مرد دوهزار چهره نوروز روی آنتن می‏رود
کیهان ملکی این روزها مشغول بازی در مجموعه نوروزی طنز "مرد دو هزار چهره" به کارگردانی مهران مدیری است.

به گزارش مهر، مدیری بعد از کارگردانی مجموعه‌های نوروزی "جایزه بزرگ" و "مرد هزار چهره" سومین مجموعه نوروزی خود را با نام موقت "مرد دو هزار چهره" اوایل دی‌ماه کلید زده است. لوکیشن این مجموعه ولنجک است و گروه این روزها مشغول ضبط است.

گروه نویسندگان شامل محراب قاسمخانی، خشایار الوند و امیرمهدی ژوله هستند. مجموعه جدید مدیری در ادامه "مرد هزار چهره" و خود وی بازیگر نقش اصلی آن است. شقایق دهقان، پژمان بازغی، فلامک جنیدی، عارف لرستانی و... دیگر بازیگران مجموعه‌اند.

مدیری در "مرد دو هزار چهره" در یک موقعیت جدید قرار می‌گیرد. این مجموعه در 15 قسمت 45 دقیقه‌ای تهیه می‌شود و قرار است در آن مشاغلی غیر از آنچه در "مرد هزار چهره" بود، به شوخی گرفته شود.

شنیده می‌شود مدیری در این پروژه قصد دارد بازیگران سینما را جذب کند. وی مجموعه‌های "ساعت خوش"، "پاورچین"، "نقطه‌چین"، "شب‌های برره"، "ببخشید شما"، "پلاک 14" و "باغ مظفر" را ساخته است.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه دوم اسفند 1387 و ساعت 20:18 |
قیمت زلیخا، 20 برابر یوزارسیف بود !

آینده : با نزدیک شدن به قسمت های پایانی سریال حضرت یوسف(ع) هر روز ابعاد جدیدی از این پروژه مشخص می شود.

 کتایون ریاحی در این سریال گران ترین هنرپیشه بوده که ماهانه حدود 7 تا 10 میلیون تومان برای حضور در نقش زلیخا دریافت کرده که بیش از 20 برابر دستمزد بازیگر یوسف بوده است. به گونه ای که ارزان ترین بازیگر از میان نقش های اصلی سریال مصطفی زمانی، بازیگر مازندرانی نقش یوسف بوده که 200 تا 500 هزار تومان در ماه دریافت می کرده است.

گفته می شود بیشترین هزینه ها صرف نظر از بازیگر، هزینه های گزاف ساخت دکور ها و اجاره وسائل و ادوات فیلمبرداری بوده اند. پیش از این مسئولین ساخت این سریال، بیشترین رقم هزینه تولید آن را 7 میلیارد تومان اعلام کرده بودند که برخی از منابع آگاه معتقدند با توجه به هزینه هایی که در این سریال شده است، این رقم غیر واقعی به نظر می رسد.

در حالی که گمانه زنی های زیادی در مورد هزینه های ساخت این سریال انجام شده، یک منبع آگاه در این مورد به «آینده» گفت: هزینه واقعی سریال 14 میلیارد تومان بوده که 6 و نیم میلیارد آن توسط تلویزیون و مابقی آن از محل کمک هایی از نهاد ریاست جمهوری، یکی از ارگان ها و چند چهره شاخص در مجلس تامین شده است.

وی گفت: هنوز 13-14 قسمت از سریال باقی مانده که در آن برادران یوسف به تپس می آیند و پس از ملاقات با او به کنعان می روند. در بخشی از سریال نیز بر اساس یک روایت غیر معتبر که در منابع دینی تشیع چندان روی آن تاکید نشده، یوسف به امر خدا زلیخا را جوان کرده و با او ازدواج می کند.

در طرح اولیه این سریال، همسر اول و فعلی یوسف به خواستگاری زلیخا می رود، اما این منبع آگاه یادآور شد که به خاطر حساسیت ها ممکن است این اتفاق به نحوی دیگر بیفتد، اما یقینا یوسف زلیخا را به عقد خود در خواهد آورد.

در اين حال ناهماهنگي در روند گذشت زمان در اين مجموعه تلويزيوني به رغم هزينه هاي فوق العاده آن موجب اعتراض منتقدين هنري شده است. به گفته آنان، گذشت حدود سي سال در حالي در چهره زليخا به شدت محسوس است كه كمترين اثري در سيماي كنيزان زليخا يا مادر فرمانرواي مصر نداشته است. همچنين در حالي بخشي از موهاي يوزارسيف 40 ساله در طول 12سال پس ار آزادي از زندان سفيد شده است كه چهره مالك مشاور وي يا بنيامين بردار او، تغيير خاصي ننموده است.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه دوم اسفند 1387 و ساعت 19:46 |
انتقاد حداد از تغييرنام يوسف به يوزارسيف
اسمي را که مردم 1400 سال با آن زندگي کرده اند به اين آساني نمي شود از آنها گرفت، البته سليقه هر کسي محترم است.
ايرنا: رئيس کميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي، ضمن قدرداني از ساخت سريال يوسف پيامبر(ع)، گفت: اگر من جاي سلحشور بودم، اسم يوسف را به يوزارسيف تغيير نمي دادم.

"غلامعلي حدادعادل"، با بيان اين مطلب، اظهار داشت: اسمي را که مردم 1400 سال با آن زندگي کرده اند به اين آساني نمي شود از آنها گرفت، البته سليقه هر کسي محترم است.

نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي، افزود: من البته فرصت نمي کنم سريال ها را کامل ببينم ولي از اينکه ديگران توجه مي کنند، نشان مي دهد که اين فيلم بسياري از مردم را به سوي خودش جذب کرده است.

رئيس مجلس هفتم، ادامه داد: هر سريال خوب ممکن است معايبي هم داشته باشد و اشکالي ندارد چون اينها تجربه هايي براي ساخت کارهاي بهتر مي شوند.

حداد عادل، ساخت فيلم و سريال از زندگي هر کدام از شخصيت هاي تاريخي، فرهنگي و مذهبي را لازم دانست و ياد آور شد: تاکنون زندگي شخصيت هاي تاريخي، ادبي و مذهبي زيادي ساخته شده اند که هنوز 10 درصد آن کاري که بايد نسبت به تاريخ و فرهنگ پر عظمت کشورمان بشود، صورت نگرفته است و فهرست اين افراد خيلي بلند بالاست.
 
 
 
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه هجدهم بهمن 1387 و ساعت 19:22 |
يوزارسيف: با همه جواني، سال‌ها رنج برده‌ام در آن بعدازظهر كه قرار مصاحبه را گذاشتيم و در فاصله يك ساعتي كه مصطفي زماني تاخير داشت، در وبگردي‌هاي لابلاي صفحات بي‌نهايتي كه براي «بازيگر نقش حضرت يوسف(ع)» باز شده بود، دريافتم مصطفي زماني درست ساعت 11 صبح روز هشتم بهمن هشتاد و سه براي اولين بار جلوي دوربين قرار گرفت تا «يوزارسيف» شود و دست بر قضا ‌آن روز هشتم بهمن بود. چهار سال و چند ساعت مي‌تواند زمان خيلي زيادي نباشد براي ‌آنكه سرنوشت يك نفر آنقدر عوض شود كه به جاي يكي از آن سه هزار نفري كه براي نقش يوسف از آنها تست گرفته شد و رد شدند، جوان بيست‌وهفت ساله‌اي با اعتماد به نفس روبه‌رويمان بنشيند كه آنقدر خوب از عشق و همه چيز حرف بزند كه گويي چيزي از روح يوسف نبي در او حلول كرده باشد. مصطفي يادش نبود چهارسالگي يوسف شدنش را جشن بگيرد. حتي وقتي پرسيديم كه امروز چندم است بين نهم و هشتم شك داشت. فقط چشمان سبزش درخشيد و گفت: «راست مي‌گويي يادم نبود.» مي‌داني امروز چندم بهمن‌ماه است؟ ... هشتم. چطور؟ هشتم بهمن براي شما روز خاصي نيست؟ (فكر مي‌كند...) هشت بهمن سال هشتاد و سه را فراموش كردي؟ (مي‌خندد) فراموش نكردم. اما الان يادم نبود. چهار سال قبل در چنين روزي، من براي اولين بار رفتم جلوي دوربين. يعني هشت بهمن هشتادوسه من اولين پلانم را براي سريال حضرت يوسف بازي كردم. الان ساعت 6 بعدازظهر است اما شما كارت را در ساعت 11 صبح انجام داده بودي. در اين ساعت حالت چطور بود؟ استرس داشتي؟ استرس نداشتم اما خسته بودم. سه چهار تا پلان گرفته بوديم و اين ساعت‌ها ديگر كار تمام شده بود. زمستان است و هوا زود تاريك مي‌شد و ما رفته بوديم كه عكس راكورد لباس را بگيرند. وقتي كارت تمام شد كي باهات حرف زد؟ اينكه خوب بودي، خوب نبودي، كار چطور بود و... معمولا وقتي براي اولين بار كار مي‌كني، نمي‌آيند بگويند كه خوب هستي يا خوب نيستي. سعي مي‌كنند با رفتارشان به آدم اعتماد به نفس بدهند كه فكر كني بايد خيالت راحت باشد. براي اعلام نظر معمولا مي‌گذارند كمي زمان جلوتر برود. به هر حال بايد به يك بازيگر جوان اعتماد به نفس بدهند. من هفت ماه قبل از آن با پروژه قرارداد بسته بودم و در اين مدت تقريبا با كل گروه رفيق شده بودم و از اين بابت استرسي نداشتم ولي استرس خود نقش روي من زياد بود. آن زمان كه من جلوي دوربين رفتم تقريبا بيست‌ودو سال داشتم و داشتم پروژه‌اي كه مي‌گفتند هزينه‌اش هفت ميليارد است كار مي‌كردم. من نمي‌گويم كه حالا خوب هستم يا نه اما كافي بود كه يوسف و بازي‌اش جواب ندهد. يعني اگر همه عوامل خوب كار مي‌كردند و يوسف جواب نمي‌داد تماشاگر نداشتيم وكل سريال قطعا خيلي لطمه مي‌خورد و طبيعتا از همان موقع اين استرس روي من بود. من نمي‌خواهم بگويم كه خيلي توان داشتم اما به هر حال من انرژي براي كار داشتم اما در آن سن شما هر تواني كه داشته باشي ناتوان مي‌شوي. بالاخره مي‌رسي به اينكه خدايا من زحمت خودم را كشيدم، تو كمك كن. اين ربطي به نقش ندارد. تو در برابر آن همه توقعاتي كه از تو دارند ضعيف مي‌شوي و با خودت مي‌گويي كه يعني تو طاقت تحمل اين بار را داري؟ مي‌شود آن بيت معروف كه: «بار غم عشق اورا، گردون نيارد تحمل/ چون مي‌تواند كشيدن، اين پيكر لاغر من...» دقيقا. مي‌دانستم نبايد به آن فكر كنم. وحشي بافقي مي‌گويد: «رهم را منتهايي نيست، زان رو مي‌رود مقصد/ اگر مي‌داشت پاياني منش يك گام مي‌كردم.» راه من بي‌پايان بود و من سعي مي‌كردم كارم مصداق اين شعر باشد كه: «چون مرد رهي ميان خون بايد رفت/ از پاي فتاده سرنگون بايد رفت/ تو پاي به راه نه و هيچ نپرس/ خود راه بگويدت كه چون بايد رفت.» راه خيلي وحشتناك و طولاني بود ولي من اگر مي‌خواهم اين راه را بروم بايد فكر كنم اگر اين راه پر از خون شود و من چهار دست‌وپا هم كه شده بايد اين راه را بروم. وقتي با اين اراده وارد راه بشوي خود راه به تو مي‌گويد كه چگونه بايد بروي. اين حس مبارزه‌جويي را در آن شش ماه كه قرارداد بسته بودي و كاري نمي‌كردي پيدا كرده بودي؟ اين حس مبارزه‌جويي نيست. آدم‌ها شخصيت‌ها را از فيلتر خودشان رد مي‌كنند و به مردم نشان مي‌دهند. زماني كه من مي‌خواهم عشق را نشان بدهم، شصت درصد از آنچه كه نشان مي‌دهم مربوط به تصوري است كه مصطفي زماني از عشق دارد و سي درصد آن عشقي باشد كه نقش مي‌خواهد نشان دهد و ده درصد آن هم آنچه كارگردان احساس مي‌كند يعني باور عشق براي آدم‌ها فرق مي‌كند. آن باور، در ساليان سال و بنابر تجربه‌اي كه مصطفي از عشق داشته به وجود مي‌آيد. يعني در عشقي كه نشان داده مي‌شود، هميشه يك بك‌گراندي وجود داشته. من هميشه در تمام زندگي‌ام سعي كردم روي چيزي كه اعتقاد دارم بايستم و چيزي را كه دلم رضا مي‌دهد انجام بدهم. هميشه اين را مي‌گويم كه من ياد گرفته‌ام با دلم چرك‌نويس كنم و با عقلم پاكنويس چون كار من كار هنر است و در هنر اگر همه چيز را با عقل بسنجيم، همه چيز خراب مي‌شود و به هم مي‌ريزد. من خيلي پيشنهاد كار داشتم ولي ردشان كردم خيلي‌ها شايد ناراحت شدند كه چرا اين كار را كردم. به نقش منفي يا مثبتش نگاه نكرديد؟ نه. من بايد به نقش توجه كنم و اگر حس براي من ايجاد شد آن را كار كنم. اگر هزار نفر هم بيايند و بگويند خيلي خوب است، نمي‌توانم انجامش بدهم چون به اصطلاح نمي‌كشم مگر اينكه يك وقتي شما يك فيلمنامه را مي‌خوانيد و مي‌بينيد كه زياد متوجه نشده‌ايد اما كارگردانش كارگردان بزرگي است. در اين صورت مي‌گوييد او فلاني است و با خودتان مي‌گوييد من حتما به دليل سواد كم‌ام نتوانستم با آن ارتباط برقرار كنم. بگذار خودم را در اختيار او قرار بدهم تا او از من بازي بگيرد. گفتي كه عشق را از فيلتر ذهن خودت عبور دادي. عشقي كه تو بازي‌اش مي‌كردي عشقي بود كه در حوزه زندگي يك پيامبر اتفاق افتاده بود. مصطفي زماني بيست‌ودوساله، چطور مي‌تواند چنين اتفاق عشقي را از فيلتر ذهن خودش عبور دهد و درست نشانش بدهد و نترسد؟ واقعيت اين است كه ترس هميشه هست، ولي معمولا يا قبل از انجام يك كار است يا بعد از آنكه تمام شده و آن وقت آدم با خودش مي‌گويد: «واي، من اين كار را كردم؟» آدم در حين انجام كار كمتر دچار اين ترس مي‌شود. من نوعا سعي مي‌كنم در زندگي اول آدم باشم بعد هر چه كه مي‌خواهم باشم. تمام اطرافيان من مي‌دانند كه هنر براي من يكي از مقوله‌هايي است كه كمك مي‌كند من آدم باقي بمانم. من دوست دارم آدمي باشم كه بعد از آنكه از اين دنيا رفتم بگويند فلاني چه آدم خوبي بود، به اين وابسته نيستم كه بگويند چه هنرمند خوبي بود. سعي مي‌كنم هنر شعبه‌اي باشد براي آنكه من در آن انسانيتم را گسترش بدهم. حالا ممكن است يك هنرمند باشم، يك كارگر باشم، يك كارمند باشم يا هر چيز ديگر. شما وقتي به مقوله انسانيت فكر مي‌كني خيلي نزديك مي‌شوي به آن ورطه. همه ما آدم‌هايي را كه با دلشان حرف بزنند را دوست داريم و تقريبا مي‌توانم بگويم روح آدم‌ها هم خيلي به هم نزديك است. هر چقدر هم خلوص پيدا مي‌كنند به هم نزديك‌تر مي‌شوند. روح‌آدم‌ها مثل يك لوح سفيد است و مابراساس دانشي كه به دست مي‌آوريم و فضايي كه پيرامون ما هست هر كدام از اينها نقشي بر اين لوح مي‌زنند و بعدا اين لوح ممكن است بشود يك آدم بد كه لوح قشنگي نيست يا اينكه بشود يك آدم خوب. شما هر وقت كه بخواهي به اصلت نزديك شوي اگر بتواني هر كدام از اين خصلت‌ها را پاك كني شبيه‌تر مي‌شوي به اصل. آدم‌ها وقتي به روحشان بر مي‌گردند، صداقت را باور مي‌كنند، عشق را باور مي‌كنند و همه چيز را باور مي‌كنند. يعني شما از راه برهان خلف مي‌رسيد به حقيقت ماجرا. من سعي كردم از اتودي استفاده كنم كه بيننده باور كند كه اينكه دارد اين ديالوگ را مي‌گويد يك پيامبر است. يعني اگر من باور نكنم او هم باور نمي‌كند. وقتي من مي‌گويم «به خدا ايمان داشته باشيد» بايد در آن لحظه خودم خدا را باور و به او ايمان داشته باشم. يعني من وظيفه دارم اول خودم باور كنم بعد بيننده‌ها. آن موقع سن و سالتان هم كمتر بود و آدم هر چقدر به كودكي نزديك‌تر باشد به اصل و به قول شما چرك‌نويس دل نزديك‌تر است. يعني سال‌هايي كه با دلش كار مي‌كند. من بيشتر سعي مي‌كنم كودك باشم. من اعتقاد دارم كه ما بايد در دوستي‌هايمان كودك باشيم و در بيزينس‌مان يك آدم منطقي صرف. با هر انساني، وقتي مي‌خواهي دوستي كني، دوستي كن. سياست نكن. بچه‌ها وقتي مي‌خندند، مي‌خندند،‌وقتي كه گريه مي‌كنند، گريه مي‌كنند. اگر دوستي جلوي شما زار مي‌زند و مديرعامل فلان جا است، نگوييد كه مديرعامل فلان جا دارد زار مي‌زند. بگذار گريه‌اش را بكند چون او دوست توست. من سعي كردم به اصل و «من» خودم نزديك‌شوم تا آنچه را كه مي‌گويم باور داشته باشم بعد با توجه به يك‌سري از تكنيك‌ها كه بعدا شكل مي‌گيرد آنچه را كه مربوط به روح قصه است نشان بدهم. روح قصه، روح ماجرا، روح شخصي كه بازي مي‌كني و روح خودت جمع مي‌شود و مي‌شود آنچه نشان مي‌دهي وگرنه هيچ كس كه نمي‌تواند نعوذبالله پيغمبر خدا باشد. من بازيگر هستم و وظيفه دارم آن نقش را خوب بازي كنم و بنابراين سعي كردم بروم به سمت اصل خودم و چيزي كه خودم به آن باور دارم. رفتم به سمت طبيعت. از ناتواني‌ام استفاده كردم و روابطم را با آدم‌هاي خيلي زياد بسيار كم كردم. اين سه سال را تقريبا مي‌توانم بگويم تنها گذراندم. يك بار به خودم آمدم و ديدم هفت ـ هشت روز است كه در خانه نشسته‌ام و اصلا بيرون نرفته‌ام كه حتي يك آب و هوا عوض كنم يا چيزي بخرم. آن موقع هنوز اين سريال هم پخش نشده بود و كسي هم نمي‌دانست كه چرا به اين روش رفتار مي‌كني و چرا آنقدر دروني شده‌اي. اتفاقا من آدم خيلي محتاطي هستم در مورد چيزي كه در قلبم هست. من با همه جواني‌ام احساس مي‌كنم سال‌ها رنج برده‌ام تا اين حس را به دست آورده‌ام. من به اين جمله اعتقاد دارم و هميشه آن را به خودم مي‌گويم كه: «بگذار به جاي آنكه آدم‌ها بغلت كنند، خدا بغلت كند.» گاهي كه از دست آدم‌ها و برخوردشان عصباني مي‌شوم اين جمله ذهنم مي‌آيد. به خودم مي‌گويم چرا مي‌خواهي آدم‌ها بغلت كنند؟ بگذار خدا بغلت كند. اين حرف‌ها وقتي كه زده مي‌شود حالت شعاري مي‌گيرد و ترجيح مي‌دهم در مورد آن حرف نزنم. يك چيز ديگر هم يادم آمد كه بگويم. من به يك سوال در هيچ مصاحبه‌اي جواب ندادم و نخواهم داد حتي اگر در يك برنامه زنده تلويزيوني از من پرسيده شود. اينكه: «نقش يوسف چه تاثيري روي شما گذاشت؟» من به اين سوال اصلا جواب ندادم و نمي‌دهم به دليل اينكه تأثيراتي كه اين نقش روي من گذاشته آنقدر هست كه من هر چه كه بگويم و حتي روشنفكرترين آدم، اگر يك درصد آن را شعار حس كند، آن يك درصد هم برايم آزاردهنده است. اين را من حس كردم نه هيچ‌كس ديگر. مجبور بودي تا آنجا كه مي‌تواني و يك بشر غيرمعصوم مي‌تواند به نقش يوسف پيامبر نزديك بشوي. هميشه از من مي‌پرسند كه چطوري به نقش يوسف نزديك شدي. فكر مي‌كنم از ابعاد مختلف بايد به آن بررسي كرد اما كليت قصه اين است كه من آمدم اول خودم را بشناسم. «من» هر كدام از ما جزيي از خدا است. همه ما وقتي كه به دنيا مي‌آييم تفاوتمان با انسان‌هاي پاك و بزرگ هيچ است. بنيان خلق ما آدم‌ها يكي است چون خدا عادل است و همه ما يك جور خلق شديم. پس هر چه كه برگرديم به عقب برگرديم به خودمان و درون خودمان، سالم‌تر مي‌شويم و وقتي كه سالم‌تر مي‌شويم عشق را بهتر مي‌فهميم و محبت را بيشتر احساس مي‌كنيم. اين حرف‌ها را كه مي‌زني من باور مي‌كنم كه فقط زيبايي چهره باعث نشده كه تو انتخاب شوي چون عمده‌ترين بخش ماجرا اين است كه حداقل تو چشمانت سبز است و آنها بازيگر چشم سبز نمي‌خواستند. حتما يك چيزهايي در شخصيت‌ات بوده كه باعث جذب و جلب اعتماد كارگردان شد. من قبل از بازي كردن نقش حضرت يوسف هم همين اعتقادها را داشتم و همين حرف‌ها را مي‌زدم. هميشه اعتقاد داشتم كه طبيعت بخشنده‌تر از آدم‌هاي طبيعت است و روحي كه كل اين جهان را مي‌چرخاند خيلي خيلي بخشنده‌تر از حتي عزيزترين كسان ما است. يك نفر به من گفت كه چه چيز داستان يوسف برايت عجيب است. گفتم عجيب‌ترين و جالب‌ترين بخش آن، اين است كه زندگي چهار سال پيش من با زندگي الان من دقيقا مثل عزيز مصر شدن يوسف بود. من چهار سال پيش يك دانشجوي ساده بودم و حالا از من مي‌پرسند نظرت راجع به چيزهاي مختلف چيست. هميشه خدا را شكر مي‌كنم كه اظهارنظرم را مي‌خواهند و من مي‌توانم چيزي را كه سال‌ها به آن فكر كردم، بگويم. همين براي من جاي شكرگذاري دارد. بارها و بارها به من گفته‌اند و از من پرسيده‌اند كه آقا پول كلان گرفتي، تا اينكه من مجبور شدم بگويم زير آن ورقه را سفيد امضا كرده‌ام و گفتم هر چقدر دلتان مي‌خواهد بدهيد. اگر الان هم بود همانطوري امضا مي‌كرديد؟ بله، شك نكنيد. «يوسف در آينه تاريخ» را چه كسي نوشته؟ «توماس‌مان» نوشته كه آلماني است. آن كتاب را خوانده بودي؟ بله. وقتي كه مي‌خواستي بروي تست بدهي دوباره نشستي و آن كتاب را خواندي؟ نه. آن كتاب را قبلا خوانده بودم و دوباره آمدم بخوانم، داشتم با يكي از دوستانم كه آدم حسابي است صحبت مي‌كردم گفت اصلا گيريم كه توماس مان بهترين منبع باشد. پنج سال براي آن فيلمنامه صدها كتاب خواندند. اگر پنجاه تا كتاب هم خوانده باشد و يك نفر را نظر داده باشند به اين نتيجه رسيدند كه با توجه به همه چيز اين نسخه قابل اتكاست. بازيگر وقتي صدا، دوربين، حركت را مي‌شنود ديگر با خود آگاهش زندگي نمي‌كند، بيشتر بازي‌اش را با ناخودآگاهش زندگي مي‌كند. شما ذهنيت مي‌گيريد، وقتي ذهنيت مي‌گيريد، نقطه‌اي را كه مي‌خواهيد به آن برسيد ديرتر باور مي‌كنيد. وقتي يك نفر كارگردان است من بايد براي ايشان و افكار ايشان بازي كنم. منظورم آن موقع است كه مي‌خواستي بروي تست بدهي. آن موقع كه هنوز فيلمنامه را نديده بودي؟ نه. بنابراين طبيعتا بايد مي‌رفتي و آن كتاب را كه در كتابخانه پدر بود مي‌خواندي يا اقلا به قصه قرآن رجوع مي‌كردي؟ شرايط بدي كه من داشتم اين بود كه من وقتي تست مي‌دادم اصلا باور نمي‌كردم. فكر مي‌كنيد اين اتفاق چند بار در سينما و تلويزيون افتاده است كه يك آدم در سن بيست و دو سالگي نقش كسي را بازي كند كه بچه هفت ساله اسمش را شنيده و مي‌داند، مداح مي‌داند، عاشق مي‌داند، روحاني مي‌داند، بقال محل مي‌داند و جهان او را مي‌شناسد... ... و از معدود پيامبراني است كه در حوزه زندگي‌اش عشق هم هست. دقيقا. تنها پيامبري است كه شما مي‌توانيد در مورد همه حوزه‌هاي زندگي‌شان بحث كني و خيلي لذت ببري. من واقعا عاشق چند سكانس فينال هستم. سكانس‌هاي مربوط به رسيدن يوسف به پدر و معرفي ايشان به برادرهايش و همچنين سكانس ديدار مجدد زليخا. اين سكانس‌ها بارها تكانم مي‌دهد. من نمي‌‌توانم اينها را ببينم و اشك نريزم. شما ديده‌اي؟ بله. چون مي‌رويم براي بازبيني. تكان‌دهنده است. به جرات مي‌توانم بگويم اگر يك انسان ده درصد بويي از عشق برده باشد متاثر مي‌شود. مگر اينكه با دلشان نرفته باشند به سمت خدا. بله. شما شك نكنيد كه كار مي‌تواند از نظر فني و از هر لحاظ خوب باشد ولي اگر دل نباشد اصلا در نمي‌آيد. هر هنري اين طور است. نقاشي كه با دلش نقاشي نكند فراموش مي‌شود. چند هزار آدم داشتيم كه آمدند و رفتند، چند تا بازيگر داشتيم كه آمدند و رفتند، آنهايي كه وجه انساني را رعايت مي‌كنند و با دلشان زندگي و كار كرده‌اند مي‌مانند. هنر بايد باعث شود كه روح ما صيقل بخورد. من در همين سن اينها را از بزرگان ياد گرفته‌ام. وقتي پرويز پرستويي مي‌گويد من چهارده سال با پاي پياده رفتم تئاتر شهر و برگشتم منظورش اين نيست كه من پاهايم خسته شده و خيلي زحمت كشيده‌ام. من احساس مي‌كنم در آن چهارده سال كه پياده مي‌رفت و مي‌آمد به‌اندازه صدوچهل سال فكر كرده، به‌اندازه صدوچهل سال زجر كشيده و به‌اندازه صدوچهل سال وجودش را گذاشته و كنكاش كرده در روحش به خلوص رسيده و براي همين است كه وقتي يك ديالوگ مي‌گويد ما مي‌بينيم اينقدر دوستش داريم. اينكه مي‌تواني اين عقايد را داشته باشي لابد به اين خاطر بوده كه از بچگي به آنها فكر كرده‌اي اما اينكه مي‌تواني اينقدر خوب بيانشان كني حتما اين چهار سال باعث شده كه اينطور اعتماد به نفس داشته باشي. منظورم اين است كه حالا مي‌تواني نظرت را راحت و كلاسه شده بيان كني. اين چهار سال عصاره است. شما وقتي كه مدام فكر مي‌كنيد باعث مي‌شود كه به آن قضيه برسيد. وقتي شما جا بزنيد خودتان، خودتان را رد مي‌كنيد. يك عده مي‌گويند كتاب بخوان، فلان كار را بكن و... من مي‌گويم يك جمله كه به دل شما مي‌نشيند، هر جمله‌اي كه هست، سعي كن هميشه به آن فكر كني و آن را انجام بدهي، اگر در پي آن باشي كه آن جمله را انجام بدهي، مي‌بينيم سي سال طول مي‌كشد كه به باور آن برسي. حداقل سي سال. مثلا همه‌مان به هم مي‌گوييم «سعي كن صبور باشي» آقا حداقل سي سال طول مي‌كشد تا تو به آن برسي. پس خودت هنوز به باوري نرسيدي، چون هنوز سي سالت نشده. (خنده) ما همه‌اش ياد گرفتيم چهار تا كتاب بخوانيم و... زمان مي‌برد. بايد با آن زندگي كني. شما مطالعه مي‌كني تا عشق را از جنس ديگري بفهمي براي اينكه معاني تمام نمي‌شوند. من به يك نفر مي‌گويم عشق چيست او مي‌گويد كه من دختري را در خيابان ديدم كه خيلي زيبا بود و نمي‌توانم تحمل كنم كه به غير از من به كسي ديگر تعلق داشته باشد. به يك آدم مذهبي مي‌گوييم عشق چيست مي‌گويد عشق اين است كه وقتي داري كميل مي‌خواني و رسيدي به آن قسمت كه «خدايا من سرمايه‌اي به جز اميد و سلاحي جز اشك ندارم.» به يكي ديگر مي‌گوييم عشق چيست. آن شعر حافظ را بيان مي‌كند كه: «زلف آشفته و خوي كرده و خندان لب و مست/ پيرهن چاك و غزلخوان و صراحي در دست/ نرگسش عربده جو و لبش افسوس‌كنان/ نيمه‌شب دوش به بالين من آمد بنشست» يكي عاشق را آن جور مي‌بيند. ما كتاب مي‌خوانيم و فكر مي‌كنيم كه از همه بعدها و از همه ديدگاه‌ها عشق را بررسي بكنيم تا بتوانيم يك عشق شكيل‌تر را انتخاب كنيم براي دلمان كه خودمان بتوانيم راحت‌تر زندگي كنيم و به آرامش برسيم. يعني در واقع مي‌خواهي كمك بگيري از عناصر مختلف تا بهتر و بيشتر باور كني. دقيقا. ولي با اين حال بايد برگردي به دلت. بله. بايد باورش كني. اگر يكي از آن سه هزار نفر بودي كه آمدند براي نقش يوسف تست دادند و انتخاب نشدند، فكر مي‌كني الان كجا بودي و چه كار مي‌كردي؟ شايد باز هم همينقدر آشفته بودم. اين را مي‌توانم تضمين كنم. فكر مي‌كنم حداقل اين است كه اين اعتماد به نفس را نداشتي كه اينقدر راحت حرف بزني... البته اينطور است اما من از قبلش هم اينطوري بودم. باور كردن يك موضوع خيلي مي‌تواند در اينكه به آن برسي تاثير داشته باشد. شما گفتي باور. همه چيز به ما بستگي دارد. يك سال طول كشيد تا من بفهمم چطور مي‌شود كه آدم به يك چيزي باور داشته باشد و آن را از خدا بگيرد. اولين تست را چه كسي از تو گرفت؟ آقاي سيد مهدي فرخ‌پور دستيار آقاي سلحشور. وقتي مي‌خواستند يك پلان نمونه از تو بگيرند كدام پلان را گرفتند؟ آن صحنه هنوز پخش نشده. صحنه راحتي بود؟ نه. برادرها دچار قحطي شده‌اند و براي اولين بار مي‌آيند به مصر. يوسف اسم آنها را داده به نگهبان و گفته اگر چنين كساني آمدند به من بگو. يوسف هم ازدواج كرده و مي‌بيند كه برادرهايش دارند مي‌آيند. يوسف مي‌خواهد يواشكي آنها را ببيند. به زنش مي‌گويد «اينها هستند، اينها برادران من هستند.» يك حالت دارد كه هم حسي است، هم ترس است، هم بي‌باوري است و هم مي‌رسد به جايي كه هيچ چيزي نيست. هيجان، دوست داشتن و همه چيز در آن هست. در تست اين را بازي كردي؟ بله. فيلم هم مي‌گرفتند و خودشان نشسته بودند. تست نهايي هم سكانسي بود كه من بعدا متوجه شدم كه از نظر جنس بازي يكي از قشنگ‌ترين سكانس‌ها بود. جنس بازي‌اش هم طوري بود كه واقعا سخت بود. لحظه‌اي است كه مي‌خواهد خودش را معرفي كند به برادرهايش نمي‌گويد تا از آنها حرف بكشد. شما در نظر بگيريد پيغمبري را كه مي‌خواهد چنين كاري كند و بيننده بايد از آن لذت ببرد. چون بيننده حق دارد فكر كند كه مگر پيامبر خدا هم از اين كارها مي‌كند. چون تماشاگر مي‌داند تو كي هستي و آنها نمي‌دانند. حالت چندگانه‌اي دارد. بله. دقيقا. اوايل كار فقط دستيارهاي آقاي سلحشور مي‌ديدند؟ نه. آقاي سلحشور همه را مي‌ديد و نظر مي‌داد چون به جد دنبال اين قضيه بود. شما را چه كسي به او معرفي كرد؟ من در آمل دانشجو بودم و مي‌آمدم تهران تست مي‌دادم؛ يكي از دوستان را معرفي كرد. من هميشه مديون اعتمادي هستم كه آقاي سلحشور به من كرد. اين يك چيز واضح است. به اين مي‌گويند قدرداني. نرفتي؟ بله. همه جا رفتم الا براي تست يوسف. گفتم يوسف چشم آبي را مي‌خواهند چكار؟ رفتم شمال. گفتم ديگر بازي نمي‌كنم. ايشان براي كار ديگري رفته بود عكس مرا نشان داد و آقاي سلحشور گفت بگو بيايد. او هم به من زنگ زد و من گفتم حالا كه خودش ديده و پسنديده من مي‌آيم. يك چيز مهم هم در مورد تو هست و خيلي‌ها هم مي‌گويند اين است كه خودت از گريم شده‌ات يوسف‌تر هستي.(خنده)؛ من فكر مي‌كنم همين هم به من و كار كمك كرد. محاسنت هم گريم بود؟ نه. اين ريش، ريش خودم است. گذاشتم ريشم بلند شود. تو بوري ولي چرا ريشت مشكي است؟ چون نگاتيوها مشكي ديده مي‌شود. ريشم بور نيست و بيشتر حالت خرمايي دارد. اس‌ام‌اس‌هايي كه براي كارتان ساخته شده مي‌خواني؟ اول براي خودم مي‌آيد. منبع : بازتاب آنلاین
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه هجدهم بهمن 1387 و ساعت 18:57 |
پخش كلاه قرمزي 3 در نوروز
حميد مدرسي تهيه كننده اين مجموعه با بيان اين مطلب گفت: عنوان موقت اين سريال كه در نوروز 88 از شبكه دو پخش مي‌شود «كلاه قرمزي3» است كه به احتمال زياد تغيير خواهد كرد.
فارس: ساخت سري جديد مجموعه تلويزيوني «كلاه قرمزي» چهارشنبه(16بهمن) در تهران آغاز شد.

حميد مدرسي تهيه كننده اين مجموعه با بيان اين مطلب گفت: عنوان موقت اين سريال كه در نوروز 88 از شبكه دو پخش مي‌شود «كلاه قرمزي3» است كه به احتمال زياد تغيير خواهد كرد.

به گفته مدرسي به غير از عروسك‌هاي كلاه قرمزي و پسر خاله يك عروسك جديد نيز در اين سريال حضور خواهد داشت.

موضوع اين مجموعه تلويزيوني درباره نوروز و بچه‌هاست كه با محتوايي شاد به موضوعات مختلف و از جمله مسائل آموزشي مي‌پردازد.

«كلاه قرمزي 3» در 15 قسمت 30 دقيقه‌اي ساخته مي‌شود. اين مجموعه به كارگرداني ايرج طهماسب و نويسندگي ايرج طهماسب و حميد جبلي به توليد مي‌رسد و بازيگراني چون آتيلا پستياني، عليرضا خمسه، باران كوثري، امين حيايي و فلامك جنيدي در آن بازي مي‌كنند.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه هجدهم بهمن 1387 و ساعت 15:32 |

دماغ به سبک ایرانی: نظرات شما درباره جراحی زیبایی

"دماغ به سبک ایرانی" مستندی ساخته مهرداد اسکویی، درباره رواج جراحی زیبایی بینی در ایران است که روز پنج شنبه 26 دی ماه از تلویزیون فارسی بی بی سی پخش شد. پخش این فیلم روز جمعه از همین شبکه تکرار می شود.

در دو دهه اخیر عمل جراحی بینی در میان زنان رواج بسیاری پیدا کرده ولی در سال های اخیر این موضوع بین بسیاری از پسران جوان ایرانی نیز شایع شده است.

بالا بودن آمار جراحی زیبایی در ایران توجه بسیاری از رسانه های جهانی را به خود جلب است.

بسیاری معتقدند که پزشکانی ایرانی مهارت خاصی در انجام جراحی های زیبایی به ویژه عمل بینی دارند.

به نظر شما علت رواج جراحی بینی تا این حد در ایران چیست؟ فکر می کنید در انجام جراحی های زیبایی تا چه حد باید پیش رفت؟ اگر خودتان جراحی زیبایی کرده اید از تجربه های خود برای ما بگویید.
اگر هم مستند پخش شده از تلویزیون را دیده اید نظر شما درباره آن چیست؟

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه یکم بهمن 1387 و ساعت 2:29 |
پورمحمدی: مجری "90 " تغییر نمی‌کند

مهر: مدیر شبکه سه ضمن تاکید بر رابطه رابطه خوب میان دو سازمان صدا و سیما و تربیت بدنی، موضوع تحریم برنامه "90 " از سوی سازمان تربیت بدنی و فدراسیون فوتبال و همچنین تغییر مجری آن را تکذیب کرد.

علی‌اصغر پورمحمدی درباره موضوع تحریم برنامه "90" از سوی فدراسیون فوتبال و مسئولان ورزش گفت: شبکه سه همیشه ترویج‌دهنده فرهنگ ورزش بوده و توجه ویژه هم به این امر داشته است. تحریم این برنامه از سوی سازمان تربیت بدنی و فدراسیون فوتبال صحت ندارد و ما امیدواریم تیم ملی بتواند نتایج خوبی کسب کند.

وی در ادامه افزود: سازمان صدا و سیما و تربیت بدنی به ویژه فدراسیون فوتبال همیشه ارتباطی خوب و نزدیک با هم داشته‌اند. نمی‌دانم چرا شایعاتی مبنی بر سست شدن این ارتباط پدید می‌آید، چرا که صدا و سیما در دوره مدیریت محمد علی‌آبادی بیشترین حمایت و تبلیغات را از سازمان تربیت بدنی داشته و طبق آمار مستند بیشتر لیگ‌ها به صورت زنده پخش شده است.

مدیر شبکه سه درباره خبر بیرون کردن خبرنگار برنامه 90 از کنفرانس خبری پس از بازی دو تیم استقلال و برق شیراز نیز گفت: از چنین موضوعی اطلاع ندارم، اما می‌توانم آن را بررسی کنم.

پورمحمدی در پایان درباره شایعات منتشرشده مبنی بر تغییر مجری برنامه "90" به دلیل برخی فشارها نیز گفت: چنین چیزی صحت ندارد و مجری برنامه تغییر نخواهد کرد.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه یکم بهمن 1387 و ساعت 1:21 |
بازی جبلی، طهماسب و برومند در مستند "شهر موش‌ها"
تصویربرداری مستند "شهر موش‌ها" به کارگردانی مرجان اشرفی‌زاده با حضور ایرج طهماسب، حمید جبلی و مرضیه برومند به پایان می‌رسد.

اشرفی‌زاده درباره این مستند به خبرنگار مهر گفت: فاطمه معتمدآریا، مسعود کرامتی، محمدعلی طالبی و حسن حسندوست تا به حال مقابل دوربین رفته و درباره خاطراتشان از این فیلم صحبت کرده‌اند. بخشی از فیلم به گفتگو با طهماسب، جبلی، برومند و فریبا جدیکار اختصاص دارد و نغمه ثمینی هم به عنوان منتقد سینمای کودک در این فیلم حاضر است.

این کارگردان از احتمال پخش مستند "شهر موش‌ها" در سال آینده در سری جدید برنامه مستند "یک فیلم، یک تجربه" از شبکه چهار خبر داد. اشرفی‌زاده که کارگردانی فیلم تلویزیونی "قفل یعنی کلید" را در کارنامه دارد، به زودی تولید یک فیلم تلویزیونی را شروع می‌کند.

مستند "شهر موش‌ها" را ناهید دل‌آگاه تهیه می‌کند و سینا گنجوی و حسام اسلامی تصویربرداران این فیلم هستند.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در یکشنبه بیست و دوم دی 1387 و ساعت 20:20 |
بازگشت شصتچى؛ مرد دوهزار چهره  

الف: «مرد دو هزار چهره» براي پخش در نوروز 1388 به‌زودي كليد مي‌خورد.

به گزارش سینمای ما، مهران مديرى به همراه گروهش دردفتر توليد اين پروژه مستقر شده تا با بازيگران موردنظرش مذاكره كند و هر چه زودتر پيش توليد اين پروژه را انجام دهد.اين سريال توسط خشايار الوند، محراب قاسم خانى و امير مهدى ژوله در حال نگارش است و هم اكنون متن قسمت هاى اوليه آماده شده است.

مرد دو هزار چهره از چهار بخش تشكيل شده است و داستان آن از آن جايى آغاز مى شود كه مسعود شصتچى به جاى مهران مديرى اشتباه گرفته مى شود و در جايگاه مديرى قرارمى گيرد. او به عنوان مديرى كارگردان، بازيگر و خواننده دست به كارهاى مختلف میزند و در ادامه به جاى سه شخصيت ديگر هم اشتباه گرفته میشود... اين سريال بازيگران متعددى دارد و در تهران قرار است مقابل دوربين رود. مجيد و حميد آقاگليان همچون ديگر كارهاى مديرى تهيه اين سريال را براى گروه فيلم وسريال شبكه سوم سيما برعهده دارند.


+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در شنبه بیست و یکم دی 1387 و ساعت 19:40 |

 

پروژه "مرد دو هزار چهره" مدیری به مرحله تولید رسید

 

کار نگارش فیلمنامه تازه‌ترین مجموعه تلویزیونی مهران مدیری با نام موقت "مرد دو هزار چهره" از هفته گذشته شروع شده و گروه در تدارک آغاز تولید نخستین اپیزود پروژه است.
مدیری بعد از کارگردانی مجموعه‌های نوروزی "جایزه بزرگ" و "مرد هزار چهره" قصد دارد سومین مجموعه نوروزی خود را با نام موقت "مرد دو هزار چهره" بسازد.

گروه نگارش مجموعه شامل محراب قاسمخانی، خشایار الوند و امیر ژوله هفته گذشته نگارش متن‌ها را آغاز کرد. مجموعه در ادامه "مرد هزار چهره" و مدیری بازیگر نقش اصلی آن است. گروه تولید مشغول فراهم کردن شرایط کلید زدن اولین ایپزود است.

مدیری در "مرد دو هزار چهره" در یک موقعیت جدید قرار می‌گیرد. این مجموعه در 15 قسمت 45 دقیقه‌ای تهیه می‌شود و قرار است در آن مشاغلی غیر از آنچه در "مرد هزار چهره" بود، به شوخی گرفته شود.

گفته می‌شد مدیری قصد دارد فیلم سینمایی بسازد، اما او باز هم به تلویزیون بازگشت تا مجموعه طنز تولید کند. وی مجموعه‌های "ساعت خوش"، "پاورچین"، "نقطه‌چین"، "شب‌های برره"، "ببخشید شما"، "پلاک 14" و "باغ مظفر" را ساخته است.

................................................

منبع: خبرگزاری مهر

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه هجدهم دی 1387 و ساعت 17:45 |
 

( يوزارسيف آمريكايي )

با بازي مونيكا بلوچي monica bellucci

  اين بار داستان شيرين يوسف را به روايت راجر يانگ ببينيد ....

تفاوت تا چه حد...!!!!

نسخه آمريكايي فيلم يوسف پيامبر - فروشگاه كوچولو



حضرت يوسف عليه السلام فرزند يعقوب فرزند اسحاق فرزند ابراهيم عليهم السلام از پيامبران بزرگ الهي و اولين پيامبر بني اسرائيل بود.
نام

يوسف 25 بار در قرآن آمده و سوره اي نيز به نام او موجود است. اين سوره داستان زندگي يوسف را به عنوان احسن القصص (بهترين قصه‌ها) از آغاز تا پايان بيان كرده است. حضرت يعقوب عليه السلام 12 پسر داشت. يوسف و بنيامين از زني به نام راحيل بودند كه بسيار محبوب يعقوب بود و در جواني درگذشت. از اين رو يعقوب اين يادگاران او را بيشتر از فرزندان ديگرش دوست مي‌داشت.
زيبايي بي‌نظير يوسف نيز به علاقه پدر نسبت به وي افزوده بود. حضرت يوسف (ع) ثمره يك عشق چهارده ساله بود. داستان اين عشق مربوط به زماني است كه حضرت يعقوب (ع) هنگامي كه به سرزمين دايي خود آمد دلباخته دختر دايي خود راحيل شد.

 

اما براي رسيدن به راحيل مجبور شد تا چهارده سال چوپاني كند و تن به ازدواج با خواهر بزرگتر او لعيا بدهد تا اين كه بعد از گذشت چهارده سال با راحيل ازدواج كرد. حضرت يعقوب با تولد يوسف تبلور عشق حقيقي خود را در او مي ديد. حضرت يعقوب يوسف را بر همه بچه هايش ترجيح مي داد و او را از همه بيشتر دوست مي داشت حتي از بنيامين كه برادر تني يوسف بود. و اين داستان از زماني شروع شد كه برادران يوسف به او حسادت ورزيدند و هر روز آتش اين حسادت بيشتر مي شد تا اين كه آنها تصميم گرفتند...

نسخه ي آمريكايي سريال يوسف پيامبر

تفاوت تا چه حد...!!!!

مقايسه فيلم نامه ايراني و امريكايي

نسخه آمريكايي فيلم يوسف پيامبر - فروشگاه كوچولو

نسخه آمريكايي فيلم يوسف پيامبر - فروشگاه كوچولو 

نسخه آمريكايي فيلم يوسف پيامبر - فروشگاه كوچولو

نسخه آمريكايي فيلم يوسف پيامبر - فروشگاه كوچولو

كارگردان    Roger Young
نويسنده    James Carrington
تاريخ اكران     16 April 1995

 

بازيگران:

 

Ben Kingsley ... Potiphar
Paul Mercurio ... Joseph
Martin Landau ... Jacob
Lesley Ann Warren ... Potiphar's Wife
Alice Krige ... Rachel
 ......

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه هجدهم دی 1387 و ساعت 17:37 |
حرف‌های خواندنی «اسماعيل احمدي‌مقدم» قرمانده كل نيروي انتظامي درباره «مرد هزار چهره»؛
این یک همکاری بود
این یک همکاری بود


سینمای ما - «اسماعيل احمد‌ي‌مقدم» گفت: وقتي سريال «مرد هزار چهره» ساخته شد همكاري بسيار زيادي با معاونت اجتماعي ناجا رخ داد و در واقع يك رفراندوم در نيروي انتظامي بود، بين پليس مقتدر و مهربان.  «اسماعيل احمدي‌مقدم» قرمانده كل نيروي انتظامي در جمع سينماگران و مديران جشنواره فيلم پليس با بيان اين مطلب كه اين جشنواره با وجود هنرمندان، پيشكسوتان، اهل فن و هنر نشان داد كه توانسته است پشتوانه خوبي براي خود كسب كند، گفت: اين موفقيتي است كه يك حركت فرهنگ در بين جامعه و نخبگان مقبوليت پيدا مي‌كند. چرا كه در عملكردهاي مختلف يا نگاه رو به اجتماع است يا به نخبگان كمتر اتفاق مي افتد كه اين اهداف به هم پيوند بخورد كه جشنواره فيلم پليس اين دستآورد را داشت. وي ادامه داد: در جشنواره فيلم اين هدف تعقيب مي‌شد كه ارتباط با مردم از زبان هنر و از دريچه دوربين برقرار شود. احمدي‌مقدم با اشاره به فعاليت‌هاي فرهنگي كه پيش از اين انجام داده بود، گفت: اوائل انقلاب و وقتي در ستاد تبليغات سپاه در دوران دفاع مقدس فعال بودم، در مقطعي با دوستان آپاراتي داشتيم كه براي نوجوانان و جوانان فيلم نشان مي‌داديم و با آن از اين ده به آن ده مي‌رفتيم و به سوالات مردم پاسخ مي‌داديم كه اين يكي از علاقه‌مندي هم بود و تا حدي دست‌اندركار فرهنگ بوديم. وي ادامه داد: بعد از دوران دفاع مقدس با خواندن رشته جامعه‌شناسي فكر مي‌كنم تا حدودي نگاه اجتماعي پيدا كردم و علاقه‌مندي من نيز در اين بخش است حتي در سال‌هايي كه در كردستان بوديم، فكر مي‌كردم كه مردم را بايد به لحاظ فرهنگي قانع كرد كه اين امنيت پايداري هم كند. رئيس نيروي انتظامي با اشاره به تغيير رويكرد نيروي انتظامي با رسمي‌شدن معاونت اجتماعي در آن گفت: ما در نيروي انتظامي اقتدار را از زاويه اجتماعي مي‌بينيم و نگاه اجتماعي در نيروي انتظامي با تأسيس معاونت اجتماعي رسمي شد كه واقعا كار سختي بود. احمدي مقدم با اشاره به مجموعه تلويزيوني «مرد هزار چهره» و تأثير آن بر مخاطب گفت: امسال وقتي «مرد هزار چهره» ساخته شد همكاري بسيار زيادي با معاونت اجتماعي رخ داد و در واقع يك رفراندوم در نيروي انتظامي بود، بين پليس مقتدر و مهربان. پليسي كه لبخند مي‌زند ولي قابليت اجرايي ندارد و پليسي كه مقتدر است. اين اقتدار نه از زاويه قدرت مادي بلكه از قدرت معنوي صادر مي‌شود كه بر منطق استوار است. وي با اشاره به تأثير مثبت آثار سينمايي در حل آسيب‌هاي اجتماعي گفت: فيلم‌هايي با موضوع آسيب‌هاي اجتماعي رو به بهبود است و آهنگ مناسبي دارد و پيشرفت خوبي دارد. البته سينما نيازمند حمايت است. از حمايت معنوي تا مادي. احمدي‌مقدم گفت: ما از هرگونه حمايتي در حوزه ابزار و در اختيار قرارگرفتن امكانات و حمايت‌هاي معنوي دريغ نمي‌كنيم، چرا كه مي‌دانيم اگر كه فيلم فاخري مي‌خواهيم بايد به آن نيز كمك كنيم چراكه اين سينما هزينه دارد و ممكن است درآمد داشته باشد يا نداشته باشد. ما حمايت مادي و معنوي خودمان را به‌زبان و عملا اعلام مي‌كنيم. وي به مجموعه تلويزيوني «زير تيغ» اشاره كرد و گفت: در فيلم‌هاي اجتماعي بايد ببينيم هدف‌مان چيست. در قتل‌هاي خانوادگي در مجموعه تلويزيوني زير تيغ به روح آدم‌ها چنگ مي‌زند و تأثير مناسبي دارد. اگر هدف‌مان اين باشد كه مردم به ظن و گمان كاري نكنند و نتيجه بازدارنده داشته باشد. مهم است نه اين كه فعاليت نيروي انتظامي و قوه قضاييه را زير سؤال ببرد. احمدي‌مقدم با بيان اين مطلب كه ساخت فيلم‌هاي پليسي و اكشن خواست نيروي انتظامي نيست، گفت: فيلم اكشن پليسي كه در آن پليس قدرتمند نشان داده شود، آن چيزي نيست كه ما مي‌خواهيم. اين كه كارهايي مثل كبري 11 ساخته شود، هدف ما نيست. ما مي‌دانيم كه چنين فيلم‌هايي دروغ محض هستند. براي نشان دادن اقتدار يك پليس، فيلم‌هاي اكشن پاسخگو نيستند. اقتدار پليس بايد در يك فيلم حل شود نه اينكه به چشم مخاطب بيايد. رئيس نيروي انتظامي با اشاره به اينكه تمام تلاش نيروي انتظامي در اين است كه جشنواره فيلم پليس راهي براي حل معضلات اجتماعي باشد گفت:‌ در حوزه مبارزه با مواد مخدر، سال آينده حمايت مالي را در اين زمينه تقويت مي‌كنيم.

منبع خبر : فارس
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در یکشنبه هشتم دی 1387 و ساعت 18:35 |
اهانت به نوامیس مردم در "غیرقابل پخش ها"ی سیما
در بین مصاحبه شوندگان تعدادی زن حضور دارند که به علت نداشتن تجربه حضور مقابل دوربین های صدا و سیما جملات و کلماتی را به کار برده اند که این جملات در کنار صحبت های دیگر مونتاژ شده تعابیر زننده ای درباره آن زنان را در ذهن تداعی میکند
انتشار بخش هایی از مصاحبه های مردمی که توسط گزارشگران یکی از برنامه های شبکه 5 سیما تهیه شده است ، فقدان نظارت داخلی در صدا و سیما را بار دیگر عیان ساخت.

به گزارش خبرنگار عصرایران اخیراً بلوتوث هایی در سطح گسترده بین شهروندان رد و بدل می شود که حاوی بخش های غیرقابل پخش یا گزینش شده ای از مصاحبه های مردم با سیماست .
در این بلوتوث ها که در چند قسمت تهیه و منتشر شده اند سخنان و سوتی های برخی شهروندان به صورت گزینشی انتخاب و تلاش شده با قرار دادن این بخش ها در کنار هم ، معانی مضحک و گاه زننده و غیراخلاقی به مخاطبان القا شود.

در بین مصاحبه شوندگان که عمدتا از اهالی مناطق حاشیه نشین و شهرهای اطراف پایتخت هستند تعدادی زن حضور دارند که به علت نداشتن تجربه حضور در مقابل دوربین های صدا و سیما - که افراد حرفه ای هم بعضا در مقابل آن تپق می زنند- جملات و کلماتی را به کار برده اند که این جملات در کنار صحبت های دیگر مونتاژ شده ، تعابیر زننده ای درباره آن زنان را در ذهن تداعی می کند.

آنچه مسلم است این که مصاحبه های غیر قابل پخش در صدا و سیما توسط گزارشگران سیما گرفته شده و لوگوی برنامه مورد نظر نیز در تمام مصاحبه ها به وضوح مشخص است.

تهیه این نوع گزارش ها با هر نیتی که انجام شده به دلیل انتشار گسترده آن در تلفن های همراه باعث وهن افراد به ویژه زنان حاضر در آن شده و مسوولان رسانه ملی نباید انتظار داشته باشند از این پس ، مردم و به ویژه زنان با عوامل صدا و سیما را مصاحبه کنند چرا که ممکن است بخش هایی از این سخنان توسط گزینشگران و تهیه کنندگان بلوتوث های غیر اخلاقی بلوتوث شده و در تلفن همراه این و آن یافت شود!

مشخص نیست اگر یکی از زنانی که در این بلوتوث ها از آنان برای خنداندن ، استفاده ابزاری شده و آبروی آنان به مضحکه گرفته شده است ، همسر یا دختر مسوولان رسانه ملی بود با عوامل تهیه و انتشار این فیلم چه برخوردی می شد اما عصرایران آماده است پاسخ مسوولان مربوطه و یا اخبار مربوط به برخورد با خاطیان این ماجرا را منعکس کند زیرا اگر واقعاً اراده ای برای برخورد با عاملان تهیه این بلوتوث وجود داشته باشد ، با توجه به مشخص بودن شبکه و برنامه مورد نظر به راحتی می توان خاطیان را پیدا کرد و با آنها برخورد نمود.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در یکشنبه هشتم دی 1387 و ساعت 18:28 |
یوزارسیف ما خوشگل نیست!
چه زمانی این فیلمنامه نوشته شده است! قطعا بیش از سه یا چهار سال پیش اما شاید شباهت عجیب و غریب و حیرت انگیز اتفاقات سیاسی و ادله مخالفین و موافقین در سریال یوسف پیامبر سلام الله علیه با زبان درازی و نفرت گسترانی نخبگان و فعالان سیاسی کشورمان بر هیچ کس پوشیده نیست. هر چند این بار یوزارسیف انقلاب اسلامی ما کوتاه قد است و سیمای لاله گون ندارد ولی هم اوست که راهش را درست انتخاب کرده است و دشمنان راهش نیز درست تشخیص داده اند که موفقیت او به مثابه نابودی موجودیت آنها خواهد بود!

دو نکته در این معنا استفاده کنیم و یک پست دیگر بر کوه اعمال عجیب و غریب خود بیافزاییم.

۱. آنچه موجب این شباهت بی بدیل شده است آن است که قیام های الهی، دشمنانی مشترک دارند.

۲. فیلم نامه ای که برای این سریال زیبا نوشته شده است چقدر به واقعیت نزدیک است. حاج فرج دستت درست!
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در یکشنبه هشتم دی 1387 و ساعت 18:13 |
معاون سیما توضیح داد؛
مهران مدیری سریال نوروزی شبکه سه را می‌سازد/فعلا فقط همین اعلام شده است
مهران مدیری سریال نوروزی شبکه سه را می‌سازد/فعلا فقط همین اعلام شده است


سینمای ما - معاون سیما محوریت مجموعه‌های نورزی سال 88 را نقد مسائل اجتماعی و پرداختن به آداب و رسوم ایرانیان در نوروز ذکر کرد.

مرتضی میرباقری درباره تولید مجموعه‌های نوروزی و اینکه چرا هنوز هیچکدام از مجموعه‌های نوروزی کلید نخورده گفت: نوروز یکی از مناسبت‌های مهم برای ایرانیان است و در این سال‌ها رسانه ملی نشان داده توانسته با ساخت مجموعه‌ها و برنامه‌های مناسب در نوروز اوقات فراغت مردم را به خوبی پر کند.

وی در ادامه افزود: برای مجموعه‌ها و دیگر برنامه‌های نوروز 88 از ماهها پیش شروع به برنامه‌ریزی کرده و به موضوع‌های متنوع را در اولویت قرار داده‌ایم. تلاش می‌کنیم بتوانیم برنامه‌های شاد و مفرح برای نوروز آماده کنیم. مجموعه‌های نوروزی شبکه دو و شبکه سه قطعی شده و چون نام‌ مجموعه‌ها هنوز موقت است، اسم نمی‌برم. شبکه سه با تیم مهران مدیری کار می‌کند.

معاون سیما خاطرنشان ساخت: مجموعه‌های نوروزی شبکه‌های یک و تهران هم به زودی قطعی می‌شود و در مجموع سعی داریم نظر مخاطبان را که سلایق مختلف دارند، تامین کنیم. محوریت مجموعه‌های نوروزی سال 88 هم نقد مسائل اجتماعی و پرداختن به آداب و رسوم نوروزی مردم است.


منبع خبر : مهر
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه دوم دی 1387 و ساعت 18:26 |
بازیگر نقش یوسف یک شبه این گونه نشد
این بازیگر سریال یوسف پیامبر گفت: در یکی از صحنه های فیلم مصطفی زمانی مجبور شد که 14کیلو به وزن خود در یک مقطع زمانی اضافه کند و چنین کاری را نیز به خوبی انجام داد به همین خاطر او را می توان یک بازیگر با تکنیک دانست.
مهر: محمد امین سلیمان تاش گفت: بر خلاف گفته برخی از روزنامه ها و محافل مصطفی زمانی یک شبه ره صد ساله را طی نکرده و در این راه چندین سال تلاش کرده است.

سلیمان تاش در مراسم جشن جوان در سینما سعدی شیراز افزود: مصطفی زمانی برای ایفای این نقش نزدیک به دو سال تلاش کرده و کلاسهای مختلفی را برای آمادگی جسمانی خود گذارنده است.

وی عنوان کرد: مصطفی زمانی طی این دو سال تمام متون و علم بازیگری را به صورت کنسرو شده و دقیق یاد گرفت و توانست به صورت مناسب نیز از عهده ایفای نقش خود برآید.

سلیمان تاش گفت: بر خلاف عده ای از هنرمندان کنونی سینمای ایران که فقط از ویژگی چهره خوب برخوردارند و هنری را نمی توانیم از آنها در آثار خودشان ببینیم، زمانی علاوه بر چهره خوب از تکنیک قوی بازیگری نیز برخوردار بوده و مجموعه این عوامل باعث شده که او بازیگر قدرتمندی باشد.

این بازیگر سریال یوسف پیامبر گفت: در یکی از صحنه های فیلم مصطفی زمانی مجبور شد که 14کیلو به وزن خود در یک مقطع زمانی اضافه کند و چنین کاری را نیز به خوبی انجام داد به همین خاطر او را می توان یک بازیگر با تکنیک دانست.

وی در بخش دیگری از سخنان خود نیز بیان کرد: من پس از 12 سال دوری از کار بازیگری با فیلم یوسف پیامبر دوباره به عرصه تلویزیون و سینما راه یافتم و خوشحالم که توانستم در این سریال نقش خود را به خوبی ایفا کنم.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در شنبه سی ام آذر 1387 و ساعت 3:2 |
فرج ا... سلحشور: اجازه نمی دهم دخترانم فیلم بسازند/ دختر سلحشور: من فیلمسازم. پدرم خبر ندارد!

جهان نیوز: "هیچکدام از دخترانم در عرصه سینما فعالیت نمی­کنند، فقط یکی از آنها نویسندگی می­کند. اگر خودشان هم تمایل به فعالیت داشته باشند من اجازه نمی­دهم، چرا که سینما جای مناسبی برای خانم­ها نیست، سینما (چه در ایران و چه در جهان) برای زن، جای خوبی نیست، چون در سینما زمینۀ فساد زیاد است، عرصه فساد پذیری در آن زیاد است و به همین دلیل نه برای خانم­ها بلکه برای آقایان هم مناسب نیست..."این جملات بخشی از حرف­های جنجالی "فرج الله سلحشور" در گفت و گوی ماه گذشته­اش با روزنامه ایران است. حرف­هایی که برخی از حاضران سومین جشنواره فیلم پلیس پس از اعلام نام فرد برگزیده بخش کارگردانی تولیدات ناجا با تعجب و البته حدس و گمان، زیر گوش کنار دستی­شان، آنها را زمزمه کردند.زینت سلحشور کارگردان فیلم نیمه بلند "انتقام بزرگ" آن شب در مراسم حاضر اما به دلیل آنچه خود بدشانسی می­خواند، هنگام اعلام نامش برای تقدیر، در تالار اصلی غایب بود اما خارج شدن نامش از پاکت برگزیدگان جشنواره­ای سینمایی، کافی بود تا حرف و حدیث­هایی هر چند در قالب شنیده­ها دربارۀ اختلاف او و پدرش، در میان اهالی رسانه، به دنبال منبعی برای تأیید یا تکذیب، دهان به دهان شود.زینت سلحشور دختر کارگردان سریال پرحاشیه یوسف پیامبر (ع) است. او اگرچه امروز و در شرایط خاصی که گفته­ها و فعالیت­های پدرش فراهم آورده است نامش رسانه­ای می­شود، اما یک دهه است که از اهالی سینمای ایران به شمار می­رود."نزدیک به 10 سال است که وارد سینما شده­ام. کارم را با دستیاری کارگردان و برنامه­ ریزی آغاز کردم و تا امروز هم در پروژه­هایی مثل شهر آشوب (یدالله صمدی) امام حسین (ع) کار نیمه تمام شهریار بحرانی و سریال یوسف پیامبر (ع) حضور داشته­ام."اينها گفته‌هاي زينب سلحشور به "وطن امروز" است كه به قول خودش 8 سال در سايه بوده است. اختلاف هست اما.....سلحشور در توضیح حرف­هایی که درباره اختلافات او با پدرش برای کار در سینما مطرح شده است، می­گوید: "تا پیش از برگزاری سومین جشنواره فیلم پلیس و دریافت جایزه ویژه کارگردانی در میان تولیدات ناجا، پدرم از فعالیتم بی­خبر بود. اختلاف نظرات من و پدرم خیلی زیاد است اما این از جنس همان اختلاف نظری است که شاید میان بسیاری از والدین و فرزندان وجود داشته باشد، این اختلاف کاملاً طبیعی است."وی تأکید می­کند:"بالاخره پدر من نگرانی­ها و تجربه­هایی دارد که منتقل می­کند. من هم از آنها استفاده می­کنم اما اینکه می­گویم پدرم از کارگردانی این فیلم بی­اطلاع بود از سر اختلاف با او نیست، بلکه من اصلاً به هیچ­کس درباره این فیلم حرفی نزده بودم، نه به پدرم نه به مادرم و نه حتی به آقای (محسن) علی اکبری که از دوستان نزدیک خانواده ما هستند و اتفاقاً در آن مقطع هم چند ماهی در دفترشان مشغول بودم. من چون خودم از کیفیت روند تولید این فیلم راضی نبودم و الان هم از نتیجه کار اصلاً راضی نیستم و هرچقدر هم جایزه تندیس بگیرد نمی­توانم آن را فیلم خوبی بدانم نمی­خواستم دیگران را در استرس­هایم شریک کنم، برای همین کل روند تولید را به طور مستقل و بدون اطلاع دیگران دنبال کردم و به انتها رساندم."زینب سلحشور می­­گوید: "من در حال حاضر زندگی کاملاً مستقلی از خانواده­ام دارم. به سه دلیل خیلی ساده زندگی مستقل از خانواده­ام را انتخاب کرده­ام اول اینکه خانه پدری ما همیشه پر از میهمان و آمد و شد است و برای همین کارکردن در آنجا برایم دشوار بود (واقعاً هم نمی­دانم پدر چطور می­تواند در آن شرایط کار کند! دومین دلیلم، حساسیت­های خاصی بود که تمامی والدین روی کیفیت فعالیت فرزندانشان دارند و این برای من که به عنوان مثال در پنج­شبانه روز شاید با 2 وعده غذا هم بتوانم کار کنم کمی نامطلبوب بود و جلوی کار کردنم را می­گرفت (چرا که این غذا نخوردن اصلاً برای والدین نمی­تواند معقول باشد) سومین دلیل هم این است که می­خواهم اگر به جایی می­رسم خودم رسیده باشم نه به واسطۀ نزدیکان و در سایه پدرم."وی می­افزاید:" من یکی از منتقدان جدی سریال یوسف پیامبر (ع) هستم. به عقیده من مشورت نگرفتن با اهل فن موجب شده است که برخی نقاط ضعف جدی در این مجموعه به وجود بیاید. هرچند که برخی پارامترها مانند طراحی لباس و برخی دکورها به جذابیت مجموعه کمک کرده است و می­تواند مخاطب را به سریال جذب کند."در مورد سینما هیچگاه به تفاهم نخواهیم رسیدزینب سلحشور می گوید:" من و پدرم هیچگاه در مورد سینما به تفاهم نرسیده­ایم و فکر هم نمی­کنم هرگز برسیم چرا که من مثل پدرم فکر نمی کنم."وی خاطرنشان می کند:" من يك دختر چادری هستم و بارها شده است که برای پروژه­ای دعوت شده­ام. اما بعد از اینکه حضوری رفته­ام و پوششم را دیده­اند دیگر تماس نگرفته و به اصطلاح من را پیچانده­اند! اما در عین حال در پروژه­هایی هم که حضور داشته­ام در کمتر از یک هفته توانسته­ام نظر اطرافیان را نسبت به خودم تغییر دهم و با تمامی عوامل حتی تا مدتها بعد از اتمام کار روابط حسنه­ام را حفظ کنم. خب اینها در سینما هست اما به نظرم نمی­توان حکم کلی صادر کرد، لااقل من نمی­توانم چنین قضاوتی درباره دیگران داشته باشم."سلحشور تأکید می­کند:" من نمی­گویم که همه در سینما طیب و طاهر هستند، چرا که این غیر ممکن و در تمامی مشاغل هم اینگونه است. ضمن اینکه سینما به دلیل شرایط خاصی که دارد و نیز نظارتی که نمی­توان به صورت سیستماتیک بر آن حاکم کرد، بستر مناسب­تری برای بروز برخی مسائل دارد اما با همین شرایط هم، من انسان خوب در این عرصه بسیار دیده­ام، انسانهایی که حاضرم به سرشان قسم بخورم و نمی­توانم در جایگاه قضاوت و صدور حکم کلی درباره سینما آنها را نادیده بگیرم."وی می­گوید:" شاید هم حق با پدرم باشد، اما من نمی­توانم او را درک کنم، در عین اینکه او را محکوم هم نمی­کنم و می­گویم احتمال دارد اشتباه از من باشد."منتقد آقای سلحشورم و با پدرم مشکلی ندارمدختر فرج الله سلحشور در ادامه صحبت­هایش تأکید می­کند:"من هیچ مشکلی با پدرم ندارم، درست است که به آقای سلحشور در جایگاه حقوقی­اش انتقاداتی دارم، اما پدرم همیشه برایم پدر است و جایگاه ویژه و خاصی هم برایم دارد."وی می­افزاید: "من به هیچ عنوان نمی­توانم منکر شوم زمانی که چشم به دنیا باز کردم پدرم بالای سرم نبوده است و نمی­خواهم منکر این این باشم که دوستان و حتی حداقل اعتباری که امروز در میان سینماگران دارم را مدیون او هستم. از همان دوران کودکی وقتی تلویزیون می­دیدم حرف­های پدرم درباره قاب­بندی­ها، نورپردازی، دیالوگ و .... همه برای ما کلاس درس بود و مگر تجربه جز اینهاست، من در کنار پدرم بود که فهمیدم دوربین چیست، کادر چیست، دیالوگ یعنی چه و ..."سلحشور می­گوید: کودکی من سرشار از خاطره تمرین­های تئاتری پدرم در خانه است و حتی روزهایی که محسن مخملباف به خانه­مان می­آمد و میهمان پدرم بود را به یاد دارم. اینها همه تجربیاتی است که من امروز از آنها بهره­مندم."وی تأکید می­کند:" من می­خواستم سینما را از صفر شروع کنم و از نردبان (نام پدر) استفاده نکنم، اما متأسفانه انگار در کشور ما اینگونه نمی­توان بود، همه به محض شنیدن نامت انتظار دارند تو را در جایگاهی که تصور کرده­اند ببینند و بر اساس همان تصورات می­خواهند تمام عقب­ماندگی­هایی که در زندگی داشته­اند را با تو تصفیه کنند! این بود که بعد از نزدیک به 8 سال فعالیت در سایه، از 2 سال پیش تصمیم گرفتم وارد عرصه هایی چون نویسندگی و کارگردانی شوم و به فعالیت­هایم صورتی جدی­تر دهم. با خودم گفتم تو که در هر صورت ناسزا می­شنوی، لااقل کاری را که دوست داری انجام بده!"سلحشور درباره نخستین تجربه کارگردانی­اش هم می­گوید:"انتقام بزرگ فیلمی نیمه بلند درباره قرص­های روانگردان بود که به سفارش ناجا ساختم و خیلی هم تجربه تلخی برایم بود! هیچ وقت فکر نمی­کردم کار اولم را در شرایطی کارگردانی کنم که تمام دوستان و همکاران سینمایی­ام مشغول کار باشند و من مجبور شوم به ناچار به کسی اطمینان کنم که هر چه نامردی می­توانست، در حقم کرد، البته این هم برایم تجربه­ای بود که هیچ وقت و تحت هیچ شرایطی با کسی که نمی­شناسم، کار نکنم."وی می­گوید: "در شب تقدیر در جشنواره پلیس هم 4 ساعتی که در سالن بودم خبری نشد، اما (شاید از بدشانسی) همان 10 دقیقه­ای که برای نماز سالن را ترک کرده بودم، اسمم را اعلام کردند. حیف شد، چون قصدم این بود که دیپلم افتخار و جایزه­ام را روی سن به (سید علیرضا علویان) تقدیم کنم که صداگذاری و میکس فیلم را بر عهده داشت. به جرأت می­توانم بگویم او تنها کسی بود که در این تجربه تلخ، از دستش حرص نخوردم و استرس نداشتم!"سلحشور دربارۀ ادامه فعالیتش در سینما هم می­گوید: "دیگر سراغ کارهایی چون برنامه­­ریزی و دستیاری نمی­روم مگر در مورد عبدالرضا (شاهین) شهباززاده، که جانباز شیمیایی است و به دلیل ارادتی که به او دارم هرگاه در پروژه­ای مشغول شود حتماً تا جایی که در توانم باشد همراه و کمک­حالش خواهم بود. الان هم فیلنامه­ای داریم که در مرحله تأیید در شبکه دوم سیماست و معلوم نیست چه زمان و در چه قالبی ساخته شود."

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در شنبه سی ام آذر 1387 و ساعت 2:56 |
عمو پورنگ و خاطره ماندگار حج
 
Image

مثل خواب بود
مثل يك خواب شيريني بود كه لحظه لحظه‌هاش به يادم مونده/ اما اون خواب هرگز ديگه تكرار نمي‌شه چون به واقعيت تبديل شده بود/ آره كي فكر مي‌كرد روزي پا توي خونه خدا بذاره؟/ جايي كه هزاران نفر آرزوي رفتن به اونجا رو دارن/ اما درست كه يادم مي‌ياد مي‌بينم خواب نبود بلكه حقيقت بود/ آره داريوش به سفر خونه خدا رفت/ از لحظه شروع سفر دلهره داشتم!! يعني ممكنه؟ يعني مي‌شه من خونه خدا رو از نزديك ببينم؟ اي خدا تو چقدر خوبي/ چقدر مهربوني/ چقدر با گذشتي...
چه آرزويي بكنم/ چه چيزي از خدا بخوام... اين‌همه آرزو... اين‌همه سفارش دعا/ كدوما رو زودتر بگم؟ اصلا كدومش مهم‌تره؟... اي خدا همه آرزوهامو برآورده كن...

خلاصه با دنيايي از آرزوها و سفارشات دوستان رفتم زيارت خانه خدا كه يك فضاي زيبا و روح‌انگيزي كه هرگز نظير اونو تو زندگي تجربه نكرده بودم... همه به دنبال يك چيز بودن نزديك شدن به خدا و طلب آمرزش و عفو گناهان.

يادش بخير... روز عيد قربان... وقتي همه آماده شديم براي اين‌كه موهاي سرمونو بتراشيم چه صحنه جالب و ديدني شده بود... / هر چيزي كه مي‌تونست زيبايي به ما ببخشه بايد ازمون دور مي‌شد/ ديگه نه آينه‌اي بود و نه شانه‌اي كه بخواهي موهاتو مرتب كني و بقول بچه‌ها خودتو زيبا كني... بايد از همه اونها به خاطر معبودت مي‌گذشتي... آخه زيباي اصلي اونه... آره اونه كه زيباست و ما غافل از اون فقط به زيبايي خودمون فكر مي‌كنيم....
بچه‌ها چه خالصانه و با اشتياق موهاي همديگه رو مي‌تراشيدند و به هم تبريك مي‌گفتن:

حاج داريوش مباركه ايشاءالله...

در صحراي عرفات اون همه زائر ولي من به اين فكر مي‌كردم چرا ما اينجا اومديم قراره به چي برسيم/ چطور مي‌تونيم از من من فرار كنيم... چطور مي‌تونيم به عرفان اصلي دست پيدا كنيم... همراه با بچه‌ها خوندن دعاي عرفه/ صداي ناله و گريه زائران/ هر كس با خداي خودش نجوا مي‌كرد و زمزمه‌كنان كلماتي را به زبان جاري مي‌ساخت.

چقدر صحنه‌هاي زيبا و جالبي مي‌تونستيم ببينيم/ هر كس در هر مقام و در هر جايگاهي بود اونجا در نهايت عجز و ناتواني از پروردگار خودش طلب استمداد مي‌كرد... داريوش تو اينجا به دور از همه تعلقات دنيوي و همه داشته‌ها و افتخاراتت تنها هستي/ براي خدا چه چيزي به ارمغان آوردي/ خدايا مرا ببخش/ خدايا مرا عفو كن/ چرا از تو غافل بودم چرا غرق در خوشي‌هاي دنيا و دلبستگي‌هاي آن شدم/ خدايا فرصتي بده تا باز خودم را دريابم چرا كه خودشناسي بهترين راه براي خداشناسي است...

آري آن روز نيز هم چون ديگر روزهاي پر خاطره سفر مكه گذشت... تا اين‌كه روز عيد غدير خم فرا رسيد همه افراد سادات كه در كاروان ما بودند به زائران هديه مي‌دادند... شكلات، نقل و نبات و گاهي هم اسكناس 100 توماني كه لاي قرآن قرار داده بودند...

ياد مادرم افتادم... چون او نيز سادات بود... به او زنگي زدم و عيد سادات را به او تبريك گفتم... از اين‌كه در كنارم نبود دلتنگش شده بودم ولي براي جبران نبودش فقط در حقش دعا مي‌كردم و به يادش بودم.

اكنون كه اين ايام از راه رسيده دوباره به خاطرات سفر مكه در سال 1385 مي‌افتم كه چه زود گذشت اي‌كاش زمان قابل تكرار بود و خاطرات دوباره اتفاق مي‌افتاد...

آره در نهايت اين‌گونه متوجه شدم... همه آدما سفر مكه مي‌رن تا پاك بشن و از همه گناهان دور و نزد خدا عزيز و معصوم... مثل شما بچه‌ها.

پس شما كه مصداق پاكي و خوبي و بي‌گناهي هستيد/ هميشه دوستتون دارم.

داريوش فرضيايي
(عمو پورنگ

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در شنبه سی ام آذر 1387 و ساعت 2:54 |

 

خلاصه قسمت یازدهم سریال جومونگ


هموسو که تصمیم به آموزش جومونگ گرفته ، براش یک کمان میسازه و میگه که باید خوب تمرین کنی و هر وقت تونستی کمان رو تا آخر بکشی ، بهت تیر اندازی رو هم یاد میدم . جومونگ در همین حین به صورت آزمایشی کمان رو میکشه و به راحتی تا آخر کمان کش میاد و تیر رو پرتاپ میکنه ، هموسو شگفت زده و متحیر میمونه



پرنس یونگ پو که در اقامتگاه  توچی به سر میبرد ، بویونگ رو میبینه و میشناستش ، یکم بهش دری وری میگه و میذاره میره ، موضوع اینجا جالب میشه ، بویونگ برای اینکه این خبر رو به جومونگ برسونه ، به کوه میره تا جومونگ رو ببینه ، در همین حال سوسانو به همراه دوستاش از راه دور در حال مشاهده تمرینات جومونگ بودند که بویونگ سر میرسه و میره سمت جومونگ و خبر رو بهش میده . وقتی بویونگ میخواد از جومونگ خداحافظی کنه ، جومونگ بویونگ رو در آغوش میگیره و بوسش میده ، اینجاست که حال سوسانو که داشت این موضوع رو میدید گرفته میشه.



پرنس تسو  کم کم از بستر بیماری بلند میشه و میره که به کارهاش برسه ، در همین حین یانگ پو رو میبینه و یانگ پو در مورد توچی باهاش صحبت میکنه و میگه که باید تجارت رو از یون تابال بگیریم و به توچی بدیم ، تسو هم که طرفدار سوسانو و یون تا بال بود ، خیلی عصبانی میشه و به یونگ پو می توپه. از اون طرف ماری و دو برادر دیگه پیش جومونگ میان و میگن که ما ها رو پیش سوسانو ببر تا براشون کار کنیم ، این طوری از دست توچی هم در امان خواهیم بود و جومونگ هم قبول میکنه. سوسانو که سخت حالش گرفته ، داشت به درآغوش گرفتن جومونگ و بویونگ فکر میکرد که بهش خبر میرسه که جومونگ اومده به دیدنش ، سوسانو خوشحال به سمت جومونگ میره و جومونگ هم میگه ازت خواهش میکنم که این سه مرد رو در کاروان تجاری خودت راه بده ، سوسانو میگه که این افراد من رو دزدیدند ، نمیتونم فبولشون کنم ، من فقط شمارو قبول میکنم



در این میان جناب آقای تسو وارد منزل یون تا بال میشه و میبینه که جومونگ و سوسانو در حال صحبت هستند . جومونگ خیلی شکه میشه ، اما حرفی نمیزنه و سوسانو به تسو میگه که جومونگ ناجی من هستش و خلاصه سه نفری میرند داخل اتاق و با هم صحبت میکنند.جومونگ از سوسانو میخواد که اونو تسو رو تنهاشون بذاره . وقتی سوسانو میره ، جومونگ به پای تسو می افته و میگه که من میخوام زندگی بکنم و با من کاری نداشته باش ، من دیگه برای تو تهدیدی محسوب نمیشم ، تسو هم در نهایت قبول میکنه که کاری باهاش نداشته باشه



سوسانو هم قبول میکنه که به اون سه نفر کار بده . ماری و دوستاش از اینکه باید در بار بری کار کنند ، عصبانی میشن و میرند سمت جایی که محافظین یون تابال آموزش میبینند و از مسئولش میخوان که اونا رو جزء گارد خانواده یون تابال کنه ، خلاصه بعد از یکم زور بازو نشون دادن و مبارزه ، اوته قبول میکنه که اونارو بپذیره .



گیوم وا ژنرال بویو رو صدا میزنه و جریان زنده بودن هموسو رو بهش میگه و ازش میخواد که پیداش کنه ، وزیر اعظم هم میره پیش یو می یول و بهش میگه که من میخواستم هموسو رو بکشم ، اما نتونستم ، یو می یول عصبانی میشه و میگه که هموسو باید به مرگ طبیعی بمیره ، تو نباید اونو بکشی.
وزیر اعظم یک شخص رو مسئول زیر نظر داشتن یو می یول میذاره ، یو می یول سعی میکنه که جای هموسو رو پیدا کنه ، برای همین از یه دختر ستاره نشان استفاده میکنه.دختر مکان هموسو رو پیدا میکنه و به یو می یول میگه .



یو می یول به سمت کوه میره و هموسو رو میبینه ،  اون جاسوسی هم که از طرف وزیر اعظم یو می یول رو زیر نظر داشت ، یو می یول و هموسو رو میبینه . خلاصه ، یو می یول میاد پیش هموسو و بهش میگه که من به خاطر آینده بویو تورو زندانی کردم و گیوم وا از این موضوع با خبر نیست . یو می یول از هموسو میخواد که بویو رو ترک کنه و بره ، اما هموسو میگه که من باید قبلش گیوم وا رو ببینم و اون باید خودش به من بگه که من باید از بویو برم . یو می یول میگه این کارت باعث میشه که تمامی نقشه های بانو یوها که در حال حاظر زن دوم گیوم وا هستش به هم بریزه ، اینجاست که هموسو میفهمه که جومونگ پسر خودشه و خیلی تعجب میکنه . هموسو از یو می یول میخواد که حداقل یوها رو به دیدن اون بیاره و یو می یول قبول میکنه



جاسوس وزیر اعظم میاد پیشش و موضوع رو بهش میگه ، وزیر اعظم هم پا میشه و میاد پیش پرنس تسو و موضوع زنده بودن هموسو رو بهش میگه و تسو خیلی تعجب میکنه . تسو هم میاد پیش ملکه و جریان هموسو رو ازش میپرسه و ملکه هم میگه که پدرت به بانو یوها علاقه داشت و هموسو هم عاشق یوها بود و  من حدس میزنم که جومونگ پسر هموسو باشه ، اما تو به کسی چیزی نگو



پرنس یانگ پو به اسلحه خانه میره و تمامی شمشیر های سلطنتی رو برای توچی میبره ، مو پال مو سعی میکنه که جلوشو بگیره ، اما یانگ پو تهدیدش میکنه که اگه چیزی بگه میکشتش.این خبر به یون تا بال میرسه و اطرافیان تصمیم میگیرند که این موضوع رو به  تسو بگند ، اما در نهایت یون تا بال مخالفت میکنه و نمیذاره بهش بگن.پرنس تسو ، برادرش رو صدا میزنه و میگه که بدون اینکه پدر بفهمه یه ارتش 200 نفره آماده کن



یو می یول هم  میاد بانو یوها رو میبینه و اونو به کوه میبره تا هموسو ، بانو یوها رو ببینه . لحظه دیدار بعد از 20 سال فرا میرسه ....



آیا بانو یوها موفق به دیدار هموسو میشه ؟ادامه را درخلاصه قسمت دوازدهم سریال افسانه جومونگ ، در هفته بعد بخوانید

 

عکس های سوسانو در افسانه جومونگ


http://www.jumong.ir/photos/7936510-jumong.ir-hanhyejin1.jpg

http://www.jumong.ir/photos/4506892-jumong.ir-hanhyejin.jpg
 

عکس های تسو در سریال جومونگ


عکس تسو / کیم سونگ سو / Kim Sung-soo  در سریال جومونگ

http://www.jumong.ir/photos/5035152-jumong.ir-tseo.jpg


عکس تسو / کیم سونگ سو / Kim Sung-soo  در سریال جومونگ

http://www.jumong.ir/photos/7589559-jumong.ir-teso2.jpg
 

عکس هان هی جین - سوسانو


http://www.jumong.ir/photos/9838389-jumong.ir-hanhijin.jpg
  

بیوگرافی وزیر اعظم با بازی لی جاء یانگ


http://www.jumong.ir/photos/5643949-jumong.ir-Lee-Jae-Yong.jpg

بیوگرافی شخصیت وزیر اعظم با بازی لی جاء یانگ بازیگر سریال افسانه جومونگ

نام : لی جاء یانگ -  Lee Jae Yong - Yi Jae Yong

حرفه : بازیگر

سال تولد : 1963

محل تولد : کره جنوبی

سن : 45 سال

خانواده : او دو دختر دارد

محل تحصیل : دانشگاه بوسان

سریال های تلویزیونی لی جاء یونگ :

Lobbyist  SBS, 2007
Yi San  MBC, 2007
Money's Warfare  SBS, 2007
90 Days, Falling in Love Days  MBC, 2006
The Book of Three Han  MBC, 2006
 5th Republic  MBC, 2005
Sea God  KBS, 2004
Into The Storm  SBS, 2004
Rustic Period  SBS, 2002 

فیلم های سینمایی لی جاء یانگ :

Who's That Knocking At My Door?  - 2007
Dasepo Girl  - 2006
Fly, Daddy, Fly  - 2006
Monopoly  - 2006
Love Phobia  - 2006
A Man Who Went to Mars  - 2003
Save the Green Planet  - 2003
Friend  - 2003
Dr. K
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 و ساعت 2:41 |
عمو پورنگ: بودن به هر قیمتی فایده ندارد

فارس: داريوش فرضيايي كه در ميان كودكان به «عمو پورنگ» معروف است، مي‌گويد: بودن روي آنتن به هر قيمتي فايده ندارد و اين ماندن تنها با گفتن حرف جديد و ارائه برنامه‌هاي نو مفيد است.

«داريوش فرضيايي» در گفت‌و گو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس درباره موفقيت برنامه‌هايي كه تا به حال اجراي آنها را بر عهده داشته، گفت: اگر برنامه نزد بيننده مورد رضايت قرار گرفته، بايد ملاك‌هاي بيننده را بسنجيم. پس اول اين موضوع، از زبان مخاطب عنوان مي‌شود. اما من در زمان اجراي برنامه تمام انرژي، توان و بيشتر رفتارهاي علمي و تجربي‌ام را به كار مي‌گيرم و در يك فضايي كه با همكاري دوستانم اعم از دستيار تهيه، دستيار توليد، نويسنده، كارگردان و ... ميسر مي‌شود، در يك فضاي صميمي و در يك بستر كاملا كودكانه به اجراي برنامه مي‌پردازم.
وي افزود: نحوه اجرا و ارتباط، همه ابزارهايي براي ايجاد يك برنامه خوب و تأثيرگذار هستند. آنچه كه ماحصل كار نشان مي‌دهد و طبق نظرسنجي سازمان، فاكتورهايي كه مد نظر بود، همين‌هاست. يكي هيجان و نشاطي كه در برنامه حاكم بود و ديگري تغيير دكور. هر چند كه ما قبلا خيلي بيشتر دكور عوض مي‌كرديم اما الان به دليل محدوديت‌هايي كه وجود دارد، دكورهايمان متاسفانه با تاخير عوض مي‌شود.
فرضيايي ادامه داد: قبلا دستمان بيشتر باز بود و نماهنگ‌ها و كليپ‌هاي متفاوتي با آهنگ‌هاي مختلف ساخته مي‌شد،‌ اما الان با توجه به محدوديت‌هاي مالي و بوروكراسي اداري، ما يك مقدار در عمل دچار مشكل هستيم كه مي‌تواند تأثير بدي در كل برنامه بگذارد و اميدوارم با تمهيد، محبت و ياري مسؤولان، اتفاقاتي در برنامه بيافتد.
وي درباره استفاده از تجربيات ساير برنامه‌سازان حوزه كودك در برنامه‌هاي خود اظهار داشت:اين برنامه يك برنامه كاملا گروهي است و مطمئن باشيد كار زماني موفق مي‌شود كه به يك انسجام و وحدت فكري و كلمه برسد. ايده‌هاي بچه‌هاي گروه خيلي به هم نزديك است و گاهي يك ايده با همكاري و همفكري گروهي به مرحله اجرا مي‌رسد.جرقه‌هايي كه از طريق خطوط فكري به هم ديگر متصل مي‌شود، در حقيقت آن فضا و طنزي كه ما مد نظرمان است را ايجاد مي‌كند.
عمو پورنگ در ادامه گفت‌و گوي خود تصريح كرد: همه اينها به خاطر رقابت سالمي است كه حكمفرماست و همه ما در كنار هم به اين موفقيت رسيده‌ايم چون ما در برنامه حتي از ايده‌هاي «امير محمد» هم استفاده مي‌كنيم. هر چند كه او بچه است و شايد ايده‌هاي ناپخته‌اي داشته باشد.
وي درمورد ضرورت استفاده از كودكاني نظير «امير محمد» نيز گفت: من سه سال به تنهايي برنامه را اجرا كردم و همواره بحث يكنواخت نشدن و ايجاد فضاهاي شاد را داشته‌ايم. هميشه مرسوم بوده است كه در چنين برنامه‌هايي از عروسك استفاده كردند و خود من هم از اين شيوه استفاده كرده‌ام اما هيچ وقت هيچ عروسكي را ثابت در برنامه‌هايم نگه نداشته‌ام.اما امير محمد يك كودك و يك عروسك واقعي است و بچه‌ها مي‌توانند با او ارتباط برقرار كنند و اگر قرار است به كسي آموزش غير مستقيم داده شود. من به همراه دوستانم معتقديم كه بچه‌اي كه بتواند اين توانايي را داشته باشد، به مراتب بهتر از عروسك است. چون كودكان بسياري با امير محمد ارتباط برقرار كرده‌اند.
وي تصريح كرد: از سوي ديگر يادتان نرود كه وقتي از كودكان بسياري تست گرفته مي‌شود و فقط يك كودك وجود دارد كه قابليت‌ها و توانايي‌هاي لازم را دارد، خوب بالطبع شانس موفقيت به او رو مي‌كند.البته امكان دارد كه افراد ديگري نيز در راه باشند. چون من به يك نفر بسنده نمي‌كنم و اميدوارم بچه‌هاي ديگر نيز با توجه به حال و هواي برنامه بيايند و در آن دخيل شوند.
وي درپاسخ به اين سوال كه احتمال جابه جايي امير محمد با كودكي ديگر چقدر وجود دارد، گفت: امير محمد كودكي است كه قابليت‌هاي بسياري دارد، اما هنوز جاي كار دارد و بايد خيلي از نيروهاي نهفته و پتانسيلش فعال شود.اما بايد بگويم كه امير محمد هيچ وقت از اين برنامه نمي‌رود. يك اشتباهي ما مي‌كنيم اين است كه فردي را كه تجربه دارد كنار مي‌گذاريم و افراد ديگري را مي‌آوريم. اين اشتباه است و من با آن مخالفم .
فرضيايي اظهاد داشت: اگر قرار بود،‌امير محمد برود چرا آمديم برايش زحمت كشيديم؟ امير محمد با تجربه بيشتر مي‌ماند. شايد حضور كمتري داشته باشد ولي پخته‌تر جلوي دوربين مي‌آيد و بچه‌هاي ديگر هم همينطور. من سعي مي‌كنم امير محمدها و پورنگ‌‌هاي ديگري را تربيت كنم. اين يك واقعيت است. من يك روز دورانم به پايان مي‌رسد چه امسال چه چند سال ديگر و چه كسي بايد باشد كه اين راه را ادامه بدهد؟ من تجربه خود را در اختيار افرادي قرار مي‌دهم كه آينده در دستان آنهاست.
وي درباره ساخت برنامه روتين در يك قالب نيز گفت: ساخت 7 سال برنامه روتين، دغدغه‌ها و سختي‌هاي خود را دارد. نه تنها براي من، بلكه براي ساير همكارانم نيز همين طور است و ممكن است دچار خستگي و افسردگي شوند و چون آدمهاي پويايي هستند، به همين بسنده نمي‌كنند كه در يك پله بمانند و نيازمند اين هستند كه براي رفتن به پله بالاتر خود را تجهيز كنند و مستحكم‌تر و قوي‌ تر پيش بروند كه اين هم زمان مي‌برد.
وي ادامه داد: اگر اين برنامه براي مدتي قطع شد، مطمئن باشيد كه اثر مي‌كند. چون نياز به تحول و بازنگري هست و با اجزاء و فرمت جديدي سري جديد ساخته خواهد شد. اين مساله‌اي است كه همه گروه نسبت به ‌آن نظر مثبت دارند و براي ارتقاء گروه بايد اين كار را مي‌كرديم.اين مساله را اشتباه نكنيم كه متاسفانه در رسانه در حال جا افتادن است، بودن روي آنتن به هر قيمتي فايده ندارد. بودن روي آنتن با گفتن حرف جديد و ارائه برنامه نو مفيد است. اگر نشد، همان مقداري كه بوده كافي است و بايد سعي كنيم آن سابقه را خراب نكنيم.
عمو پورنگ درباره سري جديد برنامه‌‌اي كه اجراي آن را سه روز در هفته بر عهده دارد،‌اظهار داشت: اين برنامه، يك برنامه تركيبي است و فضايش فرق مي‌كند و امكان دارد در يك فضاي تروكاژ و انيميشن كار كنيم. ما بايد در كارمان سليقه مخاطب را بالا ببريم و مطابق استانداردهاي جهاني ولي با فرهنگ خودمان كار كنيم. نمي‌خواهيم بگويم كه مي‌خواهيم مثل كشورهاي ديگر باشيم، اما نبايد از آنها هم عقب‌تر باشيم. بايد از همه ابزارها و بسترهاي مناسب براي داشتن يك برنامه خوب و حتي قابل رقابت با برنامه‌هاي كشورهاي ديگر كار كنيم. چه اشكالي دارد؟ زبانمان فرق مي‌كند. اما استانداردهاي ساخت برنامه براي بچه‌ها در همه جاي دنيا از يكسري قانون‌ها تبعيت مي‌كند كه ما هم بايد به آنها نزديك شويم.
وي راجع به سطح برنامه‌هاي تركيبي كودكان در ايران هم گفت: من كارشناس نيستم. فقط مي‌توانم بگويم كه دوستان در حوزه كودك زياد كار مي‌كنند، اما هنوز جاي كار وجود دارد. مطمئن باشيد كه در همه كارها نياز به آزمون و خطا و تجربه است و به حمايت بي‌دريغ و حساسيت بسيار بالاي مسولان در حوزه كودك نياز دارد. چون پايه و اساس يك انسان در تمام زندگي‌اش در دوران كودكي ريخته مي‌شود.
فرضيايي در ادامه گفت و‌گو با فارس تصريح كرد:من برنامه‌هاي كودك كشورهاي مختلف را ديده‌ام. ما نمي‌خواهيم با آنها رقابت كنيم. چون فرهنگ ما با آنها متفاوت است. ولي ما هم مي‌توانيم از همه آن تكنولوژي‌ها استفاده كنيم. ما مي‌توانيم آن تكنولوژي‌ها را در قالب فرهنگ خود قرار دهيم و از آنها بهره ببريم. مثلا به شخصيت‌هاي تام و جري توجه كنيد. همه دنيا آنها را مي‌شناسند. ما هم بايد شخصيت‌هايي خلق كنيم و آنقدر مضامين و داستان‌ها جذاب باشند كه همه دنيا به آنها علاقه‌مند شوند.
وي ادامه داد: دقت نظر و شخصيت‌سازي در برنامه‌هاي موفق دنيا از اهميت ويژه‌اي برخوردار است. در صورتيكه در كشور ما خيلي به آن توجه نمي‌شود و خيلي سطحي است، يا جذابيت تصويري كمي دارد. چون بيشتر به موضوع مي‌پردازند ولي هم موضوع و هم تصوير بايد جذاب باشند. در يك انيميشن ايراني بايد شخصيت‌ها جذابيت داشته باشد و گيرا باشند تا كودكان ابتدا جذب آنها بشوند و بعد به انتقال مفاهيم و پيام‌ها بپردازيم.من معتقدم كه كودك اول بايد تلويزيون را بپذيرد. سرگرم شود، آن را دوست داشته باشد بعد پيام‌ها به او آموزش داده شود.
عمو پورنگ تصريح كرد: به جذب مخاطب و سرگرمي اعتقاد دارم و در كنار آن بايد به كودك آموزش داد و اگر غير از اين باشد، مستقيم‌گويي مي‌شود و كودك تلويزيون را خاموش مي‌كند. يكي از اشتباهات ما در برنامه‌سازي كودك همين مساله است. تا شروع به برنامه‌سازي مي‌كنيم. قصد داريم تمام مفاهيم و پيام‌ها را به او آموزش بدهيم، در صورتيكه خود ما در دوران كودكي شايد بسيار پرخطاتر بوده‌ايم.
وي در پاسخ به اين سوال كه فكر مي‌كنيد چقدر طول بكشد تا افراد ديگري مانند شما دوباره بيايد، گفت:اين را نمي‌دانم. چنين مسائلي نه دست من است و نه دست ديگران. شعار نمي‌دهم، ولي 10 تا 11 سال طول كشيد و تلاش كردم تا به اين مرحله برسم و بگويم كه مي‌توانم اين كار را انجام بدهم. شايد نفر بعد از من هم همين مقدار طول بكشد تا به اين مرحله برسد. من از مسوولان درخواست مي‌كنم كه بيشتر روي اين مساله سرمايه‌گذاري كنند، چون ممكن است سن فرد بالاتر برود يا فرصت‌ها از دست برود. كاش من سال 73 كه رفتم سازمان و پشت درهاي بسته ماندم، كارم را آغاز كرده بودم. البته من اين مسائل را به فال نيك مي‌گيرم كه قدر جايگاه فعلي خود را بيشتر بدانم.فقط اميدوارم كه مسئولان اعتماد كنند و قابليت‌هاي افراد را بيشتر بشناسند.
وي ادامه داد: من عضوي از اين مجموعه هستم و نمي‌توانم همه را تحت نظر داشته باشم. به طور حتم مديراني كه قرار دارند بايد بيشتر به اين نكته توجه كنند، كار براي كودك دلي است. اگر كسي دلش بخواهد كه اين كار را بكند، انجام مي‌دهد. چون هدف تعالي است و هر كس دوست دارد، خودش بايد به اين عرصه بيايد. اگر كسي آمد، من به او تجربيات خود را خواهم داد.
فرضيايي تصريح كرد: اتحاد گروه سازنده در كار نيز از اهميت بالايي برخوردار است. ما وقتي نويسنده مي‌آوريم، پس از 5 سال بار كاري او مشخص است. پس بايد در همين مقطع كار كند و اكيپي در اختيار او قرار گيرد. شخصيت پورنگ هم بايد با برنامه‌ريزي جلو برود. حمايت فكري بشود. در كشورهاي خارجي، يك مجري 20 سال است كه برنامه دارد، ولي همچنان مخاطب‌ها درصد بالايي دارند. اين اتفاق به دليل فكري است كه پشت توليد اين برنامه قرار دارد.مديريت لازم است و بايد مجهز بود. بار علمي، جنبه رواني و ... هم مهم است.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در شنبه بیست و سوم آذر 1387 و ساعت 19:11 |
تبليغ دل شکسته در تلويزيون ممنوع شد

برنا: تبليغات تلويزيوني فيلم سينمايي "دل شکسته" که به تازگي روي پرده سينماها رفته است، ممنوع اعلام شد.

به دنبال ممنوعيت هرگونه تبليغ فيلم سينمايي«دل شکسته» در تلويزيون، اين فيلم تنها در سينما ها به نمايش در مي آيد.

گفته مي شود پرداخت خاص به موضوع مذهبي و اعتقادي، علت ممنوعيت تبليغ اين فيلم در رسانه هاي گروهي باشد.

فيلم «دل شکسته» ساخته "علي رويين تن" داستان دلبستگي دو جوان با دو طرز تفکر کاملا متفاوت است که در جريان پروژه اي تحقيقاتي به يکديگر علاقه مند مي شوند.

زنده ياد خسرو شکيبايي، شهاب حسيني، بيتا بادران، فريبا کوثري و رضا رويگري در اين فيلم به ايفاي نقش مي پردازند.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه بیست و دوم آذر 1387 و ساعت 1:19 |
رضا شفيعي جم
Image

رضا شفيعي جم از چهارشنبه هفته گذشته با فيلم «چارچنگولي» ساخته سعيد سهيلي به سينماها آمده است. چارچنگولي فيلمي كمدي است كه حكايت 2 برادر دوقلوي به هم چسبيده را روايت مي‌كند كه هر كدام ايده‌هاي مختص به خود را دارند اما مجبورند در كنار هم زندگي كنند. جواد رضويان نقش برادر دوقلوي شفيعي‌جم را در اين فيلم بازي مي‌كند.
شفيعي‌جم كه بيشتر او را با سريال‌هاي طنز شبانه مي‌شناسيم در سينما هم كارهاي قابل قبولي دارد كه از ميان آنها مي‌توان به فيلم «مرد عوضي»  و «ارتفاع پست» اشاره كرد. در دوره‌اي كه توليد سريال‌هاي طنز تلويزيوني در ركود هستند فيلم چارچنگولي مي‌‌تواند، نقطه عطفي براي شفيعي‌جم در عرصه فعاليت‌هاي سينمايي باشد.

كارآگاه و رضاشاه

احمد نجفي با سريال كارآگاه علوي به شبكه يك سيما آمد. اين سريال را حسن هدايت كارگرداني كرده است. او 13 سال پيش، هدايت سري اول اين سريال را با حضور نجفي و عزت‌الله انتظامي مقابل دوربين برد و اكنون سري دوم اين مجموعه را با حضور احمد نجفي به عنوان بازيگر نقش كارآگاه علوي به پخش رسانده است.

نجفي در سري اول مجموعه كارآگاه علوي، موفق ظاهر شد و توانست اقبال مخاطبان نسبت به اين سريال را افزايش دهد. اكنون نجفي بار ديگر در هيات يك كارآگاه دوران پهلوي با چند معاون به تلويزيون آمده است و بايد منتظر ماند و ديد اين بازيگر در موفقيت سري جديد سريال كارآگاه علوي به چه ميزان تاثير گذار است.البته زماني كه كارآگاه علوي‌1 از شبكه يك پخش مي‌شد نجفي به ميزان امروز در سريال‌هاي تلويزيوني حضور پيدا نكرده بود.

 اما اكنون بيشتر مخاطبان سيما او را در سريال‌هاي تاريخي مربوط به دوران پهلوي در نقش ريپورتر، رضاشاه، سرهنگ ارتش آمريكا و... زياد ديده‌اند و نجفي براي اين‌كه بتواند از كليشه‌هاي مربوط به نقش‌هايش عبور كند و نقش يك كارآگاه مردمي را خوب بازي كند بايد تلاش مضاعفي از خود نشان داده باشد.

 نجفي در برنامه گفتگو محور تيك تاك هم كه پخش آن از هفته گذشته از شبكه 2 سيما شروع شده به عنوان مجري حضور دارد. نجفي بازي در سريال كلاه پهلوي را بتازگي به پايان رسانده است. اين بازيگر در اين سريال نقش رضاشاه را بازي مي‌كند. اين سريال قرار است در دهه فجر از شبكه 2 سيما به نمايش در‌آيد.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه بیست و دوم آذر 1387 و ساعت 1:14 |
گفتگو با مهدی پاكدل ، بازیگر مجموعه «بی‌گناهان». . .
Image

مهدی پاكدل، متولد ۱۳۵۹ است. یك‌سال گرافیك خوانده و سپس به سراغ تئاتر رفته است. می‌گوید: سینما را دوست دارم و به همین دلیل هم وارد عرصه بازیگری شده‌ام. در تئاترهای زیادی حضور داشته است، از جمله ریچارد سوم، قهوه تلخ و سیاه.
با بازی در سریال مروارید سرخ به طور جدی وارد تلویزیون شد و با بازی در فیلم ماهی‌ها عاشق می‌شوند در سینما جا خوش كرد. از او در حال حاضر سریال «بی‌گناهان» روی آنتن شبكه سوم سیما رفته است. او در این سریال نقش مهرداد را بازی می‌كند.
این مجموعه دومین همكاری مهدی پاكدل و احمد امینی پس از اولین شب آرامش است.
با چه انگیزه‌ای به تئاتر روی آوردید؟ گویا پیش از این در رشته گرافیك درس می‌خواندید.
فكر می‌كنم رشته‌های هنری به نوعی با یكدیگر مربوطند. ترجیح دادم فعالیت اصلی‌ام را روی تئاتر متمركز كنم؛ البته هنوز هم كار گرافیكی می‌كنم، پوسترهای زیادی روی دیوار تئاترشهر نصب شده كه جزو كارهای من در این زمینه است و می‌توانم بگویم از طریق كار گرافیكی امرار معاش می‌كنم.
گرافیك و تئاتر جدای از این كه هر دو كار هنری هستند، چه وجه اشتراكی دارند؟
ریزبینی و موشكافی‌ای كه در گرافیك است در بازیگری هم وجود دارد.در واقع به نوعی در موجز بودن با هم اشتراك دارند. تئاتر و گرافیك دنیاهایی هستند نه خیلی دور و نه خیلی نزدیك.
با سریال مروارید سرخ به طور جدی و حرفه‌ای وارد تلویزیون شدید. آن زمان چقدر با مدیوم تلویزیون آشنایی داشتید؟
بیشتر نگران این بودم كه چه اتفاقی می‌افتد. آیا چیزی كه دلم می‌خواهد می‌شود؟ اما به نظرم تلویزیون خیلی بی‌رحم است.
چرا؟
چون برای مثال در زمان اجرای یك نقش باید از تمام وجودت مایه بگذاری و نقشش را به گونه‌ای بازی كنی كه باورپذیر شود و طبیعتا در زمان پخش هم دیده می‌شوی و نقدت می‌كنند.
این مساله كه خیلی خوب است، بویژه وقتی دیده می‌شود و مطرح هستی.
ولی وقتی پخش سریال تمام می‌شود پس از دو سه هفته همه چیز تمام می‌شود. شهرت خوب است، ولی اگر همراه با احترام باشد برای آدم خیلی لذت‌بخش‌تر است.
پس از تجربه چند كار در تلویزیون، در حال حاضر بازی در این رسانه چقدر برایتان سخت یا لذت‌بخش است؟
اگر از نقشم لذت ببرم، تمام تلاشم را می‌كنم كه آن شخصیت را بخوبی به تصویر بكشم. طبیعتا خوب به تصویر كشیدن هم سختی‌های زیادی دارد.
برویم سراغ مجموعه بی‌گناهان. ابتدا بگویید چطور با احمد امینی آشنا شدید؟
برای بازی در سریال اولین شب آرامش توسط بهرام عظیم پور كه مسوولیت انتخاب بازیگران را به عهده داشت به ایشان معرفی شدم كه این آشنایی باعث شد در بی‌گناهان هم حضور پیدا كنم.
تجربه موفق اولین شب آرامش در حضور شما در مجموعه بی‌گناهان چقدر موثر بود؟
شخصیت علیرضا در اولین شب آرامش خیلی به من نزدیك بود و این نقش و مجموعه به نوعی پیك كارهایم شد؛ اما فقط این مساله باعث همكاری مجدد من با آقای امینی نشد، بلكه متن خوب و نقش متفاوت و تاثیرگذار در شكل‌گیری همكاری دوباره ما موثر بود.
گروه حرفه‌ای و صمیمی و پشت صحنه شاد مجموعه اولین شب آرامش و تجربه مجدد آن فضا در این مجموعه مسائلی هستند كه به بازیگر انگیزه بیشتری برای ادامه كار می‌دهند.
چقدر مطمئن هستید كه بی‌گناهان هم بتواند موفقیت اولین شب آرامش‌ را به دست بیاورد؟
بسیار زیاد. اولین شب آرامش تمی عاشقانه داشت و بی‌گناهان هم به لحاظ قصه خوب و ساختار درستش قطعا می‌تواند مخاطبانش را جذب كند.
احمد امینی به عنوان كارگردان چه ویژگی‌ خاصی دارد؟
به نظرم امینی در هر كاری بسیار حرفه‌ای برخورد می‌كند و فقط روی كارگردانی متمركز نمی‌شود. او در همه موارد می‌كوشد بهترین روش را به كار بندد كه همین مساله باعث می‌شود هر كس وسوسه كار كردن با او را پیدا كند. من كه به عنوان یك بازیگر همیشه از همكاری با او لذت برده‌ام.
چرا باز هم مهرداد (نقشی كه شما بازی می‌كنید)‌ سرشار از عاطفه و احساس است،‌ درست مثل علیرضا؟
ببینید همسر مهرداد قصد دارد از او جدا شود و او را ترك كند كه همین مساله مهرداد را هم عصبانی كرده و هم احساسات او را برانگیخته است. در ضمن معمولا وقتی در این سن و سال داریم بازی می‌كنیم بیشتر نقش‌ها عاطفی هستند و ماجرای زندگی‌شان هم توام از احساس و عاطفه است.
می‌شود گفت از طرفی مخاطب تلویزیون هم راحت‌تر با این گونه نقش‌‌ها و شخصیت‌ها ارتباط برقرار می‌كند؟
بله. دقیقا همین‌طور است. مخاطبان با این گونه نقش‌ها زودتر می‌توانند همذات پنداری كنند، چون یا در خانواده‌شان با چنین جوان‌هایی روبه‌رو هستند یا خودشان به شخصه درگیر این ماجراها هستند.
شخصیت مهرداد را چطور تعریف می‌كنید؟
من یكسری ویژگی‌ها و ریزه‌كاری‌هایی از این شخصیت در ذهن دارم كه سعی می‌كنم براساس آن نقش را پیش ببرم. تعریف كلی‌ای كه می‌توانم از این شخصیت ارائه كنم این است كه مهرداد یك مهندس جوان است كه تازه می‌خواهد كارش را شروع كند و با این كه پدرش فوق‌العاده پولدار و سرمایه‌دار است نمی‌خواهد زیر دین پدرش برود. خودش می‌خواهد زندگی‌اش را به اتفاق همسرش شروع كند.
چه چیزی در شخصیت مهرداد برای شما جذاب بود؟
چند لایه بودن زندگی او را خیلی دوست داشتم این چندگانگی در این شخصیت، دست من را به عنوان بازیگر بسیار باز می‌گذاشت و راحت می‌توانستم با او بازی كنم.
از حضور ۴ كارگردان به عنوان بازیگر در این سریال بگویید. این موضوع كار شما را سخت‌تر نمی‌كرد؟
تا حدودی چرا، اما آنها در این كار تنها بازی كردند و نه كارگردانی. به هر حال از حضور دركنار آنها توانستم تجربه‌های خوبی به دست‌ آورم.
تصویربرداری این كار مدت زیادی طول كشید. این مساله شما را به عنوان بازیگر خسته نمی‌كرد؟
من چون در این گروه راحت بودم و خیلی آرامش داشتم و لذت می‌بردم از بودن در این طرح زیاد احساس خستگی نمی‌كردم و برایم سخت نبود. اتفاقا در آن زمان پیشنهاد بازی در كارهای دیگری هم به من می‌شد كه می‌توانستم در زمان‌های پرتی كار آنها را هم انجام دهم، ولی قبول نمی‌كردم،‌ چون دوست داشتم فقط مهرداد بی‌گناهان باشم و تمام تمركزم را روی این نقش بگذارم.
حسین پاكدل (برادرتان)‌ چقدر در زندگی هنری شما نقش داشته است؟
به هر حال برادرم در تمامی زمینه‌ها مرا راهنمایی می‌كرد، البته پدر و مادرم هم بی‌تاثیر نبودند. وقتی خوب نگاه می‌كنم می‌بینم نقش مادرم در تربیتم پررنگ‌تر از دیگران است. در خانه ما بیشتر مباحث گرد هنر، سینما و تئاتر بود. بسیاری از چهره‌های حرفه‌ای و مطرح سینما، تئاتر و ادبیات اغلب به خانه ما رفت و آمد داشتند. برادر بزرگم وقتی به اصفهان می‌آمد، همراه خود امواج فراگیر هنر و از همه جای عالم در قالب شخصیت‌های سینمایی به زادگاهم می‌آورد. از همان نوجوانی این موج‌ها من را هم فراگرفت. با خودم عهد كردم در این امواج سهمگین شنا كنم. به هر حال هم حسین پاكدل به عنوان برادر بزرگ‌ترم و هم بقیه خانواده در زندگی هنری‌ام نقش بسزایی داشتند. من در خانواده‌ای رشد یافتم كه تمام ۲۴ ساعت زندگیشان با هنر معنی می‌یافت.
چرا كار گرافیك را نیمه‌كاره رها كردید؟
رها نكردم، قصه تلویزیون و سینما خیلی وقتم را گرفته است.
فرصت كتاب خواندن دارید؟
بله. بیشتر رمان و فلسفه می‌خوانم. انقلاب آمریكای لاتین را هم خیلی دوست دارم. خیلی شبیه ما هستند. وقتی به دور و برم نگاه می‌كنم و به تاریخ می‌نگرم، وقتی به كسانی فكر می‌كنم كه از سرزمینم مردانه دفاع كردند، فكر می‌كنم هزاران چه‌گوارا داشته‌ایم، ولی خب من زیبایی نهفته در پس چشمان این چریك جذاب را دوست دارم. می‌دانم نمی‌شود، ولی دوست دارم جای او در یك اثر بازی كنم.
دوست دارید در عرصه بازیگری جا پای چه افرادی بگذارید؟
در نوجوانی همیشه دوست داشتم روزی جای استاد انتظامی، پرستویی و مرحوم شكیبایی باشم. امیدوارم روزی این رویای نوجوانی تحقق پیدا كند.
شما در حوزه تئاتر هم بسیار فعال هستید. این شیفتگی‌ كه نسبت به تئاتر دارید از كجا نشات گرفته است؟
من حس می‌كنم تئاتر مدرسه من است و نسبت به آن احساس دین می‌كنم و همیشه با علاقه روی صحنه تئاتر می‌روم و دوست دارم در این حوزه بیشتر و بهتر كار كنم.
یعنی یك بازیگر ثابت در تئاتر؟
بله، دوست دارم حداقل سالی یكبار یك اجرا داشته باشم.
چرا در سینما كمتر حضور دارید؟
راستش من چندان از سیاست‌های موجود در سینما اطلاعی ندارم. برای مثال در ۷ فیلم سینمایی بازی كرده‌ام كه تا به حال هیچ كدام از آنها به نوبت اكران نرسیده‌اند كه نمی‌‌دانم چرا. البته در حال حاضر تلویزیون شرایط شریف‌تری نسبت به سینما دارد؛ بنابراین ترجیح می‌دهم در كارهای تلویزیون بازی كنم تا سینما.
هنوز هم به اصفهان وابسته هستید؟
به هر حال زادگاهم است. از قدم زدن در سی و سه پل و پل خواجو لذت می‌برم. هرگاه دلم می‌‌گیرد اصفهان را انتخاب می‌كنم. خاطرات خوب كودكی من در آنجا رقم خورده است. راحت بگویم در هر وجبی از خاك اصفهان، تاریخ به گونه‌ای نهفته است. در هر منزلش هنر می‌دود.
علیرضا را بیشتر دوست داشتید یا مهرداد بی‌گناهان را؟
علیرضا به من كمك كرد تا برای اولین بار طعم شهرت را بچشم و به قولی با مقوله محبوبیت روبه‌رو شوم. از این نظر علیرضا حس متفاوتی برایم به دنبال داشت، اما در بی‌گناهان شرایط بسیار حساس و حرفه‌ای بود. به هر حال خوشحالم كه توانستم بار دیگر در كنار احمد امینی باشم.

محبوبه ریاستی  

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه بیست و دوم آذر 1387 و ساعت 1:13 |
خاله سارا : خاله‌ها و عموهای تلویزیون برای کودکان تکراری شده‌اند
مجری برنامه‌های کودک تلویزیون یا همان "خاله سارا"ی محبوب بچه‌های ایرانی فقدان کارشناسی و نظارت بر برنامه‌ها را مشکل اصلی حوزه کودک می‌داند و معتقد است خاله‌ها و عموهای تلویزیون برای کودکان تکراری شده‌اند.
سارا روستاپور که از برنامه کودکانه "رنگین‌کمان" شبکه تهران به شبکه دو و برنامه صبحگاهی آن "روز از نو" آمده، مدتی است ساختن برنامه برای کودکان را هم تجربه می‌کند و در آستانه روز جهانی کودک و تلویزیون برنامه‌های کودک را از نگاه خود آسیب‌شناسی کرده است.
● چه شد به سمت اجرا آمدید؟ آگاهانه بود یا اتفاقی؟
ـ سارا روستاپور: سال ۷۸ دوست پدرم درباره آزمونی گفت که قرار بود از دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس برای اجرا گرفته شود. با اینکه آن زمان دانش‌آموز بودم، ترغیب شدم در این آزمون شرکت کنم. متنی سخت را حفظ کردم و در آزمون قبول شدم. اما برای برنامه از نظر سنی مناسب نبودم و نتوانستم مجری شوم. اما در برنامه "از مدرسه تا مدرسه" شش ماه مجری بودم. چون اجرا مانع درس خواندن می‌شد، ترجیح دادم دیگر مقابل دوربین نروم تا بعد از قبولی دانشگاه.
● چطور مجری "رنگین‌کمان" شدید؟
ـ بعد از دانشگاه به عنوان خبرنگار فعالیت می‌کردم. برای گرفتن گزارش پشت صحنه به لوکیشن این برنامه رفتیم. تهیه‌کننده من را دید و دعوت کرد برای اجرای برنامه تست بدهم.
● فکر می‌کردید یکروز خاله سارا شوید؟
ـ دعا کردم این اتفاق بیفتد (می‌خندد). پیش از این ماجرا در نمایشگاه مطبوعات خاله نرگس را دیدم. غرفه آنها کنار غرفه نشریه‌ای بود که من در آن کار می‌کردم. به دلیل ازدحام جمعیت خاله نرگس نمی‌توانست از غرفه بیرون بیاید و من کمک کردم از غرفه ما بیرون برود. همان موقع به همسرم گفتم چه می‌شد بچه‌ها هم به من بگویند خاله سارا. نمایشگاه سال بعد من خاله سارا بودم.
● علاقه‌تان از اول اجرا بود یا بازیگری؟
ـ من اجرا را بیشتر از بازیگری دوست دارم، توانایی بازیگری هم دارم. اما نمی‌خواهم این حرفه را دنبال کنم.
● پیشنهادی داشته‌اید؟
ـ بله. هم کار کودک و هم مجموعه برای مخاطب بزرگسال. اگر یکروز بخواهم بازیگری را تجربه کنم دوست دارم در یک فیلم سینمایی برای مخاطب کودک باشد.
● چرا بازیگری را دوست ندارید؟
ـ حرفه ما حساب و کتاب ندارد و معمولا زمان مجری در اختیار خودش نیست. بازیگری هم این ویژگی را با شدت بیشتر دارد و این شکل کار کردن با روحیه من سازگار نیست. کار کودک شیرینی و حلاوتی دارد که در حوزه‌های دیگر نمی‌توان سراغ گرفت. من شهرت را دوست ندارم و بازیگری حرفه‌ای است که با شهرت رابطه مستقیم دارد.
● اولین برنامه‌تان یادتان مانده است؟
ـ من مجری برنامه "بادبادک" بودم که یکروز در میان در برنامه "رنگین‌کمان" پخش می‌شد. روز اول پخش زنده داشتیم و من دیالوگ‌هایم را حفظ کرده بودم و با سرعت برنامه را اجرا و زودتر از زمان مقرر با بیننده‌ها خداحافظی کردم. تهیه‌کننده پشت صحنه گفت هنوز یک پلاتو باقی مانده، چرا خداحافظی کردی؟ اولین بداهه زندگی‌ام را آنجا گفتم. دوباره برگشتم و ماجرا را با شوخی و طنز حل کردم.
● به این فکر کرده بودید که متفاوت باشید یا می‌خواستید از مجری خاصی پیروی کنید؟
ـ از همان برنامه اول می‌خواستم با سبک و سیاق خودم کار کنم. حتی این تفاوت را در نوع و رنگ لباسم در نظر گرفتم. سعی کردم لباس‌های شاد بپوشم و در اجرای برنامه میان بازی و اجرا حرکت کنم و بیشتر بازیگر باشم تا مجری.
● گفتید می‌خواستید حتی در نوع پوشش متفاوت باشید این آزادی را داشتید؟
ـ خوشبختانه محدودیت موجود در کار بزرگسال در کار کودک نیست. زمانی که می‌خواستم برای بزرگسالان برنامه اجرا کنم باید لباس تیره می‌پوشیدم. من رنگ لباس‌هایم را خودم انتخاب می‌کردم و مادرم مدل آنها را طراحی می‌کرد. با اصول سازمان هم مغایرت نداشت. فکر می‌کنم طراحی و رنگامیزی لباس یک مجری اهمیت زیادی دارد. مجری باید آراسته و مرتب به نظر برسد.
● در اجرا چقدراز بداهه استفاده می‌کنید؟ به هر حال مجری مجاز نیست مدام حرف بزند و هر صحبتی برای بچه‌ها جذاب نیست. چقدر مطالعه دارید و سعی می‌کنید دایره اطلاعاتتان را بالا ببرید؟
ـ نشریات کودک می‌خوانم تا با ادبیات آنها آشنا شوم. بداهه‌گویی بخشی از کار یک مجری است. اما باید بداند چقدر و چطور از آن استفاده کند. زمانی که برنامه زنده اجرا می‌کردم اتفاق‌های زیادی می‌افتاد که در شرایطی قرار می‌گرفتم که باید برنامه را جمع می‌کردم. شعرهایی حفظ می‌کردم و برای بچه‌ها می‌خواندم. سعی می‌کنم مطالعه داشته باشم و در این مواقع از آن استفاده کنم.
● برنامه‌های کودک شبکه‌های دیگر را می‌بینید؟ الگوبرداری می‌کنید؟
ـ معمولا نمی‌شود از آنها الگو گرفت. چون سبک زندگی‌شان با ما فرق دارد. من برنامه‌های شبکه الجزیره را می‌بینیم. زندگی اعراب به ما نزدیک است و فاصله فرهنگی زیادی با ما ندارند. نوع اجرا، دکورها و رنگامیزی آنها جذاب است و سعی می‌کنم از تجربه‌های مثبت آنها استفاده کنم. آنها جسارت زیادی در استفاده از رنگ دارند.
● برنامه‌های ما قابل رقابت با آنها است؟
ـ از نظر محتوا و ساختار ما واقعا ضعیف هستیم. مشخص است که برنامه‌های آنها کارشناسی می‌شود اما برنامه‌های ما از این نظر مشکل دارد. مخاطب‌شناسی آنها قوی است و بار اطلاعاتی و آموزشی بالا است. در میان برنامه‌های کودک داخلی، تعداد کمی کارشناسی قوی دارند.
● برنامه‌های کوتاه تولید محقرانه دارند. گاهی نویسنده نیست و در چند شبانه‌روز با سرعت چند قسمت برنامه ضبط می‌شود. در چنین فضایی کار خوب تولید نمی‌شود.
ـ موضوع بودجه هم مطرح است. بعضی از تهیه‌کننده‌ها ارقام پائینی را مطرح می‌کنند و کارشان هم پیش می‌رود. بنابراین نگران وضعیت تولید و کیفیت کارها نیستند و این موضوع به کارها ضربه می‌زند. باید بحث نظارت کیفی و کارشناسی درباره محتوای برنامه‌ها جدی گرفته شود.
● چرا گروههای برنامه‌ساز به این ماجرا تن می‌دهند؟
ـ از گروه نمی‌شود انتظار داشت مقاومت کند. کارش را از دست می‌دهد و ناچار با شرایط کنار می‌آید. هدف بیشتر تهیه‌کنندگان الان چهره‌سازی و استفاده از این چهره‌ها است. در برنامه‌هایی که خارج از سازمان اجرا می‌شود، پول‌هایی کلان رد و بدل می‌شود.
● به هر حال آن مجری و چهره حق دارد کمبودهایی را که در سازمان دارد از طریق دیگر جبران کند؟
ـ به نظر من، ما متعلق به مردم هستیم و نباید از محبوبیتمان استفاده غلط کنیم. من بیننده بعضی از این برنامه‌ها بوده‌ام. واقعا مجری‌ها حرف‌هایی می‌زنند که برای مخاطب کودک مناسب نیست. نمی‌شود به بهانه مسائل مالی همه چیز را توجیه کرد.
● بین مجری‌های زن ومرد تفاوتی هست؟
ـ محدودیت‌هایی هست، اما در کار کودک این محدودیت‌ها خیلی کمتر است. فرهنگ ما طوری است که بین زن و مرد تفاوت‌هایی هست و مردم حرکتی را که برای یک مجری مرد می‌پسندند، برای مجری زن نمی‌پسندند.
● پخش زنده را بیشتر دوست دارید یا برنامه‌های تولیدی را؟
ـ تاثیر و مخاطب برنامه زنده بیشتر از برنامه تولیدی است. من برنامه زنده‌ای را دوست دارم که در آن از نمایش، موسیقی، کارتون و... استفاده شود و فقط مجری مدام رو به بیننده حرف نزند.
● گویا خیلی از برنامه‌ها بدون متن روی آنتن می‌روند. حتی شنیده‌ام "رنگین‌کمان" هم گاهی متن نداشته است؟
ـ تا زمانی که من در "رنگین‌کمان" بودم این اتفاق نیفتاده بود و در همه برنامه‌ها متن داشتیم. گروه "رنگین‌کمان" حرفه‌ای هستند و کارشان قابل قبول است. اما در بعضی برنامه‌ها بازیگر و صداپیشه به متن وفادار نیستند. در بعضی برنامه‌ها نظارت وجود ندارد و مجری‌ها مسائلی را مطرح می‌کنند که برای بچه‌ها بدآموزی دارد.
● باز هم برمی گردیم به ماجرای کارشناسی.
ـ بله. چند سال پیش "رنگین‌کمان" ۹۰ درصد مخاطب داشت اما الان برنامه‌های کودک چند درصد بیننده دارد؟ بچه‌ها به سی دی، برنامه‌های شبکه‌های خارجی و کارتون‌های خارجی بیشتر علاقه دارند تا برنامه‌های تکراری شبکه‌های داخلی. ما به آنها خوراک نداده‌ایم که انتظار بازگشتش را داشته باشیم. برنامه‌ها تکرار تجربه‌های دیروز است برای نسل فردا!
● استفاده بیش از حد از چهره‌های محبوب به آنها لطمه می‌زند. نمی‌شود انتظار داشت بچه‌ها تا ابد یک چهره را دوست داشته باشند.
ـ من زمانی در اوج بودم اما دیگر نمی‌توانم آن موقعیت را تکرار کنم. تهیه‌کننده‌ها اصرار دارند از محبوبیت بعضی چهره‌ها مدام استفاده کنند. با این کار آن چهره‌ها را می‌سوزانند. کار کودک بهار دارد و نمی‌توان سال‌ها در سایه آن بهار زندگی کرد. چه بخواهیم چه نه یکروز پاییز و زمستان هم می‌شود.
● شما تا چه زمانی به اجرا ادامه می‌دهید؟
ـ تا ۳۱ سالگی. سه چهار سال دیگر. مخاطب نباید مجری را کنار بگذارد. مجری باید خودش متوجه زمان رفتن باشد. کار کودک حس و حال و لحنی می‌خواهد که برنامه‌های دیگر لازم ندارند. همیشه لحن و حرکات یک مجری برای مخاطب شیرین نیست و باید این گذر زمان و تاثیرش را در نظر بگیریم.
● در سال‌های گذشته تعداد خاله‌ها و عموها واقعا زیاد شده و فکر می‌کنم دیگر این موضوع هم برای بچه‌ها جذابیت ندارد.
ـ تازگی‌اش را از دست داده است. پنج سال پیش خاله نرگس و سبک اجرایش یک پدیده بود و به همین دلیل اینقدر به آن توجه شد. اما الان تعداد زیادی خاله و عمو داریم که تکراری هستند. بیننده تنوع می‌خواهد. اما تهیه‌کننده‌های ما خلاقیت ندارند و می‌خواهند تجربه‌های تکراری و محبوب گذشته را تکرار کنند.
● برنامه‌سازی کودک را از مدتی پیش شروع کرده‌اید. از تجربه‌های اجرا در این بخش استفاده می‌کنید؟
ـ سال گذشته در شبکه لرستان دو برنامه "فرشته‌ها" و "دوچرخه" را تهیه و کارگردانی کردم که موفق بود. دو سال است برنامه کودک شبکه آموزش به نام "گل‌آموز" را کارگردانی و اجرا می‌کنم و سرپرست نویسندگان آن هستم. ۹۰ برنامه اول واقعا محقر و در شرایطی سخت پیش رفت. اما الان روند تولید بهتر شده و امیدوارم در آینده بهتر شویم.
● به نظر می‌رسد در آینده بیشتر شما را به عنوان برنامه‌ساز می‌بینیم؟
ـ من به این بخش بیش از اجرا علاقه دارم و امیدوارم بتوانم تجربه‌هایی خوب در این زمینه داشته باشم. البته اغلب کارهایی که نوشته‌ام خودم اجرا کردم. اما فکر می‌کنم دوره آن رسیده که مجری‌های جوان وارد این حرفه شوند و بین ما و آنها تعاملی باشد که از تجربه‌های ما استفاده کنند و به زودی عرصه برای فعالیت آنها فراهم شود.
● چرا در برنامه "گل‌آموز" از چهره جدید استفاده نکردید؟
ـ یکی از تعهدات من این بود که اجرای برنامه بر عهده‌ام باشد و اگر اینطور نبود نمی‌توانستم برنامه را تهیه کنم. اما در برنامه‌های دیگر چهره‌هایی را معرفی کرده‌ام.
● چرا از شبکه تهران به شبکه دو رفتید؟
ـ به این نتیجه رسیدم که بهتر است دنیایم را عوض کنم. من در شبکه تهران تجربه‌هایی عالی داشتم. اما می‌بایست تحولی در کارم می‌دادم. این تغییر به من کمک کرد فضاهای تازه‌تر را تجربه کنم. دوست دارم اگر قراراست با شبکه تهران کار کنم در زمینه برنامه‌سازی باشد.
‌● در این تغییر و تحول دنیایتان عوض شد؟
ـ توانستم نویسندگی، کارگردانی و تهیه‌کنندگی را تجربه کنم و اینها تجربه‌هایی خوب بود. در شبکه دو با تهیه‌کنندگان و گروههای حرفه‌ای آشنا شدم. این مناسبات حرفه‌ای کمک کرد رشد کنم و در زمینه‌ای که دوست دارم تجربه‌های بیشتر به دست بیاورم.
● مخاطب شبکه دو بیشتر از شبکه تهران است؟
ـ نوع اجرای من به خاطر این تغییر عوض شده است. در شبکه دو باید ساده‌تر و راحت‌تر اجرا کنم تا مخاطبی که در روستاهای دورافتاده بیننده برنامه است با من و برنامه ارتباط برقرار کند. اما واکنش مثبت مخاطب دلگرم‌کننده است. ارتباط عمیقی بین من و بچه‌ها به وجود آمده است. بچه‌های پایتخت مقاومتر از بچه‌های دیگر هستند و ارتباطی که با آنها برقرار می‌کنیم از یک جنس نیست.
● روزهایی که حالتان خوب نیست چطور برنامه اجرا می‌کنید؟
ـ خدا نیرویی می‌دهد که اجرا با شوق و اشتیاق همیشگی برگزار شود. البته در روزهای اول کارم اگر بین بخش‌های برنامه اتفاقی می‌افتاد این ماجرا روی کارم تاثیر می‌گذاشت، اما الان به تجربه دریافته‌ام چطور با این مسائل کنار بیایم. اگر از نظر جسمی حالم مناسب نباشد ترجیح می‌دهم مقابل دوربین نیایم.
● یک دهه اخیر مجری‌های زیادی وارد کار کودک شدند. شاید الان بگوییم آنها تکراری شده‌اند. اما زمانی که شما، آزاده آل ایوب و داریوش فرضیایی و امیرحسین مدرس در حوزه نوجوانان کارتان را شروع کردید فضای اجرا عوض شد. امتیازهای این دوره از نظر شما چه چیزی است؟
ـ برنامه عمو پورنگ، "رنگین‌کمان" و "نیمرخ" یک موج ایجاد کرد. هوشمندی تهیه‌کننده‌ها و کارگردان‌ها در کنار ذوق مجری‌ها هوایی تازه را در فضای اجرا به وجود آورد. به عنوان نمونه تهیه‌کننده برنامه "رنگین‌کمان" از جذابیت‌های برنامه زنده استفاده می‌کرد. عروسک را بیرون از استودیو و بین مخاطبان می‌برد و مخاطب را در برنامه سهیم می‌کرد. استفاده از خاله، عمو یا موسیقی و ترانه از امتیازهای این دوره تازه است. اما الان چند سالی است در دایره تکرار گرفتار شده‌ایم.
● چرا این جریان ادامه پیدا نکرد؟
ـ ما آدم‌های ریسک‌پذیری نیستیم و از تجربه‌های تازه می‌ترسیم. باید این جسارت را داشته باشیم که قالب‌ها را عوض کنیم. تا نگاهمان را عوض نکنیم اتفاقی خوب در این زمینه نمی‌افتد. مدیران هم باید این جسارت را به خرج بدهند که به سمت‌های تازه بروند و الگوها را عوض کنند. من فکر می‌کنم وضعیت برنامه‌های نوجوانان از کودکان هم بدتر است. اگر برای بچه‌ها یکی دو برنامه خوب هست، برای نوجوانان هیچ برنامه خوبی تولید نمی‌شود.
● شخصیت‌های محبوب دوران کودکی شما چه کسانی بودند؟
ـ آقای حکایتی را خیلی دوست داشتم. کلاه‌قرمزی و اجرای آقای طهماسب هم برای نسل من بیادماندنی است. "خونه مادربزرگه" عالی و دوست‌داشتنی بود. کارتون‌های دوران کودکی ما بیادماندنی و شیرین بودند. کارهای داخلی در کودکی ما حرفه‌ای بودند. شما عوامل "خونه مادربزرگه" را در نظر بگیرید. الان با این بودجه‌ها و شرایط آدم‌های حرفه‌ای سمت کار کودک نمی‌روند.
● تولد شبکه کودک می‌تواند این امیدواری را به وجود بیاورد که برنامه‌سازی برای بچه‌ها حرفه‌ای شود؟
ـ همه چیز با نگاه کارشناسی درست می‌شود. تمرکز برنامه‌سازی در یک شبکه باید همراه با بودجه و نگاه حرفه‌ای باشد. اگر قرار است همینطور با برنامه‌سازی کودک برخورد کنیم که این روزها اتفاق می‌افتد، شبکه کودک دردی از ما درمان نمی‌کند.
● با این شرایط چه چیزی شما را به آینده ترغیب می‌کند؟
ـ بچه‌ها... کار برای بچه‌ها با همه سختی‌هایش آنقدر جذاب است که به سادگی نمی‌توان از کنارش گذشت. بچه‌ها به من انرژی می‌دهند. اگر آنها از برنامه‌های من یک نکته هم یاد بگیرند کافی است.  
   
 
 
 
 
   مصاحبه : خبرگزارى مهر
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه بیست و دوم آذر 1387 و ساعت 1:7 |
درباره سريال «آينه‌هاي‌نشكن»  
Image

درباره سريال «آينه‌هاي‌نشكن»
چند محكوم به مرگ گريخته‌اند
داستان‌گويي و داستان‌پردازي از دير باز يكي از دغدغه‌هاي شيرين بشري براي جولان دادن به روياها و تـخـيلاتش بوده است. در سازمان داستان‌هاي جاسوسي و معمايي توازن ايجاد كردن در ميزان هوشياري و درايت دو طرف درگير ماجرا از اركان اين‌گونه داستاني محسوب مي‌شود. هرگاه اين موازنه بر هم خورد، شاخصه باورپذيري براي تماشاگر چنين داستان‌هايي از درجه اعتبار ساقط شده و كليت اثر شمايل يك اثر فانتزي به خود مي‌گيرد. آينه‌هاي نشكن چند ماهي است كه در شبكه دوم تلويزيون در يك بستر جاسوسي ــ معمايي، رخدادهايش را به جمال تماشاگر گره مي‌زند.
  اين سريال كه بر اساس ماجراي واقعي به سامان رسيده، با دستمايه قرار دادن موضوع انرژي هسته‌اي كه بحث داغ روزگار ماست، فراز و نشيب‌هاي داستاني خود را قوام مي‌دهد. در فرصتي كوتاه با برخي از دست اندر كاران سريال آينه‌هاي نشكن هم داستان شديم.

همه فرزندان من

براي يك بازيگر دلايل بسياري براي پذيرش يا رد يك نقش وجود دارد. اما برخي نقش‌ها به‌نوعي پاي ثابت كارهاي داستاني است و از ايفاي آن به هر روي با توجه به تكرار و مشابهت با ديگر كارها نمي‌توان از انجام آن شانه خالي كرد. جمشيد شاه‌محمدي در سريال آينه‌هاي‌نشكن رداي پدر سيمين شخصيت اصلي كار را پوشيده است، او در ارتباط با اين پدر مي‌گويد: در بدو امر ديدم اين شخصيت با مردم مملكت همذات‌پنداري مي‌كند. به هر حال اين اثر تلنگري است به خانواده‌ها و نسل جوان ما كه به خاطر احتياجاتشان تلاش مي‌كنند. آنها بايد مراقب باشند كه فريب نخورده و به اصطلاح كسي مغزشان را ندزدد. اكنون ما كلي جوان تحصيل كرده داريم كه دنبال كار مي‌چرخند و از طرفي مشكلاتي در مسير زندگي آنها قد علم كرده است. اين طيف از جوانها بايد خودشان ايجاد شغل كنند به هر جهت همه را كه دولت نمي‌تواند استخدام كند. ماجراهاي سريال در مسيري طي مي‌شود كه خانواده‌ها و جوان‌ها فريب عوامل بيگانه را نخورده و هوشيارانه عمل كنند.

داستان هم از يك ماجراي واقعي برداشت شده، ولي وقتي سريال را مي‌بينيد، حس مي‌كنيد به عينيت كار لطمه وارد شده است. يعني وقتي عملكرد بازيگران را مي‌سنجيد، پي مي‌بريد يك حس را فقط اجرا كرده‌اند، اين برداشت شخصي من است وگرنه سريال در ساير گرايش‌ها مثل تصويربرداري خيلي با كيفيت سر و سامان گرفته است.
كارگردان در كارش موفق است. گروه بسيار خوبي داشتيم، آقايان آخوندي و جلالي نخستين تهيه‌كنندگاني بودند كه بلافاصله كه كار ما تمام شد، قسط سوم را سريع پرداخت كردند، برخلاف بيشتر تهيه‌كنندگان كه گويا قيد دريافت قسط سوم را از آنان بايد زد!

پدر سيمين به نوعي با دخترش بيگانه به نظر مي‌رسد و خيلي دير نسبت به تغيير رفتار و منش او مشكوك مي‌شود، شاه محمدي در ادامه مي‌گويد: بچه‌هاي اين دوره و زمانه يك لحظه خوب و سر حال‌اند و يك لحظه در لاك خودشان فرو مي‌روند. البته پدر در مقاطعي از داستان به اتفاق مادر نسبت به پنهان كــاري‌هـاي سـيـمـين واكنش نشان مي‌دهند. پدر حدسهايي مي‌زند كه دختر موضوعاتي را مخفي مي‌كند. به هر روي سني از پدر گذشته و جهان‌بيني و تجربه‌اش در جامعه او را نسبت به برخي مسائل آگاه كرده است؛ ولي متاسفانه اين دختر فريب خورده و خودش هم تا مقطعي نمي‌داند كه آلوده مناسبات جاسوسي شده است. در واقع سيمين مي‌هراسد قضايا را به پدرش بگويد، چون جان برادر دوقلويش در خطر است.

 در نهايت مي‌خواهم بگويم داستاني كه من در بدو امر خواندم جذبه مفيدي براي كار داشت، ولي نحوه بازي‌ها و شيوه بده بستان بازيگران با هم به مرحله عينيت و باورپذيري نرسيده است، اعتقاد دارم داستان از مرحله نوشتاري به دليل اين‌كه بازي‌ها به باورپذيري مطلوب نزديك نشده‌اند به عينيت ايده‌آل نرسيده است. چينش درستي از بازيگران انجام نشده و اين ضعف در كار عيان است.

سيما و شمايل بيروني بازيگر گاه خودش به يك مولفه آشنا براي مخاطب تبديل مي‌شود، جمشيد شاه‌محمدي اغلب با سيماي يكسان و واحدي در آثار مختلف به ايفاي نقش پرداخته است، او در ارتباط با اين موضوع اعتقاد دارد:‌ در اين سال‌ها تلاش كردم از ايفاي نقش‌هاي مشابه كه فقط شمايل يك پدر معمولي دارند، اجتناب كنم به همين دليل هم كم كار هستم. خود قصه، خلق و خوي شخصيتي كه قرار است عهده‌دار آن باشم نمايان مي‌كند.
ما در چارچوب ذهنياتي كه براي شخصيت در داستان ساخته شده مي‌توانيم حركت كرده و او را به مرز باورپذيري برسانيم.

زمان تصويربرداري خيلي راضي هستيم و نسبت به كار تعصب داريم ؛ البته هر هنرمندي نسبت به كارش تعصب دارد. بعد بايد منتظر بمانيم تا كار پخش شود و ماحصل تلاشمان را رصد كنيم. به هر روي آن چه كه در ذهن داريد با آن چه كه ارائه مي‌شود هميشه همسو نيست ! به همين دليل ما هيچ وقت نمي‌توانيم از كار خودمان رضايت داشته باشيم. چون اگر به فرض اعلام كنيم كار ما شاهكار در آمده، اين يعني زندگي هنري ما تمام شده است ! ولي ما تا آخر عمر به خودمان گوشزد مي‌كنيم كه به تجربه نياز داريم.

 كنش و واكنش‌هاي متقابل و بده بستان درست و سنجيده با هنرپيشه‌هاي روبه‌رو به انسجام بازي‌ها مدد مي‌رساند، بازيگر نقش پدر سيمين، همكاري خود با نسل جوان و تازه نفس را در آينه‌هاي نشكن اين چنين ارزيابي مي‌كند: اين بچه‌ها جوان هستند و تحصيلات عالي دارند ولي بايد به اين جوانها ميدان داده شود. اين دوستان به كسب تجربه نيازمندند. تلاش اينها به نوعي جواني خود ما را تداعي مي‌كرد. من از بچه‌هاي جوان اين سريال رضايت داشتم، ولي همان طور كه پيش از اين اشاره كردم اين چيدمان بازيگران كه آقاي اردكاني جور كرده بود زياد با هم تناسب نداشتند. البته كل دوستان يك گروه منسجم و با كلاس و درستي بودند كه با عشق و علاقه كار مي‌كردند. خودم به اين شاخصه حرفه‌اي و منسجم بودن گروه خيلي اهميت مي‌دهم. هرچند كه ضعف‌هاي بازيگران جوان در كار عيان است كه به مرور زمان با كسب تجربه اين ضعف‌ها را مي‌توانند تقليل دهند. خود آقاي اردكاني هم براي كار بعدي خود در سمت كارگردان به طور قطع خيلي بهتر عمل خواهد كرد، چون همه ما نياز به تجربه داريم. به هر روي قاضي اصلي مردم هستند.

دستمزدهاي پروانه‌اي

پروسه توليد هر سريال با فراز و نشيب‌ها و معضلات گوناگوني همراه است. مسير به سامان رسيدن يك مجموعه اين روزها بدون غني‌سازي درست ريالي معنا و مـفـهـوم نـدارد. شـهـرام دانـش پـور مدير توليد آينه‌هاي‌نشكن چگونگي روي غلتك افتادن اين سريال را در جاده ساخت اين‌گونه تشريح مي‌كند: از اواخر خرداد 1386 پيش توليد كار آغاز شد. لوكيشن‌هاي مهم سريال در اين مدت انتخاب شد.

تـصـويـربـرداري سـريـال از 12 شهريور 86 در خيابان‌هاي تهران با ضبط سكانس‌هاي خارجي آغاز شد. از دوم ارديبهشت 87 گروه به دبي اعزام شدند و 22 خرداد ماه امسال تصويربرداري كل سريال در دبي خاتمه يافت. كار كردن در دبي بسيار سخت بود، چه در زمينه برآورد هزينه‌ها و چه در زمينه پيشبرد كارهاي اداري با مشكلات متعددي دست و پنجه نرم كرديم.

 در آنجا هر لوكيشني كه آماده مي‌شد گروه را در لوكيشن مستقر كرده و آن لوكيشن را مي‌بستيم. اگر لوكيشني 4 بعد از ظهر آماده مي‌شد از 4 ظهر تا 4 صبح يكسره كار مي‌كرديم تا كارهاي آن لوكيشن را به تمامي بگيريم. در واقع رج ما بر اساس آماده‌شدن لوكيشن‌ها رقم مي‌خورد. برآورد اوليه ما براي تصويربرداري 5‌ماه بود كه زمان تصويربرداري از برنامه‌ريزي پيش‌بيني شده ما بيشتر شد و 8 ماهه كار را تمام كرديم.

آينه‌هاي نشكن با بستر داستاني جاسوسي ــ معمايي خود از صحنه‌هاي اكشن گوناگوني نيز در سازمان ديداري خود بهره برده كه سامان دادن اين صحنه‌ها در صورت سپردن ريش و قيچي به افراد كاربلد اين رشته در كنترل كيفيت اثر و كاهش زمان، تاثير مهمي در روند توليد خواهد گذاشت. مدير توليد اين سريال در ارتباط با اين موضوع مي‌گويد: چون پيمان ابدي آدم حرفه‌اي اين كار است، ما در انجام صحنه‌هاي اكشن هيچ مشكلي نداشتيم. به بهترين شكل ممكن سكانس‌هاي اكشن با تدابير درست امنيتي كه ايشان و گروهش در پيش گرفتند، تصويربرداري شد.

مـعـضـل مـهـم اين روزهاي گروه‌هاي توليد و برنامه‌ريزي در سينما و تلويزيون به حضور همزمان بازيگران در چند فيلم و سريال و تله فيلم مرتبط است كه گاه كدورت‌ها و دلخوري‌هايي براي گروه‌هاي در حال توليد به ارمغان مي‌آورد، دانش پور در ارتباط با اين مشكل اعتقاد دارد: بازيگري كه حين توليد مدتي با استراحت مواجه مي‌شود، سريع براي كار ديگري با او قرارداد مي‌بندند. مي‌بينيد در همان مقطعي كه ما به بازيگر نياز داريم ايشان با گروه ديگري مشغول فعاليت هستند و اصلا به فكر گروه ما نيست! دو گروه معطل مي‌مانند. به هر روي دست آخر بايد هر دو گروه به يك تفاهم كاري با هم برسند. برخي مواقع هم اين رويه رفاقتي اتفاق مي‌افتد. به فرض كارگرداني با ما رفاقت دارد و از ما مي‌خواهد 5 روز بازيگرمان را به آنها بدهيم. در اين ميان به عواملي چون بارندگي و آماده نـشدن لوكيشن، پروسه تصويربرداري را طولاني مي‌كند، آن گروه همكار هم به جاي 5 روز، 10 روز بازيگر را در اختيار مي‌گيرد. در چنين وضعيتي هم توليد ما صدمه مي‌خورد و هم ممكن است رفاقت‌ها زير سوال برود.

از مصائب شيريني كه اين روزها مديران توليد و تهيه‌كنندگان را درگير مي‌كند، صعود دستمزد برخي از بازيگران است. دانش‌پور در ادامه مي‌گويد: از دلايل افزايش بي‌رويه دستمزدها به تله‌فيلم‌هايي كه ساخته مي‌شود ارتباط دارد. آقا يا خانم بازيگري كه مدت 20 روز در تله‌فيلمي حاضر مي‌شود، يك مبلغ بالايي به‌عنوان دستمزد پيشنهاد مي‌دهد. تهيه‌كنندگان براي اين‌كه تركيب بازيگران خوش‌ويتريني داشته باشند، پـيشنهاد بازيگران را مي‌پذيرند. به همين خاطر بازيگران بيشتر ترجيح مي‌دهند در تله‌فيلم كار كنند.

آهسته و پيوسته

در كارهاي جاسوسي ــ معمايي، 2 طيف شخصيت مثبت و منفي كار چرخان رخدادهاي داستان هستند، اين آدم‌ها هريك به شمايل و ريختاري براي تماشاگر شـنـاخته مي‌شوند. نويد فرح مرزي، طراح چهره آينه‌هاي‌نشكن زاويه ديد خود به سيماي شخصيت‌هاي داستان را اين‌گونه تشريح مي‌كند: ضمن وفاداري به فيلمنامه تلاش كرديم كه فيلتر ذهني آقاي اردكاني باشيم. نگرش بنده به يك كار رئال از اين منظر است كه چهره‌ها خيلي باورپذير و زندگي‌وار باشد. به اين رويه اعتقاد ندارم كه براي ارائه شخصيت‌هاي مثبت و منفي بياييم كارهاي عجيب و غريب انجام دهيم.

يك سري مولفه‌ها در گونه جاسوسي ــ معمايي شاخص است كه چهره‌پرداز در رعايت يا مراعات نكردن آن مختار است. سعيد داخ به عنوان آدم منفي آينه‌هاي نشكن با مولفه‌هاي تيپيك اين شمايل آدم‌ها در سريال ديده مي‌شود. فرح مرزي در ادامه مي‌گويد: به واقع مي‌شد به جاي طاسي سر بياييم براي اين آدم مو بگذاريم. از آن‌جايي كه ما مجبوريم كليشه‌ها را حفظ كنيم، سعيد داخ با توجه به چهره شناخته‌شده‌اي كه دارد گمان مي‌كنم اگر براي اين آدم مو مي‌گذاشتيم، همان ترفند شامورتي‌بازي مي‌شد. در صحبتي كه با كارگردان داشتيم به اين نتيجه رسيديم كه وقتي اول بار تماشاگر آشنا او را مي‌بيند، مي‌گويد براي او مو گذاشته‌اند و اين تغيير ممكن است هيچ كمك خاصي هم به شخصيت نكند. در ضمن كاراكتر داخ در سريال آدمي شق و رق و چهارشانه است، در واقع اين اتفاق فيزيكي ما را به اين سمت سوق داد كه با سر طاس او را نشان دهيم.

رئيس جاسوسان و مغز متفكر جناح منفي داستان، آدمي است به نام محب  كه نقش وي را سعيد نيكپور به عهده دارد. طراح چهره سريال آينه‌هاي نشكن در ارتباط با سيماي اين شخصيت منفي مي‌گويد: ما 2 آدم داريم كه هر دو در يك مسير فعاليت مي‌كنند و در بخش بدمن‌ها و منفي‌ها قرار مي‌گيرند؛ گفتيم اگر بخواهيم همان رويه‌اي را كه براي داخ پيش گرفتيم از همان منظر نيز به نيكپور بنگريم، خيلي قيافه‌ها تكراري مي‌شود. بايد يك سوء‌تفاهمي در ذهن بيننده ايجاد مي‌كرديم. اصولا كساني كه در اين گروهك‌ها و شاخه‌هاي گوناگون سياسي فعاليت دارند همه يك شكل نيستند. هركدام از آنها با توجه به جايگاه، موقعيت و مدارجشان يك شاخصه‌هايي دارند. شاخصه داخ را با آن طاسي و كچلي نشان داديم و سبيل را هم براي نيكپور لحاظ كرديم.

براي آماده‌سازي سيماي بازيگر و نزديكي او به شخصيت داستان در رويه عادي، بازيگر زير دست چهره‌پرداز چند بار چهره‌اش مورد آزمون قرار مي‌گيرد، فرح مرزي اين پروسه مقدماتي را اين گونه شفاف مي‌سازد: خوشبختانه ما در تست‌هاي اوليه خود به نتيجه مطلوب رسيديم.

بايد بنده داخل پرانتز مطلب مهمي را يادآوري كنم. به علت تعدد توليدات در عرصه سينما و تلويزيون ما در گزينش بازيگران به يك محدوديت‌هايي مي‌رسيم. متاسفانه يك سري از دوستان هنرپيشه ما كه ابزار كارشان در واقع ريش، صورت و مو است اينها را سپرده‌اند به طرح‌هايي كه از قبل قرارداد بسته‌اند، يا قولش را به كارهاي بعدي داده‌اند. وقتي ما با يك سري قـول و قـرارهـا مـواجـه مـي‌شـويـم، دستمان براي چهره‌پردازي قدري بسته مي‌شود.
ضمن اين‌كه در جاي ديگر كه همكار ما با چهره اين هنرپيشه كار دارد، شرط ادب ايجاب مي‌كند كه ما پاياپاي كارمان را پيش ببريم. در همين سريال آينه‌هاي‌نشكن آقاي نيكپور همزمان آماده مي‌شدند كه در سريال ديگري فعاليت كنند. به هر روي با دوست گريمور آن كار به مذاكره پرداختيم و به يك تفاهم راكوردي رسيديم. 

در جناح مثبت سريال آينه‌هاي نشكن 2 برادر حضور دارند كه برادر ارشد در كارهاي اطلاعاتي و ضد جاسوسي به انجام وظيفه مي‌پردازد و برادر كوچك‌تر در امور تبليغات سرگرم است. طراح گريم سريال در ارتباط با سيماي اين برادرها مي‌گويد: در درجه نخست مي‌خواستيم يك وجه اشتراكي بين قربان‌زاده و قاسم زارع ايجاد كنيم كه اين 2 برادر از هم الگو گرفته‌اند. يعني قربان‌زاده از قاسم زارع يك جورهايي در حفظ ظاهرش الگوپذيري دارد. ريش قاسم زارع يك درايتي را در او نمايان مي‌كند كه همان ريش در صورت قربان‌زاده جواني را نشان مي‌دهد. خوشبختانه در اين سريال دوستان اين شرايط را داشتند كه ما از ابزار صورت خودشان كمك بگيريم.

مهدي صبايي 2 تيپ كاملا متفاوت در اين سريال دارد. از آنجا كه ما رج لوكيشني و ضبطي داشتيم، راحت اين 2 تيپ را كار كرديم. اما در مورد افشين كتانچي ما با چنين شرايطي روبه‌رو نبوديم. موهايش را بسته به شرايط و موقعيت داستاني مدام اضافه يا كم مي‌كرديم يا ابزار اضافه چون زائده به صورتش مي‌افزوديم.

 حضور در هر سريال براي دست‌اندركاران آن با تجاربي همراه است، فرح مرزي همكاري خود را در اين مجموعه چنين مي‌سنجد: مهمترين مساله براي بنده اين بود كه دستپاچه اين موضوع نشوم كه سريالي قرار است چند هفته در معرض ديد بينندگان قرار گيرد و من بايد اعلام حضور عجيب و غريبي در آن داشته باشم. قرار نيست جاپايي از بنده بماند؛ متاسفانه در خيلي از كارها ما جاپا مي‌بينيم كه الزاما دردي هم دوا نمي‌كند. تصورم اين است كه آهسته و پيوسته بودن خيلي درست‌تر است. در خاتمه بايد از همكارانم آقاي ارشادفر و خانم‌ها آشتياني و كمالي كه در مدت 8 ماه تصويربرداري صادقانه تلاش كردند، سپاسگزاري كنم.

دوربين كوچولو

هر داستاني به فراخور جغرافيايي كه رخدادهايش در آن به غلتك مي‌افتد، به مواد اوليه صوتي ويژه‌اي نيازمند است تا امر باورپذيري همسو با تصوير محقق شود. مسعود دادگري شرايط صدايي آينه‌هاي‌نشكن را از اين زاويه مي‌نگرد: اين كار از نظر صدابرداري ويژگي خاصي داشت. در واقع ما در اين سريال به دو سه دليل عمده خيلي اذيت شديم.

نخست اين‌كه چون سريال در گونه جاسوسي طبقه‌بندي مي‌شد، بازيگران معمولا خيلي آهسته حرف مي‌زدند.

يعني همه در حال گفتن جمله‌هايي بودند كه فقط طرف مقابل مي‌شنيد. دومين مشكل پيش روي ما اين بود كه رخدادهاي داستان در فضاهاي خيلي شلوغ برگزار مي‌شد. در مرحله سوم، كارگردان و تصويربردار دوربيني را براي كار انتخاب كرده بودند كه بتوانند در فضاهاي جمع و جور و محدود قدرت مانور داشته باشند.

 به هر حال انتخاب دوستان اين نوع دوربين بود و بنده حق اظهارنظر ندارم. دوربين خيلي كوچك باعث شده بود ابزارهايي كه از صدا بايد به دوربين وصل شود، قـدري دسـت و پـا گـيـر گـردد. مـا سـعـي كرديم ميكروفن‌هاي بي‌سيم را در لباس بازيگران جاسازي كنيم. معمولا يك بوم در صحنه داشتيم و از 2 ميكروفن بي‌سيم هم در خيلي از صحنه‌ها بهره مي‌برديم، در نهايت در برخي مواقع مجبور مي‌شديم همزمان از 4 ميكروفن استفاده كنيم.

شخصيت‌هاي اين سريال در نيمي از زمان مجموعه در حال رانندگي ديده مي‌شوند. در ابتداي سريال كه سيمين در تعليم رانندگي مشغول كار است ما صداي يكدست موتور ماشين را در طول صحنه‌هاي رانندگي مي‌شنويم در حالي كه دنده عوض كردن و پايين آمدن يا بالا رفتن سرعت هر كدام صدايي مختص به خود دارد. صدابردار اين سريال اعتقاد دارد: صحنه‌هاي رانندگي در كل صحنه‌هاي سختي است و ما تمام اين فصل‌ها را با ماشين در حال حركت ضبط كرديم. دوربين كوچك به بدنه ماشين وصل مي‌شد. به طور معمول جايي براي استقرار صدابردار در چنين وضعيتي وجود ندارد. از آن سو براي اين صحنه‌ها از لنز فيش آي استفاده مي‌شد. اين لنز هم فضاي بيشتري را داخل قاب مي‌آورد. خود دوربين هم يك فضايي را اشغال مي‌كرد.

در سينما و تلويزيون اول حق با دوربين است بعد با صدا! به نظرم اگر صداي موتور يكدست شنيده مي‌شود اين امر امتيازي مثبتي براي گروه صداست. چون ماشين در حال حركت در سربالايي و سرازيري با صداهاي متفاوت كار مي‌كرد من همه تلاش خود را به كار بردم تا ديالوگ‌ها را خوب و باكيفيت ضبط كنم. اين مواردي كه اشاره كرديد، بايد هنگام صدا‌گذاري اضافه شود.

چند سالي است كه تدوينگرها امور صدا‌گذاري را سر و سامان مي‌دهند كه اغلب هم ماحصل كارشان رضايت صـدابردارها را به همراه ندارد، دادگري در ادامه مي‌افزايد: موسيقي را هم به اثر اضافه مي‌كنند، جايي هم كه لازم است يكي دو زنگ تلفن و چند افكت مي‌گذارند و مدعي مي‌شوند كه صدا‌گذاري كرده‌اند. ما مجبوريم صدا را تمام و كمال در صحنه بگيريم. همان صدايي كه ما مي‌گيريم براي بيننده استفاده مي‌شود. به همين دليل مجبوريم كه از ميكروفن بي‌سيم بهره ببريم تا صداهاي خود را تقويت كنيم. يك مشكل ديگري كه در كار ما وجود دارد به سيستم پخش مرتبط است. سيستم پخش ما در سينما و تلويزيون استاندارد نيست. ما صدا را ديجيتال ضبط مي‌كنيم، اما بعد به صورت آنالوگ پخش مي‌شود.

صدابردار در هر تجربه كاري خود به دستاوردها و تجاربي مي‌رسد كه مي‌تواند در كارهاي آتي به او كمك كند.
دادگري ارزيابي خود را در مشاركت با گروه آينه‌هاي نشكن اين گونه ارزيابي مي‌كند: به هر روي اين دوربين كوچكي كه انتخاب شده بود، مزاحمت‌هايي را از طرف گروه صدا به ارمغان مي‌آورد كه مجبور بودم برخي از صداها را جدا ضبط كنم. در نهايت خيلي از صداهايي كه گرفتم به خاطر محدوديت زمان و رساندن به موقع به پخش از آن استفاده نشد. نحوه پخش سريال باعث شده خودم سردرگم بمانم، يعني يك بار سريال را در حالي كه از شبكه دو پخش مي‌شود گوش مي‌كنم، يك جاهايي حرص مي‌خورم، بخشي از صدا از دست رفته و شنيده نمي‌شود. ولي وقتي همين سريال را از شبكه جهاني سحر مي‌بينم كيفيتش بسيار متفاوت از آنچه هست را از شبكه دو مي‌بينم.
به‌همين‌خاطر نظر دادن راجع به كار قدري سخت مي‌شود. در نهايت مي‌توانم بگويم شرمنده خودم نيستم و تلاشم را انجام داده‌ام.

علي‌احساني

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387 و ساعت 2:21 |
شيرين بينا باز هم در " اغماء" ست

خبرگزاري آريا - دوبله سريال «اغماء» به سرپرستي«حميدرضا پاکزاد» و مدير دوبلاژي «سعيد بحرالعلومي»  اواخر آبان ماه براي سيماي آذري شبکه جهاني سحر آغاز شد.

به گزارش خبرگزاري  آريا به نقل از روابط عمومي شبکه جهاني سحر، «پاکزاد» گفت: از آنجايي که تصميم بر اين بود تا از صداهاي جديد در دوبله اين سريال استفاده شود و با توجه به آنکه ترجمه و ويراستاري اين اثر به دليل محتواي معنوي و قوي آن نيازمند صرف زمان و دقت کافي بود، با توجه به دقت و امعان نظر مترجم «علي احمدي آده» و ويراستاران آن « رفعت مرادف» و « مجيد علي اف»، دوبلرهاي مناسب انتخاب و کار آغاز شد که به موازات آن امر صداگذاري که زمان بيشتري را نيز مي طلبد، در حال انجام است تا در کوتاهترين مدت، يعني حداکثر تا نيمه اول دي ماه به پايان رسيده و آماده پخش گردد.

در دوبله اين مجموعه که در 30 قسمت 30 تا 40 دقيقه اي به زبان آذري آماده مي شود، «شيرين بينا» که در مجموعه ايفاگر نقش مولود همسر دکتر پژوهان است، دوبله نقش خود را به عهده گرفته است و از آن به عنوان يک تجربه خوشايند و مطلوب ياد مي کند. وي از نحوه حضور خود در دوبله کار چنين مي گويد: از آنجايي که زبان آذري زبان مادري ام بوده و از طرفي نيز به هنر دوبله بسيار علاقه مندم و معتقدم که يک بازيگر خوب بايد بر تمامي حواشي مربوط به شغل خودش مسلط باشد، پس از دعوت «سعيد بحرالعلومي» که سابقه همکاري با وي را در موارد ديگري نيز داشته ام، دوبله نقش خود را در سريال پذيرفتم البته ناگفته نماند که کار بسيار سختي است و حوصله زيادي را مي طلبد چون به دليل واقع نبودن در محيط، لهجه فارسي بر کار غالب مي شود که مستلزم تکرار و صرف زمان و دقت بيشتري است اما تا اين لحظه از کار براي من بسيار لذتبخش و خوشايند بوده است.

در اين مجموعه مهدي حسين زاده بورنگي به جاي (دکتر پژوهان)، لعيا نبيل پور (دکتر برديا)، سعيد بحرالعلومي (الياس)، شيرين بينا (مولود)، سهيلا خسروي (پري)، محمود قبه زرين (دکتر نائيني)، عبدالله بحرالعلومي (آقاي قدياني)، علي احمدي آده (پيربابا)، محمدعلي نوروش (دکتر جودت)، همچنين فرحناز پورمهندس، زهره فيضي، معصومه چابک و ... صحبت مي کنند.

گفتني است بنا به اعلام حميد رضا پاکزاد قرار است تيتراژ سريال «اغماء» جهت تاثيرگذاري بيشتر بر مخاطب به زبان آذري ترجمه و توسط يکي از خوانندگان آذري زبان اجرا شود و همچنين پس از اتمام سريال، ميزگردي تحليلي نيز با حضور روحانيون و کارشناسان مذهبي در خصوص محتواي مجموعه براي مخاطبان سيماي آذري شبکه جهاني سحر تهيه شود.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه بیستم آذر 1387 و ساعت 2:6 |
گزارش برای علاقه‌مندان هنرمند کم پیدای سینمای ایران؛
فرامرز قریبیان این روزها کجاست و چه می‌کند؟
فرامرز قریبیان این روزها کجاست و چه می‌کند؟


سینمای ما - محمد تاجیک: اگر فیلم گزارش مریم پس از سه سال وقفه از چند روز پیش کلید نمی‌خورد شاید فیلمی از قریبیان وجود نواشت تا بااشاره به آن فیلم عنوان کنیم که قریبیان با آن درجشنواره فیلم امسال حضور دارد. به گزارش سینمای ما قریبیان بازیگر مطرح وقدیمی سینمای ایران که درایام ماه رمضان با سریال روز حسرت درتلویزیون حضور داشت این روزها حضوری کمرنگ درسینما دارد او هم اکنون سه سریال آخرین دعوت (زخم های رویا) و پس از سالها (اکبر خواجویی )ونردبامی برآسمان (محمد حسین لطیفی) را یا آماده نمایش دارد ویا درحال بازی کردن در آن است البته قریبیان دو فیلم کارناوال مرگ را سیف الله رابه دلایلی نامعلوم از مدتها قبل بازی کرده ولی از سرنوشت این دوفیلم خبری نیست!. .آخرین دعوت قرار است محرم امسال در تلویزیون پخش شود واو دراین مجموعه با حامد بهداد همبازی است. داستان مجموعه تلويزيوني آخرین دعوت يك ملودرام عاشقانه است كه بين دو زمان مي‌گذرد و يك اثر تاريخي در دوران معاصر محسوب مي‌شود. فرامرز قريبيان، در سریال پس از سالها با فاطمه گودرزي، عبدالرضا اكبري‌، شهره لرستاني، محمود عزيزی همبازی است سريال تلويزيوني «پس از سال‌ها» بين 15 تا 17 قسمت 45 دقيقه‌اي براي پخش از شبكه سوم سيما ساخته مي‌شود و فيلمنامه آن را«محسن دامادي» نوشته است

منبع خبر : سینمای ما
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در یکشنبه هفدهم آذر 1387 و ساعت 18:10 |
Image

سريال‌هاي تلويزيوني معمولا مسير پر فراز و نشيبي را طي مي‌کنند تا به مرحله پخش مي‌رسند. در ساخت اين سريال‌ها معمولا اتفاق‌هاي تلخ و شيرين زيادي رخ مي‌دهد. اتفاق‌هايي که اگر روزي به تصوير کشيده شود، گاهي از خود سريال جذاب‌تر و شيرين‌تر خواهد بود. سريال تلويزيوني يوسف پيامبر نيز در فاصله شکل‌گيري ايده اوليه تا رسيدن به مرحله پخش مدت زماني نسبتا طولاني را پشت سر گذاشت. در گزارشي که مي‌خوانيد تلاش شده تا اطلاعاتي درباره مراحل مختلف ساخته شدن اين سريال بيان شود.

از اصحاب کهف تا زندگي يوسف(ع)

سريال تلويزيوني يوسف پيامبر با نام «حضرت يوسف(ع)» مراحل مختلف ساخت خود را طي کرد. اين سريال در مرکز سيما فيلم توليد شد که در سال‌هاي اخير سريال‌هايي مانند: تنهاترين سردار، کارآگاه، مختارنامه، آشيانه سيمرغ، روزگار قريب و... را در طول سال‌هاي گذشته توليدکرده است. سريال يوسف پيامبر قرار بود در حدود ده سال قبل ساخته شود. يعني زماني که گروه سازنده سريال اصحاب کهف به تهيه‌کنندگي محسن علي اکبري و به کارگرداني فرج‌ا... سلحشور اين اثر را ارائه کرده بودند و در آن زمان هم سريال با استقبال مواجه شده بود. البته در آن زمان قرار بود سريال حضرت موسي(ع) توسط اين گروه ساخته شود اما بعدها با به نتيجه نرسيدن سريال حضرت موسي، سلحشور با جدا شدن از تهيه‌کننده به دنبال ساخت سريال حضرت يوسف(ع) رفت . داستان حضرت يوسف(ع) در قرآن به احسن القصص معروف است. اين قصه آنقدر زيبايي داشته که در طول سال‌هايي که از اختراع سينما و تلويزيون مي‌گذرد کارگردان‌هاي زيادي را مجذوب خود کند. پيش از آنکه فرج‌ا... سلحشور اقدام به ساخت اين سريال کند حدود هفده روايت از اين داستان در قالب فيلم و سريال ساخته شده است که يک نمونه از آن نيز فيلمي ايراني و قديمي بود که فخرالدين در آن ايفاي نقش مي‌کرد.

سومين كار تاريخي

«فرج‌ا... سلحشور» سال 1331 در شهر قزوين به دنيا آمد. او فعاليت هنري خود را در سينما با بازي در فيلم «توبه نصوح» به كارگرداني محسن مخملباف آغاز كرد. او از نخستين افرادي است كه در شكل‌گيري و تاسيس حوزه هنري شركت داشته است.

او در مقام كارگرداني سه تجربه دارد كه هر سه آنها تاريخي است. ايوب پيامبر(ع) در سال 73، اصحاب كهف در سال 76 و يوسف پيامبر(ع) در سال 83 توسط او مقابل دوربين رفت.

او همچنين در اين پروژه‌ها بازي كرده است: توبه نصوح، گوركن، پرواز در شب، انسان و اسلحه، نخلستان تشنه، ايوب پيامبر(ع) و دنياي وارونه.

سلحشور در مورد اين سريال پربيننده تاريخي مي‌گويد: طرح اوليه مجموعه يوسف پيامبر(ع) در دوازدهم فروردين 76 نوشته شده و در همان سال هم خلاصه 28 قسمتي سريال در 28 صفحه تقديم شبكه دو شد كه مسكوت ماند. در سال 78 به دعوت آقاي لاريجاني بنده قرارداد نگارش اين سريال را با سيما فيلم بستم و از اول سال 79 تحقيق و نگارش آن به طور جدي آغاز شد. ابتدا با آقاي منصور براهيمي استاد مسلم ادبيات نمايشي به عنوان مشاور، مذاكره كردم و ايشان پذيرفتند.

 يك گروه تحقيق متشكل از آقايان ناصر غريب‌شاه، آقاي دكتر محمد قاسمي، آقاي علي دارور مترجم و محقق و حاج آقا محمد لنكراني را دعوت به كار كرديم و همزمان طرح اوليه مورد نقد و بازنگري قرار گرفت و تلاش در دراماتيزه كردن و ايجاد جذابيت‌هاي نمايشي بدون دخل و تصرف در آيات و روايات و تاريخ آغاز شد.

خلاصه هر قسمتي كه نوشته مي‌شد، يك روز در ميان، هفته‌اي سه روز و در حضور مشاور هنري آقاي براهيمي و مشاوران مذهبي خوانده مي‌شد و متن نوشته شده از نظر هنري و هم از نظر تطبيق با تفسير و روايات مورد نقد و بررسي قرار مي‌گرفت.

سلحشور كه خود به عنوان نويسنده اين مجموعه است، مي‌گويد:

گروه تحقیق تمامی تفاسیر شیعه را که به زبان فارسی بود استخراج و صحافی کردند و در اختیار من قرار دادند. تفاسیری که به زبان عربی بود ترجمه شد و آنها هم به مجموعه تحقیقات اضافه شد‌. کتب روايی گوناگون و تاریخ و قصص الانبیاء به تعداد زیاد تهیه و در دسترس قرار گرفت. یکی از منابع تحقیق ما متون خارجی و اسطوره‌های مشابه داستان حضرت یوسف (ع) در ملل گوناگون بود که نزدیک به چهارصد صفحه به زبان عربی و انگلیسی كه از اینترنت گرفته و ترجمه شد.

منابع مقطع تاریخی زندگی «آمن هو تپ» سوم و چهارم و سلسله «تات موزیس‌ها» همچنين کتاب‌های زیادی از آثار باستانی مصر تصاویر و مطالب تاریخی آن زمان از کتابخانه‌های مصر(الازهر) و لوور پاریس و... جمع‌آوري تهیه و ترجمه شد.

   

گفتني است، سلسله تات موزیس ها مقطعی از تاریخ مصر است که حضرت یوسف(ع) در زمان چهارمین پادشاه از آن سلسله در زمان «آمن هو تپ چهارم» (آخناتون) به صدارت مصر رسید. این مقطع کاملا بررسی و اوضاع آن زمان از ابعاد گوناگون فرهنگی، نظامی، سیاسی، اقتصادی، کشاورزی، سلسله مراتب حکومتی، مسائل دربار مصر، مومیایی‌گری و غیره بررسی و علت وجودی واقعه حضرت یوسف(ع) در آن مقطع بررسی شد. یعنی باید علت حضور حضرت یوسف(ع) در مصر و مسائل و مشکلات موجود بررسی می شد تا دليل بسیاری از مسائل و حوادث پيدا مي‌شد. در پايان بايد اشاره داشت، مجموعه تحقیقات پروژه حضرت یوسف(ع) هشت هزار صفحه مطلب فشرده شده است كه در مورد هيچ سریالی در این حد گسترده، تحقیقات انجام نشده و به اين صورت مرتب و صحافی شده تحویل سیما فیلم نشده است.

دکورهاي سريال در کجا ساخته شد؟

اغلب مخاطبان سريال‌هاي تلويزيوني مي‌دانند فيلم‌ها و سريال‌هايي که داستان‌هاي آن در فضاهاي تاريخي رخ مي‌دهد، هيچ گاه امکان فيلمبرداري در همان فضاهاي واقعي را ندارند و براي همين سازندگان اين آثار يا داستان خود را در فضاهايي نزديک به فضاهاي واقعي به تصوير مي‌کشند و يا اينکه از امکان و قابليتي به نام «دکور» استفاده مي‌کنند. دوخت لباس و ساختن وسايل صحنه هم از فعاليت‌هاي ديگري است که در سريال‌سازي‌هاي اينچنيني انجام مي‌شود.

در سريال تلويزيوني يوسف پيامبر مخاطب با چند نوع فضاي خاص مواجه است. بخشي از اين فضاها شامل دکورها و نماهاي خارجي شهر مصر است که با توجه به جغرافياي خاص مصر، دکورهاي آن در کنار يک رودخانه ساخته شده است. اين رودخانه و اين زمين در منطقه اي در نزديکي حرم امام خميني(ره) در شهرک سينمايي دفاع مقدس واقع شده است. البته نماهاي داخلي کاخ‌هاي مصر، زندان و ديگر بخش‌هاي اثر در سوله‌هاي فرهنگسراي خاوران ساخته شد. اين تقسيم‌بندي براي راحت‌تر شدن کار بود. سريال داراي بخش‌هاي ديگري هم هست. شهر فدان، شهر کنعان و معبد ايشتار که در قسمت‌هاي اوليه داستان شاهد آن بوديد هم در همين شهرک سينمايي دفاع مقدس ساخته شده است. اين فضاها در حال حاضر در اين مکان موجود است. برخي از آنها به شکلي ساخته شده که تا سال‌هاي سال امکان استفاده از آن براي فيلم‌ها و سريال‌هاي ديگر وجود دارد. نماهاي خارجي شهر مصر از اين جمله هستند که با آجر و سيمان و آهن ساخته شده‌اند. اما برخي ديگر با مصالح ساده تري ساخته شده و براي استفاده طولاني مدت بايد ترميم شوند. بد نيست بدانيد طراحي اين فضاها نيز به عهده «مجيد ميرفخرايي» و فرهاد عليزاده آهي بوده است.

گفتني است؛ بدانيد فيلمبرداري سريال در ارديبهشت ماه سال 1383 در شهرک سينمايي دفاع مقدس آغاز و طي 32 ماه و حدود دو سال و هشت ماه در روزهاي پاياني سال 85 به پايان رسيد. درباره هزينه‌هاي توليد اين سريال برخي منابع آگاه ارقامي حول و حوش يازده ميليارد تومان را اعلام مي‌کنند اما سلحشور همواره گفته که سريال يوسف با رقم شش ميليارد تومان ساخته شده است.

بازتاب‌هاي مطبوعاتي

بر خلاف تصورهاي اوليه از همان ابتدا بسياري از مخاطبان نسبت به اين سريال انتقادهايي را مطرح کردند. در همان قسمت‌هاي اوليه آيت‌ا... سبحاني به نمايش ازدواج دو خواهر با يک مرد ـ حضرت يعقوب ـ در اين سريال اعتراض کرد. مدتي بعد هم مدير گروه معارف شبکه يک سيما درباره سريال موضعگيري کرد و گلايه کرد که چرا سريال براي بررسي به مراکز صاحب صلاحيت در زمينه مسائل ديني ارائه نشده است.

نمايش فضاي حسادت برادران يوسف به وي نيز از ديگر انتقادهاي مطرح شده درباره اين سريال بود.

دو قسمت از سريال يوسف نيز با انتقاد شديد بينندگان مواجه شد. اين دو قسمت يکي مربوط به نمايش مواجهه يوسف با زليخا در کاخ و ديگري صحنه مربوط به بريده شدن دست زنان در کاخ بود. نکته جالب توجه ديگر حجم پيامک‌هايي است که درباره سريال يوسف ساخته شده و با پخش هر قسمت از اين سريال، حجم قابل توجهي از آنها توليد و ارسال مي‌گردد.

تا اين لحظه مطبوعات زيادي درباره اين سريال به انتشار مصاحبه و نقد اقدام کرده اند و اغلب آنها نيز نگاهي انتقادي و تحليلي به اين سريال داشته اند.

خود سلحشور نيز از معدود عوامل اين سريال است که تاکنون درباره اين اثر به مصاحبه و اظهار نظر پرداخته و يکسره از کار خود دفاع کرده است. او خود در گفت و گويي به موفقيت دويست درصدي اين سريال اشاره و عنوان کرده بود: «الان از هر كارگرداني بپرسيد كه آيا به حداقل خواسته‌هايت رسيده اي، در بهترين موقعيت و بهترين وضعيت مثلاً مي‌گويد كه حدود هشتاد درصد رسيدم. ولي من به جرأت مي‌گويم كه به دويست درصد چيزي كه مي‌خواستم رسيدم. اين همان چيزي است كه اگر ما يك قدم برداريم، صاحب اصلي كار ده قدم بر مي‌دارد. بارها شده بود كه در تهران مثلا هوا برفي و توفاني بود ولي وقتي به همراه اكيپ به شهرك دفاع مقدس (محل فيلمبرداري پروژه) مي‌‌رسيديم، هوا آفتابي يا آنقدر مساعد بود كه مانع تعطيلي كار ما نمي‌شد.» به هر حال بايد قبول كرد كه ساخت چنين كار تاريخي مشكل است و بايد يك خسته نباشيد به عوامل اين پروژه سنگين گفت.

حاشیه‌های خواندنی

 سریال تلویزیونی یوسف پیامبر آخرین کار مرحوم رسول احدی فیلمبردار برجسته سینمای ایران در مقام مدیر فیلمبرداری یک سریال تلوزیونی بود. مرحوم احدی فیلمبرداری سریال‌های ولایت عشق و خواب و بیدار را در کارنامه کاری خود داشت. او دی ماه سال گذشته در یک تصادف رانندگی فوت کرد.

 سلحشور چند هفته بعد از آغاز پخش این سریال با راه‌اندازی یک وبلاگ که به روز مي‌شود تلاش کرد تا به برخی از شبهه‌های موجود درباره این اثر پاسخ بدهد. البته او با انتشار چند مقاله، دیدگاه‌های خاص خود را نیز درباره فیلمسازی و سریال‌سازی بیان کرد.

 جمال شورجه مشاور کارگردان این سریال در طول ساخت سریال یوسف پیامبر علاوه بر دادن مشاوره‌های مختلف به عنوان پیش‌نماز هم در این سریال حضور داشت و نماز جماعت به اقامه او برپا مي‌شد.

 تمامی صحنه‌های خارجی سریال یوسف در حوالی اتوبان تهران ـ قم فیلمبرداری شد.

 ابتدا قرار بود دکورهای مصر در شهر اصفهان و در کنار زاینده‌رود ساخته شود اما با یافتن این فضا در شهرک سینمایی دفاع مقدس این مسئله منتفی شد.

 سلحشور ابتدا قصد داشت برای بازیگر نقش زلیخا یک نابازیگر را انتخاب کند. از چند نفر نیز تست گرفته شد اما در نهایت با فاطمه گودرزی و سارا خوئینی‌ها مذاکره شد و با عدم توافق با این بازیگران با کتایون ریاحی گفتگو و مذاکره شد.

 حجت‌‌الاسلام محمد خاتمی در زمان ریاست جمهوری و دکتر محمود احمدی‌نژاد شهردار وقت تهران در زمان ساخت این سریال کمک‌های زیادی کردند. حجت‌الاسلام خاتمی 300 میلیون تومان کمک کرد و دکتر احمدی‌نژاد هم سوله‌های فرهنگ‌سرای خاوران را در اختیار این سریال گذاشت تا در آن دکورهای بخش داخلی را بسازنند.

يـوزارسيـف، پسـر دريــا

صدايش را كه از پشت تلفن مي‌‌شنوي، باورت نمي‌‌شود كه اين فرد، همان بازيگر مجموعه يوسف پيامبر(ع) است، چه برسد كه او را از نزديك ببيني، باوركردنش كمي مشكل است، مصطفي زماني همان «يوزارسيف» سريال يوسف پيامبر(ع)، پسر با استعداد سينماي ايران، كارشناس مديريت صنعتي است.

او اصليتي شمالي دارد، در واقع او پسر دريا است. وي در 30 خردادماه سال 1361 به دنيا آمده و با بازي در اين مجموعه نشان داده كه از استعداد بالايي در بازيگري برخوردار است. او در خانواده‌اي به دنيا آمده كه پنج فرزند دارد، چهار پسر و يك دختر و مصطفي فرزند سوم خانواده است. از كودكي به بازيگري علاقه وافري داشت و از كوچكترين فرصتي استفاده مي‌كرد تا فيلم ببيند.

«از آنجا كه در شهرستان برايم امكان بازيگري نبود، به هيچ عنوان به آن فكر نمي‌كردم تا اينكه دانشگاه قبول شدم، آنجا بود كه سعي كردم به تئاتر دانشجويي راه پيدا كنم و خودم را نشان دهم تا در نهايت يك قدم به بازيگري نزديك‌تر شوم.»

روزها گذشت و گذشت، تا اينكه يكي از بهترين فرصت‌هاي زندگي نصيب مصطفي شد، البته به همين راحتي هم نبود كه او سر از اين مجموعه تاريخي در آورد...

يكي از دوستان مصطفي كه مي‌دانست او علاقه زيادي به بازيگري دارد، در روزنامه‌هاي كثيرالانتشار خوانده بود كه براي نقش حضرت يوسف(ع) به دنبال بازيگر هستند، و او را تشويق كرد كه برود تست بدهد، اما «مصطفي زماني» به هيچ عنوان فكر نمي‌كرد كه در اين تست پذيرفته شود، و به دوستش گفت: «نمي‌روم، آنها به دنبال بازيگري با مشخصات ظاهري من نيستند». اما دوستش پافشاري كرد و عكس او را به كارگردان اين پروژه فرج‌ا... سلحشور نشان داد، سلحشور هم از چهره «زماني» خوشش آمد و گفت: «بگو، بيايد تست بدهد»... و اين شد كه زماني خود را به سلحشور معرفي كرد. يك جوان چشم آبي كه هيچ سابقه بازيگري نداشت، اما تا دلتان بخواهد استعداد داشت.رفت و تست داد، با اينكه به نظر خودش خوب تست داد، اما آنجا متوجه شد كه خيلي‌ها براي تست دادن، رفته‌اند، ولي از تعداد آنان خبر نداشت... بيست روزي گذشت، با او تماس گرفتند و گفتند در تست‌هاي اوليه قبول شدي، وقتي كه خود را به گروه معرفي كرد، متوجه شد كه براي نقش حضرت يوسف(ع)، سه هزار نفر شركت كرده بودند!

همان زمان چند بازيگر شناخته شده، كانديداي حضور در اين نقش بودند، اما كارگردان تصميم گرفت كه از بازيگري استفاده كند تا چهره‌اش براي بينندگان شناخته شده نباشد و پيش زمينه‌اي از بازي‌هاي قبلي او نداشته باشند، به عبارتي، چهره‌اش، تازگي داشته باشد.

وقتي كه مصطفي براي اين نقش انتخاب شد، حال بايد مطالعه مي‌كرد، پس به مطالعه كتاب‌هاي تاريخي در مورد حضرت يوسف(ع)، پرداخت، ضمن اينكه متن‌هاي قسمت‌هايي از سريال هم در اختيارش گذاشته شد، تا به مطالعه آنان بپردازد. ضمن اينكه كمك‌هاي كارگردان سريال، هم باعث شده بود تا «زماني» از لحاظ روحي، اعتماد به نفس لازم را به دست آورد... چند تست ديگر از او گرفته شد تا اينكه وي بازيگر نقش اول اين مجموعه تاريخي شد.

   

مي‌گويد: «شش ماه فرصت داشتم كه خودم را آماده مي‌كردم، پس به كلاس‌هاي فشرده بازيگري، سواركاري و بدنسازي رفتم و زيرنظر اساتيد فن، آموزش ديدم.» در همان هنگام شنيده مي‌شد كه قرار است يك بازيگر خارجي به جاي اين نقش بازي كند، اما زماني از لحاظ روحي كاملا آماده بود، از طرفي سلحشور به او اعتماد كرد و پاسخ اين اعتماد را هم گرفت.

اولين روز فيلمبرداري را به خوبي به ياد دارم: «ساعت حوالي 11 صبح بود، هشتم بهمن‌ماه سال 1383» سلحشور به من گفته بود، دو هفته فرصت داري، اگر متوجه شدم كه نقش «يوسف» را نمي‌تواني بازي كني، عوضت مي‌كنم، اما من مصمم بودم تا خودم را نشان دهم، پس تمام تمركزم را روي بازي‌ام گذاشتم و روزها گذشت تا به دو سال رسيد و من حالا بازيگري بودم كه دو سال مقابل دوربين اين پروژه تاريخي قرار گرفته بودم.

حكايت موقعي جالب مي‌شود كه مصطفي زماني، پسر عمه‌اش «حسين جعفري» بازيگر نقش نوجواني يوسف را به گروه معرفي كرد. گويا سلحشور از بازيگر اولي كه براي اين نقش انتخاب شده بود راضي نبود. از طرفي گروه در تعطيلات تابستاني به سر مي‌بردند، او هم به شمال رفته بود تا با خانواده خود ديداري تازه كند. در برخورد با پسرعمه‌اش، به نظرش آمد كه او به درد اين نقش مي‌خورد، آن زمان «حسين» در كار نمايشنامه نوشتن بود و برنده جايزه بهترين بازيگر كودك در استان مازندران هم شده بود، پس عكس‌هايي از پسرعمه‌اش گرفت و در بازگشت به تهران به سلحشور نشان داد، او هم پذيرفت و اين نقش را به او دادند. همان طور كه اشاره كرديم، چهره او با چهره گريم شده‌اش در سريال كاملا متفاوت است، به همين خاطر، كمتر او را در كوچه و خيابان مي‌شناسند.

او پس از نمايش اين مجموعه پيشنهادهاي زيادي داشت اما طبق قرارداد تا زماني كه اين سريال در حال پخش است، او نمي‌تواند در هيچ مجموعه تلويزيوني بازي كند اما در سينما مي‌تواند نقش‌آفريني كند.

مصطفي زماني به استاد شكيبايي علاقه زيادي داشت، هنگامي كه خبر مرگ او را شنيد، گريه از چشمانش جاري شد...

از «مصطفي زماني» در آينده بيشتر خواهيم شنيد... براي او آرزوي موفقيت داريم.

30 سـال زندگـي مشتـرك

30 سال از آغاز زندگي مشترك‌شان مي‌گذرد و طي اين سال‌ها فراز و نشيب‌هاي زيادي را در زمينه كاري طي كرده‌اند، اما اين زن و شوهر به عنوان يك زوج هنرمند خود را به جامعه هنري ايرانيان شناساندند. محمود پاك‌نيت و مهوش صبركن... با اين زن و شوهر هنري گفتگوي بسيار خواندني انجام داديم كه در اين شماره به خاطر محدوديت صفحه نتوانستيم، به چاپ برسانيم، اما دلمان نيامد. حالا كه سوژه اصلي اين شماره مجله به سريال يوسف پيامبر(ع) اختصاص دارد به گوشه‌اي از اين گفتگو مي‌پردازيم.

پاك‌نيت مي‌گويد: با مهوش سال 56 در تئاتري به نام شاتره آشنا شدم. شاتره گياهي است كه براي بيمارهاي گرمازده بسيار مفيد است و دماي بدن آنها را پايين مي‌آورد. من و همسرم آن جا با هم، همبازي بوديم. من نقش پسر كارگر را بازي مي‌كردم و همسرم نقش شازده خانم رو... تو همون تئاتر بود كه يك دل نه صد دل عاشق ايشان شدم!! بعد از دو سال هم ايشان جواب مثبت به ما دادند و زندگي مشترك‌مان را شروع كرديم.همسرش مهوش خانم مي‌گويد: من اون موقع فقط 18 سالم بود و به تنها چيزي هم كه فكر نمي‌كردم ازدواج بود! به همين خاطر هيچ ملاك خاصي نداشتم، اما عشق و علاقه ما به يكديگر باعث شد كه با هم ازدواج كنيم. ما هر دومون آدم‌هاي كم‌توقعي بوديم و اصلا اهل شرط و شروط گذاشتن براي همديگر نبوديم به همين خاطر در ازدواج ما خبري از سختگيري‌هاي رايج نبود...پاك‌نيت‌ مي‌گويد: ازدواج با همسرم يكي از بهترين تصميم‌هاي زندگي من است و بدون شك من همه موفقيت‌هايم را مديون ايشان هستم. نوع نگاه ايشان به زندگي، مديريت‌شان در خانه و برخوردشان با من و بچه‌ها بي‌نظير است و مطمئنا اگر ايشان همسرم نبود من هيچ كدام از موفقيت‌هاي فعلي‌ام را نداشتم. صبركن مي‌گويد: نگاه من و محمود در زندگي كاملا همسو است. دغدغه‌هايمان يكي است و از همه مهمتر همديگر را به خوبي مي‌فهميم. او يك مرد بي‌نظير است و هميشه از اينكه ايشان را انتخاب كرده‌ام به خودم مي‌بالم.

جعفر دهقان: پسرم دانشجوي پزشكي است

جعفر دهقان در سال 1339 در تهران به دنيا آمد و مدرك تحصيلي او ديپلم هنرستان فني است. آغاز فعاليت او به 15 سالگي (سال 1354) بر مي‌گردد، يعني زماني كه در گروه تئاتر مركز رفاه بازي كرد. در سال 1360، زماني كه جواني 21 ساله بود،
همكاري خود را با حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي آغاز كرد و در همان سال فعاليت سينمايي خود را با بازي در فيلم «توجيه» به كارگرداني منوچهر حقاني‌پرست شروع كرد.در سال 1372، او با بازي در فيلم «حماسه‌مجنون» توانست سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش دوم مرد را به دست آورد. نظر دهقان در مورد بازيگري جالب است: «بازيگري كار سختي است اما اين سبب دور شدن بازيگر از اين شغل نمي‌شود، اگر كسي مي‌خواهد وارد اين عرصه شود، بايد عشق، انگيزه و تلاش داشته باشد. هر چه بيشتر بازي كند، بيشتر احساس نياز به اين شغل مي‌كند.» دهقان در مورد سريال يوسف پيامبر(ص) مي‌گويد: اين مجموعه هم مانند مجموعه‌هاي امام علي(ع)، امام رضا(ع) و اصحاب كهف از فيلم‌هاي ماندگار مي‌شود.دهقان طي سال‌ها فعاليت هنري خود در پروژه‌هاي زيادي بازي كرده كه به تعدادي از آنها اشاره خواهيم داشت: توجيه، مرگ ديگري، عقود، بلمي به سوي ساحل، پرواز در شب، تيرباران، دستفروش، هراس، بحران، تعقيب سايه‌ها، عمليات كركوك، صليب طلايي، زير آسمان، حماسه مجنون، حمله به اچ سه، بوي پيراهن يوسف، هفت گذرگاه، جهنم سبز، ياس‌هاي وحشي، خلبان، اصحاب كهف، سحرگاه پيروزي، مريم مقدس، بي‌همتا، صنوبر، شهر آشوب كه اين جز كارهاي تلويزيوني او بوده است.ثمره ازدواج او دو فرزند است، يكي پسر به نام سروش كه در رشته پزشكي تحصيل مي‌كند و ديگري دختري به نام سحر كه سال آخر دبيرستان است.
گفتني است جعفر دهقان ستاره سينمايي دفاع مقدس و بازيگر فيلم‌هاي رزمي بود، تا جايي كه او فنون رزمي را در فيلم‌هايي از جمله ياس‌هاي وحشي و شيرهاي جوان به نمايش گذاشت. او به مدت 16 سال به صورت حرفه‌اي رشته‌هاي رزمي را انجام مي‌داد.

رشته ورزشي او رزميران كه نوعي كُشتي كج است، مي‌باشد و دان 2 كمربند مشكي است.

يوزارسيف كوچك

«سيدحسين جعفري» سال 71 در فريدونكنار مازندران سرسبز به دنيا آمد و چهارمين فرزند خانواده است او هم اكنون در سال سوم دبيرستان تحصيل مي‌كند. او در خانواده‌اي رشد يافته كه با قرآن مانوس بوده و قرآن را به خوبي تلاوت مي‌كند، در كودكي چندين بار پدرش داستان حضرت يوسف(ع) را برايش تعريف كرده بود، مطالعه او زياد است و كتاب‌هاي زيادي هم خوانده است. او از پنج سالگي مكبر و اذان‌گوي مسجد بوده. جعفري كه او هم مانند پسردايي‌اش، پسر درياست، مي‌گويد: كه برخورد مردم با من خيلي خوب است، مهربان و صميمانه، دبيرهايم هم سعي مي‌كنند دل مرا نشكنند و از بازي‌ام تعريف مي‌كنند!حسين مي‌گويد من از مصطفي زودتر مقابل دوربين قرار گرفتم، مصطفي در بهمن 83 جلوي دوربين رفت و من در مهرماه همان سال تا مرداد 85 مقابل دوربين بودم.او مي‌گويد: در سال‌هاي اول و دوم راهنمايي نمايشنامه‌اي نوشتم و در آن بازي كردم و بازيگر برگزيده استان در آن رده سني شدم.

خانواده سبز

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در شنبه شانزدهم آذر 1387 و ساعت 1:11 |
مشاور رئیس جمهور در امور هنری اطلاعات جدیدی از چگونگی ساخت فیلم‌های مستند سینمایی توسط فیلمساز اهل چك درباره دكتر محمود احمدی‌نژاد ارائه كرد.
به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی هیأت اسلامی هنرمندان، علاقمندی فیلمسازان مطرح بین‌المللی و مستندسازان نقاط مختلف دنیا به ساختن فیلم درباره دكتر احمدی نژاد از همان سال اول روی كار آمدن دولت نهم موضوعیت پیدا كرد و طی بیش از سه سالی كه گذشت نه تنها از حجم این درخواست‌ها و علاقمندی‌ها كاسته نشد، بلكه تبدیل به یك جریان پیوسته و مداوم درخواست‌های هنرمندان و فیلمسازان مطرح و خبرنگاران رسانه های بزرگ دنیا برای سفر به ایران و تولید فیلم و اطلاع رسانی درباره شخصیت واندیشه‌های نهمین رئیس جمهور ایران كه در مدت كوتاهی درصدر توجهات رسانه‌ها و محافل سیاسی در عرصه بین‌المللی قرار گرفت كه همین اتفاق می‌تواند سوژه یك پژوهش علمی درباره عوامل و دلایل داخلی و بین المللی این رویداد مهم باشد.
جواد شمقدری، مشاور هنری رئیس جمهور با تأكید بر این كه تاكنون درخواست های زیادی از سوی فیلمسازان خارجی برای ساختن آثار مستند و سینمایی درباره دكتر احمدی نژاد به دست ما رسیده است، گفت : «پیترلوم» از كشور چك یكی از مستندسازانی بود كه علاقمندی زیادی برای سفر به ایران و ساخت فیلم درباره رئیس جمهور ابراز می كرد و نهایتاً پس از جلسات مفصلی كه حدود یك سال پیش با ایشان داشتیم و نمونه هایی از آثار قبلی اش را دیدم، طرحی را كه با محوریت نامه‌های مردمی به رئیس جمهور شكل گرفته بود ارائه داد.
جواد شمقدری خلاصه طرح پیترلوم، نامه و توضیحاتش را به هنرنیوز ارائه كرد كه به این شرح است:
« من دوست دارم تا یك فیلمی را در مورد مركز تلفن رئیس جمهوری بسازم كه به تازگی پیشنهاد آن داده شده است. این مركز به شهروندان این اجازه را می‌دهد تا با رئیس جمهوری تماس بگیرند و مشكلات، شكایت‌ها و پیشنهادات خود را با رئیس جمهور درمیان بگذارند.»
«پیتر لوم» در این طرح نوشته است: «این فیلم گشایش و عملكرد این مركز را برای چند ماه تعقیب می نماید و همچنین به مردمی بودن رئیس جمهور،‌ چگونگی نامزدی رئیس جمهور، به عقاید و باورهای كسانی كه به وی رأی داده‌اند، به مشكلات هواداران خود و به ابراز احساسات آنها پاسخ خواهد داد.
این فیلم سه هدف اصلی را تعقیب می‌نماید؛
۱- عملكرد روز به روز این مركز را مورد بررسی قرار می‌دهد.
نمایش یك تصویر بشر دوستانه از آقای احمدی‌نژاد تا مخاطب، اصول و عقاید و شخصیت فردی ایشان را بهتر بشناسند.
۲- تصویری متفاوت از جامعه امروز ایران كه با تماس گرفتن شهروندان عادی به این مركز تلفن صورت می‌پذیرد را نمایش دهد. (بر خلاف تصویر غلط رسانه‌های غربی)
۳- نمایشی از دموكراسی ایرانی به طوری كه رئیس جمهور یك كشور برای شهروندان عادی جامعه در دسترس است و می‌توانند مشكلات خود را به راحتی با رئیس جمهور در میان بگذارند.
امید است تا بتوانم یك نسخه سینمایی حدود یك ساعت و یا فیلم بلندی كه بتواند یك نمایش بین‌المللی تلویزیونی را داشته باشد بسازم و حتی قصد حضور فیلم در جشنواره‌های معتبر بین‌المللی را دارم.
این فیلم هنر دموكراسی ایران را در عمل به خوبی نمایش خواهد داد. ساخت این فیلم می‌تواند نقش مهم و بارزی را در توسعه فهم و دوستی بین‌المللی نسبت به جامعه ایرانی داشته باشد كه متأسفانه این نوع روش بشر دوستانه و مثبت دموكراسی در ایران به اندازه كافی و به شكل صحیح در رسانه های بین‌المللی، به خصوص رسانه‌های غربی، به آن پرداخته نمی‌شود. (پیترلوم)»
پیترلوم در طرح ارسالی خود، عنوان «دموكراسی ایرانی در عمل» : تلفن های شهروندان به رئیس جمهور احمدی نژاد را پیشنهاد كرده بود.
مشاور رئیس جمهور در امور هنری گفت : پیترلوم در سه سفر استانی كه اتفاقاً اولین آن سفر خراسان رضوی بود حضور یافت و تحت تأثیر نوع ارتباط عاطفی بین مردم و رئیس جمهورشان قرار گرفت.
جواد شمقدری افزود : در این سفرها و صحبت‌هایی كه با پیترلوم داشتیم، وی نگاه صادقانه و مثبتی به موضوع داشت به ویژه اینكه شخصیت خاص دكتر احمدی نژاد و لطافت هایی كه در ابراز احساسات مردم نسبت به رئیس جمهور مشاهده می كرد او را تحت تأثیر قرار داده بود و این تغییر و شگفت زدگی در چهره اش مشخص بود.
مشاور رئیس جمهور در امور هنری تصریح كرد: پس از این سفر و ابراز علاقمندی بیشتر پیترلوم، او در دو سفر استانی دیگر حاضر شد و مدتی هم در تهران، از مراكز دریافت نامه‌های مردمی تصویربرداری كرد.
جواد شمقدری افزود : پیترلوم خود بحث حمایت مالی از فیلمش را مطرح كرد و ما گفتیم به جز نهادهای صهیونیستی، جریان های ضد انقلاب و شبكه‌های وابسته به منافقین می‌تواند از هر حامی مالی استفاده كند و او توانسته است حمایت مالی جشنواره ساندنس آمستردام مشاور رئیس جمهور در امور هنری متذكر شد: پیترلوم در تمام مدت حضورش در ایران و در طول سفرهای استانی، آزادانه تصاویری كه خود تشخیص می‌داد، می‌گرفت و ما نخواستیم او را به عنوان یك هنرمند محدود كنیم و اجازه دادیم آزاد باشد نگاه و قضاوت خودش را در فیلم ثبت كند.
جواد شمقدری با تأكید بر این كه قضاوت نهایی پس از دیدن فیلم پیترلوم امكان‌پذیر است، گفت: نسخه‌ای كه فرستاده بود به خاطر اشكال فنی امكان نمایش نیافت كه نسخه دیگری ارسال كرده است و طبیعی است طبق توافق و تعهد فیلمساز، فیلم باید مورد تأیید ما قرار بگیرد.
مشاور هنری رئیس جمهور با ذكر این كه پیترلوم دكترای فلسفه دارد و طبیعتاً هنرمندی با یك نگاه فلسفی است، تصریح كرد: ما نمی‌خواهیم جلوی موج درخواست های خارجی برای شناخت بیشتر دكتر احمدی نژاد به عنوان یك پدیده جدید بین المللی سد ایجاد كنیم، هرچند ممكن است در بین تصاویری كه از دریچه نگاه‌های مختلف رئیس جمهور ما را به مردم خود معرفی می‌كنند دقیقاً منطبق با نظر ما نباشد.
جواد شمقدری در ادامه افزود: تاكنون ۱۵ فیلمساز از كشورهای مختلف علاقمندی و درخواست خود را برای تولید فیلم درباره دكتر محمود احمدی‌نژاد اعلام كرده‌اند و ما نمونه آثاری از این كارگردان‌ها را مشاهده و ارزیابی كردیم و «لوم» یكی از این مستندسازان بود.
جواد شمقدری درباره درخواست الیوراستون نیز توضیح داد : استون دو بار اعلام كرد به ایران می آید ولی نیامد.
شمقدری افزود : البته مدیر برنامه الیوراستون كه خود نیز تهیه كننده و فیلمساز است، پس از رفتار دوگانه استون خودش ابراز علاقمندی كرد كه فیلمی مستقل تولید كند.
مشاور هنری رئیس جمهور در پایان با اشاره به آمادگی مستندسازان چند شبكه از جمله بی بی سی گفت: به‌زودی یك كارگردان آمریكایی و یك فیلمساز كانادایی دو فیلم مستند درباره دكتر احمدی‌نژاد خواهند ساخت كه اكنون در حال طی مراحل قانونی برای سفر به ایران هستند.
یادآور می‌شود پیترلوم در سال ۱۹۹۰ از دانشگاه تورنتو در رشته علوم سیاسی مدرك B .A و در سال ۱۹۹۷ از دانشگاه دولتی هاروارد مدرك PHD گرفته است. او به زبانهای انگلیسی، ایتالیایی، فرانسوی، زبان چك و اسپانیایی تسلط دارد.
از فیلم‌های ساخته شده توسط پیترلوم می توان به مستند «شما نمی توانید پنهان شوید» درباره دولت محلی استانهای مرزی شمالی غربی پاكستان كه در سال ۲۰۰۷ در شبكه BBC و ZDF به نمایش در آمد، فیلم «بر روی طناب» ۲۰۰۷ درباره اقلیت مسلمانان در چین (نمایش سینمایی در نروژ، فستیوال فیلم SUDANCE‌ و بیش از ۴۰ فستیوال فیلم تاكنون شركت كرده)، فیلم عروس گمشده در قزاقستان در سال ۲۰۰۴ (مستندی از پنج مورد عروس ربوده شده در قزاقستان كه تاكنون در بیش از ۶۰ فستیوال فیلم حضور داشته است)، مستند «زمین بازی ریاست جمهوری» در سال ۲۰۰۴ درباره تركمنستان كه در شبكه YLE فنلاند نمایش داده شد، اشاره كرد.
طی سال‌های گذشته شبكه الجزیره، كانال ۴ انگلیس، CBC كانادا، EFV استونی، YLE فنلاند، EBS كره،‌ HOS هلند، نیوزلند، لهستان، NRK نروز، TV۲‌ دانمارك، RTSI‌ سوئیس، VRT بلژیك، SVT‌ سوئد و تلویزیون كاتالانیا فیلم‌ها و مستندهای پیترلوم را نمایش داده‌اند.  
   
 
 
 
 
   گزارش : خبرگزارى فارس
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه سیزدهم آذر 1387 و ساعت 17:53 |
از یك منظر كلی می‌توان برنامه‌های تلویزیون را به ۲ گروه عمده تقسیم كرد؛ برنامه‌های ثابت و برنامه‌های متغیر كه شامل برنامه‌های مناسبتی و فصلی و انواع برنامه‌های تولیدی هستند كه هرازگاهی از صداوسیما پخش می‌شوند. برنامه‌های ثابت شامل آن گروه از آیتم‌هایی هستند كه سال‌هاست از تلویزیون به شكل مداوم حتی در ساعت‌های مشخص و همیشگی ارائه می‌شوند و همواره ادامه دارند مثل اخبار و برنامه كودك كه طیف مخاطبان ثابت و متغیری را به خود اختصاص می‌دهند.
بدیهی است برنامه‌های ثابت و همیشگی تلویزیون، همواره در معرض این تهدید قرار دارند كه تكراری، كسل‌كننده و بی‌محتوا شوند؛ لذا بیش از برنامه‌های متغیر ممكن است با بحران مخاطب یا نارضایتی تماشاگران مواجهه شده و حیات رسانه‌ای آنها با چالش‌های بیشتری روبه‌رو شود؛ لذا این‌گونه برنامه‌ها به نوآوری، خلاقیت و تازگی بیشتری محتاجند و به اصطلاح باید به‌روز شوند... مقتضیات زمان، تغییر ذائقه مخاطبان و خلق نیازهای جدید، ضرورت بازنگری و بازسازی برنامه‌ها را ایجاب كرده است.
چه بسیار برنامه‌های خوب و پرمخاطبی كه بعد از مدتی به دلیل عدم خلاقیت و تكراری شدن، بتدریج مخاطبان خود را از دست داده و حذف شده‌اند. برنامه كودك در این میان از شرایط دشوارتری به لحاظ جذب مخاطب برخوردار است؛ چراكه طیف بینندگان آن را گروه سنی در حال رشدی تشكیل می‌دهند كه از پویایی، طراوت و تنوع‌طلبی بیشتری برخوردارند. انصافا داریوش فرضیایی در این مورد نمونه موفقی از چگونگی ساخت برنامه كودك را ارائه كرده كه الگوی خوبی برای تولیدكنندگان رسانه‌ای است. هم این‌كه پس از ۷ سال از شروع برنامه عمو پورنگ، همچنان این برنامه سرپاست و طرفداران زیادی دارد؛ دلیل محكمی بر این مدعاست.
در ۲ دهه اخیر، آیتم‌های مختلفی ذیل برنامه كودك و نوجوان تهیه و تولید شد كه به دلیل عدم توجه مستمر به نیازهای مخاطبش و اسیر شدن در دایره تكرار، از عرصه نمایش خارج و حتی نام برنامه نیز از حافظه مخاطبان پاك شد؛ جالب این‌كه عمو پورنگ توانست از مرز مخاطبان كودك نیز بگذرد و پای بزرگ‌ترها را نیز به برنامه خود باز كند. دیگر این كودكان نیستند كه عمو پورنگ را دوست دارند، پدر و مادرهایشان نیز علاقه‌مند به تماشای آن هستند. قطعا مهم‌ترین رمز موفقیت این برنامه و داریوش فرضیایی در نو‌آوری و خلاقیتی است كه در تولید آن به خرج می‌دهد.
موفقیت برنامه عمو پورنگ را دست‌كم به ۲ علت مهم می‌توان نسبت داد؛ اول این‌كه وی برخلاف برنامه‌های مجری‌محور كودك و تلویزیون، صرفا به حرف زدن با مخاطبانش اكتفا نمی‌كند؛ بلكه خود نیز در جایگاه یك كودك ظاهر می‌شود و از طریق همانندی با آنها به دنیای كودكانه‌شان نزدیك می‌شود. در واقع او صرفا یك گوینده و مجری نیست؛ بلكه به بازیگری می‌پردازد. شعرخوانی، نمایش بازی كردن و كنش‌های كودكانه او را از رسمیت و خشكی متداول مجریان كودك دور كرده و جذابیت‌های بیشتری به برنامه‌اش بخشیده است. در واقع مهم‌ترین عامل موفقیت عمو پورنگ این است كه وی با مخاطبان كودك برنامه خود به زبان مشتركی رسیده است و مصداق این شعر مولوی شده كه چون سروكار تو با كودك فتاد پس زبان كودكی باید گشاد.
به عبارت دیگر داریوش فرضیایی برخلاف بسیاری از مجریان كودك، برای آنها برنامه اجرا نمی‌كند؛ بلكه با درونی كردن كنش‌های كودكانه در شخصیت خود، با آنها همبازی و همراه می‌شود؛ گویی كه بچه‌ها او را نه یك فرد بزرگسال كه مثل خود می‌بینند.
دومین عامل موفقیت عمو پورنگ كه بحث اصلی این یادداشت هم است، خلاقیت و نوآوری در برنامه‌های عمو پورنگ است؛ به طوری كه هرازگاهی شاهد تغییر و تحولاتی در برنامه وی هستیم. تغییر دكوراسیون، تنوع در پوشش و استفاده از لباس‌های شاد، بهره‌گیری از لهجه‌های مختلف محلی و قومی، تغییر چهره خود و تقلید صدا و آوازخوانی، برخی از این عواملی هستند كه فرضیایی برای تنوع دادن به برنامه‌اش، از آنها استفاده می‌كند؛ اما مهم‌تر از همه اینها، توجه عمو پورنگ به نقش‌آفرینی و بازیگری است كه كمتر در مجریان كودك سابقه داشته است، در واقع او یك مجری بازیگر است كه به معنای واقعی به اجرای برنامه می‌پردازد. او از طریق خلق موقعیت‌های نمایشی، بسیاری از مفاهیم اخلاقی، اجتماعی و آموزشی را به مخاطبانش انتقال می‌دهد و سرگرمی و آموزش را توامان پیش می‌برد.
یكی از كارهای خلاقانه و زیبایی كه اخیرا از عمو پورنگ شاهد بودیم، حضور سرزده و ناگهانی وی در یكی از مدارس محروم در منطقه جنوب و خوزستان بود كه بچه‌ها را ذوق‌زده كرده بود.
این حركت‌های نمادین، ضمن جذابیت و تنوع برنامه، ترویج رفتارهای انساندوستانه در حمایت از كودكان طبقات محروم جامعه است كه ضمن ایجاد شادی و نشاط برای كودكان، به تبلیغ و یادگیری رفتارهای نوعدوستانه و انسانی میان آنها نیز می‌پردازد. خلاقیت، آفرینش و جذابیت، عناصر درهم‌تنیده‌ای هستند كه وقتی در یك راستا قرار بگیرند، از ركود و تكرار یك برنامه جلوگیری می‌كنند. راز ماندگاری هر برنامه رسانه‌ای، عبور خلاقانه از آن است.  
   
 
 
 
 
   گزارش : جام‌جم آنلاین
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه سیزدهم آذر 1387 و ساعت 17:51 |
"یوزارسیف" از خدمت سربازی معاف نشده  

مهر: رئیس سازمان نظام وظیفه نیروی انتظامی کشور خبر داد: بازیگر نقش اصلی حضرت یوسف ( ع ) که در سریال با نام یوزارسیف خوانده می شود از خدمت سربازی معاف نشده است.

سردار زاده کمند با اعلام این موضوع گفت : تا کنون شخصی به علت بازی در پروژه های سینمایی از خدمت سربازی معاف نشده است و شایعاتی مبنی بر معافیت بازیگر نقش اصلی مجموعه تلویزیونی یوسف پیامبر(ع) از خدمت سربازی هم صحت ندارد.

این در حالی است که چندی پیش موضوع معافیت بازیگر سریال یوسف پیامبر از سوی برخی از رسانه ها و سایت ها مورد توجه قرار گرفته بود و اعلام شده بود که مصطفی زمانی بازیگر نقش اصلی سریال حضرت یوسف به علت بازی در این مجموعه تلویزیونی از خدمت سربازی معاف شده است.

رئیس سازمان نظام وظیفه نیروی انتظامی کشور ادامه داد: اطلاعی از طی شدن مدت خدمت سربازی این فرد ندارم اما معافیتی برای شرکت در این سریال به کسی داده نشده است.

مجموعه تلویزیونی 45 قسمتی یوسف پیامبر(ع) به کارگردانی فرج الله سلحشور و از محصولات مرکز سیما فیلم از اول تیر ماه روانه آنتن شبکه یک سیما شد. این مجموعه تلویزیونی به طریقه 35 میلی متری فیلمبرداری شده که برای پخش از تلویزیون به نسخه ویدئویی تبدیل شده است.

محمود پاک نیت، کتایون ریاحی، پروانه معصومی، جعفر دهقان، مهوش صبرکن، جهانبخش سلطانی، مصطفی زمانی (در نقش حضرت یوسف(ع))، امیرحسین مدرس، رحیم نوروزی و جمعی دیگر از بازیگران در این سریال ایفای نقش کرده اند.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه هشتم آذر 1387 و ساعت 20:25 |
«پروين اعتصامی» به سيما می آيد
زندگي "پروين اعتصامي" شاعره شهير ايراني، در سريالي تلويزيوني و به همت سيما فيلم روايت مي شود.
ایرنا: "سهيلا علوي زاده" که بيش از هفت ماه به تحقيق و نگارش اوليه فيلمنامه پروين اعتصامي مشغول بوده، تاکنون بيش از پانزده قسمت از سريال نوشته و تا پايان امسال مراحل نگارش اين سريال به پايان خواهد رسيد.

در آغاز اين سريال، بينندگان شاهد دوره کودکي و نوجواني پروين اعتصامي خواهند بود تا زماني که بانوي شعر ايران براي تحصيل، وارد مدرسه آمريکايي ها مي شود که مدرکي در حد کالج آن زمان داشت.

"سيما فيلم" پيشتر نيز به روايت داستاني مشاهير فرهنگ و ادب پرداخته که تازه ترين آنها، سريال "شهريار" به کارگرداني کمال تبريزي بود که هر هفته روزهاي جمعه بينندگان شبکه دوم سيما شاهد پخش آن بودند.

سريال "پروين اعتصامي" به کارگرداني پوران درخشنده ساخته خواهد شد. پيشتر از اين کارگردان زن، فيلم هايي چون "پرنده کوچک خوشبختي" را شاهد بوده ايم. مجموعه "پروين اعتصامي" بيش از 14 قسمت خواهد بود.

"پروين اعتصامي"، شاعره نامدار معاصر ايران که به شاعر پند و اندرزهاي اخلاقي معروف است، به گواهي استادان و سخن شناسان زبان و ادب فارسي، در صف برترين سخن سرايان ايران قرار دارد و رمز توفيق اين شاعر، علاوه بر استعداد ذاتي، حضور پدري چون يوسف اعتصام الملک و نوع تربيت و توجه اوست.

رخشنده اعتصامي مشهور به پروين اعتصامي در روز 25 اسفند سال 1285 شمسي در تبريز تولد يافت و در کودکي با پدر به تهران آمد. ادبيات فارسي و ادبيات عرب را نزد وي قرار گرفت و از محضر ارباب فضل و دانش که در خانه پدرش گرد مي آمدند، بهره ها يافت.

در سال 1314 چاپ اول ديوان پروين اعتصامي به بازار آمد، او مدتي در کتابخانه دانشسراي عالي تهران سمت کتابداري داشت و به کار سرودن اشعار خود نيز ادامه مي داد، تا اينکه جامعه ادبي ايران با او در 34 سالگي وداع کرد و پيکر او را در شهر مقدس قم در جوار مزار پدر دانشمندش به خاک سپردند.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه هشتم آذر 1387 و ساعت 20:8 |
يادداشت امير قادري براي همه خاطرات يک ساله ما و افشين قطبي
اين بار هيچ غصه نخوردم که رفت
اين بار هيچ غصه نخوردم که رفت


سينماي ما- امير قادري :1- افشين قطبي که چند شب پيش از ايران در رفت، با خودش بخشي از عمر و آرزوها و خاطره هاي ما را هم برد. نه اينکه حالا فکر کنيد از رفتنش ناراحتم؛ بيشتر منتظر جبرانش بوديم. اينکه برگردد و روزهاي خوش فصل قبل پرسپوليس را برايمان زنده کند. و گرنه اين افشيني که چند شب پيش پرسپوليس را رها کرد، هيچ دخلي به افشين پارسال نداشت. همين بود که رفتن اخيرش برايمان چندان مهم نشد. که غصه نخورديم. که گفتيم حالا رفت که رفت. از اين جور آدم ها که خودمان زياد داريم. قطبي که دوستش داشتيم همان وقتي رفت که درخواست ميليون ها آدم را رد کرد و گفت «سازمانداري» (عمراً که سوتي هايش در فارسي حرف زدن را تا آخر عمر يادمان برود. اين فصل جديد، فارسي را هم کامل ياد گرفته بود، متاسفانه.) پرسپوليس به درد شرکت در جام باشگاه هاي آسيا نمي خورد و ديگر نمي خواهد مربي تيم ما باشد. من و چند نفر از دوستانم خودمان را مديون افشين قطبي مي دانستيم. بعد از آن شکست مفتضحانه چهار بر يک ايمانمان را نسبت بهش از دست نداده بوديم. هر روز صورت مان را رنگ کرده بوديم. به ورزشگاه رفته بوديم. در عشق و شور و انرژي آقاي سرمربي شريک شده بوديم و بازي به بازي رفته بوديم ورزشگاه آزادي تا در قهرماني تيم شريک باشيم. که نکند افشين تنها بماند. و وقتي به عنوان يک پايان خوش درجه يک، سپهر حيدري آن گل دقيقه 94 را به سپاهان زد و پرسپوليس در آخرين لحظات قهرمان شد، انگار يک معجزه اتفاق افتاده باشد. اين طوري احساس کرديم که در قهرماني تيم شريک شده ايم. که به تلاش قطبي براي پيوند دادن ميان شور و احساس با عقل و منطق کمک کرده ايم. او «واقع گرايي» را با «خيال پردازي» ترکيب کرد و به ما که مدام يا اين وري هستيم يا آن وري، درس بزرگي داد. شده بود قهرماني که مدام از همه طرف تحت فشار است، اما آنقدر واقع گراست و در عين حال خيال پرداز و آرمان گرا، که مي داند هر مشکلي در جهان را بايد خودش حل کند. که مي داند فشار «جمع» يعني چي و اين خود قهرمان است که بايد به تنهايي از پس مسووليتي که به او سپرده شده بربيايد و به سرزمين امن قدم گذارد؛ سرزميني که معمولاً خودش به تنهايي ساخته، اما براي زندگي و لذت بردن در آن، بايد به «جمع» هديه اش کند. به خاطر اين چيزها بود که قطبي را دوست داشتيم، و نه مثلاً «ادب» و «اخلاق» ي که بعضي ها مي خواستند بهش بچسبانند. آدم با ادب که زياد داريم. قهرمان کم داريم. ما هم فقط يکي از تماشاگراني بوديم که از طبقه دوم آزادي شعار مي داديم مبادا انرژي کم بياورد. پس حق بدهيد به ما که وقتي داشت مي رفت، ماشين مان را برداريم ببريم فرودگاه تا يکي از آن هفت هشت ده نفري باشيم که براي بدرقه قطبي به آ‌نجا آمده بودند.

2- اين را اما يادم رفت براي تان تعريف کنم که وقتي با تمام وجود، آخر فصل قبل، دلمان مي خواست افشين قطبي در ايران بماند، و خود قطبي هم داشت تصميم مي گرفت که برود يا بماند، و داشت ايرانگردي مي کرد و از چشم هاي کودکي مي گفت که در مسجد اصفهان از او خواسته بود که بماند، در همين روزنامه اعتماد يادداشتي نوشتم؛ کمي آن ورتر از معماري و حال و هواي سحرآميز مسجد، در همان شهر اصفهان، باتلاقي هست به اسم گاو خوني. که جذبت مي کند و غرقت مي کند. ما تجربه داشتيم و قطبي نداشت. همين شد که وقتي قطبي حرف ما را گوش نکرد و رفت، اول غصه خورديم، به نظرمان رسيد که واقعاً عاشق نبوده. اما بعد يادمان افتاد که او به ما عشق همراه با واقع بيني را آموخته. پس ته دل مان راضي بوديم از اينکه همان وقتي که بايد رفت. در شرايطي که هنوز در آسمان بود. که ايمانش به خودش و تيمش متزلزل نشده بود. که ايمان ما به او متزلزل نشده بود.

3- اما آن افشين قطبي برگشت و حالا که بازي ها به نيم فصل رسيده و تيم را گذاشته و رفته، ديگر ماجرا مثل پارسال نيست. فرودگاه رفته باشيم براي بدرقه اش؟ عمراً. تازه منتظر لوکا بوناچيچي، کسي هستيم که بيايد و تيم را از اين شرايطي که در آن قرار گرفته نجات دهد. اين يک قطبي ديگر بود. يکي از خودمان شده بود. اين فصل يک بار هم به ورزشگاه نرفتم، همان طور که بعد از مدتي شادماني اوليه براي «وصل» دوباره، ديگر حرف هايش را هم قبول نداشتم. دنبال بهانه يي براي دوباره دوست داشتنش مي گشتيم و پيدا نمي کرديم. انگار شده بود کلکسيون نقطه ضعف هاي ايراني؛ نقطه ضعف هايي که اينقدر تجربه اش را داشتيم که چشم بسته هم مي شناختيم و پيدايشان مي کرديم. مثلاً اينکه مي دانستيم يکي از دلايل مهم آمدنش، رقم بالاي قراردادش است. براي ما اين مهم نبود. اما انتظار داشتيم که قطبي نگويد فقط به خاطر هوادارها برگشته. انتظار داشتيم بگويد پول چقدر در زندگي اش اهميت دارد، همان طور که براي ما هم داشت. ازش مي خواستيم که فقط صادق باشد. اما اين يکي از دردهاي آشناي سرزمين ماست. دليل فردي و طبيعي و واقعي کارهاي مان را پنهان مي کنيم و فکر مي کنيم اگر يک جور تعهد اجتماعي و عشق به يک چيز بيروني جايش بگذاريم، بهتر است. بعد هم اين قطبي بر خلاف فصل قبل شروع کرد از زمين و زمان انتقاد کردن. شايد حق هم داشت. اما ما از خودش ياد گرفته بوديم که اگر قهرماني مي خواهيم، مسووليت حتي کمبودهاي ديگر را هم خودمان به دوش بکشيم. که گناه را به گردن بقيه نيندازيم. که هزينه راهي را که در پيش گرفته بپردازيم. اما اينکه مسووليت کوتاهي بقيه و حتي خودمان را در يک مجموعه به دوش نکشيم، که خودمان هم بلد بوديم. بعد از اين هم افشين قطبي رفت سراغ دو خصلت ايراني ديگر. اينکه مظلوم نمايي کند و دشمن بسازد. محمدعلي کلي، در کتاب خاطراتش نوشته؛ آن لحظه يي که قهرمان به حال خودش دل بسوزاند، لحظه سقوطش است. و اين کار هر روزه افشين در فصل تازه بود. مي گفت همه مي خواهند که او موفق نشود و اينکه داوري ها به ضرر تيم اش هستند. خب براي شنيدن اين حرف ها که ديگر لازم نبود مربي از خارج بياوريم و پول خرج کنيم. خودمان نمونه اش را داريم. اينکه گروهي نمي خواهند او موفق شود که خودمان از خودش بهتر مي دانستيم؛ اينکه بيکاريم و گاهي حسود و جنجال ساز. اما از افشين قطبي فصل قبل ياد گرفته بوديم که هيچ کدام از اينها دليل قهرمان نشدن نيست. که اگر يک آدم يک پا قهرمان دو نشود، تقصير خودش است.

4- همين چند روز قبل، پيش از اينکه افشين قطبي براي بار دوم از ايران برود و بخشي از عمر و خاطرات ما را با خودش ببرد و بار شکستي ديگر را بر گرده مان بگذارد، نامه يي نوشت براي هواداران، و باهامان خداحافظي کرد و گفت به خاطر قهرماني پرسپوليس است که دارد مي رود. يکي از همان جمله هاي احتمالاً متعهدانه و آرمان خواهانه يي که رنگ کاذبي به دلايل فردي مان مي زنند و شکل اش را عوض مي کنند، که نمونه اش را زياد ديده ايم. بعد آخرش همان ترکيب آشنا را آورد؛ هواداران پرسپوليس «دل شير» دارند. که پارسال هر بار درباره مان مي گفت؛ سرشار از شوق و انرژي مي شديم. اين بار اما از خواندنش ککم هم نگزيد. توي دنيا يک نفر به ما گفت دل شير داريم. آن يکي را هم مثل خودمان کرديم. اين جوري از آب درآمد و بعد هم بليت هواپيما گرفت و رفت دنبال کارش.



منبع خبر : اعتماد
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه پنجم آذر 1387 و ساعت 2:6 |
اعتراض مديرعامل خانه سينما،جوابيه معاونت سيما
«زماني که صحبت از جنگ مي شود بعضي دوستان منتظر حاجي و سيد هستند»
«زماني که صحبت از جنگ مي شود بعضي دوستان منتظر حاجي و سيد هستند»


سينماي ما- محمدمهدي عسگرپور که هفته گذشته به حذف سکانس هايي از سريالش اعتراض کرده بود، روز گذشته بار ديگر به مميزي در سيما اعتراض کرد. کارگردان «گل هاي گرمسيري» گفت؛ «مميزي سليقه يي در تلويزيون عامل بي علاقگي کارگردانان به توليد مجموعه هاي تاريخي معاصر است.» عسگرپور که هفته گذشته عنوان کرده بود سکانس هايي از سريال او بدون نظر کارگردان از فيلم درآمده، در گفت وگويي عنوان کرد: «به توليد مجموعه هايي با موضوع تاريخ معاصر ايران و بيان ناگفته هاي انقلاب و جنگ علاقه مندم اما مشکلات کار در تلويزيون را مي دانم.» وي سپس سراغ سريال در حال پخش اش رفت و گفت؛ «طرح «گل هاي گرمسيري» به سال 70 برمي گردد. بعد از اولين فيلم سينمايي ام (پرواز در نهايت) مي خواستم دومين فيلم خود را براساس طرحي بنويسم که بعد تبديل به هسته اصلي «گل هاي گرمسيري» شد.» او در بخش ديگري از صحبت هايش به مميزي هاي وارد بر مجموعه «گل هاي گرمسيري» اشاره کرد؛ «مي دانستم زماني که صحبت از جنگ مي شود بعضي دوستان منتظر حاجي و سيد هستند و همين که فضا را غيرمتعارف مي بينند حساسيت ها زياد مي شود.»مديرعامل خانه سينما درباره حساسيت هاي موضوعي گفت؛ «گاهي حساسيت ها درباره موضوع است، يعني مي گويند مواظب باشيد بحث چپ و راست بزرگ نشود، بعد با ديدن مجموعه شکل حساسيت ها تغيير مي کند و درباره پوشش و آرايش بازيگران هم صحبت مي شود.» عسگرپور که هفته گذشته به تندي از ناظران سيما حرف زد بار ديگر درباره سليقه يي بودن نظرات آنان صحبت کرد؛ «خوشبختانه افراد ناظر در تلويزيون کم نيستند و هر کس نظري دارد که بايد اعمال شود. اين آدم ها با سلايق خود مميزي مي کنند. يادم مي آيد زماني مجموعه يي براي بچه ها درباره دهه فجر مي ساختم. گفته بودند امسال به کوکتل مولوتف اشاره نشود، در يکي از سکانس ها بچه ها با هم درباره ساندويچ کوکتل حرف مي زدند که حذف شد.»عسگرپور با اشاره به نقش مديران سيما در مميزي ها گفت؛ «اگر مديران تحت تاثير هر ابزار سليقه يي باشند همه مجموعه ها مميزي مي شود. مديري مستقل و مقتدر مي تواند اين ترکيب را به هم بزند و اگر چنين مديري نباشد وضعيت سخت مي شود.»او بار ديگر وضعيت کار در سيماي جمهوري اسلامي را مطرح کرد و گفت؛ «من هم اگر بخواهم مجموعه بسازم يک کار مناسبتي انتخاب مي کنم تا کمتر گرفتار مميزي شود.»يک ساعت بعد از قرار گرفتن حرف هاي عسگرپور روي خروجي خبرگزاري مهر، معاونت سيما در گفت وگو با فارس به صحبت هاي اين کارگردان واکنش نشان داد. مرتضي ميرباقري درباره اصلاحاتي که در مورد مجموعه هاي تلويزيوني انجام مي گيرد، توضيح داد؛ «تمام اصلاحاتي که در مورد مجموعه هاي تلويزيوني انجام مي گيرد طي مذاکره با کارگردان ها و تهيه کنندگان صورت مي گيرد و اگر بنا است اصلاحاتي صورت بگيرد خود کارگردان آن را انجام مي دهد.» او در بخش ديگري از حرف هايش به طور مستقيم به مميزي در سريال گل هاي گرمسيري اشاره کرد؛ «آنچه در مورد سريال گل هاي گرمسيري اتفاق افتاد اين بود که در آخرين لحظات روز دوشنبه که بنا بود سريال روي آنتن برود نکته يي پيش آمد که اگر مي خواستند اصلاح کنند، سريال به پخش آن شب نمي رسيد. بر اين اساس، يک بخش از يک سکانس اين مجموعه تلويزيوني حذف شد.» ميرباقري در پايان گفت؛ «مجموعه تلويزيوني گل هاي گرمسيري از بهترين سريال هاي ما است و بعيد مي دانم تا انتهاي سريال مورد ديگري براي حذف پيش بيايد. ما ضوابط و آيين نامه يي در زمينه هاي گفتار، پوشش، آرايش و... داريم که کاملاً مشخص است و بر اساس آنها کار روي آنتن مي رود.» اين دومين واکنش از سوي مديران سازمان صدا و سيما به اعتراض چهره هاي سرشناس به مميزي در سيما است.


+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه پنجم آذر 1387 و ساعت 2:3 |
سریال‌های دیدنی تلویزیون در راهند، سریال‌هایی كه با بهترین بازیگران، قصه‌های متفاوتی را روایت خواهند كرد، قصه‌هایی كه بخشی از تاریخ معاصر یا تاریخ كهن ایران زمین را بازگو می‌كنند. سریال‌هایی چون شیخ بهایی كه آماده نمایش است، سریال در چشم باد كه مرحله تدوین را سپری می‌كند و سریال كلاه پهلوی كه در مرحله تصویربرداری است و پس از آماده شدن، از شبكه یك سیما پخش خواهد شد.
سریال كلاه پهلوی را سید ضیا دری كارگردانی می‌كند كه فیلمنامه آن را هم خودش نوشته و داستان آن درباره تاریخ معاصر ایران است. در این سریال بازیگران مطرح سینما و تلویزیون ایفای نقش می‌كنند كه از میان آنها می‌توان به امین حیایی، داریوش فرهنگ، سیروس گرجستانی، داوود رشیدی، گوهر خیراندیش، حسام نواب صفوی، سارا خوئینی ها، شقایق فراهانی، فخرالدین صدیق شریف، ماه چهره خلیلی، بیوك میرزایی، جمشید شاه‌محمدی، بهاره افشار، امیرعلی دانایی و مهدی آگاهی اشاره كرد.
تصویربرداری فاز جدید سریال كلاه پهلوی از شهریور ماه آغاز شد و همچنان ادامه دارد، از بازیگرانی كه در این فاز به جمع بازیگران این سریال پیوستند، می‌توان محمدرضا شریفی‌نیا در نقش میرزا رضا، عباس امیری در نقش آقا ذبیح‌الله، امیرحسین آرمان در نقش امیر، سیدابراهیم بحرالعلومی در نقش حاج حسین و رز لطیفی در نقش لطیفه را نام برد.
مجتبی وحیدی، دستیار یك كارگردان درباره روند ساخت سریال كلاه پهلوی گفت: تصویربرداری در شهرك سینمایی غزالی و در دكورهای شهر سامان ادامه دارد.
وی افزود: طی چند روز گذشته، امین حیایی بازیگر نقش كریم و بحرالعلومی بازیگر نقش حاج حسین مقابل دوربین رفته‌اند.
وحیدی یادآور شد؛ تدوین اولیه سریال را سیامك مهماندوست همزمان با تصویربرداری انجام می‌دهد.
سید ضیا دری كه در پرونده كاری خود، سریال كیف انگلیسی را دارد؛ در سریال كلاه پهلوی با محور قرار دادن اتفاقات سال‌های ۱۳۱۵ تا ۱۳۲۰، ماجرای كشف حجاب را روایت می‌كند. داستان، درباره یك ایرانی تحصیلكرده در فرانسه به نام فرخ است كه پس از ازدواج با دختر مستشار‌الدوله و عضویت در لژ فرماسونی به ایران مراجعت می‌كند و از طریق توصیه فرماندار، امور شهرستان كوچكی به نام سامان را به عهده می‌‌گیرد و مامور اجرای فرمان كشف حجاب در این شهر می‌شود و به كمك شخصیت‌های ذی‌نفوذ شهر سعی در اجرای این فرمان دارد. این در حالی است كه میرزا رضا تدین بازاری معتمد مردم در مقابل او جبهه می‌گیرد. نقش فرخ را بازیگری غیر معروف به نام امیرعلی بیانی بازی می‌كند.
سریال كلاه پهلوی از سریال‌های پر شخصیت است كه در طول قصه، زندگی هركدام از این شخصیت‌ها دستخوش تغییرات زیادی می‌شود. یكی از این شخصیت‌ها كریم نام دارد كه امین حیایی نقش او را بازی می‌كند. كریم در ابتدا سورتچی خان است اما به مرور با زرنگی و ادامه تحصیل، پست‌های مهم دولتی می‌گیرد. حیایی در این سریال با ۶ گریم متفاوت ظاهر می‌شود.
سیروس گرجستانی به سریال كلاه پهلوی امیدوار است چون در آن، نقش متفاوتی بازی می‌كند؛ او در این سریال، نقش رئیس ژاندارمری را بازی می‌كند.
سریال كلاه پهلوی برای پخش در ۵۰ قسمت تولید می‌شود. محمدرضا تخت‌كشیان، تهیه‌كنندگی این سریال را كه تصویربرداری آن از سال ۸۵ آغاز شد، به عهده دارد. در این سال‌ها چند بار سریال به دلایل مختلف از جمله بازنویسی فیلمنامه متوقف شد و با آماده شدن شرایط دوباره كار تصویربرداری ادامه یافت. دری فیلمنامه این سریال را طی سال‌های ۸۰ و۸۱ به سفارش گروه فیلم و سریال شبكه یك سیما نوشت.
از عواملی كه در ساخت این سریال حضور دارند، می‌توان به مدیر فیلمبرداری: حسن قلی‌زاده، صدابردار: بهمن حیدری، طراح گریم: مهین نویدی، مدیر تولید: سیدجلال نیایی، طراح صحنه: نسیم سیگارودی، طراح لباس: سارا خالدی اشاره كرد.   
    
  
  
 
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه پنجم آذر 1387 و ساعت 2:0 |
سريال 45 قسمتی «يوسف پيامبر(ع)» به كارگردانی فرج الله سلحشور و از محصولات مركز سيما فيلم هر هفته از آنتن تلويزيونی چند كشور جهان پخش می‌شود.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) به نقل از سيمافيلم، اين سريال كه بر مبنای قصه قرآنی حضرت يوسف(ع) روايت شده است، از كودكی تا بزرگسالی اين پيامبر را به نمايش می‌گذارد.

به دنبال تهيه، توليد و استقبال بينندگان از مجموعه تلويزيونی «يوسف پيامبر(ع)»، بسياری از كشورهای جهان نيز اقدام به پخش آن كرده‌اند.

شبكه جهانی الكوثر اين مجموعه را از مدتی قبل روانه آنتن كرده كه جمعه شب‌ها ساعت 17:40 از لبنان و بيست كشور عرب زبان پخش می‌شود. اين در حالی است كه دوبله به زبان عربی در كشور لبنان انجام می‌گيرد.

اواسط شهريور ماه گذشته با پخش «يوسف پيامبر(ع)» از شبكه الكوثر، مخاطبان اين شبكه واكنش‌های مثبتی نسبت به سريال نشان دادند. از سوی ديگر، سايت‌ها و وبلاگ‌های عربی كشورهای منطقه نيز تبليغاتی را پيرامون اين مجموعه منتشر كرده‌اند.

پايگاه اينترنتی شبكه الكوثر به نشانی www.alkawthartv.com نيز امكان تماشای سريال به صورت آرشيو را برای علاقه مندان فراهم آورده است.

كشور افغانستان نيز از مدتی قبل مبادرت به پخش اين مجموعه كرده است و به علت نزديكی زبان بين دو كشور، اين سريال از تلويزيون اين كشور به زبان فارسی پخش می‌شود.

در ادامه اين گزارش آمده است كه كشور تركيه نيز به تازگی و طی قراردادی با صدا و سيمای جمهوری اسلامی ايران، «يوسف پيامبر(ع)» را به زبان تركی پخش خواهد كرد.

شبكه يك سيما تا به حال بيست و دو قسمت از سريال را روانه آنتن كرده است.

فرج‌الله سلحشور در مقام نويسنده، كارگردان و تهيه كننده، سريال «يوسف پيامبر(ع)» را برای مركز سيما فيلم توليد كرده است.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه پنجم آذر 1387 و ساعت 1:57 |
رئیس جمهور هم از پشت صحنه مختار نامه دیدن کرد و هم قول ساخت شهرک سینمایی داد
رئیس جمهور هم از پشت صحنه مختار نامه دیدن کرد و هم قول ساخت شهرک سینمایی داد


سینمای ما - رئيس جمهور گفت: براي ساخت شهركي با امكانات كامل براي فيلم‌سازان آمادگي داريم و در بودجه‌بندي سال 88 رقمي را به اين كار اختصاص خواهيم داد.


محمود احمدي‌نژاد در حاشيه بازديد از لوكيشن مجموعه تلويزيوني مختارنامه واقع در احمد‌آباد مستوفي گفت: خدا را سپاسگزارم و از صميم دل خوشحال كه فرصت و توفيق عنايت كرد تا لحظاتي را در كنار شما عزيزان و هنرمندان و پيام‌آوران باشم و از گوشه‌هايي از اين كار بزرگ و كم نظير كه در حال اتمام است هم بازديد داشته باشم و آشنا شوم.
وي افزود: درباره كار شما صحبت كردن از ناحيه من كار دشواري است. همه مي‌دانيم كه موثرترين و زيباترين بيان حقيقت بيان هنري است و فيلم و سينما در عرصه هنر امروز به واسطه گستره فراگيري و عمق نفوذ حرف اول را مي‌زند.
وي تصريح كرد: بعيد مي‌دانم در دنياي امروز كساني يا گروه‌هايي زندگي كنند كه هر چند يكبار با هنر فيلم سروكار نداشته باشند. امروز قريب به اتفاق پيام‌ها و فرهنگسازي‌ها با بيان هنر و سينما و فيلم انجام مي‌شود. براي ملت و هنرمندان ما كه متكي به يك فرهنگ غني و تاريخ پرحادثه و البته پرافتخار هستند كار هنري و بيان هنري در قالب فيلم شايد جزو بالاترين ماموريت‌ها و مسؤوليت‌ها باشد.
رئيس جمهور تصريح كرد: سريال «مختارنامه» آنقدر كه من آشنا هستم با تاريخ و آنقدر كه آقاي ميرباقري كارگردان اثر درباره آن توضيح دادند به فضل الهي يكي از بهترين كارهاي تاريخي خواهد بود . خلاف خيلي‌ها كه كار تاريخي را ارزشمند نمي‌دانند و كارهاي زودگدر و هيجاني را تبليغ مي‌كنند تاثير رويي كارهاي فرهنگي بسيار عميق است.
وي تصريح كرد: جامعه بشري استمرار گذشته و اينطور نيست كه بدون ريشه و بي‌سابقه روي زمين ايجاد شده باشيم ما استمرار گذشته با تحولات هستيم و چنين كارهايي راه را براي حركت در آينده باز مي‌كند.
احمدي‌نژاد با بيان اين كه يكي از مقاطع پرحادثه در تاريخ فرهنگي ما قيام مختار است، اظهار داشت: قيام مختار يك تتمه بر حوادثي است كه از جمل آغاز و در كربلا به اوج خويش و با قيام مختار پايان يافت، نه اين كه پايان يافت بلكه آن پيامي را كه به تاريخ مي‌داد تكميل شد و شايد اگر قيام مختار نبود هيچ عاملي در تاريخ نمي‌توانست دل‌هاي بشريت را از حوادث گذشته آرام كند.
رئيس جمهور در ادامه ضمن تشكر از رئيس سازمان صدا و سيما و رئيس مركز سيما فيلم به دليل ساخت چنين كارهايي اظهار داشت: من كار سينما را بلد نبوده و نيستم اما پيچيدگي‌ها و سختي‌هاي كار شما را بويژه كارهاي تاريخي مي‌شناسم. زماني كه در ساخت آثار تاريخي حركت مي‌كنيم هر لحظه ممكن است به موانعي برخورد كنيم و تنه به تنه افراد، گروه‌ها و حتي ملت‌هايي بزنيم. در ساخت چنين آثاري، مشكلات و پيچيدگي‌هايي است و 6 سال صرف زمان و درگيري چندصد نفر در يك پروژه مشخص است كه كار پر زحمت و سخت و فاخر و ارزشمندي خواهد بود.
احمدي‌نژاد در ادامه سخنان خود با بيان اينكه به اهالي سينما و تلويزيون نويد دارم، گفت: از رئيس سازمان صدا و سيما تشكر ويژه مي‌كنم كه در ساخت چنين سريالهايي پشتيباني و حمايت مي‌كنند و همچنين از آقاي ميرباقري تشكر مي‌كنم كه مرحله‌هاي جديدي را براي فيلمسازان ما باز كرده‌اند و حصارها را شكستند و فصل نويني را در كشور آغاز كردند و در سريال امام علي گوشه‌هايي را به تصوير كشيدند هر چند كه همه حرف‌ها را در كارها نمي‌شود زد اما با تمام محدوديت‌ها كار ارزشمندي بود. همچنين كار آدم‌برفي نيز همينطور بود، اگر كسي محور نشود و با يارانش پيوند نبندد هيچ كار ارزشمندي به ثمر نمي‌نشيند. همه كساني كه زحمت كشيده و الان هم مي‌كشند نظير آقاي ضرعامي كه با اعتقاد و اطمينان كار را دنبال مي‌كنند و از آقاي اسلامي‌مهر صميمانه تشكر مي‌كنم.
رئيس جمهور در ادامه گفت: ما بحثي با آقاي ضرعامي داشتيم كه آن هم فراهم كردن امكانات و تجهيزات براي ساخت فيلم بود. كارهايي شده و تجهيزاتي است اما ما اگر بخواهيم در عرصه جهاني وارد شويم و با توجه به نياز زمان دلها را تغذيه كنيم چون فرهنگ چيزي نيست كه در آن انقطاع باشد روح انسان و تمايلات آن تعطيل‌بردار نيست و بايد به جايي برسيم كه اگر با ساختن فيلم تاريخي خواستند عقبه يا آينده ما را مخدوش كنند به سرعت عكس‌العمل نشان دهيم اگر در سطح بالاتر باشد و خواسته من از هنرمندان اين است كه بايد امكانات هم فراهم كنيم.
احمدي‌نژاد اظهار داشت: پيشنهاد دوستان اين بود كه ما شهرك مجزايي داشته باشيم با تداركات كامل كه اين قدر مسافرت براي ساخت فيلم‌ها و سريالها صورت نگيرد و مطالعاتي هم در اين زمينه شده است و ما آماده هستيم كه در بودجه سال 88 رقم درست و حسابي را بگذاريم تا جايي براي هنرمندان و كساني كه مي‌خواهند خدمت كنند قرار بگيرد. از تمام كساني كه دلشان در گرو ايران است صمميانه تشكر مي‌كنم.


منبع خبر : فارس
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در یکشنبه سوم آذر 1387 و ساعت 1:11 |
مجری صدا و سیما در وبلاگ‌اش درباره این برنامه نوشت؛
این برنامه «نود» بود که قطبی را افشا کرد
این برنامه «نود» بود که قطبی را افشا کرد


سینمای ما - مازیار ناظمی در وبلاگ‌اش نوشت: "شک ندارم شاهکار عادل فردوسي پور در برنامه افشاگرانه اش که به خوبي روابط پنهاني حضور مارکو و آمدن دي کارمو را با مستندات قابل دفاع طرح کرد ،‌ يکي از دلايل مهم استعفاي قطبي بود . اساسا رسانه به عنوان قاضي دقيق در کشف و معرفي حقايق پنهان رويدادهاي مختلف ،‌نقشي در خور توجه دارد و خبرنگار به عنوان نماينده افکار عمومي در اين حوزه باکسي نبايد تعارف کند حتي اگر آن شخص افشين قطبي ،‌ محبوب دل هزاران نفر باشد .برنامه نود و عادل انصافا در ان برنامه با گرد اوري تصاوير و مطالب دقيق به خوبي بخشي از روابط شيطاني فوتبال ما را هويدا کرد. البته اين فوتبال الوده تر از اين حرفهاست ولي خوشحالم که شبکه سه بالاخره گامي براي روشنتر کردن اين موضوع برداشت . شايد ايراد بگيريد که تا چهار ماه پيش براي قطبي تب ميکردي ! الان چي ؟ .... عرض ميکنم قطبي در همان فصل نخست و با مدد رسانه ها و البته اخلاق خوبش اسطوره شد ولي در اين فصل آمد همرنگ جماعت شود که نشد ....به نظرم افشين قطبي کار عاقلانه اي کرد و استعفا هم نشانه توسعه يافتگي است."

منبع خبر : وبلاگ مازیار ناظمی
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در یکشنبه سوم آذر 1387 و ساعت 1:3 |
مهران مدیری برای عید تلویزیون سریال می‌سازد/چرا خبری از پیمان قاسم‌خانی در این پروژه نیست؟
مهران مدیری برای عید تلویزیون سریال می‌سازد/چرا خبری از پیمان قاسم‌خانی در این پروژه نیست؟


سینمای ما - مهران مديري قصد دارد براي تعطيلات نوروز سال 1388مانند امسال مجموعه طنزي را کارگرداني کند.خشایار الوند هم طرح اوليه اي براي کار وي نوشته که هنوز مرحله نگارش آن شروع نشده است.
اين مجموعه در گروه فيلم و سريال شبکه سه سيما توليد و آماده پخش مي شود. این در شرایطی است که مهران مدیری در نوروز 1387 هم یکه تاز میدان بود و «مرد هزار چهره» را ساخت که به اعتقاد برخی کامل‌ترین کارش به حساب می‌آید. در شرایطی که مسئولان تلویزیون در جریان پخش «مرد هزار چهره» تحت فشار فراوانی قرار گرفتند، جالب است که بار دیگر برای تولید یک مجموعه پرمخاطب سراغ مهران مدیری رفته‌اند. این که خشایار الوند طرح اولیه را می‌نویسد، شایعات موجود در باب مشکلات به وجود آمده میان پیمان قاسم‌خانی نویسنده همیشگی آثار این کارگردان بوده، با مهران مدیری را تقویت می‌کند. ظاهرا این بار مهران مدیری بدون پیمان قسم‌خانی ساخت این مجموعه را آغاز خواهد کرد که این موقعیت جدید برای این کارگردان موفق سینما و تلویزیون به حساب می‌آید. باید ببینیم بدون قاسم‌خانی هم او موفق خواهد بود یا نه؟


منبع خبر : وبلاگ قاعده بازی و سایت سینمای ما
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در یکشنبه سوم آذر 1387 و ساعت 0:35 |
گفت و گو با یوزارسیو + عكس
Image

فارس: تا مي‌گويي يوسف، همه چهره‌اي را مجسم مي‌كنند كه با ديدنش اگر چاقو به دست داشته باشي حتماً دستت را خواهي بريد؛ از اين قصه كه بگذريم، با خودم فكر مي‌كردم پيدا كردن يوسف از ميان خيل چشم رنگي‌هايي كه عرصه سينما را به دست گرفته‌اند خيلي هم نبايد سخت باشد...
   
نويسنده وبلاگ"عمومي" در تازه‌ترين پست‌ وبلاگ خود اقدام به انتشار "مصاحبه‌اي با بازيگر نقش حضرت يوسف" كرده است.

برپايه اين گزارش بخش‌هايي از اين مصاحبه را مي‌خوانيم:

هفته‌هاي اخير سريال حضرت يوسف در حال پخش شدن است، سريالي كه مورد توجه عموم مردم قرار گرفته است؛ فيلمي كه در آن زليخا عاشق حضرت يوسف مي‌شود؛ در اينجا قصد داريم با بازيگر نقش حضرت يوسف در جواني مصاحبه‌اي داشته باشم.

او خيلي اتفاقي گذارش به شهر پر وسوسه و خيال انگيز سينما افتاده و هنوز روزهاي دوست داشتني و دشوار شهرت براي او از راه نرسيده است؛ به همين خاطر مي‌شود هرجايي نشست و با او از يوسفي حرف زد كه به قول خودش هيچ شباهتي به آن كه حالا مي‌بينيم ندارد؛ گويا مو و چشم‌هاي رنگي‌اش را تيره كرده‌اند، مي‌گويد: زيبايي را گرفته‌اند تا معصوميت ببخشند.

دلش نمي‌خواهد او را از گروه همان چشم رنگي‌هايي ببينيم كه راه دشوار سينما را به خاطر زيبايي چهره‌شان يك شبه پيموده‌اند. مي‌گويد: به ضابطه معتقد است و بيش از آن به سرنوشت.
ما هم نمي‌خواهيم مثل برخي منتقدان كه او را نابازيگر شهرستاني معرفي كرده و [به قول خود زماني] با سليقه‌اي عمل كردن كينه خود را دردل او نشانده‌اند، بازيگري‌اش را به بوته‌ نقد بكشانيم.

مصطفي زماني متولد سال 1361 و دانشجوي رشته مديريت است و براي ايفاي اين نقش آموزش‌هاي مختلفي را ديده و با حضور در كلاس‌هاي ورزشي و بدن‌سازي فيزيك خود را به اين نقش نزديك كرده است.

ازبين چند كانديدا انتخاب شديد ؟

اطلاع داشتم براي نقش يوسف تست مي‌گيرند. حتي يك بار از جلوي دفتر اين پروژه رد شدم، اما نرفتم تست بدهم.

هفته بعد يكي از دوستانم عكس مرا به آقاي سلحشور نشان داده بود و با پيشنهاد او 7 ارديبهشت 83 اولين تست را دادم و 3 روز بعد دو تا از سكانس‌هاي سريال را از من تست گرفتند كه بعدها فهميدم سخت‌ترين سكانس‌ها بوده است.

پس از يك ماه، تست گريم دادم بعد با من قرار داد بستند با اين شرط كه اگر كانديداي بهتري پيدا شد، با نظر كارگردان من كنار بروم. تا آنجا كه اطلاع دارم از حدود سه هزار نفر تست گرفتند و زماني من را انتخاب كردند، گفتند تنها كانديدايي هستي كه روي آن اتفاق نظر دارند.

از تاريخ عقد قرارداد يعني تيرماه 83 تا شروع فيلمبرداري در اوايل بهمن همان سال، شرايط بسيار سختي داشتم. برخي عوامل اصلي كار سعي در انتخاب يكي از بازيگران حرفه‌اي داشتند؛ حتي مدتي دنبال يك بازيگر خارجي گشتند. ولي همه ما مي دانيم كه تجربه ساخت فيلم "مصائب مسيح" توسط مل گيبسون ثابت كرد ايفاگر نقش پيامبر بايد يك بازيگر ناشناخته باشد. آدمي كه روي او ذهنيت خاصي وجود ندارد. به هرحال از آنجا كه بازيگري براي من آنقدر اهميت نداشت كه به خاطر آن از همه چيز بگذرم، با همه اينها كنار آمدم. من به مفهوم واقعي عاشق بازيگري و شهرت نبودم، به هرحال يا بازي مي‌كردم يا نمي‌كردم.

با جلساتي كه گذاشتند و حمايت‌هاي آقاي سلحشور رفتم جلوي دوربين پس از يك هفته هم بازيگر ثابت اين نقش شدم. الان هم حدود يك سال است كار مي‌كنم.

از نظرخودتان هم بهترين گزينه بوديد ؟

من حس مي‌كنم اين نقش نياز به كسي دارد كه بدون توجه به دوربين و عوامل پشت صحنه حرف بزند كه اين كارسختي است.

آنهايي كه حرفه‌اي هستند ناخودآگاه مجبورند به اين چيزها توجه كنند؛ صحنه‌هايي بود كه احساس مي‌كردم فقط بايد با دلم حرف بزنم. خيلي جاها من اصلاً به كاراكتر فكر نمي‌كردم. او را بازي نمي‌كردم، خودم بودم. حس مي‌كنم براي اين كار نياز به آن داريم كه درونمان را قوي كرده باشيم و من اين كار را پيشتر انجام داده بودم. شايد به خاطر نوع زندگي‌اي كه خداوند برايم رقم زده است. البته به نظر من يك بازيگر حرفه‌اي نمي‌تواند اين نقش را براي مردم ارائه كند. من براي مردم بازي مي‌كنم...

فكر مي‌كنيد چهره‌تان چه ويژگي خاصي براي ايفاي اين نقش داشته است؟

قضيه يوسف يك قضيه باطني است. زيبايي ظاهري با توجه به زاويه ديد مردم تغيير پيدا مي‌كند. پس مطلق بودن را بايد در اين زمينه كنار گذاشت و ديگر اين كه بعضي چهره‌ها هستند كه بدون داشتن زيبايي ظاهري صميميت دارند. آدمها با آنها احساس نزديكي مي‌كند و اين به انسانيت آدم‌ها بر مي‌گردد. فكر مي‌كنم كارگردان بيشتر دنبال همين بوده است كه از اين نظر تا حدودي به خودم مطمئن هستم، به اضافه يك زيبايي ظاهري كه البته در گريم بسياري از جذابيت‌هاي چهره پوشانده شده است...

معمولاً كارگردان در تمام جزئيات شما را راهنمايي مي‌كند يا ايده‌هاي خودتان را هم به كار مي‌گيريد؟

آقاي سلحشور معتقدند كار بايد براساس ديد كارگردان پيش برود نه بازيگر. الان متأسفانه در سينماي ما اغلب بازيگران دوست ندارند كسي به آنها بگويد كه مثلاً اين صحنه را اين طوري بازي كن. شايد ما قادرباشيم بازي بسيار قوي هم ارائه كنيم، گاه لازم است به خاطر ساير بازيگران سطح بازي‌ها يكدست شود. ولي بسياري از بازيگران راضي به اين كار نمي‌شوند... من فقط بايد نقش كسي را بازي كنم كه در بالاترين مراتب انسانيت قرار دارد، از جهاتي حائز اهميت است. هر چند شايد به خاطر نبود يك الگوي خاص كسي نمي‌تواند انتقادي به نقش وارد كند؛ همين موضوع مسئوليت مرا سنگين‌تر مي‌كند...اما اين طور هم نيست كه ايده‌هاي ما را ناديده بگيرند.

با اشاره‌اي كه به نقش يوسف به خاطر نداشتن الگوي زنده و مشخص كرديد، به نظر مي‌رسد ترسيم پرقدرت اين نقش كار ساده‌اي نيست؟

نقش يوسف را واقعاً يك آدم درد كشيده بايد بازي كند. من به جرأت مي‌توانم بگويم در صحنه‌هاي زندان 70 درصد خودم را بازي كردم...

چند بار فيلمنامه را خوانده ايد؟

حدود 13 بار.

در اين زمينه مطالعه ديني هم داشتيد؟

مطالعه ديني زيادي نداشتم. اما كتاب‌هاي مختلفي خواندم از جمله خود قرآن. از طرفي فيلمنامه براساس شرايط نوشته مي‌شود نه واقعيت. بين آنچه در فيلمنامه هست و آنچه ممكن است با مطالعه عميق به دست بيايد، گاه دوگانگي وجود دارد كه عوض كردنش سخت است. واقعيت گاه باورپذيرنيست...

پيش از شروع فيلمبرداري چقدر تمرين داشتيد؟

درمدت 6 ماه قبل از فيلمبرداري، دو تا معلم بازيگري و يك مربي سواركاري به صورت خصوصي داشتم. آقاي داوود دانشور يكي از استادان بازيگري‌ام بود كه من آشنايي با تئوري سينما را مديون او هستم. شمشيربازي را هم با خود كارگردان تمرين كرديم.

اولين صحنه‌اي كه بازي كرديد كدام صحنه بود؟

اولين صحنه داخلي زندان بود كه خبري براي من مي‌آورند مبني براين كه زليخا دستور داده شما را شكنجه كنند؛ اين اولين پلاني بود كه بازي كردم.

دراين مدت با عوامل مشكلي نداشته‌ايد؟

بعضي‌ها بودند كه الان نيستند و خيلي دلشان نمي‌خواست كه من اين نقش را بازي كنم؛ آنها اغلب سينمايي بودند. البته من اوايل آدم بسيار خشكي بودم. فكر مي‌كردم اگر روابطم بيش از يك سلام و عليك باشد ممكن است اين تصور پيش بيايد كه به خاطر گرفتن نقش حاضرم اخلاقم را زير پا بگذارم و اين موجب ناراحتي خيلي‌ها شده بود. اما الان به همه آنها احترام مي گذارم.

بازيگر نقش كودكي يوسف هم با شما نسبت فاميلي دارد. او چگونه انتخاب شد؟

بله، پسرعمه من است. پس از حدود 2 سال همديگر را در يك مجلس عروسي ديديم و من حس كردم آن معصوميتي كه اينها دنبالش هستند در چهره او هست. همان جا چند تا ديالوگ به او دادم كه خيلي خوب جواب داد و گفت بازيگر اول استان مازندران بوده است. به اين ترتيب او را معرفي كردم و با تستي كه از او گرفتند، ظرف سه روز جلوي دوربين رفت.

پيش از اين پروژه مشغول چه كاري بوديد؟

در رشته مديريت صنعتي دانشگاه غيرانتفاعي تحصيل مي كردم و حسابدار يك شركت كوچك بودم.

تجربه سينمايي هم داشتيد؟

نه. فقط چند بار در تئاترهاي مدرسه و دانشگاه بازي كرده بودم.

بعد از يوسف دلتان مي خواهد چه نقشي را بازي كنيد؟

دوست دارم نقش يكي از رجال بزرگ ايراني با تفكرات ايراني را بازي كنم.

فرد خاصي در نظرتان هست؟  

بله. اما چون قرار است ساخته شود اسم آن را نمي‌آورم تا ذهنيت خاصي پيش نيايد. به هرحال دوست دارم بازي كنم. از بيكاري متنفرم. اما موافق استفاده ابزاري از چهره‌ها هم نيستم.

غيراز بازيگري به چه كارهايي مي پردازيد؟

ورزش مي‌كنم و اكثر اوقات در خانه هستم. كتاب مي‌خوانم و فيلم مي‌بينم. دو تا دوست دارم كه يكي از آنها را هر دو ماه يك بار مي‌بينم و يكي ديگر را هم هفته‌اي يك بار...

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 و ساعت 1:34 |
پی‌گیری خبرگزاری ایسنا از کارگردان و پخش کننده فیلم؛
چرا نام ترانه علیدوستی از تبلیغات تلویزیونی «کنعان» حذف شده است؟
چرا نام ترانه علیدوستی از تبلیغات تلویزیونی «کنعان» حذف شده است؟


سینمای ما - در تيزرهاي تلويزيوني فيلم‌ سينمايي «كنعان» نام ترانه عليدوستي بازيگر نقش اول فيلم حذف شده است.

ماني حقيقي كارگردان فيلم «كنعان» درباره‌ي اين موضوع گفت: من از دلايل اين تصميم تلويزيون بي‌خبر هستم و حتي نمي‌توانم حدس بزنم كه چرا چنين سياستي اتخاذ شده است. ولي آنچه مسلم است اين است كه دلايل چنين تصميم‌گيري بايد براي سازندگان فيلم و عموم مردم شفاف باشد و اين شفاف‌سازي مسووليت آن با كسي نيست جز مسوولين صداوسيما و اين‌كه دلايل اين قضيه تا الآن روشن نشده است جاي تأسف دارد.

حقيقي گفت: ما همچنان منتظر هستيم تا مسوولين دلايل خود را براي اين كار توضيح بدهند، چرا كه آن‌ها به مردم پاسخگو هستند.

علي سرتيپي پخش‌كننده و رييس شوراي صنفي نمايش هم به ايسنا گفت: براي نام بازيگران در آنونس فيلم‌هاي سينماي اداره كل بازرگاني صدا و سيما تصميم مي‌گيرد.

او مطرح كرد: تلاش‌هايي براي حل اين موضوع انجام شده است اما آنها موافقت نكردند. آنها قوانين خودشان را دارند و تابع ضوابط و مقررات خودشان هستند.

خبرنگار ايسنا پيگير تماس با مسئولان بازرگاني صدا و سيما پيرامون اين موضوع است.

در خلاصه داستان «كنعان» آمده است: مينا و مرتضي تصميم گرفته‌اند كه پس از ده سال زندگي مشترك از هم جدا بشوند. آن‌ها قرار است تا چند روز ديگر طلاقشان را رسمي كنند آيا بازگشت ناگهاني آذر، خواهر بزرگ‌تر مينا، پس از سال‌ها دوري از ايران مي‌تواند تصميم‌هاي قاطع مينا را دستخوش تزلزل كند؟ و نقش علي، دوست قديمي مينا و مرتضي، در اين مقطع چه‌خواهد بود؟

در «كنعان» محمدرضا فروتن، ترانه عليدوستي، افسانه بايگان و با حضور بهرام رادان به ايفا نقش مي‌پردازند.


منبع خبر : ایسنا
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 و ساعت 1:26 |
مصطفی زمانی از جمله بازیگرانی است كه توانسته در اولین كار تلویزیونی خود با ایفای نقش اصلی در مجموعه «یوسف پیامبر(ع)» توجه مخاطبان را به خود جلب كند. البته این بازیگر جوان در این مدت ارتباط زیادی با رسانه ها نداشته و ترجیح داده تا این نقش او بدون هیچ گونه پیشداوری مورد قضاوت قرار گیرد. طی فرصتی كه برایمان مهیا شد با او گفتگویی داشته ایم كه حاصل آن را می خوانید؛
● جناب زمانی، به نظر می رسد چندان تمایلی به انجام گفتگو ندارید ؟
▪ راستش مدت زیادی است من مصاحبه نكرده ام...
● خوب این كه نكته خوبی نیست كه با رسانه ها ارتباط ندارید؟
▪ نه اینكه مصاحبه نكنم ...، بلكه انتخاب نشریه برایم بسیار مهم است، زیرا دیده ام در برخی مصاحبه ها دخل و تصرف صورت می گیرد و برخی حرفها عوض می شوند.
● با این اوصاف پس اهل مصاحبه هستید؟
▪ بله، من یك مصاحبه مفصل با نشریه «رویش» انجام دادم و عكس خاصی هم برای روی جلد آن آماده كردیم و بسیاری حرفها را در آنجا زده ام كه دیگر نیازی نیست تكرار شوند.
● چرا در سریال این قدر چهره تان را عوض كرده اند؟
▪ نظر كارگردان این بود. وقتی به من گفتند انتخاب شدم، تصور كردم به خاطر رنگ چشمهایم مرا قبول كردند، در حالی كه كارگردان تست گریم من را با لنز قهوه ای پسندیده بود. مو و چشمهایم را تیره كرده اند تا به چهره ام معصومیت ببخشند.
● شما چند سال دارید و اهل كجایید؟
▪ ۲۴ سال دارم و اهل فریدون كنار هستم .
● برای انتخاب بازیگر نقش «یوسف» هر روز اخبار مختلفی منتشر می شد، یادتان هست از بین چند كاندیدا برای این نقش انتخاب شدید؟
▪ اطلاع داشتم برای نقش «یوسف» تست می گیرند. حتی یك بار از جلوی دفتر این پروژه رد شدم، اما نرفتم تست بدهم. هفته بعد یكی از دوستانم عكس مرا به آقای «سلحشور» نشان داده بود و با پیشنهاد او ۷ اردیبهشت ۸۳ اولین تست را دادم و ۳ روز بعد دو تا از سكانسهای مجموعه را ازمن تست گرفتند كه بعدها فهمیدم سخت ترین سكانسها بوده است. پس از یك ماه، تست گریم دادم، بعد با من قرارداد بستند با این شرط كه اگر كاندیدای بهتری پیدا شد، با نظركارگردان من كناربروم. تا آنجا كه اطلاع دارم، ازحدود ۳ هزار نفر تست گرفتند و زمانی كه من را انتخاب كردند، گفتند تنها كاندیدایی هستی كه روی آن اتفاق نظر دارند.از تاریخ عقد قرارداد یعنی تیرماه ۸۳ تا شروع فیلمبرداری دراوایل بهمن همان سال، شرایط بسیارسختی داشتم. برخی عوامل اصلی كار، سعی در انتخاب یكی از بازیگران حرفه ای داشتند. حتی مدتی دنبال یك بازیگر خارجی گشتند. ولی همه ما می دانیم كه تجربه ساخت فیلم «مصائب مسیح» توسط «مل گیبسون» ثابت كرد ایفاگرنقش پیامبر باید یك بازیگر ناشناخته باشد. آدمی كه روی او ذهنیت خاصی وجود ندارد. به هرحال، از آنجا كه بازیگری برای من آن قدر اهمیت نداشت كه به خاطر آن ازهمه چیزبگذرم، با همه اینها كنار آمدم. من به مفهوم واقعی، عاشق بازیگری و شهرت نبودم. به هرحال، یا بازی می كردم یا نمی كردم. با جلساتی كه گذاشتند و حمایتهای آقای سلحشور، رفتم جلو دوربین. پس ازیك هفته هم بازیگر ثابت این نقش شدم. الان هم حدود یك سال است كار می كنم.
● از نظرخودتان هم بهترین گزینه بودید ؟
▪ من حس می كنم این نقش به كسی نیاز دارد كه بدون توجه به دوربین وعوامل پشت صحنه حرف بزند كه این كار سختی است. آنهایی كه حرفه ای هستند، نا خودآگاه مجبورند به این چیزها توجه كنند. صحنه هایی بود كه احساس می كردم فقط باید با دلم حرف بزنم. خیلی جاها من اصلاً به كاراكتر فكر نمی كردم. نقش را بازی نمی كردم و فقط خودم بودم. حس می كنم برای این كارنیازبه آن داریم كه درونمان را قوی كرده باشیم ومن این كار را پیشترانجام داده بودم. شاید به خاطرنوع زندگی ای كه خداوند برایم رقم زده است. البته به نظر من یك بازیگرحرفه ای نمی تواند این نقش را برای مردم ارایه كند. من برای مردم بازی می كنم. اصولاً نقش پیامبر را باید برای مردم بازی كرد.
● دستمزدتان چقدر بود؟
▪ (با خنده) این مسائل را نمی توانم بگویم ... ولی رقم زیادی نبود .
● كار با آقای سلحشور چگونه بود، حاضرید دوباره با او كار كنید؟
▪ من حتماً در اولین فرصت نسبت به ایشان ادای دین می كنم. آقای سلحشور ترجیح می داد كار براساس دید ایشان پیش برود نه بازیگر.
● چند بار فیلمنامه را خوانده اید؟
▪ حدود ۱۳ بار.
● دراین زمینه مطالعه دینی هم داشتید؟
▪ مطالعه دینی زیادی نداشتم. اما كتابهای مختلفی خواندم، از جمله خود قرآن. از طرفی، فیلمنامه بر اساس شرایط نوشته می شود نه واقعیت. بین آنچه درفیلمنامه هست و آنچه ممكن است با مطالعه عمیق به دست بیاید، گاه دوگانگی وجود دارد كه عوض كردنش سخت است. واقعیت گاه باورپذیر نیست. مثل واقعیت رو گرداندن یوسف (ع) از زیباترین زن مصر. باید آن را به ذهن مردم جامعه نزدیك كرد، به مردمی كه دارای طبیعت وغریزه انسانی هستند. من سعی كردم فیلمنامه نوشته شده را به خودم بقبولانم.
● پیش از شروع فیلمبرداری چقدر تمرین داشتید؟
▪ درمدت ۶ ماه قبل از فیلمبرداری، دو نفر معلم بازیگری و یك مربی سواركاری به صورت خصوصی داشتم. آقای داوود دانشور یكی ازاستادان بازیگری ام بود كه من آشنایی با تئوری سینما را مدیون او هستم. شمشیربازی را هم با خود كارگردان تمرین كردیم.
● اولین صحنه ای كه بازی كردید، كدام صحنه بود؟
▪ اولین صحنه داخلی، زندان بود كه خبری برای من می آورند مبنی براین كه زلیخا دستور داده شما را شكنجه كنند. این اولین پلانی بود كه بازی كردم.
● دراین مدت با عوامل مشكلی نداشته اید؟
▪ بعضی ها بودند كه الان نیستند و خیلی دلشان نمی خواست كه من این نقش را بازی كنم. آنها اغلب سینمایی بودند. البته من اوایل آدم بسیارخشكی بودم. فكر می كردم اگر روابطم بیش از یك سلام وعلیك باشد، ممكن است این تصور پیش بیاید كه به خاطر گرفتن نقش حاضرم اخلاقم را زیر پا بگذارم و این موجب ناراحتی خیلی ها شده بود. اما الان به همه آنها احترام می گذارم.
● بازیگر نقش كودكی یوسف هم با شما نسبت فامیلی دارد. او چگونه انتخاب شد؟
▪ بله، پسرعمه من است. پس از حدود ۲ سال همدیگر را در یك مجلس عروسی دیدیم و من حس كردم آن معصومیتی كه اینها دنبالش هستند، در چهره او هست. همان جا چند تا دیالوگ به او دادم كه خیلی خوب جواب داد و گفت بازیگر اول استان مازندران بوده است. بدین ترتیب او را معرفی كردم و با تستی كه از او گرفتند، ظرف ۳ روز جلو دوربین رفت.
● پیش از این پروژه مشغول چه كاری بودید؟
▪ در رشته مدیریت صنعتی دانشگاه غیرانتفاعی تحصیل می كردم و حسابدار یك شركت كوچك بودم.
● تجربه سینمایی هم داشتید؟
▪ نه، فقط چند بار در تئاترهای مدرسه و دانشگاه بازی كرده بودم.
● پیشنهاد دیگری در زمینه بازیگری نداشتید؟
▪ قبل از یوسف ۳ تا كار سینمایی به من پیشنهاد شد كه هرسه تجاری بودند. شاید هم بدم نمی آمد بازی كنم. اما روز آخر، بازیگر دیگری را انتخاب كردند. حتی یك بار كه برای بستن قرارداد رفته بودم، گفتند ما با فلانی قرارداد بسته ایم، درحالی كه به من قول داده بودند. خیلی اذیت شدم. حتی به جرأت می توانم بگویم از تیرماه ۸۳ كه قرارداد اولیه را برای نقش یوسف(ع) بستم تا موقعی كه جلو دوربین رفتم، سخت ترین روزهای زندگی من بود.
واقعاً دلم می خواهد به آنهایی كه درعالم سینما جایگاه بالایی پیدا كرده اند، بگویم: اگر بخواهند رسم دنیا را به نا حق به هم بریزند، ازهمان جا كه هستند زمین می خورند. من با همه سختیها از كسی گله مند نیستم و حاضر نبودم به خاطر پذیرفتن این نقش، پا روی اصول اخلاقی در زندگی ام بگذارم.
● بعد از «یوسف» دلتان می خواهد چه نقشی را بازی كنید؟
▪ دوست دارم نقش یكی از رجال بزرگ ایرانی با تفكرات ایرانی را بازی كنم.   
   
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 و ساعت 1:20 |
نگاهي به فيلم پليسي « سرقت2/ گروگان»؛
بازيگوشي هاي آقاي كارگردان
بازيگوشي هاي آقاي كارگردان


سینمای ما - محدثه واعظي پور: فیلم تلویزیونی « سرقت2/ گروگان» که به کارگردانی محمدرضا آهنج و تهیه‌کنندگی مجید عباسی به مناسبت هفته نیروی انتظامی از شبکه دو پخش شد، نمونه قابل دفاع یک اثر در ژانر پلیسی است.

این فیلم در کنارداشتن یک قصه جذاب که تعلیق و حادثه‌پردازی در بافت داستانی آن به خوبی مشهود است، ساختاری مناسب با موضع دارد. « سرقت2/ گروگان» با سکانس معرفی شخصیت‌ها به شکلی موجز و همراه با طنز شروع می‌شود و نویسنده به سرعت با یک حادثه قصه را آغاز می‌کند.

صحنه سرقت خوب طراحی شده و کارگردان توانسته ضرباهنگی به صحنه‌ها بدهد که فضای پرتنش آن را به خوبی منتقل می‌کند. با ورود کیومرث (علیرام نورایی) و سپیده (السا فیروزآذر) به خانه قاضی (اسماعیل شنگله)، قصه وارد بخشی تازه می‌شود. نویسنده با محدود کردن فضا و شخصیت‌ها هم بستر معرفی آنها را فراهم می‌کند و هم به خوبی دو قصه موازی را پیش می‌برد.

قصه قاضی و خانواده او کنار ماجرای کیومرث، چنگیز و سپیده روایت می‌شود. با اینکه بیش از نیمی از قصه در خانه قاضی می‌گذرد، اما آهنج سعی کرده از طریق دکوپاژ و میزانسن به قصه ریتم بدهد. "گروگان" به عنوان یک فیلم پلیسی ضرباهنگ درونی دارد و تنها از طریق میزانسن یا موسیقی و حرکت دوربین به دنبال ایجاد تنش و تعلیق در قصه نیست.

به همین دلیل وقتی قصه بیش از 45 دقیقه در خانه بدون هیچ حادثه و درگیری پیش می‌رود بیننده احساس یکنواختی ندارد. زمانی که فیلم به سکانس‌های پایانی نزدیک می‌شود، ورود چنگیز (فرهاد قائمیان) به خانه دوباره به آن انرژی می‌دهد. ماهیت شخصیت به گونه‌ای است که دائم با شخصیت‌های دیگر چالش به وجود می‌آورد و سکانس‌های درگیری با حضور چنگیز بیشتر می‌شود.

آهنج در « سرقت2/ گروگان» تسلطش بر ابزار را نشان می‌دهد. ضرباهنگی که او برای هر سکانس در نظر گرفته روشن می‌کند ریتم درونی و ریتم ساختار را می‌شناسد و می‌داند که چگونه فضاسازی کند تا امتیازهای متن بیشتر دیده شود. فیلم به ورطه تکرار نمی‌افتد و در لحظه‌هایی که می‌خواهد افت کند، به وسیله تمهیدهایی که کارگردان و نویسنده دارند، نجات پیدا می‌کند.

بازی با زمان در روایت قصه و بازیگوشی‌های کارگردان « سرقت2/ گروگان» را به فیلمی گرم تبدیل کرده است. فیلمی که گرچه امتیازهای «سرقت 1» را ندارد، اما به عنوان اثری مستقل قابل دفاع است. هفته فیلم پلیس با پخش « سرقت2/ گروگان» پایان یافت و فاصله این فیلم با دیگر فیلم‌هایی این هفته نشان می‌دهد مشکلات ساخت فیلم پلیسی جدیتر و بیشتر از آن است که با سفارش و بودجه حل شود.


منبع خبر : همشهری امارات
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه یکم آبان 1387 و ساعت 2:21 |
سریال كره‌ای «متشكرم» هفته‌ای سه بار از شبكه تهران پخش می‌شود

مجموعه تلویزیونی «متشكرم» با دوبار تكرار، هفته‌ای سه مرتبه از شبكه تهران پخش می‌شود.
«متشكرم» نام مجموعه‌ای كره‌ای است كه به تازگی روی آنتن شبكه تهران می‌رود.
بنابر این گزارش، قسمت‌های جدید این مجموعه تلویزیونی روزهای دوشنبه ساعت ۲۳ روی آنتن می‌رود و تكرار آن نیز در دو نوبت روزهای شنبه و چهارشنبه ساعت ۱۹ پخش می‌شود!
سریال «متشكرم» محصول كشور كره جنوبی است كه در ۱۶ قسمت ۴۵ دقیقه‌ای پخش خواهد شد.
این سریال با ژانر خانوادگی، درام درباره پزشكی است كه در یك بیمارستان بزرگ در سئول كار می‌كند و در كار خود حاذق است، در همین حین همسرش دچار سرطان می‌شود، او تصمیم می‌گیرد همسرش را عمل كند ولی بعد از عمل متوجه می‌شود كارش بی‌نتیجه بوده است و همسرش مدت زیادی زنده نمی‌ماند، بنابراین تصمیم می‌گیرد كه...
مجموعه تلویزیونی «متشكرم» اولین اثری است كه با دوبار پخش مجدد در هفته به روی آنتن شبكه تهران می‌رود. 
 

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه سی ام مهر 1387 و ساعت 2:2 |
مدیر شبكه ۳ سیما از تهیه یك مجموعه تلویزیونی، فیلم‌های مستند، برنامه‌های گفتگو‌محور جذاب و پخش تصاویر آرشیوی جدید از ایام انقلاب در دهه فجر امسال خبر داد.
علی‌اصغر پورمحمدی درباره تولیدات شبكه ۳ برای ایام دهه فجر به خبرنگار مهر گفت: دهه فجر فرصتی مناسب است تا مردم را بیشتر با ابعاد انقلاب اسلامی آشنا كنیم. صداوسیما در سال‌های اخیر به این امر به نحو مطلوب پرداخته و توانسته با آرشیو خوب و مفصلی كه در اختیار دارد، تصاویر ارزنده‌ای از زمان انقلاب نشان دهد.
وی در ادامه افزود: ایجاد فضایی برای گفتگوی بین نسلی با در نظر گرفتن اهداف و مسیر آینده درخصوص انقلاب اسلامی، بهره‌گیری درست از تصاویر جذاب آرشیوی و پخش برنامه‌های زیبا و تاریخی می‌تواند رخدادهای انقلاب اسلامی را به شكل مطلوب انعكاس دهد. در مجموع، پخش مجموعه، فیلم‌های مستند و برنامه‌های تركیبی و گفتگومحور با موضوع انقلاب اسلامی از وظایف رسانه ملی است و صداوسیما در این باره هرگز كوتاهی نكرده است.
مدیر شبكه ۳ خاطرنشان ساخت: شبكه ۳ به دنبال تهیه تصاویر آرشیوی جدید ایام انقلاب است تا مخاطبان شاهد برنامه‌های متنوع و جذاب باشند و ما هم بتوانیم پاسخگوی نیازهای آنها باشیم. امیدوارم بتوانیم تصاویری ارزنده‌ برای این ایام تهیه كنیم. علاوه بر آن همچون سال‌های گذشته در حال تهیه برنامه‌های گفتگومحور جذاب با محوریت انقلاب هستیم.
پورمحمدی ادامه داد: سعی داریم برنامه‌هایی با موضوع انقلاب با تعجیل ساخته نشود، به همین دلیل جلسه‌های متعددی با مدیران و برنامه‌سازان برگزار كرده‌ایم تا برنامه‌ها كلیشه‌ای نباشند. پخش یك مجموعه تلویزیونی هم در دهه فجر از دیگر برنامه‌های شبكه ۳ سیماست. وی با اشاره به دیگر برنامه‌های شبكه ۳ گفت: این شبكه برای جوانان تعریف شده است، بنابراین باید پاسخگوی نیازهای آنها باشد. به همین دلیل تهیه برنامه‌های جذاب از اولویت‌های آن است. كارشناسان مختلف در شورای طرح و برنامه و گروه فیلم و سریال حضور دارند تا با بررسی سوژه‌های مختلف فیلم‌ها و مجموعه‌ها به تولیدات مناسب برسیم.  
   
 
 
 
 
   روزنامه جام‌جم
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه بیست و دوم مهر 1387 و ساعت 3:4 |
گروه رسانه: بی‌بی چلچله، مرد مجهول، سی و نه پله، درسدن و تیم شهر، ۵ فیلمی‌هستند كه روز جمعه از شبكه‌های مختلف تلویزیون پخش خواهند شد.
اگر دوست دارید یكی از فیلم‌های قدیمی‌ كیومرث پوراحمد را تماشا كنید، جمعه ساعت ۱۶ گیرنده خود را روی شبكه یك تنظیم كنید و فیلم بی‌بی چلچله را تماشا كنید.
این فیلم را اسماعیل میرفخرایی تهیه كرده است و بازیگرانی چون داوود رشیدی،علیرضا شجاع نوری، آرش میراحمدی، سیامك اطلسی و شعله امانی در آن بازی می‌كنند.داستان این فیلم درباره مجید است كه با مادر خود در خانه ناپدری‌اش زندگی می‌كند. ناپدری دائم مجید را اذیت می‌كند تا این‌كه مجید مخفیانه سوار كامیون جواد آقا می‌شود، اما جواد آقا او را می‌بیند و مجید را به خانه برمی‌گرداند.
مجید تصمیم می‌گیرد از جواد آقا انتقام بگیرد و....
● مرد مجهول‌
بعد از تماشای فیلم بی بی چلچله اگر بازهم حال و حوصله فیلم دیدن داشتید، می‌توانید شبكه ۲ سیما را انتخاب كنید و فیلم ایرانی مرد مجهول را ببینید. این فیلم به مناسبت هفته پلیس تولید شده است و بازیگرانی چون حسن جوهرچی، رضا رویگری، شیوا خنیاگر و سیاوش خیرابی در آن بازی می‌كنند.
مرد مجهول كه ساعت ۳۰/۱۷ به نمایش در می‌آید، داستان مهندس ضیایی مرد میانسالی است كه به دلیل مشغله كاری از همسر و پسر جوانش رضا دور شده و روابط سردی با آنها دارد تا این‌كه رضا به مواد مخدر روی می‌آورد.ضیایی با دیدن این وضعیت تصمیم می‌گیرد كارهایش را كم كند و با خانواده‌اش به ویلایی در انزلی بروند تا پسرش را ترك دهد....
● سی و نه پله‌
علاقه‌مندان برنامه صد فیلم، جمعه این هفته می‌توانند فیلم «سی و نه پله» را از شبكه ۳ سیما تماشا كنند. در این فیلم راس پاول، دیوید وارنر و جان میلز بازی می‌كنند. سی و نه پله محصول سال ۱۹۷۸ انگلستان است و داستان آن درباره ریچارد هنی،مهندس معدن است كه از آفریقای جنوبی به لندن می‌آید. شبی سرهنگ اسكودر، یكی از همسایگانش با عجله به خانه او می‌آید و می‌گوید گروهی قصد ترور وزیر امور خارجه را دارند تا به این وسیله جنگ جهانی راه بیندازند. اسكودر كشته می‌شود و ماموران مخفی و ماموران پلیس به دنبال ریچارد هنی می‌گردند....
برنامه سینما ۴ برای این هفته پخش فیلم درسدن را در نظر گرفته است.
این فیلم را رونالدوسو سوریشتر كارگردانی كرده است كه داستان آن درباره یك پرستار است كه در اواخر جنگ جهانی دوم در بیمارستانی در شهر درسدن از مجروحان آلمانی پرستاری می‌كند.
● تیم شهر
فیلم «تیم شهر» به كارگردانی آلن گلداشتاین روز جمعه ساعت ۳۰/۱۳ از شبكه تهران به نمایش در می‌آید. این فیلم داستان یتیم‌خانه‌ای است كه زن جوانی مدیریت آنجا را به عهده دارد.
در این یتیم‌خانه یك مرد سابقه‌دار به عنوان تعمیركار، كار می‌كند تا این‌كه قرار می‌شود بچه‌ها مسابقه فوتبالی با یك تیم قوی داشته باشند و... .  
   
 
 
 
 
   روزنامه جام‌جم
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه بیست و دوم مهر 1387 و ساعت 2:27 |
بالاخره كار خودم را كردم
گفتگو با رضا عطاران
سينماي ما - امير قادري: به عنوان يك علاقه‌مند فيلم و نمايش اين را مي‌گويم؛ و طبعا نه به عنوان يك مصلح اجتماع، يك معلم اخلاق و يك مقام مسئول، كه بزنگاه؛ در همين چند قسمتي كه پخش شده؛ يك اتفاق در سريال‌هاي تلويزيوني است. كلاس‌اش از مجموعه‌هاي قبلي رضا عطاران هم بالاتر است. البته گاهي يك جور شتاب زدگي در كار وجود دارد كه ديگر به خصلت جدا نشدني مجموعه‌هاي مناسبتي تلويزيون تبديل شده؛ اما يك جور پختگي و رواني، در عين پيچيدگي در مضمون و اجراي ظاهرا ساده اثر وجود دارد كه توجه تماشاگر را به آن جلب مي‌‌كند. عطاران دارد پيشرفت مي‌كند و آن طور كه در اين گفتگو مي‌گويد؛ با وجود همه گرفتاري‌ها و تغييرها؛ اين شخصي‌ترين و بهترين كارش است. مزه‌ها و جذابيت‌هاي كارهاي قبلي؛ حالا در مسيرجديد، براي رسيدن به هدف تازه‌اي به كار گرفته شده‌اند.
به اين ترتيب در كنار مهران مديري كه او هم امسال با مرد هزار چهره كامل‌ترين اثرش را ساخت؛ حالا دو چهره اصلي كارخانه توليد محصول تلويزيون را در جايگاه رفيع‌تري مي‌بينيم. فرصتي براي صنعت سرگرمي‌ و انديشه‌ساز بي‌حال و مريض و كم‌تاثير ايران تا از اين دو هنرمند در موقعيت‌ها و فرصت‌هاي تازه‌اي استفاده كند.

اين جور كه معلوم است؛ حساسیت ها نسبت به سریال "بزنگاه" خیلی بیشتر از سریال قبلی ات بوده.
حساسیت ها آره نسبت به سریال قبلی ام خیلی بیشتر بود.

چرا؟ دلیلش چيست؟

کار را كه حتما دیده ای. راستش من در سریال های قبلی ام تجربه کسب می کردم. یعنی می خواستم تبدیل به کسی بشوم که مردم می نشینند و به حرف هایش گوش می دهند و خب حالا دیگر احساس كردم كه می توانم یک حرف هایی هم بزنم. یعنی می شود گفت که در کارهای قبلی ام مشتری جمع می کردم تا این که بتوانم این سریال را بسازم و مردم بیننده آن شوند. قبلي‌ها برای کسب تجربه بودند. این بار شرایط شروع کار من فرق داشت. در واقع قرار بود که من اصلا کار نکنم. چون واقعا خودم نمی خواستم که کار کنم. بعد گفتند که نه تو حتما باید در این مناسبت یک سریال داشته باشی.

چرا نمی خواستی کار کنی؟

دلیل شخصی داشت. حالم خوب نبود. و خستگی هم بود چون به محض این که کار بازی من در یک فیلم سینمایی بعد از عید تمام شد گفتند باید اين سريال مناسبتي را شروع کنی. خلاصه کلی دلیل آوردم که از خیر من بگذرید و بعد از کلی آمد و رفت، آن ها هم قبول کردند ولی بعد نمی دانم چه شد که دوباره سراغم آمدند که باید کار را شروع کنی و من هم گفتم پس حالا که قرار است کار کنم باید شرایط جوری باشد که دوست دارم. در واقع از شرایطی که برایم پیش آمده بود استفاده کردم که کاری را که دوست دارم انجام بدهم. و آن ها هم شرایط را قبول کردند. بعد شروع به کار کردیم. و طرح اولیه هم با محمدرضا آریان برای کار ریخته شد. طرح را هم خیلی دوست داشتم که البته الان از نيمه به بعدش کاملا تغییر کرده است.

خودت خواستی که طرح تغییر کند؟

نه. نمی خواستم. خودش اتفاق افتاد. یعنی آن کسی که الان نقش حاج آقا را بازی می کند و خانه را خریده در طرح اولیه یک فرد ديگر بود که خب درآن صورت شرایط خیلی عوض می شد.

عجیب است که تو اصلا حواست به این مسائل نیست. چون مشخص است که در آن صورت قضیه خیلی تند و حساس می شود. چه طور انتظار داشتی که چنین چیزی اصلا پخش شود؟

خب من که خودم از اول گفته بودم نمی خواهم کار کنم. خواست خودشان بود.

آهان. یعنی نمی خواستی کار کنی و فقط در صورتي ساخت بزنگاه را پذيرفتي كه همان چیزی که می خواهی انجام شود. آن‌ها هم پذيرفتند، ولي وسط کار ديگر قبول نکردند که کار مطابق میل تو پیش برود.

آره. یعنی ما کار را شروع کردیم و حتی تا شروع تصویربرداری هم قرار بود ماجرای کسی که خانه را خریده مطابق طرح اولیه باشد؛ اما دست آخر اين بخش تغيير كرد. حتی دو سه تا سکانس‌اش را هم گرفتیم. آخر سر هم قرار شد که خرید خانه توسط همين حاج آقايي كه مي‌بينيد صورت بگیرد. تقریبا می شود گفت که از نیمه به بعد کل طرح دستخوش تغییرات شده ولی خب در ریزه کاری ها و پرداخت سکانس ها و ماجراها چیزهایی رعایت شده که به نظرم تازگی دارد و مطابق با همان خواسته های اولیه ماست. به همين خاطر قبول کردیم سریال را کار کنیم. یعنی اگر قرار است اعتیاد یک نفر را نشان بدهیم به صرف این که یک بچه هم جلوی تلویزیون نشسته یا چون مثلا شرایط تلویزیون به شکلی است که سیگار را هم نشان نمی دهد، خودمان را محدود نکردیم که حتی سیگار کشیدن طرف را هم نشان ندهیم. گفتیم اگر این آدم معتاد است پس باید یک سیخی چيزي دستش باشد. و معتقدم برخلاف آن چیزی که می گویند ما اعتیاد را زیاد نشان داده ایم، چیزی که ما درباره اعتیاد در این سریال نشان دادیم در حد صفر ماجرا هم نبوده است. یعنی با توجه به واقعیتی که در جامعه وجود دارد ما هیچ چیزی نشان ندادیم. فقط خواستیم تماشاگر باور کند که این آقا نادر معتاد است. خب اگر این آدم سیگار هم نکشد، ديگر چه طور ممکن است این باور معتاد بودن‌اش در تماشاگر به وجود بیاید. یا اگر بددهن نباشد یا خماری نکشد خب این چه جور معتادی می شود؟! البته بودند كساني كه مي‌خواستند در اين زمينه به ما مشاوره بدهند! مثلا گفتند معتادی که صبح موادش را کشیده دیگر نباید دهن دره بکند! و بايد مي‌ديدي‌شان. کسانی این چيزها را يادمان مي‌دادند که اصلا باورت نمی شد اين كاره باشند. یعنی خیلی درست و حسابی هم به نظر می آمدند، و اين يكي از همان مواردي بود که خیلی دوست داشتم در کار باشد. مي‌خواستم معتادمان ظاهر ضايع نداشته باشد. یعنی برای معتاد بودن نرفتم دور حلقه چشمم را سیاه کنم یا لاغر کنم یا چه می دانم خودم را کج کنم. می خواستم درست مثل همین معتادهایی باشد که الان هستند و به قیافه شان هم نمی خورد. الان دوروبر ما خیلی هستند آدم هایی که وقتی می بینی متوجه نمی شوی که معتادند؛ و خب راست‌اش، هستند.

یعنی مثلا از یک جزییاتی مثل خمیازه کشیدنشان می فهمی که معتادند.

باور كن حتی خمیازه هم نمی کشند. خیلی هم تپل و سرخ و سفید هستند. تعدادشان هم خیلی زیاد شده. این همه گیر بودن را می خواستم در سریال نشان بدهم و اين یکی از چیزهایی بود که در طرح تغییر کرد. نتوانستيم گسترش اين معضل را نشان بدهيم.

خب، می دانی ملت ما هنوز تحمل دیدن خیلی از این مسائل را ندارند. نكته جالب درباره سريال بزنگاه، اين است كه تا حالا معمولا مسئولان و مميزان با طرح بعضي مسائل مشکل داشتند اما مردم عادی، مشكلي با طرح فلان مسئله در سريال نداشتند. اما اين بار گروه‌هايي از مردم هم اعتراض‌شان به طرح خيلي از اين مسائل را در سريال ابراز مي‌كنند. تماشاي سریالت را دوست دارند و نگاه‌اش مي‌كنند؛ ولی انگار بین چیزی که واقعا دوست دارند و آن چیزی که آگاهانه بايد تماشايش كنند تفاوت‌هايي هست. ندايي را در اعماق قلب‌شان مخفي كرده‌اند که به آن ها می گوید: چیزی که می بینی واقعا وجود دارد، اما بايد بگويي نيست و نگاه‌اش نكني.

آره دقیقا. این حسی که می گویی بزرگترین چیزی است که در این کار با آن مواجه شده‌ام و به‌اش رسيده‌ام. یعنی بازخوردهایی که در بین مردم داشته نشان می دهد که خودشان هم می دانند و می بینند که دوروبرشان اتفاقات بدتری هم می افتد ولی باز از دست كسي كه قرار است اين چيزها را به‌شان نشان بدهد، ناراحت می شوند. حتی یک آقایی به من مي‌گفت که من خجالت می کشم با بچه هایم این کار را ببینم. بعد باید می دیدی دندانهایش همه سیاه بودند جوري که معلوم بود خودش سال هاست می کشد. اما به من اعتراض داشت و مي‌گفت آخر این چه فيلمي است كه ساخته‌اي؟ آدم اصلا رویش نمی شود با بچه هایش بنشيند و نگاه‌اش كند.

خب، اين اتفاقي است كه اولين بار است براي تو مي‌افتد. تا حالا مسئولان تلويزيون بودند كه به‌ات می گفتند طرح فلان مسئله در سریال زشت است ولی حالا به نظر اجتماع و تماشاگران‌ات هم به قدري تند رفته‌اي که خود مردم معترض شده اند.

مردم بيش‌تر از معترض بودن، انگار از تماشاي اين تصاوير شوكه شده‌اند.

آره. شايد كلمه‌اش همين است: شوكه.

اما من قبل از توليد كردن سريال هم حدس‌ بروز چنين واكنش‌هايي را مي‌زدم.

حدس مي‌زدي و باز دست به كار شدي؟

آخر این طرح را خيلي دوست داشتم.. قبل از شروع کار وقتی طرح اولیه را با محمدرضا آریان می نوشتیم گفتم که با این کار کلی دشمن برای خودمان می سازیم. نه حتی فقط سر ماجرای اعتیاد سر قضایای دیگر هم می دانستم که برخی دوستانمان هم دشمن‌مان خواهند شد. حالا در این حد نه ولی کلا می دانستم که تبعات دارد. واکنش مردم عادی را هم حدس می زدم.

چرا؟ چون آینه ای جلویشان گرفته بودی؟

پس زدنشان که معلوم بود ولی نه به اين خاطر که آینه جلویشان گرفته باشم. آن‌ها بخشی را می دیدند که تا به حال ندیده بودند. یا بهتراست بگویم در رسانه نمی دیدند. از تيتراژش معلوم است كه انگار همان چیزی است که برای دل خودم ساخته ام. چون این تیراژ را اصولا کسی دوست ندارد ولی من دوست داشتم.

تیتراژش بیشتر به يك فيلم مستقل مي‌خورد تا سریالی که از شبکه سه برای مخاطب عام پخش می شود. بعضي از صحنه‌هاي خود سريال هم همين طور است. بيش‌تر به طنز موجود در يك كمدي جدي و البته خاص پسند مي‌خورد تا مجموعه‌اي كه بخواهد براي عموم تماشاگران پخش شود.

اول گفتگو هم برايت گفتم كه اين سريالي است كه خيلي شخصي از آب در آمده. اين نكته البته قرار نيست هميشه حسن باشد؛ ولی خودم راضی هستم.

آخر نكته جالب اين جاست كه اثري اين قدر شخصي؛ در پربیننده ترین باكس تلویزیون در طول سال پخش می شود. شانس‌اي است براي خودش. چون بقیه فيلمسازها معمولا تجربه هایشان را می کنند و با استفاده از آن ها یک فیلمی می سازند که در یک جشنواره برای دو هزار نفر پخش مي‌شود. ولی این اولین بار است که یک تجربه خاص شخصی چنین مخاطبی داشته است. حالا خودت کجاهایش را بیشتر دوست داری؟

گفتم که از تیتراژش بگیر تا کل طرح تمام‌اش کاملا دلی است. اول از همه همین تیتراژ....

که موسیقی بعدا به‌اش اضافه شد...

آره . ولي من تيتراژ اولی را بیشتر دوست داشتم. که موسیقی نداشت و فقط تصویر بود با افکت. اول‌اش تصویر خانه خالي را داریم با صدای پرنده ها و صدا چکه های آب که در حوض می افتد. قسمت‌هاي اول روي تصوير می نوشت که: صدای تلویزیون را بلند کنید. تا مردم صدای طبیعت و پاکی را خوب بشنوند که یک دفعه قطع می شد به صداهای گوش خراشی که دیگر از طبیعت نبود و مال ما بود!

خب این را چرا تغییر دادی؟ گفتند جذاب نیست؟

آره دیگر. گفتند مردم پسند نیست. گفتند حالا همه تماشاگرها صدا را کم می کنند تا این تیتراژ تمام شود بعد صدا را زیاد می کنند. گفتم خب پس من به هدفم رسیده ام چون من همین را می خواستم که از فضای سکوت وارد سروصدا شویم ولی گفتند مردم خیلی دوست ندارند. بعد آمدم چيزي شبيه ولوم تلويزيون روي تصوير گذاشتم.

قصد اولیه‌ات همين بود که چنین سریالی بسازی یا در طول زمان پیش آمد؟

در طول زمان اتفاق افتاد. همين طور يلخي. و دیدم که الان وقتش است.

راستی اين مرجانه گلچین چقدر خوب است. با اطمينان مي‌داني كه به عنوان كارگردان، از بازيگر چي مي‌خواهي و اين که برای چه نقشی چه كسي مناسب است. گلچین چه طور به فکرت رسید؟ سال‌ها مي‌شد كه نمي‌ديديم‌اش.

گلچین را خودم هم نمی دانم. خیلی یک دفعه ای شد. راستش من یک ورق كاغذ دارم که رویش اسم بازیگرانی را یادداشت کرده ام که دوستشان دارم. منتها گاهی کسی زودتر از من در کارش از بعضی از آن ها استفاده می کند که من دیگر بی خیالشان می شوم.

خب چه چیزی در ان ها می بینی که تبدیل به بازیگر مورد علاقه ات می شوند؟

بیشتر از همه رئال بودنشان برايم مهم است. اين كه توي صحنه واقعي به نظر برسند و به واقعیت نقش نزدیک تر باشند. گاهی هم که پشت صحنه بعضی فيلم‌ها مي‌بينم‌شان؛ معلوم است كه چه قدر دارند بد بازي مي‌كنند؛ اما مي‌دانم كه آدم‌هاي خيلي جالبي هستند و اگر در جاي درست قرار بگيرند؛ چه خوب مي‌توانند بازي كنند. پس انتخاب‌شان مي‌كنم.

همين نكته مهمي است. كار تو جوري است كه انگار پيدا كردن بازيگر، مهم‌تر از چگونگي بازي گرفتن از اوست. نقش وقتي شكل مي‌گيرد كه بازيگر درست‌اش پيدا مي‌شود.

آره. مثلا همين خانم مرجانه گلچين كه مي‌گويي كارش خیلی خوب است؛ يكي از دلايل‌اش همين است كه دقیقا به واقعیت نقش نزدیک است. اصلا اولین جلسه ای که يك بازيگر می آید و حرف می زند همه چیز مشخص می شود که مي‌‌شود با این بازیگر کار کرد یا می توانی چیزهایی را که دوست داری و می خواهی از این بازیگر بیرون بکشی یا نه. خانم گلچین از لحاظ اخلاقی و پشت صحنه که اصلا محشر هستند. نكته بعدي درباره بازيگران در كارهاي من، شاید پررویی به نظر برسد؛ ولی من عادت دارم که بازیگر کاملا در اختیار من باشد. یعنی اگر جایی می گویم که مثلا عینکت را بزن زمین و بشکن بهانه نیاورد که حالا نه و نمی کنم.

...و مرجانه گلچین كه معلوم است که دارد با تمام وجود بازی می کند و کاملا به سریال دل داده است. از جمله صحنه‌اي كه دارد جلوي عكس پدرش غذا مي‌خورد يا زير صداي جارو برقي، اداي سوسك درمي‌آورد.

آره. بازیگری که این طوری باشد من خودم بیشتر باهاش کار می کنم. ولی اگر بخواهد دائم در جدال باشد و خودش را كنار بكشد و آلوده كار نشود؛ من هم عقب نشینی می کنم و کمتر باهاش کار دارم. خانم گلچین هم یکی از مشخصه هایشان این است که کاملا در اختیار کار هستند خصوصیتی که به خصوص در بازیگران زن کمتر دیده می شود. خيلي از بازيگرهاي زن مثلا روی صورتشان حساسند که البته طبیعی هم هست. من که خودم مرد هستم روی صورتم حساسم چه برسد به آن ها! در مورد خانم گلچين، می دیدم و هنوز هم می بینم که مثلا صحنه ای که یک ذره سخت و حتی غیرمنطقی هست را می رود و انقدر با خودش کار می کند تا بالاخره یک چیزی در می آورد.

اين قدر درباره دلي بودن و شخصي بودن اين سريال صحبت مي‌كني... خب، تو چند مجموعه تلويزيوني ديگر هم ساخته‌اي كه به اندازه كافي محبوبيت پيدا كرده‌اند. ولي ظاهرا متهم گريخت و خانه به دوش و ترش و شيرين را به اندازه اين يكي دوست نداري. کجاهای این سریال هست که در سریال های قبل نتوانسته بودی اجرایش کنی؟ نه فقط به لحاظ عبور از خط قرمزها. کلی می گویم. مثلا به لحاظ اجرايي يا...

به نظر خودم در این سریال در بخش فني خيلي پيشرفت كرده‌ام. ديگر دارم سعی می کنم که روی این چیزها هم دقت داشته باشم. خوب نگاه كني مي‌بيني كه در این سریال حتي کرین هم داشتیم.

و نکته خوب قضيه اين است كه كرين (بازويي جرثقيل شكل براي جا به جا كردن دوربين فيلمبرداري در هوا) هم اگر بياوری، به يك‌دستي كار لطمه‌اي نمي‌زند. به اندازه استفاده مي‌كني و وجه واقع‌نمايانه كار را خراب نمي‌كني.

خلاصه اش این است که در بزنگاه هرچه را که خواسته ام دیگر ساخته ام. همه همان چیزی بوده که می خواستم.

حالا این کار را به لحاظ اجرایی بیشتر دوست داری یا مضمونی؟

مضمونی. حتی شخصیت هایی که در طرح این سریال بودند اما بعدا حذف شدند کسانی بودند که از سر خانه به دوش من دوست داشتم با آن ها داستانی را تعریف کنم مثل حاج آقای ریاکار که بخش مهمی از فرهنگ و وضعیت اجتماعی ماست. و ترسي كه با حضور اين شخصيت ايجاد مي‌شود و مردم از ترس او كارهاي نيك انجام مي‌دهند. البته این شخصیت در همان صحبت های اولیه حذف شد.

یکی دیگر از خصوصيات جالب توجه كارهايت این است که تو در نقش ضایع ترین آدم سریال ظاهر می شوی و از بازی در این نقش نمی ترسی. این که چه طور چنین نقشی را بر خودت می پسندی خیلی جالب است. انگار که خیلی خیالت از نتيجه كارت راحت است. مطمئنی که این شخصیتی است که با همه مشكلات و گرفت و گيرهايش؛ ته‌اش مردم دوستش خواهند داشت.

آره همیشه با این دید نقش هایم را بازی کردم که مردم خواهند گفت اين همان رضا عطاران است که برایش اتفاقی افتاده و مثلا به مشكل برخورده است. اين همان رضا عطاران است که معتاد شده است. گاهی یک جورایی از شخصیت خودم سوءاستفاده می کنم یعنی می دانم که فرضا مردم به عطاران علاقه دارند و من از این علاقه استفاده می کنم تا هنگام مواجهه با چنين شخصيتي با چنين مشكلاتي، پس نزنند و حتي نسبت به او علاقه مند شوند.

یعنی فکر می کنی اگر نقش معتاد را به کس دیگری بدهی مردم ممکن است از آن معتاد بدشان بیاید.

كمي خودشيفتگي است البته، ولی خب واقعا خیلی هم تاثیر دارد.

اصرار داری به مردم نشان دهی این آدم ها هم دوست داشتنی هستند. آدم بد نیستند.

يك بار ديگر هم برايت تعريف كردم. رفيقي داشتم كه دست‌اش كج بود. اما خودش فهميده بود كه ته‌ دل‌اش را مي‌دانم و كاري به كارش ندارم؛ پس مي‌شد كه گاهي وقت‌ها جلوي من هم چيزي را كش مي‌رفت! اگر دقت كني مي‌بيني كه در همین دو هفته که سریال پخش می شود خیلی چیزها عوض شده است. دو سه روز اول بین مردم در حد یک آدم مرتد بودم ولی حالا همه چیز دارد عوض می شود یعنی کلی از نکته های مثبت نادر را می بینند و متوجه می شوند که مثلا این آدم که بچه اش را دوست دارد. پس خیلی هم بد نیست.

نكته ديگر سريال، شکل اجراي آن است. یعنی شوخی‌هايي كه بعيد مي‌دانم روي كاغذ خيلي بامزه باشند و اگر جور دیگری اجرا می شدند خیلی بی‌مزه بود. اولين ويژگي يك شوخي خوب تلويزيوني از طرف تو چيست؟ مثلا وقتی می خواهی یک شوخی را اجرا کنی در وهله ی اول چه چیزی را در نظر می گیری؟

اولين و مهم‌ترين نكته اين است كه هر چیزی را چه شوخی باشد و چه جدی، به واقعیت نزدیکش می کنم.

اعتماد به نفس جالبي است كه فكر كني هر چیزی خودش خنده دار است. آن هم در سريالي پر از شوخي و پر از جزئيات. مثلا يك صحنه خيلي بامزه سريال جایی است که این ها دایی پيرمرد را آورده اند كه مي‌گويد با توفيق رفته كافي شاپ. و وقتي زن توفيق دنباله جمله دايي را مي‌گيرد؛ توفیق اشاره می کند که سکوت کند و در همین حین لولایی انگار كه اصلا متوجه واكنش توفيق نشده؛ وسط حرف‌اش بدون اين كه تن صدايش را تغيير دهد؛ به زن مي‌گويد: صد بار به‌ات گفتم اين شوهرت خيلي عوضيه‌ها! و بعد حرفش را با دايي ادامه می دهد. این همان نزدیکی به واقعیت است که خنده دار است و غلو هم در آن نیست. يك كم اين ور آن ور شود؛ لوس و بي‌مزه از آب درمي‌آيد.

دقیقا اهمیتش همين است که جای این شوخی کاملا درست است. اگر جای دیگری بود یا اغراقش بیشتر می شد آن وقت اصلا خنده دار نبود. الان به واقعیت نزدیک است و درست هم سرجایش است. نهایت واقعیت را استفاده کردن ایجاد خنده می کند. مهم این است که چیزی را که به نظرت بامزه می آید به بهترین نحو ارائه دهی. همین آواز خواندن دم در دستشويي، اگر جاي ديگري باشد خنده‌دار نيست؛ اما اگر به جا استفاده كني بامزه مي‌شود. قبلا هم گفتم به جا بودن شوخی هم خیلی مهم است.

و اين كه انگار اين شوخي‌ها با همه جزئيات‌شان از دل واقعيت بيرون مي‌آيند.

خيلي‌ از اين اتفاق‌هاي بامزه را از آن چه در اطراف‌ام اتفاق مي‌افتد مي‌گيرم. ماشين ندارم و بيشتر پياده راه مي‌روم تا خوب به دور و برم نگاه كنم. مثلا صحنه ای که گربه روی جنازه می افتد را من در یک سفری که دو سال پیش به يك شهرستان كوچك داشتم در یک خاکسپاری دیده بودم. اصلا در آن خاکسپاری ان قدر اتفاقات جالب افتاد که اگر با دوربین ضبط کرده بودم بهترین مستند سال می شد. ماجرای گربه که اصلا در مقابل بقیه ی چیزها مهم نبود. مثلا وقتي مرده را خاک کردند و تلقین را که گفتند؛ رویش را باز کردند که برای آخرین بار دنیا را ببیند بعد دیدیم که به جای سر، پای طرف را گرفته بودند. خب این را اگر من الان تعریف کنم یعنی همین چیزی که با چشمم دیدم، می گویی که امکان ندارد. مگر مي‌شود سر را با پا اشتباه بگيرند. اما گرفته بودند. و من سعی می کنم طوری تصویرش کنم که باور کنی. خلاصه که من آن جا چیزهای باورنکردنی دیدم که کلی الهام گرفتم. در همین سریال خودمان قسمت شب هفت قسمتی بود که من خیلی دوستش داشتم اما همه اش را حذف کردند. گفتند شوخی با مراسم تدفین شده ولی من خودم این ها را با چشم‌هاي خودم ديده دیده ام. يا مثلا مداحي كه رفته بود توي مجلس و داشت براي جماعت وعظ مي‌كرد؛ اما اغلب آمده بودند بيرون و حرف‌هاي ديگري مي‌زدند. اصلا وقتي داشتند جنازه را خاك مي‌كردند؛ زن‌اش اين طرف داشت براي من ماجراي ديگري را توضيح مي‌داد.

بعد از "بزنگاه" و با وجود همه اين اتفاق‌ها باز هم می خواهی در تلویزیون کار کنی؟

واقعا نمی دانم. اگر شرایطش جور باشد احتمالا.

و به نظرم ديگر وقت‌اش است كه بروي سراغ فيلم سينمايي.

حتما. توي فكرش هستم.

توي اين اوضاع و احوال و زير فشار كار و فرصت اندك؛ گفتگوي خيلي بدي هم نشد. معمولا باید با گازانبر ازت حرف کشید اما معلوم است که این سریالت را واقعا دوست داری که درباره‌اش اين قدر با اشتیاق حرف می زنی.

توي همين ده قسمت كار خودم را كرده‌ام. بقيه‌اش هر چي شد، شد.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در شنبه ششم مهر 1387 و ساعت 1:2 |
بخش‌هايي از سريال بزنگاه حذف شد
گفته مي‌شود، در پي اعتراضات محافل مختلف نسبت به پخش يک مجموعه طنز، مسئولان صداوسيما به حذف بخش‌هايي از سريال بزنگاه به خصوص ديالوگ‌هاي بازيگر نقش نادر در اين مجموعه طنز مبادرت کردند.
كد
رئيس سازمان صداوسيما در نامه‌اي مفصل و محرمانه به رئيس شوراي نظارت بر صداوسيما، از نحوه انتقاد اين شورا به برخي برنامه‌هاي تلويزيوني ويژه ماه مبارک رمضان انتقاد کرد.

به گزارش برنا، پس از بالا گرفتن جريان انتقادات و اعتراضات عليه يکي از مجموعه‌هاي تلويزيوني مناسبتي صداوسيما، ضرغامي در نامه‌اي مفصل و محرمانه به مظفر، از او و نامه‌نگاري رسانه‌اي‌اش انتقاد کرده است.

بنا بر اين گزارش، سيدعزت‌الله ضرغامي در اين نامه محرمانه خطاب به مظفر تصريح کرده است: رسانه اي شدن نارضايتي شوراي نظارت بر صداوسيما از يک مجموعه طنز تلويزيوني، اقدام درستي نبوده و اين در حالي است که مي‌شد در فضايي تعاملي، مشکلات به وجود آمده در اين مجموعه تلويزيوني را حل کرد.

شنيده‌هاي خبرنگار ما حاکي است، رئيس سازمان صداوسيما در اين نامه محرمانه به طور ضمني خاطر نشان کرده که شوراي نظارت بر صداوسيما نمي‌بايد رويه‌اي را در پيش بگيرد که تذکرات بعدي اين شورا علي‌السويه تلقي شود بلکه بايد روند تعامل به گونه‌اي رقم بخورد که مسائل بدون حاشيه حل و فصل شود.

ضرغامي طي چند روز گذشته در نشستي با مديران شبکه‌هاي چند گانه تلويزيوني با تذکر جدي نسبت به پخش برخي برنامه‌ها خواستار توجه بيشتر مديران اين سازمان در خصوص توليدات و برنامه‌هاي آماده پخش در ماه مبارک رمضان شده است.

همچنين گفته مي‌شود، در پي اعتراضات محافل مختلف نسبت به پخش يک مجموعه طنز، مسئولان صداوسيما به حذف بخش‌هايي از سريال بزنگاه به خصوص ديالوگ‌هاي بازيگر نقش نادر در اين مجموعه طنز مبادرت کردند.

گفتني است، برنامه‌هاي مناسبتي امسال تلويزيون از جمله برنامه سحر، برنامه‌هاي مراجع عظام تقليد و همچنين برخي برنامه‌هاي زنده شبانه مورد اقبال عموم و همچنين نخبگان جامعه قرار گرفته و تحسين محافل مختلف را برانگيخته است.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه چهارم مهر 1387 و ساعت 2:6 |
يادي از سريال پرطرفدار سال‌هاي دور تلويزيون - آينه عبرت؛
بدآموزي داشت!
بدآموزي داشت!


سينماي ما - «رسول توکلي» را خيلي ها هنوز با دو نقش به يادماندني اش مي شناسند. نقش عکاس جوان فيلم «تاراج» ايرج قادري که با کاراکتر «زينال بندري» با بازي جمشيد هاشم پور در يادها مانده است و نقش ديگري که نام رسول توکلي را بر سر زبان ها انداخت، مامور مبارزه با مواد مخدر در سريال «آيينه عبرت» بود. «صادق» در آن سريال چهره ديگري به کاراکتر مامور و پليس هاي پس از انقلاب بخشيد که سعي داشت «آتقي» و «علي» با بازي جواد گلپايگاني و محمود ديني را با روش هايي غير از دستگيري و زندان به زندگي عادي بازگرداند. رسول توکلي، مدت ها است نه بر پرده سينما ظاهر شده و نه در صفحه تلويزيون بازي اش ديده شده است. او اين روزها بيشتر وقتش را در شرکت تجاري اش واقع در خيابان شهيد مطهري مي گذراند. اما هنوز هم وقتي مردم او را مي بينند از «آتقي» و «علي» سوال مي کنند. مامور خوش چهره آن زمان هنوز هم چهره اش براي مردم آشناست، حتي اگر به قول خودش ديگر يک موي مشکي بر سرش باقي نمانده است. او در خاطره مردم هنوز با نقشش در «آيينه عبرت» زنده است. هرچند در کارنامه هنري اش نقش هاي مختلف و به يادماندني ديگري داشته باشد.

---

-چه مدت است مقابل دوربين بازي نکرده ايد؟

حدود چهار سال کار نکردم. دليلش هم پروژه يي به عنوان «وکيل مدافع» بود که به سفارش قوه قضائيه در دست تهيه بود. با تغيير مکرر مديران روابط عمومي قوه قضائيه، طرح وکيل مدافع هم دستخوش تغيير و اعمال سليقه مي شد. تا اينکه سال گذشته «اولين پرونده» را کار کردم که بعد از «چشمان سياه» ايرج قادري جديدترين نقش آفريني من بود. در تابستان امسال هم دو کار 90 دقيقه يي داشتم. سوژه يکي پليسي بود و ديگري در مورد جانبازان تهيه شد.

-چگونه در اولين بازي تان در تاراج، مقابل دوربين ايرج قادري قرار گرفتيد. آن هم براي نقشي که طول و عرض مناسبي داشت و به چند سکانس کوتاه محدود نبود؟

نقش عکاس فيلم تاراج اولين بازي من نبود اما اولين کاري بود که به نمايش درآمد. آن زمان کار کردن با ايرج قادري، بازيگر را سوژه مطبوعات و مردم قرار مي داد. راستش پيش از تاراج، من با ايرج قادري «پنجمين سوار سرنوشت» را کار کردم که هيچ وقت به نمايش در نيامد. در پنجمين سوار سرنوشت، هم بازي مي کردم و هم همراه با آقاي مطلبي، فيلمنامه نويسان کار بوديم و ايرج قادري آن را کارگرداني کرد. آشنايي من و آقاي قادري به آن فيلم برمي گشت که در سال 1360 و يکي دو سال پيش از تاراج تهيه شده بود. وقتي فيلم تاراج کليد خورد، قادري از من براي بازي در فيلمش دعوت کرد. فيلمي که در زمان خودش خيلي مورد توجه قرار گرفت.

-بعد از تاراج شما با آيينه عبرت در ميان مردم شناخته شديد و به عنوان يک بازيگر موقعيت خودتان را تثبيت کرديد؟

آن زمان اصلاً رسم نبود، کسي از سينما برود و براي تلويزيون بازي کند ولي من اين کار را کردم.

-درست است که سريال سازي تلويزيون در سال هاي ابتدايي پس از انقلاب بسيار ضعيف بود، اما «آيينه عبرت» اتفاق ويژه يي بود و با استقبال خيلي خوب مردم مواجه شد.

من نگفتم آيينه عبرت کار ضعيفي بود. آن زمان و برخلاف الان، کمتر بازيگر و کارگرداني حاضر مي شد در تلويزيون کار کند. اما من به دو علت آن نقش را پذيرفتم. يکي نگاهي بود که مرحوم فردين داشت و خودش را دست بالا نمي گرفت و مردم را ملاک قرار مي داد و ديگر اينکه آن زمان بچه هاي کميته انقلاب اسلامي، خيلي مظلوم واقع مي شدند و من که در حادثه يي از نزديک شاهد اين مظلوميت بودم تصميم گرفتم روزي اگر توانستم احقاق حق کنم.

-اصلاً چگونه شد نقش «صادق» را در آيينه عبرت بازي کرديد؟

روزي در دفتر جهانگير جهانگيري بودم که کارگردان جواني آمد و از من خواست نقش مامور کميته را در سريالش بازي کنم. من هم به دلايلي که گفتم نقش را پذيرفتم و هنگامي هم که پخش شد با استقبال مردم روبه رو شد.

-دليل موفقيت آيينه عبرت و کاراکترهايش در چه بود. به شکلي که الان پس از بيست و چند سال از پخش آن ديالوگ هايش از ياد مردم نرفته است؟

يکي از مهم ترين دلايلش مطرح کردن مفاهيم و سوژه هايي بود که در جامعه روي مي داد اما تا پيش از آيينه عبرت به آن پرداخته نشده بود. آن زمان اعتياد جرم سنگيني بود و مثل الان نبود که معتاد را به عنوان بيمار تلقي کنند. اما در آن مجموعه به اين سوژه ها پرداخته شد. فضايي که ماموران حرف کسي که هروئين در ماشينش پيدا شده را باور مي کردند و دنبال قاچاقچي اصلي مي گشتند. به نظرم در آن مقطع زماني اين سوژه و پرداخت به آن براي مردم جذابيت بسياري داشت.

-اما در جايي گفته بوديد آيينه عبرت بدآموزي دارد و در دنباله هاي بعدي آن بازي نکرديد.

راستش با اينکه مردم از اصطلاحات و کاراکترهاي آن استقبال کردند، اما من مشکل داشتم. جواد گلپايگاني(آتقي) بازيگر توانايي بود اما وقتي بچه ها تو کوچه و خيابان اداي او را درمي آوردند من زجر مي کشيدم. وقتي احساس کردم کار با همه امتيازاتش بدآموزي دارد به کارگردان و بقيه تذکر دادم. اما کسي توجهي نکرد. من هم مصاحبه يي کردم گفتم اين کار خوبي نيست. حرف هاي من در آن مصاحبه سر و صداي زيادي به پا کرد.

-اما مردم «آتقي» را به عنوان معتادي که ضربه خورده و ترحم برانگيز بود دوست داشتند نه اينکه بخواهند مثل او معتاد شوند.

درست است. اما براي بچه ها و نوجواناني که پاي تلويزيون مي نشستند قضيه فرق مي کرد. اين نظر شخصي من بود که ديگر آن کار را ادامه ندهم. چون قبح اعتياد را در جامعه مي شکست و اين کار خوبي نبود.

-به هر صورت خيلي ها هنوز نام واقعي شما را نمي دانند و شما را به عنوان «صادق» آيينه عبرت مي شناسند. اين قضيه براي خودتان هم پيش آمده است؟

فراوان. چه آن زمان و چه در حال حاضر با اينکه ظاهرم حداقل رنگ موهايم عوض شده است مردم ابراز لطف مي کنند و از من به عنوان صادق سراغ آتقي و علي(جواد گلپايگاني و محمود ديني) را مي گيرند.

يادم هست وقتي من از آيينه عبرت کنار کشيدم، مردم براي صادق به صورت فانتزي اعلاميه ترحيم درست کردند. اما من عقيده دارم هنرمند وظايف مهمي در قبال مردمش دارد.

-حالا از جواد گلپايگاني و محمود ديني خبري داريد؟

کم و بيش. سال گذشته جواد گلپايگاني به دفترم آمد و حال مزاجي اش خوب نبود و بيمار است. محمود ديني هم شرکت تعاوني تشکيل داده که قرار است براي بازيگران مسکن بسازد. او را هم سال گذشته ديدم.

-شما نقش هاي ديگري پس از آيينه عبرت بازي کرديد، اما چطور شد که ماندگاري صادق را نداشتند؟

وقتي شما يک پلان از فيلم يا سريال را تماشا مي کنيد، حدود 330 هنر مختلف بايد در کنار هم قرار بگيرد تا کار جور دربيايد. اگر يکي لنگ بزند، دلنشيني کل کار زير سوال مي رود. در دهه 70 «50 روز التهاب» و سريال «بيا تا گل برافشانيم» را بازي کردم. اما به قول شما ماندگار نشدند. شايد متريال و مواد اوليه آنها از آيينه عبرت بهتر بوده باشد، اما فضاي اجتماعي که آيينه عبرت در آن عرضه شد براي کار جذابيت هاي ويژه يي به همراه آورد. بله، پس از بيست و خرده يي سال مردم مرا به عنوان صادق صدا مي زنند. خودم اينها را مي دانم و جوابي که از اين برخوردها مي گيرم آن است که هنوز ردپاي «آيينه عبرت» در ذهن مردم مانده است.

-مي خواهم بدانم زندگي هنرمند به خصوص بازيگري که زماني در اوج بود و ديگر نيست، چقدر تغيير مي کند؟

همه کساني که روزي مرا مي شناختند و آنهايي که هنوز هم مرا مي شناسند برايم عزيز و دوست داشتني هستند. تغيير در روبنا است وگرنه اصل و پي شخصيت بايد قوي باشد. يادم هست از محل کار تا خانه چند ساعت در خيابان مي ماندم. مردم لطف داشتند، يکي امضا مي گرفت و ديگري مي خواست عکس بيندازد. به نظرم مهم ترين داشته يک هنرمند لبخندهاي محبت آميز مردم است. شايد بازيگران جوان البته آن عده کمي که نمي دانند لازم است بدانند با چهار فيلم و سريالي که بازي کردند هيچ اتفاق خارق العاده يي در جهان نيفتاده است. بايد ريشه هايشان را در زمين محکم کنند تا با توفان هاي زودگذر آسيب نبينند.



+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه یکم مهر 1387 و ساعت 2:45 |
یادداشت امیر قادری درباره سریال جنجالی تلویزیون و ارتباط‌اش با گزارش‌های جواد خیابانی؛
همچنان در دفاع از «بزنگاه»
همچنان در دفاع از «بزنگاه»


سینمای ما - امیر قادری: 1- «بزنگاه» را از دست ندهید. طنز رضا عطاران دارد جا می‌افتد. مشکل البته این جاست که این سریال (این از ان حرف‌هاست که باز ایجاد دردسر می‌کند) روشنفکرانه؛ چه به لحاظ مضمون و چه ساخت و پرداخت بعضی شوخی‌ها، سر افطار، در پربیننده‌ترین ساعت شبانه روز و برای عموم تماشاگران ارجمند پخش می‌شود. طبیعی است که واکنش‌هایی در برابر بعضی صحنه‌ها و ایده‌های فیلم ایجاد شود. یک جور تندروی در بعضی شوخی‌ها –و باز تاکید می‌کنم- «اجرا»ی این شوخی‌ها به لحاظ هنری، وجود دارد که شاید کل جامعه هنوز آماده پذیرش آن نباشد. چیزی شبیه مثلا «به کالینوود خوش آمدید» ساخته برادران روسو که استیون سودربرگ و جرج کلونی تهیه کننده اجرایی‌اش بودند. کمدی ضد اجتماعی روشنفکرانه خوبی که البته چند سال پیش به شکل محدود به نمایش درآمد و بازده مالی چندانی نداشت و این البته از اول‌اش هم معلوم بود؛ و حالا بزنگاه و نوع و جنس شوخی‌ها و طبقه کمدی‌اش مرا یاد آن فیلم می‌اندازد. معجزه وقتی اتفاق می‌افتد که شما همه این‌ کارها را انجام می‌دهید و تازه؛ می‌توانید تماشاگران فراوانی را هم پای دستگاه گیرنده بنشانید. بین باقی رقبا، بزنگاه آبروی صدا و سیما در ماه مبارک امسال است. گیرم که در ظاهر، پیش پا افتاده‌ترین و درپیت‌ترین سریال به نظر برسد. می‌گویند طنز «فاخر»؛ و مگر طنز فاخر نمی‌تواند در دستشویی اتفاق بیفتد. مخالفان سریال یعنی واقعا نمی‌توانند از پس همه آن ریاکاری‌ها، پشت هم اندازی‌ها، بد و بیراه‌ها و حتی واکنش‌های فیزیکی شخصیت‌های داستان و سریال؛ یک جور مردم‌گرایی و جهان‌بینی خیلی مهربانانه را کشف کنند؟ تاریخ هنر معمولا نشان‌مان داده که ظاهر و باطن رابطه عکس دارد. تیره‌ترین آثار را آن‌هایی می‌سازند که لذت زندگی را بیش‌‌تر از بقیه درک می‌کنند، خشن‌ترین و پرخون‌ترین فیلم‌ها را فیلمسازانی ساخته‌اند که از آزاداندیشانه‌ترین تمایلات مثلا سیاسی برخوردار بوده‌اند و روابط میان انسان‌ها را اصلاح کرده‌اند و آثار نه چندان اخلاق‌گرایانه؛ محصول دست هنرمندانی بوده که به تعمیق پایه‌های اخلاق اجتماعی درست و ماندگار در تمدن بشری کمک کرده‌اند. همه که نه؛ ولی لااقل بعضی از این مخالفان هوادار اخلاق، به خودشان رجوع کنند.
2- و جالب است که بهترین آثار امسال تلویزیون، که البته هر دو از شبکه سه پخش شده‌اند، یعنی «روزگار قریب» کیانوش عیاری و همین «بزنگاه»، حاصل کار هنرمندانی بوده که به شکل جالب و حتی افراطی، دغدغه واقع‌نمایی داشته‌اند. و این واقع‌نمایی را باز به بهترین شکل در «حضور» بازیگران‌شان رعایت کرده‌اند. بازیگرانی که قرار است عوض نمک‌ ریختن، به شکل ذاتی با نمک باشند. عوض ادا درآوردن و صدا در گلو انداختن (بزنید باقی شبکه‌ها تا ببینید) روی صحنه تنها حاضر باشند و همین برای جذاب بودن‌شان کفایت کند. این‌ها را گفتم تا برسم به مهم‌ترین پدیده «بزنگاه»؛ مرجانه دلدار گلچین. این انتخاب چطوری به فکر عطاران رسیده؟ بعد سال‌ها حالا دوباره روی پرده ظاهر شده و کارش ذره‌ای اضافه ندارد. به طرز لب ورچیدن‌اش، چادر سر کردن‌اش، زیر چشمی پاییدن‌اش، کفری شدن‌اش؛ نگاه کنید. یک کارگردان باید خیلی به کارش وارد باشد که اصل جنس متناسب با سبک‌اش را بعد از مدت‌ها، کشف کند و در جای خودش قرار دهد. به عمر ما قد نخواهد داد که روزی هیئت داوران جشنواره فجر یا آکادمی خانه سینما، قدر این نوع بازیگری را بدانند و به چنین بازیگرهایی جایزه دهند. و همین طور این نوع کارگردانی، این طور متن نویسی کار سروش صحت و دوست‌اش ایمان صفایی و این مدل جلوه‌های تصویری، و تهیه کنندگانی که اغلب پروژه‌های‌شان در جذب تماشاگر موفق بوده؛ ایرج محمدی و مهران مهام. گروهی که همه تلاش‌شان را به خرج می‌دهند برای ژست نگرفتن؛ و در عوض تاثیر گذاشتن. پس حالا که امیدی به آینده نیست، خودمان دست به کار می‌شویم. وصف العیش، نصف العیش. تصور کنید صدای آقا یا خانم مجری (که اتفاقا معمولا از همان‌هایی است که چه حالی می‌کند صدایش را بیندازد توی گلویش) را در مراسم اختتامیه جشنواره: «سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن تعلق می‌گیرد به مرجانه دلدار گلچین برای بازی در نقش...»
3- گفتم «به کالینوود خوش آمدید»؛ و یادم افتاد به منبع الهام آن فیلم؛ یک کمدی ایتالیایی اثر ماریو مونیچلی بزرگ و این که کمدی‌های عطاران، چه قدر به دنیای دلپذیر کمدی‌های ایتالیایی نزدیک‌اند. چه به لحاظ حال و هوا، چه مضمون و چه اجرا. همان دنیای تلخی که فقط به زور کمدی می‌شود تحمل‌اش کرد و در عین حال نزدیک به قاطبه مردم، طوری که لذت با مردم بودن را درک کند و در عین حال فاصله انتقادی و ذهنی‌اش را با دنیای همین مردم نگه دارد. چند وقت پیش همین جا نوشتم پوستر هومر سیمپسون می‌خواهم و رسید، دست فرستنده هم درد نکند. این بار می‌شود لینکی از آن کمدی ایتالیایی‌های گرم و محبوب پیدا کرد؟ می‌دانم هیچ جورش گیر نمی‌آید. آثاری از دینو ریزی، مونیچلی، کومنچینی، جرمی یا حتی استنو؟ راستی خود خانواده سیمپسون هم الگوی خیلی خوبی برای کمدی‌های ظاهرا خشن و ضد اخلاق و اجتماعی است؛ که عمیقا به انسان‌ها برای مهربان بودن و اخلاقی زیستن و اجتماعی رفتار کردن، کمک می‌کند. از ما می‌شنوید، تاثیر بزنگاه در حفظ هنر ملی، وحدت اجتماعی، ارتباط میان آدم‌ها و گسترش فرهنگ مهر و صدق در جامعه، از مجموعه‌های احتمالا موجه باقی شبکه‌ها بیش‌تر است. روزی روزگاری باید این را باور کنید.
4- ما که با بزنگاه خوشیم. اگر در میانه راه نزنند و لت و پارش نکنند و جنازه‌اش را تحویل ما ندهند. می‌ماند دلداری دوستان حافظ اخلاقیات متعالی و نظم اجتماعی و سنت‌های گذشتگان و ارزش‌های ظاهرا نیک. خب، آن‌ها هم جواد خیابانی را دارند. این روزها یک میکروفن دست‌اش گرفته و رفته پارالمپیک و مدام دارد به ورزشکارها روحیه می‌دهد، حرف‌های خوب خوب می‌زند، اخلاق جوانمردی و پهلوانی را یادآوری می‌کند و از زمین و آسمان تقدیر به عمل می‌آورد و حواس‌اش هم به رعایت همه چیز و لاپوشانی شکست‌ها هست. خلاصه همین طور دارد اخلاق و ارزش‌‌ها را در جامعه نهادینه می‌کند. در قدردانی از زحمات‌‌اش هم می‌توانیم اسم‌ این کار را بگذاریم: گزارش‌گری «فاخر»، به کوری چشم ما آدم‌های بهانه‌گیر ناجور.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه یکم مهر 1387 و ساعت 2:44 |
«بمانی هفتم» مهدی مظلومی کلید خورد
تهران - خبرگزاری ایسکانیوز: تله فیلم «بمانی هفتم» به کارگردانی مهدی مظلومی و تهیه کنندگی سعید سالار زهی طی اواخر هفته گذشته در منطقه درکه تهران کلید خورد.
به گزارش روز سه شنبه گروه فرهنگی هنری باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران "ایسکانیوز"به نقل از سایت خبری سیما فیلم، این تله فیلم با محوریت طنز و براساس فیلمنامه ای از مجید فرازمند در سیما فیلم تهیه می شود.
عوامل گروه تولید «بمانی هفتم» در حال حاضر سکانس های خارجی این تله فیلم را در اطراف منطقه درکه تصویربرداری می کنند.
مهدی مظلومی با سابقه ساخت مجموعه های طنز تلویزیونی، این بار نیز پشت دوربین تله فیلمی ایستاده است که ضمن برخورداری از درون مایه طنز، با حضور بازیگرانی چون رضا شفیعی جم، رضا فیض نوروزی، معصومه آقاجانی، هادی کاظمی، امیر آتشانی، تبسم هاشمی، سیامک اشعریون، کریم قربانی و... تهیه می شود.
گفتنی است، «بمانی هفتم» به شخصیت اصلی فیلمنامه اطلاق می شود که بعد از شش فرزند مرده به دنیا آمده است و چون نام فرزندان قبلی نیز «بمانی» بوده، بنابراین وقتی فرزند هفتم زنده می ماند، «بمانی هفتم» خوانده می شود.
در خلاصه داستان این تله فیلم نیز آمده است: بمانی که به تازگی از دانشگاه فارغ التحصیل شده، پس از گذراندن مراحل مقدماتی به استخدام یک اداره دولتی در می آید. اما به دلیل وظیفه شناسی و وجدان کاری مورد حسادت برخی از کارمندان قرار می گیرد؛ به همین خاطر...
عوامل پشت صحنه «بمانی هفتم» نیز عبارتند از:
تصویربردار: محمدرضا کاظمی، صدابردار: مسعود شاهوردی، طراح صحنه و لباس: علی مربی، گریم: مریم دوستی، دستیار اول کارگردان و برنامه ریز: مجید واشقانی، مدیر تولید: سالار دریامج، تدارکات: فرید ناظرفصیحی، منشی صحنه: شیدا یوسفی، عکس: رضا موسوی و تدوین: سعید سالارزهی.
تله فیلم «بمانی هفتم» در مرکز سیما فیلم تهیه و تولید می شود./120
خبرنگار:210
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه یکم مهر 1387 و ساعت 2:2 |
فیلم های هفته دفاع مقدس
«نبش قلب»،«در آرزوی پرواز»، «غریبه‌ای در مه» و «قبل از غروب» از شبکه دو سیما
تهران-خبرگزاری ایسکانیوز:اسامی فیلم های سینمایی که از 1 مهر تا 5 مهر ماه از شبکه دوم سیما پخش خواهد شد،اعلام شد .
به گزارش روز شنبه گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران "ایسکانیوز" بر اساس آخرین اطلاعات تأمین برنامه شبکه دو سیما، اسامی فیلمهای سینمایی که از 1 مهر تا 5 مهر ماه پخش خواهد شد، به شرح زیر می‌باشد:

** فیلم سینمایی «نبش قلب» 1 مهر ساعت 50/20
فیلم سینمایی «نبش قلب» محصول 1387 ایران است که به کارگردانی قاسم جعفری و تهیه‌کنندگی صدیقه صحت آماده پخش است.
در خلاصه این داستان آمده است: در یکی از مناطق جنگی غرب کشور، عده‌ای در حال تفحّص هستند که یک پلاک و قسمتی از پیکر یک شهید را از زیر خاک بیرون می‌آورند. پس از بررسی مشخص می‌شود این پلاک متعلق به جوانی به نام یحیی است که خانواده‌اش در روستایی واقع در سیستان زندگی می‌کنند. انتقال پیکر شهید به روستایشان و اتفاقاتی که در این بین می‌افتد، ما را به این فکر می‌اندازد که یاد و خاطره شهیدان هشت سال دفاع مقدس چگونه بر فضای معنوی جامعه اثرات مثبت می‌گذارد؟
این فیلم در روز دوشنبه 1 مهر ساعت 50/20 پخش خواهد شد.

** فیلم سینمایی «در آرزوی پرواز» روز سه شنبه 2 مهر ساعت 50/20
فیلم سینمایی «در آرزوی پرواز» محصول سال 1387 ایران است که کارگردانی آن را حسین حکمت جو و تهیه کنندگی آن را علی اصغر آزادان بر عهده داشته‌اند.
بازیگرانی که در این فیلم به ایفای نقش پرداخته‌اند، عبارتند از: شیرین بینا (مادر مانی)، یوسف مرادیان(ارد صیامی)، مجید مشیری، کتانه افشارنژاد، ایلیا شهیدی فر (مانی)، محمدرضا سهرابی، زهره صفوی و فرهاد هاشمیان.
در خلاصه داستان این فیلم آمده است: پسربچه‌ دوازده ساله‌ای به نام مانی به بیماری صعب العلاجی دچار است. پدر او در یک مأموریت تفحص شهید شده است و مانی با مادر خود زندگی می‌کند. او علاقه زیادی به پرواز دارد و آرزو دارد بتواند در کابین خلبان بنشیند و از نزدیک شاهد پرواز هواپیما باشد. روزی در بیمارستان با جوانی به نام میثم آشنا می‌شود. میثم به مانی قول می‌دهد که از طریق شوهر خواهر خود «ارد صیامی» که در دوران دفاع مقدس، خلبان بوده، او را به آرزوی دیرینه‌اش برساند؛ اما حضور میثم باعث دگرگونی زندگی مانی، مادرش و اردو می‌شود ...
این فیلم در روز سه شنبه 2 مهر ساعت 50/20 پخش خواهد شد.

** فیلم سینمایی «غریبه‌ای در مه» روز پنجشنبه 4 مهر ساعت 50/23
فیلم سینمایی «غریبه‌ای در مه» نیز محصول 1387 ایران است که کارگردانی آن را جواد افشار و تهیه کنندگی آن را قاسم جعفری بر عهده دارند. این فیلم روایت زندگی و سرنوشت دو بازمانده جنگ تحمیلی عراق علیه ایران است که یکی از عراق است به نام «سلماء» و دیگری از ایران به نام «رضا». این دو پس از گذشت بیست سال از پایان جنگ، بر اثر اتفاقاتی سر راه یکدیگر قرار گرفته و قصه متفاوت و جدیدی را درباره سالهای دفاع مقدس روایت می‌کنند.
این فیلم در روز پنجشنبه 4 مهر ساعت 50/23 پخش خواهد شد.

** فیلم سینمایی «قبل از غروب» روز جمعه 5 مهر ساعت 30/14
فیلم سینمایی «قبل از غروب» نیز محصول 1387 ایران است که تهیه کنندگی و کارگردانی آن را محمدجواد کاسه‌ساز به عهده دارد.
موضوع این فیلم درباره پسری به نام مجید است که در روزهای اول جنگ، پدر و مادرش توسط یک افسر عراقی به نام ماجد ادهم کشته می‌شوند. سالها می‌گذرد و مجید بزرگ شده و در خط مقدم جبهه، آن افسر را مابین اُسرای عراقی می‌بیند و تصمیم به انتقام می‌گیرد ....
بازیگرانی که در این فیلم به ایفای نقش پرداخته‌اند، عبارتند از: امیرمحمد زند (مجید)، مهسا کرامتی (هانیه)، کاظم بلوچی (حاج محمد ذاکری)، رضا آشتیانی (ماجد ادهم)، لیلا بلوکات (معصومه)، غزل عزیزی (خاله)، محسن جهانبانی (حاج ناصر)، رضا فیلی (حاج محسن)، سیدجواد حسینی (دکتر)، فریدون زارعی (راننده آمبولانس) و امین عباسی زاده (رزمنده ایست و بازرسی).
این فیلم در روز جمعه 5 مهر ساعت 30/14 پخش خواهد شد.

گفتنی است به دلیل همزمان شدن هفته دفاع مقدس با شبهای قدر و عدم پخش سریال «مثل هیچکس»، فیلمهای سینمایی «نبش قلب» و «در آرزوی پرواز» از ساعت 50/20 تا 20/22 پخش خواهد شد. ادامه سریال مناسبتی «مثل هیچکس» نیز از روز چهارشنبه خواهد بود./125
خبرنگار:236
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه یکم مهر 1387 و ساعت 1:57 |
از محل زندگی حضرت امام (ره) تا خیابان ولی عصر
بهروز افخمی «یازده دقیقه و سی ثانیه» را کلید زد
تهران – خبرگزاری ایسکانیوز : تصویربرداری تله فیلم « یازده دقیقه و سی ثانیه » به نویسندگی و کارگردانی بهروز آغاز شد
به گزارش گروه فرهنگی هنری باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران "ایسکانیوز" بهروز افخمی، کارگردان «یازده دقیقه و سی ثانیه» با اشاره به تولید این تله فیلم گفت:« تصویربرداری این تله فیلم را از ساختمان تولید جام جم آغاز خواهیم کرد. در این فیلم که با محوریت دفاع مقدس و انقلاب اسلامی تهیه می شود، عبدالرضا اکبری، سیامک صفری و جمعی از نوجوانان جلوی دوربین خواهند رفت.» داستان این تله فیلم بر پایه خاطراتی از آغاز جنگ تحمیلی در 31 شهریور، حضرت امام (ره) و انقلاب نوشته شده است.
عبدالرضا اکبری که با بهروز افخمی در پروژه «فرزند صبح» سابقه همکاری داشته است، در این تله فیلم نیز در نقش حضرت امام (ره) جلوی دوربین می رود.
داستان «یازده دقیقه و سی ثانیه» در طول مسیری از جماران، محل زندگی حضرت امام (ره) تا خیابان ولی عصر و ساختمان جام جم تلویزیون روایت می شود.تله فیلم «یازده دقیقه و سی ثانیه» به نویسندگی، تهیه کنندگی و کارگردانی بهروز افخمی در مرکز سیما فیلم تهیه و تولید می شود./120
خبرنگار:353
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه یکم مهر 1387 و ساعت 1:52 |
رئیس‌جمهور دل ‌خوشی از این برنامه تلویزیونی ندارد
رئیس‌جمهور دل ‌خوشی از این برنامه تلویزیونی ندارد


سینمای ما - کنفرانس مطبوعاتي محمود احمدي نژاد در روز پنجشنبه يک نکته ورزشي مهم داشت که اين نکته را پرسش خبرنگار يکي از روزنامه هاي ورزشي از رئيس جمهور ايجاد کرد. احمدي نژاد پس از چند دقيقه توضيح درباره موفقيت ايران در پارالمپيک و تاکيد روي جلسه يي ويژه که پس از ماه رمضان با ورزشکاران و قهرمانان ملي خواهد داشت، اشاراتي هم به حاشيه سازي برنامه «دوربين خبرساز» داشت؛ «به رسانه ها توصيه مي کنم بياييد فضاي ورزش را منطقي کنيم. من از اين برنامه دوربين خبرساز خوشم نمي آيد؛ چرا که بچه هاي ورزش ايران زحمت مي کشند پس چرا همه ورزش ايران حاشيه است و تمام اين مدت حرف اين است که فلان بازيکن رفت و فلان بازيکن آمد. من مي پرسم که آيا اينها پيگيري اخبار ورزش است.» رئيس جمهوري تاکيد کرد؛ «در حوزه اخبار ورزشي بايد بحث علمي و عالمانه شود تا ورزش ايران بر سکوهاي ورزش جهان بايستد.» به نظر مي رسد انتقادات تازه احمدي نژاد کار سازندگان برنامه دوربين خبرساز را سخت خواهد کرد. پخش اين برنامه قبلاً هم براي يک دوره کوتاه متوقف شده بود و يک برنامه تند عليه علي آبادي هم از فصول به ياد ماندني کار دوربين خبرساز بود. به هرحال بايد ديد اين انتقادات مشکلي در راه پخش دوربين خبرساز ايجاد خواهد کرد يا نه. برنامه دوربين خبرساز مشي خاص خود را دارد و بارها گوشه هاي تاريک ورزش ايران را در گزارش هاي خود به تصوير کشيده است.

منبع خبر : اعتماد
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه یکم مهر 1387 و ساعت 1:18 |
همراه با سريال‌هاي شبانه ماه رمضان-1:
رامين راستاد :«كاظم متحول نمي‌شود و بلكه تا آن‌جا كه مي‌تواند زهرش را مي‌ريزد»
رامين راستاد :«كاظم متحول نمي‌شود و بلكه تا آن‌جا كه مي‌تواند زهرش را مي‌ريزد»


سينماي ما- رامين راستاد درباره شخصيت كاظم در سريال «مثل هيچ كس» گفت: ويژگي كه در اين نقش دوست داشتم اين بود كه كاظم واقعا يك خانواده گرم را به هم مي‌ريزد و بين آن‌ها نفاق مي‌اندازد. وجهي كه برايم جالب بوده، اين است كه مابه‌ازاي كاظم را زياد ديده‌ام و تقريبا در تمام خانواده‌ها چنين شخصيت‌هايي وجود دارد.
رامين راستاد با اميد به اين كه بتواند، «كاظم‌»ها را به خودشان با اين سريال نشان دهد و به آن‌ها بگويد كه با رفتارشان چه اتفاقي را پيش مي‌برند، درباره اين نقش و تفاوت آن با خسرو در «زير تيغ» با توجه به اين‌كه نويسنده هر دو سريال يكي است، گفت: در سريال «زير تيغ» شرايط اجتماعي و فقر باعث شد كه خسرو به دنبال حق خود به شكل ناجوري باشد، وگرنه من او را چندان مقصر نمي‌دانستم. اما كاظم آدمي است كه از هر تلاشي براي برهم‌زدن خانواده‌ي «داداشي» كه به اتحاد در تمام بازار مشهور است، دريغ نمي‌كند.
راستاد در پاسخ به اين پرسش كه آيا كاظم همانند خسرو متحول مي‌شود گفت: كاظم متحول نمي‌شود و بلكه تا آن‌جا كه مي‌تواند زهرش را مي‌ريزد، اما به نوعي با بزرگي «داداشي» و خصوصيات خوب آن خانواده پشيمان مي‌شود اما از هيچ‌چيز براي از بين‌بردن كانون خانواده دريغ نمي‌كند.
اين بازيگر در ادامه اين گفت‌وگو «كامل بودن فيلمنامه را بسيار مهم دانست» و به ايسنا گفت: اگر كليت فيلمنامه آماده باشد و نويسنده و كارگردان هم به اندازه‌ي كافي به قصه اشراف داشته باشند، بازيگر مي‌تواند خودش را به آن‌ها بسپارد و اعتماد كند.
راستاد در پايان با بيان اين كه «آن چه از كامل بودن فيلمنامه اهميت بيشتري دارد و به بدي در سريال‌هاي مناسبتي جا افتاده اين است كه در اين قبيل مجموعه‌هاي مشكل كمبود وقت وجود دارد.» گفت: قصه‌يي مانند «داداشي» يا «زير تيغ» در عرض شش ماه ساخته مي‌شوند، اما بيشتر سريال‌هاي مناسبتي ديگري كه من هم بازي داشتم را در دو ماه مي‌سازند؛ مسلما هر اندازه هم كه كارگردان و عوامل فني تبحر داشته باشند و بازيگران با تجربه باشند باز هم ساخت سريال‌هاي مناسبتي به دليل كمبود وقت با مشكل مواجه خواهد بود.


منبع خبر : ايسنا
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه بیستم شهریور 1387 و ساعت 20:32 |
همراه با سريال‌هاي شبانه ماه رمضان- 2:
سعيد سلطاني كارگردان «مأمور بدرقه»: مي‌دانيم ساخت سريال در مدت‌زمان كم اشتباه است، ولي باز انجام مي‌دهيم
سعيد سلطاني كارگردان «مأمور بدرقه»: مي‌دانيم ساخت سريال در مدت‌زمان كم اشتباه است، ولي باز انجام مي‌دهيم


سينماي ما- سعيد سلطاني كه ماه رمضان امسال سريال «مأمور بدرقه» را براي شبكه‌ تهران كارگرداني مي‌كند، گفت: قاعده اين است كه براساس يك زمان‌بندي مناسب سريال‌هاي ماه رمضان ساخته شوند، اما وقتي با وجود تمام اين دردسرها مي‌بينيم كه سريال‌هاي خوبي ساخته مي‌شوند، به گونه‌اي دهن همه‌مان بسته مي‌شود.


***دهن همه‌مان بسته مي‌شود؟!

اين كارگردان درباره‌ي سرعت بالاي ساخت سريال‌هاي ماه رمضان و تبعات مثبت و منفي آن، خاطرنشان كرد: يكي از محاسن توليد و پخش هم‌زمان سريال‌هاي ماه رمضان اين است كه مي‌توان در حين پخش از مردم «نظرسنجي» داشت. حقيقت اين است كه انجام كاري با عجله، معقول نيست و از پروسه توليد فيلم و سريال در تلويزيون دور است. اما اين نقصي است كه ما هرسال با آن درگير هستيم و به نظر نمي‌رسد راه‌ حل ويژه‌يي هم برايش وجود نداشته باشد.


***مي‌دانيم ساخت در مدت‌زمان كم، اشتباه است ...ولي باز انجام مي‌دهيم

سعيد سلطاني در پاسخ به اين پرسش كه آيا مشكل تصويب‌شدن سريال‌هاي ماه رمضان در دقيقه نود تنها فيلم‌نامه است و چرا اصولا يك شبكه تلويزيوني يك كارگردان و همچنين بازيگران بايد ساخت سريال‌هاي مناسبتي را به رغم كمبود وقت بپذيرند؟ گفت: حقيقت اين است كه يك مجموعه باعث انجام اين‌كار مي‌شود. هر سال در تلويزيون چندين مناسبت از جمله ماه رمضان، محرم، عيد نوروز و غيره برگزار مي‌شود و در اين ميان اين ايده بين تمام مديران شبكه‌ها هست كه بهترين سريال را براي اين ايام توليد و پخش كنند. شايد همين دليل باعث شده كه ساخت سريال‌هاي مناسبتي در لحظه آخر اتفاق بيفتد و سرعت در ساخت اين مجموعه‌هاي تلويزيوني به مشكلي هرساله تبديل شود.
كارگردان «مأمور بدرقه» تصريح كرد: مي‌دانيم كه ساخت سريال‌هاي ماه رمضان در مدت‌زمان كم، اشتباه است ولي باز هم انجام مي‌دهيم. وي با تأكيد بر لزوم ساخت سريال‌هاي ماه رمضان در زمان‌بندي مناسب، در اين‌باره اظهار كرد: كار ما يك كار فكري است بايد همه عوامل جداگانه در حوزه وظايف خود كار كنند تا ايده پرورش پيدا كند و به مرحله اجرا برسد. در بحث اجرا هم بايد هم كارگردان و هم بازيگر به آن كشف و شهود لازم برسد تا مفاهيم مدنظر ما كه در بطن كار وجود دارد پيدا و ارايه شود.


***روابط انساني حتي در سريالي سرگرم‌كننده داراي پيام است

سعيد سلطاني در پاسخ به پرسش درباره‌ي تمايل اغلب كارگردانان و تهيه‌كنندگان به پخش سريال‌هايشان در ماه رمضان و انتقال پيامي ويژه به مخاطب، خاطرنشان كرد: امر بديهي است كه يك اثر نمايشي داراي پيام و محتوايي باشد و خاصيت ادبيات نمايشي انتقال تجربه است. اين را بپذيريم كه روابط انساني حتي در سريالي سرگرم‌كننده داراي پيام و محتوايي است.
وي تصريح كرد: اين‌كه بخواهيم براي سريالي مضموني بتراشيم خطر بزرگ‌تري است و تا اين‌كه يك كارگردان در متن ذهنش اين باشد كه قصد ارايه هيچ پيامي را ندارد، چراكه خودبه‌خود انتقال پيام اتفاق مي‌افتد.


*** نه به آن شوري و نه به آن بي‌نمكي

كارگردان «مأمور بدرقه» در پاسخ به اين پرسش ايسنا كه جريان سرعت بالاي ساخت سريال‌هاي ماه رمضان آيا بايد كارگردانان را به توانمندي رسيدن به دقايق بالاي فيلم مفيد در طول يك روز برساند و يا اين‌كه در هر حال بايد استانداردي را براي ساخت آثار لحاظ كرد؟ گفت: ساخت مجموعه‌هاي تلويزيوني اين‌گونه نيست كه چندين‌سال صرف توليد آن‌ها شود و هزينه بالايي براي آن‌ها پرداخته شود. از طرفي نمي‌توان مجموعه‌اي 20 قسمتي را ظرف 20 روز ساخت؛ نه به آن شوري شود و نه به آن بي‌نمكي.
سلطاني ادامه داد: استانداردها را ما كارگردانان مشخص مي‌كنيم. بر اين اساس برخي‌ها نشان داده‌اند كه ظرف مدتي كوتاه هم با انتخاب عوامل خوب مي‌توان كار خوب ساخت. برخي كارگردانان به حدي قدرت انتقال و حضور ذهن دارند كه ظرف يك روز مي‌توانند دقايق مفيد بسياري فيلم‌برداري كنند. به اعتقاد اين كارگردانان تلويزيوني مرحله ساخت فيلم و سريال يك مرحله مكانيكي نيست كه بتوان براي آن استاندارد تعداد دقيقه فيلم مفيد تعيين كرد. سعيد سلطاني در پاسخ به اين پرسش كه در ساخت سريال «مأمور بدرقه» روزانه چند دقيقه فيلم مفيد مي‌گيرد؟ گفت: روزانه 10 دقيقه فيلم مفيد مي‌گيرم.


***وقتي كار مناسبتي را مي‌پذيريم مي‌دانيم در يك بحرانيم

كارگردان سريال‌هاي «پس از باران» و «خانه‌اي در تاريكي» در پاسخ به اين پرسش كه آيا ساخت سريال‌هاي مناسبتي به قيمت واردآمدن فشار بسيار بر عوامل در مجموع ارزشش را دارد؟ گفت: وقتي قرار است در تلويزيون مجموعه‌اي ساخته شود، بايد ساخته شود. ساخت اين مجموعه‌ها مطمئنا با انتخاب صورت مي‌گيرد. شايد يك اجبار و محدوديت زماني براي ساخت اين سريال‌ها وجود داشته باشد، اما همه ما وقتي كار مناسبتي را مي‌پذيريم مي‌دانيم كه در يك بحران زماني قرار داريم كه بايستي به اضافه اين‌كه كار به خوبي تمام مي‌شود، در يك رقابت ناخواسته‌اي كه بخش اعظم آن را رسانه‌ها ايجاد كرده‌اند، شركت كنيم.


***توانستيم يكي از بهترين بازيگران سريال طنز را داشته باشيم

كارگردان به اين پرسش كه آيا در انتخاب بازيگران اين سريال به اهداف اوليه‌اش رسيده است پاسخ منفي داد و افزود: ما هرگاه قصد ساخت سريالي را داريم فكر مي‌كنيم گزينه‌هاي بسياري پيش‌رو داريم اما در مرحله انتخاب كه مي‌رسيم متوجه مي‌شويم بازيگر خوبي كه بتوان نقش را به او سپرد و از عهده كار به خوبي برآيد، كم پيدا مي‌شود. ما هم در مأمور بدرقه همين بحران را داشتيم. با اين‌حال به لطف خدا يكي از محسنات كارمان در ماه رمضان امسال اين بود كه توانستيم يكي از بهترين بازيگران سريال طنز را داشته باشيم.


***مخاطبان خارج از كشور

سلطاني كه در كنار پخش از شبكه تهران، مأمور بدرقه را درحال پخش از شبكه جام‌جم نيز مي‌بيند، در پاسخ به اين پرسش كه آيا اين سريال را مناسب حال فارسي‌زبانان خارج از كشور مي‌بيند؟ گفت: فكر مي‌كنم نگاه اجتماعي اين‌كار به مسايل خيلي مورد توجه مردم قرار گيرد. قصدمان بر اين بوده كه آدم‌ها را از همين طبقه واقعي‌شان بررسي كنيم و بر همين اساس شخصيت‌ها را طراحي كرده‌ايم. طنزهاي سريال «مأمور بدرقه» به گونه‌اي نيست كه مخاطبان خارج از كشور متوجه آن نشوند اما اين‌كه چه برخوردي با اين طنزها مي‌شود، بايد در پايان پخش بررسي كرد.


*** ادامه كار با تجربه‌هاي مشترك

سعيد سلطاني در پاسخ به پرسش درباره ساخت سريال طنز مأمور بدرقه پس از ثبت تجارب سريال‌هاي «پس از باران»، «خانه‌اي در تاريكي»، «سال‌هاي برف و بنفشه» و «شكرانه»، اظهار كرد: برخلاف تصور شما، ما چندان قدرت انتخاب در كارهاي بعدي‌مان نداريم. آن‌چه براي ما حكم انتخاب است، در وهله نخست متن و در وهله بعد تهيه‌كننده‌اي است كه بتوان با او ارتباط برقرار كرد وقتي اين چند فاكتور در كنار هم قرار بگيرند، ساخت سريالي را مي‌پذيريم.
وي به اين پرسش كه آيا فاكتورهاي موردنظرش در سريال «مأمور بدرقه» در كنار هم قرار گرفته است پاسخ مثبت داد و افزود: سال‌هاست كه با آقاي عفيفه كار كرده‌ام و تجربه‌هاي مشترك بسياري داشتيم. ضمن اين‌كه اميرعباس پيام نويسنده جوان و خوش‌ذوقي است كه با قريحه اين متن را نوشته است.


***ساعت پخش به ما مربوط نمي‌شود

سعيد سلطاني درباره زمان پخش سريال «مأمور بدرقه» كه به عنوان آخرين سريال ساعت 23 به روي آنتن مي‌رود، گفت: اين مسأله چندان به من مربوط نمي‌شود. البته دايما از من در اين‌باره نظر مي‌خواهند و من هم نظراتي مي‌دهم اما علي‌الاصول ساعت پخش در جمع مديران تصويب مي‌شود.


***استفاده نكردن از پيشنهاد ها كم‌هوشي است

كارگردان «مأمور بدرقه» در پاسخ به اين پرسش كه تا چه اندازه‌ براي اعمال‌نظر در صحنه‌ها براي بازيگران حق قايل است؟ گفت: ساخت سريال كه اتفاق مشترك است و كارگردان خوب كسي است كه اجازه دهد. عواملش در راستاي ايده كلي كه وجود دارد، كار كنند و عدم استفاده از هر پيشنهادي كه به تقويت ايده كلي داستان كمك كند، كم‌هوشي است.


***ما به ناچار در اين رقابت قرار مي‌گيريم

وي به اين پرسش كه آيا در رقابتي كه براي كسب عنوان بهترين سريال هرسال در ماه رمضان به وجود مي‌آيد او هم به عنوان كارگردان مأمور بدرقه قرار گرفته است، پاسخ منفي داد و افزود: ما به ناچار در اين رقابت قرار مي‌گيريم. به اعتقاد من تمام دوستاني كه ساخت سريال‌هاي ماه رمضان امسال را برعهده دارند، از بهترين كارگردانان سيما هستند. ولي در نهايت اگر مردم به دور از جوسازي‌ها، بهترين سريال را انتخاب كنند، آنان بهترين قاضي هستند و به خوبي تشخيص مي‌دهند.


منبع خبر : ايسنا
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه بیستم شهریور 1387 و ساعت 20:30 |
بماني هفتم بعد از شش فرزند مرده به دنيا آمده است!
مهدي مظلومي «بماني هفتم» را با حضور شفيعي‌جم كليد زد
مهدي مظلومي «بماني هفتم» را با حضور شفيعي‌جم كليد زد


سينماي ما- تله‌فيلم «بماني هفتم» به كارگرداني مهدي مظلومي و تهيه‌كنندگي سعيد سالارزهي در منطقه دركه تهران كليد خورد. به نقل از سايت خبري سيما فيلم، اين تله‌فيلم با محوريت طنز و براساس فيلمنامه‌اي از مجيد فرازمند در سيما فيلم تهيه مي شود. بنا بر اين گزارش، عوامل گروه توليد «بماني هفتم» در حال حاضر سكانس هاي خارجي اين تله فيلم را در اطراف منطقه دركه تصويربرداري مي‌كنند.
مهدي مظلومي با سابقه ساخت مجموعه هاي طنز تلويزيوني، اين بار نيز پشت دوربين تله فيلمي ايستاده است كه ضمن برخورداري از درون مايه طنز، با حضور بازيگراني چون رضا شفيعي‌جم، رضا فيض نوروزي، معصومه آقاجاني، هادي كاظمي، امير آتشاني، تبسم هاشمي، سيامك اشعريون، كريم قرباني و... تهيه مي‌شود.
«بماني هفتم» به شخصيت اصلي فيلمنامه اطلاق مي‌شود كه بعد از شش فرزند مرده به دنيا آمده است و چون نام فرزندان قبلي نيز «بماني» بوده، بنابراين وقتي فرزند هفتم زنده مي ماند، «بماني هفتم» خوانده مي‌شود.
در خلاصه داستان اين تله فيلم نيز آمده است: بماني كه به تازگي از دانشگاه فارغ التحصيل شده، پس از گذراندن مراحل مقدماتي به استخدام يك اداره دولتي در مي‌آيد. اما به دليل وظيفه شناسي و وجدان كاري مورد حسادت برخي از كارمندان قرار مي‌گيرد؛ به همين خاطر...
عوامل پشت صحنه «بماني هفتم» نيز عبارتند از:
تصويربردار: محمدرضا كاظمي، صدابردار: مسعود شاهوردي، طراح صحنه و لباس: علي مربي، گريم: مريم دوستي، دستيار اول كارگردان و برنامه‌ريز: مجيد واشقاني، مدير توليد: سالار دريامج، تداركات: فريد ناظرفصيحي، منشي صحنه: شيدا يوسفي، عكس: رضا موسوي و تدوين: سعيد سالارزهي.
تله‌فيلم «بماني هفتم» در مركز سيمافيلم تهيه و توليد مي‌شود.



منبع خبر : فارس
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه بیستم شهریور 1387 و ساعت 19:50 |
انتقادهای دکتر آشنا درباره بازیگران نقش روحانیت ؛
بازیگر مردهای دو زنه نباید در فیلم فرزند صبح بازی کند
کسی که همیشه در سریال‌ها نقش مردهای دو زنه بازی کرده و در فیلم‌های سینمایی سبک، بازی کرده حق ندارد در فیلم فرزند صبح، در نقش حاج احمد آقا بازی کند.
حجت الاسلام آشنا معتقد است حتی‌المقدور روحانی باید نقش خودش را خودش ایفا کند و به این سمت پیش نرویم که هنرپیشه‌ها را روحانی جلوه دهیم.

به گزارش «فردا»، حجت الاسلام حسام الدیت آشنا درباره نخوه برخی بازیگران به عنوان ایفاکنندگان نقش های روحانیون در توصیه به کارگردانان می گوید: اگر کارگردان‌ها زحمت بکشند و به همان اندازه که به دنبال بقیه عناصر سریال می‌گردند، حاضر باشند به دنبال روحانی سریال هم بگردند مشکل حل می شود.

بنابراین گزارش وی که در مجله سپیده دانایی قلم زده است در ادامه می نویسد: وقتی شما هنرپیشه‌ای را روحانی می‌کنید که در فیلم دیگری کاراکتری بد یا شر یا کمدی است، غیرمستقیم به آن کاراکتر لطمه می‌زنید. باید در بین این سیل روحانیون جوان علاقه‌مند به هنر سینما و تلویزیون و کسانی که در دانشکده صدا و سیما درس خوانده‌اند، کسانی را پیدا کنیم که بتوانند این نقش‌ها را ایفا کنند. آن وقت دیگر روحانی ما آیه قرآن را غلط نمی‌خواند، یا در سریال‌های ماه رمضان حرف بی‌ربط نمی‌زند.

دکتر آشنا در ادامه با ذکر مثال هایی از نقش آفرینی بازیگران به جای روحانیون می نویسد: من روی فیلم‌های مشهور مانند مدرس اعتراض دارم. چه با بازی هادی اسلامی و چه بازی مرحوم شکیبایی که مدرس او از مدرس هادی اسلامی مدرس‌تر است. همان موقع هم می‌شد روحانیونی پیدا کرد که خیلی مدرس‌تر از اینها باشند. امروز کسی که همیشه در سریال‌ها نقش مردهای دو زنه بازی کرده و در فیلم‌های سینمایی سبک، بازی کرده حق ندارد در فیلم فرزند صبح، در نقش حاج احمد آقا بازی کند.

وی در این خصوص می گوید: اینها ملاحظاتی است که در سینمای دینی و برنامه‌های دینی باید به شدت رعایت کرد. این سلیقه نیست. آن چیزی که امروز در سریال‌های تلویزیون دارد بیان می‌شود هیچ نسبتی با واقعیت روحانیت امروز ما ندارد و یک سری برداشت‌های انتزاعی از مسئله است. زندگی امام جماعت یک مسجد هیچ وقت محور یک برنامه تلویزیونی قرار گرفته؟

انتقادات این روحانی کارشناس در امور رسانه ای در حالی است که محمدرضا شریفی نیا به پیشنهاد حاج سید حسن خمینی به جای یادگار امام راحل در سریال فرزند صبح نقش بازی می کند.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه هشتم شهریور 1387 و ساعت 3:35 |
مختار به مدائن رسيد
با به پايان رسيدن فيلمبردارى بخش هاى مربوط به شهر مكه، گروه سازنده سريال «مختارنامه» فيلمبردارى بخش هاى شهر مدائن را از (چهارم شهريور ماه) آغاز كردند. به گزارش ايسنا، فيلمبردارى دكورهاى شهر مكه كه با حضور رضا كيانيان، فريبرز عرب نيا و غيره به صورت شب كارى انجام مى شد، پنج شنبه (۳۱ مردادماه) به پايان رسيد و گروه سازنده سريال «مختارنامه» به سرپرستى داود ميرباقرى پس از سه روز استراحت، فيلمبردارى بخش هاى شهر مدائن را طى روز ادامه مى دهند. بخش هايى از صحنه هاى مربوط به شهر مدائن تابستان سال گذشته و پيش از اعزام گروه سازنده اين سريال به شهر شاهرود، فيلمبردارى شده بود و اكنون پس از يك سال، ادامه اين صحنه ها به همراه بخش هايى از قسمت هاى ابتدايى اين سريال، فيلمبردارى خواهد شد. دكورهاى شهر مدائن در منطقه احمدآباد مستوفى و در همان محلى كه دكورهاى كوفه ساخته شده اند، بنا شده است. بنابراين گروه ۱۶ نفرى صحنه به سرپرستى محسن شاه ابراهيمى (مدير هنرى) با ايجاد تغييراتى در دكورهاى كوفه كه اتفاقا معمارى كاملا متفاوتى با مدائن دارد، براى فيلمبردارى بخش هاى ديگر، مجددا از اين دكورها بهره مى گيرند. ساخت و آماده سازى دكورهاى شهر مدائن بيش از يك ماه به طول انجاميده است و صحنه هاى باقى مانده از دكورهاى اين شهر،با فيلمبردارى صحنه هاى مربوط به ورود امام حسن (ع) و همراهانش به شهر مدائن آغاز شده است. آغاز سريال مختارنامه با موضوع زخمى شدن امام حسن (ع) توسط يكى از خوارج همراه خواهد بود كه در همين بخش فيلمبردارى خواهد شد. در بخش هاى باقيمانده از شهر مدائن، بازيگرانى چون حسن پورشيرازى، اكبر زنجانپور، رضا رويگرى و فريبرز عرب نيا (با گريم جوانى مختار) ايفاى نقش خواهند كرد. براساس اين گزارش، از ديگر ويژگى هاى بخش مدائن خصوصا دكورهاى اين بخش، به تصويركشيدن چندين بازار است كه براساس حرف مختلف تقسيم بندى شده اند. بازار ماست بندان، بازار رنگ رزها، فرش فروش ها، لحاف دوزها، سفال فروشان، ميوه و تره بار و همچنين بازار علاف ها دكورهاى مختلف اين بخش را شامل مى شوند كه برخى از بازارها همچون سفال فروشان و فرش فروشان مستقف شكل گرفته است و برخى ديگر مانند ميوه فروش ها ،علاف ها با سايبان ايجاد شد ه اند. محل ساخت اين بازارها نيز در ميدان شماره ۳ كوفه بوده است. قرار است در صحنه هايى از سريال مختارنامه كه در دكور بازارها فيلمبردارى مى شوند، يكسرى عمليات اكشن و بدلكارى هم اتفاق مى افتد كه شورش و درگيرى هاى گروه هاى مختلف با هم را به تصوير مى كشد. درحال حاضر مطالبى در خصوص پخش سريال مختارنامه در مهرماه ۸۸ عنوان شده است كه براين اساس مراحل فنى اين سريال نيز همچنان درحال انجام است؛ اين درحالى است كه همچنان فردى كه به عنوان آهنگساز با پروژه «مختارنامه» همكارى مى كند، مشخص نشده است.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه هشتم شهریور 1387 و ساعت 3:30 |
محسن دامادی فیلمنامه «گل پونه ها» را می نویسد
تهران – خبرگزاری ایسکانیوز: محسن دامادی نگارش فیلمنامه «گل پونه ها» را با محوریت شهدایی که در پرورشگاه بزرگ شده اند، به زودی آغاز خواهد کرد .
به گزارش گروه فرهنگی هنری باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران "ایسکانیوز" ، این فیلمنامه که برای یک مجموعه سیزده قسمتی نوشته خواهد شد، اینک در مرکز سیما فیلم مراحل تحقیقات را پشت سر می گذارد .
محسن دامادی، نویسنده فیلمنامه «گل پونه ها»، با اشاره به وضعیت این فیلمنامه به سیما فیلم گفت:« فعلاً در حال مطالعه و تحقیقات هستم؛ ضمن این که بخشی از تحقیقات را هم خودم انجام می دهم.»
وی در ادامه افزود:« به دنبال کسب اطلاعات بیشتری هستم تا به یک ساختار مناسب برای فیلمنامه دست پیدا کنم.»
نویسنده فیلمنامه «گل پونه ها» با اعلام این که لازم است در حال و هوای کار قرار بگیرد تا بتواند نگارش فیلمنامه را شروع کند، گفت:« هنوز در خصوص ساختار فیلمنامه به نتیجه نرسیده ام.»
«گل پونه ها» داستان جوانانی است که در پرورشگاه بزرگ شده اند و مقارن با شروع جنگ تحمیلی و دوران دفاع مقدس به جبهه رفته و به شهادت رسیده اند ./120
خبرنگار:166
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه ششم شهریور 1387 و ساعت 3:9 |
تصويربرداري جديدترين مجموعه طنز مهران مديري هفته آينده شروع مي‌شود
تصويربرداري جديدترين مجموعه طنز مهران مديري هفته آينده شروع مي‌شود


سينماي ما- مهران مديري پروژه جديد خود را كه در قالب طنز ساخته خواهد شد، روز شنبه كليد مي‌زند. مديري تصويربرداري كار جديد خود را روز شنبه در لوكيشني واقع در تهران آغاز مي‌كند. بنابر اين گزارش، اين مجموعه هم در قالب سي دي يا دي وي دي روانه بازار خواهد شد و بازيگراني چون سيامك انصاري، محمد رضا هدايتي، نصر الله رادش، سحر جعفري جوزاني، شقايق دهقان، نادر سليماني و ... در آن حضور خواهند داشت. داستان‌هاي اين مجموعه جديد كه هنوز نامي براي آن مشخص نشده است، در قالب طنز و به سرپرستي پيمان قاسم خاني توسط محراب قاسم خاني، امير مهدي ژوله و خشايار الوند نوشته شده‌اند.
داستان‌هاي اين مجموعه در قالبي متفاوت و نو نوشته شده كه هيچ شباهتي به ساير آثار مهران مديري ندارد.
مهران مديري پيش از اين مجموعه «گنج مظفر» را در قالب لوح فشرده ساخته كه هنوز روانه بازار نشده است.
مجموعه «گنج مظفر» با حضور بازيگراني چون مهران مديري، محمد رضا هدايتي، هادي كاظمي، نادر سليماني، سحر جعفري جوزاني، شقايق دهقان و نصرالله رادش ساخته شده است. اين مجموعه توسط احسان مظفري تدوين و مونتاژ شده و داستان‌هاي آن توسط پيمان قاسم‌خاني و گروهش نوشته شده و بازيگران مجموعه باغ مظفر بدون هيچ گونه تغييري در مجموعه «گنج مظفر» حضور پيدا كرده‌اند.
اتفاقات «گنج مظفر» كه مهران مديري آن را به دور از شتاب‌زدگي‌ كارهاي روتين ساخته است، درباره گنجي است كه خاندان مظفر در پي كشف آن هستند.



منبع خبر : فارس
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه پنجم شهریور 1387 و ساعت 21:5 |
«سرقت» از شبكه دو آغاز شد
سرويس سينمايى: بعد از پخش تله فيلم «سرقت» در هفته ناجا و موفقيت اين فيلم در جذب مخاطب مسئولين شبكه دوم بر آن شدند تا ادامه اين فيلم را با نام «سرقت۲» جلوى دوربين ببرند. كارگردانى اين فيلم را مانند قسمت اول آن محمدرضا آهنج بر عهده دارد. اين كارگردان در گفتگو با خبرنگار ابرار درباره تشابه موضوعى اين دو فيلم گفت: داستان «سرقت۲» با قسمت اول آن تفاوت هايى دارد اما تم داستان در هر دو فيلم مشترك است.وى در ادامه افزود: مانند قسمت اول فيلم فرهاد قائميان عهده دار نقش اصلى است. آهنج با اشاره به اينكه تمام داستان فيلم درتهران رخ مى دهد افزود:در حال حاضر مشغول ضبط سكانس هاى خيابانى اين فيلم هستيم آهنج اضافه كرد:در مدت ۲۲ روز ساخت اين فيلم به پايان مى رسد و پس از آن تدوين كار را آغاز خواهيم كرد. وى درباره داستان فيلم نيز گفت: بعد از يك دزدى بزرگ از يك جواهر فروشى بين دزدان درگيرى به وجود مى آيد كه در نهايت باعث فرار دو نفر از دزدان مى شود آن ها در هنگام فرار از خانه يك قاضى سر درمى آورند و به نوعى از شب تا صبح بين آن ها محاكمه اى رخ مى دهد كه باعث تغيير در زندگى دزدان مى شود. در اين فيلم كه تهيه آن برعهده مجيد عباسى است علاوه بر فرهاد قائميان بازيگران ديگرى چون عليرام نورايى، اسماعيل شنگله، السا فيروزآذر، مونا فرجاد، حسن خوانسارى و سيامك اشعريون به ايفاى نقش مى پردازند. فيلمنامه اين فيلم براساس طرحى از حسن خوانسارى توسط عليرضا حسينى به رشته تحرير درآمده است. آهنج عقيده دارد در اين فيلم بحث عدالت در جايگاه جديدى به تصوير كشيده مى شود.ديگر عوامل اين فيلم عبارتند از: مدير تصويربردارى: فرشاد گل سفيدى، مدير صدابردارى: على كلانترى، طراح صحنه و لباس: محمد سال افزون، طراح چهره پردازى: پارميس زند، مدير توليد: عليرضا احمدى يك، دستيار اول كارگردان و برنامه ريز: شهره فهيمى، منشى صحنه: مريم طريقى، مدير توليد: عليرضا احمدى يك، ناظر كيفى: رحمان سيفى آزاد.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه پنجم شهریور 1387 و ساعت 20:3 |
یک گزارش خواندنی و جالب / انتخاب شما چیست؟
خیراندیش، شاهرخ‌شاهی، صحت، یوسف تیموری، بهنوش بختیاری و بهاره رهنما بهترین سریال‌های ماه رمضانی را انتخاب کرده‌اند
خیراندیش، شاهرخ‌شاهی، صحت، یوسف تیموری، بهنوش بختیاری و بهاره رهنما بهترین سریال‌های ماه رمضانی را انتخاب کرده‌اند


المیرا حصاركی


سینمای ما -  هر سال ماه رمضان بهانه‌ای می‌شود برای فیلمسازها و تهیه‌كنندگان جهت ساختن سریال‌های مناسبتی. سریال‌های متهم گریخت، خانه به دوش، اغما، كمكم كن، او یك فرشته بود، میوه ممنوعه، رسم عاشقی، یک وجب خاك، صاحبدلان و.... همه از سری‌سازی‌هایی هستند كه تهیه‌كنندگان دقیقه نود به یاد ساختنش افتادند، و بر خلاف شكایت‌های تیم اجرایی مبنی بر سرعت بالا و فشار زیاد در سال گذشته باز هم همان آش وهمان كاسه است.هر سال كار به روز پخش می‌رسد و تغیرات لحظه ای، اما هیچ توفیری ندارد. خیلی دوست داشتیم به سراغ هنرمندانی برویم كه خودشان تجربه بازی در این سریال‌های مناسبتی را داشتند و از آنها بپرسیم كه به نظرشان مهم‌ترین سریال ساخته شده كدام است و كدام بازیگر بهترین نقش را ارائه داده است؟ بگذریم كه چقدر انتخاب برای آنها كار سختی بود، اما سخت‌تر آنجا می‌شد كه تقریبا 70 درصد آنها سریال‌ها را ندیده بودند و قاعدتا نمی‌توانستند نظر بدهند و انتخاب كنند! یا سر كارند و نمی‌رسند كه سریال‌ها را ببینند یا آنقدر خسته‌اند كه جلوی تلویزیون خوابشان می‌برد.


كار‌های كمیك را دوست دارم


كسی فكرش را نمی‌كرد نیما شاهرخ‌شاهی جوانی كه خیلی تصادفی در فیلم «مكس» سامان‌ مقدم بازی کرد به این زودی خودش را در دل سینما باز كند. او در جواب به سوال ما می‌گوید: «از جنبه دیگری به این قضیه نگاه می‌كنم، كارهای كمیك را بیشتر دوست دارم. سریال‌های زیادی ساخته می‌شود كه در نظر فنی و حرفه خیلی بیشتر قابل بحث و حرف است. اما من ترجیح می‌دهم كه یك ساعتی را بنشینم و بخندم!» می‌شود حدس كه اگر از او بپرسم كه بین یك كار جدی یا یك كار كمیك مثل «متهم گریخت» رضا کدام کار را انتخاب می‌کند قطعا كار رضا عطاران را ترجیح می‌دهد. شخصیت جدی و عاشق‌میرزا را مگر می‌شود دید و نخندید؟! حدسمان درست از آب درآمد «كارهای رضا عطاران را به شدت دوست دارم طنز خیلی جالبی دارد و خیلی مهم نیست كه در جاهایی ضعف به خرج می‌دهد و جاهایی قوی ظاهر می‌شود مهم این است كه من مخاطب یك ساعتی را اختصاص می‌دهم و تا آخر نگاه می‌كنم و تفریح می‌كنم!» نقش شوهر سمج با یك خنگی شیرین علی صادقی در سریال متهم گریخت به ذهنمان می‌آید كه چطور به هر قیمتی فقط منتظر این بود دست زنش را بگیرد و برود كجا؟ خودش هم نمی‌دانست فقط دوست داشت كه برود. به نظر نیما شاهرخ‌شاهی هم علی صادقی و البته رضا عطاران از دسته بازیگران خوبی هستند كه مخاطب به خوبی یا آنها ارتباط برقرار كرده است.
سروش صحت را همه ‌ما می‌شناسیم، كارگردان سریال «چهارخانه» كه خیلی به دل همه چسبیده و هر از گاهی می‌شنیدیم كه خیلی كار خوبی نیست. با وجود بازی‌های خوب و البته كارگردانی درست نگاه كردنش خالی از لطف نیست. چند وقت پیش هم تصویرش را در هیبت یك شاعر هنرمند در سریال «مرد هزار چهره» مهران مدیری دیدیم كه آن هم نقدها و حرف‌های مخصوص به خودش را داشت. انتخاب برای او خیلی سخت است اینكه او بین تمام این كارهای خوب فقط یكی را انتخاب كند كارش را سخت می‌كند و می‌گوید كه سوال سختی است. او همه كارها را دوست دارد چه كارهای كمیك و طنز رضا عطاران و چه كارهای جدی و ماورایی سیروس مقدم به نویسندگی افخمی یا صاحبدلان! «واقعا نظر خاصی ندارم و مقایسه آنها با هم كار خیلی ساده‌ای نیست و نمی‌شود بهترین را انتخاب كرد.»


خیلی دور خیلی نزدیك


بهنوش بختیاری با بازی در سریال‌های 90 شبی چهره‌ شد. بازی در سریال عیدانه «جایزه بزرگ» مهران مدیری سكوی پرتابی شد به سوی نقش‌های بهتر. تصویرش را چند وقت پیش در سریال «چهارخانه» داشتیم با آن خرس دوست‌داشتنی كه همیشه خدا بغلش بود! همان اول می‌گوید «خانه به‌ دوش». تصویرش را به یاد می‌آوریم وقتی كه سوار 206اش بود و به خانه خاله فقیرش سر می‌زد و دل از پسرخاله شیرین‌عقلش (علی صادقی) می‌برد. «خانه به دوش یك مضمون اجتماعی داشت و در واقع مسائلی كه در بطن جامعه وجود داشت به طور خیلی شیرین برای مخاطب روایت كرد.» دو خانواده خیلی نزدیك (دو خواهر و دو باجناق) كه اختلاف طبقاتی خیلی دوری با هم داشتند و مشكلات مربوط به هر كدام، حمید لولایی در نقش یك هندوانه‌فروش و محمدحسین لطیفی در نقش یك تاجر پولدار طوری كنار هم گذاشته شده بودند كه ناخودآگاه مخاطب را به فكر وا می‌داشت كه چقدر اختلاف طبقاتی بین این دو خانواده نزدیك‌ از هم دور است. حسودی‌هایی که آناهیتا همتی به بهنوش بختیاری می‌كرد را واقعا در این شهر و در خانواده‌های نزدیك‌مان دیده‌ایم و این‌طور می‌شود كه یك كار خیلی طنز این‌طور احساسات مخاطب را به بازی می‌گیرد و او را با فیلم درگیر می‌كند. اما بهنوش بختیاری فقط یك انتخاب طنز ندارد، سریال «اغما» سیروس مقدم هم جزء مهم‌ترین سریال‌های مناسبتی محسوب می‌‌شود. «موضوع ماورایی» كه داشت و مسائل متافیزیكی خیلی با مخاطب رابطه برقرار می‌كرد و شخصا خودم خیلی به این مسائل علاقه دارم. «اما او نمی‌تواند بین این همه بازی خوب و سریال‌های عالی نقشی را به عنوان مهم‌ترین نقش انتخاب كند»، تمام بازیگران انتخاب خود كارگردان هستند و نمی‌شود گفت كه كدام بهترین هستند. قاعدتا اگر انتخاب كارگردان درست باشد (كه هست) نمی‌شود گفت كه یک نقش خوب است و نقش دیگر بهتر. تمام بازیگران خوب بازی می‌كنند اما این نقش‌ها هستند كه متفاوت هستند و رابطه خوب یا بد را با مخاطب برقرار می‌كنند، به طور مثال نمی‌شود گفت كه در «میوه ممنوعه» حسن فتحی كسی بد بازی می‌كرد هركدام در نقش خودشان خوب ظاهر شده بودند و نمی‌توانیم بگوییم كه كدام بهتر بودند.»


سریال‌های به روز


یوسف تیموری از دسته بازیگرانی است كه به خاطر چهره‌اش در نقش‌های كمیك خیلی خوب ظاهر می‌شود. چهره او را با سریال‌های سیب خنده نوجوانان به خاطر می‌آوریم و به سال پیش می‌رسیم كه در «یك وجب خاك» كه سریال مناسبتی ماه مبارك رمضان بود بازی كرد. پسردایی جاه‌طلب كه دوست داشت یك شبه ره صد ساله را برود و دست به هر كاری می‌زد كه موفق شود؛ از خبرچین خراب‌كاری گرفته تا خودشیرینی. همه كار می‌كرد تا خود را در دل دخترعمه‌اش جا كند. در مورد سریال‌‌های ماه‌رمضان می‌گوید «به همین راحتی نمی‌شود یكی را انتخاب كرد. یك كار می‌تواند یك سریال خیلی طنز و كمیك باشد اما بزرگ‌ترین معناها و ارزش‌ها را در بطن كاری خاصی داشته باشد.» به روز بودن اطلاعات خیلی برای مخاطب مهم است و او را زودتر با معناهای فیلم درگیر می‌كند. شاید یك پیام در ایران باستان در فیلمی نهفته باشد ولی كارگردان و فیلمنامه‌نویس آن را طوری روایت می‌كنند كه انگار همین چند ساعت پیش اتفاق افتاده و این‌طور می‌شود یك كار جدی خیلی مورد استقبال قرار می‌گیرد و یك كار كمیك مهجور می‌ماند. «مثلا اگر قرار باشد پیامی در دین‌اسلام در فیلم روایت شود اگر كارگردان‌، فرد خلاقی باشد می‌تواند آن را به بهترین نحو برای مخاطب به نمایش بگذارد. سریال‌هایی را كه خودم در آنها بازی كرده‌ام را هم ندیده‌ام خیلی منصفانه نیست وقتی یك سكانس از سریالی را دیده‌ام بخواهم در مورد بهترین یا بدترینش نظر بدهم و به نظرم تمام بازیگران در نقش‌هایی كه به آنها داده می‌شود نهایت سعی‌شان را می‌كنند كه بهترین باشند و باز هم قضاوت در مورد چگونگی بازی كردنشان یا مهم و غیرمهم جلوه دادن آنها دور از انصاف است.»


میوه ممنوعه


بهاره رهنما یك هنرمند همه فن حریف است، به همان خوبی كه نقش‌های سینمایی‌اش را ارائه می‌دهد، در تلویزیون سریال‌ هم بازی می‌كند. عاشقانه، نان عشق موتور هزار و... از فعالیت‌های سینمایی‌اش محسوب می‌شوند و این اواخر در سریال «مرد هزار چهره» نقشی را ارائه داد كه خیلی از سنگدل‌ترین منتقدین سینما و تلویزیون هم نتوانستند به نقش او ایرادی بگیرند. یك دختر فولاد زره كه تمام خواستگارانش را بر چشم برهم زدنی روانه آن دنیا می‌كرد، نقش تازه‌ای را در آخرین تله فیلم سروش صحت «بازی» داشته. دختری كه پدری عتیقه‌فروش داشت و سروش صحت كه یكی از نگهبانان كم‌رنگ است یك دل نه صد دل عاشقش می‌شود. اما بهاره رهنما داستان و شعر هم می‌نویسد آن هم به خوبی فیلمبازی كردنش. برای او هم انتخاب بین این همه كار خوب و خیلی سخت است اما مثل اینكه «میوه ممنوعه» را خیلی دوست داشته. فقط بعد از كمی فكر كردن جواب می‌دهد «میوه ممنوعه» حسن فتحی؛ داستان عشق دوباره یك فرد میانسال كه زندگی‌اش را به هم می‌ریزد و چشیدن طعم میوه ممنوعه او را از بهشتی كه سالیان سال ساخته است بیرون می‌كند. قابل حدس است كه بازی بسیار عالی علی نصیریان به خاطرش مانده باشد و بعد از آنكه میوه ممنوعه را نام می‌برد سریعا مهم‌ترین بازیگرش را علی نصیریان می‌داند. «به نظرم خیلی بازی متفاوتی داشت و اینكه خیلی خوب توانست شورعشق یك پیرمرد را به بهترین نحو به تصویر بكشد.»
خیلی از انتظار دور نمی‌توانست باشد كه علی نصیریان بتواند به خوبی نقش یك عاشق دوباره را بازی كند؛ فردی كه خانه و زندگی‌اش را به خوبی ساخته و در یك نگاه عاشق می‌شود و این را به زبان می‌آورد و دل همسرش (گوهر خیراندیش) را می‌شكند و بد نیست كه همین‌جا اشاره‌ای به بازی خیلی خوب گوهر خیراندیش- كه چقدر خوب نقش یك زن فداكار خیانت دیده را بازی كرده است - کنیم.
گوهر خیراندیش آنقدر كار خوب و دل‌نشین در كارنامه‌بازیگریش دارد كه هر كدام را بخواهیم در گزارش نام ببریم به آنهای دیگر خیانت كرده‌ایم. اما نمی‌توانیم نقش مادر زحمتكش و فداكارش را در «فصل سرما» از یاد ببریم که چطور برای سیر كردن شكم خودش و بچه‌هایش زیر برف كار می‌كرد یا نقش حاجیه‌خانم سر به زیرش در «دنیا» كه چطور از جان برای همسر دغلكارش (محمدرضا شریفی‌نیا) مایه می‌گذاشت و با معصومیت و دل‌شكستگی هر چه تمام‌تر دم از دو كیسه برنج مهریه‌اش می‌زد! اما از آنجا بهتر و خواستنی‌تر نقشش در «میوه ممنوعه» تحریكمان می‌كند كه سراغش برویم و از او بپرسیم كه مهم‌ترین سریالی كه در طول این سال‌ها در ماه‌رمضان پخش می‌شده، كدام است؟
«در نظر من جواب دادن به این سوال من را به تعارف می‌كشاند! و باعث می‌شود كه حرف دلم را نزنم، به این دلیل كه تمام سریال‌هایی كه در ماه‌رمضان پخش می‌شود با فشار كاری زیادی مواجه است.» در حین ساخت «میوه ممنوعه» در واقع فشار و حجم‌كار خیلی زیاد بود و زمان كم، كه اگر خودم دچارش نبودم می‌توانستم بگویم كه كدام كار مهم‌ترین و كدام بازیگر بهترین بوده. اما از آنجایی كه می‌دانم تمام گروه‌ها شبانه‌روز تلاش می‌كنند كه كار به موقع برسد و حتی نویسندگان در لحظه متن را تغییر می‌دهند مرا در این شرایط قرار می‌دهد كه نتوانم بگویم كدام كار مهم‌ترین است.
كارگردان‌ها تمام سعی‌شان را می‌كنند كه كار به روز پخش نرسد اما با نزدیك‌ شدن ماه‌رمضان پخش كار روزانه می‌شود و كارگردان‌ قادر نیست كار ضبط شده را همان روز یك بار دیگر نگاه كند. و اینجا می‌خواهم با خودخواهی بگویم كه «میوه ممنوعه» در واقع تا به امروز با احترامی كه نسبت به تمام كارهای قبلی كه زمان پخششان ماه‌رمضان بوده مهم‌ترین سریال پخش شده در این زمان است. نه به این جهت كه خودم در آن بازی كرده‌ام، شده سریال‌هایی را بازی كرده‌ام كه خودم دوستشان نداشته‌ام، اما «میوه‌ ممنوعه» جزو كارهایی بوده كه همیشه با علاقه از آن یاد می‌كنم.



منبع خبر : کارگزاران
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه پنجم شهریور 1387 و ساعت 19:58 |
سریال های سیما در ماه رمضان
چهار سریال "خوابزده"، "مثل هیچكس"، "بزنگاه " و " مامور بدرقه" در ماه رمضان میهمان روزه داران است.

به گزارش«جهان» به نقل از شبکه خبر؛ سیروس مقدم این بار با "خوابزده" برزخ را به تهیه كنندگی مهران رسام در قالبی ماورایی برای شبكه اول سیما كارگردانی می كند.

این سریال در 26 قسمت 30 دقیقه ای به جز شبهای احیائ به روی آنتن می رود، در این مجموعه بازیگرانی چون فرامرز قریبیان، افسانه بایگان، مهراوه شریفی نیا و پوریا پور سرخ بازی می كنند.

همچنین مجموعه تلویزیونی "مثل هیچكس" به كارگردانی عبدالحسین برزیده و تهیه كنندگی محمدعلی اسلامی برای پخش از شبكه دو سیما ساخته می شود.

این سریال تلویزیونی كه قالبی اجتماعی و خانوادگی دارد نخستین سریال مناسبتی امسال است كه با فیلمنامه ای از علی اكبر محلوجیان جلوی دوربین رفت و بازیگرانی چون حسین یاری، شاهرخ استخری، اصغر همت، مهران رجبی، پرویز پورحسینی، نفیسه روشن،آتنه فقیه نصیری، مریم رهبری و سوگل طهماسبی در این مجموعه ایفای نقش می كنند.

شبكه سه نیز برای ایام ماه مبارك رمضان مجموعه تلویزیونی "بزنگاه" را در 26 قسمت 35 دقیقه ای به كارگردانی رضا عطاران آماده پخش دارد.

این مجموعه تلویزیونی در قالب طنز ساخته می شود، ایرج محمدی و مهران مهام تهیه كنندگی آن را بر عهده دارند و فیلمنامه این سریال را محمدرضا آریان نوشته است.

در این سریال بازیگرانی چون رضا عطاران، حمید لولایی، علی صادقی، گیلدا رنجبران، غلامرضا نیكخواه، مرجانه گلچین، محمود بهرامی و سوسن پرور ایفای نقش می كنند.

همچنین مجموعه تلویزیونی "مامور بدرقه" نیز سریالی با مضمون طنز است كه كارگردانی آن را سعیدسلطانی بر عهده دارد و برای پخش از شبكه تهران ساخته می شود.

سیروس گرجستانی، محسن طنابنده، جوادرضویان، مهرانه مهین ترابی، بهاره رهنما، كیانوش گرامی، زهره مجابی، ناصر گیتی جاه و حسین توشه از جمله بازیگران این سریال 27 قسمتی هستند.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در شنبه دوم شهریور 1387 و ساعت 21:13 |
پس از مجموعه موفق «مدار صفر درجه»
حسن فتحی دومین فیلم‌اش را می‌سازد
حسن فتحی دومین فیلم‌اش را می‌سازد


سینمای ما-  "پستچی سه بار در نمی‌زند" دومین فیلم سینمایی حسن فتحی در مقام کارگردان است که روز 20 شهریور به تهیه‌کنندگی جواد نوروزبیگی مقابل دوربین می‌رود.

نوروزبیگی گفت: پیش‌تولید فیلم مدتی است شروع شده و در حال مذاکره با بازیگران هستیم. طبق برنامه‌ریزی‌های انجام شده فتحی 20 شهریورماه فیلم را کلید می‌زند.

"پستچی سه بار در نمی‌زند" بر اساس فیلمنامه فتحی در ژانر وحشت ساخته می‌شود. اولین فیلم این کارگردان "ازدواج به سبک ایرانی" به تهیه‌کنندگی علی معلم بود که سال 85 اکران شد.


منبع خبر : مهر
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در شنبه دوم شهریور 1387 و ساعت 21:5 |
گزارش «مهر» از مجموعه‌های تلویزیونی ماه رمضان
آغاز رقابت در پربیننده‌ترین ساعات پخش سال در تلویزیون
آغاز رقابت در پربیننده‌ترین ساعات پخش سال در تلویزیون


سینمای ما - شبکه‌های مختلف تلویزیون برای ماه رمضان امسال چهار مجموعه تهیه کرده‌اند که با توجه به آغاز ماه میهمانی خدا از 12 شهریور، هنوز تصویربرداری هیچکدام به پایان نرسیده و هر کدام با حاشیه‌هایی همراه است.

مجموعه‌های "خوابزده"، "مثل هیچکس"، "بزنگاه" و "مامور بدرقه" ماه رمضان امسال به ترتیب از شبکه‌های یک، دو، سه و تهران روی آنتن می‌روند. البته قضاوت برای تعداد مخاطبان و میزان موفقیت هر کدام از آنها را باید برای بعد از ماه رمضان گذاشت.


خوابزده


* شبکه یک مجموعه تلویزیونی "خوابزده" را به کارگردانی سیروس مقدم و تهیه‌کنندگی مهران رسام برای ماه رمضان امسال تهیه می‌کند که هر شب ساعت 22 پخش می‌شود. در این مجموعه فرامرز قریبیان، افسانه بایگان، مهراوه شریفی‌نیا، پوریا پورسرخ، رحیم نوروزی و لیندا کیانی بازی می‌کنند.

بایگان و قریبیان در نمایی از مجموعه "خوابزده"


* خلاصه داستان: این مجموعه قصه‌ یک وکیل با بازی بایگان را دنبال می‌کند که به همراه همسرش ( قریبیان) و پسرش (پورسرخ) و عروسش (کیانی) زندگی آرامی دارد، اما او یک شب خوابی عجیب می‌بیند که زندگی او و خانواده‌اش را دستخوش تغییر و تحول می‌کند...


* حاشیه‌ها:


ـ قبل از "خوابزده"، ساخت مجموعه "گل‌های گرمسیری" به کارگردانی محمدمهدی عسگرپور برای ماه رمضان شبکه یک آغاز و برای رساندن به موقع کار، تدوین و آهنگسازی آن هم همزمان کلید خورد. با اینکه بارها از سوی شبکه یک و عوامل اعلام شد "گل‌های گرمسیری" ماه رمضان از شبکه یک روی آنتن می‌رود، اما ناگهان پروژه "خوابزده" جایگزین آن شد.

ـ مهران رسام و سیروس مقدم بعد از گرفتن گوی رقابت از حریف تا دو هفته خبری از پروژه به خبرگزاری‌ها و مطبوعات نمی‌دادند. عنوان مجموعه "خوابزده" هم در ابتدا "برزخ" بود که بعد از گذشت دو تا سه هفته از تصویربرداری نام آن تغییر کرد.

ـ رسام تا مدت‌ها حاضر به گفتن خلاصه داستان "خوابزده" نبود و به گفتن یک جمله که داستانی متفاوت و ماورایی است، بسنده می‌کرد، اما بعد از مدتی خلاصه داستان مجموعه از سوی شبکه یک در اختیار رسانه‌ها گذشته شد.

ـ مقدم با کارگردانی مجموعه "خوابزده" سومین سال است مجموعه‌ای برای ماه رمضان می‌سازد. او سال 81 مجموعه "عروج" را با حضور عبدالرضا اکبری، رامبد شکرآبی، کتایون ریاحی و لادن طباطبایی و سال 86 "اغما" را با نقش‌آفرینی امین تارخ، لعیا زنگنه، ایرج نوذری، حامد کمیلی، شیرین بینا، ناصر ممدوح و عبدالرضا اکبری ساخت.

ـ سال گذشته مقدم با ساخت مجموعه "اغما" با یک موضوع ماورایی مورد تقدیر عزت‌الله ضرغامی رئیس رسانه ملی قرار گرفت و ماه رمضان امسال هم روی یک موضوع ماورایی کار می‌کند. قریبیان که تاکنون در مجموعه‌های مناسبتی بازی نکرده بود، امسال بخت خود را با "خوابزده" امتحان می‌کند.

ـ علیرضا افخمی بعد از نوشتن چند قسمت از فیلمنامه "خوابزده" و مورد توجه قرار نگرفتن مدیران شبکه از ادامه کار انصراف داد و مجموعه تا چند روز معلق ماند، اما بعد از چند روز افخمی با نوشتن یادداشتی اعلام کرد مشکلی ندارد با پروژه ندارد و همکاری با آن را ادامه می‌دهد.

ـ بایگان با بازی در مجموعه "خوابزده" بعد از مجموعه "پیامک از دیار باقی" دومین بار است در یک مجموعه مناسبتی به کارگردانی مقدم همکاری می‌کند. گفته می‌شود او برای بازی در "خوابزده" قرارداد خود را برای بازی در فیلم "حریم" به کارگردانی رضا خطیبی لغو کرد.


مثل هیچ کس


* شبکه دو مجموعه "مثل هیچکس" را به کارگردانی حسن برزیده، تهیه‌کنندگی محمدعلی اسلامی و نویسندگی علی‌اکبر محلوجیان برای ماه رمضان امسال آماده می‌کند. در این مجموعه حسین یاری، پروانه معصومی، مهران رجبی، اصغر همت، رامین راستاد، جواد عزتی، حمید ابراهیمی، شاهرخ استخری، نفیسه روشن، مرضیه لشگری، ابراهیم برزیده بازی می‌کنند.


 


* خلاصه داستان:


داستان "مثل هیچکس" درباره خانواده‌ای است که پدرشان فوت می‌کند و پسر بزرگتر که همه او را داداشی صدا می‌کنند، مسئولیت خانواده را به عهده می‌گیرد.


* حاشیه‌ها:


ـ ثریا قاسمی قرار بود در مجموعه "مثل هیچکس" بازی کند که به دلیل آسیب‌دیدگی از بازی در این پروژه انصراف داد و پروانه معصومی جایگزین او شد. نام مجموعه هم تا مدت‌ها "داداشی" بود که تغییر کرد و برزیده با ساخت آن نخستین تجربه کارگردانی مجموعه مناسبتی خود را کسب کرد.

ـ معصومی بعد از بازی در "نشانی" که نوروز از شبکه دو پخش شد، از این مجموعه به عنوان بهترین بازی خود یاد کرد. او بعد از پیوستن به پروژه "مثل هیچکس" در گفتگویی بازی خود را در این مجموعه "بهترین" توصیف کرد. "مثل هیچکس" نخستین مجموعه‌ای بود که مهدی فرجی مدیر شبکه دو اعلام کرد برای ماه رمضان تولید می‌شود.


بزنگاه


* شبکه سه مجموعه "بزنگاه" را به کارگردانی رضا عطاران و تهیه‌کنندگی ایرج محمدی و مهران مهام برای ماه رمضان تهیه می‌کند که ساعت 20:30 هر روز پخش می‌شود. در این مجموعه عطاران، حمید لولایی، علی صادقی، گیلدا رنجبران، غلامرضا نیکخواه، مرجانه گلچین، محمود بهرامی، سوسن پرور به ایفای نقش می‌پردازند.


*خلاصه داستان:


مجموعه تلویزیونی "بزنگاه" درباره یکی از نانوایان قدیمی شهر است که پس از فوت او بر سر ارث و میراث میان اعضای خانواده‌اش اختلاف ایجاد می‌شود.


* حاشیه‌ها:


ـ عطاران با کارگردانی مجموعه "بزنگاه" سومین سال است کارگردانی مجموعه‌های ماه رمضان را تجربه می‌کند. او سال 83 "خانه به دوش" را با حضور حمید لولایی، مریم امیرجلالی، آناهیتا همتی، علی صادقی، غلامحسین لطفی، فلور نظری و بهنوش بختیاری ساخت.

عطاران ماه رمضان سال 84 هم مجموعه مناسبتی "متهم گریخت" را با بازی سیروس گرجستانی، مریم امیرجلالی، سعید آقاخانی، محمود بهرامی، شهربانو موسوی، علی جعفری، ملیکا زارعی، لیدا فتح‌اللهی، خشایار راد و فلور نظری کارگردانی کرد.

ـ فیلمنامه مجموعه "بزنگاه" را محمدرضا آریان همراه سروش صحت می‌نوشت، اما اواسط کار آریان به دلیل اختلاف با عطاران از حضور در پروژه انصراف داد و هم اکنون صحت به تنهایی مشغول نگارش فیلمنامه این مجموعه است.

ـ گریم عطاران در این پروژه خاص است و او با سری تراشیده بازی می‌کند. مرجانه گلچین هم بعد از سال‌ها دوری از عرصه بازیگری با حضور در مجموعه "بزنگاه" به تلویزیون بازگشت.

ـ عطاران مانند مجموعه‌های موفق "متهم گریخت" و "خانه به دوش" که با استقبال مخاطبان رو به رو شد، سعی کرده در مجموعه "بزنگاه" از بازیگران تیم قبلی‌اش همچون لولایی و صادقی بهره ببرد.


مامور بدرقه


* شبکه تهران مجموعه "مامور بدرقه" را به کارگردانی سعید سلطانی و تهیه‌کنندگی اسماعیل عفیفه برای ماه رمضان امسال تهیه می‌کند که هر شب ساعت 15/21 پخش می‌شود و سیروس گرجستانی، مهرانه مهین‌ترابی، جواد رضویان، بهاره رهنما، محسن تنابنده، فرناز رهنما، کیانوش گرامی، حسین توشه، زهره مجابی، ناصر گیتی‌‌جاه، حسین عابدینی در آن بازی می‌کنند.


* خلاصه داستان:


این مجموعه روایتگر استوار آصف مامور نیروی انتظامی در حال بازنشستگی است که باید افشین را به جرم حمل مواد مخدر تحویل بازداشتگاه بدهد. اما افشین به کمک شوهر خواهرش فرامرز از دست استوار آصف فرار می‌کند.


* حاشیه‌ها:


ـ سلطانی با کارگردانی "مامور بدرقه" سومین سال است که کارگردانی مجموعه‌های ماه رمضان را تجربه می‌کند. او سال 86 "شکرانه" را با بازی پوریا پورسرخ، عاطفه رضوی، هوشنگ توکلی، حسن جوهرچی و مریم کاویانی و سال 83 "رسم عاشقی" را با بازی سروش صحت، لاله اسکندری، محمود عزیزی، مینا جعفرزاده، افسانه پاکرو و فرهاد بشارتی ساخت.

ـ با اینکه مجموعه‌های "شکرانه" و "رسم عاشقی" موفقیتی برای شبکه تهران به بار نیاورد و آمار نظرسنجی‌های صدا و سیما نشاندهنده کمترین مخاطب در میان مجموعه‌های دیگر ماه رمضان بود، اما باز هم مدیران شبکه تهران مجموعه رمضان را به سلطانی سپردند.

ـ بهاره رهنما قبل از شروع تصویربرداری مجموعه "مامور بدرقه" در برنامه "مثلث شیشه‌ای" یک خبر غافلگیرکننده به مردم داد، اما رشیدپور در ادامه صحبت او گفت: مسلماً خانم رهنما در مجموعه ماه رمضان شبکه تهران بازی می‌کند.

ـ برخی مدیران شبکه تهران تصمیم داشتند فیلمنامه "مامور بدرقه" را به علیرضا افخمی بسپرند که شبکه یک سریعتر از آنها اقدام کرد. این نخستین حضور گرجستانی و مهین‌ترابی در کنار همدیگر است. عفیفه از تهیه‌کنندگانی است که همیشه ارتباطی خوب با رسانه‌ها دارد و خبرنگاران بدون دردسر خبر مجموعه ماه رمضان را از او می‌گیرند.



منبع خبر : مهر
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در شنبه دوم شهریور 1387 و ساعت 21:2 |
سانسور در سينما از زبان كيومرث پوراحمد
به گزارش"جهان"شب گدشته شبكه دوم سيما بي سر و صدا برنامه اي را پخش كرد كه مي شود آن را به مثابه اتفاقي نو در سيما به شمار آورد. در اين برنامه كيومرث پوراحمد ، كارگردان خوشنام سينماي ايران حرفهايي زد و از سانسور در سينما به شدت انتقاد كرد وي در قسمتهايي از حرفهايش گفت : " تو فیلم تاتوره، یه سکانسی هست که یه مراسم فولکوریک زن‌های بوشهری رو به فیلم برگردوندم. جایی که زن‌ها دور همسر فوت‌شده یکی‌شون جمع می‌شن و شروع به سینه زدن می‌کنن. خانم پروانه معصومی، نقش این همسر رو بازی می‌کنه و یه دستمال آبی بالای سرش گرفته و مشغوول اجرای مراسمه. من یه شات از صورتشون گرفتم و یه مدیوم‌شات از بالاتنه‌شون و… و کار فیلم تموم شد و بعداً دیدم که اون شات مدیوم رو به کلی از فیلم درآوردند وقتی پرسیدم گفتند بالاتنه‌ی خانم معصومی که تکون می‌خوره ممکنه برای تماشاگر این تصور پیش بیاد که پایین‌تنه‌شون هم درحال تکون‌خوردنه!!!"
 
حرفهايي پوراحمد فقط به اين فيلم خلاصه نشد " یه سکانسی تو فیلم خواهران غريب هست که خسرو شکیبایی و خانم افسانه بایگان تو رستوران نشستن و با هم خاطراتشون رو مرور می‌کنن. یه تسبیح آبی خوشرنگ تو گردن خانم بایگانه و یه تسبیح مشابه دور دست آقای شکیبایی. یکی به اون یکی می‌گه هنوز نگهش داشتی و جواب می‌شنوه که آره هنوزم پیشم دارمش. بعد تسبیح‌ها رو درمیارن و رو همدیگه می‎ذارن تا صبح که اونجا نشستن. بعداً که فیلم رو دیدم، متوجه شدم این صحنه ساده و سمبلیک پیوند دوباره‎ی زن و شوهر رو حذف کردن!! يا مادر 65 ساله‌ی من تو یه قسمت از قصه های مجید، پیشونی مجید 13 ساله رو می‌بوسه که نقش مادرش رو داره…این بچه همه‌ش 13 سالشه! اونوقت گروه کودک تلویزیون این تیکه رو سانسور کرد!"
 
كاري با درستي و غلطي سانسور اين صحنه ها نداريم. اين ها مباحثي است بين آقاي پور احمد و معاونت سينمايي ارشاد وقت (كه اتفاقا مدتي بر عهده عزت الله ضرغامي بوده ) نكته اينجاست كه صدا و سيما اين بار و پس از دوسال از ساخته شدن يك برنامه اقدام به پخش آن كرده است و اين اتفاقات و حرفها در يك برنامه زنده زده نشده، بلكه بارها مورد بازبيني ‌قرار گرفته و طبيعتا با اطلاع مديران صدا و سيما بوده.
 
مدتي قبل هم شبكه سوم سيما فيلم هاي خانه دوست كجاست و مشق شب عباس كيارستمي و سازدهني امير نادري را پخش كرد كه نشان از نگاه جديد در سيما دارد . شايان ذكر است قسمت دوم اين برنامه طبق زيرنويس آن قرار است چهارشنبه شب ساعت 21:10 پخش شود.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در شنبه دوم شهریور 1387 و ساعت 20:30 |
محمدرضا آهنج «خواب زمین» را تمام کرد
تهران – خبرگزاری ایسکانیوز: تولید تله فیلم «خواب زمین» به تهیه کنندگی امیرعباس کنی و کارگردانی محمدرضا آهنج به پایان رسید.
به گزارش گروه فرهنگی هنری باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران "ایسکانیوز" ، این تله فیلم که در اطراف شهرستان نور جلوی دوربین رفته بود، پس از اتمام مراحل تدوین، صداگذاری و ساخت موسیقی، روانه آنتن می شود.
فیلمنامه «خواب زمین» توسط فدیا نوراللهیان به رشته تحریر در آمده است. این فیلمنامه داستان زن جوانی را روایت می کند که برای مشاهده کامل ترین و طولانی ترین کسوف قرن به همراه همسرش به ایران برگشته است. خورشیدگرفتگی آغاز می شود و بعد از آن برای زن اتفاقات عجیبی رخ می دهد. تا این که...
گفتنی است، امیرعباس کنی، تهیه کننده و فدیا نوراللهیان،نویسنده فیلمنامه «خواب زمین» پیش از این نیز در تله فیلم «چهارمتر آن طرف تر» در مقام تهیه کننده و فیلمنامه نویس همکاری داشته اند. این تله فیلم چندی قبل از شبکه اول سیما پخش شده است.
«چهارمتر آن طرف تر» قصه فرزندانی را روایت می کند که در هنگام بیماری پدرشان دور هم جمع شده اند تا هر کدام سهم خود را از زندگی و ارث این پدر بگیرند.
بازیگران تله فیلم «خواب زمین» عبارتند از: امین زندگانی، فرخ نعمتی، سعید داخ، حسن اسدی و جمعی دیگر که جلوی دوربین ایفای نقش کرده اند./120
خبرنگار:166
 
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 و ساعت 4:41 |
بررسی مجموعه تلویزیونی « مرگ تدریجی یک رویا »(5)
مجموعه « مرگ تدریجی یک رویا » وقایع را بزرگ نمایی می کند
تهران- خبرگزاری ایسکانیوز: عزیزالله حاجی مشهدی گفت: اگر از بزرگ نمایی های مجموعه تلویزیونی « مرگ تدریجی یک رویا » بگذریم برخی از فضاسازی های فریدون جیرانی می تواند منطبق با شرایط امروز جامعه ما باشد.
عزیزالله حاجی مشهدی منتقد فیلم و مدرس سینما در گفت و گوی روز شنبه با خبرنگار سینمایی باشگاه خبرنگاران دانشجوی ایران "ایسکانیوز" ، درباره حضور کارگردان سینما در تلویزیون افزود : کارگردان و فیلمسازی که نخستین کارهایش را در سینما آن هم سینمای حرفه ای تجربه کرده است بی تردید پس از چند فیلم به نوعی نگاه ویژه یا سبک خاص خو گرفته است . با تماشای هر فیلم تازه اش می توان رد پای همان نشانه های آشنا را جست و جو کرد.
وی در ادامه اظهار داشت : حضور چنین کارگردانی در تلویزیون به خودی خود اشکالی ندارد تنها نگرانی این است که سهل انگاری ها و آسان پسندی های رایج در کارهای مجموعه سازی را در فیلم های بعدی سینمایی خود تکرار نکند .
حاجی مشهدی بیان کرد : از آنجایی که تلویزیون به دلیل داشتن مخاطبان گسترده و متنوعش برای بسیاری از کارگردان ها جذابیت دارد نباید کسی را در استفاده از چنین امکانی منع کرد.
این مدرس سینما درباره استفاده از دستاوردهای خلاق و تکنیک فیلمسازی در سریال مرگ تدریجی یک رویا گفت: این مجموعه به لحاظ فضاسازی ، طراحی صحنه ها و برخی جلوه های بصری دیگر کار تازه و بدیعی به نظر می رسد . استفاده از چند تصویر موازی برای نشان دادن جریان حوادث و رخدادها در یک قاب در کنار هم نوعی تازگی به کار داده است البته پیگیری و پی جویی صحنه های موازی در یک قاب هنوز برای تماشاگر عام تلویزیون، عادی به نظر نمی رسد
حاجی مشهدی اضافه کرد : برخی از تماشاگران عادی حتی خواندن زیر نویس های فارسی در پایان نماهای یک فیلم را کاری دشوار و مخل نظم فکری و تمرکز حواس خود می دانند چه رسد به تماشای سه یا چهار نمای متحرک در یک قاب.
عزیرالله حاجی مشهدی درباره زیر سئوال رفتن ادبیات امروز ایران توسط سریال مرگ تدریجی یک رویا اظهار داشت: به نظر من این سریال چنین تاثیری ندارد چرا که در ادبیات امروز ما متاسفانه با برخی از همین آسان پسندی ها مواجه هستیم و بسیاری از شاعران و نویسندگان ما بدون آشنایی با عمق مصائب زندگی اقشار محروم و آسیب پذیر جامعه همچنان از فاصله دور درباره آن ها چیز می نویسند.
وی در ادامه افزود : آن چیزی که در این مجموعه نشان داده می شود کمی تا قسمتی دچار مشکل است ؛ اولا شرایط نشر و چاپ کتاب در ایران به گونه ای نیست که نویسنده ای بتواند با تیراژ دو یا سه هزار نسخه ای به شهرت و محبوبیتی از این دست که در مجموعه تلویزیونی فریدون جیرانی نشان داده می شود دست یابد ثانیا این نویسنده که به قاعده باید آدم روشنفکری باشد، چگونه راضی می شود که به بهانه مشغله فراوان، برای سقط جنین اقدام کند . اگر از این بزرگ نمایی ها بگذریم برخی از فضاسازی های فریدون جیرانی دراین مجموعه می تواند منطبق با شرایط امروز جامعه ما باشد.
خبرنگار:251
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 و ساعت 4:37 |
بررسی مجموعه تلویزیونی « مرگ تدریجی یک رویا »(6)
کیکاووس زیاری : «جیرانی» نویسندگان را بی بند و بار جلوه داده است
تهران – خبرگزاری ایسکانیوز: کیکاووس زیاری منتقد سینما: اکثر نویسندگان ما از نظر مالی در تنگنا هستند و از نظر معنوی قدرشان دانسته نمی شود. با شرایطی که بر جامعه نویسندگان ما حاکم است جیرانی با پرداخت بد خود و نشان دادن کاراکتری بی بند و بار و منفی از این قشر شرایط آن ها را بیش از پیش متزلزل کرده است .
کیکاوس زیاری منتقد سینما در گفت و گو با خبرنگار سینمایی باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران "ایسکانیوز"، حضور کارگردان های سینما در تلویزیون را به شرط حفظ پارامترهای سینمایی مثبت ارزیابی کرد و گفت : حضور کارگردان های سینما در تلویزیون به شرط آنکه دیدگاه و پارامترهای سینمایی خود را در تولیدات تلویزیونی حفظ کنند و خود را محدود به کلیشه های رایج در تلویزیون نکنند می تواند به بهتر شدن و بالاتر رفتن کیفیت برنامه های تلویزیون کمک کند.
وی درباره کارهای فریدون جیرانی افزود : به نظر من در کل جیرانی فیلمنامه نویس بهتر از جیرانی کارگردان کار می کرد و من فیلمنامه های او را بیشتر می پسندیدم.
این منتقد سینما در ادامه ، به روند پیشروی ادبیات امروز ایران پرداخت و اظهار داشت: چهره های ادبی امروز ما تلاش دارند تا با بهره گیری از تجربه های گذشتگان کارهای بهتری را به آیندگان ارائه دهند. از طرفی نویسندگان در جامعه ما مظلوم واقع شده اند . کیکاوس زیاری در پایان بیان کرد: من به عنوان منتقد سینما معتقد هستم یک کارگردان باید این امکان را داشته باشد که بتواند از هر کاراکتر با هر شخصیتی که مد نظر دارد استفاده کند ولی باید به این نکته توجه کند که آن کاراکتر نباید تعمیم دهنده کل باشد.
وی تصریح کرد که فکر می کنم بهتر بود جیرانی در اول سریال از این رسم که می نویسند تمام کاراکترهای این مجموعه خیالی است استفاده می کرد ./110
خبرنگار:251
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 و ساعت 4:34 |
94 درصد مردم از سریال «یوسف(ع)» راضیند
تهران – خبرگزاری ایسکانیوز: سریال تلویزیونی «یوسف پیامبر(ع)» به کارگردانی فرج الله سلحشور و از محصولات مرکز سیما فیلم تاکنون با پخش هفت قسمت توانسته رضایت 94 درصد از بینندگان را جلب کند.
به گزارش روز سه شنبه گروه فرهنگی هنری باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران "ایسکانیوز" ، این سریال براساس قصص قرآن و با نگاه به زندگی حضرت یوسف(ع) تهیه شده است. داستان سریال از دوران قبل از تولد این پیامبر شروع و در ادامه به سیر زندگی وی از به چاه افتادنش تا زمانی که به عزیزی مصر می رسد و... پرداخته است.
این مجموعه تلویزیونی در 45 قسمت جلوی دوربین رفته است. فرج الله سلحشور، فیلمنامه این سریال را براساس سوره یوسف(ع)، تفاسیر مختلف، کتب عهد قدیم و سایر منابع تحقیقی، اعم از گفت وگو با اهل فن و تحقیقات میدانی، به رشته تحریر درآورده است.
«یوسف پیامبر(ع)» از هفتم تیر ماه پس از حدود 32 ماه فیلمبرداری و یک سال انجام مراحل فنی مانند تدوین، صداگذاری، ساخت موسیقی و... روانه آنتن شد.
بنابرآخرین نظرسنجی مرکز صدا و سیما که در همان اوایل پخش آن انجام گرفت، این سریال توانسته با 57 درصد بیننده و 94 درصد رضایت از جانب مخاطبان در صدر جدولی بایستد که در آن «روزگار قریب» و سریال خارجی «امپراطور دریا» در رتبه های بعدی قرار گرفته اند.
سریال «یوسف پیامبر(ع)» هر هفته جمعه شب ها ساعت 22 از شبکه اول سیما پخش می شود./120
خبرنگار:166
 
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 و ساعت 4:33 |
هنوز چیزی نشده...
جنجال‌های سریال یوسف پیامبر (ع) شروع شد
جنجال‌های سریال یوسف پیامبر (ع) شروع شد


سینمای ما - مدیر گروه معارف شبکه یک تلویزیون در شرایطی به «ضعف‌های عمده» مجموعه تلویزیونی که از شبکه تحت مدیریت او پخش می‌شود، انتقاد می‌کند که کارگردان سریال، دلایل خودش را در دفاع از مجموعه یوسف پیامبر (ع) دارد.
مدیر گروه معارف شبکه یک تلویزیون با اشاره به ضعف‌های عمده در پنج قسمت پخش‌شده مجموعه تلویزیونی "یوسف پیامبر" اعلام کرد بسیاری از ایرادها پیش از تولید به سازندگان گفته شده و این مجموعه در شکل فعلی نمی‌تواند پاسخگوی پرسش‌های مخاطبان باشد.

حسین رحیم‌زاده درباره انتقادهای آیت‌الله سبحانی و برخی مورخان به مجموعه "یوسف پیامبر"  گفت: من هنگام نگارش فیلمنامه مدیر کل خدمات رسانه‌ای مرکز پژوهش‌های صدا و سیما بودم، اما فرج‌الله سلحشور برای فیلمنامه مجموعه رفت‌ و آمدی به مرکز پژوهش‌ها نداشت و تنها فیلمنامه از سوی دفتر رئیس وقت سازمان (دکتر لاریجانی) به مرکز ارسال شد.

وی ادامه داد: این مرکز هم مواردی را به صورت کلی به عنوان نقد فیلمنامه اعلام کرده و آقای سلحشور بعد از مطالعه گفته بود این ایرادها سه دسته هستند. یک دسته که اعمال می‌شود که متاسفانه در حال حاضر با پخش پنج قسمت چند ایراد اساسی وجود دارد که رفع نشده است. البته باید مجموعه به طور کامل پخش شود تا ببینیم چند درصد ایرادها رفع شده است.

مدیر گروه معارف شبکه یک گفت: به نظر او دسته دوم این بود که تحقیقات او بهتر است و در دسته سوم اعلام کرد الان فرصت نیست. در حال حاضر پنج قسمت پخش شده که از ضعف‌های عمده آن می‌توان زنان حضرت یعقوب را مثال زد که نباید اینگونه نشان داده می‌شد و مرکز پژوهش‌ها هم این مسئله را تذکر داده بود. البته نمی‌دانم این مورد در کدام دسته طبقه‌بندی می‌شود.

وی یادآور شد: به فضای حسادت فرزندان حضرت یعقوب هم نقد داشتیم، اما توجه نشد و در قسمت دیشب دیدیم آن حضرت، یوسف را بیشتر نوازش می‌کند تا دو فرزند دیگرش را. شب گذشته خواب حضرت یعقوب هم نشان داده شد که ایشان در خواب گرگ‌هایی را می‌بیند که در پی کودکی هستند، اما این خواب سندیت ندارد.

رحیم‌زاده اشاره کرد: ما این نکته را گفته بودیم که ضرورتی ندارد این خواب باشد و بهتر است به خواب حضرت یوسف که در قرآن آمده اکتفا شود. فکر نمی‌‌کنم این مجموعه با این شروعی که داشته بتواند پاسخگوی خیلی از پرسش‌های مخاطبان باشد. گرچه قضاوت کردن هنوز زود است و نباید به این فضا دامن زد. شاید اگر مجموعه جلوتر برود، ویژگی‌هایی داشته باشد.

وی درباره اینکه چرا فیلمنامه "یوسف پیامبر" همزمان با کلید خوردن پروژه به مرکز پژوهش‌ها ارائه شد گفت: همیشه از سوی رئیس رسانه ملی و معاونان سیما چه در زمان دکتر لاریجانی و چه مهندس ضرغامی به سازندگان توصیه می‌شود در پروژه‌ها از همکاری مرکز نهایت استفاده را ببرند و با توجه به اینکه فیلمنامه زمان دکتر لاریجانی شکل گرفت، این توصیه‌ها شده بود.

مدیر کل پیشین خدمات رسانه‌ای مرکز پژوهش‌های اسلامی ادامه داد: ارسال فیلمنامه هم برای اطمینان خاطر بود تا متن مشکل نداشته باشد. البته باید بگویم آقای سلحشور وقتی هنوز شاکله فیلمنامه آماده نبود، جلسه‌ای با من داشت و من چند مرجع، مورخ و منبع به او معرفی کردم و وی درباره فضای فرهنگی و فراعنه مصر صحبت‌هایی کرد که من گفتم بهتر است منابع اسلامی باشد.

رحیم‌زاده درباره اینکه با توجه به بودجه "یوسف پیامبر" آیا نباید تحقیقات جدیتر گرفته می‌شد به مهر گفت: اهمیت تحقیقات پروژه در دوره ریاست قبلی و فعلی سازمان مشهود است و حتی من شاهد بودم مهندس ضرغامی با صاحبنظران جلسه دارند و دکتر لاریجانی هم این کار را می‌کرد. بودجه تحقیقات برای این سریال‌ها هم قابل توجه است و در این باره سازمان ضعف نداشته است.

وی خاطرنشان ساخت: بارها معاون سیما را دیده‌ام که جلسه‌هایی با مراجع و بزرگان همراه با سازندگان اثر داشته، اما گروه باید نهایت تلاش خود را بکند و سلحشور می‌بایست از فرصت‌ها استفاده می‌کرد. صدا و سیما به لحاظ تحقیقات، زمان و بودجه برای "یوسف پیامبر" کم نگذاشت و چهار سال برای نگارش صبر کرد. من شهادت می‌دهم سازمان تلاش‌های زیادی در این باره داشت و خیلی حساس بود.

مدیر گروه معارف شبکه یک درباره اینکه چرا صدا و سیما بر نگارش مجموعه نظارت نداشته گفت: در این مورد سازمان کم نگذاشته و همیشه این مسئله پیگیری شده و مورد تاکید بوده، اما گروه سازنده نتوانسته از فرصت‌ها استفاده کند و آقای سلحشور احساس کرده تحقیقاتش کامل است. البته برخی مواقع پیش می‌آید سازنده به محققان حوزه و دانشگاه مراجعه کرده، اما آنها دست او را نگرفته‌اند.

مدیر کل پیشین خدمات رسانه‌ای مرکز پژوهش‌های اسلامی گفت: فیلمنامه مجموعه دوره ریاست آقای خسروی بر مرکز سیمافیلم نوشته شد و باید صحبت‌های وی و آقای رضابالا معاون فرهنگی او را هم شنید و اینکه آنها تا چه حد با سلحشور برای فیلمنامه "یوسف پیامبر" صحبت کرده‌اند. من پیشنهاد می‌کنم حتماً با رضابالا در این باره صحبت کنید، اما سازمان برای مجموعه بسیار تلاش کرد.

به گزارش مهر، رحیم‌زاده در پایان درباره اینکه آیا نباید آن زمان مرکز پژوهش‌های اسلامی صدا و سیما بر فیلمنامه "یوسف پیامبر" نظارت می‌کرد گفت: همانطور که گفتم باید این همکاری تنگاتنگ بود، اما نظارت اتفاق نیفتاد. از سوی دیگر این مرکز مسئولیت اجرایی ندارد و نمی‌توانست در این باره دخالت کند.

از طرف دیگر کارگردان مجموعه تلویزیونی "یوسف پیامبر" بخش عمده ایرادهای مرکز پژوهش‌های اسلامی صدا و سیما را به فیلمنامه مجموعه بی‌اساس یا نظر شخصی دانست و منبع تحقیقات خود را المیزان و تفاسیر شیعه عنوان کرد.

فرج‌الله سلحشور درباره انتقادهای مرکز پژوهش اسلامی صدا و سیما به "یوسف پیامبر" به خبرنگار مهر گفت: من نمی‌دانم چرا همه دنبال ایرادهای یوسف هستند و این برای من سئوال است که چرا خبرگزاری‌ها در پی اشکال‌های مجموعه و یافتن افرادی هستند که از آنها سئوال خود را بپرسند. آیا "یوسف پیامبر" محسناتی ندارد و مردم از آن استقبال نکرده‌اند؟

وی درباره انتقاد مرکز پژوهش‌ها مبنی بر سندیت نداشتن خواب حضرت یعقوب و انتقاد آیت‌الله سبحانی به مجموعه گفت: آیت‌الله سبحانی این مسئله را رد نکردند، بلکه گفتند بهتر بود مسئله زنان یعقوب مطرح نمی‌شد. من هم دوست داشتم قصه‌ای را می‌ساختم که در کارهای تاریخی دیگر همچون امام حسن (ع) و امام رضا (ع) آمده است.

کارگردان و تهیه‌کننده "یوسف پیامبر" ادامه داد: کسانی که این مسائل را مطرح کرده‌اند اگر مطالعه کرده بودند نمی‌گفتند این خواب سندیت ندارد. در قرآن یک‌هزارم ماجراهای یوسف نیامده و تنها منبع ما قرآن نبود. من حاضرم ایرادها را با سند در مطبوعات درج کنم تا مردم خود قضاوت کنند ایرادها تا چه حد باربط یا بی‌ربط بوده است.

وی درباره اینکه تا چه حد در رفع ایرادها کوشیده گفت: اغلب ایرادها اساسی نبود یا نظر شخصی بود. مثلاً عنوان کرده بودند به نظر شما بهتر نیست اینجا این مسئله اینطور بیان شود. یا گفته بودند این مطلب عنوان شده سندیت دارد یا نه. وقتی شما نمی‌دانید کدام سند است و کدام نیست پس چطور اظهار نظر می‌کنید؟ در مجموع بخش ناچیز ایرادها درست بود که من آن را اعمال کردم.

سلحشور ادامه داد: تحقیقات این مجموعه مطابق با نظر المیزان و تفاسیر شیعی بوده که خیلی بیشتر از رحیم‌زاده می‌دانند. همچنین از نظر استادانی چون حبیب‌الله عسگراولادی و پرورش بهره بردیم. از سوی دیگر آیت‌الله سبحانی سر پروژه "ملک سلیمان" با دوستان صحبت کردند و اشاره‌ای هم به یوسف داشتند، اما رد نکردند که آن زمان حضرت یعقوب با دو خواهر ازدواج کرده بود.

این کارگردان سینما و تلویزیون اشاره کرد: بلکه ایشان گفته بودند بهتر بود این مسئله مطرح نمی‌شد، در حالی که به دلیل نگفتن هم اشاره نشده بود. از سوی دیگر اسرائیلیات یعنی تحریف‌ها، اما ما بر اساس مستندات مجموعه تلویزیونی "یوسف پیامبر" را ساختیم و منابع تحقیق ما هم معتبر است.

وی در پایان گفت: ای کاش کسانی که الان احساس تکلیف می‌کنند با یک اثر مذهبی اینطور خصمانه برخورد کنند، تکلیف و تعهد خود را در این 30 سال در مورد هزاران فیلم ضداسلامی و ضداخلاقی که از سینما و تلویزیون ساخته و پخش شد، می‌دانستند و واکنش نشان می‌دادند.


منبع خبر : مهر
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه یازدهم مرداد 1387 و ساعت 21:3 |
مردي كه يك پايش روي زمين است‌
Image

«در غمگين‌ترين لحظات زندگي‌ام تنها به سراغ «خودم» مي‌روم، گاهي باهاش دعوا مي‌كنم، گاهي گپ مي‌زنم، گاهي هم مي‌خندم و در نهايت به نوعي با خودم كنار مي‌آيم.» اين حرف‌ها از اميرحسين صديق است، كسي كه به قول خودش (كه هر شب در برنامه‌اش تكرار مي‌كند) مردي است كه يك پايش روي زمين است. بجز يك تصوير گنگ و محو در يك فيلم كوتاه از «بيژن ميرباقري» كه صديق در آن نقشي منفي داشت؛ او هميشه بازيگر نقش‌هاي مثبت بوده است.
«اميرحسين صديق» را همه با مجموعه «زي‌زي‌گولو» مي‌شناسند، اما طي اين سال‌ها، در كارهاي زيادي بازي كرده است. «هتل مرواريد»، «خودرو تهران 11» و همچنين فيلم سينمايي «نوك برج» و بازي در كنار محمدرضا فروتن و نيكي كريمي. البته اينها از كارهاي معروف اوست، او در هشتم آبان‌سال 51 در تهران به دنيا آمده است. در سن 12، 13 سالگي با تئاتر در كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان آشنا شد، به همراه تحصيل تئاتر كار كرد و به مدرسه هنر و ادبيات صداوسيما رفت، در آنجا با گروه‌هاي حرفه‌اي تئاتر كار كرد و بعد با پيشنهاد كار در تلويزيون و سينما روبه‌رو شد و به قول خودش «همين ‌طور ادامه پيدا كرد تا امروز...».

نسل ما صديق را به خاطر حضور جذابش در سريال «زي‌زي‌گولو» خوب به خاطر سپرده است، خود او هم هميشه از اين كار به عنوان يكي از آثار مورد علاقه‌اش از آن ياد مي‌كند. «اميرحسين صديق» خاطرات بامزه‌اي هم از آن سريال دارد. «يك شبي تو يكي از محله‌هاي پرت و خلاف، يك عده جوان جلوي ماشينم رو گرفتن و سوئيچم رو برداشتند پياده‌ام كردند و بي‌دليل شروع كردند به كتك زدن من، زير دست و پا بودم كه يكي‌شون گفت: ا... اين يارو... باباي زي‌زي‌گولو نيست، همه دست از زدن من برداشتند، يه ذره نگاهم كردن، بلندم كردند.

لباسهامو تكوندند، سوئيچم رو بهم دادند، معذرت‌خواهي كردند كه منو نشناختند، سوار ماشينم كردن.

گيج و منگ و كتك خورده دور كه مي‌شدم تو آينه كه نگاه كردم ديدم وايستاده بودند، برام دست تكون مي‌دادند و باي‌باي مي‌كردند. هيچ‌وقت نفهميدم اونا كي بودند؟ مي‌خواستن پولمو بزنند؟ يا ماشينمو؟ يا چي؟ اما خدا رو شكر كه يكي‌شون منو شناخت وگرنه خدا ميدونه چه بلايي سرم مي‌اومد».

اين شب‌ها او به همراه رامبد جوان برنامه «امشب» را هر شب روي آنتن مي‌برند و در حقيقت ادامه همان برنامه «خانه‌اي با طرح نو» سال پيش است كه به جاي اشكان خطيبي، صديق در كنار جوان بازي مي‌كند. هرچند برخي‌ها خطيبي و جنس بازي‌اش را به او ترجيح مي‌دهند، اما مهم اين است كه اين برنامه مخاطبان زيادي را جمع كرده است.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه دهم مرداد 1387 و ساعت 21:54 |
«بى گناهان» به قسمت اول رسيد
Image سرويس سينمايى: هيچ گاه سريال يا فيلمى در كشور ما براساس خط داستانى كه در فيلمنامه وجود دارد، ساخته نمى شود. بلكه براساس رج زدن جلوى دوربين مى رود. به اين معنى كه امكان دارد قسمت اول يك سريال در انتهاى كار تصويربردارى شود. اتفاقى كه در سريال «بى گناهان» به كارگردانى احمد امينى خواه رخ داده است. اين سريال در حالى كه بيش از ۹۰ درصد آن تصويربردارى شده، تازه تصويربردارى قسمت اول آن آغاز شده است. به طورى كه ۱۰ درصد باقيمانده كار در تهران و منطقه رودشور كه در اتوبان ساوه واقع است، تصويربردارى خواهد شد كه اين مرحله تا پايان شهريور ماه به اتمام مى رسد. تصويربردارى «بى گناهان» ۱۳ شهريور ماه سال ۸۶ آغاز شد و قرار بود تا اوايل خرداد ماه سال جارى به پايان برسد كه با توجه به سختى كار و ساخت دكورهاى جديد براى اين كار، تصويربردارى كمى به طول انجاميد. داريوش فرهنگ، مسعود كرامتى، محمدعلى نجفى و همايون اسعديان چهار كارگردانى هستند كه در «بى گناهان» ايفاى نقش كرده اند. اين سريال در ۲۶ قسمت براى پخش از شبكه سه سيما ساخته مى شود و به محض پايان تصويربردارى تدوين آن آغاز مى شود. برخى از عوامل ساخت اين سريال عبارتند از: كارگردان: احمد امينى، نويسنده: سعيد شاهسوارى، مدير تصويربردارى: كيوان معتمدى، صدابردار: ناصر شكوهى نيا، انتخاب بازيگر: پيام دهكردى، طراح صحنه و لباس: فاضل ژيان، طراح چهره پردازى، الهام صالحى، برنامه ريز و دستيار اول كارگردان: عليرضا بزدوده و بازيگران: فريبا كوثرى، مهدى پاكدل، امير آقايى، مهرداد ضيايى، بيژن افشار، شهين نجف زاده، سيد مهرداد ضيايى و با حضور: پرويز پورحسينى، بهرام ابراهيمى، داريوش اسدزاده و مهرى وداديان.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه دهم مرداد 1387 و ساعت 21:39 |
"خاطرات فردا" روي آنتن شبکه يک مي رود  
 

فيلم تلويزيوني "خاطرات فردا" به کارگرداني حميدرضا حافظي و تهيه کنندگي مصطفي مسجدي به جاي "روز هفتم" روز نهم مرداد به مناسبت مبعث از شبکه يک پخش مي شود.
در اين فيلم تلويزيوني چکامه چمن ماه، رامين ناصرنصير، سعيد پيردوست، ارسلان قاسمي، ترلان پروانه، مينا جعفرزاده، هوشيار کرمي، امير صيرفي، فرامرز روشنايي و اردشير کاظمي نقش آفريني کرده اند و ناصر محمودکلايه تصويربردار است.
"خاطرات فردا" داستان سحر و سامان را روايت مي کند که از شرايط بحراني خانه جان به لب شده اند و تصميم مي گيرند با استفاده از بازي رايانه اي سفر در زمان به زماني ديگر بروند. اما يک حادثه غيرمنتظره باعث مي شود ... عباس رافعي به عنوان مشاور توليد فيلم به حافظي کمک کرده است.
صحنه هاي ويژه فيلم با همکاري پيمان ابدي و رضا انصارين تصويربرداري شده و ساير عوامل عبارتند از نگار جاودان طراح صحنه و لباس، محسن ملکي طراح گريم، شهرام متولي باشي صدابردار، مسعود تکاور تدوينگر، بهروز صحيحي مدير توليد، بهرام صحيحي دستيار کارگردان و مجيد صباغ بهروز عکاس. "خاطرات فردا" محصول گروه فيلم و سريال شبکه يک است.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه دهم مرداد 1387 و ساعت 21:36 |
آخر هفته با 9 فیلم از شبکه های سیما

در تعطیلات آخر هفته فیلمهای سینمایی خداحافظ بوفانا ، قفس آبی ، نانوا ، ناعادلانه ، عدالت شهری ، خانه دوست کجاست ، سینما آسپرین ، ستارگان زندان و محافظ فیلها از شبکه های سیما پخش می شود.
به گزارش شبکه خبر ، فیلم سینمایی " خداحافظ بوفانا " ساخته بیل آگوست روز پنج شنبه ساعت 22 از شبکه یک سیما پخش می شود.

فیلم سینمایی " قفس آبی " ساخته بهرام صادقی جمعه ساعت 16 از شبکه یک سیما و فیلم سینمایی " نانوا " ساخته لورا سیلوپز روز پنج شنبه ساعت 23:30 دقیقه از شبکه دو پخش می شود.

همچنین فیلم سینمایی " ناعادلانه " ساخته یوشینوری کابایاشی روز جمعه ساعت 17:30 دقیقه از شبکه دو و فیلم " عدالت شهری " ساخته دان فانت روز پنج شنبه ساعت 20:30 دقیقه از شبکه سه سیما پخش می شود.

فیلم " خانه دوست کجاست " ساخته عباس کیارستمی روز جمعه ساعت 22:30 دقیقه از شبکه سه سیما و فیلم " سینما آسپرین " ساخته مارسلو کومز روز جمعه ساعت 20:30 دقیقه از شبکه چهار سیما پخش می شود.

فیلم " ستارگان زندان " ساخته دیک کامنت جمعه 40 دقیقه بامداد و " محافظ فیلها " ساخته پراچیا پینکیو روز جمعه ساعت 14:10 دقیقه از شبکه تهران پخش می شود.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه دهم مرداد 1387 و ساعت 21:33 |
ضعف محتوایی و فنی در سريال حضرت يوسف پيامبر (ع)
Image

سریال یوسف پیامبر به کارگردانی فرج‌الله سلحشور که از پروژه‌های تاریخی و عظیم سیماست و هنوز چند قسمتی از پخش آن نگذشته است با انتقادات فراوانی از سوی کارشناسان مذهبی و دست اندرکاران سیما روبرو شده است.

در همین راستا حجه‌الاسلام بهمن شریف‌زاده مدیر گروه عرفان پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در گفتگو با خبرنگار «فردا» نگاه صداو سیما را به مسائل تاریخی و مذهبی خوب و مثبت ارزیابی کرد اما نقطه ضعفهایی را به محتوای داستانی این سریال وارد دانست.

وی انتقادهای وارده در رابطه با ازدواج یعقوب با دو خواهر را وارد دانست و گفت: ازدواج همزمان دو خواهر در قید حیات از نظر شریعت اسلام نادرست است و همه پیامبران گذشته نیز به آن عمل می‌نمودند.

حجه‌الاسلام شریف‌زاده در ادامه افزود: البته ما اخباری داریم که برخی قوانینی که مربوط به زمان پیامبر ما است در گذشته اجرا نمی شد و اصلا به آنها اعتقادی نداشتند اما از نظر غالب عالمان شیعه، قوانین حرام را هیچ پیامبری در هیچ زمانی انجام نمی‌داده است. برای مثال در روایات یهود از می‌گساری انبیا بسیار می‌شنویم و یا داستانها و روایاتی از ازدواج هابیل و قابیل با خواهرانشان نقل مي شود که دین اسلام تمام این گفته ها را جعلی و غیر واقعی و تنها امري برای به بیراهه کشاندن ادیان عنوان مي كند .

سردبیر فصلنامه نقد این‌طور ادامه داد: اگر دست اندرکاران ساخت این سریال از صحت چنین موردی مطمئن شدند باز هم دلیلی برای مطرح کردن آن وجود ندارد و نباید برای کارگردان نیازی برای بیان این مطلب آنهم در رسانه ملی احساس می‌شد.

این کارشناس مذهبی انتقاد دیگری را نیز نسبت به این سریال وارد دانست و گفت‌: از نظر من دومین اشکال این سریال ساختن چهره کاملا معمولی برای یعقوب به عنوان پیامبر خدا است. اگر بیننده سریال، او را نشناسد تفاوت حضرت یقوب را با بقیه بازیگران نمی‌فهمد. البته منظورم این نیست که کارگردان می‌آمد چهره یعقوب را نورانی‌تر ترسیم می‌کرد. منظورم این است که
در این سریال تفاوت رفتاری و باوری بین یعقوب و بقیه بازیگران وجود ندارد و یا بسیار کمرنگ به نظر می‌آید.

وی در پایان یادآور شد: در مجموع کارشناسی سریالهای مذهبی و تاریخی تلویزیون بسیار دچار اشکال است و از قوت کافی برخوردار نیست.

گفتني است آيت‌الله سبحاني نيز اخيرا ضمن انتقاد به اين فيلم گفت: بعضي از مسائل به تصوير كشيده شده در سريال «يوسف پيامبر» از اسرائيليات است و اگر چه ازدواج يك مرد با دو خواهر در آن شرايط حرام نبوده، ولي دليلي نداشت اين مسئله در فيلم گنجانده شود.

همچنين  مسعود فراستی منتقد سینما و تلویزیون نیز این سریال را از لحاظ محتوایی و فنی در سطح بسیار پایینی عنوان کرد و گفت: چند قسمتی که از این سریال در تلویزیون پخش شد و من دیدم، متوجه شدم که دیالوگها دارای میزانسن تئاتری بوده و دوربین بی‌هدف بین بازیگران می‌چرخد به طوریکه بعد از پایان دیالوگ تازه متوجه گوینده آن می‌شویم.

وی ادامه داد: میزانسن‌ها در این سریال نه تئاتری بوده و نه سینمایی. بازیهای بازیگران بسیار سرد و بی‌روح است و نحوه اجرا و متن دیالوگها و در مجموع ساختار فیلمنامه جای تامل بسیار دارد.

فراستی در پایان گفت: بهتراست برای ساخت یک اثر هنری و تاریخی دقت بیشتری شود زیرا این آثار با اعتقادات مردم پیوند می‌خورد و مردم با دقت بیشتری به این مجموعه‌های تلویزیونی دقت می‌کنند.

 گفتني است آيت‌الله سبحاني نيز اخيرا ضمن انتقاد به اين فيلم گفت: بعضي از مسائل به تصوير كشيده شده در سريال «يوسف پيامبر» از اسرائيليات است و اگر چه ازدواج يك مرد با دو خواهر در آن شرايط حرام نبوده، ولي دليلي نداشت اين مسئله در فيلم گنجانده شود.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه دهم مرداد 1387 و ساعت 21:14 |
انتقادات به سريال « يوسف پيامبر(ع ) » بالا گرفت  
Image

 اين روزها بحث بر سر مشكلات محتوايي و ساختاري سريال « يوسف پيامبر(ع ) » ساخته فرج الله سلحشور كه ساخت سريال موفق « مردان آنجلس » را در كارنامه خود دارد بسيار بالا گرفته است .آنچه در ادامه به آن اشاره خواهد شد آنكه مسئولان صدا و سيما تلاش كرده اندتا كليه مشكلات را متوجه كارگردان كنند. اگر چه وجود اين مشكلات مستقيما به كارگردان باز مي گردد اما پرسش اينجاست كه چرا كارشناسان سيما مجوز پخش اين فيلم را صادر كرده اند آيا صدا و سيما پيش از پخش اين سريال وظيفه نظارتي خود را به درستي انجام داده اند
مدير گروه معارف شبكه يك تلويزيون با اشاره به ضعف هاي عمده در پنج قسمت پخش شده مجموعه تلويزيوني « يوسف پيامبر » اعلام كرد بسياري از ايرادها پيش از توليد به سازندگان گفته شده و اين مجموعه در شكل فعلي نمي تواند پاسخگوي پرسش هاي مخاطبان باشد.
حسين رحيم زاده درباره انتقادهاي آيت الله سبحاني و برخي مورخان به مجموعه « يوسف پيامبر » گفته است : من هنگام نگارش فيلمنامه مديركل خدمات رسانه اي مركز پژوهش هاي صدا و سيما بودم اما فرج الله سلحشور براي فيلمنامه مجموعه رفت و آمدي به مركز پژوهش ها نداشت و تنها فيلمنامه از سوي دفتر رئيس وقت سازمان (دكتر لاريجاني ) به مركز ارسال شد.
وي در ادامه به مهر گفت : اين مركز هم مواردي را به صورت كلي به عنوان نقد فيلمنامه اعلام كرده و آقاي سلحشور بعد از مطالعه گفته بود اين ايرادها سه دسته هستند. يك دسته كه اعمال مي شود كه متاسفانه در حال حاضر با پخش پنج قسمت چند ايراد اساسي وجود دارد كه رفع نشده است . البته بايد مجموعه به طور كامل پخش شود تا ببينيم چند درصد ايرادها رفع شده است .
مدير گروه معارف شبكه يك گفت : به نظر او دسته دوم اين بود كه تحقيقات او بهتر است و در دسته سوم اعلام كرد الان فرصت نيست . در حال حاضر پنج قسمت پخش شده كه از ضعف هاي عمده آن مي توان زنان حضرت يعقوب را مثال زد كه نبايد اينگونه نشان داده مي شد و مركز پژوهش ها هم اين مسئله را تذكر داده بود. البته نمي دانم اين مورد در كدام دسته طبقه بندي مي شود.
وي يادآور شد : به فضاي حسادت فرزندان حضرت يعقوب هم نقد داشتيم اما توجه نشد و در قسمتي ديديم آن حضرت يوسف را بيشتر نوازش مي كند تا دو فرزند ديگرش را. شب گذشته خواب حضرت يعقوب هم نشان داده شد كه ايشان در خواب گرگ هايي را مي بيند كه در پي كودكي هستند اما اين خواب سنديت ندارد.رحيم زاده اشاره كرد : ما اين نكته را گفته بوديم كه ضرورتي ندارد اين خواب باشد و بهتر است به خواب حضرت يوسف كه در قرآن آمده اكتفا شود. فكر نمي كنم اين مجموعه با اين شروعي كه داشته بتواند پاسخگوي خيلي از پرسش هاي مخاطبان باشد. گرچه قضاوت كردن هنوز زود است و نبايد به اين فضا دامن زد. شايد اگر مجموعه جلوتر برود ويژگي هايي داشته باشد.
وي خاطرنشان ساخت : بارها معاون سيما را ديده ام كه جلسه هايي با مراجع و بزرگان همراه با سازندگان اثر داشته اما گروه بايد نهايت تلاش خود را بكند و سلحشور مي بايست از فرصت ها استفاده مي كرد. صدا و سيما به لحاظ تحقيقات زمان و بودجه براي « يوسف پيامبر » كم نگذاشت و چهار سال براي نگارش صبر كرد. من شهادت مي دهم سازمان تلاش هاي زيادي در اين باره داشت و خيلي حساس بود.
مدير گروه معارف شبكه يك درباره اينكه چرا صدا و سيما بر نگارش مجموعه نظارت نداشته گفت : در اين مورد سازمان كم نگذاشته و هميشه اين مسئله پيگيري شده و مورد تاكيد بوده اما گروه سازنده نتوانسته از فرصت ها استفاده كند و آقاي سلحشور احساس كرده تحقيقاتش كامل است . البته برخي مواقع پيش مي آيد سازنده به محققان حوزه و دانشگاه مراجعه كرده اما آنها دست او را نگرفته اند.
اما بخوانيد از زبان كارگردان سريال . كارگردان مجموعه تلويزيوني « يوسف پيامبر » بخش عمده ايرادهاي مركز پژوهش هاي اسلامي صدا و سيما را به فيلمنامه مجموعه بي اساس يا نظر شخصي دانست و منبع تحقيقات خود را الميزان و تفاسير شيعه عنوان كرد.
فرج الله سلحشور درباره انتقادهاي مركز پژوهش اسلامي صدا و سيما به « يوسف پيامبر » گفت : من نمي دانم چرا همه دنبال ايرادهاي يوسف هستند و اين براي من سئوال است كه چرا خبرگزاري ها در پي اشكال هاي مجموعه و يافتن افرادي هستند كه از آنها سئوال خود را بپرسند. آيا « يوسف پيامبر » محسناتي ندارد و مردم از آن استقبال نكرده اند
وي درباره انتقاد مركز پژوهش ها مبني بر سنديت نداشتن خواب حضرت يعقوب و انتقاد آيت الله سبحاني به مجموعه گفت : آيت الله سبحاني اين مسئله را رد نكردند بلكه گفتند بهتر بود مسئله زنان يعقوب مطرح نمي شد. من هم دوست داشتم قصه اي را مي ساختم كه در كارهاي تاريخي ديگر همچون امام حسن (ع ) و امام رضا(ع ) آمده است .
كارگردان و تهيه كننده " يوسف پيامبر " ادامه داد : كساني كه اين مسائل را مطرح كرده انداگر مطالعه كرده بودند نمي گفتند اين خواب سنديت ندارد. در قرآن يك هزارم ماجراهاي يوسف نيامده و تنها منبع ما قرآن نبود. من حاضرم ايرادها را با سند در مطبوعات درج كنم تا مردم خود قضاوت كنند ايرادها تا چه حد باربط يا بي ربط بوده است .
وي درباره اينكه تا چه حد در رفع ايرادها كوشيده گفت : اغلب ايرادها اساسي نبود يا نظر شخصي بود. مثلا عنوان كرده بودند به نظر شما بهتر نيست اينجا اين مسئله اينطور بيان شود. يا گفته بودند اين مطلب عنوان شده سنديت دارد يا نه . وقتي شما نمي دانيد كدام سند است و كدام نيست پس چطور اظهار نظر مي كنيد در مجموع بخش ناچيز ايرادها درست بود كه من آن را اعمال كردم .
سلحشور ادامه داد : تحقيقات اين مجموعه مطابق با نظر الميزان و تفاسير شيعي بوده كه خيلي بيشتر از رحيم زاده مي دانند. همچنين از نظر استاداني چون حبيب الله عسگراولادي و پرورش بهره برديم . از سوي ديگر آيت الله سبحاني سر پروژه « ملك سليمان » با دوستان صحبت كردند و اشاره اي هم به يوسف داشتند اما رد نكردند كه آن زمان حضرت يعقوب با دو خواهر ازدواج كرده بود
اين كارگردان سينما و تلويزيون اشاره كرد : بلكه ايشان گفته بودند بهتر بود اين مسئله مطرح نمي شد در حالي كه به دليل نگفتن هم اشاره نشده بود. از سوي ديگر اسرائيليات يعني تحريف ها اما ما بر اساس مستندات مجموعه تلويزيوني « يوسف پيامبر » را ساختيم و منابع تحقيق ما هم معتبر است .
وي در پايان گفت : اي كاش كساني كه الان احساس تكليف مي كنند با يك اثر مذهبي اينطور خصمانه برخورد كنند تكليف و تعهد خود را در اين 30 سال در مورد هزاران فيلم ضداسلامي و ضداخلاقي كه از سينما و تلويزيون ساخته و پخش شد مي دانستند و واكنش نشان مي دادند.
رحيم زاده : ضعف هاي عمده « يوسف پيامبر » پاسخگوي پرسش هاي مخاطبان نيست
سلحشور : نمي دانم چرا همه در پي اشكال هاي « يوسف پيامبر » هستند

جمهوری اسلامی

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه هشتم مرداد 1387 و ساعت 20:37 |
پرستویی امشب در برنامه دو قدم مانده به صبح
پرستویی امشب در برنامه دو قدم مانده به صبح


سینمای ما - امیر کاظمی: پرویز پرستویی بزرگ مرد سینمای ایران مهمان ویژه امشب برنامه « دو قدم مانده به صبح » است و قرار است امشب با حضور در این برنامه ساعتی به گفتگو با فریدون جیرانی ( کارشناس بخش سینمایی این برنامه ) بنشیند . پرستویی چهارشنبه شب مهمان قدم دوم برنامه « دو قدم مانده به صبح » است . این برنامه هر شب با اجرای محمد صالح علا در حوالی ساعت ۱۱ شب آغاز و به مسائل فرهنگی و هنری کشور می پردازد . پرستویی اخیراً علاوه بر حضور در پروژه های سینمایی در برگزاری مراسم خاصی همچون ختم خسرو شکیبایی دست دارد . پرستویی چندی پیش بازی در فیلم « کتاب قانون » به کارگردانی مازیار میری را به پایان رسانده است .

منبع خبر : سینمای ما
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه دوم مرداد 1387 و ساعت 19:58 |
«روزگار قریب» همچنان پرمخاطب‌ترین سریال سیما
تهران – خبرگزاری ایسکانیوز:سریال «روزگار قریب» به کارگردانی «کیانوش عیاری» در تازه ترین نظر سنجی مرکز تحقیقات صدا و سیما همچنان در صدر پر بیننده‌ترین سریال هفتگی قرار دارد.
به گزارش روز دوشنبه گروه فرهنگی هنری باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران "ایسکانیوز" به نقل از روابط عمومی مرکز تحقیقات صدا و سیما، مجموعه تلویزیونی «روزگار قریب» با 51 درصد بیننده و 93 درصد رضایت همچنان در صدر سریال‌های هفتگی سیما قرار دارد.
بنابر این گزارش، از میان 20 مجموعه تلویزیونی پخش شده در هفته چهارم خردادماه، بعد از «روزگار قریب» مجموعه‌های تلویزیونی «یوسف پیامبر(ع)»، «امپراطور دریا»،‌ «کلید اسرار» و «مرگ تدریجی یک رویا» قرار دارند.
این واکاوی نشان می‌دهد که 76 درصد بیننده‌ها حداقل یکی از مجموعه‌های تلویزیونی هفتگی و 67 درصد یکی از مجموعه‌های تلویزیونی روزانه را می‌بینند.
همچنین بر اساس آخرین نظرسنجی مرکز تحقیقات صدا و سیما که در هفته نخست تیرماه سالجاری از شهروندان تهرانی انجام شده است، پس از سریال «سه در چهار» که در روزهای زوج از شبکه اول سیما پخش می‌شود، مجموعه‌های تلویزیونی «پاتوق»، «ریحانه» و «روزی روزگاری» قرار دارند.
مجموعه تلویزیونی «یوسف پیامبر(ع)» به کارگردانی «فرج الله سلحشور» که در زمان نظرسنجی تنها یک قسمت از آن پخش شد، توانست رضایت 90 درصد از مخاطبان را بدست آورد./120
خبرنگار:348
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه دوم مرداد 1387 و ساعت 19:1 |
«روزگار قریب» همچنان پرمخاطب‌ترین سریال سیما
تهران – خبرگزاری ایسکانیوز:سریال «روزگار قریب» به کارگردانی «کیانوش عیاری» در تازه ترین نظر سنجی مرکز تحقیقات صدا و سیما همچنان در صدر پر بیننده‌ترین سریال هفتگی قرار دارد.
به گزارش روز دوشنبه گروه فرهنگی هنری باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران "ایسکانیوز" به نقل از روابط عمومی مرکز تحقیقات صدا و سیما، مجموعه تلویزیونی «روزگار قریب» با 51 درصد بیننده و 93 درصد رضایت همچنان در صدر سریال‌های هفتگی سیما قرار دارد.
بنابر این گزارش، از میان 20 مجموعه تلویزیونی پخش شده در هفته چهارم خردادماه، بعد از «روزگار قریب» مجموعه‌های تلویزیونی «یوسف پیامبر(ع)»، «امپراطور دریا»،‌ «کلید اسرار» و «مرگ تدریجی یک رویا» قرار دارند.
این واکاوی نشان می‌دهد که 76 درصد بیننده‌ها حداقل یکی از مجموعه‌های تلویزیونی هفتگی و 67 درصد یکی از مجموعه‌های تلویزیونی روزانه را می‌بینند.
همچنین بر اساس آخرین نظرسنجی مرکز تحقیقات صدا و سیما که در هفته نخست تیرماه سالجاری از شهروندان تهرانی انجام شده است، پس از سریال «سه در چهار» که در روزهای زوج از شبکه اول سیما پخش می‌شود، مجموعه‌های تلویزیونی «پاتوق»، «ریحانه» و «روزی روزگاری» قرار دارند.
مجموعه تلویزیونی «یوسف پیامبر(ع)» به کارگردانی «فرج الله سلحشور» که در زمان نظرسنجی تنها یک قسمت از آن پخش شد، توانست رضایت 90 درصد از مخاطبان را بدست آورد./120
خبرنگار:348

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه یکم مرداد 1387 و ساعت 20:21 |
گزارشی دیگر درباره مجموعه‌های تلویزیونی ماه رمضان
گزارشی دیگر درباره مجموعه‌های تلویزیونی ماه رمضان


معصومه رستمي


سینمای ما - عبدالحسين برزيده، سيروس مقدم، رضا عطاران و سعيد سلطاني کارگردان هايي هستند که به همراه محمدعلي اسلامي، مهران رسام، زوج ايرج محمدي و مهران مهام و اسماعيل عفيفه در مقام تهيه کننده سردمداران سريال هاي مناسبتي ماه رمضان امسال تا اين لحظه به شمار مي روند. به اين عده علي اصغر محلوجيان، عليرضا افخمي، محمدرضا آرين و اميرعباس پيام به عنوان نويسنده به همراه بازيگران نقش اصلي را نيز بايد اضافه کرد. فرامرز قريبيان، افسانه بايگان، مهراوه شريفي نيا، سيروس گرجستاني، حميد لولايي، علي صادقي، رضا عطاران و حسين ياري را نيز تا اين جاي ماجرا بايد به عنوان بازيگراني مد نظر داشت که قرار است بار ديگر مخاطب روزافزون سريال هاي ماه رمضاني را خشنود يا ناراضي کنند. به جز سريال ماه رمضاني شبکه دو سيما که از مدت ها قبل توليدش را شروع کرده و بيش از نيمي از کار پيشرفت داشته، شبکه هاي ديگر در حال تدارک ديدن مراحل پيش توليد هستند و به جز نام کارگردان، تهيه کننده و نويسنده، تنها نام هاي چند بازيگر اصلي منتشر شده و نمي توان تا اين لحظه چندان با قاطعيت درباره چند و چون اين پروژه ها حرف زد. اين در حالي است که هنوز هم احتمال تغيير سريال شبکه دو سيما نيز وجود دارد و اگر خبري مبني بر جايگزين کردن سريال ديگري منتشر شد، نبايد زياد متعجب شد. شتاب در آماده سازي مراحل توليد سريال هاي ماه رمضان به يکي از مولفه هاي هميشگي در اين سال ها تبديل شده و انگار امر چندان غريبي محسوب نمي شود. اگر بعد از پايان جلسه ارزيابي کلي سريال هاي ماه رمضان باز هم مديران ارشد در معاونت سيما و مديران شبکه ها قول دادند که از همان لحظه درگير سريال هاي ماه رمضان سال آينده خواهند بود، زياد اين مساله را نبايد جدي گرفت. اينجاست که انتشار خبري دال بر مشخص شدن کارگردان و تهيه کننده سريال ماه رمضان سال آينده شبکه سه؛ يعني محمدحسين لطيفي کمي عجيب و غريب خواهد بود و لابد برخي آن را به حساب جذب حامي مالي اش خواهند گذاشت.

شبکه يک؛ «برزخ»سيروس مقدم

شبکه يک سيما بار ديگر براي ماه رمضان قرار است سريالي ماورايي ارائه بدهد. سيروس مقدم سريال «برزخ» نوشته علي رضا افخمي را براي شبکه يک سيما کار مي کند و مهران رسام تهيه کننده اين سريال است. مهران رسام قبل از اين تهيه کنندگي سريال «گمگشته» به کارگرداني رامبد جوان را در همين شبکه در کارنامه خودش دارد. فرامرز قريبيان، افسانه بايگان، مهراوه شريفي نيا و پوريا پورسرخ بازيگران اصلي اين سريال هستند. قصه عليرضا افخمي در فضايي جدي و در جهنم مي گذرد. با اين اوصاف قرار است، بخش عمده يي از کار در دکور برزخ و دوزخ اتفاق افتد. در کنار هم قرارگرفتن سيروس مقدم و عليرضا افخمي از آن موقعيت هايي است که حدس و گمان نتيجه کار را کمي سخت مي کند. گرچه افخمي و سيروس مقدم با سريال «پيامک از ديار باقي» توانستند، شبکه يک را در رتبه دوم از نظر مخاطب با اختلاف بسيار کم از شبکه سه قرار دهند. در مناسبت نوروز عده يي از همين حالا معتقدند با توجه به دکور دوزخ و برزخ و نياز به جلوه هاي ويژه يا بايد شاهد يک کار خيلي خوب بود، يا اينکه به قول معروف سيروس مقدم با سر به زمين خواهد خورد. البته اين حرفي است که مدت ها درباره سيروس مقدم زده مي شود و در عين حال، به رغم همه چيزها، خروجي سيروس مقدم، کاري نسبتاً خوب و قابل تامل از آب درمي آيد.

«گل هاي گرمسيري» به کارگرداني محمدمهدي عسگرپور گزينه نخست سريال ماه رمضاني شبکه يک سيما بود که بيش از پنجاه درصد آن نيز تصويربرداري شد. اين سريال در گروه حماسه و دفاع مقدس توليد مي شود. نويسنده اين سريال علي اصغر محلوجيان است که اگر در ماه رمضان پخش مي شد، شاهد تماشاي دو متن از اين نويسنده به طور همزمان در مناسبت ماه رمضان بوديم. گل هاي گرمسيري با موضوع دفاع مقدس و برخوردار از داستاني جذاب بود. با اين حال مدير شبکه يک سيما که در جابه جايي سريال ها و انتخاب گزينه هاي مناسب تر سابقه دارد، ترجيح داد پخش گل هاي گرمسيري را به زماني ديگر موکول کند و براي جايگزين کردن سريالي ديگر از علي رضا افخمي و سيروس مقدم به عنوان فيلمنامه نويس و کارگردان دعوت به عمل آورد، دو نفري که مطمئن ترين گزينه براي رساندن يک کار مناسبتي مي توانند باشند.

شبکه دو؛ «مثل هيچ کس»عبدالحسين برزيده

شبکه دو سيما با نظارت مستقيم مهدي فرجي مدير اين شبکه گرچه تلاش کرد سريال ماه رمضاني خود را تغيير دهد و شايعاتي مبني بر مذاکره با يکي دو تهيه کننده و کارگردان شنيده شد، اما ترجيح داد مجال را به عبدالحسين برزيده در مقام کارگردان و محمدعلي اسلامي در مقام تهيه کننده بدهد. برزيده در کارنامه کاري خود کارگرداني چند فيلم سينمايي از جمله «دکل» و «پرواز خاموش» را دارد. برزيده با وجود کارگرداني سريال 5 قسمتي«لانه شيطان» فاصله زيادي با سيروس مقدم، رضا عطاران و سعيد سلطاني از نظر تجربه کار در تلويزيون را دارد و به نوعي مي توان گفت اين اولين تجربه بلند او در حوزه سريال سازي تلويزيوني يا مي تواند خيلي خوب تمام شود يا اينکه تا سال ها نام او را به عنوان کارگرداني شکست خورده در رسانه سر زبان ها بيندازد. علي اصغر محلوجيان که سابقه نويسندگي سريال هاي موفق «پدرخوانده» و «زير تيغ» را دارد، از آن دست نويسنده هايي است که خوبي و بدي فيلمنامه اش را کارگردان مشخص مي کند به گونه يي که سريالي مانند «تا غروب» به کارگرداني محمدبنايي از اين نويسنده، به عنوان يکي از کارهاي ضعيف تلويزيون به شمار مي رود. محمدعلي اسلامي که تجربه تهيه سريال«زيرتيغ» را با علي اصغر محلوجيان دارد، از آن دست تهيه کنندگاني است که اگر کارگردانش بخواهد، شرايط توليد را تا جايي که امکان داشته باشد براي او به بهترين نحو ممکن مهيا مي سازد. «مثل هيچ کس» که ابتدا نام«داداشي» را بر خود داشت، نسبت به سريال هاي ديگر ماه رمضان امسال داراي زمان زيادتري براي توليد است. معلوم نيست به چه دليل نام خوب اوليه اين سريال به نام فعلي تغيير يافت. «مثل هيچ کس» داستان فردي است به نام داداشي که بعد از فوت پدر مسووليت خانواده به دوش او مي افتد. داداشي با بازي حسين ياري درگير چندين ماجرا مي شود که قصه اصلي اين سريال را شکل مي دهد.

محمدعلي اسلامي تهيه کننده اين سريال مي گويد؛ ما در اين سريال قصد نداريم يک پيام کليشه يي و تعريف شده را به مخاطب القا کنيم، بلکه مي خواهيم بگوييم مرز خوبي و بدي در جريان زندگي مشخص مي شود و در شرايط متفاوت جنس آدم ها تغيير مي کند. قضاوت درباره خوبي و بدي افراد با مخاطب است و ما چيزي را به بيننده تحميل نمي کنيم. در اين سريال هم داداشي يک آدم عادي از طبقه متوسط جامعه است که يک زندگي کاملاً سنتي دارد. او بعد از فوت حاج يوسف پدرخانواده، سرپرستي مادر، دو خواهر و سه برادرش را به عهده مي گيرد. او در دفتر توليدي پدرش مشغول مي شود و سعي مي کند به تمام خواهرها و برادرهايش رسيدگي کند، اما دچار مسائل و مشکلات زيادي مي شود. ما در سريال «زير تيغ» اين تجربه را داشتيم، در نظرسنجي مرکز تحقيقات صدا و سيما، مردم به بيش از 40 پيام اخلاقي که از آن سريال گرفته بودند، اشاره کردند و سريال «مثل هيچ کس» هم تقريباً اين ويژگي را دارد، يعني چندين پيام مختلف را با هم ارائه مي کند، اما بيشترين و پررنگ ترين پيامي که دارد حرمت گذاشتن بين اعضاي خانواده و نگه داشتن حرمت کوچک تر و بزرگتري است.» پروانه معصومي نقش بي بي، مادر داداشي را به عهده دارد. داداشي سه برادر هم دارد؛ محمدامير با بازي شاهرخ استخري، محمدحسن با بازي جواد عزتي و محمدباقر که حميد ابراهيمي آن را بازي مي کند. اعظم و اشرف هم خواهران داداشي هستند که تاکنون حضور نفيسه روشن در نقش اشرف قطعي شده است. داداشي نامزدي هم دارد که قرار است آتنه فقيه نصيري نقش او را بازي کند.

شبکه سه؛ «بزنگاه» رضا عطاران

شبکه سه سيما به نحو عجيبي اغلب از دادن اطلاعات درباره کارهاي در دست توليدش طفره مي رود. اين مساله درباره کارهايي که ايرج محمدي و مهران مهام تهيه کننده آن هستند، تشديد مي شود. حالا اگر رضا عطاران هم پايش در ميان باشد، آن وقت بايد به همان چند سطري که اين تهيه کنندگان در اختيار رسانه ها قرارداده اند، اکتفا کرد. آن طور که مهران مهام در گفت وگو با روزنامه اعتماد تاکيد مي کند تا لحظه تنظيم اين يادداشت، ظاهراً هنوز به جز نام دو نفر از نويسندگان و دو بازيگر هيچ چيز ديگر درباره بزنگاه قطعيت ندارد و تنها مي توان به اين نکته اکتفا کرد که کار کليد نخورده و متن در حال آماده شدن است. رضا عطاران از مدت ها پيش تنها گزينه شبکه سه سيما براي ماه رمضان بود. اين شبکه که در سال گذشته موفق به پيشنهاد کار براي مناسبت ماه رمضان نشد و کارگرداني علي عبدالعلي زاده براي او نتيجه خوبي به همراه نداشت، عزمش را براي سپردن سريال امسالش به عطاران جزم کرد تا ثابت کند قادر است کارگردان هايي چون رضا عطاران و مهران مديري را براي خود نگه دارد و مطمئن باشد که نيمي بيشتر از راه را بدون دردسر طي کرده است. آخرين مجموعه عطاران «ترش و شيرين» بود که در مناسبت نوروز پخش شد و مورد توجه مخاطبان زيادي قرار گرفت. «متهم گريخت»، «خانه به دوش»، «کوچه اقاقيا»، «قطار ابدي»، «مجيد دلبندم»، «ستاره ها» و «سيب خنده» از ديگر ساخته هاي اين کارگردان هستند که همگي دربرگيرنده مولفه هاي مشترکي است. از همين روست که وقتي خبر ساخت يک سريال توسط رضا عطاران به گوش مي رسد، مي توان از قبل حال و هواي آن را تشخيص داد. تنها چيزي که در اين ميان فرق خواهد داشت داستاني است که دستمايه ساخت قرار گرفته و انتخاب بازيگران. گرچه بايد گفت بازيگران نيز به گونه يي انتخاب خواهند شد که دقيقاً همان چيزي که مدنظر رضا عطاران است، شکل بگيرد. متن سريال ماه رمضاني عطاران را محمدرضا آرين و سروش صحت به همراه نويسندگان ديگر مي نويسد که تا اين لحظه هنوز از طرف تهيه کنندگان از آنها نامي برده نشده. آرين قبل از اين در نگارش فيلمنامه «ترش و شيرين» با سروش صحت، تجربه نوشتن براي عطاران را دارد. حتي اگر مهران مهام هم در نقل قول هايش اشاره يي نکند، نام رضا عطاران کافي است تا مخاطب سريال هاي او خودش حدس بزند اين بار نيز عطاران به سراغ درامي اجتماعي رفته يا اينکه تهيه کنندگان براي رضا عطاران طرح يک درام اجتماعي را براي نگارش سفارش داده اند. حميد لولايي، علي صادقي و رضا عطاران،غلامرضا نيکخواه،مرجانه گلچين بازيگران قصه «بزنگاه» هستند. اين چهارمين تجربه رضا عطاران با ايرج محمدي و مهران مهام در مقام تهيه کننده است.داستان بزنگاه با فوت اوس احمد يکي از نانوايي هاي قديمي آغاز مي شود. فرزندان اوس احمد بر سر ارث و ميراث اختلاف پيدا مي کنند. برادر کوچک تر که به دليل اعتياد از طرف خانواده طرد شده است،پس از مرگ پدر به خانه برمي گردد. اهل خانواده از برگشت او ناراضي هستند اما...

شبکه پنج؛ «مامور بدرقه» سعيد سلطاني

اگرچه بنا بر دلايل مختلف سعيد سلطاني در سال گذشته با سريال ماه رمضاني«شکرانه» نوشته محمدهادي کريمي و محصول مشترک ايران و تاجيکستان، نتوانست در رقابت با سه شبکه ديگر، مخاطب بيشتري را به خود اختصاص دهد، اما يک نکته ديگر براي اميدواري به اين سريال جدا از نکاتي که احتمالاً مربوط به بازيگران و فيلمنامه مي شود، جاي اميد بستن به اين کار را باقي مي گذارد. همکاري مشترک سعيد عفيفه با سعيد سلطاني يادآور سريال پرطرفدار و موفق«پس از باران» است، اگر که در اين همکاري مشترک کار چنداني به سريال «برف و بنفشه» نداشته باشيم. «رسم عاشقي» سريال ماه رمضاني سلطاني و عفيفه نيز در کل کار نسبتاً موفقي محسوب مي شود. از اين نکته نيز نبايد غافل بود که عفيفه سال گذشته تهيه کنندگي سريال موفق و پرمخاطب «ميوه ممنوعه» به کارگرداني حسن فتحي را در ماه رمضان داشت. مجموعه تلويزيوني «مامور بدرقه» به کارگرداني «سعيد سلطاني» و تهيه کنندگي اسماعيل عفيفه براي پخش در ماه مبارک رمضان تهيه مي شود. اميرعباس پيام داستان سريال را براساس طرحي از خشايار الوند نوشته است و در حال حاضر نيز در مرحله پيش توليد و انتخاب بازيگر قرار دارد. قرار بود اين طرح را خود خشاريار الوند براي شبکه پنج بنويسد که با فوت مادرش از اين کار کناره گيري کرد. اميرعباس پيام تاکنون چند فيلمنامه براي مرکز استان ها به نگارش درآورده و نوشتن چندين قسمت از مجموعه هاي طنز مختلف از جمله «چارخونه» را در کارنامه کاري خود دارد. «مامور بدرقه» از مضمون طنز برخوردار است و داستان سريال درباره يک مامور نيروي انتظامي است که در شرف بازنشستگي مامور مي شود مجرمي را تحويل بدهد. اما مجرم فرار مي کند و اين تعقيب و گريزها، با مضمون طنز در اين سريال به تصوير کشيده خواهد شد. با سيروس گرجستاني براي بازي نقش مامور نيروي انتظامي قرارداد بسته شده است و مهرانه مهين ترابي و زهره مجابي نيز به جمع بازيگران اين سريال پيوسته اند. کار اوايل تيرماه در لوکيشني در تهران کليد مي خورد. اين سريال در 27 قسمت 32 دقيقه يي ساخته مي شود و در ايام ماه مبارک رمضان از شبکه تهران به روي آنتن خواهد رفت. تاکنون بيش از شش قسمت اين سريال نوشته شده و مراحل پيش توليد آن از مدت ها قبل شروع شده است.


منبع خبر : اعتماد
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه چهارم تیر 1387 و ساعت 20:37 |
اعلام ويژه برنامه هاي تابستاني شبکه سه سيما
مدير شبکه سوم سيما ويژه برنامه هاي تابستاني اين شبکه را تبيين کرد.
به گزارش خبرنگار ما، پورمحمدي در نشست رسانه اي با حضور خبرنگاران در ساختمان توليد صدا و سيما با اشاره به برگزاري جشنواره ورزشي و مسابقات خانوادگي در استانها گفت: صبح هر روز مسابقات پياده روي ، کوهپيمايي و دو همگاني خانواده ها در استانها از شبکه سه سيما پخش مي شود.
وي از پخش برنامه "خانه من ، خانه تو" باطراحي و مجريان جديد خبر داد و افزود: همچنين پيش از ظهر هر روز ، سريال درخواستي از اين شبکه پخش خواهد شد.
مدير شبکه سه سيما گفت: بعد از ظهرها نيز سريال کره اي جديدي به نام " تاجر بوسان " از اين شبکه پخش مي شود.
پورمحمدي با اشاره به ادامه پخش برنامه "سينما گلخانه " در ويژه برنامه هاي تابستاني شبکه سه افزود: در مجموعه جديد اين برنامه،فيلم هاي بهتر و جديدتري پخش و ضمن برگزاري مسابقه به برگزيدگان جوايزي اهدا مي شود.
وي گفت: پخش برنامه کوله پشتي نيز با عنوان جديد " کولاک " با مجري جديد از دوشنبه آغاز مي شود.
مدير شبکه سه سيما با اشاره به پخش سريال 50 قسمتي شبانه در اين شبکه افزود: اين سريال تا زمان مسابقات جام ملتهاي اروپا هر شب حدود ساعت 23 پخش مي شود.
پورمحمدي همچنين ازپخش برنامه سينماي جوان درشبکه سه خبر داد و گفت:در اين برنامه ، فيلم هاي کوتاه از توليدات سينماگران جوان بعد از ظهر هر روز پخش مي شود .
وي از ضبط برنامه اي به نام "فانوس" درقالب مسابقه اي براي معرفي آثار استاد شهيد مرتضي مطهري خبر داد و افزود: اگر جدول برنامه ها اجازه دهد اين مسابقه نيز هر روز و يا در هفته يک روز پخش خواهد شد.
مدير شبکه سه سيما گفت: برنامه هايي با موضوع صرفه جويي در مصرف، برق، آب ، گاز و آموزش مقررات راهنمايي و رانندگي از ديگر برنامه هاي تابستاني اين شبکه است. 
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه چهارم تیر 1387 و ساعت 20:28 |
خبر خوش برای اهل سینما  

در فصل تابستان بليت هاى سينما ها علاوه بر روزهاى شنبه؛ سه شنبه ها هم نيم بها در سراسر كشور عرضه خواهند شد.
 
محمدرضا صابرى سخنگوى شوراى صنفى نمايش به ايسنا گفت: مقرر شد؛ شوراى صنفى نمايش به عنوان هديه تابستانى و براى پر كردن اوقات فراغت در فصل تابستان طرح نيم بها را در دو روز دنبال كند.

اين سينمادار در عين حال خاطرنشان كرد: اگر اين طرح، طرح موفقى باشد، در فصل هاى آينده ادامه خواهد داشت. او همچنين با اشاره به حضور مدير اداره كل نظارت و ارزشيابى در جلسه امروز شورا خبر داد كه؛ ظرف مدت ۱۵ روز آينده گروه خاص سينمايى به اكران فيلم هايى اختصاص خواهد يافت كه هم پروانه ساخت و هم پروانه نمايش دارند، اما فرصت اكران براى آنها فراهم نشده است.

اكران فيلم «هم خانه» ساخته مهرداد فريد چهارشنبه به پايان خواهد رسيد و فيلم «حس پنهان» ساخته مصطفى رزاق كريمى در گروه آزادى جايگزين اين فيلم مى شود.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه چهارم تیر 1387 و ساعت 20:22 |
با بازی خسرو شکیبایی و نسرین مقانلو
تله فیلم «پیوند» روز مادر پخش می شود
تهران- خبرگزاری ایسکانیوز: فیلم تلویزیونی «پیوند» سعید عالم‌زاده همزمان با روز مادر سه شنبه 4 تیرماه از شبکه دو سیما پخش خواهد شد.
به گزارش روز چهارشنبه گروه فرهنگی هنری باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران" ایسکانیوز"، داستان تله ‌فیلم «پیوند» که محمد هادی کریمی آنرا نوشته است حکایت جدالی میان مرگ و زندگی است. در میان مصیبتی بس شگرف اینک او بر سر دوراهی است تا چگونه مصیبت تلخش را به شیرینی بدل سازد.
در این فیلم تلویزیونی خسرو شکیبایی در نقش اصلی این تله‌فیلم با نام آقای شکوری که مددکار اجتماعی است بازی دارد. نسرین مقانلو نقش زنی را بازی دارد که اتفاقاتی که در داستان بازگو می‌شود شاکی است. کوروش تهامی و علی‌محمد زند در نقش دو دوست به نام‌های علی و حمید بازی دارند.
نفیسه روشن، نادیا دلدارگلچین و ترلان پروانه از دیگر بازیگران اصلی فیلم تلویزیونی «پیوند» هستند.پیش از این از عالم‌زاده فیلم‌های تلویزیونی «هیس» و «خاندان سبیلان» را از شبکه دو سیما به تماشا نشسته‌ایم. تله‌فیلم «پروانه در آتش» که از تولیدات گروه حماسه و دفاع شبکه اول است نیز از این کارگردان آماده پخش است.
سایرعوامل تله‌فیلم «پیوند» عبارتند از: نویسنده: دکتر محمدهادی کریمی، مدیر تصویربرداری: هوشنگ غفوری، ناظر کیفی: رحمان سیفی‌آزاد، صدابردار: امیر پرتوزاده، دستیار اول برنامه‌ریز: آلاله هاشمی، مدیر تولید: مهدی بدرلو، طراح صحنه و لباس: نازی پرتوزاده، طراح چهره‌پردازی: مهدی حبیبی‌پور، تهیه‌کننده و مجری طرح: محسن شایانفر.
«پیوند» هم اکنون در مرحله تدوین و ساخت موسیقی قرار دارد و حسین شایانفر این تله فیلم را با بازی خسرو شکیبایی، ‌نسرین مقانلو و کوروش تهامی برای شبکه دو سیما تهیه و تولید می‌کند.رضا مطهری هم‌اکنون در حال تدوین «پیوند» بوده و سعید ذهنی موسیقی آن را می‌سازد.
گزارش ایسکانیوز حاکیست،پس از فیلم سینمایی «بالاتر از خطر» تله فیلم «پیوند»دومین همکاری عالم‌زاده با محسن شایانفر به شمار می‌آید./120
خبرنگار:348
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه هفتم خرداد 1387 و ساعت 20:45 |
تصویر: مهران مدیری در جبهه
فارس: مهران مديري شب گذشته در برنامه «مثلث شيشه‌اي» حضور داشت و در اين برنامه با «رضا رشيد پور» مجري برنامه به گفت و گو نشست. رشيد پور مجري برنامه كه مديري را در شب سوم خرداد، سالروز آزادسازي خرمشهر، در برنامه مثلث شيشه‌اي دعوت كرده بود در اواسط اين برنامه دليل اين دعوت را در اين روز آشكار كرد. او با نشان دادن عكسي از مهران مديري در جبهه از او درباره اين عكس پرسيد و مهران مديري براي نخستين بار از حضور خود در عرصه دفاع مقدس سخن گفت. او با معرفي افراد درون عكس گفت كه اين عكس متعلق به سال 64 درشهر پاوه است در آن دوران هم مي‌جنگيديم و هم تئاتر اجرا مي كرديم . اين عكس متعلق به اتاقكي است كه پس از تمرين در آن به سنگرها مي رفتيم و بازي مي‌كرديم.

نظرات بینندگان:
به آقاي رشيدپور بگوييد ، خوب نيست كه در يك برنامه تلويزيوني، رابطه بين دو همكار ( آقايان مديري و شريفي‌نيا) را به هم بزنيد.
ما براي وصل كردن آمديم ني براي فصل كردن
اگر اين مطلب را مثل ديگر مطالبي كه برايتان فرستاده‌ام ثبت نكنيد ديگر هيچ اعلام نظري نخواهم كرد.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه هفتم خرداد 1387 و ساعت 20:37 |
ویژه رحلت امام «ره»
فیلم "تاوان" به تلویزیون می آید
تهران – خبرگزاری ایسکانیوز: تله فیلم "تاوان" به تهیه کنندگی منوچهر هادی وکارگردانی رضا غفاری اعتبار روز رحلت امام(ره) از شبکه تهران پخش می شود.
به گزارش روز دو شنبه گروه فرهنگی هنری باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران"ایسکانیوز" این تله فیلم محصول گروه فیلم سریال شبکه تهران است وتولید آن از اسفند سال گذشته آغاز شده و اریبهشت امسال، تدوین آن به پایان رسیده است .
تاوان داستان زندگی دو زوج را در فضای رئالیستی به تصویر می کشد، بازیگران این تله فیلم کاظم بلوچی ،کیهان ملکی،بهناز جعفری ،شهره لرستانی و......هستند.
تاوان 14 خرداد ساعت 10/14 پخش می شود./110
خبرنگار:166
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه هفتم خرداد 1387 و ساعت 1:28 |
مهرماه 1387 مصادف با پنجاهمين سال پديداري تلويزيون در ايران است. اين مناسبت انگيزه را براي تدوين تاريخ تلويزيون در ايران، نقش و جايگاه آن در طول زمان در تحولات سياسي، فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي آن در 50 سال اخير دوچندان مي کند.

اين پديده تکنولوژيک و ابزار ارتباطي اندکي بيش از دو دهه پس از پيدايي نخستين تلويزيون ها در جهان وارد ايران شد. در سال 1337 شاه به پيشنهاد يک بازرگان بهايي براي ايجاد يک فرستنده تلويزيون تجاري پاسخ مثبت داد. اين خانواده بخش عمده يي از درآمد خود را از محل واردات پپسي کولا از امريکا و عرضه به بازار ايران به دست مي آوردند. مجلس وقت به اين تلويزيون- تلويزيون ايران (TVI)- اجازه فعاليت داد و تا پنج سال آن را از ماليات معاف کرد. از ديدگاه بسياري ارتباط شناسان و جامعه شناسان ارتباط جمعي اين تلويزيون به عنوان ابزاري براي مصرف گرايي تعبير مي شد به ويژه که درآمد آن از محل پخش آگهي ها بود. خانواده «ثابت پاسال» که به اين شکل انحصار تلويزيون را در دست داشتند همچنين مجوز واردات گيرنده هاي مارک RCA از امريکا را کسب کرده بودند. بخش مهمي از برنامه هاي اين کانال فيلم ها و سريال هاي امريکايي بودند که آشکار و پنهان مصرف گرايي به شيوه امريکايي (روياي امريکايي) را تبليغ مي کردند.(محل اين تلويزيون ساختمان قديمي امروز شبکه دوم سيما بود.)

تاسيس اين تلويزيون با چنين محتوايي را مي توان به عنوان بخشي از سياست ها، نقشه ها و طرح هاي امريکاييان(معروف به اصل چهار) تلقي کرد که مقدمات آن در دولت «حسين علاء» (اول فروردين 1334 تا 12 فروردين 1336) فراهم شده و در دولت دکتر منوچهر اقبال(14 فروردين 1336 تا 6 شهريور 1339) به اجرا درآمد و کساني که در اداره اصل چهار تربيت شده (به بچه هاي وارن موسوم بودند) به مناصب حساس گمارده شدند تا فرهنگ امريکايي در تمام شئون جامعه ايران- در عرصه هاي سياست، اقتصاد و فرهنگ- جريان يابد.

از سوي ديگر پس از بررسي هاي متعدد براي پرهيز از انحصار بهايي ها بر تلويزيون و استفاده از اين رسانه براي تحکيم مباني رژيم ايجاد تلويزيون ملي ايران تصويب و کار آزمايشي آن اين بار عمدتاً با تحصيلکردگان فرانسه در سال 1345 آغاز شد. تلويزيون ايران (TVI) به مالکيت آنها درآمد و به صاحب آن غرامت هاي مورد ادعايش پرداخت شد و TVI اين بار با نام شبکه دوم تلويزيون ملي ايران کارش را ادامه داد... اين تلويزيون نيز تاريخ خاص خود را دارد و نقش ها و ماموريت هاي خاص خود که در اين مقال نمي گنجد.

تاريخ تلويزيون در ايران سرشار از اتفاقات و رويدادهاي گوناگون و اثرگذار بر فرهنگ و سياست کل جامعه ايران چه پيش از دوران انقلاب اسلامي و چه پس از پيروزي انقلاب شکوهمند اسلامي است و مي توان از زواياي مختلف- چه به شکل سالشمار يا به لحاظ دوران تاريخي، چهره ها و ژانرها و گونه هاي برنامه ها و تحولات- آن را مورد بررسي قرار داد.

مي دانيم که بعضي وابستگان رژيم پهلوي در دو دهه اخير در خارج از کشور کوشيده اند با طر ح هاي موسوم به «تاريخ شفاهي ايران» با بعضي از عوامل آن رژيم گفت وگو کرده ماحصل گفت وگوها را چاپ و در واقع تاريخ را به نفع خود مصادره کنند،

بسياري از کساني که در تلويزيون ثابت کار مي کرده اند اکنون يا به سراي باقي شتافته يا به خارج از ايران رفته اند اما تعدادي از آنان در کشور حضور دارند. به ويژه يکي از معدود برنامه هاي ارزشمند آن تلويزيون تله تئاترهايي بود که از طرف اداره هنرهاي زيبا(وزارت فرهنگ و هنر بعدي) چهارشنبه شب ها به طور زنده اجرا مي شد و استاداني چون عزت الله انتظامي، جمشيد مشايخي و علي نصيريان در آن نقش آفريني مي کردند که به عنوان شهودي زنده مي توانند روايتگر بخشي از تاريخ تلويزيوني باشند و با جست وجوي سرنخ ها و فهرست ها مي توان به شهود ديگري برخورد و به تحقيقات جامع تر نيز پرداخت.

بر اين پايه تاريخ تلويزيون در ايران به دوران پيدايش- تلويزيون خصوصي، انگيزه ها و ماموريت ها، تلويزيون دولتي-، گسترش دامنه فعاليت ها به عرصه هاي ديگر، تلويزيون در دوران مبارزات ملت ايران براي تحقق جمهوري اسلامي، تلويزيون در دوران جنگ تحميلي، تلويزيون پس از دوران جنگ تحميلي، تعميق گسترش کيفي و کمي و حضور در پهنه جهاني تقسيم بندي مي شود.

*کارگردان ارشد فيلم و کارشناس توليد تلويزيون

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه ششم خرداد 1387 و ساعت 2:7 |
سر بريده مرغ، علت حذف حسينيان از مرد هزار چهره

کارگردان سريال تلوزيوني «مرد هزار چهره» گفت: «با شناختي که از اقتضائات کار در تلوزيون پيدا کرده‌ام، خودم قبل از دخالت مسئولان، مميزي سريال‌هايم را انجام مي‌دهم».

به گزارش آفتاب، مهران مديري جمعه شب در برنامه زنده تلوزيوني «مثلث شيشه‌اي» که با اجراي رضا رشيدپور از شبکه پنج سيما پخش مي‌شد، در پاسخ به شايعاتي مبني بر حذف سکانس‌هاي قابل توجهي از سريال «مرد هزار چهره» گفت: «اين طور نبود، من با شناختي که بعد از 15 سال از چارچوب‌هاي کار در تلويزيون، به‌دست آورده‌ام به هنگام توليد آثارم، آنها را مميزي مي‌کنم، تا هيچ اشکالي براي پخش از سيما، براي آنها به وجود نيايد».

او افزود: «البته در برخي موارد با مسئولان پخش سيما، تعاملاتي داشتيم و بعضاً آنها نقطه نظراتي را مطرح مي‌کردند ولي تصميم گيري را به خودمان واگذار مي‌کردند، تا در صورت آسيب نديدن کليّت مجموعه، درباره برخي سکانس‌ها تجديد نظر کنيم».

مديري درباره دلايل عدم نمايش قسمت‌هاي مربوط به بازي محمدرضا حسينيان (مجري پخش شبکه سه)، در سريال مرد هزارچهره اظهار داشت: «قرار بود با اقتباس از فيلم سينمايي پدر خوانده که در آن يک سربريده اسب، در رختخواب بازيگر فيلم نمايش داده مي‌شد، يک سر بريده مرغ در رختخواب حسينيان در سريال مرد هزار چهره به نمايش درآيد که ارزيابي مسئولان اين بود که اين صحنه خشونت زيادي خواهد داشت و براي پخش از تلويزيون مناسب نيست».

در ادامه اين برنامه مجري درباره علت عدم حضور برخي ديگر از چهره‌هاي مطرح سينمايي که پيشتر نام آنها به عنوان بازيگران «مرد هزار چهره» مطرح شده بود پرسيد، که مديري در پاسخ گفت: «حضور آقاي امين حيايي و همسرش در سريال قطعي شده بود و قرارداد هم امضا کرده بوديم، اما همزماني با ضبط يک فيلم سينمايي ديگر مانع از اين حضور شد».

کارگردان مرد هزارچهره در ادامه افزود: «در ابتدا قرار بود خسرو شکيبايي، ايفاگر نقش «قزاقه منديان» باشد، که او نيز حضور در اين نقش را پذيرفته بود اما اين بازيگر نيز به دليل همزماني فيلمبرداري اين مجموعه با يک پروژه سينمايي ديگر، نتوانست در جمع نهايي بازيگران «مرد هزار چهره» حضور داشته باشد که در نهايت عليرضا خمسه عهده دار اين نقش شد».

مديري در مورد حضور علي پروين و محمدرضا شريفي نيا نيز در اين سريال گفت: «در ابتدا قرار بود در سکانس پاياني سريال، هنگامي که «مسعود شصتچي» از زندان آزاد مي‌شود، علي پروين با او رو به رو شود و او را با يکي از مربيان سرشناس خارجي اشتباه بگيرد، اما به دليل عدم حضور پروين در تهران در هنگام ضبط اين قسمت، با آقاي شريفي نيا تماس گرفته شد تا با تغيير مختصري در فيلمنامه، ايشان به جاي علي پروين در اين سکانس بازي کند که وي نيز در اين زمان در تهران حضور نداشت که در نهايت اين سکانس با حضور رضا رشيدپور به گونه‌اي ديگر فيلمبرداري شد».

مديري همچنين در پاسخ‌هاي کوتاه خود به پرسش‌هاي رشيد پور در مورد «جواد رضويان» گفت: « او بي معرفت است» و پس از شنيدن نام «لاله صبوري»‌ نيز گفت:‌ «انرژي که در کار مي‌گذارد از بازي‌اش قوي‌تر است».

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه ششم خرداد 1387 و ساعت 2:1 |
تابستان 87 «سینما یک» متحول می شود
تهران- خبرگزاری ایسکانیوز: برنامه «سینما یک» که همه هفته پنج شنبه ها ساعت 22 از شبکه یک سیما پخش می شود با تغییرات زیادی تابستان در سری جدید پخش خواهد شد.
به گزارش روز چهارشنبه گروه فرهنگی هنری باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران" ایسکانیوز" به‌ نقل از رسانه خبری شبکه یک سیما ، با اتمام برنامه های تولید شده سینما یک در خرداد ماه که تهیه‌کنندگی آن بر عهده مهدی رحیمیان بود شاهد پخش سری جدید این برنامه خواهیم بود. در سری جدید «سینمایک» مهدی فرودگاهی تهیه کننده است و گروه سازنده برنامه، هم‌اینک زیر نظر وی کار آماده‌سازی طرح برنامه و جست‌وجوی فیلم‌ها را آغاز کرده‌اند.
از نکات بارز سری جدید تغییر رویکرد تامین برنامه در انتخاب فیلم‌ها ست. بر این اساس و با توجه به اینکه مهم‌ترین عامل جذابیت یک برنامه سینمایی را فیلم‌هایی دانست که برای پخش انتخاب می‌شوند نسبت به انتخاب فیلم های مخاطب پسند سینمای روز جهان تاکید بیشتری خواهد شد.
از جمله تغییرات دیگر، طراحی ساختار جذاب تر و تولید بخش های کارشناسی و معرفی فیلمساز سینما یک با استفاده از شیوه های نوین تصویری است بر این اساس در برنامه جدید تلاش شده با بیانی موجز بیشترین اطلاعات در باره فیلم و عوامل آن به بیننده انتقال داده شود./120
خبرنگار:348
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه ششم خرداد 1387 و ساعت 1:50 |
متن کامل گفت و گوی «مهران مدیری» در برنامه «مثلث شیشه ای»
من اصلا دوست ندارم بازی کنم
تهران - خبرگزاری ایسکانیوز:مهران مدیری پس از مدت ها سکوت خبری پس از سریال «مرد هزار چهره» که در این مدت تنها با ماهنامه فیلم مصاحبه کرده بود شب گذشته با حضور در برنامه «مثلث شیشه ای» با صحیت در مورد خاطرات جنگ و حضور خود در عرصه دفاع مقدس بینندگان این برنامه را غافلگیر کرد.
به گزارش روز شنبه گروه فرهنگی هنری باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران "ایسکانیوز" به نقل از روابط عمومی شبکه تهران، مهران مدیری شب گذشته در برنامه «مثلث شیشه‌ای» حضور داشت و در این برنامه با «رضا رشید پور» مجری برنامه به گفت و گو نشست.
رشید پور مجری برنامه که مدیری را در شب سوم خرداد، سالروز آزادسازی خرمشهر، در برنامه مثلث شیشه‌ای دعوت کرده بود در اواسط این برنامه دلیل این دعوت را در این روز آشکار کرد.
وی با نشان دادن عکسی از مهران مدیری در جبهه از او درباره این عکس پرسید و مهران مدیری برای نخستین بار از حضور خود در عرصه دفاع مقدس سخن گفت.
وی با معرفی افراد درون عکس گفت که در آن دوران هم می‌جنگیدیم و هم تئاتر اجرا می کردیم. او در باره مهم‌ترین ویژگی ایرانی‌ها و فضای ایران در دوران دفاع مقدس نیز گفت: مهم‌ترین ویژگی ایرانی‌ها عواطفی است که نسبت به یکدیگر دارند البته به شکل درست و به اندازه‌اش اما گاهی مبالغه‌ در این موضوع دردسر ساز است. تک تک بچه‌های جنگ عجیب بودند و بارها گفته شده است ولی آنچه که من از نزدیک دیده‌ام بسیار شگفت‌انگیز بودند به لحاظ باوری واقعی‌ای که از کاری که می‌کردند داشتند.
وی گفت: دستاوردهای بسیاری وجود دارد که همه را مدیون بچه‌های جنگ هستیم مخصوصا در مورد جانبازان و آزادگان البته دستاوردهایی هم هستند که به آنها نرسیدیم. من برنامه‌ای با عنوان «گفت و گوی انسانی» داشتم که نیمه کاره ماند و در آن با افراد زیادی صحبت کردم با جانباز، سارق مسلح، فرد اعدامی، زوج‌هایی که از یکدیگر جدا شدند و ... در این میان با دو جانباز قطع نخایی صحبت کردم که در این میان از همه برایم تلخ‌تر بود.
مهران مدیری با اشاره به مشکلات مربوط به کمبود زمان گفت: ما همیشه مشکل دقیقه 90 را داریم که در یک دوره‌ای بیشتر بود. الان برنامه ریزی‌ها بیشتر شده ولی وسواس من هم بیشتر شده است و به همین دلیل باز هم به دقیقه 90 می‌رسیم.
وی با بیان اینکه سریال «مرد هزار چهره» حرفه‌ای ترین کار من بود گفت: ما این سریال را تک دوربین ضبط کردیم و برایش دکوپاژ داشتیم. فیلم‌نامه نیز خوب و متن‌های دقیقی داشت. زمان کار با بازیگر را هم داشتیم و توانستیم به جزئیات بپردازیم که در کارهای قبلی این فرصت نبود. این کار دقیق‌تر و حرفه‌ای تر از سایر کارهایم به معنای یک اثر نمایشی بود البته برای این کار هم فیلمنامه کامل در اختیار نداشتم و این ضعف گروه نویسنده نیست. برای اینکه آنها هم با فضای آنچه که ساخته می‌شود جلو می‌روند و با آن خود را رتوش می‌کنند و فرصت آزمون و خطا وجود دارد.
وی ادامه داد: نویسندگان من در کار مرد هزار چهره سر صحنه می‌آمدند و مدام آنچه ضبط می‌شد می‌دیدند و اگر بر حسب اتفاق آنجا نبودند راش‌ها را به رژی می‌بردم تا ببینند. آنها به جزئیاتی در مورد شخصیت اصلی و سایرین می‌رسیدند و در متن تغییرات ایجاد می‌کردند تا جذاب‌تر شود.
وی در پاسخ به این سوال که علاقه دارد همیشه نقش‌های اصلی را خود بازی کند، اظهار داشت: اینکه من دوست دارم شخصیت اصلی باشم دقیقا برعکس است.من اصلا دوست ندارم بازی کنم. در کار پاورچین کمی حرفم را به کرسی نشاندم که کنارتر باشم و مکمل بودم. در شب‌های برره نیز سیامک انصاری نقطه اصلی بود و من یکی از اهالی برره بودم. در مرد هزار چهره چون کار حرفه‌ای تر بود و می‌خواستم روی کارگردانی متمرکز باشم اصلا دوست نداشتم خودم بازی کنم و برای این نقش به سیامک انصاری و امین حیایی و خیلی‌های دیگر فکر کردم. اما بچه‌های نویسنده گفتند اگر تو نباشی ما نمی‌نویسیم نه اینکه من بازیگر بزرگی هستم، آنها می‌گفتند این نقش متعلق به توست و الان خوشحالم که آن را بازی کرده‌ام.
وی ادامه داد: من در کارهایم ضمن بازی بازیگران دیگر را پوش می‌دهم. در پاورچین من کنار آمدم و در خیلی‌ از قسمت‌ها نبودم و نقطه اصلی به عنوان کمدین جواد رضویان بود، در شب‌های برره نیز سیامک انصاری نقطه اصلی کار بود و اینکه در کارهای بعدی من حضور نداشتند نبودشان کاملا اتفاقی است و یا سر کار دیگری هستند و یا نقش هایی که دارم به درد آنها نمی‌خورد. مثلا در مرد هزار چهره من جایی برای رضا شفیعی جم نداشتم. این درست است که می‌تواند باشد ولی باید نقش درست و منطقی باشد. به همین دلیل به گروه جدیدی از بازیگران فکر کردم با شکل و شمایل و بیان و سابقه دیگر که خیلی‌ از آنها سابقه کمدی نبود.من نقشی را در مرد هزار چهره بازی کرده‌ام که به مرور به عنوان مردی که کودکی و معصومیت داشته و بی‌دفاع است دوستش داشتم و هرگز فکر نکرده‌ام که آن فرد من هستم. وی درباره این که برخی می گویند مهران مدیری در مردهزار چهره قصد داشته خود را به عنوان بازیگری هزار چهره نشان بدهد نیز گفت: اینها تعابیر شخصی است و این شخصیت یک آدم بازی شدنی توسط من بود ولی اصلا ربطی به من نداشت.
مهران مدیری درباره تغییر نام سریال نیز گفت:اسم اولیه سریال همین مرد هزار چهره بود و ما با همین نام کد ساخت را گرفته بودیم. یک روز فکر کردم که این اسم کلیشه‌ای است و «اگه جای من بودین؟» بهتر است. ولی چون در مدت زیادی این اسم در مطبوعات جا افتاده بود و همه منتظر دیدن مردم هزار چهره بودند از همین استفاده کردیم. چون احساس کردم اگر اسم را عوض کنیم بخشی از بینندگان خود را از دست خواهیم داد و یا خیلی‌ها فکر کنند این کار یک کار دیگر است.
کارگردان سریال تلویزیونی مرد هزار چهره دلاره سانسورهای این اثر نیز گفت: این اولین کاری بود که در طول این 15 سال که از شروع کار طنز می‌گذرد سانسور نداشت. به خاطر اینکه هماهنگی‌ها از قبل شده بود و ما اجازه شوخی با خیلی از مشاغل و پست‌ها را از سازمان گرفته بودیم. متن‌ها خوانده شده و ایرادها از قبل گرفته شده بود و اگر قرار بود چیزی گرفته نشود از قبل مشخص بود و برگه‌های ایراد پخش در هر قسمت خالی و فقط در حد کلمه و جمله بود که آن هم با پخش هماهنگ می‌کردیم و می‌گفتند اگر به کار لطمه‌ای نمی‌زند حذف شود. وی تصریح کرد: ما ممیزی‌های بسیار کمی در این اثر داشتیم من در این سال‌ها یاد گرفتم و آنقدر حرف زده و بحث کردیم و اتفاقات افتاده که می‌دانم آنچه که ضبط می‌کنم ممکن است پخش نشود. بنابراین ضبط نمی‌کنم و چیزی را اجرا می‌کنم که مشکلی ندارد و یک جوری خودم مواظبم که در کارهایم به پرداختن به مشاغل و افراد و حتی گریم خانم‌ها کاملا حواسم جمع باشد. وی درباره بحث شکایت سازمان‌ها و صنف‌های مختلف از این سریال نیز گفت: همه اینها شایعه بود و بعضی از مطبوعات عزیزمان که این حرف‌ها برایشان محل درآمد است این بازی را راه انداختند. اصلا این حرف‌ها نبود. شکایت ثبت احوال نیز کمی قبل‌تر از پخش سریال بود که آن را پس گرفت و هیچ سازمان، صنف و شغلی با ما مشکل نداشت.
مهران مدیری در ادامه گفت: این موضوعی است که در همه دنیا رسم است. شوخی با یک آدم یا آدم‌هایی که در یک صنف مشخص زندگی و کار می‌کنند کاملا عادی است و آنها نماینده همه آن صنف نیستند.ما چند شخصیت می‌سازیم و با آنها شوخی می‌کنیم که می‌تواند نیروی انتظامی ، پزشک، شاعر و ... باشد.ما چه طور می‌توانیم با این شخصیت خنگ همه پزشکان را زیر سوال ببریم؟ ما با همه اینها زندگی می‌کنیم. چطور می‌توان همه اینها را ندید گرفت و دستشان انداخت؟ هر شخصیتی را که ما انتخاب می‌کنیم دارای شغل و منطقه جغرافیایی است و نمی‌شود یک شخصیت نه شغل داشته باشد، نه متعلق به جایی باشد و نه رفتار فرهنگی داشته باشد و نمی‌توان بدون اینها شخصیت‌‌پردازی کرد. هر آدمی که ما می سازیم و با آن شوخی می کنیم منظورمان نماینده آن صنف نیست.
وی درباره حضور خشمناکش در پشت صحنه و دوربین نیز گفت: این را باید از کسانی که با آنها کار می‌کنم باید پرسید. خشمناک نیستم ولی در کارم بسیار جدی هستم و نقطه ضعفی که دارم این است که وقتی کاری را به کسی بسپرم او درست انجام ندهد که در این شرایط بسیار عصبانی می‌شوم و روابطم با همه دوستانه است وگرنه نمی‌توانم گروه 92 نفره را بچرخانم. مدیری درباره دخالتش در کار سایرین مانند تصویر بردار و ...نیز گفت: چون رابطه ما با بچه‌ها خیلی نزدیک بوده این اتفاق افتاده است. بچه‌های تصویربردار به من اجازه می‌دهند که بخش‌هایی را با حس خودم بگیرم. مخصوصا کارهای حرکتی روی ریل را و بچه‌ها هم ناراحت نیستند چون آنها هم به من نکته‌هایی را می‌گویند و تعامل وجود دارد.البته همه اینها به خاطر بهتر شدن کار و سرعت بخشیدن است و همه ما تلاش می‌کنیم تا کار به بهترین شکل انجام شود.اینها حواشی کار است و من عاشق این حواشی هستم که کارگردان پاچه‌هایش را بالا بزند و هر کاری که از دستش بر می‌آید را انجام بدهد.
وی همچنین درباره بازی در نقش‌های جدی نیز گفت: من سه سال پیش در سالن میلاد کنسرت داشتم و وقتی تمام شد خانم مسنی پشت صحنه آمد و گفت برو همان بازیگری‌ات را بکن.خیلی‌ها به من گفته‌اند به حوزه جدی وارد نشوم ولی هر کسی دوست دارد که به حوزه‌های مختلف سرک بکشد و خودم هم دوست دارم در نقش‌های جدی هم حضور بیابم و این اتفاق خواهد افتاد.آدم در برخی حوزه‌ها از درون اشباع می‌شود.
وی درباره ساخت کمدی در ایران نیز گفت: این نوع کار در ایران چند مساله دارد ما مشکل مان این است که کمدی را جدی نمی‌گیریم و در ذات خود برای ما جنبه شوخی دارد در صورتی که اصلا اینگونه نیست چون حرف داشته و مساله دارد ولی ما برای ساخت به دنبال فرمول‌هایش نمی‌رویم. روش، ریتم، لحن، بازی کار و... در کار کمدی متفاوت است و شوخی‌های دوستانه عوامل سازنده لزوما عامل خندیدن برای بیننده نیست. ما باید بدانیم اصلا چه می‌خواهیم بگوییم و ابزارش را بشناسیم.
وی در ادامه با قبول اینکه تبلیغات به مجموعه باغ مظفر لطمه زد، درباره تعابیر پیش آمده در مورد سریال مرد هزار چهره گفت: اینها تعابیر کار است. ما به اندازه جمعیت ایران تعبیر داریم. چون هر کس تعبیر خود را دارد و بسیار گسترده است. اصلا تعبیر خود کارگردان در این میان گم می‌شود البته اشکالی ندارد و نمی‌توان جلوی آن را گرفت و ماهیت اثر این است اما در جاهایی عجیب و غریب می‌شود به هر حال تعبیر یک سقف و حدی دارد و نمی‌توان جلویش را گرفت.
وی همچنین با اشاره به اینکه جز خودش سایر بازیگران نیز در مجموعه مرد هزار چهره درخشان بوده‌اند، گفت: در بخش پایانی قرار بود از امین حیایی و نیلوفر خوش خلق استفاده کنیم که برای بخش مافیایی آمدند و قرارداد هم بستند ولی کارش طوری بود که نتوانست بیاید. همچنین پدرخوانده را قرار بود خسرو شکیبایی کار کند ولی بلافاصله کار سینمایی‌اش شروع شد و به خاطر تداخل کاری نتوانست بیاید و در قسمت آخر نیز قرار بود علی پروین مرا به جای مربی خارجی اشتباه بگیرد که شمال بود و نتوانست بیاید. وی درباره بخش‌های حذف شده از مردهزار چهره نیز گفت: کلا دو پلان از کار درآمد که یکی مربوط به حضور حسینیان بود که به خاطر خشونت استفاده شده که بازسازی بخشی از فیلم پدرخوانده بود حذف شد و تلویزیون صلاح دید که این بخش از سریال بیرون بیاید.
مهران مدیری درباره حضورش در سریال پیامک از دیار باقی به کارگردانی سیروس مقدم نیز گفت: شریفی نیا پیشنهاد داده بود که به عنوان میهمان در سریالشان بازی کنم و او نیز متقابلا در سریال ما بازی کند. روز آخر که با او تماس گرفتم گفت قصد دارد که بیاید ولی سیروس مقدم مانع شد و گفته بود چون اوبه سریال ما نیامده تو هم نباید در سریال او بازی کنی. در این برنامه که نظر سنجی از طریق ارسال پیامک برای ارزیابی کارهای مهران مدیری از نظر مخاطبان قرار داده شده بود، چهارصد و بیست و هفت هزار و صد و شصت و هفت نفر در این نظرسنجی شرکت کردند که در آن به ترتیب 34 درصد سریال مرد هزار چهره، 29 درصد سریال شب‌های برره، 24درصد سریال پاورچین، 5 درصد نقطه چین و 5 درصد باغ مظفر را موفق ترین کارهای مهران مدیری دانسته بودضمنا باطلاع می رسان متن مصاحبهمهمانان برنامه مثلث شیشه ای در سایت شبکه تهران موجود است./120
خبرنگار:210
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه ششم خرداد 1387 و ساعت 1:47 |
پس از سريال مناسبتي «صاحبدلان» و فيلم جنگي «روز سوم»:
كارگرداني مجموعه تلويزيوني مناسبتي شبكه سوم سيما در ماه مبارك رمضان به محمدحسين لطيفي رسيد
كارگرداني مجموعه تلويزيوني مناسبتي شبكه سوم سيما در ماه مبارك رمضان به محمدحسين لطيفي رسيد


سينماي ما- كارگرداني مجموعه تلويزيوني مناسبتي شبكه سوم سيما در ماه مبارك رمضان (احتمالا براي سال آينده) به محمدحسين لطيفي رسيد.  لطيفي سريال «روزهاي پايداري» را سال آينده براي شبكه سوم سيما كارگرداني مي‌كند. بنابر اين گزارش، اين سريال تلويزيوني با همكاري بنياد شهيد و به تهيه كنندگي «حميد آخوندي» و «عليرضا جلالي» در 30 قسمت 45 دقيقه‌اي ساخته خواهد شد.
داستان اين مجموعه تلويزيوني درباره مقاومت مردم خرمشهر در مقابل دشمنان عراقي است و اين مقطع از تاريخ دفاع مقدس را به تصوير مي‌كشد.
محمد حسين لطيفي در حال حاضر مشغول كارگرداني سريال «نردبامي بر آسمان» در شهرك غزالي است و در كارنامه خود كارگرداني مجموعه «صاحبدلان» را به عنوان يك مجموعه مناسبتي كه در ماه مبارك رمضان از شبكه اول سيما پخش شد، در كارنامه خود دارد.



منبع خبر : فارس
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه یکم خرداد 1387 و ساعت 2:54 |
محمد رحمانيان با اعلام قرارگرفتن مجموعه تلويزيونى «مسافرخانه سعادت» در مرحله مونتاژ صداگذارى از احتمال پخش اين برنامه در پاييز ۸۷ خبر داد. اين كارگردان در گفتگو با ايسنا، مضمون قصه هاى «مسافرخانه سعادت» را كاملاً اجتماعى خواند و افزود: در هر قسمت از اين مجموعه كه حدود ۱۸ دقيقه به طول مى انجامد، سعى شده است كه در يك مدت زمان كوتاه به موضوع از ابتدا تا انتها پرداخته شود. نمونه اين قبيل كارها در خارج از كشور بسيار ساخته شده است كه يكى از نمونه هاى درخشان آن مجموعه «طنز» است كه مسايل مربوط به جوانان را بررسى مى كند. وى ادامه داد: «مسافرخانه سعادت» نيز ساختارى مشابه اين قبيل كارها را دارد؛ اين مجموعه شامل نمايش هاى كوتاهى است كه در يك لوكيشن مى گذرد و در اين فضاى كوتاه به شدت دكوراتيو است. رحمانيان كه خود وظيفه سرپرستى نويسندگان را برعهده دارد از محمد رضايى راد و ايوب آقاخانى به عنوان ديگر نويسندگان مجموعه تلويزيونى «مسافرخانه سعادت» نام برد. به گفته اين كارگردان و نويسنده، تمامى داستان هاى «مسافرخانه سعادت» از وجوه انسانى برخوردار است و درحالى كه تمامى قصه ها در تهران سال ۱۳۸۶ تعريف مى شود اما از آن جا كه رابطه ميان انسان ها در هر دوره اى قابل تعريف است، نمايش هاى مسافرخانه سعادت را نيز مى توان به هر دوره اى تعميم داد. محمد رحمانيان در پاسخ به پرسشى درباره ساخت مجموعه هاى متعددى در تلويزيون كه لوكيشن هاى همه آن ها يك مسافرخانه، ق«مسافرخانه سعادت» در مرحله صداگذارى:هوه خانه و محلى مشابه آن ها است، متذكر شد: لوكيشن هاى ايستگاهى بهانه اى دراماتيك هستند. وى ادامه داد: لوكيشن ايستگاهى «مسافرخانه سعادت» به طبع آثار اسماعيل خلج انتخاب شد كه در كارهاى قبلى ام نيز به همين شيوه عمل كرده بودم. كارگردان «مسافرخانه سعادت» تأكيد كرد: استفاده از لوكيشن هاى ايستگاهى نه تنها ايرادى ندارد بلكه بسيارخوب است چراكه شخصيت هاى متعددى وارد كار مى شوند. رحمانيان در پاسخ به اين پرسش كه آيا در نگارش متن «مسافرخانه سعادت» از نمايشنامه ها و داستان هاى ديگر بهره گرفته است، گفت: يكى دوتا از قصه ها نگاهى به داستان ها و نمايشنامه هاى ديگر داشته اند. رحمانيان در پاسخ به پرسشى درباره كارهاى جديدى كه قصد ساخت آن ها را در تلويزيون دارد، گفت: يكى از آرزوهاى من اين است كه نمايشنامه «پلكان» مرحوم رادى را براى تلويزيون كار كنم، اما تاكنون چندبار به تلويزيون پيشنهاد داده ام و هربار رد شده است.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه یکم خرداد 1387 و ساعت 2:29 |
روئین‌تن «زمهریر» را تیر ماه جلوی دوربین می برد
تهران- خبرگزاری ایسکانیوز: علی روئین تن پس از دریافت پروانه ساخت « زمهریر» را تیر ماه جلوی دوربین خواهد برد.
به گزارش روز دوشنبه گروه فرهنگی هنری باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران" ایسکانیوز"، درخواست پروانه ساخت پروژه «زمهریر» زمستان سال قبل به کارگردانی روئین‌تن و تهیه‌کنندگی سیدضیاء هاشمی به اداره نظارت و ارزشیابی ارسال شده هنوز مجوز ساخت آن صادر نشده است.
این فیلم یک درام اجتماعی روایی است و دارای موضوعی کاملاً عاشقانه است و به مقایسه آرمان طلبی در 20 ساله اخیر می پردازد. و داستان دختر فیلمسازی را به تصویر می کشد که به دنبال یکسری مسائل مجبور می شود به 20 سال پیش برگردد.
این دومین ساخته علی روئین تن است او پیش از این فیلم «دل شکسته» را که در جشنواره بیست و ششم فیلم فجر به نمایش درآمد را در کارنامه خود دارد که در انتظار پروانه نمایش است./120
خبرنگار:348
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387 و ساعت 1:52 |
مهران مدیری جمعه شب به تلویزیون می‌آید
 

رضا رشید پور مجری برنامه «مثلث شیشه‌ای» شب گذشته اعلام کرد که مهران مدیری بازیگر و کارگردان سریالهای طنز تلویزیونی جمعه شب از طریق این برنامه جلوی دوربین تلویزیون خواهد رفت.

به گزارش سرویس هنرآفتاب، مهران مدیری که تاکنون از حضور در رسانه‌ها اجتناب می‌کرد، ظاهرا تصمیم جدیدی در این باره اتخاذ کرده و پس از حضورش در رادیو فرهنگ و همچنین مصاحبه‌اش با ماهنامه فیلم  اکنون به تلویزیون خواهد آمد.

گفتنی است برنامه «مثلث شیشه‌ای» که ادامه «شب شیشه‌ای» است با اجرای رضا رشید پور هر شب از شبکه‌ی پنج سیما پخش می‌شود.
 
 

 
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387 و ساعت 2:38 |
با بازی آناهیتا نعمتی و بابک حمیدیان
تصویربرداری "قضاوت" همچنان ادامه دارد
تهران – خبرگزاری ایسکانیوز: فیلم تلویزیونی قضاوت به کارگردانی ابراهیم شیبانی که ازچهارشنبه هفته گذشته درتهران کلیدخورده است همچنان ادامه دارد.
به گزارش روز یکشنبه گروه فرهنگی هنری باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران"ایسکانیوز" این فیلم که ازموضوعی اجتماعی پلیسی برخورداراست داستان فرهاد(مهدی احمدی)ومهناز(آناهیتانعمتی)رادنبال می کند که درتدارک برگزاری جشن سالگردازدواج خودهستند.امادرست درروزجشن فرهاددریک حادثه تصادف کشته می شود.پلیس نشانه ای ازسوء قصد نمی یابداماوجودعکس دختری ناشناس دروسایل شخصی همراه فرهادموجب تردیدهمگان می شود.اکنون برای مهناز تحمل مرگ فرهادآسان ترازاتهامی است که نزدیکان به فرهادمی زنند.مهنازکه به درستی رفتارشوهرش ایمان دارد برای کشف ماجرادست به تحقیق می زند تابه هویت دخترناشناس پی ببرد تااینکه ....
دراین تله فیلم علاوه برمهدی احمدی وآناهیتاهمتی بازیگرانی چون بابک حمیدیان ،رضاافشاروهومن برق نورد به ایفای نقش می پردازند.قضاوت رارضاجودی برای گروه فیلم وسریال شبکه یک سیماتهیه می کندوپپش بینی می شودتااواخرخردادماه آماده پخش شود.فیلم نامه این فیلم تلویزیونی رامسعودبهبانی نیا نوشته است وابراهیم شیبانی دردومین همکاری خودباشبکه یک سیماآن را کارگردانی می کنددیگرعوامل این فیلم که درتهران جلودوربین می رود عبارتنداز؛احمدرضاپناهی ؛مدیرتصویربرداری،جوادمقدس ؛صدابردار،حامدتفرشی ؛طراح صحنه ولباس ،سارایوسفی؛طراح چهره پردازی و شهاب علی بخشی ؛مدیرتولید ./120
خبرنگار:166
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387 و ساعت 2:16 |
"کوچه محجوب" روی آنتن شبکه دو
تهران- خبرگزاری ایسکانیوز: فیلم تلویزیونی «کوچه محجوب» به کارگردانی منوچهر هادی به شبکه دو سیما می آید .
به گزارش روز سه شنبه گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران "ایسکانیوز" این فیلم با موضوع دفاع مقدس و به قلم مشترک سعید دولتخانی و منوچهر هادی نوشته شده است. «کوچه محجوب» داستان بازگشت رزمنده ای به نام کاظم محجوب را روایت می کند. او همراه آخرین گروه اسرا به میهن بر می گردد. در صورتی که همه تصور می کردند وی به شهادت رسیده است. کاظم محجوب با ترکشی در سر باز می گردد؛ تا این که... .کاظم بلوچی، یگانه بلوچی، بهرام ابراهیمی، زهرا داوودنژاد و محمدرضا داوودنژاد ترکیب بازیگران این تله فیلم را تشکیل می دهند.
شایان ذکر است، منوچهر هادی چندی قبل در مقام تهیه کننده، تله فیلم «محبوبه» را مقابل دوربین داشت، این تله فیلم اکنون مراحل پایانی تولید را پشت سر می گذارد.
در پشت دوربین نیز این عوامل حضور داشتند: حسن علی اسدی(تصویربردار)، نغمه نظری(برنامه ریز)، وحید دوزنده(صدابردار)، رضا غفاری اعتبار(دستیار کارگردان)، حمید سیفی (تدوینگر)، عادل کرمی(مدیرتولید)و ناصر چشم آذر(آهنگساز). تله فیلم «کوچه محجوب» توسط جعفر پهلوان در مرکز سیما فیلم تهیه شده است./166/125
خبرنگار:166
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387 و ساعت 2:5 |
"گل های گرمسیری" ماه رمضان به شبکه یک می آید
تهران – خبرگزاری ایسکانیوز:با اتمام 40 درصد از کار تصویربرداری سریال "گل های گرمسیری" تکلیف سریال ماه رمضان شبکه یک سیما قطعی شد.
به گزارش روز یکشنبه گروه فرهنگی هنری باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران"ایسکانیوز" این سریال که محمد مهدی عسگرپور آن راکار گردانی می کند از موضوعی دفاع مقدسی برخوردار است ودر تهران و شهرهای جنوبی ایران جلو دوربین می رود. موضوع این سریال 30 قسمتی که فیلم نامه آن را محمدرضا بیاتی، علی اکبر محلوجیان و با همکاری محمد مهدی عسکرپور به نگارش در آورده اند، درباره سال های آغاز جنگ تحمیلی است که شروع جنگ باعث تعطیلی دانشگاه و پراکنده شدن تعدادی از دانشجویان می شود. در این میان ناهید و رسول که قصد ازدواج با هم را دارند با شروع جنگ از هم جدا می شوند. رسول برای دفاع از وطنش عازم زادگاهش خرمشهر می شود و ناهید برای یافتن او موانع زیادی را پشت سر می گذارد. تا اینکه.....
در این سریال که تا پیش از این قرار بود مینا لاکانی نقش ناهید را ایفا کند جای خود را به بهنوش طباطبائی داده است تا درکنارش اشکان خطیبی، روناک یونسی ، پرویز فلاحی پور، مریم بوبانی، عمار تفتی ، رحیم نوروزی، ناز آفرین کاظمی، مهدی ساکی و آتیلا پسیانی گروه بازیگران این سریال را تشکیل دهند.
این سریال را محمد صادق جلالی در 30 قسمت 45 دقیقه ایی برای گروه حماسه و دفاع شبکه یک سیما تهیه می کند.
این سریال که پیش تولید آن از اواخر سال گذشته آغاز شده بود، از فرودین امسال با مدیریت حسن کریمی جلو دوربین رفته است و بطور همزمان تدوین آن نیز انجام می شود دیگر عوامل این سریال عبارتند از: تصویربردار: رضا شیخی- طراح گریم و مهری شیرازی / مدیر برنامه ریزی: شهرام باباپور/ دستیار کارگردان: وحید کاشی / مدیر تولید: بهرام فرهادی ./120
خبرنگار:166
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387 و ساعت 2:2 |
یادداشت امیر قادری درباره افشین قطبی و اهمیت بازی امروز
سرتان را بچرخانید، این بالا ما را می‌بینید آقای قطبی
سرتان را بچرخانید، این بالا ما را می‌بینید آقای قطبی


سینمای ما - امیر قادری: آقای افشین قطبی؛ احتمالا وقتی صبح می‌شود و مردم این یادداشت را می‌بینند، شما بالای سر تیم‌ات هستی و من و دوستان‌ام رفته‌ایم آن بالا روی سکوهای ورزشگاه از چند ساعت پیش جا گرفته‌ایم که شما و تیم‌مان را یک بار دیگر نگاه کنیم. با عشق و شور و علاقه هم نگاه کنیم. از ته دل نگاه کنیم. این فکر کنم پنجمین بازی پشت هم‌ای است که برای تماشای بازی‌های پرسپولیس، می‌آییم ورزشگاه آزادی. چون انگار که بالاخره آرمان‌ام را در زندگی پیدا کرده‌ام؛ این که قطبی قهرمان شود. این که فرهنگ قطبی، بخشی از جهان این سرزمین شود. می‌آییم که حمایت کنیم. که انرژی بدهیم. می‌دانم که لازم دارید. آن گل دقیقه هشتاد و چندم بازی با سایپا را که شما نزدید. من و رفقایم بودیم و هفتاد هزار نفر دیگر در ورزشگاه آزادی که در یک لحظه تصمیم گرفتیم بلند شویم، پای‌مان را بکوبیم به زمین، و توپ رو بکنیم توی گل.این که گفتم شنبه از ساعت ده صبح می‌رویم روی سکوهای داغ ورزشگاه می‌نشینیم، البته در جریان باشید که خرمان این قدر می‌رود که بلیت پیدا کنیم. ولی جای ما روی سکوهای سیمانی آن بالاست. جایی که تماشاگرانی از طبقه‌های پایین‌تر اجتماع وجود دارند. و وقتی آن‌ها هم روحیه افشین قطبی را از برد پرسپولیس بیش‌تر دوست دارند، وقتی «قلب شیر» را به برد به هر قیمتی ترجیح می‌دهند، با چاقویی در جوراب‌شان و لنگی در دست‌شان، وقتی برای آن‌ها هم منش و شخصیت شما از این که: «بچه‌ها زحمت بکشن و توپ را بکنیم توی گل»، مهم‌تر است؛ این چیزها را که می‌بینم کیف می‌کنم. برای ما این یک فرصت است. این جا ما خیلی وقت‌ها عادت داریم کسی را که با خودش چیز جدیدی می‌آورد، می‌خواهد کمی تغییرمان دهد، را بشکنیم یا بیرون‌اش کنیم. یا مثل برانکو، این اواخر حضور به هر قیمتی‌اش در ایران، از ترس صورت‌اش سیاه و کبود شود. نداشته‌ایم کسی را که هم سر میز غذا بخورد و هم بیاید پایین پیش ما بنشیند، یا اگر ننشیند، کینه دور سفره نشسته‌ها را از آن بالا جلب نکند. پس شما می‌توانید چیزهای تازه‌ای به فرهنگ ما اضافه کنید. توانسته‌اید شور و حال اسطوره‌ای ما را حفظ کنید و در عین حال اسیر گرداب‌اش نشوید. گفتم که به شکل عجیب و متناقض‌ای، هم انگار از جای دیگری آمده‌اید و هم انگار از خود ما هستید. مجموعه این‌ها، باعث شده که در این دوره گذار که هر کسی می‌خواهد ما را به سمت خودش بکشد، یک بار دیگر و در مجموعه متعادلی، احساسات صادقانه ما را تحریک کنید. به ورزشگاه آزادی می‌رویم و با تمام وجود فریاد می‌کشیم، هم به خاطر دل شیر و هم هوش روباه. این چیزی است که در این سال‌ها وجود تجزیه شده ما خیلی دنبال‌اش گشته است. می‌نشینیم و به واکنش‌های شما در برابر هر مسئله‌ای نگاه می‌کنیم، این که چطور از بیرون ریختن احساسات‌تان خجالت نمی‌کشید و در عین حال عقل و هوش‌تان را کنار نگذاشته‌اید. می‌توانید هم یک عامل روحیه دهنده باشید و هم یک فرمانده عالم رو به جلو. داریم هم احساسات‌مان را خرج می‌کنیم و هم پیشرفت می‌کنیم، غیر این مگر چه می‌خواهیم؟ راست‌اش را بخواهید اصلا فکر می‌کنم در این دوره و زمانه، شما سنگ محک جامعه ما هستید. پیش از این اگر بود، خیلی زود دورتان می‌انداختیم. منتظر بهانه بودیم که انتقام‌مان را از آدمی مثل شما بگیریم. و وقتی می‌بینم، بعد از شکت چهار به یک هم رای‌گیری می‌کنند و ملت باز به ماندن شما رای می‌دهند، به نظرم این دیگر فقط پیشرفت شما نیست، پیشرفت ماست. باز گفتم ما و شما. و شما که خود ما هستید. ×××امروز بعد از ظهر بازی است آقای قطبی و ما از صبح رفته‌ایم آن بالا جا گرفته‌ایم تا تمام شور و حس و حال‌مان را بفرستیم برای شما و تیم‌مان. شاید زد و باختیم البته. ولی... حالا که به این مرحله در ارتباط با هم رسیده‌ایم، این آخرین چیزی است که مهم است. حالا ما همدیگر را داریم. سر بازی صبا باتری و روی سکوهای ورزشگاه، این قدر آدم غریبه در آغوش گرفتیم که نگو. ما ادم‌هایی که عقل روباه و قلب شیر شما را دوست داریم.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387 و ساعت 2:28 |
data="http://rasekhoon.net/_js/mediaplayer.swf?file=http://song.rasekhoon.net/003/24/Shahrake-alefba/24-64- Shahrake Alefba- Ashnaei Ba Harfe z-(www.Rasekhoon.flv" height="300" width="455">

Flash Required

Flash is required to view this media. Download Here.