تبليغاتX
لطفا رای خود را در سمت راست صفحه بدهید
واكنش جنجالي هنگامه قاضياني به مخالفان صحبت‌هايش در برنامه مثلث شيشه‌اي
«از اين حرف ها دلم گرفت؛ به خاطر سيمرغ هم اين قدر اذيت نشدم»
«از اين حرف ها دلم گرفت؛ به خاطر سيمرغ هم اين قدر اذيت نشدم»


گفت وگوي اختصاصي خراسان با هنگامه قاضياني برنده سيمرغ بلورين بازيگري جشنواره فجر

از اين حرف ها دلم گرفت . به خاطر سيمرغ هم اين قدر اذيت نشدم .

واكنش جنجالي هنگامه قاضياني به مخالفان صحبت هايش در برنامه مثلث شيشه اي درباره بازگشتش به ايران




«هنگامه قاضياني» با نخستين فيلمي كه در آن نقش اول را تجربه مي كرد، نخستين سيمرغ بازيگري اش را دريافت كرد. خودش با اين جمله كه «ره صد ساله را يك شبه طي كرده»، ميانه خوبي ندارد. وي خودش را وامدار تئاتر مي داند و معتقد است پيشينه تئاتري، خيلي جاها به كمكش آمده است.«هنگامه قاضياني» در فيلم هاي «سايه روشن» (حسن هدايت) و «اقليما» (مهدي عسگرپور) حضور كوتاهي داشت، به همين سبب بازي اش چندان به چشم نيامد. اما در فيلم «به همين سادگي»به كارگرداني ميركريمي كه روايتي شخصيت محور دارد، خوش درخشيد و نظر مثبت داوران و منتقدان جشنواره فيلم فجر را، به بازي خود جلب كرد.هنگامي كه براي مصاحبه با او تماس مي گيرم، مي گويد: دين زيادي نسبت به روزنامه «خراسان» دارم. خاطرات دوران نوجواني ام با اين روزنامه پيوند خورده است. سپس از مشهدي بودنش مي گويد و اين كه در محله «حوض لقمان» زاده شده و كودكي اش را در منطقه سناباد گذرانده است. پس از دريافت مدرك كارشناسي جغرافياي انساني- اقتصادي، براي تحصيل در رشته فلسفه غرب به كشور آمريكا رفته است.وي پس از حدود ٦ سال اقامت در آمريكا سال ٧٨ به ايران بازگشت و كتاب «سرزمين مرد سرخپوست، قانون مرد سفيدپوست» را به فارسي ترجمه كرد. قاضياني از اين كه فيلم «به همين سادگي» با دو ماه تاخير در مشهد اكران شده، اظهار گلايه مي كند و مي گويد: دوست داشتم زودتر از اين ها، همراه با مردم شهرم ،فيلمم را تماشا كنم.


منتقدان براي «طاهره» فيلم «به همين سادگي»، ويژگي هاي زيادي برشمرده اند. شما خودتان به عنوان كسي كه با اين نقش زندگي كرده ايد، بارزترين ويژگي «طاهره» را چه مي دانيد؟
من سكوت «طاهره» را، خيلي دوست دارم. ما گاهي اوقات با مطرح كردن مسائل دروني مان، به بحران ها اضافه مي كنيم. سكوت «طاهره»، نشانه نوعي قدرت است. همه همسايه ها براي درد دل هايشان سراغ او مي آيند، حتي خانمي كه تازه به ساختمان آمده است.در بعضي شخصيت ها، ويژگي هايي است كه شناختش، نياز به گذر زمان ندارد. چون در مدت زمان كمي از آن ها، نيرويي خاص پراكنده مي شود.
من فكر مي كنم «طاهره» بيش از هر چيز، سه حس «انتظار»، «اعتراض» و «آرامش» را به مخاطب منتقل مي كند.
كاملا با شما موافقم. آرامش طاهره، جزو خصيصه هاي اصلي اوست. حفظ اين آرامش در طول دو ماه فيلم برداري خيلي دشوار بود. آرامش پايه اصلي شخصيتي «طاهره» است. آدم ها به هر طريقي اين آرامش را براي خودشان كسب مي كنند. ولي فكر مي كنم آرامش «طاهره» ذاتي بود.
و انتظار...
همه آدم ها وقتي به يك مرز سني خاص مي رسند، دچار بحران مي شوند. اين سن متغير است.اين بحران در خانم ها معمولا در سنين ٣٠ تا ٣٥ و در آقايان، در ٤٠ سالگي اتفاق مي افتد. اين دوران يك مرحله گذار است. انتظاراتي كه از خودت و محيط پيرامونت داشتي، تازه زنده مي شوند و جلويت قد علم مي كنند. تو با پرسش هاي جديد از خودت و ديگران مواجه مي شوي. اين موضوع در شخصيت «طاهره» نمود آشكاري دارد.
اعتراض چطور؟
تماشاگر در فيلم «به همين سادگي»، برشي از زندگي يك روزه «طاهره» را مي بيند. اعتراض شايد در روزهاي ديگر هم ادامه داشته باشد. اما «اعتراض» به صورت يك بغض در «طاهره» نمايان شده است. آن روز ميزان بغض و اعتراض «طاهره» به نهايت رسيده است. به حدي كه نمي تواند حتي با همسايه اش اين اعتراض را در ميان بگذارد.
بعضي از خانم ها انتظار داشتند اين اعتراض شديدتر باشد احساس مي شود ماندن «طاهره»، يك پايان خوش ساختگي است.
خودم نيز هر چقدر بيشتر فيلم را مي بينم، بيشتر به اين مسئله مي رسم. ماندن «طاهره»، دليل اين نيست كه بحران ادامه نداشته باشد. اين يك موضوع كلي است كه اگر آدم ها به آن فكر كنند، خيلي پاسخ ها را مي گيرند.
آقاي ميركريمي (كارگردان) گفته اند كه «طاهره» مي ماند تا مقاومت كند.
حرف ايشان هم مي تواند درست باشد. نگاه ديگر اين است كه شايد تا آخر عمرش بماند. اما اين بحران روزهاي ديگر سر باز مي كند. بحراني كه تماشاگر مي بيند بحراني نيست كه فروكش كند.
دست كم بحران روحي «طاهره»، مي تواند دو دليل داشته باشد. يكي تحمل رنج زندگي شهري و فضاي صنعت زده و ديگر اين كه او عضو يك خانواده در حال فروپاشي است. شما سهم هر يك از اين مولفه ها را در فيلم تا چه حد مي دانيد؟
فكر مي كنم سهم يكساني دارند. بي ترديد «طاهره» پيشينه اي شهرستاني دارد. معمولا آدم هايي كه اصيل اند، اين ريشه ها و خاطره ها در درونشان نهادينه مي شود. البته گذشته را چون باري با خودشان به دوش مي كشند. «طاهره» در سكانسي از فيلم از دوران كودكي اش مي گويد. اين جور آدم ها دلشان براي گذشته شان تنگ مي شود. «طاهره» به دليل روحيه اي لطيف، درون فضاي شهري و ميان غبارها و آپارتمان ها گم مي شود.ساختمان ها هيچ فضايي، براي نفس كشيدن او باقي نگذاشته اند. ماهواره ها نشان بلبشو هستند. چون بخشي از نماي ماهواره ها، ناآرامي و اغتشاش را براي تماشاگر تداعي مي كند.«طاهره» احساس مي كند پر از استعداد و توانايي بوده است. اما با اين وجود انگار به نقطه اي رسيده كه براي همه چيز دير شده است. در صورتي كه من فكر مي كنم، هرگز دير نشده است. چون مثلا «كانت» كه يكي از بزرگ ترين فيلسوفان جهان است، در ٦٠ سالگي آراي فلسفي خودش را مي نويسد. ما نبايد سن تقويمي مشخصي را، براي رسيدن به آرزوهايمان تعيين كنيم.يك بخش از اين قضيه هم به سبب بزرگ شدن بچه هاست. در اثر گذر زمان، آن ها ديگر بچه هاي ديروز نيستند كه به مادر وابسته باشند. بچه ها مسير استقلال را طي كرده اند. اما مادر به يك باره متوجه اين موضوع مي شود كه بچه ها ديگر به او نيازي ندارند. در حالي كه مادر به اين نيازمندي، نيازمند است. «امير» كه همسر «طاهره» است، به او بي توجهي مي كند. اما او هم تقصيري ندارد. چون روز مهمي را در پيش دارد و بايد در يك مسابقه مهم، پيروز شود. به نظر من در دنياي امروز كه ما دچار بحران نابه سامان تنهايي و ديده نشدن و نديدن شده ايم، بايد نگاه ها و توجه مان را نسبت به هم بيشتر كنيم.
به نظر شما «طاهره» براي فرار از زنجير روزمرگي و تكرار، چه بايد مي كرد؟
نخستين كار او اين است كه چند روزي، از خانواده اش فاصله گرفته، نگاه عميقي به خودش داشته باشد. ما اگر به خودمان نرسيم نمي توانيم به ديگران برسيم. اين نكته مهمي است. همه دنبال شناخت ديگران مي گردند. اديان، فلاسفه، نويسندگان، سينماگران و... آمدند كه آدم ها را به خودشناسي نزديك كنند. بحران «طاهره» به همين خاطر شروع شده است. او دارد خودش را پيدا مي كند. براي خودشناسي ناخودآگاه به يك بحران مي رسي. من با فاصله گرفتن از سرزمين مادري ام، اين فرصت را پيدا كردم. اين كه دوباره برگردم و سرزمينم را، بهتر لمس كنم. البته اين نسخه را، براي همه نمي پيچم.
اتفاقا شنيدم كه صحبت هاي شما در برنامه «مثلث شيشه اي» درباره بازگشتتان به ايران، بازتاب هاي زيادي داشته است. اصل ماجرا چيست؟


خيلي بامزه است كه گاردهاي عجيب و غريب نسبت به اطراف داشتم . خانواده ام مرا مي شناسند اميدوارم آنها چنين تصوري نداشته باشند . مدام به من مي گويند : كه آره حالا ايران هيچ نقصي و ايرادي نداره . فشارها ناگهان روي من شديد شد . شايد اصلا جاي عنوان كردن نداشته باشد . ولي من همه چيزم را اتفاقا عنوان مي كنم . همين باعث مي شود كه آرام بگيرم و هيچ چيز در من نماند . دل من ديشب گرفته بود .

می خواهم همه چيز را بگويم تا آرام بگيرم. من مي گويم اي انسان هاي عزيز! شما زندگي تان را بكنيد. كفش هاي خودتان را پايتان كنيد و با كفش هاي من راه نرويد.

مي گويند : اره دیگه حالا ديگه آمريكا بده . حالا ديگه كشور ديگه بده . تو كه خودت آنجا درس خواندي. من جواب دادم : اين احساس من است . براي مائده طهماسبي و فرهاد آييش هم بود كه در بهترين نقطه آمريكا كار كرده اند و برگشته اند . ما در دانشگاه آزاد مشهد در سال 70 استادي داشتيم به نام دكتر جاجرمي كه به من جمعيت شناسي درس مي داد . ايشان سال 67 از فرانسه به ايران برگشتند و در آن در طرف تربت حيدريه در باغ خلوت زندگي مي كردند . آن زمان اين آدم براي من عجيب بود . كسي كه سال هاي سال فرانسه بوده جايي كه مي گويند ، مهد تمدن و هنر و تحصيل است . او آنجا را ترك كرده است .

باور كنيد سر سيمرغ گرفتنم اين قدر اذيت نشدم . مدام مي گويند ، چرا چنين چيزي را گفتي ؟ چون من منم ، من شما نيستم . چرا بايد شكل شما باشم . شما مي توانيد اينجا نمايند . من با آمدن ناگهاني ام به ايران در سال 77 عقايدم را زندگي كردم . با اينكه اولين كار سينمايي ام يعني " سايه روشن " ناكام ماند و ديده نشد و شكست تجاري خورد . چرا بايد براي خوشايند يك عده آدم عقايد و باورهايم را تغيير دهم ؟ براي اينكه بگويند آفرين آفرين . من اين آفرين را نمي خواهم . من اين آفرين را از خودم مي خواهم . خيلي خوشحالم كه در اين برنامه شركت كردم . رو راست بگویم . نمي خواستم بروم . چون فكر مي كردم حرفي براي گفتن نداشته باشم . ديروز رفته بودم شهروند خريد كنم . يك عده زياد دور من جمع شدند و سوال پيچم كردند . من كارهاي تئاترم رد شده ، اما هيچ وقت غر نزده ام . گفته ام چرا فلان بازبين تئاتر را آورده اند كه متخصص نيست . اما هيچ وقت نگفتم كه واي اين روسري دارد مرا مي كشد. واي صف نان چقدر زياد است . بارها گفته ام كه من برگشتم كه در صف نانم بايستم . نمي گويم نسبت به شرايط هيچ اعتراضي ندارم .چرا دارم . ولي دوست دارم اين اعتراض را در مملكت مادري ام نشان بدهم . شما مي توانيد يك جور ديگر فكر كنيد . برويد فكر كنيد . چرا مي خواهيد فكرتان را به من القا كنيد . خيلي برايم عجيب است . اول دلم گرفت . بعد ديدم براي چي بايد دلم بگيرد . دل كساني بايد بگيرد كه با ميل خودشان زندگي نكردند و الان راه گريزی ندارند . خب برويد راه گريزتان را پيدا كنيد . جهان درش به روي شما باز است برويد تجربه كنيد .

من فكر مي كنم ، با برگشتنتان حرفتان را در عمل ثابت كرده ايد .



تمام شد و رفت . هر كس مخالف است مي تواند برود . در مرزهاي ما باز است . خدا را شكر مملكتي نداريم كه درها را بسته باشد . به شما دارد بي احترامي مي شود كه در آمريكا بايد ده تا انگشتتان را در جوهر بكنيد كه بتوانيد وارد شويد . من زماني كه رفتم خيلي با احترام رفتم . ببخشيد ايران جلوي چه كسي را براي رفتن گرفته است؟ همه دارند مي روند . من يك بخشي از موفقيتم را مديون آن كشور ( آمريكا ) هستم . ولي قبل از آن مديون خودم هستم .چون شايد شخص ديگري كه بيخ دل من غر مي زند ، شايد همان آدم هم اگر انجا برود شايد عمرش را به بطالت بگذراند . ولي من آنجا از شرايطم استفاده كردم .فكر مي كنم ماركز بود كه سال ها در آلوده ترين نقاط مكزيك به زندگي اش ادامه داد . سال ها در مكزيك ماند . در صورتي كه فاصله كمي تا امريكا داشت . براي نويسنده مثل ماركز اقامت در آمريكا كاري نداشت .بارها و بارها در مصاحبه هايش گفته: من دوست دارم در كشور خودم زندگي كنم .



خودتان در كدام سكانس، دلتان براي «طاهره» سوخت؟
سكانسي كه بغض «طاهره» تركيد و آن را با كسي در ميان نگذاشت، چون غربتش را با تمام وجود احساس كردم. معمولا آدم ها در مواقع بحراني تلفن را برمي دارند و دردهايشان را به يك نفر مي گويند. ولي در كل فيلم، «طاهره» اين كار را نمي كند. او آن قدر تنهاست كه فكر مي كند ممكن است تنهايي دردي به دردهايش اضافه كند. سكانس ديگر جايي است كه پسرش مي پرسد: «چرا روسري قرمزت را سرت نمي كني؟» اين لحظه براي همه تجربه مي شود. تو دوست داري خودت باشي اما آدم هايي كه تو بزرگشان كردي به تو ديكته مي كنند كه چي بپوشي و به چي فكر كني.
گفتيد از بين ٧٠٠ نفر نامزد بازي در اين نقش انتخاب شديد. فكر مي كنيد براساس چه معيارهايي انتخاب شديد؟
اين سوال را بايد نويسندگان فيلم نامه و كارگردان پاسخ دهند. فقط مي دانم تستي كه دادم، «تست بيان» نبود و بيشتر تست نگاه و چادر و روسري بود. گفتند در بين همه صورت من، هم در چادر و هم در روسري مناسب بوده است. چند فيلم كوتاه هم از من ديده بودند آن ها در پي چهره اي بودند كه لو نرفته باشد. در اين ميان من هم تجربه بازيگري داشتم و تكنيك مي دانستم و هم چهره ام لو نرفته بود.
نظر منتقدان و خبرنگاران درباره شما چه بود و بيشتر چه سوال هايي مي پرسيدند؟
اول از همه مي پرسيدند چند سال داريد. (مي خندد) من هم صادقانه مي گفتم ٣٨ سال، نقدها بيشتر درباره پايان فيلم بود كه مربوط به من نيست. خوشبختانه امسال خدا با من بود. منتقدان همه مي گفتند بازي تان خوب بوده است.
يك نفر نوشته بود كه نقطه ضعف «هنگامه قاضياني»، در لهجه تركي اش است كه بايد سعي كند بتواند فارسي هم صحبت كند!
(مي خندد) براي من هم خيلي بامزه بود. من ترك زبان نيستم. در آوردن لهجه خيلي آسان است. اما كارگردان ته لهجه و آواي تركي و آذري در صدا را مي خواست. اين آوا خيلي مشكل بود. خودم احساس مي كنم يك ته لهجه مشهدي دارم.
پس از گرفتن سيمرغ تجربه بازيگري جديدي هم داشته ايد؟
بازي در فيلم سينمايي «نيلوفر» را به پايان رساندم. در اين فيلم كه تهيه كننده اي فرانسوي به نام «سابين» دارد، با خانم «فاطمه معتمدآريا» و «رويا نونهالي» همبازي هستم و نقش «فيروزه» را بازي كردم.
نقش جديدتان شبيه به «طاهره» نيست؟
نه. اولش فكر كردم «فيروزه» همان «طاهره» است. بعد فهميدم كه «فيروزه» اصلا نقش اول نيست. مطمئن باشيد، اگر نقشي شبيه به «طاهره» پيشنهاد شود هرگز نمي پذيرم. چون «طاهره» را به صورت كامل اجرا كرده ام.
فرض كنيم قرار است «به همين سادگي٢» ساخته شود. دوست داريد چه داستاني داشته باشد؟
"" واقعا نمي دانم. دوست دارم برشي از زندگي «امير» را ببينم. خيلي روزها به اين موضوع فكر كرده ام. دوست ندارم كسي «طاهره٢» را بسازد. دوست دارم در فيلم «به همين سادگي٢» دوربين سرنوشت «امير» را دنبال كند.




منبع خبر : وبلاگ فيلم‌نگار
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه هشتم خرداد 1387 و ساعت 1:57 |
یک گفتگوی عمری با پروانه معصومي از رگبار تا نشاني
شمال زندگی می‌کنم؛ این طوری آرام‌ترم

[ وحيد سعيدي ]

وقتي با بازيگري مثل پروانه معصومي كه سال‌ها خاطره را در ذهن دارد گفت‌وگو مي‌كني ديگر همه چيز يادت مي‌رود كه اصلا قرار بود راجع به چه موضوعي حرف بزني. چون آنقدر غرق خاطرات مي‌شوي و شنيدن آنها برايت جذاب و شنيدني است، كه اصلا بي‌خيال حرف‌هايي كه از قبل به آنها فكر كرده‌ بودي، مي‌شوي. پروانه معصومي هم اتفاقا پا به پاي من مي‌آيد و خودش را به دل خاطرات مي‌سپارد. با هيجاني خاص از پدرش حرف مي‌زند كه نقش مهمي در پيشرفت او داشته است. به قول خودش يك حاجي بازاري متدين كه خيلي امروزي فكر مي‌كند. او از سينما رفتن‌هاي دوران كودكي‌اش برايمان گفت و اينكه اصلا چطور بازيگر شد، آن هم در شرايطي كه تا سن 22، 23 سالگي اصلا به آن فكر هم نمي‌كرد. از خاطرات آشنايي‌اش با بهرام بيضايي گفت و مقاومت در برابر پيشنهادهاي وسوسه‌كننده فيلم فارسي‌سازان پس از موفقيت رگبار. از همان نقطه با او همسفر شديم تا روستايي در صومعه‌سرا كه حالا او خانه اصلي‌اش را آنجا بنا كرده است. او سال‌هاست كه در روستايي در صومعه‌سراي گيلان زندگي مي‌كند. گفت‌وگوي بدي نشده ضمن اينكه حرف‌هايي از نشاني و كار با رامبد جوان هم زده شد.

• فكر مي‌كنم الان سال‌هاست كه در يكي از روستاهاي شمال زندگي مي‌كنيد.
بله، الان 14 سال است كه آنجا زندگي مي‌كنم.

• چي شد كه تصميم گرفتيد از تهران برويد و آنجا زندگي كنيد.
سال 1353 فيلم كلاغ را در شمال كار مي‌كردم، همان موقع حس كردم كه اينجا چه جاي خوبي براي زندگي كردن است.

* 14 سال پيش مي‌شود سال 73. فيلم كلاغ را هم سال 53 كار كرديد، يعني 20 سال از زماني كه حس كرديد شمال جاي خوبي براي زندگي است تا موقعي كه تصميم گرفتيد آنجا زندگي كنيد، طول كشيد.
اين تصميمي بود كه براي انجام آن بايد به يك پختگي مي‌رسيدم. تصميم كوچكي هم نبود. ضمن اينكه به خاطر پسرم كه هم كوچك بود و هم مشغول تحصيل نمي‌توانستم در آن زمان اين كار را انجام دهم.

* اما زماني كه حس كرديد كه بايد اين كار را انجام بدهيد، انجام داديد؟
دقيقا.

* دنبال چه چيزي بوديد كه رفتيد شمال؟
آرامش.

* به آن رسيديد؟
صددرصد.

* برايتان سخت نبود. به هر حال شما سال‌ها در شهري مثل تهران زندگي كرده بوديد.
اينها بستگي به روحيات آدم دارد. وقتي برخي از دوستان از من راجع به زندگي در شمال مي‌پرسند مي‌گويم بايد ببينيد مي‌توانيد آنجا زندگي كنيد يا نه.

* مثلا شما با اين مسئله كه معاشرت‌هايتان محدود مي‌شود، كاملا كنار آمده بوديد؟
من كلا آدم معاشرتي و شلوغي نبودم. آن زمان هم كه در تهران زندگي مي‌كردم زياد رفت و آمد نداشتم. بيشتر در خانه بودم و سرگرم زندگي و كار و رفت و آمد خيلي محدودي داشتم.

* طبعا جايي كه در شمال براي زندگي انتخاب كرديد، يك جاي دنج و خلوت در گوشه و كنار يك روستا بايد باشد.
جايي كه من زندگي مي‌كنم از روستا هم كوچكتر است و با نزديكترين روستا چند كيلومتري فاصله دارد.

* راستي پسرتان هم با شما زندگي مي‌كند؟
بله، الان مهندس معماري است و خانه‌ام در شمال را او مطابق با سليقه خودم ساخته است.

* با توجه به اينكه از روستا و شهر فاصله داريد مايحتاج زندگي‌تان را خودتان تامين مي‌كنيد؟
نه، من آنقدر هم اهل كار خانه نيستم.

* آنجا بيشتر چه كاري انجام مي‌دهيد؟
گل و گياه زياد پرورش مي‌دهم. خيلي از آنها هم خيلي ناياب و كمياب هستند.

* آنها را از كجا تهيه كرديد؟
از همه جاي دنيا.

* پس وقتي براي كار به تهران مي‌آييد دلتان حسابي براي گل و گياه‌ها تنگ مي‌شود؟
بيشتر دلم براي پسرم تنگ مي‌شود تا گل و گياه‌ها، اما يك مقداري براي آنها هم دلتنگي مي‌كنم به هر حال قسمتي از زندگي‌ام هستند.

* اگر موافق باشيد مي‌خواهم از همين شمال كه هستيم آرام‌آرام راهمان را كج كنيم برويم يك جاي تقريبا دور. مثلا به دوران كودكي. موافقيد؟
بله.

* بچه كه بوديد سينما مي‌رفتيد؟
خيلي كم.

* چرا؟
خانواده من، يك خانواده مذهبي بود به خاطر همين رابطه ما با سينما خيلي كم بود.

* اما با اين حال شما را سينما مي‌بردند.
خيلي كم.

* با چه كسي سينما مي‌رفتيد؟
با مادرم. خاطرم هست آن زمان خانه‌مان نزديك سينما ديانا بود همين سينما سپيده فعلي. مادرم ما را آنجا مي‌برد كه فيلم ببينيم.

* هر چند وقت يك بار اين اتفاق مي‌افتاد؟
خيلي گاه به گاه سينما مي‌رفتيم.

* مادرتان از كجا مي‌دانست كه اين فيلم‌ها متناسب با سن و سال شماست؟
گفتم خيلي كم سينما مي‌رفتيم. يادم هست يكبار رفته بوديم سينما يك ربع از فيلم نگذشته بود كه مادرم دست من و خواهرم را گرفت و از سينما بيرون آورد و گفت اين فيلم به درد ما نمي‌خورد.

* فيلم ايراني بود يا خارجي؟ يادتان هست؟
ايراني بود.

* اسمش را هم به خاطر داريد.
دقيقا اسمش در خاطرم مانده، اما بگذريم.

* پدرتان با اين سينما رفتن‌هاي شما مخالف نبود؟
نه، پدرم خيلي متدين بود؛ اما خيلي مدرن و امروزي فكر مي‌كرد. مثلا الآن سال‌ها به من اجازه داد كه براي ادامه تحصيل به خارج از كشور بروم.

* يعني يك كار خلاف عادت آن زمان انجام داد؟
اصلا غير قابل باور است كه مثلا در آن سال‌ها يك حاج آقاي متدين كه اتفاقا آدم بسيار شناخته شده‌اي هم هست به دخترش اجازه بدهد كه براي تحصيل به خارج از كشور برود.

* آن زمان كه مي‌خواستيد به خارج از كشور برويد به بازيگري فكر مي‌كرديد؟
نه. تا زماني كه در فيلم رگبار بازي كردم، اصلا به سينما فكر نمي‌كردم. دائم سرم تو كتاب و دفتر و درس خواندن بود.

* براي ادامه تحصيل به چه كشوري رفتيد؟
آلمان.

* در چه رشته‌اي تحصيل كرديد؟
مترجمي زبان انگليسي، آلماني و فرانسه.

* چه زماني برگشتيد؟
سال 50 بود كه برگشتم. 23، 24 سالم بود.

* بعد كه برگشتيد، در همين زمينه مترجمي مشغول به كار شديد؟
بله، در يك شركت تجاري در زمينه مديريت و مترجمي مشغول به كار شدم.

* پس چرا كار مترجمي را ادامه نداديد؟
وقتي وارد بازار كار شدم متوجه شدم كه چرا آن زمان مي‌گفتند زن نبايد بيرون از خانه كار كند. واقعاً آن سال‌ها مشكلاتي در سر راه خانم‌ها براي كار در ادارات وجود داشت كه من ترجيح دادم، ديگر كار نكنم.

*يعني خانه‌نشين شديد؟
بله، ترجيح دادم در خانه بمانم و سرم را با بچه‌ام گرم كنم.

* راستي چه زماني ازدواج كرديد؟
همان سال‌ها كه در خارج از كشور بودم، با آقاي معصومي ازدواج كردم.

* خب اين خانه‌نشيني براي زني كه سال‌ها براي ادامه تحصيل به خارج از كشور رفته بود، سخت نبود؟
بيش از اينكه من نگران اين وضعيت باشم، همسرم نگران بود كه مبادا من به اين خاطر دچار افسردگي بشوم.

* و اين خانه‌نشيني چطور منجر به حضور شما در بازيگري شد؟
يك روز در خانه مشغول كارهاي خودم بودم كه همسرم با من تماس گرفت و گفت به دفترش كه نزديك منزلمان بود، بروم. آنجا كه رفتم ديدم احمدرضا احمدي و بهرام بيضايي در دفتر نشسته‌اند.

* آنها را مي‌شناختيد يا بعدها متوجه شديد كه احمدرضا احمدي و بهرام بيضايي هستند؟
آقاي احمدي كه از دوستان خانوادگي ما بود؛ اما آقاي بيضايي را بعد از معرفي‌شان شناختم.

* اينجا بود كه پيشنهاد فيلم رگبار به شما داده شد؟
بله، آنجا آقاي احمدي خلاصه‌اي از داستان فيلم را برايم تعريف كرد كه اصلا چيزي از آن متوجه نشدم، به همين دليل آقاي بيضايي فيلمنامه‌اي به من دادند كه آن را بخوانم و با قصه آشنا شوم.

* اما قبل از آن هم تجربه بازي داشتيد؛ اگر اشتباه نكنم در فيلم «بي‌تا».
آنجا نقشم خيلي كم بود، به همين خاطر آن را جزو كارهايم حساب نمي‌كنم.

* براي بازي در رگبار دستمزد هم گرفتيد؟
بله، وقتي قرار شد در فيلم رگبار بازي كنم، رقمي را به عنوان دستمزد گرفتم كه آقاي بيضايي تعجب كرد.

* برخوردشان چطور بود؟
تعجب كرد، گفت مي‌داني اين دستمزد را كدام بازيگران مي‌گيرند كه من گفتم نه اصلا نمي‌دانم، ولي اگر اين دستمزد را نگيرم، بازي نمي‌كنم.

* اين رقم را بر چه مبنايي گفتيد؟
همين‌طوري يك رقمي گفتم.

* از شما تست هم گرفتند؟
بله، وقتي به توافق اوليه رسيديم، فردا يا پس‌فرداي همان‌روز قرار تست گذاشتيم و گفت اگر تست موفقيت‌آميزي بود با همين رقمي كه گفتي قراردادت را تنظيم مي‌كنم.

* خاطرتان هست چه تستي از شما گرفتند؟
يك سكانس مشكل از «رگبار» را گفتند جلوي دوربين بازي كنم.

* كدام سكانس؟
همان سكانسي كه وارد دفتر مي‌شوم و آقاي فني زاده را به جاي مدير مدرسه اشتباه مي‌گيرم وقتي اين سكانس را بازي كردم، آقاي بيضايي گفت كه فردا بيايم تا قرارداد ببندم.

* با همان رقمي كه گفتيد قرارداد بستند؟
بله، طبق قولشان با همان دستمزد قرارداد بستند.

* وقتي رگبار را كار كرديد فكر مي‌كرديد اين مسير ادامه پيدا كند؟
اصلا تو اين فكر نبودم، واقعا به تنها چيزي كه فكر نمي‌كردم اين بود كه بازيگري را ادامه بدهم.

* اگر بازيگري برايتان جذابيت نداشت، چرا بازي در «رگبار» را قبول كرديد؟
به خاطر همسرم كه خيلي نگرانم بود بازي در اين فيلم را قبول كردم و باور كنيد اصلا به ادامه مسير فكر نمي‌كردم.

* بعد از موفقيت «رگبار» چطور، باز هم به ادامه مسير فكر نكرديد؟
چرا، وقتي فيلم در جشنواره بين‌المللي تهران با موفقيت روبه‌رو شد و قشر روشنفكر روي آن مانور دادند من حس كردم كه مي‌توان اين كار را ادامه داد، يعني بازيگر بود، اما بازيگر خوب كه كسي از حضورش احساس سرافكندگي نكند.

* اين مسئله يعني حضورتان در عرصه بازيگري كه روي رابطه شما با پدرتان تاثير منفي نگذاشت؟
نه؛ اما خانواده پدرم كه كرد هم هستند، نسبت به اين مسئله واكنش نشان دادند. آنها نامه‌اي به پدرم نوشتند و گفتند كه اگر تو نمي‌تواني جلوي دخترت را بگيري خودمان بياييم اين كار را انجام بدهيم. بعد هم كه از اين مسئله ناراحت شده بود خيلي قاطعانه به آنها گفت كه او ديگر مستقل شده و شوهر كرده و او برايش تصميم مي‌گيرد. بعد به من گفت اصلا از اين مسئله ناراحت نشد، كارت را با جديت ادامه بده، هيچ‌كس قرار نيست از تو ايراد بگيرد. فقط سعي كن مرا سرافكنده نكني.

* بعد از رگبار باز هم پيشنهاد سينمايي داشتيد؟
خيلي زياد. اتفاقاً در آن سال‌ها براي بازي در يك فيلم‌فارسي مطرح كه توسط كمپاني شناخته شده‌اي هم توليد مي‌شد به من پيشنهاد دادند. بازيگر نقش مقابلم هم ستاره آن سال‌هاي سينماي ايران بود.

* چه فيلمي بود؟
نمي‌خواهم نام فيلم را بگويم. بهتر است ناگفته بماند.

* حالا چرا قبول نكرديد؟
دوست نداشتم. البته رقم خيلي بالايي هم به من پيشنهاد دادند، اما قبول نكردم.

* رقم پيشنهادي آنها چقدر بود؟
سال 53 بود كه رقمي حدود 150 هزار تومان به من پيشنهاد دادند. با اين پول آن زمان مي‌شد سه تا خانه ويلايي خريد.

* واقعاً وسوسه نشديد؟
نه، آنها خيلي اصرار كردند و حتي حاضر شدند، رقم را هم بالاتر ببرند.

* باز هم وسوسه نشديد؟
وقتي اصرار آنها را ديدم گفتم فيلمنامه را برايم بفرستند. آنها گفتند فيلمنامه چيه، ما همان جا سكانس‌ها را روي كاغذي مي‌نويسيم و مي‌دهيم دست بازيگرها. من هم گفتم شما هم برويد سراغ بازيگري كه بتواند با شما اين شكلي كار كند.

* واقعا دليل مقاومتتان چه بود خب سينماي قبل از انقلاب همين بود.
من پيش خودم قرار گذاشته بودم كه بازيگر بمانم، اما پدرم از اينكه اين كار را انتخاب كرده بودم احساس شرمندگي نكند و خانواده‌ام هم مرا طرد نكنند. پس حس كردم مي‌توانم بمانم و بازيگر خوبي هم باشم.

* پس با اين حساب براي بازي در فيلم بعدي آقاي بيضايي يعني غريبه و مه دستمزد بالايي گرفتيد؟
نه اتفاقاً چون در اين فيلم برايم خود اثر مهم بود و به مسائل مالي زياد فكر نمي‌كردم؛ ضمن اينكه وقتي ما اين كار را در شمال كليد زديم، آب‌وهواي نامساعد آنجا شرايطي را موجب شد تا كار بيش از اندازه طولاني شود و به خاطر همين مسئله هم در طول پروژه يكي دو بار قراردادها تجديد شد.

* زماني كه غريبه و مه را كار مي‌كرديد، بازيگري برايتان جدي شد؟
نه به هيچ‌وجه؛ فقط هدف شد. حتي الانم هم هنوز برايم هدف است. هدفي كه بتوانم به عنوان يك زن ثابت كنم اول خانواده و بعد كار. باور كنيد بعد از اين همه سال هنوز خودم را حرفه‌اي نمي‌دانم و هنوز نگفته‌ام حرفه اصلي من سينماست؛ چرا كه معتقدم حرفه اصلي من به عنوان يك زن در وهله اول مادر بودن است.

* يعني هيچ‌وقت بازيگري را جدي نگرفتيد؟
چرا به عنوان يك بازيگر هميشه كارم را جدي مي‌گيرم و سعي مي‌كنم هر وقت كه جلوي دوربين مي‌روم به بهترين شكل ممكن كارم را انجام دهم.

* انجام دادن كار به بهترين شكل ممكن نيازمند ابزار لازم است. يكي از ابزارهاي بازيگري در كنار تجربه، داشتن اطلاعات آكادميك است، يعني دانستن فن بازيگري، هيچ‌وقت فكر نكرديد كه نيازمند آن هستيد؟
اتفاقاً بعد از بازي در فيلم كلاغ به فرانسه رفتم و يك دوره فشرده بازيگري را پشت سر گذاشتم و سال 58 به ايران آمدم.

* شما زماني به اين ابزار دست پيدا كرديد كه، شرايط سينما كاملاً دگرگون شده بود، اينطور به نظر مي‌رسيد كه انگار براي بازيگران زن همه چيز تمام شده است.
اتفاقاً پس از انقلاب انگيزه من براي كار دوچندان شد. در آن سال‌ها من درپي اثبات زن در سينماي ايران بودم. چراكه در فيلم‌هاي اوليه سال‌هاي ابتدايي انقلاب زن‌ها خيلي منفعل و در حاشيه بودند؛ اما با فيلم «راه دوم» اين مسير عوض شد و زن در قصه نقش محوري پيدا كرد.

* اما اين اتفاق با گل‌هاي داودي ساخته رسول صدرعاملي بيشتر نمايان شد؟
آن زمان وقتي قصه را خواندم، خيلي لذت بردم. جالب است بدانيد كه من در اين فيلم براي اولين بار در نقش مادر بازي مي‌كردم، نقشي كه بالاتر از سن واقعي‌ام بود.

* و اين نقش مادر سال‌ها با شما ماند.
همين است ديگر، در سينماي ايران وقتي در يك نقش موفق مي‌شوي همه از تو توقع دارند كه آن نقش را بار ديگر هم بازي كني و اتفاقاً همه مادرهايي هم كه در آن سال‌ها بازي مي‌كردم همه به يك شكل پرداخت شده بود.

* البته در اين سال‌ها اتفاقاً در فيلم‌هايي كه نقش مادر را نداشتيد بيشتر درخشيديد. هرچند اين نقش‌ها كوتاه بود؛ اما كاملاً به چشم آمد. مثل شخصيت مرواريد در ناخدا خورشيد و نقشي كه در فيلم تحفه‌ها ساخته ابراهيم وحيدزاده داشتيد؟
* مرواريد ناخدا خورشيد جزء نقش‌هاي خيلي خوبي است كه من آن را بازي كرده‌ام. نقشي كوتاه؛ اما تاثيرگذار. به شكلي كه اگر او را از قصه حذف كنيد، اثر دچار مشكل مي‌شود من هميشه به دنبال نقشي هستم كه تماشاگر حضورم را حس كند.

* ما خواهيم از دهه 60 خارج شويم و وارد دهه هفتاد شويم كه آغاز كارهاي تلويزيوني شماست؟
البته درباره دهه 60 اين نكته را بگويم كه به نظر من يكي از پربارترين دهه‌هاي تاريخ سينماي ايران است. دهه پوست‌اندازي سينما و تولد كارگرداناني صاحب‌نام كه بعدها هر كدام سبك خاصي را در سينماي ايران پي‌ريزي كردند.

*اولين نقش تلويزيوني‌تان؟
نقش هاجر در سريال به يادماندني امام علي‌(ع). نقشي كه در قياس با ديگر آثار تلويزيوني‌ام تعلق خاطر بيشتري به آن دارم. اين هم جزء همان نقش‌هاي كوتاه؛ اما تاثيرگذار بود.

* ستاره‌سازي در سينما از همان اوايل دهه هفتاد شروع شد و مسير سينما تغيير كرد، قطعاً اين تغيير مسير نقش بسزايي در گرايش شما به سمت تلويزيون داشت؟
بعد از بازي در سريال امام علي‌(ع) متوجه شدم ارتباطي كه مي‌خواهم با مردم برقرار كنم از طريق تلويزيون خيلي راحت‌تر و نزديك‌تر به دست مي‌آيد، چون گوش‌هاي شنوايي براي حرف‌هايي كه زده مي‌شود، وجود دارد و از لحاظ مخاطب مثل سينما، دايره محدودي ندارد.

* و بر همين مبنا مثلاً بازي در سريال‌هايي مثل پليس جوان و دريايي‌ها را قبول كرديد؟
بله چون من هدفم را دنبال مي‌كردم. شما پليس جوان را در نظر بگيريد، زني كه به تنهايي بعد از مرگ شوهرش پسرش را بزرگ كرده و او يك پليس شده است. او زن محكم و استواري بود. در محله‌اش همه به او احترام مي‌گذاشتند و پشتوانه گرم و محكمي براي پسرش در لحظات نااميدي بود.

* در رابطه با دريايي‌ها هم معتقديد كه انتخابتان درست بوده است.
نقشي كه در دريايي‌ها داشتم هم نقش خوبي بود. زني عاشق كه عشقش را از دست داده و همچنان به ياد آن عشق استوار مانده و پسرش را بزرگ كرده و حتي زماني كه بر اثر اتفاقاتي به عشقش مي‌رسد به خاطر پسرش از آن دست مي‌كشد. اينها واقعياتي است كه مي‌تواند در زندگي هر زني وجود داشته باشد. به همين دليل بازي در اين سريال‌ها را قبول كردم.

* «نشاني» چطور، از انتخاب نقش اختر در اين مجموعه ‌راضي هستيد؟
من زماني به دعوت رامبد جوان براي بازي در نشاني پاسخ مثبت دادم، كه هم‌زمان سه كار ديگر نيز به من پيشنهاد شده بود؛ اما در ميان همه آنها بازي در سريال نشاني را قبول كردم، چرا كه نقش اختر تمايز بسياري با ديگر نقش‌هاي پيشنهادي داشت. ضمن اينكه كار كردن با رامبد جوان و گروه جوان و فعالي كه در مجموعه همكاري داشتند بسيار جذاب و مفرح بود. اگرچه براي اين سريال هر روز چيزي حدود 16 ساعت كار مي‌كرديم، اما هيچ‌ وقت با خستگي به خانه نمي‌رفتم.

* چه جذابيتي در خود داستان مجموعه ديديد؟
در دل داستان اين مجموعه يك خانواده ايراني را مي‌بينم كه چقدر صميمي هستند. انسجام خانواده يكي از موضوعات مهمي بود كه به خوبي در قصه اين سريال گنجانده شده بود. من از اين موضوع واقعا لذت بردم، زيرا مدت‌ها بود كه دل من براي ديدن چنين خانواده‌هايي تنگ شده بود. چرا كه در اين سال در سريال‌هاي ما از خانواده سنتي تصويري ترسيم شده كه ناخودآگاه موضوع دخالت و عدم استقلال را به ذهن مخاطب متبادر مي‌سازد، اما ما در اين مجموعه خانواده‌اي سنتي را مي‌بينيم كه با گرمي خاص دور هم مي‌نشينند و منسجم هستند. بدون آنكه در كار يكديگر دخالت كنند.

* كار با رامبد جوان.
خيلي خوب بود. او شناخت خوبي از كارش و طنز داشت و به خواسته‌هايي كه داشت واقف بود.

* و كار آماده پخش.
سريال حضرت يوسف (ع) را براي پخش آماده دارم كه قرار است تابستان امسال روي آنتن برود نقش كوتاه؛ اما خوبي دارم.

منبع: همشهري امارات عربي متحده



+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه هشتم خرداد 1387 و ساعت 1:38 |
پرسش‌های خوانندگان تایمز از : جورج کلونی

[ ترجمه : صوفیا نصرالهی ]

جورج کلونی هنرپیشه جذاب و دلربای هالیوود است اما در عین حال یک فعال سیاسی بحران دارفور هم به شمار می‌رود. این‌ها پرسش‌های مردم از مردی است که می‌داند چگونه متفاوت به نظر برسد.

• تصور نمی‌کنید که فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی ستاره‌ها تکراری و کلیشه شده است؟ (دیوید باری - استرالیا)
جورج کلونی : قطعا اگر شما به چیزی اعتقاد نداشته باشید، نمی‌خواهید در مقام سخنگوی آن عمل کنید چون در این صورت ممکن است به اصل موضوع آسیب بزنید. از من خواسته شد به گروه‌های حامیان محیط زیست کمک کنم. من از هواداران بزرگ پاک‌سازی محیط زیست هستم. خودم دو ماشین دارم که به جای سوخت با الکتریسیته کار می‌کنند. اما یک نقطه ضعف بزرگ هم دارم که با هواپیماهای خصوصی پرواز می‌کنم. به هر حال من حاضرم همه مفسران احمقی را که معتقدند ستاره‌ها برای بحث درباره دارفور آدم‌های مناسبی نیستند، با روی باز بپذیرم. چون من آن‌جا بوده‌ام و افراد درگیر در ماجرا را دیده‌ام و به شما ضمانت می‌دهم که هیچ مفسری آن‌ها را ندیده است.

• بعد از همه فعالیت‌ها و پشتیبانی‌هایی که برای کمک به دارفور انجام داده اید، فکر می‌کنید چرا شرایط آن‌ها بهتر نشده است؟ (آنتوانت ورمیلی – سوییس)
ج.ک :رییس‌جمهور سودان، عمر البشیر، هیچ حرکت مشوقانه‌ای نکرد تا کار ادامه پیدا کند. و چون ما با سودان داد و ستد تجاری نداریم، نمی‌توانیم بدون داشتن اجازه‌های رسمی حرکت خاصی انجام دهیم. البشیر هم می‌تواند هر حرکت صلح‌طلبانه‌ای را در قالب هجوم غرب به یک کشور مسلمان دیگر در نظر بگیرد. در نتیجه افرادی مانند چینی‌ها، که با سودان معاملات تجاری انجام می‌دهند، مجبور هستند چنین برخورد کنند: "ما دیگر با شما سودانی‌ها معامله نمی‌کنیم. و شما مجبورید همان نفت را بخورید!" این همان چیزی است که باعث شده شرایط حاضر چنین باشد.

• پس از مرگ پرنسس دایانا، درباره پاپاراتزی‌ها صحبت کردید. شما در مورد اخبار رفتارهای غیرقابل کنترل و بعضا وحشیانه‌ی ستاره‌ها در حال حاضر چه کسی را بیشتر مقصر می‌دانید؟ (استفانی گیلمور – اکالا)
ج.ک : پدر من دبیر بخش خبر بود. من از اولین افراد اصلاح‌طلب هستم. در بیانیه بعد از مرگ پرنسس دایانا هم گفتم که تنها چیزی که بدتر از عکاسان بی‌وجدان غیر قابل کنترل می‌تواند باشد این است که آن‌ها را محدود کنیم. شما نمی‌توانید آزادی سخن یا مطبوعات را محدود کنید حتی اگر رنج‌آور یا پست باشند.

• چگونه فلج شدن در دوره‌ای آن‌چنان روی شما تاثیر گذاشت که انسانی بشوید که امروز هستید؟ (اسپنسر نواجر – یوتا)
ج.ک : دانش‌آموز اولین سال دبیرستان بودن دوره‌ی بسیار دشواری است برای این که نصف صورتت فلج شود اما برای من کمک بزرگی بود تا از نظر شخصیتی تکامل پیدا کنم. تو مجبور می‌شوی خودت را دست بیاندازی وگرنه زندگی برایت خیلی سخت خواهد شد.

• آیا وقتی درباره کیفیت فیلمنامه "سیزده یار اوشن" صحبت می‌کردید، جدی بودید؟ (رینا اچاوز – لس آنجلس)
ج.ک : به استثنای پدر خوانده: قسمت دوم، اولین قسمت همه فیلم‌های مانند یازده یار اوشن بهترین آن‌ها هستند و ادامه‌ی آن‌ها معمولا آن‌قدر افت می‌کند تا زمانی که با چیزی در مایه‌های Jaws 5 تمامش می‌کنید. "اوشن:دوازده" چیزی در حد یک توقف بود که ما نمی‌خواستیم دوباره به آن برگردیم. ما یک ضربه دیگر در اوشن می‌خواستیم. سیزده به مراتب بهتر بود.

• شما یک بار گفتید که پل نیومن نمونه‌ای است از کسانی که زندگی هنری طولانی مدتی دارند و بازیگران کمی می‌توانند به آن دست یابند. آینده برای شما چه در پیش دارد؟ (اد فلاد – هاورتون)
ج.ک : بیشتر بازیگران مدتی چنین طولانی در معرض توجه نخواهند بود پس راه حل این است که روی نویسندگی و کارگردانی متمرکز شوند. امیدم این است که هر چه زمان پیش می‌رود و مردم کمتر و کمتر تمایل خواهند داشت که مرا روی پرده سینما ببینند. (چیزی که برای هر کسی اتفاق می‌افتد)، من باید بتوانم بیشتر کارگردانی کنم.

• آیا تصمیم دارید که روزی برای پست ریاست‌جمهوری پا پیش بگذارید؟ (امیلی مارکوندز اسکات – کلیف)
ج.ک : نه. به عنوان یک نماینده می‌توانم کنار بکشم و منتظر بمانم و نگران انتقادها و تذکرهای رای‌دهندگانم نباشم که کمکم کردند تا انتخاب شوم. من آن زنجیرهای محدود‌کننده را نمی‌خواهم.

• آیا شما با میشل فایفر و نیکول کیدمن سر ده هزار دلار شرط بستید که تا 40 سالگی مجرد می‌مانید؟ (جرمی سالمون – بینگهامتون)
ج.ک : بله و شرط را بردم. آن‌ها هم پول را دادند. وقتی نیکول چک را برای من فرستاد، آن را برگرداندم و گفتم که آن را برای یک سازمان خیریه بفرستد.

• با توجه به تصادف اخیر شما، آیا موتورسیکلت را کنار می‌گذارید؟ (تایلا راسل – واشنگتن)
ج.ک : نه. من وقتی در خانه‌ام در لس‌آنجلس هستم موتورسواری می‌کنم. آن‌جا موتور وسیله اصلی تردد من است. من 30 سال موتورسواری کرده‌ام و سه تصادف هم در این مدت داشتم که خیلی عجیب نیست. من به موتورسواری ادامه می‌دهم.

• از شنیدن خبر مرگ توله خوک‌تان، ماکس، خیلی ناراحت شدم. تصمیم ندارید یک خوک جدید بخرید؟!!!!!!!!! (جکی کول – لافایت)
ج.ک : نه در زندگی من فقط همان یکی بود. (می‌خندد) ولی کارهای کثیف خوکی زیادی انجام داده‌ام!

• شما سال‌های زیادی را به عنوان یک بازیگر در جدال گذراندید. آن سال‌ها برای شما چه طور بودند؟ (لارس تانر – فیلادلفیا)
ج.ک : من برای آن سال‌ها اعتبار خیلی زیادی قایل نیستم. این‌گونه نبود که من 15 سال سر میزها خدمت کنم. تنها سه سال بود که من مجبور به مبارزه سخت شدم. وقتی به لس آنجلس نقل مکان کردم، کارهای ساختمانی سختی می‌کردم تا پول نقد به دست آورم و با دوچرخه به محل فیلمبرداری که دو-سه مایل دورتر بود می‌رفتم. اما از آن زمان زندگی کردن را شروع کردم. وقتی زندگی‌تان را به عنوان یک بازیگر می‌گذرانید باید با احتمالات زیادی دست و پنجه نرم کنید- گرچه من به عنوان یک بازیگر هم کارهای تلویزیونی خیلی بدی را انجام دادم.

• آیا وقتی نقش دکتر داگ راس را پذیرفتید، فکر می‌کردید ER چنین موفقیتی به دست آورد؟ و حاضرید دوباره این نقش مکمل را بپذیرید؟ (دان کارپنتر – لندن)
ج.ک : می‌دانستم که شوی خیلی خوبی است. در ابتدا جمعه‌ها ساعت 10صبح پخش داشتیم و وقتی فهمیدم که قرار است برنامه به پنج شنبه شب‌ها بیفتد، نگاهی به همکارانم انداختم و گفتم که نقش من از حالا به موفقیت می‌رسد. وقتی از شیکاگو هوپ جلو زدیم، که هیچ کس فکرش را هم نمی‌کرد، می‌دانستم که دیگر وضعیت کاملا متفاوت می‌شود. اما نه، دیگر به آن نقش بر نمی‌گردم. فکر می‌کنم دیگر نظرها را جلب نکند.

• شما از کدام یک از کاندیداهای ریاست جمهوری ایالات متحده حمایت می‌کنید؟ (اسلون میلز – لیچ فیلد)
ج.ک : باراک اوباما. او دوست خوب من است و من برای انتخاب شدنش هزینه می‌کنم.

• به عنوان فردی از خاورمیانه، خوشحالم که در فیلم‌های شما مانند سیریانا و سه پادشاه از اعراب به عنوان چهره‌های جنگ‌طلب و آتش‌افروز یاد نمی‌شود. آیا شما فکر نمی‌کنید که آمریکا در خاورمیانه فقط به دنبال حفظ منافع خود است؟ (احمد عباس- مصر)
ج.ک : بیشتر کشورها در هر امری که مداخله می‌کنند به خاطر حفظ منافع‌شان است. خیلی ایده‌آلانه است اگر بخواهیم فکر کنیم که از روی خوش‌قلبی مرتکب این اعمال می‌شوند.

• اگر قرار باشد در زندگی عادی یکی از شخصیت‌های فیلم‌های‌تان باشید، کدام یک را انتخاب می‌کنید؟ (رایان فلمینگ- باتاویا)
ج.ک : من در طی سال‌ها نقش احمق‌های زیادی را بازی کرده‌ام. احتمالا دنی اوشن را انتخاب می‌کنم. او با جولیا رابرتز ازدواج می‌کند. کارش را خوب انجام می‌دهد و دوستان خیلی خوبی هم دارد.

• دوباره انتخاب شدن‌تان را به عنوان خوش‌تیپ‌ترین مرد سال تبریک می‌گویم. به نظرتان امسال این جایزه نصیب چه کسی می‌شود؟ (برنادت چروتو- فیرفیلد)
ج.ک : ما برنامه‌ای برای مت دیمون داریم. با موفقیت بورن و اوشن، فکر می‌کنیم امسال سال او باشد. امیدواریم بالاخره قبل از این‌که خیلی پیر شود برنده شود. آن‌جا مردان خوش‌تیپ زیادی هستند البته برای من همیشه اول براد پیت است.

• چه کسی برنده دعوا خواهد شد، جیسن بورن یا تیم دنی اوشن؟(دن موریس- کنکورد)
ج.ک : متاسفانه جیسن بورن. او در برابر همه پیروز می‌شود ولی بتمن( کلونی سال 1997 نقش بتمن را ایفا کرد) پشتش را به خاک می‌مالد.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه هشتم خرداد 1387 و ساعت 1:32 |
"مارادونا" در تهران
ْ"مارادونا" در تهران


سينماي ما - فيلم مستند بلند "مارادونا" ساخته كارگردان مشهور بوسنيايي "امير كاستاريكا" كه نمايش آن در بخش رسمي جشنواره كن 2008، مورد توجه و استقبال منتقدان سينما و عموم تماشاگران قرارگرفت، در جشنواره بين‌المللي «سينما حقيقت» نيز روي پرده خواهدرفت. در ديدار نماينده اين «مركز» در بازارفيلم جشنواره كن با مسئولين شركت پخش‌كننده فيلم «مارادونا»[شركت وايلدبانچ] مقرر شد تا اين مستند بلند «امير كاستاريكا» در دومين جشنواره بين‌المللي فيلم مستند ايران: سينما حقيقت نيز به نمايش درآيد.
برپايه اين گزارش، مذاكره به منظور ارائه‌ فيلم مستند «تايسون» ساخته «جيمز توباك» به جشنواره بين‌المللي سينما حقيقت نيز بعمل آمده تا اين فيلم مستند بلند كه درباره بوكسور مشهور و سياهپوست آمريكايي بوده و در بخش «نوعي نگاه» جشنواره كن 2008 نيز برنده جايزه شده، در «جشنواره سينماحقيقت» هم روي پرده برود.
دومين جشنواره بين‌المللي فيلم مستند ايران: سينما حقيقت، طي روزهاي 23 تا 27 مهرماه 1387 و با همكاري و مشاركت سازمان‌ها و ارگان‌هاي مختلف، در تهران برگزار خواهدشد.




منبع خبر : فارس
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه هشتم خرداد 1387 و ساعت 1:1 |
با بازی خسرو شکیبایی و نسرین مقانلو
تله فیلم «پیوند» روز مادر پخش می شود
تهران- خبرگزاری ایسکانیوز: فیلم تلویزیونی «پیوند» سعید عالم‌زاده همزمان با روز مادر سه شنبه 4 تیرماه از شبکه دو سیما پخش خواهد شد.
به گزارش روز چهارشنبه گروه فرهنگی هنری باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران" ایسکانیوز"، داستان تله ‌فیلم «پیوند» که محمد هادی کریمی آنرا نوشته است حکایت جدالی میان مرگ و زندگی است. در میان مصیبتی بس شگرف اینک او بر سر دوراهی است تا چگونه مصیبت تلخش را به شیرینی بدل سازد.
در این فیلم تلویزیونی خسرو شکیبایی در نقش اصلی این تله‌فیلم با نام آقای شکوری که مددکار اجتماعی است بازی دارد. نسرین مقانلو نقش زنی را بازی دارد که اتفاقاتی که در داستان بازگو می‌شود شاکی است. کوروش تهامی و علی‌محمد زند در نقش دو دوست به نام‌های علی و حمید بازی دارند.
نفیسه روشن، نادیا دلدارگلچین و ترلان پروانه از دیگر بازیگران اصلی فیلم تلویزیونی «پیوند» هستند.پیش از این از عالم‌زاده فیلم‌های تلویزیونی «هیس» و «خاندان سبیلان» را از شبکه دو سیما به تماشا نشسته‌ایم. تله‌فیلم «پروانه در آتش» که از تولیدات گروه حماسه و دفاع شبکه اول است نیز از این کارگردان آماده پخش است.
سایرعوامل تله‌فیلم «پیوند» عبارتند از: نویسنده: دکتر محمدهادی کریمی، مدیر تصویربرداری: هوشنگ غفوری، ناظر کیفی: رحمان سیفی‌آزاد، صدابردار: امیر پرتوزاده، دستیار اول برنامه‌ریز: آلاله هاشمی، مدیر تولید: مهدی بدرلو، طراح صحنه و لباس: نازی پرتوزاده، طراح چهره‌پردازی: مهدی حبیبی‌پور، تهیه‌کننده و مجری طرح: محسن شایانفر.
«پیوند» هم اکنون در مرحله تدوین و ساخت موسیقی قرار دارد و حسین شایانفر این تله فیلم را با بازی خسرو شکیبایی، ‌نسرین مقانلو و کوروش تهامی برای شبکه دو سیما تهیه و تولید می‌کند.رضا مطهری هم‌اکنون در حال تدوین «پیوند» بوده و سعید ذهنی موسیقی آن را می‌سازد.
گزارش ایسکانیوز حاکیست،پس از فیلم سینمایی «بالاتر از خطر» تله فیلم «پیوند»دومین همکاری عالم‌زاده با محسن شایانفر به شمار می‌آید./120
خبرنگار:348
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه هفتم خرداد 1387 و ساعت 20:45 |
مارادونا در جشنواره کن به سپ بلاتر حمله کرد
تهران – خبرگزاری ایسکانیوز: دیه گو مارادونا که برای دیدن فیلمی درباره زندگی خودش به جشنواره کن رفته است "سپ بلاتر" را به داشتن شخصیتی مافیایی متهم کرد .
به گزارش روز یکشنبه گروه فرهنگی هنری باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران"ایسکانیوز" مارادونا اسطوره فوتبال آرژانتین که برای دیدن فیلم امیر کاستاریتسا درباره زندگی خودش با نام مستند "ماردونا" به "کن" رفته بود گفت : آنتونیو ماتارسه همانند سپ بلاتر، یک شخصیت مافیایی است چرا که وقتی ایتالیا در رقابت های جام جهانی 1990 به دست آرژانتین حذف شد ، بلاتر کاری کرد تا آلمان قهرمان آن جام شود .
ایتالیایی ها هم من و "کانیگیا" را متهم به دوپینگ کردند در صورتی که مصرف آسپرین طبیعی است و حتی بازیکنان ایتالیا هم آسپرین مصرف می کنند . مارادونا درپایان درباره مصرف کوکایین گفت : اگر من کوکایین مصرف نکرده بودم الان به جای پله بزرگ ترین بازیکن تاریخ فوتبال لقب می گرفتم ./166/125
خبرنگار:166
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه هفتم خرداد 1387 و ساعت 20:41 |
در فیلم "کاخ سفید" الیور استون
بازیگران نقش های رایس ، رامسفلد و دیک چنی مشخص شدند
تهران-خبرگزاری ایسکانیوز: بازیگران نقش های کاندولیزا رایس و دونالد رامسفلد و دیک چنی در فیلم "کاخ سفید " الیور استون مشخص شدند .
به گزارش روز شنبه بخش انگلیسی گروه فرهنگی هنری باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران "ایسکانیوز" به نقل از هالیوود ریپورترز؛ بر اساس این گزارَش"ریچارد دریفوس" ستاره فیلم "آرواره ها" مذاکراتی را برای بازی در فیلم "کاخ سفید" اولیور استون که قرار است نقش "دیک چنی" معاون "جورج بوش" رییس جمهور را ایفا کند، انجام داد.
"جاش برولین" و "الیزابت بنکس" تاکنون قرار دادی را برای بازی در فیلم "کاخ سفید" امضا کردند و قرار است که این دو هنرپیشه به ترتیب نقش "جورج بوش" و "لورا بوش" را ایفا کنند.
همچنین "تندی نیوتون" و "اسکات گلن" نقش "کاندولیزا رایس" و "دونالد رامسفلد" را بازی خواهند کرد.
این گزارش افزود: مراحل فیلمبرداری این فیلم پیش از این هفته در "شروپورت" آغاز شده است و قرار است که در ماه اکتبر (مهر) پخش شود و در صدر لیست پر طرفدار ترین فیلم ها قرار گیرد./120
خبرنگار:800
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه هفتم خرداد 1387 و ساعت 20:41 |
تصویر: مهران مدیری در جبهه
فارس: مهران مديري شب گذشته در برنامه «مثلث شيشه‌اي» حضور داشت و در اين برنامه با «رضا رشيد پور» مجري برنامه به گفت و گو نشست. رشيد پور مجري برنامه كه مديري را در شب سوم خرداد، سالروز آزادسازي خرمشهر، در برنامه مثلث شيشه‌اي دعوت كرده بود در اواسط اين برنامه دليل اين دعوت را در اين روز آشكار كرد. او با نشان دادن عكسي از مهران مديري در جبهه از او درباره اين عكس پرسيد و مهران مديري براي نخستين بار از حضور خود در عرصه دفاع مقدس سخن گفت. او با معرفي افراد درون عكس گفت كه اين عكس متعلق به سال 64 درشهر پاوه است در آن دوران هم مي‌جنگيديم و هم تئاتر اجرا مي كرديم . اين عكس متعلق به اتاقكي است كه پس از تمرين در آن به سنگرها مي رفتيم و بازي مي‌كرديم.

نظرات بینندگان:
به آقاي رشيدپور بگوييد ، خوب نيست كه در يك برنامه تلويزيوني، رابطه بين دو همكار ( آقايان مديري و شريفي‌نيا) را به هم بزنيد.
ما براي وصل كردن آمديم ني براي فصل كردن
اگر اين مطلب را مثل ديگر مطالبي كه برايتان فرستاده‌ام ثبت نكنيد ديگر هيچ اعلام نظري نخواهم كرد.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه هفتم خرداد 1387 و ساعت 20:37 |
«جكى جان» براى كمك به بازماندگان زلزله چين فيلم مى سازد  
Image «جكى جان»، ستاره هنگ كنگى فيلم هاى رزمى اعلام كرد، به زودى فيلمى درباره زلزله مرگ بار چين خواهد ساخت تا عوايد حاصل از فروش آن را براى بازماندگان اين فاجعه جمع آورى كند. به گزارش ايسنا، «جكى جان» كه براى حضور در فيلم هاى رزمى شهرت دارد، گفت: «اين پروژه يك تغيير لحن آشكار را نمايش خواهد داد، چراكه واقعاً تحت تأثير آن چه در چين اتفاق افتاده قرار گرفته ام.» «جكى جان» در كنفرانس خبرى در لندن با اعلام اين خبر افزود: «فردا نشستى با تعدادى از كارگردانان و فيلمنامه نويسان خواهيم داشت. مى خواهم فيلمى درباره اين زلزله بسازم، چون به موضوعات بسيارى مى توان پرداخت.» وى گفت: «هر صحنه اى را كه از اين زلزله ديده ام، گريه كرده ام.
مى خواهم اين فيلم را بسازم تا به جهانيان نشان دهم كه واقعا بايد از ارتش چين تقدير و تشكر كرد.» وى اظهار كرد، كه عوايد حاصل از فروش اين فيلم به امور خيريه مربوط به زلزله اختصاص خواهد يافت. آمارهاى رسمى تعداد كشته شدگان زلزله استان «سيچوان» چين تاكنون حاكى از مرگ ۵۵ هزار نفر است. به گزارش فرانس پرس، اين ستاره سينماى رزمى علاوه  بر اختصاص ۵/۱ ميليون دلار به بازماندگان زلزله، اعلام كرده است كه به بازسازى مدارس آسيب ديده نيز كمك خواهد كرد. «جكى جان» براى حضور در جشنواره كن و نمايش فيلم «ووشو» كه تهيه كنندگى آن را برعهده داشت، به فرانسه رفته بود.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه هفتم خرداد 1387 و ساعت 20:35 |
ارباب حلقه‌ها" بهترین فیلم تاریخ سینما شد
 
مهر: فیلم سینمایی "ارباب حلقه‌ها: یاران حلقه" به کارگردانی پیتر جکسن در نظرسنجی از 10 هزار علاقمند فیلم و سینما به عنوان بهترین فیلم تاریخ سینما انتخاب شد.

خبرگزاری ANI به نقل از روزنامه میرر انگلستان اعلام کرد "یاران حلقه" نخستین قسمت از سه‌گانه "ارباب حلقه‌ها" بر اساس رمان‌های جی. ار. ار. تولکین است که سال 2001 روی پرده سینماهای جهان رفت. سه فیلم جکسن در مجموع سه میلیارد دلار فروختند و چند جایزه اسکار هم از آن خود کردند.

رده دوم نظرسنجی پایگاه وان‌پل از 10 هزار دوستدار سینما فیلم سینمایی "رستگاری شاوشنک" به کارگردانی فرانک دارابونت رسید که سال 1994 با بازی تیم رابینز و مورگان فریمن اکران شد و گرچه تنها 28 میلیون دلار فروخت، اما جایگاه خود را به عنوان یکی از فیلم‌های ماندگار تاریخ سینما تثبیت کرد و نامزد هفت جایزه اسکار هم شد.

سومین فیلم برگزیده این فهرست "گریس" رندال کلایزر با بازی جان تراولتا و الیویا نیوتن ـ جان محصول 1978 است که نامزد بهترین موسیقی متن شد و 341 میلیون دلار در دنیا فروخت. جالب اینکه فیلم با بودجه شش میلیون دلاری تولید شده و فروش هفته اول آن در آمریکای شمالی تنها 12 میلیون دلار بود.

"ای. تی" استیون اسپیلبرگ و "جنگ‌های ستاره‌ای" جرج لوکاس هم رده‌های چهارم و پنجم این نظرسنجی را از آن خود کردند و فیلم‌های ششم تا دهم عبارتند از "دزدان دریایی کارائیب"، "زن زیبا"، "عشق حقیقی"، "پدرخوانده" و "گلادیاتور".
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه هفتم خرداد 1387 و ساعت 20:32 |
فیلم سینمایی" بازتاب "با هدف روایت زندگی کارگران ساخته می شود
تهران - خبرگزاری ایسکانیوز: فیلم سینمایی بازتاب که روایت گر زندگی کارگران در شهرهای بزرگ است از سوی عبداله با کیده برای کارگردانی بزودی در مقابل دوربین قرار می گیرد .
به گزارش روز سه شنبه باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران"ایسکانیوز"، علیرضا محمد علی مشاور وزیر و مدیرکل روابط عمومی وزارت کار و امور اجتماعی با اعلام این خبر افزود: موضوع فیلم اشاره به فراز و فرودهای زندگی کارگران و کارفرمایان در مواجهه با کار و تولید دارد .
علیرضا محمدعلی گفت: تا کنون در سینمای ایران به مقوله کار از منظر منافع ملی نگریسته نشده است . به علاوه در ادبیات و سینمای معاصر نیز همواره مقوله کارگر و کارفرما بر بستری از تضاد، ستیز تنازع به تصویر کشیده شده است .
وی افزود: این در حالی است که در دنیای واقعیت ، کارگران و کارفرمایان همواره با همدلی ، تفاهم و توجه جدی به منافع ملی داشته اند .
مدیرکل روابط عمومی وزارت کار وامور اجتماعی گفت: امیدوارم با ساخت و نمایش این فیلم ، توجه به زندگی واقعی کارگران و کارفرمایان بیش از پیش موردتوجه اهالی سینما قرار گیرد .
عبداله باکیده که پیش از این به فیلم هایی با مضمون دفاع مقدس می پرداخت ، کارگردانی این فیلم را که روایت گر زندگی کارگران است به عهده گرفته است./د/184 /187/125
خبرنگار:146
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه هفتم خرداد 1387 و ساعت 20:25 |
برندگان جوایز کن 61 اعلام شد
"کلاس" فرانسوی نخل طلای کن 61 را برد
تهران-خبرگزاری ایسکانیوز: هیئت داوران جشنواره کن 61 به ریاست "شان پن" برندگان جوایز را طی مراسم اختتامیه اعلام کردند.
به گزارش روز دوشنبه بخش انگلیسی گروه فرهنگی هنری باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران "ایسکانیوز" به نقل از سایت رسمی جشنواره کن؛ بر اساس این گزارش فیلم فرانسوی " کلاس" ساخته "لورن کانته" موفق به دریافت نخل طلایی شد.
جایزه بزرگ جشنواره به فیلم ایتالیایی "گومورا" ساخته "ماتئو گارونه" تعلق گرفت.
"نوری بیلگه جیلان" جایزه بهترین کارگردانی را برای فیلم "سه میمون"از آن خود کرد.
جایزه هیئت داوران به فیلم "ستاره" ساخته "پائولو سورنتینو" اختصاص یافت.
جایزه بهترین هنرپیشه مرد به "دل تورو" برای فیلم "چه" و جایزه بهترین هنرپیشه زن به "سندرا کورولونی دانس" برای فیلم "خط عبور" اختصاص یافت.
جایزه بهترین فیلمنامه به فیلم "سکوت لورنا" ساخته "برادران داردن" تعلق گرفت.
فیلم رومانیایی "مگاترون" ساخته "ماریان کریسان" موفق به دریافت جایزه بهترین فیلم کوتاه شد.
فیلم "گرسنگی" ساخته "استیو مک کویین" جایزه دوربین طلایی کن را از آن خود کرد.
همچنین در بخش نوعی نگاه که برندگان این بخش دیروز اعلام شده بودند "فاتح آکین" رییس بخش نوعی نگاه کن 61 جایزه بهترین فیلم را به "لاله" ساخته "سرگی دوورتسووی" کارگردان قزاقستانی اهدا کرد.
این گزارش افزود: اعضای هیئت داوران بخش نوعی نگاه کن چهار جایزه دیگر را به افراد زیر اهدا کردند: "استفان ساوایر" موفق به دریافت جایزه امید برای فیلم "سگ دیوانه جانی" و "جیمز تابک" موفق به دریافت جایزه ناک اوت برای فیلم "تایسون" شد.
جایزه هیئت داوران به فیلم "سونات توکیو" ساخته "کیوشی کوروساوا" تعلق گرفت.
همچنین "ابر 9" ساخته "آندراس درسن" موفق به دریافت جایزه ضربان قلب شد.
همچنین برندگان جوایز سینه فونداسیون که پیش از این اعلام شده بودند به قرار زیر است: فیلم "سرود " ساخته " ایلاد کیدان" جایزه اول ، "فیلم "فورباش" ساخته "کلایر برگر" جایزه دوم و فیلم کره ای "توقف" ساخته "پارک جائه اوک" و "جاده سازان" به صورت مشترک جایزه سوم را از آن خود کردند./110
خبرنگار:800
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه هفتم خرداد 1387 و ساعت 1:30 |
ویژه رحلت امام «ره»
فیلم "تاوان" به تلویزیون می آید
تهران – خبرگزاری ایسکانیوز: تله فیلم "تاوان" به تهیه کنندگی منوچهر هادی وکارگردانی رضا غفاری اعتبار روز رحلت امام(ره) از شبکه تهران پخش می شود.
به گزارش روز دو شنبه گروه فرهنگی هنری باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران"ایسکانیوز" این تله فیلم محصول گروه فیلم سریال شبکه تهران است وتولید آن از اسفند سال گذشته آغاز شده و اریبهشت امسال، تدوین آن به پایان رسیده است .
تاوان داستان زندگی دو زوج را در فضای رئالیستی به تصویر می کشد، بازیگران این تله فیلم کاظم بلوچی ،کیهان ملکی،بهناز جعفری ،شهره لرستانی و......هستند.
تاوان 14 خرداد ساعت 10/14 پخش می شود./110
خبرنگار:166
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه هفتم خرداد 1387 و ساعت 1:28 |
"ارتفاع پست" به شبکه نمایش خانگی آمد
تهران – خبرگزاری ایسکانیوز: توسط موسسه رسانه های تصویری معاونت سینمایی و در دومین مرحله از توزیع فیلم های سینمایی با قیمت ویژه در سال جاری، "ارتفاع پست" به همراه هشت فیلم خارجی در شبکه نمایش خانگی عرضه می شود.
به گزارش روز دوشنبه گروه فرهنگی هنری باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران"ایسکانیوز" و به نقل از راه فیروزه، نه فیلم ایرانی و خارجی در دومین مرحله از توزیع فیلم های سینمایی در سال جاری و با قیمت ویژه (هزار تومان) از سوی موسسه رسانه های تصویری معاونت امور سینمایی وارد شبکه نمایش خانگی کشور خواهند شد.
روابط عمومی موسسه رسانه های تصویری اعلام کرد: در این مرحله فیلم ایرانی "ارتفاع پست" به کارگردانی ابراهیم حاتمی کیا محصول سال (1380)، "الکس و اما" محصول سال (2003) و "پلیس آهنی" محصول سال (1987) آمریکا،"هفت کوتوله" محصول سال (2004) آلمان،"داداش مونا گاندی شناس می شود" محصول سال (2006)،"ساندویچ" محصول سال (2004) و "ولگرد" محصول سال (1996) هندوستان به شبکه ویدئویی راه خواهند یافت.
همچنین در این مرحله از توزیع آثار سینمایی، دو فیلم انیمیشن با نام های "بتمن و آقای فریزر"محصول سال (1997) و "خرس مهربان" محصول سال (2004) آمریکا عرضه خواهند شد./125
خبرنگار:166
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه هفتم خرداد 1387 و ساعت 1:23 |
گفت و گو با آنجلیناجولی درباره "مبادله"

عصرایران - آنجلینا جولی گفت که نمی‌تواند تصور کند که چیزی بدتر از گم کردن یک کودک وجود داشته باشد.
 
 این بازیگر شرکت کننده در فستیوال کن راجع‌به نقش اخیرش در فیلم "مبادله" (آخرین ساخته‌ کلینیت ایستوود که دیشب به نمایش جهانی درآمد) طی یک مصاحبه‌ی مطبوعاتی به همراه کارگردان گفتگو کرد.

"مبادله" بر اساس زندگی‌  واقعی‌  کریستین کالینز ( با بازی آنجلینا جولی ) که والتر پسر 9 ساله‌اش را گم کرده بود ساخته شده است.پنج ماه بعد کودکی ادعا کرد که فرزند گم شده‌ اوست، پلیس نیز برای دوباره به هم پیوستن آن دو مورد تمجید قرار گرفت. کریستین پسر را به خانه می‌برد اما هنوز متقاعد نشده است که آیا او همان والتر است یا نه.

داستان فیلم در لس آنجلس طی اواخر دهه‌ی 1920 میگذرد و باز گو می‌کند که چگونه روح مغلوب ناشدنی یک زن پلیس فاسدی را به تباهی سوق می‌دهد و سرآغاز دوران جدید مساوات طلبی را بنیان می‌گذارد.

آنجلینا جولی در گفتگوی دیروزش گفت : گم شدن یک کودک ؛ نمی‌توانم تصور کنم چیز بدتری وجود داشته باشد بخصوص که سرنوشت‌اش نیز نامشخص است.

وی که دوقلویی را نیز باردار است به صراحت بیان کرد می‌دانسته که قسمتی از وجود او در این نقش به چالش کشیده خواهد شد.

او افزود با تمام وجودش سعی کرد تا با گذاشتن خودش در چنین موقعیتی آنچه را که کریستین حس می‌کرد ، درک کند.

او گفت : من چند ماه قبل از بازی در این فیلم مادرم را از دست دادم. او در بعضی موارد بسیار مطیع بود ؛ اما وقتی مسئله‌ای برای بچه‌هایش پیش می‌آمد تبدیل به یک شیر می‌شد.

آنجلینا جولی اقرار کرد که کریستین او را به یاد مادرش می‌انداخته است و این راهی بود برای ملاقات دوباره با وی.

او که درابتدای کارش با ایستوود دچار استرس شده بود گفت وی را راهنمایی بزرگ و کامل یافتم که برای تمام اعضای گروهش  احترام زیادی قایل بود.

آنجلینا جولی افزود: هیچ وقت کارگردانی را که این چنین با احترام فرمان بدهد ، ندیده بودم.
 
ایستوود بیان کرد که موضوع قاتل سریالی در این فیلم بسیار تاثر بر انگیز بود چون به آن عنصر میل جنسی به کودکان نیز اضافه شده بود.

او گفت: برای من جرائم علیه کودکان شنیع ترین و غم‌انگیز‌ترین جرائمی هستند که وجود دارند. بی رحمی انسان‌هایی که دست به چنین جنایاتی می‌زنند نمی‌تواند مانع یکه خوردن شما از چنین طبایعی شود.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه ششم خرداد 1387 و ساعت 2:10 |
فیلم های جدید از راه رسیدند  
Image    فروش یك میلیارد تومانی «دایره زنگی» و روند خوب فروش فیلم های تازه اكران شده از مهمترین نكات فروش فیلم های تهران در هفته پایانی اردیبهشت ۸۷ است. «همخانه» دومین فیلم سینمایی مهرداد فرید پس از «آرامش در میان مردگان» است كه سال گذشته به اكران عمومی درآمد. فیلم داستان مهسا؛ دانشجوی ترم آخر شهرستانی است كه به خاطر نمره نیاوردن در یك درس ناچار است یك ترم دیگر در تهران بماند و به فكر جایی دیگر برای اقامت باشد.
بیتا سحرخیز، علیرضا اشكان، اكبر عبدی، مجید مشیری، مریم بوبانی، ارژنگ امیرفضلی و عسل بدیعی بازیگران این فیلم هستند.فیلم «همخانه» از چهارشنبه ۲۵ اردیبهشت اكران شده و پس از چهار روز نمایش در ۱۴ سینما ۰۰۰/۹۰۰/۷ تومان فروش داشته است. «قرنطینه» نخستین فیلم منوچهر هادی نیز بر اساس فیلمنامه ای از سعید دولتخانی ساخته شده است. داستان فیلم درباره دختر و پسری جوان است كه دل در گرو یكدیگر دارند، اما برای ازدواج با مشكلات بسیار رو به رو هستند. حمید گودرزی، رضا عطاران، افسانه بایگان، رضا رویگری، خاطره حاتمی و نیوشا ضیغمی در این فیلم بازی كرده اند. «قرنطینه» نیز ازچهارشنبه ۲۵ اردیبهشت در ۱۲ سینما اكران شد و موفق شد ۲۱ میلیون تومان فروش داشته باشد اما فیلم سینمایی «تلافی» ساخته سعید اسدی با فیلمنامه عباس شیرمحمدی سال ۸۶ ساخته شده این فیلم روایتگر داستان زوجی جوان است كه به اسراری جدید درباره یكدیگر پی می برند و در پی تلافی برمی آیند. حمید گودرزی، نیوشا ضیغمی، سیروس گرجستانی، مهدی امینی خواه، كیانوش گرامی، محمد شیری و احمد پورمخبر بازیگران فیلم هستند.
«تلافی» از روز چهارشنبه یازدهم اردیبهشت در سینماهای تهران اكران شده و پس از ۱۸ روز در ۲۰ سینما ۱۲۹میلیون تومان فروخته است. فیلم سینمایی «روزی كه حسنی مرد شد» به كارگردانی كیانوش و كورش دالوند از معدود فیلم های كودك و نوجوان است كه از چهارشنبه یازدهم اردیبهشت اكران شده و پس از ۱۸ روز نمایش در دو سینما نزدیك به ۳ میلیون تومان فروش داشته است.فیلم سینمایی «دایره زنگی» اولین ساخته پریسا بخت آور نیز از چهارشنبه ۲۹ اسفند اكران شده و پس از ۶۰ روز در ۱۸ سینما ۰۰۰/۶۰۰/۰۰۹/۱ تومان فروخته است. فیلم سینمایی «زن دوم» نوزدهمین ساخته سیروس الوند بر مبنای كتابی است به همین نام به قلم فرشته طائرپور و مینو كریم زاده نوشته شده این فیلم نیز پس از ۶۰ روز نمایش در هشت سینما۳۷۰میلیون تومان فروخته است. فیلم سینمایی «به همین سادگی» پنجمین ساخته رضا میركریمی نیز بر اساس فیلمنامه شادمهر راستین نوشته شده كه از چهارشنبه ۲۹ اسفند اكران شده و پس از ۶۰ روز در ۶ سینما ۱۷۰ میلیون تومان فروخته است. به نظر می رسد با پایین آمدن فیلم های نوروزی از پرده سینماها ، فیلم های جدید از رونق خوبی برخوردار باشند.   
    
  
  روزنامه ابرار 
 
 
  
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه ششم خرداد 1387 و ساعت 2:9 |
مهرماه 1387 مصادف با پنجاهمين سال پديداري تلويزيون در ايران است. اين مناسبت انگيزه را براي تدوين تاريخ تلويزيون در ايران، نقش و جايگاه آن در طول زمان در تحولات سياسي، فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي آن در 50 سال اخير دوچندان مي کند.

اين پديده تکنولوژيک و ابزار ارتباطي اندکي بيش از دو دهه پس از پيدايي نخستين تلويزيون ها در جهان وارد ايران شد. در سال 1337 شاه به پيشنهاد يک بازرگان بهايي براي ايجاد يک فرستنده تلويزيون تجاري پاسخ مثبت داد. اين خانواده بخش عمده يي از درآمد خود را از محل واردات پپسي کولا از امريکا و عرضه به بازار ايران به دست مي آوردند. مجلس وقت به اين تلويزيون- تلويزيون ايران (TVI)- اجازه فعاليت داد و تا پنج سال آن را از ماليات معاف کرد. از ديدگاه بسياري ارتباط شناسان و جامعه شناسان ارتباط جمعي اين تلويزيون به عنوان ابزاري براي مصرف گرايي تعبير مي شد به ويژه که درآمد آن از محل پخش آگهي ها بود. خانواده «ثابت پاسال» که به اين شکل انحصار تلويزيون را در دست داشتند همچنين مجوز واردات گيرنده هاي مارک RCA از امريکا را کسب کرده بودند. بخش مهمي از برنامه هاي اين کانال فيلم ها و سريال هاي امريکايي بودند که آشکار و پنهان مصرف گرايي به شيوه امريکايي (روياي امريکايي) را تبليغ مي کردند.(محل اين تلويزيون ساختمان قديمي امروز شبکه دوم سيما بود.)

تاسيس اين تلويزيون با چنين محتوايي را مي توان به عنوان بخشي از سياست ها، نقشه ها و طرح هاي امريکاييان(معروف به اصل چهار) تلقي کرد که مقدمات آن در دولت «حسين علاء» (اول فروردين 1334 تا 12 فروردين 1336) فراهم شده و در دولت دکتر منوچهر اقبال(14 فروردين 1336 تا 6 شهريور 1339) به اجرا درآمد و کساني که در اداره اصل چهار تربيت شده (به بچه هاي وارن موسوم بودند) به مناصب حساس گمارده شدند تا فرهنگ امريکايي در تمام شئون جامعه ايران- در عرصه هاي سياست، اقتصاد و فرهنگ- جريان يابد.

از سوي ديگر پس از بررسي هاي متعدد براي پرهيز از انحصار بهايي ها بر تلويزيون و استفاده از اين رسانه براي تحکيم مباني رژيم ايجاد تلويزيون ملي ايران تصويب و کار آزمايشي آن اين بار عمدتاً با تحصيلکردگان فرانسه در سال 1345 آغاز شد. تلويزيون ايران (TVI) به مالکيت آنها درآمد و به صاحب آن غرامت هاي مورد ادعايش پرداخت شد و TVI اين بار با نام شبکه دوم تلويزيون ملي ايران کارش را ادامه داد... اين تلويزيون نيز تاريخ خاص خود را دارد و نقش ها و ماموريت هاي خاص خود که در اين مقال نمي گنجد.

تاريخ تلويزيون در ايران سرشار از اتفاقات و رويدادهاي گوناگون و اثرگذار بر فرهنگ و سياست کل جامعه ايران چه پيش از دوران انقلاب اسلامي و چه پس از پيروزي انقلاب شکوهمند اسلامي است و مي توان از زواياي مختلف- چه به شکل سالشمار يا به لحاظ دوران تاريخي، چهره ها و ژانرها و گونه هاي برنامه ها و تحولات- آن را مورد بررسي قرار داد.

مي دانيم که بعضي وابستگان رژيم پهلوي در دو دهه اخير در خارج از کشور کوشيده اند با طر ح هاي موسوم به «تاريخ شفاهي ايران» با بعضي از عوامل آن رژيم گفت وگو کرده ماحصل گفت وگوها را چاپ و در واقع تاريخ را به نفع خود مصادره کنند،

بسياري از کساني که در تلويزيون ثابت کار مي کرده اند اکنون يا به سراي باقي شتافته يا به خارج از ايران رفته اند اما تعدادي از آنان در کشور حضور دارند. به ويژه يکي از معدود برنامه هاي ارزشمند آن تلويزيون تله تئاترهايي بود که از طرف اداره هنرهاي زيبا(وزارت فرهنگ و هنر بعدي) چهارشنبه شب ها به طور زنده اجرا مي شد و استاداني چون عزت الله انتظامي، جمشيد مشايخي و علي نصيريان در آن نقش آفريني مي کردند که به عنوان شهودي زنده مي توانند روايتگر بخشي از تاريخ تلويزيوني باشند و با جست وجوي سرنخ ها و فهرست ها مي توان به شهود ديگري برخورد و به تحقيقات جامع تر نيز پرداخت.

بر اين پايه تاريخ تلويزيون در ايران به دوران پيدايش- تلويزيون خصوصي، انگيزه ها و ماموريت ها، تلويزيون دولتي-، گسترش دامنه فعاليت ها به عرصه هاي ديگر، تلويزيون در دوران مبارزات ملت ايران براي تحقق جمهوري اسلامي، تلويزيون در دوران جنگ تحميلي، تلويزيون پس از دوران جنگ تحميلي، تعميق گسترش کيفي و کمي و حضور در پهنه جهاني تقسيم بندي مي شود.

*کارگردان ارشد فيلم و کارشناس توليد تلويزيون

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه ششم خرداد 1387 و ساعت 2:7 |
قاسم جعفري در روزهاي پاياني اكران «مجنون ليلي»:
«سرخ به‌رنگ زيتون» را با بازيگران لبناني در اين كشور كليد زد
«سرخ به‌رنگ زيتون» را با بازيگران لبناني در اين كشور كليد زد


سينماي ما- قاسم جعفري سريال 13 قسمتي «سرخ به‌رنگ زيتون» را با بازيگران لبناني در كشور لبنان كليد زد. قاسم انصاري مدير توليد اين پروژه اظهار داشت: تصويربرداري سريال 13 قسمتي «سرخ به‌رنگ زيتون» به‌كارگرداني قاسم جعفري در كشور لبنان آغاز شده است. وي افزود: شروع تصويربرداري به علت شرايط موجود در لبنان، حدود يك هفته به تأخير افتاد و امروز، تصويربرداري اين سريال بعد از يك هفته وقفه شروع شد.
«انصاري» گفت: اين سريال 15 الي 20 بازيگر اصلي دارد و تمام بازيگران «سرخ به‌رنگ زيتون» لبناني هستند. ضمن اين كه سريال به زبان عربي ساخته مي‌شود و قرار است براي پخش درايران دوبله شود.
وي درمورد موضوع اين پروژه گفت: موضوع اين سريال كه با نام موقت «سرخ به رنگ زيتون» كليد خورده، اجتماعي،سياسي است و به‌حوادث چند سال اخير لبنان مي‌‌پردازد و در اين فضا يك درام عاشقانه هم به تصوير كشيده مي‌شود.
مدير توليد بخش ايراني اين پروژه گفت: تصويربرداري «سرخ به رنگ زيتون» تا دوماه و نيم ديگر به طول مي‌انجامد. 
عواملي كه دراين سريال همكاري داشته‌اند، عبارتند از:
كارگردان: قاسم جعفري، نويسنده : محمدتقي انصاري، بازنويسي: حميد لبافي، مدير تصويربرداري: حسن پويا، صدابردار: بهروز عابديني، طراح صحنه و لباس: بسطام موسوي، چهره‌پردازي: عليرضا باقربيگي، مسئول جلوه‌هاي ويژه: اصغر پورهاجريان، دستيار كارگردان و برنامه ريز: شهرام باباپور، مديرتوليد ايران: قاسم انصاري، مديرتوليد لبنان: علي بوزيد، منشي صحنه: محمد پورضرغام ، گروه كارگرداني: مجيد حسين شيرودي و محمد پورضرغام ، جانشين توليد و عكاس: حسين مرشد.
بازيگران: باسم مغنيه و سحر خليل، حسن حمدان، خالد صبحي السيد، پير داغر، مازن معظم.



منبع خبر : فارس
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه ششم خرداد 1387 و ساعت 2:3 |
سر بريده مرغ، علت حذف حسينيان از مرد هزار چهره

کارگردان سريال تلوزيوني «مرد هزار چهره» گفت: «با شناختي که از اقتضائات کار در تلوزيون پيدا کرده‌ام، خودم قبل از دخالت مسئولان، مميزي سريال‌هايم را انجام مي‌دهم».

به گزارش آفتاب، مهران مديري جمعه شب در برنامه زنده تلوزيوني «مثلث شيشه‌اي» که با اجراي رضا رشيدپور از شبکه پنج سيما پخش مي‌شد، در پاسخ به شايعاتي مبني بر حذف سکانس‌هاي قابل توجهي از سريال «مرد هزار چهره» گفت: «اين طور نبود، من با شناختي که بعد از 15 سال از چارچوب‌هاي کار در تلويزيون، به‌دست آورده‌ام به هنگام توليد آثارم، آنها را مميزي مي‌کنم، تا هيچ اشکالي براي پخش از سيما، براي آنها به وجود نيايد».

او افزود: «البته در برخي موارد با مسئولان پخش سيما، تعاملاتي داشتيم و بعضاً آنها نقطه نظراتي را مطرح مي‌کردند ولي تصميم گيري را به خودمان واگذار مي‌کردند، تا در صورت آسيب نديدن کليّت مجموعه، درباره برخي سکانس‌ها تجديد نظر کنيم».

مديري درباره دلايل عدم نمايش قسمت‌هاي مربوط به بازي محمدرضا حسينيان (مجري پخش شبکه سه)، در سريال مرد هزارچهره اظهار داشت: «قرار بود با اقتباس از فيلم سينمايي پدر خوانده که در آن يک سربريده اسب، در رختخواب بازيگر فيلم نمايش داده مي‌شد، يک سر بريده مرغ در رختخواب حسينيان در سريال مرد هزار چهره به نمايش درآيد که ارزيابي مسئولان اين بود که اين صحنه خشونت زيادي خواهد داشت و براي پخش از تلويزيون مناسب نيست».

در ادامه اين برنامه مجري درباره علت عدم حضور برخي ديگر از چهره‌هاي مطرح سينمايي که پيشتر نام آنها به عنوان بازيگران «مرد هزار چهره» مطرح شده بود پرسيد، که مديري در پاسخ گفت: «حضور آقاي امين حيايي و همسرش در سريال قطعي شده بود و قرارداد هم امضا کرده بوديم، اما همزماني با ضبط يک فيلم سينمايي ديگر مانع از اين حضور شد».

کارگردان مرد هزارچهره در ادامه افزود: «در ابتدا قرار بود خسرو شکيبايي، ايفاگر نقش «قزاقه منديان» باشد، که او نيز حضور در اين نقش را پذيرفته بود اما اين بازيگر نيز به دليل همزماني فيلمبرداري اين مجموعه با يک پروژه سينمايي ديگر، نتوانست در جمع نهايي بازيگران «مرد هزار چهره» حضور داشته باشد که در نهايت عليرضا خمسه عهده دار اين نقش شد».

مديري در مورد حضور علي پروين و محمدرضا شريفي نيا نيز در اين سريال گفت: «در ابتدا قرار بود در سکانس پاياني سريال، هنگامي که «مسعود شصتچي» از زندان آزاد مي‌شود، علي پروين با او رو به رو شود و او را با يکي از مربيان سرشناس خارجي اشتباه بگيرد، اما به دليل عدم حضور پروين در تهران در هنگام ضبط اين قسمت، با آقاي شريفي نيا تماس گرفته شد تا با تغيير مختصري در فيلمنامه، ايشان به جاي علي پروين در اين سکانس بازي کند که وي نيز در اين زمان در تهران حضور نداشت که در نهايت اين سکانس با حضور رضا رشيدپور به گونه‌اي ديگر فيلمبرداري شد».

مديري همچنين در پاسخ‌هاي کوتاه خود به پرسش‌هاي رشيد پور در مورد «جواد رضويان» گفت: « او بي معرفت است» و پس از شنيدن نام «لاله صبوري»‌ نيز گفت:‌ «انرژي که در کار مي‌گذارد از بازي‌اش قوي‌تر است».

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه ششم خرداد 1387 و ساعت 2:1 |
تابستان 87 «سینما یک» متحول می شود
تهران- خبرگزاری ایسکانیوز: برنامه «سینما یک» که همه هفته پنج شنبه ها ساعت 22 از شبکه یک سیما پخش می شود با تغییرات زیادی تابستان در سری جدید پخش خواهد شد.
به گزارش روز چهارشنبه گروه فرهنگی هنری باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران" ایسکانیوز" به‌ نقل از رسانه خبری شبکه یک سیما ، با اتمام برنامه های تولید شده سینما یک در خرداد ماه که تهیه‌کنندگی آن بر عهده مهدی رحیمیان بود شاهد پخش سری جدید این برنامه خواهیم بود. در سری جدید «سینمایک» مهدی فرودگاهی تهیه کننده است و گروه سازنده برنامه، هم‌اینک زیر نظر وی کار آماده‌سازی طرح برنامه و جست‌وجوی فیلم‌ها را آغاز کرده‌اند.
از نکات بارز سری جدید تغییر رویکرد تامین برنامه در انتخاب فیلم‌ها ست. بر این اساس و با توجه به اینکه مهم‌ترین عامل جذابیت یک برنامه سینمایی را فیلم‌هایی دانست که برای پخش انتخاب می‌شوند نسبت به انتخاب فیلم های مخاطب پسند سینمای روز جهان تاکید بیشتری خواهد شد.
از جمله تغییرات دیگر، طراحی ساختار جذاب تر و تولید بخش های کارشناسی و معرفی فیلمساز سینما یک با استفاده از شیوه های نوین تصویری است بر این اساس در برنامه جدید تلاش شده با بیانی موجز بیشترین اطلاعات در باره فیلم و عوامل آن به بیننده انتقال داده شود./120
خبرنگار:348
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه ششم خرداد 1387 و ساعت 1:50 |
متن کامل گفت و گوی «مهران مدیری» در برنامه «مثلث شیشه ای»
من اصلا دوست ندارم بازی کنم
تهران - خبرگزاری ایسکانیوز:مهران مدیری پس از مدت ها سکوت خبری پس از سریال «مرد هزار چهره» که در این مدت تنها با ماهنامه فیلم مصاحبه کرده بود شب گذشته با حضور در برنامه «مثلث شیشه ای» با صحیت در مورد خاطرات جنگ و حضور خود در عرصه دفاع مقدس بینندگان این برنامه را غافلگیر کرد.
به گزارش روز شنبه گروه فرهنگی هنری باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران "ایسکانیوز" به نقل از روابط عمومی شبکه تهران، مهران مدیری شب گذشته در برنامه «مثلث شیشه‌ای» حضور داشت و در این برنامه با «رضا رشید پور» مجری برنامه به گفت و گو نشست.
رشید پور مجری برنامه که مدیری را در شب سوم خرداد، سالروز آزادسازی خرمشهر، در برنامه مثلث شیشه‌ای دعوت کرده بود در اواسط این برنامه دلیل این دعوت را در این روز آشکار کرد.
وی با نشان دادن عکسی از مهران مدیری در جبهه از او درباره این عکس پرسید و مهران مدیری برای نخستین بار از حضور خود در عرصه دفاع مقدس سخن گفت.
وی با معرفی افراد درون عکس گفت که در آن دوران هم می‌جنگیدیم و هم تئاتر اجرا می کردیم. او در باره مهم‌ترین ویژگی ایرانی‌ها و فضای ایران در دوران دفاع مقدس نیز گفت: مهم‌ترین ویژگی ایرانی‌ها عواطفی است که نسبت به یکدیگر دارند البته به شکل درست و به اندازه‌اش اما گاهی مبالغه‌ در این موضوع دردسر ساز است. تک تک بچه‌های جنگ عجیب بودند و بارها گفته شده است ولی آنچه که من از نزدیک دیده‌ام بسیار شگفت‌انگیز بودند به لحاظ باوری واقعی‌ای که از کاری که می‌کردند داشتند.
وی گفت: دستاوردهای بسیاری وجود دارد که همه را مدیون بچه‌های جنگ هستیم مخصوصا در مورد جانبازان و آزادگان البته دستاوردهایی هم هستند که به آنها نرسیدیم. من برنامه‌ای با عنوان «گفت و گوی انسانی» داشتم که نیمه کاره ماند و در آن با افراد زیادی صحبت کردم با جانباز، سارق مسلح، فرد اعدامی، زوج‌هایی که از یکدیگر جدا شدند و ... در این میان با دو جانباز قطع نخایی صحبت کردم که در این میان از همه برایم تلخ‌تر بود.
مهران مدیری با اشاره به مشکلات مربوط به کمبود زمان گفت: ما همیشه مشکل دقیقه 90 را داریم که در یک دوره‌ای بیشتر بود. الان برنامه ریزی‌ها بیشتر شده ولی وسواس من هم بیشتر شده است و به همین دلیل باز هم به دقیقه 90 می‌رسیم.
وی با بیان اینکه سریال «مرد هزار چهره» حرفه‌ای ترین کار من بود گفت: ما این سریال را تک دوربین ضبط کردیم و برایش دکوپاژ داشتیم. فیلم‌نامه نیز خوب و متن‌های دقیقی داشت. زمان کار با بازیگر را هم داشتیم و توانستیم به جزئیات بپردازیم که در کارهای قبلی این فرصت نبود. این کار دقیق‌تر و حرفه‌ای تر از سایر کارهایم به معنای یک اثر نمایشی بود البته برای این کار هم فیلمنامه کامل در اختیار نداشتم و این ضعف گروه نویسنده نیست. برای اینکه آنها هم با فضای آنچه که ساخته می‌شود جلو می‌روند و با آن خود را رتوش می‌کنند و فرصت آزمون و خطا وجود دارد.
وی ادامه داد: نویسندگان من در کار مرد هزار چهره سر صحنه می‌آمدند و مدام آنچه ضبط می‌شد می‌دیدند و اگر بر حسب اتفاق آنجا نبودند راش‌ها را به رژی می‌بردم تا ببینند. آنها به جزئیاتی در مورد شخصیت اصلی و سایرین می‌رسیدند و در متن تغییرات ایجاد می‌کردند تا جذاب‌تر شود.
وی در پاسخ به این سوال که علاقه دارد همیشه نقش‌های اصلی را خود بازی کند، اظهار داشت: اینکه من دوست دارم شخصیت اصلی باشم دقیقا برعکس است.من اصلا دوست ندارم بازی کنم. در کار پاورچین کمی حرفم را به کرسی نشاندم که کنارتر باشم و مکمل بودم. در شب‌های برره نیز سیامک انصاری نقطه اصلی بود و من یکی از اهالی برره بودم. در مرد هزار چهره چون کار حرفه‌ای تر بود و می‌خواستم روی کارگردانی متمرکز باشم اصلا دوست نداشتم خودم بازی کنم و برای این نقش به سیامک انصاری و امین حیایی و خیلی‌های دیگر فکر کردم. اما بچه‌های نویسنده گفتند اگر تو نباشی ما نمی‌نویسیم نه اینکه من بازیگر بزرگی هستم، آنها می‌گفتند این نقش متعلق به توست و الان خوشحالم که آن را بازی کرده‌ام.
وی ادامه داد: من در کارهایم ضمن بازی بازیگران دیگر را پوش می‌دهم. در پاورچین من کنار آمدم و در خیلی‌ از قسمت‌ها نبودم و نقطه اصلی به عنوان کمدین جواد رضویان بود، در شب‌های برره نیز سیامک انصاری نقطه اصلی کار بود و اینکه در کارهای بعدی من حضور نداشتند نبودشان کاملا اتفاقی است و یا سر کار دیگری هستند و یا نقش هایی که دارم به درد آنها نمی‌خورد. مثلا در مرد هزار چهره من جایی برای رضا شفیعی جم نداشتم. این درست است که می‌تواند باشد ولی باید نقش درست و منطقی باشد. به همین دلیل به گروه جدیدی از بازیگران فکر کردم با شکل و شمایل و بیان و سابقه دیگر که خیلی‌ از آنها سابقه کمدی نبود.من نقشی را در مرد هزار چهره بازی کرده‌ام که به مرور به عنوان مردی که کودکی و معصومیت داشته و بی‌دفاع است دوستش داشتم و هرگز فکر نکرده‌ام که آن فرد من هستم. وی درباره این که برخی می گویند مهران مدیری در مردهزار چهره قصد داشته خود را به عنوان بازیگری هزار چهره نشان بدهد نیز گفت: اینها تعابیر شخصی است و این شخصیت یک آدم بازی شدنی توسط من بود ولی اصلا ربطی به من نداشت.
مهران مدیری درباره تغییر نام سریال نیز گفت:اسم اولیه سریال همین مرد هزار چهره بود و ما با همین نام کد ساخت را گرفته بودیم. یک روز فکر کردم که این اسم کلیشه‌ای است و «اگه جای من بودین؟» بهتر است. ولی چون در مدت زیادی این اسم در مطبوعات جا افتاده بود و همه منتظر دیدن مردم هزار چهره بودند از همین استفاده کردیم. چون احساس کردم اگر اسم را عوض کنیم بخشی از بینندگان خود را از دست خواهیم داد و یا خیلی‌ها فکر کنند این کار یک کار دیگر است.
کارگردان سریال تلویزیونی مرد هزار چهره دلاره سانسورهای این اثر نیز گفت: این اولین کاری بود که در طول این 15 سال که از شروع کار طنز می‌گذرد سانسور نداشت. به خاطر اینکه هماهنگی‌ها از قبل شده بود و ما اجازه شوخی با خیلی از مشاغل و پست‌ها را از سازمان گرفته بودیم. متن‌ها خوانده شده و ایرادها از قبل گرفته شده بود و اگر قرار بود چیزی گرفته نشود از قبل مشخص بود و برگه‌های ایراد پخش در هر قسمت خالی و فقط در حد کلمه و جمله بود که آن هم با پخش هماهنگ می‌کردیم و می‌گفتند اگر به کار لطمه‌ای نمی‌زند حذف شود. وی تصریح کرد: ما ممیزی‌های بسیار کمی در این اثر داشتیم من در این سال‌ها یاد گرفتم و آنقدر حرف زده و بحث کردیم و اتفاقات افتاده که می‌دانم آنچه که ضبط می‌کنم ممکن است پخش نشود. بنابراین ضبط نمی‌کنم و چیزی را اجرا می‌کنم که مشکلی ندارد و یک جوری خودم مواظبم که در کارهایم به پرداختن به مشاغل و افراد و حتی گریم خانم‌ها کاملا حواسم جمع باشد. وی درباره بحث شکایت سازمان‌ها و صنف‌های مختلف از این سریال نیز گفت: همه اینها شایعه بود و بعضی از مطبوعات عزیزمان که این حرف‌ها برایشان محل درآمد است این بازی را راه انداختند. اصلا این حرف‌ها نبود. شکایت ثبت احوال نیز کمی قبل‌تر از پخش سریال بود که آن را پس گرفت و هیچ سازمان، صنف و شغلی با ما مشکل نداشت.
مهران مدیری در ادامه گفت: این موضوعی است که در همه دنیا رسم است. شوخی با یک آدم یا آدم‌هایی که در یک صنف مشخص زندگی و کار می‌کنند کاملا عادی است و آنها نماینده همه آن صنف نیستند.ما چند شخصیت می‌سازیم و با آنها شوخی می‌کنیم که می‌تواند نیروی انتظامی ، پزشک، شاعر و ... باشد.ما چه طور می‌توانیم با این شخصیت خنگ همه پزشکان را زیر سوال ببریم؟ ما با همه اینها زندگی می‌کنیم. چطور می‌توان همه اینها را ندید گرفت و دستشان انداخت؟ هر شخصیتی را که ما انتخاب می‌کنیم دارای شغل و منطقه جغرافیایی است و نمی‌شود یک شخصیت نه شغل داشته باشد، نه متعلق به جایی باشد و نه رفتار فرهنگی داشته باشد و نمی‌توان بدون اینها شخصیت‌‌پردازی کرد. هر آدمی که ما می سازیم و با آن شوخی می کنیم منظورمان نماینده آن صنف نیست.
وی درباره حضور خشمناکش در پشت صحنه و دوربین نیز گفت: این را باید از کسانی که با آنها کار می‌کنم باید پرسید. خشمناک نیستم ولی در کارم بسیار جدی هستم و نقطه ضعفی که دارم این است که وقتی کاری را به کسی بسپرم او درست انجام ندهد که در این شرایط بسیار عصبانی می‌شوم و روابطم با همه دوستانه است وگرنه نمی‌توانم گروه 92 نفره را بچرخانم. مدیری درباره دخالتش در کار سایرین مانند تصویر بردار و ...نیز گفت: چون رابطه ما با بچه‌ها خیلی نزدیک بوده این اتفاق افتاده است. بچه‌های تصویربردار به من اجازه می‌دهند که بخش‌هایی را با حس خودم بگیرم. مخصوصا کارهای حرکتی روی ریل را و بچه‌ها هم ناراحت نیستند چون آنها هم به من نکته‌هایی را می‌گویند و تعامل وجود دارد.البته همه اینها به خاطر بهتر شدن کار و سرعت بخشیدن است و همه ما تلاش می‌کنیم تا کار به بهترین شکل انجام شود.اینها حواشی کار است و من عاشق این حواشی هستم که کارگردان پاچه‌هایش را بالا بزند و هر کاری که از دستش بر می‌آید را انجام بدهد.
وی همچنین درباره بازی در نقش‌های جدی نیز گفت: من سه سال پیش در سالن میلاد کنسرت داشتم و وقتی تمام شد خانم مسنی پشت صحنه آمد و گفت برو همان بازیگری‌ات را بکن.خیلی‌ها به من گفته‌اند به حوزه جدی وارد نشوم ولی هر کسی دوست دارد که به حوزه‌های مختلف سرک بکشد و خودم هم دوست دارم در نقش‌های جدی هم حضور بیابم و این اتفاق خواهد افتاد.آدم در برخی حوزه‌ها از درون اشباع می‌شود.
وی درباره ساخت کمدی در ایران نیز گفت: این نوع کار در ایران چند مساله دارد ما مشکل مان این است که کمدی را جدی نمی‌گیریم و در ذات خود برای ما جنبه شوخی دارد در صورتی که اصلا اینگونه نیست چون حرف داشته و مساله دارد ولی ما برای ساخت به دنبال فرمول‌هایش نمی‌رویم. روش، ریتم، لحن، بازی کار و... در کار کمدی متفاوت است و شوخی‌های دوستانه عوامل سازنده لزوما عامل خندیدن برای بیننده نیست. ما باید بدانیم اصلا چه می‌خواهیم بگوییم و ابزارش را بشناسیم.
وی در ادامه با قبول اینکه تبلیغات به مجموعه باغ مظفر لطمه زد، درباره تعابیر پیش آمده در مورد سریال مرد هزار چهره گفت: اینها تعابیر کار است. ما به اندازه جمعیت ایران تعبیر داریم. چون هر کس تعبیر خود را دارد و بسیار گسترده است. اصلا تعبیر خود کارگردان در این میان گم می‌شود البته اشکالی ندارد و نمی‌توان جلوی آن را گرفت و ماهیت اثر این است اما در جاهایی عجیب و غریب می‌شود به هر حال تعبیر یک سقف و حدی دارد و نمی‌توان جلویش را گرفت.
وی همچنین با اشاره به اینکه جز خودش سایر بازیگران نیز در مجموعه مرد هزار چهره درخشان بوده‌اند، گفت: در بخش پایانی قرار بود از امین حیایی و نیلوفر خوش خلق استفاده کنیم که برای بخش مافیایی آمدند و قرارداد هم بستند ولی کارش طوری بود که نتوانست بیاید. همچنین پدرخوانده را قرار بود خسرو شکیبایی کار کند ولی بلافاصله کار سینمایی‌اش شروع شد و به خاطر تداخل کاری نتوانست بیاید و در قسمت آخر نیز قرار بود علی پروین مرا به جای مربی خارجی اشتباه بگیرد که شمال بود و نتوانست بیاید. وی درباره بخش‌های حذف شده از مردهزار چهره نیز گفت: کلا دو پلان از کار درآمد که یکی مربوط به حضور حسینیان بود که به خاطر خشونت استفاده شده که بازسازی بخشی از فیلم پدرخوانده بود حذف شد و تلویزیون صلاح دید که این بخش از سریال بیرون بیاید.
مهران مدیری درباره حضورش در سریال پیامک از دیار باقی به کارگردانی سیروس مقدم نیز گفت: شریفی نیا پیشنهاد داده بود که به عنوان میهمان در سریالشان بازی کنم و او نیز متقابلا در سریال ما بازی کند. روز آخر که با او تماس گرفتم گفت قصد دارد که بیاید ولی سیروس مقدم مانع شد و گفته بود چون اوبه سریال ما نیامده تو هم نباید در سریال او بازی کنی. در این برنامه که نظر سنجی از طریق ارسال پیامک برای ارزیابی کارهای مهران مدیری از نظر مخاطبان قرار داده شده بود، چهارصد و بیست و هفت هزار و صد و شصت و هفت نفر در این نظرسنجی شرکت کردند که در آن به ترتیب 34 درصد سریال مرد هزار چهره، 29 درصد سریال شب‌های برره، 24درصد سریال پاورچین، 5 درصد نقطه چین و 5 درصد باغ مظفر را موفق ترین کارهای مهران مدیری دانسته بودضمنا باطلاع می رسان متن مصاحبهمهمانان برنامه مثلث شیشه ای در سایت شبکه تهران موجود است./120
خبرنگار:210
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه ششم خرداد 1387 و ساعت 1:47 |
نگهداری یکی از نادرترین دستگاه های نمایش فیلم در موزه سینما
تهران- خبرگزاری ایسکانیوز: یکی از نادرترین دستگاههای نمایش فیلم ‪ ۳۵‬میلمتری با قدمت ‪ ۷۲‬سال در موزه سینما نگهداری می‌شود.
به گزارش روز یکشنبه باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران "ایسکانیوز" دستگاه نمایش فیلم ‪ ۷۲‬ساله ، در موزه سینما ادامه حیات می‌دهد .
این دستگاه در سال ‪ ۱۳۱۵‬توسط مرحوم "تاگور سوکیاسیان" از سینماداران پیشگام فرانسوی خریداری و از طریق روسیه وارد ایران شد .
دستگاه مذکور در سینما ایران رشت مورد استفاده قرار گرفت اما این سینما به دلیل نقل مکان سوکیاسیان به تهران در سال ‪ ۴۳‬به اهالی رشت فروخته شد و پس از مدتی نیز تعطیل و به پارکینگ تبدیل شد.
علاقه سوکیاسیان به این دستگاه به حدی بود که آن را از رشت به تهران منتقل کرد و تا پایان عمر در اتاق مخصوصی که در منزل خود ساخته بود از آن نگهداری می‌کرد.
این دستگاه از نادرترین و ابتدایی‌ترین دستگاهها در نوع خود است که با گذشت سالها از عمر آن همچنان قادر به نمایش فیلم است.
دستگاه نمایش سوکیاسیان پس از درگذشت وی در سال ‪ ۷۴‬توسط خانواده‌اش به موزه سینما اهدا و در زمان حاضر یکی از ذخایر ارزشمند این موزه به شما می رود.
چند دستگاه قدیمی دیگر نمایش فیلم، دوربین فیلمبرداری ، لوازم آکساسوار، جوایز داخلی و بین‌المللی هنرمندان و فیلم‌های سینمایی در هفت سالن موزه سینما نگهداری می‌شود./02/166/125
خبرنگار:166
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه ششم خرداد 1387 و ساعت 1:40 |
هنرپیشه "هری پاتر" کشته شد
تهران-خبرگزاری ایسکانیوز: "راب ناکس" هنرپیشه 18 ساله فیلم "هری پاتر" پس از نبردی که در لندن با سه نفر از افراد شرور داشت بر اثر اصابت چاقو جان خود را از دست داد.
"راب ناکس" در کنار مادر و برادرش
به گزارش روز یکشنبه بخش انگلیسی گروه فرهنگی هنری باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران"ایسکانیوز" و به نقل از بی بی سی؛ "راب ناکس" که در آخرین فیلم از مجموعه هری پاتر ایفای نقش می کرد پس از ضربه چاقویی که خارج از مترو در ایستگاه "رود" به وی وارد شد در سن 18 سالگی درگذشت.
بر اساس این گزارش طی بیانیه ای خانواده "ناکس" اعلام کردند: "راب" فردی مهربان و اندیشمند بود و همیشه به دیگران کمک می کرد. پلیس اعلام کرده که یک مرد 21 ساله به ظن قاتل بودن دستگیر شده است.
خانواده "راب ناکس" اعلام کردند: رابرت همیشه با دیگران شوخی می کرد و واقعا فردی نجیب بود./125
خبرنگار:800
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه ششم خرداد 1387 و ساعت 1:32 |
"رومی آتش عشق" نام فیلم مولوی قطری ها !
تهران – خبرگزاری ایسکانیوز: پس از تکاپوی کشورهای وابسته به جغرافیای فرهنگی ایران قدیم این بار قطری ها هم خواستند از قافله قطار مولانا پروری عقب نمانند و اینگونه بود که تصمیم گرفتند فیلمی درباره مولانا بسازند.
به گزارش روز یکشنبه گروه فرهنگی هنری باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران"ایسکانیوز" این فیلم که به زبان انگلیسی خواهد بود "رومی آتش عشق" نام دارد و 25 میلیون دلار برای ساخت اش سرمایه گذاری شده است.
روایت این فیلم به داستان پررمز و راز معلم و دیوانه(مجنون ) باری تعالی ، صوفی قرن 13 می پردازد
"مظفر علی" کارگردان هندی و یک فیلمبردار ایتالیایی با نام "دیتورا استورا" از عوامل فنی این فیلم هستند که این عوامل تا به حال به رسانه ها معرفی شده اند. محل های فیلمبرداری ترکیه و چند کشور عرب در خاورمیانه است که در این میان تا به حال اشاره ای به ایران نشده است.
با این که قطر جایگاهی در سینما ندارد اما با این سرمایه گذاری شروع قابل توجهی داشته است./166/125
خبرنگار:210
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه ششم خرداد 1387 و ساعت 1:31 |
با حضور بهرام رادان و لیلا حاتمی
"بی پولی" نعمت الله آغاز شد
تهران- خبرگزاری ایسکانیوز: فیلمبرداری" بی پولی" دومین پروژه سینمایی حمید نعمت الله در تهران آغاز شد.
به گزارش روز یکشنبه خبرنگار سینمایی باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران" ایسکانیوز"، اولین سکانس "بی پولی" با حضور بهرام رادان و لیلا حاتمی در لوکیشنی واقع در خیابان شیخ بهایی تهران کلید خورد.
گروه فیلمبرداری" بی پولی" نزدیک به یک هفته در لوکیشن شیخ بهایی به کار خود ادامه خواهند داد و پس از این مدت و با اضافه شدن چند بازیگر دیگر مانند علی علایی( از منتقدین سینما) به لوکیشن جدید خواهند رفت.
"بی پولی" داستانی کاملا اجتماعی دارد و روایت زن و شوهری است( با بازی حاتمی و رادان) که بعد از ازدواج با مشکل بزرگ بی پولی مواجه می شوند و اتفاقاتی متعددی برایشان می افتد.
با نگاه به فهرست بازیگران اصلی کار که بازیگران خوبی نظیر بهرام رادان، لیلا حاتمی، حبیب رضایی، امیر جعفری، و بابک حمیدیان در آن به ایفای نقش خواهند پرداخت و همچنین عوامل حرفه ای پشت صحنه مانند:علیرضا زرین دست(مدیر فیلمبرداری)، اسحاق خانزادی(صدابردار) و کیوان مقدم پیش بینی می شود "بی پولی" به یکی از پروژه های پرفروش سینمای ایران تبدیل شود.
فیلمنامه "بی پولی" را حمید نعمت الله و هادی مقدم دوست نوشته اند.
با توجه به شناختی که از کار نعمت االله وجود دارد و سبک روایتی که پیش از این در فیلم "بوتیک" از او دیده بودیم به نظر می رسد "بی پولی" به یکی از پروزه های پرسروصدای امسال سینمای کشور تبدیل خواهد شد و باید دید که نعمت الله و مصطفی شایسته( تهیه کننده) این فیلم را برای شرکت در جشنواره فجر آماده خواهند کرد یا خیر؟/166/125
خبرنگار:348
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه ششم خرداد 1387 و ساعت 1:28 |
پس از سريال مناسبتي «صاحبدلان» و فيلم جنگي «روز سوم»:
كارگرداني مجموعه تلويزيوني مناسبتي شبكه سوم سيما در ماه مبارك رمضان به محمدحسين لطيفي رسيد
كارگرداني مجموعه تلويزيوني مناسبتي شبكه سوم سيما در ماه مبارك رمضان به محمدحسين لطيفي رسيد


سينماي ما- كارگرداني مجموعه تلويزيوني مناسبتي شبكه سوم سيما در ماه مبارك رمضان (احتمالا براي سال آينده) به محمدحسين لطيفي رسيد.  لطيفي سريال «روزهاي پايداري» را سال آينده براي شبكه سوم سيما كارگرداني مي‌كند. بنابر اين گزارش، اين سريال تلويزيوني با همكاري بنياد شهيد و به تهيه كنندگي «حميد آخوندي» و «عليرضا جلالي» در 30 قسمت 45 دقيقه‌اي ساخته خواهد شد.
داستان اين مجموعه تلويزيوني درباره مقاومت مردم خرمشهر در مقابل دشمنان عراقي است و اين مقطع از تاريخ دفاع مقدس را به تصوير مي‌كشد.
محمد حسين لطيفي در حال حاضر مشغول كارگرداني سريال «نردبامي بر آسمان» در شهرك غزالي است و در كارنامه خود كارگرداني مجموعه «صاحبدلان» را به عنوان يك مجموعه مناسبتي كه در ماه مبارك رمضان از شبكه اول سيما پخش شد، در كارنامه خود دارد.



منبع خبر : فارس
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه یکم خرداد 1387 و ساعت 2:54 |
براي پايان‌دادن به شايعه‌هاي اخير در برخي رسانه‌ها:
فهرست يازده نفري اعزامي ايران به جشنواره كن اعلام شد
فهرست يازده نفري اعزامي ايران به جشنواره كن اعلام شد


سينماي ما- از مديران سينمايي فارابي، مركز گسترش سينماي مستند و تجربي، حوزه هنري و معاونت سينمايي تنها 11 نفر به جشنواره شصت‌ويكم فيلم كن رفته‌اند. عليرغم برخي شايعات در خصوص اعزام گسترده مديران سينمايي به جشنواره كن، تاكنون 11 نفر از 4 نهاد مرتبط با امور سينمايي به فرانسه اعزام شده اند و به نظر مي رسد اين شايعات مربوط به افراد ديگري از ساير نهادهاي غير مرتبط به اين جشنواره باشد. محمود اربابي (مدير كل اداره نظارت و ارزشيابي)، محمد آقاقوام (كارمند بنياد فارابي)، شيرين نادري (مدير بازرگاني مركز گسترش سينماي مستند و تجربي) امير اسفندياري (مدير بخش بين‌المللي بنياد سينمايي فارابي)، ‌وحيد اسفندياري (مسئول خريد و فيلمهاي خارجي بنياد سينمايي فارابي)، كاميار محسنين (‌كارشناس سينمايي)‌و جمال اميد (مشاور) از سوي معاونت سينمايي و بنياد سينمايي فارابي به جشنواره فيلم كن رفته‌اند و چهار نفر ديگر نيز قرار است در روزهاي پاياني جشنواره،‌به شهر ساحلي كن بروند.
بنابر اين گزارش، از حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي نيز 4 مدير به كن رفته‌اند و قرار است برخي ديگر نيز به جمع آنها اضافه شوند.
از مديران حوزه هنري كه عازم كن شده‌اند مي‌توان به سيدحسين حق‌گو(معاونت سينمايي حوزه هنري)، مجتبي شاهسون (مدير مؤسسه هنرهاي تصويري)، مريم نقيبي (اداره بين‌الملل معاونت سينمايي حوزه هنري) اشاره كرد .
هر چند حضور سينماگران و فيلم‌هاي ايراني در جشنواره كن طي سالهاي اخير كاهش يافته است اما در برخي محافل و سايت‌ها، از مسافرت برخي افراد غير مرتبط با اين رويداد سينمايي به كن نيز خبرهايي منتشر شده است.



منبع خبر : فارس
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه یکم خرداد 1387 و ساعت 2:52 |
گالری عکس سایت به روز شد؛
چند عکس تازه از بهرام رادان
چند عکس تازه از بهرام رادان


     


     



برای مشاهده عکس‌های بیشتر اینجا کلیک کنید ...


 



منبع خبر : سینمای ما
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه یکم خرداد 1387 و ساعت 2:47 |
گزارش سومین و چهارمین روز جشنواره کن
اهانت‌ها، مایکل مور و والتر سالس
اهانت‌ها، مایکل مور و والتر سالس


سینمای ما - امیررضا نوری‌پرتو:  *** روز سوم : باز هم حمايت از اهانت ها به دين اسلام و حرف هاي جنجالي مايكل مور...!

در روز سوم (جمعه) از شصت و يكمين دوره جشنواره فيلم كن، نخستين فيلم از چهار فيلم فرانسوي حاضر در بخش مسابقه به نمايش درآمد. داستان كريسمس به كارگرداني آرنو دپلشن و با بازي ستارگاني همچون كاترين دونوو، ماتيو آمالريك و ژان پل روسيلون در سه سانس 8:30، 14:30 و 19 به نمايش درآمد. اين درام خانوادگي داستان زوجي به نام هاي آبل (ژان پل روسيلون) و جونان (كاترين دونوو) را روايت مي كند كه پسر خردسال شان ژوزف، براي زنده ماندن فقط و فقط به پيوند مغز استخوان نياز دارد و اين در حالي است كه خواهر نوجوان او اليزابت، نيز از لحاظ پزشكي نمي تواند كمكي براي اين عمل جراحي باشد. آبل و جونان به اميد كمك به بهبود پسرشان صاحب فرزندي ديگر به اسم هنري مي شوند، اما او هم از لحاظ ارگانيسم بدنش نمي تواند به ژوزف كمكي كند و در نتيجه او در هفت سالگي مي ميرد و داستان با گذشت سال ها ادامه پيدا مي كند. دپلشن كه براي اولين بار در سال 1992 در بخش مسابقه جشنواره كن شركت كرده بود، در نشست خبري برگزار شده پس از نمايش فيلم اظهار داشت وقتي يك اتفاق تراژيك به جان خانواده اي بيفتد، همه چيز را تحت الشعاع خود قرار مي دهد. خانواده فيلم من هم در همان ابتداي فيلم با اختلالي بزرگ در بنيان زندگي شان مواجه مي شوند. طبيعي است كه اين اغتشاش باعث از بين رفتن آسايش مي شود؛ ولي با اين وجود اعتقاد دارم كه فيلم من مربوط به آسيب شناسي خانواده نيست، چون كه براي من خيلي سخت است تا به محيط پيرامون خودم بدبينانه نگاه كنم.
اما ديگر فيلم بخش مسابقه سه ميمون اثر كارگردان مشهور ترك، نوري بيگله جيلان، بود كه در سانس هاي 12 ظهر و 22:30 به نمايش درآمد. داستان فيلم سه ميمون بر روابط ميان افراد يك خانواده چهار نفري ترك متمركز است كه به شكلي مذبوحانه تلاش دارند تا در كنار يكديگر باقي بمانند و اين در حالي است كه اين چهار نفر خود مي دانند كه در حال فرار از واقعيت هايي تلخ و گزنده هستند. نوري بيگله جيلان درباره تازه ترين اثرش در نشست پرسش و پاسخ بعد از فيلم گفت " هدف من از ساخت اين فيلم نشان دادن تاثير حادثه هاي رواني و غافلگيرانه بر روح و روان انسان بود كه اين كار را از طريق چهار كاراكتر اصلي اثرم انجام دادم. ما قصد داشتيم تا افكار انتزاعي و خيالي و عقايد و كشمكش هايي را كه به شكلي عادي و معمولي ذهن ما را به خود مشغول كرده اند، با تجسم در اين شخصيت ها دراماتيزه كنيم."
اما در سومين روز از جشنواره فيلمي مستند با نام "سخت است كه احمق ها عاشقت باشند!" در بخش غير رقابتي جشنواره به نمايش در آمد كه موضوع آن در مورد دادگاه مدير مسئول هفته نامه اي فرانسوي است كه كاريكاتورهاي موهن را عليه پيامبر اسلام (ص) منتشر كرد. كارگردان اين مستند كه دانيل لكونت نام دارد، در نشست خبري پس از نمايش فيلم بيان داشت اين فيلم بدين جهت ساخته شد تا تنش هاي موجود از ميان برود. اقدام جالب توجه دادگاه و راي هيئت منصفه آن مبني بر تبرئه مدير مسئول هفته نامه چارلي لحظه اي تاريخي بود كه مرزهاي ميان سياست و مذهب را دوباره تعيين كرد و آن ها را از هم جدا ساخت. شنيده ها حاكي از آن است كه اين مستند نگاهي يكسويه و موافق با جريان هاي شومي دارد كه در چند سال گذشته عليه مقدسات مسلمانان و فرهنگ مشرق زمين به راه افتاده است. در اين نشست كه مدير مسئول هفته نامه چارلي نيز حضور داشت، لكونت ابراز اميدواري كرد مسلمانان با ديدن اين فيلم خواهند فهميد كه بايد خط مشي هاي خود را از بنيادگرايان افراطي جدا كنند.
اگر تيترهاي خبري جنجالي هفته گذشته را به ياد داشته باشيم، خبرهايي در سايت هاي اينترنتي معتبر دنيا مبني بر تصميم مايكل مور، مستند ساز جنجالي و برنده نخل طلاي كن براي پرفروش ترين مستند تاريخ سينما (فارنهايت 11/9)، جهت ساخت ادامه اي براين مستند جنجالي منتشر شد و به گوش رسيد. ولي روز گذشته مايكل مور با حضور در جشنواره كن اين خبر را تكذيب كرد و بيان داشت كه ساخت دنباله اي بر آن فيلمي شايد كاري آسان به نظر برسد، اما فيلم آينده من در مورد جرج بوش نخواهد بود، زيرا همگان همه چيز را در مورد او مي دانند! با اين حال مور باز هم نوك پيكان حملات انتقادي خود را متوجه رييس جمهور كشورش كرد و گفت كه نمي توان به راحتي از جنايت هايي كه او و دولتش در طي جنگ هاي اخير انجام داده اند، به سادگي گذشت. او ابراز اميدواري كرد كه تغيير در كاخ سفيد، چيزي در حد يك دگرگوني ساده و معمولي در دولت نباشد. اين مستندساز جنجالي در ادامه صحبت هايش از اينكه موضوع آخرين فيلم خود، سيكو، را كه درباره مشكل هاي موجود در سيستم بهداشت و درمان ايالات متحده آمريكا بود، پيش از اكران و زودتر از موعد مقرر فاش كرد و به همين دليل به موفقيتي كه مدنظرش بود، دست نيافت، ابراز پشيماني نمود! بالاخره جناب مور هم در يك زمينه كوتاه آمد!
در بخش نوعي نگاه هم فيلمي با نام شوري دريا به نمايش درآمد كه كارگردان آن زني فلسطيني الاصل به نام آنه ماري ژاكر است و گويا فيلم توانسته با مخاطبانش ارتباط خوبي برقرار كند.

*** روز چهارم: بيشتر نگاه ها به سمت والتر سالس

طبق برنامه در روز شنبه و در بخش مسابقه فيلم هاي خط عبور ساخته والتر سالس و دانيلا توماس در سانس هاي 8:30 و 22 به نمايش درمي آيد و فيلم چيني 24 شهر نيز در ساعت 14 اكران مي شود. والتر سالس كه در سال 1998 با دريافت اسكار بهترين فيلم خارجي براي فيلم ايستگاه مركزي نام خود را در محافل سينمايي جهان مطرح كرد و فيلم ديگرش خاطرات موتورسيكلت كه در سال 2004 براساس خاطرات منتشر شده مبارز مشهور آمريكاي لاتين، چه گوارا، ساخته شد و تا مرز كسب جايزه اسكار هم پيش رفت، امسال فيلم خط عبور را دارد. آخرين خبرها حاكي از آن است كه خيلي ها روي اين فيلم سالس كه به همراه دانيلا توماس مقابل دوربين برده، حساب ويژه اي باز كرده اند. خط عبور داستان چهار برادر فقير را در شهر سائوپائولو برزيل روايت مي كند؛ شهري با بيست ميليون نفر جمعيت و دويست كيلومتر ترافيك و سيصدهزار نفر موتورسوار! اين فيلم به تلاش اين چهار برادر براي بهبود وضعيت نابسامان خود و رسيدن به آرزوي هايي كه در سر مي پرورانند، اشاره مي كند. سالس در اين فيلم از مخاطبش مي خواهد كه اين چهار كاراكتر را نمادي از آدم هاي گوناگون و دم دست طبقه متوسط و فقير يكي از بزرگترين و پرجمعيت ترين شهرهاي دنيا فرض كند.
فيلم 24 شهر ساخته جيا ژانگ كه، فيلمساز چيني، است كه براي اولين بار پا به ميدان رقابت بزرگ كن گذاشته است و شايد براي او اين حضور، آن هم در بخش مسابقه افتخاري بس عظيم محسوب شود، ولي بدون شك براي سينماي چين كه در چند سال اخير حضوري چشمگير و خوب در كن داشته، نمي تواند موفقيتي بزرگ به حساب بيايد. 24 شهر درامي است امروزي كه گويا به مشكلات كارگران چيني مي پردازد. بايد صبر كرد و منتظر واكنش ها از سوي منتقدان و خبرنگاران حاضر در جشنواره شد و ديد آيا اين فيلم جيا ژانگ كه، در ميان بيست و سه اثر بخش مسابقه حرف هايي براي گفتن دارد يا خير؟ البته اين موضوع قابل پيش بيني است كه بيشتر تمركز خبرنگاران و روزنامه نگاران شركت كننده در جشنواره، در روز چهارم، بر روي فيلم والتر سالس خواهد بود. ضمن اينكه در جديدترين خبرها آمده كه در بخش منتقدان كن، فيلمي با نام برف، كه محصول مشترك ايران و بوسني است، در هفت نوبت به نمايش در خواهد آمد. بر طبق خبرهاي منتشر شده كارگردان اين فيلم آيدا بگيچ نام دارد و مركز گسترش سينماي مستند و تجربي در ساخت اين اثر همكاري كرده است. برف داستان زنان بيوه شهر سربرنيتسا (شهري كه در سال هاي مياني دهه نود بسياري از اهالي آن توسط شبه نظاميان صرب قتل عام شدند) را روايت مي كند كه از واگذاري زمين هاي خود به مالكان محلي خودداري مي كنند. مركز گسترش سينماي مستند و تجربي امسال در بازار كن هم حضور دارد.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه یکم خرداد 1387 و ساعت 2:44 |
فیلمنامه‌نویس موفق سینمای ایران آستین‌ها را بالا می‌زند
نخستین تجربه پیمان قاسم‌خانی در مقام کارگردان
نخستین تجربه پیمان قاسم‌خانی در مقام کارگردان


سینمای ما - پيمان قاسم‌خاني گفت: اواخر امسال قصد دارم اولين فيلم سينمايي خودم را در قالب طنز شهري جلوي دوربين ببرم.
اين فيلمنامه نويس گفت: فيلمي كه قصد ساخت آن را دارم يك فيلم جمع و جور شهري با بازيگران كم است و در واقع يك جور كمدي است كه زياد هم خنده‌دار نيست.
وي گفت: احتمالا تا اواخر سال 87 اين فيلمنامه را جلوي دوربين خواهم برد.
قاسم‌خاني در حال حاضر روي فيلمنامه «سن پترزبورگ» كار مي‌كند كه قرار است توسط سامان مقدم ساخته شود.
او در اين مورد گفت: اخباري منتشر شده مبني بر اينكه من با يك گروه فيلمنامه‌نويسي روي اين فيلمنامه كار مي‌كنيم، در حالي كه اين موضوع صحت ندارد و تنها برادرم محراب قاسم‌خاني گاهي در اين زمينه به من كمك مي‌كند.
وي در پايان افزود: ما در مراحل پاياني كار هستيم و فيلمنامه «سن پترزبورگ»‌به‌زودي آماده خواهد شد.



منبع خبر : فارس
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه یکم خرداد 1387 و ساعت 2:42 |
بنی‌اعتماد به کن می‌رود
بنی‌اعتماد به کن می‌رود


سینمای ما - رخشان بني‌اعتماد براي شركت در ميزگرد «بنياد جنوب» تحت‌عنوان «زنان سينماگر و تعهد» سه‌شنبه ــ 31 ارديبهشت ماه ـ عازم جشنواره‌ي كن مي‌شود.
اين ميزگرد يك روزه كه شش تن از زنان سينماگر از سراسر دنيا در آن حضور دارند، با عنوان «زنان سينماگر و تعهد» برپا مي‌شود و بني‌اعتماد به‌عنوان تنها كارگردان زن ايراني در آن سخنراني دارد.

اسامي ديگر فيلم‌سازان زني كه در اين ميزگرد حضور دارند اعلام نشده است؛ اما گفته مي‌شود فيلم‌سازاني از كشورهاي سودان، مالزي و آفريقاي جنوبي و... خواهند بود.

«صندوق جنوب» كه يك بخشي از وزارت امور خارجه فرانسه است، كارش كمك مالي به سينماي كشورهاي جنوب

(آسيايي) است و تاكنون سينماگران ايراني از كمك‌هاي آن بهره بردند.

رخشان بني‌اعتماد از 20 تا 23 مه ـ 31 ارديبهشت ماه تا 3 خرداد ماه ـ به دعوت وزارت امور خارجه فرانسه و بخش فرهنگي سفارت فرانسه در ايران براي حضور در جشنواره‌ي كن دعوت شده است.
 اوايل سال جاري نيز «رخشان بني‌اعتماد» براي برگزاري كلاسهاي فيلم‌سازي پيشرفته، مرور آثارش و دريافت مدرك افتخاري عازم لندن شد.

كارگردان «روسري آبي»، «زرد قناري» و «خون‌بازي» در اين برنامه كه در دانشكده مطالعات آفريقا و آسياي لندن برپا مي‌شد سخنراني كرد و به خاطر مشاركت در سينماي جهان و پرداختن به جامعه و فرهنگ ايران مدرك افتخاري دريافت كرد.


منبع خبر : ایسنا
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه یکم خرداد 1387 و ساعت 2:41 |
حرف‌های سازنده تنها فیلم ایرانی حاضر در جشنواره کن
یک بیسیم‌چی که مشغول نصب آنتن ماهواره است
یک بیسیم‌چی که مشغول نصب آنتن ماهواره است


سینمای ما - سامان سالور اظهار اميدواري كرد: بعد از دوسال غيبت سينماي ايران درجشنواره‌ي فيلم كن، «ترانه تنهايي تهران» حضور پرباري داشته باشد.

اين كارگردان كه شب‌گذشته جهت شركت درجشنواره‌ي فيلم كن عازم فرانسه شد،  درباره‌ي حضور فيلمش دراين جشنواره‌ اظهار داشت: «ترانه تنهايي تهران» طي دو روز در 30و31 ارديبهشت‌ماه در بخش 15روز كارگردانان اين جشنواره كه بعد از نخل‌طلايي مهم‌ترين بخش كن است طي سه‌نوبت به‌نمايش در مي‌آيد كه اولين آن در ساعت 10شب به همراه كنفرانس مطبوعاتي خواهد بود.

او اولين نمايش فيلم را بسيار مهم دانست وگفت: باتوجه به‌حضور منتقدان دراين جلسه، جلب نظر آنها در موفقيت فيلم بسيار تاثير خواهد داشت.

سالور با بيان اينكه به‌موفقيت فيلم بسيار خوشبين است گفت: «ترانه تنهايي تهران» سرشار از لحظات انساني است كه توانايي برقرار ارتباط با هر تماشاگري را در كل دنيا دارد و اين باعث موفقيتش خواهد شد.

اين فيلم درباره‌ي بهروز است كه سابقا در جنگ بي‌سيمچي بوده است و به همراه پسرخاله‌اش حميد كه مهندس مخابرات و بيكار است، اكنون در تهران مشغول نصب آنتن‌هاي ماهواره‌اند.

عوامل پشت دوربين كه در اين پروژه همكاري داشتند عبارتند از: مدير فيلمبرداري: تورج اصلاني، صدابردار: محمد شاهوردي با تشكر از حسين قورچيان و مهدي صالح كرماني با موسيقي محمد سالاروند، تدوين: سامان سالور، آرزو ارزانش، دستيار اول كارگردان و برنامه‌ريز: مجيد بلون، دستيار كارگردان: علي عسگري، منشي صحنه: بهناز تاجيك، مدير توليد: ساسان سالور، مدير تداركات: محمدرضا سالور، طراح صحنه: سامان سالور، مهسا حسيني، بازيگران: زنده‌ياد بهروز جليلي، مجتبي بي‌طرفان، مريم صباغيان، محمد فصيحي، محمدرضا سالور و تهيه كننده سامان سالور، كمپاني دريم‌ لب فرانسه.

گفتني است: آخرين حضور سينماي ايران طي سالهاي اخير در بخش دو هفته كارگردانان كن به سال 84 و فيلم «جزيره آهني» محمد رسول‌اف برمي‌گرد


منبع خبر : ایسنا
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه یکم خرداد 1387 و ساعت 2:39 |
جورج كلونى از قدرت هاى ماوراءالطبيعى استفاده مى كند  
 
سرويس سينمايى: جورج كلونى در فيلم «مردانى كه به بزها خيره مى شوند» ايفاى نقش خواهد كرد. اين فيلم اقتباسى از كتابى نوشته روزنامه نگار انگليسى جان رانسون است. برت پيتر استراگان فيلمنامه آن را به نگارش درآورده و گرانت هسلو كارگردانى آن را به عهده گرفته است. كتابى كه اين فيلم براساس آن ساخته مى شود، داستان نخستين نيروهاى ارتش زمينى آمريكا را روايت مى كند كه قصد دارند ازقدرت هاى ماوراءالطبيعى استفاده نمايند. انديشه آنها اين است كه با خيره شدن به يك بز مى توان آن را كشت. فيلمنامه برت پيتر استراگان سال ۲۰۰۷ در فهرست بهترين فيلمنامه هاى توليد شده قرار گرفت. زمان آغاز توليد اين فيلم اعلام نشده است.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه یکم خرداد 1387 و ساعت 2:30 |
محمد رحمانيان با اعلام قرارگرفتن مجموعه تلويزيونى «مسافرخانه سعادت» در مرحله مونتاژ صداگذارى از احتمال پخش اين برنامه در پاييز ۸۷ خبر داد. اين كارگردان در گفتگو با ايسنا، مضمون قصه هاى «مسافرخانه سعادت» را كاملاً اجتماعى خواند و افزود: در هر قسمت از اين مجموعه كه حدود ۱۸ دقيقه به طول مى انجامد، سعى شده است كه در يك مدت زمان كوتاه به موضوع از ابتدا تا انتها پرداخته شود. نمونه اين قبيل كارها در خارج از كشور بسيار ساخته شده است كه يكى از نمونه هاى درخشان آن مجموعه «طنز» است كه مسايل مربوط به جوانان را بررسى مى كند. وى ادامه داد: «مسافرخانه سعادت» نيز ساختارى مشابه اين قبيل كارها را دارد؛ اين مجموعه شامل نمايش هاى كوتاهى است كه در يك لوكيشن مى گذرد و در اين فضاى كوتاه به شدت دكوراتيو است. رحمانيان كه خود وظيفه سرپرستى نويسندگان را برعهده دارد از محمد رضايى راد و ايوب آقاخانى به عنوان ديگر نويسندگان مجموعه تلويزيونى «مسافرخانه سعادت» نام برد. به گفته اين كارگردان و نويسنده، تمامى داستان هاى «مسافرخانه سعادت» از وجوه انسانى برخوردار است و درحالى كه تمامى قصه ها در تهران سال ۱۳۸۶ تعريف مى شود اما از آن جا كه رابطه ميان انسان ها در هر دوره اى قابل تعريف است، نمايش هاى مسافرخانه سعادت را نيز مى توان به هر دوره اى تعميم داد. محمد رحمانيان در پاسخ به پرسشى درباره ساخت مجموعه هاى متعددى در تلويزيون كه لوكيشن هاى همه آن ها يك مسافرخانه، ق«مسافرخانه سعادت» در مرحله صداگذارى:هوه خانه و محلى مشابه آن ها است، متذكر شد: لوكيشن هاى ايستگاهى بهانه اى دراماتيك هستند. وى ادامه داد: لوكيشن ايستگاهى «مسافرخانه سعادت» به طبع آثار اسماعيل خلج انتخاب شد كه در كارهاى قبلى ام نيز به همين شيوه عمل كرده بودم. كارگردان «مسافرخانه سعادت» تأكيد كرد: استفاده از لوكيشن هاى ايستگاهى نه تنها ايرادى ندارد بلكه بسيارخوب است چراكه شخصيت هاى متعددى وارد كار مى شوند. رحمانيان در پاسخ به اين پرسش كه آيا در نگارش متن «مسافرخانه سعادت» از نمايشنامه ها و داستان هاى ديگر بهره گرفته است، گفت: يكى دوتا از قصه ها نگاهى به داستان ها و نمايشنامه هاى ديگر داشته اند. رحمانيان در پاسخ به پرسشى درباره كارهاى جديدى كه قصد ساخت آن ها را در تلويزيون دارد، گفت: يكى از آرزوهاى من اين است كه نمايشنامه «پلكان» مرحوم رادى را براى تلويزيون كار كنم، اما تاكنون چندبار به تلويزيون پيشنهاد داده ام و هربار رد شده است.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه یکم خرداد 1387 و ساعت 2:29 |