تبليغاتX
لطفا رای خود را در سمت راست صفحه بدهید
«آن سه» ايراني، نامزد جوايز فيلم آسيا

يکشنبه 30 دی ماه 1386   
 
images/20080120/three.jpg
 
جام جم آنلاين: هومن بهمنش که برای فیلمبرداری "آن سه" نقی نعمتی نامزد دریافت جوایز فیلم آسیا شده، از موفقیت این فیلم در عرصه جهانی با وجود کم‌توجهی جشنواره‌های داخلی ابراز خوشحالی کرد.
بهمنش در این باره به خبرنگارمهر گفت: "این فیلم به نوعی اولین کار سینمایی من محسوب می‌شود. به همین خاطر باید همه افتخارات این فیلم را به نقی نعمتی کارگردان فیلم تقدیم کنم که به من اعتماد کرد. البته برای بار دوم است که فیلمبرداری این فیلم در سطح جهانی مورد توجه قرار می‌گیرد."
وی درباره ویژگی‌های فیلمبرداری فیلم "آن سه" گفت: "فیلمبرداری این فیلم تکنیک عجیب و غریبی ندارد. فکر می‌کنم بیشتر، کمپوزیسیون، قاب‌بندی، حرکت و شرایط سخت فیلمبرداری در لوکیشن‌های این فیلم مورد توجه داوران خارجی قرار گرفته است."
وی افزود: "سعی کردم حداقل، سرمایی را که در لوکیشن‌های این فیلم هنگام کار وجود داشت به بیننده منتقل کنم و فکر می‌کنم این حس با فیلمبرداری در مخاطب ایجاد می شود."آن سه" در کنار سه شخصیت سرباز، کاراکتر دیگری نیز دارد که برف است. ما در فیلم به برف به عنوان یکی از شخصیت‌های اصلی نگاه کردیم و با تکیه بر این موضوع کار را انجام دادیم."
بهمنش در ادامه گفت: "وجود کاراکتر برف در فیلم نگاهی بود که نعمتی نیز بر آن تاکید داشت. من نیز با توجه به این موضوع فیلمبرداری را انجام دادم و فکر می‌کنم ایجاد این حس در مخاطب توجه داوران را جلب کرده است. البته امیدوارم با توجه به موفقیت جهانی فیلم، شرایط اکران آن در داخل کشور نیز فراهم شود تا نسل جوان تجربه هم نسلان خود را ببینند."
وی با اشاره به برگزاری دومین دوره جوایز فیلم آسیا گفت: "همانطور که می‌دانید سال گذشته جعفر پناهی و مانی حقیقی دربخش‌های کارگردانی و فیلمنامه نامزد دریافت این جوایز بودند که حقیقی برای فیلمنامه "کارگران مشغول کارند" برنده جایزه شد. نکته جالب در فهرست نامزدهای بخش فیلمبرداری این جوایز غیبت فیلم‌هایی است که در جوایز فیلم آسیا پاسیفیک در کنار"‌آن سه" حضور داشتند."
بهمنش که هم اکنون فیلمبرداری "صندلی خالی" به کارگردانی سامان استرکی را برعهده دارد، در این باره گفت: "این فیلم فضایی خاص و نگاهی تجربی دارد. فکر می‌کنم "صندلی خالی" از معدود فیلم‌های سینمای ایران است که در مرز آثار تجربی و کلاسیک ساخته می‌شود. در بخش‌هایی از انیمیشن هم استفاده می‌شود که این موضوع کار مارا سخت‌تر کرده است."
بهمنش فیلمبرداری این فیلم را یک تجربه خوب دانست و خاطر نشان کرد: "کار از نظر نورپردازی و تصویری تجربه خوبی برای من است. در فیلم "صندلی خالی" فضای رئال تا فانتزی تجربه می‌شود به همین جهت کار با این گروه برای من جالب است."
بهمنش برای فیلم "آن سه" نامزد دریافت دومین جوایز فیلم آسیا شده که برندگان آن روز 17 مارس (27 اسفند) اعلام می شوند. او آبان ماه گذشته نیز برای این فیلم جایزه بهترین فیلمبرداری نخستین دوره جوایز اسکرین آسیا پاسیفیک را از آن خود کرد.
 
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در یکشنبه سی ام دی 1386 و ساعت 17:36 |

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و هنر - سينما

"پيتر برگ" يك فيلم بلند سينمايي براساس زندگي "جان رابرت" قاچاقچي بين‌المللي مواد مخدر با حضور "مارك والبرگ" مي‌سازد.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) فيلم زندگي "جان رابرت" براساس يك اثر مستند با عنوان "كابوي‌هاي كاكائين" توسط كمپاني "پارامونت" تهيه مي‌شود.

بنا به اعلام ورايتي؛ فيلم زندگي "جان رابرتز" به تهيه‌كنندگي "پيتر برگ" است كه پيش توليد آن آغاز شده است.

"رابرتز" پس از بازگشت از جنگ ويتنام به ميامي رفته و تجارت بزرگي در ارتباط با مواد مخدر و كوكائين را سازماندهي مي‌كند.

او ميلياردها دلار از اين طريق كسب درآمد مي‌كند، اما در راه سوداي مرگ جان خود را هم از دست مي‌دهد.

زمان توليد اين پروژه هنوز مشخص نيست و به پايان يافتن اعتصابات نويسندگان هاليوودي موكول شده است.

"والبرگ" اخيرا در فيلم "استخوان‌هاي دوست‌داشتني" پيترجكسون به ايفاي نقش پرداخته و به زودي در فيلم ديگري از پارامونت در كنار "براد پيت" و با كارگرداني "دارن آرنوفسكي" خالق "چشمه" حاضر مي‌شود.

"برگ" كارگردان 44 ساله فيلم نيز كه اخيرا ساخت و اكران "پادشاهي" را پشت سر گذاشته است، درحال پيش‌توليد "هانكوك" با حضور بازيگراني چون "ويل اسميت" و "چارليز ترون" است.

فيلم زندگي "جان رابرتز" با تهيه‌كنندگي اجرايي (HBO) به توليد مي‌رسد.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در یکشنبه سی ام دی 1386 و ساعت 17:24 |
1شنبه / دستگیری بازیگر ایرانی مست

يكي از بازيگران ايراني شب سوم محرم (شب شنبه هفته گذشته ) بعد از آنكه مست و درحالت غيرطبيعي به همراه تعدادي از دوستان دختر و پسر خود از ديسكو پيرمينت در منطقه دبي مارينا خارج و سوار دو دستگاه خودروي شخصي شدند به دليل حالت غيرعادي در رانندگي توسط پليس دبي دستگير و به مقر پليس منتقل شد. وي سپس به جرم رانندگي درحالت مستي و درگيري با پليس با دستور بازداشت موقت روانه زندان شد اما چهار روز بعد با وساطت تعدادي از فوتباليست هاي ايراني و بعضي از ايرانيان ديگر روز سه شنبه 25 ديماه با عفو شيخ محمد حاكم دوبي از زندان آزاد شد . به اين بازيگر سينما كه در تعدادي از فيلم هاي مستهجن نيز بازي كرده 48 ساعت فرصت داده شد تا دبي را ترك كند.

بودجه مصوب دايره المعارف بزرگ اسلامي مدتي است كه به اين موسسه پرداخت نشده و به همين دليل اين موسسه با مشكلات مالي مواجه گرديده است . بودجه 1386 موسسه دايره المعارف بزرگ اسلامي براساس گفته مسئولان اين موسسه از طريق كتابخانه ملي به اين موسسه تعلق گرفته و مسئولان دايره المعارف مي گويند مدتي است سهم مورد نظر پرداخت نشده است .

دو تن از نامزدهاي نمايندگي مجلس شوراي اسلامي در دو شهرستان اهواز و دشت آزادگان به منظور كسب آرا مردم اقدام به توزيع سيم كارت هاي تلفن همراه ايرانسل بين مردم كرده اند. اقدام اين دو نفر به بازرسي ستاد انتخابات اطلاع داده شده است . حسيني رئيس بازرسي انتخابات خوزستان ضمن تاييد اين خبر گفت به دنبال تهيه سند رسمي توزيع اين سيم كارت ها بوده تا در اسرع وقت با آنان برخورد قانوني شود.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در یکشنبه سی ام دی 1386 و ساعت 17:10 |
انتظامی، مجیدی، حیایی، کشاورز و چند هنرمند دیگر از برنامه‌های‌شان در ایام عزاداری می‌گویند
انتظامی، مجیدی، حیایی، کشاورز و چند هنرمند دیگر از برنامه‌های‌شان در ایام عزاداری می‌گویند


[ بابک شریف موسوی ]


سینمای ما - گوشه گوشه ايران اسلامي در هر شهر و روستا و خيابان و كوچه اي كه سر بزنيم مردم سياه پوشيده اند و هر يك به نحوي در برگزاري و يا شركت در مراسم سوگواري سالار شهيدان شركت و حضور مي‌جويند و در اين ميان سينماگران كشورمان نيز كه بخشي از همين مردم هستند در اين ايام با حضور در حسينيه ها، تكايا و خيابان ها خود را در برگزاري هرچه با شكوه‌تر اين مراسم گراميداشت حماسه،آزادگي و ايثار دخيل مي دانند.

/«عزت الله انتظامي»؛ يك پيشنهاد ، يك خاطره/

«عزت الله انتظامي» مي گويد: خاطرم هست زماني كه به عنوان بازيگر در فيلم سينمايي «روز واقعه» حضور داشتم، آقاي «شهرام اسدي» كارگردان اين فيلم قصد داشت براي گرفتن يكي از پلان هاي اين فيلم طوفان مصنوعي درست كند. اما ناگهان در همان لحظه يك طوفان عظيم واقعي برپا شد و اين اتفاق من و تمامي عوامل توليد اين فيلم را تحت تاثير قرار داد. انتظامي همچنين به نمايش فيلم «روز واقعه» در ايام محرم اشاره كرد و افزود: سال گذشته هم پيشنهاد دادم كه اين فيلم را در دو روز عاشورا وتاسوعا به صورت رايگان در سينماها به نمايش بگذارند و اميدوارم اين اتفاق امسال رخ بدهد.

/«مجيد مجيدي»؛ ميزباني سينماگران در مراسم عزاداري/

اما «مجيد مجيدي» كارگردان سينماي ايران طي ساليان گذشته در شب سوم امام حسين(ع) و در منزل خود مراسم عزاداري حسيني برگزار مي كند. در واقع به دعوت از اين كارگردان سينما جمعي از دست اندركاران سينماي ايران و هنرمندان در شب سوم امام حسين(ع) براي برگزاري مراسم عزاداري به منزل مجيد مجيدي مي روند. امسال هم قرار است اين مراسم با سخنراني «دكتر حميد خويي» در منزل اين فيلمساز كشور برگزار شود.

/«محمدعلي كشاورز» و عزاداري در محله «شهباز»/

«محمدعلي كشاورز» نيز در خصوص حضورش در ايام سوگواري قيام امام حسين(ع) مي گويد: طبيعتا من هم مثل تمامي شيعيان و مسلمانان جهان در اين مراسم باشكوه معنوي حضور خواهم يافت. كشاورز افزود: هر ساله در ايام محرم و بخصوص دو روز عاشورا و تاسوعا به محله «شهباز» مي روم و اميدوارم بتوانم با توجه به سرماي شديد هوا و سن و سالي كه دارم امسال هم افتخار حضور در اين مراسم را داشته باشم.

/ «امين حيايي» و دغدغه حفظ فضاي معنوي /

«امين حيايي» و همسرش «نيلوفر خوش خلق» هم مي‌گويند: متاسفانه امسال در اين شبها سر كار هستيم و به ناچار در راه يا از طريق تلويزيون مراسم را دنبال مي كنيم. اما عدم حضور مستقيم ما دلايل ديگري هم دارد، در واقع چون مردم بازيگران را مي شناسند، به دليل اينكه خداي ناكرده فضاي معنوي اين مراسم خدشه دار نشود بيشتر از دور نظاره گر اين مراسم هستيم . امين حيايي مي‌گويد: البته اين مساله باعث عدم شركت سينماگران نشده و در كنار ديگر هموطنان عزاداري مي كنند .

/«رويا تيموريان» و «مسعود رايگان»؛ در پايين شهر/

«رويا تيموريان» هم از در خصوص حضور هنرمندان در مراسم عزاداري سالار شهيدان مي گويد: اين روزها به همراه بچه ها و همسرم «مسعود رايگان» در كنار مردم هستيم. وي افزود: ترجيح مي دهم در ايام محرم به مناطق پايين شهر و بازار تهران بروم زيرا احساس مي كنم در مناطق جنوب كشور گرماي خاصي در اين ايام وجود دارد. تيموريان در ادامه به سريال «شب دهم» كه با بازي وي در ايام محرم از تلويزيون پخش شد اشاره كرده و گفت: اميدوارم تهيه و توليد اينگونه فيلمها و سريال ها كه تاثيرات مثبت خوبي را در ميان مردم به خصوص جوان ها گذاشت است افزايش يابد.

/«جهانگير الماسي» در مهديه تهران و هيات خوزستاني ها/

«جهانگير الماسي» هم با اشاره به اينكه، هنرمندان هم بخشي از همين مردم هستند و دغدغه و اعتقادات خودشان را دارند گفت: در اين ايام علاوه بر هيات خوزستاني ها كه در خيابان گاندي است، براي مراسم عزاداري به مهديه تهران، بازار و جنوب شهر مي روم و علاوه بر آن خودم نيز «نذر» دارم كه در اين روزها آن را ادا خواهم كرد. وي در ادامه اظهار اميدواري كرد در تهيه و توليد آثار تصويري زواياي پنهان قيام امام حسين(ع) به تصوير كشيده شود و افزود: اين اتفاق بزرگ تاريخي و مذهبي آنقدر عظمت و اهميت دارد كه مي تواند جريان تاريخ را حتي امروزه عوض كند، بنابراين هرچه به اين مهم بپردازيم كم است.

/ «سيما تيرانداز»؛ علاقه مند به تعزيه خواني/

«سيما تيرانداز» بازيگر فيلم پاداش سكوت نيز از علاقه اش به تعزيه خواني و آداب و رسوم برپايي اين مراسم در ديگر شهرهاي كشور اشاره كرده و اظهار داشت: خوشبختانه همه ساله در دهه محرم مراسم تعزيه خواني در محوطه تئاتر شهر برگزار مي شود و امسال هم با توجه به اينكه از فرزند كوچكم نگهداري مي كنم، اميدوارم بتوانم باز هم در اين مراسم شركت كنم. وي افزود: همانطور كه مي دانيم در تمام شهرها مراسم عزاداري و تعزيه خواني به اشكال مختلف و با آداب و رسوم متفاوتي برگزار مي شود و چه خوب بود كه تمامي اين مراسم در تهران هم برگزار مي شد و شهروندان تهراني از نزديك با ديگر آداب و رسوم هاي عزاداري آشنا مي شدند.

/ «رضا ايرانمنش» و حضور در مسجد ارگ/

«رضا ايرانمنش» نيز مي گويد: در سال هايي كه زنده ياد «صياد شيرازي» در كنارمان بود براي شركت در مراسم سوگواري قيام امام حسين(ع) به مسجد ارگ تهران مي رفتيم.
وي افزود: با توجه به وضعيت جسماني ام سعي مي كنم در دهه محرم به هيات رزمندگان اسلام بروم و همراه با دوستانم در اين مراسم باشكوه معنوي شركت كنم.
ايرانمنش همچنين به حضورش در بازار تهران و مناطق جنوب كشور اشاره كرد و خاطرنشان ساخت: سعي خواهم كرد در مراسم عزاداري باشكوهي كه در مناطق پايين شهر برگزار مي شود نيز حضور داشته باشم.

/ «جمال شورجه» در خيابان ايران/

«جمال شورجه» نيز علي رغم اينكه در اين روزها به عنوان يكي از اعضاي هيات انتخاب بيست و ششمين جشنواره فيلم فجر در حال بازبيني آثار راه يافته به جشنواره است مي گويد: با توجه به اينكه تا نيمه هاي شب در حال بررسي فيلم هاي مربوط به جشنواره هستيم، اما از هر فرصتي استفاده و در مراسم عزاداري امام حسين(ع) شركت خواهم كرد.
وي افزود: سعي خواهم كرد همچون سال هاي گذشته در حسينيه اي كه در خيابان ايران است حضور يافته و علاوه بر حضور در مراسم عزاداري پاي صحبت هاي حاج «مجتبي تهراني» سخنران اين مراسم بنشينم.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در یکشنبه سی ام دی 1386 و ساعت 1:58 |
گزارش هفتگی: آژانس شیشه‌ای، مجنون لیلی و جمشید مشایخی


سینمای ما - سعید هاشمی: نزدیک جشنواره ایم و بالطبع خبرهای مربوط به این قضیه مهمتر از بقیه اند ولی این هفته خبر زیاد مهمی از جشنواره نداشته ایم.
اولین خبر اینکه قرار شده در جشنواره امسال از پروانه معصومی،مسعود جعفری جوزانی،علی حاتمی و رسول ملاقلی پور تجلیل شود که خب، برگزاری این بزرگداشتها از برنامه های ثابت همه جشنواره ها و ازجمله جشنواره فجر خودمان است و آنچه که مهم است انتخاب افراد و چگونگی تجلیل از آنهاست. البته قرار بود که از مازیار پرتو،فیلمبردار باسابقه سینمای ایران هم تجلیل شود که به دلیل "حضور نداشتن" به یکباره اسم وی از لیست حذف شد.
درمورد فیلمهای جشنواره هم بعد از قطعی شدن حضور "مجنون لیلی"(قاسم جعفری)،براساس شنیده ها قرار است فیلم علیرضا داوودنژاد که "تیغ زن" نام داشت تغییر اسم دهد و "تعطیلات آخر هفته"(محمد متوسلانی) نیز ممکن است به جشنواره امسال نرسد.
از دیگر خبرهای این هفته بستری شدن "جمشید مشایخی"،بازیگر قدیمی کشورمان در بیمارستان آتیه بود که خوشبختانه حال عمومی وی رضایت بخش اعلام شده است. برای این بازیگر بزرگ سینمای ایران آرزوی بهبودی کامل دلریم.
انتخابات کانون کارگردانان و نظرسنجی مجله "سینما ویدئو" هم از دیگر اتفاقات این هفته بود. در انتخابات کانون،علیرضا رئیسیان به عنوان رئیس ابقا شد و همایون اسعدیان به عنوان نایب رئیس و عبدالحسین برزیده به عنوان سخنگو انتخاب شدند.
در نظرسنجی سینما ویدئو هم "آزانس شیشه ای" حاتمی کیا به عنوان برترین اثر دفاع مقدس انتخاب شد که فکر کنم در هر نظرسنجی دیگری نیز همین اتفاق بیفتد.این فیلم حاتمی کیا آنقدر درخشان هست که بشود هر لقب و عنوانی را به راحتی نثارش کرد.
این از این. امیدوارم هفته آینده بیش از این‌ها خبر داغ توی دست و بال‌مان باشد!

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در یکشنبه سی ام دی 1386 و ساعت 1:54 |
1) مستند
2) مستند_داستانی
3) علمی_تخیلی
4)وحشت
5)وسترن
6)گنگستری
7)کمدی
8)جنایی
9)حماسی
10)زندگی نامه(حسب حال-سرگذشت)
11)مستند_تاریخی
12)تاریخی
13)موزیکال(ملودرام)

و ژانری که مخصوص ایران است : ژانر دفاع مقدس ( لیلی با من است--آزانس شیشه ای)

ساختار دراماتیک نمایش :
                                                              اوج


                                         گره گشایی              گره افکنی


                             پایان                                                            شروع

که با وصل کردن شروع به گره افکنی -گره افکنی به اوج -اوج به گره گشایی -گره گشایی به

پایان ساختار دراماتیک نشان داده میشود.( در یک کاغذ آن را بکشید و کلمات را به ترتیبی که

گفته شد به هم وصل کنید. )


فلاش بک : برگشت به زمان گذشته را می گویند.

که در اغلب فیلم ها برای به خاطر آوردن و یا حتی روشن شدن موضوعی از این کار استفاده

میشود.

فلاش فور وارد: رفتن به زمان آینده ( یا اگر در زمان گذشته ایم برگشت به زمان حال)

( نمونه ی خوب ایرانی این مثال فیلم مادیان اثر علی ژکان است.)


دکوپاژ:

نمابندی فیلم نامه را میگویند.و یا به بیان علمی تر فنی کردن فیلم نامه برای اجرا شدن توسط فیلم بردار .
دکوپاژ در واقع فیلم نامه را فنی میکند.


P.O.V نمای ذهنی : ( Pointe Of View) پی .او .وی


در این نما دوربین از دید ناظر بر بازیگر تبدیل به چشم بازیگر مورد نظر شده و وقایع را از دید او

میبیند.( در این حالت از استدی کم نیز استفاده میکنند برای طبیعی نشان دادن حرکات بازیگر)



روش های انتقال تصویر :

فید و سوپر ایمپوز است.سوپر ایمپوز همانند دیزالو ترکیب و ادغام دو تصویر است به طوری که هر

دو تصویر را همزمان میبینیم.

شناخت خطوط و تاثیر آنها بر کمپوزسیون و میزانسن و ایجاد حالت های روانی در بیننده

دو نوع کمپوزسیون برای ایجاد میزانسن ها وجود دارد.
متعادل و غیر متعادل .

حرکت در جهت مورب ایجاد تنش -تضاد و خشونت و حرکت میکند.

حرکت افقی آرامش را القا میکند

حرکت عمودی صعود و پایداری را القا میکند

حرکت سیال (پیچ دار) ایجاد آرامشی نسبی اما به زودی اتفاقی رخ میدهد.


نور ها و تاثیرا روانی آنها :

نور های معمولی اتاق ( Key Light)

نوری که از پشت سر تابانده میشود. ( Back Light)

نور پرکننده (برای از بین بردن سایه های اضافی کاربرد دارد.)

نوری که از بالا بر روی سوژه تابانده شود تاکید بر معصومیت و روحانی بودن آن شخص را

داراست.

نوری که از زیر و پایین به سوژه تابانده شود ایجاد رعب و-وحشت ترس و خشم را دارد.



موسیقی فیلم :

به دو نوع واقعی و کاربردی تقسیم میشود.

موسیقی واقعی : موزیک یا آهنگی است که به طور ملموس در فیلم ااجرا میشود

(فیلم دسپرادو نواختن ساز و خواندن آنتنیو باندراس )

موسیقی کاربردی : موسیقی که در پپس زمینه تصاویر برای القای بیشتر هیجان-آرامش و یا حتی تعقیب و گریز به گوش میرسد

این نوع موسیقی بعد از ساخت فیلم توسط آهنگ ساز برای فیلم ساخته و در هنگام مونتاژ

بر روی فیلم گذاشت میشود.


زمان فیلم :

به دو قسمت زمان واقعی و زمان روانی تقسیم میشود.

زمان واقعی : فیلمی 120 دقیقه زمان دارد برای اکران یا پخش که کاملا مادی است.

زمان روانی : با درونیات بیننده سرو کار دارد.این زمان در فیلم های فلسفی زیاد است

به دلیل سنگینی نما ها و ریتم کند فیلم زمان روانی افزایش می یابد و ببینده را خسته میکند.

و اگر فیلمی ریتمش تند باشد این زمان به حد اقل خود میرسد.
+ نوشته شده توسط نويدمظفريان در جمعه بیست و هشتم دی 1386 و ساعت 14:5 |
استدی کم چیست؟ ( SteadyCam)

جلیقه ایست که فیلم بردار به تن میکند و دوربین بر وری آن به طور کامل نصب میشود .که در

مواقع تعقییب سوژه در راهرو های تنگ که امکان استفاده از ( ریل و ...) نیست مورد استفاده قرار

میگیرد.( سکانس اول فیلم ( سرعت Speed تعقیب سوژه را در راه پله ی تنگ و باریک نشان

میدهد) تصویر این دستگاه بسیار نرم و بدون سکته است.( لرزش را میگیرد ) همانند فیلمبرداری

فوتبال.

تراکینگ ( Tracking)


عمل دور شدن از سوژه یا نزدیک شدن به اوست.

که دور شدن ( Track-out) و نزدیک شدن ( Track_in) به سوژه می گویند .

حرکت تراکین توسط وسیله اس به نام کرب دالی( Crab Dolly) انجام میشود .این نام به دلیل شباهت

حرکات این دستگاه به خرچنگ است( حرکات آرام و یا حتی چرخش آرام به هر سویی حتی در

زمین های نا هموار) این وسیله شباهت زیادی به دستگاه (( شاریو )) داردبا این تفاوت که شاریو

با کمک ریل حرکت میکند اما کرب دالی با پایه های 6-8 انشعاب که دارای چرخ های بلبرینگی

است.امکان حرکت در هر زمینه نا همواری را میدهد.


حرکت به کمک مونتاژ
:

حرکتی که از طریق مونتاژ (تدوین) در ساختمان فیلم به وجود میاید مهمترین

حرکت موجود در فیلم است .این حرکت تنها از طریق پیوند تصاویر در فیلم شکل

میگیرد.در واقع به واسطه ی مونتاژحرکت جدیدی به فیلم اضافه میشود.


خط فرضی :

خطی است فرضی که میان دو بازیگر یا چند بازیگر که رودر روی هم قرار گرفته اند کشیده

میشود.با این خط فرضی دوربین هایی که فیلم برداری میکنند مرتکب خطا نمیشوند.

اگر به این خط فرضی توجه نشود این خط شکسته شده ( شکسته شدن خط فرضی)

دوربین ها باید در یک طرف خط فرضی قرار بگیرند.
خط فرضی محدوده ی 180 درجه ای را در بر میگیرد.
در زیر به چند (شکستگی خط فرضی ) اشاره میکنیم:



مشکلات تصویری که در هنگاه شکستن خط فرضی پیش می آیند.


 


اور شولدر


نما ایست که با حفظ کردن خط فرضی از دو یا چند بازیگر از روی شانه ی آنها گرفته میشود. به تصاویر توجه کنید.




میزانسن چیست؟

مجموعه طراحی هایی که توسط کارگردان انجام میشود که شامل:(حرکت در تدوین-حرکات توام
بازیگران با دوربین در عمق صحنه ) مهمترین چیز در طراحی میزانسن حرکات دوربین و حرکات در

مونتاژ است.

به بیان دیگر قرار گیری صحیح المانها ( عناصر) صحنه و بازیگران را می گویند.

------------------------------------------------

جلوه های خاص تصویری( اپتیکال های تصویری)


که شامل

( کات Cut):
قطع یا برش تصویر را گویند. در این حالت تصویر به طور کلی رفته و تصویر بعدی

می آید.می توان شباهت کات را با نقطه در نگارش مثال زد. ساده ترین نقطه گذاری میان تصاویر

کات است.

(فید) : این جلوه ی تصویری دو نوع است ( فید اینFaed-In) و ( فید اوت Faed -Out )

در این جلوه ی تصویری تصویر از سیاهی مطلق و یا سفیدی مطلق به تصویر میرسد.

که بیشتر برای نشان دادن گذر زمان و تغییر مکان یا زمان استفاده میشود.



(دیزالو Dissolve):
بر هم نمایی دو تصویر و تبدیل تصویر قبلی و به تدریج محو شدن آن به تصویر جدید.در این جلوه ی تصویری تصویر قبلی با محو شدن جایش را به تصویر جدید میدهد. که برای نشان دادن گذر زمان است.

( وایپWipe ):
در این جلوه ی تصویری تصویر به شکل افقی -عمودی و یا چرخشی می رود و

تصویر جدید جایگزین میشود.این جلوه را جاروی تصویر نیز می گویند .که بیشتر مناسب برنامه

های ورزشی و کمدی است.نمونه ی این وایپ ها را در کلیپ های آمادهی استودیوی فیلم

سازی و یا موو می کر (Movie Maker)در ویندوز ایکس پی داریم .شما با انتخاب عکس هایتان و

کلیپ آماده ی مورد نظر عکس هایتان را در کلیپ رندر یا جایگزین میکنید.
+ نوشته شده توسط نويدمظفريان در جمعه بیست و هشتم دی 1386 و ساعت 14:3 |
زوم این : ZOOM IN

حرکت جلو برنده در محدوده ی کادر که با تغییر فاصله ی کانونی در لنز میباشد. که تصویر از زاویه

ای باز به کادری با زاویه دید محدود تر و فشرده تر تبدیل میشود.

زوم بک : ZOOM BACK

حرکت عقب برنده در محدوده ی کادر است که با تغییر فاصله ی کانونی در لنز می باشد.و بر عکس

حالت قبل جهت ایجاد هیجان بصری و دادن اطلاعات گسترده تری به بیننده است.


حرکت های دوربین بر محور ثابت( حرکت افقی دوربین) :

پان ( Pan): البته پن هم گفته میشود.
حرکت دوربین حول محور افقی روی سه پایه دستی را پان میگویند که به طرف چپ یا راست

سوژه حرکت میکند.

انواع پان :

1) پان تعقییبی :

از رایج ترین حرکت های دوربین بر محور ثابت است .در این حرکت دوربین برای

تعقییب موضوع در حال حرکت .پان میکند.

2) پان مروری :

در این نوع پان دوربین به آرامی صحنه ( جمعیت یا منظره ) را می کاود و به بیننده امکان می دهد

نقطه های جالب توجه خود را انتخاب کند.جنبه ی نمایشی دارد و انتظار را در بیننده پرورش می

دهد.

3) پان گسسته :

حرکتی نرم و طولانی است که به طور ناگهانی متوقف می شود ( عنوان بندی اول فیلم یستردی )

تا تضادی بصری را در تصویر پدید آورد .

4) پان شلاقی( سوِ ئیچ پن )

این حرکت دوربین به سرعت از موضوعی به موضوع دیگر می چرخد و صحنه ی میانی در لحظه

ای زودگذر و سریع به صورت تار و مبهم نشان میدهد.( مریم مقدس )

-------------------------------------

حرکت تیلت ( حرکت عمودی دوربین )Tillt:

حرکت دوربین حول محور عمودی ر (تیلت ) میگویند.این حرکت کاربرد های گوناگونی دارد.

تیلت آپ( Tilt Up):
این حرکت از مرکز یا پایین به طرف بالا به شکل عمودی فیلم برداری میکند.

تیلت دون (Tilt Down):
از مرکز -یا بالای سوژه به سمت پایین به طور عمودی حرکت میکند.


-------------------------------------

حرکت های دوربین با ابزار های متحرک :

*دالی ( Dally)

وسیله ایست شبیه ارابه که دوربین را روی آن سوار میکنند .چنانچه دوربین بر روی دالی به طرف

موضوع حرکت کند ( دالی این ) و اگر از موضوع دور شود ( دالی اوت ) می گویند.

تراولینگ ( Traveling ) :

حرکت دوربین بر روی ارابه ای که اغلب بر روی یک ریل حرکت میکند و فیلم بردار و دستیارش بر

روی آن جای میگیرند .حرکت دوربین به جلو به طرف موضوع ( حرکتی است پویا و قوی) که بر

ارزش نمایشی موضوع می افزاید.

و حرکت برعکس آن موضوع را (کوچک و کم ارزش ) می سازد.


کرین ( Crain )

یک نوع بازوی مکانیکی عظیم است که قادر به بالا بردن یک فیلمبردار به همراه یک دوربین به

داخل یا خارج از صحنه است.در واقع کرین می تواند در هر جهتی حرکت کند.
انواع نما :

نمای بسیار نزدیک ( اکستریم کلوز آپ) Extreme Clos Up با حروف اختصاری E.C.U

تصویر اجزای صورت . مثلا : فقط چشم ها- لبها و.. روی پرده دیده میشوند.در این نما سوژه تمام

تصویر را پر میکند و تاکید بر روی جزییات آن است . که معمولا برای نمایش حالت های غیر معمول

: ( عصبانیت-تعجب-تفکر عمیق و ...) استفاده میشود.





نمای نزدیک ( کلوز آپ ) با حروف اختصاری C.U

تصویر درشت از صورت انسان از سر شانه تا بالا .در این نما سوژه با زاویه ی بازتری نسبت به

نمای قبلی و گستره ی بیشتری را نمایش میدهد. با بسته شدن یک نما تاثیر و اهمیت

صحنه پردازی کاهش یافته و در مقابل اهمیت بازیگران و موضوع صحنه افزایش می یابد.




نمای متوسط نزدیک ( مدیوم کلوز آپ) M.C.U

در این نما سر بازیگر و قسمتی از سینه و قسمتی از منظره پشت سر او دیده میشود.



نمای متوسط ( مدیوم شات)M.S

نمایی که کمر به بالا را گرفته و از خواص آن نشان دادن محیط و تاکید روی سوژه است.




نمای (امریکن شات) A.S یا ( نی شاتKNEE SHOT)

شات امریکایی از زیر زانو به بالاست.


نمای تمام قد ( فول شات) F.S

نما از نوک پا تا بالای سر بازیگر را (( فول شات)) می گویند.

نمای متوسط دور ( مدیوم لانگ شات) M.L.S

تصویر در این حالت از زمینه ی جلو ی بازیگر برخوردار است.زمینه ی جلوی بازیگر را در اصطلاح

( پیش نما - F.G ) ( Fore ground ) و زمینه و یا انتهای تصویر را

(پس نما - B.G )( Back Ground) می گویند و فضای مابین

این دو را ( میان نما -M.G ) ( Mid Ground ) می گویند.

- این نما با تسلط منظره و اشیا محیط بر شخص یا موضوع دیده میشود.



نمای بسیار دور (اکستریم لانگ شات)( Extreme Long Shot ( E.L.S

برای نشان دادن منظره ی وسیع است مثل : نمای معرفی کننده (معرف) یک شهر)-از

خصوصیات این نما تسلط بصری بر محیط است.و همچنین برای نشان دادن شکوه -عظمت و

جلال محیط استفاده میشود.


اینزرت( اینسرت) : نمای درشت از اجسام بی جان و اشیا یا عضوی از بدن جانوران و گل و گیاه

و.. را گویند.


-

-----------------------------------------
زاویه دید و ارتفاع دوربین :

زاویه دید معمولی ( آی لول) Eye Level

که سوژه یا موضوع ازنظر ارتفاع با دوربین هم سطح میباشد.از نظر نمایشی کمترین کیفیت و

تاثیر را داراست.که به آن زاویه دید خنثی می گویند.


زاویه دید بالا ( های انگل ) High Angle


این نما به بیننده احساس قدرت و برتری میدهد.که این احساس با دور شدن دوربین از موضوع

( تغییر فاصله) افزایش می یابد.و برای القای حالت هایی چون : بی اهمیت بودن موضوع - حقارت

یا نا توانی سوژه می کوشد.

زاویه دید پایین ( لو انگل) Low Angle

این نما موضوع را قوی تر و مسلط تر .عجیب و مرموز نشان میدهد.شخص نسبت به محیط تهدید

کننده-با شکوه -مقتدر-مصمم و موقر و سخاوت مند ظاهر میشود.

زاویه های غیر عادی دوربین نیز برای القای احساسات خاص کاربرد دارند که مهمترین آنها زاویه

( هلی شات) است که توسط هلیکو پتر گرفته میشود .
+ نوشته شده توسط نويدمظفريان در جمعه بیست و هشتم دی 1386 و ساعت 13:59 |
تهیه کننده :

فردی است که در فرآیند فیلم سازی سرپرست اجرای یک فیلم -در کنار کارگردان ( به عنوان ناظر
هنری محصول تولید شده ) خدمت میکند.در فیلم سازی معاصر - تهیه کننده اغلب پول مورد نیاز

برای پروژه  ( خرید فیلم نامه -استخدام کردن کارگردان و دیگر عوامل انسانی مورد نیاز برای ساخت

فیلم) را فراهم میکند.

نویسنده :

 این شخص در مراحل فیلم سازی -مسئولیت آماده سازی سناریوی یک فیلم را به عهده دارد.

سناریو یا فیلم نامه که دیالوگ و فصل های روی دادی را در بر دارد-پایه و اساس فیلم نامه ی

دکوپاژ شده می باشد.

کیفیت یک فیلم نامه با ملاک های زیر مورد ارزیابی قرار میگیرد:

 
1) اندیشه یا مفهوم

 2) ریشه ی داستانی

 3) دیالوگ

 4)قدرت مضمون


کارگردان :

فردیست که در فرایند فیلم سازی وظیفه ی اصلی شکل دهی و ارتقای داستان فیلم را به یک

تجربه ی گیرا -به شیوه ای هنرمندانه به عهده دارد.ساختمان هنری یک داستان سینمایی

استفاده ی مناسب و لازم از تکنیک های سینمایی -توسعه و تکامل یک سبک قائم به ذات و

کنترل عناصر دراماتیک بازیگری-ریتم و تعیین مکان عوامل صحنه را طلب می کند.و همچنین

کارگردان باید بر روی موضوعات مهمی چون نورپردازی-گریم-لباس ها-حرکت دوربین-لوکیشن

جلوه های وپژه و هم آهنگی موسیقی فیلم با مضمون فیلم نظر دهد .

تغییرات در متن فیلم نامه اضافه کردن و حذف نمودن جزو اختیارات قانونی کارگردان به شمار

میرود.

کارگردان ها به دو دسته تقسیم میشوند:

1) سینماگر
 
سینماگر فردیست که به شکلی ماهرانه و حرفه ای فیلم نامه را تبدیل به تصاویر ثبت شده

روی نوار فیلم می کنند.این شخص بیشتر به تدوین فیلم اهمیت میدهد و در زمان تدوین بهترین

نوع تدوین را بر روی تصاویر ساخته شده اعمال میکند.

2) کارگردان (متورانسن)

این کارگردانان بیشتر تمایل به ایجاد فضا و میزانسن صحنه ی فیلم هایشان دارند. این کارگردانان

 نه تنها تولید کننده بلکه پرورش دهنده ی فیلم نیز هستند. زیرا تمام قدرت خود را بر روی دکوپاژ

فیلم نامه می گذارند.


مدیر فیلم برداری :

مدیر فیلم برداری در یک همکاری مداوم با اپراتور های دوربین و دیگر تکنسین ها مسئولیت

بزرگتری در مورد نوردهی -نورپردازی-رنگ-حرکت دوربین و تعیین جای آن و انتخاب لنز ها

( عدسی ها) و کادر بندی تصاویر به عهده دارد.کارگردان در یک رابطه ی نزدیک با مدیر

فیلمبرداری  به منظور رسیدن به ترکیب بندی های بصری مطلوب و نیز حس و حال لازمی که

داستان را بر پرده منتقل می کند به جلو میراند -همکاری دائم دارد.

هدف یک مدیر فیلم برداری پرورش یک سبک بصری مناسب برای فیلم  است. این سبک

ممکن است رمانتیک یا به صورت سخت گیرانه یی واقع گرایانه و یا به طریقه ی فیلم برداری

استودیویی استاندارد باشد.


تدوین گر ( ادیتور):

فردی که پس از مرحله ی فیلم برداری در مورد زیبا شناسی ساختمان فیلم مسئول است.

در فیلم سازی دراماتیک( نمایشی) تدوینگر سبک تدوین -انتقال ها و گسترش (پرداخت)

داستان فیلم را تعیین میکند.

محدوده ی وظایف تدوینگر :

 تنظیم هوشیارانه ی نما ها و صحنه های فیلم برداری شده به قصد یاری رساندن به اثر

دراماتیک و افزایش ضرب آهنگ و حذف قطعات نامطلوب و نامناسب فیلم .

اغلب کارگردان و تهیه کننده ی فیلم در یک همکاری نزدیک با تدوین گر بر ساخت قطعات پیوندی
((تدوین اولیه)) و نیز (( تدوین نهایی)) فیلم  نظارت میکنند.


منشی صحنه :
 
 
فردی که در مراحل فیلمسازی -فیلم نامه ی دکوپاژ شده را در دست دارد و جزییاتی از قبیل

( لباس-لوازم صحنه -ظاهر بازیگران - نور های مورد استفاده در هر نما و صحنه- حفظ ظاهر

بازیگران در هر فصل و حتی نوع گریم بازیگران و آرایش صحنه )را زیر نظر دارد.

فیلم برداری از یک رویداد ممکن است ساعت ها و یا روز ها به طول انجامد از این رو جزییات

نمایی با نمای دیگر و منطبق بودن آنها امر تعیین کننده و مهمی است.که توسط منشی صحنه

یادداشت میشود.منشی صحنه مسئول است که اختلافی در جزییات بین دو نمای دنیبال هم

وجود نداشته باشد.


بازیگر :

در تئاتر :
 هنرپیشه و یا بازیگر تئاتر باید  به مدت طولانی تمرین کند تا بتواند در اجرای زنده ی تئاتر نقش خود را به خوبی ایفا کند زیرا محدودیت زمانی دارد و باید بدون هیچ تکراری و حتی خطایی نقش خود را به طور سلسله وار ایفا کند.


در سینما :
 
فردیست که نقش ی که بر عهده ی او گذاشته شده را باید به خوبی فهمیده و در غالب او خود را نشان دهد.اما نه به طور اغراق آمیز .این فرد محدویت زمانی برای ایفای نقش دارد اما سلسله وار این کار را نمی کند.زیرا امکان برداشت های چند باره برای به دست آوردن یک بازی خوب نیز
در اختیار  وی قرار گرفته.بازیگر سینما و تلویزیون هرچه با دوربین و محیط اطراف خود عادی تر
برخورد کند و چنان در نقش خود فرو رود که انگار در همان نقش متولد شده است برای کارگردان
تهیه کننده و تماشاگران نیز مورد قبول تر و حرفه ای تر واقع میشود.


طراح صحنه :

این شخص مسئولیت طراحی صحنه های فیلم را بر عهده دارد.او طراحی لباس ها-دکوراسیون

-مبلمان -اتاق ها و...و مجموعه ی صحنه آرایی های فیلم را (داخلی و خارجی) سامان می دهد.

اعمال یک سبک بصری مناسب طراحی شده برای صحنه های فیلم نیز به عهده ی طراح صحنه

است. نتیجه نهایی کار طراح صحنه را بیشتر در فیلم برداری های استودیویی می توان دید تا در

فیلم برداری های در فضای باز و بیرون ار استودیو.طراح صحنه با نام ((کارگردان هنری )) نیز

مشخص می شود.


صدا بردار :
 

 متصدی ضبط صدای فیلم که شامل : سرو صدا های محیط و گفتگوی  بازیگران است که همزمان

 با فیلم برداری ضبط میشود .ولی در مواردی هم فیلم را (بدون صدا) فیلم برداری میکنند و بعد در

استودیو دوبله ضبط کرده و روی فیلم می آورند.


در اغلب کشور های صدا سر صحنه و در موقع فیلم برداری ضبط میشود که اخیرا -5-6 سالی

است که ایران نیز به آنها پیوسته.


  مدیر تهیه :
 
سر پرست فعالیت های اولیه  برای  یک گروه تهیه ی فیلم که اغلب شامل انتخاب کردن یا

یافتن محل های فیلم برداری مناسب و پیش بینی و حل مشکل های تدارکاتی و گرفتن مجوز

برای مکان های خاص.

 
متخصص جلوه های ویژه :

 
متخصص فنی و هنرمندی است بسیار چیره دست و اغلب فوق العاده خلاق که جلوه های

خاص فیلم را انجام میدهد.به طور مثال تمهیداتی چون انفجار ها -اصابت گلوله ها در بدن -اختراع
موجودات تخیلی  ( مثل ئی تی و یا کینگ کنگ که خودشان را د فرهنگ معاصر تا حد اسطوره

تحمیل کردند)


  گریمور :

 
کسی که مسئولیت گریم و آرایش شخصیت ها را در صحنه ی فیلم برداری بر عهده دارد.

مسئولیت او  از ارایش های معمولی که از آن برای زیبا تر کردن -زشت کردن و همچنین تغییرات

جزیی صورت گرفته تا خلق جلوه های مخصوص برای صورت و هیکل شخصیت های سناریو.


 
 آهنگ ساز  :

  مسئول  ساخت  موسیقی برای تشدید حس اثر و حالت فیلم . ممکن است با کارگردان در

 طول فیلمبرداری کار کند و یا اینکه بعد از اتمام فیلمبرداری همزمان با تدوین موسیقی را بسازد.

و یا بعد از اینکه تدوین فیلم نیز تمام شد با توجه به نوع تدوین و خواسته ی کارگردان موسیقیه

فیلم ساخته شود.
+ نوشته شده توسط نويدمظفريان در جمعه بیست و هشتم دی 1386 و ساعت 13:57 |
مونتاژ شتاب یافته :


در این روش با استفاده از تدوین می توان سرعت رویداد را افزایش داد.با کاهش طول


نما های منفرد   در یک رویداد یا فصل تعقیبی می توان از طریق تدوین به شیوه ی


شتاب یافته
یک ضرب درونی به فیلم تحمیل کرد.

اغلب (( اوج)) در تعقییب سینمایی توسط این نوع مونتاژ  به دست میآید.در این

 حالت نما های کوتاه و تدوین فشرده و منقطع حادثه را سرعت یافته تر نمایان میکند.


مونتاژ امریکایی یا هالیوودی :

این اصطلاح که گه گاه برای توضیح صحنه هایی که در آن مجموعه ای از نما های تند و کوتاه

تدوین یافته در یک زمان کوتاه و فشرده -حوادث یک دوره ی زمانی  طولانی را بیان میکند.به کار

می رود .

مثال مناسبی که در مورد مونتاژ هالیوودی موجود است فیلم  همشهری کین ساخته ی

 اورسن ولز .


مونتاژ ذهنی:

در این روش نما ها با هدف خلق مفاهیمی که فقط از طریق کنار هم چیدن نما های متنوع

ایجاد میشود برش می خورند .

که ایزنشتاین و پودوفکین در مورد این مونتاژ معتقد بودن که فشرده ی هنر سینما

مونتاژ ذهنی
است.

این دو  در صدد بودند تا از بیشترین امکانات بیانی این روش استفاده کنند.این دو فیلمساز

نسبت به تدوین تطبیقی آکادمیک بی میل بودند.

در سکانس معروف پلکان اودسا در فیلم رزم ناو پوتمکین (1925)   اثر سرگئی ایزنشتاین

به عمد زمان و فضا را از طریق گسترده کردن زمان واقعی صحنه تغییر داد و نماهای پر تحرک

قربانیان در حال گریز را در کنار نما های نزدیکی از پوتین های در حال فرار قزاق ها قرار داد.تضادی

 که به واسطه ی این عمل تدوینی از نماهای نزدیک قدم های در حال رژه و قربانیا در مانده

حاصل میشود .یک استعاره ی تصویری برای بیان استبداد خون ریز در روسیه تزاری است. 



+ نوشته شده توسط نويدمظفريان در جمعه بیست و هشتم دی 1386 و ساعت 13:55 |
رادیو ایران رادیو جوان رادیو ورزش
رادیو فرهنگ رادیو معارف رادیو پیام
صبح جمعه با شما عصر جمعه باشما

رادیو ایران 2

+ نوشته شده توسط نويدمظفريان در جمعه بیست و هشتم دی 1386 و ساعت 13:12 |

بهرام رادان براي بازي در نقش اصلي فيلم ‌سينمايي "بي‌پولي" حميد نعمت‌الله قرارداد بست.
مصطفي شايسته تهيه‌كننده‌ي اين فيلم  با اعلام اين مطلب گفت: محوريت اين فيلم برعهده‌ي يك بازيگر است كه نقش آن را بهرام رادان ايفا خواهد كرد.

وي درباره زمان فيلم‌برداري دومين ساخته بلند حميد نعمت‌الله اظهار داشت: بايد بررسي كنيم اگر شرايط مهيا باشد در روزهاي باقي‌مانده از سال كار را كليد بزنيم، در غير اين ‌صورت فيلم‌برداري را به فروردين‌ماه سال بعد موكول خواهيم كرد.

فيلم‌نامه‌ي‌ "بي‌پولي" توسط حميد نعمت‌الله و هادي مقدم‌دوست به نگارش درآمده و محمدحسين شايسته مديريت توليد آن را برعهده خواهد داشت.

"بي‌پولي" داستان يك زوج است كه زندگي نسبتا راحتي دارند، اما در اثر اتفاقي مرد بيكار مي‌شود. در ابتدا موضوع را خيلي جدي نمي‌گيرد و تصور مي‌كند با موقعيتي كه دارد دوباره كارش درست مي‌شود و موقعيت بي‌پولي را رد مي‌كنند، اما اين دوران طولاني و زندگي پيچيده مي‌شود.

+ نوشته شده توسط نويدمظفريان در جمعه بیست و هشتم دی 1386 و ساعت 13:7 |
برداشت نمادين هاليوود از عاشورا
«فرانسيس فوكوياما» كتاب پايان تاريخ خود را در سه كنفرانس جهاني تورنتو، واشينگتن و اورشليم ارائه كرد.
فارس: فيلم نجات سرباز رايان با محتواي تجليل از مادر سه شهيد؛ فيلم نبرد پرل هاربر با محتواي جنگ جنگ تا رفع فتنه‌ در عالم؛ فيلم زماني سرباز بوديم با تئوري بازسازي كربلا و بر اساس الگوي عمليّات كربلاي 5؛ فيلم سقوط شاهين سياه، بازسازي صحنةكربلا، فيلم جن‌گير كه در آن از نمادهاي اسلامي شيعه استفاده شده بود.

«فرانسيس فوكوياما» كتاب پايان تاريخ خود را در سه كنفرانس جهاني تورنتو، واشينگتن و اورشليم ارائه كرد.

فوكوياما در كنفرانس اورشليم با عنوان «بازشناسي هويّت شيعه» مي‌گويد: شيعه، پرنده‌اي است كه افق پروازش خيلي بالاتر از تيرهاي ماست. پرنده‌اي كه دو بال دارد: يك بال سبز و يك بال سرخ.

عاشورا و حماسة پر شكوه آن پديده‌اي است كه همواره رمز و راز نيروي پنهان و آشكار شيعيان و آزادي خواهان بوده است. قدرت اين رمز و راز آن چنان است كه دشمنان اسلام را هميشه در حيرت و شگفتي و سردرگمي فرو برده است. از همين رو، دشمنان، به ويژه صهيونيسم جهاني بر آنند تا با شبيه‌سازي و بهره‌گيري از اين واقعه، براي دنياي پوشالي و خيالي خود، جلوه‌هاي مقدّس و آسماني بيافرينند.

براي مثال، در سه كنفرانس جهاني تورنتو، واشينگتن و اورشليم، «فرانسيس فوكوياما» كتاب پايان تاريخ خود را ارائه كرد. اين كتاب در برابر كتاب برخورد تمدّن‌ها اثر «ساموئل هانتينگتون» است. فوكوياما مدّعي است كه خرده تمدن‌ها و فرهنگ‌هاي جزئي به دست فرهنگ غالب بلعيده مي‌شوند و رسانه‌ها، دنيا را به سمت دهكدة واحد پيش مي‌برند و به ناچار دنيا درگير جنگي خانمان‌سوز خواهد شد. بنابراين، براي پيش‌گيري از اين جنگ بايد يكي را به عنوان كدخدايي بپذيريم و در ادامه ثابت مي‌كند كه كدخدا، امريكا است. فوكوياما مي‌گويد: اين نبرد حتمي است، ولي برندة آن غرب نخواهد بود و او با اسناد و مدارك ثابت مي‌كند كه برندة نبردِ آخرالزّمان، شيعيان هستند.

فوكوياما در كنفرانس اورشليم با عنوان «بازشناسي هويّت شيعه» مي‌گويد:
شيعه، پرنده‌اي است كه افق پروازش خيلي بالاتر از تيرهاي ماست. پرنده‌اي كه دو بال دارد: يك بال سبز و يك بال سرخ.

او بال سبز اين پرنده را مهدويّت و عدالت خواهي و بال سرخ را شهادت‌طلبي كه ريشه در كربلا دارد و شيعه را فنا ناپذير كرده است، معرفي مي‌كند.

فوكوياما معتقد است شيعه بُعد سومي هم دارد كه اهميّتش بسيار است. او مي‌گويد:
اين پرنده، زرهي به نام ولايت پذيري به تن دارد و قدرتش با شهادت دو چندان مي‌شود. شيعه، عنصري است كه هر چه او را از بين مي‌برند، بيشتر مي‌شود.

وي جنگ عراق و ايران را مثال مي‌زند و مي‌گويد:
اين‌ها فاو را تسخير كرده‌اند، مي‌روند كربلا را هم بگيرند و اين، يعني فتح قدس، اگر كربلا را بگيرند، اينجا را هم قطعاً مي‌گيرند.
او براي دفع اين خطر پيشنهاد مي‌كند با امتياز دادن به ايران، جنگ را متوقّف كنيد.

فوكوياما، مهندسي معكوسي را براي شيعه و مهندسي صحيحي را براي خودشان طراحي مي‌كند و مي‌نويسد:
مهندسي معكوس براي شيعيان اين است كه ابتدا ولايت فقيه را خط بزنيد. تا اين را خط نزنيد، نمي‌توانيد به ساحت قدسي كربلا و مهدويّت تجاوز كنيد... براي پيروزي بر يك ملّت بايد ميل مردم را تغيير داد... ابتدا ولايت فقيه را خط بزنيد، در گام بعد، شهادت طلبي اين‌ها را به رفاه‌طلبي تبديل كنيد. اگر اين دو تا را خط زديد، خود به خود انديشه‌هاي امام زماني از جامعة شيعه رخت مي‌بندد... شما بياييد براي غرب هم امام زمان و كربلا و ولي فقيه بتراشيد.

فوكوياما براي اين كار، مكتب جديدي به نام اونجليس عرضه كرد. مكتبي كه قدمتش به 1987 ميلادي بر مي‌گردد. طرفداران اين مكتب معتقدند عيساي ناصري خواهد آمد. فوكوياما به آن‌ها توصيه مي‌كند در فيلم‌هايشان هر چه را شيعيان دربارة امام زمان مي‌‌گويند، بر شخصيّت عيساي ناصري تطبيق بدهند. بر اساس دستور فوكوياما، فيلم‌هايي بر اساس مدل «روايت فتح» شهيد آويني، ساخته شد؛ با همان اسلوب متن و با به كارگيري مؤلّفه‌هاي احساسي برنامه‌هاي شهيد آويني، با همان تيپ‌ها و همان ديالوگ‌ها كه شهيد آويني‌ مي‌گفت.

فيلم نجات سرباز رايان با محتواي تجليل از مادر سه شهيد؛ فيلم نبرد پرل هاربر با محتواي جنگ جنگ تا رفع فتنه‌ در عالم؛ فيلم زماني سرباز بوديم با تئوري بازسازي كربلا و بر اساس الگوي عمليّات كربلاي 5؛ فيلم سقوط شاهين سياه، بازسازي صحنةكربلا، فيلم جن‌گير كه در آن از نمادهاي اسلامي شيعه استفاده شده بود.

نكته:

در تمامي اين فيلم‌ها، بر اساس نظرية فوكوياما، امام حسين(ع) و كربلا، يك طرف و سوي ديگر، شمر است. لباس هم بر اساس الگوي شيعي انتخاب شده است. لباس سربازان امريكايي، سبز رنگ و لباس سربازان مقابل، قرمز است ؛ آن هم به دليل تقدّس اين رنگ در آرمان‌هاي شيعي. هنر پيشه‌ها تا پايان فيلم ناشناخته‌اند و همچنين تا آخر فيلم فقط نقش‌هاي قدسي بازي مي‌كنند.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه بیست و هشتم دی 1386 و ساعت 2:41 |

وزير فرهنگ وارشاد خبر داد:
دو برابر شدن اعتبارات سينماهاي کشور در صورت تصويب مجلس

خبرگزري آريا- وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي از دو برابر شدن اعتبارات سينماهاي کشور در صورت تصويب مجلس شوراي سلامي خبر داد.

به گزارش خبرگزاري آريا از ساري محمد حسين صفار هرندي ظهرامروز در حاشيه دومين جشنواره سيره نبوي و علوي کشور در جمع خبرنگاران افزود: در دو سال گذشته 50 سينما  درکشور از محل اعتبارات وزارت ارشاد بازسازي و نوسازي شد.

وي دو برابر شدن اعتبارات فرهنگ و هنر در کشور را منوط به تصويب مجلس شوراي اسلامي عنوان کردو يادآور شد: خوشبختانه  توجه مجلس ودولت نهم در اين بخش بسيار خود است .

وزير فرهنگ وارشاد اسلامي همچنين در خصوص تاخير در پرداخت يارانه کاغذ مطبوعات گفت: سهميه کاغذ مطبوعات در سه ماهه سوم امسال به آنان پرداخت شده وتاخير به وجود آمده در برخي ديگر از استانها نيز به زودي جبران خواهد شد.

صفار هرندي از افزايش سهميه بنزين مطبوعات  در سال آينده خبر داد وخاطر نشان کرد:اين افزايش سهميه مربوط به جرايد و توزيع کنندگان مطبوعات است وبا رايزني هاي صورت گرفته از سال آينده اين سهميه افزايش خواهد يافت.

وي با بيان اينکه اعتبارات بخش سينما در حوزه نرم افزاري و توليد فيلمهاي با ارزش و فاخر در اين مدت از افزايش خوبي برخوردار بوده است تصريح کرد: در حال حاضر عمليات اجرايي ساخت پرديس هاي سينمايي در مراکز استانهاي کشورآغاز شده است.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه بیست و هشتم دی 1386 و ساعت 2:33 |
جمشيد مشايخي همچنان در بخش آي سي يو بيمارستان آتيه بستري است/ از هنرمندان و علاقه‌مندان اين بازيگر خواسته شده به‌ بيمارستان مراجعه نكنند
جمشيد مشايخي همچنان در بخش آي سي يو بيمارستان آتيه بستري است/ از هنرمندان و علاقه‌مندان اين بازيگر خواسته شده به‌ بيمارستان مراجعه نكنند


سينماي ما- جمشيد مشايخي كه به دليل انسداد روده در بيمارستان آتيه تحت عمل جراحي قرار گرفته بود، همچنان در بخش آي سي يو بيمارستان  بستري است. به گفته‌ي نزديكان اين بازيگر پيش‌كسوت سينما و تئاتر و تلويزيون ايران، فشارخون او تنظيم شده اما به دليل بروز مشكلات ريوي همچنان‌ بايد در اين بخش بستري بماند و ملاقات از او همچنان ممنوع است. از هنرمندان و علاقه‌مندان اين بازيگر خواسته شده است به‌بيمارستان مراجعه نكنند. مشايخي چند شب گذشته به دليل عارضه‌ي انسداد روده در بيمارستان بستري شده است.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه بیست و هشتم دی 1386 و ساعت 2:29 |

.

معاون امور سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي از "جمشيد مشايخي" هنرمند پيشكسوت سينما در بيمارستان آتيه عيادت كرد.


به گزارش روز چهارشنبه ايرنا از روابط عمومي معاونت امور سينمايي وزارت ارشاد، مشايخي چند روز پيش به دليل عارضه انسداد روده در بيمارستان آتيه تهران بستري شد و در بخش مراقبت‌هاي ويژه دوران نقاهت مي‌گذارند.

"محمدرضا جعفري جلوه" در اين ديدار از نزديك در جريان آخرين وضعيت اين هنرمند پيشكسوت وي قرار گرفت.

معاون وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي ابراز اميدواري كرد كه روند معالجات به گونه‌اي پيش برود كه اين بازيگر پيش كسوت ساليان دور و همراه هميشگي سينماي ايران با حضور موثر و گرمي كه در سينماي ايران داشتند در ميان علاقه‌مندانش حضور داشته باشند.

"عليرضا رضا داد" مدير عامامل سابق بنياد سينمايي فارابي و مشاور عالي معاون سينمايي نيز حضور داشت. با ارزوي سلامتي براي ايشان وتمام بيماران.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 و ساعت 2:37 |
خبرگزاري فارس: «مهران مديري» مجموعه جديد طنز خود را با حضور بازيگراني چون «رضا فيض نوروزي» و «فلامك جنيدي» كليد زد.


به گزارش خبرنگار راديو و تلويزيون فارس، «مهران مديري» مجموعه جديد خود را كه هنوز نامي براي آن انتخاب نكرده است در لوكيشني در خيابان ملاصدراي تهران كليد زد.
بنابر اين گزارش، اين مجموعه جديد در 15قسمت براي پخش در ايام نوروز1387 ساخته خواهد شد و «مهران مديري» در آن نقش اول را بازي خواهد كرد.
تا به حال حضور بازيگراني چون سيامك انصاري، هادي كاظمي، شقايق دهقان، بهنوش بختياري و اليكا عبدالرزاقي در آن قطعي شده و احتمالا بازيگران سرشناس ديگري مانند «امين حيايي» و «خسرو شكيبايي» نيز در دو قسمت آن حضور خواهند داشت.
داستان‌هاي اين مجموعه كه قرار است از شبكه سوم سيما پخش شود توسط «محراب قاسم‌خاني» و «پيمان قاسم‌خاني» نوشته شده و لوكيشن‌هاي اصلي آن نيز در تهران هستند.
داستان اين مجموعه تلويزيوني كه در آن مهران مديري بازيگر نقش «مهران» خواهد بود درباره فردي است كه بي‌گناه به كلاهبرداري متهم مي‌شود و به دليل اين اتهام هربار درگير ماجرايي تازه مي‌شود.
داستان‌هاي اين مجموعه جديد كه به صورت اپيزوديك ساخته خواهد شد، به هم پيوسته است و بازيگران اين بار در داستان‌ها حضوري كوتاه خواهند داشت.
فضاي كار جديد «مهران مديري» آپارتماني است و داستان آن هيچ شباهتي به كارهاي قبلي او ندارد.
آخرين ساخته تلويزيوني «مهران مديري» مجموعه «باغ مظفر» بود كه سال گذشته از شبكه سوم سيما پخش شد و آخرين كار غيرتلويزيوني ساخته شده توسط او، مجموعه «گنج مظفر» است كه در قالب مجموعه سي دي ساخته شده و به زودي روانه بازار خواهد شد.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386 و ساعت 1:23 |
ادعاهايي درباره پشت پرده چهل سرباز
حتما به ياد تهيه کننده محترم دولتي‌تان هم مي‌آيد که فيلم شصت و پنج هزار تومان بيشتر بليت نفروخت!
تابناک: همزمان با پايان سريال تلويزيوني چهل سرباز، ادعاهايي درباره پشت پرده چهل سرباز و محمد نوري‌زاد،‌ كارگردان آن مطرح شده است.

نادر بكايي، عكاسي كه به نظر مي‌رسد خود از دست‌اندركاران اين پروژه بوده، در وبلاگ خود،‌ مسائلي را مطرح كرده كه خلاصه‌اي از آنها در ادامه مي‌آيد.

وي مي‌نويسد: شما هيچ پيشنهاد بحقي را هم برنمي‌تابيد چه رسد به اعتراض يا حتي مخالفت با شما! البته رفتارغير حرفه‌اي شما با همکارانتان مثل حاج نادر طالب‌زاده که هيچ کاري به کار شما نداشته و مشغول به ساخت فيلم مسيح خودش بود.

زماني هم که کم آورديد از مقام معظم رهبري خرج کرديد! به همه بد و بيراه گفتيد، ريا کرديد از دوستان نامريي خود ياري گرفتيد و تاختيد!

وي با اعلام اين كه سه ميليارد تومان هزينه سريال چهل سرباز شده، مي‌افزايد: فيلم انتظار که يادتان نرفته؟ همان فيلمي که با صحنه تجاوز به دوشيزه‌اي شروع شده بود! آن هم چه دوشيزه‌اي!!! حتما يادتان است که سيصد ميليون تومان پول زبان بسته بيت‌المال را چه ساختيد؟ حتما به ياد تهيه کننده محترم دولتي‌تان هم مي‌آيد که فيلم شصت و پنج هزار تومان بيشتر بليت نفروخت! يادتان هست زماني که رضا برجي کليد ساخت سريالتان (چهل سرباز) را مي‌زد، شما استاد سخن‌سرايي و مخ زني چه جملاتي را شکلات پيچ تحويل مدعوين مي‌داديد؟ بنده خدا آقا (مقام معظم رهبري) فيلمسازان را به دنبال سينماي ديني فرستاده بود، اما نمي‌دانست که به تعبير شما سينما يعني...

برادر عزيز، حرف از سه ميليارد تومان پول ناقابل بيت‌المال است که اين شاهکار شما، ساخته و پرداخته شده از همين پول است. حتما يادتان است چهار سال پيش حقوق پنج ميليونيتان با خدمات ويژه! و يا حتمآ سفره دويست نفري ناهار ماه رمضان را در خجير از ياد نبرده‌ايد!

وقتي مي‌ديدم چه جوانهاي هنرمند و متعهدي براي ساخت يک فيلم مستند با هزينه دو ميليون تومان دربه‌در دنبال تهيه کننده مي‌گردند و يا در موسسه شهيد آويني مستندي را ساخته‌اند و جهت تسويه حساب براي اين چندر غاز خواهر و مادر طرف را به پيش چشمش مياورند و شما با چرب زباني چه حاشيه امني براي خود ساخته‌ايد و چه آسان با الفاظ شيرينتان! کام اين عزيزان را تلخ‌تر مي‌کنيد. تازه اين دوستان هنردوست! موسسه شهيد آويني به توصيه جنابعالي به اين هم راضي نشدند و از اين گنجينه نفيس جنابعالي با هزينه صد و بيست ميليون توماني سه فيلم سينمايي هم استخراج کردند و به جشنواره فيلم فجر روانه کردند! اما اگر يادتان باشد دو فيلم از سه فيلم شاهکار جنابعالي به علت هزار عيب و نقص از راهيابي به جشنواره بازماندند و حضرتعالي چه قشقرقي به راه انداختيد و با همين شانتاژها و نظر لطف عزيزان!!!! فيلم شاهزاده ايراني شما براي اولين بار در تاريخ جشنواره فيلم فجر موفق به دريافت جايزه فيلم دوم !!!!!!!!! شد.

بكايي در پايان مي‌نويسد: راستي از پروژه سينمايي چند ميلياردي مير قباد چه خبر؟ اين دفعه هم با حوزه هنري، آره؟ راستي مقصد بعدي کجاست؟
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 و ساعت 2:33 |
مهر: رئیس رسانه ملی دوشنبه 24 دی با حضور در کمیسیون فرهنگی مجلس به پرسش‌های اعضاء کمیسیون درباره مجموعه "ساعت شنی" و برخی برنامه‌های رادیو جوان پاسخ می‌دهد.

جواد آرین‌منش درباره اهداف کمیسیون فرهنگی مجلس از دعوت مدیران ارشد حوزه فرهنگ و هنر گفت: "کمیسیون فرهنگی در راستای تعامل با دستگاههای فرهنگی و نظارت بر عملکرد آنها با توجه بودجه سالانه‌، شنیدن نظرات و ارائه دید‌گاههای اعضا کمیسیون درباره برنامه‌های فرهنگی هنری نشست‌هایی در ماههای اخیر با مدیران وزارت ارشاد، میراث فرهنگی، سازمان تبلیغات اسلامی، مجمع جهانی اهل بیت و مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی برگزار کرده است."

این عضو کمیسیون فرهنگی در ادامه افزود: "هفته گذشته هم جلسه‌ای با مدیران سازمان تربیت بدنی درباره ورزش بانوان داشتیم. بخشی از زمان این نشست‌ها اختصاص به ارائه گزارش عملکرد دستگاهها دارد. در قسمت دوم جلسه هم نقطه‌نظرات و انتقادهای اعضاء کمیسیون فرهنگی مجلس و دیدگاههای مردم نسبت به دستگاهها مطرح و درباره اعتبارات بحث و نتایج جمع‌بندی می‌شود."

وی درباره نشست روز دوشنبه 24 دی اعضا با رئیس رسانه ملی توضیح داد: "با توجه به اینکه صدا و سیما رسانه‌ای فراگیر است و مخاطبان زیادی هم دارد، تصمیم گرفته‌ایم نشستی با رئیس رسانه ملی برای تبادل نظر درباره برنامه‌های صدا و سیما داشته باشیم. در این جلسه درباره سریال‌های ماه گذشته سیما همچون "ساعت شنی" صحبت خواهیم کرد که به ناهنجاری‌های اجتماعی اشاره کرده است."

آرین‌منش خاطرنشان ساخت: "به نظرم مجموعه "ساعت شنی" به خوبی از هنرمندانی چون داریوش ارجمند و ... استفاده کرده و هدف این مجموعه کاهش آسیب‌های اجتماعی است که این مسئله قابل تقدیر است، اما در برخی صحنه‌ها ناهنجاری‌ها را به زعم مردم خیلی عریان طرح کرده و این عبور از خطوط قرمز و نادیده گرفتن قبح در برنامه‌های تلویزیون است. هدف تولیدکنندگان این مجموعه ارزشمند است، اما طرح برخی مسائل به این شکل درست نبوده است."

نماینده مردم مشهد در مجلس ادامه داد: "رسانه ملی در ماه رمضان مجموعه‌های خیلی خوبی پخش کرد که جای تقدیر دارد. دو هفته پیش هم اعضاء کمیسیون فرهنگی مجلس از مراحل فنی مجموعه تلویزیونی "حضرت یوسف" بازدید کردند و بخش‌هایی از مجموعه را دیدند. این مجموعه از پروژه‌های فاخر رسانه ملی خواهد بود و جای تشکر دارد، اما مطرح کردن برخی مسائل در مجموعه‌ها موجب نگرانی مردم می‌شود که باید مورد توجه قرار بگیرد."

وی با اشاره به دیدگاه انتقادی برخی علما به برنامه‌های رادیو جوان گفت: "اخباری که درباره برنامه‌های رادیو جوان به کمیسیون فرهنگی مجلس ارائه شده، مبنی بر انتقاداتی درباره برنامه‌های رادیو جوان و نگران‌کننده است و برخی علما هم نسبت به برنامه‌های این شبکه گلایه داشتند که نباید از برخی خطوط قرمز عبور کند یا دیالوگ‌هایی مطرح می‌شود که مناسب نیست."

اعضاء کمیسیون فرهنگی مجلس علاوه بر نشستی که 24 دی از ساعت 14 تا 16:30 با عزت‌الله ضرغامی داشتند در 23 دی هم ساعت 13:30 با اعضاء شورای عالی خانه هنرمندان ایران در محل خانه هنرمندان دیدار و گفتگو كردند
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 و ساعت 2:27 |
چهل سرباز در پيت چند ميليارد توماني
آقا اين قدر اين سريال خنده دار و بامزه بود كه نگو! يعني من مطمئنم حتي اگه قرار بود همچين سريال طنزي رو مهران مديري هم بسازه، صد سال كه هيچي هزار سالم نمي تونست چنين طنز جدي و موقعيتي رو بسازه!!!
سرويس سلامت رواني!

آقا چشتون روز بد كه هيچي روز خوب نبينه!! تو اين مدت خبرنگاراي خبرگذاري از جمله من يه سريال طنز تاريخي تو تلويزيون دنبال مي كرديم كه فكر نمي كنم تو ايران هيچ احمقي مثل ما همچين كاري مي كرد!!! اونم وقتي فهميدم سه ميليارد(؟؟؟!!!) تومن اون سربازا(رستم اينا و مالك اينا و محمود غزنوي اينا و فردوسي اينا و...) گرفتن تو اون فيلم بازي مي كردن! موضوع سريال اين قدر يه دست و صاف(!!؟؟) بود كه نگو!!! يعني فكر كن آدم مي تونست به طور مفصل و اونم طنز هم از تاريخ ايران سر دربياره، هم از تاريخ صدر اسلام، هم از تاريخ غزنويان هم از تحليلي طنز عالي و تخيلي در خصوص آينده ايران و جنگش با جرجي جون اينا!!!؟؟

آقا اين قدر اين سريال خنده دار و بامزه بود كه نگو! يعني من مطمئنم حتي اگه قرار بود همچين سريال طنزي رو مهران مديري هم بسازه، صد سال كه هيچي هزار سالم نمي تونست چنين طنز جدي و موقعيتي رو بسازه!!!

تازه تو جريان سيال ذهن بودن سريال طنز كه براي اولين بار در تاريخ سينما و تلويزيون اتفاق افتاد كه يه فيلم ژانر طنز به اينصورت ساخته بشه، من مطمئنم حتي اين فيلم-سريال بسيار قوي تر از فيلم ساعتهاي استيفن داردلي يا حتي memento كريستوفر نولان باشه!! تو اين مدت هميشه و همه جا نقله حرف خبرنگاراي با سوات! خبرگذاري همين سريال فوق العاده با مزه بوده! باور كنين!!! به طوري كه بچه ها با ديدن قسمت آخر اين سريال كف و خون قاطي كردن و همين طوري دارن هزيون ميگن(!) و هر دفعه جرجي جون مياد زر زر مي كنه، مي گن ميديم رستم بياد .... كنه ها!!!.. اصلا فكر نمي كردم دوستان مثلا متعهد مون(!!!؟؟؟) اونم از نوع نوري زادش قابليت ساخت طنز اونم با همچين ظرافتاي تاريخي سياسي داشته باشن!!!...

خبرنگار رواني اكينانيوز!...سرويس...

پي نوشت:

-آقاي نوري زاد!ما اين قدر احمق نيستيم...آقاي نوري زاد! من يكي آن دنيا سر پل صراط از حقي كه از بيت المال مسلمين و پول من سر ساخت چنين سريالي تلف كردي نمي گذرم! اقاي نوري زاد هنوز فراموش نكردم توهينهايت به نادر طالب زاده عزيز را در خصوص ساخت فيلم-سريال بشارت منجي !...و هنوز يادم نرفته پاسخ صريح كوبنده و زيباي دخترتان را به شما در همان روزنامه كيهان! چه زيبا گفته بود آنجا كه فكر نمي كنم در كارگرداني شما خيلي جلوتر از اقاي طالب زاده باشيد!..حكما او پدرش را بيش از بقيه مي شناخته است!

آقاي نوري زاد! براي شكست آمريكا و آن سربازان دست و پا چلفتي كه شما نشان داديد با آن سلاح هاي مدرن(؟!) لازم نيست تمام تاريخمان را علم كنيم! يك حسين فهميده و علم الهدي كافيست براي شكستشان! در ضمن من يكي مطمئنم سربازان آمريكايي اين قدر ها هم كه شما نشان داديد احمق نيستند، اما شكست همين سربازان براي من و دوستانم كاري ندارد،( البته آن هم نه با شمشيري كه شما نشان داديد!!! بلكه با سلاح هاي به روز دنيا.. ما معتقديم به ايه و اعدو لهم ماستطعتم من قوه! اما به نظر شما نباشيد!) و لازم نيست از رستم و سهراب و مالك و فردوسي و... مايه بگذاريد... يكي مثل همت آنها را كافيست!

اقاي نوري زاد! من يكي كه علاقه اصلي ام سينماست، مطمئنم شما اصلا نفهميديد سمبوليسم در سينما يعني چه!؟ براي نشان دادن قدرت يك كشور هيچ گاره بزرگان تاريخي مذهبي يك كشور را براي از بين بردن چهار تا سرباز علم ان هم به طور سمبليك نمي كنند!!! بلكه براي از بين بردنشان يك سرباز مي فرستند كه كل تاريخ و بزرگان يك سرزمين را از بين ببرند...نگاه كنيد به فيلم هاي راكي، جيمز باند و... هر چند چه فايده من يكي مطمئنم شما هيچ چيز از سينما نمي فهميد!!!

آقاي نوري زاد! خيلي خوشحالم كه حداقل آنها كه در جشنواره فجر فيلم هاي شما را از جريان مسابقه خارج كردند مثل خيلي از ما... نبودند كه ارجي براي سريال و فيلم مزخرفتان قائل شوند...آخر يكي نيست به شما بگويد شما از سينما هيچ چيز نمي فهميد...يكي نيست بگويد شما چرا دست از سر اين هنر و سينماي نحيف متعهد بر نمي داريد!...آقاي نوري زاد..شما هيچ چيز نمي فهميد!...
واقعاً تا بحال سريالي به اين مزخرفي و بي محتوايي نديده بودم هر قسمت از اين سريال را تنها براي اين نگاه مي كردم كه ببينم ديگر قرار است چه گلي به سر ادامه سريال زده شود. اين سريال ملغمه اي بود از هر آنچه نويسندگان از ديروز تابحال مي دانستند و در اصل دريايي با عمق يك سانتي متر.
به نظر من هم واقعاَ مسخره بود واقعآ.... حیف وقت و برقی که برای دیدن اون تلف کردم. من از هنرپیشه های این فیلم تعجب میکنم که حاضر شدند تو این سریال بازی کنند.
آمریکا وقتی فیلم 300 رو ساخت و از فرهنگ ما ایرانیها آنگونه صحبت کرد! من یکی که فکر میکردم الان کارگردانهای ایرانی فیلمی از تاریخ وگذشته مون میسازن و نشون میدن که بابا اونجوری که جورجی میگه نیست ولی زهی خیال باطل که با این فیلم چهل سرباز همه تاریخ و آبرومون رفت زیر سوال.
اگه توی این فیلم فقط به یه موضوع تاریخی-فرهنگی پرداخته میشد خیلی بهتر بود.مثلا در مقابل فیلم300 اگه همون موضوع ولی از ریو حقیقت ساخته میشد هم جواب محکمی بود به جرجی و دارودستش! و هم اینکه فکر نکنم هزینه اش این همه زیاد میشد، خلاصه مطلب اینکه: کار هر کس نیست خرمن کوفتن! یعنی اینکه آقای کارگردان!!! تو برو مِست رو بساب!!!!!!!
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 و ساعت 2:21 |
جمشيد مشايخي بستري شد
جمشيد مشايخي بازيگر سينما و تئاتر ايران به‌علت انسداد روده  22 دي ماه ـ در بيمارستان بستري شده است و قرار است تا چند ساعت آينده تحت‌عمل جراحي قرار بگيرد و سپس در بخش اي سي يو اين بيمارستان بستري شود.
ايسنا: جمشيد مشايخي بازيگر سينما و تئاتر ايران در بيمارستان "آتيه" تهران بستري شده است.

اين بازيگر سينما و تئاتر ايران به‌علت انسداد روده  22 دي ماه ـ در بيمارستان بستري شده است و قرار است تا چند ساعت آينده تحت‌عمل جراحي قرار بگيرد و سپس در بخش اي سي يو اين بيمارستان بستري شود.

در ديدار خبرنگار ايسنا در ساعاتي قبل با اين پيشكسوت بازيگري او كه هميشه به "حافظ" تفالي مي‌زند، اين بيت را خواند:

گفتم كه بوي زلفت گمراه عالمم كرد گفتا اگر بداني، هم‌ اوت رهبر آيد

جمشيد مشايخي يكي از ماندگارترين چهره‌هاي عرصه بازيگري متولد 6 آذر 1313 در تهران است و از سال 1336 با نمايش "وظيفه پزشك" فعاليت بازيگريش را آغاز كرد و با فيلم كوتاه "جلد مار" در سال 42 مقابل دوربين رفت و دو سال بعد با فيلم "خشت و آينه" وارد سينما شد. تا به امروز ايفاگر نقش‌هاي ماندگاري بوده است كه از جمله آنها مي‌توان به فيلمهاي "گاو"، "قيصر"، "شازده احتجاب"، "سوته‌دلان"، "خانه عنكبوت"، "كمال‌الملك"، "گل‌هاي داودي"، "آوار"، "پدر بزرگ"، "طلسم"، "سرب"، "روز واقعه"، "خانه روي آب" و "يك بوس كوچولو" و مجموعه‌هاي "هزاردستان"، "داستان هاي مولوي"، "سلطان صاحبقران"، "امام علي (ع)" و "پهلوانان نمي‌ميرند" اشاره كرد.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 و ساعت 2:9 |
دختر خاتمی عروس خرازی‌ها شد
دختر کوچک خاتمی که متولد 1360 می باشد ، به تازگی از اروپا بازگشته است.

پارسینه: نرگس ، دختر کوچک سید محمد خاتمی هفته گذشته به عقد برادر زاده کمال خرازی ، وزیر امور خارجه دولت پدر درآمد .

در جشنی که جمعه گذشته به این مناسبت در منطقه نیاوران تهران و تحت تدابیر شدید امنیتی برگزار شد ، بیش از هزار مهمان از مقامات بلند پایه دولت سابق حضور داشتند .

نرگس و عماد خاتمی به همراه پدر
 
 
 
 
دختر کوچک خاتمی که متولد 1360 می باشد ، به تازگی از اروپا بازگشته است.
 
گفتنی است ُسید محمد خاتمی سه فرزند به نامهای لیلا، نرگس و عماد الدین دارد، لیلا خاتمی که فارغ التحصیل رشته ریاضی محض دانشگاه شریف است به همراه همسرش در ایتالیا زندگی می کند.
 
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه بیست و یکم دی 1386 و ساعت 2:51 |
همکاری مهناز افشار و حاتمی کیا
طي دو روز گذشته و امروز مهناز افشار، سيامك انصاري، آناهيتا نعمتي و هدي ناصح هم مقابل دوربين رفته و مي‌روند.
ایسنا: فيلمبرداري "دعوت" ابراهيم حاتمي‌كيا علي‌رغم بارش برف و سردي هوا همچنان در تهران ادامه دارد.

گروه فيلمبرداري جديدترين ساخته‌ي حاتمي‌كيا به‌دليل تنوع لوكيشن‌هاي فيلم‌نامه با جايگزيني سريع لوكيشن‌هاي مربوط، فعاليت خود را پي گرفته‌اند.

از بازيگران "دعوت" تاكنون محمدرضا فروتن، سحرجعفري جوزاني و ثريا قاسمي مقابل دوربين رفتند و تا چند روز آينده سكانسهاي مربوط به آنها به پايان مي‌رسد.

طي دو روز گذشته و امروز مهناز افشار، سيامك انصاري، آناهيتا نعمتي و هدي ناصح هم مقابل دوربين رفته و مي‌روند.

از عوامل پشت دوربين "دعوت" مي‌توان از تورج منصوري به‌عنوان مدير فيلمبرداري، اصغر شاهوردي: صدابردار، عليرضا شمس شريفي: دستيار اول كارگردان و برنامه‌ريز، محمدرضا منصوري مدير توليد و كيوان مقدم طراح صحنه و لباس و تهيه‌كننده: محمد پيرهادي نام برد.

"دعوت" روايت چند خانواده متفاوت است كه با بحراني مشابه روبرو مي‌شوند و هر كدام از آن‌ها بنا به نگاه خاص خود واكنش‌هايي از خود بروز مي‌دهند.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه بیست و یکم دی 1386 و ساعت 2:42 |
ادغام سه قسمت 45 دقيقه‌يي «ساعت شني» در يک قسمت 70 دقيقه/ بالاخره فشارهاي مخالفان باعث تغييرات در سريال شد
ادغام سه قسمت 45 دقيقه‌يي «ساعت شني» در يک قسمت 70 دقيقه/ بالاخره فشارهاي مخالفان باعث تغييرات در سريال شد


سينماي ما- با نزديک شدن ماه محرم و ايام سوگواري در جدول برنامه هاي نمايشي شبکه هاي تلويزيوني تغييرات عمده يي اتفاق مي افتد. شب‌هاي گذشته آخرين قسمت طنز شبانه «چارخونه» به کارگرداني سروش صحت با خوبي و خوشي پخش شد و علاقه مندان به برنامه هاي نمايشي شاد، تا ايام عيد نوروز بايد صبر کنند. سريال طنز «نشاني» به کارگرداني رامبد جوان برنامه طنز بعدي تلويزيون خواهد بود که اين روزها در دست توليد است. از ديگر تغييرات عمده و قابل محسوس در برنامه هاي نمايشي، به هم ريختن روال پخش سريال «ساعت شني» به کارگرداني بهرام بهراميان است. «ساعت شني» که براي بهتر ديده شدن در شبکه اول به جاي يک نوبت در هفته، در سه نوبت پخش شد ظاهراً به دليل کم کردن حساسيت ها از اين به بعد، يک نوبت در هفته پخش مي شود. تجربه نشان داده است که هميشه بهتر ديده شدن خوب نيست و امکان دارد حربه يي شود عليه آن. ساعت شني که تلاش کرد تصويري از جامعه امروز نشان دهد تا شايد مديران اين بار به جاي ناديده گرفتن آسيب هاي اجتماعي، به فکر درمان آن باشند، گويا اين بار نيز در بر همان پاشنه چرخيد و تصميم بر آن شد که به جاي چاره و درمان، راه حل آسان تر تکذيب و نسبت سياه نمايي به آن، مناسبت تر ديده شود. ساعت شني که با فيلمنامه قدرتمند و ساختار تاثيرگذار اتفاقاً به يکي از پرمخاطب ترين سريال هاي در حال پخش از شبکه هاي تلويزيوني تبديل شد، يکي از حربه هاي منتقدان رسانه ملي بود و فشارها را بر مديران سيما مضاعف کرد. در جديدترين اظهارنظر فاطمه شايق عضوکميسيون اصل نود مجلس در گفت وگو با خبرگزاري فارس از ساعت شني به عنوان ابزار تهاجم فرهنگي ياد کرد. در حالي که چندي پيش عزت الله ضرغامي رئيس رسانه ملي در دفاع از مجموعه ساعت شني تاکيد کرد و از ادامه پخش آن خبر داد با اين همه پخش سريال از سه نوبت به يک نوبت در هفته تقليل پيدا کرد. ساعت شني برخلاف رويه معمول پخشش در شنبه شب به جاي 45 دقيقه، در زماني حدود 70 دقيقه پخش شد و زيرنويس برنامه، خبر از پخش هفتگي آن به علت طولاني شدن زمان آن و مصادف شدن با ايام محرم داد. از قرار معلوم ساعت شني در پنج قسمت هفتاد دقيقه يي در هفته هاي آتي پخش مي شود. اين در حالي است که يکي از عوامل مجموعه در گفت وگو با روزنامه اعتماد، از ادغام سه قسمت 45 دقيقه يي در يک قسمت 70 دقيقه يي خبر داد. با اين اوصاف، انتقادهاي منتقدان سريال ساعت شني باعث ايجاد فشارهاي زيادي بر مجموعه شده و سکانس هاي مربوط به آسيب هاي اجتماعي و مشکلات مربوط به زنان در جامعه امروز دچار قلع و قمع شده. اين در حالي است که يکي از مديران سازمان صدا و سيما حذف ها را در حد چند پلان مختصر مي داند و مابقي ماجراها را ناشي از حاشيه سازي هاي پيرامون آن از سوي افراد ذي نفع عنوان مي کند.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه بیست و یکم دی 1386 و ساعت 2:36 |
بدترین فیلم های 2007
فیلم "شماره 23" به کارگردانی جوئل شوماخر با نقش‌آفرینی جیم کری دومین فیلم بد سال است.
مهر: فهرست بدترین فیلم‌های سینمایی سال 2007 از نگاه و‌بسایت معتبر RottenTomatoes اعلام شد که در این میان فیلم‌های دایان کیتن و جیم کری در صدر قرار دارند.

این فهرست بر مبنای میانگین نقدهای نوشته‌شده بر فیلم‌ها تنظیم شده و مطابق با آن فیلم "برای اینکه من گفتم" ساخته مایکل لمان با بازی دایان کیتن بیشترین نقدهای منفی را دریافت کرده است.

فیلم "شماره 23" به کارگردانی جوئل شوماخر با نقش‌آفرینی جیم کری دومین فیلم بد سال است.

کیتن در "برای اینکه من گفتم" نقش مادر سه دختر را به عهده دارد که می‌کوشد بهترین همسر را برای یکی از دخترانش پیدا کند. این فیلم در آمریکا حدود 43 میلیون دلار و در سطح بین‌المللی تقریبا 26 میلیون دلار فروخت.

کری نیز در فیلم 30 میلیون دلاری "شماره 23" نقش مردی را دارد که پس از خواندن کتابی اسرارآمیز احساس می‌کند این کتاب سرنوشت اوست و با حل معمای آن می‌تواند به ناگفته‌های زندگی‌اش دست یابد. این فیلم در سطح جهانی 77 میلیون دلار فروخت.

فیلم‌های "پیش‌آگاهی" مینان یاپو، "درو" استفن هاپکینز، "موفق باشی چاک" مارک هلفریچ، "کاملا غریبه" جیمز فولی، "جواز ازدواج" کن کواپیس، "نوربیت" برایان رابینز، "اردوی پدر" فرد سویج و Happily N'Ever After پل جی. بولگر و ایوت کاپلان به ترتیب دیگر فیلم‌هایی هستند که منتقدان بیشتر نقدهای منفی را بر آنها نوشته‌اند.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه بیستم دی 1386 و ساعت 1:35 |
در حالي كه فيلم ضدايراني «300» با فروش 454 ميليوني، رتبه ششم فيلم‌هاي پرفروش دنيا در سال 2007 را به دست آورد، شب گذشته در حالي پخش سريال ايراني «40 سرباز» به پايان رسيد كه بيشتر مردم ايران، رغبتي به ديدن اين سريال پيدا نكردند. اين در حالي است كه هاليوود، پروژه سينمايي «شاهزاده ايران» را در دستور كار خود دارد.


به گزارش خبرنگار «تابناك»، به نظر مي‌رسد سريال ايراني «40 سرباز»، نخستين مجموعه پرداخته به قهرمانان اساطيري ايران بوده و با وجود آن‌كه كار آن از پنج سال پيش آغاز شد، برخي آن را پاسخي در برابر «300» تلقي كردند.
 
فروش نيم ميليارد دلاري فيلم «300» و كسب رتبه ششم در جهان، نشان مي‌دهد كه ده‌ها ميليون تن از مردم جهان آن را نگاه كرده و به فرهنگ مردم ايران بدبين شده‌اند، اما با گذشت نزديك به يك سال از آغاز پخش اين فيلم سينمايي و اعتراضات گسترده، هنوز كاري عملي كه بتواند ايرانيان و جهانيان را با فرهنگ غني اين سرزمين آشنا كند، مشاهده نشده و اين در حالي است كه هاليوود و كمپاني «والت ديسني» به زودي فيلمبرداري پروژه ديگري را درباره تاريخ ايران در 1300 سال پيش آغاز مي‌كنند.

اما در اين سوي سريال ايراني «40 سرباز»، به رغم آن‌كه با ابتكار نويسنده، به تلفيق فرهنگ ايراني و اسلامي به عنوان شكل‌دهنده هويت مردم مسلمان ايران پرداخته بود، آنچنان ضعيف ظاهر شد كه با وجود هزينه‌هاي گزاف ميلياردي، به سرعت به يكي از كم‌بيننده‌ترين سريال‌هاي سيما بدل گشت.

اين سريال با محور قرار دادن شاهنامه فردوسي، ضمن بيان بخش‌هايي از داستان‌هاي شاهنامه و ماجراهاي پهلوانان اساطيري چون رستم و سهراب و اسفنديار، گريزهايي به تاريخ صدر اسلام و زندگي رسول خدا(ص) و اميرالمؤمنين(ع) داشته و سرانجام به دوران جمهوري اسلامي مي‌پردازد، اما پردازش و بازي‌سازي‌هاي ضعيف، اين سريال پرهزينه تاريخي را در حد يك تئاتر تلويزيوني تقليل داد.

بخش‌هاي پاياني اين سريال، حتي به موضوع تقابل هويت ايراني و قدرت‌طلبي نظام سلطه آمريكايي، اشغال نمادين ايران توسط ارتش آمريكا و به موازات آن، تقابل بسيجيان و انقلابيون پشيمان پرداخت، اما سناريو ضعيف و دخالت دادن ناشيانه و افراطي تمايلات سياسي كارگردان، باعث شد به جاي آن‌كه اين سريال، باعث افتخار مخاطبان به فرهنگ و هويت ملي و ديني ايران شود، آنان را مقهور قدرت آمريكا كند، به گونه‌اي كه نماد فرهنگ بسيجي در عصر حاضر، زماني كه اسير دست ژنرال آمريكايي بود و هويت خود را معرفي مي‌كرد، با چهره‌اي خشن، نام رستم و سهراب تا نام امام علي(ع) و حضرت زهرا(س) و امام حسين(ع) و شهدا و امام خميني را فرياد مي‌زد و ژنرال آمريكايي كوچك‌ترين توجهي به او نمي‌كرد.

اين سريال همچنين به شيوه‌اي ناشيانه و خنده‌آور، صحنه تقابل نظاميان آمريكا با بسيجيان را به تصوير كشيد كه با لباس خاكي امروزي، شمشير و پيشاني‌بند گرفته و در كنار رستم و سهراب و مالك اشتر و ... به مصاف آمريكاييان رفتند و گلوله آمريكايي‌ها به هيچ كس برخورد نكرد و همه گريختند.

جالب آن‌كه اين مجموعه تهيه شده توسط كارگردان متدين آن، با شكستن برخي عرف‌هاي رايج در بيشتر سريال‌هاي سيما، عروس نقش مثبت سريال را با آرايش بسيار غليظ و ناخن‌هاي لاك‌زده و زن ديگري كه يك تنه پيام‌آور تمام هويت ايراني و اسلامي اعم از رستم و سهراب، شهدا و امام زمان بود با آرايش غليظ، گردن نمايان و البته چادر مشكي! به تصوير كشيد، به گونه‌اي كه حتي كم كردن رنگ تصوير نيز مانع از مشخص شدن اين موارد نشد.

اكنون پرسش اينجاست كه تا كي بايد با كم‌توجهي به هويت ايراني و اسلامي و يا پرداختن بيش از حد ضعيف نظير اين سريال پرهزينه كه ساخت آن پنج سال وقت گرفته، عمل كنيم و آيا اين بار نيز بايد شاهد توهين‌هاي احتمالي فيلم سينمايي شاهزاده ايراني به فرهنگ كشورمان باشيم؟
هاليوود به دنبال شاهزاده ايران
نظرات كاربران:
من اوایل بدلیل وجود نقش رستم و علاقه به دیدن فیلمی از این شخصیت باستانی ایران خیلی به دیدن فیلم راغب بودم اما متاسفانه آنقدر موارد غیر مرتبط را به نحو خسته کننده ای به هم چسبانده بودند که به سرعت از این فیلم زده شدم و آن را رها کردم.
بعنوان یک ایرانی متاسفم که فرهنگ و تمدن ایران زمین را بدین گونه ضعیف منعکس می کنند. واقعا سریال ضعیف و بی محتوا بود (حیف بیت المال). باید سریالهای تاریخی را به افرادی داد که تجربه این کار را دارند.
سینمای ایران باید بیش از این به فرهنگ تاریخی کشورمان و سینما اهمیت دهد و از این توهین های کشورهای غرب ساکت نشینم و سینمای ایران را بهبود بخشیم
با درود. من اين سريال را نديده ام چون در ايران نيستم و از طريق سايت شما فهميدم و حالا هر چه فكر مي كنم رستم و سهراب چه ربطي به امريكا دارد نمي فهمم اين فيلم اگر قرار بود به اساطير تاريخي ايران بپردازد ديگر چه لزومي داشت به امريكا گره زده شود ؟!
اي كاش فقط يكي از داستانهاي شاهنامه فقط يكي شو تبديل به فيلم مي كردند اونوقت مردم دنيا مي فهميدند كه ايران و ايراني چه انسانهايي بودند و اگر كوچكترين مطالعه اي در تاريخ و فرهنگ غني خود داشته باشند مي توانند بهترين كشور دنيا بشوند
افراط و تفریط در اظهار نظر دوستان جایز نبود . ما که از زیبایی های تطبیق جالب اشعار فردوسی و فرهنگ و تاریخ شیعی در این مجموعه بهره وافر بردیم . دستشان درد نکند . تشکر
با سلام
ما بعنوان وارث اين تمدن و فرهنگ بزرگ براي معرفي ان هيچ كاري نكرده ايم بدليل فراوان و از همه مهمتر اينكه ميخواهيم همه گذشته مان را با هم مخلوط كنيم و انچه را كه ميخواهيم به معرض نمايش بگذاريم نه انچه هست و بوديم. و همه را بايك وزن نشان دهيم . باور كنيد با اينهمه داستانهاي ناب ايراني قبل از اسلام و بعد ازان چرا موجودات تخيلي مثل بت من و مرد عنكبوتي بايد الگوي بچه هاي ما باشد؟
من در جواب پسر 4 ساله ام كه ميپرسد بابا اينها كه مال ما ايرانيها نيست پس قهرمان ايراني ها كيست و كجاست جوابي براي گفتن ندارم بجز اينكه داستانهاي قهرمانان ايراني را با اب و تاب برايش قصه گويي ميكنم تا بفهمد ما هويت داريم ونياز نيست پيرو مردان تخيلي انها باشيم. بايد براي فرهنگ اين مرز و بوم كهن اما زنده و پويا ارزش گذاشت ، زحمت كشيد و پول خرج كرد.بايد از تمام سرمايه مان استفاده كنيم .اسلام عزيز است و رزمندگان زمان جنگ نيز بزرگ و گرامي.ولي چرا همه چيز را ميخواهيم يك جوري به هم وصل كنيم. بجاي اين سريال بلند يك فيلم مستند و يا سينمايي ميتوانست خيلي اثر گذارتر و مخاطب پسند تر باشد. البته يادمان باشد اين تمدن و هويت گذشته انقدر قوي است كه نه تنها فيلم 300 بلكه سياه نماييهاي بدتر از ان نيز كاري از پيش نخواهند برد.
مشکل اساسي ما اين است که هنوز رسانه را درست نمي شناسيم و با يک سريال قصد داريم تمام مشکلات را حل کنيم!! من نيز در ابتدا مشتاق تماشاي آن بودم ولي بعد از هر قسمت اشتياق کم ميشد. بطور اتفاقي قسمت آخر آن را ديدم. واقعا يک کمدي کامل بود. سرشار از شعارهاي مستقيم و ... .حتي در کتابهاي کودکان هم همچنين مواردي يافت نمي شود چه برسد به يک داستان اساطيري و حماسي!
وقتی سریالی را با آمیختن چند موضوع در هم می آمیزن و یک نمونه غلو به وجود می آورند چگونه میشود انتظار داشت که سریال بیننده داشته باشد .من اول که فیلم را دیدم خیلی خوشم آمد ولی بعد از تداخل موضوعات بی ربط علاقه ام رو از دست دادم .
نمي دانم چرا اين سريال پخش شد چون هيج بعدي نداشت .
توصيه به دست اندر كاران : اما اگر دفعه بعد خواستند همچين كاري كنند لطفا درباره ي افراد تحقيق كنند تا حداقل مورد خنده ي مردم قرار نگيرند
من ابتدا بسیار خوشحال شدم که یک فیلم راجع به ایران ساختند ولی کیفیت کار آنقدر پایین بود که دنبال نکردم تا اینکه قسمت آخر رو دیدم.واقعا افتضاح بود!!
جالب اینکه این فیلم انگار مشاور تاریخی نداشت چون "نگاره انسان بالدار" را که اکنون نماد زرتشیان است تا عهد رستم عقب برد!! همین طور ستاره یهود و...
حال آنکه فیلمی چون "ذوالقرنین" از کمبود منابع مالی رنج می برد.
جالب تر آنکه این فیلم درست از تلخترین جای شاهنامه شروع کرده بود و داستان های زیبایی چون فریدون و ضحاک و ... در ابتدای این فیلم اصلا جایی نداشتند.
واقعا متاسفم.
يكي از ضعيفترين كارهايي بود كه در اين چند ساله ديده بودم.
اگر ميخواهيد در مورد فردوسي و شاهنامه فيلم بسازيد بسيار عاليست...
اگر ميخواهيد در مورد پيامبر و حضرت علي فيلم بسازيد خبلي خوب است.
اگر ميخواهيد در مورد جنگ حرف بزنيد هيچ ايرادي ندارد. فقط چرا بايد به زور همه اين اينها را در يك بسته بپيچيد و به خورد بيننده بدهيد؟! چرا اجازه نميدهيد بيننده خودش اين ارتباط را درك كند؟!
اگر در مورد يك داستان شاهنامه فيلم ميساختند و برايش خرج ميكردند خيلي بهتر از اين سريال بلند و آموزنده!!! و مفتضحانه بود.
با سلام و تشكر
اگر دقت مي كرديد ، در مورد لباس سربازان آمريكايي در قسمت آخر هم متوجه مي شديد كه :
اولا" سرباز ها عينك هاي محافظ رو از روي كلاه آهني زده بودند ، و مال بعضي هاشو اصلا" رو صورتشون نيفتاده بود و پا در هوا روي كلاه و به صور كج روي چشمشون افتاده بود ، در حالي كه همانطور كه در اخبار ديديد اول عينك محافظ و بعدا" كلاه آهني رو ميذارن روي سر و عينك زير كلاه مي مونه نه روي اون .

دوما" و جالبتر از اون اين كه در قسمت آخر تفنگ هاي M 16 سربازان آمريكايي هيچ كدوم خشاب نداشت ولي معلوم نبود چي شليك مي كرد و در صحنه اي كه فرمانده آمريكايي داشت به طرف رستم در جنگل شليك مي كرد اصلا" از لوله كلت آتش و دود بيرون نمي آمد و اسلحه در اثر شليك لگد كه اسلحه تكون هم نمي خورد .

سوما" M 16 ها به طور مفتضحانه اي كج و كوله و تابلو درست شده بودن و يه نفر كه تا حالا اصلا" اسلحه نديده هم ، به راحتي مي فهميد كه پلاستيكي هستند .

به نظر من سريال سر تا پا اشكال و ضعف داشت و اصلا نبايد از شبكه سراسري پخش مي شد .
من تنها قسمت آخر این سریال را دیدم و اما هنوز گرفتار صحنه آخر هستم که همه اساطیر ایرانی و اسلامی شعار مردانگی می دهند و ژنرال تنهای آمریکایی را دوره می کنند .. واقعا متاسفم (البته همین یک مورد شاید کافی باشد)
اين سريال با نهايت هنرمندي توانست رستم و ايران و هنرپيشه هاي معتبر و محبوب و ... را با اين همه هزينه به افتضاح بكشاند! اميد است كارگردان محترم، با اين تجربه پرهزينه بداند كه دفعات بعد چگونه سريالهايي از اين دست بسازد و يا شايد بهتر آنكه نسازد!
اگر به سلاح های m16 سربازان آمریکایی (در قسمت آخر) توجه می کردید متوجه می شدید که خشاب ندارند !!!
وقتی کارگردان این سریال به این جزییات توجه نمی کند و به شعور بیننده توهین می کند ، چگونه انتظار داریم که اینگونه سریال ها پربیننده باشد؟!
من که نتوانستم حتی یکی از قسمت های این سریال را بطور کامل تماشا کنم.
به نام خدا
پس از ساخت سریال امام علی به کارگردانی آقای میرباقری که یکی از شاهکارهای تاریخی ایران بود . متاسفانه ساخت سریال تنها ترین سردار به آقای فخیم زاده پیشنهاد شد که با آنهمه هزینه به دلیل ضعف کارگردانی و بازی مورد استقبال قرار نگرفت
نمونه دیگر فیلم حضرت ابراهیم که با آنهمه فضا در داستان برای کار فیلمی بسیار ضعیف ارائه شد که حاوی ایراداتی مثل ( خارج شدن بخار از دهان نمرود در حالی که لباس بر تن ندارد . پریدن وزیر نمرود از روی برج مثلا بلند نمرود همانند پریدن از یک چهارپایه یک متری است . حذف قسمت خلق مجدد چهار پرنده از داستان به دلیل نیاز به جلوه های ویژه کامپیوتری ) میباشد .
اگر بجای فیلم چهل سرباز که در آن تنها افرادی با لباسهای باستانی برای هم شهر و داستان می خوانند آقای داریوش ارجمند با کت و شلوار پشت میز فقط شاهنامه میخواند به مراتب بیشتر با استقبال روبرو میشد .
افسوس ...
يكي ديگر از نقصهاي اين سريال اين بود كه پهلوانان ايراني هيچ شباهت فيزيكي به پهلوان نداشتند و بجاي اينكه بازوان بزرگ داشته باشند لباسهاي پف كرده بر تن داشتند اين سريال را با فيلمهايي نظير هركول و اسپارتاكوس و ... مقايسه كنيد ظاهر فيزيكي هنر پيشه هاي آنها كجا و اين مجموعه كجا
من روز اولی که این فیلم رو دیدم گفتم چه خوب که با همچین موضوعی فیلمی ساخته شد ولی ای کاش همه چیز به هم ربط پیدا نمی کرد.
من هم اوایل پخش سریال بخاطر وجود اساطیر ایرانی این فیلم را دنبال می کردم. وخوشحال شدم از اینکه بالاخره مسئولین فرهنگی ما به فکر هویت ملی ما افتادند اما با گذشت چند هفته ،سر از عربستان، عراق و... در آوردیم ودر لابلای نخلها دنبال رستم ،اسفندیار، سهراب و... گشتیم . ولی افسوس که رد پای ضعیفی از آنان باقی مانده بود. وافسوس خوردم ایران با این همه پیشینه و اسطوره وقهرمانان ملی چرا از ساختن فیلم زندگی ودلاوری های آنان عاجز بوده ویا سر باز می زند؟؟؟
عاقبت بخيري از جمله دعاهاي پركاربرد پدران ما است.اين سريال عاقبت بخير نشد.اي كاش سريال بعد از شكست اسفنديار از رستم تمام مي شد.
متاسفم که فرهنگ کهن ایران زمین را ایگونه ناشیانه لگدمال کردن/ حیف رستم و فردوسی و .......
به جاي ساخت تعداد بيشماري سريال و فيلمهاي سينمايي پر خرج، بي مفهوم، نا متناسب با فرهنگ ديني و ميهني بهتر است اين هزينه ها را در جهت ساخت يك فيلم تاريخي-باستاني با جلوه هاي ويژه (حداقل در حد فيلمهاي سطح پايين هاليوودي) صرف كنيم تا ضمن دفاع از تاريخ و هويتمان زمينه اشتغال بسياري از افراد خوش ذوق و گرافيست در اين زمينه را فراهم كنيم.
در ابتدا این مجموعه بسیار جذاب بنظر میرسید.اما در اواسط کار از این شاخه به آن شاخه پریدن این سریال آغاز شد.در حالی که مردم ما مطمئنا دوست دارند سریالی ببینند که درباره پهلوانان اساطیری ایران باشد،گریز این سریال به اعصار مختلف ضربه سختی به بینندگان آن زد بطوری که برادر بنده که یکی از مشتریان پر و پا قرص این سریال در ابتدا بود،بعد از چند قسمت،قید دیدن این سریال را زد.
سریال پیش از حد کشدار وملال آور بود اختلاط ناشیانه اسطوره های ملی با شخصیت های مذهبی باعث شد تا این سریال نتواند مخاطب جذب نماید
من تنها دو قسمت از اين سريال را نگاه كردم و متاسف شدم چرا بدون مطالعه كار انجام مي دهند اين فيلم از بابت متن،تدوين،چره پردازي،و....فوق العاده بد بود .
اين سريال رو در ابتدا بخاطر پرداختن به شاهنامه حكيم فردوسي نگاه مي كردم اما از قسمت 3 و 4 به بعد متوجه تحريفات در اصل داستان و كلا از محتوي تهي بودن كار ، بشدت از اين سريال روي گردان شدم .
نميرم ازين پس كه من زنده ام
كه تخم سخن را پراكنده ام
حريم و حيطه حكيم توس جايي نيست كه به راحتي مجال پاي گذاردن در آن داشته باشيم
با تشکر از نقد کوتاه و رسای شما.
من هم مثل خیلی از هم وطنان ابتدای سریال را میدیدم ولی بعد از چند قسمت به کلی آن را رها کردم.
سریال40سربازخیلی خوب پیش می رفت تا اینکه به یکباره با همه دورانها و قومیتها ادغام شد .راستی شاهنامه و رستم و سهراب چه ربطی به جنگهای صدر اسلام و تفنگداران آمریکایی داشت!!! ما که نفهمیدیم به همین خاطر هم سریال را نگاه نکردم
باسلام از نقد و پرداختن شما تابناكيان به اين موضوع مهم بسيار سپاسگزارم. روي سخن من با بينندگان و آنهايي است كه نظراتي را ابراز نموده اند. مدت بسياري است كه به دليل بسياري از كج كاري ها و تند روي ها به نام دين كتاب ها و سريال هايي كه تحت اين عنوان ساخته مي شوند از سوي مخاطبات مورد استقبال چنداني قرار نمي گيرد اما برعكس كتاب ها و موضوعات مربوط به مليت و اساطير بسيار طرف دار دارد. بنده منكر آشنايي با اساطير و بزرگان ملي خود نيستم و خود در اين زمينه مطالعات زيادي دارم و مورد علاقه بنده مي باشد اما از انصاف به دور است كه اينچنين نا عادلانه با موضوعات بدون تفكر و صرفا از روي احساسات برخورد كنيم. اين سريان نه صرفا تا قسمت هاي سوم و چهارم (علي رغم آنچه كه دوستان در بالا ذكر كرده و طبق معمول شورش را در آورده اند) بلكه تا 7 يا 8 قسمت پاياني سريال به زيبايي ساخته و پرداخته شده بودكه كمي انصاف و مداقه در آن اين مساله را روشن مي كند. اما همانند غالب سريال ها و فيلم هاي ايراني نه از ابتدا براي انتهاي سريال سناريويي موثر در نظر گرفته شده بود ونه هيچگاه سينمايي هاي ما مي خواهند دست از سره سمبل كاري هاي خود بردارند.
دورود بر مهر ورزان فرهنگ پارسي.
كار بزرگ مخصوص انسان هاي بزرگ است .چرا كار به اين مهمي را به دست كسي مي دهيد كه به جاي كمك ودفاع از فرهنگ آن را مضحكه عام وخاص مي كند.كجاست فردوسي كجاست مولوي وسعدي انان بزرگان اهل فرهنگ در قديم بوده اند وكارگردان اين مجموعه هم ...!!!
روي صحبت من به اهل فرهنگ به خصوص سينما است ، ايا كسي نيست كه جوابي به اين ياوه گويان گستاخ بدهد كجاست ياور آئين وفرهنگ اين سرزمين.
کشورهای خارجی یانگوم میسازند تا مردم برای دیدن ای لحظه شماری کنند اما ما بهترین داستانهای دنیارو ....
من سريال سربداران را 3 بار ديدم اگر باز نشان بدهند باز هم ميبينم . اما اين سريال فقط 1 قسمت ان را ديدم بسيار بسيار بد بود
با سلام
وقتی سریالا همزمان با پخش تولید می شه نتیجه هم نباید بهتر از این با شد
قسمتهای اول خیلی عالی بود منتهی در آخر همه چیز سرهم بندی و سرسری بود کما اینکه قسمت آخر سریال با تاخیر دو هفتهای پخش شد
واقعا ما ایرانیها بخصوص صدا و سیمادر اتلاف منابع نمونه ایم. که اگر تمام هالیوود را به ایران می دادند باز هم با مدیریت ویژه مان فیلم را بهتر از این در نمی آوردیم
با سلام
جايی که هويت ايرانی و اسلامی ما موضوع اصلی باشد لازم است دقت بيشتری لحاظ گردد. جدا از ايرادات فنی و ساختاری که حتی تماشاگر غير حرفه ای را به ستوه می آورد سناريو داستان و شيوه نگرش توليد کنندگان مجموعه به موضوع تنها برای مخاطبان با طيف سنی زير 10 سال مناسب بود.
ایرادات این سریال آن قدر پیش پا افتاده است که هر کس یک قسمت از آن را دیده باشد می تواند کلی ایراد از آن بگیرد واقعا سریال اعصاب خرد کنی بود من در یک قسمت از آن دیدم که در یک باغ سیاه درخت فردوسی مشغول جمع آوری انار بود من نمیدانم از کی درخت زرد آلو انار میدهد
آنقدر در اين سريال وقايع تاريخي با يكديگر قاطي شده بودند كه اگر مخاطب تاريخ نمي دانست در تقدم و تاخر وقايع دچار اشتباه و سردرگمي مي شد.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه بیستم دی 1386 و ساعت 1:32 |
محمدرضا فروتن برای حضور در «عیار 14» (پرویز شهبازی) به توافق رسید
محمدرضا فروتن برای حضور در  «عیار 14» (پرویز شهبازی) به توافق رسید


سينماي ما- محمدرضا فروتن چند روز پیش قرارداد همکاری با حسین لیالستانی را فسخ کرد. بازيگر فیلم متوقف‌مانده «تردید» برای حضور در آخرین ساخته پرویز شهبازی به نام «عیار 14» به توافق رسید. محمدرضا فروتن در این فیلم که تا چند روز دیگر فیلمبرداری آن در سرعین اردبیل آغاز می‌شود، در مقابل کامبیز دیرباز ایفای نقش خواهد کرد.
شایان ذکر است؛ آخرین ساخته پرویز شهبازی «نفس عمیق» نام داشت . محمدرضا فروتن با بازي متفاوت در فيلم كنعان (ماني حقيقي) در جشنواره امسال حضور خواهد داشت.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه بیستم دی 1386 و ساعت 1:13 |

مجموعه «چارخونه» که سه شب پيش با تلويزيون خداحافظي كرد  با همه نقاط قوت و ضعف در حالي استقبال 60 تا 70 درصدي مخاطبان را در پي داشته که مخاطب قدرت انتخاب ندارد و شايد اين رضايت به نوعي کاذب باشد.

به گزارش مهر، صداوسيما افزون بر همه رسالت‌هاي خود که امروز در هر خانه و زير هر سقف شعبه دارد، يکي از توانمندي‌هايش برنامه‌ريزي مستقيم براي پر کردن اوقات فراغت و تأمين درست نياز به تفريح است. از ميان گزينه‌هاي گوناگون براي انبساط خاطر کار طنز در هر عرصه انتخابي پرمخاطب است.

طنز از ويژگي‌هايي برخوردار است که يکي از آنها نشاندن خنده بر لب‌هاست؛ خنده‌اي که جزو نيازهاي زندگي و از ضروريات جامعه بانشاط است. گفته مي‌شود خنده در طنز از نوع هر خنده‌اي نيست، بلکه خنده بر ساده‌دلي‌ها يا خنده از روي تمسخر نقطه ضعف‌هاست. جنس خنده آن هم هميشه خنده از روي شوخي نيست، بلکه نيشدار است.

در واقع، طنز تلنگري است بر انديشه مخاطب که در پس خنده ناشي از آن توقع رسوب فکري نيز مي‌رود. در طنز نمايشي داستان طنز از الگوي ساختاري متون ژانر دراماتيک پيروي مي‌کند؛ يعني داستان آن بايد منطقي و داراي ساختار محکم باشد. در طرح داستان، طرح و توطئه، گره‌افکني، اوج و گره‌گشايي بايد مسير منطقي طي شود و تنها استفاده از عنصر ناسازگاري و تضاد ميان شخصيت‌ها، موقعيت و حادثه‌آفريني، مي‌تواند در قوت طنز و نيفتادن به ورطه لودگي خلل وارد کند.

در واقع نکته‌اي که طنز را متمايز مي‌کند، اغراق در مسائل و شخصيت‌ها و بزرگتر نشان دادن واقعيات است. اين اغراق‌پذيري نيز اصول دارد، زيرا طنز در کنار ابعاد گوناگون آن کاري جدي است و اگر غلو آن بيش از اندازه شود، کار را ناموزون مي‌کند، از سوي مخاطب پس زده مي‌شود. رسانه ملي در راستاي اهداف و کارکردهاي خود، چندي است سنت طنزهاي نود شبي را در دستور کار خود قرار داده و به اين وسيله، توانسته جمع خانواده‌هاي ايراني را گرمتر کند.

امسال نيز همانند سال‌هاي گذشته، مجموعه طنز نود شبي چارخونه از شبکه سوم سيما به کارگرداني سروش صحت روي آنتن رفت. صحت را تا پيش از اين بازيگري توانا و نويسنده‌اي خوش‌قريحه مي‌دانستيم که اکنون بايد به اين پيشينه کارگرداني را نيز افزود. او در نخستين تجربه کارگرداني توانست بسياري از بينندگان تلويزيون را در شب‌هاي متوالي با خود همراه کند.

صحت در اين کار از نويسندگاني چون محمدرضا آريان، عليرضا بذرافشان، حميد برزگر، عليرضا ناظرفصيحي، بهمن معتمديان و ... بهره برد که با همه آنها کارهايي مشترک انجام داده است. در «چارخونه» چهره‌هايي چون حميد لولايي، مريم اميرجلالي، فلامک جنيدي، بهنوش بختياري، محمد شيري و رضا شفيعي‌جم بار ديگر در کنار هم جمع شدند؛ شخصيت‌هايي که مي‌توان گفت بعضاً دست نخورده از مجموعه‌هاي طنز گذشته وام گرفته شده‌اند.

مجموعه با تيتراژي متناسب با نام «چارخونه» آغاز مي‌شود که مي‌توان به روشني تأثير رضا عطاران و شاخصه‌هاي خلاقانه و برجسته کارهايش را در آن ديد: بهره بردن از تصاوير به ظاهر بي‌ربط به مجموعه در عنوان بندي و آوازي ناشناخته با سير آوازخواني مألوف رسانه، بهترين شاهد بر اين مدعاست.

«چارخونه» هر چند خاطره کارهاي پيشين طنز را به ياد مي‌آورد، در بخش ميزانسن تلاش خود را کرده تا صحنه پردازي معقول و چشم‌نواز ارايه دهد. صحنه‌پردازي واقعگرايانه که سعي شده دکورها داراي نمادي از مشاغل ساکنان خود باشند مانند تابلو مرغ در راهرو خانه منصور، باند صوتي و ماکت هواپيما در خانه رعنا و حامد به همراه رنگ‌آميزي گرم و سنگين براي خانه شکوه و منصور، رنگ‌هاي شاد براي زوج‌هاي جوان و ... با ايجاد تضاد گرافيکي تنوع تصويري خوبي در تدوين ايجاد کرده است.

اما متأسفانه، تصويربرداري مجموعه از ضعف‌ها و خطاهاي تکرارشونده رنج مي‌برد. چنان که حضور بوم صدابرداري در غالب نماها تا پايان مجموعه ديده مي‌شود که به نظر نمي‌رسد کارکردي خاص براي اين کار مورد نظر بوده باشد، چرا که حتي کاغذ ديالوگ‌ها نيز از گوشه قاب نمايان مي‌شود!

گذشته از مباحث تکنيکي از نکات قابل بررسي مجموعه، سبک و نوع طنزي است که قالب مجموعه است. آنچه در «چارخونه» بيشتر ديده مي‌شود، طنز موقعيت و بعضاً کلامي است که در قالب طنز خانوادگي نشانده و موجب توفيق اين مجموعه شده، چرا که طنز خانوادگي از جذابيت و تنوع خاص خود برخوردار است.

«چارخونه» براي ايجاد طنز از تضاد ميان شخصيت‌ها يا جابجايي نقش‌ها بهره مي‌برد و در بعد طنز غيرکلامي به صورت يکنواخت و کشدار با بازي گرفتن از اشيا، موقعيت‌هاي طنز ايجاد مي‌کند مانند دست به دست کردن مرتب ظروف بر سر ميز غذاخوري يا پرتاب ليوان و سيب به بالا و...

به اين ترتيب، طنز خانوادگي و طنز موقعيت، براي يکديگر شرايطي فراهم مي‌کنند که داستان با موضوعات خانوادگي و طنزي قابل قبول پيش برود. به لحاظ همين زمينه‌هاي طنز است که صحت به ايجاد موقعيت‌هاي طنز و بهره‌برداري از آن پرداخته مانند دعواهاي شکوه با منصور بر سر فروغ، واكنش‌هاي آنان هنگام قهر، خيال‌پردازي‌هاي حامد و رعنا و ... .

هرچند بهره بردن از جابجايي نقش‌هاي جنسيتي چون نان‌آوري زن، خلقيات مردگونه شکوه، صفات بچگانه و سر به هوايي مردان و نياز آنها به حمايت زنان تا اندازه‌اي در مجموعه‌هاي قبلي هم ديده مي‌شود، ولي در اين مجموعه با اغراق بيش از اندازه رو به رو هستيم که موجب آسيب ديدن مجموعه و نوعي پس زدگي از سوي مخاطب مي‌شود.

بيکاري حامد و نفقه خوري از زنان، استعفاهاي پي در پي منصور در کنار شغل رعنا و منبع مالي بي‌انتهاي شکوه دو خط پررنگ و موازي هستند که در طول داستان به جلو مي‌روند و به ذوق بيننده آسيب مي‌رسانند. ارايه الگويي تازه از زندگي زناشويي، يعني زندگي زير دو سقف، دعواهاي پشت هم شکوه و منصور و اعمال قدرت و خشونت در عين مهرباني که روابط مخدوش ارتباطات خانوادگي را نشان مي‌دهند، از مواردي هستند که در «چارخونه» مردان را در فرودست زنان قرار مي‌دهد.

کاراکترها و ويژگي‌هاي آنها در اين مجموعه تکراري است، اما گزينش بازيگران براي نقش‌ها را مي‌توان گزينشي درست و دور از ريسک دانست و اشکال را در تکراري بودن و نبود خلاقيت در شخصيت پردازي آنها دانست. شکوه با جوش آوردن‌هاي معروف، منصور مردي بي‌کفايت در هر زمينه که حرف چنداني براي اظهار وجود قوي ندارد، حامد تيپ جديدي که مخلوطي از خوانندگي بامشاد در نقطه‌چين و لهجه‌دار بودن گل مراد در باغ مظفر است و البته ترانه‌هاي نه چندان جذاب او و خيال‌پردازي‌هايش موقعيت‌هاي خوبي براي مجموعه ايجاد کرد.

شخصيت رعنا نيز با ارايه بازي سطحي و بدون ويژگي خاص و شخصيت‌پردازي سردستي، در اندازه‌هاي تکميل نقش حامد ديده مي‌شود. پرستو اما در تضاد با روحيات رعنا به دليل هياهويي که از شاخصه‌هاي شخصيت داستاني اوست، بيشتر به چشم مي‌آيد و در زمان رکود داستان و بازيگري با حرکات بچگانه خود تنوعي کوتاه پديد مي‌آورد؛ هر چند ميزان و نوع جنب و جوش حرکتي وي به مثابه يک زن در خارج از بحث داستاني قابل تأمل است.

حضور فرخ را که شخصيتي حاشيه‌اي و در اين مجموعه خنثي به نظر مي‌رسد، مي‌توان مورد پرسش قرار داد که چرا به عنوان شخصيت دايمي در مجموعه حضور پيدا کرده است؟ به نظر مي‌رسد نبود پرداخت قوي شخصيت‌ها و ناهمگوني در بازي‌ها ناشي از تعدد نويسندگان متن‌هاست که در شکل‌گيري شخصيت يکپارچه خلل وارد کرده است، اما نظير شنبه از خوش‌پرداخت‌ترين شخصيت‌هاست که به دليل روحيه دسيسه‌چيني و دورويي به طرح توطئه و تعليق داستان‌ها افزوده است.

مجموعه به لحاظ پرداخت داستاني نيز با نوسان‌هاي بسياري همراه بوده که گاه موضوعات جديد مانند داستان ليگ برتر و ... را به خوبي لحاظ و گاه موضوعات تکراري، قديمي و بدون جذابيت خاص داستاني مانند کلاهبرداري و طلبکاري را به صورت سطحي و دم‌دستي بيان مي‌کند.

اين مجموعه با همه قوت‌ها و ضعف‌هايش توانسته استقبال 70-60 درصدي مخاطبان را در پي داشته باشد، آن هم با همين قالب کليشه‌اي و تکراري خود که حتي نوآوري‌هايش را با تکرار و کم‌دقتي از طراوت انداخته است، اما بايد يادآور شويم که مخاطب در شرايطي است که قدرت انتخاب جز ديدن اين معدود کارها ندارد و معمولاً بدون تحليل و ارزشگذاري و تنها براي سرگرمي به ديدن اين‌گونه کارها روي مي‌آورد و به همين دليل، شايد نوعي رضايت کاذب نيز داشته باشد.

نظرات كاربران:
این برنامه از بیمحتواترین وسطحی ترین طنرهای سالیان اخیربود.ایکاش بجای نزول کمی ارتقا داشتیم.
روند نزولی کیفیت سریالهای طنز در صدا و سیما واقعا حیرت انگیز است! و همچنان بیت المال صرف تولید این گونه سریالهای بی محتوا می شود.
با سلام
اين آمار 60 تا 70 درصدي را كه ديدم ياد حكايت آن پادشاه عريان افتادم كه در واقع عريان بود و لباسي در تن نداشت اما عده اي بنا بر ملاحظاتي مجبور به تعريف و تمجيد از از نوع پوشش و مدل و رنگ لباس او بودند. سريال چارخونه هم حكايت همين پادشاه است. به نظر من سازندگان اين سريال بي محتوا فكر كرده اند كه طنز يعني اينكه هر چه ولو بي محتوا به نمايش بگذاري اين مي شود طنز.
به نظر من ساخت چنين سريالهايي نوعي توهين به مردم است كه بجز تلف كردن وقت نتيجه ديگري ندارد. با تشكر.
سلام

واقعا مسئولان صدا و سیما باید فکری بحال برنامه های اینچنینی بکنند.این برنامه هیچ جذابیتی برای بینندگان نداشت و فقط به بی توجهی به ارباب رجوع اشاره میکرد!
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه بیستم دی 1386 و ساعت 1:4 |
به رغم ‌اين‌که در چند سال گذشته، بارها تاريخ اکران، سناريست و نيز کارگردان فيلم «شاهزاده‌ ايران»، تغيير کرده‌، با ‌اين حال، برخي گزارش‌ها حاکي است که فيلمبرداري «شاهزاده‌ ايران»، چند ماه ديگر آغاز خواهد شد و ‌اين فيلم در تابستان سال 2009 ميلادي در سينماها به نمايش درخواهد آمد.

به گزارش راديو فردا، قرار است اين فيلم بر پايه بازي رايانه‌اي موفقي به همين نام ـ که در اواخر دهه هشتاد ميلادي به يکي از محبوبترين بازي‌هاي کامپيوتري جهان بدل شده بود ـ ساخته شود.

«جري بروک‌ هايمر»، تهيه کننده ‌اين فيلم، در گفت‌وگويي مطبوعاتي با سايت «کولايدر» گفته بود: گمان مي‌کنم کارگردان بسيار جالب‌توجهي را استخدام کرده‌اند.
او مي‌گويد: «مايک نيوول»، که يکي از فيلم‌هاي هري پاتر را کارگرداني کرده، بسيار مبتکر و تيزهوش است و کاري واقعا ويژه را درست خواهد کرد و اين در حالي است كه ما تازه در آغاز راهيم؛ يعني فيلمنامه‌اي داريم و تازه کار ساخت شکل آن را آغاز کرده‌ايم تا کاري منحصر بفرد و جديد باشد.»

«جري بروک ‌هايمر»، تهيه کننده تريلوژي پرفروش دزدان دريايي کارائيب درباره ‌اين‌که چرا و چگونه کار تهيه فيلم «شاهزاده ‌ايران» را در دست گرفته است، مي‌گويد: ‌اين سوژه‌اي بسيار هيجان‌انگيز است؛ نخست‌ اين‌که دوره‌اي جالب توجه بوده و چيزي است که ديگران انجام نمي‌دهند.»
وي ادامه مي‌دهد: قرار است فيلمبرداري «شاهزاده ‌ايران» در ماه ژوئن، يعني تابستان آينده آغاز شود. اين يک فيلم بزرگ خواهد بود که قهرمان آن، مي‌تواند در ماجراهاي ديگر، فيلم‌هاي ديگري را با خود آورد.

اما «جوردن مکنر»، نامه‌ريز و بازي‌ساز مجموعه بازي‌هاي کامپيوتري «شاهزاده‌ ايران» مي‌گويد: بيست سال است که آرزوي ساخت‌ اين فيلم را در سر داشته است.
وي در گفت‌وگو با سايت «گاماسوترا» اظهار داشت: نخستين نسخه فيلمنامه «شاهزاده ‌ايران» را که چند بار در آن بازنگري شد، در حدود يک سال و نيم نوشت و تکميل آن که با اصلاحات ديگري به دست چهار فيلمنامه‌نويس همراه بود و آخرين آنها «جف ناکمانوف»، سناريست The day after tomorrow بود، دو سال ديگر به طول انجاميد، اما در ‌اين روند، ساختار فيلمنامه اوليه، طرح داستان و شخصيت‌ها، دستخوش تغيير چنداني نشدند.

«جوردن مکنر» مي‌گويد: اگر فيلم را در يک جمله خلاصه کنيم، به نخستين بازي مجموعه «شاهزاده ‌ايران» به نام «Sands of time»؛ «شن‌هاي زمان» شبيه به نظر مي‌رسد، حال آن كه در واقع، صحنه به صحنه کاملا متفاوت است.
وي اظهار مي‌دارد: نمونه ما فيلم‌هاي حماسي کلاسيک و سراپا ماجرايي حادثه‌اي است همراه با مزاح و داستاني عاشقانه و پر از شخصيت‌هاي به ياد ماندني.
جوردن مکنر با اشاره به ‌اين‌که فيلم در مرحله پيش از توليد است و ‌اين‌که کمپاني «والت ديسني» آن را ارايه خواهد کرد، گفت: نوول تصويري «شاهزاده ‌ايران» را به پايان برده و ‌اين کار به زيبايي درآمده است.

وي مي‌افزايد: سال آينده، کتاب تصويري «شاهزاده ‌ايران» که داستانش به کلي از بازي‌ها يا فيلم آن متفاوت است، توسط First Second Books منتشر خواهد شد.

اما «مايک نيوال»، آخرين کارگرداني که براي ساخت فيلم «شاهزاده ‌ايران» به کار گرفته شده، داستان ‌اين فيلم را عالي، هيجان‌انگيز و شديدا عاشقانه توصيف مي‌کند و مي‌گويد: ‌اين داستان، شما را به جايي مي‌برد که هرگز در آنجا نبوده‌ايد.
مايک نيوال اظهار داشت: با ‌اين داستان، کارهاي بسياري صورت خواهد گرفت، زيرا ماجرا در 1300 سال پيش روي مي‌دهد.

وي مي‌گويد: ‌اين يک داستان بزرگ عشقي خواهد بود، در برابر خطر و سرنوشت جهان.
مايک نيوال در گفت‌وگو با «ريلزچنل» مي‌گويد: من عاشق «شاهزاده ‌ايران» هستم و به جري بروک‌هايمر واقعا علاقه‌مندم و گمان مي‌کنم ساخت يک فيلم بزرگ ماجرايي عاشقانه براي او کاري عظيم خواهد بود، زيرا ‌اين کاري نيست که او به طور معمول انجام دهد.

بازي‌هاي «شاهزاده ‌ايران» که از سال 1988 ميلادي به بازار عرضه شدند، در رديف موفقترين و پرفروشترين بازي‌هاي کامپيوتري بوده‌اند و «جوردن مکنر» در آخرين سري‌ اين بازي‌ها، نشان داد که از تاريخ و فرهنگ‌ ايران بي‌اطلاع نيست.
حال انتظار مي‌رود فيلم «شاهزاده ‌ايران»، جايگاه پرفروشترين محصول‌ آينده سينماي‌ هاليوود را به دست آورد و با ارايه فيلم‌هاي ديگري به يک مجموعه فيلم سه‌گانه يا تريلوژي تبديل شود، ضمن‌ اين‌که پيش‌بيني مي‌شود فرآورده‌ها و کالاهاي آن چون اسباب‌بازي و اقلام ديگر، سود سرشاري را نصيب سازندگان ‌اين فيلم سازند.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه بیستم دی 1386 و ساعت 0:55 |
«خونمردگي» جايگزين «ساعت شني»
در سريال «خون مردگي» بازيگراني چون پولاد كيميايي، ليلا اوتادي، سياوش طهمورث، عبدالرضا اكبري، حبيب دهقان نسب، سولماز غني، شهرام عبدلي به ايفاي نقش پرداخته‌اند.
فارس: پخش مجموعه تلويزيوني «خونمردگي» به كارگرداني «جواد مزدآبادي» به ماه صفر موكول شد.

مجموعه تلويزيوني «خونمردگي» در 13 قسمت 50 دقيقه‌اي به تهيه كنندگي «محمد رضا شفيعي» براي پخش در ايام محرم ساخته شده كه بنا بر تصميم مديران سيما، پخش آن به ماه صفر موكول شد.

بنابر اين گزارش، اين مجموعه تلويزيوني كه پخش آن از روزهاي پاياني ماه محرم آغاز خواهد شد، در روزهاي دوشنبه و چهارشنبه به جاي مجموعه «ساعت شني»(كه گويا قرار است در ماه محرم به شكل هفتگي پخش شود) به روي آنتن خواهد رفت و در دو باكس پخش مي‌شود.

در سريال «خون مردگي» بازيگراني چون پولاد كيميايي، ليلا اوتادي، سياوش طهمورث، عبدالرضا اكبري، حبيب دهقان نسب، سولماز غني، شهرام عبدلي به ايفاي نقش پرداخته‌اند.

فيلم‌نامه «خونمردگي» را «سعيد نعمت‌الله» نگاشته است و داستان آن درباره يك قهرمان رشته ورزشي رزمي است كه پس از بازگشت از مسابقات جهاني در مي يابد برادرش به طرز مشكوكي به قتل رسيده است. رسول تصميم مي گيرد راز قتل برادرش را افشا كند و....
تا به حال چهار قسمت از مجموعه «خونمردگي» براي پخش آماده شده است.

لوكيشن هاي اين سريال در تهران و شهرهاي شمالي ايران مي‌گذرد و داستان آن در ماه محرم اتفاق مي‌افتد. ديگر عوامل اين سريال عبارتند از: سيد حسين يعقوبي: مدير توليد، طراح صحنه و لباس: ايرج ملكي، برنامه ريز: احمد كاوري، دستيار اول كارگردان: حبيب قلي زاده، مشاور فيلم‌نامه: دكتر محمد شجاعي، جلوه‌هاي ويژه: محسن روزبهاني، تدوين:خشايار موحديان.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه بیستم دی 1386 و ساعت 0:48 |
 
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه بیستم دی 1386 و ساعت 0:43 |
بیوگرافی تام کروز

بیوگرافی تام کروز بازیگر خارجی - Tom Cruise Biography

http://www.download-persian.mihanblog.com

عکس تام کروز و همسرش کتی هولمز


نام اصلی: تام کروز
سال تولد: 3 جولای، 1962
محل تولد: نیویورک
همسر سابق: نیکول کیدمن

همسر فعلی : کتی هولمز
نامزد اسکار: متولد چهارم ژوئیه (1989)


بیوگرافی:
او در حال حاضر یکی از موفق ترین ستارگان هالیوود است. او شانس این را داشت که به همراه همسرش - نیکول کیدمن - در آخرین فیلم کارگردان فقید سینمای جهان - استنلی کوبریک - با نام چشمان کاملا بسته بازی کند. بازی او در دومین قسمت از فیلم پرخرج - 150 میلیون دلار - و پر سروصدای ماموریت غیرممکن بار دیگر نام او را سر زبانها انداخت. او این شانس را هم داشته که در فیلمی از استیون اسپیلبرگ با نام گزارش اقلیت بازی کند.

بخشی از فیلمشناسی:
عشق بی پایان (1981)

شیپور خاموشی (1981)

از دست دادن آنها (1983)

کسب و کار پرمخاطره (1983)

تمامی حرکات دست (1983)

افسانه (1985)

تاپ گان (1986)

رنگ پول (1987)

کوکتل (1988)

رین من (1988)

متولد چهارم ژوئیه (1989)

روزهای تندر (1990)

دور و دورتر (1992)

چند آدم خوب (1992)

موسسه (1993)

مصاحبه با خون آشام (1994)

ماموریت غیر ممکن (1996)

جری مگوائر (1996)

چشمان کاملا بسته (19۹8)

ماگنولیا (1999)

ماموریت غیر ممکن 2 (2000)

  آسمان وانیلی (2001) 

 گزارش اقلیت (2001)

آخرین سامورائی

جنگ دنیاها

ماموریت غیرممکن ۳

و...

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه هجدهم دی 1386 و ساعت 0:56 |
عكس بي حجاب ميترا حجار در لس آنجلس
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه هفدهم دی 1386 و ساعت 2:12 |
حمیده خیرآبادی: قدیم‌ها عاشق فروغ بودم
حمیده خیرآبادی: قدیم‌ها عاشق فروغ بودم


سینمای ما - حميده خيرآبادي را بدون شك مي‌شناسيد.وقتي نامش مي‌آيد، كلي فيلم و سريال از جلوي چشمت عبور مي‌كند و ايفاي نقش او را در آنها به‌ياد مي‌آوري؛ «اميرارسلان نامدار»، «رضا موتوري»، «روز واقعه»، «جيب‌برها به بهشت نمي‌روند»، «شب آفتابی»، «پدرسالار» و كلي فيلم و سريال ديگر. او متولد 1303 است و از سال 1326 با تئاتر فرهنگ شروع كرده است. وقتي با او صحبت مي‌كني پر از شكوه و گلايه است. براي همين 6 سالي هست كه با هيچ روزنامه‌اي مصاحبه نكرده.او به تهران امروز مي‌گويد: «بازيگرها وقتي پير مي‌شوند، ديگر كسي سراغ‌شان را نمي‌گيرد و اين خيلي بد است. من الان مدت‌هاست كه انگار فراموش شده‌ام.» او ادامه مي‌دهد: «ما زماني كه سرمان خيلي شلوغ بود و دائم درگير فيلمنامه‌خواندن و بازي‌كردن بوديم، فرصت نمي‌كرديم فيلم‌هاي خودمان را تماشا كنيم. الان چند وقت است شنيده‌ام شبكه 2 سريال پدرسالار را پخش مي‌كند و براي همين صبح‌ها مي‌نشينم و تماشا مي‌كنم.» حميده خيرآبادي در مورد آثاري كه مي‌خواند هم مي‌گويد: «الان مدت‌هاست كه چشمم بيمار است و نمي‌توانم زياد بخوانم اما يك زماني عاشق شعرهاي فروغ فرخزاد بودم و بيشتر آثارش را از بر بودم. زمان جواني و نوجواني‌ام هم كتاب‌هاي گلستان سعدي و شعرهاي شهريار را مي‌خواندم.»
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در شنبه پانزدهم دی 1386 و ساعت 20:45 |
مدير مركز پژوهش‌هاي اسلامي صدا و سيما درباره ساعت شنی: این سریال هنوز تمام نشده است
مدير مركز پژوهش‌هاي اسلامي صدا و سيما درباره ساعت شنی: این سریال هنوز تمام نشده است


سینمای ما - پيشرفت‌هاي اخير پزشكي در سال‌هاي جديد امكان‌هاي تازه‌اي را پيش روي بشريت قرار داده است، مساله رحم جايگزين تنها يكي از اين مباحث است كه پرسش‌هاي تازه‌اي را در اخلاق و فقه فرارو مي‌نهد. سريال «ساعت شني» كه اين شب‌ها از تلويزيون پخش مي‌شود، نمونه‌اي از اين معضل‌ها را در حوزه عمومي طرح مي‌كند. اما اين مساله در سطحی عالمانه و نزد فقها چه پاسخي مي‌يابد؟ با حجت‌الاسلام دكتر هادي صادقي، مدير مركز پژوهش‌هاي اسلامي صدا و سيما پيرامون اين موضوع گفت‌وگويي را با تهران امروز ترتيب داده كه از نظر مي‌گذرد: با گسترش علوم پزشكي و تجربي و علوم جديد، علوم انساني با تبعات فراواني مواجه شده اند. يكي از اين مباحث بحث اهداي عضو بود كه تا مجلس شوراي اسلامي نيز اين قضيه كشانده شد، در سال‌هاي اخير نيز با تاسیس موسسات پزشكي در بحث ناباروري زنان و مسائل مختلفي چون لقاح مصنوعي يا شيوه‌هاي باروري خارج از رحم و شيوه‌هاي درماني شيميايي و دارويي ناباروري يا اهداي اسپرم و تخمك و...، با توجه به اينكه جامعه ما ديني و سنتي و به تعبيري ارزشي است، اين امر مستلزم آن است كه فقهاي ما نسبت به اين مساله توجه خاصي داشته باشند. شما نقش فقه و فقها را در چنين مباحثي چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟ در اينگونه مسائل كه در اصطلاح فقها، مسائل مستحدثه شناخته مي‌شوند، نقش فقه اين است كه وجه مشروع عمليات جديد را از وجه نامشروع آن جدا و شرايط درست را از شرايط نادرست بيان كنند. اين كاري است كه به‌طور كلي فقه و فقها مي‌توانند انجام دهند. به‌طور مشخص‌تر در اين گونه مسائل پزشكي بايد اصولي از فقه را كه به اصل حيات انسان، سلامت و گسترش حيات او مرتبط مي‌شود، و مباحث مربوط به بهداشت و نحوه استمرار حيات انسان استخراج شوند. اين گونه مسائل وجود دارند و كاري كه فقها مي‌كنند اين است كه مسائل مستحدثه را بر اساس اين اصول حل مي‌كنند. حالا اين مسائل مي‌توانند اهداي عضو باشد يا مسائلي مثل اهداي گامت و... با توجه به اين مسائلي كه شما طرح كرديد، گويا احساس مي‌شود كه فقه ما بايد نگاهي بينارشته‌اي به مسائل داشته باشد، يعني صرف نظر از آگاهي به علوم شرعيه، به علوم ديگر نيز تا حدودي اشراف داشته باشد تا بتواند نظر متقني ارائه دهد. دقيقا همين طور است، كار فقه همين است. فقه دو قسمت است؛ نخست فقه عمومي كه در آن موضوعات فقهي مبتلابه عموم مردم بحث مي‌شود و نيازي به تخصص شناسايي موضوعات نيست و البته عموم فقها نيز مي‌توانند نظر دهند و پديده بينارشته‌اي هم پديد نمي‌آيد، اما در فقه خصوصي، يعني آنجا كه فقه تخصصي است و موضوعات تخصصي پديد مي‌آيد، گام نخست در ارائه حكم شرعي شناخت تخصصي موضوع است و اينجاست كه پاي تخصص و مطالعات بينارشته‌اي به ميان مي‌آيد و بعد از اين است كه فقيه مي‌تواند حكم شرعي ارائه كند. يعني پس از شناسايي دقيق موضوع و حدود و ثغور آن. پس هر فقيهي نمي‌تواند در اين مسائل اظهار نظر كند و لازم است كه آگاه به علوم پزشكي هم باشد؟ نه، نبايد اين نتيجه‌گيري را سريع گرفت. بلكه منظور من آن است كه توجه به تخصصي شدن موضوعات هميشه وجود داشته است، آنگاه در پرداختن به احكام گاهي ممكن است كه فقيهي قدرت اين را داشته باشد كه بتواند با كارشناسان يك رشته كه موضوع را براي او تشريح كنند، مي‌تواند ارائه حكم كند و دراين مورد مي‌تواند بدون اينكه به موضوع اشراف كامل داشته باشد، با توضيحات كارشناسان مساله را تحليل فقهي كند و موضوع را بشناسد وحكمش را بدهد. اما همه مسائل تخصصي اين گونه نخواهد بود، چون هر چه جلوتر مي‌رود موضوعات پيچيده‌تر خواهد شد. به همين خاطر است كه فقه از زماني به بعد بايد رشته رشته شود و اين الزامي است كه وجود دارد و البته اين اتفاقي است كه در دايره فقه در حال رخ دادن است، يعني متخصصاني كه هر يك در يكي از رشته‌هاي علمي گوناگون و در فقه نيز تخصص دارند و در آن مساله نظر مي‌دهند و مطالعات بينارشته‌اي نيز در همين جا طرح مي‌شود. به نظر مي‌رسد به‌طور مشخص فقه و پزشكي با يكديگر ارتباط تنگاتنگي مي‌يابند. شما نسبت ميان اين دو را در جامعه ما چگونه مي‌بينيد؟ در حال حاضر تا حدودي با اين موضوعات به نحو عمومي برخورد مي‌شود و هنوز يك حوزه دقيق فقهي-پزشكي مشخصي پديد نيامده است. اتفاقا در حوزه پزشكي مباحث مربوط به اخلاق پزشكي مورد توجه موسسات و مراكز پزشكي از جمله مركز تحقيقات اخلاق و تاريخ پزشكي قرار و كارهاي خوبي نيز صورت گرفته است، از سوي ديگر در حوزه‌هاي فقهي نيز فقها از قديم هم احكامي راجع به بدن انسان، بهداشت، ترميم و غيره داشته‌اند. اما اين دو حوزه كارشان را از يكديگر جدا انجام مي‌دهند و لازم است كه اين دو حوزه به يكديگر نزديك شوند و يك حوزه تلفيقي ميان اين دو ايجاد شود. يعني آن مركز به حوزه‌هاي فقهي وارد شود و تعدادي از اهل فقه و فقها را دعوت به كار كنند تا تخصصي در اين موضوعات پيدا كنند و بتوانند از نگاه كاملا تخصصي به اين موضوعات بپردازند. آيا به نظر نمي‌آيد كه اين اختلال و نابساماني، به مسائل ارزشي در جامعه نيز لطمه وارد كند؟ يعني اگر فقهاي ما كمي جدي‌تر با اين مساله برخورد كنند، باعث مي‌شود كه نگاه ارزشي جامعه به اين مسائل جامع‌تر و دقيق‌تر باشد. اين يك جنبه مساله است كه شما در نظر مي‌آوريد، جنبه ديگر اين مساله، وظيفه مراجع و مراكز موضوع‌شناسي است. يعني ما بايد هم از طرف حكم به سمت موضوع برويم و هم عكس آن. الان موضوعاتي كه مردم با آنها سر و كار دارند، اختيارش معمولا در دست مراكز دانشگاهي است، اينها بايد اين مسائل جديد را به پيشگاه فقه ببرند. اما اين ارتباط دو سويه است. يعني فقها نيز بايد به سراغ مسائل دانشگاهي بروند و موضوعات را شناسايي كنند. البته كسي كه امروز با مسائلي مشكل دارد، بايد به نحو درست در پيشگاه فقه طرح سوال كند، طرح درست سوال نيز بدين معناست كه فقه را به حوزه تخصصي خود وارد كند. مثلا وزارت بهداشت وظيفه دارد كه مراكزي در مراجع فقهي بنا تا موضوعات خود را به ايشان عرضه كند و براي اين مسائل راه حل بيابد. به‌طور طبيعي فقه هم ناچار خواهد شد كه به اين مسائل توجه كند. البته خوشبختانه در سال‌هاي اخير از سمت دانشگاهيان توجه فراواني به صورت‌هاي مختلف مثل كتاب و سمينار به مسائل فقهي شده است، روحانيان نيز خوشبختانه به مسائل جديد توجه ويژه‌اي داشته‌اند. در حوزه عمومي نيز اين امر رخ داده است، مثلا سريال‌هاي تلويزيوني كه در سال‌هاي اخير به نمايش در آمده است، گوياي اين موضوع است. نمونه‌اش سريال ساعت شني است كه در آن بحث رحم جايگزين طرح شده است. اين امر سبب پيدا شدن سوالات فراواني در حوزه‌هاي فقهي شده و به نظر مي‌رسد مراجع فقهي بايد به اين سوالات پاسخگو باشند. درست است. البته جوانب ريز و درشت متعددي وجود دارد كه بايد بيشتر مورد توجه قرار گيرد كه اين تا حدودي وظيفه رسانه‌هاي جمعي است كه با ساختن سريال‌هايي كه وجه شرعي آنها برجسته باشد، چنين آگاهي را در اختيار مردم قرار دهند. جايگاه مباحث اخلاقي و نسبت آن با حقوق در اين مساله چيست؟ برخي متفكران هم در اين باب بحث كرده‌اند كه هر چه اخلاق فربه‌تر باشد، حقوق نحيف‌تر مي‌شود و بالعكس. من فكر مي‌كنم اين سخن به نحو مطلق درست نيست. اين طور نيست كه هر جا قانون را تقويت كنيم، اخلاق تضعيف مي‌شود. الزاما رابطه‌اي معكوس ميان اين دو برقرار نيست. البته اگر توجه ما صرفا به مسائل اخلاقي زياد شود، توجهمان به مسائل حقوقي كم مي‌شود. اما اگر هر يك را به اندازه خودش تبيين كنيم، به صورت متعادل پيش مي‌رود. جامعه را با صرف اخلاق نمي‌توان اداره كرد. مثلا طرح رحم جایگزین نيز بايد به اين صورت طرح شود كه تا جايي كه مساله اخلاقي است، بايد انسانيت ناديده گرفته نشود و در اين مورد بايد خدمت به انسان و كمك به همنوع برجسته شود. ما در سنت خودمان در بحث مساله مادر رضائي و شير دادن، به مسائل انساني بسيار توجه مي‌كرديم. براي خود پيامبر اكرم (ص) بسيار گشتند تا خانم حليمه سعديه را يافتند كه زني پاك بود. البته مسائل اقتصادي نيز مطرح بوده است، اما اين اصل نبوده و اصل آن امور انساني و تربيتي بوده است. در رحم جايگزين نيز اين مساله بسيار مهم است و به يك معنا از شيردهي مهم‌تر است، چون وجود انسان با آن كودك شكل مي‌گيرد و اين بسيار آثار روحي و رواني مهمي در طفل دارد. هنر چه مسووليتي در بازتاباندن اين مساله دارد؟ در سريال مذكور بيشتر وجوه اقتصادي مساله مورد نظر بوده است. در حالي كه متخصصان پزشكي بيشتر بر مسائل انساني تاكيد مي‌كنند. البته هنوز اين سريال تمام نشده است. اين نكته مشهود است كه افراد اين سريال بيشتر به دليل مشكلاتشان به يكديگر پيوند خورده‌اند، در حالي كه بهتر بود به دليل مسائل لطيف‌تر با يكديگر مرتبط شوند. البته اين دو با يكديگر منافاتي ندارد، اما بهتر است كه مسائل انساني برجسته شود. اتفاقا اين مباحث انساني، كاركردهاي دراماتيك خوبي نيز دارند و مي‌توانند به خوبي داستان پردازي کنند و كارهاي خوبي انجام دهند. منوچهر دين‌پرست

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در شنبه پانزدهم دی 1386 و ساعت 20:37 |
چرا گلزار از ما جدا شد؟
چرا گلزار از ما جدا شد؟


سینمای ما - اعضاي گروه آریان چندي پيش در گفت وگويي با روزنا دلايل اصلي جداشدن گلزار از گروه آريان را توضيح دادند. بخشهايي از اين گفت وگو كه به موضوع جدايي گلزار پرداخته درزيرمي آيد :


همزمان با سال‌هاي آغازين تشكيل گروه، محمدرضا گلزار هم عضو اين گروه بود. چه شد كه وي از گروه آريان جدا شد؟ محمدرضا گلزار گيتار مي‌زد و از دوستان پيام صالحي بود. كنار گروه كار مي‌كرد و نوازنده گيتار گروه به حساب مي‌آمد. او در صحنه، مخاطبان خودش را هم داشت، البته هر كدام از اعضاي گروه مخاطبان خودشان را داشتند. بعد از مدتي كه از همكاري گلزار با ما گذشت، گويا طي سفري كه او به شمال كشور داشت با ايرج قادري آشنا مي‌شود و قادري هم به او پيشنهاد مي‌كند كه در <سام و نرگس> بازي كند. ‌ مدتي بعد <سام و نرگس> با بازي گلزار ساخته شد و بعد از آن هم <شام آخر>؛ در حالي كه گلزار هنوز عضو گروه آريان بود. بعد از آن نوبت به فيلم <بالا‌ي شهر پايين شهر> رسيد كه فيلمبرداري آن در اصفهان انجام شد؛ در حالي كه گروه ما در سالن‌ميلا‌د كنسرت داشت. گلزار براي اينكه به اين كنسرت برسد، صبح به اصفهان مي‌رفت و عصر برمي‌گشت. حتي سرش را در همان محل اجراي كنسرت مي‌شست و وقتي پيش ما مي‌رسيد روي سرش هنور اثرات گريم ديده مي‌شد. او تا اين حد هم مقاومت كرد تا همراه گروه باشد، تا اينكه كنسرت كيش فرا رسيد و گلزار از ده شب اجرا تنها توانست در چهارشب آن حضور يابد. ما نمي‌توانستيم كنسرت را لغو كنيم. اين موضوع در آلبوم دوم بيشتر به چشم خورد و گلزار در سراسر اين آلبوم فقط براي يك آهنگ گيتار زد. اينها باعث تزلزل در گروه شد؛ طبيعتا اعضاي گروه تمايل نداشتند كسي از گروه خارج شود، ولي در آخر به اين نتيجه رسيديم كه گلزار جدا شود. ‌ سينما گلزار را جذب كرد... ‌ بله، سينما او را جذب كرد و به نظر ما راه درستي را هم انتخاب كرد. زماني كه صحبت آخر را با او انجام داديم، همه به اوحق مي‌دادند؛ گرچه قلبا نمي‌خواست از موسيقي جدا شود. البته صحبت‌هايي هم به ناحق زده شد مبني بر اينكه تمام گروه آريان وابسته به محمدرضا گلزار بوده، در حالي كه ما جواب داديم در آلبومي كه با استقبال زياد مواجه شد اصلا‌ عكس گلزار چندان معلوم نيست. كمي در اين باره حرف‌هايي عجيب شنيديم تا جايي كه خود گلزار همزمان با كنسرت‌مان در سعدآباد طي مصاحبه‌اي اعلا‌م كرد؛ هر كس به خاطر من به كنسرت آريان مي‌رود بايد بداند كه من ديگر در اين گروه حضور ندارم. يادمان باشد در همين كنسرت سعدآباد بود كه ظرف شش ساعت 50 هزار بليط فروخته شد. ‌ پس با اين اوصاف اختلا‌في بين گروه و محمدرضا گلزار وجود نداشته؟ اختلا‌ف بر سر حضور قدرتمند گلزار در گروه بود؛ نه سر چيز‌هايي ديگر؛ شايعات موجود هم ربطي به رابطه ما و گلزار ندارد، به بدجنسي‌هايي برمي‌گردد كه از سوي عده‌اي ايجاد مي‌شود


+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در شنبه پانزدهم دی 1386 و ساعت 20:31 |
بهترین و بدترین بازیگران سال هاليوود
حدود چهار میلیون نفر از علاقمندان فیلم و سینما مت دیمن را به عنوان بهترین و ادی مورفی و لیندسی لوهان را به عنوان بدترین بازیگران سال 2007 هالیوود برگزیدند.

به گزارش «جهان» و به نقل از مهر، بی بی سی اعلام کرد نظرسنجی اینترنتی برای انتخاب ترین‌های سال 2007 هالیوود با مشارکت AOL Moviefone انجام و در آن بازی مورفی سیاهپوست در فیلم سینمایی "نوربیت" در سه نقش به عنوان بدترین نقش‌آفرینی سال در بین بازیگران مرد هالیوود برگزیده شد.
ضمن اینکه کاربران اینترنتی پول خرج‌شده برای خرید بلیت فیلم "نوربیت" را هدرشده‌ترین پول سال لقب دادند. لوهان هم برای بازی در فیلم جنایی "می‌دانم چه کسی مرا کشت" عنوان بدترین بازیگر زن سال 2007 را از آن خود کرد. از سوی دیگر، مت دیمن برای بازی در دو فیلم "اولتیماتوم بورن" و "سیزده یار اوشن" مستعدترین بازیگر 12 ماه گذشته هالیوود لقب گرفت.
ضمن اینکه "اولتیماتوم بورن" به عنوان بهترین دنباله سال برگزیده شد. شیا لابوف هم علاوه بر گرفتن عنوان بهترین بازیگر تازه‌وارد، همراه با همبازی خود مگان فوکس در "ترانسفورماتورها"، بهترین زوج سینمایی سال را تشکیل داد. بازی جانی دپ در "دزدان دریایی کارائیب: در انتهای دنیا" دیگر انتخاب چهار میلیون کاربر اینترنتی AOL بود.
رالف فاینس و آنجلینا جولی به ترتیب برای بازی در "هری پاتر و محفل ققنوس" و "بئوولف" به عنوان بهترین بازیگران نقش‌های منفی برگزیده شدند و "ایندیانا جونز و قلمرو جمجمه بلورین" هم هیجان‌انگیزترین پروژه سینمایی سال 2008 لقب گرفت. در این نظرسنجی اینترنتی حدود 8/3 میلیون نفر در هر رشته از میان پنج نامزد یک نفر را برگزیدند.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در شنبه پانزدهم دی 1386 و ساعت 20:25 |
«بهرام رادان» در فيلم كارگردان مسلمان آمريكايي «مولانا» مي‌شود

«بهرام رادان» در فيلم زندگي «مولانا» كه قرار است توسط «اريديو سالازار» ساخته شود، نقش «مولانا» را ايفا خواهد كرد.
 

به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، «اريديو سالازار» كارگردان آمريكايي بر اساس زندگي جلال‌الدين محمد بلخي(مولانا) در ايران فيلم مي‌سازد.
بنا بر اين گزارش، اين كارگردان مسلمان با اقتباس از كتاب «عارف جان سوخته» نوشته نهال تجدد اين فيلم را كارگرداني مي‌كند.
همچينن «عليرضا شجاع‌نوري» اين پروژه را تهيه مي‌كند و قرار است نقش «شمس» را بازي كند.
قرار است «اريديو سالازار» به زودي به ايران سفر ‌كند تا فيلمنامه «عارف جان سوخته» را بنويسد.
به گزارش فارس «مهستي بحريني» نيز كه اين كتاب را به فارسي ترجمه كرده، اين كارگردان را ياري مي‌كند.
«عارف جان سوخته» كه نخستين بار در فرانسه منتشر شده، به تازگي در ايران توسط انتشارات نيلوفر ترجمه و به بازار نشر راه يافته است.
بر اين اساس، هنوز عنواني براي اين فيلم انتخاب نشده است و مشخص نيست سازندگان آن عنوان «عارف جان سوخته» را براي فيلم بر مي‌گزينند يا نام ديگري به آن مي‌دهند.
از عوامل سازنده اين فيلم سينمايي تاكنون حضور «ملك‌جهان خزايي» به عنوان طراح هنري قطعي شده است و با سفر «سالازار» به ايران توليد اين پروژه شكل جدي به خود مي‌گيرد و پيش توليد آن آغاز مي‌شود.
بر اساس اين گزارش،«اريديو سالازار» كه دين اسلام را برگزيده،پيش از اين در ايران فيلمي درباره «امام محمد غزالي» ساخته است و براي شبكه‌هاي جهاني چون BBC برنامه‌هاي فلسفي و عرفاني توليد كرده است.
اين كارگردان آمريكايي اخيرا مجموعه مستندي در مورد حج ساخته است.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه چهاردهم دی 1386 و ساعت 3:10 |
«جولي» به خاطر كارهايي كه به عنوان سفير صلح سازمان ملل و مادر خوانده چهار فرزند انجام داده، در ميان عموم مردم قابل احترام است، او همچنين در زمينه افزايش آگاه‌سازي جهانيان نسبت به درد و رنجي كه مردم آفريقا متحمل مي‌شوند، كارهاي مثمر ثمر فراواني انجام داده است.
فارس: براساس یک نظر سنجي كه نتيجه آن پنجشنبه گذشته توسط خبرگزاري رويترز اعلام شد، برخي از برترين‌ها معرفي شدند كه از آن جمله آنجلينا جولي، بازيگر ضدجنگ و ضد‌بوش هاليوود به عنوان بشر دوست‌ترين هنرمند هاليوود در سال 2007 معرفي شد.

اين نظر سنجي كه نتيجه آن پنجشنبه گذشته توسط خبرگزاري رويترز اعلام شد، «آنجلينا جولي»، بازيگر ضدجنگ و ضد‌بوش هاليوود به عنوان بشر دوست‌ترين هنرمند هاليوود در سال 2007 معرفي شد.

«جولي» به خاطر كارهايي كه به عنوان سفير صلح سازمان ملل و مادر خوانده چهار فرزند انجام داده، در ميان عموم مردم قابل احترام است، او همچنين در زمينه افزايش آگاه‌سازي جهانيان نسبت به درد و رنجي كه مردم آفريقا متحمل مي‌شوند، كارهاي مثمر ثمر فراواني انجام داده است.

نتيجه اين نظر سنجي بيانگر اين مطلب است كه تمام كساني كه به گونه‌اي در تلاشند تا قسمتي از مشكلات جهانيان را حل كنند از چنين احترامي نزد مردم برخوردار نيستند، آنچنانكه مدونا با آنكه فرزندخواندگي چند تن از كودكان محروم را به عهده گرفته و ميليون‌ها دلار اعانه براي كمك به يتيمان مالاوي جمع‌آوري كرده ولي با آراء مردم در انتهاي اين فهرست قرار گرفته است.

«پيتر واكر»، رئيس مركز بين‌المللي زنان در دانشگاه ماساچوست گفت: بسياري بر اين عقيده‌اند كه مدونا با سوءاستفاده از شهرت و ثروت خود براي تقبل فرزندخواندگي كودكان مالاويايي، سعي در فريفتن افكار عمومي داشته و اين مطلب به چهره جهاني او ضربه جبران ناپذيري وارد ساخته است.

واكر افزود: مردم احمق نيستند، آنها مي‌توانند احساس واقعي هر كسي را به خوبي درك كنند و بفهمند كه طرف مقابل تا چه حد در حرفي كه مي‌زند صادق است.

بنا بر اين گزارش، نام «پاريس هيلتون» نيز در كنار نام مدونا در انتهاي اين فهرست قرار گرفته است، او نيز كه در اوايل سال جاري ادعا كرده بود كه براي به عهده گرفتن سرپرستي چند كودك به رواندا سفر خواهد كرد، به عوام فريبي متهم شده است.

در اين نظرسنجي كه طي 12 روز انجام گرفت، اسامي «بونو»، خواننده گروه يو2، «اسقف دسموند توتو» و «بيل گيتس»، مؤسس كمپاني مايكروسافت، پس از نام جولي 32 ساله قرار گرفته است.

البته در اين فهرست نام «كوفي عنان»، رئيس سابق سازمان ملل نيز به چشم مي‌خورد.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه سیزدهم دی 1386 و ساعت 1:47 |
 

رئيس سازمان صدا و سيما گفت: پخش سريال «ساعت شني» بدون هيچ تغييري ادامه خواهد داشت. 
   
 سيد عزت الله ضرغامي در گفت و گو با  فارس گفت: مجموعه تلويزيوني «ساعت شني» متناسب با فضاي دراماتيكي كه دارد به بهترين شكل ممكن ادامه خواهد يافت و هيچ تغييري در پايان آن رخ نداده است.

وي افزود: پس از اينكه پخش مجموعه اي شروع شد، سازمان صدا و سيما ديگر اقدام به تغيير داستان آن نخواهد كرد و علي رغم شايعات، پخش آن نيز متوقف نخواهد شد.

وي در ادامه درباره اعتراض شوراي نظارت بر صدا و سيماي مجلس نسبت به اين سريال نيز گفت: نامه اي كه از طرف شوراي نظارت بر صدا و سيما براي مجموعه «ساعت شني» نوشته شده، نامه اي كلي است و بهترين فرصت را فراهم كرده است تا آقاي مظفر رئيس شورا كه فردي فرهنگي و صاحب نظر است در يكي از برنامه هاي تلويزيون ظاهر شود و نقطه نظرات خود را عنوان كند.

وي افزود: ما آمادگي شنيدن نقطه نظرات ايشان را در برنامه هايمان داريم.  

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه یازدهم دی 1386 و ساعت 2:53 |
شان پن به زودی از همسرش جدا می شود.
بانی فیلم: شان پن به زودی از همسرش رابین رایت پن جدا می شود. این بازیگر و کارگردان که امسال با گارگردانی فیلم " به سوی سرزمین وحشی" سال بسیار موفقی را در جشنواره ها سپری کرده است دیگر باید به فکر دوران مجردی باشد. رابین رایت پن همسر او که بازیگر مشهوری است و در فیلم اسکاری "فارست گامپ" با تام هنکس همبازی بود در روز 21 دسامبر برگه درخواست طلاقش را به دادگاه ارائه داد. او اختلافات سازش ناپذیر را دلیل این درخواست عنوان کرد. این زوج دو فرزند دارند که در سنسن نوجوانی به سر می برند.

شان پن در "گام های یک محکوم به مرگ" در مقابل سوزان ساراندون بازی کرد و فیلم های مشهوری چون "21 گرم" و " رودخانه مرموز" را در کارنامه دارد. رایت پن هم در "بیوولف" به کارگردانی زمه کیس و " شکستن و وارد شدن" به کارگردانی آنتونی مینگلا و در برابرجود لاو ظاهر شد.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه یازدهم دی 1386 و ساعت 2:46 |
سري جديد فيلم "‌ترميناتور" بدون حضور "آرنولد شوايتزينگر"، با نقش‌آفريني "كريستيان بل" و "جان كانر" به‌زودي مقابل دوربين مي‌رود.

به گزارش ايسنا، "مورتيز بورمن" تهيه‌كننده "ترميناتور 4 " با اعلام اين مطلب، گفته است: «در حال حاضر تمام توجه‌مان به‌حفظ داستان نسخه جديد "ترميناتور" است و خلاصه 6، 7 صفحه‌يي آن تحت تدابير شديد امنيتي محافظت مي‌شود واين قصه‌يي است كه هر كسي چشم به راه ديدن و شنيدن آن است.»

بنا به اعلام ورايتي، "بورمن" درباره‌ي عدم حضور "شوايترينگر" كه در سه قسمت اول "ترميناتور" نقشي موثر و موفق داشته است، گفته: «او به‌عنوان يك شخصيت مناسب مورد قبول است و احتمال استفاده از او در سري‌هاي بعدي ترميناتور همچنان وجود دارد.»

فيلمنامه ترميناتور 4 با عنوان فرعي "رستگاري نابودگر: آينده" كه توسط "جان برانكاتو" و "مايكل فريس" به‌نگارش درآمده است، كارگرداني آن برعهده‌ي "مك جي" خواهد بود.

نخستين نابودگر ( ترميناتور) را در سال 1984 جيمز كامرون با بودجه‌يي معادل 5/6 ميليون دلار ساخت و همان سال بيش از 110 ميليون دلار فروش داشت.

فيلمبرداري چهارمين فيلم از مجموعه‌ي "ترميناتور" تابستان سال آينده (2008) آغاز مي‌شود و تا تابستان سال 2009 آماده پخش مي‌شود.

به گزارش ايسنا، كمپاني "برادران وارنر" حقوق پخش ترميناتور 4 را به خود اختصاص داده است.

اين فيلم با بودجه‌يي كمتر از 200 ميليون دلار ساخته مي‌شود، بودجه‌يي كه كمتر از مبلغ اختصاص يافته براي ترميناتور 3 بوده است.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه یازدهم دی 1386 و ساعت 2:42 |
انيميشن ضد ايراني پرسپوليس در آمريکا
"پرسپوليس" زاييده تخيل فردي است که از دوران کودکي کابوس هايي با خود به همراه داشته و حاصل زخم هاي کهنه اي است که بالاخره سرباز کرده است.
برنا: فيلم انيميشني ضد ايراني پرسپوليس ساخته مرجانه ساتراپي از روز 4 دي ماه سال جاري در ايالت هاي لوس آنجلس و نيويورک آمريکا بر روي پرده سينما رفت .

انيميشن "پرسپوليس" زاييده تخيل فردي است که از دوران کودکي کابوس هايي با خود به همراه داشته و حاصل زخم هاي کهنه اي است که بالاخره سرباز کرده است.

اين فيلم تصويرگر خاطرات دختر سركشي است كه به ادعاي سازنده فيلم، پس از انقلاب اسلامي، ناگهان خود را در تهراني كاملا سنتي و مذهبي مي‌يابد و او كه نمي‌تواند با وضع موجود خود را تطبيق دهد ، توسط والدينش به وين فرستاده مي‌شود.

در سراسر اين فيلم بيشتر وقايع با اغراق به تصوير کشيده شده اند و موضوع اصلي فيلم به سخره کشيدن حجاب اسلامي است و ايراني‌ها، مردمي نشان داده شده اند که به خاطر کوچک ترين مسائل با يکديگر جدل مي کنند.

غربي ها از فيلم غيرحرفه اي و غيرهنري پرسپوليس در راستاي اهداف تبليغاتي ضد ايراني خود حمايت گسترده کرده و با اهداي جوايز متعدد خيانت ساتراپي به مردم کشورش را هم به نوعي توجيه کرده و هم از اين فرصت ، نهايت سوء استفاده را ببرند.

نکته جالب توجه اين است که شرکت اسپيلبرگ، مسئول پخش و توزيع اين انيميشن در آمريکاست.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه یازدهم دی 1386 و ساعت 2:37 |

تازه‌ترين اخبار و عكس‌ها از فيلم جديد «رضا قهرماني»؛

«در شب عروسي» به شب عروسي رسيد

خبرگزاري فارس: چهل درصد از فيلم‌برداري «در شب عروسي» به پايان رسيده و گروه فيلم‌برداري مشغول گرفتن صحنه‌هاي عروسي فيلم هستند.

به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، بيش از چهل درصد از فيلم‌برداري «در شب عروسي» به پايان رسيده و تقريبا تمام بازيگران اصلي جلوي دوربين رفته‌اند.
بنا بر اين گزارش، فيلم در دو مرحله كليد خورده بود. اولين مرحله 28 آبان در جاده چالوس و پس از گرفتن يك سري پلان‌هاي عبوري و بدون حضور بازيگران در سه جلسه فيلم‌برداري شد. مرحله دوم از 16 آذر با بازيگران در لوكيشني در فرمانيه آغاز شده و ادامه دارد. اين دومين فيلم قهرماني بعد از ارابه مرگ است كه در سال 76 ساخته شد.
در خلاصه داستان اين فيلم آمده است: در شب عروسي شاهرخ و سحر، حادثه‌اي رخ مي‌دهد كه باعث به وجود آمدن اتفاق‌هاي طنز خاصي مي‌شود.
عوامل«در شب عروسي»عبارتند از:
نويسنده و كارگردان: رضا قهرماني؛ مديران فيلم‌برداري: احمد مسروري، محسن بدرلو؛ مدير صدابرداري: رضا اردلان؛ طراح چهره‌پردازي: امير اسكندري؛ طراح صحنه و لباس: بهار مومني؛ مدير توليد: سعدي دليري؛ برنامه‌ريز و دستار اول كارگردان: محمود معظمي؛ گروه كارگرداني: محمد بدرلو، مهيار بدرلو؛ منشي صحنه: مريم طريقي‌نژاد؛ عكاس: احسان بدرلو؛ تصويربردار پشت صحنه: سعيد بدرلو؛ دستيار اول فيلم‌بردار: سيد كمال صفوي؛ گروه فيلم‌برداري: مجيد گل سفيدي، پيمان عباسي‌زاده، سياوش محمدي؛ گروه صدا: هادي غضنفري، مهران بهروزي؛ گروه چهره‌پردازي: كورش علي‌زاده، مهكامه كاشف، پيام ابوالحسني؛ گروه صحنه و لباس: ابراهيم كرامتي، محمدحسين عادل، مهسا طباطبايي؛ جانشين توليد: محسن خانلر؛ گروه تداركات: محمد علي حاجتي، علي اسماعيلي قهي، محمدگرمايي؛ سينه‌موبيل: اكبر نظري؛ گروه حمل و نقل: محمد ره‌شناس، مجتبي بوياچي، مجيد حاجتي، محمدميرزايي؛ روابط عمومي: مسعود بهارلو.
بازيگران: اكبر عبدي، ثريا قاسمي، سحر ريحاني، شاهرخ نورمحمدي، فلور نظري، يوسف تيموري، زهره حميدي، علي عزيزي،‌الهام سيف، ليلا شوقي، سعيد دليري، مريم پيغمبري، ليلا محسني.
سرمايه‌گذار و مجري طرح: علي عزيزي؛ تهيه‌كننده: محسن بدرلو.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه یازدهم دی 1386 و ساعت 2:28 |
تمايل آميتا باچان براي ايفاي نقش‌درعاشق‌كشي
فيلم «عاشق‌كشي» كه قرار بود در ايران توسط «ايرج قادري» ساخته شود، در هندوستان و در كمپاني «آميتا باچان»(آ.ب.كورپ) ساخته خواهد شد.

به گزارش«جهان» «تهمينه ميلاني» نويسنده فيلمنامه «عاشق كشي» در گفت‌وگو با فارس، اظهار داشت: در سفر اخيري كه به كشور هندوستان داشتم، با مدير كمپاني «آ.ب.كورپ» كه «آميتا باچان» مدير آن است، صحبت كردم و طرح فيلمنامه «عاشق‌كشي» را كه قرار بود«ايرج قادري» آن را بسازد و موفق به انجام آن نشد، به اين كمپاني ارائه دادم كه از آن بسيار استقبال كردند و قرار بر اين شد تا يك نسخه ترجمه شده از فيلمنامه كامل «عاشق كشي» را در اختيار آنها قرار دهم.

وي افزود: «عاشق‌كشي» داستان عاشق شدن يك مرد ميانسال است به دختري كه در يك قهوه‌خانه بين‌راهي بزرگ شده و «آميتا باچان» خود براي ايفاي نقش اين مرد ميانسال اظهار تمايل كرده است.

ميلاني خود قرار است پس از پايان ساخت فيلم «سوپر استار» و نيز ساخت سريال ياران مثبت(بمب خوشه‌اي)، در سال 87، فيلمي را به تهيه‌كنندگي كمپاني «نوماد فيلم» كه يكي از معتبرترين كمپاني‌هاي هندوستان است، در اين كشور و با بازيگران ايراني و هندي كارگرداني كند.

وي همچنين در گفت‌وگو با فارس خبر از بازسازي فيلم «آتش‌بس» در هندوستان داده و گفته بود: كمپاني نوماد فيلم پيشنهاد بازسازي «آتش‌بس» با بازيگران هندي را به من داده است و در صورتي كه شرايط مناسب آن فراهم شود، بازسازي را انجام خواهم داد.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه یازدهم دی 1386 و ساعت 2:23 |

 

به نام خدا

 

نام : ارباز خانارباز خان

 

تاریخ تولد :

 

محل تولد :

 

نام پدر : سلیم خان

 

نام مادر : مادر او سلما خان و نامادری او هلن نام دارند .

 

نام برادران : سلمان خان و سهیل خان و یک برادر ناتنی

 

نام خواهران : الویرا و یک خواهر ناتنی

 

وضعیت تاهل : متاهل

 

نام همسر : مالایکا آرورا

 

نام فرزندان : -----

 

نام اولین فیلم :

 

نسبت هنری :

 

 برادران او سلمان خان و سهیل خان و همسر او مالایکا آرورا و خواهر همسر او

 

 آمریتا آرورا همگی هنرپیشه هستند و برادر او سهیل خان علاوه بر

 

 این که هنرپیشه است کارگردان و تهیه کننده نیز هست .

 

همسر خواهر او یعنی راهول آگنی هوتری نیز علاوه بر این که

 

 هنرپیشه است کارگردان و تهیه کننده نیز هست و خواهر راهول آگنی

 

 هوتری یعنی راتی آگنی هوتری نیز هنرپیشه است .

 

زندگی نامه :

 

ارباز خان با مالایکا آرورا مانکن و مدل بسیار معروف هندی در فوریه سال ۹۹

 

 ازدواج کرد . مالایکا علاوه بر حضور در تبلیغات مجری شبکه معروف MTV نیز

 

بود و در چند فیلم حضوری افتخاری داشت از جمله در بیچهو و هم چنین در

 

فیلم دل سه در آهنگ چیاچیا در کنار شاهرخ خان .

 

ارباز و مالایکا در سال ۲۰۰۳ صاحب فرزند پسری شدند .

 

خواهر آن ها (( الویرا )) نیز با راهول آگنی هوتری هنرپیشه و کارگردان و

 

 تهیه کننده ازدواج کرده است .

 

و راهول بعد از مدت ها در سال ۲۰۰۴ اولین فیلم خود با نام دل نه جسه آپناکاها

 

 را کارگردانی کرد که در آن سلمان خان و هلن به همراه خواهر راهول آگنی هوتری حضور داشتند .

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه دهم دی 1386 و ساعت 1:53 |

 

 

به نام خدا

 

نام : آمیشا پاتلآمیشا پاتل

 

تاریخ تولد : نهم ژوئن سال ۱۹۷۹

 

محل تولد : بمبئی هندوستان

 

نام پدر : آشا پاتل

 

نام مادر : آمیت

 

نام برادران : آشمیت پاتل

 

نام خواهران : -----

 

وضعیت تاهل : مجرد

 

نام همسر : -----

 

نام فرزندان : -----

 

نام اولین فیلم : کاهونا پیارهه

 

نسبت هنری :

 

برادر او آشمیت پاتل نیز هنرپیشه است .

 

زندگی نامه :

 

خانواده پاتل هاجزء یکی از معروف ترین خانواده های هندوستان هستند . پدر بزرگ

 

 او رامبی پاتل وکیل و حقوق دان بسیار معروفی بوده و خانواده آن ها در دنیای

 

 سیاست جایگاه بسیار بالایی دارند آمیشا برادر کوچک تری نیز دارد که اشمیت نام دارد .

 

آمیشا بعد از اتمام دوران دبیرستان برای ادامه تحصیل در رشته اقتصاد و بازرگانی

 

 راهی آمریکا شد و توانست با موفقیت بالایی در آن جا درس بخواند او یکی از

 

ممتازترین دانشجویان آن جا و برنده مدال طلا بود .

 

بعد از بازگشت آمیشا در یکی از معروف ترین و بزرگ ترین شرکت های تجاری

 

 مشغول به کار شد .

 

قبل از رفتنش به آمریکا راکش روشن یکی از دوستان پدرش از او برای حضور در

 

فیلمش دعوت کرده بود اما آمیشا آن را نپذیرفته بود .

 

بعد از بازگشت و کناره گیری کارینا کاپور از پروجه راکش روشن باز هم این کار به

 

 او پیشنهاد شد و آمیشا این بار آن را پذیرفت و در کنار ریتیک پسر راکش روشن

 

 با فیلم (( کاهونا پیارهه )) به سینما معرفی شد .

 

کاهونا پیارهه شروع فوق العاده ای بود و برترین فیلم سال لقب گرفت .

 

در سال ۲۰۰۱ بعد از فیلم قدر شایعات زیادی در مورد رابطه او و سانی دئول

 

وجود داشت که هر دو آن را انکار کردند .

 

اما در سال ۲۰۰۲ بعد از حضور در فیلم ویکرام باهات ( آپ موجه اچه لگنه لگه )

 

 رابطه او و آمیشا بسیار صمیمی شد ویکرام باهات کارگردان و تهیه کننده ای است

 

 که سال ها قبل ازدواج کرده و با همسر و فرزندانش زندگی می کند . اما بعد از

 

مدتی رابطه آن ها علنی شد .

 

در این بین در سال ۲۰۰۴ موضوع جدیدی پیش آمد و آن هم مشکل آمیشا با

 

 خانواده اش بود آمیشا از پدر و مادر خود شکایت کرده و کار را به دادگاه کشاند .

 

او ادعا کرد که در طی این سال ها تمام درآمد خود را به پدرش می داده تا برایش

 

 پس انداز کند اما به تازگی متوجه شده که او مبلغ قابل توجهی از آن را بدون اجازه

 

 برای کار های خود خرج کرده است و راضی به پس دادن آن نیز نیست .

 

با وجود مسائل بسیار آمیشا این موضوع را به دادگاه کشانده و به هیچ عنوان

 

 حاضر نیست از حق خود بگذرد و می گوید چون مطمئن است که حق با اوست

 

 همه چیز درست خواهد شد .

 

اواحساس می کند ضربه بسیار سختی از خانواده اش که عزیزترین و مورد اعتمادترین

 

 کسانش بوده اند خورده و به همین علت حاضر به بخشش آن ها نیست .

 

اما به جز رابطه بد او با خانواده اش مخصوصا پدرش او رابطه خوبی با برادرش اشمیت

 

 دارد و برای ورود و موفقیت او به سینما تلاش زیادی می کند و با کمک

 

ویکرام باهات , اشمیت پاتل را با فیلم انتها به سینما معرفی کرد .

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه دهم دی 1386 و ساعت 1:39 |

آمیتاب باچان و همسرش جایا بهادرخان

      Arefi.blogfaArefi.blogfa

 دلمندرا دئول و همسرش هما مالینی مشهور به ویرو و بسنتی

                 Arefi.blogfa Arefi.blogfa

هما مالینی و دخترانش   ایشا دئول...

                          Arefi.blogfa

دلیپ کومار و همسرش ساریا   بازیگر نقش رام و شام

         Arefi.blogfa Arefi.blogfa

راج کاپور و همسرش کریشنا  راج کاپور پدر سینمای هند و کاپورها

                         Arefi.blogfa

راندهیر کاپور و همسرش بابیتا فرزند بزرگ راج کاپور - پدر و مادر کارینا و کاریشما

                         Arefi.blogfa

ریشی کاپور و همسرش نیتو سین  ریشی فرزند دوم راج کاپور

     Arefi.blogfaArefi.blogfaArefi.blogfa

 ششی کاپور و همسرش  ششی کاپور فرزند دیگر راج کاپور

                                 Arefi.blogfa

گویندا و همسرش سونیتا

              Arefi.blogfaArefi.blogfa

امیر خان و همسرش رینا دووتا 

                                  Arefi.blogfa

سردیوی به همراه همسرش بانی کاپور  برارد آنیل کاپور

      Arefi.blogfaArefi.blogfaArefi.blogfa

 شاهرخ خان و همسرش گوری

                  Arefi.blogfaArefi.blogfa

           Arefi.blogfaArefi.blogfaArefi.blogfa

                  Arefi.blogfaArefi.blogfa

  آیشواریا رای و نامزدش آبهیشیک باچان  فرزند آمیتاب و جایا باچان

                            

                        Arefi.blogfa 

 عکس های مراسم نامزدی آیش و آبهیشیک

 ویویک دوست پسر قبلی آیش بیشتر ..... 

      Arefi.blogfaArefi.blogfaArefi.blogfa

   گالری عکس آیشواریا....

 هریتیک روشن و همسرش سوزان خان

        Arefi.blogfaArefi.blogfaArefi.blogfa

  هریتیک بهمراه پدر و مادرش و سوزان خان

                         Arefi.blogfa 

  جویی چاولا بهمراه همسرش

            Arefi.blogfaArefi.blogfa

                          

   پرتی زینتای و دوست پسرش

               Arefi.blogfa

                 

  کارینا کاپور به همراه نامزدش  شاهد کاپور   بیشتر ....

                     Arefi.blogfa Arefi.blogfa

                              Arefi.blogfa

  کاریشما کاپور و همسرش سانجی کاپور

                 Arefi.blogfaArefi.blogfa

          Arefi.blogfaArefi.blogfa

  آرجون رامپال و همسرش جسیا

                       Arefi.blogfa

   سلمان خان و دوست دخترش کاترینا کایف

                    Arefi.blogfa Arefi.blogfa

 

   کاجول موکرچی و همسرش اجی دیوگان 

       Arefi.blogfaArefi.blogfaArefi.blogfa

   مادهوری دیکشیت و همسرش دکتر سریام نن

                                  Arefi.blogfaArefi.blogfa

   آکشی کومار و همسرش تونکل خانا

   Arefi.blogfaArefi.blogfaArefi.blogfa

    جان آبراهام و بیپاشا باشو 

                Arefi.blogfaArefi.blogfa

  فردین خان و همسرش  دختر ممتاز هنرپیشه ایرانی وقدیمی هندوستان

                                   Arefi.blogfa

  سیفعلی خان و همسرش آمیرتا سین

       Arefi.blogfaArefi.blogfaArefi.blogfa

سونیل شتی و همسرش

                               Arefi.blogfa

ارباز خان و همسرش   ارباز خان برادر سلمان خان

       Arefi.blogfa Arefi.blogfa Arefi.blogfa

سهیل خان و همسرش  سهیل برادر کوچکتر سلمان خان

                               Arefi.blogfa

 بابی دئول و همسرش بابی دئول فرزند دلمندرا دئول

                  Arefi.blogfaArefi.blogfa

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در یکشنبه نهم دی 1386 و ساعت 2:23 |

رضا رويگري» و «افسانه بايگان» با «چشمك» قرارداد بستند

خبرگزاري فارس: «رضا رويگري» و «افسانه بايگان» براي ايفاي نقش در پروژه سينمايي «چشمك» به كارگرداني جهانگير جهانگيري قرارداد بستند.

«منصور حيدري» تهيه‌كننده اين فيلم سينمايي به خبرنگار سينمايي فارس در اين باره گفت:افسانه بايگان و رضا رويگري در اين پروژه همكاري خواهند داشت و قرارداد امضاء كرده‌اند.
بنا بر اين گزارش، پيش از اين «اكبر عبدي» حضورش در كار قطعي شده بود.
وي افزود: همچنان در مرحله انتخاب بازيگر براي اين فيلم قرار داريم و پس از انتخاب كامل بازيگران و عوامل، فيلمبرداري «چشمك» آغاز مي‌شود.
بر اساس اين گزارش، پروژه «چشمك» كه به كارگرداني جهانگير جهانگيري پروانه ساخت گرفته است، مرحله پيش توليد و انتخاب بازيگر را طي مي‌كند.
جهانگيري «چشمك» را بر اساس فيلمنامه‌اي از اشرف غلامي كارگرداني مي‌كند.
به گفته‌ حيدري، حضور محمد اكبري‌پرست (فيلمبردار)،محمود دارابي(صدابردار)،محمد موفق(دستيار اول كارگردان)،حسن مظفري(مدير تداركات) در اين پروژه قطعي شده است.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه هفتم دی 1386 و ساعت 1:58 |
جزييات سريال نوروزي مهران مديري
پيش توليد مجموعه تلويزيوني كه «مهران مديري» قرار است آن را براي نوروز كارگرداني كند آغاز شد.

به گزارش«جهان» وبه نقل از فارس،‌ اين مجموعه جديد در 13 قسمت براي پخش در ايام نوروز ساخته خواهد شد و «مهران مديري» در آن نقش اول را بازي خواهد كرد.


بنابراين گزارش، تا به حال سه قسمت نخست از اين مجموعه كه قرار است از شبكه سوم سيما پخش شود توسط «محراب قاسم‌خاني» و «پيمان قاسم‌خاني» نوشته شده و لوكيشن‌هاي اصلي آن نيز در تهران انتخاب شده‌اند.


داستان اين مجموعه تلويزيوني كه در آن مهران مديري بازيگر نقش «مهران» خواهد بود درباره فردي است كه بي‌گناه به كلاهبرداري متهم مي‌شود و به دليل اين اتهام هربار درگير ماجرايي تازه مي‌شود.


داستان‌هاي اين مجموعه جديد به هم پيوسته است و علاوه بر بازيگران قبلي كه با «مهران مديري» كار كرده‌اند بازيگران جديدي نيز در اين مجموعه حضور خواهند داست.


فضاي كار جديد «مهران مديري» آپارتماني است و داستان آن هيچ شباهتي به كارهاي قبلي او ندارد.


آخرين ساخته تلويزيوني «مهران مديري» مجموعه «باغ مظفر» بود كه سال گذشته از شبكه سوم سيما پخش شد و آخرين كار ساخته او مجموعه «گنج مظفر» است كه در قالب مجموعه سي دي ساخته شده و به زودي روانه بازار خواهد شد.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه هفتم دی 1386 و ساعت 1:55 |
پخش "ساعت شني"؛ شجاعت رسانه ملي
میرکیانی با اشاره با استقبال زیاد مخاطبان از مجموعه "ساعت شنی" گفت: "تلفن‌هایی که به شبکه یک می‌شود نشان می‌دهد این مجموعه پرمخاطب است.
مهر: یک کارشناس رسانه معتقد است شجاعت رسانه ملی در تولید مجموعه تلویزیونی "ساعت شنی" قابل تقدیر است و نباید با ایجاد نگرانی مسئولان را از ساخت مجموعه‌هایی با مضامین متفاوت پشیمان کرد.

محمد میرکیانی درباره مجموعه "ساعت شنی" گفت: "هر اثر هنری که به موضوعی واقعی می‌پردازد، به این معنی نیست که آن اتفاق حتماً در جامعه اتفاق افتاده باشد و بخشی از آن به تخیل نویسنده برمی‌گردد. مجموعه تلویزیونی "ساعت شنی" هم از این قاعده مستثنی نیست. به عنوان نمونه اگر یک فیلم آمریکایی یک موضوع اجتماعی جامعه را به تصویر بکشد و بعد در این فیلم شاهد کشته شدن هزار نفر باشیم، یعنی این تعداد آدم کشته شده‌اند؟"

مدیر گروه کودک و نوجوان شبکه یک ادامه داد: "نگاه رسانه ملی در تولید آثار باید پیشگیرانه باشد و اطلاعات مخاطبان با دیدن یک اثر هنری بالا برود. به نظرم شجاعت اصحاب رسانه منجر به تولید چنین مجموعه‌ای شده است. بنابراین مسئولان سیما باید تشویق شوند، چرا که جامعه به ثبات رسیده تا بتوان موضوعات اجتماعی را مطرح کرد و نباید ایجاد نگرانی کرد تا دیگر این نوع آثار متفاوت تولید نشود و مسئولان پشیمان شوند."

سردبیر سابق مجله سوره نوجوان خاطرنشان ساخت: "قبل از پخش مجموعه "ساعت شنی"، مجموعه تلویزیونی "مدار صفر درجه" از شبکه اول پخش شد. تولید و پخش این مجموعه هم کاری شجاعانه بود. طرح و موضوع مجموعه "ساعت شنی" بدیع است و تاثیری زیاد بر مخاطبان می‌گذارد. نباید نگران باشیم. در این مجموعه پرداخت شخصیت‌ها خیلی خوب و ضرباهنگ کار تند است و مخاطب را خسته نمی‌کند."

میرکیانی با اشاره با استقبال زیاد مخاطبان از مجموعه "ساعت شنی" گفت: "تلفن‌هایی که به شبکه یک می‌شود نشان می‌دهد این مجموعه پرمخاطب است. به نظرم رسانه باید حرف‌های عمیق در تولیدات فرهنگی هنری بزند و نباید مجموعه‌های خنثی تهیه کند، چرا که تاثیری بر مخاطب نخواهد داشت. هدف شبکه یک هم از تولید چنین مجموعه‌ای پرداختن به مسائل تامل‌برانگیز بوده است. مسئولان باید سعی کند با آثار خوب و متفاوت سطح سلیقه مخاطب را بالا ببرند و اطلاعاتی هم به مخاطب منتقل شود."

مدیر گروه کودک و نوجوان شبکه یک در پایان گفت: "تصمیم اخیر شبکه یک برای پخش یکروز در میان مجموعه‌های تلویزیونی اگر بازتابی خوب در میان مخاطبان داشته باشد، ادامه می‌یابد و مجموعه‌ها هفته‌ای سه روز روی آنتن می‌روند."

محمد میرکیانی سابقه عضویت در کمیته تعریف کتب درسی آموزش و پرورش، عضویت در گروه طرح و برنامه شرکت صبا و تالیف بیش از هفتاد کتاب را در کارنامه دارد. وی برنده کتاب سال هم شده و جشنواره فیلم کودک و نوجوان همدان امسال از این نویسنده کودک تقدیر کرد.

مجموعه تلویزیونی "ساعت شنی" به نویسندگی احمد رفیع‌زاده و کارگردانی بهرام بهرامیان با بازی داریوش ارجمند، رویا نونهالی، بیژن امکانیان، نسرین مقانلو، مهراوه شریفی‌نیا، کمند امیرسلیمانی، برزو ارجمند، ژاله علو، پوریا پورسرخ و ... روزهای زوج روی آنتن شبکه یک می‌رود.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه هفتم دی 1386 و ساعت 1:48 |
اين سريال در حال حاضر به مدت دو هفته متوقف شده است تا ضياالدين دري ، نويسنده و كارگردان آن ، فيلم نامه اين سريال را بازنويسي كند و ديالوگ هاي آن را دوباره نگارش كند.
فارس: با مستقر شدن گروه توليد كننده سريال «كلاه پهلوي» در شهرك سينمايي غزالي، فاز سوم اين سريال از هفته آينده در اين لوكيشين كليد مي‌خورد.

اين سريال در حال حاضر به مدت دو هفته متوقف شده است تا ضياالدين دري ، نويسنده و كارگردان آن ، فيلم نامه اين سريال را بازنويسي كند و ديالوگ هاي آن را دوباره نگارش كند.

هم اكنون نيز كار بازنويسي 23 قسمت از اين سريال به پايان رسيده است و پيش‌بيني مي‌شود بازنويسي قسمت‌هاي باقي مانده تا پايان اين هفته و آغاز تصوير برداري فاز سوم به پايان برسد.
همچنين قرار است در فاز سوم اين سريال 7 بازيگر جديد نيز به پروژه بپيوندند كه در حال حاضر گروه سازنده زير نظر ضياءالدين دري در حال انتخاب بازيگران هستند.

سريال كلاه پهلوي به همت محمدرضا تختكشيان براي گروه فيلم و سريال شبكه اول سيما تهيه مي‌شود و داستان آن به وقايع زمان رضاخان و مسئله كشف حجاب مي‌پردازد.

سريال كلاه پهلوي به همراه سريال "در چشم باد" و " مدار صفر درجه" از پروژه‌هاي عظيم و تاريخي شبكه اول سيما كه توليد آن از سال گذشته آغاز شده است و تا كنون 50 درصد از كار فيلمبرداري آن با مديريت حسن قلي زاده به پايان رسيده است.

در اين سريال امين حيايي ، شقايق فرهاني، گو هر خير انديش، داريوش فرهنگ، سيروس گرجستاني، سارا خوئيني‌ها به ايفاي نقش پرداخته‌اند.

كلاه پهلوي در هر قسمت 50 دقيقه‌اي تهيه شده و پيش بيني مي‌شود سال آينده از شبكه اول سيما پخش شود.

ضياءالدين دري آخرين بار با سريال كيف انگليسي به شبكه اول سيما آمده بود.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه هفتم دی 1386 و ساعت 1:39 |

انتقاد شديد سربازان آمريكايي از دروغ پردازي هاليوود از جنگ عراق

 

عده‌اي از سربازان آمريكايي كه به تازگي از عراق بازگشتند با انتقاد شديد از سينماي جنگي هاليوود، تاكيد كردند كه هيچ يك از فيلم‌هاي ساخت هاليوود نمي‌تواند واقعيت‌هاي تلخ جنگ را توجيه كند.

به گزارش ايرنا ، اين موضوع در قالب مقاله‌اي با عنوان <سينمايي كه از بيان حقيقت جنگ عاجز است> در روزنامه كانزاس سيتي آمده است: به راه افتادن جنگ عراق و حضور سربازان آمريكايي دراين كشور و اقامت طولاني مدت آنان در شرايطي كه مغلوب و پيروز جنگ مشخص نيست و تنها هديه هزينه‌هاي گزافي كه كاخ سفيد درعراق صرف مي‌كند.

جدايي مادران از فرزندان جوان و كودكان از پدرانشان است، ساختن فيلم از جنگ عراق تنها يك تبليغ بزرگ براي برعكس جلوه دادن تصميم‌هاي اشتباهي است كه بوش و دوستانش گرفتند.

بسياري از سربازان آمريكايي كه از عراق بازگشتند، بارها و بارها كاخ سفيد را به خاطر سياست‌هاي خودخواهانه سرزنش كرده و به شيوه‌هاي گوناگون از آنها مي‌پرسند كه آيا به راستي هاليوود با تمام جاذبه‌ها و حقه‌هاي سينمايي و توانمندي‌هاي عجيب و گاهي دور ازذهنش مي‌تواند، دردها، سختي‌ها، جدايي‌ها، تنهايي، زخم‌هايي كه هيچ گاه التيام نخواهند يافت و چهره زشت و كريه كشتن ناعادلانه يك انسان را به تصوير بكشد؟

مقاله روزنامه كانزاس سيتي افزود: آنان به دنبال يافتن جواب اين پرسش هستند كه چگونه بسياري از كارگردان‌هاي هاليوود مي‌توانند به خاطر ساختن فيلمي كه تنها قسمت‌هايي از آنچه كه در عراق هر روز بارها و بارها تكرار مي‌شود، احساس آرامش وجدان كنند در حالي كه هيچ چيزي از واقعيت اين جنگ بي‌سرنوشت نمي‌دانند؟

اين مقاله يادآورشد: حقيقت اين است كه در هيچ يك از نسخه فيلم‌هاي جنگي هاليوود نمي‌توان حتي قسمتي از يك روز جنگ واقعي را لمس كرد.

دانستن حقايق و ارزيابي اظهارات شاهدان جنگ عراق گوياي اين موضوع است كه فيلم‌هاي جنگي هاليوود در واقع نسخه‌اي موقتي اما به ظاهر اثرگذار براي درمان زخم‌هايي است كه هيچ گاه از چهره قربانيان جنگ پاك نخواهد شد.

سيمسون افسر  25ساله ارتش آمريكا كه سال‌هاي  2004و  2005ميلادي را در عراق به سر برده دراين‌باره مي‌گويد: اگرچه برخي از ديدن فيلم‌هاي جنگي احساس خوشايندي مي‌كنند و عده ديگري هم با ديدن اين فيلم‌ها حس همدردي مي‌كنند اما معتقدم من و هم‌رزمانم كه لحظه لحظه جنگيدن در كشوري را كه فرسنگ‌ها با سرزمين مادري مان فاصله دارد، تجريبه كرديم؟، معتقد هستيم كه هيچ فيلمي حتي با بهترين سناريو و كارگرداني و بي‌نظيرترين تكينك‌ها نمي‌تواند يك ثانيه از واقعيت را به بيننده القا كند.

ست منزل افسر  28ساله كه نزديك به سه سال از زندگي‌اش را در جنگ عراق سپري كرده است، نيز گفت: ژنرال‌هاي با سابقه و كاركشته آمريكايي هم از بودن در عراق احساس خستگي مي‌كنند، همه آنها معتقدند هيچ چيز نمي‌توانند انرژي از دست رفته اين چند سال در عراق را به آنان بازگرداند در حالي كه كاخ سفيد به آنها وعده‌هاي به ظاهر فريبنده مي‌دهد و به بهانه‌اي از كارهاي بي‌فرجام ما در عراق تقدير مي‌كند.

سياستگذاران كاخ سفيد سعي دارند با استفاده از قدرت هاليوود بسياري از حقايق را طور ديگري جلوه بدهند اما همه ما به خوبي مي‌دانيم كه هيچ كس نمي‌تواند با هيچ فيلمي از زير بار حقيقتي كه در آن خودش مقصر بزرگ شناخته مي‌شود، شانه خالي كند. 

 

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه هفتم دی 1386 و ساعت 1:31 |
شهاب حسینی (هنرپیشه سینمای ایران)
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه هفتم دی 1386 و ساعت 1:25 |
پوریا پور سرخ | بازیگر سینمای ایران
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه هفتم دی 1386 و ساعت 1:21 |
پارسا پيروزفر(بازيگر سينما)
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه هفتم دی 1386 و ساعت 1:19 |
 امین حیایی (هنرپیشه سینمای ایران)
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه هفتم دی 1386 و ساعت 1:16 |
محمد رضا گلزار | بازیگر سینمای ایران
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه هفتم دی 1386 و ساعت 1:13 |
حرف در موردش زياده .
اين همه پشت سرش حرف شنيديد عيب نداره!
حالا ببينيد خودش چي مي گه.
 
اين مجالس نباشد جوان‌ها كجا مي‌روند؟
 
  
    •  از شهرت، لذت مي‌بريد؟
  • معصوم (ع) فرموده‌اند كه الشهره بلاء عظيم، يعني شهرت در مسير خوبش هم باشد، باز هم بلا است.

    •  پس چرا از اين بلا جلوگيري نمي‌كنيد؟

    دست ما نيست كه. بخواهيم يا نخواهيم در مسير شهرت قرار مي‌گيريم. همة آدم‌هايي كه زياد در انظار ظاهر مي‌شوند اين‌جوري‌اند.

    •  بالاخره دست خودتان است. بعضي‌ مداح‌ها اجازه نمي‌دهند ازشان عكس و فيلم بگيرند.

    اين كار خودخواهي است. اين كه من بخواهم خودم را در حيطة خودم نگه دارم به خاطر اين كه آسيب نبينم. اين مسأله آسيب دارد، اما نفع هم دارد. خيلي از جوان‌ها هستند كه به سمت ابي عبدالله آمده‌اند با همين چيزها. اگر صداي افرادي كه از ايشان صحبت مي‌كنيد پخش مي‌شد، شايد سببي مي‌شد براي جذب جوان‌ها.

    •   اما اين جذب، جذب به مجلس امام حسين نيست، جذب به سبك و آهنگ شما است.

    وظيفة ما آماده كردن دل جوان‌هاست. معارف، كار روحاني‌ها است. من بايد اين جوان را بياورم پاي روضة اباعبدالله بنشانم. بقيه‌اش ديگر كار منبري و سخنران است.

    •  در مجالس شما كه حجم سخنراني، روضه و نوحه كم شده، همه‌ مجلس شما شده شور و از خود بيخود شدن.

    اصلا اين‌طور نيست. اين سي‌دي‌ها را گلچين مي‌كنند و فقط شور را مي‌گذارند. چون مخاطب زيادي دارد. ما اول غزل امام زمان مي‌خوانيم، بعد زيارت عاشورا. بعد غزل مصيبت، روضه، واحد و شور. يعني يك برنامة كامل. قبل از جلسه قرآن مي‌خوانند. بعد احكام مي‌گويند براي بچه‌ها. بعد هم سخنراني.

    •  پس اين را قبول نداريد كه جوان‌ها جذب سبك خواندن شما و همين هيجان و شور مي‌شوند، نه مجلس ابي‌عبدالله؟

     نه اين‌طور نيست. ما جرقه‌ايم. بالاخره بايد يك جرقه‌اي باشد. من هم روز اول كه رفتم در دستگاه ابي‌عبدالله، رفتم دنبال قيمه! بعد رفتيم طبل و دهل را ديديم. بعد خدا رحمت كند شهيد صابري را، گفت شما صوتت قشنگ است قرآن بخوان. بعد كم‌كم مداح نداشتند مجبور شدم من بخوانم. دوازده ساله بودم و يادم است يك شعر «برمشامم...» را فقط آن موقع بلد بوديم. كه خواندم و خيلي هم خراب كردم و در رفتم!

    •  اما يك‌سري هوادارهاي شما دقيقا به ديد موسيقي، نوار شما را مي‌خرند.

    اين‌طور نيست كه همه براي موسيقي بيايند. من نمي‌گويم كه هر كي مي‌آيد جلسة من براي ابي‌عبدالله مي‌آيد. دليل‌هاي خودشان را دارند. رضا هلالي شايد براي ريا بيايد، ولي همه اين‌طور نيستند. دايرة امام حسين(ع)، از بعد هدايت و رحمت بسيار وسيع است؛ بنده كسان زيادي را ديدم كه تغيير و تحول پيدا كردند و به خدا رسيدند.

    •  رضا هلالي مخاطباني را تربيت كرده كه بعضي از آن‌ها فقط به خاطر سبك مي‌آيند. مي‌آيند موسيقي گوش بكنند. احساس گناه هم نكنند..

    من حداقل كاري كه كرده‌ام اين بوده كه 2 هزار تا جوان هر جمعه با ديدگاه‌هاي مختلف مي‌آيند در جلسة ابي‌عبدالله مي‌نشينند. همين كه دو سه ساعت دنبال خطا و خلاف نمي‌رود، دنبال اشتباه نمي‌رود، براي من افتخار است.

    •  فرض كنيد من يك جوان معمولي هستم. مهم اين است كه هيجان دارم. وقتي شور در مجلس شما غالب است، مي‌آيم كه انرژي‌ام را تخليه كنم. شما حتي مثل بعضي پارتي‌ها بالا و پايين مي‌پريد.

    اختصاص شور براي جلسه فقط يك ربع است.

    •  واقعا؟

    واقعا‌. شايد محرم بشود نيم ساعت. اما چون گلچين مي‌كنند و مي‌گذارند، فكر مي‌كنيد كه همه‌اش شور است. مثلا در هفتگي‌هايمان واحد نداريم و از نوحه مي‌رويم توي شور. چون برنامه‌مان، يك ساعت و نيم بيشتر نيست. ما بايد همة اين‌ها را در يك ساعت و نيم انجام بدهيم. نمي‌شود دوسه ساعت مردم را بنشانيم كه.

    •  از اين يك ساعت و نيم چقدرش شور است؟

    يك ربع. نهايتا بيست دقيقه. شما فكر كن همة اين‌ها را بخواهيم ما در اين زمان بگنجانيم، چقدر مي‌توانيم مردم را بنشانيم گريه كنند و سينه بزنند؟

    •  يعني روضه و غزل و دعا و نوحه و زمينه و واحد به اضافة زيارت عاشورا در يك ساعت و نيم خوانده مي‌شود و يك پنجم آن شور است. يك پنجم زياد نيست؟

    نه. بعضي موقع‌ها هم نشسته سينه مي‌زنند. مستمعين هم مختلف‌اند. خيلي‌ها مي‌گويند روضه كم مي‌خواني. يكي هم مي‌گويد آقا شور كم مي‌خواني. اين سليقه‌اي است.

    •  ما مي‌توانيم جوان را به هر قيمتي به مجلس امام حسين بياوريم؟ با ترانه‌هاي عاشقانه يا حركت‌هاي صرفا احساسي؟

    نه‌خير.

    •  خب چرا مثلا شور آقاي [...] مي‌شود دو دقيقه و شور شما اين‌قدر طول مي‌كشد؟

    چقدر مستمع دارند ايشان؟ در هفته شايد 60 نفر. آن هم با چه گروه سني. اما مستمع هفتگي ما حدودا دو هزار نفر است و غالبا جوان هستند. از هشت هزار نفر هم بيشتر مي‌شود.

    •  اين چيزي را اثبات نمي‌كند. مگر جمعيت زياد بيايد مهم است؟ نحوه عزاداري مهم نيست؟

    آقاي [...] استاد هستند و خيلي هم بزرگ هستند. اما ايشان اگر با آن سبك بخواهد بخواند، از 60 نفر مستمعين‌اش چند نفر جوان هستند؟ 20 نفر. حالا اين 2 هزار تا جواني كه به مجلس هلالي مي‌آيند، اگر مجلس هلالي نيايند و مجلس او هم نروند كجا خواهند رفت؟

    •  ولي نبايد كه از يك وسيلة غلط براي هدف درستتان استفاده كنيد.

    خب اين وسيلة غلط چيست؟

    •  مثلا وقتي كه شما با آهنگ شادمهر نوحه مي‌خوانيد، در ذهن من همان ترانة عاشقانة او تداعي مي‌شود.

    من نگفتم كه اشتباه نكردم، گفتم خوانده‌ام ولي به اندازة اين انگشت‌هاي دست هم نبوده. اين را هم اول يكي ديگر خواند، من واقعا‌ لذت بردم. نمي‌دانستم. گفتم اين را بده من بخوانم و بعد خواندم، چون من مشهور بودم، مشكل پيش آمد.

    آقا هم نه دعوا كردند با كسي، نه گفتند كه اين‌هايي كه تا حالا خوانده‌اند اعدامي‌اند. خيلي قشنگ فرمودند شما كه مي‌توانيد سبك‌هايي ابداع كنيد و خودتان بخوانيد، بهتر است از اين استفاده كنيد. و من بعد از اين مسأله فكر نكنم چيزي خوانده باشم كه يك درصد مثلا آن‌ور آبي باشد. در ضمن مثلا خيلي از اين آهنگ‌ها، آهنگ‌هايي بوده كه از صدا و سيما و راديوي جمهوري اسلامي‌ پخش شده. من بيش از صدها سبك و ملودي خوانده‌ام تا الان. از اين تعداد همه گير داده‌اند به چي؟ به هميني كه اندازة انگشتان دست نيست كه گاهي ندانسته هم  بوده.

    •  به هر حال اين كه شما شروع كنندة اين جريان بوده‌ايد و حالا بعضي‌ها همان روال را ادامه مي‌دهند، مسؤوليتي را متوجه شما نمي‌كند؟

    من به آن‌ها تذكر داده‌ام كه اين كار را نكنيد. اگر هم من كردم اشتباه كردم. اما از من كه حرف شنوي ندارند.

    •  يعني الان به اين دقت داريد كه كار خطايي نكنيد كه بعدا يكي از شما الگو بگيرد؟

    البته اگر خودشان را رقيب ندانند. چون يكي از اين مداح‌ها مي‌گفت كه ما بالاخره نفهميديم كه ما اداي رضا هلالي را در مي‌آوريم يا رضا هلالي اداي ما را(!) من چطور مي‌توانم به اين بگويم كه فلان كار را نكن؟

    •  آهنگ‌هاي بنيامين چطور؟ به نظر شما آيا سبك و مدل بنياميني شايستة مجلس امام حسين(ع) هست؟!

    آن موقع هنوز نوارش نيامده بود. توي موبايل‌ها بود. ما فكر نمي‌كرديم كه اين بخواهد ترانة بدي باشد. آهنگ هم مال مثلا فلان خوانندة آن‌ور آبي نيست. مال خود ايران است. هنوز هم آقاي بنيامين در كار نبود. اگر هم بود اسمش وحيد بهادري بود كه در مجلس روضة آقاي [...]‌ مي‌آمد. پس هم موجه است اين شخص، هم آهنگش آن‌ور آبي نيست، ما هم استفاده كرديم و خوانديم. تا گل كرد، نوار آقاي بنيامين هم بعد از آن آمد بيرون. تقصير ما چيست آقا اين وسط؟

    •  به نظرتان اين سبكي كه مي‌خوانند، يكي حسين حسين مي‌گويد و يكي رويش نوحه مي‌خواند كار درستي است؟

    همه‌اش اتفاقي بوده. فــكر نكن كه ما نشســتيم با همديگر هماهنگ كــرديم كه من اين‌جا را مي‌خوانم شما اين‌جا را بخوان.

    •  باور كردني نيست. دفعه اول ممكن است اتفاقي باشد، اما تعداد شورهايي كه با اين سبك خوانده شده‌اند كم نيست. نتيجه‌اش هم اين مي‌شود كه ماشيني كه از كنار من رد مي‌شود،  من همان دوپس دوپس را  مي‌شنوم. در حالي كه حسين حسين مي‌گويد.


    خب اين هم يك سبك است آقا. يك سبك خواندن است.

    •  البته ما كه فقط «سين»‌اش را مي‌شنويم.

    نه. من نام حسين را كامل مي‌گويم.

    •  اشعاري را كه به افراد توهين مي‌شود و به حيوان تشبيه مي‌شوند  مي‌پسنديد؟

    من نمي‌خوانم. اما در مجلس خصوصي خودمان شايد. مي‌گويند انسان اشرف مخلوقات است چرا به‌اش مي‌گوييد سگ؟ من مي‌گويم شما انسان باش من همان سگ هستم.

    •  شما مي‌گوييد نمي‌خوانيد ولي بعد مي‌گوييد اشكالي هم ندارد. اگر اشكالي ندارد پس چرا نمي‌خوانيد؟

    چون عام نمي‌پسندد. شايد آن دركي كه من داشته باشم از اين مسأله، عام نداشته باشد.

    •  فقط بحث عام است؟ علما اين كار را تأييد مي‌كنند؟ اين كار، با دين تعقلي منافات ندارد؟

    خيلي از بزرگان ما بوده‌اند كه در اشعارشان كلب را آورده‌اند.

    •  شعرهايي كه  در وصف خط و خال و چشم و ابروي اهل بيت گفته مي‌شود چطور؟

    آقا فرمودند از شجاعت، دلاوري، عبادت، ايثار و اخلاص او بگوييد. حالا اگر يك بند هم از زيبايي او بگوييد...

    •  و شما هم اين كار را كرديد؟ يعني واقعا اگر كسي نوحه‌هاي شما را گوش كند وجوه معنوي امام حسين(ع) را مي‌شنود؟

    بله آقا. يك نمونة اين نوحه‌هاي خوب اين است. «استاد نبرد و ميدان/ بر جسم همه عالم جان/.../ بر تخت دليري سلطان.../ آن موج خروشان عشق/ آن صاحب دستان عشق/ روح و سر و سامان عشق»

    •  با لطمه زدن به بدن موافق‌ايد، حتي اگر ادا باشد؟ صورت‌هاي بعضي‌ها كه از روضة شما و بعضي مداح‌هاي ديگر بيرون مي‌آيند، داغان است.

    من كه نمي‌توانم جلوي شما را بگيرم بگويم كه داري لطمه مي‌زني يا داري ادا درمي‌آوري. ببين، در مجلس امام حسين(ع) ريا‌يش هم قبول مي‌شود. آن‌قدر بزرگوار هستند. ما بر طبق روايات حرف مي‌زنيم، من حرف نمي‌زنم. ما اصلا تباكي كردن داريم در مجلس اهل‌بيت. مثلا دارند روضه مي‌خوانند، حالت گريه را بگيريم ثواب دارد. من هم نمي‌توانم بگويم اين دارد الكي ادا درمي‌آورد يا اين كه دارد گريه مي‌كند. من وظيفه ندارم به ديگران نگاه كنم. من وظيفه‌ام اين است كه خودم درك كنم كه چه‌كار دارم مي‌كنم. آن‌هايي هم كه به سر و صورتشان لطمه مي‌زنند خودشان مسؤول كار خودشان هستند.

    •  ببينيد، مقدار زيادي از توجه جوان‌ها در حوزة دينداري به جاي تعقل، دارد مي‌رود به سمت اين كه با مداحي حال كنند. يعني دنبال حرف حساب يك روحاني برجسته نمي‌روند.

    خب، توي اين برهه چه چيزي هست كه اين جوان اگر برود به سمت آن بهتر است تا بيايد اين‌جا؟ روحاني‌ها بايد بيشتر كار مي‌كردند. اين ضعف از منبر بوده شايد. اگر آن منبري به نحو احسن وظيفة خودش را انجام مي‌داد، شايد الان وضع جامعه اين‌طوري نبود، بعضي‌ها مي‌خواهند تقصير همه مشكلات اجتماعي را به گردن چند تا مداح بيندازند. حالا كه ما باز هم در اين برهه توانستيم عده‌اي از اين‌ها را حفظ كنيم؛ الانش هم كه داريم مي‌گوييم آقا تشريف بياوريد منبر برويد، خيلي از آقايان نمي‌آيند. مثلا، به خاطر اين كه مي‌گويد  افت‌دارد. براي كساني صحبت كنم كه آمده‌اند براي رضا هلالي. مگر هلالي چه‌اش هست؟

    •  به هر حال مداحي‌هاي امروز مي‌تواند كمكي بكند كه بار تعقل ديني تقويت بشود؟

    به اندازه‌اي كه من بتوانم تأثيرگذاري داشته باشم روي مستمع خودم. اصل كار دست منبر است آقا! دست روحاني است. من هم در كنارش، به اندازة سنم.

    وقتي دل رقيق مي‌شود و آمادة پذيرفتن معارف دين مي‌شود، اين روحاني كجاست كه بيايد و اين معارف را بگويد؟ يا هر كس ديگري كه قرار است اين كار را بكند. وظيفة رضا هلالي اين نيست كه هم احكام بگويد، هم منبر باشد و هم معلم و مربي تربيتي.

    •  حتي اگر به گفته خودتان 8 هزار نفر مستمع داشته باشيد؟ شما و بقيه مداح‌ها به رسانه تبديل شده‌ايد. وقتي اين‌قدر برد داريد، بايد مراقب همه چيز باشيد.

    آقا من قرار نيست هم بشوم شيخ حسين انصاريان و هم بشوم رضا هلالي. بچه‌هايي كه دارند مي‌آيند هيأت، بايد مقرب‌تر بشوند. بايد به سمت خدا بروند. بايد بندگي‌شان با وضوح‌تر بشود. من همة اين‌ها را قبول دارم. ولي اگر نشود قرار نيست من اعدام بشوم. چرا ما نبايد حمايت بشويم؟ بيايند مشكلات ما را بگويند، راهكارها را هم بگويند، كمك كنند. بعد از من هم بخواهند. بگويند اين كار را بكن، آن كار را بكن. من هم روي چشمم. شما بگو تو اين زمانه بد با چه بهانه‌اي مي‌توانيد 8 ، 10 هزار تا جوان را جمع كنيد يك‌جا؟

    •  حالا برويم سراغ شايعاتي كه اطراف اسم شماست. جايي گفته بوديد قضية پرادوي شما شايعه است. از اول شايعه بوده يا الان شايعه شده؟!

    نه. چون تو روزنامه يك شخصي آمد نوشت پابرهنه مي‌رويم كربلا با پرادوي هفتاد ميليون توماني برمي‌گرديم، شايعه شد. بعدش هم معذرت خواستند. اما چيزي عوض نشد، حرف ديگر افتاد تو دهن‌ها، بعضي‌ها هم دامن زدند...

    •  قديم‌ها كه سوار مي‌شديد!

    نه. يك بار در پرادوي كس ديگري و بغل دستش سوار شده بودم.

    •  زانتيا چي؟

    زانتيا چرا، سوار مي‌شدم.

    •   از كجا؟

    براي كسي بود، امانت مدتي دست من بود 1 يا 2 ماه، اما به نام ما تمام شد. من 15 شب روي رفاقت رفتم خواندم. آمدند گفتند تو نوكر مادرمان هستي، بايد يك وسيله زير پايت باشد. خودشان آمدند يك ماشين براي ما گرفتند، سندي هم به نام ما نزدند. اما به نام ما تمام شد كه اين ماشين مال من است. در صورتي كه صاحب اين ماشين من نبودم.

    •  اصـلا چرا قـبول كـرديد؟ اين‌جور كارها آدم را كم‌كم بــه مســائل حـاشيه‌اي نمي‌كشاند؟

    من كه توي مجلس مي‌روم پول نمي‌گيرم. هر جا كه بخواهيم برويم كار كنيم، هم كه شأن ما نيست. چلوكبابي بزنيم، مي‌گويند رضا هلالي رفته چلوكبابي زده. بروم ساندويچي بزنم يك چيز مي‌گويند. بروم كار آزاد پوشاك بكنم، مي‌گويند هلالي فلان.

    چه كار بكنم؟ بايد بروم تو يك دفتري بايستم مثلا 120 تومان 150 تومان، با يك ديپلم. بعد من چطوري مي‌توانم پاسخگوي اين همه چيز باشم. از رضا هلالي انتظار دارند كه تو خانه‌اش پر از گوني برنج باشد. كه يك نفر اگر آمد گفت آقاي هلالي من مستضعف‌ام، من گرفتارم، كمكش كند. همين‌طور خانوادة من. چرا پدر و مادر من هنوز بايد مستأجر باشند؟
    مجموعة فرهنگي ما بايد يك فكري به حال رضا هلالي‌ها بكنند، يك برنامه‌اي براي رضا هلالي بريزند كه مجبور نباشد به خاطر گذشتن اموراتش هر چيزي را قبول كند.

    •  الان چه ماشيني داريد؟

    الان هيچي. به من مي‌گويند خانه‌ات پاسداران است. وضع مالي‌ شما توپ است يا ثانيه‌اي پول مي‌گيري، خدا شاهد است اصلا اين‌طوري نيست. الان تهران‌پارس مي‌نشينم. قبلا هم مجيديه بودم.

    •  رابطه‌تان با مداح‌هاي ديگر چطور است؟

    من با هيچ‌كدام از مداح‌ها الان رابطه ندارم. الان هيچ‌كدام از مداحان تحويلمان نمي‌گيرند...

    •  چرا؟

    به خاطر آن فيلمي كه از من پخش شد. كسي هم زنگ نزد از من بپرسد كه چي شده. چي هست چي نيست. انگار منتظر بودند.

    •  مي‌شود راجع به ماجراي سي‌دي صحبت كنيم؟

     آن فيلم كه از من پخش شد فيلم همسر شرعي و قانوني و دائم من بود كه ناجوانمردانه آن را دست عموم پخش كردند.

    •  چه كسي فيلم‌برداري كرده بود؟

    خواهر خانمم.

    •  چطور خواهر زن شما فيلم را بيرون داد؟

    خواهر زن من نداد بيرون. تلفن را برده بودند براي تعمير. از توي كارت حافظه كپي شده بود روي گوشي. بردند تعمير بكنند كه به بيرون درز كرد. و پاساژ[...] كه پخش سي‌دي‌هاي ما را مي‌كردند، متأسفانه يكي دو تا از اين مغازه‌هايشان آمدند سي‌دي را چاپ كردند به صورت وسيع و پنج هزار تا پنج هزار تا در ميادين شهر پخش كردند. كسي هم نيامد پيگيري بكند. ما كه نبايد مي‌گذاشتيم از خانواده‌مان فيلم بگيرند. ولي معلوم نشد اين حريم خصوصي فقط مخصوص بازيگرهاست يا شامل بقيه هم مي‌شود!

    •  فرض كنيم شما در اين ماجرا كاملا مظلوم واقع شده‌ايد. آن موقع كه خواهر خانم‌تان داشت فيلم مي‌گرفت نبايد بيشتر حواستان را جمع مي‌كرديد؟

    من نگفتم خطا نكردم. اما ديگر اين را فكر نمي‌كردم كه توي آشپزخانة خانة مادر خانمم كه نشسته‌ام، آن‌جا هم قرار است يك فيلمي در بيايد كه در كل ايران پخش بشود. خودم هم ديدم فيلم را داشت مي‌گرفت، گفتم چه كار داري مي‌كني، گفت دارم عكس‌هام را چك مي‌كنم. يعني دروغ به من گفت. حالا اشتباهي است كه كرده. فيلمي است كه پخش شده و همه هم ديده‌اند و هر كسي هم يك اظهارنظري كرده. اما الان بعد از گذشت اين همه مدت، چرا من را منع‌ام مي‌كنند از منبرها؟ چرا منع‌ام مي‌كنند از صدا و سيما كه نبايد پخش بشود؟

    •  شما به عنوان يك مداح نمي‌توانيد بگوييد من هم اشتباه دارم مثل آدم‌هاي ديگر. وضع شما فرق مي‌كند.

    بله حسنات الابرار سيئات المقربين. اما انسان ممكن‌الخطاست، براي يك دانش‌آموز كه تجديد مي‌گيرد، گوشش را مي‌كشند. نه سرش را ببرند. الان دارند سر من را مي‌برند.

    •  شده تا حالا بگوييد كه من امسال مثلا يك چيز جديد جور كنم كه كف همه ببرد.

    نه اصلا، ما براي رقابت يا پوززني نيامديم. اما امسال مي‌خواهم سبك را كمي عوض كنم. برنامه را آرام‌تر مي‌كنم؛ كه هم مستمعين و هم خودم كمتر اذيت بشويم.

    •  پول هم مي‌گيريد؟

    نه آقا صله مي‌گيرم. تعيين نمي‌كنم. صله يعني هديه، هديه را كه تعيين نمي‌كنند.

    •  رقم بگوييد.

    نه آقا تو رو خدا. استغفرالله.

    •  در مورد مريد و مراد بازي نظري نداريد؟

    خوشم نمي‌آيد. اصلا. جدا مي‌گويم.

    •  لابد به‌اش دامن هم نمي‌زنيد؟

    اصلا. سعي مي‌كنم تا آن‌جايي كه بتوانم مريد و مرادبازي راه نيندازم. چون نه به سن من مي‌خورد و نه جنبه‌اش را دارم.

    •  اگر پيش بيايد جلويش را مي‌گيريد؟

    شما همين ماجراي لباس را ببينيد، تا ديدم دارد مد مي‌شود عوضش كردم. اما من نمي‌توانم دل كسي را بشكنم. يعني هيچ‌وقت به خودم اين اجازه را نداده‌ام، نمي‌توانم طرف كه مي‌آيد جلو بگويم بلند شو برو. با اين كه مي‌دانم شايد به من ضربه بزند. دوست ندارم دل كسي را بشكنم. تا حالا هم نشكسته‌ام. هيچ وقت.

    •  خوشتان مي‌آيد كه جوان‌هاي زيادي مدل ريش و لباس و تسبيح گرفتن شما را تقليد مي‌كنند؟

    خوشحال‌ام. چون اين مدل ريش من و اين لباسي كه من مي‌پوشم اشتباها به اسم لباس شمشيري عبدالرضا هلالي معروف شده، مال بچه‌هاي جبهه بوده. متأسفانه به مرور زمان از يادها رفت. يعني تيپ مداحي شد كت و شلوار كه مال انگليسي‌ها است. حالا چرا نبايد اين تيپ مال خودمان باشد؟ تيپ بچه‌هايي كه فداكاري كردند براي دين‌مان، براي انقلاب‌مان. انگشتر خاصي هم نينداخته‌ام. محاسنم هم... آزادي است ديگر. ما دوست داريم كه اين‌طور باشد.

    •  از محضر استادان استفاده مي‌كنيد؟

    من از محضر تمام مداحان استفاده مي‌كنم. هر چيزي كه زيبا باشد من استفاده مي‌كنم.

    •  نه، يعني اين كه برويد بگوييد آقاي فلاني من آمده‌ام تلمذ. من مداح هستم و اين همه به من اقبال شده، آمده‌ام از شما اصول را ياد بگيرم. اصلا استاد اخلاق داريد؟

    قرار نيست بگويم كه آقا. بله. اسمش را نمي‌توانم بگويم.

    •  اسمشان را نمي‌خواهيم، فقط مي‌خواهيم بدانيم داريد يا نه.

    بله آقا، هستند. مگر مي‌شود من بدون اين كه كسي را داشته باشم، بخواهم بروم همين‌طوري. آدم بايد زانو بزند. بايد سر سفره بنشيند.

    •  قبول داريد كه سليقة مردم را مي‌توانيد عوض كنيد؟

    بله.

    •  آيا غير از اين كه به اين فكر كنيد كه برنامه‌ام چطور پرمخاطب‌تر باشد و حس و حال بيشتري داشته باشد، به اين فكر مي‌كنيد كه هر بار كاملش كنيد و چيزي به آن تزريق كنيد؟

    همة سعي و تلاشم بر همين است كه بتوانم جوان‌هاي بيشتري را بياورم پاي منبر امام حسين(ع). با اين دستگاه، با اين حركت، با همين بحث عاشورا بيشتر آشنا بشوند. فقط محدود به روزهاي دهه عاشورا نكنند. در كل سالشان بتوانند با امام حسين(ع) آشنا بشوند.

    •  اگر روزي به اين نتيجه رسيديد كه اين سبك و سياق درست نيست و ضربه مي‌زند، يا ماندگار نيست و چيز مفيدي نيست، آيا حاضريد به همان سبك و سياق قديمي‌ها روضه بخوانيد، حتي اگر تا مدت‌ها هيچ مخاطبي نداشته باشيد؟

    آدم هميشه بايد اشتباهات خودش را قبول كند. اگر اشتباهي مي‌كند آن‌قدر مرد باشد و شجاعت داشته باشد كه بگويد من اشتباه كردم. اما تا آن‌جايي كه فكر مي‌كنم، راه و هدفمان انشاءالله مسير امام حسين(ع) است. در مسيرمان هم اشتباهات زيادي داريم، داشتيم و خواهيم داشت. هميشه هم سعي بر تصحيح كارهايمان داشتيم.

    •   شما اين همه هوادار داريد و بعد ادعا مي‌كنيد از طرف بزرگان مهجورهستيد و جرياني كه شروعش با خودتان بوده از شما حرف شنوي ندارند. از اين وضعيت راضي هستيد؟

    كسي كه مي‌خواهد كربلايي بشود، زندگي در دنيايش بدون بلا نيست.

    •  حاضريد چه كاري بكنيد كه از اين وضع در بياييد؟

    اين وضع خوب است آقا! بد نيست. فقط ناموسي‌اش يك خرده ناراحت كننده است. والّا تو سر من زدن و اين كارها يك چيزهاي طبيعي است. بگذريم كه يك عده هم از روي ناداني حركاتي مي‌كنند. اين را نبايد به پاي همه گذاشت. همة مردم اين‌طوري نيستند. خيلي هم به ما محبت دارند.

    •  ببينيد، با تمام اتفاقاتي كه تا به حال افتاده و با آن چند هزار نفري كه مستمع داريد، اگر همين روال ادامه پيدا كند، فكر نمي‌كنيد رضا هلالي باز مي‌شود قهرمان و مي‌رود بالا؟

    آخر ما دنبال قهرماني نيستيم.

    •  شما كه مي‌گوييد اهل مريدپروري نيستم، جلوي اين موضوع را مي‌گيريد؟

    چه‌جوري جلويش را بگيرم. جز سكوت و صبر؟

    •  فكر نمي‌كنيد كه چند سالي برويد و نباشيد مثلا برويد خانه براي دل خودتان بخوانيد.

    نمي‌شود. دوست ندارم. اگر وظيفه گردنم نبود اين كار را مي‌كردم. به چه قيمتي من بروم كنار؟ به اين قيمت كه خيلي از بچه‌هايي كه شايد ما را دوست دارند و مي‌خواهند با اين نواها به يك جايي برسند نااميد بشوند؟ شايد حس كنم كه مي‌توانم تقدير آن‌ها را تغيير بدهم.

    •   اين را قبول داريد كه خيلي زود به شهرتي رسيديد كه بعدا پدرتان را درآورد؟

    صد در صد. همين‌طور است. ما غوره نشده مويز شديم. البته خواست خداست هميشه. حالا نمي‌دانم چه حكمتي در كار بوده اما اين‌طوري شد ديگر. نمي‌دانم.

    •  پيش خودتان نمي‌گوييد اي كاش به اين شهرت نمي‌رسيدم؟

    اي كاش كه خالص بوديم در راه امام حسين(ع). اين بهتر است.

 

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در یکشنبه دوم دی 1386 و ساعت 21:3 |

الناز شاکردوست

ماهایاپتروسیان

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در شنبه یکم دی 1386 و ساعت 2:16 |
«اخراجي‌ها2» بهار 87 با بازيگران جديد كليد مي‌خورد

مسعود ده‌نمكي گفت: اميدوارم بتوانم در فصل بهار «اخراجي‌ها2» را با اضافه شدن بازيگراني جديد جلوي دوربين ببرم.

اين سينماگر در گفت وگو با فارس در مورد پيشرفت پروژه «اخراجي‌ها2» گفت: مرحله تحقيقاتي اين فيلم از بيش از ده ‌سال پيش آغاز شده، به صورت فرهنگنامه‌اي 60 جلدي آماده چاپ است كه قرار است توسط بنياد شهيد و امور ايثارگران منتشر شود.
وي افزود: بر اساس اين مستندات داستاني نوشتم و آن داستان به صورت فيلمنامه درآمد كه اكنون مراحل نگارش آن كاملا به پايان رسيده و به زودي ساخت آن آغاز مي‌شود.
وي در مورد قضاي اين فيلم گفت: اين فيلم در يك اردوگاه فرضي مي‌گذرد و فرضي بودن اردوگاه به اين دليل است كه بتوانيم تمام خاطرات مختلف آزادگان را در اين فيلم بياوريم.
ده نمكي گفت: اكنون در حال گفت وگو با تهيه‌كنندگان هستم و از بين «حبيب‌الله كاسه‌ساز»(تهيه‌كننده اخراجي‌هاي يك)، علي سرتيپي (پخش‌كننده اخراجي‌هاي يك)، مرتضي شايسته و مسعود جعفري جوزاني، به زودي با يك يا دو تهيه كننده براي ساخت اين فيلم توافق خواهيم كرد.
وي در مورد تركيب بازيگران اين فيلم گفت: بعضي از بازيگران «اخراجي‌ها» در اين فيلم هم حضور خواهند يافت و بازيگران جديدي هم به تركيب قديمي اضافه مي‌شود كه اين موضوع بستگي به شرايط توليد فيلم هم دارد.


ده نمكي در پايان در مورد اسم فيلم تصريح كرد: از ابتدا تصميم داشتم اين فيلم يك سه گانه باشد و به همين خاطر «اخراجي‌ها2» را نام مناسبي مي‌دانم.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در شنبه یکم دی 1386 و ساعت 1:54 |