجاد تنش و تعلیق در قصه نیست. به همین دلیل وقتی قصه بیش از 45 دقیقه در خانه بدون هیچ حادثه و درگیری پیش میرود بیننده احساس یکنواختی ندارد. زمانی که فیلم به سکانسهای پایانی نزدیک میشود، ورود چنگیز (فرهاد قائمیان) به خانه دوباره به آن انرژی میدهد. ماهیت شخصیت به گونهای است که دائم با شخصیتهای دیگر چالش به وجود میآورد و سکانسهای درگیری با حضور چنگیز بیشتر میشود. آهنج در « سرقت2/ گروگان» تسلطش بر ابزار را نشان میدهد. ضرباهنگی که او برای هر سکانس در نظر گرفته روشن میکند ریتم درونی و ریتم ساختار را میشناسد و میداند که چگونه فضاسازی کند تا امتیازهای متن بیشتر دیده شود. فیلم به ورطه تکرار نمیافتد و در لحظههایی که میخواهد افت کند، به وسیله تمهیدهایی که کارگردان و نویسنده دارند، نجات پیدا میکند. بازی با زمان در روایت قصه و بازیگوشیهای کارگردان « سرقت2/ گروگان» را به فیلمی گرم تبدیل کرده است. فیلمی که گرچه امتیازهای «سرقت 1» را ندارد، اما به عنوان اثری مستقل قابل دفاع است. هفته فیلم پلیس با پخش « سرقت2/ گروگان» پایان یافت و فاصله این فیلم با دیگر فیلمهایی این هفته نشان میدهد مشکلات ساخت فیلم پلیسی جدیتر و بیشتر از آن است که با سفارش و بودجه حل شود. منبع خبر : همشهری امارات | |
| سریال كرهای «متشكرم» هفتهای سه بار از شبكه تهران پخش میشود |
|
مجموعه تلویزیونی «متشكرم» با دوبار تكرار، هفتهای سه مرتبه از شبكه تهران پخش میشود. |
علیاصغر پورمحمدی درباره تولیدات شبكه ۳ برای ایام دهه فجر به خبرنگار مهر گفت: دهه فجر فرصتی مناسب است تا مردم را بیشتر با ابعاد انقلاب اسلامی آشنا كنیم. صداوسیما در سالهای اخیر به این امر به نحو مطلوب پرداخته و توانسته با آرشیو خوب و مفصلی كه در اختیار دارد، تصاویر ارزندهای از زمان انقلاب نشان دهد.
وی در ادامه افزود: ایجاد فضایی برای گفتگوی بین نسلی با در نظر گرفتن اهداف و مسیر آینده درخصوص انقلاب اسلامی، بهرهگیری درست از تصاویر جذاب آرشیوی و پخش برنامههای زیبا و تاریخی میتواند رخدادهای انقلاب اسلامی را به شكل مطلوب انعكاس دهد. در مجموع، پخش مجموعه، فیلمهای مستند و برنامههای تركیبی و گفتگومحور با موضوع انقلاب اسلامی از وظایف رسانه ملی است و صداوسیما در این باره هرگز كوتاهی نكرده است.
مدیر شبكه ۳ خاطرنشان ساخت: شبكه ۳ به دنبال تهیه تصاویر آرشیوی جدید ایام انقلاب است تا مخاطبان شاهد برنامههای متنوع و جذاب باشند و ما هم بتوانیم پاسخگوی نیازهای آنها باشیم. امیدوارم بتوانیم تصاویری ارزنده برای این ایام تهیه كنیم. علاوه بر آن همچون سالهای گذشته در حال تهیه برنامههای گفتگومحور جذاب با محوریت انقلاب هستیم.
پورمحمدی ادامه داد: سعی داریم برنامههایی با موضوع انقلاب با تعجیل ساخته نشود، به همین دلیل جلسههای متعددی با مدیران و برنامهسازان برگزار كردهایم تا برنامهها كلیشهای نباشند. پخش یك مجموعه تلویزیونی هم در دهه فجر از دیگر برنامههای شبكه ۳ سیماست. وی با اشاره به دیگر برنامههای شبكه ۳ گفت: این شبكه برای جوانان تعریف شده است، بنابراین باید پاسخگوی نیازهای آنها باشد. به همین دلیل تهیه برنامههای جذاب از اولویتهای آن است. كارشناسان مختلف در شورای طرح و برنامه و گروه فیلم و سریال حضور دارند تا با بررسی سوژههای مختلف فیلمها و مجموعهها به تولیدات مناسب برسیم.
روزنامه جامجم
اگر دوست دارید یكی از فیلمهای قدیمی كیومرث پوراحمد را تماشا كنید، جمعه ساعت ۱۶ گیرنده خود را روی شبكه یك تنظیم كنید و فیلم بیبی چلچله را تماشا كنید.
این فیلم را اسماعیل میرفخرایی تهیه كرده است و بازیگرانی چون داوود رشیدی،علیرضا شجاع نوری، آرش میراحمدی، سیامك اطلسی و شعله امانی در آن بازی میكنند.داستان این فیلم درباره مجید است كه با مادر خود در خانه ناپدریاش زندگی میكند. ناپدری دائم مجید را اذیت میكند تا اینكه مجید مخفیانه سوار كامیون جواد آقا میشود، اما جواد آقا او را میبیند و مجید را به خانه برمیگرداند.
مجید تصمیم میگیرد از جواد آقا انتقام بگیرد و....
● مرد مجهول
بعد از تماشای فیلم بی بی چلچله اگر بازهم حال و حوصله فیلم دیدن داشتید، میتوانید شبكه ۲ سیما را انتخاب كنید و فیلم ایرانی مرد مجهول را ببینید. این فیلم به مناسبت هفته پلیس تولید شده است و بازیگرانی چون حسن جوهرچی، رضا رویگری، شیوا خنیاگر و سیاوش خیرابی در آن بازی میكنند.
مرد مجهول كه ساعت ۳۰/۱۷ به نمایش در میآید، داستان مهندس ضیایی مرد میانسالی است كه به دلیل مشغله كاری از همسر و پسر جوانش رضا دور شده و روابط سردی با آنها دارد تا اینكه رضا به مواد مخدر روی میآورد.ضیایی با دیدن این وضعیت تصمیم میگیرد كارهایش را كم كند و با خانوادهاش به ویلایی در انزلی بروند تا پسرش را ترك دهد....
● سی و نه پله
علاقهمندان برنامه صد فیلم، جمعه این هفته میتوانند فیلم «سی و نه پله» را از شبكه ۳ سیما تماشا كنند. در این فیلم راس پاول، دیوید وارنر و جان میلز بازی میكنند. سی و نه پله محصول سال ۱۹۷۸ انگلستان است و داستان آن درباره ریچارد هنی،مهندس معدن است كه از آفریقای جنوبی به لندن میآید. شبی سرهنگ اسكودر، یكی از همسایگانش با عجله به خانه او میآید و میگوید گروهی قصد ترور وزیر امور خارجه را دارند تا به این وسیله جنگ جهانی راه بیندازند. اسكودر كشته میشود و ماموران مخفی و ماموران پلیس به دنبال ریچارد هنی میگردند....
برنامه سینما ۴ برای این هفته پخش فیلم درسدن را در نظر گرفته است.
این فیلم را رونالدوسو سوریشتر كارگردانی كرده است كه داستان آن درباره یك پرستار است كه در اواخر جنگ جهانی دوم در بیمارستانی در شهر درسدن از مجروحان آلمانی پرستاری میكند.
● تیم شهر
فیلم «تیم شهر» به كارگردانی آلن گلداشتاین روز جمعه ساعت ۳۰/۱۳ از شبكه تهران به نمایش در میآید. این فیلم داستان یتیمخانهای است كه زن جوانی مدیریت آنجا را به عهده دارد.
در این یتیمخانه یك مرد سابقهدار به عنوان تعمیركار، كار میكند تا اینكه قرار میشود بچهها مسابقه فوتبالی با یك تیم قوی داشته باشند و... .
روزنامه جامجم
سينماي ما - امير قادري: به عنوان يك علاقهمند فيلم و نمايش اين را ميگويم؛ و طبعا نه به عنوان يك مصلح اجتماع، يك معلم اخلاق و يك مقام مسئول، كه بزنگاه؛ در همين چند قسمتي كه پخش شده؛ يك اتفاق در سريالهاي تلويزيوني است. كلاساش از مجموعههاي قبلي رضا عطاران هم بالاتر است. البته گاهي يك جور شتاب زدگي در كار وجود دارد كه ديگر به خصلت جدا نشدني مجموعههاي مناسبتي تلويزيون تبديل شده؛ اما يك جور پختگي و رواني، در عين پيچيدگي در مضمون و اجراي ظاهرا ساده اثر وجود دارد كه توجه تماشاگر را به آن جلب ميكند. عطاران دارد پيشرفت ميكند و آن طور كه در اين گفتگو ميگويد؛ با وجود همه گرفتاريها و تغييرها؛ اين شخصيترين و بهترين كارش است. مزهها و جذابيتهاي كارهاي قبلي؛ حالا در مسيرجديد، براي رسيدن به هدف تازهاي به كار گرفته شدهاند. به اين ترتيب در كنار مهران مديري كه او هم امسال با مرد هزار چهره كاملترين اثرش را ساخت؛ حالا دو چهره اصلي كارخانه توليد محصول تلويزيون را در جايگاه رفيعتري ميبينيم. فرصتي براي صنعت سرگرمي و انديشهساز بيحال و مريض و كمتاثير ايران تا از اين دو هنرمند در موقعيتها و فرصتهاي تازهاي استفاده كند.
اين جور كه معلوم است؛ حساسیت ها نسبت به سریال "بزنگاه" خیلی بیشتر از سریال قبلی ات بوده.
حساسیت ها آره نسبت به سریال قبلی ام خیلی بیشتر بود.
چرا؟ دلیلش چيست؟
کار را كه حتما دیده ای. راستش من در سریال های قبلی ام تجربه کسب می کردم. یعنی می خواستم تبدیل به کسی بشوم که مردم می نشینند و به حرف هایش گوش می دهند و خب حالا دیگر احساس كردم كه می توانم یک حرف هایی هم بزنم. یعنی می شود گفت که در کارهای قبلی ام مشتری جمع می کردم تا این که بتوانم این سریال را بسازم و مردم بیننده آن شوند. قبليها برای کسب تجربه بودند. این بار شرایط شروع کار من فرق داشت. در واقع قرار بود که من اصلا کار نکنم. چون واقعا خودم نمی خواستم که کار کنم. بعد گفتند که نه تو حتما باید در این مناسبت یک سریال داشته باشی.
چرا نمی خواستی کار کنی؟
دلیل شخصی داشت. حالم خوب نبود. و خستگی هم بود چون به محض این که کار بازی من در یک فیلم سینمایی بعد از عید تمام شد گفتند باید اين سريال مناسبتي را شروع کنی. خلاصه کلی دلیل آوردم که از خیر من بگذرید و بعد از کلی آمد و رفت، آن ها هم قبول کردند ولی بعد نمی دانم چه شد که دوباره سراغم آمدند که باید کار را شروع کنی و من هم گفتم پس حالا که قرار است کار کنم باید شرایط جوری باشد که دوست دارم. در واقع از شرایطی که برایم پیش آمده بود استفاده کردم که کاری را که دوست دارم انجام بدهم. و آن ها هم شرایط را قبول کردند. بعد شروع به کار کردیم. و طرح اولیه هم با محمدرضا آریان برای کار ریخته شد. طرح را هم خیلی دوست داشتم که البته الان از نيمه به بعدش کاملا تغییر کرده است.
خودت خواستی که طرح تغییر کند؟
نه. نمی خواستم. خودش اتفاق افتاد. یعنی آن کسی که الان نقش حاج آقا را بازی می کند و خانه را خریده در طرح اولیه یک فرد ديگر بود که خب درآن صورت شرایط خیلی عوض می شد.
عجیب است که تو اصلا حواست به این مسائل نیست. چون مشخص است که در آن صورت قضیه خیلی تند و حساس می شود. چه طور انتظار داشتی که چنین چیزی اصلا پخش شود؟
خب من که خودم از اول گفته بودم نمی خواهم کار کنم. خواست خودشان بود.
آهان. یعنی نمی خواستی کار کنی و فقط در صورتي ساخت بزنگاه را پذيرفتي كه همان چیزی که می خواهی انجام شود. آنها هم پذيرفتند، ولي وسط کار ديگر قبول نکردند که کار مطابق میل تو پیش برود.
آره. یعنی ما کار را شروع کردیم و حتی تا شروع تصویربرداری هم قرار بود ماجرای کسی که خانه را خریده مطابق طرح اولیه باشد؛ اما دست آخر اين بخش تغيير كرد. حتی دو سه تا سکانساش را هم گرفتیم. آخر سر هم قرار شد که خرید خانه توسط همين حاج آقايي كه ميبينيد صورت بگیرد. تقریبا می شود گفت که از نیمه به بعد کل طرح دستخوش تغییرات شده ولی خب در ریزه کاری ها و پرداخت سکانس ها و ماجراها چیزهایی رعایت شده که به نظرم تازگی دارد و مطابق با همان خواسته های اولیه ماست. به همين خاطر قبول کردیم سریال را کار کنیم. یعنی اگر قرار است اعتیاد یک نفر را نشان بدهیم به صرف این که یک بچه هم جلوی تلویزیون نشسته یا چون مثلا شرایط تلویزیون به شکلی است که سیگار را هم نشان نمی دهد، خودمان را محدود نکردیم که حتی سیگار کشیدن طرف را هم نشان ندهیم. گفتیم اگر این آدم معتاد است پس باید یک سیخی چيزي دستش باشد. و معتقدم برخلاف آن چیزی که می گویند ما اعتیاد را زیاد نشان داده ایم، چیزی که ما درباره اعتیاد در این سریال نشان دادیم در حد صفر ماجرا هم نبوده است. یعنی با توجه به واقعیتی که در جامعه وجود دارد ما هیچ چیزی نشان ندادیم. فقط خواستیم تماشاگر باور کند که این آقا نادر معتاد است. خب اگر این آدم سیگار هم نکشد، ديگر چه طور ممکن است این باور معتاد بودناش در تماشاگر به وجود بیاید. یا اگر بددهن نباشد یا خماری نکشد خب این چه جور معتادی می شود؟! البته بودند كساني كه ميخواستند در اين زمينه به ما مشاوره بدهند! مثلا گفتند معتادی که صبح موادش را کشیده دیگر نباید دهن دره بکند! و بايد ميديديشان. کسانی این چيزها را يادمان ميدادند که اصلا باورت نمی شد اين كاره باشند. یعنی خیلی درست و حسابی هم به نظر می آمدند، و اين يكي از همان مواردي بود که خیلی دوست داشتم در کار باشد. ميخواستم معتادمان ظاهر ضايع نداشته باشد. یعنی برای معتاد بودن نرفتم دور حلقه چشمم را سیاه کنم یا لاغر کنم یا چه می دانم خودم را کج کنم. می خواستم درست مثل همین معتادهایی باشد که الان هستند و به قیافه شان هم نمی خورد. الان دوروبر ما خیلی هستند آدم هایی که وقتی می بینی متوجه نمی شوی که معتادند؛ و خب راستاش، هستند.
یعنی مثلا از یک جزییاتی مثل خمیازه کشیدنشان می فهمی که معتادند.
باور كن حتی خمیازه هم نمی کشند. خیلی هم تپل و سرخ و سفید هستند. تعدادشان هم خیلی زیاد شده. این همه گیر بودن را می خواستم در سریال نشان بدهم و اين یکی از چیزهایی بود که در طرح تغییر کرد. نتوانستيم گسترش اين معضل را نشان بدهيم.
خب، می دانی ملت ما هنوز تحمل دیدن خیلی از این مسائل را ندارند. نكته جالب درباره سريال بزنگاه، اين است كه تا حالا معمولا مسئولان و مميزان با طرح بعضي مسائل مشکل داشتند اما مردم عادی، مشكلي با طرح فلان مسئله در سريال نداشتند. اما اين بار گروههايي از مردم هم اعتراضشان به طرح خيلي از اين مسائل را در سريال ابراز ميكنند. تماشاي سریالت را دوست دارند و نگاهاش ميكنند؛ ولی انگار بین چیزی که واقعا دوست دارند و آن چیزی که آگاهانه بايد تماشايش كنند تفاوتهايي هست. ندايي را در اعماق قلبشان مخفي كردهاند که به آن ها می گوید: چیزی که می بینی واقعا وجود دارد، اما بايد بگويي نيست و نگاهاش نكني.
آره دقیقا. این حسی که می گویی بزرگترین چیزی است که در این کار با آن مواجه شدهام و بهاش رسيدهام. یعنی بازخوردهایی که در بین مردم داشته نشان می دهد که خودشان هم می دانند و می بینند که دوروبرشان اتفاقات بدتری هم می افتد ولی باز از دست كسي كه قرار است اين چيزها را بهشان نشان بدهد، ناراحت می شوند. حتی یک آقایی به من ميگفت که من خجالت می کشم با بچه هایم این کار را ببینم. بعد باید می دیدی دندانهایش همه سیاه بودند جوري که معلوم بود خودش سال هاست می کشد. اما به من اعتراض داشت و ميگفت آخر این چه فيلمي است كه ساختهاي؟ آدم اصلا رویش نمی شود با بچه هایش بنشيند و نگاهاش كند.
خب، اين اتفاقي است كه اولين بار است براي تو ميافتد. تا حالا مسئولان تلويزيون بودند كه بهات می گفتند طرح فلان مسئله در سریال زشت است ولی حالا به نظر اجتماع و تماشاگرانات هم به قدري تند رفتهاي که خود مردم معترض شده اند.
مردم بيشتر از معترض بودن، انگار از تماشاي اين تصاوير شوكه شدهاند.
آره. شايد كلمهاش همين است: شوكه.
اما من قبل از توليد كردن سريال هم حدس بروز چنين واكنشهايي را ميزدم.
حدس ميزدي و باز دست به كار شدي؟
آخر این طرح را خيلي دوست داشتم.. قبل از شروع کار وقتی طرح اولیه را با محمدرضا آریان می نوشتیم گفتم که با این کار کلی دشمن برای خودمان می سازیم. نه حتی فقط سر ماجرای اعتیاد سر قضایای دیگر هم می دانستم که برخی دوستانمان هم دشمنمان خواهند شد. حالا در این حد نه ولی کلا می دانستم که تبعات دارد. واکنش مردم عادی را هم حدس می زدم.
چرا؟ چون آینه ای جلویشان گرفته بودی؟
پس زدنشان که معلوم بود ولی نه به اين خاطر که آینه جلویشان گرفته باشم. آنها بخشی را می دیدند که تا به حال ندیده بودند. یا بهتراست بگویم در رسانه نمی دیدند. از تيتراژش معلوم است كه انگار همان چیزی است که برای دل خودم ساخته ام. چون این تیراژ را اصولا کسی دوست ندارد ولی من دوست داشتم.
تیتراژش بیشتر به يك فيلم مستقل ميخورد تا سریالی که از شبکه سه برای مخاطب عام پخش می شود. بعضي از صحنههاي خود سريال هم همين طور است. بيشتر به طنز موجود در يك كمدي جدي و البته خاص پسند ميخورد تا مجموعهاي كه بخواهد براي عموم تماشاگران پخش شود.
اول گفتگو هم برايت گفتم كه اين سريالي است كه خيلي شخصي از آب در آمده. اين نكته البته قرار نيست هميشه حسن باشد؛ ولی خودم راضی هستم.
آخر نكته جالب اين جاست كه اثري اين قدر شخصي؛ در پربیننده ترین باكس تلویزیون در طول سال پخش می شود. شانساي است براي خودش. چون بقیه فيلمسازها معمولا تجربه هایشان را می کنند و با استفاده از آن ها یک فیلمی می سازند که در یک جشنواره برای دو هزار نفر پخش ميشود. ولی این اولین بار است که یک تجربه خاص شخصی چنین مخاطبی داشته است. حالا خودت کجاهایش را بیشتر دوست داری؟
گفتم که از تیتراژش بگیر تا کل طرح تماماش کاملا دلی است. اول از همه همین تیتراژ....
که موسیقی بعدا بهاش اضافه شد...
آره . ولي من تيتراژ اولی را بیشتر دوست داشتم. که موسیقی نداشت و فقط تصویر بود با افکت. اولاش تصویر خانه خالي را داریم با صدای پرنده ها و صدا چکه های آب که در حوض می افتد. قسمتهاي اول روي تصوير می نوشت که: صدای تلویزیون را بلند کنید. تا مردم صدای طبیعت و پاکی را خوب بشنوند که یک دفعه قطع می شد به صداهای گوش خراشی که دیگر از طبیعت نبود و مال ما بود!
خب این را چرا تغییر دادی؟ گفتند جذاب نیست؟
آره دیگر. گفتند مردم پسند نیست. گفتند حالا همه تماشاگرها صدا را کم می کنند تا این تیتراژ تمام شود بعد صدا را زیاد می کنند. گفتم خب پس من به هدفم رسیده ام چون من همین را می خواستم که از فضای سکوت وارد سروصدا شویم ولی گفتند مردم خیلی دوست ندارند. بعد آمدم چيزي شبيه ولوم تلويزيون روي تصوير گذاشتم.
قصد اولیهات همين بود که چنین سریالی بسازی یا در طول زمان پیش آمد؟
در طول زمان اتفاق افتاد. همين طور يلخي. و دیدم که الان وقتش است.
راستی اين مرجانه گلچین چقدر خوب است. با اطمينان ميداني كه به عنوان كارگردان، از بازيگر چي ميخواهي و اين که برای چه نقشی چه كسي مناسب است. گلچین چه طور به فکرت رسید؟ سالها ميشد كه نميديديماش.
گلچین را خودم هم نمی دانم. خیلی یک دفعه ای شد. راستش من یک ورق كاغذ دارم که رویش اسم بازیگرانی را یادداشت کرده ام که دوستشان دارم. منتها گاهی کسی زودتر از من در کارش از بعضی از آن ها استفاده می کند که من دیگر بی خیالشان می شوم.
خب چه چیزی در ان ها می بینی که تبدیل به بازیگر مورد علاقه ات می شوند؟
بیشتر از همه رئال بودنشان برايم مهم است. اين كه توي صحنه واقعي به نظر برسند و به واقعیت نقش نزدیک تر باشند. گاهی هم که پشت صحنه بعضی فيلمها ميبينمشان؛ معلوم است كه چه قدر دارند بد بازي ميكنند؛ اما ميدانم كه آدمهاي خيلي جالبي هستند و اگر در جاي درست قرار بگيرند؛ چه خوب ميتوانند بازي كنند. پس انتخابشان ميكنم.
همين نكته مهمي است. كار تو جوري است كه انگار پيدا كردن بازيگر، مهمتر از چگونگي بازي گرفتن از اوست. نقش وقتي شكل ميگيرد كه بازيگر درستاش پيدا ميشود.
آره. مثلا همين خانم مرجانه گلچين كه ميگويي كارش خیلی خوب است؛ يكي از دلايلاش همين است كه دقیقا به واقعیت نقش نزدیک است. اصلا اولین جلسه ای که يك بازيگر می آید و حرف می زند همه چیز مشخص می شود که ميشود با این بازیگر کار کرد یا می توانی چیزهایی را که دوست داری و می خواهی از این بازیگر بیرون بکشی یا نه. خانم گلچین از لحاظ اخلاقی و پشت صحنه که اصلا محشر هستند. نكته بعدي درباره بازيگران در كارهاي من، شاید پررویی به نظر برسد؛ ولی من عادت دارم که بازیگر کاملا در اختیار من باشد. یعنی اگر جایی می گویم که مثلا عینکت را بزن زمین و بشکن بهانه نیاورد که حالا نه و نمی کنم.
...و مرجانه گلچین كه معلوم است که دارد با تمام وجود بازی می کند و کاملا به سریال دل داده است. از جمله صحنهاي كه دارد جلوي عكس پدرش غذا ميخورد يا زير صداي جارو برقي، اداي سوسك درميآورد.
آره. بازیگری که این طوری باشد من خودم بیشتر باهاش کار می کنم. ولی اگر بخواهد دائم در جدال باشد و خودش را كنار بكشد و آلوده كار نشود؛ من هم عقب نشینی می کنم و کمتر باهاش کار دارم. خانم گلچین هم یکی از مشخصه هایشان این است که کاملا در اختیار کار هستند خصوصیتی که به خصوص در بازیگران زن کمتر دیده می شود. خيلي از بازيگرهاي زن مثلا روی صورتشان حساسند که البته طبیعی هم هست. من که خودم مرد هستم روی صورتم حساسم چه برسد به آن ها! در مورد خانم گلچين، می دیدم و هنوز هم می بینم که مثلا صحنه ای که یک ذره سخت و حتی غیرمنطقی هست را می رود و انقدر با خودش کار می کند تا بالاخره یک چیزی در می آورد.
اين قدر درباره دلي بودن و شخصي بودن اين سريال صحبت ميكني... خب، تو چند مجموعه تلويزيوني ديگر هم ساختهاي كه به اندازه كافي محبوبيت پيدا كردهاند. ولي ظاهرا متهم گريخت و خانه به دوش و ترش و شيرين را به اندازه اين يكي دوست نداري. کجاهای این سریال هست که در سریال های قبل نتوانسته بودی اجرایش کنی؟ نه فقط به لحاظ عبور از خط قرمزها. کلی می گویم. مثلا به لحاظ اجرايي يا...
به نظر خودم در این سریال در بخش فني خيلي پيشرفت كردهام. ديگر دارم سعی می کنم که روی این چیزها هم دقت داشته باشم. خوب نگاه كني ميبيني كه در این سریال حتي کرین هم داشتیم.
و نکته خوب قضيه اين است كه كرين (بازويي جرثقيل شكل براي جا به جا كردن دوربين فيلمبرداري در هوا) هم اگر بياوری، به يكدستي كار لطمهاي نميزند. به اندازه استفاده ميكني و وجه واقعنمايانه كار را خراب نميكني.
خلاصه اش این است که در بزنگاه هرچه را که خواسته ام دیگر ساخته ام. همه همان چیزی بوده که می خواستم.
حالا این کار را به لحاظ اجرایی بیشتر دوست داری یا مضمونی؟
مضمونی. حتی شخصیت هایی که در طرح این سریال بودند اما بعدا حذف شدند کسانی بودند که از سر خانه به دوش من دوست داشتم با آن ها داستانی را تعریف کنم مثل حاج آقای ریاکار که بخش مهمی از فرهنگ و وضعیت اجتماعی ماست. و ترسي كه با حضور اين شخصيت ايجاد ميشود و مردم از ترس او كارهاي نيك انجام ميدهند. البته این شخصیت در همان صحبت های اولیه حذف شد.
یکی دیگر از خصوصيات جالب توجه كارهايت این است که تو در نقش ضایع ترین آدم سریال ظاهر می شوی و از بازی در این نقش نمی ترسی. این که چه طور چنین نقشی را بر خودت می پسندی خیلی جالب است. انگار که خیلی خیالت از نتيجه كارت راحت است. مطمئنی که این شخصیتی است که با همه مشكلات و گرفت و گيرهايش؛ تهاش مردم دوستش خواهند داشت.
آره همیشه با این دید نقش هایم را بازی کردم که مردم خواهند گفت اين همان رضا عطاران است که برایش اتفاقی افتاده و مثلا به مشكل برخورده است. اين همان رضا عطاران است که معتاد شده است. گاهی یک جورایی از شخصیت خودم سوءاستفاده می کنم یعنی می دانم که فرضا مردم به عطاران علاقه دارند و من از این علاقه استفاده می کنم تا هنگام مواجهه با چنين شخصيتي با چنين مشكلاتي، پس نزنند و حتي نسبت به او علاقه مند شوند.
یعنی فکر می کنی اگر نقش معتاد را به کس دیگری بدهی مردم ممکن است از آن معتاد بدشان بیاید.
كمي خودشيفتگي است البته، ولی خب واقعا خیلی هم تاثیر دارد.
اصرار داری به مردم نشان دهی این آدم ها هم دوست داشتنی هستند. آدم بد نیستند.
يك بار ديگر هم برايت تعريف كردم. رفيقي داشتم كه دستاش كج بود. اما خودش فهميده بود كه ته دلاش را ميدانم و كاري به كارش ندارم؛ پس ميشد كه گاهي وقتها جلوي من هم چيزي را كش ميرفت! اگر دقت كني ميبيني كه در همین دو هفته که سریال پخش می شود خیلی چیزها عوض شده است. دو سه روز اول بین مردم در حد یک آدم مرتد بودم ولی حالا همه چیز دارد عوض می شود یعنی کلی از نکته های مثبت نادر را می بینند و متوجه می شوند که مثلا این آدم که بچه اش را دوست دارد. پس خیلی هم بد نیست.
نكته ديگر سريال، شکل اجراي آن است. یعنی شوخیهايي كه بعيد ميدانم روي كاغذ خيلي بامزه باشند و اگر جور دیگری اجرا می شدند خیلی بیمزه بود. اولين ويژگي يك شوخي خوب تلويزيوني از طرف تو چيست؟ مثلا وقتی می خواهی یک شوخی را اجرا کنی در وهله ی اول چه چیزی را در نظر می گیری؟
اولين و مهمترين نكته اين است كه هر چیزی را چه شوخی باشد و چه جدی، به واقعیت نزدیکش می کنم.
اعتماد به نفس جالبي است كه فكر كني هر چیزی خودش خنده دار است. آن هم در سريالي پر از شوخي و پر از جزئيات. مثلا يك صحنه خيلي بامزه سريال جایی است که این ها دایی پيرمرد را آورده اند كه ميگويد با توفيق رفته كافي شاپ. و وقتي زن توفيق دنباله جمله دايي را ميگيرد؛ توفیق اشاره می کند که سکوت کند و در همین حین لولایی انگار كه اصلا متوجه واكنش توفيق نشده؛ وسط حرفاش بدون اين كه تن صدايش را تغيير دهد؛ به زن ميگويد: صد بار بهات گفتم اين شوهرت خيلي عوضيهها! و بعد حرفش را با دايي ادامه می دهد. این همان نزدیکی به واقعیت است که خنده دار است و غلو هم در آن نیست. يك كم اين ور آن ور شود؛ لوس و بيمزه از آب درميآيد.
دقیقا اهمیتش همين است که جای این شوخی کاملا درست است. اگر جای دیگری بود یا اغراقش بیشتر می شد آن وقت اصلا خنده دار نبود. الان به واقعیت نزدیک است و درست هم سرجایش است. نهایت واقعیت را استفاده کردن ایجاد خنده می کند. مهم این است که چیزی را که به نظرت بامزه می آید به بهترین نحو ارائه دهی. همین آواز خواندن دم در دستشويي، اگر جاي ديگري باشد خندهدار نيست؛ اما اگر به جا استفاده كني بامزه ميشود. قبلا هم گفتم به جا بودن شوخی هم خیلی مهم است.
و اين كه انگار اين شوخيها با همه جزئياتشان از دل واقعيت بيرون ميآيند.
خيلي از اين اتفاقهاي بامزه را از آن چه در اطرافام اتفاق ميافتد ميگيرم. ماشين ندارم و بيشتر پياده راه ميروم تا خوب به دور و برم نگاه كنم. مثلا صحنه ای که گربه روی جنازه می افتد را من در یک سفری که دو سال پیش به يك شهرستان كوچك داشتم در یک خاکسپاری دیده بودم. اصلا در آن خاکسپاری ان قدر اتفاقات جالب افتاد که اگر با دوربین ضبط کرده بودم بهترین مستند سال می شد. ماجرای گربه که اصلا در مقابل بقیه ی چیزها مهم نبود. مثلا وقتي مرده را خاک کردند و تلقین را که گفتند؛ رویش را باز کردند که برای آخرین بار دنیا را ببیند بعد دیدیم که به جای سر، پای طرف را گرفته بودند. خب این را اگر من الان تعریف کنم یعنی همین چیزی که با چشمم دیدم، می گویی که امکان ندارد. مگر ميشود سر را با پا اشتباه بگيرند. اما گرفته بودند. و من سعی می کنم طوری تصویرش کنم که باور کنی. خلاصه که من آن جا چیزهای باورنکردنی دیدم که کلی الهام گرفتم. در همین سریال خودمان قسمت شب هفت قسمتی بود که من خیلی دوستش داشتم اما همه اش را حذف کردند. گفتند شوخی با مراسم تدفین شده ولی من خودم این ها را با چشمهاي خودم ديده دیده ام. يا مثلا مداحي كه رفته بود توي مجلس و داشت براي جماعت وعظ ميكرد؛ اما اغلب آمده بودند بيرون و حرفهاي ديگري ميزدند. اصلا وقتي داشتند جنازه را خاك ميكردند؛ زناش اين طرف داشت براي من ماجراي ديگري را توضيح ميداد.
بعد از "بزنگاه" و با وجود همه اين اتفاقها باز هم می خواهی در تلویزیون کار کنی؟
واقعا نمی دانم. اگر شرایطش جور باشد احتمالا.
و به نظرم ديگر وقتاش است كه بروي سراغ فيلم سينمايي.
حتما. توي فكرش هستم.
توي اين اوضاع و احوال و زير فشار كار و فرصت اندك؛ گفتگوي خيلي بدي هم نشد. معمولا باید با گازانبر ازت حرف کشید اما معلوم است که این سریالت را واقعا دوست داری که دربارهاش اين قدر با اشتیاق حرف می زنی.
توي همين ده قسمت كار خودم را كردهام. بقيهاش هر چي شد، شد.
| كد |
به گزارش برنا، پس از بالا گرفتن جريان انتقادات و اعتراضات عليه يکي از مجموعههاي تلويزيوني مناسبتي صداوسيما، ضرغامي در نامهاي مفصل و محرمانه به مظفر، از او و نامهنگاري رسانهاياش انتقاد کرده است.
بنا بر اين گزارش، سيدعزتالله ضرغامي در اين نامه محرمانه خطاب به مظفر تصريح کرده است: رسانه اي شدن نارضايتي شوراي نظارت بر صداوسيما از يک مجموعه طنز تلويزيوني، اقدام درستي نبوده و اين در حالي است که ميشد در فضايي تعاملي، مشکلات به وجود آمده در اين مجموعه تلويزيوني را حل کرد.
شنيدههاي خبرنگار ما حاکي است، رئيس سازمان صداوسيما در اين نامه محرمانه به طور ضمني خاطر نشان کرده که شوراي نظارت بر صداوسيما نميبايد رويهاي را در پيش بگيرد که تذکرات بعدي اين شورا عليالسويه تلقي شود بلکه بايد روند تعامل به گونهاي رقم بخورد که مسائل بدون حاشيه حل و فصل شود.
ضرغامي طي چند روز گذشته در نشستي با مديران شبکههاي چند گانه تلويزيوني با تذکر جدي نسبت به پخش برخي برنامهها خواستار توجه بيشتر مديران اين سازمان در خصوص توليدات و برنامههاي آماده پخش در ماه مبارک رمضان شده است.
همچنين گفته ميشود، در پي اعتراضات محافل مختلف نسبت به پخش يک مجموعه طنز، مسئولان صداوسيما به حذف بخشهايي از سريال بزنگاه به خصوص ديالوگهاي بازيگر نقش نادر در اين مجموعه طنز مبادرت کردند.
گفتني است، برنامههاي مناسبتي امسال تلويزيون از جمله برنامه سحر، برنامههاي مراجع عظام تقليد و همچنين برخي برنامههاي زنده شبانه مورد اقبال عموم و همچنين نخبگان جامعه قرار گرفته و تحسين محافل مختلف را برانگيخته است.
| يادي از سريال پرطرفدار سالهاي دور تلويزيون - آينه عبرت؛ بدآموزي داشت! | |
![]() |
|
سينماي ما - «رسول توکلي» را خيلي ها هنوز با دو نقش به يادماندني اش مي شناسند. نقش عکاس جوان فيلم «تاراج» ايرج قادري که با کاراکتر «زينال بندري» با بازي جمشيد هاشم پور در يادها مانده است و نقش ديگري که نام رسول توکلي را بر سر زبان ها انداخت، مامور مبارزه با مواد مخدر در سريال «آيينه عبرت» بود. «صادق» در آن سريال چهره ديگري به کاراکتر مامور و پليس هاي پس از انقلاب بخشيد که سعي داشت «آتقي» و «علي» با بازي جواد گلپايگاني و محمود ديني را با روش هايي غير از دستگيري و زندان به زندگي عادي بازگرداند. رسول توکلي، مدت ها است نه بر پرده سينما ظاهر شده و نه در صفحه تلويزيون بازي اش ديده شده است. او اين روزها بيشتر وقتش را در شرکت تجاري اش واقع در خيابان شهيد مطهري مي گذراند. اما هنوز هم وقتي مردم او را مي بينند از «آتقي» و «علي» سوال مي کنند. مامور خوش چهره آن زمان هنوز هم چهره اش براي مردم آشناست، حتي اگر به قول خودش ديگر يک موي مشکي بر سرش باقي نمانده است. او در خاطره مردم هنوز با نقشش در «آيينه عبرت» زنده است. هرچند در کارنامه هنري اش نقش هاي مختلف و به يادماندني ديگري داشته باشد. --- -چه مدت است مقابل دوربين بازي نکرده ايد؟ حدود چهار سال کار نکردم. دليلش هم پروژه يي به عنوان «وکيل مدافع» بود که به سفارش قوه قضائيه در دست تهيه بود. با تغيير مکرر مديران روابط عمومي قوه قضائيه، طرح وکيل مدافع هم دستخوش تغيير و اعمال سليقه مي شد. تا اينکه سال گذشته «اولين پرونده» را کار کردم که بعد از «چشمان سياه» ايرج قادري جديدترين نقش آفريني من بود. در تابستان امسال هم دو کار 90 دقيقه يي داشتم. سوژه يکي پليسي بود و ديگري در مورد جانبازان تهيه شد. -چگونه در اولين بازي تان در تاراج، مقابل دوربين ايرج قادري قرار گرفتيد. آن هم براي نقشي که طول و عرض مناسبي داشت و به چند سکانس کوتاه محدود نبود؟ نقش عکاس فيلم تاراج اولين بازي من نبود اما اولين کاري بود که به نمايش درآمد. آن زمان کار کردن با ايرج قادري، بازيگر را سوژه مطبوعات و مردم قرار مي داد. راستش پيش از تاراج، من با ايرج قادري «پنجمين سوار سرنوشت» را کار کردم که هيچ وقت به نمايش در نيامد. در پنجمين سوار سرنوشت، هم بازي مي کردم و هم همراه با آقاي مطلبي، فيلمنامه نويسان کار بوديم و ايرج قادري آن را کارگرداني کرد. آشنايي من و آقاي قادري به آن فيلم برمي گشت که در سال 1360 و يکي دو سال پيش از تاراج تهيه شده بود. وقتي فيلم تاراج کليد خورد، قادري از من براي بازي در فيلمش دعوت کرد. فيلمي که در زمان خودش خيلي مورد توجه قرار گرفت. -بعد از تاراج شما با آيينه عبرت در ميان مردم شناخته شديد و به عنوان يک بازيگر موقعيت خودتان را تثبيت کرديد؟ آن زمان اصلاً رسم نبود، کسي از سينما برود و براي تلويزيون بازي کند ولي من اين کار را کردم. -درست است که سريال سازي تلويزيون در سال هاي ابتدايي پس از انقلاب بسيار ضعيف بود، اما «آيينه عبرت» اتفاق ويژه يي بود و با استقبال خيلي خوب مردم مواجه شد. من نگفتم آيينه عبرت کار ضعيفي بود. آن زمان و برخلاف الان، کمتر بازيگر و کارگرداني حاضر مي شد در تلويزيون کار کند. اما من به دو علت آن نقش را پذيرفتم. يکي نگاهي بود که مرحوم فردين داشت و خودش را دست بالا نمي گرفت و مردم را ملاک قرار مي داد و ديگر اينکه آن زمان بچه هاي کميته انقلاب اسلامي، خيلي مظلوم واقع مي شدند و من که در حادثه يي از نزديک شاهد اين مظلوميت بودم تصميم گرفتم روزي اگر توانستم احقاق حق کنم. -اصلاً چگونه شد نقش «صادق» را در آيينه عبرت بازي کرديد؟ روزي در دفتر جهانگير جهانگيري بودم که کارگردان جواني آمد و از من خواست نقش مامور کميته را در سريالش بازي کنم. من هم به دلايلي که گفتم نقش را پذيرفتم و هنگامي هم که پخش شد با استقبال مردم روبه رو شد. -دليل موفقيت آيينه عبرت و کاراکترهايش در چه بود. به شکلي که الان پس از بيست و چند سال از پخش آن ديالوگ هايش از ياد مردم نرفته است؟ يکي از مهم ترين دلايلش مطرح کردن مفاهيم و سوژه هايي بود که در جامعه روي مي داد اما تا پيش از آيينه عبرت به آن پرداخته نشده بود. آن زمان اعتياد جرم سنگيني بود و مثل الان نبود که معتاد را به عنوان بيمار تلقي کنند. اما در آن مجموعه به اين سوژه ها پرداخته شد. فضايي که ماموران حرف کسي که هروئين در ماشينش پيدا شده را باور مي کردند و دنبال قاچاقچي اصلي مي گشتند. به نظرم در آن مقطع زماني اين سوژه و پرداخت به آن براي مردم جذابيت بسياري داشت. -اما در جايي گفته بوديد آيينه عبرت بدآموزي دارد و در دنباله هاي بعدي آن بازي نکرديد. راستش با اينکه مردم از اصطلاحات و کاراکترهاي آن استقبال کردند، اما من مشکل داشتم. جواد گلپايگاني(آتقي) بازيگر توانايي بود اما وقتي بچه ها تو کوچه و خيابان اداي او را درمي آوردند من زجر مي کشيدم. وقتي احساس کردم کار با همه امتيازاتش بدآموزي دارد به کارگردان و بقيه تذکر دادم. اما کسي توجهي نکرد. من هم مصاحبه يي کردم گفتم اين کار خوبي نيست. حرف هاي من در آن مصاحبه سر و صداي زيادي به پا کرد. -اما مردم «آتقي» را به عنوان معتادي که ضربه خورده و ترحم برانگيز بود دوست داشتند نه اينکه بخواهند مثل او معتاد شوند. درست است. اما براي بچه ها و نوجواناني که پاي تلويزيون مي نشستند قضيه فرق مي کرد. اين نظر شخصي من بود که ديگر آن کار را ادامه ندهم. چون قبح اعتياد را در جامعه مي شکست و اين کار خوبي نبود. -به هر صورت خيلي ها هنوز نام واقعي شما را نمي دانند و شما را به عنوان «صادق» آيينه عبرت مي شناسند. اين قضيه براي خودتان هم پيش آمده است؟ فراوان. چه آن زمان و چه در حال حاضر با اينکه ظاهرم حداقل رنگ موهايم عوض شده است مردم ابراز لطف مي کنند و از من به عنوان صادق سراغ آتقي و علي(جواد گلپايگاني و محمود ديني) را مي گيرند. يادم هست وقتي من از آيينه عبرت کنار کشيدم، مردم براي صادق به صورت فانتزي اعلاميه ترحيم درست کردند. اما من عقيده دارم هنرمند وظايف مهمي در قبال مردمش دارد. -حالا از جواد گلپايگاني و محمود ديني خبري داريد؟ کم و بيش. سال گذشته جواد گلپايگاني به دفترم آمد و حال مزاجي اش خوب نبود و بيمار است. محمود ديني هم شرکت تعاوني تشکيل داده که قرار است براي بازيگران مسکن بسازد. او را هم سال گذشته ديدم. -شما نقش هاي ديگري پس از آيينه عبرت بازي کرديد، اما چطور شد که ماندگاري صادق را نداشتند؟ وقتي شما يک پلان از فيلم يا سريال را تماشا مي کنيد، حدود 330 هنر مختلف بايد در کنار هم قرار بگيرد تا کار جور دربيايد. اگر يکي لنگ بزند، دلنشيني کل کار زير سوال مي رود. در دهه 70 «50 روز التهاب» و سريال «بيا تا گل برافشانيم» را بازي کردم. اما به قول شما ماندگار نشدند. شايد متريال و مواد اوليه آنها از آيينه عبرت بهتر بوده باشد، اما فضاي اجتماعي که آيينه عبرت در آن عرضه شد براي کار جذابيت هاي ويژه يي به همراه آورد. بله، پس از بيست و خرده يي سال مردم مرا به عنوان صادق صدا مي زنند. خودم اينها را مي دانم و جوابي که از اين برخوردها مي گيرم آن است که هنوز ردپاي «آيينه عبرت» در ذهن مردم مانده است. -مي خواهم بدانم زندگي هنرمند به خصوص بازيگري که زماني در اوج بود و ديگر نيست، چقدر تغيير مي کند؟ همه کساني که روزي مرا مي شناختند و آنهايي که هنوز هم مرا مي شناسند برايم عزيز و دوست داشتني هستند. تغيير در روبنا است وگرنه اصل و پي شخصيت بايد قوي باشد. يادم هست از محل کار تا خانه چند ساعت در خيابان مي ماندم. مردم لطف داشتند، يکي امضا مي گرفت و ديگري مي خواست عکس بيندازد. به نظرم مهم ترين داشته يک هنرمند لبخندهاي محبت آميز مردم است. شايد بازيگران جوان البته آن عده کمي که نمي دانند لازم است بدانند با چهار فيلم و سريالي که بازي کردند هيچ اتفاق خارق العاده يي در جهان نيفتاده است. بايد ريشه هايشان را در زمين محکم کنند تا با توفان هاي زودگذر آسيب نبينند. | |
| یادداشت امیر قادری درباره سریال جنجالی تلویزیون و ارتباطاش با گزارشهای جواد خیابانی؛ همچنان در دفاع از «بزنگاه» | |
![]() |
|
سینمای ما - امیر قادری: 1- «بزنگاه» را از دست ندهید. طنز رضا عطاران دارد جا میافتد. مشکل البته این جاست که این سریال (این از ان حرفهاست که باز ایجاد دردسر میکند) روشنفکرانه؛ چه به لحاظ مضمون و چه ساخت و پرداخت بعضی شوخیها، سر افطار، در پربینندهترین ساعت شبانه روز و برای عموم تماشاگران ارجمند پخش میشود. طبیعی است که واکنشهایی در برابر بعضی صحنهها و ایدههای فیلم ایجاد شود. یک جور تندروی در بعضی شوخیها –و باز تاکید میکنم- «اجرا»ی این شوخیها به لحاظ هنری، وجود دارد که شاید کل جامعه هنوز آماده پذیرش آن نباشد. چیزی شبیه مثلا «به کالینوود خوش آمدید» ساخته برادران روسو که استیون سودربرگ و جرج کلونی تهیه کننده اجراییاش بودند. کمدی ضد اجتماعی روشنفکرانه خوبی که البته چند سال پیش به شکل محدود به نمایش درآمد و بازده مالی چندانی نداشت و این البته از اولاش هم معلوم بود؛ و حالا بزنگاه و نوع و جنس شوخیها و طبقه کمدیاش مرا یاد آن فیلم میاندازد. معجزه وقتی اتفاق میافتد که شما همه این کارها را انجام میدهید و تازه؛ میتوانید تماشاگران فراوانی را هم پای دستگاه گیرنده بنشانید. بین باقی رقبا، بزنگاه آبروی صدا و سیما در ماه مبارک امسال است. گیرم که در ظاهر، پیش پا افتادهترین و درپیتترین سریال به نظر برسد. میگویند طنز «فاخر»؛ و مگر طنز فاخر نمیتواند در دستشویی اتفاق بیفتد. مخالفان سریال یعنی واقعا نمیتوانند از پس همه آن ریاکاریها، پشت هم اندازیها، بد و بیراهها و حتی واکنشهای فیزیکی شخصیتهای داستان و سریال؛ یک جور مردمگرایی و جهانبینی خیلی مهربانانه را کشف کنند؟ تاریخ هنر معمولا نشانمان داده که ظاهر و باطن رابطه عکس دارد. تیرهترین آثار را آنهایی میسازند که لذت زندگی را بیشتر از بقیه درک میکنند، خشنترین و پرخونترین فیلمها را فیلمسازانی ساختهاند که از آزاداندیشانهترین تمایلات مثلا سیاسی برخوردار بودهاند و روابط میان انسانها را اصلاح کردهاند و آثار نه چندان اخلاقگرایانه؛ محصول دست هنرمندانی بوده که به تعمیق پایههای اخلاق اجتماعی درست و ماندگار در تمدن بشری کمک کردهاند. همه که نه؛ ولی لااقل بعضی از این مخالفان هوادار اخلاق، به خودشان رجوع کنند. 2- و جالب است که بهترین آثار امسال تلویزیون، که البته هر دو از شبکه سه پخش شدهاند، یعنی «روزگار قریب» کیانوش عیاری و همین «بزنگاه»، حاصل کار هنرمندانی بوده که به شکل جالب و حتی افراطی، دغدغه واقعنمایی داشتهاند. و این واقعنمایی را باز به بهترین شکل در «حضور» بازیگرانشان رعایت کردهاند. بازیگرانی که قرار است عوض نمک ریختن، به شکل ذاتی با نمک باشند. عوض ادا درآوردن و صدا در گلو انداختن (بزنید باقی شبکهها تا ببینید) روی صحنه تنها حاضر باشند و همین برای جذاب بودنشان کفایت کند. اینها را گفتم تا برسم به مهمترین پدیده «بزنگاه»؛ مرجانه دلدار گلچین. این انتخاب چطوری به فکر عطاران رسیده؟ بعد سالها حالا دوباره روی پرده ظاهر شده و کارش ذرهای اضافه ندارد. به طرز لب ورچیدناش، چادر سر کردناش، زیر چشمی پاییدناش، کفری شدناش؛ نگاه کنید. یک کارگردان باید خیلی به کارش وارد باشد که اصل جنس متناسب با سبکاش را بعد از مدتها، کشف کند و در جای خودش قرار دهد. به عمر ما قد نخواهد داد که روزی هیئت داوران جشنواره فجر یا آکادمی خانه سینما، قدر این نوع بازیگری را بدانند و به چنین بازیگرهایی جایزه دهند. و همین طور این نوع کارگردانی، این طور متن نویسی کار سروش صحت و دوستاش ایمان صفایی و این مدل جلوههای تصویری، و تهیه کنندگانی که اغلب پروژههایشان در جذب تماشاگر موفق بوده؛ ایرج محمدی و مهران مهام. گروهی که همه تلاششان را به خرج میدهند برای ژست نگرفتن؛ و در عوض تاثیر گذاشتن. پس حالا که امیدی به آینده نیست، خودمان دست به کار میشویم. وصف العیش، نصف العیش. تصور کنید صدای آقا یا خانم مجری (که اتفاقا معمولا از همانهایی است که چه حالی میکند صدایش را بیندازد توی گلویش) را در مراسم اختتامیه جشنواره: «سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن تعلق میگیرد به مرجانه دلدار گلچین برای بازی در نقش...» 3- گفتم «به کالینوود خوش آمدید»؛ و یادم افتاد به منبع الهام آن فیلم؛ یک کمدی ایتالیایی اثر ماریو مونیچلی بزرگ و این که کمدیهای عطاران، چه قدر به دنیای دلپذیر کمدیهای ایتالیایی نزدیکاند. چه به لحاظ حال و هوا، چه مضمون و چه اجرا. همان دنیای تلخی که فقط به زور کمدی میشود تحملاش کرد و در عین حال نزدیک به قاطبه مردم، طوری که لذت با مردم بودن را درک کند و در عین حال فاصله انتقادی و ذهنیاش را با دنیای همین مردم نگه دارد. چند وقت پیش همین جا نوشتم پوستر هومر سیمپسون میخواهم و رسید، دست فرستنده هم درد نکند. این بار میشود لینکی از آن کمدی ایتالیاییهای گرم و محبوب پیدا کرد؟ میدانم هیچ جورش گیر نمیآید. آثاری از دینو ریزی، مونیچلی، کومنچینی، جرمی یا حتی استنو؟ راستی خود خانواده سیمپسون هم الگوی خیلی خوبی برای کمدیهای ظاهرا خشن و ضد اخلاق و اجتماعی است؛ که عمیقا به انسانها برای مهربان بودن و اخلاقی زیستن و اجتماعی رفتار کردن، کمک میکند. از ما میشنوید، تاثیر بزنگاه در حفظ هنر ملی، وحدت اجتماعی، ارتباط میان آدمها و گسترش فرهنگ مهر و صدق در جامعه، از مجموعههای احتمالا موجه باقی شبکهها بیشتر است. روزی روزگاری باید این را باور کنید. 4- ما که با بزنگاه خوشیم. اگر در میانه راه نزنند و لت و پارش نکنند و جنازهاش را تحویل ما ندهند. میماند دلداری دوستان حافظ اخلاقیات متعالی و نظم اجتماعی و سنتهای گذشتگان و ارزشهای ظاهرا نیک. خب، آنها هم جواد خیابانی را دارند. این روزها یک میکروفن دستاش گرفته و رفته پارالمپیک و مدام دارد به ورزشکارها روحیه میدهد، حرفهای خوب خوب میزند، اخلاق جوانمردی و پهلوانی را یادآوری میکند و از زمین و آسمان تقدیر به عمل میآورد و حواساش هم به رعایت همه چیز و لاپوشانی شکستها هست. خلاصه همین طور دارد اخلاق و ارزشها را در جامعه نهادینه میکند. در قدردانی از زحماتاش هم میتوانیم اسم این کار را بگذاریم: گزارشگری «فاخر»، به کوری چشم ما آدمهای بهانهگیر ناجور. | |
| «بمانی هفتم» مهدی مظلومی کلید خورد | ||||||
| تهران - خبرگزاری ایسکانیوز: تله فیلم «بمانی هفتم» به کارگردانی مهدی مظلومی و تهیه کنندگی سعید سالار زهی طی اواخر هفته گذشته در منطقه درکه تهران کلید خورد. | ||||||
عوامل گروه تولید «بمانی هفتم» در حال حاضر سکانس های خارجی این تله فیلم را در اطراف منطقه درکه تصویربرداری می کنند. مهدی مظلومی با سابقه ساخت مجموعه های طنز تلویزیونی، این بار نیز پشت دوربین تله فیلمی ایستاده است که ضمن برخورداری از درون مایه طنز، با حضور بازیگرانی چون رضا شفیعی جم، رضا فیض نوروزی، معصومه آقاجانی، هادی کاظمی، امیر آتشانی، تبسم هاشمی، سیامک اشعریون، کریم قربانی و... تهیه می شود. گفتنی است، «بمانی هفتم» به شخصیت اصلی فیلمنامه اطلاق می شود که بعد از شش فرزند مرده به دنیا آمده است و چون نام فرزندان قبلی نیز «بمانی» بوده، بنابراین وقتی فرزند هفتم زنده می ماند، «بمانی هفتم» خوانده می شود. در خلاصه داستان این تله فیلم نیز آمده است: بمانی که به تازگی از دانشگاه فارغ التحصیل شده، پس از گذراندن مراحل مقدماتی به استخدام یک اداره دولتی در می آید. اما به دلیل وظیفه شناسی و وجدان کاری مورد حسادت برخی از کارمندان قرار می گیرد؛ به همین خاطر... عوامل پشت صحنه «بمانی هفتم» نیز عبارتند از: تصویربردار: محمدرضا کاظمی، صدابردار: مسعود شاهوردی، طراح صحنه و لباس: علی مربی، گریم: مریم دوستی، دستیار اول کارگردان و برنامه ریز: مجید واشقانی، مدیر تولید: سالار دریامج، تدارکات: فرید ناظرفصیحی، منشی صحنه: شیدا یوسفی، عکس: رضا موسوی و تدوین: سعید سالارزهی. تله فیلم «بمانی هفتم» در مرکز سیما فیلم تهیه و تولید می شود./120 | ||||||
| خبرنگار:210 | ||||||
| فیلم های هفته دفاع مقدس | ||||||
| «نبش قلب»،«در آرزوی پرواز»، «غریبهای در مه» و «قبل از غروب» از شبکه دو سیما | ||||||
| تهران-خبرگزاری ایسکانیوز:اسامی فیلم های سینمایی که از 1 مهر تا 5 مهر ماه از شبکه دوم سیما پخش خواهد شد،اعلام شد . | ||||||
** فیلم سینمایی «نبش قلب» 1 مهر ساعت 50/20 فیلم سینمایی «نبش قلب» محصول 1387 ایران است که به کارگردانی قاسم جعفری و تهیهکنندگی صدیقه صحت آماده پخش است. در خلاصه این داستان آمده است: در یکی از مناطق جنگی غرب کشور، عدهای در حال تفحّص هستند که یک پلاک و قسمتی از پیکر یک شهید را از زیر خاک بیرون میآورند. پس از بررسی مشخص میشود این پلاک متعلق به جوانی به نام یحیی است که خانوادهاش در روستایی واقع در سیستان زندگی میکنند. انتقال پیکر شهید به روستایشان و اتفاقاتی که در این بین میافتد، ما را به این فکر میاندازد که یاد و خاطره شهیدان هشت سال دفاع مقدس چگونه بر فضای معنوی جامعه اثرات مثبت میگذارد؟ این فیلم در روز دوشنبه 1 مهر ساعت 50/20 پخش خواهد شد. ** فیلم سینمایی «در آرزوی پرواز» روز سه شنبه 2 مهر ساعت 50/20 فیلم سینمایی «در آرزوی پرواز» محصول سال 1387 ایران است که کارگردانی آن را حسین حکمت جو و تهیه کنندگی آن را علی اصغر آزادان بر عهده داشتهاند. بازیگرانی که در این فیلم به ایفای نقش پرداختهاند، عبارتند از: شیرین بینا (مادر مانی)، یوسف مرادیان(ارد صیامی)، مجید مشیری، کتانه افشارنژاد، ایلیا شهیدی فر (مانی)، محمدرضا سهرابی، زهره صفوی و فرهاد هاشمیان. در خلاصه داستان این فیلم آمده است: پسربچه دوازده سالهای به نام مانی به بیماری صعب العلاجی دچار است. پدر او در یک مأموریت تفحص شهید شده است و مانی با مادر خود زندگی میکند. او علاقه زیادی به پرواز دارد و آرزو دارد بتواند در کابین خلبان بنشیند و از نزدیک شاهد پرواز هواپیما باشد. روزی در بیمارستان با جوانی به نام میثم آشنا میشود. میثم به مانی قول میدهد که از طریق شوهر خواهر خود «ارد صیامی» که در دوران دفاع مقدس، خلبان بوده، او را به آرزوی دیرینهاش برساند؛ اما حضور میثم باعث دگرگونی زندگی مانی، مادرش و اردو میشود ... این فیلم در روز سه شنبه 2 مهر ساعت 50/20 پخش خواهد شد. ** فیلم سینمایی «غریبهای در مه» روز پنجشنبه 4 مهر ساعت 50/23 فیلم سینمایی «غریبهای در مه» نیز محصول 1387 ایران است که کارگردانی آن را جواد افشار و تهیه کنندگی آن را قاسم جعفری بر عهده دارند. این فیلم روایت زندگی و سرنوشت دو بازمانده جنگ تحمیلی عراق علیه ایران است که یکی از عراق است به نام «سلماء» و دیگری از ایران به نام «رضا». این دو پس از گذشت بیست سال از پایان جنگ، بر اثر اتفاقاتی سر راه یکدیگر قرار گرفته و قصه متفاوت و جدیدی را درباره سالهای دفاع مقدس روایت میکنند. این فیلم در روز پنجشنبه 4 مهر ساعت 50/23 پخش خواهد شد. ** فیلم سینمایی «قبل از غروب» روز جمعه 5 مهر ساعت 30/14 فیلم سینمایی «قبل از غروب» نیز محصول 1387 ایران است که تهیه کنندگی و کارگردانی آن را محمدجواد کاسهساز به عهده دارد. موضوع این فیلم درباره پسری به نام مجید است که در روزهای اول جنگ، پدر و مادرش توسط یک افسر عراقی به نام ماجد ادهم کشته میشوند. سالها میگذرد و مجید بزرگ شده و در خط مقدم جبهه، آن افسر را مابین اُسرای عراقی میبیند و تصمیم به انتقام میگیرد .... بازیگرانی که در این فیلم به ایفای نقش پرداختهاند، عبارتند از: امیرمحمد زند (مجید)، مهسا کرامتی (هانیه)، کاظم بلوچی (حاج محمد ذاکری)، رضا آشتیانی (ماجد ادهم)، لیلا بلوکات (معصومه)، غزل عزیزی (خاله)، محسن جهانبانی (حاج ناصر)، رضا فیلی (حاج محسن)، سیدجواد حسینی (دکتر)، فریدون زارعی (راننده آمبولانس) و امین عباسی زاده (رزمنده ایست و بازرسی). این فیلم در روز جمعه 5 مهر ساعت 30/14 پخش خواهد شد. گفتنی است به دلیل همزمان شدن هفته دفاع مقدس با شبهای قدر و عدم پخش سریال «مثل هیچکس»، فیلمهای سینمایی «نبش قلب» و «در آرزوی پرواز» از ساعت 50/20 تا 20/22 پخش خواهد شد. ادامه سریال مناسبتی «مثل هیچکس» نیز از روز چهارشنبه خواهد بود./125 | ||||||
| خبرنگار:236 | ||||||
| از محل زندگی حضرت امام (ره) تا خیابان ولی عصر | ||||||
| بهروز افخمی «یازده دقیقه و سی ثانیه» را کلید زد | ||||||
| تهران – خبرگزاری ایسکانیوز : تصویربرداری تله فیلم « یازده دقیقه و سی ثانیه » به نویسندگی و کارگردانی بهروز آغاز شد | ||||||
عبدالرضا اکبری که با بهروز افخمی در پروژه «فرزند صبح» سابقه همکاری داشته است، در این تله فیلم نیز در نقش حضرت امام (ره) جلوی دوربین می رود. داستان «یازده دقیقه و سی ثانیه» در طول مسیری از جماران، محل زندگی حضرت امام (ره) تا خیابان ولی عصر و ساختمان جام جم تلویزیون روایت می شود.تله فیلم «یازده دقیقه و سی ثانیه» به نویسندگی، تهیه کنندگی و کارگردانی بهروز افخمی در مرکز سیما فیلم تهیه و تولید می شود./120 | ||||||
| خبرنگار:353 | ||||||
| رئیسجمهور دل خوشی از این برنامه تلویزیونی ندارد | |
![]() |
|
سینمای ما - کنفرانس مطبوعاتي محمود احمدي نژاد در روز پنجشنبه يک نکته ورزشي مهم داشت که اين نکته را پرسش خبرنگار يکي از روزنامه هاي ورزشي از رئيس جمهور ايجاد کرد. احمدي نژاد پس از چند دقيقه توضيح درباره موفقيت ايران در پارالمپيک و تاکيد روي جلسه يي ويژه که پس از ماه رمضان با ورزشکاران و قهرمانان ملي خواهد داشت، اشاراتي هم به حاشيه سازي برنامه «دوربين خبرساز» داشت؛ «به رسانه ها توصيه مي کنم بياييد فضاي ورزش را منطقي کنيم. من از اين برنامه دوربين خبرساز خوشم نمي آيد؛ چرا که بچه هاي ورزش ايران زحمت مي کشند پس چرا همه ورزش ايران حاشيه است و تمام اين مدت حرف اين است که فلان بازيکن رفت و فلان بازيکن آمد. من مي پرسم که آيا اينها پيگيري اخبار ورزش است.» رئيس جمهوري تاکيد کرد؛ «در حوزه اخبار ورزشي بايد بحث علمي و عالمانه شود تا ورزش ايران بر سکوهاي ورزش جهان بايستد.» به نظر مي رسد انتقادات تازه احمدي نژاد کار سازندگان برنامه دوربين خبرساز را سخت خواهد کرد. پخش اين برنامه قبلاً هم براي يک دوره کوتاه متوقف شده بود و يک برنامه تند عليه علي آبادي هم از فصول به ياد ماندني کار دوربين خبرساز بود. به هرحال بايد ديد اين انتقادات مشکلي در راه پخش دوربين خبرساز ايجاد خواهد کرد يا نه. برنامه دوربين خبرساز مشي خاص خود را دارد و بارها گوشه هاي تاريک ورزش ايران را در گزارش هاي خود به تصوير کشيده است. منبع خبر : اعتماد | |
| همراه با سريالهاي شبانه ماه رمضان-1: رامين راستاد :«كاظم متحول نميشود و بلكه تا آنجا كه ميتواند زهرش را ميريزد» | |
![]() |
|
سينماي ما- رامين راستاد درباره شخصيت كاظم در سريال «مثل هيچ كس» گفت: ويژگي كه در اين نقش دوست داشتم اين بود كه كاظم واقعا يك خانواده گرم را به هم ميريزد و بين آنها نفاق مياندازد. وجهي كه برايم جالب بوده، اين است كه مابهازاي كاظم را زياد ديدهام و تقريبا در تمام خانوادهها چنين شخصيتهايي وجود دارد. رامين راستاد با اميد به اين كه بتواند، «كاظم»ها را به خودشان با اين سريال نشان دهد و به آنها بگويد كه با رفتارشان چه اتفاقي را پيش ميبرند، درباره اين نقش و تفاوت آن با خسرو در «زير تيغ» با توجه به اينكه نويسنده هر دو سريال يكي است، گفت: در سريال «زير تيغ» شرايط اجتماعي و فقر باعث شد كه خسرو به دنبال حق خود به شكل ناجوري باشد، وگرنه من او را چندان مقصر نميدانستم. اما كاظم آدمي است كه از هر تلاشي براي برهمزدن خانوادهي «داداشي» كه به اتحاد در تمام بازار مشهور است، دريغ نميكند. راستاد در پاسخ به اين پرسش كه آيا كاظم همانند خسرو متحول ميشود گفت: كاظم متحول نميشود و بلكه تا آنجا كه ميتواند زهرش را ميريزد، اما به نوعي با بزرگي «داداشي» و خصوصيات خوب آن خانواده پشيمان ميشود اما از هيچچيز براي از بينبردن كانون خانواده دريغ نميكند. اين بازيگر در ادامه اين گفتوگو «كامل بودن فيلمنامه را بسيار مهم دانست» و به ايسنا گفت: اگر كليت فيلمنامه آماده باشد و نويسنده و كارگردان هم به اندازهي كافي به قصه اشراف داشته باشند، بازيگر ميتواند خودش را به آنها بسپارد و اعتماد كند. راستاد در پايان با بيان اين كه «آن چه از كامل بودن فيلمنامه اهميت بيشتري دارد و به بدي در سريالهاي مناسبتي جا افتاده اين است كه در اين قبيل مجموعههاي مشكل كمبود وقت وجود دارد.» گفت: قصهيي مانند «داداشي» يا «زير تيغ» در عرض شش ماه ساخته ميشوند، اما بيشتر سريالهاي مناسبتي ديگري كه من هم بازي داشتم را در دو ماه ميسازند؛ مسلما هر اندازه هم كه كارگردان و عوامل فني تبحر داشته باشند و بازيگران با تجربه باشند باز هم ساخت سريالهاي مناسبتي به دليل كمبود وقت با مشكل مواجه خواهد بود. منبع خبر : ايسنا | |
| همراه با سريالهاي شبانه ماه رمضان- 2: سعيد سلطاني كارگردان «مأمور بدرقه»: ميدانيم ساخت سريال در مدتزمان كم اشتباه است، ولي باز انجام ميدهيم | |
![]() |
|
سينماي ما- سعيد سلطاني كه ماه رمضان امسال سريال «مأمور بدرقه» را براي شبكه تهران كارگرداني ميكند، گفت: قاعده اين است كه براساس يك زمانبندي مناسب سريالهاي ماه رمضان ساخته شوند، اما وقتي با وجود تمام اين دردسرها ميبينيم كه سريالهاي خوبي ساخته ميشوند، به گونهاي دهن همهمان بسته ميشود. ***دهن همهمان بسته ميشود؟! اين كارگردان دربارهي سرعت بالاي ساخت سريالهاي ماه رمضان و تبعات مثبت و منفي آن، خاطرنشان كرد: يكي از محاسن توليد و پخش همزمان سريالهاي ماه رمضان اين است كه ميتوان در حين پخش از مردم «نظرسنجي» داشت. حقيقت اين است كه انجام كاري با عجله، معقول نيست و از پروسه توليد فيلم و سريال در تلويزيون دور است. اما اين نقصي است كه ما هرسال با آن درگير هستيم و به نظر نميرسد راه حل ويژهيي هم برايش وجود نداشته باشد. ***ميدانيم ساخت در مدتزمان كم، اشتباه است ...ولي باز انجام ميدهيم سعيد سلطاني در پاسخ به اين پرسش كه آيا مشكل تصويبشدن سريالهاي ماه رمضان در دقيقه نود تنها فيلمنامه است و چرا اصولا يك شبكه تلويزيوني يك كارگردان و همچنين بازيگران بايد ساخت سريالهاي مناسبتي را به رغم كمبود وقت بپذيرند؟ گفت: حقيقت اين است كه يك مجموعه باعث انجام اينكار ميشود. هر سال در تلويزيون چندين مناسبت از جمله ماه رمضان، محرم، عيد نوروز و غيره برگزار ميشود و در اين ميان اين ايده بين تمام مديران شبكهها هست كه بهترين سريال را براي اين ايام توليد و پخش كنند. شايد همين دليل باعث شده كه ساخت سريالهاي مناسبتي در لحظه آخر اتفاق بيفتد و سرعت در ساخت اين مجموعههاي تلويزيوني به مشكلي هرساله تبديل شود. كارگردان «مأمور بدرقه» تصريح كرد: ميدانيم كه ساخت سريالهاي ماه رمضان در مدتزمان كم، اشتباه است ولي باز هم انجام ميدهيم. وي با تأكيد بر لزوم ساخت سريالهاي ماه رمضان در زمانبندي مناسب، در اينباره اظهار كرد: كار ما يك كار فكري است بايد همه عوامل جداگانه در حوزه وظايف خود كار كنند تا ايده پرورش پيدا كند و به مرحله اجرا برسد. در بحث اجرا هم بايد هم كارگردان و هم بازيگر به آن كشف و شهود لازم برسد تا مفاهيم مدنظر ما كه در بطن كار وجود دارد پيدا و ارايه شود. ***روابط انساني حتي در سريالي سرگرمكننده داراي پيام است سعيد سلطاني در پاسخ به پرسش دربارهي تمايل اغلب كارگردانان و تهيهكنندگان به پخش سريالهايشان در ماه رمضان و انتقال پيامي ويژه به مخاطب، خاطرنشان كرد: امر بديهي است كه يك اثر نمايشي داراي پيام و محتوايي باشد و خاصيت ادبيات نمايشي انتقال تجربه است. اين را بپذيريم كه روابط انساني حتي در سريالي سرگرمكننده داراي پيام و محتوايي است. وي تصريح كرد: اينكه بخواهيم براي سريالي مضموني بتراشيم خطر بزرگتري است و تا اينكه يك كارگردان در متن ذهنش اين باشد كه قصد ارايه هيچ پيامي را ندارد، چراكه خودبهخود انتقال پيام اتفاق ميافتد. *** نه به آن شوري و نه به آن بينمكي كارگردان «مأمور بدرقه» در پاسخ به اين پرسش ايسنا كه جريان سرعت بالاي ساخت سريالهاي ماه رمضان آيا بايد كارگردانان را به توانمندي رسيدن به دقايق بالاي فيلم مفيد در طول يك روز برساند و يا اينكه در هر حال بايد استانداردي را براي ساخت آثار لحاظ كرد؟ گفت: ساخت مجموعههاي تلويزيوني اينگونه نيست كه چندينسال صرف توليد آنها شود و هزينه بالايي براي آنها پرداخته شود. از طرفي نميتوان مجموعهاي 20 قسمتي را ظرف 20 روز ساخت؛ نه به آن شوري شود و نه به آن بينمكي. سلطاني ادامه داد: استانداردها را ما كارگردانان مشخص ميكنيم. بر اين اساس برخيها نشان دادهاند كه ظرف مدتي كوتاه هم با انتخاب عوامل خوب ميتوان كار خوب ساخت. برخي كارگردانان به حدي قدرت انتقال و حضور ذهن دارند كه ظرف يك روز ميتوانند دقايق مفيد بسياري فيلمبرداري كنند. به اعتقاد اين كارگردانان تلويزيوني مرحله ساخت فيلم و سريال يك مرحله مكانيكي نيست كه بتوان براي آن استاندارد تعداد دقيقه فيلم مفيد تعيين كرد. سعيد سلطاني در پاسخ به اين پرسش كه در ساخت سريال «مأمور بدرقه» روزانه چند دقيقه فيلم مفيد ميگيرد؟ گفت: روزانه 10 دقيقه فيلم مفيد ميگيرم. ***وقتي كار مناسبتي را ميپذيريم ميدانيم در يك بحرانيم كارگردان سريالهاي «پس از باران» و «خانهاي در تاريكي» در پاسخ به اين پرسش كه آيا ساخت سريالهاي مناسبتي به قيمت واردآمدن فشار بسيار بر عوامل در مجموع ارزشش را دارد؟ گفت: وقتي قرار است در تلويزيون مجموعهاي ساخته شود، بايد ساخته شود. ساخت اين مجموعهها مطمئنا با انتخاب صورت ميگيرد. شايد يك اجبار و محدوديت زماني براي ساخت اين سريالها وجود داشته باشد، اما همه ما وقتي كار مناسبتي را ميپذيريم ميدانيم كه در يك بحران زماني قرار داريم كه بايستي به اضافه اينكه كار به خوبي تمام ميشود، در يك رقابت ناخواستهاي كه بخش اعظم آن را رسانهها ايجاد كردهاند، شركت كنيم. ***توانستيم يكي از بهترين بازيگران سريال طنز را داشته باشيم كارگردان به اين پرسش كه آيا در انتخاب بازيگران اين سريال به اهداف اوليهاش رسيده است پاسخ منفي داد و افزود: ما هرگاه قصد ساخت سريالي را داريم فكر ميكنيم گزينههاي بسياري پيشرو داريم اما در مرحله انتخاب كه ميرسيم متوجه ميشويم بازيگر خوبي كه بتوان نقش را به او سپرد و از عهده كار به خوبي برآيد، كم پيدا ميشود. ما هم در مأمور بدرقه همين بحران را داشتيم. با اينحال به لطف خدا يكي از محسنات كارمان در ماه رمضان امسال اين بود كه توانستيم يكي از بهترين بازيگران سريال طنز را داشته باشيم. ***مخاطبان خارج از كشور سلطاني كه در كنار پخش از شبكه تهران، مأمور بدرقه را درحال پخش از شبكه جامجم نيز ميبيند، در پاسخ به اين پرسش كه آيا اين سريال را مناسب حال فارسيزبانان خارج از كشور ميبيند؟ گفت: فكر ميكنم نگاه اجتماعي اينكار به مسايل خيلي مورد توجه مردم قرار گيرد. قصدمان بر اين بوده كه آدمها را از همين طبقه واقعيشان بررسي كنيم و بر همين اساس شخصيتها را طراحي كردهايم. طنزهاي سريال «مأمور بدرقه» به گونهاي نيست كه مخاطبان خارج از كشور متوجه آن نشوند اما اينكه چه برخوردي با اين طنزها ميشود، بايد در پايان پخش بررسي كرد. *** ادامه كار با تجربههاي مشترك سعيد سلطاني در پاسخ به پرسش درباره ساخت سريال طنز مأمور بدرقه پس از ثبت تجارب سريالهاي «پس از باران»، «خانهاي در تاريكي»، «سالهاي برف و بنفشه» و «شكرانه»، اظهار كرد: برخلاف تصور شما، ما چندان قدرت انتخاب در كارهاي بعديمان نداريم. آنچه براي ما حكم انتخاب است، در وهله نخست متن و در وهله بعد تهيهكنندهاي است كه بتوان با او ارتباط برقرار كرد وقتي اين چند فاكتور در كنار هم قرار بگيرند، ساخت سريالي را ميپذيريم. وي به اين پرسش كه آيا فاكتورهاي موردنظرش در سريال «مأمور بدرقه» در كنار هم قرار گرفته است پاسخ مثبت داد و افزود: سالهاست كه با آقاي عفيفه كار كردهام و تجربههاي مشترك بسياري داشتيم. ضمن اينكه اميرعباس پيام نويسنده جوان و خوشذوقي است كه با قريحه اين متن را نوشته است. ***ساعت پخش به ما مربوط نميشود سعيد سلطاني درباره زمان پخش سريال «مأمور بدرقه» كه به عنوان آخرين سريال ساعت 23 به روي آنتن ميرود، گفت: اين مسأله چندان به من مربوط نميشود. البته دايما از من در اينباره نظر ميخواهند و من هم نظراتي ميدهم اما عليالاصول ساعت پخش در جمع مديران تصويب ميشود. ***استفاده نكردن از پيشنهاد ها كمهوشي است كارگردان «مأمور بدرقه» در پاسخ به اين پرسش كه تا چه اندازه براي اعمالنظر در صحنهها براي بازيگران حق قايل است؟ گفت: ساخت سريال كه اتفاق مشترك است و كارگردان خوب كسي است كه اجازه دهد. عواملش در راستاي ايده كلي كه وجود دارد، كار كنند و عدم استفاده از هر پيشنهادي كه به تقويت ايده كلي داستان كمك كند، كمهوشي است. ***ما به ناچار در اين رقابت قرار ميگيريم وي به اين پرسش كه آيا در رقابتي كه براي كسب عنوان بهترين سريال هرسال در ماه رمضان به وجود ميآيد او هم به عنوان كارگردان مأمور بدرقه قرار گرفته است، پاسخ منفي داد و افزود: ما به ناچار در اين رقابت قرار ميگيريم. به اعتقاد من تمام دوستاني كه ساخت سريالهاي ماه رمضان امسال را برعهده دارند، از بهترين كارگردانان سيما هستند. ولي در نهايت اگر مردم به دور از جوسازيها، بهترين سريال را انتخاب كنند، آنان بهترين قاضي هستند و به خوبي تشخيص ميدهند. منبع خبر : ايسنا | |
| بماني هفتم بعد از شش فرزند مرده به دنيا آمده است! مهدي مظلومي «بماني هفتم» را با حضور شفيعيجم كليد زد | |
![]() |
|
سينماي ما- تلهفيلم «بماني هفتم» به كارگرداني مهدي مظلومي و تهيهكنندگي سعيد سالارزهي در منطقه دركه تهران كليد خورد. به نقل از سايت خبري سيما فيلم، اين تلهفيلم با محوريت طنز و براساس فيلمنامهاي از مجيد فرازمند در سيما فيلم تهيه مي شود. بنا بر اين گزارش، عوامل گروه توليد «بماني هفتم» در حال حاضر سكانس هاي خارجي اين تله فيلم را در اطراف منطقه دركه تصويربرداري ميكنند. مهدي مظلومي با سابقه ساخت مجموعه هاي طنز تلويزيوني، اين بار نيز پشت دوربين تله فيلمي ايستاده است كه ضمن برخورداري از درون مايه طنز، با حضور بازيگراني چون رضا شفيعيجم، رضا فيض نوروزي، معصومه آقاجاني، هادي كاظمي، امير آتشاني، تبسم هاشمي، سيامك اشعريون، كريم قرباني و... تهيه ميشود. «بماني هفتم» به شخصيت اصلي فيلمنامه اطلاق ميشود كه بعد از شش فرزند مرده به دنيا آمده است و چون نام فرزندان قبلي نيز «بماني» بوده، بنابراين وقتي فرزند هفتم زنده مي ماند، «بماني هفتم» خوانده ميشود. در خلاصه داستان اين تله فيلم نيز آمده است: بماني كه به تازگي از دانشگاه فارغ التحصيل شده، پس از گذراندن مراحل مقدماتي به استخدام يك اداره دولتي در ميآيد. اما به دليل وظيفه شناسي و وجدان كاري مورد حسادت برخي از كارمندان قرار ميگيرد؛ به همين خاطر... عوامل پشت صحنه «بماني هفتم» نيز عبارتند از: تصويربردار: محمدرضا كاظمي، صدابردار: مسعود شاهوردي، طراح صحنه و لباس: علي مربي، گريم: مريم دوستي، دستيار اول كارگردان و برنامهريز: مجيد واشقاني، مدير توليد: سالار دريامج، تداركات: فريد ناظرفصيحي، منشي صحنه: شيدا يوسفي، عكس: رضا موسوي و تدوين: سعيد سالارزهي. تلهفيلم «بماني هفتم» در مركز سيمافيلم تهيه و توليد ميشود. منبع خبر : فارس | |
حجت الاسلام آشنا معتقد است حتیالمقدور روحانی باید نقش خودش را خودش ایفا کند و به این سمت پیش نرویم که هنرپیشهها را روحانی جلوه دهیم.به گزارش «فردا»، حجت الاسلام حسام الدیت آشنا درباره نخوه برخی بازیگران به عنوان ایفاکنندگان نقش های روحانیون در توصیه به کارگردانان می گوید: اگر کارگردانها زحمت بکشند و به همان اندازه که به دنبال بقیه عناصر سریال میگردند، حاضر باشند به دنبال روحانی سریال هم بگردند مشکل حل می شود.
بنابراین گزارش وی که در مجله سپیده دانایی قلم زده است در ادامه می نویسد: وقتی شما هنرپیشهای را روحانی میکنید که در فیلم دیگری کاراکتری بد یا شر یا کمدی است، غیرمستقیم به آن کاراکتر لطمه میزنید. باید در بین این سیل روحانیون جوان علاقهمند به هنر سینما و تلویزیون و کسانی که در دانشکده صدا و سیما درس خواندهاند، کسانی را پیدا کنیم که بتوانند این نقشها را ایفا کنند. آن وقت دیگر روحانی ما آیه قرآن را غلط نمیخواند، یا در سریالهای ماه رمضان حرف بیربط نمیزند.
دکتر آشنا در ادامه با ذکر مثال هایی از نقش آفرینی بازیگران به جای روحانیون می نویسد: من روی فیلمهای مشهور مانند مدرس اعتراض دارم. چه با بازی هادی اسلامی و چه بازی مرحوم شکیبایی که مدرس او از مدرس هادی اسلامی مدرستر است. همان موقع هم میشد روحانیونی پیدا کرد که خیلی مدرستر از اینها باشند. امروز کسی که همیشه در سریالها نقش مردهای دو زنه بازی کرده و در فیلمهای سینمایی سبک، بازی کرده حق ندارد در فیلم فرزند صبح، در نقش حاج احمد آقا بازی کند.
وی در این خصوص می گوید: اینها ملاحظاتی است که در سینمای دینی و برنامههای دینی باید به شدت رعایت کرد. این سلیقه نیست. آن چیزی که امروز در سریالهای تلویزیون دارد بیان میشود هیچ نسبتی با واقعیت روحانیت امروز ما ندارد و یک سری برداشتهای انتزاعی از مسئله است. زندگی امام جماعت یک مسجد هیچ وقت محور یک برنامه تلویزیونی قرار گرفته؟
انتقادات این روحانی کارشناس در امور رسانه ای در حالی است که محمدرضا شریفی نیا به پیشنهاد حاج سید حسن خمینی به جای یادگار امام راحل در سریال فرزند صبح نقش بازی می کند.
| مختار به مدائن رسيد |
| محسن دامادی فیلمنامه «گل پونه ها» را می نویسد | ||||
| تهران – خبرگزاری ایسکانیوز: محسن دامادی نگارش فیلمنامه «گل پونه ها» را با محوریت شهدایی که در پرورشگاه بزرگ شده اند، به زودی آغاز خواهد کرد . | ||||
| به گزارش گروه فرهنگی هنری باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران "ایسکانیوز" ، این فیلمنامه که برای یک مجموعه سیزده قسمتی نوشته خواهد شد، اینک در مرکز سیما فیلم مراحل تحقیقات را پشت سر می گذارد . محسن دامادی، نویسنده فیلمنامه «گل پونه ها»، با اشاره به وضعیت این فیلمنامه به سیما فیلم گفت:« فعلاً در حال مطالعه و تحقیقات هستم؛ ضمن این که بخشی از تحقیقات را هم خودم انجام می دهم.» وی در ادامه افزود:« به دنبال کسب اطلاعات بیشتری هستم تا به یک ساختار مناسب برای فیلمنامه دست پیدا کنم.» نویسنده فیلمنامه «گل پونه ها» با اعلام این که لازم است در حال و هوای کار قرار بگیرد تا بتواند نگارش فیلمنامه را شروع کند، گفت:« هنوز در خصوص ساختار فیلمنامه به نتیجه نرسیده ام.» «گل پونه ها» داستان جوانانی است که در پرورشگاه بزرگ شده اند و مقارن با شروع جنگ تحمیلی و دوران دفاع مقدس به جبهه رفته و به شهادت رسیده اند ./120 | ||||
| خبرنگار:166 |
| تصويربرداري جديدترين مجموعه طنز مهران مديري هفته آينده شروع ميشود | |
![]() |
|
سينماي ما- مهران مديري پروژه جديد خود را كه در قالب طنز ساخته خواهد شد، روز شنبه كليد ميزند. مديري تصويربرداري كار جديد خود را روز شنبه در لوكيشني واقع در تهران آغاز ميكند. بنابر اين گزارش، اين مجموعه هم در قالب سي دي يا دي وي دي روانه بازار خواهد شد و بازيگراني چون سيامك انصاري، محمد رضا هدايتي، نصر الله رادش، سحر جعفري جوزاني، شقايق دهقان، نادر سليماني و ... در آن حضور خواهند داشت. داستانهاي اين مجموعه جديد كه هنوز نامي براي آن مشخص نشده است، در قالب طنز و به سرپرستي پيمان قاسم خاني توسط محراب قاسم خاني، امير مهدي ژوله و خشايار الوند نوشته شدهاند. داستانهاي اين مجموعه در قالبي متفاوت و نو نوشته شده كه هيچ شباهتي به ساير آثار مهران مديري ندارد. مهران مديري پيش از اين مجموعه «گنج مظفر» را در قالب لوح فشرده ساخته كه هنوز روانه بازار نشده است. مجموعه «گنج مظفر» با حضور بازيگراني چون مهران مديري، محمد رضا هدايتي، ها | |









جهان نیوز: "هیچکدام از دخترانم در عرصه سینما فعالیت نمیکنند، فقط یکی از آنها نویسندگی میکند. اگر خودشان هم تمایل به فعالیت داشته باشند من اجازه نمیدهم، چرا که سینما جای مناسبی برای خانمها نیست، سینما (چه در ایران و چه در جهان) برای زن، جای خوبی نیست، چون در سینما زمینۀ فساد زیاد است، عرصه فساد پذیری در آن زیاد است و به همین دلیل نه برای خانمها بلکه برای آقایان هم مناسب نیست..."این جملات بخشی از حرفهای جنجالی "فرج الله سلحشور" در گفت و گوی ماه گذشتهاش با روزنامه ایران است. حرفهایی که برخی از حاضران سومین جشنواره فیلم پلیس پس از اعلام نام فرد برگزیده بخش کارگردانی تولیدات ناجا با تعجب و البته حدس و گمان، زیر گوش کنار دستیشان، آنها را زمزمه کردند.زینت سلحشور کارگردان فیلم نیمه بلند "انتقام بزرگ" آن شب در مراسم حاضر اما به دلیل آنچه خود بدشانسی میخواند، هنگام اعلام نامش برای تقدیر، در تالار اصلی غایب بود اما خارج شدن نامش از پاکت برگزیدگان جشنوارهای سینمایی، کافی بود تا حرف و حدیثهایی هر چند در قالب شنیدهها دربارۀ اختلاف او و پدرش، در میان اهالی رسانه، به دنبال منبعی برای تأیید یا تکذیب، دهان به دهان شود.زینت سلحشور دختر کارگردان سریال پرحاشیه یوسف پیامبر (ع) است. او اگرچه امروز و در شرایط خاصی که گفتهها و فعالیتهای پدرش فراهم آورده است نامش رسانهای میشود، اما یک دهه است که از اهالی سینمای ایران به شمار میرود."نزدیک به 10 سال است که وارد سینما شدهام. کارم را با دستیاری کارگردان و برنامه ریزی آغاز کردم و تا امروز هم در پروژههایی مثل شهر آشوب (یدالله صمدی) امام حسین (ع) کار نیمه تمام شهریار بحرانی و سریال یوسف پیامبر (ع) حضور داشتهام."اينها گفتههاي زينب سلحشور به "وطن امروز" است كه به قول خودش 8 سال در سايه بوده است. اختلاف هست اما.....سلحشور در توضیح حرفهایی که درباره اختلافات او با پدرش برای کار در سینما مطرح شده است، میگوید: "تا پیش از برگزاری سومین جشنواره فیلم پلیس و دریافت جایزه ویژه کارگردانی در میان تولیدات ناجا، پدرم از فعالیتم بیخبر بود. اختلاف نظرات من و پدرم خیلی زیاد است اما این از جنس همان اختلاف نظری است که شاید میان بسیاری از والدین و فرزندان وجود داشته باشد، این اختلاف کاملاً طبیعی است."وی تأکید میکند:"بالاخره پدر من نگرانیها و تجربههایی دارد که منتقل میکند. من هم از آنها استفاده میکنم اما اینکه میگویم پدرم از کارگردانی این فیلم بیاطلاع بود از سر اختلاف با او نیست، بلکه من اصلاً به هیچکس درباره این فیلم حرفی نزده بودم، نه به پدرم نه به مادرم و نه حتی به آقای (محسن) علی اکبری که از دوستان نزدیک خانواده ما هستند و اتفاقاً در آن مقطع هم چند ماهی در دفترشان مشغول بودم. من چون خودم از کیفیت روند تولید این فیلم راضی نبودم و الان هم از نتیجه کار اصلاً راضی نیستم و هرچقدر هم جایزه تندیس بگیرد نمیتوانم آن را فیلم خوبی بدانم نمیخواستم دیگران را در استرسهایم شریک کنم، برای همین کل روند تولید را به طور مستقل و بدون اطلاع دیگران دنبال کردم و به انتها رساندم."زینب سلحشور میگوید: "من در حال حاضر زندگی کاملاً مستقلی از خانوادهام دارم. به سه دلیل خیلی ساده زندگی مستقل از خانوادهام را انتخاب کردهام اول اینکه خانه پدری ما همیشه پر از میهمان و آمد و شد است و برای همین کارکردن در آنجا برایم دشوار بود (واقعاً هم نمیدانم پدر چطور میتواند در آن شرایط کار کند! دومین دلیلم، حساسیتهای خاصی بود که تمامی والدین روی کیفیت فعالیت فرزندانشان دارند و این برای من که به عنوان مثال در پنجشبانه روز شاید با 2 وعده غذا هم بتوانم کار کنم کمی نامطلبوب بود و جلوی کار کردنم را میگرفت (چرا که این غذا نخوردن اصلاً برای والدین نمیتواند معقول باشد) سومین دلیل هم این است که میخواهم اگر به جایی میرسم خودم رسیده باشم نه به واسطۀ نزدیکان و در سایه پدرم."وی میافزاید:" من یکی از منتقدان جدی سریال یوسف پیامبر (ع) هستم. به عقیده من مشورت نگرفتن با اهل فن موجب شده است که برخی نقاط ضعف جدی در این مجموعه به وجود بیاید. هرچند که برخی پارامترها مانند طراحی لباس و برخی دکورها به جذابیت مجموعه کمک کرده است و میتواند مخاطب را به سریال جذب کند."در مورد سینما هیچگاه به تفاهم نخواهیم رسیدزینب سلحشور می گوید:" من و پدرم هیچگاه در مورد سینما به تفاهم نرسیدهایم و فکر هم نمیکنم هرگز برسیم چرا که من مثل پدرم فکر نمی کنم."وی خاطرنشان می کند:" من يك دختر چادری هستم و بارها شده است که برای پروژهای دعوت شدهام. اما بعد از اینکه حضوری رفتهام و پوششم را دیدهاند دیگر تماس نگرفته و به اصطلاح من را پیچاندهاند! اما در عین حال در پروژههایی هم که حضور داشتهام در کمتر از یک هفته توانستهام نظر اطرافیان را نسبت به خودم تغییر دهم و با تمامی عوامل حتی تا مدتها بعد از اتمام کار روابط حسنهام را حفظ کنم. خب اینها در سینما هست اما به نظرم نمیتوان حکم کلی صادر کرد، لااقل من نمیتوانم چنین قضاوتی درباره دیگران داشته باشم."سلحشور تأکید میکند:" من نمیگویم که همه در سینما طیب و طاهر هستند، چرا که این غیر ممکن و در تمامی مشاغل هم اینگونه است. ضمن اینکه سینما به دلیل شرایط خاصی که دارد و نیز نظارتی که نمیتوان به صورت سیستماتیک بر آن حاکم کرد، بستر مناسبتری برای بروز برخی مسائل دارد اما با همین شرایط هم، من انسان خوب در این عرصه بسیار دیدهام، انسانهایی که حاضرم به سرشان قسم بخورم و نمیتوانم در جایگاه قضاوت و صدور حکم کلی درباره سینما آنها را نادیده بگیرم."وی میگوید:" شاید هم حق با پدرم باشد، اما من نمیتوانم او را درک کنم، در عین اینکه او را محکوم هم نمیکنم و میگویم احتمال دارد اشتباه از من باشد."منتقد آقای سلحشورم و با پدرم مشکلی ندارمدختر فرج الله سلحشور در ادامه صحبتهایش تأکید میکند:"من هیچ مشکلی با پدرم ندارم، درست است که به آقای سلحشور در جایگاه حقوقیاش انتقاداتی دارم، اما پدرم همیشه برایم پدر است و جایگاه ویژه و خاصی هم برایم دارد."وی میافزاید: "من به هیچ عنوان نمیتوانم منکر شوم زمانی که چشم به دنیا باز کردم پدرم بالای سرم نبوده است و نمیخواهم منکر این این باشم که دوستان و حتی حداقل اعتباری که امروز در میان سینماگران دارم را مدیون او هستم. از همان دوران کودکی وقتی تلویزیون میدیدم حرفهای پدرم درباره قاببندیها، نورپردازی، دیالوگ و .... همه برای ما کلاس درس بود و مگر تجربه جز اینهاست، من در کنار پدرم بود که فهمیدم دوربین چیست، کادر چیست، دیالوگ یعنی چه و ..."سلحشور میگوید: کودکی من سرشار از خاطره تمرینهای تئاتری پدرم در خانه است و حتی روزهایی که محسن مخملباف به خانهمان میآمد و میهمان پدرم بود را به یاد دارم. اینها همه تجربیاتی است که من امروز از آنها بهرهمندم."وی تأکید میکند:" من میخواستم سینما را از صفر شروع کنم و از نردبان (نام پدر) استفاده نکنم، اما متأسفانه انگار در کشور ما اینگونه نمیتوان بود، همه به محض شنیدن نامت انتظار دارند تو را در جایگاهی که تصور کردهاند ببینند و بر اساس همان تصورات میخواهند تمام عقبماندگیهایی که در زندگی داشتهاند را با تو تصفیه کنند! این بود که بعد از نزدیک به 8 سال فعالیت در سایه، از 2 سال پیش تصمیم گرفتم وارد عرصه هایی چون نویسندگی و کارگردانی شوم و به فعالیتهایم صورتی جدیتر دهم. با خودم گفتم تو که در هر صورت ناسزا میشنوی، لااقل کاری را که دوست داری انجام بده!"سلحشور درباره نخستین تجربه کارگردانیاش هم میگوید:"انتقام بزرگ فیلمی نیمه بلند درباره قرصهای روانگردان بود که به سفارش ناجا ساختم و خیلی هم تجربه تلخی برایم بود! هیچ وقت فکر نمیکردم کار اولم را در شرایطی کارگردانی کنم که تمام دوستان و همکاران سینماییام مشغول کار باشند و من مجبور شوم به ناچار به کسی اطمینان کنم که هر چه نامردی میتوانست، در حقم کرد، البته این هم برایم تجربهای بود که هیچ وقت و تحت هیچ شرایطی با کسی که نمیشناسم، کار نکنم."وی میگوید: "در شب تقدیر در جشنواره پلیس هم 4 ساعتی که در سالن بودم خبری نشد، اما (شاید از بدشانسی) همان 10 دقیقهای که برای نماز سالن را ترک کرده بودم، اسمم را اعلام کردند. حیف شد، چون قصدم این بود که دیپلم افتخار و جایزهام را روی سن به (سید علیرضا علویان) تقدیم کنم که صداگذاری و میکس فیلم را بر عهده داشت. به جرأت میتوانم بگویم او تنها کسی بود که در این تجربه تلخ، از دستش حرص نخوردم و استرس نداشتم!"سلحشور دربارۀ ادامه فعالیتش در سینما هم میگوید: "دیگر سراغ کارهایی چون برنامهریزی و دستیاری نمیروم مگر در مورد عبدالرضا (شاهین) شهباززاده، که جانباز شیمیایی است و به دلیل ارادتی که به او دارم هرگاه در پروژهای مشغول شود حتماً تا جایی که در توانم باشد همراه و کمکحالش خواهم بود. الان هم فیلنامهای داریم که در مرحله تأیید در شبکه دوم سیماست و معلوم نیست چه زمان و در چه قالبی ساخته شود."























