تبليغاتX
لطفا رای خود را در سمت راست صفحه بدهید

عکسهای دیدنی بازیگران سینما هنگام رای دادن در دهمین انتخابات ریاست جمهوری [ June 16, 2009 ]

 بازیگران سینما هنگام رای دادن

عسل بدیعی

 بازیگران سینما هنگام رای دادن

منیژه حکمت

 بازیگران سینما هنگام رای دادن

الهام پاوه نژاد

 بازیگران سینما هنگام رای دادن

 بازیگران سینما هنگام رای دادن

شهاب حسینی

 بازیگران سینما هنگام رای دادن

بهرام رادان


+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388 و ساعت 23:52 |
مهري مهرنيا بازيگر پيشكسوت از دنيا رفت

ایسنا: مهري مهرنيا بازيگر پيشكوست سينما، تئاتر و تلويزيون بامداد امروز ـ 30 بهمن ماه در بيمارستان باهر تهران ازدنيا رفت.

 اين هنرمند پيشكسوت پس از طي دوران طولاني بيماري درگذشت.


انجمن بازيگران سينماي ايران با ارسال متن پيام تسليتي به حضور هنرمندان، سينماگران و خانواده او اعلام كرد: مراسم تشيع پيكر اين هنرمند رأس ساعت 10 صبح روز يكشنبه 4 اسفند ماه از مقابل خانه سينما و به سمت قطعه هنرمندان بهشت‌زهرا (س) برگزار مي‌شود.

در ان اطلاعيه آمده است: مجلس ختم آن مرحومه از سوي ياران و همكارانشان در انجمن بازيگران سينماي ايران روز سه‌شنبه 7 اسفند ماه از ساعت 16 تا 17:30 در مسجد حجت‌ابن الحسن عسگري واقع در خيابان سهروردي شمالي برپا مي‌شود.

از جمله آثار مهري مهرنيا مي‌توان به «خشت و آينه»، «آرامش در حضور ديگران»، «شازده احتجاب»، «هيولاي درون»، «اتوبوس»، «دزد و نويسنده»، «جهيزيه براي رباب»، «خارج از محدوده»، «تنوره ديو»، «مسافران مهتاب»، «روز باشكوه»، «زمان از دست رفته»، «دمرل»، «روسري آبي»، «كلاه قرمزي و پسر خاله» و «ازدواج به سبك ايراني» اشاره كرد.

او در سال‌هاي اخير در آسايشگاه سالمندان روزگار سپري مي‌كرد.

 
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه دوم اسفند 1387 و ساعت 19:45 |
خون‌بازی" و "سنتوری" برنده جوایز جشنواره کراچی شدند  
فیلم‌های سینمایی "خون‌بازی" ساخته رخشان بنی‌اعتماد و محسن عبدالوهاب و "سنتوری" داریوش مهرجویی در هفتمین دوره جشنواره کرافیلم پاکستان برنده جایزه شدند.
"خون‌بازی" در بخش مسابقه فیلم‌های بلند جایزه ویژه هیئت داوران و بهترین بازیگر زن برای بیتا فرهی را به خود اختصاص داد. همچنین اردوان کامکار و محسن چاووشی جایزه بهترین موسیقی را برای فیلم"سنتوری" از آن خود کردند.
هفتمین جشنواره کرافیلم (جشنواره بین‌المللی فیلم کراچی) چهارم تا ۱۵ فوریه (۱۶ تا ۲۷ بهمن) برگزار و جایزه بهترین فیلم این دوره جشنواره به "فراغ" ساخته سریکار پراساد از هند اعطا شد. محرم گولمز برای فیلم "بین‌الملل" جایزه بهترین کارگردانی را برد و جزمی باسکین نیز برای این فیلم جایزه بهترین بازیگر مرد را از آن خود کرد.
فاصح بری خان برای "نیلوفر جاده برنز" جایزه بهترین فیلمنامه را دریافت کرد و این فیلم در بخش بهترین بازیگر زن مکمل (حنا دلپذیر خان) نیز برنده شد. جایزه تدوین برای "مرز بهشت" به اندرو برد رسید و آنیس گودار برای "در طلایی" جایزه بهترین فیلمبرداری را برد. رشید ناز نیز برای فیلم "به نام خدا" جایزه بهترین بازیگر مرد مکمل را دریافت کرد.
"خون بازی" درباره سارا یک دختر جوان معتاد است که مادرش تنها راه چاره را ترک خودخواسته او می‌داند. سارا که از این وضعیت خسته شده، رضایت می دهد و ... باران کوثری، بیتا فرهی، مسعود رایگان و بهرام رادان در این فیلم به ایفای نقش می‌پردازند.
 
 
  
 
 
   خبرگزارى مهر
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه دوم اسفند 1387 و ساعت 19:39 |
اكران چهار فیلم جدید در فصل مرده اكران سینماها و صدرنشینی «گناه من» با بیشترین مخاطب روزانه مهمترین رویدادهای فروش سینماهای تهران در هفته گذشته بود. «ستاره می شود» با فیلمنامه ای از فریدون جیرانی بخشی از سه گانه «ستاره ها» است كه به بخشی از مسائل پشت صحنه سینمای ایران می پردازد این فیلم در بیست و چهارمین جشنواره فجر به نمایش درآمد. عزت الله انتظامی، امین حیایی، اندیشه فولادوند، آهو خردمند و رضا رویگری به ایفای نقش پرداخته اند.«ستاره می شود» از چهارشنبه ۲۳ بهمن اكران شد و پس از ۶ روز نمایش در ۱۲ سینما ۲۰ میلیون تومان فروش داشته است. «گناه من» نخستین فیلم مهرشاد كارخانی بر اساس فیلمنامه ای از سعید دولتخانی و خودش ساخته شده است. حمید گودرزی، نیوشا ضیغمی و افسانه چهره آزاد بازیگران این فیلم هستند. فیلم داستان آشنایی پسری جوان با دختری است كه در آستانه خودكشی قرار دارد. «گناه من» نیز از ۲۳ بهمن در گروه فرهنگی اكران شد و پس از ۷ روز نمایش در ۹ سینما ۲۲ میلیون تومان فروش داشته است.
«كتونی سفید» دومین فیلم محمدابراهیم معیری و داستان معلمی است كه به شهری كوچك می رود و با بچه های مدرسه ارتباط برقرار می كند. حسین یاری و باران كوثری بازیگران اصلی فیلم هستند. «كتونی سفید» از چهارشنبه ۲۳ بهمن اكران شد و پس از ۷ روز نمایش در ۹ سینما ۱۲ میلیون فروش داشته است. «شبی در تهران» چهارمین فیلم بهرام كاظمی است كه مضمونی كمدی اجتماعی دارد و داستان زن و شوهری جوان را روایت می كند كه برای كار از رشت به تهران می آیند. ماهایا پطروسیان، رامبد جوان، منوچهر علیپور، سعید پیردوست، محمد شیری و امیر نوری بازیگران فیلم هستند. این فیلم از چهارشنبه ۲۳ بهمن اكران شد و پس از ۷ روز نمایش در ۱۸ سینما ۳۰ میلیون تومان فروش داشته است. «ایستگاه بهشت» چهارمین فیلم نادر مقدس بر اساس فیلمنامه ای از مقدس و افسانه منادی ساخته شده است. فیلم داستان زندگی جوانی نابینا را روایت می كند كه در نواختن ساز مهارت دارد. او به خاطر مهربانی های پرستارش دلباخته وی می شود و می خواهد بینایی اش را به دست آورد. شهاب حسینی، فرهاد اصلانی، سپیده خداوردی، مهدی میامی و پوراندخت مهیمن بازیگران فیلم هستند. «ایستگاه بهشت» از چهارشنبه ۲۵ دی اكران شد و پس از ۳۳ روز نمایش در ۸ سینما ۷۰ میلیون تومان فروش داشته است. «پاپیتال» نخستین فیلم سینمایی اردشیر شلیله عكاس باسابقه سینمای ایران است. فیلم روایتگر داستان زندگی یك زن وكیل موفق است كه وكالت زنی را كه از جانب همسرش مورد ضرب و شتم قرار می گیرد برعهده دارد.
او با تلاش حكم طلاق موكلش را می گیرد و این ماجرا برای او ایجاد دردسر می كند. مسعود رایگان، نگار فروزنده، اردلان شجاع كاوه، علیرضا اوسیوند و شیرین ایزدی بازیگران این فیلم هستند. «پاپیتال» از چهارشنبه ۲۵ دی اكران شد و پس از ۳۳ روز نمایش در ۹ سینما ۵۵ میلیون تومان فروش داشته است. «چارچنگولی» نهمین فیلم سعید سهیلی بر اساس فیلمنامه ای از خودش است. این فیلم كمدی داستان دو بردار دوقلو است كه از ناحیه دست به هم چسبیده اند و هر كدام زندگی و عقاید خاص خود را دارند. جواد رضویان، رضا شفیعی جم، فتحعلی اویسی، بهاره رهنما، رضا فیض نوروزی، مهران رجبی، شهرام قائدی، مینا جعفرزاده، ساعد سهیلی و مژگان بیات در فیلم بازی كرده اند. «چارچنگولی» از چهارشنبه ۲۹ آبان اكران شد و پس از ۷۹ روز نمایش در ۱۹ سینما ۹۶۵ میلیون تومان فروش كرده است.
 
 
  
 
 
   گزارش : روزنامه ابرار
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه دوم اسفند 1387 و ساعت 19:38 |
رضا ايرانمنش روز شنبه به علت شدت گرفتن عارضه شيميايي به كما رفت.
 
به گزارش  فارس، رضا ايرانمنش، از كارگردانان و بازيگران متعهد كشورمان كه از جانبازان دوران دفاع مقدس است، به علت شدت گرفتن عارضه شيميايي از اواخر هفته گذشته در بخش آي سي يو بيمارستان آتيه بستري شده و از روز شنبه به علت شدت يافتن بيماري به كما فرو رفته است.

بنابر اين گزارش، او در دوران دفاع مقدس به دليل قرارگرفتن درمعرض آثارمخرب بمباران شيميايي رژيم بعث عراق از ناحيه ريه و شش دچار آسيب‌هاي جدي شده و سال‌هاست كه از اين مشكل رنج مي‌برد.

«رضا ايرانمنش» تاكنون در بيش از 60 فيلم تلويزيوني و سينمايي به ايفاي نقش پرداخته و در چند سال اخير بدليل وضعيت جسماني به نگارش فيلمنامه و كارگرداني روي آورده است.

او در فيلم‌هايي چون تلفن، ترور، كمين، دكل، آخرين شناسايي، سجاده آتش و ... بعنوان بازيگر حضور داشته و سفر عشق به سرزمين وحي، روژان و اورامان نيز از آثار او در زمينه كارگرداني هستند.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه دوم اسفند 1387 و ساعت 19:36 |

"درخشش ابدی یک ذهن پاک" با جیم کری و کیت وینسلت در صدر

بهترین کمدی رومانتیک های دهه اخیر سینمای جهان معرفی شدند

 

 

بهترين كمدي رومانتيك‌هاي دهه اخير سينما به انتخاب منتقدان «نيويورك تايمز» انتخاب و معرفي شدند.
فيلم «درخشش ابدي يک ذهن پاک » با حضور جيم كري و كيت وينسلت محصول سال 2004 در صدر اين فهرست قرار گرفته است.
بنا بر اعلام مووي وب، فيلم‌هاي «قبل از غروب» (2004) با نقش‌آفريني اتان هواك و جولي دلفي و «آمليا» محصول سال (2001) نيز رتبه‌هاي دوم و سوم اين فهرست را به خود اختصاص داده‌اند.

بنابراين گزارش انيميشن «وال – اي» (2008)، «گيرنده صداي عالي» (2002)، با بازي جان كيوزاك، ضربه عشق (2002) به كارگرداني پائول توماس اندرسون و «راه‌هاي كناري» (2004) با حضور پائول جياماتي در رتبه‌هاي چهارم تا هفتم بهترين كمدي رمانتيك ده‌سال اخير سينما قرار مي‌گيرند.

در ادامه اين فهرست به این عناوين برمی خوریم:
ضربه (2007)
جونو (2007)
درباره يك پسر (2002)
لارس و دختر واقعي (2007)
ويكي از كريستيانا بارسلونا (2006)
پاكدامني 40 ساله (2005)
روح شهر (2008)
علم خواب (2006).

 

 

منبع: ایسنا

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه دوم اسفند 1387 و ساعت 19:34 |

در سن 91 سالگی

مهري مهرنيا درگذشت

 

مهری مهرنیا، بازیگر قدیمی سینما، تئاتر و تلویزیون، امروز چهارشنبه 30 بهمن در بیمارستان باهر تهران در 91 سالگی چشم از جهان فروبست.
مرحوم مهرنیا سال 1296 در آلاشت سوادکوه به دنیا آمد و در 1326 در جامعه باربد مشغول تحصیل شد. او فعالیت در تئاتر را از سال 1327 آغاز کرد و در 1339 با فیلم "بچه ننه" وارد دنیای سینما شد. مهرنیا در حدود نیم قرن فعالیت هنری در بیش از 40 فیلم سینمایی نقش‌آفرینی کرد.

"خشت و آینه" ۱۳۴۴، "آرامش در حضور دیگران" 1351، "شازده احتجاب" 1353، "هیولای درون" 1362، "تنوره دیو" 1364، "اتوبوس" 1364، "جهیزیه‌ای برای رباب" 1366 و "روسری آبی" 1373 از جمله فیلم‌های مطرح مرحوم مهرنیا است که در سال‌های اخیر در آسایشگاه سالمندان به سر می‌برد.

انجمن بازیگران سینمای ایران در پیامی ضمن تسلیت درگذشت این هنرمند قدیمی اعلام کرد مراسم تشییع پیکر وی ساعت 10 صبح یکشنبه چهارم اسفند از مقابل خانه سینما به سمت قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) برگزار می‌شود.

مجلس ختم آن مرحومه نیز سه‌شنبه هفتم اسفند از ساعت 16 تا 17:30 در مسجد حجت‌ابن الحسن عسگری (ع) در خیابان سهروردی شمالی برپا می‌شود.

سایت سی نت، درگذشت این هنرمند پیشکسوت را به جامعه هنری و خانواده اش تسلیت می‌گوید.

................................................

منبع: خبرگزاری مهر

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه دوم اسفند 1387 و ساعت 19:29 |
بازگشت هدیه تهرانی به سینما
سینمای ما: مدت‌هاست که از هدیه تهرانی خبری در سینمای ایران نیست. چند فیلم آخر او از جمله «نیوه‌ مانگ»، «شبانه»، «نسل جادویی» و «فرزند صبح» رنگ پرده را ندیده‌اند و آخرین حضور بسیار موفق او را در سینمای ایران، فیلم «چهارشنبه سوری» به حساب می‌آید. در چند سال اخیر او اغلب پیشنهادهای حضور در فیلم‌ها را رد کرده است. این در حالی است که بسیاری اعتقاد دارند او هنوز یکی از وزنه‌های مهم سینمای ایران به حساب می‌آید. اما خبر رسیده که هدیه تهرانی به عنوان یکی از صداپیشگان فیلم سینمایی 1500 به توافق رسیده است. به این ترتیب شاهد حضور دوباره هدیه تهرانی، هر چند نصفه و نیمه و در پناه نقاشی متحرک، در این انیمیشن پر ستاره خواهیم بود. سایت «سینمای ما»  و بسیاری از کاربران‌اش (که همواره در کامنت‌های‌شان از غیبت تهرانی ابراز نارضایتی و دلتنگی کرده‌اند) امیدوار است که این همکاری، آغازی برای حضور دوباره این ستاره دهه اخیر در صنعت سینمای ایران باشد. 
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه یکم بهمن 1387 و ساعت 1:38 |
خطای 300 ساله در مجموعه یوسف پیامبر(ع)
به گفته بسیاری از منابع تاریخی حضرت یوسف(ع) در زمان یکی از همین پادشاهان چوپان به دربار بوتیفار عزیز مصر رسید و بعد هم توانست عزیز مصر شود.
سرمایه: بعد از پخش قسمت 29 مجموعه تلویزیونی یوسف پیامبر(ع) مشخص شد که تاکید فرج الله سلحشور نویسنده و کارگردان این سریال بر استفاده از منابع تاریخی برای نوشتن فیلمنامه این فیلم، چندان اطمینان برانگیز نیست زیرا اگر ایشان فقط به سهل الوصول ترین منابع تاریخی یعنی جلد اول مجموعه 14 جلدی تاریخ تمدن ویل دورانت هم مراجعه می کرد به راحتی می توانست دریابد که اشتباهی فاحش در روایت داستان حضرت یوسف در این سریال رخ داده است.
براساس داستانی که در قسمت 29 مجموعه یوسف پیامبر(ع) به تصویر درآمد این پیامبر الهی بعد از آنکه به مقام عزیزی مصر در دربار فرعون آمنهوتب چهارم منصوب شد با تدبیر توانست دومین فرمانروای امپراتوری بزرگ دنیای قدیم را یکتاپرست کند.

این در حالی است که براساس روایت های معتبر تاریخی که در رأس آن عهد قدیم قرار دارد، حضرت یوسف(ع) که فرزند یازدهم حضرت یعقوب(ع) است حدود سال های 1600 پیش از میلاد مسیح در سرزمین کنعان به دنیا آمد و بعد از اتفاقاتی که برایش رخ داد به مقام نیابت سلطنت مصر رسید.
این تاریخ برابر است با دوره تاریخ مصر میانه که با یک رخداد مهم تاریخی همزمان شده است. در حدود 1674 ق.م 13 سال بعد از مرگ یکی از مقتدرترین فراعنه مصر یعنی آمنمحت سوم (با آمنهوتب ها که مربوط به دوره جدید هستند اشتباه نشود) برسر جانشینی وی نزاعی درگرفت که سرزمین بزرگ و حاصلخیز نیل را ضعیف کرد. نتیجه این ضعف حمله قبایل بیابانگرد آسیای صغیر به مصر و در دست گرفتن حکومت شد.

این حاکمان بیگانه که بیش از دو قرن بر سرزمین مصر حکومت داشتند را در تاریخ هیکسوس ها یا حکومت چوپانان می شناسند. در این دوره حکومت سختگیری های دوران فراعنه عهد قدیم را نداشت هرچند حاکم خود را به عنوان پسر خدا معرفی می کرد اما سختگیری مذهبی به شدت گذشته وجود نداشت. به گفته بسیاری از منابع تاریخی حضرت یوسف(ع) در زمان یکی از همین پادشاهان چوپان به دربار بوتیفار عزیز مصر رسید و بعد هم توانست عزیز مصر شود. حدود
300 سال بعد از این دوره یعنی حدود 1380 ق.م زمانی که مصریان با شکست دادن پادشاهان چوپان بار دیگر حکومت سرزمین نیل را به دست گرفتند، فرعونی به حکومت مصر رسید که ویل دورانت با استناد به منابع دست اول مصری او را شاه زندیق نامیده است که مورخان او را به نام آمنهوتب چهارم می شناسند. او که جانشین پدرش آمنهوتب سوم شد شاعری بود که از تسلط بیش از حد کاهنان معبد آمون به تنگ آمد و خدای جدیدی را به مصر معرفی کرد به نام «آتون» و با برداشتن پسوند آمون خود را اخناتون یعنی راضی کننده آتون نامید. اخناتون براساس مجسمه ای که از او به دست آمده است مردی لاغر اندام با پلک های بزرگ و کاسه سر دراز بوده است که به گفته برخی از منابع احتمالاً به بیماری صرع دچار بود. او پایتخت جدیدی به نام اخناتون ساخت که در زمان بسیار کوتاهی به شهری آباد تبدیل شد. اما این پایتخت زیبا در حمله هیتی ها و جنگ های مذهبی از بین رفت. خود اخناتون نیز در جنگ داخلی شکست خورد و در اثر شدت یافتن بیماری درگذشت و با توجه به اینکه دارای پسری نبود، دامادش توت عنخ آتون که بعدها پسوند آمون یافت (همان فرعونی که مومیایی اش در موزه بریتانیا نگهداری می شود) به مقام پادشاهی مصر رسید. آنچه در قسمت بیست و نهم سریال پرخرج یوسف پیامبر(ع) صرفنظر از تمام مشکلات ساختاری به چشم می خورد این بود که برای نویسنده و کارگردان ظاهراً اهمیتی نداشته که فاصله میان این دو اتفاق بیش از 300 سال بوده است.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در یکشنبه بیست و دوم دی 1387 و ساعت 20:11 |
حرف های سحر ذکریا درباره بازی در «دلداده»  
 نقش های نیازمند زشتی در سینمای ایران با انتخاب نادرست بازیگران، باورپذیری خود را از دست می دهند و از آن سو نقش هایی که احتیاج به زیبایی بازیگر دارند، با انتخاب هایی چنان عجیب همراهند که تماشاگر نمی تواند تصور کند سلیقه یی که بازیگر انتخاب شده را زیبا تصور کرده، از کجا برخاسته است؟ معضل سلیقه در این سینما از جمله در مساله انتخاب بازیگران و ترسیم ظواهرشان خود را نشان می دهد. در جایگاه یک مطالعه موردی «دلداده» که از فیلم های ظاهراً مفرح و در اصل سخیف و بی لطف و بی نمک روی پرده این روزهای سینمای ماست، شخصیتی به نام آهو دارد که خواهر بزرگ دختر اصلی فیلم است و حالا که بحث ازدواج خواهر کوچک تر پیش آمده، او ناراحت و نگران است که زودتر شوهری برای خودش دست و پا کند.
نقش عملاً یکی از آن دخترترشیده های معمول سینمای فارسی است و برای آنکه خنده یی به لب تماشاگران منتظر شوخی های بامزه یک کمدی رمانتیک بیاورد، لازم است بازیگرش ظاهری نامتعادل، مثلاً چاق یا تا حدی زشت یا دست کم پا به سن گذاشته و رنگ پریده و افسرده حال و کم جان و بی رمق داشته باشد. اما برای این نقش در کمال تعجب، سحر ذکریا انتخاب شده. و عجیب تر آنکه در چهره پردازی او هم همه چیز به سمت خلق دختری آراسته و شیک پوش پیش رفته که بر اساس خصلت جاری در چهره، حتی از آن خواهر کوچک مورد توجه هم فاخرتر به چشم می آید. درباره این نمونه آشکار سلیقه غلط در سینمای ایران که بارها هم تکرار شده و می شود، با خود بازیگر به صحبت نشستیم و اینجا گوشه یی از حرف هایش را می خوانید که ضمناً مشکلات دیگر سلیقه حاکم بر این تولید سرسری را هم باز می گوید.
من تا به حال هیچ کار سینمایی ندیده بودم که اصلاً فیلمنامه یی نداشته باشد. شاید باور نکنید، ولی این فیلم بدون فیلمنامه شروع شد. در طول کار هم فیلمنامه روزانه و ورق ورق به دست مان می رسید. وقتی کار شروع می شد، طرح کلی را برایم گفتند و قرار بود آهو دختر افسرده یی باشد که یکسری اتفاق ها برایش افتاده و از نظر روحی به هم ریخته و حالا در موقعیت های طنز قرار می گیرد. تا اینجایش خوب بود و نقش، جای کار داشت. اما از جایی به بعد، دیدم که اتفاقات دیگری می افتد و نقش ها و دیالوگ ها مدام کم و زیاد می شود و هیچ چیز تکلیف مشخصی ندارد. چندین آدم مختلف، هر کدام شان در یک روزهایی فیلمنامه را روز به روز و سکانس به سکانس می نوشتند و حتی گاهی فیلمبردار در طول کار عملاً خودش کارگردانی می کرد. مثلاً می گفت این دیالوگ ها اضافی است، اینها را نمی گیریم و... حتی به این فکر کردم که کار را از نیمه رها کنم اما از نظر حرفه یی درست نبود و ممکن هم نبود. چون قراردادها همیشه یکطرفه و به نفع تهیه کننده است. این است که ادامه دادم اما می دانستم چه از آب درمی آید.
قبلاً هم در فیلم هایی که کار کرده ام، این دغدغه را نداشتم که حتماً تصویرم زیبا باشد. یادم هست در کاری از اسماعیل فلاح پور که نقشم یک زن کارگر بود، حتی اصرار می کردم که گریم زشت تر یا کمی کثیف تر داشته باشم تا تماشاگر مرا بپذیرد و باور کند. در «دلداده» هم وقتی بار اول مرا گریم کردند، گفتم این گریم آهو نیست.
وقتی قرار است آهو دختر افسرده یی باشد، وقتی قرار است به عنوان یک دختر ترشیده و در حسرت ازدواج او را ببینیم، نمی شود اینقدر از نظر ظاهری به خودش برسد. نباید به لباسش زیاد توجهی بکند. هرچه می گفتم این خط چشم، این نوع آرایش نباید روی صورت این کاراکتر باشد، فایده یی نداشت. بعد دیگر حس کردم دارم بیهوده انرژی صرف می کنم. گاهی وسط کاری، آدم دیگر از ادامه تلاش برای بهبود کار دیگران که روی کار خود آدم هم اثر می گذارد، خسته می شود.
با وجود همه ضعف های فیلمنامه یا آن چیز پاره پاره یی که به اسم فیلمنامه به دست ما می رسید، فکر می کنم اگر گریم و ظاهر آهو چیزی بود که او را به عنوان یک دختر ترشیده برای تماشاگر قابل باور می کرد، می شد به نتیجه یی کمی بهتر رسید. دست کم مثل فیلم فعلی که حتی در نمایش خصوصی اش هم حاضر نشدم و اصلاً تحمل یک بار تماشایش را هم ندارم، این طور نبود که حضور آهو در بعضی سکانس ها کاملاً زائد و بی خودی به نظر برسد. در طول فیلمبرداری، بر اساس همان سلیقه یی که سازندگان این نوع فیلم ها فکر می کنند بر جامعه حاکم است، هر کدام از بازیگران دارای سابقه کمدی مثل رضویان، صالحی، عبدی و حتی احمد پورمخبر که بنده خدا نمی توانست دیالوگ های خودش را حفظ کند، هر کس چیزهایی را اضافه می کرد و بداهه می گفت و بعضی وقت ها اصلاً کل سکانس نسبت به آن چیزی که اولش قرار بود باشد عوض می شد. کم کم نقش آهو آنقدر در این اضافات جدید نادیده گرفته شد که در خیلی صحنه ها بیهوده حضور داشت و من حتی به کارگردان و بقیه که گاهی کارگردانی می کردند، می گفتم هیچ مشکلی ندارم اگر در این صحنه ها حضور نداشته باشم. چون بعد که فیلم دیده می شود، این مقدار حضور بی خودی برای من به عنوان بازیگر بد است و حس می شود خودم را تحمیل کرده ام. به هرحال حالا عملاً همین اتفاق افتاده و نمایش این فیلم برای من خیلی تاسف آور است. چون خود دوستان که متوجه ضعف های ابتدایی نیستند و احتمالاً از فروش کار حسابی سر حال هم آمده اند.  
   
 
 
 
 
   گزارش : روزنامه اعتماد

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در شنبه بیست و یکم دی 1387 و ساعت 19:27 |
واکنش انصارنیوز به اظهارات نیکی کریمی  

عصرایران - پایگاه خبـری انصارنیوز که خود را "حزب الله " می خواند در یادداشتی ، به اظهرات اخیر نیکی کریمی ، واکنش نشان داد و از "ارتداد" به عنوان خطری که گلشیفته فراهانی را تهدید می کند یاد کرد!

متن این یادداشت ، بدون پیشداروی درباره ان به شرح زیر است:

خانم نیکی کریمی اخیراً درباره خانم گلشیفته فراهانی گفته است: «همه بايد از او حمايت کنيم». ایشان البته نگفته است چه خطری خانم فراهانی را تهدید می‌کند که به فکر حمایت از ایشان افتاده است، اما باید گفت خطری که ایشان را تهدید می‌کند، ارتداد است.

«ارتداد» كه از واژه «رد» گرفته شده، در لغت به معناى بازگشت است. در فرهنگ دينى، بازگشت به كفر، ارتداد و ردّه ناميده مى‏شود. عوامل ارتداد عبارتند از:

1- انكار اصل دين؛ مانند انكار وجود خدا، وحدانيت وى، رسالت حضرت ختمى مرتبت(ص) يا معاد و حيات پس از مرگ.

2- انكار يكى از احكام ضرورى و بديهى دين اسلام؛ مانند انكار وجوب نماز يا روزه. هر مسلمانى مى‏داند در دين اسلام نماز و روزه واجب است. ممكن است كسى منكر اصل دين اسلام و شريعت محمدى(ص) نشود؛ ولى به دليل انكار يكى از احكام ضرورى اسلام كافر گشته، حكم ارتداد بر وى جارى گردد.

3- انكار يكى از احكام قطعى ولى غير ضرورى اسلام؛ هر گاه كسى به طور مشخص بداند مثلاً روزه در عيد فطر حرام است يا روزه مسافر(جز در موارد خاص) باطل است و يا پوشش اسلامى بانوان واجب است، ولى با وجود اين منكر آن گردد، مرتد مى‏شود؛ چون اين امر به انكار رسول خدا(ص) يا تكذيب آن حضرت مى‏انجامد.

البته لازم نيست انكار دين يا ا حكام شريعت مقدس حتماً با گفتار صريح و آشكار باشد. هر گفتار يا كردارى كه سبب تكذيب، انكار، عيب گذارى و ناقص شمردن، تمسخر و استهزاى دين اسلام يا اهانت به مقدسات و كوچك شمردن و دست برداشتن از آن گردد، موجب تحقق كفر و ارتداد مى‏شود؛ مانند افكندن قرآن در كثافات يا پاره يا تيرباران كردن آن یا مانند حكم به ارتداد خانمى از سوى امام خمينى(ره) كه در مصاحبه راديويى به مناسبت تولد حضرت زهرا(س) در پاسخ به اين پرسش كه الگوى شما كيست، گفته بود: خانم اوشين الگوى من است؛ چون حضرت فاطمه(س) به چهارده قرن قبل تعلق داشته‏اند.

از اين روى، هر رفتار و گفتارى كه نتيجه آن عدم حقانيت دين اسلام و در نتيجه بى‏فايده بودن اعتقاد به آن باشد، موجب كفر و ارتداد مى‏گردد.

اگرچه در زمان حکومت اسلامی، مجری احکام خود حکومت است، اما برای آنکه فردا حزب‌اللهی‌ها را در این مسأله مانند قضایایی چون ترور حجاریان، مورد اتهام قرار ندهند، باید گفت زن مرتد، از هر نوع كه باشد كشته نمى‏شود؛ بلکه او را به توبه فرا مى‏خوانند، چنانچه توبه كرد، آزادش مى‏كنند؛ و گرنه در زندان باقى مى‏ماند و باقی تنگناهایى که نهایتاً باعث توبه‌اش گردد.

خانم فراهانی نیز باید از رفتاری که پیشه نموده‌اند، توبه کنند.

ایشان باید بدانند قرمزی فرشی که هالیوود زیر پای ایشان پهن کرده است، از خون مادران و کودکان غزه است. میم مثل مادر؛ کاف مثل کودک ...

ایشان باید بدانند کسانی که روی خوش به ایشان نشان می‌دهند، نه دوستان بلکه کسانی هستند که اگر دنیای ایشان را تباه نکنند، آخرت ایشان را قطعاً تباه خواهند کرد. بعضي كارها تمام اعمال نيك انسان در همه عمر از بين مي‏برد. آنچه در بين همه بزرگان و اهل كلام مورد اتفاق نظر و يقيني است، كافر شدن پس از ايمان است که تمام اعمال خير گذشته انسان را از بين مي‏برد.

اگر كسي در دارالاسلام زندگي نموده و پدر و مادر او مسلمان بوده و در جامعه اسلامي، زمينه براي يادگيري احكام اسلام و عمل به آنها را داشته و مدتي نيز مسلمان زيسته، و بر اثر دلايل مختلف رواني و انگيزه‏هاي شخصي مرتد شود، تمام اعمال خوب گذشته خود را از بين مي‌برد.

متأسفانه ارتداد از اموري است كه در زمان كنوني رواج يافته است. ممكن است جوان مسلماني كه در شهري مذهبي بزرگ شده، و هم اكنون گرفتاري مالي يا نياز جنسي دارد، شياطين با او رفاقت نموده و با در اختيار گذاشتن كمك‌هاي مالي و شرايط بهره بردن از تمتعات جنسي و مادی، او را به مذهب ديگري دعوت نموده و مرتد نمايند؛ تا جايي كه جوان مسلمان، مبلّغ آن فرقه ضاله گردد.

ارتداد از جمله آسيب‌هاي مذهبي و اجتماعي است كه بايد علماي اسلام و روان‌شناسان درباره آن تحقيق و از بروز آن پيشگيري كنند.

اگر كسي در نقطه‌اي از دنيا قرار گرفته است كه نمي‏تواند حق و باطل را بشناسد، و هيچ راهي براي شناخت معارف اسلامي ندارد، دچار نوعي «استضعاف» است. اما اگر كسي در محيط و خانواده مذهبي، با وجود علما، كتابها، در اثر شبهه، از دين خارج و مرتد شود، خدا، به هيچ وجه، از چنين شخصي نمي‏گذرد.

اعمال نيک انسان مرتد، به كلي از بين مي‏رود، چه يك سال عبادت كرده باشد و چه صد سال. اگر انسان در آخر عمر مرتد شده و به مذهب كفر گراييده و مبلّغ كفر نيز شود، خدا اين شخص را به هيچ وجه نخواهد ‏بخشد. حتي اگر دوران كفر او طولاني نباشد، و فقط يك روز پيش از مرگ مرتد شده باشد. يك لحظه ارتداد، اعمال همه عمر انسان را مي‌سوزاند همچون جرقه‌اي كه بر مقدار زيادي بنزين وارد شده و همه را مي‌سوزاند. قرآن در اين باره مي‌فرمايد: «فَأُولئِكَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ»(بقره/217).

بهترین «حمایت» از خانم فراهانی، بازگرداندن ایشان از مسیری است که در پیش گرفته است.

ایشان هم باید دوست و دشمن خود را خوب بشناسد. دوست آن است که بگرياند؛ دشمن آن است که بخنداند.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در شنبه بیست و یکم دی 1387 و ساعت 19:16 |
«تلفن همراه رئیس جمهور» ساخته می شود  
 

فارس: كمال تبريزي فيلم«تلفن همراه رييس جمهور»را به تهيه كنندگي پژمان لشكري‌پور مي‌سازد.

پژمان لشكري پور تهيه كننده گفت: كمال تبريزي براي ساخت فيلم «تلفن همراه رئيس جمهور» اعلام آمادگي كرد و ما در حال حاضر در انتظار مهيا شدن شرايط كار از طرف حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي هستيم تا در اولين فرصت توليد كار را آغاز كنيم.

فيلمنامه «تلفن همراه رئيس جمهور» را جابر قاسمعلي نوشته و داستان زندگي مردي از طبقات پايين جامعه است كه خريد يك تلفن همراه مشكلاتي را برايش به وجود ‌مي‌آورد.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در شنبه بیست و یکم دی 1387 و ساعت 19:11 |
یک فیلم ترسناک دیگر در جشنواره فیلم فجر؛
امیر قویدل: حرف اول جشنواره فجر امسال را فیلم من می‌زند
امیر قویدل: حرف اول جشنواره فجر امسال را فیلم من می‌زند


سینمای ما -  امیر قویدل پس از سال‌ها دوری از سینما امسال با فیلم «بارهستی» خود را برای حضور در جشنواره فیلم فجر آماده می‌کند
تازه‌ترین فیلم سینمایی امیر قویدل که هم اینک در مرحله تدوین قرار دارد از جمله آثاری است که گفته می‌شود در ژانر وحشت تولید شده است.
قویدل با بیان این مطلب که فیلم او در ژانر وحشت قرار ندارد گفت: «اگرچه در جای جای فیلم می‌توان گرایش به سمت سینمای وحشت را دید، اما کلیت داستان و محتوای آن این‌گونه نیست. چرا که بخش‌های دلهره‌آور فیلم تنها به دلیل ایجاد جذابیت در آن گنجانده شده، اما این بخش‌ها را نمی‌توان به کل داستان تعمیم داد».
او درباره این‌که آیا «بار هستی» در جذب مخاطب موفق خواهد بود یا خیر گفت: «من هیچگاه در خصوص فیلم‌های خودم اظهار نظر نکرده‌ام و آن را برعهده مخاطبانم گذاشته‌ام. پس باید اندکی تأمل کرد تا موسیقی، تدوین و دیگر عناصر تولید آن بیاییند تا در کنار هم بتوانند بیننده را با خود همراه کنند. این فیلم از چند روز آینده وارد مرحله مونتاژ می‌شود. و باید ماحصل کار گروه را از این زمان به بعد شکل درستی به‌خودش می‌گیرد. بهر حال نسبت به آینده آن ناامید نیستم زیرا برای آن زحمت کشیده‌ام و انشالله در جشنواره شاهد تلاش گروه خواهید بود».
قویدل در بخش دیگری از صحبت‌هایش به حضور این فیلم در جشنواره فیلم فجر اشاره کرد و خاطر نشان ساخت: «من پس از 7 سال دوری به خانه خودم سینما بازگشته‌ام. به هرحال خانه من سینما است و نه تلویزیون. بنابراین امسال با این فیلم در جشنواره حضور پیدا می‌کنم و مطمئن هستم که حرف اول را در این رویداد خواهم زد».
در فیلم «بار هستی» سارا خوئینی‌ها، ایرج نوذری، ناصر ممدوح، لیلا بوشهری، محمد برسوزیان و اصغر بیچاره نقش‌های اصلی را بر عهده دارند. این فیلم به تهیه‌کنندگی جلال قزل‌ایاق تهیه و تولید شده و فریدون خلعتبری هم ساخت موسیقی متن آن را بر عهده دارد. این فیلم بر اساس فیلم‌نامه‌ای از سیروس رنجبر جلوی دوربین رفته است.


منبع خبر : خبر آنلاین
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در شنبه بیست و یکم دی 1387 و ساعت 19:7 |
یک فیلم ارمنی - ایرانی در جشنواره 27 فیلم فجر؛
کارگردان «شکار» و «دستمزد» پس از سال‌ها به سینما بازمی‌گردد
کارگردان «شکار» و «دستمزد» پس از سال‌ها به سینما بازمی‌گردد


سینمای ما - مجيد جوانمرد كارگردان فيلم‌هايي چون «شكار»، «عروسي خون» و... پس از 14 سال دوباره به سينما بازگشت و «شكارچي روباه» را جلو دوربين برد. اين فيلم به سفارش شبكه جهاني سحر توليد شده اما به دليل اينكه به روش hd تصويربرداري شد قابليت تبديل به فيلم 35 ميليمتري را دارد و در جشنواره فيلم فجر امسال به نمايش درخواهد آمد.
داستان «عقرب» درباره جاسوسي است كه انگلستان وارد ايران مي‌شود و دست به اقدامات خرابكارانه مي‌زند. پايگاه اصلي او در ارمنستان است و از اين طريق ميان‌بري بين ايران و انگلستان برقرار مي‌كند.
جوانمرد درباره بازگشت دوباره‌اش به سينما مي‌گويد: «از سال 73 فيلم سينمايي نساختم اما از سينما كنارگيري نكرده بودم و كارهاي متفرقه در اين عرصه انجام مي‌دادم. در آن زمان به اين نتيجه رسيده بودم كه ديگر نمي‌توانم با تهيه‌كنندگان سينما كار كنم و اگر بخواهم فيلمي بسازم بايد تهيه‌كننده آن خودم باشم. اوايل امسال پروانه ساخت «يك چكه باران» را گرفتم اما سرمايه‌گذار مناسبي براي اين فيلم پيدا نكردم و تصميم گرفتم، پروژه را چند ماهي عقب بياندازم در اين فاصله از سوي شبكه سحر فيلمنامه «نيش عقرب» به من پيشنهاد شد و كارگرداني آن را پذيرفتم.»
او فيلمنامه اين فيلم را مورد بازنويسي قرار داده و بخش‌هاي شعاري و سفارشي آن را حذف كرده است:«سعي كردم، فيلمنامه را به ژانر مورد علاقه‌ام يعني حادثه‌اي جنايي نزديك كنم و خوشبختانه اين اتفاق افتاد و فيلمنامه نهايي به اين ژانر نزديك شد.»
بيشتر بازيگران اين فيلم خارجي هستند و بازيگر دانماركي ايفاگر يكي از نقش‌هاي اصلي اين فيلم است، جوانمرد درباره انتخاب بازيگران خارجي فيلم توضيح مي‌دهد:« شخصيت اصلي فيلم را بازيگر دانماركي ايراني‌الاصل بازي مي‌كند كه به فارسي مسلط است و خوشبختانه مشكلي در ارتباط با او نداشتم در ارمنستان تئاترهاي عظيمي روي صحنه مي‌رود ‌در حالي‌كه در اين كشور تقريبا سينما اصلا وجود ندارد. بازيگران فيلم را از ميان بازيگران خوب تئاتر انتخاب كرديم و خوشبختانه نتيجه‌خوبي هم حاصل شد.»
دانيال حكيمي، فرهاد قائميان، سام درخشاني، مليسا مرابان، سيمون باغداساريان، پوراندخت مهيمن، دادا پطروسيان، درو ميناسيان واروژ خاچاطوريان و... بازيگران اين فيلم هستند.



منبع خبر : خبر آنلاین
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در شنبه بیست و یکم دی 1387 و ساعت 19:5 |
«فرزند صبح» هنوز هم درگير مسائل مالي است
روایت سینمایی زندگی امام خمینی (ره) امسال هم به جشنواره نمی‌رسد
روایت سینمایی زندگی امام خمینی (ره) امسال هم به جشنواره نمی‌رسد


سينماي ما- پروژه سینمایی "فرزند صبح" با موضوع زندگی امام خمینی (ره) در حالی وارد پنجمین سال تولید می‌شود که به نظر می‌رسد برخی مشکلات مانع آماده شدن آن تا جشنواره فجر امسال شود. در روزهای اخیر دست‌اندرکاران این فیلم سینمایی به کارگردانی بهروز افخمی پرداخت نشدن مطالبات خود از سوی سازمان‌ها و نهادهای حامی تولید آن و کمبود بودجه را جدیترین دلیل به تعویق افتادن مراحل تولید عنوان کرده‌اند.
یکی از مشکلات آغاز دوبله فیلم انتظار برای دریافت بودجه از موسسه حفظ و نشر آثار امام (ره) به عنوان یکی از حامیان مالی "فرزند صبح" است. این در حالی است که قائم‌مقام معاون هنری موسسه معتقد آنها هیچ تاخیری در پرداخت‌هایشان ندارند.
غلامحسین کریمی درباره وضعیت پرداخت‌‌های مالی این پروژه سینمایی گفت: فیلم مراحل فیلمبرداری را پشت سر گذاشته و این روزها‌ کارهای فنی آن انجام می‌شود که تا این مرحله موسسه در پرداخت‌های خود تاخیر نداشته است.
وی ادامه داد: به هیچ عنوان چنین نیست که "فرزند صبح" به دلیل پرداخت نشدن بودجه از سوی موسسه تنظیم و نشر آثار امام (ره) در مراحل تولید دچار مشکل شده باشد، زیرا ما پرداخت معوقه نداریم.
اما محمدرضا شرف‌الدین تهیه‌کننده فیلم دلیل آغاز نشدن مرحله دوبله "فرزند صبح" را نداشتن بودجه ذکر کرد. او مردادماه نیز گفته بود این فیلم به دلیل پرداخت نشدن بودجه لازم در مرحله فنی متوقف شده، اما چندی بعد خبر آغاز صداگذاری آن منتشر شد.
افخمی نیز درباره آخرین وضعیت تولید فیلم گفت: متاسفانه منابع مالی برای کارهای لابراتواری خارج کشور تامین و از سوی دیگر دوبله و صداگذاری آن هم آغاز نشده است. در این شرایط ما فقط منتظر تامین بودجه هستیم تا کار را از سر بگیریم.
وی همچنین یکشنبه هفته گذشته در گفتگویی اعلام کرده بود برای آغاز دوبله در انتظار پرداخت بودجه از سوی موسسه حفظ و نشر آثار امام خمینی (ره) هستند. جالب اینکه "فرزند صبح" بارها در مراحل تولید به دلایل مختلف متوقف شده است.
فیلمبرداری فیلم که از سال 83 آغاز شده بود، 22 آبان‌ماه پارسال به پایان رسید و انتظار می‌رفت یکسال پس از پایان فیلمبرداری تدوین و دیگر بخش‌های پروژه به پایان برسد. اما در طول انجام مراحل فنی هم کار در مقاطع مختلف متوقف شد.
شرف‌الدین 27 مهرماه اعلام کرد از یک هفته دیگر دوبله آغاز می‌شود و بهرام زند نیز سی‌ام مهرماه گفت نامزدهای نهایی دوبله شخصیت امام (ره) مشخص شده‌اند. با این وجود افخمی اخیرا گفته تاکنون گزینه‌ای برای این کار وجود نداشته است.
در این فیلم آرمان ایرانپور، هادی حیدری و عبدالرضا اکبری به ترتیب نقش خردسالی، جوانی و میانسالی حضرت امام خمینی (ره) را بازی می‌کنند و محمدرضا شریفی‌نیا ایفاگر نقش مرحوم حاج سیداحمد است.
فرهاد قائمیان، هدیه تهرانی، الیکا عبدالرزاقی، آتیلا پسیانی و... دیگر بازیگران "فرزند صبح" هستند که کار تدوین آن را سیف‌الله داد بر عهده داشته و آهنگساز آن هنوز مشخص نشده است.
فیلم سینمایی "فرزند صبح" از آغار تولید به واسطه اخباری که در مورد بازیگران نقش‌های مختلف آن انتشار یافت به پروژه‌ای خبرساز تبدیل شد. واکنش برخی نشریات و شخصیت‌ها به انتخاب تعدادی از بازیگران برای حضور در نقش شخصیت‌های مورد احترام ملت ایران بحث‌ها و حرف و حدیث‌های بسیار به همراه داشت.
در این شرایط "فرزند صبح" علاوه بر آنکه با توجه به موضوعش به عنوان فیلمی مهم مطرح بود، عنوان اثری پرحاشیه را هم به خود اختصاص داد و به نظر می‌‌رسد این حواشی تا روزهای پایانی تولید فیلم ادامه داشته باشد. در نتیجه این شرایط نمایش فیلم زندگی امام راحل (ره) در جشنواره فلیم فجر امسال همزمان با سی‌امین سال انقلاب اسلامی بعید به نظر می‌رسد.



منبع خبر : مهر
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه دهم دی 1387 و ساعت 1:18 |
حرف های مسعود کیمیایی در روزنامه فرهنگ آشتی درباره فعالیت های سینمایی این روزهایش:
«به من و داریوش مهرجویی می‌گویند بیایید درباره تهران فیلم مستند بسازید و آن وقت طرح‌های سینمایی‌مان را بلاتکلیف نگه می‌دارند»
«به من و داریوش مهرجویی می‌گویند بیایید درباره تهران فیلم مستند بسازید و آن وقت طرح‌های سینمایی‌مان را بلاتکلیف نگه می‌دارند»


سینمای ما- نگار باباخانی: «در وزارت ارشاد هیچ پروانه ساختی به نام فیلم‌های من صادر نشده است»این نخستین جمله‌ای است که «مسعود کیمیایی» کارگردان جریان‌ساز سینمای ایران درباره سرنوشت پروژه‌های سینمایی‌ تازه‌اش به خبرنگار فرهنگ می‌گوید؛ کارگردانی که همواره کنجکاوی فراوانی درباره فعالیت‌ها و فیلم‌های جدیدش وجود داشته است؛ ولی به قول خودش «هر دو سه سال یک بار می‌تواند صدای دوربین را بشنود».«شریک»، «ردپای خون»، «محاکمه در خیابان» و «تبعید سایه‌ها» فیلمنامه‌هایی هستند که در این 2 سال قرار بود «کیمیایی» یکی از آنها را مقابل دوربین ببرد اما برای هیچ‌کدام تا امروز پروانه ساخت صادر نشده است؛ به این ترتیب همچنان «رئیس» در کارنامه این فیلمساز مطرح آخرین فیلم محسوب می‌شود.«من فیلم نساختن را فضیلت نمی‌دانم، این سومین سالی است که فیلم نساخته‌ام و کم‌کم وارد چهارمین سال می‌شود».سه سال فیلم نساختن برای کارگردانی که همه زندگی و عشقش سینماست و به قول دوستانش با شنیدن صدای دوربین؛ گویی بیست سال جوانتر می‌شود؛ یعنی سی‌سال رنج و تبعید به دنیایی که دوستش ندارد و با آن بیگانه است.
«کیمیایی» در پاسخ به اینکه مشکل مسئولان با فیلمنامه «شریک» چیست، می‌گوید: «چند مورد اصلاحیه بود که من در بازنویسی‌های دوم و سوم، آنها را اعمال کردم؛ ولی می‌گویند یک فیلمنامه دیگر بیاور و این را نساز. آنها هرآنچه خواستند، من با سناریوهایم انجام دادم ولی همچنان نتوانسته‌ام فیلمی بسازم، دیگر اواخر عمر کاری‌ام است و فرصت ندارم که مدام بگویند این سناریو نشد یک سناریوی دیگر.گلایه‌های کیمیایی در حالی است که در مواردی با ارایه یک طرح چند خطی امکان ساخت فیلم‌های سینمایی فراهم می‌شود ولی ظاهرا سازنده‌«قیصر» و «گوزن‌ها» ماه‌ها و سال‌ها با چندین فیلمنامه قطور، بلاتکیلف و منتظر نگه داشته شده است. او میگوید: «فیلمنامه رئیس را هم سه بار بازنویسی کردم تا اجازه ساختش را دادند».
به جای فیلم، مستند بساز
تنها طرحی که «مسعود کیمیایی» مجاز به ساخت آن است مستندی درباره تهران است که در آن، فیلم‌هایی که از جریان انقلاب تهیه کرده و برای نخستین بار به نمایش درمی‌آید.اما آیا مستند ساختن درباره تهران می‌تواند عطش فیلمسازی «کیمیایی» را رفع کند؟ او همچنین می‌گوید: «به من و داریوش مهرجویی می‌گویند بیایید درباره تهران فیلم مستند بسازید و آن وقت طرح‌های سینمایی‌مان را بلاتکلیف نگه می‌دارند؛ من هم گفته‌ام یک سری فیلم آرشیوی دارم که در سال 57 تهیه کرده‌ام و از آنها استفاده خواهم کرد».بدون شک، «مسعود کیمیایی» و «داریوش مهرجویی» گزینه‌های قابل توجهی برای ساخت پروژه «تهران» هستند؛ اما چرا پشت دوربین فیلمبرداری خودشان قرار نگیرند تا فیلم ارزشمند دیگری را در کارنامه سینمای ایران به ثبت برسانند.
«تبعید سایه‌ها»
بنیاد سینمایی فارابی در راستای حمایت و ساخت آثار فاخر، از «مسعود کیمیایی» دعوت کرده است تا طی قراردادی، فیلمنامه‌«تبعید سایه‌ها» را که طرح اولیه آن متعلق به 15 سال پیش است تکمیل کرده و با فراهم شدن شرایط، آن را مقابل دوربین ببرد. داستان‌«تبعید سایه‌ها» در سال 1327 می‌گذرد و مربوط به تصفیه‌های داخلی فرقه دموکرات و ماجرای جدایی‌اش از حزب توده در تهران است. فیلم از نگاه تنها بازمانده این رویداد تاریخی روایت می‌شود؛ قصه‌ای که ماجراهای آن در تهران و مسکو می‌گذرد و فضایش می‌تواند تا حدودی یادآور فیلم «سرب‌» اثر درخشان و ساخته شده کیمیایی در سال 67 باشد.
فیلمنامه «تبعید سایه‌ها» تکمیل و به بنیاد فارابی ارائه شده است؛ اما ظاهرا باز هم معضل بلاتکلیفی، گریبان این پروژه را هم گرفته است. می‌پرسم آیا به مضمون فیلمنامه‌تان ایراد گرفته‌اند که می‌گوید: «اتفاقا در تبعید سایه‌ها» را دوست دارند و مشکل مضمونی هم از آن نگرفته‌اند ولی در فارابی هنوز کسی را پیدا نکردم که برای ساختن این فیلم پا پیش گذاشته باشد و بویی از اینکه این فیلم یا فیلم‌های دیگرم را بسازم به مشامم نمی‌رسد».البته «کیمیایی» از آدم‌های خوب این ماجرا هم یاد می‌کند: «آقای جعفری جلوه آدم خیلی خوبی است و با من مطابق سنم رفتار می‌کند. اگر قرار باشد «تبعید سایه‌ها» را بسازم به لطف ایشان اتفاق خواهد افتاد و فقط در وزارت ارشاد اوست که دارد این کارها را پیگیری می‌کند و خیلی به من کمک می‌کند ولی آنها با او همکاری نمی‌کنند. به هر حال ایشان لطف خودشان را کردند».
می‌پرسم آیا به لحاظ تاریخی‌بودن فیلمنامه مشکلی برای هزینه‌ها و بودجه ساخت فیلم وجود دارد؟ پاسخ می‌دهد: «قرارداد نگارش سناریو از سوی فارابی با من بسته شده و مشکل سرمایه‌گذاری هم ندارند ولی ظاهرا نمی‌خواهند من فیلم بسازم».«کیمیایی» همچنین از انتشار رمان «حسد» که مربوط به زندگی «عین‌القضات همدانی» است تا ده روز دیگر خبر می‌دهد و می‌گوید: «آن خودش یک اتفاق دیگری است که جدای از فیلمسازی‌ام است».از سازنده «حکم» می‌پرسم اگر در همین روزهای آینده با ساخت «تبعید سایه‌ها» موافقت کردند چه بازیگرانی را انتخاب خواهید کرد؟ با کمی مکث می‌گوید: «اکبر زنجانپور خواهد بود. پولاد هم هست، به عرب‌نیا خیلی فکر می‌کنم، بچه‌های مدرسه هم خواهند بود از جمله شبنم درویش...»
امیدواری کیمیایی به ساخت «شریک» و «تبعید سایه‌ها» تا اندازه‌ای بود که تا همین یکی دو ماه پیش برای ساخت هر دوی این فیلمنامه‌ها برنامه‌ریزی کرده بود:«تبعید سایه‌ها، پروژه‌ای عظیم است که بخش اصلی آن در فصل زمستان می‌گذرد و به واسطه سرد بودن هوای زمستان در مسکو بخش اصلی فیلمبرداری آن اردیبهشت ماه سال آینده آغاز خواهد شد اما شریک فیلمی شخصی است که امکان ساختن آن در یک ماه وجود دارد و در صورت کسب پروانه ساخت این فیلم توسط تهیه‌کننده، امیرحسین شریفی، این احتمال وجود دارد که شریک را در زمستان بسازم.»این در حالی است که نیمه آذر ماه است و هنوز حتی پیش تولید هیچ کدام از این فیلم‌ها هم آغاز نشده است.و این‌گونه می‌شود که در لیست بلند بالای یکصد و چهاردهمین فیلم فارابی هیچ نامی از کیمیایی و فیلمنامه‌هایش دیده نمی‌شود. به «کیمیایی» می‌گویم امیدوارم به زودی دوباره با عکاس روزنامه بیاییم آموزشگاهتان که در همسایگی روزنامه است و خبر آغاز فیلمبرداری و اسامی عوامل اصلی را بگیریم، چشمانش برقی از امید دارد اما انگار ته دلش هنوز نگران تصمیم‌گیر‌های اصلی‌ است.


منبع خبر : فرهنگ آشتی
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه دهم دی 1387 و ساعت 1:15 |

سن‌پترزبورگ1» بهروز افخمي 20 دي در تهران كليد مي‌خورد: 

بهاره رهنما، انديشه فولادوند، امين حيايي و محسن تنابنده

:: بهاره رهنما، انديشه فولادوند، امين حيايي و محسن تنابنده ::

حميد اعتباريان از آغاز فيلمبرداري قسمت اول فيلم سينمايي «سن‌پترزبورگ» به‌كارگرداني بهروز افخمي در بيستم دي ماه خبر داد.
حميد اعتباريان تهيه كننده فيلم «سن‌پترزبورگ» گفت: تقريبا تمام عوامل فيلم قطعي هستند و پس از پايان دهه اول ماه محرم فيلمبرداري اين فيلم را بيست دي ماه در تهران آغاز خواهيم كرد.
وي افزود: فيلمبرداري سن‌پترزبورگ در تهران و شمال انجام مي‌شود و بخش كوچكي از فيلمبرداري آن در خارج از ايران خواهد بود.
وي در مورد بخش دوم اين فيلم گفت: در پايان بخش اول فيلم دو شخصيت اصلي آماده رفتن به سن‌پترزبورگ هستند و داستان آنها در سن‌پترزبورگ را در قسمت دوم اين فيلم خواهيم ديد.
امين حيايي، محسن طنابنده، بهاره رهنما، انديشه فولادوند و اميد روحاني از جمله بازيگران «سن پترزبورگ» هستند و از ديگر عوامل اين فيلم ميتوان به رضا نوروزي (مدير توليد)، عليرضا شمس (دستيار اول كارگردان)، مهري شيرازي (چهره پرداز) و حسن علي اسدي (مدير فيلمبرداري) اشاره كرد.
«سن پترزبورگ» را پيمان و محراب قاسم خاني نوشته‌اند و داستان آن در مورد دو دوست است كه براي هم بلوف مي‌زنند.

................................................

منبع: خبرگزاري فارس

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه دهم دی 1387 و ساعت 1:14 |
اپيزود «شهر خوبان» در پروژه «تهران در جستجوي زيبايي» منتظر كاخ گلستان است
داريوش مهرجويي به‌زودي فيلمش را كليد مي‌زند
داريوش مهرجويي به‌زودي فيلمش را  كليد مي‌زند


سينماي ما- داريوش مهرجويي قصد دارد بخشي از فيلم را در كاخ گلستان تصويربرداري كند و منتظر در اختيار گرفتن اين مكان تاريخي است.  اپيزود داريوش مهرجويي در پروژه «تهران در جستجوي زيبايي» تحت عنوان «شهر خوبان» آماده فيلمبرداري شد. بنا بر اين گزارش، با اضافه شدن نام محمد مختاري به عنوان صدابردار و فريور معيري به عنوان طراح‌چهره‌پردازي، اپيزود تهران داريوش مهرجويي به زودي كليد مي‌خورد.
داريوش مهرجويي قصد دارد بخشي از فيلم را در كاخ گلستان تصويربرداري كند و منتظر در اختيار گرفتن اين مكان تاريخي است.
به محض آماده شدن كاخ گلستان براي فيلمبرداري ،مهرجويي كه خود طراحي صحنه و لباس فيلمش را بر عهده دارد، اپيزود اول فيلم «تهران در جست‌وجوي زيبايي» را كليد مي‌زند.
او از كاخ گلستان به عنوان يكي از جاذبه هاي تهران در فيلم استفاده مي‌كند.  داريوش مهرجويي در اين اپيزود نگاهش را به عنوان يك كارگردان نسل اولي در مورد پايتخت ايران ، به نمايش مي‌گذارد.


منبع خبر : فارس
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه دهم دی 1387 و ساعت 1:11 |
علاقه‌مندی به «خسرو شكيبايي» دردسرساز شد  

فارس: علاقه‌مندي فردي به خسرو شكيبايي و تلاش براي نصب سنگ قبر دلخواهش بر مزار شكيبايي، مشكلاتي را براي خانواده اين هنرمند به وجود آورده است.

جمشيد مراديان هنرمند مجسمه‌ساز كه طراحي سنگ قبر خسرو شكيبايي را بر عهده داشته است،‌ با اعلام اين خبر به خبرنگار هنرهاي تجسمي فارس توضيح داد: بدون اجازه خانواده مرحوم خسرو شكيبايي و مقامات بهشت‌زهرا (س)،‌ يكي از علاقه‌مندان به خسرو شكيبايي، سنگ قبري را بر روي مزار ايشان گذاشته بود كه چندان مناسبتي با شخصيت اين هنرمند نداشت،اين سنگ قبر برداشته شد و با نظر خانواده مرحوم شكيبايي، طراحي سنگ قبر ايشان، با توجه به مقام و موقعيت اين هنرمند، به من سپرده شد كه بعد از طراحي و اجرا روي مزار ايشان نصب شد. اما باز مشاهده كرديم كه همان فرد سنگ قبر مورد نظر خود را بر روي سنگي كه من طراحي كرده‌ام،‌ گذاشته است.

وي در ادامه گفت: اين شخص كه علاقه زيادي به مرحوم شكيبايي داشته است، اصرار دارد كه سنگ قبر دلخواهش را روي مزار اين هنرمند بگذارد، در حالي كه سنگي كه من براي ايشان طراحي كرده‌ام،‌با توجه به ويژگي‌هاي اين هنرمند،جايگاهش در جامعه، بر اساس اصول زيبايي‌شناسي و با اجازه و توافق خانواده‌اش همراه است.

مراديان با گله‌مندي از اقدام اين فرد ناشناس گفت: سنگ گرانيتي كه روي آن طراحي كرده‌ام و امضاي مرحوم شكيبايي روي آن است، سنگ بسيار گرانقيمتي است كه اگر بخواهيم سنگي كه اكنون روي آن چسبانده شده است، برداريم و از سنگ اصلي جدا كنيم، قطعاً سنگ اصلي آسيب خواهد ديد.

اين هنرمند مجسمه‌ساز از پليس بهشت‌زهرا(س) خواست كه توجه بيشتري نسبت به حراست و حفاظت از سنگ قبر هنرمندان داشته باشد.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در یکشنبه هشتم دی 1387 و ساعت 18:20 |
با بازي جمشيد‌هاشم‌پور، امير جعفري و نسرين مقانلو
جمال شورجه فيلم «نفوذي» را در تهران كليد زد
جمال شورجه فيلم «نفوذي» را در تهران كليد زد


سينماي ما- جمال شورجه از آغاز زمستان، نهمين فيلم بلند خود را در تهران جلوي دوربين برده است. جمال شورجه  اظهار داشت: فيلمبرداري فيلم «نفوذي» از اول دي در تهران آغاز شده و ادامه دارد. وي افزود: فيلمبرداري بخش شهري فيلم ابتدا انجام شده و پس از پايان اين بخش، بخش‌هاي مربوط به اردوگاه را فيلمبرداري خواهيم كرد.
شورجه در مورد مدت زمان فيلمبرداري اين پروژه گفت: فيلمبرداري «نفوذي» تا دو ماه به طول مي‌انجامد و با توجه به زماني كه براي مراحل فني نياز دارد، نمايش آن به سال 88 موكول خواهد شد و فيلم قطعا به جشنواره نمي‌رسد.
وي گفت: بخش عمده كار فيلمبرداري «نفوذي» در تهران و اطراف آن انجام مي‌شود و از آنجا كه 40 درصد قصه در اردوگاه اسراي موصل اتفاق مي‌افتد، اين لوكيشن را بازسازي كرده‌ايم و البته 60 درصد قصه هم در شهر تهران مي‌گذرد.
جمشيد هاشم‌پور، امير جعفري، قاسم زارع، نسرين مقانلو و هوشنگ توكلي بازيگراني هستند كه در «نفوذي» حضور دارند.
«نفوذي» در ژانر دفاع مقدس ساخته مي‌شود و به خاطره يكي از آزاده‌هاي هشت سال دفاع مقدس مي‌پردازد.
فيلمنامه «نفوذي» را داود ميزبان بر اساس حكايت «حكايت زمستان» نوشته سعيد عاكف به نگارش در آورده است.
شورجه در مقام كارگردان فيلم‌هاي «شب دهم»،«عمليات كركوك»،«لبه تيغ»،«حماسه مجنون»،«دايره سرخ»، «خلبان»، «باشگاه سري» و «وعده ديدار» را ساخته است.


منبع خبر : فارس
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در یکشنبه هشتم دی 1387 و ساعت 18:18 |
با بازي جمشيد‌هاشم‌پور، امير جعفري و نسرين مقانلو
جمال شورجه فيلم «نفوذي» را در تهران كليد زد
جمال شورجه فيلم «نفوذي» را در تهران كليد زد


سينماي ما- جمال شورجه از آغاز زمستان، نهمين فيلم بلند خود را در تهران جلوي دوربين برده است. جمال شورجه  اظهار داشت: فيلمبرداري فيلم «نفوذي» از اول دي در تهران آغاز شده و ادامه دارد. وي افزود: فيلمبرداري بخش شهري فيلم ابتدا انجام شده و پس از پايان اين بخش، بخش‌هاي مربوط به اردوگاه را فيلمبرداري خواهيم كرد.
شورجه در مورد مدت زمان فيلمبرداري اين پروژه گفت: فيلمبرداري «نفوذي» تا دو ماه به طول مي‌انجامد و با توجه به زماني كه براي مراحل فني نياز دارد، نمايش آن به سال 88 موكول خواهد شد و فيلم قطعا به جشنواره نمي‌رسد.
وي گفت: بخش عمده كار فيلمبرداري «نفوذي» در تهران و اطراف آن انجام مي‌شود و از آنجا كه 40 درصد قصه در اردوگاه اسراي موصل اتفاق مي‌افتد، اين لوكيشن را بازسازي كرده‌ايم و البته 60 درصد قصه هم در شهر تهران مي‌گذرد.
جمشيد هاشم‌پور، امير جعفري، قاسم زارع، نسرين مقانلو و هوشنگ توكلي بازيگراني هستند كه در «نفوذي» حضور دارند.
«نفوذي» در ژانر دفاع مقدس ساخته مي‌شود و به خاطره يكي از آزاده‌هاي هشت سال دفاع مقدس مي‌پردازد.
فيلمنامه «نفوذي» را داود ميزبان بر اساس حكايت «حكايت زمستان» نوشته سعيد عاكف به نگارش در آورده است.
شورجه در مقام كارگردان فيلم‌هاي «شب دهم»،«عمليات كركوك»،«لبه تيغ»،«حماسه مجنون»،«دايره سرخ»، «خلبان»، «باشگاه سري» و «وعده ديدار» را ساخته است.


منبع خبر : فارس
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در یکشنبه هشتم دی 1387 و ساعت 18:18 |
سینمای ایران با تولید 128 فیلم رکورد زد
"در شب عروسی" رضا قهرمانی و "نطفه شوم" کریم آتشی در مرحله فیلمبرداری متوقف هستند. 63 فیلم دیگر این فهرست در مرحله پیش‌تولید هستند که از این تعداد پیش‌تولید 36 فیلم آغاز شده است. فیلم‌های "مانگدیم" حسین محجوب، "باورم کن" جهاندخت خادم و "باد گاهی می‌وزد" فیما امامی هم در مرحله پیش‌تولید متوقف شده‌اند.
مهر: 128 پروژه سینمایی دارای پروانه ساخت از اداره ارزشیابی و نظارت بر سینمای حرفه‌ای معاونت سینمایی وزارت ارشاد تا نخستین روز زمستان امسال در مراحل مختلف تولید قرار دارند.

روابط عمومی بنیاد سینمایی فارابی اعلام کرد بر اساس گزارش واحد پشتیبانی تولید از میان آثار امسال 23 فیلم آماده نمایش،20 فیلم در مرحله صداگذاری، شش فیلم در مرحله تدوین، 12 فیلم در مرحله فیلمبرداری و 63 فیلم در مرحله پیش‌تولید هستند و چهار فیلم اکران شده است.

"وقتی همه خوابیم" بهرام بیضایی، "حیران" شالیزه عارفپور، "محافظ" محمدجواد کاسه‌ساز، "یک اشتباه کوچولو" محسن دامادی، "کتاب قانون" سیدمازیار میری، "چهره به چهره" علی ژکان، "نیلوفر" سابین ژمایل، "نامزد آمریکایی من" داود توحیدپرست، "پاتو زمین نذار" ایرج قادری، "خروس جنگی" مسعود اطیابی، "سوپراستار" تهمینه میلانی، "یک وجب از آسمان" علی وزیریان، "آن سوی رودخانه" عباس احمدی مطلق، "صندلی خالی" سامان استرکی، "می زاک" حسینعلی لیالستانی، "پوسته" مصطفی آل احمد، "صداها" فرزاد موتمن، "بیست" عبدالرضا کاهانی، "تاکسی نارنجی" ابراهیم وحیدزاده، "امشب شب مهتابه" محمدهادی کریمی، "پسر تهرانی" کاظم راستگفتار، "کیش و مات" محمد حیدری و "چشمک" جهانگیر جهانگیری آماده نمایش شده‌اند.

"ملک سلیمان" شهریار بحرانی، "عیار 14" پرویز شهبازی، "هفت و پنج دقیقه" محمدمهدی عسگرپور، "لاکپشت‌ها" ابوالحسن داودی، "درباره الی" اصغر فرهادی، "پاداش" کمال تبریزی، "نظام از راست" محمدرضا ورزی، "فرزند صبح" بهروز افخمی، "بی‌پولی" حمید نعمت‌الله، "دوزخ، برزخ، بهشت" بیژن میرباقری، "پستچی سه بار در نمی‌زند" حسن فتحی، "گزارش مریم" اسماعیل براری، "بیرون آوردن مردگان" جواد افشار، "آن سوی پرچین" محسن محسنی‌نسب،"حریم" سیدرضا خطیبی سرابی، "کودک و فرشته" مسعود نقاش‌زاده، "پای پیاده" فریدون حسن‌پور، "پنالتی" انسیه شاه‌حسینی و "دو خواهر" اصغر بانکی در مرحله صداگذاری هستند و "رقص با رویا" محمود کلاری در این مرحله متوقف است.

"تردید" واروژ کریم‌مسیحی، "اخراجی‌ها 2" مسعود ده‌نمکی، "شبانه‌روز" کیوان علیمحمدی و امید بنکدار، "لالایی" منیژه حکمت، "دلخون" محمدرضا رحمانی و "بار هستی" امیر قویدل در مرحله تدوین و "بی‌خوابی" محمدجعفر باقری‌نیا، "به کبودی یاس" جواد اردکانی، "برخورد خیلی نزدیک" اسماعیل میهن‌دوست، "پریشانی" سیاوش اسدی، "کارناوال مرگ" رضا اعظمیان، "پسر آدم، دختر حوا" رامبد جوان ، "تهران در جستجوی زیبایی" مهرجویی، کرمپور و داد، "شکارچی" رفیع پیتز، "راه آبی ابریشم" محمد بزرگ‌نیا و "نفوذی" جمال شورجه مقابل دوربین هستند.

"در شب عروسی" رضا قهرمانی و "نطفه شوم" کریم آتشی در مرحله فیلمبرداری متوقف هستند. 63 فیلم دیگر این فهرست در مرحله پیش‌تولید هستند که از این تعداد پیش‌تولید 36 فیلم آغاز شده است. فیلم‌های "مانگدیم" حسین محجوب، "باورم کن" جهاندخت خادم و "باد گاهی می‌وزد" فیما امامی هم در مرحله پیش‌تولید متوقف شده‌اند.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در یکشنبه هشتم دی 1387 و ساعت 18:16 |
 

مهران مديري به جمع بازيگران انيميشن سينمايي «تهران1500» پيوست

اواخر هفته گذشته مهران مديري نيز به جمع بازيگران مطرح فيلم انيميشن سينمايي «تهران 1500» پيوست.

    به گزارش سايت سينمايي سوره، اداره كل روابط عمومي سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران اعلام كرد: مديري در اين فيلم نقش پيرمردي 160 ساله را ايفا خواهد کرد که داستان فيلم پيرامون زندگي گذشته و حال وي روايت مي شود. ضمناً در حال حاضر حبيب رضايي که کار انتخاب بازيگران اين پروژه را به عهده دارد در حال مذاکره با بازيگر نقش اول زن اين انيميشن مي باشد که نام اين هنرمندان نيز تا پايان هفته اعلام خواهد شد.
    بنابر اين گزارش، پيش از اين با بهرام رادان به عنوان بازيگر نقش اول مرد اين فيلم و همچنين گوهرخير انديش،مهتاب نصيرپور،محمدرضا شريفي نيا،حبيب رضايي و حسام نواب صفوي قرارداد به امضا رسيده بود و در حال حاضرمدل سازان مشغول ساخت کاراکتر سه بعدي اين بازيگران هستند تا پس از تاييد کاراکترها از طرف اين هنرمندان، مرحله طراحي لباس نيز آغاز شود.
    فيلم انيميشن سينمايي «تهران 1500» در ژانر کمدي وبا محوريت مسايل اجتماعي ، فرهنگي و شهرنشيني ساخته خواهد شد و درآن آينده تخيلي شهر تهران را در سال 1500 مشاهده خواهيم کرد.
    ديگر عوامل توليد اين فيلم عبارتند از: فيلمنامه: امير مسعود علمداري و بهرام عظيمي کارگردان:بهرام عظيمي مدير پروژه: سيد هادي منبتي، مدير توليد: اسماعيل شرعي طراحي فضا: حميد بهرامي طراحي کاراکتر: بزرگمهر حسين پور، استوري برد: ماني وطن دوست تهيه کننده: موسسه تصوير شهر وابسته به معاونت هنري سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران و موسسه نسل انديشه سبز.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در یکشنبه هشتم دی 1387 و ساعت 18:8 |
این‌ها مشهورترین فیلم‌های به نمایش درنیامده این سال‌ها هستند؛
از «حاجی واشنگتن» تا «خاک آشنا»
از «حاجی واشنگتن» تا «خاک آشنا»


 هليا آبادي



سینمای ما - يكي از وظايف دولت در عرصه فرهنگ نظارت است. نظارتي كه قانون بر عهده‌اش گذاشته و بايد آن را اجرا كند. آيين‌نامه‌ها و مصوبات پيش روي اجراكنندگان هستند تا كار آسان‌تر و شفاف‌تر شود و امنيت فراهم باشد. طي ساليان پس از انقلا‌ب اين ارزيابي وجود داشته است، گاه سهل‌تر و گاه سخت‌تر. گاه اطمينان بوده و گاه عدم اعتماد. گاه كار نظارت با نظارت سينماگران همراه بوده و گاه مجريان و ضابطان از بيرون و درون بر كارشان و هنرشان نمره داده‌اند. هر گاه نيز خود سينماگران به توافقي رسيده‌اند، نيروها و ضابطان بيروني بر آنان اعمال نظر كرده‌اند. آيا به راستي زمان آن نرسيده است كه آنان، ساخته‌ها و هنرشان را باور كنيم و ايمان بياوريم. مروري كوتاه بر مجموعه‌اي از فيلم‌هايي داريم كه نتوانستند روي پرده بيايند و از سوي اداره نظارت و ارزشيابي مجوز نمايش بگيرند. در اين ميان بسيارند فيلم‌هايي كه پروانه ساخت دارند و مجوز نمايش ندارند و اين علا‌مت موضوع سوالا‌ت بسياري را مطرح مي‌كند. همان‌گونه كه بسياري مانده‌اند چگونه عليه سينماي ابتذال حرف مي‌زنيم، در حالي‌كه بسياري از فيلم‌هايي كه در اين چند سال روي پرده سينما مي‌آيند نمونه كامل اين نگاه است و نشان از حضور دوباره فيلمفارسي‌ها دارند و فيلم‌ها و فيلمنامه‌هاي كارگردانان بزرگ پشت در دريافت مجوزهاي بي‌شمار مانده‌اند. در اين مرور كوتاه سعي داريم چند فيلم مشهور را كه پشت درهاي مختلف مانده‌اند نام ببريم تا با يادآوري‌شان باور كنيم سينما نمرده است و شايد خانه سينما در هيات تنها صنف سينمايي بتواند كمكي به اكران آنها بكند. آن هم اين روزها كه مديرعاملش به حوزه مديريتي سينما آشنا است. مديرعاملي كه خود تاكيد دارد اگر هم با فيلمي‌از لحاظ مضمون و محتوا مشكل داشته باشد به دليل هميت صنفي در راه احقاق حق آن كمك خواهد كرد. اين دقيقا همان چيزهايي است كه مورد سوال است. جاي خانه سينما و فعاليت‌هاي صنفي‌اش كدام است. اين كمبود در حالي بيشتر به چشم مي‌خورد كه بسياري از فعاليت‌ها در بين سينماگران از راه آشنا بودن حل مي‌شود. ‌ سينماگران به‌خصوص در اين 3-2 سال اخير كه تعداد فيلم‌هاي توقيفي بيشتر شده است، انتظارات بيشتري از خانه سينما دارند. اگر هم خانه سينما در اين زمينه فعاليت كرده است كمتر نمود بيروني بوده و تنها از طريق همان رابطه‌ها بوده است. ‌



آن سال‌ها ‌



وزيراني كه از سال 58 تاكنون بر وزارتخانه‌اي كه سينما زيرمجموعه آن بود ، مديريت كردند ، انگشت‌شمار هستند. ‌ فيلم‌هاي مختلفي در اين سال‌ها توقيف شده‌اند. تمام كارگردانان مشهور از بهرام بيضايي، بهمن فرمان‌آرا، مسعود كيميايي، عباس كيارستمي‌تا كارگردانان نسل بعدي جعفر پناهي، تهمينه ميلا‌ني و حتي ابراهيم حاتمي‌كيا و نسل بعد از او كه البته با جسارت بيشتري عمل كرده‌اند و به سراغ موضوعات متفاوت رفته‌اند - محسن اميريوسفي و سامان سالور - همه فيلمي‌توقيفي دارند. در نيمه‌شب 25 اسفند سال 70 اولين جلسه هيات موسسان خانه سينما تشكيل شد و تا همين امروز گاه فعال و گاه بي‌رمق مسير خود را طي كرده است. مروري داريم بر فيلم‌هاي اين 16 سال.



دوره 1376 تا 1380



حاجي واشنگتن: حاجي واشنگتن (علي حاتمي) كه در سال 71 ساخته شد، به دليل چند صحنه كوتاه توقيف شد. در آن سال حجت‌الا‌سلا‌م خاتمي ‌وزير ارشاد بود. اين فيلم زماني امكان اكران پيدا مي‌كند كه رئيس‌جمهوري نيز خاتمي ‌است. فضا بازتر شده است. امكان اكران زندگي سفير ايران در آمريكا با حذف چند بخش فراهم مي‌شود تا يكي از فيلم‌هاي تلخ سينماي ايران بر پرده سينما نشان داده شود. ‌



آدم برفي: ‌ داوود ميرباقري كارگردان فيلم آدم برفي آن را در سال 73 ساخت و در آذر 76 پس از روي كار آمدن دولت خاتمي ‌توانست اكرانش كند. هرچند نسخه‌اي از فيلم با كيفيت نه‌چندان خوب روانه بازار قاچاق فيلم‌ها به صورت ويدئويي شده بود اما باز هم توانست ركورد فروش را بشكند. در اين فيلم براي اولين‌بار مردي - اكبرعبدي- در نقش زن حاضر مي‌شود. داستان درباره مهاجرت است و فيلم براساس كمدي و درام پيش مي‌رود. گونه‌هاي مختلف مهاجرت و سختي‌هايش در اين فيلم نشان داده شده است. ‌



بانو : اين سوال همچنان باقي مانده است كه آيا داستان فيلم بانو (داريوش مهرجويي) باعث توقيف هفت ساله آن از 1370 تا مهر 77 شد يا موهاي بيرون‌آمده بازيگر اول زن؛ بيتا فرهي. اين فيلم ماجراي دلسوزي زني اشرافي به خانواده باغبان همسايه و در اختيار قرار دادن خانه‌اش است. در پايان اين اعتماد با دزدي‌هاي پدرزن باغبان - عزت‌الله انتظامي‌- و حضور طولا‌ني آنها خدشه‌دار مي‌شود. ميهمانان با آمدن همسر بانو كه او را ترك كرده بود از خانه مي‌روند. اين فيلم مظلوم‌ترين فيلم مهرجويي است، نه جشنواره فجر و نه جشن خانه سينما آن را نديدند و منتقدان آن را بارها بي‌رحمانه نقد كردند. ‌



دايره : جعفر پناهي هرچند فيلمش - دايره- در جشن سينماي ايران شايسته دريافت تنديس مي‌شود اما فيلمش امكان اكران پيدا نمي‌كند. فيلم از سوي مسوولا‌ن با صفات تلخ و سياه‌نما همراه مي‌شود؛ ماجراي زندگي 5 زن در يك سيكل معيوب و در شهر بزرگ تهران. البته همه سعي مي‌كنند خود را به نوعي با فضا تطبيق دهند و گرفتار لغزش نشوند. در اين ميان وضعيت آن 3 نفري كه تازه از زندان رها شدند سخت‌تر است. جعفر پناهي فيلم <طلا‌ي سرخ> را نيز دارد كه در دوره اصلا‌حات نيز مجوز اكران نمي‌گيرد.



دوره دوم؛ 84-80 فشار از بيرون ‌



هنگامي ‌كه براي دومين‌بار سيدمحمد خاتمي ‌به رياست‌جمهوري انتخاب شد، فضا از بيرون براي سينماگران سخت شده بود. هرچند سينماگران به هم نزديك شده بودند اما فشارهاي بيرون از دولت بيشتر روي فيلم‌ها تمركز مي‌كرد. فيلم‌هايي با نگاه‌هاي متفاوت از فيلمسازان جوان و براي تجربه ساخته شده بود. راي باز(مهدي نوربخش)، راي مخفي و سكوت بين دو فكر( بابك پيامي)، سفر مردان خاكستري (اميرشهاب رضويان) و حتي سفره ‌ايراني (كيانوش عياري) ساخته شده‌اند و حتي در جشنواره‌ها به نمايش درآمدند. اما هنوز اكران نشده‌اند. اين تناقض به دليل فشارهاي بيرون از سينما است. در اين چهار سال فيلم‌هايي به درخواست تهيه‌كننده زودتر از پرده پايين آورده مي‌شود و سينماگراني از جمله تهمينه ميلا‌ني يا هنرمنداني ديگر بازداشت مي‌شوند. به‌ اينها دستگيري شبانه اعضاي هيات‌مديره خانه سينما را بايد اضافه كرد. حضور احمد مسجدجامعي به‌عنوان وزير ارشاد و كسي كه نيروهاي مختلف نظام او را قبول داشتند امكان رايزني را بسيار فراهم كرده است. ‌
در اين دوره كه با كناره‌گيري سيف‌الله داد از معاونت سينمايي همراه است، سياست‌هاي گشاده‌دستانه سينمايي اندكي بسته‌تر مي‌شود و با روي كار آمدن محمدمهدي حيدريان به‌عنوان معاون سينمايي سختگيري‌ها افزايش مي‌يابد. برخي از فيلم‌ها هم در سال‌هاي بعد به‌طور محدود اكران شدند تا برچسب فيلم‌هاي غيرجذابي را از آن خود كنند. برخي فيلم‌ها ساخته‌هاي سال‌هاي 83 و 84 هستند اما در يكي دو سال بعد اكران مي‌شوند . فيلم‌هايي مانند طبل بزرگ زير پاي چپ (يك فيلم ضدجنگ موفق.) برخي فيلم‌ها هم به علت داشتن برخي بازيگران با مشكل و حذف و اضافه روانه اكران شدند مانند فيلم‌هاي ازدواج به سبك ايراني (سعيد كنگراني)، سرود تولد (بهمن مفيد) و گرگ و ميش (بنيامين.) برخي فيلم‌هاي ديگر هم مانند نقاب (كاظم راست‌گفتار) اكران مي‌شوند و از طرف نمايندگان مجلس مورد اعتراض قرار مي‌گيرند. از فيلم‌هاي مهم توقيف شده در آن سال‌ها بايد از فيلم‌هاي زير نام برد كه در توقيف تعدادي از آنها از جمله خانه‌اي روي آب، مارمولك و به رنگ ارغوان وزارت ارشاد دخالتي ندارد و حتي تلا‌ش مي‌كند كه از توقيف‌ها جلوگيري كند اما راه به جايي نمي‌برد.



باد ما را خواهد برد: از ساخت زير درختان زيتون تا طعم گيلا‌س و باد ما را خواهد برد 5 سال طول كشيد. عباس كيارستمي‌ نخل طلا‌ي كن را براي طعم گيلا‌س دريافت كرده بود و اينك مشهورترين سينماگر ايران در خارج بود. فيلم باد ما را خواهد برد در جشنواره 78 نمايش داده مي‌شود، اما وقتي قرار است اكران شود به چند صحنه فيلم ايراد گرفته مي‌شود. اما انگار قضيه همان مفهوم كلي فيلم است. 5 سال بعد زمزمه‌اي پيچيده مي‌شود كه فيلم در طرح فيلم‌هاي فرهنگي اكران شود. اما كيارستمي ‌راضي به حذف هفت دقيقه‌اي فيلم نمي‌شود. بعدتر مسجدجامعي وزير ارشاد وقت در مصاحبه‌اي از احتمال اشتباه بودن عدم صدور پروانه نمايش اين فيلم مي‌گويد. بعد از اكران محدود فيلم آ‌ب‌ث آفريقا، كيارستمي ديگر فيلمي‌ را در ايران اكران نكرد اما از همه جمع‌هاي حتي 20-10 نفره هم كه براي تماشاي فيلمش جمع مي‌شدند استقبال مي‌كرد و هنگامي ‌كه فيلم‌هايش به شبكه قاچاق كشور راه يافت آن را راهي براي برقراري ارتباط با مخاطب ايراني دانست.



خانه‌اي روي آب: در آخرين روزهاي سال 81 قرار است فيلم مورد توجه جشنواره آن سال - خانه‌اي روي آب - اكران شود. فيلم در سال 80 ساخته شده است اما خبر مي‌رسد نيروهاي قضايي اين اجازه را نمي‌دهند. دومين ساخته فرمان‌آرا پس از بازگشت به ‌ايران درباره دكتر سفيدبخت است كه با مشكلا‌ت اخلا‌قي درگير مسائل پيچيده‌اي مي‌شود و سرانجام به‌وسيله كودك حافظ قرآن نجات روحي مي‌يابد اما توسط عده‌اي كشته مي‌شود. ‌



طلا‌ي سرخ: فيلم ديگر جعفر پناهي كه توقيف شد و سرانجام از بازار سي‌دي قاچاق سر درآورد (طلا‌ي سرخ) است. فيلم ماجراي سرقت از يك طلا‌فروشي است كه دزدان ناخواسته درگير قتل مي‌شوند. دزدان اما گذشته‌اي دارند.


 


مارمولك: از ديگر فيلم‌هايي كه نه از سوي ارشاد بلكه از سوي قوه قضاييه و به سبب اعتراض‌هاي مردمي‌ از پرده پايين آمد. فيلم <مارمولك> ساخته كمال تبريزي بود. فيلمي ‌كه اگر بر پرده مي‌ماند در همان سال 83 ركورد فروش ميلياردي به‌جا مي‌گذاشت. فيلم درباره دزدي بود كه با جامه يك روحاني از زندان فرار مي‌كند. تهيه‌كننده و كارگردان فيلم در خانه سينما نشست مطبوعاتي برگزار مي‌كنند و برخي از ناگفته‌ها را به خبرنگاران مي‌گويند و خبر برداشتن فيلم را توسط خودشان اعلا‌م مي‌كنند. ‌



به رنگ ارغوان: چند روز مانده به جشنواره فيلم فجر خبر توقيف فيلم حاتمي‌كيا مي‌رسد. توقيفي كه همراه با نامه سرگشاده‌ اين كارگردان است، تنها نسخه فيلم به وزارت اطلا‌عات داده مي‌شود تا نمايش فيلم ماجراي يك مامور اطلا‌عاتي و عشق او تا فراهم شدن يك فرصت مناسب به تعويق افتد.



خواب تلخ‌ : فيلم دريافت‌كننده دوربين طلا‌يي جشنواره كن سال 1383 اولين ساخته محسن اميريوسفي بارها تا مرحله اكران رفت و هر بار به دليل تفاوت سليقه بخشي از سينما امكانش فراهم نشد. فيلم درباره مرده‌شوري است كه مي‌خواهد با عزرائيل بجنگد. ‌


5 و 10: اكنون 7 سال از آخرين اكران فيلم‌هاي كيارستمي‌ در سينماها مي‌گذرد و ديگر همه عادت كرده‌اند. فيلم 5 شايد نتواند براي مخاطب جذاب باشد و خود كارگردان علا‌قه‌اي به اكرانش نداشته باشد، اما فيلم متفاوت 10 درباره روانشناس زني است كه در ماشين با مريض‌هايش ملا‌قات مي‌كند و براي اكران بايد يك فردش حذف شود. ‌



تفاوت ديدگاه آغاز مي‌شود ‌



جشنواره فيلم 24 در حالي برگزار مي‌شود كه تعداد زيادي از كارگردانان با فيلم‌هايشان به جشنواره آمده‌اند اما در نهايت بسياري با دلسردي از آن برگشتند. اين جشنواره تا جشنواره آرماني دولت نهم فاصله بسيار داشت و اين مساله بارها مطرح شد. حتي وزير اعلا‌م كرد نيمي‌ از فيلم‌ها مورد تاييد ما نيست. در اين فضا برخي فيلم‌ها به نمايش درآمدند. ‌



فيلم‌هايي در انتظار: دم صبح (حميد رحمانيان)، صبحي ديگر (ناصر رفايي)، شبانه (بنكدار و علي محمدي)، تردست (محمدعلي سجادي)، زمان مي‌ايستد (عليرضا اميني)، كارگران مشغول كارند و آبادان (ماني حقيقي) در جشنواره‌هاي فجر نشان داده شده‌اند اما همچنان امكان اكران ندارند. مانند عصر جمعه (مونا زندي) كه چندين جايزه مهم نيز از جشنواره دريافت كرده اما براي اكران بايد تغييرات زيادي در آن داده مي‌شد. ‌



يك شب: نيكي كريمي‌ در اولين تجربه فيلمسازي‌اش به سراغ زندگي يك شب يك دختر جوان رفت. بايد زماني حدود 15-10 دقيقه از آن حذف شود تا امكان اكران بگيرد. او تلا‌ش زيادي كرد و نامه سرگشاده‌اي به ارشاد نوشت. ‌
سينماگران اينك با فصل جديدي از برخورد روبه‌رو بودند. آنان معتقد بودند در طول اين سال‌ها ديگر با خط قرمزها آشنا هستند و مي‌دانند كه چطور فيلم بسازند. از سوي ديگر كارگزاران فرهنگي ارشاد و رئيس‌جمهور نگاه ديگري داشتند. هيچ‌كس نمي‌داند كه چه‌طور فيلم‌هاي معروف به فيلمفارسي اينقدر راحت اجازه اكران مي‌گيرند و فيلم‌هاي ديگر نه. شايد جواب همان باشد كه اربابي مديركل نظارت و ارزشيابي در گفت‌وگويي عنوان كرده بود: <اينگونه فيلمسازان حاضر به هرگونه تغيير در فيلم براي اكران هستند.>
با همين رويكرد است كه فيلم‌هاي كارگرداناني همچون مهرجويي (سنتوري)، فرمان‌آرا (خاك آشنا) مجوز اكران نمي‌گيرد و به مسعود كيميايي هم پروانه ساخت فيلمنامه‌اي كه به آن علا‌قه دارد داده نمي‌شود.



آفسايد: سه‌گانه توقيفي جعفر پناهي با فيلم آفسايد كامل مي‌شود. او فيلم آفسايد را در سكوت خبري كامل و با دوربين ديجيتال درباره حضور دختران در مسابقه فوتبال تصوير كرد. همان مسابقه معروف ايران و بحرين كه‌ ايران به جام جهاني راه يافت. فيلم در بخش ميهمان جشنواره نشان داده شد و با گرفتن خرس نقره‌اي برلين بيشتر مورد قبول واقع شد. اما با وجود آغاز تبليغات مجوز نمايش صادر نشد و در نهايت فيلم از سيستم قاچاق كشور سر درآورد. ‌



سنتوري: در جشنواره فيلم فجر 85 توانست در روزهاي آخر نشان داده شود و در نتيجه بهرام رادان نيز سيمرغ بهترين بازيگر را دريافت كرد. بهترين فيلم تماشاگران پس از يك سال مجوز نمايش گرفت اما در 3 روز مانده به اكران در مرداد 86 توقيف و بايگاني شد. صنفي‌ترين برخورد درباره ‌اين فيلم صورت گرفت البته نه در زمان توقيف، بلكه وقتي فيلم به سيستم قاچاق راه پيدا كرد و در مدتي كمي ‌با زيرنويس انگليسي به سراسر ايران رسيد. بيشتر كانون‌هاي خانه سينما خواستار برخورد با اين مساله شدند. تهيه‌كنندگان فيلم به ديوان عدالت اداري شكايت كردند و قرار است خسارت‌هاي واردآمده به فيلم از محل بيت‌المال داده شود. ‌



تسويه حساب: تهمينه ميلا‌ني در سال 85 فيلمي ‌درباره 4 زن بزهكار مي‌سازد. زناني كه براي تسويه حساب با مردان، آنها را اسير كرده و بعد در مقابل پول آزاد مي‌كنند؛ زناني خطرناك و البته صدمه‌ديده. فيلم مجوز نمايش ندارد اما براي حضور در جشنواره 27 ارائه شده است. ‌ميلا‌ني با استعفاي خود از داوري جشن خانه سينما به عدم حضور اين فيلم در جشن اعتراض كرد. البته‌ اين كارش با واكنش صنفي همكارانش در كانون كارگردانان روبه‌رو شد. ‌



خاك آشنا: ساخته چهارم بهمن فرمان‌آرا براي جوانان است. فيلم مطابق با پروانه ساخت و فيلمنامه مصوب ساخته شده است. اما براي حضور در جشنواره سال 86 بايد يك صحنه طولا‌ني از آن حذف شود. اين صحنه به گفته كارگردان براي فيلم ضروري است. فيلم به جشنواره راه پيدا نمي‌كند و اكنون نيز معلوم نيست مجوز نمايش دارد يا نه؟ هر چند اين فيلم 4 تنديس از جشن خانه سينما را دريافت كرد. ‌



جزيره آهني: در سال 84 اين فيلم در جشنواره كن حاضر و با استقبال روبه‌رو شد. اما محمد رسول‌اف كارگردانش هنوز نتوانسته مجوز نمايش فيلم خود را دريافت كند. ماجراهاي فيلم در يك كشتي مي‌گذرد. ‌



صبح روز بعد: فيلم دوم نيكي كريمي‌ در مقام كارگردان كه چند صحنه حذفي دارد. او منتظر اكران فيلم اولش <يك شب> است.
‌ آتشكار: فيلم دوم محسن اميريوسفي با رعايت تمام ضوابط مورد نظر ارشاد ساخته و آماده نمايش شد. اما اين فيلم نيز در ارديبهشت ماه و چند روز مانده به اكران به بايگاني رفت. قرار است با برخي تغييرات به جشنواره 27 عرضه شود.



نسل جادويي: ساخته ديگري از ايرج كريمي‌ هنوز نتوانسته براي اكران مجوز بگيرد البته ‌اين فيلم به جشنواره‌ها هم راه پيدا نكرده است.



ستاره مي‌شود: اعتراضي صنفي شامل فيلم <ستاره مي‌شود> شده است. اين فيلم اولين قسمت از سه‌گانه جيراني و درباره روش نادرست ستاره شدن يك دختر عشق سينما است. اين فيلم با اعتراض تهيه‌كنندگان روبه‌رو شد و در حالي كه تابلوهاي تبليغاتي‌اش براي اكران در سراسر شهر قرار داشت، قسمت دوم آن، ستاره است اكران شد. ‌



ماه‌وش‌: كارگردان فيلم محمد درمنش كه بيش از 15 سال از مديران دولتي سينما بود از سمت خود استعفا داد. اين فيلم به همين دليل نتوانست در جشن خانه سينما شركت كند. اما اكنون پروانه نمايش دارد و بين شركت در جشنواره و اكران مردد است. ‌



نيوه مانگ: آخرين فيلم بهمن قبادي و برگزيده جشنواره‌هاي مختلف جهاني به دليل آنچه تشويق كردها به جدايي عنوان مي‌شود امكان اكران نگرفت. بعدتر كه فيلم به شبكه قاچاق راه پيدا كرد بسياري اين فيلم را ضعيف‌ترين اثر قبادي دانستند كه عدم اكرانش باعث حفظ آبرويش شده است. البته در مقابل بايد پرسيد كه ‌اين همه جواز به فيلم آيا فقط به خاطر صحنه‌هاي بكر طبيعت و تزئيني آن داده شده است؟



‌ آن‌جا: عبدالرضا كاهاني



ترانه تنهايي تهران: سامان سالور



كتاب قانون (مازيار ميري)‌ و صد سال به‌ اين سال‌ها‌ (سامان مقدم:)‌ دو فيلمي ‌كه نتوانستند در جشنواره 26 نشان داده شوند اما در جشن خانه سينما نامزد جوايز مختلف بودند. كتاب قانون قرار است برخي پلا‌ن‌هايش دوباره فيلمبرداري شود تا روانه اكران 88 شود. ‌



منبع خبر : اعتماد ملی
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه ششم دی 1387 و ساعت 19:6 |
نظر رهبرانقلاب در خصوص فيلم "اخراجي ها"
آقا من می دانم حسادت چیز بدی است ولی این جا به بابام حسودیم میشه که الان پهلوی شماست ولی من نمی توانم شما را ببینم.
حمید داود آبادی از نویسندگان دفاع مقدس خاطره دیدار خود و ده نمکی با رهبر معظم انقلاب را در وبلاگش نوشته که سایت بنیاد حفظ آثار و ارزش های دفاع مقدس(ساجد) هم آن را منتشر ساخته است:

روز سه شنبه 26 آذرماه، خداوند سبحان توفیق داد تا به همراه "مسعود ده نمکی" خدمت مقام معظم رهبری برسیم.

نماز ظهر و عصر به امامت آقا و با حضور تنی چند از وزیران و مسئولین مملکتی از جمله "صادق محصولی" وزیر کشور، مهندس "سیدمهدی هاشمی"، حجت الاسلام "احمد احمدی"، دکتر "مرندی"، دکتر "کمال خرازی" و دیگران، اقامه شد. سپس هنگامی که برای دستبوس خدمت آقا رسیدیم، ایشان فرمودند:
- شما دو نفر به اتاق من بروید کارتان دارم.

و با راهنمایی مسئولین امر، به اتاق محل کار آقا رفتیم و دقایقی به انتظار نشستیم.

به محض ورود آقا، از جا برخاستیم که ایشان با چهره ای متبسم و بسیار زیبا، با عبارت:
- به به به آقای ده نمکی ...

او را در بغل گرفت و روبوسی کردند. سپس ایشان اجازه داد که روی چون ماهش را ببوسم و گفت:
- شما چطورین آقای داودآبادی گل ... شما چقدر چاق شدین ...

مسعود گفت آقا این چاق شده من پیر شدم.

- نه شما که پیر نشدید ولی این خیلی چاق شده.

که من جوابی نداشتم و با خنده و شوخی مسئله را رد کردم.

ده نمکی نامه دختر 10 ساله اش فاطمه را خدمت آقا داد که با زبان شیرین خودش از این که در تلویزیون دیده بود صدای آقا گرفته و سرفه کرده است، گریه اش گرفته بود. نکته قشنگ نامه هم این بود که فاطمه کوچولو نوشته بود:

- آقا من می دانم حسادت چیز بدی است ولی این جا به بابام حسودیم میشه که الان پهلوی شماست ولی من نمی توانم شما را ببینم.

آقا هم تا آخر نامه را خواند و در جواب فاطمه که التماس دعا داشت، برای سلامتی و خوشبختی او دعا کرد و یک چفیه هم به عنوان هدیه به مسعود داد تا به دخترش بدهد.

آقا گفت:
- آخرین دیدارمان 10 سال پیش هنگامی بود که نشریه شلمچه را توقیف کرده بودند.

مسعود از "فرهنگنامه آزادگان" گفت که آقا فرمودند چند جلد کتاب هایی را که چاپ شده دیده اند. ادامه بحث رسید به "اخراجی ها".

مسعود از ناملایمات و نامردی های دوست نمایان گفت که آقا فرمودند:

- خداوند انشاالله همه شما را در راه حق و صراط مستقیم پایدار بدارد . خیلی مهم است پایداری در صراط حق. عیبی ندارد. برای خدا عیبی ندارد هزینه بپردازید. مگر در کارتان آثار الهی آن را نمی بینید؟

مسعود درباره این که یک نفر مدعی شده بود اگر تلویزیون اخراجی ها را پخش کند، او خودش را جلوی صدا و سیما آتش خواهد زد، گفت که آقا فرمودند:

- اینها که حرف مفته ...
و ادامه دادندن:

- من فیلم را دوسه بار دیدم یک بار همین جا دیدم تلویزیون هم که اخیرا پخش کرد دیدم. فیلم قشنگی است. جنبه طنزی آن خیلی جذابیت دارد. البته من یک نکته هم به این فیلم دارم، بگم؟

(که البته چون آقا گفت که تشخیص داده است تا این نکته را جایی مطرح نکند که باعث سوء استفاده دیگران شود، نکته بجا و زیبای آقا را این جا نمی گویم.)
آقا خطاب به مسعود گفت:

- آقای ده نمکی، شما چه آن زمان که نشریه شلمچه را چاپ می کردید و یا با موتورسیکلت در خیابان ها می رفتید و چه الان که فیلم می سازید، برای من هیچ فرقی نکرده اید، همان مسعود ده نمکی انقلابی و متعهد هستید.

حدود یک ساعت پهلوی آقا بودیم که به لطف خدا عیدی غدیر را از لبان مبارک آقا ستاندیم.

آن قدر منگم و حالم به هم ریخته که حوصله نوشتن بقیه دیدار زیبایمان را ندارم.

فقط این را بگویم که هنوز فکر می کنم در خواب هستم.

و این رویایی بود که سال ها در خواب به دنبال آن می گشتم و سرانجام در آستانه عید غدیر به وقوع پیوست.
شکر خدا
وقلیل من عبادی الشکور
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه سوم دی 1387 و ساعت 19:48 |
سفر به ايران روياي ستاره مشهور هاليوود
اميدوارم روزي به همراه تعدادي از دانشجويان و هنرمندان به كشورهايي چون ايران و كره شمالي سفر كنم.

«ويل اسميت»، بازيگر موفق هاليوود گفت: اميدوارم كه روزي بتوانم با انگيزه رفع‌ سوء‌تفاهم‌ها؛ به كشورهايي چون ايران و كره شمالي سفر كنم.

به گزارش فارس، «ويل اسميت» بازيگر مشهور هاليوود،در مصاحبه با روزنامه واشنگتن پست گفت: برنامه‌هاي آتي من وراي فعاليت در سينماست.

وي افزود: اميدوارم روزي به همراه تعدادي از دانشجويان و هنرمندان به كشورهايي چون ايران و كره شمالي سفر كنم.

وي گفت: هدفم از اين سفر اشاعه درك متقابل فرهنگ‌ها و رفع سوءتفاهم‌ها، بدور از هرگونه اختلاف سياسي است.

اين بازيگر موفق هاليوود در ادامه گفت: به نظر من اكران فيلم‌هاي من تنها نبايد به لس‌آنجلس و نيويورك محدود شود و بايد پيام اين فيلم‌ها بايد به گوش ديگر مخاطبان در اقصي نقاط جهان برسد.

وي افزود: اگرچه فاكتور سرمايه‌گذاري در سينما از اهميت فراواني برخوردار است ولي ما بايد بتوانيم به مردم كمك كنيم و به آنها خدمات انسان دوستانه ارائه دهيم.

«اسميت» گفت: من هميشه به اين مسئله مي‌انديشم كه حقيقتا نقش من بعنوان يك آمريكايي چيست؟ و چه كاري مي‌توانم براي بهتر شدن سرزمينم انجام دهم؟

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه دوم دی 1387 و ساعت 18:44 |
گمشده در تاریكی» كلید خورد
فیلم تلویزیونی «گمشده در تاریكی» به تهیه كنندگی علیرضا رئیسیان و كارگردانی مازیار میری در شهرك آتی ساز تهران كلید خورد.
به نقل از سیما فیلم، این اثركه براساس اولویت های تولیدی مركز سیمافیلم و در راستای پرداختن به معضلات اجتماعی و تبعات ناشی از فعالیت گروه های غیرقانونی در اولویت تولید قرار گرفته است از جمله تجربه های تازه در پرونده همكاری سیمافیلم و كارگردانان توانای سینمای ایران در تولید اثار تخصصی محسوب می شود.
فیلمنامه این تله فیلم که توسط آیدا پناهی در گونه اجتماعی نوشته شده، ماجرای مردی به نام عیسی هاشمی مهندس نفت است كه به اتفاق همسرش زرین در تلاش برای یافتن پسرشان با برخی از اشخاص و جوان های امروزی برخورد می كنند. آنها در طی این جست وجو متوجه می شوند كه فرزندشان درگیر تشكیلات غیرقانونی گلدكوئیست شده و در ادامه... .
مسعود رایگان، رویا تیموریان، رامین راستاد، بیتا سحر خیز و حسن پورشیرازی در تله فیلم «گمشده در تاریكی» مقابل دوربین قرار می گیرند.
فرهاد مافی(مدیرتصویربرداری)، سعید شرف كیا(مدیر تولید)، شكوفا كریمی(دستیار اول كارگردان)، محمد ابراهیم نیك فر(دستیار دوم كارگردان) و شیوا رشیدیان(طراح صحنه و لباس) از دیگرعوامل این فیلم تلویزیونی هستند.
تله فیلم «گمشده در تاریكی» با هدف آگاه سازی و ارشاد خانواده ها و جوانان و آموزش شیوه های برخورد با این گونه معضلات در مركز سیما فیلم تولید خواهد شد.  
   
 
 
 
 
   شبکه خبری برنا 
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه دوم دی 1387 و ساعت 18:42 |
حوزه واکنش نشان داد و تهیه کننده فیلم پاسخ داد؛
بحث بر سر پروژه تازه تهمینه میلانی با زمینه دفاع مقدس
بحث بر سر پروژه تازه تهمینه میلانی با زمینه دفاع مقدس


سینمای ما - حوزه هنري به خبر ساخت فيلمي بر اساس كتاب «دا» به كارگرداني تهمينه ميلاني واكنش نشان داده و گفته است مجوز ساخت هر گونه فيلمي بر اساس كتاب «دا» تنها در اختيار حوزه هنري است.
مدير مدرسه كارگاهي فيلم‌نامه‌نويسي حوزه هنري گفته است هيچ شخصيت حقيقي و حقوقي حق استفاده سينمايي، تلويزيوني و راديويي از كتاب «دا» را بدون اجازه و هماهنگي اين مدرسه ندارد.
پايگاه اينترنتي انتشارات سوره مهر، امروز به دنبال انتشار اخباري مبني بر ساخت فيلمي بر اساس رمان «دا» به كارگرداني تهمينه ميلاني در خبرگزاري‌ها اين مطلب را منتشر كرده است.
عزيزالله حاجي مشهدي، مدير مدرسه كارگاهي فيلم‌نامه‌نويسي حوزه هنري گفته است: اين كتاب طي يك تفاهم‌نامه و صورت‌جلسه كتبي و با حضور زهرا حسيني راوي كتاب به مدرسه كارگاهي فيلم‌نامه‌نويسي حوزه هنري واگذار شده است.
به گفته وي، اگر كسي بر اساس اين رمان فيلم‌نامه تهيه كرده باشد نيز اجازه استفاده از آن را بدون هماهنگي با مدرسه فيلم‌نامه‌نويسي حوزه هنري ندارد.
تهمينه ميلاني پيشتر به خبرنگار فارس، گفته بود كه مشغول نوشتن فيلم‌نامه‌اي بر اساس كتاب «دا» است.
حاجي مشهدي گفته است مدرسه فيلم‌نامه‌نويسي هنوز در اين‌باره با هيچ كارگرداني مذاكره نداشته است.
وي گفته است: مدرسه براي اين كار عجله‌اي ندارد چراكه ما منتظريم تا كار توزيع كتاب به طور كامل به پايان برسد و در اختيار همه قرار گرفته و تأثير خود را روي مردم بگذارد سپس در فرصت مناسب به دنبال ساخت فيلم آن باشيم.
كتاب «دا» نوشته اعظم حسيني خاطرات زهرا حسيني از آغاز جنگ ايران و عراق در خرمشهر است.
زهرا در آن زمان 17 سال داشته و پس از آغاز بمباران عراق به عنوان اولين اقدام به «جنت‌آباد»، قبرستان خرمشهر مي‌رود و شروع به شست‌وشوي شهدا مي‌كند و ...
اين كتاب در دفتر ادبيات و هنر مقاومت حوزه هنري توليد و در انتشارات سوره مهر به چاپ سيزدهم رسيده است.

از سوی دیگر «محمدرضا شرف‌الدين» نسبت به اعتراض مدير مدرسه كارگاهي فيلم‌نامه نويسي حوزه هنري درباره اقتباس «تهمينه ميلاني» از كتاب «دا» واكنش نشان داد.

«محمدرضا شرف‌الدين» در گفت‌وگو با خبرنگار سينمايي فارس، درباره واكنش مدير مدرسه كارگاهي فيلم‌نامه‌نويسي حوزه هنري، اظهار داشت: حرف‌هاي آقاي حاجي مشهدي منافاتي با برنامه‌هاي ما براي ساخت فيلم بر اساس كتاب «دا» ندارد.
وي تصريح كرد: دفاع مقدس ملك شخصي ‌هيچكس نيست چون بخشي از اتفاقات تصوير شده در كتاب خارج از فضاي خاطره‌هاي كتاب، امري ملي است اما اگر بخواهيم حتي به اندازه يك ديالوگ از اين كتاب برداشت و اقتباس داشته باشيم، قطعا موازين حرفه‌اي و حقوقي اين موضوع را رعايت خواهيم كرد.
مدير مدرسه كارگاهي فيلم‌نامه‌نويسي حوزه هنري گفته است؛ هيچ شخصيت حقيقي و حقوقي حق استفاده سينمايي، تلويزيوني و راديويي از كتاب «دا» را بدون اجازه و هماهنگي اين مدرسه ندارد.


منبع خبر : فارس
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه دوم دی 1387 و ساعت 18:24 |
ویل اسمیت: روزی به ایران سفر خواهم كرد
مهر: ویل اسمیت از تصمیم و برنامه خود برای سفر به ایران به همراه یک گروه از دانشجویان و هنرمندان برای اشاعه درک متقابل فرهنگی خبر داد. بازیگر و تهیه‌کننده 40ساله آمریکایی در گفت‌وگو با روزنامه آمریکایی واشنگتن تایمز ابراز امیدواری کرد روزی بتواند رهبری یک گروه از دانشجویان و هنرمندان را در سفر به کشورهایی مانند ایران به عهده بگیرد تا از این طریق زمینه برای اشاعه درک متقابل فرهنگی بدون تنش‌های سیاسی فراهم شود. اسمیت که بازدید از مدرسه‌ها و بیمارستان‌ها در شهرهایی مانند دالاس، دنور و کلیولند بخشی از تور تبلیغاتی اخیرش در آمریکا بود، افزود: مسائل تجاری یکی از عناصر سینماست، اما ما باید به آدم‌ها کمک کنیم و در خدمت بشریت باشیم. بازیگر سیاهپوست اولین‌بار سال 1993 با حضور در نقشی کوتاه اما قوی در فیلم «شش درجه جدایی» فرد شپیسی مورد توجه قرار گرفت و پس از آن با بازی در فیلم‌های پرفروش «روز استقلال»، «مردان سیاهپوش» و «پسران بد» به یک ستاره تبدیل شد.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه دوم دی 1387 و ساعت 18:20 |
ویل اسمیت: روزی به ایران سفر خواهم كرد
مهر: ویل اسمیت از تصمیم و برنامه خود برای سفر به ایران به همراه یک گروه از دانشجویان و هنرمندان برای اشاعه درک متقابل فرهنگی خبر داد. بازیگر و تهیه‌کننده 40ساله آمریکایی در گفت‌وگو با روزنامه آمریکایی واشنگتن تایمز ابراز امیدواری کرد روزی بتواند رهبری یک گروه از دانشجویان و هنرمندان را در سفر به کشورهایی مانند ایران به عهده بگیرد تا از این طریق زمینه برای اشاعه درک متقابل فرهنگی بدون تنش‌های سیاسی فراهم شود. اسمیت که بازدید از مدرسه‌ها و بیمارستان‌ها در شهرهایی مانند دالاس، دنور و کلیولند بخشی از تور تبلیغاتی اخیرش در آمریکا بود، افزود: مسائل تجاری یکی از عناصر سینماست، اما ما باید به آدم‌ها کمک کنیم و در خدمت بشریت باشیم. بازیگر سیاهپوست اولین‌بار سال 1993 با حضور در نقشی کوتاه اما قوی در فیلم «شش درجه جدایی» فرد شپیسی مورد توجه قرار گرفت و پس از آن با بازی در فیلم‌های پرفروش «روز استقلال»، «مردان سیاهپوش» و «پسران بد» به یک ستاره تبدیل شد.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه دوم دی 1387 و ساعت 18:19 |
هاليوود و باليوود به هم پيوند ميخورند
اسميت مي‌گويد: واقعا احساس مي‌‌كنم كه ما مي‌توانيم يك پل ارتباطي خوب بين هاليوود و باليوود بزنيم و هندي‌ها مي‌توانند مرا «بيگ وي» صدا بزنند.» اشاره او به نام مستعار آميتا باچان، «بيگ بي» به معناي باچان كبير است.
فارس: «ويل اسميت» با توليد يك فيلم و انيميشن كامپيوتري، هاليوود و باليوود را به هم پيوند مي‌زند.

ويل اسميت مي‌خواهد هاليوود و باليوود را به هم پيوند بزند.

با آن كه فيلم‌هاي هاليودي معمولا موفقيت خوبي در گيشه نمايش سينماهاي هند - كه تحت تسلط توليدات داخلي است - ندارد، ولي اسميت در اين كشور، بازيگر محبوبي است.

اين بازيگر سياه پوست در سفر تازه خود به هند با استقبال مردم و اهالي سينما روبرو شده است.

او به تاج محل سفر كرد و حتي ديداري با آميتا باچان بازيگر محبوب هندي داشت.

اسميت مي‌گويد: واقعا احساس مي‌‌كنم كه ما مي‌توانيم يك پل ارتباطي خوب بين هاليوود و باليوود بزنيم و هندي‌ها مي‌توانند مرا «بيگ وي» صدا بزنند.» اشاره او به نام مستعار آميتا باچان، «بيگ بي» به معناي باچان كبير است.

به گفته اسميت؛ «وقتي مي‌تواني ده ميليون تماشاچي داشته باشي، چرا فقط به ده تماشاچي فكر مي‌كني؟ من متعجم كه چرا همكارانم هنگام نمايش عمومي فيلم‌هاي‌شان در كشورهاي مختلف جهان، به اين كشورها سفر نمي‌كنند؟ اين كار به معني حمايت از فيلم‌هايي است كه بازي كرده‌ايم و در عين حال، احترامي است كه به مخاطب خارجي مي‌گذاريم.»

اسميت اولين بار حدود سه سال قبل به هند سفر كرد و سريعا شيفته جذابيت‌هاي آن شد.

پس از آن وي چندين بار به اين كشور رفته و امكان توليد محصولات مشترك را بررسي كرده است.

در قدم اول او قصد توليد و بازي در يك فيلم ده ميليون دلاري بدون نام را دارد كه در آن با يكي از ستارگان درجه يك هندي همبازي مي‌شود.

طرح ديگر او توليد يك انيميشن كامپيوتري 20 ميليون دلاري است.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه دوم دی 1387 و ساعت 18:14 |
گزارشی تازه از هنرمند تازه از دست رفته سینما و تئاتر ایران؛
همه از ارحام صدر فقید گفتند؛ از علیرضا خمسه تا علیرضا افتخاری
همه از ارحام صدر فقید گفتند؛ از علیرضا خمسه تا علیرضا افتخاری


سینمای ما - 20 روز بیشتر از خاکسپاری احمد آقالو نگذشته بود که باز اهالی تئاتر و سینما در انتظار به خاکسپاری پیشکسوت دیگری از همین خانواده هستند. «رضا ارحام صدر» بازیگری که این روزها کمتر کسی از او سراغ می‌گرفت در سن 85 سالگی در خانه‌اش واقع در اصفهان از دنیا رفت. او متولد ارديبهشت ‌١٣٠٢ در محله باقلعه‌ اصفهان بود. ارحام صدر سال‌هاي کودکي و نوجواني‌اش را با تحصيل در کالج انگليسي‌هاي اصفهان، دانشگاه نفت آبادان و دانشکده ادبيات اصفهان گذراند و موفق به کسب ليسانس فلسفه و امور تربيتي از اين دانشگاه شد. در همان سال‌هاي تحصيل بود که اولين گام‌هاي ورود به عرصه بازيگري تئاتر را با بداهه‌گويي‌هاي خلاقانه‌اش برداشت و به گفته خود از سال 27 – 26 در تئاتر اصفهان که مرحوم ناصر فرهمند آن را تأسيس کرده بود، عضو شد و در کنار ثبوت جهان شاه، رفيعي، رشتي‌زاده، فرهمند و بسياري ديگر که اغلب‌شان جهان خاکي را ترک گفته‌اند آغاز به همکاري کرد.او بنيانگذار گروه هنري ارحام در سينما پارس بود؛ با اين حال در عرصه سينما خوش درخشيد.


مساوي با ميراث فرهنگي اصفهان


سعدي افشار معتقد است نام ارحام صدر جزو ميراث فرهنگي اصفهان محسوب مي‌شود. سعدي افشار، تنها بازمانده نسل سياه بازان تئاتر کشورمان که بيش از 60 سال در عرصه نمايش‌هاي تخت حوضي فعاليت‌ داشته، ضمن ابراز تاسف قلبي خود از فوت ارحام صدر، ‌‌به سايت ايران تئاتر گفت: «ارحام صدر يکي از بي‌نظيرترين کمدين‌هاي تئاتر و سينماي کشور ما بود که با بزرگاني مثل‌ دکتر دخاني، مژگان سيفي و... که از نامداران تئاتر کشورمان هستند کار کرده است». او همچنين ادامه داده است: «ارحام صدر مرد بزرگي بود که همه از خيرخواهي و پرداختن به امور عام‌المنفعه او آگاهي دارند. من اين سعادت را ندارم که در مجلس ختم اين هنرمند بزرگ تئاتر کشورمان حضور پيدا کنم، ولي مي‌گويم که عاشق کار او بودم و برايش‌ احترام قائل هستم». افشار در پايان گفت: «ارحام صدر حدود 50 سال قبل در تئاتر فردوس واقع در لاله‌زار، نمايشي با عنوان جده زرين سمرقند را اجرا کرد که در اين نمايش هنرمندان ديگري چون اکبر جقه، وحدت، جبلي و... حضور داشتند که با استقبال عمومي مواجه شد؛ ولي وي بعدها فعاليت تئاتري خود را بر اصفهان متمرکز کرد. من از شنيدن خبر فوت اين هنرمند بي‌نظير تئاتر کشورمان بسيار متاسف و اندوهگين هستم».


شاگردش بودم


جمشيد مشايخي گفت: رضا ارحام‌صدر از بزرگترين كمدين‌هاي سينما و تئاتر ايران بود كه درس‌هاي زيادي از او گرفتم. اين بازيگر پيشكسوت سينما درپي درگذشت ارحام صدر با اظهار تاسف فراوان گفت: قرار بود به مناسبت «شب يلدا» در برنامه‌اي به همراه هنرمندان قديمي دور هم جمع شويم. شنيدن خبر درگذشت او بسيار من را متاثر كرد. مشايخي ادامه داد: من خودم را شاگرد ارحام‌صدر مي‌دانم و همه مي‌دانند كه عاشقانه دوستش مي‌داشتم و برايش احترام خاصي قائل بودم.


جایش همیشه خالی خواهد ماند


عزت‌الله انتظامي گفت: رضا ارحام صدر يكي از بزرگترين كمدين‌هاي ايران بود كه كارش با همه تفاوت داشت. آقاي بازيگر سينماي ايران درپي درگذشت ارحام‌صدر گفت: پس از ارحام، كسي نتوانست جايش را بگيرد. وقتي كه از كار كنار كشيد خيلي از اصفهاني‌ها آمدند تا كار او را انجام بدهند اما نشد و هيچكس كلاس آن را پيدا نكرد. او باسواد بود و علاوه بر لهجه اصفهاني، تكنيك و سبك خاصي در اجرا داشت و هميشه مسائل نويي از خود ارائه مي‌كرد. وي ادامه داد: من از سال 1324 با او آشنا بودم و هرموقع او به تهران مي‌آمد يا من اصفهان مي‌رفتم همديگر را مي‌ديديم و اين اواخر هم هنگامي كه مجيد در اصفهان كنسرت داشت، آمد روي سن و براي حاضران صحبت‌هاي خوبي كرد.


بهترين آكتور كمدي


محمدعلي كشاورز، رضا ارحام صدر را بهترين آكتور كمدي در سينما و تئاتر ايران می‌داند و می‌گوید: اين بازيگر، طنز را بلد بود و مسائل اجتماعي را في‌البداهه در اين قالب مطرح مي‌كرد و بسيار هم تأثيرگذار بود كه تاكنون نظيرش به وجود نيامده است». این بازیگر پیشکسوت گفت : «ارحام صدر تنها كسي بود كه در ايران در قالب طنز و بديهه‌سرايي نظير نداشت. يكي از هنرمندان بسيار خوب بود و مي‌توانم بگويم سال‌هاي سال بايد بگذرد تا يك هنرمندي مثل ارحام صدر در حوزه تئاتر ظهور كند. كارهايش در صحنه تئاتر بسيار عالي و كم‌نظير بود و در سبك كاري خودش انساني شايسته بود».


فقدانی بزرگ


عليرضا خمسه، فوت ارحام صدر را براي جامعه بازيگري يک فقدان دانست و ‌مراتب تاسف خود را اعلام کرد. خمسه، بازيگر با سابقه تئاتر، سينما و تلويزيون که سال‌هاي زيادي است در ژانر کمدي فعاليت دارد، در پي فوت ارحام صدر، ‌به سايت ايران تئاتر گفت: «شب گذشته با شنيدن خبر فوت ارحام صدر بسيار متاسف شدم و حال خوبي ندارم؛ چرا که انتظار شنيدن اين خبر را نداشتم». وي در ادامه افزود: «ارحام صدر از چهره‌هاي شاخص و پرتلاش تئاتر و سينماي کمدي بود که متاسفانه به دليل فاصله نسلي من و ايشان افتخار همکاري با او را نداشته‌ام اما همواره به ايشان علاقه‌مند بودم و در رديف علاقه‌مندان جدي اين هنرمند قرار داشتم».


معلم اخلاق


عليرضا افتخاري نیز در آيين درگذشت رضا ارحام صدر شرکت داشت. او در این مراسم گفت: «استاد رضا ارحام صدر، انساني با اخلاق و معتقد به اصول و ارزش‌ها بود و ابعاد پنهان و زواياي نيكوي شخصيت وي در آينده نمايان خواهد شد. استاد رضا ارحام صدر، هنرمند ارزشمندي بود كه تاريخ، ديگر وجود آن را تكرار نخواهد كرد. همه مردم اصفهان و هنرمندان ايران به استاد ارحام صدر، عشق مي ورزيدند و آثار وي در ساير نقاط جهان معروف و مشهور بود».


منبع خبر : فرهنگ آشتی

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در شنبه سی ام آذر 1387 و ساعت 3:24 |
«رضا ناجی» در یك فیلم روسی بازی می‌كند
«رضا ناجی» بازیگر برنده ۳ جایزه بین‌المللی سینمای ایران، قرار است در یك فیلم از سینمای روسیه ایفای نقش كند.
در نشست خبری فیلم «آواز گنجشك‌ها» كه عصر امروز در پنجمین جشنواره بین‌المللی فیلم دبی برپا شد، «مجید مجیدی» خبر از ایفای نقش «رضا ناجی» در فیلمی روسی داد.
وی گفت: بازیگران و فیلمسازان ما از استانداردهای جهانی برخوردار هستند و خارج از ایران كار می‌كنند اما در بازیگری شاید این اتفاق كمتر رخ داده است.
مجیدی گفت: «رضا ناجی» توانایی و استعداد را دارد و قرار است در یك فیلم روسی بازی كند. 
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در شنبه سی ام آذر 1387 و ساعت 2:51 |
رضا ناجی» در یك فیلم روسی بازی می‌كند
«رضا ناجی» بازیگر برنده ۳ جایزه بین‌المللی سینمای ایران، قرار است در یك فیلم از سینمای روسیه ایفای نقش كند.
در نشست خبری فیلم «آواز گنجشك‌ها» كه عصر امروز در پنجمین جشنواره بین‌المللی فیلم دبی برپا شد، «مجید مجیدی» خبر از ایفای نقش «رضا ناجی» در فیلمی روسی داد.
وی گفت: بازیگران و فیلمسازان ما از استانداردهای جهانی برخوردار هستند و خارج از ایران كار می‌كنند اما در بازیگری شاید این اتفاق كمتر رخ داده است.
مجیدی گفت: «رضا ناجی» توانایی و استعداد را دارد و قرار است در یك فیلم روسی بازی كند.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در شنبه سی ام آذر 1387 و ساعت 2:40 |
در نمایشی در جشنواره تصویر سال؛
پروین «سلطان» را دید
پروین «سلطان» را دید


سینمای ما - سعید هاشمی: علی پروین با حضور در خانه هنرمندان ایران به تماشای فیلم مستند سلطان به کارگردانی مجید توکلی و تهیه کنندگی محمدرضا شریفی نیا نشست. به گزارش خبرنگار سینمای ما،شب گذشته در ادامه ششمین جشن بزرگ تصویر سال،فیلم مستند سلطان که درباره زندگی اسطوره فوتبال ایران(علی پروین) است به نمایش درآمد تا میهمان ویژه این نمایش خود سلطان باشد.این مراسم که تاخیر برگزار شد با استقبال بی نظیر علاقه مندان همراه بود تا جایی که سالن ناصری نیز همزمان با سالن بتهون فیلم را به نمایش گذاشته بود.علی پروین که شب گذشته به همراه خانواده خود به خانه هنرمندان آمده بود پس از پایان فیلم به دعوت سیف الله صمدیان در جلسه نقد و بررسی فیلم شرکت کرد و با ابراز خرسندی از فیلمی که درباره او ساخته شده بود گفت:هر چی فکر می کنم میبینم من لایق این همه محبت و لطفی که آقای توکلی و شریفی نیا به من داشتند نیستم و تا امروز به خاطر همین مردم تلاش کردم و تا آخر راه هم به خاطر مردم زنده هستم.پروین همچنین در ادامه جلسه با اشاره به اینکه چه طور شد با ساخت چنین فیلمی موافقت کرد گفت:روز اولی که مجید توکلی پیشنهاد ساخت این را به من داد راضی نبودم و فکر نمی کردم در نهایت چنین فیلم خوبی از آب در بیاید ولی به سفارش دخترانم حضور در این فیلم را قبول کردم.در ادامه سیف الله صمدیان به پروین گفت حالا از ساخت فیلم پشیمان هستید که پروین در جواب گفت:اصلا پشیمان نیستم و از آقای توکلی و گروهشان تشکر می کنم.در ادامه یکی از مدعوین به یکی از صحنه های فیلم که مایلی کهن از پروین تعریف می کند اشاره کرد و از پروین درباره رابطه او یا محمد مایلی کهن پرسید که پروین در پاسخ گفت:محمد مایلی کهن یکی از سالم ترین فوتبالیست های ما است و اتوبان رفاقت ما هم دوطرفه بوده و هست.
در ادامه این مراسم مجید توکلی کارگردان فیلم درباره انگیزه ساخت آن گفت:دوسال پیش در خانه دانشجویی یکی از دوستانم این طرح به ذهنم رسید و به مرور زمان پخته شد تا اینکه تصمصم گرفتم تمام تلاشم را انجام بدهم تا فیلمی مستند از زندگی اسطوره فوتبال ایران بسازم.به اعتقاد من علی پروین بیرون از فوتبال است و ابعاد زندگی او که در فیلم به آن اشاره شده نشان از روانشناسی منحصر به فرد وی در جریان زندگی است. توکلی که این روزها فیلم مستند زندگی هادی ساعی را در حال ساخت دارد در پایان از محمدرضا شریفی نیا یاد کرد و گفت:آقای شریفی نیا همین الان زیر گریم یک فیلم سینمایی هستند و امشب بین ما حاضر نیستند ولی می خواهم از لطفی که ایشان نسبت به من داشتند و همچنین اطمینانی که کردند تشکر کنم.چرا که در زمان شروع فیلمبرداری هیچکس حاضر نشد تا تهیه کننده فیلم باشد ولی شریفی نیا با همه مشغله هایش پذیرفت.همچنین سیف الله صمدیان از حرکت مجید توکلی و شریفی نیا تقدیر کرد و گفت:این صمیمیتی که در فیلم وجود دارد تحسین برانگیز است و امیدواریم این آغاز یک حرکت بزرک در عرصه فیلمسازی برای مجید توکلی باشد. براساس این گزارش این مراسم تا ساعت 23 شب به طول انجامید.


منبع خبر : سینمای ما
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 و ساعت 2:3 |
یک گزارش تکان دهنده؛ آتش‌نشانی تهران اعلام نظر کرد؛
سینما جمهوری را عمدا آتش زده‌اند!
سینما جمهوری را عمدا آتش زده‌اند!


سینمای ما - بعد از گذشت یك ماه از سوختن سینما «جمهوری» مدیرعامل سازمان آتش‌نشانی علت آتش‌سوزی در این سینما را عمدی اعلام كرد. محمدرضا حاجی‌بیگی درباره این حادثه گفت: «چگونگی وقوع این حریق مشخص نیست و تنها كارشناسان ما تشخیص داده‌اند دلیل وقوع آتش‌سوزی عمدی بوده است و به زودی دلایل این حادثه را به مراجع قضایی و بیمه اعلام می‌كنیم.» این در حالی است كه در روزهای گذشته علی مصفا، یكی از صاحبان سینما، «عمدی» بودن آتش‌سوزی در سینما «جمهوری» را رد كرده بود. مصفا در گفت‌وگو با كارگزاران درباره نظر مدیرعامل سازمان آتش‌نشانی گفت: «فعلا در این مورد نمی‌توانم چیزی بگویم. هنوز هیچ گزارش رسمی دریافت نكرده‌ایم و منتظر تماس بیمه هستیم تا بر اساس گفته آنها اقدامات بعدی را انجام دهیم.» او در ادامه درباره میزان خسارت وارده به این سینما می‌گوید: «سازمان آتش‌نشانی این رقم را بین 250 تا 300 میلیون تومان اعلام كرده است كه واقعا باعث تعجب ما شد. واقعا نمی‌دانیم بر اساس چه معیاری این رقم را اعلام كرده‌اند. چون میزان تجهیزاتی كه داخل سینما بود بیش از 300 میلیون تومان ارزش داشت. دیگر قیمت ساختمان و میزان آسیب‌دیدگی آن به جای خود واقعا نمی‌دانیم چطور چنین چیزی اعلام شده است.» سینما جمهوری صبح روز 24 آبان بر اثر آتش‌سوزی سوخت. بسیاری در آن زمان نظرها و حاشیه‌های متعددی درباره علت این آتش‌سوزی ارائه دادند كه البته هیچ‌كدام از آنها تایید نشد.




منبع خبر : ایسنا (عکس‌ها از وبلاگ روزگار نو)
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 و ساعت 2:0 |
رضا یزدانی یکی از بازیگران این فیلم است؛
اپيزود «تهران: سيم آخر» مهدي كرم‌پور 26 آذر ماه كليد مي‌خورد
اپيزود «تهران: سيم آخر» مهدي كرم‌پور 26 آذر ماه كليد مي‌خورد


سینمای ما - با تکميل فهرست بازيگران و عوامل فني اپيزود «تهران:سيم آخر» از فيلم سه اپيزودي «تهران در جست‌و جوي زيبايي» اين فيلم 26 آذر ماه کليد مي‌خورد.

رعناآزادي‌ور، طناز طباطبايي، برزو ارجمند، فرهاد قائميان،سروش صحت،مجيد جوزاني ومحمد باغباني بازيگران اين اپيزود را تشکيل مي‌دهند.

رضا يزداني خواننده راک ايراني نيز در اولين حضور جدي سينمايي‌اش، يکي ديگر از بازيگران اصلي اين اپيزود خواهد بود.

مهرداد آلادپوش، مدير فيلمبرداري وکارن همايونفربا عنوان سازنده موسيقي از ديگر عوامل اصلي «تهران: سيم آخر» هستند.

اين اپيزود براساس فيلمنامه‌اي نوشته مشترک مهدي کرم‌پور و خسرو نقيبي جلوي دوربين مي‌رود. در اين اپيزود که بر محوريت موسيقي ساخته مي‌شود، ترانه‌اي سروده انديشه فولادوند خوانده مي‌شود.

مانا نيستاني نيز استوري‌بردهاي «تهران:سيم آخر» را تصوير کرده است.

ديگر عوامل اين فيلم عبارتند از: صدا:بابک اخوان، طراح صحنه و لباس:نيلوفر سجادي، طراح چهره‌پردازي: کيان اولاد وطن، دستيار اول کارگردان:نيما طباطبايي، دستيار دوم: بهدادآوند اميني، دستيار سوم: وهاب گائيني،منشي صحنه:نائله شريفي،دستيار اول فيلمبردار:حسين جليلي، گروه فيلمبرداري:سالار اردستاني، شاهرخ زماني، مرتضي سبحاني، دستيار صدا: ساسان کريمي، حسين شريفي، دستياران صحنه و لباس:فرهاد پرناک،زهرا صمدي، مجريان چهره پردازي:مريم سليقه ، محمدرضا ميرباقري،تصويربردار پشت صحنه: شهاب حاجي مشهدي، مدير تدارکات: سعيد حاجي زاده، گروه تدارکات: محمد محمدنيا، محمود شريف‌مرادي، ذبيح الله کرم‌لو،اسدخان حسيني،مدير توليد: محمدرضا نجفي.

«تهران : سيم آخر» توسط مهدي‌کرم پور کارگرداني مي‌شود. تهيه کنندگي فيلم «تهران در جست‌وجوي زيبايي» به عهده محمد علي حسين‌نژاد است و اين فيلم قرار است در سه اپيزود توسط داريوش مهرجويي، سيف‌الله داد و مهدي کرم‌پور با موضوع تهران ساخته شود.


منبع خبر : ایسنا
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 و ساعت 2:0 |
همبازی طنابنده در «سن‌ پطرزبورگ» مشخص شد؛
امین حیایی
امین حیایی


سینمای ما - امين حيايي با پروژه سينمايي «سن‌پترزبورگ» به كارگرداني بهروز افخمي قرارداد بست تا اين پروژه اوايل دي‌ماه در تهران كليد بخورد.  با پيوستن «امين حيايي» به اين فيلم ،دو نقش اصلي آن مشخص شد. در اين پروژه حيايي در كنار «محسن طنابنده» قرار خواهد گرفت.
بنا بر اين گزارش، قرار است به زودي با انتخاب باقي عوامل فيلمبرداري «سن پترزبورگ» براساس فيلمنامه‌اي از پيمان و محراب قاسم‌خاني آغاز مي‌شود.
اين فيلم مضموني كمدي دارد و داستان آن درباره دو دوست است كه دائم در حال بلوف زدن هستند.
عوامل سازنده اين پروژه عبارتند از:
كارگردان: بهروز افخمي، نويسنده فيلمنامه:پيمان و مهراب قاسمخاني، مدير توليد: رضا نوروزي ،مدير فيلمبرداري :حسن علي اسدي،طراح گريم: مهري شيرازي، طراح صحنه و لباس: مرجان شيرمحمدي .



منبع خبر : فارس
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 و ساعت 1:57 |
كمدين تئاتر ايران درگذشت
رضا ارحام صدر عصر يكشنبه 24 آذر ماه در منزل مسكوني خود در شهر اصفهان در 85 سالگي از دنيا رفت.
به گزارش ايسنا، رضا ارحام صدر بازيگر پيشكسوت تئاتر و سينما ارديبهشت ماه ‌1302 در محله پاقلعه‌ بخش ‌4 اصفهان متولد شد و فعاليت هنري خود را از سال ‌1326 و بازي در تئاتر آغاز كرده و در واقع از پايه‌گذاران تئاتر در اصفهان محسوب مي‌شود.

او همچنين در سال ‌1336 با فيلم «شب نشيني در جهنم» وارد سينما شد و سپس در فيلم‌هايي چون «علي واكسي»، «ستاره‌اي چشمك زد»، «مردان خشن»، «جعفرخان از فرنگ برگشته»، «نصف جهان» و «افسانه شهر لاجوردي» بازي كرد.

از نمايشهاي او نيز مي‌توان به «رفيق‌ناجنس»، «بوقلمون‌ها»، «كدام يك از دو»، «دلقك‌ها»،«وادنگ»، «خروس بي‌محل» و... اشاره كرد.

آخرين فعاليت سينمايي اين بازيگر كه به دليل كهولت سن كم‌كار بود، به فيلم ويديويي «درسا» محسن دامادي در سال 84 برمي‌گردد.

همچنين فيلم مستند «شكرپاره» ضمن نمايش قطعاتي از فيلم‌ها و نمايش‌هاي رضا ارحام‌صدر به مرور خاطرات وي پرداخته است.

ارحام‌ صدر زمان ساخت اين مستند در گفتگويي با ايسنا، درباره اين فيلم گفته بود: «ديديم كسي به ما محل نمي‌گذارد و هنرپيشه‌هاي معروفي چون ناصر فرهمند، منوچهر وكيل و رفيعي از اصفهان مرحوم شدند و هيچ نامي از آنها نمانده است و تصميم گرفتيم خودمان كاري براي خودمان بكنيم.»

ارحام‌صدر مي‌گفت: «من 50 سال كار كردم اما كسي حتي سراغي از من نگرفت اما الان كه استقبال مردم را از اين فيلم مي‌بينم لذت مي‌برم. جالب اينجاست كه در اصفهان بعضي از فروشندگان، «شكرپاره» را به همراه دو فيلم ديگر فروختند و به اين وسيله مقداري از فيلم‌هايشان را به مردم قالب كردند.

وي اين فيلم را كاملا مستند خواند و مطرح مي‌كرد: «من با دوربين راه افتادم و به جاهاي مختلف رفتم و هر چه پيش آمد گرفتيم و همه چيز كاملا طبيعي است.»

محمدعلي كشاورز زماني رضا ارحام صدر را بهترين آكتور كمدي در سينما و تئاتر ايران خوانده بود و اظهار داشت:‌اين بازيگر طنز را بلد بود و مسائل اجتماعي را في‌البداهه در اين قالب مطرح مي‌كرد و بسيار هم تاثيرگذار بود كه تاكنون نظيرش به وجود نيامده است
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 و ساعت 1:52 |
اخراجي هاي 3"هم ساخته می شود

ایرنا: "مسعود ده نمکي" در شرايطي که به تازگي تدوين فيلم سينمايي "اخراجي هاي 2" را آغاز کرده از تصميم خود براي ساخت "اخراجي هاي 3" خبر داد.

کارگردان مجموعه "اخراجي هاي 2 و 1" روز پنج شنبه با اعلام اين موضوع به خبرنگار ايرنا گفت: ايده ساخت قسمت سوم فيلم "اخراجي ها" از چندي قبل شکل گرفته و طراحي شده بود و در حال حاضر جنبه عملي به خود گرفته است.

به گفته وي هم اکنون، سيناپس (چارچوب اوليه فيلمنامه) اخراجي هاي 3 نوشته شده اما تنظيم ديالوگ هاي بازيگران هنوز باقي مانده است.

ده نمکي در مورد موضوع سومين بخش از مجموعه "اخراجي ها" توضيح داد: موضوع "اخراجي هاي 3" نوعي طنز سياسي است و فضاي بعد از جنگ تحميلي از سوي شخصيت هاي اخراجي ها در آن روايت مي شود.

وي زمان کليد خوردن فيم سينمايي "اخراجي هاي 3" را وابسته به برخي عوامل از جمله انجام هماهنگي هاي بيشتر با تهيه کننده فيلم و محقق شدن شرايط لازم برشمرد.

کار فيلمبرداري فيلم" اخراجي هاي 2" دو روز قبل، همزمان با عيد سعيد قربان با حضور بازيگران فيلم به پايان رسيده وآخرين صحنه جنگي اين اثر سينمايي نيز امروز پنج شنبه با نقش آفريني عوامل يگان هاي ويژه زرهي فيلمبرداري شد.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در شنبه بیست و سوم آذر 1387 و ساعت 1:1 |
فيلمبرداري آخرين صحنه جنگي اخراجي هاي 2

ایرنا: فيلم برداري آخرين صحنه جنگي فيلم سينمايي "اخراجي هاي 2" بعد ازظهر ديروز  پنج شنبه با نقش آفريني هنروران و عوامل يگان هاي زرهي در محل شهرک سينمايي دفاع مقدس به انجام رسيد.

کارگردان "اخراجي هاي 2" در اين رابطه گفت: آخرين صحنه جنگي فيلم، امروز بدون حضور بازيگران اصلي و با مشارکت نيروهاي يگان هاي زرهي فيلبرداري شد.

مسعود ده نمکي افزود: بازيگران اصلي فيلم روز عيد سعيد قربان ( 19 آذرماه) براي آخرين بار جلوي دوربين رفتند و کار فيلمبرداري "اخراجي هاي 2" با حضور بازيگران اصلي، عملا به پايان رسيده است.

وي با اشاره به اينکه تدوين اين اثر سينمايي از چندي قبل آغاز شده است تاکيد کرد: با اتمام مرحله فيلمبرداري ، کار تدوين فيلم، شتاب بيشتري خواهد يافت.

غلامحسين الهام، سخنگوي دولت نيز امروز با حضور در محل شهرک سينمايي دفاع مقدس ضمن گفت و گو با عوامل سازنده اين فيلم سينمايي، بخش هايي از مراحل تهيه فيلم از جمله آخرين مرحله فيلمبرداري صحنه هاي جنگي فيلم را از نزديک مورد بازديد قرار داد.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در شنبه بیست و سوم آذر 1387 و ساعت 0:59 |
گزارشي از پشت صحنه دوبله شواليه تاريكي
Image

در اين شهر خبري هست!
اين بار شرور بيرحمي به نام ژوكر آرامش ظاهري گاتهام سيتي را به هم ريخته است. او علي‌رغم بيرحمي‌اش، داراي هوش فراواني است و براي رسيدن به اهدافش هر مانعي را از پيش‌رو برمي‌دارد. ژوكر با مهارت دست به سرقت از بزرگ‌ترين بانك گاتهام مي‌زند و حتي دستيارانش در اين دزدي را از بين مي‌برد. اينجاست كه بتمن با همراهي رئيس پليس شهر، جيمز گوردون وارد عمل مي‌شوند. هاروي دنت دادستان جديد گاتهام سيتي مردي مصمم براي مبارزه با تبهكاران و پيگير اجراي قوانين بر عليه آنان است.
همين موضوع باعث مي‌شود كه او به همراه بتمن و گوردن، تيم سه نفره‌اي منسجم و تسخيرناپذير براي مقابله با خلافكاران تشكيل دهند. ريچل داوس دوست قديمي بروس وين (كه همان بتمن باشد)‌ به هاروي دنت روي خوش نشان مي‌دهد و همين رابطه عاطفي موجب شكرآب شدن رابطه وين و دنت مي‌شود. وين هم كم‌كم قصد بازنشستگي از نقش و شمايل بتمن را دارد و هاروي دنت با وجهه‌اي قهرمانانه كه از خود براي جامعه بروز داده را به عنوان جانشين مناسبي براي ادامه مبارزه با تهبكاران گاتهام مي‌داند اما در اين بين ژوكر بدجوري شهر را به هم مي‌ريزد و حالا بتمن دوباره در قالب هميشگي‌ا‌ش شواليه سياه بايد دست‌ به كار شود. فيلم شواليه تاريكي را مي‌توان به جرات به عنوان پديده سال سينماي جهان قلمداد كرد، فيلمي كه توانست نظر مثبت منتقدان و تماشاگران را توامان به سوي خود جلب كند و به رقم سرسام‌آوري حاصل از فروش برسد. حالا بعد از ساخت آثار شاخصي چون بي‌خوابي، پرستيژ، بتمن آغاز مي‌كند و همين شواليه تاريكي بايد احترام خاصي براي كارگرداني حرفه‌اي كريستوفرنولان و برادر فيلمنامه‌نويسش (جاناتان نولان)‌ قائل شود.

بي‌شك براي تماشاگر ايراني، ديدن مجموعه فيلم‌هاي بتمن با دوبله فارسي حال و هواي ديگري دارد و در اين بين اپيزود اول اين اثر با عنوان «بتمن آغاز مي‌كند» ‌در همين سال‌ها دو مرتبه دوبله شد يك‌‌بار براي پخش از تلويزيون و ديگر براي شبكه ويدئويي خانگي كه نسخه دوبله تلويزيوني با مديريت حسين خداداد بيگي و نقش‌گويي منوچهر والي‌زاده به جاي پرسوناژ بتمن / بروس وين (با بازي كريستين بل)‌ و نسخه ويدئو رسانه با سرپرستي محمود قنبري و نقش‌گويي كيكاووس ياكيده به جاي بتمن. در نسخه دوبله تلويزيوني نوعي شتابزدگي در ساختار دوبله‌اش احساس مي‌شد ولي نسخه ديگر از دوبله «بتمن آغاز مي‌كند» به مراتب از شرايط بهتري برخوردار بود و قنبري تمام تلاش خود را به كار بست تا همان شرايط مطلوب در دوبله شواليه تاريكي نيز تكرار شود، به خصوص اين‌كه هيچ تغييري از نظر صداي شخصيت‌هاي ثابت فيلم را لحاظ نكرد تا خدشه‌اي به حافظه شنيداري مخاطب وارد نشود.

كيكاووس ياكيده (براي صداي نقش بتمن)‌، جلال مقامي (به جاي شخصيت آلفردپني ورث با بازي مايكل كين)‌ و رضا آفتابي (براي نقش جيمزگوردون/ گري اولدمن)‌ گويندگان نقش‌هاي اصلي «بتمن آغاز مي‌كند»، بودند كه در شواليه تاريكي نيز دوباره به جاي نقش‌هايشان صداپيشگي كردند. يكي از دلايل با كيفيت شدن دوبله اپيزود اول اين مجموعه، صداگذاري و باندسازي مناسب صوتي آن بودكه به سرپرستي ماني هاشميان در استوديو رها فيلم كار شد و اين بار نيز محمود قنبري كليه عوامل دوبله‌اش را در اين استوديو گردهم آورد. به شخصه تمام كنجكاوي‌‌ام براي حضور در پشت صحنه دوبله شواليه تاريكي بر مي‌گشت به صداي پرسوناژ ژوكر با نقش‌آفريني تاثيرگذار و عجيب و غريب هيث لجر فقيد كه اين نقش را در اوج بازي كرد و از دنيا رفت. در همان تماشاي بار اول اين فيلم، مدام اين پرسش در ذهنم خطور مي كرد كه كدام دوبلور در حال حاضر مي‌تواند با اين نوع بازي انتزاعي شخصيت ژوكر همگام شود، با ‌آن گريم سنگين و حركات بيشمار لب و دهان كه در قبل اين نوع بازي با صورت از غول‌هاي بازيگري چون جك نيكلسن و آل‌پاچينو ديده شده بود. خلاصه در تماسي با محمود قنبري چند روز قبل از دوبله فيلم، درباره صداي پرسوناژ ژوكر پرسيدم كه وي اشاره كرد كه منوچهر اسماعيلي را براي نقش‌گويي اين شخصيت در نظر گرفته كه اين موضوع مرا بيشتر ترغيب كرد كه در روز دوبله حتما حضور داشته باشم. در يكي از صبح‌هاي سرد پاييزي اواخر آبان‌ماه، هيچ چيزي چون اشتياق از نزديك ديدن مهم‌ترين دوبله سال نمي‌توانست مرا گرم كند. قرار بر اين بود كه گويندگان راس ساعت 9 صبح در استوديو‌ حاضر باشند. به دليل مشترك بودن مسيرم با جلال مقامي اين فرصت فراهم شد تا با ايشان همسفر شوم و به اتفاق به استوديو رها برويم. در همان لحظه ابتدايي ورود به استوديو و ديدن چهره‌هاي حاضر متوجه شدم كه امروز نوعي گردهمايي دوبله است و از همان ابتدا مي‌شد حدس زد كه چه كساني قرار است نقش‌هاي اصلي را بگويند. منوچهر والي‌زاده و حسين عرفاني در حال گپ زدن با يكديگر بودند كه حدس زدم قنبري نقش‌ هاروي دنت (دادستان گاتهام كه در ميانه‌هاي فيلم صورتش مي‌سوزد و چهره‌اش به دو نيمه عادي و ترسناك در مي‌آيد)‌  با بازي آرون ايكهارت  را براي والي‌زاده و شخصيت لوسيوس فاكس (مورگان فريمن)‌ را براي عرفاني در نظر گرفته است. انتخاب ديگر قنبري براي صداي نقش اصلي زن اثر يعني ريچل داوس (با بازي مگي گالينهال)‌ ارتباط داشت به صداي مريم شيرزاد كه وي نيز در استوديو حضور داشت. منوچهر اسماعيلي را قدم زنان در محيط استوديو ديدم و ضمن احوال‌پرسي متوجه شدم كه ايشان طبق سنت نيكويي كه ساليان سال است در دوبله بدان پايبند بوده، (تماشاي كامل فيلم قبل از دوبله شدن)‌ نقش ژوكر و نوع بازي هيث لجر را با دقت ديده تا با تسلط به تحليل صداي نقش برسد. قنبري دوبله شواليه تاريكي را به ترتيب سكانس‌هاي نسخه اصلي فيلم شروع كرد كه در همان سكانس آغازين ژوكر و دستيارانش قصد غارت بانك را داشتند. در نتيجه اسماعيلي به همراه امير منوچهري، زانيار بهرامي، عليرضا ديباج و امير حكيمي به اتاق ضبط رفتند. اسماعيلي در همان گفتن چند جمله‌اش نشان داد كه تيپ صداي خاصي براي ژوكر در نظر نگرفته بلكه از لحاظ حسي مي‌خواهد پابه‌پاي بازي بازيگر حركت كند براي همين از هاشميان خواست كه ميكروفن را بالاتر از سطح ميز ثابت كند تا نقش گويي را به حالت ايستاده اجرا كند چراكه گوينده در حالت ايستاده آزادي عمل بيشتري براي ديالوگ‌گويي دارد. از لحظه‌هاي جالب ديگر دوبله اين فيلم، توضيحات قنبري براي گويندگانش درباره نقش‌ها و ساختار فيلم بود كه مدام تاكيد داشت اين فيلم ديالوگ‌هاي فاخري دارد و حتي گويندگان نقش‌هاي مكمل بايد دقت زيادي را صرف نقش‌گويي‌هايشان كنند. صداي كيكاووس ياكيده از دو جهت تناسب كاملي با نقش بتمن دارد. يكي وجهه قهرمانانه اين شخصيت و ديگر صورت اجتماعي بتمن كه وقتي در قالب عادي مردي اشرافي به نام بروس وين درمي‌آيد، صداي ياكيده به خوبي بر هر دو چهره مي‌نشيند كه به هنگام ضبط نيز وي با شور و حرارت مثال زدني نقش‌گويي كرد همچنين صداي جلال مقامي براي آلفرد پيشگار و مشاور بتمن كه مهرباني خاصي را براي صدايش مي‌طلبد كه صداي مقامي اين خصلت را داراست و از نقاط قوت دوبله اين فيلم درآمده همچنين اين نكته را مي‌توان به صدا و اجراي رضا آفتابي براي جيمز گوردون رئيس پليس گاتهام‌سيتي (با نقش‌آفريني گري اولدمن)‌ تعميم داد كه وي نيز اجراي قابل قبولي به جاي اين پرسوناژ داشت. ديگر گويندگان اين فيلم عبارتند از: ميثم نيكنام، افشين زي‌نوري، محمد ياراحمدي، كتايون اعظمي، مهرخ افضلي، شايان شام‌بياتي، سحر اطلسي، شهرزاد ثابتي و بهروز علي‌محمدي، اين فيلم در طي دو روز دوبله شد.

نيروان غني‌پور

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه بیست و دوم آذر 1387 و ساعت 1:18 |
اکران «آواز گنجشك‌ها» در50 سينماي‌هند

فيلم سينمايي «آواز گنجشك‌ها» ساخته مجيد مجيدي از اواخر آذرماه در سينماهاي هندوستان به‌اكران عمومي در مي‌آيد.

به گزارش فارس، اين فيلم قرار بود از اول مهرماه در سينماهاي هند به نمايش در آيد كه به اواخر آذر موكول شد.

بنا بر اين گزارش، «آواز گنجشك‌ها» كه براي اولين‌بار به شكل كاملا گسترده در هندوستان به نمايش درمي‌آيد 50 سينما در سراسر اين كشور ميزبان آخرين ساخته مجيد مجيدي خواهند بود.

قرار است براي آغاز اكران اين فيلم در هندوستان افتتاحيه باشكوهي برپا شود و براي شركت در آن از بازيگران و كارگردانان شناخته شده سينماي هند نيز دعوت به عمل آيد.
بنابر گزارش فارس، «آواز گنجشك‌ها» يكي از موفق‌ترين فيلم‌هاي روز سينماي ايران است كه تاكنون در جشنواره‌هاي بين‌المللي چون برلين، كارلووي‌واري، آكلند، سن‌سباستين، سينماسيتي و ونكوور حضور داشته يا قرار است شركت كند.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387 و ساعت 2:13 |
ليلا حاتمي جايگزين هديه تهراني شد

برنا: براساس آمارهاي آستان قدس رضوي 2 سال پيش حدود 17 ميليون زائر به مشهد سفر کرده اند و در نظر بگيريد که همين تعداد هم قصد سفر داشته اند و نتوانسته اند. يعني نصف بيشتر مردم دغدغه زيارت دارند حال با اين تعداد مخاطب چرا فيلم سازان ما نبايد فيلمي درباره اين خاندان بسازند و به موضوعات سخيف بپردازند!

شب گذشته در ويژه برنامه اي که به مناسبت عيد سعيد قربان از شبکه اول سيما پخش شد و "فرزاد حسني" بعد از مدت ها دوري از اجرا، مجري اين برنامه بود، "رسول صدرعاملي" کارگردان سينما مهمان بود. به نظر مي رسيد اين برنامه تدارک ديده شده تا هم به نوعي ساختار شکني کند، يعني برخلاف ويژه برنامه هاي مناسبتي تنها با يک نفر بدون پخش وله، گفت وگو شود و آن هم درباره چند فيلم خاص و هم اعلام بازگشت دوباره فرزاد حسني به عرصه اجرا باشد و علاوه بر آن تلويزيون درباره فيلم صدرعاملي که با همکاري شبکه اول سيما ساخته شده، با يک تير دو نشان بزند و تبليغي براي اين فيلم در زمان اکران عمومي باشد.

در ابتدا فرزاد حسني از صدرعاملي درباره دو فيلم "شب" و "هر شب تنهايي" پرسيد و اين که چرا به دنبال سوژه اي مذهبي رفته. او در جواب گفت: من هر وقت عصباني مي شوم از برخي رفتارهاي اجتماعي، خودم را سرزنش مي کنم. زيرا فکر مي کنم هنرمندان و مسئولان در اين 30 سال کوتاهي کرده اند. جامعه مقتدر، بايد فرهنگ مقتدر داشته باشد.

"گل هاي داوودي" با بليت 8 تومان، 16 ميليون فروخت

وي از فيلم "گلهاي داوودي" ياد کرد و افزود: در آن زمان اين فيلم با بليت هشت تومان، 16 ميليون تومان فروخت. من هميشه دغدغه داشتم که درباره امام رضا(ع) فيلمي بسازم. الان دوران سختي است که بتوان درباره موضوعات مذهبي و معنوي فيلم ساخت که ناگهان متهم به رياکاري نشوي. سال ها بود خودم را مديون زائران امام رضا(ع) مي دانستم. چند سال پيش من و اصغر فرهادي با مهدي فرجي که آن زمان مدير گروه فيلم و سريال شبکه يک بود، مذاکره اي کرديم و فرهادي چند طرح درباره ساخت فيلم هاي مذهبي داشت که در حد يک يا دو صفحه بود، من خواهش کردم که به من بدهد و حدود دو سال بر اساس آن طرح ها فيلمنامه اي نوشتم.

تم "شب" و "هر شب تنهايي" زائر است

کارگردان "شب" و "هر شب تنهايي" گفت: تم من در اين دو فيلم زائر است. زماني که يک زائر عزم سفر مي کند تا زماني که مي رسد حال عجيبي دارد و يک سري آداب را رعايت مي کند. قصد من اين بود که بتوانم در فکر، روان، روح زائر بروم. بسيار سخت بود که بتوان اين را در فيلمي نشان داد که مردم هم آن را باور کنند.

صدرعاملي در ادامه از همکاران فيلم ساز خود انتقاد کرد که چرا فيلمي با محوريت امام رضا(ع) نمي سازند. او گفت: براساس آمارهاي آستان قدس رضوي 2 سال پيش حدود 17 ميليون زائر به مشهد سفر کرده اند و در نظر بگيريد که همين تعداد هم قصد سفر داشته اند و نتوانسته اند. يعني نصف بيشتر مردم دغدغه زيارت دارند حال با اين تعداد مخاطب چرا فيلم سازان ما نبايد فيلمي درباره اين خاندان بسازند و به موضوعات سخيف بپردازند!

وي تصريح کرد: بزرگ ترين معجزه زيارت اين است که وقتي از سفر برمي گردي، حالت خوبه. و اين خيلي خطرناک بود که اين موضوع را در فيلم به نمايش بگذاري. هر فيلم سازي وقتي بخواهد، فيلمي بسازد اول بايد در خودش تحول ايجاد شود.

اول اکران بعد نمايش در تلويزيون

اين کارگردان سينما در ادامه به وضعيت اکران فيلم هاي "شب" و "هر شب تنهايي" اشاره کرد و گفت: من از تلويزيون خواهش کرده ام که اين دو فيلم را بعد از اکران در سينماها، از تلويزيون پخش کنند.

در ادامه اين برنامه قسمت هايي از فيلم "شب" با بازي عزت الله انتظامي، مرحوم خسرو شکيبايي و امين حيايي پخش شد.

صدرعاملي از خسرو شکيبايي يادي کرد و اين که چقدر در ساخت اين فيلم همه با هم همدل بوده اند. او از سرما و برف شديد در مشهد که در زمان فيلمبرداري با آن مواجه شدند و فشردگي کار گفت و افزود: تمام گروه سعي مي کردند که آداب زيارت در حرم را رعايت کنند. آستان با ما همکاري زيادي کرد و حدود 400 نفر از هنرجويان آموزشگاه هاي بازيگري مشهد هم به ياري ما آمدند و نقش زائر را بازي کردند تا هنرپيشه هاي اصلي در ازدحام جمعيت با مشکل مواجه نشوند.

او همچنين از "هر شب تنهايي" صحبت کرد و گفت: حدود دو ماه فيلمبرداري اين فيلم طول کشيد و يک ماه رمضان هم در آنجا بوديم. اين فيلم از تنهايي آدم ها مي گويد. به قول رضا ميرکريمي، "تمام فيلم هاي جهان از تنهايي آدم ها مي گويند و کسي هم که اين فيلم ها را مي سازد از همه تنهاتر است".

کارگردان "شب" و "هر شب تنهايي" در ادامه از دغدغه خود براي ساخت قسمت سوم اين سه گانه سخن گفت و اظهار کرد: محمدرضا گوهري قسمت سوم اين سه گانه را نوشته اما برايم مهم است که بازخورد تماشاگر را از اين دو فيلم ببينم و بعد فيلم سوم را بسازم. البته مي خواست دومي هم زماني که "شب" اکران شد، بسازم اما گفتم شايد فرصت نداشته باشم. اما براي سومي کمي صبر مي کنم تا اين دو اکران شوند. قسمت سوم کاملاً در قطار مي گذرد.

ليلا حاتمي جايگزين هديه تهراني شد

وي درباره "هر شب تنهايي" نيز گفت: قرار بود در اين فيلم هديه تهراني بازي کند که به دليل بيماري نتوانست و ليلا حاتمي را انتخاب کردم و بعداً ديدم من اشتباه کرده بودم و ليلا از اول مناسب اين نقش بوده. ما در اين فيلم سناريوي از قبل آماده شده اي نداشتيم و هر شب براي ضبط پلان ها با هم مشورت مي کرديم و فردا پلان هاي مورد نظر را فيلمبرداري مي کرديم. تمام گروه از جمله حامد بهداد و ليلا حاتمي با وجود اين که بچه اش هم تازه به دنيا آمده بود، همکاري خوبي کردند.

در ادامه بخش هايي از فيلم "هر شب تنهايي" پخش شد و صدرعاملي به برگزيده شدن اين فيلم رد جشنواره مسکو و ايتاليا همچنين جشنواره فيلم شيکاگو اشاره کرد.

فرزاد حسني هم در پايان گفت: قصد ما از دعوت شما در اين برنامه اين بوده که يک کف طولاني براي شما بابت کارهاي خوبي که در سينما توليد کرده ايد، بزنيم.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387 و ساعت 2:11 |
غول برره در «اخراجي ها2» عراقي شد!
همان طور که در اخراجيها 1 ديديد که «به ريش نيست به ريشه است» در اخراجيها 2 خواهيد ديد که «خيلي ها با سکوتشان به صدا رسيدند».
آريا: احمد ايراندوست بازيگري که در سريال طنز برره نقش غول برره را داشت در فيلم «اخراجي ها2» نقش اول منفي را ايفا مي کند.

در مورد نقش خود گفت: نقش من با نقش هاي ديگر تفاوت دارد چون تسلط به زبان عربي حائز اهميّت است واينکه من در اين نقش به زبان محاوره اي خود عراقي صحبت مي کنم همين خودش به تنهايي اين فيلم را متمايز از تمام فيلم هايي که از سال 59 تا به حال درباره جبهه و جنگ ساخته شده است.

وي افزود: همان طور که در اخراجيها 1 ديديد که «به ريش نيست به ريشه است» در اخراجيها 2 خواهيد ديد که «خيلي ها با سکوتشان به صدا رسيدند».

احمد ايراندوست در ادامه به خبرنگار آريا گفت: اخراجيها2 خيلي فشرده تر و قوي تر از اخراجيها1 است و مي توانم بگويم رکورد اخراجيها1 را مي شکند و در رکورد پر فروشترين فيلم هاي ايران قرار مي گيرد.

ايراندوست در خاتمه توصيه کرد: اگر روزي CD اين کار بيرون آمد از مردم خواهش دارم که CD اين کار را نخرند و با حضور در سينماها اين فيلم را در آنجا تماشا کنند چون کارگردان، تهيه کننده و مدير توليد زحمت کشيده اند و سرمايه گذاري کرده اند و چشم اميدشان به اين مردم است که با حضور خود در سينماها پشتيبان هنرمندان باشند
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه بیستم آذر 1387 و ساعت 2:38 |

«اخراجي ها 2» چه مي گذرد؟

خبرگزاري آريا- «اخراجي ها 2»  يک روز  پس از عيد فطر صبح روز پنج شنبه 11 مهرماه کليد خورد که حلقه ابتدايي اين فيلم با يک داستان واقعي شروع مي شود.

اوايل جنگ بود که يک فروند هواپيماي جمهوري اسلامي ايران توسط يک زوج به سرقت برده شد و در خاک عراق فرود آمد که نهايتاً فرد گروگانگير بدون هيچ مزاحمتي از مهلکه گريخت و همين موضوع، موجب شد تا ده نمکي براي اتصال اخراجيها1 و اخراجيها2 به سراغ اين داستان برود، تا با روايتي داستاني، زمينه هاي طنز فيلم خود را فراهم کند.

 

 

شايد جالب ترين قسمت اخراجيها2 همين سکانس هاي هواپيما ربايي باشد چرا که از سر اتفاق خانواده مجيد سوزوکي سوار اين هواپيما هستند حالا چرا، بماند! مهم اين است که اين هواپيما قرار است توسط يک زوج گروگانگير ربوده شود و به کشور عراق برده شود و....

محوري ترين شخصيت لوکيشن هواپيما، تا پيش از ملحق شدن خانواده ها به اخراجيها، سيد جواد رضويان همان آقا غلام است که در نقش پسر خاله مجيد سوزوکي ظاهر مي شود و با چهره پردازي متفاوت خود، شيطنت هايش و دل بستن او به خانم مهماندار که نقش او را شيلا خداداد بازي مي کند، لحظات جذابي را به نمايش مي گذارد.

اوج اين لحظات در جايي است که آقا غلام بدون هيچ توجهي به کابين خلبان مي رود و به خلبان دو نوار کاست مي دهد که براي مسافران پخش کند که در همين حال مهماندار سر مي رسد دست آقا غلام را  لاي در مي گذارد و آقا غلام هم با همان نگاه اول شيفته خانم مهماندار مي شود .

در ادامه داستان خانواده اخراجيها که براي زيارت عازم مشهد هستند  به طور ناخواسته درگير يک حادثه تروريستي مي شوند و يک مرد و زن منافق ، هواپيمايي ايراني را به مقصد عراق مي ربايند. و اين در حالي است که درگيري شديد در منطقه نبرد ادامه دارد ، دشمن بيمارستان صحرايي را محاصره مي کند و همه اخراجيها به همراه ساير همرزمانشان اسير مي شوند دشمن با اسيرگيري گسترده قصد يک مانور تبليغاتي دارد ، همه اسرا به يک اردوگاه اسراي ثبت نام نشده منتقل مي شوند . دشمن با فراخواندن خبرنگاران خارجي و داخلي به اردوگاه و تهديد برخي از اسرا و ايجاد چند پارچگي بين آنها ، نقشه شومي در سر دارد .

تروريست ها با دشمن هم دست شده اند ، اما اسرا زير بار فشارهاي دشمن نمي روند و دشمن در بين اسرا به دنبال چهره هاي شاخص، فرمانده و روحاني مي گردد . حضور خانواده اخراجي ها بين مردم بي گناه و پخش اخبار مرتبط با آنها اسرا را همدل مي کند و نقشه دشمن براي ايجاد تفرقه و حکومت بر اردوگاه نقش بر آب مي شود ...

در اين فيلم دفاع مقدسي که نويسنده و کارگردان آن مسعود ده نمکي و تهيه کنندگي آن توسط حبيب ا.. کاسه ساز مي باشد بازيگراني همچون اکبر عبدي ( در نقش بايرام لودر )- محمد رضا شريفي نيا (درنقش حاج صالح )- امين حيايي (در نقش بيژن )- ارژنگ امير فضلي ( در نقش امير دودو)- سيد جواد هاشمي ( در نقش سيّد )- مهران رجبي ( در نقش دکتر علي از اسراي قديمي اردوگاه ) سيّد جواد رضويان ( در نقش آقا غلام پسر خاله مجيد سوزوکي ) شيلا خداداد ( در نقش  مهماندار هواپيما ) نگار فروزنده ( در نقش  خواهر مجيد سوزوکي ) نيوشا ضيغمي (در نقش دختر ميرزا ) مهراوه شريفي نيا ( در نقش زن منافق هواپيما ربا ) شهره لرستاني (در نقش همسر حاج صالح ) مينا جعفر زاده ( در نقش مادر مجيد سوزوکي ) ليلا بلوکات (در نقش خبرنگار ) نرگس محمدي (در نقش دخترپولداري است که جزء مسافران هواپيما و دختر غلامرضا اصانلو است ) قاسم زارع (  در نقش کمالي ) سپند امير سليماني (در نقش کامران معروف به دکي ) رامين پرچمي (در نقش راننده ارمني تانک معروف به وارتان ) بيوک ميرزايي (در نقش افسر عراقي ) فخر الدّين صديق شريف ( در نقش روحاني ) مير طاهر مظلومي (در نقش اسي که  لات و جزء ارازل و اوباش اردوگاه مي باشد ) منوچهر آذر ( در نقش ميرزا) امير يل ارجمند ( در نقش بهروز منافق هواپيما ربا ) سيروس کهوري نژاد (در نقش کريم سوسکه ) ابوالفضل همراه (در نقش خلبان هواپيما ) شاهرخ نورمحمدي (در نقش خلبان هواپيما) جلال پيشوائيان (در نقش فرمانده ارشد عراقي ) احمد ايران دوست (در نقش فرمانده اردوگاه ) مجيد شهرياري(در نقش اسراي قديمي اردوگاه) محسن جهانباني ، اردشير کاظمي ، يوسف قرباني ، سعيد کرمي ، امين ايماني ، سارا منجزي پور ، فائقه عابدکوهي و کامبيز ديرباز ( درنقش افتخاري ) علي اسيوند ( نقش افتخاري ) در اين پروژه عظيم که در بيست و هفتمين جشواره فجر اکران مي شود به ايفاي نقش مي پردازند .

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه بیستم آذر 1387 و ساعت 2:14 |
نامزدهاي نهايي جايزه گلدن گلاب 2009 در حالي روز پنجشنبه در بورلي‌هيلز كاليفرنيا معرفي شدند كه نام فيلم "آواز گنجشك‌ها" آخرين ساخته مجيد مجيدي هم در اين فهرست به چشم مي‌خورد. اين فيلم كه پيش از اين در جشنواره‌هاي معتبري همچون برلين و آسياپاسيفيك درخشش چشمگيري داشته، به عنوان يكي از 53 نامزد دريافت گوي طلايي گلدن‌گلاب معرفي شد.

اهميت اين جايزه در آن است كه به عنوان مهم‌ترين رخداد سينمايي، قبل از اسكار شناخته مي‌شود. كارشناسان سينما معتقدند چيزي در حدود نيمي از برندگان گلدن‌گلاب معمولا جوايز اسكار را درو مي‌كنند، اما همانطور كه ورايتي گزارش داده، 14 فيلم از 53 فيلمي كه نامزد دريافت جايزه گلدن‌گلاب شده‌اند، جزو فيلم‌هاي فرانسوي‌زبان هستند. ايتاليا هم چهار نماينده در اين رقابت‌ها دارد.

در فهرست 53 فيلم اوليه شصت‌وششمين دوره جايزه گلدن‌گلاب فيلم‌هاي آواز گنجشك‌ها (ايران)، كاپيتان ابورائد (اردن)، سه ميمون (تركيه)، سكوت راحتي است (روماني)، والس با بشير (رژيم صهيونيستي)، راز دانه (فرانسه)، سكوت لورنا (بلژيك)، لحظه‌هاي ماندگار (سوئد)، گامورا (ايتاليا)، كلاس (فرانسه)، عقده بادر مينهوف (آلمان)، تور (صربستان)، كارامازوف (جمهوري چك)، رنگ شهرت (ونزوئلا)، آخرين قدم (برزيل) و... به چشم مي‌خورد.

از حضور پرتعداد فيلم‌هاي فرانسوي در گلدن‌گلاب امسال كه بگذريم، تنها تعداد اندكي از فيلم‌هاي اين فهرست 53تايي را مي‌توان حريف‌هاي قدري براي "آواز گنجشك‌ها" دانست، فيلم‌هايي همچون گامورا، كلاس و سكوت لورنا كه ساخته برادران داردن از بلژيك است. به گزارش يونايتدپرس امسال 184 فيلم بلند، 109 برنامه تلويزيوني، هشت انيميشن و 38 مجموعه تلويزيوني در جايزه گلدن‌گلاب شركت كرده بودند.

قرار است اعطاي جوايز برتر روز 11 ژانويه 2009 طي مراسمي در لس‌آنجلس انجام شود و شبكه ‌NBC هم به صورت زنده برنامه را پخش خواهد كرد. قضيه پخش مستقيم جوايز گلدن‌گلاب از ‌NBC و مراسم مفصلي كه براي اين جوايز در بورلي‌هيلز تدارك ديده شده هم مهم است. همانطور كه نويسنده شيكاگو تريبيون نوشته، سال گذشته به دليل اعتصاب اتحاديه فيلمنامه‌‌نويسان آمريكا و حمايت ستارگان سينما از آنها، رقابت‌هاي گلدن‌گلاب به شكل مجلل هميشگي برپا نشد و تقريبا مي‌توان گفت مراسم چنداني براي آن تدارك ديده نشد.

سال گذشته فيلم انگليسي "تاوان" در رقابت با "پيرمردها كشوري ندارند" توانست گوي طلاي اين جايزه را به خود اختصاص دهد.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه هجدهم آذر 1387 و ساعت 17:22 |
 "اخراجی‌ها 2" عید قربان به پایان می‌رسد

فیلمبرداری فیلم سینمایی "اخراجی‌ها 2" به کارگردانی مسعود ده‌نمکی و تهیه‌کنندگی حبیب‌الله کاسه‌ساز فردا همزمان با عید قربان به پایان می‌رسد.
به گزارش خبرنگار مهر، فیلمبرداری دومین فیلم سینمایی ده‌نمکی 11 مهرماه همزمان با عید سعید فطر آغاز شد و فردا سه‌شنبه 19 آذرماه پرونده آن بسته می‌شود. بهزاد مصلح تدوین فیلم را به نیمه رسانده و علی علویان آن را صداگذاری می‌کند. رضا فخاریه هم برای "اخراجی‌ها 2" جلوه‌های ویژه می‌سازد.

امین حیایی، جواد رضویان، محمدرضا شریفی‌نیا، نگار فروزنده، نیوشا ضیغمی، اکبر عبدی و... بازیگران این فیلم سینمایی هستند که تورج منصوری فیلمبرداری آن را بر عهده داشته و قرار است برای نمایش در بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر آماده شود.
 

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه هجدهم آذر 1387 و ساعت 17:20 |
 ۴۴فيلم سينمايي در بخش مسابقه و يك فيلم در بخش خارج از مسابقه سومين جشنواره فيلم پليس رقابت مي كنند .
به گزارش جشنواره فيلم پليس هيات داوران اين بخش پس از بازبيني اين فيلم ها 3 تنديس جشنواره و جايزه هاي ويژه اي را به بهترين تهيه كننده بهترين كارگردان و بهترين فيلمنامه اهدا خواهد كرد.
فيلم هاي ارتفاع 6 45 (سيامك شايقي ) انعكاس (رضا كريمي ) آتش بس (تهمينه ميلاني ) بازنده (قاسم جعفري ) به آهستگي (مازيار ميري ) به همين سادگي (رضا ميركريمي ) پاپيتال (اردشير شليله ) پارك وي (فريدون جيراني ) تقاطع (ابوالحسن داوودي ) تنها دو بار زندگي مي كنيم (بهنام بهزادي ) خون بازي (رخشان بني اعتماد) دايره زنگي (پريسا بخت آور) دعوت (ابراهيم حاتمي كيا) دل شكسته (علي روئين تن ) ديوار (محمدعلي طالبي ) رفيق بد (عباس احمدي مطلق ) ريسمان باز (مهرشاد كارخاني ) و رييس (مسعود كيميايي ) از آثار حاضر در جشنواره امسال پليس هستند.
زندان زنان (منيژه حكمت ) ساكنين سرزمين سكوت (سامان سالور) ستاره است (فريدون جيراني ) ستاره مي شود (فريدون جيراني ) ستاره ها (فريدون جيراني ) سنگ كاغذ قيچي (سعيد سهيلي ) سه زن (منيژه حكمت ) شب (رسول صدرعاملي ) شبانه (اميد بنكدارـ كيوان علي محمدي ) شمعي در باد(پوران درخشنده ) شهر زيبا (اصغر فرهادي ) عصر جمعه (مونا زندي ) قرنطينه (منوچهر هادي ) قفل ساز (غلامرضا رمضاني ) كنعان (ماني حقيقي ) گناه من (مهرشاد كارخاني ) گيس بريده (جمشيد حيدري ) ما همه خوبيم (بيژن ميرباقري ) مانا (عليرضا رزازي فر) محاكمه (ايرج قادري ) محيا (اكبر خواجويي ) ميناي شهر خاموش (اميرشهاب رضويان ) نقاب (كاظم راست گفتار) هم خانه (مهرداد فريد) هميشه پاي يك زن در ميان است (كمال تبريزي ) و يك شب (نيكي كريمي ) ديگر فيلم هاي حاضر در اين رويداد هستند.
دبيرخانه جشنواره فيلم پليس اعلام كرد : فيلم « پرونده هاوانا » ساخته عليرضا رئيسيان به دليل حضور كارگردان آن در هيات داوران به صورت خارج از مسابقه نمايش داده مي شود.
سومين جشنواره فيلم پليس از 19 تا 22 آذر در تهران برگزار مي شود . 

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در یکشنبه هفدهم آذر 1387 و ساعت 18:9 |
 ۲۴فيلم سينمايي در بخش مسابقه و يك فيلم در بخش خارج از مسابقه سومين جشنواره فيلم پليس رقابت مي كنند .
به گزارش جشنواره فيلم پليس هيات داوران اين بخش پس از بازبيني اين فيلم ها 3 تنديس جشنواره و جايزه هاي ويژه اي را به بهترين تهيه كننده بهترين كارگردان و بهترين فيلمنامه اهدا خواهد كرد.
فيلم هاي ارتفاع 6 45 (سيامك شايقي ) انعكاس (رضا كريمي ) آتش بس (تهمينه ميلاني ) بازنده (قاسم جعفري ) به آهستگي (مازيار ميري ) به همين سادگي (رضا ميركريمي ) پاپيتال (اردشير شليله ) پارك وي (فريدون جيراني ) تقاطع (ابوالحسن داوودي ) تنها دو بار زندگي مي كنيم (بهنام بهزادي ) خون بازي (رخشان بني اعتماد) دايره زنگي (پريسا بخت آور) دعوت (ابراهيم حاتمي كيا) دل شكسته (علي روئين تن ) ديوار (محمدعلي طالبي ) رفيق بد (عباس احمدي مطلق ) ريسمان باز (مهرشاد كارخاني ) و رييس (مسعود كيميايي ) از آثار حاضر در جشنواره امسال پليس هستند.
زندان زنان (منيژه حكمت ) ساكنين سرزمين سكوت (سامان سالور) ستاره است (فريدون جيراني ) ستاره مي شود (فريدون جيراني ) ستاره ها (فريدون جيراني ) سنگ كاغذ قيچي (سعيد سهيلي ) سه زن (منيژه حكمت ) شب (رسول صدرعاملي ) شبانه (اميد بنكدارـ كيوان علي محمدي ) شمعي در باد(پوران درخشنده ) شهر زيبا (اصغر فرهادي ) عصر جمعه (مونا زندي ) قرنطينه (منوچهر هادي ) قفل ساز (غلامرضا رمضاني ) كنعان (ماني حقيقي ) گناه من (مهرشاد كارخاني ) گيس بريده (جمشيد حيدري ) ما همه خوبيم (بيژن ميرباقري ) مانا (عليرضا رزازي فر) محاكمه (ايرج قادري ) محيا (اكبر خواجويي ) ميناي شهر خاموش (اميرشهاب رضويان ) نقاب (كاظم راست گفتار) هم خانه (مهرداد فريد) هميشه پاي يك زن در ميان است (كمال تبريزي ) و يك شب (نيكي كريمي ) ديگر فيلم هاي حاضر در اين رويداد هستند.
دبيرخانه جشنواره فيلم پليس اعلام كرد : فيلم « پرونده هاوانا » ساخته عليرضا رئيسيان به دليل حضور كارگردان آن در هيات داوران به صورت خارج از مسابقه نمايش داده مي شود.
سومين جشنواره فيلم پليس از 19 تا 22 آذر در تهران برگزار مي شود . 

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در یکشنبه هفدهم آذر 1387 و ساعت 18:8 |
 

فارس: كارگردان سريال يوسف پيامبر (ع) در گفتگويي مفصل با خبرگزاري فارس به تمامي انتقادها پاسخ داد.

فرج الله سلحشور نويسنده و كارگردان سريال يوسف پيامبر در گفتگويي يك ساعته، با اشاره به منابع مورد استفاده در نگارش فيلمنامه، سريال يوسف را عاري از اسرائيليات دانسته و وجود هر گونه مطالب مرتبط با اين موضوع در سريال را رد كرد.

سلحشور گفت: بنده براي نگارش فيلمنامه، يك كپي از تمامي تفاسير شيعي تهيه و آنها را دقيقاً مطالعه كردم. حتي سفارش ترجمه بسياري از بخش‌هاي عربي را هم دادم تا تسلط بيشتري روي موضوع داشته باشم. بنابراين فكر نمي‌كنم موردي از اسرائيليات وارد فيلمنامه شده باشد.

در ادامه اين گفت و گو، سلحشور به موارد ديگري از جمله انتخاب بازيگران، هزينه‌هاي توليد و شايعات پيرامون سريال اشاره كرد. ايشان با بيان اينكه بازيگران موجود در سريال بهترين گزينه‌هاي موجود بوده‌اند گفت: مدت‌ها از افراد مختلف، اعم از حرفه‌اي و غير حرفه‌اي، تست گرفتيم. اما با در نظر گرفتن مؤلفه‌‌هايي از جمله ميزان گريم‌پذيري و توانايي‌هاي بازيگران، سرانجام دست به انتخاب زديم.

وي با كم‌هزينه دانستن سريال يوسف پيامبر در مقايسه با برخي از فيلم‌ها و سريال‌هاي در دست ساخت گفت:رقم‌هاي 10، 12 و حتي 14 ميليارد توماني كه در برخي رسانه‌ها براي ساخت سريال يوسف عنوان شده است به هيچ وجه واقعيت ندارد و سريال يوسف با هزينه‌اي كمتر از 7 ميليارد تومان ساخته شده است.

سلحشور در پايان از بي‌مهري‌ها و انتقادات نابجايي كه به سريال يوسف شده است ابراز گله كرد و افزود: با اين همه عنادي كه به سريال يوسف شد و با اين همه بي‌تفاوتي و بي‌مهري‌اي كه دوستان نسبت به ما داشتند ديگر انگيزه‌اي براي كار كردن ندارم.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در یکشنبه هفدهم آذر 1387 و ساعت 17:43 |
محسن رضايي فرمانده سپاه پاسداران در دوران جنگ ديروز از پروژه اخراجي ها 2 در شهرک سينمايي دفاع مقدس بازديد کرد.
برنا: به گزارش روابط عمومي پروژه اخراجي هاي 2، فرمانده سپاه پاسداران در دوران دفاع مقدي و دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام صبح ديروز (سه شنبه) در پشت صحنه فيلم اخراجي ها حضور يافت و با عوامل فيلم به گفتگو نشست.

محسن رضائي که اخراجي هاي يک را باز کننده جعبه سياه جنگ ناميده بود در مورد مضمون اخراجي هاي دو گفت: يگانگي و وحدت اقشار مختلف ملت ايران در جنگ به طور کامل محقق شد و اميدوارم در اين فيلم به خوبي به تصوير در آيد.

وي در بخش ديگري از سخنان خود گفت اميدوارم بزودي در مورد اخراجي هاي واقعي و امروزي جامعه ايراني فيلم بسازيد.

مشروح سخنان و گزارش تفصيلي بزودي منتشر مي شود.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در شنبه شانزدهم آذر 1387 و ساعت 1:29 |
فیلم سینمایی «برخورد خیلی نزدیك» به كارگردانی اسماعیل میهن‌دوست كه فیلم‌برداری آن از اواسط آبان ماه در تهران آغاز شده بود تاكنون ۳۰ درصد از فیلمبرداری خود را پشت سر گذاشته است.
بیشتر سكانس‌های «برخورد خیلی نزدیك» كه نخستین تجربه كارگردانی میهن‌دوست است، در تهران، شیراز و شمال فیلمبرداری خواهد شد.
بنا بر این گزارش، لادن مستوفی، آنا نعمتی، حمیدرضا پگاه، شاهرخ فروتنیان، سروش صحت بازیگرانی هستند كه در این فیلم سینمایی حضور دارند.
در خلاصه داستان این فیلم آمده است: تصادفی در یك بزرگراه رخ می‌دهد كه رانندگی هر اتومبیل را یك خانم به عهده دارد. راننده اتومبیل عقبی به علت مصدومیت شدید به بیمارستان منتقل و به كما فرو می‌رود. طی بررسی‌های پلیس، افسر رسیدگی كننده به پرونده به ماهیت و نحوه تصادف شك می‌كند و درمی‌یابد كه ...
بنابراین گزارش، فیلمنامه «برخورد خیلی نزدیك» برنده جایزه اول جشنواره پلیس در دوره قبل شده است.
عوامل سازنده برخورد خیلی نزدیك عبارتند از:
نویسنده، كارگردان و مجری طرح: اسماعیل میهن دوست، مدیر فیلمبرداری: فرشاد محمدی، صدابردار: مهران ملكوتی، طراح صحنه و لباس: شیوا رشیدیان، طراح چهره‌پردازی: مهرداد میركیانی، مدیرتولید: مرتضی متولی، جانشین مدیر تولید: جعفر عروجی، دستیار اول كارگردان و برنامه‌ریز: محمد نیاكان، منشی صحنه: راحله پروین‌نیا، عكاس: نغمه ارجمند، مدیر روابط عمومی: مهیار جوادی‌فر، تهیه‌كننده: محمد خزاعی با مشاركت مركز گسترش سنمای مستند و تجربی، بازیگران: لادن مستوفی، آنا نعمتی، حمیدرضا پگاه، شاهرخ فروتنیان، سروش صحت، رامین راستاد، نرگس صفدریان و ... 
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در شنبه شانزدهم آذر 1387 و ساعت 1:26 |
علی حاتمی اعتبار سینمای ملی ایران است

مهر: زنده‌یاد علی حاتمی یکی از چهره‌های شاخص هنر ایران بود که تأثیری ماندگار بر سینمای ایران گذاشت و همواره آثاری خاص با مولفه‌های سینمای ملی خلق کرد. 


 پنجشنبه چهاردهم آذرماه 87 مصادف با دوازدهمین سالگرد درگذشت علی حاتمی نویسنده و کارگردان سینما و تلویزیون است که مولفه‌های ایرانی و ملی در آثارش عامل ماندگاری آنها در تاریخ سینمای ایران است.

حاتمی سال 1323 در خیابان شاهپور، کوچه اردیبهشت متولد می‌شود. اینجا همان محله‌ای است که رضا خوشنویس "هزاردستان" از آن به عنوان نشانی محل سکونتش به مستنطق شش‌انگشتی یاد می‌کند.

حاتمی در سال‌های درس و مشق به اقتضای سن و سال، نمایشنامه‌ای کوتاه می‌نویسد و همراه دوستانش آن را در محله‌شان به اجرا درمی‌آورد. این موضوع نشان از قریحه هنری این کارگردان نام‌آور سینمای ایران دارد که در سال‌های نوجوانی هم به این هنر علاقمند بود.

او در ادامه تحصیلات پس از کلاس نهم در هنرستان آزاد هنرهای دراماتیک در رشته نمایشنامه‌نویسی ثبت‌نام می‌کند. حاتمی سال 1343 در 20 سالگی وارد دانشکده هنرهای دراماتیک می‌شود. در همین دوران و پس از رفتن به دانشکده اولین نمایشنامه خود "دیب" (دیو) را می‌نویسد و اردیبهشت 1344 آن را در تالار نمایش هنرهای دراماتیک به مدت سه شب به اجرا درمی‌آورد.

حاتمی سپس نمایش "خاتون خورشید‌باف" یا "دختر نارنج و ترنج" را در هفت پرده و سپس نمایشنامه‌های "چهل گیس"، "خاتون و شهر آفتاب و مهتاب" و " قصه حریر و مرد ماهیگیر " را می‌نویسد. نمایشنامه مدرن "آدم و حوا" یا " برج زهرمار"  که تحولی در کار حاتمی است، زمینه آشنایی او با مسئولان تلویزیون را فراهم می‌کند.

حاتمی دهه 1340 به استخدام تلویزیون ملی درمی‌آید و در بخش فیلمنامه‌نویسی این سازمان مشغول به کار می‌شود. او تا سال 1346 فعالیت هنری خود را با نوشتن فیلمنامه‌های مختلف برای تلویزیون ادامه می‌دهد و مدتی نیز برای تلویزیون روستا که آن روزها تازه تأسیس شده بود، فیلم‌های آموزشی می سازد.

البته نام او در عنوانبندی این فیلم‌ها ذکر نمی‌شود، چرا که حاتمی اعتقاد دارد تلویزیون روستا صرفاً یک عنوان است و برنامه‌های آن با واقعیت‌های زندگی روستاییان جور درنمی‌آید. او در همان سال‌ها قید این کار را می‌زند.

سال 1348 که کیمیایی، مهرجویی و تقوایی فیلم‌هایی مانند "گاو"، "قیصر" و "آرامش در حضور دیگران" را می‌سازند، حاتمی خود را برای ساخت  فیلم "حسن‌ کچل " آماده می‌کند. او در 25 سالگی "حسن کچل" را به صورت رنگی (نه سیاه و سفید که سنت فیلم‌های ایرانی آن دوران است) فیلمبرداری می‌کند.

حاتمی در "حسن کچل" همچون فیلمسازی عمل می‌کند که گویی نیم قرن از عمرش گذشته است. سبک کاری او در این فیلم مثل نمایشنامه‌های ابتدایی‌اش متأثر از سنت سخنوری و نقالی است. این فیلم کمدی موزیکال در سال 1349 در 15 سینما به نمایش در می‌آید و چهارمین فیلم پرفروش می‌شود.

حاتمی سپس فیلمنامه "طوقی" را می‌نویسد که داستانی عاشقانه بر مبنای قصه "ویس و رامین" است. پس از "قیصر" کیمیایی، این فیلم هم موجی نو در سینمای ایران به راه می‌اندازد. هر چند منتقدان آن زمان اعتقاد داشتند حاتمی در شخصیت‌پردازی "طوقی" از "قیصر" کمک گرفته، ولی او این موضوع را انکار می‌کند. "طوقی" سال 1349 به نمایش درمی‌آید و پرفروش می‌شود.

فیلم بعدی حاتمی "بابا شمل" است با همان حال و هوای "حسن کچل". آن مرحوم دوست داشت فیلمسازی خود را در روال "حسن کچل" و "بابا شمل" ادامه دهد، اما شکست تجاری فیلم و شرایط آن زمان او را به این نتیجه می‌رساند که دوره این نوع فیلم‌ها سپری شده است. در همین زمان او "قلندر" را بر مبنای باورهای عامیانه می‌سازد که سوم فروردین 1351 به نمایش درمی‌آید.

حاتمی سال1351 کمدی سیاه و تلخ "خواستگار" را می‌سازد که این فیلم هم در گیشه شکست می‌خورد. او سپس همراه با سرمایه‌گذار این فیلم، اثر تاریخی "ستارخان" را می‌سازد که گوشه‌ای از تاریخ مشروطیت ایران را به تصویر کشیده و علاقه او را به ماجراها و آدم‌های تاریخی نشان می‌دهد. اما نمایش این فیلم با انتقاد بسیاری از مورخان و منتقدان مواجه می‌شود.

او پس از نمایش این سه فیلم سال 1352 به تلویزیون بازمی‌گردد و فعالیت مجدد خود را در این سازمان با ساخت مجموعه شش قسمتی "مثنوی معنوی" آغاز می‌کند. حاتمی در شش قسمت مستقل این مجموعه حکایت‌هایی کوتاه از مولانا را به تصویر درمی‌آورد و بلافاصله مجموعه تلویزیونی "صاحبقران" را تولید می‌کند.

او سال 1355 به سازمان سینمایی "پیام" می‌رود تا فیلم "سوته‌دلان" را کلید بزند. این فیلم دی‌ماه 1356 به نمایش درمی‌آید. حاتمی سپس تولید یک مجموعه تلویزیونی عظیم را آغار می‌کند که نام اولیه آن "تهران، روزگار نو"  یا "جاده ابریشم " است اما با نام "هزاردستان" به نمایش درمی‌آید.

همزمان با انقلاب اسلامی تهیه این مجموعه با وقفه مواجه می‌شود و حاتمی در این فاصله تهیه فیلمی دیگر را با نام "حاجی واشنگتن" برای شبکه یک آغاز می‌کند که مقارن با سال 1360 است. فیلم سال 1361 در اولین جشنواره فجر نمایش داده می‌شود و پس از آن تنها در چند شهرستان کوچک امکان اکران پیدا می‌کند.

مرحوم حاتمی همان سال فیلم "کمال‌الملک" را می‌سازد که نمایش آن سال 62 با واکنش‌های متفاوت روبرو می‌شود. نگاه حاتمی در این فیلم معطوف به گوشه‌ای از تاریخ هنر ایرانی است. او با وجود نقطه نظرهای منفی و مثبتی که درباره آثار وی ارائه می‌شد، ساخت فیلمی دیگر را با عنوان "جعفر خان از فرنگ برگشته" آغاز می‌کند.

در واقع حاتمی در مقطعی این فیلم را می‌سازد که مسئله خندیدن و نخندیدن تماشاگران سینما به شدت مورد بحث بود. خود وی نیز  معتقد است "جعفر خان از فرنگ برگشته" اولین فیلم کمدی سینمای ایران در دوران پس از انقلاب است.

همان سال‌ها حاتمی که یکی از دلایل متوقف ماندن مجموعه "جاده ابریشم" یا "هزار دستان" را نبود یک شهرک سینمایی می‌داند، تصمیم می‌گیرد برای ادامه تولید این مجموعه دست به ساخت شهرک سینمایی بزند که امروز یکی از بهترین و مهمترین گنجینه‌های سینمایی کشور محسوب می‌شود.

زنده‌یاد علی حاتمی پس از ساخت مجموعه تلویزیونی عظیم "هزاردستان" که با استقبالی خوب مواجه می شود، سال 1368 فیلم سینمایی "مادر" و پس از آن " دلشدگان "را می‌سازد.

پروژه بعد وی "ملکه‌های برفی" است که تا مرحله تدارکات نیز پیش می‌رود. حاتمی به طور همزمان فیلمنامه "آخرین پیامبر" را نیز آماده می‌کند. اما قبل از آنکه تدارکات عظیم ساخت این فیلم فراهم شود، فیلمنامه‌ای دیگر با نام "جهان‌پهلوان تختی" می‌نویسد. در میانه راه ساخت این فیلم است که بیماری فرصت به سرانجام رساندن کار را نمی‌دهد.

پرونده "جهان پهلوان تختی" پس از فوت وی با حضور بهروز افخمی بسته می‌شود. نام و یادش گرامی ... 

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در شنبه شانزدهم آذر 1387 و ساعت 1:24 |
50 فیلم سینمایی فرم درخواست حضور در بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر را تکمیل کرده‌اند و هیئت انتخاب بخش مسابقه جشنواره از هفته آینده کار بازبینی فیلم‌ها را آغاز می‌کند.
به گزارش خبرنگار مهر، دبیرخانه بیست و هفتیمن جشنواره فیلم فجر پایان آذرماه را مهلت نهایی ارائه آثار بلند سینمایی به جشنواره اعلام کرده و تاکنون فرم درخواست حضور برای 50 فیلم تکمیل شده است. تعدادی از این فیلم‌ها به دفتر جشنواره تحویل داده شده‌اند و هیئت انتخاب از هفته آینده کار بازبینی این آثار را آغار می‌کند.

در سال‌های گذشته فلیم‌های ویدئویی و سینمایی از سوی یک هیئت انتخاب مورد بازبینی قرار می‌گرفتند که امسال با جدا شدن این دو بخش از یکدیگر، هیئت بازبینی فیلم‌های ویدئویی از چندی پیش کار خود را آغاز کرده‌اند و با پایان یافتن کار این گروه، هیئت انتخاب فیلم‌های بلند سینمایی فعالیت خود را آغاز می‌کند.

معمولاً در سال‌های گذشته مجموع فیلم‌های ویدئویی و سینمایی رسیده به دفتر جشنواره 90 تا 100 فیلم بود که امسال 50 فیلم در بخش سینمایی و 88 فیلم در بخش ویدئویی ارائه شده است. دفتر جشنواره فیلم فجر در حالی خبر از رسیدن تعدادی از فیلم‌ها داده که تا پایان بازبینی آثار اسامی کارهای رسیده به دبیرخانه و اسامی هیئت انتخاب اعلام نخواهد شد.
 

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در شنبه شانزدهم آذر 1387 و ساعت 1:15 |

با افتخار مي‌گويم كه مي‌خواهم فيلم مبتذل بسازم

  سامان سالور گفت: با افتخار و با وجدان راحت اعلام مي‌كنم پس از ساخت سه‌فيلم فرهنگي، مي‌خواهم فيلم مبتذل و پر از چهره بسازم. اين كارگردان سينما که در جلسه نمايش و نقد و تحليل فيلمش «چند كيلو خرما براي مراسم تدفين» در دانشكده‌ هنرهاي زيبا سخن مي‌گفت، با بيان اين مطلب ادامه داد: از اين پس مي‌خواهم فيلم مبتذل و اتوبوسي بسازم و مي‌دانم منتقدان اظهار تاسف مي‌كنند كه اين فيلمساز چرا به اين ورطه افتاد. او ادامه داد: فيلم‌هاي فرهنگي مانند «خواب تلخ»، «چند كيلو خرما» و... حق دارند در شهر 20 ميليوني تهران دوسالن سينما براي اكران و ديده‌شدن داشته باشند، اما اين آثار تنها در برخي از جشنواره‌ها فرصت ديده‌شدن پيدا مي‌كنند، درحالي‌كه سينماي ما به اين سمت رفته كه فيلم‌هايي را اكران مي‌كند كه در نام آنها واژه‌ «زن» وجود داشته باشد. سالور با انتقاد فراوان از وضعيت اكران فيلم‌هاي خاص در ايران خاطرنشان كرد: اي كاش منتقدان ما از اين نوع سينما حمايت مي‌كردند، همچنان‌كه در دهه‌ 60 چنين كردند، اما امروزه هيچ‌كس از سلطان‌هايي كه سينماي ايران را به حرمسراهايشان تبديل كرده‌اند، انتقاد نمي‌كند. اين كارگردان سينما متذكر شد: امروزه روي سردر تمام سينماهاي ما چهره‌هاي تكراري را مي‌بينيم. وضعيت اكران ما را سينما‌داران تعيين مي‌كنند، اما چرا مخاطب ايراني حق ندارد در ميان انبوه فيلم‌هاي مبتذل، فيلم متفاوت هم ببيند. ديدگاهي وجود دارد كه مي‌ترسد مردم حتا براي يك لحظه هم كه شده، با ديدن يك فيلم به تفكر وادار شوند. سالور در مقابل پرسش يكي از دانشجويان كه فيلم «چند كيلو خرما...» را جشنواره‌اي توصيف كرده بود، عنوان كرد: تنها به راضي ‌بودن مخاطب ايراني مي‌انديشم، اما مخاطبان ما اجازه ديدن اين فيلم‌ها را ندارند و تنها فرصت ديده‌شدن اين فيلم‌ها، شركت در جشنواره‌ها است. البته زماني كه اين فيلم را مي‌ساختم، تصور نمي‌كردم حتا به جشنواره‌ دارقوز‌آباد دعوت شود، همين‌ فيلم كه حتا يك ريال از سينماي ايران كمك نگرفته و در يك سالن هم اكران نشده، در جشنواره لوكارنو آبروي سينماي ايران را خريد. هفت‌هزار تماشاگر بعد از اكران آن ايستادند و سينماي ايران را تشويق كردند. او ياد‌آور شد: 15 روز پيش از ساخته‌شدن اين فيلم قرار بود، محمدرضا فروتن و جواد رضويان در آن بازي كنند و اگر چنين مي‌شد، فيلم حتماً اكران شده بود، بنابراين مهم نيست چه مي‌سازيم، بلكه مهم است كه چه‌كسي مي‌سازد، در حالي‌كه اطمينان دارم اگر فيلم‌هايي مانند «خواب تلخ» يا «آفسايد» اكران مي‌شدند، حتماً به فروش خوبي دست پيدا مي‌كردند. او درباره نوع كاراكترهاي فيلم خود هم توضيح داد: دلبسته آدم‌هاي حاشيه‌اي هستم كه كمتر با جامعه مدرن و اجتماع امروز سرو‌كار دارند. نوع رفتار، زندگي و عشق اين افراد برايم جالب است و اين دلبستگي به شكل كاملاً ناخود‌آگاه در هر سه فيلمم وجود دارد. او با ارايه توضيحاتي درباره‌ شكل‌گيري اين فيلم درباره‌ سياه‌ و سفيد بودن آن هم گفت: نوع زندگي و عشق شخصيت‌هاي اين فيلم خيلي رنگ نداشت و چون قصد داشتيم فيلم را زمستان توليد كنيم، بهتر ديديم فيلم را به‌صورت سياه‌ و سفيد بسازيم. هرچند كه با اين كار 90 درصد خريداران تلويزيوني و خارجي را از دست داديم اما هرگز از اين تصميم پشيمان نيستم. در اين نشست نيما حسني‌نسب كه به‌عنوان منتقد ميهمان در جلسه حضور داشت، فيلم «چند كيلو خرما» را اثري جمع‌وجور دانست كه با همدلي و اعتقاد سازندگانش ساخته شده و به دلايلي مورد قبول و پسند جشنواره‌هاي خارجي هم قرار گرفته، اما فيلمي نيست كه به قصد حضور در جشنواره‌هاي خارجي ساخته شده باشد، هرچند برخي فيلم‌هاي ايراني دقيقاً با همين قصد ساخته مي‌شوند. او بهترين راه ورود به اين فيلم را توجه به تصاوير سياه و سفيد آن دانست كه به آبستره و انتزاعي شدن فيلم كمك كرده است. او در پاسخ به پرسش يكي از دانشجويان مبني ‌بر وجود سينماي جشنواره‌اي توضيح داد: وجود چنين سينمايي در ايران غيرقابل انكار است و عده‌اي از اين فضا همان اندازه سوء‌استفاده مي‌كنند كه عده ديگر از فضاي سينماي مبتذل. نمي‌توان منكر شد كه عده‌اي از سينماگران ما از اكران‌ نشدن آثارشان سود مي‌برند، هم جايزه‌ حقوق بشر مي‌گيرند و هم به لحاظ مالي مورد حمايت قرار مي‌گيرند. او سپس خطاب به سالور گفت: به شما قول مي‌دهم نمي‌توانيد فيلم مبتذل بسازيد، چون ساخت فيلم مبتذل، كارگردان كاربلد خودش را مي‌خواهد اما اگر فيلمي قصه‌گو با حضور ستارگان سينما ساختيد كه فيلم خوبي شد، تصور نكنيد نسبت به سه‌ فيلم قبلي‌تان نزول كرده‌ايد.او تصريح كرد: فيلم جشنواره‌اي هم خوب و بد دارد و نبايد روي اسامي ارزش‌گذاري كنيم. بخشي از سينماي ايران آثاري را توليد كرده‌اند كه مورد پسند مخاطبان فرهنگي قرار گرفته و البته شكل اين نوع فيلم‌ها ثابت نمانده و تغيير كرده است و در يك دوره‌اي حضور سينماي ايران در جشنواره‌هاي خارجي بسيار غيرعادي بود كه خوشبختانه امروز به تعادل رسيده است. سالور در اين‌باره توضيح داد: به‌خاطر حضور كمرنگ سينماي ايران در جهان بايد نگران باشيم. اگر سينماي آفريقا و آمريكاي جنوبي جاي سينماي ما را گرفت، نمي‌توانيم بگوييم كه به تعادل رسيده‌ايم، اينها نشانه عدم‌حمايت از سينماي فرهنگي است. بايد نگران باشيم كه چرا سينماي ما از «سارا» به «سنتوري» رسيده كه همين فيلم هم اجازه اكران پيدا نكرده است. در آغاز اين جلسه حسني‌نسب عنوان كرد: براي ورود به دانشگاه تهران 30 دقيقه معطل شده؛ چراكه مامور دم در اجازه‌ ورود او را نمي‌داده است و اين درحالي است كه از يك هفته پيش به‌عنوان منتقد ميهمان دعوت شده است. در پايان اين نشست لوح ياد‌بود و هديه توسط دكتر واعظي‌پور، يكي از اعضاي هيات علمي پرديس هنرهاي زيبا به سالور و حسني‌نسب اهدا شد.

 

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در شنبه شانزدهم آذر 1387 و ساعت 1:13 |
فروتن، اسکندری، شاهرخ‌شاهی، ابر، عبدی، مصفا و...
15 گفتگو با 15 بازیگر سینمای ایران / کجا بازی می‌کنید؟ پیشنهاد جدیدی دارید؟
15 گفتگو با 15 بازیگر سینمای ایران / کجا بازی می‌کنید؟ پیشنهاد جدیدی دارید؟


سینمای ما - مریم ضیغمی: جمع كثیری از هنرپیشه های سینمای ایران مشغول بازی در پروژه های مختلف بودند گوشی آن ها خاموش یا به روی پیام گیر بود. طی تماس های مكرر آخرین فعالیت های هنری هنرپیشه ها و كارهای آماده نمایش آن ها را جویا شدیم.


محمد رضا فروتن


محمد رضا فروتن بازیگر خوش تكنیك كشورمان در رابطه با آخرین فعالیت هنری خود گفت: در فیلم سینمایی شبانه روز به كارگردانی امید بنكدار و كیوان علیمحمدی بازی كردم.وی با اشاره به این كه پیشنهاد جدید كاری ندارد افزود: در این فیلم در نقش یك بازیگر بازی می كنم.فروتن در پاسخ به این كه درباره ویژگی نقش خود برایمان بگویند گفت: قرار مصاحبه نبود. انشاء ا... بگذارید فیلمی از من اكران شود با هم در آن رابطه به گفت و گو می نشینیم.فروتن هم اكنون كنعان را روی پرده سینماهای كشور دارد.همچنین بازی او در فیلم سینمایی پستچی 3 بار در نمی زند چند روز پیش به پایان رسید.


لاله اسكندری


لاله اسكندری نیز با اشاره به این كه هم اكنون نمایشگاه عكس خود را بر پا كرده است گفت: این نمایشگاه بیست و دوم آبان دایر شد و 42 قطعه عكس خود را كه طی 5 تا 6 سال اخیر گرفته ام در معرض دید عموم قرار داده ام.وی افزود: در سریالی با نام در چشم باد به كارگردانی مسعود جعفری جوزانی بازی می كنم كه منتظر بخش آمریكا هستیم تا سفرمان برای این بخش مهیا شود تا بازی ام در كنار كامبیز دیرباز و پارسا پیروزفر در سریال به پایان برسد.اسكندری اظهار داشت: نقش فخرالسادات عروس خانواده ایرانی را بازی می كنم كه به نوعی قهرمان داستان است و نقش همسرم را آقای دیرباز ایفا می كند.وی تصریح كرد: همچنین 2 فیلم سینمایی مخمصه و شوریده كه هر 2 به كارگردانی محمد علی سجادی است را آماده نمایش درسینماهای كشور دارم.اسكندری در رابطه با همكاری خود با محمد علی سجادی گفت: از سبك و طرز كار آقای سجادی خوشم می آید و خوشحالم كه در این 2 پروژه توفیق همكاری با ایشان نصیبم شد.وی ادامه داد: چندی پیش نیز در فیلم تلویزیونی مهمانخانه ای در برف به كارگردانی سعید سلطانی بازی كردم كه از رسانه ملی پخش شد.


اكبر عبدی


اكبر عبدی بازیگر توانا و با استعداد كشورمان نیز گفت: هم اكنون در فیلم سینمایی اخراجی ها2 به كارگردانی مسعود ده نمكی مشغول ایفای نقش هستم.وی افزود: من در همان نقش سابق اخراجی ها بایرام ظاهر شده ام.عبدی ادامه داد: محمد رضا شریفی نیا، امین حیایی، جواد رضویان، میرطاهر مظلومی، حسام نواب صفوی، ارژنگ امیر فضلی و جمع كثیری از بازیگران برجسته كشور در اخراجی ها2 بازی می كنند.


پگاه آهنگرانی


پگاه آهنگرانی بازیگر جوان سینمای ایران نیز گفت: فیلم سینمایی آتش سبز را آماده نمایش دارم.آهنگرانی كه بازی زیبایی در زندان زنان ایفا كرد اظهار داشت: همچنین فیلم سه زن به كارگردانی مادرم منیژه حكمت روی پرده سینماهاست. وی ادامه داد: این فیلم تصویرگر زندگی 3 زن از نسل های مختلف است كه من نقش نسل جوان این فیلم را بازی می كنم.آهنگرانی با اشاره به همكاری خود در فیلم مادرش تصریح كرد: بازی كردن در فیلم مادرم بد نبود ولی مشكلاتی دارد كه نمی شود پای تلفن صحبت كرد.


شهرام حقیقت دوست


شهرام حقیقت دوست بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون در رابطه با فعالیت اخیر خود گفت: در حال حاضر مشغول تمرین 2 تئاتر هستم كه یكی از آن ها به كارگردانی محسن كیانی و دیگری به كارگردانی حمید رضا آذرنگ است و در حال تمرین برای اجرای عموم هستیم.وی افزود: همچنین 3 فیلم سینمایی نیز آماده نمایش دارم. موش به كارگردانی شاهد احمدلو، مخمصه به كارگردانی محمد علی سجادی و احضار شدگان نیز به كارگردانی آرش معیریان از جمله فیلم هایی است كه در آن ها بازی كرده ام.حقیقت دوست اظهار داشت: پیشنهاد جدید كاری ندارم.


نیما شاهرخ شاهی


نیما شاهرخ شاهی بازیگر جوان كشورمان نیز در رابطه با فعالیت اخیر خود گفت: هم اكنون در فیلم سینمایی هفت دقیقه تا پاییز به كارگردانی علیرضا امینی بازی می كنم.وی در فیلم پارك وی فریدون جیرانی بازی درخشانی داشت افزود: در فیلم 7 دقیقه تا پاییز نقش اصلی داستان را بازی می كنم.شاهرخ شاهی ادامه داد: این فیلم ماجرای 2 خانواده را روایت می كند كه برای یكی از خانواده ها اتفاق بدی می افتد و لحظه به لحظه زندگی آن ها بدتر می شود.وی اضافه كرد: فیلم سینمایی كیش و مات را آماده نمایش دارم.


مهرانه مهین ترابی


مهرانه مهین ترابی نیز با اشاره به این كه مشغله كاری دارد و همیشه گوشی اش روی سكوت است و كم تر پاسخ تلفن هایش را می دهد گفت: در حال حاضر در پروژه جدید مرضیه برومند به نام همه بچه های من ایفای نقش می كنم.وی افزود: در این پروژه نقش زنی به نام پوران دخت را بازی می كنم.مهین ترابی اظهار داشت: فیلم سینمایی پاتو زمین نذار به كارگردانی ایرج قادری را آماده اكران در سینماهای كشور دارم.وی ادامه داد: در فیلم سینمایی پاتو زمین نذار نقش همسر آقای قادری را بازی می كنم.


علی مصفا


علی مصفا بازیگر با اخلاق سینما و تلویزیون كشورمان در رابطه با كارهای آماده نمایش خود گفت: در فیلم سینمایی دوزخ، برزخ، بهشت بازی كردم.وی افزود: این فیلم به كارگردانی بیژن میرباقری برای شركت در جشنواره فیلم فجر ساخته شده است.مصفا اظهار داشت: من در فیلم دوزخ، برزخ، بهشت در اپیزود اول كه بخش دوزخ است كنار مهتاب كرامتی هنر آفرینی می كنم. وی تصریح كرد: چند پیشنهاد كاری جدید دارم كه در حال مطالعه هستم هنوز بازی ام قطعی نشده است.


صابر ابر


صابر ابر بازیگر جوان و تازه نفس سینمای كشور نیز گفت: چندی پیش بازی ام در فیلم سینمایی «درباره الی» به كارگردانی اصغر فرهادی به پایان رسید.وی افزود: فیلم سینمایی پاداش نیز آخرین فعالیت هنری ام به شمار می آید. این فیلم توسط كمال تبریزی كارگردانی شده است.ابر اظهار داشت: به طور معمول از مصاحبه های كوتاه پرهیز می كنم و ترجیح می دهم درباره كاری كه دیده می شود در فرصتی مناسب مصاحبه ای داشته باشم.


مصطفی طاری


مصطفی طاری بازیگر تئاتر و سینما و تلویزیون گفت: در فیلم سینمایی چهره به چهره به كارگرانی علی ژكان بازی كرده ام كه هم اكنون مراحل فنی را طی می كند.وی با اشاره به نمایش این فیلم در جشنواره فیلم فجر امسال افزود: نقش مردی را بازی می كنم كه در ابتدا منفی است و رفته رفته ضد قهرمان و سپس جایگاه مثبت را پیدا می كند.


فاطمه گودرزی


فاطمه گودرزی بازیگر توانمند و فعال تلویزیون نیز در رابطه با آخرین فعالیت خود گفت: هم اكنون در فیلمی تلویزیونی به نام مرا بشناس به كارگردانی رضا گنجی نقش اصلی را بازی می كنم.وی افزود: از جمله كارهای آماده نمایشم سریال شیخ بهایی است كه قرار است بعد از سریال یوسف پیامبر از شبكه اول سیما پخش شود.گودرزی اظهار داشت: من در كنار علی نصیریان، زنده یاد خسرو شكیبایی، ژاله علو و جمعی دیگر از بازیگران در سریال شیخ بهایی بازی می كنم.وی تصریح كرد: نقش اصلی سریالی با نام پس از سال ها را به كارگردانی اكبر خواجوی ایفا می كنم.


امید زندگانی


امید زندگانی گوینده، مجری و بازیگر سینما و تئاتر و تلویزیون با اشاره به آخرین فعالیت خود گفت: در فیلم سینمایی شعری كه زندگی است به كارگردانی بهنوش باقری ایفای نقش كردم. وی با بیان این كه همچنین در تئاتری تلویزیونی با نام رویای نیمه شب بارانی نیز بازی كرده ام افزود: این تئاتر تلویزیونی به كارگردانی هادی مرزبان تولید شد و چندی پیش از شبكه 4 سیما پخش شد.زندگانی اظهار داشت: فیلم سینمایی «مقلد شیطان» افشین صادقی نیز از جمله آخرین فعالیت های هنری ام محسوب می شود.


محمد صادقی


محمد صادقی بازیگر برجسته سینما و تلویزیون كشورمان نیز گفت: هم اكنون در مجموعه تلویزیونی مختارنامه میرباقری و سریال دیكتاتور محمد رضا ورزی بازی می كنم.وی كه در سریال خواب و بیدار بازی درخشانی داشت افزود: در سریال دیكتاتور در نقش میرزا كوچك جنگلی ایفای نقش می كنم.صادقی با اشاره به كارهای آماده نمایش خود اظهار داشت: كار مناسبتی به نام ستاره خضرا در ارتباط با واقعه عاشورا آماده نمایش دارم.وی تصریح كرد: همچنین كاری با نام ماه از روی سكو نیز آماده پخش از رسانه ملی است و درباره خلیج فارس و مسائلی كه در یك شركت نفت به وقوع می پیوندد ساخته شده است.


صدرالدین حجازی


صدرالدین حجازی نیز گفت: هم اكنون در سریالی با نام پس از سال ها به كارگردانی اكبر خواجویی و تهیه كنندگی احمد كاشانچی و آقای فراهانی هنرآفرینی می كنم.وی افزود: ایفاگر نقش فردی به نام آقای جمالی هستم و قصه داستان خانه ای با معماری قدیمی كه در اصل یك میراث فرهنگی است.حجازی با اشاره به این كه نقش اصلی این سریال را فاطمه گودرزی بازی می كند، اظهار داشت: گودرزی در این سریال سعی در نگه داشتن خانه و حفظ معماری آن را دارد ولی برادر او مخالف است.وی ادامه داد: در طول قصه یك عشق سیال كهنه ولی خیلی ریشه ای و عمیق جریان دارد و در اصل قصه را این عشق با خود تا آخر می كشد و یك جور عشق اسطوره ای و قدیمی در داستان به تصویر در می آید.حجازی تصریح كرد: علاوه بر من و خانم گودرزی آقای فرامرز قریبیان و جمعی از بازیگران جوان بازی می كنند و این سریال هم اكنون در كاشان تصویر برداری آن انجام می شود و سپس گروه برای ادامه فیلم برداری به تهران باز می گردند.وی خاطر نشان كرد: در سریال مختارنامه نیز ایفای نقش كرده ام.


حمید فرخ نژاد


حمید فرخ نژاد نیز با اشاره به این كه پیشنهاد جدید كاری نداشته گفت: آخرین فعالیت هنری ام فیلم سینمایی پوسته بود.وی افزود: در آن فیلم الناز شاكر دوست هم بازی ام بود.





منبع خبر : خراسان
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه سیزدهم آذر 1387 و ساعت 18:18 |
آخرین اخبار از نیکو خردمند که در بستر بیماری بود
آخرین اخبار از نیکو خردمند که در بستر بیماری بود


سینمای ما - نيكو خردمند، هنرمند پيشكوست سينما و دوبله كه چندي پيش به دليل ناراحتي قلبي در بيمارستان بستري شده بود، اين روزها دوره نقاهت خود را در منزل سپري مي‌كند. اين هنرمند باسابقه درباره شرايط جسماني خود گفت: درحال حاضر وضعيت جسماني‌ام رضايت‌بخش است، البته كمي ضعف دارم كه براي بهبودي كامل در منزل استراحت مي‌كنم. براساس اين گزارش، اين هنرمند حدود يك‌ماه در بخش سي‌سي‌يو بيمارستان قائم كرج بستري شده بود. خردمند به دليل بروز اين مشكل ناچار شد، قراردادهاي كاري خود را در آذرماه لغو كند. قرار است سريال «قاب‌هاي خالي» با بازي اين هنرمند از شبكه دو سيما پخش شود.

منبع خبر : ایسنا
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه سیزدهم آذر 1387 و ساعت 17:48 |

آقازاده‌های سینمای ایران

  تیزهوشی مسعود کیمیایی جزو ویژگی‌های منحصر به فرد اوست که در کنار دیگر ویژگی‌های این کارگردان جلوه‌گری بیشتری دارد. پیش‌بینی او از شرایط روز جامعه و رفلکس زودهنگامش نسبت به اتفاقاتی که در آینده رقم خواهد خورد، نشانه‌ای از همین تیزهوشی است که جلوه بارز آن ساخت فیلم «سفر سنگ» بود. او در دوره‌ای دیگر از زندگی کاری‌اش باز هم وجهی دیگر از این تیزهوشی‌اش را آشکار کرد و پیش از آن‌که جامعه به باوری دوباره از جوانان برسد، کیمیایی چهره تازه‌ای از قهرمان جدیدش رو کرد. قهرمانانی که دیگر آدم‌های میانسال دهه‌های گذشته نبودند. او سال ۷۴، یعنی دو سال قبل از واقعه دوم خرداد و ایجاد موج جوان‌گرایی در جامعه، شمایل قهرمانش را تغییر داد و جوانانی از نسل آن دوره قهرمانان فیلم‌های «ضیافت» و «سلطان» شدند و بی‌شک ورود این نسل تازه در فیلم‌های کیمیایی زمینه‌ای بود برای آن‌که در سال‌های بعد او «پولاد»ش را که در آن سال‌ها نوجوانی ۱۶، ۱۷ ساله بود، به قهرمان اول فیلم‌هایش بدل کند. کیمیایی آرام آرام قهرمان آینده‌اش را وارد دنیای فیلم‌هایش کرد و او را از حاشیه به متن آورد. حضور کوتاه او در فیلم ناموفق «تجارت» بعد‌ها با قرار گرفتن در کنار قهرمانانی چون «سلطان» و «امیرعلی» به تدریج تصویر قهرمان آینده کیمیایی را شکل داد. این روند منطقی که کیمیایی پدر برای پولاد درنظر گرفته بود، در «سربازهای جمعه» به نقطه ماقبل آخر رسید؛ یعنی همان‌جایی که پس از آن می‌بایست او برگ برنده‌ای که سال‌ها روی آن کار کرده بود را رو می‌کرد. همان گمشده‌ای که کیمیایی پس از بهروز وثوقی دربه‌در در پی یافتنش بود، هرچند در برهه‌ای با حضور عرب‌نیا و فروتن گفته شد که او آن حلقه مفقوده را یافته، اما همکاری او با اولی دوام چندانی نیافت و دومی‌ نیز در دو همکاری آخرش با کیمیایی مجالی برای ارایه خود پیدا نکرده بود و همین موجب شد تا همگان در انتظار قهرمان جدید کیمیایی باشند و «حکم» پایان این انتظار بود. پولاد در هیبت آدمکشی حرفه‌ای آنچنان در قالب نقش نشسته بود که توانست در برابر درخشش بازیگرانی مثل عزت‌ا... انتظامی‌، لیلا حاتمی ‌و خسرو شکیبایی درخشش دیگری داشته باشد. گویی در جایی که همگان به تحسین پولاد در اجرای این نقش پرداختند، کیمیایی نفسی راحت از اعماق وجود کشید و سرمایه‌گذاری او نتیجه داد. او حالا از بابت داشتن قهرمانی با ویژگی‌های مورد نظرش خیالش راحت شد و بر همین اساس است که با خیالی آسوده اعلام می‌کند که در صورت ساخت «شریک»، این پولاد است که نقش اول فیلمش را ایفا می‌کند. او حالا به پاس تیزهوشی کیمیایی بزرگ تبدیل به بازیگری شده با امضای مستقل از پدر، که تداوم آن فقط با انتخاب‌های صحیح حاصل می‌شود. تا به اینجا مخاطبان چهره او را در آثار دیگری چون «صحنه جرم ورود ممنوع» و مجموعه «مرگ تدریجی یک رویا» که پدرش کارگردان آنها نبوده، دیده است. ایفای نقش آراس مشرقی در مجموعه جیرانی، او را به چهره‌ای شناخته‌شده در نزد عامه مخاطبان تبدیل کرده است. بی‌شک دست پیدا کردن به مخاطب عام از طریق رسانه تلویزیون هدفی است که پولاد آن را مدنظر خود قرار داده و شاید در پی اتخاذ این سیاست است که بازی در مجموعه مناسبتی «خونمردگی» را می‌پذیرد؛ مجموعه‌ای که بی‌شک به خاطر پخش شبانه‌اش مخاطبان زیادی را جذب خود خواهد کرد. لیلا حاتمی، خارج از سایه پدر هیچ‌گاه زیر سایه پدر قرار نداشت و زمانی اولین حضور حرفه‌ای‌اش را در سینما تجربه کرد که علی حاتمی ‌روزهای آخر زندگی‌اش را در بستر بیماری طی می‌کرد و درست در نیمه‌های تولید «لیلا» بود که پدرش از دنیا رفت. البته او پیش از آن تجربه‌های کوتاهی با علی حاتمی‌ داشت که شاخص‌ترین آن نقشی بود که در دلشدگان ایفا کرد. اما «لیلا» آغازی بود برای دوران حرفه‌ای لیلا حاتمی؛ شروعی رویایی، با یک شاه‌‌نقش که او از آن نهایت استفاده را برد و توانست موقعیتش را به عنوان یک بازیگر حرفه‌ای در سینما تثبیت کند. چهره آرام و لحن صدای او موجب شد تا نقش‌های از جنس «لیلا» در ادامه به او پیشنهاد شود، اما او در میان انبوه پیشنهادهایش، بازی در نقش «شیدا» را پذیرفت. اما حاتمی‌ در ادامه راه در تلاش بود تا شمایلی که از او در اذهان نقش بسته را بشکند و بر همین اساس بود که نقش زنی خیابانی را در فیلم «آب و آتش» جیرانی پذیرفت و با اجرای صحیح این نقش توانست از قالب همیشگی خود خارج شود. این فیلم اگر برای سازنده‌اش و یا پرویز پرستویی امتیازی نداشت، اما برای حاتمی‌ یک اتفاق تازه بود که برایش تندیس پنجمین جشن سینمای ایران را هم به ارمغان آورد. ایفای نقش مادر پسربچه‌ای ده، دوازده ساله در فیلم «مربای شیرین» مرضیه برومند تلاش دیگری بود از او تا بار دیگر خود را در نقشی تازه محک بزند. او در حالی بازی در این نقش را پذیرفت که کمتر بازیگر همسن و سال او حاضر می‌شد در آن شرایط نقش یک مادر را ایفا کند. «سالاد فصل» و «حکم» دیگر نقش‌های متفاوت کارنامه لیلا حاتمی‌ هستند که او به مانند اکثر کارهایش به درستی از ایفای آنها بر آمد. او طی سال‌ها فعالیت خود در عرصه بازیگری، تجربیات دیگری چون «شاعر زباله‌ها»، «سیمای زنی در دوردست»، «ارتفاع پست»، «ایستگاه متروک» و... دارد؛ فیلم‌هایی که هرچند شمای آشنای لیلا حاتمی ‌را در ذهن مخاطب ترسیم می‌کرد، اما در اکثر این آثار حاتمی‌ با دریافت درست از نقش‌ها توانست وجهه‌ای تازه به کاراکترهایش جلوه‌گر کند. او اخیراً تجربه‌ای نو در فیلم «بی‌پولی» داشته که باید تا جشنواره فجر در انتظار ماحصل کار او بنشینیم. گلشیفته و شقایق فراهانی، خواهران غریب خواهران فراهانی، صرف‌نظر از مقوله کوچکتر بزرگتری، در بازیگری هم مسیرهای متفاوتی را پیموده‌اند. شقایق، در تئاتر بازیگر نسبتاً خوبی نشان داده، مثلاً در نمایشی که به کارگردانی پدرش بهزاد فراهانی و برداشتی آزاد از داش‌آکل صادق هدایت بود، بازی خوبی از خود به نمایش گذاشت. در سینما هم، در فیلمی‌ چون «چتری برای دو نفر» بازی متفاوت و پیچیده‌ای را از او شاهد بودیم، اما به هر حال، «طوطیا» یا «عشق کافی نیست» و امثال آنها چندان اعتباری برای بازیگرش به ارمغان نمی‌آورند. اما حقیقت این است که سینما سنگ محک دیگری برای گلشیفته بوده است. از اولین فیلم عمرش، درخت گلابی، به‌راحتی می‌شد بارقه‌های استعداد را در بازی عجیب اما ملموس و طبیعی‌اش دید. اما به‌رغم همه واکنش‌های مثبت، هنوز می‌شد نگران بود. نگران استعداد کودک و نوجوانی که ظهور می‌کند و با بلوغ و بزرگسالی دیگر نشانی از آن باقی نمی‌ماند. اما گلشیفته متفاوت بود. پس از چند سال غیبت شاهد بازگشت دوباره او بودیم. دوره‌ای که «بوتیک» سرآغاز موفق آن محسوب می‌شد. طبیعی بود که سینمای ایران قدم این چهره مستعد و جدید را مبارک بشمارد و از آن به بعد سیل پیشنهادها بود که به سوی او سرازیر می‌شد. تقریباً هر فیلم یا سریالی که دختری جوان را محور قرار داده بود، او را می‌خواست، اما از بین همه آنها، «میم مثل مادر»، «اشک سرما» و «سنتوری» آثار مهمتری هستند. «میم مثل مادر» قرار است اثری باشد در ستایش جایگاه مادر، اما این‌که هست یا نیست، ربطی به تلاش مستقل گلشیفته برای ترسیم پرتره دردکشیده مادر ایرانی ندارد. او امضای خود را پای اثر می‌گذارد. یا در «اشک سرما»، او دختری‌ است ساده، چوپانی در میان برف و کوه و توطئه و مرگ که لطافت و معصومیتش قربانی خشونت بی‌رحم جنگ می‌شود. «سنتوری» هم جلوه متفاوتی‌ است از چهره تیپیکال دختر شهری متوسط که در ضمن همسر یک هنرمند هم هست. تفاوت جنس بازی او در دوران عاشقی و بعد، آن دعواهای وحشتناک خیره‌کننده است. گویی بازیگر مورد علاقه ما، فیلم به فیلم، همزمان با بالا رفتن سن، پخته‌تر شده و غریزه شگفت‌انگیزش را با تجربه و تکنیک آمیخته است. حالا هم، با دی‌کاپریو و راسل کرو همبازی شده و اسطوره‌ای چون ریدلی اسکات هدایتش کرده که اگر تداوم داشته باشد و بتواند با تسلط بر آن زبان و فرهنگ، خود را با شرایط سینمای فوق‌حرفه‌ای ‌هالیوود وفق دهد، قطعاً شایسته اسکار خواهد بود. بالاخره کمتر از شهره آغداشلو که نیست، هست؟ ملیکا و مهراوه شریفی‌نیا؛ خواهران قریب حکایت مهراوه و ملیکا مثل شقایق و گلشیفته است. البته مهم نیست کی به کی برتری دارد، به هر حال هر کسی راه خودش را می‌رود اما انتخاب‌های درست مبتنی بر استعداد و علاقه هم جایگاه خودش را دارد. ملیکا شاید چندان علاقه‌ای به بازیگری نداشته باشد، چون مهمترین نقش سینمایی‌اش به «مهمان مامان» (۱۳۸۲) بازمی‌گردد اما مهراوه که او را با نقش کوتاهش در «زیر پوست شهر» می‌شناختیم، به یک‌باره با «ساعت شنی» و «روز حسرت» جلوه‌هایی دیگر از قدرت بازیگری‌اش را نشانمان داد؛ نقش‌های پررنگ و پیچیده‌ای که اجرایشان از عهده هر کسی برنمی‌آید. البته شاید همه نقش زن درگیر اعتیاد را با پانته‌آ بهرام به یاد بیاورند، چنان‌که مرد معتاد هم متبادر با نام بهروز وثوقی‌ است، اما دقیقاً همین‌جاست که ارزش کار بهرام رادان و مهراوه شریفی‌نیا معلوم می‌شود؛ این‌که از اسطوره‌ها عبور کنی و بتوانی نامت را به کمک استعداد و تلاش و شاید عشق به هنرت در حافظه شلوغ و سلبی مخاطب، ثبت کنی. نکته دیگر گریز از کلیشه‌ها است، تکرار در نقش زن عبوس و بداخلاق که مشکلاتی عموماً غیرعادی دارد، او را تهدید می‌کند. مهراوه نباید، ترانه همیشه ۱۵ ساله باقی بماند. باران کوثری، از تبار بانوی اردیبهشت باران کوثری، قطعاً نمونه موفق off spring‌هاست؛ کسی که خودش را از سایه مادرش فراتر برد و مستقلاً جایگاه ویژه‌اش را در سینمای ایران به‌دست آورد. شاید تماشاگران «روسری آبی» فکرش را هم نمی‌کردند که دختر کوچولوی شیطان فیلم، روزی به یکی از امیدهای این سینما تبدیل شود. حتا «زیر پوست شهر» هم نشان چندانی از آن «امید» و این «آینده» نداشت. اما «رقص در غبار» و پی‌آیندهای دیگر، اذعان سینمادوستان را متوجه استعدادی نوظهور کرد. در این میان، «خون‌بازی»، «روز سوم» و مجموعه تلویزیونی «صاحبدلان» نقاط اوج کارنامه باران هستند. اولی، تبدیل شده به آزمون بازیگری برای هنرمندی که می‌خواهد خود را ثابت کند و البته نقش‌های خاصی همیشه جواب می‌دهد. معتاد، عقب‌مانده، بیمار و... همیشه بستری برای ظهور قدرت بازیگری بوده‌اند و باران هم در «خون‌بازی» قدر این فرصت را می‌داند. «روز سوم» هم چالشی دریغ‌انگیز در نقشی دشوار است. بهره درست و حرفه‌ای از صدا و چهره، یکی از اوج‌های کارنامه باران را رقم می‌زند. اما و فقط یک نکته؛ پیشتر، از انتخاب درست گفتیم. انعطاف‌پذیری هم یکی‌ دیگر از رازهای بازیگران بزرگ است؛ فرار از نقش‌های تکراری و تلاش برای دستیابی به افق‌های نو. بازی در «توفیق اجباری»ها قطعاً ثمره چندانی برای یک عاشق نخواهد داشت. پگاه آهنگرانی، همچنان با کفش‌های کتانی برای بودن و ماندن در هنر –صنعت– رسانه بی‌رحمی ‌چون سینما، فرزند سینماگر بودن یک امتیاز برای شروع است اما «ماندن» و «اثبات»، بستگی تمام به شایستگی‌های هنرمند دارد. «دختری با کفش‌های کتانی» شروعی رویایی برای پگاه آهنگرانی بود. بودن میان حرفه‌ای‌ها و استخوان خردکرده‌های بازیگری و فیلمی‌ که حول تو می‌چرخد. شاید بتوان گفت، او بود که دوره جدیدی از حضور دختران نوجوان و جوان در سینمای ایران را آغاز کرد. اما حضور پگاه تا «زندان زنان» چند سالی به تعویق افتاد. این فیلم، اما بیشتر متعلق به رویا نونهالی و رویا تیموریان بود تا او. هر چند می‌شد تلاشش را برای درآوردن نقش به عینه دید و این دقیقاً رمز بازیگران بزرگ است. کسی نباید این «تلاش» و مرارت را ببیند و این نقش و فقط نقش است که باید دید و ثبت شود. پگاه چندان پرکار نیست و نمی‌توان با یکی دو نقش، قضاوت درستی درباره جایگاهش در بازیگری داشت. حتا «سه زن» هم نمی‌تواند معیار نهایی باشد. شاید، باید همچنان منتظر بمانیم. رضا داودنژاد، به دنبال پدر دقیقاً نمی‌توان جایگاه رضا داودنژاد را در این سینما مشخص کرد. بازیگر، دستیار کارگردان و برنامه‌ریز، سرمایه‌گذار، تهیه‌کننده، مشاور و یا مجموعه‌ای از همه اینها، شبیه به نقشی که محمدرضا شریفی‌نیا ایفا می‌کند! استقلال، واژه شریفی‌ است. همانی که نیکلاس کیج برای رسیدن به آن، حتا نامش را عوض کرد که زیر دین عمویش، فورد کوپولای کبیر نباشد و یا آنجلینا جولی که مدت‌ها است از پدرش جان وویت جلو زده. همراه پدر بودن و از نفوذ و تاثیر او برای پیشرفت در مسیر حرفه زندگی استفاده کردن، اصولاً چیز بدی نیست. اما در عین حال تلاش موازی برای ساخت دنیای شخصی و استقلال هنری هم ارجمند است. خطاب این سطور، به همه off spring‌هاست. اعتقاد چندانی به شانس و اقبال ندارم. اگر آنها دارای جایگاه و اعتبار در این سینما هستند، مرهون استعداد و کوشش خودشان است. حکایت پدر و مادری‌ است که فرزندشان را به ۷ سالگی می‌رسانند و بعد دستشان را می‌گیرند و می‌برندشان دم مدرسه. از آنجا به بعد خود آن بچه است که سرنوشتش را رقم می‌زند. شاگرد تنبل داریم و شاگرد زرنگ و یادمان باشد فرزند آلبرت انیشتین اصلاً نابغه نبود.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه سیزدهم آذر 1387 و ساعت 17:44 |
دهنمکی را می کشند و برایش گریه می کنند! چاپ
 دوشنبه شب به همراه چند نفر از دوستان، به پشت صحنه"اخراجی ها۲" رفتیم و از نزدیک شاهد یکی از ویژه ترین پلانهای این فیلم بودیم.گزارش مختصری از این دیدار چند ساعته را برای خبرگزاری برنا تهیه کردیم که حاشیه هایی در پی داشت.
دوشنبه شب به همراه چند نفر از دوستان، به پشت صحنه"اخراجی ها۲" رفتیم و از نزدیک شاهد یکی از ویژه ترین پلانهای این فیلم بودیم.
گزارش مختصری از این دیدار چند ساعته را برای خبرگزاری برنا تهیه کردیم که حاشیه هایی در پی داشت. در یکی از پاراگراف های این گزارش، جریانی را نقل کردیم که واقعیت داشت و نشان می داد که در پروژه اخراجیها۲، اثری از حیف و میل بیت المال و هزینه پول های باد آورده و کلان نیست.
چند ساعت از انتشار این مطلب نگذشته بود که خبر رسید برخی بدخواهان، این مطلب را یک کلاغ، چهل کلاغ کرده و به گوش آقای کارگردان رسانده اند. یکی از دوستان زنگ زد و خبر از ناراحتی دهنمکی داد و گفت که به خاطر فشارهای موجود، خبر را تعلیق یا آن پاراگراف را حذف کنید!
اگرچه باردیگر عوامل پیدا و ناپیدای مخالفت با موفقیت های ده نمکی که باعث افتخار فرهنگ و هنر متعهد در عرصه سینماست، دست به کار شده و پیروز شدند ولی ما به لطف خدا، به حمایت های خبری خود ادامه می دهیم.
من هنوز معتقدم نباید بگذاریم برخی سودجویان مثل روزنامه فرهنگی جدیدی که به سردبیری چهره ای تلویزیونی منتشر می شود، اول، مسعود ده نمکی را به نفع خود مصادره کرده و پس از آن سرش را ببرند و برای مرگش سیاه برتن کرده و گریه کنند.
تا وقتی که مسعود ده نمکی دغدغه انقلاب و برو بچه های زجر کشیده جنگ را دارد متعلق به جریان خودی فرهنگ و هنر انقلاب است و ما به عنوان سربازی کوچک در عرصه رسانه، تا آخرین لحظه حمایتش می کنیم و با موفقیت هایش، قلبمان شاد می شود.
و این خاری باشد برچشمان حاسدانی که پیش از این امید داشتیم با پخش اخراجی ها در تلویزیون شاهد سوختنشان مقابل صدا و سیما باشیم!  
   
 
 
 
 
   شبکه خبری برنا 

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه سیزدهم آذر 1387 و ساعت 17:44 |
به همراه گفتگوهایی با جواد نوروزبیگی، فرهاد اصلانی و مهراوه شریفی‌نیا؛
گزارشی از پشت صحنه سریال «آشپزباشی» ساخته محمدرضا هنرمند
گزارشی از پشت صحنه سریال «آشپزباشی» ساخته محمدرضا هنرمند




 

 


سینمای ما - سال گذشته ایتالیایی‌ها به آقای کارگردان تندیسی اهدا کرده بودند که نمادی از اهمیت تلویزیون در زندگی انسان امروز به شمار می‌رفت؛ تندیسی با یک قطعه الماس برای اثری که نه تنها به حضور این رسانه‌ مهجور در ایران وقاری خاص بخشید، بلکه در طول برگزاری جشنواره تولیدات تلویزیونی ایتالیا هم، با واکنش‌های مشابهی از سوی امریکایی‌ها، هندی‌ها، هنگ کنگی‌ها، ایرلندی‌ها و بیش از همه ایتالیایی‌ها مواجه شد. آنها همه محو جزئیاتی شده بودند که استمرار زندگی، آنها را برای ما عادی کرده است. مثل دورٍ هم جمع شدن اعضای خانواده، نشستن روی زمین و سالاد درست کردن زن‌های خانه، نان سنگک آوردن دایی که خودش نانوا بود و...
اما« آشپزباشی» این بار آدم‌هایش را از سمت و سوی دیگری از جامعه انتخاب کرده است. من آدم‌های این قصه را در خانه شان در حالی‌که پروژکتورها، ریل‌ها، دوربین، سیم‌ها و بوم‌ها و هنرمندان بسیاری دور و بر زندگی‌شان می‌چرخند ملاقات می‌کنم. در حالی‌که هر حرکتشان رو به دوربین‌هایی است که احوال درونی شان را برای آدم‌هایی این سوی عدسی فاش می‌کند؛ و چه تجربه غریبی است زندگی را با دکوپاژ دیگری پیش بردن. وقتی کسی درست چند قدم آن ‌طرف‌تر و رو به مونیتور کوچکی که تصویرت را در آن قاب گرفته، به تو که درحال حرف‌ زدن با پدر قهر کرده‌ات هستی بگوید : ملیکا ! دقت کن دیالوگ مال خودت بشود. این صدای آقای کارگردان است. دستیارش پرهام مشیری هم کنار اوست و دیالوگ آدم‌های پشت خط را برای بازیگرها می‌خواند. همه عوامل مثل اعضای یک پیکره در کنار اویند. در مجاورت پنجره‌ای رو به حیاط خیس و بارانی و باغچه‌های نم زده و ایوانی مملو از بند و بساط فیلمبرداری. خانه اکبر و مینو، خانه زیبا‌یی است. با اشیایی که در میانشان به رسم همه خانه‌های مجلل امروزی، نشانه‌هایی از روزگار دور مثل شمعدان‌های پایه دار و ظروف و تابلوهای قدیمی‌ دیده می‌شود و از نشانه‌های امروزی تر آن آکواریوم بزرگی است که ماهی‌هایش در زیباترین میزانسن طبیعت‌شان شنا می‌کنند. پرویز پرستویی، ساکت و آرام کنار هنرمند نشسته است. در این تصویر، پیدا کردن حاج کاظم « آژانس شیشه ای » و دیگر نقش‌های جدی اش مثل « پاداش سکوت » و « به نام پدر » و... در او آسان تر است تا ظرفیت‌های دیگرش در کاراکترهای طنز. درست همان‌گونه که در جنب و جوش فاطمه معتمد آریا، یافتن «ننه گیلانه» آسان نیست؛ دو بازیگری که چون هنرمند، ترکیبی از دو قابلیت متضادند؛ خنداندن و گریاندن.
واقعیت این است که بخشی از کار هر بازیگری جدا از خلاقیت، شناخت و استعداد، به ارتباط با عوامل دیگر برمی‌گردد، که در این میان کارگردان مهم‌ترین عامل به شمار می‌رود. گویا اعتماد و ارتباط پرویز پرستویی و فاطمه معتمد آریا هم بعد از کارهایی چون «مرد عوضی » ، «عزیزم من کوک نیستم» و سریال «زیرتیغ»، حالا دیگر به حدی از کمال رسیده که در «آشپزباشی» دوباره بستری برای نمایش قابلیت‌های بازیگری شان ایجاد کند. تجربه این سال‌ها نشان داده است که تماشاگر تلویزیون با اثری ارتباط برقرار می‌کند که شخصیت‌های آن با استاندارد‌های رفتار و روانشناسی روزمره خودشان تطابق داشته باشد؛ مثل آدم‌های «زیر تیغ» و مثل مینو و اکبر، سارا و منوچهر و همه آدم‌های «آشپزباشی». مخاطب تلویزیون کمتر خودش را درگیر شگردهای شخصیتی یک اثر هنری می‌کند و «هنرمند» این تفاوت نگاه را می‌شناسد.
رو به روی دوربین حالا فقط دو نفر در حال بازی کردن هستند. شیرین ( ملیکا شریفی نیا ) دختر کوچک اکبر( پرویز پرستویی ) و دایی منوچهر ( سید مهرداد ضیایی ). آن سوی خط هم انگار عمه خانم است که در دعوای خانوادگی میان اکبر و مینو( فاطمه معتمد آریا) که گویا تمام قصه بر آن استوار شده، جانب برادرش را می‌گیرد. به خاطر همین است که حالا شیرین عصبانی است و همین‌طور با اخم ایستاده تا پشت سرش دو نفر تابلویی را روی دیوار بکوبند و دوربین نمای درشت عصبانیتش را قاب بگیرد. میان دو پلان، معتمد آریا از پله‌ها پایین می‌آید؛ کمی کنار ما می‌ماند و می‌رود. می‌گوید:من که امروز نقشی ندارم. می‌روم خانه!
و باز صدای سید مهرداد ضیایی که بدون تصویر هم می‌شود شناخت. - صبر کن، یک دقیقه قطع نکن. ببین چی می‌گم. عذر می‌خوام. غلط کردم، شوخی کردم. و صدای هنرمند:- این شوخی را خیلی بهش بار می‌دهی. اصلا صداسازی نکن. با صدای خودت باش. ضیایی در فاصله میان دو پلان، در دنیای دیگری انگار زندگی می‌کند. گاه او را می‌بینم که در ایوان حیاط در حالی که به سیبی گاز می‌زند، به نقطه ای دور خیره شده. معتمد آریا کمی‌مانده به ظهر مهیای رفتن می‌شود. حالا دیگر نمای تعقیبی دوربین، همه اتاق را در خود می‌گیرد. جایی برای ایستادن نیست. پشت قفسه‌های کتاب می‌نشینیم و از تصویر تلویزیون در قاب پنجره، پلنگ صورتی تماشا می‌کنیم. - سلام بابا جون. تو رو خدا بیا خونه. جان من ! به خدا اینجا همه دلشون برات یک ذره شده. دایی منوچهر، گوشی را از دستش می‌گیرد. هنرمند، به ملیکا یادآوری می‌کند که دایی باید تلفن را به زور از او بگیرد. صحنه زنگ زدن به اکبر عالی‌مقام که گویا از خانه قهر کرده و توصیه‌های روانشناسانه دایی منوچهر و خواهش و التماس‌های شیرین، بارها و بارها تکرار می‌شود و سرانجام به عمر کوتاه روز قد نمی‌دهد. هیچ چیز از نگاه هنرمند غافل نمی‌ماند. حتی اندازه بالا رفتن ابروهای شیرین برای تعجب از شنیدن صدای عمه خانم.
روی جلد کتابی که ملیکا در دست دارد نوشته شده است :خزندگان ایران ! لباس‌هایش سن و سال او را کمتر از آنچه که هست نشان می‌دهد. - ملیکا لحنت باید عوض بشه. باید برای بابا لوس بشی. لوس، لوس، لوس....
حالا باید سارا ( مهراوه شریفی نیا ) داخل شود و نگاه شیرین به سمت او برگردد. بعد هم با اشاره چشم، به دایی منوچهراشاره کند که یعنی چیزی درباره این دعوا به سارا نگو. ‌تنها برای تنظیم جهت نگاه اوست که مهراوه مسیر در ورودی تا آشپزخانه را طی می‌کند. لباس‌های او هم خارج از قاعده نازیبای اغلب سریال‌های تلویزیونی است. گویا در این کار، طراحی لباس مسیر جدی تری را دنبال کرده است. این را به راحتی می‌شود با یک نگاه گذرا به در و دیوار اتاق لباس هم فهمید. روی یکی از کاغذها نوشته اند : پیرهن جلوبسته، سردکمه شیری، شلوار شتری، تی شرت قهوه ای !
و روی دیگری: پارچه خریداری شده برای پیراهن آقای پرستویی : سبز، اخر، سفید و... صدای هنرمند از میان همه رنگ‌ها و فرم‌ها به گوش می‌رسد. - مهرداد تو برای بالا بردن صدایت خیلی نگرانی؛ صدایت را کنترل کن، خودت را رها کن ! و پرستویی هنوز آرام است و زل زده به بازی‌ها. جز ملیکا و مهراوه شریفی نیا که دختران او در آشپزباشی هستند، محمد رضا غفاری هم نقش پسر بزرگ او را بازی می‌کند که گویا از طرف خود پرستویی به هنرمند معرفی شده است. سعید قرار است شخصیتی آرام و درونگرا باشد و در کنار او علی طباطبایی، نقش فرهاد پسر کوچک خانواده را بازی می‌کند که به قول خودش، نمک خانواده است.
در زاویه دید دوربین مسعود کرانی، همه چیز خوب پیش می‌رود. شیرین، در آخرین برداشت این پلان آنقدر قابل قبول است که گل از گل هنرمند می‌شکفد و می‌گوید : خوب بود ! این را از کارگردانی می‌شنوم که یک دیالوگ دیگر هم دارد که : خوب بود اما می‌خواهم بهتر شود. وقتی همه برای خوردن ناهار به طبقه بالا می‌روند. در هر گوشه می‌توان قصه ای تازه پیدا کرد. در خلوت هنرمند و پرستویی که صدایش به ما نمی‌رسد، در پچ پچ ملیکا و مهراوه وقتی درباره بازیهای‌شان با هم حرف می‌زنند و حتی در تقلای گروه تدارکات که آب‌های جاری شده از لوله ای ترکیده روی زمین را خشک می‌کنند، آرام آرام سر و صدای دعوای خانوادگی اکبر و مینو تمام می‌شود. دوربین‌های خاموش پشت پنجره آرام می‌گیرند و ماهی‌ها فارغ از حضور دوربین، بهترین بازی‌هایشان را تصویر می‌کنند.
راستی بعد از تجربه « زیر تیغ» و «روزگار قریب» و سریال ‌هایی از این دست و بعد از تلاش تلویزیون در این سال‌ها برای نجات خودش از تقلید و تکرار و بی مایگی، آیا مخاطب امروز « آشپزباشی» از نظر سلیقه و درک هنری تفاوت کرده است؟هنرمند درباره موفقیت «زیر تیغ» و اینکه آیا این همه تلاش ارزش خرج کردنش را داشت یا نه گفته بود: «تصور کنید میلیون‌ها نفر در سراسر کشور و حتی جهان، در یک ساعت معین مقابل گیرنده‌هایشان نشسته و همزمان یک ارتباط جمعی شکل بگیرد؛ این همان ارتباط جادویی فوق العاده است، ارتباطی زنده و پویا در یک زمان واحد؛ چیزی که خیلی از مدیران فرهنگی جامعه از آن غافلند. من وقتی هنگام پخش سریال «زیرتیغ»، یعنی دوشنبه شب‌ها ساعت 10 که آرامش شهر همیشه پرهیاهوی تهران را می‌دیدم، این انرژی را شناختم و از آن انرژی مضاعفی گرفتم».
سال گذشته چیزی بالاتر از 70 درصد تماشاگران، «زیر تیغ» را دیدند و پسندیدند. اینها آمارهایی است که نمی‌توان به صحت و سقم آنها یقین کافی داشت. برای تخمین لذتی که « آشپزباشی » با همه عوامل حرفه‌ای‌اش به ما خواهد بخشید، نیازمند تحقیق و نظرسنجی نخواهیم بود؛ لذتی که داستانش را اصغر عبداللهی، امیر عباس ترابی و امیر جهددوست نگاشته‌اند و تنها قائم به محمدرضا هنرمند و بازیگرانش نیست. نمی‌توان تصویرهای مسعود کرانی و چهره‌پردازی عبدالله اسکندری، هویت هنری اجزا را بدون مشکین مهرگان، رقص موزون رنگ‌ها و پارچه‌ها و لباس‌ها را در طراحی سارا خالدی، چینش هماهنگ عناصر صحنه را در طراحی رضا دین محمدی، خستگی‌های تولید را در چهره محمدرضا منصوری و همینطور صداهای واقعی را بدون نام مرتضی دهنوی و در کنار همه اینها جمع نامحال نگرانی و اعتماد را در تهییه‌کننده‌ای به نام جواد نوروز بیگی و همچنین نقش اساسی برنامه‌ریزی نوید میهن‌دوست را نادیده گرفت و بعد از میان همه گزینه‌های موجود، روی مربعی علامت زد که کنار آن نوشته است:
خیلی خوب !

برگی از فیلمنامه


اکبرجلو می‌آید. کلاه حوله‌ای را پس می‌زند و چشم در چشم مینو می‌ایستد.
اکبر: من اصلا دلم نمی‌خواد زنم توی رستوران من کار کنه
قاطع) تمام!
مینو به همراه بچه‌ها: جدا !
اکبر: بله! همه تون درست شنیدین
مینو: تو می‌فهمی چی می‌گی؟
اکبر: اتفاقا برای اولین باره که می‌فهمم چی می‌گم!
مینو: فقط همین قد بهت بگم که تو این سال‌ها اگه من نبودم و یه قرون‌هاتو دو زار نمی‌کردم، الان به جای این رستوران یه کله‌پزی داشتی توی چهار راه شاپور یا فوقش یک کافه کوهستانی توی دربند. نمک‌‌نشناس!
اکبر: راست می‌گی... حالا که فکر می‌کنم می‌بینم چقد خاک‌ بر سر بودم که اجازه دادم یه زن توی کارام دخالت کنه و امروز همه چیزو بزنه به نام خودش... تومی‌خوای قهرمان باشی، ولی توی رستوران من مردم به قهرمان نیازی ندارن؛ ‌اونا می‌خوان غذای خوب بخورن و لذت ببرن. من این‌کار و براشون می‌کنم و به تو هم نیازی ندارم.
اکبر به داخل خانه می‌رود و به دنبال دستمال کاغذی می‌گردد آن‌را پیدا می‌کند. مینو در آستانه در قرار می‌گیرد. منوچهر و بچه‌ها هم می‌آیند.
مینو: آقای عزیز! تو بدون من فقط یه آشپزی... من اینو بهت ثابت می‌کنم... وقتی می‌خوان یه رستوران رو افتتاح کنن،‌‌ می‌نویسن با مدیریت جدید؛ نمی‌نویسن با آشپز جدید.
اکبر: حالا می‌بینیم.
مینو: حالا می‌بینیم.


 


با فرهاد اصلانی بازیگر سریال آشپزباشی


حرف زدن با فرهاد اصلانی، در وهله نخست نوعی کلنجار رفتن با فلسفه چرایی گفتگوست. او همیشه به واسطه اعتقادش به عدم تاثیرگذاری حرف‌هایی که مدام تکرار می‌شوند و راه به جایی نمی‌برند، از گفتگو طفره می‌رود. اگرچه انگار این مصاحبه‌گریزی، خاصیت اغلب بازیگران این مجموعه است. در کنار بازیگران شناخته شده‌ای چون پرویز پرستویی و فاطمه معتمد آریا که مهر تاییدی بر موفقیت هر اثرسینمایی و تلویزیونی به شمار می‌روند، حضور فرهاد اصلانی از آن انتخاب‌هایی است که بر ظرافت و ریزبینی محمدرضا هنرمند انگشت می‌گذارد. نقش‌آفرینی متفاوت اصلانی در آثار سینمایی و تلویزیونی، هر کدام توانسته است تنها گوشه‌ای از قابلیت‌های بازیگری او را نمایان کند‌؛ به طوری‌ که گاه در موفق‌ترین بازی‌های خود نیز به اندازه توان و استعدادش دیده نشد. اما به نظر می‌رسد «عبید الله بن زیاد » در مختارنامه و « هومن » در آشپزباشی، نقش‌هایی‌اند که قابلیت‌های ویژه او را بیش از گذشته آشکار خواهند کرد. اصلانی درباره چرایی پذیرفتن این نقش، می‌گوید: به عنوان یک بازیگر، قطعا یکی از دلایل اصلی‌ام متفاوت بودن این نقش با کارهای دیگر من است و واقعا مدعی این تفاوت هستم‌. من با اعتماد کامل به آقای هنرمند و سابقه‌ای که ایشان در زمینه کارگردانی داشتند به گروه ملحق شدم و در این زمینه هیچ استراتژی خاصی ندارم، جز این‌ که خودم را به طور کامل به آقای هنرمند
سپرده ام و با هم جلو می‌رویم.اصلانی علاوه بر اینکه هنرمند را کارگردان فوق العاده‌ای می‌داند، معتقد است که بازیگرانی چون معتمد آریا و پرستویی هم در این کار علامت‌های خوبی برای او هستند؛ بازیگرانی که آنها را پیشکسوت خودش می‌داند و لذت در کنار آنها بودن را بعد از سینما و تئاتر حالا در تلویزیون هم تجربه می‌کند.گمان می‌کنم برای اصلانی تنها یک اصل وجود دارد؛ اصلی که بنای آن بر مکاشفه و تازگی و هیجان نقش‌های تازه استوار است. می‌گوید: «واقعا دوست ندارم کاری را تکرار کنم. همیشه در بازیگری دنبال یک کار نو بوده‌ام؛ چراکه فکر می‌کنم اگر من بتوانم از کارم لذت ببرم، حتما مخاطب من هم لذت خواهد برد. در واقع همیشه دنبال کار جدیدی هستم که مکاشفه و هیجانش من را بترساند و کمتر پیش آمده که به خاطر فاکتورهای دیگری مثل پول کار کرده باشم .


 


گفتگو با مهراوه شریفی‌نیا



مهراوه شریفی‌نیا بازیگر سریال «ساعت شنی» و «روز حسرت» در حال حاضر نقش سارا دختر بزرگ خانواده در مجموعه «آشپزباشی» را بر عهده دارد. با او سرصحنه این سریال درباره نقش تازه‌اش و همکاری با محمدرضا هنرمند گفتگوی کوتاهی داشته‌ایم که می‌خوانید.
اولین تجربه حضورت در کار آقای هنرمند به دوران کودکی برمی‌گردد. حالا بعد از سال‌ها این تجربه چه حسی دارد؟
همه‌ چیز برای تجربه ایده آل است .
و یک شرایط ایده‌آل برای تجربه با چه مولفه‌هایی شناخته می‌شود؟
اول وجود یک کارگردان کاربلد و خوب است که من خیلی دوستشان دارم. چرا که اولین خاطره بازیگری‌ام در 8 سالگی به بازی در کار ایشان برمی‌گردد؛ و بعد هم بازیگرانی که بهترین‌های سینما ما هستند و در کنار آنها یک‌جور تجربه است. چون من خودم سینما را تجربی یاد گرفتم. دانشگاه را هم بعد از یک ترم رها کردم. چون حس کردم فایده‌ای ندارد و چیزهایی که من می‌دانستم اصلا آنجا وجود نداشت. فکر می‌کنم این تجربه بهترین اتفاقی است که می‌تواند برای آدم بیفتد! و خدا را شکر که من در همه کارهایم، در کنار بهترین‌های سینما قرار گرفته‌ام و جز اینها یک قصه خوب، یک نقش خوب و ... عوامل خوب.
آقای هنرمند چقدر نسبت به کارگردانی که در8 سالگی شناختی، تغییر کرده است؟
آن موقع من خیلی کوچک بودم. تقریبا 19 سال گذشته است. فقط یادم می‌آید که خیلی دوستشان داشتم و هنوز هم همان حس را دارم.
این سارا که قرار است نقشش را بازی کنی چه جور دختری است؟
دختر بزرگ خانواده است و شرایطی که دارد خیلی شبیه خودم است. دختری است با شرایط مالی خوب که هنوز ازدواج نکرده؛ و در واقع نیازی نداشتم برای رسیدن به نقش خیلی تلاش کنم؛ فقط باید ویژگی‌های خود این کاراکتر را پیدا کنم. اینکه مثلا چنین دختری که مادر مدیری داشته و خیلی خودساخته و مسئولیت‌پذیر نیست، چقدر باید لوس باشد، چقدر بتواند مدیریت کند و مواردی مثل این؛ یعنی باید لحظه‌ها را بشناسی.
آیا ما اتفاقات خاصی حول این شخصیت می‌بینیم؟
قصه ما یک قصه حادثه‌ای نیست. یک دعوای خانوادگی است و روندی که قهر پدر و مادر ما طی می‌کند؛ در واقع همه نقش‌ها تاثیرگذار هستند.
اولین بار است که پیشنهاد نقشی شبیه خودت را داشتی؟
نه! این از آن نقش‌هایی است که خیلی به من پیشنهاد می‌شود. منتها هیچکدام از آن کارها چنین شرایطی را نداشتند. البته در چنین شرایطی کار آدم سخت‌تر است. در کارهای دیگر تو می‌دانی که مثلا در فلان شاه‌سکانس کارت را انجام می‌دهی و نظر کارگردان را جلب می‌کنی؛ اما اینجا چون شرایط اوج بازی وجود ندارد، همیشه باید راکورد خوبی برای آن شخصیت حفظ کنی. اغلب نقش‌هایی که بازی کرده‌ام خیلی درگیری در شخصیتش وجود داشته است. حالا برای این نقش که به نوعی می‌شود گفت یک نقش آرام است کمی می‌ترسیم؛ به خصوص که در کنار بازیگران بزرگی باید کار کنم. در سریال روز حسرت شاید اگر از همان اول متن را به من می‌دادند،‌ برای بازی رو در رو با آقای قریبیان و برخوردی که قرار بود توی یک صحنه با ایشان داشته باشم می‌ترسیدم. گاهی اوقات توی خانه دیالوگ‌هایی می‌گفتم تا رو در رو شدن با این هیبت برایم خیلی سخت نباشد و چون قرار بود سر آقای قریبیان داد بزنم، خیلی از تخیلم استفاده می‌کردم. جالب اینکه خیلی از دیالوگ‌های ذهنی من دقیقا با آن‌ چه بعدا نوشته شد، منطبق بود. یعنی حدس من برای اینکه فریده می‌رود دفتر حاج رضا و می‌گوید شما با پسرتان هیچ فرقی ندارید کاملا درست از آب درآمد.
چیزی هم در این نقش کم و زیاد می‌کنی؟
من اصولا خیلی با نقش کلنجار می‌روم و اغلب این کار را توی خانه انجام می‌دهم.
با کمک مامان و بابا؟
اگر مشکلی پیش بیاید خیلی از مامان کمک می‌گیرم. اگر جایی احساس کنم درک درستی از نقش ندارم و یا به آنچه فیلمنامه می‌خواهد نمی‌رسم، با مامان مشورت می‌کنم.
اغلب افراد موفقیت بازیگرانی را که در یک خانواده هنری به دنیا می‌آیند، برخاسته از شرایطی می‌دانند که خانواده فراهم می‌کند. به نظرت نقش استعداد در این موفقیت چقدر است؟
خیلی مهم است، اما امتیازی که برای من وجود دارد این است که من تحت آموزش غیرمستقیم قرار می‌گیرم و این آموزش غیرمستقیم،‌ تاثیر بیشتری دارد. به طور کلی انسان همیشه دلش می‌خواهد آموزش مستقیم را پس بزند. در این شرایط می‌شود گفت من توانایی قرار دادن خودم در شرایط مختلف را به طور ناخودآگاه در پس ذهنم دارم. آنجا جای امنی است و فراموش نمی‌شود، فقط باید درست از آن استفاده کنم و درگیر چیزهای دیگر نشوم.
درگیری‌های یک بازیگر چه چیزی می‌تواند باشد؟
این حرفه حاشیه زیادی دارد و باید خیلی مواظب باشیم. یک چیزی است با دورنمای زیبا ؛ اما همین‌که به طرفش می‌روی،‌ نابودت می‌کند. به هرحال وسوسه این حرفه خیلی جدی است و خودش را به تو تحمیل می‌کند. باید خیلی مواظب بود.
آیا ایده‌آلی برای خودت متصور هستی؟
دقیقا این یکی از حواشی و وسوسه‌های بازیگری است. ایده آلم این است که همین امروز وقتی نقشم را بازی می‌کنم، کارگردان بگوید: خوب بود! امروز ایده‌آل من همین است.


جواد نوروزبیگی تهیه کننده
مجموعه «آشپزباشی»
 


تهیه کننده مجموعه «آشپزباشی» در زمانی دراز پیش از این،‌ علاوه بر تهیه‌کنندگی، مجری طرح، مدیر تولید و مشاور نظامی هم بوده است.

«سجاده آتش»، «ارتفاع‌پست»، «یک‌ تکه‌ نان» «به‌نام‌پدر» و« آواز گنجشک‌ها» و... برخی از آثار کارنامه معتبر جواد نوروز‌بیگی در این زمینه‌ها را تشکیل می‌دهند. تازه‌ترین فعالیت او به عنوان تهیه‌کننده هم بر می‌گردد به فیلم «پستچی ‌سه‌بار‌ در نمی‌زند» ساخته حسن‌فتحی که به تازگی فیلمبرداری آن به پایان رسیده است. شاید همکاری او با محمدرضا هنرمند در تهیه مجموعه «آشپزباشی» را بتوان شروعی موفق در تلویزیون برای وی به شمار آورد. خودش درباره چگونگی شکل گرفتن این همکاری می‌گوید:

«همکاری من با آقای هنرمند در این پروژه خیلی اتفاقی شکل گرفت. در واقع ابتدا آقای رئیسیان تهیه‌کننده مجموعه «آشپزباشی» بودند اما به دلیل وقفه‌ای که در تولید این کار پیش آمد، درگیر فیلم سینمایی خودشان شدند و کار را به من سپردند. البته با آقای هنرمند از قبل رفاقت داشتیم و به نوعی همدیگر را درک می‌کردیم. به این ترتیب حدود یک هفته مانده به آغاز ماه رمضان، پیش تولید این پروژه را شروع کردیم و از هفده ‌آبان هم کار کلید خورد».گویا وی در انتخاب مجدد بازیگرانی چون پرویز پرستویی و فاطمه ‌معتمدآریا نیز با هنرمند مشورت داشته است. به گفته وی در این کار، پرویز پرستویی علاوه بر ایفای نقش اصلی مجموعه، در زمینه انتخاب بازیگران هم هنرمند را همراهی کرده است و بازیگران مجموعه با همفکری آنها انتخاب شده‌اند. نوروزبیگی در خصوص آخرین تغییرات بوجود آمده در پروژه می‌گوید:«تنها تغییری که در این فاصله داشتیم جایگزینی مسعودکرانی فیلمبردار به جای سیروس عبدلی بود». وی اضافه می‌کند:

«در مورد نقش دختران خانواده گزینه‌های دیگری هم مدنظر داشتیم که آمدند و تست دادند، ولی در نهایت به ملیکا و مهراوه شریفی‌نیا رسیدیم»

به نظر می‌رسد در حال حاضر نوروز‌بیگی با همه مشکلاتی که وجود دارد از شرایط تولید و روند پیشرفت کار راضی است و مدت زمانی هم که برای اتمام کار پیش‌بینی کرده حدود هفت ماه است.

وی می‌گوید:

«مجموعه «آشپزباشی» یک کار کمدی به معنایی که خیلی‌ها تصور می‌کنند نیست؛ بلکه یک کار اجتماعی است که در موقعیت‌های طنز قرار می‌گیرد و فکر می‌کنم حتی چند برابر«زیرتیغ» مورد توجه قرار بگیرد».گویا هزینه‌ای که برای این کار در نظر گرفته شده در حد استاندارد سریال‌های الف ویژه است و به همین نسبت نیز از تجهیزات پیشرفته و عوامل حرفه‌ای در کار بهره گرفته‌اند.براساس آنچه تهیه کننده «آشپزباشی» به ما می‌گوید، به نظر می‌رسد هم چیز خوب است و تنها باید تا بهار سال ‌آینده در انتظار نتیجه این شرایط خوب باشیم.



منبع خبر : فرهنگ آشتی
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه هشتم آذر 1387 و ساعت 20:22 |
یادداشت ماهنامه اینترنتی «آدم برفی‌ها» به بهانه شایعه درگذشت بهروز وثوقی؛
اگر می‌ماند، نمی‌مرد
اگر می‌ماند، نمی‌مرد


 


سینمای ما - دم غروب است.اس ام اس رسیده که بهروز وثوقی درگذشته است. شایعه ای دیگر است؟ مثل خبر درگذشت فلان خواننده یا شوخی با درگذشت عزت ا… انتظامی که یک زمان اس ام اس شده بود؟شانه بالا می زنم.می زنم از خانه بیرون.سر کوچه می روم چیزی از مغازه بخرم.از سوپری مو فرفری عشق فیلم محلمان می پرسم:« از بهروز وثوق چی یادته؟» بسته را می دهد دستم و می گوید :«خدا بیامرزدش .بازیگر خوبی بود. یه فیلم بازی کرده بود طوقی. یادش به خیر. چه حالی کردیم اون وقتا با فیلمش. ما هم که عقش کفتربازی!…». _«اِاِ… شما از کجا می دونین مرده؟» و به داغ بودن خبری که شنیده ام شک می کنم.نگاه عاقل اندر دیوانه ای به من می اندازد و با لهجه می گوید :«اوووووو…خیلی ساله مرده که آقا!»



از مغازه می زنم بیرون.راست می گفت.بهروز وثوق سی سال پیش مرده بود.درست همان موقع که جلای وطن کرد. گرچه از نظر پزشکی و علوم بیولوژیک تازه مرده است و از لحاظ هنری تصویرش همیشه هست پس او هم زنده است و ما چقدر این جمله را بعد از مرگ هنرمندان تکرار می کنیم…



او هم می توانست بماند.می توانست نرود. می ماند بالاخره مثل ایرج قادری یا خیلی پیش از آن رشیدی و خیلیهای دیگر همینجا بازی می کرد.سی سال بیشتر توی چشم بود، سی سال بیشتر تحسین می شد و سی سال بیشتر نقاب به صورت می زد و سی سال بیشتر … و سی سال بیشتر … و بعدش باز می مرد.دستکم اینطوری …، نه چه فرق می کرد؟باز باید یکی از روزهای پاییز ۸۷ می مرد.



یا مثل فردین می ماند و تا آخر عمر در حسرت بازی کردن دق مرگ می شد. ولی خوب لااقل توی خاک زادگاهش دفن می شد و هر شب جمعه به دیدارش می رفتیم و کمی آخ و اوخ می کردیم و خرمایی و حلوایی و مرثیه ای …اما برای کسی که مرده جنس خاک چه فرقی می کند و اینکه کجا دفن شود؟



شاید باید می ماند .مثل همسفرش که ماند.بعد رفت ! البته همسفرش با هواپیما رفت.با پاسپورت رفت.قانونی رفت و …اما چه فرق می کند؟مهم رفتن بود .چه با موتور چه با هواپیما و یا هر وسیله نقلیه دیگر.



او رفت.سالها پیش رفت.سی سال پیش رفت و برای همیشه رفت.شاید به قول خودش از این و آن شنیده بود که خارج « اینقده خوبه!». رفت تا خیلی از طرفداران موفرفری اش فکر کنند سالها پیش مرده و چقدر این مردن پیش از مردن سخت است.



حالا می شود گفت بهروز وثوقی توی تنگسیر غربت جان داد. یا مرثیه سر داد که او توی کندوی تنهایی اش اینقدر ماند تا هستی اش شکرک زد. یا دشنه غربت سینه مردانه او را شکافت و پشت پنجره ی مرگ به زنده ها لبخند زد یا می شود گفت بهروز وثوقی دچار نفرین مرگ شد و این که آآآآآی … کجایی قیصر که بهروزت رو …و هزار جور سوگنوشت دیگر…

اما واقعا چه چیز عوض می شود؟ او دیگر نفس نمی کشد.مرده است.به بخشی از تاریخ هنر ایران پیوسته است.حالا اینجا یا آنجا…



می گفتند توی نقشش فرو می رفت.می گفتند بعد از گوزنها واقعا معتاد شد. می گفتند بعد از سوته دلان مدتی تحت رواندرمانی بوده و …

سکانس آخر سوته دلان را یادم نمی رود.آنجا که پیش از رسیدن به امامزاده روی مرکب مرد و مشایخی آن دیالوگ جاودانه را گفت که :«همه عمر دیر رسیدیم». شاید آنجا هم توی نقشش فرو رفته بود.خیلی جدی هم فرو رفته بود. شاید واقعا همانجا مرده بود.پیش از رسیدن.شاید آنقدر نقشش را جدی گرفته بود که واقعا مرد.



به خانه می رسم.تلفن زنگ می زند.همین که در را باز می کنم قطع می شود. باز دیر رسیده ام.به این فکر نمی کنم که همه عمر دیر رسیده ام و یا اینکه ناگهان چقدر زود دیر می شود.به این می اندیشم که بهروز وثوقی بیشتر از سی سال پیش مرده بود پس!چیزی نزدیک به سی و چند سال پیش.درست سر سکانس پایانی سوته دلان.



نگرانیم که جسمش مرده باشد؟اینبار شاید چون اجازه پرونده یادبود و این چیزها برای مجله ها وجود ندارد منتقدان کمتر حرص یادواره نویسی بزنند.شاید هم باز اعجاز مرگ ، ممنوعه را مباح کند.این شاهکارترین هنر ایرانی است.

دوباره اس ام اس می رسد که به عباس قراضه بگین رضا موتوری مرد….



منبع خبر : آدم برفی‌ها
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه هشتم آذر 1387 و ساعت 20:15 |
حذف کراوات از بيلبوردهاي آواز گنجشک ها
مهاجرت داخل درخت کريسمس؛ يک روزنامه انگليسي به نقل از مقامات اين کشور نوشت؛ چهار مرد پس از آنکه به طور غيرقانوني و با مخفي شدن در يک درخت مصنوعي کريسمس وارد انگليس شدند، مورد بازجويي قرار گرفتند. به گزارش فارس به نقل از روزنامه «ديلي ميل»، پليس «نوتامتونشاير» گفت ماموران شهر دو مرد عراقي و دو مرد ايراني را در حالي يافتند که پشت يک کاميون مخفي شده بودند. يک سخنگوي آژانس مرزي انگليس گفت اين چهار مهاجر غيرقانوني بازداشت و به تيم هاي مخصوص ماموران منتقل شدند. مقامات مي گويند به نظر مي رسد راننده فرانسوي اين کاميون از حضور اين افراد اطلاعي نداشت. اين مردان در حالي که داخل يک درخت کريسمس از جنس آلومينيوم و نايلون مخفي شده بودند، دستگير شدند. اين درخت براي نمايش در مرکز شهر سفارش داده شده بود.

حذف کراوات از بيلبوردهاي آواز گنجشک ها؛ عکس رضا ناجي بازيگر فيلم آواز گنجشک ها که موفق به دريافت خرس نقره يي از جشنواره فيلم برلين شده بود بدون کراوات در بيلبوردهاي تبليغاتي اين فيلم جاي گرفته است. اگرچه رضا ناجي که هنگام دريافت جايزه خرس نقره يي با کراوات روي سن حاضر شده بود و تمام عکس هايي که از وي منتشر شد، کراواتي بود. اما در بيلبوردهاي منتشرشده اين کراوات سانسور شده است.

سخنراني ابراهيم يزدي در پارلمان مالزي ؛ ابراهيم يزدي دبيرکل و محمد توسلي رئيس دفتر سياسي نهضت آزادي ايران به همراه برخي از اعضاي دفتر سياسي نهضت آزادي از پارلمان مالزي ديدار کردند. اين ديدار به دعوت انور ابراهيم معاون پيشين نخست وزير مالزي و رئيس فراکسيون اتحاد مردم در پارلمان مالزي صورت گرفته بود. يزدي قبل از اين ديدار در جلسه يي در دفتر انور ابراهيم واقع در پارلمان مالزي با وي به بررسي مسائل مورد علاقه طرفين پرداختند و در ادامه ضمن بازديد از ساختمان پارلمان به همراه برخي نمايندگان از نزديک در جريان مواضع سياسي نمايندگان و فرآيند تصويب قوانين در پارلمان مالزي قرار گرفتند. هيات نهضت آزادي به دعوت نمايندگان احزاب عمل دموکراتيک (دي اي پي)، عدالت مردم (پي کي آر) و حزب اسلامي (پاس) در محل پارلمان و در جمع نمايندگان اين احزاب سخنراني کردند و در پايان به پرسش نمايندگان مجلس مالزي در مورد مسائل ايران و بين الملل پاسخ گفتند.

گلايه بازنشستگان به احمدي نژاد؛ محمود احمدي نژاد اعضاي گروه کر بازنشستگان همايش سپاس بازنشستگان را به «حج عمره» ميهمان نکرد. به گزارش مهر يکي از بازنشستگان حاضر در اين همايش خواستار حج عمره بازنشستگان و همسران شان شد که رئيس جمهور خطاب به مصري وزير رفاه تصريح کرد؛ هزينه همسران بازنشستگان براي تشرف به حج عمره را شما تقبل کنيد و هزينه افراد حاضر هم با خود اين عزيزان باشد. همچنين يکي از بازنشستگان با صداي بلند گفت؛ حداقل حقوق 325 هزار تومان است که بنده دريافت مي کنم و برخي هم حداقل حقوق شان يک ميليون و خرده يي است و لذا تورم هم بر مبناي بيش از يک ميليون تومان است.

وي ادامه داد؛ ما بازنشستگان در حال له شدن در زير تورم هستيم، به داد ما برسيد، بازنشسته حاضر ديگري خطاب به رئيس جمهور گفت؛ بنده بازنشسته راه آهن هستم و چندي پيش درخواست ديدار با مديرعامل شرکت راه آهن (زياري) را داشتم که وي ما را به حضور نپذيرفت.

رئيس جمهور خطاب به اين فرد تصريح کرد؛ اگر شما را نپذيرفته باشد حسابش با کرام الکاتبين است. در ادامه يکي از بازنشستگان خانم گفت؛ سن همه ما بالاي 50 سال است و نيازمند رسيدگي درماني بيشتري هستيم که دکتر احمدي نژاد با تعجب خطاب به وي تصريح کرد؛ چطور شد سن خانم ها رفته بالاي 50 سال، بازنشستگان بسياري در اين مراسم تقاضاي بيان مشکلات خود را داشتند که به دليل کمبود وقت، رئيس جمهور خطاب به آنان گفت؛ مصري وزير رفاه و غرقي از دفتر نهاد رياست جمهوري در خدمت شما عزيزان براي استماع مشکلات تان هستند و بعد از اين مراسم بايد گزارش لازم را به بنده ارائه کنند.

تدريس زبان و ادبيات ترکي آذري در دانشگاه ها؛ نماينده مردم تبريز در مجلس گفت؛ همه زمينه ها فراهم شده تا رشته زبان و ادبيات ترکي آذري در دانشگاه تبريز تدريس شود و هيچ گونه مخالفتي با تدريس اين زبان در دانشگاه هاي کشور نيست. به گزارش برنا محمدرضا ميرتاج الديني در جلسه پرسش و پاسخ با دانشجويان تربيت معلم آذربايجان که به همت مجمع اسلامي دانشجويان پيرو خط امام (ره) اين دانشگاه برگزار شد، گفت؛ هيچ گونه مخالفتي با تدريس زبان و ادبيات ترکي آذري در دانشگاه هاي کشور نيست و با توجه به تصريح اصل 15 قانون اساسي، قانونگذاري مجلس در اين باره، لازم نيست و وزارت علوم خود بايد در مورد ايجاد اين رشته تصميم بگيرد. عضو هيات رئيسه مجلس اظهار داشت؛ در صورت علاقه مندي دانشگاه ها براي ايجاد اين رشته و علاقه مند بودن دانشجوياني براي جذب شدن، اين رشته ايجاد خواهد شد و اکنون در وضعيتي هستيم که همه شرايط ايجاد شده است و من نمي دانم چرا آغاز نمي شود. در ادامه دانشجويي درباره آمدن و رفتن علي کردان و پشت پرده هاي استيضاح وزير سابق کشور از حجت الاسلام تاج الديني پرسيد که وي با بيان جزئياتي به ديدار خود با رئيس جمهور به نمايندگي از نمايندگان مجلس، پيش از مطرح شدن استيضاح اشاره کرد و گفت؛ رئيس جمهور در اين ديدار به من گفتند کردان در اين ميان بي تقصير است و خود هم نمي دانست که اين مدرکي که فرد واسطه به وي داده، جعلي است؛ بنابراين من حجت شرعي براي عزل وي ندارم.

نارضايتي امريکا از روابط ترکيه با ايران ؛ امريکا در روابط خود با آنکارا تنها از مناسبات ترکيه با ايران ناراضي است. «شارون آندرهلم وينير» کاردار سفارت امريکا در ترکيه درباره روابط آنکارا با تهران گفت؛ امريکا نياز ترکيه به انرژي و گسترش روابط با کشورهاي همسايه اش را درک مي کند اما افزايش همکاري هاي اقتصادي با ايران مي تواند پيام هاي سوئي ايجاد کند.

تعويق اجراي حکم اعدام کمانگر؛ حکم اعدام فرزاد کمانگر به اجرا درنيامد.ماموران به وکيل وي اطمينان دادند حکم اعدام کمانگر اجرا نخواهد شد. بنا بر اين گزارش کمانگر اجازه يافت با خانواده خود گفت وگوي تلفني داشته باشد.

اقامه نماز شکر در پل ميان گذر اروميه؛ حسني امام جمعه اروميه در پل ميان گذر اين شهر نماز شکر اقامه کرد. به گزارش مهر با حضور جمعي از مقامات استاني نماز شکر به امامت امام جمعه اروميه ظهر ديروز قرائت شد.

نماز جماعت «وزير راه»؛ وزير راه و ترابري و همراهانش ديروز هنگام بازديد از نمايشگاه دستاوردها، نمايشگاه را محل برگزاري نماز جماعت کرد. به گزارش ايرنا شماري از شرکت کنندگان و غرفه داران نيز به جمع نمازگزاران نمايشگاه پيوستند.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه هشتم آذر 1387 و ساعت 20:12 |
به عنوان مربی بدن‌ساز؛
محمدرضا گلزار روی نیمکت یک تیم والیبال لیگ برتر می‌نشیند
محمدرضا گلزار روی نیمکت یک تیم والیبال لیگ برتر می‌نشیند


سینمای ما - محمدرضا گلزار هنرپیشه سینمای کشورمان و یکی از اهالی والیبال به عنوان مربی بدنساز یک تیم لیگ برتری والیبال منصوب شد. 
محمدرضا گلزار والیبالیست سابق و هنرپیشه کنونی سینما با درخواست باشگاه ارتعاشات صنعتی ایران از این پس به عنوان مربی بدنساز تیم والیبال این باشگاه همکاری خواهد کرد.

گلزار که در عضویت تیم فوتبال هنرمندان است از هفته هشتم رقابت های لیگ برتر والیبال روی نیمکت مربیگری تیم ارتعاشات صنعتی ایران قرار می گیرد.

تیم ارتعاشات صنعتی ایران در پایان هفته هفتم لیگ برتر والیبال در میان 14 تیم این مسابقات با کسب 8 امتیاز در جایگاه دوازدهمی قرار دارد.



منبع خبر : مهر
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه هشتم آذر 1387 و ساعت 20:9 |
شب گذشته در پشت صحنه پروژه «اخراجی ها۲» حاضر شد. این گزارش حاصل دیدار با عوامل این فیلم است.
وارد جاده ملارد که می شویم، چشم می دوانیم که نیروگاه را رد نکنیم. شاید چندین بار این مسیر را آمده ایم ولی هیچ گاه استوانه های بلند نیروگاه، نظرمان را جلب نکرده است. گفته اند بعد از آن، نرده های آبی و زرد راهنمایتان می شوند برای یافتن سوله های مرغداری! اما قبل از آن تعدادی جوان و نوجوان که مقابل نرده ها ایستاده اند، نظرمان را جلب می کنند.
سرعتمان را که کم می کنیم، چندتایشان جلوی ماشین می پرند. انگار دنبال کسی می گردند. دستشان را سایه بان می کنند تا داخل ماشین را بهتر ببینند. یکی شان می گوید خبری نیست و بلافاصله همه شان سراغ ماشین بعدی می روند. صدای یکی شان که "امین حیایی" را فریاد می زند به گوشمان می رسد و تازه می فهمیم که داخل ماشین ما هم به دنبال بازیگران اخراجی می گشته اند!
از میان نرده های آبی و زرد، دری باز می شود و داخل می شویم. صدمتر جلوتر کوچه ای به سمت چپ ما را به سوله های اصلی لوکیشن هدایت می کند.
ماشین را همان اول کوچه پارک می کنیم. تعداد زیادی از برو بچه های هنرور که از خشکی پوست صورتشان می شود فهمید اهل همانجا هستند، منتظرند تا لباسهایشان را تحویل بگیرند. گروهی عراقی می شوند با بلوزهای بافتنی سبزرنگ و کلاه های بره قرمز و عده ای هم لباس های سورمه ای تحویل می گیرند که نقش اسرای اردوگاه را بازی کنند؛ جمعی فارغ از همه چیز در صف آبدارخانه ایستاده اند، تا با یک لیوان چای بر سرمای هوا غلبه کنند.
ساعت چهار بعدازظهر است و چیزی به غروب آفتاب نمانده. عده ای از بازیگران قبل از این آمده اند و حسام نواب صفوی و اکبر عبدی هم آخر از همه با ماشین های مدل بالایشان می رسند.
هنرورها و بچه هایی که برای دیدن پشت صحنه آمده اند، مشتاقانه دور ماشین بازیگران جمع می شوند و ابراز احساسات می کنند.
در فاصله بین دو سوله محوطه ای خاکی وجود دارد که حیاط اردوگاه است. در انتهای حیاط، هشتاد حفره کنده اند به اندازه نشستن یک آدم متوسط. حفره های ردیف جلو برای بازیگران اصلی قدری بزرگتر است. برای آنها چهارپایه هایی پلاستیکی آورده اند ولی هنرورها باید روی پا بنشینند.
هنرورها با هدایت "شمس" دستیار اول و برنامه ریز پروژه داخل حفره ها می روند و آماده می شوند. "مسعود ده نمکی" هم از راه می رسد. قبل از هرچیز با کمک یکی از عوامل صحنه، اورکتی ضخیم و گرم را می پوشد و محافظی شبیه هدفن به گوشهایش می زند تا سرما کمتر اذیتش کند.
فخرالدین صدیق شریف، اکبر عبدی، امین حیایی، شریفی نیا، سیروس کهوری نژاد، زارع و بقیه هم تک به تک می آیند و پتویی به دور خود می پیچند و داخل حفره می روند.
مهران ده نمکی، برادر کارگردان در مورد کندن هشتاد حفره می گوید: شرکتی برای کندن این حفره ها چهار میلیون تومان پول می خواست. رفتیم چند کارگر افغانی آوردیم و سروته کار با پنجاه هزار تومان جمع و جور شد!
حالا دیگر دوربین را نیز روی کرین نصب کرده اند. دوربینی حرفه ای که چیزی حدود دویست میلیون تومان قیمت دارد. آخرین تکنولوژی ها برای تصویربرداری و صدابرداری اخراجی ها۲ به کار گرفته شده و همه عوامل حرفه ای اند.
مسعود ده نمکی آرام – آرام در جای جای صحنه قدم می زند و جزئیات کار را زیر نظر دارد. بعضی وقت ها نیز نکاتی را با صدای آهسته به برخی گوشزد می کند.
شمس بیشتر از همه داد می زند و برای آماده شدن جزئیات صحنه حرص و جوش می خورد. توجه ویژه او به کارش، بار زیادی را از دوش ده نمکی برداشته است.
سکوت آخرکار برای شروع ضبط، کاری است که فقط با فریاد "سکوت" ده نمکی محقق می شود. بلندگویی دستی و سفید رنگ در دست اوست که گویا باطری اش تمام شده و یا اینکه اصلاً روشن نیست چون صدایی از آن در نمی آید. او که غرق کار است حتی متوجه این موضوع هم نمی شود و مدام آن را روبروی دهانش می گیرد. شمس که این موضوع را متوجه می شود برای فرمان حرکت، بلندگوی خود را به ده نمکی می دهد.
ده نمکی آمادگی بچه های دوربین و صدا را چک می کند و فرمان حرکت را صادر می کند. ناله بازیگران در می آید و در این میان فحشهایی که اکبر عبدی به صدام می دهد از همه شنیدنی تر است.
تصویر از چهره صدیق شریف آغاز می شود و اهرم کرین به سمت بالا می رود، تا نمایی کلی از حیاط اردوگاه بدهد. دوباره در حرکتی دیگر، دوربین می آید و روی صدیق شریف می ماند تا او دیالوگش را بگوید.
"اونی که می خواید منم، دیگه بچه ها طاقت ندارن، بگو رها شون کنن..."
۳ ساعت تلاش برای ضبط یک پلان چند ثانیه ای به خوبی و خوشی به پایان می رسد. حالا باید همه از خاک بیرون بیایند. کمرها از سرما خشک شده و پاها خواب رفته است.
سید جواد هاشمی می گوید: تا حالا ۲۵ بار شهید شده بودم ولی اینقدر پدرم در دنیا نیامده بود...!
کمر صدیق شریف، راست نمی شود یکی از بچه ها آمده و پشت او را ماساژ می دهد تا از دردش کاسته شود. سرما و نشستن ثابت در آن حالت سختی کار را صد چندان کرده است.
بوربور که از هنروران و از دوستان قدیمی آقای کارگردان است جلو می آید و می گوید شرایط این یک ساعت از شبهای عملیات هم سخت تر بود!
با هدایت ده نمکی همه آماده ادامه کار می شوند اما دیگر سرمای هوا اجازه نمی دهد گروه اخراجی ها۲ را همراهی کنیم.
متوجه می شویم که تصاویر لوکیشن اردوگاه تا روز پنجشنبه ۷ آذر گرفته می شود و گروه برای ادامه کار به شهرک سینمایی دفاع مقدس می روند و ۳ هفته هم در آنجا کار می کنند.
با هم قرار می گذاریم که برای تهیه گزارش از پشت صحنه اخراجی ها۲ به آنجا هم برویم. همه موافقند و خوشحال که در این همراهی کوتاه، شاهد یکی از پلانهای ویژه و تاثیر گذار اخراجی ۲۴ بوده اند..  
   
 
 
 
 
   گزارش : شبکه خبری برنا 
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه هشتم آذر 1387 و ساعت 20:6 |
روایت مجیدی از دیدار با بهروز وثوقی و شهره آغداشلو
مجیدی دراین مصاحبه می گوید :به هرحال سینمای متفکر وبالنده ما با حضور بهروز وثوقی در چند فیلم شاخص خود راه خودرا پیدا کرد و ما به نوعی مدیون او وبرخی از کارگردانها و سینماگران متفکر سینمای ایران هستیم .بعد از یک مصاحبه مطبوعاتی با بهروز وثوقی ملاقاتی پیش آمدوقتی من را دید به قدری صمیمیت به خرج دادکه گویی سالهاست من را می شناسد به محض اینکه همدیگررا در آغوش گرفتیم بهروز وثوقی شروع کرد به گریه کردن ومن را هم تحت تاثیر قرار داد.
سینمای ما: مجیدمجیدی کارگردان سینما چند سال پیش زمان اکران فیلم بید مجنون گفت وگوی مفصلی با رضادرستکارمنتقد سینما انجام داده است. دراین کتاب که با عنوان قلمرو دیدار منتشر شده و گویا قرار است به تازگی به همراه با مصاحبه درستکار درباره فیلم آواز گنجشکها مجددا تجدید چاپ شود مجیدی روایتی را از ملاقات با بهروز وثوقی ،شهره آغداشلو ،ناصر ملک مطیعی و حتی پرویز صیاد ارائه کرده است...

/بهروز وثوقی/

زمانی که برای نمایش فیلم باران به آمریکا رفته بودم کمپانی میراماکس پخش کننده فیلم در هرایالت نمایش خصوصی را برای فیلم برگزار می کرد ودر یکی از این نمایشها بهروز وثوقی دعوت شده بود.

مجیدی دراین مصاحبه می گوید :به هرحال سینمای متفکر وبالنده ما با حضور بهروز وثوقی در چند فیلم شاخص خود راه خودرا پیدا کرد و ما به نوعی مدیون او وبرخی از کارگردانها و سینماگران متفکر سینمای ایران هستیم .بعد از یک مصاحبه مطبوعاتی با بهروز وثوقی ملاقاتی پیش آمدوقتی من را دید به قدری صمیمیت به خرج دادکه گویی سالهاست من را می شناسد به محض اینکه همدیگررا در آغوش گرفتیم بهروز وثوقی شروع کرد به گریه کردن ومن را هم تحت تاثیر قرار داد.

سر میز شام ازاو پرسیدم چرابا این همه علاقه ای که مردم به تو دارند به ایران برنمی گردی؟پاسخی که دادگویای یک حس علاقه مندی آمیخته با ترس وشک بود فکر می کرد اگر برگرددو از طرف مردم و جامعه هنری پذیرفته نشود خیلی بد می شود وآرمانهایش زیر سوال می رود!درواقع به طور غیر مستقیم توقع داشت که مسئولان ومتولیان سینما از او دعوت کنند.

در سخنرانی که قبل از نمایش فیلم هم راجع به سینمای شاخص قبل از انقلاب حرف زدم از بهروز وثوقی به عنوان نمادی از سینمای موج نو نام بردم که بهروز بلند شد ومردم اورا خیلی تشویق کردند.

راستش بگویم که غربت ،بهروز وثوقی و سایر هنرمندان برجسته مهاجر ایرانی را شکننده کرده است.اما چیزی که دراین دیدار ویژه برای من جالب بود خویشی و پیوندی بود که به رغم فاصله های روحی ،جغرافیایی و زمانی میان من واو به وجود آمد من و بهروز وثوقی هیچ فصل مشترکی نداشتیم اما رابطه ای که در همان یکی دوساعت شکل گرفت ،مثل یک رابطه دوستی سی ،چهل ساله بود.

/امیر نادری/

مجیدی درادامه می گوید :با امیر نادری هم در گردشهای ایالتی باران درشهر نیویورک ملاقات کردم وفهمیدم نظرش دررابطه با کار گردانان ایرانی تغییر کرده و خوش بین تر از گذشته شده است.از او خواستم به ایران بیاید وفیلمهایش را درایران بسازد هنوز هم با دیده احترام به او نگریسته می شود اما انگار نه فقط نادری بلکه هنرمندان برجسته خارج از کشور ،با خودشان لج کرده اند.

در آن جلسه ،نادری و پس از فیلم باران از جنبه های تکنیکی فیلم به خوبی یاد کرد و گفت :فکر تمی کردم سینمای ایران اینقدر به خوبی پیشرفت کرده باشد.

/شهره آغداشلو/

در همان روزها به تماشای تئاتری رفتم که شهره آغداشلو بازی می کرد بعد از پایان نمایش ملاقات کوتاهی پیش آمد که خانم آغداشلو گفت :از باران خیلی خوشش آمده بود و فیلمهای قبلی ام راهم دیده بود.

/پرویز صیاد/

پرویز صیاد درآمریکااز کسانی بود که اعتقادداشت هر فیلمسازی که از ایران می آید سازشکار و مبلغ سیستم و اصلا به نوعی دست پرورده رژیم است. درشب تماشای تئاتر اورا دیدم و لی صحبتمان از یک سلام واحوالپرسی فراتر نرفت .محمدرضا دلپاک خاطره ای از کیارستمی برایم تعریف کرده که بسیار دلنشین است درزمان اکران خانه دوست کجاست کیازستمی ،پرویز صیاد به همراه تعدادی پلاکارد به دست می گیرد وجلوی سینمای نمایش دهنده فیلم شعار می دهد.وقتی کیارستمی سر می رسد از او می خواهد پلاکاردش را به دست کیارستمی بسپارد تا همچنان اعتراض آنان ادامه داشته باشد و از صیاد ودوستانش می خواهد که بروند فیلم راببیننداگر فیلم بدی بود بیایند وبه کارشان ادامه دهند واگر فیلم ....به نظرم نکته ای شیرین دراین برخورد نهفته است :نباید با چشمان بسته با هرچیزی مخالفت کرد.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه هشتم آذر 1387 و ساعت 20:4 |
پرکارترین بازیگران زن و مرد جشنواره فیلم فجر بر اساس فیلم‌های که تاکنون تقاضای شرکت داشته‌اند
پرکارترین بازیگران زن و مرد جشنواره فیلم فجر بر اساس فیلم‌های که تاکنون تقاضای شرکت داشته‌اند


سینمای ما - ثبت‌نام فیلم‌های برای حضور در بیست و هفتمین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر ادامه دارد، اما تا به اینجای کار و بر اساس فیلم‌های که ثبت‌نام کرده اند فهرستی از بازیگران پر کار مرد وزن به دست آمده که در این میان محمدرضا فروتن با 4 فیلم پرکارترین بازیگر مرد و مهتاب کرامتی و باران کوثری پرکارترین بازیگران زن جشنواره امسال هستند. در حال حاضر 4 فیلم به نام‌های «میزاک»، «پستچی سه بار زنگ می‌زند»، «شبانه‌روز» و «پای پیاده» با بازی محمدرضا فروتن متقاضی شرکت در جشنواره بیست و هفتم هستند. که او در هریک از آنها با نقش و گریمی متفاوت ظاهر شده است. به جمع این فیلم‌ها باید فیلم سینمایی عیار 14 را هم اضافه کنیم که با پرشدن فرم شرکت برای حضور این فیلم در جشنواره فجر تعداد فیلم‌های فروتن در این رویداد به 5 اثر می‌رسد که این در نوع خود رکورد جالبی برای این بازیگر محسوب می‌شود.
پس از محمدرضا فروتن، محمدرضا شریفی‌نیا در با 3 فیلم پرکارترین بازیگر جشنواره است. او فیلم فرزند صبح، اخراجی‌ها2 و صندلی خالی را در فهرست فیلم‌های ثبت‌نام کرده در جشنواره دارد. پوریا پورسرخ هم در فهرست بازیگران سه فیلمی قرار دارد یکی از فیلم‌های او «دلخون» و دیگر فیلمش «حرکت اول» نام دارد که هنوز ثبت‌نام نکرده است. او در فیلم «عیار14» هم بازی دارد.
10بازیگر مرد دیگر در رتبه سوم بازیگران پرکار قرار دارند که از هرکدام از آنها دو فیلم در فهرست فیلم‌های ثبت‌نام شده دیده میشود. بهرام رادان با فیلم‌های «بی‌پولی» و «تردید»، اکبر عبدی با فیلم‌های «نظام از راست» و «اخراجی‌ها2»، حبیب رضایی با فیلم‌های «بی‌پولی» و «بیست»، حامد بهداد با فیلم‌های «دلخون» و «شبانه‌روز»، رضا کیانیان با فیلم‌های «هفت و پنج دقیقه» و «صداها»، حسام نواب صفوی با فیلم‌های «اخراجی‌ها2» و «وقتی همه خوابیم»، شهاب حسینی با فیلم‌های «سوپر استار» و «سایه وحشت»، دانیال عبادی با فیلم‌های «امشب شب مهتابه» و «کریستال»، آتیلا پسیانی با فیلم‌های «پاداش» و «فرزند صبح» و حمید فرخ‌نژاد با فیلم‌های «حریم» و«پوسته» در این فهرست قرار دارند.
به این فهرست می‌توان بازیگر دیگری چون کامبیز دیر باز را هم اضافه کرد که تاکنون فیلم «بیرون آوردن مردگان» او در جشنواره ثبت‌نام کرده و به احتمال فیلم «عیار14» را هم در این جشنواره خواهد داشت.
اما جشنواره امسال شاهد حضور بازیگرانی چون فریبرز عرب‌نیا و پارسا پیروزفر پس از سال‌ها غیبت خواهد بود. هر دو به مدت سه تا 5 سال به دلیل حضور در دو پروژه مهم تلویزیون فرصت بازی در فیلمی را به دست نیاورده بودند. اما امسال عرب نیا با فیلم‌های «طاووس‌های بی‌پر» و «صندلی خالی» و پیروزفر با «شبانه‌روز» در این رویداد حاضر خواهند شد.
اما بازیگران زن پرکار جشنواره، که در صدر فهرست آنها بازیگرانی چون مهتاب کرامتی، باران کوثری قرار دارند. کرامتی برای جشنواره بیست و هفتم فیلم‌های «تردید»، «بیست» و «شبانه‌روز» را دارد که هر سه فیلم فرم شرکت در جشنواره را پر کرده‌اند. باران کوثری هم فیلم‌های «حیران»، «میزاک» و «پستچی سه بار زنگ نمی‌زند» را دارد. به این جمع به احتمال شیلا خداداد هم اضافه خواهد شد. دو فیلم او به نام‌های اخراجی‌ها2 و سایه وحشت متقاضی شرکت در جشنواره هستند و اگر فیلم «یه اشتباه کوچولو» که تاکنون تهیه‌کننده آن تصمیمی مبنی بر حضور آن در جشنواره نگرفته به این جمع اضافه شود تعداد فیلم‌های او به سه خواهد رسد. اما این عنوان به شکل مشروط به این دو بازیگر رسیده است؛ چراکه الناز شاکر دوست به احتمال 4 فیلم را در جشنواره خواهد داشت. تا به اینجا دو فیلم «دلخون» و«پوسته» با بازی او برای حضور در جشنواره فرم پر کرده‌اند و اگر طی روزهای آینده فیلم‌های «کیش و مات » و«حرکت اول» هم فرم جشنواره را پرکنند تعداد فیلم‌های او به 4 میرسد.
مهناز افشار با فیلم‌های «شبانه‌روز» و «امشب شب مهتابه» و مریم بوبانی با فیلم‌های «شبانه‌روز» و «پای پیاده « در رتبه سوم جدول پرکارترین‌ها قرار دارند.


منبع خبر : خبر آنلاین

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه پنجم آذر 1387 و ساعت 2:17 |
مطلبی خواندنی درباره بازیگران جوان سینمای ایران که پدر و مادر مشهور دارند؛
آقازاده هاي سينماي ايران/آنها ديگر براي خودشان كسي شده اند
آقازاده هاي سينماي ايران/آنها ديگر براي خودشان كسي شده اند


 سینمای ما - وحيد سعيدي / مهران آرين:


پولاد كيميايي/ در سايه تيز هوشي پدر




تيزهوشي مسعود كيميايي جزء ويژگي هاي منحصر به فرد اوست كه در كنار ديگر وپژگي‌هاي اين كارگردان جلوه گري بيشتري دارد . پيش بيني او از شرايط روز جامعه و رفلكس زودهنگامش نسبت به اتفاقاتي كه در آينده رقم خواهد خورد نشانه ايي از همين تيز هوشي است كه جلوه بارزآن ساخت فيلم «سفر سنگ» بود. او در دوره ايي ديگر از زندگي كاريش باز هم وجهي ديگر از اين تيز هوشي اش را آشكار كرد و پيش از آنكه جامعه به باوري دوباره از جوانان برسد ، كيمايي چهره تازه اي از قهرمان جديدش رو كرد. قهرماناني كه ديگر آدم هاي ميانسال دهه هاي گذشته نبودند . او سال 74 ، يعني دو سال قبل از واقعه دوم خرداد و ايجاد موج جوانگرايي در جامعه شمايل قهرمانش را تغيير داد و جواناني از نسل آن دروه قهرمانان فيلم هاي «ضيافت» و «سلطان» شدند وبي شك ورود اين نسل تازه در فيلم هاي كيميايي زمينه ايي بود براي آنكه در سال هاي بعد او «پولاد» ش را كه در آن سال ها نوجواني 16، 17 ساله بود به قهرمان اول فيلم هايش بدل كند. كيمايي آرام آرام قهرمان آينده اش را وارد دنياي فيلم هايش داد و او را خيلي بطئي از حاشيه به متن آورد. حضور كوتاه او در فيلم ناموفق «تجارت» بعد ها با قرار گرفتن در كنار قهرماناني چون «سلطان» و «اميرعلي» به تدريج تصوير قهرمان آينده كيميايي را شكل داد. اين روند منطقي كه كيميايي پدر براي پولاد درنظر گرفته بود در «سربازهاي جمعه» به نقطه ماقبل آخر رسيد ، يعني همان جايي كه پس از آن مي بايست او برگ برنده ايي كه سال ها روي آن كار كرده بود را رو مي كرد. همان گمشده ايي كه كيمايي پس از بهروز وثوقي در به در در پي يافتنش بود، هرچند در برهه اي با حضورعرب نيا و فروتن گفته شد كه او آن حلقه مفقوده را يافته ، اما همكاري او با اولي دوام چنداني نيافت و دومي نيز در دو همكاري آخرش با كيميايي مجالي براي ارائه خود پيدا نكرده بود و همين موجب شد تا همگان در انتظار قهرمان جديد كيميايي باشند و«حكم» پايان اين انتظار بود. پولاد در هيبت آدمكشي حرفه اي آنچنان در قالب نقش نشسته بود كه توانست در برابر درخشش بازيگراني مثل عزت اله انتظامي ، ليلا حاتمي وخسرو شكيبايي درخشش ديگري داشته باشد . گويي در جايي كه همگان به تحسين پولاد در اجراي اين نقش پرداختند. كيمايي نفسي راحت از اعماق وجود كشيد. سرمايه گذاري او نتيجه داده او حالا از بابت داشتن قهرماني با ويژگي هاي مورد نظرش خيالش راحت شد و بر همين اساس است كه با خيالي آسوده نقش جوان اول «رييس» را به مي سپارد و اعلام مي كند كه در صورت ساخت «شريك» اين پولاد است كه نقش اول فيلمش را ايفا مي كند. او حالا به پاس تيز هوشي كيميايي بزرگ تبديل به بازيگري شده با امضاي مستقل ازپدر ، كه تداوم آن فقط با انتخاب هاي صحيح حاصل مي شود. تا به اين جا مخاطبان چهره او را در آثار ديگري چون «صحنه جرم ورود ممنوع» ومجموعه« مرگ تدريجي يك رويا» كه پدرش كارگردان آن ها نبوده ديده است. ايفاي نقش آراس مشرقي در مجموعه جيراني او را به چهره اي شناخته شده در نزد عامه مخاطبان تبديل كرده است. بي شك دست پيدا كردن به مخاطب عام از طريق رسانه تلويزيون هدفي است كه پولاد آن مد نظر خود قرار داده و شايد در پي اتخاذ اين سياست است كه بازي در مجموعه مناسبتي «خونمردگي» را مي پذيرد. مجموعه اي كه بي شك به خاطر پخش شبانه اش مخاطبان زيادي را جذب خود خواهد كرد .




ليلا حاتمي/ خارج از سايه پدر




هيچگاه زير سايه پدر قرار نداشت و زماني اولين حضور حرفه ايي اش را در سينما تجربه كرد كه علي حاتمي روزهاي آخر زندگي اش را در بستر بيماري طي مي كرد ودرست در نيمه هاي توليد«ليلا» بود كه پدرش ازدنيا رفت. البته او پيش از آن تجربه هاي كوتاهي با علي حاتمي داشت كه شاخص ترين آن نقشي بود كه در دلشدگان ايفا كرد . اما «ليلا» آ غازي بود براي دوران حرفه اي ليلا حاتمي. شروعي رويايي ، با يك شاه نقش كه او از آن نهايت استفاده را برد و توانست موقعيتش را به عنوان يك بازيگر حرفه ايي در سينما تثبيت كند. چهره آرام و لحن صداي او موجب شد تا نقش هاي از جنس «ليلا» در ادامه به او پيشنهاد شود، اما او در ميان انبوه پيشنهادهايش بازي در نقش «شيدا» را پذيرفت. اما حاتمي در ادامه راه در تلاش بود تا شمايلي كه از او در اذهان نقش بسته را بشكند و بر همين اساس بود كه نقش زني خياباني را در فيلم «آب و آتش» جيراني پذيرفت و با اجراي صحيح اين نقش توانست از قالب هميشگي خود خارج شود. اين فيلم اگر براي سازنده اش و يا پرويز پرستويي امتيازي نداشت ، اما براي حاتمي يك اتفاق تازه بود كه برايش تنديس پنجمين جشن سينماي ايران را هم به ارمغان آورد. ايفاي نقش مادر پسر بچه‌اي ده،دوازده ساله در فيلم «مرباي شيرين» مرضيه برومند تلاش ديگري بود از او تا بار ديگر خود را در نقشي تازه محك بزند. او در حالي بازي در اين نقش را پذيرفت كه كمتر بازيگر همسن و سال او حاضر مي شد در آن شرايط نقش يك مادر را ايفا كند.«سالاد فصل»و«حكم» ديگر نقش هاي متفاوت كارنامه ليلا حاتمي هستند كه او به مانند اكثر كارهايش به درستي از ايفاي آن ها بر آمد. او طي سال ها فعاليت خود در عرصه بازيگري تجربيات ديگري چون « شاعر زباله ها »،«سيماي زني در دوردست» ،« ارتفاع پست» ، «ايستگاه متروك» و... دارد ، فيلم هايي كه هرچند شماي آشناي ليلا حاتمي را در ذهن مخاطب ترسيم مي كرد ، اما در اكثر اين آثار حاتمي با دريافت درست از نقش ها توانست وجه اي تازه به كاراكترهايش جلوه گر كند. او اخيرا تجربه اي نو در فيلم «بي پولي» داشته كه بايد تا جشنواره فجر در انتظار ماحصل كار او بنشينيم.




گلشيفته و شقايق ‌فراهاني / خواهران غريب




خواهران فراهاني، صرفنظر از مقوله كوچكتر بزرگتري، در بازيگري هم مسيرهاي متفاوتي را پيموده‌اند. شقايق، در تئاتر بازيگر نسبتا خوبي نشان داده، مثلا در نمايشي كه به كارگرداني پدرش بهزاد فراهاني و برداشتي آزاد از داش آكل صادق هدايت بود، بازي خوبي از خود به نمايش گذاشت. در سينما هم، در فيلمي چون «چتري براي دو نفر» بازي متفاوت و پيچيده‌اي را از او شاهد بوديم، اما به هر حال، «طوطيا» يا «عشق كافي نيست» و امثال آنها چندان اعتباري براي بازيگرش به ارمغان نمي‌آورند.
اما حقيقت اين است كه سينما سنگ محك ديگري براي گلشيفته بوده است. از اولين فيلم عمرش، درخت گلابي، به راحتي مي‌شد بارقه‌هاي استعداد را در بازي عجيب اما ملموس و طبيعي‌اش ديد. اما به رغم همه واكنش‌هاي مثبت، هنوز مي‌شد نگران بود. نگران استعداد كودك و نوجواني كه ظهور مي‌كند اما با بلوغ و بزرگسالي ديگر نشاني از آن باقي نمي‌ماند. اما گلشيفته متفاوت بود. پس از چند سال غيبت شاهد بازگشت دوباره او بوديم. دوره‌اي كه «بوتيك» سرآغاز موفق آن محسوب مي‌شد. طبيعي بود كه سينماي ايران قدم اين چهره مستعد و جديد را مبارك بشمارد و از آن به بعد سيل پيشنهادها بود كه به سوي او سرازير مي‌شد. تقريباً هر فيلم يا سريالي كه دختري جوان را محور قرار داده بود او را مي‌خواست. اما از بين همه آنها، «ميم مثل مادر»، «اشك سرما» و «سنتوري» آثار مهم‌تري هستند. «م مثل مادر» قرار است اثري باشد در ستايش جايگاه مادر، اما اينكه هست يا نيست ربطي به تلاش مستقل گلشيفته براي ترسيم پرتره درد كشيده مادر ايراني ندارد. او امضاي خود را پاي اثر مي‌گذارد. يا در «اشك سرما»، او دختري‌ست ساده، چوپاني در ميان برف و كوه و توطئه و مرگ كه لطافت و معصوميتش قرباني خشونت بي‌رحم جنگ مي‌شود. «سنتوري» هم جلوه متفاوتي‌ست از چهره تيپيكال دختر شهري متوسط كه در ضمن همسر يك هنرمند هم هست. «تفاوت جنس بازي او در دوران عاشقي و بعد آن دعواهاي وحشتناك خيره‌كننده است. گويي بازيگر مورد علاقه ما، فيلم به فيلم، همزمان با بالا رفتن سن، پخته‌تر شده و غريزه شگفت‌انگيزش را با تجربه و تكنيك آميخته است. حالا هم، با دي‌كاپريو و راسل كرو همبازي شده و اسطوره‌اي چون ريدلي اسكات هدايش كرده كه اگر تداوم داشته باشد و بتواند با تسلط بر آن زبان و فرهنگ، خود را با شرايط سينماي فوق حرفه‌اي هاليوود وفق دهد قطعا شايسته اسكار خواهد بود. بالاخره كمتر از شهره آغداشلو كه نيست، هست؟




ميلكا و مهراوه شريفي‌نيا / خواهران قريب




* حكايت مهراوه و مليكا مثل شقايق و گلشيفته است. البته مهم نيست كي به كي برتري دارد، به هر حال هر كسي راه خودش را مي‌رود اما انتخاب‌هاي درست مبتني بر استعداد و علاقه هم جايگاه خودش را دارد. مليكا شايد چندان علاقه‌اي به بازيگري نداشته باشد چون مهم‌ترين نقش سينمايي‌اش به «مهمان مامان» (1382) بازمي‌گردد اما مهراوه كه او را با نقش كوتاهش در «زير پوست شهر» مي‌شناختيم به يكباره با «ساعت شني» و «روز حسرت» جلوه‌هايي ديگر از قدرت بازيگري‌اش را نشانمان داد؛ نقش‌هاي پررنگ و پيچيده‌اي كه اجرايشان از عهده هر كسي برنمي‌آيد. البته شايد همه نقش زن درگير ايستاد را با پانته‌آ بهرام به ياد بياورند. چنانكه، مرد معتاد هم متبادر با نام بهروز وثوقي‌ست، اما دقيقاً همين‌جاست كه ارزش كار بهرام رادان و مهراوه شريفي‌نيا معلوم مي‌شود. اينكه از اسطوره‌ها عبور كني و بتواني نامت را به كمك استعداد و تلاش و شايد عشق به هنرت در حافظه شلوغ و سلبي مخاطب، ثبت كني. نكته ديگر گريز از كليشه‌هاست تكرار در نقش زن عبوس و بداخلاق كه مشكلاتي عموماً غيرعادي دارد او را تهديد مي‌كند. مهراوه نبايد، ترانه هميشه 15 ساله باقي بماند.





* باران كوثري / از تبار بانوي ارديبهشت




باران كوثري، قطعاً نمونه موفق off – spring هاست. كسي كه خودش را ازسايه مادرش فراتر برد و مستقلاً جايگاه ويژه‌اش را در سينماي ايران به‌دست آورد. شايد تماشاگران «روسري آبي» فكرش را هم نمي‌كردند كه دختر كوچولوي شيطان فيلم، روزي به يكي از اميدهاي اين سينما تبديل شود. حتي «زير پوست شهر، هم نشان چنداني از آن «اميد» و اين «آينده» نداشت. اما «رقص در غبار» و پي‌آيندهاي ديگر، اذعان سينمادوستان را متوجه استعدادي نوظهور كرد. در اين ميان، «خون بازي»، «روز سوم» و مجموعه تلويزيوني «صاحبدلان» نقاط اوج كارنامه باران هستند. اولي، تبديل شده به آزمون بازيگري براي هنرمندي كه مي‌خواهد خود را ثابت كند و البته نقش‌هاي خاصي هميشه جواب مي‌دهد. معتاد، عقب‌مانده، بيمار و... هميشه بستري براي ظهور قدرت بازيگري بوده‌اند و باران هم در «خون بازي» قدر اين فرصت را مي‌داند. «روز سوم» هم چالشي دريغ‌انگيز در نقشي دشوار است. بهره درست و حرفه‌اي از صدا و بدن و چهره، در عين محدوديت‌هاي فيزيكي، يكي از اوج‌هاي كارنامه باران را رقم مي‌زند. اما و فقط يك نكته: پيشتر، از انتخاب درست گفتيم. انعطاف‌پذيري هم يكي‌ديگر از رازهاي بازيگران بزرگ است. فرار از نقش‌هاي تكراري و تلاش براي دستيابي به افق‌هاي نو. بازي در «توفيق اجباري»ها قطعاً ثمره چنداني براي يك عاشق نخواهد داشت.




پگاه آهنگراني / همچنان با كفش‌هاي كتاني




براي بودن و ماندن در هنر – صنعت – رسانه بي‌رحيمي چون سينما، فرزند سينماگر بودن يك امتياز براي شروع است اما «ماندن» و «اثبات» بستگي تمام به شايستگي‌هاي هنرمند دارد. «دختري با كفش‌هاي كتاني» شروعي رويايي براي پگاه آهنگراني بود. بودن ميان حرفه‌اي‌ها و استخوان خردكرده‌هاي بازيگري و فيلمي كه حول تو مي‌چرخد. شايد بتوان گفت او بود كه دوره جديدي از حضور دختران نوجوان و جوان در سينماي ايران را آغاز كرد. اما حضور پگاه تا «زندان زنان» چند سالي به تعويق افتاد. اين فيلم، اما بيشتر متعلق به رويا نونهالي و رويا تيموريان بود تا او. هر چند مي‌شد تلاشش را براي درآوردن نقش به عينه ديد و اين دقيقاً رمز بازيگران بزرگ است. كسي نبايد اين «تلاش» و مرارت را ببيند، و اين نقش و فقط نقش است كه بايد ديد و ثبت شود. پگاه چندان پركار نيست و نمي‌توان با يكي دو نقش، قضاوت درستي درباره جايگاهش در بازيگري داشت. حتي «سه زن» هم نمي‌تواند معيار نهايي باشد. شايد، بايد همچنان منتظر بمانيم.




* ميلاد صدرعاملي / گريز به بازيگري




از ميان معدود فرزندان سينماگران سينماي ايران، آناني كه به مقوله‌اي غير از بازيگري پرداخته‌اند كم نيستند، راما قويدل، بهمن كيارستمي، سميرا و حنا مخملباف و ... . اما ميلاد صدرعاملي با آنها يك تفاوت كوچك دارد. ميل به بازيگري و تجربه‌اش حتي براي يك بار. «من، ترانه 15 سال دارم» اولين و آخرين تجربه بازيگري او بود و گويا سنگ محكي كه راه آينده را به او نشان داد. ساخت چند مستند و آمادگي براي ورود به سينماي كوتاه و بعد حرفه‌اي، مسيري است كه ميلاد براي حضور در سينماي ايران برگزيده است. راهي كه قطعاً روشن‌تر از بازيگري معمولي بودن است.




رضا داودنژاد / به دنبال پدر




دقيقاً نمي‌توان جايگاه رضا داودنژاد را در اين سينما مشخص كرد. بازيگر، دستيار كارگردان و برنامه‌ريز! سرمايه‌گذار! تهيه‌كننده، مشاور! و يا مجموعه‌اي از همه اينها، شبيه به نقشي كه محمدرضا شريفي‌نيا ايفا مي‌كند!
استقلال، واژه شريفي‌ست. هماني كه نيكلاس كيج براي رسيدن به آن، حتي نامش را عوض كرد كه زير دين عمويش، فورد كوپولاي كبير نباشد و يا آنجلينا جولي كه مدت‌هاست از پدرش جان وويت جلو زده. همراه پدر بودن و از نفوذ و تاثير او براي پيشرفت در مسير حرفه زندگي اصولا چيز بدي نيست. اما در عين حال تلاش موازي براي ساخت دنياي شخصي و استقلال هنري هم ارجمند است. خطاب اين سطور، به همه off-spring هاست.
اعتقاد چندان به شانس و اقبال ندارم. اگر آنها داراي داراي جايگاه و اعتبار در اين سينما هستند مرهون استعداد و كوشش خودشان است. حكايت پدر و مادري‌ست كه فرزندشان را به 7 سالگي مي‌رسانند و بعد دستشان را مي‌گيرند و مي‌برندشان دم مدرسه. از آنجا به بعد خود آن بچه است كه سرنوشتش را رقم مي‌زند. شاگرد تنبل داريم و شاگرد زرنگ و يادمان باشد فرزند آلبرت اينشتين اصلاً نابغه نبود.
منبع: ماهنامه تازه





به روز شده در : جمعه 1 آذر 1387 - 22:49

| |


شما هم امتیاز بدهید 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10
نظرات
مریم.
جمعه 1 آذر 1387 - 23:5 واای حرف دل خیلیها

خیلی از این جوانان مرفه مشهور شده نه تنها محبوب نیستند خیلی هم منفور هستند

اگر شهرت و هوش و کیاست پدر و مادر نبود چه میکردند؟؟

بیچاره جوانانی که استعداد دارند ولی خیلی چیزها ندارند

ایلیا
شنبه 2 آذر 1387 - 0:5 جالب بود.

به جز لیلا حاتمی بقیه زیاد خوب نیستند. تعجب کردم از تعاریف شما مثلا باران کوثری هیچوقت نه فیزیک مناسبی داره نه کلام و عملا در خیلی نقشها هم ضعیفه

بقیه هم که خوب واضحه

سلطان-1375
شنبه 2 آذر 1387 - 0:21 پولاد به هر چی رسیده حقش بوده....لطفا پولاد نارنین ما رو با کسی مقایسه نکنید....سلطان میگفت : مثل آهوی زنده موندس

minoosh
شنبه 2 آذر 1387 - 0:25 be jaye tablighe ien chehreha.. kami az tv benevisid va barnamehash

مسافران
شنبه 2 آذر 1387 - 0:28 ورودشان با پارتی

بقایشان با استعداد

به من سر بزنید

salmanmosafer.blogfa.com


شنبه 2 آذر 1387 - 1:41 ترانه علیدوستی که با تکیه به استعداد خود وارد سینما شد به همه این آقازاده های سینما می ارزد

گلشیفته & رادان
شنبه 2 آذر 1387 - 1:42 یادم میاد بعد از دیدن فیلم های زمانه & به خصوص بوتیک به دوستانم گفتم که شک نکنید روزی میرسه که گلشیفته حرف اول رو در سینمای ایران میزنه & با ادامه ی همین روند اسکار میگیره

اون روز دوستانم خیلی به این حرف ها خندیدند اما حالا ...



گلشیفته روز به روز بالاتر میره & در جهان معروف تر میشه

به امید کسب اسکار توسط بانوی اول سینمای ایران

مهدي
شنبه 2 آذر 1387 - 8:50 اينها تمامشون نقطه مشتركشون اينجاست كه پدر و مادرهاي سرشناسي دارند. اما تمام اين ليست(اعم از ليلا حاتمي، باران كوثري، پولاد كيميايي، پگاه آهنگراني، مليكا و مهراوه شريفي نيا)، به وسيله پدر و مادر كارگردان و تهيه كننده و "پدر خوانده" اشان وارد سينما شدن و در آثار اونها هم حضور پيدا كردن، ولي گلشيفته فراهاني پدر و مادر تهيه كننده يا كارگرداني نداشته و پدرش يك استاد تئاتر است كه سالهاست با سينما در قهر قرار داره و همواره در اقليت بوده. گلشيفته در اين ليست تنها كسيه كه خودش وارد سينما شده و به طور مستقل و با استعداد خودش هم در سينما باقي مونده. كلا در بين اين بازيگرا شخصا بيشتر گلشيفته فراهاني و ترانه عليدوستي و تا حدودي ليلا حاتمي رو ميپسندم.

nana
شنبه 2 آذر 1387 - 9:42 doroste baziha az tarighe khanevadehashun be arseye honar pa gozashtan ke agar be khatere unha nabud kasi tavajohi beheshun nemikard chon bazii nadaran mesle khanume baran kosari ama bazi az azizane digamun mesle golshifte,pegah ahangarani va leyla hatami agar az tarighe khanevadehashun ham pa be arseye honar nemizashtan khodeshun mitunestan harfi baraye goftan dashte bashan


شنبه 2 آذر 1387 - 10:10 پولاد کیمیایی حتی در حکم هم بازی ضعیفی از خود ارائه داد.او علیرغم "پسر کیمیایی بودن",دیالوگهای اورا نمیشناسد و هیچگاه در عمق شخصیت فرو نمیرود.بازی ظاهری او قابل قیاس با بازی بهروز وثوقی نیست.حس خشم,خونسردی,خوشحالی و ناراحتی را به یک شکل اجرا می کندوهیچ تفاوتی بین آنها قائل نمیشود.این مهم به خوبی در صحنه های مشترک با فریبرز عرب نیا در سلطان مشهود است.بازی بسیار حسی عرب نیا کاملا توخالی بودن بازی پولاد را نمایان میسازد.معتقدم که در عرصه بازیگری او به جایی نخواهد رسید.قابل ذکر است که نگارنده دوستدار خیلی از فیلمهای کیمیایی است و این حرفها اصلا از روی غرض ورزی (به شیوه مرسوم این روزها) نیست.

نیما
شنبه 2 آذر 1387 - 11:26 «پاسخ به نامه‌ها»

ما بی صبرانه منتظر مستند( آقای کیمیایی) از امیر هستیم.بالاخره کی عرضه میشه؟ شما که تا حالا چند بار تاریخ دادید ؛ اگه میشه یه تاریخ دیگه حتی شده الکی بدید دلمون خوش باشه!

علي وزيني- خبرنگار
شنبه 2 آذر 1387 - 11:41 رضا داودنژاد / به دنبال پدر را قبول ندارم واقعا ضعيف است

پگاه آهنگراني واقعا همان كفشهاي كتاني

اما به گلشيفته فرهاني و مهراوه شريفي نيا مي توان آفرين گفت

البته مهراه مي تواند موفق تر باشد

همچنين به باران كوثري از همه بيشتر اعتماد دارم

حداقل در ديناي ماه رمضان اين اعتماد را افزون تر كرده

غنچه
شنبه 2 آذر 1387 - 11:41 اره اره مطمئن باش اسکارو دو دستی میدنش به گلشیفته !!!!!!

بسه دیگه بابا هنوز دوزاریتون نیفداده گلشیفته خودشو خراب کرد به همین راحتی

و اما در مورد بقیه شون به نظر منم استعداد فوق العاده ای ندارن ولی چون ما همیشه به اسم بچه ی فلانی میشناسیم به خودمون تلقین می کنیم که به به عجب بازی ای دارن ولی خب به هر حال دارن واسه سینمای ما زحمت میکشن دیگه مگه نه؟ حالا کاری ندارم که هدفشون چیه ولی به هر حال باید واسه زحمتهاشون ارزش قائل بود


شنبه 2 آذر 1387 - 14:1 باران کوثری و پگاه آهنگرانی بهتر بود می رفتند سراغ کاری به غیر از بازیگری به خصوص باران که فن بیانش هم خیلی افتضاح است


شنبه 2 آذر 1387 - 14:17 بین آنها فقط لیلا حاتمی با استعداد است و عملا پس از فوت پدر بزرگوارش وارد سینما شد. بقیه به خاطر باج پدر و مادرشان وارد سینما شدند. و حق دیگرانی را که در این زمینه تحصیلات سطح بالای لیسانس و فوق لیسانس را داشتند ضایع کردند. بی سوادها!


شنبه 2 آذر 1387 - 14:59 هیچکدوم زحمت نکشیدن و برای من قابل احترام نیستن. البته اینجا قضیه پولاد و لیلا کمی فرق میکنه. و مهراوه.


شنبه 2 آذر 1387 - 15:0 شقایق فراهانی که خیلی بی استعداده. در حد یک فاجعه. با اون آرایش غلیظ! اه!

ماه ناز
شنبه 2 آذر 1387 - 15:9 بچه ها کسی بازی های عاطفه نوری رو یادش هست؟ همون خواهر نرگس (نسرین) یا یه نقشی داشت که دختر فراری بود به اسم روناک.......اگه یه قیافه شیک داشت بازم گلشیفته بانوی سینمای ایران بود؟؟..........به نظر تون بازی باران تو خون بازی قشنگتر بود که صرف گریم سنگینش به بیننده حس معتاد رو القا میکرد! یا بازیگر نقش نقره تو سرباز های جمعه که واسه بار اول تن بیننده رو میلرزونه ؟!!! یا لحن حرف زدن گلی تو سنتوری مخصوصا صحنه ای که رادان میزنه تو دهنش....خیلی بد ادا نیست که فکر میکنی هانیه نئشه تر از علی یه ؟!!!!

خواهش میکنم نظرتون رو بگید میخوام بدونم چند نفر اینجوری فکر میکنند؟

ساناز
شنبه 2 آذر 1387 - 17:8 ليلا حاتمي،گلشيفته،باران كوثري:پولاد كيميايي و مهراوه شريفي نيا واقعا بازيگران خوب وبا استعدادي هستند كه ورودشان به سينما به واسطه پدر يا مادرشان راحت تر بوده ولي ماندگاري و بهترشدنشان استعداد آنها را نشان ميده و همگي از بهترين هاي سينماي ما هستند

Aitak . J
شنبه 2 آذر 1387 - 17:45 Poolad Age Estedad NAdasht Hich Vaght NemitUunest Too FilmaYe Bozorgi Az Jomle RaYis O Hokm Be Oon Ghashangi Bazi Kone , Hala Kheili Ha Hastand Ke Migan Harchi Dare Az Pedareshe , In Dorost Nis , CHon GhesmaTi az In Estedad Ha MarbUut Be DashtaNe pedari Mesle Masuud Kimiayi HasteSh , baGhiaSh marbUut Be Estedado AlaGheye DarUunie Khode Farde Ke Oono MovafaGh mikoNe , Mersi Vase Poste KhUubetUun

sana
شنبه 2 آذر 1387 - 18:6 واقعا کی باید جواب استعداد های فوق العاده و بدون پارتی رو که خفه شدن بده استعداد هایی که روز به روز دارن کور میشن؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!

از بین اینا گلشیفته و پولاد حقشونه

حسین
شنبه 2 آذر 1387 - 18:25 فقط باران كوثري.

مهم نيست به چه شكل وارد سينماشده مهم اينه كه...

...باران بانوي سينماي ايرانه....

احسان
شنبه 2 آذر 1387 - 19:0 جالب بود

به خصوص در مورد پولاد وگلشیفته و باران

مطمئن باشید آینده سینمای ایران متعلق به پولاد کیمیاییه

sadaf
شنبه 2 آذر 1387 - 19:9 به نظر من اقای پولاد روز به روز دارن پیشرفت میکنن ... پیشرفت این بازیگر توانا به کمک پدرش خیلی سریع پیش میره من عاشق فیلم سربازان جمعه ام !! چون قیافه پولاد توش خیلی درون گراس !!

.

.

.

در مورد گلشیفته باید بگم که ایشون خیلی زود به هالیود راه پیدا کردن ! در صورتی که به نظرم فیلم اولشون اصلا زیبا نبود ! به شخصه گلشیفته در ایران رو بیشتر دوست داشتم ! !

.

.

.

.

در مورد باران کوثری اصلا قابل تقدیر نیستن ! فقط تو فیلم خون بازی به علت مدل مو ش خوشم میاد و تو فیلم روز سوم که فکر کنم بازی ایشون تحت تاثیر بازی حامد بهداد و پوریا پورسرخ قرار گرفته بود

.

.

.

مرسی !!

رهگذر
شنبه 2 آذر 1387 - 19:12 اسكار اگر بي پدر و مادر بود اول به شهره آغداشلو مي رسيد بعدش به گلشيفته . كي مي خواهيد دست از توهم سازي برداريد.

سایه
شنبه 2 آذر 1387 - 19:21 خانم باران کوثری که لبریز از استعدادن!!!!!!

ای کاش شرایطی فراهم میشد تا هر کسی که استعدادی در زمینه بازیگری داره نشون بده تا خیلی از این استعدادهایی که نه پول دارن نه پارتی کشف بشن.

مهتا
شنبه 2 آذر 1387 - 20:36 همشون خوب نیستند همشون بد هم نیستند پولاد کیمیایی اگر می خواست از پارتی هاش استفاده کنه الان جایگاه خیلی بالاتری داشت

باران کوثری هم که والا ... با اون مادر و اون پدر چندان هنر نکرده

پگاه خیلی انعطاف داره بازیش به دل میشینه

لادن صحرايي ناشنوا
شنبه 2 آذر 1387 - 22:10 من همه بازيگران را دوست دارم چرا داوران اصلا به بازيهاي ليلا حاتمي عزيز توجه نميكنند و بهش جايزه نميدهند خيلي ناراحتم براي ليلا حاتمي عزيز آرزوي موفقيتي ميكنم.سلام مرا به ليلا حاتمي عزيز برسون.متشكرم.

رضا
يکشنبه 3 آذر 1387 - 4:42 داريوش مهرجويي کارگردان شهير ايراني که در دو فيلم علي سنتوري(بياييد از اين به بعد اين فيلم را با نام واقعي اش خطاب کنيم. سنتوري نامي است که سانسورچي ها بر آن گذاشته اند ) و درخت گلابي با گلشيفته همکاري داشت و براي فيلم نقاب زيبا هم اين همکاري در حال شکل گرفتن بود، اين روزها مصاحبه بلندي انجام داده که تا کنون در جايي منتشر نشده و قرار است به صورت کتابي منتشر شود . مهرجويي در بخش هايي از اين مصاحبه به ستايش نبوغ بازيگري گلشيفته پرداخته:

...در دوران کاري ام با آدم هاي مختلف کار کردم دو سه تا را مي توانم نام ببرم که واقعا آکتور بودند و مثل موم نرم و انعطاف پذير هر چه مي خواستم برايم ماجرا مي کردند اين ها خيلي زير پوستي بازي مي کردند گلشيفته فراهاني و خسرو شکيبايي از اين نوع بودند. اين ها در تجربيات من از اين نظر يگانه بودند...

اين که داريوش مهرجويي که با بزرگترين بازيگران ايراني همکاري کرده زمان نام بردن، تنها از گلشيفته فراهاني و خسرو شکيبايي نام مي برد نکته اي قابل تامل است.

وقتي استاد بازيگر شناسي چون ريدلي اسكات نيز عنوان مي دارد كه گلشيفته فراهاني بازيگري منعطف و كلاسيك است كه دوربين دوستش دارد و به ستايش تواناييهاي او مي نشيند، بيش از پيش متوجه جايگاه گلشيفته در سينمايمان ميشويم.

خواهشا گلشيفته فراهاني را با بعضي بازيگران قياس نكنيد. قياس كلا اشتباه است. به خصوص از اين نوعش! البته به جز ترانه عليدوستي و باران كوثري اي كه بتواند همواره در حد دايره زنگي باشد و يا ليلا حاتمي اي كه در حد ليلا باشد!



منبع خبر : تازه
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه پنجم آذر 1387 و ساعت 2:11 |
دو تن از مشاوران رییس جمهوری از پروژه اخراجیها ۲ دیدن کردند.
به نقل از روابط عمومی پروژه اخراجیها ۲روز گذشته، کلهر و جوانفکر از مشاوران رئیس جمهوری از پشت صحنه این فیلم سینمایی دیدن کردند.
جوانفکر در این دیدار از بازتاب مثبت اخراجی ها در رسانه های خارجی و پیام آن و به ویژه تحلیل روزنامه لس آنجلس تایمز یاد کرد.
کلهر نیز در حین بازدید از دکورها و اجرای یک پلان از فیلم از تاثیر گذاری اخراجی ها بر نسل جدید و پیام معنوی فیلم سخن گفت و ابراز امیدواری کرد که اخراجی های ? نیز بتواند در این کار موفق باشد.
گفتنی است پروژه اخراجیها ۲ که به حوادثی در یک اردوگاه اسیران ایرانی در عراق می پردازد، در لوکیشنی واقع در ملارد کرج در حال فیلمبرداری است. گروه پروژه اخراجیها ۲ پس از آن به شهرک سینمایی دفاع مقدس می روند تا آخرین سکانسها نیز فیلمبرداری شود.
فیلم سینمایی اخراجیها ۲در جشنواره فجر امسال شرکت خواهد کرد. 
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه پنجم آذر 1387 و ساعت 1:59 |
احمد آقالو بازیگر سینما و تئاتر ایران در گذشت



احمد آقالو، بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون ایران شامگاه یکشنبه 3 آذر (23 نوامبر) در سن 59 سالگی در خانه اش در تهران در گذشت.

آقای آقالو از مدتی پیش به سرطان مغز استخوان مبتلا بود و بر اساس گزارش خبرگزاری ها در سه روز گذشته، حالش وخیمتر شده بود.

احمد آقالو در سال های اخیر به دلیل بیماری کم کار شده بود و بیشتر در رادیو فعالیت می کرد.

احمد آقالو متولد سال 1328 در قزوين و فارغ التحصيل تئاتر از دانشكده هنرهای زيبا دانشگاه تهران بود.

بازی در فيلم "دادشاه" به كارگردانی حبيب كاوش در سال 1362 نخستين تجربه سينمايی اوست.

اما شاید به یاد ماندنی ترین نقش احمد آقالو، بازی در نقش کاتب در سریال "سلطان و شبان" به کارگردانی داریوش فرهنگ باشد که در سالهای میانی دهه 60 خورشیدی از تلویزیون ایران پخش می شد.

آقای فرهنگ که از دوستان قدیمی و دوران دانشجویی آقای آقالو است به بی بی سی گفت که اگرچه که آقای آقالو مدتها از بیماری سرطان رنج می برد اما نحوه برخوردش با بیماری طوری بود که "دوستانش را شگفت زده کرده بود."

از دیگر فیلم هایی که آقای آقالو در آن بازی کرده، می توان از " بی بی چلچله"، "پاتال و آرزوهای کوچک"، "مجنون"، "گاهی به آسمان نگاه کن" و "یک تکه نان" نام برد. او به خاطر بازی در فیلم های "تمام وسوسه های زمین" در سال 1368 و "گاهی به آسمان نگاه کن" در سال 1383 کاندیدای بهترین بازیگر مرد جشنواره فیلم فجر شد.

احمد آقالو در صحنه تئاتر هم فعال بود و در چندین تئاتر تلویزیونی هم بازی کرده بود.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه پنجم آذر 1387 و ساعت 1:49 |
بازي «اخراجي‌ها» همزمان با اكران «اخراجي‌ها2» توزيع مي‌شود؛
مجيد سوزوكي در دنياي مجازي
مجيد سوزوكي در دنياي مجازي


سینمای ما - بي‌شك يكي از پروژه‌هاي پر سرو صداي يكي دو سال اخير سينماي ايران «اخراجي‌ها» ساخته مسعود ده نمكي است كه حالا قسمت دوم آن نيز در حال ساخت است، اما اين همه ماجرا نيست . اين روزها در حالي‌كه ده نمكي به همراه گروهش در شهرك سينماي دفاع مقدس سرگرم فيلمبرداري بخش‌هاي پاياني «اخراجي‌ها2» هستند، در تهران و در يكي از شركت‌هاي تهيه و توليد بازي‌هاي رايانه اي گروهي به سرپرستي نادر لطفي مشغول تهيه و توليد بازي «اخراجي‌ها1» هستند. اين بازي كه مراحل آماده سازي خود را سپري مي‌كند قرار است همزمان با اكران فيلم اخراجي‌ها2 به شكل گسترده‌اي توزيع شود. لطفي در گفت‌وگو با خبرنگار همشهري امارات درباره روند آماده سازي اين بازي مي‌گويد: «فيلمنامه بازي «اخراجي‌ها» به سرپرستي بنده و زير نظر تيمي از نويسندگان در حال نگارش است و هم زمان كار طراحي شخصيت‌هاي بازي نيز بر اساس عكس‌هاي بازيگران در حال انجام است، چراكه حدود 80درصد از كاركترهاي بازي بر اساس شخصيت‌هاي خود فيلم طراحي شده‌اند، به نحويي‌كه شخصيت اصلي كار يعني مجيد سوزكي طي بازي و به فراخور موقعيت‌هاي كه در آن قرار مي‌گيرد با شخصيت‌هاي مختلف فيلم از جمله بايرام (اكبر عبدي)، بيژن (امين حيايي)، مرتضي (سيدجواد ‌هاشمي) و... روبه‌رو مي‌شود.»
بنا به گفته لطفي تمام لوكيشن‌هاي شاخص فيلم از جمله محله و خانه مجيد سوزكي، پادگان و همچنين بيمارستان صحرايي كه مجيد در آن به شهادت رسيد در بازي «اخراجي‌ها» طراحي شده است.
در اين بازي همچنين قرار است از موسيقي فيلم اخراجي‌ها نيز به عنوان موسيقي متن بازي استفاده شود: «همانطوري‌كه اطلاع داريد ما پيش از ساخت بازي اخراجي‌ها كه بر اساس فيلمي سينمايي توليد مي‌شود بازي «سرزمين گمشده» را بر مبناي سريال پر طرفدار «شب‌هاي بره» توليد و به بازار عرضه كرديم، ما در اين بازي بنا به دلايلي از موسيقي ديگري به غير از موسيقي خود سريال استفاده كرديم كه همين عامل روي كيفيت كار كمي تاثير گذاشت بر همين اساس تصميم گرفتيم در بازي اخراجي‌ها از موسيقي متن خود فيلم كه توسط محمد رضا عليقلي ساخته شده استفاده كنيم، ضمن اينكه لوگوي اين بازي هم همان لوگوي معرف فيلم است كه فقط كلمه بازي را با همان گرافيك به آن اضافه كرده‌ايم.»
پس از توزيع بازي «اخراجي‌ها»، لطفي به همراه گروهش قصد دارد تا بازي اخراجي‌ها2 را نيز بر اساس شخصيت‌ها و داستان اين فيلم تهيه و توليد كند، آنها همچنين توليد بازي ديگري بر مبناي يكي ديگر از آثار موفق سينما ايران را هم در دستور كار خود دارند اين فيلم «روز سوم» محمد حسين لطيفي است كه توليد بازي آن به زمان ديگري موكول شده است: «ما در حال حاضر توليد بازي «روز سوم» را از الويت برنامه‌هاي خود خارج كرده‌ايم و قصد داريم تا در حوزه دفاع مقدس ابتدا اخراجي‌ها و سپس بازي «نبرد خيبر»را توليد كنيم. كه بازي دومي با حمايت بنياد شهيد توليد مي‌شود و يكي از شخصيت‌هاي اصلي آن هم شهيد همت است كه در واقع عمليات‌هاي داخل بازي با دستور و فرماندهي ايشان انجام مي‌شوند.»
اينكه چرا او و گروهش ساخت بازي بر مبناي فيلم‌هاي ايراني را در دستور كار خود قرار داده‌اند موضوعي است كه لطفي در پاسخ به آن مي‌گويد: «بي‌شك يكي از سياست‌هاي بزرگ شركت ما براي رسيدن به ساختار بومي استفاده از يكسري شاخص‌هاي داخل كشور است، كه فيلم‌هاي موفق و پر فروش يكي از همين شاخص‌ها محسوب مي‌شود.»
طبق قراردادي كه شركت ايده‌پرداز پارس در نمايشگاه گيم اكسپو دبي منعقد كرده قرار است محصولات اين شركت به شكل گسترده اي در كشورهاي قطر، سوريه، عربستان و كويت توزيع شود به همين منظور آنها بازيشان به سه زبان انگليسي، عربي و فارسي توليد مي‌كنند. به اين ترتيب بازي اخراجي‌ها نيز پس از توليد علاوه بر توزيع داخلي در كشورهاي نامبرده نيز توزيع خواهد شد.
لطفي علاوه بر اين خبر اعلام كرد كه قرار است به زودي توليد پروژه شبيه ساز آموزش راهنمايي و رانندگي را براي كشور امارات كليد بزنند. در اين بازي شبيه‌سازي قرار است مقررات رانندگي در خيابان‌هاي شهر دبي آموزش داده شود.


منبع خبر : همشهری امارات
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در یکشنبه سوم آذر 1387 و ساعت 1:9 |
صفار هرندی:سوختن سینما جمهوری حادثه بوده است/به بازسازی اش کمک می کنیم
صفار هرندی:سوختن سینما جمهوری حادثه بوده است/به بازسازی اش کمک می کنیم


سینمای ما - وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي با اشاره به اتفاقي بودن آتش سوزي سينما جمهوري، گفت: هميشه مي‌توانيم فرض كنيم كه حوادثي از قبيل آتش‌سوزي اتفاق مي‌افتد و در مورد خيلي از سينما‌ها نيز اين اتفاق افتاده است. اكنون عده‌اي حدس زده و ماجرا را به اين موضوع نسبت مي‌دهند كه يك طراحي بوده، البته هميشه اين احتمال را نيز بايد در نظر گرفت.
محمدحسين صفارهرندي با تكذيب شايعاتي كه در اين خصوص مطرح شده، تصريح كرد: عده خاصي معتقدند كه حادثه فوق به دليل ايجاد بهانه‌ براي تغيير كاربردي محل مذكور بوده است و افراد ديگري نيز اعتقاد دارند كه آتش سوزي سينما جمهوري به‌واسطه دست داشتن صاحبان اين سينما در جريانات سياسي و يا جانبداري از يك جريان رخ داده است. لذا در خصوص اين حادثه، مراكزي كه صاحب صلاحيت هستند بايد تصميمات لازم را اتخاذ كنند و به هر نتيجه‌اي كه رسيدند ، همان حرف آخر خواهد بود.
وزير ارشاد افزود: در چند سال اخير براي بازسازي اين سينما از سوي وزارت ارشاد كمك هايي به موسسه سينماي شهر كه وابسته به ارشاد نيز مي‌باشد، صورت گرفت. اكنون هم كه دچار چنين حادثه‌اي شده اگر صاحب سينما انگيزه ادامه كار داشته باشد ، دوباره به آنها كمك خواهيم كرد.


منبع خبر : ایسنا
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در یکشنبه سوم آذر 1387 و ساعت 1:5 |
اسامی پروژه‌هایی که از ابتدای امسال پروانه ساخت گرفته‌اند؛
48 برنده خوش‌بخت
48 برنده خوش‌بخت


سینمای ما - تحقيق از منابع موجود در اداره كل ارزشيابي و نظارت سينماي حرفه‌اي نشان مي‌دهد از ابتداي سال 1387 تاكنون 48 فيلم ايراني پروانه‌ ساخت گرفته‌اند.

بر اساس برخي اخبار منتشر شده در رسانه‌ها و نقل شده از سوي افراد مختلف، تعداد پروانه‌هاي ساخت صادر شده توسط اداره كل ارزشيابي و نظارت سينماي 23 مورد معرفي شده است كه اين بررسي صحت رقم يادشده را زير سوال مي‌برد.
بنا بر اين گزارش، از مجموع 48 فيلم داراي پروانه ساخت، فيلم‌هاي «ترديد»، «برخورد خيلي نزديك»، «من و بابام» و «پسر آدم دختر حوا» در سال 86 پروانه ساخت گرفته‌اند كه با توجه به اتمام اعتبار پروانه ساخت‌شان، اداره كل ارزشيابي و نظارت سينماي حرفه‌اي در سال 87 مجددا پروانه ساخت اين پروژه ها را صادر كرده است.
ليست كامل 48 فيلمي كه پروانه ساخت آنها در سال 87 صادر شده است به شرح زير است:

* فصل بهار/
1- «اتاق ممنوع»، تهيه كننده:«فريدون جيراني»، كارگردان:«فريدون جيراني»، آخرين وضعيت: قرار بود فيلم اواخر خرداد كليد بخورد اما همچنان در بازنويسي فيلمنامه قرار دارد و درخواست تغيير كارگردان را نيز ارائه كرده است.
2- «راه آبي ابرشيم»، تهيه كننده«حسن بشكوفه»، كارگردان: «محمد بزرگ نيا»، آخرين وضعيت: پيش توليد پروژه «راه آبي ابريشم» از اول مرداد ماه شروع شده است و حضور بهرام رادان و داريوش ارجمند در اين پروژه قطعي شده است.
3- «ترديد»، تهيه كننده:«سعيد سعدي»، كارگردان: «واروژ كريم مسيحي»، آخرين وضعيت:در روزهاي پاياني فيلمبرداري قرار دارد.
4- «يك حبه قند»، تهيه كننده:«رضا ميركريمي»،كارگردان:«رضا ميركريمي»، آخرين وضعيت:در مرحله بازنويسي فيلمنامه قرار دارد و تاكنون تنها حضور محمود كلاري به عنوان مدير فيلمبرداري قطعي شده است.
5- «بيست»، تهيه كننده:«پوران درخشنده»، كارگردان:«عبدالرضا كاهاني»، آخرين وضعيت: كار تدوين فيلم به پايان رسيده است.
6- «نظام از راست»،تهيه كننده:«حبيب ا... كاسه ساز»، كارگردان:«محمدرضا ورزي»،آخرين وضعيت: تدوين اين فيلم به پايان رسيده است و مهرشاد ملكوتي «نظام از راست» را صداگذاري مي‌كند.

* فصل تابستان/
7 - «يك بازي ساده»، تهيه كننده:«منوچهر زبردست»، كارگردان:«مهدي برقعي»، آخرين وضعيت: ظاهرا برقعي هنوز درگير انتخاب بازيگران مناسب است.
8-«پريشاني»، تهيه‌كننده:«غلامرضا موسوي»، كارگردان:«سياوش اسعدي». آخرين وضعيت: به مرحله پيش توليد نرسيده است.
9 - «اينك رستگاري»، تهيه كننده:«يونس صباحي»، كارگردان:«فرزاد موتمن»، آخرين وضعيت: در مرحله بازنويسي فيلمنامه قرار دارد.
10- «زمهرير»، تهيه كننده:«سيد ضياءهاشمي»، كارگردان: «علي روئين تن»، آخرين وضعيت: «زمهرير» دومين فيلم از سه‌گانه روئين‌تن است كه قسمت اول آن «دل‌شكسته» سال گذشته در جشنواره فجر حاضر بود و بخش سوم آن نيز «پابرهنه» نام دارد. «زمهرير» در مرحله بازنويسي فيلمنامه قرار دارد.
11- «طلا و مس»، تهيه كننده:«منوچهر محمدي»، كارگردان:«همايون اسعديان»، آخرين وضعيت: «طلا و مس» اوايل آذر مقابل دوربين مي‌رود.
12- «آناهيتا»، تهيه كننده: «عزيزالله حميدنژاد»، كارگردان: «عزيزا... حميدنژاد»، آخرين وضعيت: در مرحله بازنويسي فيلمنامه قرار دارد.
13- «پستچي سه بار درنمي‌زند»، تهيه كننده: «مجيد مجيدي- جواد نوروزبيگي»، كارگردان:«حسن فتحي» ، آخرين وضعيت: بيش از 70 در صد از فيلمبرداري كار به پايان رسيده است.
14- «آل»، تهيه كننده:«علي معلم»، كارگردان:«بهرام بهراميان»، آخرين وضعيت:پيش از اين قرار بود فيلم، آبان ماه كليد بخورد اما زمان آن به‌تعويق افتاده است.
15- «برخورد خيلي نزديك»، تهيه كننده:«محمد خزاعي»، كارگردان:«اسماعيل ميهن دوست»، آخرين وضعيت: فيلم 16 آبانماه در تهران كليد خورد و فيلمبرداري همچنان ادامه دارد.
16- «چينوت»، تهيه كننده:«حسن كاربخش»، كارگردان:«حسن كاربخش»، آخرين وضعيت: «چينوت» در مرحله پيش توليد قرار دارد و نام موقت پروژه است كه به زودي به «ريسك» تغيير مي‌كند.
17- «من و بابام»، تهيه كننده: «يدالله شهيدي»، كارگردان:«اسماعيل فلاح پور»، آخرين وضعيت:در مرحله پيش توليد متوقف شده است.
18- «از ما بهتران»، تهيه كننده: «مهرداد فريد»، كارگردان:«مهرداد فريد»، آخرين وضعيت: براي شروع پيش توليد همچنان در انتظار تجهيزات فيلمبرداري است.
19- «قبل از دعوت» ، تهيه كننده:«محمد پير هادي»، كارگردان:«ابراهيم حاتمي كيا» ، آخرين وضعيت: در مرحله بازنويسي فيلمنامه قرار دارد.
20- «آرزوهاي بايگاني شده»، تهيه كننده:«مرتضي رزاق كريمي»، كارگردان:« مصطفي رزاق كريمي»، آخرين وضعيت: همچنان در مرحله نگارش فيلمنامه قرار دارد.
21- «دلخون»، تهيه كننده:«سيد حسين حقگو»( نماينده حوزه هنري)، كارگردان:«محمد رضا رحماني»، آخرين وضعيت: 50 درصد از فيلمبرداري سپري شده است.
22- «بوسه‌هاي مادر»، تهيه كننده:«حجت ا... سيفي»، كارگردان:«حجت ا... سيفي»، آخرين وضعيت: اين فيلم پيش از اين «دختر جنگل» نام داشت كه همچنان در مرحله پيش توليد متوقف مانده است و ظاهرا قرار اشت بهار 88 كليد بخورد.
23- «دريا قلي»، تهيه كننده: «سيد احمد ميرعلائي»، كارگردان: «شهرام اسدي»، آخرين وضعيت: اين فيلم كه توسط بنياد شهيد ساخته مي‌شود همچنان در مرحله نگارش فيلمنامه قرار دارد.
24- «پاي پياده»، تهيه كننده:«علي لدني»، كارگردان:«فريدون حسن پور» ، آخرين وضعيت:تدوين فيلم فريدون حسن پور ،توسط سعيد شاهسواري به پايان رسيد.
25- «ابوطالب(ع)»، تهيه كننده:«محسن آقا علي اكبري»، كارگردان: «احمد رضا گرشاسبي»، آخرين وضعيت:در مرله پيش توليد قرار دارد.
26- «مرا ببخش مادر»، تهيه كننده:«هارون يشايايي»، كارگردان:«مهدي نادري نجف آبادي»، آخرين وضعيت: فيلم در مرحله بازنويسي فيلمنامه قرار دارد و نادري قرار است فيلم خود را دي ماه در عراق كليد بزند.
27- «شكارچي»، تهيه كننده:«محمد رضا تخت كشيان»، كارگردان:«رفيع پيتز»، آخرين وضعيت: قرار بود فيلمبرداري كار 22 آبان در تهران شروع شود اما هنور در مرحله پيش توليد قرار دارد.

* فصل پائيز/
28- «خورشيد آسمان هشتم»، تهيه كننده:«غلامرضا موسوي»، كارگردان:«حسن نجفي»، آخرين وضعيت:در مرحله پيش توليد قرار دارد.
29- «فرياد بي صدا»، تهيه كننده:«رضا اعظميان»، كارگردان:«رضا اعظميان»، آخرين وضعيت: در مرحله بازنويسي فيلمنامه قرار دارد.
30- «به كبودي ياس»، تهيه كننده:«ابراهيم اصغري»، كارگردان:«جواد اردكاني»، آخرين وضعيت: فيلمبرداري در مشهد مقدس در جريان است.
31- «زندگي با چشمان بسته»، تهيه كننده:«محمد رضا تخت كشيان»، كارگردان:«رسول صدر عاملي»، آخرين وضعيت: در مرحله بازنويسي فيلمنامه قرار دارد.
32- «ساعت عاشقي»، تهيه كننده:«داوود محمدي شلماني»، كارگردان:«ناصر محمدي»، آخرين وضعيت: نامشخص است.
33- «سفر مرگ»، تهيه كننده:«حسن آقا كريمي»، كارگردان:«حسن آقا كريمي»، آخرين وضعيت:فيلمبرداري كار اوايل آذرماه آغاز مي‌شود.
34- «طبقه سوم»، تهيه كننده:«عليرضا قاسم‌خان»، كارگردان:«بيژن ميرباقري»، آخرين وضعيت: ميرباقري فيلمبرداري كار را بعد از جشنواره فجر آغاز خواهد كرد.
35- «نويسنده»، تهيه كننده:«حبيب اسماعيلي»، كارگردان:«نادر طريقت»، آخرين وضعيت:نامشخص.
36- «پسر آدم، دختر حوا»، تهيه كننده:«سعيد حاجي ميري»، كارگردان:«رامبد جوان»، آخرين وضعيت: فيلمبرداري«پسر آدم، دختر حوا» احتمالا از اوايل آذرماه در تهران آغاز خواهد شد.
37- «رخ ديوانه»، تهيه كننده:«بيتا منصوري»، كارگردان:«ابوالحسن داوودي»، آخرين وضعيت:در مرحله پيش توليد قرار دارد.
38- «آلزايمر»، تهيه كننده: «سيد مسعود اطيابي»، كارگردان:«احمدرضا معتمدي»، آخرين وضعيت:در مرحله پيش توليد قرار دارد.
39- «مواد»، تهيه كننده:«عليرضا داوودنژاد»، كارگردان:«عليرضا داوودنژاد»، آخرين وضعيت: پيش توليد فيلم آغاز شده است.
40- «سن پترزبورگ»، تهيه كننده:«حميد اعتباريان»، كارگردان:«بهروز افخمي»، آخرين وضعيت: در محله بازنويسي فيلمنامه توسط افخمي قرار دارد.
41- «تهران در جستجوي زيبايي»، تهيه كننده: «محمد علي حسين نژاد»، كارگردان:«سيف‌الله داد، داريوش مهرجويي و مهدي كرم پور»، آخرين وضعيت: در مرحله پيش توليد قرار دارد.
42- «بيداري روياها»، تهيه كننده:، كارگردان:«محمدعلي باشه آهنگر»،آخرين وضعيت:در مرحله بازنويسي فيلمنامه قرار دارد.
43- «زندگي شيرين»، تهيه كننده:«ناصر شعباني»، كارگردان:«قدرت الله صلح ميرزايي»، آخرين وضعيت: فيلم در مرحله پيش توليد قرار دارد.

كارگردانان اول
44- «بيرون آوردن مردگان»، تهيه كننده:«محمود فلاح»، كارگردان:«جواد افشار»، آخرين وضعيت: تدوين فيلم توسط مهدي حسيني وند به‌پايان رسيد.
45- «طول موج»، تهيه كننده:«غلامرضا آزادي»، كارگردان:«فرامرز شهبازيان»، آخرين وضعيت: پيش توليد فيلم آغاز شده و فيلمبرداري بهار 88 آغاز مي شود.
46- «باغ قرمز»، تهيه كننده:«امير سماواتي»، كارگردان:«امير سماواتي»، آخرين وضعيت: نامشخص است.
47- «نويسنده»، تهيه كننده:«حبيب اسماعيلي»، كارگردان:«نادر طريقت»، آخرين وضعيت: نامشخص است.
48- «مصائب چارلي»، تهيه كننده:«علي ژكان»، كارگردان:«عليرضا سعادت نيا»، آخرين وضعيت: در مرحله پيش توليد قرار دارد.
گزارش خبرنگار سينمايي فارس حاكي است، از ميان اين فيلم ها 5 فيلم «آرامش در ميان مردگان» جواد افشار،«طول موج» فرامرز شهبازيان، «باغ قرمز» امير سماواتي ،«نويسنده» نادر طريقت و «مصائب چارلي» عليرضا سعادت نيا پروانه ساخت‌شان به عنوان كارگردان اول صادر شده است.
بر پايه اين گزارش، اولين پروانه ساخت اداره كل ارزشيابي و نظارت سينماي حرفه اي در سال 87 در تاريخ 10/2/87 براي فيلم «اتاق ممنوع» به كارگرداني و تهيه كنندگي «فريدون جيراني» صادر شده است.


منبع خبر : فارس
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در یکشنبه سوم آذر 1387 و ساعت 1:2 |
واكنش رئيس پليس امنيت اخلاقي به بلوتوث جعلي بهرام رادان:
متخصصان اداره آگاهي تائيد كردند شخصي كه در اين بلوتوث ديده مي‌شود بهرام رادان نيست
متخصصان اداره آگاهي تائيد كردند شخصي كه در اين بلوتوث ديده مي‌شود بهرام رادان نيست


سينماي ما- رئيس پليس امنيت اخلاقي استان تهران ضمن اشاره به قضيه بلوتوث جعلي منتسب به بهرام رادان، بازيگر سينما گفت: از رسانه‌ها خواهش مي‌كنم تا در اين زمينه‌ها اطلاع‌رساني كنند چون قطعا افرادي هستند كه اين شخص شبيه به بهرام رادان را مي‌شناسند و مي‌توانند او را به پليس معرفي كنند.
سرداراحمد روزبهاني در مورد بلوتوث‌هاي پخش شده از هنرمندان و چهره‌هاي مشهور در ماه‌هاي گذشته، گفت: چندي پيش از بعضي هنرمندان و چهره‌هاي مشهور تصاوير ويدئويي در بلوتوث منتشر شد كه بعضي از آنها در حد تصاوير مستهجن بوده‌اند و در اكثر موارد نيز افرادي شبيه به هنرمندان در اين بلوتوث‌ها حضور داشتند. وظيفه پليس امنيت اخلاقي تهران پيگيري اين قضايا است.
وي افزود: پليس امنيت اخلاقي تهران چنين مواردي را پيگيري مي‌كند و در بيشتر موارد با احضار افرادي كه تصاوير آنها منتشر شده از آنها در مورد كم و كيف حضورشان در اين تصاوير مي‌پرسد كه در صورت واقعي بودن اين تصاوير، دستگاه قضايي اين موضوع را پيگيري خواهد كرد و در صورتي كه فرد ادعا كند شخصي كه ديده مي‌شود شبيه اوست، اداره تشخيص هويت پس از احراز هويت اين فرد شكايت او را پيگيري خواهد كرد كه نمونه اين وضعيت چندي پيش در مورد بهرام رادان پيش آمد.
روزبهاني تصريح كرد: بهرام رادان با مراجعه به اداره پليس امنيت اخلاقي در ملاقاتي اين موضوع را كه شخصي شبيه او در بلوتوثي ديده مي‌شود، مطرح كرد و متخصصان اداره آگاهي نيز با كارشناسي‌هاي تخصصي تائيد كردند كه شخصي كه در اين بلوتوث ديده مي‌شود بهرام رادان نيست و او نيز شكايت خود را در اين زمينه تسليم مراجع قضايي كرد.
روزبهاني در ادامه تصريح كرد: اينجا از رسانه‌ها خواهش مي‌كنم تا در اين زمينه‌ها اطلاع‌رساني كنند چون قطعا افرادي هستند كه اين شخص شبيه به بهرام رادان را مي‌شناسند و مي‌توانند با معرفي او به پليس ضمن تسريع در روند برخورد با اين قضايا به عدم نشر اين موضوعات نيز كمك كنند.
رئيس پليس امنيت اخلاقي استان تهران در پايان افزود: يكي از مهمترين راه‌هاي جلوگيري از چنين وقايعي اين است كه افراد جاعل در مورد كار خود احساس ناامني كنند و بدانند كساني هستند كه آنها را معرفي مي‌كنند و در نهايت رسوا خواهند شد.



منبع خبر : فارس
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در یکشنبه سوم آذر 1387 و ساعت 0:58 |
روایت مجیدی از دیدار با بهروز وثوقی ،شهره آغداشلو ،امیر نادری و...
انگار با خودشان لج کرده‌اند...
انگار با خودشان لج کرده‌اند...


سینمای ما - مجیدمجیدی کارگردان سینما چند سال پیش زمان اکران فیلم بید مجنون گفت وگوی مفصلی با رضادرستکارمنتقد سینما انجام داده است. دراین کتاب که با عنوان قلمرو دیدار منتشر شده و گویا قرار است به تازگی به همراه با مصاحبه درستکار درباره فیلم آواز گنجشکها مجددا تجدید چاپ شود مجیدی روایتی را از ملاقات با بهروز وثوقی ،شهره آغداشلو ،ناصر ملک مطیعی و حتی پرویز صیاد ارائه کرده است...

/بهروز وثوقی/

زمانی که برای نمایش فیلم باران به آمریکا رفته بودم کمپانی میراماکس پخش کننده فیلم در هرایالت نمایش خصوصی را برای فیلم برگزار می کرد ودر یکی از این نمایشها بهروز وثوقی دعوت شده بود.

مجیدی دراین مصاحبه می گوید :به هرحال سینمای متفکر وبالنده ما با حضور بهروز وثوقی در چند فیلم شاخص خود راه خودرا پیدا کرد و ما به نوعی مدیون او وبرخی از کارگردانها و سینماگران متفکر سینمای ایران هستیم .بعد از یک مصاحبه مطبوعاتی با بهروز وثوقی ملاقاتی پیش آمدوقتی من را دید به قدری صمیمیت به خرج دادکه گویی سالهاست من را می شناسد به محض اینکه همدیگررا در آغوش گرفتیم بهروز وثوقی شروع کرد به گریه کردن ومن را هم تحت تاثیر قرار داد.

سر میز شام ازاو پرسیدم چرابا این همه علاقه ای که مردم به تو دارند به ایران برنمی گردی؟پاسخی که دادگویای یک حس علاقه مندی آمیخته با ترس وشک بود فکر می کرد اگر برگرددو از طرف مردم و جامعه هنری پذیرفته نشود خیلی بد می شود وآرمانهایش زیر سوال می رود!درواقع به طور غیر مستقیم توقع داشت که مسئولان ومتولیان سینما از او دعوت کنند.

در سخنرانی که قبل از نمایش فیلم هم راجع به سینمای شاخص قبل از انقلاب حرف زدم از بهروز وثوقی به عنوان نمادی از سینمای موج نو نام بردم که بهروز بلند شد ومردم اورا خیلی تشویق کردند.

راستش بگویم که غربت ،بهروز وثوقی و سایر هنرمندان برجسته مهاجر ایرانی را شکننده کرده است.اما چیزی که دراین دیدار ویژه برای من جالب بود خویشی و پیوندی بود که به رغم فاصله های روحی ،جغرافیایی و زمانی میان من واو به وجود آمد من و بهروز وثوقی هیچ فصل مشترکی نداشتیم اما رابطه ای که در همان یکی دوساعت شکل گرفت ،مثل یک رابطه دوستی سی ،چهل ساله بود.

/امیر نادری/

مجیدی درادامه می گوید :با امیر نادری هم در گردشهای ایالتی باران درشهر نیویورک ملاقات کردم وفهمیدم نظرش دررابطه با کار گردانان ایرانی تغییر کرده و خوش بین تر از گذشته شده است.از او خواستم به ایران بیاید وفیلمهایش را درایران بسازد هنوز هم با دیده احترام به او نگریسته می شود اما انگار نه فقط نادری بلکه هنرمندان برجسته خارج از کشور ،با خودشان لج کرده اند.

در آن جلسه ،نادری و پس از فیلم باران از جنبه های تکنیکی فیلم به خوبی یاد کرد و گفت :فکر تمی کردم سینمای ایران اینقدر به خوبی پیشرفت کرده باشد.

/شهره آغداشلو/

در همان روزها به تماشای تئاتری رفتم که شهره آغداشلو بازی می کرد بعد از پایان نمایش ملاقات کوتاهی پیش آمد که خانم آغداشلو گفت :از باران خیلی خوشش آمده بود و فیلمهای قبلی ام راهم دیده بود.



/پرویز صیاد/

پرویز صیاد درآمریکااز کسانی بود که اعتقادداشت هر فیلمسازی که از ایران می آید سازشکار و مبلغ سیستم و اصلا به نوعی دست پرورده رژیم است. درشب تماشای تئاتر اورا دیدم و لی صحبتمان از یک سلام واحوالپرسی فراتر نرفت .محمدرضا دلپاک خاطره ای از کیارستمی برایم تعریف کرده که بسیار دلنشین است درزمان اکران خانه دوست کجاست کیازستمی ،پرویز صیاد به همراه تعدادی پلاکارد به دست می گیرد وجلوی سینمای نمایش دهنده فیلم شعار می دهد.وقتی کیارستمی سر می رسد از او می خواهد پلاکاردش را به دست کیارستمی بسپارد تا همچنان اعتراض آنان ادامه داشته باشد و از صیاد ودوستانش می خواهد که بروند فیلم راببیننداگر فیلم بدی بود بیایند وبه کارشان ادامه دهند واگر فیلم ....به نظرم نکته ای شیرین دراین برخورد نهفته است :نباید با چشمان بسته با هرچیزی مخالفت کرد.


منبع خبر : وبلاگ این روزها
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در یکشنبه سوم آذر 1387 و ساعت 0:56 |
مهناز افشار و حامد کمیلی همبازی می‌شوند
مهناز افشار و حامد کمیلی همبازی می‌شوند


سینمای ما - مهناز افشار و حامد كميلي بازيگران اصلي «پسر آدم، دختر حوا»(رامبد جوان) هستند. مهناز افشار و حامد كميلي دو بازيگر اصلي فيلم «پسر آدم، دختر حوا» به كارگرداني رامبد جوان خواهند بود و قرار است طي روزهاي آينده بازيگران ديگري هم به اين پروژه اضافه شوند.بنا بر اين گزارش، دومين فيلم بلند «رامبد جوان» اوايل آذرماه در تهران كليد خواهد خورد و محصول سازمان سينمايي سبحان به تهيه كنندگي سعيد حاجي ميري است.عليرضا زرين دست به عنوان مديرفيلمبرداري با اين پروژه همكاري مي‌كند و از ديگر عوامل پشت صحنه «پسر آدم، دختر حوا» مي توان به آزيتا موگويي(مجري طرح و مدير توليد)، بهروز معاونيان(صدابردار)، آتوسا قلمفرسايي(طراح صحنه و لباس)، مهرداد مير‌كياني(طراح چهره پردازي)، احمد كشوري(دستيار توليد)، پوپك مظفري(دستيار اول كارگردان و برنامه ريز)، داوود طامهري(مدير تداركات)، كوروش سيگارودي(دستيار اول فيلمبردار)، سياوش ديداري و نفيسه فاضلي(گروه صحنه و لباس)، شهرام كيور(دستيار دوم كارگردان)، رحيم خارابي، پرويز كاظم‌لو و مهدي طيبي(گروه تداركات) اشاره كرد.«پسر آدم، دختر حوا» فيلمي كمدي - اجتماعي است كه به لجبازي‌هاي حرفه‌اي دو وكيل تازه كار مي‌پردازد. فيلمنامه اين فيلم را محمدرضا احمدي پيشكوهي و سعيد حاجي ميري به نگارش درآورده‌اند.«رامبد جوان» پيش از اين فيلم سينمايي «اسپاگتي در هشت دقيقه» و چند مجموعه تلويزيوني مانند «گمگشته» و «نشاني» را كارگرداني كرده است.

منبع خبر : فارس
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در یکشنبه سوم آذر 1387 و ساعت 0:53 |
تکلیف اکران اخراجی‌های 2 مشخص شد
تکلیف اکران اخراجی‌های 2  مشخص شد


سینمای ما - زهر ا نعیمی: به تازگی موسسه هدایت فیلم پخش فیلم اخراجی‌ها(۲) رابه عهده گرفته است. 'مصطفی شایسته مدیر پخش شرکت هدایت فیلم در گفت وگو با سینمای ما درباره زمان اکران اخراجی های 2 گفت: قصد تهیه کننده و کارگردان این فیلم قصد دارند که این فیلم برای اکران نوروزی اماده کنند و من فکر می کنم با توجه به زمانی که از هم اکنون تا نوروز 88 با قی است این امر محقق خواهد شد.
وی افزود: این فیلم هم اکنون در حال تهیه و تولید است و بنابراین زمان کافی تا پایان کار و آماده شدن برای اکران وجود دارد.مصطفی شایسته درباره میزان فروش فیلم "چارچنگولی " گفت: طی دو روز نمایش ، این فیلم بیش از 18 میلیون تومان فروخته و با توجه به اینکه هیچ آماده سازی تبلیغاتی برای اکران آن نداشتیم به نظرم اکران موفقی داشته است.
وی درباره سینماهای نمایش دهنده فیلم عنوان کرد: چارچنگولی در تهران در بیست سینما در گروه عصر جدید در حال اکران است و ما قصد داریم بر اساس طرح گسترده اداره نظارت و ارزش