تبليغاتX
لطفا رای خود را در سمت راست صفحه بدهید
به نوشته اعتماد، ورزشکاران رشته هاي مختلف ايده هاي خوبي براي توليد فيلم هاي سينمايي در اختيار فيلمسازان قرار مي دهند.در سينماي ايران فيلم هاي ورزشي به مفهوم رايج آن در دنيا زياد توليد نشده است و شخصيت هاي ورزشکار که عمدتاً هم از قشر فوتباليست هستند در طول قصه با مسائل و مشکلاتي روبه رو مي شوند که خيلي هم ورزشي نيستند.

در حقيقت ورزشکار بودن شخصيت اصلي يا گنجاندن سکانس هايي با موضوعيت ورزش و مسابقه در فيلم بهانه يي است براي خلق حادثه و هيجان، اما شايد بزرگ ترين مشکل سينماي ايران در توليد فيلم هاي ورزشي ناشي از موفق نبودن فيلمسازان در تلفيق مايه هاي دراماتيک و قواعد سينمايي با جذابيت هاي ورزش باشد. در سينماي ايران تهيه کننده ها بيشتر تمايل دارند آثاري را بسازند که به تجربه دريافته اند در گيشه موفق مي شود و بازده اقتصادي دارد.

تا حد زيادي پس از موفقيت هاي تيم فوتبال ايران در عرصه هاي بين المللي تهيه کننده ها احساس کردند علاقه مردم به فوتبال مي تواند باعث فروش فيلم هاي تلفيقي شود.

حضور فوتباليست هاي تيم هاي پرسپوليس و استقلال در فيلم ها به قصد جذب مخاطب اتفاق افتاد، اما با شکست اين فيلم ها در گيشه جريان توليد فيلم هاي ورزشي متوقف شد. با وجود شباهت هايي ميان سينما و تلويزيون تجربه نشان داده مردم ترجيح مي دهند فوتبال و ستارگان آن را در تلويزيون و استاديوم ببينند، نه در سينما، از ديدن فيلم در تلويزيون و سينما لذت مي برند و تمايلي به حضور ستارگان ورزش در سينما ندارند.

تداخل دو عرصه جذاب ورزش و سينما براي تماشاگران پذيرفتني نيست. پس از تجربه هاي گوناگون کارگردانان در طول دو دهه اخير در زمينه تلفيق ورزش(بالاخص فوتبال) و سينما و همچنين استفاده از جذابيت هاي بصري ستارگان فوتبالي در برخي سکانس ها(چه مربوط و چه نامربوط) مسعود ده نمکي کارگردان جنجالي و بحث برانگيزي که فيلم «اخراجي ها» با به همراه داشتن نام او به عنوان کارگردان سال گذشته سوژه بسياري از نقدهاي سينمايي بود، در ادامه توليد اخراجي هاي 2 با گنجاندن سکانسي در فيلمنامه که صحنه هايي از مسابقه فوتبال ميان اخراجي هاي ايراني و سربازان عراقي را به تصوير مي کشد، قصد دارد با استفاده از حضور چهره هاي سرشناس فوتبال مانند علي پروين، امير قلعه نويي، عليرضا نيکبخت واحدي و... به جذابيت هاي فيلم بيفزايد.

اين در حالي است که چگونگي استفاده از اين چهره ها در فيلمي که تم دفاع مقدس و جنگ دارد بسيار اهميت دارد و شايد بتوان اين ايده را به نوعي مشاوره دادن فني و حرفه يي تر نشان دادن مسابقه يي دانست که با توجه به روند موضوع فيلم قاعدتاً نبايد افت محسوسي نسبت به ساير سکانس ها داشته باشد.

سينماي ايران در حوزه فيلم هاي ورزشي هرگز به اندازه برخي ژانرهاي ديگر نظير اجتماعي، کمدي، دفاع مقدس و جنگ، خانواده و... داراي آثار قابل توجه نبوده و معدود تجربه هاي اين عرصه هم از لحاظ تجاري و ماندگاري نتوانسته اند به جايگاهي مطمئن برسند.

شواهد نشان مي دهد فيلمسازان ايراني هرگز در نمايش علاقه ايراني ها به ورزش هايي غير از فوتبال که برخي ريشه در تاريخ و سنت هاي ايراني دارند، موفق نبوده اند.گالان، جوانمرد، حريف دل، صعود، ياس هاي وحشي و هدف اصلي نمونه هايي ديگر از اين توليدات نه چندان آبرومندانه اند که در آن بعضي از بازيکنان شناخته شده مقابل دوربين رفتند که نه تنها رکورد فروش را نشکستند بلکه جريان ساخت فيلم با حضور بازيکنان فوتبال را هم قطع کردند.

فوتباليست هاي علي اکبر ثقفي و مثلث آبي صابر رهبر هم حاصل موجي فوتبالي بود که در اواخر دهه 70 تمام جامعه را فراگرفت.ثقفي در فوتباليست ها تعدادي از ورزشکاران معروف مانند علي پروين، افشين پيرواني و حميد استيلي را در کنار چند بازيگر نوجوان قرار داد تا اين علاقه مندان بتوانند به عضويت تيم منتخب فوتبال نوجوانان دربيايند.

سابقه توليد و نمايش فيلم هاي ورزشي حداقل در سينماي بعد از انقلاب اثبات مي کند اين جريان نه در جذب مخاطب و رسيدن به فروش بالا موفق بوده نه در همراه کردن جماعت منتقد و مخاطبان جدي و پيگير سينما.

اينکه مسعود ده نمکي با اين گريز و سکانس ورزشي اش در اخراجي هاي 2 که نمونه اول آن توانست رکورد فروش را در سينماي ايران بشکند، چقدر مي تواند به جذب مخاطب و هيجان انگيزتر کردن فيلم جديدش کمک کند چيزي است که در ادامه و اکران آن مشخص مي شود. اگرچه ظاهراً جذابيت هاي فيلم در روايتي متفاوت از فيلم دفاع مقدس آنقدرها هست که بار ديگر مخاطبان کنجکاو را به سالن هاي سينما بکشاند تا پاي ساخته جديد مسعود ده نمکي بنشينند.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387 و ساعت 18:53 |
تمايل گلشیفته فراهانی برای بازگشت به ايران
یکی ازافتخاراتم این است که بتوانم سفیری خوب برای ایران باشم ، من در هر شرایطی به شدت عاشق ایران هستم، اما فردا همه چیز را مشخص می کند؛ من با پاسپورتم از ایران آمده ام و انشاءالله با همین پاسپورت هم به ایران بازخواهم گشت.
جهان: داستان حضور «گلشیفته فراهانی» و حواشی بعضاً تأسف انگیزی که پیرامون حضورش در تازه ترین ساخته سینمایی «رایدلی اسکات» بوجود آمد تقریباً در ایران رو به فراموشی است اما عاقبت حضور سینمایی این بازیگر توانا، در ایران هنوز به نقطه قطعی خود نرسیده است.

اگرچه پس از حضور بدون حجاب و خلاف عرف و فرهنگ ايراني فراهانی روی فرش قرمز مراسم افتتاحیه فیلم «مجموعه دروغ ها» و مصاحبه منتشر شده از او، بسیاری رسانه ها، قطعیت نظرش را بر ماندن در آمریکا و ادامه فعالیت در سینمای هالیوود دانسته بودند، اما او کماکان بر این باور است که «ایران بهترین جایی است که یک فرد می تواند در آن زندگی کند و جایی است که یک نفر می تواند خوش بگذراند.»

«گلشیفته فراهانی» که برای حضور در نشست پرسش و پاسخ فیلم «درخت گلابی» به دعوت داریوش مهرجوئی به لس آنجلس رفته بود، در مقابل این سئوال که آیا او درغرب خواهد ماندو یا اینکه به ایران باز خواهد گشت به حاضران گفت:«آدم از فردا هیچ خبری ندارد. شاید این حرف کمی فلسفی باشد ولی من کلاً در زندگی سعی می کنم به فردا فکر نکنم. در واقع مسئله ای که برای من پیش آمد به خاطر رفتن روی فرش قرمز بدون روسری بود که شاید اولین باری است که بعد از انقلاب رخ می دهد اما مسئله این است که من کارغیرقانونی نکرده ام و قوانین هر کشوری تا آنجایی که مرزهای آن کشور هستند صادق است، همانطور که می بینیم مهمان هایی هم که به ایران می آیند روسری سر می کنند.»

او در ادامه گفت:«به هر حال من همیشه یکی ازافتخاراتم این است که بتوانم سفیری خوب برای ایران باشم ، من در هر شرایطی به شدت عاشق ایران هستم، اما فردا همه چیز را مشخص می کند؛ من با پاسپورتم از ایران آمده ام و انشاءالله با همین پاسپورت هم به ایران بازخواهم گشت.»

برنامه ای که فراهانی در آن این حرف ها را زد «شبی با داریوش مهرجویی» نام داشت که به همت بخش مطالعات خاورنزدیک دانشگاه لس آنجلس و برای این فیلمساز ایرانی برگزار شد. پس از نمایش فیلم «درخت گلابی» ازساخته های سال ۱۹۹۸ این فیلمساز، او و بازیگر نقش اول فیلم، گلشیفته فراهانی به پرسش های حاضران در مورد این فیلم و سینمای ایران پاسخ گفتند.

فراهانی بازیگر فیلم «سنتوری»(آخرین ساخته مهرجویی) هم هست که پس از بازی در فیلم هالیوودی «مجموعه دروغ ها» به کارگردانی «رایدلی اسکات» ظاهراً تصمیم به مهاجرت از ایران گرفته بود.

این نخستین بار است که فراهانی، پس از حضور بدون حجاب بر فرش قرمز «مجموعه دروغ ها» در یک مکان عمومی حضور پیدا می کند و برخلاف خبرسازی رسانه های غربی برای بازگشت به ایران ابراز تمایل می کند.

اگرچه تصمیم این بازیگر توانا برای بازگشت به ایران تصمیمی محترم و قابل تقدیر است اما آنچه خود او نیز باید برای پرداخت به آن همراهی و نیز صداقت کامل را داشته باشد، لزوم پرداخت حقوقی به کیفیت حضور خارج از عرفش در برابر رسانه هاست.

بحث بر سر اين نيست که از لحاظ حقوقی کاری خارج از چارچوب قانونی، صورت گرفته باشد يا نه بلكه بحث اين است كه اگر فراهانی خود را «سفیر فرهنگ ایران» می داند پربیراه نیست که از او نه فقط پایبندی به قانون که احترام و تأسی به عرف و اخلاق و مذهب هم میهنان را هم مطالبه کنیم. او نیز حتماً می داند که امروز، تنها یک شخصیت حقیقی نیست؛ که بازیگری از «سینمای ایران» است که باورها و اعتقادات یک کشور را در حضورهای بین المللی خود نمایندگی می کند. این دیگر نه یک «انتخاب» برای بازیگر که یک «واقعیت» برای اوست.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387 و ساعت 18:50 |
«مخملباف» دايناسور طلايی گرفت
«محسن مخملباف» دايناسور طلايي جشنواره مدارس سينمايي كشور لهستان را از آن خود كرد.
فارس: كشور لهستان در افتتاحيه جشنواره مدارس سينمايي اروپا جايزه دايناسور طلايي ويژه خود را به خاطر بنيانگذاري مدرسه فيلم مخملباف به محسن مخملباف اهدا كرد.

بنا بر اين گزارش، جشنواره مدارس سينمايي اروپا كه امسال با نمايش ششصد فيلم كوتاه، بلند و انيميشن كه در شهر كراكف برگذار مي‌شود، در روز 14 نوامبر با حضور حنا مخملباف و نمايش «بودا از شرم فرو ريخت» آغاز به كار كرد.

مرضيه مشكيني با فيلم "روزي كه زن شدم" مهمان ديگر برنامه بزرگداشت مدرسه فيلم مخملباف در اين جشنواره است.

طي روزهاي آتي فيلم هاي زير از مدرسه فيلم مخملباف به‌نمايش درخواهد آمد: گبه، سلام سينما، سفر قندهار از محسن مخملباف، سيب، تخته سياه،اسب دوپا از سميرا مخملباف، روزي كه زن شدم از مرضيه مشكيني و «سميرا چگونه تخته سياه را ساخت» از ميثم مخملباف.
رياست داوري پانزدهمين دوره از فستيوال مدارس سينمايي اروپا را محسن مخملباف به عهده دارد.
 
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387 و ساعت 2:8 |

کارگزاران: چرا سینما «جمهوری» در آتش سوخت؟ در حالی كه سازمان آتش‌نشانی هنوز درباره علل این حادثه اظهار نظر نكرده شایعات فراوانی درباره این اتفاق به‌وجود آمده است. برخی معتقدند راه‌اندازی كافه «آنتراكت» در طبقه دوم سینما جمهوری و تبدیل شدن آن به پاتوق فرهنگی و روشنفكری می‌توانسته به عنوان دلیلی برای جنجال‌هایی درباره سوختن این سینما باشد. لیلا حاتمی و علی مصفا كه مدیریت كافه و بخشی از سینما را برعهده داشته‌اند درباره این مسئله هنوز اظهار نظری نكرده‌اند. اما حمله چند ناشناس به دفتر سینما و پاره كردن عكس‌های محمدعلی فردین و بازیگران قدیمی سینمای ایران و حواشی مختلف باعث نتیجه‌گیری‌هایی درباره «عمد» یا «غیرعمد» بودن آن شده است. سینمایی كه بخشی از خاطرات دوستداران قدیمی سینما را شكل داد و حالا با صندلی‌های سوخته، دیوارهای از بین رفته و تابلوی نئون سیاه و زغال شده خودنمایی می‌كند. سینما «جمهوری» [نیاگارای سابق] یكی از 10 بنای مهم تهران است كه ارامنه این شهر آن را در سال‌های 1320 و 1330 شمسی ساخته‌اند. سال 1351 محمدعلی فردین به همراه شریكش آن را خرید و بعد از انقلاب بود كه 50 درصد سهم شریك به بنیاد مستضعفان واگذار شد و فردین هم بعد از ممنوع شدن از كار سینما، امتیازش را به برادرش عبدالله فردین منتقل كرد.  اما بعد از تعطیلی موقت سینما به دلیل عدم بازدهی، دوباره تمام سهم آن به فردین بازیگر تعلق گرفت و تنها با مرگ او بود كه سهام آن توسط خانواده علی حاتمی خریداری شد. به این ترتیب سینما «جمهوری» صاحبان تازه‌ای یافت كه در این چند سال اخیر تغییرات زیادی در آن به‌وجود آوردند.

سالن سینما در سال 85 بازسازی شد و با راه افتادن كافه «آنتراكت» این محل در مركز شهر تهران، تبدیل به پاتوق كوچكی برای اهالی فرهنگ شد. جایی كه می‌شد در آن فیلم دید و قهوه خورد و گپ زد. با این همه انگار قرار نبود این پاتوق در مركزی‌ترین منطقه تهران پا بر جا بماند. جمعه صبح تمام 893 صندلی سالن سینما سوخت و صندلی‌های لهستانی كافه نیم‌سوز شد. آتش آنقدر گسترده بود كه سرایدار و خانواده‌اش مجبور به فرار به پشت‌بام سینما شدند.

مهار آتش اما نتوانست مانع تخریب این سینما شود. حالا با سینمایی مخروبه روبه‌روییم كه صاحبان آن منتظر اظهارنظر رسمی مراجع قانونی درباره علت آتش‌سوزی هستند. جایی كه باید منتظر بود و دید مثل سینما «آزادی» سوخته بازسازی می‌شود یا چهره سوخته‌اش در مركز شهر باقی می‌ماند. گشتن علی مصفا در میان صندلی‌های سوخته سینما «جمهوری» مثل همان گشتن «داداشی» فیلم «پری» در كلبه سوخته «اسد» است. جایی كه قرار بود «داداشی» را به مرحله تازه‌ای از زندگی وارد كند و به او امید ببخشد. این بار اما سناریو تغییر كرده است. علی مصفا و همسرش لیلا حاتمی دو ستاره سینمای روشنفكری در این سال‌ها فعالیت چندانی نداشته‌اند جز آنكه هفته پیش در همایش پویش دعوت از خاتمی شركت كردند و با ایراد سخنانی به صف حامیان او پیوستند. همین مسئله باعث شده تا به نوعی گمانه‌زنی‌هایی در این باره به صورت شایعه شكل بگیرد و برخی از عمدی بودن آتش‌سوزی خبر دهند.

باید دید این ماجرا چه تاثیری روی امیدی كه لیلا حاتمی در همایش «پویش دعوت از خاتمی» به زبان آورد می‌گذارد.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387 و ساعت 1:40 |
یادداشت ایرج کریمی درباره مافياي تهیه‌کنندگی در سینمای ایران:
«آدم گاهي از مواجه‌شدن با این افراد شرمگین می‌شود»
«آدم گاهي از مواجه‌شدن با این افراد شرمگین می‌شود»


سينماي ما- ایرج کریمی: به نظر می‌رسد امروز بزرگ‌ترین معضل سینمای ایران به ناپختگی و ناآزمودگی برخی تهیه‌کنندگان برمی‌گردد. در واقع انحصار پخش فیلم‌های سینمایی در حال حاضر به دست این افراد کم‌سواد افتاده است که متاسفانه در عین مدعی‌بودن، ضربه‌های مهلکی به پیکره سینمای ما وارد کرده‌اند. اگر بخواهیم به مخاطب‌شناسی این طیف اشاره کنیم باید بگویم لفظ مردم عملا دارای مفاهیم پیچیده‌ای است. مردم اصولا متشکل از طبقه‌ها و طیف‌های اجتماعی‌اي هستند که در بسیاری از موارد در سطوح فرهنگی با یکدیگر دچار اختلاف سلیقه می‌شوند.
در نظر این گروه از تهیه‌کنندگان سینما و مساله مخاطب‌شناسی آنها گویی صحبت از واقعیتی مجازی است و گویی چنین ترکیبی از مردم وجود ندارد. شاید به این خاطر است که محصول در نظر نگرفتن مخاطب غیرعامی و سلایق او به شکل فیلم‌های مبتذل روی پرده سینما ظهور می‌کند، چنانچه امروز محصول بی‌توجهی و سهل‌انگاری تهیه‌کنندگان از این دست را در قالب کمدی‌های بی‌مایه تا انواع درام‌های عاشقانه و آبکی مشاهده می‌کنیم. هر چند این گروه همچنان ادعای فروش این فیلم‌ها را در سند حقانیت خود به نوعی از نقطه مردم‌شناسی‌شان تلقی می‌کنند اما باید بگویم این مساله آمار فروش فیلم‌های مبتذل، ملاک صحیحی به شمار نمی‌آید. در عین اینکه باید اضافه کنم امروز سینما تماشاگران اصلی خود را از دست داده و در بهترین حالت حدود 600 هزار تماشاگر دارد. نکته این جاست که تهیه‌کنندگان شمار وسیع تماشاگرانی که با سینما قهر کرده و حاضر نیستند به سینما بیایند را کنار گذاشته‌اند و آن چه مسلم است با ادامه این رویه عملا نمی‌توان به سینمای مطلوب اندیشید.
جای تاسف است که بسیاری از تهیه‌کننده‌ها دفاتر پخش هم دارند و این به معنی تکرار شدن و شاید اعمال همان سلایقی است که در تولید و پخش مضاعف اعمال می‌شود. باندبازی و مافیا محیط امروز عرصه تهیه‌کنندگی در سینما را فرا گرفته است. به‌خاطر می‌آورم «روابط» را به پیشنهاد محمدرضا فروتن نزد تهیه‌کننده متفرعن و بی‌فرهنگی بردم و جریان چگونگی ساخت فیلم را در سینما با او مطرح کردم. صرف‌نظر از رفتارهای غیرحرفه‌ای این تهیه‌کننده و هشت ماه انتظار بی‌حاصل و وقت‌گیر وی به فرستادن واسطه‌ای که خود نام مشاور بر او گذاشته بود اکتفا کرد. آن هم مثلا مشاوری که خود نیز از حرف‌هایش سر در نمی‌آورد. بعد از آن بود که من نهایتا فیلم را به تلویزیون بردم و در حالی که این اثر قابلیت به نمایش درآمدن در اشل سینمایی را داشت و از این انتقال پشیمان هم نیستم چون هدف اصلی من ساخت فیلم است و تفاوتی ندارد آن را روی نگاتیو بسازم یا ویدئو. این روزها به این نتیجه رسیده‌ام که درست است که دولت بر امور سینمایی نظارت دارد و گاه ضابطه‌هایش محدودکننده است، تماشاگری که از سینما مطالبات فرهنگی دارد و چندان با رضایت از در سینما خارج نمی‌شود، اما در همان حد هم می‌توان با ارگانی مانند وزارت ارشاد بر سر سناریوها به تفاهم رسید، منتها مشکل این است که همین تهیه‌کننده‌ها که دستي هم در امور پخش دارند مانع از پیشبرد اهداف سینماگران می‌شوند.
جالب اینجاست که امروز تهیه‌کنندگان از این که کارگردانان مجوز تهیه‌کنندگی هم بگیرند دلخورند. با این تفاسیر باید پذیرفت بخش خصوصی ما اصلا رنگ و بوی خصوصی ندارد، زیرا از آن استقلال رأی و منش در آن خبری نیست و به جای تمام مولفه‌های مثبت، پاره‌ای زد و بند در آن حاکم است.انگار تهیه‌کنندگان پیش از هر چیز سمت دلالی دارند و روی به این اصل است که نمی‌توانند در قالب تهیه‌کننده اصیل حاضر شوند. تهیه‌کنندگانی که علاوه بر عملکرد، منش و رفتارشان در ردیف لمپنیسم قرار می‌گیرد و آدم گاه از مواجه‌شدن با این افراد شرمگین می‌شود.در حالی که اگر همان زمان که به‌عنوان مثال من فیلم «نسل جادویی» را می‌ساختم به من مجوز تهیه‌کنندگی هم داده می‌شد ناچار نبودم سراغ تهیه‌کننده‌ای بروم که سوهان روحم شده است. آقایان تهیه‌کننده با این دبدبه و کبکبه‌شان تنگ نظرند و با وجود به دست آوردن پول‌های بادآورده گاه از دستمزد دستیار دوم کارگردان هم کم می‌گذارند.
البته فراموش نکنیم که در این میان تهیه‌کنندگانی چون منوچهر محمدی و حسین فرح‌بخش جزو صالح‌ترین (به لحاظ مالی) افراد این بدنه به‌شمار می‌روند. در ضمن حسین فرح‌‌بخش ادعای فرهنگی ندارد و می‌گوید فیلم باید پرفروش باشد و کارگردان با او تکلیفش روشن است. با این اوصاف نمی‌توان به اعتبار وجود استثناها دلخوش کرد و از قاعده غافل ماند و تبعاتی چون پایبندنبودن به اصول اخلاقی و مالی این تهیه‌کنندگان را که مانع تحول و توسعه فکری سینمایی ایران است را نادیده انگاشت. هرچند که من معقتدم سیاست‌گذاری‌های رسمی نقش مانع اصلی را بازی می‌کنند اما در این جا مایل بودم بر همدستی بخش خصوصی تاکید کنم که همواره در برآورد مشکلات سینمای ایران خودش را پاک و مبرا جلوه می‌دهد و همه گناه را به گردن دولت می‌اندازد.


منبع خبر : وطن امروز
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387 و ساعت 1:37 |
واكنش فيلم‌سازاني كه فيلم‌هاي‌شان همزمان در پاييز امسال روي پرده بوده است:
ابراهيم حاتمي‌كيا به منيژه حكمت: «آدم با دو تا فیلم این‌قدر جیغ و داد راه نمی‌اندازد»
ابراهيم حاتمي‌كيا به منيژه حكمت: «آدم با دو تا فیلم این‌قدر جیغ و داد راه نمی‌اندازد»


سينماي ما- شيوه‌هاي نامتعادل و گاه تبعيض‌آميز سيما و تبليغات شهري فيلم‌هاي مختلفي كه همزمان در حال اكران عمومي هستند، هميشه مورد انتقاد تعدادي از سينماگران ايراني بوده است. از بيل‌بردها و تعداد و كيفيت كار آن‌ها تا پخش تيزر تلويزيوني و برنامه‌‌هاي جنبي در راديو و تلويزيون از جمله اين موارد است. آخرين مورد در اكران اين روزهاي سينماي ايزان، تبليغات پر تبعيض فيلم‌هايي است كه همزمان در حال نمايش عمومي‌اند. اين موضوع باعث اعتراض منيژه حكمت، كارگردان فيلم «سه زن» شد و به گزارش خبرنگار مهر، در پی انتقادهای حکمت از رعایت نشدن عدالت در اکران فیلم‌ها، ابراهيم  حاتمی‌کیا كه فيلم «دعوت» را همزمان با «سه زن» در حال مايش دارد، در مقام پاسخگویی برآمد. حاتمي‌كيا در پاسخ به منتقدانی که او را فيلم‌ساز دولتی می‌خوانند گفت: خانم حکمت حالا حالاها باید راه بیایند، آدم با دو تا فیلم این‌قدر جیغ و داد راه نمی‌اندازد. من هم باید بگویم فیلمسازی که فیلمش قبل از ایران در 40 جشنواره خارجی اکران می‌شود، از همان‌ها حمایت بخواهد!

منبع خبر : مهر
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387 و ساعت 1:35 |
گمانه‌زني روزنامه "اعتماد" درباره آتش‌سوزي سينما جمهوري و كافه آنتراكت:
آتش‌سوزی سینما به حضور علی مصفا و لیلا حاتمی در مراسم دعوت از محمد خاتمی برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری دهم مرتبط است؟
آتش‌سوزی سینما به حضور علی مصفا و لیلا حاتمی در مراسم دعوت از محمد خاتمی برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری دهم مرتبط است؟


سينماي ما- علی مصفا اعلام کرد در صورتی که مشخص شود آتش‌سوزی سینما جمهوری عمدی و پیامی سیاسی برای وی بوده، به اقدام براساس باورهایش همچنان ادامه خواهد داد. سینما جمهوری تهران، صبح روز گذشته دچار سانحه آتش‌سوزی شد و بخش‌هایی از آن به کلی از بین رفت.
برخی رسانه‌ها از جمله روزنامه اعتماد شنبه از احتمال عمدی بودن این آتش‌سوزی خبر داده‌اند. روزنامه اعتماد احتمال می‌دهد که آتش‌سوزی این سینما به حضور علی مصفا و لیلا حاتمی در مراسم دعوت از محمد خاتمی برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری دهم مرتبط باشد. خانم حاتمی در این مراسم از آقای خاتمی خواسته بود که برای آینده ایران، خود را نامزد انتخابات ریاست جمهوری کند.
علی مصفا در گفتگو با رادیو زمانه با رد این احتمالات می‌گوید که منتظر انتشار نظر کارشناسان سازمان آتش‌نشانی در این‌باره خواهد بود.آقای مصفا که از بازیگران نام‌آشنای سینما در ایران است، در عین حال افزوده که در صورتی که ثابت شود این حادثه عمدی و حامل پیام‌های سیاسی بوده باشد، براساس باور‌هایی که به آن اعتقاد دارد به فعالیت‌های خود ادامه خواهد داد.به گفته مالک سینما جمهوری، نظر نهایی کارشناسان درباره علت آتش‌سوزی می‌تواند واقعیت این مسئله را روشن کند.سینما جمهوری دارای کافه‌ای به نام «آنتراکت» است که براساس گزارش‌ها در این آتش‌سوزی آسیب‌هایی جدی به آن وارد شده است.کافه «آنتراکت» یکی از مهم‌ترین پاتوق‌های روشنفکری در تهران است. ساختمان بتون‌آرمه سینما جمهوری (نیاگارا سابق) را مهندسی هندی در حوالی سال‌های ۴۰ بنا کرد که توسط «پل آبکار» به سینما تبدیل شد و بعدها مالکانش، آن را در رده سینماهای ممتاز تهران قرار دادند.مالکیت این سینما پیش‌تر برعهده محمدعلی فردین و علی حاتمی بود. این دو از نام‌آوران تاریخ سینمای ایران هستند که سال‌ها پیش از این درگذشته‌اند.سینما جمهوری سال‌ها پیش از این نیز یک‌بار دیگر دچار آتش‌سوزی شده بود.



منبع خبر : وبلاگ قاعده بازي
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387 و ساعت 1:34 |
واكنش مسعود كيميايي، عزت‌الله انتظامي و حميد نعمت‌الله به سوختن سينما جمهوري و كافه آنتراكت ليلا حاتمي و علي مصفا:
«حيف شد؛ اين تنها جمله‌اي است که مي‌توانم براي از دست رفتن سينما جمهوري بگويم»
«حيف شد؛ اين تنها جمله‌اي است که مي‌توانم براي از دست رفتن سينما جمهوري بگويم»


سينماي ما- در پي آتش‌گرفتن سينما جمهوري (نياگارا) و كافه آنتاراكت متعلق به ليلا حاتمي و علي مصفا در اين سينما، چهره‌هاي مختلفي در اين باره اظهار نظر كردند. مسعود کيميايي گفت: «هر سالن سينمايي که از بين مي رود، تکه يي از فرهنگ است که از بين مي رود.» او گفت ؛ «من هيچ وقت نمايش «اسپارتاکوس» را در اين سينما از خاطر نمي برم و اين سينمايي است که فيلم هاي زيادي را در آن ديدم و در واقع اينها معلمان ما بودند که يک يک دارند يا آتش مي گيرند يا از بين مي روند.» او با اشاره به اکران فيلم هايش در اين سالن خاطرنشان کرد؛ «اين سينما در سال هاي قديم تر جزء سالن هاي پرفروش بود و فيلم هاي من هم در اين سينما فروش بسيار خوبي داشت که در سال هاي اخير هم با توجه به اينکه آن منطقه تجاري شده است، اما همچنان از فيلم ها استقبال مي شد.» کيميايي بازسازي اين سينما را وظيفه مسوولان دانست؛ «کساني که مسووليت دارند بايد سريع تر در پي احياي اين سينما باشند.»عزت الله انتظامي نيز درباره سينما جمهوري اظهار اميدواري کرد به سرنوشت سينما «آزادي» که چند سال مخروبه ماند تا ساخته شد، دچار نشود. او نيز گفت؛ «اين سينما که متعلق به زنده ياد فردين و علي حاتمي است، در سال هاي اخير توسط ليلا حاتمي و علي مصفا سرو سامان داده شده بود و هنرمندان در آن رفت و آمد داشتند و کم کم در حال رو آمدن بود اما باعث تاسف و تعجب است که چنين آتش سوزي در مرکز شهر اتفاق مي افتد و اين مقدار خرابي به همراه مي آورد. اما با توجه به اينکه صاحب سينما مشخص و حاضر است اميدوارم سريع تر بازسازي شود.» انتظامي با تاکيد مجدد بر ساخت دوباره سينما جمهوري گفت؛ «اميدوارم اين روزها که سينما ساخته مي شود، از طرف ديگر سالني خراب نشود.»
حميد نعمت‌الله هم در اين باره گفت:غير از اينکه سينما «جمهوري» سينماي خاطره انگيزي براي همه هم نسلان ما بوده است و هر کدام مان تعداد زيادي فيلم آنجا ديده ايم در حال حاضر مهم ترين مساله اين است که يک سينما در يک نقطه خوب شهر سوخته؛ سينمايي که سابقه درخشاني داشته و قابل دسترس بوده است. زماني که اسمش «نياگارا» بود چند فيلم آنجا ديدم و بعدها هم که تغيير نام داد، بارها روي صندلي هايش به تماشا نشستم.حيف شد؛ اين تنها جمله يي است که مي توانم براي از دست رفتن سينما جمهوري بگويم. سينمايي که محيط خوب و دلپذيري داشت و اين روزها به واسطه کافه کوچک دوستان هنرمندمان (ليلا حاتمي - علي مصفا) باصفاتر شده بود. اميدوارم غير از انجام کارهايي مثل بيمه و... مسوولان سينمايي کشور هرچه سريع تر نسبت به آماده سازي سينما براي نمايش دوباره فيلم اقدام کنند. اين آرزوي همه اهالي سينما است.


منبع خبر : اعتماد
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387 و ساعت 1:31 |
درخواست داود رشيدي از پليس امنيت اخلاقي براي حفظ حريم خصوصي بازيگران:
«چرا به جاي نابودي سرچشمه اين ماجراها، مدام صحبت از ممنوع‌التصوير شدن هنرمندان مي‌شود»
«چرا به جاي نابودي سرچشمه اين ماجراها، مدام صحبت از ممنوع‌التصوير شدن هنرمندان مي‌شود»


سينماي ما- اين روزها با و فاجعه‌اي تازه دارد گريبان سينما و تلويزيون ايزن را مي‌گيرد كه بايد تا بيش از اين زهرش را به كام اين سينما نريخته، قاطعانه ريشه‌اش را زد. فيلم‌هاي خصوصي از بازيگران كه اغلب هم جعلي و مونتاژ شده و به قصد تخريب شخصيت، سواستفاده مالي يا اهداف ديگر در گوشي‌هاي موبايل و سي‌دي‌ها در سطح شهر در حال گسترش است، همه اهل سينما را نگران كرده است.
داود رشيدي رئيس انجمن بازيگران سينماي ايران درباره مسائل ايجادشده اخير پيرامون حريم خصوصي بازيگران سينما که به شکايت بهرام رادان از عامل انتشار بلوتوث هاي دروغين با حضور او  انجاميد، گفت: تعجب مي کنم که چرا همه به دنبال مسائل خصوصي يا تصاوير جعلي از اشخاصي مي گردند و آنها را پخش مي کنند و گروهي از مردم هم از ديدن آن لذت مي برند، ولي کسي به دنبال سرچشمه ماجرا نيست. من واقعاً از پليس امنيت اخلاقي مي خواهم از اين قضيه به راحتي نگذرند و گناهکار اصلي را دستگير کند. متاسفانه به جاي اين کار، مدام صحبت از ممنوع التصوير شدن هنرمندان مي شود.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387 و ساعت 1:29 |
فارس: كشور لهستان در افتتاحيه جشنواره مدارس سينمايي اروپا جايزه دايناسور طلايي ويژه خود را به خاطر بنيانگذاري مدرسه فيلم مخملباف به محسن مخملباف اهدا كرد.

بنا بر اين گزارش، جشنواره مدارس سينمايي اروپا كه امسال با نمايش ششصد فيلم كوتاه، بلند و انيميشن كه در شهر كراكف برگذار مي‌شود، در روز 14 نوامبر با حضور حنا مخملباف و نمايش «بودا از شرم فرو ريخت» آغاز به كار كرد.

مرضيه مشكيني با فيلم "روزي كه زن شدم" مهمان ديگر برنامه بزرگداشت مدرسه فيلم مخملباف در اين جشنواره است.

طي روزهاي آتي فيلم هاي زير از مدرسه فيلم مخملباف به‌نمايش درخواهد آمد: گبه، سلام سينما، سفر قندهار از محسن مخملباف، سيب، تخته سياه،اسب دوپا از سميرا مخملباف، روزي كه زن شدم از مرضيه مشكيني و «سميرا چگونه تخته سياه را ساخت» از ميثم مخملباف.
رياست داوري پانزدهمين دوره از فستيوال مدارس سينمايي اروپا را محسن مخملباف به عهده دارد.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387 و ساعت 1:20 |
بیوگرافی نیکلاس کیج(بازيگر امريكايي)

نیکلاس کیج

با نام نیکلاس کوپولا متولد 7 ژانویه 1964 در لانگ بیچ کالیفرنیای آمریکا . برادرزاده فرانسیس فورد کوپولا و دانش آموخته دبیرستان بورلی هیلز، ترک دبیرستان در کلاس یازدهم و آموزش در کنسترواتوار تئاتر آمریکا . آموزش بازیگری با پگی فیوری. کسب سوشهرت در سال 1989 به خاطر بلعیدن سوسیییس زنده برای فیلم بوسه خون آشام . برنده جایزه بهترین بازیگر مرد از سوی منتقدان نیویورک ،برنده جایزه بهترین بازیگر درام مرد از سوی گلدن کلوب و برنده جایزه اسکار به خاطر ترک لاس وگاس در سال 1995. نیکلاس کيج در نخستین حضورهایش بر روی پرده سینما به صورت مرد دروغگویی ظاهر می شد . ولی هنگامی که در فیلم بزرگ کردن آریزونا خود را به کاریکاتوری تبدیل کرد سبکش به شکل آشکاری دلپذیر شد. کیج از اندامک دراز ،حالت فداکاری جاودانه و مژه های تیره اش نقش کمدی خرگوشی وحشی را ساخت. او در فیلم پیچیده تر ماه زده در نقش قصاب جوانی که عاشق نامزد متارکه کرده برادر بزرگش می شود سبک کمدی اش را توسعه می دهد . سپس کیج با بازی درخشانش در بوسه خون آشام در نقش گرد آورنده ادبی تازه به دوران رسیده که فکر می کند تبدیل به خون آشام شده است ،خویش را پیشر فت می دهد . این گردآورنده ادبی طعمه افتاده اش را بر دل مشغولی نگه می دارد و سرگرم کننده تر می شود . کیج به مسخرگی جیم کری در نقاب متحول می شود ، ولی بدون جلوه های ویژه کیج در قلب وحشی (دیوید لینچ) در نقش دریانوردی معتاد موفقیت چندانی کسب نکرد . او در دهه نود در کمدی سبکس ،نقش های تحسین برانگیزی ایفا کرد به ویژه با اندرو برگمان بسیار خوب کار کرد . در ماه عسل در لاس وگاس او نقش جک سینگری مردی است که نامزدش را در بازی پوکر از دست  می دهد و بر وحشتش از ازدواج چیره می شود.

کیج همچنین در نقش آرام تری از پلیسی که متاهل که بلیت بخت آزمایی برنده ای را به انعام پیش خدمتی می دهد در فیلم می توانست برای شما اتفاق افتاده باشد به خوبی ظاهر می شود داستان فیلم از این قرار است این پلیس آرام برای  نوشیدن چای وارد رستورانی می شود هنگام پرداخت صورت حساب می بیند که همسرش که زن عقده ای هم بوده تمام پولهایش را برداشته وپیش خدمت این را می گوید که فردا هر مقدار پولی به دستم امد مقداری از آن به تو می دهم و از قضا شب همان  در قرعه کشی ده میلیون را برنده می شود و و مقدار از این پول را به این پیش خدمت می دهد.

و در فیلم  نوآر غرب ردراک اجرای درستی رائه می دهد . به نظر نمی آید که او در این فیلم بازی می کند و ضمن مانند خودش هم به نظر نمی رسد.او روی پرده سینما جا افتاده است و به طور پیوسته مردانه تر و خوشتیب تر می شود گرچه ممکن در اجرایی ناشیانه ناتوان باشد.

بالاخرا در ترک لاس وگاس او این امکان را یافت که حقیقتا به عمق مهارت کار کمدی اش برسد .  او دراین فیلم نقش بن ساندرسون را ایفا می کند . بن ساندرسون نویسنده نوشخواره ای است که هالیوود را به قصد لاس وگاس ترک می کند تا سر حد مرگ نوشخوارگی می کند . کیج بدون زیر پا گذاشتن شخصیت بن به ما نشان می دهد که چگونه از میان گریزهایش نگاه کنیم . کیج مدت زمان زیادی است که هیجان انگیز ترین بازیگر جوان سینمای آمریکاست . با ترک لاس وگاس پرشورترین هم شده است.

نیکلاس کیج

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 و ساعت 1:39 |
گفت و گو با یوزارسیو + عكس
Image

فارس: تا مي‌گويي يوسف، همه چهره‌اي را مجسم مي‌كنند كه با ديدنش اگر چاقو به دست داشته باشي حتماً دستت را خواهي بريد؛ از اين قصه كه بگذريم، با خودم فكر مي‌كردم پيدا كردن يوسف از ميان خيل چشم رنگي‌هايي كه عرصه سينما را به دست گرفته‌اند خيلي هم نبايد سخت باشد...
   
نويسنده وبلاگ"عمومي" در تازه‌ترين پست‌ وبلاگ خود اقدام به انتشار "مصاحبه‌اي با بازيگر نقش حضرت يوسف" كرده است.

برپايه اين گزارش بخش‌هايي از اين مصاحبه را مي‌خوانيم:

هفته‌هاي اخير سريال حضرت يوسف در حال پخش شدن است، سريالي كه مورد توجه عموم مردم قرار گرفته است؛ فيلمي كه در آن زليخا عاشق حضرت يوسف مي‌شود؛ در اينجا قصد داريم با بازيگر نقش حضرت يوسف در جواني مصاحبه‌اي داشته باشم.

او خيلي اتفاقي گذارش به شهر پر وسوسه و خيال انگيز سينما افتاده و هنوز روزهاي دوست داشتني و دشوار شهرت براي او از راه نرسيده است؛ به همين خاطر مي‌شود هرجايي نشست و با او از يوسفي حرف زد كه به قول خودش هيچ شباهتي به آن كه حالا مي‌بينيم ندارد؛ گويا مو و چشم‌هاي رنگي‌اش را تيره كرده‌اند، مي‌گويد: زيبايي را گرفته‌اند تا معصوميت ببخشند.

دلش نمي‌خواهد او را از گروه همان چشم رنگي‌هايي ببينيم كه راه دشوار سينما را به خاطر زيبايي چهره‌شان يك شبه پيموده‌اند. مي‌گويد: به ضابطه معتقد است و بيش از آن به سرنوشت.
ما هم نمي‌خواهيم مثل برخي منتقدان كه او را نابازيگر شهرستاني معرفي كرده و [به قول خود زماني] با سليقه‌اي عمل كردن كينه خود را دردل او نشانده‌اند، بازيگري‌اش را به بوته‌ نقد بكشانيم.

مصطفي زماني متولد سال 1361 و دانشجوي رشته مديريت است و براي ايفاي اين نقش آموزش‌هاي مختلفي را ديده و با حضور در كلاس‌هاي ورزشي و بدن‌سازي فيزيك خود را به اين نقش نزديك كرده است.

ازبين چند كانديدا انتخاب شديد ؟

اطلاع داشتم براي نقش يوسف تست مي‌گيرند. حتي يك بار از جلوي دفتر اين پروژه رد شدم، اما نرفتم تست بدهم.

هفته بعد يكي از دوستانم عكس مرا به آقاي سلحشور نشان داده بود و با پيشنهاد او 7 ارديبهشت 83 اولين تست را دادم و 3 روز بعد دو تا از سكانس‌هاي سريال را از من تست گرفتند كه بعدها فهميدم سخت‌ترين سكانس‌ها بوده است.

پس از يك ماه، تست گريم دادم بعد با من قرار داد بستند با اين شرط كه اگر كانديداي بهتري پيدا شد، با نظر كارگردان من كنار بروم. تا آنجا كه اطلاع دارم از حدود سه هزار نفر تست گرفتند و زماني من را انتخاب كردند، گفتند تنها كانديدايي هستي كه روي آن اتفاق نظر دارند.

از تاريخ عقد قرارداد يعني تيرماه 83 تا شروع فيلمبرداري در اوايل بهمن همان سال، شرايط بسيار سختي داشتم. برخي عوامل اصلي كار سعي در انتخاب يكي از بازيگران حرفه‌اي داشتند؛ حتي مدتي دنبال يك بازيگر خارجي گشتند. ولي همه ما مي دانيم كه تجربه ساخت فيلم "مصائب مسيح" توسط مل گيبسون ثابت كرد ايفاگر نقش پيامبر بايد يك بازيگر ناشناخته باشد. آدمي كه روي او ذهنيت خاصي وجود ندارد. به هرحال از آنجا كه بازيگري براي من آنقدر اهميت نداشت كه به خاطر آن از همه چيز بگذرم، با همه اينها كنار آمدم. من به مفهوم واقعي عاشق بازيگري و شهرت نبودم، به هرحال يا بازي مي‌كردم يا نمي‌كردم.

با جلساتي كه گذاشتند و حمايت‌هاي آقاي سلحشور رفتم جلوي دوربين پس از يك هفته هم بازيگر ثابت اين نقش شدم. الان هم حدود يك سال است كار مي‌كنم.

از نظرخودتان هم بهترين گزينه بوديد ؟

من حس مي‌كنم اين نقش نياز به كسي دارد كه بدون توجه به دوربين و عوامل پشت صحنه حرف بزند كه اين كارسختي است.

آنهايي كه حرفه‌اي هستند ناخودآگاه مجبورند به اين چيزها توجه كنند؛ صحنه‌هايي بود كه احساس مي‌كردم فقط بايد با دلم حرف بزنم. خيلي جاها من اصلاً به كاراكتر فكر نمي‌كردم. او را بازي نمي‌كردم، خودم بودم. حس مي‌كنم براي اين كار نياز به آن داريم كه درونمان را قوي كرده باشيم و من اين كار را پيشتر انجام داده بودم. شايد به خاطر نوع زندگي‌اي كه خداوند برايم رقم زده است. البته به نظر من يك بازيگر حرفه‌اي نمي‌تواند اين نقش را براي مردم ارائه كند. من براي مردم بازي مي‌كنم...

فكر مي‌كنيد چهره‌تان چه ويژگي خاصي براي ايفاي اين نقش داشته است؟

قضيه يوسف يك قضيه باطني است. زيبايي ظاهري با توجه به زاويه ديد مردم تغيير پيدا مي‌كند. پس مطلق بودن را بايد در اين زمينه كنار گذاشت و ديگر اين كه بعضي چهره‌ها هستند كه بدون داشتن زيبايي ظاهري صميميت دارند. آدمها با آنها احساس نزديكي مي‌كند و اين به انسانيت آدم‌ها بر مي‌گردد. فكر مي‌كنم كارگردان بيشتر دنبال همين بوده است كه از اين نظر تا حدودي به خودم مطمئن هستم، به اضافه يك زيبايي ظاهري كه البته در گريم بسياري از جذابيت‌هاي چهره پوشانده شده است...

معمولاً كارگردان در تمام جزئيات شما را راهنمايي مي‌كند يا ايده‌هاي خودتان را هم به كار مي‌گيريد؟

آقاي سلحشور معتقدند كار بايد براساس ديد كارگردان پيش برود نه بازيگر. الان متأسفانه در سينماي ما اغلب بازيگران دوست ندارند كسي به آنها بگويد كه مثلاً اين صحنه را اين طوري بازي كن. شايد ما قادرباشيم بازي بسيار قوي هم ارائه كنيم، گاه لازم است به خاطر ساير بازيگران سطح بازي‌ها يكدست شود. ولي بسياري از بازيگران راضي به اين كار نمي‌شوند... من فقط بايد نقش كسي را بازي كنم كه در بالاترين مراتب انسانيت قرار دارد، از جهاتي حائز اهميت است. هر چند شايد به خاطر نبود يك الگوي خاص كسي نمي‌تواند انتقادي به نقش وارد كند؛ همين موضوع مسئوليت مرا سنگين‌تر مي‌كند...اما اين طور هم نيست كه ايده‌هاي ما را ناديده بگيرند.

با اشاره‌اي كه به نقش يوسف به خاطر نداشتن الگوي زنده و مشخص كرديد، به نظر مي‌رسد ترسيم پرقدرت اين نقش كار ساده‌اي نيست؟

نقش يوسف را واقعاً يك آدم درد كشيده بايد بازي كند. من به جرأت مي‌توانم بگويم در صحنه‌هاي زندان 70 درصد خودم را بازي كردم...

چند بار فيلمنامه را خوانده ايد؟

حدود 13 بار.

در اين زمينه مطالعه ديني هم داشتيد؟

مطالعه ديني زيادي نداشتم. اما كتاب‌هاي مختلفي خواندم از جمله خود قرآن. از طرفي فيلمنامه براساس شرايط نوشته مي‌شود نه واقعيت. بين آنچه در فيلمنامه هست و آنچه ممكن است با مطالعه عميق به دست بيايد، گاه دوگانگي وجود دارد كه عوض كردنش سخت است. واقعيت گاه باورپذيرنيست...

پيش از شروع فيلمبرداري چقدر تمرين داشتيد؟

درمدت 6 ماه قبل از فيلمبرداري، دو تا معلم بازيگري و يك مربي سواركاري به صورت خصوصي داشتم. آقاي داوود دانشور يكي از استادان بازيگري‌ام بود كه من آشنايي با تئوري سينما را مديون او هستم. شمشيربازي را هم با خود كارگردان تمرين كرديم.

اولين صحنه‌اي كه بازي كرديد كدام صحنه بود؟

اولين صحنه داخلي زندان بود كه خبري براي من مي‌آورند مبني براين كه زليخا دستور داده شما را شكنجه كنند؛ اين اولين پلاني بود كه بازي كردم.

دراين مدت با عوامل مشكلي نداشته‌ايد؟

بعضي‌ها بودند كه الان نيستند و خيلي دلشان نمي‌خواست كه من اين نقش را بازي كنم؛ آنها اغلب سينمايي بودند. البته من اوايل آدم بسيار خشكي بودم. فكر مي‌كردم اگر روابطم بيش از يك سلام و عليك باشد ممكن است اين تصور پيش بيايد كه به خاطر گرفتن نقش حاضرم اخلاقم را زير پا بگذارم و اين موجب ناراحتي خيلي‌ها شده بود. اما الان به همه آنها احترام مي گذارم.

بازيگر نقش كودكي يوسف هم با شما نسبت فاميلي دارد. او چگونه انتخاب شد؟

بله، پسرعمه من است. پس از حدود 2 سال همديگر را در يك مجلس عروسي ديديم و من حس كردم آن معصوميتي كه اينها دنبالش هستند در چهره او هست. همان جا چند تا ديالوگ به او دادم كه خيلي خوب جواب داد و گفت بازيگر اول استان مازندران بوده است. به اين ترتيب او را معرفي كردم و با تستي كه از او گرفتند، ظرف سه روز جلوي دوربين رفت.

پيش از اين پروژه مشغول چه كاري بوديد؟

در رشته مديريت صنعتي دانشگاه غيرانتفاعي تحصيل مي كردم و حسابدار يك شركت كوچك بودم.

تجربه سينمايي هم داشتيد؟

نه. فقط چند بار در تئاترهاي مدرسه و دانشگاه بازي كرده بودم.

بعد از يوسف دلتان مي خواهد چه نقشي را بازي كنيد؟

دوست دارم نقش يكي از رجال بزرگ ايراني با تفكرات ايراني را بازي كنم.

فرد خاصي در نظرتان هست؟  

بله. اما چون قرار است ساخته شود اسم آن را نمي‌آورم تا ذهنيت خاصي پيش نيايد. به هرحال دوست دارم بازي كنم. از بيكاري متنفرم. اما موافق استفاده ابزاري از چهره‌ها هم نيستم.

غيراز بازيگري به چه كارهايي مي پردازيد؟

ورزش مي‌كنم و اكثر اوقات در خانه هستم. كتاب مي‌خوانم و فيلم مي‌بينم. دو تا دوست دارم كه يكي از آنها را هر دو ماه يك بار مي‌بينم و يكي ديگر را هم هفته‌اي يك بار...

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 و ساعت 1:34 |
پی‌گیری خبرگزاری ایسنا از کارگردان و پخش کننده فیلم؛
چرا نام ترانه علیدوستی از تبلیغات تلویزیونی «کنعان» حذف شده است؟
چرا نام ترانه علیدوستی از تبلیغات تلویزیونی «کنعان» حذف شده است؟


سینمای ما - در تيزرهاي تلويزيوني فيلم‌ سينمايي «كنعان» نام ترانه عليدوستي بازيگر نقش اول فيلم حذف شده است.

ماني حقيقي كارگردان فيلم «كنعان» درباره‌ي اين موضوع گفت: من از دلايل اين تصميم تلويزيون بي‌خبر هستم و حتي نمي‌توانم حدس بزنم كه چرا چنين سياستي اتخاذ شده است. ولي آنچه مسلم است اين است كه دلايل چنين تصميم‌گيري بايد براي سازندگان فيلم و عموم مردم شفاف باشد و اين شفاف‌سازي مسووليت آن با كسي نيست جز مسوولين صداوسيما و اين‌كه دلايل اين قضيه تا الآن روشن نشده است جاي تأسف دارد.

حقيقي گفت: ما همچنان منتظر هستيم تا مسوولين دلايل خود را براي اين كار توضيح بدهند، چرا كه آن‌ها به مردم پاسخگو هستند.

علي سرتيپي پخش‌كننده و رييس شوراي صنفي نمايش هم به ايسنا گفت: براي نام بازيگران در آنونس فيلم‌هاي سينماي اداره كل بازرگاني صدا و سيما تصميم مي‌گيرد.

او مطرح كرد: تلاش‌هايي براي حل اين موضوع انجام شده است اما آنها موافقت نكردند. آنها قوانين خودشان را دارند و تابع ضوابط و مقررات خودشان هستند.

خبرنگار ايسنا پيگير تماس با مسئولان بازرگاني صدا و سيما پيرامون اين موضوع است.

در خلاصه داستان «كنعان» آمده است: مينا و مرتضي تصميم گرفته‌اند كه پس از ده سال زندگي مشترك از هم جدا بشوند. آن‌ها قرار است تا چند روز ديگر طلاقشان را رسمي كنند آيا بازگشت ناگهاني آذر، خواهر بزرگ‌تر مينا، پس از سال‌ها دوري از ايران مي‌تواند تصميم‌هاي قاطع مينا را دستخوش تزلزل كند؟ و نقش علي، دوست قديمي مينا و مرتضي، در اين مقطع چه‌خواهد بود؟

در «كنعان» محمدرضا فروتن، ترانه عليدوستي، افسانه بايگان و با حضور بهرام رادان به ايفا نقش مي‌پردازند.


منبع خبر : ایسنا
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 و ساعت 1:26 |
رضا ناجي بهترين بازيگر آسيا-پاسيفيک

سينماي ايران در دومين دوره جوايز سينمايي «آسيا - پاسيفيک» در سال 2008 موفق به دريافت دو جايزه شد که يکي از اين جوايز به رضا ناجي و جايزه دوم به مهدي منيري رسيد.

در اين مراسم رضا ناجي که براي فيلم «آواز گنجشک ها» نامزد بهترين بازيگر مرد شده بود، توانست جايزه اين بخش را به دست آورد. او پيشتر جايزه خرس نقره يي جشنواره «برلين» را براي بهترين بازيگر مرد کسب کرده بود تا به اين ترتيب يکي از پرافتخارترين بازيگران سينماي ايران در عرصه بين المللي لقب بگيرد. همچنين فيلم مستند «تينار» ساخته مهدي منيري به جهت تلاش چشمگير در جهت ترويج و حفظ تنوع فرهنگي جايزه يونسکو را به دست آورد. طبق اعلام اسکرين ديلي، هيات داوران اعلام کردند اين فيلم بازتاب قدرتمندانه يي از زندگي روستايي در مناطق کوهستاني ايران است. اما جوايز ديگر، فيلم «لاله» از قزاقستان ساخته سرگئي دوورتسوي توانست افتخارات بين المللي خود را ادامه دهد و عنوان بهترين فيلم جشنواره را به دست آورد. اين فيلم پيش از اين جايزه نوعي نگاه جشنواره کن و همچنين جوايز متعددي از جشنواره هاي توکيو، لندن و زوريخ را به دست آورده بود. انيميشن «والس با بشير» ساخته آري فولمن که جنايات ارتش رژيم صهيونيستي را به تصوير کشيده است، جايزه بهترين فيلم انيميشن را به دست آورد.دربخش بهترين فيلم مستند بلند، «63 سال بعد» از کره جنوبي ساخته «کيم دونگ وان» توانست جايزه اول را به خود اختصاص دهد. در بخش بهترين فيلم کودک «بالن قرمز» از استراليا اثر برتر نام گرفت. نوري بيلگه جيلان کارگردان سرشناس ترکيه براي فيلم «سه ميمون» جايزه بهترين کارگرداني را کسب کرد. جايزه بهترين فيلمنامه به سوها عارف و اران ريکلس براي فيلم «درخت ليمو» تعلق گرفت. اين فيلم همچنين جايزه بهترين بازيگر زن را براي هيام عباس به همراه آورد.

دربخش فيلمبرداري جايزه آسيا - پاسيفيک به لي موگائه از کره جنوبي براي فيلم «خوب، بد، عجيب» اختصاص يافت. جايزه ويژه هيات داوران نيز به فيلم «آون قرمز» از چين ساخته کاي شانگ جون و فيلم «زنداني» از هند ساخته پريا گوپتا تعلق گرفت.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 و ساعت 1:24 |
فيلم زندگي «آتاتورك» در تركيه جنجال برانگيخت
نمايش فيلم «پدر ترك‌ها» با موضوع زندگي خصوصي «مصطفي كمال آتاتورك»، در تركيه با استقبال فراوان و در عين حال انتقادهاي فراواني روبرو شده است.
به گزارش فارس به نقل از خبرگزاري فرانسه، به تصوير كشيدن زندگي خصوصي «مصطفي كمال آتاتورك» در كنار خصوصيات منفي او همچون ميخوارگي، شهوتراني و عدم تعادل رواني، در فيلم مستند «پدر ترك‌ها» كه اخيرا در تركيه به نمايش درآمده است، باعث شده تا سير عظيمي از انتقادها متوجه سازندگان اين فيلم شود.

به گزارش خبرگزاري فرانسه، اين فيلم اواخر ماه گذشته همزمان با‌ هشتاد و پنجمين سال تاسيس جمهوري تركيه به نمايش درآمده و با استقبال فراوان مردم روبرو شده است.

اگرچه در اين فيلم سعي شده تا خط‌هاي قرمز در رابطه با اين شخصيت سياسي حفظ شود ولي او به‌عنوان شخصي كه عادت دارد در هر روز سه پاكت سيگار بكشد، مشروب فراوان بنوشد و همواره با زنان حشر و نشر داشته باشد، به تصوير كشيده شده است، كه البته ميخوارگي او باعث شد كه او سرانجام در سن 58 سالگي براثر ابتلا به بيماري سیروز کبد، بميرد.

بنا براين گزارش، اين فيلم تاكنون توسط بيش از نيم ميليون ترك ديده شده است.

روزنامه گاردين نيز در اين رابطه عنوان كرد: شماري از سكولارهاي تندرو تركيه اين فيلم را قسمتي از يك توطئه برنامه‌ريزي شده براي تضعيف ارتش تركيه و حذف كماليست‌ها و سكولارها از آن مي‌دانند و بر اين باورند كه غرب از اين برنامه پشتيباني مي‌كند.

به گزارش فارس، «مصطفي كمال آتاتورك»، بنيان‌گذار نظام حكومتي سكولار (غيرمذهبي) تركيه در سال 1938 درگذشت، او روزهاي آخر عمر خود را در حالي كه شديدا افسرده بود، تنها با زنان مي‌گذراند.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 و ساعت 1:21 |
مصطفی زمانی از جمله بازیگرانی است كه توانسته در اولین كار تلویزیونی خود با ایفای نقش اصلی در مجموعه «یوسف پیامبر(ع)» توجه مخاطبان را به خود جلب كند. البته این بازیگر جوان در این مدت ارتباط زیادی با رسانه ها نداشته و ترجیح داده تا این نقش او بدون هیچ گونه پیشداوری مورد قضاوت قرار گیرد. طی فرصتی كه برایمان مهیا شد با او گفتگویی داشته ایم كه حاصل آن را می خوانید؛
● جناب زمانی، به نظر می رسد چندان تمایلی به انجام گفتگو ندارید ؟
▪ راستش مدت زیادی است من مصاحبه نكرده ام...
● خوب این كه نكته خوبی نیست كه با رسانه ها ارتباط ندارید؟
▪ نه اینكه مصاحبه نكنم ...، بلكه انتخاب نشریه برایم بسیار مهم است، زیرا دیده ام در برخی مصاحبه ها دخل و تصرف صورت می گیرد و برخی حرفها عوض می شوند.
● با این اوصاف پس اهل مصاحبه هستید؟
▪ بله، من یك مصاحبه مفصل با نشریه «رویش» انجام دادم و عكس خاصی هم برای روی جلد آن آماده كردیم و بسیاری حرفها را در آنجا زده ام كه دیگر نیازی نیست تكرار شوند.
● چرا در سریال این قدر چهره تان را عوض كرده اند؟
▪ نظر كارگردان این بود. وقتی به من گفتند انتخاب شدم، تصور كردم به خاطر رنگ چشمهایم مرا قبول كردند، در حالی كه كارگردان تست گریم من را با لنز قهوه ای پسندیده بود. مو و چشمهایم را تیره كرده اند تا به چهره ام معصومیت ببخشند.
● شما چند سال دارید و اهل كجایید؟
▪ ۲۴ سال دارم و اهل فریدون كنار هستم .
● برای انتخاب بازیگر نقش «یوسف» هر روز اخبار مختلفی منتشر می شد، یادتان هست از بین چند كاندیدا برای این نقش انتخاب شدید؟
▪ اطلاع داشتم برای نقش «یوسف» تست می گیرند. حتی یك بار از جلوی دفتر این پروژه رد شدم، اما نرفتم تست بدهم. هفته بعد یكی از دوستانم عكس مرا به آقای «سلحشور» نشان داده بود و با پیشنهاد او ۷ اردیبهشت ۸۳ اولین تست را دادم و ۳ روز بعد دو تا از سكانسهای مجموعه را ازمن تست گرفتند كه بعدها فهمیدم سخت ترین سكانسها بوده است. پس از یك ماه، تست گریم دادم، بعد با من قرارداد بستند با این شرط كه اگر كاندیدای بهتری پیدا شد، با نظركارگردان من كناربروم. تا آنجا كه اطلاع دارم، ازحدود ۳ هزار نفر تست گرفتند و زمانی كه من را انتخاب كردند، گفتند تنها كاندیدایی هستی كه روی آن اتفاق نظر دارند.از تاریخ عقد قرارداد یعنی تیرماه ۸۳ تا شروع فیلمبرداری دراوایل بهمن همان سال، شرایط بسیارسختی داشتم. برخی عوامل اصلی كار، سعی در انتخاب یكی از بازیگران حرفه ای داشتند. حتی مدتی دنبال یك بازیگر خارجی گشتند. ولی همه ما می دانیم كه تجربه ساخت فیلم «مصائب مسیح» توسط «مل گیبسون» ثابت كرد ایفاگرنقش پیامبر باید یك بازیگر ناشناخته باشد. آدمی كه روی او ذهنیت خاصی وجود ندارد. به هرحال، از آنجا كه بازیگری برای من آن قدر اهمیت نداشت كه به خاطر آن ازهمه چیزبگذرم، با همه اینها كنار آمدم. من به مفهوم واقعی، عاشق بازیگری و شهرت نبودم. به هرحال، یا بازی می كردم یا نمی كردم. با جلساتی كه گذاشتند و حمایتهای آقای سلحشور، رفتم جلو دوربین. پس ازیك هفته هم بازیگر ثابت این نقش شدم. الان هم حدود یك سال است كار می كنم.
● از نظرخودتان هم بهترین گزینه بودید ؟
▪ من حس می كنم این نقش به كسی نیاز دارد كه بدون توجه به دوربین وعوامل پشت صحنه حرف بزند كه این كار سختی است. آنهایی كه حرفه ای هستند، نا خودآگاه مجبورند به این چیزها توجه كنند. صحنه هایی بود كه احساس می كردم فقط باید با دلم حرف بزنم. خیلی جاها من اصلاً به كاراكتر فكر نمی كردم. نقش را بازی نمی كردم و فقط خودم بودم. حس می كنم برای این كارنیازبه آن داریم كه درونمان را قوی كرده باشیم ومن این كار را پیشترانجام داده بودم. شاید به خاطرنوع زندگی ای كه خداوند برایم رقم زده است. البته به نظر من یك بازیگرحرفه ای نمی تواند این نقش را برای مردم ارایه كند. من برای مردم بازی می كنم. اصولاً نقش پیامبر را باید برای مردم بازی كرد.
● دستمزدتان چقدر بود؟
▪ (با خنده) این مسائل را نمی توانم بگویم ... ولی رقم زیادی نبود .
● كار با آقای سلحشور چگونه بود، حاضرید دوباره با او كار كنید؟
▪ من حتماً در اولین فرصت نسبت به ایشان ادای دین می كنم. آقای سلحشور ترجیح می داد كار براساس دید ایشان پیش برود نه بازیگر.
● چند بار فیلمنامه را خوانده اید؟
▪ حدود ۱۳ بار.
● دراین زمینه مطالعه دینی هم داشتید؟
▪ مطالعه دینی زیادی نداشتم. اما كتابهای مختلفی خواندم، از جمله خود قرآن. از طرفی، فیلمنامه بر اساس شرایط نوشته می شود نه واقعیت. بین آنچه درفیلمنامه هست و آنچه ممكن است با مطالعه عمیق به دست بیاید، گاه دوگانگی وجود دارد كه عوض كردنش سخت است. واقعیت گاه باورپذیر نیست. مثل واقعیت رو گرداندن یوسف (ع) از زیباترین زن مصر. باید آن را به ذهن مردم جامعه نزدیك كرد، به مردمی كه دارای طبیعت وغریزه انسانی هستند. من سعی كردم فیلمنامه نوشته شده را به خودم بقبولانم.
● پیش از شروع فیلمبرداری چقدر تمرین داشتید؟
▪ درمدت ۶ ماه قبل از فیلمبرداری، دو نفر معلم بازیگری و یك مربی سواركاری به صورت خصوصی داشتم. آقای داوود دانشور یكی ازاستادان بازیگری ام بود كه من آشنایی با تئوری سینما را مدیون او هستم. شمشیربازی را هم با خود كارگردان تمرین كردیم.
● اولین صحنه ای كه بازی كردید، كدام صحنه بود؟
▪ اولین صحنه داخلی، زندان بود كه خبری برای من می آورند مبنی براین كه زلیخا دستور داده شما را شكنجه كنند. این اولین پلانی بود كه بازی كردم.
● دراین مدت با عوامل مشكلی نداشته اید؟
▪ بعضی ها بودند كه الان نیستند و خیلی دلشان نمی خواست كه من این نقش را بازی كنم. آنها اغلب سینمایی بودند. البته من اوایل آدم بسیارخشكی بودم. فكر می كردم اگر روابطم بیش از یك سلام وعلیك باشد، ممكن است این تصور پیش بیاید كه به خاطر گرفتن نقش حاضرم اخلاقم را زیر پا بگذارم و این موجب ناراحتی خیلی ها شده بود. اما الان به همه آنها احترام می گذارم.
● بازیگر نقش كودكی یوسف هم با شما نسبت فامیلی دارد. او چگونه انتخاب شد؟
▪ بله، پسرعمه من است. پس از حدود ۲ سال همدیگر را در یك مجلس عروسی دیدیم و من حس كردم آن معصومیتی كه اینها دنبالش هستند، در چهره او هست. همان جا چند تا دیالوگ به او دادم كه خیلی خوب جواب داد و گفت بازیگر اول استان مازندران بوده است. بدین ترتیب او را معرفی كردم و با تستی كه از او گرفتند، ظرف ۳ روز جلو دوربین رفت.
● پیش از این پروژه مشغول چه كاری بودید؟
▪ در رشته مدیریت صنعتی دانشگاه غیرانتفاعی تحصیل می كردم و حسابدار یك شركت كوچك بودم.
● تجربه سینمایی هم داشتید؟
▪ نه، فقط چند بار در تئاترهای مدرسه و دانشگاه بازی كرده بودم.
● پیشنهاد دیگری در زمینه بازیگری نداشتید؟
▪ قبل از یوسف ۳ تا كار سینمایی به من پیشنهاد شد كه هرسه تجاری بودند. شاید هم بدم نمی آمد بازی كنم. اما روز آخر، بازیگر دیگری را انتخاب كردند. حتی یك بار كه برای بستن قرارداد رفته بودم، گفتند ما با فلانی قرارداد بسته ایم، درحالی كه به من قول داده بودند. خیلی اذیت شدم. حتی به جرأت می توانم بگویم از تیرماه ۸۳ كه قرارداد اولیه را برای نقش یوسف(ع) بستم تا موقعی كه جلو دوربین رفتم، سخت ترین روزهای زندگی من بود.
واقعاً دلم می خواهد به آنهایی كه درعالم سینما جایگاه بالایی پیدا كرده اند، بگویم: اگر بخواهند رسم دنیا را به نا حق به هم بریزند، ازهمان جا كه هستند زمین می خورند. من با همه سختیها از كسی گله مند نیستم و حاضر نبودم به خاطر پذیرفتن این نقش، پا روی اصول اخلاقی در زندگی ام بگذارم.
● بعد از «یوسف» دلتان می خواهد چه نقشی را بازی كنید؟
▪ دوست دارم نقش یكی از رجال بزرگ ایرانی با تفكرات ایرانی را بازی كنم.   
   
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 و ساعت 1:20 |
مشکل نام ترانه علیدوستی در تیزر «کنعان» حل شد؛
ضرغامی دستور داد هم نام علیدوستی ذکر شود، هم تعدادی تیزر مجانی فیلم به جبران پخش کنند، و هم مصاحبه انتقادی علیدوستی چاپ شود
ضرغامی دستور داد هم نام علیدوستی ذکر شود، هم تعدادی تیزر مجانی فیلم به جبران پخش کنند، و هم مصاحبه انتقادی علیدوستی چاپ شود


سینمای ما -تهيه كننده فيلم سينمايي «كنعان» گفت: با دستور مستقيم رئيس سازمان صدا و سيما تبليغات فيلم سينمايي «كنعان» تصحيح و به همان شيوه قبل با نام ترانه عليدوستي روي آنتن خواهد رفت.

مصطفي شايسته با بيان اين مطلب  درباره حذف نام «ترانه عليدوستي» از تبليغات فيلم سينمايي «كنعان» كه از تلويزيون پخش مي‌شود، ضمن تشكر از صدا و سيما به دليل همكاري در تخفيف و پخش تيزرهاي مجاني اين فيلم گفت: به دليل اينكه حذف نام ترانه عليدوستي بازيگر اين فيلم در پخش بعضي از تيزرها مورد اعتراض رئيس سازمان صدا و سيما قرار گرفته و دلايل اداره كل بازرگاني در اين خصوص وي را متقاعد نكرده بود، ضرغامي دستور داد ضمن پخش تيزر اوليه، تعدادي تيزر رايگان از اين فيلم براي جبران اين امر پخش شود.
وي افزود: خوشبختانه اين ناهماهنگي‌ها با دخالت آقاي ضرغامي حل شد و ايشان با دستور مستقيم خود مشكل به وجود آمده را برطرف كردند.همچنين دفتر آقاي ضرغامي از من خواست مصاحبه انتقادي خانم ترانه عليدوستي كه ايشان آن را نديده است براي روزنامه جام جم جهت چاپ ارسال كنم.
تهيه كننده فيلم سينمايي كنعان ادامه داد: از مجموعه اقدامات آقاي ضرغامي تشكر مي‌كنم. اقدامات پي‌گيرانه ايشان باعث شد تا ناهماهنگي به وجود آمده در ديگر بخش‌هاي سازمان به سرعت برطرف شده و شيوه پخش تبليغات اين فيلم به روال سابق خود برگردد.


منبع خبر : فارس
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 و ساعت 1:17 |
چرا نام مرا حذف کریدید؟
اعتراض ترانه علیدوستی به اقدام صداوسیما
من اصلاً نمی‌توانم حدس بزنم چرا این اتفاق افتاده است و منتظرم که جواب مسؤولان صداوسیما را درباره دلایل این اتفاق بدانم. من در گفتگوهایی که داشته‌ام به تلویزیون توهین نکرده‌ام فقط از آن انتقاد کرده‌ام.
مدتی است تیزرهای تلویزیونی «کنعان» بدون ذکر نام ترانه علیدوستی بازیگر نقش اول این فیلم حذف شده است. این در حالی است که ترانه علیدوستی از علت این کار اظهار بی خبری میکند.

به گزارش «فردا»، علیدوستی در این زمینه می‌گوید نمی‌دانم چه قانونی باعث می‌شود که دو هفته پیش پخش اسم من در تیزر «کنعان» اشکالی نداشته باشد و امروز برای این امر منع قانونی به وجود آید.

بنابراین گزارش ترانه علیدوستی در گفت‌وگو با «بانی فیلم»، درباره حذف نامش از تیزر تلویزیونی فیلم «کنعان» که علیرغم استمرار پخش تصویر او در این تیزر صورت گرفته است، گفت: «من اصلاً نمی‌توانم حدس بزنم چرا این اتفاق افتاده است و منتظرم که جواب مسؤولان صداوسیما را درباره دلایل این اتفاق بدانم.»

علیدوستی افزود: «من به قوانین و ضوابط صداوسیما احترام می‌گذارم به شرط اینکه معلوم باشد چه قوانین و ضوابطی در این عرصه وجود دارد. نمی‌دانم چه قانونی باعث می‌شود که دو هفته پیش پخش اسم من در تیزر تلویزیونی فیلم «کنعان» اشکالی نداشته باشد و امروز منع قانونی برای این امر ایجاد شود.»

علیدوستی گفت: «فارغ از منطقی بودن یا نبودن،‌ ضوابط و قوانین قابل احترام هستند، منوط برایکنه مشخص و معین باشند.»

او در این باره که شاید عدم علاقه‌اش به کار کردن در تلویزیون و بازی در تله فیلم‌ها و سریال‌ها و ابراز این عقدیه دلیل ایجاد این اشکال باشد، گفت: «به نظرم این دلیل منطقی نیست چون هستند دیگر بازیگرانی که دوست ندارند در تلویزیون کار کنند. از طرف دیگر من برای بازی نکردن در آثار تلویزیونی چند دلیل حرفه‌ای داشته و دارم که فکر نمی‌کنم این دلایل شخصی برای مسوولان صدا و سیما جالب باشد.»

او افزود: «من در گفتگوهایی که داشته‌ام به تلویزیون توهین نکرده‌ام فقط از آن انتقاد کرده‌ام. آرزوی من این است که کیفیت برنامه تلویزیونی روز به روز بهتر شود چون خودم یکی از مخاطبانش هستم.»

علیدوستی گفت: «به هر حال من انتقادهای جدی به تلویزیون دارم که به عنوان یک مخاطب آنها را بیان کرده‌ام.»

گفتنی است مانی حقیقی کارگردان «کنعان» نیز معتقد است دلایل این تصمیم‌گیری باید برای سازندگان فیلم و مردم به صورت شفاف اعلام شود.

بنابراین گزارش در خلاصه داستان «كنعان» آمده است: مينا و مرتضي تصميم گرفته‌اند كه پس از ده سال زندگي مشترك از هم جدا بشوند. آن‌ها قرار است تا چند روز ديگر طلاقشان را رسمي كنند آيا بازگشت ناگهاني آذر، خواهر بزرگ‌تر مينا، پس از سال‌ها دوري از ايران مي‌تواند تصميم‌هاي قاطع مينا را دستخوش تزلزل كند؟ و نقش علي، دوست قديمي مينا و مرتضي، در اين مقطع چه‌خواهد بود؟

در «كنعان» محمدرضا فروتن، ترانه عليدوستي، افسانه بايگان و با حضور بهرام رادان به ايفا نقش مي‌پردازند.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 و ساعت 1:15 |
حضور داریوش مهرجویی و گلشیفته فراهانی در برنامه <شبی با داریوش مهرجویی> در دانشگاه لس‌آنجلس و نمایش فیلم <درخت گلا‌بی> با استقبال خوبی روبه‌رو شده است. این برنامه در واقع به شایعات حضور فراهانی در ایران نیز خاتمه داد؛ شایعاتی همچون مهاجرت او به آمریكا و همچنین این مساله كه او نمی‌خواهد بازگردد. در حالی كه او در این جلسه اعلا‌م كرد كه ان‌شاءالله با پاسپورتم برمی‌گردم.این برنامه به همت بخش مطالعات خاور نزدیك دانشگاه لس‌آنجلس و به افتخار این فیلمساز سرشناس ایرانی برگزار شد. پس از نمایش فیلم درخت گلا‌بی از ساخته‌های سال ۱۹۹۸ این فیلمساز، او و بازیگر نقش اول فیلم، گلشیفته فراهانی به پرسش‌های حاضران در مورد این فیلم، مسائل مربوط به سینمای ایران و مشكلا‌ت تهیه فیلم در ایران پاسخ دادند.
داریوش مهرجویی كه خود فارغالتحصیل رشته فیلم و فلسفه از دانشگاه لس‌آنجلس است، پس از پایان تحصیلا‌ت در آمریكا در سال ۱۹۶۴ به ایران بازگشت و با فیلم <الماس ۳۳> كه بازسازی طنزآمیزی از فیلم‌های جیمزباند آن دوران بود وارد عالم سینما شد. به گزارش سایت‌های خارجی و خبرگزاری‌های داخلی، داریوش مهرجویی در این برنامه ضمن یادآوری خاطرات زمان تحصیل خود در این دانشگاه به حاضران گفت: <من با عشق تحصیل سینما به دانشگاه لس‌آنجلس آمدم و در همان روزهای اول در رشته مخصوصی كه <رنوار> فیلمساز نئورئالیستی فرانسه، یكی از معروف‌ترین و مطرح‌ترین كارگردان‌های آن دوران، استاد آن بود اسم‌نویسی كردم. رنوار به من چگونگی كار با بازیگر را آموخت. آن زمان‌ها فرانسیس فوردكاپولا‌ سه سال پیش از ورود من از همین دانشگاه فارغالتحصیل شده بود و كسانی مثل رابرت ردفورد جزو همكلا‌سی‌های من بود.
بعضی وقت‌ها ما در كلا‌س تلفنی با استنلی كوبریك در نیویورك تماس می‌گرفتیم و سوالا‌ت خودمان درباره فیلم و فیلمسازی را با او مطرح می‌كردیم. این دوران همزمان با هجوم ناوهای روسی به كوبا و تشنج و بحران و كسی نمی‌دانست چه پیش خواهد آمد و آیا جنگ خواهد شد یا نه؟> داریوش مهرجویی كه در طول سال‌ها بیش از ۴۹ جایزه سینمایی از جشنواره‌های مختلف ایرانی و جهانی به دست آورده است، از بزرگان سینمای روشنفكرانه و موج نوی ایران به شمار می‌رود.
پس از انقلا‌ب فیلم <گاو> داریوش مهرجویی به علت توجه خاصی كه از سوی رهبر انقلا‌ب حضرت امام خمینی(ره) به آن شد مورد استقبال عمومی قرار گرفت و حتی چند سال پیش نسخه كامل آن درسینماهای تهران به نمایش درآمد. بازیگر فیلم آخر او یعنی سنتوری و فیلمی كه در این نشست به نمایش درآمد یعنی درخت گلا‌بی گلشیفته فراهانی است كه در این برنامه نیز حضور داشت و با سوالا‌ت فراوان حاضران روبه‌رو شد. گلشیفته فراهانی این روزها هنوز هم به خاطر فیلم <مجموعه دروغها> به كارگردانی ریدلی اسكات مورد توجه قرار گرفته و ستاره هالیوود است. گلشیفته در بخش پرسش و پاسخ پس از اتمام نمایش فیلم درخت گلا‌بی به دعوت داریوش مهرجویی روی صحنه آمد و مورد تشویق شدید حاضران قرار گرفت. برای خیلی‌ها بازگشت او به ایران مهم بود. ‌
گلشیفته فراهانی در مقابل این سوال كه آیا او در غرب خواهد ماند یا اینكه به ایران بازخواهد گشت به حاضران گفت: <آدم از فردا هیچ خبری ندارد، شاید این حرف كمی فلسفی باشد ولی من كلا‌ در زندگی سعی می‌كنم به فردا فكر نكنم. به هر حال من همیشه یكی از افتخاراتم این است كه بتوانم سفیر خیلی خوبی برای ایران باشم برای اینكه به شدت عاشق ایران هستم و مطمئنم هیچ‌كس به اندازه من برای ایران تبلیغ نكرده و نخواهد كرد. من همیشه گفته‌ام كه ایران بهترین جایی است كه یك فرد می‌تواند در آن زندگی كند و جایی است كه یك نفر می‌تواند خوش بگذراند، در هر شرایطی؛ و فردا هم همه چیز را مشخص می‌كند كه چه خواهد شد. به هرحال من با پاسپورتم از ایران آمده‌ام و ان‌شاءالله با همین پاسپورت هم به ایران بازخواهم گشت.> به‌گزارش فارس همچنین داریوش مهرجویی پس از پایان سفر یك‌ماهه به آمریكا، ظرف ۲ هفته آینده در اوایل آذر به ایران بازمی‌گردد. ‌ ‌ مهرجویی در طول اقامت یك‌ماهه در آمریكا در ۹ مركز فرهنگی و دانشگاهی چون دانشگاه شیكاگو، بركلی، انجمن آسیایی در نیویورك، آتلا‌نتا و كلمبوس حضور یافته و سخنرانی خواهد كرد.
براساس این گزارش، مهرجویی در این سفر در برنامه <شبی با داریوش مهرجویی> حضور یافت. این برنامه به همت بخش مطالعات خاور نزدیك دانشگاه لس‌آنجلس برپا شد. در این برنامه فیلم <درخت گلا‌بی> یكی از آثار وی به نمایش درآمد. در این مراسم مهرجویی به همراه گلشیفته فراهانی بازیگر فیلم <سنتوری> به سوالا‌ت حضار پاسخ دادند.  
   
 
 
 
 
   یادداشت : روزنامه اعتماد ملی 
 
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 و ساعت 1:13 |
یکی ازافتخاراتم این است که بتوانم سفیری خوب برای ایران باشم ، من در هر شرایطی به شدت عاشق ایران هستم، اما فردا همه چیز را مشخص می کند؛ من با پاسپورتم از ایران آمده ام و انشاءالله با همین پاسپورت هم به ایران بازخواهم گشت.

به گزارش جهان نیوز،داستان حضور «گلشیفته فراهانی» و حواشی بعضاً تأسف انگیزی که پیرامون حضورش در تازه ترین ساخته سینمایی «رایدلی اسکات» بوجود آمد تقریباً در ایران رو به فراموشی است اما عاقبت حضور سینمایی این بازیگر توانا، در ایران هنوز به نقطه قطعی خود نرسیده است.

اگرچه پس از حضور بدون حجاب و خلاف عرف و فرهنگ ايراني فراهانی روی فرش قرمز مراسم افتتاحیه فیلم «مجموعه دروغ ها» و مصاحبه منتشر شده از او، بسیاری رسانه ها، قطعیت نظرش را بر ماندن در آمریکا و ادامه فعالیت در سینمای هالیوود دانسته بودند، اما او کماکان بر این باور است که «ایران بهترین جایی است که یک فرد می تواند در آن زندگی کند و جایی است که یک نفر می تواند خوش بگذراند.»

«گلشیفته فراهانی» که برای حضور در نشست پرسش و پاسخ فیلم «درخت گلابی» به دعوت داریوش مهرجوئی به لس آنجلس رفته بود، در مقابل این سئوال که آیا او درغرب خواهد ماندو یا اینکه به ایران باز خواهد گشت به حاضران گفت:«آدم از فردا هیچ خبری ندارد. شاید این حرف کمی فلسفی باشد ولی من کلاً در زندگی سعی می کنم به فردا فکر نکنم. در واقع مسئله ای که برای من پیش آمد به خاطر رفتن روی فرش قرمز بدون روسری بود که شاید اولین باری است که بعد از انقلاب رخ می دهد اما مسئله این است که من کارغیرقانونی نکرده ام و قوانین هر کشوری تا آنجایی که مرزهای آن کشور هستند صادق است، همانطور که می بینیم مهمان هایی هم که به ایران می آیند روسری سر می کنند.»

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 و ساعت 1:10 |
گلشیفته فراهانی به ایران بازمی‌گردد  
حضور داریوش مهرجویی و گلشیفته فراهانی در برنامه <شبی با داریوش مهرجویی> در دانشگاه لس‌آنجلس و نمایش فیلم <درخت گلا‌بی> با استقبال خوبی روبه‌رو شده است. این برنامه در واقع به شایعات حضور فراهانی در ایران نیز خاتمه داد؛ شایعاتی همچون مهاجرت او به آمریكا و همچنین این مساله كه او نمی‌خواهد بازگردد. در حالی كه او در این جلسه اعلا‌م كرد كه ان‌شاءالله با پاسپورتم برمی‌گردم.این برنامه به همت بخش مطالعات خاور نزدیك دانشگاه لس‌آنجلس و به افتخار این فیلمساز سرشناس ایرانی برگزار شد. پس از نمایش فیلم درخت گلا‌بی از ساخته‌های سال ۱۹۹۸ این فیلمساز، او و بازیگر نقش اول فیلم، گلشیفته فراهانی به پرسش‌های حاضران در مورد این فیلم، مسائل مربوط به سینمای ایران و مشكلا‌ت تهیه فیلم در ایران پاسخ دادند.
داریوش مهرجویی كه خود فارغالتحصیل رشته فیلم و فلسفه از دانشگاه لس‌آنجلس است، پس از پایان تحصیلا‌ت در آمریكا در سال ۱۹۶۴ به ایران بازگشت و با فیلم <الماس ۳۳> كه بازسازی طنزآمیزی از فیلم‌های جیمزباند آن دوران بود وارد عالم سینما شد. به گزارش سایت‌های خارجی و خبرگزاری‌های داخلی، داریوش مهرجویی در این برنامه ضمن یادآوری خاطرات زمان تحصیل خود در این دانشگاه به حاضران گفت: <من با عشق تحصیل سینما به دانشگاه لس‌آنجلس آمدم و در همان روزهای اول در رشته مخصوصی كه <رنوار> فیلمساز نئورئالیستی فرانسه، یكی از معروف‌ترین و مطرح‌ترین كارگردان‌های آن دوران، استاد آن بود اسم‌نویسی كردم. رنوار به من چگونگی كار با بازیگر را آموخت. آن زمان‌ها فرانسیس فوردكاپولا‌ سه سال پیش از ورود من از همین دانشگاه فارغالتحصیل شده بود و كسانی مثل رابرت ردفورد جزو همكلا‌سی‌های من بود.
بعضی وقت‌ها ما در كلا‌س تلفنی با استنلی كوبریك در نیویورك تماس می‌گرفتیم و سوالا‌ت خودمان درباره فیلم و فیلمسازی را با او مطرح می‌كردیم. این دوران همزمان با هجوم ناوهای روسی به كوبا و تشنج و بحران و كسی نمی‌دانست چه پیش خواهد آمد و آیا جنگ خواهد شد یا نه؟> داریوش مهرجویی كه در طول سال‌ها بیش از ۴۹ جایزه سینمایی از جشنواره‌های مختلف ایرانی و جهانی به دست آورده است، از بزرگان سینمای روشنفكرانه و موج نوی ایران به شمار می‌رود.
پس از انقلا‌ب فیلم <گاو> داریوش مهرجویی به علت توجه خاصی كه از سوی رهبر انقلا‌ب حضرت امام خمینی(ره) به آن شد مورد استقبال عمومی قرار گرفت و حتی چند سال پیش نسخه كامل آن درسینماهای تهران به نمایش درآمد. بازیگر فیلم آخر او یعنی سنتوری و فیلمی كه در این نشست به نمایش درآمد یعنی درخت گلا‌بی گلشیفته فراهانی است كه در این برنامه نیز حضور داشت و با سوالا‌ت فراوان حاضران روبه‌رو شد. گلشیفته فراهانی این روزها هنوز هم به خاطر فیلم <مجموعه دروغها> به كارگردانی ریدلی اسكات مورد توجه قرار گرفته و ستاره هالیوود است. گلشیفته در بخش پرسش و پاسخ پس از اتمام نمایش فیلم درخت گلا‌بی به دعوت داریوش مهرجویی روی صحنه آمد و مورد تشویق شدید حاضران قرار گرفت. برای خیلی‌ها بازگشت او به ایران مهم بود. ‌
گلشیفته فراهانی در مقابل این سوال كه آیا او در غرب خواهد ماند یا اینكه به ایران بازخواهد گشت به حاضران گفت: <آدم از فردا هیچ خبری ندارد، شاید این حرف كمی فلسفی باشد ولی من كلا‌ در زندگی سعی می‌كنم به فردا فكر نكنم. به هر حال من همیشه یكی از افتخاراتم این است كه بتوانم سفیر خیلی خوبی برای ایران باشم برای اینكه به شدت عاشق ایران هستم و مطمئنم هیچ‌كس به اندازه من برای ایران تبلیغ نكرده و نخواهد كرد. من همیشه گفته‌ام كه ایران بهترین جایی است كه یك فرد می‌تواند در آن زندگی كند و جایی است كه یك نفر می‌تواند خوش بگذراند، در هر شرایطی؛ و فردا هم همه چیز را مشخص می‌كند كه چه خواهد شد. به هرحال من با پاسپورتم از ایران آمده‌ام و ان‌شاءالله با همین پاسپورت هم به ایران بازخواهم گشت.> به‌گزارش فارس همچنین داریوش مهرجویی پس از پایان سفر یك‌ماهه به آمریكا، ظرف ۲ هفته آینده در اوایل آذر به ایران بازمی‌گردد. ‌ ‌ مهرجویی در طول اقامت یك‌ماهه در آمریكا در ۹ مركز فرهنگی و دانشگاهی چون دانشگاه شیكاگو، بركلی، انجمن آسیایی در نیویورك، آتلا‌نتا و كلمبوس حضور یافته و سخنرانی خواهد كرد.
براساس این گزارش، مهرجویی در این سفر در برنامه <شبی با داریوش مهرجویی> حضور یافت. این برنامه به همت بخش مطالعات خاور نزدیك دانشگاه لس‌آنجلس برپا شد. در این برنامه فیلم <درخت گلا‌بی> یكی از آثار وی به نمایش درآمد. در این مراسم مهرجویی به همراه گلشیفته فراهانی بازیگر فیلم <سنتوری> به سوالا‌ت حضار پاسخ دادند.  
   
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 و ساعت 1:7 |
عكسهايي از عجيب ترين و ترسناك ترين گريم ها روي صورت و بدن انسان...

برگرفته از ::سايت كوچولو::بزرگترين سايت عاشقانه و تفريحي ايران <WwW.KoCHoLo.Org>

 

 

برگرفته از ::سايت كوچولو::بزرگترين سايت عاشقانه و تفريحي ايران <WwW.KoCHoLo.Org>

 

 

 

برگرفته از ::سايت كوچولو::بزرگترين سايت عاشقانه و تفريحي ايران <WwW.KoCHoLo.Org>

 

 

 

 

برگرفته از ::سايت كوچولو::بزرگترين سايت عاشقانه و تفريحي ايران <WwW.KoCHoLo.Org>

 

 

 

برگرفته از ::سايت كوچولو::بزرگترين سايت عاشقانه و تفريحي ايران <WwW.KoCHoLo.Org>

 

 

 

برگرفته از ::سايت كوچولو::بزرگترين سايت عاشقانه و تفريحي ايران <WwW.KoCHoLo.Org>

 

 

 

برگرفته از ::سايت كوچولو::بزرگترين سايت عاشقانه و تفريحي ايران <WwW.KoCHoLo.Org>

 

 

 

برگرفته از ::سايت كوچولو::بزرگترين سايت عاشقانه و تفريحي ايران <WwW.KoCHoLo.Org>

 

 

 

برگرفته از ::سايت كوچولو::بزرگترين سايت عاشقانه و تفريحي ايران <WwW.KoCHoLo.Org>

 

 

 

برگرفته از ::سايت كوچولو::بزرگترين سايت عاشقانه و تفريحي ايران <WwW.KoCHoLo.Org>

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 و ساعت 1:4 |
رقابت دو فيلم هاليوودي براي عبور از مرز صدميليون دلار

تحليل‌گران اقتصادي هاليوود به دنبال اولين فيلم صد ميليون دلاري پائيز 2008 سينماي آمريكا هستند.

به گزارش فارس، در حالي كه درام دلهره‌آور سياسي «چشم عقاب»، پس از شش هفته نمايش به فروش 96 ميليون دلاري دست پيدا كرد، تحليل‌گران اقتصادي سينما مي‌گويند بعيد نيست «ماداگاسكار2» زودتر از آن فيلم صد ميليوني شود.

بنا بر اين گزارش، اين انيميشن كامپيوتري هفته قبل با يك افتتاحيه خيلي خوب 63 ميليون دلاري شروع كرد و يك فروش 45 ميليوني در دومين هفته نمايش برا‌ي آن دور از دسترس نيست.

خانواده‌ها استقبال خيلي خوبي از ماجراجويي‌هاي با نمك و جذاب چهار حيوان اصلي فيلم كرده‌اند و اين استقبال هم‌چنان ادامه دارد.

«چشم عقاب»،در حال حاضر هفتگي فروش حدود دو ميليون دلار دارد و به صورت طبيعي تا زودتر از دو هفته ديگر، رقم فروش صد ميليون دلار را رد نخواهد كرد.
برخي از تحليل‌گران اقتصادي سينما هم مي‌گويند هر دو فيلم در جدول هفتگي فروش سينماها در دو هفته آينده، به اين رقم فروش خواهند رسيد. حتي اگر چنين اتفاقي بيفتد، يقينا فروش قسمت دوم «ماداگاسگار» بالاتر از «چشم عقاب» خواهد بود.
«چشم عقاب» قصه مادر و پسري را تعريف مي‌كند كه اشتباها متهم به همدستي در فعاليت‌هاي تروريستي مي‌شوند.

اين دو در شرايطي كه در حال فرار از چنگ پليس هستند، بايد مقصرهاي اصلي را هم پيدا كند. تلاش‌هاي آنان به زودي به ثمر مي‌نشيند و مشخص مي‌شود برخي از مقامات دولتي در توطئه‌هاي تروريستي دست داشته‌اند.
شيالابوف بازيگر اصلي فيلم قبل از اين كارهاي موفقي مثل اضطراب، تغييرشكل‌دهندگان، و قسمت چهارم مجموعه فيلم ايندياناجونز را بازي كرده و و اين روزها جلوي دوربين قسمت دوم «تغييرشكل‌دهندگان» است.

«ماداگاسكار2» هم در ادامه موفقيت قسمت اول آن در سال 2006 ساخته شده و قصه آلكس شير يكي از باغ‌وحش‌هاي شهر نيويورك و سه دولت صميمي‌اش را تعريف مي‌كند كه به طور اتفاقي سر از كشور آفريقايي ماداگاسكار در مي‌آورند. در قسمت دوم اين فيلم اين چهار حيوان ماجرا جو با خانواده آلكس روبرو مي‌شوند. بين آلكس و اعضاي خانواده‌اش اختلافاتي پديد مي‌آيد كه خط اصلي قصه فيلم را تشكيل مي‌دهد.
اين فيلم در كنار سيزده انيميشن ديگر امسال در رقابت‌هاي اسكار بهترين انيميشن سال، براي كسب عنوان بهترين انيميشن مبارزه مي‌كند.

بن استيلر ، كريس راك، ديويد شويمر و جيدا پينكت اسميت به‌جاي كاراكتري‌هاي اصلي «ماداگاسكار‌2»صحبت‌ كرده‌اند و قرار است توليد قسمت سوم آن هم به‌زودي شروع شود.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 و ساعت 0:58 |

Nancy Ajram Pics

گالری عکس های ناز نانسی عجرم خواننده دختر خوشگل عرب

نانسی عجرم


نانسی عجرم

نانسی عجرم

نانسی عجرم

نانسی عجرم

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه یکم آبان 1387 و ساعت 2:37 |

Madonna Pictures

عکس های خوشگل مدونا خواننده و بازیگر زن خارجی بهمراه همسرش

US singer Madonna (right) arriving with her husband British ...

 


In this Sept. 19, 2000 file photo, Madonna arrives alongside ...

In this Dec. 2, 2007 file photo, director Guy Ritchie and his ...

In this Dec. 21, 2000 file photo, Madonna waves to the crowd ...

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه یکم آبان 1387 و ساعت 2:32 |
اهانت به ایران در «کشتی گیر»

در ادامه تولید و پخش فیلم های ضد ایرانی در هالیوود، صحنه هایی از جدیدترین فیلمی ضد ایرانی در شکبه سی ان ان پخش می شود.

به گزارش «فردا»، صحنه هایی از فیلم «کشتی گیر»(The wrestler) که در آن مستقیما به کشورمان اهانت شده است از سی ان ان پخش می شود.

در این فیلم که جایزه جشنواره فیلم ونیز را نیز دریافت کرده است، در مسابقه کشتی کج، دو کشتی گیر به مبارزه می پردازند و مبارز سیاه پوست سعی دارد تا با چوب حامل پرچم مقدس جمهوری اسلامی ایران، کشتی گیر دیگر را خفه کند که موفق نمی شود.

بنابراین گزارش در این هنگام، کشتی گیر رقیب اقدام به اهانت و شکستن چوب پرچم ایران می نماید.

گفتنی است لباس ورزشی این کشتی گیر با طرح پرچم ایران است.

این فیلم، ساخته دارن آرونوفسکی از سری فیلم های ضد ایرانی اخیر هالییوود مانند سنگسار ثریا.م است.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه یکم آبان 1387 و ساعت 2:32 |

New Hotel Photos

عکس های جالب و زیبا از یک هتل با اتاق های عجیب و خوشگل


+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه یکم آبان 1387 و ساعت 2:23 |
نگاهي به فيلم پليسي « سرقت2/ گروگان»؛
بازيگوشي هاي آقاي كارگردان
بازيگوشي هاي آقاي كارگردان


سینمای ما - محدثه واعظي پور: فیلم تلویزیونی « سرقت2/ گروگان» که به کارگردانی محمدرضا آهنج و تهیه‌کنندگی مجید عباسی به مناسبت هفته نیروی انتظامی از شبکه دو پخش شد، نمونه قابل دفاع یک اثر در ژانر پلیسی است.

این فیلم در کنارداشتن یک قصه جذاب که تعلیق و حادثه‌پردازی در بافت داستانی آن به خوبی مشهود است، ساختاری مناسب با موضع دارد. « سرقت2/ گروگان» با سکانس معرفی شخصیت‌ها به شکلی موجز و همراه با طنز شروع می‌شود و نویسنده به سرعت با یک حادثه قصه را آغاز می‌کند.

صحنه سرقت خوب طراحی شده و کارگردان توانسته ضرباهنگی به صحنه‌ها بدهد که فضای پرتنش آن را به خوبی منتقل می‌کند. با ورود کیومرث (علیرام نورایی) و سپیده (السا فیروزآذر) به خانه قاضی (اسماعیل شنگله)، قصه وارد بخشی تازه می‌شود. نویسنده با محدود کردن فضا و شخصیت‌ها هم بستر معرفی آنها را فراهم می‌کند و هم به خوبی دو قصه موازی را پیش می‌برد.

قصه قاضی و خانواده او کنار ماجرای کیومرث، چنگیز و سپیده روایت می‌شود. با اینکه بیش از نیمی از قصه در خانه قاضی می‌گذرد، اما آهنج سعی کرده از طریق دکوپاژ و میزانسن به قصه ریتم بدهد. "گروگان" به عنوان یک فیلم پلیسی ضرباهنگ درونی دارد و تنها از طریق میزانسن یا موسیقی و حرکت دوربین به دنبال ایجاد تنش و تعلیق در قصه نیست.

به همین دلیل وقتی قصه بیش از 45 دقیقه در خانه بدون هیچ حادثه و درگیری پیش می‌رود بیننده احساس یکنواختی ندارد. زمانی که فیلم به سکانس‌های پایانی نزدیک می‌شود، ورود چنگیز (فرهاد قائمیان) به خانه دوباره به آن انرژی می‌دهد. ماهیت شخصیت به گونه‌ای است که دائم با شخصیت‌های دیگر چالش به وجود می‌آورد و سکانس‌های درگیری با حضور چنگیز بیشتر می‌شود.

آهنج در « سرقت2/ گروگان» تسلطش بر ابزار را نشان می‌دهد. ضرباهنگی که او برای هر سکانس در نظر گرفته روشن می‌کند ریتم درونی و ریتم ساختار را می‌شناسد و می‌داند که چگونه فضاسازی کند تا امتیازهای متن بیشتر دیده شود. فیلم به ورطه تکرار نمی‌افتد و در لحظه‌هایی که می‌خواهد افت کند، به وسیله تمهیدهایی که کارگردان و نویسنده دارند، نجات پیدا می‌کند.

بازی با زمان در روایت قصه و بازیگوشی‌های کارگردان « سرقت2/ گروگان» را به فیلمی گرم تبدیل کرده است. فیلمی که گرچه امتیازهای «سرقت 1» را ندارد، اما به عنوان اثری مستقل قابل دفاع است. هفته فیلم پلیس با پخش « سرقت2/ گروگان» پایان یافت و فاصله این فیلم با دیگر فیلم‌هایی این هفته نشان می‌دهد مشکلات ساخت فیلم پلیسی جدیتر و بیشتر از آن است که با سفارش و بودجه حل شود.


منبع خبر : همشهری امارات
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه یکم آبان 1387 و ساعت 2:21 |

Riya Sen Managing Limelight Courtesy with Her Cuteness

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه یکم آبان 1387 و ساعت 2:14 |
سه زن هم دعوت شد؛
نیکی کریمی داور جشنواره فیلم دبی است
نیکی کریمی داور جشنواره فیلم دبی است


سینمای ما - فيلم سينمايي «سه زن» به كارگرداني منيژه حكمت در جشنواره فيلم دبي به نمايش در مي آيد ،اين در حالي است كه بازيگر اين فيلم نيكي كريمي نيز به عنوان داور دراين رويداد حضور خواهد داشت.

منيژه حكمت كاركردان اين فيلم درباره حضور اين فيلم در جشنواره دبي گفت:« دعوت نامه اين جشنواره چند روزي است كه به دست ما رسيده اما از آنجاييكه خانم نيكي كريمي عضو هيات داوران است فيلم« سه زن» از بخش مسابقه اين جشنواره خارج و قرار است در بخش غير رقابتي به نمايش دربيايد.»

فستیوال فیلم بین المللی فیلم دبی امسال پنجمین دوره خود را برگزار می کند.این جشنواره روزهای 11 تا 18 دسامبر با شعار دوره های قبلی خود "پل فرهنگ ها ،برخورد افکار"در بخش های مختلف برگزار شده و فیلم های شرکت کننده از کشور های مختلف جهان برای کسب جوایز به رقابت خواهند پرداخت.

طبق اعلام برگزار کنندگان جشنواره امسال نمایندگان 111 کشور جهان آثار خود را جهت شرکت دربخش مسابقه این جشنواره و کسب جایزه موهرارسال کرده اند که برای برگزار کنندگان جشنواره یک رکورد به شمار می آید.تاکنون بیش از 1800 فیلم برای شرکت در جشنواره اقدام کرده اند که این تعداد نسبت به سال گذشته افزایش چشمگیری داشته است.در بخش جدید فیلم های آسیایی –آفریقایی رقابت میان 33 کشور است که کشور های ایران ،ترکیه ،هند،چین و تایلند در میان این کشور ها هستند.

حكمت درباره اكران عمومي اين فيلم در سينماهاي دبي و ابوظبي نيز گفت:« قطعا تمايل دارم كه فيلمم در اين دو شهر اكران شود ، البته چندي پيش مذاكرات مقدماتي را به همين منظور انجام داديم اما نيمه كاره باقي ماند و دوستان مذاكره كننده ديگر پيگير ماجرا نشدند. در هرحال من علاقه مند به اين اكران فيلم درامارات هستم و به احتمال پس از نمايش فيلم در جشنواره دبي به شكل جدي پيگير اكران آن خواهم شد.»

«سه زن» از عيد سعيد فطر در سينماهاي تهران به نمايش در امد. اين فيلم با وجود برخوداري از تبليغات محدود نسبت به ساير فيلم هاي روي پرده فروش قابل توجهي داشته و تاكنون موفق شده فروش خود از مرز 110ميليون تومان گذرانده است. منيژه حكمت در حال حاضر درگير آماده سازي فيلم سينمايي «لالاهايي ها» است و هم زمان مقدمات ساخت چهارمين فيلم بلند خود را مهيا مي كند. اين فيلم كه مضموني كمدي دارد توسط تيمي از نويسندگان در مرحله نگارش فيلمنامه قرار دارد. او همچنين در مقام تهيه كننده فيلم سينمايي «صداها» به كارگرداني فرزاد موتمن آماده اكران دارد.


منبع خبر : همشهری امارات
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه یکم آبان 1387 و ساعت 2:13 |
تله فیلم تازه سعید ابراهیمی‌فر؛
تخت جمشید سرروزولت
تخت جمشید سرروزولت


سینمای ما - گلاويژ نادری : سعيد ابراهيمي‌فر پس از تجربه موفق «جمعه 12:45» كه به مناسبت قيام 17 شهريور ساخت و از شبكه اول سيما پخش شد، فيلم تلويزيوني «تخت‌جمشيد، سرروزولت» را با نگاه به واقع 13 آبان جلو دوربين برد.

«جمعه 12:45» يكي از موفق‌ترين فيلم‌هاي تلويزيوني يك ساله اخير بود كه با كيفيت بالاي مضموني و ساختاري ساخته شده بود. به همين دليل عليرضا سبط‌احمدي تهيه‌كننده اين تله‌فيلم، «تخت‌جمشيد سرروزولت» را به گروه فيلم و سريال شبكه اول سيما ارائه داد و دوباره از ابراهيمي‌فر دعوت كرد تا كارگردان اين تله‌فيلم را برعهده گيرد. مديران شبكه يك هم كه از تله‌فيلم «جمعه 12:45» رضايت داشتند، با طيب خاطر ساخت اين فيلم تلويزيوني مناسبي را به سبط احمدي و ابراهيمي‌فر سپردند. تهيه‌كننده «تخت‌جمشيد سرروزولت» درباره استقبال مديران سازمان از ساخت اين فيلم تلويزيوني در گفت‌وگو با خبرنگار همشهري امارات مي‌گويد: «بازخوردي كه از سوي آقاي ضرغامي و مديران شبكه يك درباره جمعه «12:45» داشتيم، بسيار مثبت بود و آنان اين فيلم را كار موفق، تاثيرگذار و بدون شعارندگي ارزيابي كردند. به همين دليل با طرح تخت‌جمشيد سرروزولت» هم به سرعت موافقت شد. اين فيلم هم همان ساختار و كيفيت را دارد و در راستاي «جمعه 12:45» با همان كيفيت و به دور از شعارزدگي ساخته شده است».

طرح اوليه اين فيلم را علي‌اصغر اكبري‌مقدم و محمود معظمي نوشته و ابراهيمي‌فر فيلمنامه آن را به نگارش درآورده است سبط‌احمدي معتقد است، در ساخت تله‌فيلم‌ها اگر نويسنده و كارگردان يك نفر باشد كار با سرعت پيشتري به نتيجه مي‌رسد و كيفيت آن هم بالاتر خواهد بود.

پيش‌توليد «تخت‌ جمشيد ؟» از 20 شهريور آغاز شد و 10 مهرماه اين فيلم تلويزيوني جلو دوربين رفت. تمامي لوكشين‌ها در تهران بود و در مناطقي از تهران از جمله ديباجي، فاطمي و خيابان طالقاني تقاطع مفتح تصويربرداري انجام شد و در نهايت 28 مهرماه به پايان رسيد.

تدوين همزمان با تصويربرداري انجام شد و صداگذاري و ساخت موسيقي هم از ابتداي كار انجام گرفت تا فيلم هرچه سريعتر براي پخش از شبكه يك سيما آمده شود.

سبط احمدي درباره داستان اين فيلم توضيح مي‌دهد: «داستان تخت جمشيد سرروزولت درباره كارگردان آمريكايي ايراني‌الاصل است كه براي حضور در جشنواره سينماحقيقت به ايران مي‌آيد و در كنفرانس مطبوعاتي ايسنا با خبرنگاري آشنا شده و به دنبال او پيگير ماجراهاي تسخير لانه جاسوسي و حوادث آن دوران مي‌شود. مضمون فيلم كاملا سياسي است و صحنه‌هايي به شكل مستند از جشنواره سينما حقيقت تهيه شده است. ما براي ساخت اين فيلم طبق داستان نيازمند يك جشنواره بوديم و چون جشنواره سينماحقيقت را پيش‌رو داشتيم، تصميم گرفتيم، بخش‌هاي مستند را در همين جشنواره تصويربرداري كنيم.»

به گفته تهيه‌كننده، تمامي داستان اين فيلم در زمان حال اتفاق مي‌افتد و اتفاقات 30 سال گذشته در اين دوره مرور شده و مورد بررسي و روشنگري قرار مي‌گيرد. او از نتيجه كار راضي است و اين تجربه را كاري لذت‌بخش در ادامه تله‌فيلم جمعه 12:45 مي‌داند. علاوه بر ابراهيمي‌فر بعضي از عوامل ديگر تخت‌جمشيد ... با جمعه 12:45 مشترك است و سبط احمدي يكي از دلايل موفق بودن اين فيلم را هم همكاري صميمانه عوامل و با يكديگر عنوان مي‌كند.

نازنين فراهاني، آتيلا پسياني، ميلاد كي‌مرام، شاهين جعفري بازيگران اصلي اين فيلم هستند. فراهاني در جمعه 45:12 هم يكي از بازيگران اصلي بود.

سبط احمدي قصد دارد، ساخت فيلم‌هاي مناسبتي را با همكاري با ابراهيمي‌فر ادامه دهد. او در اين‌باره مي‌گويد: «تصميم‌گيري با ما است. ما طرح خود را ارائه داريم و مديران شبكه استقبال كردند. با توجه به تجربه‌هاي موفقي كه در اين زمينه داشتيم، بعيد نيست اين كار را ادامه دهيد و براي مناسبت‌هاي مختلف فيلم‌هاي تلويزيون مناسبتي بسازيم. تاكنون نتيجه همكاري مشترك من با آقاي‌ابراهيمي‌فر مثبت بوده است و اگر مديران طرح‌هايي را كه ارائه دهيم، تصويب كنند حتما اين همكاري را ادامه خواهيم داد.»

محمد حمزه‌اي دستيار اول كارگردان و برنامه‌ريز، جمشيد مرتضوي مدير تصويربرداري، فرازم منطقي مدير صدابرداري، مهسا عظيمي طراح صحنه و لباسش، ايمان اميدواري طراح چهره‌پردازي، امير شاهوري و حيدر بهبودي تدوينگر، عليرضا علوي صداگذار رضا عباسي‌عكاس و... از عوامل پشت دوربين تخت‌جمشيد سرروزولت هستند.


منبع خبر : همشهری امارات
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه یکم آبان 1387 و ساعت 2:12 |
 

عکس  ریا سن بازیگر هندیRiya Sen

عکس های زیبای ریا سن بازیگر دختر خوشگل هندی و سینمای بالیوود

Riya Sen Managing Limelight Courtesy with Her Cuteness

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه یکم آبان 1387 و ساعت 2:5 |
تب گمشده: قسمت پنجم

تب گمشده: قسمت پنجم  سریال محبوب گمشده در حالی وارد چهارمین فصل خود می شود که ذهن بیننده ی خود را با سوال بزرگی در پایان فصل سوم مشغول گذاشته است. آخرین سکانس قسمت پایانی فصل سوم جک را در وضعیت بد روحی نشان می دهد که عاجزانه از کیت در خواست می کند که باید به جزیره برگردند. اینکه چه اتفاقی برای نجات یافتگان پرواز ۸۱۵ افتاده است معلوم نیست و همه چیز با یک علامت سوال بزرگ تمام می شود. تا اینکه فصل چهارم با سکانس تعقیب و گریز پلیس آغاز می شود. پلیس در تعقیب یک ماشین است که دیوانه وار رانندگی می کند. زمانی که چهره ی راننده را می بینیم متوجه می شویم که او هارلیست. ولی مسئله ی مهم چیزه دیگریست. هارلی فریاد می زند من یکی از شش نفر بازمانده ی پرواز ۸۱۵ اوشیانک هستم! چرا شش نفر؟

فصل چهارم با این سوال آغاز می شود. چرا شش نفر؟ چه اتفاقی برای دیگر نجات یافتگان افتاده است؟ فصل چهارم کوتاه ترین فصل سریال است. فقط سیزده قسمت ولی این در این سیزده قسمت آنقدر اتفاقات عجیبی رخ می دهد که به جرات می توان گفت از دیگر فصل های سریال تاثیر گذار تراست. در این فصل تقریبا شخصیت مهمی وارد داستان نمی شود. اعضای گروه نجات چندان شخصیت پردازی نشده اند. فقط دو نفر از گروه نجات نقش مهمی در پیش برد داستان سریال دارند. از بین آنها فقط مقداری با گذشته ی فرانک لاپیدوس آشنا می شویم و مقداری از سرگذشت مارتین کیمی فرمانده ی کماندو ها را از زبان بن می شنویم.

فرانک لاپیدوس با بازی «جف فاهی» بازی در ۹ قسمت:
فرانک یک فیزیکدان است که از طرف چارلز ویدمور استخدام شده است تا بتواند در پیدا کردن جزیره به تیم جستجو کمک کند. او از اولین دقایق ورود خود به جزیره با آزمایشاتی که انجام می دهد متوجه می شود که نیرویی مرموز و قوی جزیره را از دید پنهان کرده است. اوست که کشف کرده است که تنها راه ورود به جزیره حرکت در مسیره ۳۰۵ درجه است. اما او خود هنوز دلایل این اتفاقات را نمی داند. زمانی با گذشته ی او آشنا می شومیم که دزموند برای نجات جان خود در گذشته در سال ۱۹۹۶ به دیدن او می رود. او که بر روی پروژه ای مخفی کار می کند. کشف کرده است که می توان ذهن را به آینده فرستاد ولی نتوانسته است از عواقب آن جلو گیری بکند. او شخصیت متزلزل و حساسی دارد ولی کار خود را به عنوان فیزیکدان به خوبی بلد است و با هدف اصلی گروه جستحو مخالف است و سعی می کند از اعمال آنها به دور بماند.

مارتین کیمی با بازی «کوین دوراند» بازی در ۸ قسمت:
کیمی یک کماند است که جنایات فراوانی مرتکب شده است و به عنوان یک مزدور برای ویدمور کار می کند او به همراه گروه کماندو های خود به جزیره حمله می کند و از لحاظ تعداد بیشترین آمار کشتن مردم جزیره را دارد. تقریبا هر جا که پا می گذارد افرادی کشته می شوند. تا اینکه در نهایت به دست بن کشته می شود.

مسئله ی مهم دیگر پر رنگتر شدن ناگهانی حضور چارلز ویدمور در سریال است. قبل از فصل چهارم حضور او در سریال محدود می شد که فلاش بک های شخصیت دزموند. او پدر ثروتمند پنی دوست دزموند بود که با ازدواج آن دو مخالف بود و از هر کاری برای جلو گیری از بروز این اتفاق ابایی نداشت تا اینکه در فصل چهارم به یکی از شخصیت های تاثیر گذار تبدیل می شود.

چارلز ویدمور با بازی «آلن داله» بازی در ۶ قسمت:
او مرد قدرتمندیست. قدرت و نفوذ او آنچنان زیاد است که به راحتی می تواند ۳۲۳ جسد و یک هواپیمای ۷۷۷ تهیه بکند و با صرف هزینه ای گزاف آن را به جای هواپیمای اوشیانک ۸۱۵ جا بزند. او به دنبال بن تمام دنیا را جستجو کرده است. این که چرا او به دنبال بن و جزیره می گردد هنوز مشخص نیست تنها یک احتمال در این مورد می توان متصور بود و آن اینکه او ارتباطی با ابتکار دارما داشته باشد که توسط بن و غریبه ها افرادش در جزیره قتل عام شده اند.

ریچارد آلپرت با بازی «ناستور کاربونل »بازی در ۱۰ قسمت:
در بین غریبه ها که به جز بن و جولیت که در فصل چهارم حضور دارند یک شخص وجود دارد که تا اینجای داستان تاثیر چندانی در روند آن نداشته است ولی حضور او در دوران کودکی جان با همان قیافه و بدونه تغییر و رهبری او در نبود بن خبر از اهمیت این شخصیت دارد که ممکن است در فصل های آینده ی سریال نقش مهمی داشته باشد.

در فصل چهارم ارتباط میان شخصیت های اصلی داستان بسیار متفاوت می شود. دو دسته شدن گروه نجات یافتگان باعث می شود تا آنها با شرایط بحرانی رو به رو شوند. جان لاک که نمی خواهد جزیره را ترک بکند. با استفاده از این موضوع که گروه نجات آنهایی نیستند که ادعا می کنند به همراه هارلی کلیر جیمز و تعدادی دیگر از نجات یافتگان به جزیره پناه می برند تا از حادثه به دور باشند و جک به همراه بقیه در ساحل به انتظار گروه نجات می نشینند. در این بین برخورد دو شخصیت جک و جان به عنوان دو رهبر با یکدیگر هم جالب است. جان که با ورود به جزیره به هر آنچه که از زندگی می خواسته رسیده است قصد خروج از جزیره را ندارد و جان که خود را مسئول نجات دیگران می داند تمام تلاشش را می کند تا بقیه را نجات بدهد. این مسئله که هیچ یک در کاری که قصد انجام آن را دارند موفق نمی شوند باعث می شود که هر دو ضربه سنگینی ببینند که تاثیرات آن را تا حدودی در فصل چهارم می بینیم.

دزموند در فصل چهارم باز هم تنهاست و درگیر داستان خود است او که بعد از خارج شدن از جزیر دوچار مشکل عجیبی شده است در آخرین لحظه موفق می شود خود را نجات بدهد و در پایان هم سرانجام به پنه لوپه می رسد و همراه او می رود. اینکه او ترجیح می دهد همان طور که بی سرو صدا در جزیره گیر افتاده است همان طور هم بی سر و صدا از آن نجات پیدا بکند نشان می دهد که او بر خلاف دیگران داستان مخصوص خود را دارد.

بن بازم هم با هوش سرشار خود بدونه کوچکترین مشکلی به هدف خود می رسد. این بار شخصیت او کمی قوی تر شده است و به خوبی داستان را جلو می برد. او همچنان مرموز است و تقریبا هیچ سوالی را در مورد جزیره جواب نمی دهد و در نهایت با حرکت دادن آن به هدف خود که نجات دادن جزیره است می رسد. تا اینکه متوجه می شویم او بعد از خارج شدن از جزیره همچنان در پی حفاظت از جزیره است.

اینکه چه نیروی در جزیره وجود دارد با ظاهر شدن دوباره ی دود سیاه و ناپید شدن جزیره همچنان بزرگترین سوال سریال است که دوباره بدون جواب می ماند. هدف ابتکار دارما هم دوباره معلوم نمی شود و سوالات همچنان بدون جواب می مانند.

تا اینکه جک درست در آخرین لحظه تصمیم می گیرد تا دروغ بگوید تا جزیره همچنان مخفی بماند. نجات یافتگان جزیره شش نفر هستند که بعد از نجات یاقتن نه تنها نمی توانند به زندگی عادی خود باز گرددند بلکه با مشکلات بیشتری مواجه جک که نتوانسته است بیشتر افرادش را نجات بدهد خود را مسئول این حادثه می داند و نمی تواند به زندگی عادی خود به عنوان یک دکتر موفق بازگردد. او سعی می کند خود را با نزدیک کردن به کیت تا حدودی به آرامش برساند. اما مشکل او همچنان باقیست تا اینکه با آمدن شخصی که او را بنهایم می نامد دوباره وضعیتش بدتر می شود و پی به این موضوع می برد که جزیره همچنان دست از سر آنها برنداشته است و باید برای حل مشکلات به وجود آمده به جزیره باز گردند.

کیت که بعد از بازگشت درگیر جریان محاکمه ی خود است راز بزرگی دارد و آن هم وجود یک بچه است که آن را از همه مخفی می کند. او که در نهایت توانسته از محاکمه شدن بگریزد خود را با وظایف مادری و جک مشغول می کند تا اینکه بنهایم مرموز به دیدن او هم می آید و به او می گوید که باید به جزیره بازگردد ولی او که خود را مسئول نگهداری از آرون می داند. سرسختانه با این موضوع مخالفت می کند.

هارلی که بعد از بازگشت دوچار فشار شدید روانی شده است دوباره گزارش به تیمارستان می افتد او که چارلی و دیگر مرده های جزیره را می بیند به جزیره فراخوانده می شود.

سعید بعد از بازگشت عشق خود را پیدا می کند و با او ازدواج می کند ولی این خوشی به زودی با مرگ همسرش به یاس تبدیل می شود. بن که سعید را پیدا کرده است از او استفاده می کند تا بتواند با چارلز ویدمور مقابله بکند. سعید که اینبار به یک آدمکش تبدیل شده است در درون خود درگیر مشکلات بزرگیست که شاید راه حلش بازگشت به جزیره باشد.

سان که در جزیره حامله شده است با نجات یافتن خطر مرگش از بین می رود و به راحتی بچه ی خود را به دنیا می آورد ولی این بار او تغییر کرده است و دیگر مانند گذشته تسلیم سرنوشت خود نمی شود و در مقابل پدر خود که دوباره او را زیر بار سنگین آداب و رسوم نگه داشته است به مخالفت بر می خیزد و با خرید سهام شرکت پدرش به او نشان می دهد که دیگر سان حرف شنوی قدیم نیست. او که همسرش را در آخرین لحظه از دست می دهد کمبود او را با فرزندش جبران می کند. تا اینکه بنهایم مرموز به دیدن او می آید و به او می گوید که باید به جزیره باز گزدد.

سرانجام در آخرین لحظه متوجه می شویم که بنهایم کسی نیست جز جان لاک که بعد از بن رهبریه غریبه ها و جزیره را در دست گرفته است ما که فقط جسد بی جان او را می بینیم متوجه می شویم که بعد از منتقل شدن جزیره هیچ چیز خوب پیش نرفته است و نجات یافتگان باید به جزیره باز گردند.

جزیره در سریال گمشده آنچنان مرموز است که می توان از او به عنوان یک شخصیت مستقل نام برد. وجود دود سیاه متفاوت بودن گذشت زمان در جزیره وجود فردی که بن آن را جاکوب می نامد ظاهر شدن پدر جک همراه شدن کلیر با او و ده ها نقطه ی ریزو درشت دیگر که درباره ی جزیره وجود دارد نشان می دهد که می توان به راحتی آن را نه تنها یک شخصیت مستقل نامید بلکه می توان آن را مهمترین شخصیت سریال هم در نظر گرفت.

در فصل چهارم یک تغییر اساسی در شیوه ی روایی داستان سریال رخ می دهد. در این فصل به جای این که به گذشته ی شخصیت های داستان ارجاع شود به حوادثی که بعد از نجات یافتن شش بازمانده ی جزیره برای انها اتفاق می افتد و تاثیر این حوادث بر روحیات آنها گذاشته است پرداخته می شود.

فصل چهارم سریال گمشده با این فضای گیچ کننده به پایان می رسد و برای دیدن ادامه داستان باید چند ماه دیگر صبر کنیم ولی با توجه به اینکه سازندگان از وجود دو فصل دیگر برای سریال خبر می دهند می توان اینگونه حدس زد که فصل پنجم به موضوع بازگشت نجات یافتگان به جزیره به پردازد و فصل ششم فصلی باشد که سرانجام تمام سوالات را جواب بدهد.

با توجه به مطالبی که در این مقاله به آنها اشاره شد می توان در یک جمع بندی کلی علل موفقیت و جذابیت این سریال را به این وسعت در سه چیز خلاصه کرد. اولین و مهمترین عامل که نامحسوس ترین عامل هم می باشد مطابق بود فضای کلی سریال با اکثر فرهنگ ملل مختلف جهان به حساب آورد. در این سریال با این که یک شخصیت مسلمان دو شخصیت شرقی و چهار شخصیت سیاه پوست وجود دارد ولی بدون کوچک ترین توهینی به هیچ یک از این شخصیت ها نه از لحاظ فرهنگی و نه از لحاظ ظاهری که می توان گفت نماینده ی فرهنگ های مختلف در سریال هستند نمی شود. اگر در قسمت های اولیه ی سریال جن اصرار به پوشیده بودن همسرش و حرف نزدن با دیگر مردها می کرد یک دلیل ساده دارد و آن اینکه واقعا در فرهنگ شرقی این مسئله وجود دارد و هرگز بیان معقول و صادقانه ی نقایص هر چیزی نه تنها توهین محسوب نمی شود بلکه حتی در اصلاح آن نیز ماثر واقع می شود.

دومین عامل محبوبیت سریال را می توان شخصیت پردازی قوی و متنوع آن دانست اگر افراد فراوانی در سراسر دنیا دلیل تماشا کردن یک فیلم خاص را پسندیدن روحیات و رفتار بخصوص شخصیت محوری آن فیلم می دانند. گمشده با داشتن شخصیت های مختلف و دوری کردن از تمکز بر روی یک شخصیت خاص است. در گمشده حداقل ۱۰ شخصیت اصلی وجود دارد که کامل از لحاظ اهمیت در داستان در یک حد قرار دارند. این مسئله باعث می شود که افراد زیادی با سلیقه های متفاوت جذب این سریال بشوند. برای مثال نویسنده ی این مطلب خود به شخصه شاهد بحث پنج نفر از بینندگان این سریال بوده که هر یک یکی از شخصیت های سریال را می پسندیدند و هر کدام هم دلایل قانع کننده خود را داشتند که به نوعی نشان دهنده ی شخصیت و روحیه ی خود آنها بود.

سومین و ساده ترین دلیل جذابیت سریال داستان پر پیچ و خم و زیبای سریال است که با گره ها ی خاص و منحصر به فرد و سبک روایی خاص که قبل از این در این حد سابقه نداشته است بیننده ی خود را جذب می کند.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه یکم آبان 1387 و ساعت 2:2 |
در گیشه هالیوود؛ «مكس پین» صدرنشین و فیلم «بوش» چهارم شد  
 

 فیلم «مكس پین» اقتباس شده از بازی كامپیوتری مشهوری به همین نام با ۱۸ میلیون دلار فروش طی سه روز گذشته در صدر گیشه هالیوود قرار گرفت.
به نقل از خبرگزاری رویترز، فیلم اكشن و جنایی «مكس پین» به كارگردانی «جان مور» كه از یك بازی كامپیوتری مشهور اقتباس شده است، با بیش از ۱۸ میلیون دلار فروش هم‌اكنون در صدر گیشه سینمایی هالیوود قرار گرفته است.
فیلم ۱۰۰ دقیقه‌ای «مكس پین» با بازی «مارك والبرگ»، داستان مامور پلیسی است كه زن و فرزندش قربانی یك توطئه شده‌اند و او در صدد یافتن قاتل آنها درگیر ماجراهای خطرناك و پیچیده زیادی می‌شود.
این فیلم به زبان انگلیسی، اسپانیایی ساخته شده است.
به گزارش رویترز، فیلم‌های «بورلی هیلز» با ۱۱ میلیون و ۲۰۰ هزار دلار، «زندگی مخفی زنبورها» با ۱۱ میلیون و ۵۰ هزار دلار فروش، «دبلیو» با ۱۰ هزار و ۵۵۰ هزار دلار فروش، «چشم عقاب» با ۷ میلیون و ۳۴۳ هزار دلار، «لاشه دروغ» با ۶ میلیون و ۸۸۰ هزار دلار، «قرنطینه» با ۶ میلیون و ۳۰۰ هزار دلار، «نیك» با ۳ میلیون و ۹۰۰ هزار دلار فروش، «سواری» با ۳ میلیون و ۵۶۶ هزار دلار و «شب‌های رودانته» با ۲ میلیون و ۶۸۰ هزار دلار فروش به ترتیب در رده‌های دوم تا دهم این جدول قرار گرفته‌اند.  
   
 
 
 
 
   خبرگزارى فارس

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه یکم آبان 1387 و ساعت 2:1 |
آن ۷ دقیقه كذایی!

 نگاهی به «قتل موجه» با بازی رابرت دنیرو و آل‌پاچینو 

   هر تماشاگری كه شیفته سینما شده باشد ، فارغ از هر فرهنگی، یكی یا ۲ نفر از بازیگران و حتی كارگردان‌های سینما را برای خودش كنار می‌گذارد و در سراسر زندگی‌اش حواسش به كارنامه سینمایی و هنری او هست حتی اگر هر چند سال یكبار بتواند از سینماگر محبوبش فیلمی ببیند.
حساب كار اما برای بعضی از غول‌ها جداگانه است. بویژه بازیگرانی كه حالا سن و سالی را هم از سر گذرانیده‌اند و در این برهوت پیدا نشدن بازیگر خاص و اسطوره و همچنین مرخص شدن پیرمردهای این گروه، هر كاری از آنها می‌تواند یك سوپرایز عظیم باشد.
رابرت دنیرو و آل‌پاچینو هم برای تماشاگر ایرانی جماعت و هم برای علاقه‌مند به سینما در قطب جنوب، كاراكترهای خاص هستند و وقتی قرار است آنها در كنار هم در فیلمی بازی كنند، آن وقت است كه دیگر انتظار كشیدن‌ها لذت دارد؛ در «مخمصه» ساخته مایكل مان آنها چند دقیقه با هم دیالوگ داشتند و در صحنه آخر فیلم هم كه در تاریكی محض نمای فرودگاه، دنیرو در بغل پاچینو جان داد و همه‌چیز رفت پی كارش.
اما در قتل موجه درست از ۱۰ ماه پیش كه خبرهای پیش تولید فیلم منتشر می‌شد، تمام تماشاگران شیفته سینما لحظه‌شماری كردند تا این فیلم صحیح و سلامت به روز افتتاحیه‌اش در ۱۲ سپتامبر برسد. ۱۲ سپتامبری كه متاسفانه با یك واحد كم كردن به ۱۱ سپتامبر دیگر تبدیل شد و همه را غرق در تعجب و نگرانی كرد.
برای ما ایرانی‌ها كه فقط نتوانسته بودیم ۷ دقیقه كلیپ از این فیلم را ببینیم، این انتظار بیشتر طول كشید. تا این كه ۲ هفته بعد سی‌دی رنگ و رو رفته و پرده‌ای‌اش یافت شد، اما آن انتظار لذت‌بخش ده‌ماهه و این انتظار دردمند
۲ هفته‌ای از زمین تا آسمان تفاوت داشت. و علت همان ۷ دقیقه كلیپ لاكردار و دقیقا ۴۹ عكس فیلم بود.
۷ دقیقه‌ای كه می‌دیدیم اما خودمان را به ندیدن می‌زدیم كه ای بابا این كلیپ‌ها نمی‌تواند اصل قضیه و كنه كار (!) را نشان دهد. باید خود فیلم بیاید. چرا كه در همان كلیپ‌های یاهو و یوتیوب تصاویر بدجوری توی ذوق می‌زد. فیلم كه آمد، حقیقت را عیان كرد.
آل پاچینو و رابرت دنیروی محبوب ما، چنان تكیده و كسالت‌آور بودندكه گویی همین الان از پای دستگاه دیالیز برخاسته‌اند. فضا و بستر داستان هم كه از این وقایع بدتر بود. هرچند از ابتدا كه معلوم شد جان آونت كله خراب قرار است قتل موجه را بسازد، آه از نهاد همه برخاسته بود.
به ۶ ماه پیش برگردید و فیلم متوسط و درجه ۲ «۸۸ دقیقه» را به یاد بیاورید. فیلمی كه آونت كارگردانی كرد و فقط بازی آل پاچینو را داشت. فیلمی كه بیشتر به یك تله‌فیلم یا سیاه‌مشق دانشجویی شباهت داشت نه یك كار حرفه‌ای!
با همه این تفاسیر، قتل موجه آرزوهای میلیون‌ها نفر را بر باد داد. همه آنهایی كه سال‌های سال صبر كردند، ابر و ماه و مه وخورشید و فلك دست به كار شوند تا فیلمنامه‌ای زاده شود و این ۲ كاراكتر شهیر در آن همبازی شوند. دست بر قضا در یك نكته اخبار پیش‌تولید فیلم بدجوری ما را قلقلك داد و آن هم این كه اعلام شده بود قتل موجه (Righteous Kill) درباره‌ ۲ پلیس پیشكسوت نیویوركی است.
همین كه فهمیدیم كاراكترهایمان قرار است در قالب این نقش فرو بروند سر از پا نشناختیم، چرا كه آرشیو ذهنی و قلبی‌مان سرشار از سكانس‌هایی بود كه این دو دست بر قضا در همین نوع كاراكترها عالی كار كرده بودند.
به هر حال این آرزوها برباد رفت ولی آیا چیزی جایگزین آن می‌شود؟ مثلا منتظر باشیم جك نیكلسون با رابرت دنیرو یا آل پاچینو در یك فیلم به كارگردانی مارتین اسكورسیزی بازی كنند؟ جان آونت متوسط اوضاع ذهنی تماشاگران كلان سینما را به باد داد.
او می‌رود و یك فیلم زیر متوسط دیگر می‌سازد. اما ما چه باید بكنیم؟ واقعا فیلمی می‌تواند خاطره تلخ قتل موجه را از ذهن‌مان پاك كند؟ خاطره‌ای كه احتمالا به میلیون‌ها تماشاگر عادی و البته شیفته سینما لطمه وارد كرده است؟
● تیر خلاص به تماشاگر
۲ بازرس باسابقه‌ پلیس نیویورك كه هر دو دارای سوابق درخشان و امتیازات فراوانی هستند با این چالش رودررو می‌شوند كه به هر حال زمان اعطای درجه پلیس پیشكسوت! به آنها رسیده است.
این عنوان مختص كارآگاهان ارشد و زبده دپارتمان پلیس نیویورك است كه به مرز بازنشستگی نائل آمدند و عنوانی است كه هر پلیسی آرزوی دریافت آن را دارد، اما ۲ بازرس فیلم «قتل موجه»‌، «ترك» و «روستر» اصلا به این عنوان فكر نمی‌كنند كه هنوز خود را فرز و دست به اسلحه می‌دانند تا جایی كه از اصلی‌ترین آیتم‌های روزانه آنها مسابقه دادن، پلیس‌های جوان‌تر و سر كار گذاشتن آنهاست.
با این حال ترك (با بازی رابرت دنیرو) و روستر (با بازی آل پاچینو) در گذر این سال‌ها زندگی پلیسی، جدای این‌كه از موفقیت‌های خود شادمان نیستند؛ مدام به شیوه كار سیستم قضایی نیویورك اعتراض دارند و این اعتراض‌ها كار را تا آنجا می‌كشاند كه ترك در بسیاری از دعاوی و حتی در صحن دادگاه با جنایتكاران و مفسدانی كه با لابی‌‌بازی و خرید قاضی و رشوه دادن به سیستم از گناه صددرصد كرده‌شان تبرئه می‌شوند، درگیری‌های اساسی پیدا می‌كند.
در ایامی كه این نوع درگیری‌ها توسط ترك اعمال می‌شود، چندین و چند جنازه هم روی دست دپارتمان پلیس نیویورك باقی می‌ماند؛ جنازه‌هایی كه تمام آنان با شیوه‌های خاص خود از چنگ عدالت فرار كرده بودند. شیوه كشته شدن آنها این ظن را در پلیس نیویورك تقویت می‌كند كه یك قاتل زنجیره‌ای خود دست به كار شده و تصمیم به اجرای عدالت گرفته است.
این گونه است كه روستر و ترك مامور رسیدگی به این پرونده می‌شوند تا سرنخ‌هایی از این ماجرا به دست بیاورند. در گیرودار این پرونده، روستر درمی‌یابد همكارش یعنی كارآگاه ارشد پلیس نیویورك ترك، همان قاتل زنجیره‌ای است و وقتی مساله را به او می‌گوید، ترك با ادله‌های فراوان سعی دارد به او بفهماند وقتی یك متجاوز به كودكان و زنان و یك قاتل در سیستم قضایی نیویورك به خاطر نفوذ و ثروت تبرئه می‌شود، چگونه می‌توان ساكت ماند.
بظاهر قتل موجه قرار بوده یك فیلم پلیسی - جنایی یا یك تریلر پلیسی - معمایی از آب درآید، چرا كه در ذات فیلم‌های پلیسی و در قواعد این ژانر، تماشاگر یا می‌داند قاتل كیست و از انگیزه‌اش بی‌خبر است یا این كه می‌تواند انگیزه را حدس بزند، اما برای یافتن قاتل مجبور است به حدس و گمان متوسل شود.
خب، بامزه اینجاست كه در قتل موجه تماشاگر هم می‌فهمد قاتل كارآگاه ترك است و هم این كه از انگیزه او مطلع می‌شود. پس چه دلیلی دارد كه دیگر فیلم را دنبال كند؟
طی حدود ۴ هفته‌ای كه از اكران این فیلم‌ می‌گذرد، استقبال از فیلم نشان‌دهنده همه چیز است. اگر قتل موجه (Righteous kill) طی این مدت حدود ۴۰ میلیون دلار فروخته فقط و فقط به خاطر اسم رابرت دنیرو و آل پاچینو بوده است.
فیلم در افتتاحیه‌اش به زحمت ۱۲ میلیون دلار فروخت، در حالی كه در گروه اكران درجه A قرار داشت و در ۱۲ سپتامبر ۲۰۰۸ در نزدیك به ۳۵۰۰ سالن نمایش داده شد. وقتی فیلمی با بودجه ۶۰ میلیون دلاری و بدون صحنه‌های اكشن در هفته اول ۱۲ میلیون دلار می‌فروشد یعنی این كه باخته و اگر این رقم اكنون ۳ برابر شده به خاطر تماشاگرانی است كه به خاطر شیفتگی‌شان در سالن حاضر شده‌اند.
فقط تصور كنید به جای پاچینو و دنیرو ۲ نفر دیگر در این فیلم حضور می‌یافتند. لازم به توضیح نیست كه آن وقت چند نفر به دیدن قتل موجه می‌رفتند.
به هر حال آرزوهایمان درباره این كه آنها را در یك فیلم خاص و عالی ببینیم نقش بر آب شد، اما مهم این است كه آنها هنوز زنده هستند و فیلم هم ساخته می‌شود. پس چاره‌ای نداریم جز این كه باز هم صبر كنیم.

مهدی تهرانی‌  
   

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه یکم آبان 1387 و ساعت 1:54 |
 

 شب گذشته «محمود احمدی‌نژاد» رئیس جمهور اسلامی ایران در دیداری كه ۴ ساعت به طول انجامید، با جمعی از سینماگران دیدار كرد.
این نشست كه از ساعت ۲۱ دیشب آغاز شد، تا ساعت ۱ نیمه شب ادامه داشت. بنا بر این گزارش، در این جلسه با طرح مباحث زیربنایی به راهكارهای مناسب برای اصلاح وضعیت فعلی سینمای ایران پرداخته شد و كارگردانان درباره مشكلات و دغدغه‌های خود در سینما به صورت شفاف با رئیس جمهور صحبت كردند.
رئیس جمهور نیز با بیان این مطلب كه این جلسات ادامه خواهد یافت، از كارگردانان خواست تا كارگروه مناسب و تخصصی تشكیل دهند تا مسیر اصلی سینمای كشور تبیین شود و طی آن سینماگران بتوانند افق سینمای ایران را مشخص كنند و این كه باید چه مفاهیمی در سینما مورد بهره‌برداری قرار گیرد و یك فیلم باید دارای چه ویژگی‌هایی باشد.
محمود احمدی‌نژاد همچنین در این نشست این نكته را عنوان كرد كه در جلسات بعدی با زمان‌ بیشتری در خدمت سینماگران خواهد بود تا مشكلات سینما به لحاظ لجستیكی و مفهومی حل شود.
همچنین در این جلسه قرار شد بودجه مناسبی در جهت تأمین تجهیزات تخصصی و وسایل سینمایی در اختیار این حوزه قرار گیرد و به بدنه سینما تزریق شود.
به گزارش فارس، در این نشست قرار شد كارشناسان بر روی مسئله بودجه كه به سینما تعلق می‌گیرد بررسی‌های لازم را انجام دهند تا بودجه‌هایی كه از طریق دولت برای مخارج سینما در نظر گرفته می‌شود مشخص شود كه چه خروجی‌هایی دارند و چگونه از این بودجه‌ها استفاده می‌شود.
بر اساس این گزارش، سیدضیاالدین دری، احمدرضا معتمدی، ابوالقاسم طالبی، علیرضا امینی، مسعود ده‌نمكی، سعید اسدی، علیرضا داوودنژاد، جمال شورجه، فرج‌الله سلحشور، بهزاد بهزاد‌پور، حبیب كاوش، احمدرضا گرشاسبی، محمدمهدی عسگرپور، محمد‌رضا شرف‌الدین، مهدی فخیم‌زاده، حمید بهمنی، ابوالحسن داوودی، محمدرضا اعلامی، اصغر فرهادی، حجت‌الله سیفی، اكبر حر، شاهد احمدلو، عباس رافعی، حسین فرخی، سعید سهیلی، امیر قویدل، انسیه شاه‌حسینی، محمد نوری‌زاد، اسماعیل براری، عبدالله باكیده، شهریار بحرانی، حسینعلی لیالستانی، سیروس حسن‌پور، علیرضا سجاد‌پور، فریدون جیرانی و... در این نشست حضور داشتند. 

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه یکم آبان 1387 و ساعت 1:50 |
فیلم مجموعه دروغها به كار گردانی رایدلی اسكات كه گلشیفته فراهانی در آن بازی كرده است به پیاده روهای تهران رسید . این فیلم كه چندی پیش در سینماهای آمریكا اكران شده است از فروش چندان موفقی برخوردار نبوده است.
این فیلم چند روزیست كه در بساط فروشندگان سی دی و دی وی دی درتهران مشاهده شده است .
گفتنی است این سومین فیلم گلشیفته فراهانی در سالهای اخیر است كه بدون اینكه امكان نمایش در سینماها داشته باشد در بازار غیررسمی توزیع فیلم منتشر شده است . سنتوری و نیوه مانگ فیلمهای قبلی بوده اند كه بدون اكران درسینماها ، در شبكه غیر مجاز منتشر شده اند.  
   
 
 
 
 
   خبرگزارى ايلنا
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه یکم آبان 1387 و ساعت 1:47 |
"تیزبینی" فیلم اول دنیا شد

تریلر حادثه‌ای "تیزبینی" با بازی شایا لابوف با 12 میلیون دلار فروش در 3779 سینما و 49 بازار رده نحست جدول فروش در سطح بین‌المللی را از آن خود کرد.
به گزارش خبرنگار مهر، هالیوود ریپورتر اعلام کرد "تیزبینی" به کارگردانی دی. جی. کاروسو مجموع فروش خود را در سطح بین‌المللی به 6/45 میلیون دلار رسانده است. این فیلم در بازار آمریکای شمالی نیز مجموعا  3/81 میلیون فروش داشته است.

رده دوم جدول را کمدی جاسوسی "پس از خواندن بسوزان" جوئل و ایتن کوئن با 7/8 میلیون دلار از آن خود کرد. مجموع فروش این فیلم با بازی جرج کلونی و براد پیت تاکنون 30 میلیون دلار شده است. فیلم جدید برادران کوئن با 3/3 میلیون دلار در بریتانیا افتتاح شد که بهترین افتتاحیه فیلمی از آنها در این کشور است.

فیلم روسی‌زبان "کولچاک" یا "دریاسالار" به کارگردانی آندری کرایچوک با 2/8 میلیون دلار فروش در 1223 سینما تنها در دو بازار روسیه و اوکراین سومین فیلم پرفروش هفته بود. مجموع فروش این درام تاریخی که داستان آن در دوران انقلاب روسیه روی می‌دهد، به 6/27 میلیون دلار رسیده است.

فیلم انیمیشن "وال ـ ای" تولید دیسنی و پیکسار با هفت میلیون دلار فروش در 2844 سینما و 22 کشور فیلم چهارم شد و مجموع فروش خود را به 247 میلیون دلار رساند. این فیلم در بازار آمریکای شمالی نیز 221 میلیون دلار به دست آورده است.

در همین حال فیلم حادثه‌ای "مکس پین" با بازی مارک والبرگ در هفته اول نمایش در سطح بین‌المللی در 1305 سینما و 32 کشور 4/6 میلیون دلار فروش داشت و در رده پنجم قرار گرفت. این فیلم به کارگردانی جان مور در اولین هفته نمایش در آمریکا نیز 18 میلیون دلار به دست آورد.

فیلم موزیکال "ماما میا!" با بازی مریل استریپ و پیرس برازنان با 9/5 میلیون دلار فروش در 3789 سینما در 49 کشور از مرز 400 میلیون دلار فروش گذشت و به سه فیلم پرفروش 2008 شامل "ایندیانا جونز و قلمرو جمجمه بلورین" (466 میلیون دلار)، "شوالیه تاریکی" (464 میلیون دلار) و "کنگ فو پاندا" (418 میلیون دلار) پیوست.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه یکم آبان 1387 و ساعت 1:42 |
» برخی هنرپیشه ها بترسند؛ وزیر ارشاد تهدید می کند
 
محمدحسین صفار هرندی، وزیر فرهنگ و ارشاد دولت آقای احمدی نژاد در برنامه ای تلویزیونی درباره حضور بازیگران ایرانی در هالیوود گفته است که اگر کسی قانون را زیر پا بگذارد، او نیز زیر پا گذاشته خواهد شد.

آقای صفار هرندی این سخنان را در برنامه "نگاه یک" که از کانال یک تلویزیون ایران پخش شد بیان کرده است.

وزیر ارشاد که پیش از قبول مسئولیت در وزارت ارشاد در روزنامه کیهان به عنوان سردبیر کار می کرد، به بازیگران ایرانی گفته است که پا را از مرزهای قانونی فراتر نگذارند.

اخیرا گل شیفته فراهانی و میترا حجار در دو فیلم محصول هالیوود بازی کرده اند. بازی گل شیفته فراهانی در فیلم "مجموعه دروغ ها" ساخته ریدلی اسکات، انعکاس گسترده ای در ایران یافت و برخی رسانه های خبری از جمله ایرنا به ممنوع الخروج شدن این هنرپیشه جوان اشاره کردند، اگرچه او از کشور خارج شد و در مراسم نمایش فیلم در نیویورک حضور یافت.

قانون مشخصی برای حضور بازیگران ایرانی در فیلم هایی که خارج از کشور ساخته می شوند وجود ندارد. پیش از این همایون ارشادی که برای اولین بار با فیلم های عباس کیارستمی به ایرانیان معرفی شد، در چند فیلم خارجی بازی کرده است و به نظر می رسد، حساسیت بر روی حضور بازیگران زن و پوشش آنها باشد.

در زیر گزارش ایرنا از گفته های صفار هرندی را بخوانید:

** تلاش وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي براي توليد فيلم هاي فاخر و رونق سالن هاي سينما

وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در پاسخ به اين سئوال که" علت تعطيلي بسياري از سينماها خصوصا در شهرستانها چيست و شما چه تدابيري در اين زمينه انديشيده ايد؟"، گفت: در بدو شروع بکار مواجه شديم با وضعيتي که از سال ها قبل گريبان سينما را گرفته بود و آن هم رابطه طبيعي فرهنگ و اقتصاد بود.

وي افزود: برخي سرمايه گذاران در حوزه فرهنگ، سرمايه آنان بازگشت نداشت ناگزير دنبال راهي براي خارج کردن سرمايه شان از اين حوزه بودند.

صفارهرندي با بيان اينکه " سينما داري در واقع يک سرمايه گذاري سنگين براي بازدهي محدود بود"، اظهار داشت: سرمايه گذاري در اين حوزه صرف نمي کرد بويژه با برنامه ريزي نادرستي که از گذشته صورت گرفته بود و اکران دراکثر شهرستان ها با مرکز متناسب نبود.

وي، " عدم رغبت مردم به رفتن به سينما به دليل شرايط دل آزارسالن سينماها که بيشتر به يک دخمه شبيه بودند" را در اين زمينه دخيل دانست.

وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي براي حل اين مشکل گفت: بازسازي سالن هاي فرسوده و مستهلک در دستور کار قرار گرفت که اگر اين گونه نبود سينماهاي بيشتري محکوم به تعطيل شدن مي بودند.

صفارهرندي با تاکيد به سه مقوله مهم " توليد خوب ، اکران مناسب و اقتصاد سينما" در رونق فيلم سازي و سالن هاي سينما، تصريح کرد: در پاسخ به طرح همکاري و مشارکت وزارت ارشاد به همه سينماها از ميان داوطلبان همکاري با طرح معاونت سينمايي ، 50 سينما با 70سالن بازسازي شدند و اين حرکت تاثير خود را در رونق سينما گذاشت.

وي در پاسخ به اين پرسش که آيا در گرايش کمتر مردم به رفتن به سالن سينما براي ديدن فيلم ، تغيير ذائقه و فرهنگ مردم با توجه به ظهور وسايل نوين و هزينه بالاي ديدن فيلم را دخيل نمي دانيد؟"، گفت: اين واقعيتي است که با تغيير و تحول در عرصه تکنولوژي رسانه طبيعتا بخشي از مخاطبان سينما ترجيح مي دهند براي ديدن فيلم به راههاي ديگري بجز رفتن به سالن سينما متوسل شوند و اين در دنيا ديده مي شود.

وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در عين حال با تاکيد به اينکه " سينما در هر حال طرفداران و مخاطبان خاص خود را دارد"، افزود: سينما رفتن در کشور ما همچنان ارزان است و هزينه زيادي را بر خانواده ها تحميل نمي کند.

صفارهرندي همچنين اظهار داشت که فيلم خوب بايد در سينماهاي مجهز و مناسب به نمايش درآيد تا مخاطبان سينما را به خود جذب کند و اگر فيلم خوبي در يک سينماي مستهلک و فرسوده و نامناسب اکران شود ، خيلي در جذب مخاطب موفق نخواهد بود.

وي با بيان اينکه " همواره بر توليد خوب تاکيد کرده ام اما نبايد مقولات ديگر مانند اکران مناسب و اقتصاد سينما را ناديده گرفت"، خاطرنشان کرد:سينمادار و فيلمساز و سرمايه گذار ، سرمايه کلاني را براي توليد فيلم بکار مي گيرند آيا نبايد براي آنها منفعت و بازدهي داشته باشد . اگر به اين مسايل بويژه اقتصاد سينما فکر نکنيم و بتدريج اقتصاد سينما نتواند خود را تکافو کند خود بخود مرگ براي ضعيف امري طبيعي است.

وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در باره اين طرح که بجاي پرداخت ماليات بسياري از اصناف مي توانند در ساخت سالن سينما و توليد فيلم سرمايه گذاري کنند، تصريح کرد:چند ماه پيش تقاضايي را براي رياست جمهوري فرستاديم که شامل چند پيشنهاد بود از جمله مشارکت ماليات دهندگان در ساخت سالن هاي سينماي مطلوب و همچنين ساخت فيلم فاخر که خوشبختانه در دولت جواب مثبت گرفت.

** فيلم فاخر

صفار هرندي درباره مشخصات فيلم فاخر هم گفت: فيلم فاخر، فيلم ناظر بر حقايق و واقعيت ها است و فيلمي است که اعتلاي فرهنگي را در پي داشته باشد، انسان به آن مباهات کند ، از ايراني بودنش خجالت نکشد ،‌ تاريخ درخشان ما و انبيا الهي را نمايان سازد.

وي تاکيد کرد: هرکسي که براي ساخت اين گونه فيلم اقدام کند ما از آن استقبال و حمايت و کمک مي کنيم.

** سينماي کودک

صفار هرندي در پاسخ به اين پرسش که چرا کمتر شاهد ساخت فيلم هاي مختص کودکان هستيم؟ اظهار داشت:در مقام سياستگذاري ترجيح مي دهيم آنچه به لحاظ اعتقادي و اخلاقي براي تقويت فرهنگ عمومي مطلوبيت دارد ، گسترش پيدا کند و بابت آن هم کمک بصورت يارانه مي پردازيم اما تعيين کننده نهايي بازگشت سرمايه است.

وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي افزود:اگر سرمايه گذار در ژانري جواب نگيرد به ژانري ديگر روي مي آورد، البته ما نبايد تسليم اين وضعيت شويم . بايد براي تقويت ژانرهاي خاصي که به اعتلاي فرهنگ عمومي کمک مي کند، تلاش کنيم و حتي يارانه زيادي بپردازيم و قطعا ما اين گونه هم اقدام مي کنيم.

صفارهرندي با تاکيد به اينکه "متاسفانه در سالهاي اخير سرمايه ها در برخي توليدات ژانر کودک بجز مواردي بازگشت نداشته است"، خاطرنشان کرد:جسارت نمي کنم به فيلسمازان عزيز، شايد بگوييم چشمه ابتکارات آنها دراين زمينه خشکيده است که نمي تواند افراد را جذب کند.اما بايد با تشخيص ذائفه مخاطب و پرداخت مناسب توليد، تلاش بيشتري کنند و ما هم کمک و حمايت مي کنيم.

وي گفت:دريافتن کودکان و پاسخگويي به نيازهاي مشروع آنها کار همه و يک تکليف است اما در اين زمينه رسانه ملي حتما پاسخگوتر خواهد بود و بايد سرمايه گذاري هاي خود را با توجه به امکاناتش بيشتر به اين سمت ببرد.

** در زمره کشورهاي توليد کننده بازي هاي رايانه اي قرار گرفته ايم

وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در باره اينکه چگونه مي توانيم مانع شويم که بجاي سينماي کودک، بچه هاي ما به بازي هاي کامپيوتري آزار دهنده کمتر گرايش پيدا کنند؟" ، تصريح کرد: از زمان ارائه رهنمود موشکافانه رهبرمعظم انقلاب اسلامي به شوراي عالي انقلاب فرهنگي، تلاش شده که در اين زمينه که بخش قابل توجهي از دل مشغولي بچه هاي ما شده است ، بتوانيم توليدات مناسب داخلي داشته و يا از توليدات خوب ديگران استفاده شود.

صفار هرندي اظهار داشت: از زماني که اساسنامه بنياد بازي هاي رايانه اي در شوراي عالي انقلاب فرهنگي به تصويب رسيد و بعد اين بنياد شکل گرفت و اعضاي هيات امنا و هيات مديره آن مشخص شدند تاکنون زمان زيادي نگذشته است اما در اين مدت کوتاه چندين بازي خوب توليد شده است و مهمتر از آن، اين موضوع تبديل به يک دغده اهل فن شده و امروز کشور ما جزو توليدکنندگان بازي هاي رايانه اي است.

وي در پاسخ به اين پرسش که نحوه نظارت بر توليدات سينمايي چگونه است؟ با تشريح روند توليد فيلم سينمايي و نظارت برآن در دو مرحله شوراي پروانه ساخت و شوراي پروانه نمايش گفت که در شوراي پروانه ساخت سناريو بطورکلي مطرح و بعداز اخذ مجوز فيلم توليد مي شود و سپس براي اکران بايد مجوز شوراي پروانه نمايش گرفته شود.

وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي تاکيد کرد: اکثر فيلم ها به مرحله اکران مي رسند.

** کارت هاي الکترونيکي خريد کتاب و مشکلات شارژ آنها

صفار هرندي در باره آخرين وضعيت کارت هاي الکترونيکي خريد کتاب که جايگزين بن هاي خريد کتاب شده است و مشکلات شارژ اين کارت ها گفت: هدفمند شدن يارانه ها حکم قانون برنامه است که اين مساله در دوره دولت نهم با جسارت عملي شد و خوشبختانه برخلاف پيش بيني منفي برخي نه تنها قيمت کتاب بصورت سرسام آور گران نشد بلکه تحول نگران کننده اي هم با وجود گران شدن کاغذ در بازار جهاني بوجود نيامد.

وي تصريح کرد: کارت الکترونيکي در اختيار اصلي ترين مصرف کنندگان کتاب يعني گروه هدف شامل دانشجويان، طلاب، معلمان و بخشي از دانش آموزان قرار گرفت اما اين را بايد بدانيم با رقمي از يارانه که در اختيار ما بوده و هست و اگر در آينده هم همين باشد طبعا به بخشي از گروه هدف ممکن است نتوانيم يارانه بدهيم يا رقم آن اندک باشد.

وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي افزود: اکنون حدود 600هزار کارت الکترونيکي خريد کتاب با شارژ 20هزار تومان در اختيار گروه هدف قرار گرفته است و البته قرار بود که وزارت علوم و وزارت بهداشت و درمان هم رقم معادلي شارژ کنند که الان قبول دارند بايد اقدام کنند و درصدد اقدام هم هستند.

صفار هرندي در عين حال خاطرنشان کرد: به دليل ناملايماتي که در اين زمينه پيش آمده اگر چه وزارت ارشاد هم دخيل نبوده است اما به سهم خودم از عزيزان دانشجو و مخاطبان اين کارت الکترونيکي معذرت خواهي مي کنم و اميدواريم حالا که مسير گشوده شده بعداز اين روند بهتر طي شود.

** ميزان مطالعه در کشور برخلاف برخي آمار تحقيرکننده، بالاست

وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در باره وضعيت ميزان مطالعه که يکي از اهداف فرهنگي کشور است، گفت: اگر چه ميزان مطالعه به مشغله ذهني جامعه ما و رسانه ها تبديل شده است اما هنوز آمار مشخصي نداريم و بسياي از آمارها براساس ظن و گمان و يا قديمي هستند.

وي تصريح کرد: امروز براساس يک برآورد ساده نسبت به برخي آمارهاي تحقيرآميز، ميزان مطالعه مردم شريف ما بسيار بالاست.

صفارهرندي به اهميت کتاب و مطالعه در کشور و اينکه کتاب يک معيار بسيار خوب براي شناخت جايگاه فرهنگي يک جامعه است ، تاکيد کرد و افزود: برغم ورود رسانه هاي نوين و وسايل نوين، کتاب مقوله ديگري است و بايد مشعل کتاب را فروزان نگه داريم.

** راه اندازي نمايشگاه دايمي کتاب ضروري است

وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در پاسخ به اين پرسش که چه تدابيري براي تامين نياز کتاب هموطنان در شهرستان ها انديشيده ايد تا مجبور به مراجعه به نمايشگاه بين المللي کتاب تهران نشوند؟‌، تصريح کرد: براي اينکه کتاب در اختيار همه دوستداران آن در سراسر کشور قرار گيرد علاوه بر نمايشگاه بين المللي کتاب تهران ما سالانه چندين نمايشگاه استاني داريم که غرور آميز هستند و هرچند نمايشگاه هاي شهرستانها هم سطح نمايشگاه تهران نيستند اما بسيار خوب هستند.

وي تاکيد کرد: امروز دوستداران کتاب در شهرستان ها محکوم به اين نيستند که براي تهيه کتاب حتما بايد به نمايشگاه بين المللي کتاب تهران بيايند هرچند بازديد از نمايشگاه تهران براي هيچکس خالي از لطف نيست.

صفار هرندي خاطرنشان کرد: معتقديم که بايد نمايشگاه دايمي کتاب ايجاد شود تا آخرين دستاوردهاي حوزه نشر مکتوب بطور روزمره در اختيار هموطنان قرار گيرد.

** چند هزار تقاضاي اخذ مجوز نشريه در دبيرخانه هيات نظارت بر مطبوعات

وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي که رييس هيات نظارت بر مطبوعات نيز هست در پاسخ به اين پرسش " متقاضيان اخذ مجوز نشريه از تاخيردر اين زمينه گلايه مند هستند و برخي معتقدند که در همه دولت ها به کساني که با سياست هاي دولت وقت موافق بوده اند ، مجوز راحت تر داده شده است، نظر شما چيست؟"، گفت: قبل از هرچيز بگويم که هيات نظارت بر مطبوعات هفت عضو دارد از جمله وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، نمايندگان قوه قضاييه ، مجلس شوراي اسلامي، مديران مسئول مطبوعات، شوراي عالي انقلاب فرهنگي و وزير علوم. بنابر اين ما به عنوان وزارت و دولت تنها در اعطاي مجوز دخيل نيستيم.

صفار هرندي در عين حال تاکيد کرد: تقاضاها زياد است. چند هزار تقاضا در دبيرخانه هيات نظارت داريم که در نوبت اخذ مجوز هستند. داريم کساني را که از سال 81 تقاضا داده اند و نوبتشان نشده است.

رييس هيات نظارت بر مطبوعات تصريح کرد: اعضاي هيات نظارت هفته اي يک جلسه دارند که اگر به تعطيلي نخورد ، براي هر جلسه سه ساعت يا بيشتر وقت مي گذارند تا هم نظارت و هم صدور مجوزها را پيگيري کنند.

وي خاطرنشان کرد: به عنوان يک مطبوعاتي گمانم اين است که در اين دوره سرعت پاسخگويي به تقاضاها بالارفته است اما در قياس با مطالبات عقب هستيم و چاره اي هم نيست.

** موازنه تعداد روزنامه هاي طرفدار و مخالف دولت همچنان به نفع مخالفان مي چربد

صفار هرندي گفت: اما در باره اين مساله که طرفداران دولت خارج از نوبت و سريعتر مجوز مي گيرند، در دوره هاي گذشته چنين چيزي مشهود بود اما اگر امروز به دکه ها مراجعه کنيد از روي تيترها مي توانيد دريابيد که رسانه هاي منتقد و مخالف دولت از طرفدار دولت بيشترهستند.

وي اظهار داشت : شايد در اين دوره دو روزنامه هم به خيل روزنامه هاي منتقد و مخالف براي طرفداري از دولت پيوسته باشند اما همچنان موازنه به نفع منتقدان و مخالفان دولت مي چربد.

** بيش از هزار خبرنگار هديه رييس جمهوري را دريافت کرده اند

وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي اعلام کرد که تاکنون بالاي هزار نفر خبرنگار هديه دکتر احمدي نژاد رييس جمهوري اسلامي ايران را که شامل کمک هزينه سفر خبرنگاران و خانواده شان به مشهد مقدس است، دريافت کرده اند.

صفار هرندي در پاسخ به اين پرسش که آيا هديه رييس جمهوري به خبرنگاران به مناسبت روز خبرنگار پرداخت شده است ؟، افزود:کساني که به اسم خبرنگار در کشور کار مي کنند تعدادشان بيشتر از ظرفيت پيش بيني شده است و اين هديه شامل همه آنها نمي شود اما حتما شامل همه کساني که ضبط صوت و دوربين بدست درحوزه هاي خبري حاضر مي شدند، خواهد شد.

وي خاطرنشان کرد: تاکنون 4سري خبرنگاران با معرفي رسانه ها و روزنامه هايشان به حوزه معاونت اجرايي رياست جمهوري معرفي شده اند و فکر مي کنم تا حالا بالاتر از 1000نفر هديه رياست جمهوري يعني کمک هزينه سفر به مشهد مقدس را دريافت کرده اند.

وزير فرهنگ ارشاد اسلامي نکته اي را هم درباره قول رييس جمهوري سابق به خبرنگاران متذکر شد و گفت: دولت نهم خود را موظف دانست که قول رييس جمهوري قبلي را عملي کند و اجازه نداد آن وعده زمين بماند و در اندازه رقم پيش بيني شده هديه اي تقديم خبرنگاران کرديم و البته به برخي هم داده نشد چون بودجه محدود بود.

**هنرپيشه هايي که در سينماي هاليود فعاليت مي کنند از مرزهاي قانوني پا را فراتر نگذارند

به گزارش ايرنا، صفارهرندي که در برنامه شنبه شب " نگاه يک " سيماي جمهوري اسلامي ايران شرکت کرده بود، در پاسخ به سئوال خبرنگار جوان اين برنامه که پرسيد،" هنرپيشه هايي که با سينماي هاليود همکاري مي کنند آيا امکان فعاليت در سينماي ايران را هم مي توانند داشته باشند؟"، گفت:قيدي که در کار ما حاکم است، اين است که از مرزهاي قانوني کسي پا را فرا نگذارد اما اگر کسي قانون را زير پا بگذارد خود بخود او هم زيرپا گذاشته خواهد شد.

** علاقه مند به کتاب هاي تاريخي، ديني و رمان هستم

-وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي روزانه چقدر مطالعه مي کند؟

صفار هرندي: زياد مطالعه مي کنم اما همه آن کتاب نيست، بيشتر کتاب ها را تورق مي کنم اما برخي اوقات يک کتاب را هم کامل مي خوانم.

علاقه مند به کتاب در حوزه هاي تاريخي ، ديني و رمان هستم و آخرين کتابي که خواندم يک کتاب ديني بود اگر درست گفته باشم.

** بين بوستان کتاب، انتخاب يک گل سخت است

-بهترين کتابي که در دوران وزارت صفارهرندي چاپ شد؟

وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي: سخت است بين بوستان کتاب يک گل را انتخاب کرد اما وقتي يک رمان تاثيرگذار منتشر مي شود بسيار خوشحال مي شوم.

** فيلمي که هنوز اکران نشده است

-آخرين فيلمي که ديديد چه بود؟

صفار هرندي: اسم نمي برم اما آخرين فيلمي که ديده ام فيلمي تازه توليد شده توسط يکي از بانوان فيلمساز است که البته هنوز اکران نشده است. توصيه مي کنم مردم اين فيلم را ببينند و در موقع خودش هم در باره آن توضيح مي دهم.

** چند فيلم از درجه عالي تا قابل قبول اکنون در حال اکران است

-بهترين فيلمي که در دوره شما توليد شده است؟

وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي: در اين دوره يک طيف فيلم هاي خوب وفادار به ارزش هاي جامعه واعتقادي ما توليد شده است . در فيلم هايي که الان در سينماهاي کشور در حال اکران هستند چند فيلم از درجه عالي تا قابل قبول داريم.

** تئاتر بايد با عواطف و اعتقادات مردم پيوند بخورد تا رونق بگيرد

-براي رونق تئاتر چه انديشيده ايد؟

صفار هرندي: حرف ما اين بود که اگر تئاتر با عواطف و علايق و اعتقادات مردم پيوند بخورد حتما رونق مي گيرد در اين مدت اين روند را تجربه کرديم و اتفاق هم افتاد. بخشي از برنامه هاي نمايشي حوزه دين و آنچه که به مناسبت هاي خاص ارائه شده بنظرم جواب خوبي گرفته است.

** راه درپيش گرفته شده در زمينه موسيقي بومي و ملي را ادامه مي دهيم

-براي گسترش موسيقي بومي و ملي ايران در خارج از کشور چه کرده ايد؟

وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي : علاقه مردم ما به موسيقي توام با کلام است و ما به آن بخش جديدي افزوديم و آن کار نمايشي و استفاده از نوربود که البته پاسخ خوبي هم گرفتيم.

ما چند سمفوني متاثر از موضوعات روز جامعه مانند اتفاق هاي دوره سرافراز دفاع مقدس و انقلاب و يا سمفوني پيامبرعظيم الشان را اجرا کرديم و جواب خوبي هم گرفتيم و شاهد استقبال خوب مردم بوديم و اين راه را ادامه مي دهيم.

** اگر مي خواهيد وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي شويد بايد روزنامه نگار خوبي باشيد

-يک روزنامه نگار بوديد و وزير ارشاد شديد؟ آيا به روزنامه نگاران توصيه مي کنيد وزير ارشاد شوند يا نه مي گوييد فقط کار روزنامه نگاري خود را جدي بگيرند.

صفارهرندي: به روزنامه نگاران مي گويم اگر مي خواهند وزير ارشاد شوند، سعي کنند روزنامه نگار خوبي باشند شايد اين بخت هم برايشان ميسر باشد.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه یکم آبان 1387 و ساعت 1:37 |
گل شیفته فراهانی محبوبترین بازیگر هالیوود شد.

به گزارش سرویس بین الملل «فردا»، در جدیدترین فهرست سایت اینترنتی هالیوود، گل شیفته فراهانی در صدر فهرست صدنفره محبوبترین چهره های سینمایی قرار گرفته است.

این در حالی است که پس از او رتبه های دوم و سوم به جنیفر انیستون و آنجلینا جولی اختصاص دارد.

در ادامه این لیست که نام تقریبا تمام چهره های سرشناس سینمایی دیده می شود، براد پیت، بریتین اسپیرز، جانی دپ، لورن گراهام، پل نیومن، جسیکا آلبا و مایلی سیروس 10 رتبه اول را کسب نموده اند.

جالب اینجاست که همبازیهای فراهانی در فیلم مجموعه دروغها در رتبه های پایننتری از او قرار گرفته اند.

لئوناردو دی کاپریو در مقام شانزدهم و راسل کرو در رتبه هیجدهم این فهرست دیده می شوند. ریدلی اسکات، کارگردان این فیلم و فیلم گلادیاتور نیز در رتبه نود و ششم این لیست قرار دارد.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه یکم آبان 1387 و ساعت 1:30 |