X
تبلیغات
بازیگران ایرانی - خبر هاي داغ سينمايي
دردسر تبدیل نسخه HD به نسخه 35 میلیمتری:
«خواب ليلا» براي اكران عمومي مشكل دارد
«خواب ليلا» براي اكران عمومي مشكل دارد


سينماي ما- تهیه‌کننده فیلم سینمایی "خواب لیلا" از حل نشدن مشکل تبدیل این فیلم از نسخه HD به نسخه 35 میلیمتری برای اکران عمومی آن خبر داد. عبدالله اسفندیاری در این باره گفت: "فیلم "خواب لیلا" به کارگردانی مهرداد میرفلاح به دلیل وجود جلوه‌های ویژه خاص از ابتدا به صورت HD فیلمبرداری شد، اما برای اکران عمومی باید آن را به نسخه 35 میلیمتری تبدیل کنیم. زمان برگزاری جشنواره فیلم فجر نیز به همین دلیل نتوانستیم فیلم را به جشنواره برسانیم."
وی در ادامه افزود: "متاسفانه هنوز این مشکل برطرف نشده، اما قصد داریم هفته آینده این کار را انجام دهیم و اواخر امسال پروانه نمایش دریافت کنیم. تلاش می‌کنیم اکران "خواب لیلا" نسبت به زمان تولید به تعویق نیفتد و فیلم ضربه نخورد. تابستان سال آینده زمان خوبی برای نمایش عمومی این فیلم است و امیدوارم تا آن زمان شرایط اکران فراهم شود."
سومین فیلم بلند میرفلاح بازیگرانی چون ماهایا پطروسیان، فاطمه معتمدآریا، پ‍‍ژمان بازغی، فرخ نعمتی، شیوا ابراهیمی، محسن قاضی مرادی، پریا و سارا پدرام جعفری و عاطفه و عارفه بیگلر به ایفای نقش پرداخته‌اند. فیلمنامه را هم شاهرخ دولکو و حبیب‌الله شیرازیان به نگارش درآورده‌اند.
"خواب لیلا" قصه دختری است که به تنهایی در خانه به ارث رسیده از پدر و مادرش زندگی می‌کند. او مدتی است از سوی دخترکی با قدرت خارق‌العاده‌ای مورد حمله‌های وحشیانه قرار می‌گیرد و دکتر پوریا عقیده دارد تنها راه رهایی او جستجو در گذشته‌های فراموش‌شده دوران کودکی است. این جستجو به جایی نمی‌رسد تا در نهایت او را به دکتر سهرابی می‌سپرند تا ...
دیگر عوامل تولید فیلم عبارتنداز مدیر فیلمبرداری: محمودکلاری، طراح صحنه و لباس: ایرج رامین‌فر، طراح گریم: مهرداد میرکیانی، صدابردار: حسن زاهدی، جلوه‌های ویژه میدانی: محسن روزبهانی، جلوه‌های ویژه رایانه‌ای: امیر سحرخیز، موسیقی: بردیا کیارس، تدوین: مصطفی خرقه‌پوش، عکاس: امیر عابدی و مدیر تولید: مهدی احمدی.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 و ساعت 2:21 |
گزارش اکران سینمای ایران در اسفند 86
بازگشت میترا حجار!
بازگشت میترا حجار!


[ نگار باباخانی ]

سینمای ما - تهيه کنندگان سينمايي شايد فقط و فقط در بدترين شرايط ممکن راضي به نمايش فيلم هايشان در اسفندماه شوند. در واقع تهيه کنندگان اکران اسفند را از سر ناچاري اگر چاره ديگري نباشد و راه ديگري پيش پايشان نباشد مي پذيرند و جز اين هيچ راهي براي راضي کردن آنها به نمايش فيلم شان در اين ماه نيست. حقيقت اين است که آنها حق هم دارند. تاکنون کمتر فيلمي که در اسفندماه روي پرده رفته، توانسته است فروش مناسبي داشته باشد. خستگي و شايد سينمازدگي تماشاگران پس از 10 روز شلوغ جشنواره از يک سو و شلوغي ها و کارها و خستگي هاي ماهي که در ايران پيشواز عيد است از سوي ديگر دل و جاني براي سينما رفتن باقي نمي گذارد (پيشتر که چنين بوده) و به اين دليل اسفند هميشه ماهي پر از رکود و فترت براي سينما و سالن هاي سينما بوده است و البته معلوم نيست و اثبات نشده که اين مساله به دليل اين است که فيلم هاي- بالقوه- نفروش يا کم فروش در اسفند روي پرده مي آيند، يا برعکس به اين دليل اين اشتهار منفي براي اين ماه به دست آمده که ذاتاً اين ماه فضايي را بر سينما حاکم مي کند که فروش فيلم در اين فضا ممکن و مقدور نيست.

امسال نيز به نظر مي رسد به رغم فروش نسبي فيلمي چون «غيرمنتظره» که در حد قابل قبولي فروخته تفاوت عمده يي در اين قانون و قاعده نانوشته ايجاد نشود. نگاهي به فهرست و سياهه نام فيلم هايي که امسال اکران شده اند نيز مبين و اثبات کننده شرايطي است که در مورد اين ماه برشمرديم. در حقيقت تهيه کنندگان فيلم هايي که الان روي پرده هستند، هيچ کدام با ميل خاطر و رغبت تمام و کمال به اکران فيلم هايشان مبادرت نورزيده اند. آنها اين ماه را به عنوان آخرين راه پيش رو براي نمايش دادن فيلم شان ديده اند و نگاه به فيلم هاي روي پرده به بهترين وجهي نشانگر اين ناچار بودن آنها است.

وقتي فيلم هاي «راننده تاکسي» ، «اين ترانه عاشقانه نيست»، «مادرزن سلام»، «زاگرس»، «مصائب دوشيزه»، و «غيرمنتظره» را به عنوان فيلم هايي که در حال حاضر روي پرده اند در نظر مي آوريم، نتايجي دستگيرمان مي شود که شرايط حاکم بر اکران اسفندماه را برجسته مي کند. از اين فيلم ها دو فيلم غيرمنتظره و مصائب دوشيزه، فيلم هاي اول سازندگان شان هستند که در اين ميان فيلم پرفروش تر غيرمنتظره، فيلم بازمانده از اکران زمستان است و ربط چنداني به اکران اسفند ندارد. از ميان فيلم هاي ديگر اين فهرست، «اين ترانه عاشقانه نيست» از جمله فيلم هاي پر سر و صدايي است که حتي در مرحله ساخت با مسائل و مشکلاتي مواجه بود و درگيري هاي سازندگان اين فيلم با فارابي و ارشاد به مطبوعات کشيد و آشکار است که چنين فيلمي کوچک ترين فرصتي را براي اکران و به تبع آن فروش نسخه ويدئويي و... براي کاستن از ضرر و زيان ناشي از تاخير در اکران و اکران نشدن احتمالي از دست ندهد. «زاگرس» نيز فيلمي با داستان

- قاعدتاً و بالقوه- نفروش و به اصطلاح از آن فيلم هاي حمايتي براي مصارف تبليغاتي است که توليدکنندگانش حسابي هم روي فروش آن باز نکرده اند و به اين دليل نمايش آن در هر حالتي خوشايندشان بوده است. در اين ميان فقط «مادرزن سلام» و «راننده تاکسي» فيلم هايي هستند که به اميد فروش اکران شده اند، و با توجه به کيفيت شان ديده شدن يا نشدن فيلم و... هم برايشان چندان اهميتي نداشته. اين فيلم ها با فضايي بسيار شبيه روتين هاي درجه چند تلويزيوني فقط و فقط به سودآوري مي انديشند و موضوع و پرداخت آن هم به نحوي است که شرايط اکران چندان تاثيري در افزايش يا کاهش فروش شان ندارد و به اصطلاح يک سقف و کف فروش ذاتي دارند که چندان هم با فاصله از هم نيست و از ديگر سو بنا به سياست اقتصادي سازندگان هر نوع تاخير در اکران آنها به منزله خوابيدن سرمايه و ضرر مضاعف است؛ و اين شرايط است که آنها را به نمايش فيلم شان در اين فصل مرده و در اين ماه آخر سال راضي کرده و طبيعي است که آنها نيز از نمايش فيلم شان در يک شرايط بهتر راضي تر بوده اند.


راننده تاکسي؛ دختر خارجي و راننده خوش قلب


متاسفانه جريان اصلي سينماي ايران برخلاف سينماهاي ديگر که نوعي سينماي تجاري را پي مي گيرند در اين سال ها تبديل به نوعي «فيلم هاي غيرسينمايي» شده است. فيلم هاي غيرسينمايي هم همانطور که از نام شان برمي آيد کاملاً بي ارتباط با سينما هستند. فيلم هايي برگرفته از نوعي رويکرد تلويزيوني با داستان هايي کليشه يي و در اغلب موارد برگرفته از فيلمفارسي هاي قبل از انقلاب با نوعي ساخت ساده و سهل الوصول که به طور مستقيم از روتين هاي تلويزيوني سرمشق مي گيرند. «راننده تاکسي» يکي از اين فيلم ها است که حتي در داستان نيز نه تنها کوچک ترين نوآوري ندارد(مگر ديگر فيلم هاي اين رويکرد نوآوري دارند؟) بلکه چنان نخ نما است که فقط با مروري گذرا بر خط داستاني اش نام حداقل دو فيلم که در يک سال و اندي پيش به نمايش درآمده اند به ذهن مي رسد. کساني که سينماي ايران را به طور مرتب پيگيري مي کنند نام فيلم هاي «مهمان» و «سوغات فرنگ» را با داستاني در مورد يک دختر خارجي در ايران (که به نحو شگفت انگيزي همه شان با يک راننده تاکسي خوش قلب برخورد مي کنند،) يادشان است. حالا اين فيلم(راننده تاکسي) نيز با اين خط داستاني قرار است تماشاگران را به سالن ها بکشاند(بيچاره سينمادوست ايراني و بيچاره تر سينمايي که چنين تماشاگراني دارد،) تنها چيزي که در مورد اين فيلم مي توان گفت نوعي حس دلسوزي براي مهدي صباغ زاده يي است که «خانه خلوت» و «بوي خوش زندگي» و «مهاجران» را در کارنامه اش دارد و حتي فيلم هاي تجاري اش چون «سناتور» نيز زماني واجد حداقل استانداردهاي داستانگويي بوده. نکته ديگر فيلم، بازيگري حبيب اسماعيلي در نقش اصلي است که خودش نيز فيلم را تهيه کرده. سينمادوستان اندکي مسن تر که دهه شصت را يادشان است به خوبي يادشان مانده که آن سال ها حبيب اسماعيلي مي کوشيد خودش را به عنوان جوان اول فيلم ها به تماشاگر بقبولاند و الان پس از پانزده، بيست سال اين بازيگر هنوز که هنوز است مي کوشد خودش را به عنوان جوان اول تثبيت کند. با اين روند احتمالاً او در بيست سال آينده به آرزويش خواهد رسيد و يک نقش اول يا جوان اول تثبيت شده خواهد بود،

فيلم داستان يک راننده تاکسي است که با مسافري به نام جنيفر آشنا مي شود و اين آشنايي مسير تازه و شيريني را پيش روي اين مرد قرار مي دهد...

در فيلم «صباغ زاده» به غير از «حبيب اسماعيلي» در نقش راننده تاکسي، «هيلدا رنجبران» در نقش جنيفر و لاله اسکندري در نقش نامزد راننده تاکسي بازي کرده اند که در مورد نقش آفريني آنها هم نکته خاصي نمي توان گفت.

فروش اين فيلم تا روز جمعه سوم اسفند بعد از 11 روز نمايش در 14 سينما به مرز 40 ميليون تومان رسيده است که فروش راضي کننده يي نيست.

«مادرزن سلام»؛ تلويزيون در سينما

هرآنچه در مورد توليدات غيرسينمايي و تلويزيوني در مورد «راننده تاکسي» گفته شد، مي تواند با شدت و غلظت بيشتر در مورد اين فيلم نيز تکرار شود. اول اينکه اين فيلم ديگر کسي چون صباغ زاده را ندارد، که به احترام او بتوان به تماشاي فيلم نشست و برايش دل سوزاند. از سوي ديگر، رويکرد تلويزيوني اين فيلم، ديگر از حد گذشته و روتر و بي واسطه تر، دارد تلويزيوني بودنش را به رخ مي کشد. استفاده از هنرپيشه هايي چون اويسي و اميرجلالي در نقش هايي که مستقيم از روتين ها آمده اند و تاکيد بر حضور آنها در تبليغات رسانه يي به حدي است که فيلم، آشکارا اين نکته را که جز فروش از هر راه ممکن نه ادعايي دارد و نه توقعي، برجسته مي کند و وادارمان مي کند به حال سينمايي که دارد از دم دستي ترين شيوه ها براي جلب نظر مخاطب استفاده مي کند، گريه کنيم. منتقدان سياسي محترم که سينماي پس از دوم خرداد را به دليل رويکردهاي ژورناليستي به سياست مي کوبيدند و به اصطلاح خودشان دراز مي کردند، حالا خيالشان راحت باشد که به سينماي آرماني شان رسيده اند و سينما در اين سال ها به شدت و سرعت پيشرفت کرده است.

نکته ديگر، در مورد فتحعلي اويسي است که چند سال پيش با آمدنش به عرصه کمدي تجديد حياتي را تجربه کرد که کسي انتظار نداشت و اکنون به جايي رسيده که به تنهايي براي بااعتبار کردن هر پروژه يي کافي به نظر مي رسد. کاش اويسي که هم سواد اين کار را دارد، هم شيريني و هم تجربه، کاربلدي و شعور سينما را هرچه زودتر به اين نکته که دارد چه سوءاستفاده يي از او مي شود پي ببرد. حيفش است. و البته خانم اميرجلالي که در صلاحيتش براي حضور در تلويزيون حرف است حالا آمده و از چهره اش به عنوان يک عنصر تبليغي براي سينما استفاده مي شود. جل الخالق،

اين فيلم که در گروه «قدس» اکران شده است، داستان دختر يک مرد سنتي است که پس از ازدواج زندگي زناشويي ناموفقي دارد. پدرش که از اين موضوع آگاه است تصميم مي گيرد براي ازدواج دو دختر ديگرش شرايطي قائل شود. به همين منظور شرايط خود را به صورت يک بخشنامه روي کاغذ مي آورد و از خواستگار ها مي خواهد طبق مفاد مندرج شده، پا پيش بگذارند،ناگفته نماند «خسرو ملکان» کارگردان «مادرزن سلام» از فروش فيلمش در اين فصل اکران راضي است و آن را به دليل سوژه شاد و مفرح اش مي داند. فروش فيلم «مادرزن سلام» تا روز جمعه سوم اسفند بعد از 11 روز نمايش در 18 سينما از مرز 82 ميليون تومان گذشته است.

مصائب دوشيزه؛ قصه هم نشيني مذاهب

از آن فيلم هاي معناگرا است که اغلب کارگردانان جوان براي اينکه پول ساخت فيلم اول شان را به دست آورند، به سوي آن مي روند و در آخر هم تنها نتيجه يي که عايدشان مي شود، پذيرفته شدن به عنوان فيلمساز است وگرنه چنين فيلم هايي هيچ عايدي براي هيچ فيلمسازي ندارد. فيلم داستان يک دختر مسيحي و يک پسر مسلمان است که به هم علاقه دارند و... قرار است فيلم قصه هم نشيني مذاهب را بگويد و بر اين تاکيد کند؛ مثلاً در آن يک مسيحي دارد براي مراسم امام حسين(ع) نذري مي پزد و... موضوعي که باارزش است، اما فقط در گزارش هاي تلويزيوني. ده ها گزارش با اين مضمون ديده ايم و ساخته شدن يک فيلم براي گفتن آن، از آن مسائلي است که دوختن کت براي يک دکمه را تداعي مي کند. گذشته از اين، فيلم چه در داستانگويي و چه در جنبه هاي ديگر، کوچک ترين هوشمندي و جذابيتي را نشان نمي دهد و نمي تواند اعتباري براي سازنده و بازيگران و ديگر عوامل فيلم باشد و همين که فيلم در اين فصل مرده به نمايش درآمده، علاوه بر تاکيد بر اين نکته که توليدکننده ها از کيفيت فيلم شان مطلع و آگاه بودند، نشانگر اين است که حتي همين اکران نيز مي تواند آنها را راضي کند. هرچه باشد موضوع فيلم، نشان از اين دارد که فروش يا عدم فروش فيلم، چندان اهميتي براي توليدکنندگانش نداشته است،

قصه «مصائب دوشيزه» درباره «ژانت» دختر مسيحي است که در آستانه ازدواج با آندره قرار دارد، اما تقابل تفکرات او با پدرش و همزماني آن با يک سانحه رانندگي، زندگي او را به مسير تازه يي مي کشاند.

فروش اولين فيلم مسعود اطيابي با حضور بهنوش طباطبايي، مهدي پاکدل و پوريا پورسرخ سه بازيگري که کارگردان روي محبوبيت آنها در بين جوان ها حساب ويژه يي باز کرده است، تا روز جمعه سوم اسفند بعد از 10 روز اکران در 7 سينما 16 ميليون را رد کرده است.

زاگرس؛ سوءتفاهم تاريخي

يکي از آن فيلم هايي است که فروش يا عدم فروش شان تاثير چنداني ندارد و فقط ساخته شده تا رگ غيرت ايراني بودن مان بجنبد و بفهميم عجب آدم هاي توانا و بزرگي هستيم. اين بد هم نيست و تا حدي انگاره درستي هم هست. اما اينکه اين نکته را برداريم و از آن بدون ظرافت در سينما استفاده کنيم، از آن مسائلي است که فقط از سينمايي چون سينماي دولتي ايران و از کسي چون محمدعلي نجفي برمي آيد، در واقع ساخته شدن چنين فيلم هايي، حاکي از يک سوءتفاهم تاريخي در اين سينما است که فکر مي کند مي توان سوژه هاي مهم را بدون هيچ گونه جذابيتي روانه پرده سينماها کرد. البته ساخته شدن اين فيلم، نشان مي دهد که ما در اشتباه هستيم و مي توان اين کار را به انجام رساند (که محمدعلي نجفي اين کار را کرده)، اما ديگر در اين نکته که بتواند تماشاگران را به ديدن خودش ترغيب کند، توانايي چنداني ندارد - که اين هم البته چندان مهم نيست. به هر حال با ديدن اين فيلم، دل آدم بابت وقت و هزينه يي که صرف ساخت آن شده، به درد مي آيد. شايد خيلي راحت و بدون هيچ گونه تحقيق آنچناني بتوان گفت بلايي که سر سينمايمان آمده و همه يا به طرف ساخت فيلم هاي شبه تلويزيوني رفته اند يا از آن سوي بام فرو افتاده و به دام وام براي معناگرايي و... افتاده اند، يک قسمت عمده اش بر گردن چنين فيلم هايي است که بدون هيچ گونه جذابيتي، آدم را از ديدن هر فيلم عظيم ملي و ميهني پشيمان مي کنند و کاري مي کنند که ديدن امير جلالي روي پرده، بسان يک موهبت غيرقابل جايگزين درآيد،

فروش فيلم «زاگرس» تا روز جمعه سوم اسفند بعد از 11 روز نمايش در 6 سينما از مرز 12 ميليون تومان گذشته است.

«ملودي»؛ يادآور سينماي دهه 60

«جهانگير جهانگيري» سلطان فيلمسازي سينماي بدنه در دهه 60 با آثاري چون «بدل»، «مرگ گرگ ها»، «رابطه پنهاني»، «ياغي»، «عصيانگران» و «مجازات» با تازه ترين ساخته اش «ملودي» حضور دوباره يي را در سينماي دهه 80 تجربه مي کند. «ملودي» که در گروه «عصر جديد» و به عنوان آخرين فيلم ها در آخرين برنامه اکران سال 86 به نمايش درآمده است داستان تقابل بين دو نسل را به تصوير مي کشد؛ رويارويي نسلي با حفظ معيارها و اعتقادات اجداد و پدران ما در مقابله با پيشرفت تکنولوژي در عصر کامپيوتر و مدرنيسم و در حقيقت آنچه امروزه جوانان با آن درگير هستند.

ايرج نوذري، شهرام حقيقت دوست، لادن طباطبايي، ثريا قاسمي، محمد شيري، رضا کرم رضايي، مهدي اميني خواه و محبوبه بيات بازيگران فيلمي هستند که به نوعي تقابل سينماي دهه هاي 60 و 80 را به نمايش مي گذارد و کارگردان مدعي است که فيلم موفقي ساخته که در شهرستان ها تماشاگران بيشتري را نسبت به تهران جذب کرده است.

يعني همان اتفاقي که در دهه 60 براي ساخته هاي «جهانگيري» مي افتاد. البته «جهانگيري» زمان اکران فيلمش را هم نامناسب دانسته و معتقد است با اين اکران فيلمش سوزانده شده است. (پس در اين ميان تکليف مهرجويي و سنتوري اش چه مي شود که اصلاً رنگ اکران را هم نديده اند.)

اين ترانه عاشقانه نيست؛ به خاطر «ميترا حجار»

«اين ترانه عاشقانه نيست» از آن فيلم هاي مرموزي است که معلوم نيست چطور ساخته مي شوند، چطور توقيف مي شوند و چطور يکباره به روي پرده مي روند. «رحمان رضايي» در اين فيلم که حدود سه سال قبل ساخته شده است با هوشمندي توانسته ميترا حجار را به عنوان بازيگر اصلي انتخاب کند و الان که فيلمش اکران شده است همه فکر مي کنند «حجار» از آن طرف دنيا

- امريکا - آمده ايران تا فقط در اين فيلم بازي کند و دوباره برگردد. فيلم قصه دختر و پسر جوان مبتلا به سرطاني را روايت مي کند که در يک کلينيک ويژه بيماران سرطاني بستري هستند. آنها تصميم مي گيرند با برآورده کردن آرزوهاي يکديگر حلاوت و شيريني مطبوعي به اين قصه تلخ اضافه کنند، عليرضا اشکان هم نقش مقابل ميترا حجار را بازي کرده است که اصلاً انتخاب مناسبي نيست.

فروش «اين ترانه عاشقانه نيست» که به صورت آزاد و با سرگروهي سينما سپيده اکران شده است، تا روز جمعه سوم اسفند بعد از 11 روز نمايش در 11 سينما به مرز 16 ميليون تومان رسيده است، که احتمالاً همين تعداد تماشاگر هم به خاطر تماشاي دوباره «ميترا حجار» به سينماها رفته اند چون فيلم چيز ديگري براي عرضه ندارد.


منبع خبر : اعتماد
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 و ساعت 2:16 |
انتظار صدور پروانه ساخت "اخراجي هاي 2"
براي توليد فيلم "اخراجي هاي 2"درخواست پروانه ساخت کرده ايم و همچنان منتظريم تا شوراي صدور پروانه ساخت فيلم هاي سي وپنج ميلي متري نظر خود را در اين زمينه اعلام کند.
به گزارش«جهان» و به نقل از برنا،«حبيب الله کاسه ساز» تهيه کننده فيلم "اخراجي ها" در گفت وگو با خبرنگار سرويس فرهنگي- هنري برنا ضمن اعلام اين خبر افزود: نگارش فيلمنامه "اخراجي هاي 2" توسط مسعود ده نمکي به پايان رسيده است و براي توليد آن درخواست پروانه ساخت کرده ايم که در صورت گرفتن مجوز، کار توليد را سال اينده آغاز خواهيم کرد.  

وي افزود: اخراجي هاي شماره دو ادامه فيلم "اخراجي ها" است و قصه از سکانس شهادت مجيد سوزوکي شروع مي شود و دوستان مجيد به اسارت بعثي ها درمي آيند. از اين به بعد قصه دوستان وي در بازداشتگاه هاي عراق دنبال مي شود.  

يادآور مي شود، داستان "اخراجي ها" درباره مجيد از اراذل جنوب تهران است که عاشق دختر پيرمرد عارفي به نام ميرزا مي‌شود. ميرزا شرط ازدواج مجيد و دخترش را سر به راه شدن او مي‌داند.  

مجيد تصميم مي‌گيرد براي اثبات سر به راه شدن خود به جبهه برود که بقيه دوستانش نيز همراه او مي‌شوند. براي حضور آنها در جبهه، مخالفت‌هايي وجود دارد اما باضمانت ميرزا و يکي ديگر از رزمنده‌ها، آنها به پادگان آموزشي مي‌رسند و در آنجا اتفاقاتي برايشان پيش مي آيد که در نهايت منجر به شهيد شدن مجيد مي شود.  

در اين فيلم کامبيز ديرباز، اکبر عبدي، امين حيايي، محمدرضا شريفي نيا، عليرضا اوسيوند، منوچهر آذر، فخرالدين صديق شريف، ارژنگ اميرفضلي، سيد جواد هاشمي، قاسم زارع، محمود مقامي، سپند امير سليماني، نيوشا ضيغمي، نگار فروزنده، مينا جعفر زاده و شهره لرستاني به ايفاي نقش پرداختند.






+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 و ساعت 1:34 |

در صورت دریافت مجوز نمایش
"مجنون لیلی" هم اکران نوروزی خواهد شد
تهران- خبرگزاری ایسکانیوز:کارگردان فیلم سینمایی "مجنون لیلی" از اکران تازه‌ترین ساخته خود در نوروز 87 بعد از گرفتن پروانه نمایش عمومی خبر داد.

به گزارش روز چهار شنبه گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران" ایسکانیوز" قاسم جعفری با اشاره به احتمال اکران نوروزی "مجنون لیلی" گفت: "فیلم را برای گرفتن پروانه نمایش به شورای نظارت و ارزشیابی معاونت سینمایی ارشاد ارائه کرده‌ایم و فکر می‌کنم تا چند روز آینده وضعیت آن مشخص شود. قرار است شرکت فیلمیران بعد از گرفتن مجوز "مجنون لیلی" را نوروز 87 به اکران عمومی درآورد."
"مجنون لیلی" عاشقانه‌ای شهری است که دو شخصیت اصلی قصه آن فرهاد و پروانه به عنوان نماد عشق‌های اسطوره‌ای در مسیری پرفراز و نشیب کنار هم قرار می‌گیرند، اما روز ولنتاین حادثه‌ای آنها را از هم جدا می‌کند. تا اینکه یک هدیه در طول شبانه روز مسیر زندگی این دو دلداده را تغییر می‌دهد و هر کدام به شناختی جدید از عشق و دوست داشتن می‌رسند.
پنجمین فیلم سینمایی قاسم جعفری در مقام کارگردان پس از فیلم های سینمایی ماه مهربان، قاصدک، بازنده، گرگ و میش پنجشنبه اول آذرماه مصادف با تولد امام هشتم حضرت امام رضا(ع) در تهران جلوی دوربین علیرضا زرین دست رفت.
محمدرضا گلزار، الناز شاکردوست، حمید گودرزی، حامد بهداد، نیما شاهرخشاهی، السا فیروزآذر، یوسف تیموری، گلاره عباسی، احمد پورمخبر، رامین راستاد، ابوالفضل پورعرب، رضا رویگری و ... در "مجنون لیلی" بازی می‌کنند که پنجمین فیلم جعفری پس از "ماه مهربان"، "قاصدک"، "بازنده" و "گرگ و میش" است.
دیگر عوامل تولید "مجنون لیلی" عبارتند از مدیر فیلمبرداری: علیرضا زرین‌دست، نویسندگان: فرهاد نوری و مسعود صحت، مدیر تولید: یوسف صمدزاده، تدوین: حمید سیفی، صداگذاری و میکس: فریدون خوشابافرد، سرمایه‌گذاران : حسن رحیم منفرد و صدیقه صحت. مجری طرح: صدیقه صحت و تهیه‌کننده: قاسم جعفری

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه دهم اسفند 1386 و ساعت 2:9 |
آخرين خبرها از ساخت «ترميناتور4» منتشر شد
«ترميناتور 4» با تهيه‌كنندگي برادران وارنر براي نمايش در تابستان سال 2009 ميلادي آماده مي‌شود.
ايسنا: پروژه سينمايي «ترميناتور 4: آينده آغاز مي‌شود» از 5 مه (اواسط ارديبهشت ماه سال آينده) در «نيومكزيكو» با كارگرداني «مك جي» مقابل دوربين مي‌رود.

«ترميناتور 4» با تهيه‌كنندگي برادران وارنر براي نمايش در تابستان سال 2009 ميلادي آماده مي‌شود.

بنا به اعلام ورايتي، سوني پيكچرر، امتياز پخش بين‌المللي و گسترده نسخه جديد ترميناتور را به دست آورده است.

نسخه‌ي قبلي «ترميناتور» با عنوان فرعي «رستاخيز ماشين‌ها» در سال 2003 با بودجه‌اي بالغ بر 150 ميليون دلار تهيه شده است.

«مورتيز بورمن» تهيه‌كننده «ترميناتور 4» زمان فيلمبرداري اين پروژه را دوماه اعلام كرد و درباره‌ي موضوع آن گفته است: «تمام توجه ما به حفظ داستان نسخه‌ي جديد ترميناتور است و تمام عوامل فيلم تنها يك خلاصه داستان هفت صفحه‌اي در اختيار دارند.

نسخه‌ي اول «ترميناتور» در سال 1984 با كارگرداني «جيمز كامرون» ساخته شده و با فروش نسبتا خوب بالاي 100 ميليون دلار سازندگان آن را به ساخت نسخه‌هاي بعدي راغب كرد.

از نكات قابل توجه «ترميناتور 4» عدم حضور « آرنولد شوايتزينگر »بازيگر نسخه‌هاي قبلي در اين فيلم است.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه نهم اسفند 1386 و ساعت 2:1 |
"لاله اسکندری" به جای "کمند امیر سلیمانی "در نردبامی بر آسمان
تهران- خبرگزاری ایسکانیوز:محمدحسین لطیفی برای سریال "نردبامی برآسمان" لاله اسکندری را جایگزین کمند امیرسلیمانی کرد.

به گزارش روز دوشنبه گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران" ایسکانیوز" علی غفاری، مجری طرح و مدیر تولید این سریال گفت : امیرسلیمانی در دبی سکونت دارد و برنامه های او با ما هماهنگ نشد در نتیجه، طی مذاکراتی که به انجام رسیده، لاله اسکندری به جای وی نقش خاتون را بازی می کند.
پیشتر قرار بود که «نردبامی برآسمان» روز گذشته و در سالروز تولد خواجه نصیرالدین طوسی و روز مهندسی کلید زده شود که به علت تغییراتی در فیلمنامه و برای پرهیز از شتابزدگی، با توجه به حساسیت هایی که در سیما فیلم بر روی فیلمنامه وجود دارد، این مسأله به آینده ای نزدیک موکول شد.
«نردبامی بر آسمان» داستان زندگی غیاث الدین جمشید کاشانی، منجم و ریاضیدان ایرانی در قرن نهم هجری است که بزرگترین رصدخانه ایران را 150 سال پس از خواجه نصیرالدین در سمرقند بنا می کند.
در این سریال وحید جلیلوند، مجری رادیو و تلویزیون، نقش غیاث الدین جمشید کاشانی را ایفا می کند و بازیگران شناخته شده ای چون: فرامرز قریبیان، اکبر عبدی، داریوش کاردان، انوشیروان ارجمند، برزو ارجمند، شهرام قائدی، محمدرضا داوودنژاد، عباس امیری، شبنم قلی خانی، علیرضا کمالی نژاد، زهرا سعیدی، مجید یاسر، صدرالدین حجازی، خشایار راد، امیر زمستانی، نعیمه نظامدوست، علیرضا مظفری، بهار ارجمند و مهدی عطاران حضور دارند./120

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه هشتم اسفند 1386 و ساعت 2:58 |
حباب «سنتوري» تركيد
مهرجويي كه در زمان رژيم پهلوي فيلم باارزشي همچون «گاو» را ساخته است اين بار فيلم «سنتوري» را ساخت؛ فيلمي كه از الفاظ بسيار ركيك، صحنه‌هاي ناهنجار اجتماعي در بخش‌‌هاي گوناگون فيلم، تأكيد بيش از حد به مصرف مشروبات الكلي، اختلاط بيش از اندازه و ارتباط و اختلاط بسيار تنگاتنگ زوج اصلي فيلم و ابراز علاقه‌هاي بسيار طبيعي! سرشار است.

با عرضه غيرمجاز و قاچاقي فيلم «سنتوري»، دليل واقعي اكران نشدن اين فيلم و حباب مظلوم‌نمايي عوامل آن براي عدم مجوز، تركيد.

به گزارش خبرنگار «تابناك»، «سنتوري»، آخرين ساخته داريوش مهرجويي، در حالي دست به دست در ميان مردم پخش شده كه سرشار از صحنه‌هاي ناهنجار و مبتذل است و حتي بينندگان نه چندان متدين از اين‌كه چنين اثري در جمهوري اسلامي ساخته شده، ابراز شگفتي مي‌كنند.

داريوش مهرجويي كه از كارگردانان روشنفكر سينماي ايران به شمار مي‌رود و مجموعه‌هاي باارزشي چون «گاو»، «سارا»، «اجاره‌نشين‌ها» و «مهمان مامان» را در كارنامه خود دارد، اين بار در حركتي شگفت‌آور اقدام به ساخت فيلمي هرچند با درونمايه بلاي خانمانسوز اعتياد مي‌كند، اما آنچه بيش از همه مورد توجه بينندگان قرار مي‌گيرد، صحنه‌هاي مبتذل و دور از فرهنگ و هنجارهاي ايران است.

«سنتوري»، داستان يك نوازنده موسيقي است كه به بلاي خانمان‌برانداز اعتياد دچار شده و به دنبال آن، همه چيزش را از دست مي‌دهد و در پايان به كمك همان موسيقي به زندگي بازمي‌گردد.

اين فيلم كه با كمك 150 ميليون توماني دولت و ستاد مبارزه با مواد مخدر ساخته شده، در زمان وزارت ارشاد دولت هشتم با نام «تولدي ديگر» به دليل وجود برخي صحنه‌هاي ناهنجار، نتوانست مجوز ساخت را بگيرد، اما در سال 84 توانست با تغييرات اندك، اما با همان محتوا و همان مضامين، مجوز را با عنوان «سنتوري» از وزارت ارشاد دولت نهم بگيرد.

مهرجويي كه در زمان رژيم پهلوي فيلم باارزشي همچون «گاو» را ساخته است اين بار فيلم «سنتوري» را ساخت؛ فيلمي كه از الفاظ بسيار ركيك، صحنه‌هاي ناهنجار اجتماعي در بخش‌‌هاي گوناگون فيلم، تأكيد بيش از حد به مصرف مشروبات الكلي، اختلاط بيش از اندازه و ارتباط و اختلاط بسيار تنگاتنگ زوج اصلي فيلم و ابراز علاقه‌هاي بسيار طبيعي! سرشار است و آنچه چندان به آن اشاره نمي‌شود، بحث اعتياد و پيامدهاي آن است.

قهرمان اين فيلم در صحنه‌هايي نيز مذهب را به سخره گرفته و برگزاري مراسم و روضه‌هاي مذهبي را زير سؤال مي‌برد و افراد شركت‌كننده در اين‌گونه مراسم را «قوم ظالمين» خطاب كرده البته حتما منظور ايشان بحث افراط و تفريط بوده و در گوشه‌اي نيز با استفاده از يك روحاني ساده سنتورنواز كه شرايط جاري كردن عقد را نيز رعايت نكرده، بحث بسيار عميق ازدواج را يك شوخي جلوه مي‌دهد كه از اين صحنه‌ها مي‌توان به زيركي! يا ساده‌لوحي مهرجويي در نمايش جلوه‌هاي مذهبي فيلم پي برد.

به گفته سايت منسوب به مشاور وزير ارشاد، اين فيلم با وام هشتاد ميليوني ارشاد و كمك بلاعوض هفتاد ميليون توماني ستاد مبارزه با مواد مخدر دولت نهم ساخته شده، اما بي‌توجهي مسئولان ارشاد و به ويژه ستاد مبارزه با مواد مخدر در كمك به چنين فيلم‌هايي بدون بررسي محتوا، مضمون اصلي و فيلمنامه، خود پرسش‌هاي جدي را به وجود آورده است.

به هر روي، اين فيلم نامناسب كه به گفته وزير ارشاد مي‌توان نقش عوامل تهيه آن را در قاچاقش بررسي كرد، دست به دست در ميان مردم پخش شد و هرچند سياست و هدفي كه ارشاد از ندادن مجوز اكران اين فيلم دنبال مي‌كرد، تقريبا با شكست روبه‌رو شد، اما باعث شد حناي مظلوم‌نمايي عوامل اين فيلم نيز رنگ ببازد.

همچنين در حالي كه مسئولان ارشاد اكران فيلم با حذف برخي صحنه‌ها را جايز شمرده‌اند، با بررسي مجموعه فيلم، چنين امري با توجه به فضاي كلي حاكم بر فيلم، چندان با اهداف فرهنگي و حرفه‌اي و هنجارهاي جامعه، منطقي به نظر نمي‌رسد.

نظرات كاربران:
واقعا متاسفم که فیلم به این زیبایی را به این شکل غیر سینمایی مورد انتقاد قرار می دهید. بنده با افتخار به ازای هر کسی از خانواده ام که این فیلم را دیده است مبلغ 5000 تومان به حساب آقای مهرجویی واریز کرده ام. واقعا برای نویسنده این متن متاسفم. هر چند می دانم این نظر را نمی گذارید، اما نوشتم که حداقل خودتان که می خوانید بدانید.
اگر به این دلایل مجوز داده شده را پس گرفتند پس چرا وزارت ارشاد این دلایل را اعلام نکرده؟
به نظر بنده نقد فوق برای فیلم سنتوری بسیار ناجوانمردانه و ظاهربینانه است. سئوال من این است اگر در جامعه ما ناهنجاریهایی نظیر شرب خمر، روابط ناسالم اجتمائی، اعتیاد، فقر و ... وجود دارد، نبایستی انان را نشان داد؟ آیا سرپوش گذاشتن بر آنها و جلوگیری از نمایش فیلمهائی که صحنه هایی از چنین ناهنجاریهایی را نشان میدهند دردی را دوا میکند؟
مهم آن است که نمایش ناهنجاریها برای تبلیغ این رفتارها نباشد. در فیلم سنتوری ما با موسیقیدانی مواجه هستیم که دقیقا بدلیل عدم رعایت هنجارهای اجتمائی بدام خانمانسوز اعتیاد گرفتار میشود و چقدر زیبا شاهد صحنه های نابودی قهرمان فیلم در زمان اعتیاد هستیم.
قدری منصف باشیم و ظاهربینانه با مسائل برخورد نکنیم. به شخصه از دیدن این فیلم لذت وافر بردم و حتی برای عبرت فرزندانم تماشای آن را به ایشان توصیه کردم.
متاسفم برای شما..بجای توجه به موضوع فيلم به دنبال صحنه های ناجور فيلم هستید! درد اصلی اجتماع را نشان دادن برای خیلی ها دردناک است و برای همین دل خوشی برای نشان دادن آن از طرف انسانهای روشنفکر را ندارند...
با سلام
واقعا از دیدن این فیلم متحیر شدم.
از جهات عدیده. من جمله:
شوخیهای بسیار آزاد و باز که تا کنون کم سابقه بوده.
استفاده از فحش و ناسزا و الفاظ رکیک و برخوردهای فیزیکی بین بازیگر زن و مرد فیلم
استفاده از یک شخص که نمیدانم بگویم روحانی و ساده، یا بازیگر روحانی نما، که دین و روحانیت و ازدواج با این اهمیت را به مسخره گرفته و با طنازی خاصی دستی بر سنتور می‌کشد و با الفاظی بسیار وقیحانه و بی محتوا، صیغه ازدواج را جاری می‌کند.
اشاعه برخوردهای عاشقانه بین دو زوج.
و ...
واقعا از ساخت و هزینه کردن برای ساخت چنین فیلمهایی در حکومت اسلامی و مخصوصا، متاسفم.
اگه من در ميان مردم هستم كه همه از اين فيلم تعريف ميكنن و اميد اين هست كه وزارت ارشاد مجوز انتشار اين قبيل فيلمها را بدهد
اتفاقا بنده دیشب این فیلم را دیدم متاسفانه علاوه برصحنه های ناهنجار بکارگیری الفاظ بسیار زشت و توهین به کشور و مذهب در این فیلم بسیار دردآور بود . بنده منکر وجود ناهنجاریهای اجتماعی درکشور نیستم اما به تصویر کشیدن چنین ناهنجاریهایی آن هم با بزرگ نمایی اینچنینی زشتی این اعمال را میان نسل جوان از بین برده و باعث تمایل بیشتر به آن می گردد . از آقای مهرجویی انتظار بیش از می رود
واقعا جای خجالت دارد که نویسنده به خود اجازه می دهد درباره فیلم استاد مهرجویی بدون توجه به محتوای بسیار با ارزش آن، گستاخانه چنین تحلیل سطحی یا کینه ورزانه انجام دهد.
متاسفانه شما اصلا صداقت و نیت خیر در تحلیل مسائل ندارید . فیلم سنتوری یک شاهکار سینمائی است که متاسفانه دیدگاههای تنگ نظرانه شما جلوی رشد و بالندگی هنر این مملکت را سد نموده است .
تا کی می خواهید فیلم های آبکی بسازید. اصلا مگر مردم ایران خود فهم ندارند که بدانند چه نوع فیلمی را باید نگاه کنند اگر فیلم هنجار شکن است(که نیست) مردم خود تشخیص می دهند و به دیدن این فیلم روی نمی آورند. این یک واقعیتی است که در جامعه است برخی خانواده های خیلی مذهبی که با کوچکترین تحولات این قرن مخالفند با این سخت گیری ها مانع رشد استعداد های فرزندان حود می شوند که این خود باعث بروز برخی عقده ها در این افراد می شود و این فیلم فقط همین را خواست نشان دهد که این جا جای تحلیل نیست...
با تشکر-لطفا درج شود
می خواستم از این کارگردان بپرسید چه عیبی دارد برای نشان دادن مشکلات جامعه از موضوعات غیر اخلاقی استفاده نشود
روزانه هزاران جرم و جنایت و بی بند و باری اتفاق می افتد. اگر بخواهیم نشان بدهیم همه را دیگر ظاهرا دلیلی برای مبارزه با توزیع فیلم های مستهجن نخواهند ماند. چرا که لابد برخی می خواهند بگوید این واقعیت زندگی انسان است.
علاوه بر مسائل عنوان شده ساختار فیلمنامه بسیار ضعیف و تکراری است و نمونه کامل فیلم فارسی بعد از انقلاب است
ناهنجاری"ناهنجاریه دیگه اما نباید جوانها بااین ناهنجاریها وخطرات اجتماعی اشنا شونداگه قراراست که ناهنجاری. ناهنجاری باقی بماند جوانان ماکه مورد یک تهاجم فرهنگی یکسویه قرار گرفتن چه گونه پی به عاقبت انحرافات وهمسویی با این تهاجم که اعتیاد یکی ازبلایای خامانسوز همین تهاجم میباشد پی ببرند
این فیلم بسیاری از واقعیتها را نشان و مخالفت با فیلم صرفا به خاطر عدم توجه افکار عمومی به واقعیتها است این فیلم برای کودکان ساخته نشده که بگوییم بد آموزی دارد
فيلم سنتوري، فيلم منتخب تماشاگران جشنواره فجر 85 بود. آري، اين يك فيلم پاستوريزه و خنثي نبود. فيلمي نبود كه بتوان آنرا همراه با خوردن يك پاكت تخمه يا چيپس و يك آبميوه تماشا كرد و وقتي از تماشايش فارغ مي‌شوي بتواني تا دو سه ساعت به چيز ديگري فكر كني و يا بتواني در مورد آن با كسي حرف نزني، يا حتي بتواني بدون بغض غريبي كه گلويت را مي‌گيرد، به سرنوشت آدمهايي كه در همين جامعه ما و نه خيلي دور، زندگي مي كنند فكر نكني. آدمهايي كه هريك را خداوند- همانگونه كه خودش ميداند- به نحو عجيبي متفاوت آفريده، در حاليكه ما دوستتر داريم همه يكجور و مثل ما بودند،آري، اين فيلمي نبود كه وجدان ما بتواند به آن نگاه كند و سرخوش و رضايتمند از سلامت جامعه خيالي از پاي آن بلند شود. نگاه كردن به اين فيلم كمي جسارت و نيز مقدار بيشتري صداقت مي‌خواهد!
و البته يادمان نرود... فيلمها هميشه كمي روغن داغ بيشتري نسبت به روزمرگي‌هايمان دارند!
بنده نظري در مورد خوب يا بد بودن و يا با محتوا بودن و يا بي محتوا بودن فيلم كاري ندارم ولي اگر وزارت ارشاد اين همه سختگيري را در مورد اين فيلم انجام نمي داد شايد اين مسئله اتفاق نمي افتاد به گفته آقاي مهرجويي بيش از 60 دقيقه از صحنه هاي فيلم را را با نظر ارشاد حذف كرده و حتي دستور حذف صداي خواننده در فيلم داده شده و باز با تمام اين موارد نهايتا اجازه اكران به فيلم را نداده اند ، ديگر راهي را براي عوامل توليد فيلم باقي نگذاشته . به نظر بنده در اين مسئله بوجود آمده وزارت ارشاد بيش از اندازه حساسيت نشان داده و با وضع بوجود آمده ايجاب مي كند در آينده از تنگ نظري هاي بي مورد كاسته شود تا اين موارد تكرار نشود. بهر حال افرادي چون مهرجويي علاوه بر جنبه هاي مادي توليد فيلم، رسالت خود به عنوان يك هنرمند در جامعه جهت تاثير گذاري يك اثر را بيشتر در نظر داشته .
با حذف صحنه های زننده و ناهنجار و صحنه هایی که دین و کشور را به سخره گرفته بود هیچ خللی در روند فیلم ایجاد نمی شد اما نمی دانم کارگردان با چه هدفی از این صحنه ها استفاده کرد
با سلام و خسته نباشيد.
از شما دوستان تابناك بعيد به نظر مي‌رسيد كه يك طرفه به قاضي برويد.
من اين فيلم را ديدم و از ديدن آن لذت بردم.
گويا عادت كرده‌ايم دائم فيلم‌هايي ببينيم كه مطابقتي با فضاي جامعه ما ندارد.
اين فيلم خيلي از مسايل جامعه ما را نشان ‌داد. اعتياد. فقر.تفريط در دين‌ و برداشت شخصي از آن. غرق شدن در ظواهر مذهب و ...
شما معتقديد چنين مسايلي در جامعه نيست؟!؟!
لطفا با دقت بيشتري اطرافتان را ببينيد.
مگر ما كم داريم كساني كه اداي آدم‌هاي دين‌دار را درمي‌آورند اما خيلي از اصول اوليه دين و مذهب را نمي‌دانند.
پدر و مادري كه در اين فيلم به نمايش گذاشته‌شده نمي‌دانند كه تربيت فرزند و توجه به او چه‌قدر مورد توجه بزرگان دين ما قرار دارد.
كدام يك از امامان ما گفته‌اند فقط جلسان روضه برگزار كنيد در حالي كه نمي‌دانيد فرزند شما در چه شرايطي زندگي مي‌كند.
مگر اسلام نمي‌گويد اگر همسايه شما گرسنه بخوابد در حالي كه شما سير هستيد مسلمان نيستيد.
كجاي اسلام مي‌گويد در كاخ بنشينيد و ...
به اميد روزي كه چشمان خود را به روي واقعيت باز كنينم و اين‌قدر غرق ظواهر نشويم.
آمين
رسالت هنر بیان "بایدها" و "ایده آل ها"به عموم مردم و بیان"هست ها"و"دردها"به مسئولان است تا چاره اندیشی کنند کما اینکه در آمریکا هم همینگونه است آنها در فیلم هایشان مردم را به سمت باید هایی سوق می دهند که در فرهنگشان تعریف شده است.
فرهنگسازی یعنی سوق دادن مردم به سمت ایده آلها واگر ابزاری چنین کارکردی داشته باشد یک ابزار فرهنگی است و در غیر این صورت قرار دادن سینما در زیر مجموعه وزارت فرهنگ بی معناست!
برادران!خوهران دعوای وزارت ارشاد با سنتوری بر سر یک دو راهی است که شاهراهش غلط است گاها ما را در دو راهیهایی قرار می دهند که نفس قرار گرفتن در هر دو راه غلط است
خانه از پایبست ویران است
خواجه در فکر....
معلوم نيست كساني كه تحليل نويسنده را ناجوانمردانه ، ظاهر بينانه و غيره مي خوانند چطور چنين ناجوانمردانه و ظاهر بينانه قضاوت مي كنند .
هنر بايد در خدمت اهداف و مسير كلي جامعه باشد
رواج بي بند و باري و حتي عادي شدن آن در جامعه به معناي مجاز بودن آن نخواهد بود بلكه زنگ خطري است كه " اي بيچارگان شما نيز گرفتار عذاي الهي خواهيد شد و تر و خشك در اين خشم الهي خواهيد سوخت "
اگر در جامعه بي بند و باري بيداد مي كند آيا عقل سليم مي پذيرد كه به آندامن زده و به ترويج بيشتر آن بپردازيم
آيا اين پيام خداوند متعال را در قرآن كريم فراموش كرده ايد :
" قل انما اعظكم بواحده ان تقوموا لله مثني و فرادا "
اين حرف بسيار كوتاه فكري است كه مردم خود قدرت تجزيه و تحليل و درك خوب و بد را دارند
اگر فحشا از سوي حكومت اسلامي ترويج شود به بهانه اينكه مردم خودشان مي فهمند ، اين كاملا با فلسفه بعثت انبيا مغايرت دارد .
حرف و درد بسيار است . بگذاريم وبگذريم و منتظر باشيم تا كي خشم خداوند به خاطر اين همه قصور دامنگيرمان شود
کافی است صفحه حوادث روزنامه ها را بخوانید تا ببیند روزانه چند اتفاق ناگوار برای دختران معصوم که تنها گناهشان نداری و سادگی و فقر شدید فرهنگی و از طرف دیگر آزاد بودن كساني در اجتماع که به هیچ چیز جز پول و شهوت توجه ندارند،روی می دهد.البته عده ای از این گرگها نیز خودشان قربانی فقر و بیکاری و بی فرهنگی اند.من چون هیچگاه فیلم قاچاق نمی بینم آین فیلم را راندیده ام اما نشان دادن واقعیت های اجتماعی در صورتی که آگراندیسمان نشده باشدمی تواند آموزنده باشد.بالاخره زبان تصویر خیلی مؤثر تر از سخن گفتن است گرچه ممکن است نقاط ضعفی هم داشته باشد(البته نه مسائل ضد ارزش)
یک فرقی بین سینما و تلویزیون وجود دارد. اگر این فیلم در تلویزیون پخش می شد حق داشتید اینگونه از آن انتقاد کنید ولی سینما فرق دارد. همه برای دیدن یک فیلم به سینما نمی روند ولی تلویزیون را همه می بینند. ضمنا زمانی می توانید نقد کنید که یک منتقد سینمایی باشید و نه از دید مذهبی و دینی آن را نقد کنید
تنها مینوانم بگویم:بعضی از اینور پشتبام افتادند و بعضی از آن ور...استفاده از لفظی که حتی در فیلمهای اروپایی(نه امریکایی)زشت محسوب میشود،باعث تعجب میشود! اما نمیتوان فیلم را ضد اخلاق دانست!(ادب را از که آموختی؟ از بی ادبان)در همه زمینه ها ی فیلم این مثال ظاهرا سطحی ولی در باطن عمیق رو میشه تعمیم داد ...
واقعا تفسیر نامردانه ای بود . این فیلم براستی انور دنیای اعتیاد و بدبختی های ان را هنر مندانه نشان داد . خدا می داند این فیلم چقدر روی جوان ها اثر می گذارد تا سراغ مواد افیونی نروند. از طرفی هم نشان داد که عشق های امروزی چقدر خانمان برانداز هستند و چگونه مشکلات مالی جوان ها را سمت مواد می برد.
خوب بود کمی هم از این مسایل می نوشتید . نه انکه با یک عینک یک جانبه و بدبینی فقط روی علاقه زوج فیلم بنویسید.
كجاي اين فيلم غير واقعي بود
دريغ از غم نان
دريغ از آنانكه گويي خوابند و يا دير بيدار ميشوند يا هرگز...
اين فيلم چه از نظر ساختار و چه درونمايه و قواعد سينمايي و فرهنگي و اساس كار رئال بي بديل بود و پتانسيل كسب يك ركورد اقتصادي را داشت.
نشان دادن ناهنجاريها بطور كاملا شفاف فقط قبح و زشتي آن را از بين ميبرد....براي نشان دادن خيلي از مسائل ميتوان با لفافه نيز مسائل را بيان كرد......متاسفانه در جامعه فيلم سازان ما ارائه بد زباني و ناسزا و حرفهاي ناروا روز به روز در حال گسترش است....حتي در صدا و سيماي ما نيز به بهانه طنز و خنداندن گاهي كلمات نامناسبي به كار ميبرند.....
به نظر من اصلا " اینطور نیست و مسائل و مشکلات و تفکر جامعه را در بر داشت و بسیار خوب بود لکن بایستی گروه سنی مناسبی آن را بببیند و هشدار لازم به خانواده ها داده شود.
اينكه يك فيلم با روشهاي غير قانوني وغير اخلاقي (قاچاق) در سطح جامعه توزيع شود نا پسند است اما باور كنيد وقتي فيلم را ميديدم چندبار مجبور شدم پسر 6ساله ام را به بهانه هاي مختلف از ديدن آن منع كنم ا ز نظر فيلم نامه نيز بسيار ضعيف بوداز نظر كار گرداني هم از آقاي مهرجوئي انتظار چنين كار ضعيفي نمي رفت!
براي من خيلي عجيبه كه فيلمهاي بدون محتوا با ستاره هاي خوش چهره و شوخيهاي زشتشون مجوز اكران دارند بعد اين شاهكار آقاي مهرجويي مورد نقد بسيار ناجوانمردانه قرارگرفته كه هيچ نقد علمي و فرهنگي در آن نيست با موج ماهواره و انواع دي وي دي هاي روز ديگه چند صحنه كه در اين فيلم وجود داره اين هياهو براي چيه؟ خوشحالم كه تونستم اين فيلمو ببينم
چرا مانع توليدفيلم قبل از اتفاقات نميشويد
چرا توجه نميشود
بسمه تعالي
مشكلات را همه مي دانند. حتي بچه هاي 8-9 ساله و حتي كوچكتر. ولي كسي نيست كه راه حل بدهد و درد ها را درمان كند. به همين دليل نمايش مشكلات روي پرده سينما و ... ، مشكل گشا نيست و تلف كردن منابع و زمان است.
من این فیلم را دیدم و نظرات نویسنده مقاله را تایید می کنم .صحنه های زیادی در فیلم هست که شباهتی به منش باقی آثار آقای مهرجویی ندارد و هر چقدر بخواهیم واقع بینانه برخورد کنیم بعضی صحنه ها چندش آور است.
واقعا عجیب است که این نویسنده محترم چنین برداشتی از این فیلم را داشته اند. ظاهرا ایشان محیط و فضای کنونی و هنجارهای اجتماعی موجود را بسیار ایده آل می بینند و یا شاید اصلا در محیط اجتماعی امروز حضور نداشته اند که پرداختن یک کارگردان بزرگ به این مسایل را یک عمل ناپسند و خلاف عفت عمومی می بینند. یکی از اصلی ترین دلایل پیشرفت ناهنجاریهای موجود اجتماعی در کشورمان عدم توجه و سرپوش گذاشتن بر آنهاست. اینکه چشمانمان را ببندیم و بگوییم چنین مسایلی را نباید نشان داد نتیجه ای جز وضعیت کنونی نخواهد داشت.به قول اظهار نظر یکی از دوستان، این فیلم برای کودکان نیز ساخته نشده و فکر هم نمی کنم کسی در میان ما باشد که تاکنون حتی یک کلمه الفاظ رکیک به گوشش نرسیده باشد، مسئله ای که متاسفانه امروزه در ادبیات ارتباطات اجتماعی ما جای خود را بازکرده است. بزرگترین مشکل ما اینست که خودسانسوری می کنیم.
قطعا فیلم سنتوری ، فیلم خوب و مناسبی بود و باید بدانیم که با مخفی کاری و فرو بردن سر در برف مشکلی از مشکلات واقعی جامعه حل نمیشود ، بلکه باید مشکلات را صریحا بیان نمود.اگر چشممان را بر زخم ببندیم هیچگاه درمان آن را نخواهیم یافت.
من این فیلم را ندیده ام ولی با شناختی که از مهرجویی دارم مطمئن هستم این فیلم نیز مانند مهمان مامان از شاهکارهای او باشد. ضمن احترام به منتقدین، از آنها میخواهم قدری حوزه بینش خود را گسترش داده و از زاویه ای بازتر به مسائل نگاه کنند.
با سلام.من ديشب اين فيلم را ديدم.شايد با توجيح نشان دادن ناهنجاريها بتوان ساخت و نمايش اين فيلم را به نوعي مثبت ارزيابي كرد.با درنظر گرفتن اين اصل كه"نبين كي ميگه.ببين چي ميگه"(با كمال احترامي كه براي جناب اقاي مهرجويي قائل هستم)و بدور از صحنه هاي ظاهري فيلم كه بيشتر در جهت جذب بيننده ايراني خصوصا" از قشر جوانان طراحي شده(از جمله روابط راحت بين اشخاص و مهماني هاي انچناني.شرب خمرو...).بنظر من اين فيلم اين ذهنيت را القا ميكند كه افراد جامعه قبل از اينكه مسئوليت تصميمات و رفتارهاي خود را بعهده بگيرند.به دنبال مقصري خارج ازوجود و شخصيت خود بگردند (از جمله والدين.جامعه.مذهب.دوست و رفيق و...) در حالي كه هر كسي تحت هر شرايطي مسئول رفتار و كردار خود ميباشد حتي اگرجامعه مملو از ناهنجاريهاو رذائل باشد.چنانكه مرواريد از درون صدفي كه در اعماق درياهاكه از جلبگها و لجنهاي ان محيط ارتزاق ميكند خارج ميگردد.
یاید جانب انصاف را رعایت کرد . نه می توان از پرداختن به مسائل و مشکلات اجتماعی گذشت و نه می توان به بهانه پرداختن به آن هر هنجار و ارزش اجتماعی را نادیده گرفت . به نظرم اینکه برای پرداختن به این مسائل تمامی وجوه آن را به تمامه نشان دهیم ،و تمام مسائل ریز را برای آگاهی مردم و جوانان به تصویر بکشیم حتی برای واقعی نشان دادن آن از اهانت به ارزش های حتی ملی ابا نداشته باشیم ضررش کمتر از نپرداختن به اصل مسئله نیست . این نوعی از بین بردن قبح هنجار شکنی و پایمال کردن ارزش هایی است که خود جامعه آن را پذیرفته است و اکنون آرام آرام دارند از او می گیرند .
من فيلم راديدم بسيار زيبا ، باكيفيت و قوي بود
به نظر من بايد به جوانان آموزش داد آموزش چگونگي ايجاد يك زندگي وجامعه سالم و سلامت ،اين هم انجام نمي شود مگر با پرداختن به معضلات اجتماعي نظير اعتياد و آفتهاي ديگر پرداختن به اين آفتهاهم انجام نمي شود مگر با مطرح كردن آن ، اين آقاياني كه از نمايش اين گونه صحنه ها آه وفغان بدآموزي سر مي دهند بفرمايند چگونه مي توان به جوان امروزي اثرات مخرب اعتياد را يادآور شد درحاليكه اجازه نمايش يك فرد معتاد را ندهيم ياچگونه مي توان به آثارمخرب ازدواجهاي بدون مشورت بابزرگترها پرداخت درحاليكه نمي توانيد به يك نمونه از آنرا اشاره كنيد آنهائيكه به بهانه پخش صحنه هاي ياد شده درفيلم انتقادهاي بي منطق مي كنند بدانند بيننده خود آنقدر شعور و فهم دارد كه از نمايش فيلم آثار تربيتي آن را دريافت كند تا كي مي خواهيد دريك چارچوب بسته و فسيل شده مثلا آموزش بدهيدالبته اينجانب به رعايت موارد شرعي واسلامي درفيلمها و موارد آموزشي اعتقاد دارم
افسوس که ضد ارزشها جای ارزش ها را گرفته است. همه می دانند چه خبر است ،چون در جامعه با آن زندگی می کنیم. علت و علاج کار کجاست؟
واقعا نقد غیر منصفانه ای کرده اید. فیلمی که واقعیات یک جامعه رو به تصویر کشیده نباید مبتذل خوند. گفتین که همون موسیقی، دوباره علی سنتوری رو به زندگی برگردوند. در حالیکه به زور توسط خانواده اش خوب شد. فکر کنم کسی که این نقد رو نوشته خیلی به جزئیات فیلم دقت کرده..
با سلام
من این فیلم را دیدم چند بار هم دیدم باید بگویم هم نقطه ضعف دارد و هم قوت بیشتر به فیلمهای 40 سال پیش شبیه است با همان صفات و خصوصیات ولی این را باید با همه احترامی که برای آقای مهرجویی قایلم بگویم که ایران تنها تهران نیست این مسایل که شما به آن پرداختید در خیلی از استانهای کشور بیگانه و شما رواج مسایل هرز و بی محتوا می دهید به امید فیلمهای بهتر از ایشان.
دیدم برخی از دوستان نسبت به تحلیل نویسنده از فیلم اشکال کرده اند. اما بایستی این مطلب دانسته شود که گرچه این مشکلات در جامعه وجود دارد اما این جامعه دارای سطوحی است که بایستی حرمت آن نگه داشته شود.گوشزد کردن این مسائل در باب هنر ازنگاه اسلام نمی گنجد.
بی اغراق سنتوری، طی 10 تا 15 سال اخیر یکی از خوش ساخت ترین فیلم های ایران بوده است. صحنه معتادان در پارک کاشانک، یک تئاتر سینمایی فوق العاده جالب و زیبا بود. از تحلیل گر و ناقد این فیلم و سطور بالا کاملا متعجب شدم. آنچه که از آن به ناهنجاری نام برده اید واقعیات اجتماعیست
من به آقای مهرجویی به خاطر گارگردانی این فیلم تیریک و خسته نباشید می گویم. این فیلم بسیار خوب و عالی کارشده است از منتقدین تنگ نظر هم به خاطر متن فوق متاسفم.
فیلمی که ناهنجاری ها و واقعیات جامعه را نشان می دهد ارزش دیدن دارد . من از هر کسی که این فیلم را دیده شیندم راضی بوده . نمی دانم چرا فقط باید فیلم هایی که از واقعیات دور است اجازه پخش داشته باشند ولی حقایق کتمان شود. برای جوانان هم بسیار مفید است که ببینند اعتیاد چه بلایی سر آدم می آورد.
خيلي بي انصافانه نقد ( البته نقد كه نه اعتراض) انجام گرفته. فيلم رو ديدم و واقعا مواردي كه اين همه بزرگنمايي شده بود در فيلم كاملا به صورت عادي بود. و در انتهاي فيلم تنها چيزي كه در ذهن مي مونه خانه خرابي اعتياده نه اين مواردي كه به اين صورت اينجا نوشته شده.
با سلام. بنده این فیلم را ندیده ام اما با توجه به فیلمهای مشابه می خواستم به دوستانی که به این خبر اعتراض دارند عرض کنم نشان دادن بلاهای خانمانسوز و مشکلات اجتماعی هیچ مناسبتی با بی پرده بازی کردن و نشان دادن صحنه های خلاف شرع و عرف ندارد. فکر می کنم هنر فیلم ساز، نشان دادن مشکلات و ایجاد تنفر نسبت به این مسائل با حداقل ممکن صحنه های ناهنجار می باشد. به هر حال ما مسلمانیم و قوانین مربوط به خود را داریم و باید با کمپانیهای هالیوودی یک تفاوتی داشته باشیم. گرچه بنده فیلمهای انتقادی بسیاری را از کمپانیهای غربی دیده ام که در آنها نکات غیر اخلاقی (حتی از نظر ما مسلمانان) نشان داده نشده است. با تشکر از مسئولین سایت تابناک
متشكرم كه در درج نظرات كاربران تنگ نظري نكرده و اجازه بيان عقيده را از خوانندگان نمي گيريد.
اينكه فيلم يك شاهكار است آنگونه كه برخي دوستان اظهار نظر كرده اند و يا تماشاگر پسند است قابل بررسي است و من نمي خواهم در مورد آن اظهار نظر شخصي كنم اما يك واقعيت وجود دارد و آن اين است كه رسالت يك فيلم و هنر كارگردان ان اين است كه واقعيت هاي زشت و ناهنجار محيط بيرون را با روش هايي ملايم و خوشايندتر براي ان هايي كه نمي خواهند زشتيها را از دريچه خود زشتي ببينند به تصوير درآورد به عبارت ديگر اگر قرار است با همان زاويه اي كه واقعيت هاي ناهنجار در بيرون قابل مشاهده هستند ان را نگاه كنيم چه نيازي به ديدن فيلم است پس هنر كارگردان در چه است صرف تصويربرداري عين واقعيت هاي بيروني؟ در حقيقت جايگاه استفاده از تمثيل هايي كه ناخوداگاه زشتي عمل را در پس زمينه ذهن تماشاگر مي نشاند چه مي شود فرق اين نوع فيلم و مستندسازي چيست غير انكه بازيگرها نقش هايي را بازي مي كنند كه خود مابه ازاي بيروني ان نيستند. لذا بحث در اين است كه از كارگردان قابلي چون مهرجويي اتنظار مي رود كاري بيش از نمايش سطحي واقعيت هاي ناهنجار انجام دهند
هر شخص ناقدی می تواند سلیقه خود را ارائه نماید ولی در سایت بسیار محترم و صادق تابناک ، از مسئولین محترم سایت خواهشمندم که نظارت بیشتری بر روی نقد کننده ها داشته باشند که کاری هنری که طبیعتا دارای نقاط ضعف و قوت است را به این صورت مورد حمله قرار ندهند . بنده به عنوان یکی از دلسوزان عرصه فرهنگ و هنر و همینطور فعالان عرصه اجتماعی به آقای مهرجویی تبریک می گویم.
احترام آقای مهرجویی درست!ولی با زشتی نمی توان زشتی را بر طرف کرد!
متاسفانه نشان دادن ناهنجاريها جامعه هيچ نوع كمكي به جامعه نكرده هيچ باعث ايجاد اشاعه آن در سطح وسيعي گرديده كه اين برخلاف اسلام است
اگر اين فيلم مخصوص سينماست چرا و چگونه در بين خانواده ها پخش شده و چرا بعضي از كارگردانان حريم ها را مي شكنند. آشكار كردن ابتذال و اختلاط- آن را رواج و آموزش مي دهد.
فیلم را دیدم، هر عقل سلیمی و هر وجدان بیداری اذعان می دارد که اعتیاد در این فیلم حاشیه ای و عشقبازی های آنچنانی که ماشاء الله این روزها در بسیاری از فیلم های سینمای ایران مد شده، جهت جذب مخاطبان بیشتر و متعاقبا درآمد بیشتر، نقش اصلی را ایفا می کند. نگاهی تمسخر آمیز به روحانیت، مذهب، اعتقادات، استفاده نامیمون از فحش های رکیک، اختلاط سینمایی بازیگران به بهانه نمایش واقعیت های جامعه! همگی نمایانگر بازار سودآور چنین فیلم هایی برای سازندگان آن است و لا غیر.
متاسفانه علاوه برصحنه های ناهنجار بکارگیری الفاظ بسیار زشت و توهین به کشور و مذهب در این فیلم بسیار دردآور بود . بنده منکر وجود ناهنجاریهای اجتماعی درکشور نیستم اما به تصویر کشیدن چنین ناهنجاریهایی آن هم با بزرگ نمایی اینچنینی زشتی این اعمال را میان نسل جوان از بین برده و باعث تمایل بیشتر به آن می گردد
اول باید بگویم نقد ایدئولوژیک شما به هیچ وجه نه جنبه ی هنری دارد و نه حتی ارزش تامل، اما جهت باز شدن چشم خوانندگان عرض میکنم: هنر فقط وقتی کارکرد میابد که بتواند به لباس گروه هدف درآید و از طریق درگیر کردن ساده ترین عواطف انسانی به تزریق فکر در مخاطب بپردازد. آیا جوانی که در معرض خطر اعتیاد قرار دارد کسی غیر از همانهاییست که آقای مهرجویی نشان داد؟ من فکر میکنم آقای مهرجویی درست مخاطب را پیدا کرده و به جای گنده گویی با زبان خود او به میدان آمده و راه را نشان داده. شما هم برای هزینه ی فیلم دل نسوزانید. این فیلم یقیناً بیش از آنچه هزینه شده را به جامعه عودت خواهد داد.
به هر حال سپاس گزارم که نظرات مخالف را هم درج کرده اید. در این وانفسای "حرف همان است که من گفتم" کارتان جای تقدیر دارد.
بعد از خواندن مطلب که بسیار یکطرفه بود تصمیم گرفتم دیگر به این سایت رجوع نکنم،اما کمی زود قضاوت کرده بودم. برام بسیار جالب بود که کلیه نظرات موافق و مخالف درج شده است.
مقاله خيلي غير منصفانه نوشته شده است من به شخصه هميشه اثار استاد مهرجويي را دنبال ميكنم به نظر من هيچگاه يك گارگردان موفق روي يك سير و ايده حركت نميكند همانطور كه امثال ملاقلي پور با كارگرداني فيلم نسل سوخته كه بعد از سينماي جنگ ساخت و حاتمي كيا با سريال زيباي حلقه سبز اين به اثبات رسوند بهرجهت من دست استاد خودم مي بوسم و به ايشان به خاطر تمام اثار زيبايش احترام ميذارم و فراموش نكنيد ابرو سينماي ايران امثال استاد هستن
به نظر من فیلم فوق العاده ابتدایی بود. هرچند که آقای مهر جویی خواسته بودند که حرف تازه ای داشته باشند اما دریغ. بازیها بسیار ساده و در بعضی صحنه ها بی نهایت بد بود.
برای فروش بیشتر فیلم نباید دست به هر کاری زد. من مشکلی با برخورد فیزیکی هنرپیشه های فیلم ندارم اما پردازش فیلمنامه بقدری ابتدایی بود که واقعا از آقای مهر جویی با این سابقه بعید بود. مراسم ازدواج خیلی مضحک برگزار شد. گاهی تو فیلمها صحنه هایی دیده می شه که اصلا تو عالم واقعیت تو هیچ عطاری پیدا نمی شه.
اگر هم فیلم حرفی برای گفتن داشت نتونسته بود حرفش رو بزنه. اینکه به خواننده مجوز نمیدن . اینکه هر روز قوانین تغییر می کنه و کسی نمی تونه برنامه ریزی برای زندگیش داشته باشه درسته اما ای کاش با زبون قشنگتری بیان می شد.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه هشتم اسفند 1386 و ساعت 2:41 |
اسامي برندگان هشتادمين دوره جوايز اسكار
آكادمي علوم و هنرهاي سينمايي اسامي برندگان هشتادمين مراسم اسكار را اعلام كرد.
فارس: آكادمي علوم و هنرهاي سينمايي اسامي برندگان هشتادمين مراسم اعطاء جوايز اسكار را اعلام كرد.

آكادمي علوم و هنرهاي سينمايي اسامي برندگان هشتادمين مراسم اسكار را به شرح زير اعلام كرد:
در بخش بهترين فيلم: «براي پيرمردان هيچ جايي وجود ندارد» ساخته «برادران كوئن»
در بخش بهترين كارگرداني: «برادران كوئن» براي فيلم «براي پيرمردان هيچ جايي وجود ندارد»
در بخش بهترين بازيگر مرد نقش اول: «دنيل دي لوييس» براي فيلم «آنجا خوني ريخته خواهد شد»
در بخش بهترين بازيگر نقش مكمل مرد: «خاوير باردم» براي فيلم «براي پيرمردان هيچ جايي وجود ندارد»
در بخش بهترين فيلم سينمايي:زيگر زن نقش اول: «ماريون كوتيلارد» براي فيلم «زندگي با حس گل رز»
در بخش بهترين بازيگر نقش مكمل زن: «تيلدا سوينتون» براي فيلم «مايكل كليتون»
در بخش بهترين فيلمنامه اقتباسي: «برادران كوئن» براي فيلم «براي پيرمردان هيچ جايي وجود ندارد»
در بخش بهترين فيلمنامه غيراقتباسي: «ديابلو كودي» براي فيلم «جونو»
در بخش بهترين طراحي لباس: فيلم «ملكه اليزابت: سال هاي طلائي»
در بخش بهترين انيميشن بلند: انيميشن «راتاتويل» ساخته «برد برد»
در بخش بهترين گريم: فيلم «زندگي با حس گل رز»
در بخش بهترين جلوه هاي ويژه: فيلم «قطب نماي طلايي» با بازي «نيكول كيدمن»
در بخش بهترين كارگردان هنري: فيلم «سويني تاد» به كارگرداني «تيم برتون» و بازي «جاني دپ»
در بخش بهترين فيلم كوتاه زنده و اكشن: فيلم « Le Mozart des Pickpockets«
در بخش بهترين انيميشن كوتاه: انيميشن «پيتر و ولف»
در بخش بهترين تدوين صدا: فيلم «اولتيماتوم بورن»
در بخش بهترين ميكس صدا: فيلم «اولتيماتوم بورن»
در بخش بهترين تدوين فيلم: «اولتيماتوم بورن»
در بخش بهترين فيلم خارجي زبان (غيرانگليسي زبان) : فيلم «جاعلان» از كشور اتريش
در بخش بهترين ترانه غيراقتباسي: ترانه «سقوط آهسته» از فيلم «يكبار»
در بخش بهترين فيلمبرداري: فيلم «آنجا خوني ريخته خواهد شد»
در بخش بهترين موسيقي غيراقتباسي: فيلم «كفاره»
در بخش بهترين مستند كوتاه: مستند « Freeheld»
در بخش بهترين مستند بلند: مستند «تاكسي به گوشه اي تاريك»
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه هشتم اسفند 1386 و ساعت 2:27 |
هجدهمین جشن سینمای ایران در دانشگاه «یو‌سی‌ال‌ای»
"اتوبوس شب" و "مینای شهر خاموش" در آمریکا
تهران- خبرگزاری ایسکانیوز: هجدهمین جشن سالانه سینمای ایران در دانشگاه یو‌سی‌ال‌ای آمریکا از چهارهم مارس آغاز می‌شود و تا اواخر ماه آوریل ادامه می‌یابد.

به گزارش روز سه شنبه گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران" ایسکانیوز" در این رویداد که توسط آرشیو فیلم و تلویزیون این دانشگاه برگزار می‌شود، مجموعه‌ای از فیلم‌های کوتاه، مستند و بلند سینمایی ایرانی موفق به نمایش درمی‌آیند.
براساس این گزارش، جشن سینمای ایران روز 14 مارس با نمایش مجموعه مستند فرش ایرانی آغاز می‌شود و یک روز بعد فیلم مستند تهران انار ندارد ساخته مسعود بخشی به نمایش درمی‌آید.
جشن سینمای ایران در یوسی‌ال‌ای روز 30 مارس با نمایش "اتوبوس شب" به کارگردانی کیومرث پوراحمد ادامه می‌یابد.
مستند تحسین شده کارت قرمز ساخته مهناز افضلی روز پنجم آوریل به نمایش درمی‌آید و فیلم‌های آن سه (نقی نعمتی) و مینای شهر خاموش (امیرشهاب رضویان به ترتیب در روزهای ششم و یازدهم آوریل روی پرده می‌روند.
بر اساس اعلام برگزار کنندگان، در روز 18 آوریل مجموعه‌ای از فیلم‌های کوتاه ایرانی به نمایش درمی‌آیند که هنوز ترکیب آنها مشخص نشده است.
در «پایگاه خبری فیلم کوتاه» آمده آخرین فیلمی که در جشن سینمای ایران به نمایش درمی‌آید، قاصدک‌ها در باد می‌رقصند به کارگردانی محمدابراهیم معیری است./110

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه هشتم اسفند 1386 و ساعت 2:22 |
گزارش اسکار هشتادم/ کوئن‌ها در اسکار تاریخ‌ساز شدند

مهر: برادران کوئن امروز با درام جنایی "پیرمردها کشوری ندارند" برنده چهار جایزه اسکار شدند و سفر خود را از حاشیه‌ها به جریان اصلی هالیوود کامل کردند.

 اسوشیتدپرس اعلام کرد جوئل و ایتن کوئن با "پیرمردها" در مجموع سه جایزه بهترین کارگردان، بهترین فیلمنامه اقتباسی و بهترین فیلم را به خانه بردند و خاویر باردم نیز برای بازی در نقش یک قاتل سادیستی در این فیلم برنده جایزه بهترین بازیگر مرد نقش مکمل شد.

فیلم برادران کوئن با اقتباس از تریلر جنایی نوشته کورمک مکارتی ساخته‌ شده و تامی لی جونز، خاویر باردم، جان برولین، وودی هارلسن و کلی مکدانلد در آن نقش‌آفرینی می‌کنند. داستان فیلم پر از خون و خونریزی "پیرمردها" سال 1980 در مرز بین مکزیک و آمریکا روی می‌دهد.

برولین نقش مردی را به عهده دارد که یک کیف محتوی دو میلیون دلار پول حاصل از فروش مواد مخدر را پیدا می‌کند و با آن می‌گریزد. باردم در نقش یک قاتل بیرحم ظاهر می‌شود که در پی اوست و لی جونز نیز نقش کلانتری شریف را دارد که هر دو آنها را تعقیب می‌کند.

جوئل کوئن که همراه برادرش برای گرفتن جایزه از دست مارتین اسکورسیزی روی صحنه آمده بود، با ذکر خاطره‌ای از دوران کودکی و اینکه چطور اولین فیلم خود "هنری کیسینجر: مردی در راه رفتن" را در فرودگاه مینیپلیس ساختند، گفت: "آنچه اکنون انجام می‌دهیم، خیلی با کارهایی که آن زمان می‌کردیم فرق نمی‌کند. از همه شما تشکر می‌کنیم که همچنان به ما اجازه می‌دهید برای خودمان ماسه‌بازی کنیم."

دانیل دی ـ لوئیس برای بازی در نقش یک جوینده نفت در درام نفتی "خون بپا می‌شود" ساخته پل تامس اندرسن برای دومین بار برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر مرد شد. او سال 1990 نیز برای "پای چپ من" به کارگردانی جیم شریدان اسکار برده بود. بازیگر بریتانیایی 50 ساله پس از دریافت جایزه گفت: "از صمیم قلب از آکادمی بخاطر اینکه من را با قشنگترین چماقی که در شهر پیدا می‌شود کتک زدند تشکر می‌کنم."

ماریون کوتیلار ستاره فرانسوی "زندگی به رنگ صورتی" برنده غیرقابل انتظار اسکار بهترین بازیگر زن بود. او در حالی برای بازی در نقش ادیت پیاف این جایزه را برد که همه انتظار داشتند جولی کریستی برای حضور در نقش یک زن سالخورده مبتلا به آلزایمر در "دور از او" دومین جایزه اسکار خود را دریافت کند.

کوتیلار اولین بازیگر تاریخ اسکار است که برای بازی در فیلمی فرانسوی‌زبان اسکار می‌گیرد، ضمن اینکه او اولین بازیگر فرانسوی است که از 1960 تاکنون در بخش اسکار بهترین بازیگر زن برنده می‌شود. سیمون سینیوره سال 1960 برای بازی در "اتاقی در طبقه" برنده اسکار شد و نخستین بازیگر فرانسوی بود که این جایزه را برد. پس از او کاترین دونوو و ایزابل آجانی نامزد اسکار شدند، اما هیچکدام نتوانستند تندیس طلایی را از آن خود کنند.

"زندگی به رنگ صورتی" ساخته الیور دان درباره ادیت پیاف (1963-1915) دختری از محله‌های فقیرنشین پاریس است که به یکی از معروفترین چهره‌های دنیای سرگرمی تبدیل شد. کوتیلار چند روز پیش نیز برای بازی در این فیلم برنده جایزه سزار شد. "ماهی بزرگ" و "یک سال خوب" از دیگر فیلم‌های کوتیلار 32 ساله است. کیت بلانشت برای "الیزابت: عصر طلایی"، لورا لینی برای "سویج‌ها" و الن پیج برای "جانو" دیگر رقبای او بودند.

باردم در حالی برای فیلم "پیرمردها" جایزه بهترین بازیگر مرد نقش مکمل را برد که پیروزی او در این بخش تقریبا حتمی بود. بازیگر 38 ساله اسپانیایی برای نقش‌آفرینی در فیلم برادران کوئن عملا تمام جوایز این فصل را از آن خود کرد. او پس از دریافت جایزه خود گفت: "ممنون از برادران کوئن که آنقدر دیوانه بودند که فکر کنند من از پس این کار بر‌می‌آیم و از اینکه هولناکترین مدل مو تاریخ را برای من انتخاب کردند."

باردم سال 2000 نیز برای بازی در نقش یک شاعر کوبایی در فیلم "پیش از آنکه شب فرابرسد" نامزد اسکار بهترین بازیگر مرد بود. "وثیقه" و "عشق سال‌های وبا" از دیگر فیلم‌های باردم است که در خود اسپانیا چهره‌ای بسیار شناخته شده است و چهار جایزه گویا معادل اسپانیایی اسکار را در کارنامه دارد.

او در بخش بهترین بازیگر مرد نقش مکمل با کیسی افلک برای "ترور جسی جیمز به دست رابرت فورد ترسو"، خاویر باردم برای "پیرمردها کشوری ندارند"، فیلیپ سیمور هافمن برای "جنگ چارلی ویلسن"، هال هالبروک برای "درون طبیعت وحشی" و تام ویلکینسن برای "مایکل کلیتن رقابت داشت.

تیلدا سوئینتن بازیگر اسکاتلندی نیز برای بازی در نقش یک وکیل حیله‌گر در فیلم "مایکل کلیتن" ساخته تونی گیلروی برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر زن نقش مکمل شد. سوئینتن 47 ساله اخیرا با فیلم "جولیا" در بخش مسابقه جشنواره فیلم برلین حضور داشت. "منطقه جنگی"، "ساحل"، "کنستانتین" و "وقایع نگاری نارنیا: شیر، جادوگر و کمد" از فیلم‌های دیگر اوست.

کیت بلانشت برای "من اینجا نیستم"، روبی دی برای "گانگستر آمریکایی"، سوارس رونان برای "تاوان" و ایمی رایان برای "رفته عزیزم رفته" رقبای سوئینتن در بخش اسکار بهترین بازیگر زن نقش مکمل بودند. نکته جالب درباره جوایز بازیگری اسکار هشتادم اروپایی بودن تمام برندگان آن است.

از سوی دیگر برادران کوئن با دریافت یک جایزه دیگر (چهار جایزه برای یک فیلم) می‌توانستند رکوردی تاریخی را رقم بزنند. این دو با نام مستعار رودریک جینز برای "پیرمردها" در بخش تدوین نیز نامزد بودند، اما جایزه این بخش را به کریستوفر روس برای تریلر "اولتیماتوم بورن" پل گرینگراس واگذار کردند.

برادران کوئن که پیش از برای فیلمنامه "فارگو" نیز برنده جایزه اسکار شده بودند، با سه جایزه‌ای که امروز دوشنبه دریافت کردند به جمع محدود باشگاه سه اسکاری‌ها در یک شب پیوستند که شامل فرانسیس فورد کوپولا ("پدرخوانده، قسمت 2")، جیمز کامرون ("تایتانیک") و بیلی وایلدر ("آپارتمان") است.

"اولتیماتوم بورن" که در مجموع در سه رشته فنی نامزد اسکار بود جوایز دو بخش بهترین صداگذاری و تدوین صدا را نیز از آن خود کرد تا این فیلم با سه جایزه مراسم اسکار سال 2008 را ترک کند. کوین اوکانل یکی از صداگذاران فیلم "ترانسفورماتورها" که در بخش اسکار صداگذاری نامزد بود، امسال نیز ناکام ماند. او از یک لحاظ در تاریخ آکادمی اسکار رکورددار است: 20 نامزدی بدون کسب حتی یک جایزه.

جایزه اسکار بخش بهترین فیلم انیمیشن به "راتاتوی" ساخته براد برد رسید. "راتاتوی" در این بخش با دو فیلم "پرسپولیس" و "موج‌سواری" به کارگردانی اش برانن رقابت داشت. استیو کارل و آن هاتاوی جایزه این بخش را به براد برد اعطا کردند. برد سال 2005 نیز برای انیمیشن "اینکردیبل ها" برنده اسکار شده بود.

جایزه بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان به فیلم اتریشی "جاعل‌ها" به کارگردانی اشتفان روزویتسکی رسید. این فیلم داستانی واقعی درباره بزرگترین عملیات جعل تاریخ در آستانه جنگ جهانی دوم است. ششمین فیلم کارگردان 46 ساله اتریشی با بودجه‌ای معادل چهار میلیون یورو به صورت مشترک در اتریش و آلمان ساخته شده است.

روزویتسکی سال 1998 هم با فیلم "وارث‌ها" از طرف اتریش به آکادمی علوم و هنرهای سینمایی آمریکا معرفی شده بود که البته فیلم او نتوانست جایی در میان پنج نامزد نهایی پیدا کند. "بیوفورت" جوزف سدار، "مغول" ‌سرگئی بودرف از قزاقستان، "کاتین" آندری وایدا از لهستان و "12" نیکیتا میخالکف از روسیه دیگر نامزدهای بخش اسکار بهترین فیلم خارجی بودند.

دایابلو کدی فیلمنامه‌نویس 29 ساله آمریکایی نیز برای فیلم مستقل "جانو" درباره نوجوانی باردار جایزه فیلمنامه غیراقتباسی را دریافت کرد. نانسی الیور برای "لارس و دختر واقعی"، تونی گیلروی برای "مایکل کلیتن"، براد برد برای "راتاتوی" و تامارا جنکینز برای "سویج‌ها" رقبای کدی در این بخش بودند.

رابرت السویت برای فیلم "خون بپا می‌شود" ساخته پل تامس اندرسن اسکار بهترین فیلمبرداری را دریافت کرد. او سال 2006 نیز برای فیلمبرداری فیلم "شب بخیر، موفق باشید" نامزد اسکار بود. جایزه اسکار بهترین موسیقی نیز به داریو ماریانلی برای فیلم بریتانیایی "تاوان" ساخته جو رایت رسید.

گلن هانسارد از گروه ایرلندی "فریمز" و مارکتا ایرگلووا که هر دو نابازیگر هستند برای ترانه‌ Falling Slowly از فیلم "یکبار" برنده جایزه اسکار شدند. در این بخش فیلم فانتزی "طلسم شده" برای سه ترانه ساخته آلن منکین نامزد اسکار بود. منکین هشت بار برنده جایزه اسکار شده است.

مایکل مور که پنج سال پیش پس از دریافت اسکار بهترین فیلم مستند با "بولینگ برای کلمباین" جرج بوش را مورد انتقاد قرار داد، امسال نتوانست بار دیگر فرصت حضور روی صحنه را پیدا کند. مستند "سیکو" درباره مشکلات سیستم بهداشت و درمان اسکار این بخش را به فیلم ضدجنگ "تاکسی به سمت تاریکی" به کارگردانی الکس گیبنی واگذار کرد که به سیاست آمریکا در زمینه شکنجه و بازجویی می‌پردازد و درباره یک راننده تاکسی افغانی بیگناه است که در بازداشت به قتل می رسد.

جایزه اسکار بهترین جلوه‌های ویژه تصویری از آن فیلم "قطب‌نمای طلایی" با بازی نیکول کیدمن و دانیل کریگ شد. در این بخش "ترانسفورماتورها" و "دزدان دریایی کارائیب: در انتهای دنیا نیز نامزد بودند. از دیگر برندگان جوایز امسال می‌توان به الکساندرا بیرن اشاره کرد که برای فیلم "الیزابت: عصر طلایی" اسکار بخش بهترین طراحی لباس را برد.

دیدیه لاورن و جان آرچیبالد نیز برای "زندگی به رنگ صورتی" برنده جایزه اسکار بهترین چهره پردازی شدند. ضمن اینکه دانته فرتی و فرانچسکا شیاوو برای "سوئینی تاد: آرایشگر شیطان‌صفت خیابان فلیت" ساخته تیم برتن اسکار بهترین طراحی صحنه را بردند.

جوایز بهترین فیلم کوتاه زنده به فیلیپ پوله ـ ویار برای "موتزارت جیب‌برها" رسید و هیو ولچمن و سوزی تمپلتن نیز برای "پیتر و گرگ" برنده اسکار بهترین فیلم انیمیشن کوتاه شدند. ضمنا "مالکیت مطلق" به کارگردانی سینتیا وید و ونسا راث نیز برنده جایزه اسکار بهترین مستند کوتاه شد.

هشتادمین دوره مراسم جوایز آکادمی اسکار از ساعت 4:30 دقیقه امروز صبح به وقت تهران در کداک تیه‌تر لس آنجلس آغاز شد و حدود چهار ساعت ادامه داشت. 

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه هشتم اسفند 1386 و ساعت 2:17 |
20 بازیگر برتر سینمای فرانسه (آلبوم عکس)

نواندیش: خبرگزاری فرانسه اقدام به انتشار تصاویر و اسامی 20 سوپر استار سینمای این کشور نموده که به ترتیب بیشترین دستمزدها رادریافت نموده اند. متن این گزارش در ذیل می آید:

 "دانیل اوتوی"، Daniel Auteuil، با دستمزد 2/3 میلیون یورو در جایگاه ممتاز این لیست قرار دارد که در فیلم های "میهمان" و " گفتگو با باغبان" به ترتیب 62/1 میلیون یورو و 945000 یورو دریافت نموده است.

2- "ماتیلد سینیر"، Mathilde Seigner، با 8/2 میلیون یورو در جایگاه دوم لیست قرار دارد. وی حضور درخشانی در فیلم های "سه دوست" یا "شما در اشتباهید" داشته است.
3- "تیری لرمیت"، Thierry Lhermitte، بازیگر و تهیه کننده معروف با 6/2 میلیون یورو در جایگاه سوم قرار دارد.
4- "کریستین کلاویر"،Christian Clavier ، با 3/2 میلیون یورو در سال 2007 در جایگاه چهارم قرار دارد. هر چند که این جایگاه برای وی پائین است ولی معمولا وی جز بازیگران گران محسوب می شود. به هر حال وی یکی از بازیگرانی است که برای هر فیلم حداقل 1میلیون یورو دریافت می کند.
5- ژرارد جونیو، Gérard Jugnot ، با دستمزد 8/1 میلیون یورو در فیلم های "مسافرخانه قرمز" و "جزیره ای در میان گنج ها" در جایگاه پنجم قرار دارد.
6- "ژان دوژاردان"، Jean Dujardin با 7/1 میلیون یورو در فیلم های "99 فرانک" و "ضد تجسس" در جایگاه ششم قرار دارد.
7- "گیولاوم کانت"، Guillaume Canet، با 6/1 میلیون یورو در فیلم "همگی با هم، همش همینه " در جایگاه هفتم قرار دارد ی داشته است.
8- "ناتالی بای"، Nathalie Baye با وجود بیماری سخت دخترش با حضور در فیلم های "بهائی برای پرداختن" ، با 457347 یورو و فیلم "Michou d'Auber" ، با 343011 یورو در جایگاه هشتم قرار دارد.
9- "ماریون کوتیارد" ، Marion Cotillard با 51/1 میلیون یورو در فیلم جایگاه نهم قرار دارد.
10- " اودری تاتو" ، Audrey Tautou با 1 میلیون یورو در فیلم "همگی با هم، همش همینه " در جایگاه دهم قرار دارد.
11- "ژرار دپاردییو"، Gérard Depardieu با بازی 1 میلیون یورو در سال 2007 داشت در جایگاه یازدهم قرار دارد.
12- "بنوا ماجیمل"، Benoit Magimel یکی از چهره های ارزشمند سینمای فرانسه که با 895000 یورو در جایگاه دوازدهم قرار دارد.
13- "ژان – پیر داروسین"، Jean-Pierre Darroussin با 788000 یورو در جایگاه یازدهم قرار دارد.
14- "کاترین"، Catherine، با 000/700 یورو در جایگاه چهاردهم قرار دارد. وی موفقیت های زیادی را در فیلم "صفحه برگردان(تغییردهنده سرنوشت)" در سال 2006 وفیلم Toulemonde" "Odette در سال 2007 داشته است.
15- "کارین ویارد"، Karin Viard با 000/750 یورو در جایگاه پانزدهم قرار دارد.
16- "کاترین دنو"، Catherine Deneuve با 000/657 یورو در جایگاه شانزدهم قرار دارد. وی یکی از معروفترین چهره های سینمای فرانسه محسوب می شود.
17- "کلوویس کورنیاک"، Clovis Cornillac با 000/600 یورو در فیلم "اسکورپیون" ، "Scorpion در جایگاه هفدهم قرار دارد.
18- "پاتریک بروئل" ، Patrick Bruel با 000/592 یورو در فیلم "راز" در جایگاه هجدهم قرار دارد.
19- "ژان – پل روو" ، Jean-Paul Rouve با 000/580 یورو با حضور در فیلم "دختر جوان" در جایگاه نوزدهم قرار دارد.
20- "آلیس تاگلیونی"، Alice Taglioni با 000/540 یورو در جایگاه بیستم قرار دارد.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه هشتم اسفند 1386 و ساعت 1:42 |

گزارش اهداي سي‌وسومين جوايز سزار؛

اسكار فرانسه به فيلم ضدايراني «پرسپوليس» داده شد

خبرگزاري فارس: اسامي برندگان نهايي سي و سومين دوره از رقابت‌هاي سزار (اسكار فرانسه) عصر روز گذشته اعلام شد و اسكار فرانسوي در بخش بهترين فيلم اول و بهترين فيلمنامه اقتباسي به فيلم«پرسپوليس»اهدا شد.

به گزارش خبرگزاري فارس، در مراسم سي و سومين رقابت هاي سينمايي سزار که جمعه شب در پاريس برگزار شد جوائز بخش هاي مختلف اين رقابت ها توزيع شد که بر اساس نظر هيئت داوران جايزه بخش بهترين فيلم به پرسپوليس، ساخته مرجان ساتراپي و ونسان پارانو اعطا شد.
به گزارش خبرنگار فارس از پاريس، در مراسم امسال علاوه بر شخصيت هاي هنري و سينمايي فرانسه کريستين آلبانه، وزير فرهنگ فرانسه، برتران دولانوئه، شهردار پاريس و شماري از نمايندگان مجلسين فرانسه نيز حضور داشتند.
بنا بر اين گزارش، فيلم پرسپوليس تا کنون جوائز متعددي از جشنواره‌هاي خارجي به دست آورده است و زماني که براي نخستين بار در آخرين جشنواره کن مطرح شد مقامات سينمايي ايران به مخالفت شديد با آن پرداختند ولي برگزاركنندگان جشنواره كن بي‌تفاوت نسبت به اين اعتراضات نه تنها اين انيميشن ضد ايراني را در جشنواره به نمايش درآورند بلكه جايزه هيات دوران را به او اعطاء كردند.
اين فيلم همچنين به عنوان نامزد فرانسه، در اين دوره از جوايز اسكار اروپايي و اسكار جهاني انتخاب شده است.
به گزارش فارس، به نقل از سايت سينمايي ورايتي، برگزاركنندگان سي و سومين دوره از جوايز سزار برندگان اين دوره از رقابت‌ها را به شرح زير اعلام كردند:
در بخش بهترين فيلم: «راز دانه‌ها» ساخته «عبدالطيف كشيش»
در بخش بهترين بازيگر نقش اول زن: «ماريون كوتيلارد» براي فيلم «زندگي با حس گل رز»
در بخش بهترين بازيگر نقش اول مرد: «متيو آمالريك» براي فيلم «پروانه و زنگ غواصي»
در بخش بهترين كارگردان: «عبدالطيف كشيش» براي فيلم «راز دانه‌ها»
در بخش بهترين فيلمنامه غيراقتباسي: «راز دانه‌ها» ساخته «عبدالطيف كشيش»
در بخش بهترين فيلمنامه اقتباسي: «پرسپوليس» براي «مرجانه ساتراپي»
در بخش اولين تجربه سينمايي: «مرجانه ساتراپي» براي فيلم «پرسپوليس»
در بخش بهترين بازيگر نقش دوم زن: «جولي ديپارديو» براي فيلم «غيرمخفي»
در بخش بهترين بازيگر نقش دوم مرد: «سامي بوآجيلا» براي فيلم «شاهد»
در بخش بهترين بازيگر زن داراي پيشرفت: «هفيسا هرزي» براي فيلم «راز دانه‌ها»
در بخش بهترين بازيگر مرد داراي پيشرفت: «لورنت استوكر» براي فيلم «صيد و جمع‌آوري»
در بخش بهترين صدابرداري: گروه صدابرداري سه نفره «زندگي با حس گل رز»
در بخش بهترين موسيقي غيراقتباسي: «الكس بيوپين» براي فيلم «
در بخش بهترين فيلمبرداري: «تتسوئو ناجاتا» براي فيلم «زندگي با حس گل رز»
در بخش بهترين كارگرداني هنري: «اوليوير رااوكس» براي فيلم «زندگي با حس گل رز»
بهترين طراحي لباس: «ماريت آلن» براي فيلم «زندگي با حس گل رز»
در بخش بهترين تدوين: «ژوليت ولفينگ» براي فيلم «پروانه و ناقوس غواصي»
در بخش بهترين فيلم كوتاه: «Le Mozart des pickpockets» ساخته «فليپ پولت ويلارد»
در بخش بهترين فيلم خارجي زبان: براي فيلم «زندگي ديگران» از آلمان.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در یکشنبه پنجم اسفند 1386 و ساعت 2:29 |
» راز جوايز اسکار را تنها دو نفر می‌دانند!
 
در فاصله کمتر از سه روز به برگزاری مراسم هشتادمين جوايز آکادمی علوم و هنرهای سينمايی، ريک روساس و براد اولتمانس تنها آدم‌های روی کره زمين هستند که از راز اسکار باخبرند.

به گزارش خبرنگار مهر، خبرگزاری فرانسه اعلام کرد روساس و اولتمانس که در يک شرکت حسابداری کار می‌کنند، در حالی يکشنبه آينده (دوشنبه صبح به وقت ايران) پا روی فرش قرمز مراسم اسکار ۸۰ می‌گذارند که از قبل می‌دانند نام چه کسانی در پاکت‌هاست و چه کسانی مراسم را دست خالی ترک می‌کنند.

پس از ماهها که صرف پروسه رای‌گيری شد، آخرين حرکت تحت تدابير امنيتی شديد برگزار می‌شود. در زمانه‌ای که بيشتر رای‌گيری‌ها به صورت الکترونيکی انجام می‌شود، آراء اسکار را گروهی کوچک تحت نظارت روساس و اولتمانس کاملا با دست می‌شمارند. در واقع شمارش دستی آراء بيشتر از روی احتياط انجام می‌شود.

به گفته بروس ديويس مدير اجرايی آکادمی علوم و هنرهای سينمايی آراء رايانه‌ای عموما هدف هکرها قرار می‌گيرد. ديويس گفت: "نتايج اسکار چيزی نيست که به راحتی اين طرف و آن طرف منتقل شود. تاريخ اسکار نشان می‌دهد اين روش ثمربخش بوده است. در ۷۴ سالی که غول‌های حسابرسی روند شمارش آراء را زير نظر داشته‌اند حتی يک بار نيز پيش نيامده که چيزی لو برود."

کسانی که ۵۸۲۹ رای اعضاء آکادمی را می‌شمارند به صورت گروهی کار می‌کنند، اما از هم جدا هستند تا نتوانند پيش از آماده شدن پاکت‌های حاوی نام برندگان اسکار به نتايج کلی يکديگر پی ببرند. زمانی که پس از سه روز شمارش (نهايت تا روز شنبه) برندگان مشخص شدند، اسامی در دو مجموعه پاکت قرار می‌گيرد و مهر و موم می‌شود.

در شب برگزاری مراسم اسکار، روساس و اولتمانس با دو خودرو جداگانه و از مسيری متفاوت که احتمال گيرافتادن در ترافيک سنگين خيابان‌های لس آنجلس را کمتر می‌کند، به کداک تيه‌تر هاليوود منتقل می‌شوند. نيروهای امنيتی اين دو را تا پيش از ورود به سالن همراهی می‌کنند. آنها دو کيف دستی با خود دارند که پاکت‌های جادويی درون اين دو کيف است.

روساس و اولتمانس پيش از برگزاری هر مراسم اسکار نام برندگان هر بخش را حفظ می‌کنند تا اگر اعطا‌کننده جايزه به اشتباه نامی را اعلام کرد وارد عمل شوند. اين اتفاق تاکنون روی نداده، با اين حال اولتمانس جايی پشت صحنه منتظر است در صورت بروز هر اشتباه کار را درست کند. روساس نيز يک جای ديگر سالن انتظار می‌کشد تا اگر اتفاقی برای اولتمانس افتاد جای او را بگيرد.

دو فيلم "پيرمردها کشوری ندارند" برادران کوئن و "خون بپا می‌شود" پل تامس اندرسن هر يک با نامزدی در هشت رشته بيشترين بخت را برای دريافت جوايز اسکار سال ۲۰۰۸ دارند
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در یکشنبه پنجم اسفند 1386 و ساعت 1:57 |

مشاور فرهنگي سيما فيلم در گفت‌وگو با فارس:

«تهمينه ميلاني» سريال «ياران مثبت» را ارديبهشت كليد مي‌زند

خبرگزاري فارس: مشاور فرهنگي رئيس سيما فيلم از كليد خوردن «ياران مثبت» اولين سريال «تهمينه ميلاني» در ارديبهشت ماه سال آينده خبر داد.

اصغر فهيمي‌فر در گفت و گو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس گفت: سريال «ياران مثبت» در حال حاضر روزهاي پاياني نگارش خود را سپري مي كند و اوايل سال آينده در ارديبهشت ماه تصويربرداري آن آغاز خواهد شد.
وي افزود: اين سريال به همت مركز سيما فيلم در 13 قسمت 45 دقيقه اي ساخته خواهد شد و تمام داستان‌هاي آن بر اساس اتفاقات واقعي انتخاب شده‌اند.
وي در ادامه گفت: مجموعه‌هاي بسيار كمي با پرداختن به موضوع ايدز ساخته شده، در حالي كه اين موضوع يكي از مسائل مهم در كشور ما است و اين سريال قصد دارد به طور بسيار عميق و واقعي و همانطور كه در جامعه وجود دارد به موضوع ايدز بپردازد.
وي تصريح كرد: اين سريال با مشاوره دكتر مينو محرز، رئيس مركز تحقيقات ايدز و تيمي از كارشناسان ساخته مي‌شود و در هر قسمت به مسائل گوناگوني از اين بيماري مانند راه هاي انتقال، شيوه هاي پيشگيري و درمان و ... مي‌پردازد.
وي ادامه داد: سريال‌هايي با چنين مضاميني بايد به‌گونه‌اي در تلويزيون ساخته شوند كه مخاطب اهميت موضوع آن را دريابد و مجموعه نيز به بهترين شكل ممكن تاثير خود را بگذارد.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در یکشنبه پنجم اسفند 1386 و ساعت 1:51 |
هديه مهناز افشار به كودكان كار
فارس: مهناز افشار، بازيگر مطرح سينما، پنج‌شنبه گذشته و در آستانه سال جديد با حضور در انجمن حمايت از كودكان كار بخشي از دستمزد يكي از فيلم‌هاي خود را براي كمك به آموزش كودكان كار هديه كرد.

مهناز افشار كه حضور ناگهاني‌اش در اين انجمن، واقع در خيابان مولوي، موجي از شوق و شادي در ميان كودكان توليد كرده بود از كلاس‌هاي درس آنها بازديد كرد، ساعتي را پشت نيمكت‌هاي آنها نشست و شاخه‌اي گل و كارت‌ تبريكي به مناسبت سال نو به كودكان هديه داد.

وي درباره انگيزه خود براي ديد و بازديد نوروزي با كودكان كار گفت: «به هر حال هنرمندان هم مثل ساير گروه‌هاي جامعه و شايد حتي بيش از آنها مسئوليتي اجتماعي دارند كه بايد آن را جدي گرفته و در قبال آن حساس باشند. اين روالي است كه در تمام دنيا وجود دارد و به نظر من هم هنرمندان بايد اين مسئوليت اجتماعي را جدي‌تر بگيرند و هم فعالان اجتماعي بايد به نفع جامعه هدف خود همكاري بيشتري با اين گروه داشته باشند.»

افشار همچنين درباره ضرورت مقطعي نبودن اين گونه اقدامات تاكيد كرد: «از نظر من اين تنها گام اول است.كودكان باهوش و استعدادي كه در اين انجمن ديدم نياز به حمايت بيشتر و مستمر دارند تا بتوانند با وجود اينكه متاسفانه مجبور به انجام كار و كسب درآمد هستند اما دست‌كم از پيشرفت تحصيلي هم بازنمانند و آينده بهتري براي خود بسازند.»

اين بازيگر سينما كه كودكان كار با يادآوري ديالوگ‌هاي فيلم‌هايش سعي داشتند از خوشحالي او در جمع‌شان بگويند، از ساير همكاران خود دعوت كرد تا همه با هم به سوي جدي‌تر گرفتن مسئوليت اجتماعي حرفه خود پيش بروند.» انجمن حمايت از كودكان كار نزديك به ششصد كودك و نوجوان كار و گاه حتي خانواده‌هاي اين كودكان را نيز را تحت پوشش دارد و مي‌كوشد تا وضعيت بهداشت، سلامتي و تحصيل كودكان كار را ساماندهي كند. اين انجمن تنها با اتكا به كمك‌هاي مردمي اداره مي‌شود و علاقه‌مندان مي‌توانند كمك‌هاي خود را به شماره حساب 95/70 بانك سپه، شعبه مركز ، كد 01 به نام انجمن حمايت از كودكان كار واريز كنند.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در یکشنبه پنجم اسفند 1386 و ساعت 1:48 |
» اکران مخفیانه فیلم ضد ایرانی پرسپوليس در تهران!
 
فيلم ضد ايراني پرسپوليس بطور مخفيانه و بدون سانسور در يکي از سالن هاي کوچک تهران نمايش داده شد.

روزنامه لوفيگارو در شماره امروز خود در اينترنت به قلم دلفين مينويي نوشت: بازهم يک معجزه عجيب در تهران. فيلمضد ایرانی پرسپوليس هفته گذشته در مرکز رسانه ، مرکز کوچک فرهنگي در پايتخت ايران به نمايش گذاشته شد.

اين نمايش انحصاري که با حضور حدود هفتاد نفر تماشاگر برگزار شد به واسطه قاچاق دي وي دي فيلم با زيرنويس فارسي امکانپذير شد.
نمايش اين فيلم که بدون هر گونه تبليغات پرسر و صدايي صورت گرفت.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در یکشنبه پنجم اسفند 1386 و ساعت 1:45 |
احداث سالن سینما در ایستگاه های مترو
مدیر عامل شرکت بهره برداری مترو تهران گفت: در حال حاضر در ایستگاه هفت تیر یک خانه فرهنگ ایجاد شده و برنامه های فرهنگی متنوعی در این ایستگاه اجرا می شود که مسافران مترو استقبال خوبی از این برنامه ها کرده اند.
مهر: مدیر عامل شرکت بهره برداری مترو تهران گفت: ایستگاه های مترو به پایگاه های فرهنگی تبدیل می شود و در برخی از ایستگاه ها نیز سالن های کوچک سینما ساخته خواهد شد.

مهندس جعفر ربیعی با بیان این مطلب افزود: با سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران توافقاتی صورت گرفته است تا ایستگاه های مترو به پایگاه های فرهنگی تبدیل شود.

وی تصریح کرد: احداث سینما در برخی از ایستگاه ها، توزیع کتاب مترو، ایجاد خانه های فرهنگ و کتابخانه از جمله طرح های در دست اجرا است که به مرور در برخی از ایستگاه ها اجرا خواهد شد.

مدیر عامل شرکت بهره برداری مترو تهران ادامه داد: در حال حاضر در ایستگاه هفت تیر یک خانه فرهنگ ایجاد شده و برنامه های فرهنگی متنوعی در این ایستگاه اجرا می شود که مسافران مترو استقبال خوبی از این برنامه ها کرده اند.

وی ادامه داد: شرکت بهره برداری مترو ایستگاه هایی را که امکان احداث سالن سینما در آن وجود دارد به سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران معرفی می کند و همچنین سالن های نمایش تئاتر نیز در برخی از ایستگاه ها به ویژه ایستگاه تاتر شهر احداث خواهد شد.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه دوم اسفند 1386 و ساعت 2:34 |
دستگیری عاملان قاچاق سنتوری
كد خبر: ۶۷۶۲ تاريخ انتشار: ۱۵:۰۷ - ۳۰ بهمن ۱۳۸۶
مرتضی شایسته رئیس اتحادیه تهیه‌کنندگان و پخش‌کننده "سنتوری" ظهر امروز در جمع خبرنگاران گفت: "باند توزیع قاچاق محصولات سینمایی سابقه چند ساله دارد و فیلم‌های زیادی را قربانی کرده است. سال گذشته پلیس امنیت با همکاری نیروی انتظامی و قوه قضائیه برای دستگیری این عده وارد میدان شد و توانست بخش اعظم قاچاق را مهار کند."

به گزارش مهر، وی در ادامه افزود: "گردش‌های مالی سیستم قاچاق در ایران بیش از 600 میلیارد تومان است، یعنی 25 درصد بیش از گردش مالی سینماهای ایران و قاچاق "سنتوری" هم چهار پنج میلیارد تومان به تهیه‌کننده ضرر زد. پس از گذشت مدتی از دستگیری عاملان قاچاق با بیرون آمدن "سنتوری" متوجه شدیم این شبکه هنوز فعال است و در مدتی کوتاه در تهران و شهرستان‌های اطراف سی دی را پخش کرد."

شایسته در پایان از مسئولان فرهنگی خواست ستاد دائمی مبارزه با سرقت محصولات سمعی و بصری راه‌اندازی کنند. فرامرز فرازمند تهیه‌کننده "سنتوری" هم گفت: "نخستین بار نسخه قاچاق "سنتوری" را 22 بهمن روی یک سایت دیدم و متوجه شدم قاچاق شده است. این فیلم حتی زیرنویس انگلیسی دارد که ناشیانه است و حتی نگارش نام مهرجویی به انگلیسی اشتباه است."

وی ادامه داد: "قرار بود این فیلم سوم مرداد در ایران و 13 مرداد در آمریکا اکران شود. ما فیلم را به شرکتی در آمریکا فروخته بودیم و زمانی که جلو اکران فیلم در ایران گرفته شد، پنجاه هزار دلار خسارت به این شرکت دادیم. همانطور که می‌دانید ساخت "سنتوری" 600 میلیون تومان هزینه داشت و با این اتفاق ضرر زیادی دیدیم."
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه دوم اسفند 1386 و ساعت 2:24 |

فروردين 87 جلوي دوربين مي‌رود؛

«مهناز افشار»‌ و «دانيال عبادي» بازيگران «امشب شب مهتابه» شدند

خبرگزاري فارس: بازي مهناز افشار و دانيال عبادي در «امشب شب مهتابه» دومين فيلم بلند سينمايي محمدهادي كريمي قطعي شد.

مرتضي شايسته تهيه‌كننده اين فيلم، در گفت‌وگو با خبرنگار سينمايي فارس در مورد پروژه «امشب شب مهتابه» گفت: اين پروژه در برنامه توليد هدايت فيلم قرار دارد و به نظرم فيلم خوب و تأثيرگذاري خواهد بود.
وي افزود: تاكنون حضور مهناز افشار و دانيال عبادي(بازيگر فيلم غيرمنتظره) به عنوان بازيگر در فيلم قطعي شده است و از عوامل پشت صحنه، مي‌توان به محمد شايسته (مديرتوليد) و اميرتوسلي (آهنگساز) اشاره كرد.
وي درمورد ويژگي‌هاي اين پروژه گفت: اين فيلم فيلمنامه خوب و قوي دارد كه در درجه اول توجه من را جلب كرد و مطمئنم در توليدات سينماي ايران در سال آينده فيلم خوبي خواهد بود.
شايسته در مورد زمان شروع فيلمبرداري پروژه «امشب شب مهتابه» گفت: پيش توليد فيلم در حال انجام است اما احتمال كمي دارد كه امسال فيلمبرداري را شروع كنيم و احتمالا 15 يا 20 فروردين سال 87، فيلمبرداري فيلم را آغاز مي‌كنيم.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه دوم اسفند 1386 و ساعت 2:12 |
"پرنده" پرفروش ترین فیلم هفته هالیوود شد
تهران-خبرگزاری ایسکانیوز: فیلم "پرنده" ساخته "دوگ لیمان" در اولین هفته پخش خود در آمریکای شمالی پرفروش ترین فیلم شناخته شد.

به گزارش روز دوشنبه بخش انگلیسی گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران"ایسکانیوز" به نقل از بی بی سی؛ در این فیلم که "ساموئل ال جکسن" و "دایان لین" هنرنمایی کردند در سه روز اول تعطیلات 2/27 میلیون دلار، 9/13 میلیون پوند، فروش کرد.
"خیابان" با فروش 7/19 میلیون پوند در جایگاه دوم و "شرح وقایع اسپیدرویک" که بر اساس کتاب های تخیلی کودکان ساخته شده در جایگاه سوم قرار گرفت.
طبق گزارش استودیو فیلم و تلویزیون آمریکا فیلم "شرح وقایع اسپیدرویک" از روز جمعه تا یکشنبه 1/19 میلیون دلار، 7/9 میلیون پوند فروش کرد./166/125

خبرنگار:800
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه دوم اسفند 1386 و ساعت 2:5 |

گزارش فارس از آخرين وضعيت سريال‌هاي مديري، رضويان، جوان، لطيفي و...

نوروز 87؛ تلويزيون در تسخير بزرگان طنز

خبرگزاري فارس: ساخت مجموعه‌هاي ويژه نوروز در شبكه‌هاي مختلف سيما آغاز شده و رقابت طنز سازان و بازيگران طنز بزرگ تلويزيون مانند مهران مديري، جواد رضويان، رامبد جوان و ... ادامه دارد.

به گزارش خبرنگار حوزه راديو و تلويزيون فارس، امسال شبكه‌هاي اول، دوم، سوم و تهران سيما براي ايام نوروز سريال‌هايي با مضمون طنز تدارك ديده‌اند و رقابت براي جذب مخاطبان نوروزي آغاز شده است.
بنابر اين گزارش، سريال‌هاي نوروز 87 به كارگرداني افرادي چون مهران مديري، جواد رضويان، محمد حسين لطيفي، رامبد جوان، سيروس مقدم و ... در حال ساخت است كه در ادامه آخرين روند توليد هر كدام از آنها ارائه مي‌شود:

*«پيامك از ديار باقي»

سريال «پيامك از ديار باقي» به كارگرداني «سيروس مقدم» مراحل ابتداي توليد خود را مي‌گذراند و اواسط بهمن در تهران كليد خورده است.
سيد امير سيدزاده تهيه كنندگي «پيامك از ديار باقي» را برعهده دارد و بازيگراني چون محمدرضا شريفي‌نيا، حميد لولايي، رضا شفيعي‌جم، ‌رامين ناصرنصير، افسانه بايگان، مهرانه مهين‌ترابي، رامين راستاد، محسن قاضي مرادي و نادر سليماني در آن بازي مي‌كنند.
اين مجموعه تلويزيوني در 15 قسمت 45 دقيقه‌اي در گروه فيلم و سريال شبكه اول سيما توليد مي‌شود و داستان‌هاي آن توسط «محسن طنابنده» و «سعيد آقاخاني» نوشته شده و از حال و هواي طنز برخوردار است.
تهيه كننده اين مجموعه كه پيش از اين «SMS از ديار باقي» نام داشت، در گفت و گو با خبرنگار حوزه راديو و تلويزيون فارس گفت: تا به حال درصد بسيار كمي از كار تصويربرداري انجام شده و گروه در حال تصويربرداري بخش‌هاي مربوط به كابوس و روح در خيابان‌ها هستند و با توجه به اينكه انتخاب بازيگران هنوز ادامه دارد، كار تصويربرداري بخش‌هاي اصلي را آغاز نكرده‌ايم.
داستان «پيامك از ديار باقي» در باره فردي به نام منصور سيم‌خواه است كه براي گردآوري ثروت با توسل به كارهاي مختلف از مردم پول مي‌گيرد. اما پس از مدتي با دستيابي به سودي سرشار تصميم مي‌گيرد از انجام تعهدات خود سرباز زده و با همدستي اعضاي خانواده‌اش به خارج از كشور فرار كند، تا اينكه....
«سيروس مقدم» بيشتر تجربه ساخت درام‌هاي اجتماعي مانند «نرگس»، «اغماء»، «مسافر»، «ريحانه»، «دريايي‌ها»، «پليس جوان» و ... را دارد و سريال «پيامك از ديار باقي» اولين اثر او در ژانر طنز محسوب مي‌شود.

*«سه در چهار»

مجموعه تلويزيوني «سه در چهار» مجموعه ديگري به كارگرداني «محمد حسين لطيفي» است كه آن هم در شبكه اول سيما توليد مي‌شود. البته خلاف سريال «پيامك از ديار باقي» اين مجموعه روزهاي پاياني تصوير برداري خود را مي‌گذراند و به زودي كار ساخت آن تمام مي‌شود.
حسن روستايي تهيه كننده مجموعه تلويزيوني «سه در چهار» در گفت و گو با خبرنگار حوزه راديو و تلويزيون فارس درباره آخرين جزئيات اين سريال گفت: تصوير برداري مجموعه «سه در چهار» روزهاي پاياني خود را مي‌گذراند و تا پايان بهمن‌ماه تمام مي‌شود.
وي افزود: تا به حال مونتاژ 5 قسمت آن توسط «رضا مطهري» به پايان رسيده و مجموعه تا اواسط اسفندماه به طور كامل به شبكه اول تحويل داده خواهد شد.
وي در ادامه درباره زمان پخش مجموعه نيز گفت: قبلا روي پخش اين مجموعه در نوروز صحبت كرده بوديم و در حال حاضر نيز به دليل آماده بودن اين مجموعه، احتمال پخش آن در نوروز قوت گرفته است.
وي در ادامه گفت: اين مجموعه در 26 قسمت 45 دقيقه‌اي ساخته مي‌شود و در صورت قطعي شدن زمان پخش، مجموعه سه در چهار از روز اول فروردين ماه به روي آنتن رفته و پخش آن تا اواخر ماه ادامه خواهد داشت.
او درباره داستان اين مجموعه نيز گفت: از آنجائي‌ كه اين كار براي گروه خانواده و اهداف و سرفصل‌هاي آن انجام مي‌شود، قصه سريال خانوادگي است و قالبي طنز دارد.
روستايي اظهار داشت: «سه در چهار» داستان دو خانواده است كه در زندگي خود دچار مشكلات اقتصادي و اجتماعي مي‌شوند. در اين خانواده، پدرها با يكديگر باجناق هستند اما سعي ما اين است كه از داستان‌هاي تكراري باجناق‌ها دوري كنيم و با نگاه به يك خانواده با ويژگي ايراني، اين سريال را مي‌سازيم.
وي افزود: ما قصد داريم بيكاري در خانواده‌ها به چالش بكشيم و روحيه كار و كارآفريني را در خانواده‌ها تقويت كنيم. در حقيقت اين دو خانواده در مواجهه با مشكلات، دچار پوست‌اندازي شده‌اند، به مرحله جديد‌تري از زندگي خود وارد مي‌شوند و ديدگاه متفاوتي پيدا مي‌كنند.
در اين مجموعه تلويزيوني بازيگراني چون محمد كاسبي، مهران رجبي، علي صادقي، شهره لرستاني، اشكان اشتياقي، ناديا دلدار گلچين، مريم سلطاني، شمسي فضل‌اللي و مجيد صالحي ايفاي نقش مي‌كنند.
مجموعه «سه در چهار» نيز اولين اثر طنز «محمد حسين لطيفي» به شمار مي‌رود كه آن را به كمك «مجيد صالحي» و «رضا عطاران» مي‌سازد.
به گزارش فارس، عليرضا برازش مدير شبكه اول سيما درباره اينكه در نهايت كدام يك از اين دو سريال در ايام نوروز پخش خواهند شد، در گفت و گو با خبرنگار حوزه راديو و تلويزيون فارس گفت: فعلا اين دو مجموعه مراحل ساخت خود را مي‌گذرانند و هر كدام كه زودتر آماده شود به حتم پخش خواهد شد.
وي در پاسخ به اين سئوال كه با توجه به اين نكته، احتمال پخش سريال «سه در چهار» بيشتر خواهد بود، گفت:‌هنوز هيچ چيز مشخص نيست، در نهايت هر دو سريال را در كفه مي‌گذاريم و هر كدام را كه احساس كنيم بيشتر به نفع مخاطب است و او را اقناع مي‌كند، پخش خواهيم كرد.

*«جاده در دست تعمير است»

مجموعه تلويزيوني «جاده در دست تعمير است» سريالي آموزشي است و به دليل اينكه پخش آن از اواخر اسفندماه آغاز و اوايل فروردين به پايان مي رسد، كاري نيمه نوروزي محسوب مي‌شود.
«حسين تبريزي» كارگردان اين اثر است و «رضا ابراهيمي» با مشاركت معاونت راهنمايي و رانندگي نيروي انتظامي تهيه كنندگي آن را بر عهده دارد.
«جاده در دست تعمير است» در 15 قسمت 40 دقيقه‌اي با طرحي از «مهدي سعادت‌پور» و «علي مشهدي» ساخته خواهد شد و داستان‌ها به سرپرستي «سعيد آقاخاني» نوشته شده است.
بهزاد فراهاني، ثريا قاسمي، ابوالفضل پورعرب، رضا توكلي، مريم اميرجلالي، كيومرث ملك‌مطيعي، لاله صبوري، سحر زكريا و كيانوش گرامي بازيگراني هستند كه در اين سريال كه از 20 اسفندماه تا 5 فروردين ماه پخش خواهد شد، حضور دارند.
در اين مجموعه شاهد داستان‌هاي اجتماعي مرسوم و عامه‌پسند خواهيم بود كه در بستري شيرين و با رگه‌هايي از طنز روايت خواهد شد.
به گزارش فارس، حسين تبريزي قصد داشت اين مجموعه را در تهران و برخي شهرهاي شمالي كشور به تصوير بكشد كه به دليل شرايط متغير آب و هوايي از اين تصميم منصرف شده و صحنه‌هاي مربوط به شمال كشور را از طريق بازسازي در تهران تصوير برداري خواهد كرد.
ساير عوامل مجموعه تلويزيوني «جاده در دست تعمير است» عبارتند از: مدير تصويربرداري: علي عالمي، صدابرداران: عليرضا افخمي و امير بهره‌ور، طراح گريم: محمد رضا قومي، طراح صحنه و لباس: كيوان ذوالفقاري و مدير توليد: محسن دانشور.

*«نشاني»

مجموعه تلويزيوني «نشاني» به كارگرداني «رامبد جوان» كه يكي از بازيگران مطرح و پر طرفدار طنز محسوب مي‌شود، در حال ساخت است و در ايام نوروز از شبكه دو سيما پخش خواهد شد.
بنابر گفته مجيد اوجي تهيه‌كننده اثر،‌ در گفت و گو با خبرنگار حوزه راديو و تلويزيون فارس، تا به حال 60 درصد از مرحله تصويربرداري سپري شده و «سيامك مهماندوست» تدوين آن را برعهده دارد.
موسيقي اين اثر توسط «اميد كرامتي» ساخته مي‌شود و داوود رشيدي، رامبد جوان، پروانه معصومي، آتنه فقيه نصيري، فقيه سلطاني، فلورا سام، امير حسين صديق، كورش تهامي، برزو ارجمند، پرويز پورحسيني و مرضيه برومند در اين مجموعه كه داستان آن توسط «فلورا سام» نوشته شده بازي مي‌كنند.
داستان «نشاني» كه در 13 قسمت 45 دقيقه‌اي براي پخش از شبكه دو سيما ساخته مي‌شود، درباره دختري به نام ليلاست كه در پي ورشكستگي شركت عمه‌اش در خارج از كشور به ايران باز مي‌گردد تا صندوقچه عمه خود را كه پنهانش كرده، بيابد.
تهيه كننده اين مجموعه همچنين گفت: «نشاني» بايد براي پخش در ايام نوروز 87 آماده شود و ما هم به گونه‌اي برنامه‌ريزي كرده‌ايم كه زمان كم نيايد ولي بارندگي‌هاي اخير و شرايط آب و هوايي، به گونه‌اي شد كه برنامه‌ريزي ما كمي به هم بريزد و براي به‌دست آوردن نظم سابق فشار بيشتري به گروه وارد شد.
سريال «نشاني» در اوايل مراحل توليد «خانه دوست كجاست؟» نام داشت كه در ادامه با نظر سازندگان نام آن تغيير يافت.

*«مرد هزار چهره»

مهران مديري امسال قصد دارد با مجموعه تلويزيوني «مرد هزار چهره» به تلويزيون بيايد.
اين سريال براي شبكه سوم سيما ساخته مي‌شود و بازيگراني چون سيامك انصاري، هادي كاظمي، شقايق دهقان، بهنوش بختياري، اليكا عبدالرزاقي، پژمان بازغي، عليرضا خمسه، جواد رضويان در آن قطعي شده و البته بازيگران سرشناس ديگري هم در اين مجموعه بازي مي‌كنند كه در اين مقطع به درخواست روابط عمومي پروژه از اعلام نام آنها صرف‌نظر مي‌كنيم.
داستان‌هاي اين مجموعه كه قرار است از شبكه سوم سيما پخش شود توسط «محراب قاسم‌خاني» و «پيمان قاسم‌خاني» نوشته شده و لوكيشن‌هاي اصلي آن نيز درخيابان ملاصدراي تهران هستند.
اين مجموعه جديد در 15قسمت به تهيه كنندگي برادران «آقاگليان» ساخته مي‌شود و «مهران مديري» در آن نقش اول را بازي خواهد كرد.
داستان‌هاي اين مجموعه جديد كه به صورت اپيزوديك ساخته خواهد شد، به هم پيوسته است و بازيگران اين بار در داستان‌ها حضوري كوتاه خواهند داشت و قصه اين مجموعه تلويزيوني درباره فردي است كه بي‌گناه به كلاهبرداري متهم مي‌شود و به دليل اين اتهام هربار درگير ماجرايي تازه مي‌شود.
به گزارش فارس، فضاي كار جديد «مهران مديري» آپارتماني است و داستان آن هيچ شباهتي به كارهاي قبلي او ندارد.
مرتضي ميرباقري معاون سيما درباره اين سريال در گفت و گو با خبرنگار حوزه راديو و تلويزيون فارس گفت: كار مهران مديري در حال جلو رفتن است. بخش‌هايي از راف كات‌هاي آن را هم ديده‌ايم و در صورت آماده شدن، يكي از سريال‌هاي موفق ما در نوروز خواهد بود.
وي در ادامه گفت: شرايط ما براي كارهاي نوروزي عبارت است از اينكه سازندگان بايد تا 20 اسفندماه كارشان را نهايي كنند و صورتي از نهايي شده آن را ارائه دهند تا هم خودشان راحت باشند و گروه دچار مشكل نشود و هم مخاطبان با دغدغه كمتري كار را دنبال كنند.

*«قرارگاه مسكوني»
مجموعه تلويزيوني «قرارگاه مسكوني» به كارگرداني «جواد رضويان» ساخته شده و اولين ساخته او كه يكي از شاخص‌ترين بازيگران طنز به شمار مي‌رود، در مقام كارگردان محسوب مي‌شود.
اين مجموعه قرار بود نوروز سال 86 از شبكه اول سيما پخش شود كه بنابر نظر مديران، پخش آن به تعويق افتاد و امسال نيز از شبكه تهران پخش خواهد شد.
تحقيق و نگارش قرارگاه مسكوني را «عليرضا محمودي» انجام داده و موضوع آن درباره تعدادي سرباز در يك قرارگاه است كه براي تعطيلات ايام نوروز تصميم دارند به مرخصي بروند ولي با مشكلاتي رو به رو مي‌شوند كه اين مشكلات دست‌مايه اصلي ساخت اين مجموعه است.
در قرارگاه مسكوني كه در 14 قسمت ساخته شده، بازيگراني چون مهران غفوريان، يوسف تيموري، مهران رجبي، يوسف صيادي، علي صادقي و جواد رضويان بازي كرده‌اند.
جواد رضويان درباره پخش اين مجموعه در گفت و گو با خبرنگار حوزه راديو و تلويزيون فارس گفت: خوشحالم كه سر انجام وضعيت پخش اين مجموعه مشخص شد و مخاطبان مي توانند در نوروز آن را ببينند.
وي افزود: ما براي ساخت اين مجموعه سختي‌هاي بسياري متحمل شديم و اميدوارم بينندگان با آن ارتباط برقرار كرده و از ديدنش لذت ببرند.

**گزارش از: مريم فيروزفر

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه سی ام بهمن 1386 و ساعت 3:24 |
برگزیدگان جشنواره فیلم فجر مشخص شدند

نواندیش: برگزیدگان جشنواره فیلم فجر امسال طی مراسمی معرفی شدند.

در این مراسم فیلم "به همین سادگی" عنوان بهترین فیلم جشنواره را به خود اختصاص داد.

در مراسم اختتامیه جشنواره فجر هنیز  جایزه ویژه سینمای ایران به نگاه ملی به فیلم  فرزند خاک تعلق گرفت.

*****

فیلم "به همین سادگی" به کارگردانی سیدرضا میرکریمی عنوان بهترین فیلم جشنواره را از آن خود کرد.

همچنین عنوان بهترین کارگردانی برای فیلم "آواز گنجشک ها" به مجید مجیدی رسید.

داوران جشنواره فجرجایزه  بهترین فیلمنامه را به  سیدرضا میرکریمی و شادمهر راستین برای فیلم  "به همین سادگی" اهدا کردند.

 در ادامه جایزه بهترین بازیگرنقش اول زن به هنگامه قاضیانی برای فیلم  "به همین سادگی" و جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد به  امین حیایی برای فیلم "شب" رسید

همچنین سیمرع بلورین یک عمر دستاور فنی و هنری به علیرضا زرین‌دست اختصاص یافت.

داوران جشنواره ، جایزه بهترین فیلمبرداری را به حسین جعفریان  برای فیلم "دیوار" ، جایزه بهترین تدوین را به حسن حسندوست برای فیلم  "آواز گنجشک‌ها" و جایزه بهترین موسیقی متن را به  حسین علیزاده " برای فیلم آواز گنجشک‌ها" دادند.

در این مراسم همچنین مهتاب نصیرپور برای بازی در فیلم "فرزندخاک" جایزه بهترین بازیگر زن نقش مکمل و محسن طنابنده برای بازی در فیلم "استشهادی برای خدا" جایزه  بهترین بازیگر مرد نقش مکمل را دریافت کردند.

همچنین جایزه  بهترین صدا به ایرج شهزادی "آتش سبز"، جایزه  بهترین طراحی صحنه و لباس به ژیلا مهرجویی و شعله نواب تهرانی "آتش سبز"، جایزه بهترین جلوه‌های ویژه به حسین طلابیگی "پرچم‌های قلعه کاوه"، جایزه بهترین چهره‌پردازی به  سعید ملکان "آواز گنجشک‌ها" و جایزه  بهترین فیلم مستند کوتاه به "ترانه اندوهگین کوهستان" حامد خسروی رسید.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه سی ام بهمن 1386 و ساعت 3:19 |
كاش مي شد دستِ علي بلورچي را هم گرفت و با خود بُرد «ليو»! / یادداشتی برای جشنواره امسال و به یاد سنتوری
كاش مي شد دستِ علي بلورچي را هم گرفت و با خود بُرد «ليو»! / یادداشتی برای جشنواره امسال و به یاد سنتوری


سینمای ما - نوید غضنفری: يكي از افتخارهاي زندگي ام اين است كه جشنواره فجر پارسال (بيست و پنجم)، حضوري فقط و فقط تك سانسي در جشنواره داشتم كه براي «سنتوري» عزيز بود. آن هم نه توي سينماي مطبوعات. خدا كمك كرد و مسير درست را نشان ام داد. به سادگي و با تحمل دو سه ساعت توي صف سينما سپيده ايستادن و يقين داشتن به تماشاي «سنتوري» روي پرده، حالا آن شب توي فهرست خاطرات شخصي ام قرار گرفته و گمان نمي كنم به اين سادگي ها پاك شود.
علي بلورچي وقتي دارد براي بار نمي دانم چندم، هوايِ كدر و آلوده شهر را به سينه سوخته اش فرو مي برد، لابد مي داند كه اين روزمرگيِ خود ساخته و خود خواسته اي است كه عوض اش وجود و حضورِ او را از بينِ آن همه آدمِ يك رنگ و يك جور متمايز مي كند. اثبات و حكِ فرديتي كه حتي مي داني دست آخر به زور و ضربِ مسكن دادن و دربند كردن، ازت مي گيرندش و خب، آن موقع هم كه نگاهي به پشت سر بيندازي، مي بيني كه تاوان اش را به اندازه كافي داده اي. اين حديث نفسِ بزرگِ مهرجويي و چكيده اي است تلخ از رويكردِ جشنواره، مسؤولان و حتي تماشاگران اش، دست كم در اين دوران گذار.
«سنتوري» فيلم خوب پارسال بود كه مي خواست به شدت خودش باشد. ديديم كه بستندش و تا مي خورد مسكن به اش زدند. حالا هم با اين كه دربند است اما هنوز سرپا است و دارد به تاواني كه داده، نگاه مي كند. حالا به مضمون فيلمِ خوبِ (به زعم خيلي ها) امسال، «آواز گنجشك ها»ي مجيدي دقت كنيد. ديدِ جبرگرايانه حاكم بر كل ماجرا، نمي گذارد اين طور خيال كنيم (برخلاف عقيده خيلي از دوستان) كه براي كريم (رضا ناجي) و باقيِ كاراكترهايِ مجبورِ داستان، «غم و شادي جهان در گذر است». اين ها به حكمِ جبر الهي (آن طور كه قصه پرداز نشان مان مي دهد) و جبر اخلاقيِ مسلط بر روابط، برايشان معلوم شده كجا بخندند و كجا زار بزنند. مفهوم غم و شادي درگذرِ خيام (« اين قافله عمر عجب مي گذرد/ در ياب دمي كه با طرب مي گذرد/ ساقي غم فرداي حريفان چه خوري/ پيش آر پياله را كه شب مي گذرد») البته دامنه مصداق هاي گسترده اي دارد: از «اين گروه خشن» پكين پا يا «بوچ كسيدي و ساندانس كيد» بگير و بيا تا «گنج قارون» فردين و همين «گل يخ» كيومرث پوراحمد. حتي در «سنتوري» هم مي شود پي جوي اين مفهوم شد مثل فيلم خوب ديگر مهرجويي، «مهمان مامان». اما در «اين گروه خشن» يا «مهمان مامان» رويكرد ميني ماليستي و پرداختن به جزئيات و حواشي انقدر فراوان است كه به راحتي مفهوم غم و شادي در گذر، تحت الشعاعِ باقي قضايا قرار مي گيرد. شخصيت ها نه با رويكردِ به شدت حقنه شده اخلاقي يا معنوي، بلكه خود خواسته و خودمحور، به ريسمانِ تقديرِ محتوم شان چنگ مي زنند و نتيجه اش را هم مي بينند.
امسال، نه در جايگاه يك قطعه شاهكار، اما قابل قبول و احترام برانگيز، سيامكِ «تنها دوبار زندگي مي كنيم»، جزوِ قهرمان هاي آشنايي است كه هيچ گاه خارج از مسير خود خواسته اش نخواسته، يك دل سير بخندد يا فرياد بزند. گيرم كه اصلا موقعيتِ سيامك يك توهم تمام عيار باشد، جايي است ميان مرگ و زندگي. بالاخره كه او (حالا چه در هذيان پيش از مرگ يا واقعيتِ محض) جاده برفي و صعب العبورِ ناكجا آبادِ «ليو» (باز هم تأكيد مي كنم، هم به معناي «زيستن» و هم «ترك كردن») را براي رفتن در پيش گرفته. «ليو» سيامك چقدر به «بوليوي» بوچ شباهت دارد! شايد همان جاست! هر جا هست به گفته ناصرِ ساقي (رامين راستاد) «آرامش انساني» دارد. يقينا مثل همان كادر محوي است كه در پايان «اين گروه خشن»، استاد نشان مان مي دهد و پايك بيشاپ و دار و دسته اش، دارند يك دل سير درش با هم مي گويند و مي خندند...
...پارسال همين موقع ها بود كه خودخواسته، در جشنواره بيست و پنجم فقط و فقط «سنتوري» را ديدم. دست آخر كه علي را بستند به تخت و مسكن زدند تا فرديت اش را ازش سلب و دربندش كنند، با بغض چنگ مي انداختم به دسته صندلي هاي سينما سپيده. زار مي زدم كه چرا هانيه علي، پاي رفتن اش به جايي شبيه «ليو» نشد. علي ماند و سنتورش و خيالِ هانيه. علي سنتوري مصداقِ هنرمندِ خود ساخته ما است كه حالا بايد كفاره خود بودن و خود ماندن اش را بدهد. محبوس در جمع آن آسايشگاه رواني: «بعد از اين ديوانه سازم خويش را، آقاي دكتر». براي علي هم لابد غم و شادي جهان در گذر است، همچنان كه براي خيلي از كاراكترهاي ديگر قصه هاي مان. فقط نگران ام، نكند معنويتِ تزريقيِ بعد از اين، قهرمان هاي مان را طوري بار بياورد كه ديگر خودشان نخواهند بروند «ليو». نكند ديگر بايد انقدر بايستند تا به حكم و تقديرِ متظاهرانه الهي، يكي برشان دارد و ببردشان «ليو»؟!

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه سی ام بهمن 1386 و ساعت 3:13 |
در مراسم اهدای جوایز نمونه ممتاز ویژه نمایش در انگلیس
فیلم "دیه" به عنوان بهترین فیلم شناخته شد
تهران-خبرگزاری ایسکانیوز: فیلم "دیه" به عنوان بهترین فیلم در مراسم اهدای جوایز نمونه ممتاز ویژه نمایش در انگلیس شناخته شد.

به گزارش روز جمعه بخش انگلیسی گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران"ایسکانیوز" به نقل از خبرگزاری فرانسه؛ "دنیل دی لویز" به عنوان بهترین هنرپیشه مرد در فیلم "آنجا خون است" و "ماریان کاتیلارد" به عنوان بهترین هنرپیشه زن فرانسوی در فیلم LA VIE EN ROSEشناخته شد.
امسال جوایز هنری فیلم و تلویزیون انگلیس پس از اعتصاب نویسندگان آمریکایی که باعث کاهش گوی های طلایی شدند از اهمیت به سزایی برخوردار شد.
بر اساس این گزارش اعتصاب نویسندگان تولیدات فیلم و تلویزیون را فلج کرده و باعث لغو مراسم اهدای گوی طلایی شده است.
کارمندان هالیوود اعلام کردند که انجام یک مذاکره، اعتصاب سه ماهه نویسندگان را خاتمه می دهد و جزییات این مذاکره در این هفته اعلام خواهد شد.
منابع اعلام کردند: استودیو و انجمن نویسندگان آمریکا به بیان صحیح این توافقنامه اصرار کردند.
این توافقنامه شامل افزایش پرداخت پول به نویسندگان است.
طبق گزارش های اعلام شده ماه گذشته یک مذاکره آزمایشی با انجمن نویسندگان آمریکا مطرح شد و در این مذاکره پول بیشتری برای پرداخت انتقال اطلاعات از یک سیستم کامپیوتر مرکزی بزرگ به سیستم کامپیوتر کوچک و حمایت از انجام برنامه وعده داده شد.
بر اساس یک کنفرانس خبری هفته گذشته جوایز هنری فیلم و تلویزیون انگلیس دومین و بزرگترین جوایز فیلم پس از اسکار است./120

خبرنگار:800

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه سی ام بهمن 1386 و ساعت 3:9 |
نامه عليرضا داودنژاد درباره قاچاق سي‌دي «سنتوري»: «ملتي كه آواي خوش ندارد، به زيبايي سخن نمي‌گويد»
نامه عليرضا داودنژاد درباره قاچاق سي‌دي «سنتوري»: «ملتي كه آواي خوش ندارد، به زيبايي سخن نمي‌گويد»


سينماي ما- «داريوش مهرجويي را بسياري از ما مي‌شناسيم و مي‌دانيم كه فيلم‌سازي پيشگام و اثرگذار و تعيين‌كننده در شكل‌گيري سينماي ملي ايران بوده است. او فيلم "گاو" را در شرايطي توليد كرد كه سينماي ايران در زير تسلط كليشه‌هاي وارداتي پرپر مي‌زد و حيات زنده و جاري ما ايرانيان به‌ندرت فرصت مي‌يافت كه رد پايي بر آثار سينمايي كشور برجا بگذارد.»
عليرضا داودنژاد در ادامه‌ي يادداشتهايش پيرامون شگردشناسي دشمنان سينماي ايران، همزمان با عرضه‌ي نسخه‌ي قاچاق "سنتوري"  آورده است:« آيا سينماي ايران دشمن دارد؟ چه كسي دشمن سينماي ايران است؟ علت اين دشمني چيست؟
آن‌چه را مي‌توان دشمني با سينماي ايران خواند بيش از آن‌كه ناشي از اميال و اراده‌هاي شخصي باشد، وابسته به گرايشاتي است كه در حوزه "قدرت" به مفهوم معاصر آن قابل تعريف است. نفس قدرت امري گريزپا و معمولا به دور از دسترس عقل پژوهشگر است و آن‌چه را ما در قلمرو واقعيات‌ روزمره مي‌توانيم به معاينه دريابيم، بيشتر مربوط به نحوه موضع‌گيري در مقابل قدرت و شيوه‌هاي برخورد با آن است. مثلا در ايران رويكرد اغلب حاكمان به موضوع قدرت حاكي از گرايش آن‌ها به سلب اختيار از اراده عمومي و انحصار قدرت به صورتي متمركز در دست پادشاه بوده است؛ و اين درست برعكس آن‌چيزي است كه ما در بعد از انقلاب از امام (ره) ديديدم و آن تمايل به توزيع قدرت در بين همه آحاد ملت بود. اين امام (ره) است كه فرديت انساني را در گرو باور او به استقلال وجودي از ديگران مي‌داند و كليد اين استقلال را در عبوديت براي خداوند يكتا تعريف مي‌كند.»
اين كارگردان معتقد است: «در واقع اراده‌هاي ميليتاريستي كه از مالكيت كمپاني‌هاي اسلحه‌سازي نشأت مي‌گيرند و منافع خود را در آتش‌افروزي و سلطه‌جويي به دست مي‌آورند جهان را در انحصار تصميمات و علايق خود مي‌خواهند و "بايد" و "نبايد"‌هاي حاكم بر مناسبات انساني را بر همين پايه طراحي، تعريف و ترويج مي‌كنند. گرايش قدرت‌هاي ميليتاريستي به‌غلبه بر امر "سفارش" در توليدات فرهنگي از همين خاستگاه سرچشمه مي‌گيرد. آن‌چه "چارلي چاپلين" را در آمريكا مغضوب قدرت‌هاي انحصارطلب كرد، آزادگي اين هنرمند و گرايش او به احترام براي بني‌ نوع بشر بود. چنان‌كه "براندو" نيز در هاليوود مغضوب واقع شد، چراكه از تنوع فرهنگي دفاع مي‌كرد و ضمن مخالفت با براندازي فرهنگ‌هاي بومي با كليشه‌هاي جعلي ميليتاريستي در معارضه و كشمكش بود.»
داودنژاد نوشته است: «براي پي‌بردن به راز تولد و مرگ سينماهاي ملي در همه‌جاي جهان مي‌توان از همين زاويه به ماجرا نگريست. آن‌چه سينما مي‌تواند در حوزه‌هاي فرهنگي انجام دهد و با اغراض جهان سلطه در تعارض است، راه‌دادن به حيات واقعي تاريخي ملت‌ها در قلمرو توليد كالاهاي فرهنگي است.
ملتي كه بتواند آدم‌ها، روابط، برخوردها، حوادث و جريانات بومي خود را به طرزي زنده در آثار ديداري شنيداري بازسازي و ثبت نمايد و نظام ارزشي خود را نه فقط در قالب‌هاي نظري و فلسفي بلكه به‌صورت عمل زنده فردي و اجتماعي ارايه نمايد، در واقع گرماي حيات انساني را ضمانت تأثيرگذاري و بقاء و دوام فرهنگي خود قرار مي‌دهد و به اين ترتيب بديهي است كه دشمني سلطه‌جويان را برمي‌انگيزد و محكوم به مبارزه‌اي تمام‌عيار و همه‌جانبه و هميشگي با توطئه‌هاي آشكار و پنهان سلطه‌گران و سلطه‌مداران مي‌شود. اگر كساني هستند كه اين‌گونه توطئه‌ها را درنمي‌يابند بهتر است نگاهي به تاريخ بيندازند و به عيان مشاهده كنند كه چگونه سينماهاي بومي و ملي در شمال آفريقا و كشورهاي خاورميانه تا تركيه و ايران پامي‌گيرد و به محض رونق و تلألو توسط حكومت‌ها و مديريت‌هاي وابسته به مسير ركود و ورشكستگي و انقراض كشانده مي‌شود.»
داودنژاد آورده است: «گرايش به تمركز و انحصار در قدرت هيچ‌ پايگاه مستقلي را در قلمرو توليد فرهنگي تاب نمي‌آورد. مگر آن‌كه آن را با لطائف‌الحيل به انفعال و تقليد بكشاند و از اين طريق محصولات آن را خنثي، بي‌اثر و محروم از مخاطب كند.
واداركردن دولت‌ها، جناحات و مديريت‌هاي وابسته به ورشكست‌كردن توليد فرهنگي داخلي و راه بازكردن براي محصولات وارداتي چاره ناگزيري است كه جهان سلطه پيشاروي خود مي‌يابد و براي دسترسي به آن از هيچ‌گونه تلاش، سرمايه‌گذاري، بي‌رحمي و توطئه فروگذاري نمي‌نمايد.»
داودنژاد بيان كرد: «خانه‌نشين‌كردن‌ نيروهاي خوش‌قريحه و متخصص و خلاق، جدايي‌انداختن بين زندگي بومي و فيلم داخلي، سخت‌كردن امر توليد فيلم، كاهش پشتيباني رسانه‌اي و تبليغاتي، عقب‌ نگاه‌داشتن سخت‌افزاري، واگذار كردن بازارهاي ويدئويي و تلويزيوني و ماهواره‌اي به آثار خارجي و بالاخره غلبه‌بخشيدن به سلطه فيلم‌هاي خارجي در تالارهاي نمايش داخلي روندي قابل شناسايي است كه براي به زمين ‌زدن هنر و سينما در هر كشور مبتكر و خلاقي توسط سلطه‌جويان طراحي و اعمال شده و مي‌شود.»
اين كارگردان معتقد است: «ملتي كه آواي خوش ندارد، به زيبايي سخن نمي‌گويد، روياهاي شيرين و دست‌يافتني نمي‌آفريند، نور و سايه روشن و رنگ نمي‌فهمد، طراحي و معماري نمي‌شناسد و بالاخره از ايجاد تنوع در آيين‌هاي اجتماعي عاجز است، به فقر هنري و فرهنگي مبتلا مي‌شود و چاره‌اي جز انفعال و تقليد و تسليم در مقابل سلطه‌جويان پيدا نمي‌كند.
به اين ترتيب ما مي‌توانيم عملكرد افراد، گروه‌ها و مديريت‌ها را در شيوه برخورد آن‌ها با توليد كالاهاي فرهنگي داخلي ارزيابي كنيم و عواقب و آثار اين عملكردها را در ارتباط با منافع و مصالح ملي بسنجيم و دربيابيم.»
كارگردان مصائب شيرين نوشته است: «آيا جرياناتي كه فيلم‌سازان نخبه ما را نشانه مي‌گيرند و بي‌اعتنا به شخصيت، عواطف و عمر محدود آن‌ها براي خدمت به سرزمين خويش هرگونه ضربه‌اي را نثار روح و روان و داشته‌هاي آ‌ن‌ها مي‌نمايند، در جرگه دشمنان هنر و فرهنگ اين سرزمين تعريف نمي‌شوند و دانسته و نادانسته آب به آسياب قدرت‌هاي سلطه‌جو نمي‌ريزند و در جهت براندازي فرهنگي اين مملكت گام برنمي‌دارند؟ داريوش مهرجويي را بسياري از ما مي‌شناسيم و مي‌دانيم كه فيلم‌سازي پيشگام و اثرگذار و تعيين‌كننده در شكل‌گيري سينماي ملي ايران بوده است. او فيلم "گاو" را در شرايطي توليد كرد كه سينماي ايران در زير تسلط كليشه‌هاي وارداتي پرپر مي‌زد و حيات زنده و جاري ما ايرانيان به ندرت فرصت مي‌يافت كه رد پايي بر آثار سينمايي كشور برجا بگذارد.
"هالو"، "دايره مينا"، "اجاره‌نشين‌ها"، "هامون"، "پري"، "سارا"، "ليلا"، "مهمان مامان" نمونه‌هايي ديگر از آثار اين فيلم‌ساز يگانه سينماي ايران است كه هر كدام خشتي ماندگار از بناي انكارناپذير سينماي ملي ما را ساخته و برجا گذاشته است.»
كارگردان "نياز" افزود: «ما اكنون مي‌شنويم كه داريوش مهرجويي، بعد از ناكام ‌ماندن از نمايش آخرين فيلم خود در سالن‌هاي سينماي كشور امروز بايد شاهد باشد كه دار و دسته‌هاي تبهكار و جاني همان فيلم را به تاراج مي‌برند و با انتشار ويديويي قاچاق آن مي‌روند كه به بهره‌برداري‌هاي ميلياردتوماني دست پيدا كنند و به دست خالي مهرجويي و ديگراني كه براي تهيه اين فيلم از جان و مال مايه گذاشتند، بخندند.»
داودنژاد آورده است: «شنيدن اين خبر چه احساسي را در شما برمي‌انگيزد و چه انديشه‌اي را از ذهنتان عبور مي‌دهد؟
آيا نحوه برخورد هريك از ما با چنين ماجراهايي نمي‌تواند پرده از نيت‌مان نسبت به مصالح و منافع ملي كشورمان بردارد؟ ضربه ‌زدن به يك هنرمند بي‌بديل و يك استاد كم‌نظير در حوزه فرهنگ ايران زمين چه كساني را غمگين و چگونه افرادي را شاد مي‌كند؟ آيا امكان دفاع جدي و مستمر از سينماي ايران وجود ندارد؟ ما براي بازگرداندن ده‌ها ميليون مخاطب به تاراج رفته توسط فيلم‌هاي ويديويي و ماهواره‌يي خارجي به بازار محصولات داخلي چه راه‌ و رسمي را در پيش گرفته‌ايم؟ آيا در جهان امروز اسلامي‌تر از سينماي ايران سينمايي وجود دارد؟!»


+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه سی ام بهمن 1386 و ساعت 2:59 |
جعفري‌جلوه جايزه جشنواره برلين را به رضا ناجي و مجيد مجيدي تبريك گفت
جعفري‌جلوه جايزه جشنواره برلين را به رضا ناجي و مجيد مجيدي تبريك گفت


سينماي ما- محمدرضا جعفري‌جلوه  پس از كسب جايزه خرس نقره‌اي برلين توسط رضا ناجي بازيگر فيلم «آواز گنجشك‌ها»‌ در جشنواره برلين، اظهار داشت: آنچه از حضور آقاي مجيدي و فيلم ارزشمند «آواز گنجشك‌ها» در جشنواره برلين حاصل شده است، در راستاي روايت صميمانه، نگاه نجيب، عدالت‌خواه و مؤمنانه فيلمساز توانايي است كه در خلق شخصيت، تبلور منش و خصال ايراني اسلامي همواره موفق بوده و به واقع يكي از نشانه‌هاي سينماي ملي در كشور ما است.
وي افزود: در طي دو‌دهه‌اي كه اين هنرمند آثار ارزشمندي را به سينماي ايران و جهان ارائه كرده، رويكرد به اين نوع سينما در آثارش مشهود است و در نتيجه توفيق او، توفيق سينماي ملي است و در واقع، توفيق همان نگاه صميمي و صادقانه‌اي است كه او به انسان، جهان و مسائل بشري داشته است. اين نگاه، نگاهي طبيبانه به رنج‌هاي بشر بوده و نگاهي اميد آفرين و موحدانه‌ به قصد درمان چنين رنج‌هايي است.
جعفري جلوه اظهار داشت: بايد اين توفيق را به رضا ناجي بازيگر صميمي اين فيلم و كارگردان توانايش مجيد مجيدي و سينماي ايران تبريك گفت. در واقع جهان از سينماي ايران، سينمايي لطيف با نشانه‌هايي مختص يك جامعه شرقي و ايراني و در واقع موحد و اسلامي را انتظار دارد. وقتي يك اثر سينمايي بتواند اين ويژ‌گي‌ها را نمايندگي كند، بر چشم مخاطب جهاني مي‌نشيند و سينماي ايران را به صدر مي‌كشاند.
وي ادامه داد: ‌ارائه و عرضه چنين آثاري يا به تعبيري روايت‌ صادقانه منش، كنش و واكنش انسان ايراني اسلامي و روايت قصه‌هاي ناب و لطيف و خانواده‌گرا، عفيف و شريف ايراني، مي‌تواند حضور اين سينما را در عرصه‌هاي مختلف جشنواره‌اي و همينطور در تعامل با مخاطب عمومي در سطح جهان، تبديل به حضوري موثر، موفق و تابناك كند.
معاون امور سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي اظهار داشت: راه صعود به جايگاه رفيع در سينماي جهان براي سينماي ايران ، دستيابي به سينمايي هويت گرا ، واقع نگر و اميد آفرين و روايتگر فرهنگ و هويت پهلواني دانست، يعني در يك كلمه نماد واقعي سينماي ملي ، كه تعيين كننده توفيق اين سينما هم در تعامل با مخاطب ملي و هم در تعامل با مخاطب جهاني خواهد بود.


+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه سی ام بهمن 1386 و ساعت 2:58 |
وزارت اطلاعات تكثير غيرقانوني «سنتوري» را پي‌گيري مي‌كند
وزارت اطلاعات تكثير غيرقانوني «سنتوري» را پي‌گيري مي‌كند


سينماي ما- به گفته دبير «ستاد مبارزه با تكثير و توزيع غير مجاز محصولات سينمايي»، مكاتباتي با دادستاني، نيروي انتظامي و وزارت اطلاعات براي پيگيري موضوع تكثير غير مجاز فيلم«سنتوري» انجام شده است. ابراهيم داروغه‌زاده‌ گفت: در راستاي فعاليت‌هاي بسيار خوبي كه درنيروي انتظامي، قوه قضائيه و اتحاديه تهيه كنندگان در يكسال گذشته و در تعامل با معاونت امور سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي براي مبارزه با سرقت فيلم هاي سينماي ايران داشته‌اند، برخورد با عوامل تكثير و توزيع غير مجاز فيلم سينمايي «سنتوري» را در جهت احقاق حقوق مادي و معنوي تهيه‌كنندگان و كارگردان محترم فيلم مذكور از يكسو و مديريت سينماي كشور و كليت سينماي ايران از سوي ديگر، با شدت و حدت تمام از طرف ستاد مبارزه با تكثير و توزيع غير مجاز محصولات سينمايي ادامه خواهيم داد.
دبير ستاد مبارزه با تكثير و توزيع غير مجاز محصولات سينمايي و سمعي و بصري ادامه داد: با فعاليت اين ستاد در معاونت امور سينمايي و سمعي و بصري در يك سال گذشته امنيت خاطر قابل قبولي براي اهالي خوب و صبور سينماي ايران ايجاد شده بود كه متأسفانه با توزيع غير مجاز فيلم «سنتوري» كه از طريق يك فعاليت اينترنتي خارج از كشور انجام شده بود، اين فضاي امن بار ديگر از سوي دشمنان سينماي ايران تهديد شده است و وزارت فرهنگ وارشاد اسلامي، نيروي انتظامي و قوه قضائيه وظيفه خود مي‌دانند كه با عوامل اين حركت ناشايست ضدفرهنگي تا احقاق حقوق همه خسارت‌ديدگان اعم از تهيه كنندگان و عوامل فيلم و همچنين مديريت سينماي كشور، مردم و مهم‌تر از همه، حريم فرهنگي كشور، برخورد قاطع نمايند.
وي تصريح كرد: در همين راستا مكاتباتي از طرف دبيرخانه ستاد با دادستاني و نيروي انتظامي و وزارت اطلاعات انجام شده است كه موضوع از طرف اين عزيزان در حال پيگيري است.
داروغه‌زاده افزود: خوشبختانه با هوشياري و عنايت همكاران در پليس امنيت نيروي انتظامي و اتحاديه تهيه كنندگان تاكنون توانسته‌ايم از تكثير و توزيع گسترده اين فيلم در سطح كشور تا ميزان زيادي جلوگيري نمائيم.
وي در پايان به فارس گفت: اميدواريم با كمك و همياري تمامي دست‌اندركاران و همچنين اصحاب رسانه و مطبوعات و اهالي خوب سينما، اين مشكل با حداقل خسارت اقتصادي، سياسي و فرهنگي به شكل قابل قبولي حل و فصل شود.



+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه سی ام بهمن 1386 و ساعت 2:55 |

فيلم «جهنده» در صدر گيشه هاليوود

خبرگزاري فارس: فيلم تخيلي «جهنده» با 27 ميليون و 200 هزار دلار فروش طي تعطيلات آخر هفته در صدر گيشه هاليوود قرار گرفت.

به گزارش خبرگزارش خبرگزاري فارس به نقل از خبرگزاري رويترز، در حاليكه سينماهاي آمريكا در اين فصل از سال فيلم‌هاي متنوعي از ژانر كودكان، اكشن، خانوادگي و علمي تخيلي را به نمايش درآورده‌اند، فيلم فانتزي «جهنده» با 27 ميليون و 200 هزار دلار فروش طي سه روز گذشته (تعطيلات آخر هفته) در صدر گيشه هاليوود قرار گرفته است.
اين فيلم با بازي «هايدن كريستين» و «ساموئل ال.جكسون»، داستان مردي است كه قدرت آن را دارد كه در يك چشم بهم زدن، خود را به هر نقطه‌اي از كره خاكي كه اراده كند برساند.
به گزارش رويترز، فيلم «جهنده» كه محصول كمپاني «فوكس قرن بيستم» است از سه‌شنبه هفته گذشته به طور گسترده در سينماهاي آمريكا به نمايش درآمده و طي اين مدت توانسته بيش از 33 ميليون و 900 هزار دلار فروش كند.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه سی ام بهمن 1386 و ساعت 2:49 |
رضا ناجي برنده جايزه بازيگري جشنواره برلين: «سوپر استارهاي بزرگ دنيا را كنار زدم»
رضا ناجي برنده جايزه بازيگري جشنواره برلين: «سوپر استارهاي بزرگ دنيا را كنار زدم»


سينماي ما- رضا ناجي گفت: رقيب‌هاي من در جشنواره "برلين"، عالي‌ترين سوپراستارهاي دنيا بودند و خوشحالم كه توانستم آن‌ها را كنار بزنم و نام ايران را مطرح بكنم. اين بازيگر كه موفق به دريافت جايزه خرس نقره‌يي جشنواره فيلم برلين براي "آواز گنجشكها" شده است،  اظهار داشت: از ابتداي حضورمان در برلين خيلي‌ها اين شانس را به من داده بودند و خود من هم بعد از ديدن فيلم‌هاي ديگر احتمال مي‌دادم به عنوان بهترين بازيگر شناخته شوم. وي افزود: مردم برخورد بسيار خوبي با من داشتند و به شدت ابراز احساسات مي‌كردند و اين جايزه انعكاس زيادي در بين مردم و رسانه‌ها داشته است. ناجي با قدرداني از مجيد مجيدي كارگردان اين فيلم گفت: مجيدي كارگرداني بود كه من را كشف كرد و به من ميدان داد و حالا هم از اينكه به اين موفقيت رسيدم بسيار خوشحال هستم. اين بازيگر كه به همراه مجيدي در برلين به سر مي‌برد، بامداد سه شنبه وارد تهران خواهد شد. ناجي در فيلم "آواز گنجشك‌ها" در نقش يك كارگر مزرعه پرورش شترمرغ ايفاي نقش كرده است. اين بازيگر كه با "بچه‌هاي آسمان" مجيد مجيدي وارد عرصه‌ي سينما شد، در سالهاي اخير در فيلم‌هايي چون "باران"، "او"، "سرگيجه"، "باد در علفزار مي‌پيچيد" و... به ايفا نقش پرداخته است.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه سی ام بهمن 1386 و ساعت 2:47 |
ويژه/ هشدار به دختران و علاقمندان به بازيگري
اخيرا فردي با تاسيس يك موسسه فاقد مجوز، چندين زن و دختر را اغفال و مورد اذيت و آزار قرار داده است،
به گزارش خبرنگار «جهان»، ‌فردي 26 ساله كه با معرفي خود به عنوان توليد كننده فيلم‌ها و سريال‌هاي تلويزيوني چندين زن و دختر را اغفال و مورد اذيت و آزار قرار داده بود، بازداشت شد .

اين شخص با پخش تراكت‌هاي تبليغي در مناطق مختلف تهران و انتشار آگهي مطبوعاتي اقدام به فريب مخاطبان خود مي كرد .

فرد مذكور با راه اندازي يك موسسه سينمايي طي 5 سال گذشته به اغفال زنان و دختران پرداخته است .
 
اين موسسه فاقد مجوز و به صورت غير قانوني راه اندازي شده بود، اما آگهي فعاليت آن در نشريات منشر شده است.
 
اين موسسه طي 5 سال گذشته به رغم نداشتن مجوزهاي لازم، اقدام به انتشار آگهي مطبوعاتي كرده است .
 
نظارت و كنترل مستمر بر فعاليت آموزشگاه‌هاي مختلف هنري – علمي، زمينه ارتكاب اين گونه جرايم را كاهش مي‌دهد.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه سی ام بهمن 1386 و ساعت 2:45 |
سيندرلا 58 ساله شد

خبرگزاري آريا- شخصيت معروف و محبوب کارتوني سيندرلا ، پنجاه و هشت ساله شد.

به گزارش سرويس هنري خبرگزاري آريا به نقل از  شبکه تلويزيوني فاکس نيوز ، پنجاه و هشت سال پيش در چنين روزي ، در سال هزار و نهصد و پنجاه ميلادي شرکت والت ديزني شخصيت کارتوني سيندرلا را به جهانيان معرفي کرد.

سيندرلا داستان دختر جواني است که نامادري و خواهرهاي ناتني اش وي را مجبور به کارهاي سخت در خانه مي کنند ولي دوستانش که البته حيوانات هستند به وي کمک مي کنند تا با حضور در يک مهماني رابطه اي عاطفي با يک شاهزاده بوجود آورد.

 

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه سی ام بهمن 1386 و ساعت 2:42 |
مرگ بازيگر فيلمهاي کمدي سينماي هند

خبرگزاري آريا- راجيندرا نات بازيگر مشهور قديمي فيلم هاي کمدي هند در سن 76 سالگي در بمبئي از دنيا رفت.

 

به گزارش سرويس هنري خبرگزاري آريا به نقل از شبکه دي دي آي اين هنرپيشه سالهاي دور باليوود پس از يک دوره طولاني بيماري تنفسي درگذشت.

 

راجيندرا نات در سال 1893 با بازي در فيلم هندي "واچان" پا به عرصه سينما گذاشت.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه سی ام بهمن 1386 و ساعت 2:39 |
آخرين وضعيت جسماني جمشيد مشايخي
جمشيد مشايخي گفت: وضعيت‌ كسالتم بسيار بهتر شده است و در آخرين مراجعه‌اي كه به دكتر معالجم داشتم، از روند بهبودي‌ام ابراز رضايت كرده است.
به گزارش«جهان» اين بازيگر در گفت‌وگويي در تاريخ ۲۳/۱۱/۸۶با خبرنگار ايسنا اظهار داشت: چند روزي است كه پرستاري هم كه در منزل مراقبم بود، رفته و ديگر به مراقبت ويژه نيازي ندارم.

وي با تقدير از ايماني خوشخو معاون هنري وزارت ارشاد گفت: چند روز پيش به عيادت من ‌آمدند و قرار شد در مراسم اختتاميه جشنواره تئاتر حضور داشته باشم و بچه‌هاي تئاتري طي اين روزها به من ابراز محبت داشتند.

مشايخي با گلايه از اهالي سينمايي‌ اظهار داشت: متاسفانه طي برپايي جشنواره فيلم فجر هيچ تماسي با من گرفته نشد و سينمايي‌ها با من كاري نداشتند.

گفتني است: ماه گذشته اين بازيگر سينما و تئاتر ايران به‌علت انسداد روده تحت عمل جراحي قرار گرفت و پس از چند روز از بيمارستان مرخص شد.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه سی ام بهمن 1386 و ساعت 2:36 |
درخشش سه گوهر ایرانی در لندن
دکتر علیرضا مخبر دزفولی
فکر نمیکنم لازم باشد برای خوانندگان فرهیخته نوشته های ناچیزم تأکید کنم که این اوّلین بار است که از حوزه فرهنگ و سیاست خارج شده ام و میخواهم در مورد سه هنرمند بزرگ سینما و تلویزیون چیزی بنویسم . گو اینکه هنر بخشی از فرهنگ و قوام بخش و نمایانگر آن است.نمیدانم خبر دار شدید یا نه؟ بمناسبت دهه فجر به همّت رایزنی فرهنگی سفارت ایران در بریتانیا هفته فرهنگی بنام "نگاهی به هنر سینما در ایران" در قلب اروپا و در شهر لندن برگزار گردید که علیرغم کارشکنی های متعدد مدعیان آزادی و دموکراسی در شکوه کامل ،هنر اصیل و فاخر ایرانی را به رخ غرب کشید وخوشبختانه مورد استقبال کم نظیر ایرانیان و غیر ایرانیان علاقمند به هنر ناب پارسی قرار گرفت.

سه هنرمند بزرگ سینمای ایران ،علی نصیریان ،گلشیفته فراهانی و حسین یاری میهمانان این هفته فرهنگی بودند.دو برنامه از پنج برنامه اجرا شده دربریتانیا،در دانشگاه کمبریج( کهنترین دانشگاه انگلستان که سال آینده هشتصدمین سالروز تأسیس آن خواهد بود) برگزار شد که فضای حاکم بر این جلسات که با حضور فرهیخته ترین اساتید و دانشجویان ایرانی و غیر ایرانی آذین بسته شده بود بسیار صمیمانه و صریح بود.سئوالات حاضرین در نهایت صراحت طرح می شد و پاسخ های هنرمندان بزرگ ایرانی نیز بسیار روشنگرانه و صادقانه بود.اما آنچه باعث شد من این متن را بنویسم نه استقبال عمومی از این برنامه ها بود ونه ارائه گزارشی از این مراسم ها .حقیر بدلیل همراهی و همگامی با این سه هنرمند بزرگ درطی یکهفته ای که در لندن حضور داشتند ارزش هائی را در هرکدام از آنها یافتم که صادقانه می گویم گمان نمی کردم تا بدین حد ّ واجد آنها باشند.

من استاد علی نصیریان ، چهره ماندگار هنر ایران در عرصه های گوناگون هنر نمایش را یک انسان کامل در نهایت پاکیزگی روح و فکر و در اوج دلبستگی به ایران اسلامی یافتم.در کلام او عشق صادقانه به وطن و آب و خاک و تقِیّد عملی به ارزشها و آموزه های دینی موج میزد همچنانکه کمتر کسی را تا بدین حد متین و باوقار یافته ام. در جریان نمایش فیلم ارزشمند "بوی پیراهن یوسف" در لحظه ای که مادر آزاده ای تازه ازبند رسته، فرزند خود را در میان کدورت غبار ناشی از حرکت اتوبوس های حامل آزادگان در آغوش گرفت در تاریکی سالن محل نمایش فیلم، به چشمهای او نگاه کردم ، ساغر چشمان نافذش لبریز از اشک بود.او صادقانه خوبی های غرب را هم تکذیب نکرد و گفت که چند سالی به آمریکا رفته وحتی گروه تئاتری هم در آنجا تشکیل داده و مدّتی هم کار کرده ولی نتوانسته( با اینکه از نظر عاطفی هم فرزندان او در کنارش بوده اند) دوام بیاورد.می گفت آنجا (آمریکا) همه امکانات برایم فراهم بود ولی وطن من نبود.من هر چه تلاش کردم دیدم هیچ تعلّقی به آن ندارم.من با درختان شمال ایران با صدای دلنشین خزر و ماسه ها و رمل ها و شن های کویر دلم پیوند خورده است.دیدم باید برای ملّت خودم کار کنم و هنرم را به پای آنها بریزم.این حرفهای استاد برای ایرانیان در غربت بسیار پر جاذبه و تأثیر گذار بود.

حسین یاری بازیگری که بنظر من شاهکارهای بازیگری اش در فیلم سینمائی" نغمه "و سریال" شب دهم" و نیز سریال ارزشمند و غنی "ملّا صدر"بود جوانی است بسیار شوخ طبع و شیرین و بسیار افتاده .انسان از مصاحبت او سیر نمی شود.در تمام مدّت حضور، علیرغم جّوی که بر بخشی از فضای هنری ما در ایران ، متأسّفانه حاکم است در نهایت استحکام تقیّد خود به آداب اسلامی را به نمایش گذاشت.در دانشگاه کمبریج وقتی به طبقه بالای دانشکده ای که درآن فیلم "بوی پیراهن یوسف" به نمایش درآمده بود رفتم او را دیدم که در گوشه ای از تالار نماز میخواند.در دفاع از دستاوردهای انقلاب خصوصا در عرصه هنرسینما، کاملا مصمّم و بی ملاحظه بود و اینهمه به هنر و مهارت بازیگری او جذّابیت بیشتری بخشیده بود.

گلشیفته فراهانی ستاره جوان و درخشان سینما ی ایران که نمی دانم چرا انگار جشنواره فجر با او سر ناسازگاری دارد( و گوئی کسانی سوگند خورده اند که هنر او را نادیده بگیرند) د ر صورت و سیرت خانمی است آراسته به همه صفاتی که در داستانها و افسانه ها در خصوص یک دختر شرقی آورده اند.مهربان ،صادق ،فروتن و مثل آب چشمه زلال و پاک. باور کنید ایرانیها وقتی رفتار های او را میدیدند که با چه گرمی و محبّتی ساعتها با همه ایرانیان مشتاق عکس می انداخت و یادگاری می نوشت و برای دلخوشی کودکی، دوزانو روی زمین می نشست و برای او نقاشی یادگاری می کشید به صفای او غبطه میخوردند.سادگی و صفای این هنر مند محبوب ،حیرت انگیز و بنظر من برای جوانان هم روزگار و هم نسل او یک درس بود.این سه دُرّ درخشان صدف پر گوهر هنر ایران تنها جلوه هائی از ارزش هائی هستند که ملّت شرافتمند ایران در طول تاریخ حامل و منادی آنها بوده است. یقین داشته باشید که آینده ایران عزیز با وجود پیوستگی مبارک نسل های پاک انقلاب درخشانتر از گذشته خواهد بود.جا دارد که مروّجان و مبلّغان ایران اسلامی در برنامه های فرهنگی خود خصوصا در کشورهای اروپائی برگزاری چنین جلسات سودمند و بسیار تأثیر گذاری را پیش بینی کنند.پیام های انقلاب با زبان هنر رساتر به گوش جهان خواهد رسید.یاد استاد خط نستعلیقم سیّد محمود سیادت بخیر چقدر این جمله پر مغز رهبرخردمند انقلاب را زیبا بر کتیبه ای دیدنی نگاشته بود که:"هیچ تفکّری تا زمانیکه با هنر درنیامیزد در تاریخ ثبت نمی شود." یاعلی (ص)
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه سی ام بهمن 1386 و ساعت 2:31 |

خرس نقره اي به بازيگر «آواز گنجشک ها» رسيد

خبرگزاري آريا- رضا ناجي ، بازيگر فيلم آواز گنجشک‌ها خرس نقره‌اي بهترين بازيگر جشنواره بين ‌المللي فيلم برلين را از آن خود کرد .

 به گزارش سرويس هنري خبرگزاري آريا،  در مراسم پاياني پنجاه و هشتمين جشنواره فيلم برلين هيئت داوران اين جشنواره به اتفاق آرا ، رضا ناجي را به عنوان بهترين بازيگر جشنواره انتخاب کردند .

ناجي در آخرين ساخته مجيد مجيدي نقش کريم کارگر مزرعه پرورش شترمرغ را ايفا مي کند که در حاشيه شهر و خانه کوچک خود زندگي خوبي دارد ولي حوادثي در مزرعه منجر به اخراج وي مي شود .

وي براي پيدا کردن کار به شهر مي آيد و در آنجا اتفاقاتي ، زندگي اش را دستخوش تغيير مي کند .

سالي هاوکينز هنرپيشه انگليسي نيز در اين مراسم براي بازي در فيلم "خوشبخت خوش شانس" ساخته مايک لي ويدور جايزه بهترين بازيگر زن را از آن خود کرد .

در مراسم پاياني جشنواره بين المللي فيلم برلين ، جايزه خرس طلايي بهترين فيلم به يگان ويژه ساخته خوزه پادلياي برزيلي رسيد و فيلم خوني ريخته مي‌شود ساخته پاول تامس اندرسن خرس نقره‌اي اين جشنواره را به دست آورد.

هيئت داوران جايزه ويژه خود را به ايرول موريس مستند ساز آمريکايي براي فيلم اقدام عادي که به بررسي حوادث زندان ابوغريب مي پردازد ، اهدا کرد .

در بخش فيلم نامه نويسي جايزه خرس نقره اي به وانگ شياوشواي براي نگارش فيلمنامه به عشق اعتماد داريم رسيد و فيلم بودا از شرم فروريخت محصول مشترک ايران وفرانسه نيز برنده بيست و سومين جايزه صلح شد .

در پنجاه وهشتمين جشنواره بين المللي فيلم برلين فيلم هاي آواز گنجشک ها اثر مجيد مجيدي و سه زن ساخته منيژه حکمت از سينماي ايران حضور داشتند .

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه سی ام بهمن 1386 و ساعت 2:23 |
گروه فرهنگي / حوزه سينما

12:41 - 29/11/86

شماره:8611290091

 

فيلم «جهنده» در صدر گيشه هاليوود

خبرگزاري فارس: فيلم تخيلي «جهنده» با 27 ميليون و 200 هزار دلار فروش طي تعطيلات آخر هفته در صدر گيشه هاليوود قرار گرفت.

به گزارش خبرگزارش خبرگزاري فارس به نقل از خبرگزاري رويترز، در حاليكه سينماهاي آمريكا در اين فصل از سال فيلم‌هاي متنوعي از ژانر كودكان، اكشن، خانوادگي و علمي تخيلي را به نمايش درآورده‌اند، فيلم فانتزي «جهنده» با 27 ميليون و 200 هزار دلار فروش طي سه روز گذشته (تعطيلات آخر هفته) در صدر گيشه هاليوود قرار گرفته است.
اين فيلم با بازي «هايدن كريستين» و «ساموئل ال.جكسون»، داستان مردي است كه قدرت آن را دارد كه در يك چشم بهم زدن، خود را به هر نقطه‌اي از كره خاكي كه اراده كند برساند.
به گزارش رويترز، فيلم «جهنده» كه محصول كمپاني «فوكس قرن بيستم» است از سه‌شنبه هفته گذشته به طور گسترده در سينماهاي آمريكا به نمايش درآمده و طي اين مدت توانسته بيش از 33 ميليون و 900 هزار دلار فروش كند.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه سی ام بهمن 1386 و ساعت 2:13 |
آواز گنجشکها، رقص شترمرغ ها و رنگ خدا
آواز گنجشکها، رقص شترمرغ ها و رنگ خدا


سینمای ما - خسرو خسروپرویز: همه چیز طبیعت خوب و قشنگ است .در فیلمهای مجیدی قرار است فقر و فلاکت و هر سختی وسیاهی در دل همین طبیعت زیبا جلوه داده شود.تجلیل از فقر و عقب ماندگی به کمک طبعت بکر و گنجشک بی مادر و ماهی حوض و شتر مرغ.مگر تفکر بچه های آسمانی نبود که سوم شدن را بر اول شدن ترجیح می داد.اینکه اگر در بسیاری موارد عقب مانده ایم و جهان سومی چقدر زیباست و طبیعت و ماهی های سرخ هم بر این وضعیت بوسه می زنند. کریم (رضا ناجی)قربان صدقه شترمرغ ها می رود و به آنها غذا می دهد.باد گندمزارهای زیبای روستا را نوازش می کند و بچه ها بازی می کنند تا اینکه شتر مرغ عارفی از حصار تنگ و ناعادلانه نظام سرمایه داری فرارمی کند.شبها به طور مخفیانه پشت در منازل اهالی فقیر وتحت استعمار روستا می رود وتخم می کند.اما این روستایی ساده دل که دست برقضا باید برای دخترش سمعک جدید هم بخرد از این حکمت شترمرغی چیزی دستگیرش نمی شود.نمی فهمد که این شتر مرغ برای کمک به مردم روستا فقط چند روزی رفته و پس از انجام مسئولیتش باز می گردد. به شترمرغ فحش می دهد که خیلی بی معرفتی و نمک نشناس.از کار اخراج می شود و سوار بر موتورش در تهران عاری از معنویت و محبت می چرخد و مسافرکشی می کند.ضایعاتی که هر بار از شهر با خودش به منزل آورده ناگهان چون آواری بر سرش می ریزد. اینکه ضایعات شهرها و تبعات مدرن شدن آواری است بر روستاییان.روستاییانی که می توانند آب انبارها وریشه های قدیمی خودشان را راه بیندازند و گنجشکها آواز بخوانند و شترمرغ ها برقصند.
کاش حداقل این تفکر جاری در فیلم در اعمال خود مجید مجیدی هم دیده می شد.این روزها جشنواره برلین به موازات جشنواره فجر در جریان است و آواز گنجشکها در هر دو حضور دارد.مقایسه این دو جشنواره همانند مقایسه شهر و روستای آوازگنجشک ها است.بعد از نمایش فیلم اعلام شد که به دلیل اقامت مجیدی در برلین جلسه پرسش و پاسخ برگذار نمی شود.کاش اولین تاثیر را خود مجیدی از فیلمش می گرفت و سعی می کرد در روستای خودش بماند و از عقب ماندگیهای آن لذت ببرد.


منبع خبر : سینمای ما
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386 و ساعت 1:38 |
فهرست نامزدهاي دريافت سيمرغ

نامزدهاي دريافت سيمرغ بخش سوداي سيمرغ، مسابقه سينماي ايران در بيست و ششمين جشنواره بين المللي فيلم فجر اعلام شد.

نامزدهاي جايزه ويژه نگاه ملي؛آتش سبز، آواز گنجشک ها، به همين سادگي، فرزند خاک و هامون و دريا

نامزدهاي بهترين فيلم؛آواز گنجشک ها به تهيه کنندگي «مجيدي مجيدي»، باد در علفزار مي پيچد به تهيه کنندگي «فتح الله جعفري جوزاني» و به همين سادگي به تهيه کنندگي «سيدرضا ميرکريمي»

نامزدهاي بهترين کارگرداني؛محمدعلي طالبي براي کارگرداني فيلم «ديوار»، مجيد مجيدي براي کارگرداني فيلم «آواز گنجشک ها»، خسرو معصومي براي کارگرداني فيلم «باد در علفزار مي پيچد» و سيدرضا ميرکريمي براي کارگرداني فيلم «به همين سادگي»

نامزدهاي بهترين فيلمنامه؛ عليرضا اميني و محسن تنابنده براي فيلمنامه «استشهادي براي خدا»، غلامرضا رمضاني براي فيلمنامه «سبز کوچک»، مجيد مجيدي و مهران کاشاني براي فيلمنامه «آواز گنجشک ها»، خسرو معصومي براي فيلمنامه «باد در علفزار مي پيچد» و سيدرضا ميرکريمي و شادمهر راستين براي فيلمنامه «به همين سادگي»

نامزدهاي بهترين بازيگر نقش اول زن؛الناز شاکردوست براي فيلم «باد در علفزار مي پيچد»، گلشيفته فراهاني براي فيلم هاي «ديوار» و «هميشه پاي يک زن در ميان است» و هنگامه قاضياني براي فيلم «به همين سادگي»

نامزدهاي بهترين بازيگر نقش اول مرد؛شهاب حسيني براي فيلم «محيا»، امين حيايي براي فيلم «شب»، حبيب رضايي براي فيلم «هميشه پاي يک زن در ميان است»، محمدرضا فروتن براي فيلم «کنعان» و رضا ناجي براي فيلم «آواز گنجشک ها»

نامزدهاي بهترين فيلمبرداري؛محمد آلادپوش براي فيلم «به همين سادگي»، عليرضا زرين دست براي فيلم «فرزند خاک»، حسين جعفريان براي فيلم «ديوار»، محمدرضا سکوت براي فيلم «استشهادي براي خدا» و تورج منصوري براي فيلم «آواز گنجشک ها»

نامزدهاي بهترين تدوين؛حسن حسندوست براي فيلم هاي «آواز گنجشک ها»، «باد در علفزار مي پيچد» و «ديوار»، مهدي حسيني وند براي فيلم «فرزند خاک» و بهرام دهقاني و رضا شيرواني براي فيلم «هامون و دريا»

نامزدهاي بهترين موسيقي متن؛فردين خلعتبري براي فيلم «هامون و دريا»، محمدرضا درويشي براي فيلم «آتش سبز»، حسين عليزاده براي فيلم «آواز گنجشک ها» و محمدرضا عليقلي براي فيلم هاي «به همين سادگي» و «شب»

نامزدهاي بهترين بازيگر زن نقش مکمل؛افسانه بايگان براي فيلم «کنعان»، مريم بوباني براي فيلم «محيا»، نيره فراهاني براي فيلم «به همين سادگي»، نيوشا ضيغمي براي فيلم «حس پنهان» و مهتاب نصيرپور براي فيلم «فرزند خاک»

نامزدهاي بهترين بازيگر مرد نقش مکمل؛سياوش چراغي پور براي فيلم «هميشه پاي يک زن در ميان است»، محمد کاسبي براي فيلم «ديوار»، محسن تنابنده براي فيلم «استشهادي براي خدا»، مهران مديري براي فيلم «هميشه پاي يک زن در ميان است» و حسن نجاريان براي فيلم «فرزند خاک»

نامزدهاي بهترين صداي فيلم؛بهمن اردلان براي فيلم «کنعان»، محمدرضا دلپاک و يدالله نجفي براي فيلم «آواز گنجشک ها»، ايرج شهزادي براي فيلم «آتش سبز»، احمد صالحي براي فيلم «باد در علفزار مي پيچد» و مهران ملکوتي براي فيلم «به همين سادگي»

نامزدهاي بهترين طراحي صحنه و لباس؛سعيد آهنگراني براي فيلم «ديوار»، عباس بلوندي براي فيلم «فرزند خاک»، شيوا رشيديان براي فيلم «به همين سادگي»، ژيلا مهرجويي و شعله نواب تهراني براي فيلم «آتش سبز» و اصغر نژادايماني براي فيلم «آواز گنجشک ها»

نامزدهاي بهترين جلوه هاي ويژه؛ داود رسوليان براي فيلم «فرزند خاک»، محسن روزبهاني براي فيلم «هامون و دريا» و حسين طلابيگي براي فيلم «پرچم هاي قلعه کاوه»

نامزدهاي بهترين چهره پردازي؛جلال الدين معيريان براي فيلم «پرچم هاي قلعه کاوه»، سعيد ملکان براي فيلم «آواز گنجشک ها» و محسن ملکي براي فيلم «آتش سبز»

راني در مراسم راهپيمايي
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386 و ساعت 1:25 |
عرضه بيش از 50 هزار فيلم سينمايي ايراني در مراسم راهپيمايي

 
 
 
images/20080210/film.jpg
 
:بيش از 50 هزار نسخه فيلم سينمايي ايراني همزمان با مراسم راهپيمايي 22 بهمن از سوي موسسه رسانه هاي تصويري در تهران عرضه خواهد شد.
به گزارش روابط عمومي موسسه رسانه هاي تصويري ، همزمان با سالروز گراميداشت 22 بهمن ، بيش از 50 هزار نسخه فيلم سينمايي از محصولات موسسه رسانه هاي تصويري و معاونت امور سينمايي ، در قالب هاي سي دي و وي اچ اس در مراسم راهپيمايي توزيع خواهد شد. فيلم هاي مزرعه پدري ، اشک سرما، عاشقان حضور، در مسير تندباد، شکوه بازگشت ، مجنون ، تماس ، رانده شده ، عبور از غبار، بازگشت قهرمان ، شب دهم ، ساوالان و... از جمله عناويني هستند که از سوي موسسه رسانه هاي تصويري عرضه خواهند شد.
 
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386 و ساعت 1:22 |
جرج كلوني عليه ايران فيلم مي سازد
يكي ديگر از اين فيلم‌ها، فيلمي جديد به تهيه‌كنندگي جاسوس سابق اسرائيل است كه براي ساخت آن با «استيون اسپيلبرگ» صحبت شده است و اين كارگردان نيز براي ساخت آن فيلم اظهار علاقه كرده استز
برنا: درست در زماني که دنياي غرب با استفاده از ابزار سينما به تخريب چهره جمهوري اسلامي ايران و تحريف تاريخ انقلاب اسلامي مي‏پردازد، فيلمسازان ما علاقه زيادي به عشق زميني و جذابيت‏هاي کاذب جواني نشان مي‏دهند و با وجود گذشت 30 سال از انقلاب همچنان کار قابل دفاعي درباره انقلاب عزيزمان توليد نشده است؛ بد نيست با هم برخي آثار غرب را در اين سه دهه مرور کنيم تا بيشتر احساس کم کاري خودمان را دريابيم؛ که دشمن روزنه هاي فرهنگي را خوب مي شناسد و کمپاني هاي فيلمسازي شان بيکار ننشسته و نمي نشينند:

پرسپوليس: يكي از آخرين فيلم‌هايي كه انقلاب ايران را هدف قرار داد، انيميشن «پرسپوليس» محصول 2007 فرانسه، ساخته «مرجانه ساتراپي» و همتاي فرانسوي‌اش بوده است. اين فيلم در خلال روايت داستان دختر نوجوان 14 ساله‌اي پس از وقوع انقلاب اسلامي مدعي مي‌شود كه فضاي حاكم بر جامعه ايران ديگر مناسب زندگي نيست بنابراين نوجوان ياد شده توسط خانواده‌اش براي ادامه زندگي به اروپا فرستاده مي‌شود.

فرار از تهران: يكي ديگر از فيلم‌هايي كه با موضوع انقلاب اسلامي ايران هم‌اكنون در دست ساخت است، فيلم «فرار از تهران» ساخته «جورج كلوني» است. «جرج كلوني» و «گرانت هسلو»، همكار فيلمنامه‌نويس او، بر مبناي ماجراي همكاري سازمان «سيا»، هاليوود و دولت كانادا براي خروج شش شهروند آمريكايي از ايران در جريان تسخير سفارت آمريكا در سال 1979 فيلمنامه اين فيلم را نوشته‌اند. اين فيلم هم‌اكنون در دست ساخت است و تا سال 2009 نيز آماده پخش خواهد شد. جالب آن است كه اين فيلم را كمپاني صهيونيستي «برادران وارنر» مي‌سازد كه فيلم ضد ايراني «300» را در كارنامه كاري خود دارد.

هواپيماي 103: يكي ديگر از اين فيلم‌ها، فيلمي جديد به تهيه‌كنندگي جاسوس سابق اسرائيل است كه براي ساخت آن با «استيون اسپيلبرگ» صحبت شده است و اين كارگردان نيز براي ساخت آن فيلم اظهار علاقه كرده است . هر چند اين فيلم هنوز نامي قطعي نيافته، اما فعلا با نام «هواپيماي 103» خوانده مي‌شود و قرار است كه به‏زودي جلوي دوربين برود. اين فيلم درباره موضوع حادثه سقوط هواپيماي لاكربي است كه در آن نه ليبي كه ايران بعنوان مقصر اصلي اين حادثه معرفي خواهد شد. اگرچه اين فيلم مستقيما به موضوع انقلاب اسلامي نمي‌پردازد ولي هدف آن كاملا سياسي مي‏باشد و ايران پس از انقلاب اسلامي را هدف قرار داده است.

مستند نسل جديد تهران: «سارا باوار»، فيلمساز 30 ساله هاليوودي در اين فيلم تلاش كرده تا به مخاطب اينگونه القا كند كه نسل پس از انقلاب اسلامي ايران به شدت با مفهوم آزادي بيگانه است، آنچنانكه وي در يكي از مصاحبه‌هاي خود مدعي شده كه با ساخت اين مستند در تلاش بوده تا نگراني و اضطراب جوانان ايراني را به تصوير كشد و بدين‌ ترتيب صداي جوانان غمگين ايراني را به گوش جهانيان برساند(!!) «باوار» در اين مصاحبه ضمن آنكه جوانان ايراني را دلباخته فرهنگ غرب و آزادي‌هاي جنسي معرفي مي‌كند، به نقل از يك پسر دبيرستاني مدعي‌ مي‌شود كه آزادي براي اين نسل (نسل پس از انقلاب اسلامي) كاملاً ناشناخته است، آنچنانكه نمي‌دانند كه اصلا آزادي به چه معناست؟! «سارا باوار»، براي ساخت اين مستند كوتاه دو سال پيش به تهران سفر كرده و با عده‌اي از جوانان ايراني مصاحبه كرده است.

خانه‌اي از شن و مه: فيلم خانه‏اي از شن و مه محصول سال 2003 ميلادي، كه از روي كتاب «آندره دوباس» با همين عنوان ساخته شده است زندگي خانواده يك ژانرال ارتش طاغوت را به تصوير مي‌كشد كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، در پي مصادره اموالشان، از ترس جانشان به آمريكا مهاجرت مي‌كنند. كلنل بحراني كه اكنون براي تامين معاش زندگي خانواده اش در چند شيفت و محل مختلف (حتي كارگري) كار مي‏كند، مجبور مي‌شود كه خانه نسبتاً مجلل خود را بفروشد و خانه دختري افسرده كه به دليل عدم پرداخت ماليات به مناقصه گذاشته شده است را با وجود نارضايتي او بخرد. در فيلم «خانه‌اي از شن و مه»، «شهره آغداشلو» بازي مي‌كند كه از زمانيكه به آمريكا مهاجرت كرده علي‌رغم مليت ايراني‌اش، نام تعدادي فيلم ضد ايراني را در كارنامه كاري خود به ثبت رسانده است.

بدون دخترم هرگز: اين فيلم روايتي كاملاً دروغين از زندگي يك زوج ايراني و آمريكايي است، «بدون دخترم هرگز»، محصول سال 1991 داستان زني آمريكايي به نام بتي است كه به همراه دخترش و شوهرش دكتر محمودي به ايران سفر مي‌كند ولي با كشوري (مثلاً) پر از وحشت و دلهره روبه‏رو مي‌شود. «برايان ديلبرت»، كارگردان آمريكايي سعي كرده تا در اين فيلم كه به روايت شخص «بتي محمودي» ساخته شده به مخاطب اينگونه القا كند كه پس از وقوع انقلاب اسلامي، زنان در جامعه ايران از هيچ گونه حق و حقوقي برخوردار نيستند و مردان با آنها همچون بردگان خود رفتار مي‌كنند و آنها نيز حق هيچگونه اعتراضي ندارند.

مستند ترس مقدس: اين فيلم مستند محصول كشور آمريكا است كه در سال 1997 براساس كتابي به همين نام كه با استناد به آرشيو سازمان سيا نوشته شده بود، ساخته شد. «ترس مقدس»، داستان پيروزي انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام خميني(ره) و حمله به سفارت آمريكا و گروگانگيري52 نفر از اعضاي اين سفارت است. در اين فيلم ادعا شده كه اين افراد تنها عده‌اي زن و مرد بي‌گناه بودند‌ كه قرباني انقلابي وحشتناك(!) شدند و در واقع امام خميني از همان ابتداي شروع پيروزي انقلاب، با نام اسلام به تهديد وحشتناكي(!!) عليه غرب و غربي‌ها تبديل شد!
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386 و ساعت 1:13 |
"همیشه پای یک زن" فیلم برگزیده تماشاگران است
ستاد انتخاب فیلم برگزیده تماشاگران جشنواره بیست و ششم فیلم فجر نتایج آراء مردمی بخش سینمای ایران را تا پایان روز پنجشنبه 18 بهمن‌ماه اعلام کرد.

به گزارش خبرگزاری مهر، روابط عمومی جشنواره فیلم فجر اعلام کرد فیلم‌های سینمایی "همیشه پای یک زن در میان است" ساخته کمال تبریزی با ۰۸/۷۷ درصد، "فرزند خاک" محمدعلی آهنگر با ۳۳/۶۰ درصد و "کنعان" مانی حقیقی با ۱۳/۵۸ درصد آرا سه فیلم برگزیده مردم تا روز پنجشنبه هستند.

"به همین سادگی" سیدرضا میرکریمی با ۰۱/۵۰ درصد، "آواز گنجشک‌ها" مجید مجیدی با ۸۸/۴۹ درصد، "استشهادی برای خدا" علیرضا امینی با ۱۱/۴۹ درصد و "باد در علفزار می‌پیچد" ساخته خسرو معصومی هم با ۱۴/۴۶ درصد آرا فیلم‌های برگزیده مردمی جشنواره تا پایان روز پنجشنبه 18 بهمن هستند.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386 و ساعت 1:29 |
آنجلينا جولي وارد بغداد شد
آنجلينا جولي برنده جايزه اسكار بازيگري پنجشنبه به عنوان سفير سازمان ملل وارد بغداد شد.
به گزارش «جهان» و به نقل از فارس، «آنجلينا جولي» گفت: براي سرو سامان دادن به اوضاع مردم عراق بايد يك برنامه‌ريزي منسجم انجام شود تا اين كار از شدت خشونت‌ها بكاهد و مردم عراق را در آرامش قرار دهند. سفير حسن نيت سازمان ملل در مصاحبه‌اي با سي ان ان بيان داشت: اين مهم است كه اكنون در عراق چه اتفاقي مي‌افتد و مردم در چه وضعي به سر مي‌برند زيرا شرايط اين كشور بر كل خاورميانه تأثير خواهد داشت. 

آسوشيتدپرس گزارش داد، برنامه‌هاي جولي در بغداد ديدار با نخست وزير عراق «نوري المالكي» و همچنين مسئولان سازمان مهاجرت عراق است.

بازيگر ضد بوش هاليوود، شهريور ماه امسال نيز در سفر به عراق و سوريه بر اين مسئله كه عراقي‌ها بايد نسبت به حقوق خود آگاه باشند، تاكيد كرده بود.
اين بازيگر 33 ساله گفته بود: من به سوريه و عراق سفر كرده‌ام تا شايد بتوانم توجه جهانيان را به سمت اين فاجعه انساني (جنگ عراق) جلب كنم و بتوانم در جهت همكاري با كميسياري عالي پناهندگان و شركاي آنها، حمايت ديگران را جلب نمايم.
به گزارش فارس، «جولي» از جمله بازيگران هاليوودي كه با سياست‌هاي جنگ‌طلبانه بوش مخالف بوده و پيش از اين نيز در يكي از مصاحبه‌هاي خود گفته بود كه «بوش» با كارهايش آبروي ما را در سطح جهان برده است .
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386 و ساعت 1:26 |
نانسي عجرم در فيلم ضد اسراييلي
اسراييل گفته است در صورت بازیگری نانسي در اين فيلم فروش سي دي هاي او در اسراييل ممنوع خواهد شد.
به گزارش «جهان» سايت فارسي زبان نانسي عجرم خواننده لبناني عرب نوشت: یک منبع اگاه گفته است نانسي قرار است در يک فيلم با عنوان حمله حزب الله به موصاد نقش بازي کند.
اسراييل گفته است در صورت بازیگری نانسي در اين فيلم فروش سي دي هاي او در اسراييل ممنوع خواهد شد.

اين منبع آگاه همچنين گفت نانسي در اين فيلم نقش يکي از زنان فداکار را دارد که در نهایت به شهادت مي رسد.
سایت فلسطینی دنیا الوطن دیروز نوشت: همچنين قرار شده در پايان فيلم نيز از صداي نانسي استفاده شود.تدوين و انتشار اين فيلم ضد اسراييلي بر عهده يک شرکت مصري است چون مردم مصر نيز مانند لبناني ها از اسراييل دل خوشي ندارند.
همچنين يکي از مقامات ارشد حزب الله نيز از ساخت اين فيلم اظهار رضايت کرده و از تمام کشور هاي اطراف نيز خواسته تا اين فيلم را پخش کنند و تعداد بسيار زيادي از شبکه هاي ماهواره اي نيز درخواست پخش اين فيلم را داده اند.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386 و ساعت 1:25 |
آنجلينا جولي وارد بغداد شد
آنجلينا جولي برنده جايزه اسكار بازيگري پنجشنبه به عنوان سفير سازمان ملل وارد بغداد شد.
به گزارش «جهان» و به نقل از فارس، «آنجلينا جولي» گفت: براي سرو سامان دادن به اوضاع مردم عراق بايد يك برنامه‌ريزي منسجم انجام شود تا اين كار از شدت خشونت‌ها بكاهد و مردم عراق را در آرامش قرار دهند. سفير حسن نيت سازمان ملل در مصاحبه‌اي با سي ان ان بيان داشت: اين مهم است كه اكنون در عراق چه اتفاقي مي‌افتد و مردم در چه وضعي به سر مي‌برند زيرا شرايط اين كشور بر كل خاورميانه تأثير خواهد داشت. 

آسوشيتدپرس گزارش داد، برنامه‌هاي جولي در بغداد ديدار با نخست وزير عراق «نوري المالكي» و همچنين مسئولان سازمان مهاجرت عراق است.

بازيگر ضد بوش هاليوود، شهريور ماه امسال نيز در سفر به عراق و سوريه بر اين مسئله كه عراقي‌ها بايد نسبت به حقوق خود آگاه باشند، تاكيد كرده بود.
اين بازيگر 33 ساله گفته بود: من به سوريه و عراق سفر كرده‌ام تا شايد بتوانم توجه جهانيان را به سمت اين فاجعه انساني (جنگ عراق) جلب كنم و بتوانم در جهت همكاري با كميسياري عالي پناهندگان و شركاي آنها، حمايت ديگران را جلب نمايم.
به گزارش فارس، «جولي» از جمله بازيگران هاليوودي كه با سياست‌هاي جنگ‌طلبانه بوش مخالف بوده و پيش از اين نيز در يكي از مصاحبه‌هاي خود گفته بود كه «بوش» با كارهايش آبروي ما را در سطح جهان برده است .
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386 و ساعت 1:22 |
جواد رضویان: «سهل انگاری بازیگران و بی تجربگی سروش صحت باعث عدم توفیق سریال چارخونه شد»
جواد رضویان: «سهل انگاری بازیگران و بی تجربگی سروش صحت باعث عدم توفیق سریال چارخونه شد»


سینمای ما- جواد رضويان گفت: متن و فيلمنامه خوب مي تواند مشكل بسياري از هنرمندان عرصه طنز را حل كند. اين بازيگر طنز گفت: در كنار هم بودن عواملي مانند: متن خوب، كارگرداني خوب و تهيه‌كننده خوب، منجر به موفق شدن يك كار تلويزيوني مي‌شود و در وهله آخر، اگر بازيگران مشكلي داشته باشند، مي‌توان اين مشكل را با متن خوب حل كرد.
وي درباره سريال «چارخونه» و عدم توفيق آن در جذب مخاطب نيز گفت: من شخصا در مورد اين سريال مي‌توانم بگويم كه تمام تلاش خود را كردم و از 14 روز قبل از اينكه جلوي دوربين اين سريال بيايم، فيلم‌هاي بسياري با لهجه مورد نظرم ديدم و با افراد بسياري كه به اين لهجه صحبت مي‌كردند نشست و برخاست داشتم تا بتوانم نقشم را خوب از كار درآورم و آنقدر كه براي رسيدن به اين نقش تلاش كردم، براي نقش «داوود» در سريال پاورچين تلاش نكردم.
وي افزود: نمي‌دانم چقدر تلاشم از نظر مخاطب جواب داده اما اميدوارم چنين اتفاق در مورد خودم افتاده باشد و مابقي مسائل مجموعه را هم به تهيه كننده، نويسندگان و كارگردان واگذار مي‌كنم.
رضويان گفت: البته شكر خدا اين سريال پر بود از بازيگران خوب تلويزيون و شايد سهل انگاري به خود ما و بخشي هم به بي تجربگي سروش صحت در زمينه كارگرداني بر‌گردد.
وي در ادامه گفت: در «چارخونه»، بخش به كارگيري ترانه‌ها، آن هم با لهجه، ابداع خودم بود و فكر كردم با اين كار مي‌توان پلي براي ارتباط بيشتر با مخاطب زد كه در واقع نيز همين گونه شد.



منبع خبر : فارس
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386 و ساعت 1:15 |
نظر مراجع درباره بي‌حجابي زن کچل در فيلم سينمايي
فيلم سينمايي «قرنطينه» که در سال جاري توليد شده، اکنون در حال نمايش در بخش خارج از مسابقه بيست و ششمين جشنواره فيلم فجر است. اين فيلم درباره پسر جوان و متمولي به نام سهيل است که پس از تصادف با خودرويي که راننده آن دختري به نام سميه است، عاشق او مي‌شود و...
فيلم سينمايي «قرنطينه» که در سال جاري توليد شده، اکنون در حال نمايش در بخش خارج از مسابقه بيست و ششمين جشنواره فيلم فجر است.
 
اين فيلم درباره پسر جوان و متمولي به نام سهيل است که پس از تصادف با خودرويي که راننده آن دختري به نام سميه است، عاشق او مي‌شود و دختر نيز به همچنين، اما براي عقد و ازدواج با مشکلاتي روبه‌رو مي‌شوند، زيرا هنرپيشه نقش اول فيلم از خانواده‌اي متمول است كه به خاطر مخالفت‌ها و به‌ ويژه مخالفت پدر، نمي‌تواند ازدواج کند، اما با اين حال، ارتباطشان را با يکديگر ادامه مي‌دهند. در ادامه، سميه دچار بيماري سرطان شده، مجبور مي‌شود شيمي‌درماني کند.
 
به گزارش خبرنگار شيعه نيوز، سميه سپس به بهانه شيمي‌درماني و ريختن موهاي سرش، بدون حجاب در صحنه‌هاي فيلم حضور مي‌يابد و تنها پوشش او مانتوست و از گردن به بالا کاملاً برهنه است و ديگر بيمار اين بخش نيز که يک دختر است، به همين شكل در صحنه‌هاي فيلم حضور مي‌يابد.

اين در حالي است که مجري طرح، مدير توليد، تهيه‌کننده، کارگردان، دستيار کارگردان، بازيگر نقش اول، فيلمبردار، دستياران فيلمبردار، صدابرداران، طراح صحنه و لباس، عکاس، تدوين‌گر و ديگر متصديان تهيه اين فيلم، همگي مرد هستند و در همه صحنه‌ها نيز حضور دارند و البته عکس‌هايي از آنان تاکنون در رسانه‌‌ها انتشار نيز يافته است.

در اين باره نظر برخي از مراجع معظم تقليد را جويا شديم:

محضر مبارک مراجع معظم تقليد
سلام عليکم
خانمي موي سرش را از ته مي‌تراشد و بدون هيچ روسري و پارچه‌اي که سر و گوش را بپوشاند، در فيلم‌هاي سينمايي ايفاي نفش مي‌کند. حضور خانم‌ها با چنين وضعي در اجتماع چه حکمي دارد؟ آيا تراشيده شدن موي سر، باعث منتفي شدن حکم حجاب مي‌شود؟
 
پاسخ آيت‌الله العظمي سيستاني (دام ظله):
خير

پاسخ آيت‌الله العظمي مکارم شيرازي (دام ظله):
حجاب تنها مربوط به موي سر نيست، بلکه علاوه بر موي سر، خود سر را نيز بايد بپوشانند. تنها گردي صورت و دستها تا مچ استثنا است.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه نوزدهم بهمن 1386 و ساعت 3:8 |
نوزاد 20 كيلويي فيلم بازي مي‌كند
مهرشاد كميزي، نوزاد 8 ماهه 20 كيلوگرمي در فيلم سينمايي طنز «‌از شانس بد‌» ايفاي نقش خواهد كرد.
به گزارش«جهان» و به نقل از فارس، مهرشاد كميزي كه بنا به اظهار پزشك او شير مادر و وجود ژن چاقي عامل اضافه وزن اوست به پيشنهاد سازندگان فيلم سينمايي طنز «‌از شانس بد‌» در اين فيلم ايفاي نقش خواهد كرد.


بنا به اظهارات پدر مهرشاد، قرار است طي روزهاي آينده قرارداد اين بازيگر سنگين وزن منعقد شود.


وي ادامه مي‌دهد: اين فيلم ماهيت طنز دارد و مهرشاد نقش فرزند خانواده‌اي كه تمام اعضاي آن چاق هستند را بازي مي‌كند.


پدر مهرشاد درباره شرايط فعلي سلامت مهرشاد نيز گفت: مهرشاد با دستور پزشك معالج خود سوپ رژيمي و شير مادر مصرف مي‌كند و وزن آن تقريباً ثابت مانده است.


به گفته پدر مهرشاد، اين نوزاد وقتي به دنيا آمد 3 كيلوگرم وزن داشت و طبيعي بود تا حدود 3 ماهگي چون خيلي شيطنت مي‌كرد، خيلي متوجه چاقي او نشديم اما بعد از آن متوجه شديم كه مهرشاد خيلي چاق است، هر ماه 2 تا 4 كيلو به وزنش اضافه مي‌شد و تقريباً هر ساعت يا هر 45 دقيقه شير مي‌خورد.


‌مادر مهرشاد نيز گفته بود: نگهداري مهرشاد واقعاً خيلي سخت است، 6 يا 7 نفر بايد باشند تا از مهرشاد نگهداري كنند، براي شستن مهرشاد سه نفر بايد همكاري كنند و خود من از بس كه مهرشاد را بغل كرده‌ام، كمردرد گرفته‌ام، نگهداري او مثل ورزش است و من در چند ماه گذشته 20 كيلو لاغر شده‌ام.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه نوزدهم بهمن 1386 و ساعت 2:54 |
بن لادن فیلم می شود

جشنواره فیلم ساندنس (Sundance) در ماه آوریل سال 2008 در یوتا یکی شهرهای آمریکا طبق معمول دوره های گذشته برگزار خواهد شد.

 
به گزارش سرویس بین الملل «فردا»؛ فیلم کوتاه انیمیشنی "اسامه بن لادن کجاست؟" که در آن شخصیت کارتونی بن‌لادن ـ رهبر القاعده ـ در حال رقصیدن و خواندن اشعاری به سبک Rap می‌باشد یکی از فیلم های شرکت کننده در این جشنواره است. این فیلم که در نوع خود کاری جدید است؛ محصول کمپانی وین ستی با کارگردانی کارگردان معروف “مورگان اسپرلاک ” است  و حدود ۲میلیون دلار هزینه داشته است.

 

موضوع این فیلم نحوه شکل‌گیری القاعده و گسترش آن در خاورمیانه بوده و قرار است بعد از اکران اولیه به طور رسمی در اردیبهشت ماه سال آینده در سینماهای آمریکا روی پرده برود.

 

علاوه بر این فیلم کوتاه کارتونی، می‌توان به ترانه فیلم دیگری که به سبک Rap و به نام «تیر کمان سنگی» ساخته شده است اشاره داشت که محتوای آن تاثیرات سیاست و خط ‌مشی قوای حاکم بر فلسطین بر فقر و تنگدستی مردم است.

 

همچنین از موضوعات دیگر می‌توان به فیلم «مثل همه» اشاره کرد که به افراد دو جنسی ایرانی می‌پردازد و مشکلات آن‌ها را در اجتماع و قوانین و مقررات ایران برای عمل جراحی این افراد برای خلاصی از این وضعیت را مورد بحث قرار می‌دهد. فیلم کوتاه دیگری که بحث در مورد آن زیاد است به داستان عاشقانه یک مرد اسرائیلی و زن فلسطینی می‌پردازد که در حین مسابقات جام‌جهانی فوتبال در سال 2006 در آلمان رخ می‌دهد.

 

 طبق برآورد انجام شده توسط پایگاه اینترنتی این جشنواره، تعداد بازدید کنندگان امسال حدود 50000 نفر است که نسبت به دوره گذشته که حدود 36000 نفر بود، رشد مناسبی را نشان می‌دهد. بیش از نیمی از شصت و چهار فیلمی که قرار است امسال برای اولین بار به اجرا درآیند، توسط کار اولی‌ها ساخته شده‌اند که در نوع خود برای جشنواره معتبر ساندنس قابل توجه است. از این 64 فیلم، 7 فیلم در مورد مسائل خاورمیانه ساخته شده است که عمداًً روی مسائل عراق متمرکز شده‌اند.

 

گفتنی است جشنواره ساندنس از سال 1978 با نام Utah/US شروع به کار کرده است . رابرت ردفورد بازیگر سرشناس هالیوود در سال 1985 نام آن را به جشنواره استقلال تغییر داد و از سال 1995 نام ساندنس روی این فستیوال گذاشته شد که تا به امروز پا بر جاست.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه نهم بهمن 1386 و ساعت 1:45 |
آخرين اخبار از وضعيت جمشيد مشايخي
«جمشيد مشايخي» همچنان به دليل عفونت ريه در بيمارستان آتيه بستري است.
به گزارش«جهان» مهرداد خضرائي وكيل «جمشيد مشايخي» در گفت‌وگو با فارس، درباره وضعيت اين هنرمند، گفت: قند خون ايشان بالا رفته است و از طرفي دچار عفونت ريه هستند و تا طي مراحل درماني، مشخص نيست كه چه زماني از بيمارستان مرخص مي‌شوند.


وي ادامه داد: از نظر پزشكان معالج وي بهتر است كه آقاي مشايخي در بخش مراقبت‌هاي ويژه بمانند تا تكليف عفونت داخلي ايشان مشخص شود.


وكيل «مشايخي» حال عمومي وي مطلوب خواند و افزود: وضعيت عمومي ايشان خوب است و داراي بالاترين درجه هشياري بيمار هستند و فقط براي اينكه تحت مراقبت‌هاي ويژه‌اي قرار بگيرند، در بيمارستان مي‌مانند.


خضرائي همچنين خبر از پرداخت كليه هزينه‌هاي درماني مشايخي توسط ضرغامي داد و گفت: آقاي ضرغامي علاوه بر اين كه در نخستين باري كه ايشان در بيمارستان بستري بودند به ديدار وي آمدند، كل هزينه بيمارستان مبلغي بالغ بر 30 ميليون را پرداخت كرده‌اند.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه نهم بهمن 1386 و ساعت 1:40 |
مرگ پسر ناخلف بازیگر مشهور
كريستين براندو، پسر ناخلف و دردسرساز مارلون براندو ديشب در سن 49 سالگي، در بيمارستاني در لس آنجلس درگذشت.
 
به گزارش«جهان» و به نقل از فارس، كريستين براندو از يازدهم ژانويه به علت بيماري ذات‌الريه در بيمارستان بستري بود و به گفته وكيلش ديويدسلي خانواده براندو به علت مرگ او دچار شوك و ناراحتي شده‌اند.

پسر براندو در تعدادي فيلم در سال‌هاي مختلف بازي كرده بود، اما عمده دليل مشهور بودن او به خاطر دردسرهايي بود كه هميشه براي خانواده‌اش به وجود مي‌آورد.

او به علت قتل دگ دورلت، نامزد خواهرش در ملك خانوادگي براندو به مدت 5 سال از سال 1990 زنداني بود.

 
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه هشتم بهمن 1386 و ساعت 0:51 |
خدا قوت صفار هرندي به اعضاي كميته انتخاب
خدا قوت صفار هرندي به اعضاي كميته انتخاب


سينماي ما - وزير فرهنگ وارشاد اسلامي هرگونه دخالت درخصوص انتخاب فيلم‌هاي جشنواره فجر را به شدت تكذيب كرد و گفت: هيات انتخاب كار خود را طبق برنامه انجام داده است.
"محمد حسين صفار هرندي" روز چهارشنبه در جمع خبرنگاران افزود: وقتي به هياتي براي انجام كاري ماموريت داده مي‌شود، ما آنها را براي انجام آن كار صالح تشخيص داده‌ايم. وي تصريح كرد: در اين زمينه، روند كار معاونت سينمايي و فرآيندي كه لازم بوده، زير نظر اين معاونت طي شده است. صفارهرندي درخصوص انتخاب فيلم‌هاي بخش مسابقه سينماي ايران،از برگزيده شدن فيلم‌هاي جشنواره توسط هيات انتخاب خبر داد و گفت: به دوستاني كه در مدت سه هفته براي انتخاب فيلم‌هاي جشنواره در قرنطينه هستند، سري زدم. وزير ارشاد افزود: اين افراد در طول اين مدت نزديك به صد فيلم را ديده‌اند كه حدود يك سوم را برگزيدند و اين كار سنگيني است. صفارهرندي اظهار داشت: كاري كه به آنها سپرده شده، به خوبي و متعهدانه انجام داده‌اند و من لازم مي‌دانم به آنها خدا قوت بگويم.



منبع خبر : راه فيروزه
چهارشنبه,3 بهمن 1386 - 19:17:33
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه پنجم بهمن 1386 و ساعت 2:16 |
« تماشاي اين فيلم به افراد بالاي 16سال توصيه نمي شود» / يادداشتي بر فيلم اقليما
« تماشاي اين فيلم به افراد بالاي 16سال توصيه نمي شود» / يادداشتي بر فيلم اقليما


سينماي ما - امير جلالي: يك فيلم داريم از كارگرداني نام آشنا كه "قدمگاه"اش در مقياس سينماي ايران،فيلم قابل قبول و خوش ساختي بود،هرچند كه آن جا هم مي شد سايه سنگين كارگردان را در جاي جاي فيلم حس كرد. اين طوري بود كه آدم به خودش مي گفت داستاني به اين سادگي و رواني را مي شود راحت تر هم تعريف كرد و اينقدر تماشاگر را دست كم نگرفت و براي شيرفهم كردن او به اغراقهاي عجيب و غريب دست نزد. حالا و در "اقليما" قضيه برعكس است و مشكل اصلي با فيلم نيزدرهمين قضيه است و جريانش هم اين شكلي است كه الان براي‌تان تعريف مي كنم. محمد مهدي عسكرپور فيلمنامه را به كمك محمدرضا گوهري نوشته است كه در كارنامه اش فيلم‌هايي همچون"خيلي دور،خيلي نزديك" و "يك تكه نان" را دارد. مدير فيلمبرداري مرتضي پورصمدي است كه فقط همين امسال دو فيلم "دايره زنگي" و "آتش سبز" را فيلمبرداري كرده است. تدوين و طراحي صحنه و لباس و چهره پردازي فيلم به ترتيب كار بهرام دهقاني و علي عابديني است كه نياز به معرفي ندارند. آهنگساز اثر محمدرضا عليقلي است. محسن روزبهاني كارجلوه هاي ويژه را برعهده دارد كه اگر اورا نمي شناسيد كافي است بدانيد كه جلوه هاي ويژه فيلمي همچون "دوئل" برعهده او بوده است. بازيگراني همچون پانته آ بهرام،حسين ياري و شاهرخ فروتنيان در بهترين فرم خود قرار دارند و اتفاقا چيزي كه از همه برجسته تر است كارگرداني فيلم است كه دقيق و سخت گيرانه انجام شده و اين قضيه درتك تك سكانسهاي فيلم به چشم مي خورد،اما... همين اماست كه نكته اصلي اين يادداشت است و باعث مي شود اين همه زحمت و كار تر و تميز خرج داستاني شود كه دربهترين حالت يك جريان خاله زنكي ساده است. درست عكس "قدمگاه" كه با داستاني خوب و درست سروكار داشتيم و كارگرداني عسكرپور بود كه اغراق آميز و گل درشت بود. "اقليما" قرار است يك فيلم ترسناك باشد. تكليف كار از اول معلوم است ولي بعد از گذشت مدت كوتاهي از فيلم و زماني كه چشم تماشاگر به تمهيدات فرمي خوب و كارگرداني منظم فيلم عادت مي كند و حالا ديگر در به در به دنبال خط داستان مي گردد تا درآن فرو رود و فيلم را با اشتياق دنبال كند. ناگهان درمي يابد كه بله،آقاي عماد پولدار و موفق(حسين ياري)،از دست زن روان پريشش خسته شده و با يك زن زيبا رابطه برقراركرده و حالا دنبال دك كردن سارا(پانته آ بهرام) و يك سره كردن ماجراست. به عنوان يك سوال مي خواهم بدانم صحنه هايي كه سارا در خانه،آن زن موطلايي را مي بيند و آنقدر مي ترسد و دچار پريشان احوالي مي شود چگونه مي توانند تماشاگري را بترسانند كه همان اول فيلم موي طلايي پرستار بخش را روي تخت عماد ديده است و تا ته قضيه را خوانده است؟ سكانس به هم ريختگي اتاق سارا و تلفن او به عماد و آمدن پليس را در نظر بگيريد. سارا شديدا به هم ريخته است،عماد هم آن جا دارد اداي كسي را در مي آورد كه از حضور معشوقه اش درخانه بي اطلاع است. پليس مي رود تا اتاق را بررسي كند. در اتاق در يك نماي بسته، باز مي شود. بيننده در اوج هيجان و تعليق منتظر است ببيند چه خبر است... كه ناگهان افسر پليس به بدترين شكل ممكن اسلحه اش را مي كشد تا ببيند ملحفه هاي تخت اتاق را كي به هم زده است، آدم از خنده روده بر مي شود. سكانس رفتن سارا به آن مراكز عجيب و غريب رمالي و كف بيني هم هست. آن جايي كه مرد مو بلند ترسناك به سارا مي گويد آن كه در خانه ات پنهان شده يك پري است و نامش هم اقليماست و كمي بعد، هنگامي كه سارا مي خواهد از كلينيك!خارج شود از زبان دونفر ديگر هم مي شنود كه "ديدي؟گفت اسم پريه اقليماست..." البته يك مساله مهم در اين ميان وجود دارد كه دليل تاخير دو سه هفته اي در نوشتن اين يادداشت نيز بوده است و آن اين كه شايد نوع نگاه من به عنوان يك تماشاگر با ديگر مخاطبين فيلم تفاوت داشته باشد و ممكن است خيلي از بينندگان با فيلم ارتباط برقرار كرده و ازآن ترسيده باشند،به هرحال آنچه كه مي خوانيد برداشت من از "اقليما"ست و طبيعتا نظر ديگران هم محترم است. نمي دانم،شايد به اوضاع اين روزهاي سينماي ايران بر مي گردد و شايد هم به حال و روز اين ايام خودم، ولي من با ديدن "اقليما"،به جاي ترس تاسف خوردم و آرزو كردم كه كاش داستان جدي تري براي اين فيلم خوش ساخت انتخاب مي شد.

منبع خبر : سينماي ما
چهارشنبه,3 بهمن 1386 - 19:27:16
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه پنجم بهمن 1386 و ساعت 2:9 |
شوراي عالي تهيه‌ كنندگان براي بررسي حواشي جشنواره فجر تشكيل جلسه مي‌د‌هد / بليط سينما گران مي‌شود؟
شوراي عالي تهيه‌ كنندگان براي بررسي حواشي جشنواره فجر تشكيل جلسه مي‌د‌هد / بليت سينما گران مي‌شود؟


سينماي ما - اعضاي شوراي عالي تهيه‌كنندگان سينماي ايران در جلسه‌ي شب گذشته درباره‌ي ديدار هيات رييسه‌ي اين شورا با مديركل اداره‌ي نظارت و ارزشيابي، اساسنامه و مباحث مربوط به جشنواره‌ي فيلم فجر صحبت كردند.


حمايت همه جانبه‌ وزارت ارشاد از شوراي عالي

منوچهر محمدي سخنگوي اين شورا به خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) درباره‌ي جلسه گفت: در ابتدا گزارش ملاقات هيات رييسه با محمود اربابي مدير كل اداره نظارت و ارزشيابي مطرح شد كه عمده موارد آن به شرح ذيل است:

محمود اربابي پس از شنيدن گزارش هيات رييسه، حمايت همه جانبه وزارت ارشاد را از شوراي عالي مطرح كرد و ضمن پشتيباني از اين شورا مقرر شد كه كليه مسائل حوزه‌ي تهيه‌كنندگي از اين پس به شوراي عالي ارجاع و با اين شورا هماهنگ شود.

او در ادامه تصريح كرد: همچنين مقرر شد كه در ارتباط با ستاد پيگيري مبارزه با قاچاق آثار سينمايي از اين پس، شوراي عالي به شكل فعال وارد قضيه شود و با تعيين نمايندگان خود مسائل مربوط به اين ستاد را پيگيري كند.


موافقت با افزايش قيمت بليت‌هاي سينما در سال 87

سخنگوي شوراي عالي تهيه‌كنندگان خبر داد كه در جلسه‌ي با مدير كل نظارت و ارزشيابي، درخواست كتبي شوراي عالي مبني بر تقاضاي افزايش بهاي بليط سينما از ابتداي سال 87 مطرح شد.

وي افزود: در سه سال گذشته قيمت بليت‌ها با توجه به افزايش هزينه‌هاي توليد و تبليغات و همچنين افزايش هزينه‌هاي جاري سينما بدون تغيير باقي مانده است و اين باعث اعتراض توليدكنندگان و توزيع‌كنندگان شده است. بنابراين تهيه‌كنندگان در اين زمينه درخواست‌شان را به اداره كل نظارت و ارزشيابي تحويل دادند كه مورد موافقت قرار گرفت و قرار شد در مورد ميزان قيمت نهايي بليط سينما جهت سال 87 با يك افزايش معقول و منطقي تصميم‌گيري لازم انجام شود.

منوچهر محمدي درباره‌ي موارد ديگر مطرح شده در جلسه‌ي شب گذشته شوراي عالي اشاره كرد و افزود: مباحث مربوط به اساسنامه‌ي شوراي عالي مورد بحث و بررسي قرار گرفت و مقرر شد كه در جلسه‌ي آينده رئوس كلي اساسنامه مطرح و پس از تصويب آن، هياتي براي تهيه پيش‌نويس مشخص شود تا هر چه سريع‌تر اساسنامه مورد توافق تشكل‌ها را براي شوراي عالي تهيه كنند.


براي روشن شدن مسايل جشنواره‌ي فجر


شوراي عالي تهيه‌كنندگان با كانون كارگردانان ديدار مي‌كند


منوچهر محمدي در پايان به ايسنا گفت: در جلسه شب گذشته همچنين مباحث مربوط به جشنواره فجر و اعتراضات تهيه‌كنندگان در مورد برخورد جشنواره فجر با فيلم‌ها و اخبار ضد و نقيضي كه اين روزها در مطبوعات و بين دست‌اندكاران مطرح است، مورد بحث و بررسي قرار گرفت.

او ادامه داد: از‌آن‌جا كه اين نحوه برخورد مي‌تواند اثرات نامطلوبي در نحوه برگزاري جشنواره و همچنين تبعاتي براي توليدات سال آتي سينماي ايران در بر داشته باشد، مقرر شد كه براي روشن‌شدن حقايق و واقعيت‌ها در اين زمينه و همچنين شفاف‌شدن برخوردهاي قانوني و فراقانوني كه در رابطه با فيلم‌ها انجام مي‌شود، در جلسه مشتركي با كانون كارگردانان اين موارد مورد بررسي لازم قرار بگيرد.

به گفته او اين جلسه به شكل فوق‌العاده روز پنج‌شنبه ـ چهارم بهمن‌ماه ـ در محل خانه سينما تشكيل مي‌شود و پس از رسيدن به مستندات لازم اقدامات بعدي توسط شوراي عالي با هماهنگي كانون كارگردانان انجام مي‌شود.



منبع خبر : ايسنا
پنجشنبه,4 بهمن 1386 - 2:1
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه پنجم بهمن 1386 و ساعت 2:3 |
جسد ستاره جوان هالیوود در نیویورک پیدا شد

مهر: جنازه هیث لجر بازیگر بااستعداد فیلم‌هایی مانند "ند کلی" و "کوهستان بروکبک" دیشب در آپارتمان او در منهتن نیویورک پیدا شد.

رویترز به نقل از پل براون سخنگوی پلیس اعلام کرد یکی از خدمتکاران جنازه بازیگر 28 ساله زاده استرالیا را در حالی پیدا کرد که با صورت پائین روی تخت خواب خود افتاده بود. علت مرگ او هنوز مشخص نیست، اما احتمالا مصرف بیش از حد دارو باعث مرگ لجر شده است.

براون گفت: "ما احتمال مصرف بیش از حد دارو را بررسی می‌کنیم. نزدیک تخت او چند قرص از جمله قرص‌های خواب‌آور پیدا شده است." خدمتکار خانه ساعت 3:26 به اتاق لجر رفته بود که یک قرار ملاقات را یادآوری کند. مل گیبسن که در فیلم سال 2000 "میهن‌پرست" نقش پدر لجر را بازی کرده بود، ضمن ابراز همدردی با خانواده او گفت: "به  او امید زیادی داشتم. از دست دادن او در این سن بسیار تراژیک است."

لجر برای فیلم سال 2005 "کوهستان بروکبک" به کارگردانی آنگ لی نامزد اسکار بهترین بازیگر مرد بود، اما جایزه آن سال به فیلیپ سیمور هافمن برای فیلم "کاپوتی" رسید. لجر آن سال برای نقش خود در "کوهستان بروکبک" جایزه حلقه منتقدان فیلم نیویورک را از آن خود کرد.

لجر سال گذشته از همسر خود میشل ویلیامز که در "کوهستان بروکبک" نیز نقش همسر او را بازی کرد جدا شد. آنها یک دختر دو ساله به نام ماتیلدا دارند. لجر نوامبر گذشته گفت برای مرگ آماده است، برای اینکه می‌تواند در وجود بچه‌اش زندگی کند. او به هفته‌نامه "تاچ" گفت: "بچه‌دار شدن همه چیز زندگی شما را تغییر می‌دهد و البته بهتر می‌کند. باید از خودتان بگذرید، اما آنچه در مقابل به دست می‌آورید، بسیار بیشتر از آن چیزی است که فدا کرده‌اید."

جنازه لجر حدود سه ساعت پس از پیدا شدن با برانکارد و در حالی که درون یک کیسه سیاه قرار داشت از طبقه پنجم آپارتمانش در محله سوهو برای انجام تحقیقات بیشتر به سردخانه منتقل شد. بیرون ساختمان جمعیتی حدود 200 نفر و 75 گزارشگر حضور داشتند.

او که متولد سال 1979 در پرث استرالیا بود از اوایل دهه 1990 وارد دنیای تلویزیون و سینما شد. "داستان یک شوالیه" (2001)، "ضیافت اهریمن" (2001)، "چهار پر" (2002)، "ند کلی" (2003)؛ "برادران گریم" (2005) و "کازانوا" (2005) از فیلم‌های مطرح لجر است. او سال گذشته میلادی فیلم "من اینجا نیستم" درباره باب دیلن را روی پرده داشت.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه پنجم بهمن 1386 و ساعت 1:48 |

اليور استون فليم«بوش» را مي سازد

خبرگزاري آريا- اوليور استون کارگردان سرشناس آمريکايي که يکي از منتقدان سرسخت سياست هاي جرج بوش رييس جمهور آمريکا است قصد دارد فيلمي در مورد زندگي وي بسازد.

به گزارش خبرگزاري آريا به نقل از خبرگزاري فرانسه ، به گفته استون، در اين فيلم که فعلا "بوش" نام دارد تصويري کاملا حقيقي و عادلانه از جرج بوش ارائه خواهد شد.

وي تصريح کرد فيلمنامه اين فيلم توسط استنلي وايزر به رشته تحرير در آمده است و زماني که فيلم ساخته شود، قطعا براي طرفداران و مخالفان بوش غافلگير کننده خواهد بود.

استون، "جاش برولين" را براي ايفاي نقش بوش در نظر گرفته است.

اليور استون اسکار بهترين کارگرداني را در سال هزار و نهصد و هشتاد و هفت براي فيلم "جوخه" و هزار و نهصد و نود براي فيلم "متولد چهارم ژوييه" و نيز جايزه اسکار بهترين فيلمنامه را در سال هزار و نهصد و هفتاد و هشت براي فيلم "قطار سريع السير نيمه شب" دريافت کرد.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه چهارم بهمن 1386 و ساعت 2:46 |
احمدرضا معتمدي و امين تارخ داور فيلم‌هاي بخش مسابقه سينماي ايران جشنواره فجر شدند
احمدرضا معتمدي و امين تارخ داور فيلم‌هاي بخش مسابقه سينماي ايران جشنواره  فجر شدند


سينماي ما- تا كنون حضور احمدرضا معتمدي كارگردان و امين تارخ بازيگر براي داوري فيلم‌هاي بخش مسابقه جشنواره قطعي شده است. نام‌هاي ديگري كه قرار است هيات داوران سينماي ايران جشنواره باشند، متعاقباً اعلام خواهد شد. داوران بخش سينماي ايران (سوداي سيمرغ) پس از تماشا و قضاوت فيلم‌ها، نامزدهاي دريافت جايزه و برندگان سيمرغ‌هاي بلورين رشته‌هاي مختلف را از ميان 23 فيلمي كه نام‌شان در بخش مسابقه هست، اعلام خواهند كرد.


+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه چهارم بهمن 1386 و ساعت 2:40 |

جشنواره بيست‌وششم فيلم فجر/153

خلاصه داستان و بازيگران فيلم‌هاي بخش مسابقه سينماي ايران

خبرگزاري فارس: خلاصه داستان 23 فيلم بخش مسابقه سينماي ايران جشنواره بيست و ششم و پنج فيلم رزرو در اين بخش حاكي از تنوع مضموني اين دوره جشنواره فيلم فجر است.

به گزارش خبرگزاري فارس، امسال 23 فيلم در بخش مسابقه سينماي ايران (سوداي سيمرغ) جشنواره بيست و ششم فيلم فجر شركت كرده‌اند و نام پنج فيلم نيز در بخش رزرو مسابقه اعلام شده است. خلاصه داستان و بازيگران اين فيلم‌ها به شرح زير هستند؛

آتش سبز (محمدرضا اصلاني)
خلاصه داستان: «آتش سبز» سرنوشت افسانه‌اي دختري به نام ناردانه است كه در كودكي سروش ازدواجش را با يك مرد مرده مي‌شنود و براي گريز از اين سرنوشت خوف‌انگيز، ناخواسته گام در راهي دشوار مي‌گذارد.
بازيگران:عزت‌الله انتظامي، مهدي احمدي، مهتاب كرامتي، فرخ نعمتي، آهو خردمند، پگاه آهنگراني، فهميه نارمنجي و ...

آن مرد آمد (حميد بهمني)
خلاصه داستان:در پي اختلاف نظري كه بين پدر و دختري پس از گذشت 20 سال از جنگ به وجود مي‌آيد، دختر ترجيح مي‌دهد كه با پدربزرگش زندگي كند اما با وخيم شدن حال پدر به دليل جراحات حاصل از جنگ، اتفاقات جديدي به وقوع مي‌پيوندد.
بازيگران: جمشيد هاشم‌پور،كورش تهامي، آتنه فقيه نصيري، علي دهكردي، كاوه سماك باشي از جمله بازيگران اين فيلم هستند.

آواز گنجشك‌ها (مجيد مجيدي)
خلاصه داستان: اين فيلم داستان كريم كارگر مزرعه پرورش شترمرغ است كه در حاشيه شهر در خانه كوچكش خوبي دارد. حوادثي در مزرعه منجر به اخراج كريم از كار مي شود. او براي انجام كاري به شهر مي‌آيد و در آنجا اتفاقاتي زندگيش را دستخوش تغيير مي‌كند.
بازيگران:‌رضاناجي،مريم اكبري،حامد آغازي، پوياصالحي، محمدرضا شيمي، شبنم اخلاقي، نشاط نظري، حسن رضايي و كامران دهقان.

احضار شدگان (آرش معيريان)
خلاصه داستان: «احضار شدگان» فضايي معمايي دارد كه با دلهره در هم آميخته و از فضايي نو در ميان آثار سينمايي اين سال‌ها برخوردار است. اين فيلم داستان درگيري يك خواهر وبرادر است.
بازيگران:مهدي سلوكي، زيبا بروفه، شهرام حقيقت‌دوست، فرهاد قائميان و مهدي اميني‌خواه.

استشهادي براي خدا (عليرضا اميني)
خلاصه داستان: «استشهادي براي خدا» درباره يك راهبان قديمي قطار است كه در روزهاي پاياني زندگي‌اش، براي جبران اتفاقات گذشته به روستاي زادگاه خود بازمي‌گردد. او درصدد تهيه استشهادي براي خداست تا آسوده بميرد.
بازيگران: جمشيد هاشم‌پور، احمد مهرانفر، محسن طنابنده، علي سرابي، سروناز مستوفي، هاله گرجي، محمود محكمي، ميثم كزازي، حميدرضا هدايتي، رسول ادهمي، فريدون عبدالهيان،فرزانه ارسطو.

انعكاس(رضا كريمي)
خلاصه داستان: «انعكاس» داستان زوج جواني است كه هركدام بي اراده در معرض آزمون سخت اثبات وفاداري قرار مي گيرند. آنها تنها دوراه پيش رو دارند. انتخاب نهايي هريك از آنها، انعكاسي را در زندگي مشتركشان رقم خواهد زد.
بازيگران: مهناز افشار، كامبيز ديرباز و حميد گودرزي. با معرفي: شهره قمر. ساير بازيگران: بيتا سحرخيز، رضا رضوي.

باد در علفزار مي‌پيچيد (خسرو معصومي)
خلاصه داستان: شوكا دختر جواني است كه به علت فقر خانواده مجبور شده به ازدواج با پسري عقب‌افتاده تن در دهد تا كمي از بار مالي خانواده كم شود. اما جليل، شاگرد خياط، دل در گرو شوكا دارد.
بازيگران:‌الناز شاكردوست، حسين عابديني،رضا ناجي،جمال اجلالي،مائد طهماسبي،مهران رجبي بازيگران اين فيلم هستند.

به همين سادگي (سيدرضا ميركريمي)
خلاصه داستان: فردا براي امير روز مهمي است. او در يك مسابقه بين‌المللي معماري شركت كرده و بايد و بايد در رقابت با شركت‌هاي خارجي موفق شود. همسر او طاهره به دنبال آن است كه محيط آرامي در خانه برايش ايجاد كند، اما به خاطر سفر دخترشان و مجلس عروسي كه در همسايگي آنها در جريان است، طاهره با مشكلات زيادي روبرو مي‌شود.
بازيگران: هنگامه قاضياني، مهران كاشاني، نيره فراهاني، هاله هماپور، نسترن همدم علي، محمد جواد جعفرپور و بهنوش صادقي.

پرچم‌هاي قلعه كاوه (محمدنوري زاد)
خلاصه داستان:بخشي از داستان اين فيلم، به هجوم مغولان مربوط است. عده‌اي از مرز نشينان در برابر مغولان ايستادگي مي‌كنند، جمعي از آنان را از پا در مي‌آورند و خود نيز مظلومانه از پا در مي‌آيند. اين فيلم، به انعكاس غيرتمندي و رشادت ايرانيان از يك سو و ايمان و معرفت آنان از ديگر سو پرداخته است.
بازيگران: داود رشيدي، بهزاد فراهاني، رضا صفايي‌پور، محمد صادقي، شهاب حسيني.

تولدي ديگر (عباس رافعي)
خلاصه داستان:زهير ملوان جواني است كه در جستجوي زندگي بهتر، همسر باردارش را رها كرده و در يك كشتي مصري به كار مشغول است. ولي هنگامي كه درمي‌يابد همسرش، در جنگ مفقود شده به لبنان بر‌مي‌گردد و به جستجوي همسرش مي‌پردازد.
بازيگران: طلال جردن - علي طحان - دارين حمزه - ادوارد هاشم - پل سليمان - فاطيما حمدان - مونا كريم - علي حمزه.

جعبه موسيقي (فرزاد موتمن)
خلاصه داستان:«جعبه موسيقي» يك درام ماورايي بوده و از مضموني ديني برخوردار است. قصه اين فيلم درباره پسربچه‌اي است كه براثر يك اتفاق با فرشته‌اي آشنا مي‌شود و اين آشنايي خود ماجراهايي را به همراه دارد.
بازيگران:رامبد جوان،نيكي كريمي،شاهرخ فروتنيان، ارسلان قاسمي،جمشيد گرگين،نگار جواهريان،مرتضي احمدي،داريوش اسدزاده،طناز طباطبايي،كيانوش گرامي،فرهاد بشارتي،سيروس ميمنت،حميد مولوي،سيده عاطفه موسوي سلحشور،بهنام داوري و علي اصغر محمدي.

حس پنهان (مصطفي رزاق كريمي)
خلاصه داستان: «حس پنهان» داستاني را در يك بستر اجتماعي تعريف مي‌كند. فيلم روايتگر زندگي امير و سيمين زوجي جوان است كه زندگي آنها با ورود زني دستخوش دگرگوني مي‌شود.
بازيگران: محمدرضا فروتن، مهتاب كرامتي، آتيلا پسياني، شهره سلطاني، حامد بهداد، نيوشا ضيغمي و شيوا بلوريان.

خاك آشنا (بهمن فرمان آرا)
خلاصه داستان: نامدار‌ (رضا كيانيان) نقاش و هنرمندي است كه در گريز از هياهوي مركز به روستايي در كردستان پناه برده و سال‌ها است به خلق آثار خود مشغول است. ورود خواهرزاده جوان او به محيط روستا در كنار وقايعي كه در محيط روستا رخ مي‌دهد، باعث تغييري شگرف در زندگي نامدار مي‌شود و او را وا مي‌دارد كه در شيوه زندگي خود بازنگري كند.
بازيگران: رضا كيانيان، بابك حميديان، مريم بوباني، بيتا فرهي، رويا نونهالي، نيكو خردمند، هدايت هاشمي، رعنا آزادي‌ور و...

خواب زمستاني (سيامك شايقي)
خلاصه داستان:«خواب زمستاني» به ماجراي سه خواهر از سه نسل مختلف مي‌پردازد كه با هم زندگي مي‌كنند و درگير مشكلاتي مي‌شوند...
بازيگران:‌ فاطمه معتمدآريا، پگاه آهنگراني، لادن مستوفي، شاهرخ فروتنيان، عمار تفتي، فرشيد منافي، مجيد زارع‌كار و...

در ميان ابرها (سيدروح اله حجازي)
خلاصه داستان: گاري‌ها مي‌تازند. بارها در مرز جابه‌جا مي‌شوند و مسافران در تكاپوي رفتن. يك گاري مالك بار نورا است. مالك بار نورا را بردوش دارد و انتظار مي‌كشد تا بيايد و ...
بازيگران: الناز شاكردوست - يونس غزالي - رضا مختاري - بهمن عيوق - مالك حدپور سراج - سيد مهرداد ضيايي - فريد كشكولي - مهران امام بخش - امير سفيري - سعيد وكيلي - مهدي ملاك - نويد محمدزاده - مجتبي دربندي - احسان عاضدي - حسين حيدري و رئوف دلفي.

ستايش (محمدرضا رحماني)
خلاصه داستان: داستان اين فيلم كه فيلمنامه‌اش را رحماني نوشته است روايتگر داستان مادر و دختري است كه زندگي آرامي دارند اما با ورود غريبه‌اي به حريم زندگي آنها، زندگي‌شان دستخوش تغيير مي‌شود.
بازيگران: حسن پورشيرازي،حسين محجوب،مريم كاوياني،خاطره اسدي، محمود مقامي،مهدي ماهاني.

سهم گم‌شده (حسن نجفي)
خلاصه داستان: مادرم وقتي گيسهاي بلندم را مي بافت قصه هايش غصه مي شدند، يك روز مادرم مرا صدا زد براي اين كه گيس هاي بلندم را ببافد، قصه آن روز او زندگي من بود....
بازيگران: كامران يونس، مهربان خانلار اوا و...

شب (رسول صدرعاملي)
خلاصه داستان: اپيزود اول از مجموعه فيلم‌هايي كه داستان ورود و خروج زائران به شهر مقدس مشهد و ماجراهاي مرتبط با سفر آنها را بازگو مي‌كند.
بازيگران: عزت‌الله انتظامي، خسرو شكيبايي و امين حيايي.

فرزند خاك(محمدباشه آهنگر)
خلاصه داستان: «تلخ عين عسل» درباره همسر مرد مفقودالاثري است كه سال‌هاست در انتظار بازگشت مردش است تا اين كه به او خبر مي‌دهند پيكر همسرش را نيروهاي تفحص در كردستان پيدا كرده‌اند، او راهي سفر شده و در اين راه با دختري كرد همراه مي‌شود و...
بازيگران: شبنم مقدمي، نقش دختر كرد، مهتاب نصيرپور نقش مينا و قاسم زارع نقش فرمانده نيروهاي تفحص را بازي مي‌كنند.

كنعان (ماني حقيقي)
خلاصه داستان: داستان و حواشي زندگي يك زوج را به تصوير مي‌كشد.
بازيگران: محمدرضا فروتن، بهرام رادان، ترانه عليدوستي، افسانه بايگان، حسن معجوني، مهرداد صديقيان، مينا نوروزي.

محيا (اكبر خواجويي)
خلاصه داستان: بر سر راه «جاويد» دختري به نام «محيا» پيدا مي شود كه به او دل مي بندد، اما «جاويد» براي رسيدن به «محيا» با مشكلاتي روبرو مي شود كه خارج از تصور اوست و «جاويد» را در شرايط غيرقابل باور قرار مي دهد.
بازيگران: شهاب حسيني، الهام حميدي، آزيتا حاجيان، برزو ارجمند، مجيد سعيدي، مرضيه خوش تراش، مهسا كرامتي، مريم بوباني و انوشيروان ارجمند.

هامون و دريا (ابراهيم فروزش)
خلاصه داستان:‌داستان اين فيلم،قصه هامون نوجوان دوتارنوازي است كه به همراه مادر بزرگش در روستايي زندگي مي‌كند و بين او و دختر عمويش دريا عشقي فرازميني جاري است تا اين كه بيماري دريا (دختر قاليباف روستايي) هامون و تعدادي از نوجوانان روستا را به كوير مي‌كشاند تا آنها با گذر از ‌آن مسير پر خطر براي دريا دارو تهيه كنند و عشق واقعي اين دو دلباخته معنا پيدا كند.
بازيگران: در اين فيلم بازيگراني بومي و محلي به ايفاي نقش مي‌پردازند.

هميشه پاي يك زن در ميان است(كمال تبريزي)
خلاصه داستان:
بازيگران: حبيب رضائي، گلشيفته فراهاني، آهو خردمند، اسماعيل خلج، حسن معجوني، صبا كمالي،حبيب‌الله حداد، سياوش چراغي‌پور، شبنم مقدمي، مژگان جودي و هنگامه صالحي. با هنرمندي: مهران مديري و با حضور رضا كيانيان، تهيه‌كننده: محسن علي‌اكبري.

فيلم‌هاي رزرو
انتهاي زمين(ابوالفضل صفاري)

خلاصه داستان:حجت، مرد ميانسالي است كه بيست سال پيش، پياده از شمال ايران به جنوبي ترين منطقه كشور آمده و در كنار ساحل درياي عمان به صورت بدوي، و دور از مردم زندگي مي كنند....
بازيگران: حجت اله داداشي قزويني، مسعود مهرگان، نيلوفر اديب‌فر، النا فررت، ژف مليجك، سعيد معظمي، بيژن سيفان، شهاب فرضعلي، احمدرضا اكبري و...

سبز كوچك (غلامرضا رمضاني)
خلاصه داستان: «سبز كوچك» قصه كودكي را به تصوير مي‌كشد كه در نيمه شعبان در انتظار ظهور حضرت مهدي(عج) است.
بازيگران:حسين محجوب،رضا فياضي و بازيگر كودك محمدرضا حسين‌آبادي و...

حقيقت گم‌شده (محمد احمدي)
خلاصه داستان: اين فيلم با نام قبلي «چگونه اركستر هماهنگ مي‌شود؟»،‌بر اساس فيلمنامه‌اي از محمود غلامي، سيدرضا خطيبي‌سرابي، مهدي حسين‌نژاد، محمد احمدي و طرحي از علي حدادي نوشته شده و نگاهي به زندگي سه خانواده دارد كه تقدير باعث ارتباطاتي بين آنها مي‌شود.
بازيگران: حميد فرخ نژاد،پريوش نظريه، محمد مهرانفر،مريم رهبري و ستاره چالاكي.

هر شب تنهايي (رسول صدرعاملي)
خلاصه داستان: عطيه نويسنده و مجري يك برنامه خانوادگي راديوست. او هر روز به پرسش‌هاي شنوندگان پاسخ مي‌دهد و به آنان توضيح مي‌دهد كه چگونه مي‌توانند زندگي زاشويي بهتري داشته باشند. عطيه به مشهد آمده و درگير مناسبات خود با همسرش و مشكل حل نشدني خود با اوست...
بازيگران: ليلا حاتمي، حامد بهداد.

قرنطينه (منوچهر هادي)
خلاصه داستان: «قرنطينه» عشق دختر و پسري جوان را به تصوير مي‌كشد كه براي ازدواج با مانعي روبرو مي‌شوند.
بازيگران: حميد گودرزي، نيوشا ضيغمي، رضا عطاران، رضا رويگري، خاطره حاتمي، سجاد قراگزلو و شهره سلطاني و با حضور افسانه بايگان، ديگر بازيگران: ايمان صفا، سيروس اسنقي، بهشاد شريفيان، شيرين ايزدي، مونيا جمالپور، رضا سخايي، هيلدا خسروي، عليرضا اسدي، سارا زرين‌كفش، سمن كمالي، مهناز رضازاده، بهاره قاضي، سميرا رضازاده.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه چهارم بهمن 1386 و ساعت 2:37 |
در پي كنار ماندن سه فيلم «دايره زنگي»، «آتشكار» و «صد سال به اين سالها»؛ توصیه شدید اصولگرایان: در آستانه انتخابات، هیچ فیلمی از جشنواره فجر خارج نشود
در پي كنار ماندن سه فيلم «دايره زنگي»،  «آتشكار» و «صد سال به اين سالها»؛ توصیه شدید اصولگرایان: در آستانه انتخابات، هیچ فیلمی از جشنواره فجر خارج نشود


سينماي ما- در پي اعلام فهرست فيلم‌هاي حاضر در بخش‌هاي مختلف جشنواره فيلم فجر، واكنش‌هاي مختلفي در حوزه‌هاي فرهنگي و سياسي ايجاد شد. اگرچه خبر خارج شدن سه فیلم از بخش اصلی جشنواره فیلم فجر قطعی شده ، اما اطلاعات دریافتی بسیار مهمی حاکی از آن است كه برخی هنرمندان اصولگرا که بسیار به دولت اصولگرای احمدی نژاد علاقه مندند، به شدت توصه کرده اند كه هیچ فیلمی از جشنواره فیلم فجر خارج نشود. به اعتقاد این افراد، این اقدام در آستانه انتخابات تاثیر بسیار منفی در افکار عمومی خواهد داشت و دوستداران دولت اصولگرای احمدی نژاد نگران این موضوع هستند.
بنا به اين گزارش، اسامي فيلمهاي بخش مسابقه اعلام شده است اما برخي همچنان در حال رايزني براي حضور اين فيلمها هستند. از سویی دیگر گفته می شود اصلاح طلبان و رسانه های نزدیک به آنها به شدت منتظر مانور دادن برهرگونه خبر منفی در زمینه جشنواره فیلم فجر هستند و قرار است اخبار،تحلیلها و گزارشهای بسیار زیادی دراین زمینه منتشر کنند .
جشنواره فیلم فجر مهمترین رویدادهنری درایران است که هرساله توجه بسیاری را به خود جلب می کند.
دايره زنگي،  آتشكار و صد سال به اين سالها سه فيلمي هستند كه به دليل مضامين بحث برانگيزشان از حضور در بخش اصلي جشنواره حذف شدند


+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه چهارم بهمن 1386 و ساعت 2:24 |
فارس: دبيرخانه جشنواره فيلم فجر اسامي 23 فيلم بلند ايراني بخش سوداي سيمرغ- مسابقه سينماي ايران و 5 فيلم رزرو اين بخش را اعلام كرد.

فيلم هاي 1- "آتش سبز" (محمدرضا اصلاني) 2- "آن مرد آمد" (حميد بهمني) 3- "آواز گنجشك ها" (مجيد مجيدي),4- "احضار شدگان" ( آرش معيري) 5-"استشهادي براي خدا" (عليرضا اميني) 6- "انعكاس" (رضا كريمي) 7-"باد در علفزار مي پيچيد" (خسرو معصومي) 8- "به همين سادگي" (سيدرضا ميركريمي) 9- "پرچم‌هاي قلعه كاوه" (محمدنوري زاد)10 – "تولدي ديگر" (عباس رافعي) 11-"جعبه موسيقي" (فرزاد موتمن) 12- "حس پنهان" (مصطفي رزاق كريمي) 13- "خاك آشنا" (بهمن فرمان آرا) 14- "خواب زمستاني" (سيامك شايقي) 15-"در ميان ابرها" (سيدروح اله حجازي) 16 –"ستايش" (محمدرضا رحماني) 17-"سهم گم شده" (حسن نجفي) 18-"شب" (رسول صدرعاملي) 19-"فرزند خاك" (تلخ عين عسل) از محمدباشه آهنگر 20- "كنعان" (ماني حقيقي) 21-"محيا" (اكبر خواجويي) 22-"هامون و دريا" (ابراهيم فروزش) 23-"هميشه پاي يك زن در ميان است" ( كمال تبريزي) در بخش سوداي سيمرغ رقابت مي كنند.

همچنين فيلم هاي 1-"انتهاي زمين" ( ابوالفضل صفاري) 2-"سبز كوچك" (غلامرضا رمضاني), 3- "حقيقت گمشده" (محمد احمدي) ,4- "هر شب تنهايي" (رسول صدرعاملي) و 5- "قرنطينه" (منوچهر هادي) به عنوان فيلم هاي رزرو بخش مسابقه سينماي ايران انتخاب شده‌اند.

"محمد بزرگ نيا" , "محمدرضا تخت كشيان" , "پوران درخشنده" , "مجيد رضابالا" ، جمال شورجه , "محمد ابراهيم صلواتي فر" , "داريوش فرهنگ" , "مجتبي مشيري" و "محمد حسين نيرومند" اعضاي هيات انتخاب بخش سينماي ايران جشنواره بودند كه كار گزينش آثار را از اوايل دي ماه آغاز كردند.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه چهارم بهمن 1386 و ساعت 2:20 |
پوريا پورسرخ هم به جمع فروتن و ديرباز پيوست
پوريا پورسرخ هم به جمع فروتن و ديرباز پيوست


سينماي ما - اواخر همين هفته بازي «كامبيز ديرباز» و «پوريا پورسرخ» در فيلم «عيار14»(پرويز شهبازي) آغاز مي‌شود و اين دو بازيگر به «محمدرضا فروتن» مي‌پيوندند. فيلمبرداري «عيار14» كه از 27 دي با بازي «محمدرضا فروتن» در سرعين آغاز شده بود، كماكان ادامه دارد.
بنا بر اين گزارش، گروه به مدت يك ماه روزكاري دارند و پس از يك ماه، صحنه‌هاي شبانه فيلم «عيار14» جلوي دوربين علي لقماني خواهد رفت.
بر اساس پيش‌بيني‌ها، فيلمبرداري اين فيلم تا اواسط اسفند به پايان خواهد رسيد.
«عيار 14» بعد از مسافر جنوب، نجوا و نفس عميق تازه‌ترين فيلم پرويز شهبازي در مقام كارگرداني است.
عوامل سازنده اين فيلم عبارتند از:
نويسنده، تهيه‌كننده و كارگردان: پرويز شهبازي، مدير فيلمبرداري: علي لقماني، مديرتوليد: حميد مولوي، صدابردار: منصور شهبازي، چهره پردازان: علي جواد پور، الهام يعقوبي، گروه كارگرداني: نويد ميهن‌دوست، محمد نياكان، مريم مرادي، دستيار يك فيلمبردار: عباس رحماني‌پور، گروه فيلمبرداري: فرهاد كريمي، افشين بندي، كمند حسين‌زاده، رضا گل‌كرمي، گروه صحنه و لباس: مهدي پورموسي، مهدي ستاري، عكاس: ايليا قرباني، دستيار صدا: هادي ساعد محكم، مدير تداركات: علي‌اصغر رسولي.
بازيگران: محمدرضا فروتن، كامبيز ديرباز، پوريا پورسرخ و مهشيد افشارزاده و...


+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه چهارم بهمن 1386 و ساعت 2:7 |
شريفي‌نيا در فيلم حاتمي‌كيا بازي مي‌كند؛ آن هم در 4 نقش
شريفي‌نيا در فيلم حاتمي‌كيا بازي مي‌كند؛ آن هم در 4 نقش


سينماي ما - سعيد هاشمي: فيلمبرداري "دعوت" آخرين فيلم ابراهيم حاتمي‌كيا در تهران ادامه دارد و هر روز خبرهاي تازه‌اي از آن به گوش مي‌رسد. خبرهايي كه بعضي از آن‌ها براي مخاطبان سينما غريب به نظر مي‌رسد. پس از جنجالي كه به خاطر حضور محمدرضا گلزار و مهناز افشار در اين فيلم به پا شد، حالا نوبت محمدرضا شريفي‌نياست كه خبر حضورش در چهار نقش در اين فيلم برسد. شريفي‌نيا در اين فيلم در چهار نقش سواركار، اسكي‌باز، زنداني و لات ظاهر خواهد شد. پس از به نام پدر، حاتمي‌كيا فيلمي روي پرده نبرده و توفيق يا عدم توفيق دعوت، در مسير كاري او نقش مهمي خواهد داشت. به خصوص كه مجموعه تلويزيوني حلقه سبز، برخي از تماشاگران تلويزيون و هواداران فيلمساز را راضي نكرده است.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه چهارم بهمن 1386 و ساعت 1:56 |
جمشید مشایخی مجدداً بستری شد
زمان ترخيص مشايخي از بيمارستان آتيه هنوز مشخص نيست.
ایسنا: جمشيد مشايخي روز سه شنبه در حال ترخيص از بيمارستان، به‌علت مشكلات تنفسي دوباره بستري شد.

اين بازيگر پيشكسوت تئاتر و سينماي ايران كه از 10 روز گذشته ـ 22 دي‌ماه ـ به دليل انسداد روده در بيمارستان آتيه‌ي تهران بستري شده بود و تحت عمل جراحي قرار گرفت، ظهر سه شنبه ـ دوم بهمن‌ماه ـ در حال مرخص شدن از بيمارستان بود، كه به‌علت عارضه‌ي تنفسي، بنا بر تشخيص پزشك معالج، در بيمارستان ماند.

زمان ترخيص مشايخي از بيمارستان آتيه هنوز مشخص نيست.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه چهارم بهمن 1386 و ساعت 1:49 |
مرگ اسرار آمیز بازیگر سرشناس
تهران- خبرگزاری ایسکانیوز:مرگ اسرار آمیز «هیت لجر» هنرپیشه استرالیایی «هالیوود» پلیس جنایی نیویورک را برای کشف کلید معما به تکاپو انداخت.

کارآگاهان بررسی سه فرضیه «خودکشی» ، «مرگ بر اثر زیاده روی در مصرف مواد مخدر » و «جنایت» را در دستور کارشان قرار داده اند
به گزارش روزچهار شنبه گروه حوادث ایسکانیوز:جنازه «هیت لجر» 28 ساله، دیروز در خانه اش (منهتن) پیدا شد.
این هنرپیشه سرشناس سینمای «هالیوود» از جمله در فیلم های:وطن پرست(Patriot) و ضیافت هیولاها (Monster's Ball) هنر نمایی کرده بود.همچنین به خاطر فیلم«کوه بروکبک» در سال 2005 نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین هنرپیشه مرد شد.
سخنگوی پلیس جنایی نیویورک می گوید:کنار جنازه او قرص های خواب پیدا شده است و پزشکی قانونی درباره احتمال مرگش بر اثر زیاده روی در مصرف مواد مخدر تحقیق می کند.
«پل براون» می افزاید:مستخدم «هیت لجر» عصر سه شنبه پس از ورود به خانه با جنازه روبه رو شد.گزارش ایسکانیوز می افزاید، کارآگاهان بررسی سه فرضیه «خودکشی» ، «مرگ بر اثر زیاده روی در مصرف مواد مخدر » و «جنایت» را در دستور کارشان قرار داده اند.
این قربانی، سپتامبر 2007 از دوست دخترش «میشل ویلیامز»جدا شده بود.«هیت لجر» در فیلم جدید «بتمن، شوالیه تیره» که به زودی اکران خواهد شد بازی کرده است.525/110
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه چهارم بهمن 1386 و ساعت 1:46 |
مرگ مشکوک بازیگر نامزد اسکار
اين بازيگر 28 ساله متولد استراليا بوده است و هنوز مشخص نشده كه آيا مرگ وي خودكشي بوده است يا خير.
فارس: به گفته پليس آمريكا جسد "هيث لجر" هنر پيشه هاليوودي سه‌شنبه در آپارتماني در منهتن در حالي پيدا شد كه برهنه در تختخواب قرار داشت و چند قرص خواب نيز در كنار او بود.


اين بازيگر 28 ساله متولد استراليا بوده است و هنوز مشخص نشده كه آيا مرگ وي خودكشي بوده است يا خير.

جسد وي زماني كشف شد كه يكي از اهالي آپارتمان قصد داشت تا پيغامي را كه براي قرار ملاقات براي "لجر" داده شده بود را به او تحويل دهد. در حالي كه منطقه به شدت تحت حفاظت پليس قرار گرفت عده زيادي از مردم و خبرنگاران در محل و روبه‌روي آپارتمان تجمع كرده بودند.

پليس نيويورك اعلام كرده كه قرار است كالبد شكافي جسد اين بازيگر جوان چهارشنبه انجام شود.

"لجر" بازيگري بود كه در انتخاب نقش‌هايش دقت زيادي داشت و آخرين فيلم او به نام "من آن‌جا نيستم" با بازيگري "كت بلانشت"اخيراً به اكران درآمد. "بلانشت" به خاطر بازي در اين فيلم نامزد اسكار امسال شده است.

"لجر" در سال 1979 در "پرث" در غرب استراليا متولد شده و در 10 سالگي در نخستين نقش سينمايي خود ظاهر شد. وي در سال‌هاي اخير به علت انحرافات اخلاقي به عنوان يك همجنس‌باز مطرح شده بود و با بازي در فيلمي به نام "كوهستان بروكبكـ" با همين مضمون نامزد دريافت جايره اسكار هم شده بود.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه چهارم بهمن 1386 و ساعت 1:42 |
مرور ایسکانیوز بر 25 دوره جشنواره فیلم فجر(12)
عزت اله انتظامی و فاطمه معتمد آریا بهترین بازیگران جشنواره دوازدهم
تهران – خبرگزاری ایسکانیوز: دوازدهمین جشنواره فیلم فجرکه در سال 72 برگزار شد،شاهد تلاش های فیلمسازان برای به تصویر کشیدن فرهنگ جبهه و جنگ بود.

به گزارش روز یکشنبه گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران "ایسکانیوز " فیلمنامه، اصلی ترین رکن سینماست و آنچه سینمای فعلی ما از آن رنج می برد، ضعف فیلمنامه است. به نظر می رسد که قدر و منزلت این پایه بنیادین هنوز در ذهن بسیاری از تهیه کنندگان و دست اندرکاران سینما، آنچنانکه باید و شاید جای نگرفته است.

متن فوق بخشی از بیانیه هیات داوران دوازدهمین جشنواره فیلم فجر بود که نشان دهنده ضعف فیلم نامه در آغاز دهه 70 در سینمای ایران و تلاش برگزار کنندگان جشنواره فجر برای رفع این معضل بود.

دوازدهمین جشنواره فیلم فجر در دو بخش "سینمای ایران" و "سینمای بین الملل" برگزار شد که سینمای ایران شامل: مسابقه ،مسابقه ی فیلم های اول و دوم ،مسابقه ی مواد تبلیغاتی فیلم ها ،پوستر،عکس،آنونس و سینمای بین الملل نیز شامل: کنگره ی فیلمسازان مسلمان ،جشنواره جشنواره ها ،نمایش های ویژه: الف: اصلی، ب: سده دوم، ج: الکساندر داوژنکو،د: سینمای اکو، ه: بزرگداشت ورنر هرتسوگ، و: سینمای فرانسه، قاعده و بی نظمی، ز: سه گانه ی اورفه، ح: سینما و هنرهای رزمی، ط: سینمای ژاپن و ادبیات، ی: هلند، سینما و هنرهای دیگر و ره آورد اصفهان :الف: گودزیلا از آغاز تا امروز بود.

در این دوره از جشنواره بیش از 80 فیلم شرکت داشتند و از کارگردانان حاضر می توان به : مجید مجیدی،مسعود کیمیایی ،رخشان بنی اعتماد ،علیرضا داوودنژاد، سیروس الوند،محسن مخملباف، کیومرث پوراحمد،داریوش مهرجویی،کیانوش عیاری ،احمدرضا درویش،ابراهیم حاتمی کیا، بهروز افخمی وعباس کیارستمی اشاره کرد.

لیست جوایز اهدا شده در جشنواره دوازدهم بین المللی فیلم فجربه شرح زیر است:
تقدیر
تاواریش (1372) مهدی فخیم زاده نقش دوم مرد
همسر (1372) بهترین فیلمنامه
تیک تاک (1371) شیرین بینا نقش دوم زن
حماسه مجنون (1371) محمد درمنش بهترین فیلمبرداری

جایزه ویژه هیأت داوران
دره هزار فانوس (1372) فریدون دانشمند بهترین فیلمنامه
تیک تاک (1371) محمدعلی طالبی بهترین کارگردانی
حماسه مجنون (1371) جمال شورجه بهترین کارگردانی

دیپلم افتخار
ایوب پیامبر (1372) شبکه دوم بهترین فیلم اول
ایوب پیامبر (1372) نامشخص بهترین فیلم اول
پایان کودکی (کودک قهرمان) (1372) امیر اسماعیلی بهترین بازیگر نوجوان
خاکستر سبز (1372) پاول هرتل بهترین موسیقی متن
نان و شعر (1372) پروین دخت یزدانیان نقش اول زن
سارا (1371) ایرج گل افشان نمونه فیلم (آنونس)
هنرپیشه (1371) رضا عابدینی پوستر (اعلان دیواری)
یکبار برای همیشه (1370) بهروز صادقی بهترین عکاسی

دیپلم افتخار ویژه هیأت داوران
آخرین شناسایی (1372) حوزه هنری بهترین فیلم اول

سیمرغ بلورین
بلندیهای صفر (1372) ناصر چشم آذر بهترین موسیقی متن
بلندیهای صفر (1372) ملک جهان خزاعی بهترین صحنه آرایی
بلندیهای صفر (1372) مهران روحانی بهترین چهره پردازی
جنگ نفتکشها (1372) محمد بزرگ نیا بهترین کارگردانی
چشم شیطان (1372) حسن پویا بهترین فیلمبرداری
چشم شیطان (1372) ناصر چشم آذر بهترین موسیقی متن
چشم شیطان (1372) حسین زندباف بهترین تدوین
روز فرشته (1372) عزت اله انتظامی نقش اول مرد
سجاده آتش (1372) بنیاد سینمایی فارابی بهترین فیلم اول
سجاده آتش (1372) بهترین فیلم اول
سجاده آتش (1372) محسن روزبهانی بهترین جلوه های ویژه
همسر (1372) بهمن حیدری بهترین صدابرداری
همسر (1372) فاطمه معتمدآریا نقش اول زن
بازیچه (1371) نیکو خردمند نقش دوم زن
بر بال فرشتگان (1371) صمد تواضعی نمونه فیلم (آنونس)
تونل (1371) نمونه فیلم (آنونس)
تیک تاک (1371) محمدعلی طالبی بهترین فیلمنامه
تیک تاک (1371) هوشنگ مرادی کرمانی بهترین فیلمنامه
حماسه مجنون (1371) جعفر دهقان نقش دوم مرد
حماسه مجنون (1371) بهروز شهامت بهترین صداگذاری
بدوک (1370) محسن سیدمحمودی پوستر (اعلان دیواری)
هور در آتش (1370) عزیزاله حمیدنژاد بهترین کارگردانی
هور در آتش (1370) مهرشاد کارخانی بهترین عکاسی

در این دوره از جشنواره 37 کشور خارجی در بخش های مختلف حضور داشتند که این تعداد شرکت کننده در تاریخ جشنواره بی سابقه بوده است.فهرست کامل کشور های شرکت کننده در دوره دوازدهم به شرح زیر است: آذربایجان، آلمان، آمریکا، ازبکستان، اسلواک ،انگلستان،اوکراین،ایتالیا،بلژیک،بلغارستان،بنگلادش،بوسنی، پاکستان،ترکمنستان،ترکیه، چک،چین، دانمارک ،روسیه، ژاپن، سنگال، سوئد، سوئیس، سودان، سوریه، فرانسه،فلسطین اشغالی، فنلاند، قرقیزستان،قزاقستان، کانادا، لبنان، مالزی،مراکش،هندوستان،هنگ کنگ و یونان.

مهدی شجاعی ، جواد شمقدری، سعید صادقی ، سیدمحمد فدوی ، اصغر فهیمی فر،عباس کیارستمی ، مجید مجیدی و فریدون ناصری داوران بخش های مختلف جشنواره دوازدهم بودند.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه سوم بهمن 1386 و ساعت 2:58 |
احتمال محروميت برخي فيلم‌ها از حضور در فجر
اعتماد ملي نوشت: امروز بعدازظهر اگر جلسه اعضاي هيات انتخاب 9 نفره سينماي ايران به نتيجه برسد، اسامي فيلم‌هاي نهايي حاضر در بخش مسابقه بيست‌وششمين جشنواره فيلم فجر مشخص مي‌شود.

اين هيات مسئوليت انتخاب آثار بخش‌هاي مختلف سينماي ايران در جشنواره را بر عهده دارد، اما بر اساس اخبار رسيده از منابع موثق به نظر مي‌رسد اختلا‌ف نظر بين اعضا زياد است؛ هيات انتخابي كه از متنوع‌ترين هيات‌هاي سينمايي انتخاب شده‌ طي 26 دوره گذشته جشنواره است. در يك سوي آن پوران درخشنده، محمد بزرگ‌نيا و داريوش فرهنگ است و در سوي ديگر جمال شورجه، محمدحسين نيرومند و محمدابراهيم صلواتي‌فر.

هميشه پاي يك زن در ميان است ‌
در بين هيات انتخاب اختلا‌ف درباره فيلم‌هاي راه‌يافته به بخش‌هاي مختلف جشنواره وجود دارد و برخي فيلم‌ها از نظر برخي از اعضا امكان حضور در جشنواره را ندارند و فيلم‌هايي همچون «آتشكار» و «هميشه پاي يك زن در ميان است» و «دايره زنگي» از آن جمله‌اند. اگر چنين اتفاقي بيفتد احتمالا‌ اين فيلم‌ها نه‌تنها نمي‌توانند مجوز شركت در جشنواره امسال را بگيرند و در اين رقابت سالا‌نه شركت كنند كه نمايش آنها بعد از جشنواره هم با دشواري روبه‌رو خواهد شد. تا روز 15 دي خبرها بر حضور فيلم‌ «هميشه پاي يك زن در ميان است» ساخته كمال تبريزي در جشنواره دلا‌لت مي‌‌كند و جلوه‌هاي ويژه آن نيز تهيه شده بود؛ فيلمي كه تهيه‌كننده دوست داشت تنها چند نمايش محدود در بخش جنبي داشته باشد تا تازگي فيلم از دست نرود. فيلمي كمدي كه با يك جمله و در همان گزارش پشت صحنه‌هايي كه منتشر شد در آن اعلا‌م مي‌شد اين بار تبريزي به سراغ زنان رفته است تا بگويد در هر دعوايي اگر بگردي «هميشه پاي يك زن در ميان است». حبيب رضايي با گريم متفاوت و گل‌شيفته در كنار مهران مديري و رضا كيانيان در اين فيلم بازي مي‌كنند. ‌

‌ اين روزها شايعه شده است اين فيلم امكان اكران و نمايش ندارد، البته بايد منتظر ماند و ديد و اميدوار بود اين اتفاق نيفتد.

يك منبع موثق به اعتماد ملي مي‌گويد كه يكي از علل تاخير در اعلا‌م فيلم‌هاي راه‌يافته به بخش‌هاي مختلف جشنواره نيز همين اختلا‌ف‌نظر‌ها و فشارهاي احتمالي براي حذف برخي از فيلم‌ها است.

هميشه اين حرف‌ها بوده است
اما حبيب ايل‌بيگي مدير روابط عمومي جشنواره اين خبرها را تاييد نمي‌كند و درباره اعلا‌م زمان نهايي اسامي فيلم‌هاي بخش مسابقه سينماي ايران به اعتماد ملي مي‌گويد: اعضاي هيات انتخاب، امروز (يكشنبه) بعدازظهر جلسه دارند و در صورت رسيدن به نتيجه نهايي اسامي فيلم‌‌ها اعلا‌م مي‌شود.

او درباره تاخيري كه در زمينه اعلا‌م اسامي فيلم‌ها پيش آمده، مي‌گويد: ديدن فيلم‌ها هنوز تمام نشده است. هيات انتخاب هر روز فيلم‌ها را مي‌ديدند و حتي در روز تاسوعا هم آنها فيلم ديدند، اما تعطيلي‌ها و اين برف و سرما باعث تاخير شده است.

انگار هميشه وقتي نزديك جشنواره مي‌شود صحبت درباره فيلم‌هايي شروع مي‌شود؛ درباره اينكه فيلمي مي‌آيد يا نمايش داده مي‌شود يا خير، برخي‌ها اين صحبت‌ها را مي‌گذارند به حساب تبليغ و انگار همه اين سال‌ها هم هر بار نام فيلمي مطرح بوده است، يك بار سنتوري و آفسايد و بار ديگر...

شايعه‌ها هم قبل از تصميم‌گيري‌ها مي‌‌آيند. اين‌بار البته نوبت به فيلم‌هايي همچون «هميشه پاي يك زن در ميان است» رسيده است.

به هر حال حبيب ايل‌بيگي تاكيد دارد كه تمام فيلم‌ها ديده شده‌اند، حتي فيلم‌هايي كه نسخه نهايي آنها روز جمعه تحويل داده شده‌اند.
بهترين كار البته انتظاري است كه مسوولا‌ن وعده مي‌دهند؛ انتظاري كه شايد زياد هم طولا‌ني نباشد و شايد فقط تا فردا طول بكشد.

خاك‌آشناي فرمان‌آرا
امسال باز هم نام‌هاي بزرگي در جشنواره به چشم مي‌خورد. نام‌هايي به بزرگي «بهمن فرمان‌آرا». او امسال فيلم «خاك آشنا» را در ارديبهشت و خرداد فيلمبرداري كرد و به صورت كامل به جشنواره ارائه داد. البته مسوولا‌ن جشنواره هم دوست داشتند كه اين كارگردان مطرح در جشنواره حضور داشته باشد مانند سال قبل كه مي‌خواستند مهرجويي و كيميايي باشند. به هر حال آنها تقاضا كردند و فرمان‌آرا هم پذيرفته است. او كه دو سال پيش فيلم «يك بوس كوچولو» را قبل از جشنواره اكران كرده بود، اين‌بار در اين رقابت سينمايي شركت كرده است چراكه به هر حال فيلم، محصول مشترك و جمعي تعدادي از سينماگران است و عوامل فيلم با عدم حضور فيلم در جشنواره از اين رقابت جا مي‌مانند. به هر حال قطعا نام اين فيلم در بخش مسابقه قرار خواهد داشت. البته به هر حال بايد منتظر نظر هيات انتخاب ماند و اگر در جشنواره هم نشد بايد منتظر اكران فيلم شد كه هنوز به‌طور قطعي مشخص نشده است.

نام‌هاي بزرگ حاضر و غايب
امسال هم «آواز گنجشك‌ها»ي مجيد مجيدي است، هم «به همين سادگي» رضا ميركريمي و هم رسول صدرعاملي با دو فيلم تلويزيوني در جشنواره امسال شركت كرده است. «آواز گنجشك‌ها» با موسيقي حسين عليزاده براي هيات انتخاب به نمايش درآمده است. فيلم «به همين سادگي» را هم كه بسياري از اهالي سينما در نمايش فيلم در جشن خانه سينما ديده‌اند. فيلم‌هاي ديگري هم از حالا‌ مورد توجه است مثل «كنعان» ساخته «ماني حقيقي» و «دايره زندگي» پريسا بخت‌آور.

در اين بين مي‌ماند افسوس حضور كارگردان‌هايي همچون تهمينه ميلا‌ني و منيژه حكمت. تهمينه ميلا‌ني فيلم «تسويه‌حساب» را آماده دارد، فيلمي متفاوت و البته باز هم اجتماعي درباره زنان. زناني كه اين بار به قصد انتقام مردان اشتباه‌كار را تنبيه مي‌كنند. فيلم ديگر هم «سه زن» منيژه حكمت است، فيلمي كه درباره روابط سه نسل از زنان است. حكمت به اصول صنفي معتقد است اما مسائل پيش‌آمده سبب شد تا فيلمش را از جشن خانه سينما بيرون بكشد.

او با مسائلي كه بر سر دريافت مجوز فيلمش مطرح شد نيز علا‌قه‌اي به حضور فيلمش در جشنواره امسال نداشت. او اعلا‌م كرده بود اگر مجوز ساخت فيلم «سه زن» ارائه نشود جلوي وزارت ارشاد سيگارفروشي مي‌كند.

از سال‌هاي دور
در هر دوره جشنواره فيلم‌هايي هستند كه از مدتها قبل درباره‌شان حدس و گمان‌هايي مطرح مي‌شود. از يك طرف حدس و گمان متفاوت بودن و از طرف ديگر حرف حذف‌شدنشان مطرح است. حذف شدن در اين سال‌ها يعني عدم دريافت مجوز اكران و نمايش.

از چند سال قبل اداره كل نظارت و ارزشيابي وزارت ارشاد يكي از اعضاي خود را جزو هيات انتخاب جشنواره قرار مي‌دهد تا فيلم‌ها مجوز نمايش جشنواره را دريافت كنند. اما با اين حال هميشه اين بحث بوده است كه بارها فيلمي توانسته مجوز نمايش در جشنواره را بگيرد و بعد براي اكران ماه‌ها و ماه‌ها پشت درمانده. نمونه در خاطره‌مانده نزديكش مي‌شود، فيلم‌هاي «سنتوري» و «آفسايد» و فيلم‌هاي كمتر مطرح‌شده مي‌شود، «شبانه»، «يك شب»، «عصر جمعه»، «خواب تلخ» و...

در گذشته‌هاي دورتر هم مي‌شود، «شب‌هاي زاينده‌رود» و «نوبت عاشقي»، «بانو» و «حاجي واشنگتن» و...

شايد اصلا‌ به همين خاطر است كه علا‌قه‌مندان سينما براي ديدن فيلم در جشنواره هنوز كشش دارند، چون حداقلش مي‌شود فيلم‌هايي كه كم‌كم چند صحنه و سكانس و كلا‌م را از دست دادند تا بتوانند اكران عمومي شوند.

خلا‌صه جشنواره است و شور و شوق فيلم ساختن و حضور در عرصه رقابت از آن فيلمسازان است و سينماگران و سختي در صف ايستادن و بليت خريدن و فيلم‌ها را با هزاران مشكل صدا و نقص فني ديدن از آن تماشاگر است.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه سوم بهمن 1386 و ساعت 2:42 |
فيلم "شبدرزار" درباره تهاجم يك مارمولك عظيم‌الجثه به "منهتن" نيويورك در صدر فهرست فيلم‌هاي پرفروش آمريكاي شمالي قرارگرفت.

اين فيلم در سه روز تعطيلات آخر هفته گذشته منتهي به يكشنبه ‪ ۴۶‬ميليون دلار فروش داشت.

فيلم "‪ ۲۷‬دست لباس" با فروش ‪ ۲۷‬ميليون و ‪ ۲۰۰‬هزار دلار در رده دوم قرار گرفت.


***
عناوين فيلم‌هاي نامزد دريافت اسكار سال ‪ ۲۰۰۸‬عصر امروز (سه‌شنبه) به وقت تهران در ساختمان مركزي "آكادمي هنرها و علوم تصوير متحرك" در منطقه اعيان‌نشين "به ورلي هيلز" كاليفرنيا اعلام مي‌شود.

گفته مي‌شود كه فيلم "كشوري براي پيرمردان نيست" ساخته برادران "كوئن" بيشترين نامزد دريافت اين جايزه هاليوود باشد.

مراسم اسكار امسال ‪ ۲۴‬فوريه (‪ ۵‬اسفند) در "تالار كداك" هاليوود برگزار مي‌شود.


***
"ليندسي لوهان" و "ادي مورفي" دو تن از بازيگران هاليوود پيشتازان دريافت جايزه "تمشك طلايي" يا بدترين‌هاي دنياي بازيگري سينماي آمريكا در سال ‪ ۲۰۰۷‬معرفي شدند.

برندگان اين جايزه كه از سال ‪ ۱۹۸۰‬وضع شده است به ندرت براي دريافت جايزه خود در مراسم آن حاضر مي‌شوند.

اين جايزه پلاستيكي شبيه "تمشك" است و ارزش آن به چهار دلار و ‪ ۸۹‬سنت مي‌رسد.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه سوم بهمن 1386 و ساعت 2:32 |
خبرنگار « سینمای ما » به عیادت جمشید مشایخی می‌رود / چرا گفتند لازم نیست مردم برای عیادت‌ام بیایند بیمارستان؟
خبرنگار « سینمای ما » به عیادت جمشید مشایخی می‌رود / چرا گفتند لازم نیست مردم برای عیادت‌ام بیایند بیمارستان؟


سینمای ما ـ امیر کاظمی: بیمارستان آتیه ٬ طبقه پنجم ٬ اتاق دیپلمات بخش افق ٬ جمشید مشایخی روز های سختی را سپری می کند ٬ او نمی تواند به راحتی صحبت کند اما همچنان با مهربانی ما را به اتاقش دعوت کرد . وقتی به کنار تختش رفتم سکسکه می کرد و با صدای خیلی نا مفهوم گفت : « چرا آدم اینجوری میشه؟ آدم وقتی به این روزها میرسه چرا باید زنده باشه ؟ کسی که هر روز میرفت حموم هر روز دارو هایش را می خورد ؟ » . گفتم : « آقای مشایخی این روز ها تموم میشه ٬ همیشه که این جوری نیست . مقطعی است ایشالله خیلی زود خوب میشین . » همراه مشایخی به او گفت : « آقا شما که خیلی بهتر شدید . خودتون رو با ۵ روز پیش مقایسه کنید . این جا هم هر روز می تونید برید حموم ٬ ادکلن بزنید . تازه دکتر هم اجازه داده که بریم شمال با هم . » مشایخی را جمعه شب عمل ICU VIP به این اتاق منتقل کردند . از مشایخی در باره بیمه اش می پرسم و می گوید : « بیمه ام ٬ بیمه دولتی از اون قدیما ... » مشایخی در اعتراض به تیتر یکی از خبر گزاری ها در رابطه با ازدحام جمعیت و خواهش مشایخی برای آنکه به دیدنش نیایند می گوید : « من وقتی می گم نوکر مردمم باید این را در عمل تابت کنم نه اینکه فقط حرف بزنم . چرا از قول من این چیز ها را می نویسند ؟ آنها می خواهند به من کمک کنند ؟ وقتی مردم می خواهند حال مرا بپرسند بگم نیایید ؟ مگر می شود ؟ » مشایخی در باره کارهای سینمایی اش می گوید : « با واروژ کریم مسیحی قرار داد بستم برای فیلم تردید . ۱ سکانس بازی دارم اما همان ۱ سکانس هم در کنار واروژ تجربه است و برای من مهم . فیلم دیگری هم قبول کردم که در آن ۲ سکانس بازی دارم اما معلوم نیست که بتوانم در هیچ کدام بازی کنم . » مشایخی عینکش را میزند و می گویم : « آهان حالا مشایخی همیشگی شدید . » همراهش مو هایش را شانه می کند و می گوید : « حالا همیشگی تر هم میشه. » مشایخی همچنان که سکسکه می کند می گوید : « این سکسکه هم ول نمی کند . مثل این خروس ها ٬ دیدی ؟ »
مشایخی این روزها تنها نیست و دوستان زیادی به عیادتش می روند . از پرویز پرستویی که به قول خود مشایخی دقیقه اول آمد تا داریوش اسد زاده ٬ عزت الله انتظامی ٬ محمدعلی کشاورز ٬ داود رشیدی ٬ اسماعیل شنگله ٬ ناصر ملک مطیعی ٬ حسین خانی بیگ ٬ رضا رشید پور ٬ علی دهکردی ٬ رامبد جوان ٬ مرتضی احمدی ٬ آزیتا حاجیان ٬ پرویز پور حسینی ٬ جمشید شاه محمدی ٬ لشگری ٬ رویا تیموریان و مسعود رایگان که همگی در این روزها به عیادتش رفتند.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه دوم بهمن 1386 و ساعت 3:8 |

اليور استون» سراغ بوش رفت

خبرگزاري فارس: «اليور استون»، كارگردان جنجال‌برانگيز هاليوود، خبر از ساخت فيلم‌ جديدي درباره «جورج دبليو بوش»، رييس جمهور آمريكا داد.

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از خبرگزاري رويترز، «اليور استون»، كارگردان جنجال‌برانگيزي كه فيلم‌هايي درباره «جان اف.كندي»، «ريچارد نيكسون» و «فيدل كاسترو» را در كارنامه كاري خود به ثبت رسانده، اين بار به سراغ «بوش» رفته تا فيلم‌ جديد خود را درباره وي بسازد.
به گزارش رويترز، البته «استون» قول داده كه با ديدگاهي بي‌طرفانه اين پروژه را ساخته و در اين فيلم، شخصيت بوش را به باد استهزاء و انتقاد نگيرد.
بنا براين گزارش، «استون» هم‌اكنون در حال رايزني با «جاش برولين»، بازيگر فيلم «پيرمردان هيچ كشوري ندارند»، است تا در اين فيلم كه هنوز نامي براي آن انتخاب نشده، نقش بوش را به عهده بگيرد.
به گفته مدير برنامه‌ريزي «استون»، او اميدوار است كه اين فيلم را از ماه آوريل جلوي دوربين ببرد تا شايد تا ماه نوامبر يا ژانويه سال آينده، آن را آماده پخش نمايد.
«استون» در مصاحبه با سايت سينمايي ورايتي گفت: در نظر دارم تا تصويري عادلانه و حقيقي از بوش ارائه دهم و در اين فيلم بيش از همه به رابطه بوش پدرش، جواني پر از شيطنتش و همچنين اعتقادات ديني او خواهم پرداخت.
وي افزود: اين فيلم هم براي حاميان بوش و هم براي مخالفانش پر از چيزهاي شگفت‌انگيز خواهد بود.
اين كارگردان برنده اسكار هاليوود در ادامه افزود: برولين نسبت به بوش از چهره بهتري برخوردار است ولي رفتارهايي دارد كه مردم نيز بوش را با آن رفتارها مي‌شناسند.
به گزارش رويترز، كاخ سفيد هنوز نسبت به اين خبر واكنش نشان نداده است ولي بوش بارها گفته بود كه او در زمان جواني الكلي قهاري بوده ولي مدت زمان زيادي است كه اين عادت بد خود را ترك كرده است.
رويترز در پايان اين گزارش ضمن اشاره به كارنامه كاري استون، افزود: استون سال گذشته نيز تلاش زيادي براي ساخت مستندي درباره رييس جمهور احمدي‌نژاد كرد ولي درخواست او با اين جواب كه استون عضوي از شيطان بزرگ است، از سوي مقامات ايراني با مخالفت روبرو شد.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه دوم بهمن 1386 و ساعت 3:3 |
بوش، سوژه تازه‌ترین فیلم استون
فیلمساز برنده اسکار که از مخالفان سرسخت حمله آمریکا به عراق بود، به نشریه ورایتی گفت قصدش این است با تمرکز بر بخش‌هایی از زندگی بوش از جمله رابطه او با جرج بوش پدر، دوران جوانی و تغییر دین به مسیحیت، تصویری "عادلانه و واقعی" از او ترسیم کند.
فیلمساز جنجالی آمریکا که پیش از این جان اف. کندی و ریچارد نیکسن دو رئیس جمهور دیگر آمریکا را در سینما به تصویر کشیده، در تازه‌ترین ماجراجویی خود سراغ جرج دبلیو بوش می‌رود.

به گزارش مهر، الیور استون برای نقش رئیس جمهور آمریکا با جاش برولین که فیلم موفق "پیرمردها کشوری ندارند" را روی پرده دارد در حال مذاکره است. سازنده فیلم‌های "جوخه" و "متولد چهارم ژوئیه" امیدوار است تولید پروژه "بوش" را از آوریل 2008 آغاز و تا انتخابات ریاست جمهوری در ماه نوامبر آماده نمایش کند.

فیلمساز برنده اسکار که از مخالفان سرسخت حمله آمریکا به عراق بود، به نشریه ورایتی گفت قصدش این است با تمرکز بر بخش‌هایی از زندگی بوش از جمله رابطه او با جرج بوش پدر، دوران جوانی و تغییر دین به مسیحیت، تصویری "عادلانه و واقعی" از او ترسیم کند.

استون گفت: "این فیلم طرفداران و مخالفان بوش را غافلگیر می‌کند." او افزود برولین خوش‌قیافه‌تر از بوش است، "اما همان اشتیاق و کاریزمایی را دارد که آمریکایی‌ها بوش را با آن می شناسند. بوش تا حدی فیس و افاده‌های ستاره‌های قدیمی سینما را دارد." کاخ سفید هنوز در این زمینه اظهار نظر نکرده است.

فیلمساز 62 ساله اخیرا قرار بود قتل‌عام مای لای در جریان جنگ ویتنام را در فیلمی به نام "پینکویل" به فیلم برگرداند که به خاطر اعتصاب نویسندگان آمریکا ساخت آن به تعویق افتاد. فیلمنامه "بوش" پیش از آغاز اعتصاب به پایان رسید و آن را استنلی وایسر یکی از همکاران او در فیلم "وال استریت" نوشته است. بسیاری از عوامل فنی "پینکویل" در پروژه "بوش" با استون همکاری می‌کنند.

استون که خود مدت‌ها با الکل و مواد مخدر دست و پنجه نرم می‌کرد برای فیلم سال 1991 "جی. اف. کی." نامزد سه جایزه اسکار شد. او سال 1996 نیز برای فیلمنامه "نیکسن" با بازی آنتونی هاپکینز نامزد اسکار شد. او برای دو فیلم "جوخه" و "متولد چهارم ژوئیه" با مضمون جنگ ویتنام جایزه اسکار بهترین کارگردانی را از آن خود کرد.

از دیگر فیلم‌های تاریخی این فیلمساز می‌توان به "دورز" درباره جیم موریسن ستاره راک و "اسکندر" درباره اسکندر کبیر اشاره کرد. او سال 2002 برای شبکه HBO فیلمی مستند درباره فیدل کاسترو رهبر کوبا ساخت. ساخت فیلمی درباره محمود احمدی‌نژاد رئیس جمهور ایران یکی دیگر از پروژه‌های مورد نظر استون است.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه دوم بهمن 1386 و ساعت 2:58 |
فیلم بمب گذاری شهر تهران در "بازی مهره سفید"
تهران – خبرگزاری ایسکانیوز : تله فیلم « بازی مهره سفید » که به چند بمب گذاری در شهر تهران می پردازد با بازی پژمان بازغی در مرحله تصویربرداری است.

به گزارش روز یکشنبه گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران "ایسکانیوز " «بازی مهره سفید» با عنوان قبلی «ماموریت بهار» توسط شاهرخ کافی، ابراهیم امینی و محمدحسین مهدویان نوشته شده است. داستان اشاره مستقیمی به اتفاقات سیاسی روز دارد . کوروش تهامی در نقش یوسف، دانشجویی است که به دنبال استاد راهنمایش است. او در پی رفت و آمد به دفتر استاد راهنما نسبت به منشی دفتر استاد (با بازی نفیسه روشن) احساس دلبستگی می‌کند.
در ادامه با بمب‌گذاری در شهر و کشته شدن عده‌ای، ربیع (پژمان بازغی) که یک مامور اطلاعاتی است با همکاری عباس (رامتین خداپناهی) درصدد دستگیری گروه‌های مسبب ماجرا برمی‌آیند این درحالی است که پیش از این دوستان صمیمی ربیع نیز ترور شده‌اند و... مهدی سلوکی نیز بازیگر کاراکتری منفی به‌نام حامد است لفافیان کارگردان این تله فیلم معتقد است : کاراکترهای این فیلم خیلی جالب و دقیق پرداخت شده‌اند به‌گونه‌ای که مخاطب به راحتی به مثبت یا منفی بودن شخصیت‌ها پی نمی‌برد.
نکته دیگر اینکه برای تولید اثری جذاب و باکیفیت و رسیدن به بهترین گزینه‌ها در انتخاب بازیگران، این پروژه دو ماه و نیم در مرحله پیش‌تولید به‌سر می‌برد». لفافیان از انتخاب عنوان اثر جدیدش گفت: «در ابتدا عنوان این تله فیلم را «ماموریت بهار» گذاشتیم چون ربیع به زبان عربی یعنی بهار و شخصیت اصلی داستان به این نام است. اما با توجه به اتفاقاتی که در داستان می‌افتد تصمیم گرفتیم عنوان جدید که برگرفته از جایگاه مهره‌های شطرنج است را انتخاب کنیم. در شطرنج تا مهره سفیدی نباشد مهره سیاهی نخواهد بود.«بازی مهره سفید» در 40 لوکیشن به مدت 35 جلسه تصویربرداری در حال تصوبر برداری است
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه یکم بهمن 1386 و ساعت 1:10 |
«نامادری» به تلویزیون می آید
تهران – خبرگزاری ایسکانیوز : سریال «نامادری» پس از طی مراحل فنی به تلویزیون می آید .

به گزارش روز یکشنبه گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران "ایسکانیوز " فیلم تلویزیونی «نامادری» به کارگردانی اصغر نعیمی هنوز به مرحله تدوین نرسیده است اما پس از طی مراحل فنی به یکی از شبکه های تلویزیون می آید .
«نامادری» داستان زن و شوهر جوانی با بازی حمیدرضا پگاه و آتنه فقیه نصیری است که پس از جدایی بر سر حضانت بچه‌هایشان دچار مشکل می‌شوند. البته حضور و دخالت دیگران در این امر بی‌تأثیر نیست. مخصوصاً اگر نفر سومی هم در میان باشد. از همان مشکلاتی که این روزها در اغلب خانواده‌های به هم ریخته و متلاشی می‌توان یافت . مهدی شیرازی به عنوان طراح چهره پردازی، بهاره افشاری طراح صحنه و لباس، حسین خضوعی دستیار اول کارگردان و برنامه ریز، رضا کشاوز صدابردار و بهروز هاشمی به عنوان مدیر تولید عوامل «نامادری» هستند
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه یکم بهمن 1386 و ساعت 1:2 |
«آن سه» ايراني، نامزد جوايز فيلم آسيا

يکشنبه 30 دی ماه 1386   
 
images/20080120/three.jpg
 
جام جم آنلاين: هومن بهمنش که برای فیلمبرداری "آن سه" نقی نعمتی نامزد دریافت جوایز فیلم آسیا شده، از موفقیت این فیلم در عرصه جهانی با وجود کم‌توجهی جشنواره‌های داخلی ابراز خوشحالی کرد.
بهمنش در این باره به خبرنگارمهر گفت: "این فیلم به نوعی اولین کار سینمایی من محسوب می‌شود. به همین خاطر باید همه افتخارات این فیلم را به نقی نعمتی کارگردان فیلم تقدیم کنم که به من اعتماد کرد. البته برای بار دوم است که فیلمبرداری این فیلم در سطح جهانی مورد توجه قرار می‌گیرد."
وی درباره ویژگی‌های فیلمبرداری فیلم "آن سه" گفت: "فیلمبرداری این فیلم تکنیک عجیب و غریبی ندارد. فکر می‌کنم بیشتر، کمپوزیسیون، قاب‌بندی، حرکت و شرایط سخت فیلمبرداری در لوکیشن‌های این فیلم مورد توجه داوران خارجی قرار گرفته است."
وی افزود: "سعی کردم حداقل، سرمایی را که در لوکیشن‌های این فیلم هنگام کار وجود داشت به بیننده منتقل کنم و فکر می‌کنم این حس با فیلمبرداری در مخاطب ایجاد می شود."آن سه" در کنار سه شخصیت سرباز، کاراکتر دیگری نیز دارد که برف است. ما در فیلم به برف به عنوان یکی از شخصیت‌های اصلی نگاه کردیم و با تکیه بر این موضوع کار را انجام دادیم."
بهمنش در ادامه گفت: "وجود کاراکتر برف در فیلم نگاهی بود که نعمتی نیز بر آن تاکید داشت. من نیز با توجه به این موضوع فیلمبرداری را انجام دادم و فکر می‌کنم ایجاد این حس در مخاطب توجه داوران را جلب کرده است. البته امیدوارم با توجه به موفقیت جهانی فیلم، شرایط اکران آن در داخل کشور نیز فراهم شود تا نسل جوان تجربه هم نسلان خود را ببینند."
وی با اشاره به برگزاری دومین دوره جوایز فیلم آسیا گفت: "همانطور که می‌دانید سال گذشته جعفر پناهی و مانی حقیقی دربخش‌های کارگردانی و فیلمنامه نامزد دریافت این جوایز بودند که حقیقی برای فیلمنامه "کارگران مشغول کارند" برنده جایزه شد. نکته جالب در فهرست نامزدهای بخش فیلمبرداری این جوایز غیبت فیلم‌هایی است که در جوایز فیلم آسیا پاسیفیک در کنار"‌آن سه" حضور داشتند."
بهمنش که هم اکنون فیلمبرداری "صندلی خالی" به کارگردانی سامان استرکی را برعهده دارد، در این باره گفت: "این فیلم فضایی خاص و نگاهی تجربی دارد. فکر می‌کنم "صندلی خالی" از معدود فیلم‌های سینمای ایران است که در مرز آثار تجربی و کلاسیک ساخته می‌شود. در بخش‌هایی از انیمیشن هم استفاده می‌شود که این موضوع کار مارا سخت‌تر کرده است."
بهمنش فیلمبرداری این فیلم را یک تجربه خوب دانست و خاطر نشان کرد: "کار از نظر نورپردازی و تصویری تجربه خوبی برای من است. در فیلم "صندلی خالی" فضای رئال تا فانتزی تجربه می‌شود به همین جهت کار با این گروه برای من جالب است."
بهمنش برای فیلم "آن سه" نامزد دریافت دومین جوایز فیلم آسیا شده که برندگان آن روز 17 مارس (27 اسفند) اعلام می شوند. او آبان ماه گذشته نیز برای این فیلم جایزه بهترین فیلمبرداری نخستین دوره جوایز اسکرین آسیا پاسیفیک را از آن خود کرد.
 
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در یکشنبه سی ام دی 1386 و ساعت 17:36 |

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و هنر - سينما

"پيتر برگ" يك فيلم بلند سينمايي براساس زندگي "جان رابرت" قاچاقچي بين‌المللي مواد مخدر با حضور "مارك والبرگ" مي‌سازد.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) فيلم زندگي "جان رابرت" براساس يك اثر مستند با عنوان "كابوي‌هاي كاكائين" توسط كمپاني "پارامونت" تهيه مي‌شود.

بنا به اعلام ورايتي؛ فيلم زندگي "جان رابرتز" به تهيه‌كنندگي "پيتر برگ" است كه پيش توليد آن آغاز شده است.

"رابرتز" پس از بازگشت از جنگ ويتنام به ميامي رفته و تجارت بزرگي در ارتباط با مواد مخدر و كوكائين را سازماندهي مي‌كند.

او ميلياردها دلار از اين طريق كسب درآمد مي‌كند، اما در راه سوداي مرگ جان خود را هم از دست مي‌دهد.

زمان توليد اين پروژه هنوز مشخص نيست و به پايان يافتن اعتصابات نويسندگان هاليوودي موكول شده است.

"والبرگ" اخيرا در فيلم "استخوان‌هاي دوست‌داشتني" پيترجكسون به ايفاي نقش پرداخته و به زودي در فيلم ديگري از پارامونت در كنار "براد پيت" و با كارگرداني "دارن آرنوفسكي" خالق "چشمه" حاضر مي‌شود.

"برگ" كارگردان 44 ساله فيلم نيز كه اخيرا ساخت و اكران "پادشاهي" را پشت سر گذاشته است، درحال پيش‌توليد "هانكوك" با حضور بازيگراني چون "ويل اسميت" و "چارليز ترون" است.

فيلم زندگي "جان رابرتز" با تهيه‌كنندگي اجرايي (HBO) به توليد مي‌رسد.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در یکشنبه سی ام دی 1386 و ساعت 17:24 |
1شنبه / دستگیری بازیگر ایرانی مست

يكي از بازيگران ايراني شب سوم محرم (شب شنبه هفته گذشته ) بعد از آنكه مست و درحالت غيرطبيعي به همراه تعدادي از دوستان دختر و پسر خود از ديسكو پيرمينت در منطقه دبي مارينا خارج و سوار دو دستگاه خودروي شخصي شدند به دليل حالت غيرعادي در رانندگي توسط پليس دبي دستگير و به مقر پليس منتقل شد. وي سپس به جرم رانندگي درحالت مستي و درگيري با پليس با دستور بازداشت موقت روانه زندان شد اما چهار روز بعد با وساطت تعدادي از فوتباليست هاي ايراني و بعضي از ايرانيان ديگر روز سه شنبه 25 ديماه با عفو شيخ محمد حاكم دوبي از زندان آزاد شد . به اين بازيگر سينما كه در تعدادي از فيلم هاي مستهجن نيز بازي كرده 48 ساعت فرصت داده شد تا دبي را ترك كند.

بودجه مصوب دايره المعارف بزرگ اسلامي مدتي است كه به اين موسسه پرداخت نشده و به همين دليل اين موسسه با مشكلات مالي مواجه گرديده است . بودجه 1386 موسسه دايره المعارف بزرگ اسلامي براساس گفته مسئولان اين موسسه از طريق كتابخانه ملي به اين موسسه تعلق گرفته و مسئولان دايره المعارف مي گويند مدتي است سهم مورد نظر پرداخت نشده است .

دو تن از نامزدهاي نمايندگي مجلس شوراي اسلامي در دو شهرستان اهواز و دشت آزادگان به منظور كسب آرا مردم اقدام به توزيع سيم كارت هاي تلفن همراه ايرانسل بين مردم كرده اند. اقدام اين دو نفر به بازرسي ستاد انتخابات اطلاع داده شده است . حسيني رئيس بازرسي انتخابات خوزستان ضمن تاييد اين خبر گفت به دنبال تهيه سند رسمي توزيع اين سيم كارت ها بوده تا در اسرع وقت با آنان برخورد قانوني شود.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در یکشنبه سی ام دی 1386 و ساعت 17:10 |
گزارش هفتگی: آژانس شیشه‌ای، مجنون لیلی و جمشید مشایخی


سینمای ما - سعید هاشمی: نزدیک جشنواره ایم و بالطبع خبرهای مربوط به این قضیه مهمتر از بقیه اند ولی این هفته خبر زیاد مهمی از جشنواره نداشته ایم.
اولین خبر اینکه قرار شده در جشنواره امسال از پروانه معصومی،مسعود جعفری جوزانی،علی حاتمی و رسول ملاقلی پور تجلیل شود که خب، برگزاری این بزرگداشتها از برنامه های ثابت همه جشنواره ها و ازجمله جشنواره فجر خودمان است و آنچه که مهم است انتخاب افراد و چگونگی تجلیل از آنهاست. البته قرار بود که از مازیار پرتو،فیلمبردار باسابقه سینمای ایران هم تجلیل شود که به دلیل "حضور نداشتن" به یکباره اسم وی از لیست حذف شد.
درمورد فیلمهای جشنواره هم بعد از قطعی شدن حضور "مجنون لیلی"(قاسم جعفری)،براساس شنیده ها قرار است فیلم علیرضا داوودنژاد که "تیغ زن" نام داشت تغییر اسم دهد و "تعطیلات آخر هفته"(محمد متوسلانی) نیز ممکن است به جشنواره امسال نرسد.
از دیگر خبرهای این هفته بستری شدن "جمشید مشایخی"،بازیگر قدیمی کشورمان در بیمارستان آتیه بود که خوشبختانه حال عمومی وی رضایت بخش اعلام شده است. برای این بازیگر بزرگ سینمای ایران آرزوی بهبودی کامل دلریم.
انتخابات کانون کارگردانان و نظرسنجی مجله "سینما ویدئو" هم از دیگر اتفاقات این هفته بود. در انتخابات کانون،علیرضا رئیسیان به عنوان رئیس ابقا شد و همایون اسعدیان به عنوان نایب رئیس و عبدالحسین برزیده به عنوان سخنگو انتخاب شدند.
در نظرسنجی سینما ویدئو هم "آزانس شیشه ای" حاتمی کیا به عنوان برترین اثر دفاع مقدس انتخاب شد که فکر کنم در هر نظرسنجی دیگری نیز همین اتفاق بیفتد.این فیلم حاتمی کیا آنقدر درخشان هست که بشود هر لقب و عنوانی را به راحتی نثارش کرد.
این از این. امیدوارم هفته آینده بیش از این‌ها خبر داغ توی دست و بال‌مان باشد!

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در یکشنبه سی ام دی 1386 و ساعت 1:54 |

بهرام رادان براي بازي در نقش اصلي فيلم ‌سينمايي "بي‌پولي" حميد نعمت‌الله قرارداد بست.
مصطفي شايسته تهيه‌كننده‌ي اين فيلم  با اعلام اين مطلب گفت: محوريت اين فيلم برعهده‌ي يك بازيگر است كه نقش آن را بهرام رادان ايفا خواهد كرد.

وي درباره زمان فيلم‌برداري دومين ساخته بلند حميد نعمت‌الله اظهار داشت: بايد بررسي كنيم اگر شرايط مهيا باشد در روزهاي باقي‌مانده از سال كار را كليد بزنيم، در غير اين ‌صورت فيلم‌برداري را به فروردين‌ماه سال بعد موكول خواهيم كرد.

فيلم‌نامه‌ي‌ "بي‌پولي" توسط حميد نعمت‌الله و هادي مقدم‌دوست به نگارش درآمده و محمدحسين شايسته مديريت توليد آن را برعهده خواهد داشت.

"بي‌پولي" داستان يك زوج است كه زندگي نسبتا راحتي دارند، اما در اثر اتفاقي مرد بيكار مي‌شود. در ابتدا موضوع را خيلي جدي نمي‌گيرد و تصور مي‌كند با موقعيتي كه دارد دوباره كارش درست مي‌شود و موقعيت بي‌پولي را رد مي‌كنند، اما اين دوران طولاني و زندگي پيچيده مي‌شود.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه بیست و هشتم دی 1386 و ساعت 13:7 |
برداشت نمادين هاليوود از عاشورا
«فرانسيس فوكوياما» كتاب پايان تاريخ خود را در سه كنفرانس جهاني تورنتو، واشينگتن و اورشليم ارائه كرد.
فارس: فيلم نجات سرباز رايان با محتواي تجليل از مادر سه شهيد؛ فيلم نبرد پرل هاربر با محتواي جنگ جنگ تا رفع فتنه‌ در عالم؛ فيلم زماني سرباز بوديم با تئوري بازسازي كربلا و بر اساس الگوي عمليّات كربلاي 5؛ فيلم سقوط شاهين سياه، بازسازي صحنةكربلا، فيلم جن‌گير كه در آن از نمادهاي اسلامي شيعه استفاده شده بود.

«فرانسيس فوكوياما» كتاب پايان تاريخ خود را در سه كنفرانس جهاني تورنتو، واشينگتن و اورشليم ارائه كرد.

فوكوياما در كنفرانس اورشليم با عنوان «بازشناسي هويّت شيعه» مي‌گويد: شيعه، پرنده‌اي است كه افق پروازش خيلي بالاتر از تيرهاي ماست. پرنده‌اي كه دو بال دارد: يك بال سبز و يك بال سرخ.

عاشورا و حماسة پر شكوه آن پديده‌اي است كه همواره رمز و راز نيروي پنهان و آشكار شيعيان و آزادي خواهان بوده است. قدرت اين رمز و راز آن چنان است كه دشمنان اسلام را هميشه در حيرت و شگفتي و سردرگمي فرو برده است. از همين رو، دشمنان، به ويژه صهيونيسم جهاني بر آنند تا با شبيه‌سازي و بهره‌گيري از اين واقعه، براي دنياي پوشالي و خيالي خود، جلوه‌هاي مقدّس و آسماني بيافرينند.

براي مثال، در سه كنفرانس جهاني تورنتو، واشينگتن و اورشليم، «فرانسيس فوكوياما» كتاب پايان تاريخ خود را ارائه كرد. اين كتاب در برابر كتاب برخورد تمدّن‌ها اثر «ساموئل هانتينگتون» است. فوكوياما مدّعي است كه خرده تمدن‌ها و فرهنگ‌هاي جزئي به دست فرهنگ غالب بلعيده مي‌شوند و رسانه‌ها، دنيا را به سمت دهكدة واحد پيش مي‌برند و به ناچار دنيا درگير جنگي خانمان‌سوز خواهد شد. بنابراين، براي پيش‌گيري از اين جنگ بايد يكي را به عنوان كدخدايي بپذيريم و در ادامه ثابت مي‌كند كه كدخدا، امريكا است. فوكوياما مي‌گويد: اين نبرد حتمي است، ولي برندة آن غرب نخواهد بود و او با اسناد و مدارك ثابت مي‌كند كه برندة نبردِ آخرالزّمان، شيعيان هستند.

فوكوياما در كنفرانس اورشليم با عنوان «بازشناسي هويّت شيعه» مي‌گويد:
شيعه، پرنده‌اي است كه افق پروازش خيلي بالاتر از تيرهاي ماست. پرنده‌اي كه دو بال دارد: يك بال سبز و يك بال سرخ.

او بال سبز اين پرنده را مهدويّت و عدالت خواهي و بال سرخ را شهادت‌طلبي كه ريشه در كربلا دارد و شيعه را فنا ناپذير كرده است، معرفي مي‌كند.

فوكوياما معتقد است شيعه بُعد سومي هم دارد كه اهميّتش بسيار است. او مي‌گويد:
اين پرنده، زرهي به نام ولايت پذيري به تن دارد و قدرتش با شهادت دو چندان مي‌شود. شيعه، عنصري است كه هر چه او را از بين مي‌برند، بيشتر مي‌شود.

وي جنگ عراق و ايران را مثال مي‌زند و مي‌گويد:
اين‌ها فاو را تسخير كرده‌اند، مي‌روند كربلا را هم بگيرند و اين، يعني فتح قدس، اگر كربلا را بگيرند، اينجا را هم قطعاً مي‌گيرند.
او براي دفع اين خطر پيشنهاد مي‌كند با امتياز دادن به ايران، جنگ را متوقّف كنيد.

فوكوياما، مهندسي معكوسي را براي شيعه و مهندسي صحيحي را براي خودشان طراحي مي‌كند و مي‌نويسد:
مهندسي معكوس براي شيعيان اين است كه ابتدا ولايت فقيه را خط بزنيد. تا اين را خط نزنيد، نمي‌توانيد به ساحت قدسي كربلا و مهدويّت تجاوز كنيد... براي پيروزي بر يك ملّت بايد ميل مردم را تغيير داد... ابتدا ولايت فقيه را خط بزنيد، در گام بعد، شهادت طلبي اين‌ها را به رفاه‌طلبي تبديل كنيد. اگر اين دو تا را خط زديد، خود به خود انديشه‌هاي امام زماني از جامعة شيعه رخت مي‌بندد... شما بياييد براي غرب هم امام زمان و كربلا و ولي فقيه بتراشيد.

فوكوياما براي اين كار، مكتب جديدي به نام اونجليس عرضه كرد. مكتبي كه قدمتش به 1987 ميلادي بر مي‌گردد. طرفداران اين مكتب معتقدند عيساي ناصري خواهد آمد. فوكوياما به آن‌ها توصيه مي‌كند در فيلم‌هايشان هر چه را شيعيان دربارة امام زمان مي‌‌گويند، بر شخصيّت عيساي ناصري تطبيق بدهند. بر اساس دستور فوكوياما، فيلم‌هايي بر اساس مدل «روايت فتح» شهيد آويني، ساخته شد؛ با همان اسلوب متن و با به كارگيري مؤلّفه‌هاي احساسي برنامه‌هاي شهيد آويني، با همان تيپ‌ها و همان ديالوگ‌ها كه شهيد آويني‌ مي‌گفت.

فيلم نجات سرباز رايان با محتواي تجليل از مادر سه شهيد؛ فيلم نبرد پرل هاربر با محتواي جنگ جنگ تا رفع فتنه‌ در عالم؛ فيلم زماني سرباز بوديم با تئوري بازسازي كربلا و بر اساس الگوي عمليّات كربلاي 5؛ فيلم سقوط شاهين سياه، بازسازي صحنةكربلا، فيلم جن‌گير كه در آن از نمادهاي اسلامي شيعه استفاده شده بود.

نكته:

در تمامي اين فيلم‌ها، بر اساس نظرية فوكوياما، امام حسين(ع) و كربلا، يك طرف و سوي ديگر، شمر است. لباس هم بر اساس الگوي شيعي انتخاب شده است. لباس سربازان امريكايي، سبز رنگ و لباس سربازان مقابل، قرمز است ؛ آن هم به دليل تقدّس اين رنگ در آرمان‌هاي شيعي. هنر پيشه‌ها تا پايان فيلم ناشناخته‌اند و همچنين تا آخر فيلم فقط نقش‌هاي قدسي بازي مي‌كنند.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه بیست و هشتم دی 1386 و ساعت 2:41 |

وزير فرهنگ وارشاد خبر داد:
دو برابر شدن اعتبارات سينماهاي کشور در صورت تصويب مجلس

خبرگزري آريا- وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي از دو برابر شدن اعتبارات سينماهاي کشور در صورت تصويب مجلس شوراي سلامي خبر داد.

به گزارش خبرگزاري آريا از ساري محمد حسين صفار هرندي ظهرامروز در حاشيه دومين جشنواره سيره نبوي و علوي کشور در جمع خبرنگاران افزود: در دو سال گذشته 50 سينما  درکشور از محل اعتبارات وزارت ارشاد بازسازي و نوسازي شد.

وي دو برابر شدن اعتبارات فرهنگ و هنر در کشور را منوط به تصويب مجلس شوراي اسلامي عنوان کردو يادآور شد: خوشبختانه  توجه مجلس ودولت نهم در اين بخش بسيار خود است .

وزير فرهنگ وارشاد اسلامي همچنين در خصوص تاخير در پرداخت يارانه کاغذ مطبوعات گفت: سهميه کاغذ مطبوعات در سه ماهه سوم امسال به آنان پرداخت شده وتاخير به وجود آمده در برخي ديگر از استانها نيز به زودي جبران خواهد شد.

صفار هرندي از افزايش سهميه بنزين مطبوعات  در سال آينده خبر داد وخاطر نشان کرد:اين افزايش سهميه مربوط به جرايد و توزيع کنندگان مطبوعات است وبا رايزني هاي صورت گرفته از سال آينده اين سهميه افزايش خواهد يافت.

وي با بيان اينکه اعتبارات بخش سينما در حوزه نرم افزاري و توليد فيلمهاي با ارزش و فاخر در اين مدت از افزايش خوبي برخوردار بوده است تصريح کرد: در حال حاضر عمليات اجرايي ساخت پرديس هاي سينمايي در مراکز استانهاي کشورآغاز شده است.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه بیست و هشتم دی 1386 و ساعت 2:33 |
جمشيد مشايخي همچنان در بخش آي سي يو بيمارستان آتيه بستري است/ از هنرمندان و علاقه‌مندان اين بازيگر خواسته شده به‌ بيمارستان مراجعه نكنند
جمشيد مشايخي همچنان در بخش آي سي يو بيمارستان آتيه بستري است/ از هنرمندان و علاقه‌مندان اين بازيگر خواسته شده به‌ بيمارستان مراجعه نكنند


سينماي ما- جمشيد مشايخي كه به دليل انسداد روده در بيمارستان آتيه تحت عمل جراحي قرار گرفته بود، همچنان در بخش آي سي يو بيمارستان  بستري است. به گفته‌ي نزديكان اين بازيگر پيش‌كسوت سينما و تئاتر و تلويزيون ايران، فشارخون او تنظيم شده اما به دليل بروز مشكلات ريوي همچنان‌ بايد در اين بخش بستري بماند و ملاقات از او همچنان ممنوع است. از هنرمندان و علاقه‌مندان اين بازيگر خواسته شده است به‌بيمارستان مراجعه نكنند. مشايخي چند شب گذشته به دليل عارضه‌ي انسداد روده در بيمارستان بستري شده است.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه بیست و هشتم دی 1386 و ساعت 2:29 |

.

معاون امور سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي از "جمشيد مشايخي" هنرمند پيشكسوت سينما در بيمارستان آتيه عيادت كرد.


به گزارش روز چهارشنبه ايرنا از روابط عمومي معاونت امور سينمايي وزارت ارشاد، مشايخي چند روز پيش به دليل عارضه انسداد روده در بيمارستان آتيه تهران بستري شد و در بخش مراقبت‌هاي ويژه دوران نقاهت مي‌گذارند.

"محمدرضا جعفري جلوه" در اين ديدار از نزديك در جريان آخرين وضعيت اين هنرمند پيشكسوت وي قرار گرفت.

معاون وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي ابراز اميدواري كرد كه روند معالجات به گونه‌اي پيش برود كه اين بازيگر پيش كسوت ساليان دور و همراه هميشگي سينماي ايران با حضور موثر و گرمي كه در سينماي ايران داشتند در ميان علاقه‌مندانش حضور داشته باشند.

"عليرضا رضا داد" مدير عامامل سابق بنياد سينمايي فارابي و مشاور عالي معاون سينمايي نيز حضور داشت. با ارزوي سلامتي براي ايشان وتمام بيماران.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 و ساعت 2:37 |
خبرگزاري فارس: «مهران مديري» مجموعه جديد طنز خود را با حضور بازيگراني چون «رضا فيض نوروزي» و «فلامك جنيدي» كليد زد.


به گزارش خبرنگار راديو و تلويزيون فارس، «مهران مديري» مجموعه جديد خود را كه هنوز نامي براي آن انتخاب نكرده است در لوكيشني در خيابان ملاصدراي تهران كليد زد.
بنابر اين گزارش، اين مجموعه جديد در 15قسمت براي پخش در ايام نوروز1387 ساخته خواهد شد و «مهران مديري» در آن نقش اول را بازي خواهد كرد.
تا به حال حضور بازيگراني چون سيامك انصاري، هادي كاظمي، شقايق دهقان، بهنوش بختياري و اليكا عبدالرزاقي در آن قطعي شده و احتمالا بازيگران سرشناس ديگري مانند «امين حيايي» و «خسرو شكيبايي» نيز در دو قسمت آن حضور خواهند داشت.
داستان‌هاي اين مجموعه كه قرار است از شبكه سوم سيما پخش شود توسط «محراب قاسم‌خاني» و «پيمان قاسم‌خاني» نوشته شده و لوكيشن‌هاي اصلي آن نيز در تهران هستند.
داستان اين مجموعه تلويزيوني كه در آن مهران مديري بازيگر نقش «مهران» خواهد بود درباره فردي است كه بي‌گناه به كلاهبرداري متهم مي‌شود و به دليل اين اتهام هربار درگير ماجرايي تازه مي‌شود.
داستان‌هاي اين مجموعه جديد كه به صورت اپيزوديك ساخته خواهد شد، به هم پيوسته است و بازيگران اين بار در داستان‌ها حضوري كوتاه خواهند داشت.
فضاي كار جديد «مهران مديري» آپارتماني است و داستان آن هيچ شباهتي به كارهاي قبلي او ندارد.
آخرين ساخته تلويزيوني «مهران مديري» مجموعه «باغ مظفر» بود كه سال گذشته از شبكه سوم سيما پخش شد و آخرين كار غيرتلويزيوني ساخته شده توسط او، مجموعه «گنج مظفر» است كه در قالب مجموعه سي دي ساخته شده و به زودي روانه بازار خواهد شد.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386 و ساعت 1:23 |
ادعاهايي درباره پشت پرده چهل سرباز
حتما به ياد تهيه کننده محترم دولتي‌تان هم مي‌آيد که فيلم شصت و پنج هزار تومان بيشتر بليت نفروخت!
تابناک: همزمان با پايان سريال تلويزيوني چهل سرباز، ادعاهايي درباره پشت پرده چهل سرباز و محمد نوري‌زاد،‌ كارگردان آن مطرح شده است.

نادر بكايي، عكاسي كه به نظر مي‌رسد خود از دست‌اندركاران اين پروژه بوده، در وبلاگ خود،‌ مسائلي را مطرح كرده كه خلاصه‌اي از آنها در ادامه مي‌آيد.

وي مي‌نويسد: شما هيچ پيشنهاد بحقي را هم برنمي‌تابيد چه رسد به اعتراض يا حتي مخالفت با شما! البته رفتارغير حرفه‌اي شما با همکارانتان مثل حاج نادر طالب‌زاده که هيچ کاري به کار شما نداشته و مشغول به ساخت فيلم مسيح خودش بود.

زماني هم که کم آورديد از مقام معظم رهبري خرج کرديد! به همه بد و بيراه گفتيد، ريا کرديد از دوستان نامريي خود ياري گرفتيد و تاختيد!

وي با اعلام اين كه سه ميليارد تومان هزينه سريال چهل سرباز شده، مي‌افزايد: فيلم انتظار که يادتان نرفته؟ همان فيلمي که با صحنه تجاوز به دوشيزه‌اي شروع شده بود! آن هم چه دوشيزه‌اي!!! حتما يادتان است که سيصد ميليون تومان پول زبان بسته بيت‌المال را چه ساختيد؟ حتما به ياد تهيه کننده محترم دولتي‌تان هم مي‌آيد که فيلم شصت و پنج هزار تومان بيشتر بليت نفروخت! يادتان هست زماني که رضا برجي کليد ساخت سريالتان (چهل سرباز) را مي‌زد، شما استاد سخن‌سرايي و مخ زني چه جملاتي را شکلات پيچ تحويل مدعوين مي‌داديد؟ بنده خدا آقا (مقام معظم رهبري) فيلمسازان را به دنبال سينماي ديني فرستاده بود، اما نمي‌دانست که به تعبير شما سينما يعني...

برادر عزيز، حرف از سه ميليارد تومان پول ناقابل بيت‌المال است که اين شاهکار شما، ساخته و پرداخته شده از همين پول است. حتما يادتان است چهار سال پيش حقوق پنج ميليونيتان با خدمات ويژه! و يا حتمآ سفره دويست نفري ناهار ماه رمضان را در خجير از ياد نبرده‌ايد!

وقتي مي‌ديدم چه جوانهاي هنرمند و متعهدي براي ساخت يک فيلم مستند با هزينه دو ميليون تومان دربه‌در دنبال تهيه کننده مي‌گردند و يا در موسسه شهيد آويني مستندي را ساخته‌اند و جهت تسويه حساب براي اين چندر غاز خواهر و مادر طرف را به پيش چشمش مياورند و شما با چرب زباني چه حاشيه امني براي خود ساخته‌ايد و چه آسان با الفاظ شيرينتان! کام اين عزيزان را تلخ‌تر مي‌کنيد. تازه اين دوستان هنردوست! موسسه شهيد آويني به توصيه جنابعالي به اين هم راضي نشدند و از اين گنجينه نفيس جنابعالي با هزينه صد و بيست ميليون توماني سه فيلم سينمايي هم استخراج کردند و به جشنواره فيلم فجر روانه کردند! اما اگر يادتان باشد دو فيلم از سه فيلم شاهکار جنابعالي به علت هزار عيب و نقص از راهيابي به جشنواره بازماندند و حضرتعالي چه قشقرقي به راه انداختيد و با همين شانتاژها و نظر لطف عزيزان!!!! فيلم شاهزاده ايراني شما براي اولين بار در تاريخ جشنواره فيلم فجر موفق به دريافت جايزه فيلم دوم !!!!!!!!! شد.

بكايي در پايان مي‌نويسد: راستي از پروژه سينمايي چند ميلياردي مير قباد چه خبر؟ اين دفعه هم با حوزه هنري، آره؟ راستي مقصد بعدي کجاست؟
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 و ساعت 2:33 |
مهر: رئیس رسانه ملی دوشنبه 24 دی با حضور در کمیسیون فرهنگی مجلس به پرسش‌های اعضاء کمیسیون درباره مجموعه "ساعت شنی" و برخی برنامه‌های رادیو جوان پاسخ می‌دهد.

جواد آرین‌منش درباره اهداف کمیسیون فرهنگی مجلس از دعوت مدیران ارشد حوزه فرهنگ و هنر گفت: "کمیسیون فرهنگی در راستای تعامل با دستگاههای فرهنگی و نظارت بر عملکرد آنها با توجه بودجه سالانه‌، شنیدن نظرات و ارائه دید‌گاههای اعضا کمیسیون درباره برنامه‌های فرهنگی هنری نشست‌هایی در ماههای اخیر با مدیران وزارت ارشاد، میراث فرهنگی، سازمان تبلیغات اسلامی، مجمع جهانی اهل بیت و مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی برگزار کرده است."

این عضو کمیسیون فرهنگی در ادامه افزود: "هفته گذشته هم جلسه‌ای با مدیران سازمان تربیت بدنی درباره ورزش بانوان داشتیم. بخشی از زمان این نشست‌ها اختصاص به ارائه گزارش عملکرد دستگاهها دارد. در قسمت دوم جلسه هم نقطه‌نظرات و انتقادهای اعضاء کمیسیون فرهنگی مجلس و دیدگاههای مردم نسبت به دستگاهها مطرح و درباره اعتبارات بحث و نتایج جمع‌بندی می‌شود."

وی درباره نشست روز دوشنبه 24 دی اعضا با رئیس رسانه ملی توضیح داد: "با توجه به اینکه صدا و سیما رسانه‌ای فراگیر است و مخاطبان زیادی هم دارد، تصمیم گرفته‌ایم نشستی با رئیس رسانه ملی برای تبادل نظر درباره برنامه‌های صدا و سیما داشته باشیم. در این جلسه درباره سریال‌های ماه گذشته سیما همچون "ساعت شنی" صحبت خواهیم کرد که به ناهنجاری‌های اجتماعی اشاره کرده است."

آرین‌منش خاطرنشان ساخت: "به نظرم مجموعه "ساعت شنی" به خوبی از هنرمندانی چون داریوش ارجمند و ... استفاده کرده و هدف این مجموعه کاهش آسیب‌های اجتماعی است که این مسئله قابل تقدیر است، اما در برخی صحنه‌ها ناهنجاری‌ها را به زعم مردم خیلی عریان طرح کرده و این عبور از خطوط قرمز و نادیده گرفتن قبح در برنامه‌های تلویزیون است. هدف تولیدکنندگان این مجموعه ارزشمند است، اما طرح برخی مسائل به این شکل درست نبوده است."

نماینده مردم مشهد در مجلس ادامه داد: "رسانه ملی در ماه رمضان مجموعه‌های خیلی خوبی پخش کرد که جای تقدیر دارد. دو هفته پیش هم اعضاء کمیسیون فرهنگی مجلس از مراحل فنی مجموعه تلویزیونی "حضرت یوسف" بازدید کردند و بخش‌هایی از مجموعه را دیدند. این مجموعه از پروژه‌های فاخر رسانه ملی خواهد بود و جای تشکر دارد، اما مطرح کردن برخی مسائل در مجموعه‌ها موجب نگرانی مردم می‌شود که باید مورد توجه قرار بگیرد."

وی با اشاره به دیدگاه انتقادی برخی علما به برنامه‌های رادیو جوان گفت: "اخباری که درباره برنامه‌های رادیو جوان به کمیسیون فرهنگی مجلس ارائه شده، مبنی بر انتقاداتی درباره برنامه‌های رادیو جوان و نگران‌کننده است و برخی علما هم نسبت به برنامه‌های این شبکه گلایه داشتند که نباید از برخی خطوط قرمز عبور کند یا دیالوگ‌هایی مطرح می‌شود که مناسب نیست."

اعضاء کمیسیون فرهنگی مجلس علاوه بر نشستی که 24 دی از ساعت 14 تا 16:30 با عزت‌الله ضرغامی داشتند در 23 دی هم ساعت 13:30 با اعضاء شورای عالی خانه هنرمندان ایران در محل خانه هنرمندان دیدار و گفتگو كردند
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 و ساعت 2:27 |
چهل سرباز در پيت چند ميليارد توماني
آقا اين قدر اين سريال خنده دار و بامزه بود كه نگو! يعني من مطمئنم حتي اگه قرار بود همچين سريال طنزي رو مهران مديري هم بسازه، صد سال كه هيچي هزار سالم نمي تونست چنين طنز جدي و موقعيتي رو بسازه!!!
سرويس سلامت رواني!

آقا چشتون روز بد كه هيچي روز خوب نبينه!! تو اين مدت خبرنگاراي خبرگذاري از جمله من يه سريال طنز تاريخي تو تلويزيون دنبال مي كرديم كه فكر نمي كنم تو ايران هيچ احمقي مثل ما همچين كاري مي كرد!!! اونم وقتي فهميدم سه ميليارد(؟؟؟!!!) تومن اون سربازا(رستم اينا و مالك اينا و محمود غزنوي اينا و فردوسي اينا و...) گرفتن تو اون فيلم بازي مي كردن! موضوع سريال اين قدر يه دست و صاف(!!؟؟) بود كه نگو!!! يعني فكر كن آدم مي تونست به طور مفصل و اونم طنز هم از تاريخ ايران سر دربياره، هم از تاريخ صدر اسلام، هم از تاريخ غزنويان هم از تحليلي طنز عالي و تخيلي در خصوص آينده ايران و جنگش با جرجي جون اينا!!!؟؟

آقا اين قدر اين سريال خنده دار و بامزه بود كه نگو! يعني من مطمئنم حتي اگه قرار بود همچين سريال طنزي رو مهران مديري هم بسازه، صد سال كه هيچي هزار سالم نمي تونست چنين طنز جدي و موقعيتي رو بسازه!!!

تازه تو جريان سيال ذهن بودن سريال طنز كه براي اولين بار در تاريخ سينما و تلويزيون اتفاق افتاد كه يه فيلم ژانر طنز به اينصورت ساخته بشه، من مطمئنم حتي اين فيلم-سريال بسيار قوي تر از فيلم ساعتهاي استيفن داردلي يا حتي memento كريستوفر نولان باشه!! تو اين مدت هميشه و همه جا نقله حرف خبرنگاراي با سوات! خبرگذاري همين سريال فوق العاده با مزه بوده! باور كنين!!! به طوري كه بچه ها با ديدن قسمت آخر اين سريال كف و خون قاطي كردن و همين طوري دارن هزيون ميگن(!) و هر دفعه جرجي جون مياد زر زر مي كنه، مي گن ميديم رستم بياد .... كنه ها!!!.. اصلا فكر نمي كردم دوستان مثلا متعهد مون(!!!؟؟؟) اونم از نوع نوري زادش قابليت ساخت طنز اونم با همچين ظرافتاي تاريخي سياسي داشته باشن!!!...

خبرنگار رواني اكينانيوز!...سرويس...

پي نوشت:

-آقاي نوري زاد!ما اين قدر احمق نيستيم...آقاي نوري زاد! من يكي آن دنيا سر پل صراط از حقي كه از بيت المال مسلمين و پول من سر ساخت چنين سريالي تلف كردي نمي گذرم! اقاي نوري زاد هنوز فراموش نكردم توهينهايت به نادر طالب زاده عزيز را در خصوص ساخت فيلم-سريال بشارت منجي !...و هنوز يادم نرفته پاسخ صريح كوبنده و زيباي دخترتان را به شما در همان روزنامه كيهان! چه زيبا گفته بود آنجا كه فكر نمي كنم در كارگرداني شما خيلي جلوتر از اقاي طالب زاده باشيد!..حكما او پدرش را بيش از بقيه مي شناخته است!

آقاي نوري زاد! براي شكست آمريكا و آن سربازان دست و پا چلفتي كه شما نشان داديد با آن سلاح هاي مدرن(؟!) لازم نيست تمام تاريخمان را علم كنيم! يك حسين فهميده و علم الهدي كافيست براي شكستشان! در ضمن من يكي مطمئنم سربازان آمريكايي اين قدر ها هم كه شما نشان داديد احمق نيستند، اما شكست همين سربازان براي من و دوستانم كاري ندارد،( البته آن هم نه با شمشيري كه شما نشان داديد!!! بلكه با سلاح هاي به روز دنيا.. ما معتقديم به ايه و اعدو لهم ماستطعتم من قوه! اما به نظر شما نباشيد!) و لازم نيست از رستم و سهراب و مالك و فردوسي و... مايه بگذاريد... يكي مثل همت آنها را كافيست!

اقاي نوري زاد! من يكي كه علاقه اصلي ام سينماست، مطمئنم شما اصلا نفهميديد سمبوليسم در سينما يعني چه!؟ براي نشان دادن قدرت يك كشور هيچ گاره بزرگان تاريخي مذهبي يك كشور را براي از بين بردن چهار تا سرباز علم ان هم به طور سمبليك نمي كنند!!! بلكه براي از بين بردنشان يك سرباز مي فرستند كه كل تاريخ و بزرگان يك سرزمين را از بين ببرند...نگاه كنيد به فيلم هاي راكي، جيمز باند و... هر چند چه فايده من يكي مطمئنم شما هيچ چيز از سينما نمي فهميد!!!

آقاي نوري زاد! خيلي خوشحالم كه حداقل آنها كه در جشنواره فجر فيلم هاي شما را از جريان مسابقه خارج كردند مثل خيلي از ما... نبودند كه ارجي براي سريال و فيلم مزخرفتان قائل شوند...آخر يكي نيست به شما بگويد شما از سينما هيچ چيز نمي فهميد...يكي نيست بگويد شما چرا دست از سر اين هنر و سينماي نحيف متعهد بر نمي داريد!...آقاي نوري زاد..شما هيچ چيز نمي فهميد!...
واقعاً تا بحال سريالي به اين مزخرفي و بي محتوايي نديده بودم هر قسمت از اين سريال را تنها براي اين نگاه مي كردم كه ببينم ديگر قرار است چه گلي به سر ادامه سريال زده شود. اين سريال ملغمه اي بود از هر آنچه نويسندگان از ديروز تابحال مي دانستند و در اصل دريايي با عمق يك سانتي متر.
به نظر من هم واقعاَ مسخره بود واقعآ.... حیف وقت و برقی که برای دیدن اون تلف کردم. من از هنرپیشه های این فیلم تعجب میکنم که حاضر شدند تو این سریال بازی کنند.
آمریکا وقتی فیلم 300 رو ساخت و از فرهنگ ما ایرانیها آنگونه صحبت کرد! من یکی که فکر میکردم الان کارگردانهای ایرانی فیلمی از تاریخ وگذشته مون میسازن و نشون میدن که بابا اونجوری که جورجی میگه نیست ولی زهی خیال باطل که با این فیلم چهل سرباز همه تاریخ و آبرومون رفت زیر سوال.
اگه توی این فیلم فقط به یه موضوع تاریخی-فرهنگی پرداخته میشد خیلی بهتر بود.مثلا در مقابل فیلم300 اگه همون موضوع ولی از ریو حقیقت ساخته میشد هم جواب محکمی بود به جرجی و دارودستش! و هم اینکه فکر نکنم هزینه اش این همه زیاد میشد، خلاصه مطلب اینکه: کار هر کس نیست خرمن کوفتن! یعنی اینکه آقای کارگردان!!! تو برو مِست رو بساب!!!!!!!
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 و ساعت 2:21 |
جمشيد مشايخي بستري شد
جمشيد مشايخي بازيگر سينما و تئاتر ايران به‌علت انسداد روده  22 دي ماه ـ در بيمارستان بستري شده است و قرار است تا چند ساعت آينده تحت‌عمل جراحي قرار بگيرد و سپس در بخش اي سي يو اين بيمارستان بستري شود.
ايسنا: جمشيد مشايخي بازيگر سينما و تئاتر ايران در بيمارستان "آتيه" تهران بستري شده است.

اين بازيگر سينما و تئاتر ايران به‌علت انسداد روده  22 دي ماه ـ در بيمارستان بستري شده است و قرار است تا چند ساعت آينده تحت‌عمل جراحي قرار بگيرد و سپس در بخش اي سي يو اين بيمارستان بستري شود.

در ديدار خبرنگار ايسنا در ساعاتي قبل با اين پيشكسوت بازيگري او كه هميشه به "حافظ" تفالي مي‌زند، اين بيت را خواند:

گفتم كه بوي زلفت گمراه عالمم كرد گفتا اگر بداني، هم‌ اوت رهبر آيد

جمشيد مشايخي يكي از ماندگارترين چهره‌هاي عرصه بازيگري متولد 6 آذر 1313 در تهران است و از سال 1336 با نمايش "وظيفه پزشك" فعاليت بازيگريش را آغاز كرد و با فيلم كوتاه "جلد مار" در سال 42 مقابل دوربين رفت و دو سال بعد با فيلم "خشت و آينه" وارد سينما شد. تا به امروز ايفاگر نقش‌هاي ماندگاري بوده است كه از جمله آنها مي‌توان به فيلمهاي "گاو"، "قيصر"، "شازده احتجاب"، "سوته‌دلان"، "خانه عنكبوت"، "كمال‌الملك"، "گل‌هاي داودي"، "آوار"، "پدر بزرگ"، "طلسم"، "سرب"، "روز واقعه"، "خانه روي آب" و "يك بوس كوچولو" و مجموعه‌هاي "هزاردستان"، "داستان هاي مولوي"، "سلطان صاحبقران"، "امام علي (ع)" و "پهلوانان نمي‌ميرند" اشاره كرد.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 و ساعت 2:9 |
همکاری مهناز افشار و حاتمی کیا
طي دو روز گذشته و امروز مهناز افشار، سيامك انصاري، آناهيتا نعمتي و هدي ناصح هم مقابل دوربين رفته و مي‌روند.
ایسنا: فيلمبرداري "دعوت" ابراهيم حاتمي‌كيا علي‌رغم بارش برف و سردي هوا همچنان در تهران ادامه دارد.

گروه فيلمبرداري جديدترين ساخته‌ي حاتمي‌كيا به‌دليل تنوع لوكيشن‌هاي فيلم‌نامه با جايگزيني سريع لوكيشن‌هاي مربوط، فعاليت خود را پي گرفته‌اند.

از بازيگران "دعوت" تاكنون محمدرضا فروتن، سحرجعفري جوزاني و ثريا قاسمي مقابل دوربين رفتند و تا چند روز آينده سكانسهاي مربوط به آنها به پايان مي‌رسد.

طي دو روز گذشته و امروز مهناز افشار، سيامك انصاري، آناهيتا نعمتي و هدي ناصح هم مقابل دوربين رفته و مي‌روند.

از عوامل پشت دوربين "دعوت" مي‌توان از تورج منصوري به‌عنوان مدير فيلمبرداري، اصغر شاهوردي: صدابردار، عليرضا شمس شريفي: دستيار اول كارگردان و برنامه‌ريز، محمدرضا منصوري مدير توليد و كيوان مقدم طراح صحنه و لباس و تهيه‌كننده: محمد پيرهادي نام برد.

"دعوت" روايت چند خانواده متفاوت است كه با بحراني مشابه روبرو مي‌شوند و هر كدام از آن‌ها بنا به نگاه خاص خود واكنش‌هايي از خود بروز مي‌دهند.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه بیست و یکم دی 1386 و ساعت 2:42 |
ادغام سه قسمت 45 دقيقه‌يي «ساعت شني» در يک قسمت 70 دقيقه/ بالاخره فشارهاي مخالفان باعث تغييرات در سريال شد
ادغام سه قسمت 45 دقيقه‌يي «ساعت شني» در يک قسمت 70 دقيقه/ بالاخره فشارهاي مخالفان باعث تغييرات در سريال شد


سينماي ما- با نزديک شدن ماه محرم و ايام سوگواري در جدول برنامه هاي نمايشي شبکه هاي تلويزيوني تغييرات عمده يي اتفاق مي افتد. شب‌هاي گذشته آخرين قسمت طنز شبانه «چارخونه» به کارگرداني سروش صحت با خوبي و خوشي پخش شد و علاقه مندان به برنامه هاي نمايشي شاد، تا ايام عيد نوروز بايد صبر کنند. سريال طنز «نشاني» به کارگرداني رامبد جوان برنامه طنز بعدي تلويزيون خواهد بود که اين روزها در دست توليد است. از ديگر تغييرات عمده و قابل محسوس در برنامه هاي نمايشي، به هم ريختن روال پخش سريال «ساعت شني» به کارگرداني بهرام بهراميان است. «ساعت شني» که براي بهتر ديده شدن در شبکه اول به جاي يک نوبت در هفته، در سه نوبت پخش شد ظاهراً به دليل کم کردن حساسيت ها از اين به بعد، يک نوبت در هفته پخش مي شود. تجربه نشان داده است که هميشه بهتر ديده شدن خوب نيست و امکان دارد حربه يي شود عليه آن. ساعت شني که تلاش کرد تصويري از جامعه امروز نشان دهد تا شايد مديران اين بار به جاي ناديده گرفتن آسيب هاي اجتماعي، به فکر درمان آن باشند، گويا اين بار نيز در بر همان پاشنه چرخيد و تصميم بر آن شد که به جاي چاره و درمان، راه حل آسان تر تکذيب و نسبت سياه نمايي به آن، مناسبت تر ديده شود. ساعت شني که با فيلمنامه قدرتمند و ساختار تاثيرگذار اتفاقاً به يکي از پرمخاطب ترين سريال هاي در حال پخش از شبکه هاي تلويزيوني تبديل شد، يکي از حربه هاي منتقدان رسانه ملي بود و فشارها را بر مديران سيما مضاعف کرد. در جديدترين اظهارنظر فاطمه شايق عضوکميسيون اصل نود مجلس در گفت وگو با خبرگزاري فارس از ساعت شني به عنوان ابزار تهاجم فرهنگي ياد کرد. در حالي که چندي پيش عزت الله ضرغامي رئيس رسانه ملي در دفاع از مجموعه ساعت شني تاکيد کرد و از ادامه پخش آن خبر داد با اين همه پخش سريال از سه نوبت به يک نوبت در هفته تقليل پيدا کرد. ساعت شني برخلاف رويه معمول پخشش در شنبه شب به جاي 45 دقيقه، در زماني حدود 70 دقيقه پخش شد و زيرنويس برنامه، خبر از پخش هفتگي آن به علت طولاني شدن زمان آن و مصادف شدن با ايام محرم داد. از قرار معلوم ساعت شني در پنج قسمت هفتاد دقيقه يي در هفته هاي آتي پخش مي شود. اين در حالي است که يکي از عوامل مجموعه در گفت وگو با روزنامه اعتماد، از ادغام سه قسمت 45 دقيقه يي در يک قسمت 70 دقيقه يي خبر داد. با اين اوصاف، انتقادهاي منتقدان سريال ساعت شني باعث ايجاد فشارهاي زيادي بر مجموعه شده و سکانس هاي مربوط به آسيب هاي اجتماعي و مشکلات مربوط به زنان در جامعه امروز دچار قلع و قمع شده. اين در حالي است که يکي از مديران سازمان صدا و سيما حذف ها را در حد چند پلان مختصر مي داند و مابقي ماجراها را ناشي از حاشيه سازي هاي پيرامون آن از سوي افراد ذي نفع عنوان مي کند.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه بیست و یکم دی 1386 و ساعت 2:36 |
بدترین فیلم های 2007
فیلم "شماره 23" به کارگردانی جوئل شوماخر با نقش‌آفرینی جیم کری دومین فیلم بد سال است.
مهر: فهرست بدترین فیلم‌های سینمایی سال 2007 از نگاه و‌بسایت معتبر RottenTomatoes اعلام شد که در این میان فیلم‌های دایان کیتن و جیم کری در صدر قرار دارند.

این فهرست بر مبنای میانگین نقدهای نوشته‌شده بر فیلم‌ها تنظیم شده و مطابق با آن فیلم "برای اینکه من گفتم" ساخته مایکل لمان با بازی دایان کیتن بیشترین نقدهای منفی را دریافت کرده است.

فیلم "شماره 23" به کارگردانی جوئل شوماخر با نقش‌آفرینی جیم کری دومین فیلم بد سال است.

کیتن در "برای اینکه من گفتم" نقش مادر سه دختر را به عهده دارد که می‌کوشد بهترین همسر را برای یکی از دخترانش پیدا کند. این فیلم در آمریکا حدود 43 میلیون دلار و در سطح بین‌المللی تقریبا 26 میلیون دلار فروخت.

کری نیز در فیلم 30 میلیون دلاری "شماره 23" نقش مردی را دارد که پس از خواندن کتابی اسرارآمیز احساس می‌کند این کتاب سرنوشت اوست و با حل معمای آن می‌تواند به ناگفته‌های زندگی‌اش دست یابد. این فیلم در سطح جهانی 77 میلیون دلار فروخت.

فیلم‌های "پیش‌آگاهی" مینان یاپو، "درو" استفن هاپکینز، "موفق باشی چاک" مارک هلفریچ، "کاملا غریبه" جیمز فولی، "جواز ازدواج" کن کواپیس، "نوربیت" برایان رابینز، "اردوی پدر" فرد سویج و Happily N'Ever After پل جی. بولگر و ایوت کاپلان به ترتیب دیگر فیلم‌هایی هستند که منتقدان بیشتر نقدهای منفی را بر آنها نوشته‌اند.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه بیستم دی 1386 و ساعت 1:35 |
در حالي كه فيلم ضدايراني «300» با فروش 454 ميليوني، رتبه ششم فيلم‌هاي پرفروش دنيا در سال 2007 را به دست آورد، شب گذشته در حالي پخش سريال ايراني «40 سرباز» به پايان رسيد كه بيشتر مردم ايران، رغبتي به ديدن اين سريال پيدا نكردند. اين در حالي است كه هاليوود، پروژه سينمايي «شاهزاده ايران» را در دستور كار خود دارد.


به گزارش خبرنگار «تابناك»، به نظر مي‌رسد سريال ايراني «40 سرباز»، نخستين مجموعه پرداخته به قهرمانان اساطيري ايران بوده و با وجود آن‌كه كار آن از پنج سال پيش آغاز شد، برخي آن را پاسخي در برابر «300» تلقي كردند.
 
فروش نيم ميليارد دلاري فيلم «300» و كسب رتبه ششم در جهان، نشان مي‌دهد كه ده‌ها ميليون تن از مردم جهان آن را نگاه كرده و به فرهنگ مردم ايران بدبين شده‌اند، اما با گذشت نزديك به يك سال از آغاز پخش اين فيلم سينمايي و اعتراضات گسترده، هنوز كاري عملي كه بتواند ايرانيان و جهانيان را با فرهنگ غني اين سرزمين آشنا كند، مشاهده نشده و اين در حالي است كه هاليوود و كمپاني «والت ديسني» به زودي فيلمبرداري پروژه ديگري را درباره تاريخ ايران در 1300 سال پيش آغاز مي‌كنند.

اما در اين سوي سريال ايراني «40 سرباز»، به رغم آن‌كه با ابتكار نويسنده، به تلفيق فرهنگ ايراني و اسلامي به عنوان شكل‌دهنده هويت مردم مسلمان ايران پرداخته بود، آنچنان ضعيف ظاهر شد كه با وجود هزينه‌هاي گزاف ميلياردي، به سرعت به يكي از كم‌بيننده‌ترين سريال‌هاي سيما بدل گشت.

اين سريال با محور قرار دادن شاهنامه فردوسي، ضمن بيان بخش‌هايي از داستان‌هاي شاهنامه و ماجراهاي پهلوانان اساطيري چون رستم و سهراب و اسفنديار، گريزهايي به تاريخ صدر اسلام و زندگي رسول خدا(ص) و اميرالمؤمنين(ع) داشته و سرانجام به دوران جمهوري اسلامي مي‌پردازد، اما پردازش و بازي‌سازي‌هاي ضعيف، اين سريال پرهزينه تاريخي را در حد يك تئاتر تلويزيوني تقليل داد.

بخش‌هاي پاياني اين سريال، حتي به موضوع تقابل هويت ايراني و قدرت‌طلبي نظام سلطه آمريكايي، اشغال نمادين ايران توسط ارتش آمريكا و به موازات آن، تقابل بسيجيان و انقلابيون پشيمان پرداخت، اما سناريو ضعيف و دخالت دادن ناشيانه و افراطي تمايلات سياسي كارگردان، باعث شد به جاي آن‌كه اين سريال، باعث افتخار مخاطبان به فرهنگ و هويت ملي و ديني ايران شود، آنان را مقهور قدرت آمريكا كند، به گونه‌اي كه نماد فرهنگ بسيجي در عصر حاضر، زماني كه اسير دست ژنرال آمريكايي بود و هويت خود را معرفي مي‌كرد، با چهره‌اي خشن، نام رستم و سهراب تا نام امام علي(ع) و حضرت زهرا(س) و امام حسين(ع) و شهدا و امام خميني را فرياد مي‌زد و ژنرال آمريكايي كوچك‌ترين توجهي به او نمي‌كرد.

اين سريال همچنين به شيوه‌اي ناشيانه و خنده‌آور، صحنه تقابل نظاميان آمريكا با بسيجيان را به تصوير كشيد كه با لباس خاكي امروزي، شمشير و پيشاني‌بند گرفته و در كنار رستم و سهراب و مالك اشتر و ... به مصاف آمريكاييان رفتند و گلوله آمريكايي‌ها به هيچ كس برخورد نكرد و همه گريختند.

جالب آن‌كه اين مجموعه تهيه شده توسط كارگردان متدين آن، با شكستن برخي عرف‌هاي رايج در بيشتر سريال‌هاي سيما، عروس نقش مثبت سريال را با آرايش بسيار غليظ و ناخن‌هاي لاك‌زده و زن ديگري كه يك تنه پيام‌آور تمام هويت ايراني و اسلامي اعم از رستم و سهراب، شهدا و امام زمان بود با آرايش غليظ، گردن نمايان و البته چادر مشكي! به تصوير كشيد، به گونه‌اي كه حتي كم كردن رنگ تصوير نيز مانع از مشخص شدن اين موارد نشد.

اكنون پرسش اينجاست كه تا كي بايد با كم‌توجهي به هويت ايراني و اسلامي و يا پرداختن بيش از حد ضعيف نظير اين سريال پرهزينه كه ساخت آن پنج سال وقت گرفته، عمل كنيم و آيا اين بار نيز بايد شاهد توهين‌هاي احتمالي فيلم سينمايي شاهزاده ايراني به فرهنگ كشورمان باشيم؟
هاليوود به دنبال شاهزاده ايران
نظرات كاربران:
من اوایل بدلیل وجود نقش رستم و علاقه به دیدن فیلمی از این شخصیت باستانی ایران خیلی به دیدن فیلم راغب بودم اما متاسفانه آنقدر موارد غیر مرتبط را به نحو خسته کننده ای به هم چسبانده بودند که به سرعت از این فیلم زده شدم و آن را رها کردم.
بعنوان یک ایرانی متاسفم که فرهنگ و تمدن ایران زمین را بدین گونه ضعیف منعکس می کنند. واقعا سریال ضعیف و بی محتوا بود (حیف بیت المال). باید سریالهای تاریخی را به افرادی داد که تجربه این کار را دارند.
سینمای ایران باید بیش از این به فرهنگ تاریخی کشورمان و سینما اهمیت دهد و از این توهین های کشورهای غرب ساکت نشینم و سینمای ایران را بهبود بخشیم
با درود. من اين سريال را نديده ام چون در ايران نيستم و از طريق سايت شما فهميدم و حالا هر چه فكر مي كنم رستم و سهراب چه ربطي به امريكا دارد نمي فهمم اين فيلم اگر قرار بود به اساطير تاريخي ايران بپردازد ديگر چه لزومي داشت به امريكا گره زده شود ؟!
اي كاش فقط يكي از داستانهاي شاهنامه فقط يكي شو تبديل به فيلم مي كردند اونوقت مردم دنيا مي فهميدند كه ايران و ايراني چه انسانهايي بودند و اگر كوچكترين مطالعه اي در تاريخ و فرهنگ غني خود داشته باشند مي توانند بهترين كشور دنيا بشوند
افراط و تفریط در اظهار نظر دوستان جایز نبود . ما که از زیبایی های تطبیق جالب اشعار فردوسی و فرهنگ و تاریخ شیعی در این مجموعه بهره وافر بردیم . دستشان درد نکند . تشکر
با سلام
ما بعنوان وارث اين تمدن و فرهنگ بزرگ براي معرفي ان هيچ كاري نكرده ايم بدليل فراوان و از همه مهمتر اينكه ميخواهيم همه گذشته مان را با هم مخلوط كنيم و انچه را كه ميخواهيم به معرض نمايش بگذاريم نه انچه هست و بوديم. و همه را بايك وزن نشان دهيم . باور كنيد با اينهمه داستانهاي ناب ايراني قبل از اسلام و بعد ازان چرا موجودات تخيلي مثل بت من و مرد عنكبوتي بايد الگوي بچه هاي ما باشد؟
من در جواب پسر 4 ساله ام كه ميپرسد بابا اينها كه مال ما ايرانيها نيست پس قهرمان ايراني ها كيست و كجاست جوابي براي گفتن ندارم بجز اينكه داستانهاي قهرمانان ايراني را با اب و تاب برايش قصه گويي ميكنم تا بفهمد ما هويت داريم ونياز نيست پيرو مردان تخيلي انها باشيم. بايد براي فرهنگ اين مرز و بوم كهن اما زنده و پويا ارزش گذاشت ، زحمت كشيد و پول خرج كرد.بايد از تمام سرمايه مان استفاده كنيم .اسلام عزيز است و رزمندگان زمان جنگ نيز بزرگ و گرامي.ولي چرا همه چيز را ميخواهيم يك جوري به هم وصل كنيم. بجاي اين سريال بلند يك فيلم مستند و يا سينمايي ميتوانست خيلي اثر گذارتر و مخاطب پسند تر باشد. البته يادمان باشد اين تمدن و هويت گذشته انقدر قوي است كه نه تنها فيلم 300 بلكه سياه نماييهاي بدتر از ان نيز كاري از پيش نخواهند برد.
مشکل اساسي ما اين است که هنوز رسانه را درست نمي شناسيم و با يک سريال قصد داريم تمام مشکلات را حل کنيم!! من نيز در ابتدا مشتاق تماشاي آن بودم ولي بعد از هر قسمت اشتياق کم ميشد. بطور اتفاقي قسمت آخر آن را ديدم. واقعا يک کمدي کامل بود. سرشار از شعارهاي مستقيم و ... .حتي در کتابهاي کودکان هم همچنين مواردي يافت نمي شود چه برسد به يک داستان اساطيري و حماسي!
وقتی سریالی را با آمیختن چند موضوع در هم می آمیزن و یک نمونه غلو به وجود می آورند چگونه میشود انتظار داشت که سریال بیننده داشته باشد .من اول که فیلم را دیدم خیلی خوشم آمد ولی بعد از تداخل موضوعات بی ربط علاقه ام رو از دست دادم .
نمي دانم چرا اين سريال پخش شد چون هيج بعدي نداشت .
توصيه به دست اندر كاران : اما اگر دفعه بعد خواستند همچين كاري كنند لطفا درباره ي افراد تحقيق كنند تا حداقل مورد خنده ي مردم قرار نگيرند
من ابتدا بسیار خوشحال شدم که یک فیلم راجع به ایران ساختند ولی کیفیت کار آنقدر پایین بود که دنبال نکردم تا اینکه قسمت آخر رو دیدم.واقعا افتضاح بود!!
جالب اینکه این فیلم انگار مشاور تاریخی نداشت چون "نگاره انسان بالدار" را که اکنون نماد زرتشیان است تا عهد رستم عقب برد!! همین طور ستاره یهود و...
حال آنکه فیلمی چون "ذوالقرنین" از کمبود منابع مالی رنج می برد.
جالب تر آنکه این فیلم درست از تلخترین جای شاهنامه شروع کرده بود و داستان های زیبایی چون فریدون و ضحاک و ... در ابتدای این فیلم اصلا جایی نداشتند.
واقعا متاسفم.
يكي از ضعيفترين كارهايي بود كه در اين چند ساله ديده بودم.
اگر ميخواهيد در مورد فردوسي و شاهنامه فيلم بسازيد بسيار عاليست...
اگر ميخواهيد در مورد پيامبر و حضرت علي فيلم بسازيد خبلي خوب است.
اگر ميخواهيد در مورد جنگ حرف بزنيد هيچ ايرادي ندارد. فقط چرا بايد به زور همه اين اينها را در يك بسته بپيچيد و به خورد بيننده بدهيد؟! چرا اجازه نميدهيد بيننده خودش اين ارتباط را درك كند؟!
اگر در مورد يك داستان شاهنامه فيلم ميساختند و برايش خرج ميكردند خيلي بهتر از اين سريال بلند و آموزنده!!! و مفتضحانه بود.
با سلام و تشكر
اگر دقت مي كرديد ، در مورد لباس سربازان آمريكايي در قسمت آخر هم متوجه مي شديد كه :
اولا" سرباز ها عينك هاي محافظ رو از روي كلاه آهني زده بودند ، و مال بعضي هاشو اصلا" رو صورتشون نيفتاده بود و پا در هوا روي كلاه و به صور كج روي چشمشون افتاده بود ، در حالي كه همانطور كه در اخبار ديديد اول عينك محافظ و بعدا" كلاه آهني رو ميذارن روي سر و عينك زير كلاه مي مونه نه روي اون .

دوما" و جالبتر از اون اين كه در قسمت آخر تفنگ هاي M 16 سربازان آمريكايي هيچ كدوم خشاب نداشت ولي معلوم نبود چي شليك مي كرد و در صحنه اي كه فرمانده آمريكايي داشت به طرف رستم در جنگل شليك مي كرد اصلا" از لوله كلت آتش و دود بيرون نمي آمد و اسلحه در اثر شليك لگد كه اسلحه تكون هم نمي خورد .

سوما" M 16 ها به طور مفتضحانه اي كج و كوله و تابلو درست شده بودن و يه نفر كه تا حالا اصلا" اسلحه نديده هم ، به راحتي مي فهميد كه پلاستيكي هستند .

به نظر من سريال سر تا پا اشكال و ضعف داشت و اصلا نبايد از شبكه سراسري پخش مي شد .
من تنها قسمت آخر این سریال را دیدم و اما هنوز گرفتار صحنه آخر هستم که همه اساطیر ایرانی و اسلامی شعار مردانگی می دهند و ژنرال تنهای آمریکایی را دوره می کنند .. واقعا متاسفم (البته همین یک مورد شاید کافی باشد)
اين سريال با نهايت هنرمندي توانست رستم و ايران و هنرپيشه هاي معتبر و محبوب و ... را با اين همه هزينه به افتضاح بكشاند! اميد است كارگردان محترم، با اين تجربه پرهزينه بداند كه دفعات بعد چگونه سريالهايي از اين دست بسازد و يا شايد بهتر آنكه نسازد!
اگر به سلاح های m16 سربازان آمریکایی (در قسمت آخر) توجه می کردید متوجه می شدید که خشاب ندارند !!!
وقتی کارگردان این سریال به این جزییات توجه نمی کند و به شعور بیننده توهین می کند ، چگونه انتظار داریم که اینگونه سریال ها پربیننده باشد؟!
من که نتوانستم حتی یکی از قسمت های این سریال را بطور کامل تماشا کنم.
به نام خدا
پس از ساخت سریال امام علی به کارگردانی آقای میرباقری که یکی از شاهکارهای تاریخی ایران بود . متاسفانه ساخت سریال تنها ترین سردار به آقای فخیم زاده پیشنهاد شد که با آنهمه هزینه به دلیل ضعف کارگردانی و بازی مورد استقبال قرار نگرفت
نمونه دیگر فیلم حضرت ابراهیم که با آنهمه فضا در داستان برای کار فیلمی بسیار ضعیف ارائه شد که حاوی ایراداتی مثل ( خارج شدن بخار از دهان نمرود در حالی که لباس بر تن ندارد . پریدن وزیر نمرود از روی برج مثلا بلند نمرود همانند پریدن از یک چهارپایه یک متری است . حذف قسمت خلق مجدد چهار پرنده از داستان به دلیل نیاز به جلوه های ویژه کامپیوتری ) میباشد .
اگر بجای فیلم چهل سرباز که در آن تنها افرادی با لباسهای باستانی برای هم شهر و داستان می خوانند آقای داریوش ارجمند با کت و شلوار پشت میز فقط شاهنامه میخواند به مراتب بیشتر با استقبال روبرو میشد .
افسوس ...
يكي ديگر از نقصهاي اين سريال اين بود كه پهلوانان ايراني هيچ شباهت فيزيكي به پهلوان نداشتند و بجاي اينكه بازوان بزرگ داشته باشند لباسهاي پف كرده بر تن داشتند اين سريال را با فيلمهايي نظير هركول و اسپارتاكوس و ... مقايسه كنيد ظاهر فيزيكي هنر پيشه هاي آنها كجا و اين مجموعه كجا
من روز اولی که این فیلم رو دیدم گفتم چه خوب که با همچین موضوعی فیلمی ساخته شد ولی ای کاش همه چیز به هم ربط پیدا نمی کرد.
من هم اوایل پخش سریال بخاطر وجود اساطیر ایرانی این فیلم را دنبال می کردم. وخوشحال شدم از اینکه بالاخره مسئولین فرهنگی ما به فکر هویت ملی ما افتادند اما با گذشت چند هفته ،سر از عربستان، عراق و... در آوردیم ودر لابلای نخلها دنبال رستم ،اسفندیار، سهراب و... گشتیم . ولی افسوس که رد پای ضعیفی از آنان باقی مانده بود. وافسوس خوردم ایران با این همه پیشینه و اسطوره وقهرمانان ملی چرا از ساختن فیلم زندگی ودلاوری های آنان عاجز بوده ویا سر باز می زند؟؟؟
عاقبت بخيري از جمله دعاهاي پركاربرد پدران ما است.اين سريال عاقبت بخير نشد.اي كاش سريال بعد از شكست اسفنديار از رستم تمام مي شد.
متاسفم که فرهنگ کهن ایران زمین را ایگونه ناشیانه لگدمال کردن/ حیف رستم و فردوسی و .......
به جاي ساخت تعداد بيشماري سريال و فيلمهاي سينمايي پر خرج، بي مفهوم، نا متناسب با فرهنگ ديني و ميهني بهتر است اين هزينه ها را در جهت ساخت يك فيلم تاريخي-باستاني با جلوه هاي ويژه (حداقل در حد فيلمهاي سطح پايين هاليوودي) صرف كنيم تا ضمن دفاع از تاريخ و هويتمان زمينه اشتغال بسياري از افراد خوش ذوق و گرافيست در اين زمينه را فراهم كنيم.
در ابتدا این مجموعه بسیار جذاب بنظر میرسید.اما در اواسط کار از این شاخه به آن شاخه پریدن این سریال آغاز شد.در حالی که مردم ما مطمئنا دوست دارند سریالی ببینند که درباره پهلوانان اساطیری ایران باشد،گریز این سریال به اعصار مختلف ضربه سختی به بینندگان آن زد بطوری که برادر بنده که یکی از مشتریان پر و پا قرص این سریال در ابتدا بود،بعد از چند قسمت،قید دیدن این سریال را زد.
سریال پیش از حد کشدار وملال آور بود اختلاط ناشیانه اسطوره های ملی با شخصیت های مذهبی باعث شد تا این سریال نتواند مخاطب جذب نماید
من تنها دو قسمت از اين سريال را نگاه كردم و متاسف شدم چرا بدون مطالعه كار انجام مي دهند اين فيلم از بابت متن،تدوين،چره پردازي،و....فوق العاده بد بود .
اين سريال رو در ابتدا بخاطر پرداختن به شاهنامه حكيم فردوسي نگاه مي كردم اما از قسمت 3 و 4 به بعد متوجه تحريفات در اصل داستان و كلا از محتوي تهي بودن كار ، بشدت از اين سريال روي گردان شدم .
نميرم ازين پس كه من زنده ام
كه تخم سخن را پراكنده ام
حريم و حيطه حكيم توس جايي نيست كه به راحتي مجال پاي گذاردن در آن داشته باشيم
با تشکر از نقد کوتاه و رسای شما.
من هم مثل خیلی از هم وطنان ابتدای سریال را میدیدم ولی بعد از چند قسمت به کلی آن را رها کردم.
سریال40سربازخیلی خوب پیش می رفت تا اینکه به یکباره با همه دورانها و قومیتها ادغام شد .راستی شاهنامه و رستم و سهراب چه ربطی به جنگهای صدر اسلام و تفنگداران آمریکایی داشت!!! ما که نفهمیدیم به همین خاطر هم سریال را نگاه نکردم
باسلام از نقد و پرداختن شما تابناكيان به اين موضوع مهم بسيار سپاسگزارم. روي سخن من با بينندگان و آنهايي است كه نظراتي را ابراز نموده اند. مدت بسياري است كه به دليل بسياري از كج كاري ها و تند روي ها به نام دين كتاب ها و سريال هايي كه تحت اين عنوان ساخته مي شوند از سوي مخاطبات مورد استقبال چنداني قرار نمي گيرد اما برعكس كتاب ها و موضوعات مربوط به مليت و اساطير بسيار طرف دار دارد. بنده منكر آشنايي با اساطير و بزرگان ملي خود نيستم و خود در اين زمينه مطالعات زيادي دارم و مورد علاقه بنده مي باشد اما از انصاف به دور است كه اينچنين نا عادلانه با موضوعات بدون تفكر و صرفا از روي احساسات برخورد كنيم. اين سريان نه صرفا تا قسمت هاي سوم و چهارم (علي رغم آنچه كه دوستان در بالا ذكر كرده و طبق معمول شورش را در آورده اند) بلكه تا 7 يا 8 قسمت پاياني سريال به زيبايي ساخته و پرداخته شده بودكه كمي انصاف و مداقه در آن اين مساله را روشن مي كند. اما همانند غالب سريال ها و فيلم هاي ايراني نه از ابتدا براي انتهاي سريال سناريويي موثر در نظر گرفته شده بود ونه هيچگاه سينمايي هاي ما مي خواهند دست از سره سمبل كاري هاي خود بردارند.
دورود بر مهر ورزان فرهنگ پارسي.
كار بزرگ مخصوص انسان هاي بزرگ است .چرا كار به اين مهمي را به دست كسي مي دهيد كه به جاي كمك ودفاع از فرهنگ آن را مضحكه عام وخاص مي كند.كجاست فردوسي كجاست مولوي وسعدي انان بزرگان اهل فرهنگ در قديم بوده اند وكارگردان اين مجموعه هم ...!!!
روي صحبت من به اهل فرهنگ به خصوص سينما است ، ايا كسي نيست كه جوابي به اين ياوه گويان گستاخ بدهد كجاست ياور آئين وفرهنگ اين سرزمين.
کشورهای خارجی یانگوم میسازند تا مردم برای دیدن ای لحظه شماری کنند اما ما بهترین داستانهای دنیارو ....
من سريال سربداران را 3 بار ديدم اگر باز نشان بدهند باز هم ميبينم . اما اين سريال فقط 1 قسمت ان را ديدم بسيار بسيار بد بود
با سلام
وقتی سریالا همزمان با پخش تولید می شه نتیجه هم نباید بهتر از این با شد
قسمتهای اول خیلی عالی بود منتهی در آخر همه چیز سرهم بندی و سرسری بود کما اینکه قسمت آخر سریال با تاخیر دو هفتهای پخش شد
واقعا ما ایرانیها بخصوص صدا و سیمادر اتلاف منابع نمونه ایم. که اگر تمام هالیوود را به ایران می دادند باز هم با مدیریت ویژه مان فیلم را بهتر از این در نمی آوردیم
با سلام
جايی که هويت ايرانی و اسلامی ما موضوع اصلی باشد لازم است دقت بيشتری لحاظ گردد. جدا از ايرادات فنی و ساختاری که حتی تماشاگر غير حرفه ای را به ستوه می آورد سناريو داستان و شيوه نگرش توليد کنندگان مجموعه به موضوع تنها برای مخاطبان با طيف سنی زير 10 سال مناسب بود.
ایرادات این سریال آن قدر پیش پا افتاده است که هر کس یک قسمت از آن را دیده باشد می تواند کلی ایراد از آن بگیرد واقعا سریال اعصاب خرد کنی بود من در یک قسمت از آن دیدم که در یک باغ سیاه درخت فردوسی مشغول جمع آوری انار بود من نمیدانم از کی درخت زرد آلو انار میدهد
آنقدر در اين سريال وقايع تاريخي با يكديگر قاطي شده بودند كه اگر مخاطب تاريخ نمي دانست در تقدم و تاخر وقايع دچار اشتباه و سردرگمي مي شد.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه بیستم دی 1386 و ساعت 1:32 |
محمدرضا فروتن برای حضور در «عیار 14» (پرویز شهبازی) به توافق رسید
محمدرضا فروتن برای حضور در  «عیار 14» (پرویز شهبازی) به توافق رسید


سينماي ما- محمدرضا فروتن چند روز پیش قرارداد همکاری با حسین لیالستانی را فسخ کرد. بازيگر فیلم متوقف‌مانده «تردید» برای حضور در آخرین ساخته پرویز شهبازی به نام «عیار 14» به توافق رسید. محمدرضا فروتن در این فیلم که تا چند روز دیگر فیلمبرداری آن در سرعین اردبیل آغاز می‌شود، در مقابل کامبیز دیرباز ایفای نقش خواهد کرد.
شایان ذکر است؛ آخرین ساخته پرویز شهبازی «نفس عمیق» نام داشت . محمدرضا فروتن با بازي متفاوت در فيلم كنعان (ماني حقيقي) در جشنواره امسال حضور خواهد داشت.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه بیستم دی 1386 و ساعت 1:13 |

مجموعه «چارخونه» که سه شب پيش با تلويزيون خداحافظي كرد  با همه نقاط قوت و ضعف در حالي استقبال 60 تا 70 درصدي مخاطبان را در پي داشته که مخاطب قدرت انتخاب ندارد و شايد اين رضايت به نوعي کاذب باشد.

به گزارش مهر، صداوسيما افزون بر همه رسالت‌هاي خود که امروز در هر خانه و زير هر سقف شعبه دارد، يکي از توانمندي‌هايش برنامه‌ريزي مستقيم براي پر کردن اوقات فراغت و تأمين درست نياز به تفريح است. از ميان گزينه‌هاي گوناگون براي انبساط خاطر کار طنز در هر عرصه انتخابي پرمخاطب است.

طنز از ويژگي‌هايي برخوردار است که يکي از آنها نشاندن خنده بر لب‌هاست؛ خنده‌اي که جزو نيازهاي زندگي و از ضروريات جامعه بانشاط است. گفته مي‌شود خنده در طنز از نوع هر خنده‌اي نيست، بلکه خنده بر ساده‌دلي‌ها يا خنده از روي تمسخر نقطه ضعف‌هاست. جنس خنده آن هم هميشه خنده از روي شوخي نيست، بلکه نيشدار است.

در واقع، طنز تلنگري است بر انديشه مخاطب که در پس خنده ناشي از آن توقع رسوب فکري نيز مي‌رود. در طنز نمايشي داستان طنز از الگوي ساختاري متون ژانر دراماتيک پيروي مي‌کند؛ يعني داستان آن بايد منطقي و داراي ساختار محکم باشد. در طرح داستان، طرح و توطئه، گره‌افکني، اوج و گره‌گشايي بايد مسير منطقي طي شود و تنها استفاده از عنصر ناسازگاري و تضاد ميان شخصيت‌ها، موقعيت و حادثه‌آفريني، مي‌تواند در قوت طنز و نيفتادن به ورطه لودگي خلل وارد کند.

در واقع نکته‌اي که طنز را متمايز مي‌کند، اغراق در مسائل و شخصيت‌ها و بزرگتر نشان دادن واقعيات است. اين اغراق‌پذيري نيز اصول دارد، زيرا طنز در کنار ابعاد گوناگون آن کاري جدي است و اگر غلو آن بيش از اندازه شود، کار را ناموزون مي‌کند، از سوي مخاطب پس زده مي‌شود. رسانه ملي در راستاي اهداف و کارکردهاي خود، چندي است سنت طنزهاي نود شبي را در دستور کار خود قرار داده و به اين وسيله، توانسته جمع خانواده‌هاي ايراني را گرمتر کند.

امسال نيز همانند سال‌هاي گذشته، مجموعه طنز نود شبي چارخونه از شبکه سوم سيما به کارگرداني سروش صحت روي آنتن رفت. صحت را تا پيش از اين بازيگري توانا و نويسنده‌اي خوش‌قريحه مي‌دانستيم که اکنون بايد به اين پيشينه کارگرداني را نيز افزود. او در نخستين تجربه کارگرداني توانست بسياري از بينندگان تلويزيون را در شب‌هاي متوالي با خود همراه کند.

صحت در اين کار از نويسندگاني چون محمدرضا آريان، عليرضا بذرافشان، حميد برزگر، عليرضا ناظرفصيحي، بهمن معتمديان و ... بهره برد که با همه آنها کارهايي مشترک انجام داده است. در «چارخونه» چهره‌هايي چون حميد لولايي، مريم اميرجلالي، فلامک جنيدي، بهنوش بختياري، محمد شيري و رضا شفيعي‌جم بار ديگر در کنار هم جمع شدند؛ شخصيت‌هايي که مي‌توان گفت بعضاً دست نخورده از مجموعه‌هاي طنز گذشته وام گرفته شده‌اند.

مجموعه با تيتراژي متناسب با نام «چارخونه» آغاز مي‌شود که مي‌توان به روشني تأثير رضا عطاران و شاخصه‌هاي خلاقانه و برجسته کارهايش را در آن ديد: بهره بردن از تصاوير به ظاهر بي‌ربط به مجموعه در عنوان بندي و آوازي ناشناخته با سير آوازخواني مألوف رسانه، بهترين شاهد بر اين مدعاست.

«چارخونه» هر چند خاطره کارهاي پيشين طنز را به ياد مي‌آورد، در بخش ميزانسن تلاش خود را کرده تا صحنه پردازي معقول و چشم‌نواز ارايه دهد. صحنه‌پردازي واقعگرايانه که سعي شده دکورها داراي نمادي از مشاغل ساکنان خود باشند مانند تابلو مرغ در راهرو خانه منصور، باند صوتي و ماکت هواپيما در خانه رعنا و حامد به همراه رنگ‌آميزي گرم و سنگين براي خانه شکوه و منصور، رنگ‌هاي شاد براي زوج‌هاي جوان و ... با ايجاد تضاد گرافيکي تنوع تصويري خوبي در تدوين ايجاد کرده است.

اما متأسفانه، تصويربرداري مجموعه از ضعف‌ها و خطاهاي تکرارشونده رنج مي‌برد. چنان که حضور بوم صدابرداري در غالب نماها تا پايان مجموعه ديده مي‌شود که به نظر نمي‌رسد کارکردي خاص براي اين کار مورد نظر بوده باشد، چرا که حتي کاغذ ديالوگ‌ها نيز از گوشه قاب نمايان مي‌شود!

گذشته از مباحث تکنيکي از نکات قابل بررسي مجموعه، سبک و نوع طنزي است که قالب مجموعه است. آنچه در «چارخونه» بيشتر ديده مي‌شود، طنز موقعيت و بعضاً کلامي است که در قالب طنز خانوادگي نشانده و موجب توفيق اين مجموعه شده، چرا که طنز خانوادگي از جذابيت و تنوع خاص خود برخوردار است.

«چارخونه» براي ايجاد طنز از تضاد ميان شخصيت‌ها يا جابجايي نقش‌ها بهره مي‌برد و در بعد طنز غيرکلامي به صورت يکنواخت و کشدار با بازي گرفتن از اشيا، موقعيت‌هاي طنز ايجاد مي‌کند مانند دست به دست کردن مرتب ظروف بر سر ميز غذاخوري يا پرتاب ليوان و سيب به بالا و...

به اين ترتيب، طنز خانوادگي و طنز موقعيت، براي يکديگر شرايطي فراهم مي‌کنند که داستان با موضوعات خانوادگي و طنزي قابل قبول پيش برود. به لحاظ همين زمينه‌هاي طنز است که صحت به ايجاد موقعيت‌هاي طنز و بهره‌برداري از آن پرداخته مانند دعواهاي شکوه با منصور بر سر فروغ، واكنش‌هاي آنان هنگام قهر، خيال‌پردازي‌هاي حامد و رعنا و ... .

هرچند بهره بردن از جابجايي نقش‌هاي جنسيتي چون نان‌آوري زن، خلقيات مردگونه شکوه، صفات بچگانه و سر به هوايي مردان و نياز آنها به حمايت زنان تا اندازه‌اي در مجموعه‌هاي قبلي هم ديده مي‌شود، ولي در اين مجموعه با اغراق بيش از اندازه رو به رو هستيم که موجب آسيب ديدن مجموعه و نوعي پس زدگي از سوي مخاطب مي‌شود.

بيکاري حامد و نفقه خوري از زنان، استعفاهاي پي در پي منصور در کنار شغل رعنا و منبع مالي بي‌انتهاي شکوه دو خط پررنگ و موازي هستند که در طول داستان به جلو مي‌روند و به ذوق بيننده آسيب مي‌رسانند. ارايه الگويي تازه از زندگي زناشويي، يعني زندگي زير دو سقف، دعواهاي پشت هم شکوه و منصور و اعمال قدرت و خشونت در عين مهرباني که روابط مخدوش ارتباطات خانوادگي را نشان مي‌دهند، از مواردي هستند که در «چارخونه» مردان را در فرودست زنان قرار مي‌دهد.

کاراکترها و ويژگي‌هاي آنها در اين مجموعه تکراري است، اما گزينش بازيگران براي نقش‌ها را مي‌توان گزينشي درست و دور از ريسک دانست و اشکال را در تکراري بودن و نبود خلاقيت در شخصيت پردازي آنها دانست. شکوه با جوش آوردن‌هاي معروف، منصور مردي بي‌کفايت در هر زمينه که حرف چنداني براي اظهار وجود قوي ندارد، حامد تيپ جديدي که مخلوطي از خوانندگي بامشاد در نقطه‌چين و لهجه‌دار بودن گل مراد در باغ مظفر است و البته ترانه‌هاي نه چندان جذاب او و خيال‌پردازي‌هايش موقعيت‌هاي خوبي براي مجموعه ايجاد کرد.

شخصيت رعنا نيز با ارايه بازي سطحي و بدون ويژگي خاص و شخصيت‌پردازي سردستي، در اندازه‌هاي تکميل نقش حامد ديده مي‌شود. پرستو اما در تضاد با روحيات رعنا به دليل هياهويي که از شاخصه‌هاي شخصيت داستاني اوست، بيشتر به چشم مي‌آيد و در زمان رکود داستان و بازيگري با حرکات بچگانه خود تنوعي کوتاه پديد مي‌آورد؛ هر چند ميزان و نوع جنب و جوش حرکتي وي به مثابه يک زن در خارج از بحث داستاني قابل تأمل است.

حضور فرخ را که شخصيتي حاشيه‌اي و در اين مجموعه خنثي به نظر مي‌رسد، مي‌توان مورد پرسش قرار داد که چرا به عنوان شخصيت دايمي در مجموعه حضور پيدا کرده است؟ به نظر مي‌رسد نبود پرداخت قوي شخصيت‌ها و ناهمگوني در بازي‌ها ناشي از تعدد نويسندگان متن‌هاست که در شکل‌گيري شخصيت يکپارچه خلل وارد کرده است، اما نظير شنبه از خوش‌پرداخت‌ترين شخصيت‌هاست که به دليل روحيه دسيسه‌چيني و دورويي به طرح توطئه و تعليق داستان‌ها افزوده است.

مجموعه به لحاظ پرداخت داستاني نيز با نوسان‌هاي بسياري همراه بوده که گاه موضوعات جديد مانند داستان ليگ برتر و ... را به خوبي لحاظ و گاه موضوعات تکراري، قديمي و بدون جذابيت خاص داستاني مانند کلاهبرداري و طلبکاري را به صورت سطحي و دم‌دستي بيان مي‌کند.

اين مجموعه با همه قوت‌ها و ضعف‌هايش توانسته استقبال 70-60 درصدي مخاطبان را در پي داشته باشد، آن هم با همين قالب کليشه‌اي و تکراري خود که حتي نوآوري‌هايش را با تکرار و کم‌دقتي از طراوت انداخته است، اما بايد يادآور شويم که مخاطب در شرايطي است که قدرت انتخاب جز ديدن اين معدود کارها ندارد و معمولاً بدون تحليل و ارزشگذاري و تنها براي سرگرمي به ديدن اين‌گونه کارها روي مي‌آورد و به همين دليل، شايد نوعي رضايت کاذب نيز داشته باشد.

نظرات كاربران:
این برنامه از بیمحتواترین وسطحی ترین طنرهای سالیان اخیربود.ایکاش بجای نزول کمی ارتقا داشتیم.
روند نزولی کیفیت سریالهای طنز در صدا و سیما واقعا حیرت انگیز است! و همچنان بیت المال صرف تولید این گونه سریالهای بی محتوا می شود.
با سلام
اين آمار 60 تا 70 درصدي را كه ديدم ياد حكايت آن پادشاه عريان افتادم كه در واقع عريان بود و لباسي در تن نداشت اما عده اي بنا بر ملاحظاتي مجبور به تعريف و تمجيد از از نوع پوشش و مدل و رنگ لباس او بودند. سريال چارخونه هم حكايت همين پادشاه است. به نظر من سازندگان اين سريال بي محتوا فكر كرده اند كه طنز يعني اينكه هر چه ولو بي محتوا به نمايش بگذاري اين مي شود طنز.
به نظر من ساخت چنين سريالهايي نوعي توهين به مردم است كه بجز تلف كردن وقت نتيجه ديگري ندارد. با تشكر.
سلام

واقعا مسئولان صدا و سیما باید فکری بحال برنامه های اینچنینی بکنند.این برنامه هیچ جذابیتی برای بینندگان نداشت و فقط به بی توجهی به ارباب رجوع اشاره میکرد!
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه بیستم دی 1386 و ساعت 1:4 |
به رغم ‌اين‌که در چند سال گذشته، بارها تاريخ اکران، سناريست و نيز کارگردان فيلم «شاهزاده‌ ايران»، تغيير کرده‌، با ‌اين حال، برخي گزارش‌ها حاکي است که فيلمبرداري «شاهزاده‌ ايران»، چند ماه ديگر آغاز خواهد شد و ‌اين فيلم در تابستان سال 2009 ميلادي در سينماها به نمايش درخواهد آمد.

به گزارش راديو فردا، قرار است اين فيلم بر پايه بازي رايانه‌اي موفقي به همين نام ـ که در اواخر دهه هشتاد ميلادي به يکي از محبوبترين بازي‌هاي کامپيوتري جهان بدل شده بود ـ ساخته شود.

«جري بروک‌ هايمر»، تهيه کننده ‌اين فيلم، در گفت‌وگويي مطبوعاتي با سايت «کولايدر» گفته بود: گمان مي‌کنم کارگردان بسيار جالب‌توجهي را استخدام کرده‌اند.
او مي‌گويد: «مايک نيوول»، که يکي از فيلم‌هاي هري پاتر را کارگرداني کرده، بسيار مبتکر و تيزهوش است و کاري واقعا ويژه را درست خواهد کرد و اين در حالي است كه ما تازه در آغاز راهيم؛ يعني فيلمنامه‌اي داريم و تازه کار ساخت شکل آن را آغاز کرده‌ايم تا کاري منحصر بفرد و جديد باشد.»

«جري بروک ‌هايمر»، تهيه کننده تريلوژي پرفروش دزدان دريايي کارائيب درباره ‌اين‌که چرا و چگونه کار تهيه فيلم «شاهزاده ‌ايران» را در دست گرفته است، مي‌گويد: ‌اين سوژه‌اي بسيار هيجان‌انگيز است؛ نخست‌ اين‌که دوره‌اي جالب توجه بوده و چيزي است که ديگران انجام نمي‌دهند.»
وي ادامه مي‌دهد: قرار است فيلمبرداري «شاهزاده ‌ايران» در ماه ژوئن، يعني تابستان آينده آغاز شود. اين يک فيلم بزرگ خواهد بود که قهرمان آن، مي‌تواند در ماجراهاي ديگر، فيلم‌هاي ديگري را با خود آورد.

اما «جوردن مکنر»، نامه‌ريز و بازي‌ساز مجموعه بازي‌هاي کامپيوتري «شاهزاده‌ ايران» مي‌گويد: بيست سال است که آرزوي ساخت‌ اين فيلم را در سر داشته است.
وي در گفت‌وگو با سايت «گاماسوترا» اظهار داشت: نخستين نسخه فيلمنامه «شاهزاده ‌ايران» را که چند بار در آن بازنگري شد، در حدود يک سال و نيم نوشت و تکميل آن که با اصلاحات ديگري به دست چهار فيلمنامه‌نويس همراه بود و آخرين آنها «جف ناکمانوف»، سناريست The day after tomorrow بود، دو سال ديگر به طول انجاميد، اما در ‌اين روند، ساختار فيلمنامه اوليه، طرح داستان و شخصيت‌ها، دستخوش تغيير چنداني نشدند.

«جوردن مکنر» مي‌گويد: اگر فيلم را در يک جمله خلاصه کنيم، به نخستين بازي مجموعه «شاهزاده ‌ايران» به نام «Sands of time»؛ «شن‌هاي زمان» شبيه به نظر مي‌رسد، حال آن كه در واقع، صحنه به صحنه کاملا متفاوت است.
وي اظهار مي‌دارد: نمونه ما فيلم‌هاي حماسي کلاسيک و سراپا ماجرايي حادثه‌اي است همراه با مزاح و داستاني عاشقانه و پر از شخصيت‌هاي به ياد ماندني.
جوردن مکنر با اشاره به ‌اين‌که فيلم در مرحله پيش از توليد است و ‌اين‌که کمپاني «والت ديسني» آن را ارايه خواهد کرد، گفت: نوول تصويري «شاهزاده ‌ايران» را به پايان برده و ‌اين کار به زيبايي درآمده است.

وي مي‌افزايد: سال آينده، کتاب تصويري «شاهزاده ‌ايران» که داستانش به کلي از بازي‌ها يا فيلم آن متفاوت است، توسط First Second Books منتشر خواهد شد.

اما «مايک نيوال»، آخرين کارگرداني که براي ساخت فيلم «شاهزاده ‌ايران» به کار گرفته شده، داستان ‌اين فيلم را عالي، هيجان‌انگيز و شديدا عاشقانه توصيف مي‌کند و مي‌گويد: ‌اين داستان، شما را به جايي مي‌برد که هرگز در آنجا نبوده‌ايد.
مايک نيوال اظهار داشت: با ‌اين داستان، کارهاي بسياري صورت خواهد گرفت، زيرا ماجرا در 1300 سال پيش روي مي‌دهد.

وي مي‌گويد: ‌اين يک داستان بزرگ عشقي خواهد بود، در برابر خطر و سرنوشت جهان.
مايک نيوال در گفت‌وگو با «ريلزچنل» مي‌گويد: من عاشق «شاهزاده ‌ايران» هستم و به جري بروک‌هايمر واقعا علاقه‌مندم و گمان مي‌کنم ساخت يک فيلم بزرگ ماجرايي عاشقانه براي او کاري عظيم خواهد بود، زيرا ‌اين کاري نيست که او به طور معمول انجام دهد.

بازي‌هاي «شاهزاده ‌ايران» که از سال 1988 ميلادي به بازار عرضه شدند، در رديف موفقترين و پرفروشترين بازي‌هاي کامپيوتري بوده‌اند و «جوردن مکنر» در آخرين سري‌ اين بازي‌ها، نشان داد که از تاريخ و فرهنگ‌ ايران بي‌اطلاع نيست.
حال انتظار مي‌رود فيلم «شاهزاده ‌ايران»، جايگاه پرفروشترين محصول‌ آينده سينماي‌ هاليوود را به دست آورد و با ارايه فيلم‌هاي ديگري به يک مجموعه فيلم سه‌گانه يا تريلوژي تبديل شود، ضمن‌ اين‌که پيش‌بيني مي‌شود فرآورده‌ها و کالاهاي آن چون اسباب‌بازي و اقلام ديگر، سود سرشاري را نصيب سازندگان ‌اين فيلم سازند.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه بیستم دی 1386 و ساعت 0:55 |
«خونمردگي» جايگزين «ساعت شني»
در سريال «خون مردگي» بازيگراني چون پولاد كيميايي، ليلا اوتادي، سياوش طهمورث، عبدالرضا اكبري، حبيب دهقان نسب، سولماز غني، شهرام عبدلي به ايفاي نقش پرداخته‌اند.
فارس: پخش مجموعه تلويزيوني «خونمردگي» به كارگرداني «جواد مزدآبادي» به ماه صفر موكول شد.

مجموعه تلويزيوني «خونمردگي» در 13 قسمت 50 دقيقه‌اي به تهيه كنندگي «محمد رضا شفيعي» براي پخش در ايام محرم ساخته شده كه بنا بر تصميم مديران سيما، پخش آن به ماه صفر موكول شد.

بنابر اين گزارش، اين مجموعه تلويزيوني كه پخش آن از روزهاي پاياني ماه محرم آغاز خواهد شد، در روزهاي دوشنبه و چهارشنبه به جاي مجموعه «ساعت شني»(كه گويا قرار است در ماه محرم به شكل هفتگي پخش شود) به روي آنتن خواهد رفت و در دو باكس پخش مي‌شود.

در سريال «خون مردگي» بازيگراني چون پولاد كيميايي، ليلا اوتادي، سياوش طهمورث، عبدالرضا اكبري، حبيب دهقان نسب، سولماز غني، شهرام عبدلي به ايفاي نقش پرداخته‌اند.

فيلم‌نامه «خونمردگي» را «سعيد نعمت‌الله» نگاشته است و داستان آن درباره يك قهرمان رشته ورزشي رزمي است كه پس از بازگشت از مسابقات جهاني در مي يابد برادرش به طرز مشكوكي به قتل رسيده است. رسول تصميم مي گيرد راز قتل برادرش را افشا كند و....
تا به حال چهار قسمت از مجموعه «خونمردگي» براي پخش آماده شده است.

لوكيشن هاي اين سريال در تهران و شهرهاي شمالي ايران مي‌گذرد و داستان آن در ماه محرم اتفاق مي‌افتد. ديگر عوامل اين سريال عبارتند از: سيد حسين يعقوبي: مدير توليد، طراح صحنه و لباس: ايرج ملكي، برنامه ريز: احمد كاوري، دستيار اول كارگردان: حبيب قلي زاده، مشاور فيلم‌نامه: دكتر محمد شجاعي، جلوه‌هاي ويژه: محسن روزبهاني، تدوين:خشايار موحديان.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه بیستم دی 1386 و ساعت 0:48 |
 
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه بیستم دی 1386 و ساعت 0:43 |
حمیده خیرآبادی: قدیم‌ها عاشق فروغ بودم
حمیده خیرآبادی: قدیم‌ها عاشق فروغ بودم


سینمای ما - حميده خيرآبادي را بدون شك مي‌شناسيد.وقتي نامش مي‌آيد، كلي فيلم و سريال از جلوي چشمت عبور مي‌كند و ايفاي نقش او را در آنها به‌ياد مي‌آوري؛ «اميرارسلان نامدار»، «رضا موتوري»، «روز واقعه»، «جيب‌برها به بهشت نمي‌روند»، «شب آفتابی»، «پدرسالار» و كلي فيلم و سريال ديگر. او متولد 1303 است و از سال 1326 با تئاتر فرهنگ شروع كرده است. وقتي با او صحبت مي‌كني پر از شكوه و گلايه است. براي همين 6 سالي هست كه با هيچ روزنامه‌اي مصاحبه نكرده.او به تهران امروز مي‌گويد: «بازيگرها وقتي پير مي‌شوند، ديگر كسي سراغ‌شان را نمي‌گيرد و اين خيلي بد است. من الان مدت‌هاست كه انگار فراموش شده‌ام.» او ادامه مي‌دهد: «ما زماني كه سرمان خيلي شلوغ بود و دائم درگير فيلمنامه‌خواندن و بازي‌كردن بوديم، فرصت نمي‌كرديم فيلم‌هاي خودمان را تماشا كنيم. الان چند وقت است شنيده‌ام شبكه 2 سريال پدرسالار را پخش مي‌كند و براي همين صبح‌ها مي‌نشينم و تماشا مي‌كنم.» حميده خيرآبادي در مورد آثاري كه مي‌خواند هم مي‌گويد: «الان مدت‌هاست كه چشمم بيمار است و نمي‌توانم زياد بخوانم اما يك زماني عاشق شعرهاي فروغ فرخزاد بودم و بيشتر آثارش را از بر بودم. زمان جواني و نوجواني‌ام هم كتاب‌هاي گلستان سعدي و شعرهاي شهريار را مي‌خواندم.»
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در شنبه پانزدهم دی 1386 و ساعت 20:45 |
مدير مركز پژوهش‌هاي اسلامي صدا و سيما درباره ساعت شنی: این سریال هنوز تمام نشده است
مدير مركز پژوهش‌هاي اسلامي صدا و سيما درباره ساعت شنی: این سریال هنوز تمام نشده است


سینمای ما - پيشرفت‌هاي اخير پزشكي در سال‌هاي جديد امكان‌هاي تازه‌اي را پيش روي بشريت قرار داده است، مساله رحم جايگزين تنها يكي از اين مباحث است كه پرسش‌هاي تازه‌اي را در اخلاق و فقه فرارو مي‌نهد. سريال «ساعت شني» كه اين شب‌ها از تلويزيون پخش مي‌شود، نمونه‌اي از اين معضل‌ها را در حوزه عمومي طرح مي‌كند. اما اين مساله در سطحی عالمانه و نزد فقها چه پاسخي مي‌يابد؟ با حجت‌الاسلام دكتر هادي صادقي، مدير مركز پژوهش‌هاي اسلامي صدا و سيما پيرامون اين موضوع گفت‌وگويي را با تهران امروز ترتيب داده كه از نظر مي‌گذرد: با گسترش علوم پزشكي و تجربي و علوم جديد، علوم انساني با تبعات فراواني مواجه شده اند. يكي از اين مباحث بحث اهداي عضو بود كه تا مجلس شوراي اسلامي نيز اين قضيه كشانده شد، در سال‌هاي اخير نيز با تاسیس موسسات پزشكي در بحث ناباروري زنان و مسائل مختلفي چون لقاح مصنوعي يا شيوه‌هاي باروري خارج از رحم و شيوه‌هاي درماني شيميايي و دارويي ناباروري يا اهداي اسپرم و تخمك و...، با توجه به اينكه جامعه ما ديني و سنتي و به تعبيري ارزشي است، اين امر مستلزم آن است كه فقهاي ما نسبت به اين مساله توجه خاصي داشته باشند. شما نقش فقه و فقها را در چنين مباحثي چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟ در اينگونه مسائل كه در اصطلاح فقها، مسائل مستحدثه شناخته مي‌شوند، نقش فقه اين است كه وجه مشروع عمليات جديد را از وجه نامشروع آن جدا و شرايط درست را از شرايط نادرست بيان كنند. اين كاري است كه به‌طور كلي فقه و فقها مي‌توانند انجام دهند. به‌طور مشخص‌تر در اين گونه مسائل پزشكي بايد اصولي از فقه را كه به اصل حيات انسان، سلامت و گسترش حيات او مرتبط مي‌شود، و مباحث مربوط به بهداشت و نحوه استمرار حيات انسان استخراج شوند. اين گونه مسائل وجود دارند و كاري كه فقها مي‌كنند اين است كه مسائل مستحدثه را بر اساس اين اصول حل مي‌كنند. حالا اين مسائل مي‌توانند اهداي عضو باشد يا مسائلي مثل اهداي گامت و... با توجه به اين مسائلي كه شما طرح كرديد، گويا احساس مي‌شود كه فقه ما بايد نگاهي بينارشته‌اي به مسائل داشته باشد، يعني صرف نظر از آگاهي به علوم شرعيه، به علوم ديگر نيز تا حدودي اشراف داشته باشد تا بتواند نظر متقني ارائه دهد. دقيقا همين طور است، كار فقه همين است. فقه دو قسمت است؛ نخست فقه عمومي كه در آن موضوعات فقهي مبتلابه عموم مردم بحث مي‌شود و نيازي به تخصص شناسايي موضوعات نيست و البته عموم فقها نيز مي‌توانند نظر دهند و پديده بينارشته‌اي هم پديد نمي‌آيد، اما در فقه خصوصي، يعني آنجا كه فقه تخصصي است و موضوعات تخصصي پديد مي‌آيد، گام نخست در ارائه حكم شرعي شناخت تخصصي موضوع است و اينجاست كه پاي تخصص و مطالعات بينارشته‌اي به ميان مي‌آيد و بعد از اين است كه فقيه مي‌تواند حكم شرعي ارائه كند. يعني پس از شناسايي دقيق موضوع و حدود و ثغور آن. پس هر فقيهي نمي‌تواند در اين مسائل اظهار نظر كند و لازم است كه آگاه به علوم پزشكي هم باشد؟ نه، نبايد اين نتيجه‌گيري را سريع گرفت. بلكه منظور من آن است كه توجه به تخصصي شدن موضوعات هميشه وجود داشته است، آنگاه در پرداختن به احكام گاهي ممكن است كه فقيهي قدرت اين را داشته باشد كه بتواند با كارشناسان يك رشته كه موضوع را براي او تشريح كنند، مي‌تواند ارائه حكم كند و دراين مورد مي‌تواند بدون اينكه به موضوع اشراف كامل داشته باشد، با توضيحات كارشناسان مساله را تحليل فقهي كند و موضوع را بشناسد وحكمش را بدهد. اما همه مسائل تخصصي اين گونه نخواهد بود، چون هر چه جلوتر مي‌رود موضوعات پيچيده‌تر خواهد شد. به همين خاطر است كه فقه از زماني به بعد بايد رشته رشته شود و اين الزامي است كه وجود دارد و البته اين اتفاقي است كه در دايره فقه در حال رخ دادن است، يعني متخصصاني كه هر يك در يكي از رشته‌هاي علمي گوناگون و در فقه نيز تخصص دارند و در آن مساله نظر مي‌دهند و مطالعات بينارشته‌اي نيز در همين جا طرح مي‌شود. به نظر مي‌رسد به‌طور مشخص فقه و پزشكي با يكديگر ارتباط تنگاتنگي مي‌يابند. شما نسبت ميان اين دو را در جامعه ما چگونه مي‌بينيد؟ در حال حاضر تا حدودي با اين موضوعات به نحو عمومي برخورد مي‌شود و هنوز يك حوزه دقيق فقهي-پزشكي مشخصي پديد نيامده است. اتفاقا در حوزه پزشكي مباحث مربوط به اخلاق پزشكي مورد توجه موسسات و مراكز پزشكي از جمله مركز تحقيقات اخلاق و تاريخ پزشكي قرار و كارهاي خوبي نيز صورت گرفته است، از سوي ديگر در حوزه‌هاي فقهي نيز فقها از قديم هم احكامي راجع به بدن انسان، بهداشت، ترميم و غيره داشته‌اند. اما اين دو حوزه كارشان را از يكديگر جدا انجام مي‌دهند و لازم است كه اين دو حوزه به يكديگر نزديك شوند و يك حوزه تلفيقي ميان اين دو ايجاد شود. يعني آن مركز به حوزه‌هاي فقهي وارد شود و تعدادي از اهل فقه و فقها را دعوت به كار كنند تا تخصصي در اين موضوعات پيدا كنند و بتوانند از نگاه كاملا تخصصي به اين موضوعات بپردازند. آيا به نظر نمي‌آيد كه اين اختلال و نابساماني، به مسائل ارزشي در جامعه نيز لطمه وارد كند؟ يعني اگر فقهاي ما كمي جدي‌تر با اين مساله برخورد كنند، باعث مي‌شود كه نگاه ارزشي جامعه به اين مسائل جامع‌تر و دقيق‌تر باشد. اين يك جنبه مساله است كه شما در نظر مي‌آوريد، جنبه ديگر اين مساله، وظيفه مراجع و مراكز موضوع‌شناسي است. يعني ما بايد هم از طرف حكم به سمت موضوع برويم و هم عكس آن. الان موضوعاتي كه مردم با آنها سر و كار دارند، اختيارش معمولا در دست مراكز دانشگاهي است، اينها بايد اين مسائل جديد را به پيشگاه فقه ببرند. اما اين ارتباط دو سويه است. يعني فقها نيز بايد به سراغ مسائل دانشگاهي بروند و موضوعات را شناسايي كنند. البته كسي كه امروز با مسائلي مشكل دارد، بايد به نحو درست در پيشگاه فقه طرح سوال كند، طرح درست سوال نيز بدين معناست كه فقه را به حوزه تخصصي خود وارد كند. مثلا وزارت بهداشت وظيفه دارد كه مراكزي در مراجع فقهي بنا تا موضوعات خود را به ايشان عرضه كند و براي اين مسائل راه حل بيابد. به‌طور طبيعي فقه هم ناچار خواهد شد كه به اين مسائل توجه كند. البته خوشبختانه در سال‌هاي اخير از سمت دانشگاهيان توجه فراواني به صورت‌هاي مختلف مثل كتاب و سمينار به مسائل فقهي شده است، روحانيان نيز خوشبختانه به مسائل جديد توجه ويژه‌اي داشته‌اند. در حوزه عمومي نيز اين امر رخ داده است، مثلا سريال‌هاي تلويزيوني كه در سال‌هاي اخير به نمايش در آمده است، گوياي اين موضوع است. نمونه‌اش سريال ساعت شني است كه در آن بحث رحم جايگزين طرح شده است. اين امر سبب پيدا شدن سوالات فراواني در حوزه‌هاي فقهي شده و به نظر مي‌رسد مراجع فقهي بايد به اين سوالات پاسخگو باشند. درست است. البته جوانب ريز و درشت متعددي وجود دارد كه بايد بيشتر مورد توجه قرار گيرد كه اين تا حدودي وظيفه رسانه‌هاي جمعي است كه با ساختن سريال‌هايي كه وجه شرعي آنها برجسته باشد، چنين آگاهي را در اختيار مردم قرار دهند. جايگاه مباحث اخلاقي و نسبت آن با حقوق در اين مساله چيست؟ برخي متفكران هم در اين باب بحث كرده‌اند كه هر چه اخلاق فربه‌تر باشد، حقوق نحيف‌تر مي‌شود و بالعكس. من فكر مي‌كنم اين سخن به نحو مطلق درست نيست. اين طور نيست كه هر جا قانون را تقويت كنيم، اخلاق تضعيف مي‌شود. الزاما رابطه‌اي معكوس ميان اين دو برقرار نيست. البته اگر توجه ما صرفا به مسائل اخلاقي زياد شود، توجهمان به مسائل حقوقي كم مي‌شود. اما اگر هر يك را به اندازه خودش تبيين كنيم، به صورت متعادل پيش مي‌رود. جامعه را با صرف اخلاق نمي‌توان اداره كرد. مثلا طرح رحم جایگزین نيز بايد به اين صورت طرح شود كه تا جايي كه مساله اخلاقي است، بايد انسانيت ناديده گرفته نشود و در اين مورد بايد خدمت به انسان و كمك به همنوع برجسته شود. ما در سنت خودمان در بحث مساله مادر رضائي و شير دادن، به مسائل انساني بسيار توجه مي‌كرديم. براي خود پيامبر اكرم (ص) بسيار گشتند تا خانم حليمه سعديه را يافتند كه زني پاك بود. البته مسائل اقتصادي نيز مطرح بوده است، اما اين اصل نبوده و اصل آن امور انساني و تربيتي بوده است. در رحم جايگزين نيز اين مساله بسيار مهم است و به يك معنا از شيردهي مهم‌تر است، چون وجود انسان با آن كودك شكل مي‌گيرد و اين بسيار آثار روحي و رواني مهمي در طفل دارد. هنر چه مسووليتي در بازتاباندن اين مساله دارد؟ در سريال مذكور بيشتر وجوه اقتصادي مساله مورد نظر بوده است. در حالي كه متخصصان پزشكي بيشتر بر مسائل انساني تاكيد مي‌كنند. البته هنوز اين سريال تمام نشده است. اين نكته مشهود است كه افراد اين سريال بيشتر به دليل مشكلاتشان به يكديگر پيوند خورده‌اند، در حالي كه بهتر بود به دليل مسائل لطيف‌تر با يكديگر مرتبط شوند. البته اين دو با يكديگر منافاتي ندارد، اما بهتر است كه مسائل انساني برجسته شود. اتفاقا اين مباحث انساني، كاركردهاي دراماتيك خوبي نيز دارند و مي‌توانند به خوبي داستان پردازي کنند و كارهاي خوبي انجام دهند. منوچهر دين‌پرست

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در شنبه پانزدهم دی 1386 و ساعت 20:37 |
چرا گلزار از ما جدا شد؟
چرا گلزار از ما جدا شد؟


سینمای ما - اعضاي گروه آریان چندي پيش در گفت وگويي با روزنا دلايل اصلي جداشدن گلزار از گروه آريان را توضيح دادند. بخشهايي از اين گفت وگو كه به موضوع جدايي گلزار پرداخته درزيرمي آيد :


همزمان با سال‌هاي آغازين تشكيل گروه، محمدرضا گلزار هم عضو اين گروه بود. چه شد كه وي از گروه آريان جدا شد؟ محمدرضا گلزار گيتار مي‌زد و از دوستان پيام صالحي بود. كنار گروه كار مي‌كرد و نوازنده گيتار گروه به حساب مي‌آمد. او در صحنه، مخاطبان خودش را هم داشت، البته هر كدام از اعضاي گروه مخاطبان خودشان را داشتند. بعد از مدتي كه از همكاري گلزار با ما گذشت، گويا طي سفري كه او به شمال كشور داشت با ايرج قادري آشنا مي‌شود و قادري هم به او پيشنهاد مي‌كند كه در <سام و نرگس> بازي كند. ‌ مدتي بعد <سام و نرگس> با بازي گلزار ساخته شد و بعد از آن هم <شام آخر>؛ در حالي كه گلزار هنوز عضو گروه آريان بود. بعد از آن نوبت به فيلم <بالا‌ي شهر پايين شهر> رسيد كه فيلمبرداري آن در اصفهان انجام شد؛ در حالي كه گروه ما در سالن‌ميلا‌د كنسرت داشت. گلزار براي اينكه به اين كنسرت برسد، صبح به اصفهان مي‌رفت و عصر برمي‌گشت. حتي سرش را در همان محل اجراي كنسرت مي‌شست و وقتي پيش ما مي‌رسيد روي سرش هنور اثرات گريم ديده مي‌شد. او تا اين حد هم مقاومت كرد تا همراه گروه باشد، تا اينكه كنسرت كيش فرا رسيد و گلزار از ده شب اجرا تنها توانست در چهارشب آن حضور يابد. ما نمي‌توانستيم كنسرت را لغو كنيم. اين موضوع در آلبوم دوم بيشتر به چشم خورد و گلزار در سراسر اين آلبوم فقط براي يك آهنگ گيتار زد. اينها باعث تزلزل در گروه شد؛ طبيعتا اعضاي گروه تمايل نداشتند كسي از گروه خارج شود، ولي در آخر به اين نتيجه رسيديم كه گلزار جدا شود. ‌ سينما گلزار را جذب كرد... ‌ بله، سينما او را جذب كرد و به نظر ما راه درستي را هم انتخاب كرد. زماني كه صحبت آخر را با او انجام داديم، همه به اوحق مي‌دادند؛ گرچه قلبا نمي‌خواست از موسيقي جدا شود. البته صحبت‌هايي هم به ناحق زده شد مبني بر اينكه تمام گروه آريان وابسته به محمدرضا گلزار بوده، در حالي كه ما جواب داديم در آلبومي كه با استقبال زياد مواجه شد اصلا‌ عكس گلزار چندان معلوم نيست. كمي در اين باره حرف‌هايي عجيب شنيديم تا جايي كه خود گلزار همزمان با كنسرت‌مان در سعدآباد طي مصاحبه‌اي اعلا‌م كرد؛ هر كس به خاطر من به كنسرت آريان مي‌رود بايد بداند كه من ديگر در اين گروه حضور ندارم. يادمان باشد در همين كنسرت سعدآباد بود كه ظرف شش ساعت 50 هزار بليط فروخته شد. ‌ پس با اين اوصاف اختلا‌في بين گروه و محمدرضا گلزار وجود نداشته؟ اختلا‌ف بر سر حضور قدرتمند گلزار در گروه بود؛ نه سر چيز‌هايي ديگر؛ شايعات موجود هم ربطي به رابطه ما و گلزار ندارد، به بدجنسي‌هايي برمي‌گردد كه از سوي عده‌اي ايجاد مي‌شود


+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در شنبه پانزدهم دی 1386 و ساعت 20:31 |
بهترین و بدترین بازیگران سال هاليوود
حدود چهار میلیون نفر از علاقمندان فیلم و سینما مت دیمن را به عنوان بهترین و ادی مورفی و لیندسی لوهان را به عنوان بدترین بازیگران سال 2007 هالیوود برگزیدند.

به گزارش «جهان» و به نقل از مهر، بی بی سی اعلام کرد نظرسنجی اینترنتی برای انتخاب ترین‌های سال 2007 هالیوود با مشارکت AOL Moviefone انجام و در آن بازی مورفی سیاهپوست در فیلم سینمایی "نوربیت" در سه نقش به عنوان بدترین نقش‌آفرینی سال در بین بازیگران مرد هالیوود برگزیده شد.
ضمن اینکه کاربران اینترنتی پول خرج‌شده برای خرید بلیت فیلم "نوربیت" را هدرشده‌ترین پول سال لقب دادند. لوهان هم برای بازی در فیلم جنایی "می‌دانم چه کسی مرا کشت" عنوان بدترین بازیگر زن سال 2007 را از آن خود کرد. از سوی دیگر، مت دیمن برای بازی در دو فیلم "اولتیماتوم بورن" و "سیزده یار اوشن" مستعدترین بازیگر 12 ماه گذشته هالیوود لقب گرفت.
ضمن اینکه "اولتیماتوم بورن" به عنوان بهترین دنباله سال برگزیده شد. شیا لابوف هم علاوه بر گرفتن عنوان بهترین بازیگر تازه‌وارد، همراه با همبازی خود مگان فوکس در "ترانسفورماتورها"، بهترین زوج سینمایی سال را تشکیل داد. بازی جانی دپ در "دزدان دریایی کارائیب: در انتهای دنیا" دیگر انتخاب چهار میلیون کاربر اینترنتی AOL بود.
رالف فاینس و آنجلینا جولی به ترتیب برای بازی در "هری پاتر و محفل ققنوس" و "بئوولف" به عنوان بهترین بازیگران نقش‌های منفی برگزیده شدند و "ایندیانا جونز و قلمرو جمجمه بلورین" هم هیجان‌انگیزترین پروژه سینمایی سال 2008 لقب گرفت. در این نظرسنجی اینترنتی حدود 8/3 میلیون نفر در هر رشته از میان پنج نامزد یک نفر را برگزیدند.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در شنبه پانزدهم دی 1386 و ساعت 20:25 |
data="http://rasekhoon.net/_js/mediaplayer.swf?file=http://song.rasekhoon.net/003/24/Shahrake-alefba/24-64- Shahrake Alefba- Ashnaei Ba Harfe z-(www.Rasekhoon.flv" height="300" width="455">

Flash Required

Flash is required to view this media. Download Here.