X
تبلیغات
بازیگران ایرانی - خبر هاي داغ سينمايي
ماجرای شکایت 2 میلیارد تومانی از مرد هزار چهره
من نمی‌دانم نیتشان چه بوده، شاید هم نیت خیر داشته‌اند. ولی اگر شما می‌خواهید دوستان‌تان را بخندانید، چرا مرا ریشخند می‌کنید؟ اگر انتقاد نبوده چرا اسم اداره ما را آورده‌اند؟
مسئول روابط عمومی اداره کل ثبت احوال استان فارس معتقد است مرد هزار چهره اینطور القاء می کرد که شخصیت اصلی داستان که کارمند ثبت احوال بوده، یک خلافکار حرفه‌ای است.

به گزارش «فردا»، فولادگر با بیان اینکه در قسمت اول سریال مرد هزار چهره یک فضای نامناسبی از اداره ثبت احوال شیراز ترسیم شد گفت: این سریال جوری القا می‌کرد که شخصیت اصلی داستان که کارمند آنجا بوده، یک خلافکار حرفه‌ای است.

وی افزود: بقیه داستان هم جای نگرانی داشت؛ نشان می‌داد که ثبت احوال شیراز یک جای درهم و مضمحل و فشل است؛ در حالی که بایگانی اسناد خیلی مهم است؛ اگر یک برگ جابه‌جا شود خیلی مهم است.

به گزارش فردا وی که با نشریه همشهری جوان گفتگو می کرد ادامه داد: یادتان هست که طنز «برره» هیچ جای مشخصی نداشت. اگر اسم یک شهر واقعی را می‌گذاشتند، بلافاصله مسئولان آن شهر شاکی می‌شدند از قضیه؛ همان طور که یکی دوبار اسم فسا را آوردند و بلافاصله فرماندار فسا شکایت کرد. «شب‌های برره» به نظرم مهم‌ترین طنز تاریخ تلویزیون بود. در یک قسمتی به بهترین شکل به قضیه بودجه پرداختند ولی نه اسم سازمان (سابق) مدیریت را آوردند نه مجلس را و دیدید هیچ کس هم ناراحت نشد. به هر حال اگر می‌خواهند انتقاد کنند، زبان انتقاد باید یک زبان نرم باشد. ما هم حق داریم که در مقابل انتقاد از خودمان دفاع کنیم. ما مدعی هستیم که ضعیف و ناکارآمد نیستیم. الان در زمینه دولت الکترونیک پیشرو هستیم. سازمان ثبت احوال فارس در طرح تکریم ارباب رجوع مقام برتر استان را داشت.

فولادگر تاکید کرد: من نمی‌دانم نیتشان چه بوده، شاید هم نیت خیر داشته‌اند. ولی اگر شما می‌خواهید دوستان‌تان را بخندانید، چرا مرا ریشخند می‌کنید؟ اگر انتقاد نبوده چرا اسم اداره ما را آورده‌اند؟

این مسئول روابط عمومی ثبت احوال شیراز ادامه داد: یادم هست در زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی، مهران مدیری در یکی از برنامه‌هایش یک طنزی داشت در مورد گران شدن بنزین و تورمی که به وجود می‌آید. خود آقای خاتمی از جلسه هیات دولت که بیرون آمد، شخصاً از برنامه انتقاد کرد. یا مثلاً سر فیلم «شوکران» پرستاران شکایت کردند.

وی افزود: ما فعلاً در حال تمرین دموکراسی هستیم و باید به انتقاد بیشتر عادل کنیم. ما خودمان با انتقاد رابطه خوبی داریم.

فولادگر درباره واکنش‌ همکاران‌ نسبت به این سریال گفت: اتفاقاً ما خودمان هم خیلی خندیدیم. همکارها به هم زنگ می‌زدند و این به آن می‌گفت آقای شصت‌چی، آن یکی به یکی دیگر. آقای مدیری طنزپرداز خوبی است ولی این کارشان درست نبود.

به گزارش فردا وی درباره نحوه محاسبه عدد 2 میلیارد تومان غرامت‌ گفت: ما با مشاور حقوقی‌مان تماس گرفتیم، ایشان هم محاسبه کرد و به ما این رقم را اعلام کرد و تاکید هم کرد که قابل پیگیری است.

فولادگر ادامه داد: شما ببینید مثلاً 5 سال وقت لازم دارید تا سازمان‌تان در ذهن مردم به عنوان یک نام مورد اطمینان جای بگیرد. به هر حال، کلی وقت و سرمایه لازم است. عدد 2 میلیارد تومان را هم مشاور حقوقی‌مان تعیین کرده و من خیلی از جزئیات کارش اطلاعی ندارم.

وی در خصوص عجله ثبت احوال در طرح شکایت از این سریال گفت:به هر حال قسمت اول یک طور نگران کننده‌ای بود، ما هم سریع واکنش‌ نشان دادیم؛ چون اگر اعتراض نکنیم، به این معنی است که ما هم آن مسائلی را که نشان دادند، تایید کرده‌ایم.

مسئول روابط عمومی ثبت احوال شیراز درباره پیگیری شکایت گفت: بعد از اینکه بحث شکایت مطرح شد، معاون صدا و سیما با مدیر ما تماس گرفتند و گفتند دیگر سریال به آن مقطع برنمی‌گردد که همین طور هم بود. گویا یکی از دستیاران تهیه کننده هم تماس گرفته بودند. از سازمان ثبت احوال کشور از تهران هم گفتند که فعلاً شکایت را پیگیری نکنیم. به خاطر همین فعلاً موضوع شکایت را به حالت تعلیق درآورده‌ایم.
بی نظمی در بایگانی و ذرست قرار ندادن سندهای بایگانی در خیلی از شهرهای ایران همینجوری است واقعا" در خیلی از شهرها یایگانی خیلی نامنظم است . به نظر من کار خوبی بود
ایکاش مردم و ارباب رجوع هم میتوانست بخاطر وقتی که از او تلف میشود و بی اعتنایی هایی که به او میکنند از همین سازمانها که به دلیل بیکاری دنبال بهانه های واهی هستند شکایت کنند و 2میلیارد بگیرند !
بقول معروف شما که پیاز نخورده اید چرا میسوزید؟!

اگر راست میگویید چرا قضاوت را به افکارعمومی وا نمیگذارید؟!
ملاک و فرمول محاسبه 2 میلیارد چه جوریه؟
این درخواست غرامت 2 میلیارد تومانی از کل مجموعه مرد هزار چهره خنده دارتره!
چرا بعداز پخش هربرنامه طنز دستگاهی که ازان نام برده می شود بلافاصله موضع گیری میکنند اولا این طنز بود ثانیا چرا عده ای می خواهند حاشیه امن برای خودایجاد کنند که هیچکس جرات نزدیک شدن را نداشته باشد
بله شما خودشو ناراحت نکن.اصل کار دکتر ها و نویسنده ها بودن که اصلا" خودشو ناراحت نکردن چه برسه به گانگسترا که به روی خودشم نیاوردن وگرنه تا حالا تمساح اونو خورده بود.
ای بابا به این آقایان ثبت احوال شیراز بگویید: از قدیم گفتن در مثال جای هیچ مناقشه نیست، پس دنبال چی هستید شما ،می خواهید خودتونو مطرح کنید؟؟
ما که دروغی ندیدیم. فقط پلیس ها زیادی مهربون بودن که اینطوری نیست. هنرمندا هم همشون بی سواد و معتاد نیستن. اما در مورد پزشکا و ثبت احوال و بانک کاملا درست بود.
حداقل حسنش برای شما این بود که الان اسمتون را چند نفر خوندند. عمری شما به مردم خندید بگذارید 30 دقیقه هم اون ها به شما بخندند...
ايا مردم هم به خاطر "تضييع حقوق" و "مطلع شدن در صف" و "امروز برم فردا بيا" و "فعلا مسئولش نيست" و "الان وقت ناهاره" و "به من ربطي نداره مشكل خودتونه" و ... حق شكايت دارند؟ غرامت چه؟ به نظرم بايد فرهنگ سازي ابتدا در بين جوامع صورت گيرد! اين كه نمي شود! تا فلان خلافكار در فلان فيلم شغلش را مثلا قابلمه فروش معرفي كند، همه ي قابلمه فروش هاي كشور دست به اعتراض بزنند. در خيلي از كشورها حتي نقش رييس جمهور هم بازي مي شود. به نظرم نبايد اين اعتراضات را پي گيري نمود.
مردم انقدر فهیم هستند که فرق طنز و واقعیت را بدانند ولی غلو در طنز مجاز است اینه شکستن شما خطاست . اگر کسی میخواهد خسارت بگیرد این مردم هستند ونه شما ودر ضمن خسارت باید از سازمانهایی که با ارباب رجوع کار می کنند گرفته شود چیزی که هر ایرانی بارهازیان انرا تجربه کرده است وخسارت انها ساعات عمر و اعصاب مردم است که فدا شده
از ثبت احوال سوال کنید چراصدور یک کارت ملی در شیراز شش ماه طول می کشد ؟
می خواستم از این آقای محترم روابط عمومی ثبت احوال بپرسم که ای آقا کجای بایگانی ثبت احوال پیشرو و بروز است خداییش یک سری به ثبت احوال ها بزنید ببینید مردم مثل (با معذرت) بز روی سر و کول هم می روند و هیچکس نیست که جواب دهد خود من بخاطر اینکه نام فامیلی م در کارت ملی اشتباه درج شده بود بارها مراجعه کرده و دیگر خسته شده ام هزار بار مدارک اصل و کپی و کوفت و زهرمار خواستند ولی همچنان مشکل باقی است تازه به خانم و اقای کارمندش که اعتراض می کنیم با چنان برخورد جانانه ای نعره می زنند و می گویند اعتراض داری برو به رئیس بگو (خودمانیم عجب تکریم ارباب رجوعی) می گی نه یک روز خودت (آقای روابط عمومی) بطور ناشناس برو و سری به این ثبت احوال ها بزن بعد خواهی فهمید(البته می دونم که می دونی) چه خبر است.
یکیش همین ثبت احوال خیابان حبیب اله - والله ما که جایی نداریم بریم شکایت کنیم - پس فقط پیش خدا شکایت می کنیم
از سایت خبری فردا خواهش می کنم این مطلب رو بزارن تو سایت
كي به اين چيزاش فكر مي‌كنه. مهم اين بود كه مشكلات جامعه به بهترين نحو نشون داده شد. شما خودتو ناراحت نكن دلبندم.
اينم بگما. من خودم تو قسمت بايگاني كار مي‌كنم ولي خيلي مرتبه :))
من شرط مي بندم از بايگاني همين اداره فارس بازديد و فيلم تهيه شود وضعيت ان از انچه در طنز بود هم {...} است
با سلام
اینجوری که معلومه هیچ اداره در کشور مشکلی با ارباب رجوع ندارند. و همه مردمی که به ادارات مختلف مراجعه میکنند بدون دردسر و در اسرع وقت کارشون انجام می‌گیرد و همه راضی برمی‌گردند و کارشون به امروز برو فردا بیا نمی‌کشه. با اوصافی که مدیر روابط عمومی اداره ثبت شیراز فرمودند کارشون درسته و همچی هماهنگ و بی دغدغه پیش می‌ره. بقول نظر دوم اگر امکان داشت که مردم از دست ادارات شاکی بشن و راهش رو بلد باشن و عدالتی وجود داشته باشه فکر می‌کنم که همین اداره و دیگر ادارات شهرهای مختلف کشور باید روزی دو میلیارد بابت ضرر و زیان رساندن به وقت و کار مردم خسارت پرداخت کنند.!!!
خيلي خوب واقعيت را منعكس كرد
من پیشنهاد میکنم یک فیلم رپرتاژ از اداره ثبت احوال شیراز تهیه و پخش شود تا وضعیت الکترونیک و تکریم ارباب رجوع (که در استان هم نمونه اعلام شده )را همه ببینند ابهام ها برطرف خواهد شد و نیازی هم به ایجاد مزاحمت برای قوه قضاییه و شکایت نباشد. دوم اینکه مشاور محترم حقوقی روابط عمومی ثبت احوال شیراز نحوه محاسبه 2 میلیارد خسارت را طی یک سی دی اموزشی تهیه و توزیع نمایند تا کانون وکلا انرا در اختیار کاراموزان قضایی قرار دهد تا همه عبرت بگیرند و دیگر تهیه کنندگان و کارگردان ها حواسشان جمع باشد. و اخر اینکه گویا مشاور محترم انقدر دستمزد های کلان گرفته اند که 2 میلیارد برایشان یک عدد معمولی است !؟ و بالاخره مدیر روابط عمومی گفته اند زیاد از جزییات مبلغ اطلاع ندارند پس چگونه میخواهند طرح دعوا کنند؟
واقعا اعتماد به نفس مدیران ایرانی جاب و خنده دار است
اين آقاي وكيل بخوبي از رقم قرارداد سريال خبر دارند .ببين چقدر بوده كه اينها اين مبلغ راخواسته اند . اي ول مهران.
به نظر من ثبت احوال شیراز نباید خودش رو لوس کنه.اگه می خواستند یه برنامه 45 دقیقه ای از خودشون در سیما پخش بشه باید دو میلیارد می دادند. تبلیغ مجانی دیگه لوس شدن نداره که.
به نظر من ثبت احوال شیراز نباید خودش رو لوس کنه.اگه می خواستند یه برنامه 45 دقیقه ای از خودشون در سیما پخش بشه باید دو میلیارد می دادند. تبلیغ مجانی دیگه لوس شدن نداره که.
مرسی از مهران مدیری بابت همه واقعیت هایی که تو برنامه هاش عنوان می کنه. ما هممون می دونیم که معضلات زیادی در اجتماع ما هست که کسی جرات نداره مطرح کنه . آقای مدیری پایدار باشی
با نظر آخر موافقم. ثبت و احوال شيراز خيلي داره خودشو لوس مي كنه ها! تو خواب هم نمي ديدن اين جوري مطرح بشن.
باسلام به مسئول روابط عمومي ثبت احوال شيراز :آقاي مديري هنرمندي باادب و مردمي است بانيّت خيرشان مردم را خوشحال كردند شما به احترامِ همة مردم ايران به دل نگيريد از همة كاركنان زحمتكش ثبت احوال شيراز سپاسگزاريم .
شکایت بی خودیه
با سلام
اگر شکایت جدی باشد جلسه دادگاه حلقه بعدی حکایت آقای شصتچی خواهد بود و دیدنی است
با سلام
اگر شکایت جدی باشد جلسه دادگاه حلقه بعدی حکایت آقای شصتچی خواهد بود و دیدنی است
با سلام
اگر شکایت جدی باشد جلسه دادگاه حلقه بعدی حکایت آقای شصتچی خواهد بود و دیدنی است
بابا خواستند اين وسط از آب گل آلود ماهي بگيرند و يه پولي بزنند به جيب !!!!!
منظور من کل ادارات بود و این اداره فقط یکی از هزار اداره ی اینجوری است و دیگر هیچ.
Man karmand edareye sabte Shiraz ham nabudam, man eshtebahi boodam
به به ، به به . اميدوارم ايشون اشتباهي نباشن.
سلام آقای مدیری
از این شرکت درهم و ور هم مخابرات یه طنز بسازید که خیلی بخور بخوره
به به . به به چه شكايت بيخودي بود حالا خوبه اين آقا در بياناتشان صحبت از دموكراسي و انتقاد پذيري هم نموده اند . اگه اينجوري كه ايشان فرمودند تمام كارگردانان بايد از اينكه خداي نكرده به كسي بر نخورد بايد به جاي كار تشريف ببرند منزل و استراحت كنند . به به . به به عجب نظري دادم نه .
خوشم مي ياد آقاي مديري سكوت كرده و جواب همه اون هايي كه الكي اظهار نظر مي كنند رو با طنزش ميده.
خوشم مي ياد آقاي مديري سكوت كرده و جواب همه اون هايي كه الكي اظهار نظر مي كنند رو با طنزش ميده.
این آقای روابط عمومی گویا با خودشان هم مشکل دارند شما یک بار دیگر مصاحبه اش را بخوانید اما کارهای مهران مدیری بسیار عالی است مهران مدیری عجوبه ای در دنیای طنز ایرانیان است
اي ول آقاي مهران مديري گل كارت خيلي درسته
پيشنهاد ميكنم سري به بايگاني ثبت احوال خيابان جي اصفهان بزنيد مي بينيد وضعيت آن از فيلم نمايش داده شده نيز بدتر است
اگر قرار است گروهي شكايت كنند بيشتر بايد از گروه شاعران نو باشد كه...
اگر به هنرمندان و فرهیختگان و نویسندگان این امکان داده می شد که حقایق تلخ جامعه را منعکس کنند، خلافکاران و نامردمان و قلدران هر گز گوشه امنی نمی داشتند.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 و ساعت 2:32 |
ثبت احوال و تعلیق شکایت از مرد هزار چهره  

مسئول روابط عمومی اداره کل ثبت احوال استان فارس معتقد است مرد هزار چهره اینطور القاء می کرد که شخصیت اصلی داستان که کارمند ثبت احوال بوده، یک خلافکار حرفه‌ای است.
 فولادگر با بیان اینکه در قسمت اول سریال مرد هزار چهره یک فضای نامناسبی از اداره ثبت احوال شیراز ترسیم شد گفت: این سریال جوری القا می‌کرد که شخصیت اصلی داستان که کارمند آنجا بوده، یک خلافکار حرفه‌ای است.

وی افزود: بقیه داستان هم جای نگرانی داشت؛ نشان می‌داد که ثبت احوال شیراز یک جای درهم و مضمحل و فشل است؛ در حالی که بایگانی اسناد خیلی مهم است؛ اگر یک برگ جابه‌جا شود خیلی مهم است.
 وی که با نشریه همشهری جوان گفتگو می کرد ادامه داد: یادتان هست که طنز «برره» هیچ جای مشخصی نداشت. اگر اسم یک شهر واقعی را می‌گذاشتند، بلافاصله مسئولان آن شهر شاکی می‌شدند از قضیه؛ همان طور که یکی دوبار اسم فسا را آوردند و بلافاصله فرماندار فسا شکایت کرد. «شب‌های برره» به نظرم مهم‌ترین طنز تاریخ تلویزیون بود. در یک قسمتی به بهترین شکل به قضیه بودجه پرداختند ولی نه اسم سازمان (سابق) مدیریت را آوردند نه مجلس را و دیدید هیچ کس هم ناراحت نشد. به هر حال اگر می‌خواهند انتقاد کنند، زبان انتقاد باید یک زبان نرم باشد. ما هم حق داریم که در مقابل انتقاد از خودمان دفاع کنیم. ما مدعی هستیم که ضعیف و ناکارآمد نیستیم. الان در زمینه دولت الکترونیک پیشرو هستیم. سازمان ثبت احوال فارس در طرح تکریم ارباب رجوع مقام برتر استان را داشت.

فولادگر تاکید کرد: من نمی‌دانم نیتشان چه بوده، شاید هم نیت خیر داشته‌اند. ولی اگر شما می‌خواهید دوستان‌تان را بخندانید، چرا مرا ریشخند می‌کنید؟ اگر انتقاد نبوده چرا اسم اداره ما را آورده‌اند؟

این مسئول روابط عمومی ثبت احوال شیراز ادامه داد: یادم هست در زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی، مهران مدیری در یکی از برنامه‌هایش یک طنزی داشت در مورد گران شدن بنزین و تورمی که به وجود می‌آید. خود آقای خاتمی از جلسه هیات دولت که بیرون آمد، شخصاً از برنامه انتقاد کرد. یا مثلاً سر فیلم «شوکران» پرستاران شکایت کردند.

وی افزود: ما فعلاً در حال تمرین دموکراسی هستیم و باید به انتقاد بیشتر عادل کنیم. ما خودمان با انتقاد رابطه خوبی داریم.

فولادگر درباره واکنش‌ همکاران‌ نسبت به این سریال گفت: اتفاقاً ما خودمان هم خیلی خندیدیم. همکارها به هم زنگ می‌زدند و این به آن می‌گفت آقای شصت‌چی، آن یکی به یکی دیگر. آقای مدیری طنزپرداز خوبی است ولی این کارشان درست نبود.
 وی درباره نحوه محاسبه عدد 2 میلیارد تومان غرامت‌ گفت: ما با مشاور حقوقی‌مان تماس گرفتیم، ایشان هم محاسبه کرد و به ما این رقم را اعلام کرد و تاکید هم کرد که قابل پیگیری است.

فولادگر ادامه داد: شما ببینید مثلاً 5 سال وقت لازم دارید تا سازمان‌تان در ذهن مردم به عنوان یک نام مورد اطمینان جای بگیرد. به هر حال، کلی وقت و سرمایه لازم است. عدد 2 میلیارد تومان را هم مشاور حقوقی‌مان تعیین کرده و من خیلی از جزئیات کارش اطلاعی ندارم.

وی در خصوص عجله ثبت احوال در طرح شکایت از این سریال گفت:به هر حال قسمت اول یک طور نگران کننده‌ای بود، ما هم سریع واکنش‌ نشان دادیم؛ چون اگر اعتراض نکنیم، به این معنی است که ما هم آن مسائلی را که نشان دادند، تایید کرده‌ایم.

مسئول روابط عمومی ثبت احوال شیراز درباره پیگیری شکایت گفت: بعد از اینکه بحث شکایت مطرح شد، معاون صدا و سیما با مدیر ما تماس گرفتند و گفتند دیگر سریال به آن مقطع برنمی‌گردد که همین طور هم بود. گویا یکی از دستیاران تهیه کننده هم تماس گرفته بودند. از سازمان ثبت احوال کشور از تهران هم گفتند که فعلاً شکایت را پیگیری نکنیم. به خاطر همین فعلاً موضوع شکایت را به حالت تعلیق درآورده‌ای


+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 و ساعت 1:24 |
ماجرای شکایت 2 میلیارد تومانی از مرد هزار چهره
من نمی‌دانم نیتشان چه بوده، شاید هم نیت خیر داشته‌اند. ولی اگر شما می‌خواهید دوستان‌تان را بخندانید، چرا مرا ریشخند می‌کنید؟ اگر انتقاد نبوده چرا اسم اداره ما را آورده‌اند؟
مسئول روابط عمومی اداره کل ثبت احوال استان فارس معتقد است مرد هزار چهره اینطور القاء می کرد که شخصیت اصلی داستان که کارمند ثبت احوال بوده، یک خلافکار حرفه‌ای است.

به گزارش «فردا»، فولادگر با بیان اینکه در قسمت اول سریال مرد هزار چهره یک فضای نامناسبی از اداره ثبت احوال شیراز ترسیم شد گفت: این سریال جوری القا می‌کرد که شخصیت اصلی داستان که کارمند آنجا بوده، یک خلافکار حرفه‌ای است.

وی افزود: بقیه داستان هم جای نگرانی داشت؛ نشان می‌داد که ثبت احوال شیراز یک جای درهم و مضمحل و فشل است؛ در حالی که بایگانی اسناد خیلی مهم است؛ اگر یک برگ جابه‌جا شود خیلی مهم است.

به گزارش فردا وی که با نشریه همشهری جوان گفتگو می کرد ادامه داد: یادتان هست که طنز «برره» هیچ جای مشخصی نداشت. اگر اسم یک شهر واقعی را می‌گذاشتند، بلافاصله مسئولان آن شهر شاکی می‌شدند از قضیه؛ همان طور که یکی دوبار اسم فسا را آوردند و بلافاصله فرماندار فسا شکایت کرد. «شب‌های برره» به نظرم مهم‌ترین طنز تاریخ تلویزیون بود. در یک قسمتی به بهترین شکل به قضیه بودجه پرداختند ولی نه اسم سازمان (سابق) مدیریت را آوردند نه مجلس را و دیدید هیچ کس هم ناراحت نشد. به هر حال اگر می‌خواهند انتقاد کنند، زبان انتقاد باید یک زبان نرم باشد. ما هم حق داریم که در مقابل انتقاد از خودمان دفاع کنیم. ما مدعی هستیم که ضعیف و ناکارآمد نیستیم. الان در زمینه دولت الکترونیک پیشرو هستیم. سازمان ثبت احوال فارس در طرح تکریم ارباب رجوع مقام برتر استان را داشت.

فولادگر تاکید کرد: من نمی‌دانم نیتشان چه بوده، شاید هم نیت خیر داشته‌اند. ولی اگر شما می‌خواهید دوستان‌تان را بخندانید، چرا مرا ریشخند می‌کنید؟ اگر انتقاد نبوده چرا اسم اداره ما را آورده‌اند؟

این مسئول روابط عمومی ثبت احوال شیراز ادامه داد: یادم هست در زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی، مهران مدیری در یکی از برنامه‌هایش یک طنزی داشت در مورد گران شدن بنزین و تورمی که به وجود می‌آید. خود آقای خاتمی از جلسه هیات دولت که بیرون آمد، شخصاً از برنامه انتقاد کرد. یا مثلاً سر فیلم «شوکران» پرستاران شکایت کردند.

وی افزود: ما فعلاً در حال تمرین دموکراسی هستیم و باید به انتقاد بیشتر عادل کنیم. ما خودمان با انتقاد رابطه خوبی داریم.

فولادگر درباره واکنش‌ همکاران‌ نسبت به این سریال گفت: اتفاقاً ما خودمان هم خیلی خندیدیم. همکارها به هم زنگ می‌زدند و این به آن می‌گفت آقای شصت‌چی، آن یکی به یکی دیگر. آقای مدیری طنزپرداز خوبی است ولی این کارشان درست نبود.

به گزارش فردا وی درباره نحوه محاسبه عدد 2 میلیارد تومان غرامت‌ گفت: ما با مشاور حقوقی‌مان تماس گرفتیم، ایشان هم محاسبه کرد و به ما این رقم را اعلام کرد و تاکید هم کرد که قابل پیگیری است.

فولادگر ادامه داد: شما ببینید مثلاً 5 سال وقت لازم دارید تا سازمان‌تان در ذهن مردم به عنوان یک نام مورد اطمینان جای بگیرد. به هر حال، کلی وقت و سرمایه لازم است. عدد 2 میلیارد تومان را هم مشاور حقوقی‌مان تعیین کرده و من خیلی از جزئیات کارش اطلاعی ندارم.

وی در خصوص عجله ثبت احوال در طرح شکایت از این سریال گفت:به هر حال قسمت اول یک طور نگران کننده‌ای بود، ما هم سریع واکنش‌ نشان دادیم؛ چون اگر اعتراض نکنیم، به این معنی است که ما هم آن مسائلی را که نشان دادند، تایید کرده‌ایم.

مسئول روابط عمومی ثبت احوال شیراز درباره پیگیری شکایت گفت: بعد از اینکه بحث شکایت مطرح شد، معاون صدا و سیما با مدیر ما تماس گرفتند و گفتند دیگر سریال به آن مقطع برنمی‌گردد که همین طور هم بود. گویا یکی از دستیاران تهیه کننده هم تماس گرفته بودند. از سازمان ثبت احوال کشور از تهران هم گفتند که فعلاً شکایت را پیگیری نکنیم. به خاطر همین فعلاً موضوع شکایت را به حالت تعلیق درآورده‌ایم.
بی نظمی در بایگانی و ذرست قرار ندادن سندهای بایگانی در خیلی از شهرهای ایران همینجوری است واقعا" در خیلی از شهرها یایگانی خیلی نامنظم است . به نظر من کار خوبی بود
ایکاش مردم و ارباب رجوع هم میتوانست بخاطر وقتی که از او تلف میشود و بی اعتنایی هایی که به او میکنند از همین سازمانها که به دلیل بیکاری دنبال بهانه های واهی هستند شکایت کنند و 2میلیارد بگیرند !
بقول معروف شما که پیاز نخورده اید چرا میسوزید؟!

اگر راست میگویید چرا قضاوت را به افکارعمومی وا نمیگذارید؟!
ملاک و فرمول محاسبه 2 میلیارد چه جوریه؟
این درخواست غرامت 2 میلیارد تومانی از کل مجموعه مرد هزار چهره خنده دارتره!
چرا بعداز پخش هربرنامه طنز دستگاهی که ازان نام برده می شود بلافاصله موضع گیری میکنند اولا این طنز بود ثانیا چرا عده ای می خواهند حاشیه امن برای خودایجاد کنند که هیچکس جرات نزدیک شدن را نداشته باشد
بله شما خودشو ناراحت نکن.اصل کار دکتر ها و نویسنده ها بودن که اصلا" خودشو ناراحت نکردن چه برسه به گانگسترا که به روی خودشم نیاوردن وگرنه تا حالا تمساح اونو خورده بود.
ای بابا به این آقایان ثبت احوال شیراز بگویید: از قدیم گفتن در مثال جای هیچ مناقشه نیست، پس دنبال چی هستید شما ،می خواهید خودتونو مطرح کنید؟؟
ما که دروغی ندیدیم. فقط پلیس ها زیادی مهربون بودن که اینطوری نیست. هنرمندا هم همشون بی سواد و معتاد نیستن. اما در مورد پزشکا و ثبت احوال و بانک کاملا درست بود.
حداقل حسنش برای شما این بود که الان اسمتون را چند نفر خوندند. عمری شما به مردم خندید بگذارید 30 دقیقه هم اون ها به شما بخندند...
ايا مردم هم به خاطر "تضييع حقوق" و "مطلع شدن در صف" و "امروز برم فردا بيا" و "فعلا مسئولش نيست" و "الان وقت ناهاره" و "به من ربطي نداره مشكل خودتونه" و ... حق شكايت دارند؟ غرامت چه؟ به نظرم بايد فرهنگ سازي ابتدا در بين جوامع صورت گيرد! اين كه نمي شود! تا فلان خلافكار در فلان فيلم شغلش را مثلا قابلمه فروش معرفي كند، همه ي قابلمه فروش هاي كشور دست به اعتراض بزنند. در خيلي از كشورها حتي نقش رييس جمهور هم بازي مي شود. به نظرم نبايد اين اعتراضات را پي گيري نمود.
مردم انقدر فهیم هستند که فرق طنز و واقعیت را بدانند ولی غلو در طنز مجاز است اینه شکستن شما خطاست . اگر کسی میخواهد خسارت بگیرد این مردم هستند ونه شما ودر ضمن خسارت باید از سازمانهایی که با ارباب رجوع کار می کنند گرفته شود چیزی که هر ایرانی بارهازیان انرا تجربه کرده است وخسارت انها ساعات عمر و اعصاب مردم است که فدا شده
از ثبت احوال سوال کنید چراصدور یک کارت ملی در شیراز شش ماه طول می کشد ؟
می خواستم از این آقای محترم روابط عمومی ثبت احوال بپرسم که ای آقا کجای بایگانی ثبت احوال پیشرو و بروز است خداییش یک سری به ثبت احوال ها بزنید ببینید مردم مثل (با معذرت) بز روی سر و کول هم می روند و هیچکس نیست که جواب دهد خود من بخاطر اینکه نام فامیلی م در کارت ملی اشتباه درج شده بود بارها مراجعه کرده و دیگر خسته شده ام هزار بار مدارک اصل و کپی و کوفت و زهرمار خواستند ولی همچنان مشکل باقی است تازه به خانم و اقای کارمندش که اعتراض می کنیم با چنان برخورد جانانه ای نعره می زنند و می گویند اعتراض داری برو به رئیس بگو (خودمانیم عجب تکریم ارباب رجوعی) می گی نه یک روز خودت (آقای روابط عمومی) بطور ناشناس برو و سری به این ثبت احوال ها بزن بعد خواهی فهمید(البته می دونم که می دونی) چه خبر است.
یکیش همین ثبت احوال خیابان حبیب اله - والله ما که جایی نداریم بریم شکایت کنیم - پس فقط پیش خدا شکایت می کنیم
از سایت خبری فردا خواهش می کنم این مطلب رو بزارن تو سایت
كي به اين چيزاش فكر مي‌كنه. مهم اين بود كه مشكلات جامعه به بهترين نحو نشون داده شد. شما خودتو ناراحت نكن دلبندم.
اينم بگما. من خودم تو قسمت بايگاني كار مي‌كنم ولي خيلي مرتبه :))
من شرط مي بندم از بايگاني همين اداره فارس بازديد و فيلم تهيه شود وضعيت ان از انچه در طنز بود هم {...} است
با سلام
اینجوری که معلومه هیچ اداره در کشور مشکلی با ارباب رجوع ندارند. و همه مردمی که به ادارات مختلف مراجعه میکنند بدون دردسر و در اسرع وقت کارشون انجام می‌گیرد و همه راضی برمی‌گردند و کارشون به امروز برو فردا بیا نمی‌کشه. با اوصافی که مدیر روابط عمومی اداره ثبت شیراز فرمودند کارشون درسته و همچی هماهنگ و بی دغدغه پیش می‌ره. بقول نظر دوم اگر امکان داشت که مردم از دست ادارات شاکی بشن و راهش رو بلد باشن و عدالتی وجود داشته باشه فکر می‌کنم که همین اداره و دیگر ادارات شهرهای مختلف کشور باید روزی دو میلیارد بابت ضرر و زیان رساندن به وقت و کار مردم خسارت پرداخت کنند.!!!
خيلي خوب واقعيت را منعكس كرد
من پیشنهاد میکنم یک فیلم رپرتاژ از اداره ثبت احوال شیراز تهیه و پخش شود تا وضعیت الکترونیک و تکریم ارباب رجوع (که در استان هم نمونه اعلام شده )را همه ببینند ابهام ها برطرف خواهد شد و نیازی هم به ایجاد مزاحمت برای قوه قضاییه و شکایت نباشد. دوم اینکه مشاور محترم حقوقی روابط عمومی ثبت احوال شیراز نحوه محاسبه 2 میلیارد خسارت را طی یک سی دی اموزشی تهیه و توزیع نمایند تا کانون وکلا انرا در اختیار کاراموزان قضایی قرار دهد تا همه عبرت بگیرند و دیگر تهیه کنندگان و کارگردان ها حواسشان جمع باشد. و اخر اینکه گویا مشاور محترم انقدر دستمزد های کلان گرفته اند که 2 میلیارد برایشان یک عدد معمولی است !؟ و بالاخره مدیر روابط عمومی گفته اند زیاد از جزییات مبلغ اطلاع ندارند پس چگونه میخواهند طرح دعوا کنند؟
واقعا اعتماد به نفس مدیران ایرانی جاب و خنده دار است
اين آقاي وكيل بخوبي از رقم قرارداد سريال خبر دارند .ببين چقدر بوده كه اينها اين مبلغ راخواسته اند . اي ول مهران.
به نظر من ثبت احوال شیراز نباید خودش رو لوس کنه.اگه می خواستند یه برنامه 45 دقیقه ای از خودشون در سیما پخش بشه باید دو میلیارد می دادند. تبلیغ مجانی دیگه لوس شدن نداره که.
به نظر من ثبت احوال شیراز نباید خودش رو لوس کنه.اگه می خواستند یه برنامه 45 دقیقه ای از خودشون در سیما پخش بشه باید دو میلیارد می دادند. تبلیغ مجانی دیگه لوس شدن نداره که.
مرسی از مهران مدیری بابت همه واقعیت هایی که تو برنامه هاش عنوان می کنه. ما هممون می دونیم که معضلات زیادی در اجتماع ما هست که کسی جرات نداره مطرح کنه . آقای مدیری پایدار باشی
با نظر آخر موافقم. ثبت و احوال شيراز خيلي داره خودشو لوس مي كنه ها! تو خواب هم نمي ديدن اين جوري مطرح بشن.
باسلام به مسئول روابط عمومي ثبت احوال شيراز :آقاي مديري هنرمندي باادب و مردمي است بانيّت خيرشان مردم را خوشحال كردند شما به احترامِ همة مردم ايران به دل نگيريد از همة كاركنان زحمتكش ثبت احوال شيراز سپاسگزاريم .
شکایت بی خودیه
با سلام
اگر شکایت جدی باشد جلسه دادگاه حلقه بعدی حکایت آقای شصتچی خواهد بود و دیدنی است
با سلام
اگر شکایت جدی باشد جلسه دادگاه حلقه بعدی حکایت آقای شصتچی خواهد بود و دیدنی است
با سلام
اگر شکایت جدی باشد جلسه دادگاه حلقه بعدی حکایت آقای شصتچی خواهد بود و دیدنی است
بابا خواستند اين وسط از آب گل آلود ماهي بگيرند و يه پولي بزنند به جيب !!!!!
منظور من کل ادارات بود و این اداره فقط یکی از هزار اداره ی اینجوری است و دیگر هیچ.
Man karmand edareye sabte Shiraz ham nabudam, man eshtebahi boodam
به به ، به به . اميدوارم ايشون اشتباهي نباشن.
سلام آقای مدیری
از این شرکت درهم و ور هم مخابرات یه طنز بسازید که خیلی بخور بخوره
به به . به به چه شكايت بيخودي بود حالا خوبه اين آقا در بياناتشان صحبت از دموكراسي و انتقاد پذيري هم نموده اند . اگه اينجوري كه ايشان فرمودند تمام كارگردانان بايد از اينكه خداي نكرده به كسي بر نخورد بايد به جاي كار تشريف ببرند منزل و استراحت كنند . به به . به به عجب نظري دادم نه .
خوشم مي ياد آقاي مديري سكوت كرده و جواب همه اون هايي كه الكي اظهار نظر مي كنند رو با طنزش ميده.
خوشم مي ياد آقاي مديري سكوت كرده و جواب همه اون هايي كه الكي اظهار نظر مي كنند رو با طنزش ميده.
این آقای روابط عمومی گویا با خودشان هم مشکل دارند شما یک بار دیگر مصاحبه اش را بخوانید اما کارهای مهران مدیری بسیار عالی است مهران مدیری عجوبه ای در دنیای طنز ایرانیان است
اي ول آقاي مهران مديري گل كارت خيلي درسته
پيشنهاد ميكنم سري به بايگاني ثبت احوال خيابان جي اصفهان بزنيد مي بينيد وضعيت آن از فيلم نمايش داده شده نيز بدتر است
اگر قرار است گروهي شكايت كنند بيشتر بايد از گروه شاعران نو باشد كه...
اگر به هنرمندان و فرهیختگان و نویسندگان این امکان داده می شد که حقایق تلخ جامعه را منعکس کنند، خلافکاران و نامردمان و قلدران هر گز گوشه امنی نمی داشتند.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 و ساعت 18:19 |
فيلم ايراني در جشنواره بين‌المللي انسي فرانسه فيلم انيميشني نوعي ديگر بودن ساخته ماشاا... محمدي به بخش رقابتي جشنواره بين‌المللي انيميشن انسي فرانسه ‪ ۲۰۰۸‬راه يافت . محمدي در گفت وگو با خبرنگار فرهنگي ايرنا ، افزود: اين فيلم به عنوان تنها نماينده سينماي ايران با ‪ ۴۲‬اثر از كشورهاي مختلف جهان در اين رويداد به رقابت مي‌پردازد. جشنواره انسي از رويدادهاي معتبرجهاني در حوزه سينماي انيميشن جهان است كه همه ساله خردادماه در فرانسه برگزار مي‌شود. فيلم ايراني نوعي ديگر بودن ، داستان مردي است كه با يك تير كشته مي‌شود و قطره‌هاي خون او به ماهي قرمز تبديل مي‌شوند. اين فيلم پيشتر نيز در جشنواره‌هاي بين‌المللي سيكاف كره جنوبي ، انيما مادريد اسپانيا و كراك اوكراين حضور داشته است .
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387 و ساعت 2:39 |
محمدرضا گلزار با نیکی کریمی همبازی می شود  
سینمای ما ـ  با وجود رواج شایعاتی مبنی بر ممنوع التصویر بودن این سوپر استار سینمای ایران، خوشبختانه خبر رسید که « دو خواهر » عنوان جدیدترین پروژه ای است که حضور محمد رضا گلزار به عنوان بازیگر در آن قطعی شده است . رضا بانکی کارگردانی این فیلم را بر عهده دارد . نیکی کریمی دیگر بازیگری است که برای بازی در این فیلم قرار داد امضا کرده است . « دو خواهر » اواخر هفته آینده در اصفهان کلید می خورد و تمامی صحنه های فیلم در اصفهان فیلمبرداری می شود . فیلمبرداری « دو خواهر » دو ماه در این شهر ادامه خواهد داشت . شنیده ها حاکی از آن است که محمدرضا گلزار با دو گریم متفاوت در این فیلم به ایفای نقش می پردازد . سوپر استار سینمای ایران هم اکنون فیلم مجنون لیلی را بر روی پرده سینما ها دارد و بازی در یک فیلم کوتاه را به پایان رسانده است . همچنین قرار است بزودی نخستین فیلمنامه ی محمدرضا گلزار با نام « شیش و بش » جلوی دوربین برود .
 
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه بیست و سوم فروردین 1387 و ساعت 1:29 |
پرفروش‌ترين فيلم جهان  

به گزارش ایسنا،فيلم انيميشن «هورتون صدايي مي‌شوند» در هفته گذشته با فروش 7/11 ميليون دلار از 6580 سالن سينما در 54 كشور، توانست براي دومين هفته متوالي، پرفروش‌ترين فيلم جهان نام بگيرد.

اين فيلم كه در فرانسه بيشترين حجم فروش را با 4/3 ميليون دلار داشت، مجموع فروش جهاني خود را به 223 ميليون دلار رسانده است.

آخرين فيلم انيميشن سينما كه فروش چشمگيري داشت، «زنبورها» بود كه 286 ميليون دلار فروش جهاني داشت.

گزارش رويترز حاکی است، فيلم فرانسوي «به سرزمين چيتس خوش آمديد» همچنان با فروش عالي خود، چشم‌ها را خيره كرده است.

اين فيلم از تنها هزار سالن سينما در فرانسه، بلژيك و سوئيس، فروش 5/7 ميليون دلاري داشته است.

منتقدان سينما معتقدند كه اين فيلم كمدي، ركورد فروش «تايتانيك» را پس از 11 سال خواهد شكست. مجموع فروش شش هفته گذشته اين فيلم از سه كشور به 175 ميليون دلار رسيده است.

«ماجراهاي عنكبوت جادوگر» از 3400 سالن سينما، فروش هفت ميليون دلاري به‌دست آورد كه استراليا بيشترين استقبال را از آن داشت. فيلم ماقبل تاريخ «10هزار سال پيش از ميلاد مسيح» كه هفته‌ها پرفروش‌ترين فيلم سينماي جهان بود، با فروش 6/5 ميليون دلاري از 62 كشور، مجموع فروش خود را به 154 ميليون دلار رساند.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387 و ساعت 2:21 |
دعوا بر سر " مرد هزار چهره"  
 

نمی دانم در مورد توهین های ایشان چه بگویم، فحاشی تصور نمی کنم پاسخی داشته باشد. به هر حال من برای ایشان به شدت احترام قائلم اما ایشان وقتی با این ادبیات صحت می کنند خواننده حتما در مورد آن قضاوت می کنند، راجب ادبیات ایشان.
سریال مرد هزار چهره با همه پیش داوری ها و شائبه ها به اتمام رسید. این گزارش قصد ندارد به تحلیل آن بپردازد و  از اینکه این سریال طنز بوده یا هجو و هزل و یا اینکه مهران مدیری در این سریال خوب ظاهر شده یا نه ، سخنی بگوید. گزارشی که پیش رو دارید اثر امیرهادی انواری خبرنگار فرارو  و در مورد واکنش های فنی است که این سریال به دنبال داشته است.

پس از پخش قسمت مربوط به نیروی انتظامی، آنچه از مهران مدیری و تیم نویسندگانش در اذهان عمومی شکل گرفت، شخصیتی رادیکال و منتقد بود؛ عده ای در این زمان سکوت کردند اما برخی، تهیه کنندگان این سریال را تا مرز شخصیت هایی انقلابی بالا بردند که خط قرمز های نظام را زیر پا گذاشته اند.

اما بلافاصله پس از پخش قسمت مربوط به شعرا و ادبا ورق برگشت؛ بعضی ها که تا قبل از آن مهران مدیری را چهره ای انقلابی دانسته بودند، حالا از وی شخصیتی حقیر ساختند.

در این میان بعضی ها مثل توکا نیستانی که تاحال در مورد این سریال سکوت کرده بودند، مواضع تندی را اتخاذ کردند. توکا نیستانی تعابیری داشت، مثل شباهت نیکی خانم به خانم لیلی گلستان و احمقانه بودن کل متون.

با توکا نیستانی در مورد نظراتش گفت و گو کردیم، سپس به سراغ لیلی گلستان رفتیم و نظر او را جویا شدیم.

امیرمهدی ژوله نیز که در این مدت انتقادها و اهانت های زیادی به وی شده نیز پاسخگو بود؛ وی علاوه بر پاسخ دادن به انتقاد ها و اهانت ها در مورد حذفیات سریال نیز صحبت کرد، بر خلاف آنچه برخی به طور پیش داورانه گفتند روشن شد که حذفیات اصلا سیاسی نبودند و توسط خود کارگردان حذف شده اند. وی همچنین دلایل این حذفیات را نیز یادآور شد.

از طرفی با رضا رشید پور نیز گفت و گویی انجام داده ایم در مورد نقشی که در این سریال داشته و حذف شده است.

متن، احمقانه و نویسنده،بی سواد بود
سریال مرد هزار چهره واکنش های گوناگونی را در بین عامه مردم، همچنین روزنامه نگاران و قشر روشنفکر به دنبال داشت. یکی از شدید ترین مواضع را توکا نیستانی در مورد این سریال اتخاذ کرد. وی برای اولین بار نام نویسنده قسمت بحث برانگیز شعرا مرد هزار چهره را فاش کرد.

در این گفت و گو نیستانی علاوه بر توضیح علت موضع گیری علیه این سریال در مورد نحوه اطلاع از هویت نویسنده موقعیت شعرا می گوید، همچنین وی مسایلی را مطرح می کند که ژوله در گفت و گوی بعدی به آن پاسخ داده است. این گفت و گو را بخوانید.

آقای نیستانی در بخشی از یادداشتی كه در وبلاگ شخصیتان در رابطه با سریال مرد هزار چهره نوشته بودید به ایجاد تصویر مخدوش از فضای فكری طیف فرهنگی كشور اشاره كرده بود، شما به كدام تصویر مخدوش اشاره كرده بودید؟

شما ببینید آقایان 4-5 نفر پیر و پاتال را كه همه همدیگر را استاد خطاب می كنند جمع کرده بودند، پس نمی شود گفت كه یك مشت بچه یه جوجه روشنفكر هستند كه در كافه ها می نشینند و شعر می گویند و می خواهند شاعر باشند.آن ها به یك رده سنی بالایی متعلق هستند. اسم آقای استادی كه با ایشان صحبت می كنند آقای میم تهرانی است. مثل محمود مشرف آزاد تهرانی است. و خانم نیكی در دروس، گالری نقاشی دارد.و شما فكر می كنید به غیر از خانم لیلی گلستان كس دیگری در دروس نمایشگاه نقاشی دارد؟! یك بیت از اشعاری كه به تمسخر می خوانند مستمع را به یاد شعر زنده یاد آقای منوچهر آتشی می اندازد. حتی به نظر من عكس آن استاد مرحومی كه در جلوی میز قرار داشت، شباهت زیادی به مرحوم منوچهر آتشی داشت.

یعنی نشانه های خیلی روشنی از آدم های مطرحی می دهد كه اكثرا هم آدم های بزرگی هستند مثل منوچهر آتشی، محمود مشرف آزاد تهرانی و خانم گلستان. خانم گلستان به عنوان یك نویسنده، مترجم و یك گالری دار من فكر نمی كنم حق كمی به گردن فرهنگ و هنر این مملكت داشته باشند. كار فرهنگی كه خانم گلستان طی سی سال گذشته انجام داده اند فكر نمی كنم به اندازه مجموع خانم ها و آقایانی كه در این سریال كار كردند، مجموعه فعالیت هایشان فكر نمی كنم به اندازه خانم گلستان باشد.

در جمعیت هفتاد میلیونی ، 99 درصد آنها به نظر من بی سواد هستند چون اهل كتاب خواندن نیستند، این یك درصد با سوادی هم كه داریم می خواهند نابود كنند كه چه اتفاق مثبتی در این جامعه بیافتد؟ غیر از این است كه مردمی كه كتاب نمی خوانند می گویند ما كه چیزی از دست ندادیم!

شما در بخشی از یادداشتتان گفته بودید كه این قسمت نوشته امیرمهدی ژوله بوده است، با توجه به اینكه این مجموعه توسط تیم نویسندگان نوشته شد بود و در تیتراژ سریال اشاره ای به نویسنده هر قسمت نمی شد، از كجا متوجه شدید كه نویسنده موقعیت شعرا آقای ژوله است؟

از آنجایی كه من این قسمت را با دوستان آقای ژوله دیدم، با آقای بزرگمهر حسین پور دیدم. آقای حسین پور گفت این قسمت را امیرمهدی ژوله نوشته است، حتی ایشان خوشحال بودند و می گفتند بخش هایی كه مربوط به صحنه های مدیتیشن و ... بوده را از بزرگمهر حسین پور پرسیده(امیرمهدی ژوله) و بزرگمهر حسین پور می گفت برای آنكه این مسایل مسخره نشوند اطلاعات غلط به ژوله داده است.

این یك واقعیتی است، شما آیا تا به حال نویسنده ای را دیده اید كه اهل مدیتیشن باشد، یك مشت صحنه های بی ربط بود. آن قضیه نشریه در آوردنشان با مزه بود، كلا نشریاتی كه این قشر در می آورند به تعداد خودشان هفت نسخه برای هفت نفر است.

شما به عنوان یك طنز پرداز آیا نباید كاری كنید كه اگر عیب و نقصی در جامعه است برطرف شود، این چه دردی است، این (نویسنده) كدام درد را شناخته كه می خواهد درمانش كند.

به نظر من این یك متن بی سر و ته احمقانه بود كه یك آدم بی سواد نوشته بود برای خنداندن مردم، موفق هم بود، همه دیدند و خندیدند خیلی هم لذت بردند.

به عنوان كسی كه در وبلاگستان فارسی هستید و یادداشت های شما در بین وبلاگ های فارسی تاثیر گذار است، نظر شما به عنوان كسی كه هم روزنامه نگار است و هم به گفته خودتان مهران مدیری را از نزدیك می شناسید در مورد عكس العمل برخی از وبلاگ ها(خاصه وبلاگ های منتقد) كه به دنبال پخش قسمت های اولیه مرد هزار چهره از مهران مدیری یك چهره رادیكال و منتقد ساخته بودند چیست؟

اصلا این را قبول ندارم، مهران مدیری اصلا چهره رادیكالی ندارد، برای اینكه در تلویزیون جای این بازی ها نیست. این آدم اینكاره نیست، ایران هم جای این بازی ها نیست. كارهایی كه قبلا ایشان كرده اند من دیده ام، كارهای مدیری را دنبال می كردم. مدیری یك استثنا در تلویزیون ما است. او واقعا آدم با استعدادی است، در آن متنی هم كه نوشتم من در این شك ندارم. هم ایشان و هم آقای قاسم خانی و تیمشان، به هر حال اینها توانایی كار را دارند. ولی آقای مدیری به عنوان كسی كه گوشه و كنایه ای بزند و... اصلا در این حد و اندازه ها نیست. دنبال این كارها هم نیست. مگر ایشان همان كسی نیست كه در مجموعه برره بحث غنی سازی نخود را كار كرد؟ مگر ایشان نبود كه بعد از اعتصاب نمایندگان مجلس ششم بخشی مربوط به تحصن ساخت؟ پس ایشان زیاد اهل گوشه و كنایه زدن به قدرت نیست. اگر هم بزند به جاهای مخصوصی می زند و با نیت های خاصی. مدیری مرد بسیار جذابی است در كارش هم فوق العاده موفق است. آن بخشی هم كه اجرا می كند یك كار تك نفره است و تمام آن سیاه لشكر ها فقط تحت الشعاع بازی ایشان جذاب هستند. من اصلا منكر توانایی ایشان نیستم.

اما تصوری كه مردم در مورد او دارند به عنوان چهره ای كه منتقد است، خیر ایشان اینكاره نیستند و فكر هم نمی كنم كه جرات داشته باشد بگوید من چنین كاری كرده ام.

نظرتان در مورد سریال مرد هزار چهره به طور كلی چیست، اقشار خاصی در این مجموعه مورد نقد قرار گرفتند به نظرتان چرا اینطور بود؟

برای آنها كم خطر تر است، من فكر نمی كنم این یك كار بیاد ماندنی باشد، كما اینكه كارهای قبلی آقای مدیری هم جز بخش هایی از سریال برره به یاد ماندنی نبودند. چه كارهایی كه قبل از شب های برره كرد و نه آنهایی كه بعد از آن مجموعه انجام داد آنقدر قدرتمند نبودند كه بتوانیم بگوییم بیاد ماندنی هستند.

یعنی در حافظه كسی هم باقی نمانده است، به نظر من این یك مجموعه سبكی بود برای تفریح آخر شب مردم كه بنشینند و بخندند، و لازم هم هست ساخته شدنش. مدیری هم اینطور برنامه ها را خیلی عالی می سازد.


نه حلقه ادبی داریم نه وقت مدیتیشن دارم
لیلی گلستان، مترجم و نویسنده چیره دست. کسی که به زعم توکا نیستانی از آنجا که وی ساکن دروس است و دارنده تنها گالری نقاشی در منطقه دروس به شمار می رود، کاراکتر «نیکی خانم» که «حلقه دروس» را اداره می کرد کنایه ای به او بوده است. با وی گفت و گوی کوتاهی انجام داده ایم که در ادامه می آید:

با آقای نیستانی در مورد سریال مرد هزارچهره گفت و گویی انجام داده ایم، ایشان معتقد بودند که شخصیت نیکی خانم کنایه به شماست. ما در مورد شما صحبت کرده ایم، نظر خودتان چیست ؟

مرد هزار چهره چیست؟

سریالی در تلویزیون بود که در ایام عید پخش می شد، در این سریال حلقه ای با عنوان حلقه دروس بود، خانمی به نام نیکی خانم آن حلقه را اداره می کرد که گالری نقاشی هم داشت. شما در دروس گالری نقاشی دارید و بعضی ها می گویند که نیکی خانم شما در واقع شما بوده اید.

چون من تلویزیون ندارم، اصلا برنامه های تلویزیون را نمی بینیم، و هیچ چیز در مورد این چیزهایی که شما می گویید نمی توانم بگویم، چون من اصلا تلویزیون نگاه نمی کنم.

با توجه به توضیحاتی که خدمتتان ارایه دادم، و اینکه بعضی ها گفته اند منظور این سریال شما بوده اید، نمی خواهید چیزی بگویید؟

من اولین باری است که چنین چیزی می شنوم، کسی تا الان چنین چیزی به من نگفته است!

از سریال بگذریم، شما مدیتیشن کار می کنید؟

اصلا اهل این چیزها نیستم. اعتقادی به این چیزها ندارم.

ببخشید سوال می کنم اما شما حلقه ادبی دارید، از قار کسی حمایت می کنید؟

نخیر، ما صبح تا شب کار می کنیم، اصلا وقت این کارها را نداریم. شاید چون در دروس بوده اینطور فکر کرده اند.

یعنی فکر می کنید سو تفاهم بوده؟

اصلا من نمی توانم در مورد صحبت های شما اظهار نظر کنم. چون حتی اطرافیانم هم که شاید تلویزیون تماشا کنند هم چیزی از اینها که شما می گویید تا به حال به من نگفته اند.

من نقش رضا رشیدپور را بازی می کردم
رضا رشید پور یکی از بازیگران افتخاری این مجموعه اخیرا با مهر مصاحبه ای انجام داده که تا حدی بحث برانگیز بوده است. با توجه به اینکه شائبه حذف برخی قسمت های مرد هزار چهره پیش از این در جامعه وجود داشت. این گفت و گو این شائبه ها را نسبت به قبل شدیدتر کرد. هر چند او در این گفت و گو چیزی در مورد چند و چون نقش حذف شده اش نمی گوید، اما ژوله در مورد حذفیات سریال به طور کامل صحبت کرد. با وی گفت و گوی کوتاهی انجام داده ایم.

در مورد نقشی كه در سریال مرد هزار چهره داشتید و گفته می شود كه حذف شده، كمی توضیح دهید؟

اصلا دوست ندارم در مورد این قضیه حاشیه ایجاد شود، چون اتفاقی است كه افتاده و حالا هم تمام شده. به اندازه كافی مرد هزارچهره حاشیه داشته است.

در مورد علل حذف آن صحبت نمی كنیم، در مورد نقش شما صحبت می كنیم، نقش شما چه بوده؟

یك سكانس دیگر هم بود كه مربوط می شد به موقعیت مافیا، چیز زیاد مهمی نیست كه ارزش خبری داشته باشد. من كماكان نقش خودم بود.

یعنی رضا رشید پور به عنوان مجری شب شیشه ای در این سریال ظاهر شده بود؟

در واقع همان رضا رشیدپور بود، حالا رضا رشید پور هم به نام شب شیشه ای شناخته می شود.

بالاخره مشخص كنید شب شیشه ای بود یا خیر، و آیا در مقابل مجری شب شیشه ای قداره بندیان(فرهنگ) قرار گرفته بود؟

آقای خمسه مقابل من بود، ولی شب شیشه ای نبود. ولی مقابل من آقای قداره بندیان بود.

سكانس آخر سریال كه شما با یك شورلت می آیید و به مسعود شصت چی می گویید كه مهران خودت هستی و... بعدا فیلمبرداری شد؟

بله آن سكانس روز سیزده بدر فیلمبرداری شد. این در واقع جایگزین سكانس قبلی بود.

داخل پرانتز "فرهنگ" توسط کارگردان حذف شد
تا پیش از اینکه توکا نیستانی در یادداشتی بگوید که قسمت مربوط به ادبا و روشنفکران توسط امیرمهدی ژوله نوشته شده است، کسی نمی دانست که هر اپیزود از این سریال توسط چه کسی نوشته شده. از آنجا که این مجموعه توسط گروه نویسندگان نوشته شده بود، گویا تهیه کنندگان آن تمایل چندانی به عنوان کردن نام نویسنده های قسمت های مختلف نداشتند و در تیتراژ سریال هم نامی از نویسنده هر قسمت به میان نمی آمد.

اما توکا نیستانی با افشای نام امیرمهدی ژوله به عنوان نویسنده قسمت شعرا که به گفته خودش توسط یکی از دوستان ژوله از آن مطلع شده بود این جو را برهم زد. نیستانی در گفت و گویی که با "فرارو"  داشت به شدت نسبت به این سریال و نویسنده قسمت مربوط به شعرا موضع گیری کرد تا حدی که نویسنده موقعیت شعرا را «بی سواد» و متن را «احمقانه» توصیف کرده بود. همچنین نیستانی تعابیری از سکانس های مختلف موقعیت شعرا ارایه داده بود.

در همین خصوص با امیر مهدی ژوله گفت و گویی انجام داده ایم. در این گفت و گو ژوله علاوه بر روشن کردن سو تفاهمات در مورد حذفیات این سریال هم صحبت کرده است. این گفت و گو را بخوانید.

آقای نیستانی با اشاره به سابقه فعالیت شما در مطبوعات و بعد وارد شدن به کارهای تلویزیونی گفته بودند که به جای «یک کودک فهیم» باید از صفت «زبل» برای امیرمهدی ژوله استفاده کرد، در مود این اظهار نظر، نظری دارید؟

سابقه من مشخص است، چه در مطبوعات و چه در تلویزیون. جاهایی که کار کرده ام و چیزهایی که نوشته ام همه روشن هستند. خوانندگان شما می توانند خودشان قاوت کنند.

در این موضوع چند اشکال وجود دارد. اول اینکه من برای توکا نیستانی دوستم و همیشه برای هم احترام قائل بوده ایم. توقع داشتم اگر شائبه ای برای توکا نیستانی پیش آمده در مورد آن سریال اول به خود من زنگ بزند و جویای موضوع شود.

دوم اینکه توکا نیستانی از صمیمی ترین دوست من شنیده که این قسمت را من نوشته ام و بعد علنی اعلام کرده است که این قسمت را من نوشتم. این دومین نامهربانی او است. توجه کنید که چون در تیتراژ از گروه نویسندگان نام برده می شود، یعنی تمام مسئولیت ها با گروه نویسندگان است.

وقتی هم که ما کار می کنیم، اینطور نیست که هر کسی دستش را در جیبش کند و هر چه می خواهد بنویسید! یکماه و نیم تا دوماه بحث طراحی کل ماجرا را داشتیم، که تصمیم بگیریم چه موقعیت هایی داشته باشیم و مسعود شصت چی در چه موقعیت هایی قرار بگیرد، و در هر موقعیت چه اتفاقی برایش بیافتد.

از اول هم قرار بود موقعیت شاعرها را بر اساس قصه موخوره جلو برویم و هر کسی می نوشت همین اتفاق می افتاد، حالا اینکه شما بیایید و این قسمت را به یک نفر خاص ربط بدهید و قضاوت شخصی و فرا متنی بکنید، فکر می کنم زیاد دوستانه نیست.

در گفت و گویی که ما با آقای نیستانی داشتیم به چند نکته در مورد موقعیت شعرا اشاره کرده اند، اول اینکه شعرایی که در این قسمت بودند، همگی سن و سال بالایی داشتند، بنابراین نمی توانسته اند نمادی از «جوجه روشنفکرها» باشند، دوم ایشان اعتقاد داشتند میم تهرانی همان محمود مشرف آزاد تهرانی بوده است و سوم اینکه ایشان معتقد بودند از آنجا که کسی به جز خانم لیلی گلستان در دروس گالری نقاشی ندارند، بنابراین خانم «نیکی» که در این سریال حضور داشته است کنایه ای بوده به خانم «لیلی گلستان»، چهارم اینکه ایشان معتقد بودند عکس استاد مرحومی که در کافه بود عکس زنده یاد منوچهر آتشی بوده و قطعه شعر آوانگاردی که در آن جلسه خوانده شده است کنایه ای به اشعار آقای آتشی بوده است در مورد این اظهار نظرها توضیحی دارید؟

بعد از آنکه آن قسمت پخش شد من نه از دوستان مطبوعاتی نقدی شنیدم، نه از جامعه شعرا و نه از حلقه های ادبی تابحال من چیزی نشنیده ام.

فقط آقای نیستانی که به نظر من خیلی کاریکاتوریست خوبی هستند و من خیلی ایشان را دوست دارم و بهشان ارادت دارم این را مطرح کرده اند. من به خودشان هم اس ام اس زدم و گفتم. متاسفانه آقای نیستانی در تطبیق کاراکترهای این سریال با شخصیت های واقعی دچار سوتفاهم شده اند. من می توانم از اول برایتان توضیح بدهم.

از اول که قرار شد این اپیزود نوشته شود قرار شد بر اساس داستان «مو خوره» نوشته شود. داستان موخوره بر اساس داستان یک شاگرد نانوا است که وارد یک کافی شاپی می شود و در شرایطی مجبور می شود شعر بخواند و لیست خرید نانوایی را می خواند. این شاگرد نانوا را به عنوان یک شاعر به قار خودشان می برند و بعد هم دفتر مجله و... کاری هم که ما کردیم دقیقا همین بوده است. موقعی که مسعود شصت چی وارد آن کافی شاپ می شود بزرگداشت یک استادی است. من شوخی کرده ام با اسم مستعار گذاشتن ها. اسم مستعار این استاد مرحوم که بزرگداشتش برگزار شده را اسم پلاک ماشین گذاشته ام.

برای همین اسم استاد را «تهران. میم» گذاشتم، اصلا «میم. تهرانی» نبود! عکسی هم که کار شده بود، عکس یکی از عوامل پیشت صحنه بود. دوم اینکه وقتی که با پیمان طرح این قسمت را کار می کردیم می خواستیم برای این حلقه یک اسم بگذاریم و چون می خواستیم بالا شهری باشند، و آن موقع قرار بود که دو حلقه رقیب داشته باشیم، یکی حلقه فرشته و دومی یک حلقه بالای شهری دیگر، دو اسم می خواستیم.

چون پیمان قاسم خانی منزلشان دروس بود گفت بگذاریم حلقه دروس، من که تا امروز نمی داستم و فکر هم نمی کنم پیمان قاسم خانی هم می دانسته که خانم لیلی گلستان در دروس نمایشگاه نقاشی دارند.

اشعاری هم که قرار بود در آنجا خوانده شود، توسط نیما دهقانی(یکی از دوستان) نوشته شده بود که اصلا در جریان چند و چون کار نبود. من به او گفتم که شخصیت داستان گیر تعدادی شاعر می افتد و یک سری شعر آوانگارد بی سر و ته برای من بگو. و من هم از آنها استفاده کردم.

حالا اینکه بگوییم این سری شعرهای آوانگارد بی سر و ته شبیه شعر آقای آتشی است فکر می کنم توهین به آقای آتشی باشد.

ما در آن قسمت با عرفان های سطحی، سو استفاده ها، اشعار آوانگارد، به به چه چه کردن ها و استاد استاد گفتن ها و... شوخی کرده بودیم.

اما اینکه چرا سن و سال این اشخاص بالا بود چون این آخرین اپیزود بود و اینها آخرین بازیگرانی بودند که با ما قرارداد داشتند. ما قرار بود از این بازیگران استفاده کنیم و اصلا بازیگر جوانی نداشتیم که برای این موقعیت استفاده کنیم.

من در گفت و گوی قبلی که با شما داشتم در مورد همین موقعیت گفته بودم آنهایی که شبیه اینها نیستند که نباید بهشان بربخورد و آنها هم که شبیه اینها هستند بهشان بر بخورد.

آن موقع نمی دانستم که ممکن است به آقای نیستانی بر بخورد وگرنه این را نمی گفتم!

در بخش دیگری ایشان در گفت و گو با ما گفته اند که توسط دوست صمیمی شما از نام نویسنده این قسمت از سریال مطلع شدند و اینکه آن دوست صمیمی شما خوشحال بوده که با ارایه اطلاعات غلط به شما، شما را در نوشتن این موقعیت گمراه کرده است، یعنی شما اطلاعات کارتان را از کسان دیگری می گیرید؟

من تکذیب می کنم. موقعی که من در مورد ذکر هایی که در مانترا می گویند از بزرگمهر حسین پور سوال می کردم به من گفت که بعضی از ذکر ها را نگویم چون برای آنها معنای ارزشی دارد و من هم استفاده نکردم. کل قضیه همین بود.

حالا جالب است اگر وبلاگ آقای حسین پور را بخوانید راجب به واکنش استاد یوگایش در مورد این بخش از سریال صحبت کرده، و اینکه استادش از این قسمت خیلی استقبال کرده بوده. و اینکه استاد ایشان گفته بوده که این سریال نشان داده که الان یوگا و مدیتیشن به چه سمت و سویی رفته است و...

آقای نیستانی معتقدند که شما به عنوان یک نویسنده می بایست دردی از جامعه را می شناختید و بعد در جهت درمان ، آن درد را به نقد و چالش می کشیدید، در حالی که در این قسمت هیچ دردی مطرح نشده و چیزی درمان نکرده. جز اینکه دردی به دردهای قبلی هم اضافه شده. ایشان معتقدند این یک متن احمقانه است و توسط یک آدم بی سواد نوشته شده. آیا کار شما صرفا یک مجموعه هجو برای خنداندن مخاطب عام بوده؟

نمی دانم در مورد توهین های ایشان چه بگویم، فحاشی تصور نمی کنم پاسخی داشته باشد. به هر حال من برای ایشان به شدت احترام قائلم اما ایشان وقتی با این ادبیات صحت می کنند خواننده حتما در مورد آن قضاوت می کنند، راجب ادبیات ایشان.

ولی اینکه ما یک جامعه تعریف کردیم، یک گروه آدم های بیکار و آدم های عشق شاعری، عشق انقلابی گری و عشق مدیتیشن دارند و دایم در حال وقت گذرانی هستند و عدای روشنفکری و عدای عرفان در می آورند. با عدا بازی این آدم ها شوخی کرده ایم، آدم هایی که برای آنکه روزیشان بگذرد مجیز گوی یک خانم هستند.

ما با مسعود شصت چی جلو می رویم، مسعود شصت چی است که با وسوسه شهرت و قدرت و محبوبیت قرار می گیرد و در این قسمت در وسوسه محبوبیت قرار می گیرد. اما به دلیل کمی وقت این قسمت خیلی کوتاه ضبط شده است و حق مطلب عدا نشده.

مشخص کنید در این مجموعه شما کدام درد و کژ روی اجتماعی را به نقد و چالش کشیده اید، تا بتوان روی آن عنوان یک کار قوی گذاشت که صرفا عامه پسند نبوده؟

این رفتارها و کردار ها مگر درد نیست، همانطور که خیلی از شعرا و روشنفکرها و ادبا از این موضوع استقبال کرده اند، چون دیده اند از این آدم ها. از این آدم هایی که به روشنفکرها و ادبا و شعرای بزرگ می چسبند و از کنار اینها می خواهند ارتزاق کنند و ادا و ژست و بازی های آن را فقط دوست دارند و در چنته هم هیچ چیزی ندارند.

این آدم ها هستند، که خیلی بی مایه هم هستند. در مورد اینکه حرف داشت یا نداشت، می توانید به سایت ها و روزنامه ها و مجله ها سر بزنید و تحلیل های جدی که در مورد این کار نوشته شده است را ببینید. تحلیل های روانشناختی، جامعه شناختی و سیاسی که در مورد این کار بوده است را می توانید بخوانید و ببینید که این کار حرفی داشته، موجی ایجاد کرده یا نه.

از این سریال بخش هایی حذف شده بود؟

خیر.

آقای رشیدپور با خبرگزاری مهر گفت و گویی داشته اند که در آن اظهار کردند که بخضی از نقششان حذف شده؟

بله، نقشی داشت که شوخی با فیلم پدرخوانده بود، که ایشان پیش آقای قداره بندیان می آمد و گله ای می کرد از آقای حسینیان، و آنها می رفتند کله مرغ روی تخت خواب آقای حسینیان می انداختند.

قرار بود این سکانس را آقای علی پروین بیاید و ایشان مسعود شصت چی را اشتباهی بگیرد، منتها آقای علی پروین در سفر بودند و هماهنگی با ایشان میسر نبود.

بنا براین از آقای رشید پور در سکانس آخر استفاده کردند و چون از ایشان در این سکانس استفاده شده بود بنابراین نمی شد آن شوخی بماند. بنابراین مجبور شدند آن بخش شوخی با فیلم پدر خوانده را از کل سریال خارج کنند. چون می خواستند از آقای رشید پور در سکانس آخر استفاده کنند.

پس این حذف سیاسی نبوده است؟

نه اصلا، همه چیز به همین سادگی بوده!

عبارت داخل پرانتز فرهنگ از نام فامیل قداربندیان جدا شده بود، دلیل این حذف چه بود؟

نمی دانم، ولی مطمئنم موقع نگارش نویسنده به هیچ عنوان هیچ قصدی از نوشتن این عبارت نداشته و هیچ معنا و مفهوم خاصی را نمی رسانده. اما اینکه چرا حذف شده شاید به خاطر اینکه در قسمت های قبلی آن همه حرف و حدیث و شائبه از هیچ درآمده شاید دیده اند که آن ممکن است که شائبه ایجاد کند بنابراین آن را حذف کردند.

چون بود و نبودش هم فرقی نمی کرد و قرار هم نبود از آن استفاده ای شود. بنابراین توسط خود کارگردان در مونتاژ حذف شده، که شائبه ای ایجاد نشود.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387 و ساعت 2:19 |
درباره دایره زنگی  
Image

مهتاب روغنی
در یكی از روزهای ایام عید امسال و بر اساس تیزرهای تلویزیونی و نوع تبلیغ و بر اساس صحنه های انتخاب شده تصمیم گرفتیم كه به همراه همسرم و پسر 9 ساله ام به سینما برویم كه این فیلم فیلمی نبود جز دایره زنگی . صدای تیزر فیلم با صدای دوست داشتنی مهران مدیری و صحنه هایی از كمدی بزن بكوب و صحنه های رقص مهران مدیری شما قضاوت كنید آیا چیزی به غیر از یك فیلم كمدی از این صحنه ها برداشت می شود ؟ این را هم كه می دانید همه شیفته ی بازی مهران مدیری و امین حیایی هستند . به هر حال به سینما رفتیم و فیلم شروع شد هنوز فیلم به نیمه نرسیده بود كه متوجه شدیم چه اشتباهی كردیم و فیلمی كه باید محدودیت سنی داشته باشد به صورت خانوادگی به نمایش گذاشته شده است . مثلا یكی از كلماتی كه مدام در هر سكانس تكرار می شد كلمه زن .... بود . شما خودتان را به جای من بگذارید كه كودكتان از شما بپرسد كه این كلمه یعنی چه ؟ تازه از آن هم بدتر توسط كودك خردسال فیلم پرسیده می شود كه :مامان زن .... یعنی چی ؟ و با این به اصطلاح شوخی كل سینما می خندند و می ماند كودكان كنجكاو و هاج و واج كه اینها به چی میخندند ؟ و یااینكه : پس یعنی مامان بزرگ .... است ؟ یعنی چی ؟ آیا خنده دارد ؟ و این سوالات مدام از من پرسیده میشد (و حتماتمام بچه هایی كه این فیلم را دیده اند )كه مامان این یعنی چی ؟

یا از اون هم بدتر فیلم مستندی كه پسر خانواده از یك دختر خیابانی ساخته است و سوال و جوابهایی كه بین این دو رد وبدل میشود. كه این باز هم با همان موارد بالا رو به رو می شود .

خانواده ی من یك خانواده ی معمولی ایرانی است كه با یك فرهنگ متعادل و با مذهبی متعادل زندگی می كنیم این را به این خاطر می گو یم كه بدانید یك خانواده مدهبی افراطی نیستیم و برچسب تند رویی به ما نمی چسبد بلكه یك خانواده كاملا معمولی مثل اكثریت ایرانیها هستیم كه با فرهنگ خاصی بزرگ شده ایم و دوست دارم فرزندم را نیز این گونه بزرگ كنم . آیا شما دلیلی می بینید كه كودكان خردسال با این جور كلمات و این جور اتفاقات دنیای خشن و بی رحم بزرگترها زود تر از موعد روبرو شوند چرا ذهن زیبا و پاك كودكانمان با این كلمات و رفتارهای نادرست باید آشفته شود و یا كودكان باید خیانتها و دورغهای بزرگترها را نسبت به هم مشاهده كنند و بدبین شوند ؟

تمام مدت نمایش فیلم داشتم از عصبانیت می لرزیدم و بعد از اتمام فیلم به سراغ مدیر سینما رفتم و به ایشان گوشزد كردم كه اگر شما جای من بودید چه حالی می شدید وقتی كودكتان از شما برای سوالش پاسخ می خواهد ؟ اینها كلماتی است كه من و همسرم و خانواده مان در گفتگوی روزمره حتی با یكدیگر بیان نمی كنیم و از بیان آن شرم داریم . كه ایشان فرمودند از دست ما خارج است و مسئله درجه بندی سنی با ارشاد است و حق هم داشت . البته از ایشان در خواست كردم كه این مسئله را منتقل كنند و ایشان هم قولش را دادند .

ولی از شما به عنوان یك مادر و به عنوان یك معلمی كه زمانی با كودكان سرو كار داشته ام (معلم نقاشی ) و حال به عنوان یك تصویر گر كتاب كودك كه همیشه می كوشم برای كودكان و دنیای پاك و بی آلایششان در حد كار خودم قدمی بردارم از شما خواهش می كنم قبل از اینكه هنرمان را با بی ادبی ها و بی فرهنگیها و هرزه گویی های فرهنگ غرب آلوده كنیم به این بیندیشیم كه این كارها چه عواقبی در پی خواهد داشت آیا واقعا برای ایحاد فضای كمدی باید همانند غربیها از كلمات ركیك و شوخی در باره دستشویی رفتن و كلماتی نظیر آن استفاده كنیم ؟ اگر مجبوریم و یا اگر می خواهید معضلات اجتماعی را به تصویر بكشید دست كم رحم نمایید و كودكان را از آن دور كنید بگذارید سر وقتش كه بشود خودشان طعم تلخ معضلات احتماعی را خواهند چشید . اگر قرار است كه رك گویی و بی پرده صحبت كردن را برای فیلم خود انتخاب كنید و همانند سینمای غرب برای خنداندن مردم از كلمات ركیك استفاده كنیم و یا اگر قرار است فیلمی با صحنه های خشونت بار وخشن نمایش داده شود آیا بهتر نیست از همان غربیها یاد بگیریم و فیلمها را درجه بندی سنی بكنیم تا در خانه مردم خودشان مسئول باشند و بدانند كه قرار است چه ببینند و باید با چه كسی ببینند و در سینماها هم ورود افراد زیر سن تعیین شده ممنوع باشد؟

از مسئولین محترم تقاضای عاجزانه دارم و از نمایندگان عزیز و وزیر محترم ارشاد درخواست دارم كه این مسئله را هر چه زودتر بررسی نمایند تا هر چه زودتر به نتیجه برسند .

با تاسف باید بگویم وقتی كه آن روز از در سینما بیرون می آمدم چون ساعت 4 شده بود دسته دسته خانواده ها ( لابد با همان طرز فكر من )دست كودكان خردسال خود را گرفته بودند تا به دیدن فیلمی بروند كه بیشتر مناسب سن بالای 16 سال می باشد.

پیش خود فكر می كردم كه این مادران بنده خدا در پاسخ كودكانشان چه خواهند گفت ؟

راستی فكر می كنید از روز اكران این فیلم تا امروز چند كودك این كلمات را شنیده اند و چه بر داشتی داشته اند ؟ شما خانوم كارگردان چه فكر می كنید . می دانم كه تقصیر شما نیست كه سینمای ما درجه بندی سنی ندارد ولی خود شما به شخصه می توانید همراه با دیگر همكارانتان در این زمینه اقدامی جدی نمایید تا به نتیجه برسد . و درجه بندی سنی برای فیلمها اجباری شود چه در ژانر اجتماعی چه ژانر وحشت و حتی كمدی .

از مدیران سایت تقاضا دارم كه این مسئله را هر جور كه خود می خواهند و صلاح می دانند مطرح كنند .

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387 و ساعت 2:11 |
نگاهي به فيلم «مجنون ليلي» ساخته قاسم جعفري
Image

ام پي تري عشق و جدايي 
مهدي طاهباز

1- با اينکه «مجنون ليلي» با استقبال خوبي از سوي تماشاگران مواجه شده، اما کماکان قاسم جعفري با سريال هايش موفق تر عمل کرده تا با فيلم هاي سينمايي اش. زماني که جعفري فيلم مهجور «ماه مهربان» را ساخت، فيلمساز ناشناخته يي بود که مي خواست عرصه کارگرداني را تجربه کند. حتي دومين فيلم او «قاصدک» هم چيزي براي گفتن نداشت، اما او با مجموعه «خط قرمز» توانست شناخته شود و دست کم در تلويزيون جايگاهي پيدا کند. «خط قرمز» را اگر امروز تماشا کنيد، جذابيت چنداني برايتان نخواهد داشت اما پخش اين سريال در آن زمان که خط قرمزها در تلويزيون فراتر از امروز بود، نوعي تابوشکني به حساب مي آمد. قاسم جعفري حدود يک دهه به سريال سازي در تلويزيون پرداخت و رگ خواب مخاطب تلويزيوني را به دست آورد.

اوج اين مساله ساخت «مسافري از هند» بود که توانست خيلي ها را پاي تلويزيون بکشاند. در اين ميان جعفري يک تجربه ناکام و يک تجربه نسبتاً موفق هم در سينما انجام داد. او قصد همکاري با پويافيلم، شرکت تجاري ساز موفق اين سال ها و ساخت فيلم «عطش» را داشت که در همان اوايل کار اختلافاتش با حسين فرح بخش سبب کنار گذاشته شدن جعفري و کارگرداني فيلم توسط خود فرح بخش شد. «بازنده» ديگر تجربه سينمايي قاسم جعفري بود که يک فيلم تجاري جمع و جور و جذاب به حساب مي آمد و فروش خوبي هم در گيشه داشت. آخرين کار سينمايي قاسم جعفري پيش از «مجنون ليلي»، يک شکست همه جانبه بود. کسي متوجه نشد چرا قاسم جعفري با توجه به شناختي که از مخاطب عام به دست آورده بود و تجربه هاي نسبتاً موفقش در زمينه جذب اين نوع مخاطب، به سراغ ساخت معجوني به نام «گرگ و ميش» رفت، آن هم حتي بدون استفاده از يک بازيگر شناخته شده،

2- جريان حرکت سينماي ايران در اين چند سال اخير به نحوي بوده که کارگردان و تهيه کننده را مجبور کرده براي توليد يک فيلم پرفروش، بيشتر از هر چيز به فکر جمع کردن يک ترکيب جذاب از ستارگان بيفتند و ابتدا ويترين فيلم را به بهترين شکل تزيين کنند. تجربه ثابت کرده در اين زمانه اگر فيلمي مي خواهد بفروشد، مهم ترين فاکتور داشتن بازيگر است و چه کسي بهتر از ستاره اين روزهاي سينماي ايران يعني محمدرضا گلزار. اگر هدف تان صرفاً ساخت يک فيلم پرفروش باشد، وقتي قرارداد با گلزار امضا شد، مي توانيد بي خيال فيلمنامه، شخصيت پردازي، کارگرداني و خيلي از مسائل ديگر شويد چرا که شما فعلاًً صاحب اولين و آخرين دليل فتح گيشه در سينماي بازيگرمحور امروز شده ايد.از طرفي اين روزها ديگر فيلمسازان به يکي دو چهره محبوب و شناخته شده اکتفا نمي کنند و ترجيح مي دهند پولي را که بايد در هنگام توليد صرف پروداکشن فيلم کنند، در زمان پيش توليد خرج کست فيلم شان کنند. «مجنون ليلي» هم در ادامه حرکت جديد سينماي ايران است. البته فيلم تنوع بيشتر و توليد نسبتاً سخت تري در مقايسه با ساير آثار عامه پسند سينماي بدنه ايران دارد اما از بسياري جهات شبيه به ساير فيلم هاي تجاري اين دوره و زمانه است.

3- همه سعي سازنده «مجنون ليلي» اين بوده که اثري متفاوت با قصه و ساختاري متفاوت توليد کند. فيلم به جاي اينکه يک قصه سرراست داشته باشد، از مجموعه چندين داستان يا بهتر بگوييم ماجراي مختلف تشکيل شده که به واسطه يک شيء (جعبه گران قيمت و قديمي) به يکديگر مرتبط شده اند.

فيلم 6 قصه دارد و هر بار که اين جعبه به دست فرد جديدي مي رسد، قصه يي تازه شروع مي شود. اما مشکل کار اينجاست که به جاي اينکه عامل جذابيت اين فيلم تنوع قصه هاي مختلف اش باشد، «مجنون ليلي» فيلم بازيگران است. قصه هاي فيلم بيش از حد کليشه يي و تکراري هستند و اين بازيگرانند که با حضورهاي 15-10 دقيقه يي شان باعث جذابيت فيلم و بهانه يي براي دنبال کردن قصه ها مي شوند. بالاخره هر بازيگر با توجه به زمان محدودي که به او و قصه اش اختصاص داده شده، پتانسيل بر دوش کشيدن بار فيلم را دارد و مي تواند سر تماشاگر را براي مدتي کوتاه گرم کند و جعبه را تحويل نفر بعدي دهد و روز از نو، روزي از نو.

4- در تيتراژ فيلم نام دو نفر به عنوان فيلمنامه نويس و دو نفر ديگر هم به عنوان مشاور فيلمنامه آمده اما با اين حال «مجنون ليلي» پر است از اشکالات فيلمنامه نويسي. اين اشکالات در برخي مواقع به حدي مي رسد که به تحميق تماشاگر مي انجامد. آيا دوستان فيلمنامه نويس و مشاور به اين فکر نکرده اند که مگر شخصيت محمدرضا گلزار کارت آتليه عکاسي اش را خودش به ديگران نداده بود؟، پس براي پيدا کردن کيفي که عوض شده و يافتن جعبه گمشده قاعدتاً بايد منتظر تماس ديگران بماند تا آنهايي که کارت را گرفته اند، با او تماس بگيرند. اما در کمال تعجب يک ليست شماره تلفن جلوي گلزار است و او شروع به تماس با کساني مي کند که به آنها کارت و شماره تلفن داده است،

از همه اينها بدتر سکانس پاياني فيلم و زمان رسيدن شخصيت الناز شاکردوست به داخل بيمارستان، يافتن جعبه و مواجهه با حامد بهداد روي تخت بيمارستان و سپس رفتن بر سر تخت گلزار است. در چنين فيلم هايي که قرار است آدم هاي چند قصه توسط يک اتفاق يا با بهانه يي با يکديگر برخورد کنند يا با هم مرتبط شوند، اولين نکته، رسيدن به يک زمانبندي منطقي و درست براي وقوع اتفاقات و تداخل و برخورد کاراکترهاي قصه هاي مختلف با يکديگر است. اما در «مجنون ليلي» با ساده انگاري تمام، اين مساله مهم فراموش شده است. وقتي الناز شاکردوست جلوي در ورودي بيمارستاني که گلزار در آن بستري است پياده مي شود، هنوز دو قصه ديگر از فيلم باقي مانده است. اتفاقات مربوط به حميد گودرزي و حامد بهداد در فاصله رسيدن الناز شاکردوست از حياط بيمارستان تا راهروي داخلي آن رخ مي دهد، به صورت منطقي ماجراهاي مربوط به حميد گودرزي و سر زدن به همسر سابقش و ماجراي مفصل حامد بهداد و شرط بندي اش براي به دست آوردن جعبه، يک نصفه روز طول مي کشد. آخرين پلان شاکردوست تا پيش از رسيدن به راهروي بيمارستان، پياده شدن او از تاکسي گودرزي مقابل در بيمارستان است. پلان بعدي زماني است که او جعبه را از کارکنان بيمارستان تحويل مي گيرد. در اين فاصله و بيرون از بيمارستان، جعبه دو، سه دست چرخيده و نصيب بهداد شده و او هم تصادف کرده و درست به همان بيمارستان مورد نظر آورده شده است. سرانجام هم مشخص نمي شود چرا رسيدن شاکردوست از در بيمارستان تا راهروي آن اين همه زمان برده و طول کشيده است،

5- سينماي عامه پسند ايران بيش از آنکه از توليد ارزان قيمت و سريعش ضربه بخورد، از فيلمنامه هاي سردستي و آبکي اش آسيب ديده است. عقل حکم مي کند بخش خصوصي که در سينماي ايران عهده دار وجه سرگرم سازي سينما شده، به خاطر محدوديت هاي مالي اش، توليدي ارزان و سريع را پشت سر بگذارد. اما آيا نمي شود با يک فيلمنامه درست و منطقي به سمت توليد يک فيلم ارزان قيمت رفت؟، باور کنيد اگر همين کمدي رمانتيک هاي بازيگرمحوري که اين روزها روي بورس است با يک فيلمنامه درست توليد شود، نيمي از مشکلات سينماي ايران حل مي شود.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387 و ساعت 2:3 |
نگاهي به مجموعه تلويزيوني نوروزی «پیامک از دیار باقی» (سیروس مقدم)
زنده به گور شد تا عبرت گرفت...
زنده به گور شد تا عبرت گرفت...


سينماي ما- مجموعه نوروزی "پیامک از دیار باقی" سیروس مقدم به مقوله تجارت با مرگ و قرابت مرگ و زندگی بر بستری طنز می‌پردازد، ولی در ادامه نمی‌تواند تعادل لازم را در انتخاب لحن حفظ کند و دچار چندپارگی می‌شود. مقدم که شهرتی خاص در انجام کارهای سخت و ناممکن در عرصه تلویزیون دارد، این بار هم در فرصت کوتاه باقیمانده تا نوروز 87 (بهمن 86)؛ عهده‌دار ساخت مجموعه نوروزی شبکه اول سیما شد.
مجموعه‌ای که می توانست برای او به منزله یک نقطه عطف محسوب شود، بخصوص از جهت ورود به حیطه طنز و کمدی و البته کار بر لبه تیغ مرگ و زندگی. او پس از تجربه‌هایی خاص در کارنامه خود همچون 90 شبی جدی در "نرگس"، ماورایی مناسبتی در "اغما" و ... این بار نوروز را تجربه کرد تا در عرصه‌ای جدید خود را محک بزند.
محسن تنابنده نویسنده این مجموعه است که تجربه نگارش فیلمنامه‌های "چند می‌گیری گریه کنی؟" و "اگه می‌تونی منو بگیر" شاهد احمدلو، "استشهادی برای خدا" علیرضا امینی، طرح اولیه "فرزند افیون" مجید جوانمرد، سرپرستی نویسندگان مجموعه 90 شبی "زندگی به شرط خنده" مهدی مظلومی برخی فعالیت‌های او هستند. تنابنده هر از گاهی بازی هم می‌کند و سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مکمل مرد را از بیست و ششمین جشنواره فجر برای بازی در "استشهادی برای خدا" به دست آورد.
نکته جالب در مرور کارنامه او اینکه تم و بستر اصلی مجموعه "پیامک از دیار باقی" بسیار نزدیک به فیلم "چند می‌گیری گریه کنی" است؛ هر دو به نزدیکی مرگ و زندگی بر بستر طنز پرداخته و به نوعی به مقوله تجارت با مرگ توجه دارند. محور اصلی مجموعه کاراکتری فرصت‌طلب و کلاهبردار به نام منصور سیم‌خواه (محمدرضا شریفی‌نیا) است که شمایلی ظاهرالصلاح برای خود برگزیده تا اعتماد دیگران را جلب کند.
ایده جذاب اولیه که حضور این کاراکتر را واجد پتانسیلی ویژه مجموعه کرده، نکته‌ای از پیش تعیین‌شده است. راهی که سیم‌خواه برای فرار از دست طلبکاران انتخاب می‌کند؛ یعنی مردن نمایشی راهکاری است که چندان جدید به نظر نمی‌آید، ولی طبعاً آنچه می‌تواند آن را تازه و جذاب کند، چیدمان شرایطی است که رسیدن به این راهکار را واقعی جلوه دهد.
هسته اصلی‌تر که به نظر می‌آید در این ایده و راهکار مورد نظر نویسنده بوده، چیدمان شرایطی است که سیم‌خواه را در موقعیت واقعی زنده به گور شدن قرار می‌دهد. اما این اتفاق در چندمین قسمت از مجموعه وارد کار شده است؟ نزدیک به قسمت‌های آخر و در شرایطی که بخش اعظم مجموعه صرف مقدمه‌چینی‌هایی می‌شود برای حجیم شدن عرض قصه نه کمکی ویژه به پیشبرد آن.
هر چند قسمت‌های ابتدایی کارکرد معرفی و تثبیت روابط شخصیت‌ها را دارد، اما به تدریج مقدمه‌چینی بدل به حاشیه‌پردازی می‌شود. رابطه سیم‌خواه با همسرش بدری (افسانه بایگان)، چگونگی حضور شیرین (شیلا خداداد) به عنوان زن دوم، رابطه دایی (حمید لولایی) و همسرش با این خانواده و در نهایت نوع حضور دو پسر او حامد (حامد کمیلی) و حمید (سروش گودرزی) از مواردی هستند که پس از معرفی کاربردی به ورطه تکرار می‌افتند.
داستانک‌هایی هم که برای سرک کشیدن به قصه فرعی آنها طراحی شده در مسیر همین تکرار محض کارکرد خود را از دست می‌دهد. به عنوان مثال رابطه حمید با نامزد و پدر نامزدش، رابطه دایی و زن دایی با هم و همچنین با بدری، رابطه فتح‌الله (افشین سنگ‌چاپ) و نقی (رامین راستاد) و ... از جمله این چینش‌هاست که داستانک‌های برخی از آنها در پیشرفت دچار افت و خیز شده و در حد همان تعریف اولیه باقی می‌ماند.
اما در وجه مقابل می‌توان به نوع حضور شیرین اشاره کرد که در خط فرعی مربوط به او اوج و فرود و پیشرفت داستانی حاصل می‌شود و در واقع می‌توان گفت در زیرلایه آن همگام با خط اصلی روندی پویا اتفاق می‌افتد. حضور مادر شیرین، آشکار شدن شیوه آشنایی او و سیم‌خواه در مقطع میانی، بارداری، حضور او با فشار مادر در مراسم خاکسپاری سیم‌خواه و ... نقاط عطفی هستند که می‌توانند در عین حال شخصیت را هم به تدریج معرفی کنند.
همانطور که اشاره شد پاشنه آشیل مجموعه چگونگی طراحی شرایطی است که سیم‌خواه را وادار به انتخاب راهکار مرگ نمایشی و در مرحله بعد اجبار او به زنده به گور شدن است. این بخش با ازدیاد برخی خطوط فرعی ناکارآمد در مقطعی از داستان اتفاق می‌افتد که دیر شده و ماجرا به مدد داستان‌های فرعی جلو می‌رود، بدون آنکه در خط اصلی اتفاقی پیشبرنده بیفتد.
نویسنده برای رسیدن به این چینش ابتدایی دست به کاری زده که به منزله گرفتن پتانسیل از فضای خارج از قصه است. به این ترتیب که حامد با ضمانت پدر از زندان آزاد می‌شود تا او را به کسی معرفی کند که می‌تواند مراسم مرگ نمایشی برایش تدارک ببیند. چینشی غریب که تعریف روابط را دچار نکته‌ای خاص می‌کند، در وجه اول اینکه زندان رفتن به لطف این مجموعه بدل می‌شود به مثلا رفتن سر کوچه یا احتمالاً سفری کوتاه‌مدت و دیگر اینکه قبح زندان رفتن هم کلاً با این نوع نگاه شکسته می‌شود.
با گذر از این مرحله که یک فرد از خارج قصه راهکاری را به قصه تحمیل می‌کند و از ابتدا هم معلوم است پذیرفته می‌شود، حضور کاراکتر فرعی غلام ورنی (رضا شفیعی‌جم) هم از مواردی است که دچار درشتنمایی غیرکابردی شده است. حضور شفیعی‌جم همانطور که در برخی کارهایش به عنوان یک آیتم برای نفس کشیدن مخاطب یا فرار از زیر بار فضای متشنج موجود بکار رفته (مانند فیلم "ارتفاع پست")، در "پیامک از دیار باقی" هم کاربردی آیتم مانند پیدا می‌کند.
تکیه بیش از حد بر طنز این شخصیت و پررنگ کردن حضورش تنها اجبار سیمخواه را برای زنده به گور شدن به تعویق انداخته و موکول به قسمت‌های پایانی می‌کند که کاملاً دچار تغییر لحن شده و از طنز تزریق شده به موقعیت‌های پیشین فاصله می‌گیرد. نویسنده برای پیوند زدن این کاراکتر تلاش کرده پس از این ماجرا با آمدن گاه و بیگاه غلام برای تلکه کردن و سکانس زائد پایانی او را به خط اصلی سنجاق کند که پیشاپیش تمهیدی شکست‌خورده است، چون دارای چنین پتانسیلی نیست.
در نقطه مقابل نوع حضور فتح‌الله و نقی (کارگردان برج) هم قابلیت بدل شدن به آیتم را دارد، ولی در ادامه با عذاب وجدان فتح‌الله که او را به سر قبر سیم‌خواه می‌کشاند، نویسنده می‌تواند آنها را به خط اصلی قصه پیوند و حضورشان را گسترش دهد. در این میان باید به تیپ‌سازی ماهرانه این دو بازیگر در خلق یک زوج طنز جدید اشاره کرد که همذات‌پنداری مخاطب را جلب می‌کند.
مجموعه "پیامک از دیار باقی" در قسمت‌های انتهایی دچار تغییر لحن اساسی می‌شود و از آنجا که دست نویسنده و سازنده از طنز و کمدی تزریقی خالی شده، تلخی و گزندگی آن بخصوص در این تضاد لحن توی ذوق می‌زند تا در سکانس‌های متوالی مخاطب شاهد زنده به گور ماندن سیم‌خواه و عبرت گرفتن او از مرگ نمایشی خود باشد.
از اینجا به بعد پایان غیرقابل پیش‌بینی که تا جایی نقطه قوت این مجموعه را (در عین طنز گاه لوده و سطحی کار) تشکیل می‌داد، نیز از دست می‌رود تا دیگر این نقطه امتیاز را هم از دست داده و پایان اخلاقی، متنبه شدن سیم‌خواه، رفتن هر دو زن به یک جبهه و ... طبق کلیشه‌های نخ‌نما خیلی پیشتر لو رفته و جذابیت خود را از دست بدهد.
مجموعه تلویزیونی "پیامک از دیار باقی" به کارگردانی سیروس مقدم نوروز 87 در 15 قسمت هر شب ساعت 22 از شبکه اول سیما پخش شد.



منبع خبر : خبرگزاري مهر
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387 و ساعت 2:0 |
شريفي‌نيا:كلك خوردم!  

فارس: محمدرضا شريفي‌نيا گفت: همسرم «آزيتا حاجيان» مرا راغب به حضور در قبر كرد. او كه نسبت به من در اين مسائل فرد شجاع‌تري است، به گورستان رفت و در قبر خوابيد. وقتي آمد گفت حس خوبي به من دست داد، زيرا از دريچه‌اي چهارگوش آسمان و منظره بالاي سرت را مانند يك تابلوي نقاشي مي‌بيني.

در نشستي كه روز گذشته با حضور نويسنده،‌ كارگردان، تهيه كننده و چند تن از بازيگران مجموعه تلويزيوني «پيامك از ديار باقي» در خبرگزاري فارس برگزار شد، محمد رضا شريفي‌نيا كه در اين مجموعه علاوه بر بازي، انتخاب بازيگران را هم بر عهده داشته، گفت: ‌من خيلي دير به گروه پيوستم و زماني به آنها ملحق شدم كه يكسري صحبت‌هايي با برخي بازيگران شده بود. داستان سريال نيز درباره يك خانواده با يك زن و دو پسر بود كه زن دوم هم بعدا به آنها اضافه شد و حتما بايد با يك موقعيت متضاد زن اول انتخاب مي‌شد، بعد پسرها و آدم‌هاي اطراف آنها.

وي افزود: در ابتدا درباره كار صحبت‌هايي با آقاي مقدم شد و وقتي حضور من در نقش سيم‌خواه قطعي شد، در بخش‌هاي اوليه برخي تغييرات صورت گرفت و من و آقاي مقدم علاقه‌مند بوديم كه تركيبي از بازيگران سينمايي و تلويزيوني در كنار هم قرار گيرند تا بتوانيم در مقطعي آنها را كنار يكديگر قرار دهيم.

وي در ادامه گفت: شايد در اولين نگاه حضور حميد لولايي و رضا شفيعي‌جم در كنار هنرپيشه‌هاي غيرطنز تعجب آور باشد، ولي ما سعي كرديم ميان اين دو طيف تعادلي ايجاد كنيم كه منجر به شكست نشود. بعد از جمع شدن اين گروه، ماحصل خوبي به‌دست آمد و بازي‌ها رضايت بخش بود. البته طنز نقش‌هاي حميد لولايي و رضا شفيعي‌جم به نسبت گروه ما بيشتر بود. آنها خيلي برجسته‌تر و غلوشده‌تر به بخش‌هاي طنز پرداختند كه اين توازن بايد توسط كارگردان و سعيد آقاخاني به‌عنوان بازيگردان به‌وجود مي‌آمد تا اين دو كفه ترازو نزديك به هم از آب درآيند. در كنار آنها افشين سنگ‌چاپ و رامين راستاد يكي از بخش‌هاي برجسته كار را تشكيل دادند و ميزان و نوع نقش‌هايشان بسيار حساب شده و اندازه از كار درآمد.

شريفي‌نيا اظهار داشت: ما در بخش حاشيه بازيگري‌مان و نزديك‌ به فرعي نقش‌هاي بسيار خوبي داشتيم و اين مجموعه باعث مي‌شود شما كل كار را خوب ببينيد. وقتي همه آدم‌ها كه حتي قرار بود يك سكانس بازي كنند، سرجاي خود قرار گرفته بودند،‌اين منجر به تقويت كار شد. مثلا خانم شهره لرستاني نقش بسيار كوتاهي در اين مجموعه داشت كه بسيار عالي از كار درآمد و با توجه به اينكه ما مقداري هم تحت فشار زمان بوديم،‌ تركيبي كه چيده شد تركيب خوبي براي يك سريال بود.

وي ادامه داد: اگر مشكل كمبود زمان نبود، شايد دو نفر در اين سريال جابه‌جا شده و تغيير مي‌كردند. مثلا من با حضور نادر سليماني در آن نقش موافق نبودم. شايد اگر يك فرد مسن در جاي او قرار مي‌گرفت، بهتر بود. من اگر فرصت بود حتما جمشيد هاشم‌پور را براي اين نقش انتخاب مي‌كردم، زيرا روانخواه در مقابل شخصيت سيم‌خواه بچه به نظر مي‌رسد. سيم‌خواه فرد پيچيده‌اي است كه قصد دارد تمام زندگي خود اعم از همسر، فرزندان و اموال خود را به دست اين فرد بسپارد و اين نقش با بازي نادر سليماني در مقابل سيم‌خواه جوان و بي‌تجربه به نظر مي‌رسد. شايد انتخاب من به جاي نادر سليماني بعد از جمشيد هاشم‌پور، علي اوسيوند بود.

چون وقتي در چهره‌اش نگاه مي‌كني گذشته‌اي دارد كه شما را محكوم مي‌كند كه با اعتماد بيشتري به حرف‌هايش گوش كنيد، چون اتفاقي كه در حال رخ دادن است، بسيار مشكل است و اين شخصيت بايد خيلي قوي، پخته و مرد اول زندان باشد يا نقش همسر حميد كه آرام جعفري بازي مي‌كرد، مي‌توانست تغيير كند.

وي تصريح كرد: اگر نقش‌ها درست انتخاب شود، 80 درصد راه طي شده، و اگر با ذهن نويسنده و كارگردان نيز سازگار باشدآن وقت حميد لولايي ديگر برادر افسانه بايگان نخواهد شد، زيرا چنين زني با اين خصوصيات به نظر من برادرش خصوصيات ديگري دارد.

وي درباره بازي ساير بازيگران در اين مجموعه نيز گفت: من در اين كار شيفته كار شفيعي‌جم شدم چون بداهه‌هايش كمك بسياري به صحنه مي‌كرد و حضور خوبي داشت و در اين سريال متوجه شدم كه حامد كميلي براي ايفاي نقش‌هاي كمدي بسيار خوب است و اگر اين راه را در سينما ادامه دهد به ستاره تبديل خواهد شد.

وي ادامه داد: در مورد فخرالدين صديق‌شريف نيز بايد بگويم كه اولين انتقاد را مسعود ده‌نمكي داشت كه گفت تو از روحاني مثبت فيلم ما در اين سريال استفاده كرده‌اي! اما نظر من اين بود كه هدف از ساخت فيلم يا مجموعه اين است كه پيام به درستي به مخاطب القاء شود و در اينجا تا وقتي بازيگري نباشد كه بهتر از صديق‌شريف نقش روحاني را بازي كند، او تا آخر عمرش بايد ايفاگر اين نقش باشد چون اكثر كساني كه جاي روحانيون بازي مي‌كنند، اين نقش را به خوبي ايفا نمي‌كنند.

شريفي‌نيا گفت: روحاني يك عالم مسلط به زبان، بيان و حرف زدن است و شيوايي بيان صديق شريف كمك مي‌كرد كه بازي او ‌در باورپذيرشدن استدلال‌هايش به عنوان يك روحاني موفق باشد.

شريفي‌نيا در ادامه اين نشست كه در خبرگزاري فارس برگزار شد، درباره نقش خود و بخش‌هاي مربوط به خوابيدن در قبر نيز گفت: اول كه متن سريال را به من دادند فقط 8 قسمت اول بود و بخش‌هاي در قبر خوابيدن مربوط به قسمت‌هاي 10 و 11 بود كه آنها را نخوانده‌ بودم و درباره آن‌ها كلك خوردم!

وي اظهار داشت: من نسبت به درون قبر رفتن حساسيت دارم و از اين كار خوشم نمي‌آيد كه البته طبيعي است و خانواده‌ام نيز زياد از اين نقش كه پذيرفته بودم، خوششان نمي‌آمد.

وي افزود: در حقيقت همسرم خانم حاجيان مرا راغب به حضور در قبر كرد. يكبار او كه نسبت به من در اين مسائل فرد شجاع‌تري است، به گورستان رفت و در قبر خوابيد. وقتي آمد گفت حس خوبي به من دست داد زيرا از دريچه‌اي چهارگوش آسمان و منظره بالاي سرت را مانند يك تابلوي نقاشي مي‌بيني. اين تعبير كمي قبر را براي من جذاب كرد، چون من همواره به خاك و گل و سنگ فكر مي‌كردم ولي با اين كلام ذهنم به سمت آبي آسمان و آرامش رفت. همچنين كتاب سفر به شهر ستارگان كه كوئيلو آن را نوشته، روي من تأثير بسيار مثبتي گذاشت. هماهنگ كردن دو نگاه كه هميشه هستي و فردا نيستي نيز زندگي را متعادل مي‌كند.

شريفي نيا در ادامه گفت: ما در تلويزيون دو بخش در كارهاي كمدي داريم، يكي هزل و ديگر طنز است. بسياري از كارهايي كه در تلويزيون از آنها استنباط كمدي مي‌شد، در واقع هزل بود. شما را مي‌خنداند ولي به بيهودگي مي‌كشاند. طنز شما را مي‌خنداند ولي هشداردهنده و گزنده است. در ذهن شما جرقه ايجاد مي‌كند و ذهن‌تان را به كار مي‌اندازد. اين كار، طنز و كمدي فاخر است. كمدي كه شما را به فكر وا مي‌دارد.

وي در ادامه اظهار داشت: انسانها دوست دارند در مقابل چيزي كه به آنها داده مي‌شود يك دريافت داشته باشند و هميشه نيز همين‌طور است.مردم از شعار بدشان مي‌آيد و دوست دارند پيام با شعور به آنها منتقل شود. وقتي ما به سمت شعور برويم تماشاچي پيام ما را دريافت مي‌كند.مثلاً در سكانس بيرون آمدن سيم‌خواه از قبر همين تصوير كه او حوله‌اي روي صورتش بود و با روحاني محل صحبت مي‌كرد براي بيننده كافي بود تا اينكه با جزئيات به بيرون آوردن و تلنگر روحي سيم‌خواه اشاره شود و نيازي به جزء به جزء گفتن نيست و تماشاچي را خسته مي‌كند.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387 و ساعت 1:54 |
درباره فيلم جايي براي پيرمردها نيست 
شهرام اميرپورسرچشمه

«جايي براي پيرمردها نيست» فيلمي انتقادي و نشان دهنده قسمتي از جامعه حريص و مريض امريکا است. هر يک از سه کاراکتر فيلم نماينده يک طبقه از جامعه است. صرف نظر از ربودن جوايز اسکار توسط اين فيلم که اسکار بهترين فيلم، کارگرداني، هنرپيشه مرد نقش دوم و فيلمبرداري و فيلمنامه اقتباسي شامل آن مي شود، در اين نوشته کوتاه اين سه کاراکتر را بررسي مي کنيم.

داستان فيلم ساده است. مقدار زيادي پول پيدا مي شود و در پي آن صاحبان پول به دنبال دزد پول ها، قاتلي رواني را مي فرستند. قاتل در اين جست وجو از هيچ کشتاري کوتاهي نمي کند. در اين بين پليس پيري همانند سايه يي در پي دزد و قاتل مي آيد. در آخر چند کشته بر جاي مي ماند و همه چيز تمام مي شود.

اولين شخصيت با بازي «جاش برولين» شکارچي صبور و باهوشي است که تا چند دقيقه قبل از پايان فيلم ذهن بيننده را شديداً به خود مشغول مي کند. او روزگاري سرباز پياده نظام ارتش بوده ولي بعد از چند سال با زني صبور ازدواج کرده است و زندگي مي کند. او کيفي پر از پول را در دشتي که چند قاچاقچي مکزيکي در آن، هنگام معامله مواد با پول ها کشته شده اند، پيدا مي کند. پس از آن فرار و گريزهايش با قاتلي رواني که به دنبال پول ها است، شروع مي شود. اين شکارچي نماد طبقه يي زجرکشيده و له شده است. طبقه يي که با تمام سختي هاي زندگي سعي دارند روي پاهاي خود بايستند و زندگي آرامي داشته باشند. او روزي سرباز بوده است. کافي است انساني يک روز در پياده نظام ارتش زندگي کند تا بفهمد که در طول عمر، تا چه حد مقاوم است. تحمل سختي هاي جانفرسا، عمليات هاي خطرناک، تشنگي و گرسنگي قسمتي از زندگي سرباز است ولي در انتهاي اين راه وقتي ديگر همه چيز تمام مي شود، مي فهمد که دوره يي پوچ را گذرانده. او مي داند که پس از اين خودش است و خودش. در اين لحظه است که به همه چيز پشت کرده و فقط راهي را انتخاب مي کند که خود برگزيده، با تمام قوا و تا حد مرگ آن راه را مي رود. در اين دوره همه مي آموزند که زندگي هر کس را هيچ کسي جز خودش نمي سازد. همه سرباز زاده شده اند و سرباز خواهند مرد. سرباز مي آموزد که يا از موقعيت ها استفاده کرده و راحت زندگي مي کند يا در ناکامي جان خواهد داد. با اين طرز تفکر در ارتش، نبايد تعجب کرد که چرا يابنده دو ميليون دلار، با تمام زد و خوردها نمي خواهد پول ها را از دست بدهد. «برولين» اين نقش را خوب بازي کرده است ولي اين قدرت «باردم» است که بازيگري او را کمرنگ تر نشان داده است.

دومي با بازيگري «خاوير باردم» قاتلي رواني است، که با هرکسي که برخورد مي کند او را مي کشد و هيچ عکس العملي در مقابل قتل هاي خود ندارد. کپسولي با خود حمل مي کند که در کشتارگاه گاوها از آن براي کشتن استفاده مي شود. آرام و بي صدا اهداف خود را با اين وسيله از بين مي برد. براي رسيدن به جواب کوچک ترين سوالي، فقط قتل مي کند. وقتي در فيلم با کسي روبه رو مي شود او را مي کشد. جان يک انسان برايش بي ارزش است، «آرام بايست و هيچ حرکتي نکن» يا «من به شوهر تو قول داده ام که تو را بکشم». اين قاتل بازگوکننده طبقه يي مريض است که هيچ راه چاره يي در جامعه پرهرج و مرج امريکا براي خود نيافته است. اغلب يا دوران کودکي وحشت انگيزي داشته اند يا فرزندان طلاق بوده اند يا بچه هايي خياباني. عاقبت اين طبقه معلوم است، تصادفي ناگهاني و شايد مرگي مرموز بدون آنکه حتي خود بفهمند. فقط قدرت بازيگري «خاوير باردم» است که اين نقش را تا بدين حد خشک، زنده و پرقدرت به تماشاچيان نشان مي دهد. گرچه تجربه هاي زندگي بازيگر در اين کشور بي تاثير نبوده است.

کاراکتر سوم، با بازيگري «تامي لي جونز» پليس پيري است که نماد نسلي سالم و به دور از هر نيرنگ است. او کارش جست وجو در منطقه يي است که اين قتل ها در آن رخ مي دهد. پليس پير به هر کجا که مي رود چيزي جز خون و مرگ نمي بيند. حوادثي که در روزهاي رفته او هرگز نبوده است ولي در اين زمان به علتي بسيار جزيي تمامي اين کشتارها را مي بيند. دليل اين کشتار و خونريزي چيست؟ حرص، طمع و پول. در اواخر فيلم، سخن از روزهايي مي گويد که کلانترها با خود اسلحه حمل نمي کردند و همه در آرامش و راحتي زندگي مي کردند. در حالي که به ديدن دوست پير خود که روي ويلچر نشسته است مي رود، مي انديشد که ما پيرمردها با اين حوادث بيگانه ايم. در انتهاي فيلم در مورد حوادثي که در اطرافش گذشته، به فکر فرو مي رود که براي چه چنين شده است. اين جامعه با اين برخوردها و درگيري هايش براي نسل او نيست. او نااميد به آينده مي نگرد و براي همين است که مي گويد؛ « جايي براي پيرمردها نيست».

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 و ساعت 21:12 |
گزارش خواندني درباره حواشي جنجالي سريال نوروزي مهران مديري- بخش دوم
پاسخ صريح امير مهدي ژوله درباره نويسنده بي‌سواد و متن احمقانه، حلقه دروس و مديتيشن، حضور علي پروين در سريال و باقي قضاياي «مرد هزار چهره»
پاسخ صريح امير مهدي ژوله  درباره نويسنده بي‌سواد و متن احمقانه، حلقه دروس و مديتيشن، حضور علي پروين در سريال و  باقي قضاياي «مرد هزار چهره»


است، کسی نمی دانست که هر اپیزود از این سریال توسط چه کسی نوشته شده. از آنجا که این مجموعه توسط گروه نویسندگان نوشته شده بود، گویا تهیه کنندگان آن تمایل چندانی به عنوان کردن نام نویسنده های قسمت های مختلف نداشتند و در تیتراژ سریال هم نامی از نویسنده هر قسمت به میان نمی آمد.
اما توکا نیستانی با افشای نام امیرمهدی ژوله به عنوان نویسنده قسمت شعرا که به گفته خودش توسط یکی از دوستان ژوله از آن مطلع شده بود این جو را برهم زد. نیستانی در گفت و گویی که با "فرارو" داشت به شدت نسبت به این سریال و نویسنده قسمت مربوط به شعرا موضع گیری کرد تا حدی که نویسنده موقعیت شعرا را «بی سواد» و متن را «احمقانه» توصیف کرده بود. همچنین نیستانی تعابیری از سکانس های مختلف موقعیت شعرا ارایه داده بود. در همین خصوص با امیر مهدی ژوله گفت و گویی انجام داده ایم. در این گفت و گو ژوله علاوه بر روشن کردن سو تفاهمات در مورد حذفیات این سریال هم صحبت کرده است. این گفت و گو را بخوانید.

آقای نیستانی با اشاره به سابقه فعالیت شما در مطبوعات و بعد وارد شدن به کارهای تلویزیونی گفته بودند که به جای «یک کودک فهیم» باید از صفت «زبل» برای امیرمهدی ژوله استفاده کرد، در مود این اظهار نظر، نظری دارید؟
سابقه من مشخص است، چه در مطبوعات و چه در تلویزیون. جاهایی که کار کرده ام و چیزهایی که نوشته ام همه روشن هستند. خوانندگان شما می توانند خودشان قضاوت کنند. در این موضوع چند اشکال وجود دارد. اول اینکه من برای توکا نیستانی دوستم و همیشه برای هم احترام قائل بوده ایم. توقع داشتم اگر شائبه ای برای توکا نیستانی پیش آمده در مورد آن سریال اول به خود من زنگ بزند و جویای موضوع شود. دوم اینکه توکا نیستانی از صمیمی ترین دوست من شنیده که این قسمت را من نوشته ام و بعد علنی اعلام کرده است که این قسمت را من نوشتم. این دومین نامهربانی او است. توجه کنید که چون در تیتراژ از گروه نویسندگان نام برده می شود، یعنی تمام مسئولیت ها با گروه نویسندگان است. وقتی هم که ما کار می کنیم، اینطور نیست که هر کسی دستش را در جیبش کند و هر چه می خواهد بنویسید! یکماه و نیم تا دوماه بحث طراحی کل ماجرا را داشتیم، که تصمیم بگیریم چه موقعیت هایی داشته باشیم و مسعود شصت چی در چه موقعیت هایی قرار بگیرد، و در هر موقعیت چه اتفاقی برایش بیافتد. از اول هم قرار بود موقعیت شاعرها را بر اساس قصه موخوره جلو برویم و هر کسی می نوشت همین اتفاق می افتاد، حالا اینکه شما بیایید و این قسمت را به یک نفر خاص ربط بدهید و قضاوت شخصی و فرا متنی بکنید، فکر می کنم زیاد دوستانه نیست.

در گفت و گویی که ما با آقای نیستانی داشتیم به چند نکته در مورد موقعیت شعرا اشاره کرده اند، اول اینکه شعرایی که در این قسمت بودند، همگی سن و سال بالایی داشتند، بنابراین نمی توانسته اند نمادی از «جوجه روشنفکرها» باشند، دوم ایشان اعتقاد داشتند میم تهرانی همان محمود مشرف آزاد تهرانی بوده است و سوم اینکه ایشان معتقد بودند از آنجا که کسی به جز خانم لیلی گلستان در دروس گالری نقاشی ندارند، بنابراین خانم «نیکی» که در این سریال حضور داشته است کنایه ای بوده به خانم «لیلی گلستان»، چهارم اینکه ایشان معتقد بودند عکس استاد مرحومی که در کافه بود عکس زنده یاد منوچهر آتشی بوده و قطعه شعر آوانگاردی که در آن جلسه خوانده شده است کنایه ای به اشعار آقای آتشی بوده است در مورد این اظهار نظرها توضیحی دارید؟
بعد از آنکه آن قسمت پخش شد من نه از دوستان مطبوعاتی نقدی شنیدم، نه از جامعه شعرا و نه از حلقه های ادبی تابحال من چیزی نشنیده ام. فقط آقای نیستانی که به نظر من خیلی کاریکاتوریست خوبی هستند و من خیلی ایشان را دوست دارم و بهشان ارادت دارم این را مطرح کرده اند. من به خودشان هم اس ام اس زدم و گفتم. متاسفانه آقای نیستانی در تطبیق کاراکترهای این سریال با شخصیت های واقعی دچار سوتفاهم شده اند. من می توانم از اول برایتان توضیح بدهم. از اول که قرار شد این اپیزود نوشته شود قرار شد بر اساس داستان «مو خوره» نوشته شود. داستان موخوره بر اساس داستان یک شاگرد نانوا است که وارد یک کافی شاپی می شود و در شرایطی مجبور می شود شعر بخواند و لیست خرید نانوایی را می خواند. این شاگرد نانوا را به عنوان یک شاعر به قار خودشان می برند و بعد هم دفتر مجله و... کاری هم که ما کردیم دقیقا همین بوده است. موقعی که مسعود شصت چی وارد آن کافی شاپ می شود بزرگداشت یک استادی است. من شوخی کرده ام با اسم مستعار گذاشتن ها. اسم مستعار این استاد مرحوم که بزرگداشتش برگزار شده را اسم پلاک ماشین گذاشته ام. برای همین اسم استاد را «تهران. میم» گذاشتم، اصلا «میم. تهرانی» نبود! عکسی هم که کار شده بود، عکس یکی از عوامل پیشت صحنه بود. دوم اینکه وقتی که با پیمان طرح این قسمت را کار می کردیم می خواستیم برای این حلقه یک اسم بگذاریم و چون می خواستیم بالا شهری باشند، و آن موقع قرار بود که دو حلقه رقیب داشته باشیم، یکی حلقه فرشته و دومی یک حلقه بالای شهری دیگر، دو اسم می خواستیم. چون پیمان قاسم خانی منزلشان دروس بود گفت بگذاریم حلقه دروس، من که تا امروز نمی دانستم و فکر هم نمی کنم پیمان قاسم خانی هم می دانسته که خانم لیلی گلستان در دروس نمایشگاه نقاشی دارند. اشعاری هم که قرار بود در آنجا خوانده شود، توسط نیما دهقانی(یکی از دوستان) نوشته شده بود که اصلا در جریان چند و چون کار نبود. من به او گفتم که شخصیت داستان گیر تعدادی شاعر می افتد و یک سری شعر آوانگارد بی سر و ته برای من بگو. و من هم از آنها استفاده کردم. حالا اینکه بگوییم این سری شعرهای آوانگارد بی سر و ته شبیه شعر آقای آتشی است فکر می کنم توهین به آقای آتشی باشد. ما در آن قسمت با عرفان های سطحی، سو استفاده ها، اشعار آوانگارد، به به چه چه کردن ها و استاد استاد گفتن ها و... شوخی کرده بودیم.
اما اینکه چرا سن و سال این اشخاص بالا بود چون این آخرین اپیزود بود و اینها آخرین بازیگرانی بودند که با ما قرارداد داشتند. ما قرار بود از این بازیگران استفاده کنیم و اصلا بازیگر جوانی نداشتیم که برای این موقعیت استفاده کنیم.
من در گفت و گوی قبلی که با شما داشتم در مورد همین موقعیت گفته بودم آنهایی که شبیه اینها نیستند که نباید بهشان بربخورد و آنها هم که شبیه اینها هستند بهشان بر بخورد. آن موقع نمی دانستم که ممکن است به آقای نیستانی بر بخورد وگرنه این را نمی گفتم!
در بخش دیگری ایشان در گفت و گو با ما گفته اند که توسط دوست صمیمی شما از نام نویسنده این قسمت از سریال مطلع شدند و اینکه آن دوست صمیمی شما خوشحال بوده که با ارایه اطلاعات غلط به شما، شما را در نوشتن این موقعیت گمراه کرده است، یعنی شما اطلاعات کارتان را از کسان دیگری می گیرید؟
من تکذیب می کنم. موقعی که من در مورد ذکر هایی که در مانترا می گویند از بزرگمهر حسین پور سوال می کردم به من گفت که بعضی از ذکر ها را نگویم چون برای آنها معنای ارزشی دارد و من هم استفاده نکردم. کل قضیه همین بود.
حالا جالب است اگر وبلاگ آقای حسین پور را بخوانید راجب به واکنش استاد یوگایش در مورد این بخش از سریال صحبت کرده، و اینکه استادش از این قسمت خیلی استقبال کرده بوده. و اینکه استاد ایشان گفته بوده که این سریال نشان داده که الان یوگا و مدیتیشن به چه سمت و سویی رفته است و... آقای نیستانی معتقدند که شما به عنوان یک نویسنده می بایست دردی از جامعه را می شناختید و بعد در جهت درمان ، آن درد را به نقد و چالش می کشیدید، در حالی که در این قسمت هیچ دردی مطرح نشده و چیزی درمان نکرده. جز اینکه دردی به دردهای قبلی هم اضافه شده. ایشان معتقدند این یک متن احمقانه است و توسط یک آدم بی سواد نوشته شده. آیا کار شما صرفا یک مجموعه هجو برای خنداندن مخاطب عام بوده؟
نمی دانم در مورد توهین های ایشان چه بگویم، فحاشی تصور نمی کنم پاسخی داشته باشد. به هر حال من برای ایشان به شدت احترام قائلم اما ایشان وقتی با این ادبیات صحت می کنند خواننده حتما در مورد آن قضاوت می کنند، راجب ادبیات ایشان.
ولی اینکه ما یک جامعه تعریف کردیم، یک گروه آدم های بیکار و آدم های عشق شاعری، عشق انقلابی گری و عشق مدیتیشن دارند و دایم در حال وقت گذرانی هستند و ادای روشنفکری و ادای عرفان در می آورند. با ادا بازی این آدم ها شوخی کرده ایم، آدم هایی که برای آنکه روزیشان بگذرد مجیز گوی یک خانم هستند.
ما با مسعود شصت چی جلو می رویم، مسعود شصت چی است که با وسوسه شهرت و قدرت و محبوبیت قرار می گیرد و در این قسمت در وسوسه محبوبیت قرار می گیرد. اما به دلیل کمی وقت این قسمت خیلی کوتاه ضبط شده است و حق مطلب عدا نشده.
مشخص کنید در این مجموعه شما کدام درد و کژ روی اجتماعی را به نقد و چالش کشیده اید، تا بتوان روی آن عنوان یک کار قوی گذاشت که صرفا عامه پسند نبوده؟
این رفتارها و کردار ها مگر درد نیست، همانطور که خیلی از شعرا و روشنفکرها و ادبا از این موضوع استقبال کرده اند، چون دیده اند از این آدم ها. از این آدم هایی که به روشنفکرها و ادبا و شعرای بزرگ می چسبند و از کنار اینها می خواهند ارتزاق کنند و ادا و ژست و بازی های آن را فقط دوست دارند و در چنته هم هیچ چیزی ندارند.
این آدم ها هستند، که خیلی بی مایه هم هستند. در مورد اینکه حرف داشت یا نداشت، می توانید به سایت ها و روزنامه ها و مجله ها سر بزنید و تحلیل های جدی که در مورد این کار نوشته شده است را ببینید. تحلیل های روانشناختی، جامعه شناختی و سیاسی که در مورد این کار بوده است را می توانید بخوانید و ببینید که این کار حرفی داشته، موجی ایجاد کرده یا نه.

از این سریال بخش هایی حذف شده بود؟
خیر.

آقای رشیدپور با خبرگزاری مهر گفت و گویی داشته اند که در آن اظهار کردند که بخضی از نقششان حذف شده؟
بله، نقشی داشت که شوخی با فیلم پدرخوانده بود، که ایشان پیش آقای قداره بندیان می آمد و گله ای می کرد از آقای حسینیان، و آنها می رفتند کله مرغ روی تخت خواب آقای حسینیان می انداختند. قرار بود این سکانس را آقای علی پروین بیاید و ایشان مسعود شصت چی را اشتباهی بگیرد، منتها آقای علی پروین در سفر بودند و هماهنگی با ایشان میسر نبود. بنا براین از آقای رشید پور در سکانس آخر استفاده کردند و چون از ایشان در این سکانس استفاده شده بود بنابراین نمی شد آن شوخی بماند. بنابراین مجبور شدند آن بخش شوخی با فیلم پدر خوانده را از کل سریال خارج کنند. چون می خواستند از آقای رشید پور در سکانس آخر استفاده کنند.

پس این حذف سیاسی نبوده است؟
نه اصلا، همه چیز به همین سادگی بوده!

عبارت داخل پرانتز فرهنگ از نام فامیل قداربندیان جدا شده بود، دلیل این حذف چه بود؟
نمی دانم، ولی مطمئنم موقع نگارش نویسنده به هیچ عنوان هیچ قصدی از نوشتن این عبارت نداشته و هیچ معنا و مفهوم خاصی را نمی رسانده. اما اینکه چرا حذف شده شاید به خاطر اینکه در قسمت های قبلی آن همه حرف و حدیث و شائبه از هیچ درآمده شاید دیده اند که آن ممکن است که شائبه ایجاد کند بنابراین آن را حذف کردند. چون بود و نبودش هم فرقی نمی کرد و قرار هم نبود از آن استفاده ای شود. بنابراین توسط خود کارگردان در مونتاژ حذف شده، که شائبه ای ایجاد نشود.






منبع خبر : پايگاه خبري فرارو
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 و ساعت 21:10 |
فراخوان عکس شهدای دفاع مقدس  

انجمن عکاسان انقلاب و دفاع مقدس و بنياد حفظ آثار و نشر ارزش­های دفاع مقدس در نظر دارند، در ادامه­ي انتشار کتب موضوعي مرتبط با دفاع مقدس، آثار عکاسی با موضوع شهداي جنگ تحميلی را جمع آوري و پس از انتخاب و کارشناسي نسبت به انتشار آن در قالب کتاب و برگزاری نمايشگاه و توليد اقلام تبليغی اقدام نمايد.

به گزارش گروه دریافت خبر الف، از تمامی عکاسان حرفه­اي و آماتور درخواست مي­گردد، با توجه و دقت به موضوع و مقررات اين فراخوان، آثار خود را به دبيرخانه­ ارسال نمايند.

موضوع:

-        شهدای جنگ تحميلی؛

آثاری مدنظر است که با نگاهی خلاق به تمامی زوايای پيدا و پنهان موضوع فراخوان از لحظات آغازين جنگ تحميلی تاکنون، بيانگر جلوه­های موجود در اين واقعه و حضور عاطفی مردم در اين صحنه باشد.

موضوع اين فراخوان مضامين و عناوينی چون؛

-      لحظات شهادت، جمع آوری و انتقال پيکر شهدا (در مناطق عملياتی، موشک­باران مناطق مسکونی و... )

-      ارتباط حسی رزمندگان با شهدا

-      رخدادهای مربوط به ستاد معراج الشهداء

-      تفحص پيکر مفقودين و زندگی تفحص­گران و ارتباط حسی آنان با شهيدان

-      تبادل پيکر شهدا با اجساد نظاميان عراقی

-      حرکت کاروان شهدا در شهرها

-      ارتباط حسی و عاطفی خانواده­ها با شهدا و توجه به باور زنده بودن آنان در خانواده­

-      توجه به حضور تصاوير شهدا در شهرها، خيابان­ها، ميادين، بزرگراه­ها و ساير اماکن عمومی

-      تشييع و خاکسپاری پيکر شهدا در شهرها و روستاهای کشور و برگزاری مراسم و آئين خاص بومی و محلی

-      فضای عمومی، معماری، غبارروبی، نوع آرايش و تزئين مقبره­ی شهيدان و مزارهای شهدای گمنام در تمامی نقاط کشور

و تمامی موضوعاتی که به صورت مستقيم و غير مستقيم به اين موضوع مربوط می­شود را در بر می­گيرد.

 مقررات :

1.     شرکت تمامي عکاسان آماتور و حرفه­اي در اين حرکت فرهنگی آزاد است.

2.     هر عکاس مي­تواند حداکثر 30 قطعه تک عکس و 3 مجموعه عکس (هر مجموعه حداکثر 7 قطعه) ارسال نمايد. در صورت موافقت عکاس هيأت انتخاب مجاز است در شرايط خاص تک عکس­هايي از ميان مجموعه­ها انتخاب کند.

3.     آثار مي­تواند رنگي، سياه و سفيد، آنالوگ و يا ديجيتال باشند.

4.     شرکت کننده می­تواند آثار را را به صورت CD و يا چاپ برای دبيرخانه ارسال نمايد.

5.     اندازه­ي عکس­هاي ارسالي مي­بايد حداقل داراي عرض 13 سانتي­متر و آثار ديجيتالي نيز حداقل داراي عرض 13 سانتي متر با وضوح  DPI 72 و پسوندJPG باشند.

6.     نگاتيو اثر يا اصل سند ديجيتالی (دارای قابليت چاپ برای کتاب) می­بايد در نزد عکاس باشد تا در صورت انتخاب اثر، نسخه­ی مطلوب برای انتشار کتاب از آن تهيه نمود.

7.     آثار تک عکس ارسالی بر روی CD می­بايست در يک فولدر و مجموعه عکس­ها نيز هر کدام بايد به طور جداگانه در يک فولدر ديگر گذاشته شده و شماره­ی نمايش آنان نيز به ترتيب در شماره­ی فايل درج گردد.

8.     در صورت ارسال عکس، برچسب اطلاعات آثار را پس از تکثير، دقيقاً تکميل نموده و در پشت سمت راست بالای اثر نصب نماييد. در صورت نيازِ عکس به زير­نويس لطفاً آن را جداگانه در پشت اثر الصاق کنيد.

9.     فايل­های ديجيتالی به همراه يک فايل متنی تايپ شده از مشخصات آثار و مطابق با ليبل­های فراخوان بر روی CD برای دبيرخانه ارسال گردد. در صورت نياز آثار ارسالی ديجيتالی به زيرنويس، لطفاً آن را در کنار فايل متنی شناسنامه آثار تايپ نماييد. 

10.                        عکس­ها نبايد به صورت رول يا لوله شده و يا همراه با قاب يا پاسپارتو ارائه شوند.

11.                        عکس­هاي ارسالي بايد مستند بوده و در آنها از هرگونه دستکاري و يا حک و اصلاح که جنبه­ي اسنادي عکس را مخدوش نمايد، پرهيز گردد.

12.                        ارسال اثر توسط عکاس به منزله قبول مالکيت اثر و اصالت آن تلقي گرديده و هيچ­گونه مسئوليتي به عهده­ي دبير­خانه نخواهد بود.

13.                        کليه آثار آنالوگ عودت داده مي­شود و تمامي CD­هاي ارسالي به دبيرخانه پس از انتخابِ آثار معدوم خواهد شد.

14.                        برگزارکننده بابت هر فريم عکس انتخاب شده مبلغ 000/500 ريال به صاحب اثر بعنوان حق­التأليف پرداخت مي­نمايد.

15.                        برگزارکننده حق استفاده از عکس­هاي منتخب براي چاپ کتاب، بانک اطلاعاتي، برگزاري نمايشگاه در مکان­هاي متعدد و اقلام تبليغی ـ فرهنگی با ذکر نام عکاس را براي خود محفوظ مي­دارد.

16.                        کليه آثار می­توانند تا پايان 20 تيرماه 1387 توليد شده باشند و هيچ گونه محدوديت زمانی ندارند.


گاه­شمار:

آخرين مهلت دريافت آثار            20 تيـــــرمــاه 1387

انتخاب آثار                             اوايل مــرداد ماه 1387

اطلاع رسانی                           نيمه مـــرداد ماه 1387

دريافت نسخه قابل چاپ و تسويه مالی      پايان شهريور ماه 1387

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 و ساعت 21:5 |
بازیگر معروف عرب محجبه می شود چاپ
Image

 رسانه های مصری از احتمال محجبه شدن شاهیناز بازیگر معروف این کشور خبر دادند.

به گزارش عصر ایران  به نقل از پایگاه خبری البوابه، روزنامه های مصری نوشتند: "شاهیناز قصد دارد تحت تاثیر حنان ترک دیگر بازیگر معروف مصری از این پس با حجاب در فیلم های خود ظاهر شود."

به نوشته روزنامه های مصری شایعات در خصوص محجبه شدن شاهیناز پس از آن قوت گرفت که وی در مجالس مذهبی در کنار حنان ترک ظاهر شد و گفته می شود تحت تاثیر حنان تصمیم به سر کردن روسری گرفته است.

با این حال حنان هرگونه تاثیرگذاری بر تصمیم شهیناز به منظور محجبه شدن را رد کرده و گفته است: "چنین تصمیم شجاعانه ای (حجاب  سر کردن) صرفا بین یک زن و خدای وی است و اهمیتی ندارد که روابط بین دو زن تا چه حد به هم نزدیک باشد. دو زن نمی توانند در مورد اتخاد چنین تصمیمی بر نظرات یکدیگر تاثیر بگذارند."

حنان افزود: "حجاب یک تعهد بلندمدت است، باعث تکریم یک زن می شود و تاثیر مثبتی بر سایر زنان دارد."

براساس این گزارش اکنون در مصر از حنان ترک به عنوان "یک مبلغ مذهبی" در میان افراد مشهور یاد می شود.

وی از جمله بازیگران مشهور مصری است که چندی پیش با ابراز ندامت از گذشته خود اعلام کرد: از این پس با حجاب در فیلم های سینمایی ظاهر خواهد شد.

تصویر نمایه و متن متعلق به حنان ترک است.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 و ساعت 21:1 |
هجرت راوي فتح و حكايت پرواز از قفس تن  
 
Image

چه زود ايام مي‌گذرد، انگار همين ديروز بود كه آفا مرتضي با همان شور و شعف دوران دفاع مقدس قدم در مشهد فكه مي‌گذاشت و جاي جاي پاي يارانش را بو مي كشيد و پرواز را بر ماندن در قفس تن و هجرت از سراي خاكي ترجيح داد.
پانزده سال مي‌گذرد، مرتضي هنوز در ميان ماست، ياد او ، فكر او، دوربين او و نگاه او؟ چرا كه روايتگرفتح ديروز، آئينه تعهد در نگاه فرهنگ و هنر امروز براي ساختن فرداي بهتر اين سامان است.

شهيد سيد مرتضي آويني در سال ‪ ۱۳۲۶‬در شهر ري متولد شد. وي پس از اتمام تحصيلات مقدماتي در زادگاهش وارد دانشگاه شد و در سال ‪ ۱۳۵۴‬تحصيلاتش را تا سطح فوق ليسانس در رشته معماري دانشگاه تهران به پايان رساند.

مرتضي در سال ‪ ۱۳۵۸‬با آغاز كار جهاد سازندگي به عزيزان جهادگر پيوست و از اوايل سال ‪ ۱۳۵۸‬فيلم‌سازي و تهيه برنامه‌هاي تلويزيوني را در گروه جهادسازندگي صدا و سيما آغاز كرد. مجموعه برنامه‌هاي به يادماندني خان گزيده‌ها ، حقيقت روايت فتح و سراب بخشي از فعاليت‌هاي ‪ ۱۰‬ساله وي مي باشند.

وي علاوه بر تهيه مجموعه روايت فتح كار نگارش و گويندگي متن آن را نيز برعهده داشت. شهيد آويني در سال ‪ ۱۳۷۱‬با فرمان رهبر معظم انقلاب فعاليت دوباره خود را براي تهيه و ساخت برنامه روايت فتح از سر گرفت و در بهمن ماه همين سال مجموعه تازه روايت فتح با صداي گرم و جان بخشش پخش شد.

شهيدآويني از سال ‪ ۱۳۶۷‬همكاري‌اش را با حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي آغاز كرد و در سال ‪ ۱۳۶۹‬سردبيري مجله هنري سوره را برعهده گرفت و در همين سال دفتر تحقيقات و مطالعات ديني حوزه هنري را بنيان‌گذاري كرد. شهيد آويني بيش از يك سال عهده دار هدايت واحد سناريوي حوزه هنري بود.

سيد مرتضي سرانجام پس از سال‌ها حضور فعال و مستمر و خستگي ناپذير در صحنه‌هاي انقلاب و خطوط مقدم نيروهاي فرهنگي و نظامي در حالي كه براي فيلم برداري و تهيه برنامه روايت فتح در منطقه فكه به سر مي‌برد به همراه رزمنده شهيد مهندس سعيد يزدانپرست در اثر انفجار مين به آرزوي ديرينه اش نائل شد و به حق پيوست.

آويني راوي فتح اهل انديشه و قلم بود و با فرهنگ و هنر انس داشت، با قرآن و نهج البلاغه و كلام معصومين (ع) زندگي مي‌كرد و به پاداش تلاش خالصانه اش انوار حكمت بر قلبش تابيده بود و ديده برباطن عالم گشوده و به سرچشمه معارف الهي راه برده بود و اينگونه بود كه چنين گفت : با شروع انقلاب حقير تمام نوشته‌هاي خويش را اعم از تراوشات فلسفي داستان‌هاي كوتاه اشعار در چند گوني ريختم و سوزاندنم و تصميم گرفتم كه ديگر چيزي كه حديث نفس باشد ننويسم و ديگر از خودم سخني به ميان نياورم.

او همچنان ماهيت فرهنگ و تمدن غرب را مي‌شناخت و مي‌دانست كه شناخت مباني نظري و فلسفي و سير تاريخي تمدن جديد لازمه مقابله با تهاجم فرهنگي غرب است.

عمق انديشه قدرت بيان و قلم زيباي او چنان بود كه رهبرفرزانه انقلاب اسلامي او را سيد شهيدان اهل قلم خواندند و اين تعبير زيبا در كمال ايجاز و صراحت همه وجوه مختلف شخصيت آن شهيد را بازگو نمود.

گروه فرهنگي و هنري ايرنا در سالگرد عروج سيد شهيدان اهل قلم (‪۱۹‬ فروردين) ، ياد و خاطر آن عزيز را گرامي مي‌دارد.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 و ساعت 20:57 |
از زبان تهیه کتنده فیلم؛
ماجراي واقعی زنده به گور شدن «محمدرضا شريفي‌نيا» در «پیامک از دیار باقی»
ماجراي واقعی زنده به گور شدن «محمدرضا شريفي‌نيا» در «پیامک از دیار باقی»


سینمای ما -  تهيه‌كننده «پيامك از ديار باقي» با بيان اينكه «محمدرضا شريفي‌نيا» در اين سريال واقعا زنده به گور شد، گفت:‌ قبل از پخش براي اين سريال تبليغات كافي صورت نگرفت و گرنه ما در جذب مخاطب ركورد بي‌سابقه‌اي مي‌زديم.
سيدامير سيدزاده گفت: روي سريال «پيامك از ديار باقي» تبليغ كافي صورت نگرفت و اگر مانور سيما روي اين سريال بيشتر بود، سريال مي‌توانست جاي بيشتري ميان مخاطبان خود باز كند و با اختلاف فاحشي با ساير سريال‌هاي نوروزي امسال، پيش مي‌افتاد و ركورد بي‌سابقه‌اي را در پخش سريال‌هاي مناسبتي بعد از انقلاب براي خود ثبت مي‌كرد.
وي درباره بازي «محمدرضا شريفي‌نيا» در اين سريال و تصويربرداري مربوط به بخش‌هاي قبرستان و گور نيز گفت: به نظر من شريفي‌نيا در دوران بازيگري خود سخت‌ترين نقش را در اين سريال بازي كرده است به خاطر اينكه براي بدست آوردن آن واقعيت‌هاي لازم در ارتباط با زنده به گور شدن و حالت‌هاي مختلف او در قبر و اتفاقاتي كه بيرون از قبر مي‌افتاد، ناچار شديم شريفي‌نيا را بصورت واقعي در قبر بگذاريم و كار تصويربرداري را انجام دهيم.
وي تصريح كرد: براي بهتر انجام شدن اين بخش، قبري تهيه كرده و دوربين‌ها را از زواياي مختلف در آن كاشته بوديم. محمدرضا شريفي‌نيا در گور بود و ما روي آن را با تمهيداتي پوشانده و آنچه مخاطب مي‌ديد، عكس العمل‌هاي واقعي شريفي‌نيا در تنهايي خانه قبر بود.
مثلا در آن لحظه‌اي كه او در قبر زنده به گور شد، پس از آنكه در قبر قرار گرفت، واقعا مانند يك فردي كه زنده به گور شده باشد تلاش كرد تا كفن را باز كرده و صورت خود را باز كند و دوباره تاكيد مِي‌‌كنم كه تمام اين حركات به طور واقعي رخ داد و بيننده فقط حركات واقعي او را در قبر مي‌ديد و هيچ چيز مصنوعي نبود.
وي در ادامه درباره ساخت سريال نيز گفت: اين مجموعه تلويزيوني مجموعه‌اي بود كه ما حداقل بايد6 الي 7 ماه براي ساخت آن زمان مي‌گذاشتيم اما توانستيم آن را در 2 ماه بسازيم و عواملي چون داستان خوب، كارگردان خوب، بازيگران مطرح و نگاه تازه به مقوله طنز در موفقيت آن تاثيرات بسزايي گذاشت.
وي افزود: در طول قصه همه شخصيت‌ها سرجاي خود قرار گرفته بودند و هركدامشان سرنوشت، حرف و نقش داشتند و هيچكس بدون هدف وارد سريال نشد و همه نقش‌ها داراي پتانسيل لازم بودند. كارگردان نيز با اينكه تا به حال تجربه‌اي در كار طنز نداشت به خوبي و با اطمينان توانست كار را جلو ببرد و موفق نيز شد.
وي تصريح كرد: من نيز بعنوان تهيه كننده تلاش كردم تا فضاي بي دغدغه‌اي براي عوامل تهيه كنم و با پايان يافتن آن،‌با توجه به موضوع ارزشيي كه داشت و پتانسيل بالا مي‌توانم از اين كار دفاع كنم و هدف ما از ساخت اين سريال ارائه نوعي كار شيرين و به دور از هجو و لودگي بود البته نگاهي نو به طنز داشت و در نوع خود از آثار فاخر به شمار مي‌رود.
وي ادامه داد: ما با ساخت اين سريال قصد داشتيم عنوان كنيم كه طنز واقعي نيز وجود دارد و بدون اينكه به هر چيزي براي خنداندن دست زد، مي‌توان مخاطب را جذب كرد.
وي درباره شيوه تصويربرداري مجموعه (دوربين سر دست) نيز گفت: سيروس مقدم كه كارگرداني مجموعه را برعهده داشت، اين شيوه را در سريال «اغماء» نيز تجربه كرده و از آن نتيجه گرفته بود ما هم با توجه به تجربه ايشان و اعتمادي كه به او داشتيم، اين شيوه را پذيرفتيم و فكر مي‌كنم كه رضايت بخش بوده است.




منبع خبر : فارس
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 و ساعت 20:51 |
برترین های جشنواره «فول فریم» معرفی شدند
تهران – خبرگزاری ایسکانیوز : برگزیدگان یازدهمین جشنواره مستند «فول فریم» آمریکا معرفی شدند و برندگان جوایز مستند جشنواره ساندنس، جوایز اصلی این جشنواره را نیز به خود اختصاص دادند.
به گزارش روز سه شنبه باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران "ایسکانیوز" در این جشنواره که از سوم تا ششم آوریل در شهر دورهام آمریکا برگزار شد، 61 فیلم مستند با یکدیگر رقابت کردند .
در مراسم پایانی «فول فریم» مستند دردسر آب ساخته کارل دیل و لیا تسین درباره توفان کاترینا جایزه بزرگ جشنواره و جایزه کاتلین بریان ادوارد برای حقوق بشر را به دست آورد.
همچنین جایزه ویژه هیات داوری و جایزه فیلم منتخب تماشاگران به مستند مرد روی سیم ساخته جیمز مارش اهدا شد. این مستند درباره مردی فرانسوی است که سال ۱۹۷۴ که بر روی یک سیم بین برج‌های تازه احداث شده تجارت جهانی در نیویورک راه رفت.
این دو فیلم پیش از این جوایز بهترین مستند بخش‌های سینمای آمریکا و سینمای جهان را از جشنواره ساندنس 2008 برده بودند.
جایزه بهترین مستند کوتاه جشنواره فول فریم به شهر جرثقیل‌ها ساخته اوا وبر اهدا شد و فیلم شیرزن جایزه مرکز مطالعات فیلمسازی مستند را از آن خود کرد.
همچنین جایزه چارلز گوگنهایم برای بهترین پدیده هنری به مستند در یک رویا به کارگردانی جرمیا زاگار اهدا شد که درباره یک هنرمند موزاییک ساز است.
فیلم مستند خیانت ساخته الن کوراس هم که اخیرا جایزه جشنواره آن آربور را برده بود، جایزه اسپکتروم فول فریم را به خود اختصاص داد.
در "پایگاه خبری فیلم کوتاه" آمده بنا به اعلام برگزار کنندگان جشنواره، امسال با افزایش جایگاه‌های نمایش، در مجموع 29هزار بلیت برای نمایش فیلم‌های جشنواره فروخته شد که نسبت به دوره قبل افزایش قابل توجهی دارد ./120
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 و ساعت 20:42 |
 

برندگان جايزه‌ي پوليتزر 2008 معرفي شدند.

به گزارش ايسنا، نود و دومين مراسم سالانه‌ي معرفي برندگان جايزه‌ي پوليتزر شامگاه گذشته برگزار شد و در بخش بهترين اثر داستاني، كتاب «خلاصه‌ي زندگي اعجاب‌انگيز اسكار وائو» نوشته‌ي "جونت دياز" به عنوان بهترين اثر شناخته شد.

در اين بخش، «درخت دود» نوشته‌ي "دنيس جانسون" و همچنين «آشپزخانه‌ي‌ شكسپير» نوشته‌ي‌ "لور سگال"، نامزدهاي ديگر بودند.

در بخش بهترين مجموعه‌ي شعر، «زمان و مواد» اثر "رابرت هاس" - ملك‌الشعراي سال 2007 آمريكا - به همراه «ناكامي» اثر "فيليپ شولتز" مشتركا بهترين اثر انتخاب شدند.

«پيام‌آور» اثر "الن برايانت وويگت"، ديگر نامزد بخش بهترين مجموعه‌ي شعر بود.

همچنين در بخش نمايشنامه، «آگوست: روستاي اوساژ» نوشته‌ي "تريسي لتس" برگزيده شد.

«چهره‌ي زرد» نوشته‌ي "ديويد هنري" و «شهر در حال نابودي» نوشته‌ي كريستوفر شين، نامزدهاي اين بخش بودند.

اما در بخش بهترين اثر تاريخي، «آن‌چه خدا ساخته است» نوشته‌ي‌ "دانيل واكر هو" از سوي هيأت داوران به عنوان اثر برگزيده معرفي شد. «نيكسون و كسينجر؛ شركايي در قدرت» نوشته‌ي "رابرت دالك" به همراه «سردترين زمستان» نوشته‌ي "ديويد هالبرستام"، نامزدهاي ديگر اين بخش معرفي شده بودند.

در بخش بهترين اثر غيرداستاني، جايزه‌ي‌ پوليتزر به «سال‌هاي نابودي» نوشته‌ي "سائول فريدلندر" تعلق گرفت. «قرن سيگار» نوشته‌ي "آلن برانت" و «مابقي سر و صداست» نوشته‌ي "آلكس راس"، دو نامزد ديگر بخش بهترين اثر غيرداستاني بودند.

در بخش بهترين شرح‌ حال، «رانده‌شدگان از بهشت؛ داستان لوئيزا مي آلكات» نوشته‌ي "جان ماتسون" اثر برگزيده نام گرفت. «دنياي لينكون كرستين» نوشته‌ي "مارتين دوبرمان" به همراه «زندگي كينزلي آميس» نوشته‌ي‌ "زاچاري ليدر"، نامزدهاي ديگر اين بخش بودند.

به گزارش آسوشيتدپرس، جايزه‌ي پوليتزر هرساله از سوي دانشگاه كلمبيا و به انتخاب هيأت داوراني متشكل از 18 نفر برگزار مي‌شود و از معتبرترين جايزه‌هاي آمريكاست.

در بخش روزنامه‌نگاري، امسال "واشنگتن‌پست" درخشش خيره‌كننده‌اي داشت و در شش بخش

موفق به دريافت جوايز برتر شد كه پوشش اخبار مربوط به كشته شدن دانشجويان دانشكده‌ي فني ويرجينيا در سال گذشته، مهم‌ترين علت موفقيت خبرنگاران اين روزنامه بوده است.

برندگان هر بخش از جايزه‌ي پوليتزر مبلغ 10هزار دلار جايزه‌ي نقدي دريافت مي‌كنند.

جايزه‌ي پوليتزر در سال 1917 براي اولين‌بار به ياد روزنامه‌نگار آمريكايي "جوزف پوليتزر" برگزار شد و از برندگان سرشناس در 92 سال برگزاري، به "ويليام فاكنر"، "ارنست همينگوي"، "تنسي ويليامز"، "آرتور ميلر" و "رابرت فراست" مي‌توان اشاره كرد.
 
 

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 و ساعت 20:38 |

جهانگیر کوثری درباره اکران این فیلم و همچنین فیلم سینمایی "کتونی سفید" به خبرنگار مهر گفت: "برای اوایل خرداد با گروه سینمایی عصر جدید قرارداد داریم و امیدواریم "عصر جمعه" همزمان با تهران در شهرستان‌ها نیز به نمایش درآید. برای "کتونی سفید" نیز با توجه به محتوای فیلم با وزارت آموزش و پرورش صحبت کرده‌ایم، اما زمان قطعی اکران هنوز مشخص نیست."

"عصر جمعه" مضمونی اجتماعی دارد و درباره زندگی زنی به نام سوگند است که همراه پسرش از خانواده رانده می‌شود و زندگی سختی را سپری می‌کند. اختلاف فکری سوگند با امید او را تبدیل به نوجوانی عصیانگر می‌کند. از سوی دیگر بنفشه خواهر کوچکتر سوگند در تلاش است خواهر خود را بازیابد و رازهای گذشته را با او در میان بگذارد.

نویسنده فیلمنامه "عصر جمعه" فرید مصطفوی است و رخشان بنی‌اعتماد مشاور کارگردان آن بوده است. حسین جعفریان فیلمبردار، ژیلا مهرجویی طراح صحنه و لباس، مهرداد میرکیانی طراح گریم، بهروز معاونیان صدابردار، محمدرضا دلپاک صداگذار، سپیده شاهوردی عکاس و رویا نونهالی، هانیه توسلی، مهرداد صدیقیان و رامین راستاد بازیگران فیلم هستند.

"کتونی سفید" محمدابراهیم معیری روایت قصه ورود معلمی جدید به مدرسه‌ای در یکی از شهرهای جنوبی است. جهانگیر کوثری تهیه‌کننده، حسین یاری، باران کوثری و محمود ابراهیم‌زاده بازیگران، محمد داودی فیلمبردار، یدالله نجفی صدابردار، فریبرز قربانزاده طراح صحنه و لباس، عاطفه رضوی طراح گریم و محمدرضا علیقلی آهنگساز فیلم هستند

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 و ساعت 20:34 |
لاله اسكندري و سام درخشاني مقابل دوربين «نطفه شوم»  
Image

ششمين كار بلند سينمايي كريم آتشي 15 فروردين ماه كليد خورد.

    محمد طاهري مجري طرح و مدير توليد «نطفه شوم» در گفتگو با خبرنگار سايت سينمايي سوره ضمن اعلام اين خبر گفت: «نطفه شوم» 15 فروردين ماه در شركت غرب تهران كليد خورد. امروز پس از گذشتن 4 روز از شروع فيلمبرداري 5 درصد از كار گرفته شده و تا حالا لاله اسكندري و سام درخشاني جلوي دوربين علي اللهياري رفته اند. تمام لوكيشن هاي فيلم در تهران و كرج است و پس از اتمام فيلمبرداري در شهرك غرب ادامه كار در فرودگاه مهرآباد گرفته مي شود.
    «نطفه شوم» اثري اجتماعي است كه در خلاصه داستان آن آمده: زن و مرد جواني كه در زندگي شان دچار معضلاتي شده است براي برطرف نمودن آن به سراغ خرافات مي روند و اين كار معضلاتي بزرگتر را براي آنها در پي دارد.
    در اين فيلم لاله اسكندري، سام درخشاني، جمشيد هاشم پور، محمد كاسبي، سيروس گرجستاني، جليل فرجاد، سيامك اطلسي، شراره دولت آبادي، فريبا متخصص، آرزو افشار، فريده گلشن، محمدقاسم پورستار، سعيد نوراللهي، مهوش وقاري، نعيمه نظام دوست، فرانك زينالي، عليرضا هوبخت، الميرا مسرت، آزاده محبي، سعيد قهاري و بهاره محبي ايفاي نقش مي كنند.
    عوامل اين فيلم عبارتند از: نويسنده و كارگردان: كريم آتشي، مجري طرح و مدير توليد: محمد طاهري، مدير فيلمبرداري: علي اللهياري، دستياران فيلمبردار: منصور ظهوري، حسين قتاع، رضا ميركياني، علي اصغر فرهادي و محمد اللهياري، برنامه ريز و دستيار اول كارگردان: اسماعيل عليپور، دستيار دوم كارگردان: وحيد كيارسي، دستيار سوم كارگردان: سميه اكبري، تدوين: سهراب ميرسپاس، بازيگردان: گلاب آدينه، طراح صحنه و لباس: فيروزه قاسم پور، موسيقي متن: آندره آرزومانيان، صدابردار: محمود سماك باشي، طراح چهره پردازي: سياوش گرجستاني، مجريان طرح: كتايون شريفي، كوروش جلالي، نورپرداز: حسين قتاع، دستياران توليد: محمدرضا موسوي، داوود پارسا، عليرضا هوبخت، عكاس صحنه: فريبا امينيان، مدير تداركات: علي ميلاني، منشي صحنه: سميه سردستاني، روابط عمومي و انتخاب بازيگر: حسين محبي، تهيه كننده: مؤسسه فرهنگي هنرهفتم.
    كريم آتشي پيش از اين فيلمهاي پنجاه روز التهاب، انتهاي قدرت، سلام به انتظار، متهم و سقوط را كارگرداني كرده است.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 و ساعت 20:27 |
 

با بازی مجید مشیری و شهرام عبدلی
سریال "سایه ای در تاریکی" به شبکه 3 می آید
تهران- خبرگزاری ایسکانیوز: سریال "سایه ای در تاریکی" به کارگردانی سید ابراهیم جوادخانی از 24فروردین ماه ازشبکه سه سیما پخش خواهد شد.
به گزارش روز چهارشنبه باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران "ایسکانیوز"، این سریال که در 13 قسمت 45 دقیقه ای در صدا و سیمای مرکز اردبیل تولید شده مضمونی اجتماعی دارد و به مشکلاتی که جامعه در حال حاضر گریبانگیر آن است مثل تاثیر مواد مخدر و قرص اکس در فروپاشی خانواده ها، می پردازد . این سریال قصه آدمهایی است که هر کدام به خاطر شرایطی ، ناخواسته اسیر جریاناتی می شوند که هیچ وجه اشتراکی با آن ندارند . این سریال در لوکیشن هایی چون دریاچه شورا بیل ، شهر سیاحتی سرعین ، گردنه حیران ، شهرستان آستارا ، بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی ، راسته بازار اردبیل ، پلهای قدیمی و ... تصویربرداری شده است .
خلاصه داستان: آیلار دختر یک آدم متمول است که به دلیل شرایطی که پدرش ناآگاهانه برای او به وجود آورده در دام افرادی گرفتار می شود که سعی می کنند از موقعیت خانوادگی او به نفع خود استفاده کنندو ...
بازیگران : مجید مشیری ، شهرام عبدلی ، افسانه ناصری ، بهار ارجمند ، ناصر رهنما آذر ، بهرام پوردنیا ، شهنام شهابی ، فرشید سلامت ، امیر کاوه آهنجان ، صبا مهری ، حشمت آرمیده ، لعیا میر نصیری ،مریم خدا رحمی،فرهاد طوفان ،طاهر جهانگیری،مینا سیمزاری ،احمد فیضی،شهرام پوردنیا،احمد پرستان،الناز صادقی،پروین شایگان و...مشاور کارگردان و پروژه :شفیع آقا محمدیان ، طراح صحنه و لباس:علی اسماعیلی ،صدا بردار:سیامک نیازی ،تصویر بردار:فرشید علیزاده ،طراح گریم :احسان روناسی،
دستیار تهیه :امین راک ./120
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 و ساعت 20:16 |
حمایت نمایندگان مجلس از مرد هزار چهره
عضو کمیسیون فرهنگی مجلس اضافه کرد: مرد هزار چهره اصلاً با جریان ها و مجموعه های مختلف مانند ناجا، شعرا، پزشکان و ... تعارف نداشت و چون زبان طنز، زبان مبالغه است بنابراین نباید به خاطر این سریال افراد، سازندگان آن را مورد بازخواست قرار دهند.
عصر ایران: اگرچه عمده نمایندگان مجلس به دلیل برگزاری انتخابات و دید و بازدیدهای انتخاباتی به خبرنگار ما گفتند که نتوانسته اند سریال های نوروزی صدا و سیما را دنبال کنند، اما تعدادی از آنان سریال های نوروزی امسال را "بسیار قوی تر و کارشناسی شده تر از سال های قبل" دانستند.

مرتضی تمدن، عضو شورای نظارت بر صدا و سیما سریال های نوروزی امسال را "تکامل یافته" عنوان و خاطر نشان کرد: کلیت سریال ها مثبت بود هرچند از لحاظ جزئیات ممکن است ایراداتی وارد باشد اما فرآیند سریال ها قابل دفاع است و تا حد قابل قبولی صدا و سیما موفق شد رسالت و مسئولیت خود را نسبت به سال های قبل ایفا کند.

تمدن "نگاه عام" را ویژگی سریال های نوروزی دانست و گفت: امسال دقت بیشتری بر روی سریال ها شده بود و اقشار مختلف جامعه توانایی انتخاب برنامه های مورد علاقه خود را داشتند.

وی درخصوص شکایت برخی ادارات از طنز "مرد هزار چهره" تصریح کرد: در شورای نظارت بر سازمان صدا و سیما هیچ بحثی درباره هیچ کدام از سریال های نوروزی نداشته ایم و گمان هم نمی کنم در این سریال ها حقی از کسی ضایع شده و یا فرد یا افرادی تخریب شده باشند.متاسفانه این سنت زشتی است که سازمان ها و دستگاه ها با کوچکترین نقدی راه محکمه در پیش می گیرند ؛ باید همه این ظرفیت را داشته باشند که خود را در معرض نقد قرار دهند.

تمدن ادامه داد: دستگاه ها نباید در مواجهه با طنز، زود دست به قلم شوند و شکایت کنند ، این شیوه پسندیده ای نیست و به نظر من به جز مقدسات و خطوط قرمز ، بقیه لایه های اجتماعی می توانند مورد نقد قرار بگیرند و باید فضا برای آنان وجود داشته باشند.

وی در خاتمه بار دیگر بر ضرورت نقد در جامعه تاکید کرد و اظهار داشت: همه رسانه ها باید به سمت ساختارشکنی حرکت کنند و جسورانه کار خود را ادامه دهند.

فاطمه رهبر ر،ئیس کمیته رسانه کمیسیون فرهنگی، نیز در این باره با بیان اینکه موفق نشده به طور کامل سریال های نوروزی را ببیند، گفت: قرار است در جلسه کمیسیون فرهنگی درباره برنامه های نوروزی صدا و سیما بحث و تبادل نظر شود.

محمدرضا میرتاج الدینی نماینده تبریز هم در این باره گفت: من فقط مرد هزار چهره را دیدم ؛ این سریال مخاطبان زیادی را جذب کرد و از نظر طنز هم ، پیام های این سریال بسیار بیشتر از برنامه های گذشته بود و مسائل اجتماعی را بسیار جدی و روشن به تصویر کشیده بود و از این جهت قابل تقدیر است.

عضو کمیسیون فرهنگی مجلس اضافه کرد: مرد هزار چهره اصلاً با جریان ها و مجموعه های مختلف مانند ناجا، شعرا، پزشکان و ... تعارف نداشت و چون زبان طنز، زبان مبالغه است بنابراین نباید به خاطر این سریال افراد، سازندگان آن را مورد بازخواست قرار دهند.

وی ادامه داد: باید از حرکت کلان ساخت سریال های نقادانه و طنز پشتیبانی کنیم چون جامعه به این سریال ها نیاز دارد .
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 و ساعت 3:54 |
مرد هزار چهره و خلاء ضوابط در روابط اجتماعی
حسن معظمی
مجموعه "مرد هزار چهره" ساخته مهران مديري با مضمون طنز - هجو اجتماعي در ايام نوروز از شبكه سوم سيما پخش و روايتي جديد از جامعه غيرمتعارف با روابطي به ظاهر پيچيده در خلا ضوابط در حوزه مناصب اجتماعي را در معرض ديد مخاطبان تلويزيوني قرار داد.


طنز به عنوان مقوله‌اي جذاب و مخاطب پسند همواره مورد توجه برنامه سازان تلويزيوني و كارگردانان سينما بوده و طرح مباحث مختلف كه شايد پرداخت و بيان آن در گونه ديگر با چالش‌هايي روبه رو شود معمولا در اين ژانر دستمايه كار قرار مي‌گيرد.

زبان طنز با وجود گزندگي و نوعي تلخي براي مخاطبان اصلي موضوع اثر، در جوامع مختلف قابل درك و تحمل بوده و اين امر موجب شده كه فيلمسازان و برنامه سازان بتوانند با بهره‌گيري از آن يه طرح مباحث چالشي روي پرده نقره‌اي و قاب كوچك تلويزيون بپردازند.

مديري در مرد هزار چهره نيز با بهره‌گيري از اين ظرفيت و در ادامه آثار قبلي خود كه ترسيم گر ناكجاآبادي براي روايت بوده است.

مسعود شصت چي كارمند ساده بخش بايگاني اداره ثبت كه سالهاست در زيرزمين با هزاران پرونده مانوس بوده و در اين ميان دل به همكار خود بسته و تصميم به ازدواج دارد و قرار براي رفتن به خانه همسر آينده زندگي و سرنوشت او را دستخوش تغييرات و محور روايت داستان مرد هزار چهره مي‌شود.

مسعود ، جوان ساده دل شهرستاني با وسوسه پدر همسرآينده‌اش براي گرفتن جايزه بانك به جاي پسرش سپهرجندقي كه سالهاست در خارج از كشور بسر مي‌برد و با جعل شناسنامه او به بانك مي‌رود و براي دريافت جايزه بانك راهي تهران مي‌شود.

او درتهران و در مراسمي كه براي معرفي برندگان ترتيب داده شده توسط فردي با عنوان طبيبيان كه صاحب بيمارستاني است با سپهر جندقي كه فوق تخصص مغز و اعصاب است اشتباه گرفته شده و وارد ماجراهايي مي‌شود.

مسعود با عنوان جندقي وارد دنياي پزشكي ، بيمارستان ، اتاق عمل ، جان مردم و باقي قضايا مي‌شود و در اين ميان با موقعيت‌هاي متفاوت و استهزا كننده‌اي روبه رومي شود و زمانيكه متوجه مي‌شود هوا واقعا پس است به قصد فرار و با زهم به اشتباه لباس يك مصدوم كه اتفاقا از افسران مشهور انتظامي (سرهنگ غفاري ) است به تن كرده و در كسوت پليس و رئيس يك كلانتري در پايتخت ظاهر مي‌شود.

سرهنگ غفاري كه سالها در مناطق مرزي و با گروههاي اشرار و قاچاق مواد مخدر درگير بوده و به دليل لياقت و شجاعت از آوازه‌اي در ميان نيروهاي پليس برخوردار است، مسعود در لباس او وارد محيط كلانتري شده و با تعاريف غلوآميز سرباز وظيفه‌اي كه به دليل غفلت در دوران اضافه خدمت بسر مي‌برد، جاخوش مي‌كند و موقعيت‌هاي طنزي را در اين كسوت بوجود مي‌آورد.

او كه با سلسله مراتب نظامي آشنا نبوده و از دنياي پليس و مجرمان هيچ آگاهي ندارد با حماقت و ناداني، افسر وظيفه شناس كلانتري را مهار و زنداني مي‌كند و به سربازچلمن پرو بال مي‌دهد و همه چيز را بهم مي‌ريزد و زمانيكه دوباره هوا را پس مي‌يابد قصد فرار مي‌كند .

مسعود اين بار سر از محافل ادبي و هنري به جاي فرد ديگري با عنوان استاد طوفان در مي‌آورد و قضايا قبلي در محيطي به اصطلاح فرهنگي با شخصيت‌هاي ادبي كه جملگي ساده ، خوش باورو بي‌سواد نمايانگر مي‌شوند، تكرار مي‌شود.

مسعود در نهايت و پس از خلاص از اين محفل سر از باندهاي تبهكاري و مافيايي در مي‌آورد و پس از فراز و نشيب‌هاي مسخره كه هيچ يك جنبه واقعي و ملموس در اين حوزه ندارد ، فرار و در حين گرفتن جايزه بانك توسط همان افسر وظيفه شناس جوان كلانتري دستگير و روانه دادگاه و زندان مي‌شود.

دفاع مسعود شصت چي يا همان مرد هزار چهره در دادگاه نيز در نوع خود جالب است ، او خود را مستحق مجازات سنگين نمي‌داند چراكه تصور او از وارد شدن به اين چرخه را ناشي از اشتباه شخصي و عمومي و نوعي درگيري در بازي نافرجام مي‌داند.

مرد هزار چهره فارغ از نوع شخصيت پردازي و روايت، تداعي گر همان وضعيت حسين قلي خاني است كه ناشي از آشفتگي و بهم ريختگي روابط و ضوابط اجتماعي و مشخص نبودن جايگاه افراد و مناصب مختلف است .

فرد با نيت خير در جايگاهي كه شايسته آن نيست قرار مي‌گيرد و عواقب كار هيچ گاه دامنگير او نبوده و اين جامعه هست كه بايد هزينه اين اشتباه و انتخاب ناصحيح را پرداخت و در نهايت فرد به دليل همان نكته كه شصت چي نيز در دادگاه خود به آن اذعان كرد كه او اشتباهي بوده ، تبرئه مي‌شود.

مجموعه مرد هزار چهره به رغم اصرار سازندگان برمدار روايي همان ناكجاآباد كه در ساخته‌هاي قبلي مديري نيز كه در پاورچين، نقطه چين و شبهاي برره برجسته شد، قرار دارد و هجو جامعه‌اي است كه در عين پيچيدگي در روابط از نبود ضوابط و فقدان شايسته سالاري رنج مي‌برد.

مديري با ساخت آثار مورد اشاره و به عنوان يك برنامه ساز موفق تلويزيوني ، مدار روايي خود را براي طرح مباحث بعضا به ظاهر چالشي يافته و در كلام طنزهجوگونه آثار خود، نقد افراد ، طبقات و جايگاههاي مختلف اجتماعي را دستمايه كار قرار داده است .

مرد هزار چهره با وجود كاستي‌هايي در فضاسازي و شخصيت پردازي و نوعي شتابزدگي در مقايسه با ساير توليدات نوروزي سيما از بار معنايي مناسبتري برخوردار بود.

منبع: ایرنا
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 و ساعت 3:51 |
بازیگر معروف عرب محجبه می شود
شایعات در خصوص محجبه شدن شاهیناز پس از آن قوت گرفت که وی در مجالس مذهبی در کنار حنان ترک ظاهر شد و گفته می شود تحت تاثیر حنان تصمیم به پوشیدن روسری گرفته است.
به گزارش «جهان» و به نقل از عصر ایران، رسانه های مصری از احتمال محجبه شدن شاهیناز بازیگر معروف این کشور خبر دادند.

به گزارش پایگاه خبری البوابه، روزنامه های مصری نوشتند: "شاهیناز قصد دارد تحت تاثیر حنان ترک دیگر بازیگر معروف مصری از این پس با حجاب در فیلم های خود ظاهر شود."

به نوشته روزنامه های مصری شایعات در خصوص محجبه شدن شاهیناز پس از آن قوت گرفت که وی در مجالس مذهبی در کنار حنان ترک ظاهر شد و گفته می شود تحت تاثیر حنان تصمیم به سر کردن روسری گرفته است.

با این حال حنان هرگونه تاثیرگذاری بر تصمیم شهیناز به منظور محجبه شدن را رد کرده و گفته است: "چنین تصمیم شجاعانه ای (حجاب سر کردن) صرفا بین یک زن و خدای وی است و اهمیتی ندارد که روابط بین دو زن تا چه حد به هم نزدیک باشد. دو زن نمی توانند در مورد اتخاد چنین تصمیمی بر نظرات یکدیگر تاثیر بگذارند."
 
حنان افزود: "حجاب یک تعهد بلندمدت است، باعث تکریم یک زن می شود تاثیر مثبتی بر سایر زنان دارد."

براساس این گزارش اکنون در مصر از حنان ترک به عنوان "یک مبلغ مذهبی" در میان افراد مشهور یاد می شود.

وی از جمله بازیگران مشهور مصری است که چندی پیش با ابراز ندامت از گذشته خود اعلام کرد: از این پس با حجاب در فیلم های سینمایی ظاهر خواهد شد.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 و ساعت 3:48 |
اكبر عبدي و محمدرضا شريفي‌نيا قطعي شدند؛
35 بازيگر در «اخراجي‌ها 2»
35 بازيگر در «اخراجي‌ها 2»


سینمای ما - اكبر عبدي و محمدرضا شريفي‌نيا براي بازي در فيلم جديد مسعود ده نمكي قرارداد بستند تا اولين بازيگران قطعي «اخراجي‌ها2» باشد. 
اخراجي‌ها (2) همچنان در مرحله انتخاب بازيگر قرارداد و قرار است 35 بازيگر در اين پروژه جلوي دوربين ده نمكي بروند. حضور اين تعداد بازيگر در يك فيلم سينمايي اتفاقي بي‌سابقه در سينماي ايران است. باقر عباسي كه يكي از هنرمندان آزاده است به عنوان دستيار كارگردان با مسعود ده نمكي در اين فيلم همكاري مي‌كند. عباسي در دوران اسارت نيز در حوزه نويسندگي فعاليت داشته و در نگارش فيلمنامه‌ «اخراجي‌ها2» نيز به عنوان مشاور همكاري كرده است. نكته جالب درباره اين پروژه حضور هنرمندان آزاده در فيلم است. ده نمكي قصد دارد براي همه نقش‌هاي هنروران فيلمش حتي نقش عراقي‌ها نيز از آزادگان استفاده كند. ده نمكي و كاسه‌ساز همچنان سرگرم انتخاب بقيه بازيگران و عوامل اين فيلم هستند تا «اخراجي‌ها2» نيمه خردادماه جلوي دوربين برود. «اخراجي‌ها2» يك فيلم اردوگاهي صرف نيست و قرار است در سه بخش شهري، جنگ و اردوگاه فيلمبرداري شود.
در اين فيلم به اتفاقات نادري درجنگ تحميلي ‌اشاره مي‌شود كه براي اولين بار به تصوير درمي‌آيند. اتفاقاتي كه تاكنون در مورد آنها سخني به ميان نيامده است. تورج منصوري قرار است «اخراجي‌ها2»را فيلمبرداري كند و شريفي‌نيا نيز در مقام انتخاب بازيگر در اين پروژه حضور دارد.
پروانه ساخت اين فيلم اواخر سال گذشته از سوي اداره نظارت و ارزشيابي وزارت ارشاد صادر شده است .


منبع خبر : بانی فیلم
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 و ساعت 3:39 |
جلوی سنتوری به حق گرفته شد
معلوم است كه نبايد چنين فيلمي مجوز بگيرد و اكران شود و معلوم است كه با كساني كه توسعه‌دهنده چنين فرهنگي هستند بايد برخورد شود .تا زماني كه در جايگاه خدمتگذاري هستيم قطعا اجازه نخواهيم داد ، فرهنگ ما سر از همان جاهايي درآورد كه بيايند هنرمند جماعت را به عنوان متهم رديف يك توسعه تباهي در اين جامعه معرفي كنند. دوستان به حق جلوي اكران آن را گرفتند. فيلمي كه اگر منصفانه بنشينيم و آن را در دادگاه وجدان ملي و ديني مرور كنيم حتي يك نكته مثبت در ان ديده نمي‌شود . خصومت واقعي با ان هنرمند را كساني دارند كه مي‌خواهند او را خلاصه كنند در يك اثري كه اتفاقا ان اثر بدترين كار اوست .
ایرنا:محمد حسين صفار هرندي " وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي ، سال ‪ ۱۳۸۷‬را سال شكوفايي فرهنگي در كشور دانست و گفت: مصمم هستيم امسال را به ويتريني از بهترين خدمات و شايسته ترين اقدامات فرهنگي و هنري تبديل سازيم .

صفار هرندي روز يكشنبه در جمع كاركنان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و در مراسمي كه به مناسبت سال جديد برگزار شده بود، افزود : در سي امين سال پيروزي انقلاب اسلامي بايد شكوفايي فعاليت‌هاي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي بيش از هر وزارتخانه و دستگاه ديگر، تجلي و نمود پيدا كند.

وي اظهار داشت: تلاش دولت و مجلس و اختصاص بودجه مناسب تر ، توجه و اقبال بيشتر به سمت بخش فرهنگ و هنر را گواه مي‌دهد كه اين حمايت‌ها سبب مي شود در سال جديد درمسير به صحنه آمدن انديشه، ذهن و دل‌ها براي شكوفايي فرهنگ و هنر از امكانات مالي بهتري نيز برخوردار باشيم.

وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي با اشاره به اقدامات فرهنگي صورت گرفته در دولت نهم ، فعاليت‌هاي اين وزارتخانه را كم نظير ارزيابي كرد و گفت: بيان اين اقدامات به اين معنا نيست كه بخواهيم كار تبليغاتي كنيم بلكه مي خواهيم با نگاهي به عملكردها به تقويت فعاليت‌هايي كه منجر به توفيق شده است همت گماريم .

صفار هرندي افزود : در بخش سينمايي كشور در ‪ ۳۰‬گذشته كارهاي ريز و درشتي صورت گرفته كه البته آنهايي كه با هدف خدمت و پيشرفت فرهنگ و هنر صورت گرفته شايسته سپاسگزاري است اما بسياري از كارها نيز انجام نشده كه دولت نهم آن را در دستور كار خود قرار داد .

وي گفت: تجربه ‪ ۳۰‬سال گذشته اين فرصت را پيش رو قرار داد تا راه پيش روي خود را بشناسيم و از تكرار اشتباهات جلوگيري كنيم .

وي از بازسازي سالن‌هاي فرسوده سينما در دو سال اخير به عنوان يكي از اقداماتي كه تاكنون بدان توجه نشده بود اشاره كرد و افزود : معاونت سينمايي وزارتخانه براي اين منظور براي اولين بار آستين همت بالا زده و صاحبان سينما را كه جزو بخش خصوصي كشور تلقي مي‌شوند را ياري داده تا وضعيت سينماها را براي حضور مردم بهبود بخشند .

وي اظهار داشت: در دو سال گذشته حدود ‪ ۵۰‬سالن سينما به طور كامل بازسازي و يا به گونه‌اي قابل استفاده براي مردم شده است و اين حمايت ها ادامه خواهد يافت .

وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در ادامه از برطرف كردن برخي اتهام‌ها كه بعضا طي سال‌هاي گذشته گريبانگير بخش فرهنگ و هنر شده بود را از ديگر اقدامات انجام شده ياد كرد و گفت : در اين دوره فعاليت‌هاي همكاران در جهت پالايش و سالم‌سازي محيط فرهنگي هنري بوده و در جهت حفظ كرامت هنر و هنرمند و كساني كه به ميهماني بزرگ هنرمندان وارد مي‌شوند قدم برداشته است .

هرندي افزود: برپايي جشنواره فيلم فجر در سال گذشته نشان داد كه جهت گيري اين بخش صحيح بوده و در سمت و سوي ارزش‌ها و آرمان‌هاي جامعه صورت گرفته است و حاصل آن مورد پذيرش جامعه و اهل هنر و حتي خارج از كشور است وي كارنامه بخش نمايشي و تئاتر را كارنامه‌اي قابل قبول ارزيابي كرد و گفت : سال گذشته سال رويكرد بازسازي و تامين امنيت براي سالن‌هاي نمايش بوده است .

وي افزود : در برخي از استان‌ها براي ساخت سالن طي ‪ ۱۸‬سال تنها ‪ ۳۰‬درصد پيشرفت كاري داشته است كه در اين دوره به همت همكاران در مدت حدود ‪۹‬ ماه به بهره برداري رسيد .

وي تقويت تئاتر شهرستان‌ها ، كارهاي فاخر نمايشي و اعزام گروه‌هاي هنري از مركز به مناطق محروم كشور و فعاليت در بخش تئاتر آييني ، ديني و ملي و كارهاي مشترك با حوزه‌هايي نظير موسيقي را از جمله اقدامات اين بخش ذكر كرد و گفت : حاصل اين فعاليت‌ها اين بود كه مردم با عرصه‌هاي مختلف فرهنگي هنري ، سينمايي ، نمايشي و موسيقي و غير ه آشتي كردند.

وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي گفت : اگر رضايت خداوند در مسير فعاليت‌ها حاصل شود بدون شك خشنودي مردم تامين خواهد شد و اگر خداي ناكرده اقدامي در جهت خشم خداوندي صورت گيرد همين مردم گريبان آن كسي را خواهد گرفت كه هويت و فرهنگ دير پاي اين سرزمين را لگد كوب خواسته‌هاي دشمن كرده است .

هرندي به فيلمي كه از اكران آن جلوگيري شد اشاره كرد و گفت:دوستان به حق جلوي اكران آن را گرفتند. فيلمي كه اگر منصفانه بنشينيم و آن را در دادگاه وجدان ملي و ديني مرور كنيم حتي يك نكته مثبت در ان ديده نمي‌شود . اين فيلم هر بدي در درون خود جاي داده و از اتهام به خدا و دين تا اتهام به مردم و به ايرانيان و تحقير هموطنان خودش و سياه نمايي در جامعه‌اي كه هر روز در حال پيشرفت و ترقي است را در خود جاي داده چه توجيهي دارد حتي اجازه دهيم كه چنين فيلمي توليد شود .

وي افزود : معلوم است كه نبايد چنين فيلمي مجوز بگيرد و اكران شود و معلوم است كه با كساني كه توسعه‌دهنده چنين فرهنگي هستند بايد برخورد شود .تا زماني كه در جايگاه خدمتگذاري هستيم قطعا اجازه نخواهيم داد ، فرهنگ ما سر از همان جاهايي درآورد كه بيايند هنرمند جماعت را به عنوان متهم رديف يك توسعه تباهي در اين جامعه معرفي كنند.

وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي افزود :اگر جلوي فيلمي گرفته شود يعني هر فيلمي كه شبيه آن است نبايد ساخته شود ، ما با كسي دشمني نداريم و با برادر عزيز هنرمندي كه در كارنامه كاري خودش كارهاي شايسته‌اي هم ارايه كرده نيز خصومت نداريم ،ما مي‌گوييم خصومت واقعي با ان هنرمند را كساني دارند كه مي‌خواهند او را خلاصه كنند در يك اثري كه اتفاقا ان اثر بدترين كار اوست .

وي خطاب به كاركنان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي گفت : همه شما بايد به عنوان يك ناظر و كنترل‌كننده بالا سر فرهنگ مراقب باشيد و اجازه ندهيد حتي يك سر سوزن مسامحه و خرابكاري صورت گيرد و به نام شما و از زير دست شما سندي پليد صادر و منتشر شود .

هرندي مظلوميت بخش فرهنگ را تابع عوامل بسياري از جمله بد عملي در حوزه فرهنگ و بودجه دانست و افزود : بارها و بارها گفتيم كه به فرهنگ ظلم شده و موضوعات زيادي سبب پيش آمدن اين مظلوميت بوده كه يكي از آن بودجه است اما دهها موضوع ديگر است كه دليل مظلوميت فرهنگ و ناديده گرفتن بخش فرهنگ بوده است كه يكي از آن بد عملي در حوزه فرهنگ است .

وي اظهار داشت : بدعملي سبب مي‌شود كه فعاليت در حوزه فرهنگ مشكل ساز و زحمت تلقي شود و در نتيجه بودجه از اين مسير منحرف و در جاهاي ديگر صرف مي‌شود .

وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي با بيان اين مطلب كه اگر يك كار فرهنگي و هنري زيبا و در خورجامعه صورت گيرد اين مظلوميت تبديل به موقعيت استثنايي مي‌شود، گفت : اگر امسال كارنامه درخشاني از اهالي فرهنگ و هنر صادر و كارهاي شايسته‌اي انجام گيرد ، خواهيد ديد كه اين اقدامات در جذب حمايت‌هاي بيشتر بسيار موثر واقع مي‌شود .

صفار هرندي تاكيد كرد : وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي بايد نشان دهد ، صلاحيت اين را دارد كه زمام دار فرهنگي جامعه باشد و به عنوان رسمي‌ترين دستگاه فرهنگي كشور بقيه را به دنبال خود بكشد
اخبار مرتبط:
جناب آقاي صفار هرندي وزير محترم ارشاد
با سلام و تحيت
اگر منظورتان اين بود كه مردم اين فيلم را نبييند كه همه ديدند. بنده كه اصلآ سينما نمي روم به راحتي فيلم را در منزل ديدم. اينطور مي شود نتيجه گرفت كه شما با اين كارتان تعداد افراد بيينده اين فيلم را بيشتر كرديد چون اگر فيلم اكران مي شد خيلي از افرادي كه سينما برو نبودند اين فيلم را نمي ديدند ولي با اين كار وزارت ارشاد اكثر مردم كنجكاو شدند و در نتيجه علاقه به ديدن فيلم نشان دادند و به راحتي موفق شدند.
جناب آقایی هرندی این فیلم به جز واقیعت تلخ چیزی نبود
جناب وزير محترم ارشاد
من مادري هستم كه هر لحظه در تب و تاب آينده فرزندم لحظه ها را با نگراني مي گذرانم 0 شايد جالب باشد بدانيد كه فرزند من 4 سال دارد و در سالي كه گذشت و فيلم هايي كه به بازار آمد 2 فيلم بيش از هر فيلم ديگري بر من تاثير گذاشت 0 يكي فيلم ميم مثل مادر مرحوم ملاقلي پور و ديگر فيلم سنتوري 0 در هر دو فيلم خودخواهي . عافيت طلبي و بي مسئوليتي يك طرف و زجر و سختي و بي پناهي طرف مقابل به زيبائي تمام به تصوير كشيده شده است 0 چرا فيلمي مثل سنتوري نبايد پخش شود ؟ فرار از واقعيت ها تاكي ؟ اين فيلم ها بيش از اينكه تحقير و سياه نمائي جامعه باشد واقعيت هائي را مطرح ميكند كه همه ما با كمك يكديگر آن را دامن زديم و فرار از آنچه كه هر روزه شاهد تكرار هزارباره آن هستيم دردي را دوا نميكند 0 علي سنتوري واقعيعت تلخي است 0 اين حاصل كار ماست و از ماست كه بر ماست 0 بد نيست گاه گداري به متن واقعي جامعه هم سركي بكشيد تا به عينه ببينيد كه در بطن اين اجتماع چه ميگذرد 0 واقعيت هاي تلخ تر از تحقير و سياه نمائي در سكانس روبرو شدن علي سنتوري با مادر پدر و برادر و بيان حرف هايي كه عين واقعيت است يا سكانس حضور معتادين و مواد فروش ها و الكلي ها در سطح شهر و احساس امنيت آنها يا بدبختي زنان و همچنين فرزنداني كه با ديو شوم اعتياد همسر و پدر خود به مواد و الكل در متن زندگي خانوادگي خود ميسوزند و تمام زندگي را مي بازند و هيچ آينده اي در پيش رو ندارند آيا اينها سياه نمائي است ؟ كمي منصف باشيم علي سنتوري حكايت ساز و آواز و رقص و بي بندوباري را ترويج نمي كند بلكه علت هاي آن را بگونه اي زيركانه به همه ما هشدار ميدهد 0 بگذاريد كه مردم اين آگاهي را بدست بياورند حتي اگر منجر به نجات 100 جوان از دام اين بدبختي ها هم بشود ارزش دارد 0 اميدوارم كه خداوند سايه لطف و رحمتش را از اين مردم و خصوصا" نسل جوان . نوجوان و نونهالان بر نگيرد و خودش حامي و نگهدار همه آنها باشد 0 از ما كه گذشت 000 خداوند عاقبت همه مارا ختم به خير كند و ظهور منجي عالم را به تعجيل اندازد كه جز او از كسي كاري جز افراط و تفريط بر نمي آيد 0
اين فيلم وجه خوبي از اعتياد و معتاد را نشان داد. يك معتاد با معرفت و با مرام كه به فكر ديگران و كمك كردن به آنها هم هست. در واقع نشان داد كه اعتياد و معتادي هم عالم خودش را دارد . عالمي كه خيلي هم با حاله. هي ! آنقدرها هم كه مي گن بد نيست. فقط آدم بايد از جايي بتونه خرج اعتيادش رو در بياره. اگه يك پدر و مادر پول دار هم داشته باشه كه نور علي نور مي شه. تازه بعد از چند سالي اعتياد به هروئين و چيزهاي ديگه كه من اسمشون رو نمي دونم ميشه با مدتي بستري شدن در بيمارستان اون رو ترك كرد. اصلا چه اشكالي داره كه مدتي هم اينجوري زندگي كنيم؟ يك تجربه جديد!!! در يك دنياي جديد. نظر شما چيه؟
واقعا اين فيلم هيچ نكته مثبتي در بر نداشته است كه اينچنين مردم به دنبال نسخه هاي غير مجاز آن مي گردند. كمي سعي كنيم واقعيتهاي جامعه را بپذيريم. آيا مي توان از واقعيتهاي تكان دهنده اي كه به طور مثال از طرف آقاي رويانيان در مورد رانندگان معتاد ارايه گرديده است به راحتي فرار كرد.
به نظر بنده نيز وزارت ارشاد و نهادهاي نظارتي بايستي سياستگذاري كنند تا اينكه در مورد پخش يا عدم پخش يك فيلم تصميم بگيرند .
در ضمن وقتي فيلمي مجوز رسمي دارد و بر اون اساس ساخته شده را كه نبايد ممنوع كرد . اين موضوع يعني سر شاخ نشسته اي و بن مي بري
اينكه فيلم سياهيه ، شكي درش نيست
ولي سياهي ايه كه نتيجه سفيدي داره . اعتياد و بدبختيهاي اون ، ارتباط جوانان بدون پشتوانه فرهنگي و اجتماعي ، عدم وفاداري ، و دهها موضوع سياهي كه زنگ تفكر رو در گوش جوانان به صدا در مياره
نگراني آقاي هرندي قابل دركه ولي راهش اينها نيست . وزارت ارشاد دهها موضوع كلان فرهنگي و اجتماعي هست كه 30 سال است از آن غفلت كرده . به اونا برسه .
آقاي هرندي!
شما به چه مجوزي در مورد كيفيت هنري فيلم سنتوري نظر ميدهيد. اولين گام بايد اين باشد كه در مسئله اي كه هيچ تخصصي نداريد گام برنداريد. اين خيلي ساده تر از سانسور و تعيين خط مشي براي هنرمندان است.
آقای هرندی انگار شما در ایران زندگی نمی کنید و این همه معتاد را نمی بینید.سنتوری واقعیت دارد.
منظور آقای هرندی این است که واقعیات جامعه عیان نگردد ولاغیر من فیلم سنتوری را تا بحال 5 بار دیده ام فقط به خاطر اینکه بسیار زیبا به معضلات موجود در جامعه پرداخته است بجای اینکه عیبها را بپوشانید به فکر چاره باشید
فیلم بسیار خوبی بود. لااقل از اکثر فیلم های در حال اکران در مدت نوروز، بهتر و تاثیر گذار تر بود.
ضمن اینکه نمی شود به مردم مجوز کاری را داد ولی بعد از سرمایه گذاری آنها، جلو برگشت سرمایه مردم را گرفت. این کار اصلا اخلاقی نیست.
هر کسی که دوست نداره میتونه نگاه نکنه . ولی فروش فیلم مشخص میکنه که مردم چی میخوان.
به قول مهرجويي اگه بذارن اين فيلم اكران شه ديگه هيچ جووني سراغ اعتياد نمي‌ره. البته قبول دارم كه مهرجويي تا حد زيادي در اين گفته غلو كرده ولي به راستي آيا واقعيت جامعه ما جز اينه؟ سانسور حقايق فقط پنهون كننده ناهنجارياست و بس!
به قول مهرجويي اگه بذارن اين فيلم اكران شه ديگه هيچ جووني سراغ اعتياد نمي‌ره. البته قبول دارم كه مهرجويي تا حد زيادي در اين گفته غلو كرده ولي به راستي آيا واقعيت جامعه ما جز اينه؟ سانسور حقايق فقط پنهون كننده ناهنجارياست و بس!
به قول مهرجويي اگه بذارن اين فيلم اكران شه ديگه هيچ جووني سراغ اعتياد نمي‌ره. البته قبول دارم كه مهرجويي تا حد زيادي در اين گفته غلو كرده ولي به راستي آيا واقعيت جامعه ما جز اينه؟ سانسور حقايق فقط پنهون كننده ناهنجارياست و بس!
حیف شد بسیار فیلم اموزنده و خوبی بود جوان ها می فهمند به خاطر یک لغزش چگونه یک نفر تحصیل کرده همه چیزش را از دست می دهد زندگی عشق خانواده موقعیت شغلی و....
باسلام من فيلم سنتوري را ديدم ونكته تازه وقابل توجهي در آن نديدم يادم هست نمونه اين قبيل فيلمها وسناريوها زياد بر پردهاي سينماي ايران اكران شده وحتي به صورت سريالهاي تلوزيوني از سيما تلوزيوني ايران پخش شده است واكثريت مردم هم آنهارا تماشا كرده اند وچه بسا خيليها هم لذت برده اند واب از آب هم تكان نخورده ودرس عبرتي هم ازعاقبت عتياد وبدبختي آن نبردن من فكر ميكنم ٩٩٪ مردم وجامعه ميداند عتياد چه بلاي خانمان برانداز وزلزلي ويرانگريست فيلم سنتوري هم مانند فيلمها ديگرمثل گوزنها ساخته مسعود كيمياي فقر عتياد را نشان ميده ولي بمراتب باكلاستر ومدرنتر از گذشته يعني در گذشته هم عتياد وفقرهم بوده تا الان كه آخرينش سنتوري بوده ما كه خودمان اينرا ميدانيم ولي مسعله اين است كه چكار بايد كرد كه ديگر ما سنتوري معتاد نداشته باشيم جناب آقاي وزير فرهنگ وارشاد شما كه نميتوانيد گوش وچشم ٧٠ ميليون نفر را ببنديد آخرش چي ؟ ازين نمونه فيلمها زياد آمده وبعد فراموش شده ودر آرشيو خاك ميخورد ....راه چاره بايد پيداكرد وسلام .... به اميد روزي كه معضل اجتماعي عتياد در سراسر جهان ريشه كن شود.....فرستنده از استراليا م.ر.ك
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 و ساعت 3:31 |
جزئیات حذفيات «مرد هزار چهره»
امااز آنجاييكه تيتراژ سريال از قبل ضبط شده بود و سازنده آن در انگلستان به سر مي‌برد ما نتوانستيم اسامي افرادي را كه حذف شده بودند از تيتراژ خارج كنيم.بخش حضور رضا رشيدپور در خانه شخصيت قداره بنديان نيز كه در تيزرهاي تلويزيوني پخش شده بود به همين دليل از مجموعه حذف شده بود.
فارس: مدير توليد مجموعه تلويزيوني «مرد هزار چهره» به كارگرداني «مهران مديري» ضمن اشاره به اين كه اين مجموعه وارد بازي‌هاي سياسي نشده است، گفت: بخش‌هايي از اين مجموعه به دليل كمبود زمان حذف شد.

عبدالرضا شهباززاده درباره تبديل سريال «مرد هزار چهره» از 15 قسمت به 13 قسمت و حذف بخش‌هايي از آن گفت: ما زمان زيادي براي توليد نداشتيم و بخش‌هايي از مجموعه نيز كه تصويربرداري شده بود در زمان تديون به علت كمبود وقت كنار گذاشته شد.

وي افزود: گروه در فرصت خيلي كمي ساخت كار را آغاز كرد و در ميانه راه به جايي رسيديم كه به دليل عدم زمان كافي ديگر نتوانستيم اين مسير را ادامه دهيم و آن طور كه بايد اين 15 قسمت را كامل ضبط كنيم. مثلا بخش‌هايي كه در تيزرهاي تلويزيوني سريال با حضور رضا رشيدپور پخش شد، از جمله آن موارد است. زيرا ما نرسيديم كه پايان سريال را آن طور كه بايد ضبط كنيم به همين دليل پايان آن را تغيير داديم و صحنه‌هاي اضافي را كه با تغيير پايان بي‌ربط شده بود، از كار درآورديم.

وي در ادامه گفت: امااز آنجاييكه تيتراژ سريال از قبل ضبط شده بود و سازنده آن در انگلستان به سر مي‌برد ما نتوانستيم اسامي افرادي را كه حذف شده بودند از تيتراژ خارج كنيم.بخش حضور رضا رشيدپور در خانه شخصيت قداره بنديان نيز كه در تيزرهاي تلويزيوني پخش شده بود به همين دليل از مجموعه حذف شده بود.

وي با بيان اينكه اگر ما فرصت كافي براي ساخت داشتيم مخاطبان انتهاي سريال را به شكل ديگري مي‌ديدند، ادامه داد: در اين مدت شايعات زيادي مبني بر حذفيات سريال به وجود آمده كه هيچكدام صحت ندارد وبخش هايي كه حذف شد حاوي هيچ نكته خاصي نبود و لطمه‌اي به داستان اصلي سريال نمي‌زد.

وي تصريح كرد: يكي از مشكلات ما به تصميم گيري‌هاي سازمان صدا و سيما برمي‌گردد كه در پايان دقايق اضافه انتظار شوتي را از ما دارند كه به گل نيز تبديل شود و با اين كه مي دانند ما هر سال مناسبت هاي ثابتي را داريم در انتخاب فيلمنامه و شروع كار ساخت تعلل مي كنند و كار را براي سازندگان مشكل مي‌كنند.

شهباززاده با اشاره به اينكه «مرد هزار چهره» سريالي است كه اگر كسي بخواهد آن را نقد كند بايد با چشم باز اين كار را بكند، ادامه داد:مهران مديري كارهاي بسياري مانند ساعت خوش، نقطه چين، پاورچين و.... ساخته كه همه آنها بايد در يك كفه و اين سريال در يك كفه قرار گيرد. اين سريال داستان ويژه‌اي داشت كه هركسي با هر تفكر و سليقه شخصي مي‌‌تواند آن را به موضوعات مختلفي ارتباط دهد و بنابر تفكرات خود آن را تعبير كند اما بايد بگويم كه سازندگان اين اثر آن را سواي مسائل سياسي ساخته‌اند و به هيچ جبهه و جناح سياسي وصل نبود و اين از كوتاه عقلي برخي است كه سريال را به مسائل اين چنيني ربط مي‌دهند.

وي افزود: بسط دادن قصه‌هاي سريال به موضوعات مختلف بسته به تفكرات آدمهاست. به دليل حساسيت‌هايي كه روي اين سريال بود، آن را افراد بسياري ديدند تا به پخش رسيد و اگر مشكل خاصي در آن بود مطمئن باشيد كه به پخش نمي‌رسيد. هدف ما در مجموعه «مرد هزار چهره» بيان دردهاي جامعه به شكلي بود كه دور از آلودگي‌هاي حاشيه‌اي باشد.اگر بخواهيم موضوع آن را در جامعه بسط بدهيم هستند كساني كه در جامعه كلاه‌برداري مي‌كنند و اشتباه در جاي خود قرار مي‌گيرند و هيچ مساله دور از ذهني نيست.

مدير توليد مجموعه «مرد هزار چهره» در ادامه گفت و گو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس گفت:مهران مديري يكي از شاهكارهاي خود را با بكارگيري نيروهاي خوب و حرفه‌اي سينمايي ساخت و او با مرد هزارچهره دوباره متولد شد.يك كارگردان زماني مي‌تواند موفق باشد كه هر كارش با ديگري متفاوت باشد. مثلا مرحوم علي حاتمي هر كارش با ديگري فرق مي‌كرد و اينها نشانه پيشرفت فيلمساز است و مخاطبان خود را هم داشت همانطور كه «مرد هزار چهره» در ايام نوروز بيش از 90 درصد مخاطب داشته است.

وي اظهار داشت:اگر آقاي مديري در همان ساخت پلاتو و برنامه‌هاي 90 شبي باقي مي‌ماند مطمئن باشيد كسي از او تشكر نمي كرد و همه مي‌گفتند او كارگردان 90 شبي است و كار خود را انجام مي‌دهد.ولي همين قدر كه به خود جسارت داده تا با بازيگران سينما كار كند و قصه‌اي بسازد كه آخرش مشخص نيست، ريسك بزرگي بود.

شهباززاده تصريح كرد: او از جمله افرادي است كه حداقل كارگرداني را به نحو احسن مي‌شناسد و بازي گرفتن از بازيگر را بلد است. مثلا عليرضا خمسه در بازي‌هاي آخر خود، خمسه باقي مانده بود اما در «مرد هزار چهره» به «قذاقه‌منديان» تبديل شد و تفاوت بسياري با نقش‌هاي قبلي‌اش داشت كه نحوه ارائه كار و بازي گرفتن مهران مديري را نشان مي‌دهد.اين مجموعه پروژه‌اي بود كه مهران مديري آن را به درستي هدايت و ثابت كرد كه مي‌تواند.

وي در ادامه درباره ريسك كردن مهران مديري در انتخاب مشاغل به كار گرفته شده در اين سريال نيز گفت: هر موضوع و سوژه‌اي در فيلم‌ها و سريال‌ها به كار گرفته شود، پس از مدتي به موضوعي براي بحث تبديل مي‌شود همانطور كه قبلا هم اتفاق افتاده است و ما دست روي هر موضوعي مي‌گذاشتيم احتمال ايجاد حساسيت در آن مي‌رفت.

وي ادامه داد: با توجه به همه اين مسائل ما پيش از شروع كار، فيلمنامه را براي نيروي انتظامي فرستاديم و آنها، به طور كامل آن را خوانده و ارزيابي كردند.اگر يك فيلمساز بخواهد يك فيلم خوب بسازد بايد به مسائل و مشكلات جامعه خود نيز بپردازد و درد آنها را بيان كند و اگر بخواهيم با اين تفكرات فيلم بسازيم نمي‌شود. هدف ما اين بود كه هم مردم تفريحي داشته باشند و هم سريال مطلبي را برساند كه يك آدم خوب هم مي‌تواند در شرايط مختلف بد شود.

شهباززاده در گفت و گو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس درباره دلايل موفقيت سريال «مرد هزار چهره» نيز گفت: همين قدر كه مهران مديري از يك فضاي بسته و 90 شبي خود را به فضاي ديگري در لوكيشن‌هاي ديگر قرار داده و خود را با آنها وفق مي‌دهد شاهكار است. چون كار مشكلي است كه از كار پلاتو به خيابان بيايي و ازدحام جمعيت را ببيني. من كارگردان‌هاي بسياري را ديده‌ام كه در اين شرايط كار خود را نيمه كاره رها كردند.

وي افزود: «مرد هزار چهره» در دقيقه 90 بدون سناريو ساخته شد و در لحظه اعلام مي‌كردند كه به چه چيزي نياز دارند. آوردن آن همه سلاح و ماشين پليس سر صحنه شوخي نبود و كار سختي است. ضمن اينكه ما در لوكيشن دادگاه كه در سالن اجتماعات كاخ دادگستري بود، 600 هنرور داشتيم كه كار بسيار مشكلي است. جمع آوري و گرفتن پلان از اين همه آدم كار طاقت فرسايي است.

وي با بيان اينكه مديري از تك فضابودن خارج شده و فضاهاي متفاوتي را در اين سريال تجربه كرده است، گفت: او فضاشكني كرد كه باعث جذب بيننده به تلويزيون مي‌شود البته طراحي صحنه و لباس مجموعه نيز در جاي خود كار مشكلي بود.

فضاهاي خانه قداره بنديان زمان بسياري را به خود اختصاص داده بود و همچنين لوكيشن بيمارستان جاي تميزي انتخاب شده بود تا مخاطب را زده نكند. براي پيداكردن دادگاه مورد نظرمان نيز به همراه تهيه كننده حدود 25روز وقت گذاشتيم تا دادگاه واقعي پيدا كنيم درصورتي كه ساختن دادگاه براي ما كار سختي نبود ولي چون با اين كار مخاطب بيشتر جذب صحنه ها مي‌شود و كار ملموس تر و واقعي‌تر مي شود، مهران مديري همه تمهيدات را به نحو احسن چيد.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 و ساعت 3:22 |
علت حذف 2 قسمت از «مرد هزار چهره»
مدير توليد مجموعه تلويزيوني «مرد هزار چهره» به كارگرداني «مهران مديري» ضمن اشاره به اين كه اين مجموعه وارد بازي‌هاي سياسي نشده است، گفت: بخش‌هايي از اين مجموعه به دليل كمبود زمان در مونتاژ حذف شد.
به گزارش«جهان» عبدالرضا شهباززاده در گفت و گو با فارس درباره تبديل سريال «مرد هزار چهره» از 15 قسمت به 13 قسمت و حذف بخش‌هايي از آن گفت: ما زمان زيادي براي توليد نداشتيم و بخش‌هايي از مجموعه نيز كه تصويربرداري شده بود در زمان تدوين به علت كمبود وقت كنار گذاشته شد.

وي افزود: گروه در فرصت خيلي كمي ساخت كار را آغاز كرد و در ميانه راه به جايي رسيديم كه به دليل عدم زمان كافي ديگر نتوانستيم اين مسير را ادامه دهيم و آن طور كه بايد اين 15 قسمت را كامل ضبط كنيم. مثلا بخش‌هايي كه در تيزرهاي تلويزيوني سريال با حضور رضا رشيدپور پخش شد، از جمله آن موارد است. زيرا ما نرسيديم كه پايان سريال را آن طور كه بايد ضبط كنيم به همين دليل پايان آن را تغيير داديم و صحنه‌هاي اضافي را كه با تغيير پايان بي‌ربط شده بود، از كار درآورديم.

وي در ادامه گفت: امااز آنجاييكه تيتراژ سريال از قبل ضبط شده بود و سازنده آن در انگلستان به سر مي‌برد ما نتوانستيم اسامي افرادي را كه حذف شده بودند از تيتراژ خارج كنيم.بخش حضور رضا رشيدپور در خانه شخصيت قذاقه منديان نيز كه در تيزرهاي تلويزيوني پخش شده بود به همين دليل از مجموعه حذف شده بود.

وي با بيان اينكه اگر ما فرصت كافي براي ساخت داشتيم مخاطبان انتهاي سريال را به شكل ديگري مي‌ديدند، ادامه داد: در اين مدت شايعات زيادي مبني بر حذفيات سريال به وجود آمده كه هيچكدام صحت ندارد وبخش هايي كه حذف شد حاوي هيچ نكته خاصي نبود و لطمه‌اي به داستان اصلي سريال نمي‌زد.

وي تصريح كرد: يكي از مشكلات ما به تصميم گيري‌هاي سازمان صدا و سيما برمي‌گردد كه در پايان دقايق اضافه انتظار شوتي را از ما دارند كه به گل نيز تبديل شود و با اين كه مي دانند ما هر سال مناسبت هاي ثابتي را داريم در انتخاب فيلمنامه و شروع كار ساخت تعلل مي كنند و كار را براي سازندگان مشكل مي‌كنند.

**«مرد هزار چهره» وارد بازي‌هاي سياسي نشده است

شهباززاده با اشاره به اينكه «مرد هزار چهره» سريالي است كه اگر كسي بخواهد آن را نقد كند بايد با چشم باز اين كار را بكند، ادامه داد:مهران مديري كارهاي بسياري مانند ساعت خوش، نقطه چين، پاورچين و.... ساخته كه همه آنها بايد در يك كفه و اين سريال در يك كفه قرار گيرد. اين سريال داستان ويژه‌اي داشت كه هركسي با هر تفكر و سليقه شخصي مي‌‌تواند آن را به موضوعات مختلفي ارتباط دهد و بنابر تفكرات خود آن را تعبير كند اما بايد بگويم كه سازندگان اين اثر آن را سواي مسائل سياسي ساخته‌اند و به هيچ جبهه و جناح سياسي وصل نبود و اين از كوتاه عقلي برخي است كه سريال را به مسائل اين چنيني ربط مي‌دهند.

وي افزود: بسط دادن قصه‌هاي سريال به موضوعات مختلف بسته به تفكرات آدمهاست. به دليل حساسيت‌هايي كه روي اين سريال بود، آن را افراد بسياري ديدند تا به پخش رسيد و اگر مشكل خاصي در آن بود مطمئن باشيد كه به پخش نمي‌رسيد. هدف ما در مجموعه «مرد هزار چهره» بيان دردهاي جامعه به شكلي بود كه دور از آلودگي‌هاي حاشيه‌اي باشد.اگر بخواهيم موضوع آن را در جامعه بسط بدهيم هستند كساني كه در جامعه كلاه‌برداري مي‌كنند و اشتباه در جاي خود قرار مي‌گيرند و هيچ مساله دور از ذهني نيست.

** مهران مديري با مرد هزار چهره دوباره متولد شد

مدير توليد مجموعه «مرد هزار چهره» در ادامه گفت و گو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس گفت:مهران مديري يكي از شاهكارهاي خود را با بكارگيري نيروهاي خوب و حرفه‌اي سينمايي ساخت و او با مرد هزارچهره دوباره متولد شد.يك كارگردان زماني مي‌تواند موفق باشد كه هر كارش با ديگري متفاوت باشد. مثلا مرحوم علي حاتمي هر كارش با ديگري فرق مي‌كرد و اينها نشانه پيشرفت فيلمساز است و مخاطبان خود را هم داشت همانطور كه «مرد هزار چهره» در ايام نوروز بيش از 90 درصد مخاطب داشته است.

وي اظهار داشت:اگر آقاي مديري در همان ساخت پلاتو و برنامه‌هاي 90 شبي باقي مي‌ماند مطمئن باشيد كسي از او تشكر نمي كرد و همه مي‌گفتند او كارگردان 90 شبي است و كار خود را انجام مي‌دهد.ولي همين قدر كه به خود جسارت داده تا با بازيگران سينما كار كند و قصه‌اي بسازد كه آخرش مشخص نيست، ريسك بزرگي بود.

شهباززاده تصريح كرد: او از جمله افرادي است كه حداقل كارگرداني را به نحو احسن مي‌شناسد و بازي گرفتن از بازيگر را بلد است. مثلا عليرضا خمسه در بازي‌هاي آخر خود، خمسه باقي مانده بود اما در «مرد هزار چهره» به «قذاقه‌منديان» تبديل شد و تفاوت بسياري با نقش‌هاي قبلي‌اش داشت كه نحوه ارائه كار و بازي گرفتن مهران مديري را نشان مي‌دهد.اين مجموعه پروژه‌اي بود كه مهران مديري آن را به درستي هدايت و ثابت كرد كه مي‌تواند.

** مرد هزار چهره با هر موضوع ديگري مي‌توانست حساسيت‌برانگيز باشد

وي در ادامه درباره ريسك كردن مهران مديري در انتخاب مشاغل به كار گرفته شده در اين سريال نيز گفت: هر موضوع و سوژه‌اي در فيلم‌ها و سريال‌ها به كار گرفته شود، پس از مدتي به موضوعي براي بحث تبديل مي‌شود همانطور كه قبلا هم اتفاق افتاده است و ما دست روي هر موضوعي مي‌گذاشتيم احتمال ايجاد حساسيت در آن مي‌رفت.

وي ادامه داد: با توجه به همه اين مسائل ما پيش از شروع كار، فيلمنامه را براي نيروي انتظامي فرستاديم و آنها، به طور كامل آن را خوانده و ارزيابي كردند.اگر يك فيلمساز بخواهد يك فيلم خوب بسازد بايد به مسائل و مشكلات جامعه خود نيز بپردازد و درد آنها را بيان كند و اگر بخواهيم با اين تفكرات فيلم بسازيم نمي‌شود. هدف ما اين بود كه هم مردم تفريحي داشته باشند و هم سريال مطلبي را برساند كه يك آدم خوب هم مي‌تواند در شرايط مختلف بد شود.

** مديري با «مرد هزار چهره» به دنياي چند فضايي پا گذاشت

شهباززاده درباره دلايل موفقيت سريال «مرد هزار چهره» نيز گفت: همين قدر كه مهران مديري از يك فضاي بسته و 90 شبي خود را به فضاي ديگري در لوكيشن‌هاي ديگر قرار داده و خود را با آنها وفق مي‌دهد شاهكار است. چون كار مشكلي است كه از كار پلاتو به خيابان بيايي و ازدحام جمعيت را ببيني. من كارگردان‌هاي بسياري را ديده‌ام كه در اين شرايط كار خود را نيمه كاره رها كردند.

وي افزود: «مرد هزار چهره» در دقيقه 90 بدون سناريو ساخته شد و در لحظه اعلام مي‌كردند كه به چه چيزي نياز دارند. آوردن آن همه سلاح و ماشين پليس سر صحنه شوخي نبود و كار سختي است. ضمن اينكه ما در لوكيشن دادگاه كه در سالن اجتماعات كاخ دادگستري بود، 600 هنرور داشتيم كه كار بسيار مشكلي است. جمع آوري و گرفتن پلان از اين همه آدم كار طاقت فرسايي است.

وي با بيان اينكه مديري از تك فضابودن خارج شده و فضاهاي متفاوتي را در اين سريال تجربه كرده است، گفت: او فضاشكني كرد كه باعث جذب بيننده به تلويزيون مي‌شود البته طراحي صحنه و لباس مجموعه نيز در جاي خود كار مشكلي بود. فضاهاي خانه قداره بنديان زمان بسياري را به خود اختصاص داده بود و همچنين لوكيشن بيمارستان جاي تميزي انتخاب شده بود تا مخاطب را زده نكند. براي پيداكردن دادگاه مورد نظرمان نيز به همراه تهيه كننده حدود 25روز وقت گذاشتيم تا دادگاه واقعي پيدا كنيم درصورتي كه ساختن دادگاه براي ما كار سختي نبود ولي چون با اين كار مخاطب بيشتر جذب صحنه ها مي‌شود و كار ملموس تر و واقعي‌تر مي شود، مهران مديري همه تمهيدات را به نحو احسن چيد.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 و ساعت 3:11 |
ستاره «بن هور» در 84 سالگي خاموش شد
كد خبر: ۸۵۸۳
«چارلتن هستن» که در 1960 براي بازي در فيلم تاريخي «بن هور» اسکار گرفت و در سينما به نقش حضرت موسي (ع)، «ميکل‌آنژ» و «ال سيد» ظاهر شد، شنبه‌شب در منزل خود در بورلي هيلز در 84 سالگي درگذشت.

به گزارش خبرگزاري مهر، آسوشيتدپرس اعلام کرد: هنگام مرگ ستاره فيلم‌هاي «ده فرمان» و «ال سيد» همسرش «ليديا» کنار او بود. «هستن» سال 2002 فاش کرد که نشانه‌هايي از بيماري آلزايمر در او ديده مي‌شود و افزود: «بايد شجاعت خود را حفظ کنم.»

چارلتن هستن در صحنه‌اي از فيلم برنده اسکار «بن هور»

او با قامت تنومند، چهره خوش‌ترکيب و صداي پرطنين خود گزينه‌اي مناسب براي حضور در نقش شخصيت‌هاي مذهبي و تاريخي در هاليوود سال‌هاي 1950 و 1960 بود. هستن اغلب مي‌گفت: «چهره من به يک عصر ديگر تعلق دارد». هستن متولد چهارم اکتبر 1923 در حدود شش دهه حضور در عرصه سينما و تلويزيون در بيش از 120 اثر نقش‌آفريني کرد.

از ديگر فيلم‌هاي مطرح او مي‌توان به «بزرگترين نمايش روي زمين» 1952، «روبي جنتري» 1952، «نشاني از شر» 1958، «55 روز در پکن» 1963، «بزرگترين داستان عالم» 1965، «رنج و سرمستي» 1965، «سرگرد داندي» 1965، «سياره ميمون‌ها» 1968، «مرد امگايي» 1971 و «خوراک سويا ـ عدس سبز» 1973 اشاره کرد.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 و ساعت 2:55 |
مدير توليد مجموعه تلويزيوني «مرد هزار چهره» به كارگرداني «مهران مديري» ضمن اشاره به اين كه اين مجموعه وارد بازي‌هاي سياسي نشده است، گفت: بخش‌هايي از اين مجموعه به دليل كمبود زمان در مونتاژ حذف شد.
به گزارش«جهان» عبدالرضا شهباززاده در گفت و گو با فارس درباره تبديل سريال «مرد هزار چهره» از 15 قسمت به 13 قسمت و حذف بخش‌هايي از آن گفت: ما زمان زيادي براي توليد نداشتيم و بخش‌هايي از مجموعه نيز كه تصويربرداري شده بود در زمان تدوين به علت كمبود وقت كنار گذاشته شد.

وي افزود: گروه در فرصت خيلي كمي ساخت كار را آغاز كرد و در ميانه راه به جايي رسيديم كه به دليل عدم زمان كافي ديگر نتوانستيم اين مسير را ادامه دهيم و آن طور كه بايد اين 15 قسمت را كامل ضبط كنيم. مثلا بخش‌هايي كه در تيزرهاي تلويزيوني سريال با حضور رضا رشيدپور پخش شد، از جمله آن موارد است. زيرا ما نرسيديم كه پايان سريال را آن طور كه بايد ضبط كنيم به همين دليل پايان آن را تغيير داديم و صحنه‌هاي اضافي را كه با تغيير پايان بي‌ربط شده بود، از كار درآورديم.

وي در ادامه گفت: امااز آنجاييكه تيتراژ سريال از قبل ضبط شده بود و سازنده آن در انگلستان به سر مي‌برد ما نتوانستيم اسامي افرادي را كه حذف شده بودند از تيتراژ خارج كنيم.بخش حضور رضا رشيدپور در خانه شخصيت قذاقه منديان نيز كه در تيزرهاي تلويزيوني پخش شده بود به همين دليل از مجموعه حذف شده بود.

وي با بيان اينكه اگر ما فرصت كافي براي ساخت داشتيم مخاطبان انتهاي سريال را به شكل ديگري مي‌ديدند، ادامه داد: در اين مدت شايعات زيادي مبني بر حذفيات سريال به وجود آمده كه هيچكدام صحت ندارد وبخش هايي كه حذف شد حاوي هيچ نكته خاصي نبود و لطمه‌اي به داستان اصلي سريال نمي‌زد.

وي تصريح كرد: يكي از مشكلات ما به تصميم گيري‌هاي سازمان صدا و سيما برمي‌گردد كه در پايان دقايق اضافه انتظار شوتي را از ما دارند كه به گل نيز تبديل شود و با اين كه مي دانند ما هر سال مناسبت هاي ثابتي را داريم در انتخاب فيلمنامه و شروع كار ساخت تعلل مي كنند و كار را براي سازندگان مشكل مي‌كنند.

**«مرد هزار چهره» وارد بازي‌هاي سياسي نشده است

شهباززاده با اشاره به اينكه «مرد هزار چهره» سريالي است كه اگر كسي بخواهد آن را نقد كند بايد با چشم باز اين كار را بكند، ادامه داد:مهران مديري كارهاي بسياري مانند ساعت خوش، نقطه چين، پاورچين و.... ساخته كه همه آنها بايد در يك كفه و اين سريال در يك كفه قرار گيرد. اين سريال داستان ويژه‌اي داشت كه هركسي با هر تفكر و سليقه شخصي مي‌‌تواند آن را به موضوعات مختلفي ارتباط دهد و بنابر تفكرات خود آن را تعبير كند اما بايد بگويم كه سازندگان اين اثر آن را سواي مسائل سياسي ساخته‌اند و به هيچ جبهه و جناح سياسي وصل نبود و اين از كوتاه عقلي برخي است كه سريال را به مسائل اين چنيني ربط مي‌دهند.

وي افزود: بسط دادن قصه‌هاي سريال به موضوعات مختلف بسته به تفكرات آدمهاست. به دليل حساسيت‌هايي كه روي اين سريال بود، آن را افراد بسياري ديدند تا به پخش رسيد و اگر مشكل خاصي در آن بود مطمئن باشيد كه به پخش نمي‌رسيد. هدف ما در مجموعه «مرد هزار چهره» بيان دردهاي جامعه به شكلي بود كه دور از آلودگي‌هاي حاشيه‌اي باشد.اگر بخواهيم موضوع آن را در جامعه بسط بدهيم هستند كساني كه در جامعه كلاه‌برداري مي‌كنند و اشتباه در جاي خود قرار مي‌گيرند و هيچ مساله دور از ذهني نيست.

** مهران مديري با مرد هزار چهره دوباره متولد شد

مدير توليد مجموعه «مرد هزار چهره» در ادامه گفت و گو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس گفت:مهران مديري يكي از شاهكارهاي خود را با بكارگيري نيروهاي خوب و حرفه‌اي سينمايي ساخت و او با مرد هزارچهره دوباره متولد شد.يك كارگردان زماني مي‌تواند موفق باشد كه هر كارش با ديگري متفاوت باشد. مثلا مرحوم علي حاتمي هر كارش با ديگري فرق مي‌كرد و اينها نشانه پيشرفت فيلمساز است و مخاطبان خود را هم داشت همانطور كه «مرد هزار چهره» در ايام نوروز بيش از 90 درصد مخاطب داشته است.

وي اظهار داشت:اگر آقاي مديري در همان ساخت پلاتو و برنامه‌هاي 90 شبي باقي مي‌ماند مطمئن باشيد كسي از او تشكر نمي كرد و همه مي‌گفتند او كارگردان 90 شبي است و كار خود را انجام مي‌دهد.ولي همين قدر كه به خود جسارت داده تا با بازيگران سينما كار كند و قصه‌اي بسازد كه آخرش مشخص نيست، ريسك بزرگي بود.

شهباززاده تصريح كرد: او از جمله افرادي است كه حداقل كارگرداني را به نحو احسن مي‌شناسد و بازي گرفتن از بازيگر را بلد است. مثلا عليرضا خمسه در بازي‌هاي آخر خود، خمسه باقي مانده بود اما در «مرد هزار چهره» به «قذاقه‌منديان» تبديل شد و تفاوت بسياري با نقش‌هاي قبلي‌اش داشت كه نحوه ارائه كار و بازي گرفتن مهران مديري را نشان مي‌دهد.اين مجموعه پروژه‌اي بود كه مهران مديري آن را به درستي هدايت و ثابت كرد كه مي‌تواند.

** مرد هزار چهره با هر موضوع ديگري مي‌توانست حساسيت‌برانگيز باشد

وي در ادامه درباره ريسك كردن مهران مديري در انتخاب مشاغل به كار گرفته شده در اين سريال نيز گفت: هر موضوع و سوژه‌اي در فيلم‌ها و سريال‌ها به كار گرفته شود، پس از مدتي به موضوعي براي بحث تبديل مي‌شود همانطور كه قبلا هم اتفاق افتاده است و ما دست روي هر موضوعي مي‌گذاشتيم احتمال ايجاد حساسيت در آن مي‌رفت.

وي ادامه داد: با توجه به همه اين مسائل ما پيش از شروع كار، فيلمنامه را براي نيروي انتظامي فرستاديم و آنها، به طور كامل آن را خوانده و ارزيابي كردند.اگر يك فيلمساز بخواهد يك فيلم خوب بسازد بايد به مسائل و مشكلات جامعه خود نيز بپردازد و درد آنها را بيان كند و اگر بخواهيم با اين تفكرات فيلم بسازيم نمي‌شود. هدف ما اين بود كه هم مردم تفريحي داشته باشند و هم سريال مطلبي را برساند كه يك آدم خوب هم مي‌تواند در شرايط مختلف بد شود.

** مديري با «مرد هزار چهره» به دنياي چند فضايي پا گذاشت

شهباززاده درباره دلايل موفقيت سريال «مرد هزار چهره» نيز گفت: همين قدر كه مهران مديري از يك فضاي بسته و 90 شبي خود را به فضاي ديگري در لوكيشن‌هاي ديگر قرار داده و خود را با آنها وفق مي‌دهد شاهكار است. چون كار مشكلي است كه از كار پلاتو به خيابان بيايي و ازدحام جمعيت را ببيني. من كارگردان‌هاي بسياري را ديده‌ام كه در اين شرايط كار خود را نيمه كاره رها كردند.

وي افزود: «مرد هزار چهره» در دقيقه 90 بدون سناريو ساخته شد و در لحظه اعلام مي‌كردند كه به چه چيزي نياز دارند. آوردن آن همه سلاح و ماشين پليس سر صحنه شوخي نبود و كار سختي است. ضمن اينكه ما در لوكيشن دادگاه كه در سالن اجتماعات كاخ دادگستري بود، 600 هنرور داشتيم كه كار بسيار مشكلي است. جمع آوري و گرفتن پلان از اين همه آدم كار طاقت فرسايي است.

وي با بيان اينكه مديري از تك فضابودن خارج شده و فضاهاي متفاوتي را در اين سريال تجربه كرده است، گفت: او فضاشكني كرد كه باعث جذب بيننده به تلويزيون مي‌شود البته طراحي صحنه و لباس مجموعه نيز در جاي خود كار مشكلي بود. فضاهاي خانه قداره بنديان زمان بسياري را به خود اختصاص داده بود و همچنين لوكيشن بيمارستان جاي تميزي انتخاب شده بود تا مخاطب را زده نكند. براي پيداكردن دادگاه مورد نظرمان نيز به همراه تهيه كننده حدود 25روز وقت گذاشتيم تا دادگاه واقعي پيدا كنيم درصورتي كه ساختن دادگاه براي ما كار سختي نبود ولي چون با اين كار مخاطب بيشتر جذب صحنه ها مي‌شود و كار ملموس تر و واقعي‌تر مي شود، مهران مديري همه تمهيدات را به نحو احسن چيد.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 و ساعت 2:49 |
چارلتون هستون درگذشت
چارلتون هستون روز شنبه در سن هشتاد و چهار سالگي در منزلش در بورلي هيلز درگذشت
واحد مرکزي خبر : چارلتون هستون هنرپيشه مشهور امريکايي که در سال هزار و نهصد و پنجاه و نه ميلادي براي بازي در فيلم بن هور اسکار بهترين بازيگري را دريافت کرد روز شنبه درگذشت.
 
به گزارش اسوشيتدپرس از لس انجلس ، چارلتون هستون روز شنبه در سن هشتاد و چهار سالگي در منزلش در بورلي هيلز درگذشت.

اين هنرپيشه امريکايي که در دهه هاي هزار و نهصد و پنجاه و هزار نهصد و شصت در نقش شخصيت ها و قهرمانان تاريخي مانند ميکل انژ و ال سيد و همچنين در نقش حضرت موسي /ع/ در فيلم ده فرمان ايفاي نقش کرد از سال دو هزار و دو ميلادي به بيماري الزايمر مبتلا بود.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 و ساعت 2:20 |
نام هایی که در "مرد هزار چهره" غایب شدند
تهران- خبرگزاری ایسکانیوز: در بخشی از تیتراژ سریال "مرد هزار چهره" از چند بازیگر- مجری نامبرده شده بود که ما در سریال تصاویری از آن ها ندیدیم یا برخی از تصاویر مربوط به ان ها حذف شده بود .
به گزارش روز چهارشنبه گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران" ایسکانیوز"، محمدرضا حسینیان و رضا رشیدپورافرادی بودند که اگر چه در تیتراژ از حضور آن ها به صورت افتخاری تشکر شده بود اما مخاطب هیچ پلانی از حضور آن ها مشاهده نکرد یا برخی از آن تصاویر را ندید . نخستین پرسشی که در این شرایط مطرح می شود این است که چه مساله ای باعث حذف یا سانسور برخی تصاویر آن ها شده است .
مورد دوم که باعث کنجکاوی مخاطب شد زمانی بود که "شصتچی " وارد منزل قزاق مندیان شد . در ابتدای وروود محافظ این خانواده در پاسخ به پرسش "شصتچی " مبنی بر این که اینجا منزل آقای قزاق مندیان است پاسخ می شنود که قزاق مندیان (فرهنگ ) [داخل پرانتز، فرهنگ] . اما در تکرار این چند سکانس در شب بعد [داخل پرانتز، فرهنگ] از گفتار حذف شده بود .
این مباحث اگر چه در کلیت چندان مساله ی مهمی نیست اما به دلیل کنجکاوی مردم و سو استفاده برخی سودجویان باعث ایجاد برخی سو تفاهمات بین رسانه ملی و مخاطبان می شود . اگر چه ممکن است این مساله فقط یک اشکال فنی بوده باشد . برخی منابع اطلاع دادند دلیل حذف مجری – بازیگران نامبرده این بود که مثلا در یکی از سکانس ها رضا رشید پور در دفتر قزاق مندیان (علیرضا خمسه) حاضر می شود و می گوید:«غرض، دست بوسی شماست»، که این بخش در طول سریال پخش نشد .
"مرد هزار چهره" یکی دیگر از سویه های خلاقیت مهران مدیری بود که اگر چه با توانایی های او فاصله داشت اما توانست برخی از مخاطبان را در سال جدید پای تلویزیون بنشاند ./120
خبرنگار:166
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در شنبه هفدهم فروردین 1387 و ساعت 2:38 |
» تحليل فيلم سينمايي به همین سادگی؛ زنی در آستانه فروپاشی
 
فیلم سینمایی "به همین سادگی" سیدرضا میرکریمی که بر اکران سینماهاست، برشی جزئی‌نگرانه از زندگی بی‌اوج و فرود زنی سنتی در آستانه کشفی نو است و به مدد این پرداخت می‌تواند زنانگی را به ساختار کلی اثر پیوند دهد.

به گزارش مهر، میرکریمی طبق سنت مألوف کارنامه خود در جدیدترین فیلمش هم دست به تجربه‌ای خاص زده است. او این بار سراغ زنان رفته که معمولاً در آثار او حضوری پررنگ ندارند، ضمن اینکه مذهب و سنت دو مولفه تکرارشونده در مجموعه آثارش هستند.

از این وجه شاید بتوان در اولین گام اهمیت و تأثیر حضور یک فیلمنامه نویس مستقل و پیوند مناسب دغدغه‌ها و نقطه‌نظرهای وی با کارگردان را در "به همین سادگی" مورد توجه قرار داد. شادمهر راستین که سابقه پرداختن به زنان و دغدغه‌های خاص آنان را در فیلمنامه‌های "این زن حرف نمی‌زند"، "چند روز بعد" و ... دارد، این بار تفکر و دغدغه‌های خاص خود را برجسته می‌کند.

"به همین سادگی" فیلمی زنانه است، نه فقط چون شخصیت محوری یک زن سنتی خانه‌دار است، نه چون فیلم از ابتدا تا انتها با دلمشغولی‌های ساده و در عین حال درونی او سر و کار دارد و نه فقط ... "به همین سادگی" فیلمی زنانه است بیشتر به این دلیل که پرداختی زنانه در جزئیات دارد و توانسته از دل جزئیات عادی و معمولی دنیای بی‌اوج و فرود زنی عادی و سنتی را ترسیم کند.

طاهره زنی خانه دار و مادر دو بچه است و برشی از یک روز زندگی او در فیلم مورد بررسی موشکافانه قرار گرفته است. پرداخت این جزئیات به گونه ای است که مخاطب مانند یک فرد از بیرون به تماشای این تابلو به ظاهر عادی نمی نشیند، بلکه می‌تواند به عمق موقعیت منفعلانه یک زن خانه و یک روز از زندگی او نفوذ کند.

این مهم ممکن نمی‌شود مگر از ذهنی که این وجه را فراتر از مولفه‌های ظاهری به زوایای پنهان وارد کند. در واقع پرداخت زنانه فیلمنامه است که این برش تکراری را جذاب جلوه می‌دهد. طاهره زنی است که به تصور اطرافیان خوشبخت است. اما چهره‌ای که از او ارائه می‌شود، زنی افسرده از تکرار و در برزخ کشف گره‌ای در درون خود است و بی‌شباهت به زنی در آستانه فروپاشی نیست.

پرسش این است که مشکل طاهره چیست؟ نه طاهره جواب را می‌داند و نه نویسنده و کارگردان قصد دارند پاسخی به آن بدهند. چرا که ارائه پاسخی محض می‌تواند به نشانه محدود نگه داشتن مسئله او در دل موقعیتی خاص باشد. اما وقتی این سیر درونی و شخصی دور از جار و جنجال‌های رایج به تصویر درمی‌آید، وجهی همه‌شمول پیدا می‌کند و بدل به آینه‌ای از یک جمع می‌شود.

فرورفتن طاهره در باتلاق زندگی روزمره جایی به اوج خود می‌رسد که او نمی‌تواند با بچه‌هایش هم ارتباط عاطفی برقرار کند. به این ترتیب چهره‌ای که از او بر ذهن مخاطب باقی می‌ماند، یک زن تنهاست که همه او را سنگ صبور خود می‌دانند، ولی خود عاجز از برقراری ارتباط و دیالوگ با دیگران است.

دخترش او را به خلوت خود و دوستانش راه نمی‌دهد، پسرش نمی‌خواهد با او به کلاس زبان برود، همسرش فرصت حرف زدن با او را ندارد مگر به خاطر کار و نقشه‌ها و تلختر از همه اینکه درمی‌یابد منشی شرکت ارتباطی بیشتر با نزدیکانش دارد. فاصله‌ای عمیق که به تنها ماندن طاهره و فرورفتن او در خود انجامیده و شاید بیرونی‌ترین نشانه آن بی‌اطلاعی دختر از صدای مادر باشد وقتی زمزمه سر می‌دهد.

طاهره از ابتدای فیلم یک تصمیم دارد ولی برای انجام آن دچار تردید است. چمدانی که چند بار بسته و باز می‌شود و تماس تلفنی مادر که بی‌جواب می‌ماند، حکایت از تصمیم طاهره برای ترک دارد. ولی وقتی مخاطب با او همراهی می‌کند، به علتی مشخص برای ترک خانه از سوی این زن نمی‌رسد، چرا که خود او هم در حال کشف و شهود است و ... نمی‌داند "چه مرگش است!"

مسئله طاهره به عنوان نماینده‌ای از زنان سنتی به گونه‌ای درونی است که شاید نتوان آن را توصیف کرد. شاید بهترین نمود آن در ارتباطی گنجانده شده که طاهره با مرد خانه مقابل دارد و او را در بقالی می‌بیند. او به عنوان زن سنتی سر صحبت را با مرد باز می‌کند آن هم درباره پختن ماکارونی؛ تنها حیطه‌ای که می‌تواند در آن نظر بدهد بدون آنکه به ندانستن متهم شود.

این تنها مقوله‌ای است که طاهره می‌تواند در آن احساس قدرت کند و متأسفانه تنها حریم تعریف‌شده برای زنان خانه‌دار. همین کنش کوچک از چنین کاراکتری می‌تواند آشفتگی‌های روح او را برجسته کند و هنگامی که زن همسایه از طاهره می‌خواهد به عنوان زنی خوشبخت برای ازدواج دخترش استخاره کند؛ این تردید، تعلل و نگرانی خود را بروز می‌دهد.

طاهره استخاره می‌کند برای خودش و می‌توان حدس زد که احتمالاً نیت و پاسخ او برخلاف آنچه بر زبان می‌آورد، آمده است. میرکریمی از حیث تجربه قصه‌ای زنانه با ویژگی‌هایی خاص که در پرداخت و کارگردانی نمود دارد، وارد حیطه‌ای خاص و جدید شده است.

اما مهمتر اینکه هر چند در فیلم‌های قبل او زنان کمتر نقش محوری داشتند، اما رویکرد میرکریمی به آنان سهل‌الوصول نیست و این وجه از انتخاب فیلمنامه‌نویسی آشنا به این حیطه نشأت می‌گیرد. او با نگاهی آسیب‌شناسانه به عمق موقعیت قهرمان قصه فیلمی می‌سازد که اگر هم به عادی بودن متهم می‌شود، اهمیت تجربه‌گرایی را همچنان برای خود حفظ کند.

فیلم سینمایی "به همین سادگی" با بازی هنگامه قاضیانی و مهران کاشانی در نقش‌های اصلی از آخرین روزهای سال 86 بر پرده سینماهای تهران رفته است. این فیلم در بیست و ششمین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر در رشته‌های بهترین فیلم، بهترین فیلمنامه و بهترین بازیگر زن برنده سیمرغ بلورین شد.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه شانزدهم فروردین 1387 و ساعت 3:57 |
انتقادها نسبت به تصوير سريال مهران مديري از اهل ادبيات ادامه دارد:
عاقلانه است که فرهیخته‌ترین، کم‌تعداد ترین و بی‌دفاع‌ترین بخش از هنرمندان را بیش از پیش منزوی کنیم؟
عاقلانه است که فرهیخته‌ترین، کم‌تعداد ترین و بی‌دفاع‌ترین بخش از هنرمندان را بیش از پیش منزوی کنیم؟


سينماي ما- بخش‌هايي از سريال تازه مهران مديري در ايام نوروز درباره هنرمندان و اهل ادبيات، اين روزها موضوع بحث . انتقادهاي مختلفي قرار گرفته است. اين هم يكي از اين تظهارنظرها مخالف در اين موضوع است كه در وبلاگ توكا نيستاني منتشر شده است:
نمی خواستم برنامه های نوروزی تلویزیون را ببینم تا چهار شب پیش که با اصرار دوستان برای تماشای "سریال طنز" مهران مدیری مقاومتم درهم شکست و از شما چه پنهان دو قسمت بعدی "مرد هزار چهره" را با میل و رغبت نگاه کردم. امروز به عنوان یک بیننده ی سابق تلویزیون، کسی که کارهای مهران مدیری را سال ها دنبال کرده و هنوز به توانایی او در کارش ایمان دارد، از دیدن تصویر مخدوشی که او در دو شب پیاپی از فضای فکری و اجتماعی شاعران، نویسنگان و هنرمندان ایرانی ترسیم کرد احساس انزجار می کنم.
گویا فیلمنامه ی این دو قسمت را امیرمهدی ژوله نوشته است؛ سوژه ی اصلی یعنی بـُر خوردن یک نفر در جمع شاعران و روخوانی از لیست خریدی که در جیب دارد برگرفته از یکی از داستان های نویسنده ی معروف ترک "عزیز نسین" است که سال ها پیش به فارسی ترجمه شده؛ اقتباس از کتاب های معروف در تمام دنیا متداول است و اهمیتی ندارد اما به سخره گرفتن شاعران بزرگ و سرشناسی مثل "م. آزاد" و ... در مملکتی که تیراژ کتاب و سرانه ی مطالعه عددی نزدیک به صفر است و القای این تفکر که شاعران و هنرمندان ما آدم هایی بی سواد و اهل دود و دم هستند که در توهم مبارزه به سر می برند و مجلاتی منتشر می کنند که ارزش خواندن ندارد و آن قدر ساده اند که هر آشغالی را می توان به عنوان مجسمه، شعر و اثر هنری به آن ها قالب کرد چه فایده ای برای بینندگان این مجموعه دارد جز آن که مردمی را که دچار بیماری مهلک "نخواندن" هستند مطمئن می کند چیزی از دست نداده اند؟
آیا عاقلانه است که فرهیخته ترین، کم تعداد ترین و بی دفاع ترین بخش از هنرمندان را که همان چند دقیقه سرانه ی مطالعه ی سالانه را مدیون وجود آنان هستیم و به پاس خدمتشان در تمام عمر به آن ها سختی و عسرت پاداش داده ایم بیش از پیش منزوی کنیم؟
امیر مهدی ژوله که مدت ها در مجله ی چلچراغ ستونی به نام "یادداشت های کودک فهیم" می نوشت مدتی است که طنز نویسی در مطبوعات را رها کرده و قدم در راهی گذاشته که به درآمد بیشتر منتهی می شود، بهتر است در ادامه ی این راه به جای صفت "فهیم"، که دیگر برازنده ی این کودک نیست، از صفت "زبل" استفاده کند.



منبع خبر : وبلاگ توكاي مقدس

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه شانزدهم فروردین 1387 و ساعت 3:31 |
سریال " روزگار قریب " از 17 فروردین از کانال آسیا
تهران - خبرگزاری ایسکانیوز:سریال " روزگار قریب "به کارگردانی کیاوش عیاری از روز شنبه 17 فروردین از کانال آسیا پخش خواهد شد.
به گزارش روز چهارشنبه خبرنگار گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران "ایسکانیوز" این سریال به سرگذشت دکتر قریب از ادبا و فضلای کشور مان می پردازد.
مهدی هاشمی و آفرین عبیسی اولین بازیگرانی هستند که در نقش کهنسالی دکتر قریب و همسرش در قاب تلویزیون حاضر می شوند.
عیاری جزو معدود فیلمسازان ایرانی است که در تمام آثار بلند سینمایی خود علاوه بر کارگردانی، نگارش متن و تهیه کنندگی آنها را نیز بر عهده گرفته است و به همین خاطر آثار او آینه تمام نمای افکار و اندیشه هایش محسوب می شود؛ اما وی با وسواس و حساسیت خاصی پروژه های خود را در عین گزیده کاری پیش می برد که «روزگار قریب» نتیجه همین ریزبینی است. عیاری فیلمبرداری این سریال را از اسفند 81 در مرکز سیما فیلم آغاز کرده بود که در نهایت اوایل پاییز 86 آن را در کاخ سعدآباد تهران به پایان برد.
این سریال روایت زندگی «دکتر قریب» که از 1259 همزمان با شروع تحصیلات ابتدایی دکتر قریب را تا مرگ وی در 1353 در بر می گیرد، به لحاظ همزمانی با وقایع خاص و حساس تاریخی مثل کودتای رضا خان، قحطی تهران در زمان جنگ جهانی دوم، حضور متفقین در ایران و وقایعی نظیر 30 تیر 1332 ، جذابیت های ویژه ای داشته باشد که البته در کنار حضور عیاری، نقش برادران هاشمی (مهدی و ناصر) در به تصویر کشیدن زندگی بنیانگذار طب نوین کودکان در ایران را نمی توان از نظر دور داشت.
در این سریال، ثبت تصویری عمر پربرکت دکتر قریب تنها به حضور برادران هاشمی خلاصه نمی شود بلکه پرهام کرمی 7 سالگی و کیوان مقدم از 18 تا 22 سالگی وی را به نمایش می گذارند. مهران رجبی نقش میرزا علی اصغر پدر وی و فرحناز منافی ظاهر نقش مادر دکتر را بازی می کند. البته در کنار این نقش آفرینان، حضور بازیگران شناخته شده در نقش های به یادماندنی این سریال را نیز شاهد هستیم./120
خبرنگار:210
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه شانزدهم فروردین 1387 و ساعت 3:21 |
بهاره رهنما از بازي در «دايره‌زنگي» مي‌گويد:
به کارگردان پیشنهاد دادم به من فرصت بدهد و اگر بازی متفاوتی ارائه دادم با حضورم در نقش موافقت کند
به کارگردان پیشنهاد دادم به من فرصت بدهد و اگر بازی متفاوتی ارائه دادم با حضورم در نقش موافقت کند


سينماي ما- بهاره رهنما بازی در فیلم سینمایی "دایره زنگی" به کارگردانی پریسا بخت‌آور را بهترین فرصت برای آغاز دوره جدید بازیگری خود دانست و گفت به کارگردان پیشنهاد دادم به من فرصت بدهد و اگر بازی متفاوتی ارائه دادم با حضورم در نقش موافقت کند. واقعا تلاش کردم و بخت‌آور در تست گریم غافلگیر شد. من نقش شعله را در "دایره زنگی" از خودم متفاوت و مسن‌تر ترسیم کردم. مجموعه طراحی لباس و گریم، کارگردانی مناسب و تلاش خودم باعث شد نقش متفاوت از سایر نقش‌هایم جلوه کند."
وی ادامه داد: "معتقدم بازیگری که به سی و چند سالگی می‌رسد برای ورود به دوره بعدی کار خود به تغییرات نیاز دارد. "دایره زنگی" برای من بهترین فرصت بود تا دوره جدید خود را در بازیگری آغاز کنم. من در این فیلم در نقش زنی میانسال ظاهر شدم که برای اثبات شاعر بودن خود تلاش می‌کند؛ زنی که با برونگرایی در نوع ظاهر خود قصد دارد بگوید من هستم."
بازیگر نقش شعله "دایره زنگی" را اثری متفاوت در کارنامه خود دانست و افزود: "فیلم اثری بدیع در داستانگویی و فیلمبرداری است. البته من در گذشته در فیلم‌هایی با روایت‌های غیرخطی و غیرکلاسیک مثل "شبانه" و "گاوخونی" بازی کرده‌ام و معتقدم این فیلم با وجود فروش خوب متعلق به سینمای عامه‌پسند نیست."
وی درباره حضور خود در یک فیلم اول گفت: "اصولا فیلمسازان در ساخت فیلم اول خود با شور و اشتیاق کار می‌کنند و با نگاه خوب وارد سینما می‌شوند. به همین دلیل عمدتا فیلم‌های اول از کارهای ماندگار سینما محسوب می‌شوند و من از حضور در چنین فیلم‌هایی استقبال می‌کنم. فیلمنامه برای من اهمیت زیادی دارد و در این فیلم نیز یکی از دلایل قبول نقش فیلمنامه موفق بود."
رهنما ادامه داد: "من با پریسا بخت‌آور در چند پروژه موفق همچون مجموعه تلویزیونی "من یک مستاجرم" و نمایش "پیش از ناشتایی" همکاری کرده بودم و به نوعی ایشان را یک کارگردان جدی و کوشا می‌دانم. به همین دلیل از قبل به کاری که قرار بود با این گروه انجام دهم اطمینان داشتم."
بازیگر "دایره زنگی" در پایان گفت: "این فیلم جزو آثاری است که مفاهیم اجتماعی را به طور خاص و ظریف بیان و ما را متوجه اتفاقی می‌کند که اکنون برای نسل جوان در حال شکل‌گیری است. مجموعه بازی‌ها، حضور ستارها کنار هم، بداهه‌های محمدرضا شریفی‌نیا و مدیری، کارگردانی، فیلمنامه و ... از معیارهای مهم فیلم هستند که می‌توانند باعث ارتباط خوب آن با مخاطب شوند."



منبع خبر : مهر
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه شانزدهم فروردین 1387 و ساعت 3:10 |

دایره زنگی؛ پرفروش ترین فیلم نوروزی

دایره زنگی به کارگردانی پریسا بخت اور پرفروش ترین فیلم نوروزی 87 است
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه شانزدهم فروردین 1387 و ساعت 3:6 |

فروش 315 میلیون تومانی "مجنون لیلی" پس از دو هفته نمایش
تهران- خبرگزاری ایسکانیوز:فروش "مجنون لیلی" آخرین ساخته ی قاسم جعفری پس از گذشت دوهفته از آغاز اکران عمومی آن از مرز 315 میلیون تومان عبور کرد.
به گزارش روز پنجشنبه گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران" ایسکانیوز"،"مجنون لیلی " جدیدترین فیلم قاسم جعفری , پس از سریالهای مسافری از هند ،خط قرمز ،کمکم کن و فیلم های سینمایی : ماه مهربان ،قاصدک ، بازنده ،گرگ و میش است.
مجنون لیلی عاشقانه ای شهری است که دو شخصیت اصلی قصه فرهاد و پروانه که نمادی از عشق های اسطوره ای ایران هستند در مسیر پر فراز ونشیبی در کنار هم قرار می گیرند اما در روز ولنتاین حادثه این دو را از هم جدا میکند ولی کادوی ولنتاین در طول یک شبانه روز مسیر زندگی این دو دلداده را تغییر می دهد و به هر کدام به شناخت جدیدی از عشق و دوست داشتن می رسند ...
بازیگران و عوامل اصلی فیلم مجنون لیلی عبارتند از :
بازیگران :
محمد رضا گلزار / الناز شاکردوست / حمید گودرزی / حامد بهداد / نیما شاهرخ شاهی / السا فیروز آذر / یوسف تیموری / گلاره عباسی / احمد پورمخبر / زهره مجابی / رامین راستاد / لعیا باستانی / کامران فیوضات / گلی اکبری / پروین میکده / فرخنده فرمانی زاده / سیامک قاسمی / داود چرخت / نورالدین جوادیان / سیامک راشدی / مهشید سلطانی / حسن نجفی / صدیف آرمیده .
با حضور : ابوالفضل پورعرب و رضا رویگری
با معرفی : شهرزاد جعفری / آترین دانشور / سمیه طاری
کارگردان : قاسم جعفری / مدیر فیلم برداری : علیرضا زرین دست / نویسندگان : فرهاد نوری – مسعود صحت/مشاورین فیلمنامه : حمید رضا آذرنگ – هادی مقدم دوست / مدیر تولید : یوسف صمد زاده / دستیار کارگردان و برنامه ریز : بهمن گودرزی / تدوین : حمید سیفی / موسیقی :احسان خواجه امیری / صدابردار : آرش برومند
سرمایه گذاران : حسن رحیم منفرد – صدیقه صحت . پخش : فیلمیران
خبرنگار:348

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه شانزدهم فروردین 1387 و ساعت 3:3 |
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي فيلم اهانت‌آميز «فتنه» را محكوم كرد
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي فيلم اهانت‌آميز «فتنه» را محكوم كرد


سینمای ما  سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي طي بيانيه‌اي در خصوص فيلم ضد اسلامي نماينده پارلمان هلند، دسيسه جديد دشمنان اسلام در توليد فيلم اهانت آميز «فتنه» را محكوم كرد.
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي سازمان فرهنگ و تبليغات اسلامي، اين سازمان طي اين بيانيه، دسيسه جديد دشمنان اسلام در توليد فيلم اهانت آميز «فتنه» را محكوم نموده اين توطئه را حلقه‌اي ديگر از اقدامات ضداسلامي براي مخدوش كردن چهره سراسر رحمت و عطوفت اسلامي و قرآن كريم آخرين كتاب مقدس الهي خواند و همچون ساير نهادهاي اسلامي و بين‌المللي خواهان برخورد قاطع و شايسته همه مجامع فرهنگي و حقوقي با اين توطئه تفرقه انگيز شد.
اين بيانيه مي‌افزايد: در جهان خسته از خشونت و افراطي‌گري كه بيش‌ترين نياز به آرامش، صلح و همزيستي مسالمت آميز و ارتقاي معنويت احساس مي‌شود، متأسفانه اقدامات ضد ارزشي و ضد اخلاقي از سوي عناصر تندرو و افراطي مدعي آزادي آسيب جدي به تحقق اين اهداف وارد مي‌سازد.
اين بيانيه ادامه مي‌دهد: محكوميت اين اقدام تفرقه انگيز توسط نهادها و مجامع بين‌المللي و منطقه‌اي نشان از خواست جهاني در جهت جلوگيري از به خطر افتادن صلح بين‌المللي در نتيجه اين اقدامات مرزشكنانه و ضد ديني و اخلاقي است.
در پايان اين بيانيه آمده است: اين اقدام بار ديگر تكليف اساسي مراكز و نهادهاي علمي، فرهنگي و هنري جهان اسلام در جهت پرداختن و شناسايي ابعاد مختلف اسلام و قرآن كريم به جامعه بشري امروز را ايجاب مي‌كند و سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي آمادگي خود را در جهت همكاري براي توليد و ارائه آثار فاخر فرهنگي و هنري در كنار ديگر فعاليت‌هاي علمي خود اعلام مي‌دارد.


منبع خبر : فارس
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه شانزدهم فروردین 1387 و ساعت 2:59 |
سامان سالور به‌شدت از وضعيت سينماي ايران انتقاد كرد
طنزها نود شبي اكران مي‌شود و مرگ سينما در راه است
طنزها نود شبي اكران مي‌شود و مرگ سينما در راه است


سينماي ما- طنزهاي نود شبي روي سردر سينماها آمده است و با اوضاع بدي که سينما با آن مواجه شده، به نظر مي رسد مرگ سينماي ايران در راه باشد. سامان سالور کارگردان سينما ضمن بيان مطلب فوق افزود: در سينماي کنوني بجز چند فيلم فارسي، چند بازيگر و تهيه کننده مشخص چيز قابل توجهي نيست. بين فيلمسازي و آهن فروشي هم تفاوت چنداني وجود ندارد. سينماگران ما براي انتخاب يک فيلم متفاوت و استاندارد در زمان اکران با مشکل مواجه مي شوند.
وي ادامه داد: در اين چند سال اخير هيچ فيلم ايراني در جشنواره کن، يکي از بزرگ ترين فستيوال هاي فيلم دنيا حضور ندارد و براي سينماگران ما حضور در اين جشنواره آرزو شده است. متاسفانه طنزهاي نود شبي روي سردر سينماها آمده است و با اوضاع بدي که بدنه سينما با آن مواجه شده، به نظر مي رسد مرگ سينماي ايران در راه باشد. بسياري از سينماگران ما براي گذران روزگار در تلويزيون کار مي کنند. فيلمسازان جوان هم که مي خواهند سينما را متحول کنند، آنقدر از آنها حمايت نمي شود که مجبورند فيلم گيشه اي بسازند.
کارگردان فيلم "چند کيلو خرما براي مراسم تدفين" در ادامه تصريح کرد: با اين وضعيت نابسامان سينما نمي توان انتظار داشت سطح سليقه تماشاچي را بالا برد. زيرا سينماي استاندارد در ايران وجود ندارد. بيشتر فيلم هايي که اکران مي شوند هيچ سوژه يا بجز حضور يک دختر و پسر که عاشق هم مي شوند، ندارند و در حال حاضر هم از اين نوع سينما حمايت مي شود.
سالور در ادامه اظهارکرد: سياست گذاران فرهنگي برخلاف شعارهايي که در زمينه حمايت از سينما مي دادند، عمل مي کنند. 90 درصد امکانات محدود سينماي ايران صرف حمايت از فيلم هاي کم ارزش مي شود. با اين شرايط چطور مي توان انتظار داشت فيلم ساز دلزده نشود.
اين کارگردان جوان سينماي ايران به برگزاري جشنواره فيلم فجر اشاره کرد و افزود: جشنواره فيلم فجر هم وضعيت چندان قابل بحثي ندارد. در بسياري موارد مشاهده مي شود که به طور مثال سه فيلم کانديد دريافت سيمرغ بلورين مي شوند و در کمال ناباوري يک فيلم ديگر جايزه را مي گيرد که سريال آن از تلويزيون نيز پخش شده است. متاسفانه نگاه غيرکارشناسانه اي بر جشنواره فيلم فجر حاکم است.
وي تصريح کرد: در تمام دنيا جشنواره ها را براي حمايت از فيلمسازان جواني برگزار مي کنند که به نوع ساختار شکني کرده و تفکري در پشت سوژه هاو فيلم هاي آنها وجود دارد اما در ايران جشنواره فيلم فجر تبديل شده به جايي براي اکران فيلم هايي که قرار است به اکران عمومي در بيايند. با اين اوضاع بايد فيلمسازان ما دست هاي خود را به نشانه تسليم بالا ببرند و با اين وضعيت کنار بيايند.


منبع خبر : شبكه برنا
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه شانزدهم فروردین 1387 و ساعت 2:54 |
» مرد هزار چهره سانسور شده بود!؟
 
به نظر می رسد که بخش هایی از سریال مرد هزارچهره به دلایلی پخش نشده است.

به گزارش فردا، برخی شواهد حاکی از حذف قسمت هایی از سریال مرد هزار چهره به کارگردانی مهران مدیری است که در طول ایام عید از شبکه سوم سیما پخش می شد.

بنابراین گزارش، در بخشی از تبلیغ این سریال که پیش از عید پخش می شد؛ رضا رشید پور در دفتر قزاق مندیان (علیرضا خمسه) حاضر می شود و می گوید:«غرض، دست بوسی شماست»، که این بخش در طول سریال پخش نشد.

از سوی دیگر، در تیتراژ انتهایی سریال از محمدرضا حسینیان (یکی دیگر از مجریان مطرح تلویزیون) بعنوان بازیگر که حضوری افتخاری داشته است یاد می شود که نقش آفرینی وی نیز از سیما پخش نشد.

همچنین در قسمت اولی که مسعود شستچی (مهران مدیری) وارد خانه قزاق مندیان می شود از قزاق مندیان با نام قزاق مندیان (فرهنگ) [داخل پرانتز، فرهنگ] یاد کرد که در قسمت های بعدی، صدای بخش «داخل پرانتز، فرهنگ» حذف شد.

این در حالی است که حرکات دهان بازیگران از وجود عبارت «داخل پرانتز فرهنگ» حکایت می کرد.

گفتنی است، سریال مرد هزار چهره با کلامی ظریف و طنز به بازگویی بخشی از مشکلات جاری کشور و جامعه پرداخته بود.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه شانزدهم فروردین 1387 و ساعت 2:45 |
سانسور در مرد هزارچهره

روزنوشته ها: از همان آغاز پخش سریال «مرد هزارچهره»، نام سه نفر از مجریان مشهور سیما، یعنی محمود شهریاری، رضا رشیدپور و محمدرضا حسینیان به چشم می‌خورد. البته قرار بود این افراد، فقط نقش خودشان را بازی کنند. محمود شهریاری که در قسمت سوم، به‌عنوان مجری همیشه شاد و شنگول مراسم قرعه‌کشی بانک، بازی کرد. اما نقش رضا رشیدپور و زمان ورود او به داستان دستخوش تغییر عظیمی شد و محمدرضا حسینیان (مجری شبکه‌ی ٣ - برنامه‌ی سینما گلخانه) به‌کلی از فیلم حذف شد. و این در حالی بود که حتی تا آخرین قسمت سریال، نام این هر سه نفر در ابتدای تیتراژ پایانی آورده می‌شد.

آنچه اظهر من‌الشمس است و هر بیننده‌ی کم‌توجهی هم درمی‌یابد آن است که سریال مرد هزارچهره، از نیمه‌ی راه به‌بعد دچار ممیزی‌های بعضاً جزئی و در پاره‌ای موارد کاملاً اساسی شده است. این قضیه یک بار در حذف عبارت «توی پرانتز فرهنگ» از پایان نام «قزاقه‌مندیان» نمود آشکاری یافت و این بار، در آخرین قسمت سریال، با تغییر نقش رشیدپور، حذف حسینیان و برداشت مجدد سکانس آخر، کاملاً مشهود بود.

در آنونس، رضا رشیدپور را می‌دیدیم که پشت یک میز (احتمالاً میز قزاقه‌مندیان) مؤدب و موقر نشسته و این دیالوگ را می‌گوید: «اصل مطلب که دست‌بوسی شماست...» و آنچه پیداست ما این سکانس را (و احتمالاً چندین و چند بخش دیگر را) هرگز ندیدیم...

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه شانزدهم فروردین 1387 و ساعت 2:39 |

فرهنگ و هنر
فيلم جعلي و ضد ايراني پرسپوليس ساخته مرجان ساتراپي و ونسان پرونو قرار است در لبنان اكران شود.

خبرگزاري فرانسه گزارش داد: ممنوعيت نمايش اين اثر جعلي در پي انتقادهاي برخي محافل سياسي و فرهنگي لبنان و با موافقت دفتر مميزي اين كشور لغو شده است.

يك مقام لبناني با اعلام اين مطلب به خبرگزاري فرانسه گفته است كه با پخش دوبار؟ فيلم پرسپوليس در سينماهاي لبنان از نو موافقت شده است.

همچنين مدير امنيت عمومي لبنان كه رياست دفتر مميزي اين كشور را نيز بر عهده دارد دراين‌باره گفته است كه اين دفتر مانع اكران شدن فيلم پرسپوليس كه گفته مي‌شود به اسلام و ايران حمله مي‌كند، شده است.

فيلم جعلي پرسپوليس با تحريف ، روايتي مخدوش از فضاي ايران و انقلاب اسلامي مردم ايران است.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387 و ساعت 18:24 |
 

فرهنگ و هنر
ژول داسن كارگردان مطرح سينماي آمريكا در سن ‪ ۹۶‬سالگي در بيمارستاني در آتن پايتخت يونان درگذشت.


شبكه خبري بي‌بي‌سي گزارش داد: داسن به دنبال جنگ جهاني دوم در آمريكا مغضوب قرار گرفت و به همين جهت براي ادامه فعاليت‌هاي هنري به اروپا رفت و با ملينا مركوري، بازيگر مطرح سينماي يونان ازدواج كرد.

مركوري كه در سال ‪ ۱۹۹۴‬درگذشت، مدتي وزير فرهنگ يونان بود. او در معروف ترين فيلم داسن يكشنبه‌ها هرگز ايفاي نقش كرده است.

سخنگوي بيمارستاني كه داسن در آنجا درگذشت به خبرنگاران گفت كه او حدود دو هفته پيش به اين بيمارستان منتقل شده بود.

كوستاس كارامانليس، نخست وزير يونان نيز در بيانيه اي، ژول داسن را دوستي واقعي و آفريدگاري مهم ناميد و از مرگ او ابراز تاسف كرد.

داسن ‪ ۱۸‬دسامبر ‪ ۱۹۱۱‬در كنكتيكات آمريكا به دنيا آمد. او در ابتدا به عنوان بازيگر و تهيه‌كننده تئاتر فعاليت مي‌كرد. داسن چند سال بعد دستيار آلفرد هيچكاك، كارگردان برجسته سينماي جهان شد.

او در عرصه سياست فعال بود و در اوايل سال‌هاي ‪ ،۱۹۵۰‬هنگامي كه برچسب كمونيست به او خورد، از كار كردن محروم شد و ديگر نتوانست در هاليوود فعاليت كند.


---> ايرنا.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387 و ساعت 18:21 |
فیلمساز تبعیدی آمریکا، از دنیا رفت
"او که باید بمیرد" بر مبنای رمانی از نیکوس کازانتزاکیس ساخته شد. بسیاری از منتقدان این فیلم را که نخستین همکاری داسین و مرکوری بود بهترین فیلم او می‌دانند. ریچارد کو از واشینگتن پست از فیلم "او که باید بمیرد" به عنوان "یک کلاسیک سینمایی" یاد کرد.

كد خبر: ۸۳۶۷

خالق فیلم‌های "شهر عریان" و "ریفیفی" و یکی از افراد لیست سیاه هالیوود در دوران مکارتیسم که در دهه 1950 ناچار به ترک آمریکا شد، روز دوشنبه در 96 سالگی در آتن درگذشت.

به گزارش خبرنگار مهر، ورایتی اعلام کرد داسین در سال‌های 1950 و در اوج فعالیت کمیته بررسی فعالیت‌های ضدآمریکایی سنا آمریکا به رهبری سناتور جوزف مکارتی و مبارزه با کمونیست‌ها از ایالات متحده به فرانسه گریخت و دوران کاری خود را در این کشور پی گرفت. او تا پیش از آن تنها چند فیلم در آمریکا ساخته بود.

داسین در 1962 با ملینا مرکوری بازیگر و بعدها سیاستمدار یونانی ازدواج کرد که با فیلم "یکشنبه‌ها هرگز" 1960 به نویسندگی و کارگردانی داسین به یک ستاره بین‌المللی تبدیل شد. مرکوری در چند فیلم دیگر نیز با او همکاری کرد. داسین 18 دسامبر 1911 در میدلتاون ایالت کانکتیکات به دنیا آمد.

او یکی از هشت فرزند یک خانواده مهاجر روس بود. خانواده داسین بعدها به هارلم در نیویورک نقل مکان کردند و داسین از دبیرستان موریس در برانکس دانش‌آموخته شد. او پس از تحصیل در رشته تئاتر در اروپا در اوایل دهه 1930 به نیویورک بازگشت و به عنوان بازیگر در گروه بازیگری آرتف مشغول کار شد.

وی سال 1937 نقش اصلی موزیکال مارکسیستی "شورش بیدسترها" را بازی کرد. هر چند او بعدها تایید کرد در اواخر دهه 1930 عضو حزب کمونیست شد، اما آن طور که گفته می‌شود در 1939 با نارضایتی از این حزب کناره‌گیری کرد. یک سال بعد همکاری او به عنوان نویسنده با نمایش رادیویی "کیت اسمیت" آغاز شد.

داسین در 1940 اولین نمایش خود را در برادوی کارگردانی کرد که "نمایش پزشکی" نام داشت و داستانی در تایید خدمات درمانی همگانی بود. در همان سال‌ها به عنوان کارگردان کارآموز با استودیو RKO ‌قرارداد بست و در فیلم "آقا و خانم اسمیت" دستیار آلفرد هیچکاک بود.

او در 1941 فیلم کوتاه The Tell-Tale Heart را بر اساس داستانی از ادگار آلن پو ساخت که مورد استقبال قرار گرفت، اما شروع کار او به عنوان سازنده فیلم‌های بلند برای مترو گلدوین مه‌یر، شوم بود و سه فیلم "مامور نازی"، "ماجراهای مارتا" و رومانس جنگی "تجدید دیدار" با بازی جون کرافورد و جان وین، همه تولید سال 1942، آثاری متوسط از کار درآمدند.

اولین فیلم او که تا حدی با استقبال مواجه شد "شبح کانترویل" 1944 بود که بر مبنای داستانی از اسکار وایلد ساخته شد. دو فیلم "نامه‌ای برای ایوی" و "دو آدم زیرک" نیز که سال 1946 و پس از جنگ جهانی دوم ساخته شدند، کمکی به بهبود کارنامه سینمایی داسین نکردند و استودیو قرارداد خود را با او فسخ کرد.

داسین اواخر دهه 1940 با فیلم‌های نوآر و واقعگرایانه "نیروی وحشی" 1947، "شهر عریان" 1948، "بزرگراه دزدان" 1949 و "شب و شهر" 1950 نام خود را به عنوان یک کارگردان درجه یک فیلم‌های ملودرام مطرح کرد. او در این سال ها چند نمایش دیگر به صحنه برد و از جمله در 1952 بت دیویس را در اولین نمایش موزیکال خود در برادوی کارگردانی کرد.

پس از آنکه ادوارد دمیتریک و بعدها فرانک تاتل در جلسات بازجویی کمیته بررسی فعالیت‌های ضدآمریکایی از داسین به عنوان یک همکار در حزب نام بردند، کمیته او را احضار کرد. هرچند احضار او به کمیته برای شهادت به تعویق افتاد، اما لطمه اصلی وارد شده یود و کسی در هالیوود حاضر نبود با او کار کند.

داسین همان سال‌ها همراه همسر و فرزندان به فرانسه رفت و آنجا نیز برای پیدا کردن کار مشکل داشت، چون شرکت‌های توزیع خارجی می‌ترسیدند آمریکایی‌ها حاضر به نمایش فیلم‌های او در آمریکا نباشند. داسین مدتی نمایشنامه و شعر می‌نوشت و در نهایت در 1955 تریلر کم‌هزینه "ریفیفی" را بر مبنای رمانی از لو برتون ساخت که در اروپا و بعدا آمریکا با موفقیت مواجه شد.

سکانس 35 دقیقه‌ای و بدون گفتگو سرقت در فیلم اکنون یکی از سکانس‌های کلاسیک تاریخ سینما به حساب می‌آید. داسین اواسط دهه 1990 روی فیلمنامه‌ای کار می‌کرد که بازسازی "ریفیفی" بود. داسین و مرکوری در 1956 با هم آشنا شدند و او به داسین کمک کرد با حمایت پدرش که عضو پارلمان یونان بود فیلم بعدی خود را در 1957 بسازد.

"او که باید بمیرد" بر مبنای رمانی از نیکوس کازانتزاکیس ساخته شد. بسیاری از منتقدان این فیلم را که نخستین همکاری داسین و مرکوری بود بهترین فیلم او می‌دانند. ریچارد کو از واشینگتن پست از فیلم "او که باید بمیرد" به عنوان "یک کلاسیک سینمایی" یاد کرد.

داسین سال 1960 فیلم "یکشنبه‌ها هرگز" را با بازی مرکوری ساخت و خود نقشی کوتاه در فیلم داشت. این فیلم که داستان سفر یک مرد آمریکایی شیفته یونان به این کشور و آشنایی او با زنی یونانی یود، در پنج رشته از جمله بهترین کارگردان، فیلمنامه غیراقتباسی (داسین) و بازیگر زن (مرکوری) نامزد جایزه اسکار شد و مانوس حاجیداکیس اسکار بهترین ترانه را دریافت کرد.

"فدرا" 1962 فیلم بعدی داسین و مرکوری که بر مبنای نمایشنامه اوریپید ساخته شد، چندان موفق نبود، هرچند کمدی "توپکایی" 1964که در آن عناصری از دو فیلم "یکشنبه‌ها هرگز" و "ریفیفی" با هم تلفیق شده بود، فیلمی بسیار موفق از کار درآمد و برای پیتر یوستینوف اسکار بهترین بازیگر مرد نقش مکمل را به همراه داشت.

داسین در 1962 به آمریکا بازگشت و نمایش "جزیره بچه‌ها" را در برادوی به صحنه برد. او در 1968 فیلم "دلخور" را ساخت که روایتی آمریکایی آفریقایی از فیلم کلاسیک "خبرچین" جان فورد بود. "10:30 عصر تابستان" 1966، "میعاد در سپیده دم" 1971، "تمرین" 1974 از دیگر فیلم‌هایی بود که داسین با بازی مرکوری ساخت.

"تمرین" بر مبنای شورش دانشجویان یونانی ساخته شد که به سقوط حکومت نظامیان در این کشور در فاصله 1967 تا 1974 کمک کرد. آن سال‌ها داسین و مرکوری به اجبار در یونان در تبعید به سر می‌بردند. داسین در 1980 آخرین فیلم خود را با بازی ریچارد برتن ساخت که "حلقه دو نفره" نام داشت و در گیشه بسیار ناموفق بود.

مرکوری که سوسیالیستی دوآتشه بود در 1974 به عنوان نماینده مجلس یونان انتخاب شد. او در 1981 وزیر فرهنگ این کشور شد و بیش از هشت سال در این مقام بود. مرکوری در این مدت سعی کرد بخشی از اشیاء باستانی یونان را با بیش از 2500 سال قدمت از موزه‌های خارجی به کشور بازگرداند. پس از مرگ در 1994، داسین با تاسیس بنیاد ملینا مرکوری کار او را ادامه داد.

او و مرکوری سه فرزند داشتند که یکی از آنها در 1980 درگذشت. کوستاس کارامانلیس نخست وزیر یونان در پیام تسلیت به مناسبت درگذشت داسین از او به عنوان "یک یونانی نسل اول" یاد کرد و گفت: "یونان سوگوار از دست دادن یک انسان منحصر بفرد است، یک هنرمند فوق‌العاده و یک دوست واقعی."
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387 و ساعت 18:15 |
براد پیت در جنگل آمازون ناپدید می‌شود
"پس از خواندن بسوزان" جوئل و ایتن کوئن دیگر فیلم جدید پیت 12 سپتامبر (22 شهریور) اکران می‌شود. جرج کلونی، جان مالکوویچ، فرانسس مکدارمند و تیلدا سوئینتن دیگر بازیگران این فیلم هستند. "
مهر: بازیگر نامزد اسکار در فیلمی سینمایی نقش پرسی فاوسِت جهانگرد و باستانشناس بریتانیایی را بازی می‌کند که سال 1925 حین تلاش برای یافتن شهر گمشده باستانی در جنگل آمازون ناپدید شد.

خبرگزاری فرانسه اعلام کرد براد پیت برای تهیه و بازی در فیلم "شهر گمشده زد" که داستان سفر نافرجام 83 سال قبل فاوست را روایت می‌کند، اعلام آمادگی کرده است.

پیت در صحنه‌ای از فیلم "ترور جسی جیمز به دست رابرت فورد ترسو"

سرهنگ پرسی هریسن فاوست (1925- 1867) که از او به عنوان منبع الهام قهرمان ماجراجوی مجموعه فیلم‌های "ایندیانا جونز" یاد می‌شود، در حالی که سعی داشت شهر زد را پیدا کند ناپدید شد. از آن زمان به بعد بسیاری از جهانگردان تلاش کرده‌اند با پیدا کردن رد فاوست به راز گم شدن او پی ببرند.

پیت 44 ساله پارسال برای فیلم "ترور جسی جیمز به دست رابرت فورد ترسو" جایزه بهترین بازیگر مرد جشنواره ونیز را برد و در "سیزده یار اوشن" استیون سودربرگ نیز ظاهر شد. او فیلم "مورد عجیب بنجامین باتن" ساخته دیوید فینچر را آماده نمایش دارد که در آن با کیت بلانشت و تیلدا سوئینتن همبازی است.

"پس از خواندن بسوزان" جوئل و ایتن کوئن دیگر فیلم جدید پیت 12 سپتامبر (22 شهریور) اکران می‌شود. جرج کلونی، جان مالکوویچ، فرانسس مکدارمند و تیلدا سوئینتن دیگر بازیگران این فیلم هستند. "درخت زندگی" ترنس مالیک و "مشتزن" دارن آرونوفسکی از پروژه‌های آتی پیت است که سال 1996 برای "12 میمون" تری گیلیام نامزد اسکار نقش مکمل شد.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387 و ساعت 18:7 |
گفتگو با اجاره دهنده حيوانات به فيلم و سريالها
زماني كه حيوانم را سر فيلمبرداري مي برم، كاملاً خيالم راحت است كه آرامش دارد و خطري ندارد، اگر بدانم ناراحت است متوجه مي شوم و نمي گذارم كسي سمت و طرفش برود. ممكن است يك كارگر تراش كار بي احتياطي كند و دستش را قطع كند. خطرات كار من خيلي كمتر از بقيه است ولي براي ساير مردم عجيب و جالب است.
رجانیوز: اينجا نه آمازون است نه كوير لوت... اينجا تهران است، همان شهري كه همه جور موجودات كنار هم زندگي مي كنند.

به گزارش چلچراغ، همين بغل دست شما، در همسايگيتان، در ارتفاع 80 تا 100 متري زمين، خاكي ترين يا شايد هم از نظر ما خطرناك ترين موجودات زندگي مي كنند، مي خورند و مي خوابند و ما هم از حضور آنها بي خبريم!


گاهي قيافه هاي عجيب و غريبشان را از تلويزيون مي بينيم، ولي حتي نمي توانيم تصور كنيم كه اتاق بغلي ما، تعداد زيادي از اين موجودات زندگي مي كنند.


وقتي براي رفتن به مصاحبه آماده مي شوم، علاوه بر استرس كاري و شغلي، ترس و استرس عجيبي براي مواجه شدن با حيواناتي را دارم كه حتي اگر اسمشان را هم روي كاغذ بنويسند، فرار مي كنم.


وقتي مي خواهم از پله ها بالا بروم، پاهايم مي لرزد، قلبم تندتند مي زند، در خانه باز است. يك سوييت 30-40 متري كه چندين حيوان مختلف در كنار هم زندگي مي كنند. البته به همراه صاحبشان!

برخلاف تصورم كه فكر مي كردم محلي كه حيوانات تجمع دارند، بوي گند و كثيفي مي دهد، ولي بوي خوب عود در فضاي راهرو پيچيده بود.

اميد رهبري را با حالتي عجيب مقابل در ديدم! ماري به طول 5/3 متر و با وزن 38 كيلو دور گردن خود پيچيده بود...

لحظه اول اصلاً متوجه نشدم كه دور گردن او چيست و وقتي فهميدم، يك قدم هم نمي توانستم جلو بروم!

باور نكردني تر از همه آنجاست كه وقتي پس از تمام شدن مصاحبه از در خانه بيرون مي رفتم، آن مار دور گردن خودم بود!


*آخه چرا حيوان؟!


چون احساس ميكنم كه صادق ترين موجودات هستند، چون حيوانات (چه پرنده، چه خزنده و يا هر چيز ديگر) از كسي خوششان نيايد همان لحظه اول واكنش نشان مي دهند، به نظر من درنده ترين حيوانات خطرشان از انسانها كمتر است چون برنامه ريزي نمي كنند اگر دلشان بخواهد ارتباط برقرار مي كنند و اگر نخواهند ارتباط برقرار نمي كنند ولي اين آدمها هستند كه مثل برادر مي آيند در زندگي شما و به شما ضربه مي زنند.

*خيليها معتقد هستند كساني كه به حيوانات پناه مي برند از انسانها دور هستند، از جامعه انساني فرار مي كنند، نظر خود شما در اين مورد چيست؟

نه من موافق نيستم، چون اگر اينطور بود الان مي توانستم به جاي وسط شهر، وسط جنگل زندگي كنم. من مي خواهم علم «آشتي انسان با حيوانات» را ميان مردم به وجود بياورم (جا بندازم)، خيليها هستند كه حيوانات را بد مي دانند، در صورتي كه همه حيوانات مخلوقات خداوند هستند. ما به عنوان اشرف مخلوقات وظيفه حفاظت و درست استفاده كردن از آنها را داريم، خداوند آنها را براي خدمت به انسان آفريده مثل سواري دادن اسب يا خوردن گوشت و...

*اين طرحي كه مي گوييد «طرح آشتي انسان با حيوان» كار آساني نيست، آيا از طرف سازماني يا شخصي (مثل سازمان حفاظت محيط زيست) حمايت مي شويد؟

هنوز كه متأسفانه خير، ولي يكسري رايزني ها كرديم و طرح اوليه ام را دادم. يكسري وعده و وعيدها داده اند، اما تا الان كه عملي نشده، (البته اين را هم بگوييم كه: مي توانستند جلوي كار من را بگيرند ولي خدا را شكر هنوز اين كار را نكردند)، چون من بارها به سازمان حفاظت محيط زيست رفتم و آنها مي دانند كه من از حيوانات غيرمجاز نگهداري مي كنم (البته غيرمجاز كه مي گويم، بهتر است بگويم حيوانات پيش خود من نيستند، اغلب دست سيرك هستند، كه خودِ سيرك مجوز دارد و فقط بعضي وقتها براي فيلمبرداري و كار آنها را پس مي گيرم).

*گفتيد فيلمبرداري و كار. نگهداري حيوانات براي شما كار است يا عشق؟!

ببينيد براي من بيشتر عشق است ولي در حال حاضر كار هم باهاشان انجام مي دهم و كار من بازي گرفتن از حيوانات جلوي دوربين است و جدا از اين هدف اصلي من انيمال فوبيا است (ترس از حيوانات) كه اين بزرگترين عشق من است، من به مدارس زيادي مي روم يا پيش خيلي از بچه هايي كه به دليل داشتن بيماريهاي خاص نميتوانند به باغ وحش بروند و اين حيوانات را از نزديك ببينند و لمس كنند، يا حتي كلاسهاي ترس زدايي كه خيلي از آدمها مثل دانشجويان رشته بازيگري و تئاتر پيش من مي آيند تا ترسشان بريزد، چون به هر حال در طول كار مجبور هستند جايي با يك حيوان برخورد داشته باشند، پس بايد ترسشان ريخته شود وگرنه كارشان را به خاطر آن حيوان و ترس از دست مي دهند.

وقتي يك نفر مي آيد پيش من كه از مار به شدت مي ترسد و بعد از اعتماد به من آن مار را روي دوشش مي اندازد، من واقعاً لذت مي برم. انگار خداوند اين حيوانات را نزد من قرار داده تا من بتوانم با جلب اعتماد آدمهاي بيشتري، آنها را نسبت به حيوانات علاقه مند كنم و ترس آنها را از بين ببرم. دوست دارم تا زماني كه زنده هستم، تعداد اين آدمها را بيشتر و بيشتر كنم.


*آيا نگهداري اين حيوانات مشكل خاصي هم دارد؟ هنوز ذهنيت مردم آنقدر آماده و پذيراي اين حيوانات نيست؟! با همسايگانتان مشكلي نداريد؟


من كه مار سمي در خانه ام نگهداري نميكنم، من حيوانات بي خطر نگه مي دارم كه نه سر و صدا و نه آزار و اذيت دارند و اكثراً گياهخوار هستند و آلودگي و بو و كثيف كاري ندارند. يعني از يك سگ و گربه اي كه در خانه نگهداري مي كنند دردسر و ضررش خيلي كمتر است.


*تا حالا شده با حيواناتت توي آسانسور با همسايه اي برخورد كني؟ برخوردشان چه جوري بوده؟!


متأسفانه بله! البته آن حيوان خيلي هم عجيب و غريب نبوده، يعني حيوان ترسناكي نبوده، ولي بيشتر سعي ميكنم با Boxهايي مخصوص حيوانات را حمل و نقل كنم كه كسي نبيند و نترسد چون من كه نمي خواهم ترس آدمها را به زور بريزم، نمي آيم بگويم به زور خانم اين مار كاري با شما ندارد بيا دست بزن!

ولي خوب پيش آمده كه يكدفعه سگ من يكي از ميمونهاي سيرك را كشته بود و نصف شب سيرك تمام حيوانهاي من را پس فرستاد و آن زمان هم من امكاناتي نداشتم و خانه ام طبقه همكف بود و يكدفعه در خانه من باز شد و مثل كشتي نوح حيوانهاي من جفت جفت وارد خانه ام شدند كه شرايط سخت و دشواري بود.

*هزينه نگهداري اين حيوانات چگونه است؟


هزينه، هزينه عشق است، درآمدي ندارد، مثلاً پولي كه از فيلمبرداري و اجاره آنها مي گيرم، پول خوراكشان هم كفايت نمي كند، من نزديك به 30 غلاده سگ دارم، كه سالي يكدفعه كار به دو تا از آنها ممكن است، بخورد و اجاره اي كه بابت آنها مي گيرم پول غذاي چهار تاي آنها هم نمي شود.


*پس درآمدتان از كجاست؟

خوب من بازيگر تئاتر و تلويزيون هستم. كارهاي زيادي با خانم پري صابري انجام داده ام و شاگرد خدابيامرز مهدي فتحي و... بوده ام و سريال حضرت عيسي را بازي كردم. غير از آن هم قبلاً يكسري وسايل دامپزشكي وارد مي كردم. ممكن است من ماشين زيرپايم نباشد ولي 15 ميليون تومان يك سگ مي خرم، اين به غير از عشق هيچ چيز ديگري نيست، براي خيليها تجملات مهم است ولي براي من حيوانات عشق و تجملات محسوب مي شوند.

*پس هنوز درآمدي برايتان ندارد؟

تا حدودي، چون اين كار تازه دارد جا مي افتد و شكل مي گيرد. گروههاي فيلمبرداري براي خريدن سگ به خيابان مولوي مي روند (يا كلاً حيوانات ديگر) در صورتي كه مسئله استفاده حيوانات در فيلمها بازي گرفتن از آنهاست، ممكن است يك لوكيشن براي بازي گرفتن از يك سگ سه روز معطل شود ولي حرفه و شغل من بازي گرفتن از حيوانات تربيت شده است. تا اين مسئله جا بيفتد يك مقدار طول مي كشد.

*آيا حيوانات خطري هم براي خودتان داشته؟ شده كه شب توي خواب به خودتان حمله كنند؟

نه، اين چيزها نيست. شما مگر در سال چند دفعه مي خوانيد كه در جزيره اي در آن سوي دنيا، كوسه اي به شخصي حمله كرده يا در فلان دهات، گرگي به دهقاني آسيب رسانده ولي هر روز در روزنامه ها ميخوانيم كه مادرشوهري، عروسش را با ناخنگير ريزريز كرد يا برادري سر برادر ديگر را بريد. خيلي از اتفاقات مربوط به بي احتياطي ما است وگرنه خطر هميشه در اطراف ما وجود دارد، ممكن است خانمي موقع درست كردن سالاد حواسش پرت شود و دستش را ببرد، نمي توان گفت اين تقصير چاقو است.

براي من هم پيش آمده كه ماري يا كركديلي دستم را گاز گرفته و آن از بي احتياطي خودم بوده. ما وقتي حيواني را پرورش مي دهيم با تمام خصوصيات و عادتهايش آشنا هستيم ما بايد دقت كنيم و وقت شناس باشيم.



*به ديگران چطور؟ تا حالا به كسي حمله كرده اند؟!


به كسي ديگر كه نه اصلاً، من مثلاً زماني كه حيوانم را سر فيلمبرداري مي برم، كاملاً خيالم راحت است كه آرامش دارد و خطري ندارد، اگر بدانم ناراحت است متوجه مي شوم و نمي گذارم كسي سمت و طرفش برود. ممكن است يك كارگر تراش كار بي احتياطي كند و دستش را قطع كند. خطرات كار من خيلي كمتر از بقيه است ولي براي ساير مردم عجيب و جالب است.


*حيوانات را چه جوري پرورش مي دهيد، از زمان كودكي تربيت مي كنيد؟!

بستگي دارد مثلاً از بين 10 تا گرگ، يك گرگي را كه فكر مي كنم ميتواند فركانس مرا بگيرد و با من ارتباط برقرار كند، انتخاب مي كنم.

ولي در كل، من در خانه حيواني را نگهداري مي كنم كه احساس اسارت نكند، ببينيد مثلاً حيواني مثل مار، ماهي يك شكار مي كند و بعد مي رود به غار و استراحت مي كند چون كالري نمي سوزاند و تحرك كمي دارد، وقتي كه مار در خانه من شكار مي كند يعني راحت است چون اگر رطوبت، دما و نورش خوب نباشد، اعتصاب غذا مي كند و خودكشي مي كند و مي ميرد (اين طبيعت كل خزندگان است).

ببينيد نگهداشتن حيوان مسئوليت دارد، من دارم يك فرهنگ نگهداري را به وجود مي آورم، ماهي هايي آوردم به اسم «فايتر» كه ارزش قيمت آن به اندازه يك شاخه گل است و تنها احتياج به آب دارد و هيچ چيز ديگري نمي خواهد و يك عمر در يك ليوان زندگي مي كند. من ميخواهم آن بچه اي هم كه بضاعت مالي ندارد، بتواند حيواني داشته باشد، چون بچه ها عاشق هيجان هستند، و اين ماهي ها از پشت شيشه با هم مي جنگند.


*تا حالا شده با حيواناتتان كافيشاپ يا رستوران برويد؟!


بله، من يك كافي شاپ مي روم كه اكثر عكاسان و روزنامه نگاران آنجا حضور دارند و من اجازه گرفتم كه بروم آنجا تا عكاسان بتوانند عكس بگيرند و اين مسئله ميان مردم جا بيفتد.

*مردم نمي ترسند؟

نه، همه مي دونستند كه امير رهبري، حيواني كه باهاش هست كاملاً بي خطر است. من هيچ وقت يك خرس با خودم نمي برم!

*آرزوي داشتن چه حيواني را داريد؟


من هر چي حيوان وحشي تر باشد، بيشتر دوست دارم، ولي كلاً دوست دارم يك بچه ببر داشته باشم.


*آيا حيواناتتان شناسنامه دارند؟!

(مي خندد) بايد به اسم خودم بگيرم،... چند سال پيش يك تئاتري در فرهنگسراي ارسباران داشتم به اسم «طبيب عشق» و من با مارم مي رقصم و اين اولين باري بود كه مارم را روي صحنه مي بردم و مي رقصاندم، در بروشور جزو اسامي بازيگران نوشته شده بود امير رهبري، مليسا رهبري (مارم)


*اگر يكي از حيواناتت بميرند، آنها را كجا خاك مي كنيد؟!

(اشك امير رهبري در چشمانش حلقه مي زند و آنقدر ناراحتي در صورتش نمايان مي شود كه از پرسيدن سوالم به شدت پشيمان مي شوم)

عجب سؤالي پرسيديد، مرگ! هميشه اگر براي حيواناتم اتفاقي پيش بيايد قبل از اينكه بخواهند بميرند، آنها را به دوستانم مي دهم تا اگر مردند، مرگشان را نبينم چون واقعاً طاقتش را ندارم. چند وقت پيش يكي از عزيزترين سگهايم كه در «حلقه سبز» يا «بيصدا فرياد كن» مهدي فخيمزاده بازي كرده بود، بر اثر بيماري به مشكل خورد و من نتوانستم بروم بالاي سرش! هميشه دوست داشتم جايي داشتم كه چه خودم چه ديگران حيواناتشان را در آنجا دفن كنند. هميشه دوستانم مي گويند اگر هنرمندي فوت بكند از تالار وحدت تشييع مي شود يا ورزشكاران را از باشگاه شيرودي تشييع جنازه مي كنند ولي من را بايد از باغ وحش تا سازمان حفاظت محيط زيست تشييع كنند.


*اتفاقاً خوب و راحت است چون مسيرش اتوبان است.

(مي خندد) بله... ورثه من همان حيوانها هستند.


*حالا همان سگ را چه كار كرديد؟


يكي از دوستانم در باغش دفن كرد. چند تا از سگهاي اسطوره فيلمها بودند كه آنجا دفن شدند. (باز هم مي خندد)


*حيواناتتان چه فيلمهايي بازي كردند؟

سگهاي فيلم معما، دايره ترديد، معادله، سربازهاي جمعه، رئيس و... گرگ فيلم حضرت عيسي و حضرت يوسف و... خيلي زياد هستند. اينها از خودم معروفتر و چهره ترند.

*تا حالا شده از حيواني هم بترسي؟!


ترس يك چيز درست است. من نمي گويم آدم شجاعي هستم، من تنها درست برخورد مي كنم. من از عنكبوتهايي سمي به نام دُلمك خيلي مي ترسم يا از پشه هم همينطور اگر جايي در اتاق پشه باشد، من آرام و قرار ندارم و خوابم نميبرد، مثلاً براي انجام تحقيقاتي به جنگلهاي هند رفته بودم، به خاطر همين پشه ها برگشتم.

ولي بايد درست برخورد كرد، مثلاً اگر بترسي، بدنت آدرنالين ترشح مي كند، حيوان متوجه مي شود و از استرس شما ممكن است آن حيوان به شما حمله كند. در قدم اول بايد آرامش داشته باشي، موقعي كه مي خواهيد آدرنالين كمتر ترشح كند، بايد يك زماني از قبل گوشتخواري نكرده باشي (يعني كمتر بخوري كه استرست كمتر بشود!)


*ازدواج نكرده ايد؟ نمي كنيد، نخواهيد كرد؟

(ميخندد) راستش خواهرزاده تارزان بهم e-mail (ايميل) زده حالا شايد... به جدم آقا تارزان قسم كه نه!


*مهريه چي؟!

(مي خندد) نهايتاً 3 تا كروكديل بتوانم مهر كنم!

خانواده اتان چطور، چه جوري برخورد مي كنند؟

مادرم مرا درك نمي كرد. من مي خواستم يك شير در خانه نگهداري كنم، مادرم نمي گذاشت ولي هميشه گفتم شجاعت را از پدرم و عشق را از مادرم آموختم. چون پدرم حيوانات را دوست داشت ولي مادرم به عشق ما حيوانات را تحمل مي كرد، چون واقعاً بدش مي آمد و واقعاً ازش ممنونم كه توانست در اين چند سال ما را تحمل كند.

حرف آخر؟!

دوست دارم كه سازمان محيط زيست از من حمايت كند و يا حداقل مجوز بدهند و اين مسئله را جدي بگيرند، چون ما واقعاً در ايران چنين چيزهايي كم داريم و دوستانم آقاي مرتضي بهادري و محمد بهرامي به من در اين امر خيلي كمك كردند تا بتوانيم اين شغل را در ايران تعريف كنيم!
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387 و ساعت 18:4 |
مرد هزار چهره سانسور شده بود؟
به نظر می رسد قسمت هایی از سریال مرد هزار چهره که در ایام نوروز از شبکه 3 سیما پخش می شد، سانسور شده است. این قسمت ها مربوط به نقش آفرینی محمدرضا حسینیان و رضا رشیدپور، همچنین برخی عبارات خاص در این سریال بود.
به نظر می رسد که بخش هایی از سریال مرد هزارچهره به دلایلی پخش نشده است.

به گزارش «فردا»، برخی شواهد حاکی از حذف قسمت هایی از سریال مرد هزار چهره به کارگردانی مهران مدیری است که در طول ایام عید از شبکه سوم سیما پخش می شد.

بنابراین گزارش، در بخشی از تبلیغ این سریال که پیش از عید پخش می شد؛ رضا رشید پور در دفتر قزاق مندیان (علیرضا خمسه) حاضر می شود و می گوید:«غرض، دست بوسی شماست»، که این بخش در طول سریال پخش نشد.

از سوی دیگر، در تیتراژ انتهایی سریال از محمدرضا حسینیان (یکی دیگر از مجریان مطرح تلویزیون) بعنوان بازیگر که حضوری افتخاری داشته است یاد می شود که نقش آفرینی وی نیز از سیما پخش نشد.

همچنین در قسمت اولی که مسعود شستچی (مهران مدیری) وارد خانه قزاق مندیان می شود از قزاق مندیان با نام قزاق مندیان (فرهنگ) [داخل پرانتز، فرهنگ] یاد کرد که در قسمت های بعدی، صدای بخش «داخل پرانتز، فرهنگ» حذف شد.

این در حالی است که حرکات دهان بازیگران از وجود عبارت «داخل پرانتز فرهنگ» حکایت می کرد.

گفتنی است، سریال مرد هزار چهره با کلامی ظریف و طنز به بازگویی بخشی از مشکلات جاری کشور و جامعه پرداخته بود.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387 و ساعت 17:57 |
» نویسنده طنز جنجالی مرد هزار چهره: اشتباه برداشت کرده اند!
 
«مرد هزار چهره» مثل سایر کارهای مدیری از قسمت چهارم به بعد تبدیل به سوژه داغ محافل خبری شد. در چندسال اخیر مدیری و تیم نویسندگانش نشان داده اند که خروجی کارگاه آنها چیزی شبیه طنزهای ساده آپارتمانی نیست.

اما اینبار موضوع کمی متفاوت بود، طنز در تعطیلات نوروز پخش شد، قاعدتا در هنگام پخش سریال محافل خبری رسمی برای تحلیل و نقد آن حضور ندارند از طرف دیگر در یکی از موقعیت های این سریال مرد هزارچهره به جای یک سرهنگ نیروی انتظامی قرار می گیرد. از آنجا که در جامعه ما کمتر هنرمند و خصوصا طنازی جرات ورود به محدوده نیروی های نظامی را دارند این کار مدیری مورد توجه بسیاری از محافل غیر رسمی و به خصوص وبلاگستان فارسی قرار گرفت.

به طوری که برخی این کار او را عبور از خط قرمز های نظام دانستند! این در حالی است که اصولا به لحاظ فضای خاص نظارتی سازمان صدا و سیما هنرمندان در چارچوب خاصی می توانند فعالیت کنند.

در همین رابطه خبرنگار عصر ایران با «امیرمهدی ژوله» ـ روزنامه نگار و نویسنده ـ و یکی از نویسندگان طنز مرد هزار چهره گفت و گوی کوتاهی انجام داد.

سابقه کار نویسندگی تلویزیونی او به 4-5 سال می رسد اما در بیشتر کارهای خاص مدیری در قالب نویسنده حضور داشته است. در این سریال نقش امیرمهدی ژوله پر رنگ تر از سایر کارها به نظر می رسد و در برخی از موقعیت های جنجال ساز مرد هزار چهره وی نقش بیشتری داشته است.

در این گفت و گو ژوله به روند نظارت به کار توسط سازمان صدا و سیما و کارشناسان نیروی انتظامی اشاره می کند.

در کدام کارهای تلویزیونی حضور داشته اید؟

قبل از این در نقطه چین، کمربندها را ببندید، شب های برره، باغ مظفر و گنج مظفر و زندگی به شرط خنده نوشته ام.

طرح داستان مرد هزار چهره را از کجا آوردید؟
طرح قصه براساس قصه ای بود به نام «پخمه» قصه آدمی که او را همیشه اشتباهی می گیرند، البته در آن داستان آن فرد از موقعیت خود سو استفاده می کرد اما در کار ما این فرد بیشتر قربانی می شود و از روی ناتوانی و بی چارگی در این موقعیت ها می افتد. حالا ممکن است در بعضی از موقعیت ها جو گیر هم می شود.

چطور شد که این طرح داستان را برای مجموعه عید انتخاب کردید، طرح های دیگری هم بود؟
حدود 5-6 طرح دیگر هم بود مثلا یکی دیگر از طرح ها شبیه داستان «ماشالله خان در دربار هارون الرشید» و... همه طرح ها را کنار هم گذاشتیم و در موردشان صحبت کردیم که نهایتا این طرح داستان که پیمان قاسم خوانی داده بود از همه جالب تر بود و قرار شد همین طرح کار شود. حدود یک ماه طول کشید تا این طرح آماده شود.

همه قسمت ها با همکاری تیم نویسنده ها نوشته می شد یا اینکه هر اپیزود نویسنده خاصی داشت؟
در کارهای مختلف بوده که یک قسمت را دو یا سه نفره بنویسیم، یا اینکه یک اپیزود دو قسمتی را دو نفر بنویسند. اما در این کار برای اینکه هر موقعیتی یک دست در بیاید سعی کردیم که اپیزودی تقسیم کنیم. و هر اپیزود را یک نویسنده بنویسد.

در بعضی از محافل غیر رسمی تحلیل هایی از سریال مرد هزارچهره ارایه شده، مثل اینکه مهران مدیری و تیم نویسندگانش با ساخت قسمتی که مربوط به نیروی انتظامی می شد فراتر از خط قرمز ها حرکت کردند. نظر شما در مورد این تحلیل ها به عنوان یکی از نویسندگان این مجموعه چیست؟

الان چون من در سفر هستم به اینترنت دسترسی ندارم. ولی به طور کلی، در کارهای تلویزیونی دو فیلتر ثابت یعنی ناظر کیفی و ناظر پخش حضور دارند که در مورد این سریال هم آنها حضور داشتند. اما در مورد مرد هزار چهره طرح اولیه ابتدا قبل از ضبط به سازمان رفت و در آنجا طرح کلی داستان تایید شد. بعد از آن در طول ضبط قسمت های مربوط به موقعیت نیروی انتظامی مشاوران نیروی انتظامی حضور داشتند و بعد از ضبط کار هم کارشناس های نیروی انتظامی کارها را دیدند تایید کردند.

اما آن معنایی که آنها فهمیدند احتمالا اشتباه برداشت کردند. حرف آن قسمت ها این بوده که فردی که در آن موقعیت قرار می گیرد چون ظرفیت آن موقعیت و قدرت را ندارد کارهای نادرستی از او سر می زند.

شما می بینید که در این داستان پرسنل و افسران خود نیروی انتظامی هم مخالف این حرکت ها هستند و این کارها را شخصی انجام می دهد که از بیرون آمده است، نه نیروی انتظامی و همین کارها هم باعث شده که به او شک کنند و لو برود.

بلافاصله بعد از قسمت نیروی انتظامی اینبار حلقه های روشنفکری و ادبی و عرفانی ظاهرا مدرن که به صورت محفلی تشکیل می شوند با عنوان «حلقه دروس» هدف نقد مرد هزار چهره قرار گرفت. در این قسمت شخصیت «چه» که به نظر می رسد اشاره ای به دانشجوهای چپ گرای افراطی ست با شعار «مرگ بر بورژوآ» و ظاهر خاص در این محفل گراس می کشد و در دادگاه به همه چیز اعتراض می کند، فکر نمی کنید طیفی از جامعه از این قسمت ها دلگیر شوند؟

ببینید در یک کار طنز یا ما باید در خلا یک کاری را بنویسیم و شخصیت پردازی کنیم. اما اگر کار رئال و واقعی است این آدمها باید اسم و شغل داشته باشند . تعریف مکانی و زمانی داشته باشند. در طنز از حرکت ها و رفتارهای خوب که کمدی درست نمی شود. بنابراین باید یک سری کژی ها را نقد و تبدیل به کمدی کرد. طبیعتا ما توقعمان از جامعه فرهنگی، ادبی و هنری مان این است که لااقل طنز را بهتر از سایر اقشار درک کنند. مطمئنا آنها می پذیرند که این یک کار طنز و کمدی است و قرار نیست از آن برداشت جدی بشود.

در این موقعیت هم با آدمهایی شوخی شده که نقش ادیب و هنرمندان را بازی می کنند و در واقع آدم های پوچ و توخالی هستند. اکثریت جامعه ادبی و فرهنگی کشور ما این طور نیستند و این را به خودشان نمی گیرند و حتما چنین آدم هایی که در این سریال ما به آنها اشاره کرده ایم را کنار خود دیده اند و با دیدن این طنز یاد آنها می افتند و می خندند. در کل آنهایی که شبیه اینها نیستند که نباید بهشان بربخورد و آنها هم که شبیه اینها هستند بهشان بر بخورد!

با توجه به اینکه بنا به تجربه اقشار جامعه ما خیلی زود نسبت به طنز واکنش نشان می دهند و این سریال دایم به اقشار مختلف جامعه نقد می کند تا به حال خبری در مورد شکایت احتمالی و... به شما نرسیده؟

فقط شنیده ام بعضی سایت ها گفته اند یکی از ادارات کوچک یکی از شهرستان ها شکایت کرده اند و غرامت خواسته اند. آنها هم احتمالا وضع مالی اداره شان زیاد خوب نبوده خواسته اند غرامتی بگیرندو دستی به سر و گوش اداره شان بکشند.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه سیزدهم فروردین 1387 و ساعت 18:34 |
ممنوعیت پخش چند سریال هندی
وي اين سريال‌ها را زماني خشو(مادر شوهر)هم ،عروس بود،امتحان زندگي ، كوم كوم ، در انتظار و دزد بغداد ذكر كرد.
ایران: سخنگوي وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان روز دوشنبه گفت كه اين وزارتخانه در نشستي با اعضاي مجلس نمايندگان و شوراي علماي كشور پخش پنج سريال هندي از شبكه تلويزيون‌هاي غيردولتي را ممنوع كرد.

حميدناصري وردگ افزود: اين تصميم روز يكشنبه در نشت مشترك عبدالكريم خرم وزير اطلاعات و فرهنگ با اعضاي مجلس و شوراي علما و نمايندگان تلويزيون‌هاي خصوصي اتخاذ شد.

وي اين سريال‌ها را زماني خشو(مادر شوهر)هم ،عروس بود،امتحان زندگي ، كوم كوم ، در انتظار و دزد بغداد ذكر كرد.

وي اظهار داشت : پخش اين سريال‌ها تا ‪ ۲۶‬فروردين از تلويزيون‌هاي طلوع ، آريانا، نورين و افغان متوقف خواهد شد.

به گفته ناصري وردگ اين سريال‌هاي غير اسلامي است و باعث ترويج فرهنگ بت پرستي ، تاثير منفي در خانواده ها، ترويج فرهنگ بيگانه و تضعيف فرهنگ بومي شده است .

وي تصريح كرد: اين وزارتخانه بر اين باور است كه در عملي كردن تصميم خود موفق خواهد بود.

سريال زماني خشو هم ، عروس بود؟ كه از تلويزيون غيردولتي طلوع پخش مي شود پربيننده‌ترين سريال در افغانستان است كه بيش از دو سال از اين شبكه پخش مي‌شود.

سه دهه جنگ داخلي افغانستان باعث تخريب اغلب زيرساخت‌هاي صنعت فيلم سازي در اين كشور شده است .

اين امر باعث شد تا اين كشور قادر به تامين برنامه‌هاي تلويزيوني خود نباشد و از اين نظر افغانستان متكي به فيلم‌هاي خارجي است .

هند و افغانستان از نظر سياسي ، اقتصادي و فرهنگي روابط گسترده‌اي با هم دارند.

در حال حاضر دهها شركت هندي مشغول فعاليت در طرح بازسازي افغانستان هستند.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه سیزدهم فروردین 1387 و ساعت 18:17 |
پشت صحنه سریال" مرد هزار چهره"
 
 
 
 


 
 
 
 
 
 
عکس: دریافتی
خبرنگار:111
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه سیزدهم فروردین 1387 و ساعت 17:56 |
یادداشتی درباره مهران مدیری به بهانه پدیده نوروز : سریال"مرد هزار چهره"
این مرد واقعا هزار چهره در چنته دارد!
این مرد واقعا هزار چهره در چنته دارد!


سینمای ما - صوفیا نصرالهی: بدون هیچ شک و شبهه ای مهران مدیری را می توان پدیده ی طنز تلویزیون ایران به حساب آورد. او طی این سال ها، چه به عنوان یک کارگردان و چه یک بازیگر به چنان جایگاهی دست یافته که دیدن نامش در یک مجموعه تلویزیونی، میلیون ها مخاطب را جذب می کند. مجموعه های مدیری که در آن ها هم نقش کارگردان و هم بازیگر را ایفا می کند همیشه جزو پرمخاطب ترین برنامه های تلویزیون هستند و این نشان می دهد که او در هر لحظه و زمان، نبض تماشاگر را می داند و این توانایی و تیزهوشی را دارد که به نیاز مخاطب پاسخ دهد. جنس کارهای مدیری به ویژه از پاورچین به این طرف سطح توقع تماشاگران را از مجموعه های طنز بالا برده است. پاورچین شروعی بود برای آوردن نوعی تازه از کمدی به سطح مردم. یکی از کارهای مدیری قبل از پاورچین کم کردن فاصله بازیگران با مردم بود. ریسکی که ممکن بود در بین مردم جدی و معمولا گرفته و عبوس ما با شکست مواجه شود. با این حال حتی خنده ها و تپق زدن های گاه به گاه بازیگران هم از مردم خنده را گرفت. چه کسی تا به حال از نگاه های مدیری و گروهش رو به دوربین اصلا نخندیده است؟!( و البته دیگر همه این را می دانیم که خنداندن مردم ما از دشوارترین کارهاست!) با پاورچین فضای کمدی مجموعه هایمان فانتزی تر شد. شخصیت ها غلو شده تر بودند و اغراق در گفتار و کردارشان زیاد شد. از همین جا مجموعه های طنز از نمونه های خارجی مانند friends" " که بیشتر موقعیت ها خنده دارند تا کاراکترها، فاصله گرفت. ما این جا با شخصیت های خنده دار سر و کار داشتیم. شخصیت هایی که برخلاف تصور رایج کمدی لزوما ابله هم نبودند. گاهی حتی بیش از اندازه زرنگ می شدند.
وقتی صحبت از مجموعه های موفق مدیری می شود، بحث دیگری هم مطرح است. مدیری بازیگر خیلی خوبی است. اگر تا الان هم به این قضیه شک داشتیم یا فکر می کردیم فقط توانایی بازی در کارهایی را دارد که خودش کارگردان است، بعد از دیدن بازی های روان و فوق العاده اش در "دایره زنگی" و "همیشه پای یک زن در میان است" کاملا از این بابت مطمئن شدیم. در "مرد هزار چهره" هم نشان داد که می داند هر اثری جنس بازی خودش را طلب می کند. به همین خاطر است که این جا دیگر از آن موتیف همیشگی نگاه به دوربین خبری نیست. بازیش کنترل شده است و با این حال جزییات را به خوبی رعایت می کند. جزییاتی مانند پشت خمیده و عینک و لحن حرف زدن که همه این ها بر کارمند بایگانی ثبت احوال بودنش صحه می گذارد. مدیری کارگردان خوبی هم هست. این را می توان از بازی هایی که از بازیگرانش می گیرد فهمید. بعضی از آن ها بعد از مجموعه های مدیری، در کارهای دیگری که ظاهر شدند نتوانستند موفقیتشان را تکرار کنند. از این گذشته بازی های کارهای مدیری کاملا یکدست است. از خودش گرفته تا نقش های کاملا فرعی همه و همه هماهنگ هستند. از همه مهمتر این که مدیری ریتم را می شناسد. زمان هر قسمت از مجموعه اش کاملا با داستانی که می خواهد تعریف کند هماهنگ است. وسط کار خسته نمی شوی. اگر هم چند قسمتی ضرباهنگ از دستش خارج شود، خیلی زود دوباره کنترلش می کند.همه ی این ها خصوصیات بارز و مثبت اوست اما این وسط پای کس دیگری به جز خود مدیری هم وسط می آید. مدیری نشان داده که بازیگر و کارگردان خوبی است اما سریال هایش وقتی جذابیت پیدا می کنند که قصه خوبی داشته باشند. نتیجه این که در ظهور این پدیده نقش پیمان قاسم خانی را هم نباید نادیده گرفت. قاسم خانی استاد نوشتن شوخی ها و پیدا کردن موقعیت های بامزه است. و خوبیش این است که در همه این موقعیت های بامزه نقبی می زند به خصوصیات و رفتارها و کنش ها و واکنش های فردی و اجتماعی خودمان. شخصیت هایش به همان اندازه که فانتزی هستند لایه های واقعی هم دارند. موقعیت ها به همان اندازه که مضحک هستند ما را به یاد وضعیت خودمان در جامعه شهری می اندازند. وقتی قلم دست قاسم خانی است(البته کلا منظور وقتی است که او سرپرست نویسندگان است) شوخی پشت شوخی می آید.ایده هایش تمامی ندارند و او تمام و کمال از هر ایده اش استفاده می کند. تا ته فکرش می رود. بیلی وایلدر کبیر جایی درباره"ترفند لوبیچ" گفته بود:"یک شوخی داشتی که راضیت می کرد، بعد شوخی بزرگ دیگری بود که روی آن می آمد. شوخی ای که انتظارش را نداشتی." جمله وایلدر بزرگ را بخوانید و بعد شوخی های پاورچین و باغ مظفر و مرد هزار چهره(به خصوص این آخری را که فعلا جلوی چشممان هم هست!) را در نظر بیاورید تا متوجه شوید تیم مدیری- قاسم خانی هم احتمالا درباره ترفند لوبیچ چیزهایی می دانند!
نوروز امسال چه روی پرده بزرگ سینما و چه صفحه کوچک تلویزیون می توانیم شاهد موفقیت و درخشش مردی باشیم که به نظر می رسد می داند همه مان در وضعیتی هستیم که به خنده نیاز داریم. فقط ای کاش همیشه بتواند مانند امروز، آن قدر بالغ بماند که بخنداند...!



منبع خبر : سینمای ما
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387 و ساعت 23:19 |
گفت و گو با سرپرست نویسندگان سریال "مرد هزار چهره"
مدیری را به اصرار وادار کردیم که نقش اول را بازی کند
مدیری را به اصرار وادار کردیم که نقش اول را بازی کند


[ جابر تواضعی]


سینمای ما - «مرد هزارچهره» جديدترين کار مهران مديري است که قرار است در ايام عيد از شبکه سوم سيما به تماشايش بنشينيم . او در اين سريال هم مثل چند تا کار آخرش ، اعضاي اصلي تيم هميشگي اش را حفظ کرده و اين بار هم آنها را با خود همراه کرده. همراهي اي که مخصوصا در بخش نويسندگي بيشتر به چشم مي آيد و مي شود گفت بخش بزرگي از موفقيت مديري به انسجام همين گروه برمي گردد که مديريت و سرپرستي اش را پيمان قاسم خاني بر عهده دارد.
راستش اين گفتگو از آن نوع گفتگوهاي بي گمان است ؛ آنهايي که بدون هيچ قول و قرار قبلي با طرف مقابل به تور هم مي خوريد و همين جوري گپ مي زنيد و حاصل اش براي هر دو نفرتان جذاب از کار درمي آيد. غير از کار جديد مديري ، درباره طنز نوشتن براي تلويزيون و قصه پرغصه نود شبي ها هم کلي حرف زده ايم . بخوانيد و ببينيد اين اتفاق افتاده يا نه.

ايده اصلي کار از کجا آمد و اصلا کار چه جوري شروع شد؟

وقتي اين کار را شبکه به گروه پيش نهاد کرد، طرح هاي مختلفي را فکر کرديم و بيش تر از بقيه به همين رسيديم و آن ها هم خيلي خوششان آمد. ويژگي اش اين بود که شبيه بقيه کارهايمان نبود. براي همين اين کار را انتخاب کرديم و با مهراب قاسم خاني و خشايار لوند و امير ژوله شروع کرديم به نوشتن.

تفاوتي که مي گويي کجا نمود پيدا مي کند؟

اساسا متفاوت است . يک داستان است و برخلاف کارهاي ديگرمان خيلي داخلي نيست که مجبور باشيم از فرمول کمدي هاي تلويزيوني آپارتماني پيروي کنيم . تعداد لوکيشن هايمان زياد است و هنرور هم زياد داريم . مثلا توي دادسرا سکانسي داريم که وقتي نوشتيم ، گفتيم خود مهران جمع و جورش مي کند. ولي اين اتفاق نيفتاد. وقتي سکانس را ديدم ، خيلي تعجب کردم . 150تا آدم تويش است و خيلي هم خوب اجرا شده . شيوه ساخت کار با کارهاي ديگر فرق دارد. اين تفاوت را ما در مرحله نوشتن ايجاد کرده ايم و مهران هم سنگ تمام گذاشته.

اسم سريال ، داستانش را لو نمي دهد؟

نه ، اسمش عوض مي شود. مثلا ممکن است بشود «بابا کجا بودي تا حالا؟». چون اين جمله چندين با تکرار مي شود.

اين همان تکيه کلامي است که بعد از ديدن سريال مي افتد توي دهان ملت؟

نه ، اصلا تکيه کلام نيست . اين همان جمله اي است که مهران - مسعود شصت چي - باهاش در موقعيت هاي مختلف گير مي افتد. آدم هاي مختلف بهش مي گويند: «بابا کجا بودي تا حالا؟» و با کس ديگري اشتباهش مي گيرند.

چي باعث مي شود در همچين موقعيت هايي قرار بگيرد؟

هيچي ، بيچاره بدشانس است . داستان از جايي شروع مي شود که در زمان حال در دادگاه دارند به جرم چندين عنوان کلاه برداري و جعل عنوان و چيزهاي ديگر محاکمه اش مي کنند و او دارد توضيح مي دهد که متهم هست ، ولي گناهکار نيست . اما هيچ کس باور نمي کند. بقيه داستان فلاش بک هايي است که در داستان اتفاق مي افتد و شصت چي دارد فکر مي کند که چه جوري ناخواسته در موقعيت هاي مختلف افتاده و ناچار شده نقش آدم هاي مختلف را بازي کند.

پس بخش زيادي از اين 15 قسمت در فلاش بک مي گذرد؟

بله ، فقط جاهايي برمي گردد دادگاه که زمان حالا را ببينم و استفاده هاي ديگري که معمولا از تکنيک فلاش بک مي شود. به خاطر موقعيت هاي مختلف تعداد زيادي بازيگري که مي بينيد به خاطر همين است . چون مسعود شصت چي به چندين موقعيت مختلف وارد مي شود و دوباره خارج مي شود.

اين تعدد موقعيت ها باعث نمي شود کار منقطع بشود و حس مخاطب از دست برود؟

نمي دانم ، تجربه جديدي است که تا حالا نمونه اش را نداشته ايم . ولي فکر نمي کنم . طبق آن چيزهايي که گرفته ايم و ديده ام ، به نظرم مي آيد که اتفاقا خيلي هم جذاب شده.

مي شود نتيجه گرفت اين کار مثل بقيه کارهايتان خيلي حالت نمايشي و پلاتو ندارد؟

آره ، اصلا. ضمنا خيلي هم بازيگر محور است. مهران هميشه علاقه دارد که در کارهاي خودش نقش هاي کوچک داشته باشد و بيش تر به کارگرداني اش برسد. منتهي در اين کار ما با چانه زدن زياد راضي اش کرديم نقش اصلي را قبول کند. حالا خودش خيلي راضي است . به نظرم اين بهترين بازي اش تا الان است.

کم پيش مي آيد يک گروه اين جوري با هم جور بشوند و کارهاي مختلف را با هم توليد کنند. منظورم بيش تر گروه هاي اصلي کار هستند يعني نويسنده ها، کارگردان ، تهيه کننده و بازيگران اصلي . اين اتفاق براي گروه شما چه جوري افتاده؟

اول اين که ما سليقه و نظر هم را پيدا کرده ايم و لازم نيست خيلي چيزها را براي هم توضيح بدهيم . خيلي چيزها برايمان کد شده . ما نويسنده ها مي دانيم که مهران چقدر توانايي دارد و چقدر خوب مي تواند بعضي جاها را در بياورد. همين طور مي دانيم بعضي چيزها را با اين شيوه کارگرداني فشرده شايد نشود خوب درآورد. ما کار مهران را دوست داريم ، او هم کار ما را. تهيه کننده ها هم آدم هاي بسيار نازنيني هستند که تا 500سال ديگر هم باهاشان قرارداد سفيد امضا مي کنيم.

درگروه نويسندگان هم از بين نويسنده هاي خيلي زياد به اين هسته 3نفره ت مهراب و خشايار و امير رسيده ايم . اگر سروش صحت و حميد برزگر هم بي کار باشند، دوست دارم آن ها هم در تيم باشند. قضيه اصلي ، شناخت سليقه هاي همديگر است و اين که با يک شکل به کار کمدي نگاه مي کنيم.

براي اين کار صحت و برزگر بي کار نبودند؟

نه. سروش خودش در اين کار بازي مي کند. اتفاقا بهش پيشنهاد کردم . ولي قرار بود وسط اين کار برود در يک تله فيلم ديگر هم بازي کند و برگردد. اين کار هم خيلي چسبيده و متصل بود. ديگر اين که سروش دارد کم کم کارگردان مي شود و از دست مي رود.

براي شما فيلم نامه نويس ها کارگرداني مساوي است با از دست رفتن؟

خب به هر حال کارگرداني پولش بيش تر است و از اين حرف ها و راحت تر هم هست.

اين را جلو مهران مديري هم مي گويي؟!

براي مديري اين جوري نيست . ولي کارگرداني براي من راحت تر است تا نوشتن.

بازيگري را هم که تجربه کرده اي؟

بله . يک بار. بازيگري که راحت ترين کار است.

خودت هم که چند بار براي کارگرداني دورخيز کرده اي.

بله ، ان شاءالله در سال جديد اين اتفاق مي افتد. هر سال مصاحبه کرده ام و گفته ام سال ديگر کارگرداني مي کنم و نکرده ام و براي بچه ها جوک شده.

مي خواهي فيلم تلويزيوني بسازي يا سريال؟

فيلم سينمايي.

بدون تجربه دست گرمي تلويزيون؟

من مجوز کارگرداني دارم و از نظر قانوني هيچ مشکلي براي کارگرداني ندارم.

منظورم جنبه هاي عرفي قضيه است. از موارد قانوني که بالاخره مي شود راحت گذشت.

منظورم اين بود که فيلم هاي کوتاهم مورد تاييد جمعي از کارگردان هاي موجه و کار بلد بوده . منتهي اين تنبلي ذاتي است که جلوم را مي گيرد.

پس مانع ماجرا بيروني نبوده؟

نه ، اتفاقا خيلي هم دروني بوده . وقتي نويسنده اي مي تواني صبح ها ديرتر از خواب بلند بشوي و نبايد اين نعمت را ناديده گرفت. ولي سال جديد حتما اين اتفاق مي افتد. حتي با آقاي گليان قراردادش را هم بسته ايم.

آن هم کمدي است؟ به نظرم خودت به ژانر کمدي خيلي علاقه نداري.

نه ، کي گفته؟ ولي کمدي اي که دوست دارم ، لزوما آن جنسي نيست که سال هاست دارم مي نويسم . خيلي وقت ها با تهيه کننده ها که صحبت کرده ايم گفته ام فيلمي که من بسازم لزوما پرفروش نيست.

مشابهش را مي تواني مثال بزني؟

فکر مي کنم به فضاي کارهاي وودي آلن نزديک باشد.

چرا اين تجربه را در کارهايي که تا حالا داشته اي پياده نکرده اي؟

آخر خيلي شخصي است . فکر نمي کنم ديگران خيلي بپسندند. خودم مي دانم مي خواهم چه کار کنم و ته دلم داستانش را دوست دارم . ولي خيلي مطمئن نيستم چيز جذابي از کار دربيايد. چون متفاوت است . فقط اميدوارم فيلم نامه هاي خوبي به پستم نخورد که مجبور بشوم بروم آن ها را بنويسم . کارگردان هايي هستند که سال هاست دغدغه دارم باهاشان کار کنم . اميدوارم بهم پيشنهاد نکنند. اگر اين اتفاق نيفتد، آن قطعي است.

ولي من فکر مي کنم ما به نويسنده خوب و حرفه اي خيلي بيش تر احتياج داريم تا يک کارگردان متوسط.

ولي اين کار من اصلا معني اش اين نيست که من اگر يک فيلم بسازم ، از الان فقط يک کارگردان خواهم بود. نه ، من فيلم نامه نويس هستم و فيلمنامه نويس هم مي مانم . بعدش برمي گردم سرکار خودم . اين را براي تهيه کننده ها مي گويم که اگر فيلم ساختم ، لطفا بعدش لطفا فيلم نامه هم پيش نهاد بدهند!

برگرديم سرکار. چرا بين «باغ مظفر» و اين کار اين همه فاصله افتاد؟ مشکل درون گروهي بود يا تلويزيون تمايلي نداشت؟

گويا پيش نهادي نبود. اگر قرار بود نود شبي بسازيم که باکس نود شبي اش با «چارخونه » پر بود. من خودم درگير کارهاي ديگر بودم و مهران هم اين وسط 2تا فيلم سينمايي بازي کرد.

حتي اگر نشود گفت عنوان «سرپرست نويسندگان » ابداع شما است ، ولي مطمئنا با کارهاي شما جا افتاد. پس بد نيست يک تعريفي از اين عنوان داشته باشي.

از همان اول کار، من بيش تر از همه چيز روي طراحي کار مي کنم.

چرا به طراحي قصه و ساختار کار بيش تر علاقه داري تا مثلا ديالوگ نويسي و کارهاي ديگر؟

بقيه را هم دوست دارم و يک زمان هايي واقعا از نوشتن لذت مي برم . حتي اگر احساس کنم لازم است ، سکانس هم مي نويسم . اين جوري نيست که به چيزي دست نزنم . جاهايي که فکر مي کنم نوشتنش راه دست خودم است ، حتما به بچه ها کمک مي کنم . با اين حال کار اصلي ام طراحي است . ولي با توجه به اين که خوب با بچه ها همديگر را شناخته ايم و من نظراتشان را قبول دارم ، کاملا با هم مي رويم جلو. مثلا براي اين کار 4 3طرح پيشنهاد شد و اين يکي پيش نهاد من بود. امير ژوله هم طرح خوبي داشت . تا آخرين لحظه دودل بوديم کدام را کار کنيم . تا اين که در نهايت به اين رسيديم . بله ، قسمت عمده کارم طراحي و هماهنگي ماجراها است.

کار بچه ها را مي خوانم و مثلا بهشان مي گويم قسمتي که خشايار نوشته مطابق چيزي نيست که در قسمتي که مهراب نوشته ، ديده ايم .من بايد در جريان همه چيز باشم و همه چيز را به هم وصل کنم . يک چيزهايي را در يک قسمتي مي کاريم که بايد در قسمت خشايار 15روز بعد مي نويسد، بايد برداشت کنيم . اين وظيفه من است که با اشرافي که از بالا به ماجرا دارم ، همه چيز را هماهنگ کنم . در اين مورد خاص که سريال است ، يک چيزهايي در داستان بايد به هم وصل بود و براي همين کمي وقت گيرتر شده.

رج هم مي زنيد؟

تا الان اين کار را نکرده ايم . حدود 11قسمت نوشته ايم که حدود 8قسمتش تصويربرداري شده . به هرحال نرسيده به عيد کار را تحويل مي دهيم.

بخش مهمي از جذابيت کارهايت با مديري ، به فيدبک کارتان ، مثلا در بخش تکيه کلام ها بر مي گردد. الان با توجه به اين که کار سريال است و روتين هم نيست ، اين جذابيت ها را کجا و چه جوري ايجاد مي کني؟

هيچ وقت روي اين چيزي که مي گويي حساب نکرده ايم . هيچ وقت نگفته ايم جمله اي درست مي کنيم که تبديل به تکيه کلام بشود. يک وقت هايي خودش پيش مي آيد. مثلا جمله «اين که مي گويي يعني چه » يک بار در برره به کار رفت و من فکر کردم چقدر جمله جالبي است . چون تهش به جاي علامت سوال ، نقطه داشت . بعد از آن هم چندبار استفاده کرديم و شد و جواب داد. اين تنها موردي است که برايش جا گذاشتم . توي اين کار هم به چيزي در اين مايه ها فکر نکرده ايم . ولي باز هم چيزهايي دارد که اين اتفاق بيفتد.

پس قلاب کار که بيننده را درگير کند و گير بيندازد کجاست؟

خود داستان . هميشه روي داستان حساب کرده ام . هيچ وقت نگفته ام حالا برويم توي کار در مي آيد. روي تک تک سکانس ها تا جايي که وقت داشته ايم ، کار کرده ام.

نويسنده هاي همکارت را چه طور انتخاب مي کني؟ مثلا تا آن جا که يادم مي آيد امير ژوله مطبوعاتي بود.

کارهاي ژوله را در «تماشاگران » خوانده بودم . يک بار رفته بودم مجله شان ، بهش گفتم بيا يک امتحاني بکن . راستش خيلي اميدوار نبودم . چون توي اين مدت خيلي کم به استعدادي برخورده ام که تکانم بدهد. خيلي ها آمدند و رفتند. توي تيتراژ «پاورچين » اسامي خيلي زيادي مي بيني که آمدند دو سه قسمت نوشتند و رفتند. نه اين که کارشان لزوما بد باشد. براي اين جنس کار بهترين انتخاب نبودند. جاي ديگري هم از عليرضا بذرافشان اسم برده ام که کارش را خيلي دوست دارم و به نظرم نويسنده درجه يکي است . ولي او هم در «باغ مظفر» نتوانست با سرعت بالاي کار ما هماهنگ بشود.

شايد چون به سريال نويسي عادت داشته تا کار روتين.

آره ، آنها تک تيراندازند و ما مسلسل چي.

يک جورهايي هم کارتان به ما روزنامه نگارها شبيه است.

آره ، کاملا. يک جورهايي پاورقي نويس هاي دوره معاصريم.

اين مدح کارت است يا ذمش؟

هيچ کدام . اما پاورقي هيچ وقت يک چيز سنگين سطح بالا نبوده . پاورقي اي موفق بوده که توانسته با تعداد بيش تري از مردم ارتباط برقرار کند. کارش از نويسنده پايين تر است ، ولي مردم دوستش دارند ديگر.

اين آگاهي خيلي تلخ نيست؟

کارمان را مي شناسيم ديگر. گنده تر از چيزي که هستيم ، نبايد ادعا کنيم . بايد اندازه مان را بشناسيم.

از اين حدي که براي خودت تصوير مي کني راضي هستي؟

به نظرم در تلويزيون اين ته ماجراست . تلويزيون براي سريال هاي 90شبي اش چيزي بيش تر از پاروقي نمي خواهد. اين نه مدح است و نه ذم . يک جور ويژگي است براي رسانه تلويزيون . 90شبي اي موفق است که آمارش از 90درصد هم بالا بزند، نه 90شبي اي که سنگين و درست و حسابي باشد و آمار 60درصد داشته باشد. ما بايد پربيننده باشيم . براي همين سعي مي کنيم حد وسط را پيدا کنيم و در عين دوري از ابتذال ، جوري کار کنيم که با قشر وسيع مخاطب ارتباط برقرار کند. بايد رسانه را بشناسي تا بتواني مطابق سليقه اش کار بسازي . ولي کاري که من خودم مي سازم ، قطعا با اين کارها متفاوت است.

نمونه اش «نقاب » که امسال رفت روي پرده و کار بدي هم نبود.

البته اين جنازه فيلم نامه بود، خودش خيلي بهتر بود. اگر اصلش بود کاري مي شد که در سينماي ايران شبيهش را نديده بوديم . به هر حال اين جوري نيست که غير از برره بلد نباشم چيز ديگري بنويسم.

خيلي اضطراب داري که مردم توي عيد چه جوري از اين سريال استقبال کنند؟

نه ، دوره اضطراب من سال هاست گذشته . واقعيتش خيلي از کارهاي خودمان را حتي نديده ام.

چرا؟ علاقه اي نداري يا مثل آن بابا چون آخرش را مي داني نمي بيني؟

دوست دارم . ولي معمولا کارهاي خيلي مهم تري دارم.

سال آرامش ، سال استراحت

امسال اولا خيلي خوب استراحت کردم . بعد هم کاري نوشتم به اسم «ورود آقايان ممنوع » که قرار بود همين امسال مرضيه برومند بسازد و منوچهر محمدي تهيه کند. اما خورد به گرفتاري هاي برومند و بازي اش در تئاتر «افرا» و افتاد به سال بعد.

فيلم نامه بهمن قبادي را هم کار کردم و خيلي طول کشيد و امسال قرار است بسازدش . هنوز برايش اسم نگذاشته ايم ، اسم موقتش «کشور بابام » است . به نظرم کار ماندني اي مي شود.

جنس کارهايتان لااقل به ظاهر خيلي با هم فرق دارد. چي شد قبادي براي اين کار سراغ شما آمد؟

نمي دانم . براي فيلم قبلي اش «نيوه مانگ » هم ازم دعوت کرد. ولي هر چي جلو رفتيم ، ديدم طرح را نمي فهمم و عذرخواهي کردم . با اين حال هميشه دوست داشتيم با هم کار کنيم.

يک جايي به درآمد کارگرداني و نويسندگي اشاره کردي . اين ها چقدر با هم اختلاف دارند؟

نويسندگي خيلي بيش تر است.

يعني شما از مهران مديري بيشتر مي گيري؟

قصه مديري فرق مي کند. اگر يک نويسنده يک سريال کامل را خودش بنويسد، از مهران مديري بيش تر مي گيرد. مثلا اگر سروش صحت براي چارخونه مي نوشت خيلي بيش تر گيرش مي آمد تا حالا که کارگرداني کرده.



منبع خبر : جام جم آن لاین

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387 و ساعت 23:11 |
قدیمی ترین صدای ضبط شده انسان
قدیمی ترین صدای ضبط شده انسان آوازی فرانسوی است .

به گزارش «جهان» و به نقلب از شبكه خبر ، پژوهشگران موفق شدند : ده ثانیه صدای ضبط شده سال هزار و هشتصد و شصت فردی را رمزگشایی كنند. این صدا كه به صورت دیجیتالی كپی شده بود با روش های جدید رمز گشایی و پخش شد.

یكی از پژوهشگران می گوید : این صدا شبیه صدای اشباح است و مثل مشاهده عكسی بسیار قدیمی است .
ناگهان صدا به گوش می رسد و همه به وجد می آیند.

ادوارلئون اسكوت دو مارتن ویل فرانسوی با اختراع دستگاهی عجیب موفق شده بود ، امواج صوتی را روی كاغذی كه با دوده فانوس سیاه می شودضبط كند ، اما امكان گوش دادن دوباره آنها وجود نداشت .

این دستگاه فونوتوگراف به تازگی در پاریس كشف شد و پژوهشگران موفق شدند: صدای ضبط شده برروی آن را رمزگشایی كنند.

این دستگاه هفده سال قبل از اختراع دستگاه فونوگراف توماس ادیسون ساخته شده بود.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387 و ساعت 22:58 |
بازيگر سينمای ايران دچار سانحه شد
در صحنه ‌اي از فيلم كه بايد شيشه اتومبيل شكسته مي ‌شده، براده‌هاي چاشني روي شيشه در حين انفجار، با كمر حميد فرخ‌نژاد برخورد كرده است.
جامع نيوز : "حميد فرخ‌ نژاد" بازيگر سينماي ايران هنگام بازي در صحنه‌ اي از فيلم "پوسته" دچار حادثه شد.

گويا در صحنه ‌اي از فيلم كه بايد شيشه اتومبيل شكسته مي ‌شده، براده‌هاي چاشني روي شيشه در حين انفجار، با كمر حميد فرخ‌نژاد برخورد كرده است.

پس از اين سانحه "مصطفي آل‌احمد" كارگردان اين فيلم كه نخستين فيلم سينمايي خود را مي ‌سازد، تا چهاردهم فروردين ماه به گروه استراحت داده‌ است.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387 و ساعت 22:55 |

جورج کلونی، براد پیت ، مت دامون و دان چئادل
بازیگران هالیوود به کمک مردم دارفور شتافتند
تهران-خبرگزاری ایسکانیوز: سازمان ملل طی بیانیه ای دیروز اعلام کرد: بازیگران هالیوود که در آن "جورج کلونی"، "براد پیت" ، "مت دامون" و "دان چئادل" شرکت دارند به کمک مردم دارفور شتافتند.
به گزارش روز شنبه باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران"ایسکانیوز" به نقل از رویترز؛ بر اساس این گزارش کمک 6 میلیون دلاری ایرلند ، اتحادیه اروپا و خیریه بازیگران هالیوود این امکان را برای برنامه غذایی جهان فراهم می کند تا هلیکوپتر و هواپیماهایی را برای رساندن غذا به ناحیه جنگ زده دارفور سودان طی ماه آوریل ،فروردین، اجاره کند.
این گزارش افزود: کمک های جهانی ناحیه دارفور سودان را در برگرفته است. کارشناسان تخمین زده اند که در طی پنج سال جنگ در دارفور 200 هزار نفر کشته و 2.5 میلیون نفر از خانه هایشان بیرون رانده شدند./120
خبرنگار:800
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387 و ساعت 22:51 |
"رابین ویلیامز" از همسر دومش جدا می شود
تهران-خبرگزاری ایسکانیوز: همسر دوم "رابین ویلیامز" هنرپیشه آمریکایی پس از 19 سال زندگی با رابین قصد دارد که از وی جدا شود.
به گزارش روز شنبه بخش انگلیسی گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران"ایسکانیوز" به نقل از بی بی سی؛ بر اساس این گزارش "مارشا گارسز ویلیامز" از تفاوت های سازش ناپذیرش با "رابین ویلیامز" در دادگاهی در "سنفرانسیسکو" یاد کرد.
این زوج که در سال 1989 با همدیگر ازدواج کردند از ماه دسامبر به صورت جداگانه زندگی می کردند و دو فرزند دارند . مدارک دادگاه نشان می دهد که "مارشا گارسز ویلیامز" حزانت مشترک پسر 16ساله اش را درخواست کرده است. دختر آنها 18 سل سن دارد ./120
خبرنگار:800

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387 و ساعت 22:49 |
"رابین ویلیامز" از همسر دومش جدا می شود تهران-خبرگزاری ایسکانیوز: همسر دوم "رابین ویلیامز" هنرپیشه آمریکایی پس از 19 سال زندگی با رابین قصد دارد که از وی جدا شود. به گزارش روز شنبه بخش انگلیسی گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران"ایسکانیوز" به نقل از بی بی سی؛ بر اساس این گزارش "مارشا گارسز ویلیامز" از تفاوت های سازش ناپذیرش با "رابین ویلیامز" در دادگاهی در "سنفرانسیسکو" یاد کرد. این زوج که در سال 1989 با همدیگر ازدواج کردند از ماه دسامبر به صورت جداگانه زندگی می کردند و دو فرزند دارند . مدارک دادگاه نشان می دهد که "مارشا گارسز ویلیامز" حزانت مشترک پسر 16ساله اش را درخواست کرده است. دختر آنها 18 سل سن دارد ./120 خبرنگار:800
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387 و ساعت 22:29 |

 

     

 
       
 
 
   
     
هفت‌ برنامه تلویزیونی برگزيده سال هشتاد و شش: «ساعت شنی» برترین سریال تلویزیونی، «دو قدم مانده به صبح» برترین برنامه تلویزیونی گفتگو محور، «مردم ایران سلام» برترین برنامه تلویزیونی ترکیبی، «سینما چهار» برترین برنامه سینمایی، «مستند چهار» برترین برنامه‌ تلویزیونی مستند-اجتماعی، «عمو پورنگ» برترین برنامه تلویزیونی طنز و سرگرمی، «نود» برترین برنامه تلویزیونی ورزشی
   

 

 

 


بررسی برنامه‌های تلویزیونی برگزیده ‌سال ۸۶
یک گام به عقب، دو گام به جلو

اشکان نیری


سال ۱۳۸۶ سالی جنجالی و خبرساز برای تلویزیون ایران بود. در حالی که ساخت سریال‌های تلویزیونی با رویکردی جدید و کیفیت بهتر از گذشته در دستور کار قرار گرفته بود، همزمان تولید انبوه تله‌فیلم‌های بی‌کفیت که به جای فیلم‌سینمایی به مخاطب قالب می‌شدند، پیگیری می‌شد.
رویکرد جدید صداوسیما در ساخت و ارائه سریال‌های تلویزیونی و جابجایی اندک خط‌قرمزهای به تعبیر مدیران صداوسیما خودساخته، با فرازونشیب‌ها و پیشروی‌ها و عقب‌نشینی‌های متعددی همراه بود. این رویکرد پیشروی‌ در یک زمینه و عقب‌نشینی در زمینه دیگر یا به تعبیری امتیاز دادن در یک حوزه و امتیازگرفتن در حوزه دیگر در سایر برنامه‌های سازمان از جمله گفتگوهای زنده هم پیگیری شد.

مدیران سازمان در دفاع از برنامه‌سازان‌شان در مقابل حملات منتقدان در برخی مواقع ثابت‌قدم بودند و گاه با عقب‌نشینی در برابر جریان انتقادات پشت برنامه سازان‌شان را خالی کردند و تن به جرح‌و تعدیل و حتی توقف پخش برخی برنامه‌ها دادند.
مدیران صداوسیما اگر در مقابل فشارهای خارج از سازمان، در دفاع از عادل فردوسی‌پور ثابت قدم ماندند تا نود همچنان به عنوان یکی از نقاط مثبت تلویزیون باقی‌ بماند، به کنار گذاشتن فرزادحسنی تن دادند، تا مشخص شود هنوز ظرفیت‌های کافی برای نقد ولو جزئی برخی حوزه‌ها در تلویزیون وجود ندارد، حتی اگر منتقد فرزاد حسنی باشد که «خودی» بودنش را بارها به طرق مختلف ثابت کرده است. همین بود سرنوشت برنامه جدید رضارشید پور یعنی «مثلث» که وقتی برخی در این برنامه خود را بازنده عرصه افکار عمومی دیدند، فشارهای‌شان باعث شد پخش برنامه در همان قسمت اول متوقف بماند.
سرنوشت سریال‌های تلویزیونی «میوه ممنوعه»، «ساعت شنی» و «یک مشت پر عقاب» هم بهتر از این نبود، که جرح و تعدیل‌های فراوان و تغییرات ناگهانی بخش‌های پایانی این سریال‌ها، هم صدای مخاطبان را بلند کرد و هم دست‌اندرکاران و سازندگان این سریال‌ها را. و البته در بین تنها منتقدانی که پخش چنین برنامه‌هایی را شایسته صداوسیما نمی‌دانستند راضی بودند.

با تمام این تفاسیر، به صداوسیما در سال گذشته به خاطر ورود به عرصه‌های جدید می‌توان در مجموع نمره مثبتی داد. به شرط آنکه این رویکرد نوگرایی در برنامه‌های تلویزیونی و تلاش برای نزدیک شدن به استاندارهای حرفه‌ای برنامه‌سازی همچنان تداوم پیدا کند و در سال آینده مجموع پیشروی‌ها بیشتر از عقب‌نشینی‌ها باشد.

برنامه‌های تلویزیونی شبکه‌های هشت‌گانه صداوسیمای ایران مطابق سال‌های گذشته در هفت‌بخش مورد ارزیابی هیئت تحریریه هفت‌سنگ و تعدادی از کارشناسان حوزه رسانه‌ای قرار گرفتند و برنامه‌های زیر به عنوان برگزیده‌های سال ۱۳۸۶ انتخاب شدند.


۱- سریال تلویزیونی
برگزیده اول: ساعت شنی
برگزیده دوم: مدار صفر درجه


موضوع «رحم اجاره‌ای» در جامعه ایرانی به تنهایی آنقدر پدیده غریبی است که موجب برخی حساسیت‌ها شود، حال اگر این موضوع در یک سریال تلویزیونی با برخی ناهنجاری‌های اجتماعی از قبیل موضوع دختران فراری و اعتیاد همراه شود، این حساسیت دوچندان خواهد شد. این اتفاق برای سریال «ساعت شنی» افتاد، تا به‌خاطر جسارت در طرح چنین موضوعی نو، نگاه واقع‌بینامه به جامعه، فیلمنامه مناسب و بازی‌های قوی شایسته عنوان سریال برگزیده سال باشد. هر قدر که ورود صداوسیما به چنین عرصه‌ای شایسته تقدیر است و امتیازی مثبت در عملکرد این سازمان محسوب می‌شود، اما جرح‌وتعیل و نابودی قسمت‌های پایانی سریال بر اثر فشار مخالفان نقطه منفی در عملکرد تلویزیون باقی می‌گذارد.
«مدار صفر درجه» سریال خوش‌ساخت حسن فتحی که نگاهی جدید به موضوعات تاریخی داشت و بازتاب‌های آن حتی ابعادی بین‌المللی پیدا کرد، دومین برگزیده سریال‌های تلویزیونی در سال ۱۳۸۶ است.


۲- برنامه تلویزیونی گفتگو محور
برگزیده اول: دو قدم مانده به صبح
برگزیده دوم: شب شیشه‌ای



برگزیده اول برنامه‌های گفتگو محور برنامه «دو قدم مانده به صبح» است. برنامه‌ای فرهنگی هنری از شبکه چهار سیما که جزو معدود برنامه‌های جذاب فرهنگی تلویزیون است. بهره‌گیری از یک مجری صمیمی و مجرب به نام محمد صالح‌علا که با اجرای منحصربه‌فرد و لحن و اصطلاحات مخصوص خود «بینندگان جان»‌اش را پای تلویزیون می‌نشاند. و همچنین استفاده از کارشناسان خبره و دست بر آتش هنر و فرهنگ مانند فریدون جیرانی در بخش سینما، محمد رحمانیان در بخش تئاتر، بهرام عظیمی در بخش انیمیشن و... به میزان جدیت و تسلط برنامه در زمینه‌های مختلف افزوده است. این برنامه هر شب به‌جز جمعه شب‌ها از شبکه چهار سیما در حدود ساعت یازده پخش می‌شود. برنامه دارای بخش‌های مختلف معماری، سینما، تئاتر، انیمیشن و ... است و هر بخش با پخش کلیپی جذاب و سپس مجری‌گری صالح‌علا از بخش دیگر جدا می‌شود. این برنامه از ابتدای پخش آن مورد استقبال منتقدان سینما و تلویزیون و اصحاب مطبوعات قرار گرفت. بیشتر منتقدان به ضرورت برنامه‌ای مانند نود در زمینه‌های فرهنگی و هنری اشاره کردند و «دو قدم مانده به صبح» را پاسخی هرچند کم‌رنگ به این نیاز اهل فرهنگ و هنر دانستند.

«شب شیشه‌ای» برگزیده دوم این بخش است. یک تاک‌شو (Talk Show) موفق از شبکه‌ تهران با اجرای مسلط رضا رشیدپور به سرعت به‌خصوص در میان تهرانی‌ها محبوب شد. «شب شیشه‌ای» مانند تمام تاک‌شوهای موفق بیشتر به اجرای مجری و مصاحبه‌گر وابسته بود و این‌که بتواند با سؤالات پی‌درپی‌اش به نوعی گارد دفاعی مصاحبه‌شونده را بشکند و حرف‌های واقعی او را به گوش بینندگان برساند. اما این رویه شاید در کشورمان ایران که همه آدم‌ها ـ چه مصاحبه‌شونده چه مصاحبه‌گر ـ دارای معذوریت‌های آگاه و ناآگاه بسیاری برای افشای درون خود و دیگران هستند کمی سبک و به‌قول معروف تلطیف شود. البته در «شب شیشه‌ای» تقریباً به‌صورت هر سه چهار برنامه یک‌بار معذوریت‌ها و رودربایستی‌های کمتری دیده می‌شد و به طبع برنامه جذاب‌تر! اما به‌طور کل نه «شب شیشه‌ای» چندان ریسک‌پذیر بود و نه رشیدپور که از آن می‌خواستیم توقع دیگری داشته باشیم. بیشتر برنامه ـ در حدود نیم ساعت تا چهل دقیقه ـ صحبت با مهمان برنامه که یکی از چهره‌های مشهور یا کمی مشهور در زمینه‌های مختلف بود. وجود یک نظرخواهی مردمی با پیامک (SMS) در زمینه‌ای که مهمان برنامه فعالیت می‌کند نیز به محبوبیت شب شیشه‌ای کمک کرد.


۳- برنامه تلویزیونی ترکیبی (مجله تصویری)
برگزیده اول: مردم ایران سلام
برگزیده دوم: صبح آمد


در دو سال گذشته بعد از مدت‌ها برنامه‌‌ای صبح‌گاهی بر آنتن آمد که برای بسیاری ارزش گذشتن از خواب شیرین صبح را داشت. شبکه دو هر روز صبح زود با برنامه ترکیبی «مردم ایران سلام» میزبان سحرخیزان بود.
اجرای برنامه را محمدرضا شهیدی فر بر عهده داشت، بخش حیات وحش و طبیعت را محمد علی اینانلو اجرا می‌کرد و جواد آتش‌افروز در یک استودیوی رادیو بخش دیگری از برنامه را مجری‌گری می‌کند. بخش ورزشی بر عهده‌ جهانگیر کوثری بود و چندین کارشناس و مجری سرشناس دیگر هم در این برنامه حضور داشتند.
نگاه حرفه‌ای سازندگان، برنامه‌ای پرنشاط و پربار را حاصل آورده بود. محمدرضا شهیدی‌فر ـ که علاوه بر مجری، تهیه‌کننده و کارگردان برنامه نیز هست، می‌گوید: «در این برنامه درباره‌ رنج، فقر و گرفتاری ها صحبت نمی کنیم. چرا که جای مطرح کردن این موضوعات در برنامه‌ی صبح نیست.»
طراحی گرافیک، صحنه و تدوین حرفه‌ای برنامه، ری‌میکس‌های مبتکرانه از موسیقی سنتی ایران و... از جمله عواملی است که «مردم ایران سلام» را از سایر برنامه‌های ترکیبی متمایز می‌کرد. برنامه «مردم ایران سلام» همزمان با پایان سال ۱۳۸۶ به پایان رسید.

«صبح آمد» دیگر برنامه صبح‌گاهی سیماست که همزمان با «مردم ایران سلام» از شبکه سوم سیما پخش می‌شد. «صبح آمد» هرچند برنامه‌ای قابل رقابت با «مردم ایران سلام» نبود، اما نسبت به برنامه‌های دیگر شبکه‌ها وضعیت مناسب‌تری داشت و بخشی از مخاطبان جوان و علاقه‌مند به ورزش را جذب کرده بود. حضور فرشید منافی، مجری صداآشنا و محبوب رادیویی در این برنامه از جمله نکات قابل توجه «صبح آمد» بود. البته منافی نتوانست آنچنان که انتظار می‌رفت، موفقیت‌های رادیویی‌اش را در اولین تجربه جدی تلویزیونی هم تکرار کند.


۴- برنامه سینمایی (نمابش، نقد و بررسی آثار سینمایی)
برگزیده اول: سینما چهار
برگزیده دوم: سینما ماورا


شبکه چهار سیما که به شبکه نخبگان و دانشگاهیان معروف است، در انتخاب آثار سینمایی هم این رویکرد را دنبال می‌کند و بیشتر همین نوع مخاطب را هدف قرار می‌دهد. برنامه «سینما چهار» در سال گذشته هر چند فراز و نشیب‌ها و تغییراتی در ساختار و تیم سازندگانش داشت، اما از معادل شبکه یکی‌اش یعنی «سینما یک» حال و روز بهتری را پشت سر گذاشت تا مانند سال گذشته به عنوان بهترین برنامه سینمایی انتخاب شود. نمایش فیلم‌های نخبه‌گرایانه‌تر و گاهی اصطلاحا روشنفکرانه در کنار ایجاد فضایی برای معرفی کارگردان فیلم و نقد و بررسی فیلم همچنان در دستور کار این برنامه قرار داشت.

«سینما ماورا» هم که چند سالی است با نمایش فیلم‌های سینمایی ماورایی یک‌شنبه شب‌ها از شبکه چهار پخش می‌شود در سال ۱۳۸۶ همچنان ادامه داشت. هرچند که به نظر می‌رسد کفگیر این برنامه در پیدا کردن فیلم‌های ماورایی دردسترس و قابل پخش کم‌کم به ته دیگ می‌رسد و فیلم‌های شبه‌ماورایی هم به‌تازگی به این برنامه راه پیدا ‌کرده‌اند.


۵- برنامه‌ تلویزیونی مستند-اجتماعی
برگزیده اول: مستند چهار
برگزیده دوم: برزیل؛ سرزمین فوتبال


برگزیده برنامه‌های‌ تلویزیونی مستند-اجتماعی، برنامه «مستند چهار»، سه‌شنبه‌شب‌ها ساعت نه و نیم پخش از شبکه چهار می‌شود. می‌‌توان گفت «مستند چهار» جزو اولین برنامه‌های مستند است که سینمای مستند را جدی گرفته است و به‌خصوص در بیرون آوردن مستندهای ایرانی از کنج انزوا کمک هرچند کمی کرده است. از نقاط قوت این برنامه تنوع موضوعات مستندهای انتخاب‌شده است. پخش مستندهای جذاب خارجی که از جذابیت‌های عامه‌پسندتری ـ به معنای مثبت ـ نسبت به سینمای مستند داخلی برخوردارند نیز یکی از کارهای حرفه‌ای و خوب این برنامه است.

برگزیده بعدی مستند «برزیل؛ سرزمین فوتبال» سال گذشته در شبکه دوم سیما پخش شد. برزیل در تمام دنیا تداعی فوتبال می‌کند. رنگ زرد لباس‌های تیم ملی‌شان، صورت‌های بیشتر سیاه و پوشیده از عرق و تکنیک‌های شعرگونه‌ فوتبالیست‌های‌شان و گذشته‌ سخت و بازی در زمین‌های خاکی این بازیکنان در حال حاضر ثروتمند، هرکسی را نسبت به جایگاه فوتبال در جامعه برزیل کنجکاو می‌کند. این برنامه کار ویژه و خوش‌ساختی از گروه حرفه‌ای مستند سیما است که به ریشه‌یابی فوتبال در ابعاد مختلف زندگی برزیلی‌ها پرداخت.


۶- برنامه تلویزیونی طنز و سرگرمی
برگزیده اول: عمو پورنگ
برگزیده دوم: سریال ترش و شیرین


انتخاب یک برنامه که در ظاهر برای مخاطب خردسال و کودک ساخته شده در بخش طنز و سرگرمی شاید کمی عجیب به نظر برسد. اما افت شدید برنامه‌های طنز تلویزیونی در سال ۱۳۸۶ در سیما - که شاخص آنها سریال «چهارخونه» از ضعیف‌ترین سریال‌های طنز تاریخ صداوسیما بود - در کنار اجرای قوی برنامه «عمو پورنگ» که حالا علاوه بر مخاطبان کم‌سن‌وسال، بزرگ‌ترها را هم به عنوان بیننده در کنار خود دارد، باعث شد گروه انتخاب کنندگان رای به برگزیده شدن این برنامه در این بخش بدهند.

عمو پورنگ (داریوش فرضیایی) و امیر محمد (البته وقت‌هایی که درس و مشق ندارد!) برنامه را اجرا می‌کنند. عمو پورنگ یکی از اولین مجری‌هایی بود که برنامه‌ کودک را از آن حالت عصا قورت‌داده‌ مجری‌ای که پشت میز می‌نشیند، با چشم‌هایی یخ‌زده به جلو خیره می‌شود و در حین روخوانی متن مقابلش سرش را به‌صورت متناوب به جلو و عقب و راست و چپ حرکت می‌دهد و برنامه‌ بعدی را معرفی می‌کند خارج کرد. در برنامه‌ عمو پورنگ بچه‌ها تلفن می‌زنند و چه مسابقه را درست جواب بدهند و چه غلط، برنده می‌شوند و جایزه می‌گیرند. اجراهای تئاترگونه زنده عموپورنگ و امیرمحمد به خوبی با بکارگیری زبان طنزی که برای کودک و بزرگسال قابل فهم و جذاب است، این برنامه را تبدیل به یکی از برنامه‌های محبوب سال‌های اخیر تلویزیون کرده است.

برگزیده دوم این بخش سریال نوروزی رضا عطاران در سال ۱۳۸۶ است. «ترش و شیرین» نسبت به سایر سریال‌های طنز و سرگرم‌کننده مناسبتی تلویزیونی در سال گذشته وضعیت بهتری داشت و مخاطبان ارتباط بهتری با آن برقرار کردند.


۷- برنامه تلویزیونی ورزشی
برگزیده اول: نود
برگزیده دوم: پارازیت


«برنامه عادل فردوسی‌پور» پس از گذشت یک دهه هنوز پربیننده‌ترین و محبوب‌ترین برنامه تلویزیونی سیماست. رکوردی عجیب و دست‌نیافتنی که تنها به لطف تلاش عادل و همکارانش و عشقی که به فوتبال دارند میسر شده. «نود» در سال ۱۳۸۶ باز هم چندین بار خبرساز شد. حضور صفایی فراهانی و خاویرکلمنته دو برنامه خبرسازتر و جنجالی‌تر نود در سال گذشته بودند.

در اوج درگیری‌ها بین کمیته انتقالی فدراسیون فوتبال و سازمان تربیت‌بندی که فوتبال ایران را تا مرز محرومیت از شرکت در میادین بین‌المللی پیش برده بود، حضور صفایی فراهانی در برنامه نود، این برنامه را به خبرسازترین قسمت نود در سال گذشته تبدیل کرد. در حالی که یک طرف دعوا، یعنی سازمان تربیت‌بدنی از تریبون‌های متعددی برای بیان دیدگاه‌هایش برخوردار بود و وابستگان به آن - از جمله داریوش مصطفوی - چپ و راست در برنامه‌های تلویزیونی ظاهر می‌شدند و اتهاماتی را متوجه اعضای کمیته انتقالی می‌کردند، صفایی فراهانی رئیس کمیته انتقالی ظاهرا فقط به دلیل گرایش‌های سیاسی‌اش از فرصت پاسخ‌گویی به این اتهامات محروم بود.

فرصت پاسخ‌گویی و دفاع برای صفایی فراهانی تنها یک‌بار و یک‌بار در برنامه نود میسر شد. اما همان یک‌بار کافی بود تا بینندگان با حقایق جدیدی در مورد اوضاع مدیریتی فوتبال کشور مطلع شوند. حضور جنجالی صفایی فراهانی در نود که با ارائه توضیحات و اسناد و مدارک مستدل همراه بود، باعث شد در دادگاه نود که افکار عمومی هیئت منصفه آن بود شرایط به نفع گروه کمیته انتقالی تغییر پیدا کند. اما این روشنگری همانقدر که با استقبال مخاطبان مواجه شد برای برنامه نود دردسر ساز شد. تا جایی که صحبت از کنار گذاشتن عادل فردوسی‌پور از برنامه نود بر اثر فشارهای طرف بازنده دعوا در نزد افکار عمومی به میان آمد. اما نود این ماجرا را هم پشت سر گذاشت تا همچنان پرصلابت به کار خود ادامه دهد و در جریان بیمار فوتبال ایرانی تنها نقطه مثبت و امیدوارکننده باقی بماند.

«پارازیت»، برنامه ورزشی شبکه خبر که بیشتر به حاشیه‌های ورزش می‌پردازد، دومین برگزیده برنامه‌های ورزشی تلویزیونی در سال گذشته است.

سال ۸۶ البته در عرصه برنامه‌های ورزشی اتفاق دیگری هم روی داد. تغییر تیم سازندگان برنامه تلویزیونی «ورزش دو» و ورود جهانگیر کوثری به این برنامه هر چند وضعیت این برنامه سنتی شبکه دو سیما را بهتر از قبل کرده، ولی در حالی که همه منتظر رقیی برای برنامه نود بودند، جهانگیر کوثری نتوانست انتظارات اولیه را برآورده کند تا برنامه‌اش از سطح یک برنامه معمولی فراتر نرود.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387 و ساعت 3:53 |
بیش از چهار قسمت از آغاز این مجموعه تلویزیونی نگذشته که...
شکایت ثبت احوال فارس از سریال "مرد هزارچهره" FPRIVATE "TYPE=PICT;ALT="

سینمای ما - اداره كل ثبت احوال استان فارس از تهيه كنندگان مجموعه تلويزيوني مرد هزار چهره شكايت كرد
.

به نوشته الف وکیل اداره كل ثبت احوال استان فارس ، با تهیه و تقدیم دادخواستی به دادگستري فارس از مسئولان و دست اندركاران مجموعه تلويزيوني مرد هزار چهره شكايت كرد
.

در اين دادخواست مواردي به عنوان دلايل و مستندات توهين بيان شده است از جمله: انتصاب شخصيت اصلي داستان به عنوان شخص كلاهبردار شياد و متقلب در مجموعه ثبت احوال شيراز، ارائه فضاي بي نظم و خارج از شان اداري در ثبت احوال شیراز و القاي سوئ استفاده از موقعيت شغلي توسط كاركنان اداره كل ثبت احوال شیراز
.

در اين دادخواست، ثبت احوال استان فارس خواستار اعاده حیثیت و دریافت 21 ميليارد ريال به عنوان خسارت معنوي وارد شده به مجموعه ثبت احوال شيراز شده است
.

سریال طنز مرد هزار چهره با کارگردانی و بازی مهران مدیری از روز اول فروردین 87 ، هر شب ساعت 23 از شبکه سوم سیما پخش می شود. در قسمتهای اول و دوم این سریال، دیوانسالاری پیچیده و نظام اداری کشور بطور غیر مستقیم به باد تمسخر گرفته شده است
.

در سریالهای مشابه و طنزهای انتقادی قبلی مهران مدیری، ناهنجاری های نظام اداری و سیاسی کشور بدون اشاره مستقیم به سازمان یا محلی خاص، نقد می شد اما در داستان "مرد هزار چهره" ، ناهنجاری های اداری در اداره ثبت احوال شیراز- به عنوان نمونه ای از ادارات کشور - اتفاق می افتد
.


منبع خبر : تابناک

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در یکشنبه یازدهم فروردین 1387 و ساعت 3:29 |
اعتراض این بار به یک تئاتر ضد اسلامی
گفته مي‌شود، پليس برلين با دست‌اندركاران تئاتر پوتسدام براي استقرار شمار بيشتري از نيروهاي پليس، همزمان با اجراي اين تئاتر رايزني مي‌كند.
ایرنا: شوراي مركزي مسلمانان آلمان اعلام كرد، تئاتر برگرفته از كتاب موهن "آيات شيطاني" كه قرار است روز يكشنبه در "پوتسدام" در نزديكي برلين اجرا شود، با انتقاد شديد مسلمانان اين كشور رو به رو شده است.

خبرگزاري رويترز از برلين گزارش داد، "نورهان سويكان" سخنگوي اين شورا با بيان اين مطلب گفت پيش بيني مي‌شود اجراي اين تئاتر با اعتراض همه جانبه مسلمانان همراه باشد.

وي با تاكيد بر اينكه مسلمانات همچون پيروان ساير اديان به آزادي بيان و انديشه معتقدند گفت "اين آزادي نيز حد و مرزي دارد. ما از اينگونه اقدامات تحريك‌آميز و توهين‌ها به ستوه آمده‌ايم و مسلمانان هم به راحتي از چنين مسايلي نخواهند گذشت."
كتاب "آيات شيطاني" كه در دهه‌ي هشتاد توسط "سلمان رشدي" منتشر شد، موج گسترده‌اي از خشم مسلمانان را برانگيخت.

گفته مي‌شود، پليس برلين با دست‌اندركاران تئاتر پوتسدام براي استقرار شمار بيشتري از نيروهاي پليس، همزمان با اجراي اين تئاتر رايزني مي‌كند.

اجراي اين تئاتر بخشي از توطئه همه جانبه‌ي دشمنان اسلام براي خدشه دار كردن احساسات يك ميليارد و ‪ ۳۰۰‬ميليون مسلمان جهان و توهين به مقدسات آنان، به شمار مي‌رود.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در یکشنبه یازدهم فروردین 1387 و ساعت 3:26 |
بازیگران پرکار تلویزیون در سال 1386
بازیگران پرکار تلویزیون در سال 1386


سینمای ما -


شهرام عبدلی:


شهرام عبدلی پس از بازی در نقش‌های منفی و به شهرت رسیدن در تلویزیون، روند پرکاری عبدلی شروع شد. او در «آدمخوار» یکی از همان نقش‌های آشنا را بازی کرد. اما تلاش کرد در انتخاب‌های بعدی‌اش فضاهای تازه‌تری را تجربه کند. او در سریال‌های «گیلعاد»، «خونمردگی»، «گلستان در‌ آتش»،‌ «غریبه از قریب» و «سایه‌ای در تاریکی» مقابل دوربین رفت.

شهرام عبدلی در اغلب نقش‌هایش همان تصویر آشنایی که با مجموعه «خط قرمز» قاسم جعفری در ذهن مخاطب ایجاد شده بود، کامل می‌کند. تعداد نقش‌های مثبتی که به او پیشنهاد می‌شود کم است و انتخاب‌های او هم محدود. گاهی حتی پرکاری هم این فرصت را به او نداده تا نقش‌های متنوعی را تجربه کند.

▪ مهدی هاشمی:

این بازیگر گزیده‌کار، امسال فرصت نقش‌آفرینی در مجموعه‌ها و تله فیلم‌های مختلفی را داشت، به‌نظر می‌رسد نقش‌هایی که به هاشمی پیشنهاد شد آنقدر وسوسه‌کننده بود که این بازیگر را به پذیرفتن‌شان ترغیب کند. هاشمی طی سال ۸۶ دو مجموعه موفق و پربیننده روی آنتن داشت. «رقص پرواز » که سال ۸۴ تولید شده و از مجموعه‌های متفاوت دفاع مقدس است و دیگری «روزگار قریب» که هاشمی چند سال مشغول بازی در آن بود.

این بازیگر در «روزگار قریب» بار دیگر نقشی را تجربه کرد که برگرفته از یک شخصیت واقعی است. تفاوت این دو نقش و طراوت بازی هاشمی در این دو مجموعه به یادمان آورد که او همچنان یکی از بهترین بازیگران ما است و دقت و حساسیتش برای پذیرفتن نقش معمولاً به نتایج قابل قبولی ختم می‌شود. هاشمی همچنین در تله فیلم «وقت اضافه» با مهرداد خوشبخت همکاری کرد و فرصت بازی در تئاتر تلویزیونی «پسران آفتاب» را هم از دست نداد، او خوب می‌داند که حضور در پروژه‌ای که نام محمد رحمانیان را به عنوان کارگردان بر پیشانی دارد اتفاقی نیست که به سادگی بتوان از کنارش گذشت. مهدی هاشمی این روزها مشغول بازی در مجموعه «کارآگاهان» به کارگردانی حمید لبخنده است. او با این نقش برای اولین‌بار فضای پلیسی را تجربه می‌کند و در قالب یک کارآگاه کارکشته ظاهر می‌شود.

▪ اکبر عبدی:

اکبر عبدی امسال در تلویزیون فرصت بازی در نقش‌های متفاوتی را داشت. او در مجموعه «گل یا پوچ» مثل همیشه در قالب کاراکتری شوخ و بذله‌گو ظاهر شد و در بخش‌هایی از این مجموعه عبدی نقش یک پیرزن را بازی کرد. عبدی، توانایی‌اش در تقلید صدا را بار دیگر در این مجموعه نشان داد. بازی در نقش جبیر در مجموعه «ستاره سهیل» امیر قویدل و تجربه نقشی تاریخی با گریمی متفاوت یکی دیگر از فعالیت‌های عبدی در سال ۸۶ بود. این مجموعه در ایام محرم از تلویزیون پخش شد. این بازیگر با بازی در نقش‌های جدی و متفاوت تلاش می‌کند به سنت بازی‌اش در نقش‌های کمیک پایان بدهد. عبدی در تله‌فیلم «جاده آسمان» کامبیز کاشفی که مدتی پیش از تلویزیون پخش شد هم نقشی را بازی کرد که از او فاصله داشت، اما اجرای درست این بازیگر از نقش آن را به یکی از تجربه‌های موفق عبدی تبدیل کرد. طی سال ۸۶ تله فیلم «مظفرنامه» ساخته محمدرضا ورزی و ایفای نقش مظفرالدین شاه هم یکی دیگر از تجربه‌های عبدی در نقش‌های تاریخی بود، او قرار است در سریال «نردبانی بر آسمان» محمدحسین لطیفی بازی کند. اکبر عبدی در تجربه‌های اخیرش از نقش‌های کمدی فاصله گرفته است و حضور در نقش‌های تاریخی و مسن‌تر از خود را هم تجربه کرده است. حضور او در این نقش‌ها نشان می‌دهد که عبدی مسیر تازه‌ای را در بازیگری دنبال می‌کند.

▪ آتیلا پسیانی:

آتیلا پسیانی در تلویزیون بازیگر پرکاری است، البته دلیل این پرکاری به‌خاطر حضور در نقش‌های کوتاهی است که زمان زیادی از پسیانی نمی‌گیرد، او معمولاً در کنار بازیگری در این مجموعه‌ها می‌تواند در سینما هم حضور داشته باشد. بازی در تئاتر را هم از دست ندهد و گاهی نمایشی را روی صحنه ببرد. پسیانی را امسال در دو نقش ویژه دیدیم.

در «راه بی‌پایان» همایون اسعدیان و «بیداری» بهرام عظیم‌پور، پسیانی اجرایی دلنشین از نقش‌ها دارد. در تله‌فیلم‌ «اخراجی» او نقش پلیسی سرخورده و تلخ را بازی کرد. حضور گرم او در این نقش‌های متفاوت، توانایی‌های این بازیگر را نشان می‌دهد.

توانایی و قابلیتی که در این نقش‌های کوتاه هم عیان می‌شود. پسیانی در تله‌فیلم‌های «خون‌آشام روی بام» و «بازگشت» هم نقش‌هایی متفاوت را تجربه کرد. آتیلا پسیانی مجموعه‌ای از نقش‌های مثبت و منفی را در تلویزیون بازی کرده است و همان قدر که در اجرای نقش مثبت موفق بوده، در اجرای نقش منفی هم موفق است.

▪ فرهاد قائمیان:

پس از مجموعه «وفا» و تجربه نقش جذاب خرچنگ، می‌شد انتظار داشت فرهاد قائمیان مسیر تازه‌ای را در بازیگری شروع کند. در سال ۸۶ قائمیان در دو مجموعه پربیننده حضور داشت. او در مجموعه تلویزیونی «شهریار» کمال تبریزی نقش متفاوتی را تجربه کرد. بازی درونی و کنترل شده او در نقش روحانی موقر و معتمد شهر از امتیازهای کارنامه این بازیگر است. قائمیان در انتخاب‌های تازه‌اش سعی کرده از نقش‌های قبلی فاصله بگیرد.

در سریال پلیسی «بی صدا فریادکن» او نقش پلیس را بازی کرد و در تله‌فیلم «سرقت» نقش یک خلافکار باهوش را. حضور او در «جایی نزدیک آسمان» هم در راستای حضور در نقش‌های تازه و متفاوت بود. شاید تنها اشتباه حرفه‌ای قائمیان در سال ۸۶ پذیرفتن بازی در مجموعه «شکرانه» سعید سلطانی بود. او تلاش کرده بود با استفاده از لهجه تاجیکی شخصیت غریب این خلافکار عاشق را به شکلی باورپذیر اجرا کند، اما کلیت مجموعه آن‌قدر ضعف داشت که قائمیان نمی‌توانست به تنهایی کاری از پیش ببرد. قرار بود این بازیگر در مجموعه تازه بهروز افخمی با عنوان «آتشنشان‌ها» مقابل دوربین برود، اما به دلایلی از حضور در این پروژه انصراف داد.

▪ آتنه فقیه‌نصیری :

حضور پررنگ آتنه فقیه‌نصیری در تلویزیون کمی تعجب‌برانگیز است. البته اغلب نقش‌هایی که او بازی کرده در تله‌فیلم‌ها بوده و این‌طور که به نظر می‌رسد فقیه‌نصیری همچنان برای بازی در سریال‌ها وسواس دارد. «مدار صفر درجه» تنها سریالی بود که با بازی فقیه نصیری روی آنتن رفت. او در این مجموعه نقشی تازه را تجربه کرد.

او در تله‌فیلم‌های «از شنبه تا پنجشنبه»، «سایاب»، «نامادری» و «پرنده شاهین» هم بازی کرد. این بازیگر در مجموعه نوروزی «نشانی» پس از چند سال دوباره با رامبد جوان همکاری کرد. فقیه‌نصیری در این مجموعه در نقش لیلا، دختری که تازه از خارج از کشور به ایران آمده، بازی کرده است و به نوعی بازیگر نقش اصلی محسوب می‌شود.

آنها پیش از این در «خانه سبز» و «گمگشته» همکاری کرده بودند. فقیه‌نصیری به‌زودی در تله‌فیلم «پیمان» به کارگردانی مصطفی صفاری نیز مقابل دوربین می‌رود. آتنه فقیه‌نصیری این روزها که از سینما فاصله گرفته است، تلاش می‌کند با بازی در نقش‌های متنوع و متفاوت مجموعه‌ها و تله‌فیلم‌های تلویزیونی، فرصتی برای محک زدن قابلیت‌هایش برای خود ایجاد کند.

▪ کمند امیرسلیمانی :

بازیگر پرکار دهه ۷۰ در سینما، این سال‌ها بیشتر در تلویزیون فعال بوده تا سینما. بعد از تجربه موفق «مشق عشق» امیر سلیمانی در «ساعت شنی»‌برای دومین بار با بهرام بهرامیان همکاری کرد. او در این مجموعه نقش دختری جوان را بازی کرد که با مسائل خانوادگی مختلفی روبه‌رو است. او در چند تله‌فیلم که در سال ۸۶ تولید شد مقابل دوربین رفت و با آرش معیریان و کاظم راست‌گفتار همکاری کرد. «گامی در تاریکی»، «مظفرنامه» و «اگر تو بودی» تجربه‌های این بازیگر در عرصه‌ای تازه بودند. امیرسلیمانی قرار است در مجموعه تاریخی «نردبانی بر آسمان» به کارگردانی محمدحسین لطیفی مقابل دوربین برود. حضور در تله‌فیلم‌ها و مجموعه‌های تلویزیونی برای کمند امیرسلیمانی فرصت مناسبی بود تا این بازیگر توانایی‌هایش را ثابت کند. حضور قابل توجه او در مجموعه «ساعت شنی» نشان‌دهنده این اتفاق است.

▪ شهره سلطانی:

بازیگر باسابقه تئاتر، طی سال ۸۶ در تلویزیون هم پر کار بود. او در مجموعه‌های «ماروپله» و «خونمردگی» بازی کرد. حضور در تله‌فیلم‌های «گیلعاد» و «تاوان» هم از فعالیت‌های این بازیگر است. سلطانی سعی کرد از پرسونای همیشگی‌اش یعنی زنی جوان، پرجنب و جوش و پرتحرک فاصله بگیرد و حتی نقش کاراکترهای منفی را بازی کند. او در تله‌تئاتر «مهمانی زندگان» هم مقابل دوربین رفت تا چندان از تئاتر دور نباشد.

▪ فاطمه گودرزی:

فاطمه گودرزی با حضور در چندین تله‌فیلم در سالی که گذشت، نقش‌های متنوع و متفاوتی را تجربه کرده است. نقش زنی سالخورده و شهرستانی در «عمه ماه منیر» شهره لرستانی با آن لهجه شیرین ملایری، مهندسی جوان و کارکشته در «خاموشی دریا»، او در «جان شیفته»، «رز سرخ» و «غریبه از قریب» هم مقابل دوربین رفت.

روند پرکاری این بازیگر تا پایان سال ادامه داشته و قرار است به زودی در «۴ متر آن طرف‌تر» با فریدون فرهودی همکاری کند. با توجه به کمبود نقش‌های مناسب برای بازیگران میانسال زن در سینما طبیعی است که بازیگرانی مثل گودرزی ترجیح بدهند در تلویزیون نقش‌های متنوعی را تجربه کنند.



منبع خبر : صبح رامهرمز
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در یکشنبه یازدهم فروردین 1387 و ساعت 3:23 |

گزارش ایسکانیوز از فروش آخر هفته هالیوود
"هورتون صدای کسی را شنید" صدرنشین گیشه هالیوود
تهران-خبرگزاری ایسکانیوز: فیلم انیمیشنی "هورتون صدای کسی را شنید" با فروش 56میلیون دلاری همچنان صدرنشین گیشه هالیوود است.
به گزارش روز دوشنبه بخش انگلیسی باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران "ایسکانیوز" به نقل از ورایتی؛ فیلم انیمیشنی "هورتون صدای کسی را شنید" به کارگردانی "جیمی هیوارد" و "استیو مارتینو" با بازی "جیم کری" در پایان هفته اول نمایش خود 56 میلیون دلار فروش کرد.
فیلم 10 هزار سال قبل از میلاد به کارگردانی "رولاند امریچ" با بازی "کلیف کرتس" در پایان هفته اول نمایش خود42 میلیون دلار فروش کرد.
این فیلم محصول کمپانی "وارنر بروس" است. پس از این فیلم، فیلم "سفر جاده ای دانشکده" با فروش معادل 13 میلیون دلار پس از یک هفته نمایش در رده دوم قرار گرفت.این فیلم محصول کمپانی "دیسنی" است.
فیلم "برگ برنده" با بازی "دنیس کواید" و "فارست ویتاکر" پس از فیلم 10 هزار سال قبل از میلاد و "سفر جاده ای دانشکده" پس از سه هفته نمایش با فروش معادل 9 میلیون دلار در رده سوم جای گرفت.
فیلم "شغل بانک" پس از یک هفته نمایش 7 میلیون دلار فروش کرد و این فیلم محصول کمپانی "لیونسگیت" است.
فیلم "یقینا، شاید" به کارگردانی "جولیان چنابل" پس از یک هفته نمایش 9 میلیون دلار فروش کرد و این فیلم محصول کمپانی "یونیورسال" است.
فیلم "نیمه حرفه ای" به کارگردانی "کنت آلترمن" و بازی "ویل فرل" پس از 2 هفته نمایش 5 میلیون و 786 هزار دلار فروش کرد و این فیلم محصول کمپانی "نیو لاین سینما" است.
فیلم "وقایع نگاری های اسپایدرویک" به کارگردانی "مارک واترز" پس از4 هفته نمایش 5 میلیون و 754 هزار دلار فروش کرد و این فیلم محصول کمپانی "پارامونت" است.
فیلم "دیگر دختر بولین" به کارگردانی "استفان چادویک" و بازی "ناتالی پورتمن"، "اسکارلت یوهانسون" و "اریک بایا" پس از 2 هفته نمایش5 میلیون و 255 هزار دلار فروش کرد و این فیلم محصول کمپانی "سونی" است.
فیلم "جهنده" به کارگردانی "داگ لیمان" و بازی "هیری کریستنس" پس از 4 هفته نمایش 4 میلیون دلار فروش کرد و این فیلم محصول کمپانی "فاکس قرن بیستم" است.
فیلم "طلای احمق" با بازی "میتو مکاناهی" و "کیت هادسون" پس از 5 هفته نمایش 3 میلیون دلار فروش کرد و این فیلم محصول کمپانی "وارنر بروس" است./110
خبرنگار:800
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در یکشنبه یازدهم فروردین 1387 و ساعت 2:27 |
مرگ بازیگر قدیمی سینما/
"جیب‌بر خیابان جنوب" در 93 سالگی درگذشت
ریچارد ویدمارک که برای بازی در فیلم گانگستری "بوسه مرگ" نامزد اسکار شد و در فیلم "جیب‌بر خیابان جنوب" نقش یک خلافکار خرده‌پا را بازی کرد روز دوشنبه در منزل خود در ایالت کانکتیکات آمریکا در 93 سالگی درگذشت.

به گزارش خبرنگار مهر، هالیوود ریپورتر اعلام کرد سوزان بلنچارد همسر ویدمارک از ارائه جزئیات بیماری او خودداری کرد و گفت مراسم تدفین بازیگر فقید به طور خصوصی برگزار می‌شود.

ویدمارک که عموما در نقش شخصیت‌های متلاطم ظاهر می‌شد، سال 1948 برای بازی در نقش یک قاتل روانی در فیلم "بوسه مرگ" به کارگردانی هنری هاتاوی که اولین نقش‌آفرینی او در سینما بود نامزد اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد شد. او در این فیلم با ویکتور ماتیور همبازی بود و بخاطر حضور در این فیلم جایزه گلدن گلوب بهترین بازیگر آینده‌دار آن سال را برد.

ویدمارک که تماشاگران سینما او را بیشتر با نقش‌های منفی به یاد می آورند، سال 1948 نیز در فیلم نوآر "رستوران بین راه" به کارگردانی ژان نگولسکو بار دیگر نقش شخصیتی آشفته را بازی کرد، اما با حضور در نقش قهرمان بدبین فیلم "جیب‌بر خیابان جنوب" (1953، ساموئل فولر) بود که نام خود را به عنوان بازیگری مطرح سر زبان‌ها انداخت.

پرسونای تلخ ویدمارک به خوبی با فیلم‌های وسترن سازگار بود که نمونه آن دو فیلم مطرح "دو نفر با هم تاختند" (1961، جان فورد) و "پاییز قبیله شاین" (1964، ج. فورد) بود. او در فیلم پلیسی "مدیگان" (1968، دان سیگل) که داستان آن در محله هارلم منهتن روی می‌داد، نقش کارآگاه دانیل مدیگان را بازی کرد.

ویدمارک 26 دسامبر 1914 در سانرایز ایالت مینه‌سوتا به دنیا آمد و در شهر پرینستن در ایالت ایلینویز بزرگ شد. او بعدها در کالج لیک فورست در شمال شیکاگو ثبت‌نام کرد و در آنجا بود که به بازیگری علاقه‌مند شد. ویدمارک سال 1938 دانش‌آموخته شد و سپس شروع به فراگیری دروس بازیگری کرد.

او پس از مدتی در یک نمایش رادیوی به نام "داستان‌های واقعی عمه جنی" در نیویورک شغلی به دست آورد و پنج سال بعد و در 1943 با نمایش "بگو" برای اولین بار در برادوی ظاهر شد. ویدمارک به خاطر پارگی پرده گوش از خدمت سربازی معاف شد که همزمان با جنگ جهانی دوم بود.

ویدمارک چهار سال بعد و در 1947 با بازی در نقش تامی اودو، جانی روانی فیلم "بوسه مرگ" پا به هالیوود گذاشت و به دنبال موفقیت این فیلم با کمپانی فاکس قرن بیستم قراردادی هفت ساله امضاء کرد. او پس از بازی در نقش منفی فیلم "رستوران بین راه"، در فیلم "بن بست" (1950، جوزف ال. منکه ویتس) نیز بار دیگر نقشی منفی و این بار نقش یک نژادپرست کثیف را ایفاء کرد که برای پزشکی سیاه‌پوست و جوان با بازی سیدنی پواتیه مشکل ایجاد می‌کرد.

او استاد بازی در نقش شخصیت‌های فولادین بود و در ژانرهای مختلف به تناوب در چنین نقش‌هایی ظاهر شد که نمونه آن فیلم جنگی "تالارهای مونته‌زوما" (1951، لوییس مایلستون)، کمدی رومانتیک "تونل عشق" (1958، جین کلی) و دو فیلم وسترن "آسمان زرد" (1948، ویلیام ای. ولمن) و "نیزه شکسته" (1954، ادوارد دمیتریک) بود.



ریچارد ویدمارک در صحنه‌ای از فیلم "جیب‌بر خیابان جنوب" 

ویدمارک در دهه 1950 با تاسیس کمپانی هیث پروداکشنز به تهیه‌کنندگی روی آورد که درام دادگاهی "محدوده زمانی" 1957 و تریلر جاسوسی "شیوه‌های مخفیانه" 1961 حاصل این دوره هستند. او در همان سال‌ها در فیلم‌هایی چون "محاکمه در نورمبرگ" (1961، استنلی کریمر) و "حادثه بدفورد" (1965، جیمز بی. هریس) نقش‌آفرینی کرد.

موقعیت کاری ویدمارک در دهه 1970 دچار افت شد، هرچند او در این سال‌ها نیز در مجموعه تلویزیونی "مدیگان" 73-1972 که بر مبنای فیلم سینمایی تحسین‌شده با حضور خود وی ساخته شد و فیلم‌هایی مانند "جنایت در قطار سریع‌السیر شرق" (1974، سیدنی لومت) و "رولر کوستر" (1977، جیمز گلدستن) نقش‌هایی مهم به عهده داشت.

ویدمارک سال‌های آخر عمر خود به طور پراکنده در سینما و تلویزیون نفش‌آفرینی می کرد. او در 1987 به مجله پارید گفت:  "پیری باعث شده کل روند ساخت یک فیلم برای من به نظر آزارنده بیاید. دیگر تحمل ندارم. چند سال دیگر بیشتر زنده نیستم. دیگر نمی‌خواهم برای دو دقیقه فیلم، 12 ساعت سر صحنه فیلمبرداری باشم."

ویدمارک مواقع بیکاری را کنار همسرش در یک مزرعه پرورش اسب در هیدن ولی در کالیفرنیا یا مزرعه‌ای در کانکتیکات می‌گذراند. او با فیلم "رنگ‌های واقعی" (1991، هربرت راس) با بازی جان کیوساک و جیمز اسپیدر برای همیشه با دنیای سینما خداحافظی کرد.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در یکشنبه یازدهم فروردین 1387 و ساعت 2:3 |
محمدرضا شریفی نیا به جمع بازیگران سوپراستار پیوست
این فیلمسازها در ایام نوروز مشغول کارند
این فیلمسازها در ایام نوروز مشغول کارند


سینمای ما - در تعطيلات نوروزي برخي سينماگران همچنان پروژه‌هاي سينمايي‌شان را مقابل دوربين خواهند برد. 
«سوپراستار» تهمينه ميلاني از جمله فيلم‌هايي است كه توليدش در ايام نوروز ادامه دارد و بنا به گفته محمد نيك‌بين تهيه‌كننده فيلم؛ فيلم‌برداري 10 تا 15 فروردين به پايان خواهد رسيد.

محمدرضا شريفي‌نيا و سارا خوئيني‌ها هم به جمع بازيگران قبلي اين فيلم اضافه شده‌اند.

«كتاب قانون» ساخته مازيار ميري ديگر فيلمي است كه فيلم‌برداريش تا اواسط فروردين ادامه خواهد داشت و محمدرضا موييني نيز به صورت هم‌زمان تدوين فيلم را انجام مي‌دهد.

در اين فيلم پرويز پرستويي، دارين خمسه، داود فتحعلي بيگي، مهرداد ضيايي و نگار جواهريان به ايفاي نقش مي‌پردازند.

«پوسته» اولين ساخته بلند مصطفي آل‌احمد هم فيلم‌برداريش تا اواخر فروردين ادامه دارد. حميد فرخ‌نژاد و الناز شاكردوست بازيگران اصلي اين فيلم هستند.

ايرج قادري هم در تعطيلات نوروز «پاتو زمين نگذار» را مقابل دوربين دارد كه فيلمبرداريش تا پايان فروردين ادامه خواهد داشت.

شيلا خداداد، مهدي سلوكي، سحر ريحاني، مهرانه مهين‌ترابي و ايرج قادري بازيگران اين فيلم هستند.

«خروس جنگي» به كارگرداني مسعود اطيابي ديگر فيلمي است كه فيلمبرداريش از 18 اسفند ماه با بازي رضا عطاران و مريلا زارعي آغاز شده است و فيلمبرداري آن تا 20 فروردين ماه ادامه خواهد داشت.

حسينعلي ليالستاني هم «ميزاك» را به تهيه‌كنندگي جهانگير كوثري از 25 اسفند مقابل دوربين برده كه در طول تعطيلات نوروز فيلمبرداري آن ادامه دارد.

باران كوثري، محمدرضا فروتن، داريوش ارجمند، فاطمه معتمدآريا، عليرضا خمسه، رابعه اسگويي، طناز طباطبايي، انوش نصر، رامين ناصرنصير و جمشيد مشايخي بازيگران فيلم هستند كه در لوكيشن كار در تنكابن مقابل دوربين تورج منصوري مي‌روند.

اما ابوالحسن داودي كه بيش از 80 درصد فيلمبرداري پروژه‌ي سينمايي جديدش «زاد و بوم» به پايان رسيده است، در ايام عيد نوروز فيلمبرداري نخواهد داشت و مجددا فيلمبرداري‌ آن از ارديبهشت ماه در خارج از كشور پي گرفته مي‌شود.

و اين روزها و در تعطيلات نوروزي كمال تبريزي «پاداش» را همچنان در سكوت كامل خبري مي‌سازد.

«عيار 14 » پرويز شهبازي هم فيلم‌برداريش به پايان رسيده و كارهاي فني‌اش در سال جديد انجام مي‌شود.در اين فيلم محمدرضا فروتن، پوريا پورسرخ، مينا ساداتي، كامبيز ديرباز و مهشيد افشارزاده بازي داشتند.

فيلمبرداري «تاكسي نارنجي» ابراهيم وحيدزاده پانزده فروردين ماه دوباره پي گرفته مي‌شود.

و «هفت دقيقه تا پاييز» عليرضا اميني از جمله فيلم‌هايي است كه با طي‌شدن مرحله پيش‌توليدش، بعد از تعطيلات نوروز فيلمبردايش با حضور الناز شاكردوست، نيما شاهرخ‌شاهي و محسن طنابنده آغاز مي‌شود.



منبع خبر : ایسنا
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه نهم فروردین 1387 و ساعت 1:26 |
به گزارش سایت خبری فردا
محمدرضا گلزار ممنوع التصویر شد؟!
محمدرضا گلزار ممنوع التصویر شد؟!


سینمای ما - این خبر در شرایطی در رسانه های اینترنتی پخش شده که پیش از این و حدود دو سه ماه پیش نیز شبیه این خبر به گوش می رسید. این در حالی است که گلزار در لحظه سال تحویل در شبکه پنج سیما حاضر شد و با مردم ایران سخن گفت. آیا امکان دارد که پس از این حضور تلویزیونی و در فاصله ای چنین اندک در روزهای تعطیل، چنین تصمیمی گرفته شده باشد؟ این در شرایطی است که طبق شنیده ها، گلزار قرارداد بازی در فیلم جدیدش را با عنوان دو خواهر امضا کرده است. متن کامل خبر به نقل از خبرگزاری آفتاب به این شرح است: یکی از بازیگران مطرح کشور، ممنوع الکار شد. به نقل از فردا، محمدرضا گلزار، از هنرمندان سرشناس کشور، ممنوع التصویر شد. محمدرضا گلزار از مطرح ترین جوانان سینمای ایران است که در میان جوانان ایرانی از محبوبیت قابل توجهی برخوردار است. گفتنی است، محمدرضا گلزار، بازیگر و نوزانده سابق گروه آریان بوده است که در فیلم های کما،آتش بس، گل یخ، کلاغ پر،بوتیک،و ... ایفای نقش نموده بود. هنوز از دلایل ممنوع التصویر شدن گلزار،اطلاع بیشتری در دست نیست

منبع خبر : سینمای ما
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه هشتم فروردین 1387 و ساعت 2:11 |
همه چيز درسينماي ايران ممكن است

مينا اكبري - حسين ذوقي: مهتاب كرامتي امسال با دو فيلم <آتش سبز> و <حس پنان> در جشنواره فيلم فجر حضور داشت. اگر فيلم <زن‌ها رشته هستند> به جشنواره مي‌رسيد و فيلم <ترديد> به‌دليل بيماري واروژ كريم‌مسيحي متوقف نمي‌ماند، امسال شاهد نمايش 4 فيلم از اين بازيگر در جشنواره بوديم. او با اين‌كه به‌عنوان سفير صلح سازمان ملل شناخته مي‌شود، اما فعاليت‌اش رد سينما كمتر نشده و حتي بيشتر هم شده است. گفت‌وگويمان را با او مي‌خوانيد.

با نگاهي به كارنامه‌ات در يك‌سال گذشته، دو فيلم روشنفكرانه داشتي و دو فيلم از سينماي‌بدنه. انتخاب اينها به چه شكلي بود؟ سال گذشته تنها در يك فيلم از جريان خاص سينما حضور داشتي. انتخاب‌هاي امسال بر چه اساسي بود؟

وقتي يك پيشنهاد به من، به عنوان يك بازيگر مي‌شود، مي‌بينيم كه از چه منظري به نفع من است. قطعا كار كردن با آقاي محمدرضا اصلا‌ني چيزي است كه من ترديدي در انتخاب آن نداشتم. زماني كه مي‌خواستم وارد دفتر توليد فيلم آتش سبز بشوم، رفتم كه بگويم هستم. مي‌خواستم با پروژه آتش سبز همكاري كنم.

البته اصلا‌ني در سينماي داستاني سابقه چنداني ندارد. او در جريان سينماي مستند چهره شاخصي است و تنها تجربه داستاني‌اش فيلم <شطرنج باد> است كه در زمان خودش كمتر مورد توجه قرار گرفت.

شناخت من از آقاي اصلا‌ني فراتر از ديدن فيلم‌ها، ارتباط كاري با شاگردان او بود. من با برخي از آنها مثل اميد بنكدار و كيوان علي‌محمدي كار كردم و از كار با آنها بسيار راضي بودم.

خيلي از كارگردان‌ها شاگردان خوبي دارند اما الزامي نيست كه كارگردان خوبي باشند. يك استاد خوب در سينما لزوما كارگردان خوبي نيست.

خب، من در اين مورد خاص چنين نظري داشتم و با اطمينان در پروژه <آتش‌سبز> حاضر شدم.

براي فيلم ترديد واروژ كريم مسيحي چطور؟

من هميشه علا‌قه‌مند بودم كه واروژ كريم مسيحي مجددا فيلم بسازد. فيلم <پرده آخر> حسرت كار كردن با اين كارگردان را در من صدچندان مي‌كرد. وقتي ترديد آغاز شد خيلي خوشحال شدم. حالا‌ هم اميدوارم كه اين اتفاق به خوشي تمام شود و واروژ كريم مسيحي بتواند اين پروژه را به اتمام برساند، چون مطمئنا كار ماندگاري در سينماي ايران خواهد بود.

پس جريان فيلم <آدم> چيست؟ اين فيلم نه كارگردان شناخته‌شده‌اي داشت و نه اين تضمين وجود داشت كه در نهايت فيلم خوبي ساخته شود.

مديران دفتري كه اين فيلم را توليد مي‌كردند را از قبل مي‌شناختم. من با آنها تجربه‌هاي خوبي مثل <بهشت از آن تو> را داشتم. وقتي فيلمنامه را خواندم به نظرم خوب و جذاب بود. از طرف ديگر فيلم قبلي <عبدالرضا كاهاني> را ديدم. كار كردن با كارگردان‌هاي جوان هميشه جذابيت‌هاي خاص خودش را دارد. بنابراين اصلا‌ پشيمان نيستم. تجربه‌هاي خوبي هم به دست آورده‌ام. به نظرم ايده‌هاي جوانان در سينما هميشه مي‌تواند راهگشا باشد.

خيلي‌ها معتقدند يكي از دلا‌يلي كه فيلم آتش سبز دچار پراكندگي است به دليل اتفاقاتي است كه سر صحنه فيلمبرداري فيلم آتش سبز افتاد و منجر به مجروحيت پگاه آهنگراني شد. چون خيلي از پلا‌ن‌هاي فيلم حذف شد. شما هم بازي‌‌هاي رودررو با او داشتيد. به نظرتان اين اتفاق ضربه‌اي به اين فيلم نزد؟

فكر نمي‌كنم فيلم از اين لحاظ مشكل داشته باشد. اصلا‌ني آن‌قدر باتجربه است كه اجازه ندهد با حذف يك بازيگر، فيلمنامه‌اش دچار نقصان شود. به هر حال همه عوامل و گروه فيلمسازي از اين اتفاق ناراحت شدند. اين اتفاق به هر دليلي افتاد، همه از اين جريان ناراحت بودند. اما زماني كه اين اتفاق افتاد تقريبا 80 درصد فيلم گرفته‌شده بود و چيزي از پلا‌ن‌هاي پگاه باقي نمانده بود.

مسلما پيشنهادهاي زيادي در زمينه بازيگري به شما مي‌شود. <آتش سبز> به غير از اينكه نوشته و كارگرداني اصلا‌ني است، چه چيزي داشته كه شما را جلب كرد؟

فيلمنامه بسيار عجيب و پرپيچ و خم است. من شخصا خاطره خوبي از اين داستان داشتم. اين داستان را مادر بزرگم در زمان كودكي بارها و بارها برايمان تعريف كرده بود. از طرف ديگر ديالوگ‌نويسي بسيار زيبا، جذاب و در عين حال براي من سخت بود. وقتي فيلمنامه را خواندم به آقاي اصلا‌ني گفتم كه من خيلي از ديالوگ‌ها را نمي‌فهمم. اينها ديالوگ‌هايي بود كه اصلا‌ني سال‌ها روي آنها كار كرده بود و تغيير دادن آنها سخت بود. اما نبايد فراموش كنيم سينماي ايران اين روزها از كمبود فيلمنامه خوب و عميق به‌شدت ضربه مي‌خورد. فيلمنامه‌هايي كه به اسطوره‌ها و تاريخ ايران‌زمين بپردازد و چنين فيلمنامه‌هايي بسيار غنيمت است.

با اين حساب فيلمنامه آتش سبز هم از آن‌ور بوم افتاده است. وقتي شما به عنوان بازيگر ديالوگ را متوجه نشده‌ايد، تماشاگر چگونه فيلم را بفهمد؟

ديالوگ‌هايي نوشته شده كه براي من احتياج به توضيح داشت.

يعني يك نفر بايد به تماشاگر هم توضيح بدهد؟

نه، آن چيزي كه اصلا‌ني براي ما توضيح مي‌داد مربوط مي‌شد به آكسان‌گذاري و نوع اداي كلمات. وقتي به‌درستي جملا‌ت ادا شود معناي آن كاملا‌ منتقل مي‌شود.

فكر مي‌كنيد تماشاگر با اين فيلم ارتباط برقرار كند و در اكران عمومي موفق شود؟

نمي‌دانم، قطعا يك مقدار برايش سخت خواهد بود. اما از آن دسته فيلم‌هاست كه هر كسي بايد يك‌بار آن را ببيند و اگر كسي از فيلم خوشش بيايد براي بار دوم هم آن را ببيند، قطعا متوجه خيلي از ريزه‌كاري‌ها و جزئيات هم خواهد شد. اما به هر حال فيلم مورد پسند تماشاگر سينماي عام نيست.

يعني اين فيلم را بايد دو بار ديد؟

بله اين فيلم بايد دو بار ديده شود.

اين به نظر شما حسن فيلم است؟

فيلم پيچيدگي الكي ندارد اما براي درك زيبايي آن دو بار دين فيلم بهتر است.

در يك دوره‌اي شما بيشتر در فيلم‌هاي سينماي‌بدنه حضور داشتيد. اما چند سالي هست كه به سمت جريان روشنفكري سينما آمده‌ايد. آيا اين رويكرد به خاطر حضور شما در يونيسف است. يعني اينكه خواسته باشيد چون سفير صلح يونيسف هستيد چهره‌اي روشنفكرانه در بازيگري پيدا كنيد؟

من اين طبقه‌بندي را نمي‌پذيرم.

مثلا‌ وقتي در فرانسه براي شما بزرگداشتي مي‌گيرند يكي از همين فيلم‌هاي جريان روشنفكري را در آن مراسم پخش مي‌كنند.

البته آن فيلم را من انتخاب نكردم. فيلم را خود برگزاركنندگان انتخاب كرده بودند. نمي‌شود اين حرف را پذيرفت. من هميشه دوست دارم كارهاي جديد را امتحان كنم.

به هر حال شما بازيگري هستيد كه مي‌توانيد مداوم در جريان سينماي بلند حضور داشته باشيد. اما جريان روشنفكري در سينماي ايران هميشه مهجور بوده است. اكران درستي نداشته و خوب ديده نمي‌شده است. چرا اينقدر علا‌قه داريد كه در اينگونه فيلم‌ها بازي كنيد؟

من به هر دو جريان علا‌قه دارم. دوست دارم كه در هر دو حضور داشته باشم.

علا‌قه‌تان به سمت سينماي روشنفكري بيشتر است؟

نمي‌شود خيلي قاطع جواب داد. اما بله. علا‌قه‌ام به اين نوع سينما هميشه بيشتر بوده است، اما به همان دلا‌يلي كه شما گفتيد مثل مهجور ماندن و بي‌اعتنايي به آن سعي كردم در سينماي‌بدنه هم فعاليت كنم.

وقتي كه بازيگران ما، به‌خصوص آنهايي كه ستاره هستند در فيلم‌هايي حضور پيدا مي‌كنند كه از ديدگاه منتقدين ضعيف هستند براي جبران اين قضيه به ديگر سو مي‌روند. يعني در فيلم‌هايي حضور پيدا مي‌كنند كه منتقدين و روشنفكران آنها را بپذيرند، كمااينكه مورد پسند مردم واقع نشود.

اين تحليل مي‌تواند تا حدودي درست باشد. به هر حال ما به عنوان بازيگر دوست داريم از طرف طبقه‌هاي مختلف جامعه تاييد شويم. اين تاييد در هر جرياني متفاوت است. من مي‌خواهم تماشاگر را از هر نوع راضي كنم.

تماشاگر مهتاب كرامتي را به عنوان يك ستاره سينما مي‌شناسد. وقتي كه عكس شما روي بيلبورد فيلم، سردر سينماها قرار مي‌گيرد، تماشاگر توقع دارد كه فيلمي ببيند كه مولفه‌هاي مورد علا‌قه‌اش در آن رعايت شده باشد. فكر نمي‌كنيد حضور شما در يك‌سري فيلم‌هاي متفاوت اين جريان باعث مي‌شود تماشاگر را بيازارد، همانگونه كه چنين تجربه‌هايي وجود داشته است. تا جايي كه تماشاگرها حتي شيشه‌هاي يك سينما را شكستند.

كاملا‌ با اين حرف موافقم. خيلي از كارگردان‌ها عقيده دارند كه داستان فيلم خودشان را لو ندهند. اما به نظرم در اينگونه فيلم‌ها كه اتفاقا ستاره‌ها هم در آن حضور دارند بايد داستان‌هاي خود را به مخاطب بگويند. مخاطب با پيش‌زمينه بايد بتواند انتخاب كند. نبايد اين اتفاق بيفتد كه فيلم‌هاي جريان روشنفكري را مخاطب براساس چهره‌هاي سينمايي انتخاب كند.

ستاره كسي است كه تماشاگر به خاطر او بليت فيلم را مي‌خرد. حالا‌ مهم نيست كه فيلم چه هست. اين اتفاقي است كه هميشه در سينماي ايران مي‌افتد. در هاليوود ماجرا كاملا‌ مشخص است. بازيگراني كه در سينماي ‌بدنه حضور دارند در اين جريان ثبات دارند.

به نظرم مي‌تواند اصولي داشته باشد. روشن كردن ذهن تماشاگر مي‌تواند يك راه‌حل باشد. راه‌حل ديگر انتخاب سينما است. يعني اين فيلم‌ها در سينماهاي خاصي اكران شوند. قبل‌تر اينگونه بود. مثلا‌ سينما عصرجديد از اين دسته بود. مخاطب خاص مي‌دانست فيلم‌هاي موردعلا‌قه او در عصرجديد اكران مي‌شود. ‌

به نظرم مي‌تواند اصولي داشته باشد. روشن كردن ذهن تماشاگر مي‌تواند يك راه‌حل باشد. راه‌حل ديگر انتخاب سينما است. يعني اين فيلم‌ها در سينماهاي خاصي اكران شوند. قبل‌تر اينگونه بود. مثلا‌ سينما عصرجديد از اين دسته بود. مخاطب خاص مي‌دانست فيلم‌هاي موردعلا‌قه او در عصرجديد اكران مي‌شود. ‌

ولي حالا‌ اين اتفاق نمي‌افتد. ‌

به هر حال من به عنوان بازيگر كار خودم را مي‌كنم. اگر من قانونگذار بودم به گونه‌اي ديگر عمل مي‌كردم. فقط مي‌توانيم اميدوار باشيم كه اين مشكل حل شود. ‌

فكر نمي‌كنيد اين آشفتگي باعث مي‌شود همين تعداد محدود تماشاگر سينماي ما هم سردرگم شود؟

من اصلا‌ به اين موضوع فكر نمي‌كنم. هر اتفاقي هم بيفتد از وضعيت فعلي پيچيده‌تر نمي‌شود. ‌

اين شكل كار بيشترين ضربه‌اش را به ستاره مي‌زند. بازيگر بايد تكليفش را با مخاطب روشن كند.

‌ نمي‌شود از يك بازيگر خواست كه صرفا در يك جريان خاص حركت كند. ‌

حضور در هر دو گونه فيلم باعث مي‌شود كه بازيگر هر دو نوع مخاطب را از دست بدهد. ‌

اين احتمال هم وجود دارد. معتقدم من، مهتاب كرامتي چند سال قبل حضورم در سينما را متوقف كردم و به سوي تئاتر رفتم. تئاتر معمولي هم نه، در يك تئاتر كلا‌سيك حضور پيدا كردم. به نظرم كار خوب را در هر جرياني بايد انجام داد. چه تئاتر باشد و چه تلويزيون و حتي در سينماي بدنه. ‌

تئاتر كمي خارج است از اين بحث ما. تئاتر تماشاگر خاص خود را دارد. ‌

اميدوارم كه بتوانيم روزي با سياستگذاري درست اين مشكل را حل كنيم. اين را هم در نظر بگيريد كه شروع حضور من در سينما با جريان روشنفكري بوده است. فقط مي‌توانم بگويم به اين نتيجه رسيده‌ام كه سينماي ما قانونمند نيست. ‌

پس مي‌خواهي اين راه را ادامه بدهي؟

شايد.

ادامه اين بحث نتيجه كاملي نخواهد داشت. شما با هدف خاصي كارتان را ادامه مي‌دهيد. ما هم نظراتي داريم كه شايد شما آن را قبول نداريد. ‌

قطعا همين‌گونه است. به نظرم من بايد بازي كنم و شما آن را نقد كنيد. يك نفر امكان دارد به من بگويد كه بيشتر كار تجاري كن و ديگري جريان روشنفكري را به من توصيه كند. ‌

اين شكل كار كه بازيگر هم حضور ستاره‌گونه دارد و هم حضور روشنفكرانه، در سينماي كشوري مانند فرانسه بيشتر از جاهاي ديگر وجود دارد. البته اصلا‌ اين دو سينما قابل مقايسه نيستند. در فرانسه همه چيز مشخص است. اكران‌ها مشخص است. مخاطب هم آن بازيگر را به اين شكل مي‌پذيرد. اما مخاطب سينماي ما با مخاطب سينماي فرانسه متفاوت است.

به هر حال اميدوارم كه اين مسير براي من مشكلي ايجاد نكند.

برسيم به فيلم‌هايي كه امسال كار كرديد. به نظر خودتان اين تعداد فيلم در يك سال زياد نيست.

تا به حال به اين موضوع فكر نكرده‌ام. امسال اين موقعيت‌ها براي من پيش آمد و از آنها استفاده كردم. در شرايطي كه هميشه انتخاب خوبي وجود ندارد از اين اتفاقات پيش مي‌آيد. شايد يك سال هيچ كاري را نپذيرم و سالي هم چندين كار را انجام دهم.

كارنامه امسالتان اما خيلي متفاوت است.

ببينيد من 3 سال گذشته اصلا‌ ايران نبودم. بعد از رستگاري در هشت و بيست دقيقه من تقريبا هيچ كاري نكردم. فكر نمي‌كنم آن يك سالي كه كار را رها كردم به كارم ضربه مي‌زند. زندگي شخصي براي من در اولويت است.

برسيم به فيلم حس پنهان...

نمي‌خواهيد در مورد داستان آتش سبز حرف بزنيم؟

چرا... اما گفتيد كه نمي‌توانيد داستان كامل را تعريف كنيد.

نه... آتش سبز داستان سنگ صبور است. دختري به يك قلعه وارد مي‌شود. تمام درهاي قلعه بسته مي‌شود و دختر در قلعه مي‌ماند. او شاهزاده‌اي را مي‌بينيد كه خواب است در سينه‌اش چند سوزن است. كتابي را مي‌بينيد و آن را مي‌خواند. مي‌فهمد كه اگر 40 روز روزه بگيرد و هر شب داستاني را تعريف كند، سحرگاه مي‌تواند يك سوزن را از سينه شاهزاده بيرون بكشد. روزهاي آخر اين چله، كنيزي مي‌خرد تا تنها نباشد. شب آخر وقتي به حمام مي‌رود كنيز از فرصت استفاده مي‌كند و سوزن را بيرون مي‌كشد و زن شاهزاده مي‌شود.

فيلم به همين راحتي كه تعريف مي‌كني تصوير شده؟

بله، به همين راحتي. اما اصلا‌ني در فيلم با كشيدن هر سوزن يك روايت را گنجانده است. هر روايت بخشي از تاريخ ايران است. اين فيلم تار و پودي از تاريخ و فرهنگ ايران است.

براي حضور در اين فيلم چقدر مطالعه كردي؟

نمي‌گويم درباره‌اش مطالعه كردم. اما درباره تك‌تك داستان‌ها و روايت‌ها با آقاي اصلا‌ني حرف مي‌زدم. در اين پروژه اساتيد بزرگي را داشتيم كه هركدام تاريخ اين سرزمين را مي‌دانند. فيلمبردار آقاي پورصمدي بود كه اطلا‌عات فوق‌العاده‌اي داشت. خانم قريشي ايران‌شناس هستند. تجربه فوق‌العاده خوبي بود. من در تمام طول كار حضور داشتم. لحظاتي مي‌شد ديد كه حتي بازيگرها هم در حياط مشغول كمك كردن به گروه هستند. هركدام از بازيگران چند شخصيت را ايفا مي‌كردند. همه چيز خيلي جذاب بود. از طرف ديگر موسيقي بسيار زيباي آقاي درويشي هم شنيدني است.

اين فيلم در كارنامه كاري شما خيلي متفاوت است. چطور به نقش نزديك شدي؟

آقاي اصلا‌ني فوق‌العاده به من كمك كرد. تمام شخصيت‌هاي فيلم با من تفاوت داشتند. در شروع كار خيلي نگراني داشتم. زماني كه به اصلا‌ني گفتم كه نگرانم فقط با حرف من را آرام كرد. من فقط جزئيات را مي‌ديدم اما اصلا‌ني به كل كار احاطه داشت.

مثل اينكه چند سالي را روي فيلمنامه كار كرده بود؟

فكر مي‌كنم نزديك به 12 سال.

به نظرت كار چطور شده؟

من از كار خيلي راضي‌ام. اصلا‌ني هم كارگرداني فوق‌العاده‌اي داشت.

تا به حال تجربه موفقي درباره آثار تاريخي در سينماي ايران نداشته‌ايم. عموما اينگونه فيلم‌ها در زمان اكران با شكست مواجه شده‌اند. ترسي نداشتيد كه اين فيلم هم به همين سرنوشت دچار شود؟

اگر من اينگونه فكر كنم كه اصلا‌ نمي‌توانم هيچ پيشنهادي را قبول كنم.

در بعضي موارد پايان كار مشخص است. ما امكانات و توانايي توليد برخي فيلم‌ها را نداريم.

اين حرف كاملا‌ درست است اما من مي‌گويم بايد هميشه اميدوار باشيم.

قبول كردن اينكه چنين فيلم‌هايي مي‌توانند خوب باشند همواره يك تبصره دارد. اينكه اين فيلم براي سينماي ايران ساخته شده است.

من مساله را به اين شدت نمي‌بينم. به نظرم با اين تفكر نمي‌شود هيچ كاري در سينما كرد. خود من اگر بخواهم فيلم بسازم و اينگونه به مساله فكر كنم قطعا هيچ فيلمي نخواهم ساخت.

يعني مي‌خواهي فيلم بسازي؟

وارد اين مقولا‌ت نشويم. گفتم اگر بخواهم...

يعني تصميمش را داري؟

فعلا‌ خير.

البته اين مسيري است كه چند تا از ستاره‌هاي سينماي ايران طي كردند.

من فعلا‌ قصدش را ندارم.

از فيلمي حرف بزنيم كه قبل از آتش سبز در آن بازي كردي. حس پنهان هم توسط كارگرداني ساخته شد كه تجربه سينماي داستاني كمي دارد. رزاق كريمي مستندساز مطرحي است. فيلمي هم ساخته بود كه اكران نشد.

فيلم‌هايي كه در دفتر توليد آقاي رزاق كريمي ساخته شده بودند را خيلي دوست داشتم. به همين دليل به اين كار اعتماد كردم. عوامل حرفه‌اي داشت. فيلمنامه را هم دوست داشتم.

شنيديم كه در پايان فيلمنامه دخالت داشته‌اي؟

نه... مساله اينگونه نبود. كارگردان اعلا‌م كرد كه فيلمنامه در حال بازنويسي است و او مي‌خواهد بازيگرها نظر خودشان را بدهند.

نقش شما در فيلم چيست؟

يك دكتر روانپزشك به نام سيمين معتمد. فيلم داستان يك زوج موفق است. اين روانپزشك سعي دارد به همه كمك كند اما خودش در ادامه دچار مشكل مي‌شود و هيچكدام از تجربه‌هاي قبلي او به كمكش نمي‌آيد. آن چيزي كه در فيلم مرا جذب كرد مساله تنهايي آدم‌ها بود. همه ما در نهايت تنها هستيم. مساله ديگر كه برايم جذابيت داشت، تم قضاوت در فيلم بود. اين دو مساله در همه حال براي من جذاب است و از دغدغه‌هاي من است. من هميشه از تنهايي مي‌ترسم و از تنهايي بعد از مرگ. در اين مورد هم با خيلي‌ها حرف زدم.

پس تقريبا معيارهايتان در انتخاب فيلم خيلي شخصي است. تمام دلا‌يلتان براي انتخاب كه تا حالا‌ي گفت‌وگو بيان كرديد بسيار شخصي است.

به علا‌وه مولفه‌هاي موجود در هر فيلم، به نظرم بايد ويژگي‌هايي وجود داشته باشد كه من را جذب كند.

براي رسيدن به نقش در اين فيلم چه كارهايي كرديد؟

من با يك دكتر روانپزشك صحبت مي‌كردم. حتي در برخي از جلسات مشاوره اين پزشك حضور پيدا مي‌كردم. بعد از مدتي حتي دكتر برايم جلساتي را ترتيب مي‌داد كه من خودم جلسه مشاوره را برگزار كنم.

يعني براي تمام فيلم‌ها چنين پروسه‌اي را طي مي‌كنيد؟

هميشه سعي مي‌كنم درحد امكان چنين كارهايي را بكنم.

حالا‌ از نتيجه كار راضي هستيد؟

خيلي زياد.

دو فيلم آتش سبز و حس پنهان از شما در جشنواره حاضر بود فكر مي‌كني حق گرفتن چه سيمرغهايي داشت؟

هيچ فكري در اين باره نمي‌كنم. چون تمام فيلم‌هاي جشنواره را نديدم.

حالا‌ با همين پيش‌فرض كه شما بازيگر هستيد و در پروژه حضور داشته‌ايد.

عادت كرده‌ام با پيش‌فرض حرف نزنم.

از فيلم ترديد بگوييد. نقش كوتاهي هم داريد.

نقش كوتاهي دارم ولي به حضور در اين فيلم افتخار مي‌كنم. فيلم داستان هملت است ولي نقش من نقشي فرعي است كه در داستان اصلي وجود ندارد. مهم‌ترين مولفه براي حضور من در اين فيلم تهيه‌كننده و كارگردان بودند.

فكر مي‌كنم در هر انتخاب دنبال دليل هستي تا حضورت را توجيه كني؟

به هر حال يك انگيزه‌اي بايد وجود داشته باشد. اين دلا‌يل به من براي كار انرژي مي‌دهد.

حالا‌ فيلم در چه وضعيتي است؟ آيا دوباره آغاز خواهد شد؟

اتفاقا بازي من هنوز شروع نشده بود كه اولين سكانس به پايان رسيد. فعلا‌ كه همه عوامل قول همكاري مجدد را داده‌اند.

<زن‌ها فرشته‌اند> در بين اين فيلم‌ها انتخاب عجيبي است.

دوست داشتم كار كمدي را تجربه كنم.

موميايي را هم بازي كرده بودي؟

آنجا بار كمدي روي دوش من نبود. در اين فيلم قضيه متفاوت است. خودم به شدت مشتاقم كه نتيجه كار را ببينم.

فيلم كه توقيف نشده؛ شنيدم كلي اصلا‌حيه خورده؟

ديگه شنيدن اين شنيده‌ها برايم چيز جديدي نيست. همه چيز در سينماي ايران ممكن است.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه هفتم فروردین 1387 و ساعت 1:6 |
» محمدرضا گلزار ممنوع التصویر شد
 
یکی از بازیگران مطرح کشور، ممنوع الکار شد.

بنابرشنیده های فردا، محمدرضا گلزار، از هنرمندان سرشناس کشور، ممنوع التصویر شد.

محمدرضا گلزار از مطرح ترین جوانان سینمای ایران است که در میان جوانان ایرانی از محبوبیت قابل توجهی برخوردار است.

گفتنی است، محمدرضا گلزار، بازیگر و نوزانده سابق گروه آریان بوده است که در فیلم های کما،آتش بس، گل یخ، کلاغ پر،بوتیک،و ... ایفای نقش نموده بود.

هنوز از دلایل ممنوع التصویر شدن گلزار،اطلاع بیشتری در دست نیست.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه هفتم فروردین 1387 و ساعت 0:43 |
کمک 8 میلیون دلاری "آنجلینا جولی" و "براد پیت" به یک موسسه خیریه
تهران-خبرگزاری ایسکانیوز: "آنجلینا جولی" و همسرش "براد پیت" هنرپیشه های آمریکا 8 میلیون دلار به یک موسسه خیریه کمک کردند.
به گزارش روز شنبه بخش انگلیسی گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران"ایسکانیوز" به نقل از هالیوود ریپورترز؛ این زوج برای انجام کارهای بشر دوستانه شناخته شده هستند. "آنجلینا جولی" سفیر خوش نیت ایالت متحده آمریکا است، درحالیکه "براد پیت" بیشتر اوقات خود را صرف کمک به قربانیان توفان کاترینا که در سال 2005 "نیو اورلیان را ویران کرد، می کند.
آنجلینا جولی بازیگر آمریکایی و سفیر حسن نیت سازمان ملل متحد در امور پناهندگان است. آنجلینا هنگامی که یک سال داشت پدرش جان ویت و مادرش مارچلینا برت رانر از یکدیگر جدا شدند.
آنجلینا جولی از سال ۲۰۰۱ از سوی کمیسریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان به عنوان سفیر حسن نیت تعیین شده و با مسافرت به نقاط دورافتاده جهان به فعالیت در زمینه حفظ حقوق آورارگان و پناهندگان مشغول است.
همسر اول وی جان لی میلر است که در سال ۱۹۹۶ با جولی ازدواج کرد و در سال ۱۹۹۹ از وی جدا شد. همسر دوم وی بیلی باب تورنتون است که در مه ۲۰۰۰ با هم ازدواج کردند, ولی سرانجام بعد از ۳ سال ازدواجشان به جدایی انجامید.
پس از بازی در فیلم "آقا و خانم اسمیت" وی و براد پیت وارد یک دوستی عاشقانه و سرانجام در سال ۲۰۰۶ صاحب دختری به نام شیلو شدند که به خاطر باورهایشان در مورد پایان دادن به فقر و بدبختی مردم آفریقا تصمیم به تولد بچه‌شان در کشور فقیر و آفریقایی نامیبیا گرفتند.
جولی همچنین یک پسربچه یتیم کامبوجیایی به نام مدوکس و یک دختر یتیم آفریقایی به نام زهرا را به فرزندی قبول کرده است و با آنها زندگی می‌کند.
خبرنگار:800
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه ششم فروردین 1387 و ساعت 23:52 |
نخستين اظهار نظر هاي حاتمي‌كيا درباره سريالش
"مسير سبز" راوي ناگفته‌هاي حلقه سبز
"مسير سبز" راوي ناگفته‌هاي حلقه سبز


سينماي ما - مسير سبز مستندي است 60 دقيقه‌اي كه به كارگرداني اميد نجوان به روايت ناگفته‌هاي آخرين ساخته تلويزيوني ابراهيم حاتمي‌كيا مي‌پردازد. اين فيلم مستند قرار است جمعه هفدهم اسفندماه، روي آنتن شبكه سوم سيما برود. اين كه مستند «مسير سبز» چگونه شكل گرفت و شامل چه آيتم‌هايي خواهد بود سئوالاتي است كه اميد نجوان به عنوان كارگردان بهترين فرد براي پاسخ به آنهاست. او درباره اين كه از چه زماني وارد پروژه شد و اين كه آيا تصاوير پشت صحنه با نظارت او ضبط و ثبت شده است، مي‌گويد: «اوايل تابستان سال جاري مستند «دلواره» از مجموعه برنامه يك فيلم يك تجربه از من پخش شد. اين فيلم كه درباره چگونگي ساخت و توليد فيلم «آژانس شيشه‌اي» ساخته شده بود، مورد پسند محمد پيرهادي تهيه‌كننده حلقه سبز قرار گرفت و پس از پخش آن بود كه ايشان با من تماس گرفتند و ساخت فيلمي از پشت صحنه حلقه سبز را به من پيشنهاد دادند. بنابراين من پس از پروسه توليد و در زماني كه مجموعه تدوين مي‌شد وارد كار شدم به همين علت ناگزير به استفاده از تصاويري بودم كه از پشت صحنه موجود بود. من تمامي راش‌ها را ديدم و زمان شروع به خواندن فيلمنامه كردم و به اين ترتيب مقدمات توليد مستند مسير سبز را شروع كردم.
اين كه پس از بازبيني راش‌هاي پشت صحنه، تصاوير ضبط شده تا چه اندازه‌ حرفه‌اي بوده و قابليت استفاده از آنها در فيلم مستند وجود داشته نكته‌اي است كه نجوان اين گونه آن را شرح مي‌دهد: «تصاوير پشت صحنه حلقه سبز توسط افراد مختلفي گرفته شده بود كه به هيچ وجه تصاوير مطلوبي براي ساخت يك فيلم مستند نبود، اما در اين ميان تصاويري از پشت صحنه توسط سيروس عبدلي مدير تصويربرداري پروژه و حميد رحيم‌زاده و رضا كمالي گرفته شده بود كه بسيار مطلوب بود و من هم از همين تصاوير استفاده كردم.
گفت‌وگو با بازيگران و عوامل سريال حلقه‌سبز يكي از آيتم‌هاي اصلي مستند حلقه سبز است. نجوان در اين باره مي‌گويد: «وقتي تدوين فيلم را شروع كردم، حس كردم كه تعدادي گفت‌وگو كم دارد، بنابراين با برخي از عوامل و بازيگران مجددا گفت‌وگو كرديم و بخشي از اين گفت‌وگوها با توجه به تصاوير و اتفاقاتي كه پيرامون آنها در پشت صحنه اتفاق افتاده و ضبط شده، طراحي شدند و تمام تلاشم بر اين بود كه براي حفظ ريتم تند و مناسب فيلم، تايم گفت‌وگوها زياد طولاني نباشد و گفت‌وگوهاي مفصل نيز در تايم‌هاي 60 ثانيه و به صورت بخش‌بخش در قسمت‌هاي مختلف فيلم مورد استفاده قرار گرفته‌اند.»
وي زمان اوليه فيلم مستند «مسير سبز» را 86 دقيقه عنوان كرد كه اين مدت زمان براي بخش به 75 دقيقه تحليل يافته است.
در اين فيلم مستند ابراهيم حاتمي‌كيا، محمد پيرهادي، سيما تيرانداز، مهدي حسيني‌وند و حميد فرخ‌نژاد جلوي دوربين نجوان رفته‌اند و درباره حلقه سبز صحبت كرده‌اند، در واقع صحبت‌هاي حاتمي‌كيا در اين فيلم مستند نخستين اظهارنظرهاي او درباره سريالش است. سريالي كه حاتمي‌كيا ترجيح داد درباره آن سكوت كند، هرچند كه زمان پخش آن هم با توليد فيلم جديدش «دعوت» تداخل يافت و عملا امكان گفت‌وگو با او را سلب كرد. اما اين كه حاتمي‌كيا پيرامون چه مسائلي صحبت كرده نكته‌اي است كه نجوان به آن اين گونه پاسخ مي‌دهد: «بيشتر بحث ما در اين گفت‌وگو پيرامون مسائل فني و محتوايي سريال است و وي درباره ويژگي‌هاي اين موارد صحبت كرده و به برخي موارد بحث‌برانگيز حول سريال نيز پاسخ داده است.»
نجوان اميدوار است كه پشت صحنه «حلقه سبز» به مانند ساخته ديگرش مورد توجه قرار بگيرد و بر اين واقعيت تاكيد مي‌كند كه در اين مستند وجه تدوين به وجه كارگرداني اثر قالب است. حلقه سبز مجموعه‌اي بود كه از مناظر مختلف مورد انتقاد قرار گرفت؛ اما يكي از بخش‌هايي كه بسيار مورد نقد واقع شد، جلوه‌هاي ويژه آن بود. نجوان مي‌گويد كه بخشي از فيلم مستندش به گفت‌وگو با رضا فخاريه طراح جلوه‌هاي ويژه سريال اختصاص دارد. بنابه گفته او علاوه بر گفت‌وگو عوامل چگونگي طراحي جلوه‌هاي ويژه مجموعه نيز مستند مسير سبز به تصوير درآمده است و به شكل مفصل راجع به چگونگي شكل‌گيري آنها صحبت شده است. مستند مسير سبز شامگاه جمعه ساعت 30/20 روي آنتن مي‌رود.



منبع خبر : همشهري امارات
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه هفدهم اسفند 1386 و ساعت 2:57 |
با پنج مورد اصلاحيه بعد از نمايش در جشنواره فجر:
«هميشه پاي يك زن در ميان است» در نوبت اكران نوروزي قرار گرفت
«هميشه پاي يك زن در ميان است» در نوبت اكران نوروزي قرار گرفت


سينماي ما- كمال تبريزي گفت: طي دو روز گذشته از طرف اداره نظارت ارزشيابي پروانه نمايش فيلم «هميشه پاي يك زن در ميان است» صادر شد و ما در صدد هستيم فيلم را درعيد نوروز اكران كنيم. اين كارگردان سينماي ايران درباره‌ي تغييراتي كه اين فيلم در اكران عمومي نسبت به جشنواره‌ي فيلم فجر خواهد داشت در گفت: پنج مورد اصلاحيه بعد از جشنواره‌ي فيلم فجر به فيلم خورده است كه يكي دو مورد از آنها را با صحبت حل كرده‌ايم و درنهايت سه مورد اصلاحيه براي اكران عمومي انجام شده است.
او معتقد است: اين روزها حذفياتي كه به فيلم‌ها وارد مي‌شود، بگونه‌اي است كه اگر فيلمي بدون هيچ حذفياتي‌ اكران شود، گويا شوراي بازبيني وظيفه خودش را به درستي انجام نداده است.
كمال تبريزي گفت: احساس شخصي بنده اين است كه اعضاي خود شورا نيز به اين حذفيات معتقد نيستند و بيشتر يك‌جور پيش‌بيني است، براي اينكه عكس‌العمل‌هاي گروه يا قشر خاصي را بعد از اكران عمومي در پي نداشته باشد.
كارگردان فيلم برگزيده‌ي مردمي جشنواره‌ي فيلم فجر به ايسنا گفت: ايرادتي كه به برخي فيلم‌ها وارد شده، سليقه‌اي است. خصوصا در مورد فيلم «هميشه پاي يك زن در ميان» كه به نظر خودم غير از يك مورد هيچ حذفياتي متوجه‌ آن نمي‌شد.
او در عين حال معتقد است: عوامل بيروني و خارج از شوراي نظارت در حذفيات فيلم‌ها دخالت دارند، بنابراين اگر نظارت اين عوامل بيروني وجود نداشت، تعامل بين فيلم‌ساز و شوراي نظارت و ارزشيابي به راحتي صورت مي‌گرفت.
فيلم‌نامه‌ي اين فيلم از رضا مقصودي و تبريزي با همكاري حبيب رضايي است كه با نگاهي آزاد به مجموعه قصه‌هاي سيد مهدي شجاعي نوشته شده است و بازنويسي نهايي فيلم‌نامه توسط نغمه ثميني انجام شده است.
در خلاصه داستان «هميشه پاي يك زن در ميان است» آمده است: «به يك خيابان باريك پر از ترافيك دقت كنيد، به اكثر قهرها و دعواي همسايه‌ها، هم محله‌ها و خانواده‌ها توجه كنيد به خيلي از جنگهاي تاريخي نگاه كنيد، حتي دعواي هابيل و قابيل را دوباره مرور كنيد، هميشه پاي يك زن درميان است.»
در اين فيلم حبيب رضايي، گل‌شيفته فراهاني، آهو خردمند، اسماعيل خلج، حسن معجوني، صبا كمالي، حبيب‌الله حداد، سياوش چراقي‌پور، شبنم مقدمي، مژگان جودي، هنگامه صالحي با هنرمندي مهران مديري و با حضور رضا كيانيان به ايفا نقش مي‌پردازند.


منبع خبر : ايسنا
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه هفدهم اسفند 1386 و ساعت 2:51 |
فاطمه معتمدآريا سفير مبارزه با فقر شد

سرمايه: در مراسمي كه طي ساعات پاياني 13 اسفند در فرهنگسراي نياوران برگزار شد، فاطمه معتمدآريا در حضور جمعي از هنرمندان و اهالي سينما، به عنوان نخستين سفير موسسه خيريه مهرآفرين معرفي شد.

معتمدآريا، پس از دريافت نشان سفير نيكوكاري مهرآفرين گفت: «ما همه سهمي داريم پس سهم خودمان را برداريم و بقيه را به آن هايي كه نياز دارند، بدهيم. اميدوارم بتوانم شايسته باشم و اين جمع مهربان را دوباره دور هم جمع كنم.»

هيات مديره موسسه خيريه مهرآفرين، كه به همت فاطمه دانشور تاسيس شده است، جمعي از تاجران و بازرگانان ايراني هستند كه قصد دارند اين موسسه را با انجام فعاليت هاي انسان دوستانه فرهنگي در كنار فعاليت هاي خيريه، هدايت كنند. به همين دليل اهالي سينما كه به فعاليت هاي انسان دوستانه علاقه دارند، در آن عضو شده اند.

معتمدآريا، در گفت وگو با سرمايه درباره فعاليت هاي آتي خود به عنوان سفير موسسه مهرآفرين گفت:«از مدت ها پيش با تعدادي از موسسات خيريه همكاري داشتم ، تا اين كه با موسسه مهرآفرين آشنا شدم و با توجه به انسجام برنامه ريزي هاي آن، تصميم گرفتم همكاري خود را با آن ها گسترش دهم و به عنوان پلي ميان موسسات خيريه گوناگون عمل كنم.»

در اين مراسم پس از گزارش كوتاه فاطمه دانشور، مدير عامل موسسه مهرآفرين، فيلمي كوتاه درباره نوع و گستره فعاليت هاي اين موسسه پخش شد و پس از آن عزت الله انتظامي، ژاله علو، مجيد مجيدي، حسن فتحي و رضا كيانيان هر يك در سخناني كوتاه حمايت خود را از انتخاب سفير مهرآفرين اعلام و بر فرهنگ سازي در دستگيري از محرومان تاكيد كردند.

محمد سرير از ديگر سخنرانان مراسم بود كه پس از سخناني بسيار كوتاه پشت پيانو نشست و قطعه اي را به خوانندگي محمدرضا صادقي اجرا كرد.

عزت الله انتظامي با آرزوي از ميان رفتن فقر در ايران، گفت:«بايد از كساني كه توانايي كمك دارند، ياري گرفت. مردم ما در زلزله بوئين زهرا، زلزله بم و جمع آوري كمك براي بچه هاي افغاني، نشان دادند از اين حركت ها استقبال مي كنند.»

مجيد مجيدي كارگردان سينما هم نيكوكاري را جزو فرهنگ غني ايرانيان برشمرد: «كمك كردن جزو خصلت هاي نيكو و ارزشمند اين سرزمين است، اما آنچه بيش از همه اهميت دارد، فرهنگ سازي است. اغلب انجمن هاي خيريه موجود درجامعه، بيش تر روحيه تكديگري را ترويج مي كنند در حالي كه بايد فرهنگ عزت پذيري را با انجام فعاليت هاي فرهنگي براي اين خانواده ها بالا برد و عزت و غرور را به آن ها برگرداند.»

حسن فتحي كارگردان سينما و تئاتر ايران هم بر توسعه فرهنگ عزت محوري به جاي ترحم محوري تاكيد كرد.

ژاله علو بازيگر پيشكسوت سينماي ايران هم در سخناني گفت: «مي توان خيلي جمع تر زندگي كرد تا ديگران هم حق زندگي داشته باشند و در شرايطي كه امروز نيازمندان زيادي وجود دارند به ديگران ياري برسانيم.»

رضا كيانيان بازيگر سينما از دوران دانشجويي ياد كرد: «در آن دوران اين صحبت كه با وجود فقر، فرهنگ به چه دردي مي خورد، مطرح بود، پس از سال ها به اين موضوع فكر مي كنم كه وقتي كسي گرسنه است، نبايد دنبال هنر بود؟ مطمئن هستم، اگر فرهنگي در كشور به وجود آيد، فقر را از بين مي برد.»

شهرام ناظري هم كه در لحظات پاياني اين مراسم رسيد گفت: «هر جايي قدم براي انسان و انسانيت برداشته شود، هر انساني كه اندكي ظرافت روحي داشته باشد به آن سمت كشيده مي شود. در اين روزگار كه مفهوم انسان ضعيف شده است، اگر قدم خيري برداشته مي شود بايد محترم باشد.»

ناظري، سپس قطعاتي از مثنوي معنوي را بدون موسيقي اجرا كرد.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه هفدهم اسفند 1386 و ساعت 2:46 |
سرانجام پروانه نمايش «دايره‌زنگي» صادر شد
«دايره‌زنگي» ايام نوروز در گروه سينمايي قدس اكران مي‌شود
«دايره‌زنگي» ايام نوروز  در گروه سينمايي قدس اكران مي‌شود


سينماي ما- «دايره زندگي» (پريسا بخت‌آور) به تهيه كنندگي سيدجمال ساداتيان از جمله فيلم‌هاي متقاضي اكران نوروزي بود كه ديروز پروانه نمايش خود را دريافت كرد. بنابراين گزارش شركت هدايت فيلم كه پخش كننده فيلم «دايره زندگي» است، قصد دارد اين فيلم را در گروه سينمايي قدس پس از اكران فيلم «مادر زن سلام» به نمايش بگذارد و اين قضيه در جلسه آتي شوراي صنفي نمايش كه با تاييد رسمي آئين‌نامه اكران همراه خواهد بود، اعلام خواهد شد.
«دايره زنگي» داستان فيلم درباره دختري است كه صبح روز جمعه خودرو پدرش را برمي‌دارد و همراه محمد به گردش در شهر مي‌رود، اما طولي نمي‌كشد كه تصادف مي‌كنند. آنها فقط تا بعد از ظهر فرصت دارند هزينه‌هاي تعمير و صافكاري را تامين كنند، پس به خانه‌اي در شمال شهر مي‌روند تا با انجام كاري پول مورد نياز را به دست بياورند.
مهران مديري، امين حيايي، محمدرضا شريفي‌نيا، صابر ابر، باران كوثري، حامد بهداد، بهاره رهنما، مهدي پاكدل، نيلوفر خوش‌خلق و اكرم محمدي از جمله بازيگراني هستند كه در «دايره زنگي» به ايفاي نقش پرداخته‌اند. فيلمنامه «دايره زنگي» تصويري متفاوت از شهر تهران و جامعه ايران نشان مي‌دهد.
قبل از «دايره زنگي»، نمايش «زن دوم» همين سادگي(رضا ميركريمي) در گروه سينمايي استقلال و زن دوم(سيروس الوند) درگروه سينمايي آزادي به عنوان برنامه نوروزي قطعي شده‌اند، اما اعلام اين قضيه قرار است در جلسه آتي شوراي صنفي نمايش اتفاق بيفتد


منبع خبر : فارس
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه هفدهم اسفند 1386 و ساعت 2:44 |
وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي:
«سنتوري» هرگز نمايش داده نمي‌شود
 «سنتوري» هرگز نمايش داده نمي‌شود


سينماي ما - وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي گفت: فيلم «سنتوري» به احترام سينما، هنرمندان،‌ اعتقادات مردم و فرهنگ عمومي ما هرگز نمايش داده نمي‌شود. محمدحسين صفار هرندي در پاسخ به پرسش خبرنگار ايسنا، همچنين اظهار اميدواري كرد: داريوش مهرجويي به عنوان فيلم‌ساز برجسته‌ي كشور در كار خلق آثار مناسب، فعاليت خود را ادامه دهد.

منبع خبر : ايسنا
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه هفدهم اسفند 1386 و ساعت 2:43 |
«سه زن» (منيژه حكمت) پس از دريافت پروانه نمايش در خرداد اكران مي‌شود
«سه زن» (منيژه حكمت) پس از دريافت پروانه نمايش در خرداد اكران مي‌شود


سينماي ما- با دريافت پروانه نمايش، فيلم سينمايي «سه‌زن» ساخته منيژه حكمت خرداد آينده به اكران عمومي درمي‌آيد. منيژه حكمت گفت: روز شنبه قرار است شوراي صنفي نمايش «سه زن» را ببينند كه با دريافت پروانه نمايش،آن را براي خرداد سال آينده اكران مي‌كنيم. براساس اين گزارش،اين فيلم داستان سه زن از سه نسل است كه يكديگر را گم كرده‌اند و در جستجو براي يافتن پيوندهاي گمشده ميان گذشته و حال و آينده همديگر را باز مي‌يابند. 
اين فيلم در بخش پانوراماي پنجاه و هشتمين جشنواره بين‌المللي فيلم برلين كه از 8 تا 28 بهمن در كشور آلمان برگزار ‌شد، اكران شد.
نيكي كريمي،پگاه آهنگراني،مريم بوباني،نازنين احمدي،ستاره پسياني،نسيم اميرخسرو،شيوا ابراهيمي، شهرزاد كمال‌زاده،احمد ساعتچيان،احمد ياوري شاد،مهرداد ضيايي،رضا كيانيان،بابك حميديان،شاهرخ فروتنيان ، مهران رجبي و آتيلا پسياني بازيگران «سه زن» هستند.
شركت بامداد فيلم فيلم سه زن را تهيه كرده است و پخش جهاني اين فيلم همچون ساخته قبلي منيژه حكمت، بر عهده مستقل‌هاي ايراني به مديريت محمد اطبايي است.



منبع خبر : فارس
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه هفدهم اسفند 1386 و ساعت 2:41 |
خاطره مهندس جعفري جلوه از همكاري با رسول ملاقلي‌پور:
من در آن جا نويسنده بودم و او تصويربردار و قرار بود ماحصل آنچه كه من مي‌نويسم و آن‌چه كه او تصوير مي‌گيرد، گزارش آن سفر باشد
من در آن جا نويسنده بودم و او تصويربردار و قرار بود ماحصل آنچه كه من مي‌نويسم و آن‌چه كه او تصوير مي‌گيرد، گزارش آن سفر باشد


سينماي ما- معاون امور سينمايي با ذكر خاطره‌اي از سال 59 گفت: سال 59 به عنوان نويسنده همراه رسول ملاقلي‌پور بودم و به عنوان سفيران انقلاب به چند كشور آفريقايي سفر كرديم. به نقل از پايگاه اطلاع‌رساني سينماي ايران، مهندس جعفري‌جلوه معاون امور سينمايي در حاشيه مراسم بزرگداشت مرحوم رسول ملاقلي‌پور كه سه‌شنبه شب در تالار حركت برپا شد، در گفتگويي، مرحوم رسول ملاقلي‌پور را هنرمندي خواند كه سينماي دفاع مقدس را نمي‌ديد بلكه به آن عمل مي‌كرد.
او افزود : ملاقلي پور گفتني نيست، بلكه حس كردني و ديني است زيرا شخصيت او محسوس بود.
وي به خاطراتش با مرحوم ملاقلي‌پور اشاره كرد و افزود: من خيلي بيشتر از سينما او را درك كردم، سال‌ها پيش‌تر، حدود سه دهه قبل، در يك سفر در سال 59 به عنوان سفيران انقلاب در كشور سنگال، گينه و مالي با او همراه بودم. من در آنجا نويسنده و نگارنده بودم و او تصويربردار و قرار بود ماحصل آنچه كه من مي‌نويسم و آنچه كه او تصوير مي‌گيرد، گزارش آن سفر باشد.
معاون امور سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد شخصيت مرحوم ملاقلي‌پور را چون مولايش علي (ع) ‌دانست و يادآورشد: من ملاقلي‌پور را سه دهه پيش شناختم با لحظه لحظه عواطفش، حيرتش و او جمع نقيضين بود. مثل مولايش علي (ع). قهر و مهر همزمان در او جمع شده بود. در پشت قهر او مهر بود و پشت مهر او قهر. وي تصريح كرد: جمع تمام اين محسنات است كه مي‌توان گفت كه او هنوز هم ديدني است، پيش از اينكه درباره او حرف بزنيم، بايد او را حس كنيم و او را ببينيم و بكوشيم او را بنمايانيم او و امثال او را.
جعفري‌جلوه سينماي ملاقلي‌پور را جزئي از عملش دانست و گفت: ملاقلي‌پور، سينماي دفاع مقدس را نمي‌ديد، او به سينماي دفاع مقدس عمل مي‌كرد، زيرا وجودش جزئي از دفاع مقدس بود.
وي مرحوم ملاقلي‌پور را مرد عمل و حماسه چه در جايگاه فرهنگ و چه در ميدان جنگ دانست و افزود: ملاقلي‌پور راوي اين حماسه و اين نامه و يادنامه عاشقانه بزرگ بود. او بخشي از حماسه و پهلواني و دلاوري بود و دلاورانه سينماي دفاع مقدس را رقم زد و هرگز اوج او را در سينماي دفاع مقدس فراموش نمي‌كنم.
جعفري جلوه گفت: ياد و خاطره آن مرحوم هميشه در قلب و روح ما ماندني است زيرا ملاقلي‌پورها هميشه ديدني و جاويد هستند.



منبع خبر : فارس
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه هفدهم اسفند 1386 و ساعت 2:40 |
نوروز و برنامه‌هاي شبكه‌هاي مختلف سيما
شبكه اول سيما
چمدان سفر براي تعطيلات نوروز
«چمدان سفر ‌٢» عنوان برنامه‌اي مستند گزارشي از گروه خانواده شبکه يک سيماست که در ايام نوروز از اين شبکه پخش مي‌شود.

به گزارش ايسنا، اين برنامه که به معرفي مناطق گردشگري و ديدني شهرها و مناطق مختلف ايران مي‌پردازد از سيستان و بلوچستان آغاز شده و تا پايان تعطيلات نوروز به مناطق ديگر ايران سفر مي‌کند.

در اين برنامه ايرج ميلاني به عنوان مجري و گزارشگر حضور دارد و حال هواي آن همانند برنامه «ايران بهشتي ديگر» خواهد بود. اين برنامه را رضا داستاني تهيه مي‌کند و از ‌٢٥ اسفند ماه تا ‌١٣ فروردين هر روز از شبکه يک سيما پخش خواهد شد.

گروه خانواده و ‌١٨٠ دقيقه ويژه برنامه سال تحويل
گروه خانواده شبکه يک سيما، همچون سال گذشته، در ساعات تحويل سال نو، با ويژه برنامه ايي ‌١٨٠ دقيقه ايي ميزبان مخاطبان خواهد بود.

اين ويژه برنامه که به صورت زنده از ساعت 7:30 دقيقه صبح روز اول فروردين ماه به مدت ‌٣ ساعت پخش مي‌شود، شامل آيتم ها و بخش هاي متنوعي است که با هدف فراهم سازي لحظاتي پر محتوا و پر نشاط براي مخاطبان در هنگامه آغازين دقايق سال جديد توليد و پخش مي‌شود. در اين ويژه برنامه دو تن از بازيگران و مجريان شناخته شده کار اجرا را بر عهده خواهند داشت. دو مجري اين برنامه را اجرا خواهند کرد. همچنين بهروز بقايي نيز ‌٦ اپيزود نمايشي ده دقيقه ايي با موضوع نوروز و مراسم سال تحويل کارگرداني کرده است که در فواصل اين ويژه برنامه پخش خواهد شد. دعوت از هنرمندان و ورزشکاران محبوب مردم در سال ‌٨٦ و گفتگو با آنان در کنار پخش کليپ هاي جديد از خوانندگان مختلف بخش هاي ديگر اين برنامه است. همچنين پيام نوروز مقام معظم رهبري و رئيس جمهور نيز در قالب اين برنامه پخش خواهد شد. اين ويژه برنامه را يونس قاسمي براي گروه خانواده شبکه يک سيما تهيه مي‌کند.

قصه‌هاي عمو نوروز
گروه کودک و نوجوان شبکه يک سيما در حال حاضر مشغول توليد مجموعه‌ايي تلويزيوني هستند که قرار است از روز اول بهار ‌٨٧ هر روز از اين شبکه پخش مي‌شود.

رسانه خبري شبکه يک سيما اين برنامه که « قصه هاي عمو نوروز» نام دارد بر اساس طرحي از محمد ميرکياني ساخته مي‌شود و داستان آن در مورد رفتن ننه سرما بعد از سه ماه کار پي در پي است که اعلام مي‌کند قصد دارد به همراه سه پسرش به نام هاي دي، بهمن و اسفند جاي خود را به بهار بدهد حال عمو نوروز از راه مي‌رسد و..... اين برنامه در ‌١٥ قسمت ‌٢٠ دقيقه ايي توليد مي‌شود و محمد مير معصومي آن را کارگرداني مي‌کند. قصه هاي عمونوروز را گيتي فرشفائي تهيه مي‌کند و مريم السادات مير معصومي نويسندگي آن را بر عهده داشته است اين برنامه از ‌٢٩ اسفند امسال تا ‌١٣ فروردين سال ‌٨٧ هر روز از برنامه کودک و نوجوان شبکه يک سيما پخش خواهد شد.

«بهارستان» در نوروز
«بهارستان» عنوان ويژه برنامه ايي از گروه فرهنگ، تاريخ و هنر شبکه يک سيماست که سعي دارد در قالب يک برنامه جذاب به بررسي آداب و رسوم مردم ايران در ايام نوروز، بپردازد. اين برنامه را معصومه فرد شاهين در ‌١٣ قمست ‌٢٥ دقيقه ايي تهيه کرده است و قرار است در ايام عيد هر روز از شبکه يک سيما پخش شود، «بهارستان» را جمشيد بيات ترک کارگرداني کرده است و پخش موسيقي هاي مقامي و سنتي با موضوع بهار و شعر خواني از مهمترين بخش هاي اين برنامه است. همچنين گروه فرهنگ، تاريخ و هنر شبکه يک سيما با برنامه «طلوع ماه» ميزبان مخاطبان خود خواهد بود. اين برنامه که به گفتگو با فرهيختگان و انديشمندان و چهره هاي ماندگار فرهنگ، هنر و دانش ايران اختصاص دارد به همت رضا خوشدلي راد تهيه مي‌شود و داريوش ارجمند به عنوان مجري، کارشناس، در اين برنامه حضور خواهد يافت.

شبكه قرآن
ديدار - ويژه نوروز ‌٨٧
«خانه ديدار» عنوان برنامه اي است ويژه نوروز که از ‌٢٩ اسفند ‌٨٦ تا ‌١٦ فروردين‌٨٧ هر شب از ساعت ‌١٩تا ‌٢٢ به صورت زنده از شبکه قرآن و معارف سيما پخش مي‌شود. تفسير کوتاه، پرستوي بهار: که به موضوع نوروز در کشورهاي مختلف مي‌پردازد، هزار راه رفته که به بيان توفيقات خانواده هايي مي‌پردازد که زندگي آنها بر پايه قرآن و اهل بيت عليهم السلام استوار است، تحليل نغمه‌هاي ماندگار توسط اساتيد قرائت، همراهان بهار: اجراي مشترک با مراکز استانها، مسابقه زنده تلفني بهار در بهار، بخش دعا در ايام نوروز، شما و شبکه قرآن سيما، آيتم حرفها و نظرات بينندگان، بخش کارشناسي، اخلاق در اسلام ، ارتباط زنده تلفني با مسئولان حوزه گردشگري و سياحتي استانهاي کشور، ميان برنامه‌هاي متناسب و مرتبط با ايام نوروز و بخش مجريان مهمترين آيتم هاي اين برنامه است که به مدت ‌١٨٠دقيقه از اين شبکه پخش مي‌شود. اين برنامه در گروه تأمين برنامه با تهيه کنندگي سيدمحسن عارف کشفي درحال تهيه و ساخت است.

شبكه دو سيما
بچه‌ها! نوروز را ميهمان شبکه دو باشيد
گروه کودک و نوجوان شبکه دوسيما براي تعطيلات نوروز تدارکات ويژه اي ديده است. مهم ترين برنامه اي که در طول تعطيلات نوروزي هر روز ميهمان بچه ها خواهد بود ، برنامه « فيتيله عيدا تعطيله» است . اين برنامه با ساختاري نو و متفاوت لحظات بسيار شادي را به ارمغان خواهد آورد .مجيد قناد و ‌٣ بازيگر اصلي آن در حال ضبط اين ويژه برنامه ها هستند .

فيتيله‌اي‌ها در حالي وارد پنجمين سال تولد خود مي‌شوند که همچنان جزء يکي از پر‌مخاطب ترين برنامه‌هاي کودک سيما محسوب مي‌شوند. فيتيله‌اي‌ها از روز ‌٢ فروردين تا پايان تعطيلات نوروزي هر روز به مدت يک ساعت مهمان بچه ها خواهند بود‌، در نوروز ‌٨٧ علاوه بر ‌٣ بازيگر معروف فيتيله حميد گلي، مسلمي و علي فروتن، ‌٤ بازيگر ديگر به جمع آنها اضافه خواهد شد.

عباس محبي، حسين محب اهري، جواد انصافي و مجيد رزّاز به اين گروه اضافه مي‌شوند تا لحظات شادتري براي بچه‌ها به وجود بيايد در اين مدت رضا فياضي در اجرا به کمک مجيد قناد مي‌آيد.

مجيد قناد که حالا ديگر بيش از ‌٣٠ سال تجربه اجرا براي کودکان را در پرونده کاري خود دارد، ضمن اين اعلام به بچه‌ها مژده داد که منتظر برنامه خاصي باشند. او گفت: به تمام بچه‌هاي ايراني اين مژده را مي‌دهم که نوروز منتظر برنامه متفاوتي خواهند بود که مطمئنم از آن لذت خواهند برد و در تمام طول تعطيلات ما هر روز ميهمان ويژه آنها خواهيم بود. فيتيله امسال نيز به روال سالهاي قبل توانست با پخش بيش از ‌٣٥٠٠ دقيقه برنامه، دقايق شادي را براي نه تنها بچه‌ها که بسياري از بزرگترها هم به وجود آورد و نشان دهد که مي‌توان هم سالها روي آنتن ماند و هم دچار روزمرگي و فرسايش نشد.
 
بنا به گزارش روابط عمومي شبکه دو، طي سال ‌٨٦، بيش از ده هزار تماس مردمي درباره اين برنامه ضبط شده است. تماس‌هايي که با تقدير و تشکر از اين برنامه بوده و يا تقاضا براي شرکت در آن.

آن روي سکه
«آن روي سکه» که طي چند ماه گذشته توانست با جذب مخاطب زيادي ، طرفدار زيادي بين نوجوانان پيدا کند.
آن روي سکه از معدود برنامه هايي بود که توانست شرايط يکساني را براي رقابت نوجوانان شهرستان‌هاي مختلف و تهراني را فراهم کند. در اين مسابقه نوجوانهاي مراکز استانها و تهران در يک ارتباط زنده تصويري با هم به رقابت مي‌پرداختند. اين برنامه که مخصوص نوجوانان ‌١٣ تا ‌١٦ ساله طراحي شده است با ساختار جديدي که داشت توانست مخاطب زيادي به دست آورد و حالا دست اندرکاران آن قصد دارند برنامه ويژه‌اي را براي تعطيلات نوروز روانه آنتن کنند.
 
به گفته علي اکبر ذاکري، تهيه کننده اين برنامه، قرار است در نوروز علاوه بر تغيير دکور برنامه در ساختار برنامه هم تغييراتي ايجاد شود تا همچنان جذابيت آن روي سکه حفظ شود.
 
ذاکري مي‌گويد: «در آن روي سکه ما به دنبال ايجاد فرصتي بوديم تا نوجوان‌هاي شهرستاني هم بتوانند حضور تصويري در برنامه‌هاي شبکه هاي سراسري تلويزيون داشته باشند و به نوعي امکان رقابت و تعامل بين آنها به وجود بيايد و در ضمن مي‌خواستيم نوعي هم نوآوري داشته باشيم».

سنجد هم مي‌آيد
سنجد عروسکي است که سال‌هاست بچه‌ها او را مي‌شناسند و دوست دارند، سنجد با صداي آشناي نگار استخر قرار است در طول تعطيلات نوروز هر روز با سريال سنجد و دوستان ميهمان بچه‌ها باشد. سنجد در اين سريال که اولين سريال او هم محسوب مي‌شود با نگار استخر هم بازي شده است.

فيلم‌هاي تازه
گروه کودک و نوجوان شبکه دو براي تعطيلات نوروزي فيلم‌هاي سينمايي خارجي را تدارک ديده است. پخش ‌هفت فيلم جديد خارجي که تا به حال قطعي شده است عبارت است از: «ميشي و غول آبي»، «عتيقه‌فروش قديمي»، «موش سرآشپز»، «زنبور من باش»، «پرواز برفراز جزيره»، «ماجراهاي توتو» و «پلي به ترابي تيا».

سريال ايراني «قلعه زمان» هم سريال عروسکي زنده‌اي از مرکز صداوسيماي زنجان است که قرار است طي اين مدت ما بين برنامه‌ها پخش شود.

«مدرسه مامان گلابي» هم کار عروسکي جديدي از شبکه دو سيماست که در حال ضبط است و علي اکبر مناجاتي و گروهش تلاش مي‌کنند تا آنرا به پخش نوروزي شبکه دو برسانند. 
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه هفدهم اسفند 1386 و ساعت 2:38 |
ماجراي دانشکده سینما تئاتر دانشگاه هنر!
در گوشه ای از حیات دختری مشغول کشیدن سیگار بود که یکی از همکلاسی های پسرش پیش او رفت. دختر سیگاری به او تعارف کرد و پسر امتناع ورزید.
آیا کسی هست که به وضعیت فرهنگی- مذهبی این دانشکده رسیدگی کند؟

به بهانه اولین سالگرد تجمع موفقیت آمیز علیه ممنوعیت های پوششي توسط دانشجویان دختر دانشکده سینما تئاتر دانشگاه هنر جمهوری اسلامی ایران!

پیش درآمد
مدتها قبل بود که جهت انجام تحقیقاتی به دانشکده سینما و تئاتر دانشگاه هنر واقع در خیابان ورزنده در شهر تهران رفتم.

ساختمانی کوچک، تعداد زیادی دانشجو و محیطی گرم و به شدت صمیمی!

در
ابتدای سالن ورودی، تقریباً روبروی میز حراست دانشکده، سه دانشجوی پسر بر
روی نیمکت نشسته و مشغول خواندن آواز بودند و دانشجوی دختري کنار آنها
ایستاده بود و به آنها نگاه می کرد و از آواز آنها لذت می برد. خوب که دقت
کردم، برای آن دختر می­خواندند:
گل نازم گل ناز، توهستی محرم راز ...

صحنه ی خیلی جالبی بود که حتی در کافی شاپ ها هم نظیر آن را نمی شد یافت!
کمی
جلوتر، سالن تمرین تئاتر با درب هایی با پنجره ی شیشه ای كه چند دانشجوی
دختر بدون پوشش روسری یا مقنعه مشغول تمرین تئاتر بودند. یکی از آنها با
همان پوشش براي كاري به راهروی دانشکده آمد و سپس به سالن تئاتر بازگشت.

حیاط
دانشکده در پشت ساختمان قرار داشت و تعداد زیادی از دانشجویان در آن مشغول
صحبت با یکدیگر بودند. حیاطی بسیار کوچک که اصلاً در خور دانشکده ای با
این اسم و اين تعداد دانشجو نبود!

 در گوشه ای از
حیات دختری مشغول کشیدن سیگار بود که یکی از همکلاسی های پسرش پیش او رفت.
دختر سیگاری به او تعارف کرد و پسر امتناع ورزید.

در طبقه همكف دانشکده اتاقی مملو از فيلم بود که احتمالاً متولیان آن بسیج دانشجویی این دانشکده بودند و البته محیطی مذهبی می نمود.

هنگام اذان به داخل نمازخانه رفتم و با حدوداً بیست نفری از دانشجویان مشغول نماز جماعت شدیم.

بسیار تعجب آور بود که چنين محیطی از  زیر مجموعه هاي وزارت علوم باشد و از طریق کنکور سراسری دانشجو بپذیرد.
 
زین همرهان سست عناصر دلم گرفت!

پس
از آن روز، همیشه به این فکر می کردم که با چنين دانشكده­ای از نظر
امكانات علمي، رفاهي و بخصوص فرهنگي، آیا می توان سینمایی مطابق با فرهنگ
مذهبی و اسلامی
داشت؟ البته جایی مثل دانشکده "سوره" و انواع و اقسام آموزشگاه های دولتی و
یا آزاد دیگر نیز هستند که متولی آموزش سینمای کشورند ولی آیا فرق چندانی
با این محیط دارند؟

و
اینکه آیا این مراکز علمی و آموزشي سینمایی (دولتی و یا خصوصی) با این
وضعیت فرهنگي، قابل مقایسه و رقابت با هجمه ی فکری و فرهنگی صهیونیست ها
در هالیوود هستند و یا اصلاً می­خواهند باشند؟!

و
به یاد این جمله دردناک حضرت علی(ع) به سپاهیانش پس از جنگ صفین می ­افتادم
که: «به خدا دوست داشتم معاویه شما را چون دینار و درهم با من معامله کند؛
ده تن از شما را بگیرد و یک تن از یاران خود را به من بدهد!... آنها در
باطل خود با همند و شما در حق خود پراکنده. شما امام خود را در حق
نافرمانی می کنید و آنها امام خود را در باطل پیروی».
تا اینکه..
 
جهان پیر است و بی بنیاد

روزگار
گذشت تا با خبر دیگري از آن دانشکده سخت متعجب شدم و آن اینکه در روز 15
اسفند ماه 1385 دانشجویان این دانشکده تجمع اعتراض آميزی را در صحن
دانشکده عليه ممنوعيت هاي جديد پوششي و برخي مشكلات رفاهي و امكانات علمي
ترتيب داده بودند و علت اصلی آن از این قرار که در زمان ثبت نام ترم دوم
تحصیلی سال 85، تعهد نامه هایی از دانشجویان دختر این دانشکده مبنی بر
اجباری بودن پوشش به وسیله مانتو، شلوار و مقنعه گرفته شده بود و اینکه
کسی نباید از پوشش روسری استفاده کند.

پس
از برخوردهای مکرر حراست دانشکده، خون دانشجویان به جوش آمده بود و علیه
محدودیت های پوششی و محرومیت های دیگر رفاهی و علمی این دانشکده تجمع کرده
بودند، که البته بسیار هم موفقیت آمیز بود و مسئولین دانشکده مجبور به عقب
نشینی در سياست های جدید خود البته در زمينه محدوديت هاي پوششي دانشجويان
شدند!
 
 
حال به اين بهانه برآن شديم تا گفتگويي را با مسئولين دانشكده ترتيب دهيم كه مشروح آن را با هم مرور مي كنيم.
 
حمید دهقان پور رياست دانشكده - آنها به اشتباه خود پی خواهند برد!

آقای دكتر حميد دهقان پور رياست دانشكده سينما و تئاتر دانشگاه هنر در اين رابطه مي گويد:«هر
دانشجويي در هرنقطه اي از دنيا بايد از آداب خاصي در تمام زمينه ها
برخوردار باشد.
 نبايد دانشگاه را با سالن نمايش يا ميهماني اشتباه گرفت و
انتظار ما رعايت آداب شايسته درشأن انساني است كه در يك محيط آموزشي حضور
دارد. البته دانشجوايان رفته رفته متوجه اين مسأله خواهند شد و به
اشتباهشان پي خواهند برد. به نظر من فهيم ترين دانشجويان دنيا در كشور ما
هستند.

و
اما چون فضاي دانشكده ما بسيار محدود است و با اين فضاي كوچك، حدود 650
دانشجو دارد؛ اگر خطايي از كسي سر زند به سرعت آشكار مي شود و نمود پيدا
مي كند. ولي اگر بخواهيم مستند به مسأله فرهنگي دانشكده رسدگي كنيم بررسي
آثار دانشجويان مشخص مي كند كه دانشكده سير خوبي داشته است.

اگر
دانشگاه هنر 10 شهيد داشته، شش شهيد آن متعلق دانشكده سينما و تئاتر بوده
است و اگر تغييري در شخصيت كسي بوجود آيد لزوماً تاثير محيط اين دانشكده
نيست بلكه شخصيت يك فرد متأثر جامعه است و اگر بگوييم تنها تاثير اين
دانشكده است نگاهي غير كارشناسي و مغرضانه است.

نه اينكه چيزي وجود نداشته باشد ولي به نظر من بهتر است نگاهي هم به دانشگاههاي ديگر و يا فرهنگ عمومي جامعه داشته باشيم.

آيا
متولي امر فرهنگ دانشكده فقط مسئولين دانشكده هستند؟ و آيا نبايد
دانشجويان مذهبي با امر به معروف و نهي از منكر كمكي به روند فرهنگي
دانشكده داشته باشند؟

حركت
فرهنگي در هر مكاني نياز به يك رويكرد جمعي به اين مسأله دارد. در غير اين
صورت اگر شخصي بخواهد به تنهايي تغييري ايجاد كند ممكن است نتيجه معكوس
داشته باشد و تا مسأله اي نهادينه نشود امكان تغيير مناسبي وجود ندارد.»
 
جور ديگر بايد ديد

وي
در ادامه افزود: «اگر بخواهيم در زمينه آموزش و فرهنگ، واقع گرايانه به
رشته هاي سينما، تئاتر و نمايش نگاه كنيم، اين رشته ها پس از انقلاب
احتياج به يك بازنگري جدي و اساسي دارند.

اگر
نگاه مسئولين مملكت به مسأله سينما كه يكي از مهمترين هنرهاست و مقام معظم
رهبري نيز در ملاقاتي كه با كارگردانان سينما داشتند روي آن تاكيد بسيار
كرده اند، علاوه بر مسائل آموزشي يك نگاه مجدد به مكان و امكانات آموزشي و
شيوه انتخاب دانشجو باشد و اگر امكانات روز دنيا كه مربوط به اين رشته است
در اختيار قرار گيرد، مي توانيم اميد داشته باشيم كه اين دانشجويان پس از
فارق التحصيلي در سينماي ايران به عنوان يك وسيله ي تبليغاتي مؤثر به شكل
صحيحي بهره برداري شوند.

در
حال حاضر اگر نگاهي به اسامي افرادي كه پس از انقلاب وارد سينما شده اند
داشته باشيم به اهميت اين مساله پي خواهيم برد. به عنوان مثال در بيست و
ششمين جشنواره فيلم فجر در بين داوران ، فيلم ها، كاگردانان و ... ببينيد
چند اسم فارغ التحصيل دانشكده سينما و تئاتر وجود دارد.

اولين فيلم مستند
انيميشن ايراني امسال توسط آموزش ديدگان اين دانشكده ساخته شد اما در جايي
ذكر نشد و نامي از اين دانشكده برده نشد.

اگر
بخواهيم به مقوله ي سينماي فاخرِ تاثير گذار توجه بيشتري داشته باشيم بايد
تغيير جدي در شيوه هاي آموزشي صورت دهيم. آموزشي كه در زمينه سينما وجود
دارد، تدوين شده در سال 63 است و به روز نيست.

اگر سينما به تدريج به يك سمت و سوي فرهنگي سير كند مخاطب نيز آرام آرام از لحاظ سواد بصري تقويت خواهد شد».
 
سه بر هيچ به نفع هاليوود

حجت الاسلام علي سرلك، مسئول نهاد نمايندگي رهبري در دانشگاه هنر طي گفتگويي كوتاه در اين رابطه گفت: «تغيير فرهنگي
در اين زمينه وابسته به تغيير فرهنگ بصري مردم است و اگر فرهنگ مردم نسبت
به مقوله سينما تغيير نكند، ما نمي توانيم شاهد تغييرات كلي در روند حركت
فرهنگي سينما باشيم!

اما در عرصه تهاجم فرهنگي و مقابله با آن مي توان گفت اين صحنه تا حدي به دشمن واگذار شده است».

وی اعلام برنامه هاي فرهنگي اين دانشكده در آينده را به زمان ديگري موكول كرد.
 
علي شيرخدا را رستم دستانم آرزوست

در
اینکه وضعیت موجود فرهنگی در این دانشکده و سایر دانشکده ها و آموزشگاههاي
هنری دیگر، به گونه ای نشأت گرفته از وضعیت فرهنگی و خط مشی فکری کلی
جامعه راجع به هنر- بخصوص هنر سینماست- شکی نیست، و البته "خدا احوال هيچ
قومي را تغيير نمي دهد مگر اينكه آنها خودشان بخواهند كه تغيير كنند"؛ اما
نباید نقش مسئولین فرهنگی مربوطه را در جریان سازی و مهندسی فرهنگی افکار
عمومی جامعه و حداقل، تربیت نیروهای خاص فرهنگي برای فعالیت در عرصه سينما
كه اكنون به عنوان قويترين هجمه ي تبليغاتي عليه تفكر اسلامي در غرب به
خصوص توسط صهيونيسم به كار مي رود، نادیده گرفت و لزوماً سد شدن عده اي
قليل در برابر خواسته هاي كلي و هدفدار مسئولين فرهنگي نبايد مانع روند
كلي اصلاح و تغيير رو به بهبود در وضعيت فرهنگي مكاني فرهنگي و مقدس شود و
پر واضح است كه اين مسأله نياز به يك تعامل همه جانبه از سوي تمامي
مسئولين علمي و فرهنگي كشورمان و همدلي و ياري كليه كساني كه به نوعي خطر
اين تهاجم را در عرصه فرهنگ احساس مي كنند دارد.

مسلم است كه اگر دانشگاهي مملو از تفكر اسلامي نداشته باشيم، در آينده سينمايي مؤمن به تقيدات اسلامي نخواهيم داشت.

و
البته سينماي نجيب لزوماً سينمايي كه در آن از دو گزينه سكس و خشونت
استفاده نشود نيست، بلكه سينمايي است كه فكر عوامل آن هم نجيب باشد و متون
آن با تفكر عميق فرهنگي اسلامي تهيه شود و در جهت جريان سازي فكري فرهنگي
كلي اسلامي جامعه حركت كند و نه در خلاف آن.

سينمايي كه اكنون به سينماي "دختر و پسري" و يا  "كافي
شاپي" شهرت يافته و رفته رفته به جهت برخي مسائل اقتصادي و سياست گذاري
هاي اشتباه فرهنگي رونق مي گيرد ناشي از همين مسأله است كه روزگاري به
ظاهر سينما توجه شده ولي باطن و فكر آن به خوبي اصلاح نشده است و حال كه
پرده از ظاهر آن برداشته مي شود شاهد برخي نابساماني هاي فرهنگي در داخل
آن هستيم.
 
و اما تسليت

در
آخر، پیروزی تجمع دانشجویان دانشکده سینما تئاتر دانشگاه هنر علیه ممنوعیت
های پوششی، در 15 اسفند 1385 را به تمامی مسئولین فرهنگی کشور بخصوص
مسئولین این دانشکده تسلیت عرض می نماییم و از خداوند متعال براي ایشان
تمنای توفیق و درایتی عظیم در برخورد با اینگونه مسائل خواستاریم.
 
"پسر نوح به دانشکده سینما و تئاتر رفت خاندان نبوتش گم شد"
 
مقاله از: هادی شریفی
منبع شيعه آنلاين
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه هفدهم اسفند 1386 و ساعت 2:36 |
معاون سيما اعلام كرد
درنوروز87 روزانه 11 فيلم و مجموعه تلويزيوني از شبکه هاي سيما پخش خواهد شد
درنوروز87 روزانه 11 فيلم و مجموعه تلويزيوني از شبکه هاي سيما پخش خواهد شد


سينماي ما - معاون سيماي رسانه ملي گفت : درنوروز87 روزانه 11 فيلم و مجموعه تلويزيوني از شبکه هاي سيما پخش خواهد شد و برنامه پخش برنامه هاي نمايشي در شبکه هاي مختلف به گونه اي تنظيم شده است که زمان پخش اين برنامه ها هم زمان نيست.
به گزارش واحد مرکزي خبر، مرتضي مير باقري در نشستي خبري که امروز در مرکز همايش هاي صدا و سيما برگزار شد افزود : در برنامه هاي نوروزي 25 فيلم سينمايي ويژه کودک و نوجوان پخش خواهد شد علاوه بر اين که اين گروه سني از 8 تا ساعت 19 مي توانند ويژه برنامه هاي خود را در يکي از شبکه هاي سيما مشاهده کنند .

او درباره تکرار برنامه ها براي آن دسته از بينندگاني که موفق به ديدن پخش اول آن نشده اند گفت : براساس نظر سنجي صورت گرفته بينندگان تکرار برنامه ها در ايام نوروز به همان ميزان مخاطبان برنامه هاي پخش اول است که براي اين منظور نيز طراحي هاي لازم صورت گرفته است و بخشي از فيلم ها و سريال هاي روزانه ، تکرار روز قبل خواهد بود .

وي افزود : فيلم هاي سينمايي شبکه چهارم سيما همراه با نقد و همزمان با پخش فيلم هاي سينمايي شبکه دوم نيز مسابقه برگزار و جوايزي به برندگان اهدا خواهد شد .

معاون سيماي رسانه ملي گفت: بر اساس طرحي که امسال در خصوص سريال هاي نوروزي به شبکه هاي مختلف ابلاغ شد فقط سريال هايي مجوز پخش را دريافت خواهند کرد که تا 20 اسفند به مرحله تدوين رسيده و 10 قسمت آن نيز در اختيار گروه هاي فيلم و سريال شبکه ها قرار گرفته باشد .

معاون سيماي رسانه ملي درباره نسبت پخش فيلم هاي ايراني و خارجي در نوروز نيز گفت : فيلم هاي ايراني در نظر گرفته شده براي نوروز پنجاه درصد نسبت به سال گذشته افزايش يافته است و 40 درصد فيلم هاي مورد نظر براي پخش در نوروز ايراني خواهد بود .

ميرباقري در خصوص پخش مجموعه هاي تلويزيوني از شبکه هاي مختلف سيما در نوروز گفت: مجموعه هاي تلويزيوني پيامک از ديار باقي از شبکه يک ، نشاني از شبکه دو، مرد هزار چهره از شبکه سه و قرارگاه مسکوني از شبکه پنج پخش خواهد شد .

وي همچنين افزود : 300 برنامه مستند در حوزه هاي مختلف براي نوروز در نظر گرفته شده است که نيمي از آنها توليد داخل و نيمي مستند خارجي خواهد بود .

معاون سيماي رسانه ملي افزود : علاقه مندان به برنامه هاي مستند مي توانند هر روز 20 برنامه مستند را از شبکه هاي مختلف ببينند .

او افزود: رويکرد رسانه ملي در برنامه هاي نوروزي به ترتيب رويکرد تفريحي، آموزشي و ارشادي خواهد بود .

ميرباقري گفت : براي شبکه آموزش برنامه هايي براي افرادي که در آستانه آزمون سراسري قرار دارند شامل مرور درس هاي دبستان ، راهنمايي و دبيرستان و همچنين درس هاي پيش دانشگاهي در نظر گرفته شده است .

او با اشاره به تقارن هفته وحدت با ايام نوروز گفت :علاوه بر پخش برنامه هايي در اين خصوص در شبکه هاي مختلف ، برنامه هاي ويژه اي نيز در زمينه هفته وحدت از شبکه قران سيما پخش خواهد شد.

ميرباقري در خصوص ساخت تله فيلم نيز گفت: امسال 150 تله فيلم توليد شد که تعدادي از اين تله فيلمها در نوروز پخش خواهد شد .

وي در پاسخ به پرسشي درباره ورود برخي مديران صدا و سيما در حوزه تهيه کنندگي و کارگرداني مجموعه هاي تلويزيوني گفت: ورود مديران رسانه ملي در اين عرصه ها خلاف است و صدا و سيما به هيچ مديري اجازه وارد شدن به اين حوزه را نمي دهد .

معاون سيماي رسانه ملي افزود: تنها در يک مورد تهيه کنندگي مجموعه تلويزيوني در چشم باد به دلايلي به مسئول گروه حماسه و دفاع مقدس واگذار شد که اين مورد از مصاديق ورود مديران به عرصه تهيه کنندگي نيست بلکه با تشخيص سازمان به اين فرد ماموريتي محول شد .

او همچنين در پاسخ به پرسش ديگري درخصوص سفارش دادن چند مجموعه تلويزيوني به يک کارگردان نيز اين موضوع را رد کرد و گفت : هيچ کارگردان يا تهيه کننده اي در زمان توليد يک اثر مجاز نيست سفارش توليد مجموعه اي ديگر را بر عهده بگيرد .

ميرباقري افزود : کارگرداني با توجه به امکاناتي که در اختيار داشت چند فيلمنامه را به حوزه هاي مختلف داده بود که البته اين نيز در صدا و سيما روال نيست .

خبرنگاري درخصوص پايين بودن کيفيت تله فيلم هاي توليدي صدا و سيما پرسيد و معاون سيما رسانه ملي پاسخ داد: گروهي متشکل از افراد متخصص در اداره طرح و برنامه معاونت سيما مسئول تجزيه و تحليل اين فيلم ها هستند و شاخص هاي بدست آمده را به گروه هاي فيلم و سريال شبکه ها ارائه مي کنند .

وي با بيان اينکه امسال 150 تله فيلم توليد شد گفت: سقف بودجه اي براي توليد اين فيلم ها وجود ندارد و به هر تعداد فيلمي که توليد شود با لحاظ کردن کيفيت آن بودجه اختصاص مي يابد.

معاون سيماي رسانه ملي در پاسخ انتقادي درباره حضور نيافتن چهره هاي برجسته سينما در مجموعه هاي تلويزيوني گفت: رويکرد صدا و سيما رويکرد گيشه اي نيست و استقبال بينندگان از بسياري از مجموعه هاي پر مخاطب نيز به خاطر چهره هاي شاخص آن نبوده است.

وي افزود : بسياري از بازيگران برجسته براي حضور در مجموعه هاي تلويزيوني مناسبتي اعلام آمادگي مي کنند بدون اينکه نرخي را مشخص کنند.



منبع خبر : جام جم آنلاين
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه هفدهم اسفند 1386 و ساعت 2:21 |
آخرين عكس رسول ملاقلي‌پور منتشر شد
كنار دريا، در كمال آرامش؟!
كنار دريا، در كمال آرامش؟!


سينماي ما - به مناسبت سالمرگ رسول سينماي ايران، خبرگزاري ايسنا آخرين عكس‌هاي او را منتشر كرده است. عكاس، رسول احدي، يكي از فيلمبرداران به نام سينماي ايران بود كه چند ماه بعد از ملاقلي‌پور، دار فاني وداع گفت اما پيش از آن اعلام كرد كه اين عكس را حدود يك ساعت پيش از مرگ كارگردان فقيد گرفته. انگار كه اين عكس، محصول مشترك آدم‌هاي از دست رفته است. كاربران "سينماي ما" پاسخ اين سوال را خواهند داد: رسول ملاقلي‌پور در اين لحظات به چه مي‌انديشيده است؟ به آينده سينماي ايران؟

منبع خبر : ايسنا
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه هفدهم اسفند 1386 و ساعت 2:20 |
مهمان مامان، نوروز میهمان شبکه 4
تهران- خبرگزاری ایسکانیوز:فیلم سینمایی «مهمان مامان» به کارگردانی داریوش مهرجویی و از تولیدات مرکز سیما فیلم، قرار است در ایام نوروز به صورت سریال از شبکه چهار سیما روانه آنتن شود.
به گزارش روز دوشنبه گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران" ایسکانیوز"، نسخه سینمایی «مهمان مامان» ابتدا در سال 1382 پس از تولید و تکمیل مراحل فنی، روانه پرده سینماها شده و در طی مدت اکران خود به فروش بالای 400 میلیون تومان رسید.
این فیلم سینمایی، داستان تازه عروس و دامادی را روایت می کند که به طور سرزده به منزل یکی از بستگان می روند. خانواده میزبان نیز قصد دارد به بهترین نحو از این زوج پذیرایی کند که حوادث و اتفاقات جالبی پیش می آید.
حسن پورشیرازی و گلاب آدینه نقش زوج میزبان بی بضاعتی را بازی می کنند که در طول فیلم به کمک همسایه ها می خواهند سفره رنگینی را در خانه قدیمی خود تدارک ببینند. ژاله علو، نسرین مقانلو، امین حیایی، پارسا پیروزفر و فریده سپاه منصور نیز ساکنین این خانه قدیمی هستد.
شایان ذکر است داریوش مهرجویی در تجربه دیگری که با مرکز سیما فیلم خواهد داشت، سریال تلویزیونی «ذکریای رازی»، کاشف الکل، را مقابل دوربین خواهد برد.
این سریال سیزده قسمتی در حال حاضر، مراحل مقدماتی تحقیق و نگارش را طی می کند.
علاقه مندان به آثار مهرجویی می توانند «مهمان مامان» را در مهمانی نوروزی شبکه چهار در 4 یا 5 قسمت تماشا کنند.
داریوش مهرجویی با دعوت از این نفرات در پشت دوربین، فیلم سینمایی خود را تولید کرده است:
تورج منصوری(فیلمبردار)، جهانگیر میرشکاری(صدابردار)، محسن شاه ابراهیمی(طراح صحنه)، بهنوش بختیاری(منشی صحنه)، مهدی حسینی وند(تدوینگر)، علی آشتیانی پور(مدیر تولید) و عماد بنکدار(آهنگساز).
گزارش ایسکانیوز حاکیست،«مهمان مامان» بر اساس داستانی به همین نام از هوشنگ مرادی کرمانی و به تهیه کنندگی داریوش مهرجویی در مرکز سیما فیلم تهیه شده است./110
خبرنگار:348
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه هفدهم اسفند 1386 و ساعت 2:17 |
پس از اعتصابگان نویسند
بازیگران هالیوود هم اعتصاب کردند
تهران-خبرگزاری ایسکانیوز: درحالی که اعتصاب اخیر نویسندگان آمریکایی پایان یافت، هم اکنون هالیوود با اعتصاب هنرپیشه ها مواجه است و تمام سعی خود را برای خنثی کردن این آشوب انجام می دهد.
به گزارش روز چهارشنبه بخش انگلیسی باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران"ایسکانیوز" به نقل از رویترز؛ در حالی که نویسندگان آمریکایی سه هفته پیش کار خود را مجددا آغاز کردند، هم اکنون هالیوود با تهدید رخ دادن یک اعتصاب جدید از سوی هنرپیشه ها مواجه است و این امر استودیو فیلم و تلویزیون آمریکا را در یک موقعیت بحرانی قرار داده است.
همچنین در گزارشی دیگر اعلام شد: به دنبال پایان اعتصاب سه ماهه فیلمنامه نویس های آمریکایی ، نویسندگان چینی هم خواهان انجام یک اعتصاب برای دفاع از حقوق پایمال شده شان شدند.
بر اساس این گزارش 80 تن از نویسندگان برجسته فیلم و تلویزیون در پکن برای بحث و گفتگو درباره اینکه چگونه از حقوق پایمال شده شان دفاع کنند ، گردهم جمع شدند.
گردهمایی نویسندگان چینی لازم قلمداد شد چون اخیرا نقش فیلمنامه نویسان ناچیز معرفی شده است./120
خبرنگار:800
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه هفدهم اسفند 1386 و ساعت 2:13 |

از گيشه ميلياردي و بودجه سينما تا برق‌گرفتگي و سينما آزادي!

گزارش فارس از مهم‌ترين اتفاقات سينماي ايران در سال86

خبرگزاري فارس: سال 86 سينماي ايران با اتفاقات ريز و درشتي روبه‌رو بود.

به گزارش خبرگزاري فارس، از مهم‌ترين رخدادهاي سينماي ايران در سالي كه گذشت، مي‌توان به موارد زير اشاره كرد:

* گيشه 86 و دو فيلم ميلياردي
گيشه 86 علي‌رغم همه افت‌وخيزهايش دو فيلم بالاي يك ميليارد تومان (اخراجي‌ها و توفيق اجباري) داشت كه از اين حيث جالب توجه مي‌نمود. البته علي‌رغم فروش بالاي "اخراجي‌ها"، متوسط فروش فيلم‌هاي اكران بهار امسال با افت شديدي نسبت به اكران بهار 85 روبه‌رو شد كه گسترش لحظه‌به‌لحظه توزيع و تكثير سي‌دي‌هاي غيرمجاز فيلم‌هاي روي پرده در اين افت، تاثير مستقيم داشت.
فروش "اخراجي‌ها" بهار امسال توانست متوسط فروش فيلم‌هاي ايراني در فصل بهار را به حد مطلوبي برساند اما در نهايت فروش ساير فيلم‌هاي اكران بهار با افت شديدي نسبت به اكران نوروز و نيز اكران بهار 85 روبه‌رو شد كه به عقيده كارشناسان، گسترش لحظه‌به‌لحظه توزيع و تكثير سي‌دي‌هاي غيرمجاز فيلم‌هاي روي پرده در اين افت، تاثير مستقيم داشته است. در ادامه، با فعاليت ستاد مبارزه با عرضه فيلم‌هاي غيرمجاز، معضل قاچاق فيلم تا اوايل اسفند و قاچاق عجيب "سنتوري" كه ربطي به موارد ديگر نداشت، حل شد و فيلم‌هاي تابستان، پائيز و زمستان با امنيت اكران شدند.
براين اساس، فيلم‌هاي اخراجي‌ها(مسعود ده‌نمكي) با فروش يك ميليارد و 400 ميليون توماني در تهران كه اين رقم با فروش شهرستان به رقم دوميليارد و اين فيلم به عنوان پرمخاطب‌ترين فيلم امسال سينماي ايران دست يافت و در تاريخ سينماي ايران نيز به جايگاه منحصر به فردي رسيد. اين فيلم همچنين در شبكه نمايش خانگي هم با استقبال وسيعي روبرو شد.
بعد از "اخراجي‌ها"، اين فيلم‌ها در رده 10 فيلم پرمخاطب‌ سال 86 قرار گرفتند:
توفيق اجباري با بيش از يك ميليارد و 100 ميليون تومان، كلاغ‌پر با 386 ميليون تومان، پارك وي با 381 ميليون تومان، نصف‌ مال من نصف مال تو با 373 ميليون تومان، مهمان با 355 ميليون تومان،‌ روز سوم با 338 ميليون تومان، رفيق بد با 294 ميليون تومان، رئيس با 265 ميليون تومان و خون‌بازي با 343 ميليون تومان.

* حاشيه‌هاي «نقاب» و «سنتوري»
نقاب و سنتوري به دليل حاشيه‌هاي اكران، دو فيلم جنجالي سينماي ايران در سالي كه گذشت بودند. اكران "نقاب" با واكنش‌هايي همراه شد و بلافاصله نسخه كامل فيلم در سطح شهر پخش شد. اين قضيه موجب شد تا تهيه‌كننده فيلم يك مجلس ختم نمادين براي اين فيلم ترتيب دهد تا در قالب آن اعتراض خود نسبت به پخش سي‌دي‌هاي قاچاق اين فيلم را به گوش مسئولان برساند، گرچه نظر صريح وزير ارشاد در مورد فيلم "نقاب" اين بود كه نسخه داراي مجوز "نقاب" هم فيلم خوبي نيست.
چند ساعت بعد از اين كه در روز 26 خرداد بيانيه‌اي از سوي وزارت ارشاد در خصوص "عذرخواهي از مردم از بابت پخش فيلم نقاب" منتشر شده بود، مديركل اداره نظارت و ارزشيابي معاونت سينمايي اعلام كرد مبناي اطلاعيه عذرخواهي وزارت ارشاد ازاكران فيلم "نقاب"نسخه اوليه و اصلاح نشده اين فيلم بوده است، ‌نه آنچه درحال اكران است. اما سه روز بعد، وزير ارشاد گفت: بعد از ساختن "نقاب" بعضي‌ها وساطت كردند كه با حذف چندين صحنه مي‌توان اين فيلم را اكران كرد و شوراي اكران نيز مواردي را كه بايد حذف مي‌شد اعلام نمود ولي متاسفانه سي‌دي كه از اين فيلم در جامعه پخش شد بدون حذف موارد مورد نظر شوراي اكران بود، گرچه اصلا نسخه‌ مجوز گرفته فيلم نيز، فيلم خوبي نيست.
در همان روز معاونت سينمايي در پي انتشار گسترده سي دي‌هاي نسخه غيرمجاز فيلم "نقاب" طي بياينه‌اي از اتوبوس‌هاي مسافربري، برخي پرواز‌هاي هوايي، مجتمع‌ها، هتل‌ها و ديگر اماكن عمومي خواست تا از نمايش اين فيلم و فيلم‌هاي غيرمجاز خودداري كنند.
"علي آشتياني‌پور" تهيه‌كننده فيلم سينمايي "نقاب" هم اظهار داشت:پخش كنندگان سي دي غيرقانوني "نقاب" فيلمي را به دست مردم رسانده‌اند كه مطلوب من نيست.
جالب آن كه اول تير؛ جواد شمقدري مشاور هنري رئيس‌جمهور در گفت‌وگو با فارس خبر داد: فكر مي‌كنم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، در مورد عذرخواهي از اكران فيلم نقاب كار درستي انجام داد و اين موضوع مهمي بود ولي جريان قدرتمند موجود در سينماي ايران كه خودش را مهم‌تر مي‌داند، روابط عمومي وزارت ارشاد را وادار به بازپس‌گيري عذرخواهي از اكران "نقاب" كرد.
اما "سنتوري" نيز در سه نوبت حاشيه‌ساز شد، يكي زمان قبل از موعد اكران كه درباره مجوز داشتن يا نداشتن خواننده اين فيلم حرف و حديث‌هايي وجود داشت، دوم مقطع زماني سوم مرداد به بعد و در شرايطي كه فيلم براي نمايش در اين روز آماده شده بود اما مدير روابط عمومي معاونت سينمايي اعلام كرد، فيلم "سنتوري" ساخته داريوش مهرجويي با تأخير به نمايش عمومي در مي‌آيد و در ادامه صحبت از "غيرقابل نمايش بودن" فيلم توسط وزير ارشاد شد و در بخش سوم، زماني كه با پايان جشنواره فيلم فجر، به صورت ناگهاني نسخه‌هاي دي‌وي‌دي با كيفيت "سنتوري" به صورت غيرمجاز پخش شد!
وزير ارشاد در توضيح توقيف فيلمي كه پروانه ساخت گرفته، در جشنواره شركت كرده و پس از دريافت پروانه نمايش در نوبت اكران قرار گرفته؛ گفته بود: فيلمنامه سنتوري سال 81 با نامي ديگر به معاونت سينمايي ارائه شد اما به دليل مشكلاتي كه داشت نتوانست مجوز ساخت دريافت كند. اما حالا كه فيلم ساخته شده ، قابليت نمايش عمومي ندارد.
اما مقطع توزيع سي‌دي‌هاي اين فيلم نيز حاشيه‌ساز بود. تهيه‌كننده "سنتوري" در گفت و گو با فارس در پاسخ به برخي شائبه‌ها اظهار داشت: "حجت - ف" (سردسته تكثيركنندگان سنتوري) را نه مي‌شناسم و نه نسبتي با او دارم. اين در حالي بود كه وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در واكنش به تهمت كساني كه دست‌اندركاران سينمايي را عامل توزيع "سنتوري" مي‌دانند، گفت: شواهد و قرائني در دست است كه بر اساس آن مي‌توان نقش عوامل فيلم سنتوري در توزيع قاچاق آن را مورد بررسي جدي قرار داد.
5 اسفند نيز معاونت امور سينمايي در گفت‌وگويي ويژه با فارس گفت: عده‌اي با پخش سي‌دي غيرمجاز فيلم "سنتوري" مي‌كوشند تا ضمن رساندن آسيب‌هاي مادي، به صاحبان فيلم ،آسيب‌هاي كلان معنوي را نيز به سينماي كشور و مسئولين دلسوز اين سينما كه در شرايطي سخت براي سينمائي بالنده در تلاش‌اند، وارد كنند.

* توفيق در سالن‌سازي و مبارزه با قاچاق فيلم
توفيق گسترده در بازسازي سالن‌هاي سينمايي تهران و شهرستان‌ها و احداث سالن‌هاي جديد با حمايت مؤسسه سينماشهر معاونت سينمايي از جمله رخدادهاي مهم سينمايي امسال بود.
همچينن ستاد مبارزه با عرضه و تكثير غيرمجاز فيلم‌هاي ايراني عملكرد مثبتي داشت و با اقداماتي گسترده و با جلب همكاري اهالي سينما، پليس امنيت و مقامات قضايي؛ فضاي امني را از آغاز فعاليت در تابستان امسال تا اوائل ماه پاياني سال براي سينماي ايران ايجاد كرد به طوري كه حتي پخش سي‌دي "سنتوري" را هم كه توسط همين ستاد بساطش برچيده شد، نمي‌توان به ناكارآمدي اين ستاد نسبت داد. گرچه "ابراهيم داروغه زاده" دبير اين ستاد و مديرعامل مؤسسه رسانه‌هاي تصويري كه در اين مؤسسه نيز عملكرد با كاهش قيمت عرضه، كاهش فاصله اكران تا پخش فيلم‌ها در شبكه خانگي و افزايش كيفي كارها، عملكردي كاملا مثبت داشت، رسما از مردم و دست‌اندركاران سينما بابت اين اتفاق (كه به دليل ضبط و پخش فيلم در خارج از كشور رخ داده بود) عذرخواهي كرد...
از عملكرد مؤسسه سينماشهر در سال 86 نيز مي‌توان به موارد زير اشاره كرد:
طراحي و ساخت "نمازخانه" در 17 سينماي كشور، استانداردسازي گيشه 47 سينماي كشور، تعويض و نصب16710 صندلي جديد و مدرن در 52 سينماي كشور، بهره‌برداري از سينما بهمن قزوين، سينما قدس بندر انزلي،سينما استقلال‌زنجان، تجهيز و بازگشايي سينما "آزادي" بابل و لنگرود، مدرن‌سازي و بازگشايي سينما "آسيا"ي شيراز بعد از 40 سال و...

*حاشيه‌هاي خانه سينما اتحاديه و شوراي عالي
در سال 86، تشكيل شوراي‌عالي تهيه‌كنندگان، در ابتدا موجب درگيري‌‌هاي كلامي شد و حاشيه‌هاي پررنگي را ايجاد كرد. كدورت‌هايي كه زمينه‌ساز خروج تعداد زيادي از فيلم‌هاي ايراني از جشن سينماي ايران با تصميم "اتحاديه تهيه‌كنندگان" شد.
اما؛ اولين خبر حاشيه‌ساز در اين زمينه، 14 مهر منتشر شد. روزي كه سيدرضا ميركريمي مدير عامل خانه سينما و محمود اربابي مدير كل ارزشيابي و نظارت سينماي حرفه‌اي اعلام كردند كه در جلسه‌اي با حضور محمدرضا جعفري جلوه معاون امور سينمايي، سيدرضا ميركريمي مدير عامل خانه سينما، محمود اربابي مدير كل ارزشيابي و نظارت سينماي حرفه‌اي و نمايندگان تشكل‌هاي تهيه‌كنندگي متشكل از مرتضي شايسته ، منوچهر محمدي ، عزيزالله حميد‌نژاد و عليرضا رضاداد در بيانيه‌اي مشترك مورد بحث و بررسي قرار گرفت و با توجه به تعامل و ضرورت توجه به منافع ملي سينمايي كشور،‌ مورد تصويب كليه حاضران قرار گرفت اما به دليل پاره‌اي اختلاف‌نظرها، تشكيل جلسات آن به تاخير افتاد.
اين رخداد مواضع گاه متفاوت اعضاي اتحاديه و كانون تهيه‌كنندگان را به همراه داشت اما سرانجام در 27 آبان امسال تهيه‌كنندگان سينماي ايران براي همكاري در "شوراي‌عالي‌تهيه‌كنندگان" توافق كردند و سخنگوي اتحاديه تهيه‌كنندگان و توزيع‌كنندگان فيلم ايران اين توافق را ناشي از هدف اهل سينماي ايران در ايجاد وحدت دانست.
اين تشكل بر اساس همفكري و تعامل براي تدوين و تصويب اساسنامه جديد (كه تعيين كننده روابط تشكل‌ها بر اساس نظام فراكسيوني خواهد بود)، دستوركار خود را تعيين خواهد نمود و بر اين اساس، كليه مسائل صنف تهيه كنندگي توسط اين شورا مورد حل و فصل قرار خواهد گرفت و تا تصويب اساسنامه جديد اين شورا نماينده قانوني صنف تهيه كنندگان در كليه امور خواهد بود.
21 آذر با انتخاب غلامرضا موسوي، مهدي فخيم زاده و منوچهر محمدي اولين هيئت‌رئيسه شوراي‌عالي تهيه‌كنندگان با هدف ايجاد وفاق در سينماي ملي شكل گرفت.
بر اين اساس، سيدغلامرضا موسوي (سخنگوي اتحاديه تهيه‌كنندگان و توزيع فيلم ايران) رييس شوراي‌عالي تهيه‌كنندگان تشكيل شد، مهدي فخيم‌زاده (عضو مجمع فيلمسازان سينماي ايران) به عنوان نايب‌رييس شوراي عالي تهيه‌كنندگان و منوچهر محمدي (عضو كانون تهيه‌كنندگان سينماي ايران) به عنوان سخنگوي شوراي عالي تهيه‌كنندگان انتخاب شدند.

* تعزيه‌خواني براي مظلوميت سينما در تجمع سينماگران
ارديبهشت امسال در مراسم گردهمايي اهالي سينما در دفاع از حقوق سينماگران ايراني، نمايش تعزيه ويژه‌اي در باغ فردوس اجرا شد و در بخشي از آن نمايش تعزيه ويژه‌اي در محل مخصوص اجراي برنامه‌ها به روي صحنه رفت كه در آن يك قاچاقچي فيلم در قالب شمر، به سراغ پرده‌نقره‌اي سينما ‌رفت تا جان او را بگيرد!
در اين مراسم اهالي سينما پاي طومار قطعنامه مراسم را امضا كردند.
اولين گردهمايي سينماگران در دفاع از حقوق سينماي ايران با صدور بيانيه‌اي‌ در دفاع از حقوق سينماي ايران، به پايان رسيد.
تجمع كنندگان در اين قطعنامه متذكر شده‌اند: نابودي سينماي ملي يعني نابود فرهنگ و هنر، نابودي و ويراني سرمايه‌هاي ملي، عدم امنيت سرمايه‌گذاري، افزايش بحران بيكاري موجود در سينما، عدم امنيت شغلي و حرفه اي اعضاي خانه سينما و.... نهايتا يعني نابودي فكر و ذوق ايراني و به انزوا كشاندن هنرمند انديشمند ايراني.در اين سال‌ها عليرغم تلاش‌هاي ارزنده دلسوزان و تشكل‌هاي سينمايي، متأسفانه براي اعتراضات مكرر و متداول فردي، جمعي و صنفي خود، گوش شنوايي نيافته‌ايم و يا اگر هم بوده، چنان عاجز از عمل و اقدام به ميدان آمده كه راه به جايي نبرده است.
در ادامه بيانيه آمده است: اكنون هنرمندان و دست‌اندركاران سينماي ايران بر آن شده‌اند تا اين بار، از يك حنجره و دست در دست يكديگر صداي اعتراض و تظلم خويش را به هر نحو و وسيله‌اي اعلام و ابراز نمايند و تا رسيدن به خواسته هاي به حق صنفي خود از پاي ننشينند. ما چاره‌نهايي برخورد با اين پديده شوم و امنيت برانداز را، تنها در بروز اراده‌اي ملي مي‌دانيم و در گام نخست، تمامي نهادها و مسئولين مرتبط را به تحركي جدي و نه فرمايشي فرامي‌خوانيم.
در اين قطعنامه مي‌خوانيم: سينماي ايران عزم راسخ دارد تا با گسترش دامنه اعتراضات جدي و قاطع خود از تمامي ابزار، امكانات و توانمندي‌هاي خود براي نجات سينماي نوين ايران از محاق موجود استفاده كند. سينماي ايران اميدوار است كه مسئولين فرهنگي و نهادهاي ذيربط،‌ اين اولين هشدار را جدي گرفته و در جريان اين جنگ نابرابر سينما در مقابل باندهاي مافيايي اقتصادي و ضد فرهنگي، به كمك و ياري آنان بشتابند.

* بازگشت سينما آزادي
ساخت و گشايش سينما آزادي، از جمله مهم‌ترين رخدادهاي سال 86 سينماي ايران بود. سينما آزادي پس از 10 سال، 17 بهمن در قالب 5 سالن "آزادي"، "شهرفرنگ"، "شهرقصه"، "شهرهنر" و "شهر هفتم" افتتاح ‌اوليه شد و به نيمه دوم جشنواره فيلم فجر و داوري‌ها رسيد. "حسن بنيانيان" رئيس حوزه‌هنري طي حكمي، "رحمت‌الله محرابي" را به عنوان مدير فرهنگي مجتمع فرهنگي سينما آزادي منصوب كرد.
اين مجتمع فرهنگي، در زميني به مساحت 850 متر و در زيربنايي بالغ بر 12 هزارمترمربع، پنج سالن را در خود جاي داده كه گنجايش سالن اصلي آن بيش از 600 نفر و ظرفيت هر يك از سالن‌هاي ديگر بالغ بر 160 صندلي است. اين سينما در پخش تصوير و صدا، از آخرين دستاوردهاي تكنولوژيك بهره برده و از طريق ارتباط لحظه به لحظه با سينماهاي دنيا مي‌تواند فيلم‌هاي ديجيتال را به نمايش بگذارد.
سيستم پخش صدا اين سينما براي سبك‌هاي مختلف موسيقي و فرمت هاي متنوع سينمايي قابل تغيير و كنترل است و قابل توجه اينكه اتاق فرمان هاي پخش فيلم و كنسرت آن نيز از هم مستقل هستند.
سيستم اطفا حريق هوشمند، تجهيز ساختمان به 13 دستگاه پله برقي، 2 آسانسور با ظرفيت 12 نفر، دو مسير راه پله‌اي براي دسترسي به طبقات و دستگاه اتوماتيك فروش بليت، از ديگر امكانات اين مجتمع است.
سينما آزادي، سوم ارديبهشت 1348 با اكران فيلم سينمايي مارليك، در چهارراه عباس‌آباد تهران آغاز به كار كرده بود. اين سينما در سال‌هاي 55 و 69 نيز دچار آتش سوزي خفيف شده بود اما در حادثه فروردين ماه 1376، به طوركامل از بين رفت.

* تغيير مديريت فارابي
سرانجام پس از مدت‌ها كش و قوس و شايعه‌، 27 تير، استعفاي "عليرضا رضاداد" از مديرعاملي بنياد سينمايي فارابي پذيرفته شد و 10 روز بعد پس از برپايي چند جلسه متعدد براي انتخاب جانشين وي، "مجيد شاه‌حسيني" كه از ابتدا صحبت حضور او بر اين مسند بر سرزبان‌ها بود، به عنوان مديرعامل جديد فارابي معرفي شد.
صبح چهارشنبه 10 مرداد، مراسم توديع "رضاداد" و معارفه "شاه‌حسيني" برگزار شد.

*دونيمه شدن جشنواره فيلم فجر
از جمله اتفاقات مهم و قابل توجه سالي كه گذشت، تصميم برگزاركنندگان جشنواره فيلم فجر در دو نيمه ساختن اين جشنواره بود. تصميمي كه ابتدا با نظرهاي مختلفي همراه شد و عده‌اي برابر آن موضع گرفتند. سرانجام با آغاز جشنواره فيلم فجر، علي‌رغم همه حرف و حديث‌ها، دبير جشنواره فيلم فجر تصميم خود را عملي ساخت و جشنواره فيلم فجر را در دو نيمه خارجي (5 روز نخست) و ايراني (6 روز بعدي) برگزار كرد و اختتاميه بخش بين‌المللي نيز در پايان نيمه اول برپا شد. "شاه حسيني" يكي از دلايل مهم اين تفكيك را فاصله‌گذاري بيشتر با جشنواره برلين جهت توجه بيشتر مهمانان خارجي جشنواره براي حضور در جشنواره فجر اعلام كرد.

* عدم برپايي جشنواره دفاع مقدس
7 مهر 86؛ فارس خبري در خصوص احتمال عدم برپايي جشنواره دفاع مقدس را منتشر ساخت و در ادامه آن، 29 مهر 86در ميان واكنش‌هاي منفي سينماگران دفاع مقدس، خبر قطعي عدم برپايي جشنواره را روي خط فرستاد.
اما رخداد بعدي، اعلام ادغام دو جشنواره دفاع مقدس و فجر بود. ابتدا 21 آبان 86، رئيس بنياد حفظ آثار و نشر ارزش‌هاي دفاع مقدس گفت: جشنواره فيلم دفاع مقدس امسال همزمان با جشنواره فيلم فجر برگزار مي‌شود و سپس، سه روز بعد، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در گفت و گو با فارس اعلام كرد كه "جشنواره فيلم دفاع مقدس" از اين پس شاخه‌اي از "جشنواره فيلم فجر" خواهد شد.
در ادامه، با توجه با واكنش سينماگران و نيز عدم توليد كافي فيلم در اين زمينه؛ وزير ارشاد 10 آذر درگفت‌وگو با فارس اعلام كرد: ادغام جشنواره فيلم فجر و جشنواره فيلم دفاع مقدس منتفي شده است و سه روز بعد نيز "ميرفيصل باقرزاده" در پاسخ به پرسش‌ فارس خبر داد: آينده جشنواره فيلم دفاع مقدس را وزارت ارشاد معلوم خواهد كرد. او همچنين در 13 اسفند ماه، گفت: ديگر دخالتي در برپايي "جشنواره فيلم دفاع مقدس" نخواهيم داشت.

* بودجه سينما و حواشي پيرامون آن
در حالي كه امسال اخبار مختلفي پيرامون افزايش يا كاهش بودجه سينماي ايران به گوش مي‌رسيد، در نخستين روز جشنواره فيلم فجر خبر رسيد: با آغاز برگزاري بيست‌وششمين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر و نياز سينماي ملي به توجه و همراهي موثر و جدي‌تر دستگاه‌هاي سياست‌گذار و قانون‌گذار، صحبت از كاهش پنجاه‌ميليارد ريالي بودجه سينما مي‌شود. اين در حالي بود كه چند روز قبل از آن اميررضا خادم گفته بود: "سينما نسبت به ساير هنرها از جمله تئاتر، موسيقي و تجسمي بودجه خوبي برخوردار شده" در عين حال كه متذكر شده بود: عدم توجه به بودجه ديگر گرايش‌هاي هنري باعث عقيم ماندن سينماي ايران مي‌شود.
اين در حالي بود كه معاون امور سينمايي در گفت‌وگو با فارس متذكر شده بود: شش برنامه عملياتي سينماي ايران در سال 87، نيازمند افزايش چشمگير بودجه است و با هزينه اين بودجه شاهد سينمايي متناسب و در خور و شأن مردم خواهيم بود و محمدحسين صفارهرندي نيز گفته بود: حمايت درست و حسابي در اين سال‌ها از سينما نشده است و اميدوارم شاهد نگاه مهربان مجلس به سينما باشيم تا خيزي كه براي رونق سينما برداشته شده، متوقف نشود.

* مصدوميت پگاه آهنگراني
24 تير 86، پگاه آهنگراني در حين فيلمبرداري صحنه‌اي از فيلم "آتش سبز" و در شرايطي كه بايد در يك تور ماهيگيري به ايفاي نقش مي‌پرداخت، با بالا رفتن از سطح زمين، به‌دليل پوسيدگي و پاره شدن تور، از ارتفاع سقوط كرده و دچار شكستگي از ناحيه ستون مهره‌ها شد.
در پي اين حادثه، "منيژه حكمت" مادر "پگاه آهنگراني" درخواست تشكيل"كميته حقيقت‌ياب" براي حادثه مصدوميت دخترش را به "خانه سينما" مطرح كرد و درادامه بيانيه انجمن بازيگران در مورد حادثه مصدوميت "پگاه آهنگراني" و درخواست اتحاديه تهيه‌كنندگان براي محاكمه صنفي مسئول حادثه و تحقيق شوراي صيانت "خانه سينما" درباره مصدوميت اين بازيگر منتشر شد.
26 مرداد 86، گزارش كامل شوراي صيانت "خانه سينما" درباره حادثه "آتش سبز" اعلام شد و بر اين اساس اين شورا، ژيلا مهرجويي مسئول طراحي صحنه، مرضيه قريشي مدير توليد و قاسم قلي‌پور تهيه‌كننده اين فيلم را جهت اعمال تنبيهات صنفي به اداره كل ارزشيابي و نظارت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي معرفي كرد.

* برق‌گرفتگي "مصطفي كرمي"
از اتفاق‌هاي مهم سينماي 86، حادثه ناگواري بود كه براي يك فيلمبردار جوان به وقوع پيوست. اول مرداد 86 "مصطفي كرمي" سر صحنه فيلم "كاغذ باد" دچار اين حادثه شد كه در ادامه به قطع تدريجي دست و پاي وي براي جلوگيري از نفوذ برق‌گرفتگي به بخش بيشتري از جوارح وي انجاميد. روابط عمومي شركت توزيع نيروي برق استان گلستان ضمن تكذيب موضوع "جدا شدن و سقوط سيم برق‌دار"، اعلام كرد: صعود غير عقلاني و بدون حضور كارشناسان ذيربط، باعث بروز حادثه براي "مصطفي كرمي" شده است. خود وي در گفت‌وگو با فارس اعلام كرد: قرباني سهل انگاري عده‌اي شدم كه ساخت فيلم كوتاه را خيلي ساده و آسان مي‌بينند در حالي كه به اين صورت نيست و عوامل اين گونه كارها نيز بايد بيمه شوند. 7 مرداد 86، كميته پيگيري حادثه‌ برق‌گرفتگي "مصطفي كرمي"، در "خانه سينما" تشكيل جلسه داد.
رئيس سازمان توسعه سينمايي سوره گفت: مجوز ساخت طرح‌هاي تصويب شده كرمي را صادر مي‌كنيم و حسن بنيانيان رئيس حوزه هنري در ديدار با "مصطفي كرمي" براي استخدام مصطفي كرمي در حوزه هنري قول مساعد داد. در ادامه رخشان بني‌اعتماد، پرويز پرستويي و رضا ميركريمي از طرف "خانه سينما" از "مصطفي كرمي" عيادت كردند. "پرويز پرستويي" در روزهايي كه همه‌جا از واريز كمك‌هاي مالي به "مصطفي كرمي" خبرهايي شنيده مي‌شد، اعلام كرد: اين كمك‌ها نبايد بوي جمع‌آوري صدقه بدهد. من حس مي‌كنم اعلام شماره حساب براي كمك به وي دور از فرهنگ ايراني است.
در ادامه اميررضا خادم به ملاقات "مصطفي كرمي" رفت و "جواد شمقدري" نيز اعلام كرد رئيس جمهور هزينه‌هاي درمان اين فيلمبردار حادثه ديده را كه در گروه تصويربرداري سفرهاي استاني رئيس جمهور نيز فعاليت داشته، تقبل كرده است. انجمن سينماي جوانان ايران نيز با مساعدت معاونت سينمايي كمك 140 ميليون ريالي خود را اعلام كرد و در ادامه با رسيدن كمك‌هاي مالي و انجام تسويه حساب؛ "مصطفي كرمي" 18 شهريور از بيمارستان مرخص شد.

*درگذشتگان
سيد امين مهاجراني آهنگساز جوان سينما 31 فروردين به دليل ايست قلبي در 27 سالگي دارفاني را وداع گفت.
"پري اقبال‌پور" بازيگر قديمي سينما نيز اول مهر به دليل ابتلا به بيماري سرطان در گذشت.
"حميد دلشكيب" بازيگر تئاتر، سينما و تلويزيون به علت سكته مغزي 18 مهر در بيمارستان شركت نفت تهران درگذشت.
18آذر، "گرشا رئوفي" بازيگر سينما به علت سكته قلبي در سن 74 سالگي درگذشت.
فواد نور، تهيه‌كننده "سجده بر آب" درگذشت، 9 آبان به دليل سكته مغزي دارفاني را وداع گفت.
12 دي، "رسول احدي" مدير فيلمبرداري سينماي ايران و آخرين همراه رسول ملاقلي‌پور درگذشت.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386 و ساعت 2:5 |
بازیگران مجموعه "داداشی" انتخاب شدند
چهار بازیگر مجموعه تلویزیونی "داداشی" که به کارگردانی عبدالحسین برزیده برای شبکه دو سیما تولید می‌شود، انتخاب شدند.

به گزارش خبرگزاری مهر، این مجموعه به تهیه‌کنندگی محمدعلی اسلامی برای گروه فیلم و سریال شبکه دو تولید می‌شود و تاکنون حضور ثریا قاسمی، مهران رجبی، حسین یاری و نفیسه روشن برای بازی در آن قطعی شده است. فیلمنامه را هم علی‌اکبر محلوجیان نوشته است.

داستان مجموعه "داداشی" درباره خانواده‌ای است که پدرشان فوت می‌کند و پسر بزرگتر خانواده که او را داداشی صدا می‌کنند، مسئولیت خانواده را به عهده می گیرد و ... در این پروژه سیدابوالقاسم حسینی مدیر تولید، حسن نجاریان دستیار اول کارگردان و برنامه‌ریز، مرجان گلزار طراح صحنه و لباس، ناصر محمودکلایه مدیر تصویربرداری و محمد قومی طراح گریم همکاری می‌کنند.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386 و ساعت 1:50 |
20% یک مشت پر عقاب حذف شده است
اين كارگردان با بيان اين كه برخي صحنه‌هاي بسيار انساني، شرقي و بدون هيچ نكته‌ي غيراخلاقي اين سريال دچار جرح و تعديل شده است، تاكيد كرد: يك سريال براي ساخت بايد از ده‌ها كانال عبور كند و همه‌ي پلان‌ها چك ‌شود. اما قبل از پخش باز هم هر كاري كه دلشان بخواهد با سريال مي‌كنند.
ایسنا: كارگردان « يك مشت پر عقاب» گفت: حدود 20 درصد از سريال دچار حذف و اصلاح شده است كه اين كار باعث از هم پاشيده شدن شيرازه‌ي آن شده است.

اصغر هاشمي افزود: اين عملكرد از بين رفتن ريتم و تداوم « يك مشت پر عقاب» و آشفتگي در شخصيت‌ها را موجب شده است.

اصغر هاشمي در ادامه گفت: پلان‌هايي حذف شده است كه حتي فكرش را نمي‌كردم؛ به عنوان نمونه لانگ شاتي كه غزاله (با بازي خزر معصومي) و امير حسين (بازي حامد بهداد) وارد پزشك قانوني مي‌شوند يا برخي سكانس‌هاي مربوط به ملاقات مهشيد و فورث با برخي ديالوگ‌هاي خلعتبري (با بازي رضا كيانيان) و ماهرخ ( فريبا كامران) .

اين كارگردان با بيان اين كه برخي صحنه‌هاي بسيار انساني، شرقي و بدون هيچ نكته‌ي غيراخلاقي اين سريال دچار جرح و تعديل شده است، تاكيد كرد: يك سريال براي ساخت بايد از ده‌ها كانال عبور كند و همه‌ي پلان‌ها چك ‌شود. اما قبل از پخش باز هم هر كاري كه دلشان بخواهد با سريال مي‌كنند.

هاشمي با اشاره به صحنه‌هاي اصلاح شده گفت: از ما خواسته‌اند كه در برخي سكانس‌ها مو و گردن بازيگران زن را بپوشانيم، چون در غير اين صورت اين بخش‌ها را حذف مي‌كنند و اين كار انجام شد.

كارگردان‌ «يك مشت پر عقاب» با طرح اين پرسش كه آيا مخاطب حق ندارد يك سريال كامل داراي آغاز، ميانه و پايان‌بندي مناسب را ببيند، گفت: چرا با يك اثر اين گونه برخورد مي‌شود؟ گذشته از حق كارگردان و ساير عوامل، حق مخاطب چه مي‌شود؟ چرا او بايد شاهد سريالي ناقص باشد.

وي اضافه كرد: با حذف پلان‌هاي يك اثر تصوراتي كه از سريال در ذهن مخاطب شكل مي‌گيرند ممكن است خطرناك‌تر و بدتر از حذفيات باشد.

اين كارگردان درباره‌ي انتقال « يك مشت پر عقاب» از شبكه سه سيما به شبكه اول سيما گفت: من نيز علاقه به روي آنتن رفتن اين سريال در شبكه‌ي ديگري غير از يك بودم، چون اين شبكه به علت ملي و سراسري بودن نظارت ‌آهنين‌تري بر برنامه مي‌كند.

وي در زمينه‌ي پخش «يك مشت پر عقاب» در چهار روز هفته اظهار كرد: اين كار تحميل سريال به مخاطب است، به ويژه در روز جمعه‌؛ چرا كه مردم يا در حال تماشاي فوتبال هستند يا برنامه‌هاي خانوادگي براي خود ترتيب مي‌دهند.

هاشمي با اشاره به ساعت پخش اين سريال گفت: پخش «يك مشت پر عقاب» در ساعتي معين تداوم ندارد، چرا كه برخي شب‌ها شبكه‌ي اول در ساعت روي آنتن سريال‌ها برنامه‌هاي ديگري را پخش مي‌كند و پس از آن مجموعه‌ها را روي آنتن مي‌فرستد. در نتيجه مخاطب گيج مي‌شود و نمي‌تواند وقت خود را با سريال تنظيم كند.

كارگردان « يك مشت پر عقاب» اظهار كرد: مديران براساس ضرورت‌هاي مد نظر خود، اين گونه برنامه‌ريزي مي‌كنند و به نظر مي‌آيد چندان براي ‌آنان اهميت ندارد كه سريال مخاطب داشته باشد.

وي خاطرنشان كرد: پخش «يك مشت پر عقاب» در چهار روز هفته، مناسب نيست. ولي ما كاري نمي‌توانيم بكنيم چون مديران تصميم مي‌گيرند و اجرا مي‌كنند.

اين كارگردان در ادامه گفت: به نظر مي‌آيد مديران تمايل دارند هر چه زودتر پخش سريال را به پايان برسانند و در حقيقت از شرش خلاص شوند.

هاشمي در پايان درباره‌ي بازخورد دريافت كرده از مردم نسبت به « يك مشت پر عقاب» ‌اظهار كرد: هم مخاطبان هميشگي تلويزيون و هم منتقدان، سريال را دنبال مي‌كنند و معتقدند كه « يك مشت پر عقاب» از شعار و بيان مسايل تكراري به دور است.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386 و ساعت 1:45 |
با توجه به اینكه به نظر می‌رسد تنها مشكل برای اكران فیلم «سنتوری» نداشتن پروانه نمایش آن است فرامرز فرازمند تهیه‌كننده این فیلم تصویر پروانه نمایش فیلم را منتشر نمود.

به گزارش «فردا» روزنامه کارگزاران امروز در حالی تصویری از پروانه نمایش فیلم سنتوری را منتشر نموده است که پیش از این برخی از مسئولان حوزه سینمایی خبر از عدم صدور این پروانه برای سنتوری شده بودند.

گفتنی است پروانه نمایش فیلم «سنتوری» به امضای مدیركل ارزشیابی و نظارت سینمای حرفه‌ای در تاریخ 7/3/1386 صادر شده است و تا تاریخ 7/3/1388 دارای اعتبار است.

فرازمند در این‌باره گفت: اصل پروانه نمایش در اختیار ماست و هیچ نامه‌ رسمی مبنی بر لغو این پروانه یا توقیف فیلم به ما ابلاغ نشده و تنها به احترام آقای صفارهرندی كه گفته بودند در حال حاضر صلاح نیست فیلم اكران شود ما از سال گذشته تا به حال فیلم را اكران نكرده‌ایم.
 
وی افزود: امیدوارم با توجه به اینكه در حال حاضر فیلم در تمام خیابان‌های كشور قاچاق می‌شود با مساعدت مسوولان سینمایی كشور بتوانیم این فیلم را برای نوروز اكران كنیم تا اندكی جلوی ضرر و زیانی كه متوجه صاحبان این فیلم شده، گرفته شود.
 

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 و ساعت 3:2 |
گپی با پرویز شیخ‌طادی، کارگردان دایناسور
اولین نقش کمدی خسرو شکیبایی؟
اولین نقش کمدی خسرو شکیبایی؟


سینمای ما - هنرمندي به نام خوشنويس براي نقد چك بي‌محل تهيه‌كننده‌اش به بانك مي‌رود تا به زور اسلحه چك را به پول تبديل كند. پرويز شيخ‌طادي بر اساس اين داستان يك خطي فيلم جديد خود را با نام «دايناسور» آماده نمايش كرده است.اين فيلم كه پيش از اين «با آبرو» نام داشت در ژانر كمدي تهيه شده و اتفاقات آن در فضايي فانتزي اتفاق مي‌افتد. با توجه به خلاصه داستان و فضاي كمدي فيلم اين طور به نظر مي‌رسد كه شيخ‌طادي در اين اثر فيلم‌هايي چون «بعدازظهر سگي» و نمونه ايراني آن «آژانس شيشه‌اي» را هجو كرده است. نكته‌اي كه كارگردان آن را به كلي رد مي‌كند: «فيلم‌ من نه ربطي به آژانس شيشه‌اي دارد و نه بعدازظهر سگي سيدني لوست. يك فيلم كمدي است كه در آن نه از گروگانگيري خبري است، نه از مسائل ديگر. دايناسور داستان نويسنده‌اي است كه مي‌خواهد هر طور كه شده پول تهيه‌كننده‌اش را نقد كند و قصد دارد تصويري كاريكاتورگونه از فضاي سياسي ايران ارائه دهد. اين كه چرا شيخ‌طادي فضاي فانتزي و طنز را براي اين فيلم درنظر گرفته نكته ديگري است كه به آن اين‌گونه پاسخ مي‌دهد: «وقتي قرار است در قالب يك فيلم سينمايي مسائل سياسي، اجتماعي و حزبي را مطرح و يا نقد كنيم بهترين شيوه براي كار استفاده از فضاي كمدي و فانتزي است. اين اتفاق باعث مي‌شود زهر انتقادها تا حدودي گرفته شود، در اين صورت پذيرش مسائل انتقادي مطرح شده از سوي مردم و مسئولان بيشتر خواهد شد.»شيخ‌طادي اين فيلم را از هفدهم آذرماه در تهران جلوي دوربين برد. فيلمي كه حدود 70 درصد آن در لوكيشن بازسازي شده بانك ملي مي‌گذرد و گروه توليد به همين منظور يك بانك را با تمام مختصاتش به شكل دكور بازسازي كرده‌اند. اين كارگردان ساخته جديدش را به مانند دو فيلم ديگرش به نام «سينه‌سرخ» و «آتش در نيستان» به شيوه HD تصويربرداري كرده و قصد دارد براي اكران سينمايي آن را به نگاتيو تبديل كند.شيخ‌طادي درباره دليل استفاده از دوربين HD به جاي دوربين 35 ميلي‌متري مي‌گويد: «دو دليل عمده براي اين كار داشتم، نخست اين كه فيلم از تروكاژهاي زيادي برخوردار بود و اگر ما مي‌خواستيم از دوربين 35 ميلي‌متري استفاده كنيم مي‌بايست براي انجام تروكاژها نگاتيو را تبديل به ويدئو مي‌كرديم تا بتوانيم تروكاژها را روي آن انجام دهيم و باز دوباره به 35 برگردانيم، ما براي جلوگيري از اين دوباره‌كاري‌ تصميم گرفتيم از دوربين HD‌ استفاده كنيم. علاوه بر اين ما در برخي از سكانس‌ها به طور همزمان از 4 دوربين استفاده كرده‌ايم كه استفاده از 4 دوربين 35 ميلي‌متري و در اختيار داشتن آن برايمان به هيچ وجه مقدور نبود.»بنا به گفته كارگردان ساخت موسيقي متن فيلم توسط محمد فرشته‌نژاد به پايان رسيده و همزمان نيز صداگذاري و تركيب صدا نيز توسط اسحاق خانزادي به سرانجام رسيده و فيلم آماده نمايش شده و طي هفته جاري قرار است براي دريافت پروانه نمايش به اداره نظارت و ارزشيابي ارسال شود.خسرو شكيبايي در فيلم «دايناسور» اولين نقش كمدي خود را تجربه مي‌كند. جهانگير الماسي، شقايق فراهاني، رويا افشار، رضا فيض‌نوروزي، ميرطاهر مظلومي، شيرين بينا، رضا توكلي، احمد پورمخبر و زهره مجابي ديگر بازيگران اين فيلم هستند. شيخ‌طادي اين فيلم را در موسسه فرهنگي – هنري شهيد آويني توليد كرده و اسماعيل آقاجاني (مدير تصويربرداري)، نظام‌الدين كيايي( مدير صدابرداري)، امير اسكندري(طراح گريم)، بابك پناهي (طراح صحنه، لباس و دكور) و محسن توكلي(تدوين) او را در توليد اين اثر همراهي كرده‌‌اند.پرويز شيخ‌طادي علاوه بر فيلم سينمايي «دايناسور» دو فيلم سينه‌سرخ و آتش در نيستان را هم آماده نمايش دارد. فيلم اول اثري است سينمايي كه به گفته كارگردانش طي سه ماه اول سال 87 در سينماهاي تهران اكران خواهد شد. اين فيلم در ژانر كودك ساخته شده و به ارتباط و پيوند اديان با يكديگر مي‌پردازد. فيلم دوم او نيز يك تله‌فيلم است كه با بازي خسرو شكيبايي آماده پخش است كه به زودي در كنداكتور پخش يكي از شبكه‌هاي تلويزيوني قرار خواهد گرفت.

منبع خبر : همشهري امارت عربي متحده
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 و ساعت 2:51 |
کمال تبریزی فیلمی درباره تاریخ طنز ایران می‌سازد
کمال تبریزی فیلمی درباره تاریخ طنز ایران می‌سازد


سینمای ما - «حسين ترابي» فيلمنامه‌نويس  گفت:در حال حاضر مشغول نگارش يك فيلمنامه طنز هستم كه برايند تحقيقاتي است كه در عرصه ادبيات طنز ايران انجام دادم.
وي ادامه داد: فيلمنامه فوق را با عنوان «مدائن سبعه» به سفارش سيما فيلم مي‌نويسم كه حدود 80 درصد آن به پايان رسيده و تا پايان نوروز به اتمام مي‌رسد.
ترابي با اشاره به مضمون اين فيلمنامه اظهار داشت: از ابتدا قرار بر اين شد كه بر اساس تاريخ طنز ايران از ابتداي تاريخ ادبيات تا دوره مشروطه فيلمنامه‌اي براي مجموعه تلويزيوني بنويسم كه كمال تبريزي با خواندن بخش‌هايي از فيلمنامه آن را پسنديدند و پيشنهاد كردند كه ابتدا فيلم سينمايي با اين مضمون بنويسم و بعد باقي سريال را تكميل كنم.
اين فيلمنامه‌نويس پيشكسوت به فارس گفت:در اين فيلمنامه از طنزهايي كه در تاريخ ايران است استفاده بهينه كرديم تا به مردم نشان دهيم كه طنز فقط همين مسائل رو و سطحي نيست و ظرايف و لطايفي دارد.
ترابي با بيان اين مطلب كه كمال تبريزي،فيلمنامه‌ سينمايي «مدائن سبعه» را كارگرداني خواهد كرد ،افزود:كارگردان مجموعه تلويزيوني اين فيلمنامه هنوز مشخص نشده است.
وي همچنين در انتها گفت:فيلمنامه مجموعه فوق هنوز كامل نشده اما بخش‌‌هاي نوشتار آن بصورت خلاصه انجام شده است.


منبع خبر : فارس

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 و ساعت 2:49 |
كارگردان مستند «سوزوكي به بهشت مي‌رود» گفت:
به اسرار واقعي قصه اخراجي‌ها پي‌برده ايم
به اسرار واقعي قصه اخراجي‌ها پي‌برده ايم


سينماي ما- مجيد توكلي ازتصاوير واقعي گردان سلمان و دسته اخراجي‌ها درمنطقه عملياتي شاخ شميران در مستند بلند «سوزوكي به بهشت مي‌رود» خبر داد. وي با تائيد اين خبر گفت: تا كنون بيش از80درصد از مرحله تصويربرداري فيلم مستند سوزوكي به بهشت مي رود،به پايان رسيده و همزمان مراحل تدوين فيلم توسط ميثم هاشم زاده در حال سپري شدن است. وي كه به تازگي ساخت فيلم مستند "سلطان" را به پايان رسانده در ادامه گفت:يكي از مهمترين و غافلگيركننده ترين صحنه هاي اين مستند، تصاوير واقعي از گردان سلمان و دسته اخراجي‌ها در جنگ است. اين صحنه‌ها تا به حال در جايي منتشر نشده و براي اولين بار در مستند "سوزوكي به بهشت مي‌رود" پخش خواهد شد.
وي ادامه داد: تا به حال با بسياري از چهره هاي جنگ،فرماندهان و همرزمان شهيد مجيد خدمت و ديگر شخصيت هاي فيلم اخراجي‌ها به گفتگو نشستيم و به اسرار واقعي قصه اخراجي‌ها پي‌برده ايم كه پرده از اسرار يكي از اتفاقات نادر دوران جنگ بر مي‌دارد.
مجيد توكلي همچنين درباره موضوع فيلم خود گفت:سوزوكي به بهشت مي رود درواقع داستان واقعي شخصيت هاي فيلم اخراجي‌ها را با محوريت شخصيت اصلي آن،"شهيد مجيد خدمت"بررسي مي كند و به نوعي درباره آدم هاي متفاوت جنگ پيش مي رود.در طول دوران 8سال دفاع مقدس،آدم هاي بسياري بودند كه تفاوت آن ها با ديگران در جنگ احساس مي شد و جبهه تاثير به سزايي روي روحيات آن‌ها داشته است و تا به حال كسي به آن نپرداخته بود.وي از كوهيار كلاري(مدير تصويربرداري)،محمدزمان وفاجويي(نويسنده و مشاور كارگردان)،امير فياض(مدير توليد) و مركز كسترش سينماي مستند و تجربي(تهيه كننده) به عنوان عوامل فيلم نام برد.



منبع خبر : فارس
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 و ساعت 2:37 |
"آنجلینا جولی" خواستار کمک به پناهندگان عراقی شد
تهران-خبرگزاری ایسکانیوز: "آنجلینا جولی" طی بیانیه ای اعلام کرد: با افزایش وجود سربازان آمریکایی در عراق این امکان برای طرفداران اعمال بشر دوستانه به وجود می آید تا کمک های خود را برای پناهندگان عراقی افزایش دهند.!

به گزارش روز جمعه بخش انگلیسی باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران" ایسکانیوز" به نقل از خبرگزاری رسمی چین، شین هوا، طبق اطلاعیه ای که در روزنامه "واشنگتن پست" با عنوان "دلیل ماندن در عراق" منتشر شد "آنجلینا جولی" مشکلات پناهندگان عراقی را شرح داد و افزود: از ماه آگوست، مرداد، که وی از عراق دیدن کرد و از دولت خواست تا حمایت های بیشتری را به وجود آورد ، شرایط پناهندگان هنوز بهتر نشده است.
"آنجلینا جولی" که سفیر مورد اطمینان سازمان ملل از سال 2001 و همجنین در ماه گذشته در بغداد بوده ، مجددا مشکل پناهندگان عراقی را بیان کرد.

خبرنگار:800
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 و ساعت 2:52 |
ايرج قادري «پاتو زمين نگذار»را مي‌سازد و در آن بازي مي‌كند
ايرج قادري «پاتو زمين نگذار»را مي‌سازد و در آن بازي مي‌كند


سينماي ما- «پاتو زمين نگذار» چهلمين فيلم ايرج قادري،دو روز پيش (شنبه)در تهران كليد خورد. حبيب اسماعيلي تهيه كننده اين فيلم گفت: اين فيلم در ژانر اجتماعي ساخته مي‌شود و قرار است تا پايان فروردين ماه فيلمبرداري آن به پايان برسد. وي در مورد بازيگران اين فيلم گفت: شيلا خداداد، مهدي سلوكي، سحر ريحاني و ايرج قادري بازيگران «پاتو زمين نگذار» هستند و مهرانه مهين ترابي به همراه ميرطاهر مظلومي هم به تازگي به اين پروژه ملحق شده‌اند.
سيروس تسليمي نويسنده فيلمنامه «پاتو زمين نگذار» هم در مورد داستان اين فيلم گفت: داستان «پاتو زمين نگذار» در مورد مردي است كه قدرت و پول زيادي دارد اما اتفاق كوچكي باعث مي‌شود زندگي او كاملا متحول شود.
«پاتو زمين نگذار» چهلمين فيلم بلند سينمايي «ايرج قادري» در مقام كارگرداني است. او در سال‌هاي بعد از پيروزي انقلاب فيلم‌هايي چون محاكمه، آكواريوم، چشمان سياه، سام و نرگس، شهرت، طوطيا،پنجه در خاك،نابخشوده، مي‌خواهم زنده بمانم، تاراج،برزخي‌ها و دادا را ساخته است.
همچنين، اين فيلم پس از «محاكمه» و «آكواريوم» سومين فيلمي است كه وي در سال‌هاي اخير و دوره فعاليت مجدد خود به عنوان بازيگر در آن ظاهر شده است و هفتادمين فعاليت بازيگري وي محسوب مي‌شود



+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 و ساعت 2:51 |
فهرست فيلم‌هاي ايراني و خارجي شبكه‌هاي مختلف سيما در ايام نوروز
فهرست فيلم‌هاي ايراني و خارجي شبكه‌هاي مختلف سيما در ايام نوروز


سينماي ما- در فاصله کمتر از بيست روز مانده به شروع تعطيلات نوروزي، روابط عمومي سازمان صدا و سيما اسامي فيلم هاي سينمايي شبکه هاي مختلف سيما را اعلام کرد که بر مبناي آن نام چند فيلم شاخص امسال سينماي جهان و نيز تعدادي فيلم هاي جديد ايراني به چشم مي خورد. شبکه هاي سيما در ايام نوروز از روز 28 اسفند تا 16 فروردين ماه سال جديد، 75 فيلم سينمايي پخش مي کنند که از اين تعداد سهم فيلم هاي ايراني 28 فيلم است. اين در حالي است که زمان پخش تعدادي از فيلم ها اعلام شده اما عمده فيلم ها زمان پخش شان اعلام نشده است. در ايام نوروز شبکه اول سيما فيلم هاي خارجي «پرستيژ»، «پسران آفتاب»، «فهرست بوکت»، «پادشاه کاليفرنيا»، «دانشجوي سال اول»، «تورنادو»، «اندرسن جوان»، «خواننده ها»، «تيرانداز» و «مرد ستاره يي» را پخش مي کند. فيلم سينمايي «فهرست بوکت» با بازي جک نيکلسون و مورگان فريمن احتمالاً جمعه دوم فروردين ماه از شبکه اول سيما پخش مي شود. فيلم هاي ايراني شبکه اول هم عبارتند از؛ روز سوم، چپ دست و اکباتان (سعيد اسدي). ساعت پخش مرسوم فيلم هاي شبکه اول در ايام نوروز ساعت 30/16 است. شبکه دوم سيما نيز فيلم هاي سينمايي «گنگستر امريکايي»، «دختري در قفس»، «در دره الاه»، «قلب مرا در ووندني به خاک بسپار»، «هدف نامرئي»، «شب بخير فرمانده»، «کودک»، «سريع ترين سرخپوست جهان»، «راکت»، «خاطرات فردا»، «فرزندان افتخار» و «پينگ پنگ» را در تعطيلات نوروز ساعت 30/23 هر شب پخش خواهد کرد. فيلم «در دره الاه» به کارگرداني پل هگيس که 29 اسفندماه پخش مي شود درباره کهنه سرباز جنگ ويتنام است که از طرف ارتش پيامي مبني بر بازگشت پسرش از عراق و سپس ناپديد شدنش دريافت مي کند و براي يافتن پسرش عازم محل خدمت وي مي شود. فيلم سينمايي «کودک» با بازي بروس ويليس محصول سال 2000 امريکا است که توسط جان تورتلتاب کارگرداني شده است. اين فيلم چهارم فروردين ماه از شبکه دو پخش مي شود. «گانگستر امريکايي» جديدترين ساخته ريدلي اسکات کارگردان فيلم مطرح «گلادياتور» است که پنجشنبه (8 فروردين ماه) پخش خواهد شد. «فرزندان افتخار» فيلمي از کشور مجارستان است که در ژانر تاريخي و رمانس قرار مي گيرد. اين فيلم به کارگرداني کريشنا گودار دوشنبه (12 فروردين ماه) پخش مي شود. شبکه سوم سيما نيز فيلم هاي سينمايي شعله 2، شاخه گلي براي عروس، قلقلک، بايت، تقاطع، بيمار، چشمان سياه، سيل، کريش، علي و دني، عشاير و بله برون را در کنار فيلم هاي ديگري چون «نقطه انفجار»، «طعمه»، «سيل»، «قانون» و «گورو» براي پخش در نظر گرفته است. شبکه چهار سيما هم در نوروز فيلم هاي سينمايي 44 دقيقه، آرامش در ميان مردگان، ترور جسي جيمز، زندگي اسرارآميز حروف، لاک پشت ها هم پرواز مي کنند، يک کتاب هم کافي است، خون به پا مي شود، حرفه ايتاليايي، جوخه آخر، فراموشي، 1408، دنياي جديد، اثيري و حزن آلود را ساعت 18پخش مي کند. فيلم «ترور جسي جيمز» با بازي برد پيت روز پنجشنبه (اول فروردين ماه) پخش خواهد شد. «خون به پا مي شود» که بازيگر اصلي آن دنيل دي لوئيس اسکار نقش اول مرد امسال را دريافت کرده، درباره يک سرمايه دار بزرگ فعال در حوزه نفت است. اين فيلم امريکايي توسط پل توماس اندرسون کارگرداني شده است و دوشنبه (5 فروردين ماه) پخش مي شود. همچنين شبکه چهار «حرفه ايتاليايي» را سه شنبه (6 فروردين) پخش مي کند. فيلم هاي سينمايي «آرامش در ميان مردگان» (مهرداد فريد)، «اثيري» (محمدعلي سجادي)، «لاک پشت ها هم پرواز مي کنند» (بهمن قبادي) و «فراموشي» (مسعود مددي) فيلم هاي ايراني شبکه چهار سيما در ايام نوروز هستند.
فيلم هاي «پرده نقره يي»، «جان سخت 4»، «جنگ هاي اژدهايي»، «مهاجم»، «مارها در هواپيما»، «هيتچر» و «مهدکودک پدر»، «مانانت»، «شبيه به بهشت»، «تکمچي»، «مظفرنامه»، «هوو»، «عشق فيلم»، «صليبيون»، «گوشواره»، «پنجاهمين نفر» و «مرباي شيرين» نيز از شبکه پنج پخش خواهند شد. ساعت پخش اين فيلم ها 30/13 است.
ميان شبکه هاي تلويزيوني شبکه هاي سه سيما و تهران هرکدام با پخش 7 فيلم، بيشترين آمار پخش آثار ايراني را به خود اختصاص داده اند. بعد از اين دو شبکه، شبکه هاي يک و دو هرکدام پنج فيلم ايراني را پخش مي کنند و شبکه چهار نيز پخش چهار فيلم از توليدات داخل را در ايام نوروز برعهده دارد. از ميان فيلم هاي منتخب سيما براي پخش در ايام نوروز، نام 24 عنوان فيلم امريکايي به چشم مي خورد. همچنين تعداد فيلم هاي منتخب از کشورهاي آسيايي و اروپايي به 23 فيلم مي رسد.


+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 و ساعت 2:47 |
موج «کار خیر» در سینمای ایران!
بخشی از درآمد اکران «آواز گنجشک‌ها» به شیرخوارگاه آمنه می‌رسد
بخشی از درآمد اکران «آواز گنجشک‌ها» به شیرخوارگاه آمنه می‌رسد


سینمای ما - مراسم تقدير از مجيد مجيدي و عوامل فيلم «آواز گنجشك‌ها» در سينما فلسطين برگزار شد.
در ابتداي اين مراسم دكتر ابوالحسن فقيه رئيس سازمان بهزيستي با بيان اين مطلب كه سياست‌هاي بهزيستي از حمايت صرف جاي خودش را به قادرسازي داده گفت: اين سازمان بخشي نويني از ارائه خدمات خود را ترجمه مي‌كند كه براي بهتر زيستن آحاد جامعه است.
وي ادامه داد: آواز گنجشك‌ها فيلمي براي بهتر زيستن است و نشان دهنده پايداري خانواده است و بيان اين نكته است كه انسان مي‌تواند فقير باشد اما كرامت داشته باشد و در عصر دود و اطلاعات صداي اذان را بيشتر بشنود.
مدير سازمان بهزيستي فيلم آواز گنجشك‌ها را فيلمي براي بهتر زيستن دانست كه تلاش مي‌كند زيستن بهتر را براي ديگران فراهم آورد.
بر اساس اين گزارش در ادامه اين مراسم هدايايي كه براي عوامل فيلم آواز گنجشك‌ها توسط سازمان بهزيستي در نظر گرفته شده بود اهدا گرديد.
اين هدايا توسط مجيد مجيدي به شبنم اخلاقي، نشاط نظري، حامد آغازي، مريم اكبري، كامران دهقاني و رضا ناجي بازيگران اين فيلم اهدا شد.
در ادامه تورج منصوري (فيلمبردار)، حسن حسن دوست (تدوينگر)، محمد رضا دلپاك (صدابردار)، مهران كاشاني (فيلمنامه نويس)، اصغر نجات ايماني (طراح صحنه و لباس)، يدالله نجفي (صدابردار) و حسين عليزاده (آهنگساز) هداياي خود را دريافت نمودند.
حسين عليزاده هنگام دريافت جايزه خود ضمن تشكر از تمامي دوستان و آشنايان خود گفت: از مجيد مجيدي تشكر مي‌كنم كه باعث شد كه با جمع ديگري از خانواده سينما آشنا شوم. از همكاري در اين فيلم بسيار لذت بردم و چيزهاي زيادي آموختم.
بنابراين گزارش، سعيد ملكان (طراح گريم)، جواد نوروزبيگي (مجري طرح)، بهمن كريمان (لابراتوار)، كامران مجيدي (مديرتوليد) و ديگر عوامل فيلم نيز جوايز خود را از سازمان بهزيستي دريافت نمودند.
رضا درستكار مجري اين برنامه خبر از وقف بخشي از درآمد اكران داخلي و خارجي آواز گنجشك‌ها به نفع شيرخوارگاه آمنه داد.
در ادامه مجيد مجيدي كه براي دريافت جايزه خود به روي صحنه آمد با تشكر از سازمان بهزيستي و تمامي همكاراني كه او را در ساخت پروژه آواز گنجشك‌ها ياري كردند گفت: از تك تك عوامل فيلم بي‌نهايت ممنونم و خوشحالم كه اكنون فرصتي بود كه بعد از فشار كار و رساندن فيلم براي جشنواره و آماده سازي آن دوستان و عزيزان همكارم را دوباره مي‌بينم.
وي ادامه داد: تك تك عوامل فيلم تلاش بي‌دريغي داشتند و از همه كساني كه امشب هدايايشان را دريافت كردند و يا اسامي‌شان برده نشد تشكر مي‌كنم.
كارگردان آواز گنجشك‌ها در ادامه افزود: خوشحالم از اينكه فيلمم مورد توجه مردم قرار مي‌گيرد قبل از اينكه به بيرون از مرزها برود و ديگران فيلم را تشويق كنند و دوست داشته باشند.
مجيدي گفت: براي من مهم اين است كه فيلمم مورد توجه كشور خودم قرار مي‌گيرد زماني هم كه جشنواره فجر در حال برگزاري بود و ما در برلين بوديم در جريان اخبار موفقيت فيلم كه در واقع دوست داشتن مردم بود قرار گرفتم.
وي ادامه داد: جوايز وجه ديگر داستان است كه در كنار موفقيت‌هاي مردمي شيريني‌هاي خودش را دارد.
بنا به گزارش فارس مجيد مجيدي جايزه جامعه ناشنوايان را از پونه چهره‌آزاد و محمد كمالي از اعضاي سازمان بهزيستي دريافت كرد و دكتر محمود نژاد دبير حمايت از حقوق معلولان نيز جايزه ويژه‌اي به مجيدي اهدا كرد و در انتها فقيه رئيس سازمان بهزيستي تابلويي به نشانه يادبود به اين كارگردان سينما داد.
بر اساس اين گزارش پس از برگزاري اين مراسم فيلم آواز گنجشك‌ها براي حضار و شركت‌كنندگان به نمايش درآمد.
اين مراسم با حضور عوامل فيلم، برخي مسئولين سازمان بهزيستي، كمال تبريزي، مهدي همايونفر و حبيب رضايي همراه بود.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 و ساعت 2:40 |
بازگشت هنرمند به سینما پس از هفت سال
پرستویی و بهداد، متهمان ردیف اول
پرستویی و بهداد، متهمان ردیف اول


سینمای ما - كارگردان فيلم «متهم رديف اول» از حضور قطعي «پرويز پرستويي» و «حامد بهداد» در اين تريلر ايراني خبر داد.
«محمدرضا هنرمند»  درباره فيلم «متهم رديف اول» گفت: نگارش فيلمنامه توسط «محمد رحمانيان» ادامه دارد، با آماده شدن متن فيلمنامه برنامه‌ريزي دقيق براي توليد آن را شروع مي‌كنيم.
وي ادامه داد:طبق برنامه‌ريزي انجام شده با مهيا شدن شرايط اين فيلم اواخر فروردين ماه سال 87 كليد مي‌خورد.
هنرمند با اشاره به پيوستن «حامد بهداد» به اين پروژه سينمايي گفت:حضور «پرويز پرستويي» و «حامد بهداد» به عنوان بازيگران اصلي «متهم رديف اول» قطعي است و بقيه عوامل نيز به مرور مشخص مي‌شوند.
«متهم رديف اول» يك تريلر ايراني است كه تهيه‌كنندگي آن را «منوچهر محمدي» به عهده دارد.
«هنرمند» كه در سال‌هاي اخير بيشتر درگير ساخت سريال «زير تيغ» و «كاكتوس» بوده است.
«عزيزم من كوك نيستم» آخرين فيلم سينمايي «هنرمند» در سال 80 ساخته شد و «متهم رديف اول» بازگشت كارگردان «ديدار»، «زنگ‌ها» ، «موميايي3» و... به سينما پس از 7 سال به شمار مي‌رود.


+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 و ساعت 2:39 |
در آستانه سال‌مرگ سینماگر فقید
خاطرات پنج بازیگر از کار با رسول سینمای ایران
خاطرات پنج بازیگر از کار با رسول سینمای ایران


سینمای ما - در آستانه 15 اسفند نخستين سالگرد درگذشت «رسول ملاقلي‌پور» ۵ بازيگر فيلم‌هاي اين سينماگر به ذكر خاطراتي به‌يادماندني از همكاري‌هاي خود با اين سينماگر فقيد پرداختند.
«محمد علي كشاورز» بازيگر سينما كه در فيلم «خسوف» با «ملاقلي‌پور» هم‌كاري كرده بود،  گفت: ملاقلي‌پور، بچه نازنين و صادقي بود. كارش را بسيار خوب بلد بود.
وي افزود: رسول از هرنظر يكرنگ بود و ناب و خالص. هيچ شيله‌پيله‌اي در كارش نداشت...
اين بازيگر ادامه داد: ملاقلي‌پور بهترين فيلم‌هاي جنگي را ساخت و هيچكس مثل ايشان نتوانست فيلم جنگي بسازد. او در فيلم‌هاي اجتماعي‌اش مثل «ميم مثل مادر» نيز بسيار خوش درخشيد.
«فرهاد قائميان» كه در فيلم‌هايي چون «نسل سوخته» ، «قارچ سمي» و «هيوا» با مرحوم ملاقلي‌پور همكاري داشته است، گفت : تمام لحظاتي كه با ملاقلي‌پور كاركردم، براي من بهترين خاطره است.
وي گفت: گرچه شخصيت‌هاي مختلفي از فيلم‌هاي وي را دوست دارم اما از بين اين كارها، همان سه فيلمي كه با ايشان كاركردم، ايفاي بهترين نقش‌ها‌ي آن فيلم‌ها را به من محول كرد و اگر به انتخاب من بود، باز هم همان نقش‌‌ها را انتخاب مي‌كردم.
«حبيب دهقان نسب» بازيگر سفر به چزابه، كمكم كن و نسل سوخته نيز گفت : من در اين سه فيلم سينمايي و يك سريال دركنارش بودم. به لحاظ كارگرداني مي‌شود گفت ايشان يكي از بهترين كارگردان‌هاي سينماي ايران به‌خصوص در زمينه سينماي دفاع مقدس بودند و باتوجه به تجربه‌اي كه خودش به عنوان فيلمبردار و عكاس در صحنه‌هاي جنگ داشت، طبعا با آدم‌ها و فضاهاي خاص جنگ آشنا بود و به همين جهت صحنه‌هاي جنگ را خيلي خوب و به صورت واقعي درمي‌آورد.
وي افزود: رسول ملاقلي‌پور با توجه به تجربه شخصي‌اش به ژانر دفاع مقدس علاقه داشت و طبعا در لابه‌لاي فيلم‌هاي جنگي خود، تجربه‌هاي اجتماعي موفقي هم داشت كه ساخته شدند.
دهقان‌نسب گفت: ملاقلي‌پور سينما را از طريق ديدن و تجربه به‌دست آورده و ياد گرفته بود و خيلي غريزي كار مي‌كرد و به همين جهت، مسائل احساسي‌اش بين آدم‌هاي فيلم‌هايش خيلي قوت و شدت داشت. آدم پر احساسي بود و برخوردهايش هم مملو از احساس بود. كارگرداني دوست‌داشتني كه فقدانش يك ضايعه براي سينماي ايران بود.
وي گفت: از بين كارهاي ملاقلي‌پور بازي در چند نقش‌ را ‌آرزو داشتم: بازي در نقش جمشيد هاشم‌پور در فيلم «هيوا» و بازي در نقش مهدي احمدي در «مزرعه پدري».
«سيامك انصاري» بازيگر فيلم «نسل سوخته» نيز به فارس گفت : صحبت كردن راجع به اين ضايعه بزرگ، سخت است و باورش براي همه ما بازيگراني كه كارمان را با ايشان شروع كرديم، دردناك است.
وي ادامه داد: ايشان دراين كار مشوق ما بود. ما چند سالي با هم كار مي‌كرديم و من دستيار ايشان بودم. درحقيقت ما بيشتر يك حامي را از دست داديم و از اين پس عدم حضور ايشان خيلي ناراحت كننده و دردناك است.
انصاري گفت: بايد يك كتاب بنويسيم با اين عنوان كه «شما هنوز ملاقلي‌پور را نمي‌شناسيد» چون هر لحظه از همكاري با او يك خاطره است.
وي گفت: قراربود در فيلم «هيوا» من نقش ميراب را بازي كنم. خودم دستيارش ايستادم اما هميشه دوست داشتم كه نقش ميراب را بازي كنم.
«مسعود كرامتي» يار ديرين اين سينماگر نيز گفت: من همكاري‌ام با رسول ملاقلي‌پور را از سال65 به عنوان دستيار آغاز كردم و تا سال 75 كه «سفربه چزابه» را با ايشان كاركردم، درطول 9 سال به غيراز همكار بودن وقت زيادي را باايشان گذراندم.
وي گفت: در اولين كار جدي‌ام به عنوان دستيار برنامه‌ريز وي كار مي‌كردم كه ارتباط ما هم جدا ازاين قضيه، دوستانه بود و درواقع در تمرين با بازيگران، ايشان، نوعي اعتماد به من پيدا كرده بودند. در حقيقت، رابطه ما واقعا يك رابطه كارگردان با دستيارش نبود و شكل تازه‌اي داشت.
كرامتي به فارس گفت: بايد بگويم همه آن 9 سال برايمان بهترين خاطره بود. من شخصا «سفر به چزابه» را بهترين فيلم ايشان مي‌دانم و خوشحالم كه نقشي در آن فيلم ايفا كردم.


+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 و ساعت 2:37 |
در لوكيشن‌هاي شمال كشور و با بازي رضا كيانيان
علي رفيعي دومين فيلم سينمايي‌اش را خواهد ساخت
علي رفيعي دومين فيلم سينمايي‌اش را خواهد ساخت


سينماي ما- پيش‌توليد فيلم سينمايي راز(علي رفيعي) آغاز شده و تاكنون حضور رضا كيانيان در اين پروژه قطعي شده است. پيش توليد فيلم سينمايي «راز» مدتي است كه در دفتر آفتاب‌نگاران آغاز شده و در صورت پيدا شدن لوكيشن در زمان مناسب، قرار است اين فيلم پانزدهم فروردين ماه كليد بخورد. بنابراين گزارش، تمام فيلمبرداري «راز» مثل اولين ساخته بلند سينمايي اين كارگردان (ماهي‌ها عاشق مي‌شوند) در شمال كشور انجام مي‌شود و اين روزها علي رفيعي در حال جستجو براي يافتن لوكيشن مناسب براي اين فيلم است. 
تاكنون حضور رضا كيانيان در اين فيلم قطعي شده است و ساير عوامل فيلم نيز به تدريج انتخاب مي‌شوند.


+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 و ساعت 2:32 |
چهار پروانه ساخت فيلم سينمايي صادر شد


سينماي ما- شوراي صدور پروانه فيلمسازي 35 ميليمتري در جلسه اخيرش براي چهار پروژه سينمايي پروانه ساخت صادر کرد. « اشک و خورشيد» به تهيه‌کنندگي و کارگرداني اکبر ثقفي، « دلداده» به تهيه‌کنندگي سيد کمال طباطبايي و کارگرداني قدرت‌الله صلح ميرزائي، «ده رقمي» به تهيه‌کنندگي و کارگرداني همايون اسعديان و «اسب‌هاي چوبي» به تهيه‌کنندگي جواد نوروزبيگي و کارگرداني بهرام توکلي عنوان پروژه‌هايي است که طبق اعلام روابط عمومي معاونت سينمايي از اين شورا پروانه ساخت دريافت کرده‌اند.
حمید خضوعی ابیانه مدیر فیلمبرداری پروژه سینمایی "اسب‌های چوبی" به کارگردانی بهرام توکلی است که پروانه ساخت آن به تازگی صادر شده است. نوروزبیگی تهیه‌کننده "اسب‌های چوبی" در این باره گفت: "پیش‌تولید فیلم اوایل فروردین 87 در تهران آغاز می‌شود و با توجه به فصلی که در فیلمنامه تعریف شده، باید آن را بهار سال آینده کلید بزنیم."
وی در ادامه افزود: "برای بازیگران نیز از ترکیب حرفه‌ای‌ها و آماتورها استفاده خواهیم کرد. تاکنون حضور حمید خضوعی ابیانه برای فیلمبرداری این پروژه قطعی شده است. "اسب‌های چوبی" با کار قبلی توکلی "پابرهنه در بهشت" تفاوت‌هایی دارد و فیلمساز اکنون مشغول بازنویسی فیلمنامه است."
"پابرهنه در بهشت" نخستین فیلم بلند سینمایی توکلی است که سال گذشته در بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد و جوایزی نیز از آن خود کرد. این فیلم با وجود موفقیت‌های فراوان هنوز به نمایش عمومی درنیامده است.


+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 و ساعت 2:29 |
كارت‌هاي دعوت را ابراهيم حاتمي‌كيا امضا كرد
مراسم بزرگداشت رسول ملاقلي‌پور با عنوان «آينه‌اي ناگهان» در تالار حركت برپا مي‌شود
مراسم بزرگداشت رسول ملاقلي‌پور با عنوان «آينه‌اي ناگهان» در تالار حركت برپا مي‌شود


سينماي ما- براي اولين سال‌روز درگذشت رسول ملاقلي‌پور اهالي رسانه و سينما بزرگداشت برگزار مي‌كنند. اين مراسم در ساعت 18 روز سه‌شنبه 14 اسفند ماه در تالار «حركت» برپا خواهد شد. علاوه بر اصحاب رسانه؛ فرهنگسراي رسانه، خانه سينما و انجمن سينماي انقلاب و دفاع مقدس در برپايي اين مراسم مشاركت دارند.
در كارت‌هاي دعوت مراسم كه به امضاي ابراهيم حاتمي‌كيا كارگردان سينما رسيده آمده است: «يك سال پيش درچنين روزهايي در ميان بهت و ناباوري رسول ملاقلي پور به مسافرت ابدي رفت. اصحاب رسانه و سينما در سالگرد اين سفر اندوهناك حلقه ذكري ترتيب داده‌اند. شما را به اين حلقه ذكر دعوت مي‌كنيم.»


+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 و ساعت 2:25 |
data="http://rasekhoon.net/_js/mediaplayer.swf?file=http://song.rasekhoon.net/003/24/Shahrake-alefba/24-64- Shahrake Alefba- Ashnaei Ba Harfe z-(www.Rasekhoon.flv" height="300" width="455">

Flash Required

Flash is required to view this media. Download Here.