|
| |||||||||||||||||
عادل فردوسی پور
میگویند الکس فرگوسن سرمربی منچستریونایتد هیچگاه برای این تیم کهنه نمیشود چون همیشه تازه میماند. انگار فردوسیپور هم همیشه نو است و کهنه نمیشود.
از روزی که تلفن همراه آمده او شماره تلفنش را عوض نکرده و با وجودی که این شماره نزد خیلیها لو رفته ولی هیچگاه آن را عوض نکرده است چون او با این تلفن معمولا نظرات افکار عمومی در مورد برنامهاش را میفهمد. برنامهاش رکورددار SMS است. عادل، پول خوبی دوشنبه شبها به جیب مخابرات میریزد و از این طریق ثابت میکند که نزدیک 25 میلیون بیننده تلویزیونی دارد! فوتبال پدیده قرن ماست و وقتی این بازی انجام میشود سوالاتی در ذهن بیننده تلویزیون ایجاد میشود که باید به این سوالات پاسخ داد. برنامه نود وظیفه دارد که این سوالات را جواب بدهد. عادل فردوسیپور به عنوان یک تهیهکننده، یک مجری و یک برنامهساز موفق توانسته در مدت کوتاهی جای این برنامه را در سیما و در قلب فوتبالدوستان باز کند.
شماره کفش او 45 است طوری که وقتی روی پدال ترمز قرار میگیرد احتمالا پدال گاز و کلاچ را هم فشار میدهد! خودش عاشق فوتبال است و تمام اعضای خانوادهاش بیزار از آن. او تمام مسابقات فوتبالی را تماشا میکند و همیشه طرحی نو در سر دارد. سرعت انتقال دارد و بازی فوتبال او هم بسیار خوب است. کمتر دیدهاید که مصاحبه کند و اگر گیر افتاده باشد در حد چند کلمه بیشتر نمیتوان از او حرف کشید. روزی در جامجم به او گفتم: بیا مسابقه تایپ SMS بدهیم، چون مطمئن بودم که به دلیل سرعت در تایپ متن، عادل را شکست میدهم اما به من گفت که بهتر است منصرف شوی چون من حتی با چشم بسته نیز میتوانم SMS را تایپ کنم! اتفاقا درست میگفت چون در حالی که واقعا نگاهش به جای دیگری بود متن را با فشار انگشت مینوشت. عادل سعی میکند برنامه نود را به هیچکس و هیچ چیزی نفروشد و از بهترین دوستش هم انتقاد میکند، او مهارت دارد که وارد ماجراهایی شود که برای افکار عمومی جالب است و متخصص کشیدن مو از ماست است!با آمدن هوویی به نام لیگ برتر، دیگر از کارشناس فنی استفاده نمیکند و فقط کارشناس داوری را به برنامه میآورد و در این کار هم دستش تنگ است. گاهی این کارشناسان خلاف آنچه در برنامه دیده میشود نظر میدهند و این لج فردوسیپور را در میآورد.
برنامه نود به دلیل کثرت علاقهمندان همیشه برنامه اول ورزشی کشور است. دکتر اصغر پورمحمدی رییس شبکه سه که فردی است باهوش و خوش اخلاق، به دلیل وسعت نظری که دارد برنامه نود را به همراه رییس گروه ورزشی یعنی حسین آقا زمانی به دقت میبینند و اگر نظرات اصلاحی داشته باشند به عادل منتقل میکنند. بیشتر جنجالهایی که برای افکار عمومی جالب بوده در تلفنهای این برنامه وجود دارد. آنجا که با سوالات پیچیده عادل سعی میکند که مخاطب را به چالش بکشاند و تمام زوایای پنهان را نیز مطرح نماید. فوتبال چون خط قرمز ندارد و تمام اصحاب آن ورزشی محسوب میشوند برنامه نود به راحتی میتواند در این حوزه جولان بدهد، این جوان که مردم را دوشنبه شبها، بیخواب میکند و تا نیمههای شب و بعد از تغییر تاریخ روی ساعتهای مچی افراد برای ورزشدوستان سرگرمی ایجاد میکند آنقدر باهوش است که کارش را به خوبی و نوگرایانه ادامه میدهد. سپهر الیاسی، حسین فرجادیان، مزدک میرزایی و بهزاد کاویانی در تهیه برنامه عادل را یاری میدهند و به هنگام مونتاژ نیز حاج نوروزی، کوروش اسدی، فرهاد فاضلی، فرید زرگری، علی فرجی، حسن یاراحمدی گاهی تا 14 ساعت کار فشرده انجام میدهند تا نود روی آنتن برود. جالب است که بدانید تا به حال مزدک میرزایی دو بار و رضا جاودانی نیز دو بار نود را به جای عادل اجرا کردهاند ولی انگار نود فقط به عادل وصل است. برای او که برنامهاش دوشنبه آغاز و سهشنبه تمام میشود آرزوی موفقیت داریم.

ليست فیلم ها :
1: جوانمرد 2:دادشاه 3: قتل آنلاین
4: روز دیدنی 5: سفر به فردا 6: یورش 7: زخمی
8: میم مثل مادر 9:پادزهر 10:جنایت 11: شبیخون
12: قرق 13:یاغی 14: عقرب 15: چشم عقاب
16: دشمن 17: گروگان 18: آتش


بيوگرافي جمشيد هاشم پور
جمشید هاشم پور که تا اواسط دهه شصت با نام "جمشید آریا" فعالیت می کرد در قبل از انقلاب در چهار فیلم ظاهر شد اما خیلی زود از سینمای آن روزها کناره گیری کرد.
او در بعد از انقلاب در اولین حضور سینمایی خود در فیلمی از مسعود کیمیایی با عنوان خط قرمز بازی کرد.
شاید با بازی در نقش زینال بندری در فیلم تاراج ساخته ایرج قادری بود که جمشید هاشم پور با سر تراشیده میان مردم مطرح شد. تا جایی که تیپ قهرمان سر تراشیده تا سالها مخاطبان بسیاری را بخصوص در شهرستانها روانه سینماها می کرد.
جمشید هاشم پور با بازی در نقشهای متقاوت توانایی های خود را به اثبات رسانده است. او در دهه شصت و اوایل دهه هفتاد در کنار بازی در فیلمهای اکشن و حادثه ای گه گداری بازی در نقشهای دیگر را نیز امتحان کرده است: روز باشکوه (کیانوش عیاری، 1367) - مادر (علی حاتمی، 1368) - پرده آخر (واروژ کریم مسیحی، 1369) - عشق و مرگ (محمدرضا اعلامی، 1369) و دلشدگان (علی حاتمی، 1370).
هاشم پور پس از دریافت دیپلم افتخار از هفدهمین جشنواره فیلم فجر (1377) برای بازی در فیلم هیوا (رسول ملاقلی پور) گزیده کار شد و سعی کرد در فیلمهای خوب و متفاوت بازی کند.
بازی بسیار خوب او در فیلمهای آواز قو (سعید اسدی، 1379)، سفر به فردا (محمدحسین حقیقی، 1380)، قارچ سمی (رسول ملاقلی پور، 1380)، واکنش پنجم (تهمینه میلانی، 1381) نشان از رویکرد سخت گیرانه هاشم پور دارد. او در این سالها یک بازی تحسین برانگیز و معرکه از خود به نمایش گذاشت: مسافر ری (داود میرباقری، 1379).
جمشید هاشم پور در سال 1382 دو فیلم بر پرده سینماهای تهران داشت: واکنش پنجم و سفر به فردا. بازی خوب او در فیلم "سفر به فردا" که نامزدی جشنواره بیستم فیلم فجر را برایش به ارمغان آورد به دلیل اکران نامناسب و نوع فیلم آنچنان که باید دیده نشد.
| زندگی هنری محمد علی کشاورز |
خانواده سبز : استاد كشاورز خود را اينگونه معرفي ميكند، در سال 1309 در يك محله قديمي اصفهان به دنيا آمدم. فعاليت هنري خودم را از سال 1327 آغاز كردم، ثمره ازدواج من تنها يك دختر است كه سالها در بلژيك زندگي ميكند، درس نقاشي خوانده و در همان جا هم تدريس ميكند. استاد، فعاليت سينمايي خود را در 24 سالگي آغاز كرد. فيلم «شبقوزي» به كارگرداني «فرخ غفاري» (در سال 1343) و پس از آن «زمزمه محبت» از فيلمهاي معروف او تا پيش از سال 1357 بود. از ديگر آثار او ميتوان به فيلمهايي چون آقاي هالو، رگبار، صادق كُرده، خورشيد در مرداب، قصه ماهان، وقتي آسمان بشكافد، شام آخر و... اشاره داشت. پس از انقلاب يعني زماني كه 48 ساله بود، به بازي در فيلمهاي سينمايي ادامه داد و تا به امروز در بيش از 60 پروژه سينمايي به جز كارهاي تلويزيوني بازي كرده است. اوج هنر او در سينما را بايد در فيلم «مادر» مرحوم علي حاتمي در 59 سالگي ديد، گرچه پيش از آن در فيلمهايي چون: كمالالملك، برزخيها، كفشهاي ميرزانوروز، گل سرخ و هامون بازي كرده بود... اما او در تلويزيون هم، نقشهايي ايفا كرد كه هميشه در اذهان مردم ماند... داييجان ناپلئون (در سال 1352) سلطان و شبان در سال 1362 به كارگرداني داريوش فرهنگ، سربداران در سال 1363 به كارگرداني محمدعلي نجفي و البته هزاردستان به كارگرداني مرحوم علي حاتمي بين سالهاي 1359 تا 1366 اوج هنرنمايي او در تلويزيون بود. اما در سال 74 او در سريالي بازي كرد كه هيچگاه از ذهن مردم خارج نخواهد شد. بازي در نقش پدر يك خانواده با نام «پدر سالار» كه در زمان پخش آن، خيابانهاي شهرها خلوت ميشد. محمدعلي كشاورز در حال حاضر 78 سال دارد، براي اين بازيگر بزرگ سينماي ايران آرزوي سلامتي و موفقيت ميكنيم. |
آتيلا پسياني در سال 1336 به دنيا آمد، او پسر مرحومه جميله شيخي است و همسرش هم فاطمه نقوي (بازيگر) ميباشد. او در سال 1361 از دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران در رشته كارگرداني و بازيگري تئاتر فارغالتحصيل شد. با بازي در فيلم طلسم به سينما آمد. قبل از آن در مجموعه تلويزيوني «محله برو بيا» بازي كرده بود. تا سال 1372 تقريبا سالي يك فيلم بازي كرد و انصافا خوب هم بازي كرد اما شايد با بازي بسيار زيبايش در فيلم «خاكستر سبز» به كارگرداني ابراهيم حاتميكيا، بود كه خودي نشان داد. از سال 1372 به بعد او با بازيهاي ماندگارش در فيلمهاي روز شيطان، دو زن، نسل سوخته، آب و آتش در ليست بازيگران تواناي سينماي ايران قرار گرفت.نكته گفتني در مورد او، اينكه وي به هيچ عنوان اهل مصاحبه و گفتگو نيست، ثمره ازدواج او دو فرزند است، يك پسر و يك دختر. از كارهاي معروف او ميتوان به كشتي آنجليكا، پرواز پنجم ژوئن، دو فيلم با يك بليط، مسافران، آپارتمان، روز شيطان، ديپلمات، دو زن، هيوا، آب و آتش، مجموعه گمگشته، گاهي به آسمان نگاه كن و... اشاره داشت، او در سالهاي اخير، در سريالهاي تلويزيوني بسيار پركار ظاهر شده است. اين بازيگر تواناي سينماي ايران تاكنون توانسته جوايز زيادي را در عرصه سينما به خود اختصاص دهد. گفتني است او بازي در تئاتر را از سال 1347، يعني زماني كه 11 ساله بود آغاز كرد. ضمن اينكه فعاليت مستمري در كارگرداني نمايش دارد. او همچنين به جز بازيگري و كارگرداني تئاتر به عنوان برنامهريز، دستيار كارگردان، بازيگردان و انتخاب بازيگر حضور داشته است، از كارهاي معروف تلويزوني او ميتوان به راه بيپايان، زير تيغ، آخرين گناه، اولين شب آرامش، گمگشته و آپارتمان اشاره داشت. |
| نگاهي به زندگي خالق نقشهاي ماندگار سينماي ايران خسرو شكيبايي به خاطرهها پيوست | |
![]() |
|
خسرو شكيبايي پس از سالها نقشآفريني در سينماي ايران، امروز جمعه، 28 تير، در سن 64سالگي بر اثر سكتهي قلبي در بيمارستان پارسيان از دنيا رفت. اين بازيگر سينما، تئاتر و تلويزيون ايران كه سالها با حميد هامون در فيلم «هامون» داريوش مهرجويي باورش كرديم و به خاطر اين فيلم، سيمرغ بلورين بهترين بازيگر مرد را در هشتمين دورهي جشنواره فجر گرفت، سالها بعد به خاطره فيلم «كيميا»ي احمدرضا درويش، دوباره اين سيمرغ را به خانه برد. او سومين سيمرغ خود را هم را براي بازي در نقش عادل مشرقي فيلم «سالاد فصل» فريدون جيراني گرفت. از آخرين افتخارات شكيبايي هم ديپلم افتخار براي فيلم «اتوبوس شب» كيومرث پوراحمد بود. خسرو شكيبايي كه خاطرهي بازياش را در فيلمهاي «كاغذ بيخط»، «يكبار براي هميشه» و مجموعههاي تلويزيوني «مدرس»، «روزي روزگاري» و «خانهي سبز» از ياد نبردهايم، كمتر اهل گفتوگو و مصاحبه بود و با بيان صميمانهاش از خبرنگاران ميخواست كه از او توقع مصاحبه نداشته باشند و دلگير هم نشوند. او با بازي در نقش كوتاهي در فيلم «خط قرمز» (مسعود كيميايي، 1361) اولين حضورش را در سينما رقم زد و با «هامون» در خاطرهها ماندگار شد. شكيبايي در حدود 40 فيلم سينمايي حضور داشته است؛ فيلمهايي همچون: «پري»، «رابطه»، «سايه به سايه»، «درد مشترك» و «خواهران غريب» و با فيلمسازان شاخصي چون داريوش مهرجويي، ناصر تقوايي و مسعود كيميايي همكاري داشت. آخرين نقشآفريني اين هنرمند در فيلم تلويزيوني «پيوند» سعيد عالمزاده و آخرين نمايش فيلمش، «آشيانهاي براي زندگي» حميد طالقاني بود كه به مناسبت روز پدر از تلويزيون پخش شد. شكيبايي متولد سال 1323 در تهران، فارغالتحصيل بازيگري از دانشكدهي هنرهاي زيباي دانشگاه تهران بود. در زندگينامهي او به اين موارد اشاره شده است: علاقه به كشتي كچ و شركت در چند مسابقهي آماتوري و غيرحرفهيي (1340)، عضو گروه نمايشي توسكا و بازي در نمايش پنجهي عدالت، گويندهي فيلم در استوديو شهاب (49-1347)، فعاليت در تئاتر (1354) و انتشار چند نوار از شعرهاي شاعران معاصر. از نمايشهاي او هستند: پنجهي عدالت، زير گذر لوطي صالح، تراژدي كسري، هنگامهي شيرين وصال، بليت تئاتر، پنجه به دست آوردن، صيادان، با خشم به ياد آر، بازرس، سنگ و سرنا، همهي پسران من، شب بيست و يكم و بيا تا گل برافشانيم. از فيلمها، نمايشها و مجموعههاي تلويزيونياش هم به اين موارد ميتوان اشاره كرد: زير گذر لوطي صالح، سنگ و سرنا، لحظه،كتيبه، سمك عيار، لحظه، كوچك جنگلي، مدرس، تهران 53، روزي روزگاري، ميثاق خون، خانهي سبز، ميراث مشترك (گوينده گفتار متن)، سرزمين سبز، كاكتوس، در كنار هم، پهلوانان نميميرند و سرزمين سبز. اما فيلمشناسي خسرو شكيبايي به اين شرح است: خط قرمز، دادشاه، صاعقه، دزد و نويسنده، رابطه، ترن، شكار، هامون، عبور از غبار، ابليس، جستوجو در جزيره، بانو، پرواز را به خاطر بسپار، سارا، يك بار براي هميشه، بلوف، پري، درد مشترك، لژيون، كيميا، عاشقانه، خواهران غريب، سايه به سايه، سرزمين خورشيد، رواني، زندگي، ميكس، كاغذ بيخط، دختري به نام تندر، مزاحم، صبحانهاي براي دو نفر و اتوبوس شب. منبع خبر : ایسنا | |

بیوگرافی مهدی سلوکی بازیگر ایرانی
بیوگرافی کامبیز دیرباز:
متولد 1354 تهران
مدرک تحصیلی: ليسانس بازيگري از دانشكده هنرهاي دانشگاه آزاد اسلامي
آغاز فعاليت هنري از سال 1376 با حضور در تئاتر سياوش خواني
آغاز فعالیت سینمایی: دختران انتظار (رحمان رضایی، 1378)
......................................................
مصاحبه با کامبیز دیرباز:
محدثه واعظي پور:كامبيز ديرباز بازيگري سينما را با نقشهاي كوتاهي در «دختران انتظار» و «نغمه» شروع كرد.بازي در «دوئل» و دريافت سيمرغ بلورين آغاز يك جريان تازه در كارنامه حرفهاي اين بازيگر بود. ديرباز پس از «دوئل» در فيلمهاي «گرداب»، «به نام پدر»، «مقلد شيطان»، «سرگيجه» و «اخراجيها» بازي كرد. اين گفتوگو به بهانه اكران «اخراجيها» فيلمي كه ديرباز در آن نقش مجيد سوزوكي شخصيت اصلي را بازي كرده انجام شده در روزهاي پاياني سال 85 كه ديرباز مشغلههاي زيادي داشت. چند روز را سر صحنه مجموعه «در چشم باد» در شمال كشور ميگذراند و چند روز به تهران ميآمد تا به ضبط برنامه نوروزياش در راديو برسد.
بعد از «دوئل» و گرفتن سيمرغ چه اتفاقي افتاد؟ به نظر ميرسد كامبيز ديرباز كاملاً حرفهاي با موضوع برخورد كرده، احساساتي نشده و فقط به فكر بازي در نقش اول نبوده. در عين حال كه به تنوع انتخابهايش هم اهميت داده.
قطعاً اينها كه گفتيد در ذهن من بوده، البته چقدر به اين ايدهآل نزديك شدهام، بحث ديگري است. بعد از «دوئل» و گرفتن سيمرغ بلورين و پخش «تب سرد» پيشنهادهاي زيادي داشتم. تا جايي كه توانستم سعي كردم به متن اهميت بدهم و به اينكه پيشنهاد در مديوم سينماست يا تلويزيون كمتر توجه كردم. سعي كردم به عنوان يك مخاطب با پيشنهادهايم برخورد كنم، خيلي حسي انتخاب كردم و پيشنهادهايي را پذيرفتم كه دوستشان داشتم. همين حساسيتها باعث شد 14 ماه هيچ كاري را قبول نكنم تا «به نام پدر».
كار با حاتميكيا برايتان مهم بود؟
در كنار همكاري با آقاي حاتميكيا كه مهم بود، نقش و فيلمنامه را هم دوست داشتم.
نقش هم با كارهاي قبليتان متفاوت بود.
بله. ميثم با پيمان در «تب سرد» ويحيي در «دوئل» خيلي تفاوت داشت. من هم تمام انرژيام را گذاشتم كه اين تفاوتها به چشم بيايد.
پروژه «در چشم باد» بعد از «به نام پدر» پيشنهاد شد؟
بله. «در چشم باد» يك كار ويژه و متفاوت تلويزيوني است. نقشي را كه در اين مجموعه بازي ميكنم خيلي دوست دارم.
در اين مدت به نظر ميرسد تعمداً نخواستهايد كار تلويزيوني قبول كنيد؟
اگر «در چشم باد» را جزو مجموعههاي مرسوم تلويزيون حساب نكنيم، 3 سال است كه در مجموعهاي بازي نكردهام. با وجودي كه به متن فيلمنامه اهميت ميدهم اما در انتخابهايم سعي كردم نگاهم به سينما باشد.
در اين فاصله در نمايش «يك زن، يك مرد» هم روي صحنه رفتيد. آزيتا حاجيان درباره انتخاب شما درست عمل كرد. ويژگيهاي چهرهتان طوري است كه هم براي بازي در نقش مثبت مناسب هستيد، هم منفي و يكي از بازيهاي خوبتان را در قالب يك شخصيت كاملاً خبيث در اين نمايش ديديم.
خيلي وقت بود روي صحنه نرفته بودم و خيلي خوشحالم كه با آن نقش، دوباره به تئاتر برگشتم. بازي در نقشي با اين ميزان جذابيت يك تمرين فوقالعاده بود. يك نكته ديگر كه در اين نمايش برايم اهميت دارد، استقبالي است كه از آن شد. كار ما بدون مخاطب بيمعني است، دوست ندارم فقط براي دلم بازي كنم.
در «به نام پدر» با آزيتا حاجيان همبازي بوديد. احتمالاً به همين دليل براي بازي در اين نمايش انتخاب شديد.
تجربه مشتركي كه در «به نام پدر» داشتيم در انتخاب من تاثير داشت. خانم حاجيان بازيگردان آن فيلم بود و احتمالاً شناختي كه از جنس بازي من داشته باعث شده من را انتخاب كند.
گفتيد كه مخاطب خيلي برايتان اهميت دارد. اگر پيشنهاد بازي در فيلمي داشته باشيد كه در چند جشنواره داخلي و خارجي نمايش داده شود اما اكران عمومي گسترده نداشته باشد، رد ميكنيد؟
اگر يك فيلم اكران محدود داشته باشد به معني اين نيست كه مخاطب ندارد. بعضي فيلمها، اصلاً مخاطب ندارند حتي اگر در تعداد زيادي سينما روي پرده بروند. فيلمهايي كه جنبه هنري و فرهنگي بيشتري دارند هم مخاطب دارند و بازي كردن در آنها، تجربه خوبي است. همانطور كه گفتم فيلمنامه و نقش براي من اهميت زيادي دارد. وقتي فيلمنامهاي را ميخوانم تقريباً ميتوانم تشخيص بدهم كه مخاطب چگونه با آن برخورد ميكند. در اين مدت در يك فيلم كوتاه هم بازي كردم. اين فيلمها مخاطب كمتري نسبت به فيلمهاي سينمايي دارد، اگر براي من فقط مخاطب انبوه مهم بود در چنين فيلمي بازي نميكردم اما اين تجربهها هم مخاطب خاص خودش را دارد و اين مخاطب براي من مهم است.
مسعود دهنمكي سوابق سياسي روشني دارد. از همكاري با او و داوريهايي كه ممكن بود درباره شما و فيلم «اخراجيها» بشود، نترسيديد؟
ديدگاه و سوابق سياسي آقاي دهنمكي به خودشان مربوط است. من از زماني كه با او آشنا شدم به عنوان يك كارگردان به او نگاه كردم و او هم من را به عنوان بازيگر فيلمش پذيرفت، رابطهاي كاملاً حرفهاي بين ما حاكم بود.
در اين مدت با كارگردانهايي كار كردهايد كه اولين فيلمشان را ميسازند. اعتماد كردن به قابليتهاي اين كارگردانها آسان است؟ دهنمكي البته دو فيلم مستند ساخته، آنها را ديده بوديد؟
در مقطعي كارگرداني به من اعتماد كرده و فرصت داده در فيلمي مثل «دوئل» براي اولينبار به طور جدي خود را محك بزنم. اين اعتماد را من به عنوان بازيگر به بعضي فيلمسازها دادهام و هيچوقت فكر نكردهام نبايد با يك كارگردان فيلم اولي همكاري كرد. در مورد آقاي دهنمكي هم دو فيلم مستند از او ديده بودم. «فقر و فحشا» به نظرم فيلم جسورانه و متفاوتي است. در همان مستندها هم ميتوان استعداد آقاي دهنمكي در فيلمسازي را تشخيص داد. در كنار اينها تيمي كه قرار بود در ساخت «اخراجيها» او را كمك كند، تيمي حرفهاي بود و من ميدانستم نتيجه همكاري اين گروه اگر شاهكار نشود، كار قابل دفاعي ميشود.
كسي توصيه نكرد با دهنمكي همكاري نكنيد؟
نه. اصلاً. واقعاً كسي چنين توصيهاي نكرد.
مجيد سوزوكي كاراكتري است كه دهنمكي او را ديده، يك كاراكتر واقعي كه وجود داشته. بازي در چنين نقشي جذابيت خاصي دارد؟
آقاي دهنمكي عكس او را به من نشان داد، خاطرات مختلفي از او برايم تعريف كرد كه شناخت من را از اين كاراكتر بيشتر ميكرد. مجيد، جواني است با ذهنيت مثبت، كمحرف و جدي. تلاش من و آقاي دهنمكي اين بود تا تصويري كه از مجيد سوزوكي ارائه ميدهيم واقعاً به او نزديك باشد.
اين شباهتها در ويژگيهاي ظاهري هم رعايت شد؟ يعني نوع لباس پوشيدن و گريم شما قرار است مجيد سوزوكي واقعي را تداعي كند.
نوع لباس پوشيدن، شكل گريم، انگشترهايي كه در دست من است و حتي استفاده از تكيهكلام ما چاكريم در جهت نزديك شدن به آن شخصيت بود. شخصيتي كه ميخواستيم دوباره او را زنده كنيم.
جديتي كه در بازي شما ميبينيم دقيقاً خواسته دهنمكي بود؟ اين جديت كه در رفتار مجيد هست، جنس شوخيها و نوع متلكها او را كاملاً از دوستانش متفاوت كرده.
از قبل رويش فكر كرده بوديم و خواسته آقاي دهنمكي بود. دوستان مجيد به جز مصطفي كه سينهسوخته و از همه بزرگتر است، بقيه اهل فكر كردن نيستند، آنها اول عمل ميكنند بعد فكر ميكنند (ميخندد) اما مجيد سوزوكي با بقيه فرق دارد. در اين گروه، فقط او هدف دارد و به همين دليل، از بقيه متفاوت است.
مرگ مجيد در پايان فيلم، قابل پيشبيني و كليشهاي است. هر چند دهنمكي سعي كرده روي تحول مجيد خيلي تاكيد نكند.
مرگ مجيد بايد اتفاق ميافتاد. در دنياي واقعي هم مجيد سوزوكي در جبهه شهيد شد و اين فيلم بخشي از زندگي او را به تصوير ميكشد. همان بخشي كه با مرگش به پايان ميرسد.
در واقعيت هم مجيد سوزوكي همين مدت در جبهه بوده و در همين فاصله زماني شهيد شده؟
بله، مجيد سوزوكي ميآيد كه در جبهه گشتي بزند و بعد برگردد كه شهيد ميشود.
تحول مجيد براي شما قابل قبول است؟
به نظر من تحول باسمهاي در فيلم نميبينيم. زماني كه فيلمنامه را ميخواندم آرزو ميكردم مجيد در پايان متحول نشود. اگر ميشد اين نقش را بازي نميكردم. وقتي فيلمنامه به آخر رسيد خيلي خوشحال بودم كه تحول باسمهاي اتفاق نيفتاد و مجيد در لحظات آخر زندگي هم مرام خودش را دارد. اگر تحولي در مجيد ميبينيم از جنس خود اوست.
فكر ميكرديد براي بازي در نقش مجيد سوزوكي نامزد سيمرغ بشويد؟
موقع فيلمبرداري نميشود به اين چيزها فكر كرد. موقع بازي در اين نقش اصلاً به اين بخش از ماجرا فكر نميكردم.
يعني اصلاً گرفتن سيمرغ يا نامزد شدن در جشنواره اهميتي ندارد؟
مگر ميشود اهميت نداشته باشد. ديده شدن بازيام در جشنواره و بعد از آن خيلي مهم است. درباره «اخراجيها» اين اتفاق افتاد و من حس كردم كه مردم بازي من را ديدهاند. اگر نامزد ميشدم يا جايزه ميگرفتم اين شيريني بيشتر ميشد ولي براي من كه يك بار سيمرغ بلورين گرفتهام، نظر مردم و استقبال آنها اهميت بيشتري پيدا كرده است.
اين روزها مشغول اجراي يك برنامه در راديو هستيد. اولين بار است كه در راديو فعاليت ميكنيد؟
اجراي يك برنامه سينمايي را برعهده دارم. با برگزيدگان سينماي ايران در سال 85 صحبت ميكنيم. اين روزها مشغول ضبط برنامه هستيم و از فروردينماه پخش برنامه شروع ميشود. خوشبختانه اولين تجربهام در راديو، اجراي يك برنامه سينمايي است كه در سرتاسر ايران پخش ميشود.
به نظر ميرسد به بازيگر محبوب كارگردانهاي سينماي جنگ تبديل شدهايد؟
(ميخندد) «به نام پدر» فيلم جنگي نبود.
حاتميكيا بيشتر در حوزه سينماي جنگ فعاليت كرده.
به هر حال فيلمنامه خوب معيار انتخاب من است. اگر باز هم در اين حوزه پيشنهادهايي بشود ميپذيرم.داريد؟
«اخراجيها» جزو فيلمهايي است كه دوستش من همه فيلمهايي كه بازي كردهام، دوست دارم. خوشحالم كه «اخراجيها» فيلمي است كه هم من آن را دوست دارم، هم مردم.
به اندازه «دوئل» آن را دوست داريد؟
«دوئل» براي من يك قصه ديگر دارد و آغاز يك جريان است و با ديگر تجربههايم قابل مقايسه نيست
مجموعه آثار:
- دختران انتظار (رحمان رضایی، 1378)
- نغمه (ابوالقاسم طالبی، 1381)
- دوئل (احمدرضا درویش، 1382)
- گرداب (حسن هدایت، 1384)
- به نام پدر (ابراهیم حاتمی کیا، 1384)
- سرگیجه (محمد زرین دست، 1384)
- اخراجی ها (مسعود ده نمکی، 1385)
- انعکاس (رضا کریمی، 1386)
مجموعه های تلویزیونی:
- تب سرد (علیرضا افخمی، 1383)
- در چشم باد (مسعود جعفری جوزانی، 1384)
......................................................
جشنواره ها و جوایز:
- برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از بیست و دومین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم دوئل - 1382
- کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از بیست و چهارمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم به نام پدر - 1384
- کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از نهمین جشن خانه سینما برای بازی در فیلم دوئل -

مهران مدیری
متولد ديماه سال 1340، پدر و مادرش اراكي هستند اما او در تهران به دنيا آمد.
• پدرش كارمند وزارت نيرو است و مهران آخرين فرزند يك خانواده شش نفره، او سه برادر بزرگتر از خود دارد.
• بزرگترين برادرش از پيانيستهاي قابل است و برادر دومش نقاش و گرافيست. در خانواده مديري هنر اهميت فراواني دارد.
• از پنج سالگي با موسيقي آشنا شد و از 12 سالگي تنها به موسيقي كلاسيك گوش ميداد. او يكي از كاملترين آرشيوهاي موسيقي كلاسيك را دارد.
• در كودكي زياد شر و شور نبود اما بسيار كنجكاو بود، به طوري كه در غياب برادرش به اتاق او ميرفت و تمام كتابهاي نقاشياش را زير و رو ميكرد.
• برادر نقاشش (حميد) در سوئد زندگي ميكند. هنر و ادب موجب شد تا مهران تاثير فراواني از او بگيرد.
• اولين تئاتر زندگيش را در دبستان بازي كرد. او در اين تئاتر نقش لوطي را به خوبي ايفا كرد تا نشان بدهد كه هنر در خونش است.
• همواره به دنبال تجربه و مطالعه بود به طوري كه آشنايي با كارهاي «سالواتور دالي» تاثير زيادي بر روي او گذاشت كه آثار آن هنوز هم در مهران مشهود است.
• در شانزده سالگي جذب تئاتر شد و اولين كار حرفهاياش را تمرين كرد اما اين كار هرگز بر سر صحنه نرفت اما موجب شد تا او بيشتر با تئاتر آشنا شود.
• همه با حضورش در عرصه هنر موافق بودند. هنوز هم اعضاي خانوادهاش بهترين كارشناسان و منتقدان كارهايش هستند.
• با مدرك ديپلم علوم انساني سال 1361 به راديو رفت و در اين رسانه ملي به فعاليت پرداخت.
• مدت شش، هفت سال گوينده و بازيگر يكي از مجموعههاي پرطرفدار راديو به نام «داستان شب» بود.
• همزمان با كار راديو از فعاليتهاي تئاتر غافل نميشد و چند نمايش را به روي صحنه داشت، كار گويندگي باعث كامل شدن صداي او شد.
• سال 1366 اولين تئاتر طنزش را بازي كرد. اين تئاتر كه «پانسيون» نام داشت در تئاتر مولوي روي صحنه رفت.
• در اواخر 1371 در نمايشي در نياوران، نصرا... رادش، سليمانيفرد و صيادي را كشف كرد كه بعدها در بسياري از كارها با او همكاري داشتند.
• گروه مديري به سرعت به شهرت رسيد. در سال 1372 با داريوش كاردان اولين برنامه نوروزي خود را ساخت.
• در سال 1373 طنز متفاوت «ساعت خوش» را ساخت كه با استقبال فراواني از سوي مردم روبهرو شد.
• ساعت خوش يكي از بهترين و پربينندهترين برنامههاي طنز تلويزيوني شد اما به دليل مشكلاتي كه به وجود آمد برنامه تعطيل شد.
• با وجود دامن زدن مطبوعات به حاشيهها مديري هرگز اسير حواشي مطبوعات و شايعههاي فراوان نشد و كارش را ادامه داد.
• از ساعت خوش به بعد دور مطبوعات را خط كشيد و بسيار كم مصاحبه كرد. او هنوز هم از مطبوعات دلخور است.
• فيلم ديدار ساخته محمدرضا هنرمند هم كه قبل از ساعت خوش با بازي مهران مديري ساخته شده بود پاسوز «ساعت خوش» شد و به موقع اكران نشد.
• اوايل دهه 70 از راديو به تلويزيون رفت و در تلويزيون اولين كارهاي او «نشانههاي نور» و «باغ گيلاس» بودند.
• مردم كه تا آن زمان با صداي او آشنا بودند در باغ گيلاس با چهرهاش نيز آشنا شدند. او در اين سريال تا حدودي به شهرت رسيد.
• در سال 1371 وارد سينماي حرفهاي شد. در «ديگه چه خبر» دستيار طراح صحنه بود و عضو گروه كارگرداني تهمينه ميلاني.
• با نوروز «77» دوباره به جعبه جادويي برگشت اولين تصويرش را مردم بعد از پنج سال نشناختند و موهايش كاملا سفيد شده بود.
• با جنگ 77 توانست 85 درصد مردم ايران را پاي تلويزيون بنشاند. نبوغ او در عدم تكرار خود و نوآوريهاي پايانناپذيرش است.
• علت موفقيت او ارائه شيوه جديد مجريگري و بازيگري و حضور توامان نقش و واقعيت است، با يك دوربين غوغا كرد و به شيوه تئاتري كار را بدون قطع ميگرفت.
• اولين كسي است كه طرح برنامههاي نود قسمتي و روتين را اجرا كرد. او اعتقاد دارد بايد با مردم صادق و روراست بود.
• هنوز هم خيليها از سوژهها و ايدههاي او كپيبرداري ميكنند. مديري در موسيقي و خوانندگي هم دستي بر آتش دارد. حتي كنسرت هم اجرا كرده و تيتراژ شبهاي برره و باغ مظفر را خودش خوانده است.
• او اولين برنامهسازي است كه پشت صحنه كارهايش را به مردم نشان داد.
• صداقت را بزرگترين صفت آدمي ميداند. او معتقد است چرا مردم نبايد حقايق، اشتباهات و تپقهاي ما را ببينند.
• متاهل است و صاحب يك پسر و يك دختر است.
• در كارش بسيار جدي است و براي كارش زمان ميگذارد به طوري كه در طول يك كار كمتر ميتواند به خانوادهاش سر بزند و آنها را ببينند.
• سال 1378 اولين كاست دكلمه او به بازار موسيقي آمد.
• «از روي سادگي» اولين آلبوم پاپش بود كه در سال 1378 به بازار آمد و با استقبال طرفدارانش روبهرو شد.
• آشنايي با حميد و مجيد آقاگليان زندگي حرفهاي او را عوض كرد و با پاورچين به خلق شاهكاري بدون تكرار رسيد.
• با جايزه بزرگ در نوروز 1384 ثابت كرد توان مديريت هر كاري را دارد.
• تنها بازيگر و سازنده تاريخ نمايش ايران است كه صرف نامش در اثري، مردم را پاي تلويزيون ميخكوب ميكند. حضور در كنار او مبدل به رمز موفقيت خواهد شد.
• مدّت ها به ورزش تکواندو می پرداخته است.
نوروز 77 (جنگ تلویزیونی، بازیگر و کارگردان، 1376)
جنگ 77 (مجری، کارگردان و بازیگر، 1377)
ببخشید شما؟ (جنگ تلویزیونی، کارگردان، مجری و بازیگر، 1378)
پلاک 14 (جنگ تلویزیونی، بازیگر و کارگردان، 1378)
نود شب (جنگ تلویزیونی، بازیگر و کارگردان، 1379)
بررسی طنز در تلویزیون (مجری و کارگردان، 1379)
دردسر والدین (مجموعه، مسعود نوابی، فقط بازیگر، 80/1379)
پاورچین ( مجموعه، بازیگر و کارگردان، 1381 )
نقطه چین ( مجموعه، بازیگر و کارگردان، 1382 )
جایزه بزرگ ( مجموعه، بازیگر و کارگردان، 1384 )
شب های برره ( مجموعه، بازیگر و کارگردان، 1384 )
باغ مظفر ( مجموعه، بازیگر و کارگردان، 1385 )
اردلان شجاعكاوه جزء آن دسته از بازيگرانياست كه هر چند در ابتدا به صورت تجربي وارددنياي بازيگري شد، اما در ادامه به دنبالتحصيلات آكادميك رفت تا به نياز تحصيل وسبك عمل پاسخ دهد. او معتقد است (آدمي درهر شرايط و با هر موقعيت شغلي كه باشد بهتحصيل نياز دارد و براي ورود به هر كاري بايد به صورت علمي و آكادميك با آن حرفه آشناييداشته باشد)
از اينرو، وي كه ديپلم خود را در رشته اقتصادكسب كرده بود، پس از وقفه وارد دانشگاه تهرانشد و در رشته تئاتر ادامه تحصيل داد. اما تنها اخذمدرك ليسانس نميتوانست روح جستجوگر وذهن پر از سوال شجاعكاوه را آرام نمايد، برايهمين باز هم كارشناسي ارشد خود را از دانشگاهتربيت مدرس بدست آورد اما از آنجايي كههيچگاه به دنبال جمعآوري مدرك
نبوده و تنهابه دليل عشق به بازيگري و هنر به دنبال علم رفتهبود (هنوز هم پس از گذشت سالها مدركفوقليسانس را از دانشگاه مربوطه نگرفته است)بعد از طي اين مراحل دوباره به صحنه بازگشت امااين بار با ديدي وسيع و اطلاعات و آگاهي بيشتر.
تاكنون شاهد ايفاي نقشهاي متفاوتي ازاردلان شجاعكاوه بودهايم، نقشهاي مثبت ومنفي، اما جهانگير از آن نقشهاي خاكستري استكه هر بازيگري قادر به ايفاي آن نخواهد بود،حضور در كاراكتر جهانگير در سريال روح مهربانكه هر هفته در شبكه اول سيما پخش ميشود شايدبهترين بهانه بود تا به سراغ اين بازيگر توانا وخوشخلق رفته و ساعاتي را در دفتر مجله ميزبانايشان باشيم....
هفت ساله بودم كه براي اولين بارحضور بر روي صحنه را تجربه كرد. وي از سال48 به گروههاي تئاتر پیوست و در سال 63 يكياز مهمترين اتفاقات زندگي هنريام رقم خورد،حضور در فيلم سينمايي (بايكوت) به كارگردانيمحسن مخملباف كه به عنوان پرفروشترين فيلمسال نيز معرفي شد، اما از ديگر كارهاي اين بازيگرميتوان به فيلمهاي گذرگاه، هراس، 53نفر، بربال فرشتگان، دايره سرخ، آقاي رئيس جمهور ونيز سريالهاي هشت بهشت، حامي، ذهن زيبا، ممثل معلم، كلانتر،برگبار، شمارش معكوس، ايستگاهآخر، ديوار شيشهاي، جاودانه، نوعروس و روحمهربان اشاره كرد.
- آقاي شجاعكاوه به نظرتان چرا بينبازيگراني كه تحصيلات دانشگاهي در زمينهبازيگري دارند و آنهايي كه تجربه وارد اينحرفه شدند فاصله افتاده است؟
شجاع كاوه: چرا اين سوال را از منميپرسيد؟
- به اين دليل كه شما ابتدا به صورت تجربيوارد اين حرفه شديد، اما در ادامه به دنبالتحصيلات دانشگاهي رفتهايد...
شجاع كاوه: به عقيده من تجربه و تحصيلاتدانشگاهي دو مقوله جدا و مستقل از هم است، درواقع هر كدام شرايط مخصوص به خود را دارد،ما در دانشگاه روش تحقيق را ميآموزيم، درصورتي كه در سينماي امروز در مقوله تجربيبازيگر وارد كتابخانه نميشود مگر براي گرفتنصحنه از فيلم...اما فارغالتحصيلان براي ورود هبازار كار در شرايط محيطي قرار ميگيرند كهبرايشان مهيا شده...در دهه 60 در سه فيلمپرفروش ايفاي نقش كردمبه نامهاي (بايكوت)(گذرگاه)، (هراس) و بعد از آن وارد بازار كارشدم و نيز در تئاتر كه بيش از اين به صورت تجربيسيزده سال مستمر حضور داشتم. بعد از طي اينمراحل وارد دانشگاه شدم يعني حدود پانزدهسال با سينما و بازيگري آشنا بوده و كار كردم، درواقع نياز به تحصيل و كسب علم در اين حرفهزماني در من احساس شد كه ميديدم آثايهمايون پايور كه فيلمبردار بودند در فيلم(گذرگاه) با چه حوصله و اشتياقي كتاب ميخواندو ديدن اين تصوير برايم هميشه جذابيت داشتاز اين رو به فكر ادامه تحصيل افتادم، اما چونگرفتن ديپلم من مصادف شد با انقلاب فرهنگي وبعد از آن رفتم به خدمت نظام، كمي اين قضيه(ادامه تحصيل) برايم دير شده بود، اما باز همآمدم و درسهاي گذشته را با اعتقاد خواندم وقبول شدم چون احساس كمبود ميكردم، درواقع دانشگاه رفتن يك مسئله كاملا شخصي است،امروز يازده سال از اخذ فوقليسانس منميگذرد و من احساس جدايي ميكنم وبرميگردم.
براي همين دو، سه سال است براي تدريسبرگشتم به محيط دانشگاه با دانشجويان در ارتباطهستم.
شما براي آرامش روح به سراغ كتاب و كسبعلم ميرويد و با خواندن كتاب ميتوانيد به دوهزار سال پيش از خود برويد، در صورتي كه برايگرفتن يك صحنه با سختيهاي زياد به آن مكانرفته و فيلمي ساخته ميشود، باز تاكيد ميكنممقوله تحصيل و تجربه از هم جدا است و در اينحالت ه به هم نزديك شدند، باتوجه به اين كهشديدا احساس ميكنم ما بايد ملزم شويم تا به هنرعلميتر نگاه كنيم، همان طور كه به موسيقي نگاهميكنيم و براي موسيقي كميات را قائل هستيمبراي رسيدن به كيفيات، عالم بازيگري نيز بايد اينگونه شود. به نظر من آدم آگاه و تحصيل كرده دراين خصوص بسيار كم است.
- پس با اين حسب ميتوان يكي از مشكلاتامروز سينماي ما را يك شبه بازيگر شدن و نرفتن بهدنبال تحصيلات دانشگاهي دانست؟
شجاع كاوه: بازيگر شدن امروز خيلي راحتصورت ميگيرد اما در سيستم خودش، نه يكشبه... يكي از دانشجويان به من ميگفت: مگر تماماين بازيگراني كه كار ميكنند تمام اين كتابهاييكه شما ميگوييد، خواندند كه ما بايد بخوانيم.گفتم: اين دو مقوله جداست. آن جواننمايندهاي بود از نسل خود كه اين سوال درذهنشان بودند و من اين امكان را دارم از طريقمجله شما حرفم را به تمام جوانها وخانوادههاي ايراني برسانم كه خيلي بايد كتاببخوانند، ميشود خلوتها را پر كرد، ميشود دلبه دنيا نبست، ميشود خيلي از كارهاي ديگران راانجام نداد، ميشود سي سال كار كرد اما بيصدا،نه با يك شب كار دنيا را خبر كرد... براي ورود بهاين حرفه بايد عشقت را بشناسي، رسيدنت بهعشق، تحصيلات دانشگاهي و چهار تا كتابخواندن نيست، چهار تا فيلم بازي كردن هم نيستبلكه فهم درام است. آرتيستهاي بزرگي راميشناسم كه نه در حرفه ما هستند و نه تحصيلاتدانشگاهي دارند ولي هنر در تمام وجودشانديده ميشود، هنري كه ما تازه بايد، دانشگاهها بهصورت حرفهاي دنبال اين كلمه بگرديم وليخداوند اين ويژگي را به او عطا كرده است، اوهيچ آزاري به جز محبت ندارد...
- اگر اجازه دهيد كمي از اين مقوله جداشويم، ايفاي نقش در كدام كارها را اخيرا به پايانرساندهايد؟
شجاع كاوه: نقش سهراب در چند اپيزود برايسري دوم سريال كلانتر و همين طور دو كارسينمايي است كه پخش نشده (البته فيلم نوددقيقهاي تلويزيون) كه در يكي نقش پزشك دارمو در يكي ديگر نقش يك جوان دهه 50 و نيز درسرايل حضرت يوسف مدتي است ايفاي نقشميكنم. البته بدون درج خبر و بيسر و صدا، نقشفرشته حضرت جبرئيل را ايفا ميكنم و حضورخيلي مختصر كمي دارم...
- بارها ديده شده وقتي سري دوم كاريساخته ميشود، به موفقيت نميرسد، در خصوصكلانتر آيا اين ويژگي صادق است؟
شجاع كاوه: اپيزودي كه در آن حضور دارم،خيلي جاي بحث دارد و تمام بچهها و كارگردانخيلي راضي بودند از كار... اميد به اين است كه ازسري قبل هم جذاب و ديدنيتر شود و مردمراضي از جلوي تلويزيون بلند شوند و به ما بدنگويند. بعضي از عزيزان خيلي زود نارضايتيخود را ابراز ميكنند.
-چطور شد پيشنهاد بازي در سريال روتحمهربان را پذيرفتيد؟
شجاع كاوه: روح مهربان جمعبندي از سه كارنقش منفي من بود، ده سال در سينما مثبت بازيكردم، بعدها در تئاتر براي پايان نامه ليسانس يكنقش منفي 60 دقيقهاي را تكگويي داشتم... تااين كه (شب و مهر) را با محمدعلي خان كشاورزدر سال 74، كار كردم و تجربه يكنقش منفي و(ايستگاه آخر)، كه با مرحوم مهدي فتحي يكتجربه ديگر نقش منفي و ديگر رل منفي را نداشتم،تا جهانگير روح مهربان، اين نقش خيلي جاي كارداشت، بهتر از اينها بايد ظاهر ميشدم، جهانگيرمثل كاركترهاي است كه در عمق بدي، سعيميكنيم وجه مشتركي پيدا كنيم كه ما نرويم بهسمت او و مثل جهانگير نشويم و باعث ميشود يكتكان شخصي بخوريم، يكي از وظايف هنرمنداناين است كه بد را طوري نشان دهند كه خوب بهترشود. هميشه ساختن و درست كردن خيليسختتر از خراب كردن است و به عقيده منايفاي اين گونه نقشها احترام به مخاطب است.

- به نظرتان شخصيت جهانگير منفي است ياخاكستري؟
شجاع كاوه: من به خاكستري معتقدم، چونخاكستري در تمام رنگها هست، ما خوب و بدمطلق نداريم.
- رابطه شما با پدر خانومتان چگونه است،مثل جهانگير؟
شجاع كاوه: من براي ايشان بسيار احترامقائلم.
- غير از بازيگري به چه فعاليت ديگري انجامميدهيد؟
شجاع كاوه: در دانشگاه تدريس ميكند و دعابه جان شما...
- چه سالي ازدواج كرديد؟
شجاع كاوه: سال 70 تشكيل زندگي مشتركدادم.
- يك زندگي هنري؟
شجاع كاوه: بله روي صحنه تئاتر ازدواج كردم.
- همسرتان هم هنرمندند؟
شجاع كاوه: بله، ايشان هم بازيگرند و همدوبلور.
- چطور با همسرتان آشنا شديد؟
شجاع كاوه: او يكي از دانشجويان موفق دردانشگاه الزهرا بود، البته در رشته نقاشي و در كنارآن نمايش نامه نيز مينوشت، البته اولين نمايشنامه نويس زن بود كه هجده سال پيش سه دورهجايزه جشنواره گرفت. در جشنواره فرهنگ وهنر و ادب روستا، جشنواره سراسري دانشجويانكشور من با ايشان همكار بودم اما هيچ كدام قصدازدواج نداشتيم تا اين كه در سالن اصلي تئاترشهر، نمايش (سوءتفاهم) از (آلبرت كامو) رابازي ميكرديم، ايشان مارتا بودند و من ژان وخانم ثريا قاسمي هم نقش مادر را برعهده داشتند،آنجا دو روز تئاتر را تعطيل كرده ازدواج كرديم ودوباره به صحنه برگشتيم و كارمان را ادامه داديم وبا عشق و علاقه ادامه زندگي داديم.
- از خصوصيات اخلاقي ايشان بگوييد؟
شجاع كاوه: بسيار بسيار زياد گذشت دارند وبهخاطر من و به خاطر زندگي مشترك گذشت كردو از صحنه تئاتر فاصله گرفت، به سمت راديو رفتو برنامه سلام تهران را با مرحوم كيان اجراميكرد، چند سالي آن جا بود، بعد به كار دوبلاژبازگشت. چون براي ديدن نمايش سوء تفاهممدير وقت شبكه آمده بودند و خيلي حرفهاي بهاين كار دعوت شد.
- آخرين كارشان...؟
شجاع كاوه: مستند ايران كه از شبكه يك پخشميشود و به جاي (اليزا) خبرنگار صحبت ميكند.البته دو تا نمايش نامه هم براي كار دارد، قراراست دوباره به صحنه تئاتر برگردد، انشاءا... كهقدمش مبارك باشد.
- و حاصل اين زندگي مشترك؟
شجاع كاوه: يك دختر ده ساله. فعلا به سمتبازيگري نيامده...
- در رشته ديگر هنر چطور؟
شجاع كاوه:به موسيقي علاقه و اين رشته را ازكودكي دنبال ميكرد، در سن شش سالگي ديپلم(ارف) گرفت و توانايي نواختن دوساز را داشت.
- چه چيز شما را ناراحت ميكند؟
شجاع كاوه: ناراحتي زماني پيش ميآيد كهشما شرايط محيطي بيرون را با خودتاننميتوانيد سازگار كنيد، قوهاي بروز پيدا كند بهنام غم و اندوه، خب مسئلهاي كه آدم را ناراحتميكند يكي، دو تا نيست، من به شخصه در زندگيجهاتي را انتخاب ميكنم كه اندوه را كم كنم.
پس تا زماني كه خداوند نعمت زيستن و حياترا به ما عطا كرده بايد ظرفيتهايمانرا بالاببريم، من اندوه دارم ولي جز خودم هيچ كسنميفهمد و جز با خودم و خداي خودمنميتوانم آن را بيان كنم.
- متشكرم كه اين وقت را در اختيار ما قرارداديد؟
شجاع كاوه: من هم شما و همينطور تمامهمكارانتان كمال تشكر را دارم و از تمامجوانهاي گل ايراني ميخواهم هيچ گاه مطالعهرا براي كسب علم فراموش نكنند، حداقل شبييك صفحه از منطقالطير را بخوانند و مطمئنباشند ضرر نخواهند كرد.
|
نام : عزت الله نام خانوادگی : انتظامی تاریخ تولد : ۱۳۰۴ محل تولد : تهران ملیت : ایران مدرک تحصیلی : فارغ التحصیل هنرهای زیبا پدر مجید انتظامی |
![]() |
فارغ التحصیل دانشکده هنرهای زیبا از دانشگاه تهران در سال ١٣٥١.
شروع فعالیت هنری به عنوان پیش پرده خوان.
عزیمت به آلمان در سال ١٣٣٢.
تحصیل در مدرسه شبانه تاتر و سینما در هانوفر.
بازگشت به ایران در سال ١٣٣٧.
مشارکت در دوبله فیلم و استخدام در اداره هنرهای زیبای ایران در سال ١٣٣٨.
شروع فعالیت سینمایی با بازی در نقش کوتاهی در فیلم “واریته بهاری” (پرویز خطیبی) در سال ١٣٢٨.
نمایش “گاو” نوشته غلامحسین ساعدی با بازی او و علی نصیریان و دیگر هنرمندان تازه کار اما بااستعداد آن زمان داریوش مهرجویی را وادار کرد تا از روی این نمایشنامه و با همان اکیپ گروه بازیگری، فیلم “گاو” را بسازد. فیلم “گاو” ساخته شد و بازی عزت الله انتظامی شد یکی از بهترین نقش آفرینی های تاریخ سینمای ایران.
انتظامی پس از انقلاب و بخصوص در دهه شصت در انواع و اقسام نقش ها به بهترین نحو ممکن ظاهر شد. بازی او در فیلمهای “حاجی واشنگتن”، “اجاره نشینها” ، “گراند سینما”، “هامون”، “بانو” ، “خانه خلوت” ، “ناصرالدین شاه اکتور سینما” ، “روز فرشته” ، “روسری آبی” ، “خانه ای روی آب” و “گاوخونی” اوج هنرنمایی او در کارنامه سینمایی اش است.
او برای اولین بار با مسعود کیمیایی یکی از کارگردانان صاحب سبک سینمای ایران و در سن ۷۹ سالگی در فیلم “حکم” همکاری کرد. شاید نقش “رضا” در فیلم “حکم” یک دن کورلئونه باشد. فیلمی که شاید حال و هوای “پدرخوانده” را برایمان زنده کند.
|
نام : علی نام خانوادگی : نصیریان تاریخ تولد : ۱۳۱۳ محل تولد : تهران ملیت : ایران مدرک تحصیلی : فارغ التحصیل هنرستان هنرپیشگی |
![]() |
فارغ التحصیل هنرستان هنرپیشگی تهران.
گذراندن دوره بازیگری در کلاسهای جامعه باربد در سال ۱۳۳۰.
فعالیت در تئاتر از سالهای مدرسه.
فعالیت در زمینه نوشتن و اجرای نمایشنامه افعی طلایی با الهام از داستان داشآکل نوشته صادق هدایت در سال ۱۳۳۵.
شروع فعالیت سینمایی با فیلم گاو (داریوش مهرجویی) به عنوان بازیگر در سال ۱۳۳۵.
جایزه بهترین فیلمنامه برای فیلم آقای هالو از سومین جشنواره فیلم سپاس در سال ۱۳۵۰
|
نام : لطف الله نام خانوادگی : درمنکی فراهانی تاریخ تولد : ۱۳۲۳ محل تولد : اراک ملیت : ایران مدرک تحصیلی : دیپلم پدر گلشیفته فراهانی و شقایق فراهانی |
![]() |
گذراندن دوره تئاتر در فرانسه.
همسر فهیمه رحیمنیا (بازیگر).
پدر شقایق فراهانی (بازیگر).
پدر گلشیفته فراهانی (بازیگر).
فعالیت در رادیو به عنوان نویسنده ، کارگردان و گوینده قصههای شب.
شروع فعالیت سینمایی با فیلم میعادگاه خشم (سعید مطلبی) به عنوان فیلمنامهنویس و بازیگر در سال ۱
|
نام : فتحعلی نام خانوادگی : اویسی تاریخ تولد : ۱۳۲۴ محل تولد : تهران ملیت : ایران مدرک تحصیلی : لیسانس بازیگری و کارگردانی |
![]() |
فارغ التحصیل کارگردانی و بازیگری سینما از دانشگاه ایالتی تگزاس آمریکا در سال ١٣٥٣.
بازگشت به ایران در سال ١٣٥٣.
شروع فعالیت سینمایی با بازی در فیلم “قدغن” (علیرضا داودنژاد) در سال ١٣٥٧.
پس از اتمام تحصیل به عضویت سیمای جمهوری اسلامی درآمد و در دهه شصت در فیلمهای بسیاری بازی کرد چند فیلم ناموفق هم کارگردانی کرد.
در اوایل دهه هفتاد دوباره به کارگردانی روی آورد و سومین فیلم بلندش (مریم و میتیل) فیلم موفقی از آب درآمد. اما در چهارمین فیلمش (سربلند) به هیچ وجه موفق نبود. فتحعلی اویسی در نیمه دوم دهه هفتاد در تلویزیون فعال بود و بازیهای زیبایی هم از خود به نمایش گذاشت.
در سینما هم بازی ماندگار او در فیلمهای ناخدا خورشید (ناصر تقوایی، ۱۳۶۵)، سرب (مسعود کیمیایی، ۱۳۶۷)، هی جو (منوچهر عسگری نسب، ۱۳۶۷)، بانو (داریوش مهرجویی، ۱۳۷۰)، جهان پهلوان تختی (بهروز افخمی، ۱۳۷۶) و فیلم مومیایی۳ (محمدرضا هنرمند، ۱۳۷۸) در یادها مانده است.
در تلویزیون هم نقش آفرینی او در یک قسمت از مجموعه تهران ۱۱ و مجموعه چمدانهای بسته تحسین همگان را برانگیخت.
اوج هنرنمایی و موفقیت فتحعلی اویسی، بازی در مجموعه تلویزیونی بدون شرح بود
|
نام : احمد نام خانوادگی : نجفی تاریخ تولد : ۱۳۲۷ محل تولد : خرمشهر ملیت : ایران مدرک تحصیلی : فارغ التحصیل مدیریت بازرگانی |
![]() |
فارغ التحصیل رشته مدیریت سینما از دانشگاه وودبری لوسآنجلس امریکا.
موسس شرکت پخش فیلم در امریکا در سال ۱۳۵۵ (۱۹۷۶).
فعالیت در شبکه دوم سیما به عنوان معاون مدیر شبکه در سال ۱۳۵۸.
مدیر دفتر نمایندگی تلویزیون در امریکا.
فعالیت در کارگاه آزاد فیلم به مدیریت مسعود کیمیایی به عنوان قائم مقام مدیرعامل.
شروع فعالیت سینمایی با فیلم غزل (مسعود کیمیایی) به عنوان دستیار کارگردان و متصدی تدارکات و اجرای دکور در سال ۱۳۵۵.
مسئول پخش در تل فیلم.
تاسیس دفتر هفتمین هنر به همراه ناصر تقوایی.
با با بازی در فیلمی از مسعود کیمیایی به سینما آمد. در دندان مار چندان موفق نبود و حتی بسیاری از منتقدان بازی او را یکی از ضعفهای دندان مار به حساب آوردند. اما بازی بسیار خوبش در گروهبان همه حسابها را به هم ریخت. جنس بازی او شاید مورد پسند بسیاری از کارگردانها نباشد، اما بازی او در فیلمهای پناهنده، هتل کارتن و در نهایت بازی او در فیلم سگ کشی قابل قبول و پذیرفتنی است
|
نام : حبیب نام خانوادگی : رضایی تاریخ تولد : ۱۳۴۸ محل تولد : تهران ملیت : ایران مدرک تحصیلی : لیسانس |
![]() |
با بازی بسیار زیبایش در یک قسمت از مجموعه تلویزیونی “خانه سبز” توانایی خود را به رخ همگان کشید و بلافاصله برای بازی در فیلم “آژانس شیشه ای” انتخاب شد.
بعد از آن در فیلم “شوخی” با پرویز پرستویی بار دیگر زوج موفق “آژانس شیشه ای” را تکرار کرد.
در سال ۱۳۸۰ بازیگردانی دو فیلم “من ترانه ۱۵ سال دارم” و “ارتفاع پست” را به عهده گرفت که هر دو فیلم به لحاظ بازیگری در بیستمین جشنواره فیلم فجر تحسین همگان را برانگیختند.
حبیب رضایی برای بازی در فیلم “اینجا چراغی روشن است”، سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول بیست و یکمین جشنواره بین المللی فیلم فجر را از آن خود کرد
|
نام : مهدی نام خانوادگی : هاشمی قرمزی تاریخ تولد : ۱۳۲۵ محل تود : لنگرود ملیت : ایران مدرک تحصیلی : فارغ التحصیل هنرهای نمایشی همسر گلاب آدینه ٬ بردار ناصر هاشمی ٬ پدر نورا هاشمی ٬ بردار شوهر سیما تیر انداز |
![]() |
فارغ التحصیل رشته هنرهای نمایشی از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران در سال ۱۳۵۲.
فعالیت در تئاتر به عنوان بازیگر به همراه داریوش فرهنگ در سال ۱۳۴۸.
مهدی هاشمی بازیگر موفق دهه شصت و نیمه اول دهه هفتاد سینمای ایران , اولین بازی سینمایی اش را در فیلم زنده باد ساخته خسرو سینایی تجربه کرد. اما بازی او در مجموعه تلویزیونی سلطان و شبان بود که نامش را سر زبانها انداخت و او را به شهرت رساند. نقش آفرینی مهدی هاشمی در ملودرام بگذار زندگی کنم میلیونها نفر را در شهرستان به سینماها فرستاد و بازی اش در فیلم دو فیلم با یک بلیط سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول جشنواره نهم فیلم فجر را برای او به ارمغان آورد.
مهدی هاشمی در دهه هفتاد باز هم درخشید. در فیملهای همسر و معجزه خنده. خیلی از منتقدان سیمرغ بلورین جشنواره دوازدهم فیلم فجر را از آن مهدی هاشمی برای بازی بسیار خوبش در فیلم همسر می دانستند.
مهدی هاشمی پس از شش سال دوری از سینما، بار دیگری با فیلمی ساخته مسعود کرامتی با نام روز کارنامه به سینما بازگشت.
|
نام : امیر نام خانوادگی : جعفری محل تود : تهران ملیت : ایران همسر ریما رامین فر |
![]() |
بازیگری را زیر نظر حمید سمندریان آموخت.
او تا به حال پنج بار برای بازی در نمایشهای زیر از جشنواره تئاتر فجر برنده جایزه شده است:
جایزه اول: رژیستورها نمی میرند - یک دقیقه سکوت
جایزه دوم: پاییز - همان همیشگی
جایزه سوم: رقص کاغذپاره ها
تقدیر: شب های آوینیون
بازی در سینما را در سال ۱۳۸۰ و با بازی در فیلم “نان و عشق و موتور ۱۰۰۰″ آغاز کرد و با بازی در فیلم “قارچ سمی” ادامه داد.
بازی او در مجموعه “بدون شرح” (مهدی مظلومی، ١٣٨٠) اولین حضور او در تلویزیون بود. زوج او و فتحعلی اویسی در دو مجموعه “بدون شرح” و “کمربندها را ببندیم” (مهدی مظلومی، ١٣٨٣) با استقبال فراوان مخاطبین مواجه شد.
مجموعه های تلویزیونی:
- “بدون شرح” (مهدی مظلومی)
- “من یک مستاجرم” (پریسا بخت آور)
- “کمربندها را ببندیم” (مهدی مظلومی)
- “برای آخرین بار” (اکبر منصورفلاح)
|
نام : علیرضا نام خانوادگی : خمسه تاریخ تولد : ۱۳۳۱ محل تولد : تهران ملیت : ایران مدرک تحصیلی : فارغ التحصیل روانشناسی بالینی |
![]() |
فارغ التحصیل روان شناسی از دانشگاه ملی ایران در سال ١٣٥٧.
برادر مجید خمسه (عکاس).
فراگیری پانتومیم و بازیگری در پاریس در سال ١٣٥٩.
فعالیت در تاتر با گروه “پیاده”.
شروع فعالیت سینمایی با بازی در فیلم “مرگ یزدگرد” (بهرام بیضایی) در سال ١٣٦٠.
نیمه دوم دهه شصت و نیمه اول دهه هفتاد اوج هنرنمایی علیرضا خمسه بود. بازیهای خوب و ماندگار او در فیلمهای “روز باشکوه”، “آپارتمان شماره ۱۳″، “جیب برها به بهشت نمی روند” و بخصوص بازی معرکه اش در فیلم “شکار خاموش” نشان از تواناییهای او داشت.
او در سال ۱۳۸۲ با اجرای منحصربفردش در برنامه زنده تلویزیونی “جمعه تعطیل نیست” و اجرای مراسم اختتامیه هفتمن جشن خانه سینما - شهریور ۱۳۸۲ - و بیست دومین جشنواره فیلم فجر - بهمن ۱۳۸۲ - نشان داد که در امر اجرا یک استاد به تمام معناست.
برنده جایزه بهترین بازیگر مرد از جشنواره پیونگ یانگ برای بازی در فیلم “آپارتمان شماره سیزده” (یدالله صمدی) در سال ١٣٧١.
|
نام : مهران نام خانوادگی : مدیری تاریخ تولد : ۱۳۴۰ محل تولد : تهران ملیت : ایران مدرک تحصیلی : دیپلم |
![]() |
فعالیت در تئاتر در سالهای ۱۳۶۱ الی ۱۳۷۳.
فعالیت در زمینه گویندگی نمایشهای رادیویی در سالهای ۱۳۶۱ الی ۱۳۷۳.
آهنگساز نمایش عمو اسکندر در سال ۱۳۶۵.
فعالیت در زمینه خوانندگی در سال ۱۳۸۰.
شروع فعالیت سینمایی با فیلم دیگه چه خبر (تهمینه میلانی) به عنوان دستیار طراح صحنه در سال ۱۳۷۱
|
نام : جمشید نام خانوادگی : هاشم پور تاریخ تولد : ۱۳۲۳ محل تولد : تهران ملیت : ایران |
![]() |
جمشید هاشم پور که تا اواسط دهه شصت با نام “جمشید آریا” فعالیت می کرد در قبل از انقلاب در چهار فیلم ظاهر شد اما خیلی زود از سینمای آن روزها کناره گیری کرد.
او در بعد از انقلاب در اولین حضور سینمایی خود در فیلمی از مسعود کیمیایی با عنوان خط قرمز بازی کرد. این فیلم همچنان توقیف است.
شاید با بازی در نقش زینال بندری در فیلم تاراج ساخته ایرج قادری بود که جمشید هاشم پور با سر تراشیده میان مردم مطرح شد. تا جایی که تیپ قهرمان سر تراشیده تا سالها مخاطبان بسیاری را بخصوص در شهرستانها روانه سینماها می کرد.
جمشید هاشم پور با بازی در نقشهای متقاوت توانایی های خود را به اثبات رسانده است. او در دهه شصت و اوایل دهه هفتاد در کنار بازی در فیلمهای اکشن و حادثه ای گه گداری بازی در نقشهای دیگر را نیز امتحان کرده است: روز باشکوه (کیانوش عیاری، ۱۳۶۷) - مادر (علی حاتمی، ۱۳۶۸) - پرده آخر (واروژ کریم مسیحی، ۱۳۶۹) - عشق و مرگ (محمدرضا اعلامی، ۱۳۶۹) و دلشدگان (علی حاتمی، ۱۳۷۰).
هاشم پور پس از دریافت دیپلم افتخار از هفدهمین جشنواره فیلم فجر (۱۳۷۷) برای بازی در فیلم هیوا (رسول ملاقلی پور) گزیده کار شد و سعی کرد در فیلمهای خوب و متفاوت بازی کند.
بازی بسیار خوب او در فیلمهای آواز قو (سعید اسدی، ۱۳۷۹)، سفر به فردا (محمدحسین حقیقی، ۱۳۸۰)، قارچ سمی (رسول ملاقلی پور، ۱۳۸۰)، واکنش پنجم (تهمینه میلانی، ۱۳۸۱) نشان از رویکرد سخت گیرانه هاشم پور دارد. او در این سالها یک بازی تحسین برانگیز و معرکه از خود به نمایش گذاشت: مسافر ری (داود میرباقری، ۱۳۷۹).
جمشید هاشم پور در سال ۱۳۸۲ دو فیلم بر پرده سینماهای تهران داشت: واکنش پنجم و سفر به فردا. بازی خوب او در فیلم “سفر به فردا” که نامزدی جشنواره بیستم فیلم فجر را برایش به ارمغان آورد به دلیل اکران نامناسب و نوع فیلم آنچنان که باید دیده نشد.
|
نام : حسین نام خانوادگی : یاری تاریخ تولد : ۱۳۴۶ محل تولد : تهران ملیت : ایران مدرک تحصیلی : دیپلم |
![]() |
بازیگری را از تئاتر و در سال ۱۳۶۰ آغاز کرد.
او در واحد دوبلاژ صدا و سیما به عنوان گوینده هم فعالیت کرده است.
با فیلمهای دفاع مقدس شناخته شد که در این ژانر موفق بود و برای بازی در فیلم “آخرین مرحله” جایزه سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را از چهاردهمین جشنواره فیلم فجر دریافت کرد.
او بازی در نقشهای دیگر را هم با فیلمهای “سرعت” و “دنیای وارونه” تجربه کرد که برای او تجربه گرانقدری بود. بازی او در “بلوغ” تحسین منتقدان را برانگیخت و دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول مرد را برای بازی در این فیلم از هجدهمین جشنواره فیلم فجر بدست آورد.
اما شاید تنها شانس او بازی در فیلم / مجموعه “شب دهم” بود که توانست با بازی بسیار زیبایش در نقش حیدر در میان عموم محبوبیت بسیار زیادی کسب کند. شاید اگر فیلم سینمایی “شب دهم” به بخش مسابقه جشنواره بیستم فجر راه پیدا می کرد خیلیها برای بازی او ، کتایون ریاحی و ثریا قاسمی حسابی جدا باز می کردند.
او در سال ۱۳۸۳ فیلم “معادله” را بر پرده سینماها داشت
|
نام : حمید نام خانوادگی : جبلی تاریخ تولد : ۱۳۳۷ محل تولد : تهران ملیت : ایران |
![]() |
فعالیت به عنوان هنرجوی کلاس های کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در سال ١٣٥٠.
فیلمبرداری و کارگردانی چند فیلم ٨ میلی متری از سال ١٣٥٠ تا ١٣٥٦.
عروسک گردان تاتر و برنامه های تلویزیونی با مجموعه “مثل آباد” در سال ١٣٦٢.
شروع فعالیت سینمایی با فیلم “شهر موش ها” (محمدعلی طالبی، مرضیه برومند) به عنوان عروسک گردان و دوبلور (نقش کپل) در سال ١٣٦٣.
فعالیت خود را در سال ۱۳۵۱ در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان آغاز کرد و در سال ۱۳۵۷ نیز در تئاتر مشغول به کار شد.
فعالیت در تلویزیون را از سالهای اول دهه شصت با بازی در مجموعه تلویزیونی محله بر و بیا آغاز کرد.
بازی هایش همیشه دیدنی است. از بازی او در “جاده های سرد گرفته” تا “تحفه ها”، “دیگه چه خبر”، “دلشدگان”، “مرد آفتابی”، “خواب سفید” و “دخترشیرینی فروش”، همه نوع فیلم و همه نوع نقش بازی کرده است.
صدای او روی شخصیت هایی چون کلاه قرمزی و پسرخاله به این دو عروسک جلوه ای ماندگار بخشید
|
نام : امین نام خانوادگی : تارخ تاریخ تولد : ۱۳۳۲ ملیت : ایران مدرک تحصیلی : فارغ التحصیل مدیریت امور فرهنگ |
![]() |
فارغ التحصیل هنرهای نمایشی در سال ١٣٥٦.
فوق لیسانس مدیریت امور فرهنگی در سال ١٣٦٤.
شروع فعالیت سینمایی با بازی در فیلم “مرگ یزدگرد” (بهرام بیضایی) در سال ١٣٦١.
امین تارخ در شیراز متولد شد و تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در این شهر گذراند.
او در سال ۱۳۵۶ در رشته تئاتر دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران پذیرفته شد و در سال ۱۳۶۳ در رشته مدیریت امور فرهنگی دوره فوق لیسانس را گذراند.
او ۲۵ سال سابقه فعالیت هنری در سینما، تئاتر و مجموعه های تلویزیونی دارد.
در جشنواره های تئاتر و فیلم به عنوان داور و در فستیوالهای فیلم مسکو، ژاپن و آلمان به عنوان میهمان شرکت داشته است.
در سال ۱۳۷۳ اولین آموزشگاه بازیگری سینما را در تهران تاسیس کرد و ۶ نفر از فارغ التحصیلان این آموزشگاه به نامهای: حبیب رضایی، بیتا بادران، کامبیز کاشفی، غزل صارمی، مهتاب کرامتی و ترانه علیدوستی موفق به دریافت جایزه شدند.
امین تارخ در سال ۱۳۷۹ به استرالیا برای تدریس در دانشگاه فیلندرز و تبادل هنرجو از طرف پروفسور هالج دعوت شد.
تارخ در سال ۱۳۷۶ در هجدهمین جشنواره تئاتر فجر و در نوزدهمین جشنواره فیلم فجر نیز به عنوان داور شرکت داشت.
برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش دوم مرد در پانزدهمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم “ماه و خورشید” در سال ١٣٧٥
|
نام : آتیلا نام خانوادگی : پسیانی تاریخ تولد : ۱۳۳۶ محل تولد : تهران ملیت : ایران مدرک تحصیلی : فارغ التحصیل بازیگری و کارگردانی همسر فاطمه نقوی ٬ پسر جمیله شیخی |
![]() |
فارغ التحصیل کارگردانی و بازیگری تاتر از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران در سال ١٣٦١.
فرزند مرحوم جمیله شیخی (بازیگر).
همسر فاطمه نقوی (بازیگر).
شروع فعالیت سینمایی با بازی در فیلم “مرگ سفید” (حسین زندباف) در سال ١٣٦٢.
با بازی در فیلم “طلسم” بیشتر دیده شد. قبل از آن در تلویزیون و در مجموعه تلویزیونی “محله بر و بیا” طبع آزمایی کرده بود.
تا سال ۱۳۷۲ تقریبا سالی یک فیلم بازی کرد. و انصافا خوب هم بازی کرد. اما شاید با بازی بسیار زیبایش در فیلم “خاکستر سبز” بود که خودی نشان داد. از سال ۱۳۷۲ به بعد او با بازیهای ماندگارش در فیلمهای “روز شیطان”، “دوزن”، “نسل سوخته”، “آب و آتش” در لیست بازیگران توانای سینمای ایران قرار گرفت
|
نام : محمدرضا نام خانوادگی : شریفی نیا تاریخ تولد : ۱۳۳۴ محل تولد : تهران ملیت : ایران همسر آزیتا حاجیان ٬ پدر ملیکا شریفی نیا ٬ پدر مهراوه شریفی نیا |
![]() |
برای اولین بار با بازی در نقش بسیار کوتاهی (استاد دانشگاه) در فیلم پری (داریوش مهرجویی، ۱۳۷۳) دیده شد. اما قبل از آن و در سالهای ۱۳۷۰ تا ۱۳۷۲ مشغول بازی در نقش ولید در مجموعه تلویزیونی امام علی (ع) (داود میرباقری) بود که با پخش این مجموعه در سال ۱۳۷۵ مطرح و شناخته شد.
پس از پری آدم برفی (داود میرباقری، ۱۳۷۳) را بازی کرد که این فیلم به مدت سه سال توقیف شد.
محمدرضا شریفی نیا علاوه بر بازی در فیلمهای سینمایی و مجموعه های تلویزیونی سمتهای دستیار کارگردان، برنامه ریز، عکاس را هم برعهده داشت. او علاوه بر اینها بهترین انتخاب برای گزینش بازیگر برای فیلمهای سینمایی است. در بسیاری از فیلمها انتخاب بازیگران بر عهده او بوده است.
محمدرضا شریفی نیا بهترین بازی عمرش را در فیلم دنیا (منوچهر مصیری، ۱۳۸۱) ارائه داد. یک بازی قدرتمندانه از کسی که توانایی های بالقوه ای در ارائه نقش دارد
|
نام : شهرام نام خانوادگی : حقیقت دوست تاریخ تولد : ۱۳۵۱ محل تولد : تهران ملیت : ایران |
![]() |
بازیگری را از سال ۱۳۷۳ و با بازی در نمایش پسر کارون (امیر دژاکام، ۱۳۷۳) شروع کرد و با بازی در مجموعه تلویزیونی مهر خوبان (یوسف سیدمهدوی، ۱۳۷۴) به تلویزیون آمد. تنها تجربه سینمایی شهرام حقیقت دوست بازی در نقش کوتاهی در فیلم درخت گلابی (داریوش مهرجویی، ۱۳۷۶) است.
بازی روان او در مجموعه های تلویزیونی و بخصوص در مجموعه خط قرمز (۱۳۷۹) نشان از توانایی های او دارد. او هنوز فرصت خودنمایی در عرصه سینما را پیدا نکرده است.
بازی متفاوت او در فیلم عطش (۱۳۸۱) به دلیل ضعف در شخصیت پردازی به چشمها نیامد.
نقش آفرینی بسیار زیبای او در فیلم جنایت (محمدعلی سجادی)، بازی ماندگاری در کارنامه او به یادگار گذاشت
|
نام : رامبد نام خانوادگی : جوان تاریخ تولد : ۱۳۵۰ محل تولد : تهران ملیت : ایران |
![]() |
شروع بازی در تئاتر: از سال ۱۳۷۰
شروع بازی در تلویزیون: از سال ۱۳۷۳
شروع بازی در سینما: از سال ۱۳۷۶
با بازی در نقش کوتاهی در مجموعه تلویزیونی پرطرفدار همسران شناخته شد و سپس با بازی در مجموعه تلویزیونی خانه سبز به شهرت رسید و خیلی زود توانست نویسندگی و کارگردانی بعضی از نمایشها و مجموعه ها را به عهده بگیرد. بازی او فیلم مومیایی۳ و مجموعه تلویزیونی ولایت عشق چهره دیگری از او به نمایش گذاشت.
اولین مجموعه تلویزیونی اش را در سال ۱۳۸۰ با نام گمگشته کارگردانی کرد که این سریال در ماه مبارک رمضان بسیار مورد توجه واقع شد.
اما بهترین و کامل ترین بازی سینمایی اش را در فیلم صورتی ایفا کرد.
او سال ۱۳۸۲ را با کارگردانی دومین مجموعه تلویزیونی اش آغاز کرد.
اولین تجربه کارگردانی در سینما را با ساخت فیلم اسپاگتی در هشت دقیقه از ۲۵ آبان ۱۳۸۳ آغاز کرد
|
نام : یاقوت علی نام خانوادگی : مصفا تاریخ تولد : ۱۳۴۵ محل تولد : تهران ملیت : ایران مدرک تحصیلی : فارغ التحصیل عمران همسر لیلا حاتمی ٬ داماد علی حاتمی ٬ داماد زهرا حاتمی |
|
فارغ التحصیل رشته عمران از دانشکده فنی دانشگاه تهران در سال ۱۳۷۴.
شروع فعالیت سینمایی با فیلم امید (حبیب کاوش) به عنوان بازیگر در سال ۱۳۷۱.
نخستین بار در فیلم امید جلوی دوربین رفت. اما با حضور در فیلم پری موفق شد جایزه بهترین بازیگر نقش دوم را از سیزدهمین جشنواره فیلم فجر به دست آورد.
او برای بازی در فیلمهای لیلا و پارتی کاندیدای دریافت جایزه بود.
او همچنین دو فیلم کوتاه ساخته است به نامهای فریب شعر و هم سایه .
علی مصفا اولین فیلم بلندش را با نام سیمای زنی در دوردست در سال ١٣٨٢ و با حضور لیلا حاتمی کارگردانی کرد
|
نام : پژمان نام خانوادگی : بازغی تاریخ تولد : ۱۳۵۳ محل تولد : تهران ملیت : ایران مدرک تحصیلی : فارغ التحصیل صنایع |
![]() |
فارغ التحصیل مهندسی صنایع از دانشگاه امیرکبیر.
شروع فعالیت سینمایی با بازی در فیلم “اعتراف” (مجید فهیم خواه) در سال ١٣٧٥.
شروعه فعالیت در تلویزیون با بازی در مجموعه “آژانس دوستی”.
در سینما و تلویزیون چندان پرکار نبود تا اینکه در سال ۱۳۸۱ بازی در فیلم “دوئل” ساخته احمدرضا درویش را پذیرفت و در آن بهترین نقش آفرینی کارنامه هنری اش را ارائه کرد. او برای بازی بسیار زیبایش در نقش مشکل و سخت زینال آنهم در دو مقطع جوانی و میانسالی (پس از بازگشت از اسارت) کاندید دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد از بیست و دومین جشنواره بین المللی فیلم فجر شد
|
نام : شهاب نام خانوادگی : حسینی تاریخ تولد : ۱۳۵۲ محل تولد : تهران ملیت : ایران |
![]() |
تحصیل ناتمام در رشته روان شناسی دانشگاه تهران.
شروع فعالیت در تاتر در سال ١٣٧٠.
شروع فعالیت در رادیو در سال ١٣٧٦.
شروع فعالیت سینمایی با بازی در فیلم “رخساره” (امیر قویدل) در سال ١٣٧٩.
ابتدا با گویندگی در رادیو آغاز کرد و سپس در تعدادی از برنامه های تلویزیون مجری بود.
در مجموعه تلویزیونی “پس از باران” در عرصه بازیگری هم خود را آزمود و در نهایت در سال ۱۳۷۹ در فیلم “رخساره” به عنوان اولین فیلم سینمایی اش موفق ظاهر شد.
مجموعه “پلیس جوان” اوج هنرنمایی او در زمینه بازیگری است.
شهاب حسینی در سینما هم خوب ظاهر شده: بازی موفق اما در حاشیه در “واکنش پنجم” و بازی فوق العاده اش در فیلم “شمعی در باد” که کاندید دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش دوم از جشنواره بیست و دوم فیلم فجر هم شد
|
نام : فریبرز نام خانوادگی : عرب نیا تاریخ تولد : ۱۳۴۳ محل تولد : تهران ملیت : ایران مدرک تحصیلی : فارغ التحصیل گرافیک همسر عسل بدیعی ٬ همسر سابق آتنه فقیه نصیری |
![]() |
تحصیل ناتمام در رشته مدیریت دانشگاه میدل ایست آنکارا.
تحصیل در رشته سینما در مجتمع آموزشی سینما در سال ۱۳۶۹.
گذراندن کلاسهای بازیگری و کارگردانی تئاتر در کانون تئاتر تجربی اداره تئاتر زیر نظر حمید سمندریان.
همسر سابق آنته فقیهنصیری (بازیگر).
همسر فعلی عسل بدیعی (بازیگر).
شروع فعالیت سینمایی با فیلم وصل نیکان (ابراهیم حاتمیکیا) به عنوان بازیگر در سال ۱۳۷۰
|
نام : محمدرضا نام خانوادگی : فروتن تاریخ تولد : ۱۳۴۷ محل تولد : تهران ملیت : ایران مدرک تحصیلی : لیسانس روانشناسی بالینی |
![]() |
بازیگری را از سال ۱۳۷۳ آغاز کرد و پس از بازی در سریال “سرنخ” (قسمت تماشاخانه) یک دوره بازیگری و کارگردانی تئاتر و یک دوره فیلمنامه نویسی گذراند.
او با بازی در فیلم “مرسدس” شناخته شد و با بازی در فیلمهای “قرمز”، “دوزن”، “متولد ماه مهر”، “زیر پوست شهر” و بخصوص ” شب یلدا” Â توانایی هایش را به رخ همگان کشید.
او برای بازی در فیلم “قرمز” در هفدهمین جشنواره فیلم فجر و در فیلم “شب یلدا” از پنجمین جشن خانه سینما جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد را به دست آورد.
پس از بازی ماندگارش در فیلم “شب یلدا” نزدیک به چهار سال است که با وجود اکران فیلمهایش (آخرین آن “سربازهای جمعه” ) کمتر خبری مربوط به بازی او می شنویم!
او دو فیلم به نمایش در نیامده نیز در کارنامه دارد: “رقص با رویا” و “بر باد رفته”.
پس از بازی در چهار فیلم متوالی از مسعود کیمیایی (مرسدس، فریاد، اعتراض و سربازهای جمعه) در بیست و پنجمین فیلم مسعود کیمیایی جایی نداشت. او در کنار بهروز وثوقی، فرامرز قریبیان، فرامرز صدیقی، فریبرز عرب نیا، داریوش ارجمند، محمدعلی فردین، سعید راد، احمد نجفی، عزت الله انتظامی و بهرام رادان در نقش قهرمان همیشگی آثار کیمیایی در چهار فیلم ایفای نقش کرد.
|
نام : ابوالفضل نام خانوادگی : پور عرب تاریخ تولد : ۱۳۴۰ محل تولد : تهران ملیت : ایران مدرک تحصیلی : فارغ التحصیل بازیگری و کارگردانی همسر آناهیتا نعمتی |
![]() |
فعالیت در تئاتر را از سال ۱۳۵۹ آغاز کرد و نخستین بار در نقش کوتاهی در فیلم “زخمه” ظاهر شد.
او همچنین در فیلم “دزد و نویسنده” به عنوان دستیار کارگردان حضور داشته است.
برای بازی در فیلم “عروس” در جشنواره نهم فیلم فجر خوش درخشید و در جشنواره پیونگ یانگ (۱۳۷۳) جایزه بهترین بازیگر مرد را گرفت.
او در سال ۱۳۷۵ و در پانزدهمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم “مردی شبیه باران” جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد را از آن خود کرد.
او سه بار در مجموعه های تلویزیونی “تنهاترین سردار” (۱۳۷۶)، “مسافر” (۱۳۷۹) و “عروس” (۱۳۸۲) بازی کرده است.
بازی متفاوت او در فیلم “تیک” (١٣٨٠) بار دیگر او را مطرح کرد
|
نام : خسرو نام خانوادگی : شکیبایی تاریخ تولد : ۱۳۲۳ محل تولد : تهران ملیت : ایران مدرک تحصیلی : فارغ التحصیل بازیگری همسر پروین کوشیار ٬ همسر سابق تانیا جوهری |
![]() |
فارغ التحصیل در رشته بازیگری از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران.
علاقمند به کشتی کچ و شرکت در چند مسابقه آماتور در سال ۱۳۴۰.
گوینده فیلم در استودیو شهاب در سالهای ۱۳۴۷ تا ۱۳۴۹.
فعالیت در تئاتر در سال ۱۳۵۴.
شروع فعالیت سینمایی در فیلم “خط قرمز” (مسعود کیمیایی) به عنوان بازیگر در سال ۱۳۶۱.
با بازی در نقش کوتاهی در فیلم “خط قرمز” (مسعود کیمیایی، ۱۳۶۱) به سینما آمد. و تا سال ۱۳۶۸ در نقشهایی ظاهر شد. از جمله در فیلمهای “دزد و نویسنده” ، “ترن” و “رابطه” خوب ظاهر شد. اما از بازی در فیلم “هامون” (داریوش مهرجویی، ۱۳۶۸) بود که نامش سر زبانها افتاد. او برای بازی بسیار زیبایش در همین فیلم از هشتمین جشنواره فیلم فجر، سیمرغ بلورین دریافت کرد و تحسین منتقدان و مردم را برانگیخت.
خسرو شکیبایی از سال ۱۳۶۸ به بعد، دیگر نتوانست از جلد حمید هامون بیرون بیاید و حمید هامون را در انواع و اقسام لباسها و تیپهای مختلف تکرار کرد. اما توانایی هایش انکارناپذیرش را در چند فیلم به معرض نمایش گذاشت: بازی تاثیرگذار او در دو فضای کاملا متفاوت در فیلم “کیمیا” (احمدرضا درویش، ۱۳۷۳) و بازی متفاوت او در فیلم “کاغذ بی خط” (ناصر تقوایی، ۱۳۸۰).
خسرو شکیبایی در تلویزیون هم موفق بود. از همان زمان که در نقش مدرس بازی کرد و آن مونولوگ طولانی معروفش را اجرا کرد تا بازی در مجموعه تلویزیونی “روزی روزگاری” ، “خانه سبز” ، “کاکتوس” ، “تفنگ سرپر” و این اواخر هم که مجموعه تلویزیونی در کنار هم را روی آنتن داشت.
او آخرین جایزه اش را از بیست و سومین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم “سالاد فصل” (فریدون جیرانی) از آن خود کرد.
پس از گذشت نزدیک به ۲۲ سال از اولین حضورش در سینمای مسعود کیمیایی، بار دیگر و اینبار در کنار استاد عزت الله انتظامی در فیلمی از مسعود کیمیایی ایفای نقش کرد: “حکم
|
نام : رضا نام خانوادگی : کیانیان تاریخ تولد : ۱۳۳۰ محل تولد : تهران ملیت : ایران مدرک تحصیلی : فارغ التحصیل تئاتر |
![]() |
فارغ التحصیل رشته تئاتر از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران در سال ۱۳۵۵.
فعالیت در تئاتر در سال ۱۳۴۵.
شروع فعالیت سینمایی با فیلم تمام وسوسههای زمین (حمید سمندریان) به عنوان بازیگر در سال ۱۳۶۸.
از سال ۱۳۴۵ بازیگری تئاتر را آغاز کرد و در نمایش های آنتیگونه، خرده بورژوا، چهره های سیمون ماشا، ازدواج آقای می سی سی پی، یادگار سالهای شن و… بازی کرد.
او علاوه بر بازیگری در زمینه طراحی صحنه و فیلمنامه نویسی هم کار کرده و چند سال پیش برای طراحی صحنه نمایش نیلوفر آبی برنده جایزه شد.
در شانزدهمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم آژانس شیشه ای جایزه بهترین بازیگر نقش دوم را گرفت و در سیزدهمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم کیمیا کاندیدای دریافت جایزه بهترین بازیگر مرد نقش دوم بود. در ضمن او در فیلمهای سینما سینماست و روبان قرمز بازیهای فوق العاده ای ارائه داده است.
او برای بازی ماندگارش در فیلم خانه ای روی آب سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد را از بیستمین جشنواره بین المللی فیلم فجر بدست آورد
|
نام : پرویز نام خانوادگی : پرستویی تاریخ تولد : ۱۳۳۴ محل تولد : تهران ملیت : ایران مدرک تحصیلی : دیپلم تجربی |
![]() |
دارای مدرک درجه یک هنری (معادل لیسانس).
شروع فعالیت سینمایی با بازی در فیلم “دیار عاشقان” (حسن کاربخش) در سال ١٣٦٢.
فعالیت هنری را از سال ۱۳۴۸ با اجرای نمایش در مراکز رفاه، کاخ جوانان و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان آغاز کرد.
در سال ۱۳۵۳ برای بازی در نمایش “دکه” و یک سال بعد برای بازی در نمایش “تسلیم شدگان” جایزه کاخ جوانان را گرفت.
برای نخستین فیلمش “دیار عاشقان” دیپلم افتخار بازیگر نقش دوم را در دومین جشنواره فجر گرفت.
او همچنین برنده دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول مرد در چهاردهمین جشنواره فیلم فجر برای فیلم “لیلی با من است” و برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد در شانزدهمین جشنواره فیلم فجر برای فیلم ” آژانس شیشه ای” شد.
بازی زیبای او در فیلم “مومیایی ۳″ تحسین همگان را در هجدهمین جشنواره فیلم فجر برانگیخت.
سال ۱۳۸۰ سال خوبی برای او نبود. فیلم “آب و آتش” با بازی نه چندان دلچسب و انتخاب نامناسب او و فیلم تکه پاره شده ” موج مرده” با تکرار نقش حاج کاظم “آژانس شیشه ای” چهره موفقی از پرویز پرستویی به جا نگذاشت.
پرویز پرستویی در سال ۱۳۸۱ فیلم نچندان موفق “عزیزم من کوک نیستم” را با بازی خوبش بر پرده سینماها داشت که در همان سال یکی از دو جایزه بهترین بازیگر مرد را از “جشن ماهنامه دنیای تصویر” دریافت کرد.
پرویز پرستویی در سال ۱۳۸۲ بار دیگر چشمها را به سوی خود خیره کرد. بازی معرکه و ماندگار او در نقش “رضا مارمولک” در فیلم “مارمولک” (کمال تبریزی) سیمرغ بلورین ویژه هیئت داوران جشنواره بیست و دوم فیلم فجر (بهمن ۱۳۸۲) و تندیس بهترین بازیگر نقش اول مرد هشتمین جشن خانه سینما (شهریور ۱۳۸۳) را برای او به ارمغان آورد.
سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد در جشنواره بیست و سوم فیلم فجر برای بازی در فیلم “بید مجنون” (مجید مجیدی) در سال ١٣٨٣
|
نام : حسام نام خانوادگی : نواب صفوی تاریخ تولد : ۱۳۵۳ محل تولد : تهران ملیت : ایران مدرک تحصیلی : فارغ التحصیل بازیگری |
![]() |
فارغ التحصیل بازیگری از دانشگاه آزاد اسلامی.
شروع فعالیت سینمایی با بازی در فیلم “اعتراض” (مسعود کیمیایی) در سال ١٣٧٨.
با بازی در نقش کوتاهی در فیلم “اعتراض” به دنیای بازیگری قدم گذاشت. به قول خودش بخشهای عمده بازی او و پولاد کیمیایی بنابه دلایلی از فیلم حذف شده است.
اما با مجموعه تلویزیونی “کیف انگلیسی” در نقشی منفی ظاهر شد و فیزیک چهره و بازی اش توجه خیلی ها را جلب کرد. بازی خوب و قابل قبول او در فیلم “اتانازی” نشان داد که توانایی هایی هم دارد
|
نام : پارسا نام خانوادگی : پیروزفر تاریخ تولد : ۱۳۵۱ محل تولد : تهران ملیت : ایران مدرک تحصیلی : فارغ التحصیل نقاشی |
![]() |
فارغ التحصیل نقاشی از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران.
پس از تجربیاتی در زمینه گرافیک و تصویرسازی، از سال ۱۳۷۰ در نمایش های عروسکی شرکت کرد و سپس به فعالیت در دوبله پرداخت.
از دیگر فعالیتهایش، شرکت در نمایشنامه های رادیویی است.
در نمایش “بینوایان” و “بانو آئویی” بازی کرده و در تعدادی نمایش ویژه کودکان به صورت نوار کاست نیز همکاری داشته است.
او تا به حال در سه فیلم از فیلمهای مسعود کیمیایی خوش درخشیده است: “ضیافت”، “مرسدس” و “اعتراض”.
او اواسط آبان ۱۳۸۰ نمایش “هنر” را با بازی و کارگردانی خویش به روی صحنه برد.
سرانجام پس از ده سال، مزد زحماتش را برای بازی بسیار زیبایش در فیلم “مهمان مامان” از هشتمین جشن خانه سینما دریافت کرد.
دیگر جوایز:
- برنده جایزه بهترین بازیگر مرد از جشنواره فیلم های آسیایی دهلی نو برای بازی در فیلم “اشک سرما” در سال ۱۳۸۴
|
نام : امین نام خانوادگی : حیایی تاریخ تولد : ۱۳۴۹ محل تولد : تهران ملیت : ایران مدرک تحصیلی : فارغ التحصیل کامپیوتر همسر نیلوفر خوش خلق |
![]() |
فارغ التحصیل کامپیوتر.
همسر نیلوفر خوش خلق (بازیگر).
شروع فعالیت سینمایی با بازی در فیلم “دو همسر” (اصغر هاشمی) در سال ١٣٧٠.
- در دوران تحصیل به فعالیت در تئاتر پرداخت و پس از گرفتن دیپلم، ضمن خدمت سربازی در مرکز هنرهای نمایشی عقیدتی - سیاسی نیروی هوایی فعالیتش را آغاز کرد. در سال ۱۳۷۰ بازیگر یک تئاتر کودکان به کارگردانی ثریا قاسمی بود. در پانزدهمین جشنواره فیلم فجر نامزد دریافت جایزه بازیگر نقش دوم برای فیلم براده های خورشید شد.
- خیلی زمان برد تا بتواند به عنوان بازیگر نقش اول در فیلمهای سینمایی بازی کند. در اولین نقش آفرینی اش به عنوان بازیگر نقش اول در فیلم “سیب سرخ حوا” (۱۳۷۸) چندان موفق نبود.
- او در فیلم های سیروس الوند توانست خوش بدرخشد. در فیلمهای “هتل کارتن”، “دست های آلوده” و بخصوص در فیلم “مزاحم” که متاسفانه بازی زیبای امین حیایی با شخصیت پردازی ضعیف از دست رفت.
- او در سال ۱۳۸۱، رکورددار بود. شش فیلم با بازی او در سال ۱۳۸۱ در سینماهای تهران به روی پرده رفت: مزاحم، مانی و ندا، مونس، اثیری، رز زرد، بوی بهشت
- بازیهای متفاوت او در سال ۱۳۸۲: “عروس خوش قدم” و “دختر ایرونی” و در سال ۱۳۸۳ با فیلمهای “کما” و “مهمان مامان” نام او را به عنوان یک بازیگر توانا سر زبانها انداخت تا جایی که او به عنوان یکی از دو بازیگر برگزیده سال برای بازی در فیلم “دختر ایرونی” از جشن سالیانه ماهنامه دنیای تصویر تندیس حافظ دریافت کرد.
بازی کم نقص و تحسین برانگیز او در فیلم “زن زیادی” در جشنواره بیست و سوم فیلم فجر همچنان نشان از سیر صعودی او در زمینه بازیگری دارد
|
نام : بهرام نام خانوادگی : رادان تاریخ تولد : ۱۳۵۸ محل تولد : تهران ملیت : ایران مدرک تحصیلی : فارغ التحصیل مدیریت بازرگانی |
![]() |
فارغ التحصیل مدیریت بازرگانی.
شروع فعالیت سینمایی با بازی در فیلم “شور عشق” (نادر مقدس) در سال ۱۳۷۸.
در سال ۱۳۷۸ در آموزشگاه هیوا فیلم بازیگری را آموخت.
در اولین حضور سینمایی تنها به واسطه چهره اش شناخته شد: “شور عشق” (نادر مقدس).
اما فیلم به فیلم به دانش سینمایی خود افزود و توانست فوت و فن بازیگری را بیاموزد تا اینکه در چهارمین نقش آفرینی اش کاندید دریافت تندیس بهترین بازیگر نقش اول مرد در پنجمین جشن خانه سینما شد: “آواز قو” (سعید اسدی).
دو سال بعد در بیست و دومین جشنواره فیلم فجر سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول را تصاحب کرد: “شمعی در باد” (پوران درخشنده).
|
نام : محمدرضا نام خانوادگی : گلزار تاریخ تولد : ۱۳۵۴ محل تولد : تهران ملیت : ایران مدرک تحصیلی : لیسانس میکانیک |
![]() |
قبل از اینکه به سینما بیاید، نوازنده بود و به عنوان گیتاریست با گروه آریان همکاری می کرد. آشنایی اتفاقی اش با ایرج قادری باعث می شود تا در فیلم “سام و نرگس” بازی کند. از آن به بعد در فیلمهای “زمانه”، “بالای شهر، پایین شهر” و “شام آخر” بازی کرد که فیلم آخری زودتر از دیگر فیلمهایش به نمایش درآمد.
محمدرضا گلزار در سال ۱۳۸۱ در فیلمهای “بوتیک” و “چشمان سیاه” بازی و سال ۱۳۸۲ را با بازی در فیلم “۱۳ گربه روی شیروانی” آغاز کرد.
شاید کسی باور نمی کرد که گلزار هم بتواند خوب بازی کند. اما او در فیلم “بوتیک” نشان داد که اگر بخواهد می تواند بازیگر موفقی باشد. به شرطی که …
| |||
| |||
سمت اصلی: بازیگر

بیوگرافی:
متولد 6 آبان 1352 مشهد
برای اولین بار با ایفای نقش اصلی در فیلم « آخر بازی » (همایون اسعدیان، 1379) سینما را تجربه کرد و برای بازی در همین فیلم هم کاندید سیمرغ بلورین از نوزدهمین جشنواره فیلم فجر شد. اما بعدها با وجود اینکه هیچگاه در شکل و شمایل نقش اول ظاهر نشد، اما توانست بازیهای در خور توجهی از خود در قالب نقش مکمل در فیلم های مختلف به جا بگذارد که از جمله می توان به فیلم های « بوتیک » (حمید نعمت الله، 1381)، « این زن حرف نمی زند « (احمد امینی، 1381)، « کافه ستاره » (سامان مقدم، 1384) و « آدم » (عبدالرضا کاهانی، 1385) اشاره کرد. اما پررنگ ترین بازی او در قالب نقش مکمل، بازی در فیلم « روز سوم » (محمدحسین لطیفی، 1385) بود که در نقش یک افسر عرافی که در بحبوحه محاصره خرمشهر عاشق دختری خرمشهری می شود، ظاهر شد و موفق شد نظر اکثر کارشناسان و منتقدان سینمایی را به خود جلب کند و برای دومین بار پس از « آخر بازی » کاندید سیمرغ بلورین از دوره بیست و پنجم جشنواره فیلم فجر شود. بازی حامد بهداد در « روز سوم » اوج هنرنمایی اوست.
......................................................
مجموعه آثار:
- آخر بازی (همایون اسعدیان، 1379)
- این زن حرف نمی زند (احمد امینی، 1381)
- بوتیک (حمید نعمت الله، 1381)
- کافه ستاره (سامان مقدم، 1384)
- عروس کوهستان (یوسف سیدمهدوی، 1384)
- باغ فردوس پنج بعدازظهر (سیامک شایقی، 1384)
- آدم (عبدالرضا کاهانی، 1385)
- روز سوم (محمدحسین لطیفی، 1385)
- تسویه حساب (تهمینه میلانی، 1386)
......................................................
جشنواره ها و جوایز:
- کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد از نوزدهمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم « آخر بازی » - 1379
- کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم « روز سوم » - 1385
- کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از هشتمین جشن خانه سینما برای بازی در فیلم « بوتیک » - 1383
- کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از دهمین جشن خانه سینما برای بازی در فیلم « کافه ستاره » - 1385
- پنجمین بازیگر نقش مکمل مرد سال به انتخاب نویسندگان و منتقدان سینمایی برای بازی در فیلم « این زن حرف نمی زند » - 1382
- دومین بازیگر نقش مکمل مرد سال به انتخاب نویسندگان و منتقدان سینمایی برای بازی در فیلم « بوتیک » - 1383
......................................................
حامد کمیلی متولد ۱۴ تیر ماه سال ۱۳۶۱ در اصفهان .
دارای مدرک کارشناسس مدیریت بازرگانی و کاردانی کامپیوتر .
دارای ۱۰ سال فعالیت تئاتر در پروندهی هنری خودش .
فصل مورد علاقه : پاییز
چون به گفته ی خودش در پاییز غمی وجود دارد که در عین شادی نهفته هم دارد .
دارای شش سال سابق آشنایی با ساز پیانو .
کارهای مورد علاقه در اوقات فراغت : خواندن فیلنامه / تماشای فیلم / نوازندگی پیانو و همراهی با خانواده .
دارای ۲ برادر ۲ قلو به نام های احسان و ایمان که هر دو تازه وارد دانشگاه شدند .
احسان عمران و ایمان معماری می خواند .
وضعیت تاهل : مجرد ...
حامد کمیلی کارشناس مدیریت بازرگانی است .اهل اصفهان است . کارش را با تئاتر در اصفهان شروع کرده و بعد در تهران ادامه داده و در این رشته از شاگردان فریدون خسروی و گلاب آدینه بوده است.جایزه ی بهترین بازیگران تئاتر فجر را برده است.دو کار ملک دل به کارگردانی سعید سعدی و حرف ربط فریدون خسروی را آماده ی کار دارد.
او اهل مطالعه است وبه آینده اش امیدوار . اطرافیانش از او به عنوان انسانی پاک ساده و صمیمی یاد می کنند . در زمینه ی روانشناسی مطالعات زیادی دارد. پیانو وتار می نوازد . بسکتبال هم بازی می کند. از خواننده ها به شهرام ناظری علاقه مند است. از بازیگران خارجی آل پاچینو شون پن و از بازیگران ایرانی علی نصیریان و پرویز پرستویی و رضا کیانیان را دوست دارد . او می گوید: برای انتخاب نقش اولین چیزی که برایم مهم است ارتباط اولیه خودم با نقش است. ولی نقش هایی که خیلی خاص باشند و بتوان به شکلی ویژه به آنها نگاه کرد و نقشهایی که حرفی برای گفتن داشته باشند برایم خیلی باارزشند. دوست دارم در هر نقشی که ایفا می کنم همیشه حرفی برای گفتن داشته باشم

• اصالتا شمالي است اما بزرگ شده محله عشرتآباد است متاهل و دو دختر به نامهاي مريم و سارا دارد.
• از كودكي عاشق بازيگري بود و با استفاده از جعبههاي پودر لباسشويي و چسباندن عكس و گويندگي بچههاي محل را دور خود جمع ميكرد.
• با پولهاي عيدي خود به سينما ميرفت. بهترين تفريح زمان كودكياش سينما رفتن بود.
• عشق به بازيگري در 15 سالگي او را به كلاسهاي كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان كشاند.
• دوره كلاسهاي هنرهاي زيبا را به صورت شبانه گذراند.
• كار تئاتر را به طور جدي در سال 1358 با بازي در نمايشي به كارگرداني مرحوم رضا ژيان و سياوش طهمورث شروع كرد.
• «پيكرتراش» فيلم سينمايي بود كه از آن به عنوان كار دوم خود ياد ميكند اما اين فيلم به اكران عمومي در نيامد و هيچ وقت ديده نشد.
• در آغاز جنگ در فيلم سربداران هم نقش كوتاهي را ايفا كرد كه اين آخرين فيلم او قبل از شروع جنگ تحميلي بود.
• با شروع جنگ تحميلي به مدت شش سال از عرصه هنر دور ماند.
• در زمان خدمت سربازي همچنان به كار تئاتر مشغول بود «سبزه دوست بچهها» تئاتري بود كه او در اين دوران به همراه مرحوم رضا ژيان براي بچهها اجرا ميكرد.
• در سال 69 در كلاس مديريت سينما شركت كرد و پذيرفته شد و مديريت سينما عصر جديد را به عهده گرفت.
• مديريت سينما آزادي او را دوباره به دوستان قديمياش رساند كه اين ديدار مجدد موجب روي آوردن دوباره لولايي به بازيگري شد.
• «فراموشخانه» مجموعهاي بود كه با آن كار و بارش رونق يافت به همين خاطر از مديريت سينما استعفا داد و به بازيگري روي آورد.
• بهترين فيلمي كه در هنگام مديريتش در سينما اكران شد «مادر» بود كه هميشه از آن به خوبي ياد ميكند.
• سال 1372 از مديريت سينما آزادي استعفا داد و دقيقا يك سال و نيم بعد، سينما آزادي دچار آتشسوزي شد.
• عشق و علاقه او به بازيگري حتي در زمان مديريت سينما لحظهاي او را رها نميكرد به طوري كه هرگاه فرصتي به دست ميآورد زود جيم ميزد و خود را به سر صحنه ميرساند.
• با ساعت خوش قدم به عرصه طنز گذاشت. داريوش كاردان اولين كسي بود كه قابليتهاي او را در اين وادي كشف كرد.
• در ساعت خوش بيشتر از همه عوامل با مهران مديري و رضا عطاران رابطه بهتري داشت.
• مديريت سينما مانع ازحضور مدام او در سريال ساعت خوش ميشد. به همين دليل بازيگري را به مديريت سينما ترجيح داد.
• با خشايار مستوفي حسابي گل و خود را به جامعه طنز معرفي كرد.
• در بازيگري تنها مشوق خود را مادرش معرفي ميكند و هميشه به خاطر صداقت و روراستياش زبانزد خاص و عام است.
• نقاشي تنها هنري است كه به بازيگري نزديك ميداند او عاشق كارهاي آنتوان چخوف است.
• صبر و تحمل زيادي دارد و بسيار كمحرف است اما خودش را هيچ وقت دست كم نميگيرد.
• خودش معتقد است حميد لولايي آدم بيآزاري است. اخلاق او در منزل بسيار عالي است.
• بسيار دل رحم و مهربان است و بسيار علاقه دارد به ديگران ابراز محبت كند.
• عاشق سواركاري است و فوتبال را خيلي دوست دارد.
• عاشق بازي چارلي چاپلين است. در بچگي براي ديگران اداي چارلي چاپلين را در ميآورد.
• به بازي پرويز پرستويي علاقه فراواني دارد و از عطاران به عنوان آدم خوش فكر و بسيار فروتن ياد ميكند.
• از تلخترين خاطرههاي زندگياش فوت مادر خانمش بود كه روي او تاثير زيادي داشت.
• تعصب خاصي روي دو تيم پرسپوليس و استقلال ندارد اما به بازي مهدي مهدويكيا در تيم ملي علاقهمند است
اکبر عبدی بازیگر ایرانی است. او که ابتدا با بازی در سریالهای تلویزیونی محبوب شد, به علت ایفای نقشهای کمدی از معروفترین چهرههای سینما و تلویزیون ایران است.
زندگی
اکبر عبدی بازیگری را از تلویزیون آغاز کرد و به علت درخشش در مجموعههای طنز, محبوب شد.
با بازی در فیلم اجاره نشینها به جهان سینما هم راه یافت و در سال ۱۳۶۸ برای بازی زیبا در فیلم مادر ساخته علی حاتمی برنده سیمرغ بلورین نقش دوم مرد از هجدهمین جشنواره فیلم فجر شد.
از بازیهای به یادماندنی او می توان به فیلمهای هنرپیشه (محسن مخملباف) و آدم برفی(داود میرباقری) اشاره کرد.
اکبر عبدی نیمه دوم دهه هفتاد را در سکوت سینمایی سپری کرد و تا حدودی از محبوبیت و شهرت او کاسته شد.
بازی او در چند فیلم کمدی در اواخر دهه هفتاد هم خیلی مورد توجه واقع نشد و با وجوذ اینکه در سال 1380 و در جشنواره بیستم فیلم فجر برای بازی در فیلم نان و عشق و موتور هزار کاندید جایزه شد، اما بسیاری معتقدند که او دیگر به دوران اوج خود , یعنی زمانی که از مشهورترین و پولسازترین بازیگران ایران بود, برنخواهد گشت.
فیلمشناسی
این فهرست ناقص است
مردی که موش شد (1364)
اجاره نشینها(داریوش مهرجویی، 1365)
ماموریت (حسن زندباف، 1365)
گراند سینما (حسن هدایت، 1367)
ای ایران (ناصر تقوایی، 1368)
دزد عروسکها (محمدرضا هنرمند، 1368)
ریحانه (علیرضا رئیسیان، 1368)
مادر (علی حاتمی، 1368)
در آروزی ازدواج (اصغر هاشمی، 1369)
مدرسه پیرمردها (علی سجادی حسینی، 1370)
دلشدگان (علی حاتمی، 1370)
ناصرالدین شاه اکتور سینما (محسن مخملباف، 1370)
امام علی (ع) (مجموعه، داود میرباقری، 1370)
هنرپیشه (محسن مخملباف، 1371)
آرزوی بزرگ (خسرو شجاعی، 1373)
آدم برفی (داود میرباقری 1373)
پاکباخته (غلامحسین لطفی، 1374)
مرد آفتابی (همایون اسعدیان، 1374)
شب روباه (همایون اسعدیان، 1375)
عشق گمشده (سعید اسدی، 76/1375)
افسانه پوپک طلایی (خسرو شجاعی، 1376)
جنگجوی پیروز (مجتبی راعی، 1377)
راه سوم (مجموعه، قاسم جعفری، 1377)
تارزن و تارزان (علی عبدالعلی زاده، 1379)
دارا و ندار (فریدون حسن پور، 1379)
نان و عشق و موتور 1000 (ابوالحسن داودی، 1379)
زیر آسمان شهر (سری سوم، مهران غفوریان، 1381)
کفشهای جیرجیرک دار (شاپور قریب، 1381)
خانواده سبز : استاد كشاورز خود را اينگونه معرفي ميكند، در سال 1309 در يك محله قديمي اصفهان به دنيا آمدم. فعاليت هنري خودم را از سال 1327 آغاز كردم، ثمره ازدواج من تنها يك دختر است كه سالها در بلژيك زندگي ميكند، درس نقاشي خوانده و در همان جا هم تدريس ميكند. استاد، فعاليت سينمايي خود را در 24 سالگي آغاز كرد. فيلم «شبقوزي» به كارگرداني «فرخ غفاري» (در سال 1343) و پس از آن «زمزمه محبت» از فيلمهاي معروف او تا پيش از سال 1357 بود. از ديگر آثار او ميتوان به فيلمهايي چون آقاي هالو، رگبار، صادق كُرده، خورشيد در مرداب، قصه ماهان، وقتي آسمان بشكافد، شام آخر و... اشاره داشت. پس از انقلاب يعني زماني كه 48 ساله بود، به بازي در فيلمهاي سينمايي ادامه داد و تا به امروز در بيش از 60 پروژه سينمايي به جز كارهاي تلويزيوني بازي كرده است. اوج هنر او در سينما را بايد در فيلم «مادر» مرحوم علي حاتمي در 59 سالگي ديد، گرچه پيش از آن در فيلمهايي چون: كمالالملك، برزخيها، كفشهاي ميرزانوروز، گل سرخ و هامون بازي كرده بود... اما او در تلويزيون هم، نقشهايي ايفا كرد كه هميشه در اذهان مردم ماند... داييجان ناپلئون (در سال 1352) سلطان و شبان در سال 1362 به كارگرداني داريوش فرهنگ، سربداران در سال 1363 به كارگرداني محمدعلي نجفي و البته هزاردستان به كارگرداني مرحوم علي حاتمي بين سالهاي 1359 تا 1366 اوج هنرنمايي او در تلويزيون بود. اما در سال 74 او در سريالي بازي كرد كه هيچگاه از ذهن مردم خارج نخواهد شد. بازي در نقش پدر يك خانواده با نام «پدر سالار» كه در زمان پخش آن، خيابانهاي شهرها خلوت ميشد. محمدعلي كشاورز در حال حاضر 78 سال دارد، براي اين بازيگر بزرگ سينماي ايران آرزوي سلامتي و موفقيت ميكنيم.
































