تبليغاتX
لطفا رای خود را در سمت راست صفحه بدهید


+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه سی ام آذر 1386 و ساعت 20:12 |

بیوگرافی کامبیز دیرباز:

متولد 1354 تهران
مدرک تحصیلی: ليسانس بازيگري از دانشكده هنرهاي دانشگاه آزاد اسلامي
آغاز فعاليت هنري از سال 1376 با حضور در تئاتر سياوش خواني
آغاز فعالیت سینمایی: دختران انتظار (رحمان رضایی، 1378)

......................................................

 

مصاحبه با کامبیز دیرباز:

محدثه واعظي پور:كامبيز ديرباز بازيگري سينما را با نقش‌هاي كوتاهي در «دختران انتظار» و «نغمه» شروع كرد.بازي در «دوئل» و دريافت سيمرغ بلورين آغاز يك جريان تازه در كارنامه حرفه‌اي اين بازيگر بود. ديرباز پس از «دوئل» در فيلم‌هاي «گرداب»، «به نام پدر»، «مقلد شيطان»، «سرگيجه» و «اخراجي‌ها» بازي كرد. اين گفت‌وگو به بهانه اكران «اخراجي‌ها» فيلمي كه ديرباز در آن نقش مجيد سوزوكي شخصيت اصلي را بازي كرده انجام شده در روزهاي پاياني سال 85 كه ديرباز مشغله‌هاي زيادي داشت. چند روز را سر صحنه مجموعه «در چشم باد» در شمال كشور مي‌گذراند و چند روز به تهران مي‌آمد تا به ضبط برنامه نوروزي‌اش در راديو برسد.


بعد از «دوئل» و گرفتن سيمرغ چه اتفاقي افتاد؟ به نظر مي‌رسد كامبيز ديرباز كاملاً حرفه‌اي با موضوع برخورد كرده، احساساتي نشده و فقط به فكر بازي در نقش اول نبوده. در عين حال كه به تنوع انتخاب‌هايش هم اهميت داده.
قطعاً اينها كه گفتيد در ذهن من بوده، البته چقدر به اين ايده‌آل نزديك شده‌ام، بحث ديگري است. بعد از «دوئل» و گرفتن سيمرغ بلورين و پخش «تب سرد» پيشنهادهاي زيادي داشتم. تا جايي كه توانستم سعي كردم به متن اهميت بدهم و به اينكه پيشنهاد در مديوم سينماست يا تلويزيون كمتر توجه كردم. سعي كردم به عنوان يك مخاطب با پيشنهادهايم برخورد كنم، خيلي حسي انتخاب كردم و پيشنهادهايي را پذيرفتم كه دوستشان داشتم. همين حساسيت‌ها باعث شد 14 ماه هيچ كاري را قبول نكنم تا «به نام پدر».
كار با حاتمي‌كيا برايتان مهم بود؟
در كنار همكاري با آقاي حاتمي‌كيا كه مهم بود، نقش و فيلمنامه را هم دوست داشتم.
نقش هم با كارهاي قبلي‌تان متفاوت بود.
بله. ميثم با پيمان در «تب سرد» ويحيي در «دوئل» خيلي تفاوت داشت. من هم تمام انرژي‌ام را گذاشتم كه اين تفاوت‌ها به چشم بيايد.
پروژه «در چشم باد» بعد از «به نام پدر» پيشنهاد شد؟
بله. «در چشم باد» يك كار ويژه و متفاوت تلويزيوني است. نقشي را كه در اين مجموعه بازي مي‌كنم خيلي دوست دارم.
در اين مدت به نظر مي‌رسد تعمداً نخواسته‌ايد كار تلويزيوني قبول كنيد؟
اگر «در چشم باد» را جزو مجموعه‌هاي مرسوم تلويزيون حساب نكنيم، 3 سال است كه در مجموعه‌اي بازي نكرده‌ام. با وجودي كه به متن فيلمنامه اهميت مي‌دهم اما در انتخاب‌هايم سعي كردم نگاهم به سينما باشد.
در اين فاصله در نمايش «يك زن، يك مرد» هم روي صحنه رفتيد. آزيتا حاجيان درباره انتخاب شما درست عمل كرد. ويژگي‌هاي چهره‌تان طوري است كه هم براي بازي در نقش مثبت مناسب هستيد، هم منفي و يكي از بازي‌هاي خوبتان را در قالب يك شخصيت كاملاً خبيث در اين نمايش ديديم.
خيلي وقت بود روي صحنه نرفته بودم و خيلي خوشحالم كه با آن نقش، دوباره به تئاتر برگشتم. بازي در نقشي با اين ميزان جذابيت يك تمرين فوق‌العاده بود. يك نكته ديگر كه در اين نمايش برايم اهميت دارد، استقبالي است كه از آن شد. كار ما بدون مخاطب بي‌معني است، دوست ندارم فقط براي دلم بازي كنم.
در «به نام پدر» با آزيتا حاجيان هم‌بازي بوديد. احتمالاً به همين دليل براي بازي در اين نمايش انتخاب شديد.
تجربه مشتركي كه در «به نام پدر» داشتيم در انتخاب من تاثير داشت. خانم حاجيان بازيگردان‌ آن فيلم بود و احتمالاً شناختي كه از جنس بازي من داشته باعث شده من را انتخاب كند.
گفتيد كه مخاطب خيلي برايتان اهميت دارد. اگر پيشنهاد بازي در فيلمي داشته باشيد كه در چند جشنواره داخلي و خارجي نمايش داده شود اما اكران عمومي گسترده نداشته باشد، رد مي‌كنيد؟
اگر يك فيلم اكران محدود داشته باشد به معني اين نيست كه مخاطب ندارد. بعضي فيلم‌ها، اصلاً مخاطب ندارند حتي اگر در تعداد زيادي سينما روي پرده بروند. فيلم‌هايي كه جنبه هنري و فرهنگي بيشتري دارند هم مخاطب دارند و بازي كردن در آنها، تجربه خوبي است. همان‌طور كه گفتم فيلمنامه و نقش براي من اهميت زيادي دارد. وقتي فيلمنامه‌اي را مي‌خوانم تقريباً مي‌توانم تشخيص بدهم كه مخاطب چگونه با آن برخورد مي‌كند. در اين مدت در يك فيلم كوتاه هم بازي كردم. اين فيلم‌ها مخاطب كمتري نسبت به فيلم‌هاي سينمايي دارد، اگر براي من فقط مخاطب انبوه مهم بود در چنين فيلمي بازي نمي‌كردم اما اين تجربه‌ها هم مخاطب خاص خودش را دارد و اين مخاطب براي من مهم است.
مسعود ده‌نمكي سوابق سياسي روشني دارد. از همكاري با او و داوري‌هايي كه ممكن بود درباره شما و فيلم «اخراجي‌ها» بشود، نترسيديد؟
ديدگاه و سوابق سياسي آقاي ده‌نمكي به خودشان مربوط است. من از زماني كه با او آشنا شدم به عنوان يك كارگردان به او نگاه كردم و او هم من را به عنوان بازيگر فيلمش پذيرفت، رابطه‌اي كاملاً‌ حرفه‌اي بين ما حاكم بود.
در اين مدت با كارگردان‌هايي كار كرده‌ايد كه اولين فيلمشان را مي‌سازند. اعتماد كردن به قابليت‌هاي اين كارگردان‌ها آسان است؟ ده‌نمكي البته دو فيلم مستند ساخته، آنها را ديده بوديد؟
در مقطعي كارگرداني به من اعتماد كرده و فرصت داده در فيلمي مثل «دوئل» براي اولين‌بار به طور جدي خود را محك بزنم. اين اعتماد را من به عنوان بازيگر به بعضي فيلمسازها داده‌ام و هيچ‌وقت فكر نكرده‌ام نبايد با يك كارگردان فيلم اولي همكاري كرد. در مورد آقاي ده‌نمكي هم دو فيلم مستند از او ديده بودم. «فقر و فحشا» به نظرم فيلم جسورانه و متفاوتي است. در همان مستندها هم مي‌توان استعداد آقاي ده‌نمكي در فيلمسازي را تشخيص داد. در كنار اينها تيمي كه قرار بود در ساخت «اخراجي‌ها» او را كمك كند، تيمي حرفه‌اي بود و من مي‌دانستم نتيجه همكاري اين گروه اگر شاهكار نشود، كار قابل دفاعي مي‌شود.
كسي توصيه نكرد با ده‌نمكي همكاري نكنيد؟
نه. اصلاً. واقعاً كسي چنين توصيه‌اي نكرد.
مجيد سوزوكي كاراكتري است كه ده‌نمكي او را ديده، يك كاراكتر واقعي كه وجود داشته. بازي در چنين نقشي جذابيت خاصي دارد؟
آقاي ده‌نمكي عكس او را به من نشان داد، خاطرات مختلفي از او برايم تعريف كرد كه شناخت من را از اين كاراكتر بيشتر مي‌كرد. مجيد، جواني است با ذهنيت مثبت، كم‌حرف و جدي. تلاش من و آقاي ده‌نمكي اين بود تا تصويري كه از مجيد سوزوكي ارائه مي‌دهيم واقعاً به او نزديك باشد.
اين شباهت‌ها در ويژگي‌هاي ظاهري هم رعايت شد؟ يعني نوع لباس پوشيدن و گريم شما قرار است مجيد سوزوكي واقعي را تداعي كند.
نوع لباس پوشيدن، شكل گريم، انگشترهايي كه در دست من است و حتي استفاده از تكيه‌كلام ما چاكريم در جهت نزديك شدن به آن شخصيت بود. شخصيتي كه مي‌خواستيم دوباره او را زنده كنيم.
جديتي كه در بازي شما مي‌بينيم دقيقاً خواسته ده‌نمكي بود؟ اين جديت كه در رفتار مجيد هست، جنس شوخي‌ها و نوع متلك‌ها او را كاملاً‌ از دوستانش متفاوت كرده.
از قبل رويش فكر كرده بوديم و خواسته آقاي ده‌نمكي بود. دوستان مجيد به جز مصطفي كه سينه‌سوخته و از همه بزرگ‌تر است، بقيه اهل فكر كردن نيستند، آنها اول عمل مي‌كنند بعد فكر مي‌كنند (مي‌خندد) اما مجيد سوزوكي با بقيه فرق دارد. در اين گروه، فقط او هدف دارد و به همين دليل، از بقيه متفاوت است.
مرگ مجيد در پايان فيلم، قابل پيش‌بيني و كليشه‌اي است. هر چند ده‌نمكي سعي كرده روي تحول مجيد خيلي تاكيد نكند.
مرگ مجيد بايد اتفاق مي‌افتاد. در دنياي واقعي هم مجيد سوزوكي در جبهه شهيد شد و اين فيلم بخشي از زندگي او را به تصوير مي‌كشد. همان بخشي كه با مرگش به پايان مي‌رسد.
در واقعيت هم مجيد سوزوكي همين مدت در جبهه بوده و در همين فاصله زماني شهيد شده؟
بله، مجيد سوزوكي مي‌آيد كه در جبهه گشتي بزند و بعد برگردد كه شهيد مي‌شود.
تحول مجيد براي شما قابل قبول است؟
به نظر من تحول باسمه‌اي در فيلم نمي‌بينيم. زماني كه فيلمنامه را مي‌خواندم آرزو مي‌كردم مجيد در پايان متحول نشود. اگر مي‌شد اين نقش را بازي نمي‌كردم. وقتي فيلمنامه به آخر رسيد خيلي خوشحال بودم كه تحول باسمه‌اي اتفاق نيفتاد و مجيد در لحظات آخر زندگي هم مرام خودش را دارد. اگر تحولي در مجيد مي‌بينيم از جنس خود اوست.
فكر مي‌كرديد براي بازي در نقش مجيد سوزوكي نامزد سيمرغ بشويد؟
موقع فيلمبرداري نمي‌شود به اين چيزها فكر كرد. موقع بازي در اين نقش اصلاً به اين بخش از ماجرا فكر نمي‌كردم.
يعني اصلاً گرفتن سيمرغ يا نامزد شدن در جشنواره اهميتي ندارد؟
مگر مي‌شود اهميت نداشته باشد. ديده شدن بازي‌ام در جشنواره و بعد از آن خيلي مهم است. درباره «اخراجي‌ها» اين اتفاق افتاد و من حس كردم كه مردم بازي من را ديده‌اند. اگر نامزد مي‌شدم يا جايزه مي‌گرفتم اين شيريني بيشتر مي‌شد ولي براي من كه يك بار سيمرغ بلورين گرفته‌ام، نظر مردم و استقبال آنها اهميت بيشتري پيدا كرده است.
اين روزها مشغول اجراي يك برنامه در راديو هستيد. اولين بار است كه در راديو فعاليت مي‌كنيد؟
اجراي يك برنامه سينمايي را برعهده دارم. با برگزيدگان سينماي ايران در سال 85 صحبت مي‌كنيم. اين روزها مشغول ضبط برنامه هستيم و از فروردين‌ماه پخش برنامه شروع مي‌شود. خوشبختانه اولين تجربه‌ام در راديو، اجراي يك برنامه سينمايي است كه در سرتاسر ايران پخش مي‌شود.
به نظر مي‌رسد به بازيگر محبوب كارگردان‌هاي سينماي جنگ تبديل شده‌ايد؟
(مي‌خندد) «به نام پدر» فيلم جنگي نبود.
حاتمي‌كيا بيشتر در حوزه سينماي جنگ فعاليت كرده.
به هر حال فيلمنامه خوب معيار انتخاب من است. اگر باز هم در اين حوزه پيشنهادهايي بشود مي‌پذيرم.
داريد؟

«اخراجي‌ها» جزو فيلم‌هايي است كه دوستش من همه فيلم‌هايي كه بازي كرده‌ام، دوست دارم. خوشحالم كه «اخراجي‌ها» فيلمي است كه هم من آن را دوست دارم، هم مردم.
به اندازه «دوئل» آن را دوست داريد؟
«دوئل» براي من يك قصه ديگر دارد و آغاز يك جريان است و با ديگر تجربه‌هايم قابل مقايسه نيست

مجموعه آثار:

- دختران انتظار (رحمان رضایی، 1378)
- نغمه (ابوالقاسم طالبی، 1381)
- دوئل (احمدرضا درویش، 1382)
- گرداب (حسن هدایت، 1384)
- به نام پدر (ابراهیم حاتمی کیا، 1384)
- سرگیجه (محمد زرین دست، 1384)
- اخراجی ها (مسعود ده نمکی، 1385)
- انعکاس (رضا کریمی، 1386)

مجموعه های تلویزیونی:
- تب سرد (علیرضا افخمی، 1383)
- در چشم باد (مسعود جعفری جوزانی، 1384)

......................................................

جشنواره ها و جوایز:

- برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از بیست و دومین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم دوئل - 1382
- کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از بیست و چهارمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم به نام پدر - 1384
- کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از نهمین جشن خانه سینما برای بازی در فیلم دوئل -

 

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه سی ام آذر 1386 و ساعت 20:5 |
H_Donyaye_Tasvir_57.jpg
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه سی ام آذر 1386 و ساعت 3:20 |
H_Donyaye_Tasvir_13.jpg
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه سی ام آذر 1386 و ساعت 3:16 |
amin-nilofar4.jpg
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه سی ام آذر 1386 و ساعت 3:6 |
golshifteh-hamsar.jpg
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه سی ام آذر 1386 و ساعت 2:55 |
ziba_hamsar.jpg
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه سی ام آذر 1386 و ساعت 2:51 |
ميم مثل مادر» در نوزدهمين جشنواره بين‌المللي فيلم "پالم اسپرينگز" آمريكا
فيلم «ميم مثل مادر» در نوزدهمين جشنواره بين‌المللي فيلم "پالم اسپرينگز" آمريكا به نمايش درمي‌آيد. نوزدهمين جشنواره فيلم "پالم اسپرينگز" فهرست كامل فيلم‌هاي خود را اعلام كرد؛ كه در مجموع 222 فيلم از 60 كشور جهان نمايش داده خواهند شد. به گزارش ورايتي، در جشنواره امسال كه از سوم تا چهاردهم ژانويه (13 تا 24 دي ماه ) ادامه خواهد داشت، 69 فيلم اكران جهاني خواهند شد كه در اين ميان 55 فيلم معرفي شده به بخش فيلم‌هاي غيرانگليسي اسكار نمايش داده مي‌شوند.
امسال جايزه‌ بخش "صداهاي جديد؛ نماهاي جديد" به يك فيلم‌ساز بين‌المللي كه اولين يا دومين فيلم خود را ساخته است، تعلق خواهد گرفت. همچنين در بخش "سينماي لاتين" جشنواره پالم اسپرينگز، در مجموع 25 فيلم از آمريكاي لاتين، اسپانيا و پرتغال نمايش داده خواهند شد. براي بخش "سينماي جهان" 77 فيلم انتخاب شده‌اند و در بخش ‌"داستان‌هاي واقعي" نيز 25 فيلم از بهترين آثار سينماي غيرداستاني معاصر به‌روي پرده خواهند رفت.
براساس اعلام برگزاركنندگان اين جشنواره، در بخش اكران‌هاي آمريكاي شمالي و همچنين در بخش فيلم‌هاي غيرانگليسي، فيلم «ميم مثل مادر»، ساخته زنده‌ياد "رسول ملاقلي‌پور" به نمايش درمي‌آيد. اين فيلم پيش‌تر به عنوان نماينده ايران به بخش غيرانگليسي آكادمي اسكار معرفي شده بود.
در بخش آثار غيرانگليسي جشنواره پالم اسپرينگز، همچنين «XXY» از آرژانتين ، «بن ايكس» از بلژيك، «پرسپوليس» از فرانسه، «لبه بهشت» از آلمان، «كارامل» از لبنان، «چهار ماه، سه هفته و دو روز» از روماني و «خورشيد مرموز» از كره‌جنوبي حضور دارند.
در بخش فيلم‌هاي مستند نيز فيلم ضدجنگ «چشم‌انداز بي‌پايان» محصول آمريكا، «‌تاكسي به‌سوي تاريكي» از آمريكا و ديگر فيلم جنگ محور «بازگشت عمليات به خانه» از جمله آثار مورد بحث خواهند بود.


+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه سی ام آذر 1386 و ساعت 2:20 |
ازدواج هديه تهرانی

اين بار ديگر نه شايعه است نه كذب بالاخره هديه تهراني بي سر و صدا رسما از دنياي تجرد خارج و به جزگه متاهلان پيوست . خبر ازدواج هديه تهراني بارها و بارها تيتر اول مجله هاي مختلف كشور بود اما خيلي زود بي اساس بودن ان مشخص مي شد

همين تابستان 85 بود كه سوپر استار مشهور سيماي ايران بالاخره اپارتمانش در ولنجك را رها كرد و منزلي در خيابان مطهري خريد تا با مادرش زندگي كند.
بازار شايعه همواره پشت سر اين سوپر استار داغ بود، اما او با ارامش تنها به كارهاي خود مي پرداخت
تا قبل از سال 86 خبر ازدواج او دروغ سيزده محسوب مي شدخبر ازدواج هديه تهراني در سال 86 مثل بمب صدا نكرد چون هيچ كس باور نمي كرد اما با مشخص شدن واقعي بودن خبر حالا اين خبر سوپرايز 86 ملقب شد كه دوستداران اين بازيگر را غافلگير كرد


بازيگري كه از هيچده سالگي روي پاهاي خود ايستاد و مشاغل مختلفي مثل ، بيزينس طلاسازي طراحي مبلمان و دكراسيون مربيگري شنا و …. تجربه كرده.
او هميشه در مصاحبه هايش عنوان مي كرد كه بازيگري را تنها براي كسب تجربه بيشتر انتخاب كرده و دوست دارد او معتقد است كه تنها پرده نقره اي است كه فرصت كسب تجربيات غير ممكن در زندگي را به او مي دهد. بعد از وارد شدن به سينما و كسب موفقيت بالاخره دست به محك زدن خود در عالم تاهل زد.
هديه تهراني متولد اول تير ماه 1351 شمسي در تهران، اين اولين مطالبي است كه در دفتر قطور محضر بدون درج جزئيات بيشتر درج مي شود. بالاخره سوپپر استار سينمايي ايران پاي سفره عقد مي نشيند و او و اقا داماد خوشبخت در دفتر ثبت 46 امضا مي زنند.
از شاهدان اين ازدواج هيلدا خواهر كوچكتر هديه تهراني كه او هم در هنر دستي بر اتش دارد و مادرش مي توان نام برد.
تنها بازيگر زني كه توانست 10 سال تمام بدون رقيب در سينماي ايران به فعاليت بپردازد. هيچ كدام از فيلم هاي كه در انها به ايفاي نقش پرداخت هرگز با حادثه اي به نام شكست در روي گيشه مواجه نشد.
تنها سوپراستار زني است كه در تاريخ سينماي ايران دستمزدش بالاتر از مردان بوده است. بالاخره سوپر استار بي رقيب و شريك و يكتاز در عرصه بازيگري ايران شريك پيدا كرد.
هومن، بهمن ماهي است متولد 1359 ليسانس كارگرداني سينمايش را از دانشكده اصفهان گرفته است. اقا داماد خوش شانس كه اصالتا لاهيجاني است 8 سال كوچكتر است اما عشق كوچك و بزرگي نمي شناسد.
پدر و مادرش هنوز هم در همين شهر شمالي در كار پرورش گل فعاليت دارند اما اقا داماد هم در شهرك غرب تهران زندگي مي كند و يك 206 دارد. روز اول فروردين 86 با حضور اقوام درجه اول هومن و هديه مراسم عقد كنان به صورت مختصر و خصوصي در تهران برگزار و جشن عروسي به بعد موكول شد.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه سی ام آذر 1386 و ساعت 2:6 |


+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 و ساعت 3:55 |
مهران مديري
او در دبيرستان دلگشا درس خواند در دوران تحصيل شاگرد خيلي خوبي بود سه برادر دارد . برادر بزرگتر در ايران است و سالهاست در ادبيات و موسيقي فعاليت ميکند. دو برادر ديگر مدت بيست سال است که در سوئد زندگي ميکنند. هميشه نمرات زيست شناسي و ادبيات مهران عالي بود حتي گاهي اوقات معلم ادبياتش کلاس را در اختيار مهران مي گذاشت و ميرفت. اما در رياضيات هميشه کم هوش بود و هنوز هم علت رياضيات را در جهان نمي داند.
مهران مديري سال 1340 در ميدان بروجردي سر آسياب دولاب به دنيا آمد . او با فقر چندان هم غريب نيست البته در زمان نوجواني او اکثر خانواده ها چنين زندگي داشتند . او در کودکي هيچ وقت آرزوي خاصي نداشت يعني آدم دم دمي بود . مثلا دوست داشت زيست شناس شود و هنوز هم دوست دارد . او از بچگي با کتاب هاي برادرش که زيست شناسي خوانده بود ور ميرفت . شايد يکي از طولاني ترين آرزوهاي او کارهاي تحقيقي در باره زندگي حيوانات بود و هنوز هم علاقه مند است . فيلم هاي مورد علاقه او فيلم هاي مستند هستند .
مديري چيزي را که نمي داند آرزوست يا نه فيلم سازي است آن هم در نوع جدي تا طنز چرا که به کار جدي بيشتر از طنز علاقه دارد و اصلا اتفاقي هم وارد کار طنز شده است. اتفاقي علي عمراني پيشنهاد همکاري در نوروز 72 را به او داد و به اين ترتيب کار طنز شروع شد . آنهايي که مهران مديري را در سال 62 در تئاتر هملت با آن چهره غمگين و دراماتيک ديدند اين فکر حتي از دورترين نقطه ذهن شان هم نمي گذشت که اين جوان روزي يکي از بزرگ ترين کمدينهای ايران شود و البته قبل اين کار هم دو کار تئاتر طنز انجام داده بود يکي از آنها پانسيون نام داشت. و در سال 1366 در تالار مولوي تهران اجرا شد. مهران از زمان انقلاب تا سال 1371، 18 يا 19 کار  به غير از يکي که به عنوان آهنگ ساز همکاري کرده بقيه اش بازي گر بوده ، مثل نمايش هملت و سيمرغ با دکتر صادقي ، کيسه بوکس کار علي موذني و...
او در راديو هم کار کرده چند کار تلويزيوني هم بعد از نمايش ها داشته يکي با  خانم ثريا قاسمي و چند کار مذهبي با مجتبي ياسيني .
مهران مديري در سال 1365 وارد دانشگاه مي شود و نصفه رها مي کند و به خدمت سربازي مي رود زمان سربازي اش به جبهه هم رفته و در مرصاد و حلبچه جنگيده است . اصلا بازيگري براي او تعريف ديگري داشت ولي وقتي نوروز 72 ضبط شد ديد که جزئياتي در کار طنز وجود دارد که جالب است و در همين کارها بود که پيشنهاد هاي بعدي شروع شد و قضيه ادامه پيدا کرد. ناگفته نماند که مديري سراغ خيلي چيزها رفته و شايد هم استعدادش را نداشته مثل نقاشي. البته اگر فرصتي پيش بيايد دوست دارد در مورد کارهايي که فکر مي کند حتي يک درصد هم مي تواند انجام دهد تجربه کند. او حس و حال خواندن را دوست دارد و وقتي که مي خواند خودش خيلي لذت مي برد . برادرش هم پيانيست است و هميشه در خانه پدري آنها موسيقي کلاسيک شنيده ميشد. شنيدن صداي زياد موسيقي باعث شد مديري با يک بار تمرين در استوديو اجري اصلي براي ضبط کاست خود را انجام دهد.
خيلي ها معتقدند که مهران مديري صورت تلخي دارد به عقيده خودش خيلي وقت ها ين موضوع درست است و در طول روز غمگيني اش به شادي هيش مي چربد.
سرانجام بعد از مدتي بيکاري مديري جنگ 77 را ارائه داد او سعي کرد فاصله را با بيننده کم کند و از روبه رو با او صحبت کند.
از نظر خود مديري خيلي از قسمت هاي ساعت خوش ضعيف است و خيلي از لحظاتش جاودانه و او بعضي از صحنه هاي 77 را دوست دارد و خيلي از آنها را هم نمي پسندد . او به شدت مايل است که به سمت کارگرداني سينما برود . علاقه او به سينمايي است که به روابط انساني مي پردازد به طراحي آدم ها به عشق به احترام و به خيلي چيزهاي ديگر .
مديري هميشه از مقوله ي زياد عصباني ميشود ينکه آدمي به کاري که به او مربوط نمي شود دخالت کندو خارج از حيطه خودش قدم بگذارد .هرکس آن کاري را که "بايد" انجام دهد و "نبايد" انجام دهد . به تعبير برنارد شاو 80 درصد آدم ها انرژيشان صرف کارهايي ميشود که به آنها مربوط نيست. دومين مقوله هم که خيلي شخصي است اين است که راجع به يک مساله مهم و جدي که او را ناراحت کرده حرف بزند و ببيند که طرفش باور نکرده و لبخند مي زند يعني پوزخند بزند که واقعا مديري را ديوانه مي کند .
او در خلوت خود مشغول سکوت ميشود و مهمتر از همه موسيقي است مويسقي کلاسيک با صداي بلند. مهران مديري دو فرزند دارد. از نظر او وقتي گرفتار شهرت ميشوي ديگر زندگي شخصي نداري ، آزاد نيستي ، محدود ميشوي و همراهانت را هم محدود مي کني .
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 و ساعت 3:51 |
15 - IMGTD9ELSCDRB.jpg

کارمن الکترا در 28 آپریل 1972 در ایالت سینسیانی شهرک اهیو (Ohio) در شهر که وایت اوآک (white oak) نام داشت به دنیا آمد . کارمن نام اصلی او نیست بلکه نامی است که او به جای نامی که هنگام تولد داشته تارالی ( Tara Leigh ) برگزیده زمانی او شاهزاده را در سال 1991 ملاقات کرد  او نام کارمن الکترا را برگزید بدلیل اینکه شاهزاده به او گفت که او شبیه به کارمن است. و فامیلی الکترا را انتخاب کرد به تقلید از یک زن زیبا.

در اوایل 9 سالگی ، کارمن در مدرسه هنرهای نمایشی و ابتکاری انتخاب شد.

او در سنین نوجوانی شروع به فراگیری دروس خوانندگی کرد و برای گروههای تئاتر مدارس موزیک طراحی و اجرا می کرد.او همچنین شروع به لب خوانی کرد و گفت هدفش رفتن به لس آنجلس و کب سابقه زیاد است.

کارمن در سال 1987  و در سن 15 سالگی تصمیم گرفت (minnea polis) حرکت کند جایی که خواهر و خواهر ناتنی اش انجا زندگی می کردند.کارمن ابتدا برای مقداری پول مشغول به طرح ریزی برای مغازه ی بزرگ تارگت شد.در سال 1991 تارا به لس انجلس ،کالیفرنیا سفر کرد و نامش را به کارمن الکترا تغییر داد و شاهزاده را ملاقات کرد.همه ی  اینها برای خانم جوان در کمتر از یک هفته اتفاق افتاد."پس از یک هفته که انجا بودم به باشگاه spice رفتم،جایی که توسط خانمی که همه دخترهایی که شاهزاده به دنیا اورده بود معرفی  شدم.اما چیزی که واقعا جالب بود،این بود که یک شاهزاده ان شب در باشگاه حاضر بود و من فکر می کردم او ممکن است در باره ی ان مرد صحبتی کرده باشد و همه ی اینها یک شوخی بود اما خدا را شکر اینطور نبود چون پسر بوی واقعا بدی می داد.من فقط فکر  نمی کردم که اگر شاهزاده بوی مثل این بدهد ، من نمی خواهم که در گروهش باشم . در واقعیت شاهزاده بوی بهشتی می دهد.او یک شخص پاکیزه  است و بوی دوست داشتنی می دهد. بهر حال عاقبت یک BMW  آبی متوقف شد در حالیکه برادر شاهزاده در حال رانندگی بود . و سرانجام به خانه شاهزاده در لس آنجلس رفتم و واقعا خوب و تا حدی آرام بود.من درست در مقابل او در ساعت 2 صبح آزمون صدا دادم.

بعد ازآن خانم مرا صدا زد و گفت نمی تواند توضیح بدهد که چه چیزی مشکل دارد  بنابراین من با بادیگارد شاهزاده در تماس بودم چون تعدادی نمونه نمایشی ضیط کرده بودم که زیاد از آنها راضی نبودم و فکر می کردم اگر شاهزاده به من کمک کند بهتر خواهد شد. مدتها بعد تماس تلفنی گرفتم حدود ساعت 4 صبح و خودش پشت خط بود. او گفت من برای شما یک آهنگ نوشتم . اگر شما آنرا دوست داشتید شما می توانید آنرا بخوانی و نامش « کارمن در اوج» است مشکل این بود که من برای ضبط آهنگ باید به منا پولیس می رفتم و زندگی من برای دو سال و نیم به آنجا رفت".

شایعه شده بود که کارمن فقط یکی دیگر از دلدادگان شاهزاده بود که به او یک سابقه قابل توجه می داده اما بعد ها کارمن با گفتن اینکه حتی اگر عشق او نسبت به شاهزاده زیاد بوده ، آنها رابطه را کاملا حرفه ای نگه داشتند به این شایعات خاتمه دادند.

" من این عشق دیوانه را به او داشتم و هر وقت با او می رسیدم ، پندارهایی در مورد او و چیزهای متعلق به او داشتم . اما او تهیه کننده من بود نه معشوقه من. وقتی ما باهم بودیم یک رابطه عاطفی وجود داشت و من یک عشق پنهان نسبت به او داشتم اما چیزی اتفاق نیافتاد و من هرگز او را نبوسیدم ."

در سال 1992 خیلی زود پس از ملاقات و آزمون برای شاهزاده ،قرار خدمت کارمن برای paisley park records بسته شد . شاهزاده کارمن را زیر پر و پال خود گرفت و او را این گونه توصیف کرد " دختر جدید از سینسیانی" آلبوم اول او همزمان با شروع سمتش در قسمت اروپایی سفرهای پرلز و دیامند شاهزده. او با آگهی های تبلیغاتی در Rolling store    و MTV  ارتقاع یافت.هر اندازه که جارو جنجال تبلیغاتی زیاد بود ، موفقیت کمتر بود . ضبط ویدیویی برای صفحه تک آهنگی در در مارچ 1992  در  MTV با استقبال کمی روبه رو و تنها شبکه کوچک ویدیویی juke box آهنگ را به نمایش گذاشت.در ژوین تک آهنگ   go go dancer به بازاز رفت اما فروش خوبی نداشت چون هیچکس علاقه نداشت به غیر از چند نفر از طرفداران شاهزاده  که زمان مشکل تری هم داشتند برای پیدا کردن آلبوم در مغازه ها داشتند. تا آلبوم او تمام شده بود و کپی های کاست پیشرفته تبلیغاتی برای نشریات ادبی و برای اعضای صادر شدند .گرچه اینها همه بی فایده بود  آلبوم به تاخیر افتاد و تصمیم گرفته شد که آلبوم به ترک Track های بیشتری و میکس نیاز دارد.

از سال 1993 تا 1995 کارمن یک نام فراموش شده بود از نظر عموم او تنها چهره زیبای دیگر و بدون هیچ استعداد بود حرفه کارمن به نظر می رسید موسیقی Rock  باشد تا اینکه ترقی کرد و در شوی nick lode on   با نام All that  ظاهر شد ، یک شغل احمقانه گرفت و سرانجام کاملا درمانده شد و در ماه may  سال 1996 در play boy برهنه ظاهر شد. آن ظهور منجر به گنجاندن او در ویدیو play boy شد. که در آن یک هنگ به نام 2-4-6-8 را می خواند همچنین در 1996 برنامه love line  را در شبکه MTV مجری گری کرد. و گهگاه به عنوان رقاص در باشگاه  PRINCE’S Glam Slam ظاهر می شد.

حرفه کارمن در 4 اکتبر 1996 رونق مجدد پیدا کرد که لیزا برگر اعلام کرد که جنا مک کارتی ( یک کهنه کار play boy) مسئولیت  مجری گری    Chris Hardwick در شوی قدیمی MTV  ، single out  در فوریه 1997 برای حداقل 65 قسمت شروع شده به عهده گرفت.

کارمن برای یک هفته در فوریه روی آنتن به جنی پیوست .

لیزا برگر گفت  singled out  یک موفقیت عظیم برای MTV  بوده و ما هیجان زده شدیم برای کشاندنش به چهارمین فصل نمایش.

حس مزاج کریس که همراه شده با کشش جنسی و خشونت جنی و سپس کارمن این را هیجان انگیزترین فصل نمایش قرار می دهد. کارمن یک فرد کامل برای  singled out و دقیقا تیپ شخصیتی که شو برای مجری جدید کریس نیاز دارد است. او با استعداد، سکسی و باهوش و شخص تازه رسیده مطلوب برای هنرپیشگان شو می باشد.

کا رمن الکترا و رقاصانش the nightmare creations در طول ششمین سال mtv ( rock’n jock b-balljam) در 26 اکتبر 1996 اجزا کردند  او به عنوان مجری در هفتمین سال billboard music awards ظاهر شد که در 4 دسامبر 96 در هتل آلادین در لاس وگاس برگزار شد . کارمن همچنین نقش اصلی را در کتاب کمدی به نام امبرس ایفا کرد که بوسیله ی londen night studiesمنتشر شد . اولین فیلمش good bugerبود که در آن نقش کوچکی بر عهده داشت .

در قرن جدید کارمن هیچ زمانی را هدر نداد و در سری فیلمهای معروف scary movieظاهر شد . کارش را با ظاهر شدن در فیلمهای متعدد دیگر ادامه داد و روز به روز در حال پیشرفت است

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 و ساعت 3:36 |

15 - IMGI3ZFN55PYY.jpg  

نام اصلی : کیت الیزابت وینسلت

لقب : رز انگلیسی

تاریخ تولد : 5 اکتبر 1975

محل تولد : لندن ، انگلستان

نامزد اسکار : تایتانیک (1998)

شغل : هنرپیشه سینما ، مدل

کیت وینسلت در پنجم اکتبر ا975 در لندن به دنیا آمد . در سن 11 سالگی اولین نقش نمایش خود را در پفکهای شکری تبلیغ نوعی غذای کودک تجربه کرد . او اجرا در مدرسه هنر را ادامه داد و در پی آن نقش هایی در نمایش درام تلویزیونی چروک (1988) ، مجموعه های تلویزیونی تصادف (1989) ، فصل تاریک (1991) ، برگشتن (1992) و رفتارهای انگلوساکسون (1993) بازی کرد . کیت وینسلت به همراه لئوناردو دیکاپریو دو کشف یزرگ فیلم عظیم تایتانیک بودند و از آن هنگام تا به حال شهرت خود را مدیون تایتانیک و جیمز کامرون هستند . کیت وینسلت در نوامبر سال 1998 با جیم تراپتس - دستیار دوم فیلم ( عوضی بدقیافه ) که قبل ار تایتانیک ساخته شده بود ازدواج کرد .

kate winslet بازیگر محبوب و دوست داشتنی هالیوود مشهورترین اکتور زن خارجی در ایران است . مردم ایران ایران kate را با بازی در فیلم محبوب titanic می شناسند . پخس گسترده این فیلم و استقبال بی ثابقه ایرانیان باعث شد kate winslet شناخته شده ترین اکتور زن خارجی در ایران حداقل در سالهای بعد از انقلاب باشد به طوری که در کوچکترین شهرهای ایران هم رز (نام kate در فیلم تایتانیک) را می شناسند.

البته این بدان معنی نیست که این فیلم تنها در ایران محبوب باشد titanic غوغایی در دنیا به پا کرد و باعث محبوبیت فراوان kate winslet و leonardo dicaprio بازیگران اصلی این فیلم شد . اما گسترش این فیلم در ایران به این شکل کاملا بی سابقه بود .

winslkate et در 5 اکتبر 1975 پا به جهان گذاشت . فراگیری سریع روخوانی انگلیسی در کودکی باعث شد تا او با تئاتر از زمان کودکی آشنا شود . kate از سن 11 سالگی تحصیل در رشته نمایش (تئاتر) را آغاز کرد . اولین کار حرفه ای او در همین سال در تلویزیون انگلیس به نمایش در آمد . او سپس به دبیرستان هنر های بازیگری رفت و با عزم و اراده به سوی بازیگر حرفه ای شدن گام برداشت . بعد از فارغ التحصیلی در سال 1991 او ورود به دنیای بازیگری حرفه را آغاز کرد . اولین کار جدی او حضور موفقش در فیلم Heavenly creatures در سال 1994 بود . کارگردان این فیلم peter jakson و بازیگر نقش اول آن melanie lynskey بود . وی سپس در فیلم های A kid in king arthur's court , jude و Hamlet ایفای نفش کرد . در تمامی این فیلم ها جز jude ایفاگر نقش های دوم به بعد بود .

ولی حادثه فراموش نشدنی زندگی kate بازی در فیلم پر خرج پر جایزه و پر طرفدار titanic بود . تایتانیک به کارگردانی james cameron و بازی leonardo dicaprio انقلابی در فستیوالها به پا کرد و تمامی جوایز را یکجا درو کرد . بعد از تایتانیک kate در فیلمهای بسیاری ایفای نقش کرد که از کارهای موفق وی باید یه Hideous Kinky , Murdoch ,The Life of Dvied Gale , J.M Barrie's Neverland اشاره کرد.

kate همچنین دوبلوری دو کارتون به نامهای( Faeries2000) و Christmas Carol : The Movie را نیز در کارنامه هنری خود ثبت کرده است.

با نگاهی به زندگینامه وی تفاوت حرفه ای بودن سینما در دنیا و کاملا آماتور بودن آن در ابران مشهود است . البته تفاوت سرسام آور درآمدها و هزینه ها در غرب و شرق را هرگز نباید فراوش کرد

 

بخشی از فیلم شناسی کیت به شرخ زیر است :

 

1991 : Dark Season

1994: Heavenly Creatures

1995 : Sense and Sensibility

1995 : A Kid in King Arthur's Court

1996 : Jude

1997 : Titanic

1998 : Hideous Konky

1999 : Fearies

1999 : Holy Smoke

2000 : Quills

2001 : Eniqma

2001 : Christmas Carol : The Movie

2001 : Lris

2003 : The Life of David Gale

2004 : Finding Neverland

2004 : Pride

2004 : Eternal Sunshine of the Spotless Mind

2005 : Romance & Ciqarettes

2005 : All the King's Men

2006 : Flushed Away

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 و ساعت 3:31 |

با فروش دو ميليارد و نيم ميليون توماني «اخراجي‌ها» در تهران و شهرستان‌ها، امين حيايي در صدر جدول پول‌سازترين بازيگران سينماي ايران قرار گرفت.

 


 

به گزارش خبرگزاري فارس، فروش دو ميليارد و نيمي «اخراجي‌ها» (مسعود ده‌نمكي) ، موجب شد تا «امين حيايي» يكي از بازيگران اين فيلم به ركوردي منحصر به فرد در ميان پول‌ساز‌ترين بازيگران سينماي ايران دست‌ يابد.
بر اساس اين گزارش، سال گذشته دو فيلم از حيايي با نام‌هاي شام عروسي(ابراهيم وحيدزاده) با 512 ميليون تومان و تله (سيروس الوند) با 300 ميليون تومان نام او را جزو پول‌سازترين بازيگران سينماي ايران ثبت كردند.
در سال 1384 سه فيلم از امين حيايي، در فهرست 10 فيلم پرمخاطب سال قرار گرفت. شارلاتان(آرش معيريان) با 410 ميليون تومان فروش اكران يك در تهران در صدر جدول قرار گرفت، آكواريوم(ايرج قادري) و زن زيادي (تهمينه ميلاني) نيز در اين سال با 400 و 300 ميليون تومان، در فهرست پرمخاطب‌ترين فيلم‌هاي سال قرار گرفتند.
در سال 1383، كما (آرش معيريان) با بازي امين حيايي ركورد شكن شد و در اولين نمايش تهران خود 610 ميليون تومان فروخت كه تا آن زمان فروشي بي‌سابقه محسوب مي‌شد. در اين سال، حيايي فيلم مهمان مامان را هم در فهرست ده فيلم پرمخاطب سال داشت كه اين فيلم 480 ميليون تومان در تهران فروخته بود.
در سال 1382، حيايي دو فيلم پرفروش ديگر داشت: عروس خوش قدم(كاظم راست‌گفتار) با 360 ميليون تومان در اكران يك تهران و دختر ايروني(محمدحسين لطيفي) با فروش 343ميليون توماني.
مزاحم (سيروس الوند) با فروش 265 ميليوني خود، پرمخاطب‌هاي امين حيايي در جدول اكران سال 81 بود و دست‌هاي آلوده (سيروس الوند) و تكيه برباد (داريوش فرهنگ) نيز اين موفقيت را در سال1379 با فروش 230 و 220 ميليوني در جدول اكران براي امين حيايي رقم زده‌اند.
اين آمار ثابت مي‌كند جمع فروش فيلم‌هاي حيايي در 15 سال حضورش در سينماي ايران، با احتساب فروش كل فيلم‌هاي پرمخاطب و نيز فيلم‌هايي كه با بازي او اكران شده‌اند و در تهران و شهرستان‌ها فروش متوسطي داشته‌اند، (شامل 15 فيلم ديگر كارنامه وي) به رقم تقريبي هشت ميليارد توماني مي‌ر‌سد كه البته فروش بالاي فيلم اخراجي‌ها و كما در ثبت آن تاثير بالايي داشته است، ضمن اين كه اين‌روزها فيلم نقاب(كاظم راست‌گفتار) نيز با بازي وي اكران شده كه احتمال موفقيت بالاي اين فيلم در گيشه هم مي‌رود نيز، سنگ كاغذ قيچي(سعيد سهيلي) كه از هفته آينده به نمايش عمومي درخواهد آمد، اين پتانسيل را در اختيار دارد.
موقعيت حيايي در پول‌سازي، با اكران اخراجي‌ها دست‌نيافتني شده و او بالاتر از بازيگراني چون محمدرضا گلزار، هديه تهراني، بهرام رادان و محمدرضا شريفي‌نيا قرار مي‌گيرد كه هركدام در فيلم‌هاي پرمخاطب زيادي (برخي به شكل مشترك با حيايي) بازي كرده‌اند.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 و ساعت 3:7 |

مهران مديري در نقش وكيل در «هميشه پاي يك زن در ميان است»

فيلمبرداري فيلم «هميشه پاي يك زن در ميان است» يازدهمين اثر كمال تبريزي كه از 26 بهمن در تهران آغاز شده بود،‌ پس از يك ماه و نيم فعاليت بي‌وقفه ، همچنان ادامه دارد. بخش عمده‌اي از فيلمبرداري اين فيلم به پايان رسيده و فصل‌هايي از اين فيلم در يكي از ساختمان‌هاي اداري شركت سايپا فيلمبرداري شده است. گروه توليد «هميشه پاي يك زن در ميان است» در اين مدت بي‌وقفه مشغول به كار بوده‌اند و در ايام نوروز امسال هم تنها دو روز تعطيلي براي دست‌اندركاران اين پروژه درنظر گرفته شده است. مهران مديري در اين فيلم نقش يك وكيل را بازي مي‌كند و بازي او با طنز خاص و متفاوتي همراه بوده كه رضايت كمال تبريزي را در پي داشته است. رضا كيانيان نيز در اين فيلم نقش مدير يك شركت را بازي مي‌كند و گلشيفته فراهاني نقش رئيس يكي از قسمت‌هاي اين شركت را عهده‌دار بوده است.
از ديگر بازيگران اين فيلم مي‌توان به حبيب رضايي (كه علاوه بر ايفاي نقش اصلي، بازيگردان فيلم هم هست)، آهو خردمند، اسماعيل خلج، حسن معجوني، صبا كمالي، حبيب‌اله حداد، سياوش چراغي‌پور، شبنم مقدمي، مژگان جودي و هنگامه صالحي اشاره كرد.
«هميشه پاي يك زن در ميان است» يك كمدي سياه است كه به تهيه‌كنندگي محسن علي اكبري و شركت سينمايي هفت آسمان در حال ساخت است. فيلمنامه «هميشه پاي يك زن در ميان است» را رضا مقصودي، كمال تبريزي و حبيب رضايي براساس قصه‌هاي سيد مهدي شجاعي نوشته‌اند.
در خلاصه داستان اين فيلم آمده: «به يك خيابان پر از ترافيك دقت كنيد به اكثر قهر و دعواي همسايه‌ها، هم محله‌اي‌ها و خانواده‌ها توجه كنيد. حتي دعواي هابيل و قابيل را دوباره مرور كنيد. هميشه پاي يك زن در ميان است.»

ركورد بزرگ اخراجيها

«اخراجی ها» نخستین تجربه بلند سینمایی مسعود ده نمکی همچنان می فروشد. این فیلم با مضمونی مرتبط با دفاع مقدس توانسته است با فروش یک میلیارد تومانی طی 28 روز رکورد تازه ای را در سینمای ایران به ثبت برساند.
این در حالی است که این رکورد پیش از این متعلق به فیلم آتش بس ساخته تهمینه میلانی بود.مجید یکی از خلافکارهای یکی از محله های تهران، عاشق دختر میرزا (یک گیوه دوز عارف) است و شرط ازدواج او سر به راه شدن است. مجید برای رسیدن به نرگس دست به دروغ و کلک می زند اما نقشه اش افشا می شود.
مجید در سر راه خود احساس می کند که رقیبی وجود دارد که از بچه های جبهه ای است و برای اینکه از او عقب نیفتد، راهی پادگان آموزشی می شود و دوستان مجید نیز به همراه او می روند و در این مسیر با موانع و خرابکاری های خود باعث برخوردهای دیگران می شوند و از پادگان اخراج می شوند و... این خلاصه داستان اخراجی هاست که توانسته مورد استقبال فراوان تماشاگران سینما قرار گیرد و به گفته کارگردان فیلم، بعید است تا مدت ها فیلمی پیدا شود که رکورد اخراجی ها را بشکند.

علی سرتیپی - مدیرعامل شرکت فیلم ایران - که پخش فیلم اخراجی ها را به عهده دارد، اظهار داشت؛ این میزان فروش متعلق به سینماهای تهران است و «اخراجی ها» در شهرستان ها هم تا امروز هفتصد هزار تومان فروش کرده که جمعا فروش آن را به یک میلیارد و هفتصد هزار تومان می رساند.
وی افزود؛ استقبال از این فیلم در تهران به حدی زیاد است که بعضی از سینماها سكانس نیمه شب هم دارند. سرتیپی درباره فروش این فیلم در سینماهای شهرستان ها گفت؛ ما تاکنون هشتاد نسخه از این فیلم کپی کرده ایم که این تعداد نیز رکورد تازه ای در سینمای ایران محسوب می شود و سعی کرده ایم این فیلم را در اکثر شهرهای ایران همزمان به نمایش بگذاریم تا خطر پخش سی دی های غیرمجاز، فروش این فیلم را دستخوش آسیب نکند.
وی افزود؛ با توجه به میزان فروش این فیلم تا امروز در تهران پیش بینی می کنیم فروش اخراجی ها تا پایان اکران خود در تهران به حدود 3 میلیارد تومان برسد. از سوی دیگر مسعود ده نمکی در روزهای اخیر خبر از ساخت قسمت دوم و حتی سوم اخراجی ها داده است. او در مورد دلایل استقبال مردم از فیلم اخراجی ها گفته است؛ ما با زبان مردم با خودشان حرف زدیم و برای طرح مسائل اخلاقی و اجتماعی با زبانی روشنفکرانه وارد نشدیم و همین موضوع به همراه نیت صادقانه عوامل فیلم باعث شده تا استقبال عمومی چشمگیر باشد .
مردم هم این نیت صادقانه را که از فطرت نیکخواهانه انسان ها برمی آید، درک کردند و علت استقبال از فیلم هم همین موضوع است. اخراجی ها که در بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر در مسابقه سینمای ایران نیز حضور داشت تنها توانست عنوان فیلم برگزیده تماشاگران را از آن خود کند که این رای اعتراض کارگردان فیلم را در پی داشت

اخراجيهاي 2 در راه است

ده نمکى اخراجى ها را با نگاهى به خاطرات خود از جنگ هشت ساله ايران و عراق ساخته است.

همزمان با موفقيت فيلم جنجالى «اخراجى ها»، ساخته مسعود ده نمکي، از برنامه ريزى براى ساخت فيلم «اخراجى هاى ۲» خبر داد.
به گزارش آريا، مسعود ده نمکى عضو سابق گروه انصار حزب الله، اين خبر را در در مصاحبه با راديو فردا اعلام کرده است.
فيلم سينمايى «اخراجى ها»، اولين فيلم بلند سينمايى مسعود ده نمکي، هم زمان با آغاز تعيلات نوروزى در هجده سينماى پايتخت به نمايش در آمده است و بنا به آمار اعلام شده از سوى سينماداران، ديگر رقباى خود را در فهرست فروش نوروزي، پشت سر گذاشته است.

آقاى ده نمکى اخراجى ها را با نگاهى به خاطرات خود از جنگ هشت ساله ايران و عراق ساخته و آدم هاى دوران جنگ را در قالب تيپ ها و کليشه هاى رايج سينماى ايران، با حضورستارگان شناخته شده اى همچون اکبر عبدي، امين حيايى و کامبيز دير باز به تصوير کشيده است.
داستان اولين ساخته بلند سينمايى مسعود ده نمکي، روايت زندگى مجيد سوزوکي، از جوانان شرور جنوب تهران است که عاشق دختر پيرمرد عارف مسلکى به نام ميرزامى شود. ميرزا تنها راه ازدواج دخترش با مجيد را سر به راه شدن او مى داند.
مجيد براى اثبات اين موضوع به همراه گروهى از دوستان نزديکش به جبهه مى رود و در ميدان نبرد کشته مى شود.

«تسويه حساب» تهمينه ميلاني تا يك ماه آينده آماده‌ي نمايش مي‌شود

تدوین فيلم سينماي «تسويه حساب» به روزهاي پاياني رسيد.

مستانه مهاجر و تهمينه ميلاني هم اكنون مشغول تدوين اين فيلم هستند و ناصر چشم‌آذر هم بزودي ساخت موسيقي فيلم‌ را آغاز خواهد كرد.

بنا به گفته محمد نيك بين تهيه كننده تسويه حساب، اين فيلم تا يك ماه ديگر اماده اكران خواهد شد و با گرفتن پروانه نمايش در نوبت اكران قرارخواهد گرفت.

در اين فيلم به نويسندگي و كارگرداني تهمينه ميلاني،‌مهناز افشار، اكبر عبدي.‌لادن مستوفي، شهره لرستاني.‌السا فيروز آذر، رضا عطاران، سياوش تهمورث،غلامحسين لطفي، بهاره افشاري،حامد بهداد،احمد مهرانفر، مهدي فقيه و محمدرضا شريفي‌نيا به ايفاي نقش مي پردازند، در خلاصه داستان اين فيلم آمده است:‌ تسويه حساب نقدي اجتماعي است در مورد آسيب‌هاي اجتماعي، به ويژه در ميان زنان و علل بزهكاري آنها.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 و ساعت 3:1 |


نازنین بنیادی یکی از هنرپیشه های جوان ایرانی است که در حال حاضر در هالیوود مشغول به ایفای نقش است.وی هم در تلویزیون و هم در سینما فعال است .

وی متولد تهران است ، والدین نازنین خیلی سریع در بیست روز بعد از تولدش او را از ایران خارج کردند.و تا 19 سالگی ساکن لندن بود و سپس به لس آنجلس آمریکا نقل مکان کرد. والدین وی با تکیه بر تربیت ایرانیان نیک آیین و اخلاق و راستی و درستی و تحصیل نازنین را پرورش دادند.وی از یک مدرسه معتبر خصوصی در لندن فارغ التحصیل گشت. وی دارای مدرک تحصیلی عالی از دانشگاه اوروین کالیفرنیا در رشته علوم زیستی است وی تحقیقاتی هم در مورد سرطان داشته است که او را صاحب جایزه چانگ پی چون دانشجوی دوره لیسانس کرد. وی تبهر خاصی در عملکرد چند تکلیفی دارد که وی را در زندگیش یاری رسانده است.وی همچنین مهارت خاصی در اسکی روی یخ ، رقص شکم ، غواصی زیر آب دارد که نشان از استعداد شگرف این بانوی ایرانی دارد. وی یکی از بانوان وطن دوست است که در حال حاضر در کنار کار بازیگری مشغول آگاه سازی اذهان مردم است از وضع حقوق بشر در جهان و به خصوص در ایران است. او خود در این مورد در مصاحبه ای در تاریخ ۱۷ نوامبر ۲۰۰۶ با صدای آمریکا می گوید: نمیخواهم بگویم میخواهم به مردم یاد بدهم اما میخواهم آنان را از حقوق خود آگاه سازم و خود را کارمند ملت ایران می دانم و باید کسی باشد که ایران ما را آباد کند و ما باید از خودمان شروع کنیم و برای به دست آوردن همه حقوقمان خود بجنگیم. وی همچنین در سن کم زمانی که در انگلستان بوده است در تلوزیون بخش کودکان ایفای نقش کرده است او خود در این مورد در مصاحبه ای با بی بی سی [1] گفته است : تنها کار تلويزيونی که کردم در سن خيلی جوونی در لندن در برنامه کودکان بنام "يرلی برث" بود.ولی در اصل عشق و علاقه ام به فيلمه !

دوران بازیگری

نازنین از ده سالگی اشتیاق فراوانی به هنر داشت و در کالیج سلطنتی موسیقی در لندن به استعداد خود پی برد و با آموختن ویولن به پرورش استعداد خود پرداخت. نازنین بنیادی سابقه زیادی در بازیگری ندارد اما یکی از درخشان ترین چهره های ایرانی حاضر در هالیوود در کنار دیگر بازیگران مشهور نظیر شهره آغداشلو است. وی در مصاحبه ای با صدای آمریکا گفت که از شرکت در نقش هایی که خاورمیانه ای و تروریستی دارد بیزار است. از فیلم های که این بانوی ایرانی در آن ایفای نقش کرده است می توان به گیم فیس با کارگردانی جیمز رودیمر, Shade of ray به کارگردانی جعفر محمود و Kal: Yesterday & Tomorrow به گارگردانی فریا پارخ اشاره کرد. گيم فيس يک فيلم کمدي است و نازنین بنیادی بازیگر ایرانی نقش زنی را دارد که از عشق بيزار شده است و اجازه نمي دهد که نه خودش عاشق کسی بشود و نه کسی عاشق وی شود. از دیگر فیلم های که وی در آن ایفای نقش کرده است دی سنيچ نام دارد.
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 و ساعت 1:56 |
1.شهره آ‎غداشلو بازیگر قدیمی سینمای ایران که سالهاست مقیم آمریکاست و همچنان فعالیت های هنری اش را با شور و اشتیاق فراوانی ادامه می‌‌دهد،در فیلم «خانه‌ای از شن و مه» اولین ساخته وادیم پرلمن در کنار بزرگانی چون بن کینگزلی (برنده اسکار برای بازی در فیلم «گاندی» در سال ۱۹۸۲) و جنیفر کانلی (برنده اسکار برای بازی در فیلم «یک ذهن زیبا» در سال ۲۰۰۱) نقش آفرینی کرده است.
شهره آغداشلو که کاندید جایزه اسکار بهترین بایگر نقش مکمل زن برای فیلم «خانه‌ای از شن و مه» شده، چهار جایزه منتخب انجمن منتقدین لوس آنجلس، نیویورک، سین سیناتی و آن‌لایم را از آن خود کرده است. آغداشلو که پیش از انقلاب در سه فیلم مطرح آن زمان بازی کرد و با سه کارگردان بزرگ سینمای ایران: عباس کیارستمی،علی حاتمی و محمدرضا اصلانی همکاری داشت،بازی های ماندگاری از خود به جای گذاشت. او پس از انقلاب به امریکا رفت و به اتفاق همسرش (هوشنگ توزیع) در نمایش های متعددی بازی کرد.

آغداشلو در فیلم «خانه‌ای از شن و مه» در نقش «نادی» زنی ایرانی و افسرده را بازی می‌کند که به اتفاق همسرش - بن کینگزلی، سرهنگ مهاجر ایرانی - در شمال کالیفرنیا زندگی می‌کنند.به امریکا می‌‌آیند و بر سر تصاحب خانه‌ای با صاحب قبلی خانه (جنیفر کانلی) درگیر می‌شوند.آغداشلو از چگونگی حضور در فیلم «خانه‌ای از شن و مه» اینچنین می‌‌گوید: «کتاب «خانه‌ای از شن و مه» - نوشته آندره دوبوس - را می‌‌خواندم که به همسرم گفتم: غیرعادلانه است که اگر روزی از این کتاب فیلمی تهیه شود و به من این نقش نادی را ندهند.

شهره آغداشلو در سال ۱۳۵۷ عنوان محبوب‌ترین بازیگر زن سینما را به خود اختصاص داد.
اطلاعات شخصی:
* نام: شهره آغداشلو
* نام اصلی: شهره وزیری تبار
* تاریخ تولد: ۱۳۲۱ - تهران
* تحصیلات: دانش‌آموخته روابط بین الملل - لندن
* همسر پیشین: آیدین آغداشلو (نقاش و گرافیست)
* همسر کنونی: هوشنگ توزیع (نویسنده، کارگردان و بازیگر)
* آغاز فعالیت سینمایی: شطرنج باد (محمدرضا اصلانی، ۱۳۵۵)
* آغاز فعالیت تئاتر: از سال ۱۳۵۶

* عمده فیلمها: گزارش (۱۳۵۶)، سوته دلان (۱۳۵۶)، میهمانان هتل آستوریا، مریم (۲۰۰۱)، خانه‌ای از شن و مه (۲۰۰۳)
* عمده نمایشها در ایران: قوی تر، چرخ فلک، گلدونه خانم، بانویی می‌‌میرد، موضوع جدی نیست، شبی خون و ...
* عمده نمایشها در امریکا: هفت رنگ، کافه اکبر آقا نوستالژی، بوی خوش عشق، سهم ما از خانه پدری، امیر ارسلان ۲۰۰۰ و ...
* تهیه برنامه «زیر آسمان کبود» در تلویزیون ایران.
* تهیه برنامه رادیویی «صدا و نوای ایران» (پخش از کانال بین المللی سراسری امریکا)

وی نخستین بانوی ایرانی و آسیایی است که تا کنون کاندیدای جایزه اسکار شده است.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 و ساعت 1:11 |
 مهران مديري، مشغول ساخت يه شاهكار ديگه

مهران مديري فيلم سينمايي «كشتي گمشده» را به تهيه‌كنندگي مجيد آقاگليان در بهار سال 87 كليد مي‌زند.


مجيد آقاگليان كه تهيه‌كنندگي اين فيلم سينمايي را برعهده دارد، گفت: اين فيلم سينمايي كه در حال حاضر «كشتي گمشده» نام دارد، يكي از بزرگ‌ترين و پرهزينه‌ترين فيلم‌هاي سينمايي طنز ايراني خواهد بود.

وي افزود: مدت زيادي است كه روي فيلمنامه اين پروژه كار كرده‌ايم. مهمترين لوكيشن اين فيلم سينمايي، يك كشتي خواهد بود و در حال حاضر مشغول تدارك مراحل اوليه هستيم كه تا يك ماه ديگر وارد مرحله پيش‌توليد مي‌شويم.

وي درباره بازيگران حاضر در اين فيلم سينمايي گفت: بازيگراني كه در دوره‌هاي قبل با ما همكاري كرده‌اند، در اين پروژه سينمايي حضور خواهند داشت اما در كنار آنها از چند بازيگر معروف سينمايي نيز استفاده خواهيم كرد.


وي تصريح كرد: فيلم سينمايي‌ «كشتي گمشده» كه احتمالا در مراحل بعدي نامش تغيير خواهد كرد، داستاني بكر دارد و در حال حاضر ترجيح مي‌دهم درباره آن بيشتر از اين صحبت نكنم.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 و ساعت 2:30 |

مممممهران مديری و مهمممممممممكجموعه ای تازه | ويژه نامه

 
------------ ----
 
 --> 7 مهر ،از اون موقع که اسم کار مدیری قهوه قجری بود.
در سایت بابک برزویه نوشته شده:قهوه قجری کار جدید مهران مدیری که تا سی روز دیگه احتمالا شروع میشه در قالب سریال 45 قسمتی البته ممکنه اسمش هم تغییر کنه.
برزویه در سایتش دو تا عکس هم مربوط به این تاریخ گذاشته که فکر می کنم مربوط به گریم عوامل باشه
 
اشک ها و لبخندها
 
 
سیامک خان انصاری با چهره ای جدید
 
 
-->بعد می رسیم به تاریخ سوم آبان.بابک برزویه در سایتش نوشته :
کار جدید مهران مدیری کلید خورد جلسه توجیهی عوامل
 
 
-->۶ آبان دو عکس مربوط به کار جدید مدیری
نکات دیگه اینکه:
جواد رضویان از قسمت 7 وارد مجموعه می شه.
 

... و دوباره تکذیب.اما فکر می کنم از چهارشنبه یه کارایی رو شروع کرده باشن.مثلا ساخت تیتراژ یا از این چیزا...آخه نمیشه که بگیم خبرگزاری فارس و تعداد زیادی از روزنامه ها و هفته نامه هایی که خبر کلید زدن کار رو از چهارشنبه اعلام کردن دچار توهم شدن.اما جمله آخر این خبر جالبه:"تا زماني كه 30 قسمت از اين سريال نوشته نشده باشد تصويربرداري آن آغاز خواهد شد " اگه این جمله اشتباه خبرگزاری نباشه یعنی قبل از نوشته شدن سی قسمت تصویر برداری آغاز میشه .از جایی شنیدم که دیروز یعنی هفتم آبان کلید خورده!اما با توجه به حرفایی که تخشید گفته و چیزایی که خودم شنیدم زمان پخشش گویا زیاد نزدیک نیست.البته زمان پخشش هم زیاد مهم نیست.فقط این مهمه که مدیری مثل همیشه کار خوب و موفقی نمایش بده.
 
۳۰ مهر-->"جواد رضويان"  در گفت و گو با خبرنگار ادب و هنر "آنا" گفت: قراردادم را براي حضور در کار جديد "مهران مديري" بسته ام اما اين کار مدتي است که مدام به تعويق مي افتد و من نيز منتظر هستم تا براي حضور در سريال خبرم کنند.‏
وي گفت: نمي دانم که در "عصر قجر" دقيقا چه نقشي را قرار است بازي کنم.‏
وي ادامه داد: در کار "مديري" روال به اين صورت است که ما بدون اين که فيلمنامه کاملي را خوانده باشيم، سرصحنه مي رويم و به ايفاي نقش مي پردازيم. البته در "عصر قجر"، بازيگران در گذشته با هم همکاري داشته اند و به اين دليل، نسبت به يکديگر، از شناخت و هماهنگي برخوردار هستند.‏
به گفته "رضويان"، مهران مديري، سيامک انصاري، شقايق دهقان، سحر جعفري جوزاني، نادر سليماني، محمدرضا هدايتي، نصرالله رادش، فلامک جنيدي و سعيد پيردوست در "عصر قجر" به ايفاي نقش مي پردازند.‏‎ ‎
 
۵ آبان-->مهران مديري با «برره‌اي‌ها» تصوير‌برداري مجموعه جديد خود را آغاز كرد
خبرگزاري فارس:مهران مديري با «برره‌اي‌ها» ،تصوير‌برداري مجموعه طنز تلويزيوني جديد خود را آغاز كرد.
به گزارش خبرنگار فارس،اين مجموعه كه هنوز نامي براي آن انتخاب نشده است از روز چهارشنبه تصويربرداري خود را آغاز كرد.تيم بازيگران اين مجموعه طنز اغلب از بازيگران مجموعه پرمخاطب شب‌هاي برره سال گذشته انتخاب شدند.اگر چه «رضا شفيعي جم»،«بهنوش بختياري» از بازيگران اصلي «شب‌هاي برره» در مجموعه جديد مهران مديري حضور ندارند.اما «نصرالله رادش» و نادر سليماني»،«سحرجعفري جوزاني» به همراه «جواد رضويان» به بازيگران مجموعه جديد مهران مديري پيوسته‌اند.
 اگرچه بسياري از بازيگران اصلي مجموعه شب‌هايي برره از جمله مهران مديري، محمدرضا هدايتي، سيامك انصاري، سيد هادي كاظمي،سحرجعفري جوزاني،شقايق دهقان،علي لك پوريان،سعيد پيردوست،ساعد باقري در اين پروژه حضور دارند،اما فضا و داستان اين مجموعه تفاوت بسيار زيادي با مجوعه «شب‌هاي برره» خواهد داشت.
اين مجموعه قرار بود پس از عيد فطر از شبكه سوم سيما روي آنتن برود،اما با تاخير فيلمرداري آن آغاز شد.شنيده مي‌شود برخي از مشكلات بين گروه توليد و شبكه، همچنين طولاني شدن پيش توليد و نگارش اين مجموعه از عوامل ديگر اين تاخير بوده اند. 
------------ --------- --------- --------- --------- --  
7 آبان-->مدير گروه فيلم و سريال شبکه سوم سيما :
تصويربرداري مجموعه تلويزيوني مهران مديري آغاز نشده است
تهران- خبرگزاري كار ايران
مدير گروه فيلم و سريال شبكه سوم سيما آغاز تصويربرداري مجموعه تلويزيوني مهران مديري را تكذيب كرد .
 "محمود تخشيد" در گفت و گو با خبرنگار گروه فرهنگ و هنر ايلنا , در رابطه با وضعيت تصويربرداري مجموعه 90 شبي طنز مهران مديري افزود‌‏: تا كنون متن 6 قسمت از اين مجموعه تلويزيوني به نگارش در آمده است و تا زماني كه 30 قسمت از اين سريال نوشته نشده باشد تصويربرداري آن آغاز خواهد شد .
 



همشهری جوان
خبرهاي اختصاصي! از پروژه مديري
ماست و نوشابه زرد

بالاخره كار جديد مهران مديري در يك خانه باغ قديمي در محلة قلهك خيابان ي ، انتهاي كوچه ك.ن كليد خورد و فيلم برداري آن شروع شد. در بازمانده هاي قاجار كه هر لحظه، اسمش عوض مي شود - الان به اش مي گويند عصر قجر - مهران مديري، رئيس خانواده و خان قديمي است و سيامك انصاري پسرش و نصرالله رادش نوكر او هستند. اعضاي اين خانواده، مدتي فريز شده اند و حالا به زندگي برگشته اند و با آدم هاي الان برخورد مي كنند. ايدة اوليه، 45 قسمتي است، ولي دست آقا مهران به كم نمي رود. از الان خودتان را براي 90تايي ببنديد. اما همان طور كه مي دانيد، همشهري جوان اطلاعات ناب و تكان دهنده اي را رو مي  كند و ما مثل هميشه از جيك و پوك پروژة جديد مهران مديري مطلع هستيم. اين هم نمونة چند اتفاق كاملا بي اهميت كه تا لحظة تنظيم خبر به دستمان رسيده: اين باغ براي يك سال، اجاره شده است. گروه دكورسازي روي بالكن خانة قديمي دارند با چوب و چكش كار مي كنند. در ورودي باغ، يك 206 نقره اي، ماكسيما و پرادو پارك شده. دست يكي از عوامل، ماست و نوشابه است (رنگ نوشابه، زرد است). روي چمن هاي باغ، چند تا صندلي پلاستيكي قرمز و سفيد وجود دارد. مهران مديري هر از چند گاهي روي آن ها مي نشيند و با عوامل حرف مي زند. زير سايبان كنار استخر، چند نفر دارند متن هايشان را تمرين مي كنند. يك خانم با روسري نارنجي از در باغ كه در جنوب باغ است، به سمت خانة قديمي با معماري قاجار كه در شمال باغ است، حركت مي كند. كف كرديد، اين تازه اول ماجراست، اگر پا بدهد هر هفته همين جا، دل و اندرون پروژة مديري را مي ريزيم روي دايره تا چيز پنهاني اي باقي نماند و ما هم به رسالت روشنگري مان ادامه بدهيم! (بابا شوخي كرديم،همين يك دفعه را هم فقط رو كرديم تا گوشي دستتان بيايد!)
 
آبان -->سایت بابک برزویه:بالاخره کار جدید مهران اجازه انتشار عکس ها را تحت الحفظ داد
 
 
11 آبان-->روزنامه جام جم:
 
 
...وقتي از مهران مديري خواستيم از داستان مجموعه تازه اش به ما بگويد ، او به گفتن همين چند جمله اکتفا کرد: «گروه عظيمي آماده شده اند تا براي شما قصه اي تازه بسازند آدمهاي عجيب و غريب ولي با شخصيت هاي تازه.قصه را نمي شود تعريف کرد ، قصه را بايد ساخت...»
11 آبان-->روزنامه بانی فیلم:
اليكا عبدالرزاقي اضافه شد
پيش‌توليد مجموعه مديري به پايان رسيد
به گزارش <باني‌فيلم>، با پايان پيش‌توليد مجموعه جديد مهران مديري وطي مراحل هماهنگي با مسؤولان شبكه سوم سيما، توليد اين پروژه بزودي آغاز مي‌شود.اين مجموعه كه توسط مجيد و حميد آقا گليان تهيه‌ مي‌شود،‌ مانند ساير كارهاي مديري مضموني طنز دارد.
اليكا عبدالرزاقي تازه‌ترين بازيگري است كه به گروه بازيگران مجموعه مديري پيوسته است.
لوكيشن‌هاي اين مجموعه درمنطقه يخچال تهران قرار دارد.
------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------
 
 
19 آبان-->
سريال طنز 45 قسمتي مديري آذر ماه پخش خواهد شد
خبرگزاري فارس: سريال طنز 45 قسمتي شبكه 3 به كارگرداني مهران مديري كليد خورده تا براي پخش در آذر ماه آماده شود.
به گزارش خبرنگار فارس، پخش اين مجموعه 45 قسمتي كه نام آن هنور مشخص نشده است، پس از نگارش 30 قسمت و تصويربرداري 20 قسمت‌ آغاز خواهد شد.
 بر اين اساس دست‌اندركاران اين سريال هم‌اكنون درحال تمرين و آمادگي براي توليد هستند. پيش‌بيني مي‌شود اين مجموعه طنز براي پخش درماه آْذر آماده شود.
 نويسندگي اين مجموعه طنز به سرپرستي پيمان قاسم خاني و تنظيم كننندگي آن مجموعه به عهده مجيد و حميد آقا گليان مي‌باشد.
 بازيگران اين سريال عبارتند از: مهران مديري، سيامك انصاري، جواد رضويان، محمدرضا هدايتي، هادي كاظمي، سعيد پيردوست، ساعد هدايتي، علي لك‌پوريان، نصرالله رادش، نادر سليماني،شقايق دهقان، سحر جعفري جوزاني، شايان احدي‌فر، و جواد عزتي.
 
 
مهران مدیری با گریم جدیدش

 
عکس ۱
 
...
 
سیامک انصاری- نصرالله رادش-مهران مدیری و سحرجعفری جوزانی در نمایی از کار جدید
 
عکس۲
 
...

 

 

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 و ساعت 2:57 |

مجموعه «گنج مظفر» به‌زودي تكثير مي‌شود

خبرگزاري فارس: مجموعه «گنج مظفر» به كارگرداني «مهران مديري» در مرحله تكثير است و به

 زودي وارد بازار خواهد شد.

به گزارش خبرنگار راديو وتلويزيون فارس، مجموعه «گنج مظفر» با حضور بازيگراني چون مهران مديري، محمد رضا هدايتي، هادي كاظمي، نادر سليماني، سحر جعفري جوزاني، شقايق دهقان و نصرالله رادش در قالب 10 لوح فشرده روانه بازار خواهد شد.

بنابر اين گزارش، اين مجموعه توسط «احسان مظفري» تدوين و مونتاژ شده و داستان‌هاي آن توسط پيمان قاسم‌خاني و گروهش نوشته شده و بازيگران مجموعه باغ مظفر بدون هيچ گونه تغييري در مجموعه «گنج مظفر» حضور دارند.

به گزارش فارس، داستان‌هاي كار تازه مديري، با داستان‌هاي باغ مظفر تفاوت زيادي دارند و به دور از قواعد تلويزيوني توليد شده است.

اتفاقات «گنج مظفر» كه مهران مديري آن را به دور از شتاب‌زدگي‌ كارهاي روتين مي‌سازد اين بار درباره گنجي است كه خاندان مظفر در پي كشف آن هستند


+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 و ساعت 2:23 |

مهران مدیری

مهران مدیری

متولد دي‌ماه سال 1340، پدر و مادرش اراكي هستند اما او در تهران به دنيا آمد.
• پدرش كارمند وزارت نيرو است و مهران آخرين فرزند يك خانواده شش نفره، او سه برادر بزرگ‌تر از خود دارد.
• بزرگ‌ترين برادرش از پيانيست‌هاي قابل است و برادر دومش نقاش و گرافيست. در خانواده مديري هنر اهميت فراواني دارد.
• از پنج سالگي با موسيقي آشنا شد و از 12 سالگي تنها به موسيقي كلاسيك گوش مي‌داد. او يكي از كامل‌ترين آرشيوهاي موسيقي كلاسيك را دارد.
• در كودكي زياد شر و شور نبود اما بسيار كنجكاو بود، به طوري كه در غياب برادرش به اتاق او مي‌رفت و تمام كتاب‌هاي نقاشي‌اش را زير و رو مي‌كرد.
• برادر نقاشش (حميد) در سوئد زندگي مي‌كند. هنر و ادب موجب شد تا مهران تاثير فراواني از او بگيرد.
• اولين تئاتر زندگيش را در دبستان بازي كرد. او در اين تئاتر نقش لوطي را به خوبي ايفا كرد تا نشان بدهد كه هنر در خونش است.
• همواره به دنبال تجربه و مطالعه بود به طوري كه آشنايي با كارهاي «سالواتور دالي» تاثير زيادي بر روي او گذاشت كه آثار آن هنوز هم در مهران مشهود است.
• در شانزده سالگي جذب تئاتر شد و اولين كار حرفه‌اي‌اش را تمرين كرد اما اين كار هرگز بر سر صحنه نرفت اما موجب شد تا او بيشتر با تئاتر آشنا شود.
• همه با حضورش در عرصه هنر موافق بودند. هنوز هم اعضاي خانواده‌اش بهترين كارشناسان و منتقدان كارهايش هستند.
• با مدرك ديپلم علوم انساني سال 1361 به راديو رفت و در اين رسانه ملي به فعاليت پرداخت.
• مدت شش، هفت سال گوينده و بازيگر يكي از مجموعه‌هاي پرطرفدار راديو به نام «داستان شب» بود.
• همزمان با كار راديو از فعاليت‌هاي تئاتر غافل نمي‌شد و چند نمايش را به روي صحنه داشت، كار گويندگي باعث كامل شدن صداي او شد.
• سال 1366 اولين تئاتر طنزش را بازي كرد. اين تئاتر كه «پانسيون» نام داشت در تئاتر مولوي روي صحنه رفت.
• در اواخر 1371 در نمايشي در نياوران، نصرا... رادش، سليماني‌فرد و صيادي را كشف كرد كه بعدها در بسياري از كارها با او همكاري داشتند.
• گروه مديري به سرعت به شهرت رسيد. در سال 1372 با داريوش كاردان اولين برنامه نوروزي خود را ساخت.
• در سال 1373 طنز متفاوت «ساعت خوش» را ساخت كه با استقبال فراواني از سوي مردم روبه‌رو شد.
• ساعت خوش يكي از بهترين و پربيننده‌ترين برنامه‌هاي طنز تلويزيوني شد اما به دليل مشكلاتي كه به وجود آمد برنامه تعطيل شد.
• با وجود دامن زدن مطبوعات به حاشيه‌ها مديري هرگز اسير حواشي مطبوعات و شايعه‌هاي فراوان نشد و كارش را ادامه داد.
• از ساعت خوش به بعد دور مطبوعات را خط كشيد و بسيار كم مصاحبه كرد. او هنوز هم از مطبوعات دلخور است.
• فيلم ديدار ساخته محمدرضا هنرمند هم كه قبل از ساعت خوش با بازي مهران مديري ساخته شده بود پاسوز «ساعت خوش» شد و به موقع اكران نشد.
• اوايل دهه 70 از راديو به تلويزيون رفت و در تلويزيون اولين كارهاي او «نشانه‌هاي نور» و «باغ گيلاس» بودند.
• مردم كه تا آن زمان با صداي او آشنا بودند در باغ گيلاس با چهره‌اش نيز آشنا شدند. او در اين سريال تا حدودي به شهرت رسيد.
• در سال 1371 وارد سينماي حرفه‌اي شد. در «ديگه چه خبر» دستيار طراح صحنه بود و عضو گروه كارگرداني تهمينه ميلاني.
• با نوروز «77» دوباره به جعبه جادويي برگشت اولين تصويرش را مردم بعد از پنج سال نشناختند و موهايش كاملا سفيد شده بود.
• با جنگ 77 توانست 85 درصد مردم ايران را پاي تلويزيون بنشاند. نبوغ او در عدم تكرار خود و نوآوري‌هاي پايان‌ناپذيرش است.
• علت موفقيت او ارائه شيوه جديد مجري‌گري و بازيگري و حضور توامان نقش و واقعيت است، با يك دوربين غوغا كرد و به شيوه تئاتري كار را بدون قطع مي‌گرفت.
• اولين كسي است كه طرح برنامه‌هاي نود قسمتي و روتين را اجرا كرد. او اعتقاد دارد بايد با مردم صادق و روراست بود.
• هنوز هم خيلي‌ها از سوژه‌ها و ايده‌هاي او كپي‌برداري مي‌كنند. مديري در موسيقي و خوانندگي هم دستي‌ بر آتش دارد. حتي كنسرت هم اجرا كرده و تيتراژ شب‌هاي برره و باغ مظفر را خودش خوانده است.
• او اولين برنامه‌سازي است كه پشت صحنه كارهايش را به مردم نشان داد.
• صداقت را بزرگ‌ترين صفت آدمي مي‌داند. او معتقد است چرا مردم نبايد حقايق، اشتباهات و تپق‌هاي ما را ببينند.
• متاهل است و صاحب يك پسر و يك دختر است.
• در كارش بسيار جدي است و براي كارش زمان مي‌گذارد به طوري كه در طول يك كار كمتر مي‌تواند به خانواده‌اش سر بزند و آنها را ببينند.
• سال 1378 اولين كاست دكلمه او به بازار موسيقي آمد.
• «از روي سادگي» اولين آلبوم پاپش بود كه در سال 1378 به بازار آمد و با استقبال طرفدارانش روبه‌رو شد.
• آشنايي با حميد و مجيد آقاگليان زندگي حرفه‌اي او را عوض كرد و با پاورچين به خلق شاهكاري بدون تكرار رسيد.
• با جايزه بزرگ در نوروز 1384 ثابت كرد توان مديريت هر كاري را دارد.
• تنها بازيگر و سازنده تاريخ نمايش ايران است كه صرف نامش در اثري، مردم را پاي تلويزيون ميخكوب مي‌كند. حضور در كنار او مبدل به رمز موفقيت خواهد شد.
• مدّت ها به ورزش تکواندو می پرداخته است.

نوروز 77 (جنگ تلویزیونی، بازیگر و کارگردان، 1376)
جنگ 77 (مجری، کارگردان و بازیگر، 1377)
ببخشید شما؟ (جنگ تلویزیونی، کارگردان، مجری و بازیگر، 1378)
پلاک 14 (جنگ تلویزیونی، بازیگر و کارگردان، 1378)
نود شب (جنگ تلویزیونی، بازیگر و کارگردان، 1379)
بررسی طنز در تلویزیون (مجری و کارگردان، 1379)
دردسر والدین (مجموعه، مسعود نوابی، فقط بازیگر، 80/1379)
پاورچین ( مجموعه، بازیگر و کارگردان، 1381 )
نقطه چین ( مجموعه، بازیگر و کارگردان، 1382 )
جایزه بزرگ ( مجموعه، بازیگر و کارگردان، 1384 )
شب های برره ( مجموعه، بازیگر و کارگردان، 1384 )
باغ مظفر ( مجموعه، بازیگر و کارگردان، 1385 )

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 و ساعت 2:11 |
گفتگو با اردلان‌ شجاع‌ كاوه‌: من‌ عاشقم‌، عاشق‌ كار،عاشق‌ همسرم‌ و زندگيم‌

اردلان‌ شجاع‌كاوه‌ جزء آن‌ دسته‌ از بازيگراني‌است‌ كه‌ هر چند در ابتدا به‌ صورت‌ تجربي‌ وارددنياي‌ بازيگري‌ شد، اما در ادامه‌ به‌ دنبال‌تحصيلات‌ آكادميك‌ رفت‌ تا به‌ نياز تحصيل‌ وسبك‌ عمل‌ پاسخ‌ دهد. او معتقد است‌ (آدمي‌ درهر شرايط و با هر موقعيت‌ شغلي‌ كه‌ باشد به‌تحصيل‌ نياز دارد و براي‌ ورود به‌ هر كاري‌ بايد به ‌صورت‌ علمي‌ و آكادميك‌ با آن‌ حرفه‌ آشنايي‌داشته‌ باشد)
از اين‌رو، وي‌ كه‌ ديپلم‌ خود را در رشته‌ اقتصادكسب‌ كرده‌ بود، پس‌ از وقفه‌ وارد دانشگاه‌ تهران‌شد و در رشته‌ تئاتر ادامه‌ تحصيل‌ داد. اما تنها اخذمدرك‌ ليسانس‌ نمي‌توانست‌ روح‌ جستجوگر وذهن‌ پر از سوال‌ شجاع‌كاوه‌ را آرام‌ نمايد، براي‌همين‌ باز هم‌ كارشناسي‌ ارشد خود را از دانشگاه‌تربيت‌ مدرس‌ بدست‌ آورد اما از آنجايي‌ كه‌هيچ‌گاه‌ به‌ دنبال‌ جمع‌آوري‌ مدرك‌
نبوده‌ و تنهابه‌ دليل‌ عشق‌ به‌ بازيگري‌ و هنر به‌ دنبال‌ علم‌ رفته‌بود (هنوز هم‌ پس‌ از گذشت‌ سال‌ها مدرك‌فوق‌ليسانس‌ را از دانشگاه‌ مربوطه‌ نگرفته‌ است‌)بعد از طي‌ اين‌ مراحل‌ دوباره‌ به‌ صحنه‌ بازگشت‌ امااين‌ بار با ديدي‌ وسيع‌ و اطلاعات‌ و آگاهي‌ بيشتر.
تاكنون‌ شاهد ايفاي‌ نقش‌هاي‌ متفاوتي‌ ازاردلان‌ شجاع‌كاوه‌ بوده‌ايم‌، نقش‌هاي‌ مثبت‌ ومنفي‌، اما جهانگير از آن‌ نقش‌هاي‌ خاكستري‌ است‌كه‌ هر بازيگري‌ قادر به‌ ايفاي‌ آن‌ نخواهد بود،حضور در كاراكتر جهانگير در سريال‌ روح‌ مهربان‌كه‌ هر هفته‌ در شبكه‌ اول‌ سيما پخش‌ مي‌شود شايدبهترين‌ بهانه‌ بود تا به‌ سراغ‌ اين‌ بازيگر توانا وخوش‌خلق‌ رفته‌ و ساعاتي‌ را در دفتر مجله‌ ميزبان‌ايشان‌ باشيم‌....

هفت‌ ساله‌ بودم‌ كه‌ براي‌ اولين‌ بارحضور بر روي‌ صحنه‌ را تجربه‌ كرد. وي‌ از سال‌48 به‌ گروه‌هاي‌ تئاتر پیوست‌ و در سال‌ 63 يكي‌از مهم‌ترين‌ اتفاقات‌ زندگي‌ هنري‌ام‌ رقم‌ خورد،حضور در فيلم‌ سينمايي‌ (بايكوت‌) به‌ كارگرداني‌محسن‌ مخملباف‌ كه‌ به‌ عنوان‌ پرفروش‌ترين‌ فيلم‌سال‌ نيز معرفي‌ شد، اما از ديگر كارهاي‌ اين‌ بازيگرمي‌توان‌ به‌ فيلم‌هاي‌ گذرگاه‌، هراس‌، 53نفر، بربال‌ فرشتگان‌، دايره‌ سرخ‌، آقاي‌ رئيس‌ جمهور ونيز سريال‌هاي‌ هشت‌ بهشت‌، حامي‌، ذهن‌ زيبا، م‌مثل‌ معلم‌، كلانتر،برگبار، شمارش‌ معكوس‌، ايستگاه‌آخر، ديوار شيشه‌اي‌، جاودانه‌، نوعروس‌ و روح‌مهربان‌ اشاره‌ كرد.
- آقاي‌ شجاع‌كاوه‌ به‌ نظرتان‌ چرا بين‌بازيگراني‌ كه‌ تحصيلات‌ دانشگاهي‌ در زمينه‌بازيگري‌ دارند و آن‌هايي‌ كه‌ تجربه‌ وارد اين‌حرفه‌ شدند فاصله‌ افتاده‌ است‌؟
شجاع‌ كاوه‌: چرا اين‌ سوال‌ را از من‌مي‌پرسيد؟
- به‌ اين‌ دليل‌ كه‌ شما ابتدا به‌ صورت‌ تجربي‌وارد اين‌ حرفه‌ شديد، اما در ادامه‌ به‌ دنبال‌تحصيلات‌ دانشگاهي‌ رفته‌ايد...
شجاع‌ كاوه‌: به‌ عقيده‌ من‌ تجربه‌ و تحصيلات‌دانشگاهي‌ دو مقوله‌ جدا و مستقل‌ از هم‌ است‌، درواقع‌ هر كدام‌ شرايط مخصوص‌ به‌ خود را دارد،ما در دانشگاه‌ روش‌ تحقيق‌ را مي‌آموزيم‌، درصورتي‌ كه‌ در سينماي‌ امروز در مقوله‌ تجربي‌بازيگر وارد كتابخانه‌ نمي‌شود مگر براي‌ گرفتن‌صحنه‌ از فيلم‌...اما فارغ‌التحصيلان‌ براي‌ ورود ه‌بازار كار در شرايط محيطي‌ قرار مي‌گيرند كه‌برايشان‌ مهيا شده‌...در دهه‌ 60 در سه‌ فيلم‌پرفروش‌ ايفاي‌ نقش‌ كردم‌به‌ نام‌هاي‌ (بايكوت‌)(گذرگاه‌)، (هراس‌) و بعد از آن‌ وارد بازار كارشدم‌ و نيز در تئاتر كه‌ بيش‌ از اين‌ به‌ صورت‌ تجربي‌سيزده‌ سال‌ مستمر حضور داشتم‌. بعد از طي‌ اين‌مراحل‌ وارد دانشگاه‌ شدم‌ يعني‌ حدود پانزده‌سال‌ با سينما و بازيگري‌ آشنا بوده‌ و كار كردم‌، درواقع‌ نياز به‌ تحصيل‌ و كسب‌ علم‌ در اين‌ حرفه‌زماني‌ در من‌ احساس‌ شد كه‌ مي‌ديدم‌ آثاي‌همايون‌ پايور كه‌ فيلم‌بردار بودند در فيلم‌(گذرگاه‌) با چه‌ حوصله‌ و اشتياقي‌ كتاب‌ مي‌خواندو ديدن‌ اين‌ تصوير برايم‌ هميشه‌ جذابيت‌ داشت‌از اين‌ رو به‌ فكر ادامه‌ تحصيل‌ افتادم‌، اما چون‌گرفتن‌ ديپلم‌ من‌ مصادف‌ شد با انقلاب‌ فرهنگي‌ وبعد از آن‌ رفتم‌ به‌ خدمت‌ نظام‌، كمي‌ اين‌ قضيه‌(ادامه‌ تحصيل‌) برايم‌ دير شده‌ بود، اما باز هم‌آمدم‌ و درس‌هاي‌ گذشته‌ را با اعتقاد خواندم‌ وقبول‌ شدم‌ چون‌ احساس‌ كمبود مي‌كردم‌، درواقع‌ دانشگاه‌ رفتن‌ يك‌ مسئله‌ كاملا شخصي‌ است‌،امروز يازده‌ سال‌ از اخذ فوق‌ليسانس‌ من‌مي‌گذرد و من‌ احساس‌ جدايي‌ مي‌كنم‌ وبرمي‌گردم‌.

براي‌ همين‌ دو، سه‌ سال‌ است‌ براي‌ تدريس‌برگشتم‌ به‌ محيط دانشگاه‌ با دانشجويان‌ در ارتباطهستم‌.
شما براي‌ آرامش‌ روح‌ به‌ سراغ‌ كتاب‌ و كسب‌علم‌ مي‌رويد و با خواندن‌ كتاب‌ مي‌توانيد به‌ دوهزار سال‌ پيش‌ از خود برويد، در صورتي‌ كه‌ براي‌گرفتن‌ يك‌ صحنه‌ با سختي‌هاي‌ زياد به‌ آن‌ مكان‌رفته‌ و فيلمي‌ ساخته‌ مي‌شود، باز تاكيد مي‌كنم‌مقوله‌ تحصيل‌ و تجربه‌ از هم‌ جدا است‌ و در اين‌حالت‌ ه‌ به‌ هم‌ نزديك‌ شدند، باتوجه‌ به‌ اين‌ كه‌شديدا احساس‌ مي‌كنم‌ ما بايد ملزم‌ شويم‌ تا به‌ هنرعلمي‌تر نگاه‌ كنيم‌، همان‌ طور كه‌ به‌ موسيقي‌ نگاه‌مي‌كنيم‌ و براي‌ موسيقي‌ كميات‌ را قائل‌ هستيم‌براي‌ رسيدن‌ به‌ كيفيات‌، عالم‌ بازيگري‌ نيز بايد اين‌گونه‌ شود. به‌ نظر من‌ آدم‌ آگاه‌ و تحصيل‌ كرده‌ دراين‌ خصوص‌ بسيار كم‌ است‌.
- پس‌ با اين‌ حسب‌ مي‌توان‌ يكي‌ از مشكلات‌امروز سينماي‌ ما را يك‌ شبه‌ بازيگر شدن‌ و نرفتن‌ به‌دنبال‌ تحصيلات‌ دانشگاهي‌ دانست‌؟
شجاع‌ كاوه‌: بازيگر شدن‌ امروز خيلي‌ راحت‌صورت‌ مي‌گيرد اما در سيستم‌ خودش‌، نه‌ يك‌شبه‌... يكي‌ از دانشجويان‌ به‌ من‌ مي‌گفت‌: مگر تمام‌اين‌ بازيگراني‌ كه‌ كار مي‌كنند تمام‌ اين‌ كتاب‌هايي‌كه‌ شما مي‌گوييد، خواندند كه‌ ما بايد بخوانيم‌.گفتم‌: اين‌ دو مقوله‌ جداست‌. آن‌ جوان‌نماينده‌اي‌ بود از نسل‌ خود كه‌ اين‌ سوال‌ درذهنشان‌ بودند و من‌ اين‌ امكان‌ را دارم‌ از طريق‌مجله‌ شما حرفم‌ را به‌ تمام‌ جوان‌ها وخانواده‌هاي‌ ايراني‌ برسانم‌ كه‌ خيلي‌ بايد كتاب‌بخوانند، مي‌شود خلوت‌ها را پر كرد، مي‌شود دل‌به‌ دنيا نبست‌، مي‌شود خيلي‌ از كارهاي‌ ديگران‌ راانجام‌ نداد، مي‌شود سي‌ سال‌ كار كرد اما بي‌صدا،نه‌ با يك‌ شب‌ كار دنيا را خبر كرد... براي‌ ورود به‌اين‌ حرفه‌ بايد عشقت‌ را بشناسي‌، رسيدنت‌ به‌عشق‌، تحصيلات‌ دانشگاهي‌ و چهار تا كتاب‌خواندن‌ نيست‌، چهار تا فيلم‌ بازي‌ كردن‌ هم‌ نيست‌بلكه‌ فهم‌ درام‌ است‌. آرتيست‌هاي‌ بزرگي‌ رامي‌شناسم‌ كه‌ نه‌ در حرفه‌ ما هستند و نه‌ تحصيلات‌دانشگاهي‌ دارند ولي‌ هنر در تمام‌ وجودشان‌ديده‌ مي‌شود، هنري‌ كه‌ ما تازه‌ بايد، دانشگاه‌ها به‌صورت‌ حرفه‌اي‌ دنبال‌ اين‌ كلمه‌ بگرديم‌ ولي‌خداوند اين‌ ويژگي‌ را به‌ او عطا كرده‌ است‌، اوهيچ‌ آزاري‌ به‌ جز محبت‌ ندارد...
- اگر اجازه‌ دهيد كمي‌ از اين‌ مقوله‌ جداشويم‌، ايفاي‌ نقش‌ در كدام‌ كارها را اخيرا به‌ پايان‌رسانده‌ايد؟
شجاع‌ كاوه‌: نقش‌ سهراب‌ در چند اپيزود براي‌سري‌ دوم‌ سريال‌ كلانتر و همين‌ طور دو كارسينمايي‌ است‌ كه‌ پخش‌ نشده‌ (البته‌ فيلم‌ نوددقيقه‌اي‌ تلويزيون‌) كه‌ در يكي‌ نقش‌ پزشك‌ دارم‌و در يكي‌ ديگر نقش‌ يك‌ جوان‌ دهه‌ 50 و نيز درسرايل‌ حضرت‌ يوسف‌ مدتي‌ است‌ ايفاي‌ نقش‌مي‌كنم‌. البته‌ بدون‌ درج‌ خبر و بي‌سر و صدا، نقش‌فرشته‌ حضرت‌ جبرئيل‌ را ايفا مي‌كنم‌ و حضورخيلي‌ مختصر كمي‌ دارم‌...
- بارها ديده‌ شده‌ وقتي‌ سري‌ دوم‌ كاري‌ساخته‌ مي‌شود، به‌ موفقيت‌ نمي‌رسد، در خصوص‌كلانتر آيا اين‌ ويژگي‌ صادق‌ است‌؟

شجاع‌ كاوه‌: اپيزودي‌ كه‌ در آن‌ حضور دارم‌،خيلي‌ جاي‌ بحث‌ دارد و تمام‌ بچه‌ها و كارگردان‌خيلي‌ راضي‌ بودند از كار... اميد به‌ اين‌ است‌ كه‌ ازسري‌ قبل‌ هم‌ جذاب‌ و ديدني‌تر شود و مردم‌راضي‌ از جلوي‌ تلويزيون‌ بلند شوند و به‌ ما بدنگويند. بعضي‌ از عزيزان‌ خيلي‌ زود نارضايتي‌خود را ابراز مي‌كنند.
-چطور شد پيشنهاد بازي‌ در سريال‌ روتح‌مهربان‌ را پذيرفتيد؟
شجاع‌ كاوه‌: روح‌ مهربان‌ جمع‌بندي‌ از سه‌ كارنقش‌ منفي‌ من‌ بود، ده‌ سال‌ در سينما مثبت‌ بازي‌كردم‌، بعدها در تئاتر براي‌ پايان‌ نامه‌ ليسانس‌ يك‌نقش‌ منفي‌ 60 دقيقه‌اي‌ را تك‌گويي‌ داشتم‌... تااين‌ كه‌ (شب‌ و مهر) را با محمدعلي‌ خان‌ كشاورزدر سال‌ 74، كار كردم‌ و تجربه‌ يكنقش‌ منفي‌ و(ايستگاه‌ آخر)، كه‌ با مرحوم‌ مهدي‌ فتحي‌ يك‌تجربه‌ ديگر نقش‌ منفي‌ و ديگر رل‌ منفي‌ را نداشتم‌،تا جهانگير روح‌ مهربان‌، اين‌ نقش‌ خيلي‌ جاي‌ كارداشت‌، بهتر از اين‌ها بايد ظاهر مي‌شدم‌، جهانگيرمثل‌ كاركترهاي‌ است‌ كه‌ در عمق‌ بدي‌، سعي‌مي‌كنيم‌ وجه‌ مشتركي‌ پيدا كنيم‌ كه‌ ما نرويم‌ به‌سمت‌ او و مثل‌ جهانگير نشويم‌ و باعث‌ مي‌شود يك‌تكان‌ شخصي‌ بخوريم‌، يكي‌ از وظايف‌ هنرمندان‌اين‌ است‌ كه‌ بد را طوري‌ نشان‌ دهند كه‌ خوب‌ بهترشود. هميشه‌ ساختن‌ و درست‌ كردن‌ خيلي‌سخت‌تر از خراب‌ كردن‌ است‌ و به‌ عقيده‌ من‌ايفاي‌ اين‌ گونه‌ نقش‌ها احترام‌ به‌ مخاطب‌ است‌.

- به‌ نظرتان‌ شخصيت‌ جهانگير منفي‌ است‌ ياخاكستري‌؟
شجاع‌ كاوه‌: من‌ به‌ خاكستري‌ معتقدم‌، چون‌خاكستري‌ در تمام‌ رنگ‌ها هست‌، ما خوب‌ و بدمطلق‌ نداريم‌.
- رابطه‌ شما با پدر خانومتان‌ چگونه‌ است‌،مثل‌ جهانگير؟
شجاع‌ كاوه‌: من‌ براي‌ ايشان‌ بسيار احترام‌قائلم‌.
- غير از بازيگري‌ به‌ چه‌ فعاليت‌ ديگري‌ انجام‌مي‌دهيد؟
شجاع‌ كاوه‌: در دانشگاه‌ تدريس‌ مي‌كند و دعابه‌ جان‌ شما...
- چه‌ سالي‌ ازدواج‌ كرديد؟
شجاع‌ كاوه‌: سال‌ 70 تشكيل‌ زندگي‌ مشترك‌دادم‌.
- يك‌ زندگي‌ هنري‌؟
شجاع‌ كاوه‌: بله‌ روي‌ صحنه‌ تئاتر ازدواج‌ كردم‌.
- همسرتان‌ هم‌ هنرمندند؟
شجاع‌ كاوه‌: بله‌، ايشان‌ هم‌ بازيگرند و هم‌دوبلور.
- چطور با همسرتان‌ آشنا شديد؟

شجاع‌ كاوه‌: او يكي‌ از دانشجويان‌ موفق‌ دردانشگاه‌ الزهرا بود، البته‌ در رشته‌ نقاشي‌ و در كنارآن‌ نمايش‌ نامه‌ نيز مي‌نوشت‌، البته‌ اولين‌ نمايش‌نامه‌ نويس‌ زن‌ بود كه‌ هجده‌ سال‌ پيش‌ سه‌ دوره‌جايزه‌ جشنواره‌ گرفت‌. در جشنواره‌ فرهنگ‌ وهنر و ادب‌ روستا، جشنواره‌ سراسري‌ دانشجويان‌كشور من‌ با ايشان‌ همكار بودم‌ اما هيچ‌ كدام‌ قصدازدواج‌ نداشتيم‌ تا اين‌ كه‌ در سالن‌ اصلي‌ تئاترشهر، نمايش‌ (سوءتفاهم‌) از (آلبرت‌ كامو) رابازي‌ مي‌كرديم‌، ايشان‌ مارتا بودند و من‌ ژان‌ وخانم‌ ثريا قاسمي‌ هم‌ نقش‌ مادر را برعهده‌ داشتند،آنجا دو روز تئاتر را تعطيل‌ كرده‌ ازدواج‌ كرديم‌ ودوباره‌ به‌ صحنه‌ برگشتيم‌ و كارمان‌ را ادامه‌ داديم‌ وبا عشق‌ و علاقه‌ ادامه‌ زندگي‌ داديم‌.
- از خصوصيات‌ اخلاقي‌ ايشان‌ بگوييد؟
شجاع‌ كاوه‌: بسيار بسيار زياد گذشت‌ دارند وبه‌خاطر من‌ و به‌ خاطر زندگي‌ مشترك‌ گذشت‌ كردو از صحنه‌ تئاتر فاصله‌ گرفت‌، به‌ سمت‌ راديو رفت‌و برنامه‌ سلام‌ تهران‌ را با مرحوم‌ كيان‌ اجرامي‌كرد، چند سالي‌ آن‌ جا بود، بعد به‌ كار دوبلاژبازگشت‌. چون‌ براي‌ ديدن‌ نمايش‌ سوء تفاهم‌مدير وقت‌ شبكه‌ آمده‌ بودند و خيلي‌ حرفه‌اي‌ به‌اين‌ كار دعوت‌ شد.
- آخرين‌ كارشان‌...؟
شجاع‌ كاوه‌: مستند ايران‌ كه‌ از شبكه‌ يك‌ پخش‌مي‌شود و به‌ جاي‌ (اليزا) خبرنگار صحبت‌ مي‌كند.البته‌ دو تا نمايش‌ نامه‌ هم‌ براي‌ كار دارد، قراراست‌ دوباره‌ به‌ صحنه‌ تئاتر برگردد، انشاءا... كه‌قدمش‌ مبارك‌ باشد.
- و حاصل‌ اين‌ زندگي‌ مشترك‌؟
شجاع‌ كاوه‌: يك‌ دختر ده‌ ساله‌. فعلا به‌ سمت‌بازيگري‌ نيامده‌...
- در رشته‌ ديگر هنر چطور؟
شجاع‌ كاوه‌:به‌ موسيقي‌ علاقه‌ و اين‌ رشته‌ را ازكودكي‌ دنبال‌ مي‌كرد، در سن‌ شش‌ سالگي‌ ديپلم‌(ارف‌) گرفت‌ و توانايي‌ نواختن‌ دوساز را داشت‌.
- چه‌ چيز شما را ناراحت‌ مي‌كند؟
شجاع‌ كاوه‌: ناراحتي‌ زماني‌ پيش‌ مي‌آيد كه‌شما شرايط محيطي‌ بيرون‌ را با خودتان‌نمي‌توانيد سازگار كنيد، قوه‌اي‌ بروز پيدا كند به‌نام‌ غم‌ و اندوه‌، خب‌ مسئله‌اي‌ كه‌ آدم‌ را ناراحت‌مي‌كند يكي‌، دو تا نيست‌، من‌ به‌ شخصه‌ در زندگي‌جهاتي‌ را انتخاب‌ مي‌كنم‌ كه‌ اندوه‌ را كم‌ كنم‌.
پس‌ تا زماني‌ كه‌ خداوند نعمت‌ زيستن‌ و حيات‌را به‌ ما عطا كرده‌ بايد ظرفيت‌هاي‌مان‌را بالاببريم‌، من‌ اندوه‌ دارم‌ ولي‌ جز خودم‌ هيچ‌ كس‌نمي‌فهمد و جز با خودم‌ و خداي‌ خودم‌نمي‌توانم‌ آن‌ را بيان‌ كنم‌.
- متشكرم‌ كه‌ اين‌ وقت‌ را در اختيار ما قرارداديد؟
شجاع‌ كاوه‌: من‌ هم‌ شما و همين‌طور تمام‌همكاران‌تان‌ كمال‌ تشكر را دارم‌ و از تمام‌جوان‌هاي‌ گل‌ ايراني‌ مي‌خواهم‌ هيچ‌ گاه‌ مطالعه‌را براي‌ كسب‌ علم‌ فراموش‌ نكنند، حداقل‌ شبي‌يك‌ صفحه‌ از منطق‌الطير را بخوانند و مطمئن‌باشند ضرر نخواهند كرد.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 و ساعت 2:0 |
 

 


نام كامل: KONG SANG CHAN
نام مستعار:SING LUNG
نام هنري:JACKIE CHAN
تاريخ تولد: 7 آپريل 1954.
محل تولد: هنگ كنگ چين.
شغل: بازيگر، كارگردان، تهيه كننده، بدل كار.
قد: 174 سانتي متر.
وزن: 63 كيلوگرم.
ورزش رزمي: كونگ فو.
درآمد ساليانه وي: 15-20 ميليون دلار.
نام پدر:CHARLES CHAN---شغل: آشپز سفارتخانه فرانسه در هنگ كنگ.
نام مادر:LEE-LEE CHAN---شغل: خدمتكار سفارتخانه فرانسه در هنگ كنگ.
نام پسر:JA CEE CHAN---23 ساله.---نام مادر:LIN FENG
نام دختر:ETTA NG CHOCK LAM---8 ساله--- نام مادر:Elaine Ng Yi-Lei(همسر قانوني جكي چان نبوده است)(وي دختر شايسته چين بوده است)
نام همسر:LIN FENG-CHIAO---شغل: بازيگر تايواني. تاريخ ازدواج: 1983---اكنون از يكديگر جدا شده اند

بيوگرافي:
جـكي چـان در يـك خــانواده فقير بدنيا آمد. پدر وي بعنوان آشـپـز و مادرش بعنوان خدمتكار سفارت فرانسه در هنگ كنگ مجـبـور بـه كـار بـودنـد. وي در كودكي در مدرسـه اي تـحـصيل مــيكرد كه در آن به دانش آموزان خود مهارتهايي هـمـچـون بازيگري، خوانندگي، هنرهاي رزمي و آكروباتيك تعليم مي دادند. اولين ايفاي نقش وي در سال 1962رقم خـورد. وي در 17 سـالـگـي مدرسه را ترك كرد و در فيلمها نقشهاي كوتاه بازي كرده و يا به بدل كاري ميپرداخت. وي حـتـي در فيلمهاي بروس لي نيز بعنوان حريف وي چندين بــار ضربه فني شده است. پس از چندين بازي در فيلمها سـرانـجـــام بـا ايـفـاي نـقـش در فـيـلـم RUMBLE IN THE BRONX مشهور گشت. جـكي چـان تـا چـندي پيش تمام صحنه هاي بدل كاري فيلمهايش را شخصا اجرا ميكرد اما بـه عـلت كهولت سن ديگر قادر به چنين عملي نــيست. او همـچـنين اكـثـر تـرانـه هـاي فيــلمهايش را خودش اجرا ميكند اما معمولا در سينماهاي آمريكا صداي وي را پخش نمـيـكنند. اقدامات انسان دوستانه جكي چان و همچنين دفاع از حقوق حيوانات وي نيز به محبوبيتش افزوده است.

چند مطلب جالب در مورد جكي چان:

1- جكي چان 12 ماه در رحم مادرش جا خوش كرده بود.
كه سرانجام با عمل جراحي وي را بدنيا آوردند.

2-نـام وي KONG SANG به معني: بـدنيـا آمـده در هنـگ
كنگ ميباشد.

3- بـرغم تحصيلات اندك جكي چان دانشكده هنگ كنگ
به وي دكتراي افتخاري علوم اجتماعي اهدا كرده است.

4- جكي چان در سال 1976 تحت عمل جراحي پلاستيك
قرار گرفت تا پلكهايش را شبيه غربي ها در آورد.

5- وي در جريان فيلمهايش بارها دچار شكستگي در اغلب نقاط بدنش گرديده است از جمله: 3 بار شكستگي در ناحيه بيني، يك بار از ناحيه قوزك پا، اغلب انگشتان دستهايش، هر دو استخوان گونه و حتي جمجعه وي دچار شكستگي شده است.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386 و ساعت 2:33 |
 

 

نگاهی به زندگی چارلی چاپلین (۱۹۷۷-۱۸۸۹)
چارلز اسپنسر چاپلین، كمدین افسانه‌ای سینما، شانزدهم آوریل ۱۹۸۹ در لندن و در خانواده‌ای تئاتری به دنیا آمد. او بازیگری، كارگردانی، تهیه‌كنندگی، فیلمانه‌نویسی و حتی آهنگسازی فیلم‌هایش را شخصاً انجام می‌داد. زندگی حرفه‌ای او از كودكی در صحنه‌ی تئاترهای لندن تا زمان مرگش بیش از ۷۰ سال ادامه داشت. دوران كودكی او در فقر و تنهایی سپری شد چون كه در دو سالگی پدر و مادرش از هم جدا شدند و پدرش كه به سختی او را به یاد می‌آورد چند سال بعد مرد. مادرش كه بازیگری پركار بود، مبتلا به نوعی بیماری حنجره شد و چاره‌ای نداشت جز این كه كار تئاتر را رها كند. اما قبل از آن، پسر ۵ ساله‌اش چارلی شانس بازی در نمایش را كنار او داشت كه با خواندن آهنگ معروفی مورد تشویق زیادی قرار گرفت.
مادر او خیاطی را در پیش گرفت تا مخارج زندگی چارلی و پسر دیگرش سیدنی را تأمین كند. در سال ۱۹۰۰ چارلی در یازده سالگی همراه برادرش در نمایش پانتومیمی بنام «سیندرلا» بازی كرد و از آن موقع تصمیم گرفته بود كه بازیگری را حرفه‌ای دنبال كند.
سیدنی چاپلین چند سال بعد برای پیوستن به نیروی دریایی آنها را ترك كرد. چارلی با مادرش كه دچار بیماری روحی شدیدی شده بود در منطقه فقیرنشین لندن به وسیله درآمد اندك برادرش زندگی می‌كرد و برای مراقبت از مادرش درس را رها كرد چون نمی‌خواست كسی به بیماری روانی او پی ببرد ولی وقتی اطرافیان متوجه وضعیت وخیم او شدند، او را در بیمارستان بستری كردند كه تا سی سال دیگر با همان شرایط به زندگی ادامه داد. چاپلین در هفده سالگی به عنوان دلقك به گروه طنز «فرد كارنو» (Fred Karno) پیوست و ستاره نمایش های آن شد. او و گروه كارنو برای اولین تور آمریكا در سال ۱۹۱۰ پا به آن كشور گذاشتند و در شهرهای مختلف نمایش اجرا كردند.
در این گروه، «استنلی جفرسون» (Stanly Jefferson) كه بعدها با نام «استن لورل» معروف شد با چاپلین هم بازی بود. «استن لورل» به انگلستان برگشت اما چاپلین كه شیفته‌ی آمریكا، پیشرفت سریع و محیط شادش شده بود در آن كشور ماند. سه سال بعد كارگردان جوانی به اسم «مك سنات» (Mack Sennat) بازی چاپلین را دید و به او پیشنهاد كرد با استودیوی فیلمسازی‌اش «كی استون» همكاری كند. چاپلین برخلاف میلی باطنی و ابتدا بیش تر به خاطر حقوقش قبول كرد و به این ترتیب وارد هالیوود شد.
مسیر حرفه‌ای او از ۱۹۱۴ تا ۱۹۱۷ در استودیوهای مختلف «كی استون» شروع شد، جایی كه خیلی زود هنر و صنعت فیلمسازی را فرا گرفت. چارلی چاپلین در اولین فیلم هایش كه توجه چندانی را جلب نكرد مثل همه بازیگرها، ظاهری معمولی داشت تا اینكه خیلی اتفاقی تركیبی از شلوارهای گشاد و كفشهای بزرگ، كت تنگ و كلاه لبه‌دار را امتحان كرد كه به نظرش عالی رسید و تبدیل به همان شخصیت دوست داشتنی شد كه همه می‌شناسند و با آن به اوج شهرت رسید.
اولین سال فعالیتش برای «سنات» فیلم‌های كوتاه زیادی ساخت كه بسیار موفق بودند. تصویری كه امروز از چاپلین از یادها مانده، محصول همین دوره است. در سال ۱۹۱۶ او قراردادی با شركت فیلمسازی Mutual بست تا دوازده فیلم كوتاه كمدی بسازد و تمام آنها را در طول یك دوره هجده ماهه تهیه كرد. چاپلین بعدها گفت كه زمان فعالیتش در این شركت شادترین دوره كاری‌اش بوده و تجربیات زیادی هم كسب كرده است.
به دنبال آن استودیوی اختصاصی و كمپانی تولید فیلم خودش را در هالیوود سال ۱۹۱۸ راه‌اندازی كرد و این باعث شد تا حد زیادی كنترل مالی و هنری محصولاتش را شخصاً به عهده بگیرد. با استفاده از همین استقلال كه به تدریج بیش تر می‌شد، زیباترین صحنه‌ها را خلق كرد كه خارج از محدودهٔ زمان همیشه تأثیر گذارند و پیامی كه پشت ظاهر سرگرم كننده آنها نهفته است انگار در هیچ برهه‌ای از تاریخ كهنه نمی‌شود.
در سال ۱۹۱۵ او «ولگرد» افسانه‌ای‌اش را خلق كرد، اولین كمدی تلخ و شیرین او با پایانی باز كه در آن قهرمان خانه به دوش قصه، تنها و ناكام در عشق به شیوهٔ مخصوص خودش قدم می‌زند. چنین شخصیتی با ویژگی‌های ظاهری و خصوصیات اخلاقی ویژه‌اش به نوعی در فیلم های بعدی چاپلین هم حضور دارد. آوراگی و دربدری كه چاپلین هنگام كودكی تجربه كرده بود مایه اصلی فیلم های اجتماعی تند وتیز او را تشكیل می‌داد. او در سن كم علاوه بر این كه زندگی در نوانخانه‌ها را تجربه كرده بود، بارها مجبور شد كنار خیابان بخوابد و در آشغالها دنبال غذا بگردد. شاید به خاطر همین تجربه‌های تلخ شخصی است كه بازی او در این قالب تا این حد باورپذیر است.
در سال ۱۹۱۹ چاپلین همراه با همكارانش مثل «مری پیكفورد» (Mary Pickford)، «داگلاس فیربنكز» (Douglas Fairbanks) و «دی گریفیت» (D.Griffith)، اتحادیه هنرمندان را بنیانگذاری كرد كه تا اوایل دهه پنجاه رئیس آن بود. این اتحادیه با این هدف تشكیل شد تا از افزایش قدرت سرمایه‌گذاران در توسعه استودیوهای هالیوود جلوگیری شود. این حركت،آزادی چاپلین و فیلمسازان همفكر او را تثبیت می‌كرد. در آن دوران چاپلین دیگر ستاره بین‌المللی بود كه فیلم هایش مثل «مهاجر»، (۱۹۱۷)، «كودك» (۱۹۲۱) و «روز دستمزد» (۱۹۲۲) موفقیت‌های تجاری شگرفی كسب كرده بودند.
چاپلین درباره فیلم مهاجر گفت «هیچ كدام از دیگر فیلم هایی كه ساخته‌ام به اندازهٔ این یكی خودم را متأثر نكرده است». «مهاجر» كمدی فوق‌العاده‌ای است كه احتمالاً بیشتر با صحنه‌ای از آن در یادها مانده است كه در آن مهاجران به مجسمه آزادی خیره می‌شوند. از آن موقع تاكنون این صحنه بارها در فیلمهای مختلف تقلید شده است. یكی از این نمونه‌ها در فیلم «پدرخوانده ۲» (۱۹۷۲) ساختهٔ فرانسیس فورد كاپولا وجود دارد. هنر چاپلین هیچ جا بهتر و واضح‌تر از این صحنه مشخص نمی‌شود.
اولین كمدی بلند چاپلین و شاهكار او «كودك» بود؛ فیلمی به یاد ماندنی كه در آن ولگردی، بچه گمشده‌ای را پیدا می‌كند و می‌خواهد او را بزرگ كند. واضح است که فیلم كودك از داغدیدگی خود چاپلین هم سرچشمه می‌گرفت چون اولین پسر او چند روز بعد از تولد و چند هفته قبل از شروع ساخت این فیلم مرده بود و شاید این موضوع روی تلخی فضای فیلم نادانسته تأثیر گذاشت ولی كمبود عواطف و نگرانی‌های اجتماعی را استادانه به تصویر می‌كشد. در این اپیزود، چاپلین ولگردی است كه از بچهٔ بی‌خانمانی، با بازی حیرت‌آنگیز بازیگر چهارساله «جكی كوگان» (Jakie Coogan) مراقبت می‌كند.
در یكی از بهترین صحنه‌های ساختهٔ چاپلین و شاید حتی تمام دوران فیلم صامت، چارلی در تعقیب ماشینی كه بچه را به پرورشگاه می‌برد، با تمام قدرت روی سقف خانه می‌دود و نمی‌خواهد از او جدا شود. پشت طنز سیاه این صحنه، احساسی لطیف پنهان است. در آن سال ها، كودكان مهاجر و آواره حاصل از جنگ جهانی اول در خاطره همه مردم بودند. همین طور كسانی كه برای عزیزان از دست داده خود در جنگ داغدار بودند و یا به هر شكلی جنگ سرنوشتشان را وارد مسیر تازه‌ای كرده بود از فیلم «كودك» بسیار استقبال كردند.
زندگی افرادی مثل چاپلین، امروزه به وسیله دانشمندان علوم اجتماعی مطالعه می‌شود. آن ها دریافته‌اند كودكانی كه در معرض بی‌خانمانی و به تبع آن، تنش‌های اجتماعی قرار می‌گیرند همگی به سرنوشت واحدی دچار نمی‌شوند.
در حالی كه بعضی از آنها در آینده قشر آسیب‌پذیر جامعه را تشكیل می‌دهند، برخی دیگر از این بچه‌ها مثل چاپلین زیرك و مبتكر می‌شوند.
چارلی چاپلین با این كه در كار حرفه‌ای خود روز به روز موفق‌تر می‌شد ولی زندگی خانوادگی‌اش دستخوش ناملایمات بود. دو ازدواج نخست او به جدایی ختم شد اولین بار با بازیگری بنام «میلدرد هریس» (Mildred Harris) و بار دوم با بازیگر دیگری، «لیتا گری» (Lita Grey) ازدواج كرد.
بعد از مدتی با «پائولتا گادارد» (Paulette Goddard) كه در فیلم «عصر جدید» بازی می‌كند ازدواج كرد كه بعد از آن كه هر دو به موفقیت و شهرت بیشتری رسیدند از هم جدا شدند. چهارمین ازدواجش در سال ۱۹۴۳ با «اونا اونیل» (Oona Oneil) دختر نمایشنامه نویس معروف «ایگن اونیل» با ثبات‌ترین بود كه تا زمان مرگش ادامه پیدا كرد. «اونا اونیل» بعد از مدتی هنرپیشگی را رها كرد و شاید همین، باعث دوام ازدواج آنها شد چون چاپلین برخلاف ازدواج های گذشته‌اش این بار همسرش را رقیب خودش نمی‌دید.
چارلی چاپلین و اونا اونیل هشت فرزند داشتند. یكی از آنها «جرالدین چاپلین» است كه حرفه والدینش را در پیش گرفت و مهم‌ترین نقشی كه ایفا كرده در فیلم «دكتر ژیواگو» (۱۹۶۵) ساخته «دیوید لین» (David Lean) در نقش تانیا است.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386 و ساعت 2:28 |
 

 


نام: جك نيكلسون

نام اصلي: جان جوزف نيكلسون

سال تولد: 22 آوريل 1937

محل تولد: نپتون / نيوجرسي

برنده اسكار:- ديوانه اي از قفس پريد (1975)- دوران مهرورزي (1983)- بهترين شكل ممكن (1997)

نامزد اسكار:- ايزي رايدر (1969)- پنج قطعه آسان (1970)- آخرين گروه (1973)-

محله چيني ها (1974)- سرخ ها (1981)- شرافت خانواده پريتسي (1985)- آيرون ويد (1987)

- چند آدم خوب (1992)

------------------------------------------------------------------------



بيوگرافي:

مادرش صاحب يك پيرايشگاه و پدرش خانواده را ترك گفته بود. در سن 17 سالگي و در كاليفرنيا به عنوان يك پادو در كمپاني M.G.M مشغول به كار شد . همانجا بازيگري آموخت. و در بسياري از نمايشها و برنامه هاي تلويزيوني بازي كرد.

براي اولين بار در سال 1958 در فيلمي به نام كودك كش فرياد بزن (راجر كورمن) بازي كرد. اما با بازي در ايزي رايدر (دنيس هاپر، 1969) بود كه به شهرت رسيد و كانديد جايزه اسكار شد.

اما مجسمه طلايي اسكار را براي اولين بار براي بازي در فيلم ديوانه اي از قفس پريد در سال 1975 بدست آورد.او تا به حال در نقشهاي متفاوتي ظاهر شده است.جك نيكلسون در سال 1971 به كارگرداني روي آورد. بازي بسيار ديدني او در فيلم درباره اشميت (الكساندر پين) چشمها را بسوي خود خيره كرده است. او يكي از بخت هاي مسلم اسكار 2003 است.


------------------------------------------------------------------------

بخشي از فيلمشناسي:درباره اشميت (الكساندر پين، 2002)قول (شون پن، 2001)

بهترين شكل ممكن (جيمز ل. بروكس)خون و شراب (بابا رافلسن، 1997)

ستاره شب (رابرت هارتلينگ، 1996)مريخ حمله ميكند (تيم برتون، 1996)

عابر نگهبان (شون پن، 1995)گرگ (مايك نيكولز، 1994)هافا (دني دوويتو، 1992)

چند آدم خوب (راب راينر، 1992)دردسر مردانه (باب رافلسن، 1992)

دوجيك (+ كارگرداني، 1990)بتمن (تيم برتون، 1989)آيرون ويد (هكتور بابنكو، 1987)

اخبار سراسري (جيمز ل.بروكس، 1987)جادوگران شهر ايستويك (جرج ميلر، 1987)

سوزش دل (مايك نيكولز، 1986)شرافت خانواده پريتسي (جان هيوستون، 1985)

دوران مهروزي (جيمز ل.بروكس، 1983)سرخ ها (وارن بيتي، 1981)

پستچي هميشه دوبار زنگ مي زند (باب رافلسن، 1981)مرز (توني ريچاردسون، 1981)

تلالو (استنلي كوبريك، 1980)آخرين نواب (اليا كازان، 1976)آبخيزهاي ميزوري (آرتور پن، 1976)

ديوانه اي از قفس پريد (ميلوش فورمن، 1975)تامي (كن راسل، 1975)

حرفه: خبرنگار (ميكل آنجلو آنتونيوني، 1975)تقدير (مايك نيكولز، 1974)

محله چيني ها (رومن پولانسكي، 1974)آخرين گروه (هال اشبي، 1973)

سلطان ماروين گاردنز (باب رافلسن، 1972)مكاني امن (هنري جاگلوم، 1971)

معرفت جسم (مايك نيكولز، 1971)پنج قطعه آسان (باب رافلسن، 1970)

در يك روز آفتابي براي هميشه مي تواني ببيني (وينسنت مينه لي، 1971)

ايزي رايدر (دنيس هاپر، 1969)Psych-Out (ريچارد راش، 1968)

موتورسواران هلز انجلز (ريچارد راش، 1967)

تيراندازي (+ تهيه كننده شريك، مانتي هلمن، 1966)

از در پشتي به جهنم (مانتي هلمن، 1964)ناوبان دوم پولور (جاشوا لوگان، 1964)

ترس (راجر كورمن، 1963)كلاغ (راجر كورمن، 1962)زمين تكه شده (جان بوشلمن، 1961)

فروشگاه كوچك وحشت (راجر كورمن، 1960)استادز لونيگن (ايروينگ وينكلر، 1960)

گردش وحشيانه (راجر كورمن، 1960)براي دلبستگي خيلي زود است (ريچارد راش، 1959)

كودك كش، فرياد بزن (جاس آديس، 1958

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386 و ساعت 2:22 |
 
15 - IMG0RXNHMGD76.jpg

 

نام كامل: CAMERON MICHELLE DIAZ
اسامي مستعار: CAMI
قد: 175 سانتي متر


كامرون در سي ام آگوست 1972 در سن ديه گو كاليفرنيا بدنيا آمد . او ضمن اينكه يك هنرپيشه معروف و موفق است يك مدل نيز مي باشد . كامرون دختر يك پدر آمريكايي كوبايي EMILIO DIAZ به نام سركارگر كمپاني نفت و يك مادر به نام BILLIE DIAZ كه مليتي آمريكايي ايتاليايي و آلماني دارد و يك تاجر است مي باشد .
كامرون تنها يك خواهر به نام CHIMENE دارد .

تحصيلات وي ديپلم متوسطه است . استعدادش او را به مجلاتي مانند مادمازل و seventeen و فعاليتهاي تبليغاتي براي كمپانيهايي مانند Calina Klein و كوكاكولا و لويس كشاند . بعد از ترك كردن خانه در سن 16 سالگي او به عنوان مدل به دور دنيا رفت موفقيت حرفه اي او را به ژاپن ، استراليا ، مراكش و پاريس كشاند . كامرون در سن 21 سالگي به كاليفرنيا برگشت .

در سال 1994 كامرون اولين نقش خود را در فيلم كمدي - اكشن ماسك بدست آورد و ستاره ما با كمدين بزرگ جيم كري روبرو شد . بدون هيچ تجربه قبلي او يك نقش اصلي در اين فيلم بازي كرد . بعد از بازي در فيلم ماسك كامرون دياز درخواستهاي زيادي از طرف چند فيلمساز برجسته براي بازي در فيلمهايشان دريافت كرد .

در حاليكه كامرون براي ايفاي نقش در نسخه تبديل به فيلم شده بازي معروف مورتال كمبات آموزش مي ديد مچ دستش صدمه ديد كه باعث شد از بازي در اين فيلم صرفنظر كند . در عوض او يكسري فيلمهاي مستقل ساخت كه شامل "the last super" و "Feeling Minnesota" با شركت "Keanu Reeves" و "she's the One" با شركت « اِد بِرنز » و « جنيفر آنيستون » و "Head Above Water" با شركت "Harrey Keitey" مي شد .

در سال 1997 شايعاتي در مقالات از نامزد شدن كامرون براي بازي در برابر جوليا رابرتز در فيلم كمدي پرطرفدار "My Best Friend Wedding" بوجود آمد با وجود اينكه اين درخواست براي كامرون فرستاده شد او به ظاهر شدن در فيلمهاي مستقل با هزينه كم از قبيل « چيزهاي خيلي بد » ، « چيزهايي كه فقط با نگاه كردن به او مي تواني بگويي » ادامه داد .
در پاييز سال 2000 او در « فرشته هاي چارلي » ظاهر شد و پروژه بعدي او فيلمي از مارتين اسكورسيزي است كه در برابر لئوناردو دي كاپريو ايفاي نقش مي كند .

علت شهرتش به خاطر بازي در فيلم . است SOMTHING ABOUT MARY
درآمد وي از فيلم CHARLIE`S ANGELS و FULL THROTTLE بيست ميليون دلاربوده است
.
كامرون به خرافات اعتقاد راسخ دارد .

دوستان پسر:
1- CARLOS DE LA TORRE ، شغل : تهيه كننده ، 1995-1990
2- MATT DILLON ، شغل : بازيگر ، 1998-1996
3- JARED LETO ، شغل : بازيگر ، 2003-1999
4- ROBBIE WILLIAMS ، شغل : خواننده
5- JUSTIN TIMBERLAKE ، شغل : خـوانـنـده ، 2003 تـا كنون



--------------------------------------------------------------------------------

بیوگرافی شماره 2

مدلی که بعد ها بازیگر شد و توانست تا حد ستاره بالا بیاید و درست از همان اولین حضورش در مقابل کمیدن روز جیم کری در سال 94 در فیلم ماسک موقعیت خودش را تثبیت کرد. بسیاری زیبایی او را به خاطر اختلاف نژادی اش می دانند ، کامرون از والدینی که خود دورگه های کوبایی /آمریکایی و آنگلوآلمانی بودند به دنیا آمد و همین باعث شد کسی نتواند چهره او را به سرعت فراموش کند. کامرون دیاز در 30 آگوست 1972 در سان دیه گو کالیفرنیا متولد شد . در شانزده سالگی مدرسه را رها کرد تا مدل بشود و ظرف پنج سال پس از آن تقریبا سراسر دنیا سفر کند تا در کشورهایی چون ژاپن ، استرلیا ، مکزیکو و مراکش و پاریس فعالیتهای خود را دنبال کند. کامرون مدتی را به عنوان مدل شرکت معروف Elite فعالیت می کند و از آنجا برای کارهای بعدی اش در زمینه تجاری کاندیدا می شود . او طی مدت کوتاهی با کمپانی های معروفی چون coke, Gear و Nivea همکاری می کند و سرانجام در بیست و یک سالگی به کالیفرنیا باز می گردد او در صنعت فیلم به صورت گمنام شروع به کار می کند تا اینکه برای نقش مهم مقابل جیم کری در ماسک انتخاب می شود و به دنبال موفقیت فیلم او نیز به چهره ای مطرح بدل می شود . پس از آن با هجوم پیشنهادات برای بازی مجبور می شود تا درس های بازیگری را یاد بگیرد تا بتواند در چند مجموعه و فیلم های مستقل ظاهر شود که از آن میان به آخرین قدرتمند (95) اشاره کرد. این کار با آثاری مانند او یگانه است (96) و حس کردن مینه سوتا (96) ادامه پیدا کرد پس از بازی در مقابل ایوان مک گریگور در ساخته دنی بویل توانست خود را به مخاطبین و منتقدین بشناساند و با بازی عالی خود در عروسی بهترین دوستم (97) خیلی بیشتر مورد توجه قرار گرفت . اگر چه همبازی اش هنرپیشه قدرتمندی چون جولیا رابرتز بود! او موفقیت بزرگی نیز در ساخته برادران فارلی با عنوان مری یه چیزش شده در 1998 به دست می آورد . او اینجا نقش اول فیلم را ایفا می کرد و توانست به خوبی خودش را در موقعیت خاص تثبیت کند و وارد جرگه ستارگان پولساز شود همان سال کامرون یک حضور کوتاه و افتخاری در ترس در لاس وگاس ایفا می کند و همین طور بازی در کمدی سیاه کارهای خیلی بد ساخته جان فاورو را می پذیرد .او حالا توانسته بود نام خود را به عنوان یکی از خواستنی ترین بازیگران هالیوود سر زبان ها بیاندازد و موفق شد نقش اصلی در جان مالکویچ بودن ساخته 99 را به عنوان همسر جان کیوزاک را به دست بیاورد . هر یکشنبه موعود یک درام ورزشی بود که او نقش یک مدیر و سرمایه گذار تیم فوتبال را ایفا می کرد. در این ساخته الیور استون به خوبی می درخشد و اینگونه وارد هزاره جدید می شود سال 2000 به تیم لوسی لو و درو بری مور می پیوندد تا فرشتگان چارلی ساخته شود که بازسازی مدرن سینمایی یک سریال تلویزیونی پرطرفدار بود. فیلم با صحنه های اکشن خاص یاداور شیوه های به کار رفته در ماتریکس بود و البته استفاده از خطوط ظریف کمدی ، احساسی و موسیقی به جنجال های بدل می شود. در ادمه همان سال دیاز صدایش ر به کارکتر شاهزاده فیونا در انیمیشن پولساز شرک می بخشد و نقشی قابل توجه در بلاک باستر معتبر آسمان وانیلی در کنار تام کروز به دست می آورد . کمدی بهترین چیز بعدی سال 2002 ساخته می شود و سپس همراه با گنگستر های نیویورکی ساخته مارتین اسکورسیزی سفری به کودکی خود در کالیفرنیا می کند . پس از آن دومین هنرپیشه زن بیست ملیون دلاری بعد از جولیا رابرتز می شود که اولین چک را برای ساخت فرشتگان چارلی 2 دریافت می کند او برای دنباله شرک به سرمایه گذاری هم می پردازد
 

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386 و ساعت 2:14 |
 

15 - IMGJ15RGBC176.jpg

 

او در 10 مارس 1958 در ميدويل پنسيلوانيا متولد شد دومين فرزند خانواده بود (يك برادر بزرگتر نومايكل) و دو خواهر كوچكتر (كلي و پاتريك) دارد پدرو مادرش جوزف و دروتي استون هستند.
سمبل سكس دهه 90


بعنوان دانشجوئي خلاق در زمينه نويسندگي از دانشگاه ادينبوروEdinboro پنسيلوانيا بورسيه گرفت و با نمره بسيار خوبي فارغ التحصيل شد علاوه بر علاقه او به ادبيات فيلمهاي كلاسيك هم دوست داشت. بعد از اينكه افرادي كه مسئول انتخاب زيباترينها بودند او را كشف كردند زندگي اش وارد مسير ديگري شد. بعنوان ملكه زيبائي موفقيتي بدست نياورد به همين دليل به سراغ مانكن شدن رفت. مانكن تبليغاتي كمپاني فورد شد كه باعث شد براي اولين بار جلوي دوربين قرار بگيرد در بين مردم شناخته شود ديگر انگيزه اي نداشت كه جزوه اعضاي آنيره MENSA باشد. اولين نقشي كه بازي كرد در فيلم خاطرات خوش خيالي ساخته وودي آلن (1980 بود كه نقش او دختري زيبا در يك قطار بود و بعد از آن فيلمهائي بازي كرد كه خيلي ارزش گفتن ندارند. مثل (نعمت كشنده) Deadly Blessing 1981 معادن شاه سليمان (King Solomon’s Mines) 1985 – آكدمي پليس 4 Police Aceadamy 1987 شهروندان در حال گشت Citizons on Patnal اما در سال 1984 با بازي در (تفاوتهاي سازش ناپذير) Irre concilable Differenees كارش وارد مرحله اي ديگر شد. بعد از نقشهاي متعدد در نمايشهاي تلويزيوني در فيلم يادآوري كلي به عنوان همسر آرنولد شوتيزر بازي كرد (1990) كه باعث شهرت اين بازيگر مو بلوند شد.

غرايز بزرگ

بازي او در مقابل مايكل داگلاس در غريزه اصلي 1992 او را به سمبل سكس در هاليوود بدل ساخت در بخش جوايز فيلم هاي MTV او را دوست ترين زن ناميدند و جايزه بهترين بازيگر سال 1993 را به او اهدا كردند. علي رغم فيلمهاي زيادي كه بازي كرد اما حفظ شهرت براي او در هاليوود كار مشكلي بود.

با بازي در فيلمهائي مثل نقره در سال 1993 و تقاطع در 1994 (مثل برق و مرده) 1995 (كه توسط شركت توليد كننده هياهو Choos ساخته شد باعث شد كساني كه به استعداد و توانائي او در بازيگري شك داشتند، دستاويزهاي بهتري پيدا كردند. اما با بازي در نقشهاي بيادماندني كينگر Ginger ، فاحشه اي دركازينو با بازي در كنار رابرت دنيرو جهش بزرگي در كارش ايجاد شد. جوايز آكادمي او را نامزد دريافت جايزه بهترين بازيگر كرد و همان سال جايزه كره طلائي Golden globe و زنان در فيلم جايزه فيلم كريستال (Film Crystal Award) را از آن خود كرد بخاطر فيلمهاي ضعيفي مثل شيطاني و رقص آخر (1996) آسمان و مقتدر (1998) للهام ،گلوريا و سيمتپيكو (1999) توانائي شارون در انتخاب فيلمها مورد ترديد قرار گرفته است.

علي رغم تمامي تبليغاتهاي ضد و نقيض او به عنوان طرفدار حمايت از افراد مبتلا به سرطان سينه فرد وفعال در زمينه حقوق همجنس بازان معروف است و به خاطر بازي در فيلم اگر اين ديوارها مي توانستند صحبت كنند If the walls could tall كه در آن نقش عاشق آلن دي جنر Ellen De Gener’s را بازي كرد، جايزه حقوق بشر لغمن مبارزه براي حقوق بشر را دريافت نمود.

پرونده سياه شارون

در زندگي واقعي با شوهرش فيل بروفستين كه ناشر روزنامه است و روز در والنتاين سال 1998 با هم ازدواج كردند زندگي مي كند آنها پسري به نام رون جوزف برونشتاين Roon Joseph Bronstein را در سال 2000 به فرزندي پذيرفتند. اين ازدواج دوم شارون است كه قبل از اين با مايكل گرين برگ كه تهيه كننده بود ازدواج كرده بود كه از سال 1984 تا 1987 با هم زندگي كردند اما اخيراً با دوليت يوكام خواننده و گري شندليگ بازيگري كمدين رابطه عاشقانه داشته است. با تحسين بازي او در غريزه اصلي بايد بگوئيم كه دنباله آن آماده فيلم برداري است براي انتخاب بازيگر مرد مدت زيادي صرف شده است. منتظر ديدن بازي شارون در آن هستيم!

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386 و ساعت 2:7 |
 
15 - IMG5RCFY13HGC.jpg

 
آنجلی در چهارم ژوین 1975 در لس آنجلس کالیفرنیا متولد کردید . گذران دوران کودکی در شهری که بزرگترین مرکز سینمایی جهان در آن واقع است بسیاری را وسوسه سینما دچار می کند . در مورد انجلی این موضوع جنبه دیگری داشت . او فرزند یک بازیگر اسکاری سینما جای ویت بود و طبیعی است که دوران کودکی خود را با سینما وسوسه هنر هفتم سپری کرده باشد. مادرش مارچلینت یرتراند نیز به نوعی در تشویق او به ورود به عالم سینما نقش داشت . این خانواده سینمایی صاحب یک فرزند پسر به نام جیمز هاون نیز گردید که او هم علاقه به سینما دارد.

انجلی (که در خانه آنژی صدا می شود) به همراه برادرش کودک یتماما سینمایی را سپری کرده اند آنژی به کلاسهای تئاتر موسسه لی استراسبگ می رفت و به مکتب تئاتر آکتورز تستودیا علاقه مند گردید و از همان دوران کودکی به بازی در نمایش های صحنه پرداخت و تجارب با ارزشی کسب کرد.

آنژی به لحاظ عاطفی به برادرش خیلی وابسته است ولی با آنکه او دختر خانواده بود از وی بسیار خشن تر و شلوغ تر بوده .

این طور می گوید:

من در دوران کودکی به مسابقه ماشین سواری و همچنین جمع کردن چاقو علاقه زیادی داشتم و سرگرمی هایی که برای برادرم مفهومی نداشتند اما علاقه به تماشای فیلم های سینمایی در هر دوی ما وجود داشت .روزهای بسیاری را با هم به تماشای آثار کلاسیک سینما می پرداختیم.

آنژی به جز جمع کردن چاقو در دوران کودکی آرزوهای دیگری هم داشت شاید باورتان نشود اما در سالهای کودکی به شدت آرزوو داشت که مسئول مراسم تدفین شود در این باره می گوید :

خانواده ام نگران من بودند فکر می کنم تا حدودی پیش فعال بودم آرزویم این بود که مدیر مراسم خاک سپاری باشم ان آهنگها تابوتهای چوبی زیبا انسانهای اندوهگین مرده هایی که گریم شدند و آخرین ژست و حالت زندگی اشان را به خود گرفته اند همه و همه برایم جذاب است. او از همان دوران کودکی به موضوع مرگ شیفتگی خاصی داشت.

او اگر چه در دوران کودکی چهره ای زیبا و جذاب داشت اما بیش از انکه به آراستن چهره خود بپردازدعلاقه مند به فلسفه های شرقی و به ویژه کتابهایی که در مورد مرگ نوشته شده بود توجه داشت برای من مرگ مفهوم عمیقی دارد شاید مرگ مهمترین حادثه در زندگی است که همیشه آن را فراموش می کینم من به مرگ بسیار فکر کرده ام در مورد مرگ چیز آرامش بخشی وجود دارد . این که شما ممکن است فردا بمیرید باعث می شود امروز را غنیمت بشمرید در مورد در فلسفه غرب کمی غفلت وجود دارد اما شرقی ها به ویژه چینی ها هندی ها و ایرانی ها در فلسفه خود آموزش های جالبی برای مرگ دارند.

آنژی در شانزده سالگی از دبیرستان بورلی هیلز فارغ التحصیل شد و پس از آن مدتی به لندن رفت و در این شهر به عنوان یک مدل مشغول به کار شد و سپس در شهر های نیو یورک و لس آنجلس در همین رشته به فعالیت خود ادامه داد .آنژی همچنین به دانشگاه نیو یورک رفت و در رشته بازیگری لیسانس گرفت او در مورد مدل بودن این گونه می گوید : زمانی این کار برایم جالب بود می دانید که جولی به زبان فرانسه یعنی زیبا و من در مقطعی از زندگی به این ویژگی شخصی ام بیش از حد توجه داشتم اما هنگامی که می دیدم که مجلات و ر سانه ها تنها از یک جنبه از شخصیت من توجه دارند از این کار خسته شدم و ژست گرفتن در برابر دوریبین عکاسان به نظرم احمقانه آمد . این بود که کوشیدم به عنوان بازیگر به فعالیت بپردازم

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386 و ساعت 2:3 |
ارسال به دوست

15 - IMGIL5H2KLZSZ.jpg

 

این خانم اهل ولز ، اولین بازی های خود را روی صحنه به انجام رساند و با بازی در نمایش موزیکال خیابان 24 طعم هنر نمایی را چشید ،اما در اصل حضور در مجموعه کمدی درام شکوفه عزیز ماه می محصول تلویزیونی یور کشایر بود که توانست نام او را روی زبانها بیاندازد ،داستان این مجموعه برداشتی بود از سری نوول های اچ.ای.بیتس که توانست یک موقعیت کم نظیر بشود و کاترین را به یکی از عامه پسندترین هنرپیشه های زن تلویزیون بریتانیا تبدیل کند .

کاترین با موهای تیره و چشمان قهوهای و چهره ای خاص این قابلیت را داشت که در عرصه گوناگونی از نقش ها بازی کند . او متولد 25 سپتامبر 1969 در سوانسی واقع در گلامورگان غربی  در ولز است . پس از موفق شدن سری اول مجموعه او به صحنه نمایش بازگشت و سپس در مینی سریال کاترین کبیر به بازی پرداخت.

اولین فیلم سینمایی خود را با عنوان شهرزاد با کاگردانی فیلیپ دی بروکا در سال 1990 بازی کرد و این دی بروکا بود که او را روی صحنه نمایش کشف کرد . کاترین در ادامه بازی در نقش های مکمل چندین فیلم را دنبال کرد که از میان آنها می توان به کریستف کلمب کاشف 1992 و نقشی طولانی تر در فیلم شبح 96 اشاره کرد.پس از بازی در نقش النا مقابل آنتونی هاپکینز و آنتینوبانداراس در نقاب زرو (98) به یک چهره بین المللی تبدیل گشت.

او که یک خواننده مستعد نیز هست به طور رسمی یا گروه اپرای ملی انگلستان نیز همکاری دارد . کاترین در اواخر سالهای نود با بازی در آثار قابل توجهی چون دام افکنده در مقابل شان کانری ، روح زدگی ، و ترافیک نام خود را به عنوان بازیگری مطرح تثبیت کرد و توانست با اسکاری که به خاطر حضور در شیکاگو که اقتباسی از نمایش پر زرق و برق در صحنه برادوی بود طرفداران بیشماری داشت ،دریافت کند، تماشاگران راغافلگیر کند. او در نوامبر 2000 با مایکل داگلاس ازدواج کرد و دارای یک فرزند می باشد و و به زوج طلایی در هالیوود معرف میباشند

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386 و ساعت 1:59 |
 
15 - IMGJ8MY3H5SIC.jpg


بازیگری که توانست سالهای حضور پر تره مانند خود را در آثاری درخشان حفظ کند و در زندگی واقعی با کوشش فراوان از زیر سیطره عنوان همسر تام کروزخلاص می شود . اواخر دهه نود را در حالی سپری می کند که احترام بسیاری از سوی منتقدین و تماشاگران نصیبش شده بود . با قدی بلندتر از حد مجاز یک بازیگر زن و موهایی قرمز ، اولین استرالیایی خانمی است که توانست مورد توجه تماشاگران آمریکایی قرار بگیرد و این اتفاق با روزهای تندر در سال 90و در کنار تام کروز افتاد. اما آنچه نامش را مطرح ساخته درخشان گاس ون با عنوان مردن برای ... در سال 95 بود که در آن نقش زنی که در راه رسیدن به خواسته هایش هر کاری می کند ، هوش و استعداد فراوانی را به نمایش می گذارد.

اگر چه او را یک استرالیایی می خوانند ولی در واقع متولد هونولولو در هاوایی است ، نیکول در 20 ژوئن 1967 به دنیا آمد ، خانواده اش که در جزیره سکونت داشتند به خاطر پروژه های تحقیقاتی پدر نیکول که بیوشیمیست بود به واشینگتن دی سی عزیمت می کنند و سه سال همانجا می مانند . پس از پایان کار پدر، نیکول و خانواده اش شامل مادرش که پرستار و ویراستار بود و برادر کروچکترش به استرالیا می روند. او در حومه لانگ ویل بزرگ می شود ، یک منطقه متوسط ،عشق به هنر و مخصوصا رقص وتئاتر از همان کودکی در وجود کیدمن بود . سه سال داشت که تحت آموزش باله قرار می گیرد و اولین بازی خود را در یک نمایش محلی ارائه می دهد و درحالی که فقط شش سال داشت تا سن ده سالگی به آموزش بازیگری در مدرسه درام می پردازد و برای این کار وارد مدرسه نمایش سنت مارتین در ملبورن می شود و مدرسه تئاتر فیلیپ استریت در سیدنی می شود.

در هر تستی که شرکت می کرد به خاطر قد بلندش او را رد می کردند ولی سرانجام موفق شد که یک نقش حرفه ای در کریسمس بوش (1983) به دست بیاورد . در حالی که فقط 14 سال داشت . این فیلم تلویزیونی درباره گروهی بچه است که در پی یافتن اسب دزدیده شده اشان یک تیم تشکیل می دهند . این فیلم با نقش دیگری در فیلم ماجراجویانه سارقین بی ام ایکس و چند کار دیگر ادامه پیدا می کند . اولین نقش اصلی او وقتی شکل گرفت که در ویتنام درخشید . یک مینی سریال به کارگردانی جان دویگان و کیدمن می توانست به خاطر جان بخشیدن با کارکتر یک دختر مدرسه ای بازمانده از جنگهای ویتنام سالهای 60 نقدهای مثبتی فراوانی دریافت کند .او موفق می شود تا یک کارگزار آمریکایی پیدا کند و این فرصتی می شود تا درهای پیروزی به سویش باز شود . در 1989 کیدمن نقش محوری دیگری در ساخته فلیپ نویس با عنوان آرامش مرده به عهده می گیرد و یک تریلر روانشناسانه درباره زوجی (نیکول و سام نیل) که توسط بازمانده یک کشتی غرق شده که نقش اش را بیلی زین ایفا می کرد به گروگان گرفته می شوند . فیلم به او کمک می کند تا خود را در سن 19 سالگی به عنوان یک هنرپیشه معروف قابل اعتماد و اعتنا تثبیت کند . همان سال بازی در یک کار تلویزیونی به نام بانکوک هیلتون شهرتی دو برابر پیدا می کند و این بار ایفا گر نقش زن حوانی بود که به خاطر حمل مواد مخدر در زندان تایلند حبس می شود . تا اینجا کار توانسته بود که در استرالیا رشد قابل توجهی داشته باشد . اما احتیاج داشت تا شهرت خود را به آن سوی اقیانوس نیز برساند، در سال 1989 به عنوان نقش مقابل تام کروز در اولین حضور آمریکایی اش یعنی روزهای تندر به کاگردانی تونی اسکات انتخاب می شود .فلیم درباره یک راننده مسابقات اتومبیل رانی (کروز) که کیدمن در آن نقش پرستاری که عاشق اش می شود را ایفا می کرد. نه تنها کار به موفقیت می رسد بلکه باعث می شود تا او به همسرآینده اش (تام کروز) نیز آشنا شود و سرانجام در دسامبر سال 90 باهم ازدواج کردند. به دنبال آن نقش مقابل داستین هافمن در بیلی باتیگت (91) به دست می آورد و همین طور نقش یک دختر دانشجو در Flitting بازی می کند. که ساخته موفق دیگری از جان دویگان بود. کیدمن و کروز برای دومین بار کار مشترک خود را در دور و دورتر (92) همراه می شوند و علی رغم همه جنجالهای پیرامون زندگی اشان و فیلمبرداری درخشان اثر ، کار شکست می خورد و نیکول به پروژه های کم اهمیت تری چون مالیک و زندگی من (هردو در سال 93) راه پیدا می کند . بتمن برای همیشه در سال 95 که در آن نقش عشق قهرمان اثر را بازی می کرد یک موفقیت دور از انتظار بود و از اینجا حرفه او و کار کیدمن جدی گرفته می شود . نیکول سرانجام با ساخته زیبای گاس ون سنت در سال 95 با عنوان مردن برای ... آن پرتره همیشگی دختر و یا بهتر بگویم عروسک پشت پرده را می شکند و نقدها و جوایز فراوانی را به خود اختصاص می دهد . بازی اش در نقش ایزابل آرچر در اقتباس سینمایی جین کمپیون از توماس هنری جیمز با نام « پرتره ای از یک بانو» از او تصویری درخشان به عنوان یک هنر پیشه قابل احترام ترسیم می کند . پس از آن مقابل جرج کلونی در فیلم پر هزینه صلح ساز (97) ایفای نقش می کند و همینطور مقابل ساندرا بولاک در کمندی و فانتزی جادوی عمل بازی می کند که هر دو به آثار پر فروش بدل می شوند. در سال 1999 در فیلمی بازی می کند که تا به امروز هیچ اثری نتوانسته بحث و جدل و همپای آن را ایجاد کند . فیلم آخرین ساخته استنلی کوبریک فقید «چشمان کاملا بسته» بود که آخرین حضور مشترک تام و نیکول نیز به شمار می رفت . خارج از دنیای فیلم اما رابطه کروز و کیدمن تیره شده بود و سرانجام اقدامی غیر قابل باور پس از یک دهه از هم جدا می شوند . کیدمن پس از جدایی از کروز در آثار با ارزشی چون دیگران و ساعتها را به کارنامه اش اضافه کرد و در نیمه آخر دهه نود و اوایل سالهای هزاره جدید به یک چهره استثنایی مورد توجه همزمان منتقدین و سینماروها بدل شد.

مادر شدن را دوست دارد

هنرپيشه سي و نه ساله هاليوود مي‌گويد اميدوار است با اين ازدواج بتواند اين فرصت را به دست آورد كه براي نخستين بار صاحب فرزند شود. كيدمن و تام كروز دو فرزندخوانده به نام‌هاي (ايزابلا) سيزده ساله و (كانر) يازده ساله دارند. آنها هيچ وقت نتوانستند خود بچه‌دار شوند. بعضي‌ها مي‌گويند نيكول در مدت زندگي مشترك خود با تام كروز سه بار باردار شد ولي هر بار بي‌هيچ دليل خاصي فرزندان خود را در دوران بارداري از دست داد. اكنون او اميد زيادي دارد كه اين بار ديگر نااميد نشود و بتواند براي نخستين بار طعم شيرين مادر واقعي بودن را بچشد.
آنها در پنجمين روز اقامت خود در (بورا بورا) گردشي به اطراف جزيره داشتند و از ديدني‌هاي زيباي آنجا از جمله معابد باستاني و ويرانه‌هاي يك ناو آمريكايي كه ژاپني‌ها در جنگ جهاني دوم آن را غرق كردند، ديدن كردند. عصر همان روز عروس و داماد جزيره، سوار بر يك قايق كوچك به ميان آب‌هاي اقيانوس رفتند و به كوسه ماهي‌ها غذا دادند. پس از پايان روزهاي ماه عسل اين زوج هنري تصميم گرفتند به خانه (كيت) در نزديكي (ناشويل) در ايالت (تنسي) بروند و در آن جا زندگي كنند. داماد كه خواننده مشهوري است اعتراف كرد كه تصميم دارد هر چه زودتر برنامه كاري خود را تغيير دهد و ديگر به سفرهاي طولاني مدت نرود. او مي‌خواهد صفحه‌هاي موسيقي خود را از اين پس در استوديوي خانگي خود ضبط كند.

عدم تغيير در برنامه هنري



ظاهرا كيدمن هيچ تغييري در برنامه‌هاي آينده خود نداده است ولي به نظر مي‌‌رسد كه چندان از ازدواج خود مطمئن نيست. گفته مي‌‌شود كيدمن درست قبل از مراسم ازدواج يك پيمان‌نامه را با كيت اربن به امضا رسانده است.
پيمان نامه‌اي كه بيشتر به سود عروس خانم است تا آقاي داماد. در اين پيمان‌نامه قيد شده است در صورتي كه شوهر دوباره به سمت الكل و موادمخدر برود و يا به همسرش به گونه‌اي خيانت نمايد، زن حق دارد از او جدا شود و شوهر به سزاي عمل ناشايست خود خواهد رسيد.نيكول چندي پيش اعتراف كرد كه هنوز عاشق تام كروز است. به نظر مي‌‌رسد كه كروز پس از گذشت مدت‌هاي طولاني از طلاق و جدايي باز هم بر روي او نفوذ دارد. او مدتي پيش از ازدواج به نيكول نصيحت كرد كه ديگر اجازه ندهد اين مرد الكلي با او ارتباط داشته باشد و كيدمن بلافاصله به حرف تام كروز گوش كرد و به كيت گفت كه ديگر در حالت مستي نزديك خانه او نرود .اما ظاهرا نتوانست ارتباط خود را با اربن قطع كند و تنها به اين بسنده كرد كه از او بخواهد طرف الكل و مواد نرود. با اين وجود اين موضوع سبب نگراني‌هاي شديد او شد.
تحليل‌گران هاليوود فكر مي‌كنند تنها چيزي كه مي‌تواند سبب دوام و بقاي اين (وصلت ناجور) گردد فقط و فقط به دنيا آمدن يك نوزاد است.
نوزادي كه نيكول مدت‌هاست به آن فكر مي‌كند. او خيلي براي اين اتفاق عجله دارد زيرا مي‌داند به خاطر مشكلاتي كه دارد احتمالا قادر نيست بعد از چهل سالگي بچه‌دار شود و به همين خاطر به شدت در فكر تشكيل خانواده است.
اين روزها نيكول براي بازي در هر فيلم خود شانزده ميليون دلار دستمزد مي‌گيرد. اين در حاليست كه خود او معتقد است بيشتر از اينها ارزش دارد و مدتي پيش مدعي شد بايد دستمزد بازي‌هايش 25 ميليون دلار باشد. با اين وجود تهيه‌كنندگان هاليوود ادعاي او را ناديده گرفتند زيرا نيكول در دو فيلم اخير خود (همسران استپ فورد) و (افسون شده) بازي چندان جذابي از خود ارائه نداد. با اين حال او درآمد خيلي بالايي دارد. گرچه كيدمن در زمينه تبليغات نيز پولساز است و براي هر پوستر تبليغاتي خود سه ميليون دلار مي‌گيرد.
درآمد كيت كمتر از نيكول است ولي آنچه اهميت دارد اين است كه كيت اربن در آمارگيري جديد به عنوان جذاب‌ترين و محبوب‌ترين خواننده مرد آمريكا انتخاب شده است

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386 و ساعت 1:56 |
 

 


نشانه خاص:روی گوشه سمت راست لب بالايی اش يک زخم دارد که يادگار ضربه يک مرد تنومند سر ساخت فيلم((فردا هرگز نمی ميرد)) می باشد

در ۱۹۶۴ در از زادگاهش ايرلند می رود.

کمپانی توليد فيلم به نام خودش با نام((اريش دريم تايم))دارد.اولين فيلمی که در ان توليد شد مربوط به سال ۹۸ با عنوان برادرزاده ها بود.

از سوی مجله پیپل چاپ امريکا در ۱۹۹۶ به عنوان يکی از ۵۰ مرد زيبای جهان شناخته می شود

از سوی مجله پیپل چاپ امريکا در ۱۹۹۱به عنوان يکی از ۵۰ مرد زيبای جهان شناخته می شود.

به عنوان خودش اولين فيلمی که تماشا کرده اثری جيمزباندی با عنوان ((گلدفينگر)) (۱۹۶۴بود.

از ماهيگيری در رودخانه تووی در کارمارتن شاير جنوب ولز لذت می برد درست همانجا که رئيس جمهور الهای پيش امريکا جيمی کارتر از ماهيگيری در انجا لذت می برد.

سومين هنرپيشه پس از شون کانری و راجر مور می باشد که در بيش از سه فيلم جيمز باندی ظاهر شده است.

در اصل در سال ۱۹۸۶ برای بازی در نقش ۰۰۷ انتخاب شده بود.اما قراردادش با سريال سازان تلويزيونی برای((رمينگتون استيل))مانع ار انجام اين عمل شد.اين نقش سرانجام به تيموتی دالتون رسيد.

ماشين تحرير خالق جيمزباند٬ يان فلمينگ را به مبلغ ۵۲ هزار ۸۰۰ دلار خريداری کرد.

در دو سال اخير بازی در نقش جيمز باند را کنار گذاشته است و در واقع خود را از بازی در اين نقش بازنشست کرده است.

در ۲۸ دسامبر ۱۹۹۱يک روز پس از يازدهمين سالگرد ازدواجش با کيسی اين زن در ميان اغوش او می ميرد.علت مرگ سرطان بود.

در ۲۷ می با کاساندرا هريس ازدواج کرده بود که به کيسی معروف بود.

وقتی متولد شد مادرش ۱۹ سال داشت.

از سوی مجله پیپل در سال ۲۰۰۱ به عنوان جذاب ترين مرده زنده لقب گرفت.

به کلاستروفوبيا(ترس از ماندن در فضای بسته) مبتلاست.

در کودکی پدر و مادرش از هم جدا شدند.او ان زمان ۱ سال هم نداشت.

در ساخت فيلم((قلعه دانته))به خاطر نوع بيماريش بسيار با مشکل روبرو بود.

پيرس برازنان در بررسی های انجام شده درباره بزرگترين هنرپيشه های مرد انگلستان در سال ۲۰۰۱ انجام گرفت رتبه ششم را بدست اورد.

او علاوه بر دستمز در فيلمهای جيمزباندماشين هم دريافت می کرد.او برای بازی در چشم طلايی يک بی ام و زد۳ برای بازی در فردا هرگز نمی ميرد يک سری ۸تايی بی ام و برای بازی در دنيا کافی نيست يک زد۸ دريافت نمود.

کارکترش در سريال((رمينگتون استيل)) شخصيتی عجيبی داشت يک کاراگاه خصوصی جنايی که بسيار عاشق فيلمهای کلاسيک بود.در يکی از قسمت ها او عنوان مکی کند دوست داشته در فيلم((حماسه توماس کراين)) با بازی استيو مک کوئين و فی داناوی بازی کند.درست ۱۶ سال بعد در بازسازی اين فيلم با رنه روسو شرکت می کند.

در ۴ اگوست ۲۰۰۱ با روزنامه نگاری به نام کلی شی اسميت ازدواج کرد.

پس اکران((روز ديگر بمير)) در رستورانی واقع در دوبلين مورد تمسخر چند نفر قرار گرفت که او را بخاطر همبازی شدنش با هالی بری سياهپوست مسخره می کردند.

در ۱۲ اگوست ۱۹۶۴ پيرس يازده ساله برای اولين باز از ايرلند به انگلستان سفر می کند درست همان روزی يان فلمينگ خالق جيمز باند می ميرد.

اولين فيلم:نقش بدون نام در (۱۹۷۹)resting rough

اخرين فيلم:پس از غروب(۲۰۰۴)

به يادماندنی ترين نقش:نقش جيمز باند در سرس فيلمهای ۰۰۷

از فيلمها:

جمعه خوب طولانی٬پروتکل چهارم٬ خانم دابت فاير٬اينه دورو دارد٬مريخ حمله می کند٬خياط پاناما٬اولين٬ماتادور٬ حماسه توماس کراين و......

دستمزد :

چشم طلايی مبلغ ۴ ميليون دلار در سال ۱۹۹۵

دنيا کافی نيست مبلغ ۸ ميليون ۲۰۰ هزار دلار در سال ۱۹۹۷

دنيا کافی نيست مبلغ ۱۲ ميليون ۴۰۰ هزار دلار در سال ۱۹۹۹

روز ديگر بمير مبلغ ۱۶ ميليون و ۵۰۰ هزار دلار در سال ۲۰۰۲

پس از غروب مبلغ ۲۵ ميليون دلار در سال ۲۰۰۴

هالی بری در مورد او گفته:پيرس چيزی شبيه به مجسمه های ميادين شهر است. پير نمی شود خاطره انگيز تر می شود.

جمله معروف:ازدواج به من اين قدرت را داد تا بتوانم دنيا را فتح کنم.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386 و ساعت 1:49 |

 

جان فورد اول فوریه سال ۱۸۹۴ در كیپ الیزابت آمریكا به دنیا آمد. نام او در واقع شون آلویسیوس اوفینی بود. اما وقتی برادرش فرانسیس به هالیوود رفت نام فورد را برای خود انتخاب كرد. به همین ترتیب جان نیز كه به واسطه برادرش به هالیوود رفته بود نامش را فورد گذاشت تا این نام به یكی از اسطوره های تاریخ سینما تبدیل شود. اولین تجربه فورد در سینما بازی در فیلمی از دیوید گریفیث با نام «تولد یك ملت»، آن هم در نقش سیاهی لشكر بود. طبق قراردادی كه بین فورد و كمپانی یونیورسال منعقد شد از سال ،۱۹۱۷ این فیلمساز چند وسترن درجه سه ساخت. اولین فیلم او «تیراندازی دقیق» نام داشت كه در پنج حلقه روایت می شد. اولین فیلم جدی او «اسب آهنی»، وسترن موفقی بود. دو سال بعد، فورد فیلم «سه مرد شرور» را ساخت.
نام جان فورد اما با فیلم «دلیجان» سر زبان ها افتاد. در این وسترن بسیار جذاب، یكی از ستاره های تاریخ سینما یعنی جان وین بازی می كرد. وین كه كارش را با فورد آغاز كرده بود، پس از این نیز در بسیاری از فیلم های فورد بازی كرد. در سال ۱۹۴۰ او فیلمی براساس رمان مشهور جان اشتاین بك، «خوشه های خشم» ساخت. در این فیلم هنری فوندا بازی می كرد. فورد كه پیش از این به خاطر فیلم های «خبرچین» و «خوشه های خشم» جایزه اسكار بهترین كارگردانی را دریافت كرده بود، در سال ،۱۹۴۱ به خاطر فیلم «چه سرسبز بود دره من»، برای سومین بار این جایزه را كسب كرد. سه گانه ای با نام های «سواره نظام»، «دختری با روبان زرد» و «ریوگرانده» كارهای بعدی جان فورد بودند. او چهارمین و پنجمین جایزه اسكارش را برای فیلم های مستند «نبرد میدوی» و «هفتم دسامبر» كسب كرد. سال ۱۹۵۲ فورد با ساخت فیلم «مرد آرام» برای ششمین بار به این موفقیت رسید.
فیلم «مردی كه لیبرتی والاس را كشت» در واقع آخرین اثر وسترن جان فورد بود. در تاریخ سینما هیچ كارگردانی موفق نشده همچون جان فورد، شش جایزه اسكار بگیرد. ضمن اینكه او از معدود كارگردانانی است كه در كارنامه اش بیش از صد فیلم دیده می شود. هفته نامه اینترتینمنت در حالی جان فورد را به عنوان سومین كارگردان برتر تاریخ انتخاب كرد كه اورسن ولز در صدر این فهرست قرار داشت. ولزی كه جان فورد را بهترین فیلمساز جهان می دانست. علاوه بر اورسن ولز، آكیرا كوروساوا، سرجیولئونه، كلینت ایستوود، مارتین اسكورسیزی، استیون اسپیلبرگ، برناردو برتولوچی و كارگردانان سینمای موج نوی فرانسه از ژان لوك گدار گرفته تا فرانسوا تروفو، جان فورد را فیلمساز محبوب خود نامیده اند، جان فورد ۳۱ آگوست سال ۱۹۷۳ بر اثر ابتلا به سرطان معده درگذشت.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386 و ساعت 1:38 |
 ژان رنو


(ژان مورینو جیمننز رنو) در ۳۰ جولای ۱۹۴۸ در كازابلانكا از والدین اسپانیایی - فرانسوی به دنیا آمد.والدینش برای فرار از جنگ حكومت فاشیستی فرانسیسكو فرانكو به مراكش مهاجرت كردند. عده‌ای از اعضای خانواده آنان در جنگ كشته شدند، لذا آنان برای نجات از جنگ به مراكش رفتند. در آن هنگام مادر )ژان> باردار بود و ژان در مراكش به دنیا آمد.
ژان زیرنظر مادرش زبان فرانسه و تحت تعلیمات پدرش زبان اسپانیایی را آموخت. علاوه بر این در مدرسه نیز به آموزش زبان انگلیسی پرداخت.)ژان> دوران دبستان را در مراكش به پایان رساند. او به توصیه مادرش به سوی فرانسه عزیمت كرد تا در آنجا بتواند پله‌های ترقی را یكی پس از دیگری طی كند.
در ۱۲ سالگی به فرانسه مهاجرت كرد و برای دریافت تابعیت فرانسه به اجبار وارد ارتش شد. او در آنجا احساس كرد كه به بازیگری در تئاتر علاقمند است، لذا در بخش نمایشی ارتش مشغول به اجرای نمایش‌های متعدد شد و روز به روز علاقه‌اش به بازیگری فزونی پیدا كرد. او توانست تجربیات زیادی در زمینه نمایش در ارتش مارسی فرانسه كسب كند.
● ورود به سینما
بعد از اتمام خدمت سربازی به پاریس رفت و در سال ۱۹۷۰ نقشهای كوچكی در تئاتر و تلویزیون در دست گرفت. چند كارگردان تلویزیونی به استعداد وی پی بردند و او را تشویق به تحصیل در زمینه بازیگری كردند. ژان روزها در استودیوی تلویزیون كار می‌كرد و عصرها به كلاس آموزش بازیگری می‌رفت، تا سرانجام در سال ۱۹۷۱ با ایفای نقش كوچكی در فیلمی كوتاه به دنیای سینما راه یافت. این نقش كوتاه و پیش پا افتاده سبب ایجاد اعتماد به نفس در وی شد. از سویی دیگر شانس به او روی آورد و )لوك بسون‌> یكی از كارگردانان و بازیگران معروف آن دوران با وی دوست شد و(ژان) را در فیلم‌هایش قرار داد. فیلم (گربه‌ها)، (زیرزمین) یا (مترو) را در سال ۱۹۸۵ با همكاری لوك‌بسون بازی كرد و ستایش فراوانی را برای خود به همراه داشت. در سال ۱۹۸۸ بار دیگر (بسون) در فیلم
(آبی بزرگ) ژان رنو را به كار می‌گیرد. در واقع این اولین نقش بزرگ رنو محسوب می‌شد.
رنو به شهرت رسید. بعد از بازی در (آبی بزرگ) دیگر كارگردانان گویی رنو را كشف كرده باشند به او چند پیشنهاد دادند. وی در سال ۱۹۹۰ فیلم (نیكیتا) را بازی كرد. به دنبال آن در فیلم (صدا) به سال ۱۹۹۲ و (پرواز از محكمه) هنر خود را نشان داد.
● موفقیت بزرگ
فیلم(لئون) در سال ۱۹۹۴ موفقیت بزرگی را به دنبال داشت. این فیلم یكی از موفق‌ترین و پرفروش‌ترین فیلمها در تاریخ سینمای فرانسه محسوب می‌شد. البته این فیلم طیف خشونت را به دنبال داشت و ۲۳ دقیقه از فیلم حذف شد تا خشونت آن كم شود.
رنو در سال ۱۹۹۵ با بازی در فیلم (ماموریت غیرممكن) مورد نقد منتقدان زیادی قرار گرفت اما موفقیت فیلم در نظر مردم چشمگیر بود.
● بسوی هالیوود
رنو در سال ۱۹۹۷ به سوی هالیوود راه افتاد و سعی كرد تا تماشاگران آمریكایی را با ذوق و استعداد خود در زمینه‌های فیلمهای كمدی جلب كند. اما تماشاگران او را در نقش‌های اكشن می‌پذیرفتند.
از این رو در سال ۱۹۹۸ با بازی در (گودزیلا) علاقه همگان را به خود جلب كرد، یكی از شانس‌هایی كه در هالیوود آورد همكاری با رابرت دنیرو در فیلم )رونین> بود.
او دوباره به فرانسه بازگشت ولی هالیوود به دنبالش بود، بدین ترتیب در سال ۲۰۰۰ فیلم (رودخانه ارغوانی) را در هالیوود بازی كرد.
رنو می‌خواست استعداد خود را در نقشهای كمدی بیازماید. او در سال ۲۰۰۲ در كنار (ژرار دیاردیو) اسطوره بازیگری در سینمای امروز فرانسه قرار گرفت و حاصل آن یكی از بهترین كمدی‌های فرانسوی به نام )روبی و كوئنتین> بود. این فیلم نه تنها در فرانسه، بلكه در آمریكا مانند بمب صدا كرد و جزو پرفروش‌ترین فیلمهای دنیا قرار گرفت.
یكی از فیلمهای جدید (رنو) را می‌توان )پلنگ صورتی> نامید. همچنین او با بازی در فیلم (كد داوینچی) در نقش بازرس بزوفاچی براساس كتاب جنجال‌برانگیز(دن براون) امسال به نمایش در آمد، او در این فیلم همبازی (تام هنكس) خواهد بود.از فیلمهای اخیر )ژان رنو> كه به نمایش در آمد (امپراطوری گرگها) در سال گذشته بود، رنو برای بازی در آن یك و نیم میلیون یورو دستمزد گرفت.گفتنی است یكی از بهترین فیلم‌های رنو بازی در فیلم (ببر و برف) به كارگردانی (روبرتو بنینی) كه كمدین معروف ایتالیایی نیز در آن حضور داشته بود. همچنین وی اخیرا موافقتش را برای ایفای نقش در فیلم (پسران پرواز) اعلام كرده است. بودجه این فیلم ۱۰ میلیون دلار است و در زمان جنگ دوم جهانی اتفاق افتاده است.
او چهار فرزند دارد.
(ژان رنو) دو بار ازدواج كرد و ثمره هر ازدواج او دو فرزند است ...
اولین ازدواجش در سال ۱۹۷۶ با (جنویو) بود كه در سال ۱۹۷۸ صاحب یك دختر به نام ساندرا و یك پسر به نام مایكل در سال ۱۹۸۰ شد.این ازدواج پایان خوشی به همراه نداشت. مسافرت‌های متعدد (ژان رنو) به ایتالیا و فرانسه شكایت همسرش را در پی داشت، لذا این ازدواج به جدایی ختم شد.ژان در سال ۱۹۹۴ با (ناتالی دیسكیویز) مدل ایتالیایی ازدواج كرد و در سال ۱۹۹۶ پسرش (تام) و دو سال بعد دخترش (سرنا) به دنیا آمد.ژان یك خانه مجلل و باشكوه در پاریس و یك خانه در بهترین نقطه لس‌آنجلس دارد.
▪ گفتگو با لس‌آنجلس تایمز
چندی پیش لس‌آنجلس تایمز گفتگویی با وی انجام داد كه در ذیل خواهید خواند.
● نظر شما درباره نقشهای اكشن چیست؟
رنو: من شخصا انسانی رومانتیك هستم و روحیه‌ای طنزگونه دارم. حتی همیشه ترجیح می‌‌دهم در فیلمهای كمدی ایفای نقش كنم. به نظرم بازی در فیلمهای كمدی مشكل‌تر از بازی در فیلمهای اكشن است اما این روزها فیلمهای اكشن طرفدار بیشتری میان مردم دارد به ویژه آمریكایی‌ها، فیلمهای اكشن را بهتر می‌‌پسندند. من هم یك هنرپیشه هستم و باید طبق دیالوگها عمل كنم.
حتی از دست زدن به اسلحه هم خوشم نمی‌آید. البته باید بگویم كه تیراندازی و هدف گرفتنم بسیار خوب است، زیرا در ارتش چندین دوره را گذرانده‌ام اما نه از اسلحه خوشم می‌آید و نه از شكار كردن.
● آیا حقیقت دارد كه در فیلم ماتریكس نقش پیشنهادی را نپذیرفتید...
رنو: بله، زیرا برای فیلمبرداری مجبور بودم، همراه چهار فرزندم به استرالیا بروم و مدتی را در آنجا زندگی كنم كه این برایم غیرممكن بود. لذا بازی در نقش مامور مخفی در فیلم ماتریكس را نپذیرفتم.
● نظرتان درباره بازی با تام كروز و رابرت دنیرو چیست؟
رنو: من از رابرت دنیرو آموخته‌های زیادی یاد گرفتم و تجربیات زیادی كسب كردم. وقتی یك بازیگر ناشی با عده‌ای ماهر و حرفه‌ای بازی كند واقعا لذت می‌‌‌‌برد و كار به سرعت و با موفقیت به پایان می‌‌‌‌رسد. بازی در فیلم با عده‌ای هنرمند حرفه‌ای همچون بازی در میدان تنیس است. اگر بازیكن طرف مقابل خوب و حرفه‌ای باشد، آن بازی برای تماشاگران دلچسب خواهد شد.
● نظرتان درباره مطالعه چیست؟
رنو: مطالعه كتب در زمینه‌های مختلف بستگی به ذائقه و معلومات فرد دارد، به نظر من مطالعه كتاب، انسان را به بالاترین مقام‌ها خواهد رساند. همین كه با علم روز آشنا شوی بهترین و والاترین ارزش را دارد.كتاب می‌تواند رسانه مكتوب خوبی باشد و سینما و تئاتر نیز می‌تواند یك رسانه تصویری مفید، به شرطی كه مفهوم و متن كتاب و یا فیلمنامه غیراخلاقی نباشد.
● قدم بعدی در زندگی شما چیست؟
رنو: می‌‌‌خواهم از بازیگری كنار بكشم چون به اندازه كافی پول دارم. می‌‌‌خواهم بقیه عمر خود را در كنار خانواده‌ام باشم. امروزه سیل پیشنهادها به سوی من سرازیر است از هالیوود، فرانسه و ایتالیاا اما خسته شده‌ام می‌‌خواهم به استراحت بپردازم. شاید مدتی بعد از استراحت و فارغ بودن از كار بار دیگر خواهان فعالیت در عرصه سینما شوم اما اكنون نیاز به استراحت دارم.
● فیلم‌شناسی ژان رنو
مارگارت، كدداوینچی، پسران پرواز، پلنگ صورتی، ببر و برف، امپراطور گرگها، هتل رواندا، رودخانه كریسمون، روبین، گودزیلا، ماموریت غیرممكن، لئون، پرواز از محكمه، صدا، نیكیتا، آبی بزرگ، زیرزمین یا مترو و گربه‌ها. همچنین ژان رنو در ساخت، تهیه و صداگذاری فیلمهای (پلی‌استیشن)۲ نیز فعال بوده است.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386 و ساعت 1:34 |
 دنزل واشنگتن

 

زندگي و شيوه خط مشي (دنزل واشنگتن) نه تنها مايه افتخار و اعتبار جامعه سياهپوستان آمريكايي و آفريقايي تبار است بلكه صنعت فيلم هاليوود نيز به اين هنرپيشه مي‌‌بالد.او يكي از هنرپيشه‌هاي مردم‌پسند و عامي است. دنزل واشنگتن تاكنون 26 جايزه معتبر بازيگري را از آن خود كرده است. همچنين 4 بار نامزد جايزه اسكار شده و كسب 1 بار جايزه اسكار از افتخارات اين بازيگر سياه‌پو‌ست محسوب مي‌شود. دوران افتخار دنزل واشنگتن از سال 1981 با بازي در فيلم داستان يك سرباز شروع شد. او در دوران پربار حرفه‌اي‌اش در طيفي از نقش‌هاي گوناگون طنز، پليسي و نقش منفي ظاهر شده است.در اين مقاله زندگي و افتخارات اين هنرپيشه را به رشته تحرير در مي‌‌آوريم.



دنزل واشنگتن در 28 دسامبر 1954 در مانت ورنون نيويورك در يك خانواده مذهبي به دنيا آمد. بعدها با تولد برادر كوچك‌ترش خانواده آنان 5 نفره شد زيرا دنزل يك خواهر بزرگ‌تر از خودش نيز داشت. پدرش روحاني و مادرش آرايشگر بود. او خودش درباره محل زندگي دوران كودكي‌اش مي‌‌گويد: در محله ما همه جور آدم از اسپانيايي گرفته تا مكزيكي و ايرلندي و چيني پيدا مي‌‌شد. لذا در اين محله با چند فرهنگ مختلف رشد يافتم و چيزهاي بسيار زيادي از زندگي آدم‌هاي اطرافم آموختم. دنزل از همان دوران كودكي اولين گرايش‌هاي آينده‌اش را جستجو كرد و به كارهاي نمايشي علاقمند شد.
او درباره آن دوران مي‌‌گويد: از پدرم و شغلش تكيه بر قدرت خداوندي را آموختم و ساعاتي را كه در سالن آرايشگاه مادرم مي‌‌گذراندم داستان‌هايي مي‌‌شنيدم كه من را عاشق قصه‌گويي مي‌كرد.وقتي دنزل، 12 سال داشت، پدر و مادرش از هم جدا شدند و دنزل و خواهر بزرگترش به مدرسه شبانه‌روزي فرستاده شدند. دنزل علاقه زيادي به تحصيل در دانشگاه داشت، لذا پس از پايان دوران مدرسه وارد دانشگاه فوردهام شد و در سال 1977 در رشته روزنامه‌نگاري از اين دانشگاه ليسانس گرفت.
او همچنين در يك دانشكده تئاتر درس تئاتر مي‌‌خواند و در چندين نمايش در نقش‌هاي شخصيت‌هاي شكسپير روي صحنه آمد. البته اولين تجربه‌هاي نمايشي او بازي در تئاترهاي دانشجويي بود كه وي را به سوي دانشكده تئاتر كشانيد. او نه تنها در دانشگاه فوردهام بلكه در دانشكده تئاتر با بالاترين نمره فارغ‌التحصيل شد.دنزل همزمان با تحصيل، براي اينكه خرج خود و خواهرش را درآورد در كتابخانه و رستوران دانشگاه كار مي‌كرد.
پس از فارغ‌التحصيلي به سانفرانسيسكو رفت و از آمريكا يك بورس گرفت و پس از پايان يك دوره يك ساله، نقش‌هاي متفاوتي در برنامه‌هاي مختلف تلويزيوني بر عهده گرفت.سيماي جذاب دنزل واشنگتن سبب شد كه طرفداران زيادي پيدا كند و از همه مهم‌تر، اين كه او توانايي بازي در نقش‌هاي مختلف را داشت، تلويزيون از او در سريال‌هاي گوناگون استفاده مي‌‌كرد. يكي از بهترين سريال‌هايي كه در آن دوران دنزل در آن نقش‌آفريني كرد و از به ياد ماندني‌ترين بازي‌هاي او شد، سريالي بود كه از سال 1981 به مدت 6 سال پخش شد و دنزل در آن نقش دكتر چندلر را بر عهده داشت. او با استعداد زيادي كه در عرصه بازيگري داشت در ميان آمريكايي‌ها به شهرت و محبوبيت رسيد. دنزل با چنين تجربه فراواني، نقش‌آفريني در سينما را آغاز كرد و با همان فيلم نخستينش توجه همه را به خود معطوف كرد.

فيلم‌هاي حرفه‌اي





او از همان سال‌ها به يكي از شخصيت‌هاي معروف هاليوود تبديل شد. او با بازي در فيلم (ويلما) به شهرت رسيد. در واقع دنزل تا به امروز در 45 فيلم هنرنمايي كرده است. بطور كلي دنزل از فعال‌ترين بازيگران سينماي هاليوود است.دنزل در سال‌هاي ابتدايي دهه 90 در سه فيلم (اسپايك‌لي)حاضر شد. در كارنامه حرفه‌اي اين بازيگر آثار شاخصي به چشم مي‌‌خورد، از جمله (افتخار)، (مالكوم ايكس)، (پرونده پليكان)، (كلكسيونراستخوان)، (جاني‌كيو) و (آزادي فرياد.)
او در سال 1993 در فيلم‌هاي (گوش‌هاي خرگوش) ايفاي نقش كرد و مورد تاييد كارشناسان هنري هاليوود قرار گرفت. در مجموع دنزل را مي‌‌توان از فعال‌ترين بازيگران دهه 90 ياد كرد. او در آن دوران فعاليت‌هاي چشمگيري داشت. وي در طول اين دهه در 22 فيلم نقش آفريني كرد.او در سال 1996 براي بازي در فيلم (جسارت در زير آتش) يك ميليون دلار دستمزد دريافت كرد. واشنگتن در سال 2002 براي اولين بار به پشت دوربين رفت و موفق شد كه عنوان كارگرداني فيلم خوب و ارزنده (آنتوان فيشر) را از آن خود كند. اين فيلم آغازي بر شكل‌گيري دوران حرفه‌اي واشنگتن كارگردان بود. نا‌گفته نماند كه تلاش‌هاي پيوسته و مداوم دنزل در عرصه سينماي هاليوود بي‌‌نتيجه و بي‌‌اثر نبوده است و براي او فهرست بلند بالايي از جوايزي كه دريافت كرد يا نامزد دريافت آنها بود باقيمانده است.

جوايز و افتخارات





جوايز و افتخارات زيادي در كارنامه بازيگري او به چشم مي‌‌خورد.
1988، بهترين بازيگر نقش دوم براي فيلم افتخار
1989، بهترين بازيگر نقش اول براي فيلم پرونده پليكان و جايزه اول از سوي انجمن منتقدان نيويورك
1991، بهترين بازيگر براي فيلم مالكوم ايكس
1992، نامزد بهترين بازيگري در ژانر رمانس براي فيلم مالكوم ايكس
1999، بهترين بازيگر در ژانر رمانس براي فيلم هاريكون
2000، مدال نقره بهترين بازيگر براي فيلم هاريكون
2001، نامزد بهترين بازيگر در ژانر رمانس براي فيلم روز تمرين
2001، بهترين بازيگر براي فيلم روز تمرين

زندگي شخصي

دنزل واشنگتن كه نيم قرن اول زندگي‌اش را پشت سر گذاشته حال در سن 52 سالگي در لس آنجلس در يك خانه ويلايي در كنار همسر و چهار فرزندش زندگي مي‌‌كند.وي در زندگي خانوادگي‌اش نيز آدم موفقي به شمار مي‌‌رود. او و (پائولتا) همسر جوانش چندين سال پيش با يكديگر ازدواج كردند.ثمره اين ازدواج چهار فرزند به نام‌هاي جان، كايتا و دوقلو‌هايي به نام‌هاي مالكوم و اليوياست. واشنگتن مي‌‌گويد: (بازي در سينما به معناي زندگي كردن نيست اين چهار بچه همه زندگي من را به خود اختصاص داده‌اند آنها هميشه در اولويت بوده‌اند، به راستي اگر من يك خانواده نداشتم، تعطيلات آخر هفته را چگونه سپري مي‌‌كردم؟)
گرچه چندي پيش شايعاتي درباره رابطه دنزل واشنگتن و سانا لاتان ساخته شد. (سانالاتان) هنر‌پيشه آمريكايي از شنيدن تهمت‌هايي كه او را به دنزل واشنگتن نسبت مي‌‌دادند بسيار برافروخت و گفت ما هر دو هنر‌پيشه هستيم و فقط با يكديگر در فيلم <خارج از زمان> ايفاي نقش كرديم اما متاسفانه روزنامه (اخبار روزانه نيويورك) شايعاتي را ساخته است. اين شايعه‌ها تنها به اين دليل بوجود آمده كه ما تنها در يك فيلم عاشقانه بازي كرده‌ايم. مردم شايعه كرده‌اند كه من باردار هستم. بعضي از آنها به مادرم گفته‌اند من فرزند واشنگتن را در شكم دارم اما وكيل دنزل خبر جدايي دنزل را شايعه خواند و گفت: او زندگي خوبي دارد و با همسر و چهار فرزندش در صفا و صميميت زندگي مي‌‌كند.

هديه دنزل



دنزل واشنگتن مبلغ 25 هزار دلار به برنامه كمك به ساكنين كوهستان راكي اهدا كرد. اين مبالغ اهدا شده براي خريد وسايل گرمايي است. اين بازيگر 52 ساله خبر اهداي اين مبلغ را طي مراسمي در دانشكده وسليمان در شمال كارولينا اعلام كرد. اين مبلغ بزرگترين هديه‌اي است كه طي نوزده سال گذشته يعني از زمان افتتاح برنامه كمك زمستاني به كوه‌هاي راكي ارائه شده است.
بنا به گفته مقامات رسمي، اين هديه حاصل دوستي واشنگتن با (هرمان پون) يكي از اهالي (كوهستان راكي) و مربي دوران دبيرستان دنزل است. او از اينكه چنين كمكي را به اهالي كوهستان راكي كرده است احساس شادي و افتخار مي‌كند.

و فيلم‌هاي او...
دنزل واشنگتن تا كنون در اين فيلم‌ها ايفاي نقش كرده است: مردي در آتش، روز تمرين، تيتان‌ها، نمايش ژوليوس سزار، خودي، كانديد منچوري، غول‌ها را به ياد داشته باش، بازگشت سوپر فلاي، مالكوم‌ايكس، هاريكون، گريه براي آزادي، افتخار، داستان يك سرباز، استيو بيكو، پرونده پليكان، كلكسيونر استخوان، جاني كيو و... گر چه جز اينها در سريال‌هاي مختلف تلويزيوني هم ايفاي نقش كرده است.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386 و ساعت 1:23 |
«جرمي آيرونز»

 

 «جرمي آيرونز» نوزدهم سپتامبر ١٩٤٨ در «كاووز»، جزيره كوچكي در وايت انگلستان، چشم به جهان گشود. پدرش «پال دوگن آيرونز» حسابدار بود و زماني كه جرمي پسري ٧ ساله بود، او را به كلاس هاي شبانه روزي فرستاد. اگرچه آن زمان فرستادن كودكان به مدرسه شبانه روزي، آن هم براي نوجوانان انگليسي طبقه مرفه چندان خوشايند نبود ولي به هرحال يك سنت به شمار مي رفت. عشق «جرمي» به حيوانات و زندگي روستايي، سبب شد تا او به اين فكر بيفتد كه در آينده دامپزشك شود. اما ضعف تحصيلي او در علوم طبيعي وي را ناچار كرد، تا به فكر گزينه هاي ديگري براي آينده اش باشد. سال ١٩٦٥ پس از فارغ التحصيل شدن از مدرسه، «جرمي آيرونز» به سبب مراوده و معاشرت با همسايگاني صميمي در جنوب لندن، به آن جا نقل مكان كرد و مددكار اجتماعي شد. او براي كسب درآمد بيشتر، گاه شب ها به اجراي موسيقي در خيابان ها مي پرداخت. پس از آن «جرمي» به تئاتر «بريستول الدويك» پيوست و در آن جا با اجراي نمايش هايي از «شكسپير» تجارب زيادي كسب كرد.
به گزارش هاليوود ريپورتر، «آيرونز» سال ١٩٧١ به لندن نقل مكان كرد. وي پيش از ايفاي نقش «جان ببتيست» در فيلم موزيكال معروف «گادسپل» حرفه هاي گوناگون را تجربه كرد. با استمرار فعاليت هايش در تئاتر «وست اند» و تلويزيون به بازيگري موفق تبديل شد. اما در حقيقت «جرمي آيرونز» در «وست اند» و «استراتفورد» با اجراي نمايش «ريچارد سوم» براي شركت «رويال شكسپير» به شهرت رسيد. سال ١٩٧٨ با «سينياد كوزاك» كه او هم بازيگر است ازدواج كرد. وي اكنون صاحب دو فرزند به نام هاي «سام» و «مكس» است. بعدها «جرمي آيرونز» نقش كمرنگي در فيلم «نيجينسكي» (١٩٨٠) به كارگرداني «هربرت راس» ايفا كرد. البته اين فيلم براي او موفقيتي به همراه نداشت «آيرونز» زياد منتظر نماند، چرا كه «بي.بي.سي» بازي در نقش پررنگي را در نسخه بازسازي شده يك فيلم تلويزيوني اثر «اولين وا» به او پيشنهاد كرد. «آيرونز» در اين فيلم نقش «چارلز رايدر» را بازي كرد. اشراف زاده اي كه پيوسته جهان برابر چشمانش را، در حال سقوط مي بيند. اين فيلم توجه «آيرونز» را بيش از پيش به آمريكا جلب كرد. ديري نپاييد كه «آيرونز» در بيشتر فيلم ها در نقش شخصيتي رمانتيك ثابت شد. اما خودش مي گويد: «من در هاليوود دير به آرزويم رسيدم. فكر مي كردم زودتر از گمانم در حرفه بازيگري به مقام يك ستاره برسم.»«آيرونز» با بازي در فيلم پرهزينه «زن وكيل فرانسوي» (١٩٨١) كه اكران خوبي هم نداشت، در مقابل «مريل استريپ» ظاهر شد. با بازي در فيلم «اضافه كاري» (١٩٨٢) -در نقش يك كارگر لهستاني كه به سبب اوضاع آشفته سياسي وطنش، ترجيح مي دهد در انگلستان بماند- استعداد «آيرونز» به چشم همه آمد و جلوه گر شد. از نظر منتقدان اين فيلم يكي از بهترين بازي هاي «آيرونز» به شمار مي آيد.
وي سال ١٩٨٤ در برادوي و در نمايش «آن چه واقعيت دارد» اثر «تام استامپارد» بازي در مقابل «گلن كلوز» را تجربه و براي بازي در اين اثر جايزه معتبر «توني» را به عنوان بهترين بازيگر نقش مرد، از آن خود كرد. اواسط دهه ٨٠ او و همسرش در ٣ نقش اصلي، براي استوديوي «رويال شكسپير» ظاهر شدند. در اين زمان، بيشتر تماشاگران عام و حرفه اي سينما به نكته اي رسيدند ،كه منتقدان سينما سال ها بود بدان اعتراف كرده بودند، اين كه:«جرمي آيرونز انگليسي، با آن صورت نحيف كه سينما را به طور كلاسيك آموخته، از بهترين بازيگران مرد معاصر سينماست.» «آيرونز» برخلاف ديگر بازيگران هاليوود، در ايفاي نقش هاي گوناگون و متفاوت تبحر يافت و بي آن كه اعتبارش را به عنوان يك بازيگر حرفه اي به خطر بيندازد به تدريج به مقام يك «ستاره» رسيد.
به جرأت مي توان گفت ايفاي نقش شخصيت هاي شرور، تاكنون همواره برگ برنده «جرمي آيرونز» بوده است. خودش مي گويد:« اين شخصيت ها به من آرامش مي دهند.» در فيلم «تشابه» اثري مهيج از «ديويد كراننبرگ» كه احساس تخيل مخاطب را برمي انگيزد، «جرمي» هم زمان در دو نقش ظاهر شد. اين فيلم جايزه بهترين بازيگر مرد را، از سوي منتقدان نيويورك براي او به ارمغان آورد. پس از آن در فيلم «سرنگوني» در نقش فردي كه مظنون به قتل بود بازي كرد. وي براي بازي در اين فيلم نيز جايزه اسكار بهترين بازيگر نقش مرد را از آن خود كرد. سال ١٩٩١ «جرمي» پيشنهاد بازي را در نقش هاي اصلي دو فيلم «مصاحبه با خون آشام» و «سكوت بره ها» رد كرد. اگرچه در عوض، در فيلم مهيج و روانكاوانه «كافكا» (١٩٩١) به كارگرداني «استيون سودربرگ»، در نقش يك كارمند بيمه مبتلا به بيماري «پارانويا» خوش درخشيد. فيلم بعدي وي «واترلند» بود، و در كنار همسرش نقش يك معلم تاريخ را بازي كرد، كه خاطرات دوران كودكي اش او را شكنجه مي داد. سال ١٩٩٢ در فيلم «آسيب»، لباس يك سياستمدار انگليسي محافظه كار را پوشيد. بازي در فيلم حماسي و تراژيك «خانه ارواح» در سال ١٩٩٣ دومين تجربه همكاري آيرونز با «مريل استريپ» و «گلن كلوز» بود، كه وي با بازي در نقش يك اشراف زاده اسپانيايي به مسير تازه اي از بازيگري رسيد.
صداي شيطاني «گناه» در انيميشن «شيرشاه»، نام جرمي آيرونز را ديگر بار سر زبان ها انداخت. «جرمي » اوقات فراغتش را، با موتورسواري و اسب سواري سپري مي كند. او هم چنين در بازسازي يك قلعه تخريب شده در ايرلند كه متعلق به قرن ١٦ است، مشاركت دارد. حرفه «جرمي آيرونز» تاثير چنداني بر زندگي او و انتخاب نقش هايش نداشته است. زندگي شخصي او به ندرت مورد توجه رسانه هاست. سال ١٩٩٥ غرورش را زيرپا گذاشت و براي پيشرفت بيشتر، در فيلم «محكم باش و به راحتي نمير»، در مقابل «بروس ويليس»، نقش يك ضدقهرمان را ايفا كرد. اين فيلم با واكنش هاي متفاوتي مواجه شد. «جرمي» در دو فيلم بعدي اش نقش مشابهي را ايفا كرد. در «زيباي دلربا» به كارگرداني «برناردو برتولوچي» (١٩٩٦)، نقش نويسنده اي بيمار را بازي كرد.پس از آن نيز در بازسازي فيلم «لوليتا» به كارگرداني «آدريان لين» در نقش «هومبرت» ظاهر شد كه گرفتار عشقي نافرجام مي شود.«جرمي» سال ١٩٩٨ در فيلمي با نام «مردي با نقاب آهنين» به ايفاي نقش پرداخت كه واكنش منفي منتقدان را به همراه داشت.
سال ٢٠٠٠ بازي در فيلم «زندان ها و اژدهاها» را تجربه كرد كه متاسفانه فيلم موفقي نبود. «جرمي» سال ٢٠٠٢ را با بازي در ٢ فيلم پشت سر گذاشت. نخست در فيلم «ماشين زمان» به ايفاي نقش پرداخت و پس از آن در برابر دوربين «فرانكو زفيره لي» با بازي در نقش «لري كلي» در فيلم «كلس جاوداني» ، در كنار «فني اردن» ديگر بار خود را مطرح كرد. سال ٢٠٠٤ باز هم با دو فيلم موفق به سينما آمد. نخستين فيلم او دراين سال، «جوليا بودن» فيلمي كمدي و درام بود. پس از آن نيز در فيلم «تاجر ونيزي» در كنار «آل پاچينو» هنرنمايي كرد. ديري نپاييد كه در فيلم «كازانوا» در كنار «سينا ميلر» بازي كرد و در فيلم «پادشاهي بهشت» به كارگرداني «ريدلي اسكات» نيز نقش كوچكي را برعهده گرفت. «جرمي آيرونز» سال ٢٠٠٦ در فيلم موفق «امپراتوري درون مرزي» به كارگرداني كارگردان مطرح هاليوود «ديويد لينچ» به ايفاي نقش پرداخت.به جرات مي توان گفت طي دو دهه اخير، «جرمي آيرونز» يكي از غيرقابل پيش بيني ترين و جذاب ترين ستاره هاي سينماي جهان بوده است. بازيگري كه شايسته است براي تماشاي فيلم هاي بعدي او لحظه شماري كرد.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386 و ساعت 0:56 |

محسن چاووشي: هيچ وقت دلسرد نشدم

محسن چاووشي بدون ترديد يكي از محبوب‌ترين خواننده‌هاي پاپ است. او متولد سال 1358 در شهر آبادان است. در يك خانواده هشت نفري بزرگ شده و ليسانس حسابداري دارد و موفقيتش را مديون لطف و محبت‌هاي مادرش مي‌داند. با او گفتگويي انجام داديم كه گوشه‌هايي از آن را مي‌خوانيد. نسبت به آلبوم اولم تغييرات زيادي كردم، اون روزها خيلي كم سن و سال بودم، هيچ چيزي از دنياي موسيقي حرفه‌اي نمي‌دانستم اما حالا ديدگاهم نسبت به موسيقي عوض شده است. 
     اوايل كه كارم رو شروع كرده بودم، همه مي‌گفتند از فلان خواننده تقليد مي‌كنم اما رفته‌رفته صداي من پخته‌تر شد و خشي كه با بالا رفتن سن و تمرين زياد در صدايم ايجاد شد، باعث گشت صدايم از آن خواننده متمايز شود.
     شايد خواننده مجاز نباشم اما تا به حال كار بدي را نخوانده‌ام. من براي موسيقي و مخاطبم حرمت قائلم و هيچ‌وقت حاضر نيستم كار ضعيفي را به آنها ارائه بدهم.
     از اجراي ترانه «نفرين» بسيار پشيمانم البته من براي كار خانم حيدرزاده ارزش زيادي قائلم ولي به نظر من هيچ‌وقت يك عاشق نمي‌تواند معشوقش را نفرين كند چون او روزي انتخابش بود به همين خاطر با خواندن شعر«دستاي من عمري نمك خورده دستاي توئه، هر جوري نفرينت كنم آخر نانجيبيه» خواستم به نوعي آهنگ «نفرين» را جبران كنم.
    در رابطه با گرفتن مجوز، بدشانسي آوردم. آلبوم اول من در آستانه گرفتن مجوز بود حتي چند اصلاحيه هم به آن وارد شده بود اما تنها چند روز مانده به انتشار آلبوم، كار روي اينترنت پخش شد البته در اين رابطه خودم هم بي‌تجربگي كردم چرا كه كار را دست چند نفر سپردم. آنها هم رفاقت را در حقم تمام كردند و كار را روي اينترنت گذاشتند.
     قبلا اصلا آهنگ‌هاي با كلام را گوش نمي‌دادم و تنها موسيقي‌هاي بي‌كلام ريچارد كلايدرمن را گوش مي‌دادم اما خب مدتي است به اصرار دوستانم كار سايرين را هم گوش مي‌دهم. آلبوم جديدم «يه شاخه نيلوفر» نام دارد كه احتمالا تا چندي ديگر به بازار مي‌آيد. اين آلبوم نسبت به كارهاي قبلي‌ام فاخرتر است. در اين آلبوم، هم راك خوانده‌ام، هم اسلو و ترانس. تنظيم آلبوم جديدم بر عهده خودم است، البته كار شهاب اكبري هم خيلي خوب بود. من همين جا ازش تشكر مي‌كنم، منتهي احساس كردم خودم بيشتر از سايرين از حال و هواي آلبومم باخبرم البته محمدرضا آهاري هم در تنظيم آهنگ‌ها كمك كرد. شعر آلبوم هم مانند گذشته برعهده حسين صفا، امير ارجبين و اسلام محمدي است. آنها از دوستان بسيار نزديك و صميمي من هستند و با فضاي كاري‌ام كاملا آشنا هستند.
    با اينكه پيشنهادهاي زيادي براي تنظيم و آهنگسازي ساير خواننده‌ها داشتم ولي ترجيح مي‌دهم براي خودم كار كنم چرا كه سبك من مختص به خودم است و نمي‌تواند كمك زيادي به ديگران بكند. از ميان كارهاي خودم به «عشق دو حرفي» و «براي پاييزي» و «متاسفم» علاقه بيشتري دارم. خيلي دوست ندارم از من عكس و تصوير جديدي چاپ شود چرا كه اگر من از خودم عكس و تصويري به بازار بدهم، مسئولان فكر مي‌كنند من به دنبال مطرح كردن خودم به شكل غيرمجاز هستم.
     مدتي قبل شايعه شده بود كه مي‌خواهم از ايران بروم در حالي كه من هيچ‌وقت به اين مسئله حتي فكر هم نكردم. من دوست دارم در مملكت خودمان و براي هموطنانم بخوانم تا در غربت... در مورد فيلم «سنتوري» و حواشي آن تا به حال حرف‌هاي زيادي زده شده ولي آن چيزي كه مسلم است، صداي من باعث عدم اكران اين فيلم نشده چرا كه بعد از حذف صدايم هم مشكل اكران «سنتوري» همچنان پابرجاست.
     شايعاتي كه در مورد اختلاف من و رادان وجود دارد را به طور كامل تكذيب مي‌كنم. من و بهرام نه تنها هيچ‌گونه مشكلي با هم نداريم، بلكه مرتب با هم در تماسيم. «سنتوري» بدون ترديد به لحاظ هنري براي من سودمند بود اما از لحاظ مالي منافع من در نظر گرفته نشد. پيشنهادهاي زيادي براي بازيگري دارم اما خودم تمايل چنداني براي حضور در اين عرصه ندارم، ترجيح مي‌دهم كه فعلا در يك حرفه فعاليت كنم.
    ديگر قصد دوصدايي خواندن را ندارم...! با وجود مشكلاتي كه بر سر راه خوانندگي‌ام وجود داشت اما هيچ‌وقت دلسرد نشدم چرا كه اين كار را با عشق انجام مي‌دهم.
     اوايل فقط براي دل خودم كار مي‌كردم اما وقتي علاقه مردم را ديدم، تصميم گرفتم ديدگاهم را راجع به ترانه‌هايم عوض كنم. در آلبوم جديدم ديگر از كارهايي نظير «نامادري» و «نفرين» نمي‌خوانم... شايد باور كردنش هم براي شما مشكل باشد اما من از موسيقي درآمدي نداشته‌ام. مدتي قبل به دليل مشكلاتي كه بر سر راه خواندنم به وجود آمده بود، حسابي دلزده شده و قصد داشتم ديگر نخوانم اما دوستانم با من صحبت كردند كه براي موفقيت بايد جلوي مشكلات ايستاد، نه اين‌كه ميدان را خالي كرد.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در شنبه بیست و چهارم آذر 1386 و ساعت 2:56 |

پنجاه سال بازيگري؛ بزرگداشت جمشيد مشايخي

گفتمش نقاش را نقشي كشد از زندگي
با قلم نقش حبــــــابي برلب دريا كشيد

عزت الله انتظامي ، بهزاد فراهاني و جمشيد مشايخي
عزت الله انتظامي تقدير نامه خانه تئاتر را به جمشيد مشايخي اهدا كرد

اين شعر نقش بسته بر روي كارت هايي بود كه هنرمندان را براي حضور در خانه هنرمندان ايران واقع در خيابان ايرانشهر- باغ هنر دعوت مي كرد. اين دعوت براي شركت در مراسمي به عنوان "پنجاه سال سايه دوست داشتني جمشيد مشايخي" بود.

بانيان پاسداشت 50 سال زندگي هنري حرفه اي جمشيد مشايخي، سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران، موسسه تصوير شهر، خانه هنرمندان ايران، موسسه فرهنگي هنري چهره آزاد، انجمن بازيگران سينما، خانه سينما و خانه تئاتر بودند.

اين مراسم در عصر روز چهارشنبه 14 آذر در تالار بتهوون با حضور هنرمنداني چون حميد سمندريان، جعفروالي، جمشيد لايق، مرتضي احمدي، محمد علي كشاورز، ايرج راد، مهتاج نجومي، پروين سليماني، پرويز پورحسيني، داريوش فرهنگ، آيدين آغداشلو، مهين شهابي، خسروشكيبايي، رويا تيموريان، مسعود رايگان، اسماعيل شنگله، اصغربيچاره، جلال معيريان و... شروع شد.

جعفروالي، حميد سمندريان، آيدين آغداشلو، عزت الله انتظامي، محمدعلي كشاورز، اكبرعالمي، داود رشيدي و خسرو شكيبايي سخنرانهاي اين برنامه بودند.

اكبر عالمي گفت كه كساني مانند جمشيد مشايخي ميراث فرهنگي ما هستند و آيدين آغداشلو با اشاره به فيلم كمال الملك اظهار كرد كه وقتي او را سر صحنه ديدم، انگار كمال الملك را ديده ام.

حميد سمندريان از نخستين كساني است كه جمشيد مشايخي را بر روي صحنه هدايت كرده است

حميد سمندريان، از نخستين كساني است كه جمشيد مشايخي را بر روي صحنه هدايت كرده، يكي از ويژگي هاي بارز جمشيد مشايخي را عاشق پيشه بودن او نام برد و ديگر اينكه او در آفرينش نقش قدرت تبديل بالايي دارد و با اشاره به نمايش آندورا گفت كه او تطابق فرهنگي و تلفيق نمايش خارجي با فرهنگ بومي را به خوبي انجام مي دهد.

خانه تئاتر با تقدير نامه اي با خوشنويسي ميرخواني و لوح خانه تئاتر و انجمن بازيگران سينما با تقديم تنديسي اثر قدرت الله عاقلي و تقديرنامه و شهردار تهران با تقديرنامه اي از او قدرداني كردند.

دراين مراسم سه قطعه موسيقي اجرا شد كه قطعه اول توسط نويد مصطفي پور و سعيد رودباري اثري از پرويز ياحقي و قطعه دوم گروه صبا به خوانندگي فاضل جمشيدي با شعري از مولانا و قطعه سوم يك اثر كردي توسط فريدون درويشي و تقي آبادي اجرا شدند.

آخرين برنامه اين مراسم پخش فيلمي درباره جمشيد مشايخي بود كه هنرمندان نسل هاي مختلف نظرات خودشان را درباره او مي گفتند. در اين فيلم همچنين بخش هايي از زندگي هنري و شخصي او را نشان مي داد. كارگردان اين فيلم امير مهرتاش مهدوي بود كه پرويز پرستويي متن گفتار فيلم را مي خواند.

برنامه با سرود "اي ايران" كه به درخواست برگزار كنندگان توسط حضار اجرا شد، پايان يافت.

پنجاه سال حضور

جمشيد مشايخي در 6 آذرماه سال 1313 در تهران بدنيا آمد كه اين مراسم در واقع هم بزرگداشت 50 سال فعاليت هنري و هم جشن 74 سالگي او بود. جمشيد مشايخي در ابتدا به اصرار پدر به مدرسه نظام رفت ولي به خاطر ناسازگاري روحيه اش با نظام از آن خارج شد.

او كار تئاتر حرفه اي را از سال 1336 آغاز كرد. پيش از اين تجربه بازي در نمايش را در دوران مدرسه آغاز كرده بود كه با تاسيس اداره هنرهاي دراماتيك پس از خروج از مدرسه نظام به آن پيوست.

اولين نمايش حرفه اي او "وظيفه پزشك " بود و بعد از آن در نمايش هاي بسياري از جمله " آي بي كلاه، آي با كلاه" اثر غلامحسين ساعدي، " لونه شغال" و " افعي" اثر علي نصيريان، " آندورا" اثر ماكس فريش، " مرده هاي بي كفن و دفن" اثر ژان پل سارتر به كارگرداني حميد سمندريان بازي كرده است.

آخرين بازي صحنه اي جمشيد مشايخي در نمايش " شب برروي سنگفرش هاي خيس" نوشته اكبر رادي به كارگرداني هادي مرزبان در سال 1377 بوده است.

جمشيد مشايخي در بيش از 90 فيلم بازي كرده است كه مشهورترين آنها عبارتند از: خشت و آينه به كارگرداني ابراهيم گلستان، قيصر به كارگرداني مسعود كيميايي، سوته دلان و كمال الملك به كارگرداني علي حاتمي، شازده احتجاب و يك بوس كوچولو به كارگرداني بهمن فرمان آرا، گاو به كارگرداني داريوش مهرجويي و روز واقعه به كارگرداني شهرام اسدي.

سلطان صاحبقران، هزاردستان و داستانهاي مولوي به كارگرداني علي حاتمي و امام علي به كارگرداني داود ميرباقري از سريال هاي تلويزيوني مطرحي است كه جمشيد مشايخي در آنها حضور داشته است.

او در ششمين دوره چهره هاي ماندگار به عنوان چهره ماندگار سينماي ايران برگزيده شد و در آبان ماه سال 85 در پاريس به خاطر 5 دهه فعاليت هنري از او تجليل به عمل آمد.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در شنبه بیست و چهارم آذر 1386 و ساعت 2:47 |

علي حاتمي قصد داشت حضرت محمد (ص) را نشان دهد

امير حسين شريفي پس از 11 سال، به ذكر جزئياتي از پروژه ساخته نشده مرحوم علي حاتمي با عنوان آخرين پيامبر درمورد زندگي رسول‌اكرم (ص) پرداخت.
به گزارش خبرگزاري انتخاب اميرحسين شريفي تهيه‌كننده سينما در گفت‌وگو با فارس، پس از سال‌ها به تشريح جزئياتي از پروژه‌اي كه قرار بود در سال 75 با مرحوم علي حاتمي بسازد و به دليل درگذشت اين سينماگر فقيد ناتمام ماند، پرداخت.
تهيه‌كننده و مجري طرح «آخرين پيامبر» گفت: براي ساخت پروژه تلويزيوني «محمد رسول‌الله» يا «آخرين پيامبر» جلسات زيادي با مرحوم حاتمي در مجمع جهاني تقريب ‌مذاهب اسلامي با روحانيون داشيتم و چند سفر نيز هم به مشهد و آستان قدس رضوي داشتيم و صحبت‌هايي هم براي انجام اين كار با آنجا داديم و مراحل نگارش فيلمنامه را آغاز كرديم.
شريفي گفت: مرحوم حاتمي مراحل نوشتاري فيلمنامه «آخرين پيامبر» را سال 75 پس از تحقيقات فراوان آغاز كرد و تا مرحله نوشتن سيناپس اين فيلمنامه را پيش برد. اين در حالي بود كه چند روحاني نيز در مجمع تقريب مذاهب اسلامي، بر اين نوشته‌ها نظارت مي‌كردند.
اين تهيه‌كننده با اشاره به اين كه وقت‌شناسي علي حاتمي بي‌نظير بود، تصريح كرد: ما چند سفر هم به اصفهان براي نوشتن فيلمنامه داشتيم و بسيار متأسف و متأثرم كه عمر ايشان كفاف نداد كه اين سريال را در كنارشان بسازيم.
وي گفت: نوشته‌ها و مراحل نگارش سيناپس آماده بود كه كسالت ايشان شروع شد و رفته‌رفته اميد ما هم براي ساخت اين سريال از بين رفت.
شريفي در مورد احتمال ساخته شدن «آخرين پيامبر» توسط سينماگر ديگري گفت: فكر مي‌كنم كه هيچكس ديگر نمي‌تواند مانند علي حاتمي بنويسد و نمي‌تواند روي فيلمنامه اوليه «آخرين پيامبر» مثل ايشان روي اين نوشته‌ها كار كند.
وي تاكيد كرد: نگاه جدي مرحوم حاتمي به اين كار كه حاصل از اعتقاد مذهبي ايشان بود، براي من بسيار جالب بود. نگاه ايشان به ساخت اين سريال به نحوي بود كه با ساير كارهاي تاريخي كاملاً تفاوت داشت. يكي از مواردي كه بر سر آن بحث‌هاي زيادي درگرفت، اين بود كه راهي براي نشان دادن حضرت رسول(ص) پيدا كنيم.
شريفي گفت: با وجودي كه با اين قضيه مخالفت شد اما مرحوم حاتمي هميشه به دنبال راهي مي‌گشت تا بتواند حضرت رسول را در اين سريال نمايش دهد.
شريفي اضافه كرد: او نگاهي كلان به پروژه داشت و حتي دوست داشت از بازيگران خارجي در اين كار استفاده كند ما اجل مهلتش نداد.
وي متذكر شد: 14 آذر 75 غم‌انگيزترين روز عمر من بود كه نگذاشت اين سريال را با مرحوم حاتمي بسازيم. اگر اين سريال ساخته مي‌شد با تمام آثار مذهبي كه راجع به ائمه ساخته شده، تفاوت داشت. من واقعاً تأسف مي‌خورم كه اين كار به نتيجه نرسيد و من اين حسرت را تا آخر عمر با خود خواهم داشت.
تهيه‌كننده و مجري طرح «آخرين پيامبر» گفت: اميدوارم نوشته‌هاي علي حاتمي درباره اين پروژه، در «موزه سينما» نگهداري شود. 

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در شنبه بیست و چهارم آذر 1386 و ساعت 2:40 |

موافقت رئيس جمهور با ساخت فيلمش توسط اليور استون

جواد شمقدري گفت: رئيس جمهور با ساخت فيلمش توسط اليوراستون موافقت كرد.

مشاور هنري رئيس جمهور كه در همايشي با عنوان «عملكرد دولت نهم و لزوم اطلاع رساني و نقد سازنده يا مخرب» كه از سوي بسيج دانشجويي دانشكده  علوم اقتصادي برگزار شد، سخن مي گفت، در پاسخ به سؤالي علت مخالفت خود با ساختن فيلم مستندي در مورد احمدي نژاد كه «اليوراستون» پيشنهاد آن را داده است، افزود: خود كاسترو در خصوص فيلمي كه استون در خصوص او ساخته است، شكايت دارد، زيرا شيطنت هايي در ساخت اين فيلم صورت گرفته است به طور مثال در حالي كه در آمريكاي لاتين، گرسنگي معضل بزرگ است بارها صحنه  غذا خوردن و صحبت كردن كاسترو تكرار مي شود كه در ذهن مخاطب تأثير بد مي گذارد علاوه بر آن فيلمهاي اخير او نيز مشكل دارد.

وي در عين حال گفت: با وجود اين تصميم نهايي را به خود احمدي نژاد واگذار كرده ايم كه او موافقت كرده است. از استون خواسته ايم به ايران بيايد و مذاكراتي در اين خصوص انجام گيرد كه به نظر ما پيروز نهايي احمدي نژاد خواهد بود.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در شنبه بیست و چهارم آذر 1386 و ساعت 2:34 |

بازيگر زن ايراني الاصل‌ در فيلم زندگي صدام

اليكس هومز كارگردان فيلم امريكايي – انگليسي بين النهرين فيلم زندگي صدام حسين از پايان يافتن تصويربرداري اين فيلم و حضور يك بازيگر ايراني الاصل به عنوان همسر صدام خبر داد.

با پايان گرفتن فيلم صدام حسين رييس جمهور معدوم عراق كه با همكاري بي بي سي ، شبكه تلويزيوني HBO آمريكا و شركت توليدي سندباد تونس، راه اندازي شده بود، اين امر انتقاد بسياري از كشورهاي عربي به ويژه فعالان عرصه سينمائي را برانگيخت.

اين فيلم كه با صحنه تسليم طارق عزيز به نيروهاي آمريكا آغاز مي‌شود، به شيوه زندگي و ارتباط صدام با خانواده و نزديكانش مي‌پردازد و ناگفته هايي از زندگي خصوصي وي و پسران و دختران و همسران آنان را به نمايش مي‌گذارد.

اليكس هومز با بيان اينكه براي اين فيلم حدود 3 ميليون دلار هزينه شده است، افزود: اقدس لودوور بازيگر امريكايي و ايراني الاصل نقش ساجده خير الله همسر صدام، مكرم خوري بازيگر فلسطيني نقش طارق عزيز، عمرو واكد بازيگر مصري نقش حسين كامل همسر رغد دختر صدام حسين و سعيد دعمائي بازيگر مراكشي نقش برزان تكريتي برادر ناتني صدام را ايفا كرده است.

وي با اشاره به اين كه نقش صدام حسين فقط به دليل شباهت به يك هنرمند اسراييلي الاصل داده شده است، تصريح كرد: اعتقاد برخي منتقدان بر اين فيلم انتقادي بيهوده است؛ چراكه اين فيلم فقط به نقاط منفي و مثبت زندگي صدام مي‌پردازد و به هيچ وجه به عرب‌ها توهين نمي‌كند.

اين درحالي است كه مكرم خوري بازيگر نقش طارق عزيز در اين باره گفت: با توجه به اين كه طارق عزيز هنوز زنده است و من با مطالعه فراوان ويژگي هاي شخصيتي وي اين نقش را به عهده گرفتم، ولي هنوز از اين امر بسيار نگرانم.

يادآور مي‌شود كه فيلم بين النهرين در تونس تصويربرادري شده كه بسياري از شهروندان عراقي از عدم مشاركت عراقي‌ها در تيم سازنده اين فيلم انتقاد كرده‌ند و معتقدند اين امر باعث عدم برقراري ارتباط مردم اين كشور با فيلم مذكور مي‌شود و براي آنان اين اتفاقات قابل لمس نخواهد بود

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در شنبه بیست و چهارم آذر 1386 و ساعت 2:27 |

نام : شاهرخ خان

تاريخ تولد : دوم نوامبر سال ۱۹۶۵

محل تولد : دهلي نو

نام پدر : مهندس تاج زمان

نام مادر : مادر او نيز مهندس بود .

نام برادران : -----

نام خواهران : شهناز

وضعيت تاهل : متاهل

نام همسر : گوري چيباخان

نام فرزندان :پسراو آرين و دخترش سوهانا

نام اولين فيلم : سريال تلويزيوني فوجي

نسبت هنري :

همسر او گوري چيباخان طراح لباس بوده

ولي حالا به کار تهيه کنندگي

روي آورده است و پسر او آرين به کار دوبله روي آورده است .

زندگي نامه :

شاهرخ خان در دوم نوامبر سال ۱۹۶۵ در دهلي نو در خانواده اي تحصيل کرده

متولد شد . پدر او تاج زمان نام داشت و مهندس بود . مادرش در رشته مددکاري

اجتماعي و در دانشگاه آکسفورد درس خوانده بود و مدرک فوق ليساني داشت
. او

جزء معدود زنان تحصيل کرده هند در زمان خودش بود . يوسف خان ( دليپ کمار )

يکي از نزديک ترين اقوام پدري شاهرخ خان و به نوعي پدر خوانده اش محسوب

مي شود . شاهرخ خان يک خواهر به نام شهناز دارد . شهناز در سال ۱۹۷۱ به

دنيا آمده و شش سال از شاهرخ خان کوچک تر است . شاهرخ خان در کالج هنس راج

به تحصيل مشغول شد و سپس در دانشگاه دهلي به تحصيلات خود ادامه

داد . شاهرخ خانبازيگري را با حضور در سريالي تلويزيوني با نام فوجي آغاز کرد و

از همان زمان بازي او مورد تئجه قرار گرفت . اولين فيلم شاهرخ خان دل آشناهه

نام داشت اين نقشتوسط هيما ماليني بود که قدرت بازيگري او را کشف

کرد . بعد از اين فيلم و تا به امروز اکثر فيلم هاي شاهرخ خان با استقبال

فراواني رو به رو شده اند . شاهرخ خان قدرت و توانايي فراواني در بازيگري

دارد و به همين خاطر لقب سلطان باليوود را نيز از آن خود کرده است .

او طرفداران بي شماري در سراسر دنيا دارد . از سال ۱۹۹۲ تا سال ۲۰۰۲ شاهرخ خان

به طور پياپي هر سال به عنوان بهترين بازيگر سال شناخته شد و ده جايزه فيلم فير

را در طي اين ده سال ها به خود اختصاص داد . شاهرخ خان علاوه بر اين که

در زمينه کاري موفق است در زندگي خانوادگي نيز موفق بوده است . او عاشق

همسر و فرزندانش است . شاهرخ خان با گوري چيباخان که دختري از يک خانواده

اصيل پنجابي بود ازدواج کرد . خانواده گوري مخالف ازدواج او با دخترشان بودند اما

بعد از رفت و آمدهاي فراوان و اصرارهاي مکرر شاهرخ خان سرانجام راضي

به انجام اين وصلت شدند . شاهرخ خان عاشق گوري است و علاقه فراواني

نيز به دو فرزندش آرين و سوهانا دارد . فرزند اول او آرين در سيزدهم نوامبر

سال ۱۹۹۷ به دنيا آمد و دختر او سوهانا در ۲۳ ژوئن سال ۲۰۰۰ متولد شده

است .


شاهرخ خان در سال ۱۹۸۱ پدرش را ز دست داد و در سال ۱۹۹۰

مادرش را . شاهرخ خان به همراه جوهي چاولا در سال ۲۰۰۰ کمپاني توليد

فيلمي با نام ديريمز آن ليميتد را راه اندازي کردند و تا کنون چندين فيلم توسط

اين کمپاني تهيه شده است . آرين پسر شاهرخ خان نيز به تازگي وارد عالم هنر

شده است او به همراه پدرش کار دوبله قسمتي از فيلم اينکردبيل را بر عهده

داشت . شاهرخ خان هم اکنون به همراه خانواده اش در خانه اي به نام منت

ساکن است اين خانه بزرگ در شهر بمبئي واقع شده است . گوري نيز که در

گذشته به عنوان طراح لباس در باليوود حضور داشته هم اکنون به کار تهيه کنندگي

روي آورده است و فيلم مه هو نا اولين کار تهيه او محسوب مي شود . شاهرخ خان

بعد از اکران دو فيلم اخير خود وير - زرا و سوادس تصميم گرفت که تا مدتي هيچ پروژه اي

را نپذيرد و اوقاتش را در کنار خانواده اش سپري کند و بعد از اين مدت دوباره شاهرخ خان

شروع به هنرپيشگي کرد که فيلم در حال اکران او که با راني موکرجي بازي کرده است

پاهلي نام دارد . تاکنون شايعه اي در مورد شاهرخ خان و روابطش با ديگر بازيگران

شنيده نشده است . تنها موردي که گاهي به آن اشاره مي شود روابط ميان

کاجل و شاهرخ خان است . تماشاگران سينماي هند معتقدند که اين زوج بسيار

مناسب يکديگر هستند و تا مدت ها نيز عنوان مي شد که روابط ميان کاجل و

شاهرخ خان بسيار صميمانه تر از روابط ميان دو دوست است و آن ها به يکديگر

علاقه مند هستند . اما شاهرخ خان و کاجل هميشه در مقابل اين شايعات عنوان

مي کنند که آن ها تنها دوستان خوبي براي يکديگر هستند و روابطشان دوستانه است .

شاهرخ خان متولد ۲ نوامبر سال ۱۹۶۵ در دهلي مي باشد.





او از ابتدا به سينما و بازيگري علاقه داشت و از همان دوران کودکي داستان هاي

کوتاه مي نوشت . او رفته رفته به عرصه بازيگري وارد شد و با سريال هاي تلويزيوني

شروع به کار کرد و معروف ترين سريالي که شاهرخ خان در آن حضور داشت سريال

" ارتشي " ( Fauji) بود که با ابزي در اين سريال موجبات ورود خود به سينما را مهيا کرد .



او اولين قرارداد سينمايي خود را با هما ماليني براي فيلم " دل آشناست

( Dil Ashna Hai ) "بست و همگان هما ماليني را به عنوان معرفي کننده شاهرخ خان

به سينمامي شناسند البته اولين فيلمي که از شاهرخ خان اکران شد فيلم

" ديوانه ( Deewana ) " بود . شاهرخ خان در همان سال که اين دو فيلم به اکران

در آمد , در چند فيلم ديگر هم ظاهر شد که البته همه آن ها نقش هايي کوتاه بودند

ولي همين نقش هاي کوتاه توانست براي او جايزه بهترين بازيگر تازه کار را به ارمغان

بياورد . اولين فيلم شاهرخ خان که در آن نقش اصلي را عهده دار بوده فيلم

" راجو آقا شده ( Raju Ban Geya Gentlemen ) " بود که در کنار جوهي چاولا که او

هم بازيگري تازه کار بود .



دومين فيلم نقش اصلي شاهرخ خان فيلم " معجزه ( Chamatkar ) " که در آن در کنار

اورميلا قرار گرفت و توانست چهره خوبي از خود نشان دهد .



شاهرخ خان در سال 1993 توانست با ابزي در فيلم هاي " بازيگر ( Baazigar ) " و

" وحشت ( Darr ) " در نقش منفي حضور خود را در سينما تثبيت کند و در همان سال

براي بازي در فيلم " بازيگر " جايزه بهترين بازيگر مرد سال را از آن خود کرد که البته

همگان آن را حق سانجي دات مي دانستند چرا که بازي بسيار عالي او در فيلم

" شرور ( Kal Nayak ) " مي توانست هر جايزه اي را به او اختصاص دهد ولي دستگيري و

به زندان افتادن او به خاطر بمب گذاري و ممنوع التصوير شدن او باعث شد که اين جايزه

به او تعلق نگيرد . اما بازي شاهرخ خان در فيلم " وحشت ( Darr ) " واقعا عالي و

ستودني مي باشد . او آن قدر نقشش در اين فيلم را عالي بازي کرده بود که حتي

ياش چوپرا کارگردان بزرگ سينماي هند را تحت تاثير قرار داده بود و باعث شد که

ياش چوپرا از همان زمان تا الآن , بارها فيلم هاي خود را براي بازي به شاهرخ خان بدهد .



شاهرخ خان در سال 1994 در فيلم " عاقبت - سرانجام ( Anjaam ) " باز هم در نقشي

منفي ظاهر شد تا توانايي خود را در ارائه بازي در اين گونه نقش ها نشان دهد و

توانست جايزه بهترين نقش منفي را در آن سال به خاطر بازي در اين فيلم از آن خود

کند . فيلمي که نقطه عطفي براي شاهرخ خان محسوب مي شود که البته با توجه

به توانايي شاهرخ خان در ارائه نقش هاي منفي متاسفانه اين فيلم آخرين فيلمي

بود که او در نقشي منفي ظاهر شد .



سال هاي 1995 و 1996 براي شاهرخ خان سال هايي پر شکست بود و به جز فيلم

" عاشقان عروس ها را مي برند ( Dilwale Dulhaniya Le Jayeneg ) " که توسط

ياش چوپرا و پسرش ساخته شده بود او 8 فيلم شکست خورده در کارنامه خود

داشت و واقعا شانس با او يار بود که ياش چوپرا بازي در اين فيلم را به او داده بود و

باعث شد تا شاهرخ خان با دريافت جايزه بهترين بازيگر مرد سال براي همين فيلم در

سينما باقي بماند و شکست هاي پياپي او از ياد برود . البته شاهرخ خان در همين

سال ها فيلم موفق " کرن آرجون ( Karan Arjun ) " را به کارگرداني راکش روشن و با

بازي در کنار سلمان خان و کاجل نيز در کارنامه دارد . نکته جالب توجه و قابل ذکر در مورد

فيلم هاي شکست خورده شاهرخ خان در اين سال ها فيلم " عزيزم , اين هندوستان

است ( Oh Darling Yeh Hai India ) " مي باشد که در سال 1995 به عنوان دومين

فيلم بد سال لقب گرفت و با اعتراض مردم و کارشناسان نيز همراه بود چرا که در آن به

کشور هند توهين شده بود و خيلي ها شاهرخ خان را به خاطر اين که بازي در اين فيلم

را قبول کرده بود سرزنش کردند .



شاهرخ خان در سال 1997 نيز خود را مديون ياش چوپرا مي داند . او در اين سال در 4

فيلم ظاهر شد که به جز فيلم دل که ديوانه است ( Dil To Paagal Hai ) " که توسط

ياش چوپرا ساخته شده بود و با موفقيت چشمگيري رو به رو شد , 3 فيلم ديگر او با

شکست رو به رو شد ولي حضور در همان فيلم ياش چوپرا يعني " فيلم دل که ديوانه

است " براي شاهرخ خان کافي بود تا باز هم شکست هاي او مورد توجه قرار نگيرد .

ضمنا شاهرخ خان موفق شد براي بازي در اين فيلم جايزه بهترين بازيگر مرد سال را نيز

از آن خود کند .



سال 1998 و فيلم پر خرج " از دل ( Dil Se ) " که توسط ماني رتنم ساخته شد با بازي

شاهرخ خان شکست خورد و کارشناسان يکي از دلايل اصلي آن را بازي نه چندان

قوي شاهرخ خان مي دانستند و خود ماني رتنم نيز از حضور کم رنگ شاهرخ خان

بسيار ناراضي بود و اعتقاد داشت که شاهرخ خان تمام وقت و انرجي خود را صرف بازي

در فيلم " يک طوري ميشه ( Kuch Kuch Hota Hai ) " به کارگرداني کرن جوهر کرده

است و وقت کمي را به فيلم او اختصاص داده است . بله شاهرخ خان در فيلم

" يک طوري ميشه " نقشي پر رنگ داشت و با بازي در اين فيلم پر زرق و برق و

جذاب براي بينندگان , توانست جايزه بهترين بازيگر مرد سال را از آن خود کند تا همگان

به صحت صحبت هاي کارشناسان و حتي ماني رتنم پي ببرند . شاهرخ خان در اين

فيلم در کنار کارگرداني تازه کار قرار گرفته بود البته لازم به ذکر است که ياش جوهر

همواره به پسرش در ساخت اين فيلم کمک مي کرد ولي کار در کنار کارگردان تازه کار

بسيار سخت است اما ثروت کرن جوهر و دستمزد بالايي که به شاهرخ خان داده شده

بود همه چيز را مهيا کرده بود تا شاهرخ خان از تمام وجودش براي اين فيلم مايه بگذارد .



شاهرخ خان در سال 1999 در فيلم کمدي " پادشاه ( Baadshah ) " حضور پيدا کرد ولي

موفقيتي کسب نکرد . سال 2000 و فيلم " محبت ها - عشق ها ( Mohabbatain ) "

براي شاهرخ خان بسيار عالي بود و بازي در کنار اسطوره سينماي هند يعني آميتاب

بچن براي شاهرخ خان يک افتخار محسوب مي شود . فروش قابل توجه اين فيلم نيز

در نوع خود جالب بود ولي با همه اين تفاسير بازي شاهرخ خان در اين فيلم زير سايه

بازي ريتيک روشن در فيلم " بگو عشق وجود دارد ( Kaho Naa Pyaar Hai ) " قرار گرفت .

شاهرخ خان در اين سال در فيلم موفق " خشم ( Josh ) " را نيز در کارنامه خود دارد .

شاهرخ خان در سال 2001 باز هم در کنار آميتاب بچن قرار گرفت و در فيلم

" گاهي شادي گاهي غم ( Kabhi Khushi Kabhi Gham ) " ساخته کرن جوهر حضور

پيدا کرد و نکته جالب اين فيلم قرار گرفتن شاهرخ خان و ريتيک روشن در کنار هم بود . از

ديگر فيلم هاي شاهرخ خان در اين سال " آشوکا ( Asoka ) " مي باشد .



سال 2002 و جايزه اي عجيب براي شاهرخ خان به خاطر بازي در فيلم " دوداس ( Devdas ) "

, فيلمي که يک کپي برداري کامل از نسخه قديمي آن با بازي دليپ کمار بود به طوري که

حتي 95% ديالوگ هاي آن هم کپي شده بود ولي اين فيلم در کمال ناباوري موفق از آب

در آمد و کارشناسان علت آن را تجديد خاطره و يادآوري بازي دليپ کمار مي دانند نه هنر و

ساخت قوي آن . شاهرخ خان براي بازي در اين فيلم جايزه بهترين بازيگر مرد سال را نيز ازان خود كرد 

.


شاهرخ خان در سال 2003 در فيلم " شايد فردا وجود نداشته باشد ( Kal Ho Naa Ho ) "

به خوبي ايفاي نقش کرد ولي باز هم نتوانست در مقابل بازي عالي ريتيک روشن در فيلم

" کسي را پيدا کردم ( Koi Mil Gaya ) " جايي داشته باشد . او در اين سال فيلم

" رفته رفته ( Chalte Chalte ) " را نيز در کنار راني موکرجي داشته است .


شاهرخ خان در سال 2004 در 3 فيلم بازي کرده است که " مگه من نيستم

( Main Hoon Naa ) " در ابتداي سال اکران شد که چندان چنگي به دل نمي زد ولي فيلم

" وير زرا ( Veer-Zaara ) " با موفقيت همراه بود , فيلمي که توسط ياش چوپرا ساخته

شده است ودر نهايت آخرين فيلم شاهرخ خان در سال 2004 يعني فيلم

" صد ملت ( هند ) ( Swades ) " که نتوانست موفقيتي براي شاهرخ خان کسب کند و

باز هم ضعف شاهرخ خان را در فيلم هاي هنري و کار با کارگردانان هنري نمايان کرده است .



شاهرخ خان در چند ساله اخير به خاطر بازي در فيلم هاي پر زرق و برق که بيننده را به

راحتي جذب مي کند و ديگر بيننده به توانايي بازي بازيگران دقت چنداني ندارد , محبوبيت

زيادي نزد سينما دوستان و حتي ايرانيان پيدا کرده است ولي شايد خيلي از عزيزان

ندانند که شاهرخ خان در نگاه کارشناسان حرفه اي سينماي هند به يک کپي بردار تمام

عيار شهور است و هرگز او را در کنار بازيگران پر قدرت سينماي هند همانند آميتاب بچن ,

دليپ کمار , ناصرالدين شاه , نانا پتکر و عامر خان قرار نمي دهند . شايد شاهرخ خان

از نظر محبوبيت با بازيگران ذکر شده مقابله کند و حتي برخي از آنان را پشت سر بگذارد

که آن را مديون فيلم هاي ياش چوپرا مي باشد که همواره تماشاگر پسند است ولي

از لحاظ توانايي در بازيگري هرگز ياراي مقابله با بازيگران نام برده را نداشته و ندارد .


بيش تر طرفداران شاهرخ خان در کشور هند جزو عوام مي باشند يعني امروز طرفداران

شاهرخ خان و فردا طرفداران ريتيک و بعد ها هم طرفدار ديگري ... لازم به ذکر است

که نقطه ضعف بزرگ شاهرخ خان اين است که هرگز مورد توجه کارشناسان حرفه اي

سينما و بينندگان حرفه اي اين هنر قرار نگرفته است .


با نگاهي دقيق به کارنامه هنري شاهرخ خان به راحتي مي توان به اين نکته پي برد که

او تمام موفقيت خود را مديون فيلم هاي پر زرق و برق ياش چوپرا و کرن جوهر مي باشد

گرنه او هرگز در کنار کارگردانان هنري سينماي هند مانند ماني رتنم , ديپا مهتا ,

کتان مهتا و آشوتوش گواريکر و ... و همين طور کارگردانان نچندان مطرح سينماي هند ,

موفق نبوده است

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در شنبه بیست و چهارم آذر 1386 و ساعت 2:1 |

توضیحات فیلمو گرافی سلمان خان

 

سلمان خان

سلمان خان متولد ۲۷ دسامبر ۱۹۶۵ در بمبئی می باشد . او دارای یک خانواده کاملا هنری

است . پدر او سلیم خان از نویسندگان سینمای هند و برادران او ارباز خان ( بازیگر ) و

 سهیل خان ( کارگردان و بازیگر ) و مادر خوانده او هلن از بازیگران قدیمی سینمای هند می باشد .

 

سلمان خان کار هنری خود را در سال ۱۹۸۸ با فیلم " همسر این جوریش خوبه

 ( Biwi Ho To Aisi ) " شروع کرد . او در این فیلم در کنار رکا و ام پوری قرار گرفت و توانست

 در اولین تجربه سینمایی خود کار قابل قبولی از خود ارائه دهد .

 

سال ۱۹۸۹ سال شروع موفقیت سلمان خان بود . او با بازی در فیلم " من عاشق شدم

( Maine Pyar Kiya ( " در کنار بازیگری تازه کار با نام باگیا شری توانست حضور خود را در

 سینما تثبیت کند . این فیلم که یک رومانتیک تکراری بود با بازی عالی سلمان خان به فیلم

 دیدنی تبدیل شد و سلمان خان با این فیلم در یک شب ره چند ساله را سپری کرد و

شخصیت " پریم " از این فیلم شخصیتی ماندگار برای سلمان خان و فیلم های او شد .

او در سال ۱۹۹۰ در فیلم " یاقی ( Baghi ) " در کنار نغمه قرار گرفت ولی این فیلم چندان

 موفق نبود .

 

در سال ۱۹۹۱ سیل پیشنهادات به سوی سلمان خان روانه شد . او در این سال در ۵ فیلم

 داشت که مهم ترین آن فیلم " یار ( Saajan ) " بود که در کنار بازیگر قدرتمند آن زمان

سانجی دات و هم چنین مادوری دیکشیت قرار گرفت . بازی بی نقص سلمان خان در این

 فیلم واقعا دیدنی است و شاید در آن سال ها کسی به جز او نمی توانست این گونه

 عالی کار کند .

 

سلمان خان در سال ۱۹۹۲ زوج هنری خود را پیدا کرد . کاریشما کاپور که در آن روزها بازیگری

 تازه کار بود توانست زوج خوبی را با سلمان خان تشکیل دهد که این زوج هنری تا یکی

دو سال قبل هم همکاری خوبی را با هم داشتند که به خاطر ازدواج کاریشما و دوری او

از سینما این همکاری موقتا خاتمه یافته است . سلمان خان در سال ۱۹۹۲ در فیلم های

 " جگروتی ( Jagruti ) " و " هدف ( Nishchay ) " در کنار کاریشما کاپور قرار گرفت

سلمان خان در سال ۱۹۹۳ در کنار بازیگر بزرگ آن زمان یعنی سری دیوی قرار گرفت ولی

این فیلم با نام " گل نیلوفر ( Chandra Mukhi ) "  نتوانست موفقیتی برای سلمان خان کسب کند .

 

کمدی فوق العاده " کار خود به شیوه خود ( Andaz Apna Apna ) " در سال ۱۹۹۴ سلمان خان

 را وارد سینمای کمدی کرد و چه قدر هم ورود او به دنیای کمدی مفید بود . او در این فیلم

 در کنار عامر خان و راوینا و زوج هنری خود کریشما کاپور بازی قابل قبولی را ارائه کرد .

 سلمان خان در همین سال یعنی ۱۹۹۴ رکورد سینمای هند را در میزان فروش " ما با

 شما چه نسبتی داریم ( Hum Aapke Hai Kaun ) " شکست و این فیلم تا این لحظه

پر فروش ترین فیلم تاریخ سینمای هند می باشد . او در این فیلم با مادوری همبازی

 می باشد . فیلمی کانلا رومانتیک با داستانی بسیار لطیف و روان و با شخصیت هایی

 که همه مهربان و دوست داشتنی هستند .

 

سال ۱۹۹۵ و اولین مشکل حاشیه ای بزرگ برای سلمان خان در کارنامه هنری او .

سلمان خان در این سال در فیلم " کارن آرجون ( Karan Arjun ) " در کنار شاهرخ خان

 قرار گرفت . شاهرخ خانی که به تازگی وارد سینما شده بود و البته محبوبیت زیادی هم

 کسب کرده بود . مشکل سلمان خان و شاهرخ خان بر سر نوشتن نام آن ها در تیتراژ

 فیلم بود چرا که سلمان خان اعتقاد داشت چون پیشکسوت تر از شاهرخ خان است پس

 نام او باید اول نوشته شود ( البته حق هم داشت ) ولی شاهرخ خان به این قضیه

معترض بود و ......

 سلمان خان

سلمان خان در سال ۱۹۹۶ در فیلم بسیار موفق " پیروزی ( Jeet ) " در کنار سانی دئول و

 کاریشما کاپور حضوری موفق داشت و قدرت بازیگری خود را در نقش های اکشن باز

هم نمایان ساخت .

 

سال ۱۹۹۷ برای سلمان خان سالی خوب به شمار می آید . او در این سال در ۲ فیلم

 حضور داشت که هر دو آن ها با استقبال خوبی رو به رو شدند . فیلم " ابزار ( Auzaar ) "

که یک فیلم کاملا اکشن بود و در آن سانجی کاپور و شیلپا شتی هم حضور داشتند و فیلم

 کمدی " دو قلو ( Judwaa ) " که سلمان خان باز هم در کنار زوج هنری خود کاریشما کاپور و

 هم چنین رمبها حضوری عالی داشت .

 

سلمان خان در سال ۱۹۹۸ با حضور در یک فیلم " یک طوری میشه ( Kuch Kuch Hota Hai ) "

 به مشکلات خود با شاهرخخ خان خاتمه داد و با بازی در این فیلم جایزه بهترین نقش مکمل

 را از آن خود کرد . او هم چنین در این سال در فیلم موفق " عاشق شدی چرا می ترسی

 ( Pyaar Kiya To Dama Kya ) " در کنار کاجل قرار گرفت .

سلمان خان 

سال ۱۹۹۹ می توان موفق ترین سال در کارنامه هنری سلمان خان دانست . او در این سال

 ابتدا در فیلم " همسر شماره ۱ ( Biwi No.1 ) " در کنار کاریشما کاپور , آنیل کاپور و

 سوشمیتا سن قرار گرفت که این فیلم کمدی با فروش عالی همراه بود . فیلم " ما با هم

 هستیم ( Hum Saath Hain ) " از دیگر فیلم های موفق سلمان خان در این سال می باشد .

 اما موفق ترین فیلم موفق سلمان خان در این سال فیلم " ما دل داده ایم ای یار

 ( Hum Dil De Chuke Sanam ) " بود , فیلمی که تمام جوایز آن سال را از آن خود کرد البته

به جز جایزه بهترین بازیگر مرد که به سلمان خان نرسید !!! این فیلم داستانی بسیار زیبا

داشت و شاید جالب ترین نکته در آن تکراری نبودن پایان آن بود . این فیلم با این که

موفقیت های زیادی را برای سلمان خان به ارمغان آورد . مشکلات عشق و عاشقی او با

 آیشواریا رای و ناکام ماندن سلمان خان در این رابطه , زندگی سلمان خان را متحول کرد و

 او را به انسانی جدید با روحیاتی جدید تبدیل کرد .

 

سلمان خان تا ۳ سال بعد از این فیلم هدف اصلی مطبوعات شده بود و حتی برخی از

بازیگران مطرح سینمای هند مثل شاهرخ خان که کینه قبلی نیز با او داشتند , دائما او را

متهم به لاابلی گری می کردند .

 

سلمان خان در سال ۲۰۰۰ در ۲ فیلم کمدی , مفق ظاهر شد . ابتدا فیلم " بزن بریم داداش

 ( Chal Mere Bhai ) " که در آن با یار و دوست همیشگی خود یعنی سانجی دات و

 همچنین زوج هنری خود کاریشما کاپور م بازی بود . سپس فیلم " عروس را من می برم

 ( Dulhan Hum Le Jayenge ) باز هم در کنار کاریشما کاپور و موفقیتی دیگر در کارنامه سلمان خان .

از دیگر فیلم های موفق سلمان خان در این سال " هر دلی که عاشق میشه

 ( Har Dil Jo Pyaar Karega ) " بود که پریتی زینتا و رانی موکرجی را با خود هم بازی کرد و

 مثلث عشق عالی را به نمایش گذاردند .

 

مثلث عشقی سلمان خان , رانی موکرجی و پریتی زینتا در سال ۲۰۰۱ نیز تکرار شد . آن ها

 این بار در فیلم " دزدکی دزدکی یواشکی یواشکی ( Chori Chori Chupke Chupke ) " در

کنار هم قرار گرفتند ولی نتوانستند موفقیت فیلم قبلی را در این فیلم تکرار کنند .

 

تنها فیلم موفق و قابل توجه سلمان خان در سال ۲۰۰۲ فیلم " نمی توانم تو را فراموش

 کنم ( Tumko Na Bhool Paayenge ) " می باشد و شاید بتوانم دلیل موفق نبودن

سلمان خان در این دو سال را مشکلات به وجود آمده برای او از طرف آیشواریا رای و درهم

ریختگی روحیه او عنوان کنیم که حتی یک بار باعث خودکشی سلمان خان شد که به کمک

سانجی دات و همسرش , او از کام مرگ رهایی یافت . سانجی دات و همسرش تلاش های

 زیادی کردند و دائما در کنار سلمان خان بودند و به او روحیه می دادند و شاید تنها کسانی بودند

 که باعث از بین رفتن مشکلات سلمان خان شدند .

 سلمان خان

سلمان خان در سال ۲۰۰۳ با پشت سر نهادن مشکلات حاشیه ای و با روحیه ای تازه به

 سینما آمد و شروع به بازی در نقش های متفاوت کرد . او در فیلم " اسم تو ( Tere Naam ) "

 آن قدر عالی بازی کرد و آن قدر در ارائه این نقش متفاوت هنرمندانه عمل کرد که هیچ کس

 باور نمی کرد که این فرد همان سلمان خان سال های گذشته است . فیلم " اسم تو "

زمینه مناسبی را برای سلمان خان مهیا کرد تا باز هم در نقش های متفاوت ایفای نقش کند .

 سال ۲۰۰۴ و باز هم نقش های متفاوت برای سلمان خان در فیلم های " افتخار ( Gerv ) " و

 " به امید دیدار ( Phir Milenge ) " و " کسی را که دل از خودش دانست ( Dil Ne Jise Apna Kaha ) "

سلمان خان با بازی در این گونه نقش ها و فیلم ها نشان داده که قابلیت بازی در هر نقشی

 را دارا می باشد . اما موفق ترین فیلم سلمان خان در این سال کمدی " با من ازدواج می کنی

 ( Mujhse Shaadi Karoge ) " می باشد که از ساخته های فیلم ساز توانای سینمای

 کمدی هندوستان یعنی دیوید دوان می باشد که در آن به جز سلمان خان , آکشی کومار و

 پریانکا چوپرا هم ایفای نقش کرده اند . سلمان خان که در این سال ها زوج هنری خود

 یعنی کاریشما کاپور را دور از سینما می بیند با شیلپا شتی به عنوان زوج هنری هم کاری

 می کند و آخرین هم کاری آن ها فیلم " ازدواج کردم گیر افتادم ( Shaadi Karke Phas Gaya Yaar )

" می باشد .

 

سلمان خان از معدود بازیگرانی است که به جرات می توان گفت در بین سینما دوستان

بسیار پر طرفدار و دوست داشتنی است . او با ظاهری زیبا و جذاب توانسته در نیان

قشر جوان جایگاه ویژه ای برای خود دست و پا کند . از رکوردهای جالب سلمان خان

کسب ۶ بار عنوان جذاب ترین و شیک پوش ترین مرد سال در ۶ سال اخیر می باشد که به

 محبوبیت جهانی او نیز کمک شایانی کرده است .

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه بیست و سوم آذر 1386 و ساعت 20:30 |
 
آميتا باچان


آميتا باچان بازيگر افسانه اي هند در يازدهم اكتبر سال 1942 در الله آباد هند متولد شد. پدر او هاروانش
راي باچان يكي از شاعران معروف هند و مادرش تجي باچان نام داشت. آميتا علاقه فرواني به بازيگري داشت. او به دليل قد بلندي كه داشت مورد توجه كارگردانان قرار نمي گرفت . او هنگامي كه از دانشگاه
فارغ التحصيل شد تلاش فراوان مي كرد تا بالاخره كي عباس حاضر شد نقشي در فيلمش به او بدهد و به اين ترتيب آميتا در اولين فيلم خود با نام سات هندوستاني حضور يافت . اما اين فيلم نتوانست
موفقيت چنداني بدست بياورد. در سال 1972 آميتا و جايا در هنگام فيملبرداري فيلم اك نظر علاقه فراواني به يكديگر پيدا كردند . به طوري كه بعد از مدت كوتاهي ودر دوم ژوئن سال 1973 ازدواج كردند.
سرانجام با اكران فيلم آناند در سال 1972 بازي آميتا مورد توجه قرار گرفت و او جايزه نقش مكمل مرد
را دريافت كرد. از آن به بعد آميتا مورد توجه قرار گرفت و با ايفاي نقش هاي متعدد مختلف توانست به محبوبيت و شهرت فوق العاده اي دست پيدا كند و به اين ترتيب لقب پادشاه باليوود را از آن خود كند.
آميتا حتي در كشورهاي ديگر نيز به شهرت فراواني دست پيدا كرد و در همه جاي دنيا او را به عنوان بازيگر افسانه اي هند مي شناسند.
آميتا و جايا باچان روابط بسيار خوبي با هم دارند . آن ها دو فرزند دارند دختر آن ها شويتا در سال 1974 متولد شد و پسرشان آبيشك در 5 فوريه در سال 1976 به دنيا آمد. جايا بهادري خود بازيگر توانايي است او در نهم آپريل سال 1948 در كلكته متولد شد. مادر جايا نويسنده و روزنامه نگار بود. جايا از سن پانزده سالگي كار بازيگري خود را با ايفاي چندين نقش در فيلم هاي كوتاه آغاز كرد و سرانجام با فيلم گودي در سال 1971 به باليوود معرفي شد.
جايا با وجود اين كه هيچ پيش زمينه اي در باليوود نداشت در طي مدت كوتاهي توانست جايگاه مناسبي در باليوود پيدا كند. جايا از سال 1980 به يعد كمتر حاضر به پذيرفتن فيلمي مي شد تا اين كه مدتي از باليوود كناره گيري كرد وسرانجام در سن پنجاه سالگي و با بازي در فيلم حاضر ( چواراسي كي ما) ورود دوباره خود را به باليوود اعلام كرد و تا كنون نيز در فيلم هاي متعددي حضور يافته است . پسر آميتا و جايا ، آبيشك نيز از جمله بازيگران موفق باليوود است. بازيگري در خون آبيشك جريان دارد و با وجود پدر و مادري چون آميتا و جايا اين امر كاملاٌ طبيعي است.
آبيشك از دوران كودكي علاقه فراواني به بازيگري داشت و همين خاطر بود كه تحصيلاتش را ناتمام رها كرد. او در يكي از دانشگاههاي معتبر آمريكا در رشته تجارت تحصيل مي كرد اما هنگامي كه متوجه شد آمادگي لازم براي حضور در مقابل دوربين را دارد تصميم گرفت كه هر چه سريعتر اين كار را انجام دهد.
اولين فيلم آبيشك با نام رفيوجي توانست مورد توجه منتقدين و تماشاگران قرار بگيرد . بعد از اين فيلم اكثر فيلم هاي آبيشك با شكست مواجه شدند. در سال 2002 آبيشك در فيلم هامنه بي پياركيا هه حضور يافت و در همين هنگام بود كه با نوه راج كاپور ، كاريشما كاپور آشنايي بيشتري پيدا كرد و آن ها به يكديگر علاقه مند شدند وسريعاٌ نامزديشان را اعلام كردند. اما بعد ازمدتي به دلايل اختلافات موجود نامزديشان برهم خورد. بعد ازاين مسئله شايعات زيادي در مورد روابط آبيشك با ديگر ستارگان خانم شنيده شد. در ابتدا عنوان شد كه آبيشك و راني روابط بسيار خوبي دارند. سپس خبر دوستي صميمانه آبيشك و شليپا شتي منتشر شد. سپس شنيده شد كه آميشا پاتل و آبيشك چندين بار كنار هم ديده شده اند و آميشا نيز عنوان كرد اگر به جاي كاريشما بود هيچ گاه آبيشك را رها نمي كرد. مدتي نيز خبر روابط آبيشك و پريتي زينتا بسيار خوب شده است . پريتي و جايا با چان از هنگام فيلمبرداري كال هو ناهو روابط صميمانه اي با يكديگر دارند و تا كنون آبيشك و پريتي در مكان هاي مختلفي در كنار هم ديده شده اند.








+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه بیست و سوم آذر 1386 و ساعت 20:4 |
 
ماهیما چودری


نام : ریتو چودری
لقب : ماهیما
تاریخ تولد : سیزدهم سال ۱۹۷۹
محل تولد : دهلی نو
نام پدر :
نام مادر :
نام برادران : دو برادر دارد .
نام خواهران : یک خواهر دارد .
وضعیت تاهل : مجرد
نام همسر : -----
نام فرزندان : -----
نام اولین فیلم : پردیس
نسبت هنری : -----
زندگی نامه :
پدر او یکی از بزرگ ترین کشاورزان و چای کاران بود و به جز ریتو دو پسر و یک دختر نیز داشت . ریتو بعد از اتمام دوران دبیرستان راهی بمبئی شد و به خاطر زیبایی که داشت خیلی زود مورد توجه قرار گرفت و در آگهی های تبلیغاتی متعدد حضور یافت بعد از مدتی شانس به او روی آورد و سوباش گای برای حضور در فیلم پردیس از او دعوت کرد و در همین زمان بود که به خاطر اعتماد سوباش گای به ستاره شدن هنرپیشه گانی که توسط او به دنیای سینما می آمدند و اسمشان با حرف میم شروع می شد او نیز نام ماهیما را برای خود انتخواب کرد .ماهیما چودری بعد از پردیس با اشتباهات متعدد دیگر هیچ گاه نتوانست موفقیتی مانند آن را به دست آورد . بعد از هم بازی شدن او در داگ و دفایر شایعات زیادی در مورد رابطه او و چاندرا چورسینگ وجود داشت و بعد از حضور در کنار آجی دوگان در دو فیلم دل کیا کره و دیوانا نیز رابطه او و آجی بسیار صمیمی شد .
ماهیما بعد از مدتی به خاطر انتخابات اشتباهش کم کم به هنرپیشه متوسطی تبدیل شد و دیگر هیچ گاه چندان جدی گرفته نشد .



+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه بیست و سوم آذر 1386 و ساعت 20:0 |
 
هريتيك روشن


هريتيك روشن در نوزدهم ‍ژانويه سال 1974 در بمبئي متولد شد ، پدر او راكش ومادرش پينكي

خانا به جز او فرزند ديگري نيز دارند ، سونيا خواهر او كه از هريتيك بزرگتر است
.
راكش روشن هنرپيشه قديمي سينما بود كه سال ها قبل و دركنار آميتا باچان و ريشي كاپور ،
جيتندرا و..... كار مي كرد اما او هيچ گاه ستاره نبود و شهرت و محبوبيت زيادي نداشت بعد از مدتي
نيز از بازيگري فاصله گرفت و به كارگرداني و تهيه كنندگي روي آورد.
در ابتدا فيلم هايي او فروش بسيار خوبي داشتند و حتي كارن آرجون ساخته او در سال 1995 به يكي
از پرفروش ترين فيلم هاي تاريخ سينماي هندوستان تبديل شد كه به مدت پنج سال بر روي پرده سينماها
باقي ماند. اما كم كم فروش فيلم هاي او پايين آمد و حتي كويلا ساخته او در سال 97 نيز نتوانست فروش
چنداني پيدا كند. بعد از مدتي و با شكست هاي پي در پي راكش روشن مقدار بسيار زيادي از سرمايه خود را
از دست داد و برايش به جز خانه و اتومبيلش چيز ديگري باقي نمانده بود.
و اين همان زمان بود وقتي كه پسرش هريتيك درس خود را تمام كرد وقصد داشت به آرزوي ديرين خود كه ورود به باليوود بود جامه عمل بپوشاند.
و راكش روشن تصميم گرفت دراين راه همراه پسرش باشد و به او كمك كند.
او از موفقيت هريتيك مطمئن بود پس با فروش تمام سرمايه اش و قرض هايي كه از دوستان و آشنايان گرفت شروع به ساخت جديدترين فيلم خود كرد او كاهوناپيارهه را براساس تمام تجربيات خود از عرصه سينما و با صرف هزينه هاي بسيار ساخت. كاهوناپيارهه در سال 2000 اكران شد و فروش آن باور نكردني بود.
هريتيك خيلي زود به مرد اول سينماي هندوستان و محبوب قلب ها تبديل شد.
هريتيك روشن در دسامبر 2000 ودر حالي كه در اوج موفقيت قرار داشت بدون توجه به هيچ چيز تصميم به ازدواج كرفت او در بيستم دسامبر با سوزان خان دختر سانجي خان يكي از دوستان پدرش ازدواج كرد.
او و سوزان پنج سال بود كه يكديگر ار مي شناختند و به هم علاقه داشتند.
سوزان دختر سانجي وزرين خان است طراح لباس است . زيد خان برادر كوچكتر سوزان است كه بعد از مدتي او هم وارد سينما شد. مراسم ازدواج هريتيك در خانه عموي سوزان ، فيروزخان (پدر فردين خان)
در بنگلور برگزار شد.
وبه خاطر اينكه سوزان مسلمان وهريتيك هندي بود مراسم با توجه به اجراي كامل تمام آداب ورسوم هر دو
دين صورت گرفت. اما هريتيك و سوزان در ژانويه همان سال بعد از بازگشت به بمبئي جشني ترتيب داده و ازتمام ستارگان و دوستان خود در آن جا پذيرايي كردند.
هريتيك بعد از مدتي رابطه بسيار خوبي با دوست و همكار خود پريتي زينتا پيدا كرد و پريتي به يكي از صميمي ترين دوستان او و سوزان تبديل شد.
به جز پريتي هريتيك رابطه خوبي با زيد خان ، برادر سوزان دارد زيد پسر 25 ساله سانجي خان است و سانجي به جز او وسوزان دو دختر ديگر نيز دارد.
زيد در ابتداي ورودش به سينما با ايشا ديول در چورالياهه تومنه همبازي شد و بعد از مدتي رابطه بسيار صميمي بين آن دو به وجود آمد.
اما در سال 2003 اين رابطه برهم خورد و بعد از مدتي زيد با دختري به نام مالايكا آشنا شد و آن دو در سال 2004 با يكديگر نامزد شده و قرار است به زودي ازدواج كنند.
بعداز مدتي رابطه زيد و ايشا ديول باز هم خوب شد اما آن ها اين بار به دوستان صميمي تبديل شدند.
زيد خان و مالايكا قرار است به زودي زود با يكديگر ازدواج كنند.

albate in gozaresh kami ghadimi ast chera ke in 2 dar awaele sale 2005 ezdewaj kardan jashne mofasali ham gereftan jaton khali maram dawat kardan khob saram
shologh bod naraftam







+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه بیست و سوم آذر 1386 و ساعت 19:53 |
 
كاجول موكرجي


كاجول موكرجي در پنجم آگوست سال 1975 در بمبئي به دنيا آمد. او چهارمين نسل از خانواده خود بود كه به هنرپيشگي روي آورد
قبل از او مادرش تانوجا خاله اش نوتان مادربزرگ مادريش شوبانا و مادر مادر بزرگش راتان باي هنرپيشه بودند. اما هيچ كدام شهرت
و محبوبيت كاجول را نداشتند.
پدر او شومو موكرجي تهيه كننده اي معروف است و آن ها به جز كاجول دختر كوچيكتري نيز به نام تانيشا دارند.
كاجول بعد از ورودش به سينما تا مدت ها هنرپيشه زن اول سينماي هندوستان بود و تا سال 1999 كه با آجي ديوگان ازدواج كرد در نقطه
اوج قدرت و محبوبيت قرار داشت
.
آجي و كاجول بعد از پنچ سال نامزدي طولاني مدت به خاطر مخالفت خانواده ديوگان با اين ازدواج بالاخره در بيست و چهارم فوريه سال 1999
با يكديگر ازدواج كردند و مراسم ازدواج آن ها به طور كاملاٌ ساده و خصوصي و در بمبئي انجام گرفت .
آجي ديوگان پسر كوچك خانواده ديوگان كه در بيستم آپريل 1967 در بمبئي متولد شد ، پدر او ويرود ديوگان جزء سرمايه داران و تهيه كنند گان
بزرگ و برادرش آنيل ديوگان مطرح است . او و كاجول بعد از ازدواج در آپريل سال 2003 صاحب دختري شدند كه نامش را نيسا گذاشتند .
كاجول بعد از ازدواج كارش را در سينما محدود كرد و يعد از به دنيا آمدن نيسا مدتي از سينما كناره گيري كرد.
در سال 2004 و با فيلم پاپ كورن كاهو مست هوجاهو تانيشا خواهر كوچك كاجول و دختر دوم تانوجا به سينما روي اورد.






+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه بیست و سوم آذر 1386 و ساعت 19:48 |
 
نامراتا شیرود کار



نام : نامراتا شیرود کار
نام مستعار: چينو
تاریخ تولد : بیست و دوم ژانویه سال ۱۹۷۲
محل تولد : بمبئی هندوستان
قد: 5 فوت و 7 اينچ (170 سانت)
نام پدر :
نام مادر :
نام برادران : -----
نام خواهران : -----
وضعیت تاهل : متاهل
نام همسر : ماهش بابو
نام فرزندان : -----
نام اولین فیلم :
نسبت هنری :
خواهر بزرگ او شلیپا شیرودکار پیش از او وارد سینما شده بود و فعالیت محدودی داشت اما بعد از ازدواجش از سینما فاصله گرفت . همسر او ماهش بابو یکی از بازیگران سینمای تامیل است .
زندگی نامه :
نامراتا در 22 ژانويه سال 1972 در مومبای به دنيا آمد.در ابتدای جوانی به كار مدل روی آورد و در سال 1993 به عنوان ميس اينديا و ميس آسيا-پاسيفيك انتخاب شد.نامراتا در همان سال در مسابقات ميس يونيورس نيز شركت نمود و مقام چهارم اين مسابقات را به دست آورد. در زمان مدل بودنش يكی از 5 مدل برتر به حساب ميامد.
ميگن نامراتا به خاطر قيافه خيلی فتوژنيكی كه داشته خيلی مورد علاقه عكاسها بوده و همچنين مورد علاقه طراحان لباس.اما تا اونجايی كه ما توی اينترنت گشتيم نتونستيم كه چندان عكسی نسبت به ساير هنرپيشه ها ازش پيدا كنيم.
همون مواقع خواهر نامراتا،يعنی شيلپا شيرودكار يكی از هنرپيشه های مطرح باليوود بود و نامراتا هم تصميم گرفت كه راه خواهرش را دنبال كنه.او كارش را
در سال 1998 با فيلم نه چندان مهم هيرو هندوستانی مقابل ارشاد وارسی شروع كرد
ميگن نامراتا به خاطر قيافه خيلی فتوژنيكی كه داشته خيلی مورد علاقه عكاسها بوده و همچنين مورد علاقه طراحان لباس.اما تا اونجايی كه ما توی اينترنت گشتيم نتونستيم كه چندان عكسی نسبت به ساير هنرپيشه ها ازش پيدا كنيم.
همون مواقع خواهر نامراتا،يعنی شيلپا شيرودكار يكی از هنرپيشه های مطرح باليوود بود و نامراتا هم تصميم گرفت كه راه خواهرش را دنبال كنه.
او كارش را در سال 1998 با فيلم نه چندان مهم هيرو هندوستانی مقابل ارشاد وارسی شروع كرد البته قبل از اين فيلم در فيلمی به نام جب پيار كيسيسه هوتا هه به عنوان هنرپيشه افتخاری ظاهر شده بود.
نامراتا در سال ۱۹۹۳ در مسابقات دختر شایسته هندوستان شرکت کرد و لقب ملکه زیبایی هندوستان را به دست آورد . خواهر بزرگ او شلیپا شیرودکار پیش از او وارد سینما شده بود و فعالیت محدودی داشت اما بعد از ازدواجش از سینما فاصله گرفت .
اما نامراتا بعد از ورود به سینما حضور فعالانه تری داشت او در سال ۲۰۰۴ در فیلم بین المللی عروس و تعجب در کنار آیشواریا رای و مارتین هندرسون حضور یافت و در اوایل سال ۲۰۰۵ با ماهش بابو یکی از بازیگران سینمای تامیل ازدواج کرد
در سال 1999 بعد از بازی در فيلم وستاو در مقابل سانجای دات در نقش سونيا به محبوبيت دست يافت.آخرين فيلم نامراتا، روك سكو تو روك لو ميباشد.
نامراتا در 10 فوريه 2005 با ماهش بابو هنرپيشه جنوبی ازدواج كرد.قبلا مطالبی مبنی بر رابطه بين ايندو بر سر زبانها افتاده بود.
مادهوری ديكشيت و مادهو ساپره از دوستان بسيار نزديك و صميمی نامراتا ميباشند.






+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه بیست و سوم آذر 1386 و ساعت 19:39 |
 
آفتاب شيودسانی Aftaab


آفتاب متولد ۲۵ June سال ۱۹۷۸ در بمبئی ميباشد .

او از دوران کودکی عاشق فيلمهای هندی و بخصوص آهنگهای هندی بود و هرکدام از آن آهنگها را چند بار نگاه ميکرد و کاملا حرکات موزون آنها را ياد ميگرفت و در واقع ميتوان گفت که علاقه اصلی او به آهنگها بود تا خود فيلمها .

او در اولين حضور حرفه ای خود در فيلمی به کارگردانی رام گوپال ورما با نام Mast در کنار اورميلا ايفای نقش کرد و توانست با ارائه بازی کم خطا خود را در دل مخاطبان جای کند . او در واقع با داشتن اندامی مناسب و چهره ای دوست داشتنی و در عين حال مظلوم و با تبحر کافی در انجام حرکات موزون توانست خيلی سريع طرفداران فراوانی بخصوص از قشر دختران جوان بدست آورد .

البته بايد در مورد آفتاب به اين نکته اشاره کرد که در واقع اولين فيلم او (آقای هند) Mr.India ميباشد که او در اين فيلم نقش يکی از کودکان بی سرپرستی را که آنيل کاپور از آنها نگهداری ميکند به عهده دارد . و پس از ساخت اين فيلم آنيل کاپور بهترين اين کودکان را آفتاب معرفی کرد و به گفته خود آفتاب اين کار آنيل کاپور انگيزه اصلی بازيگری را در آفتاب ايجاد کرده است و به همين خاطر همواره خود را مديون آنيل ميداند .

آفتاب دومين تجربه کاری خود را باری ديگر به عنوان بازيگر خردسال در فيلم (حقه باز)Chaalbaazو در کنار سری ديویانجام داد.

او در حال حاضر در هر فيلم دستمزدی برابر دستمزد بازيگرانی چون سلمان خان و ريتيک روشن ميگيرد و اين خود گواهی بر ميزان محبوبيت او ميباشد .

از فيلمهای او ميتوان به ( گناه - تقصير) Kasoor در کنار" ليزا رای ", (يکی از دل من بپرسه) Koi Mere Dil Se Pooche در کنار" اشا دئول" و" سانجی کاپور" , ( به خاطر عشق هر کاری ميکند) Love Ke Liye Kuch Bhi Karega در کنار" فردين خان" , Pyaar Ishq Aur Mohabbat در کنار" سونيل شتی" ,(آواره , ديوانه , مجنون) Awara Paagal Deewana در کنار" آکشی کمار" و" سونيل شتی" , (آيا اين عشق است؟) Kya Yehi Pyaar Hai در کنار "آميشا پاتل ", (دشمن بالفطره) Jaani Dushman در کنار" سانی دئول" ,(تشنه)Pyaasa در کنار" يوکتا موکی", (ترسيدن ممنوع) darna mana hai در کنار " نانا پاتکر" و اخيرا در (شلوق پلوق) Hungama در کنار" آکشی کانا" و فيلم (جای پا) Footpath در کنار" بیپاشا باسو" اشاره کرد.

جالب است که در مورد آفتاب بدانید که : او عاشق موسيقی و رقصيدن است . بازی در نقشهای کمدی را ترجيح ميدهد . راج کاپور و آميتاب بچن را به عنوان اسطوره های سينمای هند ميشناسد .هنرپيشه محبوب او در هاليوود نيکلاس کيج است . او عاشق ورزشهايی مثل بدنسازی و فوتبال است و طرفدار تيم رئال مادريد است ( قابل توجه رئالی ها) و رنگهای مورد علاقه او سفيد و آبی ميباشد .

او اينک در حال بازی در فيلمی با نام ( نميدانم چه خواهد شد) Jaane Hoga Kya در کنار بیپاشا باسو و راهول دو ميباشد که اميد زيادی به موفقيت اين فيلم دارد

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه بیست و سوم آذر 1386 و ساعت 19:27 |
 
ويچی سينگ دئول


نام : ويچی سينگ دئول ملقب به بابی دئول
نام مستعار: بابی جونيور
تاریخ تولد :۲۷ ژانويه ۱۹۶۷
محل تولد : دهلی نو هندوستان
قد: ۱۸۵ سانتی متر
نام پدر : درمندرا دئول
نام مادر : پراکاش و نامادری او هیما مالینی
نام برادران : سانی دئول
نام خواهران : خواهران ناتنی او ایشا دئول و آهانا دئول
وضعیت تاهل : متاهل
نام همسر :تانیا آهوجا
نام فرزندان : آریامان و دارام
نام اولین فیلم : برسات
تعداد آثار: ۲۰
نسبت هنری :
پدر او درمندرا دئول و مادر ناتنی او هیما مالینی و برادر او بابی دئول و خواهر ناتنی او ایشا دئول همگی بازیگر هستند .
زندگی نامه :
بابی در سال ۱۹۹۵ با فیلم برسات به بالیوود راه یافت .دو پسر درمندرا که آن ها را در خانه سانی و بابی صدا می زدند نیز بعد از جدایی پدر و مادرشان در کنار پدرشان و همسر او زندگی کردند .
بازیگری با تبار پنجابی و نگاهی چون آدم های حیرت زده و چهره ای چون سیمای ایتالیایی ها که پیش از هنرپیشه شدن به خاطر ازدواجش با با پوجابات در راس خبرها بود. اگر چه سرانجام این رابطه ها از هم گست و بابی اعلام کرد برای تشکیل خانواده خیلی جوان است و هنوز به بلوغ فکری مناسب نرسیده! بابی در خانه ای چشم به جهان گشود که از حضور درمندرا سود می برد و برادرش نیز چند سال زودتر به جرگه بازیگران پیوسته است.این پسر اولین بار در بارسال مقابل تونیکل خانا ایفای نقش می کند ،فیلمی که در معروف ترین سالن مومبای یعنی در سالن نمایش مترو اکران شد و علی رغم همه تبلیغات در گیشه زمین خورد و تن به شکستی غیر قابل باور داد ،بعد از این شکست ،بابی درگیر یک سری شایعات شد اما خیلی زود دریافت که باید روی حرفه اش متمرکز شود و در این راه شانس با او یار بود که برادر و پدری داشت که می توانستند او را مورد حمایت قرار دهند.
این دو برای بابی چندین پروژه در نظر می گیرند یکی از این پروژه ها فیلم« اورپیارهوگایا» راهول راویل بود که اثر مهمی به شمار می رفت . این فیلم او، اولین حضور جدی آیشوریارای بانوی شایسته هند به شمار می رفت ،ثانیا اسطوره موسیقی پاکستان ،نصرت فاتح علی خان برایش موسیقی ساخته بود. اما هنگام اکران منتقدین آنرا شانسی دانستند که بابی براحتی با حضور افتضاح خود برای همیشه بر باد داد . اما بابی ناامید نشد ،راهش را ادامه داد تا بتواند هر طور شده آن نقطه جادویی را پیدا کند جالب آنکه یافتن این نقطه جادویی چندان طول نکشید !راز ،کلید موفقیت او بود با حضور مانشیا کویر الا و کاجول که به بمب گیشه بدل شد. یک تریلر با سوسپانس های قدرتمند که بابی دئول را در جریان اصلی صنعت فیلم های هندی انداخت
بابی که در ابتدا شایعه رابطه او با پوجا باهات وجود داشت بعد از مدتی با تانیا آهوجا ( دختر یکی از کارخانه داران معروف ) ازدواج کرد و آن ها بعد از مدتی در سال ۲۰۰۱ صاحب پسری شدند که نام او را آریامان گذاشتند . در سال ۲۰۰۴ بابی برای بار دوم پدر شد و نام پسر خود را دارام گذاشتند .

اطلاعات شخصی:
- همسرش «تانيا آهوجا» نام دارد.
- برادرش «سانی دئول» کارگردان و بازيگر است.
- «ايشا دئول» هنرپيشه خواهر اوست.
- رانندگی جزء تفريحات سالم اوست.
- علاقه او به هنر از خردسالی شکل گرفته است
مکان مورد علاقه برای تعطیلات : سیدنی . سنگاپور . لندن
غذای مورد علاقه : غذاهای خانگی هندی
نسبت با دیگر بازیگران : درمندرا ( پدر )
سانی دئول ( برادر )
هیما مالینی ( مادر ناتنی )
ایشا دئول ( خواهر ناتنی )

به یادماندنی ترین فیلم : اجنبی . عاشق
فیلمهای موفق : گوپت . سلجر
دوستان صمیمی او : سانی دئول . آکشی کمار
, داراما


+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه بیست و سوم آذر 1386 و ساعت 3:38 |
 
پرتي زینتا


او متولد
31 januar/ سال ۱۹۷۹ در بمبئی


او از کودکی همواره بازی در سينما را در روياهای خود در سر داشت او در همان سنين نوجوانی و جوانی چندين بار در گزينش بازيگری شرکت کرد اما متاسفانه هر بار به دليلی موفق به انتخاب نشد .

او پس از نااميد شدن از بازيگری رو به مدل شدن ( مانکن ) آورد و به خاطر چهره جذاب و فيزيک بدنی مناسب ظرف مدت کوتاهی جزو بهترينهای اين شغل شد که به ناگهان شانس به او رو آورد و بازی در فيلم (از اعماق دل) Dil Se به او پيشنهاد شد او که منتظر چنين موقعيتی بود فرصت را غنيمت شمرد تا با استفاده از حضور شاهرخ خان در اين فيلم خود را به عنوان چهره ای جديد به سينمای هند معرفی کند . او در اين فيلم عليرغم نداشتن نقشی کليدی با ارائه بازی زيبا از خود بسيار مورد توجه قرار گرفت و بعد از آن سيل پيشنهادات بسوی او روانه شد و از آن پس تا اين لحظه او همواره در فيلمهايش بازی تاثيرگذار و تماشاگر پسند ارائه داده است و اکثر فيلمهای او با فروش خوبی در گيشه همراه بوده است .

از فيلمهای او ميتوان به (سرباز) Soldier در کنار بابی دئول , ( دل ميخواهد)Dil Chahta Hai در کنار عامر خان , ( دزدکی - يواشکی ) Chori Chori Chupke Chupke و ( هر دلی که عاشق ميشه) Har Dil Jo Pyaar Karega در کنار سلمان خان و رانی موکرجی , ( چه بگوييم!!) Kya Kehna در کنار سيف علی خان , (ماموريت کشمير) Mission Kashmir در کنار ريتیک روشن , (اين راه عشق است) Yeh Raaste Hain Pyaar Ke در کنار آجی دوگان , ( دل مال تو است) Dil Hai Tumhaara در کنار ماهيما , (آرمان) Armaan در کنار آميتاب بچن و آنيل کاپور و به تازگی در فيلم فوق العاده ( کسی را پيدا کردم) Koi...Mil Gaya در کنار ريتیک اشاره کرد .

او از معدود بازيگران زنی است که افتخار بازی در کنار مربع قدرت چند سال اخير سينمای هند يعنی شاهرخ خان , سلمان خان , عامر خان و ريتیک روشن را داشته است ( افتخاری که تمام بازيگران زن در اين سالهای اخير آرزوی آنرا دارند) .

جالب است که در مورد پريتی بدانيد که : او واقعا عاشق سينماست و فيلمهای رومانتيک را بسيار دوست دارد . هنرپيشه مورد علاقه او در سينمای آمريکا ال پاچينو و در سينمای هند راج کاپور و نرگس ميباشند . صميمی ترين دوست او رانی موکرجی است . او در انتخاب غذا بسيار وسواسی است و دست پخت مادرش را به هر
غذايی ترجيح ميدهد . رنگهای مورد علاقه او بنفش و قرمز ميباشد .

2005ba filme lakshay dar kenare amitab wa hertik roshan bazi kard
2006kabi alweda na kehna(kank) ra dar kenare amitab wa shahrukh kahn bazi kard




+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه بیست و سوم آذر 1386 و ساعت 3:24 |
 
آيشواريا رای


شناسنامه:

نام: آيشواريا رای

تاريخ تولد: يک نوامبر۱۹۷۳

محل تولد: مانگالور. هند

پدر: وريندا رای

قد: ۱۷۰ سانت

نام مستعار: آش؛ آيشو؛ ملکه باليوود

حرفه: مدل . بازيگر

تعداد آثار: ۳۳

آولين فيلم: نقش رانی در «مماگارو»۱۹۹۱

آخرين فيلم: در«ميستر آف سپيکس»۲۰۰۵ نقش تيلو




اطلاعات شخصی:

-او را با چشمان سبز و آبی اش می شناسند.

-مدتی نامزد سلمان خان بود.

-بانوی شايسته سال ۹۴ در جهان است.

-برادری به نام «آديتيا راي» دارد.

-دوست صميمی «پريتی زينتا» می باشد.

-اولين بازيگر زن هندی است که در فستيوال کن يکی از داوران بود.

-ظرف هفت سال بيش از ۵۰ کلیپ موسيقی بازی کرده است.

-بالاترين دستمزد را در بين بازيگران زن باليوود دريافت می کند.

-کلکسيون ساعت مچی دارد.

-برای کشورهای خاورميانه نماد تبليغاتی شرکت کوکاکولا می باشد.

-از ۲۰ سالگی يعنی از سال ۹۴ تا کنون بيش از ۵۰ جايزه معتبر دريافت کرده است.

-در سال ۲۰۰۳ از سوی مجله «هال» جذاب ترين زن سال شناخته شد و در کنار بزرگانی چون نيکول کيدمن؛ کاترين زتاجونز و گوئيت پالترو قرار گرفت.


-آیش در برج عقرب متولد شده است.


- او معتقد به مذهب بانت اسا وبه زبانهای انگلیسی ،هندی و کاناداییی و زبانهای محلی هندی به خوب صحبت می کند.

- اولین تبلیغ او برای شرکت کاملین (تبلیغ مداد) بود که این آکهی را هنگامی که هنوز در مدرسه درس می خواند انجام داد.

- برای انجام صحنه ای در فیلم هم دل دچوکه صنم که دهان آیش در آن می سوزد،گفته شده برای تمرین وقبل از فیلم برداری دوازده فلفل خورده است.

- این دختر جوان از کودکی نیز هنرمند خیلی خوبی بود زیرا او در آن دوران رقص کلاسیک و موسیقی را فرا گرفت.

- نام خودمانی او جالب نیست : آیشو.

- نقش رانی موکرجی در فیلم کوچ کوچ هوتاهه ساخته کارن جوهر به او پپپیشنهاد شده بود.

- فیلم مورد علاقه اش کازا بلانکا است.

- سلامت و زیبایی برای آیش اهمیت زیادی دارد و او رعایت بهداشت را به مردم توصیه می کند.

- او اولین زن بازیگر هندی است ک هدر جشواره بین المللب کن به عنوان داور وجود داشت.

- در میان ستارگان محبوبش نام راج کمار، مدهوبالا، و مادوری دیکشیت به چشم می خورد .

- مرد رویایی او باید خوش تیب باشد اما نیازی نیست حتما تیره و قد بلند باشد.

- بعد از تبلیغات پپسی او به محبوب ترین چهره در سراسر کشور تبدیل شد.

-اولین فیلم خندی او اورپیار هوگیا در گیشه با شکست مواجه شد و اجرایش نیز مورد تشویق قرار نگرفت اما توانست در آن سال جایزه بهترین بازیگر زن تازه وارد جشواره اسکرین را از آن خود کند .

- در سال 1999 به خاطر اجرای خوبس در فیلم هم دل دچوکه صنم جایزه بهترین بازیگر زن فیلم فیر را از آن خود کرد.

- غذاهای مورد علاقه او خیلی ساده است : دال ، چاول و سبزیجات .

- محبوبیت او را می توان توسط جستو جوی نامش در اینترنت سنجید بیش از هزار لینک به نام او در اینترنت وجود دارد در حالی که شاهرخ خان سی هزار لینک به نامش وجود دارد.

- همه رنگها برازنده او هستند اما آیش از چه رنگی خوشش می آید ؟ سیاه.( آخه مشکی رنگه عشقه).

- آیش چشمهایش را به بانک چشم اهدا کرده است.

او در بالای آرنج دست چپش خال سیاهی دارد







جهت اکران فیلم Bride & Prejudice به نیویورک سفر کرده بود همراهم با عوامل فیلم در یک مصاحبه مطبوعاتی شرکت کرد .جالب است که خبر نگاران عوض اینکه از او راجع به نقشش سوال کنند و از سختی های کار جویا شوند دائم از او می خواستند تا با عوامل فیلم بایستد تا آنها بتوانند عکس های مطبوعاتی بگیرند!!!



خب حتما خودشان از آیشواریا بر موضوع فیلم احاطه بیشتری داشتند و نخواستند او را زحمت بدهند!!!


موضوع دیگر طرز انتتخاب لباس مناسب ار طرف آیشواریا برای این مصاحبه بود که با طیف وسیعی از انتقاد در مطبوعات و رسانه ها و سایت های گفتگوی سرتا سر دنیا روبرو شد!!!


همه انتظار داشتند او به واسطه محتوای فیلم که تقابل 2 فرهنگ شرق و غرب است و این موضوع به عنوال تنها عامل مطرح کننده فیلم در تبلیغات به کار برده شده یک لباس کاملا اصیل هندی که تا حدود زیادی جزو لباس های رایج باشد به تن داشته باشد ولی گویا آیشوا ریا به این موضوع اصلا توجه نکرده!

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه بیست و سوم آذر 1386 و ساعت 3:18 |
 
کارینا کاپور



تارخ تولد :21 سپتامبر 1980
محل تولد :مومبای ،ماهارشتا ،هند

دومین فرزند ،بابیتا و راند کاپور و خواهر جوانتر هنرپیشه مطرح بالیوود کاریشما کاپور و با وجود آنکه نوه راج کاپور بزرگ است اما هیچگاه زیر سایه نام این مرد قرار نگرفت.
روزگاری می رفت تا به عنوان همسر سوپر استاری چون هرتیک روشن شناخته شود ،وقتی همه جا از او به عنوان زوج هنری هرتیک نام بردند ،منتقدین نکته سنج پی بردند که رابطه او و این مرد چیزی فراتر از آن چه است که به چشم می آید . اما وقتی که هرتیک برای ازدواج با سوزان خان دختر زرینه وسانجی خان را انتخاب می کند کاری از دست کارینا ساخته نیست جز ان که ساعتها به خاطر این شکست احساسی اشک بریزد و گریه کند.
نشریات شروع کردند و به نوشتن داستان عاشقانه او و هرتیک اما خودش ترجیح می داد فقط سکوت کند.
کارینا کاپور علاوه بر این به خاطر کلمات صریح و برنده اش نیز شهرت دارد او گفته بود که هرگز نمی خواهد با سانجی لیلا بنسالی کار کند زیرا وقتی که نقش در نظر گرفته شده برای او را در دیوداس به آیشورایا رای داد ،احساس کرد ،این مرد بزرگترین خیانت را در حقش کرد است و بیشتر از این ناراحت بود که چرا در این باره او صحبتی نشده است .او هم چنین در مخالفت اساسی با پریتی زینتا قرار دارد و گفته که این دختر برای او کوچکتر از آن است که بخواهد یک مهره رقابتی باشد!
دختر چشم عسلی بالیوود باهوش است و می تواند شما را با نگاه جذاب خود خیره کند همانطور که چشم هزاران بیننده را در هند خیره کرد.
اولین فیلم این دختر ای بود از جی پی دوتا در مقابل آبیشک باچان که توانست به صدر جداول فروش دست پیدا کند و کارینا در کنار آبیشک زوج هزار جدید گرفتند


+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در جمعه بیست و سوم آذر 1386 و ساعت 3:9 |
خلاصه ای از زندگینامه شهید

روستاي قهرود از توابع شهرستان كاشان در سال 1336 پذيراي كودكي شد كه پدرش جهت سالم ماندن او به آستان با كرامت حضرت عباس نذر كرد و مادر، اسم او را عباس نهاد. او در محيط ساده و باصفاي روستا و جو مذهبي خانواده رشد كرد. پس از اتمام تحصيلات ابتدايي در زادگاهش براي ادامه تحصيل راهي تهران شد. در آغاز سال سوم دبيرستان مجدداً به كاشان بازگشت و موفق به اخذ ديپلم در رشته نساجي گرديد. دوران سربازي خود را در پادگان عباس‌آباد كه در آن زمان فرماندهي حكومت نظامي تهران بود، گذراند.

عباس از طريق ارتباط با برخي دوستان روحاني مبارز، با پخش اعلاميه و نوارهاي سخنراني امام فعاليت خود عليه رژيم پهلوي را آغاز كرد و در همين دوران توسط ساواك دستگير و مورد شكنجه قرار گرفت. تا اينكه در پي فرمان امام خميني (ره) او نيز از پادگان گريخت و در جمع مردم به مبارزات خود ادامه داد. هنگام ورود امام در كميته استقبال، مسئوليت حفاظت و حراست از ايشان را به عهده گرفته در تصرف و خلع سلاح پادگان عباس‌آباد در 21 و 22 بهمن نقش مؤثري داشت.

با پيروزي انقلاب اسلامي در راه‌اندازي سپاه پاسداران كاشان پيشقدم شد و در اوايل سال 1358 به عضويت اين نهاد مقدس درآمد. در فاصله كوتاهي مأمور به حفاظت از بيت امام در قم گرديد و هنوز اين مأموريت به پايان نرسيده بود كه مسأله اغتشاش در ايرانشهر مطرح شد و در پي آن غائله كردستان او را با چهر ه واقعي جنگ آشنا كرد.

عباس با استعفا از مسئوليتش در سپاه كاشان راهي كردستان شد و پس از مدتي سمت مسئول اطلاعات و عمليات پيرانشهر منصوب گرديد. حاج عباس كه لياقت نظامي خود را به فرماندهان از جمله حاج احمد متوسليان نشان داده بود پس از شكل‌گيري تيپ 27 محمد رسول الله (ص) راهي جنوب شد و به سمت عنوان مسئول اطلاعات- عمليات تيپ انتخاب گرديد. او در عمليات ظفرآفرين فتح‌المبين از ناحيه پا به شدت مجروح گشت و در خرداد ماه سال 1361 زمانيكه حملات اسرائيل به لبنان اوج گرفت، همراه ساير دوستان براي حمايت به كشورهاي سوريه و لبنان عزيمت كرد و پس از بازگشت به وطن در مهرماه همان سال به سنت نبوي جامه عمل پوشاند و ازدواج كرد كه حاصل آن يادگاري به نام داوود است.

در تمامي صحنه‌هاي نبرد، سربازي لايق بود و پس از عمليات خيبر (شهادت حاج همت) به فرماندهي لشگر 27 محمد رسول الله منصوب شد. سرانجام در روز 24/12/1363 بر اثر اصابت تركش خمپاره به سرش با آب دجله وضو ساخت و نماز عشق را به قد قامت شهادت ايستاد.

قوطی کمپوت

يكي از معجزات الهي كه منجر به پيروزي عمليات فتح‌المبين شد آخرين شناسايي شب قبل از عمليات بود. من، حسين قجه‌اي و محسن وزوايي براي يافتن بهترين سير هدايت گردان به پشت جبهه دشمن و تصرف توپخانه آنها به مأموريت رفتيم. پس از اتمام كار شناسايي براي استراحت دور هم نشسته، كمپوتي را باز كرديم و در حاليكه آرام صحبت مي‌كرديم مشغول خوردن شديم و به يكديگر تأكيد مي‌كرديم كه قوطي خالي را با خود ببريم تا نشاني از خود به جا نگذاشته باشيم. با خوشحالي به مقر بازگشتيم و پس از ارائه گزارش كار، ناگهان به خاطر آورديم كه غفلت كرده و قوطي را همانجا گذاشته ايم. ديگر كاري نمي‌توانستيم بكنيم و فقط به خدا توكل كرديم. اوايل شب بعد، چند ساعتي پس از حركت گردان، محسن وزوايي با بيسيم اعلام كرد كه راه را گم كرده است. همه نگران بودند حتي فرمانده‌مان حاج احمد متوسليان به سجده رفته و با گريه به پروردگار التماس مي‌كرد. چند لحظه بعد خبر داده شد كه گردان راهش را پيدا كرده و عمليات با رمز فاطمه الزهرا (س) آغاز شد. بعدها فهميدم فرمانده گردان مسير را از روي همان قوطي جامانده پيدا كرده است. هميشه مي‌گفتم خداوند اينگونه شري را به خير رقم زد.

راوی: خود شهید

پیوندی با نور قرآن

حاج عباس مدتي كه به علت مجروحيت حين عمليات فتح‌المبين در بيمارستان بستري شد وقت را مغتنم شمرده و در مورد تشكيل خانواده فكر مي‌كرد. همسر يكي از دوستان عباس، مرا به او معرفي كرد و اين آغاز آشنايي ما، در سال 1361 بود. در جريان خواستگاري احساس همدلي و همفكري كرده به جهت اطمينان استخاره كردم، آيه‌هاي سوره نور آمد: «الله نور السموات والارض» بعد از خريد مختصري بر طبق آداب و رسوم در تاريخ 21/7/1361 دلهايمان با نور قرآن پيوند خورد و عقدمان جاري گشت. روز بعد از مراسم عقد به گلزار شهدا رفتيم و عباس حلاوت خودش را در اين مدت برايم توصيف كرد: «وقتي براي خواستگاري به سراغت آمدم بار سنگيني بر سينه‌ام حس مي‌كردم، با شنيدن نامت (زهرا) آرام شدم، وقتي به درخواستم جواب مثبت دادي، همه درهاي بسته به رويم گشوده شد.» همه به او سفارش مي‌كردند كه مراسم عروسي را در باشگاه برگزار كند اما او نپذيرفت چون از خانواده شهدا خجالت مي‌كشيد و نمي‌خواست خود را درگير مراسم كند. لباس دامادي او نيز همچون سرداران ديگر جامه سبز سپاه بود. مراسم در عين سادگي انجام شد و حاج عباس بعد از ازدواج بلافاصله به منطقه بازگشت

راوی : همسر شهید

فرمانده لشکر

حاج عباس رفتار و كردارش با پذيرفتن فرماندهي لشگر تغيير نكرد و او كسي نبود كه اين القاب را افتخاري بداند به همين خاطر هيچ وقت نخواست عنوان كند كه فرمانده لشگر است زيرا بسيجيان را فرماندهان واقعي جنگ مي‌دانست. بعد از عمليات خيبر، مشغله‌اش زياد شد و دير به خانه مي‌آمد. او چيزي نمي‌گفت. من هم نمي‌پرسيدم تا اينكه يك روز از طرف لشگر تلفن مخصوصي را در خانه ما نصب كردند و گفتند: «اين مخصوص فرماندهي است و عباس فرمانده لشگر 27 محمد رسول الله (ص) است.» او با اينكه فرمانده لشگر بود حقوق كمي‌ مي‌گرفت. هنگام شهادت ميزان حقوقش 2900 تومان بود. اموالي را كه در اختيار داشت متعلق به خداوند و تمامي‌ مردم مي‌دانست و معتقد بود كه او وظيفه نگهباني از آنها را بر عهده دارد و اجازه نمي‌داد بيت‌المال حتي يك سر سوزن جابجا شود.

راوی : همسر شهید

رمز یا زهرا (س)

براي تولد تنها فرزندمان داوود در خرداد سال 1363 از انديمشك به دزفول آمديم. در طول مسير حاجي نشان بيمارستان را از مردم مي‌پرسيد، متوجه شديم كه تنها بيمارستان مناسب كه مزين به نام حضرت زهرا (س) بود در همان حوالي است. وقتي حاجي نام خانم فاطمه زهرا (س) را شنيد، ذكر نام ايشان را آنچنان بيان كرد كه فكر كردم اتفاقي افتاده ولي خودش به من چنين گفت: «نام همسرم زهراست، در عمليات فتح‌المبين با رمز يا زهرا (س) مجروح شده‌ام و اينك تولد فرزندم نيز در بيمارستان حضرت زهرا (س) است.» حاج عباس درست مي‌گفت زندگي ما با رمز يا زهرا (س) گره خورده بود. حتي شهادت او هم در عمليات بدر با رمز يا زهرا (س) بود و پيكرش ميهمان ابدي بهشت زهرا (س) شد.

راوی : همسر شهید

بوی برگ حضور

قبل از عمليات به ديدن عباس رفتم به غير از او كسي داخل سنگر نبود. در حالت چهره‌اش نورانيت زيادي مي‌ديدم، اصلاً نمي‌توانستم به خودم اجازه دهم كه با او شوخي كنم. از لحن صحبتهايش دانستم كه دلش جاي ديگري است به او گفتم: «امروز با روزهاي ديگر فرق داري، حلالم كن. من چيزي مي‌بينم كه خودت نمي‌بيني، اگر شهيد شدي مرا هم شفاعت كن.» با هر زحمتي بود از او قول شفاعت گرفتم، اما خودش چيزي نمي‌گفت، پرسيد: «معلوم نيست امروز چه مي‌گويي؟! برو زمان ديگري بيا.» ولي آنقدر اصرار كه گفت: «اگر كاري از دستم برآمد، چشم!» او روزي ديگر با يكي از دوستان به بهشت زهرا رفته بود، در آنجا كنار مزار شهيد اقارب‌پرست ايستاد و چند دقيقه‌اي به قاب عكس و قبر او خيره شد و همانجا مبهوت ماند. آن موقع خيلي معنايش را نفهميدم تا روزي كه او را در همانجا به خاك سپردند

راوی : یکی از همرزمان

از جزيره مجنون تا بهشت زهرا (س)

در عمليات بدر، حاج عباس پس از سركشي سنگرهاي اطراف، به سنگر ديده‌باني بازگشت. در يك لحظه با شنيدن صداي مهيبي روي زمين دراز كشيدم خوب دقت كردم تا بدانم گلوله تانك كجا اصابت كرده ، خدايا چه مي‌بينم؟! توي اين سنگر حاج عباس بود! او را از سنگر بيرون كشيدم. تركشي پشت سرش را متلاشي كرده بود اما چشمهايش هنوز نگران بسيجيان بود. او را داخل قايق گذاشته و با سرعت به طرف پست امداد حركت كرديم. اما ديگر فايده‌اي نداشت همه چيز تمام شد ... قايق آرام به طر ف اورژانس حركت كرد در حاليكه حاج عباس با چهره‌اي معصوم در زير پتو آرميده بود. پيكر خوني و خيس او را داخل آمبولانس گذاشته و به سمت دوكوهه راه افتاديم و به نيت آخرين وداع، پيكر او را دور زمين صبحگاه طواف داده به سمت تهران حركت كرديم. عباس كريمي‌ روز 23/12/1363 و در سالروز شهادت حاج همت به او پيوست و اين تاريخ براي دومين بار در خاطره لشگر 27 محمد رسول الله (ص) جاودانه شد. 2 روز بعد پيكرش در كنار مزار شهيد اقارب‌پرست به خاك سپرده شد و بار ديگر مسافري از جزيره مجنون به بهشت زهرا (س) ميهمان گشت.

راوی : یکی از همرزمان

سخن شهيد
خودمان را بررسي كنيم، ببينيم كجا بوديم، چه بوديم، از كجا آمده‌ايم و به كجا مي‌رويم. ما كه نيروي اين انقلاب هستيم بايد براي آن خون بدهيم. خصوصيات يك فرمانده به اين شرح است: «سلامتي جسم و فزوني علم، مشورت با نيرو، سعه صدر و نداشتن حس انتقام، برخورد با افراد تحت فرماندهي از راه ارشاد و موعظه در كنار همه تاكتيك‌ها، از همه مهمتر فاصله نگرفتن از خداست. فرماندهي كه ابتكار عمل نداشته باشد تسليم است. ابتكار عمل سلاح برنده مؤمن است.»

وصيت نامه
... صبر پيشه كنيد و صبر، تسليم نشدن در مقابل باطل و ناحق نيست بلكه استواري و ايستادگي در برابر ناملايمات و سختي‌هاست. صبر، (مقاومت) در مقابل گرفتاريها، مبارزه سرسخت با مشكلات زندگي، مبارزه با هواي نفساني و اجراي دستورهاي امام و مبارزه با منافقين داخلي است كه خود نيز يك جبهه داخلي هستند.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 و ساعت 3:14 |

10 سال بعد از آژانس شيشه‌اي چه كسي دل شيشه‌اي ما را مي‌شكند؟

آقاي حاتمي‌كيا بچه‌هاي اين دوره زمانه از حاج كاظم و اصغر براي هم داستان‌ها تعريف مي‌كنند. از شجاعت‌ها و پهلووينهايشان. از شما كه خالق آنها هستيد. آقاي حاتمي‌كيا ما هنوز روي اسم حاج كاظم و عباس قسم مي‌خوريم. اميدواريم شما ما را مايوس نكنيد. "مهناز افشار و محمدرضا گلزار بازيگران جديدترين فيلم ابراهيم حاتمي‌كيا."


حاج كاظم هنوز براي كمك به عباس تنها است، اصغر كجايي؟

آقاي حاتمي‌كيا به ما رحم كن. به تمامي آن لحظاتي كه براي حاج كاظم، عباس و اصغر گريه كرديم رحم كن. برادر ابراهيم مگر زنده نگه داشتن ياد شهدا همپاي شهادت نيست؟ آخر مهناز افشار كجاي فرهنگ شهادت قرار مي‌گيرد؟ بازيگر آتش بس را چه به حاتمي‌كيا؟ برادر ابراهيم يادت هست گفتي: دعاكنيد در كرخه بمانم و در راين غرق نشوم. حالا مهناز افشار كرخه هست يا راين؟

برادر ابراهيم اگر به خودت رحم نمي‌كني به ما و اعتمادي كه به تو كرديم رحم كن. چگونه يك شبه از پرويز پرستويي، رضا كيانيان و حميد فرخ‌نژاد به محمدرضا گلزار و مهناز افشار رسيديد؟ البته اين زمزمه‌هاي يك شب ۱۰ ساله است! آقاي حاتمي‌كيا من جواب آن پسري را كه در اعماق پل رومي در خانه‌اش سنگر درست كرده و از آن بوي پيراهن يوسف به مشام مي‌رسد را چه بدهم؟


لباس حاج‌كاظم و فاطمه بر تن گلزار و مهناز افشار كمي گشاد است

حاج كاظم را بايد قهرمان نمونه‌وار دوران پس از جنگ قلمداد كرد كه هنوز پايبند آرمان‌هاي رسوب كرده درون خود است. قهرماني كه مناسبات جامعه پس از جنگ را برنمي‌تابد و وقتي همراهي پيدا نمي‌كند به تنهايي سر به اعتراض و شورش بر مي‌دارد.

آقاي حاتمي‌كيا تازه‌گي‌ها به فيلم‌هاي روي پرده نگاهي انداختيه‌ايد؟ توفيق اجباري، كلاغ پر، جايگاه محمدرضا گلزار و مهناز افشار را در سينماي ايران مي‌دانيد؟ بگذاريد سرراست و مستقيم به شما بگوييم اينها بازيگران درپيت سينماي ايران هستند. بازيگران پاپ‌كورن خور و فست فود. حضور مانكنها در جغرافياي حاج كاظم، عباس و اصغر محكوم است.

مهناز افشار فقط به درد كساني مي‌خورد كه با آهنگ كامران و هومن مي‌رقصند و چلچراغ مي‌خوانند. يك مشت دختر و پسر الكي خوش. سينماي شما خيلي بزرگتر از قد و قواره اينها است. برادر ابراهيم لباس حاج‌كاظم و فاطمه بر تن گلزار و مهناز افشار كمي گشاد است.


مهناز افشار فقط به درد كساني مي‌خورد كه با آهنگ كامران و هومن مي‌رقصند

حاج كاظم وارد بازي ناخواسته‌اي مي‌شود كه به موازنه‌اي نابرابر مي‌ماند و حتي وقتي عباس و اصغر به او مي‌پيوندند همچنان اقليت كوچك آنها كه به زور اسلحه به پاخاسته در مقابل جمعيتي كه گروگان آنها شده‌اند، غريب مي‌نمايد.

آقاي حاتمي‌كيا يادتان هست در مستندي كه درباره پشت صحنه آژانس شيشه‌اي ساخته شد عنوان كرديد كه حاج كاظم بيش از هر چيز برآمده از موقعيت خود شما در آن زمان است. پسزدگي از سوي مردم و اجتماعي كه زماني براي حفظ آنها از همه چيز خود گذشتيد و شكافي كه حاصل اين حضور نداشتن است.


اصغر زودباش سنگر خاليه

نكند حالا حضور مهناز افشار و محمدرضا گلزار نشانه موقعييت شما در جامعه‌اي هست كه جوانهايش فكر مي‌كنند همت فقط اسم يك اتوبان است!؟ هيچ كجا امن نيست و قهرماني كه حتي در خانه نه با كلام بلكه با نگاه سرزنش مي‌شود.

مگر جز به زور اسلحه مي‌تواند گوش شنوايي براي شنيدن رازهايش پيدا كند؟ اينجاست كه فاطمه چفيه‌اي كه آبروي يك نسل است را براي حاج‌كاظم مي‌فرستد و تنها بازمانده نسل ابراهيم همت و باكري را به درستي رويكردي كه در پيش گرفته مطمئن مي‌كند.

آژانس شيشه‌اي در شانزدهمين جشنواره فيلم فجر در سال 76 موفق شد سيمرغ بلورين بهترين فيلم، فيلمنامه و كارگرداني، بهترين بازيگر نقش اول و دوم مرد براي پرويز پرستويي و رضا كيانيان، بهترين بازيگر نقش دوم زن و مرد براي بيتا بادران و حبيب رضايي، بهترين موسيقي متن و بهترين تدوين را به دست آورد.


 برادر ابراهيم بليطاي ما رو دادي رفت؟

برادر ابراهيم تو را به جان حاج كاظم و اصغر بي‌خيال مهناز افشار شو. آقاي حاتمي‌كيا آژانس شيشه‌اي آبروي يك نسل است. نسلي فراموش شده. ديگر خيلي‌ها فراموش كردند كه اگر حاج كاظم، عباس و اصغر نرفته بودند جبهه‌ الان دخترهاي ايراني بايد جلوي صدام توي سعدآباد عربي مي‌رقصيدند. 

يادتان هست عباس به حاج كاظم چي گفت: حاجي ما با خدا مامعله كرديم نه با اينا.

منبع : سايت گردباد

ياسي - ايران - ايران
خوب اينكه گفتين يعني چي؟! يعني چون يه زماني حاج كاظم ها رفتن جلو صدام سنگر بستن حالا ما هميشه بايد تو تي وي و سينما فقط حاج كاظم و حاج ابراهيم و .. ببينيم.مگه نه اينكه اونا با خدا معامله كردن پس واسه چي از كوه كاه مي سازين آره بابا يه هشت سال صدام اومد ملت و به گلوله بست اين حاج كاظما رفتن و جنگيدند دمشون گرم ما مخلصشون هم هستيم ولي حالا ما يه 800 قرن بايد تو كنكور سهميه حاج كاظم تو استخدام سهميه حاج ابراهيم و ... ببينيم و نگيم ما هم هستيم
شنبه 3 آذر 1386

عسل - المان - مونيخ
عسل المان مونيخ زن مرد خشمگين تو رو خدا مديون هفت جدتي اقاي برادر حاتمي كيا راست ميگه به خدا تو را به خدا تو نرو تو باند اشاعه فحشا درود بر احمدي نژاد
شنبه 3 آذر 1386

محمد - ايران - مشهد
من با اينكه متولد بعد از انقلاب هستم و خيلي هم مذهبي و انقلابي نيستم اما فكر ميكنم كه ديگه پيش نياد فيلمي مثل آژانس شيشه اي ساخته بشه كه مصداق عيني (هر آنچه از دل برآيد بر دل نشيند) بود و ديدگاه غير منصفانه اون زمان جامعه رو نسبت به جنگ و رزمنده هاي واقعي عوض كرد.اميدوارم اشتباه كنم اما متاسفانه آقاي حاتمي كيا تو فيلمهاي اخيرشون نشون دادن كه مثل خيلي هاي ديگه دچار استحاله شدن و از ارزشهاشون فاصله گرفتن اينم كه از آخرين كارشون كه اميدوارم از اين تصميم صرفنظر كنن.
شنبه 3 آذر 1386

سعيد - ايران - تهران
واقعآ تكان دهنده بود من به شخصه از اين دوتا خوشم نمي ياد خيلي لوس و سبكن فقط دارن نونه قيافشون رو مي خورن و گرنه بازيگراي توانمندي نيستن عمرآ اگه تا آخر عمر هم تلاش بكنن يك صدم پرويز پرستويي و رضا كيانيان و خسرو شكيبايي عزت الله انتظامي و علي نصيريان نمي شن
شنبه 3 آذر 1386

فرشته - انگلستان - لندن
سینمای جنگ ایران را فقط با حاتمی کیا می شناسم. برای وجودش و تفکراتش احترام ویژه ای قائلم. نگاه متفاوتش به جنگ و فرهنگ شهادت و دفاع از وطن را می ستایم. اژانس شیشه ای را می پرستم. هزاران بار همپای عباس و حاج کاظم گریستم. هزاران بار مثل عباس روی شانه های حاج کاظم جان دادم.
اگر ابراهیم حاتمی کیا این بازیگران را انتخاب کرده بی تدبیر و بی حکمت نبوده. اگر او را باور دارید پس صبر داشته باشید.
شنبه 3 آذر 1386

بهار - ایران - زنجان
بابا به این جوونها هم باید فرصت داد یا نه؟ این همه تعصب بی جا ؟؟؟؟!!! خنده داره
شنبه 3 آذر 1386

مسعود - ایتالیا - ميلان
سلام بر شهیدان
شنبه 3 آذر 1386

فرناز - کانادا - ونكوور
خانم عسل شما رو چه به سینما.احمدی نژادی هاکه سینما نمیرن
شنبه 3 آذر 1386

آرش - آمریکا - لس آنجلس
من نميدونم اين مسخره بازيها تا چه زماني بايد ادامه پيدا كنه ؟ اخه به ما چه ربطي داره كه فلان كارگردان ازفلان هنرپيشه استفاده كنه يا نه .
شنبه 3 آذر 1386

حسين - ايران - تهران
اي ول...اي ول ......داش مجيدو اي ول...............داش كيا هر كيو دوست داري بيار ولي بازيگري بلد باشه ...حالمونو بهم نزن..
شنبه 3 آذر 1386

ماتيا - ايران - اصفهان
بحث اصلا موضوع انقلاب ومذهب و جنگ نيست موضوع اينه كه كسايي كه نون چهرهشون و ميخورن و اصلا بازيگراي قابلي نيستن نمي تونن پا جاي استاد پرستويي بذارن اين لقمه براشون بزرگه
شنبه 3 آذر 1386

ميناك - ايران - تهران
اگه به حاتمي كيا و فيلمهاش اعتقاد داريم پس نبايد اين طور جبهه بگيريم.دربوي پيراهن يوسف هم نيكي كريمي بازي كرد كه انزمان بيشتر به لحاظ گيشه ازش استفاده مي شد اماانصافا هم خوب كار كرد و فيلم هم فيلم خوبي شد.پس بايد ديد چرا حاتمي كيا سعي داره از چنين بازيگراني استفاده كنه؟
شنبه 3 آذر 1386

مقدم - ايران - اصفهان
با در پيت دانستن حاتمي كيا و تلاش ناموفق تلويزيون در بزرگ كردن الكي يه ادم معمولي(كوشش بي ثمر براي جازدن گنجشك رنك شده به جاي قناري) - و با هوش بودن اين مردم صددرصد موافقم
شنبه 3 آذر 1386

شهلا - ايران - تهران
اي كاش كمي انصاف داشتيم...وهر موضوعي رو با پيش فرضهامون قضاوت نمي كرديم...جنگ واژه زشت و كثيفيه ولي اگه اوناپي كه با تمام عشق و علاقشون به ايران نمي رفتن و نمي جنگيدن ما الان كجا بوديم؟ آيا يه سهميه كنكور در ازاي بي پدري و هزار درد بي درمون خبلي زياده؟؟؟به خدا من فرزند شهيد نيستم ولي شما رو به خدا حساب جنگ و شهيدان و جانبازان رو از حساب دولت و حكومت جدا كنيد...اونا براي حفظ صيانت و شرافت ما و خودشون تلاش كردن.... اينقدر بيرحمانه اونا و فداكاريشونو بي ارزش نكنيم...
يكشنبه 4 آذر 1386

رويا - ايران - مشهد
اتفاقا من هم از اين دو بازيگر خوشم مياد هم با اهنگ كامران و هومن ميرقصم خوب چه اشكالي داره به وقتش اهنگ شجريان هم گوش ميدم هر چيزي جاي خودش
يكشنبه 4 آذر 1386

عرفان - ايران - تهران
حاج ابراهیم :
شما هم ما با اژانس شما چه گریه ها که نکردیم یادم نمی ره فیلمتو تو اون اوضاع و احوال خفقان حاجی دل ما بچه های بعد از جنگ و با این فیلمات نسوزون
يكشنبه 4 آذر 1386

ساناز - ايران - ايران
عسل جان نشستی تو آلمان و حرف میزنی اگه عاشق احمدی نژادی پس چرا نمیای ایران زندگی کنی.....؟
يكشنبه 4 آذر 1386

روزبه - ايران - ايران
واقعا غیرتی هستین ؟خانم افشار و کلزار مشکل دارن؟پس این همه حاج کاظمی کی ایران را به منجلاب کشیدن رو نه میبینی؟چرا اونجا صدات دار نمییاد.اگر مردی واقا مرد باش وا اگر رن هستی شیر زن باش.اگر هم غیرت داشتی سرتو مثله شتر مرغ زیره برف نمیکردی.
يكشنبه 4 آذر 1386

فرامرز - ايران - تهران
اينكه آقاي حاتمي كيا از گلزار و افشار استفاده كرده به معني اون نيست كه اين دو را جاي ديگر هنر پيشه ها قرار ميدهد . شايد هنگام خواندن قصه اين چهره ها به ذهنش اومده .بنابراين شما هيچ گاه بين اين كار و كار هاي قبلي قياسي قاپل نشيد.
عزيزان هركس توي دنياي به اين بزرگي يك جوري زندگي ميكنه و نون در مياره حالا دو نفر هم نون چهرهشون رو بخورن مگر از كيسه من و شما ميره هركي طرفدارشون بره ببينه و هر كس هم كه نه خوب معلومه ...
ولي به نظر من بهتره كه بدور از ذهنيت قبلي و در نظر گرفتن شخصيت واقعي و روز مره و كارهاي قبلي بازيگران در اين فيلم به دنبال تفكر و انگيزه آقاي حاتمي كيا باشيم و با تعصب به جنگ عقيده نريم .
سه‌شنبه 6 آذر 1386

عسل - ايران - تهران
خوب حاتمي كيا فكر اينه كه فيلمش فروش كنه ديگه وگر نه ديگه كسي به اين كاري نداره كه فيلمش ماندگار باشه يا نه ...
سه‌شنبه 6 آذر 1386

سيما - المان - كلن
شما ها فکر میکنید که تمام کسانی که توی جبهه بودن ادم های خیلی خشک و افراطی بودن و فقط نماز و روزه میگر فتند .....نه انها ادم های طبیعی بودن و با شهامت نه یک بعدی در مقوله هنر و سینما هم شما نمی تونید بگید کی خو به کی بد از روی چه معیاری میگین این دوتا خوب نیستن چون خوشگلند وارتستهای های خوبی هستن و درامد بالا دارن و سینما کشوران را از بحران نجت مدن و دارن سعی میکنند
هنرمندان فرنگی رقابت کند کمی مهربان باشیم با هم
سه‌شنبه 6 آذر 1386

عسل - المان - مونيخ
سلام به شا هنشاه اريا مهر اقاي احمدي نژاد
سه‌شنبه 6 آذر 1386

ندا - سويس - برن
من اقاي ابراهيم حاتمي كيا وكارهاشون را دوست دارم وبه نظرم كاري كه مي خوان انام بدن درسته
سه‌شنبه 6 آذر 1386

شميم - ايران - اراك
آقای حاتمی کیا اینقدر انسان با فکری هستن که هیچ کاری رو بدون حکمت انجام نمیدن.
خب حتمآ تو این دو تا جوون چیزی دیدن که رفتن سراغشون.پس بهتره توی کارشون دخالت نکنیم و منتظر بمونیم.
سه‌شنبه 6 آذر 1386
+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 و ساعت 3:13 |

مسعود كيميايي: دوست دارم فيلم تختي را بسازم

مسعود كيميايي از علاقه خود براي ساخت اثري با محوريت زندگي جهان پهلوان غلامرضا تختي خبر داد.

به گزارش خبرگزاري «انتخاب» به نقل از مهر، حدود سه سال پيش و در زمان مديريت پيشين شبكه دو فيلمنامه‌اي با موضوع زندگي جهان پهلوان تختي به قلم عليرضا نادري تصويب شد و در دستور كار قرار گرفت. اين فيلمنامه جزو توليدات الف ويژه صدا و سيماست و قرار است يك فيلم سينمايي و مجموعه‌اي 13 قسمتي از آن توليد شود.

كيميايي درباره پذيرش پروژه سينمايي ـ تلويزيوني تختي در صورت پيشنهاد شبكه دو به مهر گفت: "زندگي تختي و پرداختن به ابعاد شخصيتي و پهلواني او موضوعي ملي است. او بخشي از زندگي و ورزش سنتي مردم ايران است و براي ساخت چنين پروژه‌اي آمادگي كامل دارم."

وي در ادامه با اشاره به اين نكته كه فيلمنامه نوشته شده را بايد مورد مطالعه قرار دهد خاطرنشان ساخت: "ابتدا بايد فيلمنوشت را كه توسط نويسنده اثر نوشته شده بخوانم. به هر حال يكي از ويژگي‌هاي زندگي تختي وجوه پنهان زندگي او بوده كه بايد به نوعي در اثر ساخته شده لحاظ شود."

براي ساخت اين پروژه سه كارگردان مطرح و صاحب‌سبك سينما مد نظر بودند كه كيميايي يكي از آنهاست. پروژه تختي همچنان در دستور كار مسئولين گروه فيلم و سريال شبكه دو قرار دارد. زندگي جهان پهلوان تختي يكي از دغدغه‌هاي زنده‌ياد علي حاتمي هم بود كه به دليل مرگ زودهنگام وي ناتمام ماند.

در اين اثر مرحوم حاتمي به روايت زندگي تختي از تولد تا مرگ پرداخته بود. بعدها پروژه ناتمام اين كارگردان فقيد به بهروز افخمي واگذار شد كه او فيلم را با حال و هوايي ديگر بر مبناي چگونگي مرگ تختي ساخت. در هر حال زندگي جهان پهلوان تختي از موضوع‌هاي جذاب و حساس است كه تاكنون توليد آن محقق نشده و اميد است با همت مسئولين شبكه دو سيما به بار بنشيند.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 و ساعت 2:54 |

سوپر استارهاي جهاني در سينماي ايران

اگرچه پيش از اين نيز بازيگران خارجي در برخي از فيلم ها و حتي سريال هاي تلويزيوني ايراني حضور داشته اند، اما نه از چهره هاي مطرح سينماي جهان كسي در ميانشان بود و نه حضورشان در سينماي ايران چشمگير بود، اما اين روزها خبرهايي از سينماي ايران مي رسد كه گويي پاي بازيگران مشهور سينماي جهان هم به سينماي ايران باز خواهد شد.
عباس كيارستمي و ژوليت بينوش
عباس كيارستمي و ژوليت بينوش

از مدت ها پيش حضور ژوليت بينوش، ستاره فرانسوي سينماي جهان در فيلم "رونوشت برابر اصل" عباس كيارستمي قطعي بود و عباس كيارستمي دنبال بازيگر مقابل او مي گشت كه چندي پيش در يكي از نشست هاي جشنواره فيلم مستند ايران از پيدا شدن بازيگر مقابل بينوش خبر داد، بازيگري كه نامش نيز به تازگي اعلام شده است: سامي فري.

پيشتر از رابرت دونيرو نيز براي بازي در نقش مقابل بينوش نام برده شده بود. كيارستمي فيلمش را امسال در ايتاليا كليد خواهد زد و اين اولين فيلم كيارستمي خواهد بود كه به زباني غير فارسي توليد مي شود.

كيارستمي كارگردان ايراني محبوب فرانسوي ها با انتخاب دو بازيگر فرانسوي، در باز كردن پاي بازيگران سينماي جهان به ايران سهيم شده است؛ اما گزارش هاي خبري حاكي از آن بود كه مجيد مجيدي، تنها كارگردان ايراني كه نامزد اسكار شده، به دنبال بازيگر خارجي براي فيلم جديد خود است، اما نه در اروپا و آمريكا، بلكه در هند.

او قراربود فيلمي با نام " كشمير سل زده" با همكاري هنرمندان هندي بسازد كه در روزهاي اخير اعلام شد از بازيگر خارجي استفاده نخواهد كرد.

پيش از اين محسن مخملباف پاي بازيگران آسيايي را به سينماي ايران گشوده بود، بازيگراني از افغانستان، هند و تاجيكستان. همچنين ابوالفضل جليلي نيز در آخرين فيلمش "حافظ" از يك بازيگر زن ژاپني استفاده كرد، اگرچه هر دو كارگردان سراغ سوپر استار ها نرفتند .

اما خبر جالب براي سينمادوستان، فيلم "سن پترزبورگ" است كه حميد اعتباريان تهيه كننده اش به تازگي از موافقت كمال تبريزي براي پذيرش كارگرداني آن خبر داده و گفته است كه از عمر شريف و مايكل كين براي حضور در اين فيلم دعوت شده و موافقت اوليه نيز گرفته شده است.

ابوالفضل جليلي و بازيگر ژاپني فيلم حافظ

حميد اعتباريان كه اوايل امسال قرار بود فيلمي از بهرام بيضايي را تهيه كند، اما با او دچار اختلاف شد، علت روي آوردن به بازيگر خارجي را فراهم آوردن كششي جهاني براي كشورهاي خارجي اعلام كرده است؛ اما آيا سينماي ايران مي تواند با به خدمت گرفتن يك يا چند سوپر استار خارجي راهي به بازارهاي جهاني بگشايد و آيا دعوت از بازيگران خارجي براي سينماي ايران صرفه اقتصادي دارد؟

در كنار خبر دعوت از بازيگران سينماي جهان براي حضور در ايران خبرها حاكي است برخي از كارگردانان نيز براي عوامل ديگر فيلم نيز سراغ چهره هاي جهاني مي روند.

مازيار ميري سال گذشته براي توليد فيلم "پاداش سكوت" از فيلمبرداري خارجي براي گرفتن صحنه هاي زير آب استفاده كرد.

همچنين احمدرضا درويش كه پيش از اين براي صداگذاري فيلم "دوئل" از استوديوهاي خارجي سود جسته بود، براي پروژه جديدش كه فيلمي پرهزينه درباره واقعه عاشورا است، قصد دارد به سراغ عوامل خارجي و احتمالا بازيگر خارجي برود.

محمد مهدي عسكرپور نيز كه فيلم سينمايي اقليما را آماده نمايش دارد، براي پروژه جديدش بين تهران و پاريس در رفت و آمد است و از بازي بازيگر خارجي در فيلمش خبر داده است.

بهروز افخمي نيز براي موسيقي فيلم تازه اش كه درباره زندگي آيت الله خميني، بنيانگذار جمهوري اسلامي است، در جست و جوي يك آهنگساز برجسته خارجي است و چند كارگردان ديگر مانند احمدرضا درويش نيز براي پروژه هاي آينده خود دنبال عوامل و امكانات خارجي هستند.

در هر حال براي برخي از كارگردانان كه پروژه هاي بزرگ و حمايتي در سينماي ايران مي سازند، استفاده از برخي از عوامل و امكانات خارجي ممكن است، اما استفاده از بازيگران سوپر استار كماكان با اين سوال مواجه است كه آيا صرفه اقتصادي دارد يا نه؟

به نظر مي رسد برخي از تهيه كنندگان با همان منطقي سراغ بازيگر خارجي مي روند كه در ايران سراغ سوپر استارها مي روند و تصور غالب اين است كه حضور ستاره خود به خود به فروش فيلم مي انجامد و اگر فيلم هيچ چيز ديگري هم نداشته باشد، حضور صرف بازيگران مشهور خارجي در فيلم، درهاي گيشه را در كشورهاي مختلف به رويشان باز مي كند.

 به نظر مي رسد برخي از تهيه كنندگان با همان منطقي سراغ بازيگر خارجي مي روند كه در ايران سراغ سوپر استارها مي روند و تصور غالب اين است كه حضور ستاره خود به خود به فروش فيلم مي انجامد
 

چنين حضوري بي ترديد در ايران با استقبال روبه رو خواهد شد، اما دستمزد بالاي سوپر استارهاي جهاني در قياس با ميزان فروش سينماي ايران نشاني از صرفه اقتصادي باقي نمي گذارد.

در چنين وضعيتي به نظر مي رسد دو دسته از كارگردانان در به كارگيري بازيگران سرشناس خارجي در فيلم هايشان با توفيق روبه رو خواهند شد، اول كارگرداناني كه خود به چهره هاي جهاني تبديل شده باشند، مثل عباس كيارستمي و مجيد مجيدي. چنين كارگرداناني به خاطر برخورداري از تهيه كننده بين المللي مي توانند سينماي خود را هم از نظر توليد و هم فروش با استانداردهاي بازار هاي جهاني تنظيم كنند.

دومين دسته از كارگرداناني كه توانايي بهره گيري از بازيگر و عوامل خارجي را دارند، كارگرداناني هستند كه پروژه هاي بزرگ حمايتي مي سازند و حمايت نهاد هاي مختلف دولتي يا غير دولتي را در ايران پشت خود دارند. مثلا سيستم دالبي در ايران با فيلم "دوئل" كه يكي از پروژه هاي بزرگ در سينماي ايران بود، در سينماي ايران فراگير شد.

اگر از اين دو دسته بگذريم، بقيه كارگردانان و تهيه كنندگان در شرايط فعلي سينماي ايران چنين امكاني ندارند و اگر هم اصرار بر چنين پديده اي داشته باشند، صرفا به مد و تب روز است و تاثير چنداني در سينماي ايران نخواهد گذاشت.

البته نكته در اين ميان اين است كه تا كنون به جز عباس كيارستمي، ساير كارگردانان و تهيه كنندگان هنوز با هيچ بازيگري به عقد قرارداد نرسيده اند و حداكثر تا مرحله توافق اوليه رسيده اند و چه بسا ممكن است كه توافق نهايي ممكن نباشد.

+ نوشته شده توسط سید اکبر حسینی در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 و ساعت 2:48 |

واكنش شديدكاربران اينترنتي به بازي مهناز افشار و محمدرضا گلزار در فيلم حاتمي كيا

تعداد قابل توجهي از كار بران اينترنتي پايگاه تخصصي سينماي ما ،پس از انتشار خبر بازيگران فيلم جديد حاتمي كيا به اين انتخابها واكنش نشان دادند.
به گزارش خبرگزاري هنر،محمدعلي مي نويسد : از آقاي حاتمي كيا تعجب ميكنم كه از يك بازيگر خيلي سطح پايين و Low Level اي مثل مهناز افشار قراراست استفاده كند...حيف محمدرضا فروتن عزيز كه قراره همبازي مهناز افشار بشه ...آقاي حاتمي كيا ! شما يك كارگردان حرفه اي با سابقه و هنري هستيد ! چرا قدر خودتان را نمي دانيد و خود را با كارگردان هايي كه از مهناز افشار و ... براي تضمين فروش فيلم استفاده ميكنند يكي كرده ايد !آقاي حاتمي كيا ! شما كارگردان عمر من و خيلي ها بوده ايد و هستيد...پاي فيلم هاي شما گريه كرده ايم و زندگي ! فقط اسم شما هم براي تضمين فروش فيلم كافيست !نگذاريد كه پاي اين دسته از بازيگران به سمت فيلم هايي باز شود كه كارگردان هايي نظير شما فيلم مي سازند...اقعا دل من شكست وقتي اين خبر را شنيدم كه مهناز افشار قراره در فيلم ابراهيم حاتمي كيا بازي بكنه !آقاي حاتمي كيا از شما بعيد بود...!عليرضا مي نويسد :اسامي بازيگران خوب است. فقط كمي انتخاب مهناز افشار جاي تامل بيشتري داشت.من به خانوم افشار احترام ميزارم و براي هواداراشون هم احترام قائلم. ولي سبك بازي خانوم افشار سبكيست كه به درد فيلمهاي تجاري و عامه بسند و سطحي مي خورد. فيلمهايي مثل زهر عسل و كلاغ بر و تله و آتش بس و 13 گربه روي شيرواني و.....بازي خانوم افشار يك بازي معموليست و آن هم از نوع تقليديش. تقليدي كه روز به روز بيشتر مي شود و در كلاغ بر به اوج خود رسيد و دلچسب نيست. من اينگونه برداشت مي كنم كه خانوم افشار مناسب فيلمهاي حاتمي كيا نيستند. و مناسب همان سينماي كلاغ برها هستند. الته اين نظر من است.

سارا از كاربران اين سايت نيز مي گويد :خدا كند اين خبر حضور گلزار و افشار صحت نداشته باشد چطور ممكن است حاتمي كيا از اين دو باز يگر ضعيف استفاده كند البته هر دو اين باز يگران همانقدر كه خوشكل هستند افتضاح بازي مي كنند. علي نيز مي نويسد :آقاي حاتمي كيا لطفا" مراقب باشيد. هر كسي شانيت حضور در كنار شما را ندارد. ساحت آثار حاتمي كيا براي مخاطبان بسيار ارجمند و قابل احترام است...

فاطمه نيز نوشت :اقا ابراهيم سلامت نمي كنم!ديگه هيچوقت به خاطرت جلوي بقيه وا نمي ستم.ديگه دوست ندارم.ديگه واسه ديدن فيلمات نمي رم تو صف واستم .ديگه به كامنتهايي كه بهت تهمت مي زدن بازاي شدي حمله نمي كنم.ديگه نماينده نسل من نيستي يعني نماينده من نيستي.ديگه دوست ندارم.كار برديگري نيزمي نويسد :به پرويز پرستوئئ به حميد فرخ نژاد به رضا كيانيان تسليت ميگم.به دوستداران حاتمي كيا سابق هم تسليت مي گم.كاربر ديگري نيز مي پرسد؟ حاجي سوسول شدي با چشم سبزا ميپري؟؟گفته بودي بازيگراي فيلمام خود من هستند!!! فروتني مي كني .افشار نشي سردار.

سايه نيز معتقد است آقاي حاتمي كيا با قدرت كارگردانيشون از نا بازيگر ها هم بازي مي گيرد. اتفاقا به نظر من مهناز افشار بهترين انتخاب بود براي بازي با فروتن شما دوستان نمي خواد به آقاي حاتمي كيا درس ياد بدين الميرا نيز مي گويد :كاش به جاي مهناز افشار گلشيفته را مي گذاشتند منم وقتي اسم خانم افشارو بين بازيگر ها ديدم خيلي تعجب كردم ولي بعد يادم اومد كه آقاي حاتمي كيا از بازيگر هاي سطحي بازي بسيار خوبي ميگيره به حدي كه اين بازيگر ها بالا ميكشن. البته خانم افشار بازيگر بدي نيستن ولي بازم..... افتخاري بزرگ براي يكسري بازيگر جوان كه قراره با كارگردان جوان و بزرگي به نام ابراهيم حاتمي كيا كار ميكنن. اميدوارم همه بازيگران (مهناز افشار و محمدرضا فروتن و ...) موفق باشن

خيبري سابق نيز نوشت :كارگردان والا مقام وبلند مرتبه معنا گرا ارزشي هويتي كه اصلا عادت نداري در بوستان عافيت شكر نوش كني !!! دادش گويا قافيتون به تنگ اومده :فروتي و مهنازو ....احسنت فتبارك الله حاج اقا ...بابا دست خوش ايندفعه كه دست به دعا بلند كردي واسه خودتم از خدا بخواه عاقبت به خير شي اقاي ابرهيم مخمل كيا!!! فيلم ساز واكنشي ارزشي ميشه بفرمايي حضور فروتن و افشار در اين فيلمت در واكنش به كدوم نياز جامعه ات بوده ؟؟فرزند زمانه. دوره جديد فيلمسازيت به خير حاجي .ترسم نرسي به كعبه اي اعرابي .اين ره كه مي روي به لاله زار است اخوي.

زهرا - ايران - تهران
من كه باور نمي كنم همفكر شهيد اويني كه فيلماش خيلي ها را به فكر فرو ميبرد بخواد اين كارو بكنه
مهاجر مواظب باش اژانس شيشه ايت به اساني نشكند چرا كه تو خود خوب ميداني پيمودن از كرخه تا راين راه دشواري بود پس در ارتفاع پست قرار نگير
دوشنبه 28 آبان 1386

علي كيا - ايران - ساري
اينكه آقاي حاتمي كيا از چه بازيگزاني استفاده ميكنند به كسي مربوط نيست ... بهتره نديده قضاوت نشه ،،، من خودم از اين سوپر استار ها خوشم نمياد ولي دليلي به مخالفت و انتقاد قبل از ساخت و نمايش فيلم نمي بينم. البته سنماي ايران اونقدر آشفته بازار هستش كه كسي به اين اتفاقات اهميت نميده ... بهتره انتظار ما از سينماي ايران كم بشه
دوشنبه 28 آبان 1386

مري - كانادا - تورنتو
من نميدونم كي مهناز افشار و گلزار رو اورده تو سينما. هر دو در پيتين
دوشنبه 28 آبان 1386

مهران - كانادا - تورنتو
من خيلي از اقاي حاتمي كيا تشكر مي كنم خانوم مهناز افشار يكي از بهترين بازيگران حال حاضر سينماي ايران هستند
دوشنبه 28 آبان 1386

نادر - ايران - تهران
حاتمی کیا یه کارگردان معمولیه که بزای حذف مخملباف بزرگش کردن وحالا ...-و بجز یکی دو فیلم او بقیه اش با تبلیغات میخواستن فیلماشو بزرگ کنن که نگرفت و اینهم امار فروش فیلمای سالای اخیرش با همه تبلیغات دروغی..و نکات دیگه ای که بماند!
دوشنبه 28 آبان 1386

فريد - ايران - مازندران
ما ايرانيا همه يه پا متخصصيم واسه خودمون .خوب ايشون حتما يه چيزي ميدونه كه ميخواد اين كارو بكنه .شما چرا الكي جوش ميارين!!
دوشنبه 28 آبان 1386

صبا - ايران - تهران
آقاي محمدعلي شما كي هستيد كه تعيين كنيد كدوم بازيگر هاي لول و كدام بازيگر لولول هستش؟ بازيگر بعضي وقتها مجبوره هر نقشي بهش مي دن بازي كنه. بازيگري يعني قرار گرفتن در هر نقش و قالبي. حالا شما چرا واسه گريه كردن نرفتيد روضه گوش كنيد؟ مگه سينما و فيلم براي گرياندن و خالي كردن عقده هستش؟!
دوشنبه 28 آبان 1386

سهراب - ايران - مشهد
ايول نادر جان-الحق كه درست ميگي حاتمي كيا بايد افتخار كنه كه گلزار و خانم افشار قبول كنند تو فيلمش بازي كنن اون يكي دو فيلم درست وحسابي هم كه ساخته از بركت استادنصيريان و خانم نيكي كريميه ...كه ظاهرا ديگه قبول همكاري باهاش نميكنن حالا رفته سراغ خانم افشار تا بلكه دو باره دري به تخته بخوره و كارش بگيره ولي گمان نميكنم كسي كه با تبليغات از بالا بخواد كار كنه مردم ديگه تحويلش بيگيرن
دوشنبه 28 آبان 1386

مهدي - ايران - مشهد
ايول نادر جان-كه گول تبليغات سرسام اور تلويزيون در مورد بزرگ كردن يه كارگردان معمولي رو نخوردين- تازه يكي دو فيلم خوبش هم از بركت بازي استاد نصيريان و حضور نيكي كريمي(كه قبلا به ايشون افتخار همكاري مي دادن)بوده بعدش هم ايكاش فيلم نمي ساخت تا روز به روز ضايع تر نشه!
دوشنبه 28 آبان 1386

ساسان - ايران - تهران
منم ميگم حاتمي كيا يه كارگردان درجه سه هست بهمين دليل ارزش وقت گذاشتن(تلف كردن) ادماي فهميده رو نداره -نكنه به سايت شما هم پول ي چيزي داده كه ميخواين اينجوري مطرح و بزرگش كنين تلويزيون هم تو اين چند سال براي تبليغ و فروش فيلماي اين كارگردان درجه سه از همين روشها استفاده كرده ها...گفته باشم نگين مردم نميفهمن!!
دوشنبه 28 آبان 1386