تبليغاتX
لطفا رای خود را در سمت راست صفحه بدهید
پخش سريال «حضرت يوسف»، از اول تابستان

نويسنده و كارگردان مجموعه تلويزيوني «حضرت يوسف (ع)» از آغاز پخش اين سريال همزمان با آغاز فصل تابستان خبر داد.

فرج‌الله سلحشور در گفت‌وگو با فارس اظهار داشت: مجموعه تلويزيوني «حضرت يوسف (ع)» هنوز در مرحله مونتاژ صداگذاري و موسيقي بوده و تا به حال، حدود هشت قسمت از مجموعه براي پخش آماده شده است.
وي افزود: اين مجموعه تلويزيوني با آغاز فصل تابستان با يك بار پخش در هفته به روي آنتن شبكه اول سيما خواهد رفت.
 
در اين مجموعه تلويزيوني كه از پروژه‌هاي «الف» سيما فيلم به شمار مي‌رود و كار نگارش آن چهار سال به طول انجاميد «جمال شورجه» به عنوان مشاور كارگردان حضور داشته است.
سريال «حضرت يوسف (ع)»، چهارمين قصه قرآني است كه در مركز سيمافيلم ساخته شده است.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در شنبه سی و یکم فروردین 1387 و ساعت 18:55 |
وداع با «دلیران تنگستان»  

پیکر ابوالقاسم پورشکیبایی هنرمند تئاتر و تلویزیون از مقابل تالار حافظ شیراز تشییع شد.

این هنرمند پیشکسوت شیرازی که  بر اثر ایست قلبی و در هنگام رانندگی جان به جان آفرین تسلیم کرد، شهریورماه 1326 در شیراز متولد شد و کارهنری را با بازی در نمایش های مدرسه آغاز کرد.

پورشکیبایی پس از سال ها کار در تئاتر شیراز راهی دانشکده هنرهای زیبای تهران شد و در تهران با مرحوم پرویز فنی زاده و پروانه معصومی همبازی شد.

وی در سریال «دلیران تنگستان» نقش خالو حسین دشتی را بازی کرد و در سریال تلویزیونی «چهل سرباز» نیز نقش فرخی شاعر را به عهده داشت و در سریال «روزهای به یاد ماندنی» نیز نقش حاکم دلوار بوشهر را بازی کرد.

وی همچنین برای تئاتر تلویزیونی (تله تئاتر) «خواستگاری» در هشتمین جشنواره تولیدات تلویزیونی زیبا کنار در سال 78 برنده جایزه بهترین بازیگر تله تئاتر شد ضمن اینکه کارگردان هنری این تله تئاتر را برعهده داشت.

از جمله نمایش های او می توان به ولپن، بشنو از نی، مضرات دخانیات، برصیصای عابد، پارتی بازی، بداهه سرایی آلما و... نام برد.

همسر این هنرمند در مراسم تشییع جنازه وی به خبرنگار ایسنا گفت: وی از زمانی که دانش آموز بود با مرحوم لایق کار تئاتر می کرد و می توان گفت تقریباً در طول عمر هنری خود کار بدی ارائه نداد که از بهترین کارهای او می توان به خواستگاری و ولپن اشاره کرد. ضمن این که برصیصای عباد نیز کار بسیار سنگینی بود که ارائه داد.

وی مهم ترین خصلت پورشکیبایی را در زندگی هنری این دانست که هیچ گاه برای پول کار نکرد.

قاسم امین بیطرف بازیگر و کارگردان تئاتر نیز که از هم دوره‌ای‌های پورشکیبایی است در حاشیه مراسم تشییع جنازه وی به خبرنگار ایسنا گفت: پورشکیبایی یکی از گل های سرسبد هنرمندان تئاتر شیراز بود که بر چیده شد. او را می توان یکی از ستون های محکم تئاتر شیراز دانست که از میان ما رفت کسی که هم بازیگر بود، هم نویسنده و کارگردان و چون تحصیلکرده این کار بود حق بزرگی بر گردن تئاتر شیراز دارد.

وی افزود: پورشکیبایی کارش را با شایعه مایعه، دیو، مکش و میر شروع کرد و بعدها در نمایش های زیادی درخشید، همچنانکه نمایش تسخیر شدگان را به سفارش ستاد جبهه و جنگ کار کرد و جایزه سفر به سوریه را گرفت.

وی افزود: پورشکیبایی با بزرگانی چون فنی زاده و پروانه معصومی هم بازی بود و در شیراز نیز با محمود پاک نیت، مهدی فقیه، حبیب دهقان نسب، جعفر باباملک، رحیم هودی و کاظم روزی طلب همکاری و بازی کرد.

به گزارش ایسنا رحیم هودی بازیگر پیشکسوت تئاتر شیراز نیز که در تشییع جنازه پورشکیبایی شرکت کرده بود برای سخنرانی پشت تریبون رفت و پس از اینکه گفت حیفش بود و زود بود نتوانست صحبت کند.

پیکر این هنرمند  پس از تشییع جنازه وی از مقابل تالار حافظ شیراز در دارالرحمه این شهر آرام گرفت. روحش شاد.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در شنبه سی و یکم فروردین 1387 و ساعت 18:53 |
امه سزر درگذشت  

اِمه سزر نمايشنامه‌نويس نامي كه نمايشنامه‌اش به نام «فصلي در كنگو»، شهرت بسياري در ايران دارد در سن 94 سالگي درگذشت.
 امه سزر از روشنفكران نامدار ضد استعمار فرانسه بود كه براي آزادي كشورش تلاش‌هاي فراواني را صرف كرد.

رئیس جمهوری فرانسه روز پنجشنبه او را به عنوان شاعری بزرگ و اومانیستی برجسته ستود.

به گزارش آسوشیتدپرس او در بیانیه‌ای خطاب به سارکوزی در همان زمان گفته بود: «من بر اعتقاد خود باقی مانده‌ام و سرسختانه ضد استعمار هستم.»

رئیس جمهوری فرانسه در ستایش او گفت: «او جان آزاده‌ای بود که عمر خود را به مبارزه برای به رسمیت شناخته شدن هویت‌اش و غنای ریشه‌های آفریقایی‌اش اختصاص داد. او با دعوت به احترام نهادن به عزت نفس انسانی و مسئولیت و خود آگاهی نمادی از امید برای مردم تحت ستم بود.»

سگولن رویال نیز که او را نماد فرانسه چندنژادی خواند خواستار خاکسپاری امه سزر در پانتئون شد جایی که قهرمانان فرانسه از ویکتور هوگو تا ماری و پی‌یر کوری در آن دفن شده‌اند.
 

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در شنبه سی و یکم فروردین 1387 و ساعت 18:51 |
بازیگر سرشناس فیلم‌های ترسناک درگذشت  
   هیزل کورت بریتانیایی که دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ در فیلم‌های ترسناک کنار ستاره‌هایی چون بوریس کارلوف و وینسنت پرایس بازی می‌کرد، سه‌شنبه در ۸۲ سالگی بر اثر حمله قلبی در آمریکا درگذشت.
اسوشیتدپرس اعلام کرد هر چند بخش زیادی از دوران کاری کورت ملقب به "ملکه جیغ" با حضور در فیلم‌ها و مجموعه‌های تلویزیونی بریتانیا و آمریکا گذشت، اما او بیشتر برای بازی در فیلم‌های ترسناک نظیر "کلاغ" راجر کورمن شناخته می‌شد که با اقتباس از اثر ادگار آلن پو ساخته شد و کورت در آن با پرایس، کارلوف و پیتر لوره همبازی بود.
کورمن، چهره سرشناس فیلم‌های ترسناک و کم‌هزینه سال‌های ۱۹۶۰، در پنج فیلم او را کارگردانی کرد. نقش‌های کورت مانند بسیاری از دیگر ملکه‌های جیغ آن دوران، تا حد زیادی متکی بر چهره او و توانایی وی در جیغ زدن از روی ترس و مرگ‌های دهشتناک بود.
کورت با فیلم‌های "دختر شیطان از مریخ" ۱۹۵۴، "نفرین فرانکنشتین" ۱۹۵۶، "خاکسپاری پیش از موقع" ۱۹۶۲ و "نقاب مرگ سرخ" ۱۹۶۴ چنان جایگاهی در میان طرفداران فیلم‌های ترسناک پیدا کرد که حتی در سال‌های پایانی عمر نیز خللی در آن وارد نشد.
او که دختر یک بازیکن معروف کریکت بود، دهم فوریه ۱۹۲۶ در ساتن کلدفیلد بیرمنگام به دنیا آمد. از ۱۴ سالگی وارد عرصه نمایش شد و پس از مدتی با سازمان جی. آرتور رنک، صاحب استودیوهای فیلمسازی و سالن‌های سینما قرارداد بست. کورت ۱۸ ساله بود که با بازی در نقشی کوتاه در "شامپاین چارلی" (۱۹۴۴، آلبرتو کاوالکانتی) حضور در سینما را تجربه کرد.
با حضور در فیلم‌های بعدی بر محبوبیت او افزوده شد. کورت در دهه ۱۹۵۰ در تعدادی از فیلم‌های ترسناک و کم‌هزینه استودیو همر بازی کرد و در ۱۹۵۷ در مجموعه تلویزیونی بریتانیایی و کمدی "دیک و دوشس" با پاتریک اونیل همبازی شد. او در اواخر دهه ۱۹۵۰ به آمریکا رفت و در فیلم‌ تلویزیونی "آلفرد هیچکاک تقدیم می‌کند" نقش‌آفرینی کرد.
کورت در سال‌های اخیر در منطقه کوهستانی دریاچه تاهو در مرز میان نوادا و کالیفرنیا زندگی می‌کرد. او جدا از بازیگری، مجسمه‌ساز و نقاش هم بود. 
   
 
 
 
 
   خبرگزارى مهر
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در شنبه سی و یکم فروردین 1387 و ساعت 18:49 |
هيلري سوانك بازيگر اسكاري سينما ، خلبان مي‌شو

هيلري سوانك بازيگر آمريكايي كه دوبار به اسكار دست يافته است به زندگي آمليا ارهارت اولين زن هوانورد، برروي پرده سينما جان مي‌بخشد.


به گزارش ايرنا به نقل از خبرگزاري فرانسه از لس آنجلس گزارش داد كه اين فيلم را ميرا ناير كارگردان هندي كارگرداني مي‌كند و تصويربرداري آن در كانادا و آفريقاي جنوبي انجام خواهد شد.

فيلم درباره داستان زندگي اولين زني است كه به تنهايي اقيانوس اطلس را با هواپيما طي كرد. وي در سال ‪۱۹۳۷‬برفراز اقيانوس ارام ناپديد شد.

سوانك دو اسكار خود را به سبب بازي در فيلم‌هاي بچه‌ها گريه نمي‌كنند و بچه ميليون دلاري به ترتيب در سال‌هاي ‪۲۰۰۰‬و ‪ ۲۰۰۴‬كسب كرد.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در شنبه سی و یکم فروردین 1387 و ساعت 18:48 |
پخش سريال « حضرت يوسف » از اول تابستان آغاز مي شود  
 نويسنده و كارگردان مجموعه تلويزيوني « حضرت يوسف (ع ) » از آغاز پخش اين سريال همزمان با آغاز فصل تابستان خبر داد.
فرج الله سلحشور در گفت وگو با خبرگزاري فارس گفت : مجموعه تلويزيوني « حضرت يوسف (ع ) » هنوز در مرحله مونتاژ صداگذاري و موسيقي است و تا به حال حدود 8 قسمت از مجموعه براي پخش آماده شده است .
وي افزود : اين مجموعه تلويزيوني با آغاز فصل تابستان با يكبار پخش در هفته به روي آنتن شبكه اول سيما خواهد رفت .
در اين مجموعه تلويزيوني كه از پروژه هاي « الف » سيما فيلم به شمار مي رود و كار نگارش آن چهارسال به طول انجاميد « جمال شورجه » به عنوان مشاور كارگردان حضور داشته است .
سريال « حضرت يوسف (ع ) » چهارمين قصه قرآني است كه در مركز سيما فيلم ساخته شده است
 
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در شنبه سی و یکم فروردین 1387 و ساعت 18:46 |
اتحادیه بازیگران هالیوود به امضای توافقنامه موقت راضی شدند
تهران-خبرگزاری ایسکانیوز: اتحادیه بازیگران هالیوود به این نتیجه رسیدند اگر اعتصاب چند ماهه بازیگران علیه استودیو فیلم و تلویزیون و قراردادهای کوچک با شرکت های دیگر منجر به کاهش فشار تولید کنندگان فیلم و تلویزیون شود قراردادی با یک شرکت مستقل فیلمسازی امضا کنند.
به گزارش روز جمعه بخش انگلیسی گروه فرهنگی هنری باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران"ایسکانیوز" به نقل از رویترز؛ بر اساس این گزارش موافقت موقت با بخش فیلم به عنوان مذاکره ای میان اتحادیه بازیگران هالیوود و استودیو فیلم و تلویزیون تا روز سه شنبه ادامه یافت اما هیچ جزییاتی مبنی بر پیشرفت از سوی طرفین اعلام نشد.
همچنین "مارگ گیل" رییس استودیو فیلم و تلویزیون هالیوود اعلام کرد: شرکت وی با اتحادیه بازیگران هالیوود وارد گفتگو شده است و این توافق موقت مشابه قراردادهایی است که سال گذشته اتحادیه نویسندگان آمریکایی با بعضی از تهیه کنندکان امضا کردند و به تهیه کنندگان این اجازه را داد تا طی یک اعتصاب 100 روزه نویسندگان که منجر به فلج شدن صنعت فیلم و تلویزیون شده بود، بیشتر فعالیت کنند./166/125
خبرنگار:800
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در شنبه سی و یکم فروردین 1387 و ساعت 4:45 |
هنرپیشه فیلم ترسناک "شکار" درگذشت
تهران- خبرگزاری ایسکانیوز: "هازل کورت" هنرپیشه انگلیسی که با بازی در فیلم ترسناک "شکار" توجه همگان را به خود جلب کرده بود، در سن 82 سالگی درگذشت.
به گزارش روز جمعه بخش انگلیسی گروه فرهنگی هنری باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران"ایسکانیوز" به نقل از بی بی سی؛ "سالی والش" دختر "هازل کورت" اعلام کرد: "هازل کورت" پس از یک حمله قلبی در منزلش نزدیک "لیک تاهو" در کالیفرنیا درگذشت.
همچنین "هازل کورت" با بازی در فیلم "تدفین نابهنگام" توجه منتقدین را به خود جلب کرد.
"سالی والش" دختر "هازل کورت" افزود: وی در طول یک ماه بیش از 100 میل از طرفداران خود دریافت می کرد و به تمام آنها پاسخ می داد.
خبرنگار:800
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در شنبه سی و یکم فروردین 1387 و ساعت 4:38 |
فیلم جدید "جکی چان" و "جت لی" در صدر جدول فروش
تهران- خبرگزاری ایسکانیوز: براساس گزارش سینماگران انتظار می رود که این هفته فیلم جدید "جکی چان" و "جت لی" ، "قلمرو ممنوع"، در صدر فیلم های پرفروش گیشه هالیوود قرار گیرد.
به گزارش روز جمعه بخش انگلیسی گروه فرهنگی هنری باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران"ایسکانیوز" به نقل از رویترز؛ براساس گزارش سینماگران انتظار می رود که فیلم جدید "جکی چان" و "جت لی" ، "قلمرو ممنوع"، در سه روز اول پخش خود بیش از 20 میلیون دلار فروش کند و در صدر پر فروش ترین فیلم های گیشه هالیوود قرار گیرد.
"جکی چان" ادعا کرد که از فیلمنامه "قلمرو ممنوع" رضایت کامل نداسته اما به دلیل همبازی شدن با "جت لی" ستاره هنرهای رزمی، در این فیلم بازی خواهد کرد.
بر اساس این گزارش "راب مینکوف" فیلم "قلمرو ممنوع" را کارگردانی خواهد کرد. "جکی چان" 54 ساله قبل از اینکه با ساخت فیلم "ساعت شلوغی" محبوبیت قابل توجهی را در ایالت متحده آمریکا از آن خود کند ، در هونگ کونگ توجه همگان را به خود جلب کرده بود.
همچنین "جت لی" 44 ساله همانند "جکی چان" 54 ساله توانست با بازی در فیلم "اسحله مرگ بار 4 " شهرت قابل توجهی را در آسیا و هالیوود از آن خود کند.
همچنین "جت لی" ستاره هنرهای رزمی با بازی در فیلم "فرمانروا" به کارگردانی "پیتر چان" به عنوان بهترین هنرپیشه مرد در مراسم اهدای جوایز فیلم هنگ کنگ انتخاب شد.
"جت لی" 44 ساله گفت: اگر فیلم های زیادی در رابطه با کونگ فو نمی ساختم، 30 سال پیش می توانستم به عنوان بهترین هنرپیشه مرد انتخاب شوم.
همچنین فیلم "فرمانروا" به عنوان بهترین فیلم، کارگردانی، فیلمبرداری، کارگردانی هنری و جلو های ویژه در مراسم اهدای جوایز فیلم هنگ کنگ انتخاب شد.
بر اساس این گزارش "جت لی" ستاره هنرهای رزمی که به "اندی لا" برادر و رقیبش اجازه نداده بود تا جایزه بهترین هنرپیشه مرد را از آن خود کند، از وی به دلیل اینکه باعث تسلیمش شده بود، عذرخواهی کرد.
جت لی در 26 آپریل 1963 در پکن به دنیا آمد. نام اصلیش لی لیانجی است. وی آخرین فرزند خانواده بوده و 2 خواهر و 2 برادر دارد.
همسرش نینا لی چی بازیگر و متولد ۳۱ دسامبر ۱۹۶۱ در شانگهای چین است.آنها در ۱۹ سپتامبر ۱۹۹۹با هم ازدواج کردند و یک دختر به نام جین دارند که در ۱۹ آوریل ۲۰۰۰ به دنیا آمد.
جت از همسر قبلیش کیوآنگ هااونگ هم ۲ دختر دارد. آنها در سال ۱۹۹۰ جدا شدند. وی از بهترین های آسیایی در سینما و همپای جکی چان به شمار می رود.
فیلم های پرسرعت و همراه با کمی طنز او را به چهره ای محبوب بدل کرده است. وقتی حت 2 سال داشته پدرش را از دست می دهد و پسرها مجبور می شوند همپای مادر کار کنند.
جت اوقات بیکاری را به باشگاه ووشو بی جینگ میرود و صادقانه کار می کند تا جایی که پس از مدتی از او برای تدریس در همان جا دعوت می شود که حسادت دوستانش را به دنبال داشت. وی در آن زمان تنها 8 سال داشت.
با اینکه از همان ابتدا در حد حرفه ای ها بود ولی خیلی خجالتی بوده است. لی بعد از آن خانه را ترک می کند و برای اولین بار مقام قهرمانی را کسب می کند و همین باعث می شود به عنوان نمایش دهنده بر روی میز تنیس در افتتاحیه مسابقات بین المللی انتخاب شود.
سپس بورس تحصیلی تربیت بدنی را به دست می آورد و کم سن وسال ترین دانشجوی دانشگاه می شود که به همراه 20 جوان فوق العاده چینی به تمرینات خود در ووشو ادامه می دهد.
در تور ایالات متحده پذیرفته می شود و چینی ها همه به طلای مسابقات دست می یابند و جت اولین بار مزه قهرمانی دنیا را تجربه می کند./166/125
خبرنگار:166
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در شنبه سی و یکم فروردین 1387 و ساعت 4:31 |
در روز تولد مجيد مجدي انجام شد:
تقديم لوح تقدير رئيس دفتر رئيس جمهور به كارگردان سينماي ايران
تقديم لوح تقدير رئيس دفتر رئيس جمهور به كارگردان سينماي ايران


سينماي ما-  لوح تقدير رئيس دفتر رئيس جمهور، عصر امروز به مناسبت روز تولد «مجيد مجيدي» كارگردان متعهد و صاحب نام سينما به ايشان تقديم شد. به نقل از پايگاه اطلاع رساني رياست جمهوري، محمدجعفر بهداد، معاون ارتباطات و اطلاع رساني دفتر رئيس جمهور عصر چهارشنبه در دفتر مجيد مجيدي حضور يافت و با تقديم لوح تقدير «عبدالرضا شيخ الاسلامي» رئيس دفتر رئيس جمهور به اين هنرمند متعهد و جهاني، سالروز تولد وي را تبريك گفت.
متن كامل لوح تقدير رئيس دفتر رئيس جمهور به اين شرح است:

باسمه تعالي

هنرمند گرامي
جناب آقاي مجيد مجيدي
سلام عليكم
امروز 28 فروردين سال روز تولد مردي است كه در سال 1338 هجري شمسي ديده به جهان گشود و اكنون كه 49 سالگي خود را جشن مي گيرد، «آواز گنجشك‌هاي» او همچون ديگر آثارش فطرت پاك بشري را بيدار كرده و جهانيان را به تحسين هنر متعهد و انساني اش واداشته است.
ملت خداجو ، نوعدوست، عدالت طلب و انقلابي ايران و خدمتگزاران شان در دولت به وجود هنرمندي ارزشي و جهاني چون شما و آثار فاخر و ارزشمندتان افتخار مي كنند و پايمردي تان را در اين راه مقدس مي ستايند.
تولدتان را تبريك مي گويم و براي شما و خانواده محترمتان آرزوي بهترين ها دارم.



منبع خبر : فرس

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در شنبه سی و یکم فروردین 1387 و ساعت 4:30 |
مجموعه جديد رشيدپور روي آنتن مي‌رود
مهران مديري مهمان "مثلث شيشه‌اي"
مهران مديري مهمان "مثلث شيشه‌اي"


سينماي ما - مجموعه برنامه «مثلث شيشه‌اي» با اجراي رضا رشيدپور از پانزدهم ارديبهشت با حضور ميهمانان ويژه از جمله مهران مديري از شبکه تهران روي آنتن مي‌رود.

رشيدپور در اين باره گفت: اين برنامه در نود بخش 75 دقيقه‌اي به صورت زنده از نيمه ارديبهشت روي آنتن مي‌رود که ترکيبي از برنامه‌هاي «شب شيشه‌اي» و «مثلث» است. لحن برنامه شفاف و صريح و هدف ما از تهيه آن، ايجاد فضاي اميدبخشي و تقويت جامعه هنري است.

تهيه‌کننده اين برنامه ادامه داد: برنامه مثلث شيشه‌اي، منحصر به چهره‌هاي سينمايي نمي‌پردازد، بلکه تلاش مي‌کنيم از عوامل پشت صحنه همچون فيلمبرداران، فيلمنامه‌نويسان و ... هم دعوت كنيم و مباحث فرهنگي را مطرح نماييم. علاوه بر آن، از نخبگان علمي و فرهنگي در حوزه‌هاي گوناگون هم براي حضور در برنامه دعوت مي‌شود.

مهران مديري، نيکي کريمي، محمدرضا شريفي‌نيا، حسام نواب‌صفوي و عليرضا زرين‌دست از ميهمانان «مثلث شيشه‌اي» هستند که رشيدپور درباره اهداف آن گفت: در حال حاضر بايد جامعه هنري را تقويت و حمايت کرد و با توجه به اينکه امسال به عنوان سال نوآوري و شکوفايي نامگذاري شده، مي‌خواهيم برنامه فضايي نو داشته باشد.

کارگرداني هنري برنامه تلويزيوني مثلث شيشه‌اي را خود رشيدپور به عهده دارد، ماني آرام تيتراژ نخست برنامه را مي‌خواند و تيتراژ پاياني هم با صداي امير تاجيک روي آنتن مي‌رود که کاري متفاوت است. ترانه‌هاي تيتراژ را هم رشيدپور سروده است.

مجري مثلث شيشه‌اي در پايان درباره اين‌که آيا اين برنامه به سرنوشت برخي برنامه‌هاي اينچنيني تبديل مي‌شود يا نه گفت: من از مديران سازمان صداوسيما براي ايجاد فضاي چندصدايي در رسانه قدرداني مي‌کنم و اين برنامه با حمايت رئيس سازمان صداوسيما و مدير شبکه تهران روي آنتن مي‌رود.

برنامه گفت‌وگو محور مثلث شيشه‌اي که از پانزدهم ارديبهشت به تهيه‌کنندگي رشيدپور و محمد قنبري روي آنتن شبکه تهران مي‌رود؛ سومين برنامه رشيدپور پس از «شب شيشه‌اي» و «عبور شيشه‌اي» در فضايي مشابه است.



منبع خبر : مهر
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در شنبه سی و یکم فروردین 1387 و ساعت 4:26 |
تازه‌ترين گفت‌وگو با مهران مديدي درباره «مرد هزارچهره»
دلم می‌خواست کاری بسیار عظیم تر نسبت گذشته بسازم
دلم می‌خواست کاری بسیار عظیم تر نسبت گذشته بسازم


سينماي ما- کار سنگین بود. از روز 13 به در که قسمت آخر مجموعه را به پخش تحویل دادیم تا 16 فروردین به استراحت مطلق پرداختم. اینها اولین جملات از نخستین اظهار نظر مهران مدیری درباره مجموعه تلویزیونی"مرد هزار چهره" است که واکنش های فراوانی را درجامعه برانگیخت، اما شاید هیچ کس بهتر از خود او نتواند در مورد هدف و پیام این مجموعه سخن بگوید.
مهران مدیری که چند روزی بیشتر از سالروز تولدش نمی گذرد در مورد هدف و حرف اصلی مجموعه ای که کارگردانی کرده می گوید: می خواستیم در کنار جنبه های سرگرم کننده سریالی اینچنینی حرف هایی هم بزنیم.
وی در یک گفت و گوی اختصاصی به فرارو می گوید : «حرف اول ما طرح این مساله بود که یک انسان چگونه با تمایل به شهرت ،ثروت و قدرت که درهمه ما هست ، آن گونه سرگرم می شود که یادش می رود جایگاه و کار اصلی اش چیست.»
مدیری افزود: «هدف دوم ما نشان دادن این موضوع بود که چگونه روابط غلط اجتماعی ما را اشتباهی در جایی که قرار نیست باشیم قرارمان می دهند و ما هم بدمان نمی آید! در مجموع نقد روابط اجتماعی و ضعف های شخصی انسان ها هدف مجموعه "مرد هزار چهره" بود.»
وی درباره تفاوت های این مجموعه با کارهای قبلی اش گفت: «گروه بازیگرانمان را در این مجموعه می خواستیم قوی عرضه کنیم.تیم خوبی تشکیل شد. هر بازیگری سر جای اصلی خودش قرار گرفت و 90درصد بازیگران هم بازی درخشانی ارائه کردند.»
مدیری اظهار داشت: «هر بازیگری با خودش نوع بازی خاص خودش را آورد . کار من نزدیک کردن جنس بازی بازیگران به نوع کار خودم بود که این کار گاهی در حد رد وبدل کردن چند جمله انجام می شود. من فقط هماهنگ کننده بودم.»
وی با رد شایعه اختلاف جواد رضویان با توجه به حضورش در سریال "جایزه بزرگ" و عدم حضور رضویان در مرد هزار چهره به فرارو گفت: «این امر موضوعی کاملا اتفاقی است . دلیلی وجود ندارد که دو نفر همیشه با هم کارکنند. این احتمال وجود دارد که در کارهای قبلی بازهم کنار یکدیگر قرار بگیریم.»
کارگردان مجموعه مرد هزار چهره افزودن حواشی مانند حضور سیاهی لشکر زیاد، انفجار ماشین و حضور حیوانات در سکانس های مختلف مجموعه را باعث جذابیت بیشتر کار دانست و گفت: دلم می خواست کاری بسیار عظیم تر نسبت به کارهای گذشته ام بسازم.
وی در مورد بازی اش در نقش مسعود شصت چی نیز اظهار داشت: «بازی این نقش خیلی سخت بود،چون هم کارگردان مجموعه بودم و هم جزئیات شخصیت این آدم بسیار زیاد بود. سعی کردم تا یک شخصیت یکنواخت از شخصیت شصت چی در طول سریال ارائه کنم.» مدیری افزود: «وقتی شبکه 3 برای نوروز از ما کار خواست خیلی طول کشید تا با پیمان قاسم خانی طرح را بنویسیم، چون پیدا کردن طرح جدید بدون تکرار گذشته ها خیلی سخت بود. هدفمان رسیدن به ساختار جدید بود.»
وی در پاسخ به این سوال که با توجه به اینکه موضوع 2 زنه بودن شخصیت های مرد سریال ها به تازگی مد شده چرا او از این موضوع استفاده نکرد گفت: «من هیچ وقت موضوع 2 زنه بودن را در هیچ کاری مطرح نمی کنم و آن را دستمایه طنز قرار نخواهم داد.»
مدیری در پایان در مورد کارهای کنونی و آینده اش نیز اظهار داشت: «فعلا کاری برای تلویزیون در دست ندارم، اما 10 قسمت از "گنج مظفر" آماده است که در قالب CD به زودی عرضه می شود. پیش تولید آرام یک فیلم سینمایی را به نویسندگی پیمان قاسم خانی و کارگردانی خودم را شروع کرده ایم.»
وی در پایان ، طرح هرگونه شکایتی از مرد هزار چهره را رد کرد.


منبع خبر : فرارو
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در شنبه سی و یکم فروردین 1387 و ساعت 4:24 |
بودجه بخش هنر و سينماي كشور ‪ ۱۰۰‬درصد افزايش يافت  

 عضو كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي گفت : بودجه امسال بخش هنر و سينماي كشور ‪ ۱۰۰‬درصد افزايش يافت .

دكتر ستار هدايتخواه در حاشيه مراسم اختتاميه سي و هفتمين جشنواره بين‌المللي فيلم رشد در كهگيلويه و بويراحمد در گفت و گو با ايرنا افزود: بودجه بخش هنر و سينماي كشور در سال ‪ ۸۶‬حدود ‪ ۵۰‬ميليارد ريال بود كه اين ميزان امسال به ‪ ۱۰۰‬ميليارد ريال افزايش يافته است .

نماينده مردم شهرستان‌هاي بويراحمد و دنا در مجلس شوراي اسلامي بيان كرد: افزايش ‪ ۱۰۰‬درصدي بودجه بخش هنر و سينماي كشور شرايط را براي راه اندازي و فعال كردن سينماهاي استان كهگيلويه و بويراحمد فراهم مي‌كند.

هدايتخواه اظهار داشت : طراحي و تدوين فيلم‌هاي جشنواره بين‌المللي فيلم رشد بايد به گونه‌اي باشد كه بيننده را به تفكر وادارد و فطرت آنها را تحريك كند زيرا ابزار هنر و سينما در اختيار رشد جامعه است .

وي عنوان كرد: با توجه به روند تكنولوژي جديد، اطلاع رساني و انتقال مفاهيم آموزشي و تربيتي استفاده از جشنواره بين‌المللي فيلم رشد يك ضرورت اجتناب ناپذير به شمار مي‌رود.

در سي و هفتمين جشنواره بين‌المللي فيلم رشد در كهگيلويه و بويراحمد بر اساس راي هيات داوران در بخش فيلم‌هاي بلند بچه‌هاي ابدي ، سبيل مردانه ، تصميم كبري و سبز كوچك ، در بخش فيلم‌هاي كوتاه آتش نشان كوچك ، از من بنويس و سلول ، در بخش مستند آموزشي تكنولوژي طبيعت ، چرخ ريسك ، پستاندار گوشتخوار و دنيا در ‪ ۵۰‬سال آينده ، در بخش انيميشن نيز روزي كلاغي ، رستم و اسفنديار، ان .سي .دو و محمد (ص ) و در بخش نماهنگ نيز اتفاق به عنوان فيلم‌هاي برتر انتخاب شدند.

در پايان اين جشنواره از برگزاركنندگان سي و ششمين جشنواره بين‌المللي فيلم رشد كه سال ‪ ۸۶‬در گچساران برگزار شد و مقام دوم كشور را نيز كسب كرد، با اهداي جوايز و لوح تقدير قدرداني شد.

سي و هفتمين جشنواره بين‌المللي فيلم رشد از ‪ ۲۴‬تا ‪ ۲۹‬فروردين سال جاري در كهگيلويه و بويراحمد برگزار شد

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در شنبه سی و یکم فروردین 1387 و ساعت 4:21 |
جهت اطلاع جمهوری اسلامی 5شنبه / فیلم ساختگی یک هنرپیشه زن

جمعي از مردم دشتستان در تجمع مقابل جايگاه نماز جمعه بوشهر خواستار تاييد انتخابات در اين حوزه شدند. از چهار حوزه انتخابيه هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي در استان بوشهر تاكنون سه حوزه مورد تاييد شوراي نگهبان قرار گرفته است و از تاييد صحت انتخابات در حوزه دشتستان خبري نيست . بنابه همين گزارش ديروز جمعي از مردم دشتستان با تجمع مقابل استانداري و دفتر نماينده ولي فقيه در استان و امام جمعه بوشهر با شعارهاي همچون « ابطال انتخابات خيانت است به مردم » « يا مرگ يا تاييد » « راي ما خون ما » و... اعتراض خود را به تاخير در اعلام صحت انتخابات در اين حوزه ابراز داشتند. شب چهارشنبه تنها ساعاتي از اعلام نظر سخنگوي شوراي نگهبان در مورد 16 حوزه انتخابيه اي كه صحت انتخابات مجلس هشتم در آنها مورد تاييد قرار گرفته نمي گذشت كه تجمعات در مناطقي نظير شبانكاره و آب پخش موجب نگراني مردم در اين منطقه شد. آتش زدن لاستيك خودروها و بستن برخي راههاي مواصلاتي در اين مناطق از جمله اقداماتي بوده است كه شب چهارشنبه توسط گروهي كه منتسب به حاميان كدخداپور نماينده منتخب مردم دشتستان مي باشد صورت گرفته است . در همين بين بسياري از سايت هاي استان با اعلام خبر ابطال انتخابات دشتستان به اين اعتراضات دامن مي زنند. جهانشير كدخداپور كانديداي مورد حمايت اصلاح طلبان در حوزه دشتستان بوده است . نامبرده توانست با كسب 29 هزار راي رقيب خود دكتر شجاع نماينده فعلي اين حوزه را شكست دهد .

پس از مدت ها ركود در عرصه انتشار دهندگان فيلم هاي خصوصي بازيگران بار ديگر فيلم خصوصي منتسب به بازيگر زن يك سريال پربيننده و البته جنجالي تلويزيوني در اينترنت و نيز تلفن هاي همراه منتشر شده و به سرعت درحال گسترش است . به گزارش عصر ايران در اين فيلم 5 دقيقه اي تصاوير منتسب به بازيگر زن به همراه يك مرد جوان به نمايش درآمده است . هرچند زن حاضر در فيلم شباهت زيادي به بازيگر تلويزيون دارد و در ابتداي فيلم نيز نام وي نوشته شده است لكن در واقعي بودن اين انتساب جاي ترديد جدي دارد. پيش از اين نيز برخي افراد فيلمي را كه در آن يك زن و چند مرد درحال انجام اعمال غيراخلاقي بودند را به يك بازيگر زن تلويزيون هاي مربوط به آن را در سطح وسيعي توزيع كنند ولي سرانجام معلوم شد كه اين افراد صرفا از cd نسبت دادند و بدين ترتيب موفق شدند يك شباهت ظاهري بهره برده بودند و آن بازيگر هرگز در چنان صحنه اي حاضر نبوده است . وي اعلام داشت كه از عاملان انتشار و انتساب اين فيلم شكايت مي كند. اقدامات سريع پليس و دادستاني تهران در آن مقطع توانست جلوي اين قبيل حركات ضداخلاقي و ضد اجتماعي را بگيرد ولي گويا برخي باندها اصرار دارند كه با انتشار چنين فيلم هايي و انتساب راست يا دروغين آنها به افراد مشهور امنيت اخلاقي و اجتماعي جامعه را خدشه دار كنند كه به نظر مي رسد لازم است بار ديگر پليس و قوه قضائيه به طور جدي تري وارد عمل شوند. مجلس شوراي اسلامي نيز پس از وقايع گذشته براي عاملان اصلي انتشار چنين فيلم هايي مجازات اعدام را تعيين كرده است .

به گزارش سرويس بين المللي « جهان » و به نقل از اخبار العالم به رغم اظهارات اخير بوش مبني بر حذف گزينه نظامي عليه ايران تا قبل از پايان رياست جمهوري وي نيروهاي اسراييلي اعلام كردند : هواپيماهاي جنگي اسراييلي و آمريكايي درحال آموزش نظامي فشرده در صحراي نقب منطقه ويژه آموزش هاي نظامي اسراييل هستند. تلويزيون اين رژيم همچنين اعلام كرد : هواپيماهاي جنگي مذكور در منطقه تسيليم صحراي نقب درحال آموزش نظامي و آزمايشي هستند و به بررسي مراكز هسته اي ايران براي بمباران مي پردازند. از سوي ديگر عوفر شليح يكي از فرماندهان نظامي بلندپايه اسراييلي افزود : احتمال زيادي وجود دارد كه بزرگترين مانور نظامي در تاريخ اسراييل كه هفته گذشته در مرزهاي لبنان اجرا شد جهت آمادگي براي هجوم به ايران ترتيب داده شده بود. وي همچنين افزود : اسراييل علاوه بر سلاح هاي سنتي و عادي جنگ به توزيع سلاح غيرسنتي ميان خودي كه امكان دارد ايران از آن استفاده كند نيز پرداخته است . اين فرمانده همچنين تصريح كرد : طبق گزارشات منابع آمريكايي ـ اسراييلي تاريخ تعيين شده براي حمله اسراييل به ايران مهرماه اعلام شده است . شيلوح در ادامه خاطرنشان كرد : حمله نظامي به ايران علاوه بر حمله هوايي ترجيحا زميني نيز خواهد بود.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در شنبه سی و یکم فروردین 1387 و ساعت 4:17 |
جهت اطلاع جمهوری اسلامی 5شنبه / فیلم ساختگی یک هنرپیشه زن

جمعي از مردم دشتستان در تجمع مقابل جايگاه نماز جمعه بوشهر خواستار تاييد انتخابات در اين حوزه شدند. از چهار حوزه انتخابيه هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي در استان بوشهر تاكنون سه حوزه مورد تاييد شوراي نگهبان قرار گرفته است و از تاييد صحت انتخابات در حوزه دشتستان خبري نيست . بنابه همين گزارش ديروز جمعي از مردم دشتستان با تجمع مقابل استانداري و دفتر نماينده ولي فقيه در استان و امام جمعه بوشهر با شعارهاي همچون « ابطال انتخابات خيانت است به مردم » « يا مرگ يا تاييد » « راي ما خون ما » و... اعتراض خود را به تاخير در اعلام صحت انتخابات در اين حوزه ابراز داشتند. شب چهارشنبه تنها ساعاتي از اعلام نظر سخنگوي شوراي نگهبان در مورد 16 حوزه انتخابيه اي كه صحت انتخابات مجلس هشتم در آنها مورد تاييد قرار گرفته نمي گذشت كه تجمعات در مناطقي نظير شبانكاره و آب پخش موجب نگراني مردم در اين منطقه شد. آتش زدن لاستيك خودروها و بستن برخي راههاي مواصلاتي در اين مناطق از جمله اقداماتي بوده است كه شب چهارشنبه توسط گروهي كه منتسب به حاميان كدخداپور نماينده منتخب مردم دشتستان مي باشد صورت گرفته است . در همين بين بسياري از سايت هاي استان با اعلام خبر ابطال انتخابات دشتستان به اين اعتراضات دامن مي زنند. جهانشير كدخداپور كانديداي مورد حمايت اصلاح طلبان در حوزه دشتستان بوده است . نامبرده توانست با كسب 29 هزار راي رقيب خود دكتر شجاع نماينده فعلي اين حوزه را شكست دهد .

پس از مدت ها ركود در عرصه انتشار دهندگان فيلم هاي خصوصي بازيگران بار ديگر فيلم خصوصي منتسب به بازيگر زن يك سريال پربيننده و البته جنجالي تلويزيوني در اينترنت و نيز تلفن هاي همراه منتشر شده و به سرعت درحال گسترش است . به گزارش عصر ايران در اين فيلم 5 دقيقه اي تصاوير منتسب به بازيگر زن به همراه يك مرد جوان به نمايش درآمده است . هرچند زن حاضر در فيلم شباهت زيادي به بازيگر تلويزيون دارد و در ابتداي فيلم نيز نام وي نوشته شده است لكن در واقعي بودن اين انتساب جاي ترديد جدي دارد. پيش از اين نيز برخي افراد فيلمي را كه در آن يك زن و چند مرد درحال انجام اعمال غيراخلاقي بودند را به يك بازيگر زن تلويزيون هاي مربوط به آن را در سطح وسيعي توزيع كنند ولي سرانجام معلوم شد كه اين افراد صرفا از cd نسبت دادند و بدين ترتيب موفق شدند يك شباهت ظاهري بهره برده بودند و آن بازيگر هرگز در چنان صحنه اي حاضر نبوده است . وي اعلام داشت كه از عاملان انتشار و انتساب اين فيلم شكايت مي كند. اقدامات سريع پليس و دادستاني تهران در آن مقطع توانست جلوي اين قبيل حركات ضداخلاقي و ضد اجتماعي را بگيرد ولي گويا برخي باندها اصرار دارند كه با انتشار چنين فيلم هايي و انتساب راست يا دروغين آنها به افراد مشهور امنيت اخلاقي و اجتماعي جامعه را خدشه دار كنند كه به نظر مي رسد لازم است بار ديگر پليس و قوه قضائيه به طور جدي تري وارد عمل شوند. مجلس شوراي اسلامي نيز پس از وقايع گذشته براي عاملان اصلي انتشار چنين فيلم هايي مجازات اعدام را تعيين كرده است .

به گزارش سرويس بين المللي « جهان » و به نقل از اخبار العالم به رغم اظهارات اخير بوش مبني بر حذف گزينه نظامي عليه ايران تا قبل از پايان رياست جمهوري وي نيروهاي اسراييلي اعلام كردند : هواپيماهاي جنگي اسراييلي و آمريكايي درحال آموزش نظامي فشرده در صحراي نقب منطقه ويژه آموزش هاي نظامي اسراييل هستند. تلويزيون اين رژيم همچنين اعلام كرد : هواپيماهاي جنگي مذكور در منطقه تسيليم صحراي نقب درحال آموزش نظامي و آزمايشي هستند و به بررسي مراكز هسته اي ايران براي بمباران مي پردازند. از سوي ديگر عوفر شليح يكي از فرماندهان نظامي بلندپايه اسراييلي افزود : احتمال زيادي وجود دارد كه بزرگترين مانور نظامي در تاريخ اسراييل كه هفته گذشته در مرزهاي لبنان اجرا شد جهت آمادگي براي هجوم به ايران ترتيب داده شده بود. وي همچنين افزود : اسراييل علاوه بر سلاح هاي سنتي و عادي جنگ به توزيع سلاح غيرسنتي ميان خودي كه امكان دارد ايران از آن استفاده كند نيز پرداخته است . اين فرمانده همچنين تصريح كرد : طبق گزارشات منابع آمريكايي ـ اسراييلي تاريخ تعيين شده براي حمله اسراييل به ايران مهرماه اعلام شده است . شيلوح در ادامه خاطرنشان كرد : حمله نظامي به ايران علاوه بر حمله هوايي ترجيحا زميني نيز خواهد بود.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در شنبه سی و یکم فروردین 1387 و ساعت 4:15 |
گفت‌گوهايي با اصغر فرهادي و پريسا بخت‌آور، نويسنده و كارگردان «دايره‌زنگي»
دايره سرگرداني
دايره سرگرداني


گيسو فغفوري: دايره زنگي، دايره سرگرداني آدم‌ها است. تصويري است از زندگي ما در شهر بزرگي به نام تهران، با شخصيت‌هايي كه آنها را از نزديك مي‌شناسيم، شايد آيينه‌اي است روبه‌روي ما كه جامعه خود را و حتي خود را در آن مي‌بينيم و شايد همين آينگي است كه باعث شده تماشاگران از آن استقبال كنند. اما اين فيلم چگونه شكل گرفته است و اين تصوير زنده و جاندار از وضعيت فرهنگي و اجتماعي ما از كجا پيدا شده است؟ دوست داشتيم اين بحث را در نشستي مشترك با پريسا بخت‌آور كارگردان و اصغر فرهادي فيلمنامه‌نويس اين فيلم در ميان بگذاريم، اما چنين نشستي ممكن نشد و ما ناگزير شديم در دو گفت‌وگوي جداگانه به اين موضوع بپردازيم، دو گفت‌وگو با زوج هنرمندي كه در يك نكته تفاهم كامل داشتند و آن هم بي‌علا‌قگي به انجام گفت‌وگو بود. با اين حال اصرارهاي ما را بي‌پاسخ نگذاشتند و آنچه ميخوانيد حاصل اين اصرارها است.


خودتان فيلم را در كنار مردم ديديد؟ استقبال چطور بود؟


بله من سه بار فيلم را در سينما و كنار مردم ديدم. واكنش مردم در حين ديدن فيلم خيلي خوب بود. من دوبار فقط قصد داشتم صداي فيلم را در سينما چك كنم و بعد بروم، ولي واكنش مردم در حين ديدن فيلم آنقدر برايم جذاب بود كه هر دوبار تا آخر فيلم نشستم.


شما سريال‌هاي موفق تلويزيوني داشتيد، چي شد كه آمديد سراغ سينما؟


از نظر كارگرداني خيلي فرقي بين اين دو قاب نمي‌بينم. از طرفي براي من هميشه انجام تجربيات جديد جذاب است و نكته مهمتر شايد اين باشد كه براي ساخت يك فيلم وقت بيشتري در اختيار كارگردان است و مي‌توان با دقت و تمركز بالا‌تري آنچه را كه در ذهن است، به اجرا درآورد.


شما براي ساخت يك فيلم با تايم 90 تا 100 دقيقه در سينما، دو ماه وقت داريد، ولي در تلويزيون همين تايم را بايد در شرايط توليد عادي در مدت 10 تا 15 روز بسازيد كه هميشه اين فشار براي ساخت سريال مرا اذيت مي‌كرد، ولي تلويزيون يك امتياز بزرگ دارد و آن مخاطب گسترده‌اش است.


چقدر تجربه سريال‌ها در ساخت اين فيلم تاثير داشت؟ اگر آن تجربه ها نبود به نظرتان دايره زنگي چه سرنوشتي پيدا ميكرد؟


خيلي زياد. اگر تجربه ساخت آن سريال‌ها را نداشتم، ممكن نبود در اولين ساخته‌ام فيلمنامه‌اي مانند دايره زنگي را انتخاب كنم. فيلمنامه <دايره زنگي> را هر كسي مي‌خواند، به من مي‌گفت كه بسيار كار سختي است، خصوصا براي كار اول، ولي تجربه ساخت آن سريال‌ها چيزهاي زيادي مثل كار با بازيگر زياد، دكوپاژ صحنه‌هاي پر از حركت و مهمتر از آن شناخت مخاطب را به من آموخته بود و همان بود كه به من اطمينان مي‌داد كه از ساخت اين فيلم با تمام توصيه‌هايي كه مي‌شد، نترسم.


موضوع ديگر در اين زمينه اين است كه شما در اولين تجربه‌تان ساخت يك فيلم اجتماعي را دنبال كرديد.با مسائل و مشكلا‌تي كه اين نوع فيلم در ايران دارد ، چرا در اولين تجربه سينمايي سراغ موضوع هاي سادهتري نرفتيدو سراغ اين موضوع رفتيد؟


فيلم‌هاي اجتماعي هميشه فيلم‌هاي مورد علا‌قه من بودند. هميشه به‌عنوان تماشاگر، فيلم‌هاي اجتماعي را مي‌پسندم، حالا‌ چه لحن جدي داشته باشد و چه لحن طنز. بنابراين خيلي مشخص است كه وقتي خودم هم مي‌خواهم فيلم بسازم، سراغ چنين ژانري بروم.


اين نوع فيلمسازي هميشه با موانع زيادي روبه‌رو بوده است. چه تصوري از اين موانع داشتيد؟


چون اصولا‌ آدم خوش‌بيني هستم، هيچ تصور خاصي نداشتم و فكرمي‌كردم همه چيز به خوبي و خوشي پيش مي‌رود!


اما اين موانع از همان زمان دريافت پروانه ساخت، خود را به شما نشان داده بود. ‌


گرفتن پروانه ساخت خيلي طول كشيد، ولي بعد از اينكه پروانه ساخت صادر شد يك جلسه براي صحبت راجع به فيلمنامه تشكيل شد كه ظاهرا اين جلسه براي اكثر فيلم‌هايي كه پروانه ساخت مي‌گيرند، تشكيل مي‌شود. نظراتي كه داده شد، خيلي جنبه مميزي نداشت و نظرات كساني بود كه فيلمنامه را خوانده بودند. به هر حال فيلمنامه‌اي كه پروانه ساخت گرفت، همين فيلمنامه الا‌ن دايره زنگي است.


اين مسائل در زمان جشنواره و پروانه نمايش هم وجود داشت. چطور آنها را پشت سر گذاشتيد؟


مسائل جشنواره را كه پشت سر نگذاشتيم! ولي قضيه پروانه نمايش فرق مي‌كرد. در وزارت ارشاد با كساني طرف بوديم كه اهل گفت‌وگو و ديالوگ بودند. نظراتشان را مي‌گفتند و حرف شما را مي‌شنيدند و يك تعامل دوطرفه بود.


من و آقاي ساداتيان حاضر نبوديم به قيمت رسيدن به يك فيلم بي‌سروته فيلم را اكران كنيم و براي گرفتن پروانه نمايش فكر مي‌كنم يك يا دو جلسه با آقاي اربابي جلسه داشتيم.


يعني آن حذف و تغيير هايي كه قرار بود در جشنواره اعمال شود ، الا‌ن اعمال نشده است؟ ‌


آقاي اربابي نظرات شوراي پروانه نمايش را گفتند و تعدادي از آن موارد با صحبت‌ها و توضيحاتي كه داديم، حل شد و تعدادي از آنها با اينكه باعث حذف چند پلا‌ن بسيار جذاب مي‌شد، ولي لطمه‌اي به داستان فيلم نمي‌زد. با وجود اينكه حذف آن پلا‌ن‌ها برايم سخت بود، ولي جزو بخش‌هايي نبود كه حيات فيلم را به‌خطر بيندازد و دلا‌يل حذفش هم برايم قابل فهم بود و چند مورد ديگر كه اصلا‌ حذفش مهم نبود و لطمه‌اي وارد نمي‌‌كرد. به هر حال فيلم در حالت فعلي كاملا‌ مورد تاييد من است و اگر غير از اين بود، شايد ترجيح مي‌داديم براي اكران فيلم فعلا‌ صبركنيم. مثلا‌ اتفاقي كه در جشنواره افتاد و بعد از يك اكران، فيلم را از جشنواره خارج كرديم، چون در آنجا با كساني طرف بوديم كه نظراتشان را مي‌گفتند و ديگر كسي نبود كه صحبت‌هاي شما را بشنود و اعمال خواسته آنان منجر به لطمه‌خوردن به فيلم مي‌شد كه اين را نه من مي‌خواستم و نه آقاي ساداتيان.


چقدر تغيير در فيلم به‌وجود آورديد كه خواسته‌ خودتان بود؟


نسبت به نسخه جشنواره، غير از موارد اصلا‌حي، فيلم مقداري كوتاه شد كه به دليل ايجاد ريتم تندتر بود.


تغييرات ناخواسته چه مواردي را شامل ميشد؟


همان‌طور كه گفتم، چند پلا‌ن بسيار جذاب بود كه حتي در نسخه جشنواره هم نبود، چون براي اكران در جشنواره حذف شده بود. يعني اين پلا‌ن‌ها در بازبيني اوليه توسط هيات انتخاب جشنواره و همين‌طور ارشاد مصرانه بر حذفشان تاكيد داشتند و با اينكه شايد بودنشان از نظر محتوايي براي فيلم مهم بود، ولي حذفشان به كليت فيلم لطمه‌اي وارد نمي‌كرد. يعني مثل مواردي نبود كه پس از اولين اكران در جشنواره به ما اعلا‌م شد و من گفتم حاضر به حذفشان نيستم و اين موارد حتي در نسخه‌اي كه در ايام جشنواره در اكران خصوصي شما ديديد هم وجود نداشت. در همان مراحل آخر مونتاژ، از فيلم حذف شد و البته چند مورد هم در نسخه جشنواره بود و بعدا از فيلم درآمد.


اين اصلا‌حات مقداري از جذابيت‌هاي قبلي فيلم را كم كرده، ولي به كليت فيلم لطمه‌اي نزده است. يكي از تغييرات ناخواسته اضافه‌شدن آن ديالوگ پاياني باشد. به هر حال كساني كه فيلم را بعد از مونتاژ نهايي ديده بودند، مثل چند نفر از منتقدان يا اهالي سينما وقتي صحبت از مميزي‌ها بود، خيلي از آنها به من گفتند كه اصلا‌حات را انجام بده، چون حيف است كه فيلم اكران نشود و الا‌ن كه فيلم در حال اكران است، مي‌بينم كه آنها درست مي‌گفتند.


فيلم روي پرده چقدر با فيلمنامه نوشته شده تفاوت دارد؟


فيلمنامه تا روزي كه فيلمبرداري ما شروع شد، چندين بار به خواست من بازنويسي شد. يكي از دلا‌يل بازنويسي هم كوتاه‌شدن زمان فيلمنامه بود. روزي كه فيلمبرداري شروع شد، فيلمنامه همان چيزي بود كه مي‌خواستم. خصوصا كه جنس طنز كار و طنز ديالوگ‌ها را بسيار دوست داشتم. ديالوگي كه بعد از خنديدن، شما را وادار به فكر مي‌كند و مثل يك شوخي نيست كه فقط بخندي و بعد تمام شود. من به تغيير فيلمنامه سر صحنه در سريال‌هايم بسيار عادت داشتم، ولي اين فيلمنامه تمام تغييرات را قبل از فيلمبرداريش روي آن انجام داده بوديم و سر صحنه تغيير زيادي نكرد. شايد در هر چند جمله كه مثلا‌ بداهه بازيگرها بود، ولي فيلم روي پرده شباهت زيادي به فيلمنامه دارد.


خود شما چقدر در نوشتن فيلمنامه همكاري داشتيد؟


بعضي از سكانس‌ها يا موقعيت‌هاي فيلم پيشنهاد من بود كه آقاي فرهادي موقع نوشتن فيلمنامه پيشنهادهايي را كه مي‌پسنديد، در فيلمنامه مي‌آورد.


براي شما كه ساخت سريال با افراد زياد را در كارنامه‌تان داريد، كارگرداني اين كار چطور بود؟


تجربيات كار با بازيگران زياد در سريال‌هايم در اينجا به من خيلي كمك كرد. سختي كار با بازيگران زياد، سواي بحث انتخاب بازيگر و هماهنگي و غيره شايد بيشتر به اين برمي‌گردد كه شما در يك كار كم بازيگر تا بازيگر نقشش را دربياورد و با فضا اخت بگيرد و حرف هم را بفهميد، نهايتا چند روز بيشتر طول نمي‌كشد و بعد كار به روال عادي مي‌افتد و تا آخر پيش مي‌رود، ولي مثلا‌در دايره زنگي ما هرچند روز يك بار با ورود يك بازيگر جديد، دوباره انگار شماره‌هايمان صفر مي‌شد و از اول بايد استارت مي‌زديم.


صحبت با بازيگران، رسيدن به بازي و لحن موردنظر در مورد بعضي از بازيگران، آشنايي‌زدايي از بازي‌ها و اجراي بازي متفاوت، يكدست‌كردن همه بازي‌ها، مديريت تعداد زيادي بازيگر جلوي دوربين، سخت‌ترشدن ميزانسن‌ها و بالطبع دكوپاژ به علت تعدد افراد، همه اينها از سختي‌هاي دلپذير كار بود.


چطور توانستيداين مجموعه بازيگران را براي نقش هايي كه اغلب كوتاه هستند كنار هم جمع كنيد؟


مثل همه كارهاي ديگر روال انتخاب بازيگر انجام شد. فقط شانسي كه من داشتم، براي اكثر نقش‌ها معمولا‌ با گزينه اول يا نهايتا دوم به نتيجه مي‌رسيديم كه حتي در مورد نقش‌هاي كوتاه هم اين اتفاق افتاد.


بازيگران با چه معيارهايي انتخاب شدند؟


مهمترين معيارم براي انتخاب بازيگر توانايي او، نزديكي‌اش به نقش و اخلا‌ق حرفه‌اي بازيگر سر صحنه است كه اين سومي براي من خيلي مهم است.


آيا حضور چهره‌هاي تلويزيوني مانند مهران مديري، محمدرضا شريفي‌نيا و حتي مسائلي كه سر آمدن يا نيامدن هديه تهراني بود، براي پرفروش‌شدن فيلم نبود؟


ببينيد، شايد حضور آقاي مديري، شريفي‌نيا و برخي ديگر از بازيگران باعث پرفروش‌شدن فيلم شده باشد، ولي انتخاب آنها از طرف من قطعا به اين دليل نبوده است. براي من پرفروش‌شدن فيلم چه قبل و چه حالا‌ مهم بوده، ولي برايم حفظ كيفيت فيلم خيلي خيلي مهمتر بوده است.


من تمام بازيگران را بدون توجه به پرفروش يا كم‌فروش‌بودن، براساس نزديكي و توانايي‌شان به نقش انتخاب كردم و نزديكي هم منظورم نزديكي بازي‌هاي قبلي يا نقش‌هاي قبلي‌شان با نقش موردنظر در فيلم ما نبوده، بلكه با نزديكي‌اي كه خودم از اين بازيگر در ذهنم با نقش موردنظر ساخته بودم كه شايد اتفاقا در وهله اول بعضي انتخاب‌‌ها به نظر انتخابي عجيب مي‌آمد.


بهترين مثالش هم انتخاب آقاي اميد روحاني منتقد و مدرس سينما براي نقش عبدا...زاده است. انتخابي كه در ابتدا با واكنش‌هاي مختلفي روبه‌رو شد و همه اين انتخاب را با توجه به شخصيت واقعي و ظاهر روشنفكرانه آقاي روحاني ريسك بزرگي مي‌دانستند و معتقد بودند ايشان براي بقيه نقش‌ها مناسب‌ترند و حتي خود آقاي روحاني هم فكر مي‌كردند شايد بقيه نقش‌ها را بهتر بتوانند بازي كنند و تنها پافشاري و اصرار من بود كه ايشان اين نقش را بازي كردند. در تمرين‌هاي اوليه‌اي كه داشتيم، من مطمئن بودم با تمرين بيشتر، آنچه مي‌خواهم مي‌شود و فكرمي‌كنم الا‌ن حضور اميد روحاني در جذب مخاطب كاملا‌ تاثير دارد، به همان اندازه كه بازيگرهاي ديگر.


و يا حضور صابرابر كه به نظرم بهترين و تنها گزينه من براي نقش محمد بود يا حتي نقش شيرين كه ابتدا من تصميم داشتم يك چهره جديد را براي اين نقش بگذارم و مدت زيادي هم در زمان پيش‌توليد روي اين قضيه وقت گذاشتم، ولي در نهايت نشد و حتي انتخاب باران كوثري كه بازيگري تجاري به حساب نمي‌آيد.


موضوع خانم تهراني چه بود؟ تا مدت ها اسمش به عنوان بازيگر مطرح بود و بعد ديديم نيست. ‌


قضيه خانم تهراني هم به نظرم خيلي از طرف مطبوعات پيگيري شد و من خيلي مخالف اين اخبار بودم. حضور يا عدم حضور يك بازيگر در يك فيلم امري معمولي است كه در اين مورد خاص زياد مطبوعات به آن پرداختند. به هر حال چون در اين مورد تاكنون صحبت نكرده‌ام، شايد لا‌زم باشد كه اينجا در اين مورد توضيح بدهم.


خانم تهراني در واقع اولين بازيگري بود كه براي حضور در اين فيلم اعلا‌م آمادگي كرد. ما چند جلسه با هم راجع به نقش صحبت كرديم و ايشان تنها بازيگر قطعي فيلم شد. به هر حال تا قبل از گرفتن پروانه ساخت و شروع پيش‌توليد جدي هر موقع هرخبري راجع به فيلم بود، اسم ايشان به‌عنوان بازيگر مي‌آمد، همان‌طور كه اسم آقاي حسين جعفريان كه بعدا به دليل سفري كه برايشان پيش آمد، نتوانستند بيايند به‌عنوان مدير فيلمبرداري يا بقيه عواملي كه سمتشان قطعي شده بود. بعد از گرفتن پروانه ساخت و پيش‌توليد رسمي كار تمرين من با بازيگران شروع شد. در تمرين‌ها و بعد ازتست گريم بود كه خانم تهراني خودشان پيشنهاد دادند كه بهتر است نقشي كه بار طنز كمتري دارد، بازي ‌كنند و گفتند نمي‌توانند خودشان را در اين نقش باور كنند، ولي چون بقيه نقش‌ها تا آن زمان تقريبا انتخاب شده بودند، ديگر نقشي كه به ايشان بخورد وجود نداشت و خيلي دوستانه اين همكاري منتفي شد. بعد خانم تهراني گفتند كه حاضرند يك نقش كوتاه در كار بازي كنند مثل مجري برنامه تلويزيوني، به همين دليل اسم‌ ايشان جزو بازيگران كار باقي ماند.


الا‌ن كه اين نقش در فيلم نيست، چرا اين نقش حذف شد؟


ولي چون بخش مجري تلويزيوني كه قرار بود به شكل ويدئويي گرفته شود، حدودا سه هفته بعد از اتمام فيلمبرداري كل كار گرفته شد، در آن زمان مونتاژ فيلم تقريبا تمام شده بود و آن موقع بود كه ديديم تايم فيلم بسيار بالا‌ رفته چيزي حدود 130 دقيقه كه ما فقط نگران حذف‌كردن سكانس‌ها بوديم و ديديم صحنه‌هاي بخش ويدئويي كه بازنويسي شده بود و خيلي هم جذاب بود را اگر بخواهيم فيلمبرداري كنيم، خودش زماني حدود 15 دقيقه مي‌شود كه با توجه به تايم بالا‌ي فيلم اصلا‌ امكان‌پذير نبود، يعني من مي‌بايست حدود 15 دقيقه از بخش‌هاي ديگر فيلم كم مي‌كردم تا اين بخش را مي‌شد به فيلم اضافه كرد و بايد براي مشكل تايم فيلم از اين بخش چشم‌پوشي مي‌شد و با حضور خانم تهراني هم در همين حد فعلي نقش (كه البته در نسخه جشنواره از اين بيشتر بود) به شدت مخالف بودم و اصلا‌ برايم قابلقبول نبود كه بخواهم از يك هنرپيشه كه طرفداران خودش را براي جذب به سينما دارد، چنين استفاده‌اي را بكنم و احساس مي‌كردم اين كار فقط سوءاستفاده از تماشاگر است. به خاطر همين دلا‌يل حضور ايشان در فيلم منتفي شد. بنابراين مي‌بينيد كه اتفاقا قضيه خانم تهراني واخبار مربوط به عدم حضورش در اين فيلم نه‌تنها به خاطر پرفروش‌شدن نبوده، بلكه از حضور كوتاه او در فيلم كه مي‌توانست عاملي در فروش هم باشد، به‌خاطر احترام به تماشاگر چشم‌پوشي شد.


اين فيلم از نظر شخصيت‌پردازي موفق است. به دو دليل، اول حضور شخصيت‌هاي منحصربه‌فردش كه در سينماي ايران تازگي دارد، دوم نحوه معرفي آنها به تماشاگر كه با كمترين نشانه‌ها و در اولين فرصت اين شخصيت‌ها به مخاطب معرفي مي‌شوند، اما در اين ميان چند تا تيپ بودند كه بازي‌هاي قبلي خودشان را تكرار مي‌كردند، مانند مهران مديري يا شريفي‌نيا.


به نظرم بازي آقاي مديري شبيه بازي‌هاي قبلي‌شان نشده. من در اوايل كار به آقاي مديري گفتم كه چون لحن شما براي تماشاگر بسيار آشنا است، تا جايي كه بتوانيد هر چيزي را كه در لحن شما يادآور بازي‌هاي قبلي‌تان است را از خودتان دور كنيد كه ايشان هم خيلي استقبال كردند و هم خيلي همراهي. به‌طوري كه بعضي جاها من حس مي‌كردم حساسيت من روي اين مساله باعث شده بود كه خود ايشان هم روي حرف‌زدن و لحن و تاكيدهايشان حساس شوند.


ولي به هر حال چون آقاي مديري چهره‌اي بسيار شناخته‌شده و آشنا براي تماشاگر است و تماشاگر ايشان را در نقش‌هاي زيادي ديده هر بازي‌اي كه بكند، به نظر تماشاگر آشنا مي‌آيد، حداقل در نقشي مثل رزاقي كه مانند بقيه نقش‌ها اصرار من براين بود كه در بازي‌ها، عادي و طبيعي‌بودن رفتار جاري باشد، مانند رفتار روزمره آدم‌هاي اطرافمان و همين مساله در مورد آقاي شريفي‌نيا نيز صادق است و اتفاقا برخلا‌ف نظر شما من فكر مي‌كنم با تيپ‌سازي هميشه راحت‌تر بازيگر مي‌تواند تفاوت فيزيكي و كلا‌مي ايجاد كند، ولي برعكس، من از آقاي مديري يا آقاي شريفي‌نيا مي‌خواستم كه به سمت بازي‌نكردن بروند و اين برايم مهم بود.


برخي از اين شخصيت‌ها خيلي تازه اند ، مانند شخصيتي كه باران كوثري نقش آن را بازي مي‌كرد. شما چقدر در رسيدن به اين نقش همراه باران بوديد و چقدر خود او اين شخصيت را مي‌شناخت؟


زماني كه باران براي اين نقش آمد، تقريبا اواخر پيش‌توليد بود و همان‌طور كه گفتم، به دلا‌يلي دوست داشتم كه اگر بشود يك چهره جديد اين نقش را بازي كند و يكي از دلا‌يلم هم اين بود كه تماشاگر حدسي درباره نقش شيرين نزند و كلا‌ استفاده از چهره‌هاي جديد را در كنار بازيگران حرفه‌اي دوست دارم، ولي به هر حال اين اتفاق نيفتاد و من به حضور بازيگر حرفه‌اي براي نقش شيرين فكر كردم و باران كوثري جزو اولين انتخاب‌هايم بود كه خيلي سريع حضور او در فيلم قطعي شد و در آن مدت كوتاه تا زمان فيلمبرداري جلسات تمرين فشرده و زيادي با باران، صابرابر و نيما شاهرخ‌شاهي داشتم و اين تمرين‌ها خيلي به همه ما در زمان فيلمبرداري كمك كرد.


از طرفي گريم نقش شيرين برايم خيلي مهم بود كه با تست گريم‌هاي زيادي كه انجام شد، چهره باران هماني شد كه براي نقش شيرين مي‌خواستم. ما تا روز فيلمبرداري هر روز تمرين داشتيم و هر بار به نكته‌اي جديد براي نقش‌ها مي‌رسيديم و هر سه اين بازيگران حسابي براي تمرين‌ها وقت مي‌گذاشتند و هر روز بازي باران به آن چيزي كه مي‌خواستم، نزديك‌تر مي‌شد و ديگر نگراني من به‌خاطر كمبود وقت تا زمان فيلمبرداري كاملا‌ برطرف شد، ولي در زمان فيلمبرداري هم با باران مثل تمام بازيگران در تمام سكانس‌ها قبل از شروع فيلمبرداري سكانس، روخواني و تمرين داشتيم و او هم هميشه مشتاقانه آماده شنيدن هر پيشنهاد جديدي بود و خودش هم هميشه با ايده‌اي مي‌آمد.


به نظرتان واقعي‌تر نبود كه آخر فيلم را مانند نسخه اول قرار مي‌داديد و مي‌گذاشتيد او برود و مثل واقعيت در بين همه ما رها باشد. ‌


به هر حال آن پايان قبلي واقعي‌تر بود، ولي من خودم اين پايان را هم دوست دارم. الا‌ن كه فيلم را با تماشاگر مي‌بينم، حس مي‌كنم تماشاگر اين پايان را بيشتر مي‌پذيرد.


شايد نمي‌خواستيد پايانش اين قدر تلخ باشد و واقع‌گرا؟


بله چند نفر از منتقدان كه بعد از مونتاژ، فيلم را به‌صورت قبلي ديده بودند، مي‌گفتند كه بايد براي آخرش فكري بكني و پايانش به شكل فعلي خيلي تلخ است. به هر صورت چون اكران فيلم تمام نشده، نمي‌توانم راجع به پايان فيلم زياد توضيح بدهم. با توضيح بيشتر، موقعيت‌ها لو مي‌رود، ولي به هر حال بايد كسي اين وسط قرباني مي‌شد تا فيلم اكران شود! در هر صورت كساني كه فيلم را ديدند، مي‌توانند آن ديالوگ پاياني را نشنيده بگيرند و يك بار اين‌طوري براي خودشان فيلم و سرنوشت شيرين را تصور كنند


منبع خبر : روزنا - اعتماد ملي
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در شنبه سی و یکم فروردین 1387 و ساعت 4:14 |
بازي «سلمان رشدي»در يک فيلم کمدي  
«سلمان رشدي» نويسنده کتاب «آيات شيطاني» قرار است در فيلمي کمدي با نام «سپس او مرا پيدا کرد» ظاهر شود.به گزارش فارس «سلمان رشدي» در اين فيلم در نقش يک پزشک حاذق ايفاي نقش مي کند. «سپس او مرا پيدا کرد» داستان يک معلم 39 ساله است که ناگهان زندگي اش دستخوش تغييرات تلخ زيادي مي شود، همسرش او را ترک کرده و مادرش نيز فوت مي کند.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در شنبه سی و یکم فروردین 1387 و ساعت 4:6 |
 آوريل سالروز تولد چارلي چاپلين
چهل سال با نام چاپلين مردم را خنداندم
«دخترم، به دنبال نام تو نام من است؛ چاپلين! با همين نام چهل سال، بيشتر مردم روي زمين را خنداندم و بيشتر از آنچه آنان خنديدند، خودم گريستم.»

114 سال پيش، در روز 16 آوريل 1889 ميلادي «سر چارلز اسپنسر چاپلين» معروف به چارلي چاپلين نابغه عالم سينما در شهر لندن به دنيا آمد. چارلي در 5 سالگي بر صحنه تئاتر ظاهر شد و به سرعت شهرت يافت.
پدر و مادر او مجريان نمايش‌هاي موزيكال بودند. اولين حضور او در صحنه 5 سالگي‌اش بود كه مجبور شد به جاي مادرش كه مريض شده بود، روي صحنه برود. والدينش بعد از مدتي از هم جدا شدند و چارلي پيش مادرش ماند كه مادرش در مرور زمان صدايش را كه مي‌توانست با آن كار كند از دست داد.

او مهمترين و تاثيرگذارترين شاگرد مك سنت است. در نخستين فيلمي كه به نام تلاش معاش(1914) براي مك سنت بازي كرد، نقش يك شيك پوش تيپيك انگليسي به او محول شد، اما با فيلم دومش مخمصه غريب ميبل (1914) كاراكتر يك ولگرد كوچولو را معرفي كرد. كاراكتري كه بعدها او را شهره آفاق ساخت. چاپلين در رمانس ناكام تيلي (1914) به كارگرداني مك سنت بار ديگر بازي كرد و كاراكتر اين دلقك ريزنقش را به تدريج پرورش داد. شخصي با كفش‌هاي بزرگتر از پاهايش، شلواري گشاد و كتي تنگ كه كلاه لبه‌دار دربي بر سر مي‌گذاشت.

چاپلين شروع به كارگرداني كرد و در كمپاني‌هاي مختلف قراردادهاي با دستمزدهاي مناسب گرفت. شخصيت پردازي درخشان او همراه با حركات پانتوميم كه چارلي تبحر بي‌مانندي در آن داشت، باعث پيشرفت او مي‌شد. او با دوازده فيلمي كه در ميان فيلم‌هاي ديگرش بهتر بود و آنها را در كمپاني ميوچوال ساخت، نشان داد كه استعداد فوق‌العاده‌اي نيز در طنز دارد. هجويه‌اي از مردم بسيار فقير در مقابل مردم بسيار غني. ضعيف در مقابل قوي...
 
وي در سال 1925 ميلادي فيلم «لايم لايت» را کارگرداني کرد و بعد از آن به جهانگردي پرداخت. دولت آمريکا چارلي را به سبب همدردي با فقرا و محرومين جامعه در اين کشور با محدوديت روبه‌رو ساخت؛ اما او هيچ‌گاه به بي‌بندوباريهاي سينماي آمريکا آلوده نشد. فيلم‌هاي چاپلين آميزه‌اي از هزل و اندوه و انتقادات جسورانه و عشق به انسانيت است که مشهورترين آنها «جويندگان طلا»، «زندگي سگي» و «ديکتاتور بزرگ» هستند.
چاپلين، ‌پس از توفيق خارق‌العاده فيلم‌هايش، يك كمپاني تهيه فيلم ايجاد كرد كه در سال 1918 با شركت چند تن از هنرپيشگان معروف به صورت كمپاني عظيم «يونايتد آرتيستز» درآمد.
 
با تولد سينماي ناطق، هاليوود دچار بحران بزرگي شد و بسياري از ستارگان معروف در مدت كمي افول كردند اما چاپلين تسليم نشد. او تصميم گرفت همچنان فيلم صامت بسازد. استدلال او اين بود كه اساس كار او پانتوميم (بازي بدون كلام ) است.

معروفيت چاپلين باعث شد كه او با بسياري از شخصيت هاي بزرگ زمان خود چون گاندي، انيشتن، برنارد شاو و ....... ملاقات كند و مورد ستايش آنان قرار بگيرد.
فيلم هاي چاپلين

«زندگي سگي»
چارلي چاپلين اين فيلم را در14 آوريل 1918 تهيه کرد. سناريست و کارگردان اين فيلم نيز خود چارلي چاپلين بود. زندگي سگي در واقع نخستين فيلم از آغاز دومين دوره فعاليت سينمايي چاپلين است. در اين فيلم شاهد زندگي مرد تنها و درمانده‌اي هستيم. انزواي چارلي در اين فيلم واقعا دردناک است. ادنا پورويانس، سيدني چاپلين، تام ويلسن، آلبرت استين، هنري برگمن ساير بازيکنان اين فيلم 35 ميلي متري سياه و سفيد و سي دقيقه اي هستند.

«پيش فنگ»
قهرمان بزرگ سينما در بيستم اکتبر 1918 فيلم پيش فنگ را با همکاري همان هنرپيشگان فيلم زندگي سگي ساخت. اين فيلم در استديو چاپلين (فرست نشنال) تهيه شده بود. به نظر بسياري از تماشاگران سينما، اين فيلم را بهترين شاهکار چاپلين قبل از فيلم جويندگان طلا مي دانندو اين فيلم کمدي هنوز تنها فيلم جدي الهام گرفته شده و از حوادث جنگ (1914-1918) به شمار مي‌آيد.

«پسر بچه»
پسر بچه اولين فيلم طويل چارلي چاپلين است و اگر ماجراي ديوانه وار چارلي و لولوت را که مک سنت در سال 1914تهيه کرد، مستثني سازيم، بايد بگوييم اين فيلم اولين فيلم بلند اوست. در پسر بچه ديگر جهان پيش و پا افتاده يک مامور پليس يا رباخوار که به صورت کاريکاتور ارايه شده به چشم نمي خورد، بلکه يک فيلم جدي تر از دنيا چاپلين و آميخته اي از درام واقعي چاپلين است. پسر بچه با فيلم زندگي سگي ارتباطي مستقيم دارد الا اين که در اين فيلم چاپلين به جاي يک سگ يک پسر بچه واقعي را به بازي مي گيرد.

«طبقه بيكاره»
چاپلين پس از پايان رساندن پسر بچه عجله داشت قراردادش را با فرست نشنال تمام کند. دو کمدي کوتاه ساخت که البته ارزش هاي فيلم پسر بچه در آن ناديده گرفته شده است. کمدي‌هاي ساخته شده توسط چاپلين صحنه‌هاي سرگرم کننده دارند که از جمله بهترين صحنه‌هاي هنر چاپلين است، به اين ترتيب نمي توان ناديده شان گر0
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در شنبه سی و یکم فروردین 1387 و ساعت 4:4 |

نشست «به‌همين سادگي» در فارس/1

ميركريمي: سينماي ما به «زنان خياباني» بيش از زنان «خانه دار» توجه كرده است

خبرگزاري فارس: كارگردان فيلم تحسين شده «به همين سادگي» معتقد است سينماي ما به زنان خياباني بيش از زنان خانه دار توجه كرده است.

به گزارش خبرگزاري فارس، نشست نقد و بررسي فيلم «به‌همين سادگي» با حضور «سيدرضا ميركريمي»(كارگردان، تدوين‌گر و يكي از نويسندگان)، هنگامه قاضياني و مهران كاشاني (بازيگران) در خبرگزاري فارس برگزار شد.

هر جا لازم بود پاي صحبت‌ زنان نشستيم
-----------------------------------------------------------
بنا بر اين گزارش، در ابتداي اين نشست «رضا ميركريمي» به شكل‌گيري اين فيلم بر اساس مشورت صاحبنظران اجتماعي اشاره كرد و متذكر شد: براي ساختن فيلم «به همين سادگي»، طبعا از همكاري كارشناسان استفاده كرده‌ايم و اگر به نظر مي‌رسد كار باورپذير است و به لحاظ آماري كمتر ايراداتي به فيلم وارد است،‌ اين منحصر به داشته‌هاي من و شادمهر راستين نيست.
وي افزود: براي شكل‌گيري فيلمنامه، ما هر جا لازم بود و فكر مي‌كرديم به ما كمك مي‌كند، رفته‌ايم و پاي صحبت‌هاي زنان نشسته‌ايم. به ياد دارم كه دو سه فرهنگ‌سرا را كه زنان خانه‌دار در آنجا فعال بودند و براي آنها كلاس گذاشته‌ بودند، حضور پيدا كرديم. خصوصا شادمهر راستين اين كار را كرد، پاي صحبت خانم‌ها نشست و انگيزه‌شان از حضور در اين كلاس‌ها، ارزيابي‌ آنها از موقعيت اجتماعي‌ خود و اينكه آنها فكر مي‌كنند در جامعه از چه جايگاهي برخوردار هستند، پرسيد و آنها راجع به مشكلات‌شان صحبت كردند. همچنين با خيلي از كساني كه در حوزه سينما و سينماي اجتماعي صاحبنظر هستند، طرح موضوع كرديم و گفتيم ما چنين قصه‌اي داريم و مي‌خواهيم روي آن كار كنيم. از خود خانم‌ها كمك گرفتيم، تعدادي نويسنده زن را دعوت به همكاري كرديم. از نويسنده‌اي مثل سپيده شاملو كه به هر حال يكي دو سال پيش جايزه گرفته بود و مطرح بود، گرفته تا خانم‌هايي كه كمتر شناخته شده بودند ولي درحوزه زنان اهل قلم بودند، خواستيم تا براي ما قصه بنويسند، فارغ از اينكه در واقع دقيقا مؤلفه‌هايي را كه ما داريم، رعايت مي‌كنند يا نه...
كارگردان «به‌همين سادگي» گفت: ما با اين كار خواستيم فضاي خانه يك زن خانه‌دار از منظر يك زن ببينم. مجموعه‌ زيادي از متون ادبي به دستمان رسيد و بعد از مدت يك ماه، چون همه به صورت موازي كار مي‌كردند، جلسات توجيهي برگزار كرديم و با هم در مورد متن‌ها گپ زديم. طبعا چون اين خانم‌ها متعلق به قشري از زنان جامعه هستند كه از خانواده كنده شده‌اند، حضور اجتماعي فعال‌تري دارند و مي‌شود به آنها زنان روشنفكري كه اهل مطالعه هستند، اطلاق كرد. با اين وصف، آنها خيلي موضوع ما را راجع به طاهره درك نمي‌كردند و حتي گارد مي‌گرفتند و بعضي وقت‌ها هم كارمان به دعوا مي‌كشيد. هم ما و هم آنها فكر مي‌كرديم بيشتر زنان را مي‌شناسيم. آنها تلاششان را كردند كه به دلمشغولي ما نزديك شوند و از آن منظر نگاه كنند. طبعا آنها به لحاظ قصه خيلي دور بودند، منتهي در جزئيات خيلي چيزها به ما آموختند. نكاتي ظريف كه به ديدن موارد پنهان زندگي يك زن خانه‌دار (كه معمولا يك مرد در آن لحظات حضور ندارد و اگر هم خواست تحقيق كند و به آن نقاط برسد بايد ماه‌ها وقت بگذارد!) مي‌انجاميد و اين به ما خيلي كمك كرد. در حقيقت اينها دقيقا چيزهايي بود كه ما نمي‌دانستيم و به آنها فكر نمي‌كرديم. البته همين بحث بين ما و آنها باعث شد كه من با قشري از مخاطبين‌ام آشنا شوم.
وي تصريح كرد: يعني من فهميدم براي فيلمي كه مي‌خواهم بسازم، ممكن است (به حق يا ناحق) يك بخش مخاطب از طيف طلبكار و مدعي در جامعه زنان وجود داشته باشند كه اين فيلم را به عنوان يك فيلم مردپسندانه و طرفدار مرد تلقي كنند و به مخالفت با آن برخيزند و همين باعث شد كه اتفاقا در نگارش فيلمنامه، دائما مخاطبين متنوعي را تصوير كنم و سعي مي‌كردم طوري كار را طراحي كنم كه احيانا در درون قصه، تا جايي كه امكان دارد، پاسخ‌هاي لازم به ديدگاه‌هاي معترض آنها، داده شود كه اين حاصل عدول از نوع نگاه ما به قصه نبود، بلكه با اين پيش‌فرض كه مي‌دانم مخاطب چه سؤالي خواهد كرد، سعي كردم به آن سؤالات در طول قصه پاسخ دهم.

ساختار «دايره» پناهي را پسنديدم اما...
-----------------------------------------------------
«ميركريمي» در بخش ديگري از اين نشست، اظهار داشت: پيداكردن يك نقطه مشخص براي اينكه ببينم يك خلق هنري چطور شكل گرفته خيلي سخت و دشوار است، ولي چيزي كه به ذهن من مي‌رسد، اين است كه در ايام توليد پروژه «اينجا چراغي روشن است» كه آقاي مهران كاشاني هم در آن حضور داشت، فيلم «دايره» ساخته آقاي پناهي را ديدم و از ساختار سينمايي‌اش خوشم آمد چون فكر كردم در ساختار خود با نوعي جسارت همراه است گرچه از مضمون و محتوايش خيلي راضي نبودم. دليلش هم اين بود كه احساس مي‌كردم مشكل اصلي زنان جامعه ما نيست و به بخش كوچكي از زنان جامعه مي‌پردازد. همانجا بحث‌هاي مختلفي با دوستان در گرفت كه همين جا بايد دينم را ادا كنم به آقاي يدالله نجفي صدابردار فيلم «اينجا چراغي روشن است». او نكته‌اي را به من گفت كه خيلي برايم جالب بود. اينكه بخش مهمي از جمعيت زنان ما چه كساني هستند و چقدر در رسانه‌هاي ما ديده مي‌شوند. من روي اين مسئله خيلي فكر كردم و بعدتر از جعفر پناهي سؤال كردم كه زن من در اين فيلم كجاست؟ زن خودت كجاست؟ آنهايي كه ما در اطرافمان مي شناسيم در كجاي اين فيلم هستند؟ البته اين معني‌اش اين است كه يك فيلم بايد فراگير باشد. قاعدتا هر كسي مي‌تواند از زاويه خودش به جامعه نگاه مي‌كند ولي سؤالي كه پيش مي‌آيد، اين است كه چرا راجع به فيلم‌هايي كه شخصيت‌هاي آنها زنان خياباني هستند، به تعداد قابل توجهي فيلم مي‌رسيم يا مثلا يك بعد پايين‌تر از آن، وقتي شخصيت‌هاي زن فيلم‌هاي‌مان را بررسي مي‌كنيم، مي‌رسيم به زناني كه توانايي‌هاي بالايي دارند، از سطح سواد و شعور خيلي بالايي برخوردارند و حضور اجتماعي فعال‌تري دارند. يا روشنفكر هستند يا نقاش‌اند، يا شاعران برجسته‌اي هستند اما اصولا پرهيز داريم از اينكه به سمت قشر فراگيري از جامعه زنان برويم.
ميركريمي گفت: واقعا چه بخشي از ناهنجاري‌ها، مشكلات، خلأهاي عاطفي و بحران‌هاي اجتماعي ما را مي‌شود در صفحات حوادث روزنامه‌ها جستجو كرد؟ آن چيزي كه در صفحه حوادث روزنامه‌ها اتفاق مي‌افتد، انتهاي قضيه است ولي يك دوره پيش از بحران داريم كه معمولا خاموش اتفاق مي‌افتد و ما در واقع چون نمي‌توانيم خيلي نمايش بيروني برايش پيدا كنيم، چون هنوز تبديل به يك اتفاق و حادثه نشده كه بتوانيم به راحتي دراماتيزه كنيم يا از حادثه‌اش استفاده كنيم كمتر سراغش مي رويم و واقعا هم كار دشواري است. هر وقت راجع به مشكلات دروني يك آدم صحبت مي‌كنيم راجع به آن آدرس مي‌دهيم. مي‌گوئيم اين شخص دلش تنگ است چون مي‌خواهد طلاق بگيرد، ولي هيچ‌وقت به موقعيت‌هاي پيچيده درون انساني نمي‌پردازيم و به سراغ مجموعه‌اي از عوامل را كه باعث شد‌ه‌اند يك دلتنگي پيش بيايد، نمي‌رويم. مخاطب دائم مي‌خواهد از شما سؤال كند و شما بايد به او جواب بدهي، نمي‌تواني يك آدرس و دو آدرس بهش بدهي. هرچقدر كه بگويي مثلا حالم خوب نيست و خودم هم نمي‌دانم چرا، خب اصلا سينمايي نيست. البته در ادبيات دست باز است. شما صداي ذهن شخصيت را مي‌شنوي و توصيف نويسنده كه فراتر از اشيا و فضا است را مي‌فهمي. يعني كاركرد پنهاني اشيا را درك مي‌كني و دست نويسنده باز است كه به آنها بپردازد اما در سينما اين‌گونه نيست.
كارگردان «به‌همين سادگي» ادامه داد: در «به‌همين سادگي» ما چون مي‌دانستيم اين راه، راه دشواري است، حتي وسوسه شديم صداي ذهن طاهره را بشنويم. بعد از اينكه بازتاب منفي از آدم‌هاي مختلفي كه فيلمنامه را خوانده بودند، گرفتيم، من مقداري اعتماد به‌نفس خودم را از دست دادم و فكر كردم حالا كه دوستان و همكاران حرفه‌اي ما نفهميدند پس مخاطبين چگونه مي‌خواهند آن را بهفمند؟ براي اينكه اين مشكل برطرف شود، ابتدا گفتيم بياييم پلان‌هايي را بگيريم كه در آنها محمل خوبي فراهم شود تا صداي ذهن طاهره را بشنويم و او بتواند با خودش حرف بزند. نزديك‌ترين حالتش تبديل شيوه كار به شيوه يك رمان فيلم شده بود كه سعي كنيم در قالب آن نعل به نعل طبق مشخصه‌هاي يك كار ادبي پيش برويم. درست مانند شيوه كتاب «من چراغ‌ها را خاموش مي‌كنم» كه دائم كاراكتر زن فيلم، دائم با خودش حرف مي‌زند و ترديدهايش را با خودش مرور مي‌كند اما در آن صورت به نظرم كار سينمايي ارژينال و خوبي نمي‌شد و به اين دليل، از اين كار منصرف شديم و حتي پلاني از آن نگرفتيم كه مبادا وسوسه شويم بخواهيم اينگونه كار كنيم. البته منعي براي اينگونه فيلمسازي وجود ندارد و خيلي از فيلم‌ها هم اين طور ساخته مي‌شوند، ولي ما راه دشوارتر را انتخاب كرديم و گفتيم به هر حال ابزار اصلي سينما، تصوير است و سعي كنيم و ببنيم مي‌توانيم از اين راه به نتيجه برسيم يا نه.

زنان و مسئله مهارت‌هاي مردانه
------------------------------------------
ميركريمي، در اين نشست به بحث دفاع از حقوق زنان و تساوي حقوق زنان و مردان در فيلم اشاره كرد و اظهار داشت: هر كدام از اين نگاه‌ها در جامعه طرفداراني دارد و هر دو قشر هم ظاهرا به دنبال اين هستند كه احقاق حق كنند و به عنوان قشري مظلوم، به موقعيت‌ دست‌نيافته برسند و... در اين احوال، بعضي وقت‌ها ما هم به عنوان متوليان فرهنگي راه را اشتباه مي‌رويم و چون فكر مي‌كنيم در ذات و درون زن،‌ صرفا دريايي از عاطفه و احساس هست كه مي‌تواند عامل مهمي براي استحكام خانواده باشد و مسئله با اهميت ديگري در او نيست، پس بايد به زن يك چيزي اضافه كنيم. مثلا زن بايد داراي توانايي‌هايي شود كه مردها دارند! با اين ديد‌گاه است كه فكر مي‌كنيم زناني كه داراي قابليت‌هاي خاصي در مسائل اجتماعي نيستند، اصولآ و ماهيتآ زن نيستند و يك چيزي به زن اضافه مي‌كنيم...
وي افزود:‌ زن قبل از زن بودنش انسان است و هر انساني هم مي‌تواند هرچه بخواهد باشد. با اين ديدگاه، لزومي ندارد كه براي اينكه به او اهميت بدهيم، طبقه‌بندي‌اش كنيم. يا مثلا در كارهاي رسانه‌اي تلويزيون مي‌بينيم كه به زنان مهارت‌هاي مردانه مي‌دهند. مثلا در يك سريال، زير چادرشان مسلسل مي‌بندند، پليس‌شان مي‌كنند، سوار ماشين مي‌شوند، دزدها را تعقيب مي‌كنند. هيچ‌كدام از اينها مقام جايگاه زن را به عنوان زن در جامعه تبيين نمي‌كند بلكه ما از ترس اينكه مبادا زن تبديل به موجودي شود كه بي‌اهميت است و كارآمد نيست، به او يك چيزهايي اضافه مي‌كنيم.
وي افزود: مضمون «به‌همين سادگي» برعكس همه اين روند است. يعني ما مي‌خواهيم بگوئيم يك آدم بسيار معمولي با رفتار و تعهدات اجتماعي بسيار معمولي و تكراري روزمره مي‌تواند روح بسيار بزرگي داشته باشد كه جامعه به اين روح احتياج دارد. همه افراد ساختمان به طاهره احتياج دارند. همه وقتي كم مي‌آورند، به سراغش مي‌آيند كه از اين درياي پرازاخلاق و فداكاري انرژي بگيرند و اين همان چيزي است كه بايد به آن دقت شود.

چون اخلاقيت و معنويات ما، همراه ما رشد نكرده است
------------------------------------------------------------------------
ميركريمي در بخش ديگري از نشست «به همين سادگي» اظهار داشت: من هرگز نمي‌خواهم به‌راحتي نتيجه‌گيري كنم كه يك شخصيت الگو يا نماد يك فرد سنتي يا مدرن است. چون فكر مي‌كنم در تقابل اين دو مفهوم، هنوز به تعريف درستي نرسيده‌ايم و فكر مي‌كنم راه‌حل هم اين نيست كه يكي را زيرپاي ديگري ذبح كنيم. طبعا ناگزيريم در دوراني كه مؤلفه‌هاي مدرنيته دارد، زندگي كنيم و اين تكليف اجتماعي ما است و معني ندارد به عقب برگرديم. ضمن اينكه بسياري از كمبودهاي فرهنگي ما براي دنياي سنتي و ضعف‌هاي ما است. به همان ميزاني كه نقاط مثبتي در دوران سنتي داشته‌ايم و آنها را به همراه خودمان به دنياي مدرن نياورده‌ايم، امروزه دچار مشكل شده‌ايم. يعني ما به هردوي اينها احتياج داريم.
وي ادامه داد: ما يك توسعه نامتوازن كمي مخصوصا در كلانشهرها داشته‌ايم كه معناي اجتماع را نمي‌توان برايش جستجو كرد. ناگزير جايي جمع شده‌ايم و مهاجرت كرده‌ايم. هركدام در سلول‌هاي خودمان زندگي مي‌كنيم و در محلات عمومي تلنبار شده‌ايم. اين توسعه نامتوان است، چون اخلاقيت و معنويات ما، همراه ما رشد نكرده است. يعني به بلوغ نرسيده‌ايم و رشد نكرده‌ايم و فقط توسعه پيدا كرده‌ايم. قصه ما قصه آدم‌هايي است كه در چنين فضايي زندگي مي‌كنند. آدم‌هايي كه اگر اسمش را سنتي مي‌گذاريد به معناي خوبش است و هنوز درون بزرگي دارد، اخلاقيات برايش حرف اول را مي‌زند. هنوز روح فداكاري دارد و نمي‌تواند اين خصوصيات را فراموش كند.
خالق فيلم «به‌همين سادگي» درباره تأثيرپذيري‌اش از محيط خانوادگي و جامعه اطراف خود، اظهار داشت: با نگاه به خانواده‌ و افرادي كه در اطرافم بودند؛ مادرم، خواهرم و... با انباشتي از تصاوير و خاطرات و موقعيت‌هايي روبه‌رو شدم كه هرگز فكر نمي‌كردم روزي مجبور باشم براي ساختن فيلمي آنها را به كار ببرم، ولي به عنوان آدمي كه در زندگي اطرافم،دقيق بودم، پرونده‌اي از موضوعات مختلف را داشتم كه خيلي كمكم كرد. ضمن اينكه موضوع عليرغم اينكه دشوار است، بسيار ساده و معمولي است و همه ما تجربه‌اش كرده‌ايم چنانچه هيچكس نمي‌تواند بگويد من هرگز اين تجربه را در زندگي‌ام نداشته‌ام و شخصيتي را اينگونه نديده‌ام.
وي افزود: آنچيزي كه اتفاقا براي مخاطب جذاب بود، اين بود كه همان كارهايي را كه هر روز انجام مي‌دهد، به‌شكلي جالب روي پرده مي‌بيند و گاه فكرش را هم نمي‌كند در زندگي‌اش زوايايي وجود دارد كه مي‌تواند همان زندگي عادي معمولي را جذاب نشان بدهد.

اگر «به‌همين سادگي» مستند بود شايد مخاطب را جلب نمي‌كرد
-----------------------------------------------------------------------------------

ميركريمي گفت: اگر «به‌همين سادگي» فيلم مستندي راجع به زندگي يك زن خانه‌دار بود، شايد مخاطب را جلب نمي‌كرد، ولي از منظري كه وارد جزييات مي‌شود در چيدمانش مخاطب را به مفهومي مي‌رساند كه حتي براي كسي كه اين زندگي را تجربه كرده هم جذاب است. مي خواهم بگويم در عين حال كه دست يافتن به لحن و روايت قصد براي رسيدن به عامل جذابيت سخت بود در عين حال متريال و جزيياتي كه از اين زندگي لازم داشتيم، خيلي دم دست و نزديك‌مان بود.
ادامه دارد...
انتهاي پيام/

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در شنبه سی و یکم فروردین 1387 و ساعت 4:1 |
با عمو پورنگ  
 
Image

گزارشي از پشت صحنه‌ برنامه‌هاي عمو پورنگ
ورزش كنيم تا ماشين پليس برسد
يكي از روزهاي دل‌انگيز بهاري‌است. طبق قرار قبلي راهي لوكيشن برنامه عموپورنگ مي‌شوم. اين برنامه در تعطيلات نوروز از شهرك ترافيك واقع در شهرك آزمايش پخش مي‌شود. اين اولين بار است كه برنامه عموپورنگ به طور زنده در يك فضاي باز اجرا و پخش مي‌شود. حدود ساعت يك بعدازظهر به محل مي‌رسم. چند لحظه‌اي جلوي در شهرك منتظر مي‌مانم. آقاي آقاجان‌زاده تهيه‌كننده برنامه هماهنگي‌هاي لازم را انجام مي‌دهد و وارد مي‌شوم.
يك خيابان نه‌چندان طويل كه در دو طرف آن مغازه‌هاي مختلف جلب توجه مي‌كند: مغازه پوشاك، عطر، كتابفروشي، اسباب‌بازي، حتي بانك و بيمارستان. خط‌كشي‌هاي عابر پياده، در ايستگاه اتوبوس، چتر مخصوص ايستادن پليس در وسط خيابان، پل‌هاي عابر پياده، همه و همه اين خيابان را شبيه يك شهرك واقعي درآورده‌اند. عموپورنگ و خانم پاكروان نويسنده برنامه كنار دو تخت كه پشتي روي آن گذاشته‌اند در مقابل يك در سنتي صحبت مي‌كنند. اين قسمت شهرك قبلا جاي بازي آقاجون سليمون بوده و برايمان بسيار آشنا مي‌نمايد. با عموپورنگ و نويسنده سلام و عليك مي‌كنيم. سراغ اميرمحمد را مي‌گيريم. او را نشانمان مي‌دهند كه با بچه‌هاي همكاران مشغول بازي و شيطنت است. روي تخت نشستيم و منتظر شروع برنامه شديم. عموپورنگ و خانم پاكروان در مورد چند و چون برنامه گفتگويي مي‌كنند. موبايل عمو مرتب زنگ مي‌خورد، اما موضوع گفتگو براي او مهمتر است و پاسخ تلفن را نمي‌دهد. آقاي آقاجان‌زاده به آنها ملحق مي‌شود قصه را مي‌شنود و نظرات خود را بيان مي‌كند. عمو، آقاي صارمي يعني همان <سمجقلي عذاب> را صدا مي‌كند تا در مورد نقشش توضيحات لازم را بدهد. با او هم سلام و عليك گرمي مي‌كنيم و نظاره‌گر مي‌شويم. عمو براي او نقش مورد نظر را چندين بار بازي مي‌كند. نويسنده نكات لازم را مي‌نويسد و به‌دست او مي‌دهد. ساعت حدود 2 است. براي ناهار مي‌رويم عمو ناهار نمي‌خورد. مي‌گويد هيچ وقت قبل از پخش برنامه غذا نمي‌خورد. بعد از غذا عوامل آماده‌ اجرا مي‌شوند. در گوشه‌اي آقاي خسروي يعني همان صاحب مغازه‌ها را مي‌بينم كه در طول برنامه‌ها امير و عمو را به‌جاي كارگرانش اشتباه گرفته. عمو دارد براي او توضيح مي‌دهد. نويسنده توضيحات لازم را به صدا‌بردار مي‌دهد. تصوير بردارها هم مجاب مي‌شوند. عمو پورنگ و نويسنده با كارگردان صحبت مي‌كنند. شهرك حسابي شلوغ شده بچه‌هايي كه با هماهنگي‌ قبلي با اوليايشان به شهرك مي‌آيند توسط تهيه كننده به محل تصويربرداري آورده مي‌شوند. عمو به آنها ياد مي‌دهد كه ورزش كنند تا او با ماشين پليس از راه برسد. آقاي جمال حاتمي مدير توليد برنامه ظاهرا نقش مدير صحنه را ايفا مي‌كند. نويسنده كنار او مي‌ايستد و توضيحات لازم را به او نيز مي‌دهد. كارگردان، دستيارش و منشي صحنه در واحد سيار مستقرند. كنار پل عابرپياده يك تلويزيون خودنمايي مي‌كند كه تيتراژ آغازين برنامه را به‌سختي‌ مي‌توان از آن تماشا كرد. نور آفتاب و گرماي هوا آزار دهنده است اما انگار اثري در عوامل برنامه ندارد. ساعت 20/14 است. دست آقاي حاتمي پايين مي‌آيد به نشانه شروع برنامه. بچه‌ها ورزش مي‌كنند در حالي‌‌كه امير‌محمد جلوي آنها ايستاده است عمو با ماشين پليس مي‌آيد و پشت بلندگو آنها را به ورزش تشويق مي‌كند. برنامه تا ساعت 15/16 ادامه دارد. همه در جنب و جوشند و سختي كار و خستگي را حس نمي‌كنند. برنامه كه تمام مي‌شود آثار رضايت را در چهره يك يكشان مي‌توان ديد.

روز بسيار دلچسبي را در كنار عوامل برنامه‌ عموپورنگ گذرانديم. به همه‌ آنان خدا قوت و خسته نباشيد مي‌گوييم.


+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در شنبه سی و یکم فروردین 1387 و ساعت 3:55 |

سالروز تولد حمید فرخ نژاد

28 فروردين سال روز تولد حمید فرخ نژاد بازیگر توانا سینمای ایران است.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387 و ساعت 3:48 |
خالق «ميكي موس» درگذشت
«اولي جانستون»، آخرين بازمانده از گروه اوليه و 9 نفره والت ديزني و نقاش شخصيت‌هاي جذابي چون «ميكي‌موس» درگذشت.
به گزارش«جهان» و به نقل از فارس «اولي جانستون»، معروف به نهمين پيرمرد، پس از 43 سال فعاليت براي كمپاني «والت ديزني»، دوشنبه گذشته در سن 95 سالگي درگذشت.

به گزارش رويترز، «جانستون» كه آخرين بازمانده از گروه 9 پيرمرد افسانه‌اي كمپاني والت ديزني بود، پس از يك‌دوره مراقب طولاني، براثر مرگ طبيعي در بيمارستاني واقع در واشنگتن درگذشت.

اين پيرمرد 95 ساله نقاش شخصيت جذاب «ميكي موس» و همچنين يكي از عوامل آثار كلاسيكي چون «سفيدبرفي و هفت كوتوله»، «پينوكيو»، «پيتر پن» و «كتاب جنگل» بود.

به گزارش فارس، «اولي جانستون»، متولد 31 اكتبر 1912 و فارغ التحصيل دانشگاه استنفورد بود. وي در 21 ژانويه 1935 به عنوان كارآموز وارد استوديوي ديزني شد و نخستين متحرك سازي‌هايش را روي انيميشن‌هاي كوتاهي چون «باغ ميكي» و «لاك‌پشت و خرگوش» تجربه كرد.

وي پس از آن وارد پروژه «سفيد برفي و هفت كوتوله» شد و پس از آن بود كه دوران درخشان او با همكاري در بيش از 24 فيلم آغاز شد، فيلم‌هايي چون: «فانتازيا»، «آواي جنوب»، «سيندرلا»، «آليس در سرزمين عجايب»، «بانو و ولگرد»، «101 سگ خالدار»، «كتاب جنگل و زيباي خفته».
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387 و ساعت 3:44 |
"جکی چان" و "جت لی" در "قلمرو ممنوع"
تهران-خبرگزاری ایسکانیوز: "جکی چان" ادعا کرد که از فیلمنامه "قلمرو ممنوع" رضایت کامل نداسته اما به دلیل همبازی شدن با "جت لی" ستاره هنرهای رزمی، در این فیلم بازی خواهد کرد.
به گزارش روز چهارشنبه بخش انگلیسی گروه فرهنگی هنری باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران"ایسکانیوز" به نقل از رویترز؛ بر اساس این گزارش "راب مینکوف" فیلم "قلمرو ممنوع" را کارگردانی خواهد کرد.
"جکی چان" 54 ساله قبل از اینکه با ساخت فیلم "ساعت شلوغی" محبوبیت قابل توجهی را در ایالت متحده آمریکا از آن خود کند ، در هونگ کونگ توجه همگان را به خود جلب کرده بود.
همچنین "جت لی" 44 ساله همانند "جکی چان" 54 ساله توانست با بازی در فیلم "اسحله مرگ بار 4 " شهرت قابل توجهی را در آسیا و هالیوود از آن خود کند.
همچنین "جت لی" ستاره هنرهای رزمی با بازی در فیلم "فرمانروا" به کارگردانی "پیتر چان" به عنوان بهترین هنرپیشه مرد در مراسم اهدای جوایز فیلم هنگ کنگ انتخاب شد.
"جت لی" 44 ساله گفت: اگر فیلم های زیادی در رابطه با کونگ فو نمی ساختم، 30 سال پیش می توانستم به عنوان بهترین هنرپیشه مرد انتخاب شوم.
همچنین فیلم "فرمانروا" به عنوان بهترین فیلم، کارگردانی، فیلمبرداری، کارگردانی هنری و جلو های ویژه در مراسم اهدای جوایز فیلم هونگ کونگ انتخاب شد.
بر اساس این گزارش "جت لی" ستاره هنرهای رزمی که به "اندی لا" برادر و رقیبش اجازه نداده بود تا جایزه بهترین هنرپیشه مرد را از آن خود کند، از وی به دلیل اینکه باعث تسلیمش شده بود، عذرخواهی کرد.
جت لی در 26 آپریل 1963 در بی جینگ چین به دنیا آمد. نام اصلیش لی لیانجی است. وی آخرین فرزند خانواده بوده و 2 خواهر و 2 برادر دارد.
همسرش نینا لی چی بازیگر و متولد ۳۱ دسامبر ۱۹۶۱ در شانگهای چین است.آنها در ۱۹ سپتامبر ۱۹۹۹با هم ازدواج کردند و یک دختر به نام جین دارند که در ۱۹ آوریل ۲۰۰۰ به دنیا آمد.
جت از همسر قبلیش کیوآنگ هااونگ هم ۲ دختر دارد. آنها در سال ۱۹۹۰ جدا شدند. وی از بهترین های آسیایی در سینما و همپای جکی چان به شمار می رود.
فیلم های پرسرعت و همراه با کمی طنز او را به چهره ای محبوب بدل کرده است. وقتی حت 2 سال داشته پدرش را از دست می دهد و پسرها مجبور می شوند همپای مادر کار کنند.
جت اوقات بیکاری را به باشگاه ووشو بی جینگ میرود و صادقانه کار می کند تا جایی که پس از مدتی از او برای تدریس در همان جا دعوت می شود که حسادت دوستانش را به دنبال داشت. وی در آن زمان تنها 8 سال داشت.
با اینکه از همان ابتدا در حد حرفه ای ها بود ولی خیلی خجالتی بوده است. جت بعد از آن خانه را ترک می کند و برای اولین بار مقام قهرمانی را کسب میکند و همین باعث میشود به عنوان نمایش دهنده بر روی میز تنیس در افتتاحیه مسابقات بین المللی انتخاب شود.
سپس بورس تحصیلی تربیت بدنی را به دست می آورد و کم سن وسال ترین دانشجوی دانشگاه می شود که به همراه 20 جوان فوق العاده چینی به تمرینات خود در ووشو ادامه میدهد.
در تور ایالات متحده پذیرفته میشود و چینی ها همه به طلای مسابقات دست می یابند و جت اولین بار مزه قهرمانی دنیا را تجربه می کند./120
خبرنگار:800
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387 و ساعت 3:41 |
آخرين فيلم بلند سينمايي كيارستمي زيرنويس فرانسوي شد
حضور عباس كيارستمي با «شيرين» در جشنواره كن قطعي است
حضور عباس كيارستمي با «شيرين» در جشنواره كن قطعي است


سينماي ما- فيلم سينمايي «شيرين» ساخته عباس كيارستمي براي شركت در جشنواره فيلم كن زيرنويس فرانسه شد. «شيرين» كه به تازگي مراحل فني را پش سر گذاشته است،آماده نمايش و براي شركت در جشنواره كن،زيرنويس فرانسه شد. هيات انتخاب شصت‌و‌يكمين جشنواره فيلم كن،«شيرين» را خواهند ديد، ولي طبق شنيده‌ها و برطبق سابقه هميشگي حضور عباس كيارستمي در كن كاملا قطعي است.
كيارستمي در پي فيلم 3 دقيقه‌اي «گريه‌ها» كه به مناسبت شصتمين سال برگزاري جشنواره كن ساخته بود، فيلم بلند «شيرين» را كليد زد.
در فيلم كوتاه «گريه‌ها» 23 بازيگر زن در مقابل دوربين گريه كردند اما در پروژه شيرين، كيارستمي واكنش آزاد 90 بازيگر زن سينماي ايران را نسبت به تصاويري كه مي‌بينند نشان مي‌دهد. فيلمبرداري بخش‌هايي از اين فيلم اواخر اسفندماه سال گذشته به پايان رسيده و قسمت پاياني آن با بازي حدود 20 بازيگر در دو روز ياد شده انجام مي‌گيرد.
ليست كامل عوامل اين فيلم سينمايي عبارت است از:مدير فيلمبرداري:هومن بهمنش،دستيار اول كارگردان و برنامه ريز :هديه تهراني،دستيار دوم كارگردان:ميترا آقا ميري،طراح گريم:مهرداد ميركياني،اجراي گريم:راحله نعمت زاده،عكاس:گلاره كيازند،گروه فيلمبرداري:نيما دبيرزاده،آرش صادقي،روزبه رايگان،مدير توليد و تصويربردار پشت صحنه:حميده رضوي.




منبع خبر : فارس
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387 و ساعت 3:38 |

 «مجيد مجيدي» كارگردان سينماي ايران در پنجاه ‌و‌پنجمين جشنواره «سيدني» استراليا به داوري فيلم‌هاي شركت‌كننده در بخش مسابقه مي‌پردازد.
به گزارش فارس ، در اين جشنواره كه خرداد ماه در استراليا برگزار مي‌شود ، «مجيد مجيدي» به عنوان يكي از داوران بخش مسابقه حضور مي‌يابد.

همچنين در اين جشنواره فيلم «آواز گنجشك‌ها»كه جايزه خرس نقره‌اي جشنواره برلين را از آن خود كرد، در بخش بزرگان سينما به نمايش درمي‌آيد.


+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387 و ساعت 3:36 |
واكنش رضا ميركريمي و مجيد مجيدي به لغو امتياز نشريات «دنياي تصوير» و «هفت»:
حذفي برخورد کردن در شان مسائل هنري نيست و با نگاههاي سياسي و ژورناليستي نبايد با مسائل هنري برخورد کرد
حذفي برخورد کردن در شان مسائل هنري نيست و با نگاههاي سياسي و ژورناليستي نبايد با مسائل هنري برخورد کرد


سينماي ما-مجيد مجيدي كارگردانان سينما و رضا ميركريمي كارگردان و مديرعامل خانه‌ي سينما با ارسال‌ يادداشتهاي جداگانه خواستار فراهم شدن شرايط مجدد انتشار دو مجله‌ي «دنياي تصوير» و «هفت» شدند.  مجيد مجيدي کارگردان سينما باارسال يادداشتي از مسئولان خواست تا شرايط انتشار مجدد نشريات «دنياي تصوير» و «هفت» را فراهم کنند.
مجيدي دراين يادداشت آورده است: «معتقدم که مسئولان بايد سعه‌ي صدر بيشتري در برخورد با مطبوعات داشت باشند، چون اين نشريات نشرياتي نيستند که بتوان به‌راحتي وبه سادگي آنها را حذف کرد.»
او تاكيد كرد: «حذفي برخورد کردن در شان مسائل هنري نيست و با نگاههاي سياسي و ژورناليستي نبايد با مسائل هنري برخورد کرد.
هيات نظارت بر مطبوعات مي‌تواند با صبوري و سعه صدر بيشتري شرايط انتشار نشريات هفت ودنياي تصوير را فراهم کنند و درعين حال نقش ارشادي پررنگ‌تري داشته باشد.»
اين كارگردان سينما با اشاره به تلاشهاي علي معلم و احمد طالبي‌نژاد در رشد و توسعه سينماي ايران از طريق نشريات خود تاکيد کرد: «نقش وسهم افرادي چون معلم و طالبي‌نژاد در موفقيتهاي سينماي ايران غيرقابل کتمان است.
قطعا سعه‌ صدر هيات منصفه‌ي مطبوعات در قبال اين دو نشريه وزين سينمايي، تاثيرات بي‌شماري خواهد داشت.»
بنا بر اين گزارش، در نمابر ديگري، خانه سينما خواستار نگاه ارشادي و توام با سعه‌ صدر هيات نظارت بر مطبوعات با نشريات «دنياي تصوير» و «هفت» شد.
خانه سينما طي نامه‌اي خطاب به وزير فرهنگ وارشاد اسلامي و اعضاي هيات نظارت بر مطبوعات خواستار برخورد ارشادي و توام با سعه صدر با نشريات تخصصي «دنياي تصوير» و «هفت» گرديد.
مديرعامل خانه سينما در اين زمينه افزود: «از ابتداي اعلام خبر لغو امتياز اين دو نشريه، اهالي سينما صنوف و هيات مديره خانه سينما، رايزني‌هاي مستمري در جهت رفع سوتفاهمات و زمينه‌سازي جهت تجديد نظر در راي صادره را با مسئولين ذيربط آغاز کرده‌اند که با قول مساعد مقام محترم وزارت و برخي از اعضاي محترم هيات نظارت، اميد به حل مساله مي‌رود.»
سيد رضاميرکريمي آورده است: «سينماي امروز ميهن‌مان بيش از هر زمان ديگري نياز مبرم به منابع و رسانه‌هاي پشتيباني چون کتاب ونشريات تخصصي دارد وگسترش و بهبود فرهنگ نقد مطالعه و ارتقاي فرهنگ نوشتاري، شرط لازم باوري و گسترش دانش سينماي نوين ميهن اسلامي‌مان مي‌باشد.»
او همچنين گفت: «نشريات تخصصي برخلاف نشريات خبري براي دست‌يابي به جايگاه مناسبي در ميان مخاطبين، مسير پر فراز و نشيب و پرهزينه‌اي را طي مي‌کند و در طول ساليان شاهد طلوع و غروب بسياري از اين نشريات بوديم که شمارگان انتشارشان هرگز دو رقمي نشد.»
او معتقد است: «دارايي سينماي ايران در حوزه نشريات تخصصي با سابقه و داراي جايگاه علمي مناسب در ميان مخاطبين، اندک است و دراين زمينه مانند بسياري از مولفه‌هاي سخت افزاري ونرم افزاري ديگر فقير هستيم.
خانه سينما به نمايندگي از جامعه اصناف سينماي ايران ضمن تاکيد بر وظيفه مهم هيات نظارت بر مطبوعات برحراست و حمايت از اخلاق و شئون مطبوعاتي، از اعضاي محترم اين هيات تقاضا دارد تا با استناد به نقش ارشادي و حمايتي خود از حوزه فرهنگ ،جلسه‌اي با حضور نمايندگاني از معتمدين سينماي کشور تشکيل داده و ضمن رسيدگي مجدد به موضوع زمينه رفع سوتفاهمات موجود را به عمل آورد تا انشاالله در آينده‌اي نزديک نه تنها شاهد انتشار مجدد اين دو نشريه پرسابقه و وزين سينمايي باشيم بلکه فضاي مساعدي براي اهتمام مولفين و منتقدين در انتشار نشريات تخصصي جديد در حوزه فرهنگ پديد آيد. »


منبع خبر : ايسنا
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387 و ساعت 3:33 |
اصغر فرهادي درباره عدم حضورش در نامه 123 سينماگر براي لغو امتياز «دنياي تصوير» مي‌گويد:
توقع من این است كه در این مواقع علاوه بر درخواست رفع مانع برای انتشار مجدد، خواستار علت برخوردهای اینچنین هم باشیم
توقع من این است كه در این مواقع علاوه بر درخواست رفع مانع برای انتشار مجدد، خواستار علت برخوردهای اینچنین هم باشیم


ليلي نيكونظر: اصغر فرهادی این روزها، دوران شلوغ و پركاری را پشت سر می‌گذارد و پیدا كردنش به سادگی ممكن نیست. «درباره الی» فیلم تازه او، در مرحله پیش‌تولید است و خبری از همكاری او و مجید مجیدی روی خروجی خبرگزاری‌ها قرار گرفته است. همكاری‌ای كه اصغر فرهادی علت آن را، علاقه‌اش به «روحیات شخصی»، مجید مجیدی و «صداقت آثار او» می‌داند. قرار است پس از تمام شدن فیلمبرداری «درباره الی» همكاری اصغر فرهادی و مجید مجیدی ادامه پیدا كند. اما علت این گفت‌وگوی كوتاه، هیچ‌كدام از اینها نبود. مناسبت این گفت‌وگو، یك چیز بود؛ نام اصغر فرهادی پای نامه 121 دست‌اندركار و اهالی سینما به مسوولان در خصوص رفع توقیف مجله «دنیای تصویر» نبود و این در حالی است كه این كارگردان مطرح سینما به صراحت شهرت دارد.
آقای «فرهادی»، در نامه‌ای كه 121 دست‌اندركار مطرح سینما، تلویزیون و تئاتر در واكنش به حكم لغو امتیاز نشریه دنیای تصویر، خطاب به نهادهای مسوول نوشتند، اسم شما نبود. دلیلی داشت؟
طبیعی است كه من هم مثل غالب اهالی سینما از این نامه حمایت می‌كنم. همچنین از واكنش منطقی و دلگرم‌كننده خانه سینما به این مسئله، اما وقتی نامه را خواندم احساس كردم می‌تواند كمی صریح‌تر باشد. برای امضای آن نامه، احساسم این بود كه باید درخواست مطرح شده، صریح و روشن باشد.
پس دلیل خاصی نبوده، منظور این است كه شما با محتوای آن نامه مخالفتی نداشته‌اید، نه؟
خیر، نامه در واقع، نامه خوبی بود و درخواست، منطقی. فقط توقع من این است كه در این مواقع علاوه بر درخواست رفع مانع برای انتشار مجدد، خواستار علت برخوردهای اینچنین هم باشیم. در نامه مورد نظر كمتر به این ماجرا پرداخته شده بود.
این روزها شاهد این هستیم كه سینماگران، همبستگی خوبی در این ماجرا نشان داده‌اند. علت این همبستگی و اعتراض، صرفا از دست دادن چند نشریه تخصصی سینمایی است یا علت دیگری هم دارد؟
من فكر می‌كنم كه مهمترین علت این واكنش‌ها، علاوه بر تعلق خاطری كه اهالی سینما به مجلات معتبر، جا افتاده و تخصصی مثل «دنیای تصویر» و «هفت» دارند، دانستن علت این نوع نگاه به سینما و مطبوعات مرتبط با سینما نیز هست. به هر حال وقتی این طیف وسیع با سلایق مختلف، به اینچنین برخوردی با اینگونه مجلات واكنش نشان می‌دهند، در واقع از حكم صادر شده و شرایط فرهنگی‌ای كه باعث چنین اتفاقاتی می‌شود، انتقاد دارند. من تصور می‌كنم همه این اتفاقات، حاصل یك بدگمانی و سوءظن به سینما و اهالی سینماست.
چقدر این صراحت و همبستگی اهالی سینما را مؤثر می‌دانید؟ ما شما را به عنوان یكی از صریح‌ترین اعضای خانواده سینما می‌شناسیم كه هر موقع احساس حضور كرده‌اید، كوتاه نیامده‌اید. برخوردهای اینچنینی، اساساً چقدر مؤثر است؛ همین كه خانواده سینما، پای این ماجراها بایستند و به سادگی حاضر نباشند امضاهای پای نامه‌ها را پس بگیرند؟
من احساس نمی‌كنم در ارتباط با مسائل سینمایی، كسی امضایش را به خاطر مصالح دیگر پس بگیرد. ممكن است در برخورد با مسائل سیاسی چنین اتفاقاتی بیفتد، اما تاكنون سابقه نداشته اهالی سینما به سادگی امضاهایشان را پس بگیرند. به نظرم، چیزی كه سال گذشته و امسال در فضای سرد سینما باعث دلگرمی شد، همین همبستگی اهالی سینما از طیف‌های مختلف در ارتباط با دفاع معقول‌شان از حق صنفی‌شان بود. این اتفاق بزرگی در سینمای ایران است و بالطبع تبعات بزرگی هم خواهد داشت.
از نگاه شما، مجله «دنیای تصویر» و «هفت»، حائز ویژگی‌هایی بودند؟ منظور این است كه آیا خانواده سینما، از منتشر نشدن آنها، دچار ضرر و خسران خاصی می‌شود؟
من فكر می‌كنم كه مجله «دنیای تصویر» یك ویژگی داشت و آن هم این بود كه هر مخاطب غیرسینمایی را هم جذب می‌كرد؛ هم مردم عادی با محتویات این مجله ارتباط داشتند و هم كسانی كه دنبال اطلاعات تخصصی و فنی سینما بودند، می‌توانستند راضی باشند. «دنیای تصویر»، صرفا یك مجله با مخاطب محدود نبود. در مجله «هفت» هم، فضای فرهنگی حاكم بر مطالبش، ویژگی آن بود. مجله «هفت»، بدون هیچ قضاوت سیاسی، كاملا در یك مسیر نوی فرهنگی حركت می‌كرد. این حرف من به آن معنی نیست كه اینگونه برخوردها، در حق مجلات تخصصی نباید صورت بگیرد، بلكه حتی در ارتباط با مجلات غیرتخصصی و عادی‌تر هم هرگونه برخوردی، می‌بایست مستدل و شفاف باشد؛ دلیل هرگونه برخوردی باید روشن باشد و نه كلی و مبهم. كارنامه مجلاتی مانند «هفت» و «دنیای تصویر»، به دلیل مكتوب بودن‌شان، روشن و واضح است و قابل كتمان نیست؛ فكر می‌كنم منطقی است دلایل حذفشان هم شفاف و روشن باشد وكمترین خواسته اهالی سینما در این‌باره می‌تواند همین باشد كه فرصتی برای بحث و گفت‌وگو در مقابل دلایل حذف و چنین برخوردهایی در اختیار هم دست‌اندركاران این مجلات و هم اهالی سینما گذاشته شود.
منظورتان از اینكه دلایل روشن و شفاف باشد چیست؟ مگر «انعكاس زندگی خصوصی هنرپیشه‌های كثیف هالیوود» به قدر كافی شفاف و روشن نیست؟
من فكر می‌كنم كه معنی اصطلاحات و كلمات و تعابیری مثل «زندگی خصوصی و كثیف» و شبیه این، نزد همه یكسان نیست؛ هركس می‌تواند دایره‌ای برای این تعاریف تعیین كند. تنها یك آیین‌نامه یا قانون مورد قبول اهالی فرهنگ و سیاستگذاران حد و حدود این تعریف‌ها را مشخص می‌كند، چه‌بسا تصویری به زعم یك فرد،‌فسادآور و برای فرد دیگر، یك تصویر عادی باشد. مرز این تعاریف باید روشن شود. منظور من از شفاف و روشن بودن دلایل، شفاف و روشن شدن معانی این كلمات است.
به نظر شما، این همبستگی و اتحاد این روزها و همین امضاها و نامه‌ها می‌تواند به نتیجه‌ای ختم شود كه موردنظر شماست یا اساساً همین همبستگی نشانه خوبی است؟
نه، به نظرم شاید در كوتاه‌مدت این همبستگی‌ها دلپذیر و شورآفرین باشد، اما در طولانی‌مدت اگر چنین حركت‌هایی به نتیجه نینجامد و بی‌حاصل باشد، از دست خواهد رفت. هدف، همبستگی نیست، هدف رفع موانع است و راه رسیدن به چنین شرایط فرهنگی احساس اطمینان در مسوولان و سیاستگذاران به اهل فرهنگ است.


منبع خبر : كارگزاران
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387 و ساعت 3:28 |
نگاهی به فیلم "زن دوم" ساخته سیروس الوند
گرفتار در حصار اقتباس وفادارانه
گرفتار در حصار اقتباس وفادارانه


سینمای ما - امیررضا نوری پرتو:پدیده اقتباس ادبی در سینما، از همان سال های ابتدایی پیدایش این صنعت جادویی، توسط ژرژ مه لیس و با فیلم ماجرای دریفوس (1899) رواج پیدا کرد. این روند در سینمای ایران تا به امروز بسیار کمرنگ بوده و کمتر فیلمسازی به سوی بهره گیری از دستمایه های ادبی مناسب، به عنوان مصالح اولیه برای ساختن یک فیلم آبرومند و موفق، رفته است. فیلم زن دوم، که اکنون بر پرده سینماهاست، از معدود اثرهایی است که در سال های اخیر یک رمان ایرانی را مبنای کار خود قرار داده. همین چند سال پیش بود که فرشته طائر پور (تهیه کننده شناخته شده سینمای کودک) و مینو کریم زاده رمان "زن دوم" را روانه بازار کردند و با توجه به موفقیت نسبی آن در بازار کتاب، خودشان فیلمنامه ای از روی این رمان نوشتند و طائرپور وظیفه تهیه کنندگی پروژه را بر عهده گرفت. پس از به وجود آمدن حرف و حدیث هایی برای کارگردانی این فیلمنامه، قرعه به نام سیروس الوند، فیلمساز باسابقه و حرفه ای سینمای ایران، افتاد. اما متاسفانه حاصل کار بر خلاف ادعای سازندگان فیلم اصلا رضایت بخش نشده و فیلم در موارد بسیاری گرفتار ضعف های مفرطی است که در این یادداشت سعی می شود به اختصار به آن ها اشاره کنیم.
بهتر است ابتدا کمی به فیلمنامه زن دوم بپردازیم. متاسفانه فیلم از همین ناحیه لنگی های بسیاری دارد و همین کاستی ها بر کیفیت کار دیگر بخش ها و عوامل اثر تاثیر مستقیم و منفی گذاشته است. شروع فیلمنامه با گره افکنی خوبی همراه است. در جشن کوچک و خودمانی سومین سالگرد جاری شدن صیغه عقد موقت میان بهرام فرزان (محمدرضا فروتن) و مهتاب کسری (نیکی کریمی)، همسر بهرام- کتایون (آناهیتا نعمتی)- به او زنگ می زند و اطلاع می دهد که پس از پنج سال دوری از وطن می خواهد بازگردد. این موضوع در دست فیلمنامه نویسان می توانست مصالح خوبی باشد تا بتوانند فیلم را به مسیری جذاب و در عین حال درست و منطبق با قاعده های مرسوم دراماتیک پیش ببرند، ولی درست از همین جاست که ایراد های فاحش و اساسی فیلمنامه نمایان می شود. نگارنده تا به حال موفق به خواندن رمان زن دوم نشده است، اما با دیدن فیلم و طبق برخی شنیده ها (فیلم در ابتدا چهار ساعت بوده که زمان اش در تدوین به بیش از دو ساعت کاهش یافته است)، می توان حدس زد که فیلمنامه نویسان آن قدر شیفته خط به خط و صفحه به صفحه کتاب شان شده اند، که دل شان نیامده قسمت های غیر قابل انتقال به مدیوم سینما را حذف و یا دراماتیزه کنند. بیننده پس از مواجهه با گره گشایی اولیه، عملا با یک سری شخصیت های منفعل روبرو است و کشمکش میان شخصیت ها را که می تواند درام اثر را به جلو ببرد، در پایین ترین سطح خود می یابد. مهتاب به عنوان راس اصلی این مثلث عشقی می توانست نقشی تعیین کننده در روند پیشرفت داستان داشته باشد، ولی در عمل تنها در حد یک ناظر باقی می ماند و تلاشی برای حفظ زندگی خود نمی کند و بر عکس، خیلی زود میدان را برای جولان دادن رقیب اش خالی می کند. این در حالی است که در فاصله میان ورود کتایون به زندگی بهرام تا ترک تهران توسط مهتاب، شاهد یک سری سکانس های بی سر و ته و گاه طولانی و پردیالوگ هستیم و در این میان تردید مهتاب هم در تصمیم گیری اش برای آینده، چفت و بستی محکم برای درگیر کردن تماشاگر ندارد. درست در اینجاست که مهتاب ارزش خود را به عنوان یک شخصیت جذاب دراماتیک نزد بیننده از دست می دهد و باید به تماشاگر حق داد که دیگر برای او دل نسوزاند. اما مشکل اینست که بیننده بینوا باز هم باید بر روی صندلی سینما بنشیند و انفعال سوال برانگیز مهتاب را در برابر حادثه های ریز و درشت و غیرمنطقی که پشت سر هم برایش رخ می دهند، تحمل کند. نقش آفرینی نیکی کریمی هم مشابه بازی هایش در دهه هفتاد و سال های ابتدایی دهه هشتاد است و نتوانسته شخصیت پردازی ضعیف کاراکتر مهتاب را سر و سامانی ببخشد. دیگر شخصیت اصلی این مثلث، بهرام است. بهرام در برزخ حفظ مهتاب و سر و سامان دادن دوباره زندگی اش با کتایون، گرفتار شده و همین تردید دراماتیک، او را به شخصیتی نمایشی و قابل پیگیری برای تماشاگر تبدیل کرده است. اما در ادامه به خاطر افراط فیلمنامه نویسان در حفظ جان مایه کتاب و نشان دادن یک سری سکانس های بی ربط به اصطلاح عاشقانه که با پیکره اثر همخوانی چندانی ندارند، راه بر حرکت کاراکتر بهرام در مسیری درست و دراماتیک بسته شده است. محمدرضا فروتن در این فیلم نیز همچنان در مرز میان بازی کنترل شده و عصبی سرگردان است و تلاش او برای حفظ میزان عصبانیت اش در سکانس هایی که نیاز به واکنش بازیگر است، نتیجه ای عکس داده و بسیار تصنعی و بد از کار در آمده است (بهتر است همان فیلم کنعان را فتح بابی برای دیدن بازی هایی بهتر از فروتن در آینده بدانیم). کتایون، دیگر راس این مثلث، منفعل ترین شخصیت اصلی این داستان است و به جز نقش مهم اش در گره افکنی ابتدای داستان، هیچ تاثیری در طول فیلم ندارد و آن گریه و مویه اش در اتومبیل بهرام و گلایه از بی اعتنایی های او و نیز مطلع شدن اش از رابطه میان بهرام و مهتاب و عدم واکنشی مناسب به کشف این راز، از او شخصیتی خنثی و بی جاذبه ساخته و در این بین بازی آناهیتا نعمتی هم کمکی به ارتقای این شخصیت نکرده است. رفتن (یا بهتر است بگوییم فرار) مهتاب به شیراز قرار است کمکی به حال حرکت لاک پشت گونه منحنی اوج و فرود داستان فیلم باشد. ولی تلاش بهرام برای یافتن او و بازگشت به تهران پس از ملاقاتی شبانه با مهتاب، تنها دور زدنی بیهوده در دل داستان است، زیرا شخصیت ها باز هم کاری از پیش نمی برند. ملاقات اتفاقی مهتاب با پسرعمویش- امیر (امیر آقایی)- در شیراز غیر قابل باور و به اتفاق های بی منطق فیلمفارسی ها و آثار بالیوودی شبیه است. ضمن آن که زمینه سازی فیلمنامه نویسان برای شناساندن امیر به تماشاگر، پیش از مواجهه او با مهتاب، در قالب آن عکس و فلاش بک و نریشن (که این یکی را چندین و چند بار بی هیچ منطقی در طول فیلم شاهد هستیم) بسیار ابتدایی و نچسب است. امیر که جانباز جنگ تحمیلی است، شخصیتی کاملا پاک و مثبت است که از سر افراط در این معصومیت حوصله تماشاگر را سر می برد. او که به خاطر وضعیت پایش شش سال قبل مهتاب را از خود رانده، با شنیدن داستان زندگی دختر عمویش حاضر می شود برای او کاری در جزیره دست و پا کند و مهتاب را به دروغ همسر خود معرفی می کند. گشت و گذار مهتاب در جزیره و آشنایی بی موردش با خانواده رییسی (دوست امیر) و ندیدن حتی یک پلان از حضور او بر سر کار، تنها برای کش دادن بیش از حد و پرسش برانگیز زمان اثر است و البته در خدمت اسپانسر فیلم (کانون جهانگردی ایران)! قضیه حامله شدن مهتاب هم که می توانست فیلم را از ملال و تکرار خارج کند، به خاطر سهل انگاری فیلمنامه نویسان و عدم شناخت آن ها از داشتن چنین دستمایه خوبی برای پیشبرد بحران ها در فیلمنامه، به هدر رفته است. مهتاب به پیشنهاد فرزانه (سحر زکریا)- دوست مشترک خود و بهرام- به تهران می آید اما حضور او در تهران و داشتن بچه ای از بهرام در شکم، خطری برای بهرام و خانواده اش به وجود نمی آورد. اگر هم عشق شبه اسطوره ای میان آن دو را دلیلی برای این انفعال تلقی کنیم، آنگاه این سوال باقی می ماند که چرا بیننده باید به تماشای این همه سکانس های بی مورد و رفت و برگشت های شخصیت هایی چنین خنثی و غیرنمایشی تن بدهد؟ برخورد اتفاقی میان کتایون و مهتاب و مطلع شدن کتایون از ارتباط همسرش با زنی دیگر با توجه به پیش زمینه ای که از مراسم اهدای جایزه بهترین کتاب سال به بهرام داشته، نقطه عطف دیگری در فیلمنامه است که خودداری کتایون در بازخواست از بهرام بیننده را به سلامت عقل این شخصیت مشکوک می کند! ضمن اینکه مهتاب که تا به حال خود را نگاه داشته و نخواسته تا زندگی بهرام را به چالش بکشاند و در عین حال متوجه شک کتایون به خود شده، با تلفن زدن به کتایون و اعلام خروج اش از این بازی عشقی، تماشاگر را متعجب و حیران می سازد. اصلا چرا مهتاب باید چنین کاری را می کرد وقتی از عواقب آن باخبر است؟ آیا قصد انتقام دارد (که بسیار بعید به نظر می رسد) یا می خواهد خیال کتایون را از بابت به خطر افتادن زندگی اش با بهرام راحت سازد (که این نیز جز افشای ارتباط بهرام با زنی دیگر و عواقب بد آن نتیجه ای دیگر ندارد)؟ از این جا به بعد است که فیلمنامه نویسان دیگر چیزی در چنته ندارند و به سبک فیلم های معظم و رنگارنگ هندی شاهد فداکاری ها و گذشت های زمانی کلیشه ای و گاه خنده آور هستیم. امیر به سبک قهرمانان بامرام فیلم های فارسی به مهتاب پیشنهاد ازدواج می دهد تا نامش بر فرزند مهتاب باشد و بلافاصله به چند ماه بعد و تولد طفل مهتاب پرتاب می شویم و در آنجاست که امیر باز هم با منش و فروتنی تمسخرآمیز نام کودک را به یاد عشق میان بهرام و مهتاب، بهرام می گذارد! در حالی که بیننده در حال سبک و سنگین کردن این همه اتفاق های عجیب و غریب است، بلافاصله به دوازده سال بعد می رویم! زندگی بهرام به ظاهر شکلی موجه دارد و امیر نیز به خاطر وجود ترکش هایی در بدن با مرگ دست و پنجه نرم می کند. صحبت های طولانی و خطابه گونه او بر تخت بیمارستان برای بهرام نوجوان تیرخلاصی بر پیکره فیلمنامه و اثر است. البته شبیه این صحبت های ادیبانه را که تنها مناسب رمان های بازاری عشقی و اخلاقی و سریال های پندآموز تلویزیونی است، بارها و بارها در طول فیلم و به شکل های گوناگون از زبان شخصیت های اصلی شنیده ایم و نباید از این سخنرانی پربار امیر چندان تعجب کنیم! موفقیت بهرام نوجوان در مسابقات المپیاد و نشان دادن او و مادرش در تلویزیون (با آن همه تاکید غیرقابل باور) و همزمانی پخش این مصاحبه با رسیدن بهرام به خلوت تنهایی های خود و مهتاب و دیدن چهره مهتاب و پسرش بر صفحه تلویزیون نه تنها پایانی شکوهمند بر این رمانس پر شاخ و برگ به حساب نمی آید، بلکه بیشتر به جمع بندی های عجولانه و خنده دار فیلمفارسی ها و آثار سینمای بالیوود شبیه است.
در سطرهای بالا سعی شد که به علت های ناکامی فیلمنامه زن دوم در جذب بیننده اشاره هایی شود. این ضعف مفرط روایی حتی بر کار فیلمساز باتجربه ای مثل سیروس الوند نیز تاثیر منفی گذاشته است. از فیلمسازی به مانند الوند که آثار آبرومند و گاه قابل دفاعی در بدنه سینمای ایران دارد، قطعا توقعی بیشتر از زن دوم داریم. کارگردانی الوند تنها در خدمت به تصویر کشیدن سکانس های فیلمنامه (آن هم با سر و شکلی پر زرق و برق و نه نوآورانه) است، ضمن اینکه تسلط و تجربه او بر حفظ راکوردها در دکوپاژ و میزانسن با سهل انگاری زمانی موجود در فیلمنامه به زیر سوال رفته؛ شخصیت ها دوازده سال قبل گوشی های تلفن همراه روز را به دست می گیرند و با سر و شکلی امروزی بر اتومبیل هایی سوار می شوند که بدون شک دوازده سال قبل در ایران موجود نبوده است! همین سهل انگاری های روایی و تصویری در اغلب آثار بدنه سینمای کشورمان است که تفاوت های فاحش میان سینمای روز دنیا و ایران را آشکار می کند. این بی توجهی ها در فیلمی از کارگردانی صاحب نام و کاربلد به هیچ وجه پذیرفتنی نیست و متاسفانه این سهل انگاری ها در استفاده دم دستی و موکدانه از موسیقی ناصر چشم آذر و گریم ابتدایی شخصیت ها پس از گذشت دوازده سال و کار طراحی صحنه و لباس فیلم نیز به خوبی مشهود است. زن دوم دستمایه آن را داشت که فیلمی به مراتب بهتر و قابل تحمل تر از آنچه که بر پرده سینماهاست، تبدیل شود. اما تاکید کارگردان و فیلمنامه نویسان بر ساخت اقتباسی وفادارانه از داستان رمانی با جزییات و حاشیه های فراوان، این قابلیت را به هدر داده است. بعید است با این وضعیت کسی از میان تماشاگران فیلم که رمان زن دوم را نخوانده باشد، به خرید و مطالعه این رمان تمایل پیدا کند. با این حال تلاش سازندگان فیلم را برای تبدیل متنی ادبی به اثری سینمایی، باید به فال نیک گرفت. امید است که این نگاه به دیگر فیلمنامه نویسان و کارگردانان سینمای ایران منتقل شود. البته این نکته را هم باید مد نظر قرار داد که انتخاب درست یک اثر ادبی پربار و با قابلیت نیز نقش مهمی در شکل گیری یک فیلم اقتباسی خوب دارد.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387 و ساعت 3:25 |
توزیع 200هزار نسخه سامانه سیمرغ ( راهنمای اکران سینماها) در تهران
تهران- خبرگزاری ایسکانیوز: این نرم افزار که به همت واحد انفورماتیک معاونت امور سینمایی طراحی و به بهره برداری رسیده است در 200 هزار نسخه در سینماها، مراکز فرهنگی، فرهنگسراها، شهرهای کتاب ، نهادهای فرهنگی و هنری ،کتابخانه ها و کتاب فروشی ها توزیع و در اختیار عموم قرار خواهد گرفت.
به گزارش روز چهارشنبه باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران "ایسکانیوز" این نرم افزار یک mobile application است که بر روی اغلب تلفن های همراه قابل نصب و اجراست و دارای مزایایی از جمله اطلاعات سینماهای تهران شامل نام سینما، نام فیلم در حال اکران، ژانر فیلم ، آدرس سینما، تلفن و کروکی سینما می باشد همچنین از دیگر قابلیتهای این نرم افزار می توان به امکان ارسال نظر در مورد فیلم ها ، سینماها و ... اشاره کرد.
این سامانه یکی از برنامه های معاونت امور سینمایی در خصوص حمایت از رونق اقتصادی و ارتقای فرهنگی سینمای ایران می باشد.
این نرم افزار که نسخه نهایی نرم افزاری است که در ایام جشنواره فیلم فجر ارائه شده بود قابلیت به روز رسانی اطلاعات را به روش بسیار ساده و آسان از طریق پیام کوتاه دارد.
در واقع می تواند هر هفته برنامه های جدید سینماها و اکران های جدید را با استفاده از این قابلیت به روز کرده و از تازه ترین تغییرات در جداول اکران آگاه گردید.
علاقمندان می توانند فایل نرم افزار سیمرغ را از طریق سی دی های توزیع شده یا مراجعه به سایت www.simorghsoft.mobile دریافت نمایند./د/207/125
خبرنگار:166
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387 و ساعت 3:23 |
اخبار کوتاه سینمای ایران
فيلم‌هاي «به‌همين سادگي» سيدرضا ميركريمي و «فرزند خاك» محمدعلي باشه‌آهنگر در بازار فيلم جشنواره كن به نمايش گذاشته مي‌شوند.
تهران امروز: هيات انتخاب نخستين جشنواره فيلم «جم» معرفي شد
جواد طوسي، محمدعلي باشه‌آهنگر و محمدرضا عرب به عنوان اعضاي هيات انتخاب بخش داستاني و پويانمايي نخستين جشنواره فيلم جم معرفي شدند.

روابط عمومي جشنواره فيلم جم اعلام كرد: طوسي رئيس سابق انجمن منتقدان و نويسندگان سينمايي، باشه‌آهنگر خالق فيلم تحسين‌شده «فرزند خاك» و عرب كارگردان فيلم سينمايي «آخرين ملكه زمين» اعضاي هيات انتخاب بخش داستاني و پويانمايي جشنواره فيلم جم هستند. همزمان با سالروز آزادسازي خرمشهر برپا خواهد شد.


«به‌همين سادگي» و «فرزند خاك» در بازار جشنواره كن
فيلم‌هاي «به‌همين سادگي» سيدرضا ميركريمي و «فرزند خاك» محمدعلي باشه‌آهنگر در بازار فيلم جشنواره كن به نمايش گذاشته مي‌شوند.

روابط عمومي معاونت سينمايي حوزه هنري اعلام كرد: عرضه و نمايش اين فيلم‌ها در غرفه‌ سازمان توسعه سينمايي سوره كه در اين بازار برپا خواهد شد، صورت مي‌گيرد.


با بازي شمسايي، تسليمي، فراهاني، نواب صفوي و...
بيضايي «وقتي همه خوابيم» را ارديبهشت كليد مي‌زند
ايسنا: بهرام بيضايي سرانجام با معرفي عوامل فيلم سينمايي «وقتي همه خوابيم»‌ ساخت دهمين ساخته بلندسينمايي خود را از اوايل ارديبهشت ماه آغاز مي‌كند.

اين فيلم تا پايان ساخت دكورهاي لازم، آخرين مراحل پيش توليد را پشت سر مي‌گذارد و فيلمبرداري آن از هفته اول ارديبهشت ماه آغاز خواهد شد.

داستان « وقتي همه خوابيم» با فيلمنامه‌اي از خود بيضايي درباره يك برخورد اتفاقي است.
در اين فيلم مژده شمسايي، عليرضا جلالي‌تبار، حسام نواب صفوي، شقايق فراهاني، هدايت هاشمي، سحر دولت شاهي، سيدمهرداد ضيايي، ميرطاهر مظلومي، حسين محب اهري، اميركاوه آهنين جان‌، سيروس تسليمي، بابك بيات، رضا ديلمي، محمد اطهري، محمد رضايي‌راد، هادي سروري، حامد محمدي و مهدي تارخ به ايفاي نقش مي‌پردازند.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387 و ساعت 3:21 |
فروش 500 ميليون تومان دايره زنگي  
Image

 نيم ميلياردي شدن "دايره زنگي" و ادامه روند فروش "مجنون ليلي"، "زن دوم" و "به همين سادگي" مهمترين نکات فروش فيلم‌هاي اکران تهران در هفته سوم فروردين 87 هستند.
به گزارش مهر ، فيلم سينمايي "دايره زنگي" ساخته پريسا بخت‌آور که از آخرين روزهاي سال 86 بر پرده سينماها آمده داستان شيرين و محمد را روايت مي‌کند که تنها يکروز فرصت دارند هزينه تعمير خودرويي را که با آن تصادف کرده‌اند تأمين کنند. اين دو به ناچار راهي خانه‌اي در شمال شهر مي‌شوند.

در اين فيلم مهران مديري، باران کوثري، صابر ابر، امين حيايي، بهاره رهنما، اميد روحاني، نگار فروزنده، حامد بهداد، محمدرضا و مليکا شريفي‌نيا، گوهر خيرانديش، نيلوفر خوش‌خلق، نيما شاهرخشاهي، اکرم محمدي، امير نوري، محسن قاضي مرادي، کيانوش گرامي و آفرين چيت‌ساز به ايفاي نقش مي‌پردازند.
 
از ديگر عوامل اين فيلم که محصول بشرا فيلم است مي توان به اصغر فرهادي فيلمنامه‌نويس، بهمن اردلان صدابردار، کيوان مقدم طراح صحنه و لباس، ايمان اميدواري طراح گريم، مجتبي متولي مدير توليد، سروناز مستوفي و عبدالله عبدي‌نسب عکاس و مريم نراقي منشي صحنه اشاره کرد. اين فيلم پس از 25 روز در 24 سينما 300/318/523 تومان فروخته و بيشترين فروش روزانه آن جمعه 23 فروردين 200/954/35 تومان بوده است.

فيلم سينمايي "مجنون ليلي" پنجمين ساخته قاسم جعفري بر اساس فيلمنامه فرهاد نوري و مسعود صحت است. فيلم عاشقانه‌اي شهري است که دو شخصيت اصلي قصه آن فرهاد و پروانه به عنوان نماد عشق‌هاي اسطوره‌اي در مسيري پرفراز و نشيب کنار هم قرار مي‌گيرند، اما روز ولنتاين حادثه‌اي آنها را از هم جدا مي‌کند. تا اينکه يک هديه مسير زندگي دو دلداده را تغيير مي‌دهد.

محمدرضا گلزار، حميد گودرزي، حامد بهداد، نيما شاهرخشاهي، السا فيروزآذر، يوسف تيموري، گلاره عباسي، احمد پورمخبر، رامين راستاد، ابوالفضل پورعرب و رضا رويگري در "مجنون ليلي" بازي مي‌کنند و ديگر عوامل آن عبارتند از عليرضا زرين‌دست مدير فيلمبرداري، يوسف صمدزاده مدير توليد، حميد سيفي تدوينگر و حسن رحيم‌منفرد و صديقه صحت سرمايه‌گذار.

حامد بهداد در "مجنون ليلي" با خواندن يک قطعه ترانه از فصل‌هاي پاياني با آهنگسازي پيام شمس خوانندگي را هم در کنار بازيگري تجربه کرده است. اين فيلم پس از 25 روز نمايش در 25 سينما 800/454/435 تومان فروخته و بيشترين فروش روزانه آن جمعه 23 فروردين 800/607/18 تومان بوده است.

فيلم سينمايي "زن دوم" نوزدهمين ساخته سيروس الوند بر مبناي کتابي است به همين نام به قلم فرشته طائرپور و مينو کريم‌زاده. فيلم داستان زندگي عاشقانه مهتاب و بهرام است که با رسيدن خبري به بحران کشيده مي‌شود. آدم‌هايي از گذشته فراموش‌شده هر کدام پا به ماجرا مي‌گذارند و تعريفي متفاوت از عشق و حق با خود مي‌آورند.

محمدرضا فروتن، نيکي کريمي، آناهيتا نعمتي، امير آقايي، سحر زکريا و مهتاج نجومي بازيگران فيلم هستند و ديگر عوامل آن عبارتند از: غلامرضا آزادي مدير فيلمبرداري، جهانگير ميرشکاري صدابردار و ژيلا مهرجويي طراح صحنه و لباس.

اين فيلم پس از 25 روز نمايش در 16 سينما 700/800/179 تومان فروخته و بيشترين فروش روزانه آن پنجشنبه 22 فروردين 500/621/10 تومان بوده است.

فيلم سينمايي "به همين سادگي" پنجمين ساخته رضا ميرکريمي بر اساس فيلمنامه شادمهر راستين و داستان يکروز معمولي از زندگي زني خانه‌دار است که هنگامه قاضياني، مهران کاشاني، صفا آقاجاني، نيره فراهاني، هاله هماپور، نسترن همدمعلي و ... در آن بازي کرده‌اند.

فيلمنامه فيلم در بخش مسابقه سينماي آسيا و سينماي ايران جشنواره فيلم فجر سيمرغ بلورين را برد و جايزه بهترين فيلم و بهترين بازيگر زن در بخش سينماي ايران و بهترين کارگرداني مسابقه سينماي آسيا را هم از آن خود کرد. "به همين سادگي" پس از 25 روز نمايش در 10 سينما 900/134/78 تومان فروخته و بيشترين فروش روزانه آن پنجشنبه 22 فروردين 400/867/5 تومان بوده است.

"فرش ايراني" مستندي 15 اپيزودي به کارگرداني بهرام بيضايي، عباس کيارستمي، مجيد مجيدي، مجتبي راعي، بهمن فرمان‌آرا، کمال تبريزي، رخشان بني‌اعتماد، خسرو سينايي، محمدرضا هنرمند، بهروز افخمي، رضا ميرکريمي، نورالدين زرين‌کلک، سيف‌الله داد، داريوش مهرجويي و جعفر پناهي است.

اپيزودهاي اين مستند عبارتند از "فرش عشايري"، "مشترک مورد نظر در دسترس نيست"، "قالي سخنگو"، "گره‌گشايي"، "فرش زمين"، "فروشي نيست"، "فرمايش آقاسيدرضا"، "شازده کوچولو"، "فرش، اسب، ترکمن"، "فرش و زندگي"، "درخت زندگي"، "دست آفريني هديه به دوست"، "فرشته و فرش"، "خاطره، خاطره" و "کپي برابر اصل نيست".

ميرکريمي علاوه بر کارگرداني يک اپيزود از اين فيلم، تهيه‌کنندگي آن را نيز بر عهده داشته است. اين فيلم از پنجشنبه 25 بهمن 86 اکران شد و پس از 46 روز نمايش با فروش کل 500/952/6 تومان با اکران خداحافظي کرد.

فيلم خارجي "1408" ساخته ميکائيل هافستروم است که در بيست و ششمين جشنواره فيلم فجر به نمايش درآمد. فيلمنامه را مت گرينبرگ، اسکات الکساندر و لري کاراشوسکي نوشته‌اند و جان کيوساک در فيلم نقش نويسنده‌اي شکاک را دارد که درباره يکي از اتاق‌هاي هتلي در نيويورک که در آن چند مورد خودکشي اتفاق افتاده، تحقيق مي‌کند.


تريلر ترسناک "1408" که ژوئن 2007 به نمايش درآمد با نقدهاي مثبت مواجه شد و برخلاف پيش‌بيني‌ها در گيشه موفق بود. اين فيلم 25 ميليون دلاري در آمريکا 72 و در سطح بين‌المللي 55 ميليون دلار فروخت.

ساموئل ال. جکسن و مري مکورمک  يگر بازيگران اين فيلم 106 دقيقه‌اي هستند که پس از 29 روز نمايش در يک سينما 500/904/12 تومان فروخته است.

فيلم افسانه علمي "فرزندان بشر" ساخته آلفونسو کوارون مکزيکي است که سازنده فيلم‌هاي "انتظارات بزرگ"، "و مادر تو نيز" و "هري پاتر و زنداني آزکابان" است. فيلمنامه اين فيلم محصول مشترک ژاپن، بريتانيا و آمريکا، اقتباسي آزاد از رمان پي. دي. جيمز است که سال 1992 منتشر شد و در آن کلايو اوون، جولين مور، مايکل کين و چيوتل اجيوفور بازي مي‌کنند.

داستان فيلم در بريتانيا سال 2027 روي مي‌دهد، زماني که دو دهه نازايي نژاد بشري را در خطر انقراض قرار داده است. جوانترين ساکن روي زمين به تازگي در 18 سالگي درگذشته و همه اميدهاي بشر نقش بر آب شده است. در ميان اين همه هياهو مردي سرخورده به نام تئو فارون بايد راهي براي محافظت از يک پناهنده آفريقايي پيدا کند که به شکلي ناباورانه باردار است.

"فرزندان بشر" اولين بار در شصت و سومين جشنواره ونيز به نمايش درآمد و سپتامبر 2006 در بريتانيا و دسامبر در آمريکا اکران شد. اين فيلم در جوايز اسکار در سه بخش بهترين فيلمبرداري، تدوين و فيلمنامه اقتباسي نامزد بود و در جوايز بفتا برنده دو جايزه بهترين فيلمبرداري و طراحي صحنه شد. اين فيلم پس از شش روز نمايش در يک سينما 000/534 تومان فروخته است.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387 و ساعت 3:16 |
جهان بلاگ/دستمزد 4 میلیون تومانی گلزار
انتشارمطالب وبلاگ ها در «جهان» به معنای تایید محتوای آنها نیست وصرفابه منظور گسترش فرهنگ تعامل و نقد صورت می گیرد
دستمزد 4 میلیون تومانی گلزار
 
(وبلاگ دونده ) 

محمد رضا گلزار بازیگر سوپر استار سینمای ایران برای اولین بار در یک فیلم کوتاه به ایفای نقش پرداخت.این فیلم که"مثل آن شب" نام دارد ساخته شهرام میراب اقدم است و به صورت سیاه و سفید فیلمبرداری شده است.
 
گلزار در این فیلم دو روز در اختیار گروه بوده و البته با علاقه مندی و حفظ اصول حرفه ای اش با گروه سازنده همکاری کرده است.
 
او در این فیلم کوتاه یکی از دو نقش اصلی یعنی سیاوش را در کنار خاطره حاتمی بازی می کند که در سالگرد ازدواجشان در یک رستوران حاضر شده اند و با اتفاق تازه ای روبرو می شوند.
 
بازی در این فیلم نخستین تجربه گلزار در یک فیلم کوتاه است.پیش از این برخی از بازیگران سینما همچون هدیه تهرانی،محمدرضا شریفی نیا،پارسا پیروزفر،فرهاد آئیش،ماهایاپطروسیان،بهرام رادان،رویاتیموریان،پرویز پرستوئی،فاطمه معتمدآریا و...در فیلمهای کوتاه بازی کرده بودند.
 
در فیلم"مثل آن شب" همچنین قرار بوده تا مهناز افشار در نقش مقابل گلزار بازی کند اما به دلیل محدودیت بودجه فیلم خاطره حاتمی( بازیگر گرگ و میش) دعوت به همکاری می شود.
 
میراقدم که تا امروز ۱۷ فیلم در کارنامه خود ثبت کرده در آخرین روزهای سال فیلم "مثل آن شب" را در تهران جلوی دوربین برد.
 
گفتنی است گلزار که این روزها عنوان گرانترین بازیگر سینما را به خود اختصاص داده برای فیلم "مجنون لیلی" ۶۰ میلیون تومان دستمزد گرفته و این در حالی است که برخی از تهیه کنندگان برای جلوگیری از رشد دستمزد بازیگران و تبدیل آن به یک عرف از گلزار به مسوولان شکایت برده اند.
 
نکته جالب این است که پرفروش ترین فیلم های دو سال اخیر یعنی "آتش بس" و "توفیق اجباری" هریک بیش از یک میلیارد تومان و حتی یکی از دو فیلم پرفروش امسال "مجنون لیلی" با بازی محمدرضا گلزار تا به حال بیش از ۴۵۵ میلیون تومان فروش داشته اند.
 
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387 و ساعت 2:59 |
 حال اکرانفروش فیلم های درحال اكران
نیم میلیاردی شدن "دایره زنگی" و ادامه روند فروش "مجنون لیلی"، "زن دوم" و "به همین سادگی" مهمترین نکات فروش فیلم‌های اکران تهران در هفته سوم فروردین 87 هستند.
به گزارش «جهان» و به نقل از مهر، فیلم سینمایی "دایره زنگی" ساخته پریسا بخت‌آور که از آخرین روزهای سال 86 بر پرده سینماها آمده داستان شیرین و محمد را روایت می‌کند که تنها یکروز فرصت دارند هزینه تعمیر خودرویی را که با آن تصادف کرده‌اند تأمین کنند. این دو به ناچار راهی خانه‌ای در شمال شهر می‌شوند...

در این فیلم مهران مدیری، باران کوثری، صابر ابر، امین حیایی، بهاره رهنما، امید روحانی، نگار فروزنده، حامد بهداد، محمدرضا و ملیکا شریفی‌نیا، گوهر خیراندیش، نیلوفر خوش‌خلق، نیما شاهرخشاهی، اکرم محمدی، امیر نوری، محسن قاضی مرادی، کیانوش گرامی و آفرین چیت‌ساز به ایفای نقش می‌پردازند.

زن دوم
 
از دیگر عوامل این فیلم که محصول بشرا فیلم است می توان به اصغر فرهادی فیلمنامه‌نویس، بهمن اردلان صدابردار، کیوان مقدم طراح صحنه و لباس، ایمان امیدواری طراح گریم، مجتبی متولی مدیر تولید، سروناز مستوفی و عبدالله عبدی‌نسب عکاس و مریم نراقی منشی صحنه اشاره کرد. این فیلم پس از 25 روز در 24 سینما 300/318/523 تومان فروخته و بیشترین فروش روزانه آن جمعه 23 فروردین 200/954/35 تومان بوده است.

فیلم سینمایی "مجنون لیلی" پنجمین ساخته قاسم جعفری بر اساس فیلمنامه فرهاد نوری و مسعود صحت است. فیلم عاشقانه‌ای شهری است که دو شخصیت اصلی قصه آن فرهاد و پروانه به عنوان نماد عشق‌های اسطوره‌ای در مسیری پرفراز و نشیب کنار هم قرار می‌گیرند، اما روز ولنتاین حادثه‌ای آنها را از هم جدا می‌کند. تا اینکه یک هدیه مسیر زندگی دو دلداده را تغییر می‌دهد.

محمدرضا گلزار، حمید گودرزی، حامد بهداد، نیما شاهرخشاهی، السا فیروزآذر، یوسف تیموری، گلاره عباسی، احمد پورمخبر، رامین راستاد، ابوالفضل پورعرب و رضا رویگری در "مجنون لیلی" بازی می‌کنند و دیگر عوامل آن عبارتند از علیرضا زرین‌دست مدیر فیلمبرداری، یوسف صمدزاده مدیر تولید، حمید سیفی تدوینگر و حسن رحیم‌منفرد و صدیقه صحت سرمایه‌گذار.

حامد بهداد در "مجنون لیلی" با خواندن یک قطعه ترانه از فصل‌های پایانی با آهنگسازی پیام شمس خوانندگی را هم در کنار بازیگری تجربه کرده است.
 
این فیلم پس از 25 روز نمایش در 25 سینما 800/454/435 تومان فروخته و بیشترین فروش روزانه آن جمعه 23 فروردین 800/607/18 تومان بوده است.

فیلم سینمایی "زن دوم" نوزدهمین ساخته سیروس الوند بر مبنای کتابی است به همین نام به قلم فرشته طائرپور و مینو کریم‌زاده. فیلم داستان زندگی عاشقانه مهتاب و بهرام است که با رسیدن خبری به بحران کشیده می‌شود. آدم‌هایی از گذشته فراموش‌شده هر کدام پا به ماجرا می‌گذارند و تعریفی متفاوت از عشق و حق با خود می‌آورند.

محمدرضا فروتن، نیکی کریمی، آناهیتا نعمتی، امیر آقایی، سحر زکریا و مهتاج نجومی بازیگران فیلم هستند و دیگر عوامل آن عبارتند از غلامرضا آزادی مدیر فیلمبرداری، جهانگیر میرشکاری صدابردار و ژیلا مهرجویی طراح صحنه و لباس. این فیلم پس از 25 روز نمایش در 16 سینما 700/800/179 تومان فروخته و بیشترین فروش روزانه آن پنجشنبه 22 فروردین 500/621/10 تومان بوده است.

فیلم سینمایی "به همین سادگی" پنجمین ساخته رضا میرکریمی بر اساس فیلمنامه شادمهر راستین و داستان یکروز معمولی از زندگی زنی خانه‌دار است که هنگامه قاضیانی، مهران کاشانی، صفا آقاجانی، نیره فراهانی، هاله هماپور، نسترن همدمعلی و ... در آن بازی کرده‌اند.

فیلمنامه فیلم در بخش مسابقه سینمای آسیا و سینمای ایران جشنواره فیلم فجر سیمرغ بلورین را برد و جایزه بهترین فیلم و بهترین بازیگر زن در بخش سینمای ایران و بهترین کارگردانی مسابقه سینمای آسیا را هم از آن خود کرد. "به همین سادگی" پس از 25 روز نمایش در 10 سینما 900/134/78 تومان فروخته و بیشترین فروش روزانه آن پنجشنبه 22 فروردین 400/867/5 تومان بوده است.

"فرش ایرانی" مستندی 15 اپیزودی به کارگردانی بهرام بیضایی، عباس کیارستمی، مجید مجیدی، مجتبی راعی، بهمن فرمان‌آرا، کمال تبریزی، رخشان بنی‌اعتماد، خسرو سینایی، محمدرضا هنرمند، بهروز افخمی، رضا میرکریمی، نورالدین زرین‌کلک، سیف‌الله داد، داریوش مهرجویی و جعفر پناهی است.

اپیزودهای این مستند عبارتند از "فرش عشایری"، "مشترک مورد نظر در دسترس نیست"، "قالی سخنگو"، "گره‌گشایی"، "فرش زمین"، "فروشی نیست"، "فرمایش آقاسیدرضا"، "شازده کوچولو"، "فرش، اسب، ترکمن"، "فرش و زندگی"، "درخت زندگی"، "دست آفرینی هدیه به دوست"، "فرشته و فرش"، "خاطره، خاطره" و "کپی برابر اصل نیست".

میرکریمی علاوه بر کارگردانی یک اپیزود از این فیلم، تهیه‌کنندگی آن را نیز بر عهده داشته است.
 
این فیلم از پنجشنبه 25 بهمن 86 اکران شد و پس از 46 روز نمایش با فروش کل 500/952/6 تومان با اکران خداحافظی کرد. 

فیلم خارجی "1408" ساخته میکائیل هافستروم است که در بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد. 

فیلمنامه را مت گرینبرگ، اسکات الکساندر و لری کاراشوسکی نوشته‌اند و جان کیوساک در فیلم نقش نویسنده‌ای شکاک را دارد که درباره یکی از اتاق‌های هتلی در نیویورک که در آن چند مورد خودکشی اتفاق افتاده، تحقیق می‌کند. 

تریلر ترسناک "1408" که ژوئن 2007 به نمایش درآمد با نقدهای مثبت مواجه شد و برخلاف پیش‌بینی‌ها در گیشه موفق بود. 

این فیلم 25 میلیون دلاری در آمریکا 72 و در سطح بین‌المللی 55 میلیون دلار فروخت. 

ساموئل ال. جکسن و مری مکورمک یگر بازیگران این فیلم 106 دقیقه‌ای هستند که پس از 29 روز نمایش در یک سینما 500/904/12 تومان فروخته است.

فیلم افسانه علمی "فرزندان بشر" ساخته آلفونسو کوارون مکزیکی است که سازنده فیلم‌های "انتظارات بزرگ"، "و مادر تو نیز" و "هری پاتر و زندانی آزکابان" است. 

فیلمنامه این فیلم محصول مشترک ژاپن، بریتانیا و آمریکا، اقتباسی آزاد از رمان پی. دی. جیمز است که سال 1992 منتشر شد و در آن کلایو اوون، جولین مور، مایکل کین و چیوتل اجیوفور بازی می‌کنند.

داستان فیلم در بریتانیا سال 2027 روی می‌دهد، زمانی که دو دهه نازایی نژاد بشری را در خطر انقراض قرار داده است. جوانترین ساکن روی زمین به تازگی در 18 سالگی درگذشته و همه امیدهای بشر نقش بر آب شده است. 

در میان این همه هیاهو مردی سرخورده به نام تئو فارون باید راهی برای محافظت از یک پناهنده آفریقایی پیدا کند که به شکلی ناباورانه باردار است.

"فرزندان بشر" اولین بار در شصت و سومین جشنواره ونیز به نمایش درآمد و سپتامبر 2006 در بریتانیا و دسامبر در آمریکا اکران شد. این فیلم در جوایز اسکار در سه بخش بهترین فیلمبرداری، تدوین و فیلمنامه اقتباسی نامزد بود و در جوایز بفتا برنده دو جایزه بهترین فیلمبرداری و طراحی صحنه شد. این فیلم پس از شش روز نمایش در یک سینما 000/534 تومان فروخته است.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387 و ساعت 2:52 |

«يک شب» نيکي کريمي در دانشگاه تهران  
همايش يک روزه « سينما و زن» دوشنبه دوم ارديبهشت ماه سال جاري در دانشگاه تهران برگزار خواهد شد. در اين همايش دکتر احمد الستي (استاد دانشگاه)، سعيد اسدي (استاد دانشگاه تهران و سوره) و شيوا مقانلو (نويسنده و مترجم) حضور خواهند داشت. همچنين در اين همايش فيلم سينمايي «يک شب» به نمايش درآمده و با حضور نيکي کريمي و شادمهر راستين مورد نقد و بررسي قرار خواهد گرفت. اين مراسم از ساعت 9 الي 19 دوشنبه دوم ارديبهشت ماه سال جاري در تالار شهيد آويني پرديس هنرهاي زيبا واقع در دانشگاه تهران برگزار خواهد شد. 

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387 و ساعت 2:41 |
نخستین فصلنامه تخصصی مستند در آمریکا:
جشنواره "سینما حقیقت" واکنشی شورانگیز به جنجال خبری آمریکا بر سر انرژی هسته ای ایران
تهران- خبرگزاری ایسکانیوز: نخستین فصلنامه تخصصی فیلم مستند در آمریکا با عنوان مستند در شماره بهار 1387 خود و در گزارش مفصلی، ضمن معرفی نخستین جشنواره بین المللی فیلم مستند ایران؛ سینما حقیقت، این جشنواره را به "جزیره ای برای کشف فرهنگ" در ایران تشبیه کرده است.
به گزارش روز سه شنبه گروه فرهنگی هنری باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران"ایسکانیوز"، به نقل از روابط عمومی مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، در این فصلنامه تخصصی و در کنار گزارش هایی از جشنواره های معتبر مستند در جهان به قلم "پرشنگ صادق وزیری" جشنواره "سینما حقیقت" همراه با جشنواره های ایدفا هلند و افی نیویورک و مستندهای اسکار، معرفی و مورد بررسی قرار گرفته است.
بر پایه این گزارش در ابتدای مقاله مربوط به جشنواره سینما حقیقت آمده است: مهرماه گذشته، وقتی جهان با ایران بر سر موضوع انرژی هسته ای به جدال خبری پرداخته بود و رسانه های آمریکایی از جنگ اجتناب ناپذیر سخن می گفتند، واقعیت دیگری در تهران جریان داشت: جشنواره بین المللی مستند سینما حقیقت که این جشنواره، واکنشی شورانگیز به آن جدال خبری بود. شصت مستند ایرانی به همراه صد فیلم خارجی در بخش های مختلف جشنواره به نمایش درآمدند و 40 میهمان خارجی از سراسر جهان از جمله آمریکا، در این رویداد شرکت کردند.
"نویسنده مقاله در ادامه آورده است: در حال حاضر سینمای مستند، اشتیاق وسیعی را در میان مخاطبان و فیلم سازان ایرانی به ویژه جوان تر ها ایجاد کرده است. آمار شگفت انگیز 806 فیلم مستند که برای بخش های مختلف ملی جشنواره ثبت نام کرده بودند، نشان دهنده این شور و اشتیاق است".
طبق برنامه ریزی به عمل آمده، دومین جشنواره بین المللی فیلم مستند ایران، سینما حقیقت در مهرماه 1387 برگزار خواهد شد که به زودی فرم شرکت در این رویداد منتشر و در دسترس عموم مستندسازان قرار خواهد گرفت./02/120
خبرنگار:348
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 و ساعت 18:56 |
"راکی" بهترین فیلم ورزشی تاریخ سینما شد
فیلم سینمایی "راکی" به کارگردانی جان جی. اویلدسن و بازی سیلوستر استالونه در یک نظرسنجی اینترنتی به عنوان بهترین فیلم ورزشی تاریخ سینما برگزیده شد.

به گزارش خبرنگار مهر، ورلد اینترتینمنت نیوز اعلام کرد "راکی" که سال 1976 برنده سه جایزه اسکار از جمله بهترین فیلم و بهترین کارگردان شد و در هفت رشته دیگر هم نامزد این جایزه معتبر بود، در نظرسنجی سایت سینمایی www.lovefilm.com با کسب 20 درصد آرا بالاتر از تمام فیلم‌های ورزشی تاریخ سینما ایستاد.

رده دوم انتخاب بهترین فیلم ورزشی به کمدی "رقابت سرد" Cool Runnings به کارگردانی جان ترتلتاب محصول 1993 رسید که درباره تلاش واقعی نخستین تیم لوژسواری تاریخ جامائیکا برای رسیدن به بازی‌های المپیک زمستانی است. "عزیز میلیون دلاری" کلینت ایستوود هم در این نظرسنجی سوم شد. این فیلم سال 2004 چهار جایزه اسکار برد.

"جری مگوایر" کامرون کرو محصول سال 1996 با بازی تام کروز و "گاو خشمگین" مارتین اسکورسیزی محصول 1980 با موضوع ورزش مشتزنی و حضور رابرت دنیرو در نقش اصلی مشترکا چهارم شدند. "جری مگوایر" که در پنج رشته نامزد اسکار بود در نهایت یک جایزه برد و "گاو خشمگین" هم از هشت نامزدی تنها در دو رشته برنده اسکار شد.

فیلم‌های ششم تا دهم نظرسنجی انتخاب بهترین فیلم‌های ورزشی تاریخ سینما عبارتند از "میدان رویاها" فیل آلدن رابینسن با موضوع بسکتبال، "سفیدپوستان نمی‌توانند بپرند" ران شلتن باز هم با موضوع بسکتبال، "ارابه‌های آتش" هیو هادسن درباره دو و میدانی، "فرار به سوی پیروزی" جان هیوستن با موضوع فوتبال و "کدی‌شک" هارولد رمیس درباره گلف

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 و ساعت 18:53 |
تولد فرزند سوم "کیت بلانشت" ستاره هالیوود
تهران-خبرگزاری ایسکانیوز: سخنگوی "کیت بلانشت" هنرپیشه استرالیایی برنده جایزه اسکار اعلام کرد: سومین فرزند کیت در سیدنی به دنیا آمد.
به گزارش روز دوشنبه بخش انگلیسی گروه فرهنگی هنری باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران"ایسکانیوز" به نقل از رویترز؛ سخنگوی کمپانی تئاتر سیدنی در مصاحبه با رویترز گفت: "کیت بلانشت " و "اندرو آپتن" همسر نمایشنامه نویسش تولد "ایگناتیوس مارتین آپتن" را خوش آمد گفتند.
کیت بلانشت به خاطر ایفای نقش در فیلم زندگینامه باب دیلن ،خواننده آمریکایی به نام "آنجا نیستم" برنده جایزه بهترین هنرپیشه زن جشنواره فیلم ونیز شده است.
بر اساس گزارش پزشکان فرزند "کیت بلانشت" دیروز به دنیا آمد و مادر و فرزند هر دو در سلامتی کامل به سر می برند./120
خبرنگار:800
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 و ساعت 18:51 |
گفت و گو با رامبد جوان به بهانه پخش مجموعه "نشانی"
سنم بالا رفته ، ديوانه بازي هايم كم شده
سنم بالا رفته ، ديوانه بازي هايم كم شده


سینمای ما - وحید سعیدی: رامبد جوان آدم جالبي است ، دقيقا هماني است كه روي صفحه تلويريون يا روي پرده سينما ميبيني ، با همان انرژي و شادابي و بهتر بگويم شيطنت. انرژي مثبت او موقع شنيدن سوال ها و پاسخ به آن ها تو را انچنان سر شوق مي اورد که دوست داري اين مصاحبه حالا حالا ها ادامه داشته باشد.

*بعد از موفقيت مجموعه « گمگشته» اينطور به نظر مي رسيد كه به سمت كارگرداني بروي و روي آن تمركز كني،اما اين اتفاق نيفتاد و ما بيشتر با رامبد بازيگر روبه رو بوديم تا رامبد كارگردان؟
**بعد از « گمگشته» پيشنهادهاي براي كارگرداني داشتم و اين براي من كه كاري پر مخاطب ساخته بودم طبيعي بود، ولي پيشنهادها به اندازه كافي راضي كننده نبود كه مرا براي ساخت آن ترغيب كند.

*البته دو تا كار در همان زمان كارگرداني كردي يكي برنامه تركيبي«باغ بلور» بود و ديگري تله فيلم«جاده باريك» كه هيچكدام هم پخش نشدند.
** به هرحال پخش نشدن اين دو كار هم در فاصله گرفتن من از عرصه كارگرداني بي تاثير نبود. هرچند كه من براساس اخلاق و روحيات خودم دوست دارم از وضيعتي كه در آن قرار گرفته ام فاصله بگيرم تا با نگاه و تامل بيشتري بتوانم كار بعدي ام را انجام بدهم. الان كه «نشاني» را مي بينم از ساخت آن احساس رضايت ميكنم و خوشحالم كه به عنوان كارگردان در اين پروژه بوده ام.

*حالا صرف نظر از فيلم «اسپاگتي در 8 دقيقه» در زمينه كارهاي تلويزيوني فكر مي كني «نشاني» از « گمگشته» موفق تر بوده است؟
**صد در صد.من برخلاف دوستان و منتقدان كه « گمگشته» را كار بهتري مي دانند ، از «نشاني» بيشتر راضي هستم چون فكر مي كنم در اينجا يك پله بالاتر رفته ام.

* نكته در همين جاست كه «گمگشته» به دليل نوع و ساختار روايي، قصه اش جذاب تر از« نشاني» بود شايد وجود همين نكته باشد كه كار اول تو را بهتر از اين كار مي دانند.
** اصلا اينطور نيست اتفاقا« نشاني» قابليت تعريف قصه را داشت و من چون قصه تعريف كردن و قصه شنيدن را خيلي دوست دارم جذب فيلمنامه ان شدم.چون به شدت به نوع روايتي كه در ساختار قصه اين سريال وجود داشت اعتقاد دارم.

* فكر نمي كني خيلي تكراري بود هم قصه و هم نوع روايت آن منظورم است.
** همه قصه هاي دنيا تكراري هستند. اما اين نوع وزبان قصه و همچنين بازي بازيگران است كه آن را نو و تازه مي كند. به نظر من زبان ونوع روايتي كه نويسنده براي اين قصه درنظر گرفته بود به آن ابعاد تازه ايي بخشيده بود.

*مثلا؟

**در روايت قصه به شكلي محترمانه و به گونه ايي كه تماشاگر احساس نكندهوش و دريافتش ناديده گرفته شده خيلي مسائل فرهنگي بازگو شد.از يكسري مسائل كوچك مثل در زدن براي ورود به اتاق تا اينكه عشق باارزش است و بايد حفظش كني.

*فيلمنامه «نشاني» قراربود دوسال پيش توليد شود و براي ساخت آن نيزچند كارگردان كانديدا بودند، وقتي فيلمنامه را براي ساخت قبول كردي، بازنويسي روي آن انجام شد؟
** گاهی یک متن اگر با عوامل حرفه‌ای و خوب مقابل دوربین برود و همه کار خود را درست انجام دهند نتیجه خوب می‌دهد. من خودم وقتی فیلمنامه می‌نویسم چون نحوه اجرا را تصور می‌کنم به گونه‌ای شرح صحنه را می‌نویسم که تنها کافی است
درست گرفته شود. متن خانم فلورا سام هم این ویژگی را داشت. گاهی فکر می‌کردم من آن را نوشته‌ام و چیزی برای افزودن به آن به ذهنم نمی‌آمد. چون همه چیز درست چیده شده بود، اگر دست می‌زدم همه چيز بهم می‌ریخت.

* فاصله كم بين توليد و پخش موجب اين نشده بود كه از بازنويسي صرف نظر كني؟
** واقعا فيلمنامه خوب بود و نيازي به شخم زدن نداشت. ديالوگ ها روان بود و شخصيت ها خوش جنس حرف مي زدند و هيچ كدام از آدم هاي قصه شبيه هم نبودندو هركدام رنگ و بوي خودشان را داشتند پس نيازي به بازنويسي نبود. ما فقط پايان برخي قسمت ها را براي آنكه كشش بيشتري پيدا كند تغيير داديم.

*با توجه به علاقه اي كه به كمدي بزن بكوب داري و به نوعي هم آن را در « اسپاگتي در 8 دقيقه» تجربه كرده بودي ، اما اينجا به شكلي آگاهانه از آن فاصله گرفتي.
** به خاطر اينكه سناريو تكليف من را كاملا روشن كرده بود.

* مي دانم ،اما با توجه به دفاعياتي كه در زمان اكران « اسپاگتي در 8 دقيقه» از نوع كمدي آن كرده بودي ، حس مي كنم اگر فرصت براي بازنويسي داشتي كمدي كار را به سمت كمدي مورد علاقه ات مي بردي.
**نه. به خاطر اينكه قصه كار خيلي لطيف و نرم بود و خيلي راحت بگويم نيازي به ادا و اطوار و قرطي بازي نداشت و بايد خيلي ساده روايت مي شد. البته با اين حال برخي جاها ازجمله صحنه تعقيب و گريز يك شيطنت هايي كردم ، اما با اين وجود لحن قصه را تغيير ندادم. در كل خيالت را راحت كنم چون سنم بالا رفته ديوانه بازي هايم هم مقداري كم شده است.( مي خندد)

*در صحبت هايت اشاره كردي كه « نشاني» قصه ساده ورواني داشت، اما فكر نمي كني روابط علت و معلولي آن بيش از اندازه غير واقعي بود.
**داريم قصه تعريف مي كنيم مستند كه نمي سازيم. به هر حال براي روايت يك اتفاق در قالب اثري نمايشي نيازمند دراماتيزه كردن آن هستيم.

*بله ، اما اين ارتباطي به سوال من ندارد . من مي گويم قصه شما فضاي رئالي دارد بنابراين بايد روابط علت ومعلولي آن هم برهمين مبنا باشد.در حاليكه اينطور نيست. «مه لقا» و «اختر» يك نقشه ايي عجيب براي رودر رويي «ليلا» و« محسن» با يكديگر طراحي كردند و اتفاقات همانطوري پيش مي رود كه آن ها مي خواهند.

** اين اتفاقات به نظر من عجيب و غريب به نظر نرسيد. اينكه براي تو به عنوان مخاطب عجيب آمده نكته ايي است كه بايد روي ان تامل كنم.الان من از كارم آنطور كه بايد وشايد فاصله نگرفته ام، هنوز درگير كار هستم بنابراين بايد فاصله بگريم و ببينم نقطه نظراتي كه ارائه مي شود چقدر صحيح است چقدر نادرست. به هر حال ما داخل كارهستيم و نمي توانيم از تمام جوانب كار را  ونگاه كنيم و بگويم اين چيزي كه ما ساخته ايم درست است و هيچ غلطي ندارد.

*چقدر انعطاف پذير و نرم شدي.

** اي بابا جوري حرف مي زني انگار تا حالا هفت، هشتا خبرنگار رو لت و پار كردم(مي خندد)

* زماني كه « اسپاگتي....» را ساختي روحيه ات اينطوري نبود، انگار مي خواستي همه را قانع كني كه فيلمي كه ساختي بدون ايراد است.
** هيچ كاري بي ايراد نيست. كاري خوب است كه عده ايي مخالف آن باشند و عده ايي موافق آن و جذابيت كار ما هم در همين است. در واقع با اين كار تو توانسته ايي قلب تماشاگر را تحت تاثير قرار بدهي تا او از خود واكنش نشان دهد. اگر غير از اين باشد تماشاگر بي تفاوت از كنار اثرت مي گذرد.در هر حال من و همه كساني كه مجموعه «نشاني» را ساختيم عاشق كارمان هستيم و معتقديم كاري كه انجام مي دهيم را به خوبي بلد هستيم ، البته از حرف من سوء برداشت نشود كه ما آدم هاي مدعي و از خود راضي هستيم، نه منظورم اين است كه بابت كارمان زحمت مي كشيم ، مطالعه مي كنيم،و فيلم مي بينيم و خداوند هم يك هوش و استعدادي به ما داده تا به كارمان ساده نگاه نكنيم و به هنگام خلق اثر جوانب مختلف آن را هم در نظر بگيريم .

*البته هنوز نتيجه نظر سنجي سيما منتشر نشده ، اما« نشاني» در بين كارهاي نوروزي از لحاظ محبوبيت ومخاطب بعد از«مرد هزار چهره» و «پيامك از ديار باقي» قرار گرفته، نظر خودت چيست؟
**شرايط سينما و تلويزيون ما آنقدر دسخوش تغيير و تحول شده كه به راحتي نمي تواني تشخيص بدهي كه تماشاگر چه چيز مي خواهد وچه چيز نمي خواهد. مركزي هم وجود ندارد كه سليقه مردم را بررسي و اعلام كند. به نظر من « نشاني» به عنوان يك كار تلويزيوني ،يك مجموعه تلويزيوني استاندار بود. اثري محترم كه در بطن روايت داستانش براي مخاطب فرهنگ سازي هم مي كند.اما اين كار در مناسبتي پخش مي شود كه همه توقع دارند وقتي آن را مي بينند غش غش بخندند.در حاليكه سريال ما براي خنداندن توليد نشده بود . ما لحظاتي داشتيم كه مي خواستيم اشك تماشاگر را دربياوريم، به فكر وادارش كنيم و او را متوجه چيزهايي كنيم كه يادش رفته است.

*شما جز اولين گروهايي بوديد كه توليد مجوعه خود را براي نوروز شروع كرديد، براي رسيدن كار به نوروز با مشكلي روبه رو نشديد.
** گروه تولید در حقظ کیفیت کاربا توجه به محدوديت زماني نقش عمده ايي داشت در گروه تولید مجموعه "نشانی" از تهیه‌کننده گرفته تا بقیه افراد همه به فکر کیفیت کار بودیم. واقعیت این است که هیچوقت نشد پلانی را با عجله بگیریم تا زمان را از دست ندهیم. برای همه پلان‌ها به اندازه توان، شرایط، زمان و قابلیت صحنه وقت گذاشتیم. اما همیشه داشتن وقت بیشتر، بهتر است.

*با دكوپاژ آماده سر صحنه مي رفتيد يا همان جا دكوپاژ مي كرديد؟
**اكثر ا سر صحنه دكوپاژ مي كردم ، چون واقعا وقت نداشتم كه يك سريال 13 قسمتي را از قبل دكوپاژ كنم، ضمن اينكه برخي لوكيشن هاي ما درآخرين دقايق آماده و انتخاب مي شدند و من بايد براساس لوكيشنن دكوپاژم را انجام مي دادم.

*در يكي از مصاحبه هايت سريال « نشاني» را به تيم رئال مادريد تشبيه كرده بودي درست است.
*دقيقا من كفته بودم یک تیم رئال مادرید در اختیار داشتم، چون وقتي عكس هاي سريال را ميديدم ياد رئال مادريد افتادم كه پر از ستاره است.

* اطلاعات فوتبالي ات فكر كنم خوب نيست
**نه، سررشته ايي ندارم.

*به خاطر همين سريالت را با تيم رئال مقايسه كردي
** يعني گاف دادم. تا جايي كه من مي دانم رئال تيم پر ستاره ايي است

*بله تيم پر ستاره ايي كه هيچ وقت نتيجه ايي كه بايد را نمي گيره

** جدا.بگذريم.

* واقعا تركيب بازيگرات خيلي خوب بود همه سر جاي خودشان بودند.
**نقطه قوت حضور این جمع بازیگران کنار هم به رخ نکشیدن هنر بازیگری آنها به يكديگر بود.همه بازیگران این مجموعه سابقه‌های درخشان دارند، ولی هیچکدام بازیگری خود را به رخ دیگری نمی‌کشد. حتی غلو شده‌ترین بازی‌های این مجموعه هم قصد به رخ کشیدن ندارد. فکر می‌کنم بی‌ادعایی ما نشان از هوشمندی است که مسحور هیچ چیز نشدیم. بعد ما در اين كار دست به كارهاي عجيب و غريب زديم ،مثلا از داود رشيدي و يا پرويز پورحسيني كه هميشه نقش جدي بازي ميكنند در نقشي طنز استفاده كرديم يا خودم كه يك نقش كاملا جدي را در اين كار بازي كردم. من معتقدم یک بازیگر خوب، باهوش هم هست و هر آدم باهوشی طناز است. مطمئن بودم همه بازیگران ما با توجه به سوابق و ... می‌توانند به درکی مناسب از نقش خودشان برسند. مجموعه "نشانی" نشان داد این نوع نگاه غلط است که باید فلان بازیگر نقش جدی و فلان بازیگر نقش طنز را ایفا کند. تلویزیون مکانی مناسب برای نشان دادن قابلیت‌های بازیگری است.

*پس معلوم است كه از كار داود رشيدي خيلي راضي هستي.
** نقش خودش را خيلي شيرين و خوب از كار درآورد. واقعا سخت است با آن سلبقه و سن وسال يكدفعه اينطوري تغيير شكل بدهي.خيلي از بازيگران ما جرات انجام اين كار را ندارند.

*بعد از « نشاني» بيشتر رامبد جوان بازيگر را مي بينيم يا رامبد كارگردان را.
**من كار گرداني را بيشتر از بازيگري دوست دارم، اما اينكه دير به دير كارگرداني مي كنم به خاطر اين است كه هنوز هم از اين كار كمي مي ترسم.


منبع خبر : همشهري امارت عربي متحده
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 و ساعت 18:48 |
پروژه رویایی رضا میرکریمی
دلم می‌خواهد "رستم و سهراب" را بسازم
دلم می‌خواهد "رستم و سهراب" را بسازم


سینمای ما - این روزها كه فیلم‌های كمدی و رمانتیك بیش از سایر آثار مورد توجه مخاطبان قرار گرفته فیلم «به همین سادگی» ساخته رضا میركریمی توانسته توجه علاقمندان جدی سینما را جلب كند. میركریمی اما مدتی است كه نگارش فیلمنامه تازه‌ای را آغاز كرده، او می‌گوید:«مدتی است كه همراه شادمهر راستین مشغول نوشتن فیلمنامه یك حبه قند هستم. اثری شهری كه داستانش در شهر كوچك و سنتی می‌گذرد و داستانش درباره افراد یك خانواده است كه به خاطر ازدواجی دور هم جمع می‌شوند.» بعد از «به همین سادگی»، «یك حبه قند» دومین تجربه مشترك رضا میركریمی و شادمهر راستین است كه برخلاف مضنون جدی «به همین سادگی» قصه‌ای طنز دارد. اگر چه میر كریمی از مدت‌ها قبل قصد داشته فیلمی درباره یك اثر كلاسیك ایرانی بسازد:«دو سال است كه روی داستان «رستم و سهراب» كار می‌كنم و می‌خواهم فیلم را در همان زمان و با شرایط ایده‌ال بسازم. خیلی روی این پروژه كار كرده‌ام و امیدوارم بودجه لازم برای آن تامین شود. به هر حال فكر می‌كنم كه با آثارم، امتحانم را پس داده‌ام. بنابراین امیدوارم این كار را بتوانم انجام دهم.» نگارش «یك حبه قند» تا شهریور به پایان می‌رسد و احتمالا پاییز امسال فیلمبرداری آن آغاز می‌شود. اما فعلا خبری از «رستم و سهراب» میركریمی نی

منبع خبر : کارگزاران

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 و ساعت 18:41 |
دفاع قائم‌مقام صدا و سیما از "مرد هزار چهره"
هیچ شکایتی از این سریال نشده است
هیچ شکایتی از این سریال نشده است


سینمای ما - قائم مقام سازمان صدا و سیما از مجموعه تلویزیونی "مرد هزار چهره" به عنوان سریالی خوب و تاثیرگذار یاد کرد که هیچ شکایتی از آن نشده است.

علی دارابی درباره بازتاب‌های مجموعه نوروزی شبکه سوم سیما با رد شایعه شکایت برخی نهادها از این مجموعه تلویزیونی گفت: "هیچ شکایتی از این سریال نشده است. مگر بناست از سریال‌هایی که در صدا و سیما تولید می‌شود شکایت شود؟"

مجموعه تلویزیونی "مرد هزار چهره" به کارگردانی مهران مدیری در ایام نوروز هر شب روی آنتن شبکه سه رفت و پخش آن از شبکه جام جم نیز آغاز شده است. گفته می‌شود اداره ثبت احوال شیراز با شکایت از این مجموعه درخواست دو میلیارد تومان خسارت از صدا و سیما کرده بود.


منبع خبر : مهر
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 و ساعت 18:32 |
حرف‌های کمیاب مهران مدیری درباره "مرد هزار چهره"
هر کاری حرف خودش و پیام خودش را دارد
هر کاری حرف خودش و پیام خودش را دارد


سینمای ما - مهران مدیری با اینكه در این سال‌ها میانه خوبی با مطبوعات نداشته، اما ظاهرا حاشیه‌های تازه‌ترین سریال تلویزیونی‌اش باعث شده است در گفت‌وگوی كوتاه با رادیو جوان گفت‌وگو چند كلمه‌ای درباره «مرد هزار چهره» صحبت كند. متن این مصاحبه را رادیو در اختیار كارگزاران قرار داده است:
آقای مدیری، «مرد هزار چهره» خیلی متفاوت‌تر از دیگر كارهای طنز شما بود فكر می‌كنید دلیلش چیست؟ میل ژورنالیستی یا اینكه آدم باید كاری كند كه تا حالا انجام نداده است؟
بله، همین‌طور بود. 7 ـ 6 ماه پیش با پیمان قاسم‌خانی كه حرف می‌زدیم من‌ ‌گفتم دیگر كارهای گذشته را دوست ندارم و دوست دارم در ساختار و انتخاب بازیگران جهش و اتفاقی به وجود بیاید.
نقد‌هایی راجع به كار شما نوشته شده است، در كارهای شما انگار آدم خوب وجود ندارد. در مرد هزار چهره هم تقریبا همه بد هستند آدم خوب كم می‌بینیم، آیا واقعا تعریف شما از شرایط اجتماعی همین است، یا شرایط كمدی این را می‌طلبد؟
شما با آدم خوب كه دروغ نمی‌گوید چشم و همچشمی هم نمی‌كند نمی‌توانی كمدی بسازی. خصوصیات منفی و ضعف‌های انسانی مسئله كمدی هستند و این فضا را برای كمدی بالا می‌برد. آدم خوب اشكال كمدی ندارد.
ولی می‌تواند حضور داشته باشد؟
حضور دارد. ما در خیلی از بخش‌های این كار آدم‌های خوب داشتیم. مثلا در بخش پزشكی، بخش انتظامی، بیشتر به سمت‌وسوی آدم‌هایی رفتیم كه ضعف‌هایی دارند.
بیشتر به چه چیز فكر می‌كردید آقای مدیری؟ اینكه فضای با نشاط داشته باشید یا اینكه حرفی بزنید؟ ضمن اینكه می‌گویند مرد هزار چهره حدیث نفس مهران مدیری بود خاصه دیالوگ آخرتان؟
من وقتی آیتمی را می‌سازم به مناسبت پخش فكر نمی‌كنم هر كاری به هر حال حرف خودش و پیام خودش را دارد و در هر زمانی می‌شود آن را دید و پیغامش را گرفت، نه، حدیث نفس من هم خیلی نبود.
شما توی سكانس آخر كه عالی بودید.
عجب سكانس تاثیرگذاری بوده است.
آیا ما می‌تونیم در جامعه به صرف اینكه من مقصر نبودم و سوء استفاده نكردم و من حسن نیت دارم شغلی را تصاحب كنم، آیا این خیانت به جامعه نیست؟ می‌خواهم از زبان شما بشنوم. چون به نظرم حرف شما هم همین بود توضیح بدهید.
قرار بود، در دقیقه‌های آخر بیشتر در این مورد صحبت شود كه نشد حرف بزنیم. دو تا مطلب این شخص را به این نقطه رسانده بود یكی خودش تمایلات شخصی هر كسی به سوی منصب قدرت و شهرت كه طبعا در همه ما هست، دیگری روابط غلط اجتماعی كه آدم‌ها را به نقطه‌ای كه جایگاهشان نیست می‌كشاند. اینكه شما می‌فرمایید، دسته‌ای كه این كار را انجام می‌دهند و تصمیم می‌گیرند آدم‌ها را منصبی بگذارند كه جایگاه‌شان نیست و ناآگاه هستند و این خیانت بزرگی است حالا به هر دو دلیل ثروت و قدرت این را درست می‌فرمایید و حرف ما هم همین ب


منبع خبر : کارگزاران
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 و ساعت 18:27 |
نامه سرگشاده 121 سينماگر سینمای ایران
حمايت موثر دنياي تصوير از سينماي فرهنگي و ملي کشور و آثار ارزشمند داراي مضامين انساني و اخلاقي، از محدوده کاغذ و کلمات فراتر مي رود و با برگزاري مراسم سالانه اهداي تنديس حافظ به برگزيدگان سينما و تلويزيون ايران کوشش يگانه يي صورت مي گيرد تا ستايش نوآوري و خلاقيت در هر گوشه اين سينما به جوايز و اعتبارات عيني و تقدير حضوري منجر شود.


اعتماد: 121 سينماگر شناخته شده کشور با امضاي نامه سرگشاده يي خواستار ادامه انتشار ماهنامه «دنياي تصوير» شدند.

در ادامه واکنش ها نسبت به لغو امتياز ماهنامه «دنياي تصوير» که پيش از اين از سوي خانه سينما، انجمن منتقدان سينمايي و سينماگراني همچون مجيد مجيدي و جعفر پناهي صورت گرفته بود، 121 دست اندرکار مطرح سينما، تلويزيون و تئاتر ايران نيز در واکنش به حکم لغو امتياز نشريه دنياي تصوير نامه سرگشاده يي تنظيم کرده اند که خطاب به سه نهاد مرتبط با احکام قضايي و فرهنگي کشور، هيات نظارت بر مطبوعات، وزارت ارشاد و قوه قضائيه نوشته شده است. متن نامه به شرح زير است؛

بسم الله الرحمن الرحيم

رياست محترم قوه قضائيه

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي

هيات نظارت بر مطبوعات

با سلام و احترام؛ شنيدن و خواندن خبر لغو امتياز نشريه فرهنگي- هنري دنياي تصوير به دلايل گوناگوني که بخشي از آنها در زير مي آيد، براي اهالي فرهنگ به طور کلي و دست اندرکاران سينما و تلويزيون ايران به طور خاص بيش از هر چيز به حيرت و ناباوري انجاميد و فاصله چند هفته يي ايام نوروزي و رکود و سکوت کامل خبري و رسانه يي در تعطيلات نتوانست بار اين تعجب همگاني را کاهش دهد.

با توجه به شکوفايي هنر سينما در کشور ما که به لحاظ کميت توليد فيلم يکي از 10 کشور نخست جهان است و از حيث کيفي سير کسب موفقيت ها و افتخارات جهاني آن همچنان ادامه دارد، تعداد نشريات تخصصي سينما که ديدگاه تحليلي و اطلاعات همه جانبه به مخاطب عرضه کنند، اندک است و از دست دادن نشريه يي با قدمت و تجربه 17 ساله دنياي تصوير به واقع مي تواند در اين برهوت تحليل و ارزيابي معتبر، همچون ضايعه يي براي علاقه مندان جدي مطالعات سينمايي تلقي شود.

حمايت موثر دنياي تصوير از سينماي فرهنگي و ملي کشور و آثار ارزشمند داراي مضامين انساني و اخلاقي، از محدوده کاغذ و کلمات فراتر مي رود و با برگزاري مراسم سالانه اهداي تنديس حافظ به برگزيدگان سينما و تلويزيون ايران کوشش يگانه يي صورت مي گيرد تا ستايش نوآوري و خلاقيت در هر گوشه اين سينما به جوايز و اعتبارات عيني و تقدير حضوري منجر شود.

پرهيز جدي دنياي تصوير از موضع گيري هاي سياسي در حوزه فرهنگ و وارد نشدن آن به عرصه جدل هاي مقطعي و گذراي روز، در تمام سال هاي فعاليت اين نشريه مشهود بوده و بها دادن به استانداردها و اصول بيان سينمايي در کنار توجه به ابداع و نوآوري از يک سو و تاکيد بر اصالت اخلاقي و ارزش هاي انساني جاري در آثار سينمايي از سوي ديگر معيارهاي ارزشگذاري را در نگرش حاکم بر اين نشريه تشکيل مي دهد.

در آغاز سالي که بناست کشور به سوي «نوآوري و شکوفايي» حرکت کند، سينماي ايران توقف انتشار نشريه دنياي تصوير را به صلاح بالندگي هنر و انديشه ورزي در کشور نمي داند و به سياق سنت هاي کهن، ترجيح مي دهد حکم لغو انتشار اين نشريه را اشتباه ناخواسته يا سهو ناشي از سوءتفاهم قلمداد کند. صبغه و سابقه موجود نشان مي دهد که حکمي چنين ضربتي و شتابزده نمي تواند نظرگاه واقعي و قابل دفاعي باشد و چه بسا به خطا به جاي تشويق و تقويت فعاليت هايي از جنس و در سطح دنياي تصوير اعلام شده است. بايد پرسيد آيا اجراي اين حکم و احکام مشابه به سود فرهنگ کشور است يا آب به آسياب دشمنان فرهنگ و تفکر مي ريزد و منافع آنها را در تقابل با نوآوري و شکوفايي هنر و انديشه تامين مي کند؟

بر اين اساس درخواست جدي ما مبني بر تجديدنظر در حکم صادره قابل طرح است. بررسي مسيري که به صدور ناگهاني اين حکم باورناپذير منتهي شده و دستيابي به مسير ديگري که امکان برخورداري سينما و فرهنگ کشور از تداوم فعاليت اين نشريه را فراهم سازد دو درخواست موکد ما از آن نهادهاي رسمي است که به قول حضرت حافظ؛

گر مي فروش حاجت رندان روا کند

ايزد گنه ببخشد و دفع بلا کند

ساقي به جام عدل بده باده تا گدا

غيرت نياورد که جهان پربلا کند

کارگردانان و تهيه کنندگان

محمدرضا اصلاني، بهرام بيضايي، ناصر تقوايي، مسعود کيميايي، داريوش مهرجويي، همايون اسعديان، عبدالله اسفندياري، محمدرضا اعلامي، مهناز افضلي، مانيا اکبري، داريوش بابائيان، پروانه پرتو، کامبوزيا پرتوي، جعفر پناهي، کيومرث پوراحمد، محمد پيرهادي، کمال تبريزي، ايرج تقي پور، سعيد تهراني، مسعود جعفري جوزاني، ابراهيم حاتمي کيا، ماني حقيقي، منيژه حکمت، محمد خزاعي، سيف الله داد، پوران درخشنده، احمدرضا درويش، مسعود ده نمکي، علي ژکان، محمدعلي سجادي، منوچهر شاهسواري، مرتضي شايسته، مصطفي شايسته، اميرحسين شريفي، پرويز شهبازي، يدالله شهيدي، کامران شيردل، محمد شيرواني، رسول صدرعاملي، فرشته طائرپور، محمدمهدي عسگرپور، سید محمود رضوی،ناصر عنصري، کيانوش عياري، مهدي فخيم زاده، فرامرز فرازمند، بهمن قبادي، قاسم قلي پور، ايرج کريمي، جهانگير کوثري، منوچهر محمدي، حميد مدرسي، مجيد مدرسي، سامان مقدم، فرزاد مؤتمن، مازيار ميري، تهمينه ميلاني، محمدعلي نجفي، حميد نعمت الله، محمد نيک بين، محسن وزيري، سيدضياء هاشمي، هارون يشايايي.

بازيگران و ساير سينماگران

عزت الله انتظامي، داوود رشيدي، محمدعلي کشاورز، جمشيد مشايخي، علي نصيريان.

ويشکا آسايش، پگاه آهنگراني، داريوش ارجمند، سيامک انصاري، رضا بانکي، بهنوش بختياري، حامد بهداد، آتيلا پسياني، پوريا پورسرخ، حسن پورشيرازي، مهران پورمندان، سعيد پيردوست، امين تارخ، ابوالحسن تهامي، رويا تيموريان، الهام حميدي، بابک حميديان، امين حيايي، اسحاق خانزادي، عليرضا خمسه، محمدرضا دلپاک، حبيب دهقان نسب، سعيد راد، شادمهر راستين، مسعود رايگان، زينت رضا، مريلا زارعي، عليرضا زرين دست، سحر زکريا، محمود سماک باشي، مژده شمسايي، رضا صادقي، غزل صارمي، سروش صحت، فرشته صدرعرفايي، هايده صفي ياري، لادن طباطبايي، رضا عطاران، مينو فرشچي، بيتا فرهي، جابر قاسمعلي، مهتاب کرامتي، نيکي کريمي، باران کوثري، رضا کيانيان، نظام الدين کيايي، فاطمه گودرزي، فاطمه معتمدآريا، مهتاب نصيرپور، آناهيتا نعمتي، رويا نونهالي، ساعد هدايتي، محمدرضا هدايتي، کيوان هنرمند.
 
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 و ساعت 18:16 |
121 سينماگر خواستار ادامه انتشار «دنياي تصوير» شدند

فارس: 121 سينماگر در نامه‌اي به رياست قوه‌ قضائيه و هيأت نظارت بر مطبوعات خواستار ادامه انتشار «دنياي تصوير» شدند. 
   
 در نامه‌اي كه از سوي دست اندر كاران ماهنامه «دنياي تصوير» به خبرگزاري فارس در اين زمينه ارسال شده، آمده است: در ادامه‌ واكنش‌هايي از سوي خانه سينما، انجمن منتقدان سينمايي و سينماگراني همچون مجيد مجيدي و جعفر پناهي، 121 دست‌اندركار مطرح سينما، تلويزيون و تئاتر ايران در واكنش به حكم لغو امتياز نشريه دنياي تصوير نامه سرگشاده‌اي تنظيم كرده‌اند كه خطاب به سه نهاد مرتبط با احكام قضايي و فرهنگي كشور نوشته شده است. هياًت نظارت بر مطبوعات كه صادركننده‌ي حكم ناگهاني لغو امتياز اين مجله و چندين نشريه‌ي ديگر بود، وزارت ارشاد كه هياًت نظارت زيرمجموعه‌اي از آن وزارتخانه است و قوه قضائيه كه بررسي و صدور حكم نهايي در حيطه‌ي اختيارات آن است، مخاطبان اين نامه‌اند.

به گزارش فارس، در اين نامه مي‌خوانيم: شنيدن و خواندن خبر لغو امتياز نشريه فرهنگي-هنري دنياي تصوير، به دلايل گوناگوني كه بخشي از آنها در زير مي‌آيد، براي اهالي فرهنگ به طور كلي و دست‌اندركاران سينما و تلويزيون ايران به طور خاص، بيش از هر چيز به حيرت و ناباوري انجاميد و فاصله‌ چند هفته‌اي ايام نوروزي و ركود و سكوت كامل خبري و رسانه‌اي در تعطيلات، نتوانست بار اين تعجب همگاني را كاهش دهد.
در ادامه نامه آمده است: با توجه به شكوفايي هنر سينما در كشور ما كه به لحاظ كميت توليد فيلم يكي از 10 كشور نخست جهان است و از حيث كيفي سير كسب موفقيت‌ها و افتخارات جهاني آن همچنان ادامه دارد‍‌، تعداد نشريات تخصصي سينما كه ديدگاه تحليلي و اطلاعات همه‌جانبه به مخاطب عرضه كنند، اندك است و از دست دادن نشريه‌اي با قدمت و تجربه‌ هفده ساله‌ دنياي تصوير به واقع مي‌تواند در اين برهوت تحليل و ارزيابي معتبر، همچون ضايعه‌اي براي علاقمندان جدي مطالعات سينمايي تلقي شود.

در اين نامه آمده است: حمايت مؤثر دنياي تصوير از سينماي فرهنگي و ملي كشور و آثار ارزشمند داراي مضامين انساني و اخلاقي، از محدوده كاغذ و كلمات فراتر مي‌رود و با برگزاري مراسم سالانه‌ اهداي تنديس حافظ به برگزيدگان سينما و تلويزيون ايران، كوشش يگانه‌اي صورت مي‌گيرد تا ستايش نوآوري و خلاقيت در هر گوشه‌ي اين سينما، به جوايز و اعتبارات عيني و تقدير حضوري منجر شود.
پرهيز جدي دنياي تصوير از موضع‌گيري‌هاي سياسي در حوزه‌ فرهنگ و وارد نشدن آن به عرصه جدل‌هاي مقطعي و گذراي روز‍، در تمام سال‌هاي فعاليت اين نشريه مشهود بوده و بها دادن به استانداردها و اصول بيان سينمايي در كنار توجه به ابداع و نوآوري از يكسو و تأكيد بر اصالت اخلاقي و ارزش‌هاي انساني جاري در آثار سينمايي از سوي ديگر، معيارهاي ارزشگذاري را در نگرش حاكم بر اين نشريه تشكيل مي‌دهد.
در بخش ديگري از اين نامه مي‌خوانيم: در آغاز سالي كه بناست كشور به سوي "نوآوري و شكوفايي" حركت كند، سينماي ايران توقف انتشار نشريه‌ي دنياي تصوير را به صلاح بالندگي هنر و انديشه‌ورزي در كشور نمي‌‌داند و به سياق سنت‌هاي كهن، ترجيح مي‌‌دهد حكم لغو انتشار اين نشريه را اشتباه ناخواسته و يا سهو ناشي از سوءتفاهم قلمداد كند. صبغه و سابقه‌ي موجود، نشان مي‌‌دهد كه حكمي چنين ضربتي و شتابزده، نمي‌تواند نظرگاه واقعي و قابل دفاعي باشد و چه بسا به خطا‍‌، به جاي تشويق و تقويت فعاليت‌هايي از جنس و در سطح دنياي تصوير اعلام شده است. بايد پرسيد آيا اجراي اين حكم و احكام مشابه به سود فرهنگ كشور است يا آب به آسياب دشمنان فرهنگ و تفكر مي‌‌ريزد و منافع آنها را در تقابل با نوآوري و شكوفايي هنر و انديشه، تأمين مي‌‌كند؟
بر اين اساس، درخواست جدي ما مبني بر تجديدنظر در حكم صادره، قابل طرح است. بررسي مسيري كه به صدور ناگهاني اين حكم باورناپذير منتهي شده و دستيابي به مسير ديگري كه امكان برخورداري سينما و فرهنگ كشور از تداوم فعاليت اين نشريه را فراهم سازد، دو درخواست مؤكد ما از آن نهادهاي رسمي است؛ كه به قول حضرت حافظ:

گر مي‌‌فروش حاجت رندان روا كند
ايزد گنه ببخشد و دفع بلا كند

ساقي به جام عدل بده باده تا گدا
غيرت نياورد كه جهان پربلا كند


كارگردانان و تهيه‌كنندگان:
محمدرضا اصلاني، بهرام بيضايي،‌ ناصر تقوايي، مسعود كيميايي،‌ داريوش مهرجويي.
همايون اسعديان، عبدالله اسفندياري، محمدرضا اعلامي، مهناز افضلي، مانيا اكبري، داريوش بابائيان، پروانه پرتو، كامبوزيا پرتوي، جعفر پناهي، كيومرث پوراحمد،‌ محمد پيرهادي، كمال تبريزي، ايرج تقي‌پور، سعيد تهراني،‌ مسعود جعفري جوزاني، ‌ابراهيم حاتمي‌كيا،‌ ماني حقيقي،‌ منيژه حكمت،‌ محمد خزاعي،‌ سيف‌ا... داد،‌ پوران درخشنده،‌ احمدرضا درويش، مسعود ده‌نمكي،‌ علي ژكان،‌ محمدعلي سجادي، منوچهر شاهسواري، مرتضي شايسته، مصطفي شايسته، اميرحسين شريفي، پرويز شهبازي،‌ يدالله شهيدي، كامران شيردل، محمد شيرواني، رسول صدرعاملي، فرشته طائرپور، محمدمهدي عسگرپور، ناصر عنصري،‌ كيانوش عياري، مهدي فخيم‌زاده، فرامرز فرازمند،‌ بهمن قبادي،‌ قاسم قلي‌‌پور،‌ ايرج كريمي،‌ جهانگير كوثري،‌ منوچهر محمدي، حميد مدرسي، مجيد مدرسي، سامان مقدم، فرزاد مؤتمن، مازيار ميري، تهمينه ميلاني، محمدعلي نجفي، حميد نعمت‌ا...، محمد نيك‌بين، محسن وزيري، سيدضياء هاشمي، هارون يشايايي.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 و ساعت 18:8 |
آیت الله امینی:روابط بين زن و مرد در فيلم‌هاي صدا و سيما زياد است  

به گزارش ايسنا، آيت‌الله اميني در خطبه‌هاي اين هفته نماز جمعه قم، هم‌چنين از حضور بانوان بدحجاب در قم ابراز نا خرسندي کرد و گفت: زائران و مردم قم بايد حجاب را رعايت کنند تا در قيامت شرمنده حضرت معصومه(س) نباشند.

وي افزود: زائراني که مي‌خواهند با بدحجابي وارد شهر قم شوند، نيايند بهتر است.

آيت‌الله اميني در عين حال با بيان اين که روابط ميان زن و مرد در جامعه امري طبيعي است گفت: نبايد اين روابط موجب گسترش فساد در جامعه و نهايتا سست شدن بنيان‌هاي خانواده شود.

وي با بيان اين که جوانان جامعه ما داراي قلبي پاک هستند افزود: نسل جوان و نوانديش بايد توجه داشته باشد و از گسترش اين گونه مسائل جلوگيري کند .

اميني در بخش ديگري از سخنانش به روز ارتش اشاره کرد و گفت: نيروهاي نظامي بايد به جديدترين وسايل نظامي روز دنيا مجهز شوند و در برابر استکبار ايستادگي کنند.

وي در پايان به سالروز وفات حضرت معصومه(س) و نيز ولادت امام حسن عسگري(ع) به عنوان مناسبت‌هاي اين هفته اشاره کرد.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 و ساعت 3:19 |
در فیلمی با بازی جمشید هاشم پور
کاسه ساز از خیر "جکی چان" گذشت
تهران – خبرگزاری ایسکانیوز : محمد جواد کاسه ساز که قرار بود برای مشاوره تدوین فیلم رزمی اش «سیاهی روشن است» از ستاره سینمای رزمی "جکی چان" کمک بگیرد از خیر این کار گذشت .
نمایی از فیلم "سياهي روشن است"
به گزارش روز پنجشنبه گروه فرهنگی هنری باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران "ایسکانیوز" ، محمد جواد کاسه ساز گفت : تصمیم ما قطعی بود، اما هر بار به او ایمیل زدیم متاسفانه پاسخی دریافت نکردیم و از رابطه های دیگر هم موفق نشدیم او را پیدا کنیم
وی اضافه کرد : به این دلیل که می خواستیم هرچه زودتر«سیاهی روشن است» را آماده اکران کنیم
از همکاری با این ستاره سینمای رزمی صرف نظر کردیم.
کاسه ساز درباره بازی هاشم پور در این فیلم رزمی می گوید : بازی جمشید هاشم پور در این فیلم با کارهای قبلی وی متفاوت است. او در «سیاهی روشن است» بازی خاصی ارائه کرده است .
سیاهی روشن است" با بازی احمد نجفی، سودابه بیضایی، چکامه چمن‌ماه، فلور نظری، فیروز قهرمانی و ... داستان زندگی یک مربی ورزش‌های رزمی است که سفری را آغاز می‌کند و این سفر موجب می‌شود چشم او به دنیایی جدید باز شود که با گذشته‌اش بسیار متفاوت است./125
خبرنگار:355
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 و ساعت 3:16 |
«مظلومی» با «از اینجا به اونجا» به تلویزیون می‌آید  

 «مهدی مظلومی» مجموعه تلویزیونی «از اینجا به اونجا» را در نود قسمت برای شبكه دو سیما كارگردانی می‌كند.

مهدی مظلومی با اعلام این مطلب در گفت و گو با فارس گفت: «مدت زمان زیادی از تصمیم برای ساخت این مجموعه تلویزیونی كه در قالب طنز ساخته خواهد شد می‌گذرد، اما به دلیل اینكه فیلمنامه‌هایی كه به دستم می‌رسند خیلی قوی نیستند، انجام كار به تعویق افتاده است».

وی افزود: «داستان‌های این مجموعه تلویزیونی كه فعلا با نام موقت «از اینجا به اونجا» در دست تولید است، در یك هواپیما می‌گذرد و به دلیل حساسیت‌ها و ویژگی‌هایی كه مد نظر ماست، كار نوشتن فیلمنامه با وسواس شدیدی پیگیری می‌شود».

وی در ادامه گفت: «برای آغاز كار باید حداقل 60 قسمت فیلمنامه آماده داشته باشیم كه هنوز قسمت‌های آماده شده به این تعداد نرسیده و به محض رسیدن به این سقف كار تصویربرداری را آغاز خواهیم كرد».

مهدی مظلومی پیش از این «معتاد اجباری»، «كمربندها را ببندیم»، «بدون شرح»، «خواستگاران»، «بانكی‌ها»، «خانه‌ای با طرح نو» و... را كارگردانی كرده است.
 
 

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 و ساعت 3:14 |
با وجود بدقولی‌های قبلی، "تقاطع" و "چپ دست" به زودی پخش میشوند
تلویزیون، سریال "اخراجی‌ها" را هم خرید
تلویزیون، سریال "اخراجی‌ها" را هم خرید


سینمای ما - پس از پخش سينمايي «اخراجي‌ها» در ايام نوروز، نسخه سريال آن نيز از تلويزيون پخش مي‌شود.

نسخه سينمايي «اخراجي‌ها» درحالي در ايام نوروز از شبكه سه سيما به روي آنتن رفت كه نام آن در فهرست نوروزي سينمايي‌هاي سيما به چشم نمي‌خورد.

اين فيلم كه در‌ آخرين روزهاي سال 86 توسط اداره كل تأمين برنامه سيما از مركز سينماي مستند و تجربي خريداري شد، توسط حبيب‌الله كاسه‌ساز تهيه شده و كارگرداني آن را مسعود ده‌نمكي برعهده داشته است.

مديراداره كل تأمين برنامه‌ي سيما اعلام كرد: هم‌زمان با خريد سينمايي «اخراجي‌ها»، سريال اخراجي‌ها و پشت صحنه آن را نيز خريداري كرده و قرار است اين سريال در قالب 4 قسمت و پشت صحنه در قالب 2 قسمت به روي آنتن برود.

در سينمايي «اخراجي‌ها» بازيگراني چون اكبر عبدي، كامبيز ديرباز، محمدرضا شريفي‌نيا، قاسم زارع، عليرضا اوسيوند، ارژنگ اميرفضلي و امين حيايي ايفاي نقش كرده‌اند. اين فيلم كه براساس فيلم‌نامه‌اي از مسعود ده‌نمكي ساخته شده است داستان چند جوان را به تصوير مي‌كشد كه براي رسيدن به مقاصد خود مجبور به رفتن به جبهه مي‌شوند.

هم‌چنين درحالي نسخه‌هاي سينمايي و سريال «اخراجي‌ها» از تلويزيون پخش شده و مي‌شود كه قسمت دوم اين فيلم با عنوان «اخراجي‌ها 2» قرار است خردادماه كليد بخورد.

به گزارش ايسنا، درحالي‌كه سينمايي "اخراجي‌ها" بدون اعلام قبلي در ايام نوروز از تلويزيون پخش شد كه در فيلم تقاطع و چپ دست به رغم اعلام قبلي به روي آنتن نرفتند.

بر اين اساس، علي‌اصغر غلامرضايي، مديركل اداره تأمين برنامه سيما در گفت‌وگويي با ايسنا، از پخش دو فيلم تقاطع و چپ دست طي ماه‌هاي آتي خبر داد و گفت: اين دو فيلم در مرحله عقد قرارداد قرار دارند و پخش آن‌ها از سيما منتفي نشده است


منبع خبر : ایسنا
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 و ساعت 3:12 |
تصويربرداري مجموعه تلويزيوني «پاتوق» به كارگرداني «شاهين باباپور» با حضور بيش از 200 بازيگر به نيمه رسيد.
  
 
شاهين باباپور در گفت و گو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس گفت: مجموعه تلويزيوني «پاتوق» در 80 قسمت25 تا 30 دقيقه‌اي به سفارش گروه فيلم و سريال شبكه اول سيما ساخته خواهد شد و تا به حال تصويربرداري 40 قسمت از مجموعه به پايان رسيده است.
وي اظهار داشت: تا به حال 20 قسمت از مجموعه توسط «حميد سيفي» تدوين شده و «اميد كرامتي» مشغول ساخت موسيقي اين مجموعه است.تصويربرداري سريال تا اوايل خردادماه به پايان خواهد رسيد و پخش آن نيز از نيمه خردادماه آغاز خواهد شد.
وي افزود: تهيه كننده اين مجموعه «مجيد نادري» است و تمام داستان‌هاي آن توسط «مهشيد تهراني» و «رويا اسدي» نوشته شده است.
وي تصريح كرد:داستان‌هاي اين اثر اپيزوديك است و در آن چند بازيگر به عنوان پل‌هاي ارتباطي داستان‌ها را به يكديگر پيوند مي‌زنند كه از جمله آنها مي‌توان به رضا بابك، حبيب دهقان نسب، آزيتا لاچيني، زهره حميدي، مهناز شهبازي و امير دلاوري اشاره كرد.
وي افزود: داستان‌هاي «پاتوق» تركيبي از واقعيت و غير واقعيت است و فقط به ماجراهاي تلخ مي‌پردازد و طنز در آن جايي ندارد .
باباپور در ادامه درباره بازيگران ديگر سريال «پاتوق» نيز گفت: محمود بيات، محسن قاضي مرادي، مهوش وقاري، آناهيتا همتي، حديث فولادوند، غزل صارمي، رضا آشتياني، فرج الله گل سفيدي و محمود مقامي از جمله بازيگران جديدي هستند كه تصويربرداري مجموعه تلويزيوني «پاتوق» به كارگرداني «شاهين باباپور» با حضور بيش از 200 بازيگر به نيمه رسيد.
  
 
شاهين باباپور در گفت و گو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس گفت: مجموعه تلويزيوني «پاتوق» در 80 قسمت25 تا 30 دقيقه‌اي به سفارش گروه فيلم و سريال شبكه اول سيما ساخته خواهد شد و تا به حال تصويربرداري 40 قسمت از مجموعه به پايان رسيده است.
وي اظهار داشت: تا به حال 20 قسمت از مجموعه توسط «حميد سيفي» تدوين شده و «اميد كرامتي» مشغول ساخت موسيقي اين مجموعه است.تصويربرداري سريال تا اوايل خردادماه به پايان خواهد رسيد و پخش آن نيز از نيمه خردادماه آغاز خواهد شد.
وي افزود: تهيه كننده اين مجموعه «مجيد نادري» است و تمام داستان‌هاي آن توسط «مهشيد تهراني» و «رويا اسدي» نوشته شده است.
وي تصريح كرد:داستان‌هاي اين اثر اپيزوديك است و در آن چند بازيگر به عنوان پل‌هاي ارتباطي داستان‌ها را به يكديگر پيوند مي‌زنند كه از جمله آنها مي‌توان به رضا بابك، حبيب دهقان نسب، آزيتا لاچيني، زهره حميدي، مهناز شهبازي و امير دلاوري اشاره كرد.
وي افزود: داستان‌هاي «پاتوق» تركيبي از واقعيت و غير واقعيت است و فقط به ماجراهاي تلخ مي‌پردازد و طنز در آن جايي ندارد .
باباپور در ادامه درباره بازيگران ديگر سريال «پاتوق» نيز گفت: محمود بيات، محسن قاضي مرادي، مهوش وقاري، آناهيتا همتي، حديث فولادوند، غزل صارمي، رضا آشتياني، فرج الله گل سفيدي و محمود مقامي از جمله بازيگران جديدي هستند كه به اين مجموعه پيوسته اند.
وي ادامه داد: محمد علي كشاورز، اسماعيل شنگله، زيبا بروفه، اصغر همت، روشنك عجميان، اليزابت اميني، اتابك نادري، آرش نوذري، رضا خندان، جليل فرجاد، مونا فرجاد، مارال فرجاد، محمد موحد، رابعه اسكوئي، سياره زكاء، افسانه ناصري، شهين عليزاده، زويا امامي، كاظم هژير آزاد، مينا نوروزي، سودابه آقاجاني، كيومرث ملك مطيعي، ملكه رنجبر، نيكو خردمند، مهدي اميني‌خواه، سپند امير سليماني، عباس محبوب، خشايار راد، اردلان شجاع كاوه، مجيد ياسر، شهرام عبدلي،‌ سعيد سلطاني، فقيه سلطاني، محمد حاتمي، شراره رخام، مهدي سلوكي، بهنوش بختياري، يلدا طباطبائي، بهزاد فراهاني، شقايق فراهاني، اكبر عبدي، رضا آشتياني،‌ داوود رشيدي، ليلي رشيدي، افسر اسدي، آتش تقي‌پور، كاظم افرندنيا، مريم سلطاني و... نيز از جمله بازيگران مجموعه «پاتوق» هستند.
به اين مجموعه پيوسته اند.
وي ادامه داد: محمد علي كشاورز، اسماعيل شنگله، زيبا بروفه، اصغر همت، روشنك عجميان، اليزابت اميني، اتابك نادري، آرش نوذري، رضا خندان، جليل فرجاد، مونا فرجاد، مارال فرجاد، محمد موحد، رابعه اسكوئي، سياره زكاء، افسانه ناصري، شهين عليزاده، زويا امامي، كاظم هژير آزاد، مينا نوروزي، سودابه آقاجاني، كيومرث ملك مطيعي، ملكه رنجبر، نيكو خردمند، مهدي اميني‌خواه، سپند امير سليماني، عباس محبوب، خشايار راد، اردلان شجاع كاوه، مجيد ياسر، شهرام عبدلي،‌ سعيد سلطاني، فقيه سلطاني، محمد حاتمي، شراره رخام، مهدي سلوكي، بهنوش بختياري، يلدا طباطبائي، بهزاد فراهاني، شقايق فراهاني، اكبر عبدي، رضا آشتياني،‌ داوود رشيدي، ليلي رشيدي، افسر اسدي، آتش تقي‌پور، كاظم افرندنيا، مريم سلطاني و... نيز از جمله بازيگران مجموعه «پاتوق» هستند.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 و ساعت 3:0 |
باز هم پای شریفی‌نیا در میان است!
بیشتر بازیگران قسمت اول "اخراجی‌ها" در قسمت بعدی هم حضور خواهند داشت
بیشتر بازیگران قسمت اول "اخراجی‌ها" در قسمت بعدی هم حضور خواهند داشت


سینمای ما - مسئول انتخاب بازيگران پروژه اخراجي‌ها2(مسعود ده‌نمكي) گفت: بازيگران جديد «اخراجي‌ها2» نقش اسرا را بازي مي‌كنند.
"محمدرضا شريفي‌نيا" اظهار داشت: پيش‌توليد پروژه "اخراجي‌ها2" را شروع كرده‌ايم و اين روزها، در حال بستن قرارداد با ساير عوامل به جز بازيگران هستيم.
وي افزود: هنوز بستن قرارداد بازيگران شروع نشده و بيشتر بازيگران "اخراجي‌ها"، در "اخراجي‌ها2" حضور خواهند داشت.
شريفي‌نيا گفت: بيشتر بازيگران جديدي كه در اين فيلم حضور خواهند داشت، نقش اسرا را ايفا خواهند كرد ضمن اين كه اگر برخي از بازيگران "اخراجي ها" نتوانند به "اخراجي‌ها2" بيايند، از بازيگر جديد استفاده خواهيم كرد.
به گزارش فارس طراحي لوكيشن‌هاي "اخراجي‌ها2" پس از پايان تعطيلات نوروز 87 آغاز شد و مسعود ده‌نمكي درصدد است تا اين فيلم را در فاصله زماني بين اول و نيمه خرداد كليد بزند.
پيش‌بيني مي‌شود با توجه به ترتيب بازيگراني كه در "اخراجي‌ها" ديديم، "اخراجي‌ها2" پربازيگر‌تر از قسمت‌ اول خود باشد.
به گزارش فارس، محمدرضا شريفي‌نيا مسئول انتخاب بازيگر براي اين فيلم است و تاكنون حضور بازيگراني چون اكبرعبدي در "اخراجي‌ها 2" قطعي شده است.


منبع خبر : فارس

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 و ساعت 2:49 |
بازيگران جديد «اخراجي‌ها2» نقش اسرا را بازي مي‌كنند  
Image  مسئول انتخاب بازيگران پروژه اخراجي‌ها2(مسعود ده‌نمكي) گفت: بازيگران جديد «اخراجي‌ها2» نقش اسرا را بازي مي‌كنند. 
"محمدرضا شريفي‌نيا" در گفت‌وگو با خبرنگار سينمايي فارس، اظهار داشت: پيش‌توليد پروژه "اخراجي‌ها2" را شروع كرده‌ايم و اين روزها، در حال بستن قرارداد با ساير عوامل به جز بازيگران هستيم.
وي افزود: هنوز بستن قرارداد بازيگران شروع نشده و بيشتر بازيگران "اخراجي‌ها"، در "اخراجي‌ها2" حضور خواهند داشت.
شريفي‌نيا گفت: بيشتر بازيگران جديدي كه در اين فيلم حضور خواهند داشت، نقش اسرا را ايفا خواهند كرد ضمن اين كه اگر برخي از بازيگران "اخراجي ها" نتوانند به "اخراجي‌ها2" بيايند، از بازيگر جديد استفاده خواهيم كرد.
به گزارش فارس طراحي لوكيشن‌هاي "اخراجي‌ها2" پس از پايان تعطيلات نوروز 87 آغاز شد و مسعود ده‌نمكي درصدد است تا اين فيلم را در فاصله زماني بين اول و نيمه خرداد كليد بزند.
پيش‌بيني مي‌شود با توجه به ترتيب بازيگراني كه در "اخراجي‌ها" ديديم، "اخراجي‌ها2" پربازيگر‌تر از قسمت‌ اول خود باشد.
به گزارش فارس، محمدرضا شريفي‌نيا مسئول انتخاب بازيگر براي اين فيلم است و تاكنون حضور بازيگراني چون اكبرعبدي در "اخراجي‌ها 2" قطعي شده است.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 و ساعت 2:41 |
اختصاصی ایسکانیوز
"فرامرز قریبیان" از بیمارستان مرخص شد
تهران- خبرگزاری ایسکانیوز: فرامرز قریبیان بازیگر توانای سینمای ایران پس از عمل جراحی آپاندیس در بیمارستان ایرانمهر، مرخص شد.
به گزارش روز دوشنبه خبرنگار سینمایی گروه فرهنگی هنری باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران "ایسکانیوز"قریبیان پس از اینکه روز چهارشنبه 21 فروردین ماه جاری برای عمل جراحی آپاندیس در این بیمارستان بستری شده بود روز جمعه 23 فروردین مورد عمل جراحی قرار گرفت که با بهبود شرایط جسمانی اش روز گذشته 25 فروردین از بیمارستان مرخص شد.
دکتر بخش جراحی بیمارستان ایرانمهر با اعلام این مطلب به خبرنگار ایسکانیوز گفت: در حال حاضر قریبیبان هیچ گونه مشکلی ندارد و پس از چند روز استراحت کامل می تواند به کار بازگردد.
فرامرز قریبیان متولد 1320 تهران، دارای تحصیلات نا تمام در رشته بازیگری مدرسه «ویرژوال آرت» آمریکا است.
وی فعالیت سینمایی را با دستیاری کارگردان و ایفای نقش کوتاهی در فیلم «بیگانه بیا» ساخته مسعود کیمیایی آغاز کرد. او همسر مینا خیامی (فیلمنامه نویس) و پدر محمدسام قریبیان (بازیگر) است.
قریبیان بازی در سینما را با فیلم بیگانه بیا ساخته مسعود کیمیایی در سال 1347 آغاز کرد. سپس به دلیل مسافرت به خارج از کشور چند سالی از سینما دور بود.
در سال 1351 بار دیگر در فیلمی از مسعود کیمیایی به نام خاک بازی کرد و بازی خوب و روانش در فیلم گوزنها در کنار بازی قدرتمندانه بهروز وثوقی، نام او را سر زبانها انداخت. پس از انقلاب و در دهه شصت در فیلمهای بسیاری بازی کرد. و موفق شد از جشنواره ششم فیلم فجر جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد را برای بازی در فیلم ترن دریافت کند. او در ضمن در سال 1365 طعم کارگردانی را هم با فیلم یابل قبول جدال در تاسوکی چشیده است.
در اوایل دهه هفتاد و در سال 1370 پس از 15 سال بار دیگر در فیلمی از مسعود کیمیایی بازی کرد: ردپای گرگ. یک بازی ماندگار در فیلمی ماندگار. اما فرامرز قریبیان مزد بازی خوبش در این فیلم را از جشنواره یازدهم فیلم فجر بخاطر بازی در فیلم بندر مه آلود گرفت.
قریبیان در سال 1374 دومین فیلم خود را کارگردانی کرد. قانون یک فیلم پلیسی معمولی بود که برای قریبیان امتیازی به حساب نمی آمد. اما قریبیان توانایی هایش در امر کارگردانی را در سال 1378 و با فیلم چشمهایش به همگان ثابت کرد. فیلمی شسته رفته با فصلهایی ماندگار با نگاه به داستان داش آکل صادق هدایت.
قریبیان تا امروز سه بار برای بازی در فیلم های "ترن"،"بندر مه آلود"و"مرد بارانی"برنده سیمرغ بهترین بازیگر نقش اول و یک بار برای بازی "رقص در غبار" جایزه بهترین بازیگر نقش دوم جشنواره فیلم فجر را بدست آورده است.او همچنین برای بازی در فیلمهای "چشمهایش"،"رقص در غبار" و "شهر زیبا" از جشنواره های فیلم حراره(زیمبابوه)،مسکو و هند جایزه گرفته است.جوایزجشنواره فیلم سپاس(برای فیلم خاک- سال 1353) و جشن خانه سینما از دیگر موفقیت های اوست.
دو بازی آخر او از ماندگارترین نقش آفرینی های کارنامه هنری اوست: رقص در غبار و شهر زیبا.
قریبیان به عنوان بازیگر تاکنون در بیش از 65 فیلم سینمایی ایفای نقش کرده است که بازی در "کارناوال مرگ" به کارگردانی رضا اعظمیان در سال گذشته آخرین نقش آفرینی وی بوده است./120
خبرنگار:348
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 و ساعت 2:38 |
ثبت احوال و تعلیق شکایت از مرد هزار چهره  

مسئول روابط عمومی اداره کل ثبت احوال استان فارس معتقد است مرد هزار چهره اینطور القاء می کرد که شخصیت اصلی داستان که کارمند ثبت احوال بوده، یک خلافکار حرفه‌ای است.
 فولادگر با بیان اینکه در قسمت اول سریال مرد هزار چهره یک فضای نامناسبی از اداره ثبت احوال شیراز ترسیم شد گفت: این سریال جوری القا می‌کرد که شخصیت اصلی داستان که کارمند آنجا بوده، یک خلافکار حرفه‌ای است.

وی افزود: بقیه داستان هم جای نگرانی داشت؛ نشان می‌داد که ثبت احوال شیراز یک جای درهم و مضمحل و فشل است؛ در حالی که بایگانی اسناد خیلی مهم است؛ اگر یک برگ جابه‌جا شود خیلی مهم است.
 وی که با نشریه همشهری جوان گفتگو می کرد ادامه داد: یادتان هست که طنز «برره» هیچ جای مشخصی نداشت. اگر اسم یک شهر واقعی را می‌گذاشتند، بلافاصله مسئولان آن شهر شاکی می‌شدند از قضیه؛ همان طور که یکی دوبار اسم فسا را آوردند و بلافاصله فرماندار فسا شکایت کرد. «شب‌های برره» به نظرم مهم‌ترین طنز تاریخ تلویزیون بود. در یک قسمتی به بهترین شکل به قضیه بودجه پرداختند ولی نه اسم سازمان (سابق) مدیریت را آوردند نه مجلس را و دیدید هیچ کس هم ناراحت نشد. به هر حال اگر می‌خواهند انتقاد کنند، زبان انتقاد باید یک زبان نرم باشد. ما هم حق داریم که در مقابل انتقاد از خودمان دفاع کنیم. ما مدعی هستیم که ضعیف و ناکارآمد نیستیم. الان در زمینه دولت الکترونیک پیشرو هستیم. سازمان ثبت احوال فارس در طرح تکریم ارباب رجوع مقام برتر استان را داشت.

فولادگر تاکید کرد: من نمی‌دانم نیتشان چه بوده، شاید هم نیت خیر داشته‌اند. ولی اگر شما می‌خواهید دوستان‌تان را بخندانید، چرا مرا ریشخند می‌کنید؟ اگر انتقاد نبوده چرا اسم اداره ما را آورده‌اند؟

این مسئول روابط عمومی ثبت احوال شیراز ادامه داد: یادم هست در زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی، مهران مدیری در یکی از برنامه‌هایش یک طنزی داشت در مورد گران شدن بنزین و تورمی که به وجود می‌آید. خود آقای خاتمی از جلسه هیات دولت که بیرون آمد، شخصاً از برنامه انتقاد کرد. یا مثلاً سر فیلم «شوکران» پرستاران شکایت کردند.

وی افزود: ما فعلاً در حال تمرین دموکراسی هستیم و باید به انتقاد بیشتر عادل کنیم. ما خودمان با انتقاد رابطه خوبی داریم.

فولادگر درباره واکنش‌ همکاران‌ نسبت به این سریال گفت: اتفاقاً ما خودمان هم خیلی خندیدیم. همکارها به هم زنگ می‌زدند و این به آن می‌گفت آقای شصت‌چی، آن یکی به یکی دیگر. آقای مدیری طنزپرداز خوبی است ولی این کارشان درست نبود.
 وی درباره نحوه محاسبه عدد 2 میلیارد تومان غرامت‌ گفت: ما با مشاور حقوقی‌مان تماس گرفتیم، ایشان هم محاسبه کرد و به ما این رقم را اعلام کرد و تاکید هم کرد که قابل پیگیری است.

فولادگر ادامه داد: شما ببینید مثلاً 5 سال وقت لازم دارید تا سازمان‌تان در ذهن مردم به عنوان یک نام مورد اطمینان جای بگیرد. به هر حال، کلی وقت و سرمایه لازم است. عدد 2 میلیارد تومان را هم مشاور حقوقی‌مان تعیین کرده و من خیلی از جزئیات کارش اطلاعی ندارم.

وی در خصوص عجله ثبت احوال در طرح شکایت از این سریال گفت:به هر حال قسمت اول یک طور نگران کننده‌ای بود، ما هم سریع واکنش‌ نشان دادیم؛ چون اگر اعتراض نکنیم، به این معنی است که ما هم آن مسائلی را که نشان دادند، تایید کرده‌ایم.

مسئول روابط عمومی ثبت احوال شیراز درباره پیگیری شکایت گفت: بعد از اینکه بحث شکایت مطرح شد، معاون صدا و سیما با مدیر ما تماس گرفتند و گفتند دیگر سریال به آن مقطع برنمی‌گردد که همین طور هم بود. گویا یکی از دستیاران تهیه کننده هم تماس گرفته بودند. از سازمان ثبت احوال کشور از تهران هم گفتند که فعلاً شکایت را پیگیری نکنیم. به خاطر همین فعلاً موضوع شکایت را به حالت تعلیق درآورده‌ای

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 و ساعت 2:36 |
شکایتی از "مرد هزار چهره" نشد
گفته می‌شود اداره ثبت احوال شیراز با شکایت از این مجموعه درخواست دو میلیارد تومان خسارت از صدا و سیما کرده بود.
مهر: قائم مقام سازمان صدا و سیما از مجموعه تلویزیونی "مرد هزار چهره" به عنوان سریالی خوب و تاثیرگذار یاد کرد که هیچ شکایتی از آن نشده است.

علی دارابی درباره بازتاب‌های مجموعه نوروزی شبکه سوم سیما با رد شایعه شکایت برخی نهادها از آن گفت: "هیچ شکایتی از این سریال نشده است. مگر بناست از سریال‌هایی که در صدا و سیما تولید می‌شود شکایت شود؟"

مجموعه تلویزیونی "مرد هزار چهره" به کارگردانی مهران مدیری در ایام نوروز هر شب روی آنتن شبکه سه رفت و پخش آن از شبکه جام جم نیز آغاز شده است. گفته می‌شود اداره ثبت احوال شیراز با شکایت از این مجموعه درخواست دو میلیارد تومان خسارت از صدا و سیما کرده بود.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 و ساعت 2:33 |
ماجرای شکایت 2 میلیارد تومانی از مرد هزار چهره
من نمی‌دانم نیتشان چه بوده، شاید هم نیت خیر داشته‌اند. ولی اگر شما می‌خواهید دوستان‌تان را بخندانید، چرا مرا ریشخند می‌کنید؟ اگر انتقاد نبوده چرا اسم اداره ما را آورده‌اند؟
مسئول روابط عمومی اداره کل ثبت احوال استان فارس معتقد است مرد هزار چهره اینطور القاء می کرد که شخصیت اصلی داستان که کارمند ثبت احوال بوده، یک خلافکار حرفه‌ای است.

به گزارش «فردا»، فولادگر با بیان اینکه در قسمت اول سریال مرد هزار چهره یک فضای نامناسبی از اداره ثبت احوال شیراز ترسیم شد گفت: این سریال جوری القا می‌کرد که شخصیت اصلی داستان که کارمند آنجا بوده، یک خلافکار حرفه‌ای است.

وی افزود: بقیه داستان هم جای نگرانی داشت؛ نشان می‌داد که ثبت احوال شیراز یک جای درهم و مضمحل و فشل است؛ در حالی که بایگانی اسناد خیلی مهم است؛ اگر یک برگ جابه‌جا شود خیلی مهم است.

به گزارش فردا وی که با نشریه همشهری جوان گفتگو می کرد ادامه داد: یادتان هست که طنز «برره» هیچ جای مشخصی نداشت. اگر اسم یک شهر واقعی را می‌گذاشتند، بلافاصله مسئولان آن شهر شاکی می‌شدند از قضیه؛ همان طور که یکی دوبار اسم فسا را آوردند و بلافاصله فرماندار فسا شکایت کرد. «شب‌های برره» به نظرم مهم‌ترین طنز تاریخ تلویزیون بود. در یک قسمتی به بهترین شکل به قضیه بودجه پرداختند ولی نه اسم سازمان (سابق) مدیریت را آوردند نه مجلس را و دیدید هیچ کس هم ناراحت نشد. به هر حال اگر می‌خواهند انتقاد کنند، زبان انتقاد باید یک زبان نرم باشد. ما هم حق داریم که در مقابل انتقاد از خودمان دفاع کنیم. ما مدعی هستیم که ضعیف و ناکارآمد نیستیم. الان در زمینه دولت الکترونیک پیشرو هستیم. سازمان ثبت احوال فارس در طرح تکریم ارباب رجوع مقام برتر استان را داشت.

فولادگر تاکید کرد: من نمی‌دانم نیتشان چه بوده، شاید هم نیت خیر داشته‌اند. ولی اگر شما می‌خواهید دوستان‌تان را بخندانید، چرا مرا ریشخند می‌کنید؟ اگر انتقاد نبوده چرا اسم اداره ما را آورده‌اند؟

این مسئول روابط عمومی ثبت احوال شیراز ادامه داد: یادم هست در زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی، مهران مدیری در یکی از برنامه‌هایش یک طنزی داشت در مورد گران شدن بنزین و تورمی که به وجود می‌آید. خود آقای خاتمی از جلسه هیات دولت که بیرون آمد، شخصاً از برنامه انتقاد کرد. یا مثلاً سر فیلم «شوکران» پرستاران شکایت کردند.

وی افزود: ما فعلاً در حال تمرین دموکراسی هستیم و باید به انتقاد بیشتر عادل کنیم. ما خودمان با انتقاد رابطه خوبی داریم.

فولادگر درباره واکنش‌ همکاران‌ نسبت به این سریال گفت: اتفاقاً ما خودمان هم خیلی خندیدیم. همکارها به هم زنگ می‌زدند و این به آن می‌گفت آقای شصت‌چی، آن یکی به یکی دیگر. آقای مدیری طنزپرداز خوبی است ولی این کارشان درست نبود.

به گزارش فردا وی درباره نحوه محاسبه عدد 2 میلیارد تومان غرامت‌ گفت: ما با مشاور حقوقی‌مان تماس گرفتیم، ایشان هم محاسبه کرد و به ما این رقم را اعلام کرد و تاکید هم کرد که قابل پیگیری است.

فولادگر ادامه داد: شما ببینید مثلاً 5 سال وقت لازم دارید تا سازمان‌تان در ذهن مردم به عنوان یک نام مورد اطمینان جای بگیرد. به هر حال، کلی وقت و سرمایه لازم است. عدد 2 میلیارد تومان را هم مشاور حقوقی‌مان تعیین کرده و من خیلی از جزئیات کارش اطلاعی ندارم.

وی در خصوص عجله ثبت احوال در طرح شکایت از این سریال گفت:به هر حال قسمت اول یک طور نگران کننده‌ای بود، ما هم سریع واکنش‌ نشان دادیم؛ چون اگر اعتراض نکنیم، به این معنی است که ما هم آن مسائلی را که نشان دادند، تایید کرده‌ایم.

مسئول روابط عمومی ثبت احوال شیراز درباره پیگیری شکایت گفت: بعد از اینکه بحث شکایت مطرح شد، معاون صدا و سیما با مدیر ما تماس گرفتند و گفتند دیگر سریال به آن مقطع برنمی‌گردد که همین طور هم بود. گویا یکی از دستیاران تهیه کننده هم تماس گرفته بودند. از سازمان ثبت احوال کشور از تهران هم گفتند که فعلاً شکایت را پیگیری نکنیم. به خاطر همین فعلاً موضوع شکایت را به حالت تعلیق درآورده‌ایم.
بی نظمی در بایگانی و ذرست قرار ندادن سندهای بایگانی در خیلی از شهرهای ایران همینجوری است واقعا" در خیلی از شهرها یایگانی خیلی نامنظم است . به نظر من کار خوبی بود
ایکاش مردم و ارباب رجوع هم میتوانست بخاطر وقتی که از او تلف میشود و بی اعتنایی هایی که به او میکنند از همین سازمانها که به دلیل بیکاری دنبال بهانه های واهی هستند شکایت کنند و 2میلیارد بگیرند !
بقول معروف شما که پیاز نخورده اید چرا میسوزید؟!

اگر راست میگویید چرا قضاوت را به افکارعمومی وا نمیگذارید؟!
ملاک و فرمول محاسبه 2 میلیارد چه جوریه؟
این درخواست غرامت 2 میلیارد تومانی از کل مجموعه مرد هزار چهره خنده دارتره!
چرا بعداز پخش هربرنامه طنز دستگاهی که ازان نام برده می شود بلافاصله موضع گیری میکنند اولا این طنز بود ثانیا چرا عده ای می خواهند حاشیه امن برای خودایجاد کنند که هیچکس جرات نزدیک شدن را نداشته باشد
بله شما خودشو ناراحت نکن.اصل کار دکتر ها و نویسنده ها بودن که اصلا" خودشو ناراحت نکردن چه برسه به گانگسترا که به روی خودشم نیاوردن وگرنه تا حالا تمساح اونو خورده بود.
ای بابا به این آقایان ثبت احوال شیراز بگویید: از قدیم گفتن در مثال جای هیچ مناقشه نیست، پس دنبال چی هستید شما ،می خواهید خودتونو مطرح کنید؟؟
ما که دروغی ندیدیم. فقط پلیس ها زیادی مهربون بودن که اینطوری نیست. هنرمندا هم همشون بی سواد و معتاد نیستن. اما در مورد پزشکا و ثبت احوال و بانک کاملا درست بود.
حداقل حسنش برای شما این بود که الان اسمتون را چند نفر خوندند. عمری شما به مردم خندید بگذارید 30 دقیقه هم اون ها به شما بخندند...
ايا مردم هم به خاطر "تضييع حقوق" و "مطلع شدن در صف" و "امروز برم فردا بيا" و "فعلا مسئولش نيست" و "الان وقت ناهاره" و "به من ربطي نداره مشكل خودتونه" و ... حق شكايت دارند؟ غرامت چه؟ به نظرم بايد فرهنگ سازي ابتدا در بين جوامع صورت گيرد! اين كه نمي شود! تا فلان خلافكار در فلان فيلم شغلش را مثلا قابلمه فروش معرفي كند، همه ي قابلمه فروش هاي كشور دست به اعتراض بزنند. در خيلي از كشورها حتي نقش رييس جمهور هم بازي مي شود. به نظرم نبايد اين اعتراضات را پي گيري نمود.
مردم انقدر فهیم هستند که فرق طنز و واقعیت را بدانند ولی غلو در طنز مجاز است اینه شکستن شما خطاست . اگر کسی میخواهد خسارت بگیرد این مردم هستند ونه شما ودر ضمن خسارت باید از سازمانهایی که با ارباب رجوع کار می کنند گرفته شود چیزی که هر ایرانی بارهازیان انرا تجربه کرده است وخسارت انها ساعات عمر و اعصاب مردم است که فدا شده
از ثبت احوال سوال کنید چراصدور یک کارت ملی در شیراز شش ماه طول می کشد ؟
می خواستم از این آقای محترم روابط عمومی ثبت احوال بپرسم که ای آقا کجای بایگانی ثبت احوال پیشرو و بروز است خداییش یک سری به ثبت احوال ها بزنید ببینید مردم مثل (با معذرت) بز روی سر و کول هم می روند و هیچکس نیست که جواب دهد خود من بخاطر اینکه نام فامیلی م در کارت ملی اشتباه درج شده بود بارها مراجعه کرده و دیگر خسته شده ام هزار بار مدارک اصل و کپی و کوفت و زهرمار خواستند ولی همچنان مشکل باقی است تازه به خانم و اقای کارمندش که اعتراض می کنیم با چنان برخورد جانانه ای نعره می زنند و می گویند اعتراض داری برو به رئیس بگو (خودمانیم عجب تکریم ارباب رجوعی) می گی نه یک روز خودت (آقای روابط عمومی) بطور ناشناس برو و سری به این ثبت احوال ها بزن بعد خواهی فهمید(البته می دونم که می دونی) چه خبر است.
یکیش همین ثبت احوال خیابان حبیب اله - والله ما که جایی نداریم بریم شکایت کنیم - پس فقط پیش خدا شکایت می کنیم
از سایت خبری فردا خواهش می کنم این مطلب رو بزارن تو سایت
كي به اين چيزاش فكر مي‌كنه. مهم اين بود كه مشكلات جامعه به بهترين نحو نشون داده شد. شما خودتو ناراحت نكن دلبندم.
اينم بگما. من خودم تو قسمت بايگاني كار مي‌كنم ولي خيلي مرتبه :))
من شرط مي بندم از بايگاني همين اداره فارس بازديد و فيلم تهيه شود وضعيت ان از انچه در طنز بود هم {...} است
با سلام
اینجوری که معلومه هیچ اداره در کشور مشکلی با ارباب رجوع ندارند. و همه مردمی که به ادارات مختلف مراجعه میکنند بدون دردسر و در اسرع وقت کارشون انجام می‌گیرد و همه راضی برمی‌گردند و کارشون به امروز برو فردا بیا نمی‌کشه. با اوصافی که مدیر روابط عمومی اداره ثبت شیراز فرمودند کارشون درسته و همچی هماهنگ و بی دغدغه پیش می‌ره. بقول نظر دوم اگر امکان داشت که مردم از دست ادارات شاکی بشن و راهش رو بلد باشن و عدالتی وجود داشته باشه فکر می‌کنم که همین اداره و دیگر ادارات شهرهای مختلف کشور باید روزی دو میلیارد بابت ضرر و زیان رساندن به وقت و کار مردم خسارت پرداخت کنند.!!!
خيلي خوب واقعيت را منعكس كرد
من پیشنهاد میکنم یک فیلم رپرتاژ از اداره ثبت احوال شیراز تهیه و پخش شود تا وضعیت الکترونیک و تکریم ارباب رجوع (که در استان هم نمونه اعلام شده )را همه ببینند ابهام ها برطرف خواهد شد و نیازی هم به ایجاد مزاحمت برای قوه قضاییه و شکایت نباشد. دوم اینکه مشاور محترم حقوقی روابط عمومی ثبت احوال شیراز نحوه محاسبه 2 میلیارد خسارت را طی یک سی دی اموزشی تهیه و توزیع نمایند تا کانون وکلا انرا در اختیار کاراموزان قضایی قرار دهد تا همه عبرت بگیرند و دیگر تهیه کنندگان و کارگردان ها حواسشان جمع باشد. و اخر اینکه گویا مشاور محترم انقدر دستمزد های کلان گرفته اند که 2 میلیارد برایشان یک عدد معمولی است !؟ و بالاخره مدیر روابط عمومی گفته اند زیاد از جزییات مبلغ اطلاع ندارند پس چگونه میخواهند طرح دعوا کنند؟
واقعا اعتماد به نفس مدیران ایرانی جاب و خنده دار است
اين آقاي وكيل بخوبي از رقم قرارداد سريال خبر دارند .ببين چقدر بوده كه اينها اين مبلغ راخواسته اند . اي ول مهران.
به نظر من ثبت احوال شیراز نباید خودش رو لوس کنه.اگه می خواستند یه برنامه 45 دقیقه ای از خودشون در سیما پخش بشه باید دو میلیارد می دادند. تبلیغ مجانی دیگه لوس شدن نداره که.
به نظر من ثبت احوال شیراز نباید خودش رو لوس کنه.اگه می خواستند یه برنامه 45 دقیقه ای از خودشون در سیما پخش بشه باید دو میلیارد می دادند. تبلیغ مجانی دیگه لوس شدن نداره که.
مرسی از مهران مدیری بابت همه واقعیت هایی که تو برنامه هاش عنوان می کنه. ما هممون می دونیم که معضلات زیادی در اجتماع ما هست که کسی جرات نداره مطرح کنه . آقای مدیری پایدار باشی
با نظر آخر موافقم. ثبت و احوال شيراز خيلي داره خودشو لوس مي كنه ها! تو خواب هم نمي ديدن اين جوري مطرح بشن.
باسلام به مسئول روابط عمومي ثبت احوال شيراز :آقاي مديري هنرمندي باادب و مردمي است بانيّت خيرشان مردم را خوشحال كردند شما به احترامِ همة مردم ايران به دل نگيريد از همة كاركنان زحمتكش ثبت احوال شيراز سپاسگزاريم .
شکایت بی خودیه
با سلام
اگر شکایت جدی باشد جلسه دادگاه حلقه بعدی حکایت آقای شصتچی خواهد بود و دیدنی است
با سلام
اگر شکایت جدی باشد جلسه دادگاه حلقه بعدی حکایت آقای شصتچی خواهد بود و دیدنی است
با سلام
اگر شکایت جدی باشد جلسه دادگاه حلقه بعدی حکایت آقای شصتچی خواهد بود و دیدنی است
بابا خواستند اين وسط از آب گل آلود ماهي بگيرند و يه پولي بزنند به جيب !!!!!
منظور من کل ادارات بود و این اداره فقط یکی از هزار اداره ی اینجوری است و دیگر هیچ.
Man karmand edareye sabte Shiraz ham nabudam, man eshtebahi boodam
به به ، به به . اميدوارم ايشون اشتباهي نباشن.
سلام آقای مدیری
از این شرکت درهم و ور هم مخابرات یه طنز بسازید که خیلی بخور بخوره
به به . به به چه شكايت بيخودي بود حالا خوبه اين آقا در بياناتشان صحبت از دموكراسي و انتقاد پذيري هم نموده اند . اگه اينجوري كه ايشان فرمودند تمام كارگردانان بايد از اينكه خداي نكرده به كسي بر نخورد بايد به جاي كار تشريف ببرند منزل و استراحت كنند . به به . به به عجب نظري دادم نه .
خوشم مي ياد آقاي مديري سكوت كرده و جواب همه اون هايي كه الكي اظهار نظر مي كنند رو با طنزش ميده.
خوشم مي ياد آقاي مديري سكوت كرده و جواب همه اون هايي كه الكي اظهار نظر مي كنند رو با طنزش ميده.
این آقای روابط عمومی گویا با خودشان هم مشکل دارند شما یک بار دیگر مصاحبه اش را بخوانید اما کارهای مهران مدیری بسیار عالی است مهران مدیری عجوبه ای در دنیای طنز ایرانیان است
اي ول آقاي مهران مديري گل كارت خيلي درسته
پيشنهاد ميكنم سري به بايگاني ثبت احوال خيابان جي اصفهان بزنيد مي بينيد وضعيت آن از فيلم نمايش داده شده نيز بدتر است
اگر قرار است گروهي شكايت كنند بيشتر بايد از گروه شاعران نو باشد كه...
اگر به هنرمندان و فرهیختگان و نویسندگان این امکان داده می شد که حقایق تلخ جامعه را منعکس کنند، خلافکاران و نامردمان و قلدران هر گز گوشه امنی نمی داشتند.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 و ساعت 2:32 |
ثبت احوال و تعلیق شکایت از مرد هزار چهره  

مسئول روابط عمومی اداره کل ثبت احوال استان فارس معتقد است مرد هزار چهره اینطور القاء می کرد که شخصیت اصلی داستان که کارمند ثبت احوال بوده، یک خلافکار حرفه‌ای است.
 فولادگر با بیان اینکه در قسمت اول سریال مرد هزار چهره یک فضای نامناسبی از اداره ثبت احوال شیراز ترسیم شد گفت: این سریال جوری القا می‌کرد که شخصیت اصلی داستان که کارمند آنجا بوده، یک خلافکار حرفه‌ای است.

وی افزود: بقیه داستان هم جای نگرانی داشت؛ نشان می‌داد که ثبت احوال شیراز یک جای درهم و مضمحل و فشل است؛ در حالی که بایگانی اسناد خیلی مهم است؛ اگر یک برگ جابه‌جا شود خیلی مهم است.
 وی که با نشریه همشهری جوان گفتگو می کرد ادامه داد: یادتان هست که طنز «برره» هیچ جای مشخصی نداشت. اگر اسم یک شهر واقعی را می‌گذاشتند، بلافاصله مسئولان آن شهر شاکی می‌شدند از قضیه؛ همان طور که یکی دوبار اسم فسا را آوردند و بلافاصله فرماندار فسا شکایت کرد. «شب‌های برره» به نظرم مهم‌ترین طنز تاریخ تلویزیون بود. در یک قسمتی به بهترین شکل به قضیه بودجه پرداختند ولی نه اسم سازمان (سابق) مدیریت را آوردند نه مجلس را و دیدید هیچ کس هم ناراحت نشد. به هر حال اگر می‌خواهند انتقاد کنند، زبان انتقاد باید یک زبان نرم باشد. ما هم حق داریم که در مقابل انتقاد از خودمان دفاع کنیم. ما مدعی هستیم که ضعیف و ناکارآمد نیستیم. الان در زمینه دولت الکترونیک پیشرو هستیم. سازمان ثبت احوال فارس در طرح تکریم ارباب رجوع مقام برتر استان را داشت.

فولادگر تاکید کرد: من نمی‌دانم نیتشان چه بوده، شاید هم نیت خیر داشته‌اند. ولی اگر شما می‌خواهید دوستان‌تان را بخندانید، چرا مرا ریشخند می‌کنید؟ اگر انتقاد نبوده چرا اسم اداره ما را آورده‌اند؟

این مسئول روابط عمومی ثبت احوال شیراز ادامه داد: یادم هست در زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی، مهران مدیری در یکی از برنامه‌هایش یک طنزی داشت در مورد گران شدن بنزین و تورمی که به وجود می‌آید. خود آقای خاتمی از جلسه هیات دولت که بیرون آمد، شخصاً از برنامه انتقاد کرد. یا مثلاً سر فیلم «شوکران» پرستاران شکایت کردند.

وی افزود: ما فعلاً در حال تمرین دموکراسی هستیم و باید به انتقاد بیشتر عادل کنیم. ما خودمان با انتقاد رابطه خوبی داریم.

فولادگر درباره واکنش‌ همکاران‌ نسبت به این سریال گفت: اتفاقاً ما خودمان هم خیلی خندیدیم. همکارها به هم زنگ می‌زدند و این به آن می‌گفت آقای شصت‌چی، آن یکی به یکی دیگر. آقای مدیری طنزپرداز خوبی است ولی این کارشان درست نبود.
 وی درباره نحوه محاسبه عدد 2 میلیارد تومان غرامت‌ گفت: ما با مشاور حقوقی‌مان تماس گرفتیم، ایشان هم محاسبه کرد و به ما این رقم را اعلام کرد و تاکید هم کرد که قابل پیگیری است.

فولادگر ادامه داد: شما ببینید مثلاً 5 سال وقت لازم دارید تا سازمان‌تان در ذهن مردم به عنوان یک نام مورد اطمینان جای بگیرد. به هر حال، کلی وقت و سرمایه لازم است. عدد 2 میلیارد تومان را هم مشاور حقوقی‌مان تعیین کرده و من خیلی از جزئیات کارش اطلاعی ندارم.

وی در خصوص عجله ثبت احوال در طرح شکایت از این سریال گفت:به هر حال قسمت اول یک طور نگران کننده‌ای بود، ما هم سریع واکنش‌ نشان دادیم؛ چون اگر اعتراض نکنیم، به این معنی است که ما هم آن مسائلی را که نشان دادند، تایید کرده‌ایم.

مسئول روابط عمومی ثبت احوال شیراز درباره پیگیری شکایت گفت: بعد از اینکه بحث شکایت مطرح شد، معاون صدا و سیما با مدیر ما تماس گرفتند و گفتند دیگر سریال به آن مقطع برنمی‌گردد که همین طور هم بود. گویا یکی از دستیاران تهیه کننده هم تماس گرفته بودند. از سازمان ثبت احوال کشور از تهران هم گفتند که فعلاً شکایت را پیگیری نکنیم. به خاطر همین فعلاً موضوع شکایت را به حالت تعلیق درآورده‌ای


+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 و ساعت 1:24 |
ماجرای شکایت 2 میلیارد تومانی از مرد هزار چهره
من نمی‌دانم نیتشان چه بوده، شاید هم نیت خیر داشته‌اند. ولی اگر شما می‌خواهید دوستان‌تان را بخندانید، چرا مرا ریشخند می‌کنید؟ اگر انتقاد نبوده چرا اسم اداره ما را آورده‌اند؟
مسئول روابط عمومی اداره کل ثبت احوال استان فارس معتقد است مرد هزار چهره اینطور القاء می کرد که شخصیت اصلی داستان که کارمند ثبت احوال بوده، یک خلافکار حرفه‌ای است.

به گزارش «فردا»، فولادگر با بیان اینکه در قسمت اول سریال مرد هزار چهره یک فضای نامناسبی از اداره ثبت احوال شیراز ترسیم شد گفت: این سریال جوری القا می‌کرد که شخصیت اصلی داستان که کارمند آنجا بوده، یک خلافکار حرفه‌ای است.

وی افزود: بقیه داستان هم جای نگرانی داشت؛ نشان می‌داد که ثبت احوال شیراز یک جای درهم و مضمحل و فشل است؛ در حالی که بایگانی اسناد خیلی مهم است؛ اگر یک برگ جابه‌جا شود خیلی مهم است.

به گزارش فردا وی که با نشریه همشهری جوان گفتگو می کرد ادامه داد: یادتان هست که طنز «برره» هیچ جای مشخصی نداشت. اگر اسم یک شهر واقعی را می‌گذاشتند، بلافاصله مسئولان آن شهر شاکی می‌شدند از قضیه؛ همان طور که یکی دوبار اسم فسا را آوردند و بلافاصله فرماندار فسا شکایت کرد. «شب‌های برره» به نظرم مهم‌ترین طنز تاریخ تلویزیون بود. در یک قسمتی به بهترین شکل به قضیه بودجه پرداختند ولی نه اسم سازمان (سابق) مدیریت را آوردند نه مجلس را و دیدید هیچ کس هم ناراحت نشد. به هر حال اگر می‌خواهند انتقاد کنند، زبان انتقاد باید یک زبان نرم باشد. ما هم حق داریم که در مقابل انتقاد از خودمان دفاع کنیم. ما مدعی هستیم که ضعیف و ناکارآمد نیستیم. الان در زمینه دولت الکترونیک پیشرو هستیم. سازمان ثبت احوال فارس در طرح تکریم ارباب رجوع مقام برتر استان را داشت.

فولادگر تاکید کرد: من نمی‌دانم نیتشان چه بوده، شاید هم نیت خیر داشته‌اند. ولی اگر شما می‌خواهید دوستان‌تان را بخندانید، چرا مرا ریشخند می‌کنید؟ اگر انتقاد نبوده چرا اسم اداره ما را آورده‌اند؟

این مسئول روابط عمومی ثبت احوال شیراز ادامه داد: یادم هست در زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی، مهران مدیری در یکی از برنامه‌هایش یک طنزی داشت در مورد گران شدن بنزین و تورمی که به وجود می‌آید. خود آقای خاتمی از جلسه هیات دولت که بیرون آمد، شخصاً از برنامه انتقاد کرد. یا مثلاً سر فیلم «شوکران» پرستاران شکایت کردند.

وی افزود: ما فعلاً در حال تمرین دموکراسی هستیم و باید به انتقاد بیشتر عادل کنیم. ما خودمان با انتقاد رابطه خوبی داریم.

فولادگر درباره واکنش‌ همکاران‌ نسبت به این سریال گفت: اتفاقاً ما خودمان هم خیلی خندیدیم. همکارها به هم زنگ می‌زدند و این به آن می‌گفت آقای شصت‌چی، آن یکی به یکی دیگر. آقای مدیری طنزپرداز خوبی است ولی این کارشان درست نبود.

به گزارش فردا وی درباره نحوه محاسبه عدد 2 میلیارد تومان غرامت‌ گفت: ما با مشاور حقوقی‌مان تماس گرفتیم، ایشان هم محاسبه کرد و به ما این رقم را اعلام کرد و تاکید هم کرد که قابل پیگیری است.

فولادگر ادامه داد: شما ببینید مثلاً 5 سال وقت لازم دارید تا سازمان‌تان در ذهن مردم به عنوان یک نام مورد اطمینان جای بگیرد. به هر حال، کلی وقت و سرمایه لازم است. عدد 2 میلیارد تومان را هم مشاور حقوقی‌مان تعیین کرده و من خیلی از جزئیات کارش اطلاعی ندارم.

وی در خصوص عجله ثبت احوال در طرح شکایت از این سریال گفت:به هر حال قسمت اول یک طور نگران کننده‌ای بود، ما هم سریع واکنش‌ نشان دادیم؛ چون اگر اعتراض نکنیم، به این معنی است که ما هم آن مسائلی را که نشان دادند، تایید کرده‌ایم.

مسئول روابط عمومی ثبت احوال شیراز درباره پیگیری شکایت گفت: بعد از اینکه بحث شکایت مطرح شد، معاون صدا و سیما با مدیر ما تماس گرفتند و گفتند دیگر سریال به آن مقطع برنمی‌گردد که همین طور هم بود. گویا یکی از دستیاران تهیه کننده هم تماس گرفته بودند. از سازمان ثبت احوال کشور از تهران هم گفتند که فعلاً شکایت را پیگیری نکنیم. به خاطر همین فعلاً موضوع شکایت را به حالت تعلیق درآورده‌ایم.
بی نظمی در بایگانی و ذرست قرار ندادن سندهای بایگانی در خیلی از شهرهای ایران همینجوری است واقعا" در خیلی از شهرها یایگانی خیلی نامنظم است . به نظر من کار خوبی بود
ایکاش مردم و ارباب رجوع هم میتوانست بخاطر وقتی که از او تلف میشود و بی اعتنایی هایی که به او میکنند از همین سازمانها که به دلیل بیکاری دنبال بهانه های واهی هستند شکایت کنند و 2میلیارد بگیرند !
بقول معروف شما که پیاز نخورده اید چرا میسوزید؟!

اگر راست میگویید چرا قضاوت را به افکارعمومی وا نمیگذارید؟!
ملاک و فرمول محاسبه 2 میلیارد چه جوریه؟
این درخواست غرامت 2 میلیارد تومانی از کل مجموعه مرد هزار چهره خنده دارتره!
چرا بعداز پخش هربرنامه طنز دستگاهی که ازان نام برده می شود بلافاصله موضع گیری میکنند اولا این طنز بود ثانیا چرا عده ای می خواهند حاشیه امن برای خودایجاد کنند که هیچکس جرات نزدیک شدن را نداشته باشد
بله شما خودشو ناراحت نکن.اصل کار دکتر ها و نویسنده ها بودن که اصلا" خودشو ناراحت نکردن چه برسه به گانگسترا که به روی خودشم نیاوردن وگرنه تا حالا تمساح اونو خورده بود.
ای بابا به این آقایان ثبت احوال شیراز بگویید: از قدیم گفتن در مثال جای هیچ مناقشه نیست، پس دنبال چی هستید شما ،می خواهید خودتونو مطرح کنید؟؟
ما که دروغی ندیدیم. فقط پلیس ها زیادی مهربون بودن که اینطوری نیست. هنرمندا هم همشون بی سواد و معتاد نیستن. اما در مورد پزشکا و ثبت احوال و بانک کاملا درست بود.
حداقل حسنش برای شما این بود که الان اسمتون را چند نفر خوندند. عمری شما به مردم خندید بگذارید 30 دقیقه هم اون ها به شما بخندند...
ايا مردم هم به خاطر "تضييع حقوق" و "مطلع شدن در صف" و "امروز برم فردا بيا" و "فعلا مسئولش نيست" و "الان وقت ناهاره" و "به من ربطي نداره مشكل خودتونه" و ... حق شكايت دارند؟ غرامت چه؟ به نظرم بايد فرهنگ سازي ابتدا در بين جوامع صورت گيرد! اين كه نمي شود! تا فلان خلافكار در فلان فيلم شغلش را مثلا قابلمه فروش معرفي كند، همه ي قابلمه فروش هاي كشور دست به اعتراض بزنند. در خيلي از كشورها حتي نقش رييس جمهور هم بازي مي شود. به نظرم نبايد اين اعتراضات را پي گيري نمود.
مردم انقدر فهیم هستند که فرق طنز و واقعیت را بدانند ولی غلو در طنز مجاز است اینه شکستن شما خطاست . اگر کسی میخواهد خسارت بگیرد این مردم هستند ونه شما ودر ضمن خسارت باید از سازمانهایی که با ارباب رجوع کار می کنند گرفته شود چیزی که هر ایرانی بارهازیان انرا تجربه کرده است وخسارت انها ساعات عمر و اعصاب مردم است که فدا شده
از ثبت احوال سوال کنید چراصدور یک کارت ملی در شیراز شش ماه طول می کشد ؟
می خواستم از این آقای محترم روابط عمومی ثبت احوال بپرسم که ای آقا کجای بایگانی ثبت احوال پیشرو و بروز است خداییش یک سری به ثبت احوال ها بزنید ببینید مردم مثل (با معذرت) بز روی سر و کول هم می روند و هیچکس نیست که جواب دهد خود من بخاطر اینکه نام فامیلی م در کارت ملی اشتباه درج شده بود بارها مراجعه کرده و دیگر خسته شده ام هزار بار مدارک اصل و کپی و کوفت و زهرمار خواستند ولی همچنان مشکل باقی است تازه به خانم و اقای کارمندش که اعتراض می کنیم با چنان برخورد جانانه ای نعره می زنند و می گویند اعتراض داری برو به رئیس بگو (خودمانیم عجب تکریم ارباب رجوعی) می گی نه یک روز خودت (آقای روابط عمومی) بطور ناشناس برو و سری به این ثبت احوال ها بزن بعد خواهی فهمید(البته می دونم که می دونی) چه خبر است.
یکیش همین ثبت احوال خیابان حبیب اله - والله ما که جایی نداریم بریم شکایت کنیم - پس فقط پیش خدا شکایت می کنیم
از سایت خبری فردا خواهش می کنم این مطلب رو بزارن تو سایت
كي به اين چيزاش فكر مي‌كنه. مهم اين بود كه مشكلات جامعه به بهترين نحو نشون داده شد. شما خودتو ناراحت نكن دلبندم.
اينم بگما. من خودم تو قسمت بايگاني كار مي‌كنم ولي خيلي مرتبه :))
من شرط مي بندم از بايگاني همين اداره فارس بازديد و فيلم تهيه شود وضعيت ان از انچه در طنز بود هم {...} است
با سلام
اینجوری که معلومه هیچ اداره در کشور مشکلی با ارباب رجوع ندارند. و همه مردمی که به ادارات مختلف مراجعه میکنند بدون دردسر و در اسرع وقت کارشون انجام می‌گیرد و همه راضی برمی‌گردند و کارشون به امروز برو فردا بیا نمی‌کشه. با اوصافی که مدیر روابط عمومی اداره ثبت شیراز فرمودند کارشون درسته و همچی هماهنگ و بی دغدغه پیش می‌ره. بقول نظر دوم اگر امکان داشت که مردم از دست ادارات شاکی بشن و راهش رو بلد باشن و عدالتی وجود داشته باشه فکر می‌کنم که همین اداره و دیگر ادارات شهرهای مختلف کشور باید روزی دو میلیارد بابت ضرر و زیان رساندن به وقت و کار مردم خسارت پرداخت کنند.!!!
خيلي خوب واقعيت را منعكس كرد
من پیشنهاد میکنم یک فیلم رپرتاژ از اداره ثبت احوال شیراز تهیه و پخش شود تا وضعیت الکترونیک و تکریم ارباب رجوع (که در استان هم نمونه اعلام شده )را همه ببینند ابهام ها برطرف خواهد شد و نیازی هم به ایجاد مزاحمت برای قوه قضاییه و شکایت نباشد. دوم اینکه مشاور محترم حقوقی روابط عمومی ثبت احوال شیراز نحوه محاسبه 2 میلیارد خسارت را طی یک سی دی اموزشی تهیه و توزیع نمایند تا کانون وکلا انرا در اختیار کاراموزان قضایی قرار دهد تا همه عبرت بگیرند و دیگر تهیه کنندگان و کارگردان ها حواسشان جمع باشد. و اخر اینکه گویا مشاور محترم انقدر دستمزد های کلان گرفته اند که 2 میلیارد برایشان یک عدد معمولی است !؟ و بالاخره مدیر روابط عمومی گفته اند زیاد از جزییات مبلغ اطلاع ندارند پس چگونه میخواهند طرح دعوا کنند؟
واقعا اعتماد به نفس مدیران ایرانی جاب و خنده دار است
اين آقاي وكيل بخوبي از رقم قرارداد سريال خبر دارند .ببين چقدر بوده كه اينها اين مبلغ راخواسته اند . اي ول مهران.
به نظر من ثبت احوال شیراز نباید خودش رو لوس کنه.اگه می خواستند یه برنامه 45 دقیقه ای از خودشون در سیما پخش بشه باید دو میلیارد می دادند. تبلیغ مجانی دیگه لوس شدن نداره که.
به نظر من ثبت احوال شیراز نباید خودش رو لوس کنه.اگه می خواستند یه برنامه 45 دقیقه ای از خودشون در سیما پخش بشه باید دو میلیارد می دادند. تبلیغ مجانی دیگه لوس شدن نداره که.
مرسی از مهران مدیری بابت همه واقعیت هایی که تو برنامه هاش عنوان می کنه. ما هممون می دونیم که معضلات زیادی در اجتماع ما هست که کسی جرات نداره مطرح کنه . آقای مدیری پایدار باشی
با نظر آخر موافقم. ثبت و احوال شيراز خيلي داره خودشو لوس مي كنه ها! تو خواب هم نمي ديدن اين جوري مطرح بشن.
باسلام به مسئول روابط عمومي ثبت احوال شيراز :آقاي مديري هنرمندي باادب و مردمي است بانيّت خيرشان مردم را خوشحال كردند شما به احترامِ همة مردم ايران به دل نگيريد از همة كاركنان زحمتكش ثبت احوال شيراز سپاسگزاريم .
شکایت بی خودیه
با سلام
اگر شکایت جدی باشد جلسه دادگاه حلقه بعدی حکایت آقای شصتچی خواهد بود و دیدنی است
با سلام
اگر شکایت جدی باشد جلسه دادگاه حلقه بعدی حکایت آقای شصتچی خواهد بود و دیدنی است
با سلام
اگر شکایت جدی باشد جلسه دادگاه حلقه بعدی حکایت آقای شصتچی خواهد بود و دیدنی است
بابا خواستند اين وسط از آب گل آلود ماهي بگيرند و يه پولي بزنند به جيب !!!!!
منظور من کل ادارات بود و این اداره فقط یکی از هزار اداره ی اینجوری است و دیگر هیچ.
Man karmand edareye sabte Shiraz ham nabudam, man eshtebahi boodam
به به ، به به . اميدوارم ايشون اشتباهي نباشن.
سلام آقای مدیری
از این شرکت درهم و ور هم مخابرات یه طنز بسازید که خیلی بخور بخوره
به به . به به چه شكايت بيخودي بود حالا خوبه اين آقا در بياناتشان صحبت از دموكراسي و انتقاد پذيري هم نموده اند . اگه اينجوري كه ايشان فرمودند تمام كارگردانان بايد از اينكه خداي نكرده به كسي بر نخورد بايد به جاي كار تشريف ببرند منزل و استراحت كنند . به به . به به عجب نظري دادم نه .
خوشم مي ياد آقاي مديري سكوت كرده و جواب همه اون هايي كه الكي اظهار نظر مي كنند رو با طنزش ميده.
خوشم مي ياد آقاي مديري سكوت كرده و جواب همه اون هايي كه الكي اظهار نظر مي كنند رو با طنزش ميده.
این آقای روابط عمومی گویا با خودشان هم مشکل دارند شما یک بار دیگر مصاحبه اش را بخوانید اما کارهای مهران مدیری بسیار عالی است مهران مدیری عجوبه ای در دنیای طنز ایرانیان است
اي ول آقاي مهران مديري گل كارت خيلي درسته
پيشنهاد ميكنم سري به بايگاني ثبت احوال خيابان جي اصفهان بزنيد مي بينيد وضعيت آن از فيلم نمايش داده شده نيز بدتر است
اگر قرار است گروهي شكايت كنند بيشتر بايد از گروه شاعران نو باشد كه...
اگر به هنرمندان و فرهیختگان و نویسندگان این امکان داده می شد که حقایق تلخ جامعه را منعکس کنند، خلافکاران و نامردمان و قلدران هر گز گوشه امنی نمی داشتند.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 و ساعت 18:19 |
فيلم ايراني در جشنواره بين‌المللي انسي فرانسه فيلم انيميشني نوعي ديگر بودن ساخته ماشاا... محمدي به بخش رقابتي جشنواره بين‌المللي انيميشن انسي فرانسه ‪ ۲۰۰۸‬راه يافت . محمدي در گفت وگو با خبرنگار فرهنگي ايرنا ، افزود: اين فيلم به عنوان تنها نماينده سينماي ايران با ‪ ۴۲‬اثر از كشورهاي مختلف جهان در اين رويداد به رقابت مي‌پردازد. جشنواره انسي از رويدادهاي معتبرجهاني در حوزه سينماي انيميشن جهان است كه همه ساله خردادماه در فرانسه برگزار مي‌شود. فيلم ايراني نوعي ديگر بودن ، داستان مردي است كه با يك تير كشته مي‌شود و قطره‌هاي خون او به ماهي قرمز تبديل مي‌شوند. اين فيلم پيشتر نيز در جشنواره‌هاي بين‌المللي سيكاف كره جنوبي ، انيما مادريد اسپانيا و كراك اوكراين حضور داشته است .
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387 و ساعت 2:39 |
محمدرضا گلزار با نیکی کریمی همبازی می شود  
سینمای ما ـ  با وجود رواج شایعاتی مبنی بر ممنوع التصویر بودن این سوپر استار سینمای ایران، خوشبختانه خبر رسید که « دو خواهر » عنوان جدیدترین پروژه ای است که حضور محمد رضا گلزار به عنوان بازیگر در آن قطعی شده است . رضا بانکی کارگردانی این فیلم را بر عهده دارد . نیکی کریمی دیگر بازیگری است که برای بازی در این فیلم قرار داد امضا کرده است . « دو خواهر » اواخر هفته آینده در اصفهان کلید می خورد و تمامی صحنه های فیلم در اصفهان فیلمبرداری می شود . فیلمبرداری « دو خواهر » دو ماه در این شهر ادامه خواهد داشت . شنیده ها حاکی از آن است که محمدرضا گلزار با دو گریم متفاوت در این فیلم به ایفای نقش می پردازد . سوپر استار سینمای ایران هم اکنون فیلم مجنون لیلی را بر روی پرده سینما ها دارد و بازی در یک فیلم کوتاه را به پایان رسانده است . همچنین قرار است بزودی نخستین فیلمنامه ی محمدرضا گلزار با نام « شیش و بش » جلوی دوربین برود .
 
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه بیست و سوم فروردین 1387 و ساعت 1:29 |
پرفروش‌ترين فيلم جهان  

به گزارش ایسنا،فيلم انيميشن «هورتون صدايي مي‌شوند» در هفته گذشته با فروش 7/11 ميليون دلار از 6580 سالن سينما در 54 كشور، توانست براي دومين هفته متوالي، پرفروش‌ترين فيلم جهان نام بگيرد.

اين فيلم كه در فرانسه بيشترين حجم فروش را با 4/3 ميليون دلار داشت، مجموع فروش جهاني خود را به 223 ميليون دلار رسانده است.

آخرين فيلم انيميشن سينما كه فروش چشمگيري داشت، «زنبورها» بود كه 286 ميليون دلار فروش جهاني داشت.

گزارش رويترز حاکی است، فيلم فرانسوي «به سرزمين چيتس خوش آمديد» همچنان با فروش عالي خود، چشم‌ها را خيره كرده است.

اين فيلم از تنها هزار سالن سينما در فرانسه، بلژيك و سوئيس، فروش 5/7 ميليون دلاري داشته است.

منتقدان سينما معتقدند كه اين فيلم كمدي، ركورد فروش «تايتانيك» را پس از 11 سال خواهد شكست. مجموع فروش شش هفته گذشته اين فيلم از سه كشور به 175 ميليون دلار رسيده است.

«ماجراهاي عنكبوت جادوگر» از 3400 سالن سينما، فروش هفت ميليون دلاري به‌دست آورد كه استراليا بيشترين استقبال را از آن داشت. فيلم ماقبل تاريخ «10هزار سال پيش از ميلاد مسيح» كه هفته‌ها پرفروش‌ترين فيلم سينماي جهان بود، با فروش 6/5 ميليون دلاري از 62 كشور، مجموع فروش خود را به 154 ميليون دلار رساند.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387 و ساعت 2:21 |
دعوا بر سر " مرد هزار چهره"  
 

نمی دانم در مورد توهین های ایشان چه بگویم، فحاشی تصور نمی کنم پاسخی داشته باشد. به هر حال من برای ایشان به شدت احترام قائلم اما ایشان وقتی با این ادبیات صحت می کنند خواننده حتما در مورد آن قضاوت می کنند، راجب ادبیات ایشان.
سریال مرد هزار چهره با همه پیش داوری ها و شائبه ها به اتمام رسید. این گزارش قصد ندارد به تحلیل آن بپردازد و  از اینکه این سریال طنز بوده یا هجو و هزل و یا اینکه مهران مدیری در این سریال خوب ظاهر شده یا نه ، سخنی بگوید. گزارشی که پیش رو دارید اثر امیرهادی انواری خبرنگار فرارو  و در مورد واکنش های فنی است که این سریال به دنبال داشته است.

پس از پخش قسمت مربوط به نیروی انتظامی، آنچه از مهران مدیری و تیم نویسندگانش در اذهان عمومی شکل گرفت، شخصیتی رادیکال و منتقد بود؛ عده ای در این زمان سکوت کردند اما برخی، تهیه کنندگان این سریال را تا مرز شخصیت هایی انقلابی بالا بردند که خط قرمز های نظام را زیر پا گذاشته اند.

اما بلافاصله پس از پخش قسمت مربوط به شعرا و ادبا ورق برگشت؛ بعضی ها که تا قبل از آن مهران مدیری را چهره ای انقلابی دانسته بودند، حالا از وی شخصیتی حقیر ساختند.

در این میان بعضی ها مثل توکا نیستانی که تاحال در مورد این سریال سکوت کرده بودند، مواضع تندی را اتخاذ کردند. توکا نیستانی تعابیری داشت، مثل شباهت نیکی خانم به خانم لیلی گلستان و احمقانه بودن کل متون.

با توکا نیستانی در مورد نظراتش گفت و گو کردیم، سپس به سراغ لیلی گلستان رفتیم و نظر او را جویا شدیم.

امیرمهدی ژوله نیز که در این مدت انتقادها و اهانت های زیادی به وی شده نیز پاسخگو بود؛ وی علاوه بر پاسخ دادن به انتقاد ها و اهانت ها در مورد حذفیات سریال نیز صحبت کرد، بر خلاف آنچه برخی به طور پیش داورانه گفتند روشن شد که حذفیات اصلا سیاسی نبودند و توسط خود کارگردان حذف شده اند. وی همچنین دلایل این حذفیات را نیز یادآور شد.

از طرفی با رضا رشید پور نیز گفت و گویی انجام داده ایم در مورد نقشی که در این سریال داشته و حذف شده است.

متن، احمقانه و نویسنده،بی سواد بود
سریال مرد هزار چهره واکنش های گوناگونی را در بین عامه مردم، همچنین روزنامه نگاران و قشر روشنفکر به دنبال داشت. یکی از شدید ترین مواضع را توکا نیستانی در مورد این سریال اتخاذ کرد. وی برای اولین بار نام نویسنده قسمت بحث برانگیز شعرا مرد هزار چهره را فاش کرد.

در این گفت و گو نیستانی علاوه بر توضیح علت موضع گیری علیه این سریال در مورد نحوه اطلاع از هویت نویسنده موقعیت شعرا می گوید، همچنین وی مسایلی را مطرح می کند که ژوله در گفت و گوی بعدی به آن پاسخ داده است. این گفت و گو را بخوانید.

آقای نیستانی در بخشی از یادداشتی كه در وبلاگ شخصیتان در رابطه با سریال مرد هزار چهره نوشته بودید به ایجاد تصویر مخدوش از فضای فكری طیف فرهنگی كشور اشاره كرده بود، شما به كدام تصویر مخدوش اشاره كرده بودید؟

شما ببینید آقایان 4-5 نفر پیر و پاتال را كه همه همدیگر را استاد خطاب می كنند جمع کرده بودند، پس نمی شود گفت كه یك مشت بچه یه جوجه روشنفكر هستند كه در كافه ها می نشینند و شعر می گویند و می خواهند شاعر باشند.آن ها به یك رده سنی بالایی متعلق هستند. اسم آقای استادی كه با ایشان صحبت می كنند آقای میم تهرانی است. مثل محمود مشرف آزاد تهرانی است. و خانم نیكی در دروس، گالری نقاشی دارد.و شما فكر می كنید به غیر از خانم لیلی گلستان كس دیگری در دروس نمایشگاه نقاشی دارد؟! یك بیت از اشعاری كه به تمسخر می خوانند مستمع را به یاد شعر زنده یاد آقای منوچهر آتشی می اندازد. حتی به نظر من عكس آن استاد مرحومی كه در جلوی میز قرار داشت، شباهت زیادی به مرحوم منوچهر آتشی داشت.

یعنی نشانه های خیلی روشنی از آدم های مطرحی می دهد كه اكثرا هم آدم های بزرگی هستند مثل منوچهر آتشی، محمود مشرف آزاد تهرانی و خانم گلستان. خانم گلستان به عنوان یك نویسنده، مترجم و یك گالری دار من فكر نمی كنم حق كمی به گردن فرهنگ و هنر این مملكت داشته باشند. كار فرهنگی كه خانم گلستان طی سی سال گذشته انجام داده اند فكر نمی كنم به اندازه مجموع خانم ها و آقایانی كه در این سریال كار كردند، مجموعه فعالیت هایشان فكر نمی كنم به اندازه خانم گلستان باشد.

در جمعیت هفتاد میلیونی ، 99 درصد آنها به نظر من بی سواد هستند چون اهل كتاب خواندن نیستند، این یك درصد با سوادی هم كه داریم می خواهند نابود كنند كه چه اتفاق مثبتی در این جامعه بیافتد؟ غیر از این است كه مردمی كه كتاب نمی خوانند می گویند ما كه چیزی از دست ندادیم!

شما در بخشی از یادداشتتان گفته بودید كه این قسمت نوشته امیرمهدی ژوله بوده است، با توجه به اینكه این مجموعه توسط تیم نویسندگان نوشته شد بود و در تیتراژ سریال اشاره ای به نویسنده هر قسمت نمی شد، از كجا متوجه شدید كه نویسنده موقعیت شعرا آقای ژوله است؟

از آنجایی كه من این قسمت را با دوستان آقای ژوله دیدم، با آقای بزرگمهر حسین پور دیدم. آقای حسین پور گفت این قسمت را امیرمهدی ژوله نوشته است، حتی ایشان خوشحال بودند و می گفتند بخش هایی كه مربوط به صحنه های مدیتیشن و ... بوده را از بزرگمهر حسین پور پرسیده(امیرمهدی ژوله) و بزرگمهر حسین پور می گفت برای آنكه این مسایل مسخره نشوند اطلاعات غلط به ژوله داده است.

این یك واقعیتی است، شما آیا تا به حال نویسنده ای را دیده اید كه اهل مدیتیشن باشد، یك مشت صحنه های بی ربط بود. آن قضیه نشریه در آوردنشان با مزه بود، كلا نشریاتی كه این قشر در می آورند به تعداد خودشان هفت نسخه برای هفت نفر است.

شما به عنوان یك طنز پرداز آیا نباید كاری كنید كه اگر عیب و نقصی در جامعه است برطرف شود، این چه دردی است، این (نویسنده) كدام درد را شناخته كه می خواهد درمانش كند.

به نظر من این یك متن بی سر و ته احمقانه بود كه یك آدم بی سواد نوشته بود برای خنداندن مردم، موفق هم بود، همه دیدند و خندیدند خیلی هم لذت بردند.

به عنوان كسی كه در وبلاگستان فارسی هستید و یادداشت های شما در بین وبلاگ های فارسی تاثیر گذار است، نظر شما به عنوان كسی كه هم روزنامه نگار است و هم به گفته خودتان مهران مدیری را از نزدیك می شناسید در مورد عكس العمل برخی از وبلاگ ها(خاصه وبلاگ های منتقد) كه به دنبال پخش قسمت های اولیه مرد هزار چهره از مهران مدیری یك چهره رادیكال و منتقد ساخته بودند چیست؟

اصلا این را قبول ندارم، مهران مدیری اصلا چهره رادیكالی ندارد، برای اینكه در تلویزیون جای این بازی ها نیست. این آدم اینكاره نیست، ایران هم جای این بازی ها نیست. كارهایی كه قبلا ایشان كرده اند من دیده ام، كارهای مدیری را دنبال می كردم. مدیری یك استثنا در تلویزیون ما است. او واقعا آدم با استعدادی است، در آن متنی هم كه نوشتم من در این شك ندارم. هم ایشان و هم آقای قاسم خانی و تیمشان، به هر حال اینها توانایی كار را دارند. ولی آقای مدیری به عنوان كسی كه گوشه و كنایه ای بزند و... اصلا در این حد و اندازه ها نیست. دنبال این كارها هم نیست. مگر ایشان همان كسی نیست كه در مجموعه برره بحث غنی سازی نخود را كار كرد؟ مگر ایشان نبود كه بعد از اعتصاب نمایندگان مجلس ششم بخشی مربوط به تحصن ساخت؟ پس ایشان زیاد اهل گوشه و كنایه زدن به قدرت نیست. اگر هم بزند به جاهای مخصوصی می زند و با نیت های خاصی. مدیری مرد بسیار جذابی است در كارش هم فوق العاده موفق است. آن بخشی هم كه اجرا می كند یك كار تك نفره است و تمام آن سیاه لشكر ها فقط تحت الشعاع بازی ایشان جذاب هستند. من اصلا منكر توانایی ایشان نیستم.

اما تصوری كه مردم در مورد او دارند به عنوان چهره ای كه منتقد است، خیر ایشان اینكاره نیستند و فكر هم نمی كنم كه جرات داشته باشد بگوید من چنین كاری كرده ام.

نظرتان در مورد سریال مرد هزار چهره به طور كلی چیست، اقشار خاصی در این مجموعه مورد نقد قرار گرفتند به نظرتان چرا اینطور بود؟

برای آنها كم خطر تر است، من فكر نمی كنم این یك كار بیاد ماندنی باشد، كما اینكه كارهای قبلی آقای مدیری هم جز بخش هایی از سریال برره به یاد ماندنی نبودند. چه كارهایی كه قبل از شب های برره كرد و نه آنهایی كه بعد از آن مجموعه انجام داد آنقدر قدرتمند نبودند كه بتوانیم بگوییم بیاد ماندنی هستند.

یعنی در حافظه كسی هم باقی نمانده است، به نظر من این یك مجموعه سبكی بود برای تفریح آخر شب مردم كه بنشینند و بخندند، و لازم هم هست ساخته شدنش. مدیری هم اینطور برنامه ها را خیلی عالی می سازد.


نه حلقه ادبی داریم نه وقت مدیتیشن دارم
لیلی گلستان، مترجم و نویسنده چیره دست. کسی که به زعم توکا نیستانی از آنجا که وی ساکن دروس است و دارنده تنها گالری نقاشی در منطقه دروس به شمار می رود، کاراکتر «نیکی خانم» که «حلقه دروس» را اداره می کرد کنایه ای به او بوده است. با وی گفت و گوی کوتاهی انجام داده ایم که در ادامه می آید:

با آقای نیستانی در مورد سریال مرد هزارچهره گفت و گویی انجام داده ایم، ایشان معتقد بودند که شخصیت نیکی خانم کنایه به شماست. ما در مورد شما صحبت کرده ایم، نظر خودتان چیست ؟

مرد هزار چهره چیست؟

سریالی در تلویزیون بود که در ایام عید پخش می شد، در این سریال حلقه ای با عنوان حلقه دروس بود، خانمی به نام نیکی خانم آن حلقه را اداره می کرد که گالری نقاشی هم داشت. شما در دروس گالری نقاشی دارید و بعضی ها می گویند که نیکی خانم شما در واقع شما بوده اید.

چون من تلویزیون ندارم، اصلا برنامه های تلویزیون را نمی بینیم، و هیچ چیز در مورد این چیزهایی که شما می گویید نمی توانم بگویم، چون من اصلا تلویزیون نگاه نمی کنم.

با توجه به توضیحاتی که خدمتتان ارایه دادم، و اینکه بعضی ها گفته اند منظور این سریال شما بوده اید، نمی خواهید چیزی بگویید؟

من اولین باری است که چنین چیزی می شنوم، کسی تا الان چنین چیزی به من نگفته است!

از سریال بگذریم، شما مدیتیشن کار می کنید؟

اصلا اهل این چیزها نیستم. اعتقادی به این چیزها ندارم.

ببخشید سوال می کنم اما شما حلقه ادبی دارید، از قار کسی حمایت می کنید؟

نخیر، ما صبح تا شب کار می کنیم، اصلا وقت این کارها را نداریم. شاید چون در دروس بوده اینطور فکر کرده اند.

یعنی فکر می کنید سو تفاهم بوده؟

اصلا من نمی توانم در مورد صحبت های شما اظهار نظر کنم. چون حتی اطرافیانم هم که شاید تلویزیون تماشا کنند هم چیزی از اینها که شما می گویید تا به حال به من نگفته اند.

من نقش رضا رشیدپور را بازی می کردم
رضا رشید پور یکی از بازیگران افتخاری این مجموعه اخیرا با مهر مصاحبه ای انجام داده که تا حدی بحث برانگیز بوده است. با توجه به اینکه شائبه حذف برخی قسمت های مرد هزار چهره پیش از این در جامعه وجود داشت. این گفت و گو این شائبه ها را نسبت به قبل شدیدتر کرد. هر چند او در این گفت و گو چیزی در مورد چند و چون نقش حذف شده اش نمی گوید، اما ژوله در مورد حذفیات سریال به طور کامل صحبت کرد. با وی گفت و گوی کوتاهی انجام داده ایم.

در مورد نقشی كه در سریال مرد هزار چهره داشتید و گفته می شود كه حذف شده، كمی توضیح دهید؟

اصلا دوست ندارم در مورد این قضیه حاشیه ایجاد شود، چون اتفاقی است كه افتاده و حالا هم تمام شده. به اندازه كافی مرد هزارچهره حاشیه داشته است.

در مورد علل حذف آن صحبت نمی كنیم، در مورد نقش شما صحبت می كنیم، نقش شما چه بوده؟

یك سكانس دیگر هم بود كه مربوط می شد به موقعیت مافیا، چیز زیاد مهمی نیست كه ارزش خبری داشته باشد. من كماكان نقش خودم بود.

یعنی رضا رشید پور به عنوان مجری شب شیشه ای در این سریال ظاهر شده بود؟

در واقع همان رضا رشیدپور بود، حالا رضا رشید پور هم به نام شب شیشه ای شناخته می شود.

بالاخره مشخص كنید شب شیشه ای بود یا خیر، و آیا در مقابل مجری شب شیشه ای قداره بندیان(فرهنگ) قرار گرفته بود؟

آقای خمسه مقابل من بود، ولی شب شیشه ای نبود. ولی مقابل من آقای قداره بندیان بود.

سكانس آخر سریال كه شما با یك شورلت می آیید و به مسعود شصت چی می گویید كه مهران خودت هستی و... بعدا فیلمبرداری شد؟

بله آن سكانس روز سیزده بدر فیلمبرداری شد. این در واقع جایگزین سكانس قبلی بود.

داخل پرانتز "فرهنگ" توسط کارگردان حذف شد
تا پیش از اینکه توکا نیستانی در یادداشتی بگوید که قسمت مربوط به ادبا و روشنفکران توسط امیرمهدی ژوله نوشته شده است، کسی نمی دانست که هر اپیزود از این سریال توسط چه کسی نوشته شده. از آنجا که این مجموعه توسط گروه نویسندگان نوشته شده بود، گویا تهیه کنندگان آن تمایل چندانی به عنوان کردن نام نویسنده های قسمت های مختلف نداشتند و در تیتراژ سریال هم نامی از نویسنده هر قسمت به میان نمی آمد.

اما توکا نیستانی با افشای نام امیرمهدی ژوله به عنوان نویسنده قسمت شعرا که به گفته خودش توسط یکی از دوستان ژوله از آن مطلع شده بود این جو را برهم زد. نیستانی در گفت و گویی که با "فرارو"  داشت به شدت نسبت به این سریال و نویسنده قسمت مربوط به شعرا موضع گیری کرد تا حدی که نویسنده موقعیت شعرا را «بی سواد» و متن را «احمقانه» توصیف کرده بود. همچنین نیستانی تعابیری از سکانس های مختلف موقعیت شعرا ارایه داده بود.

در همین خصوص با امیر مهدی ژوله گفت و گویی انجام داده ایم. در این گفت و گو ژوله علاوه بر روشن کردن سو تفاهمات در مورد حذفیات این سریال هم صحبت کرده است. این گفت و گو را بخوانید.

آقای نیستانی با اشاره به سابقه فعالیت شما در مطبوعات و بعد وارد شدن به کارهای تلویزیونی گفته بودند که به جای «یک کودک فهیم» باید از صفت «زبل» برای امیرمهدی ژوله استفاده کرد، در مود این اظهار نظر، نظری دارید؟

سابقه من مشخص است، چه در مطبوعات و چه در تلویزیون. جاهایی که کار کرده ام و چیزهایی که نوشته ام همه روشن هستند. خوانندگان شما می توانند خودشان قاوت کنند.

در این موضوع چند اشکال وجود دارد. اول اینکه من برای توکا نیستانی دوستم و همیشه برای هم احترام قائل بوده ایم. توقع داشتم اگر شائبه ای برای توکا نیستانی پیش آمده در مورد آن سریال اول به خود من زنگ بزند و جویای موضوع شود.

دوم اینکه توکا نیستانی از صمیمی ترین دوست من شنیده که این قسمت را من نوشته ام و بعد علنی اعلام کرده است که این قسمت را من نوشتم. این دومین نامهربانی او است. توجه کنید که چون در تیتراژ از گروه نویسندگان نام برده می شود، یعنی تمام مسئولیت ها با گروه نویسندگان است.

وقتی هم که ما کار می کنیم، اینطور نیست که هر کسی دستش را در جیبش کند و هر چه می خواهد بنویسید! یکماه و نیم تا دوماه بحث طراحی کل ماجرا را داشتیم، که تصمیم بگیریم چه موقعیت هایی داشته باشیم و مسعود شصت چی در چه موقعیت هایی قرار بگیرد، و در هر موقعیت چه اتفاقی برایش بیافتد.

از اول هم قرار بود موقعیت شاعرها را بر اساس قصه موخوره جلو برویم و هر کسی می نوشت همین اتفاق می افتاد، حالا اینکه شما بیایید و این قسمت را به یک نفر خاص ربط بدهید و قضاوت شخصی و فرا متنی بکنید، فکر می کنم زیاد دوستانه نیست.

در گفت و گویی که ما با آقای نیستانی داشتیم به چند نکته در مورد موقعیت شعرا اشاره کرده اند، اول اینکه شعرایی که در این قسمت بودند، همگی سن و سال بالایی داشتند، بنابراین نمی توانسته اند نمادی از «جوجه روشنفکرها» باشند، دوم ایشان اعتقاد داشتند میم تهرانی همان محمود مشرف آزاد تهرانی بوده است و سوم اینکه ایشان معتقد بودند از آنجا که کسی به جز خانم لیلی گلستان در دروس گالری نقاشی ندارند، بنابراین خانم «نیکی» که در این سریال حضور داشته است کنایه ای بوده به خانم «لیلی گلستان»، چهارم اینکه ایشان معتقد بودند عکس استاد مرحومی که در کافه بود عکس زنده یاد منوچهر آتشی بوده و قطعه شعر آوانگاردی که در آن جلسه خوانده شده است کنایه ای به اشعار آقای آتشی بوده است در مورد این اظهار نظرها توضیحی دارید؟

بعد از آنکه آن قسمت پخش شد من نه از دوستان مطبوعاتی نقدی شنیدم، نه از جامعه شعرا و نه از حلقه های ادبی تابحال من چیزی نشنیده ام.

فقط آقای نیستانی که به نظر من خیلی کاریکاتوریست خوبی هستند و من خیلی ایشان را دوست دارم و بهشان ارادت دارم این را مطرح کرده اند. من به خودشان هم اس ام اس زدم و گفتم. متاسفانه آقای نیستانی در تطبیق کاراکترهای این سریال با شخصیت های واقعی دچار سوتفاهم شده اند. من می توانم از اول برایتان توضیح بدهم.

از اول که قرار شد این اپیزود نوشته شود قرار شد بر اساس داستان «مو خوره» نوشته شود. داستان موخوره بر اساس داستان یک شاگرد نانوا است که وارد یک کافی شاپی می شود و در شرایطی مجبور می شود شعر بخواند و لیست خرید نانوایی را می خواند. این شاگرد نانوا را به عنوان یک شاعر به قار خودشان می برند و بعد هم دفتر مجله و... کاری هم که ما کردیم دقیقا همین بوده است. موقعی که مسعود شصت چی وارد آن کافی شاپ می شود بزرگداشت یک استادی است. من شوخی کرده ام با اسم مستعار گذاشتن ها. اسم مستعار این استاد مرحوم که بزرگداشتش برگزار شده را اسم پلاک ماشین گذاشته ام.

برای همین اسم استاد را «تهران. میم» گذاشتم، اصلا «میم. تهرانی» نبود! عکسی هم که کار شده بود، عکس یکی از عوامل پیشت صحنه بود. دوم اینکه وقتی که با پیمان طرح این قسمت را کار می کردیم می خواستیم برای این حلقه یک اسم بگذاریم و چون می خواستیم بالا شهری باشند، و آن موقع قرار بود که دو حلقه رقیب داشته باشیم، یکی حلقه فرشته و دومی یک حلقه بالای شهری دیگر، دو اسم می خواستیم.

چون پیمان قاسم خانی منزلشان دروس بود گفت بگذاریم حلقه دروس، من که تا امروز نمی داستم و فکر هم نمی کنم پیمان قاسم خانی هم می دانسته که خانم لیلی گلستان در دروس نمایشگاه نقاشی دارند.

اشعاری هم که قرار بود در آنجا خوانده شود، توسط نیما دهقانی(یکی از دوستان) نوشته شده بود که اصلا در جریان چند و چون کار نبود. من به او گفتم که شخصیت داستان گیر تعدادی شاعر می افتد و یک سری شعر آوانگارد بی سر و ته برای من بگو. و من هم از آنها استفاده کردم.

حالا اینکه بگوییم این سری شعرهای آوانگارد بی سر و ته شبیه شعر آقای آتشی است فکر می کنم توهین به آقای آتشی باشد.

ما در آن قسمت با عرفان های سطحی، سو استفاده ها، اشعار آوانگارد، به به چه چه کردن ها و استاد استاد گفتن ها و... شوخی کرده بودیم.

اما اینکه چرا سن و سال این اشخاص بالا بود چون این آخرین اپیزود بود و اینها آخرین بازیگرانی بودند که با ما قرارداد داشتند. ما قرار بود از این بازیگران استفاده کنیم و اصلا بازیگر جوانی نداشتیم که برای این موقعیت استفاده کنیم.

من در گفت و گوی قبلی که با شما داشتم در مورد همین موقعیت گفته بودم آنهایی که شبیه اینها نیستند که نباید بهشان بربخورد و آنها هم که شبیه اینها هستند بهشان بر بخورد.

آن موقع نمی دانستم که ممکن است به آقای نیستانی بر بخورد وگرنه این را نمی گفتم!

در بخش دیگری ایشان در گفت و گو با ما گفته اند که توسط دوست صمیمی شما از نام نویسنده این قسمت از سریال مطلع شدند و اینکه آن دوست صمیمی شما خوشحال بوده که با ارایه اطلاعات غلط به شما، شما را در نوشتن این موقعیت گمراه کرده است، یعنی شما اطلاعات کارتان را از کسان دیگری می گیرید؟

من تکذیب می کنم. موقعی که من در مورد ذکر هایی که در مانترا می گویند از بزرگمهر حسین پور سوال می کردم به من گفت که بعضی از ذکر ها را نگویم چون برای آنها معنای ارزشی دارد و من هم استفاده نکردم. کل قضیه همین بود.

حالا جالب است اگر وبلاگ آقای حسین پور را بخوانید راجب به واکنش استاد یوگایش در مورد این بخش از سریال صحبت کرده، و اینکه استادش از این قسمت خیلی استقبال کرده بوده. و اینکه استاد ایشان گفته بوده که این سریال نشان داده که الان یوگا و مدیتیشن به چه سمت و سویی رفته است و...

آقای نیستانی معتقدند که شما به عنوان یک نویسنده می بایست دردی از جامعه را می شناختید و بعد در جهت درمان ، آن درد را به نقد و چالش می کشیدید، در حالی که در این قسمت هیچ دردی مطرح نشده و چیزی درمان نکرده. جز اینکه دردی به دردهای قبلی هم اضافه شده. ایشان معتقدند این یک متن احمقانه است و توسط یک آدم بی سواد نوشته شده. آیا کار شما صرفا یک مجموعه هجو برای خنداندن مخاطب عام بوده؟

نمی دانم در مورد توهین های ایشان چه بگویم، فحاشی تصور نمی کنم پاسخی داشته باشد. به هر حال من برای ایشان به شدت احترام قائلم اما ایشان وقتی با این ادبیات صحت می کنند خواننده حتما در مورد آن قضاوت می کنند، راجب ادبیات ایشان.

ولی اینکه ما یک جامعه تعریف کردیم، یک گروه آدم های بیکار و آدم های عشق شاعری، عشق انقلابی گری و عشق مدیتیشن دارند و دایم در حال وقت گذرانی هستند و عدای روشنفکری و عدای عرفان در می آورند. با عدا بازی این آدم ها شوخی کرده ایم، آدم هایی که برای آنکه روزیشان بگذرد مجیز گوی یک خانم هستند.

ما با مسعود شصت چی جلو می رویم، مسعود شصت چی است که با وسوسه شهرت و قدرت و محبوبیت قرار می گیرد و در این قسمت در وسوسه محبوبیت قرار می گیرد. اما به دلیل کمی وقت این قسمت خیلی کوتاه ضبط شده است و حق مطلب عدا نشده.

مشخص کنید در این مجموعه شما کدام درد و کژ روی اجتماعی را به نقد و چالش کشیده اید، تا بتوان روی آن عنوان یک کار قوی گذاشت که صرفا عامه پسند نبوده؟

این رفتارها و کردار ها مگر درد نیست، همانطور که خیلی از شعرا و روشنفکرها و ادبا از این موضوع استقبال کرده اند، چون دیده اند از این آدم ها. از این آدم هایی که به روشنفکرها و ادبا و شعرای بزرگ می چسبند و از کنار اینها می خواهند ارتزاق کنند و ادا و ژست و بازی های آن را فقط دوست دارند و در چنته هم هیچ چیزی ندارند.

این آدم ها هستند، که خیلی بی مایه هم هستند. در مورد اینکه حرف داشت یا نداشت، می توانید به سایت ها و روزنامه ها و مجله ها سر بزنید و تحلیل های جدی که در مورد این کار نوشته شده است را ببینید. تحلیل های روانشناختی، جامعه شناختی و سیاسی که در مورد این کار بوده است را می توانید بخوانید و ببینید که این کار حرفی داشته، موجی ایجاد کرده یا نه.

از این سریال بخش هایی حذف شده بود؟

خیر.

آقای رشیدپور با خبرگزاری مهر گفت و گویی داشته اند که در آن اظهار کردند که بخضی از نقششان حذف شده؟

بله، نقشی داشت که شوخی با فیلم پدرخوانده بود، که ایشان پیش آقای قداره بندیان می آمد و گله ای می کرد از آقای حسینیان، و آنها می رفتند کله مرغ روی تخت خواب آقای حسینیان می انداختند.

قرار بود این سکانس را آقای علی پروین بیاید و ایشان مسعود شصت چی را اشتباهی بگیرد، منتها آقای علی پروین در سفر بودند و هماهنگی با ایشان میسر نبود.

بنا براین از آقای رشید پور در سکانس آخر استفاده کردند و چون از ایشان در این سکانس استفاده شده بود بنابراین نمی شد آن شوخی بماند. بنابراین مجبور شدند آن بخش شوخی با فیلم پدر خوانده را از کل سریال خارج کنند. چون می خواستند از آقای رشید پور در سکانس آخر استفاده کنند.

پس این حذف سیاسی نبوده است؟

نه اصلا، همه چیز به همین سادگی بوده!

عبارت داخل پرانتز فرهنگ از نام فامیل قداربندیان جدا شده بود، دلیل این حذف چه بود؟

نمی دانم، ولی مطمئنم موقع نگارش نویسنده به هیچ عنوان هیچ قصدی از نوشتن این عبارت نداشته و هیچ معنا و مفهوم خاصی را نمی رسانده. اما اینکه چرا حذف شده شاید به خاطر اینکه در قسمت های قبلی آن همه حرف و حدیث و شائبه از هیچ درآمده شاید دیده اند که آن ممکن است که شائبه ایجاد کند بنابراین آن را حذف کردند.

چون بود و نبودش هم فرقی نمی کرد و قرار هم نبود از آن استفاده ای شود. بنابراین توسط خود کارگردان در مونتاژ حذف شده، که شائبه ای ایجاد نشود.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387 و ساعت 2:19 |
درباره دایره زنگی  
Image

مهتاب روغنی
در یكی از روزهای ایام عید امسال و بر اساس تیزرهای تلویزیونی و نوع تبلیغ و بر اساس صحنه های انتخاب شده تصمیم گرفتیم كه به همراه همسرم و پسر 9 ساله ام به سینما برویم كه این فیلم فیلمی نبود جز دایره زنگی . صدای تیزر فیلم با صدای دوست داشتنی مهران مدیری و صحنه هایی از كمدی بزن بكوب و صحنه های رقص مهران مدیری شما قضاوت كنید آیا چیزی به غیر از یك فیلم كمدی از این صحنه ها برداشت می شود ؟ این را هم كه می دانید همه شیفته ی بازی مهران مدیری و امین حیایی هستند . به هر حال به سینما رفتیم و فیلم شروع شد هنوز فیلم به نیمه نرسیده بود كه متوجه شدیم چه اشتباهی كردیم و فیلمی كه باید محدودیت سنی داشته باشد به صورت خانوادگی به نمایش گذاشته شده است . مثلا یكی از كلماتی كه مدام در هر سكانس تكرار می شد كلمه زن .... بود . شما خودتان را به جای من بگذارید كه كودكتان از شما بپرسد كه این كلمه یعنی چه ؟ تازه از آن هم بدتر توسط كودك خردسال فیلم پرسیده می شود كه :مامان زن .... یعنی چی ؟ و با این به اصطلاح شوخی كل سینما می خندند و می ماند كودكان كنجكاو و هاج و واج كه اینها به چی میخندند ؟ و یااینكه : پس یعنی مامان بزرگ .... است ؟ یعنی چی ؟ آیا خنده دارد ؟ و این سوالات مدام از من پرسیده میشد (و حتماتمام بچه هایی كه این فیلم را دیده اند )كه مامان این یعنی چی ؟

یا از اون هم بدتر فیلم مستندی كه پسر خانواده از یك دختر خیابانی ساخته است و سوال و جوابهایی كه بین این دو رد وبدل میشود. كه این باز هم با همان موارد بالا رو به رو می شود .

خانواده ی من یك خانواده ی معمولی ایرانی است كه با یك فرهنگ متعادل و با مذهبی متعادل زندگی می كنیم این را به این خاطر می گو یم كه بدانید یك خانواده مدهبی افراطی نیستیم و برچسب تند رویی به ما نمی چسبد بلكه یك خانواده كاملا معمولی مثل اكثریت ایرانیها هستیم كه با فرهنگ خاصی بزرگ شده ایم و دوست دارم فرزندم را نیز این گونه بزرگ كنم . آیا شما دلیلی می بینید كه كودكان خردسال با این جور كلمات و این جور اتفاقات دنیای خشن و بی رحم بزرگترها زود تر از موعد روبرو شوند چرا ذهن زیبا و پاك كودكانمان با این كلمات و رفتارهای نادرست باید آشفته شود و یا كودكان باید خیانتها و دورغهای بزرگترها را نسبت به هم مشاهده كنند و بدبین شوند ؟

تمام مدت نمایش فیلم داشتم از عصبانیت می لرزیدم و بعد از اتمام فیلم به سراغ مدیر سینما رفتم و به ایشان گوشزد كردم كه اگر شما جای من بودید چه حالی می شدید وقتی كودكتان از شما برای سوالش پاسخ می خواهد ؟ اینها كلماتی است كه من و همسرم و خانواده مان در گفتگوی روزمره حتی با یكدیگر بیان نمی كنیم و از بیان آن شرم داریم . كه ایشان فرمودند از دست ما خارج است و مسئله درجه بندی سنی با ارشاد است و حق هم داشت . البته از ایشان در خواست كردم كه این مسئله را منتقل كنند و ایشان هم قولش را دادند .

ولی از شما به عنوان یك مادر و به عنوان یك معلمی كه زمانی با كودكان سرو كار داشته ام (معلم نقاشی ) و حال به عنوان یك تصویر گر كتاب كودك كه همیشه می كوشم برای كودكان و دنیای پاك و بی آلایششان در حد كار خودم قدمی بردارم از شما خواهش می كنم قبل از اینكه هنرمان را با بی ادبی ها و بی فرهنگیها و هرزه گویی های فرهنگ غرب آلوده كنیم به این بیندیشیم كه این كارها چه عواقبی در پی خواهد داشت آیا واقعا برای ایحاد فضای كمدی باید همانند غربیها از كلمات ركیك و شوخی در باره دستشویی رفتن و كلماتی نظیر آن استفاده كنیم ؟ اگر مجبوریم و یا اگر می خواهید معضلات اجتماعی را به تصویر بكشید دست كم رحم نمایید و كودكان را از آن دور كنید بگذارید سر وقتش كه بشود خودشان طعم تلخ معضلات احتماعی را خواهند چشید . اگر قرار است كه رك گویی و بی پرده صحبت كردن را برای فیلم خود انتخاب كنید و همانند سینمای غرب برای خنداندن مردم از كلمات ركیك استفاده كنیم و یا اگر قرار است فیلمی با صحنه های خشونت بار وخشن نمایش داده شود آیا بهتر نیست از همان غربیها یاد بگیریم و فیلمها را درجه بندی سنی بكنیم تا در خانه مردم خودشان مسئول باشند و بدانند كه قرار است چه ببینند و باید با چه كسی ببینند و در سینماها هم ورود افراد زیر سن تعیین شده ممنوع باشد؟

از مسئولین محترم تقاضای عاجزانه دارم و از نمایندگان عزیز و وزیر محترم ارشاد درخواست دارم كه این مسئله را هر چه زودتر بررسی نمایند تا هر چه زودتر به نتیجه برسند .

با تاسف باید بگویم وقتی كه آن روز از در سینما بیرون می آمدم چون ساعت 4 شده بود دسته دسته خانواده ها ( لابد با همان طرز فكر من )دست كودكان خردسال خود را گرفته بودند تا به دیدن فیلمی بروند كه بیشتر مناسب سن بالای 16 سال می باشد.

پیش خود فكر می كردم كه این مادران بنده خدا در پاسخ كودكانشان چه خواهند گفت ؟

راستی فكر می كنید از روز اكران این فیلم تا امروز چند كودك این كلمات را شنیده اند و چه بر داشتی داشته اند ؟ شما خانوم كارگردان چه فكر می كنید . می دانم كه تقصیر شما نیست كه سینمای ما درجه بندی سنی ندارد ولی خود شما به شخصه می توانید همراه با دیگر همكارانتان در این زمینه اقدامی جدی نمایید تا به نتیجه برسد . و درجه بندی سنی برای فیلمها اجباری شود چه در ژانر اجتماعی چه ژانر وحشت و حتی كمدی .

از مدیران سایت تقاضا دارم كه این مسئله را هر جور كه خود می خواهند و صلاح می دانند مطرح كنند .

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387 و ساعت 2:11 |
نگاهي به فيلم «مجنون ليلي» ساخته قاسم جعفري
Image

ام پي تري عشق و جدايي 
مهدي طاهباز

1- با اينکه «مجنون ليلي» با استقبال خوبي از سوي تماشاگران مواجه شده، اما کماکان قاسم جعفري با سريال هايش موفق تر عمل کرده تا با فيلم هاي سينمايي اش. زماني که جعفري فيلم مهجور «ماه مهربان» را ساخت، فيلمساز ناشناخته يي بود که مي خواست عرصه کارگرداني را تجربه کند. حتي دومين فيلم او «قاصدک» هم چيزي براي گفتن نداشت، اما او با مجموعه «خط قرمز» توانست شناخته شود و دست کم در تلويزيون جايگاهي پيدا کند. «خط قرمز» را اگر امروز تماشا کنيد، جذابيت چنداني برايتان نخواهد داشت اما پخش اين سريال در آن زمان که خط قرمزها در تلويزيون فراتر از امروز بود، نوعي تابوشکني به حساب مي آمد. قاسم جعفري حدود يک دهه به سريال سازي در تلويزيون پرداخت و رگ خواب مخاطب تلويزيوني را به دست آورد.

اوج اين مساله ساخت «مسافري از هند» بود که توانست خيلي ها را پاي تلويزيون بکشاند. در اين ميان جعفري يک تجربه ناکام و يک تجربه نسبتاً موفق هم در سينما انجام داد. او قصد همکاري با پويافيلم، شرکت تجاري ساز موفق اين سال ها و ساخت فيلم «عطش» را داشت که در همان اوايل کار اختلافاتش با حسين فرح بخش سبب کنار گذاشته شدن جعفري و کارگرداني فيلم توسط خود فرح بخش شد. «بازنده» ديگر تجربه سينمايي قاسم جعفري بود که يک فيلم تجاري جمع و جور و جذاب به حساب مي آمد و فروش خوبي هم در گيشه داشت. آخرين کار سينمايي قاسم جعفري پيش از «مجنون ليلي»، يک شکست همه جانبه بود. کسي متوجه نشد چرا قاسم جعفري با توجه به شناختي که از مخاطب عام به دست آورده بود و تجربه هاي نسبتاً موفقش در زمينه جذب اين نوع مخاطب، به سراغ ساخت معجوني به نام «گرگ و ميش» رفت، آن هم حتي بدون استفاده از يک بازيگر شناخته شده،

2- جريان حرکت سينماي ايران در اين چند سال اخير به نحوي بوده که کارگردان و تهيه کننده را مجبور کرده براي توليد يک فيلم پرفروش، بيشتر از هر چيز به فکر جمع کردن يک ترکيب جذاب از ستارگان بيفتند و ابتدا ويترين فيلم را به بهترين شکل تزيين کنند. تجربه ثابت کرده در اين زمانه اگر فيلمي مي خواهد بفروشد، مهم ترين فاکتور داشتن بازيگر است و چه کسي بهتر از ستاره اين روزهاي سينماي ايران يعني محمدرضا گلزار. اگر هدف تان صرفاً ساخت يک فيلم پرفروش باشد، وقتي قرارداد با گلزار امضا شد، مي توانيد بي خيال فيلمنامه، شخصيت پردازي، کارگرداني و خيلي از مسائل ديگر شويد چرا که شما فعلاًً صاحب اولين و آخرين دليل فتح گيشه در سينماي بازيگرمحور امروز شده ايد.از طرفي اين روزها ديگر فيلمسازان به يکي دو چهره محبوب و شناخته شده اکتفا نمي کنند و ترجيح مي دهند پولي را که بايد در هنگام توليد صرف پروداکشن فيلم کنند، در زمان پيش توليد خرج کست فيلم شان کنند. «مجنون ليلي» هم در ادامه حرکت جديد سينماي ايران است. البته فيلم تنوع بيشتر و توليد نسبتاً سخت تري در مقايسه با ساير آثار عامه پسند سينماي بدنه ايران دارد اما از بسياري جهات شبيه به ساير فيلم هاي تجاري اين دوره و زمانه است.

3- همه سعي سازنده «مجنون ليلي» اين بوده که اثري متفاوت با قصه و ساختاري متفاوت توليد کند. فيلم به جاي اينکه يک قصه سرراست داشته باشد، از مجموعه چندين داستان يا بهتر بگوييم ماجراي مختلف تشکيل شده که به واسطه يک شيء (جعبه گران قيمت و قديمي) به يکديگر مرتبط شده اند.

فيلم 6 قصه دارد و هر بار که اين جعبه به دست فرد جديدي مي رسد، قصه يي تازه شروع مي شود. اما مشکل کار اينجاست که به جاي اينکه عامل جذابيت اين فيلم تنوع قصه هاي مختلف اش باشد، «مجنون ليلي» فيلم بازيگران است. قصه هاي فيلم بيش از حد کليشه يي و تکراري هستند و اين بازيگرانند که با حضورهاي 15-10 دقيقه يي شان باعث جذابيت فيلم و بهانه يي براي دنبال کردن قصه ها مي شوند. بالاخره هر بازيگر با توجه به زمان محدودي که به او و قصه اش اختصاص داده شده، پتانسيل بر دوش کشيدن بار فيلم را دارد و مي تواند سر تماشاگر را براي مدتي کوتاه گرم کند و جعبه را تحويل نفر بعدي دهد و روز از نو، روزي از نو.

4- در تيتراژ فيلم نام دو نفر به عنوان فيلمنامه نويس و دو نفر ديگر هم به عنوان مشاور فيلمنامه آمده اما با اين حال «مجنون ليلي» پر است از اشکالات فيلمنامه نويسي. اين اشکالات در برخي مواقع به حدي مي رسد که به تحميق تماشاگر مي انجامد. آيا دوستان فيلمنامه نويس و مشاور به اين فکر نکرده اند که مگر شخصيت محمدرضا گلزار کارت آتليه عکاسي اش را خودش به ديگران نداده بود؟، پس براي پيدا کردن کيفي که عوض شده و يافتن جعبه گمشده قاعدتاً بايد منتظر تماس ديگران بماند تا آنهايي که کارت را گرفته اند، با او تماس بگيرند. اما در کمال تعجب يک ليست شماره تلفن جلوي گلزار است و او شروع به تماس با کساني مي کند که به آنها کارت و شماره تلفن داده است،

از همه اينها بدتر سکانس پاياني فيلم و زمان رسيدن شخصيت الناز شاکردوست به داخل بيمارستان، يافتن جعبه و مواجهه با حامد بهداد روي تخت بيمارستان و سپس رفتن بر سر تخت گلزار است. در چنين فيلم هايي که قرار است آدم هاي چند قصه توسط يک اتفاق يا با بهانه يي با يکديگر برخورد کنند يا با هم مرتبط شوند، اولين نکته، رسيدن به يک زمانبندي منطقي و درست براي وقوع اتفاقات و تداخل و برخورد کاراکترهاي قصه هاي مختلف با يکديگر است. اما در «مجنون ليلي» با ساده انگاري تمام، اين مساله مهم فراموش شده است. وقتي الناز شاکردوست جلوي در ورودي بيمارستاني که گلزار در آن بستري است پياده مي شود، هنوز دو قصه ديگر از فيلم باقي مانده است. اتفاقات مربوط به حميد گودرزي و حامد بهداد در فاصله رسيدن الناز شاکردوست از حياط بيمارستان تا راهروي داخلي آن رخ مي دهد، به صورت منطقي ماجراهاي مربوط به حميد گودرزي و سر زدن به همسر سابقش و ماجراي مفصل حامد بهداد و شرط بندي اش براي به دست آوردن جعبه، يک نصفه روز طول مي کشد. آخرين پلان شاکردوست تا پيش از رسيدن به راهروي بيمارستان، پياده شدن او از تاکسي گودرزي مقابل در بيمارستان است. پلان بعدي زماني است که او جعبه را از کارکنان بيمارستان تحويل مي گيرد. در اين فاصله و بيرون از بيمارستان، جعبه دو، سه دست چرخيده و نصيب بهداد شده و او هم تصادف کرده و درست به همان بيمارستان مورد نظر آورده شده است. سرانجام هم مشخص نمي شود چرا رسيدن شاکردوست از در بيمارستان تا راهروي آن اين همه زمان برده و طول کشيده است،

5- سينماي عامه پسند ايران بيش از آنکه از توليد ارزان قيمت و سريعش ضربه بخورد، از فيلمنامه هاي سردستي و آبکي اش آسيب ديده است. عقل حکم مي کند بخش خصوصي که در سينماي ايران عهده دار وجه سرگرم سازي سينما شده، به خاطر محدوديت هاي مالي اش، توليدي ارزان و سريع را پشت سر بگذارد. اما آيا نمي شود با يک فيلمنامه درست و منطقي به سمت توليد يک فيلم ارزان قيمت رفت؟، باور کنيد اگر همين کمدي رمانتيک هاي بازيگرمحوري که اين روزها روي بورس است با يک فيلمنامه درست توليد شود، نيمي از مشکلات سينماي ايران حل مي شود.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387 و ساعت 2:3 |
نگاهي به مجموعه تلويزيوني نوروزی «پیامک از دیار باقی» (سیروس مقدم)
زنده به گور شد تا عبرت گرفت...
زنده به گور شد تا عبرت گرفت...


سينماي ما- مجموعه نوروزی "پیامک از دیار باقی" سیروس مقدم به مقوله تجارت با مرگ و قرابت مرگ و زندگی بر بستری طنز می‌پردازد، ولی در ادامه نمی‌تواند تعادل لازم را در انتخاب لحن حفظ کند و دچار چندپارگی می‌شود. مقدم که شهرتی خاص در انجام کارهای سخت و ناممکن در عرصه تلویزیون دارد، این بار هم در فرصت کوتاه باقیمانده تا نوروز 87 (بهمن 86)؛ عهده‌دار ساخت مجموعه نوروزی شبکه اول سیما شد.
مجموعه‌ای که می توانست برای او به منزله یک نقطه عطف محسوب شود، بخصوص از جهت ورود به حیطه طنز و کمدی و البته کار بر لبه تیغ مرگ و زندگی. او پس از تجربه‌هایی خاص در کارنامه خود همچون 90 شبی جدی در "نرگس"، ماورایی مناسبتی در "اغما" و ... این بار نوروز را تجربه کرد تا در عرصه‌ای جدید خود را محک بزند.
محسن تنابنده نویسنده این مجموعه است که تجربه نگارش فیلمنامه‌های "چند می‌گیری گریه کنی؟" و "اگه می‌تونی منو بگیر" شاهد احمدلو، "استشهادی برای خدا" علیرضا امینی، طرح اولیه "فرزند افیون" مجید جوانمرد، سرپرستی نویسندگان مجموعه 90 شبی "زندگی به شرط خنده" مهدی مظلومی برخی فعالیت‌های او هستند. تنابنده هر از گاهی بازی هم می‌کند و سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مکمل مرد را از بیست و ششمین جشنواره فجر برای بازی در "استشهادی برای خدا" به دست آورد.
نکته جالب در مرور کارنامه او اینکه تم و بستر اصلی مجموعه "پیامک از دیار باقی" بسیار نزدیک به فیلم "چند می‌گیری گریه کنی" است؛ هر دو به نزدیکی مرگ و زندگی بر بستر طنز پرداخته و به نوعی به مقوله تجارت با مرگ توجه دارند. محور اصلی مجموعه کاراکتری فرصت‌طلب و کلاهبردار به نام منصور سیم‌خواه (محمدرضا شریفی‌نیا) است که شمایلی ظاهرالصلاح برای خود برگزیده تا اعتماد دیگران را جلب کند.
ایده جذاب اولیه که حضور این کاراکتر را واجد پتانسیلی ویژه مجموعه کرده، نکته‌ای از پیش تعیین‌شده است. راهی که سیم‌خواه برای فرار از دست طلبکاران انتخاب می‌کند؛ یعنی مردن نمایشی راهکاری است که چندان جدید به نظر نمی‌آید، ولی طبعاً آنچه می‌تواند آن را تازه و جذاب کند، چیدمان شرایطی است که رسیدن به این راهکار را واقعی جلوه دهد.
هسته اصلی‌تر که به نظر می‌آید در این ایده و راهکار مورد نظر نویسنده بوده، چیدمان شرایطی است که سیم‌خواه را در موقعیت واقعی زنده به گور شدن قرار می‌دهد. اما این اتفاق در چندمین قسمت از مجموعه وارد کار شده است؟ نزدیک به قسمت‌های آخر و در شرایطی که بخش اعظم مجموعه صرف مقدمه‌چینی‌هایی می‌شود برای حجیم شدن عرض قصه نه کمکی ویژه به پیشبرد آن.
هر چند قسمت‌های ابتدایی کارکرد معرفی و تثبیت روابط شخصیت‌ها را دارد، اما به تدریج مقدمه‌چینی بدل به حاشیه‌پردازی می‌شود. رابطه سیم‌خواه با همسرش بدری (افسانه بایگان)، چگونگی حضور شیرین (شیلا خداداد) به عنوان زن دوم، رابطه دایی (حمید لولایی) و همسرش با این خانواده و در نهایت نوع حضور دو پسر او حامد (حامد کمیلی) و حمید (سروش گودرزی) از مواردی هستند که پس از معرفی کاربردی به ورطه تکرار می‌افتند.
داستانک‌هایی هم که برای سرک کشیدن به قصه فرعی آنها طراحی شده در مسیر همین تکرار محض کارکرد خود را از دست می‌دهد. به عنوان مثال رابطه حمید با نامزد و پدر نامزدش، رابطه دایی و زن دایی با هم و همچنین با بدری، رابطه فتح‌الله (افشین سنگ‌چاپ) و نقی (رامین راستاد) و ... از جمله این چینش‌هاست که داستانک‌های برخی از آنها در پیشرفت دچار افت و خیز شده و در حد همان تعریف اولیه باقی می‌ماند.
اما در وجه مقابل می‌توان به نوع حضور شیرین اشاره کرد که در خط فرعی مربوط به او اوج و فرود و پیشرفت داستانی حاصل می‌شود و در واقع می‌توان گفت در زیرلایه آن همگام با خط اصلی روندی پویا اتفاق می‌افتد. حضور مادر شیرین، آشکار شدن شیوه آشنایی او و سیم‌خواه در مقطع میانی، بارداری، حضور او با فشار مادر در مراسم خاکسپاری سیم‌خواه و ... نقاط عطفی هستند که می‌توانند در عین حال شخصیت را هم به تدریج معرفی کنند.
همانطور که اشاره شد پاشنه آشیل مجموعه چگونگی طراحی شرایطی است که سیم‌خواه را وادار به انتخاب راهکار مرگ نمایشی و در مرحله بعد اجبار او به زنده به گور شدن است. این بخش با ازدیاد برخی خطوط فرعی ناکارآمد در مقطعی از داستان اتفاق می‌افتد که دیر شده و ماجرا به مدد داستان‌های فرعی جلو می‌رود، بدون آنکه در خط اصلی اتفاقی پیشبرنده بیفتد.
نویسنده برای رسیدن به این چینش ابتدایی دست به کاری زده که به منزله گرفتن پتانسیل از فضای خارج از قصه است. به این ترتیب که حامد با ضمانت پدر از زندان آزاد می‌شود تا او را به کسی معرفی کند که می‌تواند مراسم مرگ نمایشی برایش تدارک ببیند. چینشی غریب که تعریف روابط را دچار نکته‌ای خاص می‌کند، در وجه اول اینکه زندان رفتن به لطف این مجموعه بدل می‌شود به مثلا رفتن سر کوچه یا احتمالاً سفری کوتاه‌مدت و دیگر اینکه قبح زندان رفتن هم کلاً با این نوع نگاه شکسته می‌شود.
با گذر از این مرحله که یک فرد از خارج قصه راهکاری را به قصه تحمیل می‌کند و از ابتدا هم معلوم است پذیرفته می‌شود، حضور کاراکتر فرعی غلام ورنی (رضا شفیعی‌جم) هم از مواردی است که دچار درشتنمایی غیرکابردی شده است. حضور شفیعی‌جم همانطور که در برخی کارهایش به عنوان یک آیتم برای نفس کشیدن مخاطب یا فرار از زیر بار فضای متشنج موجود بکار رفته (مانند فیلم "ارتفاع پست")، در "پیامک از دیار باقی" هم کاربردی آیتم مانند پیدا می‌کند.
تکیه بیش از حد بر طنز این شخصیت و پررنگ کردن حضورش تنها اجبار سیمخواه را برای زنده به گور شدن به تعویق انداخته و موکول به قسمت‌های پایانی می‌کند که کاملاً دچار تغییر لحن شده و از طنز تزریق شده به موقعیت‌های پیشین فاصله می‌گیرد. نویسنده برای پیوند زدن این کاراکتر تلاش کرده پس از این ماجرا با آمدن گاه و بیگاه غلام برای تلکه کردن و سکانس زائد پایانی او را به خط اصلی سنجاق کند که پیشاپیش تمهیدی شکست‌خورده است، چون دارای چنین پتانسیلی نیست.
در نقطه مقابل نوع حضور فتح‌الله و نقی (کارگردان برج) هم قابلیت بدل شدن به آیتم را دارد، ولی در ادامه با عذاب وجدان فتح‌الله که او را به سر قبر سیم‌خواه می‌کشاند، نویسنده می‌تواند آنها را به خط اصلی قصه پیوند و حضورشان را گسترش دهد. در این میان باید به تیپ‌سازی ماهرانه این دو بازیگر در خلق یک زوج طنز جدید اشاره کرد که همذات‌پنداری مخاطب را جلب می‌کند.
مجموعه "پیامک از دیار باقی" در قسمت‌های انتهایی دچار تغییر لحن اساسی می‌شود و از آنجا که دست نویسنده و سازنده از طنز و کمدی تزریقی خالی شده، تلخی و گزندگی آن بخصوص در این تضاد لحن توی ذوق می‌زند تا در سکانس‌های متوالی مخاطب شاهد زنده به گور ماندن سیم‌خواه و عبرت گرفتن او از مرگ نمایشی خود باشد.
از اینجا به بعد پایان غیرقابل پیش‌بینی که تا جایی نقطه قوت این مجموعه را (در عین طنز گاه لوده و سطحی کار) تشکیل می‌داد، نیز از دست می‌رود تا دیگر این نقطه امتیاز را هم از دست داده و پایان اخلاقی، متنبه شدن سیم‌خواه، رفتن هر دو زن به یک جبهه و ... طبق کلیشه‌های نخ‌نما خیلی پیشتر لو رفته و جذابیت خود را از دست بدهد.
مجموعه تلویزیونی "پیامک از دیار باقی" به کارگردانی سیروس مقدم نوروز 87 در 15 قسمت هر شب ساعت 22 از شبکه اول سیما پخش شد.



منبع خبر : خبرگزاري مهر
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387 و ساعت 2:0 |
شريفي‌نيا:كلك خوردم!  

فارس: محمدرضا شريفي‌نيا گفت: همسرم «آزيتا حاجيان» مرا راغب به حضور در قبر كرد. او كه نسبت به من در اين مسائل فرد شجاع‌تري است، به گورستان رفت و در قبر خوابيد. وقتي آمد گفت حس خوبي به من دست داد، زيرا از دريچه‌اي چهارگوش آسمان و منظره بالاي سرت را مانند يك تابلوي نقاشي مي‌بيني.

در نشستي كه روز گذشته با حضور نويسنده،‌ كارگردان، تهيه كننده و چند تن از بازيگران مجموعه تلويزيوني «پيامك از ديار باقي» در خبرگزاري فارس برگزار شد، محمد رضا شريفي‌نيا كه در اين مجموعه علاوه بر بازي، انتخاب بازيگران را هم بر عهده داشته، گفت: ‌من خيلي دير به گروه پيوستم و زماني به آنها ملحق شدم كه يكسري صحبت‌هايي با برخي بازيگران شده بود. داستان سريال نيز درباره يك خانواده با يك زن و دو پسر بود كه زن دوم هم بعدا به آنها اضافه شد و حتما بايد با يك موقعيت متضاد زن اول انتخاب مي‌شد، بعد پسرها و آدم‌هاي اطراف آنها.

وي افزود: در ابتدا درباره كار صحبت‌هايي با آقاي مقدم شد و وقتي حضور من در نقش سيم‌خواه قطعي شد، در بخش‌هاي اوليه برخي تغييرات صورت گرفت و من و آقاي مقدم علاقه‌مند بوديم كه تركيبي از بازيگران سينمايي و تلويزيوني در كنار هم قرار گيرند تا بتوانيم در مقطعي آنها را كنار يكديگر قرار دهيم.

وي در ادامه گفت: شايد در اولين نگاه حضور حميد لولايي و رضا شفيعي‌جم در كنار هنرپيشه‌هاي غيرطنز تعجب آور باشد، ولي ما سعي كرديم ميان اين دو طيف تعادلي ايجاد كنيم كه منجر به شكست نشود. بعد از جمع شدن اين گروه، ماحصل خوبي به‌دست آمد و بازي‌ها رضايت بخش بود. البته طنز نقش‌هاي حميد لولايي و رضا شفيعي‌جم به نسبت گروه ما بيشتر بود. آنها خيلي برجسته‌تر و غلوشده‌تر به بخش‌هاي طنز پرداختند كه اين توازن بايد توسط كارگردان و سعيد آقاخاني به‌عنوان بازيگردان به‌وجود مي‌آمد تا اين دو كفه ترازو نزديك به هم از آب درآيند. در كنار آنها افشين سنگ‌چاپ و رامين راستاد يكي از بخش‌هاي برجسته كار را تشكيل دادند و ميزان و نوع نقش‌هايشان بسيار حساب شده و اندازه از كار درآمد.

شريفي‌نيا اظهار داشت: ما در بخش حاشيه بازيگري‌مان و نزديك‌ به فرعي نقش‌هاي بسيار خوبي داشتيم و اين مجموعه باعث مي‌شود شما كل كار را خوب ببينيد. وقتي همه آدم‌ها كه حتي قرار بود يك سكانس بازي كنند، سرجاي خود قرار گرفته بودند،‌اين منجر به تقويت كار شد. مثلا خانم شهره لرستاني نقش بسيار كوتاهي در اين مجموعه داشت كه بسيار عالي از كار درآمد و با توجه به اينكه ما مقداري هم تحت فشار زمان بوديم،‌ تركيبي كه چيده شد تركيب خوبي براي يك سريال بود.

وي ادامه داد: اگر مشكل كمبود زمان نبود، شايد دو نفر در اين سريال جابه‌جا شده و تغيير مي‌كردند. مثلا من با حضور نادر سليماني در آن نقش موافق نبودم. شايد اگر يك فرد مسن در جاي او قرار مي‌گرفت، بهتر بود. من اگر فرصت بود حتما جمشيد هاشم‌پور را براي اين نقش انتخاب مي‌كردم، زيرا روانخواه در مقابل شخصيت سيم‌خواه بچه به نظر مي‌رسد. سيم‌خواه فرد پيچيده‌اي است كه قصد دارد تمام زندگي خود اعم از همسر، فرزندان و اموال خود را به دست اين فرد بسپارد و اين نقش با بازي نادر سليماني در مقابل سيم‌خواه جوان و بي‌تجربه به نظر مي‌رسد. شايد انتخاب من به جاي نادر سليماني بعد از جمشيد هاشم‌پور، علي اوسيوند بود.

چون وقتي در چهره‌اش نگاه مي‌كني گذشته‌اي دارد كه شما را محكوم مي‌كند كه با اعتماد بيشتري به حرف‌هايش گوش كنيد، چون اتفاقي كه در حال رخ دادن است، بسيار مشكل است و اين شخصيت بايد خيلي قوي، پخته و مرد اول زندان باشد يا نقش همسر حميد كه آرام جعفري بازي مي‌كرد، مي‌توانست تغيير كند.

وي تصريح كرد: اگر نقش‌ها درست انتخاب شود، 80 درصد راه طي شده، و اگر با ذهن نويسنده و كارگردان نيز سازگار باشدآن وقت حميد لولايي ديگر برادر افسانه بايگان نخواهد شد، زيرا چنين زني با اين خصوصيات به نظر من برادرش خصوصيات ديگري دارد.

وي درباره بازي ساير بازيگران در اين مجموعه نيز گفت: من در اين كار شيفته كار شفيعي‌جم شدم چون بداهه‌هايش كمك بسياري به صحنه مي‌كرد و حضور خوبي داشت و در اين سريال متوجه شدم كه حامد كميلي براي ايفاي نقش‌هاي كمدي بسيار خوب است و اگر اين راه را در سينما ادامه دهد به ستاره تبديل خواهد شد.

وي ادامه داد: در مورد فخرالدين صديق‌شريف نيز بايد بگويم كه اولين انتقاد را مسعود ده‌نمكي داشت كه گفت تو از روحاني مثبت فيلم ما در اين سريال استفاده كرده‌اي! اما نظر من اين بود كه هدف از ساخت فيلم يا مجموعه اين است كه پيام به درستي به مخاطب القاء شود و در اينجا تا وقتي بازيگري نباشد كه بهتر از صديق‌شريف نقش روحاني را بازي كند، او تا آخر عمرش بايد ايفاگر اين نقش باشد چون اكثر كساني كه جاي روحانيون بازي مي‌كنند، اين نقش را به خوبي ايفا نمي‌كنند.

شريفي‌نيا گفت: روحاني يك عالم مسلط به زبان، بيان و حرف زدن است و شيوايي بيان صديق شريف كمك مي‌كرد كه بازي او ‌در باورپذيرشدن استدلال‌هايش به عنوان يك روحاني موفق باشد.

شريفي‌نيا در ادامه اين نشست كه در خبرگزاري فارس برگزار شد، درباره نقش خود و بخش‌هاي مربوط به خوابيدن در قبر نيز گفت: اول كه متن سريال را به من دادند فقط 8 قسمت اول بود و بخش‌هاي در قبر خوابيدن مربوط به قسمت‌هاي 10 و 11 بود كه آنها را نخوانده‌ بودم و درباره آن‌ها كلك خوردم!

وي اظهار داشت: من نسبت به درون قبر رفتن حساسيت دارم و از اين كار خوشم نمي‌آيد كه البته طبيعي است و خانواده‌ام نيز زياد از اين نقش كه پذيرفته بودم، خوششان نمي‌آمد.

وي افزود: در حقيقت همسرم خانم حاجيان مرا راغب به حضور در قبر كرد. يكبار او كه نسبت به من در اين مسائل فرد شجاع‌تري است، به گورستان رفت و در قبر خوابيد. وقتي آمد گفت حس خوبي به من دست داد زيرا از دريچه‌اي چهارگوش آسمان و منظره بالاي سرت را مانند يك تابلوي نقاشي مي‌بيني. اين تعبير كمي قبر را براي من جذاب كرد، چون من همواره به خاك و گل و سنگ فكر مي‌كردم ولي با اين كلام ذهنم به سمت آبي آسمان و آرامش رفت. همچنين كتاب سفر به شهر ستارگان كه كوئيلو آن را نوشته، روي من تأثير بسيار مثبتي گذاشت. هماهنگ كردن دو نگاه كه هميشه هستي و فردا نيستي نيز زندگي را متعادل مي‌كند.

شريفي نيا در ادامه گفت: ما در تلويزيون دو بخش در كارهاي كمدي داريم، يكي هزل و ديگر طنز است. بسياري از كارهايي كه در تلويزيون از آنها استنباط كمدي مي‌شد، در واقع هزل بود. شما را مي‌خنداند ولي به بيهودگي مي‌كشاند. طنز شما را مي‌خنداند ولي هشداردهنده و گزنده است. در ذهن شما جرقه ايجاد مي‌كند و ذهن‌تان را به كار مي‌اندازد. اين كار، طنز و كمدي فاخر است. كمدي كه شما را به فكر وا مي‌دارد.

وي در ادامه اظهار داشت: انسانها دوست دارند در مقابل چيزي كه به آنها داده مي‌شود يك دريافت داشته باشند و هميشه نيز همين‌طور است.مردم از شعار بدشان مي‌آيد و دوست دارند پيام با شعور به آنها منتقل شود. وقتي ما به سمت شعور برويم تماشاچي پيام ما را دريافت مي‌كند.مثلاً در سكانس بيرون آمدن سيم‌خواه از قبر همين تصوير كه او حوله‌اي روي صورتش بود و با روحاني محل صحبت مي‌كرد براي بيننده كافي بود تا اينكه با جزئيات به بيرون آوردن و تلنگر روحي سيم‌خواه اشاره شود و نيازي به جزء به جزء گفتن نيست و تماشاچي را خسته مي‌كند.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387 و ساعت 1:54 |
درباره فيلم جايي براي پيرمردها نيست 
شهرام اميرپورسرچشمه

«جايي براي پيرمردها نيست» فيلمي انتقادي و نشان دهنده قسمتي از جامعه حريص و مريض امريکا است. هر يک از سه کاراکتر فيلم نماينده يک طبقه از جامعه است. صرف نظر از ربودن جوايز اسکار توسط اين فيلم که اسکار بهترين فيلم، کارگرداني، هنرپيشه مرد نقش دوم و فيلمبرداري و فيلمنامه اقتباسي شامل آن مي شود، در اين نوشته کوتاه اين سه کاراکتر را بررسي مي کنيم.

داستان فيلم ساده است. مقدار زيادي پول پيدا مي شود و در پي آن صاحبان پول به دنبال دزد پول ها، قاتلي رواني را مي فرستند. قاتل در اين جست وجو از هيچ کشتاري کوتاهي نمي کند. در اين بين پليس پيري همانند سايه يي در پي دزد و قاتل مي آيد. در آخر چند کشته بر جاي مي ماند و همه چيز تمام مي شود.

اولين شخصيت با بازي «جاش برولين» شکارچي صبور و باهوشي است که تا چند دقيقه قبل از پايان فيلم ذهن بيننده را شديداً به خود مشغول مي کند. او روزگاري سرباز پياده نظام ارتش بوده ولي بعد از چند سال با زني صبور ازدواج کرده است و زندگي مي کند. او کيفي پر از پول را در دشتي که چند قاچاقچي مکزيکي در آن، هنگام معامله مواد با پول ها کشته شده اند، پيدا مي کند. پس از آن فرار و گريزهايش با قاتلي رواني که به دنبال پول ها است، شروع مي شود. اين شکارچي نماد طبقه يي زجرکشيده و له شده است. طبقه يي که با تمام سختي هاي زندگي سعي دارند روي پاهاي خود بايستند و زندگي آرامي داشته باشند. او روزي سرباز بوده است. کافي است انساني يک روز در پياده نظام ارتش زندگي کند تا بفهمد که در طول عمر، تا چه حد مقاوم است. تحمل سختي هاي جانفرسا، عمليات هاي خطرناک، تشنگي و گرسنگي قسمتي از زندگي سرباز است ولي در انتهاي اين راه وقتي ديگر همه چيز تمام مي شود، مي فهمد که دوره يي پوچ را گذرانده. او مي داند که پس از اين خودش است و خودش. در اين لحظه است که به همه چيز پشت کرده و فقط راهي را انتخاب مي کند که خود برگزيده، با تمام قوا و تا حد مرگ آن راه را مي رود. در اين دوره همه مي آموزند که زندگي هر کس را هيچ کسي جز خودش نمي سازد. همه سرباز زاده شده اند و سرباز خواهند مرد. سرباز مي آموزد که يا از موقعيت ها استفاده کرده و راحت زندگي مي کند يا در ناکامي جان خواهد داد. با اين طرز تفکر در ارتش، نبايد تعجب کرد که چرا يابنده دو ميليون دلار، با تمام زد و خوردها نمي خواهد پول ها را از دست بدهد. «برولين» اين نقش را خوب بازي کرده است ولي اين قدرت «باردم» است که بازيگري او را کمرنگ تر نشان داده است.

دومي با بازيگري «خاوير باردم» قاتلي رواني است، که با هرکسي که برخورد مي کند او را مي کشد و هيچ عکس العملي در مقابل قتل هاي خود ندارد. کپسولي با خود حمل مي کند که در کشتارگاه گاوها از آن براي کشتن استفاده مي شود. آرام و بي صدا اهداف خود را با اين وسيله از بين مي برد. براي رسيدن به جواب کوچک ترين سوالي، فقط قتل مي کند. وقتي در فيلم با کسي روبه رو مي شود او را مي کشد. جان يک انسان برايش بي ارزش است، «آرام بايست و هيچ حرکتي نکن» يا «من به شوهر تو قول داده ام که تو را بکشم». اين قاتل بازگوکننده طبقه يي مريض است که هيچ راه چاره يي در جامعه پرهرج و مرج امريکا براي خود نيافته است. اغلب يا دوران کودکي وحشت انگيزي داشته اند يا فرزندان طلاق بوده اند يا بچه هايي خياباني. عاقبت اين طبقه معلوم است، تصادفي ناگهاني و شايد مرگي مرموز بدون آنکه حتي خود بفهمند. فقط قدرت بازيگري «خاوير باردم» است که اين نقش را تا بدين حد خشک، زنده و پرقدرت به تماشاچيان نشان مي دهد. گرچه تجربه هاي زندگي بازيگر در اين کشور بي تاثير نبوده است.

کاراکتر سوم، با بازيگري «تامي لي جونز» پليس پيري است که نماد نسلي سالم و به دور از هر نيرنگ است. او کارش جست وجو در منطقه يي است که اين قتل ها در آن رخ مي دهد. پليس پير به هر کجا که مي رود چيزي جز خون و مرگ نمي بيند. حوادثي که در روزهاي رفته او هرگز نبوده است ولي در اين زمان به علتي بسيار جزيي تمامي اين کشتارها را مي بيند. دليل اين کشتار و خونريزي چيست؟ حرص، طمع و پول. در اواخر فيلم، سخن از روزهايي مي گويد که کلانترها با خود اسلحه حمل نمي کردند و همه در آرامش و راحتي زندگي مي کردند. در حالي که به ديدن دوست پير خود که روي ويلچر نشسته است مي رود، مي انديشد که ما پيرمردها با اين حوادث بيگانه ايم. در انتهاي فيلم در مورد حوادثي که در اطرافش گذشته، به فکر فرو مي رود که براي چه چنين شده است. اين جامعه با اين برخوردها و درگيري هايش براي نسل او نيست. او نااميد به آينده مي نگرد و براي همين است که مي گويد؛ « جايي براي پيرمردها نيست».

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 و ساعت 21:12 |
گزارش خواندني درباره حواشي جنجالي سريال نوروزي مهران مديري- بخش دوم
پاسخ صريح امير مهدي ژوله درباره نويسنده بي‌سواد و متن احمقانه، حلقه دروس و مديتيشن، حضور علي پروين در سريال و باقي قضاياي «مرد هزار چهره»
پاسخ صريح امير مهدي ژوله  درباره نويسنده بي‌سواد و متن احمقانه، حلقه دروس و مديتيشن، حضور علي پروين در سريال و  باقي قضاياي «مرد هزار چهره»


است، کسی نمی دانست که هر اپیزود از این سریال توسط چه کسی نوشته شده. از آنجا که این مجموعه توسط گروه نویسندگان نوشته شده بود، گویا تهیه کنندگان آن تمایل چندانی به عنوان کردن نام نویسنده های قسمت های مختلف نداشتند و در تیتراژ سریال هم نامی از نویسنده هر قسمت به میان نمی آمد.
اما توکا نیستانی با افشای نام امیرمهدی ژوله به عنوان نویسنده قسمت شعرا که به گفته خودش توسط یکی از دوستان ژوله از آن مطلع شده بود این جو را برهم زد. نیستانی در گفت و گویی که با "فرارو" داشت به شدت نسبت به این سریال و نویسنده قسمت مربوط به شعرا موضع گیری کرد تا حدی که نویسنده موقعیت شعرا را «بی سواد» و متن را «احمقانه» توصیف کرده بود. همچنین نیستانی تعابیری از سکانس های مختلف موقعیت شعرا ارایه داده بود. در همین خصوص با امیر مهدی ژوله گفت و گویی انجام داده ایم. در این گفت و گو ژوله علاوه بر روشن کردن سو تفاهمات در مورد حذفیات این سریال هم صحبت کرده است. این گفت و گو را بخوانید.

آقای نیستانی با اشاره به سابقه فعالیت شما در مطبوعات و بعد وارد شدن به کارهای تلویزیونی گفته بودند که به جای «یک کودک فهیم» باید از صفت «زبل» برای امیرمهدی ژوله استفاده کرد، در مود این اظهار نظر، نظری دارید؟
سابقه من مشخص است، چه در مطبوعات و چه در تلویزیون. جاهایی که کار کرده ام و چیزهایی که نوشته ام همه روشن هستند. خوانندگان شما می توانند خودشان قضاوت کنند. در این موضوع چند اشکال وجود دارد. اول اینکه من برای توکا نیستانی دوستم و همیشه برای هم احترام قائل بوده ایم. توقع داشتم اگر شائبه ای برای توکا نیستانی پیش آمده در مورد آن سریال اول به خود من زنگ بزند و جویای موضوع شود. دوم اینکه توکا نیستانی از صمیمی ترین دوست من شنیده که این قسمت را من نوشته ام و بعد علنی اعلام کرده است که این قسمت را من نوشتم. این دومین نامهربانی او است. توجه کنید که چون در تیتراژ از گروه نویسندگان نام برده می شود، یعنی تمام مسئولیت ها با گروه نویسندگان است. وقتی هم که ما کار می کنیم، اینطور نیست که هر کسی دستش را در جیبش کند و هر چه می خواهد بنویسید! یکماه و نیم تا دوماه بحث طراحی کل ماجرا را داشتیم، که تصمیم بگیریم چه موقعیت هایی داشته باشیم و مسعود شصت چی در چه موقعیت هایی قرار بگیرد، و در هر موقعیت چه اتفاقی برایش بیافتد. از اول هم قرار بود موقعیت شاعرها را بر اساس قصه موخوره جلو برویم و هر کسی می نوشت همین اتفاق می افتاد، حالا اینکه شما بیایید و این قسمت را به یک نفر خاص ربط بدهید و قضاوت شخصی و فرا متنی بکنید، فکر می کنم زیاد دوستانه نیست.

در گفت و گویی که ما با آقای نیستانی داشتیم به چند نکته در مورد موقعیت شعرا اشاره کرده اند، اول اینکه شعرایی که در این قسمت بودند، همگی سن و سال بالایی داشتند، بنابراین نمی توانسته اند نمادی از «جوجه روشنفکرها» باشند، دوم ایشان اعتقاد داشتند میم تهرانی همان محمود مشرف آزاد تهرانی بوده است و سوم اینکه ایشان معتقد بودند از آنجا که کسی به جز خانم لیلی گلستان در دروس گالری نقاشی ندارند، بنابراین خانم «نیکی» که در این سریال حضور داشته است کنایه ای بوده به خانم «لیلی گلستان»، چهارم اینکه ایشان معتقد بودند عکس استاد مرحومی که در کافه بود عکس زنده یاد منوچهر آتشی بوده و قطعه شعر آوانگاردی که در آن جلسه خوانده شده است کنایه ای به اشعار آقای آتشی بوده است در مورد این اظهار نظرها توضیحی دارید؟
بعد از آنکه آن قسمت پخش شد من نه از دوستان مطبوعاتی نقدی شنیدم، نه از جامعه شعرا و نه از حلقه های ادبی تابحال من چیزی نشنیده ام. فقط آقای نیستانی که به نظر من خیلی کاریکاتوریست خوبی هستند و من خیلی